16 September 2016
ش
23:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است
***
واژه هایی که نیست در شانت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان
وصف آیینه کار آیینه ست
***
امرکم رشد، ما تهی دستیم
فعلکم خیر، ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
پیش پایت فقیر و مسکین است
***
و بکم یمسک السما مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
بموالتکم...، ولای شما
اصل و فرع و تمامی دین است
***
کربلا گرچه قسمت ما شد
حسرت سامرا به دل مانده
دعوتم کن برای پابوسی...
از تو گفتن همیشه شیرین است...


#امام_هادی_ولادت
#محمد_صادق_ابراهیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
17 September 2016
ش
09:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 280.1 KB
#امام_هادی_علیه_السلام


هردم دل مرده را حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست
ایام ولادت امام هادیست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#امام_هادی_ولادت
#عبدالزهرا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#غزل_اميرالمؤمنين
#امیرالمومنین_علیه_السلام

هر كس تو را نداشت لياقت نداشته ست
هر كس نشد فدات ، سعادت نداشته ست

در چشم اهل معرفت از خار كمتر است
هر كس كه رنگ و بوي ولايت نداشته ست

فيـــضي نبــرده از بركـاتِ محبّتــت
از دشمنت ، دلي كه برائت نداشته ست

بي امتحان مِهر علي ، يك تن از رُسُل
بر دوش خويش مُهر نبوّت نداشته ست

جايي كه تو نمونه ي انسان كاملي
گوساله ، حقّ غصب خلافت نداشته ست

بي نام تو نواي اذان بدتر از غِـــناست
در كشوري كه شيعه حكومت نداشته ست

در آستان بيت گِلين ات نوشــته اند
اين شاه ، تاج و تخت و عمارت نداشته ست

مردي در اين جهان به ابالفضل تان قسم
اندازه ي تو رحم و مروّت نداشته ست

آواي "لافتيٰ"ست كه پيچيده هر طرف
يعني كسي به جز تو فتوّت نداشته ست

از طرز ضربه هاي تو فهميده ايم كه
دستي شبيه دست تو قدرت نداشته ست

تنها ، به قلب كفر زدن كار حيدر است
اينگونه ، هيچ كس دل و جرأت نداشته ست

سرها چه مي شود كه چنين پَرت مي شوند؟
گر ضربه هات سرعت و شدّت نداشته ست

سـرتاسـر نقــاط جهان را گرفته اي
نامي به قدر نام تو بركت نداشته ست

تنهـــا ، به بارگاه سليماني شماست
جايي كه مور ، حسّ حقارت نداشته ست

بيچاره آن كسي ست كه برگشته از نجف
بيچاره تر كسي ست كه رُخصت نداشته ست

شب هاي جمعه ، جز نجف و كربلا، خدا
جايي به سر هواي زيارت نداشته ست

#محمد_قاسمي
#امیرالمومنین_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
18 September 2016
ش
01:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#غزل_اميرالمؤمنين_عليه_السّلام


بركه ! ذكر سَمَكَت تا به سما بالا رفت
چون كه بر دست نبي،دست خدا بالا رفت

ظاهراً روي جهاز شتران بود ولي
كس نفهميد علي تا به كجا بالا رفت !

صبحِ زيرِ بغلِ شيرِ خدا كرد طلوع
بسكه آن روز يَدِ شمسِ ضُحيٰ بالا رفت

خطبه اي خواند محمّد كه همه مات شدند
خطبه اي خواند كه شأن خُطبا بالا رفت

اوّلين بارِ نبي بود كه در شصت و سه سال
تا بگويد سخن اين قدر صدا بالا رفت

كرد در حقّ علي هر چه دعا در آن روز
گفت "الهي بِعلي" موجِ دعا بالا رفت

وقت بيعت شد و دست همه پايين آمد
دست زهراش در آن واقـعه تا بالا رفت

"أَشـــهدُ اَنَّ عَليّاً ولـي اللهِ " بـِـلال
بال وا كرد و چونان بادِ صبا بالا رفت

ذهن بر خاك كف پاش تيمّم ها كرد
تـــا عيـــار ادب ما شُعــــرا بالا رفت

چون كه مؤمن به ولاي علي و آلش شد
اين همه ارزش يك قطعه طلا بــالا رفت

گَبر هم وقت نيازش به علي رويْ آورد
بسكه در صحن نجف ، خواسته ها بالا رفت

واژگون شد عَلَم مُنكِر او هر جا بود
در عوض پرچم حيدر همه جا بالا رفت

هركسي دور شد از وادي او خورد زمين
هركسي گفت از او مدح و ثنا، بالا رفت

مُنـتقل شد عوض مكّه به "واديّ سلام"
روح آن شيعه كه در كوي منا بالا رفت

از همان روز كه شش ماهه ي او را كشتند
آه شش ماهه ي شاه شهدا بالا رفت

از همان روز كه باب الحرمش سوخته شد
آتش از هر طرف كرب و بلا بالا رفت

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:50
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام


دل ها اگر که بال برایِ تو می زنند
هر شب سری به سمتِ سرای تو می زنند
جبریل می شوند تمامِ کبوتران
وقتی که بال و پر به هوای تو می زنند
از وصله های کهنه یِ نعلینِ خاکی ات
پیداست سر به سویِ خدایِ تو می زنند
هرشب فرشته ها که به معراج می روند
دستی به ریشه های عبای تو می زنند
بینند اگر خیال تو را بُت تراش ها
تا روزِ حشر تیشه برای تو می زنند

بر سینه ام نوشته خدا والی الولی
یا مظهر العجائب و یا مرتضیٰ علی

وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد
وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد
فصل ظهورِ نَفْسِ رسالت رسیده است
می خواهد از خدای به گامش توان دهد
باید سه روز صبر کند در غدیرخم
تا که به رویِ منبری از دل اذان دهد
می خواست حق که آینه ای در برابر ِ...
... آئینه ی تمام نمایش مکان دهد
می خواست حق که عین نبی را عیان کند
می خواست حق که دست خودش را نشان دهد

شوری میان عرصه ی محشر بلند شد
دست علی به دست پیمبر بلند شد

وقتی غضب کند همه زیر و زِبَر شوند
جنگ آورانِ معرکه ها در به در شوند
وقتی غضب کند همه در خاک می روند
گیرم که صد سپاه بر او حمله وَر شوند
چشمش اگر به پهنه یِ میدان نظر کند
گردن کشانِ دهر همه بی سپر شوند
از ضربِ ذوالفقار،خدا فخر می کند
سرهای بی شمار جدا بیشتر شوند
فرقی نمی کند که یسار است یا یمین
آن قدر سر زند که دو سر،سر به سر شوند

این مردِ تکیه گاهِ نبردِ پیمبر است
این شیر،شیرِ حضرتِ حق است حیدر است

عطری بده که غنچه ی نیلوفرم کُنی
تا در حضورِ خویش شبی پرپرم کُنی
اصلاً مرا نگاهِ تو در صبحِ روزِ عهد
پروانه آفرید که خاکسترم کُنی
دُرِّ نجف دلم شده شاید به دست خویش
روزی مرا بگیری و انگشترم کُنی
من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم
بهتر همان که آینه ی دیگرم کُنی
نان جوئی به دست تو دیدم چه می شود....
....هم سفره ی غلام خودت،قنبرم کُنی
همراه ظرفِ خالیِ شیر آمدم که باز
دستی کشی به رویِ سرم سرورم کُنی

آقا نظر به چشم تر مادرم نما
بوی محرم آمده عاشق ترم نما

#امیرالمومنین_مدح
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:56
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

آفتاب ظهر روزهجدهم
ديد ساقي ايستاده پاي خم

باخدايش عشق بازي مي كند
صحبت ازافشاي رازي مي كند

كيست اين ساقي رسول خاتم است
صاحب تفسيراسم اعظم است

دورتادورسرش خيل ملك
درطواف او تمام نه فلك

جبريل اين بار جور ديگري است
بحث اتمام ره پيغمبري است

وقت تكميل رسالت آمده
گاه تنزيل ولايت آمده

تا لب پيك الهي باز شد
شرح صدر مصطفي آغاز شد

در كناربركه بار انداختند
منبربالابلندي ساختند

با جلال وعزت پيغمبري
باشكوه واقتدارديگري

رفت تاپايان رساندراه را
سازد آگه بنده ی گمراه را

ير جهاز اشتران قد راست كرد
خطبه اش رااين چنين آغازكرد

ايها الناس اي مسلمانان خموش
وحي منزل را فرا داريد گوش

ايها الحجاج حج كامل کنید
روي برحق پشت برباطل كنيد

ايهالناس اين منم ختم رسل
صاحب نور رسالت عقل كل

من رسول ا... اعظم احمدم
تاج مخلوقات حي سرمدم

آمدم تا خير را نازل كنم
راه كل انبياء كامل كنم

اينكه دستش روي دستان من است
نفس قدسي من وجان من است

اين علي با شد امام المتقين
شيرميدان ها، بوارالكافرين

دست بوس محضرش روح الامين
دست پنهان خدا در آستين

مظهرعين اليقين حق اليقين
بهترين مخلوق رب العالمين

اين علي فاروق حق و باطل است
هركه رو گرداند از او جاهل است

اين علي بر شانه هايم پا گذاشت
ذره اي ترديد در قلبش نداشت

برفراز شانه هايم تانشست
همچو ابراهيم بت ها راشكست

لنگر هفت آسمان حيدر بود
مقتداي انس و جان حيدر بود

صاحب تيغ دودم تنها علي است
محرم صاحب حرم تنها علي است

هم بود يار و انيس فرشيم
هم بودخلوت نشين عرشيم

جزعلي نفس رسول ا... كيست
صورت انساني ا... كيست

مادوتا يك روح در دو پيكريم
شاهكار دست حي داوريم

مادوتا منشق ز نور مطلقیم
دست حق باماست ماهم باحقيم

اولين مردمسلمان است علي
اولين قاري قرآن است علي

حال تكليفم ادا بايد شود
صحبت از سر خدا بايد شود

هركه رامن مقتدا و رهبرم
او شهادت مي دهم پيغمبرم

هركه را مولاي بي همتا نبي است
بعداز اين مولاي او تنها عليست

شد ولي اولين و آخرين
حضرت حيدرامير المؤمنين

آي مردم نيت قربت كنيد
با وصي مصطفي بيعت كنيد

آي مردم گفته ی رب كريم
بشنويد... هذا صراط المستقيم

هر كه شك بر او نمايدكافراست
منكراو منكرپيغمبر است

هركه بر گرداند از او روي خويش
آتش قهرخدا دارد به پيش

اي خدا با دوستانش دوست باش
ياور هركس كه يار اوست باش

اي خدا دارو ندارمن عليست
يارصاحب اقتدارمن عليست

آنچه بايد مصطفي مي گفت گفت
يرهمه خلق خدا مي گفت گفت

جملگي دست دعا برداشتند
ليك درسر فتنه هاي داشتند

از سر شانه عبا انداختند
اهل كينه رنگ خود را باختند

روي لب گفتند بخیِ ياعلي
زيرلب گفتند حرفي باعلي

حال بر دست پيعمبرشاد باش
بعداز آن آماده بيداد باش

آنكه اول بهر بيعت مي دويد
نقشه ی قتل پيغمبر را كشيد

عقده بدرو احد ابراز شد
فتنه اي با نام دين آغاز شد

وقت آن شد تا سوابق روشود
روي اصلي منافق روشود

مردم از راه حقيقت گم شدند
شاخه هاي گل همه هيزم شدند

دربهشت قرب احمد آمدند
درميان خانه زهرا را زدند

دستهايی كه به روي دست بود
خالق هستي هرچه هست بود

باعمامه دورگردن بسته شد
امت واحد هزاران دسته شد

ناله زهراي ا طهر مي رسيد
خويش را دنبال حيدر مي كشيد

بوسگاه مصطفي آتش گرفت
فاطمه سرتا به پا آتش گرفت

چادري كه برتر از سجاده بود
زير پاي اين و آن افتاده بود

فاطمه مي گفت بابا مي زدند
مرتضی مي گفت زهرا مي زدند

#امیرالمومنین_مدح
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:58
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

تا قافیه شعر امیر است و غدیر است
برخیز که هنگام مراعات النظیر است
من ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا
آنانکه نمردند بمیرند که دیر است

#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:04
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست
حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست
بر رشته ی محکم ولایت صلوات
بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست

#امیرالمومنین_مدح
#عیدغدیر
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام


ز طریق پیروی على، نه اگر بشر به خدا رسد
به چه دل نهد؟ به که رو کند؟ به چه سو رود؟ به کجا رسد؟

ز خدا طلب دل مقبلى، به على بجوى توسلى
که اگر رسد به على دلى، به على قسم به خدا رسد

ازلى ولایت او بود، ابدى عنایت او بود
ز کف کفایت او بود ز خدا هر آنچه به ما رسد

به على اگر برى التجا، چه در این سرا چه در آن سرا
همه حاجت تو بشود روا، همه درد تو به دوا رسد

على اى تو یاور و یار ما، اسفا به حال فکار ما
نه اگر به عقده کار ما، مدد از تو عقده گشا رسد

#امیرالمومنین_مدح
#صغیر_اصفهانی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:26
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

ز الف اول امام از بعد پیغمبر علی است
آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق
بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است

ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است

ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم
ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است

ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است

ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق
حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است

خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار
خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است

د داماد نبی دست خدا دارای دین
داعی ایجاد موجودات از داور علی است

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است

ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است

ز زبر دست و زکی و زاهد و زهد آفرین
زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است

س سعید و سید و سرور سلونی انتساب
سرّ لا رطب و لا یابس سَر و سرور علی است  

ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف
شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است

ص صدیق و صبور و صالح و صاحب کرم
صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است

ض ضرغام شجاعت پیشه‌ی روشن ضمیر
ضاربی کز ضربش المضروب لایُخبر علی است

ط طبیب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب
طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است

ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است

ع عین ‌الله و علی جاه و علّام الغیوب
عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است

غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین
غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علی است

ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم
فارِس میدان مردی فاتح خیبر علی است

ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار
قاضی روز قیامت خواجه‌ی قنبر علی است

ک کنز علم ما کان و علوم ما یکون
کاشف سرّ و علن از اکبر و اصغر علی است

ل لطفش شامل احوال کل ما خلق
لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است

م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف و انجیل را مصداق و المصدر علی است

ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است

و واجب منزلت ممکن نما والا گهر
واقف از ما وقع و از ما وقع یک سر علی است

هـ هو الهادی المضلین فی الصراط المستقیم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است

ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او
یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است

آدم و نوح سلیمان و خلیل بی‌خلل
موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است

جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی
مِی علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است

گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری «صغیر»
یاور خلق جهانی گر تو را یاور علی است


#امیرالمومنین_مدح
#صغیر_اصفهانی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:26
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

از دور معلوم است در صحرا دوتا دست
انگار شد در آسمان پیدا دوتا دست

دست نبی وقتی که در دست علی رفت
فهمیده ام دارد خدا تنها دوتا دست

اینگونه در سرّ یداللهی نشان داد
کامل ترین نوع تجلی را دوتا دست

آئینه در آیینه ، رخ در رخ ، و حالا
شد بهترین تصویر در دنیا دوتا دست

امروز با دستان مولا دست دادند
فردا ولی بستند از مولا دوتا دست

از یک طرف جمعیت و از یک طرف هم
زهرا گرفته شوهرش را با دوتا دست

جبران آن دستان بالا رفته حالا
در علقمه افتاد از سقا دوتا دست

پس کار از بس سخت شد که عاقبت برد
شش ماهه را در کربلا بالا دوتا دست


#امیرالمومنین_مدح
#علی_کاوند

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
04:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

خورده پيشاني جبريل به درگاه علی
نيست راهي سوي معراج به جز راه علی
والدم ماه رجب ، والده ام ذي الحجة
والدينم به فداي علی و ماه علی

#امیرالمومنین_مدح

Tlgrm.Me/raziolhossein
ش
09:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#عید_غدیر

ویران گر بنیاد تباهی است غدیر
بر، نامه ی انبیا گواهی است غدیر
از جمعه و عید فطر و قربان برتر
تاج سر اعیاد الهی است غدیر

#کمیل_کاشانی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


تمامِ جمعیّت ، انگار مات و مبهوت است
زمین شبیه زمین نیست ، مثلِ لاهوت است

مهم ترین خبر از جبرئیل نازل شد...
ولایت از سخنی بی بَدیل حاصل شد

بلند گفت پیمبر به گوشِ کلِّ جهان ،
بلند گفت به عالَم در این زمان و مکان :

«علی ، امامِ شما ، منتخب به دستِ خداست
و بعدِ رفتنِ من ، جانشینِ من به شماست

هر آنچه گفت علی ، وحیِ مُنزَلِ محض است
هر آنچه ضِدِّ علی شد ، وجودِ او نقض است

شبیهِ نسبتِ "هارون" و حضرتِ "موسی"
علی ، خلیفه ی من میشود برای شما...

علی تمامیِ جانِ من است ، ای مردم!
مباد قدر و مقامش شَوَد به دنیا گُم

همیشه دست به دامانِ مرتضی باشید
همیشه پشتِ سَرَش ، بنده ی خدا باشید

قدم جلوتر از او ، حاصلش مکافات است
سخن ، مقابلِ دستورِ او اضافات است

اَنَا مَدِینَةُ العِلْم و... علی بُوَد بابَش
فراتر از همگان ، جایگاهِ اصحابش...

تمام نعمتِ عالم از آنِ شخصِ علی است
ولایتش ابدی و امامتش ازلی است

به گوشِ مردمِ دنیا خبر ز ما ببرید:
بدونِ حُبِّ علی ، در عذاب در به درید...»

چقدر بیعت و تبریک و چهره های ریا
شروع شد سر ناسازگاری دنیا

شروع شد غمِ حیدر ، شروع شد دردش
علی و شهرِ نَبی ، مردمانِ نامردش...

چقدر خون به دلِ مَردِ کوچه ها کردند
پس از پیمبرِ خاتم به او چه ها کردند...

نشست گوشه ی خانه ، کشید از دل آه
که غصب گشت خلافت ، به دستِ یک روباه

کسی که دستِ همه ، لقمه ی غذا میداد
میانِ کوچه به دستانِ او طناب افتاد...

#امیرالمومنین_مدح
#پوریا_باقری
#عید_غدیر

Tlgrm.me/raziolhossein
😢 1
13:54
#عید_غدیر


سنگ است دلم عشق علي سنگ نوشته
مي‌سوزم از اين عشق چو اسفند برشته

با جوهر اشك و قلم بال فرشته
بر لوح دل خسته ام اين جمله نوشته:

جز مهر علي در دل من خانه ندارد
"كس جاي در اين خانه ی ويرانه ندارد"

فهميدم از اين راز كه در كعبه شكاف است
هرجا كه بود نام يدالله مطاف است

اين گفته نه بيهوده و اين دم نه گزاف است
در روز جزا شيعه‌ات از نار معاف است

چون غير علي در دو جهان هيچ نديدند
"مردان خدا پرده ی پندار دريدند"

تا نام تو پيچيد در آن شبه جزيره
شد پاك از اين خاك گناهان كبيره

زد چنگ به دامان تو هر ايل و عشيره
شد ثابت و سيار در اوصاف تو خيره

جز ساقي كوثر ز كسي جام نگيريم
"ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم"

زان باده كه در روز غديريه به خم بود
پيداي تو شد هر كه در آن حادثه گم بود

فرياد ملائك بابي انت و ام بود
زان راز كه در آيه اكملت لكم بود

بيتي است امامت در اين خانه تويي تو
امروز امير در ميخانه تويي تو

آن بازوي خيبر شكنش رفت چو بالا
با دست شريف پدر ام ابيها

دادند دو دريا چو به هم دست تولا
شد ولوله و غلغله در عرش معلا

گفتند ملائك همگي عيد مبارك
اين عيد به هر پيرو توحيد مبارك

اي عقل در اوصاف تو حيران و مردد
وصف تو نگنجيده به هفتاد مجلد

عالم همه گم گشته آن موي مجعد
محبوب ابوالقاسم محمود محمد

نامش همه جا هست بگوييد كجا نيست
"كس نيست كه آشفته آن زلف دوتا نيست"

هركس كه ز حب تو به لب ناد علي داشت
در جام دل خويش صفايي ازلي داشت

آسودگي از شرك خفي شرك جلي داشت
گمراه نگرديد هر آن كس كه ولي داشت

از نام علي كاخ ستم در خطر افتاد
"با آل علي هركه در افتاد ور افتاد"

تا صورت پيوند جهان بود علي بود
يعني هدف از عالم موجود علي بود

تسكين دل آدم و داود علي بود
از آيه انفاق چو مقصود علي بود

اي محو جمال تو صاحب خانه
"مقصود تويي كعبه و بتخانه بهانه"

اي كاش شود ميثم و سلمان تو باشم
تا روز جزا دست به دامان تو باشم

در هردوجهان ريزه خور خوان تو باشم
كافر شوم از خويش و مسلمان تو باشم

كرديم نثار قدم تو دل و دين را
"تقديم كرديم همان را و همين را"

افسوس كه با نام تو كردند خرافات
در دايره تنگ جنايات و مكافات

يك عده پي شطح و گروهي پي طامات
در كاخ نشستند به عنوان خرابات

ما با تو نشستيم و از اين قوم بريديم
"ما چون ز دري پاي كشيديم، كشيديم"

#امیرالمومنین_مدح
#عباس_احمدی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام



کسی که جام سعادت به دست آدم داد
به قدر ظرفیت هرکسی از این غم داد

چگونه آنکه ندارد به دل غم حیدر
شود به او نسب دودمان آدم داد

خدا ز چهره دنیاییش نقاب انداخت
میان کعبه علی را نشان عالم داد

هدف علیست، نبی با روایت لولاک...
به منکران وصی اش جواب محکم داد

غدیر واقعه بی نظیر تاریخ است
که حق ولایت خود را به شخص اعلم داد

اگر بهشت وصال علی نبود چرا
خدا به منکر او وعده ی جهنم داد

چگونه رد کند از در گرسنه را هیهات
کسی که لقمه خود را به قاتلش هم داد

کلاغ را چه به عشق علی ولی چه کنم
جلای صحن طلاییش کار دستم داد

برای ما چه مقامی شود از این بهتر
غلام حلقه به گوش غلام او قنبر

#امیرالمومنین_مدح
#علی_اکبر_نازک_کار

Tlgrm.me/raziolhossein
19:35
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:45, 3.3 MB
ش
20:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقدیر به سرنوشت خود می بالید
آن روز خدا که حق به حقدار رسید
با دست نبی دست علی بالا رفت
تا کور شود هرآنکه نتواند دید

#امیرالمومنین_مدح
#علی_اکبر_نازک_کار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 193.8 KB
#امیرالمومنین_علیه_السلام


روزِ تولد و همه ی عیدهایمان
شاید زِ یادمان رَوَد اما غدیر نه

#عید_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#تک_بیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

پیام نور به لب های پیک وحی خداست
بخوان سرود ولایت که عید اهل ولاست


خم از غدیر خم و می ، می ولای علیست
و گرنه صحبت ساقی و جام و باده خطاست

غدیر ، عید خدا،عید احمد، عید علی
غدیر عید نیایش غدیر عید دعاست

غدیر صبح سپید همه سپیدی ها
غدیر ، نور خدا، دشمن سیاهی هاست

غدیر سید اعیاد و اشرف ایام
غدیر خوبتر از عید روزه و اضحی است

غدیر سلسله دار کمال دین تا حشر
غدیر آینه دار علی ولی الله است

غدیر عید همه عمر با علی بودن
غدیر جشن نجات از عذاب روز جزاست

غدیر بر همه حق باوران تجلی حق
غدیر ببر همه گم گشتگان چراغ هداست

غدیر کعبه مقصود شیعه در عالم
غدیر جنت موعود خلق در دنیاست

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر
غدیر میوه توحید اولیا همه جا است

غدیر آیینه لا اله الا هو
غدیر ایت سبحان ربی الاعلی است

غدیر هدیه نور از خدا به پیغمبر
غدیر نقش ولای علی به سینه ماست

غدیر بر کعبه اهلل سما و اهل زمین
غدیر قبله خلق زمین و خلق سماست

غدیر یک سند زنده یک حقیقت محض
غدیر خاطره ای جاودانه و زیباست

غدیر روشنی چشم پیروان علی
غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست

غدیر با همگان هم سخن ولی خاموش
غدیر با همه کس آشنا ولی تنهاست

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه
غدیر آیه توبیخ عاد من عاداست

هنوز از دل تفتیده غدیر بلند
صدای مدح علی بانوای روح فزاست

هنوز گوهر وصف علی بود در گوش
هنوز لعل لب مصطفی مدیحه سراست

هنوز لاله اکملت دینک روید
هنوز طوطی اتممت نعمتی گویاست

هنوز خواجه لولاک را نداست بلند
که هر که را پیمبر منم علی مولاست

چنانکه من همگان را به نفس اولایم
علی وصی من از نفس او به او اولاست

علی علیم و علی عالم و علی اعلم
علی ولی و علی والی و علی اولاست

علی حقیقت روح و تمام عالم جسم
علی سفینه نوح و همه جهان دریاست

علی مدرس جبریل در شناخت حق
علی معلم آدم به علم الا سماست

علی تمامی دین ، بغض او تمامی کفر
علی ولی خدا ، خصم او عدوی خداست

علی بود پدر امت و بردار من
علی سغیر خدا و علی امیر خداست

علیست حج و علی کعبه و علی زمزم
علی سفا و علی مروه و علی مسعاست

علی صراط و علی محشر و علی میزان
علی بهشت و علی کوثر و علی طوباست

علی چو شخص پیمبر هماره بی مانند
علی چو ذات اللهی همیشه بی همتاست

علی شهید و علی شاهد و علی مشهود
علی پناه و علی ملجا و علی منجاست

علی اذان و اقامه ، علی رکوع و سجود
علی قیام و قعود علی سلام و دعاست

علی حقیقت توحید بر زبان کلیم
علی تجلی طور و علی ید بیضاست

علی وصی و دم و لحم و نفس پیمبر
علی ابوالحسنین است و شوهر زهرا

علی است حق و حقیقت بدور او گرد
علی است عدل و عدالت به خط او پویاست

علی محمد و فرقان و نور و کوثر ،قدر
علی مزمل و یاسین و یوسف و طاهاست

علی به قول محمد در مدینه علم
ز در درآی که راه خطا همیشه خطاست

حدیث منزله را از نبی بگیر و بخلق
بگو مخالف هارون مخالف موسی است

بود وصی نبی آنکسی که نفس نبی است
گرفتم (اینکه حدیث)غدیر یک رویاست

کننده در خبیر بود وصی رسول
نه انکه کرد فرار از جهاد ، عقل کجاست

کسی که گفت سلونی ، سزد امامت را
نه آن کسی که بلولا ، به جهل خود گویاست

کسی که جی نبی خفت جانشین نبی است
نه آنکه راحتی جان خویش را می ساخت

چگونه قاتل زهرا امام خلق شود
مدینه مرد شرف نیست یا علی تنهاست

چگونه مهر بورزند به آن ستم گستر
که دود آتش او دور خانه زهراست

چگونه غیر علی را امام خود داند
که او سراپا آیینه رسول خداست

حدیثی از دو لب مصطفی مراست به یاد
به آب زر بنویسم اگر رواست رواست

خدا گواه است پی دشمن علی نروم
حلال زاده رهش از حرام زاده جداست

کسی که بت شکند بر فراز دوش نبی
برای حفظ خلافت ز هر کسی اولاست

گواه من به خلافت همان وجود علی است
که آفتاب بتایید آفتاب گواه است

بود امامت او در کتاب حق معلوم
چنان که صورت خورشیددر فضا پیداست

به دیدگان خدا بین مرتضی سوگند
کسی که غیر علی دید دیده اش اعماست

عبادت ثقلینت اگر بود فردا
تو را بدون ولایت به ویل و اویلاست

به آن نبی که علی را وصی خود فرمود
به آن نبی که تمامش ثنای آن مولاست

ثواب نیست ثوابی که بی ولای علی است
نماز نیست نمازی که بی علی برپاست

شکسته باد دهانی که بی علی باز است
بریده باد زبانی که بی علی گویاست

تمرد است بدون علی اگر طاعت
تاسف است سوای علی ، اگر تقواست

به آیه آیه قران به حق پیغمبر
که راه غیر علی مرگ و نیستی و فناست

خدا گواست که هر کس رهش جدا زعلی است
بسان لشکر فرعون راهی دریاست

اگر تمام خلایق جدا شوند از او
خدا گواست که راه تمام خلق خطاست

به جای حور به بوزینه دست داده و بس
کسی که غیر علی را امام ورهبر خواست

به صد هزار زبان روح مصطفی گوید
که ای تمام امت علی امام شماست

من و جدا شدن از مرتضی خدا نکند
که هر که گشت جدا از علی جدا زخداست

#امیرالمومنین_مدح
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
22:40
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام


هر دل که جدا از تو شود دل شدنی نیست
ایمان به جز از راه تو حاصل شدنی نیست

عقلی که گره خورد به عشق تو یقینأ
از سنگ غم حادثه زایل شدنی نیست

هر قدر عبادت شده از اول خلقت
با ضربت تیغ تو معادل شدنی نیست

با ایه اکملت لکم گفت خداوند
دین جز به تولای تو کامل شدنی نیست

ما رو به تجلای شما اهل نمازیم
این قبله به هر سو متمایل شدنی نیست

بی مهر تو ما را چه نمازی چه طوافی؟
بی مهر تو یک رکعت قابل؟...شدنی نیست

ای ابر خطا پوش کرم کن که در این شهر
رحمت به جز از چشم تو نازل شدنی نیست

#امیرالمومنین_مدح
#حسن_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
22:55
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

ذات خداوند را مظهر اسما علی است
مظهر اسما علی آیت عظما علی است

مظهر داور علی است نفس پیمبر علی است
باب حسین و حسن شوهر زهرا علی است

گفت رسول خدا به امر پروردگار
به هر که مولا منم امیر و مولا علی است

تمام علم کتاب به باء بسم الله است
به نقطه با قسم که نقطه با علی است

هادی خضرنبی در دل صحراست او
ناجی نوح نبی به موج دریا علی است

در کف موسی عصا اگر که شد اژدها
آنکه کند بی عصا معجز موسی علی است

مرده اگر زنده شد از نفس عیسوی
آنکه دم جانفزا داد به عیسی علی است

هستی هستی همه زهست پیغمبر است
هستی او فاطمه هستی زهرا علی است

بین همه راه ها صراطه مستقیم
بین همه شاه ها شاه دو دنیا علی است

شانه ختم رسل جای ید الله بود
آنکه برآن جای دست نهاد پا را علی است

موسی حتی به طور روی خدارا ندید
کسی که در طور دل دید خدا را علی است

گفت نبی من و تو دو باب این امتیم
شیعه به خود ناز کن که بر تو بابا علی است

نه ذکر عالم همه نه نغمه فاطمه
ذکر خود مرتضی به هر غمی یا علی است

نبی در اوج کمال به قاب قوسین رفت
کسی که همراه او بود در آنجا علی است

آنکه در عین خضوع بین نماز و رکوع
خاتم شاهنشهی داد گدا را علی ست

بهشت باشد حسین قسیم و قاسم علی
کوثر زهرا بود ساقی و سقا علی است

با همه بار گنه چه غم به روز حساب
که اندر آن گیر و دار حساب ما با علی است

#امیرالمومنین_مدح
#حسین_میرزایی
#غدیریم

Tlgrm.me/raziolhossein
22:56
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام


نام تو احسن الاسماست علی یاحیدر
زینت عرش معلاست علی یاحیدر

مهر تو مهر قبول عمل امروزم
هم امان نامه فرداست علی یاحیدر

بو ذرت خاک سیه را چو زر ناب کند
قنبرت را دم عیساست علی یاحیدر

در تو می دید خدا صورت خود را ، آری
چهره در آینه پیداست علی یاحیدر

بردن و خواندن آیات برائت به حرم
شیر مردی چو تومیخواست علی یاحیدر

تا به دست تو شود غیر خدا نفی ابد
ذوالفقارت شبیه لاست علی یاحیدر

دست،بالای دست است اگرچه بسیار
دست تو از همه بالاست علی یاحیدر

هر نفس،هر طپش قلب علی یازهراست
ضربان دل زهراستعلی یاحیدر

نیست باکم زحساب و زکتاب محشر
کار اگر دست تو مولاست علی یاحیدر

#امیرالمومنین_مدح
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:02
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا


دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد
کتاب عشق با نام علی شیرازه میگیرد

من از "الیوم اکملت لکم" اینگونه فهمیدم
خدا با مهر او دین مرا اندازه میگیرد

زمین خرسند از گمنامی ما میشود, باشد
که در اوج فلک مداح او اوازه میگیرد

جهان هر چند جولانگاه خصم مرتضی باشد
خدا اما گلویش را درِ دروازه میگیرد

علی میگویم و هر لحظه از این عشق سرشارم
دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد

#امیرالمومنین_مدح
#حسن_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
19 September 2016
ش
00:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المؤمنین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

از نسیم نغمه ی "من کنت مولا" در غدیر
باغ توحید و رسالت شد شکوفا در غدیر

جبرئیل عشق مست جذبه ی اشراق گفت
با امین وحی پیغام تولا در غدیر

فیض "اتممتُ علیکم نعمتی " شد بر زمین
از ثری شد غرق نعمت تا ثریا در غدیر

بر فراز دست پیغمبر در آن روز بزرگ
پرچم سبز ولایت گشت بر پا در غدیر

دست ها وقتی که با دست علی میثاق بست
داشت لبخند رسول حق تماشا در غدیر

"وال من والاه " شد از لطف آمین مستجاب
" عاد من عاداه " شد بر آسمان ها در غدیر

جوش می زد " خم" در آن غوغای " اکملت لکم"
شد علی ساقی این جام گوارا در غدیر

هر که در روز  ازل نوشید از خم الست
گشت از جام ولایت جرعه پیما در غدیر

برکه شد دریا ز موج اشک شوق عرشیان
شد بهشت آرزو دامان صحرا در غدیر

مقصد از ایجاد هستی خلقت مولا علی است
کشف شد بر خلق ، راز این معما در غدیر

انبیا مُهر نبوت از علی دریافتند
فصل ناب وحی شد تفسیر و معنا در غدیر

زد قدم موسی عصا در دست بر تجدید عهد
ز آسمان آمد پی تبریک عیسی در غدیر

قدسیان دیدند سوز ماتم ابلیس را
ناله اش پر کرد گوش کهکشان را در غدیر

#امیرالمومنین_مدح
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:10
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

خدا را شکر ایامم به کام است
امیرالمومنین بر من امام است
و هرکس که نمیداند بداند
نفس بی حب او شرعا حرام است

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

پاي مرا به ساحت قُدس حرم كشيد
یعنی مرا ز لطف به دارالكرم كشيد
از روي مِهر دست بروي سرم كشيد
بعدش به نامه ي عمل من قلم كشيد

پاكم كه كرد ، گفت بگو بي حد و عدد
"من كلب آستان توأم يا علي مدد"

اي دل بيا و حشمت دادار را ببين
ايوانْ طلاي حضرت كرار را ببين
در صحن او زيارت ابرار را ببين
سلمان و حُجر و مالك و عمّار را ببين

هركس ابوذرانه پي يار ميرود
چون ميثم عاقبت به سرِ دار ميرود

وقت اذان صبح نجف ، آه مي كشم
همراه آه ، ناله ي جانكاه مي كشم
حسرت براي سجده به درگاه مي كشم
گر نعره ي علي ولي الله مي كشم

اين نعره ام به كوري اهل سقيفه است
بيزاري از سقيفه نشينان ، وظيفه است

اي دل بگو فضائل مولا شنيدني ست
مدح و ثناي همسر زهرا شنيدني ست
اوصاف نفس خالق يكتا شنيدني ست
القاب جانِ حضرت طاها شنيدني ست

اي دل مناقب اسدالله را بگو
يك گوشه از مقام يدالله را بگو

سعي و صفا عليست به سعي و صفا قسم
ركن و منا عليست به ركن و منا قسم
ذكر و دعا عليست به ذكر و دعا قسم
درد و دوا عليست به درد و دوا قسم

دُرّ نجف اگر كه چنين صاف و صيقلي ست
ذكرش به عشق فاطمه يامرتضي علي ست

حبل المتين علي ست به حبل المتين قسم
يعسوب دين علي ست به يعسوب دين قسم
حقّ اليقين علي ست به حقّ اليقين قسم
عرش آفرين علي ست به عرش آفرين قسم

از نور روي اوست كه عرش آفريده شد
از خاك پاي اوست كه فرش آفريده شد

سِرّ خفي يكي ست و نور جلي ، يكي ست
با حق كسي كه گفته از اوّل بلي ، يكي ست
از عالم اَلَـست به عالم ولي ، يكي ست
ذات خداكه هست احد پس علي ، يكي ست

آن هم امام اول ما بچّه شيعه هاست
شُكر خُدا كه نامِ عـلي در اذان ماست

خوشبخت كيست آنكه به پايش نثار شد
خوشبخت كيست آنكه به عشقش دچار شد
خوشبخت تر كسي كه به تیرش شكار شد
در زير سُـمّ مَركب حيـدر غُـبـار شد

دُلدُل به مرتبت ز بُراق جَنان سر است
نَعلي كه خورده بر سُمِ او كيمياگر است

بي او نبي كه ميل پيمبر شدن نداشت
زهرايش ، اشتياق به كوثرشدن نداشت
بي او كسي اجازه ي بهتر شدن نداشت
هر نوكري لياقت قنبر شدن نداشت

قنبر چه كرد ؟ صاحبش اورا بغل گرفت
جاي شراب ناب ز ساقي عسل گرفت

هركس كه در مقابل او خَـم نمي شود
گر عمر نوح هم كند آدم نمي شود
حرفي به حرف عشق ، مُقّدم نمي شود
بي عشق او بهشت فراهم نمي شود

خواهي كه بگذري به سهولت از اين مسير
روي پل صراط دم يا علي بگير

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_قاسمي
#غدیریه

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

#سرود_غدیر
بند اول

گفت خدا بانبی به خلق عالم بگو
به هر که مولا منم علی است مولای او

علی بود وزیرت الا یارسول الله
بگو اشهد ان علیا ولی الله
علی علی علی مولا

بند دوم

به سینه مصطفی این آیه نازل شده
که با ولای علی دین تو کامل شده

علی صوم وصلات است علی حج و زکات است
علی میر وامام تمام ممکنات است
در این جهان به غیرازعلی نیست کسی شاه
بگو اشهد ان علیا ولی الله
علی علی علی مولا

بند سوم

از همه خلق جهان همین کفایت کند
اگر فقط با علی فاطمه بیعت کند

عقیده و مرامم همین است و همین است
فقط امام زهرا امیر مومنین است
تو هم با ضربان دل فاطمه همراه
بگو اشهد ان علیا ولی الله
علی علی علی مولا

بند چهارم

گر همه عالم کنند پیروی از دیگری
تا ابد الدهر من حیدریم حیدری

طرفدار غدیرم علی بود امیرم
چه می شود خدایا که در نجف بمیرم
نجف بود بهشتم بوالله بوالله
بگو اشهد ان علیا ولی الله
علی علی علی مولا


#امیرالمومنین_مدح
#حسین_میرزایی
#غدیریم

Tlgrm.me/raziolhossein
01:40
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:54, 128.3 KB
ش
08:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

نُه چرخ که بر فراز هم نُه طبق است
از دفتر مدح مرتضی یک ورق است
دیدار حق ار طلب نمائی حق را
در شخص علی ببین که مرآت حق است

#امیرالمومنین_مدح
#صغیر_اصفهانی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


چیزی به جز نامت برای ما سند نیست
جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان
اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت
بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست

گیرم بخواهم بشمرم فضل على را
اندازه ی فضل و کراماتش عدد نیست

وقتى شنیدم مادر شیر است نامش
فهمیدم اصلا فاطمه ، بنت اسد نیست

به وصف ذاتش آیه اى نزدیک تر از
این آیه هاى قل هو الله احد نیست

این قلب من میل نجف دارد دوباره
راهی برای این دلی که می طپد نیست ؟

ما تجربه کردیم چندین بار ، دیدیم
پشت در این خانه هم انگار بد نیست

این آبروداری که ماها می شناسیم
هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست ...


#امیرالمومنین_مدح
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
09:10
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


گرفته یا علی لبهای ما را
ندارد هیچ کس مولای ما را
اگر می شد غزل می گفتم اما
«دوبیتی» بسته دست و پای ما را

**

من آوای جلی را دوست دارم
دعای «ینجلی »را دوست دارم
«دوبیتی» جا ندارد تا بگویم
چقدر آقا علی را دوست دارم

**

خدا نام ولی را برد بالا
پیام ینجلی را برد بالا
تمام دست ها بودند آنجا
ولی دست علی را برد بالا

**

خدایا ذکر مان را یا علی کن
سرود بکرمان را یا علی کن
غم امروز و فردا خوردنی نیست
تمام فکرمان را یا علی کن

**

جهان مثل علی مولا ندارد
علیّ عالی اعلا ندارد
خدا گفتن به او کفر است اما
خدامی داند او همتا ندارد

**

به هر جا رفت دل حرف از علی بود
که قبل از آب و گل حرف از علی بود
از آن روزی که آدم شعر می گفت
مفاعیلن فَعِل حرف ازعلی بود

**

به بام کعبه بانگ یا علی بود
امام بت شکن مولا علی بود
همان بت هم که یک روزی خدا بود
دلش خوش بود یکجا با علی بود


#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_صفی_یاری
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 35.4 KB
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

برخيزو ببين جوشش فيض ازلي را
برختم رسل مرحمت لم يزلي را
مي خواست نبي دست خدا را بفشارد
بر دست نبي داد خدا دست علي را

#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی
Tlgem.me/raziolhossein
ش
09:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


بر معرفت علی کسی را ره نیست
هر کور دلی محرم این درگه نیست
سربسته بگویمت: علی سِرِّ خداست
از سر خدا به جز خدا آگه نیست

#امیرالمومنین_علیه_السلام
#مرحوم_سید_مصطفی_آرنگ

شادی روح شاعر اهلبیت سید مصطفی آرنگ صلواتی هدیه نمائید

Tlgrm.me/raziolhossein
09:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 157.1 KB
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام

گفتم که خدایابرکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست
گفتم حسنات من بود مهرعلی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

#محمد_علی_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟

به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان

تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی

نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی، «کَشَفَ الدّجی» به جمال تو
تو محمدی و به این سبب «بَلَغَ العُلی» به کمال تو
حسنی و حسین و فاطمه، «حَسُنَت جمیع خصال» تو

صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی

تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...

تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی

برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی


نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی

چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لـنـا» شوی
چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی

شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی»

نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محمدی

و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی

که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء»
که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی»
که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایه‌ی ماسوا
که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا

نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی

به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی


بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده

به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی

اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت

تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟

#امیرالمومنین_مدح
#احمد_علوی

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
ش
11:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


جز خدا وقتی نداری انتظاری از خدا
جز خدایی هیچ چیزی کم نداری از خدا

«لافَتی الّا علی لا سَیف الّا ذولفقار»
این حدیثی شد که داری یادگاری از خدا

کوچه های شهر می گویند هر شب دیده اند
ماه را سرگرم گردش در مداری از خدا

مِهرتو وقتی نباشد مُهر هم بت می شود
نیست بر سجاده چیزی جز غباری از خدا

اصل تو هستی و دنیا با فروع سست خویش
جعل کرده نسخه های بی شماری از خدا

بی تو شاید عقل بشناسد خدایی را ولی
هست در آیینه اش تصویر تاری از خدا

سوختی و صبر کردی، نه فقط یک چند سال
ساختی یک عمر با این خلق عاری از خدا

دور از معیار تو ماندیم و با خود ساختیم
باب میل خویشتن پروردگاری از خدا

اوج مظلومیّت ات ایمان کوفی وار ماست
وای از فردای ما و شرمساری از خدا

#امیرالمومنین_مدح
#امیر_اکبرزاده

Tlgrm.me/raziolhossein
11:56
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


به نام خاک ديار خدا ، به نام نجف
به نام حضرت سلطان دين امام نجف

به نام خاک زمينی که جمع اضداد است
که پادشاه وگدا می شود غلام نجف

دليل خلقت آدم ، دليل خلق زمين
به احترام علی بود و احترام نجف

گمان کنم که خدا از ازل به دست خودش
نوشته واژه ی الله را به بام نجف

به جای می خود ساقی به کام او افتاد
وبا حضورعلی شدجهان به کام نجف

علی عليه السلام است کعبه ی سيار
که واجب است کنی سجده در تمام نجف

بشر کنار ، که حتی بعيد نيست اگر
که کعبه هم بزند بوسه بر مقام نجف

در آرزوی غبارش بمير ، چونکه خدا
به دست فاطمه داد اختيارتام نجف

به روی کافر و مومن در حرم باز است
که رد هيچ کسی نيست در مرام نجف

خودش سبوست ولی مست کربلا شده است
که بوی سيب رسيده است بر مشام نجف

سلام کرده به سمت نجف تمام زمين
ولی به کرببلا می رسد سلام نجف


#امیرالمومنین_مدح
#مجتبی_خورسندی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا



دل عاشق عترت محمد باشد
همسايۀ عصمت محمد باشد

انكار امامت علي اي مردم
انكار نبوت محمد باشد
*******

من معتقدم كه ذهن كوچك دارد
از آن همه عشق سهم اندك دارد

در دايره ولايت قرآن نيست
هر كس به ولايت علي شك دارد
*******

پيمان خداست عهد و پيمان علي
فرمان خداست عهد و فرمان علي

آن روز كه دست ها فراوان بودند
اسلام سپرده شد به دستان علي
*****

يك روز هواي نافله خواهم كرد
با غير علي مقابله خواهم كرد

دنيا هم اگر برابرم صف بكشد
با نام علي مباهله خواهم كرد

#امیرالمومنین_مدح
#ایوب_پرندآور

Tlgrm.me/raziolhossein
13:04
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا


...می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد
با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت
دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد
پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است
پله در پله از آن مأذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت اینبار ز پایان سفر می گویم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم

راز خلقت همه پنهان شده در عین علیست
کهکشانها نخی از وصله ی نعلین علیست

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش
بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هرچه در عالم بالاست تصرف کرده
شب معراج به من سیب تعارف کرده

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما
واژه در واژه شنیدند صدا را اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصه ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

#امیرالمومنین_مدح
#سیدحمیدرضا_برقعی
Tlgrm.me/raziolhossein
13:07
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا


امروز روز عید خدا روز یا علی است
نقل دهان خلق و کلام خدا علی است
فریاد جنّ و انس و ملک یکصدا علی است
جبریل را ترانۀ یا مرتضی علی است
نزدیک و دور هر که بر هر جاست با علی است
شور و دعا و زمزمه و ذکر ما علی است
ای جبرئیل وحی ز مولا علی بگو
امشب بگرد دور علی یا علی بگو

عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
آوای وحی و مژدۀ رحمت خجسته باد
صوت خوش منادی وحدت خجسته باد
روز زمامداری عترت خجسته باد
اکمال دین تمامی نعمت خجسته باد
این قول احمد است چه نیکو روایتی
یوم الغدیر افضل اعیاد امّتی

عید غدیر عید خداوند اکبر است
عید غدیر عید بزرگ پیمبر است
عید غدیر عید تولّای حیدر است
عید غدیر عید بتول مطهّر است
عید غدیر عید امامان سراسر است
عید غدیر از همه اعیاد برتر است
عید کمال و دانش و عرفان و بینش است
عید من و تو نه، عید همه آفرینش است

ساقی به جام ریز شراب ولایتم
سیراب کن زکوثر ناب ولایتم
سرمست کن ز شعر کتاب ولایتم
بر رخ صفا بده ز گلاب ولایتم
من عبد بو تراب و تراب ولایتم
پیوسته التجاست به باب ولایتم
امشب دعای هر شب من مستجاب شد
روحم کبوتر حرم بو تراب شد

جان زنده از ترانۀ روح الامین شده
صحرای خشک چشمۀ عین الیقین شده
دشت غدیر کعبۀ اهل یقین شده
گلخانۀ ولایت حبل المتین شده
مولا علی امام همه مسلمین شده
عیدی شیعه آیۀ اکمال دین شده
هان ای غدیریان هله بی حّد و بی عدد
گویید یکصدا همگی یا علی مدد

ما دل به مهر حیدر کرّار باختیم
با نای جان نوای ولایت نواختیم
چون شمع در شرار محبّت گداختیم
خود را به مکتب علی و آل ساختیم
بر همه که بر عقیدۀ ما تاخت تاختیم
با خطبۀ غدیر علی را شناختیم
تا شیعه ایم بار ولایت به دوش ماست
این خطبه تا قیام قیامت به گوش ماست

غیر از علی که هم سخن آفتاب شد
غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد
غیر از علی که صاحب علم الکتاب شد
غیر از علی که فاتح اسلام ناب شد
غیر از علی که روی زمین بو تراب شد
غیر از علی که منقبتش بی حساب شد
غیر از علی که یک تنه در جنگ پا فشرد
دور رسول گشت و نود بار زخم خورد

غیر از علی که خوانده محمّد برادرش
غیر از علی که فاطمه بوده است همسرش
غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش
غیر از علی که بوده نبی مدح گسترش
غیر از علی که زیر لوا هست محشرش
غیر از علی که زینب کبری است دخترش
غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد
غیر از علی که قاتل خود را پناه داد

شیری که سر گرفت ز عمر و دلیر کیست
میری که بود مونس فرد فقیر کیست
پیری که گشت همدم طفل صغیر کیست
مردی که دیو نفس ورا شد اسیر کیست
در بیشۀ شجاعت و ایثار، شیر کیست
بر مسلمین به جان پیمبر امیر کیست
انصاف کو مروّت و مردانگی کجاست
آیا لباس کعبه بر اندام بت رواست؟!

