11 March 2017
ش
15:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:05, 153.3 KB
ش
16:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#مربع_ترکیب


من کیم روح ادب روح وفا روح یقینم
من کیم خدمتگزار هل اتی و یاو سینم
همسر خورشید هستم مادر ماه زمینم
من کیم من جانشین دخت ختم المرسلینم

من کیم یار وفادار امیر المؤمنینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

سینه‌ای از عشق زهرا و علی سرشار دارم
افتخار همسری با حیدر کرار دارم
هر چه دارم عزت و تمکین از این دربار دارم
روی دامن چار گل از گلبن ایثار دارم

من کیم من پای‌بوس حضرت حق الیقینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

در میان خانه زهرا حیات از سر گرفتم
کودکان نازنینش را چو جان در برگرفتم
با کنیزی علی تا عرش اعلا پر گرفتم
غیر حیدر از همه عالم دگر دل برگرفتم

با عزیزان دل زهرای اطهر هم‌نشینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

من کیم امّ‌البنین امّ‌الادب امّ‌الوفایم
زینب کبری به خانه می‌زند مادر صدایم
حضرت زهرا به جنت می‌کند هر شب دعایم
بعد زهرا محرم راز علی مرتضایم

دست‌بوس حضرت مولا امیر المؤمنینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

ذات یزدان بر دل من شور داد احساس داده
شوهری چون حیدر کرار خیرالنّاس داده
چار گل نه بلکه یک باغ بهشت از یاس داده
اهل عالم حق به من از مرحمت عبّاس داده

من به ثارالله با شیران خود یار و معینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

حضرت حق ماه را در دامن من پروریده
ماه از پیشانی عبّاس من هر شب دمیده
گوید این حیدر بود عبّاس من را هر که دیده
هیچ کس ماهی چنان ماه بنی‌هاشم ندیده

مادر عباس هستم بانوی نور آفرینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

کرده‌ام مبهوت خود تا حشر ایثار و وفا را
من بلی گفتم همان روز ازل قالوا بلا را
برده‌ام با نام عباسم دل اهل ولا را
سال‌ها بردم به شانه درد و داغ کربلا را

تا قیامت مُهر ایثار و وفا نقش جبینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

مادر باب‌الحوائج هستم و روی دعایم
هیچ کس با دست خالی برنگردد از سرایم
من به عباسم قسم روز جزا فکر شمایم
شیر زن هستم ولی سر تا پا شرم و حیایم

تا قیامت باب حاجات است نام دلنشینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

نوگلی دارم که بر شاه نجف نور دو عین است
تا صف محشر امید و دستگیر عالمین است
ماه آل‌هاشم اما رشک شمس مشرقین است
اهل عالم حضرت عباس من باب‌الحسین است

خلق می‌آرند حاجت از یسار و از یمینم
من کنیز خانه‌ی شیر خدا امّ‌البنینم

دارم عباسی که با جانش خریدار حسین است
در کنار علقمه ساقی زوّار حسین است
نام او در کربلا گرمی بازار حسین است
کربلا نه روز محشر هم علمدار حسین است

فخرم این بس مادر عباس بی‌مثل و قرینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

همسری کردم امیرالمؤمنین نور جلی را
مادری کردم دو وجه الله اعظم دو ولی را
پروراندم روی دامن شیر میدان یلی را
دوست دارم سینه‌زن‌های حسین ابن علی را

من حسینیون عالم را هوادار و معینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

روز اول کامدم در خانه‌ی پر نور مولا
صورتم بگذاشتم بر پای فرزندان زهرا
گفتم ای خاک کف پای شما عرش معلاّ
من قدم نگذاشتم اینجا شوم مادر شما را

من در این درگه فقط خدمتگزاری می‌گزینم
من کنیز خانه‌ی شیر خدا امّ‌البنینم

بر در بیت الولا یاد فراق یار کردم
سوختم وقتی نظر بر آن در و دیوار کردم
گریه از سوز درون بر سینه و مسمار کردم
با دل غمدیده یاد از آتش و گلزار کردم

من به یاد بانوی پهلو شکسته‌دل غمینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

روز عاشورا گلستان مرا در خون کشیدند
دست عباس علمدار مرا از تن بریدند
با سه شعبه تیر چشم نازنینش را دریدند
من شنیدم تا علی افتاد سویش می‌دویدند

فرق عباس و عمود ای وای بر قلب حزینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

سال‌ها کنج بقیع آه از درون دل کشیدم
بعد عباسم دگر دل از حیات خود بریدم
حیفت دیگر آن جمال بی‌مثالش را ندیدم
من نبودم کربلا از بانویم زینب شنیدم

شد جدا از تن دو دست یادگار نازنینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

تا نفس دارم ز هجران عزیزان اشکبارم
از غم عباس نه بهر حسینم بی‌قرارم
بر روی خاک بقیع با سوز دل سر می‌گذارم
ناله و اشک بصر گردیده شمع شام تارم

خاک غم‌بار بقیع مأنوس آه آتشینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

گریه کردم بر حسینم چونکه او یاور ندارد
در کنار پیکر صد پاره‌اش مادر ندارد
من بمیرم یوسف زهرا به پیکر سر ندارد
وای من گویند او انگشت و انگشتر ندارد

تا قیامت از غم داغ حسینم دل غمینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

#محمد_علی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 106.0 KB
هرچه سرایند ز تو شاعران
یا که بخوانند ز غم مادحین
نمیرسد به سوز آنکه گفتی
لا تدعونی ویک #ام_البنین

#صمد

@raziolhossein
17:16
#حضرت_ام_البنین
#شور

یا ولدی یاعباس
بیا یل رشید مادر
ببین قدم خمیده مادر
رنگم ز رخ پریده مادر

یاولدی یاعباس
همین شده نوای مادر
بیا تو در عزای مادر
کفن بیار برای مادر
..........
بشیر خبر آورده
همه گلام شده پژمرده
عمود به فرق سقا خورده
امونم و همین غم برده

بشیر خبر آورده
که اهل کوفه خیلی پستن
همه با هم دیگه پیوستن
چشاتو با سه شعبه بستن
(سر تو رو به نیزه بستن)
..........
هر چی پسر دارم من
همه بشن فدای مولا
فدای بچه های مولا
فدای خاک پای مولا

هر چی پسر دارم من
فدا سر حسین زهرا
فدای نور عین زهرا
منم به زیر دین زهرا
.........
گفته برا من زینب
با اینکه بودی تو آب آور
یه قطره آب نخوردی مادر
به خاطر لبای اصغر

گفته برا من زینب
شدی تو علقمه بیچاره
تا مشک آب تو شد پاره
زنده نموند دیگه شیرخواره
..........
اینو همه می دونن
عطش برای تو بی معناس
تشنه لب لب تو دریاس
جونت فدا حسین زهراس

اینو همه می دونن
همیشه پرچم تو بالاس
هرچی برادر تو دنیاس
نمی رسه به پای عباس

#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein
17:17
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:35, 84.5 KB
ش
18:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها


شجاع و با ادب...می خواست این زن بهترین باشد
علی می خواست بانویش ، همان ام البنین باشد

همان ام البنینی که خودش یک پا اباالفضل است
برای  زینت  دست خدا  مثل نگین  باشد

علی در فکر فردا بود... در فکر مباداها
وقسمت بوده این ، ام البنین ، مردآفرین باشد

خدیجه وار آرامش دهد پیغمبر خود را
قرار بی قراری امیرالمومنین باشد

علی را دوست می دارد ، به زهرا عشق می ورزد
و  باید خانه ی مولا  برایش  دلنشین  باشد

ادب دارد... خودش را فاطمه دیگر نمی خواند
از  این بانو  نباید انتظاری  غیر  از  این  باشد

از این بانو که هر لحظه به عباس خودش می گفت :
حسین فاطمه از نسل ختم المرسلین باشد

به  او  هرگز برادر  نه ... بگو  آقا  بگو  مولا
همیشه دست بر سینه ، نگاهت بر زمین باشد

و شاید مادرش روزی تو را فرزند خود خواند
اگر جسمت کنار علقمه قطع الیمین باشد

ببینی مادری قامت کمان آغوش وا کرده
اگرچه از خجالت چشم هایت شرم گین باشد

تو پای گریه های مادرش زهرا بمان شاید
که زهرا هم کنارت لحظه های واپسین باشد

بیا فردای محشر پیش زهرا رو سپیدم کن
فدای قد و بالایت شود ام البنین...باشد ؟

ادب را شیر داد و شیرمردش را ادب داد و
ادب یاد عرب داد و از این پس نقطه چین باشد.....

 
#ابراهیم_زمانی

@Raziolhossein
ش
18:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#ترکیب_بند


بدون ماه قدم می زنم سحر ها را
گرفته اند از این آسمان قمرها را

چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است
رسانده است به خانم کسی خبرها را

نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده
گرفته اند از این پیر زن پسر ها را

چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش
بیاورند برایش فقط سپرها را

نشسته است سر راه ، روضه می خواند
که در بیاورد آه ...آه رهگذرها را

ندیده است اگر چه ولی خبر دارد
سر عمود عوض کرده شکل سرها را

کنار آب دو تا دست بر روی یک دست
رسانده است به ما خانم این خبرها را

بشیر آمد و گفتی که از حسین بگو
ز عون دم زد و گفتی که از حسین بگو

ستاره بودی و یکدفعه آفتاب شدی
برای خانه مولا که انتخاب شدی

به خانه ی ولي الله اعظم آمدی و
دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

به جای اینکه شوی مدعی همسری اش
کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

تنور خانه ی حیدر دوباره گرم شد و
برای چرخش دستار انتخاب شدی

چهار تا پسر آورده ای برای علی
که جای فاطمه ام البنین خطاب شدی

دلت همیشه چنین شوهری دعا میکرد
تو مثل حضرت صدیقه مستجاب شدی

اگر چه ضرب غلافی به بازویت نگرفت
میان کوچه به دیوار زانویت نگرفت

تو را به قصد جسارت کسی اسیر نکرد
به چادر عربی تو خار گیر نکرد

تو را که فرق علی دیده ای و خون حسن
به غیر کرببلا هیچ چیز پیر نکرد

به احترام همان تکه بوریا دیگر
زمین خانه ی تو نیت حصیر نکرد

از آن زمان که شنیدی خزان گلها را
هوای کوی تو باغ دل پذیر نکرد

چه خوب شد که نبودی و کربلا بینی
که دست دشمن دون رحم بر صغیر نکرد

به نعل تازه گرفتند تا بدن ها را
به ضرب دست لگد میزدن زن ها را

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
18:50
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#چهارپاره

قدِ مادرا از تمومِ غَما
چه زود از فراقِ پسر  می‌شکنه
اگه سَرو باشه زمین می‌خوره
که داغِ جونش کمر می‌شکنه

اگه درد اگه ناله تقدیرشه
چه غم داره مادر ، پسر گیرشه
فقط دلخوشیه‌یِ مادر اینه
جوونش پیشِ مادر پیرشه


نگاهش به در مونده تو بستره
سر پیریه وقتِ بی بالیه
صداش می‌زدن مادرِ بچه‌ها
ولی دورِ ام‌البنین خالیه

حالا روضه داره تو تنهاییاش
دلش خیلی تنگه واسه بچه‌هاش
کسی نیست آبی به‌ دستش بده
نداره عصایی    برا    پیریاش

تو اون مدتی که اباالفضل بود
دعایی به اون قد و بالا نکرد
نگاهش ، دل سیر ، حتی ی روز
به پیش یتیمای زهرا نکرد

تو اون مدتی که اباالفضل بود
نشد که یبار جان مادر بگه
به عباسش از بچگی گفته بود
مبادا به آقاش برادر بگه

خودش لقمه می‌داد دستِ حسن
فقط خنده می‌زد کنارِ حسین
شبا هم که تانیمه شب می‌نِشِست
که آبی بنوشه دوباره حسین

حالا روضه داره توتنهاییاش
دلش خیلی تنگه واسه بچهاش
داره روضه می‌خونه واسه خودش
خودش گریه کن میشه با روضه‌هاش

شنیدم که تشنه به دریا زدی
شنیدم دعایِ حرم  آب شد
شنیدم که پشتت صدا زد رباب
بیا که علی اصغرم آب شد
 
حسینم کنارت نشست و شکست:
پاشو دشمنا رو به میدون  نیار
به فکر چشاتم بیا جونِ من
برا دیدنم   تیر و بیرون نیار

پاشو از زمین رو زمین پا نکش
بازم مَشکِ آب و به دندون بگیر
ببین جون رفتن ندارم دیگه
پاشو جونِ زینب پاشو جون بگیر

الهی بمیرم ، بهم ریختی
به من گفت زینب چی اومد سرت
نبودم که جمعت کنم ؛ باز شکر
که پهلو شکسته شده مادرت

تو رفتی و مشکِ تو رو کوفه بُرد
تو رفتی و چشماتو شامی گرفت
نبودی  و جرات به دشمن رسید
نبودی حرم رو حرامی گرفت

#حسن_لطفی

@Raziolhossein
ش
20:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

ای دو جهانت فدا حضرت ام البنین
همسر شیر خدا حضرت ام البنین

مادر عشق و ادب دختر والا نسب
مظهر حجب و حیا حضرت ام البنین

تو بر علی یاوری بر حسنین مادری
اسوه مهر و وفا حضرت ام البنین

سه اختر و یک قمر چهار نور بصر
حق به تو کرده عطا حضرت ام البنین

کدام زن را سزد که چون شما پرورد
ساقی بی دست را حضرت ام البنین

چشم و چراغ علی وارث داغ علی
گریه کن کربلا حضرت ام البنین

فغان که سهم دلت غصه و اندوه شد
ز قصه نینوا حضرت ام البنین

جای تو خالی که شد دست ابالفضل تو
ز پیکر او جدا حضرت ام البنین

جای تو خالی ولی آمده در علقمه
فاطمه خیر النسا حضرت ام البنین

بقیع ماند و چهار صورت قبر غریب
تو ماندی و روضه ها حضرت ام البنین


#محمدمهدی_روحی

@Raziolhossein
👍 1
ش
20:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها


ای همسر سردار جهان، مادر عباس
وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عباس

در بیت علـی آمده! هـمسنگر عباس
خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس

ام‌الشهـدا ، فاطمه ی دوم حیدر
هم فاطمه ی دوم و هم زینب دیگر

تو چشمه ی فیض از نفس پنج امامی
تو فاطمه ی بیت شـه عـرش‌ مقـامی

تو همسر تنهـا وصـی خیرالانامی
تو مـادر والا گهـر خـون و قیامی

جوشـد ادب و فضـل ز آیات کلامت
پیوسته ز هفتاد و دو تن باد سلامت

شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد
زینب کـه بـود عصمـت داور به تو نازد

تـا روز جــزا آل پیمبــر بــه تـو نازد
عبـاس تـو در عـرصه ی محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان
یک روزه دهد چـار پسر در ره جانان؟

ای سوخته در شعلـه ی مصباح هدایت
ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت

خشنـود ز رفتـار تـو زهـرای ولایت
جان همه خوبان جهـان باد فـدایت!

با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی
کـردی بـه بنـی‌فاطمـه اظهـار کنیزی

عون تـو شـده در صف عـاشور فدایی
عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی

تا دادن جـان، جعفر تو بود ولایی
عباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایی

چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی
گشتنـد عزیـزان تـو هرچار، حسینی

تـو ام‌ بنینـی نــه! تـو ام‌الشهـدایی
پیوسته به ثاراللَه و از خویش جدایی

دلباختـه ی جلـوه ی مصبــاح هــدایی
بیش از پسران گریه کنِ خون خدایی

ای بوسه ی خورشید به خاک کف پایت
حق است کند فاطمه پیوسته دعایت

دادی بـه ره شمـس ولا چـار قمـر را
دور پسـر فاطمــه گـردانـده پسـر را

در ماتم‌شان ریخته بس اشک بصر را
آتـش زده از گریه دل اهـل‌ نظـر را

از بس که در امواج بلا یار حسینی
بـا داغ پسرهـات عــزادار حسینی

یک روزه به دل داغ روی داغ تو دیدی
چون فاطمه یـا فاطمه از غصه خمیدی

بر گرد همـان چـار مزاری که کشیدی
از داغ حسین‌بـن‌علـی جامـه دریـدی

با آن کـه دلت خون ز غم چار جوان بود
چشمت به حسین‌بن‌علی اشک‌فشان بود

بـا داغ چهـار اختــر تابنده جبینت
گفتـی کــه نخـوانند دگر ام‌بنینت

آتش نزند کس به دل زار و حزینت
ای لشکر ماتم به یسـار و به یمینت

خون خوردی و نالیدی و از پای فتادی
تـا جـان بـه سـر گریه ی پیوسته نهادی

روزی که تو رفتی و جهان غرق عزا بود
تابـوت تـو بـر دوش عزیـزان خدا بود

با داغ تو خـون بـر جگر اهـل ولا بود
عباس تو ای مـادر عبـاس! کجا بود؟

ای کاش که چون عون، کنارت پسری بود
از جعفر و عثمـان عزیـزت خبری بود

ای قبله ی دل تـربت بی‌شمـع و چـراغت
ای داغ پس از داغ دوبـاره روی داغـت

ای چارگل خفته به خون، حاصل باغت
باشـد کـه بیایـم بـه مدینه به سراغت

با آن که شدم زائر بی‌صبر و قرارت
نگذاشت عدو گل بفشانم به مزارت

یا فاطمه خون دلـم از دیـده روان است
قبر تو عیان است عیان است عیان است

چشم همـه بـر تربت پاکت نگران است
آن فاطمه قبرش ز چه از خلق نهان است؟

از اشک، مگـر خاک بقیع تو بشویم
آن تربت پنهان شده را بلکه بجویم

هرچند که خون جگرت بود روانه
دیگـر بدنت دفـن نگـردید شبانه

بر بازوی و پهلـوت ندیدنـد نشانه
ای کوه غم چار جوانت روی شانه

بر «میثم» دل‌ سوخته کن اشک، عنایت
تا خـون دل خـویش کنـد وقف عزایت


#غلامرضا_سازگار

@Raziolhossein
12 March 2017
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها


بند1
فاطمه ی کلابیه .جان و جانانه ی حیدر
بعدزهراتویی بانو.بانوی خانه ی حیدر

همسرخورشیدی و مادرماه
ای والله3
عقیلةالعرب صدات میزند
یااماه3
ام الوفا...ام الادب
ام الحیا...ام البنین

بند2

تادنیا دنیاست بی بی. نورحق باتوهمراهه
شوهرتویدالله و .فرزندت اسداللهه

تمام اشگهای تونذرغم..
ثارالله3
فخرهمین بس که تراخوانده حسین
یااماه3

ام الوفا...ام الادب
ام الحیا...ام البنین

بند3

مه راکردی سرافکنده.بانوچه قمری داری
ای جانم بفدای تو..به به چه پسری داری

پسرنگو. بگوامیدعالمین
ای جانم3
پسرنگو بگوذخیرةالحسین
ای جانم3

ام الوفا.... ام الادب
ام الحیا...ام البنین


#محمد_علی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
00:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 118.1 KB
00:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 101.0 KB
00:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:35, 80.0 KB
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین
#دوبیتی
.
آسیمه سَر اتفاق خواهد افتاد
با چشمِ تر، اتفاق خواهد افتاد
ای #مادر_ماه! منتظر باش... امروز
شقُّ القمر اتفاق خواهد افتاد
.
.
ای صبر! چقدر داغداری در خود
ای کوه! چقدر بی قراری در خود
تو مادرِ نخل های بی سَر بودی
عمریست بساطِ روضه، داری در خود .
.

ای مرد! منم مادرِ آن چار پسر
از جسمِ نحیفِ من، نمانده ست اثر
عباس، فداییِ حسین است که هیچ!
ای مرد! بگو که از حسینم چه خبر؟! .
.

#ع_دهقانی

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام_البنین


من و کنیزی آل عبا خدا را شکر
من و حریم ولی خدا خدا را شکر

کنیز فاطمه بودن چه عزتی دارد
من و عنایت خیر النسا خدا را شکر

مرا به رخصت زینب خدا پناهم داد
که با حسین شدم آشنا خدا را شکر

خدا نوشت شوم مادر حسین و حسن
کشید آخر کارم کجا خدا را شکر

خدا نوشت که من مادر اباالفضلم
که او شود به حسینم فدا خدا را شکر

شوند جمله پسرهای من غلام حسین
کنند نوکری مجتبی خدا را شکر

عزیز فاطمه! زینب! بیا در آغوشم
بیا به دامن مادر بیا خدا را شکر

نویدِ پورِ علمدار داده مولایم
برای یاری کرب و بلا خدا را شکر

برای روز علمداری اش دعا بکنیم
که هست آبروی خیمه ها خدا را شکر

شنیده ام که دو دستش ز تن جدا گردد
به تیر و نیزه شود مبتلا خدا را شکر

شنیده ام که به صورت فتد زمین بی دست
مگر که خیمه بماند بجا خدا را شکر

شنیده ام زتعصب پس از شهادت هم
سری برآورد از نیزه ها خدا را شکر

شنیده ام که حسین از قفا شود بی سر
و اهل کوفه کنند از جفا خدا را شکر

شنیده ام که لباس اسیری ات بر تن
کُنی کنارِ تنِ سر جدا خدا را شکر

شنیده ام که شود پاره پاره معجرها
حجاب کس نشود بر ملا خدا را شکر

پس از گذشت اسارت که از سفر آیی
سپاهِ خصم در آید ز پا خدا را شکر


#محمود_ژوليده

@raziolhossein
ش
03:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زمینه
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

بند۱

توحال احتضارم و دلغمین
لاتدعونی ویک ام البنین
آه و واویلا
روشنیه چشم ترم ابالفضل
کاشکی توبودی به برم اباالفضل
آه و واویلا

کاشکی منم بودم تو نینوا
منم بودم ساکن کربلا2
السلام علی...ساکن کربلا
غریب الغربا...سیدالشهدا.

ساکن کربلا
غریب الغربا
سیدالشهدا.....(حسین 4


بنددوم
خبرآوردن براام البنین
بان عباسا قطیع الیمین
آه وواویلا
شنیده ام نیزه و شمشیرزدن
چهارهزارنفربه تو تیرزدن
آه و واویلا

سه شعبه رو به مادرت زدن
عمودآهن به سرت زدن2
کاشکی منم......


بندسوم

رفتی و من روضه برات میخونم
خیلی خجالت کشیدی میدونم
آه و واویلا
شبا که بااشگ غمت میخوابم
همش بفکر کودک ربابم
آه و واویلا
شنیده ام گرفتنش ازشیر
سرش جداشدازبدن باتیر2
کاشکی منم بودم....


بندچهارم


شنیده ام یه عده وحشیانه
خواهرتو زدن باتازیانه
آه و واویلا
شنیده ام رقیه توبیابون
کتک میخورد . صدامیزدعموجون
آه و واویلا

کاشکی منم بودم روناقه ها
کتک میخوردم جای بچه ها2

کاشکی منم بودم تونینوا....

#خادم

@raziolhossein
03:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:36, 221.9 KB
ش
16:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین
#زمینه

گل پسرم عباس ، تاج سرم عباس
در این دم آخر ، بیا برم عباس
زفرط داغ و غم ، شدم چنین مضطر
به زیر لب گویم ، حسین بی مادر
...............
به دل شرر دارم ، غم پسر دارم
به شاه مظلومان ، گریه شده کارم
به کربلا زهرا ، کنار سقا بود
ولی حسین او ، غریب و تنها بود
................
شنیده ام یاسم ، ز کینه پرپر شد
شرمنده از روی ، مادر اصغر شد
ز داغ بی آبی ، به دل شررها داشت
ز خجلت طفلان ، به خیمه پا نگذاشت
..............
شنیده ام فرقش ، عمود آهن خورد
تیر سه شعبه بر ، چشم مه من خورد
فدای مولا شد ، هست ابالفضلم
جدا ز تن گردید ، دست ابالفضلم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
16:57
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 124.3 KB
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

بنویسید به دیوان اباعبدالله
که منم واله و حیران اباعبدالله

بنویسید که من وقف حسین و حسنم
هستیم هدیه به چشمان اباعبدالله

بنویسید کنار لقب ام بنین
یکی از جمله کنیزان اباعبدالله

چهارتا شیرپسر بهرعلی آوردم
همگی گوش بفرمان اباعبدالله


به پسرها همه گفتم که منم خادمه اش
وشمایید غلامان اباعبدالله

شیرمن بهرشما بادحلال بااین شرط
همه جا جان شما...جان اباعبدالله

پسرآورده ام اصلا که کنم قربانی
پسرانم همه قربان اباعبدالله

@raziolhossein
1
ش
21:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 149.2 KB
#یا_ام_البنین

ذکری به لبت نبوده جز یازهرا
با هر نفست گفتی: زهرا زهرا
هرلحظه از این داغ دلت‌میسوزد
تو سنگ مزار داری اما! زهرا...

#حسین_نادری

@raziolhossein
14 March 2017
ش
02:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت


مَلیکه‌ای ملکوتی سَریر می‌آید
الٰهه‌ای به نقابی حریر می‌آید

زِ عرش بس که فرشته به فرش می‌بارد
صدایِ هِلهله از چرخِ پیر می‌آید

پیاله‌ها همه لبریز و تاک‌ها سیراب
چه کوثری است که این‌سان کثیر می‌آید

تمامِ آینه‌ها را شکسته انوارش
شگفت آینه‌داری مُنیر می‌آید

چنان شکوهِ نزولش گرفته عالم را
که آفتاب غُباری حقیر می‌آید

زمین به شوقِ قدومش به خویش می‌بالد
وَ هرچه هست به چشمش فقیر می‌آید

شب است و کعبه چه ناباورانه می‌بیند
که اَبرِ مهر به این گرمسیر می‌آید

هزار آبشار از بهشت می‌ریزد
هزار چشمه به چشمِ کویر می‌آید

به سویِ خانه‌ی خورشید دستهاست بلند
که مادرانه کسی دستگیر می‌آید

رسید کعبه برایِ طواف قبله‌ی خود
به گِرد خانه‌ی او سر به زیر می‌آید

گشود شهپرِ خود را و گفت جبرائیل...
چقدر زیرِ قدومت حصیر می‌آید

زِ فرطِ شوق پیمبر به خود نمی‌گُنجد
زِ عطرِ هر نفسش یامُجیر می‌آید

گرفت تنگ در آغوش و دید از قلبش
صدایِ زمزمه‌ای دلپذیر می‌آید

تپش تپش زِ دلش یاعلی علی جاریست
نَفَس نَفَس زِ لبش یا امیر می‌آید

رسید تا که بدانند آسمانی‌ها
برایِ شیرِ خدا هم نظیر می‌آید

بگو به دشمنِ مولا که دشمنِ زهراست
هنوز از دهنت بویِ شیر می‌آید

قسم به مادرِ دریا ، قسم به مادرِ آب
که شورِ موج به هر آبگیر می‌آید

طلوع می‌کند از پشتِ ابرها خورشید
زِ شامِ غیبتِ خود_گرچه دیر_می‌آید

و زخمِ مادرمان خوب می‌شود روزی
زِ راه مرحمِ زخمِ غدیر می‌آید


#حسن_لطفی
@raziolhossein
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت


چله نشین صدفم، دُر شدم
از نفحات نبوی پر شدم
بنده ی دل تا که شدم، حُر شدم
روی لبم نشسته این زمزمه
فاطمه یافاطمه یافاطمه

تشنه شدم، آب زلالم بده
گرسنه ام، رزق حلالم بده
مرغ بهشتم، پر و بالم بده
کبوتر گنبد خضرا منم
عبد نبی، نوکر زهرا منم

فرصت چل روزه ی حق سر رسید
سیب بهشتی معطّر رسید
خدیجه را سوره ی کوثر رسید
خیر کثیر ازلی آمده
همسر محبوب علی آمده

باز در لطف خدا باز شد
به اذن حق، دوباره اعجاز شد
خوش آمدی، مکّه سرافراز شد
عقل شده مست حضور از شما
جهل شده زنده بگور از شما

رحمت و رحمانیتت گفته که
جلوه ی ربانیتت گفته که
پرتو نورانیتت گفته که
کرسی تان کنگره ی عرش بود
بهشت، زیر پایِ تان فرش بود

تو کیستی، حبیبه ی کبریا
شافعه ی محشر روز جزا
سایه نشینت شده اند انبیاء
مادر اسلام به غیر از تو کیست
مادری ات، روز جزا دیدنیست

تو دختر رسالتی، فاطمه
تو همسر ولایتی، فاطمه
تو مادر امامتی، فاطمه
شیعه همیشه زیر دین شماست
به زیر دین حسنین شماست

مادر سادات! چه ها کرده ای
سنگ دلم را تو طلا کرده ای
ز خاک ها فضه بپا کرده ای
خدا به نور تو مباهات کرد
چادر تو معجزه خیرات کرد

فاطمه ای بانوی نوکر نواز
اشاره کن!  قنبر و فضه بساز
قبله شده به سمت تو در نماز
نماز تو، شکسته هم کامل است
کعبه ی بی فاطمه سنگ و گل است

سوره ی کوثر وسط کوچه، تو
حیدرِ حیدر وسط کوچه، تو
جای پیمبر وسط کوچه، تو
حمایت از جان ولی می کنی
می افتی و "علی علی" می کنی

#امیر_عظیمی

@Raziolhossein
15 March 2017
ش
12:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#غزل


همیشه جوشش عشق علی ست در کارم
به لطف اوست که رونق گرفته بازارم

اگر که سلطنت این جهان دهند به من
جز آستان علی سر فرو نمی آرم

به هر کسی که محب علی ست، مدیونم
ز هر کسی که علی دوست نیست، بیزارم

نجف نرفته، خبردار نیست جنت چیست
به موج وادی حیرت مکن تو انکارم

نماز مست علی، سوی قبلةالنجف است
جز این عبادت دیگر به شرع مشمارم

علی ست آنکه خدا گفته بود با احمد؛
به روح بندگی مرتضی بدهکارم!

علی ست آنکه محبت به اهل بیتش را
برای روز کفن پوشی ام نگهدارم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
12:13
#امیرالمومنین_مدح


ﮐﻤﺎﻝ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﻭﺭ ﻭﺻﯽّ پیغمبر
ﻭﻟﯽّ ﺧﺎﻟﻖ ﺍﮐﺒﺮ ﻋﻠﯽّ ﻋﻤﺮﺍﻧﯽ

ﺷﻬﻨﺸﻬﯽ ﮐﻪ ﺯ ﻭﺍﺟﺐ ﮐﺴﺶ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﺑﺎﺯ
ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﻓﮑﻨﺪ ﺍﺯ ﺭﺥ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﻣﮑﺎﻧﯽ

ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﻠﻮﻕِ ﺍﻭّﻟﺶ ﮔﻮﻳﯽ
ﺑﺪﺍﻥ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﮐﻪ ﺧﻼﻕِ ﺛﺎﻧﻴﺶ ﺩﺍﻧﯽ

ﺑﻪ ﺷﺨﺺِ ﻗﺪﺭﺵ، ﻫﺠﺪﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺻﻨﻊ
ﺑﻮﺩ ﭼﻮ ﭼﺸﻤﻪٔ ﺳﻮﺯﻥ ﺯ ﺗﻨﮓﻣﻴﺪﺍﻧﯽ

ﺍﮔﺮ ﺧﻠﻴﻔﻪٔ ﭼﺎﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﻭّﻟﺶ ﺩﺍﻧﻨﺪ
ﻣﻦ ﺍﻭّﻟﻴﺶ ﺷﻨﺎﺳﻢ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﺶ ﺛﺎﻧﯽ

ﺷﻬﺎ ﺗﻮﻳﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺩﻫﺮ، ﻣﺎﻧﻨﺪﺕ
ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﺻﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻳﺶ ﻣﯽﻣﺎﻧﯽ

ﺑﻪ ﮔﺎﻩِ ﻋﻔﻮِ ﺗﻮ ﻋﺼﻴﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺳﺒﮑﺒﺎﺭﯼ
ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺧﺸﻢ ﺗﻮ ﻃﺎﻋﺖ ﺑﻮﺩ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﯽ

ﭼﺴﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﺖ ﺧﻮﺍﻧﻢ؟ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪٔ ﺍﻳﻨﯽ
ﮐﺠﺎ ﺳﭙﻬﺮﺕ ﺩﺍﻧﻢ؟ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﻖِ ﺁﻧﯽ

ﺯ ﺣﺴﻦِ ﻃﻠﻌﺖ، ﺧﻼﻕِ ﺟﺮﻡ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﯼ
ﺯ ﻓﺮﻁ ﻫﻤﺖ، ﺭﺯّﺍﻕِ ﺍﺑﺮ ﻧﻴﺴﺎﻧﯽ

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺰﻡ، ﻣﺤﻴﻂ ﻓﻠﮏ ﺑﭙﻴﻤﺎﻳﯽ
ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻣﺮ، ﻋﻨﺎﻥ ﻗﻀﺎ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﯽ

ﻧﺴﻴﻢِ ﺧُﻠّﺖ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺧﻠﻴﻞ ﻭﺯﻳﺪ
ﮐﻪ ﮐﺮﺩ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺑﺮ ﺍﻭ ﮔﻠﺴﺘﺎﻧﯽ

ﺷﺪ ﺍﺯ ﻭﻻﯼ ﺗﻮ ﻳﻮﺳﻒ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﺼﺮ، ﺍﺭﻧﻪ
ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﻗﻌﺮ ﭼﺎﻩ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ

ﻧﻪ ﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﻮﺩﯼِ ﺟﻮﺩﺕ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﯼ ﻧﻮﺡ
ﺑُﺪﯼ ﺳﻔﻴﻨﻪٔ ﺍﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺸﺮ ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ

ﺍﻣﻴﺮ ﺧﻴﻞ ﻣﻼﻳﮏ ﮐﺠﺎ ﺷﺪﯼ ﺟﺒﺮﻳﻞ
ﺍﮔﺮ ﻧﮑﺮﺩﯼ ﺑﺮ ﺩﺭﮔﻪ ﺗﻮ ﺩﺭﺑﺎﻧﯽ؟



#قاآنی_شیرازی

@raziolhossein
16 March 2017
ش
14:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#شب_جمعه


بـا نیـم نگــــــاهِ مهـربانــــت بنویــــس
آقـا بــه عطــای بی کــرانت بنویـــــس

مـــا را بنویس هـر کـجا ، جـــا داری !!
روزی خورِ خــرده های نانَــت بنویــس

«سالی که نکــوست از بهارش پیداست»
امسال مـرا گـدای خوانــت بنویــس

دل را به تو می سپارم این اول ســال
نزدِ حـرمِ خویش ، امانــت بنویــس

نوکـر بنویس ، یا گــدا فرقی نیست
یک جا بنویـس ؛ پاسبانـت بنویــس

***
آمـد دگر ، آخرین شـب جمعه ی سـال
در زُمـره ی خِیـل زائرانـت بنویــــس


#سید_حسین_میرعمادی
ش
14:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


"بي سر و سامان توأم يا حسين"
"دســت به دامان تــوأم يا حسين"

امر بفـرما كه فــدايت شـَـوَم
گـوش به فرمان تــوأم يا حسين

گَـردِ رَهـَم ، زُلـف گِـرِه كرده ي
قــالـيِ ايــوانِ تــوأم يا حسين

مَـردم چشمان تو خود شاهـدند
كُـشته ي مژگان توأم يا حسين

پــيروِ دين احــدي نيســتم
چونكه مُـسلمان توأم يا حسين

من نه همين چند صباح ، از قديم
سـائــلِ احــسانِ تـوأم يا حسين

بنده ي ناشُـكر خدايم ، ولي
شُـــكر كه گـريان توأم يا حسين

بهترين از اين كار ندارم سُراغ
تعــزيه گـردان تـوأم يا حسين

واسطه ي بخشش من ميشوي؟
حُـــرّ پشيـمان تـــوأم يا حسين

آبـرو و عـزّتم از خواري است
خـــارِ بيـــابان تــــوأم يا حسين

سيـنه زني سـينهْ كبــودِ از غـمِ
سـينه ي سوزان توأم يا حسين

در غم آشـفــتگيِ گيــسويت
مويْ پريشان توأم يا حسين

سوخـته ي داغِ دلِ زينب و---
شـــام غريبــان تــوأم يا حـسين

تشنه ي يك جمله به تأييدِ شعر
از لــب عطـشـان توأم يا حسين


#محمد_قاسمی
ش
21:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 235.7 KB
حسین جان ...
در آخرین غروب «شب جمعه» ای حسین
یک سـال عمر «نـوکریم» را قبـول کـن
18 March 2017
ش
19:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله
#میلاد
#دوبیتی

سالی که بهارش قدم فاطمه باشد
صدها برکت از کرم فاطمه باشد

امید که یک مژده ز صدها خبر خوش
پیغام فرج درحرم فاطمه باشد
26 March 2017
ش
15:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
۲۷جمادی الثانی سالروز شهادت حضرت #سلطانعلی_بن_امام_محمدباقر علیه السلام در اردهال

عطر حضور داشت نفس های آخرش
آغوش جان گشود جنان در برابرش

تنگ غروب "درهء ازناوه " شوق وصل
پیچید شور نعرهء الله اکبرش

سلطانعلی ادامهء خط حسین بود
در این مسیر خون خدا بود رهبرش

جان داد یک قبیلهء عاشق به پای او
در غربتی عجیب که سخت است باورش

کرب و بلای دیگر شیعه شد اردهال
یک باغبان و این همه گلهای پرپرش

حُسن ختام بهتر از این می شود مگر ؟
در سجده بود کز تن او شد جدا سرش

در جمعه ای که جلوهء شور و شعور بود
پیچیده شد به قالی اندوه پیکرش

جان ها فدای غربت جدش که بارها
سیلی زدند بعد شهادت به دخترش

اشک "کمیل" اگر که نمی‌شد روان ز چشم
می‌سوخت در شرارهء اندوه دفترش...


#کمیل_کاشانی
30 March 2017
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 17.09.2016 09:43:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 280.1 KB
#امام_هادی_علیه_السلام


هردم دل مرده را حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست
ایام ولادت امام هادیست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#امام_هادی_ولادت
#عبدالزهرا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 23:00:39
از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است
***
واژه هایی که نیست در شانت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان
وصف آیینه کار آیینه ست
***
امرکم رشد، ما تهی دستیم
فعلکم خیر، ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
پیش پایت فقیر و مسکین است
***
و بکم یمسک السما مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
بموالتکم...، ولای شما
اصل و فرع و تمامی دین است
***
کربلا گرچه قسمت ما شد
حسرت سامرا به دل مانده
دعوتم کن برای پابوسی...
از تو گفتن همیشه شیرین است...


#امام_هادی_ولادت
#محمد_صادق_ابراهیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 22:58:19
#ولادت_حضرت_امام_علی_النقی_علیه_السلام

جلوه ای از جبروت آوردند
سوره ای از ملکوت آوردند

اَبری از جنس بهار و باران
به سر این بَرَهوت آوردند

به درِ خانه ی آقا یک شهر
همگی دست قنوت آوردند

به تماشای تو آدم را باز
از بهشتش به هبوط آوردند

از سرِ سفره ی زهرا امشب
محضِ لبخند تو قوت آوردند

آب و آیینه و قرآن این است
نوه یِ شاهِ خراسان این است
__
قبله خوب است همین در باشد
علیِ آلِ پیمبر باشد

چارمین نادِعلی را گفتند
باید این نام مکرر باشد

چار دیواری کعبه یعنی
چارسو جانب حیدر باشد

جامعه خواندم و گفتند که آن
با مفاتیح برابر باشد

بگذار از لب بامت نرویم
دل ما مثل کبوتر باشد

گیسویی دین و دلِ ما برده
خاصه وقتی که معطر باشد

آی همنامِ رضا آمده است
مغزِ بادامِ رضا آمده است
__
زلف تو کاش مجعد نشود
دل در این شام مُردد نشود

تو علی هستی و مانند علی
هیچکس صاحبِ مسند نشود

هست تاسامره و سردابش
حالِ ما شکر خدا بد نشود

جز نسیمی که پُر از عطر شماست
کاش از کوچه ی ما رد نشود

دلِ من رفت به کویَت گفتم
رفتِ تو کاش که آمد نشود

گره ام دستٍ تو بود و واشد
کار دستِ تو نباشد نشود

صدو ده مرتبه ممتد گفتیم
یاعلی ابن محمد گفتیم
__
دیدنت جامه دریدن دارد
یا که انگشت بریدن دارد

مژه ام خاکِ مسیرت را خورد
الحق این سُرمه،کشیدن دارد

ارزشش داشت پریشان باشیم
نازِ این زلف خریدن دارد

دلِ من میتپد آقا چه کنم
آهویی میلِ رمیدن دارد

ما رسیدیم و زمین اُفتادیم
بوسه از خاکِ تو چیدن دارد

آنچه گفتند در اوصافِ شما
دیدن و دیدن و دیدن دارد

علیِ عالیِ اعلیٰ هادیست
دهمین معنیِ زهرا هادیست
__
مثل یک آینه ام می شکنم
که تَرَک خورده ترین قلب منم

سامرایِ تو بنا شد اما
من پریشانِ امام حسنم

بعد تو وقف بقیع،کاش شود
عمر من صرفِ حرم ساختنم

حضرت هادی ما مهدی کو
من اویسم به هوایِ قرنم

گریه ام را به محرم برسان
کشته ی روضه ی یک پیرهنم

خواهری گفت که ای وای حسین
مادری گفت که ای بی کفنم

کاروان آه که آمد از راه
هرکه دارد هوسش بسم الله

#امام_هادی_ولادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 19:12:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 155.4 KB
#امام_هادی_علیه_السلام


هردم به دم امام هادی صلوات
هم بر کرم امام هادی صلوات
ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام هادی صلوات

#امام_هادی_ولادت
#عبدالزهرا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 18:56:41
#امام_هادی_علیه_السلام


شمیم عطر رحمت می وزد از کوچه ها امشب
دوباره دیده شد در آینه وجه خدا امشب

میان گاهواری که ملک گهواره جنبان است
به جلوه آمده روی علیِ مرتضی امشب

بخوان چندین فراز از جامعه در نیمه ای از شب
که حال دیگری دارد مناجات و دعا امشب

چرا باید به دارو و دوا و نسخه دل بندم
چرا که نام هادی می شود درد و دوا امشب

ز یمن مقدم مولود زهرا حضرت هادی
شده آیینه بندان خانه ی ابن الرضا امشب

شبیهِ کنج ایوانِ طلا، در کنج این هجره
نشستن پای گهواره عجب دارد صفا امشب

دخیل دامن این نازدانه شهرِ پیغر
نمایان شد که فرقی نیست در شاه و گدا امشب

نه اینکه در مدینه کوچه های شهر روشن شد
چراغان می شود از نور او عرض و سما امشب

شب میلاد، ساقی پر کند جام مرا از می
چه شوری در زمین و آسمان گشته به پا امشب

شده عرش برین شهر مدینه، لیک می دانم
خبرهایی است در هر جای جایِ سامرا امشب

دمِ بابُ الجواد آنگونه خیلِ زایران دیدم
که گفتم هست این میخانه هم دارالشفا امشب

#امام_هادی_ولادت
#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 17:39:48
#امام_هادی

پیغام بشارت از منادی آمد
هنگامه ی شوق و شور و شادی آمد
بفرست به شکرانه پیاپی صلوات
در بیت جواد امام هادی آمد

از روز ازل زمین غلام هادی است
مرهون کرامت امام هادی است
" العبد و ما فی یده مِنْ مولاه"
یعنی سند دلم به نام هادی است

#امام_هادی_ولادت
#کمیل_کاشانی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 15:30:54
#امام_هادی_علیه_السلام


شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی

#امام_هادی_ولادت
#محمد_بیابانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 15:27:40
#امام_هادی_علیه_السلام


در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم
ایها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم

نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم
ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم

نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم
صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم

آسمان چشم هایم را کمی ابری کشیدم
زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم

خاک های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل
رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم

خانه ات آباد ای مرد غریب ای مرد تنها
خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم

آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت
از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم

بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد
سمت خورشید خراسان جمله ای کوتاه گفتم

گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی
من ندانسته شما را تو شما را ماه گفتم

آنقدَر درگیر مضمون بودم و روباه پرده
که حواسم پرت شد آن شیر را روباه گفتم

شعر هرگز دست هایم را نمی بندد برایت
من به پیش پایت ای دریاترین با آه افتم

#امام_هادی_ولادت
#رضا_خورشیدی_فرد


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 15:08:49
#امام_هادی

باز دلم در هوايِ حضرت هادي
پرزده تا سامرايِ حضرت هادي

مي كِـشدم سمت بارگاه رفيعش
جَذْبه ي گنبدْ طلايِ حضرت هادي

پَر زده ام تا كــه آشيانه بگيــرم
گوشه ي صحن و سرايِ حضرت هادي

بارِ سفر بسته از دلم ، غمِ عالَم
در دلِ بيتُ الــولايِ حضرت هادي

جامعه را خط به خط،به چشم كشيدم
با نَفَسِ دلگُشـــايِ حضرت هادي

بلكه هدايت شَوَم ، مُدام مي اُفتم
مُلتمــسانه به پايِ حضرت هادي

چاييِ شيرينِ مُوكبِ دَمِ صحن است
دارويِ دارُ الشّـــفايِ حضرت هادي

زاده ي إبنُ الرّضاست،حضرت حق هم
---هست رضا، با رضايِ حضرت هادي

نيمه ي ذي الحجّه مي رسد،چه قشنگ است
---ذبح شَدن ، در مِــنايِ حضرت هادي

نيمه ي ماه است و بين ماه هويداست
عكــسِ رُخِ دلــرُبايِ حضرت هادي

بُرده دل از حضرت جوادُ الائمّـــه
چهره ي چون مرتضايِ حضرت هادي

اي به فداي لبــش كه غنچـه ي بوسـه
---كـــاشته بر گونه هايِ حضرت هادي

"فاطمــه" آورده گُـل براي "سمــانه"
در عــوضِ رو نــمايِ حضرت هادي

گرچه زمينش كشيده است در آغوش
مســـندِ عرش است جايِ حضرت هادي

كوريِ چشمان شورِ خصم،بلند است
---قامـتِ سبـــزِ لوايِ حضرت هادي

كاش كه "سائل"شبي كنار ضريحش
شعــر بخواند برايِ حضرت هادي

#امام_هادی_ولادت
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 08:44:33
سرود مسجدی ولادت امام هادی

آمده فصل شعف وسروروشادی
زشهریثرب این نداداده منادی
آمده مولا
زاده زهرا
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********

مژده که قرص قمرفاطمه آمد
مژده که زیباپسرفاطمه آمد
شب سروه
دل پرنوره
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********
دل متجلاشدازانوارهدایش
جان همه عالم وآدم بفدایش
شمس هدایت
نورولایت
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********
خداازاول بدل شیعه نوشته
حریم سامرابرای مابهشته
چه با صفایی
تودلبربایی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********

#امام_هادی_ولادت
#محمد_خرمفر

Tlgrm.Me/raziolhossein
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 08:44:33
WWW.EMAM8.COM – WWW.EMAM8.COM SMS:30002588880000 TEL:+985137539666
Not included, change data exporting settings to download.
00:24, 167.5 KB
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.09.2016 05:27:28
#امام_هادی_علیه_السلام

گلنغمۀ شادی از منادی آمد
از سوی مدینه بانگ شادی آمد
با آمدن طنین بال جبریل
عطر نفس امام هادی آمد

#امام_هادی_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
با سلام

امشب شب دوم ماه رجب به نقلی شب میلاد امام هادی علیه السلام میباشد لذا اشعار میلاد بارگذاری شد
ان شاالله اشعار شهادت ان حضرت بارگذاری خواهد شد
ش
22:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#ليلة_الرغائب

ای یار زدیده گشته غائب برگرد
ای هجر تواعظم مصاءب برگرد

امشب زخدا فقط تو را میخواهم
ای آرزوی شب رغائب برگرد

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
22:18
#لیلة_الرغائب
#امام_زمان

خوش آنکسی که ز شوق وصال محبوبش
به گریه صبح کند لیلةالرغائب را

محب حضرت زهرا نمی برد از یاد
دعا برای ظهور امام غایب را

#محمود_مربوبی
22:21
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه  

کاش جانم بود قابل تا فدایت می شدم
کاش دستم می گرفتی خاک پایت می شدم

کاش ملک عالم از من بود و می کردم رها
ناز می کردم به شاهان و گدایت می شدم

کاش جسمم دفن می شد در زمین #کربلا
خاک زوار حریم با صفایت می شدم

کاش خاکم را قضا می ریخت گرد قتلگاه
تا به وقت سجده مُهر کربلایت می شدم

کاش می شد رشته رشته عضو عضوِ پیکرم
روز عاشورا طناب خیمه هایت می شدم

کاش زنگی بودم از آغاز، ای سلطان حُسن
تا که همرنگ غلام با وفایت می شدم

کاش بودم بوتۀ خاری به دشت کربلا
کآشنا با کودک بی آشنایت می شدم

کاش بودم در گلوی شیرخوارت عقده ای
تا جواب نالۀ واغربتایت می شدم

کاش راه کربلایت باز می‌شد #یاحسین
تا سگ زواّر دشت نینوایت می شدم...

#غلامرضا_سازگار
ش
23:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه_السلام

دلم امشب گدای سامراست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علیّ النقیٍ الهادی
حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست

«مهبط الوحی و معدن الرحمه»
دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست

« من عصاکم فقد عصی الله »است
که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا
شرح و تفسیر وال من والاست

«قد نشرتم شرایع الاحکام»
راه غیر از شما فریب و خطاست

«قولکم صدق ، فعلکم حقٌّ
امرکم متبع » که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین
نفس جاری تو عین دعاست

«من اتاکم نجی» ، برای همه
آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو
به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است
سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت
عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما
تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکة السباع ، ای وای
روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است
هرکه بیچاره ی تو شد آقاست

#کمیل_کاشانی
👍 1
31 March 2017
ش
07:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت

درخانه اش غریب شدویاوری نداشت
در سینه اش بجز جگر پرپری نداشت

مظلوم مانده بود درآن شهر بی حیا
او هم امام بود ولی لشگری نداشت

میگفت آب آب و در آخرین نفس
جز ذکر یاحسین دم دیگری نداشت

درلحظه ی نفس زدن و جان سپردنش
شکرخداکنار خودش خواهری نداشت

برپیکرش نبود رد تیغ و خنجری
دیگرکسی نگاه به انگشتری نداشت

بر اهلبیت او نشد آنجا جسارتی
میرفت تشنه کام و غم معجری نداشت

بزم شراب دید ولیکن عدوی او
دیگر میان تشت طلایی سری نداشت...

#امیرقربانیفر


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:43
#امام_هادی_شهادت

طایری دلخسته دور از آشیانم یاحسین
وقف تو گردیده این اشک روانم یاحسین
بسکه سوزد از غم تو قلب و جانم یاحسین
این دم آخر شده ورد زبانم یاحسین
تا نفس دارم برایت روضه خوانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین
ً▪️▪️▪️▪️▪️
دورم از شهر و وطن نه بین صحرا مثل تو
بی کس و تنها شدم اما نه تنها مثل تو
سوزم از زهر و کشم روی زمین پا مثل تو
آب هست اما ننوشم جرعه ای تا مثل تو
بر لب آید تشنه لب این نیمه جانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین
▪️▪️▪️▪️▪️
بارها قبر تو را کردند ویران سوختم
یاد حتک حرمتت باسُم اسبان سوختم
زایرت کشتند و من چون شمع سوزان سوختم
یاد اول زائری که شد پریشان سوختم
شاهدم این گریه های بی امانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین
▪️▪️▪️▪️▪️
ناسزا گفتند بر زهرا شنیدم سوختم
مثل درب سوخته ناله کشیدم سوختم
همچو زهرا از جوانی دل بریدم سوختم
من که سیلی خوردن مادر ندیدم سوختم
تو که دیدی چه کشیدی من ندانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین
▪️▪️▪️▪️▪️

زاده پیغمبر و نیمه شب و بزم شراب
آیه تطهیر و ذکر یارب و بزم شراب
شد دوباره تازه داغ زینب و بزم شراب
یاد آن طشت زر و چوب و لب و بزم شراب
قاتلم شد روضه های عمه جانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین
▪️▪️▪️▪️▪️
آرزو می کرد جان می داد زینب وای من
در برِ نامحرمان اِستاد زینب وای من
خیزران بالا که رفت افتاد زینب وای من
چوب بر لب خورد و زد فریاد زینب وای من
کاش می بستند دست و دیدگانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین


#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:48
#امام_هادی_شهادت

منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم
سالها دشمن من داد ز غم آزارم
دوستان شیفتۀ خلق خوش و رفتارم
دشمنان نیز خجالت زده از کردارم
نیست جز یاریِ قرآن و تلاوت یارم

ظلم و جور خلفا بود که خونبارم کرد
متوکل ز همه بیشتر آزارم کرد

هیبت حیدری ام تیر به اعدا می زد
معجزاتم همه شمشیر به اعدا می زد
ذکر من بود که زنجیر به اعدا می زد
من ستم دیدم و تقدیر به اعدا می زد
گاه یک شیر ز تصویر به اعدا می زد
روز و شب در غم و اندیشۀ مردم بودم
بیشتر همنفس اهل ری و قم بودم

خصم پنداشت که من بی کس و تنها هستم
غافل از اینکه خدا را یَد و بَیضا هستم
خواست تهمت بزند دید مبرّا هستم
خواست تحقیر کند دید که والا هستم
جرمم این بود که من زادۀ زهرا هستم
آنکه در گوشۀ تبعید گرفتارم کرد
تا توانست به تهدید گرفتارم کرد

دشمنان بر سر من بسکه بلا آوردند
دل پر صبر و قرارم به صدا آوردند
گاه در بزم شرابی ز جفا آوردند
گاه در مجلس اغیار مرا آوردند
بارها در نظرم کرب و بلا آوردند
کاروانِ اُسرا در نظرم می آمد
مجلس شام بلا در نظرم می آمد

یاد آن بزم شرابی که میان اُسرا
عمه ام بود و همه قافلۀ کرب و بلا
بسته در سلسله ای سلسلۀ آل عبا
وسط طشتِ طلا بود سر خون خدا
بزم مشروب کجا و حرم آل کسا
جمع کفار کجا جمع عزیزان حسین
تهمت زشت کنیزی به یتیمان حسین

شعلۀ فتنه کفار بر افروخته بود
صورت ماه یتیمانِ حرم سوخته بود
چشم حضّار به ناموس خدا دوخته بود
غصّه جدّ غریبم به دل اندوخته بود
زینب از مادر خود فاطمه آموخته بود
عمۀ مقتدرم خطبۀ غرّا می خواند
و سر خون خدا سورۀ طه می خواند

خیزران بود که روی لب و دندان می زد
بر لب ماه نه بر ناطق قرآن می زد
بانویی بر سر خود لطمه فراوان می زد
این رباب است که بوسه به سر از جان می زد
باز هم حرمله ای طعنه به مهمان می زد
داغ شش ماهه فراموش نمی گردد آه
نالۀ فاطمه خاموش نمی گردد آه

#محمد_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:54
#امام_هادی_شهادت

قلبمو خیلی سوزوندن بخدا
غصه رو دلم نشوندن بخدا
من پیاده دشمنم سواره بود
تو کوچه منو کشوندن بخدا
.
.

بی حیا دیگه نسوزون جگرم
چرا آخه میزنی هی شررم
سرمو اگه میخوای ببر ولی
ناسزا دیگه نگو به مادرم
.
.

چقدر به بچه هام دادن عذاب
دلم از این همه داغ شده کباب
خیلی یاد عمه زینب افتادم
وقتی بردن منو تو بزم شراب
.

زینب و بزم شراب واویلتا
زینب و شام خراب واویلتا
صحبت از کنیزی و آل علی
قلب زهرا شد کباب واویلت

بمیرم برای غمهای حسین
وسط طشت طلاس جای حسین
پیش چشمای سه ساله دخترش
خیزرون میزد به لبهای حسین
.

#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:57
#امام_هادی_شهادت


رنگ صد لاله ز نسرین عذارش ریخته
صد نیستان ناله از آه نَزارش ریخته

فاطمه گر نیست بر بالین او پس از چه روی
این همه یاس پریشان در کنارش ریخته؟

یا پریده در حقیقت رنگ از روی مهش
یا دل آئینه ی آئینه دارش ریخته

تیر دیگر در کمان صیاد دنیا چون نداشت
زهر را چون طرح بر جان شکارش ریخته

خشکسالی جای دارد شهر را ویران کند
آبروی سامرا از چشم زارش ریخته

در عیادت از دلش شاید که دلها بشکند
چون دل اهل و عیال او کنارش ریخته

بس که می سوزد گمانم قالب خورشید را
از دل آتش نهاد داغدارش ریخته

شاید از کرببلا می آید و قبر حسین
ابر دلتنگی که باران بر مزارش ریخته

در کفن پیچید مانند خبر در کوچه ها
در گریز روضه خود طرحی به کارش ریخته

جای دارد تاک روید معنی از خاک درش
اشک چشم عسکری روی مزارش ریخته


#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:58
#امام_هادی_شهادت

کس نیست در این شهر مرا یار خدایا
جز خون دل و آه شرر بار خدایا

گه گوشه زندان و گهی خان سئالیک
جایم شده جای گل و گلزار خدایا

فرزند علیم که به من ارث رسیده
مظلومیت حیدر کرار خدایا

با چاه علی درد دلش گفت ولی من
با ماه کنم درد دل اظهار خدایا

چون ماه فقط دید چه دیدم من مظلوم
از خصم در آن نیمه شب تار خدایا

بردند مرا بزم می و شرم نکردند
از فاطمه و احمد مختار خدایا

می گفت که من شعر بخوانم زبرایش
میکرد براین گفته اش اصرار خدایا

از شرم ؛نگاهم به زمین دوخته بودم
اشکم زبصر ریخت به رخسار خدایا

صحبت شده از بزم می و باز دلم سوخت
بر زینب و بر عترت اطهار خدایا

من مردم و غم نیست چها دیده ام اما
دخت علی و مجلس اغیار خدایا

زینب که ندیده است کسی سایه او را
میرفت در آن بزم به ناچار خدایا

نامحرم و زینب امان از دل عباس
خجلت زده شد باز علمدار خدایا

ای کاش نمیدید دگر عمه زارم
آن چوب جفا و لب دربار خدایا

این چوب به لب میزد و بیچاره رقیه
حق داشت زند لطمه به رخسار خدایا

#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
08:00
#امام_هادی_شهادت

آه در سینه ام از زهر شراری برپاست
آتشی بر جگر و رویِ لبم واویلاست

سوختم سوختم آبی که نفس می سوزد
حجره ام از جگر سوخته ام کرببلاست

مادرم آمده بالین منِ چشم به راه
تا بگویم غم خود را که دلم پُر غوغاست

دستِ من بست و مرا نیمه شب از خانه کشید
بی حیایی که نمی گفت غریب و تنهاست

گاه می رفتم و گاهی به زمین می خوردم
مثل آن طفل که مبهوت دو چشم باباست

مثل آن دخترکی که نفسش بند آمد
راه می آمد و می دید سری بر نی هاست

سنگ بود و سری که ز لبش خون میریخت
خیزران بود و یتیمی که شبیه زهراست


#حسن_لطفی
Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
08:06
#امام_هادی_شهادت


ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی
بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

یک عمر ستم دیـده ز جور «متوکل»
در آینه صبح و مسا حضرت هـادی

دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها
خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی

بردند همان شب که سوی بـزم شرابت
چون از تو نکردند حیا حضرت هادی

افسوس که کشتند تـو را از ره بیـداد
بی جرم و گنه، قوم دغا حضرت هادی

افسوس، به جور از حرم مادر و جدت
گشتی تو غریبانه جدا حضرت هادی

کس از غم ناگفته‌ات ای یوسف زهرا
آگاه نشد غیر خـدا حضرت هـادی

کشتند تو را در دل غربت، به چه جرمی؟
ای جان جهانت بـه فدا! حضرت هادی

بزم می و خون دل و حبسِ ستم و زهر
حق تو عجب گشت ادا حضرت هادی

در ماتـم تـو ای خلف پـاک پیمبـر
شد سامره چون کرب و بلا حضرت هادی

"میثم" به تو و غربت تو اشک فشاند
ای کشته بی‌جرم و خطا حضرت هادی


#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
ش
12:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد
با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خورد و جگرش سوخت لبش را سوزاند
چه کند از دل اگر ناله‌ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما...
کاش می‌شد به کنارِ پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نَفَست می‌گیرد
نیست امید که کارش به تَقَلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش
چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرفِ آبی به لبش دید فقط گفت حسین
نَفَسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسید و به زمین اما ریخت
خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید
لحظه‌ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه‌ها اینهمه بر صورت آقا نزنید
هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما
می‌دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می‌شود آتش اگر اینقدر دَوَد
عمه ای‌کاش که این شعله به بالا نکشد

می‌بَرد هرچه دلش خواست حرامی باشد
کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که
حالِ این خواهرِ تنها به تماشا نکشد


#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
14:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت

دگر این عمر به سر آمد و وقت سفر است
مادرم فاطمه در باغ جنان منتظر است

غم دل با تو نگویم به که گویم مادر
مادر است آنکه انیس دل زار پسر است

آن زمان شوهر تو بود غریب و مظلوم
این زمان هم پسرت از همه مظلومتر است

شاهد غربت من واقعه بزم شراب
شاهد غربت و ومظلومی او میخ در است

از همان شب که در آن بزم شرابم بردند
روز و شب چشم گهر بار من از اشک تر است

پاره پاره جگرم گر چه شد از زهر ولی
قاتل جان من غمزده داغ دگر است

ناسزایی که عدو گفت به تو کشت مرا
آتش این خبر از زهر شرر بار تر است

به پسر سخت بود این خبر اما به خدا
پیش او مادر اورا بزنند سخت تر است

همه عمر پریشان عمویم حسنم
دید در کوچه چسان مادرمان در خطر است

چقدر خواهش آن بی سر و پا کرد نزن
مادرم فاطمه غش کرد نامرد نزن




#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:13
#امام_هادی_شهادت

آیا که شود باز ببینم وطنم را
آرام کنم سینه ی پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم
با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم
آخر چه کنم ؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی
سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشه ی ویرانه نشستم
لرزاند ، غم عمه ی سادات تنم را

من کشته ی بی حرمتی بزم شرابم
با آن که نبسته لب چوبی ، دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی
سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا ، خیره سری ، چشم حرامی
سر بسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم
زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد
غارت ننموده است کسی پیرهنم را


#قاسم_نعمتی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت

علت روی زمین ریختنم معلوم است
اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است

جگرم سوخته از زهر... تنم می سوزد
لخته های جگرم در دهنم معلوم است

چقدر درد از این شهر به خاطر دارم
از دل سوخته درد و محنم معلوم است

حق من رفتن در خان صعالیک نبود¹
در نگاهم غم هجر وطنم معلوم است

وسط سجده به کاشانه ی من ریخته اند
رد پا روی عبا و بدنم معلوم است

از همین کوچه و توهین و دو دسته بسته
روضه ی ارثیه از پنج تنم معلوم است

هتک حرمت جلوی اهل و عیالم شده ام
شرم در چهره ی هر یاسمنم معلوم است

مردک پست به من باده تعارف کرده
خجلتم در دل شعر و سخنم معلوم است

یک نفر هست کنار من و شکرش باقی است
دور بالین من اشکِ حسنم معلوم است

حسنم روضه بخوان، روضه ی جسمی عریان
من که بر روی تنم پیرهنم معلوم است

در میان کفنم تربت یک بی کفن است
غربت جد من از این کفنم معلوم است

یاد تشنه شدن و پا زدنش افتادم
تشنه ام علت پر پر زدنم معلوم است

#محمد_جواد_شیرازی


tlgrm.me/raziolhossein
17:07
#امام_هادی_شهادت


در غربت اين شهر چون جانت فدا شد
شرمندگی از تو نصیــب سامرا شد

این خاك اگر تا حال سُرِّ مَنْ رَایٰ بود
بعد از عـروجت تا ابد دار العزا شد

بودی علی سـوّم آل علی که
در حقّ تو مثل علی خیلی جفا شد

نفرین بی پایان بر آن رذلی که از بغض
راضی به قتل دوّمين ابن الرّضا شد

یک نیمه شب از خانه بیرونت کشیدند
طوری که ماه از شرم تو قدّش دوتا شد

پای برهنه پشت مرکب می دویدی
خار از ادب پيش قدمهاي تو پا شد

بستند وقتی ریسمان را دور دستت
زهرا دوباره ناله اش واویلتا شد

شکر خدا ناموست آن شب در امان بود
با آن كه با جور عدو از تو جدا شد

امّا مدینه داستان آنگونه شد که
شرمنده ی بانوي خانه مرتضی شد

روضه چرا از جاي ديگر سر در آورد؟
با اینکه آتش از همان کوچه به پا شد

وقتی که دیدی داخل بزم شرابی
اشکت روان از غُصّه ي شام‌ بلا شد

در دست آن نامرد دیدی جام می را
تازه گریزِ روضه ات طشت طلا شد

یک جمله می گویم دگر طاقت ندارم
شايد کمی از حقّ این روضه ادا شد

آنجا كه چوب خیزران با رفت و برگشت
دُرّ از دهان شاه ما انداخت در طشت

@raziolhossein
17:08
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

سرِ ما محفلِ سودايِ عليّ النّقي است
جانِ ما نـذرِ قدمهاي عليّ النقـي است
دلِ ما غـرقِ تــمـنّايِ عـليّ النّقـي است
دين ما چيست؟ تولّاي عليّ النّقي است
ما كه از روز ازل عاشق و خاطرخواهيم
زيرِ دِيْــنِ كَـرمِ هــٰادي آل الّلهيم

از هدايتگري اش اهل هدايت شده ايم
لطف او بوده كه اينقدر"عنايت شده ايم"
خار راهش شده و صـاحبِ عزّت شده ايم
كاسـه ليسان سـر خوان ولايت شده ايم
عشق ما بر پسر فاطمه ، مادرْ زادي ست
هــرچه داريم از الطاف امام هادي ست

دل ما گُم شده در پيچ و خمِ سامرّاست
چون كبوتر شـده،جلد حرمِ سامرّاست
ســائل صحن ملائك خَدَم سامرّاست
چون گره خورده به اسمت عَلَم سامرّاست
يادِ ايــّامِ تو و خاطره ات را عشق است
خشتْ خشتِ حرم سامره ات را عشق است

نوه ي حضرت سُـلطاني و آقاي همه
پُر شــده از نـفـسِ حقِّ تو دنياي همه
با تو تضمين شـده آبادي فرداي همه
نامه داديم براي تو به امـضاي همه
كوري چشم هر آنكس كه خبيث و شقي است
مُهر آن هم "لكَ لبيّك عليَّ النّقي"است

پسر حضرت جودي و سراپايت لطف
مي چكد از عرق چهره ي زيبايت لطف
ما كه ديديم فقط از يــد طولايت لطف
گشته صادر همه ي عمر ز لبهايت لطف
جامعه با جملات تو عجب شيرين است
حرفهاي تو همه مثل رطب ، شيرين است

در غم دوري خود از حرمت مي سوزيم
سوّم ماه رجب شد ز غمت مي سوزيم
با نفسهاي تو از بــازدمت مي سوزيم
پا برهنه مرو مثل قدمت مي سوزيم
پا برهنه شدي و موي پريشان كرديم
يادِ دردانه ي سالار شهيدان كرديم

مي دواندند تورا از پي مركب اي واي
داغ ميخورد به قلب تو مُرتّب اي واي
پابرهنه ؛وسط كوچه؛ مُعذّب اي واي
چه قدر سوخت دلت از غم زينب اي واي
گـرچه در بزم شــراب متـوكّل رفــتي
شكر، زيرا به سلامت سويِ منزل رفتي

سينه ي سوخته ي سينه زنت شد پاره
جگر مادرت از سـوختنت شد پاره
از درون آه ، تمام بدنت شـده پاره
چون كشيدند تورا پيرهنت شد پاره
پيرهن چاك زدم تا حسني زار زنم
همرهت بر بدن بي كفني زار زنم

تن صد پاره ي جدّت به زمين افتاد و
وسط گودي گودال زِ زين افتاد و
از ركاب شه افلاك نگين افتاد و
شمر زد قهقهه ، در دشت طنين افتاد و
نيزه ها كشته ي خونين بدني را بردند
از تن بي سر او پيرُهني را بردند

#محمد_قاسمی

@Raziolhossein
17:12
#امام_هادی_شهادت


عمر تو مثل علی با بی کسی سر می شود
خط به خط شرح حالت گریه آور می شود

می برد دشمن تو را در بدترین جاهای شهر
سامرا شرمنده از روی پیمبر می شود

حمله بر بیت ولایت ، بی کسی ، بزم شراب
دشمنت لحظه به لحظه بی حیاتر می شود

زنده بودی بی حیا قبر تو را در خانه کند
چشم ها از ماجرای غربتت ، تر می شود

می روی از سامرا ، روز دوشنبه باز هم
سرشکسته پیش زهرا ، پیش حیدر می شود

می روی از سامرا روز دوشنبه باز هم
زنده یادِ کوچه و دیوار و آن در می شود

مثل جد خود حسینی ، کشته ی دور از وطن
با غمت تازه غم آقای بی سر می شود

کشته دور از وطن هستی ولی شکر خدا
یک کفن روزی این جسم مطهر می شود

تو غریبی یا حسین ؟ آیا پس از تو خواهرت
هم سفر با حرمله یا شمر کافر می شود؟

#محمدحسین_رحیمیان

@Raziolhossein
ش
19:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره
وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر
غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته
بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری و دشمن به چه جرأت
با جام می خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم
جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد
بر چهره ز چشم حسنت ریخت ستاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده
همراه عدو رفتی و او بود سواره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود
کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودند
قومی ز دفاع تو گرفتند کناره

«میثم» دگر از این غم جانسوز نگویی
کز نوک قلم جای سخن ریخت شراره


#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
19:32
#امام_هادی_شهادت

دوستان بر من تنها زوفا گریه کنید
به غم نور دل ابن رضا گریه کنید

مادرم فاطمه امروز عزادار من است
یاری فاطمه گیرید عزا گریه کنید

به تسلی دل زار و غمین پسرم
پای تابوت به صد شور و نوا گریه کنید

حضرت هادیِ تان را به غریبی کشتند
به غریبی من امروز شما گریه کنید

پاره پاره شد از آن زهر دل پر دردم
به دل پاره ام از زهر جفا گریه کنید

زهر دادند ولی تشنه نکشتند مرا
همه بر تشنه لبِ کرببلا گریه کنید

چون شنیدید که در بزم شرابم بردند
به غم عمه مظلومه ما گریه کنید

زینب زار کجا مجلس اغیار کجا
به پریشانی ناموس خدا گریه کنید


به نگاهی که زخجلت به روی خواهر بست
سر ببریده شاه شهدا گریه کنید

یاد آن قاری قرآن که لبش پر خون شد
یاد آن چوب و لب و طشت طلا گریه کنید

جای آنانکه به هم جام تعارف کردند
جای آن قهقهه و هلهله ها گریه کنید

یاد طفلان یتیمی که کتک می خوردند
جرمشان جمله همین بود چرا گریه کنید

#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19:33
#امام_هادی_شهادت


یا رب از زهر جفا سوخت زپا تا به سرم
شعله با ناله برآید همه دم از جگرم

جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه
که چه آورده جفای متوکّل به سرم

می دوانید پیاده به پی خویش مرا
گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب
گشت از شدّت غم، مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب
شرم ننمود در آن لحظه زجدّ و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی
ریخته خاک یتیمی به عذار پسرم

با که این ظلم بگویم که به زندان بلا
قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم

هر زمان هست در این دار فنا مظلومی
حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

فخر (میثم) همه این است به فردا کامروز
هم ثنا گستر من آمده هم نوحه گرم


#غلامرضا_سازگار
19:44
#امام_هادی_شهادت


از ضعف، گرچه تابِ تن از دست داده‌ام
در انتظار مرگ به پا ایستاده‌ام

آنقدر سوختم ز دل و ریختم سرشک
دیگر چو شمع رو به خموشی نهاده‌ام

در پیش چشم نوگلم، از سوز زهر کین
از بسکه دست و پا زدم، از پا فتاده‌ام

وای از دمی که وقت مناجات شب، عدو
از خانه می‌کشاند سوی بزم باده‌ام

من شهسوار ملک وجودم که آن لعین
خود شد سوار و برد به پای پیاده‌ام

بعد از دعای «یا من أرجو لکلّ خیر»
هر شب صلای آرزوی مرگ داده‌ام

دفنم کنید، لیک نه در آن لحد که من
هنگام کندنش به تماشا ستاده‌ام


#علیرضا_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
1 April 2017
ش
06:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یاعلی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سردر مشق های سیات یاعلی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یاعلی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یاعلی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت
شده اید رب جلی ولی به صفات یاعلی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یاعلی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوق لقات یاعلی النقی

نبود به بودن تو غمم، بخدا که حر جهنمم
که گرفته ام به ولات برگ برات یاعلی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تورا
سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی


#محمد_بیابانی

https://telegram.me/raziolhossein
06:52
#امام_هادی_مدح


"السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَة"

از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است

واژه هایی که نیست در شأنت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان؟!
وصف آیینه کار آیینه است

"امرُکُم رُشد" ... ما تهی دستیم
"فِعلُکُم خَیر" ... ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
سر راهت فقیر و مسکین است

"و بِکُّم یُمسِکُ السَّما" مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
"بِمُوالتِکم" ... ولای شما
اصل و فرع و تمامیِ دین است

تو کریمی و عادتت احسان
چند بیتی بگویم از غمتان...؟!
نور مطلق کجا و بزم شراب
دردهایت بدونه تسکین است

باز هم روضه های تکراری
باز اشک و ناله و زاری
یاد غم های زینب افتادی
چه بگویم که روضه سنگین است

زینب و مجلس حرامی ها
زینب و طعنه های شامی ها
زینب و چوب و قاری قرآن
و لبی که دوباره خونین است...

دست بر سینه این دم آخر
با لب خشک؛ رو به کرب و بلا
"السلام علیک یا عطشان"
تشنگی ارث آل یاسین است

رحمت واسعه نگاه شماست
سامرایت بهشت دیگر ماست
دعوتم کن برای پابوسی
از تو گفتن همیشه شیرین است

#محمد_صادق_ابراهیمی

ِ
https://telegram.me/raziolhossein
ش
23:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح

حساب عمر تو از روزگار بیشتر است
فضائل تو ز حد شمار بیشتر است

خراب چشم تو شد مست دور زد خورشید
در آسمان به مراتب خمار بیشتر است

مگر به اذن تو رد القمر شده که به شب
شماره ی رکعات از هزار بیشتر است

دو خم به جای دو دم، در نبرد میدانند
که بار ابرویت از ذوالفقار بیشتر است

چقدر دست بریده به دامنت افتاد
گدای دست تو در کارزار بیشتر است

احد تو بودی و احمد چگونه شد منصوب
خلیفه ای که به فکر فرار بیشتر است؟

ازل تو بودی و احمد، زمان بودنتان
ز سن و سال دوصد یار غار بیشتر است

ثواب طوف به دور حریم شاه نجف
ز طوف کعبه ی پروردگار بیشتر است

چو میثمیم به تفسیر "جار ثم الدار"
هوای جار زدن روی دار بیشتر است

#مسعود_یوسف_پور
2 April 2017
ش
20:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:00, 2.3 MB
من اینگونه جان دادنم آرزوست...

#ببیند
زائر حرم حضرت عباس علیه السلام که در لحظه خروج از حرم مطهر سبکبال جان میسپارد

@raziolhossein
4 April 2017
ش
00:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_میلاد
#حضرت_علی_اصغر_میلاد

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

خدا هم فقط از شما گفته است
گمانم خدا هم خدایِ شماست

گدایی برازنده‌یِ ایلِ ماست
برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا می‌رسی
که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است
گره‌هام دست دعای شماست
-
مرا پای حیدر هلاکم کنید
به عشق رضا سینه چاکم کنید
-
دلی دارم و خانه زادِ رضاست
فقط یاد دارد که یاد رضاست

کم اینجا ندیده برایش بد است
دلم مستحقِ زیادِ رضاست

فقط می‌نویسد رضا تا ابد
و شُکرِ خدا بی سوادِ رضاست

نجف ، کربلا رفتم و گفته‌اند
که راهش دهید از بلادِ رضاست

گره می‌خورد زندگی ام ولی
همین نا مُرادی مُرادِ رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم
رویِ خاکِ بابُ الجوادِ رضاست
-
جوادش درِ بسته را باز کرد
گره‌های من را رضا باز کرد
-
خبر را مسیح از مسیحا شنید
خبر را زِ جبریل موسیٰ شنید

اگر گوشِ دل را دهی می‌توان
که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی تَرک خورده بود
ولی ناگهان بویِ دریا شنید

دلِ انبیا بر دری می‌تپید
که از آن صدایِ شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد
شبی که رضا ذکرِ بابا شنید

تو هم مادری هستی و می‌شود
که از قلبِ تو نامِ زهرا شنید
-
فدایِ نفسهایِ بابایی‌ات
فدایِ تپش هایِ زهراییت
-
زِ تو کوچه‌ها تا معطر شدند
حسودانِ این شهر ابتر شدند

به کوریِ چشمان ناباوران
همه محوِ رویِ پیمبر شدند

عسل‌های کندویِ لبهای توست
گر این روزها شهد و شِکر شدند

برای تماشای لبخند توست
علی اکبری‌ها کبوتر شدند

کریمی  کرامت  جوادی و جود
چه خوش کُنیه‌هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه
پُر از یادِ میلادِ اصغر شدند

خدا دید چشم پُر احساس تو
از آن ابتدا غرقِ مادر شدند
-
کسی را نگاهت معطل نکرد
دو دست مرا هیچ معطل نکرد
-
تو دریایی و در تماشا رُباب
تو در خوابی و غرقِ لالا رُباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش
که خندید با تو به زهرا رُباب

شبیه حسینی و ماتِ تو اند
همه دورِ گهواره حتی رُباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند
تو را داده بر دوشِ سقا رُباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن
بیا زنده کن عمه را با رُباب

به دستان بابا هواست نبود
که چشمش به راه است آنجا رُباب
-
نگو مادرت را صدا می‌زدی
به دست پدر دست و پا می‌زدی


#حسن_لطفی

@Raziolhossein
00:10
#حضرت_علی_اصغر_میلاد


کیست این طفل که این قدر تماشا دارد
با همین کوچکی اش هیبت مولا دارد

چه قدر رفته به حيدر بر و رويش ، جانم
چشمهايش شده مانند عمويش ، جانم

او كه آمد چه قَدَر شهر مصفّاتر شد
عرش كاشانه ي ارباب مُعلّيٰ ترشد

چشمها باز جمال ازلي را ديدند
سوّمين بار،در اين خانه علي را ديدند

چونكه آئينه ي سلطان ولايت باشد
ديدن چهره ي او نيز عبادت باشد

اي خوش آن طايفه كه از غم او دل نكنند
"قل هوالله " بخوانيد كه چشمش نزنند

مرغ عشقي ست كه بر شانه ی ثارالله است
سرِّ مَستور نهانخانه ی ثارالله است

ناز این دلبر دُردانه کشیدن دارد
طعم شيرينيِ لبهاش ، چشيدن دارد

خیره مانده به سراپای علی چشم رباب
شده روشن به تماشای علی چشم رباب

آنچه بیش از همه در دیده ی سقّا زیباست
ذوق و شوقیست که از حال سکینه پیداست

خواهرش گفت : عجب پيچش مويي دارد
مادرش گفت:عجب زيرِ گلويي دارد

علی اکبر زده گلبوسه بر او با احساس
آب و آئينه به دست آمده از راه ، عبّاس

سايه ي لطفش اگر بر سر عالم با قي ست
آفتابي ست كه در سايه ي دست ساقي ست

آب در كاسه ي دستان عمويش خورده است
نفس گرم رقيّه به گلويش خورده است

بنويسيد رباب است و غمي همواره
همه ي زندگي اوست همين مه پاره

بنویسید رُباب از جگرش گفت حسین
بااذانی که به گوش پسرش گفت حسین

وسط ذکر اذان بود که طفلش خندید
أشهدُ انّ علیّاً ولی الله شنید

گر علي اصغر او شاه جهان خواهد شد
*عالم پيــر دگر باره جوان خواهد شد*

#محمد_قاسمي

@Raziolhossein
00:18
#امام_جواد_میلاد
#حضرت_علی_اصغر_میلاد


وقتی بساط عشق بازی چیده می شد
سجاده سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق بادعای مستجابش
در امتحان عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شهره ی هفت آسمان بود
گه گاهی از زخم زبان رنجیده میشد

گویا دوباره کوثری در بین راه است
کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این  فرزندخورشید
طومار غربت در جهان برچیده میشد

دانید این اسطوره دلدادگی کیست؟
در آسمانها این چنین نامیده میشد

او کیست؟آقازاده شمس الشموس است
آرامش جان و دل سلطان طوس است


او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد
همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمانها آمد و جاری تر از اشک
مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم
بر باده رب الکرم ساغر ترین شد

او چندسالی گرچه مهمان بود ما را
اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما
این شاه زاده ،تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره
ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او
با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمودبابایش از او بهتر نباشد
مولود ازاو بابرکت تر نباشد


او آمد و ابن الرضایی کرد مارا
از برکت نامش خدایی کرد مارا

مشتی زخاکیم و قدم بر ما نهاد و
تا عرش برد و کبریایی کرد مارا

دست کریم این امام ذره پرور
یک عمر مشغول گدایی کرد مارا

صوت دل آرای مناجاتش سحرها
سر مست جانان و هوایی کرد مارا

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه
مهمان بزم باصفایی کرد مارا

یک قطره ی اشک از کنار سفره ی او
هر نیمه شب مردی بکایی کرد مارا

از گوشه صحن و سرای کاظمینش
مست حسین و کربلایی کرد مارا

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم
کلب امیر کاظمین ،عبدالجوادم


لبخند او آرامش جان رضاشد
یوسف شدو مهمان کنعان رضا شد

سجاده بابا شده گهواره ی او
لالایی اش آهنگ قرآن رضا شد

ابرو تکان می داد و بابا عشق میکرد
با غمزه ای جانانه جانان رضا شد

آمد که باقی مانده توحید باشد
با نام او شیعه مسلمان رضا شد

قدش عصای پیری ِ این پیرمرد است
قد راست کرد اصل ارکان رضا شد

هر کس که از باب الجواد آمد زیارت
با دست پر مشمول احسان رضا شد

اما خدالعنت کند فامیل  بد را
که باعث قلب پریشان رضا شد

امشب دلم جایی دگر هم پرگشوده
ارباب ما آغوش بر اصغر گشوده


امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم
اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم

می جوشم و می جوشم و لبریزم از اشک
چله نشینی پای خم کرده شرابم

امشب دخیل گوشه گهواره هستم
دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم

عشاق را گویم ازین پس تا قیامت
با نام اصلیم کنید اینسان خطابم

عالم همه دانند در کوی محبت
من ریزه خوار سفره ی طفل ربابم

با اذن سقا در حرم سرباز عشق ِ
ششماه سردار خیام بوترابم

ای کاش همچون حق شناس پاک طینت
عبد علی اصغر کند  زهرا حسابم

حالا که غم آلود گشته ناله هایم
انگار باب القبله ی کرب و بلایم


او را خدا می خواست مه پاره ببیند
مسند نشین کنج گهواره ببیند

بر روی دستان پدر با کام عطشان
با روی خونین ، حنجری پاره ببیند

وقتیکه جسمش روی دستان پدر بود
آقای عالم را چه بیچاره ببیند

یک عمر با زخمی که مانده روی سینه
دور حرم بانویی آواره ببیند

اما در آخر چون عموجانش ابالفضل
اورا صف ِمحشر همه کاره ببیند

لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست
شش ماه تا قربانی ششماهه باقیست


#قاسم_نعمتی

@Raziolhossein
ش
22:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
که حسابِ ما که عقابِ ما ، که عذابِ ما همه با علیست

نشد از غم ضُعَفا جدا ، و َ کسی که در پیِ هر گدا
برَوَد شبانه و بی صدا ، ببَرَد لباس و غذا علیست

همه رمز و راز جهان بدان ، شده در عبای علی نهان ،
شد اگر کسی یَل و پهلوان ، به یقین که از دَمِ یاعلیست

همه دم بگو بِکَ یاعلی ، که نفس علی که هواعلی
که دوا علی که شفا علی ، که دعای دفعِ بلا علیست

ز علی کسی که جدا شود ، و َاگرچه از خُلفا شود
تو بِدان که یک شَبه "لا" شود ، بخدا که نونِ "لَنا" علیست

بروَد فراتَر از آن چه که ، نرسیده بالِ ملائکه
قَدَری که در دلِ معرکه ، درِ قلعه کنده ز جا علیست

چه صلابتی و چه شوکتی ، چه شجاعتی و چه هیبتی
به صفاومروه چه حاجتی ، به صفا قَسم که صفا علیست

نجف است و ساغَرِ تا لبه...، نجف است و مستی هرشَبه ،
نجف است و گیجی عقربه ، تب و لرزِ قبله نما علیست

وَ به لطفِ پاکی مادرم ، نشدم حرامی و از سَرم
نرود که بنده ی حیدرم ، سَنَد شرافتِ ما علیست...!


#محسن_کاویانی
https://telegram.me/raziolhossein
ش
23:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

ای که چون آمدی آماده ی پرواز شدی
غنچه ای بودی و چون شاخه ی گل باز شدی

در گلستان و سراپرده ی زیبایی ها
زینت و زیور باغی ز گل ناز شدی

قاصدک بودی و اما به مسیر معشوق
توسن عشق شدی رفتی و تکتاز شدی

کودکی بودی و بر جمله ی پیران طریق
رهنمای حرم و جلوه ی ایجاز شدی

در کرمخانه ی انبوه کریمان جهان
باب حاجات دو صد حاتم و ایّاز شدی

ظاهراً کوچکی اما به زمان پرواز
نه کبوتر که عقابی ، ز پی باز شدی

چون ستاره برِ خورشید تجلّی کردی
بر سر دست پدر مایه ی اعجاز شدی

گوشه چشمی به تو شد از رخ زیبای حسین
محرم راز شدی دلبر طنّاز شدی

در دل خیمه نماندی که پدر تنها بود
تا که سرباز شدی کودک جانباز شدی

رفته ای قافله ی دل ببری همراهت
یا که با محسن شش ماهه تو همراز شدی

این که جان از بدن کوچک تو بیرون رفت
نیست پایان ، به خداوند تو آغاز شدی

خون تو هدیه شد از دست حسین تا به خدا
روی دست پدر آماده ی پرواز شدی

#محمد_مبشری

https://telegram.me/raziolhossein
23:51
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر
دوباره شور دوباره قیامتی دیگر

دوباره نغمه‌یِ داوود میرسد امشب
دوباره زَمزَمه‌یِ رود میرسد امشب

دوباره از جگرِ کوه چشمه می‌جوشد
زِ کوچه‌هایِ مدینه کِرِشمه می‌جوشد

عصا به سینه‌ی دریا کشیده راهی را
زِ شوق حضرت موسیٰ دویده راهی را

مسیح آمده تا خانه‌ی مسیحایَش
کلیم سُجده کند بر قدومِ لیلایَش

خریده نوح به جانش هزار طوفان را
مگر نگاه کُنَد پیرِ مِی فروشان را

دوباره نوبتِ جام و سبو و ساغر شد
برای آمدنش انتظارها سر شد

شب است و خانه‌ی زهرا عجب تماشایی است
زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است

از آسمان به زمین آفتاب آمده است
علیِ سوم ِعالی جناب آمده است

اگر‌چه طفل ولی نه ، پیرِ هر مست است
قسم به حضرت مولا امیرِ هر مست است

رسیده آینه دارِ امام عاشورا
رسیده حُسنِ خِتامِ قیامِ عاشورا

اگرچه غُنچه‌ی پیچیده در قُمات است این
به لعلِ کوچکِ خود چشمه‌یِ حیات است این

دو طاق حُسن دو اَبرو دو تیغ آورده
برای بوسه‌یِ بابا عقیق آورده

برایِ حضرتِ ارباب دلبری دیگر
برای قافله سالار حیدری دیگر

فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست
قسم به او که علمدارِ کوچکِ باباست

گشود گیسوی او را جهان پُر از دِل کرد
کتابِ کربُبلا را حسین کامل کرد

به رویِ دوشِ عمو همچو آبشار علیست
رسیده است بگوید که ذوالفقارِ علیست

تبسمی زد و تا کبریا به وَجد آمد
از آن دو چشمِ خدایی خدا به وَجد آمد

عجب شبی است که رویِ علیست مهتابَش
رُباب گرمِ نگاهش رقیه بی تابش

هزار مرتبه عباس عزیز جان میگفت
شبی که اکبرِ لیلا به او اذان میگفت

فرشته بال به طاقِ دو اَبرویَش میزد
گلابِ یاسِ بهشتی به گیسویَش میزد

به پیشِ دیده‌یِ زینب حسین زینب وار
گرفت بوسه زِ لبهایِ او هزاران بار

نگاه کرد به چشمش دلش هوایی شد
هوای خانه‌ی ارباب کربلایی شد

دلش حسینیه بود و سَیَنجَلی میگفت
نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی میگفت

بهانه کرد دلش داغ آبها را باز
به چشمهای علی دید کربلا را باز

اگرچه تشنه ولیکن زبان ندارد حیف
به رویِ دست عزیزش توان ندارد حیف

کنارِ خیمه رباب است و چشم در راه است
تمامِ هستی مادر شبیه یک آه است

به روی دست پدر بود و بال و پَر میزد
لبان تاوَلی اش شعله بر جگر میزد

به زخمهای لبش خون تازه جاری بود
اگر غلط نکنم وقتِ نِی سواری بود

حسین دستِ غریبی به رویِ زانو زد
برای جُرعه یِ آبی به حرمله رو زد

صدایِ خنده و شور و سُرور و هِلهِله بود
بلند تر زِ همه خنده‌های حرمله بود

مسیرِ تیرِ سه شعبه به حَنجرش اُفتاد
به روی دست پدر وایِ من سَرَش اُفتاد

به خون کشید رُخَش را تمام گیسو را
که دوخت تیر سه شعبه گلو و بازو را


#حسن_لطفی


https://telegram.me/raziolhossein
23:53
#امام_جواد_ولادت

امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟
یا کعبه گرفته است به بر حیدر دیگر؟
یا از حسنین است عیـان منظر دیگر؟
دارد به سـرِ دست، رضـا کوثـر دیگر

بُشری که دلِ آل محمّد همه شاد است
این مژده بگوییـد کـه میلاد جواد است

ای بحـر تجلـی گهـرت باد مبارک
ای شاخۀ طوبـا ثمـرت بـاد مبارک
ای شمس ولایت قمرت باد مبارک
میـلاد گرامـی پسـرت بـاد مبارک

این قبلۀ اربـات مـراد اسـت، مـراد است
الحق که جواد است جواد است جواد است

بــا مــاه بگوییـد چـراغ سحـر اسـت ایـن
بـا مهـر بگویید کـه از مهـر، سـر است این

طفـلش نتـوان گفت که خیرالبشر است این
جانم به فدایش پسر است این پسر است این

ما را به پسر بودن او فخر از آن است
کو بعد پدر، رهبر خلق دوجهان است

این است کز آغـاز خداونــد ستـودش
این است که بگشود نبی لب به درودش
این است که افتاد «کرامت» به سجودش
این است که جود آمده مرهون وجودش

جوشد ز کفش لطف و عنایات خدایی
آرنـد به سویش همگان دست گدایی

سرتا بـه قدم حسن خداوند جلیلش
مـرآت جمـال نبـوی روی جمیلش
زوّار حـرم آدم و نوح است و خلیلش
مأمون شده در اوج شهی عبد ذلیلش

این است که در محضر او زادۀ «اکثم»
آورد چو یک کودک ناخوانده الف، کم

این است همـان مخزن اسرار الهی
وابستـه بــه علـم ازل نامتناهــی
بی‌پرتو او علم سیاهی است سیاهی
دارد خبر از ابر و هـوا و یم و ماهی

کز معجزه‌اش هوش پرید از سر مأمون
گویی که جدا روح شد از پیکر مأمون

'ای از ازلـت نــام دل‌آرای محمّد
'وی آینــۀ طلعـت زیبـای محمّد
'سرتا به قدوم تـو سراپـای محمّد
'بوسیده پدر روی تو را جای محمّد

از جود تـو یا فضل تو یا علم تو گویم؟
وز خلق تو یا خوی تو یا حلم تو گویم؟

با این همه اوصاف خدایی ز خدایت
در حیرتم آخر چه بگویم بـه ثنایت
گوهر چه بوَد تا که بریزند بـه پایت؟
فرمـود پـدر: ای پــدرم بـاد فدایت!

تو مصحـف زهرایی و قرآن رضایی
تو روح رضا، قلب رضا، جان رضایی

فردوس بَرد سجده به خـاک قدم تو
رضوان شده پیوسته گـدای کـرم تو
هنگام عطا ظرف وجود است کم تو
حـجِّ حــرم الله، طـواف حــرم تـو

از ما همـه دریوزگی و عجز و گدایی
از تو همه لطف و کرم و عقده‌گشایی

بگـذار کـه سرگـرم هیاهـوی تو باشم
تا جان به لبم هست، ثناگوی تو باشم
باشد که فقط تشنه لبِ جوی تو باشم
مولا کرمی کن که سگ کوی تو باشم

آن روز که خلقت همه دامان تو گیرند
زنجیر مرا دست غلامـان تـو گیرند

تـو دسـت عطـا و کرم و لطف خدایی
تو در دو جهان از همگان عقده‌گشایی

تو حج و تو میقات، تو مروه، تو صفایی
مـا جملـه گدا و تـو جواد ابن رضایی

جود و کرم از توست، تضرع صفت ماست
والله گـدایـی درت سلطـنت مــاست

من میثم آلودۀ بی‌دست و زبانم
در باغ بهار تو کم از برگ خزانم
مگـذار برِ بـاد بـه کـوی دگرانم
بگذار در اطراف گلت خار بمانم

من با همه گفتم که جواد است امامم
باشد که بخوانی زره لطف غلامم

#غلامرضا_سازگار


https://telegram.me/raziolhossein
23:59
#امام_جواد_ولادت


باز خدا پرده زرخ بر گرفت
عالم جان، جلوۀ دیگر گرفت
ملک جهان زندگی از سر گرفت
مرغ دل این ذکر، مکرّر گرفت

قبلۀ ارباب دعا آمده
عید جواد ابن رضا آمده


دیده گشا و رخ جانانه بین
شادی شمع و گل و پروانه بین
وجد و نشاط دل دیوانه بین
خندۀ ریحانۀ ریحانه بین

نقش تبسّم به لب مرتضاست
جلوه کنان طلعت ابن رضاست


باز به جوشش یم جود آمده
غرق در آن ملک وجد آمده
مظهر الطاف ودود آمده
مهر، به خاکش به سجود آمده

کشور جان عالم دل منجلی است
ولادت محمّد بن علی است


پرده زحسن ازلی وا شده
روی الهی متجلاّ شده
ملک جهان سینۀ سینا شده
ولادت زادۀ موسی شده

ماه بیا خاک زمین را ببوس
سرزده امشب مه شمس الشّموس


شافع میزان و معاد است این
کعبۀ دل، باب مراد است این
راهبر کلّ عباد است این
صاحب هر جود، جواد است این

آینۀ دادگر است این پسر
بر همه عالم پدر است این پسر


دل به سوی بیت ولا پر زند
روح، پی عرض دعا در زند
ماه، گر امشب به زمین سر زند
پرده به رخ تا صف محشر زند

می نهد از شرم مه روی او
رو به روی خاک سر کوی او


گلشن هستی همه خرّم شده
رشک جنان دامن عالم شده
فخر کنان دودۀ آدم شده
شاد، دل آدم و خاتم شده

بحر ولایت گهر آورده است
عروس زهرا پسر آورده است


غنچۀ ریحانه به گلشن شکفت
بلبل از او صوت اناالحق شنفت
لاله به لبخند ثنایش بگفت
مرغ شب از شوق وصالش نخفت

آمده تبریک زمعبود او
بهر رضا در شب مولود او


دیده بگشا جلوۀ سرمد ببین
آینۀ روی محمّد ببین
سلالۀ رسول امجد ببین
محمّد دوم احمد ببین

آمدی ای بر همه باب المراد
جان به فدای قدمت یا جواد


ای ثمر باغ دل بوتراب
وی زازل شیفته ات شیخ و شاب
جود تو چون لطف خدا بی حساب
سایۀ مهرت به سر آفتاب

مهر تو شد روز ازل دین من
نیست به جز حبّ تو آئین من


ای تو و من لازم و ملزوم هم
من به گدائی، تو به جود و کرم
رو به کجا از سرت کویت برم
سائلم و سائلم و سائلم

سائل افتاده زپای توام
جود و کرم کن که گدای توام


سائلم از خویش مرانی مرا
چون شود از لطف بخوانی مرا
بر سر خاکت بنشانی مرا
بر در عشقت بکشانی مرا

گو که برآرند زتن پوستم
دوستم و دوستم و دوستم


سائلم از تو دو جهان خواستم
سوز درون، درد نهان خواستم
خون جگر اشک روان خواستم
آن چه پسندی تو همان خواستم

عاشق دار غم تو (میثمم)
فارق از این عالم و آن عالمم


#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
5 April 2017
ش
13:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


یارم چو به منبری برآید
با جاه پیمبری برآید

تا اوست سر افق نمایان
هیهات اگر سری برآید

گر لم یلد از بها بیفتد
یک حیدر دیگری برآید

پرسد ز هواشناسی تو
جبریل چو با پری درآید

گه شه شد و گه مه و گهی ره
هر لحظه ز منظری برآید

گه نوح شد و گهی سلیمان
هر دفعه به پیکری برآید

او راست قشون ز چشم و ابرو
هر صبح به لشگری برآید

آنگونه بکَند و دور انداخت
هیهات که خیبری برآید

بخشد به قتال ، تیغ خود را
این کِی ز دلاوری برآید؟

از آب وضوی او عجب نیست
گر مالک اشتری برآید

بر ذره و غیره ذره باب است
هرچند که بوذری برآید

گر بنگرد از کرم عجب نیست
از قاتل ، قنبری برآید

موسی ز نبوّتش نیفتد
هر چند که سامری برآید

اولاد حسین مشتق از اوست
گر اصغر و اکبری برآید

عالم همه در قلمرو اوست
از سیر چو دختری برآید

جز شیر نیاورد به خانه
چون از پی همسری برآید

مداح تو گر زبان بریزد
زود است که محشری برآید

این بس به مدیح زبده ی ناس
دارد پسری به نام عباس


#محمد_سهرابی


https://telegram.me/raziolhossein
13:13
#امام_جواد_مدح

-
نیست فقط روز مبادا کریم
هست همه روز و شبم با کریم

یاد گرفته است که بر هیچ کس
رو نزند این دلم الا کریم

هر‌چه گره بیشترم میزند
کم شود این فاصله ها... تا کریم

خواهشِ ما جرعه‌ای از آب بود
داد ولی پهنه‌ی دریا کریم

بس که درِ بسته زدم خسته‌ام
باز نشد هیچ در امّا کریم...
-
در نزده در به رویَم باز کرد
باز همین طایفه اعجاز کرد
-
فیضِ مسیحایی‌ات عیسیٰ بَرَد
دست به دامان تو موسیٰ بَرَد

از همه دل می‌بَرد آقای ما
بیشتر از حضرت زهرا بَرَد

رویِ پَرَش لطف کن و پا گذار
رتبه‌ی جبریل به بالا بَرَد

شُکر براتِ حرم آخر رسید
ناله‌ی مجنون دل لیلا بَرَد
-
بال بده تا حرمِ کاظمین ...
با نَفَسِ وای حسینم...حسین
-
مثل همیشه دَمِ ایوان طلا
نام تو شد نامِ تو سوگندِ ما

نام تو را گفتم و باران گرفت
خیس شد از گریه‌ی ما صحن‌ها

پنجره فولاد گره باز کرد
از منِ اُفتاده به لطف شما

مثل همیشه دَمِ باب الجواد
حاجت ما بود که آقا رضا ...

... جان جوادت ببرم کاظمین
تا که بخوانیم به پایین پا ...
-
..." آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده "
-
وای اگر غصه‌ی مادر نبود
حالِ تو اینقدر مکدر نبود

مثلِ حسن شد جگرت ریز ریز
حیف که بالین تو خواهر نبود

کاش زمین آب نمی‌ریختند
حیف به جز خنده پسِ در نبود

سخت کشیدند تو را رویِ بام
وای اگر بالِ کبوتر نبود

شُکرِ خدا قسمت تو بام شد
گودی و نامحرم و خنجر نبود

خوب شد از حنجره‌ات خون نریخت
حرمله در لحظه‌ی آخر نبود

شُکرِ خدا پیشِ نگاهت زِ بام
بر سرِ نیزه سرِ اصغر نبود

شُکرِ خدا پیکرت عریان نشد
زیر سُم اسب پریشان نشد

#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
17:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


امشب این شاه خراسان سر دیگر دارد
آمده تا که از این باغ ثمر بردارد
هر که در نسل خودش با برکت تر دارد
شرفُ الشمس تر از ماه خدا، بسم الله
پسری مثل جواد بن رضا، بسم الله

هیچ کس مثل رضا شاه کرم پرور نیست
کودکی خوبتر از ابن رضا دیگر نیست
دشمنش لال شود، کوثر ما ابتر نیست
قمری کرده به دست قمری جلوه گری
چه مبارک پدری و چه مبارک پسری

آه ای شب زدگان، ماه رضا ماه همه است
پسر شاه، بوالله شهنشاه همه است
او که با سن کم خود ولی الله همه است
بین گنجینه ی زهرا نهمین دُر شده و
درک او بیشتر از حد تصور شده و

دوست از وسعت این جود و سخا مبهوت است
دشمن از سحر کلامش بخدا مبهوت است
از کرامات جواد بن رضامبهوت است
او اشاره بکند معجزه ها خواهد کرد
ماهی بحر در افلاک شنا خواهد کرد   

آمده تا که جهان پر شود از جود فقط
قطره در جوف صدف دُر شود از جود فقط
عالمی غرق تفکر شود از جود فقط
نه فقط بر من و ما جود و کرم دارد او
به امامان، بخدا جود و کرم دارد او

قدسیان، روبرویش بال و پر انداخته اند
شیرها، پیش نگاهش جگر انداخته اند
علماء، پای علومش سپر انداخته اند
علم و حلم و کرم و جود اساساً با اوست
آنچه خوبان همه دارند، تماماً با اوست

شعرا، واژه کم آمد، بنویسید جواد
جبرییل آمده باید بنویسید جواد
بعد از این جای محمد، بنویسید جواد
او علی، حضرت زهرا و حسین و حسن است
پسر شاه خراسان همه ی پنج تن است

دشمنانش، بخدا پست تر از خاشاکند
دوستانش همگی محترمند و پاکند
زائران حرم او، همه ی افلاکند
عاشقان حرمش اهل نجاتند همه
انبیاء، دور و برش در صلواتند همه

با دو مولود، دلم معتکف قنداقه است
چشم دل، دیده دو دُر در صدف قنداقه است
بوسه باران پدرها، هدف قنداقه است
یکی از نسل رضا مثل علی اکبر شد
یکی از نسل حسین است و علی اصغر شد

علی اصغر، ولی از عشق پدر شد اکبر
عمر شش ماهه ی او نوح ترینِ محشر
سپر دین خداوند شده با حنجر
از سه شعبه شده هر چند کباب این کودک
سربلندی حسین است و رباب این کودک

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
ش
19:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مدح


تو بي ابتدايي و بي انتهايي
تو واضح ترين جلوه ي كـبريايي
همان علّت غائيِ خَلقِ مايي
ندانم كه هستي ! چه گويم چه هايي ؟
تو درياي جودي تو جـودِ خُــدايي
تــو بابُ المراديّ و بابُ الرّجايي

تو را مي شناسم تو خوبي تو خوبي
تو خورشيد هستي ولي بي غروبي
تو مثل رضــايي ، طبيبُ القـُلوبي
مُنادايِ من ، قبــلِ "إكشـفْ كـُروبي"
تو دست خداونــدِ مُشكل گُٰشايي
تــو بابُ المراديّ و بابُ الرّجايي

خـُدا مُنْــزِل و نعمت نازلش تو
نبي واصل و جلوه ي كاملش تو
علي مُقبِــل و وارث قابلش تو
چهل سالِ عُمرِ رضا ، حاصلش تو
جگر گوشه ي بضعةُ المصطفايي
تو باب المرادي و بابُ الرّجايي

به مولا ، رجب را مُرَجّب تو كردي
به مولا ، ادب را مؤدّب تو كردي
به مولا ، جهان را مُرَتّب تو كردي
به مولا ، دعا را مُجرّب تو كردي
تو در استجابت جواب دعايي
تو بابُ المرداي و بابُ الرّجايي

به ذكـر علي بين محراب ، سوگند
به شبهاي روشن ز مهتاب ، سوكند
به چشمان بيدار در خواب ، سوگند
به ربّ تو اي ربّ الاَرباب ، سوگند
خُدا كرده با خلقتت خودْنمــايي
تو بابُ المُرادي و بابُ الرّجـايي

به تهمت دهان باز كردند آسان
همان آشنايان همان ناسپاسان
كه هستند تا صبح محشر هراسان
به ازعــانِ حتّــيٰ ، قيــافه شناسان
تو شكــل عليّ بن موسي الرّضايي
تو بابُ المرادي و بابُ الرّجـايي

تويي صاحب گيسوان مُجعّد
كه شرح جمال تو صدها مُجلّد
به قـرآنِ نازل شده بر محمّد
توسّل به تو هست امري مؤكّد
تو اولاترين حاجت دستِ مايي
تو بابُ المرداي و بابُ الرّجايي

من از جود تو صاحب شور و شينم
من از لطف تو خاكسار حسينم
به اسمت قسم تا ابد زير ديــْنم
كه مشتاق پابوسي كاظميــنم
تو مولای اين عبد بي دست و پايي
تو بابُ المرادي و بابُ الرّجايي

#محمد_قاسمی


https://telegram.me/raziolhossein
6 April 2017
ش
00:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر

همينكه از رخ تو حق نقاب ميگيرد
ز خاك پاي تو قمصر گلاب ميگيرد

از آب و تاب دگر آفتاب مي افتد
تو را كه روي دو دستش رباب ميگيرد

زمين ز خواب زمستاني اش شود بيدار
همين كه چشم تو را حس خواب ميگيرد

اگر اشاره كني سمت ابر يا سقا
نقاط خشك زمين را هم آب ميگيرد

دهان يوسف از اين صحنه باز مي ماند
حسين عكس تو را تا كه قاب ميگيرد

نريخت قطره اي از خون حنجرت به زمين
چرا كه ديد زمين را عذاب ميگيرد

گرفت منصب باب الحوائجي بر دوش
جواب كرده در اينجا جواب ميگيرد

#محسن_صرامی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
01:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

اگر دست و بالت کمی خالی است
اگر حال و روز تو بی حالی است

اگر آسمان در قفس میکشی
اگر قسمتت بی پَر و بالی است

اگر کار و بار تو پیچیده و...
اگر چند وقتی بد اقبالی است

اگر تار و پودت گره خورده است
اگر غصه‌ها نقشِ این قالی است

اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد
اگر مثل پاییز یک شالی است
-
علاجش فقط یک نفس یا علی است
خدا هست با آنکه او با علی است
-
خدا در شکوهِ جلال علیست
خدا در ظهورِ جمال علیست

خدا در نزولش علی می‌شود
خدا در مقامش کمالِ علی است

حرام خدا و حلال خدا
حرام علی و حلال علیست
-
پیمبر پس از سِیرِ معراج گفت
که ما هرچه دیدیم مال علی است
-
علی چارده مرتبه آمده
علی عین میلادِ آل علی است
-
علی گفته و غرق عین اش شدیم
همه راهیِ کاظمینش شدیم
-
مرا فارغ از قیل و قالم کنید
مرا راحت از خشکسالم کنید

محال است لب را به مِی تر کنم
مرا تشنه‌ی این محالم کنید

مرا بشکنید و بسازید باز
تَرَکهای روی سفالم کنید

فقط روی چشمان خود میکشم
از این خانه هرچه"حوالم"کنید

مرا می‌کشاند دو گنبد طلا
شب رفتنم شد حلالم کنید
-
ببینید رویای جبریل را
مبارکترین کودک ایل را
-
شلوغ است اگر آستانِ جواد
پُر از برکت است آسمان جواد

گدایی به شاهی مقابل نشست
چه ها می‌کند تکه نان جواد

پیمبر پدر با خدیجه شد و...
رضا نیز با خیزران جواد

علی‌اکبرش را ببین بعد از این
رضا می شود میهمان جواد

شبیه نماز حسین و علی است
نماز رضا با اذان جواد

فقط شانه‌ات را به دیوار نِه
فقط زیرِ لب گو به جانِ جواد
-
تو را می‌دهد تا قیامتِ مراد
گره وا کُنَد خاکِ باب الجواد
-
خدا خواست تا بی کرانش دهند
و در یک افق سه جوانش دهند

علی جان آقای کرببلاست
حسین آمده تا سه جانش دهند

فقط دوست دارد ببیند علی
فقط دوست دارد همانش دهند

علی در سه صورت تماشایی است
علی را سه جلوه نشانش دهند

علی اصغرش هم علی‌اکبر است
اگر فرصت امتحانش دهند

به صف فطرس و جبرئیل و رباب
که نوبت به نوبت تکانش دهند
-
زمین خوردها را که جان می‌دهند
به باب الحوائج نشان می‌دهند
-
اگر بارِ ما از کَرَم می‌کشد
برای پدر بارِ غم می‌کشد

رسیده بگوید اگر قد کِشَد
شبیهِ عمویش عَلَم می‌کشد

غریبی ببین تشنگی‌اش ببین
که کارِ پدر بر قسم می‌کشد

گمانم به دنبال گهواره است
کسی که به آتش حرم می‌کشد

فقط مادرش آه دنبال او
در آن راهِ پُر پیچ و خَم می‌کشد

بِبَر نامِ او را خدا بعد آن
به حجم گناهت قلم می‌کشد

رباب است یک فاصله تا حسین
چه‌ها کرده این حرمله با حسین


#حسن_لطفی


https://telegram.me/raziolhossein
01:14
#امام_جواد_ولادت

سلام برگلِ رویش بگوبه قصدِبرات
نثار گل پسر حضرت رضا "صلوات"

#محمد_حسن_بیات_لو

https://telegram.me/raziolhossein
ش
12:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:36, 224.5 KB
ش
14:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


عشق گاهی در جدایی گاه در پیوندهاست
عشق گاهی لذت اشکی پس از لبخندهاست
عشق گاهی یک اجابت نزد حاجتمندهاست
عشق گاهی بین باباها و تک فرزندهاست

عشق می آید که بعد از شب سحر پیدا شود
عشق گاهی می رسد تا یک نفر بابا شود

یک نفر امّا دو عالم بنده ی سلطانی اش
بنده نه ، قربانی قربانی قربانی اش
مهربانی که تمام مهربانان فانی اش
دعوتند امشب همه افلاک در مهمانی اش

با حضور انبیاء و اولیاء و ابر و باد
آدرس : مشهد ؛ حرم ؛ پشت درِ باب الجواد

عرشیان هستند در مهمان سرای حضرتی
در صف خدمت گذاری با غذای حضرتی
آب سقا خانه جام کاسه های حضرتی
بعد از آن هم شاعرانند و ردای حضرتی

جبرئیل از میهمانان میزبانی می کند
بعد دعبل میرسد اُرجوزه خوانی می کند

ای زمین از عرش بر فرش آسمانت را ببین
ای پرستوی مهاجر آشیانت را ببین
ای دل غمگین امام شادمانت را ببین
امشب ای سلطان ولیعهد جوانت را ببین

ای امام مهربان باب المرادت آمده
میوه ی قلبت دل آرامت جوادت آمده

مزد چل سال انتظار و چل شب احیای سحر
میشود طفلی که از او نیست طفلی خوب تر
سیب سرخ احمد است و باز هم داده ثمر
کوثری دیگر عطا کرده به قرآن این پسر

کوثر و یاس است جاری در رگ و در خون تو
مردمان ری فدای روی گندمگون تو

سبط موسی هستی و کار مسیحا میکنی
مثل عیسایی که در گهواره لب وا میکنی
با عصایت معجزه مانند موسی میکنی
دیده ی کور منافق را تو بینا میکنی

بر حقیری بنی عباس دامن میزنی
پور اکثم را به تیغ عِلم گردن میزنی

آن خدایی که به تقدیرم گدایی را نوشت
در مرام نام تو مشکل گشایی را نوشت
ذیل اوصاف تو در بخشش خدایی را نوشت
مهربانی علی موسی الرضایی را نوشت

در میان تیرگی ها آفتاب من شدی
تو قسم های همیشه مستجاب من شدی

چون به سائل میدهی از هرچه بهتر،بیشتر
میخورد باب المراد خانه ات در ، بیشتر
گرچه نام تو شده حاجت بر آور بیشتر
لیک حساس است بابایت به مادر بیشتر

پس قسم خوردیم بعد از تو به حق فاطمه
تا که امضا گردد امشب کربلای ما همه


#محمد_بیابانی

https://telegram.me/raziolhossein
14:35
#امام_جواد_مدح


روشن تر از روز است خیلی بامرامند
وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند
الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم
وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم
پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد
این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»
فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند
این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند
وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند


#علی_اکبر_لطیفیان

https://telegram.me/raziolhossein
14:38
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی



بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات
بر آینه ی علی اعلی صلوات
هم مولد اصغر است و هم روز جواد
بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات
***
بر دلخوشی ضامن آهو صلوات
جانم! بفرست باز بر او صلوات
آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر
بر هر دل مشتاق علی گو صلوات
***
بر روی جواد، باز بهتر صلوات
بر ناز نگاه علی اصغر صلوات
این نیست صدای این همه جمعیت!
بفرست بلندتر به حیدر صلوات


#حامد_اهور


https://telegram.me/raziolhossein
ش
17:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
708×451, 33.4 KB
#امام_جواد_ولادت

ما راه علی و آل را میپوییم
حق را ز طریق پاکشان میجوئیم
میلاد جواد اهلبیت را امشب
تبریک به ثامن الحجج میگوییم

@raziolhossein
ش
18:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت
#سرود

💐💐💐💐
بند۱
ببین روی خدارا
رخ نورالهدی را
ببین ماه جمال
جوادابن الرضارا.......
غم به سرشده، حق جلوه گرشده
امام رضای ماپدرشده2

یا....جوادالائمه3
🌹
آمده...بحرجودوسخا
مولود بابرکت رضا
آمده...عشق امام رضا
آرامش دل اهل ولا

قبله مرادآمد. حضرت جوادآمد

ببین روی....
🌹
بند۲

پدرشاه خراسان
رئوف خانواده است
پسرباب المرادو
گل زهرا جواداست

من گدایشان غلام کویشان
نومیدنمیرم ازسرایشان2

یا...جوادالائمه3
🌹
دل من...تنگه براحرم باپای دل خودم ومیبرم
توحرم...مثل کبوترم آقاسجیتکم الکرم
تومه ارض وسمایی
توجوادبن رضایی2

ببین روی خدارا....
🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹

#خادم

Telegram.me/raziolhossein
18:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:43, 101.1 KB
18:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:05, 153.7 KB
18:20
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#سرود

🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹

لطف خدابه حال ماشامل شد2
دشمن ابترهدفش باطل شد2
کوثرحضرت رضا نازل شد2

عزیزشاه طوسه
گل شمس الشموسه
امام رضا باگریه
جوادش و می بوسه

من گدای توهستم
خاک پای توهستم
مبتلای توهستم
یاجوادالائمه
یاجوادالائمه4
🌹
بریم مدینه وقت استقباله2
ریحانه به مولدش می باله2
چقدرامام رضای ماخوشحاله2

فاطمه مسرورشده
جهان پرازشورشده
جوادبردست رضا ...
نور علی نور شده

من گدای توهستم...

یاجوادالایمه4
🌹
به شیعیان رحمت ممدودآمد2
خزینه ی کرامت وجودآمد2
بابرکت ترین مولود آمد2

دست به دعا میگیرم
به دل صفا میگیرم
هرچی بخوام امشب از
امام رضا میگیرم

سربه کویش نهادم.
عبدباب المرادم
چیزی ازکس نخواهم
من گدای جوادم
یاجوادالائمه4
🌹
شهزاده

قرارسینه های بی تاب آمد2
ازصدف عشق در ناب آمد2
گل پسر رباب و ارباب آمد2

غصه وغم سرآمد
عزیزمادر آمد
حسین چشمت روشن
علی اصغرآمد

لایی لایی علی جان4
💐
سه مصرع های اول رو میشه مستمع تکرارکنه.میشه فقط مداح یکبار بخونه

💐


#خادم

Telegram.me/raziolhossein
18:20
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:47, 244.6 KB
18:21
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 113.0 KB
18:21
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:28, 66.2 KB
18:26
#امام_جواد_ولادت

ای دوست مراد اهلبیت آمده است
یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است
امروز تمام سائلان می گوینـــد
میــلاد جواد اهلبیت آمده است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
18:27
#حضرت_علی_اصغر


ای اهل ولا اجر شما با علی اصغر
مهمان حسینیم  بگو یا علی اصغر

این کودک شش ماهه گل باغ رباب است
پر پر شده در گلشن زهرا علی اصغر

هر کس که به گهواره ی دل جا دهد او را
او را بدهد در حرمش جا علی اصغر

ای سینه زنان دامن شش ماهه بگیرید
چون کرده به هر درد مداوا علی اصغر

طفلش مشماری که بُود باب الحوائج
پروندۀ ما را کند امضاء علی اصغر

احرام عزا بند که با ناله بگوییم
لالا پسر فاطمه لالا علی اصغر

بر مجلس یاران حسین سر زند از لطف
همراه عمو گیرد اگر پا علی اصغر


#استاد_کلامی_زنجانی

Telegram.me/raziolhossein
18:29
#امام_جواد_ولادت


امشب شب عید است همه گل بفشانید
خود را به در بیت ولایت برسانید
از دست رضا عیدی خود را بستانید
این بیت بخوانید بخوانید بخوانید

انـوار الهی بـه فضا باد مبارک
میلاد جواد‌ بن رضا باد مبارک

ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﻛﻌﺒﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺮ ﺣﻴﺪﺭ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﺍﺯ ﺣﺴﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻋﻴﺎﻥ ﻣﻨﻈﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﺭﺿﺎ ﻛﻮﺛﺮ ﺩﻳﮕﺮ


ﺑﺸﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﻝ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺍﻳﻦ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﮕﻮﺋﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺑﺤﺮ ﺗﺠﻠّﻲ ﮔﻬﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﺎﺧﻪ ﻱ ﻃﻮﺑﻲ ﺛﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﻤﺲ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻗﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﻣﻴﻠﺎﺩ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﭘﺴﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ

ﺍﻳﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﻱ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺍﺩ
ﺍﺳﺖ ﺍﻟﺤﻖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺯﻟﺖ ﻧﺎﻡ ﺩﻝ ﺁﺭﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﻭﻱ ﺁﻳﻨﻪ ﻱ ﻃﻠﻌﺖ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺳﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﻭﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﺍﭘﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺑﻮﺳﻴﺪﻩ ﭘﺪﺭ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ

ﺍﺯ ﺟﻮﺩ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻓﻀﻞ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻋﻠﻢ ﺗﻮ
ﮔﻮﻳﻢ ﻭﺯ ﺧﻠﻖ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺧﻮﻱ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺣﻠﻢ ﺗﻮ ﮔﻮﻳﻢ


ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺯ ﺧﺪﺍﻳﺖ
ﺩﺭ ﺣﻴﺮﺗﻢ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺑﻪ ﺛﻨﺎﻳﺖ
ﮔﻮﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺖ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﺪﺭ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺎﺩ ﻓﺪﺍﻳﺖ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺯﻫﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﺭﺿﺎ ﻗﻠﺐ ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ


ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﻋﻄﺎ ﻭ ﻛﺮﻡ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍﻳﻲ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻋﻘﺪﻩ ﮔﺸﺎﻳﻲ
ﺗﻮ ﺣﺞ ﻭ ﺗﻮ ﻣﻴﻘﺎﺕ ﺗﻮ ﻣﺮﻭﻩ ﺗﻮ ﺻﻔﺎﻳﻲ
ﻣﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺪﺍ ﻭ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﺮﺿﺎﻳﻲ

ﺟﻮﺩ ﻭ ﻛﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﻀﺮﻉ ﺻﻔﺖ ﻣﺎﺳﺖ
ﻭ ﺍ... ﮔﺪﺍﻳﻲ ﺩﺭﺕ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﺎﺳﺖ


#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
18:29
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
02:22, 328.4 KB
ش
18:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 33.5 KB
#حضرت_علی_اصغر

یا رباب...

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است
شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
7 April 2017
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#ترکیب_مربع


نوری است که از جلوه ی مهتاب رسیده است
شعری است که با صد غزل ناب رسیده است
طفلی است که از دامن احباب رسیده است
جشنی است که شش ماهه ی ارباب رسیده است

این طفل که بر دست پدر رفته به خواب است
شهزاده علی اصغر ارباب و رباب است

با عشق قرین است و ندارد که قرینه
او داده "سکینه" به رباب و به سکینه
آرامش قلبی است که آورده به سینه
این بار علی زاده شده بین مدینه

لالایی خوابش فقط آوای رقیه است
میلاد علی اصغر بابای رقیه است

ای تیغ نگاه تو چنان صیقلی اصغر
تو از دل دلبر چه دلی می بری اصغر
رفتی به ابالفضل عجب خوشگلی اصغر
یک بار رقـیــه که بگـویـد عـلــی اصغر-

-بابات کند ناز به خورشید و ستاره
انگار علی فاطمه را خوانده دوباره

مثـل پدرت نور تـمـامی بـشوی تو
ازکوثر این خانه چه جامی بشوی تو
مثل عمویت مرد بنامی بشوی تو
بعد از علی اکبر چه امامی بشوی تو

میگفت پدر با پسرش آرزویش را
تا دید سپیدی به زیر گلویش را

این طفل اگر چه به یقین ماهترین است
در هاشمیون از همه دلخواه ترین است
عمر علی اصغر ز چه کوتاهترین است؟
در قرب خدا از همه لـِـلـّـه ترین است

آهسته بگویید غمش را شب میلاد
ای کاش ببینند که اصغر شده داماد

اما همـه امــید پدر نقـش بر آب است
دل کَندنِ از مثل علی، سهم رباب است
عُمر پسرش لحظه به لحظه به شتاب است
هر چند ستاره است ولی مثل شهاب است

شش ماه دگر حرف رباب است و جدایی
این طـفـل قـرار اسـت شـود کربـُبـلایی

#عبدالزهرا_هاشمیان

https://telegram.me/raziolhossein
ش
02:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت
#مربع_ترکیب

خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
همراه با ملائکه مشغول خدمتم
این لطف فاطمه است که داده لیاقتم
عبد علی و آل علی تا قیامتم

من نوکر و محب و فدائی اهل بیت
بیچاره ام بدون گدایی اهل بیت

دارم به سر هوای جگر گوشه رضا
افتاده ام به پای جگر گوشه رضا
ممنونم از عطای جگر گوشه رضا
ای جان من فدای جگر گوشه رضا

عمریست زیر دین جواد الائمه ام
محتاج کاظمین جواد الائمه ام

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد
یابن الرئوف ! شاه وفا ! حضرت جواد
پروردگار جود و عطا ، حضرت جواد
دریاب روزگار مرا ، حضرت جواد

آقا به مهربانی تو دارم اعتقاد
هستی جواد و ابن جواد و ابالجواد

ای سومین محمد این خانه، السلام
ای سائل تو عاقل و دیوانه السلام
ای صاحب کرامت جانانه السلام
عیسی مسیحِ حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین نا امید شد
بار دگر امام رضا رو سفید شد

با بودنِ تو عهد وفا سر نیامده
چیزی به حز کرم که به این در نیامده
وصفت به جز رضا ز کسی بر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تنها امام لایق فرزندی رضا !
وصفت کجا و ذهن گنهکار من کجا

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی
آقا نهم ستاره این آسمان شدی
امّید آخر همه بیچارگان شدی
بالاتر از توقع ما مهربان شدی

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند
باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

ای عادت همیشه ی تو ذره پروری
خوب و بدند بر سر کوی تو مشتری
دادی به یاد سائل خود کیمیاگری
حقا که یادگاری موسی بن جعفری

هر کس که برد نام تو حاجت روا شده
درد نگفته در حرم تو دوا شده

ای انتقام کوچه همه آرزوی تو
دل برده از امام رضا خلق و خوی تو
باید گرفت درس برائت ز کوی تو
ای غصه های فاطمه بغض گلوی تو

تو مادری تر از همه ای بعد مجتبی
خیلی عذاب داده تو را داغ کوچه ها

#محمدحسین_رحیمیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مدح

هرکس که تاج مهر تو بر سر ندارد
از سجده ی گمراهی اش سر بر ندارد

سرمایه ی عشق شما راه نجات است
 بیچاره هر کس عشق تان در سر ندارد

لازم نکرده که مرا فردا بخوانند
جنت اگر از نامتان سردر ندارد

باب الجوادی مطمئنا هست آن جا
محشر از این در هیچ بالاتر ندارد

گشتم ولی دنیای شیعه از تو آقا
مولود پر خیر و مبارک تر ندارد

کوری چشم دشمنان إبنُ الرضایی
کی گفته سلطانم علی اکبر ندارد؟

دردانه ی سلطان طوسی یا محمد
والیِ ما غیر از شما دلبر ندارد

عطری که از ذکر لبت در شهر پیچید
عود و گلاب و نافه و عنبر ندارد

در کودکی در قله های علم بودی
علم تو را عیسای پیغمبر ندارد

گشتم ولی هم ارزش خاک عبایت
در ارض و در افلاک سرتاسر ندارد

فهمیده ام از نامه ی سلطان، که عالم
کُنْیه نکوتر از اباجعفر ندارد

در کاظمینت هر کسی آمد دلش ماند
راهی بجز این راه تا آخر ندارد

"وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً ..." عیدی همین بس
عالم بجز چشم شما محور ندارد

می دوزد آخر چشم خود را بر دو دستت
مرغی که در وقت پریدن پر ندارد

محشر بفهمد جایگاهِ عصمتت را
هرکس تو را در این جهان باور ندارد

#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
12:58
#امام_زمان_مناجات

امان از بادها... سوزان وزیدند
امان از تیغ ها برّان رسیدند

ألا یا اهلَ العالم جد من را
به روی خاک ها عریان کشیدند

ألا یا اهلَ العالم اهل کوفه
سرش را با لب عطشان بریدند

سواره ده نفر ناپاک زاده
به روی آن تن بی جان دویدند

جسارت بر تنش کردند اما
فقط از رأس او قرآن شنیدند

سرش را داده اند و با بهایش
نمیدانم چقدری نان خریدند؟!

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
12:59
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

رسیدی بین آغوش رقیه در شعف باشی
رسیدی تا برای بوسه ی عمه هدف باشی
علی اکبر رسید و چون عقیق دست بابا شد
ولی تو آمدی در دست او دُرِّ نجف باشی
گرفتی خو تو با بوی عبای حضرت ساقی
تو باید مثل مروارید در قلب صدف باشی
علی حق است و حق هم باعلی من خوب می دانم
که تو معیار حق هستی اگر در هر طرف باشی

تویی که از پر جبریل پیراهن به تن داری
بنازم هیبتی مثل عمو جانت حسن داری

نوشته بر سر هر طاق و هر منبر، علی اصغر
تو هستی ساقی و خم و می و ساغر، علی اصغر
رقیه گوشه ای او را به روی پاش می گیرد
و می خواند که ای همبازی خواهر، علی اصغر
تویی که با نوازشهای پیغمبر صفا کردی
شدی در بند آغوش علی اکبر، علی اصغر
ربابه بوسه های پشت هم می زد به لبهایت
تو هستی آشنا با بوسه ی مادر، علی اصغر

ز رویت موج می زد هیبت مردانه ی حیدر
چه غوغا می کنی ای بچه شیر خانه ی حیدر

برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد
زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد
چه رویی دلربا داری، چه گیسویی رها داری
قیامت زودتر از موعدش انگار بر پا شد
چنان باب الحوائج می شوی کز مهر و احسانت
غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد
خدا را شکر ما هم نوکر این آستان هستیم
که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

تویی که پیش پاهایت پر پروانه می ریزد
کسی بی بردن نامت ز جایش بر نمی خیزد

زمین دور سرم چرخید و شعرم را رها کردم
برای مادرت نذر عجیبی ادعا کردم
که شاید عاقبت روزی کنار این حسینیه
مکانی را به عنوان "ربابیه" بنا کردم
دلم می خواست روزی خادم صحن شما باشم
نمی دانم چرا اینگونه نذرم را ادا کردم
تویی باب الحوائج، استجابت می کنی ما را
فقط با چشم بارانی دعا کردم دعا کردم

شب عید است و ما هم نوکر آل عبا هستیم
کرامت کن که ما چشم انتظار کربلا هستیم..