مولای اولیای خدا کیست جز علی
گیرنده لوای خدا کیست جز علی
دست گره گشای خدا کیست جز علی
مصداق هل اتیِ خدا کیست جز علی
ممدوح انّمای خدا کیست جز علی
روی خدا نمای خدا کیست جز علی
مرد نبرد خیبر و ننگ اُحد کجا
حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟!

یاری که خفت جای رسول خدا علی است
ممدوح جبرئیل به ارض و سما علی است
الاّ علی پس از سخن لافتی، علی است
رکن و مقام و مروه و سعی و صفا علی است
قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا علی است
دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است
مرد غدیر پیرو خطّ سقیفه نیست
با غصب منبر نبوی کس خلیفه نیست

زخم جگر به شعر مداوا نمی شود
با صد قصیده عقدۀ دل وا نمی شود
هر سامری خلیفۀ موسی نمی شود
اعمی دلیل مردم بینا نمی شود
نادان زعیم عالم دانا نمی شود
غیر از علی امام به زهرا نمی شود
«میثم» به مهر حیدر کرّار منجلی است
پیغمبرش محمّد ومولای او علی است

#امیرالمومنین_مدح
#غلامرضا_سازگار
Tlgrm.me/raziolhossein
13:08
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا


جبرئیل وحی طبعم باز بال و پر گرفته
باز بال و پر گرفته زندگی از سر گرفته

زندگی از سر به عشق ساقی کوثر گرفته
ساقی کوثر که فیضش خلق را در برگرفته

شهریار ملک جان ها رهبر فرد جهان ها
حکمران آسمان ها شمع سوزان زمان ها

خیز و از خم غدیر او بزن جام بلا را
--
قدسیان را بر سر از شوق علی (ع) شور افتاده
آسمان گل بوسه بر خاک غدیر خم نهاده

یپک حق در محضر احمد به تعظیم ایستاده
رخ نموده لب گشوده دل ربوده حال داده

از خدا بر لب پیامش بر نبی ذکر سلامش
با علی (ع) عشق مدامش ذکر خاص و فیض عامش

در حضور مصطفی سر داده مدح مرتضی را
--
نخل طوبی در زمین و آسمان بر می فشاند
آسمان بر خاک، دامن دامن اختر می فشاند

یا امین وحی در بزم علی (ع) پر می فشاند
نقل بلغ بر سرو روی پیمبر (ص) می فشاند

مصطفی لب باز کرده حرف دل ابراز کرده
دم به دم اعجاز کرده مدح مولا ساز کرده

کرده خوشبو با مدیحش غنچه ی معجز نما را
--
وادی تفتیده صحرا و گرما بیش از حد
منبر از چوب جهاز اشتران گوینده احمد (ص)

مستمع حجاج و عنوان سخن فرمان سرمد
داده انصار و مهاجر را ندا شخص محمد (ص)

کی بقاتان آرزویم وی گرائیده به سویم
بشنوید اینک بگویم هر که من مولای اویم

خوانده مولا از برای او علی (ع) شیر خدا را
--
گر به قدر عمر دنیا کس کند حق را عبادت
روز و شب او را بود ذکر و نماز و روزه عادت

در صفا و مروه اش حاصل شود فیض شهادت
بی تولای علی (ع) هرگز نمی بیند سعادت

دشمن دادار باشد کافری غدّار باشد
حق از او بیزار باشد تا ابد در نار باشد

یا رب از خط ولای او جدا مگذار ما را
--
ای مهاجر ای همه انصار پاک و حق پرستم
خوب می دانید یاران من همان پیغمبر(ص) استم

کز پی ارشادتان با حق از اول عهد بستم
این علی (ع) که دست خیبر گیر او باشد بدستم

پای تا سر داور است این هستی پیغمبر (ص) است این
مسلمین را رهبر است این حیدر است این حیدر است این

خوب بشناسید این تنها وصی مصطفی را
--
این علی (ع) مخلوق اول بوده خلاق مبین را
این علی پیش از خلایق خوانده رب العالمین را

این علی دارد زمام آسمان ها و زمین را
این علی استاد و مرشد بوده جبریل امین را

این علی حق الیقین است این علی حبل المتین است
این علی فتح المبین است این علی حصن حصین است

این علی پیش از ولادت بوده رهبر انبیا را
--
این علی با حق و حق برگرد او گردد هماره
این علی از حق و حق از او نمیگیرد کناره

این علی از خاک برافلاکیان دارد نظاره
این علی جان گیرد و جان می دهد با یک اشاره

این علی غیب و شهود است این علی شمع وجود است
این قعود است این رکوع است این سجود است

این علی کامل کند با مهر خود دین شما را
--
بی ولای مرتضی نخل عبادت بر ندارد
آتش است و حاصلی جز دود و خاکستر ندارد

بی کس است آن کس که در روز جزا حیدر ندارد
سر فراز است آن که دست از دامن او بر ندارد

باش یا الله یا رب با علی همراه یا رب
وال من والاه یا رب عاد من عاداه یا رب

کن اجابت از برای ابن عمم این دعا را
--
یا علی ای بر سر دستت زمام آسمان ها
ای خدائی داده حی لامکانت در مکان ها

ای به گردون گوی چوگان ولایت کهکشان ها
نقل تو نقل سخنها ذکر تو ورد زبان ها

تو علی مرتضائی حیدری خییر گشائی
عبد پا تا سر خدائی نه خدائی نه جدائی

کبریائی کن که عالم در تو بیند کبریا را
--
ای کف پای تو را گلبوسه از مهر نبوت
ناقه ات را ساربان گردیده ایثار و فتوت

نقش سّم دلدلت تصویری از عدل و مروت
بسته حق بین تو و خیر البشر عقد اخوت

سایه ی تیغت عدالت آیه عشقت رسالت
پایه ی قصرت جلالت مایه ی حبت اصالت

نسبتی نبود به هم مهر تو و نسل خطا را
--
من نه مغرور از نماز و روزه و حج و زکاتم
نیست جز مهر تو و اولاد تو خط نجاتم

با تو بودم با توهستم در حیات و در مماتم
گشته گم در بحر غفران تو کوه سیاتم

ای به دامان تو دستم هر که بودم هر چه هستم
(میثمم) دل بر تو بستم بر سر راهت نشستم

دست گیر از لطف، این افتاده و بی دست و پا را

#امیرالمومنین_مدح
#غلامرضا_سازگار
Tlgrm.me/raziolhossein
13:10
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا


بیهوده نگرد ! کیمیا ذکر علی ست
آن معجزه ی گرانبها ذکر علی ست

با دیدنِ ایوان نجف فهمیدم
دارویِ تمام دردها ذکر علی ست

#امیرالمومنین_مدح
#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


مست از سبوی دلبرم، از این چه بهتر!
سرخوش ز جام کوثرم، از این چه بهتر!

چیزی ندارم محضر حیدر بیارم
غیر از دو چشمان ترم، از این چه بهتر!

از اول عمرم عبای وصله دارش
سایه کشیده بر سرم، از این چه بهتر!

مِهر علی شد مُهر تأییدی برای
دامان پاک مادرم، از این چه بهتر!

قنبر غلام حضرت پروردگار و...
...من هم غلام قنبرم، از این چه بهتر!

پوزه کشیدن بر درش چیز کمی نیست
کلب سرای حیدرم، از این چه بهتر!

من را نگاه فاطمه عبد علی کرد
با لطف زهرا نوکرم، از این چه بهتر!

وقت سحر با "یا علی" در سجده هایم
از رب خود دل می برم، از این چه بهتر!

او فاتح قلب من است و من اسیرِ
زلف امیر خیبرم، از این چه بهتر!

وقتی قسیم النار و الجنة علی شد
مشتاق روز کیفرم، از این چه بهتر!

هجر نجف خاک غریبی بر سرم کرد
در به درم...غم می خرم، از این چه بهتر!

مرد است و قولش، او خودش گفته می آید...
...در لحظه های آخرم، از این چه بهتر!


#امیرالمومنین_مدح
#علی_سپهری

Tlgrm.me/raziolhossein
19:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×566, 113.1 KB
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

حریم او به نجف جنت مجلل ماست
هزار شکر که حیدر امام اول ماست

#امیرالمومنین_علیه_السلام
#تک_بیتی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

من دیده به احسان علی دارم و بس
سر در خط فرمان علی دارم و بس

هر کس زده دست خود به دامان کسی
من دست به دامان علی دارم وبس

#امیرالمومنین_مدح
#صغیر_اصفهانی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×799, 173.9 KB
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

تو گوهری و جهان به گردت صدف است
بر تیر نگاه تو دل ما هدف است
سوگند جلاله می خورم من امشب
کعبه خبری نیست خدا هم نجف است


#قاسم_نعمتی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
20 September 2016
ش
00:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


فریاددل شیعه واین ختم کلام است
درسینه تولای علی اصل مرام است
هرکس که بدل غیرعلی رابپذیرد
درمذهب مانطفه اش ازتخم حرام است

#محمدخرم_فر


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

شهرنبوی غیرتودوازه ندارد

مانندعلی هیچکس آوازه ندارد

گفتم به فلک اجردم نادعلی چیست

گفتاکه ثوابی است که اندازه ندارد

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_خرم_فر

Tlgrm.me/raziolhossein
02:06
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

جهان مثل علی مولا ندارد
علیّ عالی اعلا ندارد
خدا گفتن به او کفر است اما
خدامی داند او همتا ندارد

#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_صفی_یاری
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

لب تشنه ایم جامِ علی را بیاورید
امشب مِیِ مدامِ علی را بیاورید

ترسم بنایِ خانه دل زیر و رو شود
ای وای اگر که نام علی را بیاورید

بینِ مزار هم کفن خویش می درم
یک بار اگر سلامِ علی را بیاورید

بازارِ شاعران و ادیبان بهم زنید
یک واژه از کلامِ علی را بیاورید

جبریل هم رسیده گره هاش وا شود
آقای من غلام علی را بیاورید

موسی نی ایم قصه اگر لن ترانی است
یک جلوه از تمام علی را بیاورید

ما را خمار باده نوشتند باعلی
ما را حلال زاده نوشتند باعلی
__
گیرم خدا دوباره دو دنیا بیاورد
اما محال باشد علی را بیاورد

او اول است از همه  باید پیمبرش
این دست را بگیرد و بالا بیاورد

عزم جهاد می کند و وقت رفتنش
یک کاسه آب حضرتِ زهرا بیاورد

یک دَم بس است از دو دَمِ ذوالفقارِ او
تا حالِ صد سپاه کمی جا بیاورد

اُفتاده از نفس ملک الموت می رسد
تا ذوالفقار محضرِ مولا بیاورد

وقت نبرد اوست و جبریل آمده
تا دستمالِ زردِ علی را بیاورد

یکدم سرِ سپاهِ عرب می زند علی
ای نازِ ضربِ شصست عجب می زند علی
__
مست است هرکه نعره ی او شورِ یا علیست
مرد است هرکه قبله ی او مرتضی علیست

حجش قبول هرکه به ایوان طلا رسید
بختش بلند هرکه گره خورده با علیست

معراج رفته بود ببیند خدا کجاست
معراج دید و گفت ببین تا کجا علیست

گفت از علی مع الحق و از حق مع العلی
من مانده ام علیست خدا یا خدا علیست

ظهر غدیر نقشِ عقیقِ رسول شد
مولا علیست تا که خدا هست تا علیست

ما شاهرگ به پای علی میزنیم شُکر
شرحِ تمام غیرت ما خونِ ما علیست

شکر خدا که حرمت این خانه داشتیم
عمریست با علی سر دیوانه داشتیم
__
بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است
بالای آستانِ نجف نام فاطمه است

حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است
سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است

این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست
هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است

فهمیده ام که روزی این شهر دست کیست
دیدم به هر دکانِ نجف نامِ فاطمه است

جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است
ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است

ما را علی به فاطمه اش هدیه داده است
بر برگه ی امانِ نجف نام فاطمه است

سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است
انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است

#امیرالمومنین_مدح
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
477×598, 121.0 KB
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

🎋احمد گرفت دست علی روی دست و گفت🎋
🎋دست کسی نظیرش اگر هست رو کند🎋

#امیرالمومنین_علیه_السلام

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام


باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است
مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه
«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است
«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا
چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

احمد(ص) به خدا غیر علی(ع) یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست
«تا بوده علی(ع) بوده و تا هست علی(ع) هست»

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است ازین حالت مول
ا
شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»
این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو...

مخصوص علی(ع) هست علی(ع) شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند...

...از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
«با خشم علی(ع) هرکه در افتاد ور افتاد»

احمد(ص) زند آیا نفسی غیر علی(ع)...؟نه
بالا برود دست کسی غیر علی(ع)...؟ته

«من کنتُ» که بر حیدر کرار (ع)رسیده است
حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است

#امیرالمومنین_مدح
#مجید_تال

Tlgrm.me/raziolhossein
12:54
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا
#امیرالمومنین_علیه_السلام



ای بشر! خانه نهادی و نگفتی خام است‌
کفر کردی و نگفتی که چه در فرجام است‌

چشم بستی و ندیدی که در آن یومِ شگفت‌
چه پدید آمد از این پرده بر این قومِ شگفت‌

ترسِ جان پشت درِ مکه مسلمانت کرد
نعمتی آمد و آمادۀ طغیانت کرد

پس از آن پیشرو بلهوسان دیدیمت‌
پشت پیراهن خونین کسان دیدیمت‌

هُبلی گشته‌، به صحرای حجاز استاده‌
مست و مخمور به محراب نماز استاده‌

راهزن با طبق زر چه کند؟ آن کردی‌
گلّه با سبزۀ نوبر چه کند؟ آن کردی‌

چه توان کرد فراموشی گُل در گِل را؟
دین کامل شده و مردم ناکامل را

غول گرمازده را چشمه و مرداب یکی است‌
کور بینا شده را گوهر و شبتاب یکی است‌

شِعب نادیده دگر اصل و بدل نشناسد
بدر نشناسد و صفّین و جمل نشناسد

شعب نادیده چه داند که مسلمانی چیست‌؟
فرق تیغ علوی با زر سفیانی چیست‌
🔹
کفر کردی بشر! این عید مبارک بادت‌
پس از آن‌، دوزخ جاوید مبارک بادت‌

از چنین جاه و حشم‌، شیر شتر نیک‌تر است‌
سوسمار از شکم و کیسۀ پُر نیک‌تر است‌

ای بشر! عهدِ حجر باز نصیبت بادا
مارهایی همه کر، باز نصیبت بادا

تا از این پس نرود گفتۀ پیر از یادت‌
آفتابی که برآمد به غدیر از یادت‌

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_کاظم_کاظمی
#غدیریه

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

مردم امروز همه دیدن سادات روند
ای بزرگ همه سادات کجا خیمه زدی


#قاسم_نعمتی
ش
18:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا

ای اهل عالم روز بیعت با امیر است
در این بیابانی که نام آن غدیر است

گفتا نبی هر کس که من مولای اویم
بر او علی بن ابیطالب امیر است

#ناصر_شهریاری

Tlgrm.me/raziolhossein
18:28
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#ابد_والله_ماننسا_غدیرا


ای دل به هوای حضرت صاحب باش
دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف
دلخوش به علی ابن ابی طالب باش
****

توحید، ولایت علی می باشد
اسلام، محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی
در سایه ی خدمت علی می باشد


#سیدمحمد_ميرهاشمی

Tlgrm.me/raziolhossein
21 September 2016
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#موسی_ابن_جعفر_میلاد

جهان ز نور خدائي منور است امشب‏

شب نشاط و سرور مکرر است امشب‏

بگو به حضرت صادق دلا مبارک باد

شب ولادت موسي ابن جعفر است امشب

#موسی_بن_جعفر_ولادت

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#موسی_ابن_جعفر_میلاد


بی تو کس تا خدا نخواهد رفت
تا خدا هم دعا نخواهد رفت

تا که "باب الحوائجی" آقا
جای دیگر گدا نخواهد رفت

واگر تو نخواهی این کعبه
سمت قبله نما نخواهد رفت

بی توسل به نام زیـــبایت
هیچ کس ‘کربلا’ نخواهد رفت

شیعه،" ذی حجّه '، بی تولدتان
پیشواز عـــزا ،نخواهد رفت

چه کسی گفته با تو این" مِس" دل
در هوای" طلا" نخواهد رفت؟

راه حج بسته ...کاظمین که هست..
زائرت تا منا نخواهد رفت

بی ولای شما، کلیـــم الله
دست او بر عصا نخواهد رفت

بی تو کس تا به کُـنـْه معرفت
"نقطه ی تحت با"نخواهد رفت..

#موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا_هاشمیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_امام_کاظم_علیه_السلام


ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر 
ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر

ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا 
ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر

ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش
ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر

ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا 
وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر

دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم
هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر

کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی زدشمن
همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر

می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری 
در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر

در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر 
چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر

پیش هفو و پای جود ونزد احسانت بود کم
هرچه باشد حاجتم بسیاریا موسی بن جعفر

هر که بودم با تو بودم هر که هستم با تو هستم 
در گلستان شمایم خار یا موسی بن جعفر

ای که دشمن داد دشنام و نوازش کردی از او 
دوستم دستی به سویم آریاموسی بن جعفر

نیست آن قدرم که گردم زائرصحن وسرایت 
خاک زوّارت مرابشماریاموسی بن جعفر

هدیه هر کس از برای یار آرد گوهری را 
این من واین چشم گوهرباریا موسی بن جعفر

من به عالم گفته ام خاک دراین آستانم
لطف کن پابرسرم بگذار یا موسی بن جعفر

از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری
ای به خلق عالمی غمخواریاموسی بن جعفر

با کدامین جرم شد ساییده ساق پات مولا
ازچه دیدی روزوشب آزادیاموسی بن جعفر

بر تو می گریم که زندان تو حتّی
روز روشن بوده تیرتر زشام تار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که از زنجیر و کند و تازیانه 
برتن پاکت بود آثار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که درخاک وطن ذرّیه ات را
گردغربت مانده بررخساریاموسی بن جعفر

برتو می گریم که بود ی روزه و هنگام مغرب 
کردی ازخون جگرافطاریا موسی بن جعفر

برتو می گریم که از خرمای زهرآلود دشمن
بود در قلبت شرارنار یا موسی بن جعفر

برتو می گریم که تابوت تو بود از تخته در 
در میان کوچه و بازار یا موسی بن جعفر

کند بر پا غل به گردن ، اشک بررخ ، زهردردل 
شدنصیب حضرتت هرچاریاموسی بن جعفر

من نمی دانم در آن زندان چه دیدی
لیک دانم مرگ خودرادیده صدباریا موسی بن جعفر

#حضرت_موسی_بن_جعفر
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
18:42
#حضرت_موسی_بن_جعفرعلیه_السلام

مژده‏ اى دل که به ماتاج سرى داد خدا
شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا

شجرطیبه ى گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا

تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولارا گهرى داد خدا

اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبى را پسرى داد خدا

ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد
که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا

بهر آزادى ابناء بشر باردگر
به بشر رهبر فریادگرى داد خدا

تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل
مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا

شادمانم من ژولیده که از رحمت خود
به من بى هنر امشب هنرى داد خدا


#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#ژولیده_نیشابوری


Tlgrm.me/raziolhossein
18:55
بر احمد و آلش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست
اندر شب میلاد امام کاظم
بر ماه‌ جمالش صلواتی بفرست

#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
19:05
بر آینه جمال داور صلوات
بر نور دو‌دیده پیمبر صلوات
بفرست تو با امام صادق امشب
ناز قدم موسی جعفر صلوات

#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
22 September 2016
ش
23:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

صد شکر ميکنم که گرفتار تو شدم
منت نهاده اى و عزادار تو شدم

احرام عشق بسته به ميقات امدم
حيران کوى وصل به ديدار تو شدم

يک عمر روسياهى من را حلال کن
کردم گناه و باعث ازار تو شدم

تا خويش را عزيز کنم نذر مادرت
يا ايها الغريب طرفدار تو شدم

سر بند نوکرى تو بستم به اين اميد
تو ميخرى مرا سوى بازار تو شدم

اين نوکران بيا و تو در هم قبول کن
شايد قبول درگه از اين کار تو شدم

اين اشگ را که راه گرفته ز چشم تر
دارد نشان که محرم اسرار تو شدم

تا گم شدم ميان ره غفلت و گناه
راهى به راه عشق ز انوار تو شدم

بر جان خريده ام همه زخم زبان خلق
بر نام تو قسم همه جا يار تو شدم

تا خواستم به نوکريت کم بياورم
ناخواسته دخيل علمدار تو شدم

ما راهيان کرببلائيم تا ابد
سينه زنان خون خداييم تا ابد

#امام_حسین_مناجات
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:29
#امام_حسین


نام تو می برم خدا را شکر
سائل این درم خدا را شکر

در حریم تو مادرت زهرا
داده بال و پرم خدا را شکر

منسبم گشته از همان اول
روضه خوان حرم خدا را شکر

خورده ام جای شیر، حب تو از
سینۀ مادرم خدا را شکر

در عزای تو بال جبریل است
عرشۀ منبرم خدا را شکر

کمی از سوز نالۀ زینب
دارد این حنجرم خدا را شکر

با تقید به روضه های تو
فاطمی محورم خدا را شکر

نه محرم که در تمامی عمر
یاد تو مضطرم خدا را شکر

می شود دانه دانۀ اشکم
شافع محشرم خدا را شکر

از همان کودکی گرفتار
آل پیغمبرم خدا را شکر

جای اشهد دم حسین جان است
نالۀ آخرم خدا را شکر

عکس شش گوشه را کشیدم در
صحن چشم ترم خدا را شکر

با غلامی و خاکساری تو
از جهانی سرم خدا را شکر

سینه ام گوشه ای ز کرب و بلاست
آبرویم ز آبروی شماست

#امام_حسین_مناجات
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×1024, 89.0 KB
باز از راه شب جمعه رسید اما من
دورم از کرببلای تو اباعبدالله...

#امام_حسین_مناجات

Tlgrm.me/raziolhossein
23 September 2016
ش
12:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات

ای دیده خون ببار نیامد نگار ما
آخر سحر نگشت شب انتظار ما

یا ذالکرم به غربت عشاق رحم کن
کی می رسی به داد دل بی قرار ما

صاحب عزا به مجلس ما هم سری بزن
رحمی نما بر این جگر داغدار ما

ای کاش گریه وا کند این دیده بنگرم
در مجلس عزا تو نشستی کنار من

بیمار رو به قبله شدیم از فراق تو
دیگر ز اشک و گریه گذشت است کار ما

یا صاحب البکاء سبوئی حواله کن
خشکانده است گناه دو ابر بهار ما

سوگند بر نوای حسین جان فاطمه
باشد گدائی حرمت اعتبار ما

خیمه زدی به چادر خاکی ِ مادرت
تا درس نوکری بدهی بر تبار ما

ای کاش با دعای شما تا خدا رویم
همراه تو زیارت کرب و بلا رویم

#قاسم_نعمتی
12:36
#امام_زمان_مناجات


دل شکسته بداند قرار یعنی چه ؟
خبر نیامدن از تکسوار یعنی چه ؟

نگاه حضرت یعقوب می کند تفسیر
تمام عمر غم انتظار یعنی چه ؟

بدست باد سحر بوی پیرهن آید
نسیم صبح بداند بهار یعنی چه ؟

ندیده عاشق رویت شدم که فاش کنم
اسیری دل و گیسوی یار یعنی چه ؟

کسی که طعم وصالت چشیده می داند
نگاه مرحمت سفره دار یعنی چه ؟

بگفت سید بحرالعلوم کی دانید
بغل گرفتن قد نگار یعنی چه

به یمن مقدم دلدار می شود معلوم
در این زمان علم اقتدار یعنی چه

به خاک چادر زهرا قسم به دست تو
عیان شود نفس ذوالفقار یعنی چه

دگر برای وصالت بهانه می گیرم
اگر که دیر بیایی ز غصه میمیرم

#امام_زمان
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شهادت حضرت میثم تمار علیه السلام
٢٢ذي الحجة سال ٦٠
#شهادت_حضرت_میثم_تمار_علیه_السلام

آیینه اش از غبارها تار نبود
بر لوح دلش به غیر دلدار نبود
بر دار زبان او بریدند ولی
از گفتن عشق دست بردار نبود

#میثم_مومنی_نژاد
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی

Tlgrm.me/raziolhossein
24 September 2016
ش
07:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_حضرت_میثم_تمار_علیه_السلام


فرجام دل پریش را میدانست
خونخواری زخم نیش را میدانست
همسایه ی نخل ها که شد فهمیدند
او قصه ی مرگ خویش را میدانست


چون نخل ، در ایستادگی ، خفتن توست
دل مشتری شیوه ی در سفتن توست
هر چند رطب های تو شیرین باشد
شیرین تر از آن علی علی گفتن توست



هر چند بریده بار و برگت دیدند
آزرده ز شلاق تگرگت دیدند
با زمزمه ی "فمن یمت " ، " انت معی"
هر لحظه در آرزوی مرگت دیدند



۱_ امیرالمومنین فرمودند: فمن یمت یرنی...هر کس بمیرد مرا میبیند
۲_ امیرالمومنین خطاب به میثم تمار فرمودند: انت معی فی درجتی .....تو در قیامت با من هستی در درجه من....

#میثم_مومنی_نژاد
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین


ميخرم برجان خود درد و بلای روضه را
ميكشم برصورتم دست شفای روضه را

پيش تو آخر سياهی روسپيدم میکند
دوست دارم پرچم بزم عزای روضه را

كربلا قسمت نشد عيبی ندارد لاأقل
ای خدا از ما نگيری كربلای روضه را

نام تو آمد ميان پس ميشود احساس كرد
بوی سيب سرخ جاری درفضای روضه را

مادرت با هر"حسين" ما به سينه میزند
می نشيند ابتدا تا انتهای روضه را

ازبلا و ازمريضی جسم وجانش بيمه ست
مطمئناً هر كسی خورده غذای روضه را

مزه اش زير زبانش هست تا پايان عمر
نوش جان كرده كسيكه قندوچای روضه را

درقيامت ميشودمحشور هرکس با كسی
باخودت محشوركن مابچه های روضه را

#امام_حسین_مناجات
#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین


دل نیست آن دلی که نباشدسرای تو
زنده نباشد آنکه نمیرد برای تو

از هرچه گفته اند و نوشتند،برتری
محو است انتهای تو در ابتدای تو

کام مرا به تربت تو باز کرده اند
تکیه کلام من شده کرب وبلای تو

با دشمنان تو به خداوند دشمنم
هستم رفیقِ هر که بوَد آشنای تو

خاک من از اضافه ی خاکت درست شد
ای کاش میشد اینکه شوم خاک پای تو

دست خودم نبوده اگر عاشقت شدم
من بی خود از خودم که شدم مبتلای تو

حتی خودخدا به همین جمله راضی است
عالم نبود در خور نعلین پای تو

گر کاروبار زندگی ام رو به راه شد
عمریست ملتمس شده ام بر دعای تو

دیگر دچار درد و مریضی نمی شود
هرکس که خورده ست کمی از غذای تو

هر شب سر بساط شما می نشینم و
دل میدهم به گوشه ای ازروضه های تو

زینب رسیده است کنارت خودت بگو
ای پاره تن که بوسه زند بر کجای تو

دارد به سر زنان ز غمت آه می کشد
غارت شده عمامه و کفش و عبای تو


زخمی ترین شهید که سالارزینبی
خاکم به سر چرا به زیر سم مرکبی؟


#محمدحسن_بیات_لو
#امام_حسین_مناجات

Tlgrm.me/raziolhossein
20:18
#امام_حسین_علیه_سلام

نظر تو را ز خدایت جدا نمی بیند
ز دست با کرمت جز عطا نمی بیند

شبیه مادر خود لطف و مرحمت داری
به مهربانی تو این گدا نمی بیند

تو را قسم به خدا جان سیدالشهدا
نگو که دیده دگر کربلا نمی بیند

تمام درد و بلا را رقیه ات دیده
کسی که سینه زنت شد بلا نمی بیند؟

به روی زخم کسی هی نمک نمی ریزند
مگر که زخم سرت را عصا نمی بیند

خدا کند که سکینه به پیکرت نرسد
چون او به پیکر پاکت عبا نمی بیند

چه آمده به سرت بین گودی مقتل
دو چشم زینب کبری تو را نمی بیند

#امام_حسین_مناجات
#علی_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
25 September 2016
ش
12:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


با اينكه در ظاهر فقط شش ماه داري تو
بيش از هزاران ماه خاطرخواه داري تو

از بركت عُمر كـمت چيزي نفهميده ست
آن كس كه گفته فُرصتي كوتاه داري تو

باشــد دليل برتري ات بر "كـــلام الله"
جايي كه در آغــوش ثـارالله داري تو

فوق تجسّم هستي و ماهيّتت نور است
وقــتي عمويي خوب تر از ماه داري تو

گهواره ات را مثل مردان ترك كردي چون
از مرگ در هنگام خواب ، اِكـراه داري تو

از خيمه تا ميدان چه ها گفتي نفهميديم
جز اينكه اسراري مگــو با شاه داري تو

از روز قحـط آب تا بزم شــراب شـــام
هر روز چندين روضه ي جانكاه داري تو

من خاطرم جمع است از نيزه نمي اُفتي
وقتي كسي چون عمّه را همراه داري تو

در محشر كبري دليل رشك خيلي هاست
لطفي كه بر اين سائل درگاه داري تو

#حضرت_علی_اصغر
#محمد_قاسمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
22:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مباهله

وضو بگيرم و در حال روزه با تكبير
كنم مباهله با دشمنان حي قدير

زبان حق شوم و آيه مباهله را
به شأن فاطمه و شوهرش كنم تفسير

ز قول دوست ودشمن شنو كه اين آيه
به وصف اهل كسا از خدا شده تعبير

محمد و علي و فاطمه،حسن و حسين
كه پنج در عددند و يكي چو حي غدير

پي مباهله كردند روي در صحرا
يكي چو مهر فروزان،چهار مهر منير

فتاد چشم نصاري به آن خدارويان
كه نور طلعتشان گشته بود عالم گير

مسيحيان پي نفرين پنج تن ديدند
كه نيست غير هلاكت برايشان تقدير

همه بخاك قدوم پيمبر افتادند
كه اي ز جانب حق،خلق را بشيرونذير

به حضرت تو نصاري تمام تسليمند
كه تو بلند مقامي و ما تمام حقير

هزار مرتبه نفرين به دشمنان علي
كه مي كنند در اين آيه حيله و تزوير

كنند فضل علي را به دشمني انكار
خداي نگذرد ازاين خطا و اين تقصير

چرا شدند فراي از اين حقيقت محض
چرا به سلسله ي نفس خود شدند اسير

قسم به جان علي،منكر مباهله را
خداي لعن نموده، پيمبرش تكفير

گرفتم آن كه شود خصم منكر خورشيد
كجا به تابش انوار آن كند تأثير

فضائل علي بود از حد فزون،چه زيان
كه بر مباهله منكر شوند يا به غدير

علي كسي است كه در جنگ بدر شد پيروز
خدا به جنگ احد ميدهد به او شمشير

عليست فاتح احزاب و فاتح خيبر
عليست تير الهي به قلب خصم شرير

عليست بت شكن كعبه روي دست رسول
علي به بيشه اسلام شد خروشان شير

علي به جاي نبي خفت و جان گرفت به دست
كسي نيافت جز او اين چنين مقام خطير

حديث منزلت چون آفتاب مي تابد
به اين دليل علي بعد مصطفي است امير

وصي احمد مرسل كسي بود ميثم
كه در تمام فضايل ورا نبود نظير

#استاد_سازگار
ش
23:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

سلام ما به محرم به خیمه های عزا
سلام ما به عزادار سید الشهدا

سلام ما به علی و به قلب فاطمه اش
سلام ما به رسول و خدیجه ی کبری

سلام ما به علی اصغر و علی اکبر
سلام ما به رباب و به حضرت لیلا

سلام ما به رقیه به خنده های لبش
سلام ما به سکینه به حضرت سقا

سلام ما به گل نجمه قاسم ابن الحسن
سلام ما به حسن عاشق و عزیز خدا

سلام ما به تمنای دست عبدالله
به آخرین نفری که شهید شد آنجا

سلام ما به صبوری ام کلثوم و
سلام ما به کنیزانشان در آن غوغا


سلام ما به غلامان حضرت زینب
سلام ما به عزیزان حضرت زهرا

سلام ما به حبیب و به مسلم و عابس
سلام ما به شهیدان دشت کرب و بلا

سلام ما به تلاوت نمودن قرآن 
میان کوفه و شام از حسین ، بر نی ها

سلام ما به لب خیزرانی ارباب
به آن شکسته سر رفته تا به طشت طلا

خدا خودت کمکی کن که خوب گریه کنیم
خدا خودت کمکی کن به چشم های گدا

#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#علی_حسنی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
26 September 2016
ش
12:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#استقبال_ازماه_محرم


لباس نوکری اش را دوباره می پوشد
سماوری که برای حسین می جوشد

مگیر خرده که رنگ سیاه مکروه است
بهشت هم به گمانم سیاه می پوشد

نگاه داشته حرمت کسی که در این ماه
به یاد تشنه لبی کمتر آب می نوشد

همیشه بی حد و اندازه مزد می گیرد
همان که یک سرسوزن برای او کوشد

شدم غلام حسین و خیالم آسوده است
غلام می خرد اما غلام نفروشد

#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#ماشاالله_دهدشتی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
12:07
#استقبال_ازماه_محرم


رخصت دهید شال محرم بیاورید
پیراهن عزای مرا هم بیاورید

با اشکتان جراحت او خوب می شود
ای چشمهای غم زده مرحم بیاورید

مادر رسیده است کمی کوچه وا کنید
مادر رسیده گریه کند دم بیاورید

ما آمدیم خوب و بد آقا سوا نکن
ما را کنار فاطمه در هم بیا ورید

یک نخ از آن عبای مبارک به ما بده
آقا عزا شروع شده پرچم بیاورید

ای ابرهای تیره شب گریه های ماست
ما آمدیم تا که شما کم بیاورید

از این به بعد نوبت دیوانگی ماست
باز این چه شورش است به عالم بیاورید

غمهای مادرت چقدر بی شماره است
امشب سلام ما سرِ دارالاماره است


#ورود_به_محرم
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
12:11
#استقبال_ازماه_محرم

ارباب روی نوکریِ من حساب کرد
با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد

هرکس شنید ناله ی حی علی العزا
تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

دلشوره داشتم که نبینم محرمت
یکسال این فراق دلم را عذاب کرد

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
نام حسین بار دگر انقلاب کرد

توبه شکسته ها همه گویند یاحسین
رب الحسین هرچه دعا مستجاب کرد

از کودکی حسینیه دار محرممیم
این روسیاه را خودش عالیجناب کرد

هرکس که ذره ذره به پای حسین سوخت
اورا خدا به وصل خودش کامیاب کرد 

گریه غبار سینه ی من داده شستشو
این قلب خاک خورده چنان دّر ناب کرد

تفسیر دستگیریه تو از رسول ترک
کار هزار منبرو صد ها کتاب کرد 

سینه برهنه ها همه از نسل عابسند
او کربلا طریق هی این وصل باب کرد

آید به گوش ناله ی محزون فاطمه
با اسم نام یک یک ما را خطاب کرد

ماه محرم آمد و پیچید بوی سیب
صلی علی الحسین و صلی علی الغریب

#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#قاسم_نعمتی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
12:14
#استقبال_ازماه_محرم

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم
دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

 اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
 استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

 یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم

 قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
 همت توبه به درگاه خدا را خواستم

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
 دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم

هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما
 یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که
 هردعایی کردم اول کربلا را خواستم

شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها
 طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم

 گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی
 یک زیارت اربعین پایین پا را خواستم

 از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمع
روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم

 اهل عالم دارد از ره ماه ماتم میرسد
هیئتی ها یاعلی! دارد محرم میرسد..

#ورود_به_محرم
#سیدپوریا_هاشمی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
12:19
#استقبال_ازماه_محرم

هر کسی قطره بُوَد ذکر تو دریاش کند
هر که سرمست تو شد مهر تو شیداش کند

گر گدایی کند عالم ز همین خانه بس است
هر گدا را کرم دست تو آقاش کند

هر مریضی به شفاخانۀ تو روی آرد
یک نگاه تو طبیبانه مداواش کند

چه نیازی است که عیسی به زمین برگردد
مرده را ذکر اباالفضل تو احیاش کند

روز محشر به خداوند قسم مادر تو
در پی گریه کن توست که پیداش کند

هر کسی گریه کند بهر غم ات روز جزا
برکت اشک تو همسایۀ زهراش کند

باز هنگام محرم شده ای شاه غریب
پرچم ات را بده جبریل که برپاش کند

جنت حضرت حق خود به خودش زیبا نیست
روضه های تو قرار است که زیباش کند..

#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#مهدی_صفی_یاری
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
12:22
#استقبال_ازماه_محرم

عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است
یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است

از عرش تابه فرش تمام فرشتگان
فریاد می زنند که ماه محّرم است

هفت آسمـان پُر است ز گرد عزای تو
چشمـان مهر و ماه ز داغ تو پُر نم است

کعبه سیاهپوش عزایت شد و هنوز
شور غمت به سینۀ پُر شور زمزم است

بعد از گذشت این همه سال از شهادتت
گلزار دین هنوز ز خون تو خُـّرم است

تا با خبر شوند همه عالم از غمت
یادآور غم تو رسول مکّرم است

تا فیضی از فضیلت غم های تو برند
خلوت نشیـن سوک تو موسی و آدم است

هرجا به پاست محفل سوکت، به پیش چشم
تصویر کربلای تو آنجا مجسّم است

از هر غمی که بر دل ما خیمه می زند
فرموده اند گریۀ بر تو مقّدم است

ازحُرمت غمت چه بگویم که تا به حشر
زهرا سیاهپــوش عزایت دمادم است

چون محتشم «وفائی »غمگین به گریه گفت
«باز این شورش است که در خلق عالم است»

#ورود_به_محرم
#سیدهاشم_وفایی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
27 September 2016
ش
01:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

یا سید الشهید ، عزیز خدا ، حسین
ای نور چشم حضرت خیرالنسا ، حسین

محکم گره بزن دل ما را به زلف خود
ای میوه ی دل علی مرتضی ، حسین

آقا ، قسم به روز جدایی ز خواهرت
ما را مکن دمی ز غم خود جدا ، حسین

باشد دعا کنار ضریح تو مستجاب
ای مظهر توسل و ذکر و دعا ، حسین

جان علی و فاطمه ... هرگز روا نبود
راس تو را نهند روی نیزه ها حسین

راس تو را به نیزه گذارند و شامیان
هی سنگ و چوب می زدنت از جفا ، حسین

گیرم که سنگ خورده ای اما برای چه
پیش رباب رفت سرت زیر پا ؟ حسین

پیشانی ات شکست و به بزم یزید خورد
صد بار خیزران روی طشت طلا ، حسین

با آن سر شکسته سحر میهمان شدی
پیش سه ساله ای که تو را زد صدا ، حسین

هنگام مرگ واهمه ای نیست در دلم
من نوکر توام به کنارم بیا حسین ...

#رضا_رسول_زاده
ش
04:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

همه سرمايه مجنون غم ليلا باشد
عاشق ان است که سر گشته و شيدا باشد

بعد از انى که شده دلبر ما خيمه نشين
عاشق دلشده اواره صحرا باشد

قطره اى مى چکد و لذت عمرش اين است
اخر راه دگر وصل به دريا باشد

پرچم مشکى هئيت همه جا محترم است
چونکه شيرازه اش از چادر زهرا باشد

رو سپيدند قيامت همه زوارت
چون به پيشانيشان نام تو اقا باشد

مى شود راه عبور تو مشخص هر جا
کاسه پر شده سائلى بالا باشد

با همه معرفتم عرضه کنم محضر تو
اعتقادى که ز هر شبهه مبرا باشد

در عزا خانه تو دست خدا در کار است
تا خدا هست مصيبات تو بر پا باشد

گرچه بر سينه غم کرب و بلا دارم من
شک ندارم که حريم تو همين جا باشد

نوکر ان است که يک لحظه شده چون ارباب
وقت جان دادن خود بى کس و تنها باشد

در قيامت که بگيرى سر خود را بر دست
تا به زهرا برسى محشر کبرى باشد

لحظه بوسه گرفتن ز رگ حنجر تو
به خدا ذات خدا غرق تماشا باشد

#قاسم_نعمتی
04:47
#امام_حسین

بسم‌الکریم... مَن هوَ إحسانُه قَدیم
ما را نگار، کرد به میخانه‌اش مقیم
بوی لباس خونی ارباب می‌رسد
صوت حزین مادر سادات... بگذریم

من آمدم که با همه‌ی روسیاهی‌ام
راهم دهید با همه‌ی پُرگناهی‌ام
اصلا خودت بگو که چه خاکی به سر کنم؟!
یک روز اگر برانی و من را نخواهی‌ام

اشکم چکید و سنگ دلم را لطیف کرد
نام حسین شغل مرا هم شریف کرد
غفلت‌زده به ماه عزا آمدم ولی...
... زهرا رسید و کار مرا هم ردیف کرد

از سوی فاطمه که به سائل نظر شود
چشمش میان روضه‌ی ارباب تر شود
عاشق اگر که گشنه بخوابد عجیب نیست
هیهات بی‌حسین شب ما سحر شود

از خاک قتلگاه برایم بیاورید
در روضه اشک و آه برایم بیاورید
پرچم بیاورید، کتیبه بیاورید
پیراهن سیاه برایم بیاورید

من ماتِ ماتَم تو بمانم مرا بس است
در راه محکم تو بمانم مرا بس است
ثروت، مقام، شهرت دنیا نخواستم
در زیر پرچم تو بمانم مرا بس است

فریاد و بحث ماست فقط مکتب حسین
استاد درس ماست فقط زینب حسین
با لعن بر یزید فقط آب می‌خوریم
لب‌تشنه می‌شویم به یاد لب حسین

آقا اگر نبود شفیقی نداشتیم
سوی خدای خویش طریقی نداشتیم
"نعم الامیر" ما شده "نعم الرفیق" ما
آقا اگر نبود رفیقی نداشتیم

بی‌نام یار، نار گلستان نمی‌شود
بی‌کربلا بهشت که رضوان نمی‌شود
صد بار گفته‌ایم که ذکری برای ما
مثل حسین موجب غفران نمی‌شود

#محمدجواد_شیرازی
04:49
#امام_حسین

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو
که بال و پر بزنم پای روضه‌ی سر تو

ببخش با پر زخمی، به زحمت افتاده
لباس نوکری‌ام را بریده مادر تو

چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی می‌گفت
رسیده رزق حسینیه از برادر تو

شبیه حضرت زینب به سینه می‌کوبم
که مقتدای عزادارهاست خواهر تو

به چشم من همه‌جا روضه‌ی شما بر پاست
تمام عالم و آدم شدند مضطر تو

اگر کویر تَرَک روی هر تَرک دارد
کشیده خشکی لب‌های زخم پرپر تو

خزان و ریزش برگ از درخت در همه‌جا
شد است در دل من روضه‌خوان ِ اکبر تو

طلوع، بردن بالای طفل شش‌ماهه است
غروب، خون گلوی علی اصغر تو

زمان بارش باران همیشه می‌بارم
برای بارش تیر و امیر لشگر تو

من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم
که قول تو نرود گر رود ز تن سر تو

بیا و قول بده آخرین دمم برسی
به راه آمدن توست چشم نوکر تو

#امام_حسین_مناجات
#امام_حسین_مصیبت
#موسی_علیمرادی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
28 September 2016
ش
11:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
866×574, 38.2 KB
#استقبال_ازماه_محرم

ازدست کارهای‌خودم ‌دلشکسته‌ ام
از‌ راه و رسم‌بندگی‌خویش ‌خسته‌ ام
ماه خدا گذشت ، همانم که بوده ام
حالا در انتظار محرم نشسته ام

#علی_ذوالقدر
#محرم۹۵
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه
#مناجات_محرمی


ای واسط فیض دو سرا آجَرَکَ‌الله
وی حجّت حق؛ صاحب عزا آجرک‌الله

با ناله‌ی زهراست عجین سوز صدایت
همناله‌ی اُمّ‌النُّجَبا آجرک‌الله

دریاب مرا در غم سالار شهیدان
ای منتقم خون خدا آجرک‌الله

اذنی بده تا گریه‌کن جدّ تو باشم
هرجا که شود روضه بپا آجرک‌الله

ما روضه گرفتیم قدم‌رنجه نمایی
تا جلوه کنی بر دل ما آجرک‌الله

ما هرچه که داریم از آن گوشه‌ی چشم است
تو روی مگردان ز گدا آجرک‌الله

راضی به رضای تو شدن خیر و صلاح است
کی می‌شوی از شیعه رضا؟ آجرک‌الله

با اشک بشوئیم دل از زنگ معاصی
باشیم سرِ خوان ولا آجرک‌الله

ای بانی هرساله‌ی روضه مددی تا
در روضه بیابیم تو را آجرک‌الله

بر عاشق جامانده‌ی ارباب عطا کن
یک تذکره‌ی کرب و بلا آجرک‌الله

#امام_زمان
#امام_زمان_مناجات
#احسان_محسنی_فر
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

در مسیر خانه ی جانان ز جان باید گذشت
تا وصال یار از صد امتحان باید گذشت

به ابی انت و امی چونکه گفتی بر حسین
دیگر از فرزند و مال و خانمان باید گذشت

در طریق کعبه باید با مغیلان سر کنی
پس دگر از طعنه های این و آن باید گذشت

هر که شد گمنام تو ، زهرا خریدارش شود
پس در این خانه ، از نام و نشان باید گذشت

دل فقط جای حسین است و حسین است و حسین
از هر آنچه غیر او در دو جهان باید گذشت

ابر اگر باران نبارد ، سایه می خواهد چکار
واقعآ از چشم بی اشک روان ، باید گذشت

حمد و سوره بر سر قبر محبانش نخوان
از مزار سینه زن ، سینه زنان باید گذشت


#امام_حسین_مناجات
#محمد_جواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
18:10
#امام_حسین_علیه_السلام


عالم محرم است سلامُ علی الحسین
این ذکر عالم است سلامُ علی الحسین

این جمله واجب است بگوییم و بشنویم
هرجا که پرچم است سلامُ علی الحسین

بعد از خدا و قبله سوال درون قبر
تنها همین دم است سلامُ علی الحسین

هر ثانیه اگر چه بگوییم این سلام
نه؛ بازهم کم است سلامُ علی الحسین

هم ذکر فاطمه است سلام علی الغریب
هم ذکر خاتم است سلامُ علی الحسین

بر زخم های پیکر آقای تشنگان
این ذکر مرهم است سلامُ علی الحسین

هر کس ز بهترین دم عالم سوال کرد
گویید این دم است سلامُ علی الحسین

واجب شده است در همه جا شعر محتشم
باز این چه ماتم است سلامُ علی الحسین

هرکس شده است محرم حق هر کسی که هست
مدیون این دم است سلامُ علی الحسین

وقتی خدا نوشته به عرشش غم تو پس
این اسم اعظم است سلامُ علی الحسین

#امام_حسین_مناجات
#رضا_حمامی_آرانی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#جناب_زهير


گاه گاهی بی سعادت باسعادت میشود
گاه گاهی بی لیاقت بالیاقت میشود
گاه عثمانی مرام اهل ولایت میشود
تا ابد پشت سرش باعشق صحبت میشود

گاه سوء عاقبت ها میشود ختم به خیر
بهترین مصداق از این تعبیر میخواهی زهیر

راه را گم کرده امّا زود پیدا میکند
فکر هجران است اما وصل غوغا میکند
جنّتش را حضرت صدّیقه امضا میکند
هم نفس با شاه بودن کار خود را میکند

چند لحظه بیشتر نگذشت بالش باز شد
روزهای خوب مجنون بودنش آغاز شد

هرچه دارایی برایش بود را بخشید و رفت
یاعلی را گفت و فوراً یک زره پوشید و رفت
سربه زیر آمد و پای شاه را بوسید و رفت
با رجزهایش شبانه تا سحر تابید و رفت

بارش سرنیزه از هرسمت جانش را گرفت
وقت مرگش جا میان دامن آقا گرفت

هریک از اصحاب می افتاد آقا میرسید
جسم آنها را به آغوش کریمش میکشید
میشدند از یک دعای خیر مولا روسپید
جانشان را در ازای جنّت حق میخرید

خاک بر دنیا! خود آقا سرش بر خاک بود
جان عالم پیکرش صد پاره و صد چاک بود

وقت غارت های پی در پی کجا بودی زهیر؟
رأس آقا شد سوار نی کجا بودی زهیر؟
رفت معجر در ازای ری کجا بودی زهیر؟
آل عصمت بود و بزم مِی کجا بودی زهیر؟

پرده های محمل سادات را آتش زدند
خنده کردند و دل سادات را آتش زدند

#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
20:16
#امام_حسین_مناجات


فرقی ندارد كه جهنم یا بهشت است
هرجا كه می‌گویم حسین آن‌جا بهشت است

هر روز از این روضه به آن روضه دویده
حق دارد آن‌كه گفته این دنیا بهشت است

چشمی كه از داغت نمی‌بارد جهنم
چشمی كه از داغت شود دریا بهشت است

شش‌گوشه را از شش‌جهت دیدیم و گفتیم
از هر جهت این كعبه‌ی زیبا بهشت است

بالا و پایینی ندارد خانه‌ی تو
بالای سر فردوس و پایین پا بهشت است

با جبر ما را عاشق خود كن كه فردا
در اختیار حضرت زهرا بهشت است

گفتند زهرا زائر شب‌های جمعه است
گفتیم زیر پای مادرها بهشت است

خیمه به خیمه سوخت دست و پای طفلان
در آتشی كه شعله‌هایش تا بهشت است

#امام_حسین_مناجات
#سعید_پاشازاده
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1
20:18
#امام_حسین_مناجات


من گدایی درت را دوست می‌دارم حسین
سائلان محضرت را دوست می‌دارم حسین

دست‌بوس نوکرت‌بودن برای من بس است
نوکری نوکرت را دوست می‌دارم حسین

"بارالها، گریه‌کن‌های حسینم را ببخش!"
این دعای مادرت را دوست می‌دارم حسین

من برای ماندن اسلام بعد از کربلا
دست زینب‌پرورت را دوست می‌دارم حسین

در میان آن شهیدانی که دورت خفته‌اند
زیر پایت... اکبرت را دوست می‌دارم حسین

در کنار علقمه، با دیدن آب فرات
هیبت آب آورت را دوست می‌دارم حسین

#امام_حسین_مناجات
#امیر_عظیمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#استقبال_ازماه_محرم

دوباره بوی محرّم، دوباره بوی خدا
دوباره روضه ی ارباب، روضه ی سقّا

دوباره هیئت و زنجیر و سینه و لطمه
دوباره بیرق سرخ حسین و بزم عزا

دوباره هروله ی شور، کوچه واکردن
دوباره وعده ی دیدارمان به کرب و بلا

کتیبه ها و سیاهیّ و محتشم خوانی
دوباره ناله و آه و بساط اشک و بکا

دوباره روضه ی تیر و کمان و طفل رباب
که تشنه پر زده جوجه ز ساحل دریا

دوباره صیحه ی ارباب و ناله ی ولدی
کنار پیکر صد چاک اکبر لیلا

دوباره گریه ی طفل سه ساله ی مضطر
که بوسه زد به گلوی بریده ی بابا

دوباره شام غریبان و آتش و دود و ....
....صدای سیلی و اشک یتیم در صحرا

تمام دشت ز طیر و وحوش سیرابند
عزیز فاطمه تشنه است اف به تو دنیا

دوباره بانوی پهلو شکسته ای خواند
کنار گودی مقتل" غریب مادر "را

دوباره شیهه ی اسبی که واژگون زین است
که دید زینب و آهی کشید وا أُمّا

کسی که زینت دوش حبیب داور بود
تنش سه نقطه و رأس بریده اش امّا

#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#یاسر_حوتی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
21:22
#استقبال_ازماه_محرم

ماه عزا آمد دل عالم گرفته
زهرا بُنَیَّ یا بُنَیَّ دم گرفته

هرکس به هرنحوی عزادار شما هست
حتی خدا در عرش خود ماتم گرفته 

راه نجات ما گنه کاران شمائید
با گریه بر تو، توبه ی آدم گرفته

حتما پشیمان میشود در روز محشر
لطف تورا هرکس که دست کم گرفته

شاهان عالم ریزه خواران تو هستند
دست گدایی سوی تو حاتم گرفته

بالا سرت هرکس که آمد دست پُر رفت
این “پیروهن” ، آن دیگری “خاتم” گرفته

برخیز دور خیمه ی زینب شلوغ است
دور و برش را چند نامحرم گرفته

اهل و عیالت بعد تو آقا اسیرند
برخیز تا در خیمه ها آتش نگیرند

#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#رضا_قربانی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
29 September 2016
ش
02:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام

یا سید الشهید ، عزیز خدا ، حسین
ای نور چشم حضرت خیرالنسا ، حسین

محکم گره بزن دل ما را به زلف خود
ای میوه ی دل علی مرتضی ، حسین

آقا ، قسم به روز جدایی ز خواهرت
ما را مکن دمی ز غم خود جدا ، حسین

باشد دعا کنار ضریح تو مستجاب
ای مظهر توسل و ذکر و دعا ، حسین

جان علی و فاطمه ... هرگز روا نبود
راس تو را نهند روی نیزه ها حسین

راس تو را به نیزه گذارند و شامیان
هی سنگ و چوب می زدنت از جفا ، حسین

گیرم که سنگ خورده ای اما برای چه
پیش رباب رفت سرت زیر پا ؟ حسین

پیشانی ات شکست و به بزم یزید خورد
صد بار خیزران روی طشت طلا ، حسین

با آن سر شکسته سحر میهمان شدی
پیش سه ساله ای که تو را زد صدا ، حسین

هنگام مرگ واهمه ای نیست در دلم
من نوکر توام به کنارم بیا حسین ...