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
ش
16:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت
#سرود

🌹🌹🌹🌹

زمدینه شده درجلوه جمال تقوی

همه خلق وخصالش علوی ورضوی


چه مبارک سحری بودوچه فرخنده شبی


که خدادسته گلی داده به ماه نبوی

نورالهی متجلی شده

ولادت زاده ی زهراشده

ذکرلب اهل تولاشده

ادرکنی یاجوادالائمه 3
🌹🌹🌹🌹🌹


همه الطاف الهی چه نمایان اومده

بخداعشق دل جمله محبان اومده

به گلستان ولافصل بهاران وببین

که یگانه پسرشاه خراسان اومده

نورخدای ازلی آمده

زاده والی الولی آمده

جواد. اولاد علی آمده

ادرکنی یاجوادالائمه 3
🌹🌹🌹🌹🌹


به خم ابروی مانندهلالش صلوات

به اب وام ومحبان وبه آلش صلوات

به کمال وبه جمال وبه خصالش صلوات

به قعودوبه قیام وبه جلالش صلوات

ای رخ توبهشت اهل یقین

مثل رضاچهره ی تودلنشین

برگل رخساره ی توآفرین

ادرکنی یاجوادالائمه 3
🌹🌹🌹🌹

#محمد_خرم_فر


https://telegram.me/raziolhossein
16:24
AUD-20160417-WA0009.m4a
Not included, change data exporting settings to download.
01:52, 1.6 MB
16:29
#امام_جواد_ولادت


در هواى سينه سودائيم
شد كبوتر اين دل هرجائيم
يك مدينه مستى و شيدائيم
مست مست از كوثر زهرائيم
كوثر امشب غيرت دريا شده
ضامن آهو مگر بابا شده

آسمان گرديده امشب خاكبوس
مى‏تراود عطر شادى از نفوس
در اجابت غرق شد شمس الشموس
شد شكوفا جلوه ی سلطان طوس
باز شد بر روى دل باب المراد
كور چشم ابتران ، آمد جواد

اين پسر سر تا به پا پيغمبر است
اين پسر آئينه دار حيدر است
اين پسر سرّ خداى اكبر است
سلسله جنبان روز محشر است
اين پسر ملك ولايت را ولى است
در نگاه او محمد منجلى است

او كه ايثار و كرم آئين اوست
دلنوازى عادت ديرين اوست
دشت و اقيانوسها مسكين اوست
دام دلها گيسوى مشكين اوست
كهكشانها و زمين آواره‏اش
كعبه ی خيل ملك گهواره‏اش

روى ماهش معنى الله و نور
خال رويش محشر يوم النشور
مى‏برد دل يك نگاه او ز حور
چشم بد از حسن وجه الله دور
جبرئيل امشب بخواند ان يكاد
دود كرد اسپند در پاى جواد

#کمیل_کاشانی


https://telegram.me/raziolhossein
ش
17:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

---
امشب از شوق بي قرارم من
آرزوى مدينه دارم من

من خزانم وليكن از امشب
غرق در عطر نوبهارم من

همه طَرْدم كنند، باز اما
به نگاهش اميدوارم من

او گل باغ بوستان حسين
گِرد اين گل، خوشم كه خارم من

از غلامى و نوكرىِ درش
صاحب جاه و اعتبارم من

اى سرآغازم و سرانجامم
چقَدَر خوب، با تو هم نامم
---
آيت داور است اين مولود
گل پيغمبر است اين مولود

اسم او هم عليست پس حتماً
هم چُنان حيدر است اين مولود

على اصغر به نام و در رُتبه
علىِ اكبر است اين مولود

پَرِ قنداقه اش شفيع همه
در صف محشر است اين مولود

چقَدَر با رقيه مأنوس است
بغلِ خواهر است اين مولود

قابَ قوسين ماست ابرويش
بوسهء زينب است بر رويش
---
اى به عالم دليل، ششماهه
اى لبت سلسبيل، ششماهه

زير پايت هميشه باشد پهن
شهپر جبرئيل، ششماهه

در نگاهت فرات و دجله كه هيچ
موج زن؛ رود نيل، ششماهه

تو بزرگ و بزرگ زاده، ولى
من به پيشت ذليل، ششماهه

هر زمان كه گره به كار افتاد
گفته ام: ألدخيل ششماهه

باب حاجات عالمينى تو
علىِ سومِ حسينى تو
---
اى به دردم دوا، على اصغر
نفست كيميا، على اصغر

هر كه دستش به دامنت باشد
گشته حاجت روا، على اصغر

شبِ ميلاد توست ذكرِ لبم
لَكَ روحى فِدا، على اصغر

آينه دار محسنِ زهرا...
...كيست غير از تو؟ يا على اصغر

هم رجب، هم زيارتىِ حسين
بده يك كربلا، على اصغر

نَبُود هم تراز و همتايت
بر روى سينهء پدر جايت
---
اى رُخَت ماهِ كامل ارباب
اى على، ميوهء دل ارباب

تو خودت نور و نور بابايت
نور در نور منزل ارباب

نام تو تا كه در ميان آمد
گشت پُر شور محفل ارباب

خنده هرجا مُسَبّب شاديست
خنده هاى تو قاتل ارباب

با چُنين حلق پاره؛ بُردن تو...
...تا به خيمه است؛ مُشكل ارباب

چه كند با گلوى پرپر تو؟!
چه كند در جوابِ مادر تو؟!
---
آه...شد از غم تو پير، رباب
از جهان بى تو گشته سير، رباب

گوش تا گوش طفل پاره شده
خورده شمشير يا كه تير!؟، رباب

تازه آغاز غصه هاست؛ كه تو
در كفِ غم شوى اسير، رباب

قاتل تو غروب عاشوراست
آب آمد؛ ولى چه دير! رباب

اصغرت زير خاك خوابيده
سينه ات گشته پُر ز شير رباب

كربلا تا به شام، خونْ دل توست
هر كجا حرمله مقابل توست

#على_اصغر_انصاريان

https://telegram.me/raziolhossein
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مدح

شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا
عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم
چه سفره دار کریمی چه سفره ای چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟


*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد

#میلاد_حسنی

https://telegram.me/raziolhossein
19:41
#امام_جواد_ولادت

حق سیرتی به صورت انسان رسیده است
آئینه دار جلوه ی یزدان رسیده است

وقتی پای صحبت عرش است و کبریا
آزین کنید خانه که مهمان رسیده است

از آسمان نمایش رحمت چه دیدنی است
الطاف حق چو بارش باران رسیده است

در مدحت جمال سراپا خدائیش
سر روی دست یوسف کنعان رسیده است

از بس که دلرباست مناجاتهای او
از روی شوق موسی عمران رسیده است

باب المراد گل پسر ثامن الحجج
دُردانه ی امیر خراسان رسیده است

در بین ازدحام گدا کوچه وا کنید
نور دو چشم حضرت سلطان رسیده است

ریحانه ی بهشتی شمس و الشموس شد
خورشیده زاده ای ز امامان رسیده است

بابا کُش است ناز علی اکبری او
تاج سر تمام جوانان رسیده است


https://telegram.me/raziolhossein
👍 1
ش
19:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 69.0 KB
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی

بر غنچه گلشن پیمبر صلوات
بر آل حسین و آل حیدر صلوات
شادی دل رباب امشب بفرست
ناز قدم علی اصغر صلوات

#عبدالزهرا
@raziolhossein
ش
22:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 07.04.2017 19:58:29
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 69.0 KB
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی

بر غنچه گلشن پیمبر صلوات
بر آل حسین و آل حیدر صلوات
شادی دل رباب امشب بفرست
ناز قدم علی اصغر صلوات

#عبدالزهرا
@raziolhossein
8 April 2017
ش
01:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

چون خاکِ رهِ تو پربها، زر نَبُوَد
بی مهرِ تو روی مه منوّر نَبُوَد

در شان تو گفت حضرت شمس شموس:
مولودی از این بابرکت‌تر نَبُوَد

#علیرضا_قاسمی


https://telegram.me/raziolhossein
01:57
#امام_جواد_ولادت

اي قمر شمس ولايت جواد
اي گهر بحر عنايت جواد

حجّت حق باب مراد همه
نجل علي دسته گل فاطمه

بر همه خوبان جهان سروري
محمّد (ص) استّي و علي پروري

چشم رضا از همه سو سوي تو
ماه رجب شيفته روي تو

روي دل آراي تو بدر رجب
ليله ميلاد تو قدر رجب

جود به خاک درت آرد سجود
بسته به جود تو تمام وجود

صورت تو باغ و بهار رضا
تويي همه دار و ندار رضا

حسن تو مرآت خداوند تو
بهشت بابا گل لبخند تو

بی خردان طعنه ديگر زدند
بر پدرت تهمت ابتر زدند

ولادت تو کوثري دگر بود
روشني چشم و دل پدر بود

نور شد و نور شد و نور شد
چشم همه تيره دلان کور شد

سمند علم و معرفت رام تو
گره گشاي عالمي نام تو

عطر رياحين جنان خاک تو
روح رضا در بدن پاک تو

باب تولاّي تو باب خدا
مصحف روي تو کتاب خدا

عقل نهالي ز دبستان تو
علم گلي رسته ز بستان تو

بين امامان ز عطاي زياد
تويي ملقّب به امام جواد

جز تو که حرز مادر خويش را
به قاتل پدر نمايد عطا

شبي که مأمون ستمکار مست
برد به قتل تو به شمشير دست

در دل تاريک شب اي جان پاک
کرد تن پاک تو را چاک چاک

صبح که آن بي خرد آمد به هوش
گشت سراپا همه سوز و خروش

گفت مرا قتل رضا بس نبود
کشتن نجل مرتضي بس نبود

چگونه من در نظر خاص و عام
شهره شوم به قاتل دو امام

قاصد مأمون به تحيّر شتافت
در بدن پاک تو زخمي نيافت

کرد سراپا به وجودت نظر
ديد ز گل خوب تري خوبتر

از رخ مأمون عرق شرم ريخت
زمام اقتدارش از هم گسيخت

از پي ديدار تو بشتافت باز
گفت که اي مهر سپهر حجاز

جسم تو شد به تيغ من چاک چاک
از چه کنون سالمي اي جان پاک

گفتي از دعاي زهراست اين
معجر حرز مادر ماست اين

مرا خداي داورم حفظ کرد
به يمن حرز مادرم حفظ کرد

شد خجل از کار خود آن رو سياه
گشت به پيش کرمت عذر خواه

عفو از آن جرم و خطا کرديش
خواست دعا را تو عطا کرديش

جود خداييت چه ها مي کند
پيش خطا لطف و عطا مي کند

اي به فداي تو و جودت جواد
جود وجودش ز وجودت جواد

تو دست جود خالق اکبري
جواد اهلبيت پيغمبري

بحر نمي از کرمت يا جواد
جود گداي حرمت يا جواد

روي تو شمس الشّرف اهلبيت
اي دُر ناب صدف اهلبيت

کودک نه ساله بدي کز کمال
دادي پاسخ به هزاران سؤال

زاده اکثم ز دُر افشانيت
گشت يکي طفل دبستانيت

مانده زهر قيل و زهر قال بود
گويي از آغاز کر و لال بود

لکنت نطقش به لب افتاده بود
گويي طفلي عقب افتاده بود

از کف مأمون چو رها گشت باز
ماهيکي گرفت و برگشت باز

تا ببرد ره به کمال تو بيش
ماهي را فشرد در دست خويش

گفت که اي نور دل بوالحسن
فاش بگو چيست کف دست من

پاسخ تو دوباره اعجاز کرد
پرده ز اسرار دگر باز کرد

قصّه تبخير و هوا و شکار
گشت ز دُرج سخنت آشکار

حلم ز رفتار شما حلم شد
علم ز گفتار شما علم شد

معادن حکمت حق شماييد
مساکن رحمت حق شماييد

شما همان ائمه الدّعاييد
مشاعل انوار الهداييد

جلالت خدا نشان شماست
آيه ي تطهير به شان شماست

کلامتان نور است و رحمت است
معجزه و موعظه و حکمت است

ارث نبّوت رسول از شماست
مجد و کرامت بتول از شماست

طاعت مقبول? حق شماييد
رحمت موصول? حق شماييد

شما امامان همگي جواديد
باب نجات و قبله ي مراديد

قرآن يکدم از شما جدا نيست
هر آنکه بي شماست با خدا نيست

«ميثم» را بر درتان التجاست
اميد او به مَن اتاکُم نَجاست

#غلامرضا_سازگار


https://telegram.me/raziolhossein
9 April 2017
ش
00:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح

بنا شده ست زمین و زمان به نام علی
گرفته است قوام این جهان به نام علی

‎برای اینکه مُشخّص شود عیـار دقیق
شدند خَـلق خدا ، امتحان به نام علی

‎به دفتر ازلیّت به کِلْـک قدرتِ خویــش
نوشته رب،همه کون و مکان “به نام علی”

‎همیشــه محوِ تماشای آسمان هائیم
که بوده رونقِ هفت آسمان به نام علی

‎به احترام علی بسته شد درِ دوزخ
گشوده شــد درِ باغ جَنــان به نام علی

‎نشانه ای ست برای حلال زادگیَـش.
همین که طفل گُشـاید زبان به نام علی

‎چگونه نام کسی جز علی ست بر لب او ؟
کسی که خورد چو ما آب و نان به نام علی

‎دُرست با وسطِ خــال می کند برخورد
همین که تیــر پَــرَد از کمان به نام علی

‎بگو که أشــهدُ أنّ علـی ، ولیُّ الله
گرفته چونکه هُویّت اَذان ، به نام علی

به ترس و جبر نبوده ست ، واقعاً قلبیست ارادت همه ی شیعیان به نام علی

‎سِزد ز چوبه ی دارش رُطب به بار آید
که داده میثم تمّـار ، جـان به نام علی

‎دعا کنید! که روزی وقوع خواهد یافت
ظهور حضرت صاحب زمان به نام علی

#محمد_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
00:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


از ازل مهر تو در سینه درخشید علی
گوش ما مدح کسی غیر تو نشنید علی

از هر انگشت تو دریای کرم می ریزد
کوه از برق نگاه تو بهم می ریزد

در رکوع تو گدا اوج عطا را حس کرد
دست در دست علی دست خدا را حس کرد

هر چه در حق تو گفتند و نوشتند نشد
هیچ کس مثل علی عبد خداوند نشد

سائل غمزده فهمید کجا رو بزند
نجف امد که فقط پیش تو زانو بزند

با اشارات شما چرخ جهان چرخیده
صد و ده بار زمین دور سرت گردیده

صید مهر تو شدیم و به دلت افتادیم
شهروند ابد شهر علی ابادیم

ضربان دل شیعه به علی وابسته ست
علوی بودن ما تا به ابد پیوسته است

تا ابد عطر حریمت نرود از یادم
صد و ده بوسه به انگور ضریحت دادم

به اذانی که پدر داده به گوشم سوگند
نشوم لحظه ای از مهر عزیزت دل کند

ردّی از دشمن تو وقت خطر پیدا نیست
کار حیدر به خدا کار فلانی ها نیست

دست معمار ازل نام علی را که نوشت
نقطه ضعفی به بلندای وجودش نسرشت

پدر خاکی و ما خاک نشینان تواییم
میهمانان سر سفره ایمان تو اییم

#حسن_کردی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
04:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#رباعی


گر ماه رجب جلوه دیگر دارد
از میمنت قدوم حیدر دارد
بر کعبه نگر که پرده امروز خدا
از چهره ی خانه زاد خود بر دارد

***

بر دست نبی چو جلوه بنمود علی
لب باز نمود ودیده بگشود علی
از سوره مؤمنون تلاوت فرمود
زیرا که امیر مؤمنان بود علی

***

از جانب حق ولی سرمد آمد
نور دل و دیدگان احمد آمد
شد سیزده رجب زالطاف خدا
داماد وپسر عم محمّد آمد

https://telegram.me/raziolhossein
04:42
#امیرالمومنین_مدح
#غزل


چه جانماز پی اعتکاف بردارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بردارد

علی حقیقت روزست و هیچ جایز نیست 
که در مقابل شب انعطاف بردارد

دو سوی این کره هر یک قلمروی دارد
نشد جدایی شان ائتلاف بردارد

شبیه خواب سحر سطحی است و زود گذر
کسی که دست از این اختلاف بردارد

دوباره مثل علی زاده می شود اما
مگر دومرتبه کعبه شکاف بردارد

اگر که حرمت مولا نبود ممکن بود
خدا ز خلق خود امر طواف بردارد

#علیرضا_دهقانیان

https://telegram.me/raziolhossein
04:46
#امیرالمومنین_مدح
#غزل


ما را همین عقیده و‌ایمان و باور است
هرکس که دشمن تو شود پست و کافر است .

جز تو چه کس به نص الهی امام شد
جز تو چه کس وصی و وزیر پیمبر است

جز تو که هست علم الهی به سینه ات
کی مدعی قول سلونی به منبر است

هرکس غلام کوی تو شد محترم شود
و آنکو جدا شود ز درت خاک بر سر است

چوب اژدها نمودن واحیای مردگان
اینها تمام کار غلام تو قنبر است

بغضت نشانه ای ز حرام زادگی بود
حبت ولی نشانه پاکی مادر است .

من بر امام خویییش خیانت نمی کنم
هرکس که شد محب تو با من برادر است

خصم علی عبادت بیهوده می کنی
زیرا بهشت جای محبین حیدر است

چون اختیار را به ولی می دهد خدا
فردا بهشت را به علی می دهد خدا

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
08:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح

✅ مخمسی تضمینی با تضمین از غزل جناب استاد لطیفیان


بسم حق... بسم محمد... بسم سلطان نجف
سینه ام آتش گرفت از داغ هجران نجف
تشنه ام من تشنه ی خورشید تابان نجف
"گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می ‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف"


مرتضی انداخت با یاری زهرا سفره ای
بین صحرا، بین دریا، در ثریا سفره ای
پهن شد در عرش، نزد حق تعالی سفره ای
"سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف"


تشنه ایم و دست از کوزه کشیدن کار ماست
صبح تا شب سختی روزه کشیدن کار ماست
از طعام دیگران پوزه کشیدن کار ماست
"دور تا دور حرم زوزه کشیدن کار ماست
می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف"


بی ولای مرتضی نیت نکردم هیچ وقت
جز برای مرتضی خدمت نکردم هیچ وقت
در نجف احساس غم... غربت... نکردم هیچ وقت
"آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف"


می شود ذکر قنوتش یا علی و فاطمه
منتهای حاجتش تنها علی و فاطمه
کار دارد در دو عالم با علی و فاطمه
"نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف"


در قنوتم، در میان ربنا اغفرلنا
دیده ام افتاد بر انگشترم بین دعا
زیر لب با چشم تر خواندم همین یک بیت را
"به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ جا
می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف"


در دو عالم عبد دربار بتول و حیدریم
سالیانی هست سربار بتول و حیدریم
شاکر الطاف بسیار بتول و حیدریم
"ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف"


هستی الله در هست حسین است و علی
خلقت عالم همه پست حسین است و علی
هر دل آزاده ای مست حسین است و علی
"رزق آب ‌و نان ما دست حسین است و علی
سال‌ها خوردیم آبِ کربلا... نانِ نجف"


از نفس هایم دوباره آه دارد می رسد
وقت دیدار گدا و شاه دارد می رسد
بوی عطر سیب ثارالله دارد می رسد
"نیمه ی ماه رجب از راه دارد می‌رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف"

#محمد_جواد_شیرازی


https://telegram.me/raziolhossein
08:19
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

هرچند بود باب هدایت قرآن
بی مهرعلی نیست سعادت قرآن

ده سال دگرشود محمدمبعوث
امروز علی کند تلاوت قرآن

#مصطفی_نظری_طهرانی

https://telegram.me/raziolhossein
08:24
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

در مخزن لايموت دردانه علي است
در كون و مكان امير فرزانه علي است

در كعبه ظهور كرد تا بر همه كس
معلوم شود كه صاحب خانه علي است

#صغیر_اصفهانی


https://telegram.me/raziolhossein
ش
13:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


گدا گدا باز گدا آمده
از همه سو، از همه جا آمده
به خاکبوس این سرا آمده
چون به حرم شاه سخا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

او ابدیّ و ازلی بوده و
پیش خدا خودش یلی بوده و
علیّ و همنام علی بوده و
روی پر فرشته ها آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

آمده و به سینه حک می شود
به زندگی "علی" نمک می شود
کعبه از او تَرک تَرک می شود
زمزم و مروه و منا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

او علی و تاج سر امت است
روح نماز و سحر امت است
مثل محمّد پدر امت است
ترازوی روز جزا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

چشم خداوند و یَدُاللهِ حق
قدرت حقّ و اسدُاللهِ حق
ولایتش نشانه ی راهِ حق
به مومنین راهنما آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

خدای عشق و بنده پرور علی
عبد خدا، خواجه ی قنبر علی
به بال انبیای حق، پَر علی
بنده ولی خدانما آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

خدا علی، علی خدا لِلعجب
زادگَهَش کعبه چرا، للعجب
فاطمه کفّوَش شده یا للعجب
عقل به تسلیم و رضا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

عقل شده پای به زنجیر او
کودک ایجاد شده پیر او
مَثَل شده ضربه ی شمشیر او
یگانه ی هر دو سرا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

بر لب خود "ابوالحسن" حک کنید
در دل و فکر و جان و تن حک کنید
به نطفه ی دشمن او شک کنید
طهارت طینتِ ما آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

آمده تا درد مداوا کند
به دوستان از کرم، اعطا کند
زِ دشمنش نیز گره وا کند
به هر گره، گره گشا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

کیست علی، به یک نظر فاطمه
فیه تَجلّی و ظَهَر، فاطمه
عَلیُّنا کَیفَ بَشَر، فاطمه
فاطمه یا شیر خدا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

#امیر_عظیمی


https://telegram.me/raziolhossein
13:21
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


سلام ای جوابِ سلامِ خدا
ظُهورت طلوعِ تمامِ خدا

تویی آفتابِ بلندِ زمین
تویی سایه‌یِ مُستدامِ خدا

تویی که به تعظیمِ تو امر کرد
تویی صاحبِ احترام خدا

تو نهج‌البلاغه تو قرآن تو وَحی
کلامی بگو هم کلامِ خدا

صدایت صدایش به معراج بود
حدیثَت حدیثِ مُدامِ خدا

برایِ تو کعبه جگر چاک زد
بیا مَردِ بیتُ‌الحَرام خدا
-
مرا کعبه‌ی سینه چاکم کنید
فقط پایِ حیدر هلاکم کنید
-
علی ابتدا و علی انتهاست
علی مصطفیٰ و علی مرتضیٰ ست

علی اول است و علی آخر است
علی در ظهور و علی در خَفاست

علی ظاهر است و علی باطن است
علی لااِلهَ  علی لافَتاست

علی در مَعارج علی در بُراق
علی اِنَما و علی وَالضُحیٰ ست

علی با حق است و علی بر حق است
علی کعبه است و علی در حَراست

علی نیست آن و علی نیست این
علی نه جدا و علی نه خداست
-
علی را بگو هرچه گویی کم است
که زهرا علی و علی فاطمه ست
'
اگر تیغِ تو سایه گُستر شود
همان ابتدا کارِ یکسر شود

غلط گفتم آقا ندارد نیاز
که تیغِ شما خرجِ لشگر شود

نیازی ندارد که میدان چو خاک
به یک ضربه‌یِ مالک‌اشتر شود

محال است جمعِ تمامِ سپاه
که با قنبرِ تو برابر شود

زمانِ شروعِ رجز خوانی‌ات
زمین کَر شود آسمان کَر شود

خدا دوست دارد تماشا کند
کمی ذوالفقارِ علی تَر شود
-
بِبَندَد اگر دستمالِ نَبَرد
نباشد کسی را خیالِ نَبَرد
-
به کعبه بکو رازِ تنزیل را
بگو بِشکَنَد قلبِ قندیل را

تو و مادر و مصطفی و خدا
ببین دورِ خود جمعِ فامیل را

بخوان با فِصاهَت زِ با تا به سین
زبورانه تورات و اِنجیل را

کمی گَردِ نعلینِ خود را بریز
تَفَقُد نما بالِ جبریل را

برای یتیمان کمی کار کُن
بِکَن چاهِ آب و بزن بیل را

بکش طعنه‌های زن پیر را
بِبر روزها بارِ زنبیل را
-
تویی صاحبِ پینه‌های قدیم
تویی مَرکبِ کودکان یتیم
-
نگهدار ما را برای خودت
فقط بینِ مِهمانسَرای خودت

مرا آیِنه کُن به دردی خورَم
در آغوشِ ایوان طلای خودت

برای پدر مادرم کافی است
نخی ، ریشه‌ای از عبایِ خودت

اگر پا گذارم به جا پایِ تو
مرا می‌بری تا خدایِ خودت

مرا می‌برد گوشه ای از بقیع
فقط ردِ پا ردِ پایِ خودت

سَرَت مانده بر شانه‌یِ نخل‌ها
بگو با من از ماجرایِ خودت

چرا استخوان در گلو مانده‌ای
که با روضه‌هایی مَگو مانده‌ای

#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
13:29
#امیرالمومنین_مدح


روزگارم با غلامىِ "على" سر میشود
هر که را دیدم على را دیده نوکر میشود

بنده زاده بنده اى دارم که دارد مثل من
چاکرى از چاکران کوى حیدر میشود

جاى آن دارد بگیرم حلقه دارش کنم
حلقه اى را که ز گوش بندگى در میشود

شان او را نه قلم کافى ست نه دفتر نه فهم
شان سلمانش فقط صدجلددفتر میشود

نفس مثل خیبر است و هیچکس فتاح نیست
فتح این قلعه فقط با دست حیدر میشود

یا که اول هست و آخر نیست یا بالعکس آن
این چه موجودى ست هم اول هم آخر میشود

از همینجا میشود فهمید-با مهر على-
عاقبت این عاقبتها خیر یا شر میشود

محضر "یادعلى" و محضر "نادعلى"
هر که آدم میشود ازاین دو محضر میشود

ذات فیاض “امین الله” ” امینى” پرور است
هر که شد خورشید ذاتا ذره پرور میشود

قدر زر زرگر شناسد قدر "زهرا"را"على"
علتش این است داماد پیمبر میشود

بیشتر کار برادر را برادر میکند
حق بده پس باتو پیغمبر برادر میشود

کار خیر ما کنار حب تو می ایستد
دوبرابر, سه برابر….صد برابر میشود

معجزات چشمهایت خلق صاحب معجزه ست
دلدل ات رد میشود سنگ همه زر میشود

تو میان خانه هم باشى همه ذبح تواند
تو به خیبر هم نیایى فتح خیبر میشود

هر یک از پیغمبران اول میاید محضرت
با تو بیعت میکند بعدا پیمبر میشود

دوستى از دوستان دوستان تو اگر
در جهنم هم که باشد آخرش در میشود

طفل خود را بر سر شانه نجف آورده ام
کودک است امروز, در آینده قنبر میشود

این زمین خاصیتش این است قیمت میدهد
سنگ را اینجا بیندازند گوهر میشود

زان طرف سنگ نشانى هم ندارد "فاطمه"
زین طرف دارد کف صحن تو مرمر میشود

“باز با…..” نه , باز اینجا با کبوتر میپرد
شاه اینجا همنشین چند نوکر میشود

حال من چون حال بیماری است زیر دست تو
هر چه بدتر میشود انگار بهتر میشود….

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
13:32
#امیرالمومنین_مدح


دلم گرفته بهانه سلام شاه نجف
كه قبله گاه دلم گشته بارگاه نجف

تمام صحن علی بوی فاطمه دارد
شميم سيب بيايد ميان راه نجف

صفای هر سحرش ، گريه بر غم زهراست
به گوش ميرسد آرام سوز و آه نجف

قدم زده دل شب در ميان نخلستان
امان ز كوفه و خون آبه های چاه نجف

قرار ما همه باب الرضا همان جايی
كه سوی شاه خراسان بُوَد نگاه نجف

قسم به نم نم اشكم پس از اذان صبح
چقدر بوی حسين ميدهد پگاه نجف

قاسم نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
که حسابِ ما که عقابِ ما ، که عذابِ ما همه با علیست

نشد از غم ضُعَفا جدا ، و َ کسی که در پیِ هر گدا
برَوَد شبانه و بی صدا ، ببَرَد لباس و غذا علیست

همه رمز و راز جهان بدان ، شده در عبای علی نهان ،
شد اگر کسی یَل و پهلوان ، به یقین که از دَمِ یاعلیست

همه دم بگو بِکَ یاعلی ، که نفس علی که هواعلی
که دوا علی که شفا علی ، که دعای دفعِ بلا علیست

ز علی کسی که جدا شود ، و َاگرچه از خُلفا شود
تو بِدان که یک شَبه "لا" شود ، بخدا که نونِ "لَنا" علیست

بوَد اولین ، بوَد آخرین ، شَهِ مسلمین ، شَهِ مومنین
برو در صفاتِ خدا ببین ، نه علی خدا که خدا علیست

بروَد فراتَر از آن چه که ، نرسیده بالِ ملائکه
قَدَری که در دلِ معرکه ، درِ قلعه کنده ز جا علیست

چه صلابتی و چه شوکتی ، چه شجاعتی و چه هیبتی
به صفاومروه چه حاجتی ، به صفا قَسم که صفا علیست

نجف است و ساغَرِ تا لبه...، نجف است و مستی هرشَبه ،
نجف است و گیجی عقربه ، تب و لرزِ قبله نما علیست

وَ به لطفِ پاکی مادرم ، نشدم حرامی و از سَرم
نرود که بنده ی حیدرم ، سَنَد شرافتِ ما علیست...!

#محسن_کاویانی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
15:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


به نام آن کسی که خاک را افلاک کرده است
همان که کعبه پیش او گریبان چاک کرده است
زمین را از همه لات و هبل ها پاک کرده است
هزاران " عمرو بن عبدود " را خاک کرده است

شجاعت پیش مولایم علی معنا ندارد
همانندش کسی دیگر در این دنیا ندارد

چرا که کعبه را دور سر او  آفریدند
برای وضع  حمل مادر  او  آفریدند
و ناموس خدا را همسر او آفریدند
مرا هم خاک پای قنبر  او  آفریدند

و بی شک روی لبهای خدا هم " یا علی " هست
علی حق بوده و حق هم همیشه با علی هست

ندارد درد دنیا ، درد مردم بوده دردش
هزاران مثل حاتم هم گدای دور گردش
ببندد روی پیشانی اگر سربند زردش
خدا تکبیر می گوید به هنگام نبردش

علی در هر نبردی جنگ را فرجام داده است
و  تیغش  کار عزرائیل را انجام  داده است

برای ضربه اش در جنگ او وسواس دارد
غضب دارد ولیکن بیشتر احساس دارد
رحیم الناس هست و او کریم الناس دارد
و  شاگردی شبیه حضرت عباس  دارد

علی دریای بی پایان صبر و کوه درد است
رجزهای  لب  عباس  هنگام  نبرد  است

اگرچه بخشش و جود علی بسیار بوده است
ولی  در هر  نبردی  او  یل  قهار بوده است
برای عده ای که قصدشان انکار بوده است
قسیم الجنه گاهی هم قسیم النار بوده است

به خاطر دارد او محتاج در هر خانه ای را
و  شاید  پیرمرد  کور در  ویرانه ای  را

فقط شمشیر نه...در دست هایش بوی نان داشت
همیشه روی دوشش بقچه ای از آسمان داشت
شبیه کوه اما در  دلش   آتشفشان   داشت
علی در چشم خار و در گلویش استخوان داشت

فقط او می تواند اینچنین مظلوم باشد
خلیفه باشد و در محکمه محکوم باشد

فقط او میتواند کار چندان ساده ای نیست
شیبه  او  امیر  اینچنین  افتاده ای  نیست
برایش فتح خیبر کار فوق العاده ای نیست
به جز زهرا برایش دلبر و دلداده ای نیست

علی انگیزه ی خلق زمین و آسمان است
علی زیباترین مضمون برای شاعران است


#ابراهیم_زمانی

https://tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 164.0 KB
#رباعی

نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
در وصف علی بس، که بوَد دست خدا
در وصف خدا بس، که علی بندۀ اوست

#شیخ_بهایی

@raziolhossein
ش
22:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


ذره ذره همه دنیا به جنون آمده بود
روح از پیکره ی کعبه برون آمده بود

روشنا ریخت به افلاک حلولش آن روز
کعبه برخاست به اجلال نزولش آن روز

عشق او بر دل سنگی‌‌ِ حرم غالب شد
قبله مایل به علی بن ابی طالب شد

از دل خانه علی رفت و حرم با او رفت
کعبه در بدرقه اش چند قدم با او رفت

قفس کعبه شکسته است دم پرواز است
برو از کعبه که آغوش محمد باز است

آینه هستی و با آینه باید باشی
خانه زادِ پسر آمنه باید باشی

همه ی غائله ها گشت فراموشِ نبی
کودکی های علی پر شد از آغوش نبی

مستی اهل سماوات دو چندان شده است
عطر گیسوی علی خورده به تن پوش نبی

تا بچیند رطب تازه ای از باغ بهشت
رفته دردانه ی کعبه به سردوش نبی

که نبی بوده فقط این همه سرمست علی
که علی بوده فقط آن همه مدهوش نبی

چشم در چشم علی ، آینه در آیینه
حرف ها می زند اینک لب خاموش نبی

دور از من مشو ای محو تماشای تو من
نگران می شوم از دور شدن های تو من

من به شوق تو سکوتم ، تو فقط حرف بزن
وحی می ریزد از آهنگ لبت ، حرف بزن

می نشینم به تماشای تو تنها ، آری
هر زمان خسته ام از مردم دنیا ، آری

بر مکافات زمین با تو دلم غالب شد
همه ی دهر اگر شعب ابی طالب شد

خوب شد آمدی ای معنی بی همتایی
بی تو هر آینه می مردم از این تنهایی

دین اسلام در آن روز که بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش حیدر بود
باعث گرمی بازار شدش حیدر بود

وحی می بارد و من دوخته ام دیده به تو
تو به اسلام ؟ نه ! اسلام گراییده به تو

در زمین دلخوش از اینم که تویی همسفرم
از رسولان دگر با تو اولوالعزم ترم

می رود قصه ی ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام ...

#سید_حمیدرضا_برقعی

https://telegram.me/raziolhossein
22:27
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


پس از سه روز درِ کعبه ناگهان واشد
تمامِ مکه پُر از شور و شوق و غوغا شد

زِ  خانه  آمده  انگار  صاحبِ خانه
که چشم‌ها همگی غرقِ در تماشا شد

از این به بعد به خود ناز می‌کند کعبه
که زادگاه برایِ جنابِ مولا شد

رسیده شخصیتی که کسی شبیهش نیست
کسی که فخر همه مردمان دنیا شد

رسیده آنکه برای خداست بنده ولی
خدایِ عشق برایِ  تمامِ  ماها شد


زمین برای همیشه به عرش می‌نازد
از اینکه حضرت مولا به خاکِ او پا زد


علی رسید و زمین رنگ تازه پیدا کرد
خدا بهشتِ خودش را از او مصفا کرد

دلش برای جمالِ خودش چه لک زده بود
برای دیدن خود بر علی تماشا کرد

و دید روی زمین مثل و همطرازش نیست
برای خاطر او بود خلقِ زهرا کرد

خوشا به حال کسی‌که ولایتش عَلَویست
که خویش را زِ عذاب خدا مُبرّا کرد

هر آن کسی که نشد پِیرُوِ مسیرِ علی
برایِ  آخرتش  آتشی  مهیا  کرد


خدا خودش به خداییش میخورد سوگند
که خورده است خداییش بر علی پیوند


علیست معنیِ کُلِ یقین و باورها
نهایت  پَر و بالِ  همه  کبوترها

علی همانکه همیشه ست فاتح میدان
به نهروان و به خندق به بدر و خیبرها

کسی‌که هست مکانش همیشه بالا‌ها
کسی‌که جای قدمهای اوست بر سرها

کسی‌که مستیِ‌مان از دَمِ مسیحایش
که لب به لب شده از تمام ساغرها

کسی‌که بود مقام بزرگِ شیعه گی اش
همیشه  آرزویِ  قلبیِ  پیمبرها


پیمبران همه‌جا گرم ذکر هو بودند
برای نام  "علی" دائم الوضو بودند
 

نوشتن از تو که درحدّ این قلم‌ها نیست
سرودن از تو  توان  سرایش ما نیست

من از قبیله‌ی عشاقم و جنون پیشه
کنار مردم عادی برای من جا نیست

شبیه  گیسویِ  در بادِ  تو  پریشانم
همیشه کار من از بودن تو حیرانیست

تجلّیات خدا در تو هست... یعنی که
تویی که خلقت ما را دو دستِ تو بانیست

گدایی از تو همان پادشاهی دنیاست
غلامی تو قسم بر خدا که سلطانیست


علی امام من است ومنم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام  "علی"


تو در سپاه پیمبر سَری و سرداری
تویی که دین خدا را نموده‌ای یاری

مقابل تو اگر لشکری به صف باشند
تو در دلت جگرِ روبرو شدن داری

تویی همانکه نداری شبیه و مانندی
به وقت مدحِ تو واژه به واژه تکراری

تو بهترین بشر و برترین مسلمانی
به روی دست پیمبر تو اولین قاری


و بوسه برلب قاری زدن همین خوب است
که گفته است جواب تلاوتش چوب است


#محمد_حسن_بیات_لو


https://telegram.me/raziolhossein
ش
22:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


از روزگار قسمت اگر این خرابی است
شُکرِ خدا که تُربتِ ما بوترابی است

از بس علی علی زِ لبم چکه می‌کند
یکسر تمام پیرهنِ من شرابی است

خورشید نیز نام علی نقش سینه است
روزم که هیچ هر شبِ من آفتابی است

یک ذره از محبتِ مولا قیامت است
آری حسابِ عاشقِ او بی حسابی است
-
جُز رو به مرتضی دلِ ما رو نمی‌زند
تا مرتضی ست مَرد که زانو نمی‌زند
-
بر قُدسیان به جلوه‌ی قِدیس می‌شود
قدوسیان به سجده که تقدیس می‌شود

معراج رفت و دید پیمبر که قبله کیست
تنها جمالِ اوست که تندیس می‌شود

با هر پیمبری به جمالی ظهور کرد
نوح و شعیب و موسی و جِرجیس می‌شود

میدان نیامده همه‌ی عَمروعاص ها
در می‌روند و دامنشان خیس می‌شود
-
شوریده‌ایم و شیعه‌ی آن شیر پروریم
ما کعبه ایم پایِ علی سینه می‌دریم
-
نقشِ تو را زدند در آن خانه بیشتر
تا کعبه شد شبیه به بُت‌خانه بیشتر

بارِ خماریِ نفسِ ما از این به بعد
اُفتاده است گردن پیمانه بیشتر

حق میدهی که کافر زنجیری‌ات شویم
جمع است گِردِ زلفِ تو دیوانه بیشتر

زهرا اگر نگاه کند بر دو دستِ ما
پُر می‌شود زِ هدیه‌یِ شاهانه بیشتر
-
خُم را شکسته‌ایم به سر ، غرقِ باده‌ایم
تا هست عُمر رو به علی ایستاده‌ایم
-
با تو شروع می‌کنم امشب طواف را
افطار می‌کنم به مِی‌ات اعتکاف را

از بس شکافِ کعبه مرا مستِ خویش کرد
هفتاد بار چرخ دَهَم آن مطاف را

دارد خدا جلوسِ تو را نقش میزند
بگذار رویِ دامنِ سبزت غلاف را

پایین بیا زِ پیشِ خدا تا که بنگری
جبریل گُم نموده سرِ این کلاف را
-
ایوانِ توست تا به ابد آرزوی چشم
جانم بخواه نعره زنم اِی به روی چشم
-
تکیه بزن به هیبت پروردگاری‌ات
هو می‌کشم زِ طَنطنه‌یِ ذوالفقاری‌ات

تو ایستاده و ملک‌الموت می‌شود
در گیر و دارِ معرکه ، بازِ شکاری‌ات

حتیٰ خدا سروده برایت قصیده‌ای
مدحی برای لحظه‌ی دُل دُل سواری‌ات

عباس هم به پشت سرت مشق می‌کند
تقلیدِ ضربه‌های زمین کوبِ کاری‌ات
-
زینب چه داشت؟جز نفس مرتضی علی
زینب که بود؟سایه‌ی شیر خدا علی
-
ما را برای خانه‌ی خود پادری ببین
تکه مذاب کوره‌ی آن زرگری ببین

ما را که در غبار مدینه نشسته‌ایم
مانند یازده پسرت مادری ببین

دارند صحن فاطمه را کار می‌کنند
جایی برای رفتگری نوکری ببین

وقت رکوع گِرد شما بال می‌زنیم
ما را برایِ بردن انگشتری ببین

شُکرش که زیرِ دِینِ علی پیر می‌شویم
عمریست با حسینِ علی پیر می‌شویم


#حسن_لطفی


https://telegram.me/raziolhossein
10 April 2017
ش
01:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


اگر بیرون کند از بیشه‌ی تمکین خود سر را
به لرزش آورد ارکان أرض و چرخ أخضر را

به ظاهر، تا بلی گفتیم، نفس از پرده بیرون شد
پسندیدم علی را تا پسندیدم پیمبر را

مراعات نظیر ذوالفقار از موج کوثر کن
میاور با فرات و نیل یکجا تیغ حیدر را

اگر نازک کند روز قیامت پشت پلک خویش
نمی‌بیند بهشت آن روز حتی روی قنبر را

ز فیضش لال، خط نامه را بر کور می خواند
ز لطفش کور دارد رهنمایی مردم کر را

کتابی هست اگر، شرحی است بر آن متن گیسویت
خدا بهر تماشای تو میزان کرد محشر را

غبار رحمتی شد باده بر آسمان پیچید
به شعله‌ی یادش گرفتم دامن تر را

بدان بازو کدامین طعمه را پاس ادب دارم
که جاه باز بستی از کرم بال کبوتر را

شرافت داشت دست بولهب بر پلّه‌ی شأنش
مشرّف گر نمی‌فرمود با پادوش منبر را

فقیهان را به زین اسب کرسی شجاعت داشت
اگر می‌بست هنگام قتال آن شیر نر، سر را

ز قدرت می‌کِشد از نیستی ها کرّه‌ی هستی
مقدر می‌کند بر نیستی امر مقدر را

حدیث روی آتشناک تو با خاک زایل نیست
به دوشم می‌کشم بعد از وفاتم نیز ساغر را

ز چین تا روم اگر دیبای خوبان موج خیز افتد
نخواهم داد از کف دامن اولاد حیدر را

عیالات خدا را تهمت همسنگی از کفر است
مبندی بر زنانش غیر زهرا شأن همسر را


#محمد_سهرابی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
13:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
تیغ بالای سر فتنه و شر یعنی تو
سوره ی فتح و سلیمان ظفر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو

دوستداران تو با عرش برابر هستند
سینه چاکان تو با کعبه برادر هستند

شعر در وصف تو ای شاه سرودم،امروز
واژه در مدح تو از عرش ربودم امروز
می شوی ذکر مناجات و درودم امروز
من به کعبه بخدا سجده نمودم امروز

قبله در ماه رجب سمت تو آقا آمد
کعبه ای بود در این کعبه به دنیا آمد

صدف کعبه در این لحظه پر از دُر شده بود
خانه از عرش نشینان خدا پر شده بود
فاطمه بنت اسد غرق تحیر شده بود
درک میلاد تو بیرون ز تصور شده بود

دو سه روزی که شده کعبه ز عطرت لبریز
معتکف بود حرم با تو شد ایام البیض

برکت رفته از آن خوان که در آن نیست نمک
فکر کردم که در این واژه چه چیزیست “نمک”
صد و ده بار علی و صدو ده چیست، نمک
نان این سفره حسینش شده، کافیست نمک

نمکین عشق علی شد ابدی و ازلی
برکت سفره ی شیعه است حسین بن علی

کیست این، معرکه دار همه ی جولان ها؟
کیست این، پیر و امیر همه ی ایمان ها؟
کیست این، خطبه ی کولاک همه توفان ها؟
کیست این اُسّ و اساس همه ی بنیان ها؟

مست شو با لب خورشید، لب ماه بگو
أشهد انّ علیّاً ولی الله بگو

ناگهان پرده برانداخته حق می بینی
مست از خانه برون تاخته حق، می بینی
نرد عشقی به خودش باخته حق، می بینی
چهره را مثل علی ساخته حق، می بینی

چه شرابی است که کعبه شده میخانه ی او
این علی کیست که زهرا شده پروانه ی او

یا علی ای که خودت هم هدفی، هم راهی
بنده ی حقی و در بندگی خود شاهی
کهکشان هستی و خورشید ترینی، ماهی
آیه ی «أنفسنا»، نفس رسول اللهی

این تو بودی که به بت های تهی «لا» گفتی
نیمه شب، وقت خطر، جای پیمبر خفتی

ای پیمبر تو بگو مرد خطر کیست، علی
وسط معرکه ها شیرجگر کیست، علی
قاتل عبدود و دافع شر کیست، علی
یار غارند همه، سینه سپر کیست، علی

باید ای شیعه به خصمش برسانی لعنت
بر فلانی و فلانی و فلانی لعنت

صاحب تیغ دو لب، لب به سخن باز کن و
خطبه بی نقطه بخوان، با سخن اعجاز کن و
زمزم کعبه، شبی زمزمه ای ساز کن و
تا ثریای خودت فاطمه پرواز کن و

بگو ای شعر تو یک مصرع دیگر داری
آینه دار تو زهراست، برابر داری

#امیر_عظیمی

https://telegram.me/raziolhossein
👍 1
14:02
#امیرالمومنین_مدح


ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست
در کوزه که جا دادن دریا شدنی نیست

هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست
تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست

طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد
بر خاک نوشتند علی درّ نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی
احسنت چه معماری انگشت‌نمایی

تاریخ ندیده به خود این‌گونه بنایی
دارد هنر شیخ بهایی چه بهایی

هرکس که تو را دید به زانو زدن افتاد
در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

در خلقت تو هرچه خدا داشت عیان شد
در روز ازل هرچه دلت خواست همان شد

هر کس که گدای تو شد آقای جهان شد
از برکت نام تو اذان نیز اذان شد

سردار بجز میثم تمار نداریم
ما غیر علی با احدی کار نداریم

از ظرفیت خویش فراتر چه بگویم؟
گنگ است زبان پیش تو دیگر چه بگویم؟

از تو که خدا گفته مکرر چه بگویم؟
هیچ است علی پیش تو من هر چه بگویم

مقصود تویی کعبه و بت‌خانه بهانه‌ست
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان‌ست

نام تو شده قدرت بازوی پیمبر
در غزوه احزاب تویی یک تنه لشکر

یک ضربه‌ا‌‌ت از کل عبادات فراتر
با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حصن حصین نیست
یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

باید که به رخ‌ها بکشانی هنرت را
آسوده کن این مرتبه تیغ دوسرت را

رندی کن و یک گوشه رها کن سپرت را
صفین محیاست بیاور پسرت را

چشم تو گره خورده به ابروی اباالفضل
وصل است به تو قدرت بازوی اباالفضل

#مجید_تال

Telegram.me/raziolhossein
14:02
#امیرالمومنین_مدح


کعبه خلوت گه اسرار فراوان علی ست
بیت حق جلوگر از عارض رخشان علی ست

در جهان مرد عمل باش علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه میزان علی ست

دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علی ست

ای ابوبکر مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علی ست

کشتن مَرحب و بگرفتن درب خیبر
خاطرات خوش دیباچۀ دوران علی ست

دور شو ای پسر عبدود از دیدۀ او
که شجاعان عرب پشۀ میدان علی ست

این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علی ست

گر چه «خوشزاد» ز دیدار نجف محروم است
در عوض ریزه خوره سفرۀ احسان علی ست

#سیدحسن_خوشزاد

Telegram.me/raziolhossein
14:02
#امیرالمومنین_مدح


کسی که جام سعادت به دست آدم داد
به قدر ظرفیت هر کسی از این غم داد

چگونه آنکه ندارد به دل غم حیدر
شود به او نسب دودمان آدم داد

خدا ز چهره دنیاییش نقاب انداخت
میان کعبه علی را نشان عالم داد

هدف علیست، نبی با روایت لولاک
به منکران وصی اش جواب محکم داد

غدیر واقعه بی نظیر تاریخ است
که حق ولایت خود را به شخص اعلم داد

اگر بهشت وصال علی نبود چرا
خدا به منکر او وعده ی جهنم داد

چگونه رد کند از در گرسنه را هیهات!
کسی که لقمه خود را به قاتلش هم داد

کلاغ را چه به عشق علی، ولی چه کنم
جلای صحن طلاییش کار دستم داد

#علی_اکبر_نازک_کار

Telegram.me/raziolhossein
14:02
#امیرالمومنین_مدح


از ازل بر حسب ظرف توانهای همه
ریخت مهر تو خداوند به جانهای همه

جلوه ای کرد خدا نام نهادند "علی"
تا که انگشت بماند به دهانهای همه

همه ی نسل من ای دوست علی ع دوست شدند
می درخشد قمرت بین زمانهای همه

حرف جود و کرمت صحبت دیرینه شهر
نقل انگشتری ات ورد زبانهای همه

باور ما همه این است که تو حق هستی
بی خیال همه ی حدس و گمانهای همه

تو عبایت بتکاندی و در خیبر کند
شد تکانت به خدا فوق تکانهای همه

تا تو در طایفه ات اکبر واصغر داری
چه نیازیست به این خرد و کلانهای همه

گل پسرهای تو آقای جوانان بهشت
به فدای پسران تو جوان های همه

پسرت در رجزش گفت انا بن الحیدرع
به فنا رفت دگر نام و نشانهای همه

از فلانی و فلانی و فلانی بری ام
تو فقط رهبر مایی نه فلانهای همه


#اسماعیل_روستایی

Telegram.me/raziolhossein
14:02
#امیرالمومنین_مدح


مشهد نجف ، مدینه نجف ، کربلا نجف
مکه نجف ، دمشق نجف ، سامرا نجف

هفت آسمان نجف شده عالم نجف شده است
زیباترین پدیده ی ارض و سما : نجف

عالم رکاب خاتم حیدر به دست اوست
اما نگین خاتم خیبر گشا نجف

گویند می نوشت امینی به الغدیر،
در ابتدای امر :«به نام خدا ؛ نجف»

گفتند بنگر این حرم و بارگاه را
دیدم عجب صفای عجیبی است با نجف

دنیا طلا شود به نجف غبطه می خورد
اینجا کجاست؟ سایه ی ایوانْ‌طلا ؛ نجف

صاحبْ‌کرامت است جهان چون نجف در اوست
صاحبْ‌کرامتی شده با مرتضی (ع) نجف

وقتی نبود هیچ ... خدا بود و اهل‌بیت (ع)
قٰالَ : ألَسْتُ رَبُّکِ ؟! قٰالَتْ : بَلیٰ (نجف)


#محمدعلی_حمیدی

Telegram.me/raziolhossein
14:07
#امیرالمومنین_مدح

جبریلی و هر آینه عرش است کنارت
ماتند همه از پر معراج مدارت

ما چاره نداریم به غیر از سر تسلیم
آهو چه کند با نفس شیر شکارت

با بودن تو، بودن خورشید زیادی است
جز اینکه بگویم شده شمع مزارت

تو عرش نشینی و گهی کوفه می آیی
قربان همین سر زدن گاه گدارت

ما را به دو ابروت بمیران و پس از آن
ای شاه نداریم دگر کار به کارت

من دست به دامانم و تو دست به خیری
پس رد شو به دستم برسد گرد و غبارت

تو رب منی و همه ی ایل و تبارم
ما عبد توایم و همه ی ایل و تبارت

سنگینی این کفّه ی ما از کرم توست
با مثل تو ای دوست چه خوب است تجارت

در عشق بنا نیست که میثم شده باشم
سلمان تو هم آخرش افتاد به دارت

موسی بن ابیطالبی و دوره به دوره
از طور به سمت نجف افتاد گذارت

در طالع امسال برایم بنویسید :
یکروز نجف باشم و یکروز کنارت

#علی_اکبر_لطیفیان

https://telegram.me/raziolhossein
ش
14:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

جز حب علی نیست نجاتی دیگر
جز خندهٔ او نیست براتی دیگر

تا شاد شود قلب محمد صلوات
بر حیدر و زهرا صلواتی دیگر


#سید_علی_احمدی


https://telegram.me/raziolhossein
ش
15:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


وجه تو وجه خالق یکتاست یاعلی
دست تو دست حی تعالاست یاعلی

روی خدا که دیده نگردد به دیده ها
در روی حق نمای تو‌ پیداست یاعلی

زیبایی ورودی جنت به نام توست
الحق چقدر نام‌تو زیباست یاعلی

ای جان عالمی به ید با کفایتت
شرط قبولی عمل ما ولایتت

دین خدا بدون تو‌ کامل نمی شود
قرآن بدون مهر تو‌ نازل نمی شود

خیرالعمل محبت تو مهر فاطمه است
بیچاره آنکه کسی است که قائل نمی شود

بی انتهاست رحمت ذات خدا ولی
بر منکر ولای تو‌ شامل نمی شود

لوح عمل بنام تو مُهر است یاعلی
دین بدون مِهر تو‌ کفر است یاعلی

یزدان هماره مدح تورا در کتاب کرد
ذات حکیم علیِ حکیمت خطاب کرد

نام خدا علیست زبس دوست داردت
نام تورا ز نام خودش انتخاب کرد

کردم دعا به روز ازل حیدری شوم
شادم خدا دعای مرا مستجاب کرد

هر صبح و شام ورد لبم بی حد و عدد
من کلب آستان توام یاعلی مدد

دل زنده می شود ز کلام تو یاعلی
عالم به پا بود به دوام تو یاعلی

بال و پرش بسوزد اگر در خیال خود
جبریل پر زند به مقام تو یاعلی

زیباست لحظه ای که تمامی انبیا
صف میکشند بهر سلام تو یاعلی

محشر محیط سلطنت توست یاعلی
باغ بهشت مرحمت توست یاعلی

یزدان وجود را به تو تحکیم می کند
قرآن به هر ورق ز تو‌ تکریم می کند

هر روز جبرئیل امین بهر کسب فیض
بر گنبد طلای تو‌ تعظیم می کند

حق حکیم گردش لیل و‌ نهار را
با گردش نگاه تو تعظیم می کند

ای رزق کائنات ز لطف مدام تو
تو‌ پادشاه عالمی و من غلام تو

شکر خدا که مهر تو دست مرا گرفت
عشق تو‌گنج و‌ در دل ویرانه جا گرفت

روزیکه که گفت حق «الستُ بربکم»
اقرار بر وجود تو از انبیا گرفت

وقتی که پا به خانه کعبه گذاشتی
حرمت ز مقدمت‌ حرم‌کبریا گرفت

ای عشق تو حقیقت حی علی الصلاح
ای پیرویت معنی حی علی الفلاح

روزم بدون نام علی سر نمی شود
قلبی که با علی است مکدر نم شود

کوثر از آن خوش است که ساقیش حیدر است
کوثر بدون ساقی کوثر نمی شود

رزق تمام عالم هستی به یمن اوست
بی اذن او‌ که رزق مقدر نمی شود

هستی ما هم از کرم مرتضی علیست
آرام جان ما حرم مرتضی علیست

رخسار مرتضی که پدیدار میشود
خورشید در زوال خود انکار می شود

خورشید بوسه گر نزند بر جبین او
از تیره گی مثال شب تار می شود

رغبت به پادشاهی عالمی نمی کند
هرکس غلام حیدر کرار می شود

آب و‌ گلم خدا بسرشته است یاعلی
بر روی لوح سینه نوشته است یاعلی

اسلام با نبرد علی آبرو گرفت
دین خدا به نام علی رنگ و بو گرفت

تا اینکه بر زبان ببرم ذکر یاعلی
باید ز آب کوثر و ‌زمزم وضو‌ گرفت

روز جزا علیست که ساقی کوثر است
خوشبخت آن کسی که ز دستش سبو گرفت

بنشین براه و منتظر یک نگاه باش
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش


بی حب او بهشت مهیا نمی شود
بی مهر او‌ قلوب مصفا نمی شود

روز ازل دٙرِ دل خود بسته ام به غیر
این در به روی غیر علی وا نمی شود

گویند اگر تمامی ذرات یاعلی
یک یاعلیِ حضرت زهرا نمی شود

در هر تپش صدای نفس های ما علیست
ای دل غمین مباش که مولای ما علیست

شام و سحر به‌ دست علی بوسه می زند
شمس و قمر به دست علی بوسه می‌زند

وقتی که استلام حجر می کند علی
حتی حجر به دست علی بوسه می‌زند

وقتی به ذوالفقار زند بر دل سپاه
تیغ ظفر به دست علی بوسه می‌زند

سهم‌ طعام خود به یتیم و اسیر داد
اندر رکوع خاتم خود بر فقیر داد

این مرد کیست در دل اشرار آمده
در کف گرفته تیغ شرربار آمده

از بهر حفظ جان پیمبر به امر حق
حیدر به قلب لشکر کفار آمده

هرکس که دید تیغ علی را به نعره گفت
باید گریخت حیدر کرار آمده

این دست حیدر است که اعجاز می کند
در آسمان سر است که پرواز می کند

#خادم

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

این سیزده رجب عجب محترم است
چون روز طلوع آفتاب كرم است

حاجی! به طواف كعبه آرام برو
چون سید اوصیا درون حرم است

#ولی_الله_کلامی_زنجانی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
16:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#سرود

🌹💐🌹💐🌹
بند اول

می آید بانگ حیدرحیدر
ازدیوار و در بیت الله
بیت الله می شود نورانی
ازنورصورت وجه الله

بایدحق. کعبه شکافت.چونکه یدالله آمد
فاطمه ی. بنت اسد . بااسدالله آمد

آمده . جلوه . دلبری
میزنم . نعره . حیدری
یاعلی. یاعلی.یاعلی.2
🌹
سبک دوم
🌹
خانه بنا کرده خلیل
تاشود آباد علی
حرم حرم شد بخدا
زیمن میلاد علی

یا حیدر . ذکرسماوات وزمین
یا حیدر. زمزمه ی روح الامین

همینکه نورحیدربه کعبه تافت
زهیبتش دیوار کعبه شکافت.

کعبه شد. خانه . دیگری
میزنم نعره حیدری
یاعلی.....

🌹
🌹بند دوم
🌹

ذات حی تعالی امشب
مهمانی مثل حیدر دارد
الله از صورت وجه الله
درکعبه پرده بر می دارد

زآسمان. زمزمه . منقبتش میآید
به چقدر.نام علی .به هیبتش میآید

درحرم .شدبپا.محشری.
می زنم نعره حیدری
یاعلی...

🌹
سبک دوم
🌹
این سه شبه حور وملک
به امر الله و صمد
طواف کعبه می کنند
باذکریاعلی مدد

می آید .آینه ی صفات رب
از امروز. زمزمه داره زیرلب

انا علی وامیرالبرره
اناالذی سمتنی امی حیدره

آمده جلوه دلبری
میزنم نعره حیدرری

💐💐💐

#خادم

Telegram.me/raziolhossein
16:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:24, 196.2 KB
16:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:13, 172.0 KB
16:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:43, 102.2 KB
16:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:55, 128.9 KB
16:53
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


ساقی شبیه ساقی کوثر نیامده
جز او کسی به جای پیمبر نیامده
جز او برای فاطمه همسر نیامده
از کعبه جز علی احدی در نیامده

یعنی کسی به پاکی حیدر نیامده

هر کس غلام فاطمه شد در پناه اوست
شاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوست
در معرکه سلاح نبردش نگاه اوست
این گیسوی سیاه که تنها سپاه اوست

بر شانه اش سیاهی لشکر نیامده

اولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرند
قرآن ناطقند، شفیعان محشرند
شاهان روزگار غلامان قنبرند
خدّام عرش گوش به فرمان حیدرند

دور و برش که قحطی نوکر نیامده

ابروش وقت جنگ کم از ذوالفقار نیست
دنیا به جنگش آمده و بی‌قرار نیست
در مکتبش ضعیف‌کشی افتخــار نیست
کرار که در مبارزه اهل فرار نیست

این کارها به فاتح خیبر نیامده

هرگز نمی‌شود علم عشق سرنگون
عشقش کشیده‌است دلم را به خاک ‌و خون
پایان کار عاشق او چیست جز جنون؟
او گرد خاک پای علی شد که تا کنون

سردار مثل مالک اشتر نیامده

گرچه نبی نبود، وصی نبی که بود
مسند نشین بی‌بدل این اریکه بود
مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود
باید خدا شوی که بفهمی علی که بود

کاری که از بنی‌بشری بر نیامده

در حال احتضار ولی فکر قاتل است
مولای ما نمونه انسان کامل است
بی مهر او تمام عبادات باطل است
آدم بدون عشق علی مشتی از گل است

حیف از دلی که در بر دلبر نیامده

دشمن هم از عنایت تو بی‌نصیب نیست
در کشور تو هیچ غریبی غریب نیست
بیچاره‌ای که در دل زارش شکیب نیست
با اینکه فکر آیه «أمّن یجیب» نیست

از بارگاه لطف تو مضطر نیامده

بر راه کفر سد زده دیوار تیغ تو
اصلاً هدایت است فقط کار تیغ تو
هو، حق، علی مدد، همه اذکار تیغ تو
دیدیم هر که رفت به دیدار تیغ تو

با سر فرار کرده... ولی سر نیامده

استاد در فنون نبردی ابوتراب
فــــرمانروای کشور دردی ابوتراب
حتی به مور ظـلم نکردی ابوتراب
گفتم هزار مرتبه مردی ابوتراب

با تو هزار مرد برابر نیامده

شد در غم تو چشم هزاران یتیم تر
بعد از تو می‌شوند یتــــیمان یتیم تر
من از ازل اسیر تو ام یا قدیم تر
ای خانواده‌ات همه از هم کریم تر

از سفره‌ی تو پر برکت تر نیامده


#حامدتجری

Telegram.me/raziolhossein
17:05
#امیرالمومنین_ولادت
#سرود

بند۱

کعبه امشب با علیست
مکه پر از یاعلیست
بر لب ختم رسل
ذکر مولا یاعلیست

امشب از ختم رسل دل می بری کعبه
تا سحر در ذکر حیدر حیدری کعبه

ای ساقی کوثر
خوش آمدی حیدر


بند۲

کعبه از سر تا قدم
محو‌ دیدار علیست
ذات رب العالمین
میهمان دار علیست

امشب ای بیت الولا بیت الولی گشتی
تا سحر پروانه روی علی گشتی


ای ساقی کوثر
خوش آمدی حیدر

بند۳

شب نشینی خداست
با امیرالمومنین
نغمه عالم شده
یا امیرالمومنین

حاجیان بیت الحرم شد محترم امشب
گشته مهمان حرم صاحب حرم امشب

ای ساقی کوثر
خوش آمدی حیدر

بند۴

مرحبا بنت اسد
شیر داور زاده ای
روی دستت حیدر است
یا پیمبر زاده ای

نفس احمد عروة الوثقای دین است این
فاتح خیبر امیرالمومنین است این

ای ساقی کوثر
خوش آمدی حیدر

بند۵

روی دوش این پسر
جای دست داور است
جای پای این پسر
شانه پیغمبر است

یاعلی از لعل لب گوهر فشان مولا
بر سر دست نبی قرآن بخوان مولا

ای ساقی کوثر
خوش آمدی حیدر

Telegram.me/raziolhossein
17:05
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:36, 84.3 KB
17:19
#شور
#امیرالمومنین_مدح

◆جواب:

تا قیامت به والله علویم
میگم الحمدلله علویم

دین و دنیای منه
علی آقای منه
میگم الحمدلله علویم
🔸🔸
بند اول:

او امیر عالم و منم غلام
اسم زیباشو میگم با احترام
وقتیکه میشه دلم تنگ علی
رو به صحن نجفش میدم سلام

علمش تکیه گاه / همه عالم
حرمش قبله گاه /همه عالم
خواب و رویای منه
علی آقای منه
میگم الحمدلله علویم

------------------------
بند دوم :

نوکر این خانوادم از قدیم
همه ارباب و کریم بن کریم
شیعه هستم و به بیراهه نرم
چونکه حیدره صراط مستقیم

دین ما با ولایت / شده کامل
هر عمل بی ولایت / میشه باطل
ذکر لبهای من
علی آقای منه
------------------------
بند سوم:

میدونم لحظه آخرم میاد
وقت مردنم بالا سرم میاد
برای شفاعتم پیش خدا
با حسین و با شه کرم میاد

توی محشر علیه/ همه کاره
میدونم ما رو تنها/ نمیذاره
اخه بابای منه
علی آقای منه

------------------------

بند چهارم:

توی میدون که میاد با ذوالفقار
به زمین میفته سرها بیشمار
اگه به لشکری حمله ور بشه
چاره ای نمیمونه غیر فرار

شده مظهر العجائب /لقب او
اسدالله غالب/ لقب او
اونکه خیبر شکنه
علی آقای منه

#مرتضی_کربلایی


https://telegram.me/raziolhossein
17:20
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:45, 88.8 KB
17:28
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


کعبه سنگی‌ست که آیینه سرای تو شده
حال از شش جهت انگشت نمای تو شده

پرده‌ی بیت که بر دامن او چنگ زنند
به امیدی متمسک به ولای تو شده

قامت نوح ز‌ عشقت که کمان شد تازه
حلقه‌ی درب ورودی سرای تو شده

ناز بر ناس کن ای حمد که در بسم الله
اسم‌ اعظم ز کرم نقطه‌ی بای تو شده

خوش بر احوال غلامی که شدی مولایش
خوش بر احوال خدایی که خدای تو شده

طبق لولاک، به زهرا همگی‌ مدیونیم
چون همین آینه بانی بنای تو شده

هم تو راضی به رضای دل مرضیه شدی
هم دل مرضیه راضی به رضای تو شده

آنچه رخ داده و در آتیه رخ خواهد داد
همه منقوش در ایوان طلای تو شده

در دل سنگ من افتاده هوای نجفت
مثل آن چاه که دلتنگ صدای تو شده

#میلاد_حسنی

https://telegram.me/raziolhossein
17:34
#امیرالمومنین_مدح

باید کــــه شـــُرب‌خَمر را تصـــدیق مے‌کرد
یا حُــــکم این تحـــــــریم را تعلیق مےکرد

ایمان اهل فقه طور دیگری بود
قـــرآن اگر رسما از او تبــــــلیغ مےکرد؟!

ایـــن «لافتیٰ الّا علی» مَعنے‌ش این است:
در جنـــگ‌ها او را خــــدا تشــــویق مےکرد

ابــــزار رزم‌ش بیشتـــر اَخم دو ابروست...
یک‌درصــــد از پیــــکار را با تیـــــغ مےکرد

جـــمع سپـــاه مُتَّــــــحد را ذوالفـــقارش...
در کــــم‌تر از یک‌ثــــــــــانیه تفریق مےکرد

#علی_کاوند

Telegram.me/raziolhossein
17:38
#امیرالمومنین_مدح


در این خزانهٔ چشمم هنوز گوهر هست
شراب ناب رجب در بهشت ساغر هست

نمی دهم به کسی نقد را به صد نسیه
به حوض دیدهٔ من هم شراب کوثر هست

دل مرا چه زیان از کنیزکان گناه
اگر که بر در آن خواجه ای چو حیدر هست

برای این که فدای غلام او بشود
فرشته را پر و بال و برای ما سر هست

دلم خوش است که «غم بر» دلم نمی ماند
نگاه خلق اگر نیست لطف «قنبر» هست

رهین منت چشمان مستجار شدند
اگر که آبرویی بر سه رکن دیگر هست

به جز علی چه کسی باعث سرور نبی است؟
که هر کجا که علی هست کل لشکر هست

هنوز خواب به چشمان اهل خندق نیست
هنوز لرزه بر اندام اهل خیبر هست

به جز علی دلم از هر چه هست بیگانه است
هزار شکر که در دل هنوز باور هست

اگرچه در پس پرده است منفعت دارد
برای علم پیمبر هنوز هم در هست

#سید_علی_احمدی

https://telegram.me/raziolhossein
17:39
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


شگفتا کرامات ماهی تمام
چه ماهی که خورشید صبح است و شام

چه ماهی که فرزند ام القری
چه ماهی که لبخند بیت الحرام

چه ماهی چه مردی سلام علیه
چه مردی چه ماهی علیه السلام

چه حسن شروعی‌ست ماه رجب
چه حسن ختامی‌ست ماه صیام

همه عمر او یک نماز است و بس
سکوتش قعود و خروشش قیام

دم از حق زده دم به دم تیغ او
اگر در مصاف است اگر در نیام

چه ژرف است آری چه ژرف و شگرف
کلامُ الامیرِ امیرُ الکلام

در اوصاف آن حسن بی‌خاتمه
رسید این ترنم به حسن ختام

به لب دارم این نغمه را دم به دم
به سر دارم این سایه را مستدام

امیری حسینٌ و نعم الامیر
امامی علیٌ و نعم الامام


#سیدمحمدجواد_شرافت

https://telegram.me/raziolhossein
17:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1227×1280, 108.5 KB
#امیرالمومنین_ولادت

گفتم‌که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست
گفتم حسنات‌من بود حب‌علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

#خادم
@raziolhossein
ش
19:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


به گریه فاطمه ای در مقابل کعبه ست
شبیه موج خروشان به ساحل کعبه ست

رواست اینکه بگیرند حاجت از این زن
کسی که داشت علی را معادل کعبه ست

ندا رسید به مریم اگر که خارج شو
برای فاطمه فرمان به داخل کعبه ست

پس از سه روز و سه شب چونکه وضع حمل نمود
علی ست حاصل او یاکه حاصل کعبه ست

برای کعبه فضیلت شود که بنویسم
پس از سه روز و سه شب کعبه در دل کعبه ست

دل شکسته می آید به کار پیش خدا
فقط شکاف یمانی مکمل کعبه ست

ببین شکافته هرسال از همان نقطه
که دوری از علی اش اصل مشکل کعبه ست

خراب گشت به عشق علی و مجنون شد
دراین خصوص جنون از فضایل کعبه ست

رواست اینکه بگردد به دور او دنیا
که خاک پای علی مایه ی گل کعبه ست

به خاک،کعبه اگر شکل ناقص علی است
به روی عرش، علی شکل کامل کعبه ست

#مهدی_رحیمی_زمستان

https://telegram.me/raziolhossein
19:47
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیر حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#میلاد_حسنی


https://telegram.me/raziolhossein
19:56
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

فرمود حسین:‌ جلوۀ لم یزلی
سالار شهیدِ شاهدان ازلی

گر صد فرزند داشتم می‌خواندم
نام همه را به نامِ نامیِ «علی»

#محمدجواد_غفورزاده

https://telegram.me/raziolhossein
19:57
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

ایمان قدحی زلال از جام علی‌ست
بر شانۀ آسمان رد گام علی‌ست

پروندۀ مؤمنان چو تابنده شود
بر تارک آن تلألؤ نام علی‌ست

#حسین_ابراهیمی

https://telegram.me/raziolhossein
19:58
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

امشب به لبم همین ترانه ست، علی !!!
مقصود تویی ، کعبه بهانه ست، علی !!!

این بیت ، ز مستجار ، فریاد زند ...
خانه منم و صاحب خانه ست ، علی ...

#رضا_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
20:00
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان

https://telegram.me/raziolhossein
ش
20:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 169.3 KB
#امیرالمومنین_ولادت

یافاطمه جان دلم گدای در توست
عالم همه محو طلعت حیدر توست
عیدی مرا نجف مقدر فرما
امشب که شب ولادت شوهر توست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
11 April 2017
ش
02:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

گفتم كه علي،گفت بگو سِرُّ الله
گفتم كه علي،گفت بگو عين الله

گفتم كه به وصفش چه بگويم گفتا
لا حول و لا قوه إلّا بالله

https://telegram.me/raziolhossein
02:02
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد


https://telegram.me/raziolhossein
ش
06:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#سرود

بند۱

باقدمهای شاه نجف
بیت الله محترم میشود
از یمن مقدم مرتضی
خانه ی حق حرم میشود

کعبه گردد به دور علی با دم یا علی
بشنو از اهل عرش و همه قدسیان یاعلی

اسد الله امده اذن الله امده
وجه الله امده ولی الله امده
یا حیدر یا علی مولی ......

بند۲

از گل روی مولای ما
افتابی به عالم دمید
کعبه امشب بنازد به خود
صاحب خانه از ره رسید

مظهر پاک ذات اله صمد امده
شیر حق روی دامان بنت اسد امده
اسد الله امده ......

یاحیدر یا علی مولا......

بند۳

وجه پاک خدای علی
حضرت بوالحسن امده
دوره تیرگی سر شدو
حیدر بت شکن امده

کرده خلوت خدای علی با علی یا علی
ذکر بتها به کعبه شده یاعلی یاعلی
اسد الله ......

یا حیدر .....

#علی_مهدیزاده

https://telegram.me/raziolhossein
06:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:19, 184.7 KB
06:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:49, 114.6 KB
06:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 109.2 KB
ش
14:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


کیست که در محدحش از ، شعر کمر بشکند
کیست که جبریلِ عشق آمده پَر بشکند
کیست که بازار او  بزم شکر بشکند
لحظه‌ی تحویل اوست دور قمر بشکند
هیج تعجب مکن کعبه اگر بشکند
آمده خاک نجف قیمتِ زر بشکند

حرف غزل را مزن ، بحر مطنطن بخوان
جان رجز را بکش ، شعر مدون بخوان
مدح علی را فقط از لب دشمن بخوان
حیرت مردان ببین وصف تهمتن بخوان
مرکب طفلش بگو  مردِ یَل افکن بخوان
شاه به کوی گداش تاج به سر بشکند

بر در حیدرِ بکوب یکسره هِی در بکوب
بر روی این آستان عشق کن و سر بکوب
حلقه‌ی این در بگیر مثل پیمبر  بکوب
نام علی را به دل با قلم زر بکوب
بر روی دُر نجف ، حضرت حیدر بکوب
فاطمه گفته است تا چشم نظر بشکند

ضربه‌ی شمشیر کیست بر تن بسیارها
چرخش تیغِ دو دَم  کرده تلنبارها
وقت فرار است وای ، آمده کرارها
لشکری از عمرو عاص لشکر سرداها
رفت و بجا مانده است از همه شلوارها
زیر قدمهای او کوه و کمر بشکند

آی جماعت نظر بر درخیبر کنید
ضرب یدالله را خورده و از بر کنید
ضربه‌ی عباس را چند برابر کنید
یا‌که همه خویش را بنده‌ی قنبر کنید
یا‌که همه در روید مقنعه بر سر کنید
قبل رجز خوانی‌اش هرچه سپر بشکند

از ازل آوازه‌اش از همه دوران گذشت
بر لب نوح آمد و نوح زِ طوفان گذشت
گفت علی یوسف و از شب زندان گذشت
کرد توسل به او محنت کنعان گذشت
جان پیمبر شد و آمد و از جان گذشت
دوش نبی رفت تا ، بت  به تبر بشکند

گاه نشسته است با میثم خرما فروش
گاه شده چاه کَن برزگری سخت کوش
گاه کشد نیمه شب بارِ یتیمان به دوش
بارِ زنی می‌کشد طعنه‌ی او هم به گوش
این که فقط با نمک نان جوین کرده نوش
فاطمه از گریه‌اش وقت سحر بشکند

#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
16:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح

وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

داستان سنگ و زر يعنى که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا يعنى که ما و قنبرش

در مقام آخريت بود ، ديدند اولش
در مقام اوليت بود ، ديدند آخرش

خاک را گل ميکند گل را خلائق ميکند
نيست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش

با على يکتاپرستم, ورنه ميخواهم چکار
آن خدايى را که اين آقا نباشد مظهرش

آرزوى مرگ کردن چاره ى کارش بود
سائلی که دست خالى ميرود از محضرش

چهارده قرن است دارد رزق ما را ميدهد
با همان يک مرتبه بخشيدن انگشترش

آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت ميشود
واى اگر خورشيد را روزى براند از درش

مرتضى يعنى قسيم النار والجنة , ولى
هست معيارش در اين تقسيم حب همسرش

تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش

از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش

خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش

*مبعث ختم رسل ترویج حب حیدر است
تا دهد نشر ولایت حق کند پیغمبرش*

به خودش كه جای خود ، حتي به خاك پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش

کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
.
.
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش

#علی_اکبر_لطیفیان


*بیت از #جوادحیدری*

https://telegram.me/raziolhossein
ش
20:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 101.3 KB
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

مولای زمین‌و‌آسمان یاور ماست
چشم‌همه‌انبیاء به‌پیغمبر ماست
از گرمی روزحشر مارا غم‌نیست
تاسایه‌ مرتضی‌علی بر سر ماست

#لوحی_اصفهانی

@raziolhossein
12 April 2017
ش
01:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت

به مدینه خبرِ سوختنش را نبَرید
آه در سایه بیایید تنش را نبرید
پیشِ او نامِ حسین و حسنش را نبرید
از روی سینه‌یِ او پیرهنش را نبرید
بگذارید که راحت بدهد جان زینب

هرچه کردند نسوزد دَمِ آخر که نشد
یا کمی کم بشود گریه‌یِ خواهر که نشد
یا به عباس نگوید غمِ معجر که نشد
یا نخواند نَفَسی روضه‌یِ حنجر که نشد
چه پریشان شده امروز ، پریشان زینب

بی نَفس مانده و بالایِ سرش نیست کسی
رو به قبله شده و دور و برش نیست کسی
تا بگیرند زیرِ بال و پَرش نیست کسی
یا بگیرند خبر از جگرش نیست کسی
زیرِ لب داشت حسینیم سَنَ قوربان زینب

یادش اُفتاد خودش دید پرش را بُردند
دیر آمد سرِ گودال سرش را بُردند
با سرِ نیزه‌یِ سرخی پسرش را بُردند
زودتر از زن و بچه خبرش را بُردند
میدَودَ در وسطِ خیمه‌ی سوزان زینب

یک طرف داشت سنان باز سنان را میزد
یک طرف حرمله هم پیر و جوان را میزد
همه‌ی قافله را  دخترکان را میزد
جای شلاق به تن چوبِ کمان را میزد
تک و تنها شده با جمعِ یتیمان زینب

چه کند ، مادری از طفل نشان میخواهد
کودکِ بی رَمَقی تکه‌یِ نان میخواهد
دختری آمده از عمه توان میخواهد
 راه رفتن به رویِ آبله جان میخواهد
میرود تا برسد گوشه‌ی ویران زینب...


#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
01:52
#حضرت_زینب_شهادت

کنج حیاط خانه ی خود بین بسترش
بانو رسیده بود به ساعات آخرش

خیره به گوشه ای شده بود و یکی یکی
رد می شدند خاطره ها از برابرش

گرمایِ آه از جگرش شعله می کشید
می سوخت آسمان ز نفسهای آخرش

از چشمهای بی رمقش می گرفت اشک
با یادگارِ کهنه ی صـدْچاک دلبرش

هر روز ؛ روضه داشت حسینیّه ی دلش
این مدّتی که بود بدون برادرش

یک سال و نیم بود، خوشی را نبود راه
در آستانِ عرشیِ قلبِ مطهّرش

یک سال و نیم بر عطش آن کویر سُرخ
دریای اشک بود دو تا دیده ی ترش
یک سال و نیم بود که خونابه می چکید
گاه از کنار روسری اش ؛ گاه از پرش

یک سال و نیم بود که زینب خمیده بود
یعنی که بیشتر شده بود عین مادرش

یک سال و نیم غیر کبودی و زخم و درد
نگذاشت مرهمی رویِ اعضای پیکرش

وقت سفر چقدر غریبانه پر کشید
مثل حسین ، قافله سالار بی سرش

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
02:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت

خواهری همچو من ای کاش که مضطر نشود
یا چو من هیچ زنی بی کس و یاور نشود

قامتم خم شده و موی سرم گشته سپید
چه کنم داغ غمت باور خواهر نشود

از همان روز که گفتی جگرم می سوزد
روزهایم همه بی گریه دگر سر نشود

روز و شب گریه کنم بر تو ولی میدانم
گریه هیچ کسی گریه مادر نشود

گاه با ام بنین گریم و گه با لیلا
حال این مام جوان مرده که بهتر نشود

بیشتر از همه سوزد دل من بهر رباب
یک دم آرام ز داغ علی اصغر نشود

خواهری همچو من غمزده ای کاش دگر
رو به رو با تن عریان برادر نشود

تن صد چاک تو را دیدم و با خود گفتم
جای یک بوسه برای تو میسر نشود

پسر مادر من خیز زجا تا که مگر
خواهرت همسفر شمر ستمگر نشود

کاش من گوشه گودال به جایت بودم
تا تنت زخمی صد نیزه و خنجر نشود

#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
02:11
#حضرت_زینب_مدح

ساكنان نُه فلك حيران ز كار زينب است
در سما فوج ملائك با شعار زينب است

اي سليمان از چه مينازي به جاه و حشمتت
صد هزاران چون سليمان ريزه خوار زينب است

نهضت سرخ حسيني پايدار از نام اوست
سكۀ صبر و متانت با عيار زينب است

عزت دخت علي بين، همت زينب نگر
سيّد سجاد در هر جا كنار زينب است

داد قرباني دو كودك در مناي كربلا
احسن احسن فاطمه آموزگار زينب است

زن بدين لحن و بلاغت زن بدان شرم و حيا
فتح شام و كوفه هر دو شاهكار زينب است

لحظه اي در شام بر غاصبگران فرصت نداد
انهدام كاخ ظلم از اقتدار زينب است

زن بدان عزم و صلابت زن بدان قلب قوي
بر ستمكاران شدن تسليم عار زينب است

گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او
در عوض روح حسين شمع مزار زينب است

كربلا خواهي اگر از زينب كبري بگير
چون كليد كربلا در اختيار زينب است

نوحه خواني گر كني (خوشزاد) تقوي پيشه كن
نوحه خواني در حقيقت يادگار زينب است

#سيدحسن_خوشزاد


https://telegram.me/raziolhossein
02:13
#حضرت_زینب_شهادت
#واحد

جواب:

دگر بر لب آمده جانم
به سوی در مانده چشمانم
بیا بالینم حسین جانم

حسین جانم ای حسین جانم

بند۱
دل من از غصه گشته لبالب
رسیده وقت وصال من امشب
بیا بالینم دمی تو حسین جان
ببین دیگر رفتنی شده زینب

بیا بنگر حال و روز محنت کشیده برادر
ببین قد خواهرت از غصه خمیده برادر
شدم دلتنگ تماشای تو به دیدن زینب
بیا اما تو‌ میا با راس بریده برادر

غمت بر جان میخرد زینب
از این دنیا میرود زینب

حسین جانم ای حسین جانم

بند۲

خودم دیدم اشک چشم ترت را
خودم دیدم آتش جگرت را
خودم دیدم پیکرت به روی خاک
خودم دیدم روی نیزه سرت را

چها کرد آن روز عدوی بد کینه ی تو حسین جان
میان گودال شکستند آینه ی تو حسین جان
هنوز از یادم نرفته در پیش دیده ی خواهر
که پامال سم اسبان سینه ی تو حسین جان

شراره افتاد به جان تو
شکسته شد استخوان تو

بند۳

تو نشنیدی آه و زاری زینب
ندیدی وقت پیری زینب
اگرچه دیدی تو داغ فراوان
ندیدی دیگر اسری زینب

تو رفتی و بین سینه افسوس آل علی بود
ز بعد تو غصه و غم مانوس آل علی
چهل منزل اهلبیتت بر روی ناقه عریان
نگاه نامحرمان بر ناموس آل علی بود


پس از تو بر ما جسارت شد
دگر سهم من اسارت شد

حسین جانم ای حسین


#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
02:13
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:21, 51.3 KB
02:13
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:19, 185.7 KB
02:15
#حضرت_زینب_شهادت


ببین زمانه چه آورده است بر سر من
نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست
نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود
تمام دشت پر از لاله های پر پر من

ورق ورق شده بودی ، نرفته از یادم
چگونه جمع نمودم تو را برادر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو
چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا
همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری
هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز
سری به نیزه بلند است در برابر من

#مجتبی_خرسندی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
07:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

در بسترم و در آتشِ خورشیدم
اندازه‌یِ عُمرِ نوح هم غَم دیدم

یک جمله فقط قصه‌یِ عُمرِ من شُد
آمد به سَرَم از آنچه می‌ترسیدم

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
12:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت

دریای دردهای دلش بی کرانه بود
از کودکی به تیر مصیبت نشانه بود

از لحظه ای که چشم به چشم حسین دوخت
زینب حدیث زندگی اش عاشقانه بود

هر جا حسین رفت چنان سایه بی قرار
منزل به منزل از پی مولا روانه بود

انسان ولی فرشته تر از هر فرشته ای
دلخسته از جفای زمین و زمانه بود

آوار شد حماسه ی او بر سر یزید
هر چند کوه غصه و داغش به شانه بود

در خطبه اش حقیقت اسلام جلوه کرد
ویران گر بنای فریب و فسانه بود

آن روز در هیاهوی بازار شام شوم
در ازدحام مطرب و چنگ و چغانه بود

از مادر شهیده ی خود ارث برده بود
جسمش کبود از اثر تازیانه بود

شعر " کمیل" قابل خاتون صبر نیست
تنها برای عرض ارادت بهانه بود

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

بعد از تو دگر ز زندگی سیر شدم
از غصه دوریت زمینگیر شدم

از داغ سر بریده ات بر نیزه
از بس که گریستم دگر پیر شدم

#علی_سلطانی


http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت

یا که بیا تا زندگی از سر بگیرم
یا با تماشای سر تو پر بگیرم
خواهم تو را بار دگر در بر بگیرم
یک بوسه از آن نازنین حنجر بگیرم
بعد از تو گشته خون جگر بیچاره زینب
▪️▪️
ای کهنه پیراهن تو دیدی بی پناهش
همراه او کردی سفر تاقتلگاهش
اخر چرا گشتی رفیق نیمه راهش
رفتی نگفتی گر کند عریان نگاهش
جان میدهد با یک نظر بیچاره زینب
▪️▪️
ای آفتاب از تو گله دارم سر او
دیدی پر از زخم است از پاتا سر او
تو از چه تابیدی دگر بر پیکر او
آتش زدی بر قلب زار خواهراو
قلبم زجسمش پاره تر بیچاره زینب
▪️▪️▪️
ای آب الهی خون شوی همچون دل ما
آواره گردی تا ابد صحرا به صحرا
بودند دیو و دد همه سیراب اما
در پیش مهر مادرش فرزند زهرا
از تشنگی زد بال و پر بیچاره زینب
▪️▪️
هر گز کسی چون من تن بی سر ندیده
بیش از ستاره زخم بر پیکر ندیده
بر گرد یک تن آن همه لشکر ندیده
با چشم خود خنجر روی حنجر ندیده
زدم دو دست خود به سر بیچاره زینب
▪️▪️
تنهایی ات در بین آن صحرا مرا کشت
سوز صدایت بین دشمنها مرا کشت
آن جسم مانده زیر دست و پا مرا کشت
بانگ غریب مادر زهرا مرا کشت
از مادرت بیچاره تر بیچاره زینب
▪️▪️
چون تو کسی بی یار وبی یاور نگشته
پنهان به زیر نیزه و خنجر نگشته
در پیش چشم خواهرش بی سر نگشته
گفتی که بر گردم به خیمه بر نگشته
راست به نی شد جلوه گر بیچاره زینب
▪️▪️
این نا مسلمانان چه بی اندازه پستند
گفتم که بعد از کشتنت از پا نشستند
تازه به اسب خویش نعل تازه بستند
چون استخوان سینه ات قلبم شکستند
کشتند مرا آن ده نفر بیچاره زینب
▪️▪️
یک دم غروب کربلا یادم نرفته
سر ها به روی نیزه ها یادم نرفته
آتش میان خیمه ها یادم نرفته
سیلی و روی بچه ها یادم نرفته
چون خیمه بودم شعله ور بیچاره زینب
▪️▪️

میسوخت همچون خیمه هایت قلب زارم
گفتم که باطفلان به صحرا سر گذارم
دیدم میان خیمه یک بیمار دارم
اما چسان اورا زخیمه در بیارم
افتادم اندر دردسر بیچاره زینب
▪️▪️
از روز تو شام غریبان سخت تر شد
داغ یتیمان از جوانان سخت تر شد
از نیزه ها خار مغیلان سخت تر شد
آزاد شد آب و حسین جان سخت تر شد
حال رباب بی پسر بیچاره زینب
▪️▪️
بین همه غمهایمان وای از اسیری
خون گریه کن ای آسمان وای از اسیری
زینب کجا نامحرمان وای از اسیری.
بازوی بسته بی امان وای از اسیری
با شمر دون شد همسفر بیچاره زینب
▪️▪️
خون شد دلم از غصه و ماتم بماند
بازار و کوچه های شام غم بماند
دخت علی و چشم نامحرم بماند
رفتم میان بزم می آن هم بماند
چوب جفا و طشت زر بیچاره زینب



#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
17:52
#حضرت_زینب_شهادت
#زمینه

بیا بیا ای سالار زینب
این دم آخر کنار زینب

واویلا-------کجایی ای برادرم
واویلا-------نزار غریبونه برم
واویلا---حسین من حسین من

&&&&&

لحظه به لحظه میروم از حال
به یاد مقتل به یاد گودال

واویلا-----دیدم به زیر دست و پا
واویلا----میزد حسینم دست و پا
واویلا---حسین من حسین من

&&&&&&&

وای از غریبی وای از اسارت
از کوچه گردی و از حقارت

واویلا-----در پیش چشم خواهرت
واویلا-----افتاد از نیزه سرت
واویلا---حسین من حسین من

&&&&&&

دیدی چه کردی با این دل من
آخر غم تو شد قاتل من

واویلا----ذکر شهادتین من
واویلا---حسین من حسین من
واویلا---حسین من حسین من

http://Telegram.me/raziolhossein
17:54
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:00, 141.0 KB
17:58
#حضرت_زینب_شهادت

کاش اشکم آب غسل پیکرت گردیده بود
یا نقاب خون تو روی مرا پوشیده بود

هر کجا را جد من بوسید شمشیرش زدند
کاش جایی از تن من هم کمی بوسیده بود

از ندای غربت تو اکبرت صدپاره شد
کاش دیگر اصغر آن فریاد را نشنیده بود

کاش پیش از آن که طفلش را به بابا بسپرد
مادرش شش ماهه و ضرب لگد را دیده بود

من که می دانم چرا افتان و خیزان آمدی
بعدِ سقا کاش بدخواهت به من خندیده بود

در همان وقتی که شوری در حرم افتاده بود
کُنجِ خیمه کاش آن شیرین زبان خوابیده بود

کاش دستی که به گُل هایت نوازش ها رساند
خارها را ٬ لااقل از کربلا ٬ برچیده بود

روزیِ او وامدار دست هایش بود ٬ کاش
آن که سجاده کشید از زیرِ پا ٬ فهمیده بود

کاش پیش از آن که بگذارد سرت را در تنور
معجر من را به دور گیسویت پیچیده بود

#سید_علی_احمدی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:59
#حضرت_زینب_شهادت

کیست زینب آسمان در مَحضَرَش اُفتاده است
پیشِ او خورشید با خاکسترش اُفتاده است

شام چیزی نیست تا ویران کُنَد با خطبه‌اش
بالِ عزرائیل پایِ شَهپَرَش اُفتاده است
 
چادرش را می‌تکاند می‌تکاند کوفه را
کیست زینب کوفه  یادِ حیدرش اُفتاده است

می‌کَنَد از جا زمینِ شام را با کاخ‌ها
راهِ مولا باز هم بر خیبَرَش اُفتاده است

 کیست زینب لحظه‌هایی که علی در رزم بود
ذوالفقار اینَک به دستِ دخترش اُفتاده است

قبل از آنیکه یزید از پیشِ خانم پا شود
دید یِکجا سقفِ ظلمش بر سرش اُفتاده است

مرتضیٰ بر دستمالِ زردِ خود میزد گِره
یا که زینب دو گره بر معجرش اُفتاده است

هرکجا می رفت چشمی سویِ او جرات نکرد
بر سرِ او سایه‌یِ آب آورش اُفتاده است

کارِ او پیغمبریِ کربلا تا شام بود
بیرقِ عباس دوشِ خواهرش اُفتاده است

یادِ ایامی که شد سایه برادر با سرش
ظهر در گرمایِ سوزان بسترش اُفتاده است

داشت بر سینه لباسی را که مادر داده بود
یادِ مادر یادِ روزِ آخرش اُفتاده است
 
رو به قبله بستر است و رو به دَر چشمانِ او
باز اشکی سرخ از چشمِ تَرَش اُفتاده است

بادِ گرمی می‌وزید و بویِ سیبی می‌رسید
دید از تَل آنطرف‌تَر پیکرش اُفتاده است

وای دستِ حرمله گهواره‌ای پاشیده بود
آه دستِ ساربان انگشترش اُفتاده است
 
محملش را دید وقتی می‌رود از کربلا
می‌رود با دختری که زیوَرَش اُفتاده است

می‌شنید از مَحمِلی لالاییِ گرمِ رُباب
حق بده چشمانِ او بر اصغرش اُفتاده است

خُطبه‌اش را گیسویِ از نِی رهایی قطع کرد
ردِ خونی رویِ چوبِ منبرش اُفتاده است
 
چشم را بالا گرفت اما برادر را ندید
تاب خورده نیزه و حتماً سرش اُفتاده است

زیر دست و پا نگاهی کرد دنبالِ حسین
دید سَر این سو و آن سو مادرش اُفتاده است

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:06
#حضرت_زینب_شهادت
#زمینه

بنداول:
پریشونم چه گریونم
برای جسم بی سر روضه میخونم
دل افسردم که پژمردم
شده خم قامت من بس که دل خونم

نگاهم کن برادر جان منم زینب حلالم کن
نگاهم کن رسیده جان من برلب حلالم کن

سرخودرا شکستم من همین که راس پرخون تورا دیدم
زندآتش دل من را که روی دلنشینت را نبوسیدم

بنددوم:
پناهم بود سپاهم بود
علمدار رشید وتکیه گاهم بود
لبش تشنه دلش دریا
همیشه مرهمی بر سوز وآهم بود

بلرزیدم زمانی که سرش را روی نی دیدم
برنجیدم صدای العطش وقتی که بشنیدم

ابوفاضل بیاحالا ببین حال مرا وسرفرازم کن
میان این همه دشمن سوار ناقه های بی جهازم کن

بندسوم:
حسین جانم نمیدانم
چگونه بعد تو من زنده می مانم
برادرجان تنت عریان
بگو انگشترت کو ای سلیمانم

تویی سرور فدایت جان من ای زاده حیدر
خودم دیدم که از شهر مدینه آمده مادر

اگرکشته تورادشمن چرا آبت نداده تشنه وعریان
چرا دیگر به این صحرا شدی پامال نعل تازه ی اسبان

(حسین جانم 4)

#سید_احمد_شهیدی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:06
Voice 068_sd.m4a
Not included, change data exporting settings to download.
01:45, 1.6 MB
18:08
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

بی تو ببین کبوتر بی بال میشوم
ازگریه ی زیاد چه بد حال میشوم

تا پلک مینهم به روی هم حسین من
گویا دوباره وارد "گودال" میشوم

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
18:11
#حضرت_زینب_شهادت


بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن

چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا

خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین

خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک

همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت

همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود

همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش

مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است


#غلامرضا_سازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
18:12
#حضرت_زینب_شهادت
#زمینه


بند۱

دگر عمر زینب به سر امده
بیا بنگر این روز پیری من
شکسته دلم از غم قتلگاه
شکسته دلت از اسیری من

خدا حافظ ای ناقه ی بی جهاز
خدا حافظ ای اختران حجاز
خدا حافظ ای شاهد چنگها
...................بارش سنگها


امون از دل زینب ....

بند۲

پس از دشت خونین کرب وبلا
دگر زنده ماندن شده درد سر
به همراه عباس و اکبر بیا
زشام بلا خواهرت را ببر

خدا حافظ ای شهر رنج و بلا
..............چوب و طشت طلا
..............قصه ی بزم می
.............راس بالای نی


امون از دل زینب......

بند۳

همه مردم کوفه و شام را
ز سیلاب اشک غمم برده ام
کنار سر ماه ام البنین
ز شمر از جفا کعب نی خورده ام

خدا حافظ ای ماه از خون خضاب
.................هیجده افتاب
...............یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

امون از دل زینب.....

#علی_مهدیزاده

https://telegram.me/raziolhossein
18:12
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:20, 186.6 KB
18:16
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح
ْ

آمدم سوی غمکده خانم !
که عزای تو آمده خانم !
اذن سینه زدن بده خانم!
جبل الصبر ! سیده خانم !

کوه ایمانی و یقین زینب!


خواهر غصه ! مادر غم ها !
رونوشت صلابت زهرا
ای شکوهت همیشه پابرجا
السلام علیک یا حلما

خانمی مؤمن و متین زینب!


معجزه به وضوح میکردی
هر نفس کار نوح میکردی
با دمت قبض روح میکردی
خوب فتح الفتوح میکردی

اسدالله چندمین زینب !


تو معلم ندیده استادی
پی تفسیر عدل و بیدادی
دو جوان در مسیر حق دادی
آه ، بانو به زحمت افتادی

درد داری درد دین زینب !


از لبت دائما گوهر میریخت
از دل خطبه ات جگر میریخت
با خروش تو کرک و پر میریخت
رنگ از چهره ی خطر میریخت

زن ندیدم من اینچنین زینب!


عزت و آبروی مکتب من
اسم پاکت نشسته بر لب من
مدح تو نغمه ی مرتب من
شصت و نه بار ذکر هر شب من

فقط إیاک نستعین زینب !


هاشمی زاده زینت بابا
در مسیر ولایت بابا
وارث درد و غربت بابا
عمه جان به روایت بابا...

بهترینی تو بهترین زینب !


راه تو راه سرخ عاشوراست
اخت الارباب پرچمت بالاست
عمه جان از خطابه ات پیداست
کربلا در نگاه تو زیباست

به نگاهت صد آفرین زینب!


تا ابد هست نوکرت محتاج
به دعای مکررت محتاج
به نگاه برادرت محتاج
و به الطاف مادرت محتاج

أنا مسکین و مستکین زینب !


رنگ و بویی ببخش محفل را
باخبر کن دوباره مقبل را
تا روایت کند مقاتل را
جان زهرا بیا و این دل را

کربلا کن ، فقط همین زینب !


درد ها را به جان خریدی ، آه
دم دروازه تا رسیدی -آه-
طعنه از این و آن شنیدی ، آه
خیری از زندگی ندیدی ، آه

با مصیبت شدی عجین زینب!


عاقبت شام میهمان شده ای
سر بازار نیمه جان شده ای
دل پریشان و قد کمان شده ای
همه دیدند ناتوان شده ای

بچه ها از غمت غمین زینب!


ای بزرگ عشیره افتادی
در بلایی کبیره افتادی
در شبی سرد و تیره افتادی
پیش چشمان خیره افتادی

با لگدهای سهمگین زینب !


روضه را بغض در صدایت گفت
تاول روی دست و پایت گفت
ورم زیر چشم هایت گفت
دختر شام ناسزایت گفت

گریه ی شهر را ببین زینب !


همه ی عمر موکنان خواندی
گریه کردی و بی امان خواندی
از یهودی بد دهان خواندی
از سر و تشت و خیزران خواندی

مرثیه هایت آتشین زینب !


#علیرضا_خاکساری

https://telegram.me/raziolhossein
18:20
#حضرت_زینب_شهادت
#زمینه

این لحظه های آخر
آروم نداره زینب
برادر مظلومم
بیا کنار زینب

حسین ببین از دوریت
شکسته و دلگیرم
پیراهن خونیتو
تو بغلم میگیرم

گریه می کنم برات بیا
اشکامو بهت نشون بدم
یعنی میشه ای برادرم
روی دامن تو جون بدم


چه سخت گذشت روزائیکه
از تو جدا بودم حسین
حالا که دارم میمیرم
کاش کربلا بودم حسین

جانم حسین جانم حسین

(عزیز خواهر یاحسین)

بند۲

خودت خبر داری که
از این دل پر دردم
بعد تو یکسال و نیم
براتو گریه کردم

یکسال و نیمه داداش
اسم تو رو لبهامه
سر بریده ات انگار
هنوز جلو چشمامه

کنار تن تو میزدند
خواهر خمیده ی تورو
یادمه که بوسیدم‌خودم
رگای بریده ی تورو

برادر تنهای من
مقابل چشمای من
به زیر سم مرکبا
سینه ات شکست ای وای من

جانم حسین جانم حسین

بند۳

رفتی ندیدی اصلا
که چی کشیدم بی تو
حتی یه لحظه داداش
خوشی ندیدم بی تو

تورو همینکه کشتند
حرم رو غارت کردند
خدا میدونه خیلی
به من جسارت کردند

تو گذوشتی تنها خواهرو
تاکه با غم تو سر کنم
رفتیو و نگفتی که چجور
من با حرمله سفر کنم

بردن مارو بازار شام
یه عده پست بی حیا
به من میگفتن خارجی
به تو میدادن ناسزا
.
#عبدالزهرا

https://telegram.me/raziolhossein
ش
18:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:19, 185.9 KB
ش
19:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


تا آخرین نفس که توانی در این تن است
داغت امانتی است که همراه با من است

رفتی و داغ دامن من را رها نکرد
یاد تو در دل من و اشکم به دامن است

چون شمع ذره ذره دلم آب شد ولی
در من هنوز شعله ی امید روشن است

جان می سپارم و دم آخر دلم خوش است
دیدار تو مقارن این جان سپردن است

یک سال و نیم خواهر تو مرد و زنده شد
یک سال و نیم کار دلم غصه خوردن است

سنگ از مصیبت تو دلش آب می شود
دل های دشمنان تو از جنس آهن است

مویی که شانه بود به آن دست فاطمه
دیدم که غرق خون شده در چنگ دشمن است

رفتی و بین این همه نامرد و بی حیا
یک مرد هم نبود بگوید مزن زن است

#هادی_ملک_پور


https://telegram.me/raziolhossein
19:26
#حضرت_زینب_شهادت


وقتی که همسفر شده با نیزه ها سرت
دیگر ندیده روز خوشی چشم خواهرت

تو جای من ..نمیشکنی سر به سوز عشق
وقتی سر شکسته ببینی برابرت؟

ای ماه یک شبه که به ”خون“ کرده ای "خسوف"
حداقل بگو تو کلامی به دخترت

دختت ندیده غیر 'ستم' ، 'خیـر' دیگری
اصلا نپرس از او که کجا رفته زیورت..

حتی”نماز“ کرده ˝مواسات˝ با سرم
وقتی شکسته است نماز مسافرت

از بغضشان به فاطمه این یک عمل بس است
بر میخ نیزه رفت سرت پیش مادرت

پر خاک و خون شدی چقدر سنگ خورده ای
بر نِی تشرفات زیاد است محضرت..

با صورتی کبود ،و تنی بس کبودتر
دارم چقدر وَجه شباهت به مادرت..

دیگر نمانده بر تن من جای سالمی...
زینب چشید طعم جراحات پیکرت

بازار بود و زینب و تیر نگاه ها...
ای کاش مانده بود علمدار لشگرت..

#عبدالزهرا_هاشمیان


https://tlgrm.me/raziolhossein
19:31
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


ما همه نوکر دربار حسین و زینب
نسل در نسل بدهکار حسین و زینب
همه پشت سر انصار حسین و زینب
الگوی ماست علمدار حسین و زینب
نام ما سینه زن طایفه ای بی همتاست
کربلا، زینبیه ، کعبه و میخانه ی ماست

ما که هستیم سیه پوش عزای زینب
کاش یک روز بمیریم به پای زینب
روز و شب عادت ما گریه برای زینب
هر چه شادی است در عالم به فدای زینب
ما عزادار ولی تا به ابد دلشادیم
در غم عمه سادات جوانی دادیم

وای از آن روز که شد بی کس و یاور زینب
ماند تنها وسط آن همه لشکر زینب
لب گودال ، غریبی ، تن بی سر ، زینب
خیره بر پیکر زخمی برادر زینب
زیر لب فاطمه یا فاطمه با خود می خواند
آن همه نیزه و شمشیر تنش را لرزاند

غم او گفتنش حتی به اشاره سخت است
ماجرای بدنی غرق ستاره سخت است
به خدا بوسه زدن بر رگ پاره سخت است
سخن از مرکب ده مرد سواره سخت است
داشت می سوخت همه ارض و سما واویلا
یک زن و این همه اندوه و بلا واویلا

روز و شب داشت ازین رسم زمانه گله ها
دختر فاطمه شد همسفر حرمله ها
وای از خواندن روضه وسط هلهله ها
آه ، بی حرمتی کعب نی و سلسله ها
وای از آتش اشرار که سوزاند پرش
وسط کوچه و بازار شکستند سرش

وای از خون دل و اشک مدام و زینب
وای از آن همه سنگ لب بام و زینب
خیزران ، تشت طلا ، بزم حرام و زینب
وای از قصه ویرانه ی شام و زینب
دردها دارد و نشنیده کسی فریادش
تا ابد داغ رقیه نرود از یادش

دم رفتن چه قدر غم به دلش جا دارد
قامتی خم شده چون حضرت زهرا دارد
گله پشت گله از مردم دنیا دارد
به بغل پیرهن کهنه آقا دارد
وقت مهمان شدنش پیش حسین و حسن است
گفت لبیک حسین چشم ازین دنیا بست

#محمدحسین_رحیمیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


روز وشب از غم تو اشک فشانم چه کنم
روح من پر زده ،ای روح و روانم چه کنم

کوه صبرم ولی از غصه تو آب شدم
کربلا برده همه تاب و توانم چه کنم

من گل گلشن زهرا و علی بودم لیک
دست بیداد چنین کرده خزانم چه کنم

داغ عباس و علی اکبر و قاسم یک سو
از غم کودک شش ماهه ندانم چه کنم

از همان لحظه که گفتی جگرم می سوزد
گشته پیوسته دگر آه و فغانم چه کنم

تا قیامت خجل از مادر خود فاطمه ام
نشد آخر به لبت آب رسانم چه کنم

کاش می شد که به یاد بدن عریانت
زیر این تابش خورشید بمانم چه کنم

نگهت از ته گودال مرا کشت حسین
از نگاه تو هنوزم نگرانم چه کنم

کاش می شد به سر خاک تو مانند رباب
بهر تو روضه گودال بخوانم چه کنم

بین غمهای دلم هیچ کجا شام نشد
رقص پای سر تو برده امانم چه کنم

داغ زهرای سه ساله به خدا پیرم کرد
شاهدم گشته همین قد کمانم چه کنم

سر تو ، طشت طلا، چوب جفا، بزم شراب
این همه داغ نشسته است به جانم چه کنم

یک زن و این همه غم، چشم فلک حیران است
چه کنم مادر غمهای جهانم چه کنم

بهرم آماده کن امشب کفن ، ای بی کفنم
که دگر رهسپر باغ جنانم چه کنم

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
19:58
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

تمام دشت به حالم نظاره ميكردند
به يكدگر پيِ غارت اشاره ميكردند

برای ِ بردنِ يك گوشواره ی ناچيز
حراميان به خدا گوش پاره ميكردند

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#زمینه

سحر شد آخر شب ، بی کسی و صبوری
امونم و بریده ، غم فراق و دوری

ای عزیز مادرم ، نور دیده ترم
بالای سرم بیا ، ای شهید بی سرم

الا ای نور عین من
کجایی ای حسین من

...............

ذکر حسین دوای ، درد بی درمونمه
پیرهنت رو سینه م ، آرامش جونمه

پیکرم تو آفتاب ، با دو دیده پر آب
نمی ره از خاطرم ، اشک چشمای رباب

سر اصغر به نیزه وای
همش میگفت علی لای لای

................
نمی ره از یاد من ، که رفته بودی از حال
خودم دیدم که ریختن ، با نیزه توی گودال

یکی زد به پیکرت ، یکی زد به حنجرت
یکی زد با نیزه و ، یکی زد با خنجرت

دلم رو از غم آزردن
ز تن پیراهنت بردن

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
20:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:44, 104.7 KB
20:56
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

این لحظه بدونِ سایه‌ات جانکاه است
باز آ و بگو که فاصله کوتاه است

هر چند تمامِ تَنِ من هم زخم است
کمتر زِ هزار و نُهصد و پنجاه است

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
20:57
#حضرت_زینب_شهادت
#زمینه

ای طبیب قلب زار من ، ای نور دو عینم
بیا که تمومه کار من ، کجایی حسینم

می بینی حالم و ، گریه نالم و ، شده بعد از تو پیوسته
میون بسترم ، با حال مضطرم ، می گم آهسته آهسته

غریب حسین حسین ، غریب حسین حسین ،غریب حسین حسین ای وای

..................
غصه لبای خشک تو ، کشته خواهرت رو
تشنه بودی بستن رو تو ، مهر مادرت رو

به خدا یادمه ، می گفتی تشنمه ، فدای حنجرت زینب
بین دو نهر آب ، با جیگر کباب ، رسیده بود جونت بر لب

..................

کوفیا دل زینب و با ، غصه ها آزردن
یاوری نداشتی و تو رو ، غریب گیر آوردن

بی کس و بی پناه ، میون قتلگاه ، چه بلایی سرت اومد
وقتی اون بی حیا ، سر تو کرد جدا ، صدای مادرت اومد

..............

کربلا اگر چه هستی ، زینب و گرفتن
شام غم ولی کرده اخا ، خون به دیده من

غمای ناتمام ، چها که شهر شام ، نکرده با دل زینب
سرا رو نیزه و ، نگاه هرزه و ، سایه محمل زینب

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
20:58
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:53, 124.5 KB
13 April 2017
ش
00:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

سر ِ تورا به رویِ نيزه آشيان دادند
مرا به مجلس نامحرمان مكان دادند

جماعتي كه نمک خورده یِ علی بودند
به خواهرت سر ِ بازار ِ كوفه نان دادند

#سعيد_خرازی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:09
#حضرت_زینب_شهادت

با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم
بر روز و ماه و سال خودم گریه می‌کنم

این پلک ها به روضه‌ی تو‌ زخم شد حسین
بس با زبان حال خودم گریه می‌کنم

حالا دگر بدون عصا می‌خورم زمین
گاهی خودم به حال خودم گریه می‌کنم

می‌پرسم از خودم که چرا بی کفن شدی؟
بر پاسخ سوال خودم گریه می‌کنم

گاهی که یاد عصر دهم می‌کند دلم
بر غارت جلال خودم گریه می‌کنم

من آن کبوترم که ز شلاق ها هنوز
هر شب ز درد بال خودم گریه می‌کنم

ای بهترین برادر دنیا برای تو
تا وقت ارتحال خودم گریه می‌کنم

#میلاد_حسنی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:16
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

چو روی خاک، رویش را نهادند
به یاد عصر عاشورا فتادند

هنوز از قبر می‌آمد نوایی:
«اگر کشتند چرا آبت ندادند»...

http://Telegram.me/raziolhossein
00:17
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

کی گفته که زینب ز گروه شهدا نیست؟
کی گفته پس از واقعۀ کرب و بلا زیست؟

یک روز، سرِ نی، سرِ هجده مهِ خود را
با چشم خودش دید؛ مگر کشته شدن چیست؟

http://Telegram.me/raziolhossein
00:19
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

بانوی عشق حضرت زينب
بی كران‌ست رحمت زينب

همه عالم به دست من باشد
می كشم باز منت زينب

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
00:30
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
شلاق بود و سلسله زینب اگر نبود

میداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه را
آن شب میان قافله زینب اگر نبود

ما بین کربلا و همین روضه های ما
تا حشر بود فاصله زینب اگر نبود

بین صبور های جهان در کتاب ها
یک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبود

ذخرالحسین بود برای مسیر شام
در قصه ی مباهله زینب اگر نبود

از شام تا به کوفه از این بیشتر یقین
پا می گرفت آبله زینب اگر نبود

قطعا پیام کرببلا جاودان نبود
یک پای این معادله زینب اگر نبود

صبر سکینه نیز به سر می رسید زود
در کوچه ها محصل زینب اگر نبود

کشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بود
در شام و کوفه ساحل زینب اگر نبود

#مهدی_رحیمی_زمستان

http://Telegram.me/raziolhossein
00:32
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده
سر پیراهن تو جنگ بوده

الهی خواهرت زینب بمیرد
که انگشتر به دستت تنگ بوده

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من
که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو
جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو
میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من

تو زیر خنجرش بودی و محکوم تماشا من
گلوی زیر خنجر از تو دست و پا زدن از من

دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت
پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو
که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

(ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق)
کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست
طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو
پس از این اسوه می سازند اساطیر کهن  از من

#حمیدرضا_برقعی

Telegram.me/raziolhossein
ش
01:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 22.04.2016 16:25:54
تمام عمر برای تو یا اخالمظلوم
گریستم به عزای تو یا اخالمظلوم

چرا به خواهر مظلومه ات سری نزنی
فدای مهر و وفای تو یا اخالمظلوم

بیا در این دم آخر کنار بستر من
که سر نهم به پای تو یا اخالمظلوم

قدم کمانی و موی سرم سپید شده
زداغ کرببلای تو یا اخالمظلوم

هر آنچه سعی نمودم نشد فراموشم
نوای واعطشای تو یا اخالمظلوم

شکسته باد دو دستی که پیش دیده من
برید سر زقفای تو یا اخالمظلوم

مگر نه اینکه تو قرآن به نیزه میخواندی
شد از چه سنگ جزای تو یا اخالمظلوم

#حضرت_زینب_مصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت

ببین زمانه چه آورده است بر سر من
نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست
نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود
تمام دشت پر از لاله های پر پر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو
چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا
همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری
هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز
سری به نیزه بلند است در برابر من

#مجتبی_خرسندی


https://telegram.me/raziolhossein
15 April 2017
ش
00:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد
کتاب عشق با نام علی شیرازه میگیرد

من از الیوم اکملت لکم اینگونه فهمیدم
خدا با مهر او دین مرا اندازه میگیرد

#حسن_کردی

https://telegram.me/raziolhossein
18 April 2017
ش
19:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت

کنج زندان چه بلائی به سرت آوردند؟
چه بلائی به سرِ چشم ترت آوردند ؟

شدی آزاد دگر از قفس ِ تاریکت
ولی افسوس که بی بال و پرت آوردند

دخترانت همگی چشم به راهت بودند
آخر از گوشه ی زندان خبرت آوردند

عجبی نیست که چیزی زتنت باقی نیست
حمله بر زانو و ساق و کمرت آوردند

تاکه بر تخته ی در جسم تو را میبُردند
آن در سوخته را در نظرت آوردند

#محمدحسن_بیات_لو


https://telegram.me/raziolhossein
21 April 2017
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت


افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها


کنج سیاه چاله به این فکر می کند
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دردی شدید سوی دو پهلوش می رود
وقتی که یاد فاطمه و کوچه می کند


لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد


گر چه میان مَحبس تاریک مانده بود
اما چه خوب شد که کنارش کسی نبود
با یاد عمه زینب خود زار می زند
وقتی که دست بسته کنارش سکینه بود


#محمدحسن_بیات_لو

https://telegram.me/raziolhossein
02:50
#امام_کاظم_شهادت

ناله ای سوخته از سینه ی سوزان آید
یا نوایی است که از گوشه ی زندان آید

آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شب و روزش به نظر تیره و یکسان آید

آی هارون که گرفتارتوشد موسی عصر
شب و روز تو و او هردو به پایان آید

سال ها این پسر فاطمه مهمان تو بود
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید

همدم آن پدر پیر ز چندین اولاد
طفل اشکی است که ازدیده به دامان آید

امشب از غربت او سلسله هم می نالد
کآن جگر سوخته را عمر به پایان آید

کند وزنجیر ازآن جان به زندان مانوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید

گرچه این زمزمه خاموش شود تابه ابد
بانگ مظلومی اش از سینه یاران آید


#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
02:51
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه

بند اول:
دست بسته کنج زندان
چشم من چو ابر باران
دل شکسته و زارم
آمده به دیدارم
دوباره زندان بان
زحال زارم احدی خبر ندارد
خدا کند که تازیانه بر ندارد

بند دوم:
سر نهاده ام بر دیوار
شب رسیده و من بیدار
خسته هستم از دشمن
خون رود ز زخم من
یامخلص النار
بس که جسارت شنیدم دلم شکسته
نافله ی شب میخونم ولی نشسته

بند سوم:
جان دهم در اوج غربت
میشوم ز دنیا راحت
دور گردنم زنجیر
بسته بر تنم زنجیر
وای از این مصیبت
فاطمه بر سر میزند با دیده تر
جسم نحیف من شده شبیه مادر
(فاطمه با گریه کند مرا تماشا
تن نحیفم "کالخیال" مانند زهرا)



)

بند چهار:
گر چه پیکرم شد مسموم
من کجا و شاه مهموم؟
شکر حق کفن دارم
پیرهن به تن دارم
یاحسین مظلوم
(خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد)


#محمدعلی_انصاری


Telegram.me/raziolhossein
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
02:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 02.05.2016 14:45:42
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:13, 172.0 KB
ش
02:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت


بعد پیغمبر اگر خانه نشین حیدر نمی شد
کنج زندا قتلگاه موسی جعفر نمی شد

خصم اگر در کوچه سیلی بر رخ زهرا نمی زد
نیلی از سیلی سندی روی آن سرور نمی شد

کس نمی زد کنج زندان بر تن او تازیانه
گر سیه از تازیانه بازوی مادر نمی شد

زیر زنجیر گران کی خرد می شد ساق پایش
سینه زهرا اگر مجروح میخ در نمی شد

دست و پا و گردنش کی بسته با زنجیر می شد
بسته. بین کوچه ها گر بازوی حیدر نمی شد


#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
02:52
#امام_کاظم_شهادت

رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
رزق ما از سفره‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم
مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

آنکه از کار پیمبرها گره وا می‌کند
دست و پایش در غل و زنجیر آخر بسته شد

ای خدا آزاد بودن پیشکش این ظلم چیست؟
در قفس حتی پر و بال کبوتر بسته شد

یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد
یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد

تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت
تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد

آه روی تخته پاره ساق پایش بند نیست
بیش از این حرفی ندارم روضه ها سربسته شد


#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
02:53
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه
#واحد
#شور

بند اول :
رضاي من بيا / تو لحظه های آخرم
چشام به اين دره /که برسی بالا سرم
بیا که بشنوی /این نفسای خستمو
ببینی تو قفس / بال و پر شکسته مو

تا آسمون ميره/ صدای ناله های من
چی اومده سرم / خبر داره خدای من
خلصنی یا ربه / دعای این شبای من

جواب : رضا رضا رضا این دم آخرم بیا
بند دوم:
بیا بیا ببین/چيزي نمونده از تنم
زنجیر و سلسله/ به دست و پا و گردنم
از تازیونه ی / یه ظالم یهودیه
که روی پیکرم / پُره جای کبودیه

میخنده دشمنم به اشک چشمای ترم
از طعنه هاش داره میسوزه قلب مضطرم
دلم آتيش گرفت از ناسزا به مادرم


بند سوم:
به یاد کربلا / دوباره نیمه جون شدم
برا غم حسین / دوباره روضه خون شدم
بین دو نهر آب / با لب تشنه(وای من) کشتنش
میون قتلگاه / به زیر دشنه ( وای من)کشتنش
بریدن از قفا / سر غریب مادرو ..
به زیر مرکبا / تن عزیز حیدرو ...
سرش به نیزه رفت / جلو چشای خواهرو ...


حسین حسین حسین عزیز فاطمه حسین

مرتضی_کربلایی

بند چهارم

دوباره زنده شد/ مصیبتای شهر شام
چشای منتقم / غرق به خون علی الدوام

دوباره این روزا / روزای غربت و غمه
به جوش اومد بازم/ غیرت شاه علقمه

بذار برات بگم/ از آرزوی تو دلم
دعای رو لبم/ ذکر قنوت هرشبم
همش تو فکرشم /بشم مدافع حرم

بند پنجم:

درسته عاشقم / ولی پر از شکایتم
میشه بازم بگی/ که روا میشه حاجتم

نگفتی که باید با این فراق کنار بیام
آقا تو رو خدا یه بار دیگه بذار بیام

به این شکسته دل /آقا نما عنایتی
منت بذار سرم/ تو که سحاب رحمتی
منو ببر حرم / تو یه شب زیارتی

#سیداحمدهاشمی


Telegram.me/raziolhossein
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
02:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 02.05.2016 14:54:36
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:17, 180.7 KB
ش
02:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام #کاظم #مصیبت

گوشه زندان که جای موسی جعفر نبود
گوئیا او یوسف صدیقه اطهر نبود

روزهایش چون شب و شبهاش از شب تیره تر
جز غل و زنجیر او را مونس و یاور نبود

هر پسر از مادرش ارثی برد اما مگر
غیر سیلی خوردن او را ارثی از مادر نبود

من نمی دانم که زنجیر جفا با او چه کرد
آنقدر گویم رمق بر پیکرش دیگر نبود

عاقبت زیر غل و زنجیر او جان می سپرد
احتیاج قاتلی چون سندی کافر نبود

تا نبیند جسم بابا روی تخته پاره ای
خوب شد پشت در زندان دگر دختر نبود

وای بر حال سکینه دید بین قتلگاه
بر تن بابای مظلوم و غریبش سر نبود

خواست بوسد دست بابا را به هنگام وداع
دید در دست پدر انگشت و انگشتر نبود


#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
02:55
#امام_کاظم_شهادت

پیکرش را به روی در به کجا می بردند
چار حمال غریبانه چرا می بردند

پایش از یک طرف افتاده، سرش از طرفی
لااقل کاش تنش بین عبا می بردند

کاش معصومه خبردار نگردد، او را
باهمان سلسلهء بسته به پا می بردند

بدنش ماند روی خاک، ولی بعد سه روز
بر روی دست، چو قرآن و دعا می بردند

جسر بغداد، چو بازار گل و لاله شده
چقدر گل به هوایش به هوا می بردند

کاش آنها که بر او پنج کفن آوردند
یک کفن هم که شده کرببلا می بردند

کوفیان. بر تن صد چاک حسین ابن علی
عوض شاخهء گل سنگ جفا می بردند

بدنش روی زمین بود و به روی نیزه
سر او را به سوی شام بلا می بردند

یا اباالفضل: ببند بر سر نی چشمت را
دختر فاطمه را بزم حرامی بردند


#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
02:56
#امام_کاظم_شهادت
#واحد
🏴
یازهرابیابغداد
گشته زندانیت آزاد
زیرکندوغل وزنجیر
پسرت ازنفس افتاد
وامصیبت....زغمهای موسی بن جعفر
وامصیبت...تنش مانده برتخته در
وامصیبت...نبیند خدا چشم دختر
یاموسی بن جعفر3
🏴
گشته خاموش مناجاتش
خون چکدازجراحاتش
پدرافتاده ازپاو
پسرآیدملاقاتش
وامصیبت...که داردبه پیکرنشانه
وامصیبت...زسیلی وازتازیانه
وامصیبت...امان ازجفای زمانه
یاموسی بن جعفر3
🏴
رفته بااشگ پیوسته
چهره نیلی بدن خسته
مثل مادرتنش شدآب
دیده اززندگی بسته
وامصیبت...که ساییده شداستخوانش
وامصیبت...که میزدعدوبی امانش
وامصیبت...به لب آمده نیمه جانش
یاموسی بن جعفر3

🏴

#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
02:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 02.05.2016 18:28:34
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:11, 166.2 KB
ش
02:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت

از ماتم اولاد علی بود ،کز اول
چشم همه بارانی و دل سوختنی شد

دل سوخت ازین غصه که از یوسف زهرا
در دام بلا آن همه حرمت شکنی شد

آغاز شد از کوچه و از مادر سادات
اینگونه جسارت به ائمه علنی شد

هر روز بلا دید و جفا دید و کتک خورد
هر روز بر او و پدرش بد دهنی شد

یک جلوه حسینی شد و جسمش به زمین ماند
مسموم شد و شیوهء قتلش حسنی شد

جا ماندنِ جسمش روی خاکِ پُلِ بغداد
یادآورِ جا ماندنِ صد پاره تنی شد

سهم پسر فاطمه شد گوشۀ زندان
سهم پسر دیگر او بی کفنی شد

سادات ببخشند پس از غارت خیمه
با بردنِ خلخال ، جسارت به زنی شدد


#مهدی_مقیمی

Telegram.me/raziolhossein
02:58
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

چه مظلومانه بردند پیکرم را
به تخته پاره جسم لاغرم را
برای دختر چشم انتظارم
نبردند در طبق دیگر سرم را



دم مغرب مرا آزار می داد
به من دشنام او بسیار می داد
الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی به من افطار می داد

#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
02:59
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه

جانم در این کنج قفس رسیده بر لب
خسته شدم از زندگی خلصنی یارب

غریب و خونجگرم
حالا که محتضرم
خدا کنه که بیاد
به دیدنم پسرم

واویلا واویلا۳

در گوشه زندان و یاری ندارم
در بین زنجیر ستم جان میسپارم

غرق و غم و محنم
آب و شده بدنم
سیاه گشته دگر
ز تازیانه تنم

واویلا واویلا۳

خصم ار به مادر پرده نیلی نمیزد
کس گوشه زندان مرا سیلی نمیزد

عدوبهانه گرفت
تنم نشانه گرفت
هرشب سراغ مرا
زتازیانه گرفت

واویلا واویلا۳

#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
02:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 02.05.2016 18:43:36
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:49, 115.3 KB
ش
03:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت

کُنجِ نَمورِ این قفسِ غم فزا بس است
خو با بلا گرفته ام اما بلا بس است

قلبم گرفته باز ، جگر گوشه ام کجاست
این روزِ آخری غمِ هجرِ رضا بس است

چشمی نمانده گوشه ی تارِ سیاهچال
دردی نمانده آه که این دردِ پا بس است

زنجیر هم به شانه یِ من گریه می کند
در زیرِ حلقه ها بدنی بی نوا بس است

صیاد آمده به تماشای مرگ من
بیگانه کو که دیدنِ این آشنا بس است

رحمی نمی کند نفسم مانده در گلو
رحمی نمی کند که من و این جفا بس است

اینجا کسی ندید که ساقم شکسته است
اینجاکسی نگفت که سیلی چرا؟بس است

یک جمله گفته ام بزن که خوب میزنی
باشد بزن دوباره ولی ناسزا بس است


#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
03:01
#امام_کاظم_شهادت

انیسِ این شب تاریک چهارده سالم
شب است و گریه به حالم کند سیه چالم

اگر چه رفته زِ دستم حسابِ این شبها
نرفته از نظرم خاطراتِ اطفالم

اُمیدِ دیدنِ رویِ رضا ندارم حیف
از این دو چشمِ نحیف و دو پلکِ بی حالم

چنان فشرده مرا در میانِ خود زنجیر
که حلقه حلقه فرو رفته در پَر و بالم

دوباره کعبه نِی امشب سری به من زد و رفت
دوباره طعنه گرفته سراغِ احوالم

به رویِ خاک مسیرِ کشیدنم پیداست
شکسته میروم و هر دو پا به دنبالم

رسیده سندی شاهک،دوباره می خندد
و من بخاطرِ مادر دوباره می نالم

حیا نمی کند و بعدِ زخمِ سیلیِ او
به یادِ داغِ مدینه به یادِ نُه سالم

#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
03:02
#امام_کاظم_شهادت

آسمان را به روی تخته ی در می بردند
تاج سر بود که باید روی سر می بردند

سرو سامان همه بی سر و بی سامان بود
پا به یک سوی ، سر از یک طرف آویزان بود

او درست است که یک همدم و غمخوار نداشت
بدنش روی دری بود که مسمار نداشت

جگرش پاره شده اما به دل تشت نریخت
عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت

بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت
همره اهل و عیالش سر بازار نرفت

کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد
گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد

کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود
دخترش ثانیه ای در ملاء عام نبود

سر سجاده و در حال سجودش نزدند
هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند

تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد
تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد

بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن
گریه میکرد به جسمی که نشد و غسل و کفن

#سعید_خرازی

Telegram.me/raziolhossein
03:03
#امام_کاظم_شهادت

یارب از گوشه زندان بلا خسته شدم
دگراز این همه بیداد و جفا خسته شدم

همچو زهرا زخدایم طلب مرگ کنم
ای اجل بر سرمن زود بیا خسته شدم

چارده سال از این حبس به آن حبس بس است
که از این دربه دریها به خدا خسته شدم

من به سنگینی این سلسله عادت کردم
ولی از دوری و هجران رضا خسته شدم

دل من خون شده از کینه زندانبانم
دگر افتاده ام از شور و نوا خسته شدم

شده افطاری من سیلی و شلاق و کتک
من از این سفره و این آب و غذا خسته شدم

ناسزا گفت زبس بر من و بر مادر من
من از این سندی بی شرم و حیا خسته شدم
ء--- --- ---- ---- ---
عمه ام خواند نماز شب خود بنشسته
گفت از بس که دویدم به خدا خسته شدم

بسکه دنبال یتیمان به بیابان گشتم
بسکه خوردم کتک از حرمله ها خسته شدم

#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
03:04
#امام_کاظم_شهادت

هرکس که "یا باب الحوائج" را صدا کرده
موسی بن جعفر حاجت او را روا کرده


غیر از خدا که شان او را خوب میداند
هرکس که مدحی گفته در حقش جفا کرده


در شان او نازل شده "والکاظمین الغیظ"
موسای کاظم جای نفرین هم دعا کرده


هر بی حیایی که به آقا بی حیایی کرد
با دیدن روی خوش آقا حیا کرده


با دوستان خود نمی دانم چه خواهد کرد
وقتی که قرض دشمنش را هم ادا کرده*


در کنج زندان نیست او در وادی طور است
اینجا کلیم الله خلوت با خدا کرده


با او زنی در سجده افتاده در این زندان
یعنی زلیخایی به یوسف اقتدا کرده

از کهکشان او گرفتند اخترانش را
این چند وقت اصلا ندیده دخترانش را

#آرش_براری

Telegram.me/raziolhossein
ش
08:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت



تمام آرزویم هست ببینم بچه هایم را
ببینم که خدا کرده اجابت ربنایم را

دراین مدت که زندانم همیشه زار وگریانم
از اینکه من نمی بینم رخ ماه رضایم را

دلم تنگ است میخواهم کنار دخترم باشم
بیندازد به روی سر دوباره این عبایم را

بگیرد دستهایم را؛بگیرم دست هایش را
اگرچه خوب میدانم که میگیرد عزایم را

ندارم یک ملاقاتی به غیر یک نفر-آن هم
که با شلاق می آید ببوسد جای جایم را

در اینجاسندی نامرد بلائی بر سرم آورد
که جز مُردن نمی‌بینم علاجِ زخم هایم را

ندارم قوتی حتی که برخیزم به روی پا
فشارِضربه ی پایی شکسته ساقِ پایم را

ندارد روزنی زندان امان ازدست زندانبان
بیا ای مادرم زهرا ببینی کربلایم را


#محمد_حسن_بیاتلو


Telegram.me/raziolhossein
09:00
#امام_کاظم_شهادت

مثل شمع است ولی سوختنش پیدا نیست
یا چو پروانه ! ولی پر زدنش پیدا نیست

پایش از این طرف افتاده سرش از آن سو
حرفم این است چرا حجم تنش پیدا نیست

بس که در پنجه ی صیّاد گرفتار شده
پیچش موی شکن در شکنش پیدا نیست

بس که سبز است تنش در اثر زهر ستم
آنچه پیداست خزان در چمنش پیدا نیست

جسر بغداد بلند است ولی از بس که
ریختند از همه سو گُل ، بدنش پیدا نیست

آن چنان سایه ی گل ها به سرش افتاده
که از این فاصله حتّی کفنش پیدا نیست

امر کرده ست همه گریه به ارباب کنند
چه کسی گفته دلیل سخنش پیدا نیست

کاش می مردم از این غصّه که بر دشت حسین
پیکرش هست ولی پیرُهنش پیدا نیست

سنگ باران شدنش آخر سر کاری کرد
که دگر روضه ی عریان شدنش پیدا نیست

رفته خون از تنش آن قدر که در انگشتش
چهره ی سرخ عقیق یمنش پیدا نیست

بس که بر صورت او زخم به شدّت خورده
بین آن دشت شقایق ، دهنش پیدا نیست

غربت اینجاست که در عصر دهم زینب دید
نقشی از کُشته ی دور از وطنش پیدا نیست

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

خبر سازید دیگر دخترم را
که آید در بغل گیرد سرم را

تنی دیگر نمانده بهر تشییع
به تخته در چه حاجت پیکرم را

.................

به در ماند عاقبت چشم تر من
نیامد از مدینه دختر من

تنم گرچه یکی شد با عبایم
نشد پامال مرکب پیکر من

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
19:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت


شبیه پیر کنعان نه... که من یوسف دو تا دارم
غم معصومه را دارم، به دل شوق رضا دارم

از این زندان به آن زندان جدا از اهل خود رفتم
در این شب ها هوای کوچ از این ویرانه را دارم

امان از سِجن هارون و امان از سندی ملعون
در این غربتکده دیوانی از درد و بلا دارم

به هم می ریزد احوال مرا با ناسزاهایش
خبر دارد که غیرت روی نام مرتضی دارم

برای هتک حرمت، سمت من بدکاره آوردند
دعا کردم به سجده رفت و شد حالا هوادارم

زمان سجده می افتم شبیه یک عبا بر خاک
به درگاه خدایم روز و شب دست دعا دارم

هزاران رد پا و چکمه بر روی عبا دارم
هزاران رد شلاقِ جفا زیر عبا دارم

کمی از چهره ام نیلی، کمی سرخ و کمی زرد است
شده رنگین کمان، رویم... خزانِ رنگ ها دارم

شبانه قعر این گودال، سرپا ماندنم سخت است
نمی فهمند انگاری که دردِ ساق پا دارم

میان هر نمازم خوانده ام "عجل وفاتی" را
تمسک بر طریق مادرم خیرالنسا دارم

لبان تشنه ام مثل دو تا چوب است و حق دارم
اگر که گریه بر لبْ تشنه ی کرب و بلا دارم

به دور گردنم جای غل و زنجیر می سوزد
گریز روضه بر شاه ذَبیحاً بِالْقَفا دارم

تنم بر روی تخته پاره ای رفته ولی دیگر
کجا جای کفن تکه حصیر و بوریا دارم؟!