#امام_حسین_مناجات
#رضا_رسول_زاده
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#استقبال_ازماه_محرم


حس می کنی زمین و زمان گریه می کنند
وقتی که جمع سینه زنان گریه می کنند

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
در ماتم تو پیر و جوان گریه می کنند

این سیل اشک ها که ز هر دیده جاری است
چون ابر با تمام توان گریه می کنند

تو کیستی که در غم از دست دادنت 
مردان ما شبیه زنان گریه می کنند

با یاد آن نماز جماعت که نیمه ماند
گلدسته ها اذان به اذان گریه می کنند

زینب اسیر می شود آری عجیب نیست
سرها اگر به روی سنان گریه می کنند


#امام_زمان_مناجات
#امیر_تیموری
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×500, 61.2 KB
گر بنا نیست ببخشید نبخشید اما
دست مارا به محرم برسانید فقط...

#استقبال_ازماه_محرم
#تک_بیتی
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#توجه

باسلام
دو نوحه فوق باقی مانده از مجموعه نوحهٕ ده شب بود که در گذشته تقدیم شما گردیده بود
انشاءالله به زودی نوحه و سبک های بیشتری در کانال قرار خواهد گرفت
التماس دعا
#یاعلی_مدد
ش
17:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

بیا که اشک بریزیم در حسینیه
که خیمه گاه حسین است هرحسینیه

به احتضار که افتادم آن دم آخر
به هیچ جا نبریدم مگر حسینیه

اگر سوال بپرسند که کجا رفتی؟
دهم جواب چنین ، بیشتر حسینیه

به کربلاش نرفتم ولی خدا را شکر
که آمدم به دو چشمان تر حسینیه

هنوز خاطر من هست آن شبی را که
گرفت دستم و بردم پدر حسینیه

اگر به ماست تمام اراضی کشور
خدا کند که شود سر به سر حسینیه

#امام_حسین_مناجات
#حسینیه
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein

#محمدحسن_بیات_لو
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×255, 69.1 KB
یارب‌سرشک چشم‌ترم را زیادکن
هر دم شراره جگرم را زیاد کن
یافاطمه به چادری خاکی زینبت
رزق محرم و صفرم را زیاد کن

#محرم...

Tlgrm.me/raziolhossein
30 September 2016
ش
03:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

شکر خدارا که مبتلای حسینم
از همه بیگانه آشنای حسینم

سنگ کسی را به سینه هیچ نکوبم
سینه زن بزم روضه های حسینم

چشم امیدم به دست هیچ کسی نیست
گرچه گدایم ولی گدای حسینم

همره اصحاب کهف بود سگی هم
من سگ اصحاب با وفای حسینم

فاطمه فرمود با من است حسابش
هر که کند گریه در عزای حسینم

آه که بین دو نهر آب، بریدند
بالب تشنه سر از قفای حسینم

آه که یک تن نبود لحظه آخر
تا بکشد سوی قبله پای حسینم

#امام_حسین_علیه_السلام
#حسین_میرزایی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

دلم از ازل آشنای حسین است
سرم تا ابد خاک پای حسین است

من و شکر این موهبت ، کی توانم
وجودم پر از غصه های حسین است

خنک کی شود تا ابد این حرارت
دل شیعه ماتم سرای حسین است

رضا شد قضای خدا را عجب نیست
رضای الهی رضای حسین است

پدر گفت از اول به گوشم که باشم
گدای کسی که گدای حسین است

محب شه کربلا هر که باشد
یقین دوستدارش خدای حسین است

بهشتی که حق وعده داده به خوبان
قسم می خورم کربلای حسین است

الهی که لال از جهان پر نگیرد
زبانی که گرم ثنای حسین است

"مرا کیست یاری نماید" ، هنوزم
به گوش فلک این ندای حسین است

بود عاشق واقعیش کسی که
روی ناقه ها در قفای حسین است

شب جمعه شد، باز مرغ دل من
هوایی ایوان طلای حسین است

#امام_حسین_علیه_السلام
#علی_سلطانی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#مناجات_محرمی


امین حضرت یکتا چرا نمی آیی
چراغ دیدۀ زهرا چرا نمی آیی

پیمبر است که با گریۀ هر سحر گوید
اَلا سُلالۀ طاها چرا نمی آیی

علی به ناله صدا می زند بیا مهدی
صفای خانۀ مولا چرا نمی آیی

حسن هنوز هم از کوچه ای تُرا خواند
غریب کوچۀ غمها چرا نمی آیی

حسین منتظرِ منتقم به گودال است
امید زینب کبری چرا نمی آیی

تو ریسمانِ اسارت ز دست عمه بگیر
امیر قافله ، جانا چرا نمی آیی

هنوز پاسخ این درد را نمی دانیم
که اهل بیت و تماشا ! چرا نمی آیی

بیا که آه یتیمان کربلا گویند:
جواب خون دل ما چرا نمی آیی

به آن یتیم که اشکش ز ترس بند آمد
پناه هر دل تنها چرا نمی آیی

بخونِ دیدۀ عطشان کربلا برگرد
دوای غصۀ سقّا چرا نمی آیی

به استخوان شکسته ، به سینۀ خسته
که با لگد شده امضا چرا نمی آیی

قسم بخون بنا حق چکیده از نیزه
امید سیّد بطحا چرا نمی آیی

چه قرنها که به غربت گذشته در غربت
مقیم خیمۀ صحرا چرا نمی آیی

تویی که صاحب عزای عزیز زهرایی
سفیر ماتم عظما چرا نمی آیی

هنوز منتظرت مانده سیزده معصوم
هنوز منتظرت خونِ دیدۀ مظلوم

#امام_زمان_مناجات
#محمود_ژولیده
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 125.4 KB
حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند
تا منتقم حسین آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#امام_زمان_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

«والشّمس» چیست؟ جلوهٔ روی تو یا حسین
«واللّیل» آیتی‌ست ز موی تو یا حسین

سرچشمهٔ بقاست به فتوای عاشقان
یک جرعه از زلالِ سبوی تو یا حسین

تو تشنهٔ جمالِ خدایی و دوخته‌ست
آب فرات، چشم به سوی تو یا حسین

محراب شاهد است، که وقت نماز عشق
خون گلوست، آب وضوی تو یا حسین

کرده‌ست لاله‌زار، بیابان و دشت را
«باغ کرامت است گلوی تو یا حسین»

وقتی که داد بوسه به رگ‌هایِ حنجرت
زینب شنید، راز مگوی تو یا حسین

ای بهترین شقایقِ پرپر، هنوز هم
آزادگی‌ست، زنده به بوی تو یا حسین

همچون دمِ مسیح، شفابخش عالم است
گرد و غبار و تربتِ کوی تو یا حسین

از ابتدا ضریح تو شش گوشه داشته‌ست
هر گوشه کعبه را به تماشا گذاشته‌ست

#امام_حسین_علیه_السلام
#محمدجواد_غفورزاده
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
نوحه 94.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
62.3 KB
باسلام

فایل pdf فوق شامل مجموعه کامل ده نوحه به مناسبت ماه محرم الحرام میباشد که تقدیم میگردد

#علی_سلطانی
#نوحه
#pdf
Tlgrm.me/raziolhossein
سبک

🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
11:57
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:14, 173.4 KB
ش
12:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
816×816, 103.7 KB
خاک در تو شدیم اباعبدالله
در به در تو شدیم اباعبدالله
این هم ز دعای مادرت زهرا بود
گر نوکر تو شدیم اباعبدالله

#امام_زمان_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#استقبال_ازماه_محرم


از آسمان منادی ماتم رسیده است
فبک علی الحسین… محرّم رسیده است

از آسمان ببار که دل‌ها گرفته است
خون گریه کن که قافله ی غم رسیده است

مشکی به تن کنید که احرام نوکری است
ایام شور و نوحه و سر دم رسیده است

ره وا کنید دست به سینه ادب کنید
زهرا ز عرش با کمر خم رسیده است

با گریه بر غم تو به معراج می‌رویم
این ارث مادری است دمادم رسیده است

 نام تو ای مبدل السیئات بالحسنات
هر جا به داد توبه آدم رسیده است

 والفجر کربلای تو قبل از طلوع عشق
تا ابتدای سوره مریم رسیده است

ای وای رد نیزه و شمشیر کیست این
تا بوسه‌گاه حضرت خاتم رسیده است

تا زنده‌ام بر غم تو گریه می‌کنم
شکر خدا به زخم تو مرهم رسیده است

از غیر خط کرب و بلا دم زدن چرا
از جانب حسین مگر کم رسیده است

حالا زمان یاری مظلوم کربلاست
هل من معین خطاب به ما هم رسیده است

مانده است ایمن از فتن آخرالزمان
هر کس که در حوالی پرچم رسیده است


#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
22:39
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


سر آمد شام غم هایم، مه عیدم كجا بودی
شب آرامش من، صبح امیدم كجا بودی

سفر اینقدر طولانی؟ نگفتی دختری داری
نمی دانی چقدر از عمه پرسیدم كجا بودی

مغیلان چیست میدانی؟ فقط این را بگو بابا
ز پایم دانه دانه خار میچیدم كجا بودی

نه لالایی نمی خواهم دگر، اما در این مدت
كه من از درد یك شب هم نخوابیدم كجا بودی

نمی خواهم بگویم كه كجا رفتم، نمی خواهم
بپرسم از تو در بازار چرخیدم كجا بودی

نمیخواهد بگویی كه كجا رفتی، نمیخواهد
كه از خاكستر گیسوت فهمیدم كجا بودی

به زحمت روی پنجه ایستادم در میان بزم
خودم با چشم خود دیدم، خودم دیدم كجا بودی

#حضرت_رقیه
#شب_سوم
#محمد_رسولی

Tlgrm.me/raziolhossein
22:39
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#شب_سوم


با وجودی که پدرجان گله خیلی دارم
نوه ی فاطمه ام حوصله خیلی دارم

وسط آن همه اسباب جسارت بر ما
نفرت از سلسله و هلهله خیلی دارم

قد کشیدم بزنم بوسه به رویت بر نی
دیدم از گونه ی تو فاصله خیلی دارم

عقب افتادنم از قافله زجرآور شد
گفتم ای زجر نزن آبله خیلی دارم

باعث زحمت جمع اسرا من بودم
خجلت از عمه در این قافله خیلی دارم

با وجودی که سر از پیکر تو شمر برید
من شکایت ولی از حرمله خیلی دارم


#حضرت_رقیه_مصیبت
#محسن_صرامی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
22:41
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#شب_سوم


دیروز گفته بودند، تنش کفن ندارد
بابا رسیده با سر، ولی بدن ندارد

این کودک  سه ساله،با اشک و آه و ناله
جز گوشۀ خرابه، بیت الحزن ندارد

بگذار تا بسوزم، پای سر بُریده
شمع دلم علاجی ، جز سوختن ندارد

برخارها دویدم، آه از جگر کشیدم
سه ساله دختر تو، جانی به تن ندارد

دربین هجمۀ غم، یک تن نگفت با خود
طفلی که داغ دیده، سیلی زدن ندارد

خوردم زبس که سیلی، لکنت زبان گرفتم
طفلت توان آنکه ،گوید سخن ندارد

یک بوسه از لبانت ،برمن ببخش ای گُل
این غنچه فرصتی تا، پرپرشدن ندارد

بگذار تا کنارت، این نیمه جان دهدجان
میلی به بازگشتِ، سوی وطن ندارد

با اشک غم«وفائی»، برلوح خاک بنویس
بابا کفن ندارد، دختر کفن ندارد 

#حضرت_رقیه_مصیبت
#سیدهاشم_وفایی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
22:41
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیه
#شب_سوم


بردن نام تو هر چند خطر داشت پدر
دخترت عشق تو را مد نظر داشت پدر

ذره ای ترس به دل راه ندادم زیرا
دخترت مثل علمدار جگر داشت پدر

عمه نگذاشت که اطفال تو سیلی بخورند
قافله در همۀ راه سپر داشت پدر

چوب زد بر لب تو تا که مرا زجر دهد
این یزید از دل من خوب خبر داشت پدر

آنقدر زیر لبم ذکر خدا را گفتم
تاکه دست از سر لب های تو برداشت پدر

غنچه ای بودم و از ساقه شکستند مرا
ضربۀ دست عدو حکم تبر داشت پدر

بهترین وقت ملاقات خدا نیمه شب است
دخترت وقت سحر قصد سفر داشت پدر


#حضرت_رقیه_مصیبت
#علی_ذوالقدر
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1 October 2016
ش
06:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


در هر مصیبت و محنی فَابکِ لِلحُسَین
در هر عزای دل‌ شکنی فَابکِ لِلحُسَین

در خیمه‌ ی مراثی و اندوه اهل‌ بیت
قبل از شروع هر سخنی فَابکِ لِلحُسَین

در مکتب ارادت ابن‌ شبیب‌ ها
هم ناله با أباالحسنی فَابکِ لِلحُسَین

إن کُنتَ باکیاً لِمُصابٍ کَالأنبیاء
فِی الإبتلاءِ و الحَزنِ فَابکِ لِلحُسَین

شب‌ های جمعه مثل ملائک میان عرش
با بوی سیب پیرهنی فَابکِ لِلحُسَین

در تند باد حادثه‌ ای گر کبود شد
بال نحیف یاسمنی فَابکِ لِلحُسَین

دیدی اگر میان هیاهوی تشنگی
طفلی و لب به‌ هم‌ زدنی ! فَابکِ لِلحُسَین

لب تشنه جان سپرد اگر عاشقی غریب
یا روی خاک ماند تنی فَابکِ لِلحُسَین

گرم طواف ، نیزه و شمشیر و تیرها
دور شهید بی‌ کفنی فَابکِ لِلحُسَین

در لحظه‌ ی تلاوت قرآن که دیده است ؟
غرق به خون شود دهنی فَابکِ لِلحُسَین

با نعل تازه جای دگر غیر کربلا
تشییع شد مگر بدنی ؟ فَابکِ لِلحُسَین

رحمی نکرده‌ اند در آن غارت غریب
حتی به کهنه پیرهنی فَابکِ لِلحُسَین

#امام_حسین_مناجات
#یوسف_رحیمی
#محرم۹۵

Tlgrm me/raziolhossein
06:15
#امام_حسین_مناجات


از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن وآن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
دو قطره اشك بريزيم در عزای حسین

كبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

بيا و عرش خدا را طواف كن حاجي
طواف كعبه ببين دور كربلای حسين

خدا کند که شبی زائر حرم باشيم
كه جان دهیم به روضه همه به پای حسین

به گوش جانت اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

#امام_حسین_مناجات
#رضا_رسول_زاده
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 11.09.2016 09:35:49
 #مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام

بنویسید مرا یار اباعبدالله
اولین بنده ي دربار اباعبدالله
منتظر مانده ي دیدار اباعبدالله
من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله

عاشق آن است که دیدار کند یارش را
بارها جان بدهد دید اگر دارش را
باز آماده کند جان دگر بارش را
فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را

  هرکه افتاد پی کار اباعبدالله

من پرم را به روي دست گرفتم، دیدم
جگرم را به روي دست گرفتم دیدم
سپرم را به روي دست گرفتم دیدم
تا سرم را به روي دست گرفتم دیدم...

  راهم افتاده به بازار اباعبدالله

وقت هجران به گریبان چه نیازي دارم
به دل بی سر و سامان چه نیازي دارم
با لب پاره، به دندان، چه نیازي دارم
به سرشانه ي اینان چه نیازي دارم

تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید
زیر پایش مژه ی چشم ترم را ببرید
محضرش دست به دست این جگرم را ببرید
گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

 باز هستیم بدهکار اباعبدالله

سنگ ها خوب نشستند به پاي لب من
لب من ریخت و پیچید صداي لب من
طیب الله به این لطف و وفاي لب من
بعد از این آب حرام است براي لب من

بس که لبریزم و سرشار اباعبدالله

مانده از جلوه والاي تو حیران، مسلم
جان خود ریخت به پاي تو به یک آن، مسلم
عید قربان شهان، هست فراوان مسلم
من به قربان تو نه... جان هزاران مسلم

 تازه قربان علمدار اباعبدالله

به ولاي تو نداده ست اذان، هیچ کسی
وا نکرده ست به شأن تو دهان، هیچ کسی
مثل مسلم نبوَد دل نگران، هیچ کسی
به خداوند که در هر دو جهان، هیچ کسی...

  مثل من نیست گرفتار اباعبدالله

#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 10.09.2016 15:37:18
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


کوفه نیا به اصغرت رحم کن
به قاسم و به اکبرت رحم کن

جماعتی قصد سرت کرده اند
سرور مسلم، به سرت رحم کن

خنجر تیز کوفیان آخته
پسر عمو به حنجرت رحم کن

به اسب خود نعل قوی می زنند
به استخوان پیکرت رحم کن

دختری از پدر طلا خواسته
به گوش های دخترت رحم کن

صحبت شان با اسرا سیلی است
حسین جان، به خواهرت رحم کن


#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#امیر_عظیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 10.09.2016 15:33:24
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


در كوفه به جز سنگ، دگر بار نيايد
كاري ز درختش كه به جز دار نيايد

بيهوده نگاهت به سوي كوفه نباشد
از داخل اين شهر، طرفدار نيايد

اين عاقبتِ من كه عزيز آمده بودم
اي كاش در اين شهر كسي خار نيايد

من مُردم و غم نيست اگر كوچه‌نشينم
ناموسِ تو  اي كاش به بازار نيايد

پرسيده‌ام از سفره‌ي مهماني اين شهر
جز بوي كتك موقع افطار نيايد...

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 10.09.2016 15:27:15
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


عشق تو را به قیمت جان می خرم حسین
بالای دار نام تو را می برم حسین

با دست بسته و لب پاره به روی دار
کوفه میا شده سخن آخرم حسین

گفتم سر تو باد سلامت به کوچه ها
هرچه زدند سنگ جفا بر سرم حسین

از آن همه سپاه دل شب کسی نشد
یک تن به غیر پیر زنی یاورم حسین

خواهی اگر به کوفه بیایی بیا ولی
همراه خود میار تو اهل حرم حسین

ترسم که حتک حرمت زینب شود میا
اینجا که بوده خواهر تو محترم حسین

دادند آب گرچه به لبهای خشک من
در فکر تشنگی علی اصغرم حسین

راس بریده ام به سر نیزه ها زدند
شکر خدا ندید دگر دخترم حسین

در فکر سم اسب و تن بی سر تو ام
در کوچه ها کشند اگر پیکرم حسین

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 10.09.2016 15:21:08
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


زِراه آمده از خانه ی خدا برگرد
اگر خودم به تو گفتم بیا  نیا برگرد

 تو را به حیدر کرار بگذر از کوفه
برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد

برای قامت اکبر٬ دو تا عبا بردار
که جا نمی شود این تن به یک عبا برگرد

خدا به خیر کُند شمر چکمه پوشیده
در انتظارِ تو اِستاده بی حیا برگرد

یزید٬ به دستش گرفته چوب منتظر است
که بر لبت بزند ضربه با عصا برگرد

اگر به کوفه بیایی رُباب می بیند
که می رود سرِ طفلش به نیزه ها برگرد


#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#سعید_خرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 10.09.2016 15:15:11
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


با دلی سوخته  ای ماه تمام
از روی بام دهم بر تو سلام

ای فدای دل بشکسته تو
مسلمم قاصد پر بسته تو

خواهشم را بشنو نور دوعین
جان زینب تو میا کوفه حسین

کوفه شهریست پر از درد حسین
کوفه را نیست یکی مرد حسین

کوفه یک شهر پر از نیرنگ است
میهمان داریشان با سنگ است

کوفه از خون به رخم رنگ زده
کوفه بر مسلم تو سنگ زده

سنگ ها کاش به مسلم بزنند
ولی یک سنگ به زینب نزنند

کوفه سیلی زدنش آیین است
دست کوفی به خدا سنگین است

کوفه بر کشتن تو می نازد
اسب ها بر بدنت می تازد

ترسم اینجا به بر خواهر تو
سر ببرند ز تن اطهر تو

ترسم از تیر غمت چاره شود
گلوی اصغر تو پاره شود

مرحم زخم دل اینجا نمک است
قسمت اهل و عیالت کتک است

لاله هایت همه پژمرده شوند
اهل بیتت همه افسرده شوند

چون گلت را به بر خار برند
زینبت را سر بازار برند

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


روایت است که رحمت کند خدای حسین
هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین

روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است
دل گرفته و مهموم غصه های حسین

روایت است که آیاتی از کتاب الله
فقط برای حسین است و ماجرای حسین

روایت است زیارت کند خدایش را
کسی که رفت زیارت به کربلای حسین

روایت است بگیری عنان اشک از چشم
مگر زبیم خدا و مگر برای حسین

روایت است که یاری کننده زهراست
کسی که گریه نموده است در رثای حسین

روایت است که این اشک را نگه دارد
برای روز مبادایمان خدای حسین

ببار چشم و خودت را نشان بده امشب
چرا که هست رضای خدا رضای حسین

بگیر مجلس روضه بریز آب روان
که مرهم است به هر زخم سید عطشان


#امام_حسین_مناجات
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 76.2 KB
تا پر بزنیم ما پری میخواهیم
در روضه‌فقط‌چشم‌تری‌میخواهیم
تا اینکه دو ماه وقف ارباب‌شویم
از فاطمه اذن‌نوکری میخواهیم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
18:29
بسم‌الله الرحمن الرحیم #شب_اول_محرم_حضرت_مسلم_علیه_السلام

تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست
بینِ این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست
هیچ کس نیست که مشغولِ تماشایم نیست
نفسی مانده و جانی به سَر و پایم نیست

من که شرمنده ام ای تشنه به اندازه ی شهر
چشم بر راه توام بر سرِ دوازه ی شهر

یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند
یک تن امّا همه از رسم وفا زخم زدند
بی کس ام دیده ولی در همه جا زخم زدند
سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند

زخم بر من زده و کرده تماشا کوفه
امتحان کرده نوکِ نیزه ی خود را کوفه

آنکه دیروز نظر بر نظرم می انداخت
دیدی امروز چه خون بر جگرم می انداخت
چوب آتش زده از دور و برم می انداخت
شاخه ی شعله ور و نخل سَرمَ می انداخت

خواستم تا بپرم از بدنم بال اُفتاد
کارم آخر به تهِ گودی گودال اُفتاد


وای اگر یک نفر اینجا تک و تنها گردد
آنقدر داغ ببیند که قدش تا گردد
بعد از آن دشنه و سرِ نیزه مهیا گردد
آنقدر زخم زنندش که معمّا گردد

به سَرَم آمده و باز همان خواهد شد
وای بر من که سرت سهمِ سنان خواهد شد

رسم این است که اوّل پَرِ او می ریزند
بعد از او دور و بر پیکر او می ریزند
بعد با خنجر خود بر سرِ او می ریزند
بعد از آن هم به سر خواهر او می ریزند

آخرش هم همه بر روی تنش می کوبند
نعل تازه زده و بر بدنش می کوبند

#حضرت_مسلم_مصیبت
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

ای ذکر نام تو نمک روضه ها حسین
شکر خدا که با تو شدم آشنا حسین

سردرب خانه تو نوشتند از ازل
آقا شد هر کسی که شد اینجا گدا حسین

آلوده تر زمن نبود بر درت ولی
آقاتری از اینکه برانی مرا حسین

((لطفی که که کرده ای پدر ومادرم نکرد))
ای مهربانترین کسم ای با وفا حسین

زهرا اجازه داد که من نوکرت شدم
ورنه عزیز من، تو کجا من کجا حسین

گریه کن توام،بدم، اما شنیده ام
زهرا کند به گریه کنانت دعا حسین

فردا که هیچ کس به کسی نیست ،مادرت
خود میکند گریه کنت را سوا حسین

آقا تو را به دست جدای برادرت
دستم مکن زدامن لطفت جدا حسین

یک عمر من به روضه تو آمدم، تو هم
یک دم به شام اول قبرم بیا حسین
.........
زینب چو دید راس تو را روی نیزه ها
از سوز سینه ناله زد و گفت یاحسین....

موی تو بی وضو نزده شانه مادرم
کی راس تو زده به روی نیزه ها حسین

خاکم به سر بگو زچه خاکستری شدی
دیشب مگر که بوده سرت در کجا حسین


#امام_حسین_مناجات
#حسین_میرزایی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


امیر صاحب جود و کرم حسین جانم
خوشم که بر در تو نوکرم حسین جانم

روا مدار که روزی در دگر بزنم
منی که ریزه خور این درم حسین جانم

چقدر نوکریت آبرو به من داده
چقدر با تو شدم محترم حسین جانم

محبتت زدل من نمیرود بیرون
اگر که جان رود از پیکرم حسین جانم

پدر غلام تو و مادرم کنیز شماست
فدای تو پدر و مادرم حسین جانم

اگر به جان من بی بها بها بدهی
غمت به قیمت جان میخرم حسین جانم

صدای جانم زهرا رسد به گوش من 
همیکنه نام تورا می برم حسین جانم

قسم به صاحب قول (فمن یمت یرنی)
توهم بیا به دم آخرم حسین جانم

عزیز فاطمه دلتنگ کربلای تو ام
مرا ببر شب جمعه حرم حسین جانم



#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
2 October 2016
ش
09:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا


ای امیر الحاج قلبم بی قراری می کند
تا که از غصه نمیرم گریه یاری می کند

جان من کم تر بگو ، کرب و بلا ، کرب و بلا
نام این صحرا ز دیده اشک جاری می کند

گوئیا می بینم اینجا صبح تا قبل غروب
هر طرف یک بانوئی را سوگواری می کند

اولین تصویر جسم ارباً اربای علی ست
دشت را دشمن از او آئینه کاری می کند

گوئیا می مبینم اینجا دور تو بگرفته اند
زان میانه رأس تو نیزه سواری می کند

دشمنت سر تا به پایت را به غارت می برد
بهر یک پیراهن کهنه چه کاری می کند


#قاسم_نعمتی
#شب_دوم

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا

عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را پیاده کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#شب_دوم
#حیدر_توکل

Tlgrm.me/raziolhossein
10:05
#ورود_به_کربلا


بوی غم بوی جدایی بوی هجران می رسد
کربلا آغوش خود واکن که مهمان می رسد

ناقه ام در گل نشسته چاره ای کن یا حسین
دیر اگر آیی کنارم بر لبم جان می رسد

حاجی زهرا علم کن خیمه هایت در منا
زین عطش آباد بوی عید قربان می رسد

خاک سرخ این بیابان بوی مادر می دهد
گوش کن آوای محزون حسین جان می رسد

گو فرات بی مروّت اینقدر هوهو مکن
کودک ششماهه ای با کام عطشان می رسد

کمتر از ده روز دیگر بی برادر می شوم
روزگار عشق بازی ها به پایان می رسد

در همان لحظه که ترکیب رخت پاشد زهم
از حرم زینب به گیسوئی پریشان می رسد

کمتر از ده روز دیگر از فراز نیزه ها
درچهل منزل به گوشم صوت قرآن میرسد

قافله سالار زینب گو شبی بر ساربان
وقت خاتم بخشی دست سلیمان می رسد

وای از هنگامه وصلی که یک نیزه سوار
روبرو با خواهری پاره گریبان می رسد

#قاسم_نعمتی
#شب_دوم

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#دودمه_حضرت_مسلم

لبِ این بام فقط نامِ تو بُردَم آقا،
جانِ زینب برگرد

دُخترم را به نگاهِ تو سپردم آقا،
جان زینب برگرد

#مسلم_بن_عقیل
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین
با تمام روسیاهی بارها گفتم حسین

دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین

اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن
در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین

هرکه باهر نیّتی خوانده تورا دادی جواب
گاهی با اخلاص و گاهی از ریا گفتم حسین

گاهی در تنهایی ام نام تو را ناله زدم
گاهی دربزم عزایت بی صدا گفتم حسین

تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند
ناگهان بغضم شکست وبی هواگفتم حسین

"ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"
اربعین،من از نجف تاکربلا گفتم حسین

حال میخواهی جواب شعر من را هم نده
ابتدا گفتم "حسین" و انتها گفتم "حسین"

#امام_حسین_مناجات
#محمد_حسن_بیات_لو
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
3 October 2016
ش
01:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


اول ماه سپردم گره ها را به حسین
نفس سینه زن کرببلا را به حسین

دستم از گریه ی ماه رمضان کوتاه است
برسانید من بی سر و پا را به حسین

جور عشاق کشیدن هنر معشوق است
درد دادند به ماها و دوا را به حسین

پنج تن موقع حاجات دو عالم فوراً
میکشانند سرانجام دعا را به حسین

آدم از خیر بهشتی که در آن بود گذشت
خوش به حالش که قسم داد خدا را به حسین

من گدای سگ کهفش شدم ومیدانم
میرساند سگ این خانه گدا را به حسین

حقم است از همه جا رانده شوم غیر حرم
قسم من فقط این است؛ شما را به حسین

ای نسیم سحری وقت گذر حوصله کن
برسان حاجت زوار رضا را به حسین

سفره را فاطمه انداخته و مطمئناً
میسپارند محرم دل ما را به حسین

مادر آب، بخوان نوحه کمی پیش فرات
که شهادت بدهد آب گوارا به حسین

#امام_حسین_مناجات
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
02:09
#امام_حسین_علیه_السلام


با اشک و آه و زمزمه نوحوا علی الحسین
با اضطراب و واهمه نوحوا علی الحسین

فرموده است حضرت صادق به شیعیان
ای شیعیان من همه نوحوا علی الحسین

باید پس از سلام به تو زود گریه کرد
یعنی که بی مقدمه نوحوا علی الحسین

باید تمام وقت برای تو ضجه زد
ممتد، بدون خاتمه نوحوا علی الحسین

در مجلس حسین نباید سکوت کرد
در ازدحام و همهمه نوحوا علی الحسین

شب های جمعه فاطمه هم نوحه میکند
با ناله های فاطمه نوحوا علی الحسین

پشت حسین فاطمه در علقمه شکست
پس در کنار علقمه نوحوا علی الحسین

هم ناله صدای غم انگیز زینبیم
با زینب مکرمه نوحوا علی الحسین

#امام_حسین_مناجات
#آرش_براری
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا

قرار سینه خواهر بیا و برگردیم
حسین جان برادر بیا و برگردیم

برای ما نگران است جد ما اکنون
دوباره نزد پیمبر بیا و برگردیم

غم جدایی تو در دل من افتاده
بخاطر دل خواهر بیا و برگردیم

خراب خانه عمرم شود مزن خیمه
سفر بس است برادر بیا و برگردیم

غم بدون تو برگشتن ای حسین جانم
زند به سینه ام آذر بیا و برگردیم

ببین به قامت اکبر نگاه لیلا را
ببین دلش شده مضطر بیا و برگردیم

حسین ترسم از آنکه رباب تو بیند
به روی نی سر اصغر بیا و برگردیم

حسین ترسم از آنکه ببینمت بی سر
به زیر نیزه و خنجر بیا و برگردیم


#ورود_به_کربلا
#شب_دوم
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا

این قافله هرچه شتابش بیشتر شد
دلشوره های آفتابش بیشتر شد

جای تمام نخلها لشگر درآمد
باهر قدم یعنی سرابش بیشتر شد

یک محمل و هجده نگهبان دلاور
ماهی که هر منزل حجابش بیشتر شد

پایین که می آید ز محمل قاسمش هست
عباس هم آمد رکابش بیشتر شد

از اسم اینجا میشود حس عطش کرد
سقا رسید و مشک آبش بیشتر شد

چشم حسین افتاد بر سرنیزه هاشان..
دید اکبرش را اضطرابش بیشتر شد

خیره به طغیان فرات است آه اما
دلواپسی های ربابش بیشتر شد

شش ماهه هم فهمید اینجا قتلگاه است
بی تابی هنگام خوابش بیشتر شد

راوی نوشته روز عاشورا که آمد
تیر سه شعبه پیچ و تابش بیشتر شد

بستند با هر زحمتی بر نی سرش را
بالای نی کار طنابش بیشتر شد

شرم رباب از چشمهای شیرخوارش
از رفتن بزم شرابش بیشتر شد

ده روز دیگر همسفر باشمر هستند
مجروح سیلی سنان یا شمر هستند

#سیدپوریا_هاشمی
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
10:25
#شب_دوم


بند بندم همه چون برگ خزان می لرزد
کیست اینجا که دلم درد کشان می لرزد

بین این دشت پر از خار چو طفلان حرم
بیشتر قلبم از این لشگریان می لرزد

بار مگشا و مزن خیمه بدین جا که زمین
زیر سنگی شمشیر زنان می لرزد

خواهرت در غم این خاک چنین می سوزد
مادرت از غم این سوز چنان می لرزد

بس که بر چشم علمدار تو دارند نگاه
دخترت از نظر زخم زنان می لرزد

کیست آن مرد کمان دار که این سوی رباب
با تماشای همین تیر و کمان می لرزد 

#ورود_به_کربلا
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
10:27
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم



می سوزم و چون آتشی در احتراقم
آه ای اجل از چه نمی آیی سراغم

این دشت نیت کرده یارم را بگیرد
ای مرگ مرهم شو بر این زخم فراقم

با اشتیاق دیدن او زنده ماندم
آخر چه خواهد کرد غم با اشتیاقم

بوی جدایی می وزد در این بیابان
از رفتنت حرفی مزن چشم و چراغم

از لحظه ای که پا دراین صحرا نهادیم
هر لحظه من دلواپس یک اتفاقم

جان یکی را تیر و خنجر می ستاند
جان یکی را تشنگی ، جان مرا غم

اینجا سرت را روی نی می بینم آخر
آتش بگیرد دامن گلهای باغم

با خنده اش دشمن نمک ریزد به زخمم
تنهایی ات داغی شده بر روی داغم


#ورود_به_کربلا
#هادی_ملک_پور
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
10:31
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم


با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن
عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن

با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار

با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای
می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای

چشم مخدرات به سمت نگاه تو
دوشیزگان محترمه در پناه تو

باحوریان رفته به زیر نقابها
یک لحظه روبرو نشدند آفتابها

این حوریان عزیز خدایند و بس، همین
این دختران کنیز خدایند و بس، همین

این دختر علی ست که بالش شکستنی است
ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است

از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش
عباس جان مراقب این با حجاب باش

این دختران من که بیابان ندیده اند
در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند

یک لحظه هم ز خیمه ي طفلان جدا نشو
جان رباب از دم گهواره پا نشو

توهستی و اهالی این خیمه راحتند
در زیر سایه ات همه در استراحتند

توهستی و به روز حرم شب نمی رسد
چشم کسی به قامت زینب نمی رسد

یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند
احساس می کنم همه دلواپس هم اند

احساس می کنم که جوابم نمی دهند
با آب آب گفتنم آبم نمی دهند

اول مرا به نیزه ای از حال می برند
بعدا کشان کشان لب گودال میبرند

اینجا مکان نیزه به پهلو کشیدن است
از خیمه ها دویدن و گیسو کشیدن است

راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست
از سنگها شکستن دندانم آرزوست

من راضیم به پای خدا دست و پا زنم
با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم

باید به روي نی سر ِمن نیز رو شود
تا که مقام خواهر من نیز رو شود

جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا
این جام را الست گرفتیم ما دو تا

می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم
پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم

از آن همه به خواهر من ماتمش رسید
وارد شدن به مجلس نامحرمش رسید

با احتیاط لاله ي ما را سوار کن
زینب بیا سه ساله ي ما را سوار کن


#علی_اکبر_لطیفیان
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
10:44
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا



روز دوّم شد بـــرو سجده كُنان در كربلا
كعبـه ها آورده از دل ، كـاروان در كربلا

داده جان تازه اي بر خاك سُــرخ اين زمين
خيمه بر پا كرده تا جان جهان در كربلا

غصّه از هر سو هجوم آورده بر اهل حرم
ناقه را خوابانده چون كه ساربان در كربلا

دختري گويد كه بابا ميهماني پس چه شد؟
خواهري گويد كـه جان من نَـمان در كربلا
.
.
.
هشت روز از ماجراي اين وروديّه گُــذشت
غرق شد در بَحري از خون ، داستان در كربلا

گيسوي ارباب شد تا در غم اكبر سپيد
سهم هر باغي گمانم شد خزان در كربلا

تا كه بعد از ظهر، ماه خاندان در خون نشست
تيره شد در چشم زينب ، آسمان در كربلا

قلبِ بابا و گلويِ طفل را با هم شكست
حرمله محكم كشيد از بس كمان در كربلا

روز عاشورا غروبي بدتر از زلزال داشت
بس كه لرزيدند ، عصرش كودكان در كربلا

پاي ثارُالله تا وا شد در آن گودال سُـرخ
شور محشر در حقيقت شد عيان در كربلا

شعله ي آتش شد و دامان طفلان را گرفت
شَـرِّ زجر و خولي و شمر و سنان در كربلا

موقع برگشت از گودال ، زينب پير شد
گرچه آمد با حســينِ خود ، جوان در كربلا

#محمد_قاسمي
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام

من آفریده شدم تا گدای تو باشم
غلام حلقه به گوش سرای تو باشم

خدا کند که دلم جای دیگری نرود
خدا کند که فقط مبتلای تو باشم

ز آفتاب قیامت نباشدم باکی
اگر که سایه نشین لوای تو باشم

به خیر عاقبم ختم میشود آقا
اگر در آخر عمرم فدای تو باشم

به اشک دیده یقینا که یاریت کردم
اگرکه گریه کن روضه های تو باشم

بدون شک ز عنایات مادرت بوده
که من ز مستمعین عزای تو باشم

تمام آرزویم می شود بر آورده
اگرکه زائر کرببلای تو باشم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
11:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 121.7 KB
ای شامل من دعایت از کودکی ام
افتاده دلم به پایت از کودکی ام
آقا به خدا که مادرت شاهد بود
من سینه زدم‌ برایت از کودکی ام .

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#دوبیتی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا


آتشی بین نینوا آمد
آه زینب به کربلا آمد
به بلاجویی بلا آمد
آه زینب به کربلا آمد

بار دیگر هلال غم آمد
سوز اشعار محتشم آمد
خاکِ عالم که بر سرم آمد
ناله ی مادر از حرم آمد

آه زینب به کربلا آمد

غرق خون اشکهای آدم شد 
کمر نوح یک شبه خم شد
گیسوان رسول درهم شد
نوبت روضه ی محرم شد

آه زینب به کربلا آمد

روی این خاک جبرئیل افتاد
آمد و بر زمین خلیل افتاد
از نفس بانگِ الرحیل افتاد  
حرف اتراق بین ایل افتاد

آه زینب به کربلا آمد

انبیا صف به صف در استقبال
   می رسد کاروانی از آمال
نوجوانان،مخدرات،اطفال  
به کنار عمو همه خوشحال

آه زینب به کربلا آمد

جبرئیل است و رو پر ناقه  
کعبه ای هست و پشتِ سر ناقه
قبله را می برد مگر ناقه  
آسمان نشسته بر ناقه

آه زینب به کربلا آمد

#ورود_به_کربلا
#حسن_لطفی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
13:18
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم


در دلش درد بی دوا عمه
 در گلو بغض بی صدا عمه
که رسیده به کربلا عمه 
همه سرها به زیر تا  عمه

می گذارد قدم کجا زینب

پرده از محملش که بگشاید
صف به صف از فرشته می آید
همه چشم انتظار، او باید
 آید اینجا جلوس فرماید

پشت پرده پر از دعا عمه

اکبر عطر و گلاب می گیرد
 بچه را از رباب می گیرد
رونق از آفتاب می گیرد
 تا عمو جان رکاب می گیرد

هست در اوج کبریا عمه

حال اینجا کلافه اش کرده است
 چند معجر اضافه آورده است
در دل خویش روضه پرورده است
جگرش خون و سینه پر درد است

سینه اش کوه غصه ها عمه

چنگ زد دامن برادر را 
 بوسه ای زد دوباره حنجر را
و نشان داد سمت دیگر را 
 نخلها را نه،خیل لشگر را

ناله می زد ز کربلا عمه

همه جا تیر هست و شمشیر است
 قمزه هست و صدای تکبیر است
چقدر آنطرف کمانگیر است 
 تو بگو آن سه شعبه هم تیر است

گفت از جمع عمه ها عمه

وای بر من رباب رفت از حال
  وای بر من از اینهمه اطفال
وای از آن جماعت خوشحال 
 وای از تلٍّ و وای از گودال

همه بر سر زدند با عمه

زخم آورده بر جگر بزند
برعلمدارمان نظر بزند
با لب تیغ با تبر بزند 
سنگ آورده بیشتر بزند

بی تو افتاده در قفا عمه

بر سرت بی حساب می ریزند
 بی حساب و کتاب میریزند
پیش چشم تو آب می ریزند 
 سرِ طفلِ رباب می ریزند

غرق در نوحه و نوا عمه

بعد از تو به غیر شامی نیست 
خواهرت هست جز حرامی نیست
بسته گفتم که احترامی نیست
آتش افتاده و خیامی نیست

چادرش زیر دست و پا عمه


#ورود_به_کربلا
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:22
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا

در این خاک از بلا صدها نشان و ...
دلم از غربت تو نیمه جان و ...
به استقبال می آیند اما
چرا در دستشان سنگ و سنان و ...


به گوش جان من آید نوایی
نوای غربت و درد آشنایی
بیا بگذر از این خاک بلا پوش
ز هر سو می وزد بوی جدایی


دل آشفته ام دریای خون است
نگاهم از غم تو لاله گون است
بگو با من چرا ذکر تو امروز
فقط «اِنّا اِلیهِ راجِعُون» است

#ورود_به_کربلا
#یوسف_رحیمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 24.9 KB
قال رسول الله‌ نور عینی
حُسَیْنُ مِنیٖ انَا مِنْ حُسَینی

ٖ
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
14:18
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا


اي مرا دلبر و دلدار بيا برگرديم
خيمه برپا مكن اينبار بيا برگرديم

دم به دم دشمن تازه نفسي مي آيد
تا كه فرصت بُوَد اي يار بيا برگرديم

باغبانا به تو و تك تكِ گُلهات قسم
كار گلزار شود زار بيا برگرديم

از نگاهه همه زنهاي حرم غم بارد
تا نگشتيم عزادار بيا برگرديم

تو نداري سَر ِ بازار ِ جفا يوسف من
غير شمشير خريدار بيا برگرديم

دشمن از ديدن عباس دلش ميلرزد
تا رويِ پاست علمدار بيا برگرديم

#ورود_به_کربلا
#حیدر_توکلی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
14:21
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا


تمام راه مراقب شدم که غم نرسد
به سمت محمل معصومه ها قدم نرسد

تمام راه نگاهم سوی بیابان بود
عذاب زندگیم خار و پای طفلان بود

تمام راه روی دوش مشک میبردم
چقدر غصه طفل رباب را خوردم

تمام راه مدد یاحسین برلب بود
همه حواس ابالفضل پیش زینب بود

تمام راه حرم باوقار و بی غم بود
وبالش سر طفلان همیشه دستم بود

ندید ابرغمی آسمان محملها
عمو شدم بشوم سایبان محمل ها

سپرده ام که رقیه به غصه پا بزند
گرفت اگر دل تنگش مرا صدا بزند

رسیده ایم به اینجا زمین کرببلا
منای یوسف زهرا زمین کرببلا

رسیده ایم به اینجا که کارها بکنیم
دوباره خیمه توحید را به پا بکنیم

رسیده ایم به اینجا رکاب باید شد
عصای دست خدای حجاب باید شد

مراقبم که حضورش شکوه جاده شود
به احترام تمام از شتر پیاده شود

مباد فاطمه جمع ما زمین بخورد
مباد پیش روی چشمها زمین بخورد

مباد خاک نشیند بروی معجر او
مباد اینکه شود باز چادر سر او

خدا نیاورد آن روز را که مرهم نیست
به دور عمه سادات هیچ محرم نیست

سرم که هست سری روی نی نخواهد رفت
کسی زاهل حرم بزم می نخواهد رفت


#سید_پوریا_هاشمی
#ورود_به_کربلا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

تو کیستی که بود قبله گاه دل رویت
قیامتی است دگر سرو قد دلجویت
صفا گرفته شمیم بهشت از بویت
(تویی حسین و فلک نقش بند گیسویت)
(هزار یوسف مصری فدای یک مویت)

که جز تو هر دو جهان را به یک گدا بخشد
به تربت حرمش درد را دوا بخشد
سزد که هستی خود را به تو خدا بخشد
(نسیم کوی تو بر باغ دل صفا بخشد)
(حسین نام تو بردن چه لذتی دارد)

تو آن شهی که کسی را ز در نمیراند
هرآنچه خواست گدای تو از تو بستاند
کرم کنی تو اگر سائلی نمی ماند
(کسی که سائل این در نشد نمی داند)
(گدایی سرکویت چه عالمی دارد)


اگر گرفته خدا پرچم تو را در دست
لوای عشق تو بر پاست تا خدایی هست
به سوی کعبه اگر چه نماز باید بست
(حسین کرببلای تو کعبه عشق است)
(اگر چه مروه ندارد ولی صفا دارد)

خداست نوحه سرای غمت پیمبر هم
به ماتم تو حسن گریه کرد حیدر هم
گریست خواهر تو در غم تو مادر هم
(به یمن گریه برای تو روز محشر هم)
(خموش میکنم از اشک خود جهنم را)

من از گدایی درگاه دوست پادشهم
اگر که چه عرش نشینم وگر که خاک رهم
اگر چه غرق گناهم اگر چه روسیهم
(به نیم قطره اشک محبتت ندهم)
(اگر دهند به دستم تمام عالم را)

#امام_حسین_مناجات
#حسین_میرزایی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
4 October 2016
ش
11:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_سوم

بالای ناقه زلف گره خورده داشتم
پایین ناقه چادر آزرده داشتم

بالای ناقه غصه ی روبنده داشتم
پایین ناقه عمه ی شرمنده داشتم

بالای ناقه مقنعه ی پاره داشتم
پایین ناقه تاول آواره داشتم

بالای ناقه کاربه تحقیر می کشید
پایین ناقه پهلوی من، تیر می کشید

بالای ناقه غربت گودال دیده ام
پایین ناقه گریه ی خلخال دیده ام

بالای ناقه گرد سرت شاپرک شدم
پایین ناقه نقشه ی راه فدک شدم

بالای ناقه اشک علمدار دیده ام
پایین ناقه کوچه و بازار دیده ام

بالای ناقه خون جگری بود و کعب نی
پایین ناقه دربه دری بود و کعب نی

بالای ناقه خم شدم ازبارغم پدر
پایین ناقه نیمه شبی گم شدم پدر

بالای ناقه شام بلا بود و عمه ام
پایین ناقه طشت طلا بود و عمه ام

بالای ناقه سنگ سرم را شکست و رفت...
پایین ناقه زجر پرم را شکست و رفت....

بالای ناقه بی هدفم پرت کرده است
پایین ناقه نان طرفم پرت کرده است

بالای ناقه حرمله با سنگ زد مرا
پایین ناقه دختراو چنگ زد مرا

بالای ناقه بخت بد آورده داشتم
پایین ناقه چشم وَرَم کرده داشتم

#حضرت_رقیه_مصیبت
#وحید_قاسمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
11:30
#شب_سوم


اگر چه زخمی و خاموش و بی صدا آورد
تو را برای من از عرش ِ نی خدا آورد

تو را درون طبق رویِ دست های بلند
برای گرمی این بزم ِ بی نوا آورد

قدم گذار به چشمي كه ريخت مژگانش
سرت به گوشه ي ويرانه ام صفا آورد

نه دست مانده برایم نه پا، ولی عمه
مرا برای تو از زیر دست و پا آورد

عدو شده سبب خير تا تورا بوسم
ولي نپرس عزيزم سرم چها آورد

دلم براي عمو سوخت پيش ِ نامردي
كه قرص ِ نان تصدق براي ما آورد

به قصد كشت سراغم گرفت با سيلي
و باز نيت خود را ادا به جا آورد

به پاره معجر ِ من هم طمع نمود آنكه
مرا به حلقه ي چشمان بي حيا آورد

مرا تو كُشتي و زينب براي تدفينم
اگرچه شام كفن داشت بوريا آورد


#حضرت_رقیه_مصیبت
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
11:45
#شب_سوم

شايد زبانحال حضرت زينب عليهاسلام
با رأس مُطهّر حضرت حسين عليه السّلام باشد.

ديدي سه ساله پير شده بعدِ رفتنت ؟
از جان خويش سير شده بعدِ رفتنت

پيداست كه يتيمه شده بي پدر شده
از بسكه سر به زير شده بعدِ رفتنت

شبها نداشته ست به جز سنگ بالِشي
خوابش اگر كه دير شده بعدِ رفتنت

از فرط ضعف رنگ ندارد به چهره،چون
---با تــازيــانه سـير شــده بعدِ رفتنت

شرمنده ام نداشت تلاشم نتيجه اي
زيــرا كه او اسير شده بعدِ رفتنت

با آن همه لطافت و خوبي ، برهنه پا
آواره در كــويــر شده بعدِ رفتنت

شيرين زبان قافله ي اهل بيتِ تو
بدجور گوشه گير شده بعدِ رفتنت

داغ رقيّه مــثلِ غــم سُــرخِ قتــله گاه
بـر كُـشتـنم اَجير شده بعدِ رفتنت...

همـبازي هميشه ي طفل رُباب تــو
با شِــمْر هم مســير شده بعدِ رفتنت

آن بُزدلي كه تَركِش تير سه شعبه داشت
مِثل بقــيّه شيــر شده بعدِ رفتنت !!!

#حضرت_رقیه_مصیبت
#محمد_قاسمي
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
11:50
#شب_سوم


هر اهل دلی یافته راهی به رقیه
پس رو زده با کوه گناهی به رقیه

هروقت نشسته ست سر شانه ی عباس
تقدیم شده منصب شاهی به رقیه

هر جا سخن از راه رسیدن به خدا شد
داده دل ما زود گواهی به رقیه

هرکس که امیدش شده از کل جهان قطع
انداخته با گریه نگاهی به رقیه

وا شد گره از مشکل ما تا که شب قدر
ده مرتبه گفتیم : الهی به رقیه

مدیون حسینیم که داده دل ما را
گاهی به علی اصغر و گاهی به رقیه

تا روز ابد در دل ما کینه ی شام است
وقتی که ندادند پناهی به رقیه

هر جا به زمین خورده در آن شب ، سر عباس
انداخته از نیزه نگاهی به رقیه ...

#حضرت_رقیه_مصیبت
#مجتبی_خرسندی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
12:04
#شب_سوم


لحظه ای هم جان زهرا مادرت بابا حسین
چشم خود وا کن به روی دخترت بابا حسین

خواهم امشب با سرشک خود نمایم شستشو
این سر و روی پر از خاکسترت بابا حسین

این خرابه گوئیا بیت الحرام من شده
تو شدی کعبه و من هم زائرت بابا حسین

خار رفته در کف پای من و عفوم نما
بر نمی خیزم اگر در محضرت بابا حسین

بر روی نیزه چها دیدی که گریه کرده ای
دخترت قربان این چشم ترت بابا حسین

کاش دستی داشتی و می گرفتی ام به بر
تا که بوسه می زدم بر حنجرت بابا حسین

چون تو بابا من هم از عمه خجالت می کشم
بسکه زحمت داده ام بر خواهرت بابا حسین

ای فروغ دیده زهرا تو هم چیزی بگو
با کلامت جان بده بر دخترت بابا حسین

بسکه از سیلی به رویم رنگ نیلی داده اند
دیدنی شد این گل نیلوفرت بابا حسین

خواب دیدم بر لب و دندانت ای قاری من
چوب می زد دشمن کین پرورت بابا حسین

غیبتش را در مدینه تا کند جبران عدو
می زند من را به جای مادرت بابا حسین

از چه رو کف می زنند و پایکوبی می کنند
شامیان پای سر آب آورت بابا حسین

من سر هم بازیم را روی نیزه دیده ام
باز دلتنگم برای اصغرت بابا حسین

تا که سیلی زد مرا دیدم به چشمان خودم
بود دست ساربان انگشترت بابا حسین


#حضرت_رقیه_مصیبت
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
12:08
#شب_سوم

به زحمت تکیه بر دیوار می کرد
گهی این جمله را تکرار می کرد
الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی مرا بیدار می کرد

#حضرت_رقیه_مصیبت
#یاسر_حوتی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_سوم


به "سر" رسید دگر غصه های دختر تو
سرت کنار من....اما کجاست پیکر تو...؟

ز بوی دود و گلاب و طعام فهمیدم
که ماجرای غریبیست...قصه ی سر تو

غروب روز دهم سهم ما اسارت شد
و عمه بود از آن پس امیر لشکر تو

برای دختر خود ، چند آیه می خوانی...؟!
منم ، "رقیه" همان ناز دانه دلبر تو

لب ترک ترکم نذر خشکی لبهات
به یاد تشنگی لحظه های آخر تو

مرا ببخش که کمسو شدست چشمانم
ز بس که اشک شدم در عزای حنجر تو

از آن شبی که من از کاروان جدا ماندم
شدم کبود و خمیده... شبیه مادر تو

مرا ببر که شدم دردسر برای همه
نگو که باز جداییست سهم دختر تو...

#حضرت_رقیه_مصیبت
#محمد_صادق_ابراهیمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_سوم


نشسته ام که در آیی به منزلی که ندارم
تو را چگونه بخواند دلم ، دلی که ندارم

خیال روی تو کشت و من هنوز بر آنم
که خون بها بستانم ز قاتلی که ندارم

نه روسری به سر من نه گوشواره به گوشم
نه ناقه ای که رود زیر محملی که ندارم

#حضرت_رقیه_مصیبت
#محمد_سهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
صدای ناله اش تا ماه میرفت
ز سوز سینه اش تا آه میرفت
ز بسکه خار در پایش نشسته
به روی زانوانش راه میرفت

#حضرت_رقیه_مصیبت
#شب_سوم
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
23:06
#شب_سوم

در راه مانده ایم،ولی روبراه نه
داریم سنگ و خاک ولی سرپناه نَه

در روز مشکل است ببینم شب آمدی؟
یعنی که چشم مانده برایم نگاه نَه

مویم سیاه بود ولی معجرم سپید
مویی سپید پُر شده مویِ سیاه نَه

از عمد می زدند مرا مثل مادرت
بابا درست زد به لبم اشتباه نَه

در کوچه شعله ریخت و راهِ فرار داشت
من حاضرم به کوچه روم خیمه گاه نَه

از ناقه هم می اُفتی اگر،نیمه شب نیاُفت
از ناقه هم می اُفتی اگر بین راه نه

گفتند کودک است ولی دردسر شده
گفتند بچه است ولی بی گناه نه

گفتند دختر است از او کار می کشیم
گفتند می زنیم که گفت عمه آه نه

آنشب مرا زدند ولی عمه شد سیاه
سهمش شده همیشه همین گاه و گاه نه

از تازیانه و سپر و خیزارن و خار
من زنده ام هنوز ولی تا پگاه نه

خوابم گرفته است بگو شانه ات کجاست
من را بِبر کنار خودت قتلگاه نه

#حضرت_رقیه_مصیبت
#حسن_لطفی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
5 October 2016
ش
13:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_چهارم
#طفلان_حضرت_زینب


دو جوانمرد مهیا هستند
دست پروردۀ سقا هستند
قدشان رفته به دایی هاشان
چقدر خوش قد و بالا هستند
شیرِ خاتون دو عالم خوردند
شیرهای نر صحرا هستند
گرد بادند و به هم میریزند
شب طوفانی دریا هستند
مرتضایند به شکل دو جوان
این دو عیسی دو موسی هستند
زینبی اند و نژاد عشق اند
بچۀ حضرت زهرا هستند
مادر از خیمه ولی میگویند
برگ سبز من تنها هستند

تشنگی از نفس انداختشان
عاقبت در قفس انداختشان

قصد جان دو برادر کردند
نیزه ها را دو برابر کردند
از دو سو از دو طرف با خوناب
نوک سرنیزه خود تر کردند
آنقدر بر تنشان ضربه زدند
که شبیه تن اکبر کردند
هیچ نفر نیست بگوید اینان
هیچ فکر دل مادر کردند؟
تا خیال همگی راحت شد
سرشان نیت خنجر کردند

دید زینب به بدن ها سر نیست
هیچ دلی مثل دل مادر نیست

#طفلان_حضرت_زینب
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:28
#شب_چهارم
#طفلان_حضرت_زینب


بود زینب را دو مه سیما پسر
کز فروزان چهر هر یک چون قمر

هر دو از رخشندگی بدری تمام
وز دو گیسو لیلهٴقدری تمام

شد به سوی خیمه بانو با شتاب
با دلی پر آتش و چشمی پر آب

با سرشک افشاند گرد از مویشان
شانه زد بر عنبرین گیسویشان

هر دو را بر بست تیغی بر میان
و آن گه ایشان را بسان ارمغان

نزد شه آورد و بوسیدش قدم
گفت کای شاهنشه گردون خَدم

#طفلان_حضرت_زینب
#مقصود_کرمانی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_چهارم_
#طفلان_حضرت_زینب


قامت كمان كند كه دو تا تیر آخرش
یك دم سپر شوند برای برادرش

خون عقاب در جگر شیرشان پر است
از نسل جعفرند و علی این دو لشكرش

این دو ز كودكی فقط آیینه دیده‌اند
آیینه‌ای كه آه نسازد مكدرش

واحیرتا كه این دو جوانان زینب‌اند
یا ایستاده تیر دو سر در برابرش؟

با جان و دل دو پاره جگر وقف می كند
یك پاره جای خویش و یكی جای همسرش

یك دست، گرم اشك گرفتن ز چشم‌هاش
مشغول عطر و شانه‌ زدن دست دیگرش

چون تكیه گاه اهل حرم بود و كوه صبر
چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش

زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت
تا كه خدا نكرده مبادا برادرش..


#حضرت_رقیه_مصیبت
#سیدحمیدرضا_برقعی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:44
#شب_چهارم
#حضرت_زینب

شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم “یازینب”است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما “رأیت الا جمیلا” زینب است

هاله ای ازنوردورش راهمیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دورازتماشازینب است

آنکه ازحجب و حیاو پاکی وشرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش رازینب است

خم به ابرویش نیامد بین طوفان بلا
آنکه صبر ازدست اوافتاد ازپا زینب است

آنکه باآن خطبه ی غرای خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از روماند برجازینب است

#محمد_حسن_بیات_لو
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:45
#شب_چهارم
#طفلان_حضرت_زینب


نمی شناخت سر از پا برای دیدنشان
چقدر ذکر و دعا خواند تا رسیدنشان

دو تا زره به تن کوچک دو آهو کرد
و چشم برد به دل بردن و چمیدنشان

به شاد کردن قلب حسین می ارزید
بهای این همۀ تا ابد ندیدنشان

به دست خویش درختی ز میوه هاش گذشت
و باد سر زده آمد برای چیدنشان

و حس مادری اش بود این که دقت کرد
به طرز پا شدن و رفتن و دویدنشان

به روی خویش نیاورد اشک را؟ اما
خمید مادر غم دیده با خمیدنشان

به زیر سم ستوران و زیر پنجۀ تیغ
نگاه کرد دوباره به قد کشیدنشان

حسین بود کنارش نخواست گریه کند
به دل بریدنشان و به سر بریدنشان

در آسمانِ دلِ مادری که زینب بود
هنوز مشت پری مانده از پرشان

#طفلان_حضرت_زینب
#مهدی_رحیمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:45
#شب_چهارم
#طفلان_حضرت_زینب


برگرد سمت خیمه ها… تنهای تنها
من بی تو خواهم مرد ای آقای تنها!

آماده کردم هر چه باشد را برایت
آورده ام عون و محمد را برایت

حالا که پر، وا می کنند آقا نگو نه
آقا بزرگی کن بیا حالا نگو نه

راضی نشو با گریه برگردند خیمه
هر آن چه می خواهی بگو اما نگو نه

من یادشان دادم که پیش تو بگویند:
"  دایی به جان مادرت زهرا… نگو نه"

حالا رها هستند و میدان روبروشان
پای رکاب تو شهادت آرزوشان

آن طور تربیت شدند این ها که بی تو
پایین نخواهد رفت آبی از گلوشان

خونی که جاری می شود از جسم آن ها
در بین مقتل می شود آب وضوشان

دل کنده ام از دسته گل هایم برادر
حالا چنان کوهی سر پایم برادر

پنهان نگشتم تا که اشکم را نبینی
همواره با این اشک پیدایم برادر

تا که خجالت را نبینم در نگاهت
از خیمه ام بیرون نمی آیم برادر

#طفلان_حضرت_زینب
#مجتبی_حاذق
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:45
#شب_چهارم
#طفلان_حضرت_زینب


هاجر کرب و بلایم یا حسین
این دو نذری منایم یا حسین

این دو اسماعیل من قربانی ات
تو مکن محرومم از مهمانی ات

این قدر بازی مکن با جان من
نذر خون اکبرت طفلان من

هدیه آوردم برایت یا حسین
هستی زینب فدایت یا حسین

دو علمدار دلیر آورده ام
یا اخا دو بچه شیر آورده ام

بال های جعفر آوردم حسین
بازوان حیدر آوردم حسین

تا شوم در نزد زهرا رو سفید
رخصتی ده که شوم ام الشهید

غم مخور گریان این گل ها شوم
تازه مثل نجمه و لیلا شوم

غم ندارم این دو گل پرپر شوند
پیش مرگان علی اصغر شوند

دوست دارم یا اخا این بچه ها
در پی ات باشند روی نیزه ها

#طفلان_حضرت_زینب
#رضا_رسول_زاده
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:45
#شب_چهارم_محرم


این دو فرزندان بنت الحیدرند
وارث رزم علیِ اکبرند
شیر از شیر ولایت خورده اند
حافظان مکتب پیغمبرند

هست خون شیر در رگ هایشان
هم دلیرند این دو هم نام آورند
خلقشان چون صاحب خلق عظیم
صاحبان رتبه های برترند

زینب آن ها را حسینی کرده است
درس های معرفت را از برند
جان زهرا هدیه ام را کن قبول
این دو قربانی قبل از مشعرند

گر دهی یک لحظه اذن رزمشان
آبروی زینبت را می خرند
این دو چون من که فدایی توأم
پیش مرگان علی اصغرند

#طفلان_حضرت_زینب
#محمد_فردوسی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:45
#شب_چهارم_محرم


تا صوت قرآن از لب آن ها می آید
 كفر تمام نیزه ها بالا می آید

 دجال های كوفه در فكر فرارند
 دارد سپاه زینب كبری می آید

 سد سپاه كفر را در هم شكستند
 تكبیرهای حضرت سقا می آید

 انگار كه زخم فدك سر باز كرده
 از هر طرف فریاد یا زهرا می آید

 خون علی گویان عالم را بریزید
 ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید

 آداب جنگ كربلا مثل مدینه است
 چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید

 ای نیزه داران، نیزه هاتان را مكوبید
 روز مبادا،عصر عاشورا می آید

 خون گلوشان خاك را بی آبرو كرد
 آسیمه سر با طشت خود یحیی می آید

 ای تیغ های كند،با تقسیم سرها
 چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟

 این اولین باریست كه از پشت خیمه
 دارد صدای گریه ی آقا می آید

 زینب بیا از خیمه ها بیرون، كه تنها
 با دیدن تو حال آقا جا می آید


#طفلان_حضرت_زینب
#وحید_قاسمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:46
#شب_چهارم

دوباره در دل من خیمه‌ی عزا نزنید
نمک به زخم من و زخم خیمه‌ها نزنید

شکسته‌تر ز منِ پیر دیگر این جا نیست
مرا زمین زده است اکبرم، شما نزنید

برای آن که نمیرم ز شرم مادرتان
میان این همه لبخند دست و پا نزنید

خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان
فقط نه این که دو بی‌کس، دو تشنه را نزنید

که در برابر چشمان مادری تنها
سر دو تازه جوان را به نیزه‌ها نزنید

#طفلان_حضرت_زینب
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:47
#شب_چهارم_


عالم علی و نور جهانتاب زینب است
مثل علی و مثل نبی ناب زینب است
از جلوه های فاطمه سیراب زینب است
تشنه حسین تشنه حسن آب زینب است

یعنی که پنج تَن دل یک قاب زینب است

این کیست این عقیله آقای کربلاست
این کیست این که غیرت فردای کربلاست
این کیست این رایتُ جمیلای کربلاست
این کیست حضرت زهرای کربلاست

عصمت کم است صاحب الالقاب زینب است

آورده روی دست خودش جانِ خویش را
آماده کرده است دو قرآن خویش را
رو کرده است بر همه شیران خویش را
دو گرد باد خویش دو طوفان خویش را

خورشید این دو اخترنایاب زینب است

زخم دل شکسته ی خود را که هَم گذاشت
اذن دخول خواند به خیمه قدم گذاشت
از خود گذشت و تحفه ای از بیش و کم گذاشت
سنگِ تمام پیشِ امیرِ حرم گذاشت

قبله حسین باشد و محراب زینب است

زینب رسید و باز امام احترام کرد
مثلِ علی ،حسین به پایش قیام کرد
تا او سلام کرد خدا هم سلام کرد
زینب که است؟آن که ادب را تمام کرد

در کربلا معلم آداب زینب است

دو مرد از قبیله یِ خود انتخاب کرد
آیینه بودو رو به سوی آفتاب کرد
با التماس دامن خود را پُر آب کرد
بر روی نام مادرش اما حساب کرد

فرمود این شکسته ی بی تاب زینب است

بالی اگر که نیست برادر، دلی که هست
آورده ام به شعله کشم حاصلی که هست
حل کن به دست خویش مرا مشکلی که هست
از من بخر دو هدیه ناقابلی که هست

باور بکن که اول اصحاب زینب است

رفتند سمت معرکه پر در بیاورند
عباس گشته اند جگر در بیاوَرَند
چون ذوالفقار تیغِ دوسر در بیاورند
از یک یکِ سپاه پدر در بیاورند

این دو دو موج بوده و سیلاب زینب است

از دور دیدو گفت علمدار مرحبا
بر ضربه هایشان صدو ده بار مرحبا
بر دو امیر به دو جگردار مرحبا
زینب شدند و حیدر کرار مرحبا

اما میان خیمه ی بی آب زینب است

اما رسید لحظه درخون صدا زدن
خونین نفس نفس زدن ودست وپا زدن
یک بار تیغ وبار دگر نیزه را زدن
دوراز نگاه مادرشان بی هوازدن

دربین خمیه شاهد گرداب زینب است

آمد غروب وخنده دشمن بلند شد
وقتی صدای غارت و شیون بلند شد
دو نیزه درمقابل یک زن بلند شد
زینب نظر نکرد ولیکن بلند شد

چشم حسین از سر نی ها به زینب است

#طفلان_حضرت_زینب
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:48
#شب_چهارم


قبل از نماز صبح ، سحرها کنار هم
غرق درخشش اند قمرها کنار هم

مادر بجز دو کوه تصور نمی کند
وقتی بایستند پسرها کنار هم

بر خاتم حسین، عقیق یمن شدند
خوردند بس که خون جگرها کنار هم

از غیرت و دلاوری و عشق دم زدن
یعنی که چیدنی ست هنرها کنار هم

این سو دو آفتاب, عباپوش و بی نقاب
آنسو تمام تنگ نظرها کنار هم

یکسوی دشت آنهمه شاهین در کمین
یکسوی دشت شانه بسرها کنار هم

عهد برادریست که بعد از نبرد هم
افتاده روی خاک سپرها کنار هم

از اشک نوبرانه ی این غصه هم گذشت
تا باغبان شنید ثمرها کنار هم...

اینجا حسین بیشتر از خواهرش شکست
یک یک خمید اگرچه کمرها کنار هم


#طفلان_حضرت_زینب
#محمد_رضا_طالبی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:51
#شب_چهارم_


غم جدایی تو کرده قصد جان مرا
غمی که سوخته تا مغز استخوان مرا

از آن زمان که به دنیا قدم گذاشته ا م
عجین به داغ نوشتند داستان مرا

چه رورگار غریبی که باز در صدد است
بگیرد از من دلخون برادران مرا

ز غربتت رمق راه رفتن از من رفت
اناالغریب تو لرزانده زانوان مرا

اجازه ای بده نذری سفره ات باشند
کرم نما بپذیر این دو قرص نان مرا

بیا و گرد خجالت ز چهره ام بردار
به خونشان بدرخشان ستارگان مرا

ادا اگر بشود حق تو زجانب من
توان مگر بدهد جسم ناتوان مرا

قدم خمید زداغ تو ..داغ طفلانم
خمیده تر نکند قامت کمان مرا

به خاطر تو زخیمه نیامدم بیرون
مگر که پی نبری اشک دیدکان مرا

نصیب باغ دلم از بهار اندک بود
خدا به خیر کند قصه ی خزان مرا

بلا عظیم تر و من صبورتر شده ام
چه سخت کرده خداوند امتحان مرا

#طفلان_حضرت_زینب
#هادی_ملک_پور
#محرم۹۵

Tlgem.me/raziolhossein
13:53
#شب_چهارم


تار میبیند دوچشمم بس که میبارم حسین
بی قرارم بی قرار غصه ی یارم حسین

تکیه گاه شانه ام بودی در این پنجاه سال
مرهم دردم! به تو خیلی بدهکارم حسین

پیش چشمم لشگرت هرلحظه کمتر میشود
آنقدر که میشود با دست بشمارم حسین

بچه چیزی نیست آقا!پای تو سر میدهم.
زینبم!مثل علی در درعشق کرارم حسین

هرکسی اینجاست ناز یوسفم را میخرد.
من ولی با چشم تر راهی بازارم حسین

چه کنم؟از نجمه و لیلا خجالت میکشم!
من عقب افتادم از آنها گرفتارم حسین

جان زینب لطف کن این بچه هارا رد مکن
هرچه باشد من زدنیا این دورا دارم حسین.

چندبار از پیش تو باچشم تر برگشته اند
درپی سوگند بر پهلو و مسمارم حسین

هرچه آمد بر سر این دو فدای اکبرت
حرفی از آنها نگو در وقت دیدارم حسین

وسع زینب پای تو کم بود من شرمنده ام
مانده ام در خیمه ام از شرم سرشارم حسین.

کاش میشد من خودم عازم به میدان میشدم
بین صحرا نیمه جان در پای جانان میشدم

#طفلان_حضرت_زینب
#سید_پوریا_هاشمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
.
14:00
#جناب_حر

یوسف زهرا! ز شما پُر شدم
تا که اسیر تو شدم حُر شدم

از دل دشمن به سویت پر زدم
آمدم و حلقه براین در زدم

آمده ام تا که قبولم کنی
خاک ره آل رسولم کنی

حرّ پشیمان تو ام یا حسین
دست به دامان تو ام یا حسین

یک نگه افکن همه هستم بگیر
ای پسر فاطمه دستم بگیر

روز نخستین به تو دل باختم
در دل من بودی و نشناختم

دست نیاز من و دامان تو
کوه گناه من و غفران تو

ناله ی العفو بُوَد بر لبم
تا صف محشر خجل از زینبم

روی علی اکبر تو دیدنی است
دست علمدار تو بوسیدنی است

مهر تو کُلّ آبروی من است
هستی من خون گلوی من است

چه می شود کشته ی راهت شوم؟
خاک قدم های سپاهت شوم؟

حرّ ریاحی به درت آمده
فطرس بی بال و پرت آمده

با نگه خویش کمالم بده
وز کرم خود پر و بالم بده

بال من از تیغه ی شمشیرهاست
سینه ی تنگم سپر تیرهاست

مقتل خون، اوج کمال من است
تیر محبت پر و بال من است

بال بده، فطرس دیگر شوم
طوطی گهواره ی اصغر شوم

#غلامرضا_سازگار
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
14:00
#شب_چهارم

گفتند مسیر عشق را کامل بست
خود را وسط دلبر و دل حائل بست
ای عشق ببین چه کرده ای با آن مرد
میخواست که راه را ببندد دل بست

#جناب_حر
#ابراهیم_کریمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
6 October 2016
ش
10:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_پنجم

از میان خیمه تا گودال … با سر آمده
این برادرزاده که جای برادر آمده

کیست این آزاده که پرواز دارد می کند؟!
کیست این آزاده، انگار از قفس درآمده

هر طریقی بوده از عمه جدا گردیده و
از پس چشمان خیس خواهرت برآمده

با نوای "لا افارق" با نگاهی اشکبار
تا میان معرکه با حال مضطر آمده

خون ابراهیم در رگ هاش جاری گشته است
مثل اسماعیل اگر تا زیر خنجر آمده

مثل سقای حرم، با بوسه ی شمشیرها
دستش آویزان شده … از جای خود درآمده

آه … خنجر پشت خنجر … در میان قتلگاه
تا که تیری آمده، یک تیر دیگر آمده

او به روی سینه ی معشوق مأوا کرده و
صبر تیر حرمله انگار که سر آمده

حق الطاف عمو را خوب جبران کرده است
این برادرزاده که جای برادر آمده …

#حضرت_عبدالله
#مجتبی_حاذق
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
10:39
#شب_پنجم


گـذرِ ثانیه هـا هر چه جلوتر می رفت
بیشتر بینِ حرم حوصله اش سر می رفت

بُغض می کرد یتیمانه به خود می پیچید
در عسل خواستن آری به برادر می رفت

تا دلِ عمّه شود نرم بـه هـر در مـی زد
با گلِ اشک به پا بوسیِ مـعجر می رفـت

دیـد از دور که سر نیزه عمـو را انداخت
مثـلِ اِسپند به دلسوزیِ مَجمر مـی رفت

دیـد از دور که یـوسف ز نـفس افتاد و
پنجه­ی گرگ به پیراهنِ او وَر می رفـت

رو به گـودالِ بلا از حـرم افتـاد به راه
یـازده سـاله چه مـردی شده مـاشااله

دید یـک دشت پِـیِ کُشتـنِ او آمـاده
تیر و سر نیزه و سنگ از همه سو آمـاده

دید راضی است به معراجِ شهادت برسد
مطمئن است و به خون کرده وضو آماده

آه، با کُنده­ی زانو به رویِ سینـه نشست
چنگ انـداختـه در طرّه­ی مو، آمـاده

هیچکس نیست که پایش به سویِ قبله کِشد
ایـن جـگر سوخته افتاده بـه رو آمـاده

ترسشان ریـخته و گـرمِ تعـارف شده اند
خنـجـر آمـاده و گـودیِ گلـو آمـاده

بازویـش شـد سپرِ تیـغ و به لـب وا اُمّاه
یـازده سـاله چه مـردی شده مـاشااله

زخـم راهِ نفسِ آیـنـه در چنگ گرفت
درد پیچید و تنش نبضِ هماهنـگ گرفت

استخوان خُرد ترک، دست شد آویز به پوست
آه از این صحنه­ی جانسوز دلِ سنگ گرفت

گوهـرش را وسـطِ معـرکه­ی تاخت و تاز
به رویِ سینه­ی پا خورده­ی خود تنگ گرفت

با پدر بود در آغوشِ پُر از مِـهـرِ عـمـو
مزدِ مشتاقیِ خود خوب از این جنگ گرفت

بـاز تیر و گلـو و طفل به یـک پلک زدن
باز هم چهره­ی خورشید ز خون رنگ گرفت


#حضرت_عبدالله
#علیرضا_شریف
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
10:45
#امام_حسین_مناجات


جوان به هیات تو آمدیم و پیرشدیم
ز قبل روز تولد تو را اسیر شدیم

جسارتا ز حساب و کتاب باکی نیست
به نیم قطره اشکی ببین چه شیر شدیم

به سیم و زر نفروشیم نوکری تورا
که ما به خاطر این نوکری امیر شدیم

درخت بار دهد شاخه اش می افتد و ما
ز فرط جرم و گناه است سربه زیر شدیم

شما مقام شفاعت به گریه کن دادید
که ما فراز اجرنای یامجیر شدیم؟

ببین به گفتن یا لیتنا خوشیم حسین
ببخش زود نبودیم ببخش دیر شدیم

اگر چه روی سیاهیم و بوی بد داریم
ز یا حسین فروشنده عبیر شدیم

ز بعد اوف لنا الکیل سفره گستردیم
ز دستگیری دست تو دستگیر شدیم

ز ما دریغ مکن این غذای نذری را
کجاست ماه محرم که ما فقیر شدیم

تن تو جمع نشد جمع ما ولی جمع است
ز دانه دانه زنجیرتان کثیر شدیم

به شوق آمدن مادرتو منتظر
زمان آمدن منکر و نکیر شدیم

تمام خاطره ما ز دور کودکی است
نبین کشیده قدیم و نبین کبیر شدیم

چه عزتی به از این عمر رفته با تو گذشت
جوان به هیات تو آمدیم و پیر شدیم

#امام_حسین_مناجات
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_پنجم


کوچکترین دلیر پس از شیرخواره بود
طفلی که در سپهر شجاعت ستاره بود

هرچند که اجازه ی جنگاوری نداشت
آماده باش، منتظر یک اشاره بود

از اینکه رفته‌اند همه داشت می‌شکست
از اینکه مانده بود دلش پر شراره بود

دستش به دست عمه و چشمش پی عمو
در جست و جوی یافتن راه چاره بود

چون دید شاه کشور جان‌ها چنین غریب
در حلقه ی محاصره ی صد سواره بود

خود را به آستانه ی جسم عمو رساند
جسمی که زخم‌هاش فزون از شماره بود

عباس‌وار دست به دستان تیغ داد
و یک سه‌شعبه در پی ذبحی دوباره بود

در قتلگاه ماند تنی که پس از قتال
تنها تن شبیه عمو پاره پاره بود

در خیمه‌ها اگر که نمی‌رفت شاهدِ
دعوا سر کشیدن یک گوشواره بود

#حضرت_عبدالله
#محمد_بیابانی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
.
11:04
#شب_پنجم

حال دل خیلی خرابه، کار دل ناله و آهه
شب پنجم محرم، دل ما تو قتلگاهه

چقدر تیر چقدر سنگ، چقدر نیزه شکسته
روی خاک، تو موجی از خون، یوسف زهرا نشسته

دل من ترسیدی انگار، که نمیری توی گودال
نمی بینی مگه آقات، چقدر زده پر و بال

اون کیه میره تو گودال، گمونم یه نوجونه
مثه بچه شیر می مونه، وقتی که رجز می خونه

میگه من هنوز نمردم، که عمومو دوره کردید
سی هزار گرگ دور یک شیر، به خدا خیلی نامردید

از امامش مثه مادر، تو بلا دفع خطر کرد
جلوی طوفان شمشیر، لاله دستشو سپر کرد

توی خون داره می خنده، عمو جون دیدی که مردم
اگه تو خیمه می موندم، جون عمه دق می کردم

خدارو شکر نمی مونم، تو غروب قتل و غارت
مثه بابام نمی بینم، سوی ناموسم جسارت

خدا رو شکر نمی بینم، دست عمه رو می بندن
پای نیزه ی ابالفضل، به اسیری مون می خندن

#محمد_بیابانی
#محسن_عرب_خالقی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
11:06
#امام_حسین_علیه_السلام


غم اگر از توست مُردن پای این غم راحت است
سوختن با روضه و با اشک و ماتم راحت است

بعد سیصد سال اگر نام حسین آمد وسط
سوی جنت رفتن حوا و آدم راحت است

ما دو دم دادیم اما یک دمش هم کافی است
مرده زنده کردن ما با همین دم راحت است

یا حسین ما محرم یارب ماه خدا ست
پس رسیدن تا خدا ماه محرم راحت است

دختران شهر النگو خرج هیئت میکنند
حرف روضه میشود حاتم شدن هم راحت است

هرچه باشم باز هم در روی من وا میکند
نوکر این خانه ام دیگر خیالم راحت است

مال دنیا را نمی خواهم به من گریه بده
دخل و خرج گریه کن حتی شود کم راحت است

هر که رفته کربلا خیر دوعالم دیده است
کربلا رفته خیالش از دو عالم راحت است

ساربان هم ریزه خوار سفره ی او بوده است
از کریمان نیمه شب دزدی خاتم راحت است

#امام_حسین_مناجات
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بند۱

شور
واحد
امام حسین علیه السلام

مجنون حال و هواشم شب جمعه کربلا
الهی که من فداشم شب جمعه کربلا
دارم از دوری میمیرم ببین اربابم حسین
از خودت میخوام که باشم شب جمعه کربلا


از فراغ حرم شدم زار و حزین
حال و روز منرو آقا خودت ببین
نوکر تو خیلی دلش تنگه توعه
دعای هر روز و شبم شده همین

اللهم الزقنا زیارة الحسین

بند۲

بشه ای کاش سرم آقا به فدای تو حسین
اول و آخرم آقا به فدای تو حسین
همه دارو ندارم پدر و مادرمن
پدر و مادرم آقا به فدای تو حسین

ریزه خوار تو ای شه کرم شدم
نوکری تو بود که محترم شدم
به همین زودیا منو ببر حسین
خیلی بی قرار تو و حرم شدم


اللهم الرزقنا زیارة الحسین

بند۳

اینکه نوکر تو هستم آبرومه آقاجون
عکس بین الحرمینت روبه مه آقاجون
لحظه ی آخر عمرم چقدر خوب میشه
توی کربلا بمیرم آرزومه آقاجون


گرفتی دستمو رها نکن آقا
نوکرو از خودت جدا نکنه آقا
حرمت رویای شب و روز منه
منو محروم از کربلا نکن آقا

اللهم ارزقنا زیارت الحسین

به دلم عشق تو ارباب به سرم هوای تو
میشه آقا که بمیرم توی کربلای تو
شده بین هر نمازم دعای قنوت من
اربعین الهی باشم جزء زائرای تو

بی قراره دلم به یاد کربلا
داره کم کم میشه آماده کربلا
با دعای زهرا ایشالا اربعین
من میام از نجف پیاده کربلا

اللهم ارزقنا زیارت الحسین

دوست داره سینه زناتو پدر تو یاحسین
دعا کرده نوکراتو مادرتو یا حسین
شنیدم میاد تو محشر مادر تو فاطمه
نمیزاره که بسوزه نوکر تو یا حسین

آخر این گریه ها میگیره دستمو
مادرتو زهرا میگیره دستمو
تو روز قیامت یقین دارم حسین
بی دست کربلا میگیره دستمو

اللهم ارزقنا زیارت الحسین


#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
1
16:26
AUD-20160728-WA0002.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 191.4 KB
16:26
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:54, 126.8 KB
7 October 2016
ش
13:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چگونه جسم تورا تابه خیمه ها ببرم
تو تکه تکه ای  باید جدا جدا ببرم 

نشسته ام به کنار تن تو می گریم
به فکررفته ام آخر چسان تو را ببرم

مرا که داغ علی اکبرم زمین زده است
نمی شود که تنت را به روی پا ببرم

اگرچه نیست به دوشم ولی اگر هم بود
نمی شد این بدنت را روی عبا ببرم 

برای اینکه دگر خرد تر از این نشوی
تن شکسته ات از زیر دست و پا ببرم

یتیم بودی و این ها نوازشت کردند
به زودی این خبرت را به مجتبی ببرم
 
چه کار میکنی اینجا به زیر پای نعل؟
عمو رسیده کنارت... بیا بیا به برم


#حضرت_قاسم
#محمد_حسن_بیاتلو
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
13:14
#شب_ششم

ای ماه من! که ماهی در خون شناوری 
در موج خون، چقدر شبیه پیمبری 

با جسم چاک چاک تو شد امر، مشتبه 
تو قاسمی، عزیز دلم، یا که اکبری؟ 

اینقدر پیش چشم عمو دست و پا مزن 
جان می‌دهی و جان من از دست، می‌بری

من بر توام به جای پدر، تو برای من 
جای علی اکبر و جای برادری 

مشکل‌گشای من شده بازوی کوچکت 
انگار می‌کنم که تو عباس دیگری 

عمو شود فدات که طاقت نداشتی 
بر غربت عمو بنشینی و بنگری 

شرح غم من و تو، همین مصرع است و بس 
من باغبان پیرم و تو یاس پرپری 

امروز، روز غربت آل پیمبر است 
نبْوَد روا، مرا بگذاری و بگذری 

خواهی بپایْخیزی، از این دست و پا زدن 
گویی هنوز، بر من مظلومه یاوری 

"میثم" از این شرارۀ جانْسوز و سوزِ دل 
مرهون عفو و رحمتِ ما، روز محشری

#حضرت_قاسم
#غلامرضاسازگار
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1
13:16
#شب_ششم
#قاسم_بن_الحسن

تو خواستی کمی ز کار عشق سر درآوری
و از نهالِ قامتِ خودت ثمر درآوری

امانتی به مادرِ تو داده بود مجتبی
سپرده است نامه را دَمِ سفر درآوری

همین که از عمویِ خود گرفتی اذنِ رزم را
نمانده بود اندکی، ز شوق پَر درآوری

سَرِ نترس داری و پدربزرگِ تو علی ست
عجیب نیست از تنت زره اگر درآوری

نداشت قلعه کربلا، وگرنه که برایِ تو
نداشت کار تا ز چارچوب در درآوری

رجز بخوان و خاندانِ خویش را به رخ بکش
که کفرِ این سپاهِ کفر، بیشتر درآوری

به چرخِ تیغِ خود به رویِ خاکِ دشت سَر بریز
بزن که از حرام زاده‌ها پدر درآوری

نشد حریف تو کسی و می كنند دوره‌ات
خدا کند که جان سالم از خطر درآوری

ز اسب سرنگون شدی به شوقِ شیشۀ عسل
چگونه از میان خاک‌ها شکر درآوری؟!