#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein

tlgrm.me/abdorroghaye
19:55
#امام_کاظم_شهادت


بیهوده قفس را مگشایید پری نیست
جز مُشتِ پری گوشه ی زندان اثری نیست

در دل اثر از شادی و امّید مجویید
از شاخه ی  بشکسته ی امّید ثمری نیست

گفتم به صبا دردِ دل خویش بگویم
امّا به سیه چال ، صبا را گذری نیست

گیرم که صبا را گذر افتاد ، چه گویم؟
دیگر ز من و دردِ دل من خبری نیست

امّید رهایی چو از این بند محال است
ناچار بجز مرگ، نجاتِ دگری نیست

ای مرگ کجایی که به دیدار من آیی
در سینه دگر جز نفس مختصری نیست

تا بال و پری بود قفس را نگشودند
امروز گشودند قفس را که پری نیست


#علی_انسانی

https://telegram.me/raziolhossein
19:55
#امام_کاظم_شهادت

در میان هلهله سوز و نوا گم می شود
زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود 

بس که بازی می کند زنجیر ها با گردنم
در گلویم گریه های بی صدا گم می شود 

در دل شب بارها آمد نمازم را شکست
در میان قهقهه صوت دعا گم می شود 

چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم
وقت سجده پیکرم زیر عبا گم می شود 

تازه فهمیدم چرا در وقت سیلی خوردنش
راه مادر در میان کوچه ها گم می شود

بین تاریکی شب چون ضربه خوردم آگهم
آه در سینه به ضرب بی هوا گم می شود 

لا به لای پنجه هایش مشتی از موی سرم
بین این تصویر ها دیگر حیا گم می شود 

از یهودی ضربه خورده خوب می داند چرا ؟
گوشوارِ بچه ها در کربلا گم می شود

#قاسم_نعمتی

https://telegram.me/raziolhossein
22 April 2017
ش
00:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه


نه پسری نه دختری، نه سایه بالا سری
میون زندون بلا، می میرم از خون جگری

روخاک سیاچال، سرم رو می زارم
به جز کند و زنجیر ، انیسی ندارم

اسیرم، بین این سیاهی الهی، خلصنی الهی
..............
همه تنم شده کبود، از دست نامرد یهود
یکی نبود بهش بگه، آخه گناه من چی بود

باتازیونه ای کاش، بزنه من رو بی حد
ولی به مادر من ، نزنه حرفای بد

ندارم، غیر ازتو پناهی الهی، خلصنی الهی
...............
خوب که ندید دختر من، رو تخته در پیکر من
خوب که جلوی بچه هام، نرفت رو نیزه سر من

کفن قیمتی شد، به جسم من اینجا
ولی بی کفن موند، تن حسین زهرا

برهنه، کسی ندیده شاهی الهی، خلصنی الهی

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:51
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:08, 160.3 KB
00:54
#امام_کاظم_شهادت


من و توسل به صحن و سرای موسی بن جعفر
سر ارادت نهادم بپای موسی بن جعفر

جهان هستی و جانش فدای نطق و بیانش
که لب گشاید به مدح و ثنای موسی بن جعفر

قسم به جان رضایش بکوش بهر رضایش
رضای حق را بجو در رضای موسی بن جعفر

به ذات حق کن توکل به سوی او بر توسل
که کل رحمت بود در عطای موسی بن جعفر

هزار خاقان و قیصر کم از غلام غلامش
هزار حاتم گدای گدای موسی بن جعفر

کلیم مدهوش طورش عصا به کف در حضورش
مسیح بیمار دارالشفای موسی بن جعفر

نه می دهم دل به طور و نه می کنم رو به سینا
که سینه ام گشته دارالولای موسی بن جعفر

عدوست مرهون فیضش به حیرت از کظم غیظش
کع فیض گیرد به غیظ از دعای موسی بن جعفر

کجا نیازم به درمان و یا به ناز طبیبان
که درد خواهم به شوق دوای موسی بن جعفر

ز عالمی پا کشیدم به کوی جانان رسیدم
ز ما سوی دل بریدم سوای موسی بن جعفر

نه عاشق خنده ی گل نه مستم از صوت بلبل
که خیزد از بند بندم نوای موسی بن جعفر

خوشم که صورت گذارم شبی به دیوار زندان
که بشنوم نغمه ی دلربای موسی بن جعفر

ز دیدگان اشک ریزد ندای العفو خیزد
دل سحر از طنین صدای موسی بن جعفر

به سجده آن جان جانان چنان شده نقش زندان
که گشته تن در نظر چون عبای موسی بن جعفر

ز خاندانش جدا شد به یاری دین فدا شد
الا که جان دو عالم فدای موسی بن جعفر

نگشت با آن غم دل ز دوست یک لحظه غافل
نبود زنجیر قاتل سزای موسی بن جعفر

خدا گواهی ز دردم چه می شود دفن گردم
به دامن تربت با صفای موسی بن جعفر

ز گریه بسته گلویم کجا روم با که گویم
که خون روان شد به زندان ز پای موسی بن جعفر

سیاه چال، آشیانه به کتف و گردن نشانه
غروبها تازیانه غذای موسی بن جعفر

چو باغبان در غم گل ز هجر و سنگینی غُل
خمیده گردیده قدّ رسای موسی بن جعفر

جنازه بر تخته ی در مشیّعش گشته مادر
فتاده زاری کنان در قفای موسی بن جعفر

سرشک غم آب و دانه شراره ی دل ترانه
خموش شد مخفیانه صدای موسی بن جعفر

رضا کند آه و زاری به موج غم گشته جاری
ز چشمه معصومه اشک عزای موسی بن جعفر

به سینه تا هست آهش به ناله تا هست سوزش
هماره «میثم» بگرید برای موسی بن جعفر

#غلامرضا_سازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
00:55
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه

در این دل زندان
شکسته بال و پرم،خزان شد برگ و برم،کجایی ای پسرم
با این دو چشم تار
به در باشد نظرم،که تو آیی به برم، کجایی ای پسرم

نشسته اجل روبروی من، رضاجان3
دیدنت شده آرزوی من، رضاجان3
..................
گشته غل و زنجیر
چراغ ظلمت من، شده هم صحبت من، امان از غربت من
این دشمن ناپاک
گرفته خلوت من، شکسته حرمت من، امان از غربت من

گه زند مرا خصم کافرم، رضاجان3
گه کند جسارت به مادرم، رضا جان3
..................
گرچه به جز حق کس
صدایم را نشنید، قدم از غصه خمید، فدای شاه شهید
دیگر به جسم من
کسی خنجر نکشید، سرم را کس نبرید، فدای شاه شهید

فدای تن بی سر حسین، واویلا3
پاره پاره شد پیکر حسین، واویلا3

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:15, 176.2 KB
ش
04:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

امشب رضا ز سوز جگر گریه میکند
مانند سیل ز ابر بصر گریه میکند

تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم
از داغ جانگداز پدر گریه مى ‏كند


http://Telegram.me/raziolhossein
04:17
#امام_کاظم_شهادت

ای جان به لب آمده بگذار بمیرم
واکن گره ی کور من از کار بمیرم
راضی به‌ چه هستی به سرم آر بمیرم
داد از تو بدادم برس ای یار بمیرم

ای مرگ بیا راحتم از اینهمه غم کن
بال و پر‌ من باز از این بند ستم کن

خورشید لب بامم و در حال افولم
من نور دل حیدر و زهرای بتولم
در سلسه از سلسه‌ ی پاک رسولم
از سلسله و سیلی و سلول ملولم

در هیچ قفس نیست گرفتار تر از من
کی دیده فلک دیده ی خونبار تر از من

جز خالق دادار مرا دادرسی نیست
نالیده ام آنقدر که دیگر‌ نفسی نیست
تنها نه گرفتار چو من هیچ کسی نیست
بر هیچ گرفتار هم اینسان قفسی نیست

برشرح سرا پام که نیلی و کبود است
این‌ بس که نگهبان من از قوم یهود است

زاندم که سپردند به این کافر گبرم
لبریز شد از خون دلم کاسه ی صبرم
دلتنگ در این تنگ تر از خانه ی قبرم
بر راه بود دیده ی گریانتر از ابرم

تا پیش تر از قاتلم آید به سر من
یا پیک‌ اجل ، یا پدرم ، یا پسر من

ایکاش که می کشت مرا خصم‌ یهودم
میکرد جدا کاش سر از جسم کبودم
ایکاش ‌که آتش زده و سوخته بودم
آنسان که‌ نمی ماند نشانی ز وجودم

می کشت ولی نام دل آرام ‌نمی برد
می کشتم و از مادر من نام ‌نمی برد

بی رحم تر از او همه بغداد ندارد
بغداد نه تنها که جهان یاد ندارد
دارد دلی از سنگ که جلاد ندارد
از اوست که تن قدرت فریاد ندارد

ایکاش غریبی به چنین حال نیفتند
راهش به چنین چاه و سیه چال نیفتد

سخت است شب و روز کسی گم شده باشد
در سینه مسیر نفسی گم شده باشد
فریاد کسی در قفسی گم شده باشد
از طایفه ای دادرسی گم شده باشد

یا رب نه فقط دور بود ، دوست از این چاه
حتی نبود دشمن من هم به چنین چاه

#حیدر_توکلی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
09:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زمینه
#امام_کاظم_شهادت


جواب:

السلام علی ال....
...معذب فی قعرالسجون
وظلم المطامیر
ذی الساق المرضوض

این قسمت⬆️ حتما باید قبل از خوندن هربند،خونده بشه
اگر مستمع تونست جواب میده
اگر قادر نبود.خودمداح میخونه
_____________________
بنداول

فی قعرالسجون یعنی...
می بردنش زندان به زندان
همش جدا بود ازعزیزان۲
فی ثعرالسجون یعنی...
گوشه ی زندان غریبانه
سیلی و زجر وتازیانه۲

به گرنش کندو، به پاش زنجیره
کسی کنارش نیست،غریب میمیره
آه واویلا....آه و واویلا۲


بنددوم

ظلم المطامیریعنی...
اسیرگوشه ی سیه چال
آقاتوسجده میره ازحال۲
ظلم المطامیریعنی...
یوسف زهرا و ته چاه
سندی شاهک بیاد از راه۲

سربه سجده بودو،ناله میزدازدرد
کاشکی اون حرامی،بی هوانمیزد
آه و واویلا...آه و واویلا۲


بندسوم

ذی الساق المرضوض یعنی...
به زیرزنجیربلایش
خرد شداستخوان پایش۲

ذی الساق المرضوض یعنی...
غریب و خسته و مطامیر
خون میریزه ازغل و زنجیر۲

دوتاکفن درقبر ، دوباره شدخونبار
یکی زخم زنجیر،یکی زخم مسمار
آه و واویلا...آه و واویلا۲

بندچهارم

ذی الساق المرضوض یعنی...
شکسته پا بین سیه چال
شبیه سینه بین گوال۲
ذی الساق المرضوض یعنی...
اگرچه استخوان شکستند
ولی روسینه ننشستند۲

جدشون و کشتند،به قتل صبروزجر
حرامیا گفتن ،نحن رضضنا الصدر*
آه و واویلا...آه و واویلا...


--------
*10حرام زاده به مختارگفتند
نحن رضضناالصدر....
مااستخوان سینه را خرد کردیم


#خادم

Telegram.me/raziolhossein
09:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:52, 252.2 KB
09:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:17, 174.8 KB
09:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:00, 136.0 KB
09:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:02, 141.0 KB
ش
16:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت


آسمان را به روی تخته ی در می بردند
تاج سر بود که باید روی سر می بردند

سرو سامان همه ، بی سر و بی سامان بود
پا به یک سوی ، سر از یک طرف آویزان بود

او درست است که یک همدم و غمخوار نداشت
بدنش روی دری بود که مسمار نداشت

جگرش پاره شده اما به دل تشت نریخت
عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت

بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت
همره اهل و عیالش سر بازار نرفت

کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد
گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد

کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود
دخترش ثانیه ای در ملاء عام نبود

سر سجاده و در حال سجودش نزدند
هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند

تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد
تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد

بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن
گریه میکرد به جسمی که نشد و غسل و کفن

#سعید_خرازی

@raziolhossein
16:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×936, 80.8 KB
عالم گدای خوان تو‌موسی بن جعفر
ایران بُوَد ایران تو موسی بن جعفر
این کشور ما سالیان سال گشته
مدیون فرزندان تو موسی بن جعفر

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت


زندان سرد وتنگ ، در اینجا هوا که نیست
اینقدر ظلم ، بر من بی کس روا که نیست

بوی غریبی ام همه جا را گرفته است
تنها خوشم به خلوت خود ، آشنا که نیست

خون جدید ریخته بر روی گردنم
این لکه های سرخ به رویم حنا که نیست

قبر مرا به قعر سیه چال کنده است
در فعل سندی هر چه که باشد ، حیا که نیست

زنده به گور می شوم و دم نمی زنم
کارم شبانه روز به غیر از دعا که نیست

ساقم اگر چه خم شده وصل است بر تنم
شد خرد استخوان من ، اما جدا که نیست

پایم شکسته است و مرا جابجا کنند
هی می خورم زمین و به دستم عصا که نیست

یاد عزیزهام نفس تازه میکنم
معصومه ام که نیست کنارم ، رضا که نیست

بهتر که در مدینه بمانند دختران
زندان که جای آمدن بچه ها که نیست

وقتی که زردی کف دستم طبیب دید
گفتا که غیر مرگ به دردم دوا که نیست

غربت اگر که هست ، کفن هست بعد من
اینجا که کشته اند مرا کربلا که نیست

این هفت تا کفن به خدا روضه ی من است
بغداد را بگرد ، یکی بوریا که نیست

#رضا_رسول_زاده

http://Tlgrm.me/raziolhossein
18:54
#امام_کاظم_شهادت

هر قدر پير ميشوي و موسپيدتر
وا ميشود به روي تو زخمي جديدتر

در سجده ديد هركه تورا،جز عبا نديد
هر روز ميشوي ز چه رو ناپديدتر؟

جدّت به بوريا و تو در هفت پارچه !
انصاف دِه كدام شما شد شهيدتر؟

يك لنگه در براي تو تابوت ميشود
قحطي رسيده يا كه رسوم جديدتر

دريا به روي تخته شكسته چه ميكند؟
از تو بعيد نيست از اينهم بعيدتر

زانوي تو دوتا شده يا عيبِ چشم ماست؟
كوته شده است تخته و يا تو رشيدتر

#محمد_سهرابی

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه

حالا که نهادم به روی خاک سرم را
ای کاش ببینم گل روی پسرم را

باشد به روی لب پیوسته دعایم
کاید ز مدینه یک لحظه رضایم

آه و واویلا 4
....................
جان بر لب من آمده معصومه کجایی
تا بهر پدر گریه و زاری بنمایی

این دل به هوای دیدار تو باشد
من رفتم و دست حق یار تو باشد
.....................
گر چه دل زندان و شب و نافله سخت است
بیش از همه اما اثر سلسله سخت است

اندازه ندارد این غربت و اندوه
زنجیر گواه است ساقم شده مجروح
......................
آید به سیه چال عدو وقت مناجات
با سیلی و شلاق ستم بهر ملاقات

این جسم ضعیف و این دشمن بی رحم
گردیده خدایا پا تا سر من زخم
......................
کی دیده امامی تنش از جور زمانه
بر تخته رود دست به دست شانه به شانه

نشنیده کس اینسان رنج و محنی را
بین غل و زنجیر تشییع تنی را
......................
گر چه به قفس بی پر و بی بال شدم من
کی تشنه اسیر ته گودال شدم من

با دیده گریان گویم به دو صد آه
لا یوم کیومک یا اباعبدالله

#علی_سلطانی

http://Tlgrm.me/raziolhossein
19:10
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 112.5 KB
19:18
#امام_کاظم_شهادت

زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده
خواست پرواز کند دید پرش افتاده

می شود گفت کجا تکیه به دیوار زده ست
بس که شلاق به جان کمرش افتاده

آدم تشنه عجب سرفه ی خشکی دارد
چقدر لخته ی خون دور و برش افتاده

گریه پیوسته که باشد اثراتی دارد
چند تاری مژه از پلک ترش افتاده

هر کس ایام کهنسالی عصا می خواهد
پسرش نیست ببیند پدرش افتاده

آن که از کودکی اش مورد حرمت بوده ست
سر پیری به چه جایی گذرش افتاده !

به جراحات تنش ربط ندارد اشکش
حتم دارم که به یاد پسرش افتاده

#حسین_رستمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#زمینه


بند۱

معصومه با حال زار
رضا با اشک دو عین
برا عزای پدر
دارن میرن کاظمین

فاطمه گریون علی پریشون چشا پر از خون دلا گرفته
کنار جسم بی جان بابا معصومه امشب عزا گرفته

غریب آقا
موسی بن جعفر

بند۲

کنج سیه چالمو
خدا خدا می کنم
خودم برا مردنم
دارم دعا می کنم

خیلی به زیر این غل و زنجیر عذاب کشیدم هر روز و هر شب
هم تازیانه هم سیلی خوردم دیگه بریدم خلصنی یارب

غریب آقا
موسی بن جعفر

بند۳

روزای سختی دیدم
ولی من این لحظه ها
میریزه اشک چشام
به یاد کرببلا

دارم میسوزم به یاد جدم آتیش گرفته بود و نبودم
خیلی منو زد دشمنم اما دیگه من از پشت نیزه نخوردم

غریب ارباب
حسین مظلوم


#عبدالزهرا

https://telegram.me/raziolhossein
19:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:02, 144.9 KB
23 April 2017
ش
03:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت

باز شد موقع افطار خدا رحم کند
من و سندی جفا کار خدا رحم کند

باز شلاق به دست آمده بر دیدارم
به من زار وگرفتار، خدا رحم کند

بین تاریکی این حبس دگر با سیلی
هر دو چشمم نشود تار خدا رحم کند

نوک شلاق که بر زخم رسد میسوزد
زخمهایم شده بسیار خدا رحم کند

کند و زنجیر و غل و سیلی و شلاق و لگد
یک تن و این همه آزار خدا رحم کند

تازه فهمیدم در کوی یهودی چه کشید
دختر حیدر کرار خدا رحم کند

یک محل پر زیهودی و همه خصم علی
چه شود عاقبت کار خدا رحم کند

دختران علی و چشم حرامی ای وای
به اباالفضل علمدار خدا رحم کند

(ظرف خاکستر یک عده هنوز آتش داشت
آتش افتاد به گلزار خدا رحم کند)

رفت بر بام زنی سنگ دل و سنگ به دست
بر سر زخمی دلدار خدا رحم کند

شب و روز است دعایم ،که پس از من نبرند
دخترم را سر بازار خدا رحم کند

#حسین_میرزایی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
12:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت

قحطی پر و بال فرشته است گمانم
کاین گونه سر تخته روان است روانم

این ساقه ی طوباست که آویخته از عرش
یا ساق تو از تخته تابوت؟ندانم

سنگین شده تابوت تو هر چند نحیفی
ای یار گران یار گران یار گرانم

در قاب فلز آینه آیینه ی محض است
زنجیر چه کم می کند از صیقل جانم

گویند که موسای خدا هفت کفن داشت
باید که کنون روضه به مقتل بکشانم

معنی،کفن شاه شهیدان ز حصیر است
ای خاک ره مرکب آن شه به دهانم

"جا داشت کفن کردن اموات ور افتد
یا در کفن اهل دو عالم شرر افتد"

#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#واحد
#امام_کاظم_شهادت
بند۱

غریبمو تنهایم به زیر غل و‌زنجیر۲
شکسته ساق پایم به زیر غل و زنجیر۲

خدا میدونه گریه ها کردم من
غمامو توی سینه جا کردم من
دیگه بریدمو شبیه زهرا
برای مردنم دعا کردم من

غریب آقا
یا موسی بن جعفر


بند۲

خیلی مصیبت دیدم
گناه من چی بوده
صورت من نیلیو
همه تنم‌کبوده

کی میدونه طعنه چقد خوردم من
سیلی و تازیونه بد خوردم من
دلم شکست برای زهرا وقتی
شبیه مادرم لگد خوردم من

غریب آقا
یاموسی بن جعفر


بند۳

عذاب کشیدم اما
امون از دل زینب
طعنه شنیدم اما
امون از دل زینب

هم به دلش آتیش کشیدن ای وای
هم که گلاش به خون تپیدن ای وای یپیش چشای مادرش تو گودال
سر حسینشو بریدن ای وای

غریب آقا
یا حسین مظلوم


#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
12:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:09, 161.3 KB
13:01
#زمینه
#امام_کاظم_شهادت


‎بند اول

‎تازيونه به هم ميزنه
‎شب راز و نياز منو
‎چند سالي ميشه كه نديده
‎آسمون هم نماز منو

‎رو اين خاك سرد
‎هر شب تب دارم
‎شامم شلاقه
‎سيلي افطارم

‎باد صبا ببر، پيغام آخرم
‎تنگه دلم برا، معصومه دخترم

‎مظلوم کاظمین

‎بند دوم

‎حتی در واشه باز نمیشه
‎پرمو از قفس بکشم
‎غل و زنجیر نمیزاره من
‎تا که راحت نفس بکشم


‎مادر بیا شد، دردم سینه سوز
‎فی قعرالسجون، ذی الساق المرضوض

‎شد بسته دست من، تا بین ریسمان
‎شد ذکر روضه ام، ای وای عمه جان

‎مظلوم کاظمین


‎بند سوم

‎سخته روزام ولی بخدا
‎هیچ روزی کربلا نمیشه
‎هر چی هم باشه تازیونه
‎دیگه سنگ و عصا نمیشه

‎با خونم هر شب، میکارم لاله
‎زندون اما کی، مثله گوداله

‎کی میره از نظر، اون صحنه تا ابد
‎زینب به سر زنان، سوی که میدود

‎مظلوم کربلا

#میلاد_حسنی
#علی_قالیباف

https://telegram.me/raziolhossein
13:01
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
02:11, 304.8 KB
13:01
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:40, 233.4 KB
13:01
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:16, 179.1 KB
ش
13:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 144.5 KB
یا موسی بن جعفر

بر روی دریا تخته پاره هست اما
بر روی تخته هیچکس دریا ندیده

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
ش
18:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#۲۶ #رجب #سالروز #وفات #حضرت #ابوطالب
علیه السلام پدر مولا امیرالمومنین علیه السلام
ش
19:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 23.04.2017 18:56:48
#حضرت_ابوطالب

فدای نام نکوی تو یا ابوطالب
بهشت عاشق روی تو یاابوطالب

سلام بر تو که بیتت شده نبی پرور
سلام بر اسدالله خانه ات حیدر

تویی که مخزن انوار منجلی هستی
عموی ختم رسل والد علی هستی

کسی به قدر شما با خدا نمیگردد
و جز تو کس پدر مرتضی نمیگردد

برای غیر تو این فضل کی شودپیدا؟
ابوتراب صدا میزند تو را بابا

عروس فاضله ی تو ملیکه ی کونین
نوادگان تو هستند زینب و حسنین

پدربزرگ عقیله تو کوه ایمانی
شقیست هر که بگوید تو نامسلمانی

یقین کسی که به ایمان راسخت شک کرد
حرامزاده به پیشانی خودش حک کرد

ببخش اینکه بجای بیان خوبیهات
نوشته ایم تو کافر نبوده ای هیهات

تو نور بودی و با مرتضی درخشیدی
امید فاطمه بودی به وقت نومیدی

چقدر حضرت زهرا تو را دعا میکرد
شنیده ام که شما را عمو صدا میکرد

عمو نوشتم و قلبم دوباره ویران شد
دوباره مضطرب از ناله ی یتیمان شد

گریز روضه خودش بر زبان من جاریست
دوباره وقت تب و تاب و نوبت زاریست

دوباره صحبت شعرم به یک خرابه رسید
به گوشواره و طفل سه ساله ، موی سفید

فقط شبیه به مادر نبود در سیلی
فقط نه اینکه شده رنگ صورتش نیلی

شبیه حضرت زهرا عمو ز دستش رفت
همینکه غرق عطش شد سبو ز دستش رفت

#سید_احمد_هاشمی


https://telegram.me/raziolhossein
ش
19:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 

 #حضرت_ابوطالب

ای دامن دین از تو، گلزار، ابوطالب
وی در ره قرآنت ایثار، ابوطالب

پیران مجاهد را سردار، ابوطالب
پیغمبر (ص) اکرم را غمخوار، ابوطالب

با ختم رسل زآغازهمراهی و همگامی
هم محور توحیدی هم یاور اسلامی

از چشم خدا بینان چشم تو خدابین تر
وز روح روان در تن اوصاف تو شیرین تر

و زکفّۀ ایمان ها ایمان تو سنگین تر
در مذهب ما نبود از خصم تو بی دین تر

ای بر همگان مولا ای بر همگان سرور
در کُنیه ابوطالب در اصل ابوالحیدر

دامان حجاز آمد از صلب تو گلباران
ابناء تو در هستی چون لاله به گلزاران

هم جان همه جانان هم یار همه یاران
غم نیست اگر گویند ذم تو ستمکاران

یاقوت به خاک پست فرسوده نمیگردد
دریا به دهان سگ آلوده نمیگردد

گیرم مدد از حیدر تا راه تو را پویم
شویم دهن از کوثر تا مدح تو را گویم

دل را کنم آئینه تا روی تو را جویم
تا عطر گلاب و گل از خاک نجف بویم

بهتر که نشانت را از کوی علی (ع) گیرم
اوصاف تو را گویم تا بوی علی (ع) گیرم

#غلامرضا_سازگار


https://telegram.me/raziolhossein
19:06
#حضرت_ابوطالب

از کوه، بسی بودی ایمان تو محکمتر
کفر است به دور از تو چون رجس که از حیدر

یاری زنبی کردی تا آن نفس آخر
احمد که همه خلقت بر مکتب او نازد

با آن شرف و عزّت بر چون تو عمو نازد
پیشانیت از آغاز تابنده چو گوهر بود

پیدا به مه رویت مهر رخ حیدر بود
با نور علی (ع) زآغاز روی تو منوّر بود

در جمع عرب زآنرو قدر تو فزون تر بود
یک نور دو قسمت شد تابید چو مهر و ماه
یک نیمه زصلب تو یک نیمه زعبدالله

پیوسته سلام از ما و زخالق دادارت
بر پایۀ ایمانت بر کفّۀ ایثارت

بر حیدر کرارت بر جعفر طیارت
ای چشم نبی روشن پیوسته به دیدارت

حسن ازلی داری انوار جلی داری
آئین رسول الله (ص) توحید علی (ع) داری

از همسر خود احمد چون گشت چهل شب دور
شد در طلب کوثر بر طاعت حق مأمور

تا همچو کلیم الله او باشد و کوه طور
در بیت تو ساکن شد ای بیت تو بیت النّور

چون کوه بود محکم دیوارۀ توحیدت
بهتر چه دلیل از این دربارۀ توحیدت

تو همدم پیغمبر (ص) تو حامی قرآنی
تو دست رسول الله (ص) تو محور ایمانی

در دیده ما نوری در پیکر ما جانی
دریای گهر بخشی خورشید فروزانی

از کوثر و از زمزم (میثم) لب خود شوید
تا وصف تو را خواند تا مدح تو را گوید

#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
19:08
#حضرت_ابوطالب

باز غم راه نفس بر قلب پیغمبر گرفت
باز از دریای ایمان آسمان گوهر گرفت

در میان هاله های غم چهره ی حیدر گرفت
بهترین یار محمّد را اجل در بر گرفت

باز از سنگ حوادث قلب پیغمبر شکست
بر دل شیر خدا دادغ ابوطالب نشست

آه یاران، یار ختم المرسلین از دست رفت
یار قرآن، یار احمد، یار دین، از دست رفت

حافظ اسلام و دین راستین از دست رفت
والد مولا امیرالمؤمنین از دست رفت

ای سپهر نور، دریای کرامّت یا علی
در غم بابا سرت بادا سلامت یا علی

او مسلمانی مجاهد رهبری آگاه بود
کوه پیش کفّه ی ایمان او چون کاه بود

با محمّد همدم و همسنگر و همراه بود
مثل فرزندش علی یار رسول الله بود

فاش گفتم فاش گویم گر ابوطالب نبود
این چنین ختم رسل بر مشرکین غالب نبود

او چو دریا بود و حیدر گوهر رخشان او
با محمّد از ازل خورده گره پیمان او

شیر حق از کودکی پرورده ی دامان او
بود سنگین تر زخلقت کفّه ی ایمان او

این سخن بس در جلال و اعتبار و رفعتش
بر محمّد گشت عام الحزن سال رحلتش

نور ایمان بر فلک می رفت از رخسار او
شاد می شد خواجه ی لولاک از دیدار او

با ملک پرواز کرده جعفر طیّار او
فاتح احزاب و خیبر حیدر کرار او

پافشرد و غافل از پیغمبر اکرم نبود
بر پیمبر داغش از داغ خدیجه کم نبود

صُلب او باید به دُرّی چون علی گردد صدف
کس ندارد غیر از او در کلّ خلقت این شرف

آری آری این خلف باید زصلب این سلف
یار احمد آن سلف جان محمّد این خلف

بود در موج شدائد چشم پیغمبر به او
می سزد تا او به حیدر نازد و حیدر به او

تا که از باغ و گلستان آید در وجود
تا صیام است و قیام است و رکوع است و سجود

هم زکلّ خلق هم از خالق حیّ ودود
بر امیرالمؤمنین و بر ابوطالب درود

نقش لبخند محمّد در لب خندان او
نخل «میثم» بارور از مدح فرزندان او

#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
ش
20:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×742, 71.0 KB
20:12
#حضرت_ابوطالب

ای همه جا یار رسول‌خدا
محـرم اسـرار رسول‌خدا

عاشق و دلـدادۀ ختـم رسـل!
پارۀ دل در قـدمت شاخـه گل

کفـر ز اسـلام تـو انـدر ستوه
کفۀ ایمان تو سنگین چو کوه

وصل نبـی را همـه‌جـا طالبی
حامــی اســلام ابــوطالـبی

قـدر تـو برتـر ز تمـام قریش
نجـل تـو آقـا و امـام قـریش

حامی جان بـر کف پیغمبـری
جان به فدایت که اباالحیدری

قلب محبـان علـی مشهـدت
پشت نبی گرم شد از اشهدت

حضرت صادق، شه دنیا و دین
حجـت حـق، کعبـۀ اهـل‌یقین

گفت ز هـر مؤمـن یکتـاپرست
کفۀ ایمـان تـو سنگین‌تر است

صلـب تـو بایـد که علی پرورد
حجــت حــی ازلــی پــرورد

صلب تو دریا و علی گوهـرش
خواجـۀ لـولاک، ثنـاگستــرش

یـار و طرفــدار محمّــد تویی
شـاخص انصـار محمّــد تویی

رفتـن تـو غـربت اسـلام شـد
روز محمّـد ز غمـت شـام شـد

داشت پیمبر ز غمت حال حزن
سال وفات تو شدی سال حزن

روح خدایـی بـه تـن پـاک تو
لاله ایمـان دمـد از خـاک تـو

صدق و خلوص تو قبول خداست
زائـر قبـر تـو رسـول خـداست

قلب نبی سوخت بـه یـاد غمت
اشک علـی ریختــه در ماتمت

ســلام مخصـوص خـداوند تو
بر تو و بـر همسـر و فرزنـد تو

جز تـو که بـر خـدا ولی پرورد؟
جعفـر طیــار و علـی پــرورد؟

نسل عقیلت شهدای حسین
مسلمت اولین فدای حسین

تا که سحر صبح شود روز شام
بر تـو و ابنـاء تـو بـادا سـلام

#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
ش
21:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابوطالب
#زمینه

بند۱

شکست دل پیغمبر برای ابوطالب
بپا شده در مکه عزای ابوطالب

فدای اشک دیده هات
فدای نامَت یاعلی
رفته ز دنیا پدرت
سرت سلامت یاعلی


آجرک الله یاعلی

بند۲

بیا و ببین مولا که خون دل طاها شد
دیگه پدرت راحت ز زخم زبون ها شد


باید به سینه ات نهان
توکوهی از محن کنی
باید که با دست خودت
تن پدر کفن کنی

آجرک الله یاعلی


بند۳

برای اباحیدر پسر نه حبیبی تو
میره پدرت تاکه نبینه غریبیتو

داره میره تا نبینه
بین طناب دستای تو
نبینه جای سیلیو
رو صورت زهرای تو

آجرک الله یاعلی

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
21:00
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 122.4 KB
21:14
#حضرت_ابوطالب


نه اینکه سوره ابوطالب است و آیه علی ست
چنانکه قبل علی بوده مبتدای علی ست

همین که لب به سخن باز می کند انگار
هِجا هِجای نبی و صدا صدای علی ست

به استناد حدیث٬ او‌ پدربزرگ همه است
فقط به خاطر این که پدر برای علی ست

به استناد به اصلاب شامخه،انگار
دلیل پاکی او نیز در ازای علی ست

پدر که جای خودش٬جنتش شده تضمین
به روز حشر هر آنکس که آشنای علی ست

بریده باد زبانش کسی که مُشرک گفت
به آنکه حد پرستیدنش خدای علی ست

رضایت پسرش در رضایت پدر است
رضای حضرت حق هم که در رضای علی ست

چنانکه بردن نامش گره گشای همه ست
دعا به حق پدر هم گره گشای علی ست

شب مَبیت به بستر، غدیر بر منبر
علی به جای نبی و نبی به جای علی ست

نگو بهشت که عرش است زیر نعلینش
به روی دوش نبی چون که رد پای علی ست

#مهدی_رحیمی_زمستان

Telegram.me/raziolhossein
24 April 2017
ش
00:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابوطالب
#دوبیتی

میزان چو بیارند بر ایمان همه...
ایمان تو هم رَوَد به میدان همه...

ایمان تو کفه اش رَوَد زیرِ زمین
بر عرش رَسَد کفهٔ میزان همه

#سید_علی_احمدی


http://Telegram.me/raziolhossein
00:44
#حضرت_ابوطالب
#دوبیتی

آن کس که عدو به تهمتش راغب بود...
بر اهل سقیفه کینه اش غالب بود...

یک جُرم فقط داشت و آن هم این که
بابای علی بن ابی طالب بود

#سید_علی_احمدی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
12:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث


پیمبران همه از جای خود قیام کنید
نماز رو بـه سوی مسجدالحـرام کنید
ز نـام نامــیِ پیغمبــر احتـرام کنید
می طهور به دست خدا به جام کنید
سپس به غار حرا رفته، ازدحام کنید
ز جان و دل به رسول خدا سلام کنید

شب امید شمـا و شب نویـد شماست
ادب کنید که عید خدا و عید شماست

****

پیــام فتــح و نویــد ظفــر مبارک باد
دعــای عمــر شمــا را اثــر مبارک باد
خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد
تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد
خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد
به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد


خبر دهید که عید اخوّت آمده است
خزان گذشت، بهار نبوّت آمده است

*

خبر دهید که «اقرء» بـه مکه نازل شد
خبر دهید که «اضرب» شعارِ باطل شد
خبر دهید که قانـون عدل، کامل شد
خبر دهید که قرآن چراغ محفل شد
خبر دهید: مریدان! مراد حـاصل شد
نــزول ســورۀ «یـا ایّها المزمّل» شد

رسد زکوه و در و دشت و سنگ و نخل و گیاه
صــدای زمزمـۀ لا الــه الا الله

**



بخــوان محمّـد! آوای تــو صــدای خداست
بخوان کــه هـر چـه بخوانی، پیام آخرِ ماست
بخوان‌بخوان که هماهنگ با تو ارض و سماست
بخوان بخوان که از اوّل بشر تو را می‌خواست
قیـام کـن کـه قیــامت قیــامتِ کبــراست
قیام کــن کــه کنـد عدل با تو قامت راست

تو را دهند ندا راهیـان وادی نـور
تو را زنند صدا دختران زنده به گور

*

تو منجـی همـه بـا انقراض دنیایی
تو بـا فـروغ خداییـت عالـم‌آرایـی
تو تا قیــام قیـامت، پیمبــرِ مایی
تو یار خلق به دنیایی و بـه عقبایی
تو رهبر همگانـی، اگر چـه تنهایی
تو در تمـام ملل، مـاه انجمن‌هایی

بخوان که قدر و مقام و جلالتت دادیم
رُسـل نیامده، حکم رسـالتت دادیم

*


پیمبـران عظمـت یافتنــد بـا نامت
دمیده در همه عـالم فروغ اسـلامت
رسید سنگ ملامت ز هر در و بامت
زدند طعنه و دادند سخت دشنامت
زهی مکارم اخلاق و لطف و اکرامت
نگشت تلخ ز بیداد دشمنان کامت

اگر چه سنگ عدو گشت پاسخ سخنت
زدی تبسم و خون بود جاری از دهنت

****


چهارده صده روشن چراغ حکمت توست
چهارده صده قـرآن پیـام وحـدت توست
چهارده صده جاری بحـار رحـمت توست
چهارده صده پاینــده نـام امّـت تـوست
چهارده صده بر کف لوای عتـرت توست
چهارده صده بر امّت ایـن وصیّت توست

که ای تمامی امـت منـم پیمبرتان
منم پیمبر و مولا علی است رهبرتان

*



علی وصی مـن است و علـی ولـی خداست
علی ســراج منیــر و علــی چراغ هداست
علی رکوع و سجود و علی سـلام و دعاست
علی است با حق و حق در پی علی پویاست
علی حقیقت حـق، حـق بـدون او تنهاست
علی، علی، علـی آری علـی امــام شماست

بنای دین بقایش که هست عالمگیر
یکـی ز غار حرا دیگری بود ز غدیر

**


یقین کنید که مشکل‌گشا علی است علی!
یقین کنید که دست خدا علی است علی!
یقین کنید فقـط مقتــدا علی است علی!
یقین کنید که شمس‌الضحا علی است علی!
یقین کنید که صاحب لوا علی است علی!
یقین کنید امــام شمـا علـی اسـت علی!

قسم به ذات خدایی کز اوست هرچه که هست
یقین کنید کـه اسـلام بــی‌علی کفــر است

****

حقیقتی است که کتمان آن بـوَد تـکفیر
قسم بــه آل محمّــد، بـه آیــۀ تطـهیر
قسم بـه آنچـه قلـم کـرده از ازل تحـریر
کـه دســت قـدرت پـروردگار حـیِّ قدیر
شناسنامـۀ مــا را زده اسـت مهــر غدیر
علی همان شب بعثت به خلق گشت امیر

قسم بـه ذات خـداوندگار لم یزلـی
تمام دین محمّد علی، علی‌ست، علی!


#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث


نور تو گر نبود مسلمان نمی شدم
بر سفره ی کریم تو مهمان نمی شدم

لطف محمدی تو بر من مقام داد
ورنه ز نسل حضرت سلمان نمی شدم

اصلا اگر دعای تو پشت سرم نبود
بر خانواده ی تو ثناخوان نمی شدم

من از عنایت تو که بهره نداشتم
گر دوستدار عترت و قرآن نمی شدم

حرف از خدا زدی تو ، ولی گر علی نبود
هرگز مطیع و گوش به فرمان نمی شدم


قم یا رسول صوت جلی را شروع کن
قرآن بخوان و مدح علی را شروع کن


قرآن بخوان که بی خبران را خبر کنی
بر قلب سنگ ، با سخن خود اثر کنی

قرآن بخوان ، زجهل ، خلایق رها شوند
روشن فضای ظلمت محض بشر کنی

قرآن بخوان و در دل مردم نمک بریز
تا اینکه دوستان خدا بیشتر کنی

قرآن بخوان بشارت و انذار کن رسول
قرآن بخوان که شام جوانان سحر کنی

قرآن بخوان ، به جلوه ی تو سجده می کنند
سنگ و گیاه ، چونکه ز هر جا گذر کنی


عرش است محو خواندن آیات تو رسول
ای عقل کل ، عقول همه مات تو رسول


دارایی ام تمام برایت نوشته شد
جان من از ازل به فدایت نوشته شد

دل آفریده شد که گرفتارتان شود
این دل اسیر آل عبایت نوشته شد

"غیر از علی به قلب تو کس نیست و" همین...
...بر جای جای غار حرایت نوشته شد

باران نور آیه سر مردمان چکید
تا جبرئیل و وحی به پایت نوشته شد

این آیه ها نبود که گمراه می شدیم
تو آمدی کتاب هدایت نوشته شد


امشب سر تو تاج نبوت گذاشتند
در زیر پات کرسی عزت گذاشتند


از این به بعد یاور تو مرتضی علیست
تنها امیر لشکر تو مرتضی علیست

بین عشیره دست به دوش علی گذار
برگو فقط برادر تو مرتضی علیست

پروردگار عزوجل امر کرده است
همسر برای دختر تو مرتضی علیست

او بی تو ، تو بدون علی ، نه نمی شود
روح میان پیکر تو مرتضی علیست

در هر کجای عرش خدا دیدی ای رسول
هر جا روی برابر تو مرتضی علیست


اول نماز خوانده به پشت سرت علیست
وحی خدا علیست ، پیام آورت علیست


#رضارسول_زاده

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث

احمد زحرا گشت برون با رخ ماه
باحکم پیمبری به فرمان الاه
بر عارض او هرکه نظر کرد بگفت
لاحول ولا قوه الا باالله

#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث

توحید که " لا اله الا الله " است
اسلامِ " محمد رسول الله " است
با این دو سخن کسی به جایی نرسد
گر بی خبر از " علی ولیّ الله " است

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث

ای نام تو جان بخش تر از آب حیات
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات
از بعثت انبیاء و ارسال رسل
مقصود تو بودی، به محمد صلوات

#صغیراصفهانی

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث

سر خیل رسل ، شافع روز عَرَصات
بنمود به امت از کَرَم راه نجات
فرمود خدا جمله گناهش بخشد
هر کس که برای من فرستد صلوات

#صغیراصفهانی

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث


بر سر آشفته ام زلف پریشان ریخته
در دل حیران من آیات حیران ریخته

نیستم ناراحت از این که شهیدم کرده اند
خون من گر ریخته در پای جانان ریخته

سفره ی دل باز کردن پیش مهمان بهتر است
پس دلم هر آن چه دارد پای مهمان ریخته

تا مقام قاب قوسین ابتلا باید کشید
در بیابان طلب خار مغیلان ریخته

گاه باید بیشتر همرنگ شد، مثل اویس
نذر یک دندان جانان، چند دندان ریخته

هر دو عالم، عالمی دارند پیش مقدمت
آن یکی دل ریخته است و این یکی جان ریخته

گر چه آدم، گر چه عیسی، گر چه موسی... باز هم
کمتر از درهای دربار تو دربان ریخته

بس که خاطرخواه داری و عزیزی که خدا
جای گل روی سرت آیات قرآن ریخته

نذر این پیغمبری خوب است ذبحی رد کنی
عید مبعث در ضمیرش عید قربان ریخته

آن قدر ذات خدا در تو تجلی کرده است
زآن همه یک جلوه اش را در خراسان ریخته

با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است
ور نه از این نامسلمان ها فراوان ریخته

شب، شب مبعث ولی یاد نجف افتاده ام
بس که از روی لبت ذکر علی جان ریخته

یا نبی و یا نبی و یا نبی یا مصطفی
یا علی و یا علی و یا علی و یا مرتضی

#مبعث
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
12:19
#مبعث


نـام احـد کـه نام خداوند سرمـد است
میمی بر آن اضافه شده، اسم احمد است

آدم کـه گشت توبـه او نـزد حـق قبول
از فیـض «یا حمیدُ بحق محمـد» است

بـا دیـدن جمـال تـو خوبـان دهـر را
در دل امیـد بـاغ جنـان داشتن بد است

دست تو ظرف رحمت بی انتهای هوست
هر چه خدا به خلق ببخشد، از این ید است

مقصود باغ و لاله و حور و قصور نیست
اهـل بهشت را سـر کوی تو مقصد است

پیش از هبـوط آدم و حـوا بـه خط نور
دست خدا نـوشت: محمّد مؤیـد است

ذکـر خـدا و ذکـر ملک تـا قیام حشر
پیوسته بر شمـا صلـوات مجـدد است

بـر سـر در بهشت و جهنـم نـوشته ند
بغض تو نار و مهر تو خلد مخلد است

تفسیـر یـک حدیـث ز میم دهـان تو
بالله نیـاز مـن به هـزاران مجلـد است

گفتم بــه بــزم قـرب الهـی قدم نهم
دیدم که نغمۀ صلواتت خوش آمد است

ای چهــرۀ بــلال تــو بــاغ بـهشت من
این «میثم»، این تو آن همه افعال زشت من


#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث

بانگ تکبیر ز امواج فضا می‌آید
گوش باشید که آوای خدا می‌آید

بوی عطر از نفس باد صبا می‌آید
نفس باد صبا روح فزا می‌آید

پیک وحی است که در غار حرا می‌آید
به محمد ز خداوند ندا می‌آید

ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید
گوش‌های شنوا حکم خدا را شنوید

بت و بتخانه همه ذکر خدا می‌گویند
سخن از اقرأ و از غار حرا می‌گویند

حمد حق، مدح رسول دو سرا می‌گویند
خلق عالم همه تبریک به ما می‌گویند

حکم توحید به ما و به شما می‌گویند
همگی با نفس روح فزا می‌گویند

بشریت چه نشستی که مسیحت آمد
حکم توحید به آوای فصیحت آمد

این چراغی است که تا شام ابد جلوه‌گر است
این یتیمی است که بر عالم خلقت پدر است

این نجات همه در دامن موج خطر است
این رسولی است که از کلّ رُسُل خوب‌تر است

پیشتر از همه بعد از همه پیغامبر است
تا صف حشر طرفدار حقوق بشر است

چشم بد دور ز آیینۀ رخسارش باد
تک و تنهاست خداوند نگهدارش باد

آی انسان‌ها فرمان پیمبر شنوید
گوش تا از سخن خلق فراتر شنوید

روح گردید و از آن روح مطهر شنوید
همه با هم سخن خالق داور شنوید

بانگ تهلیل شنیدید مکرر شنوید
همه را با هم در عدل برابر شنوید

دورۀ کفر و زر و زور به اتمام آمد
اهل عالم همه آماده که اسلام آمد

عید آزادی زن‌های اسیر است امروز
عید خلق است و خداوند قدیر است امروز

دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز
بشریت را فرمان خطیر است امروز

حق بشیر است بشیر است بشیر است امروز
جاودان باد چراغی که منیر است امروز

ذکر بت‌ها همه لا نعبد الا ایاه
همه گویند ولا قوه الا با الله

تا به کی چهرۀ خورشید عدالت مستور
تا به کی سلطۀ بیدادگران با زر و زور

با من امروز بخوانید همگی این منشور
منجی کل جهان آمده با مشعل نور

عید بعثت شده یا عید جهانگیر ظهور
تهنیت باد بر آن دخترک زنده به گور

دور دختر کشی و جهل به پایان آمد
سر تسلیم بیارید که قرآن آمد

مکه آهنگ، به گلواژۀ اقرأ بنواز
کعبه از جا کن و تا غار حرا کن پرواز

یا محمد سخن خویش ز لا کن آغاز
خیز از جا به بت و بتگر و بت خانه بتاز

بشریت را با مکتب توحید بساز
سر این رشته دراز است دراز است دراز

خیز تا عرصۀ بیدادگران تنگ کنی
سینه در حین تبسم سپر سنگ کنی

ای به راه تو تمامی ملل را دیده
ای که جبریل امین دور سرت گردیده

ای به قلب بشر از غار حرا تابیده
ای خدا پیش‌تر از پیش تو را بگزیده

ای سحاب کرمت بر همگان باریده
خیز از جای خود ای جامه به تن پیچیده

چشم عالم به ره مکتب روشنگر توست
منجی کل بشر دین علی پرور توست

گر چه فوجی پی آزار تن و جان توأند
فکر بشکستن پیشانی و دندان توأند

روزی آید که همه خلق مسلمان توأند
خاک مقداد تو عمار تو، سلمان توأند

سر فرو برده به تسلیم به فرمان توأند
پیرو دین تو و عترت و قرآن توأند

عالم کفر به اسلام تو تبدیل شود
به تولای علی دین تو تکمیل شود

تو و آل تو چراغان هدایید همه
چارده آینه از وجه خدایید همه

چارده صورت توحید نمایید همه
چارده قبلۀ ارباب دعایید همه

چارده نوح به طوفان بلایید همه
چارده مهر عیان در همه جایید همه

چارده طور به سینای وسیع دل‌ها
چارده عقده گشا در همۀ مشکل‌ها

عزت امت تو در گرو وحدت توست
وحدت امت تو پیروی از عترت توست

طاعت عترت تو، طاعت حق، طاعت توست
در رگ قلب حسین بن علی غیرت توست

تا خدایی خداوند به پا دولت توست
شیعه آن است که هر لحظۀ او بعثت توست

شیعه در حکم تو نور ازلی را دیده
شیعه در غار حرا با تو علی را دیده

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست
بعثت سوم او واقعۀ عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست
شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

به خدایی خدایی که جهان را آراست
شیعه بودن شرف و عزت و آزادی ماست

شیعه تا خون به رگش موج زند یار علی است
میثما شیعه همان میثم تمار علی است

#غلامرضاسازگار


Telegram.me/raziolhossein

@marsiyeeh
14:18
#مبعث

چو همطراز تو درعرصه ی وجود نبود
جواب مسئله ی ما بجز( نبود)، نبود

به احترام تو بت ها به سجده افتادند
وگرنه هیچ دلیلی بر این سجود نبود

حرا گواهی این که کسی به خلوت تو
به جز خدا و علی لایق ورود نبود

کنار تو پر جبریل سوخت ، ثابت شد
که شان و منزلت او در این حدود نبود

لب ملایکه را ذکر نیست جز صلوات
چرا که بهتر از این در جهان سرود نبود

به هرکجا که وزیده است بوی تو ، جایی
برای عنبر و مشک و گلاب و عود نبود

دلیل (رحمة للعالمین) شدن این است :
کسی شبیه تو مشتاق لطف و جود نبود

نمی رسید مصیبت به خانواده ی تو
اگر که دور و بر تو پر از حسود نبود

#مجتبی_خرسندی

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث


نور اقرأ تابد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام روی محمد می دهد

گل دمد از آتش تاب و تبم
معجز روح القدس دارد لبم

من سخن گویم ولی من نیستم
این منم یا او ندانم کیستم

جبرئیل امشب دمد در نای من
قدسیان خوانند با آوای من

ای بتان کعبه در هم بشکنید
با من امشب از محمد دم زنید

دم زنید از دوست، خواموشی چرا؟
ای فراموشان فراموشی چرا

گوش تا اوای احمد بشنوید
بانک اقرأ یا محمد بشنوید

از حرا گلبانگ تحلیل امده
دیده بگشایید جبرئیل آمده

اینک از بیدادها یاد آورید
با امین وحی فریاد آورید

لاله های جامه از قم چاک چاک
ژاله های خفته در دامان خاک

بردگان برده بار ظلم و زور
دختران زنده رفته زیر گور

کعبه ای بیت خدا عز وجل
تابکی در دامنت لات و هبل

مکه تا کی مرکز نا اهل ها
پایمال چکمه ی بوجهل ها

اوس و خزرج قتل و خونریزی بس است
ظلم و جور وشهوت انگیزی بس است

تا به کی با تیغ یکدیگر قتیل
دست بردارید کامد جبرئیل

مکه دریای فروغ وحی شد
بت پرستان بت پرستی نهی شد

کاروان نور را بانک در است
یک جهان خورشید در غار حراست

دوست می خواند شما را بشنوید
بشنوید اینک خدا را بشنوید

روز ، روز مرگ ظلم و ظالم است
بانک اضرب مردف اقرأ حاکم است

این صدای من نه ، آوای خداست
آی انسانها محمد مقتداست

یا محمد منجی عالم تویی
این مبارک نامه را خاتم تویی

یا محمد تو به خلقت رهبری
اولین نور، آخرین پیغمبری

انبیا مشعل ز تو افروختند
وز دمت پیغمبری آموختند

یا محمد آفرینش گشته گوش
غرشی از بحر سرتاپا خروش

مردگان را گو که صبح زندگی است
بردگان را گو که روز بندگی است

عدل را بر مرگ ظلم اعلام کن
ظلم رابا دست عدل اعدام کن

یا محمد این بود پیغام دوست
عالمت در انتظار (تفلحوا)ست

ای به شام جهل و ظلمت آفتاب
از حرا بر قله ی هستی بتاب

جسم بی جان بشر را جان تویی
این پریشان گله را چوپان تویی

ای حیات جان کلامت، دم بزن
تاج عزت بر سر آدم بزن

کعبه را ز آلایش بت پاک کن
بت گران را همنشین با خاک کن

اینکه گفتمیت رسول آخری
تا قیامت خلق را پیغمبری

ختم شد بر قامتت پیغمبری
این تو را باشد دلیل برتری

خط پایان را تو میپویی وبس
حرف آخر را تو می گویی و بس

غیرت و مردانگی ایین تو است
عزت زن در حجاب دین توست

چند باید سرکشان را سر کشید
چند با نامردمی دختر کشی

بر همه اعلامن کن زن برده نیست
برده ی مردان تن پرورده نیست

باغ زیبایی کجا و زاغ زشت
دیو شهوت را برون کن از بهشت

ای تورا هم مهر و هم قهر خدا
تابکی ابلیس در شهر خدا

با علی بت های چوبین را بکش
وین خدایان دروغین را بکش

می نشاید با گل توحید، خس
گو فقط الله الله است و بس

تا شود خاموش باطل از سخن
ای زبان حق تو از حق دم بزن

تو نه تنهایی که خود ما با توئیم
با توئیم آنسان که گویی ما توئیم

اولیا در محضرت استاده اند
انبیا پشت سر استاده اند

تیر از ما و کمان در دست تو است
اختیار آسمان در دست تو است

خاتم توحید در انگشت تو است
حق به پیش روی و حیدر پشت تو است

مشعل تو تا ابد روشنگر است
آتش بیدادگر خاکستر است

دین اسلامت مسلمان پرورد
بوذر و مقداد و سلمان پرورد

مکتب تو مکتب عمارهاست
این کلاس میثم تمارهاست

ما تو را زهرای اطهر داده‌ایم
شیر مردی مثل حیدر داده ایم

ما تو را داده ایم در بین همه
یک خدیجه ،یک علی ، یک فاطمه

تا قیامت جاودان آیین تو است
فاطمه رمز بقای دین تو است

دست تو دست تو نه ، دست خداست
دشمنت را تا ابد تبت یداست

ای زمام آسمان در مشت تو
مه دو نیمه از سر انگشت تو

جای تو دیگر نه در غار حراست
در دل امواج طوفان بلاست

خصم را با خلق خوش دنبال کن
سنگ را با خنده استقبال کن

دست رحمت از سر عالم مدار
گر تو را خوانند ساحر غم مدار

منجی عالم تو می باشی و بس
ای همه فریاد رس فریاد رس

یا محمد ای خرد پابست تو
ای چراغ مهر و مه در دست تو

حسن تصویر همه آیینه ها
چلچراغ شام تار سینه ها

هر زمانن گلواژه هایت تازه تر
بلکه از هستی بلند آوازه تر

ابر رحمت رحمتی بر ماببار
باردیگر از حرا بانگی برآر

ما کویر تشنه ، تو آب حیات
ما غریقیم و تو کشتی نجات

ما به قرآن دست بیعت دادهایم
از ازل با مهر عترت زاده ایم

عترت و قرآن چراغ راه ماست
روشنی بخش دل آگاه ماست

عترت و قرآن نجات عالمند
چون دو انگشت محمد باهمند

ایندو ، تا هستند با یک دیگرند
پشت هم تا پیش حوض کوثرند

هردواند، از ابتدا نور و چراغ
کی شوند از هم جدا نور و چراغ

این دو یک بودند از بدو ظهور
نور خورشید است و خورشید است نور

شیعه با قرآن و عترت داده دست
نسیت در قاموس او حرف از شکست

شیعه قرآن از حسین آموخته
شیعه پای این چراغ افروخته

شیعه تا بار ولایت برده است
مثل زهرا تازیانه خورده است

#غلامرضا_سازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
18:05
#رسول_الله_مدح
#مبعث


از کتاب وصف تو یک حرف هر کس خوانده باشد
از سر حیرت دهانش چون حرا وا مانده باشد

هر کسی از سجده بر نورت تمرد کرد، رد شد
عدل حق است این که شیطان را ز عرشش رانده باشد

هر سری در ارتش علم تو باید پا بکوبد
خواه او سرباز باشد خواه او فرمانده باشد

جز برای مرتضی افلاک در خاطر ندارد
حکم تو خورشید را از راه، برگردانده باشد

بیت تو صُنع خداوند است پس جا دارد آقا
اینکه عزرائیل پشت در معطل مانده باشد

آتشی بر پا کنی قبل از قیامت تا که در آن
نامه‌ی اعمال ما را دخترت سوزانده باشد

#میلاد_حسنی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
18:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث
#سرود


شب عید رحمة العالمینه
به تجلی نو ختم المرسلینه
شب شادی امیرالمومنینه

بگو امشب یا رسول الله

آمده بانگ از ذات الهی یا احمد
بر همه عالم چراغ راهی یا احمد
آیه اقراء داره گواهی یا احمد

یا رسول‌الله یا احمد
یا نبی الله یا احمد

____

سبک دوم

بانگ اقراء از غار حرا آید
با لوای رحمت مصطفی آید
اییین... رحمت ذات خداست
این رسول دول دوسراست
این خاتم الانبیاست
پدر حضرت زهراست

جانب مکه نور منور می آید...یااحمد
با چه جال از حرا پیمبر می آید....یااحمد
ببین به استقبال او حیدر می آید...یااحمد

یا رسول‌الله یا احمد
یا نبی الله یا احمد

بند۲

رسیده پیک حق اقراء بسم ربک
تویی نور مطلق اقراء بسم ربک
دین به تو شد ملحق اقراء بسم ربک


کتاب ما بر صدر تو نازل می گردد
دین بدون حب تو باطل می گردد
بهشت تو با غدیر کامل می گردد


یا رسول‌الله یا احمد
یا نبی الله یا احمد

تا نبوت ، در او درخشید
ذات حق نور خود در جمالش دید


گفت...
به جمالش صلوات
به جلالش صلوات
به کمالش صلوات
به علی و آلش صلوات


نبیِ ما، ما هدیه به تو کوثر دادیم...یااحمد
فاطمه ای از هر دو جهان بهتر دادیم...یااحمد
غم به دلت راه نده به تو حیدر دادیم...یااحمد


بند۳

علی اولا بر نفوس مومنینه
علی نور وجه رب العالمینه
فقط این آقا امیرالمومنینه

بگو امشب یاعلی مولا

باعث خلق اول و آخر یاحیدر۲
حضرت حق را مُظهِرُ و مٙظهٙر یا حیدر
روز جزائی ساقی یا حیدر...


#خادم

Telegram.me/raziolhossein
18:31
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 113.7 KB
18:31
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 135.9 KB
18:38
#مبعث

مکه پر است از جلواتی که داشتی
از آن همه جلال و صفاتی که داشتی

نام پیمبری به تو می آمد از ازل
معلوم بود از حسناتی، که داشتی

مبعث بلوغ و شاخصِ یکتاپرستی است
زآن خطبه خوانی و نفحاتی که داشتی

قبله نما تویی و علی قبله دارِ توست
با معجزات و آن برکاتی که داشتی

مهر و محبت تو به دلها رسوخ کرد
از بسکه عاطفه تو به ذاتی که داشتی

لات و هُبَل به یاری حيدر شکسته شد
با ذکر صوم و هر صلواتی که داشتی

راه هدایت بشریت به دست توست
ای رحمت مدام، ثباتی که داشتی

یثرب نجات یافت ز جهلش، دلیل آن
تنها تویی و باب نجاتی که داشتی

غار حرا هنوز، محل عبادت است
ماییم و سجده بر اثراتی که داشتی

رمز شکست کفر، فقط ذکر فاطمه است
بَه بَه، به ذکر این غزواتی که داشتی

حیدر، خدیجه، فاطمه، یار تواند، پس
جانم به همت نفراتی که داشتی

هرجا تو بودی همره تو ذوالفقار بود
چون کوه بود آن اَدَواتی که داشتی

در غزوه ها ی بدر و احد شاهدیم که
نام علی است در ضرباتی که داشتی


#رضاباقریان

〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/raziolhossein
18:50
سرود مبعث


همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



عرش معلّا گشته خاک سرای احمد

ارض و سما میگوید جان به فدای احمد

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



قلب فلک سر شار از شور محبت گشته

غار حرا مشکات نور محبت گشته

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



ندا رسید از بالا بخوان به نام خالق

ای همه ی ما فیها بر تو و راهت عاشق

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید ‌ به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....





ز اهل عالم سری تو سیّد و سَروَری

به تن نما یا احمد ردای پیغمبری

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



خُلق خدا خوی تو عطر خدا ، بوی تو

قبله دل سوی تو کعبه جان ، کوی تو

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....


#مبعث

Telegram.me/raziolhossein
18:50
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:30, 210.6 KB
18:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×486, 64.3 KB
با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است
ورنه از این نا مسلمانان فراوان ریخته

شب شب مبعث ولی یاد نجف افتاده ام
بسکه از روی لبت ذکر علی جان ریخته

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ع
عکس نگار 24.04.2017 18:57:32
#سامرا

شهر سرور آل عبا، سُرَّ مَن رَأیٰ
خوش گفته اند نام تو را سُرَّ مَن رَأیٰ

بی تاب وصل کرده مرا جان هل اتیٰ
شش گوشه جدید تو یا سُرَّ مَن رَأیٰ

#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein

🌺 صبح امروز و در آستانه عید مبعث ضریح جدید حرم مطهر امامین عسکریین علیهما السلام در سامرا رونمایی شد🌺
ش
19:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث
#دوبیتی

چه کاری با حرا کردی محمد
حرا را کبریا کردی محمد
فدای تو که با اسلام نابت
جهان را با صفا کردی محمد

کتاب عشق را شیرازه کردیم
که اسلامِ تو ، پُر آوازه کردیم
لباسِ فاخرِ پیغمبری را
به قدّ و قامتت اندازه کردیم

به کوه نور تابیدی چنان ماه
مخور غصه که پیروزی در این راه
رسول ما خیالت جمع باشد
که همراه تو می گردد یدالله

اساس شرک از بنیان شکستند
سران فتنه و طغیان شکستند
زمانی پرچمت افراشتی تو
ابوجهل و ابوسفیان شکستند

به حق ، چشم ترت هم یاعلی گفت
خدیجه همسرت هم یا علی گفت
زمانی دین خود ابلاغ کردی
قویّاً حیدرت هم یا علی گفت

تو را مُهر نبوت بر جبین خورد
به دردِ تو امیرالمومنین خورد
علی وقتی که با تو کرد بیعت
نظام کفر یکجا بر زمین خورد

درِ فیضت همیشه بازِ باز است
همیشه پیرو تو سرفراز است
خدا میخواهد این را تا قیامت
همیشه پرچمت در احتزاز است

#مهدی_مقیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
19:27
#مبعث
#دوبیتی

تا مهر و ولا به سینه‌ها دمساز است
تا باب عنایت الهی باز است

از فرش به عرش وز ازل تا به ابد
گلبانگ محمّدی طنین انداز است

#سیدهاشم_وفایی

http://Telegram.me/raziolhossein
19:30
#مبعث
#دوبیتی
#صلوات


صبحِ روزِ الست تا... عرصات
شده حک روی آسمان و کرات
نور قبرش زیاد می گردد
هر که گوید زیادتر "صلوات"




بهترین ذکر در همه اوقات
منشأ خیر و خوبی و برکات
دید پیغمبرِ خدا در عرش...
هست کار ملائکه "صلوات"




در میانِ تمامیِ کلمات
خوشترین ذکر در زمان حیات
می شود بر طرف بلا از او
بفرستد اگر کسی "صلوات"


#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
19:36
#مبعث
#دوبیتی
#صلوات

بگو هر شام و هر سحر صلوات
گل روی پیامبر صلوات

بشود روزیش نجف هرکس
بفرستد بلند تر صلوات

http://Telegram.me/raziolhossein
19:46
#مبعث
#سرود

یا رسول الله محمد (ص) / جلوه ی توحید سرمد
رحمة اللعالمینی / بر همه عالم سر آمد

رسد از آسمان، ندای قدسیان
مبارک بعثتت، الا آرام جان
(رسول الله مدد)

✨✨✨
علت خلق جهانی / تا قیامت جاودانی /
صاحب خلق عظیمی / خاتم پیغمبراني

به قلب و جان قرار، شکوه اقتدار
به عشق حیدرت (ع)، کنم من افتخار

(رسول الله مدد)

✨✨✨
شهر علمت منجلی شد/ تا که باب آن علی(ع) شد
هرکه را مولا شمائی / مرتضی (ع) بر او ولی شد

نوای هر سخن، فدایت جان و تن
به زهرا (س) کوثرت، گل نازت حسن (ع)

(رسول الله مدد)

✨✨✨
افتخار عالمینی / بر خلایق نور عینی
ای رسول مهربانی / جد نیکوی حسینی (ع)

الا خیرالبشر، شب غم را سحر
به جان دخترت ، به ما کن یک نظر

(رسول الله مدد)

#نجوا

http://Telegram.me/raziolhossein
19:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:40, 95.5 KB
ش
20:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 05.05.2016 12:13:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
914×1280, 135.5 KB
السلام علیک یا رسول الله


قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس

هر که ادلّه خواست علی را نشان بده

علی اکبر لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
25 April 2017
ش
04:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.04.2017 12:19:49
#مبعث

ای نام تو جان بخش تر از آب حیات
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات
از بعثت انبیاء و ارسال رسل
مقصود تو بودی، به محمد صلوات

#صغیراصفهانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.04.2017 12:19:49
#مبعث

سر خیل رسل ، شافع روز عَرَصات
بنمود به امت از کَرَم راه نجات
فرمود خدا جمله گناهش بخشد
هر کس که برای من فرستد صلوات

#صغیراصفهانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.04.2017 12:19:49
#مبعث

توحید که " لا اله الا الله " است
اسلامِ " محمد رسول الله " است
با این دو سخن کسی به جایی نرسد
گر بی خبر از " علی ولیّ الله " است

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.04.2017 12:19:49
#مبعث

احمد زحرا گشت برون با رخ ماه
باحکم پیمبری به فرمان الاه
بر عارض او هرکه نظر کرد بگفت
لاحول ولا قوه الا باالله

#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.04.2017 12:19:49
#مبعث


پیمبران همه از جای خود قیام کنید
نماز رو بـه سوی مسجدالحـرام کنید
ز نـام نامــیِ پیغمبــر احتـرام کنید
می طهور به دست خدا به جام کنید
سپس به غار حرا رفته، ازدحام کنید
ز جان و دل به رسول خدا سلام کنید

شب امید شمـا و شب نویـد شماست
ادب کنید که عید خدا و عید شماست

****

پیــام فتــح و نویــد ظفــر مبارک باد
دعــای عمــر شمــا را اثــر مبارک باد
خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد
تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد
خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد
به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد


خبر دهید که عید اخوّت آمده است
خزان گذشت، بهار نبوّت آمده است

*

خبر دهید که «اقرء» بـه مکه نازل شد
خبر دهید که «اضرب» شعارِ باطل شد
خبر دهید که قانـون عدل، کامل شد
خبر دهید که قرآن چراغ محفل شد
خبر دهید: مریدان! مراد حـاصل شد
نــزول ســورۀ «یـا ایّها المزمّل» شد

رسد زکوه و در و دشت و سنگ و نخل و گیاه
صــدای زمزمـۀ لا الــه الا الله

**



بخــوان محمّـد! آوای تــو صــدای خداست
بخوان کــه هـر چـه بخوانی، پیام آخرِ ماست
بخوان‌بخوان که هماهنگ با تو ارض و سماست
بخوان بخوان که از اوّل بشر تو را می‌خواست
قیـام کـن کـه قیــامت قیــامتِ کبــراست
قیام کــن کــه کنـد عدل با تو قامت راست

تو را دهند ندا راهیـان وادی نـور
تو را زنند صدا دختران زنده به گور

*

تو منجـی همـه بـا انقراض دنیایی
تو بـا فـروغ خداییـت عالـم‌آرایـی
تو تا قیــام قیـامت، پیمبــرِ مایی
تو یار خلق به دنیایی و بـه عقبایی
تو رهبر همگانـی، اگر چـه تنهایی
تو در تمـام ملل، مـاه انجمن‌هایی

بخوان که قدر و مقام و جلالتت دادیم
رُسـل نیامده، حکم رسـالتت دادیم

*


پیمبـران عظمـت یافتنــد بـا نامت
دمیده در همه عـالم فروغ اسـلامت
رسید سنگ ملامت ز هر در و بامت
زدند طعنه و دادند سخت دشنامت
زهی مکارم اخلاق و لطف و اکرامت
نگشت تلخ ز بیداد دشمنان کامت

اگر چه سنگ عدو گشت پاسخ سخنت
زدی تبسم و خون بود جاری از دهنت

****


چهارده صده روشن چراغ حکمت توست
چهارده صده قـرآن پیـام وحـدت توست
چهارده صده جاری بحـار رحـمت توست
چهارده صده پاینــده نـام امّـت تـوست
چهارده صده بر کف لوای عتـرت توست
چهارده صده بر امّت ایـن وصیّت توست

که ای تمامی امـت منـم پیمبرتان
منم پیمبر و مولا علی است رهبرتان

*



علی وصی مـن است و علـی ولـی خداست
علی ســراج منیــر و علــی چراغ هداست
علی رکوع و سجود و علی سـلام و دعاست
علی است با حق و حق در پی علی پویاست
علی حقیقت حـق، حـق بـدون او تنهاست
علی، علی، علـی آری علـی امــام شماست

بنای دین بقایش که هست عالمگیر
یکـی ز غار حرا دیگری بود ز غدیر

**


یقین کنید که مشکل‌گشا علی است علی!
یقین کنید که دست خدا علی است علی!
یقین کنید فقـط مقتــدا علی است علی!
یقین کنید که شمس‌الضحا علی است علی!
یقین کنید که صاحب لوا علی است علی!
یقین کنید امــام شمـا علـی اسـت علی!

قسم به ذات خدایی کز اوست هرچه که هست
یقین کنید کـه اسـلام بــی‌علی کفــر است

****

حقیقتی است که کتمان آن بـوَد تـکفیر
قسم بــه آل محمّــد، بـه آیــۀ تطـهیر
قسم بـه آنچـه قلـم کـرده از ازل تحـریر
کـه دســت قـدرت پـروردگار حـیِّ قدیر
شناسنامـۀ مــا را زده اسـت مهــر غدیر
علی همان شب بعثت به خلق گشت امیر

قسم بـه ذات خـداوندگار لم یزلـی
تمام دین محمّد علی، علی‌ست، علی!


#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
ش
04:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 04.05.2016 23:32:42
#عید_مبعث

زمین خرّم تر از خلد برین است

سراپا نور ختم المرسلین است

شده مبعوث احمد تا بگوید

"فقط حیدر امیرالمومنین است"


#مبعث
#محمد_معارف_وند

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 04.05.2016 14:33:35
قسمت دوم


روزی که بشر در آب و گل بود
این نور هماره مشتعل بود

در خلوت دوست منجلی بود
حق بود و محمّد و علی بود

سوگند به عصمت محمّد
احمد علی و علی است احمد

سیر خط سرخ نور کردند
تا عمق زمان عبور کردند

از سنّ علی گذشته ده سال
افتاده رسول را به دنبال

دو شمس نبوّت و ولایت
دو محور عالم هدایت

او هستی و هستی آفرینش
این نفس نفیس و جانشینش

او بر همه تفلحُوا بیانش
این سوره ی مؤمنون به شانش

دو آیت حق دو یار نستوه
گویی دو محمّد آید از کوه

از جانب ذات حیّ دادار
هنگام نزول وحی در غار

احمد که زوحی منجلی بود
در محضر او فقط علی بود

در صورت هم خدای دیدند
آوازه ی وحی را شنیدند

ای عبد مطیع حیّ سرمد
ای پیرو مکتب محمّد

از خطّ علی مباش بیرون
موسی نشود بدون هارون

یک طایفه یارِ یارِ یارند
یک سلسله یارِ یارِ غارند

من عاشق روی یارِ یارم
کاری نبود به یارِ غارم

حیدر درِ باز شهر علم است
گنجینه ی راز شهرِ علم است

بر غیر خدا سجود ممنوع
بی اذن علی ورود ممنوع

از جانب در به شهر رو آر
دزد است که می رود زدیوار

ما مؤمن و تابع امیریم
ما پیرو بعثت و غدیریم

داریم به کف زمام عزّت
از ظهر غدیر و صبح بعثت

دین مهر امیرمؤمنین است
والله علی تمام دین است

روزی که هنوز ما نبودیم
لبریز زمهر دوست بودیم

در محضر مصطفی رسیدیم
«الحقُّ مع علی» شنیدیم

ای رشته عالمت در انگشت
ای مهر و مهت هماره در مشت

ای خواجه ی کائنات، احمد
ای خاتم انبیا، محمّد

گردیده هزار و چارصد سال
حق تو و عترت تو پامال

مارانِ درون آستینت
بودند هماره در کمینت

برگرد سقیفه ها خزیدند
تا پیکر عدل را گَزیدند

بستند به سوی حرف حق گوش
کردند غدیر را فراموش

در بین تمام انجمن ها
هارون تو شد غریب و تنها

با توطئه ای که گشت آغاز
بر خلق، درِ نفاق شد باز

زین توطئه ظلکم ها به حق شد
تا مصحف دین ورق ورق شد

ماندند غریب تا قیامت
قرآن و ولایت و امامت

ای گمشده یک هزار بازآ
از غار حرا دوباره بازآ

با امّت خود بگو ولی کیست
فریاد بزن بگو علی کیست

یکبار دگر بگو به امّت
قرآن نشود جدا زعترت

اسلام و علی، کتاب و عترت
هر چار یکی است در حقیقت

سوگند به والضّحی و والطّور
سوگند به نور و سوره ی نور

سوگند به آفتاب رخشان
سوگند به ماه نور افشان

سوگند به سرِّ هفت حامیم
سوگند به عادیات و تحریم

سوگند به سوره ی محمّد (ص)
سوگند به ایلیا و احمد

سوگند به بیت و اعتبارش
سوگند به رکن مستجارش

سوگند به کعبه و خلیلش
سوگند به وحی و جبرئیلش

تا هست خدا و خلقت او
ماییم و رسول و عترت او

شیعه همه عزّت و جلالش
قرآن و محمّد است و آلش

در پیروی از کتاب و عترت
یک نور بود غدیر و بعثت

ما پیرو بعثت و غدیریم
جز دامن مرتضی نگیریم

داریم سه محور هدایت
قرآن و نبوّت و ولایت

«میثم» به خدای حیّ منان
قرآن علی و علی است قرآن

#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 04.05.2016 14:16:49
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﻱ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺑﺮ ﮔﻨﺒﺪ ﺧﻀﺮﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺳﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﺁﻳﻨﻪ ﻱ ﺍﻭ ﺯﻫﺮﺍﺳﺖ
ﺗﻘﺪﻳﻢ ﺑﻪ ﺯﻫﺮﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺕ

#مبعث

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 04.05.2016 14:14:11
ﺍﻣﺸﺐ ﻛﻪ ﺷﺐ ﺑﻌﺜﺖ ﺍﺣﻤﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﺸﻤﻮﻝ ﻫﻤﻪ ﻋﻄﺎﻱ ﺳﺮﻣﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻳﺎﺭﺏ ﭼﻪ ﺷﻮﺩ ﻃﻠﻮﻉ ﻓﺠﺮ ﻓﺮﺩﺍ
ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺝ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﺷﺪ

#مبعث
Telegram.me/raziolhossein
ش
11:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث

از عرش آمدنـد ملائـك به خدمتــش
تنها به قصد عرض ارادت به حضرتش

حالا در امتداد مـسيرِ پيمبريش
مي آيد از حـرا پِـي اِظـهـارِ بعثـتش

از لحظه ي اَلَست كه نه پيشتر از آن
بر شـانه اش خُـدا زده مُهرِ نبوّتش

او خاتم تماميِ پيغمـبران شده ست
پس ختم هرچه خُير بُوَد در رسالتش

بوي گُلاب ناب زمين را گرفته اسـت
آري نشسته دُرّ عرق رويِ صورتش

افتاد كوه نـور به سجـده مقابلـش
تا ديد جلوه مي كند اينسان أُبُهّتش

در شرح بندگيش چِها مي شود نوشت؟
جايي كه مي رسـد به خُدايـش هويّتـش

پيش از ظهورِ رحمـتِ كُليّه اش به دهر
كِي شاه مي نشـست كنار رعيّتـش؟

يك دم زبان به شِكوِه گري وا نمي كند
هرچـند مي كنند دمادم ، اذيّـتـش

كوثر رسيده است به او پس مشخّص است
ننشسته است گَرد به دامانِ عصمتش

بايد كه پرچمـش همه جا قد عَلَم كُند
وقتي علي ست يارِ نُخست شريعتـش

او آمده ست تا كه بفهمـند اهل ديـن
دين خُداست، عشق به حيدر حقيقتش

در هر دو حال گـفـته فقط يا علي مدد
قربان جَلوتش كه بُوَد مثـل خَلوتش

امشب شبِ زيارتِ مخصوصه ي علي ست
پس شـك نكن كه رفته نبي هم زيارتش

#محمد_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
16:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مبعث
#دوبیتی

راه تو بود راه و بقیه ،چاه است
عشق تو و آلِ تو چراغ راه است

این است ، چکیده ی پیامِ «بعثت»
مَردم به خدا علی ،ولی الله است

#رضا_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 25.04.2017 17:03:23
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

شـب و گریـه و چشـم بیـدار من 
به جز غم‌کسی نیست غمخوار من 
غریبانـه تـرک وطن مـی‌کنم 
کسی نیست جز بی‌کسی یار من 
زمین، آسمان، ماه و سیارگان 
بنالیـد بـر ایـن شـب تار من 
عجب نیست،گر نخل‌ها خون دل 
بنوشند از چشم خـونبار من 
مدینـه میسّـر نگــردد دگـر 
از امشب به خاک تو دیدار من 
مدینــه ز داغ جوانـان شود 
نـفس شعله در سینۀ ‌زار من 
مدینـه ببر دست سوی سما 
دعـا کـن بــرای علمدار من

مـن از بهـر محبوب سر می‌برم 
نه یک سر، که هجده قمر می‌برم 

مدینـه! رود جـان بـرون از تنـم 
چه سخت است از تـو جداگشتنم 
مدینـه! امامـی کـه از بهر دوست 
گرفته است بر دست خود سر، منم 
چنان سینه سازم سپر پیش تیغ 
که خـون دلم جوشد از جوشنم 
مدینه! به هر سـو که من روکنم 
سـرم را جــدا مـی‌کنند از تنم 
پس از دادن سـر بـه غـارت رود 
نـه تنهــا زره، بلکــه پیــراهنم 
مدینه! به جای گل از ضرب سنگ 
شود پر ز خـون جبین، دامـنم 
روم تا دهـم تـن به شمشیرهـا 
کـه پیمـان یار است بر گردنم 

مـدینه! مـن و وصلِ معبود من 
به جز کربلا نیست، مقصود من 

 

مدینـه! خداحافظ ای شهـر نور! 
غریبانـه امشـب شـدم از تو دور 
خدایا بـرون گشتم از شهر وحی 
چو موسی که بیرون شد از کوه طور 
خوشا آن نسیمی که هر شب کند 
ز خـاک تـو و قبـر زهـرا عبـور 
ز جـا خیـز مـادر! بیــا همرهم 
که رفتم ز خاک تو با سوز و شور 
اگـر عـزم دیـدار مـن داشتـی 
سـرِ نیـزه، گـودال، کنـج تنور 
ز اشکـت بشـو زخم‌هـای مرا 
چـو افتـاد در قتلگاهت عبـور 
سرم را نگـه کـن به بالای نی 
تنم را ببیـن زیـر سـمِّ ستـور

سلامت کند از سر نی سرم 
خداحافظ ای مهربان مادرم! 

#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
ش
17:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

 

شب سخت وداع است و دلم تنگ 
صدای ناله خیزد از دل سنگ 
ز هر سو می‌زند غم بر دلم چنگ 
نفس آتش شده از سوز سینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه

 
امان از جور و بیداد زمانه 
حرم شد از حرم بیرون شبانه 
بسان بلبل بی آشیانه 
رباب و فاطمه، زینب، سکینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه

 
مدینه داد و بیداد از جدایی 
بزن ناله به شور نینوایی 
که شد این قافله کرب و بلایی 
فلک را نیست با ما غیر کینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه

 
دعایم بود بر لب گریه کردم 
نگه کردم به زینب گریه کردم 
خدا داند که هر شب گریه کردم 
کنار قبر زهرای حزینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه

 
مدینه گِل کن از اشکت زمین را 
که من بردم گل ام‌البنین را 
یگانه ساقی گل‌های دین را 
که نبود در وفا او را قرینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه

 
مدینه گاه‌گاهی یاد ما کن 
ز چشمانت روان اشک عزا کن 
دل شب دخترانم را دعا کن 
که اینانند زهرا را رهینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه

 
شب انا الیه راجعون است 
چه گویم روز عاشورا که چون است 
زمین کربلا دریای خون است 
منم در بین این دریا سفینه 
خداحافظ خداحافظ مدینه 

#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
17:08
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه


مدینه حسینت کجا می‌رود؟
اگر می‌رود شب چرا می‌رود؟
غریب وطن نیمه‌شب از وطن
غریبانه پیش خدا می‌رود
دلِ شب خدا را صدا می‌زند
چرا ساکت و بی‌صدا می‌رود؟
اجل پیش رو، مادرش فاطمه
به دنبال او از قفا می‌رود

به تعجیل رو در کجا می‌برد؟
مگـر سـر بـرای خدا می‌برد؟

صدای جرس آه جان بر لب است
جگرسوز چون ناله زینب است

«طرماح» یک لحظه محمل مران!
خدا را که وقت نماز شب است
نفس‌ها همه نالۀ یا حسین
دعاها همه سوز و تاب و تب است
به هر منزلی مرگ چشم انتظار
به هر محملی نغمۀ «یارب» است

شما هم چو مرغ شب ای ناقه‌ها
بنـالیـد بـا زینـب ای ناقـه‌ها

شب است و بیابان پر از ولوله
مدینه دعا کن به این قافله
همانا به شوق وصال خدا
گرفتند از دیگران فاصله
خدا رحم آرد به حال رباب
که بر کف گرفته کمان حرمله

پدر را ببرّند لب تشنه سر 
پسر را ببندند در سلسله

شرار جگر شمع محمل شده
نـوای جـرس آتش دل شده

مدینه دعا کن برای حسین
که خالی بوَد در تو جای حسین
مدینه مدینه دگر نشنوی
دل شب صدای دعای حسین
مدینه به اهل مدینه بگو
که فرداست روز عزای حسین
خدایت دهد صبر ام‌البنین
که عباس گردد فدای حسین

دلش یاد رخسار پیغمبر است
نگاهش به روی علی‌اکبر است

مدینه دعا کن که این انجمن
بیایند بار دگر در وطن
از آن بیم دارم که دخت علی
ز شش یوسف آرد یکی پیرهن
از آن بیم دارم که رأس حسین
لب تشنه گردد جدا از بدن
از آن بیم دارم که پرپر شود
چو گل پیکر قاسم‌بن‌حسن

الهــی بــه دنبــال ایــن کاروان
بوَد روز و شب اشک «میثم» روان

 #غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
17:09
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


#محمدحسین_بهجت_تبریزی
#شهریار

Tlgrm.me/raziolhossein
17:12
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

مدینه! امامت کجا می‌رود؟ 
سفر کرده سوی خدا می‌رود 
دلِ شب، غریبانه تنها حسین 
نهان از همه چشم‌ها می‌رود 
مدینه! چـه آرامی و ساکـتی 
امـام غریبت کجا می‌رود؟ 
مدینه! زعباس و ا کبر بپرس 
اگر می‌رود شب، چرا می‌رود؟ 
مدیـنه! تماشا کن ایـن قافـله 
چه عاشق سوی کربلا می‌رود 

اگر جان بـه بزم بـلا می‌برد 
علی‌اصغرش را کجا می‌برد؟ 

فضا محو تاب و تب زینب است 
گمانم که وقت نمـاز شب است 
همه هـاشمیات، مشغـول ذکر 
بیابان پر از نغمۀ «یا رب» است 
«طرِمّاح»! محمل به سرعت مران 
که بانوی این کاروان زینب است 
همه کودکـان را هم امشب مـدام 
غریبانـه ذکر خدا بـر لب است 
حسین است چون ماه و اطراف او 
فروزنـده هفتـاد و دو کوکب است 

بیابـان! بـزن نـاله‌ای دلـنشین 
که دخت علی گشته محمل نشین 

عجب کاروانی، خـدا یـارشان 
اجل آیـد از ره بـه دیدارشان 
متـاعِ همه گشته خونِ گلـو 
خداونـد عالم خریـدارشان 
شود حجّشان با شهادت شروع 
اسارت بـود آخرِ کـارشان 
گواهی دهم در کنـار فرات 
بوَد آبشان خون رخسارشان 
چو اینان عزیـزان پیغمبرند 
مبادا کنی ای فلک خوارشان 

قضا را چه امری مقدر شده؟ 
کـه سقّا پـریشانِ اصغر شده 

در این کاروان کودکی شیرخوار 
بـه دامـان مادر کشد انتـظار 
که روزی در آغوش گرم پدر 
کند تشنه لب، جان خود را نثار 
بپاشد پدر خون او را به عرش 
کند هدیـه بـر ذات پروردگار 
در آغوش خون خدا پر زند 
بـه دامان زهرا بگیرد قرار 
به بابا بگوید که با دست خویش 
سپر کن به تیر و به خاکش سپار 

بـه سقا بگویید آبش دهـد 
ز خون دو بازو، گلابش دهد 

به زینب بگویید: با سوز و آه 
بوَد کعبه‌ات گودی قتـلگاه 
بـه اکبر بـگویید: بـابا کنـد 
چگونه به زخم جبینت نگاه؟ 
بـه زهرا بگویید: از کعب نی 
شود پیکر دخترانـت سیـاه 
به قاسم بگویید: خون سرت 
خضابِ رُخَت می شود بی‌گناه 
به طفلان بگویید: در زیر خاک 
بیاریـد از تـرس دشمن پناه 

به "میثم" بگویید اشک روان 
فرستد بـه دنبال این کاروان 

#غلامرضا_سازگار

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 09.09.2016 20:17:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×472, 84.8 KB
🍃تٰازِه میخوٰاسْت دِلَم سَرخوشِ مَبعَثْ گَردَدْ

خَبَر آمَدْ کِه حُسـَینِ ابنِ عَلی رٰاهی شُد..

@raziolhossein
26 April 2017
ش
08:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

الا ای نغمه های ناله پرداز
محرم از همین حالا شد آغاز

مدینه دارد آهنگ جدایی
حسین فاطمه شد کربلایی

الا ای اشک های پر ز احساس
بپاشید آب پشت پای عباس

غمی از تربت پیغمبر آید
که نجوای علی اکبر آید

الهی دشمنت خواری ببیند
قد و بالای زینب را نبیند

صدای ناله ای در بین زن ها
زده شعله به روی جان و تن ها

الهی می روم با او از این جا
مبادا بی حسین آیم خدایا

وصیت های زهرا را گرفتم
شبانه راه صحرا را گرفتم

مبادا رهبرم تنها بماند
میان لشگر غم ها بماند

الهی با حسینم درد دل هاست
کمی آهسته تر مادر همین جاست

مبادا ای دوای زخم سینه
روی بی خواهر از شهر مدینه

تو باید سرو من باشی برادر
مبادا بی کفن باشی برادر

مبادا شاخه هایم بی گل یاس
جدا گردد ز تن دستان عباس

و یا بی قاسم و اکبر بمانم
عزادار غم معجر بمانم

روم با قوم نامحرم اسیری
ببینم در جوانی رنگ پیری

به نام خارجی از دین و اسلام
روم با دخترت تا کوفه و شام

#محمود_ژوليده

http://Tlgrm.me/raziolhossein
08:23
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

آقاي غريب راهي صحراشد
راهي شد و در دل همه غوغا شد

تا دخت علي پاي به مركب بنهاد
در شهر مدينه محشر كبري شد

در لحظه ي آخر سر قبر مادر
گريان و پريشان پسر زهراشد

اينجا به كنار قبر مادر اما
ديري نگذشت روز عاشورا شد...

از خون دل آسمان عالم پر شد
تا كرب و بلا قتلگه مولا شد

اي واي از آن لحظه كه مادر آمد
تا گفت بني روضه ها برپا شد

واي از دل بي قرار زينب وقتي
آقاي غريب، بي كس و تنها شد

يك لشگر و ارباب زمين گير شده
خصم آمد و بالاي سرش دعواشد

اي واي ز روزگار زينب وقتي
خلخال ز پاي آل طاها واشد

#علي_اصغر_ژوليده

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

وقتی که می رفتند دنیا گریه می کرد
شهر مدینه مثل زهرا گریه می کرد

وقتی که می رفتند پشت پای آن ها
چشمان جبرائیل حتی گریه می کرد

پائین پای ناقه مریم گریه می کرد
دورِ سر گهواره عیسی گریه می کرد

این است آن داغ عظیمی که برایش
حتّی میان تشت یحیی گریه می کرد

این است زینب بانویی که زیر پایش
زانوی لرزه دار سقا گریه می کرد

بوسید اکبر دست های مادرش را
در زیر چادر ام لیلا گریه می کرد

بر روی دامن مادری در گوش طفلش
آهسته تا می گفت لالا گریه می کرد

یک کاروانِ گریه شد وقتی رقیه
با گفتن بابا، بابا گریه می کرد

در زیر پای محمل مستوره ی عشق
منزل به منزل ریگ صحرا گریه می کرد

وقتی که می رفتند عالم سینه می زد
وقتی که می رفتند دنیا گریه می کرد


#علی_اکبر_لطیفیان

http://Tlgrm.me/raziolhossein
11:52
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

گل باغ جنان بودیم و رفتیم
پیمبر را نشان بودیم و رفتیم
مدینه ای تمام خاطراتم!
«اگر بار گران بودیم و رفتیم»

وداعی تلخ کردم با پیمبر
نهادم صورتم بر قبر مادر
دلم تنگ حسن شد ای خدایا
بقیع رفتم برای بار آخر

نوایی می زند آتش به سینه
رود همراه بابایش سکینه
رسد روزی که بی بابا بیاید!
خداحافظ... خداحافظ مدینه

دل بی تاب را تابی بیاور
شبم تاریکه، مهتابی بیاور
شده اُم البَنین وقت جدایی
برای بدرقه آبی بیاور

ببین زینب که جانی در تنم نیست
دگر چاره به غیر از رفتنم نیست
چنان در این سفر غارت شوم من
که حتی بنگری پیراهنم نیست

بود تا همره من أشجع النّاس
کجا و کی کنم من درد، احساس؟!
ز چشم بَد نگهدارش خدایا
که گردد خیمه غارت بعد عباس

نباشد این وداع آخر من!
بگفتا رازهایی مادر من
شود گودال جمع پنج تن جمع
نَهَد بر دامنش مادر، سر من

خدایا هم علیمی هم خبیری
پذیرفتم هر آن چه می پذیری
برای ما شهادت بوده عادت
ولی ای وای از داغ اسیری

دل ارباب از هجران کباب است
رقیه در بَرَش طفل رباب است
پدر گفتا: که خوش باشی عزیزم
بدان روزی رسد جایت خرابه است

#على_اصغر_انصاريان

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 60.7 KB
#خروج_سیدالشهدا_از_مدینه

کاش افتد به دلش خواهر خود را نبرد
یا اگر برد دگر دختر خود را نبرد
چند روزی است خدایا که پسردار شده
یا رب ای کاش علی اصغر خود را نبرد


@raziolhossein
ش
18:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×472, 84.8 KB
کاش با ام البنین می ماند در خانه رباب
ش
21:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


هر نصر من الله به شمشیر علی بود
هر فتح قریب از دل چون شیر علی بود

در خیبر و بدرش همه یکپارچه گفتند :
پیروزی اسلام به شمشیر علی بود

آن رعشه که بر کاخ معاویه درافتاد
پیداست که از نعره ی تکبیر علی بود

در سینه اگر بغض علی داشت عجب نیست
چون سینه ی دشمن هدف تیر علی بود

یک قوم در اندیشه ی تحقیر علی بود
یک طائفه مشغول به تکفیر علی بود

گفتند و نماندند ولی نام علی ماند
الحق که علی شاهد تکثیر علی بود

صد رنگ عوض کرد بشر در طی ایام
تاریخ کجا شاهد تغییر علی بود ؟

فرمود که دوزخ چه بسا خلق نمی ‌شد
در هر دل اگر مهر فراگیر علی بود

پیغمبر ما آینه ی حسن خدا بود
در آینه هر آینه تصویر علی بود

هنگام سحر فاطمه بر منبری از نور
با یازده آیینه به تفسیر علی بود

از خاک نجف شاخه ی انگور بر آمد
این معجزه ی تاک به اکسیر علی بود

ایوان نجف ! هان تو شهادت بده فردا
این دل همه ی عمر به تسخیر علی بود


#جواد_محمد_زمانی


https://telegram.me/raziolhossein
27 April 2017
ش
20:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
717×706, 140.9 KB
#شب_جمعه

لطفی بنما که خاک پایت گردم
دامن بتکان که من گدایت گردم
دلتنگ زیارت توام اربابـــــــم
من را به حرم ببر فدایت گردم

@raziolhossein
28 April 2017
ش
19:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#میلاد

مه منوّر شعبان مه رسول خداست 
مه مبارك میلاد سیدالشهداست 

به رهروان هدایت ز حق رسیده خبر 
كه روی دست محمد عیان چراغ هداست
 
تمام دین به روی دست‌های ختم رسل 
و یا كتاب خدا روی سینة زهراست
 
به عدل و عزت و آزادی و كمال و شرف 
خلایقند همه تشنه، فیض او دریاست
 
ملك به حسن تماشائیش، شده مبهوت 
كه این امام حسین است یا رسول خداست 

نسیم خلد برین می وزد ز اطرافش 
كه بوی عطر خدا در مشام باد صباست
 
اگر تمام ملائك ز گاهوارة او 
پر دوباره چو فطرس طلب كنند رواست
 
نبی به طلعت زیباش خنده كرد و گریست 
خدا به یمن قدومش بهشت را آراست 

ز گاهواره به گودال خون نگاهی كرد 
به خویش گفت كه میلاد ما شهادت ماست 

تمام خلقت یك لحظه بی حسین مباد 
كه بی حسین زمین بی‌كس و زمان تنهاست 

به حلق تشنه و لب‌های خشك او سوگند 
كه خون او به گلستان وحی، آب بقاست
 
گرفت جام بلا را ز دست حضرت دوست 
از آن تمام بلاها به چشم او زیباست
 
مگو چرا ز همه هست خود گذشت حسین 
خدای داد به او هست و هست او را خواست 

اگر ز بار غمش آسمان خمید چه باك 
كه گشت قامت اسلام با قیامش راست 

وضو گرفت ز خون، پیش تیر قامت بست 
كه تا قیام قیامت از او نماز به پاست 

همیشه حج به وجود حسین می‌بالد 
كه كربلاش صفا بود و مروه شام بلاست
 
نماز و روزه و حج و جهاد می‌گویند 
حیات ما همه مرهون سیدالشهداست 

به پور هند جگر خواره چون گشاید دست 
كسی كه رشد و نموّش به دامن زهراست 

زهی جلال كه در روی خون گرفتة او 
به چشم اهل نظر صورت خدا پیداست 

مگر نه خوردن خاك آمده به شرع حرام 
چه حكمتی است، چرا تربت حسین شفاست؟ 

به تحت قبّه او كن بلند دست نیاز 
بگیر حاجت خود را كه مستجاب دعاست 

همه به حشر صدا می‌زنند یا زهرا 
ولی ز فاطمه آید ندا، حسین كجاست 

اگر چه سوم شعبان جمال خویش گشود 
بدان ولادت او ظهر روز عاشوراست
 
قسم به ذات خداوند قادر بی چون 
كه خونبهاش خداوندگار بی همتاست
 
تمام اهل قیامت به چشم می‌بینند 
حسین با تن بی سر شفیع روز جزاست
 
هنوز نغمة قرآن او بلند ز نی 
هنوز نعرة هیهات او به اوج سماست
 
هنوز خنجر قاتل ز خون اوست خجل 
هنوز از عطشش، شعله در دل دریاست
 
هنوز نالة هل من معین اوست بلند 
هنوز رأس منیرش به نیزه راه نماست 

هنوز پرچم گلگون او به قلة عرش 
هنوز پیكر صد چاك او به دوش شماست 

حسین رهبر آزادگان به هر عصری 
حسین راه نمای تمام نهضت‌هاست 

حسین مشعل تابندة هدایت خلق 
حسین مصحف نور است و آیت عظماست 

حسین جان دعا، جان ذكر، جان نماز 
حسین روح حرم، روح مروه، روح صفاست 

گواه زندة من، ارجعی الی ربك 
كه بر حسین همانا خدا مدیحه سراست 

حسین سورة فجر و حسین آیه نور 
حسین نجم فروزان حسین شمس ضحاست

حسین زندة حق و حسین كشتة حق 
حسین بر همه باطل ستیزها مولاست
 
به وصف او كه خدایش ثنا كند میثم 
قصیدة تو بود نارسا اگر چه رساست

#غلامرضا_سازگار

https://telegram.me/raziolhossein
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#میلاد

در فضايي ملكوتي تر و روحاني تر
دفتر شعر من امشب شده نوراني تر
دلم به دريا زدم اين مرتبه ؛ طوفاني تر
آسماني ترم اين دفعه و باراني تر
باوضو آمده ام وقت صلاة آمده است
بشتابيد كه كشتي نجات آمده است

آسمان شاد شده ، مِهر جهانتاب رسيد
پنجره باز شده ، فاتح ابواب رسيد
سِرِّ اسرار خدا ؛ صاحب اصحاب رسيد
نوكران ، صف به صف آماده كه ارباب رسيد
فطرسي سوخته بال آمده در اين درگاه
پَرِ پرواز به او مي دهد امشب اين شاه

بنويسيد كه سالار به دنيا آمد
حيدرِ حيدرِ كرّار به دنيا آمد
مُرشد و پير علمدار به دنيا آمد
غم نداريم كه غمخوار به دنيا آمد
همچناني كه دَم حضرت مولاست حسين
سخنِ بازدم حضرت زهراست حسين

نقشِ انگشتريِ خاتمِ شاهي ست حسين
به اباالفضل قسم ، عشقِ الهي ست حسين
بي پناهان جهان ، خوبْ پناهي ست حسين
به خدا متّصل و لايَـتـَناهي ست حسين
هرچه ميخواسته ام از كرمش تأمين شد
با توسّل به حسين آخرتم تضمين شد

اين حسين است ولي گاه شُبِيرش خواندند
اين حسين است كه سرمنشأ خيرش خواندند
اين حسين است كه ناجيِ زهيرش خواندند
سالكان مرتبه ي آخر سِيرش خواندند
گردش چرخ جهان ،جلوه اي از همّت اوست
رمز حُرّيت حُر ، بندگيِ حضرت اوست

بسكه در بندگي اش كار خُدايي كرده
بسكه در چشم همه جلوه نمايي كرده
بسكه از كار همه عقده گشايي كرده
بسكه بر گُمشدگان راهنمايي كرده
عدّه اي تاب نياورده ، به ناآگاهي
شده اند از سر احساس حسين الّلهي

سائل زينبم و اهل حسين آبادم
آن خرابم كه به الطاف حسين ؛ آبادم
ذكر او دم همه دم ، زمزمه ي فريادم
"چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم"
"نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست"
"اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه ي اوست"

كاش مي شُد كه به سرمنزل باران برسم
كاش مي شد كه به پابوسي جانان برسم
پاي تا سر بشوم دست و به دامان برسم
به طواف حرمش نيمه ي شعبان برسم
در شب سوّم شعبان چه هوايي دارم
گِرد اين كعبه عجب سعي و صفايي دارم

كرمش واسطه شد برگ براتم دادند
پُرگُناه آمدم امّا حَسَناتم دادند
باده ميخواستم ، از آب فراتم دادند
"دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند"
دل هجران زده را مست وصالش كردند
در حرم با مدد اشك ؛ زُلالش كردند

صبحدم نام تو بر گونه ي گل شبنم ريخت
يادت از آب گذشت و به دل من غم ريخت
كُشته ي اشك شدي درغَم تو اشكم ريخت
اشك من پاي غمت زير همين پرچم ريخت
هرزمان ياد تو كردم جگرم سوخت حسين
همه ي كرب وبلا در نظرم سوخت حسين

بين اين دشت بلاها به سرت مي آيد!
داغ هم در پي فتــح جگرت مي آيد
همه جا حرفِ خسوف قمرت مي آيد
چه بلاها كه به روز كمرت مي آيد!
روضه را اين همه دشوار كشيدن سخت است
تير از چشم علمدار كشيدن سخت است

#محمد_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
29 April 2017
ش
00:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت

ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش ترانه ی قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

ای تشنه! شیر مادرت از غصه خشک شد
از بس که بود صوت تو سوزان خوش آمدی

گریه مکن که کشته اشک خدا شدی
خون خدا! به جمع شهیدان خوش آمدی

اشک تو از تلاطم دریاست بیشتر
ای آشنای ابر بهاران خوش آمدی

میلت لبن زدست پیمبر مکیدن است؟
ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی

اینجا مدینه است سر آغاز کربلا
شش ماهه! آمدی؟ چه شتابان؟ خوش آمدی


اینگونه که تو سر زده از ره رسیده ای
گویا حدیث غربت مادر شنیده ای


دریای رحمتی که به آیات گفته اند
چشمان تست جان روایات گفته اند

طوفان ترنُمی ز نفسهای گرم تست
این را یکی زخیل کرامات گفته اند

چشم طمع به دست کریم تو بسته اند
آنانکه از بضاعت مزجات گفته اند

صدها هزار حور و ملک مدحت ترا
با صد هزار فخر و مباهات گفته اند

آئینه را مقابل بابا گذاشتی
وقتی سخن زمومن و مرآت گفته اند

پیش از فَیاسُیوف خُذینی به محضرت
شمشیرها سلام ملاقات گفته اند

آنانکه با نوای تو پیمان گذاشتند
لبیک تو به نغمه ی هیهات گفته اند


ای عالمی فدای تو لبیک یا حسین
گوید به تو خدای تو لبیک یا حسین

#محمود_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
00:27
#امام_حسین_ولادت

عید است و جهان روضه ی رضوان حسین است
از عرش الی فرش، گلستان حسین است

با گریه ی شوق نبی و حیدر و زهرا
چشم همگان بر لب خندان حسین است

تنها نه به سویش شده فطرس متوسّل
خلق دو جهان دست به دامان حسین است

ای خیل ملک حرمت او پاس بدارید
کاین طایرِ پرسوخته، مهمان حسین است

میلاد حسین آمده سر تا به قدم گوش
زیرا که خداوند ثناخوان حسین است

«فطرس» طلب عفو کن از یوسف زهرا
العفو بگو، عفو به فرمان حسین است

گمراه نگردید که مصباح هدایت
تا روز جزا حُسنِ فروزان حسین است

آدم نه فقط بر در او برد توسّل
عالم به سر سفره ی احسان حسین است

آزادگی و غیرت و ایثار و شجاعت
این چار، الفبای دبستان حسین است

با خون شهیدان بنویسید و بخوانید
این بیت که سرلوحه ی دیوان حسین است

سردادن و مهلت به ستمکار ندادن
خط و هدف و مکتب و ایمان حسین است

گر تشنه لبِ آب بقایید، بیایید
سرچشمه ی آن در لبِ عطشان حسین است

شیعه است که تا دامنه ی صبح قیامت
با آتش دل شمع شبستان حسین است
--
ای شیعه مکن بر دگران باز درِ دل
این خانه ی آتش‌زده از آن حسین است

خونی که از آن یافت جهان رنگ خدایی
والله قسم خون جوانان حسین است

تا صبح قیامت به سر نیزه عیان است
هفتاد و دو آیه که ز قرآن حسین است

بر گوهر اشکش نتوان یافت بهایی
آن دیده که می‌گرید و گریان حسین است

در معرکه ی عشق نگه کن که ببینی
سرها همه چون گوی به چوگان حسین است

اعجاز مسیحا کند از زخم تن خود
هر کشته که افتاده به میدان حسین است

حاشا که ز شمشیر ستمگر بهراسیم
در سینه ی ما چاک گریبان حسین است

هرگز نرود آبش با کفر به یک جو
تا امت اسلام، مسلمان حسین است

حق است اگر ناز فروشیم به فردوس
زیرا دل ما روضه ی رضوان حسین است

«میثم» اگر امروز ز قرآن خبری هست
این از اثرِ فتح نمایان حسین است


#غلامرضاسازگار


Telegram.me/raziolhossein
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 10.05.2016 01:55:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 150.1 KB



خورشید شب فاطمه بالا آمد
شکل دگر علی و زهرا آمد
مشتاق زیارت حسن بود، حسین
این بود که شش ماهه به دنیا آمد

#امام_حسین_ولادت
#علی_اکبر_لطیفیان
Telegram.me/raziolhossein
ش
00:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت

بگشوده اند باز درهای مغفرت
روح الامین زند آوای مغفرت
نوری دگر گرفت دنیای مغفرت
فطرس گرفته است ویزای مغفرت
از درگه حسین دریای مغفرت
پوشیده از خدا دیبای مغفرت

این صوت دلنشین خیزد ز عالمین
صلوا علی النبی صلوا علی الحسین

شهر مدینه غرق در صد چمن گل است
در کوچه ها گل است در انجمن گل است
در هر سخن در است در هر دهن در است
حب علی گل است،مهر حسن گل است
ام الائمه را در پیرهن گل است
فرموده مصطفی زهرای من گل است

زین گل دمیده است یک گل که سرمدی است
در برگ و ساقه اش عطر محمدی است

امشب امام عشق مهمان فاطمه است
سرشار نور او دامان فاطمه است
زین لاله سرخ رو بوستان فاطمه است
محو نگاه او چشمان فاطمه است
سکر کلام او در جان فاطمه است
او جان حیدر و جانان فاطمه است

گلبوسه میزند زهرا به روی او
اما چرا نبی بوسد گلوی او

زهرا که نفس او نفس پیمبر است
از طفل دیگرش تمدید کوثر اسد
طفلی که چهره اش مرآت داور آور است
طفلی که بر لبش الله اکبر است
عشق مجسم است حس مصور است
طفلی که در رحم دمساز مادر است

با مادرش سخن می گوید آن وحید
گاه از انا الغریب گاه از انا الشهید

آیات عشق را معنا کند حسین
اسلام ناب را احیا کند حسین
وقتی غیام خون برپا کند حسین
در عالم وجود غوغا کند حسین
قانون بردگی الغا کند حسین
وز خون سرخ خویش امضا کند حسین

آن روز شد سرش بر نیزه گر بلند
قرآن از او شده است پاینده سر بلند


سنگین تر از فلگ سنگ کرامتش
بر فرق کهکشان دست عنایتش
جبریل غوطه ور در بحر رحمتش
در چنگ قدسیان دامان رحمتش
از عرش هم گذشت کوی شهادتش
روزی که وا شود چتر شفاعتش

آید ز هر کران فریاد یا حسین
گویند انبیا مائیم با حسین

نام کبیر او باب الحوائج است
رای منیر او باب الحوائج است
عباس امیر او باب الحوائج است
مسلم سفیر او باب الحوائج است
سردار پیر او باب الحوائج است
طفل صغیر او باب الحوائج است

باب الحوائج یک منصبش بود
آنکس که چشم خلق بر زینبش بود

دارد جهان قرار با ذکر یا حسین
جان‌پرورد بهار با ذکر یا حسین
گل میدمد ز خار با ذکر یا حسین
ای دل نفس برار با ذکر یا حسین خ
جان میکنم نثار با ذکر یا حسین
شادم به روزگار با ذکر یا حسین

قدوسیان که وی از جام او زدند
نقش بهشت را با نام او زدند

جان های خسته را در دو جهان کفیل
کم کرده راه را داناترین دلیل
با حرز نام توست پرواز جبرئیل
قربانیت ذبیح،شیدائیت خلیل
با سید الکریم هستم تورا دخیل
یا ایها العزیز رحمی بر ذلیل

جان مرا بگیر از خود جدا مکن
دستم گرفته ای دیگر رها مکن

ای قدر انبیا از آبروی تو
عمرم تمام گشت در گفتگوی تو
با وصف موی تو با یاد روی تو
جانم به لب رسید در آرزوی تو
کی میرسد لبم بر خاک کوی تو
ای در نماز عشق از خون‌وضوی تو


هم چون مویدت یک نوکرم بخوان
یا در کشم به خون یا در برم بخوان

#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
00:35
#امام_حسین_ولادت

چه سایه سار پر از لطف و رحمتی داری!
به جمع سایه نشینان عنایتی داری

غبار تربت تو با دم مسیح یکی ست
عجب دوای عجیبی چه تربتی داری!

در آن جمال علی وار و نور زهرایی
عجب شکوه و جلالی چه هیبتی داری!

به عشق تو همه عالم شده حسینیه
چقدر مجلس روضه، چه هیئتی داری!

بدون این که عتابم کنی، عطا کردی
چقدر خوب و کریمی چه عادتی داری!

تمام محو تماشا شد عالم ایجاد
دمی که قابله قنداقه را به زهرا داد


کبوتر دل من پر زده به سوی حرم
مگر که اوج بگیرد دوباره روی حرم

خدا کند که بیایم دوباره پا بوست
خدا کند که نمیرم در آرزوی حرم

اگر چه خیر ندیدی تمام عمر ز من
وجود من زده لطمه به آبروی حرم ...

... تو را دوباره قسم می دهم به عبّاست
تصدّقی سرِ حضرتِ عموی حرم

بده اجازه شبی باز زائرت باشم
و روی خاک بیافتم به روبروی حرم


چقدر بنده نوازی چقدر آقایی!
چقدر حضرت آقا شبیه زهرایی


#محمد_ناصري


Telegram.me/raziolhossein
00:36
#امام_حسین_ولادت
#دوبیتی

امشب حسنات می فرستد زهرا
برشیعه برات می فرستد زهرا

درهای بهشت وا شده پس حتما
دارد صلوات می فرستد زهرا

#سیدمجتبی_شجاع

Telegram.me/raziolhossein
00:37
#امام_حسین_ولادت
#دوبیتی

ای آن که تو را حُسن خداداد بود
میلاد تو جلوه گاه ایجاد بود

ما را به نگاه لطف خود شادان کن
امروز که قلب فاطمه شاد بود
×××
امشب که فضا پُر است از بوی حسین
عطر گل سرخ آید از سوی حسین

ای فطرس پر سوخته احرام ببند
از بهر طواف کعبۀ روی حسین
×××
ما ریزه خور خوان گل فاطمه ایم
پروردۀ احسان گل فاطمه ایم

خاریم ولی به یمن میلاد حسین
صد شکر که مهمان گل فاطمه ایم
×××
از عشقِ حسین تا تکلّم کردند
قدسی نفسان باز تبسّم کردند

از بهر زیارتِ حسین بن علی
در خاکِ قدوم او تیممّ کردند


#سیدهاشم_وفایی


Telegram.me/raziolhossein
00:37
#امام_حسین_ولادت

امشب همه عالم پر از شور حسین است
چشم ملایک روشن از نور حسین است
سینای دل یک شعله از طور حسین است
قلب رسول الله مسرور حسین است

خورشید ثاراللهیان امشب درخشید
چشم همه آزادگان را نور بخشید

امشب عجب شوری دل دیوانه دارد
امشب یم رحمت به کف دردانه دارد
امشب محمد در بغل ریحانه دارد
امشب علی قرآن به روی شانه دارد

امشب ز هم وا شد گل لبخند زهرا
آمد به دنیا نازنین فرزند زهرا

این مشرق الانوار رب المشرقین است
این جان عالم این امام العالمین است
این عین حق یعنی علی را نور عین است
این شمع جمع آل پیغمبر حسین است

دیدار روی خالق سرمد مبارک
قرآن به روی سینه ی احمد مبارک

این کیست مصباح الهدا فلک نجات است
شویندۀ لوح تمام سیئات است
این کام خشکش خضر را عین الحیوة است
این هستی ما در حیات و در ممات است

دار و ندار انبیا، هست خداوند
چشم خدا، روی خدا، دست خداوند

نام حسین اول به قلب ما نوشتند
آن گه گل ما را به مهر او سرشتند
آن که بذر حب او در سینه کشتند
نه عاشق حور و نه دنبال بهشتند

فردای محشر چشمشان سوی حسین است
حور و قصر و خلدشان روی حسین است

ای روح پاک انبیا پروانه ی تو
قلب همه خوبان عالم خانه ی تو
کوه غم خلق جهان بر شانه ی تو
عقل و خرد دیوانه ی دیوانه ی تو

بگذار تا آشفته ی موی تو باشم
دیوانه ی زنجیری کوی تو باشم

این جرم های بی شمارم یابن زهرا
این چشم های اشک بارم یابن زهرا
بر درگهت امیدوارم یابن زهرا
تنها تویی دار وندارم یابن زهرا

من هر که هستم "میثم" کوی شمایم
آلوده ام امــا ثــناگـوی شـمایم



#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
00:39
#امام_حسین_مدح

هرکس برای نوکریش انتخاب شد
یک شب نگشته کل صوابش ثواب شد

او حاجت تمامی عالم کند روا
بیهوده نیست سید کل شباب شد

دنبال اجر سینه زنان بودم و سپس
بیتی ز معنی آمد و بهرم جواب شد.

((وقتی خدا به حشر بگوید چه داشتی
سربر کند حسین و بگویی حساب شد ))


#محمدحسین_علیمحمدی


Telegram.me/raziolhossein
00:39
#امام_حسین_ولادت
#دوبیتی

بر عرش دوباره زیب و زین آمده است
محبوب رسول ثقلین آمده است

از کنگرۀ عرش به ذکر صلوات
گفتند حسینیان حسین آمده است


#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
00:44
#امام_حسین_مناجات


بی تو هزار گوشه ی دنیا صفا نداشت
اصلاً خدا بدون تو این جلوه را نداشت

گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود
چنگی به دل نمی زد اگر کربلا نداشت

حتی زِ معجزاتِ مسیحا خبر نبود
مُشتی اگر زِ خاکِ قدومِ شما نداشت

بی تو هوایِ خانه یِ زهرا گرفته بود
این قدر جلوه جاذبه یِ مرتضیٰ نداشت

شکرِ خدا که خانه ی تان هست رویِ خاک
ور نه زمینِ تیره که دارالشفا نداشت

مجموعه ی خَصائِلِ بی انتها شُدی
یک جا تمامِ سِلسِله یِ انبیا شدی

گیرم بهار نیست دَمی جانفزا که هست
گیرم بهشت نیست غبارِ شما که هست

بر خِشت خِشتِ کعبه نوشتند با طلا
گیرم که قبله نیست ولی کربلا که هست

در ازدحامِ خیلِ گدا جا اگر کم است
تشریف آورید دو چشمانِ ما که هست

جایی اگر نبود خدا را صدا کنید
باب الجواد و سایه ی ایوان طلا که هست

کوتاست سقفِ عالم اگر وقتِ پَر زدن
غم نیست ، رویِ گنبد و گلدسته ها که هست

خوش گفته اند قطره که دریا نمی شود
هر یوسفی که یوسفِ زهرا نمی شود

تو آمدی قیامتِ کُبریٰ رَقَم زدی
بر تارُکِ همیشه ی عالم عَلَم زدی

می خواستی که رشک برند دیگران به من
زلفِ مرا گِره به نسیمِ حرم زدی

حِس می کنم میانِ دلم بویِ سیب را
از آن زمان که در حرمِ دل قدم زدی

می خواستی که شعله بگیریم بی اَمان
آتش به جانِ هر غزلِ مُحتشم زدی

با شیر ، طعمِ روضه ی تان را چشیده ام
وقتی سَری به چشمِ ترِ مادرم زدی

مجنونِ کوچه های غَمَم، دستِ من بگیر
دل تنگِ دیدنِ حرمم دستِ من بگیر

تو تشنه و دریغ زِ یک جرعه آب ، آه
تو تشنه و تمامیِ صحرا سراب ، آه

در زیرِ نیزه هایِ شکسته نهان شدی
با زخم هایِ تازه تر و بی حساب، آه

یک سو صدایِ العطش آرام می رسید
یک سو صدایِ هِلهله ها در شتاب، آه

یک سو صدایِ ضَجه یِ زینب بلند بود
یک سو صدایِ مادرت اما کباب، آه

یک سو عَلَم به خاک و علمدار غرقِ خون
یک سو به رویِ نیزه عزیزِ رُباب، آه

کم کم نگاه بر بدنت سخت می شود
کم کم نَفَس زدنت سخت می شود


#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
00:45
#امام_حسین_ولادت
#دوبیتی

ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺣﺴﻴﻦ ﻧﻮﺭ ﺩﺍﻭﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺩﻟﺎﻭﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ

ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺣﺴﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺭﺷﻴﺪ
ﺑﻔﺮﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ

#اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم

#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
00:45
#امام_حسین_ولادت
#دوبیتی

ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺳﻪ ﻣﻮﻟﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻳﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﺎﺷﺪ

ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻭ ﺣﺴﻴﻦ ﻭ ﺳﺠﺎﺩ
ﺑﺮ ﻣﻬﺪﻱ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﺎﺷﺪ



Telegram.me/raziolhossein
1
ش
01:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت


جبرئیل آمد از سما امشب ،
می زند از شعف به هم شهپر
همه دنبال او ملائکه ها ،
صف زده گرد خانه ی حیدر 

هر چه در آسمان ستاره که هست ،
می درخشند کنار یکدیگر
نکند حق برای دوم بار ،
کرده کوثر عطا به پیغمبر 

که نهیبی به خود زدم گفتم ،
من به بیداریم و یا خوابم
که ز گهواره این ندا آمد ،
تو مرا نوکری ،من اربابم

فُطرس از بعد این همه حسرت ،
صاحب بال و پر شد از کَرَمَش
می برد لذت دو عالم را ،
به دو چشمش اگر نهد قدمش 

گرچه نا قابلم ولی قلبم ،
شده مشتاق یک نگاه کَمَش
به خدا عاقبت به خیر شود ،
پاگذارد هر آنکه در حرمش

هر که دارد به سینه مهرش را ،
جایگاهش بود بهشت برین
تا قیامت گدای در گاهش ،
پادشاهی کند به عرش و زمین

هر چه در چهره اش نگاه کنی ،
چهره اش جلوه ای ز روی علیست
از میان ملائکه یکسر ،
با نگاهش به جستجوی علیست 

خنده اش مو نمی زند با مادر ،
خُلق و خویش به خُلق و خوی علیست
می گشاید همین که آغوشش ،
بوی خوش می دهد که بوی علیست 

به علی رفته هر که می نگرد ،
جود و احسان و هم مرام حسین
با دل شیعه می کند بازی ،
از همین کودکی مرام حسین 

می کند مثل لاله پیغمبر ،
نوه ی نو رسیده را بویش
به چه عشقی و از تمام وجود ،
شانه مادر زند به گیسویش

هر چه نور بوده در عالم ،
تابَد از پشت پرده ی رویش
اگر این پرده را کنار زند ،
آسمان ها شوند پی جویش 

دین و دنیا ببازد آنکس که ،
دوست دارد کسی به غیر حسین
از قیامت دگر نمی ترسد ،
هر که دارد به سینه مِهر حسین
 
به مسیحی بگو بیا و ببین ،
جلوه ای از خدای عیسی را
ای یهودی ببین به گهواره ،
باعث معجزات موسی را

پیر عیسی بود همین کودک ،
که شفا می دهد مسیحا را
به روی دست مصطفی بینید ،
این تجلی طور سینا را

هر که شد عاشق حسین هرگز ،
حرفی از عشق دیگری نزند
هر که شد گدای کوی حسین ،
در خانه ی دگری نزند 

او ردم گر کند خدا نکند ،
یا که از خود جدا ،خدا نکند
هر چه دارم من از عنایت اوست ،
دل به او بسته ام رها نکند

گر چه خوارم اگر چه پَستَم من ،
نکند او مرا دعا نکند
شب میلاد می زنم صدا او را ،
جان دهم گر مرا صدا نکند 

جمع ما یک شب از عنایت او ،
اگر او از همه رضا باشد
سال دیگر ولادت ارباب ،
وعده ی ما به کربلا باشد 

نگران بود مادرت تا دید ،
بوسه زد مصطفی به حنجر تو
پدرت با خبر از این که شود ،
قطعه قطعه تمام پیکر تو

گریه می کرد مجتبی به آن روزی ،
که جدا می شود زتن سر تو
سر و جان تمام علمیان ،
به فدای تن مطهر تو

شده از کودکی به هر محفل ،
گریه کردن به تو سعادت من
من ز خاک کمترم اگر که شود ،
سر موئی کم از ارادت من


#سعید_خرازی


Telegram.me/raziolhossein
ش
13:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت


گر چه از عشق فقط لاف زدن را بلدیم
گر چه چندی است که بی روح تر از هر جسدیم
گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم
جز در خانه ی ارباب دری را نزدیم

روزگاری است که ما رعیت این خانه شدیم
سجده ی شکر بر آریم که دیوانه شدیم 

از همان روز که حُسنش به تجلّی دم زد
از همان دم که دمش طعنه به جام جم زد
از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

بنده ی عشقم و مجنون حسین بن علی
در رگم نیست به جز خون حسین بن علی 

آسمان با طپش ماه تماشا دارد
قطره دریا که شود جلوه ی زیبا دارد
روح در جسم که باشد همه جا جا دارد
 عشق با نام حسین است که معنی دارد

تا خدا هست و جهان هست و زمان هست و زمین
شب میلاد حسین است شب عشق همین

او رسیده که به داد دل غافل برسد
کشتی گمشده ی عشق به ساحل برسد
کاروانی که به ره مانده به منزل برسد
نمک سفره ی ما نُقل محافل برسد

به همان کس که به میزان خدا هست محک
هر کجا سفره ی عشق است حسین است نمک

شب شور است که شیرین و غزل خوان شده ام
خیس از بارش احسان فراوان شده ام
جان رها کرده و دل بسته ی جانان شده ام
مست جام رجب و تشنه ی شعبان شده ام

که شب سوم این ماه حبیب آمده است
باز از باغ خدا نفحه ی سیب آمده است

او همان است که احسان قدیمش خوانند
در مدینه همه آقای کریمش خوانند
صاحب جام بلایای عظیمش خوانند
پنجمین دشمن شیطان رجیمش خوانند

از ازل تا به ابد خلق خدا می دانند
ما همه بنده و این قوم همه سلطانند

غم عشق است که آتش زده بر بنیادم
تا که در راه محبت بدهد بر بادم
من ملک بودم و فردوس نه آمد یادم
که من از روز ازل اهل حسین آبادم

منم آن رود که جز جانب دریا نروم
بر  دری غیر در خانه ی مولا نروم

ما که بر صاحب این عشق ارادت داریم
ما که انگیزه ی بر گشت به فطرت داریم
یک نفس تا به خدا بُعد مسافت داریم
باز هم در سرمان شور زیارت داریم 

هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله
هر که دارد هوس کرب بلا بسم الله

کربلا گفتم و دیدم جگرم می سوزد
آسمان دود زمین در نظرم می سوزد
گوییا معجر بانوی حرم می سوزد
دختری گفت که ای عمه سرم می سوزد

خیمه در خیمه دل اهل حرم شعله ور است
آتش سینه ی زینب ز همه بیشتر است

#محسن_عرب_خالقی

http://Telegram.me/raziolhossein
14:09
#امام_حسین_ولادت


حمد و شکرِ مزید یکتا را
خالق واهبُ العطایا را
که عطا کرد روزیِ ما را
آفرید آیۀ تولا را
کربلا داد و ذکر مولا را

او بما حِسِ ناطقه داده
رحمه الله واسعه داده

آن خدایی که هل اتا بخشید
چارده بار مصطفا بخشید
عترتِ ختم الانبیا بخشید
مرتضی داد و مجتبی بخشید
او بما شاه کربلا بخشید

آن که مَه پارۀ ولایت شد
صاحب پرچم هدایت شد

کیست مولودِ ماه پاره ، حسین
عرش حق را چو گوشواره ، حسین
آنکه دارد به دل نظاره ، حسین
جبرئیلش کند اشاره ، حسین
نغمه دارد به گاهواره ، حسین

هدیه قبل از ولادتش دادند
وعده های شهادتش دادند

روزی از روزها همین مولود
روی دامان مصطفی خوش بود
بوسه می زد نبی بر او به سُرود
مدح او داشت با سلام و درود
مَلَکِ وحی خواست اِذن ورود

آمد و گفت نزد پیغمبر
می شود کشته این پسر آخر

ای ز حکمت نهاده بر تو خدا
لقب خوبِ سید الشهدا
این تو هستی سفینه السُعدا
ای به راه خدا فنا و خدا
وی ز نسل اَعَزَّکم بِهُداه

بخدا نازنین امامِ منی
آسمانی ترین امامِ منی

ای ز بابا بما تو باباتر
پدر مهربانتر از مادر
مایۀ شادمانی حیدر
علت تشنه کامی کوثر
همۀ دلخوشیِّ پیغمبر

او سراپات از چه می بوسد
جای شمشیر را که می بوسد

ای که بر تو جهان گریسته اند
همه پیغمبران گریسته اند
برتو اهل جنان گریسته اند
همۀ مومنان گریسته اند
اولیا هر زمان گریسته اند

به زبانِ همه سروده شدی
در کتاب خدا ستوده شدی

ای تمام حقیقت قرآن
هم صراط و طریقت قرآن
رمز و راز شریعت قرآن
مدح و وصف و فضیلت قرآن
نام تو هست زینت قرآن

ای تو نزدیکتر ز حبل  ورید
السلام علی الحسین شهید

آمدی کِشتی نجات شوی
خون دهی چشمۀ حیات شوی
جان دهی برگۀ برات شوی
از کرم شافع ممات شوی
مظهر ذات و هم صفات شوی

بخدا راه بندگی با توست
بهترین سبک زندگی با توست

هیچ گه لفظ((من)) نمی گفتی
خطبه نزد حسن نمی گفتی
پیش مولا سخن نمی گفتی
حرفی از پیرهن نمی گفتی
سخنی از کفن نمی گفتی

عاقبت بی کفن شدی آقا
پاره پاره بدن شدی آقا

زیر نیزه به پیکرت چه گذشت
بر سر نیزه بر سرت چه گذشت
زیر خنجر به حنجرت چه گذشت
تَهِ مقتل به خواهرت چه گذشت
به سر و روی دخترت چه گذشت

معجر دخترت کشیده شده
نالۀ مادرت شنیده شده

#محمود_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت


ببینید گیسوی پُر تابِ ما را
ببینید جوش مِی ناب ما را
ببینید ماه جهانتاب ما را
ببینید لبخند ارباب ما را

ندارد ظهورش در عالم نظیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

جنون چاک کرده گریبان ما را
قیامت ندیده است طوفان ما را
چه می خواهد از جان ما،جان ما را
ببینید این عید قربان ما را

سر آورده ام تا سرم را بگیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

پرم کرده ای با سبوی دو چشمم
که شش گوشه شد آرزوی دو چشمم
به سوی شما می رود سوی دو چشمم
تو و جانِ من ای به روی دو چشمم

کنارت ندارم بجز سر به زیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

خدا با تو وا کرده درهای خود را
به گِردت دوانده قمرهای خود را
علی دیده جمع پسرهای خود را
خدا رو نموده هنرهای خود را

چه نور عظیمی چه شاه و وزیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

زمانی که میدان نفس گیر می شد
زمانی که لشگر سرازیر می شد
زمانی که دشمن کمی شیر می شد
فقط ضربه های تو تکثیر می شد

تو سلطان میدان در آن دار و گیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

به میدان رسیدی و عالم به پا شد
که با تو خدایِ مجسم به پا شد
به پیش تو محشر دمادم به پا شد
که با ذوالفقارت جهنم به پا شد

تو مانند مولایی و در غدیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

اگر بار دیگر قدم را بکوبی
بهم دستگاه ستم را بکوبی
سر کافران کاخ غم را بکوبی
اگر زینبیه عَلَم را بکوبی

الا نور عینی و بدرالمنیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

اگر ما به یادت اگر یادِ مایی
تو آرامش حیدر آبادِ مایی
توو شهربانو تو سجادِ مایی
تو همشهری ما تو دامادِ مایی

تو ایرانی وقبله ی این مسیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

خدا آرزویِ علی را برآورد
حسن بوسه زد از لبت شکر آورد
حسین امشب از خنده ات پَر در آورد
علی را برای علی اکبر آورد

تو حسن قدیمی و خیر کثیری
امیری حسینُ و نعم الامیری

#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_عباس_ولادت


«قبره فی قلوب من والاه»
حرمش قبله‌گاه عشّاق است

ماه شعبان رسید! ماه سه ماه
کربلا می‌رویم! بسم الله


السلام ای پناه مُلک و مکان
در یدِ قدرتت عنان جهان

رفته قنداقه‌ات به عرش خدا
تشنهٔ پای‌بوسی‌ات همگان

در طوافت قیامتی شده است
می‌رسد هر فرشته با هیجان

پَر قنداقهٔ تو می‌بخشد
پر و بالی به فطرس نگران

از سرانگشت پاک مصطفوی
جرعه جرعه بنوش شیرهٔ جان

خواند جدّت «حسینُ منّی» را
«وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان

با تو جود و شجاعت نبوی‌ست
ای شکوه حماسه‌های عیان

در نمازت شبیه فاطمه‌ای
بین میدان علی‌ست جلوه‌کنان

چشم‌های تو مرز خوف و رجاست
قَهر و مِهر تو آتش است و امان

رحمت محض! یا ابا الأیتام!
پدری کن برای عالمیان

ای که آقایی تو بی‌حد است
باز ما را به کربلا برسان

شب جمعه شمیم سیب حرم
منتشر می‌شود کران به کران

روضه‌هایت بهشت اهل ولاست
چشم ما چشمه‌های کوثر آن

«وَ مِنَ الماءِ کُلَّ شَیءٍ حَی»
اشک‌ها از غمت همیشه روان

السلام ای شهید روز دهم
السلام ای امام تشنه‌لبان

تا ابد در فراز، پرچم توست
خون سرخت همیشه در جَرَیان

کربلای تو از ازل بوده‌‌ست
مبدأ حرکت زمین و زمان

شب سوم رسیده‌ای، ای ماه
السلام علیکَ ثارالله


السلام ای نگین عرش برین
سروِ بالا بلند اُم بنین

جذبه‌های نگاه هاشمی‌ات
ماه را می‌کشد به سوی زمین

عبد صالح! مُواسِیاً لله!
پدر فضل! روح حق و یقین!