هنوز زنده بودی و به پیکر تو تاختند
تو لخته لخته از دهان خود گُهَر درآوری

سبک نمی شود مصیبتِ تو با دو قطره اشک
تو گریۀ حسین نَه، از او جگر درآوری

از این به بعد هم قَدِ پسر عموت می شوی
برو که روی نیزه‌ها ز عشق سردر آوری

#حضرت_قاسم
#محمد_رسولی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1
13:19
#شب_ششم
#قاسم_بن_الحسن


ثمـر ریـاضِ دلی علی، دُر فاطمه، گهـرِ حسن
به رسول، قطعه‌ای از جگر، به حسین، پاره‌ای از بدن
به دو لب عقیق-یمن یمن، به دوطره مشک-ختن ختن

رخ او چــراغ بــهشت دل قــد او قیـامت کربلا

شهدا بـه وادی سرخ لا، شده خم به عرض ارادتش
سـر و دست و تن سپر بلا، یمِ خون، بهشت شهادتش
مه و سال و هفته و روز وشب، همه لحظه‌های ولادتش

زده خیمـه در یم سـرخ خـون، شده مردِ سنگرِ ابتلا

گـل سرخ بـاغ محمّـدی، شکفد ز باغ جمال او
صلوات خالق ذوالمنن، بـه خصال او بـه کمال او
بــه بــراق وهـم بگو مپر نرسی به اوج کمال او

که گرفته جلوه جلال او ز جلال حضرت کبریا

ثمرِ حسن! که هماره دل به حسینِ فاطمه بسته‌ای
تــو همـاي قله خونی و به دل شکسته نشسته‌ای
به شتاب می‌روی از حرم تو که بند کفش نبسته‌ای

زرهت بـه تـن شـده پیـرهن، بدنت شده سپر بلا

تـو طواف دور عمو کنی، ملکوت گرم طواف تو
نگـه حسین بـه قامت و نگه حسن به مصاف تو
دل عمـه و جگـر عمـو شده شمع بزم مصاف تو

که شودخضاب به مقتلت،زحنای خون سر ودست وپا

بـه عمو و عمه نظاره کن، شده در قفای تو نوحه‌گر
دو طرف فرات و دوسو سپه،دولب تو خشک‌ ودو دیده تر
نه به تن زره نه به کف سپر نه به سر کله نه كفن به‌ بر

زره تـو زخـم تنت شـود ز هجـوم نیزه و تیرها

تـو شهید عـرصة کربلا، تو حسین را علی‌اکبری
عمویت به جای پدر به تو،تو براو به جای برادری
چه شود به پیکر نازکت؟ که میان این همه لشکری

عـلی اکبـرِ دگـرِ عمـو ز چه رو شدی ز عمو جدا؟

تو روی به جانب مقتل و، دل یک حرم به قفای تو
سپهنـد منتظـرت ولـی، حـرم است بـزمِ عزای تو
نگهی به«میثم»خسته دل که بوَد قصیده سرای تو

به امید آنکه شفیع او، شوی از کـرم بـه صف جزا

#حضرت_قاسم
#غلامرضاسازگار
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1
13:22
#شب_ششم
#قاسم_بن_الحسن

ای زخون رنگین لقا از جای خیز
یادگار مجتبا از جای خیز

بهر تو رفتن ز ماندن خوشتر است
تلخی مرگ از عسل شیرین تر است

خفته بر این خاک صحرایی چرا
همچو اکبر اربا اربایی چرا

کن نظر بر ناله و فریاد من
دست و پا کمتر بزن داماد من

بعد از اکبر دل به تو خوش داشتم
داغ تو اینسان نمی پنداشتم

چون علمدارم رشیدی قاسمم
زیر مرکب قد کشیدی قاسمم

این چنین درمانده ام کردی چرا
از حسن شرمنده ام کردی چرا

از تو پرسیدند اگر اهل حرم
من چه گویم در جواب دخترم

تو همای بی پر و بال منی
نازنین قرآن پامال منی

قلب لبریز از محن داری چرا
موجی از خون در دهن داری چرا

گرگها اینجا چرا چنگت زدند
با چه جرمی قاسمم سنگت زدند

زین همه لاله تنت گلشن شده
پیکرت چون حلقه جوشن شده

بسکه پاشیده ز هم کشته تنت
بر عمو سخت است خیمه بردنت

پهلویت یاد آور زهرا شده
استخوان سینه ات پیدا شده

پیکرت بر خاک صحرا مانده است
نیزه کی در تنت جا مانده است


#حضرت_قاسم
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
8 October 2016
ش
11:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


این ناله ی شکسته ی یک خسته مادر است
بی شیر بودنم به خدا مرگ آور است

آن مادری که شیر ندارد دهد به طفل
خجلت زده غریب و پریشان و مضطر است

از دخترم سکینه شنیدم چه ها شده
رویت خضاب گشته ز خون کبوتر است

مهلت بده دوباره گلم را بغل کنم
من مادرم که سینه ی من مهد اصغر است

یا که ببند چشم علی یا که صبر کن
چشمش هنوز در پی بیچاره مادر است

با من مگو که تیر به حلق علی زدند
بر حنجرش نشانه ی تیزی خنجر است

داغش عظیم اگر چه خودش شیر خواره بود
این داغ سخت با همه غم ها برابر است

#حضرت_علی_اصغر
#جواد_حیدری
#محرم

Tlgrm.me/raziolhossein
11:57
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


طفل خود را طرف لشگر نامرد گرفت
زخم پیشانی او را عرقی سرد گرفت
رو زد و آب ندادند دل مرد گرفت
حرمله خیر نبینی جگرش درد کرفت

خرمنش سوخت از برگ و برش هیچ نماند
دیگر از حرمت نام پدرش هیچ نماند
از سپیدی گلوی پسرش هیچ نماند
حرمله خیر نبینی جگرش درد کرفت

متحیر وسط خیمه و میدان مانده
به دلش حسرت یک قطره ی باران مانده
خواهرش کاش نبیند که پریشان مانده
حرمله خیر نبینی جگرش درد کرفت

مانده ام سنگ روی سنگ چرا بند شده
شمر از دیدن این صحنه چه خرسند شده
سر شش ماهه به یک پوست فقط بند شده
حرمله خیر نبینی جگرش درد کرفت

شیشه در قائله سنگ مکسر گردد
خاطر خیمه از این حرف مکدر گردد
از خجالت نتوانست حرم برگردد
حرمله خیر نبینی جگرش درد کرفت

#حضرت_علی_اصغر
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
11:58
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


رفته تابِ شیرخواره وای بیچاره رباب
نیست وقتِ استخاره وای بیچاره رباب

برد آقا تا که سیرابش کند، با ناله کرد...
بر لب خشکش اشاره وای بیچاره رباب

تا که فرمود: "...إرحموا هذا الرضیع" تیری رسید
حرف او شد نیمه کاره وای بیچاره رباب

حرمله با تیِر مرد افکن علی را ذبح کرد
هنجرش شد پاره پاره وای بیچاره رباب

میخِ محکم را به روی تخته ی نازک بکوب
رفته تاب از استعاره، وای بیچاره رباب

پیکرش را برد بابا تا که پنهانش کند
قلبِ مادر زد شراره، وای بیچاره رباب

عاقبت در پشت خیمه قبرِ مخفی شد عیان
نیست دیگر راه چاره وای بیچاره رباب

رأسِ او را روی نی بستند، این بی رحم ها
کرد با حسرت نظاره وای بیچاره رباب

همسر ارباب ما دیگر شبی راحت نخفت
هر شبش شد پر ستاره وای بیچاره رباب

جای چنگ آخرش روی گلویش سوخت باز
خیره شد بر گاهواره وای بیچاره رباب

بیتِ آخر را فقط فهمید هرکس مادر است
شیر در سینه دوباره... وای بیچاره رباب

#حضرت_علی_اصغر
#محمد_جواد_شیرازی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
11:59
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


انگار علی مادر تو شیر ندارد
گریه نکن این قدر که تأثیر ندارد

بی حال شدی و دل من ریخته برهم
درمانده شده فرصت تأخیر ندارد

می گیرم از این قوم کمی آب برایت
بابای تو ترس از غمِ تحقیر ندارد

ای مردم کوفه پسرم تشنه ی آب است
این کودک بیچاره که تقصیر ندارد

یک مرد بیاید ببرد غنچه ی من را
آبش بدهد... مادر او شیر ندارد

گفتند: "حسین آمده خود آب بنوشد"
یک جرعه ی آب این همه تفسیر ندارد

ای حرمله این بچه سرِ جنگ ندارد
شش ماهه ی بی شیر که شمشیر ندارد

تیری که به عباس زدی؟! وای خدایا...
شش ماهه ی من طاقت این تیر ندارد

شادی نکنید این همه که مادرش افتاد
شش ماهه زدن این همه تکبیر ندارد

بیچاره ربابه جگرش سوخت و دیگر
کاری بجز اشک و غم شبگیر ندارد

گیرم که شکسته شده، بعد از علی اصغر...
...گهواره دگر حاجت تعمیر ندارد

خوابش شده دامادی اصغر ولی انگار
خواب دل هجران زده تعبیر ندارد

#حضرت_علی_اصغر
#محمد_جواد_شیرازی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
1
12:00
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


غنچه ای بودی و پر پر زدنت کشت مرا
به روی دست دلاور شدنت کشت مرا

تک پسرها همه دلگرمی مادرهستن
یکی یکدانه ی مادرشدنت کشت مرا

پسر من شده هم بازی هم قد خودش
با قد تیر برابر شدنت کشت مرا

او عبا زیر تنش رفت تو بروی تنت
اصغر من علی اکبر شدنت کشت مرا

خود من یک تنه تشییع تنت را کردم
دست برگوشه ی خنجر شدنت کشت مرا

اهل کوفه علی دیگری از ما کشتن
حیدری کردی و حیدر شدنت کشت مرا

#حضرت_علی_اصغر
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
12:03
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین

بی دست کاری از عمویت برنیامد
بامشک راهی شد ولی دیگر نیامد

خیلی دعا کردم مگر باران بگیرد
خیلی دعا کردم علی آخر نیامد

ناخن کشیدی بی قرار شیر بودی
جز خون ولی از سینه مادر نیامد

درحیرت از اینم چرا وقت تلظی
صبرخدا از دیدن تو سر نیامد

تیر سه شعبه نقشه هایی در سرش داشت
اصلا به قصد و نیت حنجر نیامد

دادم که سیرابت کند برگردی اما
از تو برایم غیر مشتی پر نیامد

بابا تمام سعی خود را کرد افسوس
جسمت به شکل سابق خود در نیامد

دیدم که وقت دفن پلکت باز مانده
از این بلایی بر سرم بدتر نیامد

تو یک تنه پرچم بدوش عشق بودی
کاری که ازتو آمد از لشگر نیامد


#حضرت_علی_اصغر
#سید_پوریا_هاشمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین

دو جرعه آب ندیدی رباب را کُشتی
سه جرعه تیر مکیدی رباب را کُشتی
 
نگاه سمتِ حرم نه،به سویِ علقمه کن
بگو عمو نرسیدی رباب را کُشتی

برات رو زدم و رویِ من زمین اُفتاد
تو خواهشم نشنیدی؟رباب را کُشتی

نشست ضربه ی تیر و کمی تو را چَرخاند
زِ خوابِ ناز پریدی رُباب را کُشتی

صدایِ حنجرِ تُردَت رسید زینب گفت
سه شعبه را چو کشیدی رُباب را کُشتی
 
بگو به تیر کمی جا برای بوسه نماند
چرا عمیق بُریدی رُباب را کُشتی

به رویِ دست چرا جمع  کرده ای خود را
زِ دردِ تیر خمیدی رُباب را کُشتی

تو را نهان کنم اما من این عبا چه کنم
از این لباس چکیدی رُباب را کُشتی

امانتیِ ربابم،بگو به مادرِ من
چه جایِ شیر چشیدی؟رباب را کُشتی

همین که گریه نکردی حسین را کُشتی
همین که آب ندیدی رباب را کُشتی


#حضرت_علی_اصغر
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
17:34
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین

بس کن رباب نیمه‌ای از شب گذشته است
دیگر بخواب نیمه‌ای از شب گذشته است

کم خیره شو به نیزه، علی را نشان نده
گهواره نیست٬ دست خودت را تکان نده

با دست‌های بسته مزن چنگ بر رخت
با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت

بس کن رباب حرمله بیدار می‌شود
سهمت دوباره خنده انظار می‌شود

ترسم که نیزه‌دار کمی جابجا شود
از روی نیزه رأس عزیزت رها شود

یک شب ندیده‌ایم که بی‌غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده

گرچه امید چشم ترت ناامید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد
پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست٬ دست خودت را تکان مده

با خنده خواب رفته تماشا نمی‌کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی‌کند

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
اصلاً خیال کن که تو اصغر نداشتی

دیگر ز یادت این غم سنگین نمی‌رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی‌رود

بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی‌شود
این گریه‌ها برای تو اصغر نمی‌شود

#حضرت_علی_اصغر
#حسن_لطفی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
17:39
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


می شینه رو خاک خدا خدا میگه
گاهی وقتا حرفاشو به ما میگه
شبا وقتی یهو از خواب می پره
دستاشو تکون میده لالا میگه

***
آخه امروز تو کوچه گهواره دید
دست مادرای شام شیرخواره دید
صبح تا حالا با کسی حرف نزده
فکر کنم حرمله رو دوباره دید

***
حرمله گلشنمو ازم گرفت
گلِ رو دامنمو ازم گرفت
من اگه لالا نگم دق مکنیم
لالایی گفتنمو ازم گرفت

#حضرت_علی_اصغر
#علی_اکبر_لطیفیان
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هفتم
#رضیع_الحسین


با خشکی لبت ز دلم تاب برده ای
چند روز می شود که تو آبی نخورده ای

قدری بخواب! این همه ی خواهشم علی
تا اینکه کم تر از تو خجالت کشم علی

حتی نمانده اشک که لعل تو تر کنم
مادر! خودت بگو که چه خاکی به سر کنم


از خجلتم سرت نگذارم به سینه ام
شرمنده ام که شیر ندارم به سینه ام

مادر به شیر دادن طفلش دلش خوش است
بی شیر مانده ام من و خیلی دلم شکست


این تشنگی امان تورا هم بریده است
مثل رقیه رنگ ز رویت پریده است

این تشنگی زیاد به هر روز می شود
ای وای از عطش که جگر سوز می شود

شد تار دیده تو گهی از عطش علی
ترسم به خواب جان بدهی از عطش علی

لالا بلند بهر تو خواندند بچه ها
تا نشنوی صدای خروش فرات را

تاکه محافظت ز تو‌ پیش خزان کنم
باید سفیدی گلویت را نهان کنم

#حضرت_علی_اصغر
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_ششم
#رضیع_الحسین


لبخند آخرت جگرم را کباب کرد
انگار عرش را به سر من خراب کرد

با صد امید رو به حرامی زدم ولی
با تیر خواهش پدرت را جواب کرد

فهمیده ام بزرگ شدی چون که دشمنت
تیر تو را شبیه عمو انتخاب کرد

یک شعبه هم برای تو بس بود...مانده ام!
این حرمله چگونه حساب و کتاب کرد...؟!

کم دست پا بزن روی دست پدر... علی
این دست پا زدن پدرت را عذاب کرد

می میرد از فراق تو باید که زودتر
فکری برای حال خراب رباب کرد

من مانده ام چگونه به سمت حرم روم؟!
این داغ سهم قلب مرا اضطراب کرد...

#حضرت_علی_اصغر
#محمد_صادق_ابراهیمی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#رضیع_الحسین


شش ماهه به روی دست بابا در تب
ذکر لبِ اهل خیمه یارب یارب
زد تیر سه شعبه را... بمیرم! ایکاش
چشمان رباب(س) را بگیرد زینب(س)!

#حضرت_علی_اصغر
#مرضیه_عاطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
9 October 2016
ش
02:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#رضیع_الحسین
#شب_هفتم

نه اينكه زير عبا هم، در آفتاب بسوزد
رُخ لطيف تو از بوسه، وقت خواب بسوزد

"گلابْ گير"نشان داد ، با تمامِ قشنگيش
---گلي كه سر بِدهد تا شود گلاب ، بسوزد

مريز روي زمين ، مُحسنِ حسين ، وگرنه
دوباره مثل مدينه ، ابوتراب بسوزد

چگونه شرح لبت را بروي صفحه بيارم ؟
كه با نوشتن اين غم دل كتاب بسوزد

ز آتشي كه عطش در گلويِ خشك تو انداخت
سه شعبه موقع پس دادن جواب بسوزد

براي اينكه بسازد بناي گريه ي ما را
بنا گذاشت كه در ماتمت رباب بسوزد

ز سايه اي كه تو انداختي به محمل خواهر
دل رقيه از اين لطف بي حساب بسوزد

اگركه ابر شده آب سرد، معنيش اين است
بناست تا به ابد در غم تو آب بسوزد

#حضرت_علی_اصغر
#محمدقاسمي
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

به هر زخم تنت تصویر لبخند خدا دیدم
خدا از من تو را می خواست من چشم از تو پوشیدم

چو دیدم وقت بی آبی عقیق از تشنگی کاهد
لبان تشنه ات را گه مکیدم، گاه بوسیدم

به خود گفتم که شاید چشم خود را بازبگشایی
به روی شسته از خونت، ز اشکم آب پاشیدم

نیازی نیست دیگر سر ببرند از تنم بابا
که با جان دادنت صد بار مرگ خویش را دیدم

تنم در خیمه بود و مرغ روحم با تو در میدان
تو دور مرگ گردیدی و من دور تو گردیدم

زبان سرخ خود را تا نهادی در دهان من
سراپا شعله سبزی شدم، بر خویش پیچیدم

تو جان کندی و دست و پا زدی و من نگه کردم
ز هر زخمت هزاران ناله نشنیده بشنیدم

تو آب از من طلب کردی و آبم کردی از خجلت
چو شمع سوخته، هم سوختم، هم اشک باریدم

تو را با فرق بشکسته، روی خونین و لب عطشان
چو معبودم پسندید این چنین من هم پسندیدم

اگر "میثم" ز سوز خویش دل ها را زدی آتش
من اول از شرار دل، به آهت شعله بخشیدم

#حضرت_علی_اکبر
#استاد_غلامرضا_سازگار


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هشتم


پیشِ چشمان پدر تا که مُعَمَم می شد
پیشِ چشم همه پیغمبر اکرم می شد
خلقا خلقااگر حضرت خاتم می شد
پیش جبریل علی نیز مجسم می شد

همه دیدند پیمبر نَسَبی غالب را
اشهد ان علی ابن ابی طالب را

باد وقتی که به هم یالِ عقابش می ریخت
چقدر بوسه فرشته به رکابش می ریخت
آتش انگار که از رَدِ شتابش می ریخت
هرچه سر بود همه پیش جنابش می ریخت

لشگر انداخته اینجا سپرش وقتی اوست
ملک الموت شلوغ است سرش وقتی اوست

ناگهان پر بر انداخته و می آید
زلف بر شانه اش انداخته و می آید
مست از خیمه برون تاخته و می آید
تیغ مانند علی آخته و می آید

باز او نادِ علی تیغ به کف می خواند
چند بیتی رجز از شاهِ نجف می خواند

تیغ را روی سپر تا که به هم می کوبد
مُشت بر سینه عمو پیشِ حرم می کوبد
مثل مولا شده شمشیرِ دو دم می کوبد
می زند اکبر و عباس عَلَم می کوبد

اهل این طایفه در رزم به هم می مانند
ما همه بنده و این قوم خداوندانند

گَلدی میدان و میدانی پرشان اِلَدی
بو علی ابن حسیندی نِجه طوفان اِلَدی
باخدیلای ضربسین هامینی حیران اِلَدی
هر طرف گدی آتی ،جمعی پریشان اِلَدی

مرحبا باخ علیا حضرت سلطان دیدی
باخدی میدان ابالفضل علی جان دیدی

یک طرف چشم پدر چشم حرم دنبالش
یک طرف لشگر سیراب به استقبالش
مرکبش دید که خون لخته چکید از بالش
سرِ او خَم شد و اُفتاد به روی یالش

مرکبش سوی حرم نه،سوی شامی ها رفت
دید بابا پسرش سوی حرامی ها رفت
،
پدرش آمده خود را سر زانو بکشد
آمد داد کشد دست به گیسو بکشد
باید او خم شود و نیزه ز پهلو بکشد
یا که یک تیغه ی جا مانده زابرو بکشد

کاش گیردپسرش زیر بغلهایش را
می کشد روی زمین پیش پدر پایش را

روی این خاک خدایا جگرش ریخته بود
مشت خاکی پس از او روی سرش ریخته بود
دید بال وپراو دور وبرش ریخته بود
آه از بین دودستش پسرش ریخته بود

دست را زیر تنش برد تنش جامی ماند
خوب شد بود عمو ورنه همانجا می ماند

تابماند قسمش گریه کنان داد نشد
شانه را هرچه که با گریه تکان دادنشد
بوسه برزخم تبرهای سنان دادنشد
عمه را در وسط جمع نشان دادنشد

قدبابا به کنار پسرش راست نشد
این جوانمرده پس از این کمرش راست نشد

#حضرت_علی_اکبر
#حسن_لطفی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
17:25
#حضرت_علی_اکبر
#شب_هشتم

یاسین شدی مقطعه ی کربلای من
گم شد ز دست و پا زدنت دست و پای من

انگشت من کمک به کلیمی تو نکرد
خس خس نکن فدای صدایت صدای من

یک کوچه باز شد که تو زهرا شوی علی
خیلی مدینه ای شده حال و هوای من

دیدی خودت چطور غرورم شکسته شد
دیدی که خنده شد به منو گریه های من

غارت شدی تنت هدف دزدها شده
یک پیرهن نمانده که باشد دوای من

من راضیم که جان دهم اینجا بجای تو
تو راهی حرم شوی اکبر بجای من

ناموسم آمدست ز جایت بلند شو
حالا شده حجاب عقیله بلای من

باید عبا بیاورم اینجا برای تو
باید کفن بیاورد او هم برای من

قطعه به قطعه چیدمت آرام پیش هم
سرهم شدی پیمبر ازهم جدای من

تشییع میکنند مرا پشت جسم تو
تشییع میکنند تو را برعبای من


#حضرت_علی_اکبر
#سید_پوریا_هاشمی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
17:25
#شب_هشتم

می‌روی و می‌بری همراه خود جان مرا
صبر کن بابا ببین حال پریشان مرا

در پی‌ات اهل حرم آئینه و قرآن به دست
می‌بری با خود دل خیمه‌نشینان مرا

ای عصای پیری‌ام، داری هلالم می‌کنی
بعد تو دشـمن ببینـد حال حیران مرا

قبل رفتن اندکی پیش دو چشمم راه رو
پر کن از قد رسایت قاب چشمان مرا

در جواب تشنگی شد عایدم شرمندگی
گر چه دیدی با زبانت کام عطشان مرا

از فرس افتاده، سوی تو خودم را می‌کشم
آه بابا جان، ببین زانوی لرزان مرا

سوره‌های پیکرت پاشیده از هم وای من
پخش صحرا کرده‌اند آیات قرآن مرا

عده‌ای کِل می‌کشند و عده‌ای کف می‌زنند
تا شنیده دشمنت آوای افغان مرا

تا صدایش می‌کنم یک دشت پاسخ می‌رسد
زینبم! بنگر علی‌های فراوان مرا

خون او را در تمام دشت جاری کرده‌اند
کربلا را با تنش آئینه‌کاری کرده‌اند

#حضرت_علی_اکبر
#مصطفی_هاشمی_نسب

Tlgrm.me/raziolhossein
17:26
#شب_هشتم

شکر خدا زره ز تنت در نیامده
با چنگ گرگ پیرهنت در نیامده

می‌خواستم که باز ببوسم لبت ولی
دیدم که تیر از دهنت در نیامده

یک دشت اکبر و پدری پیر و یک عبا
حتی ز عهده‌ی کفنت در نیامده

دارم ز روی خاک جگر جمع می‌کنم
این چند نیزه از بدنت در نیامده

با یک فزع محاسن بابا خضاب شد
حرفی ز دست و پا زدنت در نیامده

برخیز جانم آمده از گریه بر لبم
مدیون گیسوی پریشان زینبم

#حضرت_علی_اکبر
#قاسم_نعمتی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
17:26
#شب_هشتم

خبر مرگ ز چشم نگران بدتر نیست
یک جهان داغ هم از داغ جوان بدتر نیست

پدر پیر پسر مرده به مردن راضیست
بی عصا هر که زمین خورده از آن بدتر نیست

چقدر بر پدر پیر علی خندیدند
زخم شمشیر هم از زخم زبان بدتر نیست

هیچ جان کندنی از پاشنه بر خاک زدن
با لب تشنه دم دادن جان بدتر نیست

تازه بر تن زرهی داشت چنین پاشیدست
حدسم اینست سه شعبه ز سنان بدتر نیست

دیدن این همه زخم و تنی اربا اربا
از تماشای زنی ضجه زنان بدتر نیست

بی برادر شدن زینب از اینجا شد پس
یک جهان داغ هم از داغ جوان بدتر نیست

#حضرت_علی_اکبر
#علی_ناظمی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
17:27
#شب_هشتم

عاقبت جان من از سینه به در می آید
بسکه از جوشن تو پاره جگر می آید

نکشیدی نفس و من نفسم بند آمد
بی تو عمر نفسم زود به سر می آید

به زمین ریختم از بس به زمین ریخته ای
چه کنم از لب مقراض خبر می آید

وضع زخم سر تو دیدم و گفتم تنها
این چنین زخم عمیقی ز تبر می آید

وسط کف زدن و خنده روی صورت تو
با فزع اشک من از دیده تر می آید

به سر دوش کدامین پدری غیر از من
سالها بردن تابوت پدر می آید

زندگی پای جوانی تو دادم رفتی
تو نگفتی که چه بر روز پدر می آید

حق بده! خب شده انگشت نما خواهر من
اگر از پا پدر پیرتو در می آید

بردنت رو به حرم کار من و زینب نیست
سخت تر هست از اینکه به نظر می آید

عمه ات رفت بیارد کمک از اهل حرم
سر تشییع تو با چند نفر می آید

#حضرت_علی_اکبر

Tlgrm.me/raziolhossein
17:27
#شب_هشتم

قصد دارد بدود تاب و توانش رفته
پیرمردی که غریبانه جوانش رفته

هرچه می‌خواست که با پا برود باز نشد
عجبی نیست سوی معرکه جانش رفته

وقت پیری همه‌امید پدرها پسر است
تکیه‌گاه قد و بالای کمانش رفته

فرصت ِ اینکه کند پا به رکابش هم نیست
دیر راهی شود از دست زمانش رفته

از سر ماذنه افتاد موذن بر خاک
تا به خیمه غم هنگام اذانش رفته

با چه زجری به سر نعش علی می‌آید
با چه حالی که توان بهر بیانش رفته

آمد و دید پیمبر به زمین افتاده
آمد و دید که حیدر ضربانش رفته

هر چه می‌دید علی بود علی بود علی
بدنش بیشتر از حد مکانش رفته

آنقدر نیزه به هرجای تنش ریخته‌اند
که توان از بدن نیزه‌زنانش رفته

تیرها مثل حسن با بدنت لج کردند
هرچه تیر است در این دشت نشانش رفته

عصمت‌الله به بالای سر شاه آمده
دید در بین کف و هلهله جانش رفته

نوبت کار جوانان بنی‌هاشم شد
کار بسیار جوانان بنی‌هاشم شد

#حضرت_علی_اکبر
#سید_پوریا_هاشمی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
17:28
#شب_هشتم

از سينه اگر چه مي كشم آه برو
حالا كه شدي تشنه ي اين راه برو

بي تاب سفر اگر چه هستي بگذار
تا خوب تو را ببينم آنگاه برو

بابا به فداي تو چه مردي شده اي
قدري پسرم مقابلم راه برو

يك لحظه اگر نبينمت مي ميرم
حالا چه رسد به اينكه تو ... آه برو

تو مي روي و هر قدمت مي گويد
دستم شده از دست تو كوتاه برو

از رفتن تو هنوز هم بي خبرست
پس تا نشده رقيّه آگاه برو

شرمنده براي بدرقه آبي نيست
بابا علي ام خدا به همراه برو

#حضرت_علی_اکبر
#عمران_بهروج

Tlgrm.me/raziolhossein
17:28
#امام_حسین_علیه_السلام


کاری به دشت لاله و گلشن ندارم
آواره ام، جز روضه ات مأمن ندارم

من دوستت دارم، بخوان از اشک هایم
از روسیاهی جرأت گفتن ندارم

این لطف زهرا مادرت بوده و گرنه
ظرفیت این عشق را قطعا ندارم

پیش خدای خود به یاد نوکرت باش
تو آبرو داری و اما من ندارم

دردسرت هستم ولی از خود مرانم
من که کسی را غیر تو اصلا ندارم

بر من به نورانیت "جون" ات نظر کن
حالا که پیشت چهره ای روشن ندارم

از آن شبی که آمدم کرب و بلایت
میلی به جنت، یک سر سوزن ندارم

درس بزرگی را من از عابس گرفتم
مجنون که باشم حاجت جوشن ندارم

عریان شدم تا که بدانی با تو هستم
حالا ببین مثل تو پیراهن ندارم

دیشب برایت تا سحر روضه گرفتم
من را ببخش امروز اگر شیون ندارم

تنها خودت تا روز آخر صاحبم باش
زنجیرِ غیر از عشق بر گردن ندارم

#امام_حسین_مناجات
#محمد_جواد_شیرازی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
17:34
#شب_هشتم

شکر خدا زره زتنت در نیامده
با چنگ گرگ پیرهنت درنیامده

میخواستم که باز ببوسم لبت ولی
دیدم که تیر از دهنت در نیامده

یک دشت اکبر و پدری پیر و یک عبا
حتی ز عهده کفنت در نیامده

دارم ز روی خاک جگرجمع میکنم
این چند نیزه از بدنت در نیامده

با یک فزع محاسن بابا خضاب شد
حرفی ز دست و پا زدنت در نیامده

برخیز جانم آمده از گریه برلبم
مدیون گیسوی پریشان زینبم

#حضرت_علی_اکبر
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:34
#شب_هشتم

گرچه هر لحظه تماشای تو شادم کرده است
دیدنت این‌بار دل را خانه‌ی غم کرده است

ای جوان! گفتم عصای دست پیری‌ام شوی
داغ تو پشت مرا مثل عصا خم کرده است

پای خود را می‌کشی بر خاک اسماعیل من
تیغ امّا در تن تو کشف زمزم کرده است

عده‌ای شمشیر. بعضی تیر. نیزه. دشنه. سنگ.
هرکسی از کینه هرچه شد فراهم کرده است

آن‌قَدَر بر پیکرت پیچیده ردّ زخم‌ها
راه را گم، چاره در این جمع درهم کرده است

زخم‌هایت یک طرف، زخم سر تو یک طرف
بغض نامت لشگری را «ابن ملجم» کرده است

تاب آوردم که بی‌تاب از عطش رفتی ولی
طاقتم را خنده‌ی بی‌جان تو کم کرده است

#حضرت_علی_اکبر
#امیر_اکبرزاده

Tlgrm.me/raziolhossein
17:34
#شب_هشتم

از بین موج خون گهرم را بیاورید
جان ز جان عزیزترم را بیاورید

طوفان غم به جان و دلم موج میزند
آرام جان شعله ورم را بیاورید

شمعم كه سوخته از پا نشسته ام
پروانه شكسته پرم را بیاورید

چون آفتاب سُرخ پر از شعله ام هنوز
ای هاشمی رُخان،قمرم را بیاورید

ما با همیم همسفر از فرش تا به عرش
از بین راه همسفرم را بیاورید

تا بنگرید جلوه ایثار و عشق را
آئینه شكسته سرم را بیاورید

از بس كه تیر و نیزه به برگ و برم زدند
افتاده بر زمین، ثمرم را بیاورید

دیدم كه قطعه قطعه شده پاره دلم
از روی خاك ها جگرم را بیاورید

یعقوبم و ز دیده من نور رفته است
تا خیمه یوسفم،پسرم را بیاورید

#حضرت_علی_اکبر
#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:34
#شب_هشتم

چقدَر تیر و سنان در تن اکبر مانده
خنده بر روی لب این همه لشکر مانده

بین این دشت تمام تن او پخش شده
هر طرف قطعه ای از پیکر اکبر مانده

اربا اربا شده آنگونه علی اکبر من
که از او در همه جا نفحه ی عنبر مانده

زانویم از رمق افتاد و زمین افتادم
کمرم تا شد از این داغ... شدم درمانده

به کنار بدنش خشک شده این بدنم
از علی اکبر من یک علی اصغر مانده؟!

خواستم بوسه زنم بر بدنش، آه...نشد
جای بوسه به تن این گل پرپر مانده؟

یاد اصوات اذانش جگرم را سوزاند
حسرت یک نگهش بر دل مضطر مانده

به روی پیکر او پیکر من افتاد و
خواهرم در بر من دست به معجر مانده

هرچه کردم بدنش بین عبا جمع نشد
به روی خاک از این تن دوبرابر مانده

کار من نیست علی را ببرم تا به حرم
زحمت بردن او دوش برادر مانده

خبر پر زدنش را برسانید حرم
چشم بر راهِ پسر دیده ی مادر مانده

رکن من رفت... چنین خم شدنم جا دارد
به خدا رفت ازین لشگر من فرمانده

#حضرت_علی_اکبر
#مهدی_علی_قاسمی


Tlgrm.me/raziolhossein
17:34
#شب_هشتم

به پيش چشم پدر ناگهان پسر افتاد
همينكه خورد پسر بر زمين پدر افتاد

رسيد هلهله و خنده ها به گوش حسين
ميان معركه آقا به درد سر افتاد

مگر كه قول ندادي عصايِ من باشي؟
بلند شو پدر ِ پيرت از كمر افتاد

نگاه كن علي اكبر دمي به سمتِ حرم
ببين به عمه چه چشمانِ خيره سر افتاد

تو نخل بودي و دستي به پيكرت كه زدم
ز شاخه هاي تمام تنت ثمر افتاد

الا شبابِ بني هاشم از حرم آئيد
كه زانوانِ حسين از توان دگر افتاد

خبر رسيد به خيمه كه ارباً اربا شد
خبر رسيد كه ليلا از اين خبر افتاد

#حضرت_علی_اکبر
#هانی_امیرفرجی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند
ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند

سنگ ها روی لب خشک تو جا خوش کردند
این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند

وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی
سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند

تا به حالا نشده بود جوابم ندهی
وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند

چشم من تار شده با چه مداواش کنم
یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند

عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد
پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند

ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست
این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند

#حضرت_علی_اکبر
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

خنده و هلهله بر چشمِ تَرم رَحم نكرد
به غریبیِ من و اشكِ حرم رَحم نكرد
هیچ كس حُرمتِ این مویِ سفیدم نگرفت
نفسی بر من و سوزِ جگرم رَحم نكرد
لشكرِ بغضِ علی دقِ دلی خالی كرد
به سرش ریخت و بر یك نفرم رَحم نكرد
دستِ مِقراض بُرش داد حریرِ بدنش
هر قدر پا به زمین زد پسرم، رَحم نكرد
همه ی فاصله را داد زدم نیزه بس است
نزن اینقدر من آخر پدرم رَحم نكرد
سندِ سخت ترین لحظه ی عمرم این است
داغِ او بر دل و چشم و كمرم رَحم نكرد

پسرم از روی زین بَد به زمین افتادی
نیزه بر پهلویت آمد به زمین افتادی

چقدر فرقِ دو تایِ تو به هم ریخته است
زیرِ پا زُلفِ رَهایِ تو به هم ریخته است
زَجر كُش شد به خدا بس‌كه زدی پا به زمین
پیرِمردی كه به پایِ تو به هم ریخته است
دیگرم نیست توقع كه جوابم بدهی
در گلو تیر صدایِ تو به هم ریخته است
اِرباً اِربا شده زین پس چه صدایت بزنم؟
تیغ از بس كه هجایِ تو به هم ریخته است
غُصه ات با دلِ لیلا چه كند وقتی كه
گیسوی عمّه برایِ تو به هم ریخته است
چه كنم، تا به حرم بینِ عبا می برمت
زخم ها قدِ رَسایِ تو به هم ریخته است

#حضرت_علی_اکبر
#علیرضا_شریف

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

غم به من چیره شد و تیره جهان در نظرم
خیز و کن یاری ام ای چشم و چراغم پسرم

تا صدای تو شنیدم ز رخم رنگ پرید
خبرم داد صدایت که چه آمد به سرم

چشم خود وا کن اگر لب به سخن وا نکنی
مکن از موی پریشان خود آشفته ترم

بسکه غم هست به دل جای غمت دیگر نیست
می نهم داغ جگر سوز تو را بر جگرم

پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم
داغت آخر کشدم لیک بدان من پدرم

چشمه ی چشم مرا اشک فشان خیز و ببین
لب خشکیده مگر تر کنی از چشم ترم

منکه خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم
چون نهادم لب خود بر لب تو ای پسرم

خصم لبخند زند من کف افسوس به هم
بین دل ریش و از این بیش مزن نیشترم

گه سرت، گاه رخت، گاه لبت می بوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم من پدرم

#حضرت_علی_اکبر
#استاد_علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

برسان زود جوانان حرم را عباس
كه بیارند به خیمه پسرم را عباس

دسترنجِ همه ی عمر مرا باد تكاند
جمع كن روی عبایم ثمرم را عباس

به زمین میزندم...،داغ جوان سنگین است
پس بگیر از دو طرف زیر پرم را عباس

زخم تیری كه قرار است نصیب تو شود
كاش میدوخت به هم چشم ترم را عباس....

....تا نمیدیدم از این سوی به آن سوی زمین
پخش كردند تمام جگرم را عباس

زانویم تا شده اما به تو پشتم گرم است
نشكند كاش بلایی كمرم را عباس

اكبرم رفت تو هم گر بروی از دستم
پس به كی بسپرم این اهل حرم را عباس

بعد آن دیر نباشد كه ببیند زینب
پنجه ای چنگ زده موی سرم را عباس

#حضرت_علی_اکبر
#علی_صالحی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

گاهی همه به دور پسر جمع می شوند
گاهی همه به دور پدر جمع می شوند

این ها که دست و پای علی را گرفته اند
هشتاد و چهار فاطمه سر جمع می شوند

وقتی میان خیمه نشسته، نشسته اند
وقتی که می رود دم در جمع می شوند

دارند این طرف چه قدر می شوند کم
دارند آن طرف چه قدر جمع می شوند

گیسوی خیمه ها همه آشفته می شود
دور و برش که چند نفر جمع می شوند

وای از علی، عُقابش اگر اشتباه رفت
وای از حسین دورش اگر جمع می شوند

یک طور می زنند علی را که بعد از آن
شمشیرهای تیز دگر جمع می شوند

خیلی تلاش می کند آقا چه فایده
این تکه تکه هاش مگر جمع می شوند

یک عده ای به دور پسر گریه می کنند
یک عده ای به دور پدر جمع می شوند

#حضرت_علی_اکبر
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم


دلواپسم هنوز علی اكبر نیامده
آرام بـخشِ خاطرِ مضطر نیامده

از حال و روزِ خویش مرا بی خبر گذاشت
مـعراج رفته با دلم آخـر نیامده

یك سیبِ بوسه از لبِ پیغمبری نداد
شایـد كه وقـتِ میوۀ نوبر نیامده

در موجِ تلخِ هلهله ها جز من از كسی
شكـرانـۀ لِـرَبِّكَ وَانْـحَرْ نیامده

در خیمه ختمِ نادِ عـلی نذر كرده ام
از چیست بر اجـابـتِ مـادر نیامده؟

نیزه انـارِ پهلوی حَورائیش كه ریخت
یك دانه اش به دامنِ هـاجـر نیامده

مقراض هـا حریـرِ تنش را بُرش زدند
چیزی به جـز حصیر از او در نیـامده

می خواستم كه پا نَكِشد بر زمیـن نشد
كاری به غیـرِ گریه ز مـن بـر نیامده

وقتی حریفِ این همه زخمش نمی شوم
عمرم چـرا به پـایِ سـرش سر نیامده؟

تابـوتِ مـرگِ حاصلِ عـمرم تمـامِ عمر
بـر شانـه بود، حـسِ به بـاور نیامده

هر چـه كنارِ هم بـه عبا چیدمش هنوز
خیـلی شبـیـهِ اكبـرِ مـن در نیامده

#حضرت_علی_اکبر
#علیرضا_شریف

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

برو ولی به تو ای گل سفر نمی آید
که این دل از پس داغ تو بر نمی آید

به خون نشسته دلم اشک من گواه من است
که غیر خون دل از چشم تر نمی آید

تو راه می روی و من به خویش می گویم
به چون تو سرو رشیدی تبر نمی آید

رقیه پشت سرت زار می زند برگرد
چنین که می روی از تو خبر نمی آید

کسی به پای تو در جنگ تن به تن نرسید
ز ترس توست حریفی اگر نمی آید

تمام دشت به تو خیره بود نعره زدی
خودم بیایم اگر یک نفر نمی آید

ز ناتوانی شان دوره می کنند تو را
به جنگ با تو کسی بی سپر نمی آید

غزال من که تو را گرگ ها نظر زده اند
ز چشم زخم به جز دردسر نمی آید

دلم کنار تو اما رمق به زانو نیست
کنار با دل تنگم کمر نمی آید

رسید عمه به دادم که هیچ  بابایی
به پای خود سر نعش پسر نمی آید

کجای دشت به خون خفته ای بگو اکبر؟
صدای تو که از این دور و بر نمی آید

دهان مگو که پر از لخته لخته ی خون است
نفس مگو نفس از سینه در نمی آید

به پیکر تو مگر جای سالمی مانده
چطور حوصله ی نیزه سر نمی آید

#حضرت_علی_اکبر
#هادی_ملک_پور

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم


"هرچند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم"
هرگه نظر به روی تو کردم جوان شدم

طاووس خیمه پیش پدر راه می‌روی؟
گفتی اذان و مست من از این اذان شدم

آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو
اما به روی نعش تو من قدکمان شدم

تا اینکه خوب از عطشم باخبر شوی
از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم

با خود نگفته‌ای پدرت خُرد می‌شود
من مثل قطعه‌‌‌های تنت بی‌نشان شدم

آخر چرا جواب پدر را نمی‌دهی؟
چیزی بگو علی، ولدی نصفه جان شدم

زینب میان این همه دشمن دویده است
بابا اسیر زخم زبان‌هایشان شدم

از بهر بردن تو عبا کم می‌آورم
من چند بار بر بدنت امتحان شدم

شد سرخی لبان تو در دشت منتشر
من هم به طشت زر هدف خیزران شدم

شکر خدا که نیزه‌ی من شد بلندتر
در راه شام بر سر تو سایه‌بان شد


#حضرت_علی_اکبر
#عباس_احمدی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم


ز جا خیز ای گل لیلا امیدم بیشتر گردد
بگو بابا که نیرویی به زانو باز بر گردد

جوابم را نمیگویی نگو  اما نگاهم کن
که با هر یک نگاهت سوی چشمم بیشتر گردد

به پای لاله ی سرخم ، من آب از دیده پاشیدم
ولی شور است اشک دیده ام او تشنه تر گردد

شده با خنده ها تواَم ، صدای گریه ی زینب
اگر آید ابالفضلم ، عدو آرام تر گردد

عبایم از بدن پُر شد ، ز که گیرم مدد یا رب
که ترسم این بدن تا خیمه ها پاشیده تر گردد

به همراه جوانان بنی هاشم نمی گریم
اگر دشمن ببیند اشک من خوشحال تر گردد

#حضرت_علی_اکبر
#سعید_خرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#شب_هشتم

این باده بی شک سوی ساغر بر نمی گردد
زینب به لیلا گفت : دیگر بر نمی گردد

کودک نگاهش را به بابا دوخت با حسرت
پرسید : یا مولا ، برادر بر نمی گردد  ؟

با چشم های خسته اش بابا به کودک گفت :
اصغر ، بزرگی کن که اکبر بر نمی گردد

با طعنه اهل کوفه می گفتند : بی تردید
سالم از این میدان پیمبر بر نمی گردد  !

این رسم مردان خداوند است در میدان
برگشت اگر تن ، بی گمان سر بر نمی گردد

پیداست اسماعیل ِ  این میدان زمینی نیست
قربانی است و سوی هاجر بر نمی گردد

وقتی پسر پهلو شکسته مانده در میدان
یعنی پسر پهلوی مادر بر نمی گردد

آری جوان اهل رجز خوانی ست ، بی باک است
آری جوان از ترس خنجر بر نمی گردد

از لحن تکبیرش مشخص می شود این شیر
از گفتن الله ُ اکبر بر نمی گردد

لیلا ! علی تا روز آخر در رکابت بود
لیلا ! جوانت روز آخر بر نمی گردد


#حضرت_علی_اکبر
#علی_سلیمانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هشتم


چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست
و از این پیر جوانمرده کمانی تر نیست

دست و پایی ،نفسی ،نیمه نگاهی ،آهی
غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست

در کنار تو ام و باز به خود می گویم
نه حسین!، این تن پوشیده به خون ،اکبر نیست

هر کجا دست کشیدم زتنت گشت جدا
از من آغوش پر و از تو تنی دیگر نیست

دیدنی گشته اگر دست و سر سینه تو
دیدنی تر زمن و خنده آن لشگر نیست

استخوانهای تو و پشت پدر هر دو شکست
باز هم شکر ،کنار من و تو ،مادر نیست


#حضرت_علی_اکبر
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هشتم


علی شمیم تو پر کرده است صحرا را
به خون نشانده نگاه تو قلب بابا را

نمی شود که تنت را ز خاک بر دارم
چسان به خیمه برم جسم اربا اربا را

به پیش مادر من از چه بر نمیخیزی
مگر نمیشنوی ناله های زهرا را

بدان امید کنم خالی از دهان تو خون
که بشنوم ز لب تو‌ دوباره بابا را

نشسته مادر تو منتظر که بر گردی
خودت بگو چه بگویم جواب لیلا را


فدای این لب خشکت تو تشنه ای حتما
مخواب تا که بخوانم ز خیمه سقا را

هزار شکر که در خوابی و نمیبینی
به گریه های پدر خنده های اعدا را
.
#حضرت_علی_اکبر
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_هشتم


به رویِ خاک جگر ریخته و یا پسرم
به روی خاک پسر ریخته و یا جگرم
بلند می‌شوم و باز می‌خورم به زمین
بلند می‌شوم و می‌خورد زمین کمرم

هزار بار بمیری ولی نبینی که
به رویِ دست جوانِ تو دست و پا بزند
شکستن کمرت سخت و سخت‌تر اینکه
جوان تو نتواند تو را صدا بزند

تو را همین که زدم بوسه‌ای پشیمانم
که کاش بوسه بر این نیمه جان نمی‌دادم
بغل گرفتم و دیدم به خاک می‌ریزی
ببخش کاش تنت را تکان نمی‌دادم

نشسته مادرم و می‌زند به پهلویَش
زدند نیزه که حرف مدینه را نزنند
خدا بخیر کند خواهرانِ تو جمع‌اند
خدا کند که پس از تو سکینه را نزنند

یکی به سینه ی خود می زنم یکی به سرم
یکی یکی زِ تنت نیزه می‌کشم بیرون
ببین که مادرم اینجاست تا نفس بکشی
ببین که از دهنت نیزه می‌کشم بیرون

#حضرت_علی_اکبر
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
10 October 2016
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین


حرمتش را، خیمه اش را، لشکرش را...بگذریم
کینه ی شمشیر زن ها اکبرش را...بگذریم

قاسمش را ضربه ها هم قامت عباس کرد
تیر بی رحمی گلوی اصغرش را...بگذریم

گوشه گودال بود و سایه ای نزدیک شد
روبرویش ایستاد و خنجرش را...بگذریم

عرش می لرزید حتی اعتنایی هم نکرد
گر چه از هر سو صدای مادرش را... بگذریم

چشمشان پیراهن صدپاره ی او را گرفت
چشم مردی هم گرفت انگشترش را...بگذریم

تا بیامیزند با هم استخوان و خون و خاک
اسبها را تاختند و پیکرش را...بگذریم

باز آتش کار خود را کرد و صحرا تار شد
ناله های دخترانش خواهرش را...بگذریم

کاروان آماده ی فریاد بود و ناگهان
روبروی محمل خواهر سرش را...بگذریم

عاقبت کنج خرابه، نیمه شب، دختر که دید-
چشم و ابروی پر از خاکسترش را...بگذریم

شاعرت انگشتهایش داغ شد، از تو نوشت
قصه ات باروت بود و دفترش را...بگذریم

#امام_حسین_علیه_السلام
#حسن_اسحاقی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عباس_مناجات
#دوبیتی

خروش رود و دریا: یا اباالفضل
پناه اهل دنیا: یا اباالفضل

به حق دست‌هایی که قلم شد
بگیر این دست‌ها را یا اباالفضل

#یوسف_رحیمی
13:36
#حضرت_عباس_ع_شهادت


دیدم خودم بال و پرت می ریخت عباس
دشمن چگونه برسرت می ریخت عباس

می خواستم‌جمعت کنم‌ تا خیمه آرم
دیدم دوباره پیکرت می ریخت عباس

دیدم کنارت دست بر پهلو گرفته
دیدم‌ که اشگ‌ مادرت می ریخت عباس

دیدم که مشگت تیر خورد و قطره قطره
سرمایه های آخرت می ریخت عباس

دیدم به یاد غربت من گریه کردی
خون ‌از دوچشمان ترت می‌ریخت عباس

دیدم ‌که از پهلو سرت بر نیزه خورده
هرلحظه راس اطهرت می ریخت عباس


#زهیر_سازگار
13:38
#حضرت_عباس_ع_شهادت


علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد
یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

روضه ی دست بریده وسط علقمه بود
روضه خوان دست بدون رمق فاطمه بود


#محسن_عرب_خالقی
13:39
#حضرت_ابالفضل_شهادت


ستون خیمه ی عشق و وفا ابالفضل است
شکوه غیرت و حسن و حیا ابالفضل است

گره به کار شوم رو نمی زنم به کسی
گره گشای من خسته تا ابالفضل است

ز آستانه ی لطفش نمی روم جایی
امید این دل درد آشنا ابالفضل است

قلم قلم شده دستان او که بنویسد
حساب نوکر ارباب با ابالفضل است

نه بین روضه و در تکیه ی محرم ها
همیشه زمزمه ام ذکر یا ابالفضل است

وزیر و یار و علمدار و ساقی طفلان
بگو که لشگر خون خدا ابالفضل است

هنوز می رسد آوای العطش بر گوش
نوای اهل حرم یکصدا ابالفضل است

کنار پیکر سقا ، حسین آمد و دید
تمام علقمه و کربلا ابالفضل است

به ذکر "کاشف کرب الحسین" فهمیدم
کمیل ، شرط قبول دعا ابالفضل است

#کمیل_کاشانی
13:41
#حضرت_ابالفضل_شهادت

تا خیمه ها عباس دارد غم ندارم

پشتم به تو گرم است ای کوه وقارم

من رحمت الله و تو پرچم دار فضلی

بوسیدن دستان تو شد افتخارم

سلطانی ام در کربلا از توست عباس

در سایه ی قد تو ، صاحب اقتدارم

تنها تویی که سه حرم داری در عالم

دست جدایت را به چشمانم گذارم

تا که صدا کردی برادر یاری ام کن

بند دلم را پاره کردی ای نگارم

هر جا نظر کردم تو را دیدم به صحرا

گرد تن پاشیده ی تو بی قرارم

بوی مدینه می دهد خون لبانت

حس می کنم مادر نشسته در کنارم

شمشیر تیز است و عمود آهنین پهن

آشفته در هم گیسوانت ای بهارم

بر خیمه ها چشم طمع دارد دشمن

جان خودت صاحب علم دلشوره دارم

ترسم شود زینب اسیر بی حیایی

در فکر آن طفلان در حال فرارم

#قاسم_نعمتی
13:44
#حضرت_ابالفضل_شهادت


ای قد بلند از دل صحرا بلند شو
قدم خمیده ،ای قد طوبا بلند شو

بعد ازتو نیست قوت قلبی به خواهرم
بعدِ تو می شوم تک و تنها بلند شو

از خیمه گاه تا به کنارت که آمدم
ناله زدم مُدام که سقّا بلند شو

دوروبرم ببین همه درحال شادی اند
پایان بده به خنده و هورا بلند شو

بنگر که دشمنان همه نزدیک تر شدند
آرامش دلِ همه زن ها بلند شو

راضی نشو که گریه کنم اینهمه در این
دشتی که هست غرق تماشا بلندشو

یک دشت چشمشان به من واهل خیمه ست
تا که نرفته خیمه به یغما بلند شو

دست تو روی خاک ولی دست دخترم
از ترس رفته است به بالا بلند شو

حالا که مادرم به کنار تو آمده
حدِّاقل به خاطر "زهرا" بلند شو


#محمدحسن_بیات_لو
13:46
#حضرت_ابالفضل

ای عشق زلال، روح دریا عباس
زیبایی محض، ای دلارا عباس
الحق به شما نام قمر می آید!
ای ماه ترین عمویِ دنیا عباس

#وحید_قاسمی
13:50
#حضرت_ابالفضل


همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است
چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دودست داده به راه خدا وپس چه عجب
اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم
که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین
کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها
دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ
اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید
به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان
ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است


#مجتبی_خرسندی
13:51
#حضرت_ابالفضل_شهادت


تیر بر مشک زدند و ز جفا خندیدند
یک صدا در همه ي کرب و بلا خندیدند

تا بسوزند دل فاطمه و اُمّ بنین
پایکوبان همه با ساز و نوا خندیدند

تا که زیبایی چشم قمر از هم پاشید
همره حرمله اولاد زنا خندیدند

سر او خرد شد از ثقل عمود آهن
تا که دیدند سرش گشت دو تا خندیدند

تا شنیدند حسین "انکسر ظهری" گفت
به زمین خوردن شاه شهدا خندیدند

ضمن تبریک به هم، سوی حرم می رفتند
قوم محروم ز شرم و ز حیا خندیدند

وقت پاره شدن گوش یتیمان حرم
ناکسان بی خبر از قهر خدا خندیدند


#جواد_حیدری
13:58
#حضرت_ابالفضل_شهادت


 آنكه از جمعِ امامان دو برادر دارد
دلبری از همه‌یِ ما دو برابر دارد

طرفی اُم‌ِبنين و طرفی فاطمه است
كيست در بينِ عشيره كه دو مادر دارد

لشكری زهره ندارد كه نگاهش بکند
خاصه وقتی که کنارش علی اکبر دارد

چقدر بر رویِ پیشانیِ او می اید
دستمالی که به سر حضرت حیدر دارد

ایستاده به سرِ کعبه بخواند خطبه
تا بدانند که این طایفه منبر دارد

علمش را بزند کرببلا چیزی نیست
کعبه تا کوهِ اُحُد نیز تَرَک بردارد

وقتِ صفین بزن چند قدم در میدان
چشم بر تیغِ شما مالکِ‌اشتر دارد

هر امامی که تو را دید دو دستت بوسید
بوسه بر بازویِ تو لذّتِ دیگر دارد

حق بده اینهمه اسفند برایت می سوخت
قد و بالایِ تو در سایه دو دختر دارد

مدحِ تو بود دلم از تب و تابش اُفتاد
وای بر معجرِ زینب که رکابش اُفتاد
---
علقمه موج شد عکسِ قمرش ریخت به هم
دستش اُفتاد زمین بال و پَرَش ریخت به هم

تا که از گیسویِ او لخته یِ خون ریخت به مَشک
گیسویِ دخترکِ منتظرش ریخت به هم

تیر را با سرِ زانوش کِشید از چشمش
حیف از آن چشم که مژگانِ تَرَش ریخت به هم

خواهرش خورد زمین مادرِ اصغر غَش کرد
او که اُفتاد زمین دور و بَرَش ریخت به هم

قبل از آنیکه برادر بِرِسد بالینَش
پدرش از نجف آمد،پدرش ریخت به هم

به سَرَش بود بیاید به سَرَش اُمِ بنین
عوضش فاطمه تا دید سرش،ریخت به هم

کتف‌ها را که تکان داد حسین اُفتاد و
دست بگذاشت به رویِ کَمَرَش ریخت به هم

خواست تا خیمه رساند بغلش کرد ولی
مادرش گفت به خیمه نَبَرش ریخت به هم

نه فقط ضَربِ عمود آمد و اَبرو وا شد
خورد بر فرقِ سرش پُشتِ سرش ریخت به هم

به سرِ نیزه زِ پهلو سرش آویزان بود
آه با سنگ زدند و گذرش ریخت به هم

#حسن_لطفی
ش
16:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#دودمه


آنکه از سایه شمشیر تو وحشت دارد

یاأخي ياعباس

حال آماده شده، نیت غارت دارد

ياأخي ياعباس

#علی_سلطانی
16:51
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#دودمه

تیغ بردار که جان از تن اعدا بکشی

یابن قتال العرب

صحنه رزم علی را به تماشا بکشی

یابن قتال العرب

#علی_سلطانی
16:52
#حضرت_ابالفضل_شهادت

ولوله در حرم افتاد علمدار افتاد
لرزه بر پیکرم افتاد علمدار افتاد

همه آبرویم بود که افتاد زمین
نه که آب آورم افتاد علمدار افتاد

بود با بودنش امید نمیرد پسرم
از نفس اصغرم افتاد علمدار افتاد

یک تنه لشکر من بود یل ام بنین
همه لشکرم افتاد علمدار افتاد

پیش اکبر که نمردم به او خوش بودم
بهترین یاورم افتاد علمدار افتاد

به زمین خوردن او را که تماشا کردم
یادم از مادرم افتاد علمدار افتاد

به زمین گیری من هلهله کردند همه
چه بلایی سرم افتاد علمدار افتاد

تا که او بود خیالم ز حرم راحت بود
تکیه گاه حرم افتاد علمدار افتاد

بعد بی دستی او دست عدو باز شد و...
بر روی دخترم افتاد علمدار افتاد

دست بگذاشت به روی سر خود زینب گفت
در خطر معجرم افتاد علمدار افتاد

به سر کوچه و بازار و سپس بزم شراب
گذر خواهرم افتاد علمدار افتاد
😢 1
ش
17:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل_شهادت


داغِ خواهر سخت شد
داغِ خواهر سخت شد داغِ بـرادر سخت شد
سخت شد كـار حُسين
كـار بر زيـنب ولي چنـدين برابـر سخت شد
دلخوشي از خيمه رفت
وضع،بيش از پيـش بر آل پيمـبر سخت شد
در حـرم غوغا شد و...
ماندن شش ماهه در آغوش مادر سخت شد
بعـد سـقّـا زود رفت
زندگي در قحط آب از بس به اصغر سخت شد
........
در كـنار آب مانـد
بسـكه باز آوردنش از بين لشـگر سخت شد
ضـربه طوري بود كه...
بسـتن زخمش شـــبيه فرق حـيدر سخت شد
بـازوانــش را كه ديد
باز دردِ بــازويِ زهرايِ اَطـهر سـخت شد
غارت از سرها نگشت
گرچه بعدِ او به شدّت حفظ معجر سخت شد

#محمد_قاسمي
17:48
#حضرت_ابالفضل_شهادت


ما مسلمانیم اما ما مسلمانِ نجف
جانِ کعبه صدهزاران بار قربانِ نجف

روزِ اول که زمین را چون نگینی خلق کرد
گفت در گوشش خدا جانِ تو و جانِ نجف

در نجف مدحِ علی می‌چسبد اما بعدِ آن
نامِ عباس است غوغا زیرِ ایوانِ نجف

کارِ ما مدحِ علی نه مدحِ قنبر گفتن است
مدحِ عباس است اما کارِ طوفانِ نجف

بر علی سوگند فریادِ علی عباسِ اوست
باب حاجات است پس نادِعلی عباسِ اوست
-
کیست این مرد این تمام اقتدار زینب است
کیست این شیر این که تیغِ کارزار زینب است

سایه‌ی زینب نمی‌دیدند،اصلا می‌شود
دید خانم را که کوهی در کنار زینب است

شانه هایش را نوشتم کوهسارِ کربلا
گیسوانش را نوشتم آبشارِ زینب است

دستمالِ زردِ بابایش به عباسش رسید
بعد از این او مرتضا او ذوالفقارِ زینب است

بیلدیلَر عالَمدَ عباسدی خانومون عالمی
یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی
-
آسمان خورده تَرَک تا او عَلَم برداشته
کوه از جا کنده شد یا او قدم برداشته

کودکان بر شانه بر دستش عَلَم پایش رکاب
یک‌تنه بر دوشِ خود بارِ حرم برداشته

ما گرههایی که کور است این حرم می آوریم
داد،دستِ خود ولی دست کَرَم برداشته

گفت آقایم که از ماهم خیالش راحت است
دستهایش را به محشر مادرم برداشته

گفت آری با کریمان کارها دشوار نیست
پیش این باب الحوائج این گره ها کار نیست
-
گرچه از داغ پسر سوزد جگر ها بیشتر
می زند داغ برادر برکمرها بیشتر

تاصدای یا اخا آمد تمامی حرم
روی سینه می زدند اما به سرهابیشتر

زود آمد برسرش چون خوب می داند حسین
بعدصدهاتیر می آید تبرهابیشتر

کاش می شد اینهمه زیبا نبود این با ادب
گفت وای از تیرها وای از نظرها بیشتر

هلهله می آمد وبرسینه مادرهازدند
زود خانم ها گره هارابه معجرها زدند
-
پیشِ اکبر اینقدر این پشتِ زخمی تا نشد
آمد اما در حرم نزدیک دخترها نشد

این طرف زینب زمین می‌خورد در آنسو حسین
بعد از این بابا برایِ بچه ها بابا نشد

وای دیگر این ربابه آن رباب قبل نیست
خواست خانم پیشِ اصغر پاشود اما نشد

آنقدر محکم گره زد که حرامی تا کشید
روی دختر شد سیاه اما گره ها وا نشد


#حسن_لطفی
17:50
#حضرت_ابالفضل_شهادت


برادری به زمین بود و بال و پَر میزد
برادری به سرش بود و هِی به سر می‌زد

برادری به زمین از لبش جگر می‌ریخت
برادری به سرش داد از جگر می‌زد

چقدر چین و چروک است رویِ این صورت
کنارِ هلهله‌ها دست بر کمر می‌زد

دو دست در بغل و یادِ مادرش می‌کرد
دوباره حرفِ در و چوبِ شعله ور می‌زد

رشید بودنِ او کار دستِ زینب داد
گره به معجرِ طفلانِ بی خبر می‌زد

کشید تیر به زانو و چشمهایش وای
سه شعبه زخمِ خودش را عمیق تر می‌زد

کمی زِ ساقه یِ هر تیر از دو سو پیداست
کسی که بغضِ علی داشت تا به پَر می‌زد

برای خاطر هشتاد و چهار خانم بود
اگر حسین نشسته به روی سر می‌زد

#حسن_لطفی
17:51
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#دوبیتی

با تیر جفا خانه‌خرابش کردند
او در پی آب بود و آبش کردند

عباس که شیر سربلندست؛ ولی
شرمنده‌ی بی‌شیر ربابش کردند

#مرتضی_اسداللهی
17:53
#حضرت_ابالفضل_شهادت


پرچمت افتاد و این قصه توانم را گرفت
چشم پر خون تو نور دیدگانم را گرفت

دست بی‌رحمی میانِ ابروانت را شکافت
با عمودت بر زمین زد آسمانم را گرفت

کاسه‌ها از دست‌ها افتاد یک‌یک بر زمین
مشک افتاد و امید کودکانم را گرفت

اربا اربا دیدن اکبر امانم را برید
قطعه‌قطعه دیدن عباس جانم را گرفت

«ای الهی بشکند دست «حکیم ابن طفیل
کاین‌چنین از من علمدار جوانم را گرفت

تا که خواباندم عمود خیمه‌ات را بر زمین
ترس از سیلی وجود دخترانم را گرفت

قبل از این سمت حرم دشمن نگاه چپ نکرد
وای بر زینب که دشمن پاسبانم را گرفت
***
ای برادر دشمن تو با گرفتن از منت
اذن مرکب‌تاختن بر استخوانم را گرفت

بی‌برادر ماندن آخر حاصلش این می‌شود
نیزه خوردم بی‌هوا و خون دهانم را گرفت

گوشه‌ای از نیزه‌ی دشمن لبم را پاره کرد
گوشه‌ای از نیزه، دندان و زبانم را گرفت

#مهدی_مقیمی
17:55
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#دودمه


آمده شیرنر ام البنین بهرشکار
مثل حیدر باوقار
لافتاالاعلی لاسیف الا ذوالفقار
مثل حیدر باوقار

#قاسم_نعمتی
ش
19:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل


معروف به عباس و مسمی به ابالفضل
عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل

هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود
بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل

بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت
در کشور ما هست قسم ها "به ابالفضل"

صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال
ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل"

القاب زيادند ، ولي عالم و آدم
گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل


#حمیدرضا_محسنات
19:04
#حضرت_ابالفضل_شهادت

گر نخیزی تو زجا ، کار ِحسین سخت تر است
نگران حرمم ، آبرویم در خطر است

قامتِ خم شده را هر که ببیند گوید:
بی علمدار شده ، دستِ حسین بر کمر است

داغ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است

نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است

پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است

علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس ، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است

به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است

اصغر از هلهله کردن بدنش میلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است

تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن ، فرق تو شق القمر است

وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است


#سعید_خرازی
19:09
#حضرت_اباالفضل_شهادت

ناگهان دور و بر شیر حرم غوغا شد
سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد

دشمنان هلهله کردند همین که افتاد
سند غارت اموال حرم امضا شد

علقمه شعبه ای از مسجد کوفه شده بود
سر سردار حسین تا دل ابرو وا شد

کوری چشم همه بد نظران کوفه
بین خون چهره ی سقا چه قدر زیبا شد

بعد سی سال به ارباب برادر گفت و
همه ی دشت پر از عطر و بوی زهرا شد

لشکر حرمله خندید به عباس و حسین
پیش چشمان همه قامت آقا تا شد

سرو رعنای حرم هم قد قاسم شده بود
این غم انگیز ترین روضۀ عاشورا شد

وقت رفتن به همه درس وفاداری داد
همه ی غصۀ او بی کسی آقا شد

با لب تشنه لبِ آب ازین دنیا رفت
آب شرمندۀ کوه ادب سقا شد

رفت آقا به حرم ماند اباالفضل غریب
سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد


#محمدحسین_رحیمیان
ش
22:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#دودمه_شب_نهم_محرم

ای اهلِ حرم رفت علمدار و علم نیست
صاحب حرمم نیست

ای وای که در عَلقمه جُز دستِ قلم نیست
صاحب حرمم نیست

#حسن_لطفی
ش
23:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_نهم_محرم_امام_زمان_عجل_الله


چشم بر راه تو ماندند پریشانی چند
ناله دارند تو را دست به دامانی چند

کاش باران بزند تا که بشوید ما را
شرم دارد زِ شما چشم پشیمانی چند

به‌کجا این سرِ شب خاک به‌سر می‌ریزی
تا کنار تو گشاییم گریبانی چند

گریه کردیم در این خیمه و آرام شدیم
چه لطیف است هوا در پسِ بارانی چند

من که از روضه‌ی تان هیچ نمی‌فهم هیچ
تا به پایم نرود خار مغیلانی چند

غیر تو حال حرم را چه کسی می فهمد
کاش آواره شوم بین بیابانی چند

هرچه داریم حسین است حسین است حسین
خوشبحال جگر بی سر و سامانی چند

حتم دارم که بیایی شب عباس شماست
بشنوم از لبت ای کاش " عموجانی" چند


#حسن_لطفی
23:24
#حضرت_اباالفضل

رسیده تا لبِ دریا برادر
چه کاری میکند حالا برادر؟!
جهان فهمید از کار ابالفضل
برادر فرق دارد با برادر...

#محسن_کاویانی
11 October 2016
ش
12:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#وداع_امام_حسین_حضرت_زینب


قدم قدم زحرم میشوی جدا برگرد
بدون خواهر خود میروی کجا برگرد

به پای تو همه گیسوی من سفید شده
نزن به سینۀ من دست رد اخا برگرد

به گردنت به خدا حق مادری دارم
به حرمتی که بُوَد بین ما دو تا برگرد

ز کودکی روش دلبری ز تو بلدم
قسم به مادرمان فاطمه بیا برگرد

تمام ترس من اینست گیسوان سرت
گره گره بشود ، بین پنجه ها برگرد

ز قبل آنکه به پیشم تن تو در گودال
جدا جدا بشود زیر دست و پا برگرد

بیاو پیش از اینکه به تیزی نیزه
کسی به هم بزند پیکر تو را برگرد

به ذوالجناح سپردم به هر کجا دیدی
حسین خُورَد زمین زود سوی ما برگرد


#قاسم_نعمتی
12:40
#وداع_امام_حسین_حضرت_زینب


میروی پشت سرت این دل من جا مانده
قدری آهسته که فرمایش زهرا مانده

بسکه سرگرم تماشای تو بودم دیدی؟
همه ی دشت به من گرم تماشا مانده

 خوب شد نیست اباالفضل ببیند اینجا
 خواهرش در وسط معرکه تنها مانده

بوسه بر زیر گلویت عوض مادر بود
 نوبت بوسه ی من بر روی رگها مانده

#محمد_حسن_بیات_لو
12:43
#امام_حسین_مناجات

دوستان که جایِ خود حتّی به فکرِ دشمن است
کمترین لطفش به دشمن دادنِ پیراهن است

از همان شب که چراغِ خیمه را خاموش کرد
عیب پوشی کردنش از نارفیقان روشن است

شک نکن گاهی تَشَرهایش دل از ما میبَرَد
شیوه ی حُر سازیِ آقا به نحو احسن است

خطبه خطبه من تَوَرُّق کرده ام تاریخ را
گاه الگویِ تمامِ شیر مردان یک زن است

چایِ روضه رمزِ مستیِ رسولِ تُرک هاست
این شرابِ کهنه تا روزِ ابَد مرد افکن است

هرکسی را بَهرِ کاری ساختند و کارِ ما
کفش هایِ سینه زن ها را مرتّب کردن است

بویِ اسفند و گلابِ دسته های سینه زن
بویِ خوبِ خاطراتِ کودکی های من است

هرکسی از هرکجایی اربعین در کربلاست
با من و ایل و تبارم بعدازاین هم میهن است

اربعین موکب به موکب چایِ شیرین میخورم
آه شیرین تر از آن در کربلا جان دادن است...!

#محسن_کاویانی
12:51
#شب_دهم_محرم_امام_زمان_عجل_الله


بد جور دلشکسته ای و گریه می‌کنی
از اشک چهره شسته ای و گریه می‌کنی

بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم
بر خاکها نشسته ای و گریه می‌کنی

امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن
امشب عجیب خسته‌ای و گریه می‌کنی

خونِ جگر برای شما قوت شب شده
با ناله عهد بسته‌ای و گریه می‌کنی


هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز
یک گوشه نشسته‌ای و گریه می‌کنی

آبی بزن به صورتِ مادر،زِ دست رفت
چون مادرت شکسته‌ای و گریه می‌کنی


#حسن_لطفی
12:56
#امام_حسین_مناجات


خون تو خونبهاش خداوند اکبر است      
اشک غمت به خون شهیدان برابر است

هر جا غم تو نیست همان جا جهنم است     
هر جا عزای توست بهشت مکرر است

بی روضه ات بهشت خدا هم بهشت نیست
عیش بهشت گریه بر آن جسم بی سر است

مادر مرا به بزم عزای تو شیر داد              
این اشک نیست بر رخ من شیر مادر است

پیراهن عزات به از حله بهشت              
چایی روضه تو همان آب کوثر است

یک طفل شیر خواره تمام سپاه توست         
آن هم به روی دست تو در خون شناور است

قبر تو در قلوب همه عاشقان توست           
در حیرتم که سینه تو قبر اصغر است

خواهد چو روز حشر شفاعت کند ز خلق   
پیراهنت وسیله زهرای اطهر است

دنیا برای سلتنطت جای کوچکیست        
یک گوشه از حکومت تو کل محشر است

#غلامرضا_سازگار
12:58
#امام_حسین

غبـارِ راه شمــا حُكمِ توتيــا دارد
نگـاه تان اثـري فوقِ كيميــا دارد

اگر زمين و زمان در تَمَلُّــكش باشد
فقط گداي شما اُنس با شمـا دارد

خوشا به حال كسي كه تمام دوره ي سال
در ايـن حريمِ مُقــدّس برو بيا دارد

قوامِ دين خدا از شماست،بايد گفت:
اگر به پات بيـفتند خَـلـق ، جا دارد

جزاي گريه مـگر نيست همنشيني تان ؟
مُشخّص است چه قدْر اشك ما بها دارد

جهــنّم از نَــمِ يك قطره اش شود خاموش
يـَمي كه در پس هر پلك ما سرا دارد

خيال نوكرتان در دو عالَم آسوده ست
چرا كه حضرت زهرا هواش را دارد

هـزار مرتبه هم گر كنيد دعوتـــمان
دو مرتبه ، دل ما ميــل كربــلا دارد

بغل گرفتنــتان رزق هر كسي نشده
سعادتي ست كه آن كهنه بوريا دارد


#محمّد_قاسمی
13:00
#امام_حسین_مناجات

  از هر چه هست و نیست دگر بی نیاز شد
  دست کسی که پیش کریمان دراز شد

  در لطف با گدا، چه کسی بهتر از حسین؟
 لب تر نکرده ایم در خانه باز شد

حیّ علی الکریم که وقت تصدّق است
یا ایّها العقیق! رکوع نماز شد

آری، ز سجده بر گل آدم شفا نیافت
فطرس ز خاکبوسی تو سرفراز شد

کشتی تو پر است ز کشتی شکسته گان
این رحمت شماست که دریا نواز شد

گفتند گریه پای تو، معراج می برد
یک قطره اشک بال شد و در فراز شد

گفتند مرگ را چو به بازی گرفته بود
با اشتیاق عشق، تنت زخم باز شد

ای نی سوار، زینب تو چاره ای نداشت
بی تو سوار بر شتر بی جهاز شد
13:00
#امام_حسین_مناجات


یا ایهاالحسین و یا ایهاالشهید
باعشق تو ندیده خدایت مرا خرید
هر سائلی که دست به دامان تو شود
هرگز نمی رود زسرای تو نا امید
اصلا بهای این همه احسان نداشتیم
اصلا چه شد که میل شما سوی ما کشید؟
هر کس دلش اسیر سر زلف دلبر است
با غمزه ای ز هر که به جز یار دل برید
این بی قراری دل ما بی دلیل نیست
صوت حزین مادری برگوش ما رسید
والله اصل طینت ما خاک کربلاست
مارا برای گریه خداوند آفرید
با اشک فاطمه گل مارا درست کرد
از نای زینبی به نفسهای ما دمید
رخت عزای ما همه دست دوز فاطمه است
نقش لباس ما همه زان پیرهن کشید
زین پس حیا زحرمت این پیرهن کنید
بااین لباس پیکر مارا کفن کنید

#قاسم_نعمتی
13:01
#امام_حسین_مناجات


چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله
زائر کرببلا حق شفاعت دارد
قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله
دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست اباعبدالله
مستجاب است دعا گوشه‌ی شش‌گوشه‌ی تو
حرمت عرش معلی‌ست اباعبدالله
هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت
او نظر کرده‌ی زهراست اباعبدالله
بارها گفت اگر من ز حسینم، دیدم
جلوه‌اش اکبر لیلاست اباعبدالله
چشم ما روز قیامت به پر قنداقه‌ست
پسرت مالک فرداست اباعبدالله
روزی گریه‌ی ما دست رباب افتاده
روضه‌خوان در دل صحراست اباعبدالله
باب بین‌الحرمین از حرم عباس است
همه جا سفره‌ی سقاست اباعبدالله
هر که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم
سینه‌زن زینب‌کبری‌ست اباعبدالله
مادرت گفت “بنیَّ” دل ما ریخت به هم
بردن نام تو غوغاست اباعبدالله
مادرت گوشه‌ی گودال تماشا می‌کرد
بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله

#قاسم_نعمتی
ش
16:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


بگیر بالِ مرا باز در هوای خودت
مرا بِبَر به کنارت،به کربلایِ خودت

من آشنایِ توام خانه زادِ مادرتان
نصیب در به درت کن شبی دعایِ خودت

نفس بزن که مذابم کنی در این شب‌ها
نفس بده که بسوزم فقط برایِ خودت

دلم کتیبه‌یِ اشعار محتشم شده است
بزن به سینه‌ام آتش،به روضه‌هایِ خودت

ببین که نذرِ درِ زینبیه‌ات شده‌ام
بکش به دیده‌ام از گرد و خاک پایِ خودت

از آن زمان که مرا نوکرت خدا خوانده
نشسته بر جگرم داغِ بوریای خودت

وصیتم شده آقا!مرا کفن نکنند
مگر به پیرهن مشکی عزای خودت


#حسن_لطفی
ش
17:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_عاشورا

شور برپا مي شود
"تا شهادت نامه ي عُـشّاق امضا مي شود"
هر كه جا خالي نكرد
دردهـاي باطِـنيْش امـشب مُــداوا مي شـود
هركسي شد وقفِ شاه
زنـدگي اش "ما رَأَيـتْ اِلّا جمـيلا" مي شـود
مثل محشر مي شود
بسكه فردا عصر در اين خاك غوغا مي شود
هركه از نسل علي ست
بر زميـن وقـتي بيـفــتد اربـاً اربـا مي شود
هم به دست نعل ها
نوجـواني مـاه ، هــم قدّ عمـوها مي شــود
هم مـيانِ نخـل ها
تيـر پُشــت تيـر جا در جـسم سـقّا مي شود
خنجري مي بُـرّد و ...
تشنه ، مردي ذبح پيش چشم زهرا مي شود
چند ساعت مانده است...
پاي ده تا اسب در گودال خـون وا مي شود
هست فردا عكسِ اين
هرچه امشب خوب با دُردانه ها تا مي شود
آه ! چون امشب فقط
...بـا پـريشانْ حاليِ زينـب مُـدارا مي شـود
آه ! چون فـردا غـروب
ريسـمان خيـمه هم تـسلـيمِ يغـما مي شود
اوج غم اينجاست كه
عمّه ي سـادات فـردا عـصر، تنها مي شـود
اوج درد اينجاست كه
دسـتهايش بسـته در زنجـيرِ اعـدا مي شود

#محمّد_قاسمي
17:55
#ظهر_عاشورا

چگونه صبر کنم رفتن تورا بینم

نوای وا عطشا گفتن تورا بینم

در این طرف تو صدا می زنی “انا المظلوم”

جواب  هلهله دشمن تورا بینم

بپوش زیر زره دست دوز مادر را

مباد لحظه ای عریان تن تورا بینم

چگونه معجر خودرا به سر نگه دارم

چگونه لحظه جان دادن تورا بینم

کویر واین همه لاله حسین خیز وببین

میان دشت فقط گلشن تورا بینم

شود به سم ستوران تن تو حلاجی

میان گرد و غبار ، خرمن تورا بینم

چگونه حفظ کنم چادرم که در مقتل

به دست چند نفر جوشن تورا بینم

خداکند که نیفتی به زیر پای کسی

به چشم خویش لگد خوردن تورا بینم


#قاسم_نعمتی
17:59
#وداع_امام_حسین_حضرت_زینب


آرام دل ستاره هفت آسمان من

آتش مزن به هر قدم خود به جان من

آهسته تر برو که تماشا کنم تورا

دامن مکش ز دست من ای مهربان من

این ناله های بی کسی ات می کشد مرا

ذکر انا الغریب تو برده توان من

از بس عطش ز حنجر تو شعله میکشد

داغی بوسه مانده به روی لبان من

این بار خم شدن ز تو بوسه ز خواهرت

گودال بوسه با من و قد کمان من

مثل محاسن تو شده گیسویم سپید

آید بلای روی تو بر گیسوان من

خنجر چرا به پیرهن کهنه میکشی

واضح بگو چه میشود ای همزبان من

حیف لب تو نیست که نیزه خورش کنی

کمتر بده گلوی سپیدت نشان من



#قاسم_نعمتی
18:05
#شب_عاشورا

خیمه‌ها را یکی‌یکی گشتم
تا که امشب تو را نگاه کنم
تا دل سیر گریه‌ای بکنیم
تا دَمِ صبح آه آه کنم

پشتِ این خیمه‌ها،چرا بر خاک؟
فکرِ این تشنه‌ی صدایت باش
خارها را که حال می‌چینی
جان من فکر دستهایت باش

تازه خوابیده‌اند طفلانت
سایه‌یِ میرِ خیمه کم نشود
دلِ من می‌تپد دعای کن
بی علمدار این حرم نشود

هرچه خواستم رباب بس بکند
آنهمه آه و ناله را که نشد
هرچه می‌خواستم ببافم باز
 گیسوانِ سه ساله را که نشد

اصغر امشب که خواب رفته ولی
حال و احوال مادرش پیداست
با خودش تا به صبح می‌گوید
که سفیدیِ حنجرش پیداست

خواب دیده که شیرخواره یِ او
لبش از آفتاب خشک شده
کاش می‌شد بگیرد از شیرش
حیف شیر رباب خشک شده

جان مادر بیا و از پیش
من نه طفلان بی پناه نرو
هرکجا می روی برو اما
سمت گودال قتلگاه نرو

#حسن_لطفی
18:06
#قتلگاه_روزیازدهم

مرهم به زخم دل به جز از سوز آه نیست
روزی چو روزگار من از غم سیاه نیست

خواهم که سیر بینمت، آنگه سفر روم
باید چه چاره کرد؟ که تاب نگاه نیست

من با تو آمدم، بنگر با که می‌روم
جولان خصم هست ولیکن پناه نیست

رأس تو روی نیزه و خورشید بر فلک
با بودن تو، حاجت خورشید و ماه نیست

گفتم که خاک بر سر خود ریزم از فراق
جز سنگ و تیر و نیزه در این قتلگاه نیست

#سیدرضا_هاشمی_گلپایگانی
18:09
#امام_حسین



برای روضه نشستیم و روضه خوان آمد
صدا گرفته و غمگین و ناتوان آمد

نشست و گفت سلامٌ علیکَ یا عطشان
سلام حضرت لب تشنه روضه خوان آمد

سلام حضرت شیب الخضیب، مقتلها
نوشته اند چه بر روزگارتان آمد

نوشته اند مقاتل که ظهر روز دهم
چه روضه ها که از این داغ بر زبان آمد

سه سیب را سه هدف را سه تیر کافی بود
سه بار حرمله هربار با کمان آمد

نوشته اند که شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش در فغان آمد

نوشته اند مقاتل که عصر عاشورا
بلند مرتبه ای خسته ، نیمه جان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی
بریده باد زبانم ولی سنان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی
به قصد حنجره ات شمر همچنان آمد

بلند مرتبه شاها ! همین که افتادی
میان هروله زینب دوان دوان آمد

یکی به دشنه تو را زد یکی به نیزه ولی
یکی به قصد تبرک عصازنان آمد

هنوز داخل گودالی و تنت بر خاک
رسید خولی و در دشت بوی نان آمد

برای بردن انگشتر غنیمتی ات
همین که قائله خوابید ساربان آمد

#محسن_ناصحی
18:14
#شب_عاشورا

#امان_نامه

شبِ حرم شبِ احرام شامِ تاسوعاست
میان خیمه‌یِ اصحاب روضه‌ی زهراست

شب است و باز به گِردِ خیام می‌گردد
دوباره دورِ خیامِ امام می‌گردد

صدایِ پایِ نگهبان خیمه می‌آید
دوباره خواب به چشمانِ خیمه می‌آید

کسی خیالِ حرم را نمی‌کند تا اوست
سکینه صحبتِ غم را نمی‌کند تا اوست

عَلَم به دوشِ علمدار تا قدم می‌زد
هراس را به دلِ دشمنان رقم می‌زد

اگر صدایِ قدمهاست جایِ غربت نیست
میان لشکرِ دشمن نگرد  جرات نیست

به مَشک سمتِ حرم برده آب را عباس
حرام کرده به بیگانه خواب را عباس

گذشته نیمه‌ای از شب مدام می‌گردد
شب است و باز به گِرد خیام می‌گردد

که دید بِینِ سیاهیِ شب کسی‌آید
زِ دور سمتِ امیر عرب کسی‌آید

به خشم خیره شده شیرِ هاشمی غُرید
نَهیبِ غُرشِ عباس در فضا پیچید

که هستی اینهمه جرات به خویشتن دادی؟
و دودمانِ خودت را به سوختن دادی؟

عَلَم ندیده ای از دور با علمدار است
چگونه آمده ای چشم خیمه بیدار است

اگر قدم زِ قدم رویِ خاک برداری
قدم به خاک نخورده دو چاک برداری

کلام او که به پایان رسید جانش سوخت
صدایِ ناله‌ی زینب شنید جانش سوخت

به رویِ چشمِ زمین ماهِ خاندان اُفتاد
زمین به پیشِ قدمهایِ آسمان اُفتاد

مرا ببخش چرا آمدید تا اینجا
سلام حضرت بانو شما کجا اینجا

دو چشمِ خسته‌یِ خاتون کربلا وا شد
تمام زمزمه اش ذکرِ واحسینا شد

رسیده‌ام که ببینی مرا قراری تو
وصیتِ پدرم را به یاد داری تو

گرفت دست تو و گفت ای توانِ حسین
همیشه جانِ تو و جانِ کودکانِ حسین

چه شد که خاک به دامان و چنگ بر جامه است
ببین به خیمه‌مان صحبتِ امان نامه است

جهان به چشمِ علمدار تار تر شده بود
تمامِ قامتِ عباس شعله ور شده بود

میانِ شب عرقِ شرم از جبین می‌ریخت
سرش به زیر چه اشکی بر آن زمین می‌ریخت

گرفت چادرِ بانو و بال و پَر میزد
برایِ غربت او داد از جگر میزد

سوار رفرف خود شد توان به مرکب داد
علم به دوش گرفت و توان به زینب داد

کشید تیغ دو سر را به دورِ سر چرخاند
سپاه را به نگاهی به جنبشی لرزاند

رگی به صفحه‌ی پیشانی‌اش تورم کرد
تمام لشکرِ شب دست و پایِ خود گم کرد

دوباره مرکبِ خود را به رقص آورده
شبیه سینه‌ی آتش فشان تلاطم کرد

به بیرقی که به دوشش نهاده موج اُفتاد
امیر سمت حرم آمد و تبسم کرد

کشیده نعره که امشب امانتان بِبُرم
برای حرف امان نامه دودمانتان بِبُرم

به زخم تیغ علی بازوانتان شکنم
به ضربه‌ای همه‌ی استخوانتان شکنم

رسید ظهرِ دهم نوبت علمدار است
تنش به رویِ زمین های گرم خونبار است

وزید سوزِ حزینی به خیمه‌گاهِ رباب
که ای برادرِ تشنه برادرت دریاب

میان علقمه خونش به راه اُفتاده
دو چشم خون شده و از نگاه اُفتاده

کنارِ پیکرِ او بویِ یاس پیچیده
شکسته مادری آنجا به آه اُفتاده

حرامیان همه با نیزه های خود رفتند
امیر مانده و در قتلگاه اُفتاده

حسین می رسد و جمع می‌کند او را
میانِ راه چرا تکه ماه اُفتاده

به پا بخیز که سمت حرم کسی نَرَود
ببین به خیمه ی زینب نگاه اُفتاده


#حسن_لطفی
18:18
#شب_عاشورا
#وداع

ای برادر جان خواهر حرفی از رفتن مزن
ای تمام هست من

بیم آن دارم ببینم پیکرت را بی کفن
ای تمام هست من

#علی_سلطانی
18:19
#شب_عاشورا
#وداع

حق بده لطمه زنم، هجران دلبر مشکل است
زینبت خونین دل است

پیش خواهر سر بریدن از برادر مشکل است
زینبت خونین دل است

#علی_سلطانی
18:24
#شب_عاشورا


می‌شود روشنی ِ خیمه بمانی تا صبح؟
مونسم باشی و شب را برسانی تا صبح

می‌شود رَحم كنی حرفِ جدایی نزنی
تا پیِ ِ چاره مـرا سر نَـدَوانی تا صبح

منتت دارم و می‌خواهم اگر راهی هست
مَحضِ این خاطرِ آشُفته بمانی تا صبح

چه به روزِ تو می‌آرند خدا می‌داند
زنده نگذاردم این دل‌نگرانی تا صبح

روبرویِ تو اگر گریه اَمانم بدهد
بر ندارم نِگَه از رویِ تو آنی تا صبح

دهـنِ خشک و لبِ پُر تَرَكَت نگذارد
دلِ رنجورِ مرا تاب و توانی تا صبح

بُغض پا پیچِ گلویم شده و می‌ترسم
كار دستم دهد این سوز نهانی تا صبح

هول كردم به زمین خوردم و می‌خواهی
خاک از چادر زینب بتكانی تا صبح

بنشین سیر نگاهت كنم ای یوسفِ عشق
لحظه‌ها می‌رود و نیست زمانی تا صبح

می‌شود فاتحه‌ی پوشیه و روسریِ
خواهرِ خون‌جگر از پیش بخوانی تا صبح

چشمِ بارانی‌تان می‌دهد امشب خبرم
از بَلایی كه قرار است بیاید به سرم

وای بر حالِ دلِ خواهرِ تو فردا عصر
می‌خورد چنگ به بال و پرِ تو فردا عصر

آسمان را ز عطش دود فقط خواهی دید
رَمقی نیست به چشمِ ترِ تو فردا عصر

سرِ شش‌ماهه‌ی تو می‌شود آویز به پوست
ارباً ارباست علی‌اكبرِ تو فردا عصر

می‌بَرد لشكری از نیزه حوالیِ حرم
تكه‌تـكه تـنِ آب‌آورِ تـو فردا عصر

تك و تنها وسطِ دشت و بیابان چه كند؟
دامنش سوخت اگر دخترِ تو فردا عصر

چنگِ یک مُشت سنان در طمعِ گیسویت
می‌زند پَرسه به دور و بَرِ تو فردا عصر

هر قدر نیزه و شمشیر و تبر جمع كنند
بیشتر كشف شود پیكرِ تو فردا عصر

سخت دعواست سرِ جایـزه‌ی بیشتری
بینِ گودال برایِ سرِ تو فردا عصر

آخرین‌خواهشم این است دعا كن برسم
زودتر از نفسِ آخر تو فردا عصر

#علیرضا_شریف
ش
19:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_عاشورا
#وداع

یوسفم گر بروی، پیرهنت را چه کنم

یا عزیزالزهرا

عصر فردا ته گودال ، تنت را چه کنم

یاعزیزالزهرا

#علی_سلطانی
ش
20:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_عاشورا

بیا که گریه کنم لحظه‌های آخر را
بخوان زِ چشمِ تَرَم حال و روزِ خواهر را

دلم قرار ندارد بیا که تا دَمِ صبح
بنالم از سرِ شب روضه‌های مادر را

پریده خواب رباب از خیال حرمله باز
گرفته است به چادر گلویِ اصغر را

خدا کند که بمیرم در این شب و فردا
که رویِ نیزه نبینم سرِ برادر را

خدا کند که نبیند دو چشم مبهوتم
به زیر بوسه‌ی نیزه،تنی مطهّر را

خدا کند که نبینم به رویِ تشت طلا
جسارت نوکِ چوب و لبان پَرپَر را

#حسن_لطفی
ش
22:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_عاشورا

شمعم که با نگاهِ تو آتش گرفته‌ام
امشب کنارِ آهِ تو آتش گرفته‌ام

امشب غنیمت است برایم چه می‌کُنی
آقا شکسته است صدایم چه می‌کُنی

امشب نشسته‌ای ولی از من جُدا چرا
ای جانِ خیمه پشت‌سرِ خیمه‌ها چرا

امشب به پشتِ خیمه چرا خار می‌کَنی
این خاک را برایِ که اینبار می‌کَنی

با این قلاف قبرِ که را می‌کُنی درست
این قبر کوچک است چرا می‌کُنی درست

یک پلک هم به هم نَزَنم تا نرفته‌ای
گیسویِ خویش را نَکَنم تا نرفته‌ای

گفتند عمه دخترکان:نامه آمده است
عمه عمو کجاست امان نامه آمده است

از پیشِ پاسبان حرم آمدم حسین
از سمتِ مهربانِ حرم آمدم حسین

گفتم به خیمه موقعِ هنگامه نیست نیست
بس کُن رباب حرفِ امان‌نامه نیست نیست

یگ گوشه رفته تا نخِ قنداقه وا کُنَد
پیراهنی که تازه خریده است تا کُنَد

هِی دستهایِ کوچکِ مهتاب را نَبوس
بس کن رباب بچه‌ی در خواب را نَبوس

از مَشک،تازه خورده کمی آب می‌پَرَد
آرام بو کُنَش گُلَت از خواب می‌پَرَد

امشب دلم برایِ حرم شور می‌زند
اصلاً دلم برای خودم شور می‌زند

مادر که رفت بعدِ پدر هم حسن نماند
از پنج تا کفن به‌خدا یک کفن نماند

امشب نشسته ام که خودم را کفن کنم
فکری برایِ آنهمه دستِ بزن کنم

امشب که فکر می‌کنم از حال می‌روم
فردا چقدر بر سرِ گودال می‌روم

امشب زِ درد بر جگرم دست می‌زنم
فردا چقدر بر کمرم دست می‌زنم

امشب زِ خاک خار اگر جمع می‌کنیم
فردا میانِ تیغ،پسر جمع می‌کنیم

امشب غبار از سرِ گیسوت می‌کِشم
فردا غروب نیزه زِ پهلوت می‌کِشم

امشب کنارِ مادر خود می‌خورم زمین
فردا غروب با سرِ خود می‌خورم زمین

#حسن_لطفی
12 October 2016
ش
10:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ع_و_حضرت_زینب_س_وداع

حالا که غیر از چشم‌های تر نداری
تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد
تا که نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می‌آرم برای اهل خیمه
دیگر نگو آقا که آب‌آور نداری

بگذار لخته‌خون ز لب‌هایت بگیرم
آخر مگر ای نازنین، خواهر نداری

دیشب میان خواب زهرا مادرم گفت
زینب بمیرم پس چرا معجر نداری

تعبیر کن خواب مرا ای یوسف من
حالا که غیر از چشم‌های تر نداری

می‌آیم امشب بهر دیدارت به گودال
هرچند دیر است و تو دیگر سر نداری


#سیدمحمد_جوادی
10:10
#زينب_كبرى
#شب_عاشورا


جمع صفات پنج تن، یکجاست زینب
اثبات ذات مادرش زهراست زینب

نور حقیقت در شب ظلمت فقط اوست
"انا هدیناه السبیل" ماست زینب

اورا صداکردم" و ما ادراک" گفتند
از بس مقام و رتبه اش بالاست زینب

دربارگاه قدس،در سیر الی الله
مرکز نشین حلقهء سرهاست زینب

زنجیره وصل امامت بر امامت
در امتداد روز عاشوراست زینب

گفتیم " عرفنی" ندا آمد که حاشا
مثل خدا معروف ناپیداست زینب

ممسوس ذات الله و مجذوب حسین است
زینب نگو که محشر کبراست زینب

دارد گره وا میکند از کار عالم
وقت نماز شب اگر تنهاست زینب

وقتي حسين انا اليه راجعون گفت
مرگ خودش را از خدا مى خواست زینب

محکم گره زد معجر خود را از امشب
یعنی علمدار حرم فرداست زینب
10:12
#امام_حسین
#عاشورا


صبح تا عصر پیکر آورده

چه قدر جسم بی سر آورده

لیک با آنکه اصغر آورده

خستگی را زپا درآورده

کوه غم روی دوش و چون کوهی

عزم میدان نمود نستوهی

با همه تشنگی بی حدش

بست برسر عمامه جدش

شد قیامت چو راست شد قدش

سیلی از اشک و آه شد سدش

می کند با هزار افسوسش

غیرت الله ترک ناموسش

میخورد بوسه بر سر و روها

دستها در نوازش موها

کس نداند چه گفت زانسوها

که درآورده شد النگوها

او چه گفته که میشود با هم

گره معجر همه محکم؟

حرف تاراج را زدن سخت است

گریه مرد پیش زن سخت است

رفتن روح از بدن سخت است

از یتیمی خبر شدن سخت است

همه طی شد اگرچه جان برلب

روبرو شد حسین با زینب

دو خدای وفا مقابل هم

دو دل آرام آگه از دل هم

چاره مشکلند و مشکل هم

دو مسیح اند یا دو قاتل هم

هردو یک روح در دو جسم پاک

یک نفر با دو جسم و اسم پاک

هردو هستند جان یکدیگر

آشنا با زبان یکدیگر

شدبه شرح بیان یکدیگر

اشکشان روضه خوان یکدیگر

کس نشد جز خدایشان آگاه

زانچه گفتند بازبان نگاه

چشم هریک شده دوکاسه خون

اشک ریزان به حالشان گردون

دور لیلا قبیله ای مجنون

قبله میرفت از حرم بیرون

گوییا در تبار خون جگری

زنده تشییع میشود پدری

هم به لبهاش ذکر یارب داشت

هم انا بن العلی روی لب داشت

هم به دستش مهار مرکب داشت

هم به کف بند قلب زینب داشت

عرش حیران زبانگ تکبیرش

فرش لرزان ز برق شمشیرش

به کفش گرچه تیغ آتش بار

لیک دیگر عطش دهد آزار

شیر پیر و قبیله ای کفتار

هست معلوم آخر پیکار

پای تا سر تنش پر از تیر است

به سراپاش زخم شمشیر است

موج خون بر تن و به اوج جلال

داشت حالی که هرکه داشت سوال

رفته از حال یا شده سرحال؟

شد به هر حال راهی گودال

تا زکف داد جان جولان را

دوره کردند فخر دوران را

میرسد بر تنش زهر تکبیر

تیر با نیزه سنگ با شمشیر

روی هر عضو او هزاران تیر

خورد اما یکی نمیشد سیر

شک ندارم جبین او که شکست

چشم خودرا خدای اوهم بست

برسرم خاک شاه بر خاک است

غرقِ درخاک و خون تنی پاک است

بـخدا این عزیز افلاک است

که تن پاک او پر از چاک است

این چه شرحی است خاک بردهنم

کاش صحت نداشت این سخنم

وای برمن خواهرش هم بود

خواهرش بود، مادرش هم بود

غیراز آنها برادرش هم بود

پدرش جد اطهرش هم بود

بس که گفت العطش عطش کردند

شمرآمد تمام غش کردند

آنکه ننگ ابد برایش ماند

آنکه شیطان برادرش میخواند

شمر پستی که عرش را لرزاند

جسم پاک حسین برگرداند

پیش چشمان اشک ریز خدا

سر برید از تن عزیز خدا

سراو تا برید مظهر ظلم

نامه ها خوانده شد زدفتر ظلم

تن مظلوم ماندو لشگر ظلم

اول غارت است و آخر ظلم

لشگری گرگ و یوسفی بی سر

هرکه میزد هرچه داشت بر پیکر

هرکسی خسته می شد از زدنش

می ربود آنچه میشد از بدنش

این یکی برد جوشنش ز تنش

آن یکی برد کهنه پیرهنش

سنگها که بر جنازه زدند

تازه بر اسبها نعل تازه زدند

پیش تر از بریدن سراو

بیش تر از شرار پیکر او

می زد آتش به جان خواهر او

ناله جانخراش مادر او

چون عزادار هر دو دلبر بود

ذکر مادر غریب مادر بود

زینب آن بی مثال در آفاق

قبله عشق و قبله عشاق

رفته از خویش و مرگ را مشتاق

به خود آمد ز اولین شلاق

جنگ او گشت خود به خود آغاز

یا علی گفت و عشق شد آغاز

#حیدر_توکلی
ش
20:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شام_غریبان


اشکی مرا به شام مصیبت نمانده است
چشمی تو را در این شبِ غربت نمانده است

ما را به سخت جانیِ خود این گمان نبود
هرچند جانِ عرض ارادت نمانده است

ما را ببخش زنده اگر مانده ایم باز
گرچه نفس گرفته و طاقت نمانده است

ما خسته ایم خسته تر از ماست دخترت
حالا که خیمه ای شبِ غارت نمانده است

ما خسته ایم خسته تر از ماست خواهرت
او مانده است حیف که قوت نمانده است

ما خسته و رباب ولی خسته تر ز ما
عباس کو که یک رگِ غیرت نمانده است

در علقمه سپاه حرم مانده روی خاک
چیزی چرا از آنهمه قامت نمانده است

من کربلا رسیدم و دیدم غروب شد
چیزی به غیر رخت اسارت نمانده است

#حسن_لطفی
ش
23:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شام_غریبان


بگذار ناله از جگر خود برآورم
جانم بگیر تا شبِ غم را سرآورم

وقتی برای گریه ندارم،نگاه كن
باید كه كودكانِ تو را دربرآورم

جسمی نمانده تا كه سپر بیشتر شود
چشمی نمانده تا كه دو چشمی تر آورم

باید دو طفل بی نفسِ زخم خورده را
از زیر خارهای بلا پرپر آورم

باید كه چند كودك ترسیده ی تو را
از خیمه های مانده در آتش در آورم

تا ساربان نیامده انگشت را بلند كن
باید روم زِ دست تو انگشتر آورم

باید برای دختركانِ یتیم تو
قدری بگردم و دو سه تا معجر آورم

پیراهن امانتی مادرم كجاست
گشتم نبود تا كه بر این پیكر آورم

نامحرمی به ناقه‌ی عریان اشاره كرد
باید روم به علقمه آب آور آورم

گیسوی مادرت زِ گلوی تو سرخ شد
باید كه چادری به سر مادر آورم

تا باز هم نگاه كنم بر حسین خویش
باید هزار نیزه شكسته درآورم


#حسن_لطفی
23:37
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#حضرت_زینب_روز_یادهم


من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم
چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم

ای باغ که داری تو بسی گل به گلستان
این خرمن گل را به تو بخشیدم و رفتم

در کرببلا زینت آغوش نبی را
آوردم و غلطیده‌به‌خون دیدم و رفتم

ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم
آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم

یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت
چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم

چون همره ما هست سر غرقه‌به‌خونت
من یاد لب تشنه‌ی تو بودم و رفتم

بگسست اگر دشمن دون، ریشه‌ی دین را
با موی پریشان همه سنجیدم و رفتم

بس کن تو دگر کاه ربائی سخن خود
من یک گلی از گلشن دین چیدم و رفتم


#شفق
23:39
#امام_حسین_شهادت
#دوبیتی
ای ماه در آفتاب کشتند تو را
با بغض ابوتراب کشتند تو را
سوزد دل خواهرت که لب تشنه حسسن
در بین دو نهر آب کشتند تو را
13 October 2016
ش
00:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شام_غريبان

با دل سوخته در "شام غريبانِ" حسين
شده ام مثل همه سر به گريبانِ حسين

به قَدِ خَم شده ي زينب كبري سوگنـــد
كمرِ دهر شكست از غم هجرانِ حسين

بايد امشب بگذارند همه سر رويِ خاك
تا كمي حس بشود حالِ يتيمانِ حسين

ساربان دير رسيده ست ولي مي داند
دست پُر مي رود از سفره ي احسانِ حسين

هر چه شستند پس از ذبح سرش را با آب
خشكي اش رفع نمي شد لبِ عطشانِ حسين

بس كه رويِ بدنش ريخته مو از سرهــا
خوب پوشيده شده پيكر عريانِ حسين

زير يك بوته ي خار ، آه دو تا غنچه ي ناز
خواب رفتــــند در آغوشِ بيابانِ حسين

ميزبانيِ سرش ، سهم تنوري گرم است
گر كه در كوفه شده فاطمه مهمانِ حسين

#محمد_قاسمي
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_نیزه

ای جان من به نیزه اعدا چه میکنی؟
آغوش ماست جای تو،آنجا چه میکنی؟

میمیرم از برای تو ای همنشین دل
باری بپرس بی کس و بی ما چه میکنی؟

دیشب همه به فکر تو بودم ندا رسید
او پیش مادر است تو تنها چه میکنی؟

ای ماه من که دوش به زهرا رسیده ای
با من بگو که با غم زهرا چه میکنی؟
18:04
#امام_حسین
#نیزه
#ورود_کوفه

راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می کنم 
سیر نمی شود دلم، نگه دو باره می کنم 

ز اشک و آه سینه ام، میان آب و آتشم 
چو با توام، از این میان کجا کناره می کنم 

گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان 
ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره می کنم 

به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد 
گریه به گوشواره نی، به گوش پاره می کنم

هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی 
گاه نگاه نگاه سوی مه، گه به ستاره می کنم 

رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد 
خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند

#علی_انسانی
18:05
#امام_حسین
#ورود_کوفه

کوفیان خون به دل خون شده ما نکنید
این قدر ظلم به ذریه زهرا نکنید 

بگذارید بگرییم به مظلومی خویش
لیک بر گریه ما خنده بیجا نکنید

دین ندارید اگر غیرتتان رفته کجا 
اسرا را سر بازار تماشا نکنید

پیش چشم اسرا سنگ به سرها نزنید
دیگر از زخم زبان خون به دل ما نکنید

آیه ای کز لب خونین به سر نی شنوید
با دف و چنگ و نی و هلهله معنا نکنید

این توقع که بگریید به ما نیست ولی
خنده بر بیکسی عترت طاها نکنید

داغ دل چاره به خندیدن دشمن نشود
زخم را با زدن سنگ مداوا نکنید

محمل دختر معصوم مصیبت زده را
روبرو با سر ببریده بابا نکنید

میثم از آل علی با همه خلق بگو 
ترک دین در طلب لذت دنیا نکنید

#غلامرضا_سازگار
ش
23:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
 
اگرچه شمع از آتش به رویِ سر دارد
منم همان که زِ غم شعله بر جگر دارد

پس از تو نوبتِ سی سال گریه‌یِ من بود
پس از تو در همه احوال گریه‌یِ من بود

شبیه گریه‌یِ طفلان خیزران خورده
شبیه گریه‌یِ پیرِ زنِ جوان مُرده

تمام شهر از این گریه‌ها خبر دارد
که گریه بر جگرِ سنگ هم اثر دارد

پس از تو گوشه‌یِ سجاده‌ام پُر از اشک است
پس از تو قامتِ اُفتاده‌ام پُر از اشک است

پس از تو صحبت بازار می‌کنم هر روز
شکایت از غم انظار می‌کنم هر روز
****  ****
نسیم گِردِ سرِ اطهر تو می‌چرخید
چقدر بر سَرِ نیزه سَرِ تو می‌چرخید

میانِ شعله من و ساربان تَهِ گودال
برای بُردنِ انگشترِ تو می‌چرخید

به زیرِ ناقه به زنجیر پایِ من را بست
کسی که دور و بَرِ خواهرِ تو می‌چرخید


نرفته از نظرم کوچه کوچه دنبالِ
عزیزِ کوچک خود همسر تو می‌چرخید

نرفته از نظرم مجلس شراب و رُباب
به نیزه‌اش سَرِ آب آورِ تو می‌چرخید

دو دست من به غُل جامعه به گردن بود
که چشمشان به سویِ دختر تو می‌چرخید

شبی به کُنجِ تنور و شبی به رویِ طَبَق
چقدر دستِ غریبه سَرِ تو می‌چرخید
***
تمامِ شهر از این گریه ها خبر دارد
که گریه بر جگر سنگ هم اثر دارد

#حسن_لطفی
23:05
بسم الله الرحمن الرحیم


#امام_سجاد_شهادت


غرق اشکی و گریه می باری
شده دریا ز چشم تو جاری

راوی روضه های کرب و بلا
روضه ی ناشنیده ای داری؟

اینهمه گریه کرده ای بس نیست؟
تا به کی نوحه و عزاداری ؟

بعد از آن غربت و اسیری ها
خنده روی لبت نمی آری

از تن نیمه جان و مجروحت
میچکد خون و لاله می کاری

رنگ و رویت چه زرد و گلگون است
به گمانم هنوز بیماری

حال تو خوب می شود آقا
عمّه ات می کند پرستاری

ردّ اشکی که روی گونه ی توست
یعنی این که ز گریه سرشاری

شام و کوفه چه بر سرت آمد؟
که تو از زندگانی بیزاری


#محمدحسن_بیات_لو
23:07
#امام_حسین_مناجات


بالاترین عبادت ما کار نوکری ست
نوکر شدن زمینه ی فردای بهتری ست

ما سال ها اسیر کمالات دلبریم
او قرن ها مدرس احساس دلبری ست

من عِرق خانوادگی ام روضه های اوست
او شآن خانوادگی اش ذره پروری ست

شغل شریف زندگی ام کفشداری است
این عشق یادگار من از ارث مادری ست

با اشک روضه اش به مقامات میرسند
عشق حسین لازمه ی هر پیمبری ست

گریه کنان او همه از یک قبیله اند
قانون این قبیله حسینی و حیدری ست

با هر کسی که دست اخوت نمیدهیم
عشق حسینِ فاطمه شرط برادری ست

#حسن_کردی
14 October 2016
ش
11:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب
#امام_حسین
#نیزه

دل سوزان بُوَد امروز گواه من و تو
کز ازل داشت بلا، چشم به راه من و تو

من به تو دوخته‌ام دیده، تو بر من، از نی
یک جهان راز، نهفته به نگاه من و تو

اُسرا با من و رأس شهدا با تو به نی
چشم تاریخ ندیده‌ست سپاه من و تو

روی تو ماه من و ماهِ تو عباس امّا
ابر خون ساخته پنهان رخ ماه من و تو

آیه خواندن ز تو، تفسیر ز من، تا دانند
که به جز گفتن حق نیست گناه من و تو

هر دو نَستوه چو کوهیم برِ سیل امّا
عشق، دلگرم شد، از سردی آه من و تو...