به حضورت گشوده دست، فلک
به قدوم تو سوده عرش، جبین

وقت هوهوی ذوالفقار علی‌ست
به روی مرکب حماسه نشین

می‌شود با اشارهٔ‌ تو دو نیم
هر کسی آید از یسار و یمین

زینبت «إن یکاد» می‌خواند
آسمان محو هیبت تو! ببین

کاشف الکرب اهل‌بیت نبی!
بازوان تواند حصن حصین

ماه من! بازوی رشید تو را
که برافراشته‌ست بیرق دین ـ

زده بوسه علی به گریه چنان
چیده از آن حسین بوسه چنین

سائلان تو بی‌شمارند و ...
گوشه چشمی به ما! بس است همین

شب جود و کرامت و بذل است
شب چارم شب اباالفضل است


السلام ای حقیقت جاری
روح تقوا و زهد و بیداری

سید السّاجدینِ شهر رسول
عبد مسکینِ حضرت باری

روزهایت مجاهدت، ایثار
نیمه‌شب‌هات بخشش و یاری

در مناجاتت ای صحیفهٔ نور
آیه آیه زبور می‌باری

همه مجذوب ربنای تواند
محوِ این سِیْر و این سبک‌باری

گوش کن این صدای داوود است
که به شوق تو می‌شود قاری

پا برهنه به حجّ که می‌آیی
کعبه را هم به وجد می‌آری

خطبه‌های تو تیغِ برّانند
ثانی حیدری و کرّاری

در مصاف تو سهم دشمن تو
چیست غیر از مذلّت و خواری

وارث عزت و سخای حسین
ای که بعد از عمو، علمداری

به محبان خود نظر فرما
بیشتر موقع گرفتاری

رو سیاهی من گذشت از حدّ
تو برایم مگر کنی کاری

در نماز شبت دعایم کن
تو عزیزی تو آبروداری

دلم از بند هر غم آزاد است
شافع من امام سجاد است

#یوسف_رحیمی

https://telegram.me/raziolhossein
17:22
#امام_حسین_ولادت

هرچه بادا باد اما عشق باد
عشق بادا عشق بادا عشق باد
جوهر این عاشقی‌ها عشق باد
کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد
عقل رفت وگفت تنها عشق باد

عین و شین و قاف یعنی جان حسین
عشق یعنی جان سَنَ قربان حسین

"عشق یعنی جلوه‌ای در آبگین"۱
عشق یعنی دست حق در آستین
عشق یعنی عقل اما با یقین
عشق یعنی نیست غیر از او همین
عشق یعنی یا امیرالمومنین

یا علی گفتیم و بعداز آن حسین
جان ما ای جان سَنَ قربان حسین

اینهمه غارتگری‌ها را ببین
از دلِ ما دلبری‌ها را ببین
زیر پایت پادری‌ها را ببین
شور و شوقِ نوکری‌ها را ببین
یا حسینِ آذری‌ها را ببین

سالدی قَلبیم د َعجب طوفان حسین
جان ما ای جان سن قربان حسین

روز اول که دلم را ساختند
با همین دلها حرم را ساختند
بعد آن شادی و غم را ساختند
از نوکِ مژگان قلم را ساختند
نقش شد نامت عَلَم را ساختند

نعره زد میرِ علمداران حسین
جان ما ای جان سن قربان حسین

تو حسینی و سلامت شد حسن
خوش بحالت که امامت شد حسن
آمدی و همکلامت شد حسن
آفتاب رویِ بامت شد حسن
استلامت احترامت شد حسن

"شد حسن با هیبتت حیران حسین"۲
جان ما ای جان سن قربان حسین

نام آقازاده هایت تا علی است
با همین سه کارهامان با علی است
یادمان دادی فقط آقا علی است
با شما شیرینی دنیا علی است
یاعلی و یاعلی و یاعلی است

گفت ایوان نجف : سلطان حسین
جان ما ای جان سن قربان حسین

مادرم من را به دستش تا گرفت
ماجرای ما همانجا پا گرفت
کربلایت در دلِ ما جا گرفت
کار عشق و عاشقی بالا گرفت
دست ما را حضرت زهرا گرفت

درحرم گفتیم آقا جان حسین
جان ما ای جان سن قربان حسین

ای دل از این زخم پنهانی بخوان
چند بیت عمان سامانی بخوان
یاد زینب از پریشانی بخوان
از وداعی سخت بارانی بخوان
رفت پیراهن ، زِ عریانی بخوان

من کی‌اَم عمان بی سامان حسین
جان من ای جان سن قربان حسین

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان
رفت تا گیرد برادر را عنان
در قفای شاه رفتی هر زمان
بانگِ مَهلاً مَهلَنَش بر آسمان
اهل دل را آتش اندر جان زنان"۳

بی تو ای وای من و طفلان حسین
صبر کن ای جان سن قربان حسین


۱.اشاره ای به آیه مبارکه نور
۲.حدیثی از امام مجتبی علیه السلام
۳.ابیاتی از گنجینه ی اسرار عمان سامانی

Telegram.me/raziolhossein
17:26
#امام_حسین_ولادت



سرمایه سری هست، فدای سر ارباب
سر به سر ارباب، سرِ نوکر ارباب

بهتر که سرم را به روی دست بگیرم
چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم
مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب

تا بوده همین بوده و تا هست همین است
جَمعند گداها همه دور و بر ارباب

کار آن قدری هست که بی کار نباشد
یک کارگر از این همه کارگر ارباب

این بال و پر سوختۀ فطرسی ام را
امشب برسانید به خاک در ارباب

با گفتن یک بار «حسین جان» گنهم ریخت
قبل از رمضان، سوم شعبان گنهم ریخت


تا سفره ی افطار شما هست، گدا هست
آقا که حسین است، برای همه جا هست

ما درد نگفتیم و مداوا شده رفتیم
پس بیشتر از هر چه که درد است، دوا هست

عیسی نَفَسی هست اگر از نَفَس توست
در سینه ات انگار نفس نیست، شفا هست

تا خانه ببر سائل خود را، که بگویی
هر وقت گرفتار شدی، خانه ی ما هست

در سینۀ سینایی ات، ارباب دو عالم!
گنجینه ای از جلوۀ اسماء خدا هست

ما عرش خدا را که ندیدیم، ولیکن
جایش شب جمعه، حرم کرب و بلا هست

ما تا ابد دهر بدهکار حسینیم
دیوانه زنجیری بازار حسینیم


سرچشمهٔ توحید دو تا چشم ترت شد
تا عرش پریدن هنرِ بال و پرت شد

با زلفِ کشیده، صف خیرات کشیدی
یک شهر نمک گیر تو و موی سرت شد

بالا بنشین ای به قیامت، قد و قامت
یک بار زمین خوردی و دل خون جگرت شد

باید که ز خاک قدمش بوسه بگیرند
هر وقت که هم بازی تو در به درت شد

این پیرهن سرخ نشان داد شهادت
از روز ازل آمد و مدّ نظرت شد

لیلا تویی و ما همه مجنون تو هستیم
جانانه مسلمان تو و خون تو هستیم


آواره ترین سائل درگاه رسیده
درمانده ترین ماندۀ در راه رسیده

ای جلوهٔ رحمانیت! ای رحمت مطلق!
نور تو به دادِ دل گمراه رسیده

قطع به یقین، دستِ بگیر است، قیامت
دستی که به دامان تو ای شاه رسیده

یک وقت تن محترمت درد نگیرد
از عرشِ خدا حولۀ دلخواه رسیده

شش ماه به روی جگرِ سوخته دل ها
داغ انا العطشان تو با آه رسیده

می خواست که از مادر تو اشک بگیرد
این بوسه که حالا به گلوگاه رسیده

جبریل که پر ریخت، پیمبر نفسش رفت
حرف از گلوی توست که مادر نفسش رفت

#حبیب_نیازی

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
17:28
#امام_حسین_ولادت


اي دل زمان هجـر به پايان رسيده است
دور وصال حضرت جانان رسيده است

گُل كرده طبع طوطي اشعار من كه باز
فيض جمال گُل به گُلستان رسيده است

هم سرخوشم كه تاج سرم جلوه گر شده
هم
مست اينكه سوّم شعبان رسيده است

بدر
ُ الدجای عرش ، در عالم طلوع كرد
شمس الضُّحاي روضهي رضوان رسيده است

بعد از حسن كه لؤلؤ "بیتُ العقیق شد
نوبت به جلوه کردن مرجان رسیده است

خلقت گرفته جان که درون رگ حیات
خون شــريف ايـزدِ منان رسیده است

از
رحمت کسی كه خودش رحمت خُداست
لطف
خدا به خلق دو چندان رسيده است

بر
بال جبرئيل ، به عنوان رو نمـاش
آيات سُرخِ فجـر به قرآن رسيده است

دوران پر شكستگي ات رو به خاتمه ست
فطرس بيا كه نوبت درمان رسيده است

چيزي كم از خزانه ي لطفش نمي شود
گر چه نيازمند ، فراوان رسيده است

در چشم تك تك شهدا برق شادي است
سالارشان ، "امام شهيدان" رسيده است

هارونِ مصطفاي نبي ، يا اباشُبير
در خانه ي تو آمده از عرش ، كلّ خير

ريحانه ي مُطهّره ي ختم الانـبيا
اي از اَلَـست ، مادر سلطان اوليا

بانو ، ظهور نور دوعينت ، مباركت
بوسيــدنِ جمال حسينت ، مباركت

زهرا ! عروس بنت اسد ، زوجة الاسد
از عطر سيب سُرخ تو مستيم تا ابد

آن سان كه مجتباي تو مثل پيمبر است
از هر نظر حسين تو مانند حيدر است

مولود گريه ، بر رُخ طاها نگاه كن
اشك پدر بزرگ خودت را نگاه كن

غوغا شده درون دل پُر خروش تو
گفته پدر اذان و اقامه به گوش تو

ياد از خُدايِ لم يَزَلت مي كند حسن
با ذوق و شوق تا بغلت مي كند حسن

رويت لطيف چون گُلِ سُــرخ مُحمّـدي
دستار تو سياه نه "سبــزِ زبــرجدي"

با جذبه هاي خاصِّ چشم سياه تو
ما را طلسم كرده ، طلسم نگــاه تو

سوگند بر علي كه وليّ دو عالم است
نام تو يا حسين همان اسم اعظم است

شك ميكند دراين كه تو باشي خدا،حسين
هر دل كه زنده مي شود از ذكر يا حسين

عُمريست گفته است به كرّات و باز هم
در مجلـس سُرور تو قلبم گرفته دم:

"اي دل بگير دامن سلطان اوليا"
"يعني حسين بن علي شاه كربلا"

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 80.1 KB
با گفتن یک بار حسین جان گنهم ریخت
قبل از رمضان سوم شعبان گنهم ریخت...

🌹ولادت با سر سعادت مولانا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام مبارکباد🌹
@raziolhossein
ش
19:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت
#سرود

بخداشاده دل آل الله

شب میلاداباعبدالله

شده ذکرلب هردیوانه

بفدای قدم ثارالله
....

دل عاشقان همه بی تابه

آسمون غرق نورمهتابه

اشک شادی بفشانیدامشب

که شب ولادت اربابه

السلام علیک یااباعبدالله 3
🌷🌷🌷🌷

امشبی که دل زهراشاده

دل مازغصه هاآزاده

مدینه داره بخودمی باله

ازقدم های حسین آباده
.....

پروبال فطرس وواکرده

برات عفوش وامضاکرده

خداهدیه اشو به زهراداده

چه عنایتی به مولا کرده

السلام علیک یااباعبدالله3
🌷🌷🌷🌷

#محمد_خرمفر

http://Telegram.me/raziolhossein
19:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:54, 126.9 KB
ش
21:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت


افــتــخـار الـثّـقـلین آمده است
بـه نــبی نـور دو عـین آمده است

نور بـاران شــده ایــوان حـجـاز
عاشقان مژده، حسین آمده است


ساقی بزم ولائی تو حسین
چشمه ی آب بقائی تو حسین

محور دایره ی کرب و بلا
افتخارالشهدائی تو حسین


در دل افتاده عجب غوغائی
همه خیره به گل زیبائی

جبرئیل آمده با خیل ملک
تا بخواند به حسین لالائی


مرحبا ای شه فرزانه حسین
رونق خانه و کاشانه حسین

شمع پر نور همه انجمنی
جان عالم به تو پروانه حسین


ز آسمان صوت جلی می آید
شهسوار ازلی می آید

به زمین و به زمان مژده دهید
که حسین ابن علی می آید


عرشیان که به علی مانوسند
حافظان شرف و ناموسند

میهماندار گل زهرایند
همه از دست حسین می بوسند


شب میلاد و شب احسان است
آسمان روشن و نور افشان است

گفتم آنجا چه خبر، روح الامین
گفت در عرش حسین مهمان است

#ولی_الله_کلامی_زنجانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
23:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
764×458, 82.4 KB
در روز‌اول فطرس‌و در روز آخرحُر
سرتاسر عمرش تماماً دستگیری‌بود


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
30 April 2017
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت


مادر ماه بنی‌هاشم! قمر آورده‌ای
نخل امید ولایت را ثمر آورده‌ای
بحر موّاج کرامت را گهر آورده‌ای
کلک صنع کبریایی را اثر آورده‌ای
هر چه در وصفش بگویم خوب‌تر آورده‌ای
بر امیرالمؤمنین زیباپسر آورده‌ای
این پسر شمشیر و شیر عترت پیغمبر است
پای تا سر حیدر است و حیدر است و حیدر است

این پسر دست علی دست علی دست خداست
این پسر یک مطلع الانوار مصباح الهداست
این پسر تا حشر ثاراللّهیان را مقتداست
این پسر قربانی کوی حسین از ابتداست
این پسر دست خدا با دست از پیکر جداست
این پسر روح حسین ابن علی «روحی فدا»ست
این پسر ماهی است در بین دو مهرِ فاطمه
این بود باب الحسین و باب حاجات همه

بیت مولا، باغ جنّت، یاسمن، عباس توست
روح غیرت، جان آزادی به تن، عباس توست
هاشمیّون را چراغ انجمن، عباس توست
وارث شمشیر و دست بوالحسن، عباس توست
ملجأ و باب المراد مرد و زن، عباس توست
بت‌شکن: مولا علی، لشکرشکن: عباس توست
این خداوند ادب، عبد خداوند است و بس
در شجاعت، در وفاداری، نظیرش نیست کس

کیست عباس آن که وجه‌ الله محو روی اوست
آل هاشم را همه دل در کمند موی اوست
غرق گل از بوسۀ دست خدا بازوی اوست
ذوالفقار فاتح خیبر، خم ابروی اوست
نخل سرسبز ولایت قامت دلجوی اوست
آبروی آبرومندان ز خاک کوی اوست
از دل گهواره تا امواج خون در علقمه
لحظه‌ای غافل نگردید از حسین فاطمه

آفتاب طلعتش خورشید رخسار حسین!
دیدن رخسار او، تکرار دیدار حسین!
از شب میلاد بودش دل، گرفتار حسین!
نقد جان در دست و سرگردان به بازار حسین!
با سر و با دست و چشم و تن خریدار حسین!
حامی و سردار و سقّا و علمدار حسین!
با وجود آن که خود مظلوم ظالم‌سوز بود
مثل حیدر عابد شب بود و شیر روز بود

مادر سادات زهرا خوانده خود را مادرش
حیدر کرّار می‌خواند حسین دیگرش
عمّۀ سادات می‌بالد که باشد خواهرش
ایستاده با ادب حتّی ادب در محضرش
آفرینش تا قیامت تشنه‌کام ساغرش
حاجت کونین جوشیده است از خاک درش
در حریمش اکتفا کردن به یک حاجت کم است
کم مخواه از او که او باب المراد عالم است

او که با ماه جمالش عالم‌آرایی کند
او که بر خاکش سرافرازی جبین‌سایی کند
او که بی وی عشق هم احساس تنهایی کند
او که بر خیل شهیدان نیز آقایی کند
آل عصمت را ز اشک دیده سقایی کند
خون خود را وقف بر گل‌های زهرایی کند
جسم‌ و جان و چشم و دست ‌و سر دهد در راه‌ دین
گل کند تقدیم ثارالله از زخم جبین

اوست سقایی که در آغوش دریا سوخته
هم زده آتش به دریا، هم به صحرا سوخته
همچو شمعی در شرار دل سراپا سوخته
آب گشته در میان آب و تنها سوخته
مشک هم از اشک آن لبْ‌تشنه‌سقا سوخته
مثل تصویرِ لبِ فرزند زهرا سوخته
اشک صد ایّوب می‌جوشد به یاد صبر او
تا قیامت آب می‌گردد به دور قبر او

ای خدا را تیغ بران در نیامِ اهل‌بیت!
ای علی را شیر غران در کنام اهل‌بیت
ای به رخسارت تجلاّی تمام اهل‌بیت
ای مقامت در صف محشر مقام اهل‌بیت
هم به «نفسی انت» فرمودت امام اهل‌بیت
هم به شمشیرت نوشته انتقام اهل‌بیت
می‌رسد روزی که حق را باز هم یاری کنی
باز، بازآیی و بر مهدی علمداری کنی

تشنه‌ای و چشم ما دریا به پایت ریخته
دل رویِ دل در حریم با صفایت ریخته
فیض روح الله در صحن و سرایت ریخته
همچو باران استجابت از دعایت ریخته
اشک ثارالله روی دست‌هایت ریخته
بال حورالعین رویِ پای گدایت ریخته
جوشد از خاک درت اشک مناجات همه
بیشتر باشد به کویت عرض حاجات همه

مهر تو دین من، آیین من، ایمان من است
زخم‌های پیکرت آیات قرآن من است ‌‌
پای تا سر دردم و خاک تو درمان من است
با تو بودن از ولادت دین و ایمان من است
ذکر «یا عبّاس» درمان تن و جان من است
دست من خالی و مدحت درِّ غلطان من است
نیستم قابل که گویم «میثم» کوی توام
هر که هستم یا ابوفاضل ثناگوی توام

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل_مدح


شاه قامت قیامتی داریم
دلبر با ابهتی داریم

کاسه لیس جناب عباسیم
وه چه رزق و ضیافتی داریم

نسل در نسلمان ابالفضلی است
در این خانه قدمتی داریم

قسمت کار ما گره نشود
یاور با محبتی داریم

ورد لبهایمان ابالفضل است
هر زمانی که حاجتی داریم

آرزوی بهشت را نکنیم
زیر این خیمه جنتی داریم

وسط روضه های تاسوعا
آرزوی شهادتی داریم

تاکه دست بریده یاور ماست
انتظار قیامتی داریم

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
01:37
#حضرت_عباس_ولادت


حیدری در خانه ی حیدر به دنیا آمده
یا که امشب حمزه ای دیگر به دنیا آمده
لرزه افتاده به جان دشمنان اهل بیت
حامی اولاد پیغمبر به دنیا آمده
ای فدائیان دربار حسین و مجتبی
چشمتان روشن که سر لشکر به دنیا آمده
رفت دوران سراب و عالمی سیراب شد
تشنگان سقای آب آور به دنیا آمده
درد بی درمان ندارد جا به عالم بعد ازین
سر پناه سائل این در به دنیا آمده

ای پریشان ، ای گرسنه ، ای گرفتار ، ای فقیر
آمده باب الحوائج ، هر چه می خواهی بگیر

السلام ای زاده ی آزاده ام البنین
ای مسیح سفره های ساده ی ام البنین
چشم وا کردی به دنیا عاقبت شد مستجاب
آن دعاهای سر سجاده های ام البنین
روز میلادت علی آن قدر از تو گفت که
شد زمین و آسمان دلداه ام البنین
عالمی را مست کردی ساقی مشکل گشا
بس که گشتی مست مست از باده ام البنین
مستجاب الدعوه بودن روزی ما نیز شد
تا به تو گفتیم ، آقازاده ام البنین

دشمنت هم دست خالی برنگشته از درت
هر چه خوبی می رسد لطف تو هست و مادرت

تو که هستی ؟ که علی زد بوسه بر دستان تو
تا ابد هم اولیا هم انبیا حیران تو
ما چه باید وقت ابراز ارادت رو کنیم
گفته وقتی که امامت ، 《جان من قربان تو》
تو چه کردی مرزها را عالم عشقت شکست
تو چه کردی ارمنی شد بی سر و سامان تو
می زند تا روز محشر هر فرشته بوسه بر
دست هر کس که گره خورده است بر دامان تو
بین عالم هر کسی را بهر کاری ساختند
تو بلاگردان زینب من بلا گردان تو

ای ابالغوث ، ای ابالقربه ، امیر علقمه
من تو را دارم فقط ، پس بی نیازم از همه

ای ستون کربلا ، ای قرص مهتاب حسین
حضرت صاحب علم ، ای یار نایاب حسین
آن قدَر نزد امامت تو ادب کردی شدی
از همه محبوب تر در بین اصحاب حسین
ای کسی که کاشف الکرب امامت می شوی
نام زیبای تو گشته نقش محراب حسین
با نگاهی هر که را خواهی حسینی می کنی
بعد زینب نیست کس مثل تو بی تاب حسین
ای خداوند کرم با تو رفاقت کرده است
هر که نوشیده در عالم از می ناب حسین

اعتقادم این بُوَد فردا که روز محشر است
غم ندارد در دلش هر کس ابالفضلی تر است

ای که لب تشنه ترین سقای این دنیا شدی
با همه نیروت حامی بنی الزهرا شدی
تا قیامت داده ای درس ادب بر شیعیان
تو سپهسالار لشکر بودی و سقا شدی
ای حلالت شیر مادر ! پهلوان با وفا
آخرین ساعات هم گریه کن آقا شدی
بشکند دستی که پاره پاره کرده مشک را
از همه شرمنده تر در روز عاشورا شدی
فکر فرداهای زینب عاقبت جانت گرفت
تو همانی که کفیل زینب کبری شدی

تا خبر پیچید افتاده عموی خیمه ها
حرمله با لشکرش آمد به سوی خیمه ها


#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عباس_ولادت
#حضرت_عباس_مدح
#حضرت_عباس_ش

گريه كردم مُطَهّرم كردند
پاكْ مانند ساغرم كردند
اسم تو آمد و دلم پَر زد
به گمانم كبوترم كردند
با نگاهي ز چشم شهلايت
.خاكْ بودم ولي زرم كردند
پدر و مادرم همان اول
نذرِ اولاد حيدرم كردند
تا كه گفتم مُحبِّ عباسم
دلِ آلوده را حرم كردند
شخص بي آبرو چنان من را
پيشِ مردم چه محترم كردند
شك ندارم كه اين محبت را
به دعاهاي مادرم كردند
سالياني است آبرو دارم
ساليانيست نوكرم كردند

يَابْنَ امُّ البنين دعايم كن
باز در علقمه صدايم كن

دست بر سينه رو به كرب و بلا
السلام عليك يا سقا
قمر خانوادة خورشيد
صدقه دارد اين قد و بالا
پسر چهارمِ امير حُنين
دست بر سينة بني الزهرا
چشم و ابروي تو سپاه حسين
كاشف الكرب سيد الشهدا
سيزده ساله فاتح صفين
سومين بچهْ شيرِ ، شيرِ خدا
ارمني ها مُريد نام تواند
شاهدم سفره هاي تاسوعا
نامِ تو هم رديف يا فَتّاح
چشمهايت مُفَرِّجُ الغَمّاء
تو كه هستي ، حسين هم آخر
شد پناهنده بر تو عاشورا
سايبانِ مُخَدّراتِ حرم
پشتْ گرميِّ زينب كُبري

إعطِني يا كريم ، انا سائل
مستجيرٌ بِكَ ابوفاضل

دست گيرِ همه خدايِ ادب
دست پروردة امير عرب
نسلْ در نسلْ خاك پايِ توايم
به تو داديم دلْ نَسَبْ به نسبْ
سفره ات بهر سائلان پهن است
صورتت شير و خالِ تو ، چو رطب
مي كند زنده ياد حيدر را
چين پيشاني ات به وقت غضب
اسدالله كربلا ، عباس
بِنِشين با وقار بر مركب
قد كشيدي همينكه روي اسب
لشكر كوفيان كشيد عقب
مي شود روضه را تجسم كرد
با كمي فكر ، رويِ اين مطلب
تا تو بودي سفر به خير گذشت
اي نگهبان محمل زينب
تا تو بودي رباب اصغر داشت
غرق بوسه سپيدي غب غب
تا تو بودي نديد يك مادر
طفلش از تشنگي كند لب لب
تا تو بودي رقيه معجر داشت
روي دوش تو خواب بود هر شب
تا تو بودي كسي اجازه نداشت
بزند چوب خيزران بر لب

رفتي بر غرورها برخورد
دست نامحرمان به معجر خورد

واي از لحظه اي كه غوغا شد
رفتي و در خيام بلوا شد
دختري مشك آب دستت داد
بر دعا دست عمه بالا شد
سايه ات بين نخلها گم شد
پسر فاطمه چه تنها شد
تا رسيدي كنار نهر فرات
علقمه در مقابلت پا شد
تا قيامت خجل ز لبهايت
خنكي هاي آب دريا شد
جانب خيمه راه افتادي
فكر و ذكرت لبان آقا شد
در كمينت چهار هزار نفر
تيرها در كمان مهيّا شد
قدُّ و بالات كار دستت داد
چند صد تير در تنت جا شد
بي هوا دستِ راستت افتاد
دست چپ هم شكارِ اعدا شد
حرمله در شكارِ چشم آمد
هدفش چشم هاي شهلا شد
نوكِ تير از سرِ تو بيرون زد
تا پرش بين ديده ات جا شد
خواستي تير را برون بكِشي
گردنت خم به سوي پاها شد
از سرِ تو كلاه خود افتاد
يك نفر با عمود پيدا شد
آنچنان ضربه زد به فرقِ سرت
تا سر چينِ ابرويت وا شد
واي بي دست بر زمين خوردي
سجده گاه تو خاكِ صحرا شد
تيرهايِ كمي فرو رفته
خوب بر جسمِ اطهرت جا شد
بعدِ سي سال يا اخا گفتي
عاقبت مادر تو زهرا شد
دورتر از تنت حسين افتاد
همه ديدند قامتش تا شد
گفت عباس خيز و كاري كن
رويِ لشگر به خواهرم وا شد
دَمِ خيمه زمان غارت ها
سرِ يك گوشواره دعوا شد
سند ارث بُردن از زهرا
با كف پا به چادر امضا شد
پاسخ اَيْنَ عمّيَ العباس
سيلي چند بي سر و پا شد...


#قاسم_نعمتی


@Raziolhossein
02:17
#حضرت_عباس_ولادت

مادر عباس! حیدر بهر حیدر زاده‌ای
مرتضی شیرخدا، تو شیر حیدر زاده‌ای
بهر ثارالله، ثارالله دیگر زاده‌ای
یا علیِّ دیگر از بهر پیمبر زاده‌ای


آسمانِ عصمتی، قرص قمر آورده‌ای
بـر علی‌بن‌ابیطالـب پســر آورده‌ای


آفتاب و ماه را در مشرق رویش ببین
ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش ببین
بازوی خیبر‌‌گشا پیدا به بازویش ببین
صد قیامت را عیان در قد دلجویش ببین

روحش از گهواره تا کرب و بلا پر می‌زند
چشم‌هـایش حرف با ساقی کوثر می‌زند

ساقی کوثر، علی، این ساقی کرب و بلاست
نرگس چشمش خدایی، عاشق تیربلاست
این نه یک نوزاد کوچک این نهنگ بحر لاست
عضوعضو جسم از جان بهترش را این صلاست:

من ز آغـوش پـدر پرواز کردم تا حسین
با حسینم با حسینم با حسینم با حسین

کربلا باغ شهادت، شاخۀ یاسش منم
اشجع‌الناس است حیدر، اشجع‌الناسش منم
فاطمه ام‌البنین نازد که عباسش منم
هر که احساس حسینی دارد، احساسش منم

چشم مـن در خردسـالی عاشق تیر است و بس
شیر من در شیرخواری آب شمشیر است و بس

دست من دست علی، دست خدای عالم است
شیرِ شیرِ داورم، نام اسد بر من کم است
زخم در راه خدا بر روی زخمم مرهم است
پشت ثارالله با دست رشیدم محکم است

از ولادت چنگ بر حبل‌المتینش می‌زنم
آسمـان بـی‌ او بگردد، بر زمینش می‌زنم

مادر از روز ولادت زاده ثاراللهی‌ام
داده‌اند از شیرخواری درس خاطرخواهی‌ام
کربلا دریایی از خون، من در آن چون ماهیَم
بوسۀ پی در پی بابا دهد آگاهی‌ام

بـوده در لالایــی ام‌البنیـن ایـن زمزمه
جان عباسم به قربان حسین فاطمه

عشق را از دامن گهواره تمرین کرده‌ام
شیر مادر را به شوق مرگ شیرین کرده‌ام
دست و فرق و چشم دادم، یاری دین کرده‌ام
تا شهادت از امام خویش تمکین کرده‌ام

هست زائـر جسـم صـدچـاک مـرا در علقمه
هم محمّد هم علی هم مجتبی هم فاطمه

یوسف زهرا حسین است و خریدارش منم
با نثار جان و چشم و دست و سر، یارش منم
از ولادت تا شهادت محو دیدارش منم
بلکه فردای قیامت هم علمدارش منم

وقف ثارالله شد پیش از ولادت هستِ من
لالــه عبــاسی بــاغ ولایـت دسـت من

ای تو را بادا سلام از هر نبی و هر ولی
دست و شمشیر ولایت، شیر میدانِ یلی
ماه رویت در میان آل هاشم منجلی
اولین و آخرین یار حسین‌بن‌علی

ساقـی کوثـر علـی، سقای فرزندش تویی
آن که عالم قبلۀ حاجات خوانندش تویی

یابن‌حیدر خون ثارالله اکبر کیست؟- تو
نَفس نَفس مصطفا و جان حیدر کیست؟- تو
ساقیِ لب‌تشنۀ سردار بی‌سر کیست؟- تو
بین دشمن دستِ بی‌دست برادر کیست؟- تو

تندری یا خشم دریایی؟ نمی‌دانم که‌ای
نوکری؟ سقایی؟ آقایی؟ نمی‌دانم که‌ای


خال و خط و چشم و ابروی تو قرآن می‌شود
مهر تو در پیکر بی‌جان ما جان می‌شود
دردها بی‌نسخه با خاک تو درمان می‌شود
گر نگاهی افکنی یک خلق، سلمان می‌شود

لطف و احسان و کرامت گاه‌گاهی کن به ما
کـم نمـی‌آید ز چشمـانت نگاهـی کن به ما

فاطمه ام‌البنین چون لاله می‌بوید تو را
چشم حیدر با گلاب اشک می‌شوید تو را
حضرت زهرا به روز حشر می‌جوید تو را
یوسف زهرا «بنفسی انت» می‌گوید تو را

کاش در محشر که «ثارالله» سلطانی کند
تو علمداری کنی «میثم» ثناخوانی کند


#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
02:19
#حضرت_عباس_ولادت

شب میلادِ تو، میلاد به هم می ریزد
این جهان علی آباد به هم می ریزد

خیره بر بازویِ شاگردِ خودش با بوسه
اشک می ریزد استاد، به هم می ریزد

شب قبل از تو حسینِ تو، شب بعد از تو
سرِ بازوی تو سجاد، به هم می ریزد

چه نیازی ست بپوشید زره و جنگ کنی
به تماشای تو صیاد به هم می ریزد

مثل این رود که از دست تو موجی شده است
کار هر کس به تو افتاد، به هم می ریزد

چون که بُرقَع بگشاید، دلِ آب، آب شود
زلف آشفته کند، باد به هم می ریزد

سین، که شد حرف نهایی حروف عباس
از حسودیش به سین، صاد به هم می ریزد



Telegram.me/raziolhossein
02:20
#حضرت_عباس_ولادت

مییلاد ابوالفضل دلاور آمد
از بهر حسین امیر لشکر آمد
فرط ادبش همین که در چهارم ماه
از بعد ولادت برادر آمد


#فاخر

*****

عباس که در عشق دلی یکدله داشت
در دشت جهاد پرچم غافله داشت
یک روز پس از برادر آمد به جهان
یعنی ز حسین یک قدم فاصله داشت


#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
02:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
719×887, 88.2 KB
لبریز فلک شد از تبــارک
آوازِ طرب دهد چکــاوک
آمد پســـری ابوالعجائب
از خانه ی مالک الْمَمالَـک
حرف دل نوکر حسین است
اربــاب تـولــدت مبــارک

@raziolhossein
ش
09:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت
#امام_حسین_مدح
#امام_حسین_شهادت


فطرس رسیده جا به کبوتر نمی رسد
حتی فرشته پیش تو با پر نمی رسد

پس با وجود این همه شعبان که رفته است
دیگر گناهکار به محشر نمی رسد

با یاحسین مست ترینیم به مقصدش
هر قدر کاه گشت سبک تر،نمی رسد

گاهی برای ما نرسیدن رسیدن است
آن جا که دست شاه به نوکر نمی رسد

دنیای بی حسین اگر آخر غم است
دنیای با حسین به آخر نمی رسد

کوهی به کوه نه که در این روزگار پَست
دست برادری به برادر نمی رسد

در هیچ لحظه ای به جز از لحظه ی اَخا
در نقشه ها فرات به کوثر نمی رسد

ارث پدر گلوی بریده ست لاجَرَم
وقتی که اکبر است به اصغر نمی رسد

وقتی که نیستند علی های کربلا
انگشترت مگر که به دختر نمی رسد؟؟

در آخرین دقیقه به داد گلوی تو
حتی نه بوسه های پیمبر نمی رسد

حق در مَثَل همیشه به حق دار می رسد
با این حساب شمر به حنجر نمی رسد

با این حساب بر تن او پاره هم شود
پیراهن حسین به لشگر نمی رسد

این شاکلید قصه ی صحرای کربلاست
سر می دهد حسین ولی سر نمی رسد

#مهدی_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
09:04
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_عباس_ولادت


تا از رخ ماه ما نقاب افتاده است
از چشم ملایك آفتاب افتاده است

ای تمانده به گرداب گناهان برخیز
كشتی نجات ما به آب افتاده است

*

از سوره "والشمس"دلم شد آگاه
كه از پی خورشید ز راه آید ماه

یك روز پس از حسین عباس آمد
لا حول ولا قوه الا بالله

*


معبود علی بن حسین بن علی
مسجود علی بن حسین بن علی

گفتم به خدا زینت عُباد تو كیست
فرمود علی بن حسین بن علی

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
ش
12:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت
#سرود

عرش خدای تعالی، غوغا شده
شاه ولایت دوباره ، بابا شده

نبی کند ، به خنده چون گل بویش
علی زند ، بوسه به ماه رویش

زهرا گوید، باشور و شین ، جانم حسین
جانم حسین جانم حسین جانم حسین

................

دخیل گهواره او ، گشته فطرس
به دور قنداقه او ، روح القدس

ملک دهد ، به رونمای او جان
فلک کند ، به مقدمش گلباران

محشر شده ، در عالمین ، جانم حسین

...............

ریزه خور این سفره ، شاهانه ام
نوکر حلقه به گوش ، این خانه ام

تا به ابد ، مفتخر هستم ای شاه
من عبدم و ، تویی اباعبدالله

هردم هستم ، من زیر دین ، جانم حسین

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
12:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:57, 134.0 KB
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#بحر_طویل

به نام پسر حیدر کرار یل صف شکن عرصه پیکار سپهدار و وفادار همان دلبر و دلدار که اسمش همه جا گرمی بازار اگر اذن دهد اول دفتر بنویسم که ابالفضل علمدار قلم در قدم مدحت او مانده و مات است شب عشق و برات است نثار قدم او صلوات است بریزید به پایش گهر ناب که آمد پسر حضرت ارباب همان ماه که مهتاب زند بوسه به پایش علم نور لوايش نفس غيرت و ايثار ، صدایش به هوایش دل ما پر زند و مرحله در مرحله ساغر زند و نعره ی حیدر زند و مست شود مست که امشب شب شوق است دلم در تب شوق است درخشنده عجب کوکب شوق است لبالب دو سه پیمانه کن ای ساقی میخانه که مستانه کشم نعره به تکرار ، ابالفضل ...

٭٭٭

کنون رخصت از او می طلبم تا بنویسم ز مقامش ، ز مرامش ، ز قیامش که همه عاشق و شیدایی اویند و در حیرت والایی اویند و محتاج دم گرم و مسیحایی اویند که او نور امید است و نوید است و زمین در ادب و عشق ندیده است مثالش به جلالش به خصالش صلوات همه تقدیم کمالش نرسد زخم ز چشمی به جمالش غضبش تیغ ید الله نگاهش اسد الله به غیرت ولی الله تمام است به او حسن و ملاحت ، حسن دیگر حیدر ، پسر سوم زهراست چه زیباست ، چه رعناست گل ام بنین روح یقین شاخه ی طوباست گدای کرمش حاتم طایی چه عطایی ، چه سخایی که کند بر در او هر چه شهنشاه ، گدایی ، چه بگویم چه بخوانم ، نتوانم که نمی از یم او نیست اگر عالم و آدم بنویسند برایش ز صفایش ، ز وفایش و از آن معرکه ی کرببلایش که چها کرد ، وفا کرد به عهد ازلی ، شیر علی بسکه سر و دست جدا کرد ز اشرار ، چنان حیدر کرار ، ابالفضل ...

٭٭٭

علمدار وفادار کسی مثل ابالفضل ندیده نشنیده ، علمش پرچم اسلام و غم او غم اسلام ، یل محکم اسلام ، خدا سکه ی ایثار به نامش زده و پرچم اخلاص به بامش که مرامش هم عشق و ادب و غیرت و شور است و شعور است که تا روز قیامت به بلندای کمالش و به آفاق جلالش نرسد توسن اندیشه و اوهام ، به اتمام رسانده است در او حضرت حق حد کمالات ، جمالش به چه تشبیه کنم ماه تمام است ؟ نه والله غلام است بر او ماه ، اسد الله ید الله خلاصه شده در غیرت و در همت و در صولت و در شوکت و در عزت عباس که روحش ز بزرگی شده سرشار ، ابالفضل ...

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:10
#حضرت_اباالفضل_ولادت

خورشيد هم امشب به اين درگاه مي آيد
زيرا خبر پيچيده هر جا ، ماه مي آيد

امشب خيال حضرت ارباب آسوده ست
دارد كفـــيل زينبـش از راه مي آيد

سلطان عشّاق دو عالم جشن مي گيرد
وقتي وزيرش مثـل شاهنشاه مي آيد

با دست و پاي غرق گِل از سمت نخلستان
با سر به ديدارش ، ولي الله مي آيد

جانها فداي عاشقي كز شوق وصل او
معشوق،سويش مثل خاطرخواه مي آيد

عبّاس يعني عاشق صادق كه بي ارباب
او را ز هست و نيستش ، اكراه مي آيد

با جرعه ي آبي هدايت ميشود قطعاً
در آستانش هر كسي گمراه مي آيد

طوبي به جنّت نغمه سرداده ست با احساس
جانم فداي قامتت يا حضرت عبّاس

گفتند اهل دل ، دل امّ البنين روشن
حالا كه شد چشم اميرالمؤمنين روشن

آن قدر او ماه است كه، از نور رُخسارش
چون ماه كامل مي شود كلّ زمين روشن

دنيا و ما فيها نه تنها بلكه از نورش
در ديده ي ما ميشود تا...(نقطه چين) روشن

هر چند خاموشي در آنجا هست بي معنا
از او شده سرتاسر عرش برين روشن

وقتي نوشتم "ياابوفاضل مدد"ديدم
در حلقه ي انگشتر من شد نگين روشن

در صحن او بر خاك افتاديم و فهميديم
عشّاق عالم را چگونه شد جبين روشن

عبّاس نه ، عابس شدن را درك خواهي كرد
وقتي تورا شد سرّ دستورات دين روشن

هركس به او وارد شد و از خويش خارج شد
ذكرش تمام عمر يا باب الحوائج شد

فريادِ ما تا صبح محشر يااباالفضل است
يعـني كه تا آخر دل ما با اباالفضـل است

دلمُرده ي مَحضيم آنجايي كه ساقي نيست
هستيم غرق دلخوشي هرجا اباالفضل است

هرچيز را مقياس و معياري ست درعالَم
معيار در بحث ادب تنها اباالفضل است

از ادّعاي با وفايي دور باش اي دوست
گر در وفاداري تو را مبنا اباالفضل است

پايين تر از پايين من و امثال من هستند
وقتي فقط بالاتر از بالا اباالفضل است

بايدكه گرد و خاك پاي "تاويه"* باشيم
وقتي فداي زاده ي زهرا اباالفضل است

با ديدن دستـش نه تنها ذكر ما ، بلكه
ذكر خدا در محشر كبريٰ اباالفضل است

ديدم تو محبوب القلوبي يا ابوفاضل
الحق ، تو كَشّافُ الكرُوبي ، يا ابوفاضل

اي أحسنُ الحالم ببين حال خرابم را
آرام كن اين سينه ي پُر التهابم را

از بسكه زير دِيْنِ تو بودن بزرگم كرد
تسويه كردم با همه جز تو حسابم را

تا كه تمام عمر را عطشان تو باشم
بشكن به دست خويشتن جام شرابم را

حتّي شب ميلاد تو ، فكر مصيبت هات
آقاي من ، مي گيرد از دل صبر و تابم را

ارباب هم مي گفت : ميفهمند رفتي تو
هر كس ببيند صورتِ از خون خضابم را

عباس من ياد لب خُشك تو اُفتادم
وقتي كه بوسيدم لب طفل ربابم را

تو رفتي و هر بار بعدت العطش گفتم
داده ست با تير و سنان دشمن جوابم را

فرقت كه تا بين دو ابرو باز شد عباس
فصل اسيري حرم آغاز شد عباس

*تاويه : اسم مركب حضرت

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:11
#حضرت_اباالفضل_ولادت

یک جلوه زنور اهل بیت عباس است
تکبیر سرور اهل بیت عباس است

نامی که طلاکوب نمودست خدا
بر تاج غرور اهل بیت عباس است

#قاسم_نعمتی


http://Telegram.me/raziolhossein
17:15
#حضرت_عباس_مدح


همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است
چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دو دست داده به راه خدا و پس چه عجب
اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم
که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین
کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها
دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش,چه ترس از دوزخ
اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید
به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان
ببین که بر لب آقای ما اباالفضل است

#مجتبی_خرسندی


https://telegram.me/raziolhossein
👍 1
17:16
#حضرت_اباالفضل_ولادت

از سوره "والشمس" دلم شد آگـاه
كه از پی خورشید ز راه آید مــاه

یك روز پس از حسین عباس آمد
لاحـــــول ولاقـــــــوه الا باللـــــه

#محسن_عرب_خالقی


https://telegram.me/raziolhossein
17:23
#حضرت_عباس_مدح

نه در توصیف شاعر‌ها، نه در آواز عشاقی
تو افزون‌تر از اندیشه، فراوان‌تر از اغراقی

وفاداری و شیدایی، علمداری و سقایی
ندارند این صفت‌ها جز تو دیگر هیچ مصداقی

به خوبی تو حتی معترف بودند بدخواهان
یزید آنجا که می‌گوید «الا یا ایها الساقی»

تمام کودکان معراج را توصیف می‌کردند
مگر پیداست از بالای دوش تو چه آفاقی

چنان رفتی که حتی سایه‌ات از رفتنت جا ماند
رکاب از هم گسست از بس برای مرگ مشتاقی

فرار از تو فراری می‌شود در عرصۀ میدان
چنان رفتی که بعد از آن بخوانندت هوالباقی...

به سوی خیمه‌ها یا «عدتی فی شدتی» برگرد
که تو بی‌مشک سقّایی، که تو بی‌دست رزّاقی

شنیدم بغض بی‌گریه به آتش می‌کشد جان را
بماند باقی روضه درون سینه‌ام باقی

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
17:28
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#سرود

مدینه میدرخشد از نور روی پسر مرتضی
دسیده شیر دیگری بهر شیر خدا
بوسه زند به ماه روش حسن مجتبی

جانم فداش
حسین گشته محو روی ماهش
میشنود به گوش دل صدایش
نعره ی حیدریه گربلایش
خوش امدی یا ابوفاضل ...

رشک برد ماه سماء به روی انور ماه زمین
بیت گلین مرتضی شده خلد برین
تعبیر شد عاقبت خواب ام البنبین

ام البنین
به شام بخت تو زده سپیده
ماه به دامن تو ارمیده
امیر لشگر حسین رسیده

خوش امدی یا ابوفاضل


بهر حسین بن علی یاور و دلبر و غمخوار امد
بهر تماشای رخش یوسف مصر به بازار امد
خنده کنان گریه کنان به بر حیدر کرار امد
جانم فداش
به فاطمه نور دو عین امد
شیر نر شیر حنین آمد
کاشف کرب حسین امد

خوش امدی یا ابوفاضل

#علی_مهدیزاده

https://telegram.me/raziolhossein
17:29
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:44, 104.1 KB
ش
18:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت


صد گره بر هر گره در کار اگر داری کم است
یا که صدهاحاجتِ دشوار اگر داری کم است
یا که قدَّ آسمان آوار  اگر داری کم است
یا که در قلبت غمی بسیار اگر داری کم است

غم جگر دارد بیاید گفته‌ام در هر غمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

حالِ ما را تا که دوریِ حرم بد می‌کند
کربلا را قسمت ما راهِ مشهد می‌کند
یک دوراهی هست ما را هِی مُردد می‌کند
در میانِ دو حرم دل رفت آمد می‌کند

مثل اینکه شهریار آنجاست می‌خواند : هَمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

این حسن یا این حسین این یا که تکرارِ علیست؟
حیرت آئینه یعنی وقت دیدار علیست
تیغ او تیغ علی و کار او کار علیست
جان عزائیل در دست علمدار علیست

بیرقی دارد که نقشش شد شعارِ عالمی
یِل یاتارطوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

تا زره را می‌کشد بر شانه مُحکم می‌کند
تا که اَبرو را زمان رزم در هم می‌کند
چیست لشکر کوه از هولش کمر خم می‌کند
یا که عزرائیل را پیشش مجسم می‌کند

آمده تا جابجا گردند هر زیر و بَمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

یک قدم کوبیدی و هفت آسمان‌ها ریختند
یک علم کوبیدی و هِی کهکشان‌ها ریختند
ضرب شصت توست یا آتشفشان‌ها ریختند
مصرعی خواندی رجز ، سیف و سنان‌ها ریختند

این به مولارفته دارد ضربه های محکمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

جذب تو جبریل تا شد شهپرش بر باد رفت
خواست نزدیکت شود خاکسترش بر باد رفت
هر سلحشوری که آمد یا سرش بر باد رفت...
یاکه تیغت چرخ خورد و لشکرش بر باد رفت

شاهباز کربلایی شهریار علقمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

تاکه گیسو را کمی در پیچ و تاب انداختی
شام را گویا به جانِ آفتاب انداختی
بِرکه‌ای رفتی و عکست را به آب انداختی
یا که عکس مرتضا را بِینِ قاب انداختی

ماه بی تکرار ما تکرار اسم اعظمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

شانه‌ات نازم که جایِ دستهای زینب است
تا تویی ، بالاترین مَحمل برای زینب است
روی زانوی تو ، تنها ردِّ پایِ زینب است
هر دلی که گفت یاعباس جایِ زینب است

کور می‌سازد نگاهت چشم هر نامحرمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

هرکه شد مستِ حسن بدجور بد مستِ تو شد
کوچه بُن بست حسن شد کوچه بن بست تو شد
بعد غوغای جمل دست حسن دست تو شد
فاطمه هست حسن  شد فاطمه هست تو شد

از کریمیِ حسن داریم با هم عالمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

قبله وقتی رو به تو هر صبح راهی میشود
قبله‌ی ما چشم تو خواهی نخواهی میشود
گاه گاهی هم نمازم اشتباهی میشود
قلبِ ما بِین حرم انگار ماهی میشود

تو شراب کوثری و موج موجِ زمزمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

ناز مجنون را اگر در کوی لیلا می‌کِشند
ناز دستان تو را دستان زهرا می‌کِشند
آش نذری تو را هم ارمنی‌ها می‌کِشند
در جوارت منتِ بیچاره‌ها را می‌کِشند

دل ، ابالفضلی نمی‌ماند برایش ماتمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

مَشک وقتی می‌چکد تقدیر می‌ریزد بِهم
دست وقتی نیست در تَن شیر می‌ریزد بِهم
حق بده این چشها را تیر می‌ریزد بِهَم
دختران را بعدِ تو زنجیر می‌ریزد بِهَم

بر زمین اُفتاده‌ای بد جور آقا درهَمی...
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
18:29
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

https://telegram.me/raziolhossein
ش
19:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی

زینب بنِگر چه تکیه گاهی دارد
ارباب عجب پشت و پناهی دارد

حق داشت رقیه عاشق او بشود
الحق که عجب عموی ماهی دارد

#مهدی_مقیمی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
19:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی

ای عشق زلال، روح دریا عباس
زیبایی محض، ای دلارا عباس

الحق به شما نام قمر می آید!
ای ماه ترین عمویِ دنیا عباس

#وحید_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
21:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت

.
درهم است ابروش یا تیغ دو دم برداشته
بس که چشمش وا شده ابروش خم برداشته

این صدا اصلاً صدای گریه ی یک طفل نیست
در حسینیه کسی انگار دم برداشته

من که باور می کنم این طفل وقت بازی اش
ماه را از آسمان ها دست کم برداشته

من که باور می کنم این طفل از روز نخست
گفته یا مولا و در خانه قدم بر داشته

حلقه های اشک در چشمان بی تاب علی
پرده ها از راز دستان قلم برداشته

دست از قنداق وا کرده ست یعنی یا حسین
از همین امشب ابالفضلت علم بر داشته

تا حسین بن علی برداشته قنداقه را
نعره ی «آقا فدایت می شوم» برداشته

از همین امشب به یاد سوز لب های حسین
مشک چشمان ابالفضلیش نم برداشته

تازه امشب هر کسی کرب و بلا را خواسته
از سر خوان ابالفضلیش کم بر داشته

این یل بی دست وقت نوکری در کربلا
دست بر سینه شدن را از حرم برداشته

#مهدی_رحیمی_زمستان

http://Telegram.me/raziolhossein
1 May 2017
ش
03:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عباس_مدح
#حضرت_عباس_ولادت

شراره می‌کشدم آتش از قلم در دست
بگو چگونه توان برد سوی دفتر دست؟

قلم که عود نبود آخر این چه خاصیتی‌ست
که با نوشتن نامت شود معطر دست؟

حدیث حُسن تو را نور می‌برد بر دوش
شکوه نام تو را حور می‌برد بر دست

چنین به آب زدن، امتحان غیرت بود
وگرنه بود شما را به آب کوثر دست

چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند
به ذوالفقار مگر برده است حیدر دست؟

برای آن‌که بیفتد به کار یار، گره
طناب شد فلک و دشت شد سراسر دست

بریده باد دو دستی که با امید امان
به روز واقعه بردارد از برادر دست

فرشته گفت: بینداز دست و دوست بگیر
چنین معامله‌ای داده است کمتر دست

صنوبری تو و سروی، به دست حاجت نیست
نزیبد آخر بر قامت صنوبر دست

هوای ماندن و بردن به خیمه، آب زلال
اگر نداشت، چه اندیشه داشت در سر، دست؟

به خون چو جعفر طیار بال و پر می‌زد
شنیده بود شود بال، روز محشر، دست

حکایت تو به ام‌البنین که خواهد گفت
و زین حدیث، چه حالی دهد به مادر دست؟

به همدلی، همه کس دست می‌دهد اول
فدای همّت مردی که داد آخر دست

به پای‌بوس تو آیم به سر، به گوشهٔ چشم
جواز طوف و زیارت دهد مرا گر دست...

#ابوالفضل_زرویی_نصرآباد

@raziolhossein
ش
03:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
481×720, 72.7 KB
هرچند از دستش «علم» افتاد اما
در آسمانها تا ابد اسمش«علم»شد

#میلاد_حسنی

🌹ولادت سراسر نور قمرالعشیره
حضرت اباالفضل العباس
علیه السلام مبارکباد🌹

@raziolhossein
ش
04:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی

امروز صدف چشم گهر میبوسد
خورشید ولا روی قمر میبوسد

مولا،که فلک بوسه به پایش میزد
امروز ببین دست پسر میبوسد

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
13:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1075×1280, 155.6 KB
این بادیه پر نور اگر میگردد
نوریست که از علقمه بر میگردد
دیروز قمر دور زمین میگردید
امروز زمین دور قمر میگردد

#حضرت_عباس_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_مدح

زنده شود جان ز نام حضرت عباس
توسنِ چرخ است رام حضرت عباس

از شهدا بعد سیدالشهداء است
پیش حق افزون مقام حضرت عباس

روز ازل چون زدند قرعۀ مردی
قرعه درآمد بنام حضرت عباس

حامل وحی خدا که روح الامین است
هست کمینه غلام حضرت عباس

زآب حیات است زنده خضر و به معناست
تشنه لبِ آبِ جام حضرت عباس

گام چو بر خاک می‌نهاد، زمین داشت
فخر به گردون ز گام حضرت عباس

گیسوی حورای خلد بافته رضوان
از پی بند خیام حضرت عباس

جسمِ شهِ کربلا که جان جهان است
زنده بُدی از کلام حضرت عباس

#طرب_اصفهانی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:00
#امام_سجاد_ولادت


همين كه عطر تو را با خودش بيارد باد
به خاكِ پات مي اُفـتيم ، هرچه بادا باد

اگر بناست كه صيد كسي بجز تو شويم
خدا كند كه نباشيم لحظه اي آزاد

شب ولادت پُر خير و بركت تو شده ست
شبي كه قرعه ي مستي به نام ما افتاد

چه اتّفاق قشنگي ست اين كه در شعبان
فقط به صفحه ي تقويم حك شده ميلاد

نمازِ پنجم شعبان من ادا شده است
به سمت كعبه ي رخسار حضرت سجّاد

خدا به يُمن قُــدوم تو بر بني آدم
براي بال گشودن به عرش ، رخصت داد

هميشه دامن پُر خير شهر بانو ، سبز
بهشت خانه ي آقاي ما حسين ، آباد

خدا كند كه نبيند غم علي ها را
خدا كند كه نگردد حسين ، دشمنْ شاد

به خاندان بزرگ تو مُنتسب گشتيم
شبي كه مُلكِ عجم را حسين شد داماد

نميشود به خدا مست هيچ ذكر دگر
كسي كه شد به دَم "ياعلي مدد"مُعتاد

عليّ عالي اعـلاست ، زيـنَتُ الله و
عليّ دوّم ارباب ماست زِيـنُ العباد

تو آنقَدَر شده اي چون علي كه خوانديمت
شبيه حيدر كرّار ، مَجمـعُ الاَضـداد

دخيـل تار عــبايِ نمــاز تو عُبــّاد
خجل ز پينه ي پيشاني ات همه زُهّاد

عجيب نيست كه پــير طريق خضر شود
كسي كه ميشود از جانب شما اِرشـاد

صحيفه ي تو "زبور"است آل طاها را
كه با دعاي تو چون موم نرم شد فولاد

پي طلسم نرفيتم چون دعايت هست
چرا كـه باطل سِحرند نور اين اُوْراد

نمي رسيم به حال بُكاء و خوف و رجاء
مگر دعاي ابوحمزه ات كند امداد

در اقتدا به دو تا چشم خيس پيغمبر
بناست گريه كنم در تماميِ اعياد

ز گريه هاي تو فهميده ام ، اسارت را
اسير واقعـه هرگز نمي برد از ياد

اگرچه شِكْـوه نكردي از آن همه غم ، ليك
تو بر سر اُمَـوي ها چنان زدي فرياد

كه پيش پاي تو اي شيرمرد نسل علي
يزيد فكر بُريدن ز تاج و تخت افتاد

پس از شهادت بابا مدام مي گفتي
زيـاد باد الهي عـذاب ابن زيـاد
.
.
.
رسيده ام به مقامي كه حالي ام كردند
كليد باب بقيع است صحن گوهرشاد

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت

خدایِ عالیِ اعلی ندارد از تو عالی‌تر
ندارد در بساطِ خود از این عالی تعالی‌تر

علیُّ حُبُه جُنَّه قسیم النار والجَنَّه
به حمدِالله وَالمِنَّه ولی‌الله ست والی‌تر

اگر پا بر زمین کوبد علی افلاک می‌روبد
نباشد در کفِ دستش از این عالم سفالی‌تر

علی باید ؛ فقط ؛ حتماً ؛ امیرالمومنین باشد
علی آمد که در تکرارِ زین‌العابدین باشد
-

اگر جایی دهد زلفش دلِ دیوانه‌‌ی ما را
من از مال علی بخشم سمرقند و بخارا را

در آغوشِ حسین است و به رویِ دامن زینب
ببین بابا چه می‌بخشد گداها را گداها را

لبِ گهواره‌اش پروانه‌ای بی تاب اگر دیدید
بدان جبریل آورده است مبارک بادِ زهرا را

اگر بابابزرگ این است حتماً این نوه غوغاست
اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را
-
علی باید چنان باشد علی باید چنین باشد
علی آمد که در تکرارِ زین‌العابدین باشد
-

خدا را شُکر ما دیدیم شاهِ شهریاران را
خدا را شُکر ما دیدیم ماهِ ماه شعبان را

خدا این نکته را فرمود وقتی فاطمه خندید
فرشته این سخن را گفت و بُرد از آسمان جان را:

که زهرا طورِ دیگر طور دیگر دوست می‌دارد
میانِ این عروسانش عروسِ خاک ایران را

ببین که می‌بَرد امشب تبسمهای زیبایش
دلِ مادربزرگش را  دلِ اولادِ سلمان را
-
علی از ماست از داماد ما زین سرزمین باشد
علی آمد که در تکرارِ زین‌العابدین باشد
-

بنا این بود بنشینی وگرنه میرِ میدانی
بنا باشد که برخیزی امیرِ تیغ دارانی

برایت لافتی الا علی می‌آید از بالا
اگر سربند یازهرا ببندی رویِ پیشانی

هزار ، الله‌اکبر را به بازویِ تو می‌خوانند
که با شمشیر می‌گردی علیِ اکبرِ ثانی

علیِ اکبرِ ثانی نه تو بالاتر از آنی
تو عباسی نه اینهم نه ، که طوفان‌تر زِ طوفانی
-
علی در چارده تصویر آمد دلنشین باشد
علی آمد که در تکرارِ زین‌العابدین باشد
-

تو صبح و شام می‌گِریی زِ سوزِ استخوان آقا
به زخمِ کهنه‌ی زنجیر و بر زخمِ زبان آقا

زِ چشمانت که پرسیدند آقا سخت یعنی چه؟
سه دفعه شام گفتی و سه دفعه خیزران آقا

قنوتت را که می‌دیدند خواهرها... می‌گفتند
امان از غارت خاتم امان از ساربان آقا

تو سی‌سال است می‌گریی چرا پیراهنش بردند؟
تو سی‌سال است می‌سوزی زِ لبخندِ سنان آقا
-
علی آمد که عاشورا همیشه آتشین باشد
علی آمد که در تکرار زین‌العابدین باشد


#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:21
#امام_سجاد_ولادت

ای انیسِ قدیمی دلها
آفتابِ بلندِ ناپیدا

تا خدا می‌بَرَد دلِ ما را
پَرِ سجاده‌هایِ سبزِ شما

من كجا و غبارِ مقدمتان
تو كجا ، كوچه‌های این دنیا

من كی ام از قبیله‌یِ مجنون
تو ولی از عشیره‌یِ لیلا

من كی ام بی زبان ترین مردم
تو خدایِ بلاغتی اما

نَفسی دِه كه از تو دم بزنم
بال در صحن این حرم بزنم
-
آسمان موج شد تلاطُم كرد
كه خدا جلوه بینِ مردم كرد

آسمان جای خود از این محشر
عرش هم دست و پای خود گُم كرد

عرش هم جایِ خود ، خدا خندید
لحظه‌ای كه لبت تَبَسم كرد

آب با نیتِ دو ركعت عشق
با غبارِ شما تَیَمُم كرد

همه دیدند با دو چشمانت
چشم‌های پدر تكلم كرد

خانه‌ات قبله‌یِ غریبان است
پایتَختَت تمامِ ایران است
-
ای سراپایِ تو مثالِ حسین
دومین مرتضایِ آلِ حسین

روی دوشِ تو گیسوان علی
كُنجِ لب‌های توست خالِ حسین

با تماشای تو به سر میشُد
شب و روزِ تمامِ سالِ حسین

خنده‌ای كُن كه در تو گُل كرده
همه زیباییِ جمالِ حسین

سیر میدید چهره‌ات را عشق
به سرش بود اگر خیالِ حسین

شور آب آور حسین هستی
دومین حیدر حسین هستی
-
سرخوش از بانگِ این طرب هستیم
مستِ شیرین ترین رُطب هستیم

شجره نامه‌ای اگر داریم
همگی بر تو مُنتَسب هستیم

ما همه خانه زادِ تو یعنی
همه‌ی ما از این نَسَب هستیم

شكرِ حق ما زِ آستان تو ایم
همگی از نوادگانِ تو ایم
-
به علی رفته‌ای غدیری تو
نه فقط شیر ، شیر گیری تو

هم ركابِ علیِ اكبرها
هم خروشِ سفیرِ تیری تو

شوره زاریم و خُشكسال اما
چشمه‌یِ روشنِ كویری تو

رشته‌های قنات می‌جوشد
از قنوتت که آبگیری تو

خوش به حالِ دو دستِ خالیِ ما
لحظه‌هایی كه دستگیری تو

با حضورت غمِ پدر سر شد
كربلا با تو كربلاتر شد
-
به دلت داغِ مادرت اُفتاد
شعله بر باغِ پرپرت اُفتاد

كربلا شد مدینه وقتی كه
رَدِّ زنجیر بر پَرَت اُفتاد

بینِ خیمه تو بودی و بابا
از سرِ زین برابرت اُفتاد

بینِ خیمه تو بودی اما آن
شعله بر رویِ پیكرت اُفتاد

چقدر سنگ و خاك و خاكستر
از سرِ بام بر سرت اُفتاد

ناله‌ات بینِ شام می‌پیچید
عمه آتش به معجرت اُفتاد

گر چه بالت اسیرِ سلسله بود
قاتلت خنده‌های حرمله بود

حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:23
#امام_سجاد_ولادت
#سرود

بند اول:
روشن شده امشب / دوباره زمین
از قدم آقام / زین العابدین
اسمشو اربابم / علی میذاره
آخه کدوم اسمی / بهتره ازین؟

قبله ی دوعالمه کوی علی بن حسین
چشم اممید همه سوی علی بن حسین
اوومدن فرشته ها کنار گهواره ی او
به .. امید دیدنه روی علی بن حسین

اومد عشق اربابم
اومدیار مه جبین
اومد خورشید عالم
اومد زین العابدین

شد دلم منجلی
ذکرمه یاعلی

بند دوم:
صوت علی باشه / تو صدای او
وحی الهیه / خطبه های او
دینمو میگیرم / از صحیفه اش
خدایی میشم من / با دعای او
شکر حق دارم ولایت علی بن حسین
بهترین راه سعادته علی بن حسین
آرزومه با نابودیه تموم دشمنا
قسمتم بشه زیارت علی بن حسین

اومد عشق اربابم
اومدیار مه جبین
اومد خورشید عالم
اومد زین العابدین

شد دلم منجلی
ذکرمه یاعلی

بند سوم
زمزمه ی قلب /عاشقا حسین
بهشتیه هرکی / باشه باحسین
حب الحسین رمز / اتحاد ماست
دوست دارم هرکس رو/ میگه یا حسین
اومدم دنیا فقط به جستجوی کربلا
سجده بر تربت کنم به عشق بوی کربلا
با تموم افتخار میگم که کربلایی ام
تا بگیرم آبرو از آبروی کربلا
حسین یعنی اربابم
حسین یعنی زندگی
حسین یعنی ایثار و وفا و آزادگی
السلام علی
ساکن کربلا

بند چهارم:
عید اومده بازم / شب حاجته
آرزوی نوکر / یه زیارته
راهی بشیم باهم / سمت کربلا
بهتر ازین دیگه / چه سعادته؟


نوکری شدم به دربار حسین بن علی
عاشقم عاشق انصار حسین بن علی
از خدا میخوام که این لیاقتو بهم بده
تا باشم میون زوار حسین بن علی
حسین یعنی اربابم
حسین یعنی زندگی
حسین یعنی ایثارو
وفا و آزادگی

السلام علی
ساکن کربلا

#مرتضی_کربلایی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:23
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:41, 81.7 KB
17:27
#امام_سجاد_ولادت

وقتی که شب یلداتر از گیسوی یار است
روی زمین زیباتر از صبح بهار است
در خیمه ی دل شور و شادی پرده دار است
ای جان مهیا شو که هنگام نثار است
عود و گلاب آرید و شیرینی و اسپند
زیباست در این جشن میلاد اشک و لبخند

از آسمان پل بسته با گل تا مدینه
نور علی نور است سر تا پا مدینه
در حیرتم عرش است اینجا یا مدینه
بسته بهشت عهد اُخُوّت با مدینه
کوی بنی هاشم تماشایی است امشب
در لحظه های ناب و رؤیایی است امشب

امشب مدینه چون بهشت آرزوهاست
در دامن سبز نجابت گل شکوفاست
سجاده و محراب سرشار تمناست
میلاد ذکر و التجا میلاد تقواست
خلق علی خوی محمد در وجودش
عطر نماز فاطمه دارد سجودش

از نسل ایثار و وفا ایل یقین است
در شور و مستی قلب او عاشق ترین است
غرق نیازش آسمانها و زمین است
او سید سجاد ، زین العابدین است
در هر نگاهش صد صحیفه راز دارد
دست دعایش مصحف اعجاز دارد

حسن ختام کربلا در خطبه ی اوست
شور قیام کربلا در خطبه ی اوست
متن پیام کربلا در خطبه ی اوست
یعنی تمام کربلا در خطبه ی اوست
بر منبر ارشاد در شام بلا رفت
بنیاداستبداد بر باد فنا رفت

دنیا ندیده در دل آرایی نظیرش
افتاد صد یوسف پریشان در مسیرش
لطف و سخاوت خاکبوس است و فقیرش
مردی که در غربت اسارت شد اسیرش
مهر ولایت آفتاب مشرقین است
باغ بهار شهربانو و حسین است

#کمیل_کاشانی
http://Telegram.me/raziolhossein
17:28
#حضرت_اباالفضل_مدح
#دوبیتی

پاداش ادب،قدر و کمالش بخشید
در چشم فرشتگان،جلالش بخشید

پابوس حسین،چون جدا شد دستش
در باغ جنان،خدا دو بالش بخشید

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:31
#امام_سجاد_ولادت
#دوبیتی

ای که در روز دهم سخت تر از طوفانی
به تن خسته ی زینب تو شبیه جانی

جان ناقابل ما باد فدای سر تو
مادرت مایه ی فخر است به هر ایرانی


#پوریا_باقری

http://Telegram.me/raziolhossein
17:35
#امام_سجاد_ولادت


دل ما خورده گره بر ورق دفتر عشق
درس ها یاد گرفتیم از این منبر عشق
کسب تکلیف نمودیم اگر از در عشق
عشقمان بوده بمانیم فقط محضر عشق


عشق با عاشق دلداده ی تو همزاد است
آری آری به خدا عشق همه"سجاد" است


مرد شبهای مناجات علی بن حسین
ای برآورده ی حاجات علی بن حسین
نوه ی مادر سادات علی بن حسین
ذکر ما درهمه اوقات علی بن حسین


ای به قربان تو و سفره ی با اکرامت
ای علی بن حسین بی علی میخوامت


شده شب شیفته ی طرز دعاخوانی تو
اثر خوف خدا هست به پیشانی تو
و زمین تشنه لب گونه ی بارانی تو
عزت ماست همان یک رگ ایرانی تو


ای مسیحای همه هرم تبت راعشق است
پسر بانوی ایران نسبت را عشق است


تو چه سوزی و چه حالی به عبادت داری
زینت سجده - به سجاده ارادت داری
به روی شانه ی خود شال سیادت داری
گفتنی نیست چه اندازه رشادت داری


مصلحت بود که شمشیر نگیری آقا
ورنه اندازه ی حیدر تو دلیری آقا


قسمتت بود پیام آور قرآن باشی
دور ازمعرکه و ورطه ی میدان باشی
با صحیفه همه ی عمر رجزخوان باشی
سال ها گریه کن داغ شهیدان باشی


کربلا بود ولی شام امانت را برد
خنده های سر بازار دلت را آزرد

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مدح


دل فرشته در اطراف آسمان می رفت
به خواب شاه زنان ، سرور زنان می رفت

به خواستگاری والا عروس خود زهرا
سحر به خطه ایران نظر کنان می رفت

خدا ، برای حسین انتخاب کرده عروس
به خواب ناز دلش تا دم اذان می رفت

به گِردِ مادر داماد با سلام و درود
فرشته بود که مانند کاروان می رفت

زمان ، زیاد ز رویای ناز او نگذشت
میان جمع اسیران به بیکران می رفت

نشان فاطمه بود و نگاه های علی
در آن میانه نگاهی دوان دوان می رفت

همین که چشم علی نو عروس خود را یافت
حسین بود و نگاهش که خوش گمان می رفت

چه خواستگاری نابی عجیب جاذبه ای است
عروس در پی داماد ناگهان می رفت

خلاصه پای عروسِ علی به خانه رسید
و نو عروس پی ، مادری جوان می رفت

نبود، بانوی رؤیاییِ شب وصلش
و یادش آمد از آن شب که قد کمان می رفت

کجاست فاطمه بیند که میهمان آمد
چه زود ، شاه زنان سوی میزبان می رفت

خبر رسید که پور حسین در راه است
پسر رسید ولی مادرِ جوان می رفت

چه با صفا پسری آمده ولی مادر
به شوق فاطمه هنگام زایمان می رفت

گزاف نیست ، بگوییم این عبارت را
ز هیبت پسرش مادر از جهان می را



به دست حکمت گلچین چو باغبان می رفت
ز ره رسید گلستان و گل ستان می رفت

چه بانویی که شده نُه امام را مادر
چه کودکی که از او نور تا جنان می رفت

چه کودکی که جهان شد ز نور او روشن
شعاع روشنی اش تا به کهکشان می رفت

امامِ بعد حسین آمده خدا را شکر
و گرنه کرب و بلا نیز بی گمان می رفت

ارادة ازلی در سرشت او پیداست
شهادتین ز لعلش ، چه خوش بیان می رفت

گرفت عمه در آغوشِ خویش آقا را
چه خوش ز هوش به لالای عمه جان می رفت

تمام عمر دلش با عمو هم آوا بود
دلش به گفتنِ ذکر حسین جان می رفت

□□□

به همنشینیِ هر بینوا عنایت داشت
کنار سفرة سائل چه مهربان می رفت

دعای خیر دریغ از کسی نمی فرمود
به یاری فقرا با همه توان می رفت

به خانه ، دشمن خود را پناه و جا می داد
اگر که خصم به امید یک امان می رفت

گهی به درد غریبان رسیدگی می کرد
گهی به دیدن بیمار بی نشان می رفت

صحیفه اش همه دریایی از معارف اوست
به جنگ دشمن دین با دعا ، عیان می رفت

□□□

حقوق جملة ذرات را بیان فرمود
اگرچه حقِّ خودش دست ساربان می رفت

تمام زندگی و هستی اش به غارت رفت
کسی که یاری هر پیر و هر جوان می رفت

یکی ز سلسلة قتلِ صبر اینجا بود
که در عبور ، ز یک قتلگاه ، جان می رفت

صدای عمه رسد : یا بقیه الماضین
ز آه تو همة جان کاروان می رفت

تحملی که دل خواهر صغیرت سوخت
صبور باش که جانت از این فغان می رفت

به تازیانه و تحقیر ، قافله برخاست
بهار عالَم اسلام چون خزان می رفت

میان سلسله یک کاروان ز عصمت بود
بدون قافله سالار و سایبان می رفت

عفاف بود که آنجا مقاومت می کرد
و زیوری که در آنجا به ارمغان می رفت

به نیزه بود که هجده سر بریده چو ماه
کنار زینب و سجادِ قهرمان می رفت

ز کربلا سوی کوفه ز کوفه تا سوی شام
هزار کرب و بلا بود کز توان می رفت

هزار جا ، جگر زین العابدین خون شد
گهی که نالۀ یا صاحب الزمان می رفت


#محمود_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
18:00
#امام_سجاد_ولادت


خدایِ عالیِ اعلی ندارد از تو عالی‌تر
ندارد در بساطِ خود از این عالی تعالی‌تر

علیُّ حُبُه جُنَّه قسیم النار والجَنَّه
به حمدِالله وَالمِنَّه ولی‌الله ست والی‌تر

اگر پا بر زمین کوبد علی افلاک می‌روبد
نباشد در کفِ دستش از این عالم سفالی‌تر

اگر فرش نجف گردیم حقّا محترم گردیم
که از قالیچه‌ی تبریز می‌گردیم قالی‌تر
-
علی باید ؛ فقط ؛ حتماً ؛ امیرالمومنین باشد
علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد
-

اگر جایی دهد زلفش دلِ دیوانه‌‌ی ما را
"به بوی سیب او بخشم سمرقند و بخارا را"*۱

در آغوشِ حسین است و به رویِ دامن زینب
ببین بابا چه می‌بخشد گداها را گداها را

لبِ گهواره‌اش پروانه‌ای بی تاب اگر دیدید
بدان جبریل آورده است مبارک بادِ زهرا را

اگر بابابزرگ این است حتماً این نوه غوغاست
اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را
-
علی باید چنان باشد علی باید چنین باشد
علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد
-

خدا را شُکر ما دیدیم شاهِ شهریاران را
خدا را شُکر ما دیدیم ماهِ ماه شعبان را

خدا این نکته را فرمود وقتی فاطمه خندید
فرشته این سخن را گفت و بُرد از آسمان جان را:

که زهرا طورِ دیگر طور دیگر دوست می‌دارد
میانِ این عروسانش عروسِ خاک ایران را

ببین که می‌بَرد امشب تبسمهای زیبایش
دلِ مادربزرگش را  دلِ اولادِ سلمان را
-
علی از ماست از داماد ما زین سرزمین باشد
علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد
-

بنا این بود بنشینی وگرنه میرِ میدانی
بنا باشد که برخیزی امیرِ تیغ دارانی

برایت لافتی الا علی می‌آید از بالا
اگر سربند یازهرا ببندی رویِ پیشانی

هزار ، الله‌اکبر را به بازویِ تو می‌خوانند
که با شمشیر می‌گردی علیِ اکبرِ ثانی

علیِ اکبرِ ثانی نه تو بالاتر از آنی
تو عباسی نه اینهم نه ، که طوفان‌تر زِ طوفانی
-
علی در چارده تصویر آمد دلنشین باشد
علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد
-

تو صبح و شام می‌گِریی زِ سوزِ استخوان آقا
به زخمِ کهنه‌ی زنجیر و بر زخمِ زبان آقا

زِ چشمانت که پرسیدند آقا سخت یعنی چه؟
سه دفعه شام گفتی و سه دفعه خیزران آقا

قنوتت را که می‌دیدند خواهرها... می‌گفتند
امان از دزدِ انگشتر امان از ساربان آقا

تو سی‌سال است می‌گریی چرا پیراهنش بردند؟
تو سی‌سال است می‌سوزی زِ لبخندِ سنان آقا
-
علی آمد که عاشورا همیشه آتشین باشد
علی آمد که او اینبار زین‌العابدین باشد

۱. دوست داشتم بگویم: *من از مال علی بخشم ....

#حسن_لطفی


Telegram.me/raziolhossein
👍 1
18:07
#امام_سجاد_ولادت
#سرود


شب عشقه شب مهتابه
شبی که دلا همه بی تابه
دیگه دل تو دل عالم نیست
آخه جشن پسره اربابه

پیچیده هرجا، زمین تا بالا
چه قد خالیه امشب جای بی بی زهرا

ریسه بندونه، تموم خونه
داره زیر لبش خَمسِ عَشر میخونه

*(اقام یا سجاد اقام یا سجاد
مدد حضرت زین العابدین یا سجاد)

تو دلم مهرت افتاد آقا
همه دنیا به تو دل داد آقا
میرسه صاحب و میسازه
تو بقیع پنجره فولاد آقا

نگاهش دریاس، عزیز دلهاس
چه زیبا میشه تا میره رو دوش عباس

آره می ارزه، برا یه لحظه
بخونیم تو بقیع دعای ابوحمزه

*(اقام یا سجاد اقام یا سجاد
مدد حضرت زین العابدین یا سجاد)

از حصارِ غصه ها آزادم
دلمو تا دست دلبر دادم
برسونید به گوش دنیا
که غلام حضرت سجادم

عزیزه جانه، آره جانانه
خونه ی مادریش تو کشور ایرانه

از این اقبالم، دارم می بالم
می خونم دعاشو ما رمضون امسالم

*(اقام یا سجاد اقام یا سجاد
مدد حضرت زین العابدین یا سجاد)



#محمدحسن_بیاتلو
#روح_الله_نوروزی


Telegram.me/raziolhossein
18:07
Voice changer with effects (http://thevoicechanger.com) – سرود میلاد امام سجاد(ع)/بند اول
Not included, change data exporting settings to download.
00:41, 325.0 KB
18:07
Voice changer with effects (http://thevoicechanger.com) – سرود میلاد امام سجاد(ع)/بند دوم
Not included, change data exporting settings to download.
00:39, 312.4 KB
18:07
Voice changer with effects (http://thevoicechanger.com) – سرود میلاد امام سجاد(ع)/بند سوم
Not included, change data exporting settings to download.
00:41, 323.0 KB
18:15
#امام_سجاد_ولادت


طوطی طبع من! بخوان با من
طایر خوش سخن! بخوان با من

من گشایم زبان و تو منقار
تا بخوانیم هر دو با دمِ یار

نغمه سر کن که گل شکفته شود
آنچه ناگفته مانده گفته شود

نغمه سر کن که روح، مست شود
روح نه، مست هر که هست شود

نغمه سر کن که نخل ها خوانند
با تو در باغ، گل برافشانند

نغمه سر کن بخوان بخوان با من
که ندانند این تویی یا من

با دم عبدی و کمیت بخوان
مدح سجّاده اهل بیت بخوان

نغمه سر کن که پنج شعبان است
شش جهت غرق روح و ریحان است

نغمه سر کن که جان دین آمد
حضرت زین العابدین آمد

عین حقّ ار فروغ عین است این
علی دوّم حسین است این

این پسر یادگار پنجِ تن است
شمع محفل فروز انجمن است

این پسر جان سیّد الشّهداست
روح و ریحان سیّد الشّهداست

دل نورانیش یم رحمت
هر دو چشمش دو زمزم رحمت

بوسه های دعا به لعل لبش
گشته بر دور سر نماز شبش

لطف، عادت، کرم، وظیفه ی او
کلّ توحید در صحیفه ی او

سخنانش همه اخ القرآن
سر به سر نور و سر به سر برهان

وحیِ مُنزَل نهفته در نگهش
وحی صاعد دعای شامگهش

این گل سرخ دامن ززهراست
بعد بابا امام عاشوراست

کعبه ی عابدین، سلام سلام
سیّد السّاجدین، سلام سلام

قطب عرفان و قبله ی ایمان
جان دین و حقیقت قرآن

یوسف یوسف رسول خدا
جان شیرین سیّد الشّهدا

خون خون خدا به رگ هایت
شاهدم! خطبه های غرّایت

از دهان تو بانگ یا سُبّوح
می دهد بر تن عبادت روح

ای مسیح دعا دعای مسیح
ای نفس هات خوشتر از تسبیح

تو به عرش جلال، قائمه ای
تو حسین حسین فاطمه ای

پنج میقات و چار رکن و حرم
حجر و مروه و صفا، زمزم

به مقام تو عارفند همه
از جلال تو واقف اند همه

هر گیاهی به مدح اهل البیت
دعبل است و فرزدق است و کمیت

حجّ کعبه طواف خانه ی توست
رکن، خشتی زآشیانه ی توست

حجر الاسودت سلام کند
بر کف دستت استلام کند

وارد مسجد الحرام شدی
بهتر از کعبه احترام شدی

کعبه و خیل حاجیان به مطاف
همه دور سرت به حال طواف

پور عبد الملک از این تجلیل
ایستاده به سان عبد ذلیل

نه رهی تا که استلام کند
نه کسی از وی احترام کند

مانده بر جای خویشتن چو جسد
بر دلش سخت خورده تیر حسد

عربی از هشام کرد سؤال
این که باشد بدین مقام و جلال؟

با تجاهل به سوی او نگریست
گفت نشناسمش ندانم کیست

شد فرزدق خروش، سر تا پا
جست از جای خود سپند آسا

خواند در شأن یوسف زهرا
با فصاحت قصیده ای غرّآ

گفت هی هی! تجاهلت از چیست
گوش کن تا بگویمت این کیست

حجر و رکن و زمزم و میقات
مروه، سعی و صفا منی، عرفات

کوه های حجاز سر تا سر
ریگ های مقدُی مشعر

مستجار و مقام و حجر و حطیم
مکّه تا هز کجا که هست حریم

ناودان و مطاف و شادروان
کلّ حجّاج بیت، پیر و جوان

جبل الرّحمه خیف غار حرا
می شناسد یک به یک او را

همه دل بر ولایتش بستند
در مسیر هدایتش هستند

این فروغ حقیقت ازلی است
این جگر گوشه ی نبیّ و علی است

دل مؤمن پُر از محبّت اوست
نصّ حکم خدا موّدت اوست

با تولاّی او گرفته حیات
حجّ و صوم و صلات، خمس و زکات

این گل سرخ گلبن زهراست
میوه ی قلب سیّد الشّهداست

کرم از بذل او کرم گشته
حرم از فیض او حرم گشته

از دم او دعا کند پرواز
بی ولایتش قبول نیست نماز

حجّت حیّ سرمدش خوانند
گل باغ محمّدش خوانند

این خداوند را ولی است ولی
نام نیکوی وی علی است علی

حق فرستاده در همه اوقات
به اب و جدّ و مادرش صلوات

تا جهان بوده است و خواهد بود
به فرزدق درود باد درود

چوبه ی دار خود به شانه گرفت
سینه ی خصم را نشانه گرفت

بین دشمن سرود، مدح امام
«میثمش» می دهد هماره سلام


#غلامرضاسازگار


Telegram.me/raziolhossein
18:16
#امام_سجاد_ولادت

همين كه عطر تو را با خودش بيارد باد
به خاكِ پات مي اُفـتيم ، هرچه بادا باد

اگر بناست كه صيد كسي بجز تو شويم
خدا كند كه نباشيم لحظه اي آزاد

شب ولادت پُر خير و بركت تو شده ست
شبي كه قرعه ي مستي به نام ما افتاد

چه اتّفاق قشنگي ست اين كه در شعبان
فقط به صفحه ي تقويم حك شده ميلاد

نمازِ پنجم شعبان من ادا شده است
به سمت كعبه ي رخسار حضرت سجّاد

خدا به يُمن قُــدوم تو بر بني آدم
براي بال گشودن به عرش ، رخصت داد

هميشه دامن پُر خير شهر بانو ، سبز
بهشت خانه ي آقاي ما حسين ، آباد

خدا كند كه نبيند غم علي ها را
خدا كند كه نگردد حسين ، دشمنْ شاد

به خاندان بزرگ تو مُنتسب گشتيم
شبي كه مُلكِ عجم را حسين شد داماد

نميشود به خدا مست هيچ ذكر دگر
كسي كه شد به دَم "ياعلي مدد"مُعتاد

عليّ عالي اعـلاست ، زيـنَتُ الله و
عليّ دوّم ارباب ماست زِيـنُ العباد

تو آنقَدَر شده اي چون علي كه خوانديمت
شبيه حيدر كرّار ، مَجمـعُ الاَضـداد

دخيـل تار عــبايِ نمــاز تو عُبــّاد
خجل ز پينه ي پيشاني ات همه زُهّاد

عجيب نيست كه پــير طريق خضر شود
كسي كه ميشود از جانب شما اِرشـاد

صحيفه ي تو "زبور"است آل طاها را
كه با دعاي تو چون موم نرم شد فولاد

پي طلسم نرفيتم چون دعايت هست
چرا كـه باطل سِحرند نور اين اُوْراد

نمي رسيم به حال بُكاء و خوف و رجاء
مگر دعاي ابوحمزه ات كند امداد

در اقتدا به دو تا چشم خيس پيغمبر
بناست گريه كنم در تماميِ اعياد

ز گريه هاي تو فهميده ام ، اسارت را
اسير واقعـه هرگز نمي برد از ياد

اگرچه شِكْـوه نكردي از آن همه غم ، ليك
تو بر سر اُمَـوي ها چنان زدي فرياد

كه پيش پاي تو اي شيرمرد نسل علي
يزيد فكر بُريدن ز تاج و تخت افتاد

پس از شهادت بابا مدام مي گفتي
زيـاد باد الهي عـذاب ابن زيـاد
.
.
.
رسيده ام به مقامي كه حالي ام كردند
كليد باب بقيع است صحن گوهرشاد

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1
18:16
#امام_سجاد_ولادت
#دوبیتی

تاجِ نبوی نگینش آمد از راه
مولای اَمین، اَمینش آمد از راه

بفرست به خاتم النبیین صلوات
چون زینت عابدینش آمد از راه

http://Telegram.me/raziolhossein
18:31
#امام_سجاد_ولادت
#سرود


عید میلاد علی‌بن‌الحسین آمد
یا محمّد بر حسینت نور عین آمد

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد
****
ای به خیر مقدمت ملک خدا گلشن
ای به ماه عارضت چشم حسین روشن

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد
****
این پسر باشد تمام هست ثارالله
مصحف ختم رسل در دست ثارالله

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد

مادر ایران بهین قرص قمر زادی
شهربانو بر حسین امشب پسر زادی

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد
****
تو وصی چارم پیغمبری مولا
هم حسینی هم حسن هم حیدری مولا

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد
****
دست حق باب المرادی یابن ثارالله
زینت کل عبادی یابن ثارالله

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد
****
گرچه تو یار من استی من تو را دارم
هر چه هستم در دلم مهر تو را دارم

یا حضرت سجاد عیدت مبارک باد

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
18:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت
#مسمط
.

ماییم مست جام تو یا زین العابدين
خانه خراب نام تو یا زين العابدين
هستیم مرغ بام تو یا زين العابدين
مست علی الدوام تو یا زين العابدين
پس می دهم سلام تو یا زین العابدین

دردم همینکه باتو دوا میشود بس است
ذکرم همینکه نام شما میشود بس است
لطف تو دستگیر گدا می شود بس است
وقتیکه مستجاب دعا می شود بس است
با رحمت مدام تو یا زین العبادین

با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟
آب دهان کیست چنین کیمیا گری
آورده ام برات اگر دیده تری
فهمیده ام شکسته دلی خوب می خری
به به به این مرام تو یا زین العابدین

نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما
سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما
کردی نگاه و مرد تهجد شدیم ما
فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما
با اشتیاق دام تو یا زین العابدین

مهر غلامی پدرت بر جبین ماست
حب الحسین روز قیامت نگین ماست
شهبانوی مجلله شورآفرین ماست
نامش شرافت همه سرزمین ماست
ایران فدای مام تو یا زین العابدین


روشن ترین ستاره پس از ماه شد فقط
آواره حسین دراین راه شد فقط
مهریه اش بهشت روی شاه شد فقط
دلبست بر امام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه ميگرفت
جبریل از نماز شبت بوسه ميگرفت
سجاده نیز از لقبت بوسه ميگرفت
آنقدر حسین از دولبت بوسه ميگرفت
جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات، جای سجودت مشخص است
بالای ساق عرش عمودت مشخص است
یکپارچه علیست وجودت ، مشخص است
زهرا در این قیام و قعودت مشخص است
حق کرده احترام تو یا زین العابدین

ذکر عروج حلقه رندان صحیفه ات
شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات
نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات
شد خط به خط برادر قرآن صحیفه ات
دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر
آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر
آقای دوستان خدا ای امان شهر
ابری شده است بار دگر آسمان شهر
با سجده غلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است
ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است
یک اربعین تکیه گاه تو زینب است
وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است
شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتی عشق را تو به ساحل رسانده ای
با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای
ابن زیاد را سرجايش نشانده ای
کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای
احسنت بر قیام تو یا زین العابدین

آویز دست مادر من نذر مرقدت
دو گوشوار دختر من نذر مرقدت
فرشی که هست در بر من نذر مرقدت
چیزی نداشتم سر من نذر مرقدت
قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد
بین مدینه نیز بنایی درست شد
یک گنبد امام رضایی درست شد
آخر ضریح های طلایی درست شد
آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز دردهای شب قافله بگو
از زخم گردن و اثر سلسله بگو
از خار و پا و سوختن و آبله بگو
از طرز خنده های بد حرمله بگو
دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمة شد و
دانه به دانهء شهدا ترجمه شد و
با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و
جسم مرمل بدما ترجمه شد و
با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین
.
#محمد_جواد_پرچمي

http://Telegram.me/raziolhossein
19:11
#امام_سجاد_ولادت
#سرود


ای همه ی افتخار قلبم ، یا زین العابدین

ای همه دار و ندار قلبم ، یا زین العابدین

ای همه ی اعتبار قلبم ، یا زین العابدین

ای گل و باغ و بهار قلبم ، یا زین العابدین

حلقه به گوش توام ، خانه بدوش توام

پیاله نوش توام ، یا علی ابن الحسین

(یا علی ابن الحسین)3

 ******

عرش و فرشته مدیحه خوانت ، یازین العابدین

ستاره ها خاک آستانت ، یا زین العابدین

ز بس که والا بود نشانت ، یا زین العابدین

خدا کنارش داده مکانت ، یا زین العابدین

حلقه به گوش توام ، خانه بدوش توام

پیاله نوش توام ، یا علی ابن الحسین

(یا علی ابن الحسین)3

 ******

ریزه خور سفره تو هستم ، یا زین العابدین

به سفره ی کس نرفته دستم ، یا زین العابدین

یه عمریه از می تو مستم ، یا زین العابدین

دل به کسی غیر از تو نبستم ، یا زین العابدین

حلقه به گوش توام ، خانه بدوش توام

پیاله نوش توام ، یا علی ابن الحسین

(یا علی ابن الحسین)3

 ******

از آن زمانی که آیدم یاد ، یا زین العابدین

دل خوشم از این عشق خدا داد ، یا زین العابدین

گر نکنی یادم شب میلاد ، یا زین العابدین

کجا روم یا حضرت سجاد ، یا زین العابدین

 حلقه به گوش توام ، خانه بدوش توام

پیاله نوش توام ، یا علی ابن الحسین

(یا علی ابن الحسین)3

 ******

گنج تو را کنج سینه دارم ، یا زین العابدین

خزانه در این خزینه دارم ، یا زین العابدین

به موج غم ها سفینه دارم ، یا زین العابدین

که قبله ای چون مدینه دارم ، یا زین العابدین

حلقه به گوش توام ، خانه بدوش توام

پیاله نوش توام ، یا علی ابن الحسین

(یا علی ابن الحسین)3

http://Telegram.me/raziolhossein
👍 1
19:11
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:50, 119.3 KB
ش
22:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت
#دوبیتی

خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی، نوری جَلی داد

حُسینِ بن عَلی چشم تو روشن
که امشب بَر تو ذات حق، "عَلی" داد...

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
2 May 2017
ش
00:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت

روز میلادتان چه روزی بود!
چشم عالم به دستِ آقا بود
سر تبریک گفتنِ به حسین
بین خورشید و ماه دعوا بود

روز میلادتان زحل با شوق
غسل درآب حوضِ کوثر کرد
شادباشش به آسمانی ها
گوش آل امیه را کَر کرد

روز میلادتان نسیم بهشت
غنچه ها را یکی یکی وا کرد
خنده های تو بسکه شیرین بود
هوسِ شیر و شهدِ خرما کرد

ای کلیم مدینه ی نبوی
مرد شب زنده دار سجاده
همه ی عرش تحت سلطه ی توست
حضرت شهریار سجاده

آمد ابلیس، شکل یک افعی
نقشه ای شوم را رقم بزند
عددی نیست این فرومایه
که نماز تو را به هم بزند

پوزه اش را به خاک مالیدی
مرحبا خیبری، چه پیکاری!
تا سلاح البکاء به دستت هست
چه نیازی که تیغ برداری

بنده گی را به من بیاموزید
نروم سمت لااُبالی ها
کاش با یک نگاه می گشتم
از ابوحمزه ی ثُمالی ها

سیدالعابدین نگاهی کن
بی پناهم، مرا تو یاری کن
نوکرت کربلا نرفته هنوز!
تا نمُردم ز غصه کاری کن

کربلا گفتم و...دلت خون شد
یاد گودال ودشنه افتادی
جگرت سوخت از عطش،آقا
یاد اطفالِ تشنه افتادی

خنده ی نحسِ حرمله؛ آقا
شده کابوس هر شبت، ای وای
پیش چشم ترت به یغما رفت
معجر عمه زینبت، ای وای

کاش می مُردم و نمی خواندم
سرِ بازارها تو را بُردند
نیزه داران عبایِ دوشت را
جایِ سوغات کربلا بُردند

#وحید_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:59
#امام_سجاد_ولادت
#سرود

سرود ولادت امام سجاد علیه السلام


چراغونه عالم بالا
زمین شده عرش معلا
علی آورده بر ارباب
عروس ایرانی زهرا

سلام نگار نازنین
سلام امام ساجدین
سلام علی بن الحسین
سلام یا زین العابدین


علی...یا زین العابدین۵

بند دوم

خوشا بحال شهربانو
به فاطمه نور دو عینه
خوش به حال ایرانیا که
دومادشون امام حسینه

سلام فیض بی خاتمه
سلام عزت ماهمه
سلام شهبانوی حسین
سلام عروس فاطمه

علی ...یازین العابدین۵

بندسوم

صدتا پسر اگه بیاره
اسمشونو علی میزاره
خدا میدونه چقد ارباب
اسم علی رو دوست داره

سلام به نور نیرین
سلام به شاه عالمین
آقا سه تا پسر داره
همه علی بن الحسین

علی...یا زین العابدین۵

بند چهارم


چقدر نورانیه عالم
یه ماه اومدودو خورشید
سه نور از عالم بالا
در حرم فاطمه تابید

یکی جگر گوشه زهرا
قرار سینه های بیتاب
یکی گل ام ام بنین و
یکی عزیز دل ارباب
مظهر اسماء الهی
مظهر جود و کرم و فضل
جان دوعالم بفدای
حسین و سجاد و ابالفضل

سلام ساکن کربلا
سلام سیدالشهدا
سلام ساقی اهلبیت
سلام زین العباد ما

علی... یازین العابدین۵

#خادم

http://Telegram.me/raziolhossein
00:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:33, 77.4 KB
00:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:32, 75.0 KB
00:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:57, 132.2 KB
01:04
#امام_سجاد_مدح
#غزل_مثنوی


بسته‌ست همه پنجره‌ها رو به نگاهم
چندی‌ست که گم‌گشتۀ در نیمۀ راهم

حس می‌کنم آیینۀ‌ من تیره و تار است
بر روی مفاتیح دلم گرد و غبار است

از بس که مناجات سحر را نسرودم
سجادۀ‌ بارانی خود را نگشودم

پای سخن عشق دلم را ننشاندم
یعنی چه سحرها که ابوحمزه نخواندم

ای کاش کمی کم کنم این فاصله‌ها را
با خمسه‌عشر طی کنم این مرحله‌ها را

بر آن شده‌ام تا که صدایت کنم امشب
تا با غزلی عرض ارادت کنم امشب

ای زینت تسبیح و دعا زمزمه‌هایت
در حیرتم آخر بنویسم چه برایت؟

اعجاز کلام تو مزامیر صحیفه‌ست
جوشیده زبور از دل قرآن به دعایت

در پردۀ‌ عشاق تو یک گوشه نشسته‌ست
صد حنجره داوود در آغوش صدایت

از بس که ملک دور و برت پر زده گشته‌ست
«پیراهن افلاک پر از عطر عبایت»

تنها نه فقط آینه در وصف تو حیران
باشد حجرالاسود، الکن به ثنایت

من کمتر از آنم که به پای تو بیفتم
عالم شده سجاده و افتاده به پایت

#سید_حمیدرضا_برقعی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
14:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت
#دوبیتی

از عشـق «حسین ابن علی» آبـادیم
عمری به «اباالفضلِ علی» دل دادیم

گشتیم اگر عاشقِ عباس و حسین
مدیـون دعـای «حضرتِ سجادیم»

http://Telegram.me/raziolhossein
14:39
#امام_سجاد_ولادت

ای اهل دعا!روح دعا باد مبارک
در دیـده تجلای خدا باد مبارک
این عید مبارک، به شما باد مبارک
لبخند امـام شهدا بـاد مبـارک
-جان در بدن عالم ایجاد، مبارک
-میلاد علی، حضرت سجاد، مبارک

ای بانوی ایران!پسر آورده‌ای امشب
طوبای ولایت!ثمر آورده‌ای امشب
از برج هدایت، قمر آورده‌ای امشب
الحق که حسین دگر آورده‌ای امشب
-این گوهر رخشندۀ دامان سه دریاست
-چارم وصی ختم رسل، یوسف زهراست

حجروحجر وحلّ ومقام وحرم است این
دریای خروشندۀ جود و کرم است این
در مجمع خوبان دو عالم، علم است این
دردانۀ شهبانوی ملک عجم است این
-گردیـد عیـان، کوکب اقبـالِ محمّد
-چشم و دلتـان روشن، ای آل محمّد

این ماه تمام است، تمام است، تمام است
فرزند قیام است، قیام است، قیام است
ذکراست وسلام است و سلام است،سلام است
بر خلق، امام است، امام است، امام است
-بی‌پرده ببینید جمال ازلی را
-تبریک بگویید حسین‌بن‌علی را

ایـن ماه، چراغ مـه شعبان حسین است
این بضعۀ ثارالله و این جان حسین است
این لالـۀ خنـدان گلستان حسین است
این آیه بـه آیـه همه قرآن حسین است
-این جان حسین است بـدانید بـدانید!
-قرآن حسین است بخوانیـد بخوانیـد!

خیزید که از اشک شعف آینه شوییم
چون لالۀ خندان سر هر شاخه بروییم
پرواز کنان تـا حرم الله بپـوییم
مانند فرزدق بخروشیم و بگوییم
-ریزد بـه ثنایش دُر نـاب از دهن ما
-تا شام شود روز «هشام» از سخن ما

این است که توحید از او یافت ولادت
دارد بـه وجودش حـرم الله، ارادت
داده بـه مقامش ز ازل کعبه شهادت
کردند به مهرش همه حجاج، عبادت
-این سیـد و مولا و امام حرمین است
-این سبط نبی، پور علی، نجلِ حسین است

این سورۀ قدر و زُمر و یوسف و طاهاست
این سیـد بطحا پسر سیـد بطحاست
این نـور دل فاطمـۀ ام‌ابیـهاست
این‌نوح و خلیل است و کلیم است، مسیحاست
-رخشنده چراغ دل هر انجمن است این
-سر تـا بـه قدم آینۀ پنج تن است این

ای یـوسف زهرا شده مبـهوت کمالت!
ای عرش خدا گوشه‌ای از قصر جلالت!
یـادآور خُلق نبـوی، خلق و خصالت
بـا آنکه بـوَد حلقـۀ زنـجیر، مدالت
-با آنکه بـه گردن اثـر سلسله داری
-آقایی و اشراف بـه هر سلسله داری

غیر از تو که در شام بلا خطبه بخواند؟
در حلقۀ زنـجیر، عـدو را بـکشانـد؟
در کاخ ستم، یکسره آتش بفشاند؟
بـر خاک مذلت همگان را بنشاند؟
-تو صاحبِ فریـادِ تـمامِ شهدایی
-بر جان ستمگر، شرر خشم خدایی

غیر از تو که در سلسلۀ سخت اسارت
بـر فرق ستمکار زنـد مشت حقارت؟
ویـرانـه کند کاخ ستم را بـه اشارت؟
تـازد بـه سپاه ستم و ظلم و شرارت؟
-در خطبۀ تـو خشم خدای ازلی بـود
-فریاد خروشانِ «حسین‌بن‌علی» بـود

ای سرزده از سینۀ هـر نسل، نـدایت
ای زمزمۀ وحی خداونـد، صدایـت
اسلام، رهیـنِ نـفسِ روح‌فزایـت
در سلسله پیوسته به لب، ذکر خدایت
-روزی که نبودی خبری از گل «میثم»
-شد بسته بـه زنجیر ولایت دل «میثم»

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
3 May 2017
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مناجات

شب در حضور تو صفاي ديگري دارد
پيـشت ، دلم حال و هواي ديگري دارد
عشقم به زلفت ، ماجراي ديگري دارد
ذِبحَـم به پـاي تو مِـنايِ ديگـري دارد
پس مـرگ در راهت بهاي ديگري دارد

تاصبح،امشب با تو سرگرم مناجاتم
اي بهـترين تكليف در باب عباداتم
از تو گرفته رنگ ، الفـاظـم ، عباراتم
در سجده فهميدم كه مي آيي ملاقاتم
امشـب سـجودم رَبّــناي ديگري دارد

ذهنم پُر از تصويرهايي از خيال توست
دستم دخيل تار و پود سبز شال توست
مَستم ولي مَستْيم از انگور كـال توست
امشـب تمام حاجتم ، سِيـرِ جمال توست
"سائل"به محـرابش دعــاي ديگري دارد

هركس خُدا را بي تو مي خواهد مسلمان نيست
مُفتـي وهّـابي مسلمان نه ، كه انسـان نيست
خويي كه دارد دشمنت در ذات حيوان نيست
در بين دريا ايمـن از امواجِ طـوفان نيست
هركـس به جُز تو ناخُـداي ديگــري دارد

وقـتي كه تو فرزند ختم المُرسلين بـاشي
وقتي كه هم نـام امـيرالمؤمنين باشي
وقـتي كه در بالاترين حدّ يقين باشي
بايد جواب "أين زينُ العابدين؟" باشي
با تو عبادت اِعـتِــــلاي ديگري دارد

نام تو را آوردم اي شيرين سُـخن از عمد
تا بشـكـنم نرخ عـسل را در وطـن از عمد
تو خلقِ مضمون مي كني در ذهن من از عمد
تو در بقيع مدفون شدي نزدِ حسن از عمد
چـون با عـمو بودن صفايِ ديـگري دارد

بَرده خـريدي ، بنده ي حق پرورش دادي
تحـويل عـالم نوكراني با مَنِش دادي
تو با دعا سـطح تـديُّن را جَهِـش دادي
بر قلب دين داران به اين صورت تپش دادي
اعجـاز تو ميـلِ عصـاي ديگري دارد

از جانب تو هرچه صادر گشته استثناست
فقري كه گفتي در صحيفه عين استغناست
بي شك توسّـل بر تو از اركان استشفاست
وقتي كه تُربت هست داروخانه بي معناست
تو آن طبيبي كه دواي ديگـري دارد

اين ناجوانمردان چه مي خواهند از جانت ؟
اي يوسفي كـه كوفــيان بُردند زندانـت
از فرط گريه رنگ عوض كرده ست چشمانت
گفـتم دمي كه شد خرابه بيت الاحزانت
يعقــوب ما دارُ العـزاي ديگري دارد

چِـل سال ياد لاله هاي پرپرت بـودي
چِـل سال محو سُرخي انگشترت بودي
هم ناله ي زينب ، به يادِ خواهرت بودي
وقتي حرم مي سوخت ياد مادرت بودي
هر كس علي شـد كربلاي ديگري دارد

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
4 May 2017
ش
23:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

"طوبی لمن" به مرکب نفسش سوار شد
"بشری علیه" دست به دامان یار شد

روزش سیاه هر که بر این خانه پشت کرد
بختش بلند هر که ولایتمدار شد

اینجا عطاش با همه جا فرق می کند
دیدیم سائل آمد و سرمایه دار شد

رفتی حرم به دیده باطن نگاه کن
انگار جای خشت دل شیعه کار شد

او را ز مهر ، مهر جهانتاب می کنند
هر کس در این حرم ز تواضع غبار شد

فرموده اید زائر شش گوش کربلا
در ساق عرش زائر پروردگار شد

حسرت برد به روضه تو روضة النعیم
اینجا زبسکه حور و ملک رهسپار شد

هر کس به منصبی به جهان فخر می کند
مارا گدایی در تو افتخار شد

قلبی که آب شد ز غمت آبرو گرفت
آن سر که شد فدای رهت تاجدار شد

پایی که رفت سمت شما پایدار ماند
دستی که سینه زد، به خدا استوار شد

بر گریه هاش فاطمه لبخند می زند
چشمی که در عزای شما سوگوار شد

این بس بود ز وسعت داغت که منتقم
گریان به یاد روز تو لیل و نهار شد
.................
سرها به روی نیزه و دنبال او روان
هشتاد و چار کودک و زن همقطار شد

حرف دل رباب همین بود تا به شام
آخر چرا به نیزه سر شیرخوار شد

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
23:14
#امام_حسین_مناجات

بلبل در قفسيم و ز چمن ميگوييم
يا اُويسيم و مديحت ز قرن ميگوييم
يا كه مانند مسافر ز وطن ميگوييم
«گرچه دوريم ولي از تو سخن ميگوييم
بُعدِ منزل نَبُوَد در سفر روحانی»

در دلم بود شوم زائر بين الحرمين
مادرم بود مُشَوِّق كه ادا سازم دِين
پدر آهسته مرا گفت كه اي نور ِ دوعين
«هر دري بسته شود جز در پر فيض حسين
اين در ِخانه ي عشق است كه باز است هنوز»

كيست آن كس كه به نام تو عسل نوش نگشت
قِصّه ي تو كه شنيده ست كه مدهوش نگشت
ياد تو از دل تاريخ فراموش نگشت
«دشمنت كشت ولي نور ِ تو خاموش نگشت
آري آن جلوه كه فاني نشود نور خداست»

دست اگر هست همانا يَدِ بيضا باشد
لب اگر هست لبِ لعل ِ مسيحا باشد
غم اگر هست غم يوسف زهرا باشد
«دل اگر هست دلِ زينب كبري باشد
آفرين باد بر اين همت مردانه ي دل»

عرشيان پا به حريم تو به حُرمت بزنند
بر مقامت به لب انگشت ز حيرت بزنند
خطبه ات خوانده دم از اوج بلاغت بزنند
«حوريان از غم تو لطمه به صورت بزنند
قُدسيان ناله برآرند كه جانم زينب»

در مدينه غم بي دستي ِ سقا مبريد
قِصّه ي مادر و گهواره و يغما مبريد
خبر از دختر و طشت و سر بابا مبريد
«نام اكبر به سر تربت ليلا مبريد
بگذاريد جوان مُرده قراري گيرد»

#جواد_هاشمی

http://Telegram.me/raziolhossein
5 May 2017
ش
15:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


گریهء عاشقان بی اثر نیست
مهدی از حال ما بی خبر نیست

بی تجلاّی خورشید رویش
روشنی در نگاه بشر نیست

او به جز شیعه یاری ندارد
شیعه را غیر خون جگر نیست

ای بسا شب که رفت و سحر شد
شام هجران ما را سحر نیست

شیعه باشد جدا از امامش
مثل طفلی که او را پدر نیست

در دل تنگ چشم انتظاران
جز غمِ مهدی منتظر نیست

یابن زهرا کجایی که بی تو
روزی از روز ما تیره تر نیست

تربت مادرت را نشان ده
قبر مادر نهان از پسر نیست


#غلامرضاسازگار
15:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1029×1280, 164.4 KB
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج …

از داغ غمـت کمـر خمیده‌ست ،بیا
یکبار دگر «جمعه» رسیده‌ست ،بیا
ای بـا خبـر از راز دل بیمـارم
تا عمر به آخر نرسیده‌ست ،بیا

@raziolhossein
6 May 2017
ش
00:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1276×1280, 248.9 KB
دیدیم خطی که امتداد تو نبود کام همه داد و بر مراد تو نبود
بر فرض که جمعه های دیگر بودند
این جمعه که هیچکس به یاد تو نبود!!


@Raziolhossein
00:15
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 35.8 KB
ش
00:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 06.05.2017 00:05:55
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


قبل هر چيزي در عالم نور طاها خلق شد
نور او تا شد دو قسمت ، نور مولا خلق شد

آفرينش غرق ظلمت بود و مثل شب سياه
صبح سر زد آن زمان كه نور زهرا خلق شد

پلك بر هم زد محمّد ، از طفيلِ هستِ او
آسمان ها گشت پيدا و زمين ها خلق شد

كرسي و لوح و قلم اين را شهادت داده اند
نور حيدر جلوه كرد و عرش اعلا خلق شد

اين فضيلت بر حسين و بر حسن كافي ست كه
---نورشان از باطـنِ أمّ إبيها خلق شد

خواست خطّاطي كه مشق نام مولا را كند
ناگهان آمد به خود ، خطّ معلّي خلق شد

هر كه از آل علي بر فرق دنيا پا گذاشت
چون محمّد با ملاحت گشت و زيبا خلق شد

هر كجا خورشيد عشق از مشرق خود جلوه كرد
از شعاع نوري اش ماهي دل آرا خلق شد

پاي تا سر مظهر اللهُ اكبر هست و بس
اين كه با دست خداوند تعاليٰ خلق شد

تا براي شاه ، علي اكبر به دنيا آورد
با تمنّايِ وصالش ، أمّ ليلا خلق شد

مادر عيسي كنيز أمّ ليلا شد كه ديد
آيه ي إنّ اصطفا را باز معنا خلق شد

كودكي آورد ايـن بانو براي شاه دين
كز نفسهاي دمِ صُبحش مسيحا خلق شد

قطره اي افتاد در درياي لطف حضرتش
شاهدان ديدند، از آن قطره موسي خلق شد

خواست تا طعم لبش را روزه داران حس كنند
دست خود را سمت نخلي بُرد، خرماخلق شد

او نه تنها از لحاظ ظاهري چون مصطفاست
بلكه از هر حيث چون پيغمبر ما خلق شد

بر محمد ، بر علي ، بر مجتبي و بر حسين
اَشبه النّاس و قرين و مثل و همتا خلق شد

تا كه تمثيلي شود از قامت رعناي او
در بهشت عدن ، مثل سدره ، طوبي خلق شد

چشمهاي شور كوفه ، نرگسش را چشم زد
بس كه چشم مست شهزاده فريبا خلق شد

دور او يك بار هنگام وداعش از حرم
بار ديگر از هجوم خصم ، غوغا خلق شد

روزِ پيريِ حسينش را خدا هم ديد ، آه
او عصايي بود و بهر دست بابا خلق شد

اشك چشم پيرمردي ريخت دورش آن قَدَر
كز خروش گريه هايش ، موج دريا خلق شد

تا كمي شرح پريشاني جسمش را دهند
واژه اي سنگين به نام ارباً اربا خلق شد

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
00:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را

در منطق و خلق و خوی او میبینی
با دیده جان محمدی دیگر را

http://Telegram.me/raziolhossein
00:28
#حضرت_علی_اکبر_ولادت

امشب به زمین خلد شده پیدا
نادیده رخ خالق سر مد شده پیدا
در بیت ولا روی محمد (ع) شده پیدا   
با خلق بگوئید که احمد شده پیدا
حق داده به شاه شهدا دسته گل امشب                      
تبریک بگوئید به ختم رسل امشب

خیزید که حورا غزل عشق سروده          
آئید که از کعبه علی جلوه نموده
فرزند حسین بن علی چهره گشوده       
دل از پدر و زینب و عباس ربوده
                         
پیداست در او جلوه پیغمبر و الش                  
گل بوسه گرفته حسن از ماه جمالش

بر ، داد به هستی شجر عصمت لیلا      
حورا ز بهشت آمده بر خدمت لیلا         
انداخت گل از وجد و شعف طلعت لیلا  
لبخند زند فاطمه بر صورت لیلا
                                
با آمنه گوئید عروست پسر اورد                       
سر تا به قدم مثل تو پیغامبر اورد

در ظلمت شب مرغ سحر خوش خبری کرد          
خورشید حسین بن علی جلوه گری کرد
بیرون شد و بر نسل جوان راهبری کرد                
طفلی که به مخلوق دو عالم پدری کرد
                                
بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد                   
بر درد شفا داد شفا داد شفا داد

او باقی و خوبان دو عالم همه فانیش                          
پیران همه مرهون عنایت به جوانیش
تا آن سوی عالم اثر لطف نهانیش            
صد باغ بهار است به یک برگ خزانیش
                       
او قلب نبی عشق علی جان حسین است              
جانش نتوان گفت که جانان حسین است

زینب شده محبوب به سیمای نکویش                
لیلا زده از پنجه دل ، شانه به مویش
به خنده گشودند همه دیده بسویش       
از بوسه عباس گل انداخته رویش
                               
تا دید پدر طلعت نورانی او را
بوسید سر و صورت و پیشانی او را

این است که رخ رنگ شد از خون خدایش
این است که بوسند سر و رو ، شهدایش
لین است که جان همه عالم بفدایش       
این است که گفته است معاویه ثنایش
                    
نامش علی و اشبه مردم برسول است                             
ریحانه ریحانه زهرای بتول است

این یوسف لیلاست که یوسف شده ماتش          
پیوسته فرستاده ز کنعان صلواتش
هم محو کمال آمده هم محو صفاتش                            
آثار محمد (ع) متجلاست ز ذاتش
                                    
یعقوب اگر صورت زیباش ببیند                              
از شوق دگر بر یوسف ننشیند

ای خیل ملائک ز سما لاله فشانید           
امشب شب عید است همه مدح بخوانید
عیدی خود از یوسف زهرا بستانید       
از جام طهورا همگان را بچشانید
                             
با شادی و با خنده و با زمزمه امشب       
تبریک بگوئید به زهرا و به زینب

ای سایه ای از قامت و قد  توقیامت      
وی موکب دل را سر کوی تو اقامت
اسلام ز زخم بدنت یافت سلامت          
زیباست بر اندام تو دیبای امامت
                             
لطفی که به سوی حرمت راه بپوئیم      
میلاد تو را پیش تو تبریک بگوئیم

تو مهر فروزان سماوات هدائی          
تو مثل عمو چشم و چراغ شهدائی
تو زنده به عشقی و در این راه فدائی   
تو خون خدا و پسر خون خدائی     
                     
با عشق تو ز آغاز سرشته گل "میثم                  
تو در دلی و هست مزارت دل "میثم"

                                    
#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
00:31
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

از عرش صدای یاعلی می آید
اینگار که مرتضی علی می آید

با دیدن رخسار علی اکبر
گفتند که مصطفی علی می آید

http://Telegram.me/raziolhossein
00:46
#حضرت_علی_اکبر_ولادت

دریا شُدی حسین گُوهَر در بیاوَرَد
طوبیٰ شدی که عشق ثَمَر در بیاوَرَد
یا آسمان که شمس و قمر در بیاوَرَد
از رازِ چشمهای تو سر در بیاوَرَد

امشب زِ خنده‌های تو پَر در بیاوَرَد


سر تا به پا حسن شده ، پا تا به سر حُسین
از هر طرف پیمبری از هر نظر حسُین
با برگ و بار و رویِ تو شد باروَر حُسین
شیرین‌تر از عسل شده‌ای تا مگر حُسین

با بوسه از لبِ تو شکر در بیاوَرَد


جبریل آمده به سلامِ شما رِسَد
شاید به فیضِ حَضِ کلامِ شما رِسَد
جایی نداشت تا سرِ بامِ شما رِسَد
خواهد اگر به پایِ غلامِ شما رِسَد

باید که چند بالِ دگر در بیاوَرَد


پیغمبرانه خَلقاً و خُلقاً فقط تویی
اعجازِ بیت‌های مُطَنطَن فقط تویی
طوفانِ تند بادِ تَهَمتَن فقط تویی
کابوسِ سختِ زَهره‌یِ دشمن فقط تویی

تیغت کجاست تا که جگر در بیاوَرَد


تفریح میکنی به همین تار‌ و مار‌ها
بگذار تا کمی بنشیند غُبار‌ها
تا بنگرم که پُر شده خاک از مزارها
پیچیده است ناله‌ی‌ شان اَلفَرار‌ها

حیدر رسیده است پدر در بیاوَرَد


ای در سُرادِقاتِ الٰهی مَحافِلَت
سجّاده‌یِ حسین شکوهِ نوافِلَت
ای جلوه‌یِ جمالی‌اش اخلاقِ کامِلَت
ای جذبه‌یِ جلالِ خدا در حَمایِلَت

از ما نگاه توست که زَر در بیاوَرَد


از پُشتِ در ببین که گدا سر به شانه است
از پُشتِ در ببین که بهانه اِعانه است
از پشتِ در ببین که گدایی بهانه است
در غیبتِ پدر پسر آقایِ خانه است

ارباب دستِ معجزه‌ گر در بیاوَرَد
 

عرشی شدیم با نفسِ جاودانه‌ات
با بویِ سیبِ زمزمه‌هایِ شبانه‌ات
از اشک‌هایِ نیمه شبِ عاشقانه‌ات
تو در دعا و دامنِ تو بینِ خانه‌ات

صدها شکوفه وقتِ سحر در بیاوَرَد


ما را که کُشته کربُبَلایت هنوز هم
ما را به خون نشانده صدایَت هنوز هم
پایینِ پا فقط شده جایَت هنوز هم
ارباب زاده‌ای و گدایَت هنوز هم
 
سر را گرفته است که بر در بیاوَرَد

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:46
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی


 بر جلوه واجلال محّمد صلوات
برچهره وتمثال محّمدصلوات
دیدند چو رخسار علی اکبر را
گفتند که برآل محّمد صلوات

*******

بر آیینه جمال طاها صلوات         
 بر نور دل زاده ی زهرا صلوات
در گلشن لیلا بشکفته یک گل      
بر روی جمال گل لیلا  صلوات


http://Telegram.me/raziolhossein
00:54
#حضرت_علی_اکبر_ولادت



الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن

ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی
****
مبارک باد بر ثارالله‌ این جانِ حسین است این
ببوسیدش بخوانیدش که قرآن حسین است این
دُرِ دریای رحمت زیب دامان حسین است این
چراغ ماه، یا خورشید تابان حسین است این؟

شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم
حسن بینم علی بینم نبی بینم خدا بینم

امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش
صدای «یا علی» آید به گوش از تـار هر مویش
علی خصلت،علی هیبت،علی خلقش،علی خویش
عجـب نبْـوَد که بابـا بوسـه آرد بـر دو بازویش

علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین
به روی دست لیلا حضرتِ عباسِ دیگر بین
****
خداوندا چه خوانم گر نخوانم روح ایمانش
حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش
دهان و چشم و ابرو: کوثر و تطهیر و فرقانش
حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش

وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید
یقین دارم که صورت‌آفرینش آفرین گوید


سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او
عجب نبْوَد اگر جبریل وحی آرد برای او
دوای درد جان ارا دل در خاک پای او
بهشـت روح ثـارالله حسـن دلربــای او

امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد
امام مجتبی همچون برادر دوستش دارد
****
قیامت قامتان بستند قامت بهر تعظیمش
هزاران بوذر و مقداد و سلمانند تسلیمش
سر و جان همه خوبان عالم باد تقدیمش
علـوم اوّلیــن و آخـرین محتاج تعلیمش

نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این
حسین‌بن‌علی را جان، علی‌بن‌الحسین است این

چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش
چه خورشیدی که از خورشید دل برده است تصویرش
بـه هنگـام رجـز تکبیـر مـی‌نازد بـه تکبیرش
شجاعت رنگ می‌بازد به پیش برق شمشیرش

«کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش
«ادب»خاک کف پایش،«شرف»ریگ ته جویش
****
الا ای خضرِ رحمت تشنه‌کامِ لعلِ لب‌هایت!
خجل گردیده زیبایی، ز شرم روی زیبایت
زیــارت نامــۀ زوار ثــارالله، سیمــایت
حسین ابن علی گردیده محو قد و بالایت

جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت
سر و جان خاک درگاهت، دل بابا به دنبالت


همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو
شهیدان فضیلت را چراغ راه یعنی تو
محمّد را تجلای جلال و جاه یعنی تو
ولــی‌الله فرزنــدِ ولــی‌الله یــعنی تو

تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی
تو هم دلبند توحیدی تو هم فرزند قرآنی
****
تو وجه اللّهی و از احمد مختار دل بردی
تو سیف اللّهی و از حیدر کرار دل بردی
تو از خون خدا در مکتب ایثار دل بردی
تو حتی از عدو در عرصۀ پیکار دل بردی

تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را
تو از بار مضامین سبز کردی نخل «میثم» را

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
01:03
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

گربعدرسول ديده تركردحسين
باغم شب خويش راسحركردحسين
هرگاه كه دلتنگ رسول الله شد
برچهره اكبرش نظركردحسين

#سیدهاشم_وفایی


http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

امشب به حسین،حق چه ماهی بدهد
باشد که به ما اذن نگاهی بدهد

عیدی ولادت علی اکبر
امشب زحسین هر چه خواهی بدهد

http://Telegram.me/raziolhossein
👍 1
ش
04:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت

ما گرفتار آفريده شديم
عاشق ِيار آفريده شديم

به اميدى که ذبح مان بکنند
نذر دلدار آفريده شديم

نسل در نسل عاشقت هستيم
آبرو دار آفريده شديم

خوب شد چون تو دست ميگيرى
ما گنهکار آفريده شديم

چون که آخر تو ميخرى ما را
سرِ بازار افريده شديم

لذتى دارد اين اسير شدن
پاىِ اين خانواده پير شدن


روزگاريست در تمنائيم
مثل قطره ميان دريايیم

پسرِ ارشد امام حسين
ما همه نوکره تو آقايیم

هر کجا بوى زلف تو آيد
سر گرفته به دست مى آییم

کاش مادر بزرگ تو می بود
همه امشب به ياد زهرایيم

بى جهت نيست عاشقت شده ايم
بى جهت نيست مست و شيدايیم

در ميان عروس هاى على
ما گرفتار ام ليلايیم

ريشه دارد کسى که نوکر توست
مادر ما کنيز مادر توست


خوش بحالِ دلی که ساغر شد
گریه ها کرد تا مطهر شد

هرکسی دید ابروانِ تو
زائر صورت ِ پیمبر شد

راه می رفتی و به دنبالت
دلِ سادات تنگ ِ مادر شد

همه گفتند پنج تن یک جا
رویِ دستِ حسین اکبر شد

دست پرورده امام حسن
چه کسی نا امید از این در شد

نمکِ سفره علی خوردی
طرز جنگیدنت چو حیدر شد

با تو شش گوشه شد ضریح حسین
چون مقامِ تو فوقِ باور شد

ما همیشه حرم که آمده ایم
قبل از ارباب بر تو رو زده ایم


از پسرها جگر درست شده
از جگرها پسر درست شده

چقَدَر باغبان خميده تا
پيش چشمش ثمر درست شده

وقت نقاشىِ سرِ زلفت
شاهکار هنر درست شده

قد کشيدى و زير ساية تو
بهر عمه سپر درست شده

وقت جان دادنِ جوان انگار
دردها در کمر درست شده

با تماشاى دست و پا زدنت
قتلگاه پدر درست شده

بهر يک پيرِ مرد ِخورده زمين
چقدر درد سر درست شده

از على ِ حسين بر دستش
صد و ده تا پسر درست شده

زود عباس با عبا آمد
کار دست قمر درست شده

عمه مضطر شده زجا بر خيز
حرف معجر شده ز جا برخيز

خواستم تا بغل کنم بدنت
ريخت از روی دست من بدنت

يوسفم گير گرگ افتادى
پنجه پنجه شدست پيرهنت

جگرم ريخته بهم چه کنم
با تماشاى دست و پا زدنت

چه کنم تا کمى نفس بکشى
چه کنم وا شود کمی دهنت

از لبت خون لخته مى پاشَد
مثل جان دادن عمو حسنت

مثل کوچه تو گير افتادى
همه با هر چه بود ميزدنت

پشت در يک عبا روى مادر
کربلا اين عبا شده کفنت

قد خميده يکى يکى ازخاک
در عبا جمع ميکنم بدنت

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:54
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

آیینه وجه ازلی می آید
مرآت رسول و هم ولی می آید

از کعبه خانه اباعبدالله
چون کعبه ببین فقط علی می آید

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
08:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


جمال حضرت حق بی نقاب می آید
ز مشرق دلمان آفتاب می آید
به ربنای قنوتم جواب می آید
گل محمدی بوتراب می آید
خدا به خانه ی ارباب احمد آورده
بیا حسین که لیلا محمد آورده

رسیده تا که شود جلوه ی جلال حسین
جلال ذات خداوندی جمال حسین
علی اکبر آقا، بزرگ آل حسین
موذن پسر فاطمه، بلال حسین
حسین، اکبر خود را بگیر از لیلا
خودت به گوش علی ات، اذان بگو آقا

چه آفتاب نجیبی، چه مهربان قمری
چه سرو خوش قد و بالایی و عجب ثمری
تبارک الله از این معجزه، از این هنری
کسی که هستی خلقت، طفیلی سر اوست
تمام هستی او این علی اکبر اوست

«علی اکبر ربّ و علی اکبر بالا
علی اکبر یاسین، علی اکبر طاها
علی اکبر حیدر، علی اکبر زهرا
علی، علی حسین و علی زینب کبری»۱
به لوح سینه نوشته حسین، این مضمون
شدند عالم و آدم به این علی مجنون

علیست کوثر زهرا، حقیقت حیدر
عنایتش به دو عالم، عنایت حیدر
کسی که در جگر اوست، جرأت حیدر
شجاعتش شده مثل شجاعت حیدر
علیست جلوه ی حیدر، علیست خیرالناس
شده است محو نبردش، عموی او عباس

ظهور کرده که حق بر کفش علم بدهد
به دشمنان پدر، کیفر عدم بدهد
علی شده که شکوهی به باورم بدهد
خدا هزار پسر بر حسین هم بدهد
به اذن اُمّ اَبیها، همه علی هستند
شبیه حضرت حیدر همه یلی هستند

اگر که باد بیفتد به سمت گیسویش
اگر که موج نشیند به طره ی مویش
خدا نکرده، خم افتد به روی ابرویش
حسین می شود آشفته، می دود سویش
مباد آنکه علی زخمی گزند شود
تنش به ناز طبیبان نیازمند شود

کنار اهل حرم سایه اش نقاب شده
به دور زینب کبری، علی حجاب شده
برای عمه ی خود، چون عمو رکاب شده
چقدر حال حرم بعد او خراب شده
نوشته اند سه ساله بدون او خسته است
رقیه بر علی اکبر چقدر وابسته است


۱-تغییر وزن عمدی بوده است

#امیر_عظیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
11:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_مدح


ایا سلالۀ ابرار، یا علی اکبر
شبیه احمد مختار، یا علی اکبر

ز جای خالی جدّت به تو برند پناه
همه مهاجر و انصار یا علی اکبر

ندیده دیدۀ بیننده‌ای به گلشن حسن
شبیه تو گل بی‌خار یا علی اکبر

غلام حلقه به گوش تواند تا به ابد
وفا، حیا، ادب، ایثار یا علی اکبر

هوای ماه جمالت هزار یوسف را
کشانده بر سر بازار یا علی اکبر

شگفت از آنکه جمال تو را بدید و هنوز
خدای را کند انکار یا علی اکبر

به روز معرکه، رزمِ تو داد گیتی را
نشان ز حیدر کرار یا علی اکبر

به پیش تیغ شرربارت آتش دوزخ
به عجز خود کند اقرار یا علی اکبر

قضا چو نامِ نبی با علی نوشت، نوشت
تو را کنار علمدار یا علی اکبر

تویی که چشم حسین از نظارۀ سفرت
چو ابر گشت گهربار یا علی اکبر

حسین کوه ثبات است، پس چه کردی تو
که قلبش افتاد از کار یا علی اکبر؟!


به لرزه آوردی پشت نامداران را
ز حمله‌های علی‌وار یا علی اکبر

نشسته بود پدر، منتظر که بازآیی
سلامت از صف پیکار یا علی اکبر

صدای «یاابتا»یت چو آمد از میدان
جهان به چشمش شد تار یا علی اکبر

چو دید پهلوی خونین تو به روی زمین
ز ضرب نیزۀ اشرار یا علی اکبر،

مقابل نظرش باز هم مجسّم شد
حکایت در و دیوار یا علی اکبر...

#فقیر_طهرانی

@raziolhossein
ش
14:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

در کربلا شمیم گل یاس آمده
لرزه به جان دشمن خناس آمده

از میمنه به میسره طوفان به پا شده
شاگرد رزم حضرت عباس آمده

--------

هردم که لب به لعل لبت واکنم علی
اسرارعشق خویش هویداکنم علی

از بس شبیه مادرمان راه میروی
قدری قدم بزن که تماشا کنم علی

-------

در سرزمین عشق تو سامان عالمی
جان حسین فاطمه جانان عالمی

ارباب زاده ای و همه نوکر توییم
تو سرور تمام جوانان عالمی

------

امشب سخن ز جام می ناب میکنم
کی اعتنا به صورت مهتاب میکنم

نذر قدوم یوسف لیلائی حسین
خود را ذبیح خانه ارباب میکنم

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
15:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


هُوالاول علی بود و هُوالآخر علی بوده
همیشه اولین و آخرین سنگر علی بوده

خودش را در درون کعبه آورده به این دنیا
که هم مولود علی بوده ست و هم مادر علی بوده

جهان را می زند بر هم اگر شمشیر بردارد
که الگوی نَبردِ مالکِ اشتر علی بوده

به واقع معنی همراه کل انبیاء بودن
همین جمله است که بر انبیا داور علی بوده

اگر یک سو تمام انبیاء، یک سو علی باشد
یقیناً کفّه ی هموار سنگین تر علی بوده

حدیث نور را خواندم چنین از درک آن ماندم
علی بوده پیمبر یا که پیغمبر علی بوده

به جز مبشر ولی بودن به هرجایی علی بودن
برای نقش خالق نیز بازیگر علی بوده

برای آن کسی که فاتح عرش الهی شد
فضیلت نیست اینکه فاتح خیبر علی بوده

فقط جای پیمبر نه، یقیناً جای زهرا هم
همیشه روزهای سخت در بستر علی بوده

وجود کربلا میزان حُب اوست وقتی که
علی اکبر علی بوده، علی اصغر علی بوده

یقیناً شام و کوفه مات و مبهوتند از زینب
که الگوی سخنرانی این دختر علی بوده

به نوکر بودن درگاه فرزندش خوشم وقتی
امام حضرت صدیقه و قنبر علی بوده


#مهدی_رحیمی


http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

با آمدنت قبله نما ساخته شد
هرکس که رخ تو دید دلباخته شد

از بس چو علی وقار داری ، انگار
دیوار حرم دوباره بشکافته شد

&&&&

خواندیم تو را علی و اعلی دیدیم
در ملک جنون و عشق لیلا دیدیم

هر کس که ندیده بود پیغمبر را
تا روی تو دید، گفت حالا دیدیم

&&&&

به به که عروس فاطمه ماه آورد
بر پیر و جوان روشنی راه آورد

از متن زیارتش چنین بر آید
بهر ولی الله ولی الله آورد

&&&

گرفته بوی نجف هر دلی، به عشق علی
شده است عرش خدا منجلی، به عشق علی

به یاد فاطمه بوسید روی طفل، حسین
گذاشت نام پسر را علی، به عشق علی

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
7 May 2017
ش
00:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت

مژده دادند ، مسيحاي مسيحا آمد
عشق در خانه ي ارباب به دنيا آمد

صوت تكبير ملائك دوجهان را پُركرد
نكــند روي زمين حَــيّ تعاليٰ آمد

در شب جلوه نمايي عليّ بن حُسين
حالِ لبهاي من از ذكر علي ، جا آمد

آنچنان مثل محمّد شده كه ميگويند
شأن نازل شدن سوره ي طاها آمد

با تماشاي علّو درجاتش،از عرش
---اسم زيباش به دنبالِ مُســمّا آمد

پي توصيف خمِ گيسوي او نستعليق
پي تعريف قدش ، خطّ مُعلّيٰ آمد

ذوالفقارِ اَسدُالله به وجد آمد و گفت:
كسيت اين شير كه با هيبت مولا آمد؟

پيش از آمدن عاشــق كنعاني او
زائرِ بيــدلش از وادي سينا آمد

مثل عيسي كه به پاي علي اكبر افتاد
مريم از عرش به پابوسي ليلا آمد

گفت"يافاطمه"عبّاس از اوّل امّا
اين پسر با دَمِ "يازينبِ كُـبريٰ"آمد

بعد بوسيدن او مرتبه اش بالا رفت
حــاملِ عـرش كه از عالم بالا آمد

تاكه تكميل شود شادي فرزندانش
به مبارك بادش ، حضرت زهرا آمد

نه فقط مثل محمّد شده و عين علي
مُجتبايي ست كه در هيأت سقّا آمد

بُخل ورزيدن او را احدي ديد ؟ نديد
هرچه در محضر او دستِ تقاضا آمد

از سه درياي كرم فيض فراوان بُرده
كه به ياد از كرمش وسعت دريا آمد

دانش آموخته ي فاتح جنگ جمل است
وقت پيكار اگر اين قـدر توانا آمد

هي به مركب زد و ديدند كه جبريل امين
لافــتي گفت و علي از پيِ اِلّا آمد

مردها شيونشان مثل زنان گشت بلند
نوه ي شير چو در عرصه ي هيجا آمد

زد به لشگر،نَه بگو رفت سوي گندم زار
داس برداشت چو دهقان پيِ سرها آمد

همه يادِ اُحُد و بدر و حُنين افتادند
با بلايي كه سـرِ لشگرِ اعدا آمد

ورق واقعه برگشت كه ناگاه به گوش
ناله ي يا ابتا از دل صحرا آمد

ازاباالفضل بپرسيد كه با ضرب عمود
چه بلايي سر آن صورت زيبا آمد

به گواهي مقاتل جگر مارا سوخت
داغِ سختي كه سراغ دلِ بـابـا آمد

بسكه پيچيد به هم پيكر ارباً ارباش
پدرش در صَــدَدِ حلّ مُـعمّـا آمد

آه از آن وقت كه از كربـبلا جمعش كرد
پير شد پير ! ولي بين عبا جمعش كرد

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:26
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

گویی هنوز چشم پدر در قفای اوست
میدان‌نرفته اهل حرم در عزای اوست

پایین پای قبر پدر خفته باادب
این عذرِ برنخاستنش پیش پای اوست..