«مدّعی خواست که از بیخ کند ریشهٔ ما»
بی‌خبر زآن که غروب است پگاه من و تو


#علی_انسانی
11:26
#امام_سجاد_شهادت


زَهـرِ هِشــام ، بر دل وجانت شــراره زد
داغِ تو داغ بر جـگـرِ سنگِ خاره زد

در شـرحِ حالِ گريه ي سجّاده ي تو بود
حرفي كه ماه در دل شب با ستاره زد

لـرزيد پُـشتِ مســجدِ پيغمبـرِ خُـدا
از نالـه اي كه روزِ فِـراقت مـناره زد

زخـمي كه بود رويِ دلِ روضه سر گشود
ذكرِ وداع ، شعله به جانها دوباره زد

شرمنده گشت زهر كه با آن همه شتاب
پا در سرايِ آن جــگـرِ پـاره پـاره زد

زنجير و غُل به گردن و دستت ، نه اهل شام
آن روز در سقيفه ، ســگي زشت كاره زد

از بسكه خورد كعب ني و سنگ ، درد داشت
حتّي اگر كسي به سرت با اشاره زد

در كوفـه روضه ي سر بازار طي شد و
بـعـدش نمك به زخـم تو دارُالامــاره زد

عمري شبيه بغض مـيان گـلوت بود
تيــري كه خط به حنجره ي شيرخواره زد

مي خواست دِق كنند تـمامِ مُخــدّرات
پَستي كه با لگد به سرِ گـاهـواره زد

مي خواست ، اي غيورِ خُدا زجركُش شوي
دستي كه بر سرش ، هَوسِ گوشواره زد

#محمد_قاسمي
ش
11:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#امام_زمان_مناجات


به بزم ماتم جدّت ، بیا اباصالح
شده محرّم جدّت ، بیا اباصالح

شعار صبح ظهور تو یالثارات است
به زیر پرچم جدّت ، بیا اباصالح

به اشک چشم محبان سیدالشهدا
که ریخت در غم جدّت ، بیا اباصالح

هنوز خون گلوی حسین می جوشد
به حُرمت دَم جدّت ، بیا اباصالح

چقدر خجلت بابا ز کودکش سخت است
به اشک نم نم جدّت ، بیا اباصالح

به لحظه ای که به زانو ، کشان کشان آمد
کنار علقمه ، جدّت ، بیا اباصالح

نوای " انکسر ظهری " اَش به گوش آید
به قامت خم جدّت ، بیا اباصالح

قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا
به ذبح اعظم جدّت ، بیا اباصالح

به جا به جا شدن آیه های یک سوره
به جسم در هم جدّت ، بیا اباصالح

یکی لباس تنش برده و یکی دیگر
ربوده خاتم جدّت ، بیا اباصالح

دعای آخر او در میان گودالی
نموده زَمـزَمه جدّت : بیا اباصالح

#محمود_مربوبی
ش
19:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#تنورخولی

نشسته مادری و دست بر کمر دارد
کمک کنید در از این تنور بردارد

هنوز آه کشیدن برایِ او سخت است
هنوز پهلویِ او دردِ مختصر دارد

چکید اشکی و آمد صدایی و فهمید
تنورِ سرد کمی خاکِ شعله‌ور دارد

کشید شانه‌ای و گفت شانه هم مادر
برای زُلفِ گره خورده دردسر دارد

تو را به معجرِ خود پاک میکنم اما
چقدر کُنجِ لبت لخته‌یِ جگر دارد

هنوز جای تَرَکهای تشنگی پیداست
هنوز رویِ لبت زخمهایِ تر دارد

به رویِ دامن من تا به صبح مهمان باش
که میزبانِ تو امروز طَشتِ زَر دارد

#حسن_لطفی
19:35
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه

بالا نشین نیزه اعدا حسین من
آرام جان زینب کبری حسین من

پای سر بریده ات ای سایه سرم
آید صدای گریه زهرا حسین من

دیشب تنور خولی و امروز روی نی
برگو کجاست جای تو فردا حسین من

قرآن بخوان زنیزه که این کوفیان پست
کمتر مرا کنند تماشا حسین من

مارا به بزم زاده مرجانه می برند
زینب کجا و مجلس اعدا حسین من

با دختر سه ساله ات یک دم سخن بگو
ذکر لبش ببین شده بابا حسین من


▪️
19:39
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه

جلوه گری به روی نی سرت چو ماه میکند
غروبت ای هلال من عمر تباه میکند
درون محمل مرا زنوک نی نظاره کن
ببین چگونه دخترت تو را نگاه میکند

#ژولیده_نیشابوری
ش
22:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه

ای که فراز نیزه تو را آشیان شده
بنگر مرا که ناقه ی عریان مکان شده

حرفی که نه! اشاره ای حتی نمیکنی!
از آن زمان که هم سخنت خیزران شده

ازبسکه سنگ خورده ای ازدست کوفیان
خون لخته از کنار لبانت روان شده

شهری که پایتخت علی بوده یک زمان
حالا دگر محله ی نامردمان شده

ای همسفر!تو روی نی ومن به زیر نی
از روی نی سرت به سرم سایبان شده
15 October 2016
ش
01:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه

ای کوفه از نوای خوشت نینوا حسین
ای درد عالمی به نگاهت دوا حسین

تا دست پیش آرم و گیرم سرت به بر
با پای نیزه دار جلوتر بیا حسین

خواهم که خون کنم ز رخت پاک حیف، حیف
دستم نمی رسد به سر نیزه ها حسین

تو در تنور و من به قنوت نماز شب
از سوز دل به جان تو کردم دعا حسین

ای کاش می برُید سر خواهر تو را
تیغی که کرد رأس تو از تن جدا حسین

این غم مرا کُشد که به گودال قتلگاه
قاتل برید رأس تو را از قفا حسین

جای تو روی دوش نبی بود از چه رو
در زیر تیغ شمر زدی دست و پا حسین

دردا که شد سیه عوض جامه سیاه
از تازیانه پیکر صاحب عزا حسین

سر بشکنم به چوبۀ محمل که خون از آن
گردد روان به حرمت خون خدا حسین

آن خنجری که حنجر پاک تو را برید
خون گریه کرد و ناله زد و گفت یا حسین

هر کس به وقت مرگ کلامی است بر لبش
«میثم» تو رازند دم مردن صدا حسین

 #غلامرضا_سازگار
01:22
#امام_حسین_شهادت

آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را

خون ازمژه می ریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که می برد سر بی بدنش را

پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را

زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد 
شمعی به طواف آمده پر پر زدنش را

آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را ؟!

خورشید فروزان شده در تیره گی ِ شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را


#فاضل_نظری
ش
11:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#دفن_ابدان_مطهر

صبری کنید این کشته‌ها را می‌شناسم
جاماندگان نینوا را می‌شناسم

من زاده‌ی زهرا علی بن الحسینم
هم زخم‌ها را هم شفا را می‌شناسم

گرچه شناسایی کمی سخت است اما
من دو یتیم مجتبی را می‌شناسم

این پیکر مُثله که مانده روی خاک و
رفته سرش بر نیزه‌ها را می‌شناسم

از عمه‌جانم مانده اینجا یادگاری
طفلان اویند این دو تا را می‌شناسم

از علقمه بوی عمو جانم می‌آید
ای قوم بوی آشنا را می‌شناسم

من تک‌تک این تکه‌تکه جسم‌های
از هم جدا، از سر جدا را می‌شناسم

یک پیرهن حتی نماند از یوسف اما
من یوسف کرببلا را می‌شناسم

دفنش بدون بوریا امکان ندارد
من پیکر خون خدا را می‌شناسم

بر جسم بابای غریبم یک نشانی است
بر سینه‌ی او جای پا را می‌شناسم

#مهدی_مقیمی
12:03
بسم‌الله الرحمن الرحیم

#امام_حسین_شهادت
#دفن_ابدان_مطهر

اینجا نگـارخانـۀ گل‌هــای پـرپـر است
اینجا بهشت سرخ بدن‌های بی‌سر است

حیـران ستـاده‌اید چــرا ای بنـی‌اســد
امـروز روز دفــن عزیــز پیمبــر است

من می‌شنـاسم ایـن شهـدا را یکی‌یکی
سرهایشان اگرچـه بریـده ز پیکـر است

این پیکـر حبیـب بــوَد، این تـن زهیر
این مسلم‌بن‌عوسجه، این عون و جعفر است

این پیکـری کـه مانده به گودال قتلگاه
قـرآن آیــه‌آیــۀ زهــرای اطهـر اسـت

این زخم‌ها که مانده بر این نازنین بدن
آثار تیر و نیزه و شمشیر و خنجر است

دارد دو زخم بـر کمـر و بر جگـر نهان
زخمی که هر دو باعث قتل مکرر است

داغ بــرادر آمــده یـک زخـم بـر کمر
زخمی که مانده بر جگرش داغ اکبر است

نتـوان شمـرد زخم تنش را به دید چشم
از بس که جای زخم روی زخم دیگر است

این پیکـر گسیخته از هـم از آن کیست؟
این است آن علـی که شبیـه پیمبر است

چیـزی نمانــده از بـدن پــاره‌پــاره‌اش
زخـم تنش ز پیکـر بـابـا فـزون‌تـر است

ایـن جسـم پـاره‌پـارۀ دامــاد کربـلاست
کو را عروس، نیزه و شمشیر و خنجر است

پیراهـن زفــاف، زره گشتــه بــر بــدن
بـاران تیـر: لاله، حنـا خـون حنجر است

یک کشته دفن گشته همین پشت خیمه‌ها
نامش علی‌ست ذبح عظیم است و اصغر است

بـا هـم کنیـد رو بـه سـوی نهـر علقمـه
آنجـا تـن شـریف علمــدار لشکــر است

دست و سـرش جداست ولی مثـل آفتاب
در موج خون بـه دشت بلا نورگستر است

«میثم!» مزار این شهدا در دل است و بس
زیـرا کـه دل مقـام خداونـد اکبــر است

#غلامرضا_سازگار
12:04
#امام_حسین_شهادت
#نیزه

ای سایه سرم به سرم باش یاحسین
هردم فروغ چشم ترم باش یاحسین

من روی ناقه گریه کنم از برای تو
تو روی نیزه نوحه گرم باش یاحسین

قرآن بخوان که دل شده تنگ صدای تو
آرامش دل و جگرم باش یاحسین

ای از مدینه همسفرم ای برادرم
مثل همیشه دور و برم باش یاحسین

همچون هلال گاه عیانی و گه نهان
قدری مقابل نظرم باش یاحسین

منکه نشد به پیکر تو سایبان شوم
اما تو سایبان سرم باش یاحسین

اطراف من ببین ،به علمدار خود بگو
همواره پاسدار حرم باش یاحسین

با دیدن سر علی اصغر رباب گفت:...
(خیلی مراقب پسرم باش یاحسین)

#حسین_میرزایی
#کوفه
ش
18:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت

دیگر چه زینبی؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟!
وقتی نمانده است برایش برادری

تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت
با تو چه کرده اند در این روز آخری؟!

از صبح یکسره به همین فکر می کنم
وقت غروب می شود اینجا چه محشری

اینجا همه به فکر غنیمت گرفتن اند
از گوشواره ها بگیر تو تا کهنه معجری

اصلا کجا نوشته اند که در روز معرکه
در قتلگاه باز شود پای مادری؟!

اصلا کجا نوشته اند که هنگامه غروب
در خیمه گاه باز شود پای لشکری؟!

اصلا کجا نوشته اند که در پیش خواهری
باید جدا کنند گلوی برادری؟!

من مانده ام چطور تو را غسل می دهند
اصلا چه غسل دادنی ؟ اصلا چه پیکری؟!

در زیر سم اسب چه می کردی ای حسین؟
از تو نمانده است برایم بجز سری

از روی نیزه سایه ات افتاده بر سرم
ممنونم ای حسین که در فکر خواهری

در کوفه ، زینب از تو چه پنهان ، تمام کرد...
ای کاش رفته بود سرت جای دیگری
ش
20:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب
#کوفه


با دست بسته است ولی دست بسته نیست
زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

زینب اسیر نیست دو عالم اسیر اوست
او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست

رنج سفر، خطر، غم بازار، چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست


#مجید_تال
#کوفه
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه

خدا کند زِ لبت یک سلام هم باشد
و سایه‌ات به سرم مستدام هم باشد

بریز گیسویِ خود را به شانه‌های نسیم
که خوشتر است که ماهم تمام هم باشد

 کم است اینهمه دشنام‌های طولانی
که کوچه کوچه نگاهِ حرام هم باشد

گذشتن از گذرِ تنگِ کوچه‌ها سخت است
و سخت تر که در آن ازدحام هم باشد

فقط نه اینکه پُر از آشناست هر طرفم
کنیزِ خانه‌ی‌مان رویِ بام هم باشد

شبِ گذشته یتیمت به ضربِ زجر آمد
 بلورِ خورده تَرَک بی دوام هم باشد

چه حال می‌شوی آن لحظه‌ای که تنهایی
اگر که با تو سنان هم کلام هم باشد

خدا کند سرِ طفلت نیاُفتد از نیزه
خدا کند که سرش تا به شام هم باشد

لباس کهنه‌ی خود را برایم آوردند
میان کوفه کمی احترام هم باشد

دلم خوش است که با نیزه‌ی تو می آیم
اگرچه فاصله ام یک دو گام هم باشد

#حسن_لطفی
16 October 2016
ش
11:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه


وقتی که از مقابل چشم ترم حسین
رفتی-شده ست مرگ خودم باورم حسین

با این که تازیانه پرم را شکسته است
اما هنوز دور و برت می پرم حسین

دستم که باز نیست برایت به سر زنم
پس میزنم به چوبه ی محمل سرم حسین

تو دائما به فکر من و معجر منی
من هم به فکر غارت انگشترم حسین

عباس کو بپرسم از او که چه میکنند؟! 
خولی و شمر و حرمله دوروبرم حسین

قدم اگر خمیده شده بی دلیل نیست
بر شانه بار داغ تو را می برم حسین

با خطبه خوانی ام همه را سرخ میکنم
با سوز آتشین تب حنجرم حسین

بالای منبر از همگان زهره می درم
من یک تنه برای خودم حیدرم حسین


#محمدحسن_بیات_لو
ش
13:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#دیر_راهب

بیا ببین دلِ غمگینِ بی شکیبا را
بیا و گرم کن از چهره‌ات شبِ ما را

"من و جُدا شدن از کویِ تو خدا نکند"
که بی حرم چه کُنَم غصه‌های فردا را

خیالِ کربُبلایت مرا هوایی کرد
بگیر بالِ مرا تا ببینیم آنجا را

به موجِ سینه زنانت قسم به نامِ توام
که بُرده گریه‌یِ ما آبرویِ دریا را

گدایِ هر شبم و کاسه گردم و ندهم
به یک نگاهِ کریمانه‌ات دو دنیا را

مرا بِبَر بِچِشَم زیرِ پا مغیلان را
مرا بِبَر که ببینم به نیزه سرها را

خدا کند که بیایی شبی به روضه‌یِ ما
شنیده ام که به سر سر زدی کلیسا را

خوشا به پنجه‌ی راهب که شانه‌ات می‌زد
به آنکه بُرد دلِ راهبان ترسا را

به پیر‌مرد غریبی که شُست گیسویت
گرفت از سر و رویِ تو خاکِ صحرا را

خوشا به بزم عزاخانه‌اش که تا دَمِ صبح
شنید پیشِ سرَت روضه‌هایِ زهرا را
***
چرا بُرید سرت را به رویِ دامنِ من
چرا نشاند به خون این دو چشمِ زیبا را

چگونه سنگ شکسته جبین و دندانت
چگونه زخم تَرَک داده رویِ لبها را


#حسن_لطفی
ش
16:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#تنورخولی

ای ز داغ تو روان خون دل از دیده ی حور
بی تو عالم همه ماتمکده تا نفخه ی صور

خاک ریزان به سر اندر سر جسم تو بنات
اشک ریزان به بر از سوگ تو شعرای عبور

دیده ها گو همه دریا شو و دریا همه خون
که پس از قتل تو منسوخ شد آیین سرور

شمع انجم همه گو ،اشک عزا پاش و بریز
بهر ماتمزده کاشانه چه ظلمات چه نور

پای در سلسله سجاد و به سر تاج یزید
خاک عالم به سر ِ افسر و دیهیم و قصور

دير ترسا و سر سبط رسول مدنی؟
آه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور

تا جهان باشد و بوده است که داده ست نشان
میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور؟

سر بی تن که شنیده است به لب آیه ی کهف
یا که دیده است به مشکات تنور آیه ی نور؟

جان فدای تو كه از حالت جانبازی تو
در طفّ ماریه از یاد بشد شور نشور

قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت
حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور

گوش خضرا همه پر غلغله ی دیو و پری
سطح غبرا همه پر ولوله ی وحش طیور

غرق دریای تحیر ز لب خشک تو نوح
دست حیرت به دل از صبر تو ایوب صبور

مرتضی با دل افروخته لاحول کنان
مصطفی با جگر سوخته حیران و حصور

کوفیان دست به تاراج حرم کرده دراز
آهوان حرم از واهمه در شیون و شور

انبیا محو تماشا و ملائک مبهوت
شمر سرشار تمنا و تو سرگرم حضور

#امام_حسین_مصیبت
#نيّر_تبريزي
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
17 October 2016
ش
00:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#دیر_راهب

بیا ببین دلِ غمگینِ بی شکیبا را
بیا و گرم کن از چهره‌ات شبِ ما را

"من و جُدا شدن از کویِ تو خدا نکند"
که بی حرم چه کُنَم غصه‌های فردا را

خیالِ کربُبلایت مرا هوایی کرد
بگیر بالِ مرا تا ببینیم آنجا را

به موجِ سینه زنانت قسم به نامِ توام
که بُرده گریه‌یِ ما آبرویِ دریا را

گدایِ هر شبم و کاسه گردم و ندهم
به یک نگاهِ کریمانه‌ات دو دنیا را

مرا بِبَر بِچِشَم زیرِ پا مغیلان را
مرا بِبَر که ببینم به نیزه سرها را

خدا کند که بیایی شبی به روضه‌یِ ما
شنیده ام که به سر سر زدی کلیسا را

خوشا به پنجه‌ی راهب که شانه‌ات می‌زد
به آنکه بُرد دلِ راهبان ترسا را

به پیر‌مرد غریبی که شُست گیسویت
گرفت از سر و رویِ تو خاکِ صحرا را

خوشا به بزم عزاخانه‌اش که تا دَمِ صبح
شنید پیشِ سرَت روضه‌هایِ زهرا را
***
چرا بُرید سرت را به رویِ دامنِ من
چرا نشاند به خون این دو چشمِ زیبا را

چگونه سنگ شکسته جبین و دندانت
چگونه زخم تَرَک داده رویِ لبها را

به رویِ نیزه سرت بود و خیمه‌ها می‌سوخت
رسید شعله و زلفِ تو در هوا می‌سوخت


#امام_حسین_مصیبت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:24
#امام_حسین_علیه_السلام


دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
حرم نرفته بمیرم...خجالتش این است

«سلام می دهم از بام خانه سمت حرم
ببخش نوکرتان را بضاعتش این است»

هنوز توبه نکرده، مرا خرید آقا
محبت و کرم یار سرعتش این است

به ذکر و نام قشنگش لبم شده شیرین
تمام لذت فرهاد و خلوتش این است

رقیق شد دل آلوده از گناهم باز
کمی ز معجزه ی چای هیئتش این است

به قطره قطره ی اشکم ملک خورَد غبطه
که اشکِ روضه ی ارباب قیمتش این است

شفای هر مرضی گشت، خاک تربت دوست
چه ها کند نظرش آنکه تربتش این است

عجیب نیست که بدکاره هم شود زاهد
که جذبه ی نظرِ یار، قدرتش این است
 
محبتش زِ ازل با گلم شد آغشته
که ماجرای من و عشق قدمتش این است

خوشا میانِ عزا جان دهم، همه گویند:
غلامِ کویِ حسینیه قسمتش این است

#امام_حسین_مناجات
#محمدجواد_شیرازی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه

كوچه به كوچه پايِ سرت سنگ خورده ام
پاي سرت، به جايِ سرت سنگ خورده ام

يحــيايِ سر بريده ، شبيــه سرِ علي
آخـــر شكست كـوفه سر از دخترِ علي

آنان كه بي ملاحظه بر پيــكرت زدنــد
با كعب نيزه بر بدن خواهــرت زدنـــد

شرمنده از توأم كه به سينه نمي زنم
بستـند هر دو دسـت مَـرا دورِ گَـــردنم

دورم نشانده ام ، حرمي دل شكسته را
اين بچّه هاي گوشه ي زندان نشسته را

زندان كــوفه بعد تو دارُ العَـزاي ماست
شلاّق ، قوت غالب اين روزهاي ماست

از گريه هام ، كوفه تلاطم گرفته است
زينب براي تو شب هفتم گرفته است

اي تشنه لب ، برايِ تو آتش گرفته ام
در مجلس عزايِ تو آتش گرفته ام

پُر كرده كوفه را دَمِ واويـلتـاي من
گفــتم رباب روضه بخواند به جاي من

تشديد كرده درد مرا ، حال انزواش
از فرط گريه جوهره رفته ست از صداش

جاي صدايِ او همگي ضجّه مي زنيم
از ماجـــرايِ او همگي ضجّه مي زنيم

يك جمله گفت و خواهرت از شرم آب شد
با روضه اش دل همه ي ما كباب شد

گفت از وداع هاي تو ، من سوختم حسين
بيش از همه براي تو ، من سوختم حسين

اندوه تشــنه رفتن تو قاتل من است
داغِ گُـــرسنه رفتن تو قاتل من است

#محمدقاسمي
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
01:21
#امام_حسین_مناجات

به ،به این لطف خدا داد اباعبدالله
که به من عشق تورا داد اباعبدالله

شور شیرین تو بر زندگیم داد صفا
نمک سفره ایجاد اباعبدالله

هر که بر دام غم عشق کسی گشت اسیر
من شدم صید تو صیاد اباعبدالله

شه دور از وطنم این دل ما خانه توست
دل نشین خانه ات آباد اباعبدالله

یک شب جمعه من و گوشه بین الحرمین
جنت ارزانی زهاد اباعبدالله

شوق هر بنده در این است که آزاد شود
تو مکن بنده ات آزاد اباعبدالله

از چه پابوسی مادر نکنم در همه عمر
که به عشق تو مرا زاد اباعبدالله

پیش از آنیکه برم نام پدر را به زبان
داد نام تو مرا یاد اباعبدالله

اشک میریخت و می گفت که بیچاره رباب
هر زمان شیر به من داد اباعبدالله

ای خدا مادری ای کاش نبیند دیگر
به سر نی سر نوزاد اباعبدالله


#امام_حسین_مناجات
#حسین_میرزایی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


گر دهد طوفان رنج و غم به بادم یا حسین
تا دلم روشن به نور توست شادم یا حسین

من که شیر مادرم شیرینی از مهر تو داشت
می توان گفتن غلام خانه زادم یا حسین

ای امیر هر دو عالم مبدأ من با تو بود
کاش می شد با تو میزان و معادم یا حسین

در شب تنهائیم ای با وفا دستم بگیر
من که از صبح ازل دل بر تو دادم یا حسین

عقده در کارم ، تویی مشکل گشا ای وای اگر
یک سر مو کم شود از اعتقادم یا حسین

گر چه امروزم مرا شرم تهی دستی بس است
می رسد فردا غم عشقت به دادم یا حسین

گرد راه عاشقانت را به چشمم می کشم
من که در پای تو چون ذره فتادم یا حسین

یادم آید از لب خشک تو در کرببلا
تا غم جانسوز تو آمد به یادم یا حسین

#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
06:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#سیدالشهدا

ز لطف و رحمت بسیار سیدالشهدا
شدم اسیر و گرفتار سیدالشهدا

بهشت و خلد برین است خلقتش والله
ز نور جلوه رخسار سیدالشهدا

کرم نمود و مرا نوکرش حسابم کرد
شدم چو خار به گلزار سیدالشهدا

دلا به درگه او هرکه‌ منصبی دارد
منم شدم سگ دربار سیدالشهدا

اگر بدی و‌ نگردد کسی خریدارت
فقط بیا تو به بازار سیدالشهدا

هزار توبه شکستم دوباره آمده ام
منم محب گنه کار سیدالشهدا

اگرچه آمدم آلوده پاک خواهم رفت
چنان سگم به نمکزار سیدالشهدا

چقدر شامل ما گشته لطف این ارباب
همه شدیم بدهکار سیدالشهدا

رها بُوَد ز گرفتاری صف محشر
کسی که هست گرفتار سیدالشهدا

به حشر فاطمه پیگیر کار او گردد
هر آنکه هست پی کار سیدالشهدا

خدا گواست که بار گنه نمی ماند
به شانه ای که بود بار سیدالشهدا

خوشا به حال هر آنکس که نام او عباس
نوشته است به طومار سیدالشهدا

به اشک دیده هر آنکس که یاریش کرده
رود به زمره انصار سیدالشهدا

عزای او به همه واجب است وقتیکه
خود خداست عزادار سیدالشهدا

رواست خون رود از دیده ها به جای اشک
که هست فاطمه داغدار سیدالشهدا

هزار حیف از آن سر که شد جدا از تن
به تیغ خصم ستمکار سیدالشهدا

سه شعبه آمد و بر روی دست بابایش
برید حنجر شیرخوار سیدالشهدا

علم فتاد و پس از آن دگر اسارت شد
نصیب عترت اطهار سیدالشهدا

به اربعین حسینی خدا کند باشم
میان آن همه زوار سیدالشهدا

برات کرببلای همه شود امضا
به یک نگاه علمدار سیدالشهدا

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب

بانوی عشق ، صبر و حیا وامدار توست
باغ بهشت ، زنده به بوی بهار توست

زین ابی و زهره ی زهرای اطهری
منظومه ی زمین و زمان در مدار توست

معلوم شد ز خنده ی روز ولادتت
عشق حسین فاطمه دار و ندار توست

«ترویج دین به خون گلوی حسین شد»
تکمیل دین به گیسوی آشفته کار توست

فریاد تو تداعی شمشیر حیدر است
در شام و کوفه خاطره ی اقتدار توست

فتوای عشق بود که پیشانی ات شکست
در پیش دوست این سند افتخار توست

یک نصف روز باغ تو پژمرد از عطش
هر لاله جلوه ای ز دل داغدار توست

پر میکشید روح تو و همسرت شنید
نام حسین لحظه ی آخر شعار توست

در مدح تو کلام کمیل است نارسا
ناقابل است شعر من اما نثار توست

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:05
#امام_حسین_شهادت
#کوفه

خيال كن شب و ماه تمام هم باشد
به روى نيزه سر يك امام هم باشد

همیشه کوچه باریک دردسر ساز است
خدا نکرده اگر ازدحام هم باشد...

تمام شهر اسیر ابهتش گردد
اگرچه خطبه او بی کلام هم باشد

تمام کوفه شمارا شناختند و زدند
گمان مکن که علیک السلام هم باشد

میان اینهمه اوباش...اینهمه دختر...
غم مواظبت از هرکدام هم باشد

امان ازاینهمه آیینه و از این همه سنگ
اگر که جمعیتی بی مرام هم باشد

خیال کن نگران سر به نی باشی...
خیال کن همه جاپشت بام هم باشد...


درست...،!تا کمر ناقه نور بوده ولی
خیال کن که به دورش عوام هم باشد

شلوغی گذر و سنگ بام و خاکستر
در انتهای گذر بزم عام هم باشد


#محمد_جواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب
#نیزه

راس تو را به روی نی ، هرچه نظاره می کنم
سیر نمی شود دلم ، نگه دو باره می کنم

ز اشک و آه سینه ام ، میان آب و آتشم
چو با توام از این میان ،کجا کناره می کنم

گمان کنند دشمنان ، نیست به کام من زبان
ز دور بسکه با سرت ، به سر اشاره می کنم

به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد
گریه به گوشواره نی ، به گوش پاره می کنم

هم سر تو بر سر نی ، هم سر اکبرت ز پی
گاه نگاه سوی مه ، گه به ستاره می کنم

رُخٓت به خون که رنگ زد ؟ آینه را که سنگ زد
خنده ز آه خویشتن به سنگ خاره می کند

#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شورحسینی


خوشابحال عمری که توروضه سرمیشه
آبرومندتره هرکی حسینی ترمیشه

دل من باغم حسین گره خورده
خدابهترازاین غمی نیاورده
باتربت پدرم کامم و برداشته
باذکریاحسین دل من و برده

همیشه سرمن به زیردینه
زیرمنت شاه عالمینه
سرم و میگیرم بالا آقام.امام حسینه
یااباعبدالله4



خدابه هردلی اراده خیری داره
حب حسین و حب کربلا رو میگذاره

خداروشاکرم عشق و صفا دارم
توکشتی نجات یه گوشه جادارم
اراده خدا شامل حالم شد
حب حسین و حب کربلا دارم

به نورازلی الحمدلله
شده دل منجلی الحمدلله
اناکلب حسین بن علی الحمدلله

یااباعبدالله4


الهی که توخیمه ی حسین خادم باشم
همیشه نوکر ماه بنی هاشم باشم

به آسمان مه تمام ابااالفضله
ذکر لبم علی الدوام اباالفضله
نکنه دستم و رها کنی آقا
به همه گفته ام آقام اباالفضله

منم و کرم باب الحوائج
به زیر علم باب الحوائج
الهی جون بدم تو حرم باب الحوائج
یااباالفضل4

#امام_حسین_مناجات
#محمد_علی_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:27
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:02, 144.7 KB
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت


با اینکه می‌بینم، دلم باور ندارد
این جسمِ دلدار من است و سر ندارد؟!

ای معنیِ «أمّن یجیب» از جای برخیز
دنیا شبیهِ خواهرت مضطر ندارد

گر بی‌کفن ماندی، ز من دلخور نباشی
شرمنده‌ام، حتّی سرم معجر ندارد

انگار چیزی دیده باشد اولین بار
خورشید، چشم از صورت من بر ندارد

ای آسمان بر قتلگاهش گاه‌گاهی
آبی ببار، این تشنه آب‌آور ندارد

ای آهوان دشت بر داغش بگریید
این کشتۀ غرقه به خون، مادر ندارد

یا رب مدد کن زیر کعب نی نمیرم
این کاروان جز من کسی دیگر ندارد

آسان کنم هر مشکلی را در سفر، لیک
مشکل، ربابی که علی اصغر ندارد!


#علیرضاقاسمی
Tlgrm.me/raziolhossein
19:56
 #امام_حسین_مناجات

بده در راهِ خدا ، من به خدا محتاجم
 من به بخشندگیِ آل عبا محتاجم

از قنوت سحرِ مادرتان جا ماندم
 پسرحضرت زهرا به دعا محتاجم

مهربان، كاش زهيریِ بغلم می كردی
 من به آغوش پُراز مِهر شما محتاجم

فطرس نفس مرا گوشه چشمت کافیست
 با پروبالِ شكسته به شفا محتاجم

شوق پرواز بده روح زمينگير مرا
 به جنونِ سرِ ايوان طلا محتاجم

دودِ اين شهر مرا از نفس انداخته است
 به هوایِ حرم كرببلا محتاجم

چقدر گريه كنم تا نبری از يادم!؟
در سراشیبیِ قبرم به شما محتاجم

#امام_حسین_مناجات
#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
18 October 2016
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#کوفه


کسی نداد، جواب سلام هایش را
به احترام نبردند نام هایش را

تمام مردم نامرد خویش را کوفه...
به کوچه ریخته حتی غلام هایش را

مسیر تنگ، مکافات رد شدن دارد
خدا به خیر کند ازدحام هایش را

ز کوچه رد شد و گیرم کسی نگاه نکرد
ولی چه کار کند پشت بام هایش را

یکی است نیزه نشین و یکی است ناقه نشین
ببین چگونه می آرند امام هایش را

به این سه ساله بچسبد،سکینه می افتد
مراقبت کندآخرکدام هایش را

#کوفه
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه


به بزم ماتم جدّت ، بیا اباصالح
شده محرّم جدّت ، بیا اباصالح

شعار صبح ظهور تو یالثارات است
به زیر پرچم جدّت ، بیا اباصالح

به اشک چشم محبان سیدالشهدا
که ریخت در غم جدّت ، بیا اباصالح

هنوز خون گلوی حسین می جوشد
به حُرمت دَم جدّت ، بیا اباصالح

چقدر خجلت بابا ز کودکش سخت است
به اشک نم نم جدّت ، بیا اباصالح

به لحظه ای که به زانو ، کشان کشان آمد
کنار علقمه ، جدّت ، بیا اباصالح

نوای " انکسر ظهری " اَش به گوش آید
به قامت خم جدّت ، بیا اباصالح

قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا
به ذبح اعظم جدّت ، بیا اباصالح

به جا به جا شدن آیه های یک سوره
به جسم در هم جدّت ، بیا اباصالح

یکی لباس تنش برده و یکی دیگر
ربوده خاتم جدّت ، بیا اباصالح

دعای آخر او در میان گودالی
نموده زَمـزَمه جدّت : بیا اباصالح

#امام_زمان_مناجات
#حمید_مربوبی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب


حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی

غریب تا که نمانَد حسینِ بی‌عبّاس
به جای خواهری آنجا برادری کردی

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین
چه خواهری تو؟ برادر! که مادری کردی

تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر
تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی

پس از حسین، چه بر تو گذشت؟ وارث درد!
به خون نشستی و در خون شناوری کردی

به روی نیزه سرِ آفتاب را دیدی
ولی شکست نخوردی و سروری کردی

چه زخم‌ها که نزد خطبه‌ات به خفّاشان
زبان گشودی و روشن سخنوری کردی

زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود
سخن درست بگویم، تو حیدری کردی

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان
یگانه قاصد امّت! پیمبری کردی

بدل به آینه شد خاک کربلا با تو
تو کیمیاگری و کیمیاگری کردی

من از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟
تو ای بزرگ! خودت ذرّه‌پروری کردی


#مرتضی_امیری_اسفندقه
19 October 2016
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب

سرّ نِی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب‌تشنگان
در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی‌ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می‌ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی‌لگام
در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود


#قادر_طهماسبی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اباعبدالله


عالم همه محضر اباعبدالله
ریزه خور مادر اباعبدالله

عقبا همه پابست حسین بن علی
دنیاست مسخر اباعبدالله

والله که خلقت تمام عالم
شد از صدقه سر اباعبدالله

افتاد به جسم آفرینش لرزه
از خطبه خواهر اباعبدالله

دیدند علی اکبرش را گفتند
این است پیمبر اباعبدالله

دارد سه پسر به نام بابا اما
اکبر شده حیدر اباعبدالله

هرشاه سگی به خانه خود دارد
مائیم سگ در اباعبدالله

بر سنگ مزارم بنویسید چنین
من نوکر نوکر اباعبدالله

مدیون تو عالمین اباعبدالله
آقای منی حسین اباعبدالله

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#کوفه
#نیزه


ای سرت سایه فکنده به سرم
هم دمم، هم سخنم، هم سفرم

سایه انداخته بـر محمل من
هالـه دور سـر تـو دل من

حافظ محمل زینب شده‌ای
ساربـانِ دل زینـب شده‌ای

صوت قرآن تو بی‌تابم کرد
لب خشکیـده تـو آبم کرد

غم تو می‌شکند پشت، مرا
زخم پیشانی تو کشت مرا

خاک و خون و رخ نورانی تو؟
کی زده سنگ به پیشانی تو؟

مردم کوفه عجب بی‌دردند
همـه انگشت‌نمایت کردند

حمله بر قدر و جلالت کردند
نیمـه مـاه، هـلالت کـردند

مـن که از داغ تـو مالامالم
زائر جسم تو در گودالم

بـدن بـی‌کفنت را دیدم
تن بـی‌پیرهنت را دیدم

از تن پاک تو جز اسم نبود
جای یک بوسه بر آن جسم نبود

حال بگذار که رویت بوسم
بـر سـر نیزه گلویت بوسم

دست من بسته به بند است حسین
چـه کنم؟ نیزه بلند است حسین

یـا بیـا بـوسه بـه رویت بزنم
یا سر خویش به محمل شکنم

دختر فاطمه از تـوست خجل
تـو سرِ نیزه و مـن در محمل؟

کـاش ای دوش نبی سنگر تو
سـر مـن بـود به جای سر تو

کاش تا جان من از تن می‌رفت
نیزه خود در جگر من می‌رفت

ای چـراغ دل مـن دور مشو
دیگر از محمل من دور مشو

همه جا دور سرت می‌گردم
سنگ آید، سپرت مـی‌گردم

دیدم از دور دعـایم کـردی
از سر نیزه صـدایم کـردی

دوش من هم به نماز شب خود
به دعای تو گشودم لـب خود

سوز ما در جگر «میثم» ماست
نظم او قصه درد و غم مـاست


#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#کوفه

هرگز نمی شد خواهرت اینجا نیاید
بهر عزاداریِ این لب ها نیاید

امکان ندارد اینکه مجنونی بخواند
اما برای دیدنش لیلا نیاید

بستند با زنجیر راه گریه ها را
شاید صدایی از گلوی ما نیاید

از دخترت می خواستم وقتی می آید
یا چشمهایش را بگیرد یا نیاید

ای صوت لب های پر از آیات غمگین
پایین بیا تا خیزران بالا نیاید

دیدند می خوانی ولی کاری نکردند
تا خیزران روی لبت با پا نیاید

کنج تنور آمد کنارت چهره نیلی
کردم دعا اینجا دگر زهرا نیاید

چشمانِ اینجا سخت ناپرهیزگارند
اما نمی شد خواهرت اینجا نیاید


#علی_اکبر_لطیفیان
19:28
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#امام_حسین_شهادت
#کوفه

بر خاک کربلاست اگر پیکر حسین
امشب رسیده است به کوفه سرحسین

ای آسمان بنال که از ظلم کوفیان
خاکستر تنور شده بستر حسین

سرخ است گرکه خاک ز خون گلوی او
خاکستری شده ست رخ انور حسین

امشب شب زیارت و شام عزا بُود
بنشسته در محیط غمش مادر حسین

آهسته تر بنال دل من، که فاطمه
احیاگرفته است کنار سرحسین

خون از لبان اطهر او پاک می کند
گلبوسه می زند به رخ اطهر حسین

خوناب می کند به روی خاک غم روان
اشکی که می چکد به روی حنجر حسین

در محفل غمی که به پا کرده فاطمـه
خالی ست جای خواهر غمپرور حسین

پرپر شده ست گرچه«وفائی»وجود او
شاداب مانده است گل باور حسین

#سید_هاشم_وفایی
19:31
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#کوفه

در آسمان فراقت، هلال را دیدم
نمردم و سرِ نیزه، هلال را دیدم

منی که روی تو را بی بهانه می دیدم
به صد بهانه فراق و ملال را دیدم

صدای قاری من از تنور می آمد
چه شد که بر سر نی این محال را دیدم

دلم ز رأس تو جویای شام هجران شد
ز عطر یاس، جواب سؤال را دیدم

بدون شرح و بیان، وصف حال تو گویاست
به زخم ابروی تو شرح حال را دیدم

اگر چه گیسوی خاکستری کبابم کرد
ز جلوه ی تو شکوه و جلال را دیدم

به من چو از سر نیزه نظاره می کردی
نگاه ملتمس خردسال را دیدم

تمام داغ و فراق تو داشت زیبایی
چرا که در رخ تو ذوالجلال را دیدم

مرا به مجلس ابن زیاد سنجیدی
ز هیبتم به رخت وصف حال را دیدم

چنان غم تو به ایراد خطبه ام وا داشت
که خود صلابت یک سرو دال را دیدم

منم معلّم تفسیر سوره ی مریم
که پاره پاره کتاب زلال را دیدم

ببین که دست خدا با سپاه کوفه چه کرد
در این سپاه شکست و زوال را دیدم


#محمود_ژولیده
19:33
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#کوفه


می رفتم و گدازه صفت می گداختم
تا دیده ام یکایکشان را شناختم

رد گشتم از صف صدقات و نگاه ها
در هر ردیف قافیه ها را نباختم

معمار تازیانه ی کوفی خراب کرد
هر خانه ی امید که با اشک ساختم

گرچه غریبه وار مرا خیره می شدند
باور نمی کنی! همه را می شناختم

دیدم که نعل تازه به هر خانه ای زدند
با اسب خطبه بر سر آن قوم تاختم

حتی صدای بغض جرس هم شکسته شد
با ضربه ای که همهمه شان را نواختم

#سیدرضا_جعفری_رضوی
19:37
#امام_حسین_مناجات
#کوفه

ما آب از دو دیده ی گریان گرفته ایم
از سفره ی شماست اگر نان گرفته ایم

روزی ما به دست شما میخورد رقم
پس رزق را ز دست کریمان گرفته ایم

از عشق های بی سر و سامان گذشته ایم
با عشق روضه هاست که سامان گرفته ایم

عالِم زیاد هست که کافر کند مرا
از دست روضه خوان تو ایمان گرفته ایم

ما مرده ی گناه و گناهی نداشتیم
تو آمدی و از نفست جان گرفته ایم

دردی به جز تو نیست دوایی به جز تو نیست
با درد آمدیم که درمان گرفته ایم

شرمنده ایم از غمتان جان نداده ایم
مشکل چه بود اینقدر آسان گرفته ایم

دل سنگ بوده ایم و کویری دوچشممان
همراه زخمهای تو باران گرفته ایم
***
با سایه ی سرت سر ما گرم شد أخا...
تا کوفه روی سر، مه تابان گرفته ایم