#علیرضا_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


خيمه زد قافله ی شوق به صحراى دلم
شعر شد همنفس شور هم آواى دلم
جرعه جرعه مى‏جان ريخت به ميناى دلم
كائنات آمده امشب به تماشاى دلم
بسكه شاد است سر از پا نشناسد تا صبح
كرده امضا سند آينه دارى با صبح

آسمان سفره ی لبخند و شكوفايى شد
يك مدينه طپش و مستى و شيدايى شد
كوچه ی سبز بنى هاشم، رؤيايى شد
عقل عاشق شد و مجنون شد و ليلايى شد
گلپسر كرد خداوند عنايت به حسين
قدسيان گفتند تبريك ولادت به حسين

چه خبر بود مگر عرش به شور آمده بود
خانه ی وحى طربخانه نور آمده بود
فرصت سرخوشى و سور و سرور آمده بود
ادب و غيرت و ايثار و شعور آمده بود
نبوى سيرت و صورت علوى خوى و صفات
به گل روى على اكبر ليلا صلوات


پسر خون خدا جلوه ی تصوير على
نفسش دارد هر آينه تأثير على
نعره ی حيدرى‏اش صولت تكبير على
برق شمشيرش از شعله ی شمشير على
كربلا شيفته ی نبض قدمهايش بود
شرح قانون حيات از (اَوَلَسْنا)يش بود

هر طرف عطر نفسهاى پيمبر آمد
آيه ی ديگرى از سوره كوثر آمد
مرد شير افكنى از تيره ی حيدر آمد
على اكبر على اكبر على اكبر آمد
در شب يازدهم ماه تمام آمده است
نه فلك پيش قدومش به قيام آمده است

آمده تا گل گلزار شهادت باشد
جرعه نوش مى سرشار شهادت باشد
نقد جان داده خريدار شهادت باشد
غرق خون گرمى بازار شهادت باشد
روى او را كه پدر ديد در آئينه ماه
گفت: لا حول و لا قوة الا بالله

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:29
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

این شعر ، سرود عالم بالا شد
تبریک ، حسین بن علی بابا شد

همنام علی ، شبه محمد یعنی
میلاد علی اکبر لیلا شد

#محمود_ژولیده

http://Telegram.me/raziolhossein
01:32
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


آسمان باز پر قمر شده است
شب اندوهمان سحر شده است
به همه سائلان نظر شده است
چونكه اربابمان پدر شده است
آمد از راه قرص ماه حسين
دومين حيدر سپاه حسين

خلق و خويش پيمبرى ديگر
على اكبر نه،حيدرى ديگر
پهلوان دلاورى ديگر
تو بگو شير لشكرى ديگر
هست پيغمبرى سراپايش
به عمو رفته قدوبالايش

چهره اش ماه آسمان حرم
سايه اش قوت زنان حرم
حنجرش گرمى اذان حرم
چشم بد دور از جوان حرم
مثل عباس سايه ی سرهاست
سرپناه تمام خواهرهاست

آمد از هر نظر على باشد
از همه بيشتر على باشد
بازهم يك نفر على باشد
چقدر اين پسر على باشد!
مثل حيدر قويست او عزمش
چند بيتى بگويم از رزمش

بين گرد و غبار مى آيد
روى مركب سوار مى آيد
پسر ذوالفقار مى آيد
حيدر روزگار مى آيد
عشق مى ريزد از سر و رويش
ذوالفقار است تيغ ابرويش

پاش تا در ركاب مى افتد
دشت در پيچ و تاب مى افتد
سر ز تن بى حساب مى افتد
به تلاطم عقاب مى افتد
بهت در چشمهاى اين دشت است
بسكه در حال رفت و برگشت است

خوب فهميده رزم فن دارد
هنر جنگ تن به تن دارد
فن از روبرو زدن دارد
اين شگرد از عمو حسن دارد
آى لشكر ببين جوان اين است
پسر شير نهروان اين است

خشم او تيغ و نيزه وشدير است
هرنگاهش دو قبضه شمشير است
چقدر رزم او نفسگير است
نوه ی شير غالبا شير است
تيغ مى زد همين كه از چپ و راست
ازحرم بانگ ياعلى برخاست

رزم با اين جوان گره خورده
حنجرش با اذان گره خورده
در دهان ها زبان گره خورده
ابرويش آنچنان گره خورده
كه همه ياد حيدر افتادند
ياد آن روز خيبر افتادند

رعد و برق است يا كه طوفان است
كه دقيقا ميان ميدان است
يا جوان حرم رجز خوان است
روى لب هاى عمه ها جان است
شور و غوغاست در دلش هرچند
دارد ارباب مى زند لبخند

مى رود دشت را به هم بزند
وسط معركه علم بزند
خواست تا حرف مى روم بزند
ديد بايد كمى قدم بزند
پيش چشم پدر جوان مى رفت
داشت ازجسم شاه جان مى رفت

رفت در نيزه زارها افتاد
بين گرد و غبارها افتاد
زير پاى سوارها افتاد
وسط نيزه دارها افتاد
پاى نيزه به پيكرش وا شد
به زمين خورد اربااربا شد

#علی_زمانیان

http://Telegram.me/raziolhossein
01:34
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


خدا را جلوه ی دیگر مبارک
یم توحید را گوهر مبارک
سپهر نور را اختر مبارک
علی بر آل پیغمبر مبارک
کند دل دم به دم یاد محمّد
که شد تکرار میلاد محمّد

خرد را رهبری آگاه دادند
جوانان را چراغ راه دادند
سپهر معرفت را ماه دادند
ولایت را ولی الله دادند
ولی الله ولی در بر گرفته
محمّد یا علی در بر گرفته

سپهر عصمت و تقوی قمر زاد
عروس حضرت زهرا پسر زاد
به خَلق و خُلق و خو پیغامبر زاد
که خیر الخلق را خیر البشر زاد
شگفتا باز احمد آفریدند
محمّد را محمّد آفریدند

سراپا نخله ی طور است این طفل
همه نورٌ علی نور است این طفل
تمام شور عاشور است این طفل
بگو قرآن منشور است این طفل
کلام یوسف زهرا گواهی است
که او ممسوس در ذات الهی است

تماشایش ز زهرا می برد دل
تجلاّیش زبابا می برد دل
نه او تنها زلیلا می برد دل
زاهل البیت یکجا می برد دل
حسین بن علی را نور عین است
علی آری علیّ بن الحسین است

دعای نور در مرآت رویش
نوای وحی در خون گلویش
حدیث عشق بابا گفتگویش
نگاه حضرت عبّاس سویش
امامت از جمالش در تجلاّست
نگاهش گه به زینب گه به لیلاست

دو چشمش چشم حقّ بین پیمبر
دو ابرو ذوالفقار شیر داور
دو بازو بازوی عبّاس و حیدر
دو لعل لب نه، دو یاقوت احمر
از او بیت ولایت گشته گلشن
حسین بن علی چشم تو روشن

سیادت بنده ی او بنده ی او
شهادت زنده ی او زنده ی او
شرف، ایمان، ادب، پاینده ی او
پیام کربلا در خنده ی او
چه گویم هر چه گویم بهتر است این
تعالی الله علیّ اکبر است این

دلش دریای ایمان حسین است
درون پیکرش جان حسین است
جمالش عید قربان حسین است
ببوسیدش که قرآن حسین است
به خاکش دل به پایش جان فشانید
به چشم و ابرویش قرآن بخوانید

سلام الله بر ماه جمالش
صفات الله در خلق و خصالش
جلال الله زهی قدر و جلالش
ولی الله بینای کمالش
رخش نادیده شمع محفل ماست
زیارتنامه اش لوح دل ماست

سلام از مات ای روح معانی
علی اکبر رسول اللهِ ثانی
نبوّت را کتاب آسمانی
ولایت را فروغ جاودانی
علی، زهرا، پیمبر، بر تو نازد
پدر تا صبح محشر بر تو نازد

تو حقّ را از ازل در خویش دیدی
تو در قلب پدر شور آفریدی
تو دل از هر چه جز جانان بریدی
تو بانگ ارجعی را می شنیدی
به پاس حقّ مقاوم ایستادی
به «میثم» نه به عالم درس دادی

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
01:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

نوزاد حسین جلوه اش مصطفویست
دقت که کنی خَلقاً و خُلقاً نبویست

تبریک بگویید به ارباب که او
نامش ، نسبش ، خودش ، جمالش علویست

#مهدی_مقیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
10:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


چشمانمان بر دست ذره پرور لیلاست
مستی ما از نام مستی آور لیلاست
یک قافله حور و پری دور و بر لیلاست
در شهر تنها صحبت از تاج سر لیلاست
دل می تپد وقتی که حرف از دلبر لیلاست


کوری چشم هرکه ما را بی نوا خوانده
محبوب مان مارا به دیدار خدا خوانده
دل را به دنبال خودش تا هر کجا خوانده
ما را برای جشن فرزندش فراخوانده
این مُهر و دعوت نامه لطف دیگر لیلاست


امشب برای شمس دین قرص قمر آورد
بانو برای شاه عالم شیر نر آورد
یک دسته گل ، یک پارچه آقا ، پسر آورد
صاحب نفس ، صاحب لوا ، صاحب جگر اورد
میلاد مولود سراپا اطهر لیلاست


از مقدمش شهر مدینه نور باران شد
گهواره اش را عمه اش گهواره جنبان شد
از برکتش هجر پیمبر نیز آسان شد
با اقتدا بر چشم او مادر مسلمان شد
با این حساب او حضرت پیغمبر لیلاست


در مرتبت محمود و در عزّ و جلال احمد
در مهربانی فاطمه و در کمال احمد
در بین میدان مرتضی و در جمال احمد
ابرو و چشم و گیسوان و خط و خال احمد
این تازه مولود مدینه محشر لیلاست


"والیل" قطعا مدحت گیسوی او باشد
مصداق ناب "والضحی" هم روی او باشد
عرش خدا مدهوش عطر و بوی او باشد
"إنا هدیناه السبیل "اش سوی او باشد
شمس و ضحا و قدر و نور و کوثر لیلاست


با یک نظر از مُهر تربت باده میسازد
سجادها از وصله ی سجاده میسازد
"قد قامت…" او قبله را آماده میسازد
با یک نفس صدها مؤذن زاده میسازد
الله اکبر ؛ او علی اکبر لیلاست


در خاک دشمن میدهد جولان به تنهایی
با نعره هایش میکند طوفان به تنهایی
با ذوالفقار تشنه و بران به تنهایی
سر میزند مثل سپهداران به تنهایی
شیر حسین بن علی و حیدر لیلاست


رود زلالی هست و دریا میشود گاهی
در شب چو خورشیدی هویدا میشود گاهی
مثل عموی خویش سقا میشود گاهی
جمع تمام آینه ها میشود گاهی
عباس و عبدالله و عون و جعفر لیلاست


با روضه اش راز پریشانی شش گوشه ست
مرثیه ی همواره طوفانی شش گوشه ست
هم رونق شبهای روحانی شش گوشه ست
هم شک ندارم باعث و بانی شش گوشه ست
کرببلا سرمست سیب نوبر لیلاست


قطعا تحمل کردن زخم زبان سخت است
بوسه گرفتن از عزیز نیمه جان سخت است
راهی شدن تا کوفه ی نامهربان سخت است
داغ جوان دیدن برای مادران سخت است
مرثیه ی محزون و گریه آور لیلاست


تا کوچه وا کردند و در دام بلا افتاد
غرق به خون از پشت مرکب بی هوا افتاد
با "یا أبا"یش ولوله در خیمه ها افتاد
این اربا اربایی که زیر دست و پا افتاد
ای کربلایی ها! جوان پرپر لیلاست


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
10:23
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


چون گشودند زهم دفتر دانائی را
زمزمه کرد ملک نغمۀ شیدائی را

کرد پُر ،نور خدا این شب رؤیائی را
تاببینند همه جلوۀ زیبائی را

را هانفی گفت در رحمت حق واشده است
خلقت روی علی اکبر لیلا شده است

این گل سرخ که رخسارۀ احمد دارد
خال برگونۀ خود ،ابروی ممتد دارد

رنگ و بو از چمن گلشن ایزد دارد
صورت وسیرت خود را زمحمد دارد

همه گل ها بنشتند به نظارّۀ او
تا که بابا بزند بوسه به رخسارۀ او

شاد شد قلب همه از دل خرسند حسین
شد زمین محو جمال گل دلبند حسین

آسمان مات شد از چهرۀ فرزند حسین
مثل غنچه زده لبخند به لبخند حسین

او لیلا همه دم غنچۀ خود می بوید
با حسین بن علی شکر خدا می گوید

مادر افکند نظر تا به مه دلجویش
دید یک هالۀ نوری به رخ نیکویش

که گل انداخته از بوسۀ بابا رویش
بوسه زد بر رخ او کرد چو غنچه بویش

گفت ای نوگل من، یوسف لیلا هستی
بهتر ازماه شب عید تو زیبا هستی

خوبرویان جهان محو جمالش هستند
باکمالان نه همین مات کمالش هستند

عرشیان باخبر ازقدر وجلالش هستند
فرشیان عاشق دیدار وصالش هستند

بنگرد هـرکه ورا جلوۀ سرمد دیده
هم علی اکبر و هم روی محمّد دیده

در وجودش زازل روح عبادت دیدند
روی پیشانی او نور سعادت دیدند

درقد و قامت اوشور قیامت دیدند
قدسیان دردل او شوق شهادت دیدند

شادی وغم شب میلاد علی درهم شد
غم چو آمد طرب وشوق ومسّرت کم شد

کاش ما آینه دار گُل مولا باشیم
همه جا آبروی اهل توّلا باشیم

ای «وفائی» همه آسوده به فردا باشیم
گر محبّان علی اکبر لیلا باشیم

هرکه در راه خدا با علی اکبر باشد
روز محشر همه جا با علی اکبر باشد

#سیدهاشم_وفایی
10:27
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست
هر جا تب عشق است، دل در به دری هست

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند
هر جا که شلوغ است یقینا خبری هست

اجداد من از دیر زمان عاشق عشقند
دیدید که در طینت ما هم هنری هست

بازار مرا با قدمت گرم نکردی
یک چند غلامی که بیایی ببری هست

در غیبت شه روی به شهزاده می آرند
صد شکر که در خانه آقا پسری هست

هر جا قد وبالای رشیدی است، یقینا
دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

یا حضرت ارباب،دمت گرم و دلت شاد
یا حضرت ارباب کرم،خانه ات آباد

داریم همه محضر تو عرض سلامی
تو شاهی و ما نیز هر آنچه تو بنامی

تا خانه ی آباد شما بنده پذیر است
نامرد ترینم نکنم میل غلامی

ای قامت قد قامت تو عین قیامت
قربان قدت صد قد و بالای گرامی

تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی
پس لطف بفرما وبفرما که کدامی؟

تو مفترض الطاعه ترین واجب مایی
هر چند امامت نکنی، باز امامی

هر کس که هوای پدری داشته باشد
خوب است که همچین پسری داشته باشد

انگار رسول است، نمایی که تو داری
انگار بتول است ،صدایی که تو داری

بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی
با این قد انگشت نمایی که تو داری

باید که برای تو کرم خانه بسازند
از بس که زیاد است گدایی که تو داری

از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است
از سفره ی پر جود و سخایی که تو داری

تو آنقدر از خویشتن خویش گذشتی
که منتظر توست، خدایی که تو داری

کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند
بگذار که عشاق به پای تو بمیرند

ای سیر کمالات همه تا سر کویت
ای آب فرات لب من آب وضویت

ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی
مانند حسن جود بود عادت و خویت

عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند
ماتند ابوالفضل و حسین از گل رویت

پایین قدمهای حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت

اینقدر مزن آب به سرخی لب خود
حیف است که پیچیده شود اینهمه بویت

حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند
باید که مرا عبد غلامان تو خوانند

ای زاده ی زهرا جگرت میرود از دست
امروز که دارد پسرت می رود از دست

ای کاش که بالای سرش زود بیایی
گر دیر بیایی ثمرت می رود از دست

بد نیست بدانی اگر از خیمه می آیی
با دیدن اکبر کمرت میرود از دست

افتادنت از زین پدرت را به زمین زد
برخیز و گرنه پدرت می رود از دست

برخیز که عمه نبرد دست به معجر
بر خیز به جان من و این عمه ات، اکبر

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
10:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1058×1280, 294.5 KB
پایین قدم‌های حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر قبطه خورٙد بر تو عمویت

#علی_اکبر_لطفیان

@raziolhossein
10:50
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح


ای که بر روشنای چهره‌ی خود نور پیغمبر سحر داری
نوری از آفتاب روشن‌تر رویی از ماه خوب‌تر داری

تو کدامین گلی که دیدن تو صلواتی محمدی دارد
چقدر بر بهشت چهره‌ی خود رنگ و بوی پیامبر داری

هجرتت از مدینه شد آغاز کربلا شاهد مقام تو بود
کوفه چون شام ماند مبهوتت تا کجاها سر سفر داری

باوری سرخ بود و جاری شد «اَوَلَسْنا عَلَی الحَق» از لب تو
چه غرور آفرین و بشکوه است مقصدی که تو در نظر داری

با لب تشنه بودی و می‌سوخت در تف کربلا پر جبریل
وقت معراج شد چه معراجی، ای که از زخم بال و پر داری

از میان تمام اهل جهان عرش پایین پا نصیب تو شد
عشق می‌داند و جنون که چقدر شوق پابوسی پدر داری

شوق پابوسی تو را داریم حسرت آن ضریح شش‌گوشه
گوشه‌چشمی، عنایتی، لطفی، تو که از حال ما خبر داری

در مدیح تو از مدایح تو یا علی هر چه بیشتر گفتیم
با نگاهی پر از عطش دیدیم حُسن ناگفته بیشتر داری

#محمدجواد_شرافت


http://Telegram.me/raziolhossein
11:00
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


باید شنید از دو لبت یاحسین را
باید که دید رویِ تو را با حسین را

از آن شبی که خنده زدی در میانِ مَهد
هرشب علی علی شده لالا ، حسین را

با هیچ چیزِ عالم عوض ، نه نمیکند
اربابِ ما شنیدنِ بابا حسین را

هر پنج وعده تا که اذانِ تو میرسد
مبهوت میکند همه حتیٰ حسین را

این‌سان که خیره خیره تو را میکند نگاه
باید که دید وقتِ تماشا حسین را

طوری به رویِ دامن زینب نشسته‌ای
گویا گرفته حضرت زهرا حسین را
-
باغ بهشت را گِروِ باده داده‌ایم
دیوانگانِ حضرتِ ارباب زاده‌ایم
-

روزی که بال میزدم اما پری نبود
روزی که حلقه میزدم اما دری نبود

روزی که باده عربده میزد حریف کو؟
حل میشدم درونِ مِی و ساغری نبود

روزی که در میانِ تمامیِ عقل‌ها
مستانه نعره میزدم و حنجری نبود

روزی که عشق بود و خداوندِ عشق را
غیر از حسین آینه‌ی دیگری نبود

دیدم حسین بود و حسین و حسین هم
وقتی که بود جلوه‌ی بالاتری نبود

میخواستم که دل بسپارم نیافتم
میخواستم که سر بدوانم سری نبود
-
آنروز لطفِ حضرتِ حق حیدری شدیم
ما را صدا زدند و علی اکبری شدیم
-

وقتی که باز میکنی از رُخ نقاب را
بیچاره میکنی زِ پِی ات آفتاب را

انگشت بر لب اند تمامیِ قاب‌ها
داری زِ بس که چهره‌ی ختمی مآب را

جبریل هم گمان کنم اینجا مُردَد است
آورده در حضورِ تو اُمّ الکتاب را

شُکرِ خدا برای گره‌های کورِ ما
آورده‌ای هزار دَمِ مستجاب را

چشم پدر زِ شوق و شعف برق میزند
وقتی سلام میکنی عالیجناب را

میدان برایِ عرضِ ادب سجده میکند
تا دست میکشی سر و یالِ عقاب را
-
تو حیدری که آمده تکرار میشوی
وقت نبرد تیغ علمدار میشوی
-

در خاک میروند تمامِ سوارها
با دیدنِ تو ای نفسِ ذوالفقارها

حتیٰ هنوز بین دلیران زبانزد است
یک صحنه از حضور تو در تار و مارها

تو میزدی به سینه‌ی لشگر ولی چه سود
یک تن نبود دور و برت از فرارها

تیغ تو چرخ میزند و چرخ میزند
صدها هزار دست و سرِ نابکارها

از نازِ ضربِ شصتِ تو بد مست میشود
شمشیر تو که زَهره دَرَد از شکارها

از نازِ ضربِ شصتِ تو تکبیر میکشد
عباس ، وقتِ دیدنِ این کار زارها

نامت حماسه‌ای ست که پیدا نمیشود
هر یوسفی که یوسفِ لیلا نمیشود


#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
11:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 135.8 KB
این شعر ، سرود عالم بالا شد
تبریک ، حسین بن علی بابا شد
همنام علی ، شبه محمد یعنی
میلاد علی اکبر لیلا شد

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
ش
15:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


در آن وادی که می‌خوانند اهل آسمان از تو
به جانش لرزه می‌افتد اگر گوید زبان از تو

رها شد گیسویت شب شد؛ رخت رو گشت صبح آمد؛
زمین نقشی ندارد پس پدید آمد زمان از تو

به دنیا آمدی درهای جنّت یک به یک وا شد
گرفته اعتبارش را مفاتیح الجنان از تو

شب میلاد تا معراج آغوش پدر رفتی
عجب اوجی که جا مانده‌ست هر چه کهکشان از تو

منم تسلیم حکم قاطع ابرو و مژگانت
بیا صیاد! جان از من؛ بزن تیر و کمان از تو

جوانم، آرزو دارم کنم وقفت جوانی را
بگیرم حاجتم را کاش در روز جوان از تو

به قدری لحن تو در خاطر هر مأذنه مانده‌ست
که صحبت می‌کند انگار بانگ هر اذان از تو

خدا عباس را هم‌رزم تو کرد و به این ترتیب
میان پهلوانان ساخت مردی قهرمان از تو

چنان از هر نظر همچون نبی هستی، که حیرانم
تو داری از پیمبر یا که او دارد نشان از تو؟

"طریق عجز می‌پویم؛ نمی‌دانم چه می‌گویم؟"
همان بهتر که می‌گویند اهل آسمان از تو

تویی در جمع فرزندان زهرا کوکب الثّاقب
علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب


#حامد_تجری

http://Telegram.me/raziolhossein
15:20
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

نوزاد حسین جلوه اش مصطفویست
دقت که کنی خَلقاً و خُلقاً نبویست
تبریک بگویید به ارباب که او
نامش ، نسبش ، خودش ، جمالش علویست

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
yon.ir/DQv4C
ش
18:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

صوت نبوی‌ست جاری از هر سخنش
صد یوسف مصر، خفته در پیرهنش

در شهر، کرمخانه‌ی او شهره شده ست
این است که خوانده اند، ابن الحسنش

#میلاد_حسنی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:23
#حضرت_علی_اکبر_مدح_و_ولادت


شاه امروز آفریده شاهکار دیگری
احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری
لشکر ارباب میگیرد وقار دیگری
مرتضی باید بسازد ذوالفقار دیگری
بیشتر امشب شب خوشحالی سقا شده
چونکه حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده

او برای زینب کبری رکاب آورده است
عمه زینب هم برای او نقاب آورده است
هدیه ای را هم برایش بوتراب آورده است
مرکبی در شان پیغمبر....عقاب آورده است
نیست جایی خوش قدو بالاتر از این آینه
ام لیلا تکیه زد بر جایگاه آمنه

از فراز خانه اش نور کرامت می گذشت
قدر او که هیچ قدش از قیامت می گذشت
غرق در ذات خدا بود از علامت می گذشت
شیر دارد بی امان با شیر بازی می کند
تا که اکبر با عمو شمشیر بازی می کند

پهن کرد از دست خود بر خواهرش سجاده ای
بعد پیغمبر به او دل داده هر دل داده ای
ای فقیران سفره دارد ، سفرۀ آماده ای
اوست آقا زاده ام آن هم چه آقا زاده ای
در مقام او جهانی بانگِ یا هو می زند
وقت مدحش ناصرالدین شاه زانو می زند

وقت معراجش رسول و وقت خیبر مرتضی
بین خانه چون پیمبر ؛ بین لشکر مرتضی
سر ، رسول الله هست و هست پیکر مرتضی
نیمی از پیکر نبی و نیم دیگر مرتضی
دست هایش چون که بر هم سخت محکم می شود
باز هم عید غدیر خم مجسم می شود

مثل مادر آسمان ها را تماشا میکند
آسمان در گیسویش خورشید پیدا می کند
کیست این آقا که ما را نیز آقا می کند
خواهر کوچکترش هم کار زهرا می کند
صاحب بالاترین عنوان و منصب می شود
شانه ی او تکیه گاه عمه زینب می شود

کعبه از شش گوشۀ ارباب کم می آورد
نام او افلاک را زیر قدم می آورد
صحبت از شش گوشه شد ؛حرفی که غم می آورد
باز هم دارد مرا سمت حرم می آورد
هرچه باداباد من این روزها لیلایی ام
هرکه جایی را پسندد من که پایین پایی ام

مرهمی بعد از تو بر داغ پدر پیدا نشد
خواست برخیزد حسین بن علی از جا نشد
خواست جسمت را بگیرد در بغل اما نشد
آخرش هم پیکر تو در عبایش جا نشد
داد زد بابای پیرت ، آه زینب ، اکبرم..
ای جوانان بنی هاشم بیایید از حرم

#مجید_تال

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

فروغ چهره خوبان، شعاع طلعت توست
کمال حُسن تو، مدیون این ملاحت توست

به خَلق و خُلقِ رسول و به منطقِ نبوی
فزون‌تر از همه کس، در جهان شباهت توست

از این شباهت بی‌حد، در اشتباه افتند
که این ولادت طاهاست، یا ولادت توست

ز خال روی تو، پیدا سیادت تو بود
ز حُجب فاطمه، یک سایه هم به طلعت توست

ز احمد و ز حسین و، ز حیدر و زهرا
نشانه‌ای به سراپای سرو قامت توست

به پیکر تو مجسم، لطافت روح است
عجب بود که درین خاکدان، قامت توست

نگاه مهر تو، غارتگر دل پدر است
عیان به چشم سیاهت، غم شهادت توست...

عجب نباشد اگر، بر «حسان» کنی احسان
که لطف و مرحمت بی‌شمار خصلت توست


#حبیب_الله_چایچیان(حسان)

http://Telegram.me/raziolhossein
19:02
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح


قُنداقه را حسین گرفت و ‌نگاه کرد
اینگونه آفتاب تبسم به ماه کرد

با خنده ی پیمبری اش از همان نخست
حال حسین را علی اش رو به راه کرد

هرکس که دیدش و صلواتی نکرد نذر
در باب احتجاج خودش اشتباه کرد

هرکس که بی وضو بغلش کرد بی گمان
مانند لمس کردن قرآن گناه کرد

با یک ‌نگاه دشمن خود را در اوج رزم
هر قدْر کوه بود مُبَدَل به کاه کرد

مردان جنگجوی عرب را بدون جنگ
پلکی به هم رسانده و خلع سلاح کرد

قبل از ورود شمر به گودال در وداع
روز حسین را علی اکبر سیاه کرد

برگشت با بهانه ی لب تشنگی ولی
در اصل شاهزاده تَرَحُم به شاه کرد

برگشت قطعه قطعه علی اکبر این چنین
یک دشت را برای تنش بارگاه کرد
*
تو آمدی علی بشود حاصل حسین
باشد سه جور آینه در منزل حسین

تلفیقی از نبوت محض وامامتی
ای شامل پیمبر و ای شامل حسین

آن سان که خلق گشت حسین از گِل علی
آمد پدید با تو علی از گِل حسین

تو آمدی که نام تو مشکل گشا شود
عشق به تو ولی بشود مشکل حسین

از بس که دوست داشت تورا٬ در مقام عشق
جان تو گشت هدیه ی ناقابل حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلاست
آنجا که پیکر تو ‌شود ساحل حسین

قدِّ تو را و‌موی تو را و رخ تورا
هرکس که دید گفت امان از دل حسین

با هر تبسمت٬ نفست٬ راه رفتنت
قبل از سنان خودت شده ای قاتل حسین

بالای پیکر تو خودش را بروز داد
در های های گریه غم کامل حسین

از خیمه تا کنار تن قطعه قطعه ات
قدّش خمیده گشت در این فاصله حسین

بعد از تو خاک بر سر دنیا که می رود
بر روی نیزه ها سر یک قافله حسین

بعد از تو روبرو بشود تا صلات ظهر
با شمر و‌خولی و انس و حرمله حسین
*
برای گفتن از تو سخن نمی ماند
که روضه ات به دل انجمن نمی ماند

چه کرده است به اعضای دَرهَمَت شمشیر
که بر سیاهی زلفت شکن ‌نمی ماند

علی نماند اگر از حسین٬ قاسم هم
به احتمال قوی از حسن نمی ماند

چنان میان تن دشت ارباً اربایی
که بر تنت اثر پیرهن نمی ماند

برای روضه شناسان اشاره ای کافی ست
تن تو آه میان کفن نمی ماند

مؤذنی که بگوید علی ولی الله
مُسَلَم است برایش دهن نمی ماند

میان این همه شمشیر و‌نیزه معلوم است
که عضو سالمی از این بدن نمی ماند

#مهدی_رحیمی


http://Telegram.me/raziolhossein
19:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×439, 88.6 KB
خدا هر چه پسر بر او بیارد
"حسین" اسم "علی" را میگذارد
الهی کور باشه چشم دشمن
حسین اسم "علی" را دوست دارد

🌹ولادت سرار نور
و با سعادات مولانا
حضرت علی اکبر علیه السلام
مبارکباد🌹
@raziolhossein
ش
21:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#سرود

آئینه ی حسن ازلی آمده امشب

فرزندحسین ابن علی آمده امشب

باچهره ی زیبا

باروی دل آرا

آمدبه جهان گل پسرحضرت لیلا

چشم وچراغ شهدا

یاعلی اکبر

گل پسرخون خدا

یاعلی اکبر

جلوه ی ختم الانبیا

یاعلی اکبر

خوش آمدی خوش آمدی یاعلی اکبر

🌺🌺🌺🌺

این نوردل حضرت عباس وحسینه

مانندعموزینت بین الحرمینه

درجلوه شدامشب

آئینه ی داور

ذکرهمه ی حسینیا یاعلی اکبر


درخدادرصدفی

یاعلی اکبر

دین خداراشرفی

یاعلی اکبر

شبیه شاه نجفی

یاعلی اکبر

خوش آمدی خوش آمدی یاعلی اکبر


🌺🌺🌺🌺

آمدنوه ی اول صدیقه ی کبری

فرزندحسین ابن علی اکبرلیلا

مانندحریمش

دیگرحرمی نیست

پائین قدمهای حسین جای کمی نیست

من که گرفتار

یاعلی اکبر

نوکردربارتوام

یاعلی اکبر

ببین خریدارتوام

یاعلی اکبر

خوش آمدی خوش آمدی یاعلی اکبر


#محمد_خرم_فر

http://Telegram.me/raziolhossein
21:04
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 106.9 KB
21:08
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#سرود


دوبــاره در جهـان پیغمبر آمد
کــه میـلاد علــی اکبــر آمـد
اَلا یا فاطمه چشم تو روشن
حسینت را حسین دیگر آمد
که میلاد علی اکبر آمد

محمـد یــا پیمبــــر زاده لیلا
رســـول الله دیگــر زاده لیلا
چراغ و چشم حیدرزاده لیلا
امــام مجتبـی را مظهـر آمد
که میلاد علی اکبر آمد

عیـــان آئینــۀ داور شـــد امشب
عروس فاطمه، مادر شد امشب
چـراغان بیـت پیغمبر شد امشب
کـه هـر نسـل جـوان را رهبر آمد
که میلاد علی اکبر آمد

عیــان نــور حـق از بیت ولا شد
زمین خرّم تر از عرش علاء شد
عیــان مــاه شهیـد کربـلا شـد
صــلا از مهــر و مـاه و اختر آمد
که میلاد علی اکبر آمد

عیان شد مصطفی را اشبه الناس
بـه رخسـارش زنـد گلبوسه عباس
حسن می‌بوید او را چون گل یاس
تبسّــم از لـــب زیـنـب بــــــر آمــــد
که میلاد علی اکبر آمد

به گلشن‌ها فراز شاخساران
بود این جمله در صوت هزاران
گل لیلا شکفت و شد بهاران
بهـــاران را بهـــاری بهتــر آمد
که میلاد علی اکبر آمد


#غلامرضاسازگار
21:08
SAZGAR – (16) SORUDE HAZRATE ALI AKBAR (alayhessalam)
Not included, change data exporting settings to download.
00:37, 583.5 KB
ش
21:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

این لیله میلاد مبارک ارباب
این شاخه شمشاد مبارک ارباب

لیلا پسر آورده برایت امشب
بابا شدنت باد مبارک ارباب

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
22:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 17.05.2016 14:20:42
مرغ دل من میل پریدن دارد
آوای علی علی شنیدن‌دارد
با دیدن صورت علی اکبر
لبخند لب حسین‌دیدن دارد

💐💐💐💐💐

آیینه طلعت پیمبر آمد
این است نبی و‌یا که حیدر آمد
با دسته گلی برو به دیدار حسین
تبریک بگو علی اکبر آمد

💐💐💐💐💐

بر آینهٔ حضرت طاها صلوات
بر نور دل حسین زهرا صلوات
شاد است دل حسین و‌ام لیل
بر روی علی اکبر لیلا صلوات

💐💐💐💐💐

امشب سخن از عشق ولی می گوییم
تبریک به نور ازلی می گوییم
ناز قدم علی اکبر امشب
همراه حسین علی علی می گوییم

💐💐💐💐💐

امشب به علی نور دوعین آمده است
مرآت رسول عالمین آمده است
به به چه‌تبسمی است بر روی حسین
آرامش سینه حسین آمده است

💐💐💐💐💐

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمد_علی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
8 May 2017
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

والا علی اکبر
زیبا علی٬ غوغا علی٬ رعنا علی اکبر

باد موافق را
با گیسویش انداخته از پا علی اکبر

اصلاً به جای زلف
پیچیده دور سر شب احیا علی اکبر

با تیغ ابرویش
جمعِ عدو را میکند مِنها علی اکبر

یا مظهر الوالی
یا مصطفی، یا مرتضی و یا علی اکبر

تکثیر شد حیدر
اینجا علی آنجا علی هرجا علی اکبر

اعلان ختم جنگ؛
می شد اگر می تاخت با سقا علی اکبر

پس خُلقاً و خَلقاً
پیغمبری گویاست پس گو...یا علی اکبر

الدَّهرُ یومان است؛
امروز علیِ اصغر و فردا علی اکبر

بابا ز دنیا و
می بُرد هرلحظه دل از بابا علی اکبر

بعد از تو بابا گفت
ای خاک عالم بر سر دنیا علی اکبر

این آخر روضه ست
مثل علی اصغر شده حالا علی اکبر

#مهدی_رحیمی_زمستان

http://Telegram.me/raziolhossein
00:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1064×1280, 230.4 KB
"جـاءَ نورُ اشبه النّاس بِخَیـر الاولیـاء"
گوییا پیغمبر از غار حرا برگشته است

#فاضل_نظری

@raziolhossein
ش
13:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#سرود

بند اول

به خامس ال عبا قمر امده
بهر علی و فاطمه ثمر امده
برای ام لیلا پسر امده گهر امده

نگاه حسین به گل روی علی اکبرش
دل برد از حسین رخ همچون رخ پیغمبرش

خوش امدی خوش امدی
خوش امدی ماه لیلا...

بند دوم

جلوه گر از مدینه شد گهر صدف
سینه عباس شده غرق در شعف
امده دنیا نوه شاه نجف شاه نجف

در مدینه باز نور روی نبوی سر زده
اشبه الناس به رسول دو سرا امده

خوش امدی......

بند سوم

به یک نگه دل برد از عمه زینبش
امام مجتبی زند بوسه بر لبش
سلام حق بر پسرو ام و ابش

سینه ما شده همه در شور و نوای حسین
پر زده مرغ دل به حریم بارصفای حسین
خوش امدی .....

#علی_مهدیزاده

Telegram.me/raziolhossein
13:17
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 108.1 KB
13:17
#امیرالمومنین_مدح


به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است
همان قدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه است

قلندرها و درویشان و حق گویان و عیّاران!
من از راهی خبر دارم که ذکرش قل هوالله است

ندارم آرزویی جز « مقام » عشق ورزیدن
که از دل آخرین حبّی که بیرون می شود، جاه است

خدایا عشق ما را می کشد یا زنده می سازد
هوای وصل، هر دم چون نفس، جانبخش و جانکاه است

سکوتی سایه افکنده است همچون ابر بر صحرا
شب آرام است و نخلستان پر از تنهایی ماه است

کسی با چاه راز رنج خود را باز می گوید
چه تسبیحی است این؟! آه است، این آه است، این آه است

نمی خوانم خدایش گرچه از اوصاف او پیداست
که هم بر عیب ستّار است، هم بر غیب آگاه است

به سویش بس که مردم چون گدا دست طلب دارند
جوانمردان بسیاری گمان دارند او شاه است

به « سلطان جهان »، « شاه عرب » گفتند و عیب نیست
به هر تقدیر دست لفظ، از توصیف کوتاه است

#فاضل_نظری

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


هركه با آينه روى تو برابر كرده 
نظر انگار به رخسار پيمبر كرده

رخ مپوشان كه شود ماه شب عيد عيان
چشم بگشا كه كنى زهره و ناهيد عيان

كس نديده است به هم، زهره و ناهيد چنين
ندميده است به يك صبح،دو خورشيد چنين

لب شيرين بگشا! خاطره پرشور نما
باز هم از پدرت خواهش انگور نما

هوهوى معركه را نعره ى تكبير بكش
به خراميدن خود، شير به زنجير بكش

گرد كافور، بلند از دم شمشيرت شد
تاختى لشكر كفّار زمينگيرت شد

گل طراوت ز گل عارض تو وام گرفت
سحر آمدنت روز جوان نام گرفت

اى اذان گوى حرم! اى پسر شاه سلام!
أشهد أن عليأ ولى الله سلام

#محمد_شمس

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

از صورت چون ماه پيمبر خواندند
از هيبت و اقتدار حيدر خواندند

شد جلو‌هٔ احمد و على، آینه‌ای
آن آينه را علیِّ اکبر خواندند

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
9 May 2017
ش
02:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 88.4 KB
شب بود و هوای کربلا عالی بود
در مصرع قبل جای ما خالی بود

#اللهم_ارزقنا_زیارة_الحسین
#منرابهحرمببرفدایتگردم

@raziolhossein
ش
14:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×820, 116.8 KB
یا صاحب الزمان

برای آنکه به راه تـو مانده است نگاهش
غروب جمعه و عصر سه‌شنبه فرق ندارد

#سید_مصطفی_فهری

@raziolhossein
14:35
#امیرالمومنین_مدح


ازل از جام خود بر ما چشانده
همین باده دل ما را کشانده

زمان خلقت آب و گل ما
کمی خاک عبایش را تکانده

کسی که روی دوش مصطفی رفت
یتیمان را سر دوشش نشانده

خدا هم از زبان مرتضایش
پیمبر را شب معراج خوانده

به شوق وعده ی " یا حارَ هَمْدان..."
برایم طاقت و صبری نمانده

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه
علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه


#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein

yon.ir/hHfuL
14:44
#امام_زمان_ولادت

همين
كه شامّه ام مستِ بوی نرگس شد
وصال، روزی اين بينوای مُفلس شد
ح
ضور حضرت معشوق در دلم حس شد
"ستا
ره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد"

ش
كفته ام چو گل از بهجت رسيدن او
بهشت، آمده در سامرا به ديدن او

شب تجلّی سلطان انس و جان آمد
به
جسم مُرده ی عالم، دوباره جان آمد
ام
ام كون و مكان، صاحب الزّمان آمد
به خاك بوسی او عرش كِل كِشان آمد

دل
يل نورِ كواكب، به جلوه آمده است
يگانه حاضر غائب، به جلوه آمده است

ببين كه چشم فلك خيره بر قمر شده است
شب
ِ بلند زمين و زمان، سحر شده است
درخت پُر ثمر نور بارور شده است
امام يازدهم صاحب پسر شده است

اگر كه وا شده گلهای سُرخ لبخندش
گرفته بوسه ز لبهای گرم دلبندش

به محض آمدنش سر به سجده بگذارد
همين كه ارض و سما را به وجد می آرد
ز فيض مقدم او لطف عام می بارد
رسيده تا كه غم از قلب شيعه بر دارد

شب شروعِ رسيدن به آخرين راه است
شبِ طلوعِ وجودِ بقية الله است

دعای حضرت او تا دمی كه همره ماست
خدا گواه، مَلك هم گدای درگه ماست
"جمال چهره ی او حُجّت مُوَجّه ماست"
"هزار يوسف كنعان فتاده در چَهِ ماست"

"سر ارادت ما وآستان حضرت دوست"
كه هرچه هست به عالم طفيلِ هستيِ اوست

خليل اگر بشود مبتلاش، جا دارد
ذبيح سر بتراشد براش، جا دارد
كليم اگر كه بيفتد به پاش، جا دارد
مسيح دم بزند از ولاش، جا دارد

قرينه ای كه نبی داشته ست اين آقاست
چه هيبتی! به فدايش شوم، خودِ مولاست

محمّدی ست بواللهِ خُلق نيكويش
مثال ِتك يَل بدر است زورِ بازويش
به سيره، دختر پيغمبر است الگويش
تمام حُسنِ حَسن مُنجلی ست از رويش

پس از ظهور، زمين لرزه از تلاطم ماست
كه او به وقت شجاعت حسين دُوّم ماست

ولیّ آخِـــرِ الله را فرستادند
به آسمان شرف ماه را فرستادند
چراغ روشن اين راه را فرستادند
يگانه منتقم شاه را فرستادند

گرفته گوش دلم را صدای آمدنش
به اشك، چلّه گرفتم برای آمدنش

بگو چكار كنم تا به كبريا برسم ؟
به وصل يار در ايوانِ مرتضی برسم
دُرست، نيمه ی شعبان به كربلا برسم
به خاك بوسیِ سرداب سامرا برسم

خدا نياورد از يار نااميد شوم
من آمدم كه به پای غمش شهيد شوم

بگو به فصل زمستان، بهار آمدنی ست
به شهرِ يار دلم، شهريار آمدنی ست
به گريه ی پسر مهزيار ، آمدنی ست
توسّلات من و تو به كار آمدنی ست

مُــدام ناله ی "الغوث و الامان" دارم
به هر نفس دَمِ "ياصاحب الزّمان" دارم

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


خیلی وقته که شب وروز
آرزومند وصالم
به امید دیدن تو
میگذره هر روزِ سالم


چی میشه از پسِ ابرا
خورشید نگات بتابه
به خدا نفس کشیدن
بی حضور تو عذابه


توی روزگار غیبت
سرم از عشق تو داغه
ردِ اشکامو می بینی
یادگاریهِ فراقه


طلوع شیرین فردا
طعم انتظار تلخه
بی تو انگار همه دنیا
به دور سرم میچرخه


کوچه پس کوچه ی دل رو
به نام تو ریسه بستم
و الّا خودت میدونی
که ازاین زمونه خستم


به خدا هر کجا رفتم
حضورت رو کرده ام حس
العجل بقیه الله
العجل زاده ی نرگس


وقتی که میای میبینم
جلوه های بی کرانو
میزنم ازاین جا بوسه
خاک پاک جمکرانو


کاش میدونستم کجایی
کاظمین یا سامرایی
یا مدینه یا که مشهد
یا نجف یا کربلایی


شنیدم وقتی بیایی
می زنی صدا خدارو
میگیری با ذوالفقارت
انتقام ِ کربلا رو



#محمد_حسین_بیاتلو

http://Telegram.me/raziolhossein
10 May 2017
ش
01:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#امام زمان_مناجات

شعر پیش روی شما
دوازده بند ترکیب بند مهدوی
اثر طبع استاد #غلامرضاسازگار است
که در دو بخش تقدیم حضور شما میشود

بخش اول

بند اول 

تشنگان را سحاب پیدا شد
رحمت بی‌حساب پیدا شد

در دل این کویر تفیده
بهر جوشید و آب پیدا شد

چشم‌ ِچشم‌انتظارها روشن
روی حق بی‌نقاب پیدا شد

در جمال منورِ یک ماه
چارده آفتاب پیدا شد

بامدادان ز نکهت یک گل
یک گلستان گلاب پیدا شد

انقلاب جهانیِ دین را
رهبر انقلاب پیدا شد

همه عالم تراب مقدم او
هیبت بوتراب پیدا شد

چشمتان روشن ای مسلمانان
روح اسلام ناب پیدا شد

سامره شهر مکه گشت و در آن 
احمدی با کتاب پیدا شد

طلعت غیب را که می‌گفتند
صبحدم بی‌‌نقاب پیدا شد

بر فراز سر ستمکاران
آیه‌های عذاب پیدا شد

اهل ایمان امانتان آمد
که امام زمانتان آمد

بند دوم

این همان وجه ذات ذوالمنن است
عالمی را چراغ انجمن است

این همان کعبه وصال خداست
که وجودش مطاف مرد و زن است

در زبانش کلام وحی خدا
بر لبش جای بوسۀ حسن است

نه به بتخانه چون خلیل خدا
این به هر جا بت‌ است، بت‌شکن است

این همان آرزوی خون خداست
بلکه خون خداش در بدن است

این همان ذوالفقار دست خدا
بلکه دست خدای ذوالمنن است

این همان قلب سیدالشهداست
این همان جان عاشقان به تن است

هم نگاه علی بوَد در چشم
هم کلام خداش در دهن است

بر لبش دم به دم کلام خداست
با خدا لحظه لظحه هم‌سخن است

گر چه ما دورش از وطن دیدیم
ماه مصر است و یوسف وطن است

هم به دستش زمام ملک وجود
هم امام تو، هم امام من است

آفرینش بود به فرمانش
پدر و مادرم به قربانش

 بند سوم

آرد این نغمۀ مبارک، باد:
شهدا عیدتان مبارک باد

ای همه انبیا بپا خیزید
که خداتان امام مهدی داد

عیدها داشتیم در عالم
این چنین عید کس ندارد یاد

همۀ عیدهاست در این عید
این بوَد عید چارده میلاد

آفتاب جمال حق تابید
سایه‌اش بر سر وجود افتاد

با ظهور امام مهدی ما
پر شود عالم از عدالت و داد

پای مستکبرین فتاد به دام
دست مستضعفین ز بند آزاد

آسمان گفت یا امام حسن
نرجس امشب حسین دیگر زاد

آرزوی محمّد و آلش
پای در عالم وجود نهاد

چشم زهرا به مهدیش روشن
باغ نرجس به نرگسش آباد

پرچم سرخ کربلا امشب
تا سحرگاه می‌زند فریاد

کاین پسر دست انتقام خداست
طالب خون سیدالشهداست


بند چهارم


چشم عالم به ماه منظر او
به هوای ظهور دیگر او

ذوالفقار علی بوَد در دست
ز ره مصطفی به پیکر او

پیش رویش نبی به استقبال
همره او دعای مادر او

هم سر دست چادر زهرا
هم لباس حسین در بر او

سیصد و سیزده خدایی مرد
بسته صف جان به کف برابر او

ذکر پیوستۀ «حسین حسین»
در نفس‌های روح‌پرور او

گوئیا با دو چشم می‌بینم
گشته عباس میرِ لشکر او

پایگاه حکومتش کوفه
همه عالم بوَد به محضر او

آفتاب امیدِ فاطمه اوست
سایۀ کبریاست بر سر او

پیشتر از قیامت کبرا
همه گردند مست کوثر او

نه حجاز و عراق، نه ایران
همه عالم شود مسخّر او

شب وجد و سرور تبریک است
فـرج اهـلبیت نـزدیک است


بند پنجم

ای خزان را بهار- ادرکنی
ابر رحمت ببار- ادرکنی

اسداللهِ بیشۀ هستی 
دستِ پروردگار- ادرکنی

تا به کی سیل اشک‌ها جاری؟
تا به کی انتظار؟ ادرکنی

شیعه را بی‌تو انتظار بوَد
بدتر از احتضار، ادرکنی

پسر مرتضی علی- الغوث
وارث ذوالفقار- ادرکنی

آخرین تیر ترکش توحید!
از کمان سر برآر- ادرکنی

چارده قرن مادرت زهراست
به تو امیدوار- ادرکنی

آفتابا ببین که بی‌تو شده
روز ما شام تار، ادرکنی

ذوالجناح حسین بار دگر 
چون تو خواهد سوار، ادرکنی

تو خداوندگار را دستی 
دست از ما مدار- ادرکنی

تو که خورشید عالم جانی
تا به کی پشت ابر پنهانی

بند ششم

نه زمین باد نه زمان بی‌تو
وه چه زشت است آسمان بی‌تو

آخرین سهم من مرام‌الله
قامت عدل شد کمان بی‌تو

چشم یاران تو چو زخم شهید
گشته پیوسته خون‌فشان بی‌تو

ذکر ما در هجوم ظلم و ستم
گشته «الغوث الامان» بی‌تو

شعلۀ «الفراق» جای نفس
خیزد از سینه جهان بی‌تو

گفتم آیی که جان فدات کنم
در وجودم نمانده جان بی‌تو

نه به گل هست چشمِ دیدارم
نه به دل شوقِ بوستان بی‌تو

دور هم صبح جمعه‌ها تا کی
جمع گردند دوستان بی‌تو؟

نه دگر پیر طاقت صبرش 
نه نشاط است در جوان بی‌تو؟

گرچه باشد چراغ بسیارش 
مانده تاریک، جمکران بی‌تو

قبر پنهان مادرت زهرا
همچنان مانده بی‌نشان بی‌تو

ای شفابخش زخم سینه بیا
پـاسخ نالــۀ مدینــه بیا

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
13:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


اگر که ذکر لب ماست یا امام زمان
عنایتت شده مشمول ما امام زمان

تو مبتدای خبر های خوب دنیایی
که میدهی به غمم انتها امام زمان

برای ما که نه ، ما غافلیم از یادت
بیا.. بیا.. تو برای خدا امام زمان

بخوان نوشته به روی کتیبه های حسین
”کجاست منتقم کربلا...؟امام زمان..“

عروج میکنم از ماهتاب تا خورشید
میان روضه ی عبـّاس تـا امام زمان

جوانی همه طی میشود ولی چه خوش است
اگر که طی شود این عُمر با ’امام زمان‘

و تا نفَس بکشم پا ز راه پَس نکشم
شبیه کافی و صدّوق ها امام زمان


زمانه بد شده... تا دل سپرده ایم بیا
شبیه مُــرده ولی تا نـمـرده ایــم بیا



#عبدالزهرا_هاشمیان

https://telegram.me/raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات


بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی
عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی

در غفلت از قیامت، با شعله ی جهالت
آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی

تاریک و روسیاهم، افتاده قعر چاهم
ای شمس روزگارم یابن الحسن اغثنی

از شرم ناگزیرم، از شرم سر به زیرم
از شرم بی قرارم، یابن الحسن اغثنی

جز رحمت نگاهت، جز گرمی پناهت
آرامشی ندارم، یابن الحسن اغثنی

ای ذوالکرم می آیی؟ بالاسرم می آیی...
هنگام احتضارم؟ یابن الحسن اغثنی

هستم فقیر خوانت، بر لطف بی کرانت
خیلی امیدوارم، یابن الحسن اغثنی

مانند والدینم، گریه کن حسینم
این است اعتبارم، یابن الحسن اغثنی

عقده گشایی ام کن، کرب و بلایی ام کن
دلتنگ آن دیارم، یابن الحسن اغثنی

#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
#امام_زمان_مناجات

#بخش_دوم


بند هفتم

روزی آید که جانِ جان آید
جان نو در تن جهان آید

روزی آید که این جهان بر ما
خوشتر از گلشن جنان آید

تیرگی‌ها همه کنار روند
شاهد نور در میان آید

همه احرام نور می‌بندند
که حرم در حرم عیان آید

روزی آید که بهر یاری او
پور مریم از آسمان آید

روزی آید که عالم هستی
بر همه کعبۀ امان آید

روزی آید که منجی عالم
بر نجات جهانیان آید

روزی آید کز آتش نمرود
لاله بیرون چو بوستان آید

گرگ‌های درنده را گویید
آخر این گله را شبان آید

همه گل‌ها به خنده می‌گویند
باز در باغ، باغبان آید 

به خدا شیعه صاحبی دارد
به خدا صاحب‌الزمان آید

جان به کف ای تمام منتظران
کـز ره آیـد امـام منتظران


بند هشتم

نه فقط چشم ماست منتظرت
ملک بی‌انتهاست منتظرت

از همان شب‌ که وحی نازل شد
خاتم‌الانبیاست منتظرت

چار ارکان کعبه، حجر و مقام
مروه، زمزم، صفاست منتظرت

از شب رحلت رسول‌الله
علیِ مرتضاست منتظرت

کوچه‌های مدینه می‌گویند
حسن مجتباست منتظرت

از زمانی که گوشواره شکست
چشم خیرالنساست منتظرت

به خداوند می‌خورم سوگند
خون خون خداست منتظرت

بر سر قبۀ مزار حسین
پرچم کربلاست منتظرت

علم و مشک و دست چشم به راه
ساقی نینواست منتظرت

نوک نی پای خطبۀ زینب
سر از تن جداست منتظرت

صوت قرآن سیدالشهدا
سرِ از تن جداست منتظرت

اگـر آتش از آسمـان بارد
شیعه تنها تو را تو را دارد

بند نهم

ای به پیغمبران امید بیا
ای خداوند را نوید بیا

طالب خون سیدالشهدا
مرهم زخم هر شهید بیا

قامت راست قامتان بی‌تو
چون قد فاطمه خمید بیا

یوسفا همچو دیدۀ یعقوب
موی اسلام شد سفید بیا

صبر اسلام شد تمام ببین
جان شیعه به لب رسید بیا

تو به هر جمعه اشک ما دیدی
دیدۀ ما تو را ندید بیا

به همان ناله‌ای که در پس در
فاطمه از جگر کشید بیا

همه در انتظار روز ظهور
همه در هالۀ امید بیا

به خدا که خدا تو را ز آغاز
بر چنین روز آفرید بیا

به سرشکی که در عزای حسین
دائم از دیده‌ات چکید بیا

به سری کز قفا بریده شده
به دلی کز سنان درید بیا

همه چشمند تـا تـو بـاز آیی
همچو خورشید دیده بگشایی
 
بند دهم

تو یگانه امام منتظری
تو نویدِ نجاتِ هر بشری

آشکار همیشه پنهانی 
آفتاب همیشه جلوه‌گری

تو فروغ دو دیدۀ زهرا
تو امید دل پیامبری

تو به اسلام و دین یگانه پدر 
تو تمام ائمه را پسری

ثانی احمد و نظیر علی
فاتح بدر و خیبر دگری

تو فروغ چهارده خورشید
تو تجلای چارده قمری

تو دُرِ ناب یازده دریا
تو حسن را ستارۀ سحری

تو به سینای آرزو موسی
تو به طور امیدها شجری

کربلا سامره نجف مشهد،
یا به سوی مدینه ره سپری؟

ما ز تو غافلیم و بی‌خبریم
تو ز ما لحظه لحظه باخبری

آن که مولای عالم است تویی
آن که در جمع ما کم است تویی

بند یازدهم

ای دو عالم ز مقدمت گلزار
قدمی هم به چشم ما بگذار

ما همه تیرگی و تو خورشید
ما همه تشنه و تو ابر بهار

چند «عجل علی ظهور» به لب
چند چشم انتظار دولت یار

وعدۀ ما و تو کنار حرم
روز اوّل گذاشتیم قرار

به محمّد قسم تو می‌آیی
می‌گشایی نقاب از رخسار

می‌رسد نغمۀ انا المهدیت
به همه خلق از یمین و یسار

تو بیا روضۀ حسین بخوان
تو بیا از دو دیده اشک ببار

تو بیا قاتلین فاطمه را
پسر فاطمه ز قبر در آر

داد زهرا از آن گروه بگیر
بار غم از دل علی بردار

همه گویند بهر روز ظهور
صبر باید «و نِعم عقبی الدار»

چه کنم داده‌ام ز دست شکیب
چه کنم در دلم نمانده قرار 

ترسم آن دم که چهره بگشایی
در کنــار جنــازه‌ام آیــی

بند دوازدهم

نقل هر بزم صحبت مهدی است
دولت عدل دولت مهدی است

ما همه در حضور او هستیم
گرچه دوران غیبت مهدی است

وسعت بی‌حدود ملک خدا
پایگاه حکومت مهدی است

گو همه شرق و غرب حمله کنند
شیعه در ظلّ رایت مهدی است

شوکت و قدرت ستمکاران
همه پامال قدرت مهدی است

خال و خط محمّدی پیدا
در تماشای صورت مهدی است

هیچکس نیست مصلح عالم
این قبا وقف قامت مهدی است

به تمام موالیان گویید
که ولایت، ولایت مهدی است

آسمان و زمین و لیل و نهار
در پناه حکومت مهدی است

بگذارید کافران بکشند
جرم شیعه، محبت مهدی است

عدل و آزادی و حقوق بشر
در نظام عدالت مهدی است

دست «میثم» بوَد به دامانش
پـدر و مــادرم بـه قربانش


#غلامرضاسازگار


http://tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#رباعی


در چرخ امامت است انجم مهدی
 ماه  فلک  یذهب  عنکم   مهدی

تنها  دو نفر شبیه احمد  هستند
اول علی اکبراست و دوم مهدی


#سید_رضا_موید


http://tlgrm.me/raziolhossein
17:12
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


خوشا لحظه ای بال و پر داشتن
سر کوی دلبر گذر داشتن

خوشا با خدا بودن و زیستن
به یاد خدا چشم تر داشتن

همیشه به سوی خدا رو زدن
همیشه صفای سحر داشتن

چه خوب است عاشق ز معشوق خویش
تمنای یک دم نظر داشتن

چه خوب است دنبال تو آمدن
و از جایگاهت خبر داشتن

چه خوب است دائم صدایت زدن
همیشه هوایت به سر داشتن

چه خوب است یک شب به همراه تو
به سرداب تو یک سفر داشتن

من امشب هوای تو دارم به سر
کرم کن مرا در کنارت ببر

در آسمان در سحر باز شد
فرشته مهیای پرواز شد

ملک در دل آسمان زد صدا:
و میلاد خورشید آغاز شد

شنیدم شبیه کلیم آمدی
و موسایی تو خبرساز شد

حسن بر گل روی تو خنده زد
پدر با وجودت سرافراز شد

برای دل مادر پاک تو
زمان سحر کشف صد راز شد

رسیدی و در سجده افتادی و
زبانت به توحید حق باز شد

پدر با تو می گفت ناگفتنی
چه اسرارهایی که ابراز شد

تو باطل ستیزی تو جاءالحقی
ولی خدا حجت مطلقی

کنار دلم گاه گاهی بیا
تو از جاده های الهی بیا

سیاه گناهم بیا نور عشق
در این دورۀ روسیاهی بیا

بیا از مدینه بیا از نجف
بیا از دل این دو راهی بیا

اگر چه فراهم نگشته هنوز
برای قیامت سپاهی بیا

بگو کی مرا می بری با خودت
چه روزی چه سالی چه ماهی بیا

ببین حال و روز دل شیعه را
شده کشته ی بی گناهی بیا

اگر تو نیایی چه کس می شود ؟
برای دل ما پناهی ؟ بیا

بیا قبل از اینکه بیاید اجل
بگیری مرا لحظه ای در بغل

مرا گاه در خاطرت فرض کن
مرا گرد و خاک درت فرض کن

من از چشم پاک تو افتاده ام
مرا اشک چشم ترت فرض کن

من ِروسیاه زمین خورده را
سیاهیّ در لشگرت فرض کن

اگر اولین عاشقت نیستم
مرا عاشق آخرت فرض کن

اگر چه لیاقت ندارم ولی
مرا کمترین زائرت فرض کن

به وقت ظهورت بیا و مرا
نگهبان در سنگرت فرض کن

بکش دست خود را به روی سرم
مرا نوکر مادرت فرض کن

ببخشا به من این خیالات را
مگیر از لبم این مناجات را

تو مرگ ستم را رقم می زنی
تو زنجیر محکم به غم می زنی

زمان ظهورت به اذن خدا
صف مشرکان را به هم می زنی

می آیی مدینه میان بقیع
به دنبال قبری قدم می زنی

میان مدینه به سمت نجف
تو طرح حرم تا حرم می زنی

می آیی سر قبر ام البنین
به یاد علمدار علم می زنی

ضریح بزرگی بنا می کنی
به روی طلایش قلم می زنی

تو با یاد و نام حسین و حسن
حسینیه های کرم می زنی

زمان طلوعت که بر خواستی
خبر کن مرا کارگر خواستی

بیا وعدۀ هر چه پیغمبر است
ز هجران ، نگاه دو عالم تر است

بیا نالۀ آه آه علی
زمانه پر از غربت حیدر است

بیا موقع اشک دشمن شده
بیا وقت خندیدن مادر است

بیا و خداهای ما را بگیر
بزن مهر باطل به هر بت پرست

بیا کربلا چشم در راه توست
و غرق نوای تو یک حنجر است

بیا ای دعای دل نیزه ها
به دنبال تو چشم هجده سر است

بیا انعکاس صدای رباب
پی تو نگاه علی اصغر است

بیا و ببین در دل علقمه
صدایت زند مادرت فاطمه

#مجتبی_شکریان


http://tlgrm.me/raziolhossein
17:12
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


بر تو و بوی آشنات ، سلام
بر تو و شهر سامرات سلام

بر تو و بر محبت تو درود
بر تو و بر نشانه هات سلام

خانه های شما فراوانند
هم نجف هم به کربلات سلام

مسجد سهله مسجد کوفه
به قم و مشهدالرضات سلام

تو ستاره تو مهری و ماهی
تو عزیزی بقیت اللهی

ای برازندهء وجود شما
لفظ مولا و واژهء آقا

جان فدا می کند به روز ظهور
در رکاب تو حضرت عیسی

بند قنداقۀ بهشتی تو
می دهد بوی مادرت زهرا

چهرهء تو به مادرت رفته
قد و بالا به حضرت سقا

مات مانده امام عسکریت
از جمالِ چو ماه حیدریت

آیت اللهِ بی کرانِ خدا
حضرت صاحب الزمانِ خدا

عرش حق آستان خانۀ توست
خانۀ توست جمکران خدا

نورِ امّیدِ آخر زهرا
آخرین تیر در کمان خدا

دست خالق کشیده ریسۀ نور
از زمین سمت آسمان خدا

چه کسی هم تراز و پایۀ توست
شمس ، یک گوشه ای ز سایۀ توست

آسمان ، مِی اگر ببارد ، کم
سر به پایش اگر گذارد ، کم

بر قدومش تمام سطح زمین
یاس و نرگس اگر بکارد ، کم

سرِ تعظیم ، پایِ آقائیش
خلق عالم فرو بیارد ،کم

درب و دیوار شهر ثابت کرد
عاشقِ در به در ندارد ، کم

شامل ما عنایت و بذلش
جان فدای عمو ابالفضلش

چه بزرگان که در برت بودند
خادمِ دست پرورت بودند

چه کسانی که مثل بحرالعلوم
همۀ عمر نوکرت بودند

حائری ها طباطبائی ها
همه خدّام محضرت بودند

علمایی که با تمام وجود
خاک پاهای مادرت بودند

در رثای تو خطبه ها خواندند
عهد خواندند ، ندبه ها خواندند

ای همه شور ای سراسر نور
چشم بد از تو تا قیامت دور

ماکه خواهان روز موعودیم
چشم هر کس تو را نخواهد کور

تا سپاهی به مثل ما داری
پای خصم تو هست در لب گور

گرچه داری حضور بین ما
هست شیرینی حضور ، ظهور

گر اشاره کنی به پا خیزیم
سرِ دشمن به پای تو ریزیم

عرشیان باید اعتکاف کنند
دور قنداقه اش طواف کنند

به بزرگیّ و بی نظیریِ او
همگی باید اعتراف کنند

در ظهورش که تیغ بر دارد
همه شمشیرها غلاف کنند

ناتوانند دشمنانش تا
با یل فاطمه مصاف کنند

پشت ، بر کعبه می دهد آن روز
ریشۀ ظلم می کَند آن روز

عاقبت تکسوار می آید
شیر حیدر تبار می آید

پرچم یا حسین بر دوشش
در کفش ذوالفقار می آید

سیصد و سیبزده نفر دارد
با همه اقتدار می آید

وعدهء حق شود برآورده
این زمین را قرار می آید

پس بخوانید در همه ساعات
یک دعای فرج پس از صلوات


#مهدی_مقیمی

http://tlgrm.me/raziolhossein
17:13
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


سیزده بار زمین خورد دلم
سیزده مرتبه افسرد دلم
دفعه ی چاردهم مرد دلم

ناگه از قبر خودش دل پا شد
بخت من نیمه ی شعبان وا شد

کوکب طالعم امشب خندید
باز هم نور محمد تابید
خانه روشن شده چون این خورشید
طلعتش فاطمی و حیدری است
حجت بن حسن العسگری است

پسری آمده دنیا، کاالشّمس
پسری زاده ی زهرا، کاالشّمس
صورتش، دُر دلارا، کاالشّمس
نور در نور بود در جلوات
به گل حضرت نرگس صلوات

نرجس از آمدنش مسرور است
پسرش پارچه ای از نور است
دل باباش حسن پر شور است
دست حق آمده با بیرقِ حق
زَهَقَ الباطِل و جاءَالحَقِ حق

نوه ی هاشمی عبد مناف
آل کعبه، که خودش هست مطاف
عرشیان دور سرش گرم طواف
زاده ی سید بطحا آمد
آخرین کعبه به دنیا آمد

ندبه های سحرم این آقاست
وارث تیغ دو دم، این آقاست
حیدر صاحب علم، این آقاست
خیبری زاده و خیرالناس است
هیبتش مثل عموش عباس است

تا که او ساکن این دنیا شد
پشت شیطان ز قدومش تا شد
اسوه اش فاطمه ی زهرا شد
آمده شاد کند عالم را
حیدرآباد کند عالم را

شب تاریک به نورش محتاج
بشریت، به ظهورش محتاج
دین و قرآن به حضورش محتاج

با ظهورش بنماید نابود
نسل وهّابیت و آل سعود

از سر لطف علی و زهرا
قطره افتاده میان دریا
جمکرانی شده ام، شکر خدا
جمکران موعد ما در دنیاست
مسجد کوفه ی ایران اینجاست

کاش وقتی که بیاید، باشم
برقع از چهره گشاید، باشم
تکیه بر کعبه نماید، باشم
روزی از کعبه زند بانگ جلی
طالب خون حسین بن علی

من همان منتقم خون خدام
صاحب ناحیه ی عاشورام
جد من کشته شد و بعد خیام
حرمتش را که به غارت بردند
عمه ام را به اسارت بردند


#امیر_عظیمی

http://tlgrm.me/raziolhossein
17:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×600, 30.0 KB
حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند
تا منتقم حسین آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#امام_زمان_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#سرود

جواب:

نور چشم همه خوش آمد خوش آمد/مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد...

بند اول: 

نشسته خنده بر لبهای محمد/به ماه پیغمبر،پیغمبر خوش آمد

گل یاس حیدر مهدی یا مهدی/تجلّی داور مهدی یا مهدی

امام ُ المُنتَظَر مهدی یا مهدی 2بار

کرم را خاتمه خوش آمد خوش آمد/ مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد

نور چشم همه خوش آمد خوش آمد/مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد...

 
بند دوم:

آمده به دنیا نور هر انجمن/مبارک میلاد ِ حجت بن الحسن

درخت امامت امشب ثمر داد/خدا بر پسر ِ زهرا پسر داد/

پسر نه،که گویی قرص قمر داد 2بار

آیات مُحکمه خوش آمد خوش آمد/ مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد


نور چشم همه خوش آمد خوش آمد/مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد...

بند سوم:

خدایا برسان ظهور مهدی را/عیان کن خورشید نور هم عهدی را

به ظهور مولا،آن بر ما ولی/شود رحمت حق بر ما منجلی

به حقّ فاطمه،به حقّ علی 2بار

به لبها زمزمه خوش آمد خوش آمد/ مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد

نور چشم همه خوش آمد خوش آمد/مهدی فاطمه خوش آمد خوش آمد...

http://Tlgrm.me/raziolhossein
17:49
@raziolhossein.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
06:03, 1.1 MB
17:53
#امام_زمان_ولادت
#سرود

گل ميريزن از آسمون _ملائکه مديحه خون

يوسف زهرا اومده(2)

به عشق طاوس جنان _ بهشت و کردن چراغون

يوسف زهرا اومده(2)

دستارو بالا بياريد_شب عشقه کم نزاريد
تو راه عروس زهرا_گلاى نرگس بکاريد(2)

بيا بيا يابن الزهرا(4)

*


شده خدای دلبری _پور امام عسگرى

زنسل ثامن الحجج(2)

با اخرين ابن الرضا_اى عاشقا منتظرا
دعا کنيد برا فرج(2)

دلا يی که بى قراره _چشم به راه وصل ياره
از همه بيشتر تو عالم _مادرش,چشم انتظاره(2)

بيا بيا يابن الزهرا(4)‌

*

يا ذالکرم کرامتى _کن ز وفا عنايتى

به سينه چاکاى حسين(2)

قرار ما سال ديگه _این سحر زيارتى

تو وصحن بين الحرمين(2)

توو مناجاتاى هر شب_ میون دعاى يا رب
خاک مارو کربلا کن _الهى به حق زينب(2)

بيا بيا يابن الزهرا(4)

*

#قاسم_نعمتی

http://Tlgrm.me/raziolhossein
17:57
@raziolhossein.m4a
Not included, change data exporting settings to download.
01:04, 986.7 KB
17:58
#امام_زمان_ولادت


باز شوریست که در جان جهان افتاده
عالم از حادثه ای در هیجان افتاده
چشم نرگس به شقایق نگران افتاده
عالم پیر دگرباره جوان افتاده

هاتفی گفت سحر می رسد از راه بیا
همچو عباس قمر می رسد از راه بیا

باز عالم شده سرمست و غزلخوان امشب
پهن شد سفره ی احسان کریمان امشب
بس که شد لطف خداوند فراوان امشب
می شود هر چه گدا هست سلیمان امشب

جلوه ی کوثری حضرت زهرا آمد
آخرین حیدر کرار به دنیا آمد

آمده بر دو جهان حضرت دریا به به
بر رخش جلوه ی آقایی طاها به به
دلبری کرده به لبخند ز بابا به به
آمده در بر نرگس گل زهرا به به

عسگری در بر خود نور جلی را دارد
یا پیمبر به بغل باز علی را دارد ؟

با نگاهش دل غمدیده صفا بردارد
چشم یعقوب چو آیینه ضیا بردارد
از غبار قدمش درد دوا بردارد
آمده حضرت عیسی که شفا بردارد

انبیا از قبلش قرب الهی گیرند
با گدایی درش منصب شاهی گیرند

در رخش جلوه ی آیات خدا بسیار است
سیزده آینه در آینه در تکرار است
چو علی قبله عالم شده و سیار است
پسر حیدر کرار خودش کرار است

عرش می لرزد اگر یک دو قدم بردارد
دیدنی باشد اگر تیغ دو دم بردارد

کاش گل باز به دیدار چمن برگردد
از دل خاکی صحرا به وطن برگردد
یوسف فاطمه آن پور حسن برگردد

چون حسین بن علی هست چو کشتی نجات
تا که این عید شود عید ظهورش صلوات


#ناصر_شهریاری


http://Tlgrm.me/raziolhossein
18:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
540×753, 60.4 KB
بیا که جان به لب آمد،فراق ما را کشت
ببین سلاح نداریم غیر چشم امید !

#شایان_مصلح

http://Tlgrm.me/raziolhossein
18:03
#امام_زمان_ولادت

تقديم به مادر انتظار
حضرت نرجس‌خاتون سلام الله علیها


اسیرِ خار ولی مثلِ گُل معطَّر بود
گلی که تشنه ی پیوند با صِنوبر بود

شبیه آسیه ایمان به چشمِ‌ موسی داشت
ملیکه ای‌ که معمّایِ قصرِ قیصر بود

کنیز نه ... بنویسید ماه بانویی
اسیرِ جاذبه ی آفتابِ دیگر بود

به شب نشینیِ ‌‌خورشیدِ سامرا می رفت
به سویِ آنچه که در طالِع اش مقدَّر بود

بهشت فرشِ قدم‌هایِ ساده اش‌ میشد
بهشت‌ با خبر از احترامِ ‌‌ مادر بود

و ناگهان خبری سبز مثلِ گُل رویید
گلی که ناب ترین یادگارِ کوثر بود

رسید‌ مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
در آن‌ سیاهیِ شب آسِمان منوّر بود


ستاره ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
انیس و مونسِ شب هایِ تارِ نرجس شد


به نام‌ دلبرِ خوش قد و قامتِ نرجس
ردیف شد غزلی با قیامتِ نرجس

سرش به زیر ولی سَربلند می آید
اسارت است شروعِ اصالتِ نرجس

چقدر رفته به زهرا شباهتِ زینب
چقدر رفته به زینب شهامتِ نرجس

عزیزِ حضرتِ‌ مولاست مهدیِ موعود
کنیزِ حضرتِ زهراست حضرتِ نرجس

حسن ‌شبیه حسن بوده است امّا نه
جفایِ جعده کجا و نجابتِ نرجس ؟

به جای اشک دو رکعت نمازِ باران خواند
جوانه زد گلِ نرگس به حرمتِ نرجس

بهارِ منتظران بی خبر رسید از راه
شبیه معجزه ای با کرامتِ نرجس


ستاره ای بدرخشید و ماهِ‌ مجلس شد
به غمزه مسئله آموزِ صد مدرِّس شد


پیاده آمده تا تک سوارِ ما باشد
قرار شد گلِ نرگس قرارِ ما باشد

امامِ صُلح غزل پوش می رسد از راه
که ‌ مهربانی او ذوالفقارِ ما باشد

سپاهِ گیسوی او تا رها شود در باد
مسیح شانه به شانه کنارِ ما باشد

به قلبِ آینه ای کاش آه ننشیند
مباد زخمیِ گرد و غبارِ ما باشد

عَجَم قبیله ی نام ‌آشنایِ عشقِ علیست
طلایِ حضرتِ سلمان عیارِ ما باشد

خدا‌ کند که شکوفایی گُل نرگس
طلوعِ تازه ای از روزگارِ ما باشد

خدا کند که بمیریم انتظارش را
و این ‌نوشته ی سنگِ مزارِ ما باشد ‌:


ستاره ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
دل رمیده ی ما را انیس و مونِس شد

#ابراهیم_زمانی

https://tlgrm.me/raziolhossein
18:04
#امام_زمان_مناجات


جان ما در گرو جان كسي هست كه نيست
درد ما در پي درمان كسي هست كه نيست

انتظار فرج اش افضل الاعمال شده است
دست عشاق به دامان كسي هست كه نيست

ميزبان هست ولي ديده ي ما حق بين نيست
كور ميگفت كه مهمان كسي هست كه نيست

همه جا هست ولي نيست كسي منتظرش
سر هر سفره پر از نان كسي هست كه نيست

رد شدم از بغل اش ساده و نشناختم اش
روزها شام غريبان كسي هست كه نيست

اكثرأ غافل از آن يار غريبيم كه هست
كل خلقت همه از آن كسي هست كه نيست

#محسن_صرامی

http://Tlgrm.me/raziolhossein
18:19
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


شعری به رسم هدیه...سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد

ای باد راه خانه موعودمان کجاست
ای رودهای گمشده مقصودمان کجاست

ای کاش باد بود و غزل بود و جاده ها
می آمدیم سوی تو ما پا پیاده ها

می آمدیم عرض ادب، عرض احترام
تبریک عید و گفتن لبیک یا امام

می آمدیم و هدیه ناقابلی...که نیست
با چشمهای منتظر و با دلی که نیست

روز تولد تو زمین مهربان تر است
خورشید شاد تر شده گویا جوان تر است

کوچه به کوچه زمزمه طاق نصرت است
عید است و جمکران تو امشب قیامت است

چشمم به سمت آینه‌های مقابلت
قلبی شکسته دارم و شعری که مایلت

دورم ولی تو مرحمتت دیر و دور نیست
بودن فقط منوط به شرط ظهور نیست

مادر بزرگ گفت که او حی و حاضر است
بر هر چه می‌کنیم نگهبان و ناظر است

دستش گره گشاست نگاهش گره گشاست
یک خنده روی صورت ماهش گره گشاست

ای دل چرا شکسته و ساکت نشسته ای
چیزی بگو که ندبه و آهش گره گشاست

شعبان کرامت است و شفاعت علی الخصوص
ماه تمام نیمه ماهش گره گشاست

شب پشت شب گره به گلوی غزل زده
حلقه به حلقه زلف سیاهش گره گشاست

حلقه به حلقه در زده تبریک گفته ام
نام تو را درین شب تاریک گفته ام

نام تو روشنایی صبح است و راز عشق
خواندم پس از اذان طلوعت نماز عشق

روز تولد است و سلام و ارادتی
دادم به دست باد به شوق زیارتی


#نغمه_مستشار_نظامی

@raziolhossein

http://l1l.ir/1iv-
ش
19:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#سرود


ز گهوارۀ مهدی شود بوی خدا حس
بریزید گل یاس به پای گل نرگس
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن

****

بگیرید به کف جانکه دلدار رسیده
بیایید که یوسف به بازار رسیده
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن

*

نبی را ثمر آمدعلی را قمر آمد
رضا را جگر آمدحسن را پسر آمد
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن



*



به رخ سورۀ فرقان به لب آیۀ قرآن
کفش بحر کرامت دلش مرکز ایمان
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن

****

در این دورۀ غیبت نشستیم حضورش
همـه منتظرم من به امید ظهورش
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن

*

به یارب امامان به آمین محمّد
به کامل به ظهورششود دین محمد
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن

**


خبر بر همه عالم رود سینه به سینه
که ریحانۀ زهرا می‌آید به مدینه
شده سامره گلشن
حسن چشم تو روشن

#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


ای زمین سامره طور تجلّا خوانمت
یا بهشت حضرت باری تعالا خوانمت
سرزمین مکّه یا گلزار بطحا خوانمت
جبهه هفت آسمان با عرش اعلا خوانمت
کعبۀ پیغمبران یا طور سینا خوانمت
قبلۀ امید فرزندان زهرا خوانمت

هر چه هستی طور دل سینای جان می‌دانمت
زادگاه مهدی صاحب زمان می‌دانمت

نو عروس فاطمه امشب محمّد زاده‌ای
دختر شاهنشه رومی و احمد زاده‌ای
اختر برج ولایی، ماه امجد زاده‌ای
هیکل توحید یا روح مجرّد زاده‌ای
عابدی معبود و یا عبدی مؤید زاده‌ای
پای تا سر مظهر دادار سرمد زاده‌ای

انبیا را اولیا را، جان جان است این پسر
مصلح کل مهدی صاحب الزمان است این پسر

کودکی نورس مپندارش که پیر آدم است
رهنمای آدم است و مقتدای عالم است
انبیا را اوّل است و اولیا را خاتم است
هم خطاب مبرم است و هم کتاب محکم است
هم بدرد جان دوا هم زخم دل را مرحم است
نوح دل، یوسف لقا، موسی بیان، عیسی دم است

شیعه تنها مصلح کلّ بشر می‌داندش
عالم خلقت امام منتظر می‌داندش

نرگس امشب تا سحر با مرغ شب بیدار باش
صبحدم چشم انتظار وعدۀ دیدار باش
دیده بگشا در تمشای رخ دلدار باش
در رخ دلدار محو جلوۀ دادار باش
شاهد لبخند گل در دامن گلزار باش
در نشاط و شور و شادی باغبان را یار باش

شب دعایت روح را غرق حلاوت می‌کند
صبح مهدی در برت قرآن تلاوت می‌کند

ای عروس فاطمه ام العلوم الکامله
ای جهان قربان حملت ای بمهدی حامله
ای تو را سادات زنهای بهشتی قابله
خیز از جا و بجا آور نماز نافله
نور شد بین تو و چشم حکیمه فاصله
کاروان دل به پا آمد امید قافله

حبذّا یار آمده یار آمده یار آمده
یوسف گم گشتۀ زهرا به بازار آمده

نرگس امشب موسِئی با نور طور آورده‌ای
یا مگر داور دیگر باز بور آورده‌ای
آدم است این یا ملک یا آنکه حور آورده‌ای
یا بدامن مظهر الله نور آورده‌ای
آفرینش را به شوق و وجد و شور آورده‌ای
سید الاشهاد را بدر البدور آورده‌ای

از زمین یک آسمان توحید داری در بغل
ماه دورت گردد و خورشید داری در بغل

قلب امکان، رکن ایمان، جان جان ماست این
ناخدای کشتی دین مصلح دنیاست این
لنگر و طوفان و موج و ساحل و دریاست این
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیساست این
نور و طور و فجر و قدر و کوثر و طاهاست این
ای دو صد یوسف فدایش یوسف زهراست این

نامش از اهل زمین و آسمان دل می‌برد
چهره‌اش نادیده از خلق جهان دل می‌برد

والد خلق خدا در نقش مولود آمده
در جمال عبد پیدا، حُسن معبود آمده
آفتاب ظلّ جان یا ظلّ ممدود آمده
بحرهای آرزو را دُرّ مقصود آمده
با لوای حمد بشتابید محمود آمده
آی مظلومان بپا مهدی موعود آمده

روز عشق و وحدت و ایثار و هم عهدی رسید
از کنار کعبه فریاد انا المهدی رسید

ای وجودت بر تن بی جان عالم جان بیا
ای ظهورت دردها را خوشترین درمان بیا
ای جواب نالۀ مظلومی قرآن بیا
ای همه جانها بخاک مقدمت قربان بیا
ای امید بی کسان ای یار مظلومان بیا
ای نجات هستی ای گمگشته انسان بیا

زینب کبرا سر بازار می‌خواند تو را
فاطمه بین در و دیوار می‌خواند تو را

آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا بکی؟
ماهتابا جلوه‌ای شبهای هجران تا بکی؟
باغبانا بی تو خون آب گلستان تا بکی؟
یوسفا از دیدنت محروم کنعان تا بکی؟
احمدا تنها میان جمع قرآن تا بکی؟
مهدیا بر نیزه سرهای شهیدان تا بکی؟

از جگرها آه می‌جوشد که یا مهدی بیا
خون ثارالله می‌جوشد که یا مهدی بیا

گاه دور کعبه با اشک روان می‌جویمت
گه چو بلبل نغمه زن در بوستان می‌جویمت
گه کنار خانه برگرد جهان می‌جویمت
در منی من در زمین و آسمان می‌جویمت
که به بزم دوستان با دوستان می‌جویمت
گه درون خویشتن مانند جان می‌جویمت

هرچه می‌گردم در این گلشن نمی‌بینم تو را
تو مرا می‌بینی امّا من نمی‌بینم تو را

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
23:07
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


صف به صف خیل ملائک به فلک استادند
بال بربال زنند و زطرب دلشادند
همه خاموش زهر ولوله و فریادند
خبر از خلقت طاووس بهشتی دادند  

دست برسینه نهاده، همه گُل دردستند
دل زکف داده و آماده ی وصلش هستند

ناگهان شور ونشاط دگری برپاشد
صحبت از قطره نبود و سخن از دریاشد
همه جا غرق تماشا، همه جا زیبا شد
آخرین مهرجهانتاب ولا پیدا شد                         
واژه های همه ی شعر مرا برهم زد
«عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد»

آه ای عشق تو مارا به کجاها بُردی
از زمین اوج گرفتی به ثریا بُردی
دل مارا به سوی گلشن طاها بُردی
نام زیبای گل نرگس مارا بُردی                             

لحظه ای صبرکن ای عشق،که آماده شویم
صلواتی بفرستیم و دل آزاده شویم

کاش رخصت بدهد تا که ترابش باشیم
مست از عطر دل انگیز و گلابش باشیم
همه جا هم نفسان تب وتابش باشیم
آمده در ره او ،پا به رکابش باشیم                        

شکرلله که چنین غرق ارادت شده ایم
باز دعوت شده ی جشن ولادت شده ایم

چندسال است که ما جشن ولادت داریم
با خیال خوش تو ذکر و عبادت داریم
گرچه دوریم زتو ،بر تو ارادت داریم
چشم بر راه تو ای صبح سعادت داریم                             

کاش جشنی به حضور تو به پا میکردیم
جان خود را به قدوم تو فدا میکردیم

کافران از خبر آمدنت آشفتند
عرشیان اشک زمژگان به وصالت سفتند
عاشقان مثل گُل از مقدم تو بشکفتند
عطر انفاس تو پیچید وملائک گفتند                

«نفس باد صبا مُشک فشان خواهدشد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد»*

ای جلال لله و ای نور علی نور، بیا!
معنی آیه ی والشّمسی و والطّور، بیا!
لیله القدر بشر، آیه ی مستور، بیا!
محیی دین، نفست نفخه ای ازصور، بیا!                            
هستی دین خداوند زهست تو بود
پرچم نصرمن الله به دست تو بود

گرچه درجان همه شوق تمّنا باقی است
قطره فانی شود وجلوه ی دریا باقی است
جمعه ی روز ظهور تو به دنیا باقی است
چندجمعه دگر از زندگی ما باقی است                

اشک حسرت زچه درهجر نپاشیم همه
حیف باشد که در آن جمعه نباشیم همه

از توّلای تو ما نور خدایی داریم
پیش خورشید فلک جلوه نمایی داریم
کی زدرگاه تو ما فکر جدایی داریم
این سخن را همه با شعر«وفایی» داریم

گرچه سخت است ولی منتظرت می مانیم
یک سحر می رسی از راه ،همه می دانیم

#سیدهاشم_وفایی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
23:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات

بيشتر از بيشتر از بيشتر
میشود از عشق دلم ريشتر

من كه اويسم ز قَرَن آمدم
وقت ندارم به خدا بيشتر

ليله‌ى قدرِ حسنِ عسکرى
كاش قرارِ تو شود پيشتر

ناوَك مژگانِ تو و جانِ ما
خونِ همه گردن آن نيشتر
-
واى كه ديوانه شدم يك كلام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
همسفرِ هر سحر سامرا
اى پسرِ خوش خبرِ سامرا

اى نوه‌ى حضرت هادى سلام
حصن تو در دور و بر سامرا

در حرم تازه‌ى باباى تو
جامعه خوانديم درِ سامرا

كارگريَش كه نشد قسمتم
رُفته‌گرم رُفته‌گرِ سامرا
-
آمده‌ام تا بزنم يك دو جام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
تا كه پدر بر لبِ تو بوسه داد
بوى گلِ نرگسى آورد باد

در شبِ ميلادِ تو جودت شكُفت
لطف تو شد از سرِ عالم زياد

دَم پرِ جبريل شدم بال زد
بال زدم از درِ بابُ الجواد

بُرد مرا اولِ شب كاظمين
بُرد مرا كرب و بلا بامداد
-
اى عَلوى جود و جوادى مرام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
"آمدم اى شاه پناهم بده
خط امانى زِ گناهم بده"

پنجره فولاد مرا راه داد
جانِ رضا خوانده و راهم بده

ماه مبارك من و دست تُهى
سوزِ جگر آتش آهم بده

كنجِ حرم يا دَمِ پايين پا
باز از آن لطف نگاهم بده
-
میرسد عطرِ رضوى بر مشام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
كعبه‌ى هفتم شد و حاجات داد
بابِ حوائج شد و خيرات داد

مادر من سفره‌ى نذرش گرفت
حاجت ما اكثرِ اوقات داد

ندبه‌ى تعجيلِ فرج رزق ما
با نَفَسِ جده‌ى سادات داد

اَفضَل اعمال بُوَد انتظار
ذكر فرج حالِ مناجات داد
-
من به مناجاتِ توأم مستدام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
كاش كه مردانِ ظهورت شويم
صاحبِ يك سيرت و صورت شويم

كاش كه در غيبت تو استوار
مثل زمان‌هاى حضورت شويم

حضرت صادق تويى و كاش ما
شيعه‌ى تو مَردِ تنورت شويم

گفت كه دربانىِ تو مى‌كند
كاش كه ما خاك عبورت شويم
-
تو خودِ معراجى و ما زيرِ گام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
با قدمت علم تناور شود
علم و عمل ريشه‌ى باور شود

شام غم جهل و خرافات‌ها
با نَفَس باقرى‌ات سر شود

فصل شكوفايى عقل است و دل
جاى روايات پيمبر شود

نور زمين ، نور زمان ، سايه نور
خاك از اين معجزه‌ها زر شود
-
لحظه شماريم براى قيام
سوره‌ى والعصر عليك السلام
-
چشم تو در كارِ حسين است و بس
كارِ تو تكرارِ حسين است و بس

بيرقِ سنگينِ تو وقتِ قيام
دستِ علمدار حسين است و بس

قلب تو انگار گرفتارِ اوست
هركه گرفتارِ حسين است و بس

پرده گشا ديدنِ روى شما
لحظه‌ى ديدار حسين است و بس
-
رو به دلِ زينبى ات صبح و شام
سوره‌ى والعصر عليك السلام

زائرِ هم سفره‌ى غم‌ها حسن
عشقِ تو آقاى كَرَم‌ها حسن

روزِ ظهورِ تو مهم است چون
دارد از آن روز حرم‌ها حسن

میرسد آن روز كه بينيم ما
بينِ بقيع نقشِ عَلم‌ها حسن

روى ضريحى كه تماشايى است
نقش نمايند قلم‌ها حسن
-
اى حَسنى جلوه و حُسن ختام
سور‌ه‌ى والعصر عليك السلام
-
جاى حرم غربتِ زهرا كه هست
يك نفر از عترتِ زهرا كه هست

گرچه گره در گره ام ، نيست غم
دستِ شما تربتِ زهرا كه هست

پيشِ تو گيريم نداريم جاى
خوب قسمِ حضرتِ زهرا كه هست

ما كه نباشيم چه غم ؟ تو بيا
ديدن تو قسمت زهرا كه هست

روز تقاص است و تويى انتقام
سوره‌ى والعصر عليك السلام

هيبت تو رفته به مولا على
حيدرى و محوِ تماشا على

میرسد از شش جهتِ ذوالفقار
لات و هُبَل را بشكن ياعلى

خاطره‌ى رزم على در نبرد
مثل تو مى‌گشت مُهيا على

نيست تو را قبله‌اى الا حسين
نيست تو را كعبه‌اى الا على

روز تقاص است و تويى انتقام
سوره‌ى والعصر عليك السلام


#حسن_لطفی


https://tlgrm.me/raziolhossein
23:46
#امام_زمان_مناجات


اومدم دعا کنم تا که بیای
هی خداخدا کنم تا که بیای
بعداز این میخوام که همراه دعا
دوری از خطا کنم تا که بیای
*
اومدم بگم منو نگا کنی
تو نمازشب برام دعا کنی
اومدم که التماست بکنم
نشه یک لحظه منو رها کنی
*

اگه تو بیای آقا بهار میاد
تو دل منتظرات قرار میاد
یه روز عاشقات بهم خبر میدن 
آقامون داره با ذوالفقار میاد
*
میای و لبارو خندون می کنی
مهربونی رو فراوون می کنی
شب انتظار دیگه تموم میشه
میای و دردا رو درمون می کنه
*

میایو غم از تو سینه می بری
میاری صفا و کینه می بری
کاشکی که زنده باشیمو ببینیم
که میای مارو مدینه می بری
*
میای و با چشمای تر میخونی
میای از غربت حیدر میخونی
چه قیامتی میشه وقتی آقا...
برا ما روضه ی مادر میخونی
*

کاشکی از باغ خزونت بخونی
از عموی مهربونت بخونی
ما چقد لطمه بصورت می زنیم
وقتی که از عمه جونت بخونی


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein

http://l1l.ir/1iy4
11 May 2017
ش
00:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


دور زمان به نيمه شعبان رسيده است
اندوه و درد و غصّه به پايان رسيده است
بر جسم مُرده ي همگان جان رسيده است
از آسمان ، خليفه ي رحمان رسيده است

تابيدن ستاره ي مجلس مبارك است
ميلاد ماه پاره ي نرجس مبارك است

اين صاحب كمال كه از راه آمده ست
اين وجه ذوالجلال كه از راه آمده ست
اين حُسنِ بي زوال كه از راه آمده ست
اين مُصصطفي خِصال كه راه آمده ست

بُـرهان قاطع همه ي دوستان ماست
نصّ حديث گفته ، عليّ زمان ماست

اين نورسيده ماه شبستان نرجس است
اين سوره ي تبارك قـرآن نرجس است
اين زينتي كه بركت دامان نرجس است
روح امام يازدهم ، جـان نرجس است

فرمانبري از او به همه خلق گشته فرض
جايي كه هست جزو صِفتهاش"ربّ أرض"

از هيبتش بفهــم كه فرزند عسكري ست
لبخند او به خاطر لبخندِ عسكري ست
لبهاي او عسل كه نگو ، قندِ عسكري ست
دلبند و دلپسند و خوشايندِ عسكري ست

اين حرف جز به وصف تو انشا نمي شود
((هر يوسفي كه يوسف زهرا نمي شود))

دل در هواي وصل تو بي تابِ سامراست
چشمم در انتظار شب و خوابِ سامراست
يادت كليدِ اصليِ ابــوابِ سامراست
راه وصالت از دل سردابِ سامراست

احساس مي كنيم كه فردا از آن ماست
وقتي دعا براي تو ورد زبان ماست

شيعه به انتظار تو بايد بأيستد
وقتي كه اسم خاص تو آيد بأيستد
پاي كسي به جز تو نشايد بأيستد
تا پيش خصم رُخ بنمايد بأيستد

با اينكه سيره ات چو مُحمّد، مُحبّت است
دلهاي دشمنان تو مغلوبِ وحشت است

بايد كه ذوالفقار بگيري به دستِ خود
روي فَرَس ، مهار بگيري به دستِ خود
با جبر ، اختيار بگيري به دستِ خود
از دشمنت قرار بگيري به دستِ خود

بينند چون كه خلق ، علمداريِ تو را
اقــرار مي كنند علي واريِ تو را

آقا بيا و بر سـَلَفي ها عِـتــاب كن
قدري پيِ هلاكتِ داعش شتاب كن
با دست خويش آن دو نفر را عذاب كن
ما را شريك اين همه فعل ثواب كن

از خون تمام معركه را رنگ مي كني
وقتي به شيوه ي پدري جنگ مي كني

اي قتله گاهْ ديده ي ما زودتر بيا
اي پير اشكِ كرب و بلا زودتر بيا
جان شهيدِ دستْ جدا زودتر بيا
يارا ! به خاطر اُسرا زودتر بيا

جدّت صدات مي زند از منبر سنان
"عجّل عليٰ ظهوركَ يا صاحب الزّمان"

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#سرود

بند اول

نیمه ماه داره میرسه
شادی اومد دیگه غم بسه
رو دستای گل فاطمه گل نرگسه

ای جانم
آرامشِ جانِ من و تو داره میاد از راه
ای جانم
امید جهانِ من و تو داره میاد از راه
ای جانم
امام زمانِ من و تو داره میاد از راه

ذکر روی لبِ
زهرا یابن الحسن
روحی لک الفدا
مولا یابن الحسن


بند دوم

عالم مسته از شراب تو
کاش میشدم انتخاب تو
ای کاش باشم موقع ظهور تو رکاب تو

آقاجان
یه وقت نکنی منرو ردم خیلی دوست دارم
آقاجان
با اینکه گنهکارو بدم خیلی دوست دارم
آقاجان
خودم اومدم تا که بگم خیلی دوست دارم

قلبم باتو خوشه.
تنها یابن الحسن
روحی لک الفدا
مولا یابن الحسن

بند سوم

سلام ما به حضور تو
خورشید تاره پیش نور تو
زیبا میشه همه دنیامون با حضور تو

آقاجان
میایی و تو نخل بدی هارو میسوزونی
آقاجان
تو ریشه ظلمای تو دنیارو میسوزونی
آقاجان
میایی و تو قاتل زهرارو میسوزونی

وقتی از راه میای
عالم حیرون میشه
زهرا زخم سینه اش
باتو درمون میشه

http://Telegram.me/raziolhossein
00:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:15, 175.4 KB
01:06
#امام_زمان_ولادت
#سرود

بند اول:

شده عالم پر از، بوی گل نرگس
جان فدای گل، روی گل نرگس

آیه رحمت، شد دگر نازل
جاء الحق و زهق الباطل

یااباصالح 4
..................
بند دوم:

شده حور و ملک، اسیر و آواره ش
همه گرم طواف، به دور گهواره ش

شده این جمله، نقل هر محفل
جاء الحق وزهق الباطل

یااباصالح 4
.................
بند سوم:

میاد اونکه همه ، دردارو درمونه
تن اون دوتا مل، عون و میسوزونه

سر دهد کهبه، این ندا از دل
جاء الحق و زهق الباطل

یاباصالح 4

#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein
01:07
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:40, 94.4 KB
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت

د
ر سینه ام امشب آسمان دارم
یک
دشت، ستاره بر زبان دارم
از کوفه و سهله می روم تا قم
زیر
ا که هوای جمکران دارم
آما
ده ی دار چشم های توست
در پ
یکر خود اگر که جان دارم
عمر
ی ست گدای خانه ات هستم
عم
ری ست از این تنور، نان دارم
م
ی خواهم که تمام هستم را
م
ی خواهم هر چه در توان دارم

بر
پای نگاه دوست بگذارم
دریاب مرا که دوستت دارم

مجنو
نم و راه خانه می گیرم
از ل
یلی خود نشانه می گیرم
صیدم؛ که ز دست های صیادم
آزاد
م و آب و دانه می گیرم
چون اشک، روان گاه و بیگاهم
بارانم و بی بهانه می گیرم
هر بار که یاد یار می افتم
با آتش دل زبانه می گیرم
یک روز چنان غبار می آیم
بر دامنت آشیانه می گیرم

من گرد و غبار راه دلدارم
دریاب مرا که دوستت دارم

در عید رسیدن تو حیرانم
هم شادم و هم کمی پریشانم
از اینکه تو هستی و ... نمی بینم
از اینکه کجایی و ... نمی دانم
دلگرم به ریسه و چراغانی
سرگرم به کوچه و خیابانم
مشتاق، شبیه طاق نصرت ها
بی تاب، در انتظار مهمانم
این چند خطِ ارادت من هم
عرضی ست برای نیمه شعبانم

ای مقصد حرف های بسیارم
دریاب مرا که دوستت دارم

سرمست تو کِی شراب می خواهد؟
کِی تشنه ی عشقت آب می خواهد؟
ناخالصی وجود صد رنگم
یک نیم نگاه ناب می خواهد
در باغ، تمام میوه ها کالند
باغ دلم آفتاب می خواهد
تا آمدن تو زنده می مانم؟
این پرسش من جواب می خواهد
هرچند که دولت تو چون عیسی
رزمنده ی پارکاب می خواهد

با این همه من فدایی یارم
دریاب مرا که دوستت دارم

برگرد غریب سامرا برگرد
ای وعده آخر خدا برگرد
چیزی دگر از خدا نمی خواهیم
ای صاحب ما فقط بیا... برگرد
ما این مذل الاعدا خواندیم
آقای معز الاولیا برگرد
ما جمعیت قلیل دنیاییم
دنیا شده بر علیه ما برگرد
ای منتقم حسین و عاشورا
با پرچم سرخ کربلا برگرد

از دوری کربلاست می بارم
دریاب مرا که دوستت دارم

#محمدعلي_بياباني

Telegram.me/raziolhossein
ش
03:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1020, 117.2 KB
از تو هوس نگاه دارد دل من
چشمی به در و به راه دارد دل من

تا کی به فراق تو صبوری؟...برگرد
آقا ...بخدا گناه دارد دل من

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
ش
08:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#دوبیتی

ای باد صبـا بوی حیــات آوردی
روحی به تمــام کـائنـات آوردی

درسـامره از گلشن نرگس ،بر ما
عطـر دگـری از صلــوات آوردی

#سیدهاشم_وفایی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
12:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


باز دل، چلّه‌نشین حرمِ راز شده‌ست
مرغ شب، با نفس صبح هم‌آواز شده‌ست
باز با دست سحر، پنجره‌ها باز شده‌ست
باز فصلِ سفرِ چلچله آغاز شده‌ست

با نسیمی که به دل‌جویی من می‌آید
باز عطر گل نرگس ز چمن می‌آید

این گل لاله، که زیبایی بی‌حدّ دارد
در چمن تازگی و لطف مجدّد دارد
نکهت فاطمه و عطر محمّد دارد
آفرینش به لبش، ذکر خوش‌آمد دارد

این گل سرخ، که از گلبن توحید شکفت
هر که دیدش، «زَهَقَ الباطِلُ و جاءَ الحَق» گفت

جلوۀ «وَالقمر» و آیت «وَالعصر» آمد
رحمت واسعۀ بی‌حد و بی‌حصر آمد
فتح نزدیک شد و، زمزمۀ نصر آمد
کارفرمای دوعالم، ولیِ‌ عصر آمد

گرچه در خوشدلی فاطمه، تردیدی نیست
زادروز پسرش هست، ولی عیدی نیست

چه بگویم که مرا عقدۀ عالم به گلوست
داستان من وغم، خاطرۀ سنگ و سبوست
کی شود پرده به یک سو رود از چهرۀ دوست
«آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست»

عید روزی‌ست، که بارد به جهان ابرِ کَرم
مصلح کل بزند تکیه به دیوارِ حرم

عیدی روزی‌ست، که آفاق گلِ نور شود
از جهان، سایۀ بیدادگران دور شود
روز نابودی تزویر و زر و زور شود
یعنی از پرتو موسی، همه جا طور شود

عیدی روزی‌ست، که آفاق منوّر گردد
باغ سرسبز شود، باز ورق برگردد

عید روزی‌ست، که دل‌ها شود از غصه جدا
روز آغاز ثمربخشی خون شهدا
برسد پرتو روشنگر مصباح هدی
تکیه بر کعبه زند منتقم خون خدا

بشنود گوش فلک، صوت خوش تکبیرش
دولت عدل شود، دولت عالم‌گیرش

عید روزی‌ست، که با عشق، هماهنگ شود
عرصه بر تهمت و تزویر و ریا تنگ شود
نرم، چون آب، دلِ سخت‌تر از سنگ شود
باغ سرسبز و نشاط‌آور و گل‌رنگ شود

عید روزی‌ست، که ایمان و امان تازه شود
یک چمن لالۀ پرپر شده، شیرازه شود

ای که جبریل امین، پیک پیام‌آور توست
ای که عیسای نبی، روز فرج، یاور توست
سرمۀ چشم ملائک، همه خاک در توست
چشم بر راه ظهورت به خدا، مادر توست

تو بیا! تا غم عالم، همه از دل برود
کشتی از دامن توفان، سوی ساحل برود

#محمدجواد_غفورزاده


Telegram.me/raziolhossein
ش
12:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


مژده که گل سر سبد فاطمه آمد
از باغ جنان، سرو قدِ فاطمه آمد
دستِ مددِ حق، مددِ فاطمه آمد
اینک سند مستند فاطمه آمد

جبریل بشارت دهد از عالم بالا

امروز که طاووس جنان بال گشوده
دل از همۀ اهل سماوات ربوده
از سینه یاران، غم و اندوه زدوده
این کیست که بر ما همه رخسار نموده

او مهدیِ زهراست، همان یوسف طاها


بوی گل نرگس همه جا عطر فشان شد
امواج نسیمِ سحر از شرق، وزان شد
انگار محمد ز جنان باز عیان شد
فرعونِ زمان از خبر او نگران شد

زیرا حسنِ عسگری امشب شده بابا

این است به عالم ثمر آل پیمبر
این است همان وعدۀ دیرینۀ حیدر
او خیر کثیری است پِیِ سورۀ کوثر
او جان غدیر است که شد بر همه رهبر

آیات الهی است از این چهره هویدا 

این نور قرار است که در وعدۀ نزدیک
تابَد به شبی تار، به هر کلبۀ تاریک
بر ظلم بتازد، پس از آن کوچۀ باریک
گویند ملائک همه بر فاطمه تبریک

او پاسخ قطعی است به هر سیلیِ اعدا 

او صاحب تیغ است، همان تیغ ولایت
او رهبر راه است، همان راه هدایت
او مظهر عدل است، همان عدل و درایت
او سایۀ دست است، همان دست عنایت

ما بندۀ عشقیم وَ او سید و مولا

او آب حیات است و ما تشنۀ دیدار
او معدن سِرّ است و ما طالب اسرار
او حافظ دین است و ما ناصرِ ابرار
او فاتح کعبه است و ما کُشتۀ آن یار

با یار بپوئیم مسیر شهدا را 

در گوشِ فلک از همه سو این خبر افتاد
بر دوشِ بت و بتکده دیگر تَبر افتاد
با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد
هر دشمن مغضوب، به قعر سَقر افتاد

تقدیرِ الهی است که قرآن شود احیا

او منتقم خون خدا، خون حسین است
اسلام بِوَالله که مدیون حسین است
مهدی که دمادم، همه محزون حسین است
در ناحیه فرمود که مجنون حسین است

هر روز به گودال بیاید گل زهرا

دل همرهِ ارباب، سوی دشت بلا رفت
بر عمّۀ سادات، در آن دشت، چها رفت
از کرب و بلا دختِ علی تا به کجا رفت
گه با اُسرا، گاه کنار شهدا رفت

مانده ست غمِ معجر زینب روی دلها

#محمود_ژولیده

http://Telegram.me/raziolhossein
13:03
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

برخیز که منجی جهان می آید
آن حجّت حق، امید جان می آید
شد دامن نرگس از گلستان حَسَن      
گل ریز، که صاحب الزمان می آید
مرحوم

#استاد_مشفق_کاشانی

____________________________

فجر است و صبا مشک فشان می آید
آرام دل و شفای جان می آید
ای دل به هواخواهی سردار امید       
برخیز که صاحب الزمان می آید

#عبدالحمید_رحمانیان

http://yon.ir/JPdYL
@raziolhossein
13:16
#امام_زمان_ولادت

اى كاش دلم فرش عبورت گردد
یك روز شرفیاب حضورت گردد
تاریخ ولادتت شود زیباتر
این جمعه اگر عید ظهورت گردد

#محسن_زعفرانیه

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_منجات

بدون عشق دلسردم، کمی آقا نگاهم کن
سرا پا غصه و دردم، کمی آقا نگاهم کن

درختی بی ثمر هستم، برایت دردسر هستم
خزانم... شاخه ای زردم، کمی آقا نگاهم کن

نشستم با دو چشم تر، خجالت می کشم دیگر
ازین طرزِ عملکردم، کمی آقا نگاهم کن

نکن قلب گدا را خون، نگو سائل برو بیرون
فقیرم... از همه طردم، کمی آقا نگاهم کن

ندارم بیم رسوایی، به امید تماشایی
دم میخانه می گردم، کمی آقا نگاهم کن

برای وصل جنت نه، وُفور ناز و نعمت نه
به عشقت نوکری کردم، کمی آقا نگاهم کن

ز هجرانت نمردم من، به دردت هم نخوردم من
فدای غربتت گردم، کمی آقا نگاهم کن

به سوز سینه ی زهرا، به آه زینب کبری
صدایت می زنم هر دم، کمی آقا نگاهم کن

امان از شام و ویرانه، عقیله بود و بیگانه
دو جمله روضه آوردم، کمی آقا نگاهم کن

به یاد غربت زینب، خرابه می روم هر شب
شبیه جغد شبگردم، کمی آقا نگاهم کن¹

#محمد_جواد_شیرازی
---------------------
۱. امام صادق علیه السلام در مورد جغد فرمودند:
آیا هیچ یک از شما او را در روز دیده اید؟ عرض شد: خیر در روز آشکار نمی شود و فقط در شب ظاهر می گردد. حضرت فرمودند: اما اینکه این حیوان پیوسته در خرابه ها مسکن گرفته و در آبادی نمی آید جهتش آن است که وقتی حضرت امام حسین علیه السلام شهید شدند این حیوان به واسطه قسم بر خود حتم نمود که ابدا در آبادی سکنا نکرده و منزلش تنها در خرابه ها باشد. پس پیوسته در روز صائم و حزین است تا شب فرا برسد و وقتی شب درآمد از ابتدای آن تا صبح بر مصیبت امام حسین علیه السلام زمزمه و نوحه سرائی و مرثیه خوانی می کند.

 كامل الزيارات

tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#سرود



کوچه هامون ریسه بندونه
لب اهل آسمون خندونه
همه شادن همه خوشحالن
کیه امشب تو دلا مهمونه

دلا غوغائه اگه شیدائه
شب ولادت گل پسر زهرائه

دلا پرشوره غم از ما دوره
بساط دل و دلدادگیمون باز جوره


*(مدد یا مولا مدد یامولا
مدد یا اباصالح گل نرگس مولا)


به فدای تو من آقا شم
دستمو بگیر که از جا پاشم
آرزومه که روز موعود
سیاه لشکر سپاهت باشم

امید دلها بقیه الله
روز جمعه ی ظهورت بیاد ایشالا

تویی سامونم عزیز جونم
دعای فرجو به زیر لب میخونم


*(مدد یا مولا مدد یامولا
مدد یا اباصالح گل نرگس مولا)


ضربان قلب من یا مهدی
وارث حیدر و زهرا مهدی
اگه تو راه مولا باشیم
تضمینه بهشت ما با مهدی

شب میلاده دلامون شاده
رسیده گل نرگس همه جا آباده

دل و دلداره آره سالاره
وجودش چه قدر عطر ابالفضل داره


*(مدد یا مولا مدد یامولا
مدد یا اباصالح گل نرگس مولا)



#محمدحسن_بیاتلو

http://tlgrm.me/raziolhossein
15:28
@raziolhossein.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 757.5 KB
15:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
896×1280, 232.0 KB
#امام_زمان_ولادت


دانی چرا چو آن مهِ انور ز ره رسید
یک‌شب پس‌از طلوعِ مهِ چارده‌ رسید؟
هرجا که کرد موکب شاهنشهی نزول
اول غلام آمد و آنگاه شه رسید

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
ش
17:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


هر کوچه و هر خانه‌ای از عطر، چو باغی‌ست
در سینهٔ هر اهل دل و دلشده داغی‌ست
آویخته بر سر درِ هر خانه چراغی‌ست
بر هر لبی از موعد و موعود، سراغی‌ست

از شوق، همه رو به سوی میکده دارند
یاری ز سفر، سوی وطن آمده دارند

کی یار سفر کردهٔ ما از سفر آید
بعد از شبِ دیجورِ محبان، سحر آید
از باب صفا، قبلهٔ ما کی به در آید
بی‌بال و پران را پر و بالی دگر آید

کی پرده گشاید ز رخ آن روی گشاده
کز رخ کند از اسب، دو صد شاه، پیاده

ای عطر بهشت از رخ تو ای گل نرگس
ای روشنی محفل و ای رونق مجلس
ای راز غمت درس مدرّس به مدارس
تو منعم کل هستی و ما فرقهٔ مفلِس

جز تو، به زمان نیست کسی مصلح و صاحب
یا مهدیِ بِن عسکری ای حاضر غائب!

تو در پی خود، قافله در قافله داری
در سلسلهٔ زلف، دو صد سلسله داری
با آن‌که خود از منتظرانت گله داری
سوگند به آن اشک که در نافله داری

با یک نگه خود مس ما را تو طلا کن
آن چشم که روی تو ببیند تو عطا کن

ای گمشدهٔ مردم عالم به کجایی؟
کی از مه رخسارهٔ خود پرده گشایی؟
ما ریزه‌خوریم و تو ولی‌نعمت مایی
هر جمعه همه چشم به راهیم بیایی

یک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامد
بیش از ده و یک قرن شد، آن جمعه نیامد...

بشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ما
کس نیست در این قافله، وامانده‌تر از ما
ما بی‌خبریم از تو و تو باخبر از ما
ما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ما

ما شب‌زده‌ایم و تو همان صبح سپیدی
تنها تو پناهی، تو نویدی، تو امیدی

عشق ابدی و ازلی با تو بیاید
شادی ز جهان رفته، ولی با تو بیاید
آرامش بین‌المللی با تو بیاید
ای عِدلِ علی! عَدلِ علی با تو بیاید

عمری‌ست که در بوتهٔ عشقت به‌گدازیم
هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم

هرچند که ما بهره‌ور از فیض حضوریم
داریم حضور تو و مشتاق ظهوریم
نزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریم
با دیدهٔ آلوده چه بینیم؟ که کوریم

در کوه و بیابان ز چه رو دربدری تو؟
هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو...

#علی_انسانی


Telegram.me/raziolhossein
ش
18:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


گنجینه ی اسرارم و آیینه ای رازم
حق دارم اگر اینهمه در سوز و گدازم

آواره‌ی دیدار توام چاره ندارم
با اشک مگر دور خودم خانه بسازم

لبخند تو دل از من دلباخته برده‌ست
بردست که در بازی عشق تو ببازم

سربازم و بر عرصه‌ی هجران تو باید
با مرکب شعرم دو سه تا بیت بتازم

آن مطلب حقّم که اگر لب بگشایم
از من بگریزند همه... روضه‌ی بازم

از فلسفه‌ی فقه به این حکم رسیدم
گر سر بدهم پای دو چشم تو مجازم

در فکر تو بودم که اذان گفت مؤذن
افسوس نفهمید که مشغول نمازم

قنبر به علی؛ جون به سالار شهیدان
"هر کس به کسی نازد و من هم به تو نازم"

#حامد_تجری

http://l1l.ir/1j1z
@raziolhossein
ش
19:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 155.7 KB
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
تمام هستی زهرا، نصیب نرجس شد

🌹🌹ولادت با سعادت حضرت ولی عصر، حجت بن الحسن المهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»
به شیعیان و منتظرین حضرتش مبارکباد🌹🌹

@raziolhossein
ش
20:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


شبم پُر شد از ماهتابِ علی
لبم تر شده از شرابِ علی

رطب می‌شوم زیرِ ایوان او
مرا می‌پزد آفتابِ علی

در ایوان طلایِ علی دیده‌ام
خداوندِ خود را به قابِ علی

حساب و کتابِ خدا جور شد
فقط با حساب و کتابِ علی

بجز بیتِ زهرا ندارد زمین
نَه تابِ پیمبر نَه تابِ علی

همین گفت و گو شامِ معراج  بود
سوالِ پیمبر جوابِ علی

تَرَک خورد اگر کعبه طاقت نداشت
که ذره کجا ، آفتابِ علی
-
علی گفتم و مانده‌ام با علی
که قسمت شود آخرین یا علی
-

سرا پرده‌ها را چراغان کنید
پُر از طاقِ نصرت خیابان کنید

مگو ماهِ شعبان که ذی‌الحجه است
مرا نذرِ این عیدقربان کنید

کریمان به ما گوشه‌ای جا دهید
کمی گیسوان را پریشان کنید

تنزل نمایید ای ابرها
تفقد به حالِ بیابان کنید

از این خانه بوی کَرَم می‌رسد
مرا میهمانِ حسن جان کنید

گدایان برایش بقیع گر نشد
دعا پیشِ شاهِ خراسان کنید

اگر شد که مشهد اگر شد نجف
گمی گریه در زیر ایوان کنید

و یا کربلا زیر قُبّه روید
بنالید و پاره گریبان کنید
-
صدایش کنید العجل العجل
دعایش کنید العجل العجل
-

بیا تا خدا باده در خُم کند
و دنیا نبی را تجسم کند

بیا ذوالفقارِ علی هو کشد
بیا تا که زهرا تبسم کند

بیا با حسن دست ما پُر شود
و جان با حسینت طلاطم کند

بیا تا ابوحمزه‌ات بشنویم
و باقر حدیثی ترنم کند

بیا تا که صادق تصدق دهد
بیا تا که موسیٰ تکلم کند

بیا ای رضای جواد علی
بیا تا زمین دست و پا گم کند
-
رجز خوانِ زهرا به خیبر بزن
 به انگشترت نامِ حیدر بزن
-

تو را دیده‌ام بارها بارها
ولی رد شدم مثلِ دیوارها

تو را دیده‌ام گرچه نشناختم
دریغ از شما پیشِ بی عارها

سلام علیک و علیک السلام
چه بسیار بوده چه بسیارها

چه می‌بینی از دستِ مانند من؟
زده پینه دستت از این خارها

بجز تو به رویِ من آورده‌اند
بدهکاریَم را طلبکارها

فقط آه بینِ بساطِ من است
فقط آه دارند بیمارها

کسی را نداریم ما را ببخش
ندارند جز تو گرفتارها
-
فقط جانِ این جمله دستم بگیر
امیری حسین و نعم الامیر
-

تو امواجِ سرخی و دریا حسین
تو مجنونِ اشکی و لیلا حسین

فقط از دهانِ تو باید شنید
حسینم حسینم حسینا حسین

مرا مادرم یاد داده تو را
کنارم نشانم فقط با حسین

شبیه حسینی صدا می‌کند
تو را مادرت : جان زهرا حسین

حسینیه میگردد آنجا که تو
صدا می‌کنی آه جدّا حسین

دو خط روضه می‌خوانم  اینجا بیا
که طشتِ طلابود و لبها...حسین

یتیمی از آن گوشه سر را شناخت
فقط گفت بابا بابا حسین

دل طفل شیرین زبان را شکست
چنان زد به لب خیزران را شکست

#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
ش
22:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 216.2 KB
هوای کرببلا دارد این دلم، آخر
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست

#اللهم_ارزقنا

@Raziolhossein
12 May 2017
ش
16:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#سرود
#امام_زمان_ولادت


دلم از شور و شعف باز شده آگاه
نیمه ی شعبان رسید و اومد از راه
میریزن ملائکه گلای نرگس
رسیده از آسمون بقیة الله

آقاجون برگرد دلامون پر غمه
آقاجون برگرد بی تو مردیم همه
خیلی محتاجیم به نگاه شما
آقاجون برگرد پسر فاطمه

با ذکر یا مهدی، قلبم پر شعف شد
مرغ سینه ی من، راهی نجف شد

ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته
علم علمدار، روی شونه هاته

آقای من بیا، یابن الحسن بیا
____
______

سامرا ستاره بارون شده امشب
غصه از سینه ها بیرون شده امشب
حضرت عسکری و حضرت نرجس
لباشون با شادی خندون شده امشب

آقاجون برگرد نوه ی مرتضی
آقاجون برگرد سوره ی هل اتی
ندیدیم آخر، تربت مادرت
آقاجون برگرد تا بشه بر ملا

ایشالا به زودی، میلرزه سعودی
می گیری تقاص از، بت های یهودی

ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته
علم علمدار، روی شونه هاته

آقای من بیا، یابن الحسن بیا
______

تو که قبله ی تموم عالمینی
بدجوری اسیر تربت حسینی
تو شب زیارت مخصوص ارباب
من یقین دارم تو بین الحرمینی

یا اباصالح، ذکر جد شما
یا اباصالح، خوانده زینب تو را
وا شده حتی، با همین نغمه ی
یا اباصالح، گره انبیا



ذکر یا لثارات، ذکر رو لباته
علم علمدار، روی شونه هاته

آقای من بیا، یابن الحسن بیا

#حاج_مجتبی_قاسمی
#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
16:23
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:12, 168.6 KB
16:26
#امام_زمان_ولادت

کشیده از همان آغاز نرجس انتظارش را
نه چندین روز و شب، نه ماه خالص انتظارش را

ولایت گر که شد معیار و روضه گر که شد مقیاس
برای شیعیان کردند شاخص انتظارش را

اگر شب منتظر باشی برای دیدن خورشید
یقین اینگونه بهتر می‌کنی حس انتظارش را

فقط فصل بهار و فصل تابستان نشو خیره
مکش ای پنجره اینگونه ناقص انتظارش را

پرانده با شمیم خویش شب بو عطر نامش را
کشیده با همان یک چشم نرگس انتظارش را

مفاتیح الجنان صد جلد دیگر داشت در توشیح
اگر می‌گفت مرحوم محدث انتظارش را

نه تنها آل یاسین و سمات از او نشان دارند
نوشته در امین‌الله و وارث انتظارش را

شده کرب و بلا آیینه‌ای از منتظرها پس
کشیده موقع جان دادن عابس انتظارش را

منم من روضه‌ی عباس تا اینکه بیاید او
کشیدم در خودم مجلس به مجلس انتظارش را

#مهدی_رحیمی


https://telegram.me/raziolhossein
16:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
996×1280, 117.3 KB
#امام_زمان_ولادت

عهدی‌ست که بسته‌ایم، برمی‌خیزیم
با آن‌که شکسته‌ایم، برمی‌خیزیم
هر وقت که نام عشق را می‌خوانند
هر جا که نشسته‌ایم، برمی‌خیزیم

#هادی_فردوسی

@raziolhossein
13 May 2017
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#بحر_طویل


سامره جلوه ی رؤیایی طور است که امشب شب شور است وَ نور است که تا عرش خدا می رود آیینه بیارید و گل و شمع که بزم طرب و عشق و سرور است وَ چشم بد از این جشن به دور است گل فاطمه را لحظه ی زیبای حضور است عزیز دل زهراست همه حاصل زهراست مه کامل زهراست در آغوش پدر چشم گشوده است و ربوده است دل از خیل ملک سیل ملک سوی زمین آمده تا سیر ببیند روی آن ماه جبین مهر یقین نور مبین جلوه ی دین حبل متین را که زمین را به قدومش برکت داد و سماوات عُلی را ...

سماوات به رقص آمده با نغمه ی شادی که منادی خبر آورده که باغ نبوی برگ و بر آورده ، درخت علوی نو ثمر آورده و دریای ولایت گهر آورده چه گوهر گهر پاک که افلاک شده مات جلالش وَ در ادراک نگنجد به خدا حدّ کمالش که خصالش همه «پیغمبری» است و نفسش «حیدری» و عصمت او «فاطمی» و حلمِ «حسن» شور «حسین» است در او غیرت «عباسی» و در زهد به «سجاد» همانند و َ در علم به «باقر» رود و صدق به «صادق» و ز «موسی» و «رضا» کظم و رضا دارد و رفته است ز تقوا به «تقی» برده نقاوت ز «نقی» هیبت او «عسکری» و شیوه ی او دلبری و جلوه ی حق باوری و مشعل روشنگری است آی همه عالم بالا به تماشا بنشینید گل باغ ولا را ...

خدا گفته تبارک به چنین کودک زیبا نمک سفره طاها که دل آراست و رعناست همان یوسف زهراست که روزی ز پس پرده ی غیبت به در آید سحر آید شب ما را و به شمشیر بگیرد سر تزویر و کشد نعره ی تکبیر و زند تکیه به کعبه و بگوید که منم احمد مختار منم حیدر کرار منم حجت دادار منم نور منم نار منم منتقم عترت اطهار منم صف شکن عرصه ی پیکار منم رکن و مقام و حرم و سعی صفایم حجر و خیف و منایم و به تفسیر نشیندَ همه آیات خدا را ...

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:56
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات

به این امید بخوابم تمام شب ها را
که شب کنم به کنار تو صبح فردا را

برای آن که ندیده است ، آن که دید تو را
چگونه شرح دهد لذت تماشا را؟

چگونه عاشق تو منکر محبت توست؟
که زردرویی او بسته راه حاشا را

چگونه چشم به لبخند اهل دنیا داشت
کسی که دید شکرخنده های زیبا را؟

چقدر اشک بریزم که بوسه ای بزنم
به هر کجا که نهاده است مرکبت پا را؟

به شوق توست چنین موج می زند چشمم
به ساحلت بنشان های و هوی دریا را

به زیر سایۀ تو هر کسی که رفت ، نخواست
به اختیار خودش سایه های طوبا را

تمام آن چه که دارم تصدق نجوا
به دست صبر بده گوش ناشکیبا را

جماعتی که در آن نیستی تراویح است
امام نیست برازنده این فرادا را

دگر چگونه بگویم که دوستت دارم؟
رها نمی کنم این جملۀ گوارا را

**

نه چشم من که دو چشم سکینه منتظر است
بیا به خیمه رسان آبروی سقا را

#سید_علی_احمدی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:56
#امام_زمان_ولادت
#حضرت_نرجس

اگر از روم می خواهند مام عدل گستر را
بلرزانند از اول ، غرور قصر قیصر را

ندارد لحظه ای حتی عموزاده حَسَب اینجا
کجا دیده کسی پرواز غازی با کبوتر را؟

بگو با قیصر این دختر به خوابش بخت بیدار است
که او در آسمان سامرا دیده است اختر را

محبت هم اگر تصویر پیدا کرد نرجس شد
که آمد پیش محبوبش بریزد جسم لاغر را

چه حکمت داشت این که خادم نرجس حکیمه شد
کسی که حسرت خدمت به دل انداخت هاجر را

ادب کرد و خودش را برده کرد و شاه بانو شد
که جاری کرد در خود با تواضع ، آب کوثر را

اگر او مادر طاووس جنت هست ، جا دارد
نثار بال او کرده اگر جبریل شهپر را

#سید_علی_احمدی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
20:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#دوبیتی

دانی چرا چو آن مهِ انور ز ره رسید
یک شب پس از طلوعِ مهِ چارده رسید؟

هرجا که کرد موکب شاهنشهی نزول
اول غلام آمد و آنگاه شه رسید


http://Telegram.me/raziolhossein
20:40
#امام_زمان_مناجات

کی یار سفر کردهٔ ما از سفر آید؟
بعد از شبِ دیجورِ محبان، سحر آید
از باب صفا، قبلهٔ ما کی به در آید
بی‌بال و پران را پر و بالی دگر آید

کی پرده گشاید ز رخ آن روی گشاده
کز رخ کند از اسب، دو صد شاه، پیاده


🔹

ای عطر بهشت از رخ تو ای گل نرگس
ای روشنی محفل و ای رونق مجلس
ای راز غمت درس مدرّس به مدارس
تو منعم کل هستی و ما فرقهٔ مفلِس

جز تو، به زمان نیست کسی مصلح و صاحب
یا مهدیِ بِن عسکری ای حاضر غائب!

🔹

تو در پی خود، قافله در قافله داری
در سلسلهٔ زلف، دو صد سلسله داری
با آن‌که خود از منتظرانت گله داری
سوگند به آن اشک که در نافله داری

با یک نگه خود مس ما را تو طلا کن
آن چشم که روی تو ببیند تو عطا کن


🔹

ای گمشدهٔ مردم عالم به کجایی؟
کی از مه رخسارهٔ خود پرده گشایی؟
ما ریزه‌خوریم و تو ولی‌نعمت مایی
هر جمعه همه چشم به راهیم بیایی

یک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامد
بیش از ده و یک قرن شد، آن جمعه نیامد...

🔹

بشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ما
کس نیست در این قافله، وامانده‌تر از ما
ما بی‌خبریم از تو و تو باخبر از ما
ما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ما

ما شب‌زده‌ایم و تو همان صبح سپیدی
تنها تو پناهی، تو نویدی، تو امیدی

🔹

عشق ابدی و ازلی با تو بیاید
شادی ز جهان رفته، ولی با تو بیاید
آرامش بین‌المللی با تو بیاید
ای عِدلِ علی! عَدلِ علی با تو بیاید

عمری‌ست که در بوتهٔ عشقت به‌ گدازیم
هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم

🔹

هرچند که ما بهره‌ور از فیض حضوریم
داریم حضور تو و مشتاق ظهوریم
نزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریم
با دیدهٔ آلوده چه بینیم؟ که کوریم

در کوه و بیابان ز چه رو دربدری تو؟
هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو...


#علی_انسانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
23:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت

درقاب سحرجلوه مهتاب مبارک
پیداشدن گوهرنایاب مبارک

برعرش خداسوره کوثربنویسید
میلادعزیزدل ارباب مبارک

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
23:54
#حضرت_رقیه_ولادت
#بحر_طویل

سحری روشن و عاشق/سحری غرقِ شقایق/سحری چاک گریبان و/شبی خیره و حیران/همه آفاق گل افشان
و زر افشان و چراغان و غزل خوان/همه لبریز زِ آوازِ هَزاران

دشت ها غرق ترنّم/پُرِ گلهای تبسم/زِ مِیِ نوش ترین خُم/به ترانه/به تلاطم
سحری ریخته از بامِ فلک دامنی از ماه/به هر راه/به هر کوچه شبانگاه/چه نوری است/چه طوری است/در این خاک/چه هنگامه‌ی شوری است

که در حلقه‌ی گیسوی ستاره/زمان/ لحظه‌ی احساس/زمین تکّه‌ی الماس/پُر از عطرِ گلِ یاس ترین یاس
شگفتا از این بزم/از این فرش/از این عرش تر از عرش/اگر هوش رمیده/وَ گر عقل پریده/وَ گر دل برمیده/زِ طربخانه‌ی سینه/پِیِ دلهای دگر تا به مدینه/به نگین شب رؤیایی هر دیده‌ی بی خواب/شب بارش مهتاب/دَرِ خانه‌ی ارباب/چه نوری است/چه شوری است/چه طوری است/در این خانه چه هنگامه‌ی شوری است

ببین قبله نما را/که گم کرده خودش را و مِنا را و صفا را/وَ زِ سر تا به قدم غرق نیاز است و دو دستش که دراز است/ بدین خانه که در هاله‌ی راز است
در این بزمِ معطر/در این مستی یکسر/چه بی تاب/چه مجنون/چه شیدا/شده لیلا/شده اکبر

چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی هست/همین شب/که شد از عشق لبالب/وَ گُلِ خنده شکوفاست به رخساره‌ی زینب/و خدا دانَد از آن چشم تماشایی بیدار/وَز آن قامت سرشار زِ دلدار/وَز آن چهره‌ی یوسف کُشِ بی تاب/علمدار/چه طوفان شده بر پا به دلش/در دَمِ دیدار/در این شامِ بهاری/نه صبری نه قراری/پُر از لحظه شماری/چه مشتاق/چه بی خویش/قدم میزند و منتظرِ عطر دل انگیز و دل افروز گل ناز حسین است/چه شعری است/چه نوری است/چه طوری است/چه هنگامه ی شوری است

چه شد باز/که در باز شد و لحظه‌ی اعجاز شد و محشری آغاز شد و دید که در حُله‌ای از برگ گل یاس/و پیچیده به قُنداقه‌ای از شهپر جبریل امین/در آغوش حسین بن علی/یاس ترین/ناز ترین جلوه که دیده است/به چشمی که ندیده است به جز روی حسینش

دو چشمش گُل دریاست/چه شیوا و ثریاست/دل آراست/تماشایی و بابایی و تنهاست/وَ ناگاه ابوالفضل رو کرد به انبوه فرشته و فرمود : اَلا باغ ملائک/وَ ای فوجِ فرشته/که دگر دور و برِ غنچه‌ام این گونه مگردید مریزید گُل از شوق مرقصید/مبادا که به بال و پر خود ناز کنیدش/که شاید رُخَش آزرده شود/از نفَسِ گرم و پَرِ نرم/که این گُل بُوَد حساس‌تر از معنیِ احساس/و آئینه‌تر از آینه در بوسه‌ی یک آه/و ای آه/از این آینه دوری/وَ مبادا که عبوری/کُنی از گرد رُخِ یاس‌تر از یاس

و ای شبنم شیرین مَنِشین/بر سرِ گلبرگی از این غنچه/که ترسم که کبودش کند این بار که با توست چنین/
خدایا چه گُل است این/که شیرینِ دل است این/در این چهره بگو کیست/بگو این مَثَلِ کیست/همه محو/همه مات/همه واله و حیرانِ ابوالفضل/
که زینب به نَمِ اشکی و با سینه‌ی پُر آه و دلی سخت غمین/گفت چنین/با پسرِ اُمِ بنین/ای پسر فاطمه عباس ببین/دخترکِ نازِ حسین بن علی نَه/که همان گوهر مفقود و همان مادر رنجور/که می‌بود حدیثِ فدک و غصبِ فدک/زخمِ دلِ حضرت زهرا و نمک/همانی که به هر صبح و به هر شام/فقط صحبت او بود/همان خانه/همان شعله/همان دود/همان است که باز آمده امروز.....


 #حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
23:56
#حضرت_رقیه_ولادت

بهار ، رویشِ او را به صحنِ گلها خواند
نسیم ، آمدنش را به گوشِ دریا خواند
 
شبی که آمد و گُل شد  سپیده می‌بارید
فرشته بر قدمِ نو رسيده می‌بارید

طلوعِ طلعتِ او را بنفشه آذین بست
هزار دستِ شقایق هزار نسرین بست

سحر ستاره‌ی گُل را به باغها پاشید
زمین غبارِ رَهَش را به آسمان بخشید
 
هزار خرمنِ خوش رنگِ خوشه‌یِ خورشید
هزار دامنِ گُل از هزار یاسِ سفید

چه دلنشین و شگفت و چه ناز و زیبا گفت
شبی که غنچه‌یِ لب را گشود و بابا گفت

طراوتِ نَفَسش جان به باغبان می‌داد
تبسمش به خداوندِ عشق ، جان می‌داد
 
گرفت تنگ در آغوش و بوسه اَفشاندش
چو جانِ رفته زِ تَن رویِ سینه خواباندش

دوباره آتشِ شوقش زِ دل زبانه گرفت
شکُفت خنده‌ی ارباب و این ترانه گرفت

بگو دوباره قرارم ... بگو بگو بابا
ستاره‌یِ شبِ تارم ... بگو بگو بابا

چه عاشقانه به گوشِ سما ثریا گفت
دل از حسین ربود و دوباره بابا گفت

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
14 May 2017
ش
00:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1076, 82.4 KB
تو بندگی‌بگزینْ‌ شهریار بَردرِ دوست
کـه بندگـان درِ دوست ؛ شهریـارانند

#شهریار
@raziolhossein
ش
15:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت

یک جلوه کرد نور منور درست شد
نورش تلالو کرد ، که گوهر درست شد
از گرد و خاک مقدم او زر درست شد
بهر ثناش این همه منبر درست شد
محبوبه ای به هیبت حیدر درست شد

یا ذوالجلال رکن جلال آفریده ای
اعجوبه ی وقار و کمال آفریده ای
او را فقط برای سه سال آفریده ای
یعنی برای کار محال آفریده ای
پیغمبری ز نسل پیمبر درست شد

سر می دهند پای تو ایل و تبار ما
وفق مراد می شود این روزگار ما
کر شد دو گوش عالم و آدم ز جار ما
افتاده دست دختر ارباب کار ما
او لطف کرد و مشکل نوکر درست شد

یک یا رقیه گفته ام و جان گرفته ام
آشفته حال بودم و سامان گرفته ام
از دست این کریمه خودم نان گرفته ام
نذر سه ساله سفره ی احسان گرفته ام
نذرم قبول حاجتم آخر درست شد


مریم کجا و حضرت لیلای پنج تن
در تو حلول کرده سراپای پنج تن
هستی چکیده ای تو ز سیمای پنج تن
تکیه زدی تو یکتنه بر جای پنج تن
قدیسه ای به دامن کوثر درست شد

تا روز حشر قبله ی حاجات میشوی
تو سربلند عرصه ی شامات میشوی
همپای زینب عمه ی سادات میشوی
والله نور ارض و سماوات میشوی
شاهد مثال قصه هم اختر درست شد

حورای کربلایی و زهرای دیگری
بنت الحسین ، ام ابیهای دیگری
جای تو نیست روی زمین ، جای دیگری
باید قدم زنی تو به دنیای دیگری
صرفا برایت عالم دیگر درست شد

ای جان فدای سوریه ، قربان کربلا
ما هم شدیم جمله مسلمان کربلا
خون شد دهان دیده ی مهمان کربلا
آتش زدند خیمه ی سلطان کربلا
از خیمه های سوخته معجر درست شد

با تازیانه دور و بر تو یکی یکی
خون کرده اند بر جگر تو یکی یکی
وقتی که ریخت بال و پر تو یکی یکی
گشته سپید موی سر تو یکی یکی
ای وای من مدینه ی دیگر درست شد

بال شکسته قصد پریدن نداشته
دنبال پای خسته ، دویدن نداشته
ظالم نفس نفس که ، بریدن نداشته
موی یتیم ، زجر ! کشیدن نداشته
درد سر است آمدنت... شر درست شد

#علیرضا_وفایی (خیال)


Telegram.me/raziolhossein
15:33
#حضرت_رقیه_ولادت

هر اهل دلی یافته راهی به رقیه
پس رو زده با کوه گناهی به رقیه

هروقت نشسته س سر شانه ی عباس
تقدیم شده منصب شاهی به رقیه

هر جا سخن از راه رسیدن به خدا شد
داده دل ما زود گواهی به رقیه

هرکس که امیدش شده از کل جهان قطع
انداخته با گریه نگاهی به رقیه

وا شد گره از مشکل ما تا که شب قدر
ده مرتبه گفتیم : الهی به رقیه

مدیون حسینیم که داده دل ما را
گاهی به علی اصغر و گاهی به رقیه

تا روز ابد در دل ما کینه ی شام است
وقتی که ندادند پناهی به رقیه

هر جا به زمین خورده در آن شب ، سر عباس
انداخته از نیزه نگاهی به رقیه ...

#مجتبی_خرسندی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
19:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت

ای رونق فصل بهار أُمِّ إِسحاق
ای دلخوشی روزگار أُمِّ إِسحاق
تو فرق داری با همه ، از دار دنیا
تنها تویی دار و ندار أُمِّ إِسحاق
تو به حیات مادر خود جلوه دادی
ای روشنی شام تار أُمِّ إِسحاق
گویا خدیجه فاطمه آورده از نو
بالا گرفته کار و بار أُمِّ إِسحاق
امشب ملائک به تماشایت نشستند
امشب که هستی در کنار أُمِّ إِسحاق
در چشمهای تو نجابت خانه کرده
ای سوگلی باوقار أُمِّ إِسحاق
دختر به خوبی تو این دنیا ندارد
غمخوار بابا ! خانه دار أُمِّ إِسحاق
نورٌ علی نورٌ علی نوری یقینا
خورشید زاده ! شاهکار أُمِّ إِسحاق
بی شک به دنبال کمالات است اگر که
بوسه به دستت زد هماره أُمِّ إِسحاق
در دامنش خاتون محشر پروریده
صدها درود حق نثار أُمِّ إِسحاق
کل میکشم امشب به یمن مقدم تو
کف میزنم به افتخار أُمِّ إِسحاق


عطر خوش قنداقه ات می آید از راه
با یاد تو مستم تَوَکَّلتُ عَلَی الله


خورشید روی بام دنیای حسینی
فرزانه ای و ماه شب های حسینی
باباست محو حُسن سیمای تو بانو
یا اینکه تو گرم تماشای حسینی
سر تا به پا آیینه ی مادربزرگی
هانیه ، حسنا ، زهره ، زهرای حسینی
ای أَشبَهُ النّاسِ به زهرا بین فامیل
محبوبه ی محجوب و زیبای حسینی
إِنسیه ای اما شبیه به فرشته
باید صدایت کرد "حورای حسینی"
با مادری هایی که کردی میتوان گفت
در کودکی أم أبیهای حسینی
عالم فدای طرز بابا گفتن تو
شیرین زبان! یک عمر رؤیای حسینی
دل میبرد چادر نمازت از ملائك
مأموم شبهای مصلای حسینی
تو عصمت اللهی شبیه عمه هایت
پیداست در خوی تو تقوای حسینی
بابا از این لحظه دو تا غمخوار دارد
تو زینب کبری نه صغرای حسینی
حبل المتین از ریشه های چادر توست
تو گرمی بازار فردای حسینی


ای آبرو بر خلق داده ! خیر مقدم
ارباب زاده ! شاهزاده ! خیرمقدم


روحی لطیف آکنده از احساس داری
قلبی پر از مهر و دلی حساس داری
سیب دو نیم فاطمه هستی و حتما
در هر نفس هایت شمیم یاس داری
جز حق برای هیچ کس کاری نکردی
مانند زهرا مادرت اخلاص داری
لطف زیاد تو به بابا رفته انگار
بنده نوازی و نگاهی خاص داری
گرم است پشت تو به کوه انگار بانو
تا تکیه ای بر شانه ی عباس داری
ما رعیتی ساده در این دربار هستیم
خاتون ! نگاهی به عوام الناس داری ؟
جودِ حسن ، مهرِ علی ، احسانِ زهرا
در تو نهفته ، بی گمان "میراث داری"


آيینه دار نور ناب پنج تن تو
زهرا ، حسین و مرتضی ، احمد ، حسن تو


از عزم جزم ات دشمن احساس خطر کرد
گوش فلک را هم رجزهای تو کر کرد
آنقدر ای بانو بزرگی که برایت
هجده سر بر روی نی سینه سپر کرد
محکم قدم برداشتی عالم به هم ریخت
پس همنشینی با عمو در تو اثر کرد
شمشیر دشمن پیش تو از کار افتاد
با شیوه ی تدبیر تو کلی ضرر کرد
با ناله ات طوری به مسجد حمله بردی
گویا دوباره فاطمه چادر به سر کرد ...
با همت ات چیزی نماند از آل فتنه
هشیاری تو شام را زیر و زبر کرد
تاریخ بعد از این نخواهد دید قطعا
کاری که خشمت با بساط زور و زر کرد
تا حرمله را از نفس انداخت آهت
نفرین تو شمر و سنان را دربه در کرد
تو مغز بادام امیر لافتایی
آوازه ات امروز عالم را خبر کرد


با گرد و خاک چادرت محشر به پا شد
کرببلا با همت تو کربلا شد

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
ش
19:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


شریعتِ نبوی را از آن اساسْ قویست
که تکیه‌اش به دمِ ذوالفقارِ مرتضویست

به شاهراهِ ولای علی درآ، که در او
جهود اگر بزند گام، بر صراطِ سَویست

در آیه آیۀ قرآن ببین ثنای وِرا
که بر تو فاش شود ذوالجلال هم علویست

ببین ز بعد خدا، کیست در برابر کفر
کسیکه بیّنۀ صدقِ دعوت نبویست؟

نظام داشت جهان از وی، ارچه گوشه نشست
که خلق بر مَثَلِ نظم و او چو حرفِ رَویست

عجب مدان که به یک مسند، او نشست و جُز او
شرار بولهبیّ و چراغ مصطفویست!
جدال را چه اثر؟ وعده کن مخالف را
به روز حشر، که او فارق رشید و غَویست

مسلّم است محب را نعیمِ مُلکِ بقا
در آتش است عدویش، وَ ساءَ مُرْتَفَقا

#فقیر_تهرانی


yon.ir/i48NA
@raziolhossein
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

آنروز که احرام تمتع می بست
برشانه ی عرشیه ی عباس نشست

با آنکه سه سال بیشتر جلوه نکرد
گفتند که فاطمه است دیدند که هست

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
20:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح دح


خاك قدم رقیه باشی عشق است
زیر علم رقیه باشی عشق است
با مهدی صاحب الزمان از ره لطف
یك شب حرم رقیه باشی عشق است


هر جا سخن از رقیه جان می آید
صوت صلوات عرشیان می آید
در مجلس این سه‌ساله من معتقدم
عطر خوش صاحب الزمان می آید


امشب كرم رقیه را می بینیم
خیر قدم رقیه را می بینیم
این حرف تمام عاشقان است حسین
پس كی حرم رقیه را می بینیم


در محفل عشقتان ادب آوردم
غم از دلتان برده طرب آوردم
یادت نرود یك صلواتی بفرست
تا نام رقیه رابه لب آوردم

http://Telegram.me/raziolhossein
15 May 2017
ش
01:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
537×720, 112.5 KB
پیوندِ گل و چمن مبارک باشد
این عید به مرد و زن مبارک باشد

ارباب! پدر شدن گوارایت باد
عباس! عمو شدن مبارک باشد

🌷ناز قدم نازدانه سیدالشهدا #حضرت_رقیه خاتون صلوات🌷

@Raziolhossein
ش
01:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت

حِـسّي از عشـق فـراتر متولّد شده است
نــور در قـالب اَخــتر متولد شده است

جبرئيل آيه ي تطهير نخواند عجب است
ماه بانـــوي مُـطهّر متولّد شده است

گفت ارباب پس از بوسه زدن بر دهنش
طـفـل نَه ، قنـدِ مكــرّر متولّد شده است

فاطمه آمده از سلســله ي فاطمــيون
كوثر از تيره ي كوثر متولّد شده است

مي شود از حَرَكات و سَكَناتش فهميد
عشق عــبّاسِ دلاور متولّد شده است

آخرين"فاطمه سادات"حسين آباد است
اينكه در خانه ي دلبـر متولّد شده است

بي سبب نيست اكر حيدريون سرمستند
نوه ي حضرت حيــدر متولّد شده است

دخترِ زينت دوش نبي آمد ، يعني
زينت دوش بــرادر متولّد شده است

عطر مادر شده از هر نفسش ، اِستشمام
گرچه در كِسْوت خواهر متولّد شده است

أمّ إسحاق تو رفتي ولي از دامانت
غنچه اي ناز و مُعطّر متولّد شده است

توأمان است غم و شاديِ امروزِ حسين
همسرش رفته و دختر متولّد شده است

تا كه آماده ي جُـنباندن گهـواره شود
زودتر از علي اصغر متولّد شده است

كوچ او مثل پرستوست ، غريبانه و تلخ
گر چه مانند كبــوتر متولّد شده است

بعداً از "أَيتمني"گفــتن او مي فهميـــم
خِبره ي روضه ي منبر متولّد شده است

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
17 May 2017
ش
10:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت


آنجا که شور عشق نباشد کمال نیست
آنجا که گریه هست صحبت مجال نیست
آنجا که هجر نیست امید وصال نیست
در پیش ما مقام ، به سن و به سال نیست

اینجا سه ساله حجت حق بر بزرگ هاست
ارث نواده ، عصمت مادربزرگ هاست

آیینه ی مقابل زهراست صورتش
خیلی کشیده است به زینب نجابتش
اسلام را کشیده به دوش رسالتش
حوریه های عرش نشینند کلفتش

مانده دخیل چادر او مریم از نخست
محتاج یک دمش شده عیسی هم از نخست

برده حجاب درس حیا از حجاب او
خورشید رو گرفته ز شرم نقاب او
دارد هزار شرح سه جلد کتاب او
چشمان عالمی ست سوی انقلاب او

گرچه اسیر سلسله ها شد اسیر نیست
کوچه به کوچه رفت ولی سر به زیر نیست

پای برهنه پایه ی تکفیر را شکست
بت های شام و کوفه از این ردپا شکست
با دست بسته اش کمر فتنه ها شکست
کاخ یزید را شب موعود تا شکست

آمد خلیل و از برکاتش اثر گرفت
از قطره های اشک دو چشمش تبر گرفت

مجنون ترین شده است که لیلاترین شود
ویران نشین شده است که بالا نشین شود
او آمده است قبله ی این سرزمین شود
جا دارد اینکه مالک یوم الدین شود

در شام با وصیت بابا سفیره شد
از بس که در صغیره شدن هم کبیره شد

تکیه به عمه کرده است و فانی زینب است
یعنی عصای قد کمانی زینب است
تصویری از وقار جهانی زینب است
پا منبری مرثیه خوانی زینب است

هرگز ندیده است کسی این شکوه را
بالا گرفت پرچم فتح الفتوح را

تقدیر او شده است پر از در به در شدن
از طعنه ها شکسته شدن خون جگر شدن
با پلک زخم چشم به راه پدر شدن
با یک تبر ز روضه ی بابا خبر شدن

وقت عبور حس خطرداشتن بد است
در ازدحام درد کمر داشتن بد است

دارد دوباره گردن او تیر میکشد...
این درد را ز حلقه ی زنجیر میکشد
از کعب نی مصیبت شمشیر میکشد
صد روضه از مدینه به تصویر میکشد

رفته است چادر سر او بر سری به زور
از او گرفته مقنعه را لشگری به زور
18 May 2017
ش
01:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المومنین_مدح

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی

گشاده کار دو عالم به یک اشاره توست 
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#سرود

بند اول

از راه اومد دلبر حسین
شاده قلبه خواهر حسین
رو دستای عمه زینبه دختر حسین

ای جانم
رو دستای زینب خوابیده نوگل ثارالله
ای جانم
نیومده شد روشنی محفل ثارالله
ای جانم
رقیه اومد غم ببره از دل ثارالله

اومد ارام جان
اومد نور دوعین
ذکر عالم همه
جانم بنت الحسین

بند دوم

قلبم شده مبتلای تو
سر میزارم پیش پای تو
ای دختر پادشاه من، من فدای تو

بی بی جان
تویی گل ارباب و عجب عطر و بویی داری
بی بی جان
بگو به اباالفضل دیگه هر آرزویی داری
بی بی جان
الهی فدای تو بشم چه عمویی داری

بی بی از نور تو
روشن شد عالمین
حک شد روی دلم
جانم بنت الحسین

مولاتی یارقیه...


بند سوم

بی بی دردم درد دوریه
تا کی کار من صبوریه
قسمتم کن هم یه کربلا هم یه سوریه

بی بی جان
کبوتر قلبم تو حرم داره رها میشه
بی بی جان
گره ها با اون دستای کوچیک تو وامیشه
بی بی. جان
اگه تو بخوای روزی ما کرببلا میشه

هرشب اسم تورو
میگم با شور و شین
خیلی دوست دارم
جانم بنت الحسین


Telegram.me/raziolhossein
16:24
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:24, 165.9 KB
ش
22:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#سرود

بند اول:

خونه ی ارباب چراغونی شده
دیدنیه خنده و گریه حسین
بهشت حوریه نثار میکند
نظر قدم های رقیه حسین

آیینه بی بدل فاطمهٔ//زهرارو ببین
به روی دستای عقیلةالعرب//حورا رو ببین

به فاطمه نور دو عین آمد
عزیز کرده حسین آمد

زمزمه عشق تمام عاشقان
سیدتی مولاتی رقیه جان۲

بند دوم:

رقیه یعنی مرآت فاطمه
رقیه یعنی بابارو نورعیین
رقیه یعنی دردانه حرم
رقیه یعنی ریحانةالحسین
به شام امید حسین ابن علی //مهتاب اومده
حسینیا مژده که نازدانه//ارباب اومده

اگر حسین شاد و خندونه
از قدم رقیه خاتونه

میاد صدا هلهلهٔ فرشتگان
سیدتی مولاتی رقیه جان۲

بند سوم

کنار گهواره حسین تا سحر
نشسته راز و نیاز می کنه
دیدنیه حسین وقتی میبینه
با خنده دختر داره ناز میکنه

حسین میگه دخترم آیینه//احساسو ببین
چشماتو باز کن عزیز من عمو// عباسو ببین

تو نور چشمای منی بابا
ام ابیهای منی بابا

صدات می‌زنن همه حسینیان
سیدتی مولاتی رقیه جان۲

#خادم

Telegram.me/raziolhossein
22:21
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:04, 148.4 KB
22:22
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:02, 145.1 KB
22:23
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:55, 128.8 KB
19 May 2017
ش
16:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات

ای وارث شیر خدا یا صاحب الامر
خونخواهِ شاه کربلا یا صاحب الامر

در لجّۀ ظلمت گرفتاریم، دریاب
ای فُلک دین را ناخدا یا صاحب الامر

تا کی افق جای فریبِ فجر_کاذب؟
ای آفتاب آخر برآ یا صاحب الامر

جان را ز ظلمت کن رها یا حجت الله
حق را ز باطل کن جدا یا صاحب الامر

در یثربی یا در نجف یا کربلایی
«او غیرها ام ذی طوا» یا صاحب الامر

عالم سراپا دردِ بی درمان نشسته
ای درد عالم را دوا یا صاحب الامر

ما نیستیم اولاد صالح، «یا ابانا»
لطفی کن، «استغفر لنا» یا صاحب الامر

آیا نمی‌خواهی به دستان خداییت
زهرا شود حاجت روا؟ یا صاحب الامر

جدّ تو و نجوا به گوش چاه تا کی؟
سنگ صبور مرتضی! یا صاحب الامر

همراه مادر پاک کن اشک پدر را
یک دست باشد بیصدا یا صاحب الامر


#فقیر_تهرانی

http://Telegram.me/raziolhossein
21 May 2017
ش
13:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

عبد توام اگر ز کرم باورم کنی پا بر سرم بنه که ز عالم سرم کنی

یا همچو شمع سوخته کن، قطره قطره آب
یا شعله ای ببخش که خاکسترم کنی

عمری به زخم های تنت گریه کرده ام
تا وقت مرگ، خنده به چشم ترم کنی

خار رهم، مگر به نگاه تو گل شوم
خاک در توام، تو مگر گوهرم کنی

یک عمر سائل در این خانه بوده ام
حاشا که وقت مرگ، جدا زین درم کنی

تنها شراب روح من از جام چشم توست
چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی

یک عمر دوختم، به نگاه تو، چشم خویش
تا یک نگاه، در نگه آخرم کنی

از ذرّه کمترم، تو توانی به یک نگاه
برتر ز آفتاب جهان پرورم کنی

هرگز به جز در تو دری را نمی زنم
ای وای اگر گدای در دیگرم کنی!

من "میثمم" امید که محشور از کرم
با میثم علی به صف محشرم کنی

#غلامرضاسازگار
23 May 2017
ش
05:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رباب
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


با روضه خطبه خواند به لحن محن رباب
زینب ترین روایت یک شیرزن رباب

رویم ندیده روی سپیدم نموده ای
با توست روی فاطمه در این سخن رباب

یکسال گرچه سوخته ای زیر آفتاب
در سایه ات نشسته بهشت عدن رباب

با اینکه کربلا وطنش شد پس از حسین
دیگر نماند بعد پسر در وطن رباب

در مجلسی که مرثیه خوانش رقیه است
زینب خطیب میشود و سینه زن رباب

در راه شام خیره به گهواره ی فراق
گاهی سکینه است ولی عمدتا رباب

بر نیزه رفته است ولی بی کفن که نیست
قنداقه شد به قامت طفلت کفن رباب

قربان سوز آذری روضه های تو
"سولموش علیِّ اصغره لای لای دیَن رباب"

بس کن عروس فاطمه از دست میروی
تازه عروس را چه به لطمه زدن رباب

#ابوالفضل_عصمت_پرست

@raziolhossein
05:31
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 363.3 KB
#السلام_علیک_یا_امیرالمومنین

🌼یک سلامم رااگر پاسخ بگویی‌میروم

لذتش را با تمام شهر قسمت میکنم 🌼


@raziolhossein
25 May 2017
ش
00:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات

سفره تا باز شود زود گدا می آید
مثل هر بار به دنبال عطا می آید

آمد از عرش نوایی که بیایید همه
راه گم کرده به دنبال صدا می آید

همه سرمایه ی یک ساله ی خود باخته ام
بنده ی باخته ی بی سر و پا می آید

یک نفر نیست بگوید که میان پاکان
این گنه کار زمین خورده کجا می آید

آن کسی که همه جا رفته طردش کردند
تا تعارف بزنی اَش که بیا ، می آید

به من و کاسه ی خالی تمنا کردن
به تو و دست کریم تو سخا می آید

هر دلی می شکند خانه ی تو می گردد
دل که از غیر تهی گشت خدا می آید

هر چه خیر است در خانه ی زهرا باشد
مادر ما صف محشر پِیِ ما می آید

تا که گفتیم حسین مجلسمان ریخت بهم
بوی سیب حرم کرب و بلا می آید

بی قرارم چه کنم من نجفم دیر شده
عطر زهراست ز ایوان طلا می آید

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:43
#امیر_المومنین_مدح

سر لوحه اعمال فقط مهر علی ست
بر شیعه پر و بال فقط مهر علی ست

او مرز میان کفر و ایمان باشد
روشنگر احوال فقط مهر علی ست

#حسن_کردی

http://Telegram.me/raziolhossein
00:47
#مناجات

توبه ام توبه نشد هر چه که همت کردم
من به ستاری تو سخت جسارت کردم

هر چه تو دوست شدی با من الوده ولی
بی حیاتر شده با نفس رفاقت کردم

رمضان است و دل از خواب نکندم افسوس
مثل هر سال من از لطف تو غفلت کردم

من از این فلسفه روزه از این فیض عظیم
به همین تشنگی ساده قناعت کردم

روزه هم چشم مرا باز نکرده،نکند
عادتم بود اگر هرچه عبادت کردم

هر چه هستم سر دیوانگی ام میمانم
روزه ام را فقط افطار به تربت کردم

خواستم از عطش روزه بگویم اما
از لب تشنه اش احساس خجالت کردم

روزه ام روضه شد و روضه مرا میکشدم
یاد ان تشنه لب کرببلا میکشدم

#حسن_کردی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
13:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#استقبال_از_ماه_مبارک_مضان
#مناجات_با_خدا


وقتی هلال ماه خدا آشکار شد
ماه خدا، امام زمان روزه دار شد

طوبای خیر و برکت شعبان به گُل نشست
قرآن شکوفه داد و زمان بهار شد

ماه ضیافت است بیایید بندگان
امروز سمت بنده خدا بیقرار شد

فرمود مصطفی که در این ماه بندگی
شیطان به دست حضرت رحمان مهار شد

دست کریم، در رمضان عبد می خرد
سی روز روزه ضامنت از دست نار شد

خمس عشر، دعای ابوحمزه و سحر
بنده چقدر محرم پروردگار شد

با ذکر یاعلی و عظیم پس از نماز
ذکر علی علی دلم بیشمار شد

شکر خدا به سفره ی افطار شیعیان
وقت غروب دست حسن نان بیار شد

داغ حسین با عطش روزه گر گرفت
عطشان شدیم، سینه ی ما داغدار شد

لب تشنه بود از فرس افتاد و بعد از او
زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد

#امیر_عظیمی


https://telegram.me/raziolhossein
ش
20:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

اگر که غم برای توست، غم بدرد میخورد
غمت برای خوب بودنم بدرد میخورد

نباید از یکی دو قطره اشک هم گذشت، چون...
همین دوقطره اشک لاجرم بدرد میخورد

بلند گریه میکنم، هزار شکر این صدا...
برای روضه تو دست کم بدرد میخورد

اگر چه سنگ دل شدم ولی حسین قلب من
برای سنگ فرش در حرم بدرد میخورد

اگر پرم بدرد پر زدن نمیخورد ولی...
برای روی تیغه علم بدرد میخورد

حسین اگر خودت نظر کنی به شعرهاى من
شبیه شعرهاى محتشم بدرد میخورد

مدافع شعائر توايم با سلاح شعر
درست مثل اسلحه قلم بدرد میخورد

دم حماسی میانه‌دار روضه گرم باد
شبیه ذوالفقار این دودم بدرد میخورد

هزار حج به زیر پای زائر تو ریخته
مسیر کربلا قدم قدم بدرد میخورد

در آخرت تورا به جان مادرت قسم دهم
در آخرت فقط همین قسم بدرد میخورد

عزیز فاطمه! به فکر هیچکس نمیرسید
برای دفن تو حصیر هم بدرد میخورد

#آرش_براری

http://Telegram.me/raziolhossein
20:45
#امام_حسین_مناجات
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان


قسم به خون شهیدان به کربلابه حسین
خدا به حشر ببخشد گناه ما به حسین

طلوع ماه مبارک مبارکش باشد
کسیکه روزه ی خود سازدابتدابه حسین

خوشا به روزه ی مقبول روزه دارانی
که ابتدابه حسین است وانتهابه حسین

سلام باد بر آن روزه دار تشنه لبی
که آب نوشد و گوید سلام ما به حسین

شروع و آخر این ماه با زیارت اوست
چه عزت است که داده است کبریابه حسین

زیارتش سه شب قدر لذتی دارد
شب علی است ولی باید التجا به حسین

خدای عالمیان می دهد جوابش را
دهد سلام هر آنکس زهرکجا به حسین

سه روز اگر تن او بود بر زمین داده است
فضلیت سه شب قدر راخدا به حسین

توای خدای حسین و علی دراین رمضان
قبول کن همه طاعات شیعه را به حسین

#سید_رضا_موید

http://Telegram.me/raziolhossein
26 May 2017
ش
03:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#ماه_رمضان

روزه‌داران مؤمنین آماده!من ماه خدایم
ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبیح و دعایم
ماه حق، ماه نبی، ماه علی مرتضایم
ماه خیل انبیاء و اتقیا و اوصیایم
-تا رساند بر همه عالم پیامم را محمد
-خوانده از آغاز شهر الله نامم را محمد

من گرامی ماه عفو و رحمت پروردگارم
روزه‌داران الهی را همه باغ و بهارم
باشد از شعبان امیرالمؤمنین چشم انتظارم
در دل شب انس‌ها با حضرت صدیقه دارم
-تا سحر گه بی قرار چشم گریان حسینم
-هر شب و هر روز محو صوت قرآن حسینم

دامن سجاده گردد بزم اُنس یار با من
چشم مشتاقان بوَد تا صبحدم بیدار با من
نور بخشد شمع جمع محفل دادار با من
انس می‌گیرند مردان خدا بسیار با من
-از نسیم آید سرود نغمۀ روح الامینم
-همدم اشک و مناجات امیرالمؤمنینم

لحظه‌ها تسبیح و، خوابِ روزه‌دارانم عبادت
روزهایم روزهای صدق و اخلاص و ارادت
یوسف زهرا حسن در نیمه‌ام یابد ولادت
وز قدوم مادر زهرا مرا باشد سعادت
-روزه‌داران را دهـم از سـاغر قـرآن حلاوت
-ای خوشا آنکس که در من می‌کند قرآن تلاوت

ای خوشا آنکس که قدر لیلةالقدرم بداند
ای خوشا آنکس که اشک و معرفت در من فشاند
ای خوشا آنکس که شب‌ها تا سحر بیدار ماند
در دل شب افتتاح و جوشن و بوحمزه خواند
-من همان ظرف عنایات خداوند کریمم
-روح می‌بخشد دعای یا علیُّ یا عظیمم

وای بر آنکس که در من حق نیامرزد گناهش
یا نگردد شسته از اشک شبی روی سیاهش
آنچنان باشد که حق محروم سازد از نگاهش
در مه رحمت بوَد آغوش شیطان، جایگاهش
-توشه‌ای با خود نیارد تا خدا از او پذیرد
-می‌سزد از غصه در عید صیام من بمیرد

خوش به حال آنکه در من دامن دلبر بگیرد
در عروج خویشتن از زهد و تقوا پر بگیرد
در دل شب‌های قدرم نیز قرآن سر بگیرد
روی در محراب کوفه، دامن حیدر بگیرد
-ای خوش آنکو پرکند از اشک چشم نازنین را
-تـا بشویـد فرق خـونین امیـرالمـؤمنین را

ای خوش آنکو در معاصی، احترام از من بگیرد
با دهان روزه‌اش هر روز، کام از من بگیرد
دامن وصل خدا را در صیام از من بگیرد
در عبادت رفعت و شأن و مقام از من بگیرد
-من همانا سفرۀ مهمانی ذات خدایم
-با تمام انبیاء از صبح خلقت آشنایم

«میثم» از هر لحظۀ من فیض‌ها گردد نصیبت
روزه، دارو، ذکر، درمان، ذات حق گردد طبیبت
هست دامان تو هر شب دامن وصل حبیبت
هر نفس باشد دعای یـا حبیب یـا مجیبت
-دوستت دارد خدا، گر تو خدا را دوست داری
-صرف کن اوقات خود در روزه و شب‌ زنده‌داری

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
03:31
#مناجات
بر اساس متن مناجات #شعبانیه
.
وَاسْمَعْ دعایی با تو در دل حرفها مانده
وَاسْمَعْ ندایی که صدایم بی صدا مانده

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست
در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

دارم فراری می شوم از خود به سوی تو
در کشتی این ناخدا تنها خدا مانده

ناجی تویی راجی منم در دست های من
بی ربنا هایم فقط مشتی هوا مانده

وقتی که محرومم کنی روزی نخواهم خورد
باید بگیری دست من را که رها مانده

پوشانده ای امروز در دنیا عیوبم را
اما فَلا تَفْضَحْنیِ روز جزا مانده

از تو اگر دورم ولی نزدیک شد مرگم
در کوله ام تنها الهی قَدْ دَنا مانده

شعبان به پایان آمد و روی لبان من
وای من از فریاد لَمْ تَغْفِر لها مانده

خوبی تو آمال من را بیشتر کرده است
مِنْکَ رَجائی از وَلا تَقْطَع به جا مانده

لَمْ تَهْدِنی؟ می خواستی رسوا اگر باشم
لم تَهْدِنی؟ وقتی دلیل کربلا مانده

یک عمر قَدْ اَفْنَیْتُ عُمری بی حضور تو
پس فَاقْبَل عُذری که‌دلیل روضه ها مانده

جرم زیادم پیش عفو تو چه ناچیزو
تازه عنایات علی موسی الرضا مانده

بین جهنم هم تورا فریاد خواهم زد
تاثیر اشک شوق در قاموس ما مانده

تنها محبت راه ترک معصیت گشته
با دوستت دارم جهانی روی پا مانده

#مهدی_رحیمی_زمستان

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#استقبال_از_ماه_مبارک_رمضان


‎نف
س به سینه مبدل به آه خواهد شد
بدون تو همه عمرم تباه خواهد شد

‎ف
دای آن رمضانی که با تو می آید
‎و با حضور تو شامش پگاه خواهد شد

‎ا
گرچه ماه خدا؛ باز بی تو خاموش است
‎به نور روی تو این ماه، ماه خواهد شد

‎ک
نار سفره این افتتاح خوشحالم
‎که
در کنار تو ماه افتتاح خواهد شد

‎ف
دای چشم رحیمت! دل سیاهم را
اگر نگاه کنی بی گناه خواهد شد

‎ق
دم گذار به چشمم که با رسیدن تو
نصیب چهره من گرد راه خواهد شد

‎ب
ه هر که گفت رهایت کنم به او گفتم
‎گدا همیشه در این خانه شاه خواهد شد

‎دخیل دامن شش ماهه حسین شدیم
‎بساط گریه دوباره به راه خواهد شد


#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
ش
18:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#ماه_رمضان

ای روزه دار، افطار محتاج یک دعایم
آقای آبرودار، محتاج یک دعایم

با نامه ی سیاهم قلب تو را شکستم
آلوده و گنه کار، محتاج یک دعایم

خیلی دلم گرفته، از تو خبر ندارم
با این وجود دلدار، محتاج یک دعایم

تا خواستم بیفتم، دست مرا گرفتی
این دفعه هم چو هر بار، محتاج یک دعایم

شرمنده ام کجاها، دیدی گناه کردم
خیلی شدم گرفتار، محتاج یک دعایم

نگذاشتی بریزد یک لحظه آبرویم
هستم به تو بدهکار، محتاج یک دعایم

ای کاش یک سحر هم راهت بیفتد اینجا
در انتظار دیدار، محتاج یک دعایم

خیمه نشین صحرا، آرام جان زهرا
هر جای هستی ای یار، محتاج یک دعایم

وقت اذان مغرب دلتنگ کربلایم
ای روزه دار افطار، محتاج یک دعایم

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_با_خدا

بدم، مرا بـه پیمبـر ببخش یـا الله!
به اشک دیـدۀ حیدر ببخش یا الله!

تمام دار و نـدارم محبت زهراست
مرا بـه سـورۀ کوثـر ببخش یا الله!

به اشک چشم حسین و حسن قبولم کن
مرا بـه این دو بـرادر ببخش یا الله!

بـه درگـه تــو گنـاه مکـرر آوردم
مرا به عفـو مکـرر ببخش یــا الله!

ببر به کرب‌ و بـلا زائر حسینـم کن
به آن ضریح مطهر ببخش یـا الله!

به دست‌های علمدار کربلا سوگند
به حرمت علـی‌اکبر ببخش یـا الله!

به بانگ العطش نازدانه‌های حسین
به خون حنجر اصغر ببخش یا الله!

به سیدالشهـدا و به خـون حنجر او
که شد بریده ز خنجر ببخش یا الله!

به لحظه‌ای که سر نیزه گشت با زینب
سـر حسین، بـرابـر، ببـخش یا الله!

به خون میثم تمّار، جرم «میثم» را
به روی او تـو نیاور؛ ببـخش یا الله!

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
27 May 2017
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ماه_رمضان
#دوبیتی

رمضان آمده إمدادکنیم
پسرفاطمه راشادکنیم

دم إفطاربه نوشیدن آب
ازلب خشک حسین یادکنیم

#محسن_قاروبی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_با_خدا


این موی سفید من این روی سیاه من
این نالۀ العفو و این کوه گناه من

با آنکه همه عمرم هرلحظه گنه کردم
بر عفو تو می‌باشد پیوسته نگاه من

عمری‌ست که می‌بینم دارند به هم الفت
لطف تو و عفو تو اشک من و آه من

هم تیره شده روزم هم بسته شده چشمم
هم خم شده پشت من هم گم شده راه من

سرتابه‌قدم تشویش مرگ از پی و گور از پیش
ای خالق من رحمی بر حال تباه من

باشد که تو بگشایی راهی به سویم یارب
فریاد که از هرسو بسته شده راه من

من عبد گنهکارم من مستحق نارم
من سخت گرفتارم العفو! اله من!

از آتش خشم تو باکم نبود هرگز
وقتی که بود یارب! عفو تو پناه من

با خاک درت شویم زنگ گنه از صورت
تا مهر بگیرد نور از روی سیاه من

«میثم»! چه از این بهتر با دوستی حیدر
بگذشت شب و روز و سال من و ماه من


#غلامرضا_سازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
17:51
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 114.0 KB
28 May 2017
ش
01:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات

به توبه میکند این افتخار وا دارم
گناهکارم و حُبُّ الحسین را دارم

مرا به حُرّ و زُهیر و بُریر حاجت نیست
که اتصال به گلهای مصطفا دارم

اگر به توشه، ثوابِ عمل ندارم من
ولی به سینه تَولّای مرتضا دارم

اگر دلم، حَرمُ الله است، یعنی که
میان سینه، ضریحی ز کربلا دارم

دلم…دلم…دلم از قتلگاه کمتر نیست
به یا بُنَیَّ قسم، صوت آشنا دارم

ز نالۀ قَتَلوکَ دلم تهی نشود
و ضَجّۀ ذَبَحوکَ مِنَ القَفا دارم

مرا به صوتِ حزینِ سکینه بخشیدند
که از مصائبِ او وامصیبتا دارم

به دستِ بستۀ سجاد و آن دعاهایش
به دستِ باز، به شرمندگی،دعا دارم

من و سه سالۀ ارباب، قصه ای داریم
ز غُصه اَش همۀ عمر روضه ها دارم

تو خالقی که دلی قیمتی بمن دادی
من عاشقی که ز عشقت خدا خدا دارم

گِلِ مرا مگر از تَلِّ زینبیه سِرشت؟
عزیز فاطمه زینب، که این نوا دارم

هزار نغمۀ اَلغَوث از لبم ریزد
دَمی که ذکرِ علمدارِ نینوا دارم

میانِ تشنه لبانِ حرم، قسم به عطش
چقدر من به علی اصغر اِشتها دارم

قسم بنام تو یا فاطمه اَغیثینی
که حاجتِ فرجِ مهدیِ ترا دارم


#محمود_ژوليده

http://Telegram.me/raziolhossein
01:14
#مناجات

خبر آمد رمضان است خدا... میبخشد
بی کم وکاست وبی چون وچرا میبخشد

معصیت کارترین باشی اگر با توبه
وسط بزم مناجات و دعا میبخشد

قطره ای اشک زچشمت بچکد میبینی
که چه آرامشی این حال بکا میبخشد

تیرشیطان به دلت کرده اثرغصه نخور
که خداوند طبیبانه دوا میبخشد

سفره داری خدا فرق عجیبی دارد
میهمان را عوض آب و غذا- میبخشد

آن قدر بخشش او وسع زیادی دارد
که دراین ماه بخواهد همه را میبخشد

دید اعمال بد و زشت مرا هیچ نگفت
او کریم است و کریمانه خطا میبخشد
- - -
حاجتت را تو بگو چونکه اجابت بااوست
عاشقان را سفر کرب و بلا میبخشد

ته گودال تجلی کرامت شده است
شاه بر قاتل خود نیز عبا میبخشد

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
01:18
#امیر_المومنین_مدح

ای خوانده تو را خدا ولی ادرکنی
بر تو ز نبی نص جلی ادرکنی

دستم تهی است و لطف تو بی پایان
یا حضرت مرتضی علی ادرکنی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 99.4 KB
29 May 2017
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات

یا سیدی به بنده ی رسوا امان بده
بر این گدای بی کس و تنها امان بده

میترسم از حساب و کتاب تو یا مجیر(یاکریم)
کن با اسیر خویش مدارا ...امان بده

من خورده ام زمین تو دیگر مرا نزن
این بنده ی فراری خود را امان بده

کار مرا درست کن ای یُجبر المحیف
پیش از حساب محشر کبری امان بده

آن روز که پدر ز پسر میکند فرار
دست مرا بگیر خدایا امان بده

پیش تو آبرو که نمانده برای من
امشب بیا به خاطر زهرا امان بده

حب علی میان دلم موج میزند
طوفانی است تا دل دریا امان بده

این سینه نیز مثل نجف جای حیدر است
دیگر بیا به حرمت مولا امان بده

تضمین فاطمه ست به هر زائر حسین
گوید به احترام من او را امان بده

بر کربلا قبله ی شش گوشه اش قسم
ما را میان عرش معلا امان بده

تنها به عشق گریه برای تو زنده ام
در آرزوی کرب و بلای تو زنده ام

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:40
#مناجات

نازم به این خدا که گنهکار می خرد
هر روزه دار را دَم افطار می خرد

باآبروی رفته به میهمانی آمدم
هربار آبروی مرا یار می خرد

یک لحظه ام کنار نزد پرده ی مرا
با احترام حضرت ستار می خرد

من روی آمدن به ضیافت نداشتم
اما دلم خوش است که غفار می خرد

اشک جوان ز گونه ی چشمم که می چکد
بارگناه او به شب تار می خرد

رو میکنیم سوی کرم خانه ی کریم
اینجا ندیده صاحب آن بار می خرد

در روز حشر هم به امیر نجف قسم
مارابه عشق حیدرکرار می خرد

حُب علی هدیه ی مخصوص فاطمه است
مارابه این بهانه خریدار می خرد

درحسرت یَمت یَرَنی میکشد مرا
حیدر غلام خود دَم دیدار می خرد

باب الرضای صحن نجف باب جنت است
اینجا بهشت ناز گنهکار می خرد

مارابه نام تشنه لب کربلا حسین
با یک سلام لحظه ی افطار می خرد

اذن دخول کرببلا نام زینب است
زینب فقط گدای گرفتار می خرد

هرکس که مویش ازغم زینب سپیدشد
اورایقین کنید که علمدار می خرد

از روی ناقه دیدکه درکوچه های شام
از اخنس وسنان کسی گوشوار می خرد

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:43
#مناجات

به روسیاهی ام اقرار میکنم العفو
برای خوب شدن کار میکنم العفو

مرا تو میخری و پاک می کنی اما
منم که آینه را تار میکنم العفو

رسیده ام که خودم را نشان تو بدهم
به هر بهانه ای تکرار میکنم العفو

خودت اجازه ی شب زنده داری ام دادی
که با اجازه ات اصرار میکنم العفو

خودت بگیر دودست مرا که من خود را
بدون تو همه جا خار میکنم العفو

از اینکه عفو تو شد شاملم ولی من با
گناه کردنم انکار میکنم ؛ العفو

زمان تشنگی یاد "حسین" می افتم
به یاد کودکش افطار میکنم - العفو

همان که گفت زمان قدم زدن "بابا"
ز درد تکیه به دیوار میکنم - العفو


ببین به پای ِ مناجات گریه میریزم
به یاد عمه ی سادات گریه میریزم

#محمدحسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
01:46
#مناجات
#دوبیتی

نومید نمی‌شویم یک آن از ‌تو
دیدیم ‌مگر ‌به ‌غیرِ ‌ا‌حسان از تو؟

جر‌م و ‌گنه و ‌خطا و ‌عصیان از ما
جود و کر‌م و عطا و ‌غفران از تو

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 108.5 KB
03:25
#حضرت_رقیه_شهادت

سحرها تازيانه ، خون دلْ شب خورده ام بابا
تشر از زجر و خولى موقع تب خورده ام بابا
.
لب تو خيزران خوردو لب من درد ميگيرد
كه من چوب وفادارى ازاين لب خورده ام بابا

مرتب شانه گيسويم نخورده هيچ عيبى نيست
ولى كعب نى و سيلى مرتب خورده ام بابا
.
غذاى سير بعد ازتو نخورده عمه و من هم ...
همين يك لقمهء نان را معذب خورده ام بابا
.
تو سنگ بى شمار از كوفه خوردى بر روى مركب
منم اندازه تو پشت مركب خورده ام بابا
.
تماشا كن كه پس ميگيرم امشب روسرى هارا
قسم بر چادر خاكى زينب خورده ام بابا

#محمد_جواد_پرچمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المومنین_مدح

به عشق علی مادرم داده شیرم
که باشم همیشه غلام امیرم

گرفت اختیار مرا و چه بهتر
که از مدح او تا ابد ناگزیرم

کجا قنبرم من؟ کجا بوذرم من؟
به دردش نخوردم، خودم می پذیرم

بهایی ندارم، خدایی ندارم
اگر دامن مرتضی را نگیرم

بدون ولایت نمی ارزد اصلا
ابوحمزه ها و دعای مجیرم

علی زیر و رو می کند هر چه کردم
ثواب قلیلم، گناه کثیرم

میان قنوتم دعا کردم امشب
شبی سوی ایوان بیافتد مسیرم

مرا قطعه ای از نجف می شناسند
چنان پر شده از محبت ضمیرم

پی انحراف سقیفه نرفتم
فقط پیرو ماجرای غدیرم

غدیر آمد و فکر من با علی شد
صد و ده نفس ذکر من یا علی شد

#محمد_جواد_شیرازی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:50
#مناجات
#زمزمه

بنده ای خطاکارم، بار معصیت دارم
می پذیری ام امشب، با گناه بسیارم؟!
یا مُسببَ الاسباب
یا حلیم و یا تواب


گرچه زار و غمگینم، مستحق نفرینم
من ولی ز درگاهت، جز کرم نمی بینم
یا کریم و یا الله
یا علیم و یا الله


آمدم شب غفران، بر سرایت ای منان
زیر لب نوا دارم، یا غفور و یا رحمن
یا غفور و یا رحمن
همدم گنهکاران


می زنم صدا العفو، مهربان خدا العفو
ای خدا به اربابم، شاه کربلا العفو
ساتر العیوب العفو
عالم الغیوب العفو


" داغ نینوا دارم، میل کربلا دارم"
تو مرا نمی خواهی؟! " من فقط تو را دارم"
شاه من، حسین من
بی کفن حسین من


گرچه بنده ای پستم، بر سه ساله دل بستم
گفته ام به هر محفل، من رقیه ای هستم
ای سه ساله ی ارباب
گم شدم مرا دریاب


اربعین که مهمانم، تا سرای جانانم
هر ستون که می آیم، از رقیه می خوانم
می خری مرا بی بی؟!
اشفعی لنا بی بی


گریه کن که در جاده، از بلندی افتاده
دختر عزیز الله، در خرابه جان داده
یاس نیلی پرپر
می کشی مرا آخر

#محمد_جواد_شیرازی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
04:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

خواهم ز خدا که بی ولایم نکند
غرق گنهم ، ولی رهایم نکند

یک خواسته دارم از خدای تو حسین
در هر دو جهان از تو جدایم نکند

http://Telegram.me/raziolhossein
30 May 2017
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#دوبیتی

دو دستم خالي، از خون ديده‌ام پر
به سويت آمدم دلخون‌تر از حر

گنه‌کار آمده «يا غافرَ الذَنب»
پشيمان آمده «يا کاشفَ الضُّر»

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:04
#مناجات

عبد فراری‌ام به درت باز آمدم
اقرار می‌کنم که گنهکارم و بدم

اعلان صلح و آشتی از جانب تو بود
باور نمی‌کنم که بخوانی کنی ردم

سنگینی گناه ز پایم فکنده است
جز تو که دست گیرد و جز تو که بخشدم

ای وای من که چون به درت توبه می‌کنم
سرمی‌زند دوباره گناه مجددم

با آنکه عهد خویش شکستم هزار بار
این دفعۀ هزار و یکم باز آمدم

خواهی ببر به دوزخ و خواهی ببر بهشت
من عاشق محمد و آل محمدم

معبود من! چگونه بسوزی در آتشش
دستی که من به دامن آل علی زدم؟

ره دور و لرزه بر قدم و قبر پیش رو
در زیر کوه‌های گنه خم شده قدم

سرمایۀ گداست همان دست خالی‌اش
من آمدم گدایی و خالی بود یدم

«میثم» که نیست در خور بخشش گناه او
بخشی مگر به حیدر و زهرا و احمدم

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
01:05
#حضرت_اباالفضل
#ماه_رمضان
#دوبیتی

شده تسبيحِ باران: يا اباالفضل
نوای چشمه ساران: يا اباالفضل

اگر که تشنگی جان بر لبت کرد
بگو با کام عطشان: يا اباالفضل

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:07
#مناجات
#دوبیتی

با این دل ‌مر‌ده ‌و ‌کویر‌ی ‌چه‌‌کنم؟
با ‌ا‌ین ‌همه ‌جر‌م ‌و ‌سر‌به‌زیری چه ‌کنم؟

«مِن اَینَ لِیَ ‌ا‌لنَّجا‌ت» یا‌ر‌ب یا‌ر‌ب
تو دست مرا اگر نگیر‌ی چه ‌کنم؟

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:13
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

ای عافیت تمام دنیا دستت
وی عاقبت تمام عقبا دستت

تو زندگی تمام نوکرهایی
پس هر دو جهان شفاعت ما دستت

#محمود_ژوليده

http://Telegram.me/raziolhossein
01:18
#امیر_المومنین_مدح

ای روشنای شمس و قمر یاعلی مدد
معنای رمز و راز سحر یاعلی مدد

ای آیه آیه مصحف جانبخش عاشقی
وَالْعَصر و هَلْ اَتیٰ و زُمَر یاعلی مدد

مدیون توست دین حق از لَیلَةُ الْمَبیت
ای جان به عشق کرده سپر یاعلی مدد

دربین درد و رنج و بلا جمله انبیاء
آوایشان نفر به نفر یاعلی مدد

آدم به رَبَّنا و ظَلَمْنایِ توبه گفت
نام تو ای فلاحِ بشر یاعلی مدد

نوح نبی برای رهایی ز موج غم
می خوانده این دعای ظفر یاعلی مدد

یونس به بطن ماهی از بعد رَبَّنا
گفته فَنَجِّنا زخطر یاعلی مدد

ذکر خلیل حضرت حق بین بُتکده
بوده به ضربه های تَبَر یاعلی مدد

تسبیح صبح و شام ملائک علی علی است
آوای نَبض اَهل نظر،یاعلی مدد

راه گریز من بود آندم که هر کسی
آوا نماید اَیْنَ مَفَرّ ،یاعلی مدد

هرکس قضایی و قَدَری را بود،ولی
ما را تویی قضا و قدَر یاعلی مدد

#مجتبی_تاجیک

http://Telegram.me/raziolhossein
01:20
#امام_حسین_مناجات

بهترین یار و مدد کار اباعبدالله
دست گیرِ همه اقشار اباعبدالله

ما همه گرم طوافیم به گرد رویت
و تویی نقطه ی پرگار اباعبدالله

شک ندارم که قیامت برای جنت
می شود حب تو معیار اباعبدالله

چِقٙدٙر بین مقامات به من می آید
منصب نوکر دربار اباعبدالله

من فقیر ابن فقیرم ولیکن شده است
شاملم لطف تو بسیار اباعبدالله

تو کریم ابن کریمی عزیز زهرا
به خطا می کنم اقرار اباعبدالله

حال و روز من عاشق پراز دلتنگیست
تشنه ام تشنه ی دیدار اباعبدالله

بی کسم در همه آفاق خدا میداند
بِسِپارم به علمدار اباعبدالله

#علی_علی_بیگی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 116.0 KB
ش
03:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#امام_زمان_مناجات

چه شود فرصت دیدار به ما هم بدهند
فیض هم صحبتی یار به ما هم بدهند

آنقَدَر بر در این خانه گدا می مانیم
لقب ِ نوکر ِدربار به ما هم بدهند

هرکسی طالب وصل است بلا میبیند
محنت دوری دلدار به ما هم بدهند

خوابمان برده و داریم امید آخرِ کار
چشم روشن؛دل بیدار به ما هم بدهند

وسع ما نیست خریداری یوسف ایکاش
پای رفتن سر ِ بازار به ما هم بدهند

همه ی حاجت ما هست در این ماه خدا
حال خوش لحظه ی افطاربه ماهم بدهند

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
03:58
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

مولای زمین‌و‌آسمان یاور ماست
چشم‌همه‌انبیاء به‌پیغمبر ماست

از گرمی روزحشر مارا غم‌نیست
تاسایه‌ مرتضی‌علی بر سر ماست

#لوحی_اصفهانی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:03
#امیرالمومنین_مدح
#حدیث
#دوبیتی

💠 #پیامبر_اعظم(صلوات‌الله‌علیه‌وآله):

عُنْوَانُ صَحیفَةِ الْمُؤْمِنِ حُبُّ عَلِیِّ بْنِ أبی‌طالِبٍ علیه‌السلام

عنوانِ نامه اعمال مؤمن در روز قیامت، محبت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام است.

📗 بشارة المصطفى،‏ ج۲، ص۱۵۴


🔹محبت مولا🔹

ایمان قدحی زلال از جام علی‌ست
بر شانۀ آسمان رد گام علی‌ست

پروندۀ مؤمنان چو تابنده شود
بر تارک آن تلألؤ نام علی‌ست

#حسین_ابراهیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:12
#مناجات

يک قطره اشک شرم مرا "يم" حساب کرد
کوثر حساب کرد، و زمزم حساب کرد

آه يکى گرفت ،به پاى همه نوشت
ما باهم آمديم که با هم حساب کرد

با اين خدا هر آنکه طرف شد ضرر نکرد
يک دم صدا زديم, دمادم حساب کرد

پيش کريم ، دست به جيبم نميبرم
خرج من است، کيسه حاتم حساب کرد

کارم اگر نداشت پس اينجا چه ميکنم؟!
منت سرم گذاشت مرا هم حساب کرد

مقصد عبوديت که نباشد، نميشود
حتى روى عبادت بلعم حساب کرد

معلوم بود آبرويم را نميبرد
از اولش گناه مرا کم حساب کرد

اول بنا نداشت حسابم کند ولى
وقتى که ديد فاطمه دارم، حساب کرد

ما را اگر خدا نخرد، ميخرد على
بايد به روى شاه دو عالم حساب کرد

اين گريه قابليت غفران نداشت که...
پس روى گريه هاى محرم حساب کرد

فرمود "بالحسين" بگو،گفتم و خريد
يعنى مرا دومرتبه آدم حساب کرد

چيزى نمانده بود که بيرونمان کنند
ممنون حيدريم که درهم حساب کرد

#علی_اکبر_لطیفیان

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
15:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_با_خدا

نه اشک تا که بریزم نه آه تا که برآرم
به حیرتم که در خانۀ خدا چه بیارم؟

سیاه‌روی و سیه‌نامه و سیه شده روزم
به غیر اشک خجالت به درگه تو چه دارم؟

تمام روز قیامت گرم نگاه بداری
هنوز هم نتوانم گناه خود بشمارم
همه مصیبتم این است در لحد که بگویی
به گوشۀ کفنم جرم خویش را بنگارم

به محضر تو گنه کرده باز رزق تو خوردم
قسم به ذات تو با تو چنین نبود قرارم

اگر که زیر سرم دست رحمت تو نباشد
چگونه صورت خود را به خاک قبر گذارم؟

گمان نبود که عمری حضور چون تو خدایی
به معصیت گذرد صبح و شام و لیل و نهارم

چگونه تاب بیارند عضوعضو وجودم
اگر که قبر دهد با چنین گناه فشارم؟

به اولیات قسم از ارادتم نشود کم
هزار بار بسوزی اگر ز خشم به نارم
#غلامرضاسازگار
31 May 2017
ش
03:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 105.3 KB
03:21
#مناجات

سفره داری که به من اذن ضیافت داده
بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی
رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه
به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر
من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است
رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم
شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن
اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله
او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست
این حسین است به من حال عبادت داده

.............

روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!
شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
04:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان
http://Telegram.me/raziolhossein
ش
04:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 31.05.2017 04:45:34
#امام_حسین_مناجات

بی گریه برای تو دل آرام ندارد
این بخت بدون تو سرانجام ندارد

هر عشق که در دایره دوستی ات نیست
عشقی است که ابتر شده فرجام ندارد

افتاده ی در چاهم و پرواز محال است
این بال شکسته خبر از بام ندارد

زیباست گرفتاری زندان غمی که
غیر از نظر چشم شما دام ندارد

در مسلک ما هر که گرفتار غمت نیست
مرتد شده ایمان نه که اسلام ندارد

عالم همه از سفره ی تو رزق گرفتند
جز تو احدی فیض چنین عام ندارد

یا در حرمت هستم و یا گوشه ی روضه
نزدیک توام عشق تو ناکام ندارد

در میکده ات اشک همان باده ی پاک است
خشک است اگر چشم کسی جام ندارد

خوش بخت ترین آدم دنیاست کسی که
جز اسم تو بر روی لبش نام ندارد

شان تو بلند است حرم نیز همین طور
راهی به سر قبّه ات اوهام ندارد

انگار که من راه ندارم به حریمت
روشن شده این مسئله ابهام ندارد

خاکستر اگر نیست ولی سوخته حتما
از داغ تو عاشق جگر خام ندارد

#محمد_علی_بقایی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
04:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

تا درگــه تـو قبلـــه ی رازست حسین
ما را بـه درت روی نیــــازست حسین

گـردد در کعبــــه بــاز سالــی یکبــــار
این کعبه درش همیشه بازست حسین

#سیدرضاموید

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
06:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_با_خدا
#روضه_قتلگاه_سیدالشهداء


با نامه ای سیاه و وجودی پر از گناه
بر درگه خدای خود آورده ام پناه

خالی تر از همیشه و عاصی تر از همه
رو کرده ام به سوی تو، هرچند روسیاه

من را بخر که نرخ خودم را شکسته ام
چوب حراج بر تن من خورده با گناه

روزی که هر که با عملی می رسد به تو
من در بساط خویش چه دارم به غیر آه

من خواب ماندم و ‌ثمرم سوخت ای خدا
-یک قرص نان بده-  ثمرم را خودت بخواه

یک قرص نان که فاطمه می پخت کافی است
خلقی به کوله بار بگیرند زادِ راه

مهر علی و آل علی توشه ی من است
حُبُّ الحسین، روضه ی او، اشک گاه گاه

با یال خون گرفته و با زین واژگون
از قتلگاهِ شاه که برگشت ذوالجناح

پای برهنه عمه ی سادات می دوید
پای برهنه، عمه ی سادات، قتلگاه

ای شمر، خوب دور و برت را نگاه کن
خنجر نکش که مادرمان می کند نگاه

#امیر_عظیمی


https://telegram.me/raziolhossein
ش
09:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


دیدم از خیمه نگاه پدر مضطر تو به فدای سر تو
کاش میمیرد ز فریاد پدر مادر تو به فدای سر تو

دیدم از لشکر بی شرم فقط هلهله را خنده حرمله را
که گرفتست به یک تیر نشان حنجر تو به فدای سر تو

دیدم از تیر سه شعبه گلم از خواب پرید گوش تا گوش درید
رعشه های بدنت در نفس اخر تو به فدای سر تو

دیدم ان دم که سر نیزه فرو رفت به خاک شدم از غصه هلاک
به سر نیزه در امد ز لحد پیکر تو به فدای سر تو

سر تو قاتل مادر شده ای نیزه نشین بس که افتاد زمین
سر سر نیزه بزرگ است برای سر تو به فدای سر تو


https://telegram.me/raziolhossein
ش
12:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


اي بُلبلِ سَـرمست غزلخوانِ علي باش
در باغ ولا مُرغِ خوش الحان علي باش

تسليم علي باش كه اسـلام جز اين نيست
توحيد همين است مُسلمانِ عـلي بـاش

تا لمـس كني رحمت بي مـرزِ خُـدا را
در دايره ي گـردش چـشـمانِ علي باش

"سلمان"نـشده بـنده اش الّا به اطاعت
"مِـنّـا طلبا" گوش به فرمان علي باش

معشوقِ وفادار اگر خواستي اي دوست
تأكـيد مؤكّـد شده ، خواهانِ علي باش

جايي كه علي دست تواناي الهي ست
اي دست فقط دست به دامانِ علي باش

چون نَفْسِ خُداي تو بُوَد،در رمضان هم
مهمانِ سـرِ سُفره ي إحسانِ علي باش

تا دودِ تو در چـشم خلايق ننـشيند
تا عينِ سحر شمع شبستانِ علي باش

چون ميثم اگر سر به سر دار سـپردي
آشـفته ي گيسـوي پريشان علي باش

يا دانه ي دُرّي به دلِ بحـرِ نجـف شـو
يا مرمري از دامـنِ ايـوانِ علي باش

درگوش علي اصغر خود حضرت ارباب
فرمود پـسر ، آينـه گـردان علي باش

گفتا به علي اكبرِ خود "هٰـاتِ لِسٰـانَـك"
يعني كه به هر حالتي عطشانِ علي باش

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات

وقت آن است به ما باده ی نابی برسد
جام در دست گرفتیم، شرابی برسد

لن ترانی و ترانی چه تفاوت دارد
هدف آن است فقط از تو جوابی برسد

گنج ها هست نهان در دل هر ویرانه
پس چه خوب است به ما حال خرابی برسد

عاشق آن است که بر دیده ی منت بنهد
اگر از جانب معشوق عتابی برسد

من به بخشندگی و مهر تو ایمان دارم
چه خیالی است اگر روز حسابی برسد

گر قرار است گنهکار بخوانید مرا
روز محشر به من ای کاش نقابی برسد

همه امید من این است که در روز جزا
زود از حضرت صدیقه خطابی برسد:

عاشقان پسرم را سوی دوزخ مبرید
نگذارید بر این قوم عذابی برسد

تا که آید به میان نام حسین بن علی
برگه ی بخشش ما با چه شتابی برسد

http://Telegram.me/raziolhossein
1 June 2017
ش
04:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 111.5 KB
04:22
#مناجات

همین که صوت مناجات در فضا پیچید
نسیم بخشش و رحمت به هرسرا پیچید

برای بال زدن درب آسمان باز است
دوباره عطر خوشی در دل هوا پیچید

چه لحظه های قشنگی من و کتاب دعا
زمان توبه که شد سوز ربنّا پیچید

برای پاک شدن فرصت همچنان باقیست
به گوش بنده ی عاصی ات این ندا پیچید

حضور سبز تو حس میشود همین جایی
چرا که بوی تو در این برو بیا پیچید

مرا گناه زمینم زده ؛ بلندم کن
که استغاثه ام ایندفعه هر کجا پیچید

چه وجه مشترکی بین ماست؛حب علی
که از تو بود ولایش به پای ما پیچید

"ولایت"است که دست مرا رساند به تو
چه خوب شد که"علی"نسخه ی مراپیچید

فدای بانوی پهلو شکسته اش وقتی
صدای وا علی اش بین کوچه ها پیچید

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
04:23
#مناجات

دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینم
نمانده باطنی اصلا به ظاهر دینم

نگاه کردم و دیدم تمام شد عمرم
هنوز جاهلم و بنده ی شیاطینم

گناه کردم و از رو نرفتم و حالا
مرا زمین زده این کوله بار سنگینم

قساوت دل آلوده ام سبب شده است
امام عصر خودم را اگر نمی بینم

همیشه بر در این خانه محترم بودم
منی که مستحق ناسزا و نفرینم

خودم اگر چه خودم را دگر نمی بخشم
ولی به رحمت پروردگار خوش بینم

درست نیست بیایم به خانه، می دانم
اجازه هست کمی پشت خانه بنشینم؟

اگرچه شیعه نبودم تمام عمرم را
خوشم به لطف علی در صف محبینم

شنیده ام که علی همدم فقیران بود
در آرزوی علی سال هاست مسکینم

خدا کند که بیاید کنار من باشد
خدا کند که بیاید زمان تلقینم

مرا به مرهم و طب و طبیب حاجت نیست
که اشک روضه ی عباس هست تسکینم

شکسته ای کمرم را بلند شو برویم
سکینه را چه کنم من شهید خونینم؟

هزار شکر که ام البنین نمی بیند
چقدر غنچه ی تیر از تن تو میچینم

#محمد_جواد_شیرازی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:24
#امام_حسین_مناجات
#ماه_رمضان

(روضه) دارم من و افطار لبم نان حسین
رزق ماه رمضانم همه احسان حسین

پیش از افطار شنیدم پدرم تشنه که بود
زیر لب گفت فدای لب عطشان حسین

مادرم اشک فشان آب به کامم میریخت
تا که من هم بشوم بی سر و سامان حسین

به گمانم که شود چادر زهرا سپرش
هر کسی گریه کند بر تن عریان حسین

این شنیدم به جنان خنده کنان پای نهد
هر که در روضه شود مضطر و نالان حسین

هر چه فخر است در عالم همه از مکتب اوست
همه از کرببلا باشد و میدان حسین

جان اگر هست به تن هدیهء جانیست که داد
همهء هستی من زاده شد از جان حسین

تاج عزّت به سرم بست ز اشک غم خود
اینچنین شد که شدم تابع فرمان حسین

گفت با عزٌت خود خو کن و ذلت مپذیر
با چنین کار نشستم سر پیمان حسین

روزه را روضه نوشتم به غلط تا شاید
بنویسند مرا خادم و گریان حسین


#داریوش_جعفری

http://Telegram.me/raziolhossein
04:26
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

بی سر و سامانم و خیلی پریشانم حسین
غرق در عصیانم و خیلی پشیمانم حسین

سفره ی دل را همیشه پیش تو وا میکنم
مونس تنهایی ام… گرمی مژگانم حسین

با همه آلودگی ام دوستت دارم حسین
دوست داری نوکرت را، خوب می دانم حسین

جان من این چند قطره اشک را از من نگیر
چون که با این اشک ها لبریز ایمانم حسین

کشته ی اشکی و من پاره گریبان تو ام
ای تمام حاجت چشمان گریانم حسین

خوش به حال نوکری که پیر این درگاه شد
در حرم یا بین روضه ها بمیرانم حسین

هر شب جمعه که دلتنگ حریمت می شوم
از سر شب تا سحر هر لحظه می خوانم: حسین

“نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم”
کربلایم را بده… دیگر مرنجانم حسین

وقت هر درد و غمی فرمود: “فابک للحسین”
روضه ی روز و شب شاه خراسانم حسین

دست و پا کمتر بزن، خواهر فدای پیکرت
ای غریب مادرم…گیسو پریشانم…حسین

پنجه ی گرگی به جان زلف تو افتاده است
تو ته گودال و من پاره گریبانم حسین

یک طرف آتش گرفته روسری دختران
یک طرف آتش گرفته صحن دامانم حسین

#علی_سپهری

http://Telegram.me/raziolhossein
04:39
#امام_زمان_مناجات

دلتنگ روی ماه تو هستیم، ماه ما
چشمان خیس وقت سحرها گواه ما

معلوم می شود که دلت را شکسته ایم
از بس که بی اثر شده این سوز آه ما

نگذشته ایم محض رضای تو از گناه
بگذر عزیز فاطمه از اشتباه ما

یارانتان که سیصد و اندی نشد، ببخش
محبوس شد میان معاصی سپاه ما

در زیر نور ماه، کجا خیمه می زنی ؟
تنها پناه عالمیان...تکیه گاه ما

بیچاره آن که مثل شما اهل گریه نیست
حال بکا و روضه و غم شد سلاح ما

یک قطره اشک در غم جدّ تو کوه ساخت
از این عبادت کم و هم قدِّ کاه ما

دلخوش به روضه های عموییم تا مگر
بر روی دلربای تو افتد نگاه ما

میگفت دختری که شرر داشت دامنش
نا امن شد پس از تو عمو خیمه گاه ما

#نعیم_امینی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:40
#مناجات
#شب_جمعه

مرغ دلم دوباره هوای سفر گرفت
آشفته تر ز پیش شد و بال و پر گرفت

من بی خبر ز عالم بالا نشسته ام
باید ز حال بی خبران هم خبر گرفت

با دردسر خوشم تو به من راحتی مده
شکر خدا که دور مرا دردسر گرفت

با دردسر به اوج مقامات میرسم
پس میشود که رزق ز خون جگر گرفت

روزم بدون کرببلا شب نشد ولی
شبهای جمعه سینه ی من بیشتر گرفت

هر کس به یک طریق به تو میرسد حسین
دست مرا هم این مژه ی رفتگر گرفت

دلخوش به بالحسین شب قدر گشته ام
نوکر به عشق لطف تو قران به سر گرفت

تنها امید من به شب هشت ماتم است
شهزاده بود دور مرا اینقدر گرفت

باید که از زبان پدر روضه خواند و گفت
با آه آه او دل کل بشر گرفت

او یک پسر به عرصه ی پیکار داده بعد
بین عبای جد خودش صد پسر گرفت

حالا تمام زندگیم زیر دست و پاست
دشمن نهال عمر مرا با تبر گرفت

زحمت کشیده ام که به این سن رسیده ای
لعنت به نیزه ای که تو را از پدر گرفت

#امیر_علوی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:42
#مناجات

در سحر چشم که گریان بشود خوب تر است
سائلت پاره گریبان بشود خوب تر است

روسیاهی که به همراهی خوبان برود
بر در کهف نگهبان بشود خوب تر است

ابر رحمت توئی و از همه من تشنه ترم
تشنه گر خرج بیابان بشود خوب تر است

اندکی نیز مرا هم بنشان پیش خودت
میزبان همدم مهمان بشود خوب تر است

به طبیبان دگر نسخه ی ما را مسپار
درد با دست تو درمان بشود خوب تر است

تا درستم نکنی دست از این در نکشم
این گدا دست به دامان بشود خوب تر است

بعد هر معصیت از خوف به هم میریزم
عبد اگر زود پیشمان بشود خوب تر است

آنقدر سینه زنم تا که نجاتم بدهی
آتش اینگونه گلستان بشود خوب تر است

گر بنا هست کسی واسطه ی ما بشود
ضامنم شاه خراسان بشود خوب تر است

اشک خوب است که با مرثیه آغشته شود
فیض وقتی که دو چندان بشود خوب تر است

دوست دارم دم افطار کمی تشنه شوم
نوکر شاه که عطشان بشود خوب تر است

نام ارباب خودش مظهر اسماء خداست
ذکر العفو حسین جان بشود خوب تر است

#محمد_جواد_پرچمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
08:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

باید از تشنگی اش آب خجالت بکشد
هر لبی که شده سیراب خجالت بکشد
کوفیان رحم کنید و نگذارید که از...
...طفل شش ماهه اش ارباب خجالت بکشد

#احمد_قاسمی_راد

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_باخدا
#حضرت_علی_اکبر


ما را به گل پرپر ارباب ببخش
ما را به
علی اکبر ارباب ببخش

ما را به
همان لحظه که می خندیدند
بر هق هق
و چشم ترِ ارباب ببخش

یک نامـه
پر از گناه داریم ولی...
حقِّ پسر بی
سر ارباب ببخش

ما را به ستار
ه ای که شد صد پاره
ما را به دل م
ضطر ارباب ببخش

ما را به تمام
زخم های قیچی
بر روی تن حیدر
ارباب ببخش

ماه رمضان رفت و
نفهمیدیمَت
ما را به دَم آخر
ارباب ببخش

شـهزاده به روی
بوریا می آید
خاکم به دهن... ما
در ارباب ببخش

چندیست شب جمعه
نبودم حرمش
نوکر برسان محضر ار
باب ببخش


#حسین_ایمانی

http://Telegram.me/raziolhossein
16:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×500, 30.5 KB
تکلیف نشد روزه به "طفل" و به "مسافر"
ای "طفل مسافر" تو چرا آب نخوردی...

@raziolhossein
2 June 2017
ش
00:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی

سوگندمیخورم زبهشت خدا سر است
آن بُقعه ای كه مرقدِآقای بی سراست

ایکاش قسمتم بشود چون شنیده ام
شبهای جمعه کرببلا دیدنی تر است

#محمدحسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


از ازل تا روز محشر دوستت دارم حسین
در همه عمرم سراسر دوستت دارم حسین

گفته پیغمبر تو را باید همیشه دوست داشت
طبق دستور پیمبر دوستت دارم حسین

گرچه خیلی دوست دارم چهارده معصوم را
بین آنها جور دیگر دوستت دارم حسین

ساده میگویم شبیه کودکان بی سواد
از خودم هم بیشترتر دوستت دارم حسین

مادرم میگفت پای روضه شیرم داده است
پس من از آغوش مادر دوستت دارم حسین

"همنشینی با تو" را در آخرت از من نگیر
هرچه هم که باشم آخر دوستت دارم حسین

دوستت دارم تو آیا دوستم داری حسین؟
جان زهرا! جان زهرا دوستم داری حسین؟

#آرش_براری

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
473×473, 94.2 KB
#بالحسین_الهی_العفو

با این همه دِين یا قدیم الاحسان
با اشک دو عین یا قدیم الاحسان
ما آمده‌ایم تا ببخشی ما را
امشب به حسین یا قدیم الاحسان

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
👍 1
ش
04:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 99.6 KB
04:29
#ماه_رمضان
#حضرت_علی_اصغر

هفتمین روزِ روزه را هر سال
روضهء قحط آب میخوانیم

هر کجا شیرخواره ای دیدیم
شعر«بس کن رباب»میخوانیم

#عماد_بهرامی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:36
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

میان صفحه ی آیینه آفتاب ترینی
بناست جلوه ی خورشید را دوباره ببینی

پر از محمَّدی عشق میشود نفس تو
دو شاخه ی گل از این باغچه اگر که بچینی

نوشته است کنار نبی و حیدر کرار
همیشه نام تو را دست الغدیر امینی

تمام دار و ندار تو خرج دین خدا شد
به این دلیل تو هم رمز پایداری دینی

میان این همه غم میرسد به آرامش
اگر کنار رسول خدا کمی بنشینی

به نام پاک شما کرده احترام خدیجه
خدا اگر که رسانده به تو سلام خدیجه


به خلق یاد بده سِرِّ آفتاب شدن را
اسیر نام بلند ابوتراب شدن را

همیشه عکس مزار تو داشت در دل عاشق
کنار عکس نجف شور و شوق قاب شدن را

علی ست معنی "حبل المتین" و دست تو باید
به خلق یاد دهد دست بر "طناب" شدن را

تو لطف کردی و سائل قرار نیست که دیگر
شبیه گُل بکشد منت گُلاب شدن را

و ان یکاد بخوان بر نبی که کرد خدا هم
اسیر دست تو اکثیر مستجاب شدن را

شنیده اند ملائک میان راز و نیازت
دعا برای پیمبر شده قنوت نمازت


نوشته اند که باید کنار فاطمه باشی
تو نیز مادر ایل و تبار فاطمه باشی

به رسم مادری از ابتدای خلقت عالم
قرار هست شما سفره دار فاطمه باشی

شدست فاطمه خیر النِّساء و آرزوی توست
که مادری کنی و در مدار فاطمه باشی

بناست روز قیامت که محسن بن علی را
میاورند شما نیز یار فاطمه باشی

دو خط مصیبت زهرا بخوان که باید از اول
همیشه مثل علی داغدار فاطمه باشی

علی غریب شده یار دست بسته ی او باش
شما جواب سلام دل شکسته ی او باش

#علی_رضوانی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:39
#امام_حسین_مناجات

عمریست کشیدم به دلم بارغمت را
عمریست کشیدم سر دوشم علمت را

عمریست به دل نقش نمودم به خط اشک
ای خون خدا شعر خوش محتشمت را

باز آمده از راه گدای همه روزه
کوتاه مکن از سر او لطف کمت را

سوگند به زهرا برسان لحظه ی آخر
بردیده این غمزده خاک قدمت را

تا جان دوباره من دل مرده بگیرم
بفرست مسیحا به دل مرده دمت را

احسان قدیمی و در مرحمتت باز
عالم همه دیده ست عطا و کرمت را

کن قسمت من باز که بیچاره ترینم
آقا که ببینم شب جمعه حرمت را
***
بالای قد و قامت خونین ابالفضل
دیدند ز خیمه همه آن قد خمت را

#ناصر_شهریاری

http://Telegram.me/raziolhossein
04:41
#امام_زمان_مناجات

دلتنگ روی ماه تو هستیم، ماه ما
چشمان خیس وقت سحرها گواه ما

معلوم می شود که دلت را شکسته ایم
از بس که بی اثر شده این سوز آه ما

نگذشته ایم محض رضای تو از گناه
بگذر عزیز فاطمه از اشتباه ما

یارانتان که سیصد و اندی نشد، ببخش
محبوس شد میان معاصی سپاه ما

در زیر نور ماه، کجا خیمه می زنی ؟
تنها پناه عالمیان...تکیه گاه ما

بیچاره آن که مثل شما اهل گریه نیست
حال بکا و روضه و غم شد سلاح ما

یک قطره اشک در غم جدّ تو کوه ساخت
از این عبادت کم و هم قدِّ کاه ما

دلخوش به روضه های عموییم تا مگر
بر روی دلربای تو افتد نگاه ما

میگفت دختری که شرر داشت دامنش
نا امن شد پس از تو عمو خیمه گاه ما

#نعیم_امینی

http://Telegram.me/raziolhossein
04:44
#امام_زمان_مناجات

به درد عشق تو هر کس که مبتلا نشود
میان جرگه  اهل بهشت، جا نشود

قسم به لحظه افطار و ربنای سحر
که دست عالمی از دامنت رها نشود

چه لحظه های دعایی که از خدا خواهم
به جز به روی تو این دیده هام وا نشود

برای دیدن تو صبح و شب دعا کردم
(خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود )

تمام عالم تکوین نشسته بر راهت
بیا که بی تو شبم صبح با صفا نشود

رسیده ماه ضیافت کجاست مولایم؟!
بدون صاحب سفره که سفره وا نشود!؟

خودت برای ظهورت دعا کن ای مظلوم!
دعای همچو منی بهر تو دعا نشود

بدون آمدنت هیچ چیز این عالم
تسلی دل مقتول کربلا نشود

#سیدمرتضی_موسوی

http://Telegram.me/raziolhossein
3 June 2017
ش
01:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر و سبک هیات 02.06.2017 18:02:45
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 72.1 KB
ش
01:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

تا زنده بود از رخ احمد غبار ریخت
هر لحظه بر خزان غم او بهار ریخت

باران هر تبسم او قلع و قمع کرد
هر آتشی که صاعقهٔ روزگار ریخت

با دست جبر ، مادر زهرا لقب گرفت
پای نبی که ثروتِ بااختیار ریخت

در هر نبرد ، ذکر لبش یا خدیجه بود
برقی که از لب دو دم ذوالفقار ریخت

آن قدر ذکر خیر برای رسول شد
تیری به چشم دختر اهل فرار ریخت

محصول اوست اشک فراقی که سالها
زاری کنان به چهرهٔ چشم انتظار ریخت

******

مدیون روضه های پسرهای فاطمه است
هر رحمتی که بر سر هر روزه دار ریخت

#سید_علی_احمدی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:48
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

ای مهربان خانه خریدار اه من
بعد از خدا و بعد علی تکیه گاه من

مختص پاکی تو شده ام مؤمنین
باشد سلام خالق سبحان گواه من

روزی ملیکه ی همه شهر بوده ای
ان روزها که یک تنه بودی سپاه من

ای هم نماز مخلص من قبل بعثتم
ایمان تو امید جهان سیاه من

وقتی نگاه مکه پر از تیغ کینه بود
لبخند مهربان تو میشد پناه من

ای مؤمنه ترین خدا در حیات کفر
دارایی تو روشنی تیره راه من

جای تو را که مادر دردانه ی منی
هرگز زمانه پر نکند در نگاه من

#حسن_کردی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:50
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

سه سال آخر عُمرش شكسته تر شده بود
بلي شكسته تر از فـرطِ دردِ سـر شده بود

تمام بال و پر او کبود و زخمی بود
كه پيــش موج بلا بارهـا سـپـر شده بـود

بـلايِ شِعْب به پايان رسيـده بود امّــا
خديجه بيشـتر آماده ي خطر شده بود

چه قدر دير به محبوبه اش رسـيد نبي
چه قدر زود گلش عازمِ سفر شده بود

زني كه پيـك اَجَل تحت امرِ مَردش بـود
به اختيار خودش بود مُحتضر شده بود

نبي به فكـر وصـايايِ همسـرش بود و
غمش به خاطرِ زهراش بيشتر شده بود

شبيه فاطمه اش بود و در سه نوبتِ تلخ
خديجه صاحب عزاي سه تا پسر شده بود

چه قـدر جَـدّه اين خاندان اذيّت شـد
چه قدر مادر سادات خونْ جگر شده بود

چگونه بگذرم ؟ از اينكه بين شعله و دود
به قلب فاطمه اش داغ حمله ور شده بود

خديجه سنگ ز كُـفّـار خورد و دخـتر او
سرش شكسته ي بي حُرمتيِ در شده بود

نداد فاطمه رُخصت ، وگرنه در آتــش
بنا به سوختـن آن چهل نفر شده بود

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:54
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

مادر مرو که فاطمه ات زار و مضطر است
هجر تو قاتل من غمدیده دختر است

غصه مخور به حال پدر چونکه بعد تو
زهرای کوچک توبرایش چو مادر است

در سرزمین شعب ابی طالب از محن
اکنون ز اوج داغ و عزای تو محشر است

گویا که سال حزن برای پدر بود
این سال غم که با غم دنیا برابر است

بار سفر تو بستی و رفتی ولی بدان
کوتاه عمر دختر مثل کوثر است

وای از دمی که فاطمه ات را تو از بهشت
بینی میان شعله و در پشت یک در است

جرم تو هست یاری پیغمبر خدا
جرم من حزین به خدا عشق حیدر است

آنکه فکنده لرزه به جانم نظاره بر
چندین کفن بود که به دست پیمبر است

بعد از شمارش کفن این روضه ام شده
یک کودک بدون کفن داغ مادر است

#مجتبی_صمدی_شهاب

http://Telegram.me/raziolhossein
01:58
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

امشب پدر مي ديد كوثر گريه مي كرد
زهرا به روي قبر مادر گريه مي كرد

خاك مزار مادرش را مي گرفت و
با دست خود مي ريخت بر سر گريه مي كرد

ياد گذشته ياد آينده براي
اين مادر و دختر پيمبر گريه مي كرد

گرم تماشاي عزاداري آنها
يك گوشه اي آرام حيدر گريه مي كرد

تكرار شد اين قصه اما در دل شب
اين بار زينب زار و مضطر گريه مي كرد

بر روي قبر مخفي مادر به ياد
آن شعله ها و ياس پرپر گريه مي كرد

وقتي كه خون تازه از مسمار مي ريخت
انگار بر حال علي در گريه مي كرد

دست خدا را دست بسته مي كشاندند
زهرا به مظلومي شوهر گريه مي كرد

صيادها با تازيانه حمله كردند
كوچه قفس بود و كبوتر گريه مي كرد

يك روز هم زينب به زير تازيانه
در قتلگه پيش برادر گريه مي كرد

وقتي كه طفلان بين آتش مي دويدند
بر روي ني چشم دلاور گريه مي كرد

طفل يتيمي روي پاي عمه ي خود
از غصه ي تاراج معجر گريه مي كرد


Telegram.me/raziolhossein
02:03
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

حضورش باعث تغییر دنیای پیمبر شد
که دنیای پیمبر با حضور او معطر شد

سخاوتمند بودو با همین ثروت فشانی ها
نهال کوچک اسلام با سرعت تناور شد

نه تنها مریم و ساره نه تنها هاجر و حوا...
بهشت آمد به استقبال او وقتی که مادر شد

صفاتش معنی ایمان،مقامش فوق ادراک است
کسی که دختر او از تمامی زنان سر شد

سزاوار خدیجه بود ام المومنین بودن
نه آنکه هر زمان با نام این بانو مکدر شد

همینکه رفت شد غرق مصیبت قلب پیغمبر
و هرجا نام او آمد دو چشم مصطفی تر شد

همیشه مصطفی با اوج دلتنگی خود میگفت:
خوشا آن روزها که با خدیجه لحظه ها سر شد

#احمدجواد_نوآبادی

http://Telegram.me/raziolhossein
02:05
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

در دوره‌ای که شام جهالت سحر نداشت
خورشید آسمان رسالت قمر نداشت

تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز
حوریه ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت
این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

وصل امین مکه عجب خوش تجارتی‌ست
جز سود این معامله اصلا ضرر نداشت

سوگند می‌خورم که اگر ثروتش نبود
دین ذوالفقار داشت ولیکن سپر نداشت

خرج نبی شده همه دارایی اش ولی
شرمنده بود از اینکه چرا بیشتر نداشت

او شیعه ی علی شده قبل از غدیر خم
باری اگرچه پرده از این راز برنداشت

آری خدیجه آینه‌ی ایستادگی ست
یعنی غبار طعنه به رویش اثر نداشت

او مادر تمامی اولاد فاطمه ست
ابتر کسی بود که بگوید پسر نداشت

او آنچنان ز رنگ تعلق گسسته بود
حتی برای خود کفنی در نظر نداشت

#میلاد_حسنی

http://Telegram.me/raziolhossein
02:07
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین
#دوبیتی

تو کیستے کہ سینه ےما بے قرار توسٺ
چشم زمیڹ و چشم زماڹ سوگوار توسٺ

کم نیسٺ ایڹ کہ مادر زهراے اطہرے
سوگند مےخورم کہ همیڹ افتخار توسٺ

http://Telegram.me/raziolhossein
02:08
#امام_حسین_مناجات
#تک_بیت


چه افتخار بزرگی نصیب من شده است
خداش خیر دهد هرکه روضه خوانم کرد

#محمدحسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 96.2 KB
03:19
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

با روزه مرا صبور کن ، بسم الله
از خاطر من عبور کن ، بسم الله

افطار و سحر تو را تبسم کردم
ای جانِ جهان ! ظهور کن ، بسم الله

#رضا_اسماعیلی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:31
#مناجات_با_خدا


باز روگرداندم از تو، باز رو دادی به من
با همه بی‌آبرویی آبرو دادی به من

شرم می‌کردم دگر در محضرت لب واکنم
باز می‌بینم مجال گفتگو دادی به من

قطره‌ای بودم به بحرم متصل کردی ز لطف
جرعه‌ای می‌خواستم، دیدم سبو دادی به من

خاک بودم، آدمم کردی به دست رحمتت
خار بودم، بهتر از گل رنگ و بو دادی به من

چشم خشکم بود خالی، رویم از عصیان سیاه
اشک بخشیدی و آب شستشو دادی به من

گر نشد قسمت که در خون گلو غسلی کنم
از سرشک دیدگان، آب وضو دادی به من

همچو شمعم قطره قطره آب کردی، سوختی
در دل شب گریۀ بی های و هو دادی به من

با غبار راه زوار علی شستی مرا
در حقیقت آبرو از خاک او دادی به من

#غلامرضاسازگار
ش
03:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

شعب ابى طالب چه سخت و جانگزا بود
زندان طاقت سوز مردان خدا بود

بيش از سه سال آنجا چه غربتها كشيدند
در راه دين بر خود مرارتها خريدند

مرد و زن تازه مسلمان در تب و تاب
در تنگناى قحطى نان ، كمّى آب

دشمن كه با اين كار قصد سركشى داشت
پيروزى خود را در اول سهل پنداشت

مى‏خواست تا از دين نشان ديگر نماند
حتى اثر از نام پيغمبر نماند

او را نداد اين كار شرم آور نتيجه
با اين كه شد بيمار و دلخسته خديجه

هر روز حالش بدتر از روز دگر بود
زخم زبانها بر دل او نيشتر بود

تا عاقبت از اين جهان بار سفر بست
از انزواى غربت دنيا نظر بست

آن زن كه در اسلام شأنش هست والا
همپاى زنهاى بهشتى مثل حوّا

آن زن كه هست خويش را در پاى دين داد
دارائي اش را در پى احياى دين داد

بنت خويلد افتخار دين توحيد
جاويد شد از جود او آئين توحيد

در روزهاى آخر عمر از تب درد
شمع وجودش آب مى‏شد گريه مى‏كرد

بنت عميس اسما كنار بسترش بود
در لحظه های سخت بالای سرش بود

پرسيد بى‏بى جان چرا در التهابى
از مرگ مى‏ترسى و يا فكر حسابى

تو شوهرى چون مصطفى دارى خديجه
در پيشگاه حق جزا دارى خديجه

با اينكه مى‏دانى به محشر ياورت كيست
در گريه و بى‏تابي ات ديگر سبب چيست؟

فرمود با اسما خديجه غرق ناله
بي تاب زهرايم كه باشد چارساله

آئينه جان من است اين روح پرور
سخت است بر آن چارساله داغ مادر

اندوه و اشک من بر آن روح عفاف است
بى مادرى جان سوز در شام زفاف است

اسما تو بر ریحانه ی من یاوری کن كن
آن شب به جاى من برایش مادری كن

شام زفاف فاطمه اسما وفا كرد
پيغمبر اكرم براى او دعا كرد

بگذشت چندين سال تا يك شام ديگر
آن شام يلداى غم و اندوه حيدر

اشك غم از چشم شب و مهتاب مى‏ريخت
اسما به روى جسم زهرا آب مى‏ريخت

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
04:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 29.11.2016 23:22:24
#امام_رضا_مناجات


ای مهربان جز کوی تو جایی ندارم
مجنون شهرم جز تو لیلایی ندارم

یا ضامن آهو رضا شاه خراسان
دل مرده ام جز تو مسیحایی ندارم

عمری دخیل اشک به نام تو بستم
جز پنجره فولاد ماوایی ندارم

راه هوایی باز و بال من شکسته
راه زمینی باز و من پایی ندارم

دیروز و امروزم خراب است و امیدی
جز قول تو بر روز فردایی ندارم

دارم وصیت روی قبر من نویسند
جز ضامن آهو من آقایی ندارم

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
04:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 29.11.2016 20:44:48
#امام_رضا_علیه_السلام

من اگر خوب یا بدم آقا
در این خانه را زدم آقا
جان زهرا مکن ردم آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه آلوده و خطا کارم
رو سیاه از گناه بسیارم
به همه گفته ام رضا دارم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای شده بین اهلبیت کرم
رافت و مهربانی تو علم
مهربان تر زمادر و پدرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ضامن آهوی بیابانی
به من روسیاه احسانی
مثل آن پیرمرد سلمانی
*یا امام الرئوف ادرکنی*

از تو نوری به سینه می خواهم
دل پاکی زکینه می خواهم
کربلا و مدینه می خواهم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی به نازنین پسرت
که کرم کن به سائلان درت
چه شود بر من اوفتد نظرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاک این نامه سیاهم کن
غرق در رحمت الاهم کن
به جوادت قسم نگاهم کن
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه روی سیاه آوردم
کوله بار گناه آوردم
به حریمت پناه آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

این شنیدم که ای گل زهرا
دوست داری تو زائر خود را
گر بدم ،زائر توام آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

روی در این مقام آوردم
من زخواهر پیام آوردم
به برادر سلام آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

رفتم اما بدان که منتظرم
لحظه مردنم بیا به برم
تا گذارم به دامن تو سرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی حدیث "یابن شبیب"
گریه کردی برای شاه غریب
به تن غرقه خون و "خد تریب"
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاره پاره ززهر شد جگرت
بر روی خاک حجره بود سرت
به سرشک دو دیده پسرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

جمع کردی تو فرش حجره چرا
یاد کردی مگر زکرببلا
یاد آن سر که شد جدا زقفا
*یا امام الرئوف ادرکنی*


#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
04:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 29.11.2016 23:16:33
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی


بیمارم و دنبال شفا آمده ام
محتاجم و در پی عطا آمده ام

سوگند به تک تک کبوترهایت
با آرزوی کرب و بلا آمده ام

#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
04:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات

ماییم و انس و الفت تو یا اباالجواد
در جان ماست محنت تو یا اباالجواد

با اذن فاطمه به دل ما رسیده است
سرمایه محبت تو یا اباالجواد

این قلبهای ما که بنام تو می تبد
جامی است از ولایت تو یا اباالجواد

ای نیت تو یاری زوار خسته ات
قربان قصد قربت تو یا اباالجواد

بیمار لاعلاج نداری در این مطب
محشر کند طبابت تو یا اباالجواد

هر شاخه گل ز گلش بالای مرقدت
داروی درد امت تو یا اباالجواد

صحن و رواق و باب و ضریحت بهشت ما
دارالشفاست تربت تو یا اباالجواد

باب الجواد روزی هر صبح و شام ماست
کو دوری از ضیافت تو یا اباالجواد

آنچه ز وصف جنت اعلا شنیده ایم
بالاتر است جنت تو یا اباالجواد

ما دل بریده ایم ز دولت مدارها
ماییم و صبح دولت تو یا اباالجواد

هر کس که بعد مشهد تو کربلا نرفت
از دست داده فرصت تو یا اباالجواد

با اينهمه هنوز غریبی امام من
ای جان فدای غربت تو یا اباالجواد

#حاج_محمود_ژوليده

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
06:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#زمزمه


رحمت حق شد تمام * به پا شده بارِ عام
ماه مناجاتيان * اي رمضان السلام
الهنا يا كريم
سيدنا يا كريم

ماهِ خدا آمده * وقت عطا آمده
بارِ دگر بندة * بي سر و پا آمده
الهنا يا كريم
سيدنا يا كريم

خداي توبه پذير * آمده ام سر به زير
از منِ شرمنده تو * بيا و خُردِه مگير
الهنا يا كريم
سيدنا يا كريم

سفره تماشايي است * به پا چه غوغائي است
ماه ضيافت شده *وقت پذيرائي است
الهنا يا كريم
سيدنا يا كريم

شنيده ام دلبري * عاشق چشم تري
نيمة شب از كرم *ناز گدا مي خري
الهنا يا كريم
سيدنا يا كريم

ناله و آهم ببين * بار گناهم ببين
براي رسوائيم * روي سياهم ببين
الهنا يا كريم
سيدنا يا كريم

آمده ام با علي *پَر بكشم با علي
تا كه ببخشي مرا * نعره زنم يا علي
علي علي يا علي

به سر هوای نجف * منم گدای نجف
خانة زهرا بُوَد * صحن و سرای نجف
علی علی یا علی

بي دل و شيدا شدم * بندة مولا شدم
عزت من بس همين * عاشق زهرا شدم
علي علي يا علي

مكن مرا اي خدا *لحظه اي از خود جدا
تو را قسم بر حسين* تشنه لب كربلا
تشنه لب عالمين
سيدنا يا حسين

لشگریان می زدند . خنده کنان می زدند
بیشتر از دیگران . شمر و سنان می زدند
وای حسینم حسین

زینب کبری دوید * داد سر او کشید
بی سر و پا خنده کرد رأس حسین را بُرید

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#دوبیتی

قبله ام شد حسن ، صیام حسین
قطب قد قامت و قیام حسین

روز هشتم خدا ببخش مرا
به علی اکبر امام حسین

http://Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#زمینه
#شور
.

جواب:
آه و واویلتا
واویلتا واویلتا
بند اول :
کجایی دخترم رسیده شام آخرم
چشام به راهته تا که بیای بالا سرم

غمت برای من خونجگری برای تو
میمونه بعد من بی مادری برای تو


ببین که چاره ای دیگه ندارم و میرم
تو سینه کوهی از غم تو دارم و میرم
ببخش اگه تورا تنها میزارم و میرم

بند دوم:

باید که سینه امو من پر درد و آه کنم
نمیتونم دیگه اشک تورو نگاه کنم
الهی من بشم فدای دیده ترت
با گریه هات نزن آتیش به قلب مادرت


شب عزای تو‌شده شب عزای من
به من یه قول بده ای نور دیده های من
که بعد رفتنم گریه نکن برای من

بند سوم :
دیگه باید با تو وداع آخری کنم
نشد که دخترم برا تو مادری کنم

با اینکه این دلم دلواپس تو بود میرم
منو ببخش اگه /که دارم خیلی زود میرم

دارم میرم می خوام که خونجگر نبینمت
ز ضربه غلاف شکسته پر نبینمت
به زیر دست و پا به پشت در نبینمت

بند چهارم:
مادر فدات بشه گمون کنم که زار بشی
یه روزی تو اسیر بین در و دیوار بشی

بهار زندگیت تو یه شبه خزون میشه
دم جوونی تو قامتت کمون میشه


فدات بشم یه روز به زیر پا میره پرت
تو میخوری کتک داره میبینه دخترت
پهلوتو میشکنن به پیش چم شوهرت

بند پنجم:

یه روزیم میاد که با فغان و شور و آه
با قد خم میریم من و تو بین قتلگاه

دوباره میزنه آتیش به قلب ما عدو
سر حسینتو میبره از قفا عدو



پس از بردارش دختر تو اسیر میشه
یه روزه مثل تو شکسته میشه پیر میشه
میون شهر شام عزیز تو حقیر میشه

آقام آقام حسین
آقام آقام آقام حسین
بندششم

من از غمت آقا میدونی که لبالبم
حرم حرم حرم این شده خواب هرشبم

با عکس کربلات ببین بارونیه چشام
آقا بزار منم یه شب جمعه ای بیام


من آرزومه که نوکر نوکرات بشم
دعای من شده الهی که فدات بشم
الهی که منم زائر کربلات بشم

آقام آقام حسین
آقام آقام آقام حسین

#عبدالزهرا

http://Tlgrm.me/raziolhossein
10:38
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:07, 131.3 KB
ش
16:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 145.3 KB
کم هستم از کم کمترم کم می‌پذیری؟
آری! مرا قدر مسلم می‌پذیری

در کوله بارم غیر توبه نیست چیزی
فرزند زهرایی از آدم می‌پذیری

لبخند، گریه، اشک، خنده حال من بود
تو اینقدر خوبی که درهم می‌پذیری
#حسین_صیامی
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

زني كه خواست مردش"رَحمةٌ للعالمين"باشد
سزاوار ست در القابَـــش "أمُّ المؤمنين"باشد

مُحمّد در حرا مبعوث شد امّا قرار اين بود
از اوّل خانه ي پُر بركت او مَهـدِ دين باشد

(خديجه) ذكرِ لبهاي محمّد بود و اين يعني
چِقدر اين اِسمِ زيبا مي تواند دلنشين باشد

"لغت نامه"نوشته معني اش را"اَبرِباران زا"
كه نام نامي اش بابَركت و رحمت قرين باشد

اَمانت بود نور فاطمه در باطنش ، آري
"اَمينه"مي تواند مادر"بنتُ الأمين" باشد

ازاين مادر كه كوثر پرورانده دامن پاكش
تَوقّع مي رود تا حشر عصمت آفرين باشد

قسم بر وصله هاي چادر زهراي مظلومه
نخي از ريشه هاي چادرش حَبلُ المتين باشد

شهادت مي دهد حكّاك،زهرادوست مي دارد
-عقيقي را كه نام مادرش ، نقشِ نگين باشد

تنم جاي كفن در حُلّه اي از نور مي خوابد
اگر مُهر غلامـي اش مرا نقش جبين باشد

براي مريم عذرا چه فخري برتر از اينكه
به رضوان باخديجه همكلام وهمنشين باشد

اگرچه سالها پيش از غدير از اين جهان رفته
شهادت داده كه حيدر اميرالؤمنين باشد

شبيهِ مادرش،زهرامصيبت ديده ي طفل است
رُباب از خرمِن داغِ خديجه خوشه چين باشد

خديجه رفته،چون مادر ندارد تاب اين راكه
ببيند در جواني دخترش نقش زمين باشد

خدايا چادري كه يادگار مادر زهراست
نبايد زير دست و پاي نامردي لعين باشد

#محمد_قاسمی

http://Tlgrm.me/raziolhossein
18:35
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین


و هر حرف و حدیثی آیه ی قرآن نخواهد شد
زنی غیر از خدیجه اسوه ی ایمان نخواهد شد

محمّد خوب می داند به جز این آسمان بانو
کسی دورِ سرش اینگونه سرگردان نخواهد شد

به جز او هیچ امّ المومِنینی نیست در این شهر
به جز او هیچکس همصحبتِ باران نخواهد شد

اگر چه خنده اش صلح است امّا اخمِ او طوفان
و حتّی لحظه ای با کفر هم پیمان نخواهد شد

خدیجه خوب می داند رسالت بی ولایت نیست
که آن از این جدا و این جدا از آن نخواهد شد

کویرِ خشک ، قوم و خویشِ دریا نیست ای مردم
که شیطان زاده هرگز همسرِ قرآن نخواهد شد

نه...هر افسانه ای همخانه ی وحیِ الهی نیست
به اجبار آنکه اسلام آورد سَلمان نخواهد شد

علی همبازیِ یک کودکِ مظلوم می گردد
ولی بازیچه ی پیراهنِ عُثمان نخواهد شد

جمل هنگامِ برگشت از جمل میگفت با حسرت :
علی مرعوبِ نام و نسبت و عنوان نخواهد شد


#ابراهیم_زمانی

Telegram.me/raziolhossein
18:36
#حضرت_خدیجه_مدح


در وصف او باید قلم روی زمین باشد
از شرم، دفتر را عرق روی جبین باشد

باید که طبع شاعران دین مدار شهر
وقف کسی باشد که عمرش وقف دین باشد

سر خم نخواهد کرد اسلامی که در متنش
تیغ علی با ثروتِ بانو عجین باشد

پا در رکاب مدح آن هستم که عمری را
در خانه ی پیغمبر خاتم نگین باشد

از هاجر و زمزم بپرسید این حقیقت را
جز او کسی هم هست کوثر آفرین باشد؟

این خانه وقتی پایه اش احساس و احسان است
باید که دامادش امام المتقین باشد

از یار غار و دخترش که... بگذریم اصلا
جز مادر زهرا چه کس یار امین باشد

باید هم ام السارقینِ نام و منصب ها
دنبال غصب اسم ام المومنین باشد

در بسترش شد چشمهایش بس تر از یک داغ
داغی که حرف لحظه های واپسین باشد

یا در مدینه یا که شهر شام... قسمت بود
در کوچه ها گرگی نشسته در کمین باشد

#عصمت_پرست

Telegram.me/raziolhossein
18:38
#حضرت_خدیجه_مدح

اسلام را هر جور می‌شد یاوری کردی
همراه پیغمبر شدی و رهبری کردی

مهرت نه تنها در دل پیغمبر افتاده
بلکه تو حتی از خدا هم دلبری کردی

خیلی سر غم‌های احمد خون دل خوردی
خیلی برای همسر خود همسری کردی

سرمایه‌ات را در تجارت با خدا دادی
در این تجارت سود خیلی بهتری کردی

اموال تو از مشرکین عبد خدا می‌ساخت
از بس که بخشیدی و بنده‌پروری کردی

جبریل وقتی که سلامت می‌کند یعنی...
مانند پیغمبر تو هم پیغمبری کردی

تو کیستی با تو پیمبر مشورت می‌کرد؟
چه خوب بین حق و باطل داوری کردی

هرجا که دیدی ظلمت و تاریکی کفر است
با نور ایمان خودت روشنگری کردی

کار تو خانه‌داریِ در خانه وحی است
آیات قرآن را تو پس جمع‌آوری کردی

از هر زنی از هر نظر سر بوده‌ای خانم
در بین زن‌های دو عالم سروری کردی

بانو تو ام‌المومنین هستی و در حقِ...
حتی امیرالمؤمنین هم مادری کردی

ما قدر کارَت را در این دنیا نمی‌فهمیم
محشر مشخص می‌شود چه محشری کردی

#آرش_براری
18:42
#حضرت_خدیجه
#زمینه


بند اول:

فاطمه و اشک و خونجگری
دیگه نمیمونه بال و پری
باید آروم آروم آمادشه
برای روزای بی مادری


یافاطمه جونم فدات
فدای غم و غصه هات
سخته ببینی مادرت
جون میده به پیش چشات

سرت سلامت
فدای چشمای ترت
سرت سلامت
میسوزه قلب مضطرت
سرت سلامت
شده عزای مادرت


وای مظلومه خدیجه

بند دوم:

داره فکر فرداشو میکنه
فکر غم و درداشو میکنه
خدیجه با گریه به شوهرش
سفارش زهراشو میکنه

اشک تو چشای ترش
میسوزه دل مضطرش
نکنه یه روزی بیاد
سیلی بخوره دخترش


یه روز میادکه
دل پره درد و‌محنه
به پیش حیدر
بازوی زهرا میشکنه
یه پست نامرد
لگد به پهلوش میزنه

بند سوم:

این لحظه ی آخر پریشونه
کسی غصه هاشو نمیدونه
با گریه پیمبر داره براش
روضه ی حسینش رو میخونه


میفته از رو مرکبش
العطشه روی لبش
سر حسینو میبرن
نوحه میخونه زینبش

برات بمیرم
غریب گیر آوردنت
برات بمیرم
برای نیزه خوردنت
با نعل تازه
تورو به خاک سپردنت

میدونی که من روسیاهمو
تویی تو فقط تکیه گاهمو
خدارو به خونت قسم میدم
تا اینکه ببخشه گناهمو

بند چهارم:


تو فقط آرامشم
اینه همه خواهشم
همیشه تو آقام بشی
همیشه غلامت بشم

آقای خوبم
ساکن کربلا حسین
آقای خوبم
منو نکن رها حسین
آقای خوبم
روحی لک الفدا حسین
.
#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
18:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:16, 177.7 KB
ش
22:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

بخوان خدای نبی را بخوان خدای خدیجه
که سفره های سحرهاست از دعای خدیجه
بگیر درس وفا را هم از وفای خدیجه
سزاست اینکه بگوئیم از صفای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

خدیجه همسر طاها خدیجه مادر زهرا
خدیجه بانوی والا خدیجه شیعۀ مولا
خدیجه قبلۀ دلها خدیجه کعبۀ جانها
رواست اینکه بریزیم جان بپای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

هر آنچه داشت خدیجه فدای دین خدا کرد
تمام هستیِ خود را نثار آل عبا کرد
به غیر عشقِ پیمبر هر آنچه بود رها کرد
خوش آنکه درس بگیرد ز ماجرای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

کسی که نزدِ مقامش رسد فرشته به تعظیم
به حصر و شِعب و جفا و بلا و فِتنه و تحریم
نکرد شِکوه ز سختی، نداشت از عدویش،بیم
و در محاصره نشنید کس صدای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

اَمان ز درد فراق و اَمان ز روز جدایی
چه مادری که ز غمهای دختر است فدایی
بپای فاطمه اَش ریخت هر چه داشت،خدایی
نثار فاطمه، بارانِ گریه های خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

کنار بستر مادر اَمان ز گریۀ دختر
حدیث بیت پیمبر کجا و خانۀ حیدر
گریزِ روضۀ مادر رسد به روضۀ دختر
و چند مرحله خالیست باز جای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

نه در عروسیِ دختر، کنار فاطمه،مادر
نه پشت دربِ حرم، همجوارِ فاطمه،مادر
نه دید،روی زمین،وضعِ بارِ فاطمه،مادر
شد انتهای غمش همچو ابتدای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

به احترام وفاتش که چند تا کفن آمد
اگر چه پنج کفن بود، لیک،تا حسن آمد
کفن برای همه،جز برای بی کفن آمد
شروعِ کرب و بلا بود کربلای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

نرفته است به غارت هنوز معجر زینب
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب
و بر حسین بگِرییم پا به پای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه


#حاج_محمود_ژوليده

http://Telegram.me/raziolhossein
23:03
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

نگاهت از غمی جانکاه می گفت
ز صدها داغ با هر آه می گفت

میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» می گفت

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
4 June 2017
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه


بیخود نبی برای کسی پا نمی شود
بیجا محبتت به دلش جا نمی شود

تو مادر زلال ترین ها خدیجه ای
با هیچ واژه اسم تو معنا نمی شود

از درک جایگاه تو این سینه عاجز است
این کاسه ها به وسعت دریا نمی شود

مال و منال داشتن تو بهانه بود
قدر وفای تو که به اینها نمی شود

هر همسری که همدم و غمخوار و یار نیست
هر مادری که مادر زهرا نمی شود

این الخدیجه گفت نبی تا نشان دهد
حتی کسی شبیه تو پیدا نمی شود

چندین کفن برای تو آماده می شود
میخواستم که بگذرم اما نمی شود

گویا کسی به فکر کفن نیست کربلا
مادر بزرگ جای تو خالی ست کربلا

#حسین_صیامی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
03:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

تاریک تاریک است دنیا ، بی خدیجه
دلگیر دلگیرم خدایا ، بی خدیجه

سنگ صبورم را گرفت از من زمانه
من سوختم ، افتادم از پا ، بی خدیجه

هستم طبیب عالم و ماندم پس از این...
کی میشود دردم مداوا ، بی خدیجه

ابر بهارم ای خدا ، دیگر گرفته
ماتم همه دنیای من را بی خدیجه

من با علی و فاطمه هستیم دیگر
در این جهان تنهای تنها بی خدیجه

دختر همیشه تکیه گاهش هست مادر
زهرای من مانده است حالا، بی خدیجه

ای وای ازان روزی که در آتش بسوزد
بین و در و دیوار زهرا بی خدیجه

جان می رسد روی لب ریحانه ی من
از درد پهلو نیمه شبها بی خدیجه

وای از شبی که پیکر مجروح او را
شوید علی همراه اسما ، بی خدیجه


#محمد_حسین_رحیمیان

Telegram.me/raziolhossein
03:24
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین


به روی زندگی خویش پا گذاشته است
قریش را به خداوند وا گذاشته است

از آن زمان که مسلمان شده است جانش را
دراختیار رسول خدا گذاشته است

اگر چه سنگ به احمد زدند اما او
به زخمهای پیمبر دوا گذاشته است

قد خدیجه به پای پیمبرش خم شد
اگر که دست به روی عصا گذاشته است

دعا نکرد برای خودش دعایش را
برای خانه همسایه ها گذاشته است

تمام روز برای فقیر نان می پخت
چقدر وقت برای گدا گذاشته است

کریمه بود و کرم داشت و کرامت را
برای ایل و تبارش بجا گذاشته است

خدا چه دید در این زن که نام پاکش را
خدیجه مادر خیر النسا گذاشته است

مقدمات عروسی فاطمه با اوست
کنار رخت عروسی حنا گذاشته است

خدا اجازه نداده است بی کفن باشد
برای دفن خدیجه عبا گذاشته است

#آرش_براری


http://Telegram.me/raziolhossein
ش
11:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

زل میزند با چشمهای تر به مادر
هی فاطمه در لحظه ی آخر به مادر

سرمایه اش را داد پای دین خدیجه
پس در قبالش هدیه شد کوثر به مادر

تاریخ می گوید چهل نامرد، در اصل؛
آنجا هجوم آورد یک لشکر به مادر

تقسیم شد درد دو عالم بین این دو
سیلی به حیدر خورد و میخ در به مادر

زهرا هم آخر محسنش را خرج دین کرد
مادر به دختر میرود، دختر به مادر

از غنچه ای بعد از گذشت این همه سال
حالا رسیده یک گل پرپر به مادر

ام ابیها نیز ام المومنین شد
چون می رسد این ارث از مادر به مادر

ام المصائب زینب و مظلوم ارباب
آقا به بابا می رود خواهر به مادر

در کربلا سیراب گشت و با سه صورت
با گریه اش خندید علی اصغر به مادر

#مهدی_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین
#نوحه

ای یارم خدیجه.دلدارم خدیجه
دراین شهرغربت.غمخوارم خدیجه
توالگوی زهرا ؛دریاری دینی
تاروز قیامت؛ام المومنینی

واویلاواویلا


رحمی کن خدیجه . بر این مرد تنها
من میمانم این . اشک چشم زهرا
رفتی تا نبینی . غمهای مدینه
یک مسمارداغ و زخم روی سینه
واویلا واویلا


گرچه خواهش تو. ازمن پیرهن شد
اما هدیه حق . برتو یک کفن شد
ازامشب بیاده شاه کربلایم
روضه خوان جسمی درصحرا رهایم
واویلا واویلا

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
16:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:01, 143.7 KB
16:56
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین
#دوبیتی

نبوت را نگینی یا خدیجه
شفاعت آفرینی یا خدیجه

برایم مادری کن روز محشر
تو اُم المؤمنینی یا خدیجه


تو داری آنچنان حق عظیمی
که در ایمان و دین ما سهیمی

نه تنها دخترت! بعد از تو دیدند
مسلمانان همه داغ یتیمی


نگاهت از غمی جانکاه می گفت
ز صدها داغ با هر آه می گفت

میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» می گفت

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

دیگر زنی شبیه تو پیدا نمی شود
چون تو کسی حبیبه طاها نمی شود

بی مال تو که دین خدا پا نمی گرفت
چون خیمه بی عمود که برپا نمی شود

در عصمت همتراز تو مریم نمی شود
در قدر هم ردیف تو حوا نمی شود

در بین همسران نبی کس به غیر تو
مادر برای حضرت زهرا نمی شود

همواره گفته بود پیمبر : برای من
دیگر کسی خدیجه کبری نمی شود

کوری چشم عایشه و دار و دسته اش
غیر از خدیجه مادرم اصلا نمی شود

این منسب و مقام به دردی نمی خورد
یار نبی که یاور مولا نمی شود

Telegram.me/raziolhossein
17:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 45.0 KB
🏴السلامُ‌علیکِ یاخدیجة‌الکبری🏴

خون گریه می کنند ملائک گمان کنم
زهرا به خانه روضه مادر گرفته است

وفات ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها تسلیت باد


Telegram.me/raziolhossein
17:48
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

زیبان حال پیغمبر با حضرت خدیجه سلام الله علیها

مونس غم های من
مرو مرو خدیجه
مادر زهرای من
مرو‌مرو خدیجه

بار سفر رو بستی
ای مهربون همسرم
این روزا با رفتنت
مکن تو تنهاترم

پژمرده میشه این گلِ////پرپرتو فاطمه
زوده ببینه لحظه ی////آخرتو فاطمه
داره میگه مادر مرو////دختر تو فاطمه


بی تو نه یاری دارم
نه یاوری خدیجه
زوده برای زهرا
بی مادری خدیجه


مظلومه خدیجه....

بند دوم:

خونه دخترت رو
یه روز شرر میزنن
زهرا میاد پشت در
لگد به در میزنن

نیستی ببینی اونجا
چه حالیه دخترت
فضه میره جای تو
به یاریه دخترت


در میشه تاکه شعله ور////زهرامونو میزنن
نیستی ببینی چقَدَر////زهرامونو میزنن
حیدر میبینه چل نفر////زهرامونو میزنن


یکی با ضرب غلاف
یکی لگد میزنه
یکی با تازیانه
زهرارو بد میزنه


مظلومه یازهرا....

بند سوم:

با دیده های گریون
با اشک و شور و عزا
یه روز میاد که باهم
باید بریم کربلا

باید بری تو گودال
وقتی به غم اسیری
خودت جلو چشای
فاطمه رو بگیری


توقتلگاه غوغاس به پا////زهرا نبینه ای کاش
والشمر جالسُ علی...////زهرا نبینه ای کاش
سر حسین میشه جدا////زهرا نبینه ای کاش

فاطمه ناله میزنه
داره میبینه زینب
سر حسین رو نیزه ها
تنش به زیر مرکب


#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
17:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:35, 186.9 KB
ش
18:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:17, 150.8 KB
ش
20:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
418×489, 47.6 KB
بارگاه ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از تخریب
ش
23:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
م
مصباح الهدی 04.06.2017 20:47:58
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 12.0 KB
5 June 2017
ش
04:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 98.9 KB
ش
05:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

به خدا بعد عروج تو پرم مى سوزد
مادر من،تو نباشى، جگرم مى سوزد

امنیّت داشتن ما همه از یُمن تو بود
خانه با رفتن تو در نظرم می سوزد

چه کنم با غم فقدان تو که می دانم
بی تو قلب من و قلب پدرم می سوزد

خواستی تاکه عبایش کفنت باشد و آه
این خبر را به پیمبر -ببرم می سوزد

همه دارایی تو خرجِ در اسلام شده
پای بخشندگی ات دست کرم میسوزد

میروی نیستی آن روز ببینی که چطور
سرم آن لحظه که درپشت درم-میسوزد

شعله آن قدر زیاد ست در آن هنگامه
از نفس های پر آهم پسرم می سوزد
...
سال ها می گذرد؛؛ کرببلا وقت غروب
با همین شعله دل اهل حرم می سوزد

#محمدحسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
05:14
#مناجات

گرچه بین ما حجاب معصیت حائل شده
لطف عامت باز هم حال مرا شامل شده

لابه لای بندگان خوبت ای رب کریم
بنده ای درمانده در مهمانی ات داخل شده

من همان عبد پشیمانم که عمری می شود
در میان خواب جهل از محضرت غافل شده

شرّ من از این طرف هرچه به سویت شد بلند
خیر تو از آن طرف سویم فقط نازل شده

تو خودت من را به عفوت پر توقع کرده ای
هر زمان که کار من در معصیت مشکل شده

گریه ام خون دل هجرانم از ذکر شماست
این دو قطره آبرو با خون دل حاصل شده

قطره ای ناچیزم و دریا حسابم می کنی
باز هم آقایی ات خرج من سائل شده

عمر من در دوری از صاحب رمان طی گشت و رفت
سالها داغ فراقش عقده ای بر دل شده

آبروی روزه و حج و نماز من علی است
با ولای مرتضی هر طاعتم کامل شده

بر من هجران زده، ای مهربان خرده مگیر
قبله ام سوی نجف امشب اگر مایل شده

مطمئنم فاطمه آن را خریده از ازل
روضه ای که نذر چشمان ابوفاضل شده

حرف از سقای عطشانی است که در علقمه
خاک ها با قطره قطره شرمِ مشکش گِل شده

وای از آن پیکر که غرق تیر با ضرب عمود
از فرس بی دست بر روی زمین نازل شده

پاره های پیکر خونی سقای حرم
قسمت سر نیزه ی برنده ی قاتل شده

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
11:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین
#شور


ای حامی ختم المرسلین، بی بی خدیجه
ای مادر هر اهل یقین ، بی بی خدیجه
کوری دو چشم همه دشمنان زهرا

تنها تویی ام المومنین ، بی بی خدیجه...

امیدم ازتو ، شفاعتی
داری به نوکر عنایتی
هرکی داره جز تو مادری
میخوره محشر چه حسرتی..

جان مادر
ای خوب خوبان مادر
ای روح ایمان مادر
جان مادر

خدیجه یا اماه
....................

یار دل پیغمبر اسلام خدیجه ست
از روز ازل یاور اسلام خدیجه ست...

هرچند برای همه خوش نیست ولیکن

حیدر ولی و مادر اسلام خدیجه ست..

فخر حسن فخر زینبین
دختر تو نور عالمین
چی بهتر از این که هستی تو
مادربزرگ آقام حسین

جان مادر
مادر خوبان مادر
ای روح قرآن مادر
جان مادر

خدیجه یا اماه
.............

در مرتبه ی مادری همتای شما نیست
مادر شدی و این صفت عایشه ها نیست...

گفتی به همه معنی ابتر خودشانند

کوثر به جز از حضرت زهرای شما نیست...

همسر پیغمبرم شدی
سایه ی بر سرم شدی
الحمد لله میگم که تو
در دو جهان مادرم شدی...

جان مادر
ای ماه تابان مادر
محبوب یزدان مادر
جان مادر

خدیجه یا اماه
...................


آورده دل زار پناهی به خدیجه
من رو زده ام، با رو سیاهی به خدیجه
از بس که شنیدم ز عطا و کرم او

ذکرم شب قدراست الهی به خدیجه...

ای تو یگانه تو برترین..
بانوی بی مثل وبی قرین
در شب قدرم با نام تو
پر میزنم تا عرش برین



جان مادر
ای روح ایمان مادر
معنی قرآن مادر
جان مادر

خدیجه یا اماه


#مهدی_رضایی

Telegram.me/raziolhossein
11:22
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:59, 140.0 KB
ش
14:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
970×969, 68.6 KB
سرداری دنیاوعقبا با خدیجه‌ست
آنکه‌شفاعت‌میکند‌ازماخدیجه‌ست
کوری چشمان دو فرزند سقیفه
درعالم‌ام‌المومنین‌تنها‌خدیجه‌ست

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
ش
14:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین
#زمینه

بند اول


ذکر هر دل شیدا، یاخدیجه الکبری
نور دیدة طاها، یاخدیجه الکبری
مام حضرت زهرا، یاخدیجه الکبری

مادر منی           سرورمنی

یاخدیجه الکبری

بند دوم

هم عصارة عفت، هم تمام ایمانی
هستیم فدایِ تو، مادرِ امامانی
شیعیان مولا را، جانی و تو جانانی

ذکر دلنشین          امّ مومنین

یاخدیجه الکبری

بند سوم

سال رحلتت گشته، سال حزن پیغمبر
فاطمه زند بر سر، گریه می کند حیدر
توتیای چشم ما، خاک پای تو مادر

این شعارمه              افتخارمه

یاخدیجه الکبری

 
#محمد_خرمفر

 
Telegram.me/raziolhossein
14:31
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:41, 98.2 KB
ش
15:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه
#ام_المومنین


بیا دمی بنشین در برابرم اسما
که امشب است دگر شام آخرم اسما

اگرچه بار سفر بسته ام.پریشانم
زبسکه دل نگران پیمبرم اسما

گمان مکن که بود اشک گوشه چشمم
که خون دل رود از دیدم ترم اسما

نشد که شکوه کنم بر نبی ز طعنه شهر
کنون به نزد خدا شکوه میبرم اسما

برای فاطمه بی مادری کمی زود است
به سینه میزند این غصه آذرم اسما

مرا توان جدایی ز فاطمه نبود
چگونه دل بکنم منکه‌ مادرم اسما

شب عروسی زهرا که شد به جای من
تو مادری بنما بهر دخترم اسما

تمام دیده ببندم که تا نبینم من
که تار و تیره شده روی کوثرم اسما

تو خود مواظب او باش تا دمی نرسد
کمی خراش به بال کبوترم اسما

خدا کند که بهارش دمی خزان نشود
خدا کند نشود خم صنوبرم اسما

خدا کند نرسد بعد من بر او آزار
خدا کند نشود تار اخترم اسما

خدا کند که نیفتد مسیر ناپاکی
دمی به دور و بر دخت اطهرم اسما

خدا! به سایه او چشم آن و این نخورد
جهان زمین بخورد فاطمه زمین نخورد


#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
6 June 2017
ش
04:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 105.8 KB
7 June 2017
ش
04:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 119.9 KB
04:03
#امام_حسن_ولادت

از حُسنِ نبیِّ دو جهان،محشری آمد
آغاز گرِ فوت و فنِ دلبری آمد

ماهِ رمضان،عطر امامِ حسن آورد
با آمدنش،رایحه ی قمصری آمد

همچون پدر و مادرِ خود،یکسره نور است
قرصِ قمرِ "فاطمی" و "حیدری" آمد

عالم،همه "ماتِ" "رخِِ" زیبای حسن شد
در "عرصه" ی "آن"،یوسف زیباتری آمد

بخشید همه ملکِ سلیمانیِ خود را
در دستِ کریمش اگر انگشتری آمد

بخشنده ترینست...بگویید به حاتم:
 بابِ کَرَم و جود و سخاپروری آمد

#ع_دهقانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
10:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت

حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است
در تن عاطفه ام، باز توان آمده است

به! چه فرخنده شبی و چه مبارک سحری!
که در آن عطر خوش خوش نفسان آمده است

چه نشستی که درِ میکده ها باز شده
آی مستان خدا! پیر مغان آمده است

بی نصیبم مگذارید ز جام کوثر
حال که صحبت مستی به میان آمده است

روزه دارانِ شبِ پانزدهم مژده دهید
نمکِ سفره ماه رمضان آمده است

سفره تکمیل شد و بزم خدا کامل گشت
سوره قدر شب پانزدهم نازل گشت

فصل تنهایی زهرا و علی سر شده است
شب این شهر چنان روز منور شده است

زودتر از همه مژده به پیمبر دادند
نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است

نمک از روی تو می ریزد و خرمای لبت
رطب سفره افطار پیمبر شده است

طعم چشمان بهاری تو ای روح بهار
میوۀ نوبر هر روزۀ حیدر شده است

سفره ماه مبارک، برکت دارد، لیک
با قدم های شما با برکت تر شده است

چه اسیر و چه فقیر و چه یتیم آمده اند
بر در خانۀ ارباب کریم آمده اند

پادشاهیِ تو و من نیز همان مسکینی
که به جز عشق تو در سینه ندارد دینی

قدمت بر سر چشمم اگر ای مرد کریم
سحری هم به کنار دل من بنشینی

مستجاب است دعای من آلوده اگر
پای هر برگ دعا از تو بود، آمینی

به صف مشتریانت نظر اندازی، گر
ته صف یوسف دل باخته را می بینی

کوه کن می شوم از شوق شکر خندهٔ تو
آب افتاده دهانم چه قدَر شیرینی!

ای که بر خیل جوانان بهشت آقایی
اولین سید آل علی و زهرایی

حسنی، چون که از احسان خدا بودی تو
میوۀ عرشیِ پیغمبر ما بودی تو

لقب سبزترین نور برازندۀ توست
قد یک عرش پر از عشق و صفا بودی تو

چند باری همه دارایی خود بخشیدی
از ازل در کرم، انگشت نما بودی تو

شبی افطار بیا خانه ی ما مهمان باش
چون که همسفرۀ بزم فقرا بودی تو

اهل این خاک نبودی و نگفتی آخر
مرد خاکی زمین اهل کجا بودی تو؟

ماورای همه افکار نگاه تو بُود
آخر عرش خدا، اول راه تو بود

گاه سوگند خدا گشتی و انجیر شدی
گاه با آیۀ طفلین تو تفسیر شدی

گاه با صلح زدی در دل دشمن، تنها
گاه در جنگ جمل دست به شمشیر شدی

زانو از غم به بغل گیری و سر بر زانو
به گمانم دگر از زندگیت سیر شدی

آه، آقای غریبم چه به روزت آمد
چه شد آخر که تو در کودکیت پیر شدی؟

قاب شد در نگهت چهره یاس نیلی
زده چشمان تو را برق شدید سیلی

#محسن_عربخالقی

Telegram.me/raziolhossein
8 June 2017
ش
04:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 105.5 KB
04:16
#مناجات

توبه کردم از خطا ، توهین به استغفار شد
بارها گفتم غلط کردم ولی تکرار شد

بار اول میزدی شاید به خود می آمدم
چشم پوشی کردی و وضعم خجالت بار شد

هر بلایی میکشم از دست نفسم میکشم
این ذلیل نفس بودن باعث آزار شد

فکر دنیا بودم و از فکر تو غافل شدم
هر چه بی تو ساختم روی سرم آوار شد

بارها گفتم که آدم می شوم اما نشد
بارها گفتم نشد ، شاید که در این بار شد

من که روی آمدن اینجا ندارم هیچوقت
واسطه بین من و تو نور هشت و چار شد

یاحسینی گفتم و زهرا شنید و گفت جان...
خوش بحال هر که از این فیض برخوردار شد

در شفاعت هم به من پیوسته رحمت میکند
کار ما با مادر و فرزندها هموار شد

فاطمه بخشید از یک سو ، لیلا از یک طرف
با حسین و با علی اکبر ، قسم پربار شد

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
07:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#سرود


بند اول:

جانانه جانانه جانانه
آقام حسن شاه كريمانه
پر زد دلم خونه ي زهرا چون
امشب سر سفره ي احسانه

غوغا شد ، غوغا شد
باز در بهشت به روي ما وا شد

شاه اومد ، خدا با بنده هاش بازم راه اومد
نيمه ي ماه رمضون ماه اومد
پسر بزرگ اسدالله اومد

............................يامولا حسن كريم فاطمه

بند دوم:

مجنون مجنون مجنونم
تا جون دارم واسه تو مي خونم
كاشكي ببينم روز محشر كه
تو اجتماع حسنيونم

تو باب جنّاتي
نسل اول جده ي ساداتي

تر كرده ، چشايي كه لطفتو باور كرده
صلح تو كار فتح خيبر كرده
شاگرديتو علي اكبر كرده

..............................يا مولا حسن كريم فاطمه

بند سوم:

انشالله كه حقيقتاً ميشه
دشمن از اونجا ريشه كن ميشه
وقتي بقيع رو مي سازيم آخر
اسمش مدينة الحسن ميشه

آقايي آقايي
صاحب حرم تموم دلهايي

اي بارون ، ضريح تو تو اشك اين چشمامون
بيا به حق قاسمت آقاجون
يه كربلا گداهاتو كن مهمون

.........................يا مولا حسن كريم فاطمه

#علی_قالیباف

Telegram.me/raziolhossein
07:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:13, 143.5 KB
07:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:04, 126.7 KB
07:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:53, 105.6 KB
08:03
#امام_حسن_ولادت


این حرف ها حرف دل یک یا کریم است
غصه نخور ای دل خدای ما کریم است

از سفرۀ خالی خود بیمی ندارد
هرکس که ذکرش لا اله الّا کریم است

هرگز دری را در پی روزی نکوبیم
روزی ما از روز اول با کریم است

آن که خدا ما را گدای او نوشته
یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است

امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود، آقا کریم است


#محسن_عرب_خالقی

http://Telegram.me/raziolhossein
08:05
#امام_حسن_ مدح


از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم
عطر بقیع می وزد از باغ دفترم

شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه
از گندم مزار شما ساده بگذرم

مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند
مثل همیشه در صف این خانه آخرم

نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم
ثبت است بر جریده عالم هو الکرم

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع
نذر ضریح توست النگوی مادرم

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم
حالا خودم کلون قدیمی این درم

گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم
گفتی که این شما و سرای برادرم

این ها دو واژه اند که با هم غریبه اند
بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم



#میلاد_حسنی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت

کبوتریم و پی دانه ی امام حسن
رسیده ایم در خانه ی امام حسن

تمام مردم این شهر ، شهرت ما را
شناختند به دیوانه ی امام حسن

عجیب نیست اگر می شوند دشمن و دوست
اسیر لطف کریمانه ی امام حسن

اگر تمام جهان میهمان او باشند
هنوز جا دارد خانه ی امام حسن

نمیرویم سراغ کسی به غیر از او
که رزق ماست به پیمانه ی امام حسن

دل شکسته ی ما آنقدر طوافش کرد
لقب گرفت به پروانه ی امام حسن

فقیر بوده ولی پادشاه می گردد
به هرکه می رسد عیدانه ی امام حسن

به نام قاسمیون مفتخر شدیم و شدیم
غلام قاسم دردانه ی امام حسن

#مجتبی_خرسندی

http://yon.ir/lv7P0
@raziolhossein
ش
17:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت

#سرود

بند اول:

شب عاشقی رسید از راه
گــدا افتاده به پای شاه
سفرهءرحمت حق وا شد
اومــده کریــم آل الله

تو عشق اول و آخرمی
آقایی و شاه با کرمــی
عمریه که سایهءسرمی ۲

منم مجنون    تویی لیلا
دل و دلبر و آرامش دلهایی
منم بنده        تویی مولا
پسرِ ارشد علی و زهــرایی


*(مولانا یا حسن) ۲

بند دوم:

عاشق نام حسن هستیم
کفتر بــام حسن هستیم
نیمهءماه رمضون هر سال
مهمون امام حسن هستیم

تــو دنیا زبــونزده کــرمت
پابرجاست تا به ابد علمت
آباد میشه یه روزی حرمت ۲

همه عالم میدونن که
کریمی و کرم کارِ توئه آقا
یقین دارم مُحب تـو
پایِ سفرهء افطارِ توئه آقا


*(مولانا یا حسن) ۲


بند سوم:

به تمومه دنیا می نازیم
با وجود تو سرافرازیم
آخرش میاد مثه مشهد
یه حرم برا تو میسازیم

دیـدنـی می شـه رواق شما
پاینده است شمع و چراغ شما
سـائلا میــان ســراغ شما ۲

اگه قابل باشیم آقا
تو ساخت حرمت میاییم ایشالله
بنا میشه باب القاسم
یه صحنتم میشه به نام عبدالله


*(مولانا یا حسن) ۲


#محمدحسن_بیاتلو
#روح_الله_نوروزی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
17:11
Soorod_Milad emam hassan 2.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
01:08, 1.0 MB
9 June 2017
ش
03:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 107.3 KB
03:52
#امام_حسن_ولادت
#سرود

ماه مبارک مبارک ماهت آمد
باعث قدر و جلال و جاهت آمد

رحمت حق از آسمان نازل شد
ماه علی رسید و مه کامل شد

این شد نقل ، هر انجمن، جانم حسن
جانم حسن3
...............
به حسن و خلق نکویش، بارک الله
به چشم و بر قد و رویش، بارک الله

ز مقدمش، گل به چمن می آید
چقدر به او ، نام حسن می آید

بیت زهرا، گشته گلشن، جانم حسن
جانم حسن3
................
جود و کرم پیش پایش، سر گذارد
دست عطایی که دارد کس ندارد

سفره او ،زبانزد عالم شد
گدای پشت خانه اش حاتم شد

گشته ذکر ، هر مرد و زن ، جانم حسن
جانم حسن3

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:52
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 114.5 KB
ش
05:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت


تمام شهر را امشب خبر كن يار می‏آيد
شب دل را به شيدايى سحر كن يار می‏ايد
لباس آبرومندى به بر كن يار میايد
ز هر چه غير او صرف نظر كن يار مى‏آيد
نمی‏پرسى كه يارم كيست ؟ ماه انجمن باشد
تجلى تمام حُسن در وجه حَسن باشد


كسى از غم نمى‏گويد حديث شادمانى كن
مهيا خويش را از بهر جشنى آسمانى كن
تو اى پير خرد امشب جوانى كن جوانى كن
بهار آرزو شد گلفشانى نغمه خوانى كن
كه در باغ ولايت غنچه‏اى زيبا شكوفا شد
امير المومنين از يمن اين مولود ، بابا شد


صداى كودكى در كوچه توحيد پيچيده
به صحن و مسجد و محراب عطر عيد پيچيده
طنين شوق در گلنغمه ی اميد پيچيده
كه زنجير يقين بر گردن ترديد پيچيده
حضور مجلس انس است و خيل قدسيان مسرور
نه تنها قدسيان بلكه زمين و آسمان مسرور


مدينه شهر نور امشب صفا دارد صفا دارد
خوشا حال كسى كه تا سحر حال دعا دارد
اجابت مى كند حق هر كه بر او التجا دارد
به دامن كودكى چون قرص مه خيرالنسا دارد
مه مهمانى حق نيمه شد ماه تمام آمد
كريم اهل بيت مصطفى دوم امام آمد


درخت آرزوهاى على امشب ثمر داده
خدا از فيض بى پايان به او يك گلپسر داده
بهار حسن او باغ ولا را برگ و بر داده
شب دلخستگان را مژده صبح سحر داده
ببين در چهره ی او جلوه ی فياض سرمد را
تماشا كن به رخسار حَسن حُسن محمّد را


حسن آمد كه حسنش از ملائك دلربا باشد
حسن آمد كه از كار همه مشكل گشا باشد
حسن آمد كه راضى از دل و جان بر قضا باشد
حسن آمد كه صلحش پرچم كرببلا باشد
دميده در تن هستى خدا روح سخا امشب
ز دست جود او گلبوسه گيرد مصطفى امشب


كرامت خاكسار درگه والامقام او
سخاوت وامدار بزم فيض خاص و عام او
حسن خويش حسن رويش خدا بگذاشت نام او
ملائك صف كشيده از پى عرض سلام او
عزيز مصر دين را يوسف گلپيرهن آمد
حسن آمد حسن آمد حسن آمد حسن آمد


شكوه صبر در آئينه ی رخسار او پيدا
صداقت میشود در جوهر گفتار او معنا
كمال او جمال او مثال حيدر و زهرا
بنى آدم تماشا مى‏كند تفسير كرّمنا
نبى عصمت على صولت خدا را بهترين بنده
كه شد از مشرق جانش فروغ حلم تابنده

#کمیل_کاشانی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
05:56
#امام_حسن_ولادت

امشب ز لب ماه خدا خنده بر آمد
کز خانه خورشید ولایت قمر آمد
یا از دل دریا نبوت گهر آمد
یا مهر فروزنده ببام سحر آمد
پیغمبر و زهرا و علی را پسر آمد

در ماه خدا ماه خدا جلوه گر آمد

هم آینه حسن خداوند جمالش
هم خلق و خصال نبوی خلق و خصالش
هم پیر خرد آمده مبهوت جلالش
هم عقل ملک آمده حیران کمالش
هم مفتخر از او شده پیغمبر و آلش

هم او ز نبی و ز علی مفتخر آمد

در گلشن دین باغ گل یاسمنش بین
در لعل لب بسته عقیق یمنش بین
شادابی جان را ز گلستان تنش بین
آیات خدا در لب شکر شکنش بین
آیینه شو و حسن حسن در حسنش بین

گوئی به جهان باز رسول دگر آمد

ای ختم رسل بوسه بزن بر سر و رویش
ای شیر خدا عطر جنان جوی ز بویش
ای عصمت حق شانه بزن شانه به مویش
ای مهر ، ستان وام ز رخسار نکویش
ای ماه ببر سجده به خاک سر کویش

رشگ ملک است این که به شکل بشر آمد

در شب نفس صبحدمِ عید ببینید
در ماه خدا صورت خورشید ببینید
روئی که نبی دید و علی دید ببینید
حسنی که ورا فاطمه بوسید ببینید
رخسار خداوند درخشید ببینید

کز وصف من و مدح شما خوبتر آمد

با طلعت او ماه خریدار ندارد
مهر است کم از ذره و مقدار ندارد
بی یار بود هر که چو او یار ندارد
بر دشمن او نخل عمل بار ندارد
گر بار دهد بار به جز نار ندارد

مهرش ثمر جنت و بغضش شرر آمد

ای حسن حسن در حسنت حسن خدایی
ای صورت زیبایی هستیت فدایی
عالم به سر کوی تو مشغول گدایی
با مهر تو جان کرده ز تن میل جدایی
از آینۀ دل تو کنی زنگ زدائی

شادی شب میلاد تو باز از سفر آمد

ای باغ گل یاسمن آل محمد
ای قرص مه انجمن آل محمد
اوصاف تو روح سخن آل محمد
گفتار تو نقل دهن آل محمد
ای حسن خدا ای حسن آل محمد

روح تو در آینه حق جلوه گر آمد

لطف تو خدایی و گدای تو کرامت
در سایه سرو قدت افتاده قیامت
دل آمده و جسته به کوی تو اقامت
نازد به تو توحید و کند فخر امامت
از صبر تو دین نبوی یافت سلامت

با صلح تو از راه سپاه ظفر آمد

نور ابد و جلوۀ حسن ازل از تو است
مقبولی طاعات و جزای عمل از تو است
تو طوری و انوار خدا مشتعل از تو است
رسوایی و نابودی خصم دغل از تو است
پیروزی اسلام به جنگ جمل از تو است

حقا که علی چون تو پسر را پدر آمد

ای صحن بقیع تو چراغ ره انجم
وی مهر رخت بوسه گه جد و اب و ام
بر فاطمه مانند نبی کرده تکلم
اول پسر شیر خدا حجت دوم
در پاسخ دشنام به لبهات تبسم

از خلق تو گلزار صفا بارور آمد

تو شمع شب تار بقیع دل مایی
هر جا که کنی جلوه ، گل محفل مایی
گر بحر بلا موج زند ساحل مایی
وز نخل عمل بار دهد حاصل مایی
ما خواب و تو مهمان دل غافل مایی

ویرانۀ دل از تو بهشت دگر آمد

جبرئیل شراب از لب شیرین تو نوشد
کوثر به همه وسعتش از فیض تو جوشد
بی چاره کسی کز کرمت چشم بپوشد
دریاست دلی کز غم عشق تو خروشد
هر کس به کسی فخر و مباهات فروشد

"میثم" به تولای شما مفتخر آمد

#غلامرضاسازگار

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
10:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح


این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بي انتهائي اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

هر کس که می رسد سر اطعام می برند
فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند

یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز
اینها همان مقدمه ی آشنائی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم
مشغول لحظه های شریف گدائی اند

سوگند ميخوريم كه پروانه زاده ايم
همسایه قدیمی این خانواده ایم

دست مرا بگير كه عاشق ترم كني
سلمان خانواده ي پيغمبرم كني

من در قنوت نيمه شبت دور ميزنم
شايد مرا بگيري و انگشترم كني

آن شاخه ي گلم كه به دست تو داده اند
تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كني

من آمدم كه بين سحرهاي اشتياق
بال مرا بگيري و خرج حرم كني

بال و پر شكسته به دردم نميخورد
انگار بهتر است كه خاكسترم كني

روزي آب و سفره ي نان مني حسن
ماهِ مباركِ رمضان مني حسن

آنكس كه پيش پاي شما خم نميشود
در خانه ي فرشته هم آدم نميشود

آقاي من بدون توسل به نام تو
حالي براي توبه فراهم نميشود

دست مرا بگير و به سمت خدا ببر
چيزي كه از بزرگيتان كم نميشود

آرامش تو باعث طوفان كربلاست
بي صلح تو قيام مُحَرم نميشود

هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو
مؤمن نميشود ، به جهنّم نميشود

تا كربلا رسيد صداي سكوت تو
اين قيل و قال ها به فداي سكوت تو

اي ياكريم خسته چه كردند با پرت
اين زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت

از لحظه اي كه رنگ نگاهت كبود شد
رنگي دگر نرفته مناجات خواهرت

با اينكه اي غريب ، تو بودي امام شهر
اما كسي نخواند نمازي به پيكرت

تابوت را نشانه گرفتند به تيرها
آن هم كجا به پيش دو چشم برادرت

دلهاي ما به ياد تو اي بي حرمترين
پر ميزند به سمت بقيع مطهرت

تا كِي لبم به خاك بقيعت نميرسد
بر آستان پاكِ رفيعت نميرسد


#علی_اکبر_لطیفیان

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
10:48
#امام_حسن_ولادت


خانه وحی که عطر گل مریم دارد
جلوه های علوی جذبه خاتم دارد
خانه وحی اگرچه درِ عالم دارد
کلبه ای هست که یک قبله نما کم دارد

سفره هر سحرش بال ملک میخواهد
سفره حضرت زهراست نمک میخواهد

جلوه ای کرد خدا باز در این خانه و بعد
باز شد پنجره با دست کریمانه و بعد
خانه پر شد ز گل و لاله و پروانه و بعد
چشم ها مات شد از خنده دردانه و بعد

گوئیا روح علی باز به تن آمده است
باز اسفند بریزید حسن آمده است

چشم وا کردی و دل رفت ز دل هایی که
در تماشای تو بودند تماشایی که
همه مجنون شده از دیدن لیلایی که
برده دل از علی و حضرت زهرایی که

با نگاهش به همه عرض و سما عیدی داد
نه فقط مادر سادات خدا عیدی داد

یکی از کوچه نشینان تو دنیا شده است
یکی از کاسه به دستان تو موسی شده است
آنکه از جام تو نوشیده مسیحا شده است
آنکه روی تو ندیده است زلیخا شده است

یوسفان گرم تماشای شما مست شدند
کوچه ها وقت عبورت همه بن بست شدند

آنکه سودا زده ات نیست که آدم نشود
آنکه سر باخته ات نیست که محرم نشود
نشود آنکه اسیر تو مکرم نشود
نشود هرکه گدایت به جهنم... نشود

که خدا بیرق خود را لب بامت زده است
هرچه در ملک خودش بود به نامت زده است


#حسن_لطفی


https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
10:51
#امام_حسن_ولادت

من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم

هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید

با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست

زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم

ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد

آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم

همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی

بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن

نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی

صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی

چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است

قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد

خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند

مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد

جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری

لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو


#سیدحسین_میرعمادی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
10:58
#امام_حسن_ولادت

باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را
هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را

ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند
خورده است نبی هم کفی از نان نجف را

بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک
پیش از همه‌ی خلق مسلمان نجف را

می‌خواست ببینیم کریمیِ علی را
رو کرد خداوند حسن جانِ نجف را

یک روز بیاییم و بسازیم مدینه
بالای سرِ فاطمه ایوانِ نجف را

دیدیم همه سروری آلِ علی را
اول پسرِ مادریِ آل علی را

جبریل شدم مثلِ کبوتر شدم امشب
ای شوق ببین یک کَسِ دیگر شدم امشب

نامت به لبم آمد و چسبید لبانم
انگار پُر از قندِ مُکرر شدم امشب

من از جبروت و جلواتِ تو شنیدم
ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب

پیراهنم از عطرِ گلابت شده لبریز
از لطفِ شما لاله‌ی قمصر شدم امشب

آقا به ضریحی که نداری پَرِ من خورد
پیشِ تو عجب نیست اگر زر شدم امشب

باید که ببینند علی را حسنش را
نقش شرف الشمس عقیق یمنش را

آئینه بگیرید پیمبر شدنش را
از روز ازل حضرتِ حیدر شدنش را

باید که عقیقه بکند فاطمه امشب
شیرینیِ این لحظه‌یِ مادر شدنش را

یوسف سرِ این کوچه دویده است ولی باز
میدید در آن غُلغُله آخر شدنش را

چشمی که حسد داشت به ذُریه‌ی زهرا
با رویِ حسن دید خود اَبتر شدنش را

بین‌الحرمین اند ملائک همه امشب
تبریک بگویند برادر شدنش را

تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است
هر دو حرم کرببلا هم حسنیه است

باید که علی چند پسر داشته باشد
تا اینکه مدینه سه قمر داشته باشد

مانند نبی کیست که در بینِ دو عالم
از فاطمه‌ی خود دو جگر داشته باشد

باید که پسر دار شوی تا که بفهمی
شیرینیِ باغی که ثمر داشته باشد

هرکس که از این ایل بُوَد موقع رزمش
در پنجه‌یِ خود تیغِ دو سر داشته باشد

باید که پس از نامِ علی ذکرِ حسن داشت
تا تیغِ اباالفضل اثر داشته باشد

آن چشم که دیدت چقدر مست شد آقا
یک شهر پُر از کوچه‌ی بن بست شد آقا

خورشید چرا نیمه‌ی شب بر سرِ بام است
گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است

آن کَس که در این خانه غلام است امیر است
آن کَس که امیر است بر این خانه غلام است

"در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی رویِ تو ای سَروِ گُل اندام حرام است"

با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا
حیران شده‌ام قبله کدام است کدام است

هرکس که جمل بود و تو را دید نوشته است
سوگند که صُلحِ تو قیام است قیام است

لایوم....بگو تا بگدازیم برایت
ای کاش حسینیه بسازیم برایت

#حسن_لطفی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
11:02
#امام_حسن_مدح

مانده بودم بدهم دل به علی یا به حسن
دیدم اصلا گره خورده دل مولا به حسن

شانه اش خالق کوه است تعجب نکنید
تکیه داده است اگر حضرت زهرا به حسن

با علی محکمم و با حسن آرام ، ببین
کوه دل را به علی داده و دریا به حسن

وصف او کردم و در مصر صبا را گفتند
بدهد نامه ای از سوی زلیخا به حسن

مثل قرآن که قسم خورده به روی خورشید
منهم از شوق قسم می خورم اما به حسن

ذکر من هر سحر این است : الهی به حسین
دم افطار خرابم که خدایا به حسن

شیعیان حسن از کفر تبرّی جُستند
بیش از آنقدر که جستند تولّا به حسن

http://yon.ir/omU1F
@raziolhossein
ش
15:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#سرود

چشم من وعنایت وکرم حسن
قلب همه اهل ولاحرم حسن
دیده گذارم بروی قدم حسن

یااما م حسن یاامام حسن

دیده ی مادریاشد
شعف برپاشد2

کوثرحق معنی شد
علی باباشد2

خوش آمدی خوش آمدی یاامام حسن 4

بنددوم

ذکرهمه اهل ولایاامام حسن
گل پسرشیرخدایاامام حسن
سرورقلب مصطفی یاامام حسن

یاامام حسن یاامام حسن

ازقدم مولاشد
مدینه روشن2

عالم امکان گشته
سراسرگلشن 2

خوش آمدی خوش آمدی یاامام حسن 4

بندسوم

حضرت زهرازشعف داره می خنده
دل زتولای حسن شده آکنده
ذکرحسن شیرین ترازشکروقنده
یاامام حسن یاامام حسن

دورسرمولاشد
دلم پروانه2

من زتولای حسن
شدم دیوانه 2

خوش آمدی خوش آمدی یاامام حسن4

#محمد_خرمفر

Telegram.me/raziolhossein
15:39
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
02:31, 353.7 KB
ش
16:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت

چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن
مادر افکند مرا در یم احسان حسن
روزی از دست علی خوردم و از خوان حسن
از همان روز شدم بی سر و سامان حسن

بر جبینم بنویسید مسلمان حسن

دل خود را سر هر بام ، هوایی نکنم
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنم
رو به هر قبله و هر قبله نمایی نکنم
پیش هر سفره که پهن است گدایی نکنم

نان هر سفره حرام است به جز نان حسن

چه مقامی و چه نامی ، چه مرامی دارد
چقدر لطف به بیمار جذامی دارد
خنده در پاسخ آن سائل شامی دارد
وه که ارباب دو عالم چه امامی دارد

همه اینها غزلی هست به دیوان حسن

آنکه نامش شده احلی من عسل کیست ؟ حسن
آنکه بخشندگی اش گشته مثل کیست ؟ حسن
معنی حی علی خیر العمل کیست ؟ حسن
مرد نام آور پیکار جمل کیست ؟ حسن

شتر سرخ زمین خورد ز طوفان حسن

ارث مظلومیت از غربت بابا دارد
قد خم ، سینه ی خون ، دیده ی دریا دارد
جگری سوخته از زخم زبان ها دارد
گر بگوییم غریب الغربا ، جا دارد

خون شد از یاد غمش قلب محبان حسن

زهر آمد به سراغش، جگرش ریخت به هم
بس که پیچیده به خود ، موی سرش ریخت به هم
زینبش آمد و چشمان ترش ریخت به هم
همه ی خاطره ها در نظرش ریخت به هم

دل پریشان شده از موی پریشان حسن

چقدر سخت گذشته است به او در کوچه
چه مراعات نظیریست ، حسن ، در ، کوچه
باز هم خاطره ی گریه و مادر ، کوچه
قاتل جان حسن می شود آخر کوچه

کوچه عمریست که آورده به لب جان حسن

چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد
وای بر من ، زد و بر صورت گل ، جا افتاد
ناگهان روی زمین حضرت زهرا افتاد
خواست تا پا بشود ، باز هم امّا افتاد

شعله ی آه کشد سینه ی سوزان حسن

#رضا_تاجیک

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
18:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است
که موی تیره و روی سفید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچ کس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را حسن است

به کفر گفت که دست حسن دوایی نیست
درست گفت برادر، خود دوا حسن است

حسین می شنوم هر چه یاحسن گویم
دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نَهی به قاسم دهد حسن دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیه شیر خدا اباحسن است

#معنی_زنجانی

yon.ir/gYHty
@raziolhossein
18:24
#امام_حسن_مدح

بر لب هر عاشقی گل کرده امشب یا حسن
می شوم عبد خدا ماه مبارک با حسن

ما اگر عبد حسینیم و گدای زینبیم
بر خود زینب قسم کرده جدا ما را حسن

رزق آب و نان من دائم ازین خانه رسید
نیستم مدیون دربار کسی الا حسن

تا که جان دارم میان تن دم از او می زنم
شافع عقبی حسن ...مولا حسن... آقا حسن

ذکر یاسبّوح و قدوسم شده یا مجتبی
می روم سجده به عشق اینکه گویم یا حسن

کوری چشم زنی که قاتل پیغمبر است
مینویسم روی قلبم "سیدی مولا حسن"

ای که در شهر مدینه شهره گشتی بر کرم
یک نظر بر این گدا کن ماه دل آرا حسن

نیمه ی ماه است و دستم خالی و رویم سیاه
حقّ زهرا مادرت اُنظُر الیّ یاحسن

#مهدی_علی_قاسمی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
18:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1071×1280, 211.9 KB
🌷🌹🌹🌷🌼🌼🌷🌹🌹🌷

ندهد فرصت گفتار به محتاج، #کریم
گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است...

#صائب_تبریزی


🌷ولادت کریم اهلبیت مبارکباد🌷

@raziolhossein
10 June 2017
ش
01:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#مسمط


جود خداوندی‌َاست در کف جودش
شعشعه‌ی کبریاست ضوء وجودش
عرصه‌ی لاهوت شمّه‌ای ز حدودش
هست حدودش ثُغور حیّ ودودش
آنکه ودود از میان خلق ستودش
.
طبق تفاسیر نصّ سوره‌ی رحمان
او و حسین‌اند شرح لؤلؤ و مرجان
خیمه و خرگاه اوست عالم امکان
روح صلات از وی‌ست فرض به انسان
در دل این خیمه قائم‌ست عمودش
.
شبّر آل علی، حسن شده نامش
او که کلام خداست ضبط به کامش
دشمن و یارند ریزه‌خوار طعامش
جن و ملک مانده‌اند محو قیامش
خیل بنی‌آدم‌اند مات سجودش
.
إن ذُکٍرَ الخَیرُ کانَ أوّلُ ذِکرًا
دفتر تقدیر را نموده مدوّن
او که نظامش نظام اقوم و احسن
اوست که تجرید کرده از همه روزن
او که به معراج رفته گاهِ قعودش
.
رحمت و رحم‌ست در سرائر اسمش
نور خدا جلوه کرده قسم به قسمش
ورد ثبوتیّه است حرز طلسمش
آنکه برافکنده تیر جور به جسمش
باد خدنگ خدا به چشم حسودش
.
بقعه ندارد اگرچه فرش مزارش
بال ملک بوده‌است آینه‌دارش
گشت عطا در سه دفعه دار و ندارش
پود زمان بوده‌است بسته به تارش
تار زمین تاب خورده در دل پودش
.
هرکه ز مینای صبر قَلَّ و دَل خورد
قطره‌‌‌شکیبی از او به روز ازل خورد
قاسم او از عموی خویش عسل خورد
قفل اگر بر جدال اهل جمل خورد
هان! حسن بن علی‌ست آن‌که گشودش
.
قوس صعودش نه تنزُّل دمد از آن
دست کشد جزء را و کُل دمد از آن
جلوه‌ کند گر به خار گل دمد از آن
عین دعا هست و تبدُّل دمد از آن
در همه عالم ببین ظهور و نمودش
.
سفره‌ی او خاص و عام داشت نه واللّه
بیم خواص و عوام داشت نه واللّه
نهی ز اهل جذام داشت نه واللّه
زخم دلش التیام داشت نه واللّه
او که غریب‌ست در میان جنودش
.
پیرزن تیرزنی رفت و نفهمید
این بدنی را که به تیرش شده تقیید
هست از آیات نور و سوره‌ی توحید
می‌رود از این دنی به عالم تجرید
روح مجرد شده‌ست و نیست قیودش؟
مجید لشکری
.

#مجید_لشکری


https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
03:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 07.11.2016 01:08:00
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
02:45, 9.7 MB
#امام_حسن_مدح
#شعرخوانی


سنگ نگین اگر بتراشم برای تو...

#محمد_سهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
😍, 75.7 KB
03:32
✨نازم به مرتضی که دراین ماه روزه
را✨
✨با بوسه از لب حسن افطار میکند✨

#مرحوم_قاسم_ملکی

http://Tlgrm.me/raziolhossein
03:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 101.5 KB
03:42
#امام_حسن_مدح


به نام آنکه تو را داده است نام حسن
درود احسن الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو
که نور داده به خورشید مستدام حسن

سلام بر درجات زبرجدت که از او
عقیق دست سلیمان گرفته وام حسن

عجیب نیست اگر خال هاشمی‌ات را
شبانه روز کند کعبه استلام حسن

فدای قامت بنده نواز تو که نماز
به احترام قدت می‌کند قیام حسن

قبول نیست سجودی که پاش مُهر تو نیست
رکوع بی تو رکوعی‌ست نا تمام حسن

به اتفاق برادر به حشر گر برسی
به جذبه خیره شود چشم خاص و عام حسن

پیمبران متحیر به خویش می گویند
بود کدام حسین و بود کدام حسن؟

به خشت خشت ستون های عرش رب کریم
نوشته با قلم حسن، یا امام حسن

شکست شیشه‌ی خون دل شما روزی
به دست سوده‌ی الماس های شام حسن

صلات ظهر، چه تشییع بی نظیری شد
به لطف بدرقه‌ی تیرها ز بام حسن

#میلاد_حسنی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
05:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

این گل که به جلوه چون عقيق یمنی است
عطرش علوی باشد و حُسنش، حسنی استح

هم شکل نبی است، هم شبيه زهراست
این سوره گمان کنم که مکی - مدنی است!

#عباس_احمدی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
06:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

امروز که میلاد سعید حسن است
دلشاد بتول و احمد و بوالحسن است

گر دست به دست می برندش چه عجب
کاول گلِ نوشکفته ی این چمن است

#سیدرضاموید

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
11:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح


گرچه تو همچون ما گدایی مبتدی داری
اما به ماها باز لطف بی حدی داری

باید حسن جان، یک کرمخانه بنا سازند
در هر کجایی که تو رفت و آمدی داری

هم وارث صبر امیرالمؤمنین هستی
هم در شجاعت تو نشان احمدی داری

آدم به نور حسن تو مرد عبادت شد
یعنی که هرجا نامت آید معبدی داری

رعشه به اندامت به هنگام نماز افتد
باران اشکی نیمه شب در مسجدی داری

یاد غریبی تو دیشب خواب می دیدم
دیدم که مانند حسینت گنبدی داری

آقا شما هم در مدینه گوشه ی بستر
هم کنج کوچه مقتلی و مشهدی داری

روی زمین تو گوشواره دیده ای یکروز
درکوچه هایی گوش پاره دیده ای یکروز

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
http://yon.ir/D5GXd
11:17
#امام_حسن_ولادت

به هم رسانده خداوند علی و زهرا را
نشان دهد به همه لؤلؤ دو دریا را

شمایلت نمکین تر ز یوسف است، آقا
تو تشنه می کنی از عشق خود زلیخا را

و کافران همه ایمان می آورند به تو
اگر نشان بدهی آن جمال زیبا را

زمان توان گذشتن ندارد از پیشت
چراکه بند میاری همه گذر ها را

فدای آن لب شیرین فقط تو لب تر کن
که سبز می کنی از نخل خشک خرما را

من عاشق حسنم، دین و عشق من حسن است
تمام ذکر من امشب حسن حسن حسن است

مبارزی که به دستان تو اسیر شود
عزیز می شود و عاقبت امیر شود

کریم هستی و با احترام میبخشی
نمی شود که گدا پیش تو حقیر شود

همیشه دست گدا را سریع پر کردی
ندیده است کسی بخشش تو دیر شود

کرامت تو همان دفعه نخست بس است
گدا دوباره محال است که فقیر شود

غذا بدون تو اصلا به ما نمی چسبد
بیا خودت سر سفره فقیر سیر شود

به امر تو شده داماد سیدالشهدا
که قاسم تو به پای حسین پیر شود

بیا دعا کن و ماهم به پاش پیر شویم
به لطف تو در این خانه کاش پیر شویم

نمیشود بشناسیم ما غلام تورا
چگونه درک کند عقل ما مقام تورا

مگر چه کرده ای آقا که جای "یا رزاق"
صدا زدند فقیران شهر نام تورا

تمام وقت کنارت حسین ساکت بود
برای اینکه فقط بشنود کلام تورا

کسی که صلح تو را جاهلانه "سازش" خواند
نخوانده معنی تاریخی قیام تورا

کسی که گفت تو ترسیدی و نجنگیدی
ندیده ضربت شمشیر در نیام تورا

غریب شهر! همه کینه از علی دارند
نمی دهند اگر پاسخ سلام تورا

تو بودی به علی لعن کرد بر منبر
نگه نداشت معاویه احترام تورا

بدون شک دم آخر حسین گفت به تو
غریب فاطمه میگیرم انتقام تورا

چه کرد زهر تمام تن تو در تب سوخت
چه دید داخل آن طشت قلب زینب سوخت


#آرش_براری

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
12:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح


شود به اذن تو دریا ، سراب هم حتی
شود به نام تو موجی ، حباب هم حتی

کریم نیست کسی پیش سفره ات هرچند
به نام او بدهند آب و تاب هم حتی

نشسته ام سر راهت مگر که یک لحظه
تو را نگاه کنم با نقاب هم حتی

همین که از تو بخواهیم باز شیرین است
اگر دعا نشود مستجاب هم حتی

تمامِ خلق رهین شکوه عزت توست
اگر شوی تو به ذلت خطاب هم حتی

به بغض تو شده کافر ، اگرچه او به رسول
به زور داده شود انتساب هم حتی

فقط به پای مزار تو بوده که آمیخت
به اشک غم ، نفس اضطراب هم حتی

**********

خدا کند پسری مادرش زمین نخورد
خدا کند که نبیند به خواب هم حتی



خرداد ۱۳۹۵ ، ماه مبارک رمضان ۱۴۳۷

#سید_علی_احمدی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
ش
14:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×1000, 131.8 KB
باید که به روی غصه دَر، بست امشب
یک یاسمنی به یاس پیوست امشب
ای خیل گدایان همه آماده شوید
میلاد کریم اهلبیت است امشب

#عبدالزهرا

@raziolhossein
15:01
#امام_حسن_مدح


هر آنچه ناشدني هست با حسن بشود
دَمي كه حضرت مُشكل گُشا حسن بشود

به حُسنِ خُلق شود بین مردمان مَشهور
كسي كه بارِ لبش ذكر"یا حَسن"بشود

اسير حُسن كس دیگري نخواهد شد
كسي كه دلبرش از ابتدا حسن بشود

ببه دست قدرت خود چونكه قصد خلق كند
م
مسلم است كه صنع خُدا حسن بشود

هزار سبط دگر هم به مصطفي بدهند
همیشه ، رابع اهل کسا ، حسن بشود

عزیزكرده ي خيرُ النساست ، پس باد
عزیز حضـرت خيرُ الـوَرا حسن بشود

به جز همان كه ابالحجت است،در عالم
-ندیده ايم كه جز مجتبیٰ ، حسن بشود !

أخ
ُ الكريم و إمام الكریم و إبن کریم-
-قسم به ذوالكرم ،آقاي ما حسن بشود

(به سينه ي احدي دست رد نـخواهم زد)*
رواست صاحب اين ادّعا حسن بشود

گداي لقمه ي ناني شدن ، شرافت ماست
شبي كه باني اين سفره ها حسن بشود

شبي دقيق نظر كرده ايم و فهميديم
حسين نيز پس از حذف"يا"حسن بشود

ميان اين همه دلداده ي حسين،خوشيم
-به اينكه صاحب دلهاي ما حسن بشود

گريز هرچه كه روضه ست كربلاست ولي
گريز روضه ي كرب و بلا حسن بشود
.
كه نوجوان يتيــمي بناسـت آخر كار
ميان خون بزند دست و پا، حسن بشود

#محمد_قاسمي

"به سينه ي احدي دست رد نخواهي زد"


https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
15:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×844, 167.2 KB
بر جاه و‌جلالش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست
میلاد کریم اهلبیت است امشب
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
15:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
993×993, 172.2 KB
قبله امروز به گهواره او مایل شد
آیه اول کوثر به علی نازل شد

#مجید_تال

@raziolhossein
ش
16:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت


چنان که هر زنی صدیقه ی اطهر نمی گردد
یقینا هرکسی هم سبط پیغمبر نمی گردد

دوباره سوره کوثر به احمد میشود نازل
کسی که مجتبایش میدهند ابتر نمی گردد

شمیم اش هر سحر هوش از سر اهل محل برده
حریف عطر و بویش نافه و عنبر نمی گردد

ولایش کیمیا هست و خودش از کیمیاگرهاست
مس جانم بدون مهر پاکش زر نمی گردد

کریم بن کریم است و وجودش روح کرّمنا
کسی از محضر او دست خالی برنمی گردد

هر آن که با نگاه مهربان او مسلمان شد
بمیرد هم برای لحظه ای کافر نمی گردد

ندارد گنبدی تا جلد بام او شوم اما
پری که وا نشد سوی بقیع اش پر نمی گردد

اگر طعم طواف مرقد او را چشد حاجی
قسم بر کعبه دور کعبه هم دیگر نمی گردد

کسی که هدیه بر او میکند باران چشمش را
یقینا کور فردا وارد محشر نمی گردد

خبر دارد شریک اش قاتل جانش شود لکن
دلش راضی به ترک خانه و همسر نمی گردد

سکوت و درد و داغ و صبر و عمری خون دل خوردن...
به آسانی کسی که محرم مادر نمی گردد

صدای در که می آید دوباره حال آقایم
میان کوچه بدتر میشود بهتر نمی گردد



#علیرضا_خاکساری

yon.ir/cACWV
@raziolhossein
ش
23:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت

مرا مثل یک اَبرِ حیران کشیدند
مرا مثلِ رودی خروشان کشیدند

خدا آفرید و خدا عاشقم کرد
مرا مثل زُلفی پریشان کشیدند

کمی خاکِ تربت کمی آبِ زمزم
گِلم ساختند و پس از آن کشیدند

مرا جان که دادند قلبم علی گفت
مرا در نجف پایِ ایوان کشیدند

علی گفتم و لطف زهرا همانجا
مرا هم گدایِ حسن جان کشیدند
-
سلامِ من امشب سلامِ حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است
-

خدا گفت امشب خدا ، یا حسن جان
که غوغا نموده خدا با حسن جان

مدینه بیا بشنوی تا خودِ صبح
فقط از علی : جانِ بابا حسن جان

ندیده است این خانه شیرین تر از این
پس از این شد افطارِ زهرا حسن جان

پس از این مدینه شلوغ است و بن‌بست
به هرجا که می‌آید آقا حسن جان

جمل از دَم خیمه تا شور او دید
فقط زیر لب گفت مولا حسن جان
-
سلامِ من امشب سلامِ حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است
-

تو آورده‌ای در زمین آسمان را
تو آورده‌ای درکران بی کران را

پیمبر نشان میدهد جلوه‌ات را
ببینید آقای مُلک جنان را

تو میدان بیایی حضور تو کافی است
که دَرهم بدوزی زمین و زمان را

تو و طاویه ؛ مرتضی هست و دُلدُل
چه‌ها میکنی تا بگیری کمان را

پدر اذن داد و پسر تیغ میزد
زدی بر زمین فتنه‌ی بی امان را
-
سلام من امشب سلام حسین است
به زهرا قسم این امام حسین است
-

کسی بارِ اُفتاده را بر ندارد
بجز تو که چون تو پیمبر ندارد

اگر ما برایت حرم هم بسازیم
به جانت قسم این حرم در ندارد

زیاد است اینجا هر آنچه بخواهیم
که معنی در این خانه کمتر ندارد

به یک گام پشتت حسین است و گوید
کسی چون حسینت برادر ندارد

و چندین قدم هم پس از او اباالفضل
که از سینه دستان خود بر ندارد
-
سلام من امشب سلام حسین است
به زهرا قسم این امام حسین است
-

کَرَم در کَرمَ در کَرَم دارد آقا
گدا و گدا هر قدم دارد آقا

چه میشد بگویم به سمت مدینه
پیاده رَوی تاحرم دارد آقا

چه میشد ببینیم زیر رواقش
برای خودش محتشم دارد آقا

از این صحن تا صحن ام‌البنینش
دو صف خادم محترم دارد آقا

از آن صحن تاصحنِ زهرا هم آنجا
پُر از گریه کن پشت هم دارد آقا
-
سلام من امشب سلام حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است

#حسن_لطفی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
23:51
#امام_حسن_مدح

بر شعر زلال شاه بیتی تو حسن
اکسیر قریحه ی کمیتی تو حسن

از بارگهت کسی نگردد مأیوس
والله کریم اهل بیتی تو حسن

#کلامی_زنجانی

https://t.me/joinchat/AAAAADwCbqKTpB6dyjzj4Q
11 June 2017
ش
04:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 110.2 KB
ش
04:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 30.05.2017 01:18:08
#امیر_المومنین_مدح

ای روشنای شمس و قمر یاعلی مدد
معنای رمز و راز سحر یاعلی مدد

ای آیه آیه مصحف جانبخش عاشقی
وَالْعَصر و هَلْ اَتیٰ و زُمَر یاعلی مدد

مدیون توست دین حق از لَیلَةُ الْمَبیت
ای جان به عشق کرده سپر یاعلی مدد

دربین درد و رنج و بلا جمله انبیاء
آوایشان نفر به نفر یاعلی مدد

آدم به رَبَّنا و ظَلَمْنایِ توبه گفت
نام تو ای فلاحِ بشر یاعلی مدد

نوح نبی برای رهایی ز موج غم
می خوانده این دعای ظفر یاعلی مدد

یونس به بطن ماهی از بعد رَبَّنا
گفته فَنَجِّنا زخطر یاعلی مدد

ذکر خلیل حضرت حق بین بُتکده
بوده به ضربه های تَبَر یاعلی مدد

تسبیح صبح و شام ملائک علی علی است
آوای نَبض اَهل نظر،یاعلی مدد

راه گریز من بود آندم که هر کسی
آوا نماید اَیْنَ مَفَرّ ،یاعلی مدد

هرکس قضایی و قَدَری را بود،ولی
ما را تویی قضا و قدَر یاعلی مدد

#مجتبی_تاجیک

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#رمضان

در این ماه رحمت که توّابها
مقیمند در کنج محرابها

ز فُلک نجات الهی همی
نشانی بجویند غرقابها

به وقت سحر، اشک شور، آه تلخ
گرفته‌ است جای شکرخوابها

تضرّع کنانند و «یارب»زنان
همه طفلها، شیخها، شابها

سرشک ندامت ز چشمان خلق
روان است مانند میزابها

دلا، گویمت چیست راه نجات
که آرامی از این تب و تابها؟

بده دستِ خواهش به آنانکه تیز
رهانندت از کام گردابها🔻

به شاهی که لب تشنه جان داد و بود
ز مهریّۀ مادرش، آبها

به آن تشنه ساقی که فردا برند
به لب خشکی‌اش غبطه، سیرابها

به آن شبه احمد که افکنده‌اند
ز ابروی او، طرحِ محرابها

به طفلی که از بوسۀ نوک تیر
فرو شد به خوابی نه چون خوابها

به اصحاب پاکی که مانندشان
نبوده است هرگز در اصحابها

به تکریمِ اینان پذیرد خدای
پذیرد اگر عذر توّابها

به کویش گر این‌ سان روی، سر نهند
به پایت چو درگاه، بوّابها

تو را باب غفران، حسین است و بس
مزن حلقه بیهوده بر بابها

که گویند «ابی الله ان یجری الـ
امورات الا بأسبابها»

#فقیر_تهرانی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:01
#هفدهم_ماه_رمضان


زنی که نامِ علی بود آتشِ جگرش
به من مگوی که او مادر است و من پسرش!

ز همسریّ پیمبر چه افتخار آن را
که بود نزد پیمبر، نفوذیِ پدرش؟

خدا که خار کنارِ گل آفریده به باغ
عجیب نیست که این شد زنِ پیامبرش

از او ستاند مدالش، علی که نفسِ نبی‌است
اگر به فرض، نبی کرده بود مفتخرش

به غیرِ موکبِ او در قفای مرکب او
شتر که دید هزاران مریدِ گاو و خرش؟!

به حکم «حربک حربی» که مصطفی فرمود
جمل، بود اُحُد و اوست هندِ فتنه‌گرش

اگر شهادتِ کفرش ز من قبولت نیست
بخوان به سورۀ تحریم و نصّ معتبرش

بر او، به حکمِ خدا، حدّ قذف واجب بود
حواله کرد نبی با امامِ منتظرش

قبولیِ عمل انبیا به حبّ علیست
از آن ضعیفه چه گویی و فضل و کرّ و فرش؟!

اگر «علیٌّ خیر البشر» فرو خواندی
دگر ز یاد مبر «من أبی فقد کفر»ش

کسی که زخم زبان زد به مادرم زهرا
ـ تو و عقیدۀ تو ـ من نمی‌شوم پسرش

#فقیر_تهرانی
18:06
#هفدهم_ماه_رمضان
#حدیث

⚖مجازاتی که به تاخیر افتاد...




☑️ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ: أَمَا لَوْ قَامَ قَائِمُنَا لَقَدْ رُدَّتْ إِلَيْهِ الْحُمَيْرَاءُ حَتَّى يَجْلِدَهَا الْحَدَّ وَ حَتَّى يَنْتَقِمَ لِابْنَةِ مُحَمَّدٍ فَاطِمَةَ مِنْهَا. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ لِمَ يَجْلِدُهَا الْحَدَّ؟ قَالَ: لِفِرْيَتِهَا عَلَى أُمِّ إِبْرَاهِيمَ. قُلْتُ: فَكَيْفَ أَخَّرَهُ اللَّهُ لِلْقَائِمِ؟ فَقَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً رَحْمَةً وَ بَعَثَ الْقَائِمَ نَقِمَةً.




🔸راوی می‌گوید:
امام باقر علیه السلام فرمود: زمانی که قائمِ ما به پا خیزد، #عایشه را به نزدش می‌آورند تا حد بر او جاری کرده و انتقام دختر پیامبر فاطمه زهرا (علیهماالسلام) را از او بستاند.

عرض کردم: فدایت شوم، برای چه بر او حد جاری کند؟

فرمود: برای نسبت ناروایی که به بانو ماریه همسر پیامبر (علیهماالسلام) داد.

عرض کردم: پس چرا اجرای حد، تا آن زمان به تأخیر می‌افتد؟

فرمود: زیرا خداوند، پیامبر را جلوه‌گاهِ رحمت قرار داد و حضرت مهدی را شمشیرِ #انتقام! [یعنی بر حسب حکمت الاهی، بناست کیفرها توسط امام عصر صورت گیرد، نه پیامبر _صلوات الله علیهما_].


📚علل الشرائع ج2 ص 580 - بحارالانوار ج22 ص242

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
20:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 58.9 KB
چه می گویند در پاسخ ، هواداران آن دینی
که خال المؤمنینش کُشته أُم المؤمنینش را


#سید_علی_احمدی

@Raziolhossein
12 June 2017
ش
03:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 117.5 KB
03:50
#امیرالمؤمنین‌_مدح

ای هست من زهست تو یامرتضی علی
دست خداست دست تو یا مرتضی علی

چشم كسی ندیده به هنگامِ کارزار
یكدفعه هم شكست تو یا مرتضی علی

اوج تمام بال و پر هر پرنده ای
باشد همیشه پست تو یا مرتضی علی

بیچاره دشمنت که به تیغت دو نیم شد
به به؛به ضرب شصت تو یامرتضی علی

مشكل گشای خلقی و حل میشود فقط
كار همه به دست تو یا مرتضی علی

ساقی كوثری و دو دستت پیاله است
هستم خراب و مست تو یا مرتضی علی

#محمد_حسن_بیات_لو

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
18:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_شبهای_قدر

امشب ای خالق یکتا همه را می بخشی
در شب قدر،خدایا همه را می بخشی

ای کریمی که همه ریزه خورخوان توأند
سفره ات هست مهیّا همه را می بخشی

گر چه ما غرق گناهیم ولی از سر لطف
می کنی باز مدارا همه را می بخشی

به علی،احمد و زهرا،به حسین و به حسن
تو،به این حُرمت اَسما همه را می بخشی

مِهر و کینه دو پر و بال عروج دل ماست
به تولّی و تبرّی همه را می بخشی

شیعه ی حیدر و آتش ،چقدَر بی معناست
مطمئنّم که به مولا همه را می بخشی

دست خالی نرود هیچ کسی از این جا
تو در این لیله ی احیا همه را می بخشی

آن قدر لطف و عنایت به همه داری که
نه فقط اهل دعا را همه را می بخشی

یک نفر گر که دعایش به اجابت برسد
شک ندارم که تو یکجا همه را می بخشی

به خدایی تو سوگند که در وقت سحر
وسط گریه و نجوا همه را می بخشی

پر توبه بده تا سوی تو پرواز کنم
تا ببینم که چه زیبا همه را می بخشی

من زمین خورده ام امّا نه شبیه عبّاس
به زمین خوردن سقّا همه را می بخشی

#محمد_فردوسی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:45
#مناجات_شبهای_قدد_امام_زمان


آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است
از دوری تو پاره گریبان شدن بس است

کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست
یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است

یعقوب دیده ام چه قَدَر منتظر شود؟
یعنی مقیم کلبه ی احزان شدن بس است

گریه ،فراق ،گریه ،فراق ،این چه رسمی است؟!
دیگر بس است این همه گریان شدن بس است

موی سپید و بخت سیاه مرا ببین
دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است

تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟!
تا کی اسیر لذّت عصیان شدن؟! بس است

خسته شدم از این همه بازی روزگار
مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است

سرگرم زندگی شدنم را نگاه کن
بر سفره های غیر تو مهمان شدن بس است

یک لحظه هم اجازه ندادی ببینمت
گفتی برو که دست به دامان شدن بس است

باشد قبول می روم امّا دعای تو
در حقّ من برای مسلمان شدن بس است

دست مرا بگیر که عبدی فراری ام
دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است

اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا
دل مردگی و این همه ویران شدن بس است

آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
از داغ هجرت آتش سوزان شدن بس است

#محمد_فردوسی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:46
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


این چشم ها به راه تو بیدارمانده است
چشم انتظارت ازدم افطارمانده است

برخیز و کوله بارمحبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیارمانده است

با توچه کرده ضربه آن تیغ زهردار
مانندفاطمه تنت ازکارمانده است

آنقدر زخم ضربه دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است

آرام ترنفس بکش آرام تربگو
چندین نفس به لحظه دیدارمانده است

ازآن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوزبر در و دیوار مانده است

سی سال رفته است ولی جای آن طناب
بر روی دست و گردنت انگارمانده است

می دانی ای شکسته سرآل هاشمی
تاریخ زنده درپی تکرارمانده است

ازبغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست
باقی آن برای علمدارمانده است

#محسن_عربخالقی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:46
#امیرالمومنین_شهادت


زخمی ام التیام می خواهم
التیام از امام می خواهم

السلام وعلیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم

مستی ام را بیا دوچندان کن
جام می پشت جام می خواهم

گاه گاهی کمی جنون دارم
من جنونی مدام می خواهم

تا بگردم کمی به دور سرت
طوف بیت الحرام می خواهم

لحظه مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام می خواهم

در نجف سینه بی قرار از عشق
گفت لایمکن الفرار از عشق

وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود
باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب (س)
پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد
در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا
در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو
زخم ،مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار
در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت
فرق خورشید خون فشان شده بود

در نجف سینه بیقرار از عشق
گفت "لا یمکن الفرار" از عشق

#حمیدرضا_برقعی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:48
#امیرالمومنین_شهادت

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم
وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم
دیگر خجل نباش تو از روی مادرم
فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا
تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای
پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای
در کوفه های درد مکرر شکسته ای
از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر
این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود
یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود
یادت که هست محسن خود را ندیده بود
یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد
موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد
تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد
مرهم برای این دل پرپر بیاورد
تا خار را ز دیده ی تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده
حالا که استخوان زگلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من
از کوفه های بعد تو و ماجرای من
از بی حسین گشتن من از عزای من
از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند
بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد
گریه برای گودی یک قتلگاه کرد
پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد
نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالسٌ ... نفس مادرم گرفت
سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

#رحمان_نوازی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:48
#امیرالمومنین_شهادت

فغان كه عارفِ مردُم پسند را كُشتند
پناه و ملجأ هر دردمند را كُشتند

علی عدالتِ مَحض است از چه رو؟اين قوم
چنين عدالت بی چون و چند را كُشتند

يقين كه دشمن مستضعفند، اگرنه چرا؟
اُميد و ياور هر مُستمند را كُشتند

گرفته كامِ يتيمان كوفه را تلخی
به كامشان زِ چه رو؟شهد و قند را كُشتند

به كوفه ،بيوه زنان هم اسيرِ سيلِ غمند
كه اَبلهانِ زمان سيل بند را كُشتند

كسی كه بود كلامش ،كلام و پند خدا
نه شخصِ پند دهنده،كه پند را كُشتند

چرا تبسُّمِ اَيتام ،بَر نتابيدند؟
زِ كينه بَر لبشان نوشخند را كُشتند

به كوفه حيدر دُل دُل سوار را كُشتند
علی،يگانه ی دهر و ديار را كُشتند

كسی كه بود وجودش حقيقت تاريخ
اميرِ قافله ی حق شعار را كُشتند

علی عدالتِ محضِ درونِ تاریخ است
چرا عدالتِ کامل عیار را کُشتند ؟

خدای من زِ چه؟شب سيرَتان به ماهِ صيام
به سجده عارفِ شب زنده دار را كُشتند

عجيب بدعت نحسی گذاشتند آن قوم
نخست امام ز هشت و چهار را كُشتند

 #جعفری_زاویه

http://Telegram.me/raziolhossein
18:49
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون
عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویی که بهر گمشدگان شمع راه بود

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
18:50
#امیرالمومنین_مدح

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست
این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است
به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او
پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است
بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد
که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است
تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند
دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست

#محمدحسین_صفاریان

http://Telegram.me/raziolhossein
18:53
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود
شهر بی زهرا که مولا! قابل ماندن نبود

با وضو آمد به قصد لیله الفرقت، علی!
ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود

مسجد کوفه کجا، پشت در کوچه کجا
ضربت کاری که خوردی، یا علی! آن ضربه بود

دور محرابت نمی‌بیند ملائک را مگر؟
با چه رویی دارد این شمشیر می‌آید فرود

کینه‌ای از ذوالفقارت داشت گویی در دلش
تا چنین فرق تو را وا کرد شمشیرِ حسود

رسم شد شق القمر کردن میان کوفیان
از همین شمشیر درس آموخت عاشورا، عمود

در وداعت با حسین اشک تو جاری می‌شود
دیده‌ای گویا از اینجا خیمه‌ها را بین دود

بین فرزندانی اما این حسینت را غریب
می‌کشندش با لبان تشنه در بین دو رود

با یتیمان آمدم پشت سرای زینبت
شیر آوردم پدر جان! دیر آوردم، چه سود؟


#قاسم_صرافان
18:58
#امیرالمومنین_شهادت

غروب میشود امروز از همان سحرش
جهان به غصه نشسته است در غم پدرش...

غمی به چهره ی مرغان شهر پیدا بود
که راه بسته و گردیده اند دور و برش..

گذاشته ست برای یتیم های عرب
به ارث چاه و همه نخل های پر ثمرش

نه تیغ دشمن و نه زخم سر عذابش داد
ز داغ فاطمه خم گشته این چنین کمرش...

علی که خسته ترین فرد روزگار شده.
قسم به صاحب کعبه که رستگار شده...

علی همان که جدا کرد کفر و ایمان را
علی که یک تنه معنی شده ست قرآن را...

اگرچه کار رسالت به دست احمد بود...
ولی بدان که علی شیعه کرده سلمان را...

علی همان که شبانه، به کوچه ها، گمنام
به روی دوش کشیده است نان طفلان را

علی همان که میان رکوع بخشنده است
همان علی که دهد اذن باد و باران را

علی که عزم سفر کرد آسمان غم داشت
زمین چقدر مروت به روی خود کم داشت...

شجاع بوده و یا فاطمه شعارش بود...
غریب بوده و زهرا یگانه یارش بود...

میان غربت کوچه درآن همه آشوب
حسن تمام امیدش به ذولفقارش بود

به شعله ها نظری کرد و بر تن زهرا
که سوخت پشت در و صبر بی قرارش بود...
گره زدند اگر دستهای صبرش را
سپر برای علی سینه ی نگارش بود...

میان بستر و زخمی که بر سرش دارد.....
چه قدر درد ز پهلوی همسرش دارد...

علی به بستر و ثانیه ها که دیر شدند
ببین حسین و حسن را چقدر پیر شدند...

علی و اشک یتیمان کوفه، آنهایی
که از طعام علی عاشقانه سیر شدند....

علی که رفت حسن ماند و دین پیغمبر
اگرچه چند نفر ظاهرا امیر شدند...

اگرچه هیچ اسدالله غیر حیدر نیست
سگان کوفه ببین بعد او چه شیر شدند..

علی که رفت کلام خدا به گریه نشست...
کسا ، مباهله و هل اتی به گریه نشست...

#مهدی_رضایی_آدریانی

http://Telegram.me/raziolhossein
19:01
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

تا بر آن روح دعا، تیغ ز بیداد آمد
«حالتی رفت که محراب به فریاد آمد»

خانۀ دین الهی همه ویران گردید
خرمن شرع نبی یکسره بر باد آمد

طی شد ایّام گرفتاری و بی‌همنفسی
آخر آن طایر قدس از قفس آزاد آمد

دیدگانش به در و منتظر فاطمه بود
تا در آن اوج غریبیش به امداد آمد

گفت سی سال غمش خوردم و آخر دم مرگ
تا کند یار، دل غم‌ زده‌ام شاد، آمد

آنکه با رفتن خویش، از نفس انداخت مرا
بار دیگر چو علی از نفس افتاد، آمد

#علیرضا_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
13 June 2017
ش
03:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 110.5 KB
ش
03:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 13.06.2017 03:27:39
#امیرالمؤمنین‌_شهادت
زبان حال حضرت زینب سلام الله

در دلم آتشی از داغِ تو برپا شده است
بيشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لَخته‌خون بسته ببين چادرِ مادر امشب
قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شيرِ تو نوشيده به من ميخندد
يعنی ای كوفه نشين نوبتِ بابا شده است

باز يك گوشه حسن گرم زبان ميگيرد
باز اين خانه پُر از روضه‌یِ زهرا شده است

ديدم آن روز در آن كوچه‌یِ باريك چه شد
ديدم آن روز كه يك مُشت مُهَيّا شده است
 
وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد
آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح

مي گذرد روز و شب ، زندگي ام با علي
بندة يا هو شدم ، بندة مولا علي
عرش خدا كرده است ، شهر نجف یا علي
فاضل و افضل علي ، علي والا علي
جان علي فاطمه ، هستي زهرا علي
*
بندة بنده نواز ، خاكي بالا نشين
وصلة نعلين او ، نقطة ثقلِ زمين
مالك روز جزا ، حاكم في يوم دين
موقع طوفان كه شد ، گفت خدا اينچنين
نوح ! پريشان نباش ، زود بگو يا علي
*
دست گدا خالي و ، دست كريمان طلاست
بر سر خوان علي ، روزي مهمان طلاست
در نجف مرتضي ، قطرة باران طلاست
شكر خدا بر سرم ، ساية ايوانْ طلاست
عزت امروز علي ، عزت فردا علي
*
ساقي كوثر علي ، نَفْسِ پيمبر علي
زينت نبر علي ، فاتح خيبر علي
از همه بهتر علي ، ظاهر و مظهر علي
يا علي حيدر علي ، يا علي حيدر علي
شيعة حيدر بگو ، يكصد و ده تا علي
*
چشم علي روشن است ، تا قمرش فاطمه است
شكر خدا مي كند ، دور و برش فاطمه است
پشت نكرده به جنگ ، پشت سرش فاطمه است
كِيْ به زمين مي خورد ، تا سپرش فاطمه است
فاطمه وقتي كه رفت ، شد تك و تنها علي

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
13:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


با کوله‌بار نان، شبِ آخر قیام کرد
مردی که هرچه داشت به کف وقف عام کرد

یک در میان جواب سلامش نمی‌رسید
آن که خدا به هر قدم او سلام کرد

هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید
او باز هم مقابل‌شان احترام کرد

از غربتش به قول خودش بس، که روزگار
با مرتضی معاویه را هم کلام کرد

بر دوش اوست چرخش دنیا ولی بر آن
طفلی نشست و حس نشستن به بام کرد

بعد از نماز نافله‌ی شب بلند شد
سمت مدینه فاطمه‌اش را سلام کرد

با این سلام روضه‌ی آخر شروع شد
با خاک‌های چادر زهرا تمام کرد

غمگین‌ترین امیر! الهی که بشکند
دستی که خنده را به لب تو حرام کرد

هفت‌آسمان به جوش و خروش آمده مرو
آن را علی به گوشه‌ای از چشم رام کرد

جای صلات ماذنه با صوت مرتضی
حی علی العزای علی را پیام کرد

بیدار کرد قاتل خود را که حاضرم…
با شوق خویش خون خودش را به جام کرد

تا ضربه خورد عالم و آدم به سر زدند
در عرش و فرش گریه، خواص و عوام کرد

تا ضربه خورد خنده به لب‌های او نشست
گویا به زهر تیغ, عسل را به کام کرد

دستی به روی دوش حسن تا به خانه‌اش
هر کوچه را به خون سرش سرخ فام کرد

درخانه زینب است رهایم دگر کنید
آری رعایت دل او را امام کرد

زهراست کعبه و حجرش زینب است و بس
روی جبین دختر خود استلام کرد

آری رعایت دل زینب سفارش است
وای از دمی که بنت علی رو به شام کرد

آن دختری که سایه‌ی او هم ندیدنی است
چشمان بد به دور و برش ازدحام کرد

یک بی‌حیا که دید کنیزی نمی‌برد
از آل مرتضی طلب یک غلام کرد

#موسی_علیمرادی

http://Telegram.me/raziolhossein
13:17
#مناجات_شبهای_قدر  

بگذار تا بميرم در اين شب الهی 
ورنه دوباره آرم رو روی روسياهی 

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه 
چندان كه باز گردم گيرم ره تباهی

چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما 
دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهی 

گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان 
بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهی 

ای كاش تا توانم بر عهد خود بمانم 
شرمنده‏ ام ز مهدی وز درگهت الهی 

تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم 
چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهی 

من بندگی نكردم با خويش خدعه كردم 
ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی 

با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم 
دانم كه در به رويم وا مي‏كنی به آهی 

ای نازنين نگارا تغيير ده قضا را 
گر تو نمي‏پسندی تقدير كن نگاهی 

دل را تو مي‏كشانی بر عرش مي‏كشانی 
بال ملک كنی پهن از مهر روسياهی 

دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر 
بی عجب و بی تكبّر از راه خيمه گاهی 

امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر 
جان حسين و زينب بر ما بده پناهی

آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب 
از ما مگير او را جان حسن الهی 

در اين شب جدايی در كوی آشنايی 
هستم چنان گدايی در كوی پادشاهی

#محمود_ژولیده

http://Telegram.me/raziolhossein
13:24
#امیرالمومنین_شهادت

دو دیده از غم یارم پر از ستاره کنم
هوای فاطمه کرده دلم چه چاره کنم

بیا به تیغ خود ای خصم دون سرم بشکن
که بعد فاطمه از عمر خویش سیرم من

اگر چه می شکند قلب زار دختر من
بیا که دیده به راهم نشسته همسر من

بیا ببین که چنان مرغ پر شکسته شدم
زبی وفایی این اهل کوفه خسته شدم

بیا که داغ دلم را به جز تو خاتمه نیست
بیا بیا که به مسجد دوباره فاطمه نیست

ببا که فکر جوان مردنش علی را کشت
بیا که یاد کتک خوردنش علی را کشت

زخاطرم نرود قصه در و دیوار
بیا که قصه سیلی دهد مرا آزار

اگر چه تیغ تو لرزه به ماسوا انداخت
غلاف تیغ مغیره مرا زپا انداخت

به تازیانه نگویم دگر چها کردند
زدند و فاطمه ام را زمن جدا کردند

بیا بیا که دگر من غریب و تنهایم
تمام عمر عزادار داغ زهرایم


#حسین_میرزایی

yon.ir/2MkXY
Telegram.me/raziolhossein
ش
13:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#نوحه

بخون نشسته مسجد شد دیدنی سجاده
بیـا تـماشـا زهـرا عـلـی ز پـا افتاده

می رسد از سما بانگ واویلتا

مظلوم علی جان
**

مظلوم عالم ازخون سجاده را می شوید
تا لحـظه های آخر یـا فاطمه می گوید

او به وقت سحر بسته بار سفر

مظلوم علی جان
**
ای وای اگرکه او را در بر بگیرد زینب
با دیـدن بابایش تـرسم بمـیرد زینب

بوسه ها دخترش زد به زخم سرش

مظلوم علی جان
**
هم دیده ها گریان شد هم سفره ها بی نان شد
چرا که غرق در خـون تـمامی قـرآن شـد

آسمان بی قمر کودکان بی پدر

مظلوم علی جان

#سیدمحسن_حسینی

http://Telegram.me/raziolhossein
13:51
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 108.8 KB
13:56
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


به اشک دیده چو گفتم اذان آخر را
شنید کوفه خداحافظی حیدر را

زبسکه خسته از این مردمم، ندارم من
به غیر مرگ به دل آرزوی دیگر را

دگر نبود نیازی به تیغ تو ،دشمن
که داغ فاطمه می کشت آخر حیدر را

حسین من ،حسنم ای همه عزیزانم
دوباره زنده نمایید یاد مادر را

به یاد مادرتان مادری که سیلی خورد
به خانه باز مهیا کنید بستر را

به پای خود بگذارید سوی خانه روم
نخواهم اینکه ببینم سرشک دختر را

خدا کند که در این شهر زینبم دیگر
به روی نیزه نبیند سر برادر را


#حسین_میرزایی

yon.ir/DdJK0
Telegram.me/raziolhossein
14:03
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#نوحه

این سیـنه ی تنـگم از نـالـه افـتاده
بر حال من می گرید مهر و سجاده

واویلا واویلا واویلا ، واویلا
**
خون دل می ریزد از زخم سر من
دارد تـمــاشــا نـمـاز آخــر من

واویلا واویلا واویلا ، واویلا
**
ای مسجد کوفـه بـار سـفر بستم
چشم انتظار زهرای جوان هستم

واویلا واویلا واویلا ، واویلا
**
نیلی شده از آه من ماه کوفه
دیده براهم نشسته چاه کوفه

واویلا واویلا واویلا ، واویلا
**
زینب ببیند اگـر زخـم سـر من
ترسم پیش من بمیرد دختر من

واویلا واویلا واویلا ، واویلا
**
گریان به احوال من تیغ جفا شد
عـلی بـی فاطـمه حاجت روا شد

واویلا واویلا واویلا ، واویلا

#سیدمحسن_حسینی

سبک نوحه⬇⬇⬇
yon.ir/YKHp8
14:08
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم



اى تیغ همیشه بى خبر مى آیى
یك روز به شكل میخ در مى آیى
امروز تو شمشیرى و فردا قطعا
درقالب یك تیر سه پر مى آیى

*

یك مرتبه كم شتاب باشى خوب است
با قاعده با حساب باشى خوب است
فكر دل فاطمه نبودى اما
فكر جگر رباب باشى خوب است

*


اى تیغ همین قَدَر نمى فهمى نه
فرق پدر و پسر نمى فهمى نه
آن روز چه قدر گریه كردم گفتم
زن آمده پشت در،نمى فهمى نه؟

***

ماندم كه چرا تو با غضب مى رفتى
این گونه سوى شاه عرب مى رفتى
آن روز كه میخ بودى اما اى كاش
از پشت در خانه عقب مى رفتى

#علی_زمانیان

yon.ir/v8XJP

Telegram.me/raziolhossein
14:16
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

شام آخر بود و بودم میهمان دخترم
با همه گفتم که این باشد اذان آخرم

کردم از خون سرم موی سپیدم را خضاب
خواستم تا که روم این گونه نزد داورم

تا گذارد مرهمی بر روی زخمم ای خدا
کاش زهرا بود امشب در کنار بسترم

کاش زهرا بود در مسجد که نگذارد عدو
بشکند با تیغ زهرآلوده اش فرق سرم

یک نفر بر فرق من شمشیر زد زهرا ندید
وای بر من زآنچه دیدم بادو چشمان ترم

من که دیدم روز تنهایی چهل نامرد پست
راه را بستند در کوچه به تنها یاورم

قنفذ از سویی ،مغیره می زد از سوی دگر
تا میان کوچه ها نقش زمین شد در برم

او کتک می خورد و می زد لطمه بر رخ زینبم
او پدر می گفت و زینب ناله می زد مادرم

تا نفس دارم همین باشد دعایم زیر لب
بشکند دستی که سیلی زد به روی همسرم


#حسین_میرزایی

yon.ir/ZdKTn
Telegram.me/raziolhossein
14:27
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


وصال فاطمه یک عمر بود خواب و خیالش
دهید مژده اش اکنون، که میرسد به وصالش

به یاد یار غریبش مدام خون جگر خورد
گذشت در غم او، روز و هفته و مه و سالش

اگرچه رفته برون سالها ز شهر مدینه
هنوز خاطره هایش نمیرود ز خیالش

از آن زمان که شکستند استخوان هما را
فتاده است چو پروانه شعله در پر و بالش

گریست عمری و یک تن نگشت یاورش افسوس
کنون که او شده خندان، کنند گریه به حالش

رخش چو قرص قمر داشت جلوه در دل محراب
که تیغ خصم ستمگر شکافت تا به هلالش

طبیب دید حسن گرمِ «یارب» است و به سردی
بگفت: وایِ دلِ او و آرزوی محالش!

نهاد ماهِ فروخفته پا به خانۀ خورشید
ستاره بار شد از شوق، آفتابِ جمالش

همیشه داشت سؤالی ز روگرفتنِ زهرا
نگیرد امشب الهی، علی، جواب سؤالش

سعادت دو جهانت گر آرزوست، فقیرا
مدار دست ز دامان لطف حیدر و آلش

#علیرضا_قاسمی

yon.ir/qcL49

http://Telegram.me/raziolhossein
14:38
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

ای تیغ مرا لبالب از یارب کُن
ای تیغ بیا و راحتم امشب کُن
بشتاب و سرِ مرا شکاف اما باز
رحمی به دلِ سوخته ی زینب کُن


ای تیغ زمان زمانه‌ی نیرنگ است
بشکاف سَرَم که سینه‌ام خون رنگ است
یکبار نشد که سیر رویَش بینم
بشتاب دلم برایِ محسن تنگ است


ای تیغ پَرِ پر زدنش را بزنند
آن مرغ که قیدِ ماندنش را بزنند
ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد
مردی که به پیشِ او زنش را بزنند


امروز نه آن دَم علی از پا اُفتاد
تا خانمِ من زیرِ قدم‌ها اُفتاد
یک شهر برای بُردنم رد میشد
از رویِ دری که رویِ زهرا اُفتاد


ای وای ندیدی که چه دیدم آن روز
او خورد زمین و من بُریدم آن روز
از پهلویِ میخ کوبِ زهرا آن روز
با دستِ خودم میخ کشیدم آن روز

#حسن_لطفی

@raziolhossein
14:41
#امیرالمومنین_مدح


مواجب می برد خورشید از انوار ایوانش
فلک نان می خورد از سفره احسان سلمانش

نرفته دست خالی از درش حتی یهودی هم
به هرکس می رسم نقلی است از لطف فراوانش

پناه آوردم از آتش به زیر سایه ی حیدر
که می بارد تمام لحظه های سال بارانش

کدامین حیدر کرار فرزند ابوطالب
که شان خاندانش گفته حق در آل عمرانش

شهنشاهی که ممسوس است در ذات الوهیت
نگیرم عیب بر قومی که می خوانند یزدانش

رسیدی تا به ایوان نجف تعظیم کن کانجا
به چشم خویش دیدم من خدا را ظل ایوانش

به روز حشر خندان است آن شاعر که مصراعی
به مدح شاه مردان مرتضی دارد به دیوانش

پناه آوردگان کشتی شاه شهیدانیم
همان کشتی که در دستان اصغر هست سکانش

#ابراهیم_روزبهانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_شهادت
#شب_نوزدهم

خوب شد تیغ تو بشکافت سرم را دشمن
هم تو بر آرزوی خویش رسیدی هم من

آمدی دیر چرا چشم براهت بودم
از همان شب که تن فاطمه‌ام گشت کفن

شادی‌ام بود همان دم که توام تیغ زدی
عمر من بود سراسر همه اندوه و محن

ریختی خون کسی را به روی خاک زمین
که دوا ریخت تو را روزِ مریضی به دهن

در همان لحظه که شمشیر تو بالا میرفت
نشنیدی به جنان فاطمه میگفت نزن

رنگت از بیم پریده است چرا میلرزی؟
تا منم زنده تو هستی به پناهم اِیمَن

گر تو با دوست خود دشمنیت بود مدام
دوستی کرده همه عمر علی با دشمن

میفرستم به برت سهم غذای خود را
میکنم بر تو سفارش به حسین و به حسن

مسجد و منبر و ویرانه و چاه و صحرا
هر کجا بود سخن بود ز مظلومی من

مسجد کوفه خموش است چراغش (میثم)
کو علی تا که کند بیت خدا را روشن

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
16:17
In reply to this message
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#زمینه


محراب کوفه لاله گون شده
اشکای پیمبر روون شده
یافاطمه امشب بیا ببین
صورت علی غرق خون شده

یافاطمه با حال زار
بیا با دل بی قرار
رو زخم سر شوهرت
چادر خاکیتو بزار


پهلوشکسته
تویی تو دلدار علی
پهلوشکسته
ببین دل زار علی
پهلو شکسته
بیا به دیدار علی

یامظلوم یاعلی

غم و غصه رو قلبم میشینه
دلشوره من امشب همینه
الهی که زخم سر منو
هرکی میبینه زینب نبینه
.
همه شب و روزاش گذشت
با گریه برا غربتم
طاقت نداره دخترم
خون ببینه رو صورتم

دارم میسوزم
خونه شده عزاخونه
دارم میسوزم
حسن چقدر دلش خونه
دارم میسوزم
حسین من پریشونه

یامظلوم یاعلی

مصیبت دلدار یادم اومد
غم در و دیوار یادم اومد
خون سرشو وقتی که دیدم
خون روی مسمار یادم اومد

یادم اومد اون روزیکه
یه عده کافر اومدن
همسرمو پیش چشام
همگی باهم میزدن

یادم نمیره
به نخل من تبر زدن
یادم نمیره
که خونمو شرر زدن
همسر منرو
دیدم چهل نفر زدن


یامظلوم یاعلی


میدونی که من روسیاهمو
تویی تو فقط تکیه گاهمو
خدارو به خونت قسم میدم
تا اینکه ببخشه گناهمو

تو فقط آرامشم
اینه همه خواهشم
همیشه تو آقام بشی
همیشه غلامت بشم

آقای خوبم
ساکن کربلا حسین
آقای خوبم
منو نکن رها حسین
آقای خوبم
روحی لک الفدا حسین
.
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
16:17
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:28, 207.3 KB
16:26
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


ناله كن اى دل به عزاى على
گريه كن اى ديده براى على

كعبه ز كف داده چو مولود خويش
گشته سيه پوش عزاى على

عمر على عمرۀ مقبوله بود
هر قدمش سعى و صفاى على

ديدۀ زمزم كه پر از اشگ شد
ياد كند، زمزمه‏هاى على

تيغ شهادت سر او را شكافت
كوفه بُوَد، كوه مناى على

عالم امكان شده پر غلغله
چون شده خاموش صداى على

نيست هم آغوش صبا بعد از اين
پيك ظفر بخش لواى على

منبر و محراب كشد انتظار
تا كه زند بوسه به پاى على

ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعاى على

آه كه محروم شد امشب دگر
چشم يتميان ز لقاى على

مانده تهى سفرۀ بيچارگان
منتظر نان و غذاى على

واى امير دو سرا كشته شد
خانۀ غم گشته، سراى على

پيش حسين و حسن و زينبين
خون چكد از فرق هماى على

خواهی اگر ملك دو عالم حسان
از دل و جان باش گداى على

#حبیب_الله_چایچیان

Telegram.me/raziolhossein
16:28
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


گره گشای دو عالم گره به ابرو داشت
تمام عمر پس از فاطمه غم او داشت

شبانه روز علی بود و گریه خون بود
تمام عمر عزای شکسته پهلو داشت

گره ز ابروی مولا فقط شبی وا شد
که تیغ، بین دو ابروی او تکاپو داشت

ندای قد قتل از آسمان کوفه رسید
زمین کوفه زمین لرزه و هیاهو داشت

تمام کینه دشمن به فرق مولا خورد
ولی هنوز علی با خودش دو بازو داشت

و تا حسین و حسن بازوی علی بودند
به کوفه دختر زهرا امان ز هر سو داشت

امان ز بی کسی و بی برادری روزی
که کوفه قصد جسارت به معجر او داشت

تقاص خطبه کوفه به شام اجرا شد
اگر چه قافله هشتاد و چند بانو داشت

مغیره های جدید و غلافهای قدیم
و دست دختر زهرا هنوز نیرو داشت

پیام خطبه شامش به کاخ دشمن گفت:
علی شهید عدالت، زبان حق گو داشت

همینکه رأس حسین از علی تلاوت کرد
شدید بر دهنش خیزران اصابت کرد

#محمود_ژولیده

http://Telegram.me/raziolhossein
16:37
#امیر_المومنین_شهادت


با سلام بی‌جواب و طعنه‌های بین راه
رفت نخلستان که تنها درد دل گوید به چاه
وقت برگشتن به در چشمش فتاد و گفت آه
شد همین جا قامت زهرای من نقش زمین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
بعدِ شمعِ محفلم، زندان من شد منزلم
زنده‌ام سی سال بی دلدارِ خود، وای از دلم
نیشخند قاتل او گشته عمری قاتلم
عاقبت راحت شدم از طعنه‌های آن و این
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
سالها در کنج غربت گفت «زهرا» و گریست
با نفس بیرون بیا ای جان من، جانان که نیست
زندگی در خانۀ بی فاطمه مرگ علیست
آسمان بودم ولی داغش مرا زد بر زمین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
گشته دنیا چون قفس، من طایر پربسته ام
از سرِ من هست خونین‌تر، دلِ بشکسته ام
مردم از من خسته‌اند و من ز مردم خسته‌ام
کن خلاصم از خلایق یا اله العالمین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
نور چشمم زینبم ای آبروی عالمین
جان بابا کم کن از این اشک و آه و شور و شین
نه منم نه مادرت، جان تو و جان حسین
مادری کن بهر او زین پس تو با ام البنین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
در دلِ مقتل حسینم دست و پاها میزند
ناله‌ها با یاد جسمِ ارباََ اربا میزند
خواهرش از دور، بانگ واعلیّا میزند
سنگ و تیر و نیزه گردد پاسخ هل من معین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
تا حسین جان در بدن دارد بمان در خیمه‌ها
چون حیا دارد که آید خیمه شمر بیحیا
یاد کن آنجا که مادر بود زیر دست و پا
پیش چشمم گشت هتک حرمت آن نازنین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
*
در زمین کربلا یک‌روزه پیرت میکنند
پس گرفتارِ بلایی بی‌نظیرت میکنند
در همین شهری که محبوبی، اسیرت میکنند
آخر ای پرده نشین روزی شوی ناقه نشین
فدای غصه هایت یا امیرالمؤمنین
***

#علیرضا_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
16:37
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 114.4 KB
16:48
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#زمینه

آه حسرت از زمین خیزد
از سر حیدر خون دل ریزد

میرسد از بین محراب/ ناله و زمزمه
از جنان آید صدای/گریه فاطمه

شده غرق خون ز جفا علی
علی یاعلی علی یاعلی

بند دوم

کی میگیره چشم زهرارو
نبینه تیغ و فرق مولارو

صورت مظلوم عالم /غرق خون شد ولی
زیر لب فزت و رب /الکعبه گوید علی

شده راحت از دنیاعلی
علی یاعلی علی یاعلی

بند سوم:

کی میدونه کِی علی جون داد
روزیکه زهراش پشت در افتاد

روزیکه دستاشو بستند/قُتِلَ المُرتضی
دست زهراشو شکستند /قتل المرتضی

قاتل علی دو نشانه بود
ضربه سیلی و تازیانه بود

علی یاعلی علی یاعلی

#محمدعلی_قاسمی(خادم)


http://Telegram.me/raziolhossein
16:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:42, 98.9 KB
ش
17:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


او که از غصه‌ی ایتام دو چشم تر داشت
آخرین کیسه‌ی نان و رطبش را برداشت

و به هر خانه که جا داشت یتیمی، در زد
به مسلمان و مسیحی و یهودی سر زد

لب ایتام پر از ذکر پدر جان شده بود
باز هم مرکب بازی یتیمان شده بود

سخنش بوی خداحافظی آخر داشت
شوق دیدار رخ فاطمه را در سر داشت

با دل غمزده لبخند به دنیا زد و رفت
حیف شد... مثل نسیم سحری آمد و رفت

بگذر از چشم تر و بغض گلوگیر علی
بگذر از قصه‌ی نان و نمک و شیر علی

گرچه ارکان هدی گشته دگرگون امشب *
بگذر از غصه‌ی محراب پر از خون امشب

بگذر از تیزی تیغ و غم شقّ القمرش
بگذر از روضه‌ی آلوده به زهر و اثرش

آه... این تیغ که از زهر سراسر تر بود
دردش از درد لگد بر تنِ در کمتر بود

گرچه یک عمر علی داغ به دل داشت،‌ ولی
بگذر از داغ کتک خوردن ناموس علی

روضه‌ی فاطمه خود عالم دیگر دارد
مجلس ما به دل امشب غم دیگر دارد

ناله اش خون به دل اهل جهان خواهد کرد
اگر از کوفه بپرسید بیان خواهد کرد

او یکی بود و برایش بدلی نیست که نیست
ای یتیمان! پدری مثل علی نیست که نیست

او که صد لشکر کفر از سخنش می‌لرزید
آه... با آه یتیمی بدنش می‌لرزید

آری از دید ِ علی بچه نوازش دارد
زندگی وقف یتیمان شود ارزش دارد

او که بوده غم ایتام جهان تاب و تبش
زنده ماندند یتیمان همه از نان شبش

کاش در شام یتیمان خودش را می‌دید
نوه‌ی فاطمه و جان خودش را می‌دید

در نبودش، عوض ِدادن ِ مرهم به یتیم
شد عبادت زدن سیلی محکم به یتیم!

دختری که وسط هلهله ها جا خورده
سیلی سرخ، سپیدی رخش را برده

کاش می‌دید علی، دسته گلش پرپر شد
دختری در وسط معرکه بی‌یاور شد

پدرش رفت... عمو رفت... برادر هم رفت
تا که تنهاتر و تنهاتر و تنهاتر شد

دست سنگین کسی آمد و بر صورت خورد
گوشواره سبب گریه‌ی انگشتر شد

صحبت از بردن و غارت شدنش نیست، ولی
دل ما شعله ور از سوختن معجر شد


#حامد_تجری

http://Telegram.me/raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#زمینه

قد قتل المرتضی سید الوصیین
قد قتل المرتضی امام المتقین
قد قتل المرتضی امیرالمومنین

میریزه خون جگر روی صورت علی
واویلا
فاطمه میسوزه از غم غربت علی
واویلا
شکسته تو خونه خدا حرمت علی
واویلا

واااویلاااا...یاعلی یاعلی یاحیدر۳

بند دوم

فاطمه در جنان با اشک و آه و زاری
می زنه بر صورت و داره بی قراری
میگه علی جان سر از سجده بر نداری

ببین چه جوری دلم شده غرق واهمه
واویلا
با ذکر ام یجیب دارم بر تو زمزمه
واویلا
سرت رو از سجده بر ندار جان فاطمه
واویلا

وااویلاااا یاعلی یاعلی یاحیدر۳

بند سوم

باخون سر روی محراب غم نوشته
که قاتل حیدر است قصه گذشته
میخ درو زخم سینه علیرو کشته

یادش نمیره رو چشم زهرا نشانه بود
واویلا
یادش نمیره مغیره و تازیانه بود
واویلا
یادش نمیره که ضربه ها وحشیانه بود واویلا

واویلاااا یاعلی یاعلی یاحیدر۳

بند چهارم

زخم مرا ببندید که قلبم غمینه
سرم شکسته ولی غصه ام همینه
فرق شکسته ام رو زینبم نبینه

یه روز میبینه تنای در خون کشیده رو
واویلا
یه روز میبینه سرای از تن بریده رو واویلا
یه روز میبینه اسیری و اشک و دیده رو
واویلا

واویلا ...یاعلی یاعلی یامظلوم۳


#محمدعلی_قاسمی(خادم)


http://Telegram.me/raziolhossein
17:08
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:03, 148.4 KB
17:22
#امیرالمومنین_شهادت
#زمزمه
#واحد


به سر آمد انتظار علی سر رسیده شبِ درد و هجرانم
مدارا کن با من ای کوفه یک شب دیگر بر تو مهمانم

بر احوال فاتح خیبر اشک غم ریزد دیده ی محراب
پس از عمری چشم بیدارم همچو بخت علی می رود در خواب

دل تنگم ناله سر داده
خداحافظ مهر و سجاده

بند دوم

دل شب ها تا به وقتِ سحر شاهد اشکم ماه کوفه شده
ندارم کس در همه عالم مَحرم رازم چاه کوفه شده

شد از دود آه سینه ی من آن چنان روی آسمان نیلی
ز پیش چشم تَرم گل چین لاله ی من را چیده با سیلی

دل تنگم ناله سر داده
خداحافظ مهر و سجاده

بند سوم

خودم دیدم تیر غصه و غم سینه ی یارم را نشانه گرفت
به جای لبهای پیغمبر بوسه از دستش، تازیانه گرفت

کجایی ای یار تنهایم تا ز کارِ علی، عقده بگشایی
کجایی ای سوره ی کوثر ساقی کوثر، شد تماشایی

کجایی ای مهربان من
عزیز قامت کمان من

http://Telegram.me/raziolhossein
17:23
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:04, 149.2 KB
17:27
#امیرالمومنین_مدح

علی روح عشق ومرام منه
علی رهبروهم امام منه
صفای قعودوقیام منه
علی ماه وبدرتمام منه

دلم باولای توشدمنجلی
علی یاعلی علی یاعلی علی یاعلی

بند دوم:

گدایم گدایم گدای علی
همه هستی من فدای علی
نفس می کشم من برای علی
فقط زنده ام باصدای علی

وجودمراآبی هم گلی
علی یاعلی یاعلی یاعلی یاعلی

بند سوم:

گدای توای ساقی کوثرم
امیدمنی وتویی دلبرم
غلام توبودن زیادازسرم
گدای غلام شماقنبرم

دم هردمم مرتضی یاعلی

علی یاعلی یاعلی یاعلی یاعلی


همیشه بودبرلب این زمزمه
فدای امیددل فاطمه
توراجان زهراشه لافتی
بدرددل مابده خاتمه

توحلال غمهاوهرمشکلی
علی یاعلی یاعلی یاعلی یاعلی


#محمدخرم_فر


Telegram.me/raziolhossein
17:27
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:34, 80.9 KB
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بستر

دلت هوای اجل کرده نیمه جانی تو
در انتظار و هوایی آسمانی تو

بیا بگیر ز اسم خودت مدد ، برخیز
هنوز هم که هنوز است ، پهلوانی تو

امان ازین همه غربت به تازگی مَردم
شده است باورشان که نمازخوانی تو

چه قدر دل نگرانی برای قاتل خود
فدای این همه لطفت ، چه مهربانی تو

گرفته صبر مرا ، رنگ چهره زردت
بهار من چه شده زخمی ِ خزانی تو

دوباره فاطمه یا فاطمه است روی لبت
به یاد محسن و مادر چه بی امانی تو

سر شکسته نکرده است رو به قبله تو را
شهید روضه زهرای قد کمانی تو

شبیه مادرمان فاطمه دم رفتن
برای پیکر صد پاره روضه خوانی تو

امان از آن سر بر نیزه ، وای از گودال
امان ز کوفه و زینب ، اگر نمانی تو

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
18:34
#امیرالمومنین_شهادت
#نوحه
#شب_نوزدهم

آید آوای کوفه
وای از غم های کوفه
تا ابرو شکسته شد
فرق مولای کوفه

شد غرق به خون
سرتاپا علی
مظلوم یاعلی مظلوم

مظلوم یاعلی ۳

آتش بر دلها افتاد
در جنان زهرا افتاد
بر روی خاک محراب
با صورت مولا افتاد

آمد از سما
بانگ یاعلی
مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی

مظلوم یاعلی۳

بند سوم

دخت علی منتظر
امشب نَنشیند ای کاش.
زخم سر بابا را
زینب نبیند ای کاش

بر روی لبش
واویلا علی
مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی

مظلوم یاعلی۳

بند چهارم:

حسن مضطر افتاده
بی بال و پر افتاده
فرق بابا را دیده
یاد مادر افتاده

یاد فاطمه
گرید باعلی
مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی

مظلوم یاعلی۳

#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
18:34
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:47, 109.9 KB
ش
19:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×1000, 99.7 KB
جهت سهولت و دسترسی آسانتر به اشعار مورد نظر این شبها میتوانید از #هشتگ های زیر استفاده نمائید

#امیرالمومنین_شهادت
#امیرالمومنین_مدح
#شب_نوزدهم
#مناجات_شبهای_قدر

التماس دعا🌷

@raziolhossein
ش
20:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_شب_قدر


سفره دار خدا امام زمان
دگر امشب بیا امام زمان

شب قدر است هر کجا هستی
التماسِ دعا امام زمان

منکه امشب به یادِ تو هستم
یاد کن پس مرا امام زمان

دست بر دامنت اگر نرنم
بروم پس کجا؟ امام زمان

آمدم آشتی دهی من را
باخودت، با خدا امام زمان

کاش قرآن به سر بگیرم من
یک شبِ قدر با امام زمان

جای دوری نمی رود که کنی
گوشه چشمی به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزای علی
با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقدیرِ من بیا بنویس
یک سفر کربلا امام زمان

#علی_صالحی
.

http://Telegram.me/raziolhossein
14 June 2017
ش
14:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×900, 106.1 KB
نشد هرگز به دنیا نرم آن مولا دلِ قُرصش
به روغن رو نداد آخر لبِ خشکیده ی نانش

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
15 June 2017
ش
02:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امیرالمومنین_شهادت
#بستر_بیماری


کنار من ، صدف دیده پر گهر نکنید
به پیش چشم یتیمان ، پدر پدر نکنید

توان دیدن اشک یتیم در من نیست
نثار خرمن جان علی ، شرر نکنید

اگر چه قاتل من کرده سخت بی ‌مهری
به چشم خشم ، به مهمان من نظر نکنید

اگر چه بال و پرکودکان کوفه شکست
شما چو مرغ ، سر خود به زیر پر نکنید

از آن خرابه که شب ‌ها گذرگه من بود
بدون سفره ی خرما و نان گذر نکنید

به پیرمرد جذامی سلام من ببرید
ولی ز مرگ من او را شما خبر نکنید

#حاج_علی_انسانی

Telegram.me/raziolhossein
02:30
#امیرالمومنین_شهادت


اگرچه زخم به فرقش سه روز منزل داشت
علی جراحت سر را همیشه در دل داشت

نه پنج سال خلافت، که پیش از آن هم نیز
دلی به سینه چنان مرغ نیم بسمل داشت

دمی که آینهٔ آب چاه را می‌دید
هزار حنجره فریاد در مقابل داشت

بلند دست کریمش ز دیده پنهان بود
چو بوته‌ای که در آغوش خاک حاصل داشت

به نخل عاطفه اش دست هیچ کس نرسید
به ذره چون دل خورشید، مِهر کامل داشت

اگر شبانه به اطعام سائلان می‌رفت
-به جان فاطمه- شرم از نگاه سائل داشت

پس از شهادت زهرا، علی ز عمق وجود
همیشه در دل خود انتظار قاتل داشت

#غلامرضا_شکوهی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
15:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#عامیانه


عاميانه اي براي اميرالمؤمنين عليه السّلام
از زبان يتيمهاي كوفه

رو لباي ما يتيما بعد از اين
حتّي يه ثانيه لبخند نمياد
كاش ميشد خون ماهارَم بريزن
حالا كه خون سرش بند نمياد
---------------------------
اي خدا كاشكي طبيب شهرمون
كاري واسه اين جراحــت بكنه
كاش نگه به پسر بزرگترش
بگــيد آقاتــون وصيّت بكنه
----------------------------
دره خونه ش ميشينيم گريه كنون
كاسه هاي شير توي دستامونه
به حسن با گريه ميگيم آقاجون
شنيديم ، شير دواي بابامونه !!!
-----------------------------
باچشاي غرق اشك و خون حسين
ميگه بسّه بچه ها ديگه پـاشين
انگاري كه با نگاش به ما ميگه
كاشكي بَعدَنم همينجوري باشين
-----------------------------
امّا...
بعضي از همين يتيما كه حالا
به نشستن دم اين خونه خُـوشن
واسه چند تا قطره آب تو كربلا
بچّه ي شيرخوارشونـم ميكُشن

#محمد_قاسمي

http://Telegram.me/raziolhossein
15:20
#امیرالمومنین_مدح

ای آبروی هر دو جهان يا علی مدد
فرياد ذوالفقار زمان يا علی مدد

ای لنگر سفينه ی آدم و هستی اش
ای ناخدای كشتی جان يا علی مدد

رو بر خدا و چشم به مهر تو بسته ايم
ای ناجیِ قيامت مان يا علی مدد

مولای من آقای من امام من علی ست
سلطان شيعيان جهان يا علی مدد

حق را به نام نامیِّ تو سكّه می زنند
ای والی بهشت جنان يا علی مدد

لغزيده پای امت اگر در سراب خويش
ما را به عافيت برسان يا علی مدد

پيوند اشتياق تو در سينه های ما
آقا كرانه تا به كران يا علی مدد

هر كس شود فدايی علی مقدس است
شيرخدای روز عيان يا علی مدد

ما را به لحظه های عبور از صراط دوست
ياری كنی به قفل دهان يا علی مدد

هر آرزو به مقصد و منزل نمی رسد
الا به ذكر " ياعلی " به زبان يا علی مدد

ای ساقی پياله ی كوثر به حق عشق
ادركنی ای اميد كسان ؛ يا علی مدد

آوای يا علیِ تو ميراث همدلی
ای آبروی اهل اذان يا علی مدد

#حامد_فروغی

http://Telegram.me/raziolhossein
15:20
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم

خون تو می چکد از عمق شکاف سر تو
خون دل میخورد امشب به خدا دختر تو

گر چه با پارچه ای زخم سرت را بستم
می کند آب مرا سرخی پلک تر تو

تو نفس میکشی و من زنفس می افتم
حق بده جان بدهم پای همین بستر تو

چادر خاکی مادر به سر انداخته ام
که شده شمع وجودم همه خاکستر تو

استخوان درگلویت خار به چشمت مانده
از همان روز که افتاد زمین همسر تو

هیبت حیدری تو همه را می لرزاند
ولی حالا چه قدر زرد شده پیکر تو

جان من آه مکش که جگرم می سوزد
صحبتی کن به فدای سخن آخر تو

دم آخر به حسینت چه وصیت کردی؟
گفتی با گریه : فدای بدن پرپر تو

ماجرا چیست که اینگونه به من میگویی
دخترم چشم طمع هست برآن معجر تو

#محمدحسن_بیاتلو

http://Telegram.me/raziolhossein
15:20
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم

كوفه امشب چه ساكت و سرد است
كوفه امشب چقدر پُر درد است

كوفه امشب نميرود در خواب
كوفه گرچه عجيب نامرد است

چشمهايِ يتيمها پُر خون
سر راهِ امير شبگرد است

كاسه ها خالي است از شير و
چهره از فرط گريه ها زرد است

آه مادر ، غريب، امشب عليست
نانِ ما را پدر نياورده ست

نذر دارم كه بي پدر نشوم
من يتيمم يتيم تر نشوم

پيرمردي كه ميرسد اينجا
مو سفيدي كه در دلِ شبها

روي دوشش هميشه زخمي بود
ردّي از بار ِ كيسه ي خرما

در كنار تنور نان ميپخت
خنده اش ميزُدود غمها را

جاي بازيِ ما به دامن او
پهلواني كه بود مركب ما

آه مادر بگو كجا رفته؟
آي بابا دلم گرفته بيا

چهره اش بين خانه ديدن داشت
حرفهاي دلش شنيدن داشت

گفت با ما كه طعنه ها نزنيد
دستِ رد بر من و خدا نزنيد

گريه ميكرد و زير لب ميگفت
كه نمك روي زخم ما نزنيد

روزگاري يتيم اگر ديديد
خنده بر داغدارها نزنيد

پيش چشمان دختري كوچك
سنگها را به نيزه ها نزنيد

سر ِ زنجير را به هر طرف نكشيد
عمه اش را به ناسزا نزنيد

از سر بامهايتان آن روز
شعله بر معجر حيا نزنيد

گر نوازش نميكنيد او را
چنگ از پشت، بي هوا نزنيد

خواهشي دارم اين دم آخر
طفل را زير دست و پا نزنيد

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
15:20
#امیرالمومنین_شهادت

هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی
چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی

چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حق‌شناس
ماند در آیینه سیمای درخشان علی

از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟
یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی

گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت
همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی

چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق
آبرویش مایه دارد از نمکدان علی

از دهانی بر دهانی می‌رود چون بوی گل
قصهٔ از گوش‌های خَلْق پنهانِ علی

در میان آید اگر پای عدالت می‌نهد
داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی

پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد
چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی

کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را
با هزاران خون دل، پرورده دامان علی

در کویر خاک، باغ لاله پوش کربلا
هست چشم انداز سبزی از گلستان علی

کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد
هست یعنی کعبه هم از سینه چاکان علی!

نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق
تا نشانی باشد از زخم نمایان علی

ای غم! از درد علی، بویی نیاوردی به دست
عودسان هر چند عمری سوختی جان علی

نالهٔ مجروح دارد ساز غم، امشب مگر
خورده زخم از ناترازان فرق میزان علی؟

داده بود انگشتری را بر گدای دیگری
داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی

در میان تنگ‌دستی‌ها، شهادت مرده بود
گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی

کی شهادت با علی یک‌دم جدایی داشته‌ست؟
بوده این مسکین تمام عمر، مهمان علی!

با شهادت از رگ گردن علی نزدیک‌تر
او در این حسرت که بیند روی تابان علی

نیست چندان اعتباری گوهر جان را، «فرید»!
تا بگویم ای سر و جانم به قربان علی

#قادر_طهماسبی



http://Telegram.me/raziolhossein
15:30
#امیرالمومنین_شهادت
#زمینه

زبان حال امیرالمومنین علیه السلام با حضرت زینب سلام الله علیها


دخترم چرا زار و حزینی
تو با غم و غصه هم نشینی
برو از کنارم زینب من
جون دادن بابارو نبینی

میسوزم و آه می کشم
اینه همه خواهشم
دعا کن مثه مادرت
بمیرمو راحت بشم

زینب دعا کن
که اجل از را برسه
زینب دعا کن
تا مرگ بابا برسه
الهی امشب
علی به زهرا برسه

یامظلوم یاعلی....

بند دوم

دخترم گل پرپرو دیدی
خون رو دیوار و درو دیدی
برات بمیرم مثل من توهم
کتک خوردن مادرو دیدی

یادته آتیشِ درو
پروانه شد خاکسترو
میلرزیدی و میدیدی
دارن میزنن مادرو

یادته زینب
آتیش و دود همهمه
یادته زینب
مادرتو زدن همه
زدن غلافو
بازوش ورم کرد فاطمه

یامظلوم یاعلی

بند سوم:

باید که باغم آشنا بشی
آمادهء کرببلا بشی
اصلا باورت میشه دخترم
یه روز از حسینت جدا بشی

تو کربلا داداشِ تو
تو لحظه های آخرش
میفته تو گودال حسین
دشمن میاد بالا سرش

براش بمیرم
غریییب گیر میارنش
براش بمیرم
برای نیزه خوردنش
براش بمیرم
اسبا میرن روی تنش

یامظلوم یا حسین...

بند چهارم:

ریزه خوره شاه کرم شدم
نوکرش شدم محترم شدم
شب جمعه و شب قدر اومد
بازم هوایی حرم شدم

دلم دوتا حاجت فقط
میخواد از خدا این شبا
یه زیارت نجفو
یه زیارت کربلا

آقای خوبم
منو رها نکن حسین
آقای خوبم
ساکن کربلا حسین
آقای خوبم
روحی لک الفدا حسین

اربابم یاحسین...

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
15:30
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:30, 210.0 KB
15:31
#امیرالمومنین_شهادت


جبریل در این سمت بستر اشک می ریزد
آن سمت بستر هم پیمبر اشک می ریزد

زهرا نبود امشب کنار بچه های خود
ام البنین پس جای مادر اشک می ریزد

داغ پدر خیلی برای دختران سخت است
پس بیشتر از هرکه دختر اشک می ریزد

ميخواست تا بابا نبیند اشک هایش را
پس دخترش در زیر معجر اشک می ریزد

اشکی که دخترهاش میریزند جای خود
اما حسن یکجور دیگر اشک می ریزد

چشم دو عالم اشک ریزان حسین است و...
چشم حسین از داغ حیدر اشک می ریزد

سقای دشت کربلا مثل حسین امشب
در ماتم ساقی کوثر اشک می ریزد

قنبر بجای نوکران امشب کنارش هست
پس جای ما هم چشم قنبر اشک می ریزد

از عرش سیل اشک در عالم سرازیر است
بهر علی عالم سراسر اشک می ریزد

چشمی که گریان علی و بچه هایش نیست
از روی حسرت روز محشر اشک می ریزد

#آرش_براری

http://Telegram.me/raziolhossein
15:34
#امیرالمومنین_شهادت

مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد
سالیانی‌ست که در دل غم زهرا دارد

روضهٔ فاطمه یک روضهٔ معمولی نیست
شرح دوران غريبی‌ست که مولا دارد

شرح قومی‌ست که در موعد ياری امام
جای لبيک، فقط شايد و اما دارد

قصهٔ‌ مردم بیعت‌شکن است این روضه
خون اگر گريه کند چشم زمان، جا دارد

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟
آه با چاه خدایا! چه سخن‌ها دارد

بعد يک عمر غم خانه‌نشينی، حالا
غم بدعهدی دنیا طلبان را دارد

این یکی در طلب بردن بیت المال است
آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است
این طرف فتنهٔ جهل است که غوغا دارد

بی‌وفایی کمر کوه وفا را خم کرد
داغ‌ها بر جگر از مردم دنیا دارد

می‌رود با غم سی سال غریبی اما
جگری شعله‌ور از قصهٔ‌ فردا دارد

آه کوفه‌ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه
نیزه‌ای در وسط شهر تماشا دارد

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
15:47
#امیرالمومنین_شهادت
#زمینه
#بیست_و_یکم


از اشک و خون دیده ها دریاست
شب دیدارِ علی و زهراست

فاطمه چشم انتظاره
زینبش بی قرار
مرتضی در احتضاره
آسمون خون ببیار

شده نالهء
همه واعلی
علی یاعلی علی یاعلی

بند دوم:

عمر مولا رو به اتمامه
کاسه های شیر دست ایتامه


از درو دیوار کوفه
اشک غم جاریه
هر یتیم یک گوشه گرمه
گریه و زاریه

ناله میزنن
ابتا علی
علی یاعلی علی یاعلی

بند سوم

ام کلثوم با دو چشم تر
زینب کبری می زند بر سر

حالا که گریونه دورش
این همه محرمه
وای از اون روزیکه گریه اش
بین نا محرمه

زینب و غمِ
کربلا علی
علی یاعلی علی یاعلی

بند چهارم:

پیش بابا بنشین امشب
گریه کمتر کن دخترم زینب

این اشک و این ناله رو بگذار
برای بینِ کوچه و بازار

میزنن بر روی نیزه
سر آب آورو
همهء سرهارو حتی
سر شش ماهه رو

مادی میگه
لالایی علی

علی یاعلی علی یاعلی

#محمدعلی_قاسمی(خادم)

http://Telegram.me/raziolhossein
15:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:43, 102.9 KB
15:49
#امیرالمومنین_شهادت

زینب و اشکی که می ریزد برای بی کسی
در قنوت خود گرفته ربّنای بی کسی

کوفه امشب شاهد مظلومیت های علی ست
سال ها خونین جگر شد در عزای بی کسی

مرتضی ع سی سال بعد از فاطمه س غربت کشید
بود پشت ردّ پایش ردّ پای بی کسی

لیله ی قدر علی ع دیدار روی فاطمه ست
خواست تا پایان بگیرد روزهای بی کسی

لب به روضه می گشاید زخم ها دارد به دل
از حسین ع و از تمام ماجرای بی کسی

با یتیمان یک به یک اتمام حجت می کند
می شود زینب س همینجا همصدای بی کسی

آه اینجا دخترم را سنگباران می کنند
تا که بر می گردد از کرببلای بی کسی

قوتم را می برد چشمان بی حال حسین ع
غرق باران می شوم با یاد گودال حسین ع

#اسماعیل_شبرنگ

http://Telegram.me/raziolhossein
15:52
#امیرالمومنین_شهادت

ردّ خونابه ی شق القمری می بیند
بر جبین پدر از خون اثری می بیند

دختری غمزده همراه برادرهایش
بین بستر پدر خون جگری میبیند

چشم در چشم برادر که میندازد، آه ...
بین چشمان ترش، چشم تری می بیند

پدرش را به خدا می سپرد وقتی که
به تن او رمق مختصری می بیند

با سراسیمگی از صبر سخن میگوید
این زن صابره وقتی شرری میبیند
...
"سالها میگذرد حادثه ها می آید"
ناگهان بر سر یک نیزه سری می بیند

حرص سوغات میفتد به دل یک لشکر
دختران را وسط دردسری می بیند

نه برادر به برش مانده نه مادر نه پدر
پشت هر داغ، غم بیشتری می بیند
...
مادری میرسد از عرش و میان گودال
تن غارت شده ای از پسری میبیند ...

#سجاد_شاکری

http://Telegram.me/raziolhossein
15:54
‍ ‍ #امیرالمومنین_شهادت


آن حاکمی که یاد فقیران کشورش
ناخفته سیر، یک شب از آن خشک نان، یکیست

شاهی که داشت شوق یتیمی، رعیتش
تا باشدش چو او پدری مهربان، یکیست

آن محور ثبات عوالم که در عزاش
رفت از قرار، ارض و سما هردوان، یکیست

آن مایۀ فراغت جانها که در غمش
از ساکنان چرخ برآمد فغان، یکیست

آن اسوۀ فتوت و رادی که میکند
با قاتلش معاملۀ میهمان، یکیست...

#علیرضا_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
15:55
#امیرالمومنین_مدح

خدا مرا ز ولای علی جدا نکند
من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند

به آنچه در حق من می‌کند خوشم اما
خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد
نمی‌شود که نگاهی به آشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می‌کند اقرار
دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد
اگر اشاره به دست گره‌گشا نکند

سزد به حضرت او منصب ید اللّهی
که غیر او گره از کار خلق وا نکند

مرا حواله به لعل لب مسیح مده
که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قَدَر اَندر این لیالی قَدْر
مرا به هجر تو این قَدْر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت
که کشتۀ تو دمی فکر خونبها نکند

#محمدعلی_مجاهدی

http://Telegram.me/raziolhossein
16:06
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم
#زمینه


هیچ کی نمیدونه عمرم گذشت چجوری
چها کشیدم پس از فاطمه ز دوری
خون جگر خوردمو نمودم صبوری


صبرتُ و فی العین قذی فی الحلق شجی
واویلا
صبرتُ فی هجر سیدی ختم الانبیا
واویلا
صبرتُ فی فقد فاطمه ام ابیها
واویلا

واویلا...یاعلی یاعلی یامظلوم

بند دوم

رشته عمر من بعد زهرا گسسته
فاطمه چشم انتظارم امشب نشسته
میرم به دیدن یار پهلو شکسته

اگه هنوزم کبود باشه روی فاطمه
واویلا
اگه هنوز خسته باشه پهلوی فاطمه
واویلا
اگه هنوز زخمی باشه بازوی فاطمه
واویلا

واویلا یاعلی یاعلی یاحیدر

گریه نکن دخترم که جان میسپارم
گریه نکن طاقت اشکتو ندارم
خودم برا روضه های تو غصه دارم

یه روز میبینی اسارت از شام به کربلا
واویلا
میبرت بین کوچه ها تو ملا عام
واویلا
امان ز پیشانی تو سنگ روی بام
واویلا

واویلا....

#محمدعلی_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
16:06
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:07, 157.1 KB
ش
16:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم
#زمینه

بند۱

آخر به این فراق ما خاتمه اومد امشب
کنار بسترت علی فاطمه اومد امشب

تورو نگاه میکنم و من پره دردم امشب
برای زخم سر تو مرهم آوردم امشب

خدا میدونه که چقدر ناله زدم تو مسجد
ای کاش بودم تا سپر تو میشدم تو مسجد

کاشکه دوباره همسرت
جای تو امروز میمرد
شمشیر قاتلت علی
به قلب زهرا میخورد


مظلوم عالم یاعلی

بند۲

تو از غمت بگو برام منم بگم برا تو
تو گریه کن برای من گریه کنم براتو

شکر خدا شد جون من فدای مظلومیِت
من گریه میکنم علی برای مظلومیِت

تو گریه کن به یاد اون دم که شکست آینه ام
ببین علی هنوز داره خون میریزه از سینه ام

هنوزم از فشار در
پهلو شکسته هستم
هنوزم از ضرب غلاف
بالا نمیره دستم

مظلوم عالم یاعلی

بند۳

از اون همه جور و جفا بگو که گفتی یا نه
با زینبت از کربلا بگو که گفتی یانه

گفتی براش که غرق خون میبینه نور عینو
با لب تشنه میکشن جلو چشاش حسینو

وقتی تو گوداله حسین بگو باحال زارش
غصه نخور مادر میاد تو قتگاه کنارش


داداشتو میکشنو
خیمه ها عارت میشه
میبرنت اسیریو
بهت جسارت جسارت


#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
16:27
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:31, 179.2 KB
ش
17:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم


فـرق مــرا تــو طــاقـت دیــدن نداشتـی
هجده سـر بـریـده ببینـی چـه می کنی

اینجـا همه بـه گریه ى تـو گریه می کنند
خنده به اشک دیده ببینی چه می کنی

خون ریزد از شکاف سرم خون جگر شدى
جسمى بخون تپیده ببینى چـه مـی کنى

تو یکسره به چشم پدر بوسـه مـی زنـى
تـیـرى درون دیـده ببینـى چـه مـی کنـى

وقتـى کــه می رسد ز شریعه، حسین را
بـا قـامتـى خمیـده ببینـى چـه مـی کنـى

طفـلان در بـــه در بـــه بیـــابـــان کـــربـلا
چون آهوى رمیـده ببینـى چـه مـی کنى

یک ضربـه زد بـه فـرق سـرم راحتـم نمـود
تـو قتـل صبـر، دیـده؟، ببینى چه می کنى

مـن پیـکرم بـه غیـر سـرم لطمـه ایى ندید
جسمی گلـو بریـده ببینی چه می کنی ...

#سعید_خرازی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:28
#امیرالمومنین_شهادت

شکسته بالی و با دخترت سخن گفتی
کمی ز غربت خود را برای من گفتی

چقدر طعنه شنیدی چقدر دم نزدی
چقدر حرف خدا را به مرد و زن گفتی

چقدر حرف دلت را به چاه میبردی
چقدر درد و دلت را به خویشتن گفتی

دم غروب سلامی به همسرت دادی
گمان کنم که به زهرا ز آمدن گفتی

دلت گرفت پدر یاد مادر افتادی
ز شعله های در و از لگد زدن گفتی

یتیم ها که برای تو شیر آوردند
ز بی وفایی این کوفیان به من گفتی

تو از شلوغی و ترس از ربودن اطفال
ز سنگ خوردن و سختی رد شدن گفتی

برايم از غم بزم حراميان اي واي
برايم از غم معجر نداشتن گفتی

سحر به رسم سفارش کنار عباست
فقط حسین حسین و حسن حسن گفتی

نوشت بر کفنت جوشنی حسین غریب
تو از وصیت زهرا و پیرهن گفتی

ز کشتن نوه هایت ز کشتن پسرت
ز قتلگاه و بدن های بی کفن گفتی


#محمدجواد_پرچمی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:30
In reply to this message
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم
#نوحه


غم شد مهمان کوفه
خون شد چشمان کوفه
امشب زینب میگرید
با یتیمان کوفه

شد ذکر همه
واویلا علی

مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی


در دیده اشک نم نم
در سینه کوهی از غم
بین مسجد کشته شد
اول مظلوم عالم

تنها می رود
از دنیا علی

مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی

با حال زار و خسته
با نالهء پیوسته
به استقبال علی
آید پهلو شکسته

گریه میکند
بازهراعلی

مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی

راحت شد از این دنیا
ای وای از دل مولا
عمری پیش چشمش بود
روی کبود زهرا

دیده قدکمان
زهرا را علی

مظلوم یاعلی مظلوم یاعلی


#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
17:30
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:43, 102.5 KB
17:31
#امیرالمومنین_شهادت

رنگ از رخت پریده و رنگم پریده است
در بین بستری و دل من رمیده است

بابا چقدر چهره ی زرد تو آشناست
چشمت چه قدر غصه ی هجران کشیده است

فکر منی پدر که به کوفه چه می کشم ؟
روزی که می رسم و قد من خمیده است

دلشوره ی حسین تو را هم گرفته است ؟
چون نوبت فراق تو با او رسیده است

وقت غروب همره مادر تو هم بیا
وقتی که شمر تا دم مقتل دویده است


#محمد_مبشری

http://Telegram.me/raziolhossein
17:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
896×1280, 148.6 KB
#امیرالمومنین_شهادت

امشب که نمک به زخم دین بگذارند
آتش به پرِ روح الامین بگذارند
نان آور هرشبی، نیامد امشب
طفلان سرِ بی شام زمین بگذارند

#علی_انسانی

http://Telegram.me/raziolhossein
17:45
#امیرالمومنین_شهادت

کوفیان بهر علی امشب عزاداری کنید
تا سحر با زینبم از دیده خون جاری کنید

بر غریبی علی با کودکان بی پدر
در کنار سفره های بی غذا زاری کنید

تا که بودم کس نشد از مهر یار من ولی
در عزای من یتیمان مرا یاری کنید

هر چه بود از من گذشت ای کوفیان بی وفا
بعد از من با حسین من وفاداری کنید

وای اگر بر خیمه های او ببندید آب را
وای اگر با تیغ و نیزه میهمانداری کنید

زین همه شیری که آوردید از بهر علی
جرعه ای بهر علی اصغر نگهداری کنید

یاد ایامی که زینب بود عزیز شهرتان
سنگ بر فرقش نریزید آبرو داری کنید

دیدن فرق سر خونین من او را بس است
تا نبیند او سری بر نیزه ها کاری کنید

#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
17:47
#امیرالمومنین_شهادت

ای یادگار مادر مظلومه دخترم
دخت بلا کشیده من روح پیکرم

اینقدر پیش دیده من دیده تر مکن
گریه به روی خونی و فرق پدر مکن

اینقدر با دو چشم ترت آتشم مزن
با ناله پدر پدرت آتشم مزن

لطمه به رخ مزن دگر آه و نوا بس است
داغ کبودی رخ زهرا مرا بس است

تو پیش از این مصیبت بسیار دیده ای
تو ماجرای سینه و مسمار دیده ای

فرق شکسته دیده ای و گریه می کنی
بر نی سر بریده ببینی چه می کنی

قدری به خاطر دل بابا صبور باش
فکر سر بریده و خاک تنور باش

حالا عزیز کوفه حقیرت نمی کنند
عباس تا که هست اسیرت نمی کنند

#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
18:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم
#واحد

این لحظه ء آخر یا زهرا
یازهرا یازهرا

با محسن به دیدنم بیا
یازهرا یازهرا


دیگه بسه برای ما جدایی
پهلو شکسته ی علی کجایی
لحظه جون دادنمه فاطمه
منتظرم به دیدنم بیایی

واویلا واویلا واویلا
(یازهرا...)

دلت از غم رها شد یانه
یازهرا یازهرا
دردای تو دوا شد یا نه
یازهرا یازهرا

خیلی گذشت از اون روزا فاطمه
حتما که بهتری حالا فاطمه
اگه میخوای باز رو بگیری از من
اصلا به دیدنم نیا فاطمه

خدا کنه خوب شده باشی زهرا
تا که دلم از درد و غم رهاشه
الهی هم بالا بیاد دست تو
هم اینکه صورتت کبود نباشه

واویلا واویلا واویلا...

من خوندم روضه خوندم امشب
زهرا جان
گفتم از کربلا با زینب
زهرا جان زهرا جان

گفتم باید درد و بلا ببینی
دریای خون تو کرببلا ببینی
گفتم حسینو میکشن تو باید
سرش رو روی نیزه ها ببینی

دختر مارو میبرن اسیری
زینب من میشنوه سب و دشنام
خیلی به دخترم جسارت میشه
محله یهود و بازار شام

واویلا....

#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
18:58
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:12, 169.6 KB
ش
20:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#امیرالمومنین_مدح

زمین ز حیرت به جست‌وجویت، زمان به سر می‌دود به سویت
تو آسمانی که در نمازی، گرفته بارانی از وضویت

شکوه نام تو مستی آرد، عدم‌نشان را به هستی آرد
نگاه تو مِی پرستی آرد، چه باده‌ای بوده در سبویت؟

فقط دو چشم تو شاهد تو، چگونه گویم محامد تو؟
چو قبلۀ ماست مولِد تو، به سجده رفتیم سوی کویت

به عرش اعلا رسیده بودی، از آسمان ماه چیده بودی
مگر چه در چاه دیده بودی؟ که محرم است او به گفت‌وگویت

ز چشم‌پوشی به غصبِ حقّت، به چشم تو مانده خارِ عزلت
و لب فروبستن از شکایت، چو استخوانی‌ست در گلویت

چو کشتی تن رود به ساحل، مسافر جان رسد به منزل
نشسته پشت سر تو قاتل، ملائک استاده روبه‌رویت

تو با که امشب قرار داری؟ که باز این‌قدر بی‌قراری
تو مست یاری و تیغ کاری، چه شانه‌ای می‌کشد به مویت!

رسیده زهرا به تاج نوری، گشوده آغوش با صبوری
تمام شد روزگار دوری، رسیدی امشب به آرزویت

#محمود_کسبی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
21:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت

شبی که آینه‌ام را به دستِ خاک سپردم
هزار بار شکستم، هزار مرتبه مردم

دو دست از سر حسرت به هم زدم که چگونه
به دست خود گل خود را چنین به خاک سپردم؟!

شد اشک غربت و گل کرد روی خاک مزارش
هر آن چه داغ که دیدم، هر آن چه غصه که خوردم

شب آمدم که بگریم تمام درد دلم را
سحر به غربت خانه، جز اشک و آه نبردم

بدون فاطمه سخت است زندگی که پس از او
برای آمدنِ روزِ مرگ، لحظه شمردم


#سیدمحمدجواد_شرافت

http://Telegram.me/raziolhossein
21:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1094, 100.3 KB
◼◼◼◼◼◼◼◼◼

ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا
ای خندۀ غنچه ای که نشکفت بیا
دیوار و در کوفه زبان شد که مرو
امّا چه کنم فاطمه می گفت بیا

#علی_انسانی

http://Telegram.me/raziolhossein
16 June 2017
ش
19:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان

باز داغِ سینه بی اندازه شد
بارِ دیگر کُهنه زخمی تازه شد

شب رسید و بامِ كوفه تار شد
باز دردی آشنا تكرار شد

گرچه شب بود و فلك در خواب بود
سینه‌هایی تا سحر بی تاب بود

آه فصلِ زخم‌ها آغاز گشت
نیمه‌شب آرام دَربی باز گشت

می‌چکد خون از دلی افروخته
باز شد در مثل دربِ سوخته

رختِ مشكی را به تن پوشید و رفت
سنگِ غُسلی را حسن بوسید و رفت

گریه‌ای بر سینه خنجر میزند
باز هم عباس بر سر میزند

چشمِ زینب در قَفا مبهوت بود
بر سرِ دوشِ دو تَن تابـوت بـود

می‌كِشد آه از جگر از بی كسی
می‌رود تابوتی از دِلواپسی

روضه هایش مانده اما در گلو
می‌رود بابایِ زینب پیشِ رو

بسكه زد خود را ، نوایَش زخم شد
چشم‌ها و گونه‌هایش زخم شد

با دلی پُر خون و زار و آتشین
ناله زد بر شانه‌ی ام‌البنین

دردِ تشییعِ جنازه دیدنیست
رویِ سنگی خونِ تازه دیدنیست

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:11
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

ای کوفه چه ساکت و خموشی
خاموشی و سخت در خروشی

ای مسجد کوفه کو امامت
محراب علی سرت سلامت

ای پیر مریض کو طبیبت
ای منبر کوفه کو خطیبت

سجادۀ لاله گون مولا
انداخته گل زخون مولا

امروز که آبرو گرفتی
از خون علی وضو گرفتی

ای زندگی ات تمام تاریخ
مظلوم ترین امام تاریخ

ای کل وجود تربت تو
شهر تو دیار غربت تو

هر ظلم که بود با دلت شد
تا تیغ سقیفه قاتلت شد

ای عقل نخست هر که هستی
تو کشتۀ جهل مردمستی

با آن همه حُسن نیت خویش
دیدی ستم از رعیت خویش

کو مالک اشترت علی جان
سلمان و ابوذرت علی جان

هر جا که نشانه از غم توست
صد دجلۀ اشک هم کم توست

با آنکه شکافت فرق پاکت
خون ریخت به روی تابناکت

زخمیت به زخمۀ جگر بود
کز زخم سرت کشنده تر بود

مشتاق رخ حبیب بودی
بی فاطمه ات غریب بودی

بشکافت چو فرق نازنینت
شمشیر گریست بر جبینت

خون تو روانه از جبین بود
پاداش محبت تو این بود؟

ای زخم تو زخم آفرینش
بگریسته بر تو چشم بینش

ای خاک نشین آسمانی
ای عرش مکان لا مکانی

ای قلب نماز سینه چاکت
ای سجده نهاده سر به خاکت

ارکان دعا شکست بی تو
تکبیر به خون نشست بی تو

تو منتظر وصال یاری
در بستر مرگ بی قراری

اطفال یتیم داغدارند
امشب همه چون تو بی قرارند

خون گشته روانه در عزایت
از چشم یتیم بی غذایت

با قتل تو آه آه کوفه
خیزد ز درون چاه کوفه

زخم تو به فرق مرهمت بود
پایانگر دورۀ غمت بود

از "فزت برب" توست معلوم
راحت شدی ای امام مظلوم

آیینۀ دل ، شکستۀ توست
محراب ، به خون نشستۀ توست

تا هست به سینه ها غم تو
تقدیم تو اشک "میثم" تو

#غلامرضاسازگار
19:12
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان

ای چشم ها به صورت مولا نظر کنید
جاری به زخم خود همه خون جگر کنید

زینب! حسن! حسین! علی چشم خویش بست
بر آن غریب، جامه ی ماتم به بر کنید

ریزید همچو اشک به خاک ای ستارگان
سخت است بی علی شب خود را سحر کنید

بیرون شهر کوفه در آن کوچه ی خموش
آن کودک خرابه نشین را خبر کنید

ای جنّ و انس و حور و ملک ای تمام خلق
تا روز حشر خاک یتیمی به سر کنید

شیر خدا نیاز ندارد دگر به شیر
اشک عزا روانه بر او از بصر کنید

امشب به جای آنکه بر او شیر آورید
خون جگر نثار، به زخم پدر کنید

از قصّه ی خرابه ی شام آورید یاد
یک شب گر از خرابه ی کوفه گذر کنید

هنگام شب جنازه ی او را چو می بَرید
در سینه داغ فاطمه را تازه تر کنید

ای ناله های نیمه شب هر شب علی
آتش شوید و بر جگر ما اثر کنید

از بس گناه کرده ام افتادم از نظر
ای خاندان وحی به «میثم» نظر کنید

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
19:15
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان


مسجد، خموش و شهر پر از اشک بی ‌صداست
‌ای چاه خون گرفته کوفه علی کجاست؟

ای نخل‌ها که سر به گریبان کشیده ‌اید
امشب شب غریبی و تنهایی شماست

دل‌ ها تمام،خیمه آتش گرفته ‌اند
صحرای کوفه شام غریبان کربلاست

امشب علی به باغ جنان پیش فاطمه است
اما دل شکسته او در خرابه‌ هاست

سجاده بی‌ امام و زمین‌ لاله ‌گون ز خون
مسجد غریب مانده و محراب،بی‌ دعاست

باید گلاب ریخت پس از دفن،روی قبر
امشب گلاب قبر علی اشک مجتباست

تو از برای خلق جهان سوختی علی!
اما هزار حیف که دنیا تو را نخواست

ای چاه کوفه اشک علی را چه می‌ کنی
دانی چقدر قیمت این در پر بهاست؟

باید به گریه گفت: علی حامی بشر
باید به خون نوشت: علی کشته خداست

هر لحظه در عزای علی تا قیام حشر
«میثم» هزار بار اگر جان دهد رواست

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
20:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت

كوفه امشب چه ساكت و سرد است
كوفه امشب چقدر پُر درد است

كوفه امشب نميرود در خواب
كوفه گرچه عجيب نامرد است

چشمهایِ يتيمها پُر خون
سرِ راهِ امير شبگرد است

كاسه‌ها خالی است از شير و
چهره از فرطِ گريه‌ها زرد است

آه مادر ، غريبه امشب نيست
نانِ ما را پدر نياورد است

نذر دارم كه خونجگر نشوم
من يتيمم يتيم تر نشوم


پيرمردی كه می‌رسید اينجا
مو سپيدی كه در دلِ شبها

رویِ دوشش هميشه زخمی بود
ردّی از بارِ كيسه‌ی خُرما

در كنار تنور نان می‌پخت
خنده‌اش می‌ربود غمها را

جایِ بازیِ ما به دامنِ او
پهلوان بود بود مَركبِ ما

آه مادر بگو كجا رفته؟
آه بابا دلم گرفته بيا


چهره‌اش بينِ خانه ديدن داشت
حرفهایِ دلش شنيدن داشت

گفت زخمی به زخمها نزنید
یا نمک رویِ زخم ما نزنید

گفت با ما كه طعنه‌ها نزنيد
دستِ رد بر من و خدا نزنيد

گريه می‌كرد و زيرِ لب ميگفت
كه نمك رویِ زخمِ ما نزنيد

روزگاری يتيم اگر ديديد
خنده بر اشک بی صدا نزنيد

پيشِ چشمانِ دختری كوچك
سنگها را به نيزه‌ها نزنيد

سرِ زنجير را به هر طرف نكشيد
عمه‌اش را به ناسزا نزنيد

#حسن_لطفی

http://Telegram.me/raziolhossein
17 June 2017
ش
03:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت


خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند
به آسمان حسینش ستاره زینب ماند

گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که
به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند

یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما
برای تشت و غم بی شماره زینب ماند

اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت
برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند 

نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر
همین که کرد برادر اشاره زینب ماند

گرفت شعله به دامان دختری تنها
بدون یافتن راه چاره زینب ماند

علی کجاست ببیند که یکه و تنها
میان حمله ی چندین سواره زینب ماند

تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت
کنار دختر بی گوشواره زینب ماند

تمام دلخوشی زینبش سر نیزه
خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند


#سید_حجت_بحرالعلومی


http://Telegram.me/raziolhossein
ش
03:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

شب شد و بین کوچه ها پرنده پر نمی زند
کسی به غیر بی کسی حلقه به در نمی زند

تو رفتی آه غمت به آتشم کشیده است
در دل من روضه تو به جز شرر نمی زند

بعد تو گریه میشود روزی دخترت پدر
به شام گریه های من سپیده سر نمی زند

خفته یتیم کوفه در کوچۀ انتظار تو
نمی خورد نان و به جز حرف پدر نمی زند

ز اشک هر شب تو هر درخت کوفه سبز بود
بدون تو شکوفه ای به برگ بر نمی زند

تو رفتی و پس از تو ای سوخته دل آه کسی
شعله به چاه کوفه از آتش در نمی زند

تو رفتی و اهالی خرابه ها گریستند
که بعد از این کسی دگر خرابه سر نمی زند

#موسی_علیمرادی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:38
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت
#دوبیتی

در کوفه نبود مرد الّا حیدر
یار همه بود و بود تنها حیدر

تا بود نشد ولی پس از کرببلا
از کوفه گرفت مزد خود را حیدر

#محسن_ناصحی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:43
#امیرالمومنین_شهادت

به چاه می رود آن کس که رفت از بیراه
علی است راه و شبم را علی است آری ماه

به چاه گفت و غمش را به سینه ی او ریخت
علی نداشت مگر یار دیگری جز چاه

علی نه گریه نه افسوس ، یار می خواهد
ندید از من و امثال ما به غیر از آه

چه بی حیاست کسی که بگوید از حیدر
ولی دروغ ببندد به حضرتش گهگاه

بگو که روزه ی باطل گرفته مردی که
دروغ بسته به قول علی ولی اللّه

بگو به هر که نفهمیده بیعت او را
غدیر را بشناسد به عادَ مَن عاداه

#محسن_ناصحی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:54
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

آن مظهر مهر ازلی را بردند
در نیمه ی شب نور جلی را بردند

تشییع جنازه اش تماشایی بود
بر دوش فرشتگان علی را بردند

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
03:55
#امیرالمومنین_شهادت


شب بود و می رفتند حیدر را بشویند
آئینه ی الله اکبر را بشویند

از آسمان آمد کمک ،تنها نمی شد
تا پیکر ساقی کوثر را بشویند

باور نمی کردند ، آیا این علی بود ?
یعنی چگونه روح باور را بشویند

بر مغتسل خوابیده بود آرام و مظلوم
تا بچه ها زخم مکرر را بشویند

پیشانی اش دارد عجب زخم عمیقی
باید کمی آرام تر سر را بشویند

زخم فدک ، داغ مدینه تازه شد وای
انگار می رفتند مادر را بشویند

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
14:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#زمینه


عشاق امشب همه اندر صف
عتبه بوسِ نجف اشرف

خودمون قسمت نشد که
دلارو میبریم
سفر دل هم که باشه
زائر حیدریم

برو تو حرم
بگویاعلی

علی یاعلی علی یاعلی

بند دوم:

از اول دل به علی دادم
پس خداراشکر که حلال زاده ام

تا نفس دارم تو خونه اش
نوکری می کنم
زندگیمو نذر عشق
حیدری می کنم

همه دم علی
همه جا علی

علی یاعلی علی یاعلی

بند سوم:

اهل عالم این شعار ماست
حیدری بودنافتخار ماست

ما بلای عشق مولا
را به جان میخریم
هر چه پیش اید خوش آید
ما سگ حیدریم

سر و کار ما
شده باعلی

علی یا علی علی یاعلی

#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
14:09
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:40, 86.3 KB
ش
16:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

گفتم به چاه ای دل شب محرم علی
امشب مباش منتظر مقدم علی

هر شب صدای غربت او بود و گوش تو
امشب توئی و زمزمۀ ماتم علی

مسجد خموش مانده و گلدسته ها غریب
محراب کوفه شسته شده از دم علی

یک لحظه تیغ آمد و یک دم تمام شد
عمر علی و درد علی و غم علی

یک عمر بود محرم دل ها ولی نبود
جز نخل های کوفه کسی همدم علی

کعبه به کوفه رو کن و حج وصال بین
محراب خون گرفته شده زمزم علی

هم ناشناس آمد و هم ناشناس رفت
عالم نیافت یک خبر از عالم علی

دشنام بود و زخم زبان بود و خنده بود
در التیام زخم درون، مرهم علی


#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
16:16
#امیرالمومنین_شهادت

شبي هم اين دل ما انتخاب خواهد شد
براي خلوت اُنست خطاب خواهد شد

مكش زخيمه دلها عمود مِهرت را
كه آسمان به سرما خراب خواهد شد

كسي كه مهر علي در قنوت او جاري است
دعاي نيمه شبش مستجاب خواهد شد

ميان مردم صاحب نظر اگر برود
غلام در گهت عاليجناب خواهد شد

كوير را نفس قنبرت كند دريا
سراب نام تو نشنيده آب خواهد شد

به قدر فهم كمم هم اگر كه بنويسم
فضايل تو هزاران كتاب خواهد شد

چه ديده بود پيمبر كه گفت در اين ماه
محاسن تو به خونت خضاب خواهد شد

جواب خلقت خلقي و از بد دنياست
كه زخم فرق سر تو جواب خواهد شد

امام اول دنيا پس از شهادت تو
امام كشتن اين قوم باب خواهد شد

يكي به سوده الماس پاره پاره جگر
یکی ز فرط عطش دل كباب خواهد شد

پس از تو كار به جايي رسد در اين دنيا
كه صيد حرمله طفل رباب خواهد شد


#محسن_عرب_خالقی


http://Telegram.me/raziolhossein
16:18
#امیرالمومنین_مدح
#شور


یاعلی به پات سرم رو میگذارم
من شدم گدات بهت بدهکارم
همه لحظه هام میگذره با عشقت
به خودت قسم خیلی دوست دارم

مهر و ماهمی علی
تکیه گاهمی علی
من عبد و غلامتم تو شاهمی علی

ای جانم علی علی...

بند دوم:

باغلامی تو باشرف باشم
با محبتت غرق شعف باشم
وقت جون دادن خدا کنه که من
روبه روی ایوان نجف باشم

ای عالم فدات علی
هستم مبتلات علی
الهی که جون بدم به زیر پات علی

ای جانم علی علی

بند سوم:

از خدا میخوام که نوکرت باشم
یاعلی میشه زیر پرت باشی
چه خوبه که تو مولای من باشه
چه خوبه که من سگ درت باشی

مرغ دل کبوترت
پادشاهه نوکرت
افتخارمه شدم
غلام قنبرت

ای جانم علی علی...

بند چهارم:

از تیغ علی گدازه میریزه
نیمه ها بایک اندازه میریزه
وقتی ذوالفقار میچرخه تو دستش
چپ و راست فقط جنازه میریزه

شیر یزدانم علی
مرد میدانم علی
وقتی میجنگه خدا میگه جانم علی

بند پنجم:
سیدالشهدا علیه السلام

به اسمت حسین خدا قسم خورده
مهر عشق تو روی دلم خورده
آقا بهترین خاطره های من
در خونه ی شما رقم خورده

افتخارمی حسین
اعتبارمی حسین
تو فقط تو زندگی کنارمی حسین

ای جانم حسین حسین

#عبدالزهرا

http://Telegram.me/raziolhossein
16:18
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:45, 106.5 KB
16:24
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

چيزي شبيه رايحه اي مي وزيد و رفت
شب ها به شانه، نان و رطب مي كشيد ورفت

افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا درجوار كوثر خود آرميد و رفت

زهرا همان علي و علي نيز فاطمه است
شكر خدا فراق به پايان رسيد و رفت ...

مردي كه شاهد صدمات مدينه بود
يك روز مرد ... و در سحري شد شهيد رفت

گرچه كنار بسترش از مردها پُر است
اما دريغ، محسن خود را نديد و ... رفت

غير از علي به عالم امكان مدار نيست
خلقت بدون اسم علي استوار نيست


#یاسر_حوتی

http://yon.ir/Sqy16
http://Telegram.me/raziolhossein
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت
#زمینه

کوفه دارد نوایی، از فراق و جدایی
گوید ای رونق کوچه هایم کجایی
بی فروغت ندارم به چشمم ضیایی

دیده ها، زارو گریان شده
خانه ها، بیت الأحزان شده
سفره ها، خالی از نان شده

یاعلی، یاعلی یاعلی 3
.............
گرچه فرقت دوتا شد، دردت اما دوا شد
بغض سی ساله ات آخر از سینه واشد
از غم و غصه های مدینه رها شد

غصه بود ، یار مأنوس تو
کوچه بود، داغ محبوس تو
سیلی و ، روی ناموس تو

یاعلی، یاعلی یاعلی 3
..............
گرچه غربت کشیدی، از ألمها خمیدی
رفتی و دخترت را پریشان ندیدی
رینبت را گرفتار رجس و پلیدی

زینب و ،گریه ناتمام
زینب و ، کوفه بی مرام
زینب و ، کوچه و ازدحام

یاعلی ، یاعلی یاعلی

#علی_سلطانی

http://Telegram.me/raziolhossein
18:01
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:54, 127.3 KB
22 June 2017
ش
05:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
688×844, 178.7 KB
#بیست_و_هفتم ماه مبارک رمضان سالگشت ارتحال بزرگ مرزبان تشیع #علامه_محمد_باقر_مجلسی رحمه الله تعالی می باشد، با صلواتی یادشان را گرامی بداریم...
🍃☘🍃
ش
14:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مدح


عشق معناست ولی عشق تو پر معنا تر
شور غوغاست ولی شور غمت غوغا تر

چشم با اشک به دامان محبت زیباست
اشک زیباست ولی در حرمت زیبا تر

کعبه مشتاق طواف است به شش گوشه تو
کعبه بالاست و شش گوشه تو بالاتر

عرش یک گوشه ی بین الحرمین است‌لذا
عرش‌اعلی‌ست و بین الحرمین اعلی تر

جان از آن تازه جوانی که ز خونش بنوشت
مرگ در کام من از شهد عسل احلی تر

به خداوند که هیهات، نخواهد آمد
علمی از علم ساقی تو بالاتر

و بعید است ببیند به خودش چشم فرات
از هلال کمر تو کمری را تا تر

دست تقدیر تو را غربت بی همتا کرد
و نشد ظهر دهم از تو کسی تنها تر

خواهرت گفت که در بین همه بعد از من
نیست از دختر تو هیچکسی زهرا تر

#وحید_محمدی

Telegram.me/raziolhossein
25 June 2017
ش
00:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یارب به رسالتِ رسول ثقلین
یارب به غزا کنندۀ بدر و حنین
عصیان مرا دو نیم کن روز جزا
نیمی به حسن ببخش و نیمی به حسین

@raziolhossein
26 June 2017
ش
02:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#عید_فطر

اى روح بلند عرش اعلى برگرد
سرسبزترين بهار دنيا برگرد

يك ماه پر از عطر حضورت بوديم
اى "صاحب عيد"،جان زهرا برگرد

#محمدمهدی_عبدالهی

http://Telegram.me/raziolhossein
02:53
#امام_زمان
#عید_فطر

یک ماه اگر خدا خدا می کردیم
ما بهر ظهور تو دعا می کردیم

ای کاش نماز عید فطر خو د را
در پشت سر تو اقتدا می کردیم

#سيدهاشم_وفايی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
05:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


از دل برد ملال سلام علی الحسین
دیباچه ی کمال سلام علی الحسین

دست ادب به سینه پس از هر نماز صبح
گویم به شور و حال:سلام علی الحسین

آغاز کار عشق مگر نیست یک سلام ؟
زیباترین مثال سلام علی الحسین

با یک سلام روح تو پرواز می کند
می بخشدت دو بال سلام علی الحسین

گرم طواف در حرم او فرشتگان
گویند لایزال:سلام علی الحسین

با قطره قطره قطره ی خود عرض میکند
هر چشمه ی زلال:سلام علی الحسین

شعر «کمیل» را به ارادت بخوان که گفت
در پرده ی خیال سلام علی الحسین

#کمیل_کاشانی

http://Telegram.me/raziolhossein
30 June 2017
ش
20:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

ای اهل دل را جنّة الاعلا مدینه
باز آمدم آغوش خود بگشا مدینه

آغوش بگشا کز رضا باشد سلامم
بر تربت گمگشتۀ زهرا مدینه

آغوش بگشا تا ز باب جبرئیلت
آیم حضور خواجۀ اسری مدینه

آغوش بگشا تا کنم با چشم گریان
گمگشتۀ سادات را پیدا مدینه

آغوش بگشا تا کنار قبر زهرا
گریم به یاد گریۀ مولا مدینه

آغوش بگشا تا پر پرواز گیرم
گردم به دور قُبّة الخضرا مدینه

آغوش بگشا تا کنم تشییع در شب
با شیر حق تابوت زهرا را مدینه

آغوش بگشا تا به دیوار بقیعت
صورت گذارم با تن تنها مدینه

آغوش بگشا تا بسوزم در بقیعت
چون شمع سوزان در دل شبها مدینه

آغوش بگشا تا کنار چار قبرت
از اشگ گردد دیده ام دریا مدینه

آغوش بگشا تا ستون توبه ات را
گیرم به بر با گریه و نجوا مدینه

آغوش بگشا تا به قبر حمزه گریم
بر غربت انسیّة الحورا مدینه

آغوش بگشا تا بگریم در دل شب
مثل علی در دامن صحرا مدینه

آغوش بگشا و بگو از خانۀ وحی
دود از چه رو شد بر فلک بالا مدینه

آغوش بگشا و بگو حامّی حیدر
افتاد پشت در چرا از پا مدینه

"میثم" سؤالی دارد از تو پاسخش ده
زهرا کجا و سیلی اعدا مدینه؟

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
20:30
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

مرغ دل من گشته گرفتار بقیع
قربان بقیع و اشک زوار بقیع

شبها که در بقیع را می بندند
من گریه کنم به پشت دیوار بقیع

Telegram.me/raziolhossein
20:32
#تخریب_بقیع


بقیع از دست زمونه شــاکیه
غربتش از یه چیزایی حاکیه

مگه یادش میره اون روزایی رو
که دیده چادر مادر ، خاکیه

نمیخواد صحن و سرا داشته باشه
نمیخواد سنگ بنا داشته باشه

وقتی که فاطمه زائر نداره
نمیخواد برو بیا داشته باشه

بقیعم مثل حسن دلش پُره
هنوز از اهل مدینه دلخوره

آقامون مهدی همینجا میشینه
غصّه هاشو یکی یکی میشمُره

مگه یادش میره کِی در و زدن
مگه یادش میره مادر و زدن

مگه یادش میره که چند نفری
تو کوچه ناموس حیدر و زدن

مگه یادش میره که امّ بنین
اینجا می نشست غروبا رو زمین

مگه یادش میره با چه حالتی
روضه می خوند برا قطع الیمین

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
20:36
#تخریب_بقیع

غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع!
خرابه‌های تو، باغِ‌ بهشتِ ماست، بقیع!

تو هم چو فاطمه در شهر خویش تنهایی
غریبی و، همه كس با تو آشناست، بقیع!

اگر چه روی به كعبه نماز می‌خوانیم
تو قبله دلِ مایی، خدا گواست، بقیع!

به آن چهار امامی كه در بغل داری
برای ما حَرَمت مثل كربلاست بقیع!

به یاد چهار پسر، در كنار چار مزار
هنوز ناله اُمُّ البنین به پاست، بقیع!

علی نگفت، به جان علی قسم، تو بگو
كه قبرِ گمشدۀ فاطمه كجاست بقیع؟

هنوز نالۀ زهراست از مدینه بلند
هنوز لرزه بر اندامِ مجتبی‌ست بقیع!

قوی‌ترین سندِ غربت علی در تو
عِذار نیلیِ ناموسِ كبریاست، بقیع!

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
20:39
#تخریب_بقیع

بس كه پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع
بوى گل می آید از چاك گریبان بقیع

مرغ شب در سوگ گل‎هایی ‏كه بر این خاك ‏ریخت
از سر شب تا سحر، باشد غزل‎خوان بقیع

ناله ‏هاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش
از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع

گوش ده تا گریه‎ی زار على را بشنوى
نیمه شب‎ها از دل خونین و حیران بقیع

این حریم عشق دارد عقده‏ ها پنهان به دل
شعله‏ ها سر می ‏كشد از جان سوزان بقیع

از دل هر ذرّه بینى جلوه ‏گر صد آفتاب
گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع

هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار
وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع

بسته ‏ام پیمان الفت با مزار عاشقان
خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع

اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دل‎هاى حزین
خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع

سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد
كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع

اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن
باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع

چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب
سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع

#محمد_جواد_غفورزاده_شفق

https://telegram.me/raziolhossein
20:42
#تخریب_بقیع

اشکم به رخ، خونم به دل، آهم به سینه است
ای زائرین، ای زائرین این جا مدینه است

شهری که خاکش آبرو بخشد به جنّت
شهر محمّد شهر قرآن، شهر عترت

در هر وجب صدها چراغ راه دارد
نقش از قدم های رسول الله دارد

ای جا محمّد عالمی را رهبری کرد
هم یار امّت بود و هم پیغمبری کرد

ای جا ستمکاران کافر عهد بستند
پیشانی و دندان پیغمبر شکستند

این جا شرار آه جبریل امین ریخت
خون از سر و روی محمّد بر زمین ریخت

این جا علی پروانه سان گرد پیمبر
گردید تا آمد نور زخمش به پیکر

این جا دل پیغمبر اسلام خون شد
این جا جگر از پهلوی حمزه برون شد

این جا محمّد داغها بر سینه اش ماند
زنگ غم و اندوه بر آئینه اش ماند

این جا قدم بر عرش اعلامی گذارید
چون پا به جای پای زهرا می گذارید

این جا مراد از قبّة الخضراء بگیرید
این جا سراغ از تربت زهرا بگیرید

این جاست کعبه نه، زکعبه بهتر این جاست
هم فاطمه هم تربت پیغمبر این جاست

آوای وحی آید زدیوار رفیعش
هم باب جبرائیل و هم باب البقیعش

در بین آن محراب و منبر جا بگیرید
بوسه زقبر مخفی زهرا بگیرید

گلزار وحی و روضۀ طاهاست این جا
آتش گرفته خانۀ زهراست این جا

پشت در این خانه نزدیک همین قبر
زهرا کتک خورد و علی بگریست چون ابر

خورشید در این کوچه ها گردید نیلی
بلبل سراپا سوخته گل خورد سیلی

این جا امیرالمؤمنین را دست بستند
تا با لگد پهلوی زهرا را شکستند

این جا کشیده بر فلک آتش زبانه
این جا گلی پرپر شده با تازیانه

این جا به زیر پای مردم کوثر افتاد
تنهای تنها فاطمه پشت در اوفتاد

پیوسته چشم شیعه اینجا خون فشان است
زیرا زیارتگاه قبری بی نشان است

قبری که هر قلبی بیاد او کباب است
قبری که تنها زائر او آفتاب است

قبری غریب و بی رواق و بی نشانه
بر خاک آن صورت نهد طفلی شبانه

قبری که مخفی در دل تنگ زمین است
خاکش گل از اشک امیرالمؤمنین است

قبری که ما گشتیم و پیدایش نکردیم
از دور هم حتی تماشایش نکردیم

این قبر، قبر دختر پیغمبر ماست
با آن که پیدا نیست چون جان در بر ماست

این قبر احمد، این بقیع و قبرهایش
گلهای پرپر گشته اما با صفایش

آن فاطمه بنت اسد آن ام عباس
این قبر ابراهیم، احمد را گل یاس

این مجتبی این قبر بی شمع و چراغش
این سید سجاد با آن درد و داغش

این باقر و این صادق آل محمّد
این قبر عباس آن عموی پیر احمد

این قبرها را یک به یک دیدیم اما
یابن الحسن، یابن الحسن، کو قبر زهرا

این جا محمّد رازها در پرده دارد
این جا امیرالمؤمنین گُم کرده دارد

این جا شرار، از سینۀ عالم برآید
جا دارد ار جان از تن میثم برآید

#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
20:44
#تخریب_بقیع

گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام
من زائر قبور خراب مدینه ام

آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست
هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست

آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود
حتی جوان ز غربت آن پیر می شود

خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است
از گریه های فاطمه آیینه کاری است

اهل مدینه باب عداوت گشوده اند
بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند

هرکس دم از علی زده تخریب می شود
صدیقۀ مطهره تکذیب می شود

دنبال بی کس اند که تنها ترش کنند
صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند

ازنسل هیزمند و به آتش علاقه مند
تفریحشان تمسخر هر نالۀ بلند

در خواب هم نشان حیا را ندیده اند
نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند

بغض علی زبانه کشد از وجودشان
رنگ ریا گرفته همه تار و پودشان

روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد
با ضربه ای حریم ولایت شکسته شد

ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است
تصویر چادریست که در کوچه خاکی است

امواج یک صدا دلم آزار می دهد
گویا صدای صورت و دیوار می دهد

گویا به گوش می رسد از قصۀ فدک
آوای نیمه جان و ضعیف «علی کمک»

تصویر هر چه درد از آن صحنه شد بدیع
یک گوشه ای ز غربت آن لحظه شد بقیع

اوراق خاطرات غیورانه نیلی است
هر چه که هست صحنۀ یک ضرب سیلی است

بی درد مردمان زمان جان مرتضی
ما را رها کنید بمیریم زین عزا

روزی رسد ز سینه غم آزاد می کنیم
همراه منتقم حرم آباد می کنیم

گلدسته می زنیم چونان صحن کربلا
گنبد بنا کنیم چونان مشهد الرضا

ما داغ دار سیلی ناحق مادریم
چشم انتظار منتقم آل حیدریم

#قاسم_نعمتی

https://telegram.me/raziolhossein
20:46
#تخریب_بقیع

دل را هماره حال و هوای بقیع توست
انگار پشت پنجره‌های بقیع توست

دور بقیع تو ز چه دیوار می‌کشند
ملک وجود، صحن و سرای بقیع توست

شیعه نفس که می‌کشد از عمق جان خود
گویی نسیم روح‌فزای بقیع توست

بر پادشاهی دو جهان ناز می‌کند
آن دل‌شکسته‌ای که گدای بقیع توست

غم نیست گر بنای مزارت خراب شد
در هر دل شکسته بنای بقیع توست

در مروه و صفا همه گفتیم یا حسن
ما را اگر صفاست صفای بقیع توست

ما کیستیم تا به حریم تو رو نهیم
جبریل، سرشکستۀ پای بقیع توست

یک خشت از مزار تو را هم نمی‌دهیم
صد باغ خلد کم به جزای بقیع توست

اذن دخول تربت تو نام فاطمه است
آوای یا حسین، دعای بقیع توست

بردار سر ز خاک و بگو قبر فاطمه
ای خفته در بقیع، کجای بقیع توست؟

هر شب کبوتر دل ما زائر شماست
هر جا رویم حال و هوای بقیع توست

گردون کتاب صبر تو را بوسه می‌زند
«میثم» ز دور قبر تو را بوسه می‌زند

#غلامرضاسازگار

https://telegram.me/raziolhossein
20:54
#تخریب_بقیع

دلم مي شود مبتلايِ بقيع
هوائيِّ حال و هواي بقيع

فقيرم فقيرم ، فقيرِ حسن
گدايم گدايم، گدايِ بقيع

نديدم ، نديدي ، نديده كسي
غم آلوده تر از فضايِ بقیع

براي شِفا يافتن آمده ست
مسيحا به دارالشّفاي بقيع

نشستيم پاي غم چارْ امام
شكستيم با روضه هايِ بقيع

نه صحن و رواقي ، نه گلدسته اي
الهٰــي بميــرم برايِ بقيع

تمامي ندارد مگر با ظهور
غم و دردِ بي انتهايِ بقيع

فقط هشت شوِال نه ، كلّ سال
عزادار هستــم براي بقيع

سفيد است بخت كسي كز ادب
سيه پوش شد در عزاي بقيع

پُر از عطر ياس كبود خداست
قدم به قدم ، هر كجاي بقيع

حسن تيرباران شده تا شود
حسينيّه اش ، كربلاي بقيع

خيال قشنگي ست در ذهن من
نشــستن در ايوانْ طلايِ بقيع

#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
20:57
#تخریب_بقیع
#زمینه

بند۱

الهی بمیره شیعه اما نبینه که بقیع ویرون باشه
مزار حضرت زهرا آخه بگو تا کی باید پنهون باشه

نداری زائری این روزا
فدای غربت تو بقیع
ناله ی مهدی میرسه از
کنار تربت تو بقیع

یه عمره غصه و غم تو
تو‌‌ دلا خونه کرده بقیع
الهی بشکنه دستی که
تورو‌ ویرونه کرده بقیع

وااای
فدای غربت تو بقیع


بند۲

همه عالم‌میدونن که ماها به همین قبر خاکی مینازیم
ایشالا به همین زودی زود با جون و دل بقیعو میسازیم


برا بقیع اگر بمیریم
بازم خدا میدونه کمه
دل شیعه پر از غصه ی
چهار امام بی حرمه

مثل مشهد یه روز میسازیم
یه حرمی برای بقیع
عجب ایون طلایی بشه
آخر ایوون طلای بقیع

وااای
فدای غربت تو بقیع

بند۳

گوشه گوشه این بهشت خاکی
پراز شمیم یاسه سرتاسر
مهدی فاطمه میشه هرشب زائر قبر پنهان مادر

کنار قبر مادره و
خونِ دله تو چشم ترش
مرهم میزاره با گریه هاش
به زخم سینه مادرش

میخونه روضه مدینه
چجوری تو خونه اومدند
به پیش دیده پدرش
چجوری مادرش رو زدند

وااای
فدای غربت تو بقیع

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 30.06.2017 20:53:22
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:12, 141.5 KB
ش
21:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

در آفتاب تو انوار کبریاست مدینه
به سویت از همه سو چشم انبیاست مدینه

اگر چه غریبی نشسته بر در و بامت
هماره با دل ما نامت آشناست مدینه

تو همچو حلقه ی انگشتر و نگین شریفت
تن مقدس پیغمبر خداست مدینه

به بیت فاطمه و باب جبرئیل تو سوگند
تو قبله ی دل مایی خدا گواست مدینه

به هر طرف که نهم روی خویش روی دل
به مسجد الّنبی و مسجد قباست مدینه

هنوز چشم تو محو است بر نماز محمّد
هنوز بانگ بلالت به گوش ماست مدینه

هنوز از جگر نخل سبزهای تو بر پا
صدای ناله ی العفو مرتضاست مدینه

هنوز از نفس جبرئیل، گوش دلت را
نوای روح برانگیز هل اتاست مدینه

نیازمند به ناز طبیب نیست وجودم
که در نسیم مسیحایی ات شفاست مدینه

کجا به خاک بقیعت نشسته یوسف زهرا؟
که گرم زمزمه و ناله ی دعاست مدینه

به اشک دیده ی مهدی به خون سینه ی زهرا
مزار فاطمه و محسنش کجاست مدینه؟

صدای ناله ای از کوچه می رسد به گمانم
صدای ناله ی جانسوز مجتباست مدینه

چرا خراب نگشتی در آن غروب غم افزا؟
که فاطمه زخدا مرگ خویش خواست مدینه

به آفتاب تو نقش است جای ضربت سیلی
که روز تو چو شب تیره غم افزاست مدینه

سئوال میکنم از تو بگو به حق پیمبر
به روی فاطمه سیلی زدن رواست مدینه؟

سرشک دیده ی مولا گذشت از سر هستی
اگر چه گریه ی او در تو بی صداست مدینه

#غلامرضاسازگار

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
21:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

اى زائر هميشهء تو آسمان بقيع
اى آفتاب و ماه تو را سايبان بقيع

افزون ز نيم قرن گذشت از خرابى ات
كى ميشوى بهار؟!،اسير خزان بقيع

خاك تو بوى غربت و اندوه ميدهد
مظلوميت گرفته از اينجا نشان بقيع

در پشت پنجره كه رسيدم صدا زدم
اى كاش ميشد از غم تو داد جان بقيع

از فرشيان كه خير نديدى شدى خراب
اى اشكريز غربت تو عرشيان بقيع

آباد باد خاك تو اى آنكه در بغل
بگرفته اى چهار امام جهان بقيع

هرچند خاكى است ولى زائر حرم
حس ميكند رسيده به باغ جنان بقيع

نزديك تو كه مرثيه خواندن نميشود
اينجا شدم براى تو مرثيّه خوان بقيع

از مجتبى بگويم و از طشت پر ز خون
از جسم و از اهانت تير و كمان بقيع

از سيدالعباد بگويم كه گريه كرد
عمرى ز ماتم شه لب تشنگان بقيع

از باقرالعلوم بگويم كه ديده بود
رأسِ حسينِ فاطمه را بر سنان بقيع

يا اينكه از مصيبت صادق بخوانم و
از آتشِ به پا شده در آشيان بقيع

ام البنين هنوز نشسته كنار تو
ميگويد از عمود و سرى خونفشان بقيع

اينان تمام سنگ بُوَد روى قبرشان
برگو كجاست تربت آن بى نشان بقيع؟

آن بانوئى كه عزّت او بعد مصطفى
گرديد پايمالِ گروه خَسان بقيع

آن دخترِ پيمبر اسلام كه نداشت
حتى ميان خانهء خود هم امان بقيع

آتش گرفت باغ و گل و غنچه سوختند
آن هم به پيشِ چشمِ ترِ باغبان بقيع

در پشت در كه فاطمه افتاد بر زمين
مولا چه ديد؟،نيست زبانِ بيان بقيع

يا فضةُ خُذينىِ او تا به روز حشر
جانسوز ناله ايست به گوش زمان بقيع

يك روز ريشه كَن شود اين ظلم بى گمان
عجل على ظهورك يا صاحب الزمان

#علی_اصغر_انصاریان

http://Telegram.me/raziolhossein
21:45
#تخریب_بقیع
#زمینه

شاهد غم ها بقيع داغ دل ما بقيع
ميرسد از خاک تو ناله زهرا بقيع
سلام ما به غروب پر درد و غمت واااى
به چهار امامه غريب و محترمت واااى
به بانوى بى حرمت
واى واى واى واويلا

قبلهءرازه بقیع سوز و گدازه بقیع
گشته مزار حسن مهر نمازه بقیع

بقیع حسینیه ء عزای حسنه وااای
تموم هستی ما فدای حسنه وااای
شیعه گدای حسنه
وای وای وای واویلا

فاطمه گريان شده شيعه پريشان شده
مزار گل هاى او مدينه ويران شده
دوباره اتش کشيد شعله ز حرم واااى
دوباره گويد حسن که اى واى مادرم واااى
مادر بى ياورم
واى واى واى واويلا
سيلى و ابر سياه مادر ما بى پناه
خورده زمين بى هوا کوچه شده قتلگاه
ميان کوچه مسير تو يک دفه بست واااى
به گوشم اومد صداى سنگينى دست واااى
هر دو تا گوشواره شکست
واى واى واى واويلا
شعله که بالا گرفت خون همه جا را گرفت
ميخ درى بى حيا دامن زهرا گرفت
به زير در مانده مادر ما چه کنيم? واااى
شکسته پهلويش از لگدها چه کنيم? واااى
غريب و تنها چه کنيم?
شبيه بابا چه کنيم?
واى واى واى واويلا

#قاسم_نعمتی

http://Telegram.me/raziolhossein
21:45
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:39, 231.7 KB
1 July 2017
ش
00:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

خاكي كه چون عرش خدا شأنش رفیع است
بي بقعه درگاهي ست كه نامش بقــیع است

اينجا قيامت را به خلوت مي توان ديد
زيرا كه پنهان در دلش چندين شـفیع است

از عرض حاجت بي نيــازي زائر اينجا
چونكه مَـزورَت* هم عَليم و هم سَميع است

با چار امامي كه کریم بن الكريــمند
حتّيٰ کرم در این حرم عبد مُطیع است

مهمان همیشه کاسه اش سرشار فیض است
آنجا که صاحب خانه را طبعي مَنیع است

همسايه ي مكّه ست وقتي كه مدينه
پس هرکه پابوسش می آید مُستطیع است

زائر ! نمي فهــمي زيارت كرده يا نه !
آنقدْر كه سِــير زمان اينجا سَـريع است

آيــنده اش را كه تصــوّر مي كنم باز
در ذهنم از اين صحن تصويري بَديع است

بعد از ظهورِ حضرت مَـعشوق ، بي شك
اينجا تمام فصلهايش چون رَبيــع است

با خاك يكسان كرده هركس اين حرم را
روز قيام منتـقم ، وضعش فَجــیع است

اين خاكها شد زير و رو،مرثيه خوان گفت:
امشب گُريزم ، روضه ي طفل رَضيع است

#محمد_قاسمی

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#واحد
#تخریب_بقیع

بند۱

سوزد دل آل عبا واویلا
تیره شده ارض و سما واویلا
مهدی زهرا غصه دارد امشب
بقیع شده ویران سرا واویلا


الا یا اهل عالم
از درد و غصه و غم

این روزگار زهر است دگر به کام شیعه

با دیده های خونبار
زهرا شده عزادار

ویران شده قبر چهار امام شیعه

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله
_________________

بند۲


خون قلب صاحب الزمان شد ای وای
وقت عزای شیعیان شد ای وای
از دیده خون بارد پیمبر امشب
قبر حسن بی سایبان شد ای وای

از جور این زمانه
بقیع شده ویرانه

قلب علی و فاطمه شد پر شراره

به درد و غم اسیرم
الهی که بمیرم

نور دل زهرا دگر حرم نداره

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله
_________________

بند۳

جور و جفا از این زمانه دیده
آتش بلند از درب خانه دیده
اشک علی و کودکان او را
هنگام‌ تشیع شبانه دیده

با سینه ای پر آذر
هنگام دفن مادر

اشک غریبی آن شب از چشم حسن ریخت
در ظلمت مدینه
از جای زخم سینه

هنگام دفن فاطمه خون از کفن ریخت

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله

_________________

بند۴

دیده بقیع ظلم و جفا و بیداد
روزی که شش ماهه به کوچه جان داد
در روز تنهایی حیدر او دید
که فاطمه در بین آتش افتاد

دیدی بقیع تو آخر
که دشمنان حیدر

از او گرفتند همدم مانوس او را

در خانه وحشیانه
باضرب تازیانه

پیش علی همه زدند ناموس او را

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
1
01:38
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:22, 192.2 KB
ش
03:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع


سینه گنجینه ی عشق است و ندایی دارد
دل هر اهل دلی میل به جایی دارد..

قبله گاه همه ی فاطمیون است بقیع
کعبه هم خاصیت قبله نمایی دارد

کیمیا کار بقیع است که از منظر عشق
خاک هم در نظرم رنگ طلایی دارد

زائری نیست به جزچند کبوتر اما
دل ما درطلبش روحِ رهایی دارد

فاطمه، خونِ جگر،چادر خاکی،به بقیع
از غریبی حسن شورو نوایی دارد

میرود کربُ بلا هر شب جمعه اما
در مدینه همه شب کربُ بلایی دارد

سایه انداخته خورشید به جای گنبد
زیر آن قبه لب عشق دعایی دارد

من دعایم فقط این است، ببینم روزی
فاطمه با حسنش صحن وسرایی دارد

به روی چهار مزاری که ضریحش خاک است
چهار شش گوشه نشیند چه صفایی دارد

شک نکن شوکت ایوانِ طلای زهرا..
مثل ایوان نجف حال و هوایی دارد


دم باب الکرم صحن و سرای حسنش
دست ما حسرت یک لحظه گدایی دارد...

سینه ها گرم ونفس تازه و شعر آماده
هر دوشنبه حرمش نوحه سرایی دارد

فقط از کوچه نگویید که در آن کوچه
مادری دلخوشی اش بود عصایی دارد


حسنش بی حرم و سخت تراز آن، این که
پسرش کربُ بلا راس جدایی دارد...

#مهدی_رضایی_آدریانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع


مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود
در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع
چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود
بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف
در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه
مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرش
تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها
چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود

#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

فرق دارد جلوه اش در ظاهر و معنا حرم
گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم

کل معصومین معز المؤمنین در عالم اند
قبرشان قبله است حالا بی حرم یا با حرم

یک حرم در زینبیه یک حرم در شهر قم
یک طرف زائر فراوان یک طرف تنها حرم

مرتضی و فاطمه از هر نظر مثل هم اند
هست تنها فرق بین حیدر و زهرا حرم

اوج غربت در کدامین داغ معنا می شود
اینکه شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟

فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگ قبر
خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم

شادی واهی کنید امروز را وهابیون
چون که میسازیم با قتل شما، فردا حرم

در مدینه کاخ ها با خاک یکسان می شوند
بعد از آن از دور چون دُر می شود پیدا حرم

گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست
داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم

یک سوی زینب حرم یک سوی دیگر قتلگاه
پیر شد در رفت و آمد های مقتل تا حرم

ناله میزد مادری با اشک واویلا حسین
ناله میزد خواهری با اشک واویلا حرم

#علی_ذوالقدر

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
19:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

همیشه خاکی صحن غریبها بد نیست
بقیع،پنجره دارد اگرچه مشهد نیست

چه دستها که رسیده است تا بقبع از دور
که قد کشیدن زایر به قامت و قد نیست

نه صحن مانده نه ایوان نه آینه نه رواق
اگرچه خاک ، دلیل نبود مرقد نیست

همیشه حس زیارت حرم نمی خواهد
که گاه عرض ارادت به رفت و آمد نیست

برای بودن در زیر آفتاب اینجا
میان ماندن و رفتن کسی مردد نیست

((دعای سوته دلان مستجاب ، خواهد شد))
در این حرم که اجابت به طاق و گنبد نیست

بقیع، خاکی عشق است پس بگو شاعر
اگر به شوق ضریح آمده ، نیاید، نیست...

#محسن_ناصحی

http://Telegram.me/raziolhossein
19:28
#تخریب_بقیع

آتش بزن ای غم تمام پیکرم را
لبریز کن از خون دل و چشم ترم را

ای آه و ناله راه بغضم را بگیرید
تا پنجۀ بغضی نگیرد حنجرم را

خانه خرابم کرد سیل اشک ، وقتی
کردم نظاره تربت پیغمبرم را

بگذار تا از غربت زهرا بکوبم
بر پنجره های بقیع او سرم را

ای کاش چون پروانه ای در ماتم او
آتش بسوزاند همه بال و پرم را

اینجا چرا گلچین به گل زد تازیانه
این غم شراره زد دل غم پرورم را

هرگز نمی بخشم تو را شهر مدینه
من در کجا جویم مزار مادرم را

آتش مزن بردفتر شعر "وفائی"
ای اشک غم رنگین نمودی دفترم را

#سيدهاشم_وفايی

http://Telegram.me/raziolhossein
19:29
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

ای ماه متاب آفتابست اینجا
آیینه ی جان بوتراب است اینجا

آهسته گذر کن از شبستان بقیع
آرام دل علی به خواب است اینجا

http://Telegram.me/raziolhossein
2 July 2017
ش
19:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

کاش همچون لاله سوزم در بیابان بقیع
تا شبانگاهى شوم شمع فروزان بقیع

کاش سوى مکه تازد کاروان عمر من
تا کنم بیتوته یک شب در شبستان بقیع

کاش همچون پرتو خورشید در هر بامداد
اوفتم بر خاک قبرستان ویران بقیع

آرزو دارم بمانم زنده و با سوز حال
در بغل گیرم چو جان، قبر امامان بقیع

آرزو دارم ببینم با دو چشم اشکبار
جاى فرزندان زهرا را به دامان بقیع

آرزو دارم بیفتم بر قبور پاکشان
تا که گردم حایل خورشید سوزان بقیع

آرزو دارم که اندر خدمت صاحب زمان
قبر زهرا را ببوسم در بیابان بقیع

آرزو دارم که همچون گوهر غلطان اشک
از ارادت رخ نهم بر خاک ایوان بقیع

اندر آنجا خفته چون قربانیان راه حق
اى موید جان عالم باد قربان بقیع

#سید_رضا_موید

Telegram.me/raziolhossein
1
19:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×901, 124.4 KB
#بقیع

ای ماه متاب آفتابست اینجا
آیینه ی جان بوتراب است اینجا
آهسته گذر کن از شبستان بقیع
آرام دل علی به خواب است اینجا


@raziolhossein
3 July 2017
ش
01:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

با بی‌کسی و غربت و غم می‌سازيم
با شيون و آه دم‌به‌دم می‌سازيم

سوگند به آن چهار آقای غریب
يک روز در این خاک، حرم می‌سازيم

#یوسف_رحیمی

http://Telegram.me/raziolhossein
01:33
#تخریب_بقیع
.
یک روز ترس داشت جهان از نسیمشان
از نوع پادشاهی روی گلیمشان

از مدت سکوت یل خیبری شان
از بخشش بدون حساب کریمشان

از یک سرِ بدون تن و لشکری بزرگ
از قامت به وقت عبادت دو نیمشان

از علمشان از آن همه شاگرد فقهشان
موسای بین حبس ولیکن کلیمشان

از اقتدار حضرت سلطانشان به طوس
از هفت ساله مرد علیم و‌ حکیمشان

از جامعه بخاطر نوع زیارتش
از اهدنا الصراطِ فقط مستقیمشان

از سُرّ من رَأی که هنوزاست بین حصر
از ماه بین لشکر دشمن مقیمشان

از آن کسی که نیست به زعم جهانیان
از قسمتی که مانده برای قسیمشان

امروز نیز ترس جهان از زیارت است
از نسخه ی جدید به طرزقدیمشان

گیرم که دربقیع حرم شد خراب،نیست؛
در نقشه ها کجای جهان در حریمشان

#مهدی_رحیمی_زمستان

http://Telegram.me/raziolhossein
ش
16:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع

هر چند انتهای فلک خاک این در است
خاک بقیع بر سر ما تاج دیگر است

بال فرشته منت از این خاک می کشد
جنت کجا به گرد و غبارش برابر است

بوی بهشت واقعه هرچند دلرباست
این قطعه از بهشت خدا دلرباتر است

برما مجال خادمی او نمی رسد
وقتی که جبرئیل دراین خانه نوکر است

تنها به قصد سرمه به مژگان نمی زنیم
خاک بقیع را مژه آغوش بهتر است

تشبیه مهر و ماه بر این آستان خطاست
خورشید ماه پرتو فانوس این در است

گیسو زغم کشیده به چهره مگر بقیع
کز این حجاب خاطر هر شب مکدر است

نام بقیع میشنوم بغض میکنم
خاکی که نام بردن از او غربت آور است

تخریب شد بقیع پس از آن غروب شد
گویا فلک به خون جگر ها شناور است

بی سایبان مزار امامان بی حرم
این روضه از کران به کران آه گستر است

هر یک که خفته اند در این آستان غم
بر سینه هایشان همه داغی مکرر است

آن داغ مشترک حرم و آتش است و دود
این آه پاگرفته زیک روح و پیکر است

هریک به چشم دیده چگونه عزیزاو
درشعله ها شبیه سپندی به مجمر است

دیده است بین خانه امامی میان دود
وحشت به جان همسر و اطفال مضطر است

دیده به خیمه گاه امامی به چشم خود
در بین دود ، شعله به دامان خواهر است

دیده میان آتش و خون سیل لشگری
دنبال گوشواره و خلخال معجر است

در کربلا وجب به وجب روضه ریخته
آری عزای کرببلا داغ اکبر است

اما تمام چشمه این روضه های سخت
درشعله و شکستن آیات کوثر است

خاکی اگر که مانده ملک خانه ی بقیع
سِرَّش همه زچادر خاکی مادر است

#موسی_علیمرادی

http://Telegram.me/raziolhossein
8 July 2017
ش
23:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 20.07.2016 11:24:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
869×869, 30.0 KB
با یاد غم حمزه کسی صابر نیست
افسوس که آن حریم را حائر نیست
فرمود پیمبر که جفا کرده به من
هر زائر من که حمزه را زائر نیست

#سیدرضاموید

قال النبی:

"من زارني ولم يزر عمّي حمزه فقد جفانی
ش
23:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 20.07.2016 03:49:25
#حضرت_حمزه


بی حمزه سپاهم که سپهدار ندارد
پیغمبر اسلام علمدار ندارد

در خانه هر کشته عزایی شده بر پا
اما عمویم حمزه عزادار ندارد

تاریخ احد شاهد این است که تاریخ
نامردتر از هند جگرخوار ندارد

مثله زچه کردند پس از مرگ تنش را
با پیکر بی جان که کسی کار ندارد

پنهان بنمایید تنش زیر عبایی
چون خواهر او طاقت دیدار ندارد

آسوده بخواب ای اسدالله پس از تو
با خواهر تو کس سر آزار ندارد

بعد از تو عمو جان به اسیری نبرندش
بعد از تو غم کوچه و بازار ندارد

بعد از تو دگر کس نزند زخم زبانش
بعد از تو غم خنده انظار ندارد

یک لحظه مکن فکر پریشان شدنش را
این عمه مگر حیدر کرار ندارد

تا هست علی، خواهر نالان تو ترسه
همراهی نامحرم و اغیار ندارد

هیهات،علی باشد و بازوش ببندند
هر کس که علی داشت دل زار ندارد

در کرببلا هم چو علی بود اباالفضل
تاریخ که گفته است که تکرار ندارد

تا بود عمو با همه میگفت رقیه
با خیمه ما هیچ کسی کار ندارد

تا رفت اباالفضل حرم رفت به غارت
دیدند چو این قافله،سالار ندارد

بردند همه حمله سوی خیمه و گفتند
دیگر حرم عباس علمدار ندارد

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 20.07.2016 00:15:00
#زمینه
#حضرت_حمزه

یاور پیغمبر، سپر پیغمبر
از غمت سوزاندی، جگر پیغمبر

خون شد از داغ تو ، چشم خیر البشر
می زند شیر حق، از غم تو به سر
.............
جسم تو غرق خون ، شد ز ظلم بی حد
پیکرت شد مثله ، چه به روزت آمد

شکر حق خواهرت ندیدت به این حال
مدینه کجا و کربلا و گودال
................
کربلا واویلا، خیمه ها واویلا
ناله می زد زینب، یا اخا واویلا

پیش چشم زینب ، زد حسین دست و پا
این به سر می زد و او سرش شد جدا


#علی_سلطانی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 20.07.2016 00:18:20
AUD-20160720-WA0000.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:11, 179.8 KB
9 July 2017
ش
00:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

ایا شهی که امیر سپاه عشق و وفایی
به قلب و دست و زبان، یاور رسول خدایی

کمالِ رکن و مقامی جمالِ حلّ و حرامی
عزیزِ خلق و خدایی مرادِ شاه و گدایی

به دوستی تو سوگند میخورند خلایق
چو ماه، بسکه سراپا کمال و نور و صفایی🔹

پس از علی ـ که کسی با علی قیاس نگردد ـ
تو دینِ باقیِ اسلام را دلیلِ بقایی

چو بشنود سپه کفر و خیلِ دین، رجزت را
بر این، نویدِ حیاتی بر آن، وعیدِ فنایی

گره بر ابروی خشم افکنی چو در صف هیجا
گره ز ابروی سالارِ انبیا بگشایی

شجاعت علوی داری و صفای حسینی
از آن سبب اسدالله و سیدالشّهدایی

جلالت تو همین بس که غصّه داشت پیمبر
که کاش چون دگران، حمزه داشت نوحه سرایی 🔹

چو شد ز تیشۀ کین، نخل قامت تو شکسته
عزا گرفت برایت پیامبر، چه عزایی!

صفیّه خواهرت آمد کنار نعش تو اما
هرآنچه کرد نظاره، ندید غیر عبایی

نه پاره پاره جگر دید و نه شکافته پهلو
نه جای نیزه و تیری نه زخم سنگ و عصایی

شوم فدای دل خواهری که همچو صفیّه
ندید نعش برادر، فقط شنید صدایی

ولی به جای عبا، تیر و سنگ و نیزه و شمشیر
فکنده بود چنان پرده بین آن دو جدایی

درون گودی مقتل ـ که دیده بود چه ها شد ـ
دوید و گشت و صدا زد: برادرم تو کجایی؟

توان شناخت تنی را که یک نشانه ندارد؟
نه سر نه جامه نه انگشتری نه کفش و ردایی

#علیرضا_قاسمی
َ
tlgrm.me/raziolhossein
00:45
#حضرت_حمزه


حبیبی آجرک الله یا رسول الله
بکش زسینه خود آه یارسول الله

بریز اشک مصیبت که حمزه را کشتند
سر تو باد سلامت که حمزه را کشتند

بیا ببین که چها بر سرش نیاوردند
بیا ببین که چسان پاره پاره اش کردند

بیا کنار عموی خود آه و زاری کن
صفیه تا نرسیده زراه کاری کن

بگو دمی همه یاران از این دیار روند
که خواهر آمده نامحرمان کنار روند

نهان کن از نگه عمه اشکهایت را
به روی قامت حمزه بکش عبایت را

بگو به فاطمه چشمان عمه را گیرد
ببیند این بدن پاره پاره میمیرد

بگو برای صفیه زکربلای حسین
بگو زروضه زینب زروضه های حسین

تنی به روی زمین است در بر زینب
خدا کند که نباشد برادر زینب

فقط نه اینکه عبا بر تنش نیاوردند
لباس کهنه او را هم از تنش بردند

فدای سجده طولانی ات حسین من
بگو چه شد سر نورانی ات حسن من

صدای ناله زینب به پاست یاجداه
تن حسین به صحرا رهاست یاجداه

گلی که زینت دوش تو بود در همه جا
زسم اسب ببین توتیاست یاجداه

تنش مقطع الاعضا به خاک کرببلا
سربریده ندانم کجاست یاجداه

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
00:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 19.07.2016 02:32:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
257×196, 8.7 KB
حرم مطهر حضرت حمزه قبل از ویرانی توسط وهابیون ملعون

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
00:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالعظیم


تو چه کردی که تو را نام نهادند: کریم
مثل بابات حسن ، مرتبه دادند: کریم

تو چه کردی که همه در عوض کرب و بلا
به روی خاک حریم تو فتادند ، کریم


آنچنان مرتبه ای داد به تو هادی دین
که به کس غیر تو این جاه ندادند ، کریم

آن کسانی که ز طومار حسین جا ماندند
شب جمعه ، حرمت ، خیرالعبادند ، کریم

از شلوغی سر کوی تو فهمیدم که...
سائلان تو زیادند ، زیادند... کریم

روز محشر که شود ، از کرم مادرتان
زائران حرم تو ، همه شادند ، کریم

#پوریا_باقری

@raziolhossein
00:47
#حضرت_حمزه
#زمینه
#نوحه

تویی تو شیر سپاه من حمزه – همیشه پشت و پناه من حمزه

پیش نگاهم چنین ، جسم تو نقش زمین ، ناله زنم اینچنین

آو و واویلا

امان ز بغض زن جگرخواره – میان صحرا شدم من آواره

نیزه نثارت شده ، به تو جسارت شده ، تن تو غارت شده

آه و واویلا

خبر رسیده که میرسد خواهر – کشم عبای خودم بر این پیکر

زند به سر زین عزا ، اگر ببیند خدا ، شکاف این سینه را

آه و واویلا

به کربلا خواهر از حرم آمد – کنار یاری که دست و پا میزد

به پیش چشمان او ، بریده میشد گلو ، گرفته دورش عدو

آو و وایلا

همینکه خم شد گلوی او بوسید – میان صحرا صدای او پیچید

غریب مادر حسین ، عزیز خواهر حسین ، بریده حنجر حسین

آو و واویلا


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 18.07.2016 19:40:25
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:10, 165.8 KB
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه
#دوبیتی

یک عبا بر قامت حمزه پیمبر می کشید
یک عبا در کوچه حیدر روی مادر می کشید

یک عبا هم کربلا در روز عاشورا حسین
پیش نعش اکبرش بر روی خواهر می کشید

#حسین_میرزایی


@raziolhossein
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 18.07.2016 18:09:52
#حضرت_حمزه

در سینه اش که نیزه ی وحشی مکان گرفت
ای وای ، قلب خاتم پیغمبران گرفت

وحشی تر از همیشه غلامی که هنده داشت
می خواست تا که سود بگیرد زیان گرفت

بیرون شد از کمین و دل شیر را شکافت
یا سینه ی رسول خدا را نشان گرفت

آزادی اش به قیمت سنگین تمام شد
از مصطفی قرار دل ، از حمزه جان گرفت

آن روز در هوای غریبانه ی احد
از داغ آن شهید دل آسمان گرفت

خواهر کنار نعش برادر ز هوش رفت
آه از جگر کشید و به ناله زبان گرفت

در سوگ او مدینه ی دل شد سیاهپوش
بغضی غریب اشک مرا در میان گرفت

یک لحظه از مدینه دلم رفت کربلا
آنجا که خون ز چشم امام زمان گرفت

زینب نشست پیش برادر به قتلگاه
گلبوسه ها ز حنجره ی خونفشان گرفت

#ﮐﻤﯿل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه
#حضرت_عبدالعظيم
#نوحه
#زمینه


اهل رى امشب در عزايند _ميزبان ال عبايند
فاطمه مهمان اين حريم است
چون عزاى سيدالکريم است
صاحب روضه عبدالعظيم است
اه و واويلا اه و واويلا

از احد آيد ناله هايى_حضرت حمزه شد فدايى
شد شکسته دندان پيمبر
گشته خونين سر تا پاى حيدر
پيکر حمزه در خون شناور
اه و واويلا اه و وايلا

چاره اى کن اى غيرت الله _خواهر حمزه امد از راه
با عبايت پيکر را بپوشان
از نگاه او سر را بپوشان
صورته از خون تر را بپوشان
اه و واويلا اه و واويلا

کربلا خواهر قد خميده _بوسه زد رگهاى بريده
جاى يک بوسه بر اين بدن نيست
قابل غسل و دفن و کفن نيست
بوريا هست اما پيرهن نيست
اه و واویلا

همان اين حريم است
چون عزاى سيدالکريم است
صاحب روضه عبدالعظيم است
اه و واويلا اه و واویلا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
ش
00:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 18.07.2016 19:37:11
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:39, 233.0 KB
ش
00:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه


عبا رسید که گرما به پیکرت نرسد
و گرد و خاک به موی مطهرت نرسد

عبارسید به جسمت قبول حرفی نیست
ولی خداکند از راه خواهرت نرسد

اگر رسید به مقتل دعا کن ان لحظه
کسی برای جدا کردن سرت نرسد

تلاش کن به روی خاک تشنه هم بودی
صدای وا عطشایت به مادرت نرسد

تنت توسط سر نیزه جا به جا نشود
خداکند که دگر حرف بوریا نشود


به روی حنجرت از زخم بود اثر یانه؟
تونیزه خورده ای اصلا زپشت سر یانه؟

به جای دفن،زمانی که بر زمین بودی
سوار اسب رسیدند ده نفر یانه؟

تنت به روی زمین مانده است در گودال؟
شدی مقابل خواهر بدون سر یانه؟

عبور کرده ای از کوچه یهودی ها
زدند سنگ به سمتت ز هر گذر یانه؟

به غیر شام که در ان نبود هم نفسی 
سری به نیزه نبوده بلند پیش کسی
 

به شام قافله را با عذاب اوردند
برای دست یتیمان طناب اوردند

مگرکه طشت زر و چوب خیزران کم بود؟
که بعدچند دقیقه شراب اوردند

به روی نیزه سر شیر خواره را عمدا
درست پیش نگاه رباب اوردند

برای اینکه دلش بیشتر به درد اید
مدام روبرویش ظرف اب اوردند

به روی نیزه دشمن تمام هستش رفت
نه شیر خواره که گهواره هم ز دستش رفت



#علی_زمانیان

@raziolhossein
00:50
#حضرت_حمزه


ای شیر خدا و شیر احمد
ای یار و فدایی محمّد

ای عمِّ رسول و عمِّ حیدر
برختم رسل علّیِ دیگر

سر تا به قدم همه فتوّت
شمشیر تو حامی نبوّت

ایثار زتو، شجاعت از تو
حکم از نبی و اطاعت از تو

روی تو به بدر نور بخشد
شمشیر تو در اُحد درخشید

تو قلب رسول را امیدی
سردار مبارز و شهیدی

تاریخ کند هماره اعلام
کز بَدوِ طلوع دینِ اسلام

حمزه همه جا محمّدی بود
احیاگر دین احمدی بود

ای شیر خدا، سلام بر تو
شمشیر خدا، سلام بر تو

روزی که زجور خصمِ نا اهل
وز بغض و عداوت ابوجهل

بردند هجوم بر محمّد (ص)
زد لطمه عدو به جان احمد

از همسر خویش تا شنیدی
با خشم به هر طرف دویدی

فریاد زدی کجاست بوجهل
آن سنگدل زاصل نا اهل

از خشم رهش به کوچه بستی
پیشاپیش از کمان شکستی

فریاد زدی که ای ستمگر
این مزد جفایت با پیمبر

زین واقعه تلخ بود کامّت
دل برد به مسجد الحرامّت

دیدی که رسول حیّ دادار
بنشسته غریب و بی کس و یار

از سوز درون زدی صدایش
گلبوسه زدی به دست و پایش

کای سیّد و سرورم محمّد (ص)
فرزند برادرم محمّد (ص)

بر خصم تو ره زخشم بستم
پیشاپیش از کمان شکستم

من حمزه ام، ای سرم فدایت
پیوسته کنم زتو حمایت

فرمود رسول حیّ داور
کای عمّ گرامی پیمبر

من عفو و کرم بود مرامم
هرگز نه به فکر انتقامم

تا نور دهی به هر دو عینم
خوشنود کن از شهادتینم

دُر از لب همچو لعل سفتی
از قلب، شهادتین گفتی

برد از سخنت رسول حق نوش
لبخند زنان گشود آغوش

کای عمّ گرامی نکویم
این بود همیشه آرزویم

با قصّه ی حمزه و پیمبر
یاد آمدم از عموی دیگر

عبّاس علی گل مدینه
آب آور بلبل مدینه

سقّای نخورده آب در بحر
گشته جگرش کباب در بحر

دل را زشراره تاب داده
از اشگ به آب آب داده

یک باغِ مدینه دیده در آب
تصویرِ سکینه دیده در آب

دریاش روان زهر دو عین است
خجلت زده از لب حسین است

با یک یمِ اشگ و یک یم خون
لب تشنه شد از فرات بیرون

بار غم تشنگان به دوشش
در سینه شرر، به دل خروشش

یاد لب خشک شیر خواره
میزد به وجود او شراره

جان کرده سپر به تیر دشمن
گردیده جدا دو دستش از تن

تیری زکمان رسید بر مشک
از دیده ی مشک شد روان اشک

عبّاس نگه به آب می دوخت
آب از غم او چو شعله میسوخت

ای حمزه ی کربلا اباالفضل
سینه سپر بلا ابالفضل

سوزی که هماره سوزِ «میثم»
آتش فکند به قلب عالم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:51
#حضرت_حمزه


نورچشم پیمبری حمزه
چه قدَر مثل حیدری حمزه
اسدالله دیگری حمزه
به خداوند، محشری حمزه

ای مُلقّب به سیّدالشهدا
حامی مُخلص رسول خدا
 

هم عمو هم برادرش بودی
همه جا یار و یاورش بودی
تو علمدار لشکرش بودی
جنگجوی دلاورش بودی 

تا نظر بر سپاه می کردی
روزشان را سیاه می کردی 

مرحبا بر تو ای عموی رسول
آبرویت زآبروی رسول
با تو محفوظ چار سوی رسول
کم نگردید با تو موی رسول

کاش حمزه مدینه هم بودی
دور بیت الحزینه هم بودی

بیعتت با نبی چه دیدن داشت
اَشهدت آن زمان شنیدن داشت
عطر اسلام تو وزیدن داشت
رنگ بوجهل هم پریدن داشت

با کمانت سرش ز هم پاشید
از تو و نام حمزه می ترسید
 

ما پیاده ولی سواره، شما
یکی از راه های چاره، شما
روضه های پر از اشاره، شما
تکّه تکّه و پاره پاره، شما

اهل بیت از تو یاد می کردند
بر تو گریه زیاد می کردند
 

در کمین بود، نیزه را انداخت
پیکرت را چه بی هوا انداخت
تا نبی روی تو عبا انداخت
همه را یاد بوریا انداخت

اوّلین رکن پنج تن می خواند
روضه ی شاه بی کفن می خواند
 

ته گودال پیکرش افتاد
جلوی چشم خواهرش افتاد
جای خنجر به حنجرش افتاد
ناله ای زد وَ مادرش افتاد 

یا بُنَیَّ ذبیح عطشانم
یا بُنَیَّ قتیل عریانم

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_حمزه


بوی خون آید از دل صحرا
خاک عالم به سر چه رخ داده

بین لشگر به پاشده غوغا
حمزه دیگر ز پای افتاده

مصطفی را خبر کنید آید
تاکه دستان هنده(لع) را گیرد

دیراگر آیداز تماشای
بدن پاره پاره می میرد

یوسفی چنگ گرگ افتاده
وای برحال پیکر حمزه

فکرپوشاندن تن او باش
آیداز راه خواهر حمزه

زخم این سینه را به هم آور
بر دعا دست خویش بالا کن

زود بر پیکرش عبا انداز
فکر احوال خواهرش را کن

سرزمین احد غبار آلود
گرچه از شور و گریه ها غوغاست

حمزه و هر بلا سرش آمد
گوشه ای از غروب عاشوراست

کی به پیش نگاه این خواهر
تشنه لب سر ز تن جدا کردند

بهر تشییع پیکری بی سر
ده نفر نعل تازه آوردند

**** **** **

همه افتخار دخترها
به عموهای خوش قد وبالاست

سنت درد دل کنار عمو
ارث اولاد حضرت زهراست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
00:53
#حضرت_حمزه


گمان نمی کنم این روح پیکرم باشد
تنی که مُثله شده در برابرم باشد

گمان نمی کنم این جسم پاره پاره شده
همان عموی رشید پیمبرم باشد

بدن مگر بدن کیست این چنین شده است؟!
اگر خدای نکرده برادرم باشد...!

چرا عبای پیمبر نمی گذارد تا
دوباره روشنی دیدۀ ترم باشد؟

××

فدای خواهر مظلومه ای که نالان گفت:
کنار کشتۀ گودال مو پریشان گفت:

××

گمان نمی کنم این زیر نیزه افتاده
حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم
که قول می دهم این بار آخرم باشد

کفن که نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟!
بد است بی کفن این مرد محترم باشد

برای آن که روی پیکرش بیاندازم
نمی شود بگذارید معجرم باشد؟


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
00:54
#حضرت_حمزه


ای آن كه داغ توبه دل مانشسته است
چون لاله داغ دارد وتنها نشسته است

گل گردميده برسرمژگان چشم ما
خارغمت به پاي دل مانشسته است

زينت گرفت چهره زاشك عزاي تو
چون شبنمي كه برروي گلهانشسته است

ازداغ جانگداز توياحمزة الرسول
گردملال بررخ زهرانشسته است

چون قبرتوست مأمن دلهاي بي پناه
زهرا براي گريه درآنجانشسته است

تاديدمصطفي بدنت رابه خاك گفت
تيرغمي به قلبم ازاعدانشسته است

گرغرق ماتم است زمين مثل آسمان
درماتم توخواجه اسرانشسته است
                   
  شام عزاي توست«وفائي»اگرچوشمع
آتش گرفته،سوخته، ازپانشسته است

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
00:55
#حضرت_حمزه

ای کشته ای که بود اُحد کربلای تو
اهل مدینه نوحه گران عزای تو

شیر خدا و شیر رسول خدا تویی
ای نام سیدالشّهدایی سزای تو

قبل از حسین و واقعه ی جانگداز او
زهرا گریست بر تو و بر کربلای تو

هر عضوت از نسیم شهادت چو گل شکفت
در راه دین چو مُثله نشد کس سوای تو

اعضای تو ز تیغ ستم پاره پاره شد
پایان نشد به کشته شدن ماجرای تو

شد خلعت شهادت تو جامه ی رسول
جان ها فدای پیکر در خون شنای تو

ای قامت بلند رشادت به هر زمان
کوتاه بُد ردای رسالت برای تو

ماتم، چرا گیاه به پای تو ریختند
می باید آنکه ریخت سر و جان به پای تو

شعر " مؤید " است تو را کمترین نثار
ای بهترین درود و تحیّت سزای تو

#سیدرضاموید

@raziolhossein
00:56
#حضرت_حمزه

هرگاه مصطفي به توگرم نظاره بود
ازبهراو وصال تو فيضي دوباره بود

بر ذره ذره پيكر خورشيديت قسم
خورشيد آسمان به تو غرق نظاره بود

هرلاله اي زداغ تو با داغ خو گرفت
صحراي لاله گون اُحد پُرشراره بود

دل گركه سنگ بود زسوك تو آب شد
اي آنكه بستر تن تو سنگ و خاره بود

هرعضو پيكرت زشهادت نشانه داشت
چون پيكر حسين تنت پاره پاره بود

عنوان سيدالشهدائي سزاي توست
اي آنكه زخمهاي تنت بي شماره بود

تنها همين نسوخت صفيه كنارتو !
برجان اوشرار غم تو هماره بود

زهرا زداغ روي تو پيوسته گريه كرد
اين آسمان عصمت حق پُر ستاره بود

تنها نشد مدينه به سوك تو نوحه گر
قبر شريف و پاك تو  دارلزياره بود

دراين حديث درد «وفائي» به گريه گفت
مقصود من زشرح غم تو ، اشاره بود

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
00:57
#حضرت_حمزه

تا همیشه غمت بر این دلهاست
گریه بر تو سفارش طاها ست

در مقامت همین بس است نبی
گفت حمزه سیدالشهدا ست
......
ای عموی نجیب پیغمبر
تکیه گاه غریب پیغمبر

اسدالله غزوه های رسول
وقت غمها حبیب پیغمبر
.........
همه جا یار مصطفی بودی
تو مددکار مصطفی بودی

هر زمانی که اذیتش کردند
تو طرفدار مصطفی بودی
. ........

رفتی و در مدینه غوغا شد
باب توهین به مصطفی وا شد

بعد پیغمبر و تو و جعفر
آتش کینه سهم زهرا شد
.........
من بمیرم چه بر سرت آمد
چه به احوال پیکرت آمد

عالمی سوخت آن زمانی که
سر نعش تو خواهرت آمد
.........
خواهرت قد کمان رسید از راه
ضجه میزد به ناله ای جانکاه

تا که چشمش به پیکرت افتاد
گفت وا حمزتا ! رسول الله
........
خواهر تو ندید پیکر تو
که چه آورده هند بر سر تو

خارها و عبا کمک کردند
که نمیرد عزیز خواهر تو
.......


خواهرت را کسی اسیر نکرد
از خجالت که سر به زیر نکرد


#ابوالفضل_عطاری

@raziolhossein
ش
01:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

وقتي كه مُسلماني و تسليم خُدايي
يعني هـمه جا يـاورِ پيـغـمبر مـايي

سـرداري و سالار و جگردار و هُنردار
آن قدْر كه گـفـتند تو هم شيرِ خُدايي

هرگز نپـريـده ست به اذعان كمانت
از چِلّه ي ابروي خَـمت ، تيرِ خطايي

در عصر خودت بودي اگر شاه شهيدان
تا حشر ولي حمزه ي خيرُ الشُّهدايي

وقتي چو علي چرخ زدي دور پيمبر
از كعبه شنيدم كه تو هم قبله نمايي

وقتي كه عمو باشي و ذريّه ي هاشم
پس مثل اباالفضل تو هم ماه لقايي

والله قســم هيچ نفهميده از ايـمان
هركس كه بگويد تو از اسلام جُـدايي

از تُربت تو فاطمه تسبيح اگر ساخت
مي خواست بگويد چه قَدَر اهل دعايي

بالايِ سر قـبر تو با ديده ي گـريان
با سوز جگر فاطمه مي گفت : كُجايي؟

مي گفت كُجايي كه ندارد دل حيدر
از حَصرِ غم و غُربت و اندوه ، رهايي

در جَنگ اُحد مُثلِه شدي تا كه بگويي
مي خواست دلت تا بشوي كربُـبلايي

مي گفت عبايي كه روي پيكرت افتاد
اي كـاش بيارنـد به گــودال عبايي

تا خواهرِ مظـلـومه ي ارباب نبينـد
از نيزه مي آيـد به سر او چه بلايي

در نيمه ي شوّال به جُز داغ تو اي مرد
در خيمه ي دل سوختگان نيست عزايي

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:50
#حضرت_حمزه


نیزه ای آمد به قلب حمزه،آن شوکت شکست
آن صلابت،آن شجاعت،آن همه هیبت شکست

دور از چشم نبی،افتاد علمدارش زمین
آن شکوه و هِیمنه،در موجی از حیرت شکست

ناگهان پیچید در دشتِ اُحد این مرثیه
تک سوارِ یل یلِ پیغمبر رحمت شکست

در یمینِ جبهه میجنگید حیدر،یک تنه
در یسارِ جبهه یک سردار ،یک امّت شکست

فرصتَش را مغتنم دید و جگرخواره،رسید
سینۀ شیر رسولُ الله،بی مُهلت شکست

چون جگرخواره دلِ آن شیر،بر دندان کشید
مُثله شد آن قامتِ چون سَرو،آن عزت شکست

تا به بالین عمو آمد پَیمبر آه آه
بر کمر دستی گرفت وگفت:این قامت شکست

یادم آمد از علمدار رشید کربلا
از غمش پشت حسین آنروز با شدّت شکست

بی علم،بی دست،با صورت،زمین افتاده بود
گفت آقاجان؛ غرورم پیش این ملت شکست

من شنیدم سنگ بارانت کنند این کوفیان
خوب شد پیشانی اَم پیش از تو با ضربت شکست

من نباشم تا ببینم زینبت را میزنند
وای از آندم که حریم بانوی عصمت شکست

وای اگر گویند؛ حمله بر حرم آزاد شد
آه از آن ساعت که دشمن درحرم حرمت شکست

گوشواره،دستبند،خلخال، اینها جای خود
حرمت معجر شکست و حرمت عترت شکست

یا ز غم باید بمیرم،یا رود از دیده خون
مهدیا!!!بازآ که دیگر حرمت غیرت شکست

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
01:58
#حضرت_حمزه

ای مسیحا دم رسول الله
چون علی مرهم رسول الله
سپر محکم رسول الله
عزّت پرچم رسول الله

حمزه، ای افتخار اسلامی
مظهر اقتدار اسلامی

در عبادت قیامتی داری
با مناجات اُلفتی داری
بین میدان شجاعتی داری
به علی چه ارادتی داری

آسمان زیر گام های شماست
آخر عشق ابتدای شماست

قد احمد ز غصّه ات تا شد
تا که یک نیزه بر تنت جا شد
آه بالا سرت چه غوغا شد
بر سَرِ غارت تو دعوا شد

لشگری دور پیکرت آمد
جِگرت را زنی به دندان زد

گرچه خیلی بلا سرت آمد
گرچه قاتل برابرت آمد
تا کنارِ تو خواهرت آمد
یک عبا رویِ پیکرت آمد

تا نبیند صَفیه حالت را
وای از روضه های کرب و بلا

کربلا دِشنه دارها بودند
یک نفر نه ، هزارها بودند
وسطِ نیزه زارها بودند
روی سینه ، سوارها بودند

آبرویِ قبیله غارت شد
پیش زینب به تن جسارت شد

حرم الله در خطر افتاد
ردّ شلاّق بر کمر افتاد
خواهری بین صد نفر افتاد
بین بازار و هر گذر افتاد

همه دیدند ضعف تن ها را
مَردها می زدند زن ها را

@raziolhossein
02:01
#حضرت_عبدالعظیم

‎المنت و لله که گرفتار تو هستیم
‎عمری ست که در حلقه ی زوار تو هستیم

‎ما را به صف حشر به نام تو ببخشند
‎همسایه ی دیوار به دیوار تو هستیم

‎این خاک به نام تو نظر کرده ی زهراست
‎ما آبروی خویش بدهکار تو هستیم

‎عبدالحسنی م و بخدا روز قیامت
‎ای پور حسن در صف انصار تو هستیم

‎اقای کریمم ز مرام تو همین بس
‎ما بی سرو پاها سگ دربار تو هستیم

‎پای نمک سفره ی تو گریه نوشتند
‎ما صاحب اشکیم ببین یار تو هستیم

‎ما را ز سرت باز نکن جان رقیه
‎با گریه ی خود گرمی بازار تو هستیم

‎بوی حرم کرببلا میدهد اینجا
‎با اشک سحر محرم اسرار تو هستیم

‎از دولت فرزند حسن عبد حسینیم
‎در صحن تو انگار که بین الحرمینیم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
02:06
#حضرت_عبدالعظیم

ای همدم ولی خدا ، سیدالکریم
پور کریم آل عبا ، سیدالکریم

هر آنکسی که زائر قبر شما شده
گویا که رفته کرببلا ، سیدالکریم

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
02:11
#حضرت_حمزه

اي شهيد ركاب پيغمبر
پدر و مادرم فداي تو باد

اي اُحُد شاهد شهادت تو
عمر من وقف در ثناي تو باد

*

در دلم حسرت زيارت توست
كه تو محبوب مردمي حمزه

طبق نصّ صريح آل نبي
اسدالله دومي حمزه

*

از سلام زيارتت پيداست
كه تو ياور شدي نبوت را

گر پيمبر تو را دهد رخصت
خود شفيعي همه قيامت را

*

اي علمدار غزوه هاي رسول
كاشف الكرب مصطفايي تو

وي يل ِ يكه تاز بدر و اُحُد
تحت فرمان مرتضايي تو

*

گر بني هاشمي كني حمله
بر يمين و يسار ميتازي

گر كني قصد جان هر مشرك
مركب و راكبش بر اندازي

*

آه از آندم كه قصد جان تو كرد
هندِ ملعونه ي جگر خواره

كرد قاتل پس از شهادت تو
با غضب سينه ي تورا پاره

*

عَلَمت چونكه بر زمين افتاد
واي ، دندان مصطفي بشكست

گفت زهرا پس از تو يا عَمّاه
سر پيغمبر خدا بشكست

*

دشمن از پيكر تو هم نگذشت
مُثله شد قامت مطهر تو

ليك جسم پُر از جراحاتت
ماند مخفي ز چشم خواهر تو

*

من بميرم براي آن خواهر
كه تن بي سر برادر ديد

جسم هفتاد و دو گل ِ پرپر
بر سر نيزه هيجده سر ديد

*

راهِ زينب به قتلگاه افتاد
قتلگاه برادر بي سر

خواهر انگار با برادر خود
ميشنيدند ناله ي مادر

*

مادر انگار با پسر دارد
ميزند حرفهاي آخر را

ميشنيدند قاتل و مقتول
ناله هاي غريب مادر را

*

اين همان ناله هاي مادر بود
قتلوك بُنَيَّ عطشانا

اولين نوحه هاي كوثر بود
ذبحوك بُنَيَّ عريانا

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه
#زمینه

شد دشت احد کرببلا یارسول الله
کشتند عموجان تو را یارسول الله

کردند جسارت --بر پیکر حمزه
شد غرق جراحت--پا تا سر حمزه
آه و واویلا آه و واویلا

&&&&&&

افتاده روی خاک علمدار پیمبر
خون میچکد از چشم گهر بار پیمبر

نه طاقت دوری--نه تاب نظاره
مانده چه کند با--این پیکر پاره
آه و واویلا آه و واویلا

&&&&&

بر سینه زنان در بر او خواهرش آمد
ای کاش نبیند چه بلایی سرش آمد

بر سینه و پهلوش--جای نیزه ها بود
صد شکر که جسمش -- در زیر عبا بود
آه و واویلا آه و واویلا

&&&&

سوزد همه دلها چو دل زار صفیه
بر حالت زینب روی تل زینبیه

میکرد نظاره--می رفت از حال
ده نفر سواره--می روند به گودال
مظلوم حسینم مظلوم حسینم

@raziolhossein
17:44
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:51, 119.0 KB
ش
18:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

درود ای کنار علی میر بدر
سلام ای شهید اُحد، شیر بدر

به خیل شهیدان حق مقتدا
گرامی‌عموی رسول خدا

شهادت زآغاز، پابست تو
شجاعت زده ‌بوسه‌ بر دست تو

وجود تو از بحر، لبریزتر
خدنگت ز تیغ اجل تیزتر

به بدر و احد همچو حیدر یکی
به بازوت ختم رسل متکی

شنیدم که چون آمدی از شکار
غبارت به رخسار بود آشکار

سرشکی که برسینه زد آذرت
روان بود از دیدۀ همسرت

کنار تو بنشست و بگریست زار
که ای شیر بازآمده از شکار

شکار و بیابان و صحرا بس است
محمّد تو چون نیستی، بی‌کس است

نبودی که از چارسو آمدند
محمّد عزیز دلت را زدند

بر او ضربه‌ها خصم نااهل زد
فزون‌تر ز هرکس ابوجهل زد

توچون رعد از دل کشیدی خروش
زخشم وغضب‌ خونت آمد به جوش

گرفتی ره خصم نااهل را
شکستی سر نحس بوجهل را

زدی ضربه‌اش از یسار و یمین
که گردیده چون مرده نقش زمین

از آن پس نبُد زهره کس را دگر
که گردد به ختم رسل حمله‌ور

تو خود پای تا سر همه جان شدی
به دست محمّد مسلمان شدی

تو شیراُحد بودی و شیر بدر
به دست تو گردید شمشیر بدر

دریغا دریغا که دشمن شتافت
دل و پهلو و سینه‌ات را شکافت

چو آمد به خاک زمین پشت تو
بریدند بینی و انگشت تو

تو را چون جگر پاره در جنگ شد
به کام عدو آن جگر، سنگ شد

به زخم تنت دشت و صحرا گریست
احد نیز با چشم زهرا گریست

کجا بودی؟ ای بر نبی تیغ و دست
در آن دم که پهلوی زهرا شکست

کجا بودی آن دم که با ضرب در
پسر از برای پدر شد سپر

نبودی که حقِّ علی غصب شد
صمد گشت تنها، صنم نصب شد

کجا بودی آن دم که در علقمه
ندا داد عباس «یا فاطمه»

اگر کربلا بودی ای نورعین
چو عباس بودی برای حسین

نبودی ببینی که در قتلگاه
شد از کعب نی، جسم زینب سیاه

سکینه، رباب، عاتکه، فاطمه
غریبانه در دشت و صحرا همه

چو نی، ناله در نینوا می‌زدند
تو را در بیابان صدا می‌زدند

امیـد دل سیّـدالنـاس تـو
تو عباس بودی و عباس، تو

ز «میثم»زخلق و خدای ودود
به عباس و تو، تا قیامت درود

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
ش
20:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

توکیستی که دراندیشه رسول خدائی
فروغ چشم حبیبی وچلچراغ هدائی

هنوز قبله دلها نبودکعبه که دیدند
تومحو قبله عشق و وفا، توقبله نمائی

توسر به خاک قدوم یتیم آمنه سودی
تودل به مهرنبوت سپرده ای چه وفایی

تودر کمندتولای اهلبیت، اسیری
توحمزه هستی و ازهرچه هست و نیست رهایی

فروغ معرفت از اهلبیت نور گرفتی
توانعکاس تمام وکمال آینه ها ئی

تودرعقیده خود، شاهبازاوج یقینی
تودوستدارنبی درکمال صدق و صفائی

توروز بدر، درخشیده ای چوبدر به میدان
الاکه شیررسول خداوشیرخدائی

توروز معرکه بخشیدی آبروبه شجاعت
توداده ای به شهامت، شکوه و قدرو بهائی

سزدکه خاک تو تسبیح دست قاطمه باشد
چراکه گفت پیمبر:توسیدالشهدائی

درست می شود آهنگ رفتن به مدینه
اگرتویادکنی، ازشکسته گان، به دعائی

شهادت توچنان آتشی به جان وجهان زد
که درنبرداحد، آفرید کرب وبلائی

برای آنکه نبیند "صفیه"لاله پرپر
فکند سایه به رویت چه دستی و چه عبائی

#محمد_جواد_غفورزاده(شفق)

@raziolhossein
10 July 2017
ش
13:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
523×740, 118.0 KB
#یا_سید_الکریم

ای مامن اهالی ری سایه سار تو
بوی حسین می‌شنوم از مزار تو

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
ش
21:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


هرگز گره ام از علمت وا شدني نيست
غير از تو كسي دردل من جا شدني نيست

بايد تو به من اشك دهي وَر نه عزيزم
اين چشمه ی خشكيده كه دريا شدني نيست

هر جا كه حسين ست همان جاست بهشتم
پس هيچ كجا غير تو زيبا شدني نيست

مجنونم و از عمر خودم درك نمودم
يك لحظه بدون غم ليلا شدني نيست

بايد نفسي مر ثيه خوانت شده باشد
وَر نه دم عيسا كه مسيحا شدني نيست

از نوكر بد هم كه بپرسيد بگويد:
ارباب به خوبي تو پيدا شدنی نيست

پيراهن مشكي مرا دوخته زهرا
با دست شكسته كه مداوا شدني نيست

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
11 July 2017
ش
02:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#ردالشمس
#دوبیتی

خورشیدم و بانور علی می آیم
بازمزمه و شور علی می آیم

امروز نیامدم بدستور علی
هر روز بدستور علی می آیم
...

خورشیدم و درپی ظفر میگردم
بانور علی است جلوه گرمیگردم

هروقت علی گفت بیا. می آیم
هروقت بگوید برو. برمیگردم

.....

این معجز ردشمس از حیدر بود
روی علی ازشمس فروزانتر بود

چون روی علی دو باردر روزی دید
فرداش فروغ شمس زیباتر بود

......

ردالشمس که شددرآسمان گردیدم
ازجانب شمس این ندا بشنیدم

بافخربه ماه و کواکب می گفت
امروز دومرتبه علی را دیدم

.....

هرجا که حق بود زتو تکریم میشود
جنت به روی ماه تو ترسیم میشود

باردشمس گشت عیان برتمام خلق
افلاک با نگاه تو تنظیم میشود

#محمد_علی_قاسمی

T.me/raziolhossein
12 July 2017
ش
19:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح

.
به ظالم خم نخواهد گشت قطعا قد وبالایش
کسی که روز و شب با یاعلی برخیزد ازجایش

اگر که ذوالفقارش سر برون آرد به قهر خود
منافق را به آنی می کند از جمع منهایش

من و امثال من در این حرم آیا چه می خواهیم
اگر جبریل می سوزد دراین درگاه پرهایش

اگر درکربلا نام علی را می بری قطعا؛
برات کربلایت در نجف خورده ست امضایش

کسی که دست رد برسینه ی عالم نزد هرگز
یقینا فرق خواهدکرد معنای بفرمایش

کجایی عدل پی در پی که در مُلکت یهودی نه؛
مسلمانی درآمد بارها خلخال از پایش

اگر آقایی ام داده درعالم علتش این است
کسی را غیر مولایم نخواندم هرگز آقایش

اگر نوکر بسوزد هم درآتش مطمئن هستم
نخواهد سوخت دستش لااقل در بین اعضایش

چه شب هایی که این تن شد کبود ازداغ فرزندت
خودت در روز محشر یاعلی نگذار تنهایش

#مهدی_رحیمی_زمستان

T.me/raziolhossein
13 July 2017
ش
17:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

ملک دلم همین که بنام حسین شد
عبدی گناهکار غلام حسین شد

آرامشی نداشت وجودم به هیچ وجه
تا که به اذن فاطمه رام حسین شد

قند مکرر اسم "حسین" است، والسلام
شیرین ترین کلام، کلام حسین شد

«با یک سلام صبح به ارباب بی کفن »
روزم پر از جواب سلام حسین شد

یادم نمی رود که خدا هر زمان ز من
قهرش گرفت، واسطه نام حسین شد

یک شب دوباره نوکری آمد به خواب من
حرفش دوباره حرف مرام حسین شد

نوکر از آب خوردن خود آب می شود
بین دو نهر؛ آب، حرام حسین شد

#امیر_عظیمی

http://T.me/raziolhossein
ش
17:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت

زنی دیدم که در گودال می رفت
پریشان خاطر و احوال می رفت

گلی گم کرده بود اما بمیرم
به هر گل می رسید از حال می رفت

@raziolhossein
17:53
#امام_حسین_شهادت

قدم قدم ز حرم دور گشتنت سخت است
به غربت از حرمت دل بریدنت سخت است

تو می روی و دل خواهرت به دنبالت
شوم فدات! تماشای رفتنت سخت است

تمام زندگی ام ای همه کسِ زینب
به جان فاطمه بی یار ماندنت سخت است

برای بوسه به زیر گلو بده مهلت
شنیده ام که به گودال کشتنت سخت است

بپوش زیر زره دستباف زهرا را
خبر ز غارت پیراهنِ تنت سخت است

به بند چادر و معجر نمی رسد دستی
ولی اگر برسد دست دشمنت سخت است

چگونه صبر کنم آخرین نگاه ترا
وداع دختر و این بوسه چیدنت سخت است

به زیر کعب نی و ضربه ماندَنَم آسان
به زیر نیزه و شمشیر دیدنت سخت است

تمام عمر ترا دیده ام به ندبه ولی
به زیر دشنه مناجات خواندنت سخت است

چقدر حال تو چون روز آخر مولاست
چقدر شیوۀ ((لا حول)) گفتنت سخت است

اگر چه چشم تو ما را رها نمی سازد
ز روی نیزه بما سر کشیدنت سخت است


http://T.me/raziolhossein
14 July 2017
ش
00:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

در راه غمت هر چه بلا بود خریدیم
یک عمر از این روضه به ان روضه دویدیم

یک روز در اغوش پدر روز دگر هم
با پای عصا سینه زنان سینه دریدیم

یک عمر از این نافله ها بار نبستیم
از اشک عزایت به کجاها که رسیدیم

هر ذکر که گفتیم پری باز نکردیم
یک اه برای تو کشیدیم و پریدیم

حسرت به دل هر نفس سوخته هستیم
جز ان نفسی را که برای تو کشیدیم

صد بار چو ایینه به پای تو شکستیم
یک بار اگر روضه گودال شنیدیم

#حسن_کردی

http://T.me/raziolhossein
ش
01:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی

ای كرببلا! چه عطر سیبی داری؟!
وی دشت! چه صحرای عجیبی داری؟

عالم همه با تو آشنایند ولی
با این همه، مولای غریبی داری

#جواد_هاشمی_تربت

http://T.me/raziolhossein
ش
13:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#روضه_امام_حسین
از زبان امام زمان

امان از بادها... سوزان وزیدند
امان از تیغ ها برّان رسیدند

ألا یا اهلَ العالم جد من را
به روی خاک ها عریان کشیدند

ألا یا اهلَ العالم اهل کوفه
سرش را با لب عطشان بریدند

سواره ده نفر ناپاک زاده
به روی آن تن بی جان دویدند

جسارت بر تنش کردند اما
فقط از رأس او قرآن شنیدند

سرش را داده اند و با بهایش
نمیدانم چقدری نان خریدند؟!

#محمد_جواد_شیرازی

http://T.me/raziolhossein
17 July 2017
ش
02:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

داور مدارِ شیعه ؛ روَد سوی داورش
آتش زده ست زهر ؛سراپای پیکرش

آن زهر ؛گوشت های بدن آب کرده است
چیزی نمانده از بدن او؛ به جز سرش

عمری غریب بود ؛ولی ؛ وقت احتضار
اهل واعیال اوهمه اطراف بسترش

واکردپلک از هم وگفت ازنماز وبست
آخرکلام گفت به ساعات آخرش

می کرداگر که لب تر و می گفت تشنه ام
بودند جام آب به کف در برابرش

سوزم به تشنه ای که به ظهر ی در آفتاب
یک نم نداد آب کسی؛غیر خنجرش


#علی_انسانی

@raziolhossein
02:29
#امام_صادق_شهادت
#عامیانه

در خونمو سوزوندن به خدا
تو کوچه منو کشوندن به خدا
من زمین خوردم و خندیدن همه
حرمت منو شکوندن به خدا
.
.
ببینید میلرزه دست و پای من
ببینید بی رمقه صدای من
بچه هام دارن نگاهم میکنن
طنابو وا کنید از دستای من
.
.
کمتر ای نامردمون جفا کنید
این پر شکستمو رها کنید
مادرم داره تماشا میکنه
لا اقل ز فاطمه حیا کنید
.
.
همینه خواهش آخرم فقط
نزنید این همه آذرم فقط
حاضرم سر منو جدا کتید
ناسزا نگید به مادرم فقط

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:31
#امام_صادق_شهادت

ز هر طرف به کمان تیر غم  زمانه گرفت
دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت

چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند
ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت

هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد
که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت

سپاه کفر به کاشانه ام حجوم آورد
مرا بزمزمه و ناله شبانه گرفت

زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را
دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت

سر برهنه و پای پیاده برد مرا
پی اذیت من بارها بهانه گرفت

هنوز خستگی راه بود در بدنم
که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت

هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد
مرا بموج غم از مردم زمانه گرفت

چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول
که گه بزهر جفا گه به تازیانه گرفت

گرفت تاسمت نوکری زما«میثم»
مقام سروری و جاودانه گرفت


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:31
#امام_صادق_شهادت


از كار غربتت گره‌اي وا نمي‌كند
اين شهر ، با دل تو مدارا نمي‌كند

اين شهر ، زخم بي‌كسي‌ات را...عزيز من
جز با دواي زهر مداوا نمي‌كند

اين شهر ، در ميان خودش جز همين بقيع
يك جاي امن بهر تو پيدا نمي‌كند

اينجا اگر كسي به سوي خانه‌ات رود
در را به غير ضرب لگد وا نمي‌كند

اين شهر ، شهرِ شعله و هيزم به دستهاست
با آل فاطمه به جز اين تا نمي‌كند

ابن ِربيع ِ پست چه آورده بر سرت؟
شرم و حيا ز سِنّ تو گويا نمي‌كند

بالاي اسب در پيِ خود مي‌كشاندت
رحمي به قامتِ خَمَت امّا نمي‌كند

تا مي‌خوري زمين به تو لبخند مي‌زند
اصلاً رعايت رَمَقت را نمي‌كند

زخم زبانش از لب شمشير بدتر است
يك ذرّه احترام به زهرا نمي‌كند

#علی_صالحی

@raziolhossein
02:32
#امام_صادق_شهادت


آتش گرفته بارِ دگر آشیانه ات
چون شعله ها گرفته ام امشب بهانه ات

هر گوشه ای كه می نگرم خاطراتِ توست
اینجا پُر است گوشه به گوشه نشانه ات

دیوار و دود و آتش و لبخندهای شوم
حالا شده ست خانه ی من روضه خانه ات

امشب كه كودكان زِ پِی ام گریه می كنند
اُفتاده ام به یادِ تو و نازدانه ات

یك سو تویی و عمه ام و گریه های او
یك سو كسی كه باز زند تازیانه ات

آخر جدا شد از كفِ تو دامنِ علی
ای وایِ من شكسته مگر دست و شانه ات


#حسن_لطفي


@raziolhossein
02:33
#امام_صادق_شهادت


ازمهر؛ آسمان مدینه اثر نداشت
من سفره ام کباب؛ به غیر از جگر نداشت

(ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم )
جز داغ دل نصیب ؛ جگر بیشتر نداشت

بردند اگر به بزم عدو نیمه شب مرا
آن جا یزید و؛چوب تر وتشت زر نداشت

از کودکان لرزه به پیکر فتاده ام
یک تن؛ امید دیدن روی پدر نداشت

گویی مدینه رسم شده ؛ خانه سوختن
سهمی دگر ؛زمادر خود این پسر نداشت

غم نیست خانه ام اگر آتش گرفت ؛شکر
گر خانه سوخت ؛فاطمه ای در پشت در نداشت


#علی_انسانی

@raziolhossein
02:34
#امام_صادق_شهادت
#زمینه


مدینه و صحن بقیع
چه حالی داره این شبا
کنار قبر پسرش
گرفته فاطمه عزا

آروم آروم
از گوشه چشم ترش
میریزه اشک
رو خاک قبر پسرش


از غصه قلبش دریای خونه
برا عزیزش روضه میخونه

عزیز زهرا
امام صادق

بند۲

صبا با اشک دیده هات
برو به مصطفی بگو
به نور قلب فاطمه
خیلی جسارت کرد عدو

سواره بود
رو مرکبش خصم پلید
دنبال او
شیخ الائمه میدوید

به خون نشوندند دلای مارو
شبونه بردند آقای مارو

عزیز زهرا
امام صادق

بند۳


به غیر درد و خون دل
دیگه چیزی براش نموند
زخم زبون و طعنه ها
دل آقامونو شکوند

واویلتا
دشمن پست و بی حیا
به پیش او
به مادرش گفت ناسزا

اگرچه جون داد با قلب مضطر
از این همه غم راحت شد آخر

عزیز زهرا
امام صادق

بند۴

اهل مدینه که دل از
امام صادق بریدند
مثل بابای غریبش
به خونه اش آتیش کشیدند

خداروشکر
به پیش چشمای ترش
که دشمنش
سیلی نزد به همسرش

اما یه روزی شهر پیمبر
زهرا کتک خورد به پیش حیدر

غنفذ که اومد به سوی زهرا
از کارُ افتاد بازوی زهرا

وقتیکه غنچه از شاخه افتاد
میون کوچه شیش ماهه جون داد

زهرا یا زهرا


بند۵


با اینکه آخر زندگیش
با درد و غم شده تمام
خدارو شکر آقای ما
کفن شده با احترام

خدارو شکر
بیشتر از این جفا نشد
خدارو شکر
سر از تنش جدا نش

ولی حسینو بدجوری کشتن
سرش رو روی نیزه گذوشتن


به پیش چشم پر خون زینب
تن حسین شد پامال مرکب

عزیز‌‌ زهرا
حسین مظلوم


#عبدالزهرا


@raziolhossein
02:34
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:18, 153.3 KB
02:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×789, 195.5 KB
#یا_جعفر_بن_محمد_الصادق

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:38
#امام_صادق_شهادت

کسی که حکم ولا از خود پیمبر داشت
دلی شبیه بهشت خدا معطر داشت

کسی که نور نگاهش زلال باران بود
میان قاب دوچشمش همیشه کوثر داشت

کسیکه نیمه ی شب حرمتش شکسته شد و
دلی شکسته و چشمی زغصه ها تر داشت

سه بار دشمن او قصد جان او را کرد
ولی ز ترس پیمبر از او نظر بر داشت

زمان سوختن درب خانه اش تنها
نفس نفس روی لبها نوای مادر داشت

دل خودش به کنار حرم سرایش سوخت
ز داغ اینکه در آن خانه چند دختر داشت

در آن کشاکش و در بین آن همه آتش
دلی به یاد غم کربلا چه مضطر داشت

به یاد ساعت آخر میان قربان گاه
که شمر آمد و قصد بریدن سر داشت

و باز پیش دو چشمان او مجسم شد
کسی که نیت حمله به سمت معجرداشت

#محمد_حسن_بیات_لو

http://T.me/raziolhossein
02:38
#امام_صادق_شهادت

آتش گرفته بارِ دگر آشیانه ات
چون شعله ها گرفته ام امشب بهانه ات

هر گوشه ای كه می نگرم خاطراتِ توست
اینجا پُر است گوشه به گوشه نشانه ات

دیوار و دود و آتش و لبخندهای شوم
حالا شده ست خانه ی من روضه خانه ات

امشب كه كودكان زِ پِی ام گریه می كنند
اُفتاده ام به یادِ تو و نازدانه ات

یك سو تویی و عمه ام و گریه های او
یك سو كسی كه باز زند تازیانه ات

آخر جدا شد از كفِ تو دامنِ علی
ای وایِ من شكسته مگر دست و شانه ات

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:39
#امام_صادق_شهادت


یا رب از زهر جفا پا تا سرم آتش گرفت
سوختم پرپر زدم بال و پرم آتش گرفت

پوستی بر استخوانی مانده باقی از تنم
همچو شمعی آب گشتم پیکرم آتش گرفت

من همان فرزند زهرایم که از جور عدو
خانه ام چون بیت زهرا مادرم  آتش گرفت

بر روی سجاده بودم نیمه شب گرم دعا
ناگهان دیدم همه دور و برم آتش گرفت

کودکان را دیدم از این سو به آن سو در فرار
گریه کردم انقدر چشم ترم آتش گرفت

پا نهادم بین آتش زیر لب گفتم حسین
یادم آمد عصر عاشورا حرم آتش گرفت

یک بیابان دشمن و یک مشت طفل بی پناه
خاطرم بر عمه های مضطرم آتش گرفت

دختری فریاد می زد سوخت عمه دامنم
دیگری می گفت عموجان معجرم آتش گرفت

دختری این راز را کنج خرابه فاش کرد
در میان شعله ها موی سرم آتش گرفت

از میان آنچه غارت شد دل پر درد من
بیشتر بر گاهوار اصغرم آتش گرفت

مادرش در پشت خیمه ناله می زد اصغرم
تو نبودی آب خوردم حنجرم آتش گرفت

#حسین_میرزایی

@raziolhossein
02:41
#امام_صادق_شهادت

مولای من سلام خدا هدیه محضرت
گلبوسه ی ملايکة الله بر درت

یا صادق الائمه که قران ناطقی
عالم فدای آن نفس روح پرورت

تا از تو کسب فیض کنند ای شکوه علم
زانو زنند خیل ملک پای منبرت

بر کرسی خطابه لبت چونکه باز شد
باغ بهشت مصطفوی شد معطرت

از تو گرفت درس بصیرت ابوبصیر
صدها زراره کاتب و اندیشه گسترت

سرچشمه ی زلال حقیقت کلام توست
شد جرعه نوش ، علم و فضیلت ز کوثرت

معراج توست علم و در آن سیر نور شد
هفت آسمان عالم معنا مسخرت

تنها جهاد ، عرصه ی شمشیر و تیغ نیست
روز ازل جهاد سخن شد مقدّرت

در دست تو کتاب خدا بود ذوالفقار
فقه و اصول ، نیزه و شمشیر دیگرت

مدیون توست مکتب شیعه الی الأبد
در این جهاد ، لطف خدا بود یاورت

دشمن که بست دست یداللهی تو را
رد شد تمام خاطره ها از برابرت

رفتی سرِ برهنه و پای پیاده لیک
سیلی نخورد پیش تو در کوچه همسرت

در طول عمر ، داغ فدک با دل تو بود
می زد حدیث حادثه زخم مکررت

باشد برای اهل ولا ، جلوه ی حضور
در گوشه ی بقیع ، مزار مطهرت

گاهی نگاه کن به دل بیقرار من
دست «کمیل » دامن تو ، جان مادرت


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:42
#امام_صادق_شهادت
#زمینه

بند اول:

دوباره کوچه ای پر از
شعله و دود و هیزمه
آتیش زدن از قدیما
عادت این نامردمه

آه بلندی از غم و
از این زمونه می کشه
وقتی دوباره از دری
شعله زبونه می کشه

دستاشو بستن و پای برهنه می دوید
دشمن بابغض و باکینه طناب و میکشید
زخمی بود و صدای ناسزا رو می شنید

وای با صورت نقش زمینه
وای همه ی غصه هاش همینه
وای درده مادر و می بینه

بند دوم:

تو کوچه های تنگ شهر
داغ دلش تازه شده
بغضی دوباره تو گلوش
بی حد و اندازه شده

تو لحظه های آخرش
دلش از این دنیا پره
یاد غمای مادره
روی زمین که میخوره

مادر بود و پسر بود و یه مرد بی حیا
سیلی زد مادر و پیش چشای مجتبی
گم کرده راه برگشت و میون کوچه ها

وای امون از این قوم ستمکار
وای مادر بین در و دیوار
وای وای از میخ در و مسمار

بند سوم:

یه عمره که تو دنیا
اسیر رنج و درده
مصیبت های زینب
آقا رو پیرش کرده

روی زمین افتاده و
یادش میاد غم ها رو
دم میگیره باگریه هاش
روضه ی عاشورا رو

خواهر بالای گودال و برادر بی سره
دشمن ازهر طرف پیروهنش رو میدره
یکی انگشت و انگشتر رو داره میبره

وای از زنجیر و از اسارت
وای از دستای پر جسارت
وای گوش و گوشواره و غارت


#علی_علی_بیگی

@raziolhossein
02:42
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:24, 197.2 KB
02:43
#امام_صادق_شهادت


عمری از نامردی و پستی این دنیا گریست
صبر کرد و صبر کرد و صبر کرد اما گریست

یار تنهایان شد و همدرد بهر دردمند
با دلی پر درد، اما ماند خود تنها گریست

بی عبا با ظلم بردندش ز صحن خانه اش
دخترش با دیدن این صحنه بر بابا گریست

تا زدند آتش در کاشانه را قلبش شکست
یاد پهلوی شکسته کرد، بر زهرا گریست

یاد آن لحظه که زهرا پشت درب خانه بود
ناگهان افتاد با ضرب لگد از پا گریست

دست بسته تا که بردندش میان کوچه ها
یاد کوچه یاد دست بسته مولا گریست

دخترش ترسان و لرزان بود، آقا تا که دید
یاد طفلان حسین و زینب کبری گریست

هم دعا میکرد بر گریه کن جدش حسین
هم به یاد گریه جدش در عاشورا گریست

گاه یاد راس از پیکر جدا بر نیزه ها
گاه یاد پیکر عریانِ در صحرا گریست

گاه از داغ رباب و اصغر ششماهه اش
گاه از داغ علیِ اکبر لیلا گریست

دیده اش از اشک دریا گشت و بر این داغ که
تشنه لب شد کشته جدش بر لب دریا گریست

#محمد_معارف_وند

@raziolhossein
02:44
#امام_صادق_شهادت

بنگر به بیت شعله ورم وای مادرم
آتش گرفته بام و درم وای مادرم

آتش زدند خانه من را و زنده شد
یادت دوباره در نظرم وای مادرم

گاهی به فکر ضرب غلاف مغیره ام
گاهی به فکر میخ درم وای مادرم

پای پیاده در پی مرکب نفس زنان
بردند مرا چنین زحرم وای مادرم

بستند دستهای من اما کتک نخورد
در کوچه همسرم به برم وای مادرم

دیدم چو تازیانه ابن ربیع را
ناله زدم من از جگرم وای مادرم

دستم که بسته بود دفاعی نداشتم
حتی یکی نشد سپرم وای مادرم

شکر خدا که وقت زمین خوردنم نبود
در کوچه همرهم پسرم وای مادرم

#حسین_میرزایی

@raziolhossein
02:45
#امام_صادق_شهادت


خونین دلی که با تو ستمگر به سر بَرَد
سر می برد، ولیک به خون جگر برد

آنجا که هیچ لب به حمایت نگشت باز
مظلوم،  داوری  به  برِ  دادگر  برد

بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک
اینگونه ارث مادر خود را پسر برد

مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب
از  نزد  چند  کودک  لرزان  پدر  برد

کردند دست خویش به سوی خدا بلند
تا بابشان ز دست عدو جان به در برد

دیگر امید آمدن من کسی نداشت
یک  تن  نبود  در  بر  آنان  خبر  برد

ای دادگر خدای غیور، این روا مدار
تا نام پاک مادر ما، بی پدر برد

#علی_انسانی

@raziolhossein
ش
13:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

شدي شهيد ولي پيكر تو دست نخورد
ميان معركه ي خون سر تو دست نخورد

اگرچه در اثر زهر مي زدي پــر و بال
ز تير و نيزه به بال و پر تو دست نخورد

هزار شكر، به پيراهن و عباي شما
برابر نگه خواهر تو دست نخورد

اگرچه دست تو شد بسته با طنابِ ستم
به نقش آيه ي انگشتر تو دست نخورد

سه بار تيغ به رويت كشيده شد ، امّا
به مُصحف بدن اَطهر تو دست نخورد

نفس نفس زدنت سخت شد ولي آقـــــا
به ضرب تيغِ كسي ، حنجر تو دست نخورد

كسي نديد جسارت شود به ناموست
دگر به زينتيِ دختر تو دست نخورد

غروب روز دهم بود ، عمّه ات مي گفت:
رقيّه حرف بزن ، معجر تو دست نخورد ؟؟؟

#محمد_قاسمي

http://T.me/raziolhossein
ش
15:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#دوبیتی

او گریه به غصه های مادر می کرد
وقتی که نظر به آتش در می کرد

از خانه چو دست بسته او را بردند
یاد از غم تنهایی حیدر می کرد

#محمد_مبشری

http://T.me/raziolhossein
ش
18:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#زمینه
#واحد

بند اول:
آقامونو / نیمه ی شب / تو کوچه ها میبردن
آقامونو / با طعنه و / با ناسزا /میبردن
آقامونو / بادوچشم پر زخون/میبردن
آقامونو / دشمنا دوون دوون/ میبردن
میرفت با دسته بسته/ امون ای دل
با یک دل شکسته / امون ای دل
با حال زار و خسته / امون ای دل

بند دوم:

وقتی آقا/ میخورد زمین/ ناله میزد / وای مادر
میگفت میام/دیگه نزن / تو حرف بد/ وای مادر
توی همین / کوچه بود که مادرم/ شد پرپر
یار علی / تنها و مقابلش/ یک لشکر
حمله وحشیونه / امون ای دل
غلاف و تازیونه/ امون ای دل
تو کوچه رد خونه / امون ای دل

بند سوم:
یاد غم / کرب و بلا / بی طاقت و / گریونه
یاد غم / جدش حسین/ روضه داره میخونه
تو کربلا/ وقتی خیمه گاهشو / سوزوندن
اونجا دله / طفل بی پناهشو / سوزوندن
آتیش کشید شراره / امون ای دل
تو صحرا شد آواره/ امون ای دل
وای از گوشای پاره/ امون ای دل

#مرتضی_کربلایی

http://T.me/raziolhossein
18:54
Voice 024.m4a
Not included, change data exporting settings to download.
00:57, 910.9 KB
18:59
#امام_صادق_شهادت

می سوخت بین شعله ها بال و پر تو
آتش نشد شرمنده از موی سر تو

از نعره مستانه یک نامسلمان
آن شب پرید از خواب شیرین دختر تو

دست خدا را باز بستند این جماعت
آقا چه خالی بود جای مادر تو

با رفتن تو آسمان هم گریه می کرد
آن شب نبود عمامه ای روی سرتو

پای برهنه پشت یک مرکب دویدن
نگذاشت نایی در میان پیکر تو

در کوچه های خلوت شهر مدینه
تنها غریبی بود یار و یاور تو

دیدند خیلی داغدار کربلایی
شام غریبان شد به پا در محضر تو

جای هزاران سجده شکرانه دارد
خنجر نیامد بر ضریح حنجر تو

#محمد_حسین_رحیمیان

http://T.me/raziolhossein
19:00
#امام_صادق_شهادت

عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است
خونِ جگر به دیده ي آلِ پیمبر است

شهر مدینه گشته عزاخانه ي وجود
رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است
 
گفتم چه روی داده که از خاطرم گذشت
امشب شب یتیمی موسی ابن جعفر است

گِریَند بر امام ششم هفت آسمان
در نُه فلک قیامتِ عظمای دیگر است

جسمی که آب شد از جفا زیر خاک رفت
در قلب آب و خاک از این داغ آذر است

خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او
قبرش کنار تربت زهرای اطهر است

آتش زدند خانه او را حرامیان
این اجر خوبی پدر و ارث مادر است

جز تل خاک نیست نشانی از آن مزار
الحق که ننگ آل سعودِ ستمگر است

قامت خمیده،تن شده مانند شمع آب
این شاهد جنایت منصور کافر است

بر او بریز اشک که این گریه نزد حق
با گریه بر حسین ثوابش برابر است

با آنکه بسته است به رویش در بقیع
"میثم" هماره چشم امیدش به این در است

#غلامرضاسازگار

http://T.me/raziolhossein
19:05
#امام_صادق_شهادت

دارم هوای تربت شیخ الائمه
چشمم به دست رحمت شیخ الائمه

منت خدایی را که ما را خلق کرده
از خاک پای حضرت شیخ الائمه

اسلام ناب جعفری سرمایه ی ماست
جانم فدای نهضت شیخ الائمه

شاگردهای مکتبش روزی گرفتند
از بحث و علم و حکمت شیخ الائمه

هرکس نمازش را سبک دارد بداند
بی بهره است از رحمت شیخ الائمه

کونوا لنا زینا...” ولی ای وای بر من
یک عمر گشتم زحمت شیخ الائمه

با اینکه سربارش شدم دیدم کریم است
آقا شدم با عزت شیخ الائمه

یک روز
دسته” می برم در کوچه هایش
تحت لوای `هیئت شیخ الائمه”

وقتش رسیده باز هم روضه بخوانم
از دردها و غربت شیخ الائمه

دیروز حیدر دست بسته... بی عمامه...‌
امروز آمد نوبت شیخ الائمه

پای برهنه پشت مرکب ها دویدن...‌
...برده توان و طاقت شیخ الائمه

بر مو سفیدان ناسزا گفتن روا نیست
کردند هتک حرمت شیخ الائمه

صاحب عزای روضه های کربلا بود
در روضه خم شد قامت شیخ الائمه

شکر خدا که دخترش اینجا ندیده
در بین مقتل غارت شیخ الائمه

شکر خدا که اهل بیتش را نبردند
بازی نشد با غیرت شیخ الائمه...‌

#محمد_جواد_شیرازی

http://T.me/raziolhossein
19:09
#امام_صادق_شهادت

غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود
غریب شهرِ خودش نه، غریب عالم بود

چقدر روضهٔ کرب و بلا به پا می داشت !
به روی سر در خانه همیشه پرچم بود !

اگر چه زخم جگر تازه می شد اما باز
برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

همیشه در وسط کوچهٔ بنی هاشم
پر از تلاطم اشکِ مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت
شکسته قامت و آشفته حال و درهم بود

شتاب مرکب و پای برهنهٔ آقا !
میان کوچه زمین خوردنش مسلّم بود

کبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت
چه قدر در نظرش کربلا مجسّم بود

خلاصه لحظة‌ آخر، زمان تدفینش
بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشانِ
شهید بی کفن وادیِ محرّم بود

به زخم پیکر گل، بوریا نمی پیچید
اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود

#یوسف_رحیمی

http://T.me/raziolhossein
ش
19:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

یکباره ریخت باده و ساغر شکسته شد
شیخ الائمه حرمتش آخر شکسته شد

آتش گرفت بار دگر خانه ی علی
شاید به ضربه ی لگدی در شکسته شد

بین نماز بر سر و رویش که ریختند...
... گویا نماز سبط پیمبر شکسته شد

ای کاش می گذاشت که عمامه سر کند
خیرالعباد بین همه سرشکسته شد

یک روز بین کوچه علی را کشیده اند
حالا غرور حضرت جعفر شکسته شد

جز ناسزا نمی شنود از زبانشان
در بین راه حرمت مادر شکسته شد

باید قسم مگر بخورد؟! صادق است او
در مجلسی که قیمت گوهر شکسته شد

یک پیر مرد، پای پیاده، به روی خاک
قدی خمیده داشت که دیگر شکسته شد

سیلی به خانواده ی او خورد؟ نه نخورد
اصلا سر کسی سر معبر شکسته شد؟

پای پیاده در پس مرکب دوید و گفت
عمه رقیه ام چقدر پرشکسته شد

در کربلا به ناله ی محزون سه ساله گفت:
"سقا که رفت حرمت معجر شکسته شد

بابا نگاه کن که چنان زجر زد مرا
دندان من شبیه تو دلبر شکسته شد"

#مهدی_علی_قاسمی

http://T.me/raziolhossein
19:26
#شهادت_امام_صادق


کس از دل امام غریبم خبر نداشت
با او مدینه هم سر یاری دگر نداشت

سوگند میخورم به مظلومی علی
دنیا زآل فاطمه مظلومتر نداشت

از آن زمان که سوخت در خانه علی
آتش زدرب خانه شان دست بر نداشت

آتش کجا و خانه فرزند مصطفی
آنروز روزگار مسلمان مگر نداشت

تنها نه روزها پی آزارش آمدند
شبها امان زدشمن بیدادگر نداشت

گرم دعا و راز نیاز شبانه بود
مهلت ولی برای دعای سحر نداشت

آتش زدند خانه او را ولی دگر
بر سینه اش جراحتی از میخ در نداشت

بردند دست بسته اش از خانه با عذاب
حتی عبا به دوش و عمامه به سر نداشت

میزد نفس نفس پی مرکب ولی چه سود
آهش به قلب سنگ عدویش اثر نداشت

پایش برهنه بود ولی جای شکر داشت
چون خاک کوچه خار مغیلان دگر نداشت

بیچاره دختری که روی خار میدوید
بیچاره عمه اش که از او خبر نداشت

پایش که خسته بودو دو دستش که بسته بود
در زیر تازیانه دشمن سپر نداشت

دختر به هر خطر به پدر میبرد پناه
آن دختر سه ساله بمیرم پدر نداشت

از درد گوش پاره اگر ناله میکشید
بر گوشوار رفته به غارت نظر نداشت

تا دید در خرابه لب چاک خورده را
لب را گذاشت بر لب بابا و برنداشت

#حسین_میرزایی

http://T.me/raziolhossein
19:27
#شهادت_امام_صادق

زخمی که هست بر جگر من جدید نیست
سوزانده جانم و به اجل هم امید نیست

آتش کشیده اند در خانه مرا
این کارها ز دشمن حیدر بعید نیست

شیخ الائمه را وسط کوچه می کشند
اینجا کسی به فکر من موسپید نیست

گشته مدینه کرببلایی دگر، ولی
داغی شبیه داغ حسین شهید نیست

این لشگری که از در و دیوار آمدند
دل سنگ تر ز لشگر پست یزید نیست

وحشت زده اگر شده اند اهل خانه ام
اما خبر ز ضربت دستی پلید نیست

دیگر خبر ز خصم لعینی که بی هوا
معجر ز روی عترت طاها کشید نیست

اصلا تمام آنچه که دیدم، برابر
آن صحنه ای که عمه سادات دید نیست

والشمر جالس به روی سینه ی حسین
رحمی به قلب آنکه سرش را بُرید نیست

عالم فدای خواهر مظلومه ای که گفت :
گشته تن برادر من ناپدید... نیست
.

#محمود_مربوبی

http://T.me/raziolhossein
19:28
#شهادت_امام_صادق

باز هم نوبتِ مدینه شُدو
در غَمَش باز کربلا میسوخت
باز در کوچه یِ بنی هاشم
خانه ای بینِ شعله ها میسوخت

نیمه شب ریختند در خانه
مو سپیدی به ریسمان بستند
درِ آتش گرفته را اما
ناگهان رویِ کودکان بستند
َ
به پَرِ دامنی ولی اینبار
آتشِ چوبِ شُعله وَر نگرفت
پدر از خانه رفت شُکرِ خدا
پهلویِ او به میخِ در نگرفت

نَفَسَش بند آمده نامرد
در پِیِ خود دوان دوان نَبَرش
پیرمرد است میخورد به زمین
بینِ کوچه کِشان کِشان نَبَرش

شرم از رنگِ این محاسن کُن
رحم کُن حالِ کودکانش را
این چنین رفتن و زمین خوردن
درد آورده اُستُخوانش را

حق بده که به یادِ او انداخت
گَرد و خاکی که بر محاسن داشت
مادرش را که تا درِ مسجد
داغِ بابا عزایِ محسن داشت

حق بده که به یادِ او انداخت
عرقِ سردِ رویِ پیشانیش
خونِ رویِ جبینِ جدش را
عمه و رنجِ کوچه گردانیش

حق بده که به یادِ او انداخت
عمه اش را گُذر گُذر بردند
از مسیری که ازدحام آنجاست
یعنی از راهِ تنگ تر بردند

حق بده که به یادِ او انداخت
گیسوانش که خاک آلود اند
گیسویی را که در دلِ گودال
غرقِ خون رویِ خاکها بودند

رویِ این کوچه ای که از سنگ است
همه جایش نشانیِ او بود
یادِ یک حنجر است این دفعه
نوبتِ روضه خوانی او بود

هرچه او بیشتر نَفَس میزد
بیشتر می زدند زینب را
تیغ شان مانده بود در گودال
با سپر می زدند زینب را

سَرِ شب کودکان همه در خواب
تا سحر میزدند زینب را
یک نفر در میانِ گودال و
صد نفر میزدند زینب را


#حسن_لطفی

http://T.me/raziolhossein
19:31
#شهادت_امام_صادق

دارد ميان هيئت خود گريه ميكند
با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند
با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند
دارد براي غربت خود گريه ميكند

آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت
بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت

مشعل به دستها وسط خانه ريختند
يك عده بي هوا وسط خانه ريختند
اموالِ خانه را وسط خانه ريختند
جمع ِحسودها وسط خانه ريختند

بين نماز بود و مجالش نداده اند
حتي امان به اهل و عيالش نداده اند

بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است
ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است
تنها ميان درد سر و يادِ مادر است
افتاده است پشت در و يادِ مادر است

شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد
بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد

اين پير ِسالخورده عصا بر نداشته
آرام تر هنوز عبا بر نداشته
نعلين خويش را به خدا بر نداشته
شيخ ِ حرم عمامه چرا بر نداشته

اورا كشان كشان وسط كوچه ميكِشند
در پيش اين و آن وسط كوچه ميكِشند

اين غُصه را به نام مدينه سند زدند
بر آه آهِ خستگي اش دستِ رد زدند
در كوچه ها چقدر به آقا لگد زدند
ميگفت نام فاطمه و حرف بد زدند

از بس دويده خميده شده،بي رمق شده
اين پير ِمردِ غمزده خيس ِ عرق شده

گيرم خميده در بر انظار رفته است
پاي برهنه از سر بازار رفته است
گيرم به پاي هر قدمش خار رفته است
با دستِ بسته مجلس اغيار رفته است

شكر خدا كه پيرهنش پا نخورده است
در زير چكمه ها بدنش پا نخورده است

#محمد_جواد_پرچمی

http://T.me/raziolhossein
19:36
#امام_صادق_شهادت
#زمینه

شبونه ، بی بهونه ، دل من رو آزردن
باسر و پای برهنه ، من و از خونه بردن

تن بی رمق ، پی مرکب باحال خسته
می کشوندنم تو کوچه با دستای بسته

منم مثه علی ، اسیر کوچه ها شدم
اسیر کینه ، دشمن بی حیا شدم
..................
خدایی ، این مردم ، مدینه خیلی بدن
خونمو ، مثه خونه ، مادرم آتیش زدن

دل من اگر ، شکسته شد از این مصیبت
دیگه پیش ، من نشد به همسرم جسارت

شهیده علی ، سرو خمیده علی
به مادرم زدن ، به پیش دیده علی
...................
قاتلم ،تیغ جفا ، گرچه بر رویم کشید
خواهری ، دیگر مرا ، باتن عریان ندید

امون دل ، پر از غم و ماتم زینب
میسوزه فلک ، هنوزم از این دم زینب

دور از وطن حسین ، شهید بی کفن حسین
بمیره خواهرت ، نداری پیرهن حسین


#علی_سلطانی

@raziolhossein
19:37
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:59, 140.0 KB
ش
20:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت


هنگامۀ هجوم غم از هر کرانه بود
مردی غریب بود که در ترک خانه بود

در بین آشیانه چو صیّاد پا نهاد
مرغ سحر نشسته و گرم ترانه بود

با قامت کمانی‌اش از راه میگذشت
محنت‌کشی که تیر بلا را نشانه بود

اشک وداع پشت سرش ریخت جای آب
این بار حرف مرگ فقط در میانه بود

می‌خواست اهل خانه ندانند قصّه چیست
شاید ز خصم، خواهشِ مهلت، بهانه بود

بر روی مرکب ابن ربیع و ز پشت سر
شیخ الائمّه پای پیاده روانه بود

می‌رفت و اشک‌هاش روی خاک می‌چکید
یاد غمی که بینِ مصائب یگانه بود

آخر اگرچه خانۀ او شد محاصره
یارش کسی نگفته که در آستانه بود

یا آنکه دشمنش طرف اهل خانه رفت
یا حرفی از غلاف وَ یا تازیانه بود...

#علیرضا_قاسمی


@raziolhossein
18 July 2017
ش
12:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت


چه شد که در افق چشم خود شقایق داشت
مدینه‌ای که شب پیش صبح صادق داشت

میان حوزهٔ علمیه اختلاف نبود
که بهر رحلتش استاد، میل سابق داشت

و تا همیشه دگر بی‌مراد می‌مانند
چهار هزار مریدی که مرد عاشق داشت

به سمت مغرب اگر رفت عمر خورشیدش
هزار قلّهٔ پر نور در مشارق داشت

چه با شُکوه غم خود به دل نهان می‌کرد
چه شِکوه‌ها که از آن فرقهٔ منافق داشت

به غیر داغ محرم گلی ز باغ نچید
چقدر روضهٔ گودال در دقایق داشت

خلیل بود ولی آتشش سلام نشد
همان که در نفسش عطری از حدائق داشت

هزار طائفه آمد هزار مکتب رفت
و ماند شیعه که «قال الامامُ صادق» داشت

سخن به محضرش این است ای حقیقت علم
ندیده چشم زمانه طلوع این همه حلم


کدام بغض گلوگیر در پگاهت بود
که رو به پنجرهٔ آسمان نگاهت بود

هنوز در تب شمشیر علم و حکمت توست
حریم مدرسه‌هایی که رزمگاهت بود

گواه گفته‌ام این نخل‌ها که همچو علی
شب مدینه پر از بغضِ سربه‌چاهت بود

نمانده جز گل لاله به باغ ابراهیم
که بین خانه فقط شعله‌ها پناهت بود

چنان به نیمه‌شبی می‌شکست حرمت تو
که قلب دشمن تو نیز عذرخواهت بود

چه خوب می‌شد اگر دست کم سه شمع و ضریح
به قبر سادهٔ ارواحُنا فداهت بود

برای غصهٔ تو کاش جای صبری بود
و دست کم به مزار تو سنگ قبری بود

#جواد_محمدزمانی

@raziolhossein
ش
13:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#دوبیتی

پرورده ی دامن شقایق هستیم
از خیل بلا کشان عاشق هستیم

قرآن محمدی ﮐﺘﺎﺏ ﺩﻝ ﻣﺎﺳﺖ
در مکتب شیعیان صادق هستیم

#کمیل_کاشانی

http://T.me/raziolhossein
ش
14:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

بياموزند تا در مكتبت ، مردم صداقت را
به نام تو سند كردند شش دانگ ولايت را

تورا از شش جهت خواندند مولاي ششم چونكه
به دست خويشتن داري زمام كلّ خلقت را

به ميليونها چنان سقراط يا صدها چنان لقمان
عطا كردند از درياي تو يك قطره حكمت را

ميان آن همه شاگرد هم باشي غريبي تو
نميفهمند وقتي اين جماعت شأن عصمت را

هَلِ الدّين،غير حبّ و بغض،مذهب چيست غير از اين ؟
خدا از ما نگيرد اين ولايت ، اين برائت را

تو از بس از حسين و كربلا رفتن به ما گفتي
به پا كردي درون سينه ها شور قيامت را

گرسنه،تشنه،خاك آلود،غمگين زائرش گشتي
چه خوب آموختي بر شيعيان رسم زيارت را

نمي ماند گنه كاري ميان عرصه ي محشر
اگر در پاي ميزان رو كني حكم شفاعت را

اگر مي گفت يازهرا كسي در پيش روي تو
عوض مي كرد ياد پهلويش حال و هوايت را

پس از زهرا گمانم رسم شد در شهر پيغمبر
بسوزانند در آتش ، درِ بيت سيادت را

شبانه با سر و پاي برهنه ، بُردن از خانه
ز حدّ خود به در كردند نامردان جسارت را

به هرگامي كه ميرفتي بسوي قصرِ آن ملعون
گمانم با دو چشم خويش ميديدي شهادت را

عذاب اوّلين و آخرين بادا بر آن قومي
كه سوزاندند از كين ، قلب خورشيد امامت را

كــلام آخرت وقــف نمــاز با توجّه شـد
عجب شرمنده ي خودكرد اين حرفت عبادت را

#محمد_قاسمي

http://T.me/raziolhossein
ش
19:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
.
تصور کن امامی دور تو مأمور هم باشد
به ضرب و شتم تو مأمور هی معذور هم باشد

درون خانه با ناموس خود باشی و جز اینها
به هتک حرمت از بالا بر او دستور هم باشد

به غیر از هتک حرمت در میان ناسزاهایش
به جز فریاد و فحاشی کلام زور هم باشد

تصور کن که در برخوردٍ با ماهی که در سجده ست
به جز توهین به دستش حکم از منصور هم باشد

تصور کن که حالا این تصورهای شرم آور
برای آدمی از جنس خاک و ‌نور هم باشد

تصور کن امام صادق است و بر سکوت و صبر
به رغم لشکر شاگردها مجبور هم باشد

به جز تصویر میخی داغ در چشم امام ما
در آن تصویر حالا چکمه ای در دور هم باشد

چه خواهد شد اگر آتش بگیرد درب و بعد از آن
کسی که هی لگد را می زند مغرور هم باشد

به روی ساقه ی زردش دو چندان می شود دردش
اگر آن که لگد را می زند منفور هم باشد

برای خود نه٬ می گرید برای مادرش زهرا
بساط گریه پشت «در»اگر که جور هم باشد

#مهدی_رحیمی_زمستان

http://T.me/raziolhossein
ش
20:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#نوحه


نور حقائق را کشتند
قرآن ناطق را کشتند
سرت سلامت یا مهدی
امام صادق را کشتند

شکسته دل// دیده گشته خونبار
شده زهرا // در بقیع عزادار

غریب آقا// یا امام صادق

بند دوم:

باغ نبی را پژمردند
قلب علی را آزردند
پای برهنه نیمه شب
رئیس مذهب را بردند

عدو اورا/ می کشید ز بیداد
زمین خوردو// یاد مادر افتاد

غریب آقا// یا امام صادق

بند سوم:

روی لب او واویلا
دلش شکست از طعنه ها
ابن ربیع در پیش او
کرده جسارت به زهرا

شرر میزد// قلب و جان اورا
عدو میگفت// ناسزا به زهرا

غریب آقا...

بند چهارم:

ناله او بر لب افتاد
دلش به تاب و تب افتاد
همینکه دستش را بستند
یادِ غم زینب افتاد

دلش خون شد // زین همه جسارت
بمیرم من // زینب و اسارت

غریب آقا// یا امام صادق


#عبدالزهرا

@raziolhossein
20:05
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:47, 110.7 KB
19 July 2017
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

آقاى بى كسى كه غم ارثيه داشته
اُنسى به داغِ مادرِ اِنسيه داشته
كنج اتاقِ خويش حسينيه داشته
با اهل خانه مجلسِ مرثيه داشته
حالا گرفته روضه غريبانه بازهم

حق ميدهيم مرد اگر گريه ميكند
تنها ميانِ چند نفر گريه ميكند
با ترسِ دختران چقدر گريه ميكند
افتاده يادِ مادر و در گريه ميكند
تكرار شد مصيبت پروانه بازهم

آتش به بيتِ اطهرش افتادُ گفت آه
يادِ صداى مادرش افتادُ گفت آه
عمامه اش كه از سرش افتادُ گفت آه
وقتِ فرار، دخترش افتادُ گفت آه
ترسيده است دخترِ دردانه بازهم

يك نانجيب خنجرِ آماده مى كشيد
يك بى حيا عمامه و سجاده مى كشيد
بندِ طناب را كه زنازاده مى كشيد
شيخ الائمه را وسط جاده مى كشيد
آسيب ديد غيرت مردانه بازهم

بي احترام رفت ولى عمّه زينبش
بينِ عوام رفت ولى عمّه زينبش
در ازدحام رفت ولى عمّه زينبش
بزم حرام رفت ولى عمّه زينبش
وقت گريز شد دل ديوانه بازهم

دستِ عيالِ او به طنابى نرفت نه!
دست كسى به سوى حجابى نرفت نه
از صورتى عفيفه نقابى نرفت نه
ناموسِ او به بزم شرابى نرفت نه
رفتيم سمت مجلس بيگانه بازهم

بالاى تخت قائله اى بود، واى من
پيش رباب حرمله اى بود، واى من
زينب ميان سلسله اى بود، واى من
چوبِ بدونِ حوصله اى بود، واى من
خون شد روان از آن لب جانانه بازهم

#محمد_جواد_پرچمی

http://T.me/raziolhossein
ش
01:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت


به منبر می‌رود دریا به سویش گام بردارید
هلا اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلم ها جا بیافتد واژه‌ای، اینک
که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

سلونی را هدر کردند روزی مردمان امروز
بپرسیدش از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران چشمان او آرایه وحی است
برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق
از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان به اهل خانه جز ایشان
که می‌گوید:
غلام خسته‌ام خفته، قدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد نباید پلک بر هم زد
به سوی شعله چون هارون مکی گام بردارید

رُویَ عن إمامِِ جعفرِِ صادق (له الرحمة)
به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا کج کن مسیرت را
کفن باید به جای جامه احرام بردارید

اگر در گوش نوزادی اذان می‌گفت می‌فرمود:
که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد
میان گریه ختم سوره انعام بردارید


#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
01:37
#امام_صادق_شهادت

بر گرده ی خود مثل علی نان و رطب داشت
صادق همه صبح است چه در خلوت شب داشت

شب تیره و تار و ظلمات است، پر از ظلم
صد سال پر از ظلمت جهلی که عرب داشت

می رفت که خاموش شود مشعل توحید
اسلام ِ وَ أکملتُ لکُم رو به عقب داشت

برخاست کسی مکّی و کوفی به فدایش
آوازه چنان داشت که تا شام و حلب داشت

در محضر او این همه شاگرد عجب نیست
بر تیغ علی این همه زنگار عجب داشت!

چون جابر حیّان کسی اسرار ندانست
جز آن که به درگاه تو زانوی ادب داشت

هفتاد و دو تا یارت اگر بود چه می شد
تیغ تو و پستوی نهانخانه سبب داشت

از صبح بپرسید که صادق به چه معناست
با عشق بگویید که یارم چه لقب داشت

#مهدی_جهاندار

@raziolhossein
ش
02:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#زمینه

شیخ الائمه حاجت روا شد
ام الائمه غرق عزا شد

واویلا-----فاطمه گشته بی پسر
واویلا-----رخت عزا کرده به بر
واویلا------غریب امام صادق

&&&&&

دشمن شبانه با هر بهانه
می برد اورا بیرون زخانه

واویلا-----با تازیانه آمدند
واویلا-----بر پیکر او میزدند
واویلا------غریب امام صادق

&&&&&

از غصه قلبش زار و حزین شد
تا بین کوچه نقش زمین شد

واویلا-----میکرد یاد مادرش
واویلا-----آن مادر غمپرورش
واویلا------غریب امام صادق

&&&&

در خانه او آتش گشودند
کی خانه اش را غارت نمودند

واویلا------ندیده دیگر دخترش
واویلا------آتش بگیرد معجرش
واویلا------غریب امام صادق

&&&&&

وقتی به خیمه هجوم آوردند
از گوش طفلان گوشواره بردند

واویلا-----آتش زدن بر خیمه ها
واویلا-----سیلی زدن به بچه ها
واویلا------علی الحسین بکربلا

#حسین_میرزایی

http://T.me/raziolhossein
02:34
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 135.4 KB
ش
03:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

از سوز زهر آب شد از پاي تا سرم
با اشك همقدم شده ساعات آخرم

پايم به سوي قبله ، لبم غرق خون شده
ديگر رمق نمانده به اعضاي پيكرم

آه اي بقيع باز كن آغوش خويش را
من آخرين امانت شهر پيمبرم

بار سفر به دوش گرفتم وَ با خودم
يك عالَمه مصيبت و اندوه مي‌برم

از غصه آه مي‌كشم و ناله مي‌زنم
يا رب ببين زمانه چه آورده بر سرم

دشمن شبي كه پاي برهنه مرا دواند
داغ رقيه بود عيان در برابرم

رحمي نكرد بر من و بر سنّ و سال من
انداخت ريسمان به روي دست لاغرم

ارث علي به من ز همه بيشتر رسيد
سوزانده شد دو بار ، حريم مطهرم

كاشانه‌ام اگرچه به آتش كشيده ‌شد
امّا نسوخت چادر و گيسوي همسرم
 
وقتي كه دود خانه‌ي ما را گرفته بود
ديدم فرار مي‌كند از شعله دخترم

آنجا به ياد كرب و بلا روضه خواندم از
طفل يتيم و عمّه‌ي محزون و مضطرم
 
طفلي كه ضجّه مي‌زد و از ترس مي‌دويد
مي‌گفت پس كجاست عموي دلاورم
 
عمّه ! عمو كجاست ببيند كه بعد از او
غارت شده‌ست زيور و خلخال و معجرم

#علی_صالحی

http://T.me/raziolhossein
ش
03:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

مزنیدم مبریدم ندهید آزارم
بگذارید عمامه به سرم بگذارم

قبل از آنیکه مرا در بر منصور برید
بگذارید حرم را به کسی بسپارم

پیرمردم پی مرکب ندوانید مرا
نه مرا پای دویدن نه عصایی دارم

بگذار ابن ربیع تا نفسی تازه کنم
بس کن اینقدر نکش بر روی سنگ و خارم

تازیانه بزن اما لب خود باز مکن
نام زهرا مبر اینقدر مده آزارم

به زمین میخورم و ذکر لبم یازهراست
یاد افتادن او بین در و دیوارم

سوخت در شعله در خانه ام و شکر خدا
که نیفتاد در سوخته روی یارم

پیش چشم پسرش مادر ما را می زد
از مغیره به خدا تا به ابد بیزارم


#حسین_میرزایی

http://T.me/raziolhossein
03:45
 #امام_صادق_شهادت

تنها نشد ز زهر ستم آب ، پیکرت
یک عمرریخت آتش اندوه برسرت

هر روز بود روز تو از دود آه شب
هر لحظه ریخت خون دل از دیده ترت

چشمت زدور بود به ذریّه رسول
بردند سوی مقتلشان از برابرت

آن شب که شعله گشت زکاشانه ات بلند
یاد آمد از شکستن پهلوی مادرت

بردند دست بسته تو را چون علی ، ولی
سیلی نخورد پشت در خانه همسرت

خصمت نگاه داشت سه ساعت به روی پا
دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت

تیغ ستم سه بار به قتلت کشیده شد
دیگر نخورد چوب به لب های اطهرت

بودند اهل بیت تو بعد از تو بس عزیز
دیگر اسیر خصم نگردید دخترت

این غم مرا کشت که به شهر مدینه نیست
جز بوسه نسیم به فبر مطهّرت

غربت نگر که  پشت در بسته بقیع
صورت نهد به دامن دیوار ، زائرت

در حیرتم چگونه کفن شد جنازه ات
چیزی نمانده بود از اندام لاغرت

میثم گدای تواست مرانش از کوی خویش
     ای مهر و مه ، دو خاک نشین سائل درت  

#غلامرضاسازگار

http://T.me/raziolhossein
ش
04:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#زمینه


مدینه شهر غم شده //حال و هواش دلگیره"۲"
پهلو شکسته تو بقیع //امشب عزا میگیره"۲"

سینه پر از درد و غمه
خون شده قلب فاطمه
شکسته شد بین مردم
حرمت شیخ الائمه

امشب غم نشست به دلها
امشب کشته شده مولا
امشب روضه خونه زهرا

مظلوم یا امام صادق

بند دوم:

میسوزه قلب شیعه ها ناله روی لب ما
آتیش زدن به خونه ی رئیس مذهب ما

از سن و سال آقامون
حیا نکرده دشمنش
با سر و پای برهنه
تو کوچه ها میبردنش

ای وای کاشکه شیعه میمرد
ای وای بد آقارو میبرد
ای وای بین راه زمین خورد

مظلوم‌ یا امام صادق...

بند سوم:

اون همه دشمنو که دید/دلش تو کربلا بود۲
وقتی آقا خونه اش میسوخت/ به یاد خیمه ها بود

پیش چشاش روی خاکا
یه معجره پاره افتاد
بچه هاشو دید به یاد
غارت گوشواره افتاد

ای وای از جفا و غارت
ای وای سیلی و جسارت
ای وای زینب و اسارت

آقام یاحسین مظلوم....

بند چهارم:

مادر اومد تو قتلگاه//لحظه آخرش رو
یه خواهری میدید رو نی// سر برادرش رو

زخم داداشش رو زینب
با اشک دیده میبوسه
به جای روی حسینش
رگ بریده میبوسه

ای وای غم حاصل زینب
ای وای وای از دل زینب
ای وای وای از دل زینب


آقام یاحسین مظلوم

بند پنجم:

وقتی که میگم یاحسین // آقا دلم میلرزه
الهی از در خونه ات //جدا نشم یه لحظه

غریبمو آشنامی
شیرینیِ لحظه هامی
خدارو شکر من گداتم
خدارو شکر تو آقامی

ارباب ای یار شفیقم
ارباب ذکر هر دقیقم
ارباب بهترین رفیقم


ارباب یاحسین مظلوم...

#عبدالزهرا


@raziolhosein
04:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:59, 139.2 KB
04:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:02, 146.4 KB
ش
05:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#بقیع


نه حرف من سخن هر فقیه آگاه است
عزای حضرت صادق شعائر الله است

بهشت مقصد هر دسته ی عزاداری ست
سلوک شیعه در این شاهراه، کوتاه است

مدینه منتظر دسته های سینه زنی ست
مدینه چشم به راه بقیة الله است

به ذوالفقار قسم فتح مکه نزدیک است
به شرطه ها برسانید بدر در راه است

بقیع جنت الاعلاست در سراسر روز
بقیع عرش خداوند در سحرگاه است

چراغ را چه حضوری در آن حریم شگفت
که ماه بنده و خورشید عبد درگاه است

چه شمع ها به بقیع از خجالت آب شدند
نگاه کردن قبر غریب، جانکاه است

به جعفر ابن محمد چنین نخواهد ماند
مدینه چشم به راه بقیة الله است

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
ش
10:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت


آتش به جان دلبر جانانه می زنند
با شعله ای که بر در این خانه می زنند

پیر و جوان که فرق ندارد برایشان
در میزنند و بعد چه جانانه می زنند

آتش نکرد افاقه و شمع غریب را
در پیش چشم مضطر پروانه می زنند

اینجا به هر روش که شده میزنند خلق
ضربه جدا و طعنه جداگانه می زنند

باشد بزن ولی نه سر کوچه بین خلق
یک سرشناس را که به هرجا نمی زنند

اینجا مدینه است طبیعی است هر کسی
تا زد برای حق علی چانه می زنند

افتاد یاد داغ عمویش که عده ای
دارند غنچه را دم گلخانه می زنند

جایی که بار شیشه پناهنده شد به سنگ
از دست مردمی که وقیحانه می زنند

مسمار هم حساب علی را نکرد پاک
اینجا فقط به نیت بیعانه می زنند

#علی_اکبر_نازک_کار

@Raziolhossein
11:05
In reply to this message
بند ششم:

یه حاجتی تو دلمه// از فاطمه میگیرم۲
الهی قسمتم بشه // تو کربلا بمیرم ۲

شاه منه من گداشم
دیونه بچه هاشم
یه لحظه حتی بی حسین
الهی زنده نباشم

آقام نور نَیِرینه
آقام شاه عالمینه
اسمِ دلرباش حسینه


آقام یاحسین مظلوم...
11:10
#امام_صادق_شهادت

خورشید تاریک است پیش روی صادق
محراب اهل آسمان ابروی صادق
جبریل زانو میزند پهلوی صادق
عالِم شده هرکس گذشت از کوی صادق

پیداست اسرار عوالم از نگاهش
پلکی زند میریزد عالِم از نگاهش

از کفر، مردم را گرفت و باخدا کرد
قفل مسائل را برای خلق وا کرد
با تیغ علم غیب خود غوغا به پا کرد
ظلم بنی عباسیان را برملا کرد

علمش حجاب جهل ها را پاره کرده
صادق بنی عباس را بیچاره کرده

در راه حق گرچه کشیده زحمتش را
اما ندانستند قدر و قیمتش را
دشمن شکسته پیش مردم حرمتش را
با ناسزا دادند مزد خدمتش را

در کوچه های شهر یوسف را کشیدند
این گرگ ها پیراهن او را دریدند

میسوخت در آتش پر شیخ الائمه
از بسکه زد بر پیکر شیخ الائمه
عمامه افتاد از سر شیخ الائمه
حرمت شکست از مادر شیخ الائمه

مردی که در محشر دو عالم را شفیع است
ناراحت از نامردی ابن ربیع است

آتش گرفته رشته های دامنش را
ابن ربیع پست لرزانده تنش را
در بین مردم میکشد پیراهنش را
با ریسمان بستند دست و گردنش را

همسایه ها اینبار هم کاری نکردند
یعنی ولی الله را یاری نکردند

او صبح صادق بود و در دست شب افتاد
خیس عرق شد، عرش در تاب و تب افتاد
صدبار تا بغداد پشت مرکب افتاد
در راه چندین بار یاد زینب افتاد

چه بر سرش آورده اند ایام پیری
زیر لبش میگفت ای وای از اسیری

آن لحظه که شمشیر بر رویش کشیدند
خشم رسول الله را با چشم دیدند
با اینکه ناله های زهرا را شنیدند
در کربلا اما سر از جدش بریدند

در کربلا جد غریبش تیر میخورد
بر بوسه های مصطفی شمشیر میخورد

#آرش_براری

@raziolhossein
ش
13:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

غریب ماندن در کوچه دردسر دارد
فقط خداست که از حال تو خبر دارد

خدا کند که در این کوچه باز حداقل
طناب از سر دست تو دست بردارد

شبیه مادرتان خانه ات در آتش سوخت
هنوز شهر برای شما خطر دارد

میان کوچه نکش پیرمرد فاطمه را
عصا ندارد اگر دست بر کمر دارد

به یاد مادرتان سوخت خانه و حالا
چقدر خاطره ی تلخ میخ در دارد

امام عشق غریب است و شهر پیغمبر
میان سینه ی خود باز داغ اگر دارد

خدا کند که کسی با غلاف سر نزند
خدا کند که کسی با لگد به در نزند

#علی_رضوانی

http://T.me/raziolhossein
13:49
#امام_صادق_شهادت

کسی که عرش و فرش و چرخ ، بوده تحت فرمانش
چه شد که نیمه شب بردند با حال پریشانش

همان بیتی که روز و شب ، ملک در رفت و آمد بود
بدون اذن وارد گشت خصم نامسلمانش

مقامش را نفهمیدند آنهایی که از خانه
به دست بسته می بردند ، مانند اسیرانش

عدویش بی ادب ، دنبال مرکب ، جان به لب ، خسته
یکی دو تا نبود ای وای ، غمهای فراوانش

کسی که بود فرزند خلیل الله ، یاالله
چه مظلومانه از غم سوخت در آتش گلستانش

در آتش ، روی لبهایش ، دم یافاطمه بود و
دوباره زنده می شد داغ مادر پیش چشمانش

چو می رفتند اطفالش ، میان شعله ها هر سو
تداعی شد برایش کربلا و خیمه سوزانش

به یاد دختری که با دو دست کوچکش می زد
به روی شعله ها بلکه ، شود خاموش دامانش

سر و پای برهنه شد روان در کوچه ها ، اما
نزد بوسه به پای او لب خار مغیلانش

چنان از داغ جدش اشک می بارید از چشمش
مدینه کربلایی بود ، از ذکر حسین جانش

به هرجا می شنید آوای طفل شیر خواری را
به یاد حنجر اصغر بهم می ریخت سامانش

اگر بردند او را ، کاخ حمراء در بر منصور
نزد با چوب دیگر میزبان بر لعل مهمانش

فدای آن سری که بود در طشت و یزید دون
به لب می می زد و هی می زد او را پیش طفلانش

#علی_سلطانی

http://T.me/raziolhossein
ش
14:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

گرچه شوال ولی داغ محرم با اوست
پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست

مثل جدش شده در کنیه «اباعبدالله»
در بقیع است ولی کرببلا هم با اوست

شیعه را کرببلا گرچه علمداری کرد
جعفری مذهبمان کرده و پرچم با اوست

من اگر مورم اگر هیچ ولی می‌‌دانم
«او سلیمان زمان است که خاتم با اوست»

زندگی‌نامهٔ او سطر به سطرش روضه‌ست
که مصیبات همه عالم و آدم با اوست

در غمش اشک، اگر ریخت اگر جاری شد
بانی روضهٔ سقاست و زمزم با اوست

لفظی از کوچه در این مرثیه محزون‌تر نیست
وارث محنت زهراست اگر غم با اوست

#محسن_ناصحی  

@raziolhossein
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

شب عزای کاشف الحقایق
شده هوایی باز دلای عاشق
با پای دل می رم مدینه امشب
کنار تربت امام صادق

می زنم ناله، برا بی کسی و غربتش
مدینه زائر، نداره شب شهادتش
بمیرم ای کاش ، که شده شکسته حرمتش

واویلا،( مظلوم امام صادق 3)2

....................

شبونه تو خونه ش هجوم آوردن
دل امام صادق و آزردن
بی عبا و عمامه، دست بسته
تو کوچه ها کشون کشون می بردن

بردنش اما ، دیگه پیش چشمای ترش
نزدن سیلی ، تو کوچه به روی همسرش
با غلاف تیغ ، نزدن به دست یاورش

واویلا.......

....................

وقتی می بردنش یه عده نامرد
با دلی خسته از مصیبت و درد
با پاهای برهنه ، پشت مرکب
تو کوچه یادی از رقیه می کرد

به یادش اومد ، غمای غروب کربلا
یاد اون روزی ، که آتیش زدن به خیمه ها
سه ساله می رفت ، پا برهنه تو بیابونا

واویلا.......

....................
اگر چه رنج و غصه بی شماره
شده دلش ز زهر کینه پاره
غریب صادق الأئمه اما
غریب تر اونه که کفن نداره

غریب اونه که ، کفنش شده یه بوریا
غریب اونه که ، بریدن سرش رو از قفا
غریب اونه که ، سرش و زدن به نیزه ها

#علی_سلطانی

http://T.me/raziolhossein
18:34
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:07, 158.4 KB
ش
19:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت


به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید
نظارۀ تو ابوحمزه و زراره کشید

غریب هستی و چون مادرت نشد آقا
سر مزار شما گنبد و مناره کشید

به زخم های دلت مرهمی نشد پیدا
که زهر از جگرت طرح پاره پاره کشید

تو را میان دعا، بی نمازها بردند
تو را پیاده به کوچه یکی سواره کشید

میان کوچه تن خسته ات زمین تا خورد
نکرد رحمی و دشمن تو را دوباره کشید

سریع خانه برو دختر تو ترسیده است
که ارث مادریت را کسی شراره کشید

گرفته خانۀ تو رنگ خیمه های حسین
دوباره گریۀ چشمت به سوگواره کشید

دوباره آتش و خیمه غروب عاشورا
دوباره کرببلا را به استعاره کشید

تمام اهل و عیالش فرار می کردند
و دختری که خودش را به یک کناره کشید

به چند زخم پدر مرحمی ز گریه گذاشت
دوباره در بر خود جسم پاره پاره کشید

به پیش پیکرش از دشمنی شکایت کرد
که معجر از سر و از گوش گوشواره کشید

#محسن_حنیفی

http://T.me/raziolhossein
19:06
#امام_صادق_شهادت
#دوبیتی

مزارت غرق در غمهاست ای وای
زِ انبـوه مـلــک آواســت ای وای

صـدای نـالـه آیــد از بقیعت
گمانم مادرت زهراست ای وای

http://T.me/raziolhossein
19:07
#امام_صادق_شهادت
#دوبیتی

مائیم هدایت امام صادق
مدیون روایت امام صادق

ای کاش که در مدینه بودیم همه
در روز شهادت امام صادق

#سیدمجتبی_شجاع

http://T.me/raziolhossein
ش
19:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#دودمه

از سرِ شانه عبایش را زمین انداختند
پشتِ مرکب می‌دود

پیرمرد است و عصایش را زمین انداختند
پشت مرکب می‌دود


#حسن_لطفی

http://T.me/raziolhossein
ش
20:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#واحد

بند اول:

با حال زار و چشم خونبار واویلا واویلا
موسی بن جعفر شد عزادار واویلا واویلا

نشسته غم میون دل دوباره
فاطمه تو مدینه بی قراره
گریه کنید برا امام صادق
آخه بقیع یه گریه کن نداره

غریب آقام// امام صادق

بند دوم:

ابن ربیع نده آزارم واویلا۲
دیگه تا و توان ندارم واویلا۲

خنده نداره دیده ی تر من
آتیش نزن به قلب مضطر من
منو بکش ولی دیگه بیش از این
نگو تو ناسزا به مادر من


غریب آقا امام صادق....

بند سوم:

آتش زدن خونه مارو واویلا واویلا
تازه کردن داغ زهرارو واویلا واویلا


وارث درد و غم های حیدرم
خونه دلم از غصه مادرم
آتیش زدن خونه امو اما دیگه
کتک نخورد جلو چشام همسرم

غریب آقا/// امام صادق


بند چهارم:

گریه شده کارِ هر روزم واویلا۲
با یاد کربلا میسوزم واویلا۲

جد منو به خاک و خون کشیدند
از توی خیمه بچه هاش میدیدند
بین دو نهر آب با کام عطشان
سر حسینو از تنش بریدند

غریب آقام حسین مظلوم

#عبدالزهرا

@raziolhossein