إحیا گرفته ایم همه با سرت حسین
بر روی سر ببین همه قرآن گرفته ایم

#مهدی_خیامیان
19:45
#امام_حسین_شهادت


حرمتش را، خیمه اش را، لشکرش را...بگذریم
کینه ی شمشیر زن ها اکبرش را...بگذریم

قاسمش را ضربه ها هم قامت عباس کرد
تیر بی رحمی گلوی اصغرش را...بگذریم

گوشه گودال بود و سایه ای نزدیک شد
روبرویش ایستاد و خنجرش را...بگذریم

عرش می لرزید حتی اعتنایی هم نکرد
گر چه از هر سو صدای مادرش را... بگذریم

چشمشان پیراهن صدپاره ی او را گرفت
چشم مردی هم گرفت انگشترش را...بگذریم

تا بیامیزند با هم استخوان و خون و خاک
اسبها را تاختند و پیکرش را...بگذریم

باز آتش کار خود را کرد و صحرا تار شد
ناله های دخترانش خواهرش را...بگذریم

کاروان آماده ی فریاد بود و ناگهان
روبروی محمل خواهر سرش را...بگذریم

عاقبت کنج خرابه، نیمه شب، دختر که دید-
چشم و ابروی پر از خاکسترش را...بگذریم

شاعرت انگشتهایش داغ شد، از تو نوشت
قصه ات باروت بود و دفترش را...بگذریم


#حسن_اسحاقی
19:49
#حضرت_زینب_مصیبت


پس ازتوآب اگرخوردم ازاین چشمان ترخوردم
گلی هستم که از هر شش جهت به خار برخوردم

برای دلخوشی دختران نیمه جانت بود
دراین یکسال واندی لقمه نانی هم اگر خوردم

چه کارى برمى آمد از برادر مرده اى چون من
فقط زانو بغل کردم , فقط خون جگر خوردم

منی که سایه ام را مردم کوچه نمی دیدند
منی که شش برادر داشتم, حالانظرخوردم

به نان کوچه و خرمای مردم لب نزد زینب
میان کوفه هر چه خوردم از دست پدرخوردم

شب شام غریبانت از این خیمه‌ به آن خیمه
برای هر یتیمی که سپرگشتم سپرخوردم

دليل تازيانه خوردن ما گريه ما بود
ز طفلان بيشتر گريان شدم پس بيشتر خوردم

من پرده نشين را محمل بى پرده اى دادند
به هر جا که گذر کردم چقدر از رهگذر خوردم

***

تو و پيراهن پاره , من و اين چادر پاره
تو سنگ از صد نفر خوردى, من از صدها نفر خوردم

ببين اين روزها پيراهنم هم رنگ عوض کرده
فقط گرما نخورده بودم آنهم آنقدر خوردم


#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

ما بعد از آنکه بر غم تو مبتلا شدیم
بــا راه بنده گـی خـدا آشــنا شدیم

هرکس وسیله داشت برای هدایتش
ما با نســیم روضـهء تو با خــدا شدیم

وقتی که جاه ومال وهوس راهمان گرفت
با رمز یاحسین(ع) ز شیطان جدا شدیم

ذکر حسین(ع) اشرف اذکار عالم است
گفتیــم و همـدم همهء انبیــا شدیم

مسکین و مستکین و فقیر آمدیم و بعد
با کیمیـای مهر شمــا پر بها شدیم

اشکی چکید و آتش دوزخ فرو نشست
تأثیـر گریـه است اگـر بـا حیــا شدیم

ما را خدا برای غمت برگزیده است
با دست مادرت ز بقیّه سوا شدیم

شبهای جمعه مادرتان روضه خوان ماست
با ناله های دل شکنش هم نوا شدیم

شبهای جمعه هیئت ما مثل کربلاست
با یک سلام ، راهی کرب و بلا شدیم

#مصطفی_هاشمی_نسب
20 October 2016
ش
15:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یاقتیل_العبرات


با ناله در عزای حسین گریه میکنیم
در بین روضه های حسین گریه می کنیم

فردا خدا گواست که گریان نمیشویم
امروز اگر برای حسین گریه می کنیم

در قتلگاه شیعه خود را دعا نمود
داریم از دعای حسین گریه می کنیم

پروردگار گر شده صاحب عزای او
ما همره خدای حسین گریه می کنیم

تا آخرین نفس همگی عهد کرده ایم
یافاطمه! برای حسین گریه می کنیم

اصغر گلو بریده و اکبر جدا جداست
از داغ بچه های حسین گریه می کنیم

بر جسم پایمال و سر پاک و اطهرِ
ببریده از قفای حسین گریه می کنیم

لب تشنه ناله زد جگرم سوخت از عطش
با آه و ناله های حسین گریه می کنیم

از دوری حرم دل مارا قرار نیست
با داغ کربلای حسین گریه می کنیم

دیدم به خواب ما همه داریم دور هم
در صحن باصفای حسین گریه می کنیم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 174.3 KB
تا عرش خدا قدم قدم می آیم
در سایه پرچم و علم می آیم
گفتم به همه که اربعین،آقاجان
با پای پیاده تا حرم می آیم

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اباعبدالله


دل که می‌‎گیرد دوچشم تر به دادم می‎رسد
در زمان فقر این گوهر به دادم می‎رسد

وسع کم هرگز برای ما فقیران ننگ نیست
دست من خالی که باشدسربه دادم می‎رسد

دست بردارید مردم از سر من چون که من
دلبری دارم که او بهتر به دادم می‎رسد

از شب قدر تو جا ماندم که امروز آمدم
گفته‎اند اینجا حسین آخر به دادم می‎رسد

این کریمی را که من دارم گدایی می‌‎کنم
مطمئن هستم که پشت در به دادم می‎رسد

حیف، آقای به این خوبی کنارم باشد و
فکر این باشم یکی دیگر به دادم می‎رسد

من سراغ هرکسی رفتم دلم را زد شکست
غالباً این لحظه‎ها مادر به دادم می‎رسد

فاطمه مِیلش که باشد وضع برمی‎گردد و
مرتضی با ظرفی از کوثر به دادم می‎رسد

اعتباری نیست برتقوای من، این لطف توست
لحظه‎ی تشخیص خیروشر به دادم می‎رسد

پاک‎ها کرب و بلا رفتند و من جا مانده‎ ام
فطرسم امروز، بال و پر به دادم می‎رسد

حتم دارم قبل حتّى حضرت خیرالنساء
دخترى دردانه در محشر به دادم مى رسد

خواهری دلخسته پرسیدازخودش بالای تل
این برادر زیر این خنجر به دادم می‎رسد؟

می‎برند این‎ها هر آنچه روی سر دارم ولی
می‎رسد عباس و با معجر به دادم می ‎رسد

زانوی محمل بلند و دامن من هم بلند
در سفر این وقت‎ها اکبر به دادم می‎رسد


#امام_حسین_مناجات
#حسین_قربانچه
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
16:50
#امام_حسین_مناجات

سالی هزار دل به تو وابسته تر شدیم
از پای ما همیشه غمت خار میکشد

شاید بنا نبوده بیاییم سمت تو
ما را نگاه فاطمه انگار میکشد

دلها گره به زلف حسینیه میخورند
مظلوم... حسین... تا که میاندار میکشد

خوشبخت آنکسی ست که از دستهای خویش
تنها برای سینه زدن کار میکشد

با درد سازگارم و درمان نخواستم
وقتی حسین منت بیمار میکشد

هر کس زیارت حرم تو نیامده
تا روز حشر حسرت دیدار میکشد

عیسی به صحن تو نفسش تازه میشود
هر شب به سنگ فرش تو رخسار میکشد

اصلا کسی که کرب و بلا رفته ، بیشتر
از دوری حریم تو آزار میکشد

جبریل در بهشت برای ملائکه
تصویری از ضریح به دیوار میکشد

هر جا زنند طعنه گنهکار را ولی
اینجا حسین ناز گنهکار میکشد

مضمون مصرعی ست ز معنی کهنه کار :
" آخر مرا فراق تو بر دار میکشد "

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
16:59
#امام_حسین_مناجات

کوچه به کوچه میروم در پی روضه ها حسین
شکر از این در به دری ای شه کربلا حسین

مهر تو در وجود من ذکر تو در سجود من
ولای تو در دل من دل به تو مبتلا حسین

نان تو در سفره من نان من از سفره تو
خرج مرا تو داده ای درد مرا دوا حسین

خیمه تو خانه من خانه من خیمه تو
وای به حال من اگر از تو شوم جدا حسین

خون تو از خون خدا خون خداست خون تو
از تو به جوش آمده خون من و خدا حسین

عشق تو در هر نفسم هر نفسم به عشق تو
ثبت به لوح سینه ها عشق من و شما حسین

نام تو در جان و دلم جان و دلم به نام تو
گشتم اسیر روضه ها بی تو روم کجا حسین

کرببلاست حج من حج مرا قبول کن
مروه تویی منا تویی قبله تویی صفا حسین

#محمد_قاجار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_جمعه

اگر به سمت عـرش روضه ات گُـذر نداشتم
دلی چنین شکسته با دو چشم تر نداشتم

اگـر که از وجود تو مرا خبر نمی رسـید
يقـيـناً ، از خُدای خویش هم خبر نداشتم

اگر که قطعه اي به نام "شهر کربلا" نـبود
به هیچ جای این جهان شوق سفر نداشتم

اگر نبود این هـمه توسّلات نیمه شب
کمی امید هم به توبه در سحر نداشتم

سگ سیاه کوچه ی محبّت تو می شدم
پـيِ طـواف گنبــدت اگر که پر نداشــتم

حوالتم به این و آن مَـده ، که از طفولیت
به لطف هیچکس به غیر تو نظر نداشتم

محبّت تو ثروت حقیقی من است ، پس---
حرص نخورده ام از اینکه سیم و زر نداشتم

بخوان به جانب خودت مرا پس از شهادتم
که جُـز هـوای کـربلات را به سر نداشتم

به یاد ناله های تو که از جگر بر آمدند
شبی نبوده است که خونِ جگر نداشتم

شده ست مایه ی خجالتم همین که آبها
ز نیل گریه خورده ام ولی ثَــمر نداشتم

چگونه سر در آرم از جَحیم ، پیش چشم تو
منی که سـر زِ روی تُربت تو برنداشتم

قبول ، بی بضاعتم ، ولی مرا قبول کن
اگـر چه مثل شــاعران تو هنر نداشــٰتم

#امام_حسین_مناجات
#محمدقاسمي
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
21 October 2016
ش
00:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم "یازینب"است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما "رأیت الا جمیلا" زینب است

هاله ای از نوردورش راهمیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دور از تماشازینب است

آنکه ازحجب و حیا وپاکی وشرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده است درطوفان درد
آنکه صبر از دست او افتاد از پازینب است

آنکه باآن خطبه ی غراّی خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوازینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجازینب است


#محمد_حسن_بیات_لو
ش
06:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان

بدون عشق دلسردم، کمی آقا نگاهم کن
سرا پا غصه و دردم، کمی آقا نگاهم کن

درختی بی ثمر هستم، برایت دردسر هستم
خزانم... شاخه ای زردم، کمی آقا نگاهم کن

نشستم با دو چشم تر، خجالت می کشم دیگر
ازین طرزِ عملکردم، کمی آقا نگاهم کن

نکن قلب گدا را خون، نگو سائل برو بیرون
فقیرم... از همه طردم، کمی آقا نگاهم کن

ندارم بیم رسوایی، به امید تماشایی
دم میخانه می گردم، کمی آقا نگاهم کن

برای وصل جنت نه، وُفور ناز و نعمت نه
به عشقت نوکری کردم، کمی آقا نگاهم کن

ز هجرانت نمردم من، به دردت هم نخوردم من
فدای غربتت گردم، کمی آقا نگاهم کن

به سوز سینه ی زهرا، به آه زینب کبری
صدایت می زنم هر دم، کمی آقا نگاهم کن

امان از شام و ویرانه، عقیله بود و بیگانه
دو جمله روضه آوردم، کمی آقا نگاهم کن

من از ضرب لگد خواندم، دوباره روضه بد خواندم
صدایت را در آوردم، کمی آقا نگاهم کن

به یاد غربت زینب، خرابه می روم هر شب
شبیه جغد شبگردم، کمی آقا نگاهم کن¹

#محمد_جواد_شیرازی
---------------------
۱. امام صادق علیه السلام در مورد جغد فرمودند:
آیا هیچ یک از شما او را در روز دیده اید؟ عرض شد: خیر در روز آشکار نمی شود و فقط در شب ظاهر می گردد. حضرت فرمودند: اما اینکه این حیوان پیوسته در خرابه ها مسکن گرفته و در آبادی نمی آید جهتش آن است که وقتی حضرت امام حسین علیه السلام شهید شدند این حیوان به واسطه قسم بر خود حتم نمود که ابدا در آبادی سکنا نکرده و منزلش تنها در خرابه ها باشد. پس پیوسته در روز صائم و حزین است تا شب فرا برسد و وقتی شب درآمد از ابتدای آن تا صبح بر مصیبت امام حسین علیه السلام زمزمه و نوحه سرائی و مرثیه خوانی می کند.

 كامل الزيارات


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#تشت
#دوبیتی

یک روز , جگر , برابرم آوردی
یک روز , سرِ برادرم آوردی

ای کاش تو هم فرو بپاشی از هم
ای تشت ! ببین چه بر سرم آوردی

#_دهقانی
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان

بنده ی نفسم شدم، سوز و نوایم رفت... رفت
از نفس افتادم و حال دعایم رفت... رفت

غفلتم توفیق توبه کردنم را برده است
از قنوتم رَبَّنٰا إغْفِرْ لَنٰایم رفت... رفت

بار من را آتش ناشکری ام سوزانده است
از کفم سرمایه ی روز جزایم رفت... رفت

عبد رسوایم... فقط دردسر مولا شدم
آبرویم پیش او وقتی حیایم رفت، رفت

در سحرها خلوتی با دلستانم داشتم
آن قدر بد کردم آخر از سرایم رفت... رفت

سوی نامحرم نظر کردن سلاحم را گرفت
برکت از این زندگی تا اشک هایم رفت، رفت

دل خوشم "صحن دلم" وقف علی و فاطمه است
گیرم اصلا جای دیگر دست و پایم رفت... رفت

کعبه، بی حیدر فقط سنگ است پس با این حساب
سوی "نِی جَف" هم اگر قبله نمایم رفت... رفت

با پر و بال شکسته مرغ قلبم هر سحر
در پی فطرس که سوی مقتدایم رفت، رفت

یاد کام تشنه اش یک عمر قلبم سوخت... سوخت
زیر خنجر دلبر درد آشنایم رفت... رفت

زیر گرمای بیابان پیکرش شد زیر و رو
روی نیزه رأس شاه سر جدایم رفت... رفت

#امام_زمان_مناجات
#محمد_جواد_شیرازی
#محرم۹۵


Tlgrm.me/raziolhossein
16:18
بسم الله الرحمن الرحیم


#غزل_
#مناجات_امام_زمان_عج

شکسته شد دلم ازدست این و آن بی تو
چگونه پر بکشم تا به آسمان بی تو

چقدر وعده ی فردا چقدر جمعه ی بعد
ببین که بر لبم آقا رسیده جان بی تو

قسم به جان عزیزت - عزیز خسته شدم
از این همه سفر تا به جمکران بی تو

برای چشم به راهت تمام ثانیه ها
چه کند می گذرد صاحب الزمان بی تو

ازاینهمه غم واندوه و بی کسی"الغوث"
از این زمانه ی پر فتنه "الامان" بی تو

تمام خرجی ام از سفره ی عنایت توست
وگرنه می شودم زهر آب و نان بی تو

#امام_زمان_مناجات
#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
16:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×398, 29.2 KB
حق داری اگر که رو به راهم نکنی
یک لحظه تو اعتنا به آهم نکنی
در پاسخ خوبیت فقط بد کردم
حق داری اگر مرا نگاهم نکنی

#امام_زمان
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


با غصه های آل عبا گریه می کنی
در اوج روضه های عزا گریه می کنی

ما با گناه اشک تو را در می آوریم
از سوز بی وفایی ما گریه می کنی

ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما
می آیی و بدون صدا گریه می کنی

«گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»
در مشهد امام رضا گریه می کنی

بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا
بر داغ سید الشهدا گریه می کنی

این روزها به حال دل زینب اسیر
در ماجرای شام بلا گریه می کنی

بر رأس های رفته به بالای نیزه ها
با خیزران و طشت طلا گریه می کنی

حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است
با غصه های آل عبا گریه می کنی


#وحید_محمدی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اباعبدالله

ای تربت تو شفا اباعبدالله
بر درد همه دوا اباعبدالله

تنها نه فقط تو شاه مایی!هستی
شاه همه ماسوا اباعبدالله

جز تو که برای دوستانش کرده
در قتلگهش دعا اباعبدالله

ممنون ز عطای کردگاریم همه
حق داده تورا به ما اباعبدالله

ما را ز حساب حشر پروایی نیست
داریم اگر تورا اباعبدالله

روحی به فداک یا عزیز الزهرا
نفسی به فداک یا اباعبدالله

من زار مزارک کمن زارالله
ای زائر تو خدا اباعبدالله

من را به حرم ببر فدایت گردم
یا ساکن کربلا اباعبدالله

با نوکری تو آبرومندم من
جانم به تو ای شها اباعبدالله

خاکم به سر ای شها اگر یک لحظه
از تو بشوم جدا اباعبدالله

در لحظه مردنم تو با عباست
بالای سرم بیا اباعبدالله

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#نیزه


بهار تب زده قربانی خزان شده است
زمین بهانه ی نفرین آسمان شده است

سر مفسر قرآن به رحل نیزه نشست
چه خاکها به سر خیل قاریان شده است

به نی مراقب خود باش ماه محرابم
حسین! طاق دو ابروی تو نشان شده است

شبی درون تنور و دمی به روی درخت
گهی به صندوق دشمن سرت نهان شده است

دوباره یوسف تشنه تو معجزه کردی؟
برای سنگ زدن پیرزن جوان شده است!

درون طشت که رفتی خیالت آسوده
سفارش لب خشکت به خیزران شده است

بس است با لب زخمی دگر نخوان قرآن
ببین چه ولوله ای بین کاروان شده است

#امام_حسین
#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
ش
20:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 162.1 KB
هرکس‌که شده اسیرتو آزاداست
با عشق تو خانه ی دلم آباد است
شیرینی کام من در این یکساله
از تلخی قهوه ابوالسجاد است

#عبدالزهرا
#مشایه
#اربعین

Tlgrm.me/raziolhossein
22 October 2016
ش
01:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

اگر چه روسیهم قیمتی ندارم من
به جز محبت تو ثروتی ندارم من

تمام عزتم از نوکری خانه توست
بدون نوکریت عزتی ندارم من

نبود و نیست نگاهم به دست این و آن
که جز حسین ولی نعمتی ندارم من

بهشت و آنچه در آن است به زاهد ارزانی
به غیر کرببلا جنتی ندارم من

در آن جنان که همه لذت است و عشق و صفا
به غیر دیدن تو لذتی ندارم من

به شام اول قبرم بیا که منتظرم
که جز شما به کسی الفتی ندارم من

به حشر هم رفع الله رایه العباس
چو زیر این علمم وحشتی ندارم من

گذشت عمر و به دل حسرت زیارت توست
ببر مرا به حرم فرصتی ندارم من
------------------------
بگو که بند زبندم جدا کنند به تیغ
که با عدوی علی وحدتی ندارم من

#امام_حسین_مناجات
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 77.8 KB
ای شور تو در دلم دمادم ارباب
یک گوشه نگاه تو مرادم ارباب
من تازه گرفتار غم تو نشدم
از کودکیم دل به تو دادم ارباب

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب


محشر نزول کرده قیامت به پا کند
فکری بحالِ مردمِ بی دست و پا کند

اصلا ًخدا نخواست که زینب بیاورد
انگار خواست صبر خودش را بنا کند

هفت آسمان به زیرِ پَرش خاک میخورد
یک لحظه با اراده اگر بال وا کند

بیرون زِ حجره اش برود بی نقاب اگر...
خورشید آسمان و زمین را رها کند

در خواب هم به فکرِ گدای مدینه است
تا سهمِ قرصِ نانِ خودش را عطا کند

مشکلگشایِ حضرتِ معصوم زینب است
کافیست در نماز شبش ، ربنّا کند

یعنی همان که قبله ی حاجاتِ عالم است
میخواست تا که خواهرش او را دعا کند

اینکه سه روز بی وجناتِ حسین شد
نزدیک بود تا نفسش را فدا کند

زینب عقیله ، عالمه ی بی معلمه ...
خونش حلال هر که جز او ادّعا کند

مبهوتِ درکِ پایه ی ایمانی اش همه
انگشت میگزند ز حیرانی اش همه

از هر چه مرد ، یک سر و گردن اگر سر است
این ماده شیرِ شیرِ خداوند ، حیدر است

تنها امام زاده ی این خانواده که...
سرچشمه ی معارفش از جای دیگر است

بهتر به نقلِ قولِ حسن ، اکتفا کنیم
تفسیر کردنش چِقَدَر حیرت آور است

مبعوث شد که گریه مسلمانمان کند..‌.
در کسوت ِ زن است ولیکن پیمبر است

ناباورانه بود شبِ خواستگاری اش
بالا نشینِ مسندِ دربارِ باور است

با شرطِ ضمنِ عقدِ خودش ازدواج کرد
هر جا حسین رفت کنارِ برادر است

باید که از قداستِ پوشیه اش نوشت
وقتی خدا محافظِ این سطحِ معجر است

اثبات میکند خبر شام و کوفه اش
با مِلّتی ز کُفر حضورش برابر است

جانها فدای خطبه ی "یا اشبحُ الرِّجال..."
بالله قسم که درخورِ الله ُاکبر است

از نای دل نوای علی میرسد بگوش
یا للعجب صدای علی میرسد بگوش


#حبیب_نیازی
14:11
#حضرت_زینب
#شام
#دوبیتی

تحمل کردن زنجیر با من
شهادت با تو و تکبیر با من
میان مجلس دل مرده ی شام
تلاوت با تو و تفسیر با من

#سیدعلیرضا_شفیعی
ش
14:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یاحسین


در دایره ی عشق گرفتار حسینم
حیران شده ی چرخشِ پرگار حسینم

فریاد زند چاک گریبانِ جنونم
عمری ست که منصورم و بر دار حسینم

انگشت نمایِ همه ی رهگذرانم
دیوانه ی زنجیریِ بازار حسینم

خوشبخت ترینم که نیازم به کسی نیست
من ریزه خوره سفره ی دربار حسینم

در زندگی ام واسطه ی فیض الهی ست
من تا ابد الدهر بدهکار حسینم

فردایِ قیامت همه سرگشته،ولی من
آسوده میان صفِ زوار حسینم

در خُلد برین از کرم حضرت زهرا
همسایه ی دیوار به دیوار حسینم

#امام_حسین_مناجات
#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 78.3 KB
دلداده نور ازلی خواهد شد
بیت‌ستُ درآخر غزلی خواهد شد
هر کودکِ شیرِ‌ پاک خورده آخر
مجنون حسین‌بن‌علی خواهد شد

#اطفال_الحسینی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب
#تک_بیتی

هر چند نام نیک فراوان شنیده ایم
نامی به باشکوهی زینب ندیده ایم

#قاسم_صرافان
ش
23:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#نیزه

از پشت بام بر سر تو سنگ میزنند
عمدً به پیش خواهر تو سنگ میزنند

قرآن نخوان که گوش به قرآن نمیدهند
این ها همه به باور تو سنگ میزنند

از هوش میرود به خدا مادرش رباب
وقتی به سوی اصغر تو سنگ میزنند

آلاله های روی زمین را نگاه کن
بر غنچه های پرپر تو سنگ میزنند

این دختران به نیّت بازی نیامدند
دارند سمت دختر تو سنگ میزنند

آیینه ی غرور تو را تا که بشکنند
بر من مقابل سر تو سنگ میزنند

#محمد_حسن_بیات_لو
23 October 2016
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

دلم حسینیهء اعظم عزای حسین است
هر آنچه اشک ببارم فقط برای حسین است

همین حسین حسینی که برده تاب دو عالم
صدای من نه صدای تو نه صدای حسین است

حسین اسم شفا بخش قلب ماست یقینا
جهان به ناله ی زینب پر از نوای حسین است

هزار جلوه اگر روضه ها کند ز گل ما
ز اشک فاطمه و شور نینوای حسین است

و قال صادق : القلب مومن حرم الله
خوشم که حاجی این کعبه ام که جای حسین است

اسیر ماتم او بودن است کار دل من
شفیع روز قیامت شدن به پای حسین است

به سرزمین قیامت به هیچ امید ندارم
به این خوشم که سرم زیر ظل پای حسین است

اگر نماز من روسیاه نور گرفته
به یمن تربت اعلای کربلای حسین است

از آن زمان که سرم نذر بچه های حسن شد
تمام زندگی ام نذر بچه های حسین است

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یاحسین


دل را هرآنکه بر غم تو‌مبتلا کند
جان را به پای داغ تو‌آخر فدا کند

قبلش بگیرد از تن من جان خدای تو
من را اگر قرار شد از تو جدا کند

فرموده است حضرت صادق که مادرش
از بهر زائرین حسینش دعا کند

آنکس که تربتش شده داروی دردها
دیگر ببین که فیض نگاهش چها کند

بر این دهد اگر و بگیرد از آن اگر
سائل شهی کند و شهی را گدا کند

هر قطره را هر آینه دریا کند حسین
هر بی بها به یک نگهش پر بها کند

دانم که تو رها نکنی دست نوکرت
حتی اگر که دست تورا او رها کند

در روز حشر مادرتو قول داده است
از بین خلق گریه کُنَتْ را سوا کند

ممنون لطف خواهر تو می شوم حسین...
من را به اسم نوکر اگرکه صدا کند

از دخترت بخواه بخواهد برای من
در پای روضه تو بمیرم! خدا کند

این اربعین بگو به اباالفضل یا حسین
مارا دوباره زائر کرببلا کند

آبی نداد بر لب خشکت چرا عدو
میخواست گر سر تو جدا از قفا کند


#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
13:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
738×450, 81.0 KB
مهر شه نشأتین را دارم من
آقایی عالمین را دارم من
هرکس که ز دارایی من پرسیده
گفتم که فقط حسین را دارم من

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


آن شب سپهر دیده ی او پر ستاره بود
داغ نهفته در جگرش بی شماره بود

در قاب خون گرفته ی چشمان خسته اش
عکس ِ سر بریده و یک حلق ِ پاره بود

طفلک تمام درد تنش را زیاد برد
حرفی نداشت ، عاشق و گرم نظاره بود

با دست خسته معجر خود را کنار زد
حتی کلام و درد ِ دلش با اشاره بود

زخم نهان به روسری اش را عیان نمود
انگار جای خالی یک گوشواره بود

دستش توان نداشت که سر را بغل کند
دستی که وقت خواب علی گاهواره بود

در لابه لای تاول پاهای کوچکش
هم جای خار هم اثر سنگ خاره بود

ناگاه لب گشود و تلاطم شروع شد
دریای حرف های دلش بی کناره بود

کوچکترین یتیم خرابه شهید شد
اما هنوز حرف دلش نیمه کاره بود

#مصطفی_متولی
1
ش
15:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

در کوچه تو پرچم روضه به سرم خورد
یک کاسه پر خون غمت را جگرم خورد

با ذکر شما تا به خدا اوج گرفتم
در موقع توبه پر فطرس به پرم خورد

هر روضه که رفتم به درش دست کشیدم
دستم ز همان کودکیم خاک حرم خورد

شب سینه زدم صبح شدم اهل مناجات
فیض شب روضه به نماز سحرم خورد

هرگز نرود پشت در خانه اغیار
پایی که به فرش حرم شاه کرم خورد

باید بشود هرپسرش خادم هیئت!
یک عمر فقط نان شمارا پدرم خورد

شش دانگ دلم خورد بنام تو و زینب
وقتی که به شش گوشه ی تو چشم ترم خورد

گفتند دل شیعه حسینیه ی زهراست
ناز قدمش روی دل دربه درم خورد

تقدیر من از روضه تو قامت خم شد
چون غصه ی تنها شدنت را کمرم خورد
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت

بسته راه چاره دید و گریه کرد
طفل بی گهواره دید و گریه کرد
دختــر آواره دید و گریه کرد
روسری پاره دید و گریه کرد

او چهل سال است کارش گریه است
این چهل سال افتخارش گریه است

دست بسته از زنان شرمنده شد
از تمام کاروان شرمنده شد
بیشتر از دختران شرمنده شد
مجلس می آنچنان شرمنده شد

در میان راه تنها مرد بود
بین یک جمعیتی نامرد بود

از غم ویرانه رفتن اشک ریخت
پایکوبی کرد دشمن اشک ریخت
لحظه معجل گرفتن اشک ریخت
مردها دنبال یک زن...اشک ریخت

هم زيارتنامه اش آتش گرفت
هم سرو عمامه اش آتش كرفت

باورش میشد که غم پیرش کند؟
خواهرش را زجر زنجیرش کند
زاده ء مرجانه تکفیرش کند
حرمله اینقدر تحقیرش کند

نانجیب پست با یک مشک آب
پرسه میزد پیش چشمان رباب

کوچه های شام خیلی سخت بود
سنگهای بام خیلی سخت بود
طعنه و دشنام خیلی سخت بود
جام و بزم عام خیلی سخت بود

حرفهای تند و تیزی میشنید
واژه ای مثل کنیزی میشنید ..

خنده های شمر یادش مانده است
ماجرای شمر یادش مانده است
چکمه های شمر یادش مانده استخ
جای پای شمر یادش مانده است

کندی خنجر عذابش میدهد
ضربه آخر عذابش میدهد

آمدو بال و پرش را جمع کرد
دست بی انگشترش را جمع کرد
با حصیری پیکرش را جمع را کرد
روی دستش حنجرش را جمع کرد

صورت خود را به روی خاک زد
یاد عریانی گریبان چاک زد

#محمد_جواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:01
#امام_سجاد_شهادت


در پنجه هاي سلسله ، آزُرده خاطـري
از نيش خند و هـلهـله ، آزُرده خاطري

مثل سه شعبه ، سمت دلت حمله مي كند
هـر مرحله ز حرمله "آزُرده خاطري"

پاسخ،هزار و نُهصد و پنجاه تا شده
از زخمِ جمـعِ مســئله ، آزُرده خــاطـري

از اينكه نيزه دار ميـان تو و پــدر
انداخته ست فـاصـله ، آزُرده خاطري

از تازيانه خوردنِ اطفال بي پناه
چون زينبِ مُجَلـلّه ، آزُرده خاطــري

يادت نرفته در غُل و زنجير ادا شده
مــثلِ نـمـازِ نـافـلـه ، آزُرده خاطـري

باباي تو ، گرسنه و تشنه شهيد شد
حق داشتي كُني گِـله ، آزُرده خاطري

تـا انتـهايِ عُــمْـر ، به يادِ خرابه و
شيرين زبانِ قافله ، آزُرده خاطري

#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 135.3 KB
دل محو صَفات اربعین مشایه
عالم همه مات اربعین مشایه
مارا بطلب همه بیاییم ارباب
تا کرببلات اربعین مشایه

#اربعین
#مشایه
#عبدالزهرا

Tlgem.me/raziolhossein
24 October 2016
ش
00:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#اسارت
#نیزه


رفتی به روی نیزه و من پابه پای تو
دنبال می کنم سرت از ردّ پای تو

این سنگ ها صدای مرا در می آورند
قرآن بخوان - فدای صدای رسای تو

بالای نیزه؛ طشت ؛ تنور و خرابه ها
دارد چه سخت میگذرد لحظه های تو

هرکس که میرسد به سرت سنگ میزند
دعوا شده سرِ ، سرِ از تن جدای تو

از ما بریدی و به روی نیزه رفته ای
پس حق بده اگر که بمیرم برای تو

گیرم که آمدی و نشستی به دامنم
با من بگو که بوسه زنم بر کجای تو؟

#محمد_حسن_بیات_لو
ش
01:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

حرمت کوی تو را عرش معظم دارد
تربتت معجزه عیسی مریم دارد

در این خانه گدایی که مقامی کم نیست
چشم بر لطفِ گدایان تو حاتم دارد

به فدای تو غریبی که خدا در غم تو
در دل عرش حسینیه اعظم دارد

هر که را اذن ندادند که نام تو برد
بردن نام تو شکرانه دمادم دارد

بگذار عالمیان طعنه زنندم، گویم...
سگ این خانه شرف بر همه عالم دارد

هرکجا نام تو بردم جگرم سوخت حسین
نام نامی تو آقا چقدر غم دارد ؟!

دل کس مثل دل زینب مظلومه نسوخت
در کنار بدنت گریه و ماتم دارد

آمده وقت سواری کجایی عباس
دختر فاطمه نه یاور و محرم دارد


#امام_حسین_مناجات
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یااباعبدالله

مثل نماز، مثل دعا، صبح و ظهر و شام
ارباب را زدیم صدا صبح و ظهر و شام

ما لطف کرده ایم به خود بین روضه ها
ارباب لطف کرده به ما صبح و ظهر و شام

روضه به روضه گریۀ ما فرق میکند
چون فرق بین نافله ها صبح و ظهر و شام

روزی سه بار از غم تو گریه میکنیم
با رخصت از امام رضا صبح و ظهر و شام

این روزهاست غصۀ ما شام شام شام
همراه درد کرب و بلا صبح و ظهر و شام

دختر نشست پیش پدر گریه کرد و گفت
شلاق می زدند به ما صبح و ظهر و شام

یکبار ظهر کُشت تو را شمر و با سَرَت
هر روز می کُشند مرا صبح و ظهر و شام

#امام_حسین_مناجات
#مهدی_رحیمی_زمستان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×650, 160.4 KB
لطفی بنما که خاک پایت گردم
دامن بتکان که تا گدایت گردم
دلتنگ زیارت توام اربابم
من را به حرم ببر فدایت گردم

#دوبیتی
#کربلا
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


كسي كه چشمش از غم حسين تر نمي شود
قسم به غم كه شام غصّه اش سحر نمي شود

به امر مادرش ، به چشـمِ خويش التماس كن
نــگو كه رزقِ گــريه ي تو بيشــتر نمي شود

برايِ كسب روزي ات ، مزن به هـر دري رفيق
گـدايِ خـانه ي حســين ، در به در نمي شود

حواسِ او مُدام بر من و تو اَسـت غم مخور
كه شاه از غُــلام خويش بي خبر نمي شـود

براي آنكـه بيشــــتر به فيض قُرب او رَسَـــد
به عَمْد آنكه مُخلص است مُعتبر نمي شود

بِـكُوش تا حقــيقــتاً ، شــود تـمـــــامِ باورت
كه با حُـسـين "ياحُـسـين"بي اثر نمي شود

سُرورِ روزِ حشر را ،قسـم به غم، نمي چِشَد
دلي كه در عَزايِ شــاه ، خونجگر نمي شود

چه سـخت درك مي كُــند زمــان احتــضار را
به يادِ قتلــگاهش آنكـه مُحتضر نمي شود

بجز ذبيح عشق كه سه روز تشنگي كشــيد
نصـيب قلب هيچ كس تير سه سر نمي شود

قــبلِ غروب واقعـــه رفت به عرش نيزه هــا
چرا كه او شبش سحر ، بعدِ قمر نمي شود

به"سر"رسيد قصّه اش كه شعر گريه كرد و گفت:
"بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود"

#محمد_قاسمي
ش
15:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#نیزه

ای هلال من به بالای سنان قرآن بخوان
قاری قرآن و قرآن را زبان! قرآن بخوان

با صدای خود مسخر کن تمام کوفه را
کوفه را هم کربلا کن؛ همچنان قرآن بخوان

گرچه بشکسته جبینت بر سر نی، سجده کن
گرچه گشته از دهانت خون روان، قرآن بخوان

تا مگر آوای قرآن تو آرامم کند
بر فراز نیزه ای آرام جان قرآن بخوان

تا که اسلام تو را اهل زمین باور کنند
ای امام کلّ اهل آسمان قرآن بخوان

زادۀ مرجانه دارد قصد آزار تو را
تا نرفتی زیر چوب خیزران قرآن بخوان

صوت قرآن سر تو سربلندم می‌کند
تا نگشته قامت زینب کمان قرآن بخوان

یاد قرآن پدر کن؛ روی دست جدمان
وارث حیدر! تو هم نوک سنان قرآن بخوان

آنچه دیدم مادرم زهرا برایم گفته بود
این مصیبت را نمی‌کردم گمان؛ قرآن بخوان

هرکه هرچه دارد از این خاندان دارد حسین
تا به «میثم» هم دهی سوز نهان قرآن بخوان

#حاج_غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
15:41
#سید_الشهدا

نامحرم آوردم دل و محرم گذشتم
بر دل نوشتم: "دوستت دارم..." گذشتم

عشق است و عاشق هرچه دارد نذرِ عشق است
از مادرم، دار و ندارم هم گذشتم

گمراه بودم، گریه کردم در عزایت
از نسلِ آدم بودم و آدم گذشتم

از کودکی ام بین هیئت ها نشستم
من پای عشقت از همه عالم گذشتم

فرهادم و با دردِ شیرینی که دارم
از خیرِ طب و بهره ی مرهم گذشتم

یک روز زیر پرچمت من را رساندند
عمری است از زیرِ همین پرچم گذشتم

امشب شبیه تو که درهم می خریمان
از هر کسی ناراحتم درهم گذشتم

شب های جمعه در فراقِ کربلایت
از شهر ری با سینه ای پر غم گذشتم

کم کم مرا سوزاند داغِ روضه هایت
از شعرها... از روضه ها... کم کم گذشتم

مقتل به دستم مانده و مبهوت ماندم
هی بغض کردم، خط به خط خواندم گذشتم

بوسه به زیر حنجرت دردسری شد
از روضه ی جان کندنت مبهم گذشتم

جانم به لب آمد زمانی که به مقتل
از غارت پیراهن و خاتم گذشتم...

شکر خدا این بار هم از روضه هایت
با قلب خون، با چشم پر شبنم گذشتم


#امام_حسین_مناجات
#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
15:42
#حضرت_رقیه

دست بگذار به قلب نگرانم بابا
تا که آرام شود روح و روانم بابا

چند وقت است صدایم نزدی دختر من؟
چند وقت است نگفتم به تو "جانم بابا؟"

نه تو هستی نه عمو و نه علی اکبر هست
پس برای چه کسی شعر بخوانم بابا؟

بسکه در راه دویدم بخدا خسته شدم
بغلم کن روی پایت بنشانم بابا

حرف های بدی امروز به من گفت یزید
وای بند آمده از شرم زبانم بابا

زجر ملعون به روی جای لبت سیلی زد
چند شب تلخ شده طعم دهانم بابا

گیسویم سوخته است و کف پام آبله زد
بازویم نیز شکسته به گمانم بابا

سینه‌ات هستی من بود و خرابش کردند
چه کسی پای نهاده به جهانم بابا؟

حرمله تیر به تو زد؟؟ بخدا میکُشمش
آخرین تیر تو شد قد کمانم بابا

جان من بند به موهای پریشان تو بود
گیسویت سوخت چرا زنده بمانم بابا؟؟

#حضرت_رقیه_مصیبت
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
15:43
#شب_سوم


ناله زد! هر چه گفت:"بابا کو؟
پدر من حسین زهرا کو؟"

پاسخ این سوال ،سیلی بود
صورتش زین جواب نیلی بود

پس نهاد از سر اسیری وتب
سر به دامان عمه اش،زینب

گفت:"عمه،مگر چه می خواهم؟
من که غیر از پدر نمی خواهم

عمه جان،من که حرف بد نزدم
حرف زشتی به هیچ احد نزدم

خصم می خواست گوشواره اگر
گوش من از چه پاره کرد دگر؟

من که جدّم،علی به وقت نماز
داد انگشتری به اهل نیاز

مادرم،فاطمه ،سه لیل ونهار
نان افطار خویش کرد ایثار

من خود ،آن گوشواره می دادم
دُر ،به آن نابکار می دادم

پس بگو تازیانه کم بزنند
دخترم،دخترانه ام بزنند

عمه،این ناسزا وهمهمه چیست؟
مادر ما ،مگر که فاطمه نیست؟

#حضرت_رقیه_مصیبت
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت

دیدم به چشم خویش غمی ناشنیده را
در یک غروب سرخ بلای عدیده را

با ناله ام زمین زمان گریه می کتد
از مادر ارث برده ام این اشک دیده را

من با همین لبان خودم نیمه های شب
بوسه زدم گلوی بریده بریده را

یعقوبم و بدست خودم بین بوریا
چیدم به گریه یوسف پیکر دریده را

یادم نمی رود که چگونه مقابلم
بستند دست عمۀ قامت خمیده را

یادم نمی رود سر شب لحظۀ فرار
فریادهای دختر گیسو کشیده را

هنگام جابه جائی سر روی نیزه ها
دیدم شکاف حنجر و خون چکیده را

لعنت به آنکه مرکب خود نعل تازه زد
دیدم سپاه روی بدن ها دویده را

یک تار موی عمۀ ما را کسی ندید
پوشانده بود نور حسین این حمیده را

بزم شراب و تشت طلا جای خود ولی
خون کرده صحنه ای دل مهنت کشیده را

دشمن کنیز خواست و دیدم به چشم خویش
طفل یتیم و وحشت و رنگِ پریده را

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
504×502, 94.3 KB
بر روی لبش ذکر فرج هم باشد
دلداه ی ثامن الحجج هم باشد
هرطور شده به کربلا می آید
این زائر تو‌ اگر فلج هم باشد...

#اربعین
#کربلا
#زائر
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
25 October 2016
ش
00:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند
بند بند من افتاده ز پا را سوزاند

 آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر
پاره های جگر غرق بلا را سوزاند

 سینه ام بود حسینیه ی غمهای حسین
یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند

 من نه امروز که در کرب وبلا جان دادم
از همان روز که آتش همه جا را سوزاند

 با همان تیر که در حنجره ای خشک و سفید
تارهای عطش آلود صدا را سوزاند

 از همان لحظه که می سوختم و می دیدم
تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند

 خیمه ای شعله ور افتاد زمین و ناگاه
چادر دختری از جنس حیا را سوزاند

 وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم
خیزران هم لب و هم طشت طلا را سوزاند

 دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت
گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند

 #حسن_لطفی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#سیدالشهدا


بُرده است روی نیزۀ ماتم سرت مرا
به خاک و خون کشیده غم پیکرت مرا

شد پاره پاره پیکر من زیر تیغ جهل
تا اینکه زنده کرد علی اکبرت مرا

تا بی‌خیال تشنگی غیرتم شدم
آبی رساند غیرت آب آورت مرا

تیر سه شعبه حنجر فهم مرا درید
جانی دوباره داد علی اصغرت مرا

دربند نفس خویش تو را تا صدا زدم
آزاد کرد مرحمت مادرت مرا

روضه به روضه پای تو آموختم حسین!
علامه کرده سلسله منبرت مرا

_سادات! با اجازۀ‌تان روضه خوان شوم_
بیچاره‌کرد قصه انگشترت مرا...

_ما بی‌اجازه روضه زینب نخوانده‌ایم_
آقا اجازه! کشت غم خواهرت مرا

در بند نیست چون پر پرواز زینب است
زینب اگر اسیر شود باز زینب است

#امام_حسین_مناجات
#حسین_صیامی


Tlgrm.me/raziolhossein
02:15
#اباعبدالله


آسمان یک ذرّه ی نور است در چشم ترت
پس زمین قدری ندارد پیش مویی از سرت
جان خود دادی و حتی دادی از جان بهترت
اصغرت ، تنها علمدارت ، علی ِ اکبرت

تا بنوشانی به عالم ذرّه ای از باورت

ایستادی مثل کوهی روبروی کاه ها
ماهی و افتاده ای در انزوای چاه ها
گرچه دشمن بست بر آل پیمبر راه ها
باز فریاد تو می آید سوی آگاه ها

بس که والایند هم پیغام و هم پیغمبرت

نور فجر قدری و قران انزلنا تری
از تمام کشتگان عصرها زیبا تری
بین گودالی ولی از عرش هم بالاتری
من یقین دارم که اینجا از علی تنهاتری

گرچه از اشباح ادم‌ پر شده دور و برت

یوسفانه پیکرت را بین چاه انداختی
در میان گرگ ها در قتلگاه انداختی
سینه ات سنگین شد و یک دم نگاه انداختی
به نگاهت بینشان دعوا به راه انداختی

تا نبیند حال و روز پیکرت را مادرت

در سکوت دشت می آمد صدای اسب ها
آهویی ترسیده بود از شیهه های اسب ها
بانویی لرزید و دید از لابلای اسب ها
سینه ات را نرم کردی زیر پای اسب ها

تا که جای راحتی باشد برای اصغرت

باد ها از پیکر تو بوی سیبی برده اند
های خود آورده و هوی غریبی برده اند
از غریبی ناله ای سوی حبیبی برده اند
دشمنانت هر کدام از تو نصیبی برده اند

می شود انفاق بعد از قتل تو انگشترت

ای وجود بی بدیلت آبروی کربلا
خون سرخت تا قیامت رنگ و روی کربلا
تا تو هستی ما کجا و ارزوی کربلا
(( بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ))

تشنه ی آب فراتم ، تشنه ی آب آورت

#امام_حسین_مناجات
#سیدمحمدحسین_حسینی
#محرم۹۵

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

این حج تمتع حسینیون است
حجی که چو کشتی ات وسیع است حسین
فرقی نکند غنی بود یا که فقیر
گر عاشق توست مستتیع است حسین
02:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×460, 72.5 KB
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

برپایی شور #اربعین با زهراست
روزی تمام زائرین با زهراست
با شیرخداست،دعا به‌زوارحسین
البته،الهی آمّین با زهراست

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
26 October 2016
ش
01:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت

با گریه اش زمین و زمان گریه میکند
این نیمه جان به قیمتِ جان گریه میکند

باید به جای آبِ وضو ، ظرفِ اشک برد
او بی گمان ، بدونِ امان گریه میکند

یادِ " فَقَطَّعوه..." نفسش قطع میشود
وقتی که با صدای اذان گریه میکند

این قدکمان ، اگر که سرش تیر میکشد
دارد به یادِ تیر و کمان گریه میکند

با دست اگر دهانِ خودش را گرفته است
باور کنید یادِ سنان گریه میکند!

قصاب های شهر ، همه میشناسنش...
با ذِبحِ گوسفند ، چنان گریه میکند

باید بپرسد : آب به قربانی داده اند؟!
بعدش همان کنار ِ دُکان گریه میکند!!

کنجی نشست ُ آهِ لبش شد "ابالغریب"
یعنی به یادِ آبِ روان گریه میکند

جایی حصیر دید و بِهَم ریخت صورتش
یادِ تنی که ریخت در آن گریه میکند

بابا کفن نداشت ، تنش پیرُهن نداشت
با داغِ پیکری عریان گریه میکند

از خاطراتِ شامِ غریبانِ سوخته
آقا هنوز هم نگران گریه میکند

...

آقا هنوز دم به دم از حال میرود
از خیمه گاه تا دلِ گودال میرود

یک گوشواره دیده و آشفته خو شده
یک شیرخواره دیده،دلش زیر و رو شده

حال و هوای قافله یادش نرفته است
اشکِ رباب و حرمله یادش نرفته است

سرها بریده بود ، نفس ها بریده بود
هر گوشه خونِ تازه ی گوشی چکیده بود

اما دوباره ، میرود از کربلا به شام
دارد دوباره میبرد این روضه را به شام

با هر نفس ، تمامِ تنش تیر میکشد
این " آه " را به سختیِ زنجیر میکشد

نامش علیست ، پس کفِ افسوس میزند
لطمه به پای روضه ی ناموس میزند

رقصیدن و تکانِ سر و نیزه دارها
پرتابِ سنگِ کینه زِ گوشه کنارها

آنقدر دستِ سنگ زدن ها دراز شد
حتی سری که بسته به نی بود باز شد!!

با دستِ بسته ، روحِ عبادات را زدند
با پایکوبی عمه ی سادات را زدند

#حبیب_نیازی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:11
#امام_سجاد_شهادت


سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد
جان، مست تولّای تو یا حضرت سجاد
دل غرق تجلّای تو یا حضرت سجاد
دست من و اعطای تو یا حضرت سجاد

پرواز دهد ذکر تو تا عرش دعا را
جنت، شنود از نفست بوی خدا را

تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی
تو روح دعا، بال دعا، قلب دعایی
تو کعبه و تو زمزم و تو سعی و صفایی
تو مشعر و خیف و عرفاتی و منایی

تا دور تو ای کعبه مقصود نگردند
حجاج، طواف حرم الله نکردند

ای آب بقا، قطره ای از آب وضویت
وی خضر نبی، نخله سبزی، لب جویت
گلبوسه ی جان دو جهان بر گل رویت
ارباب دعا چشم گشودند به سویت

خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو
آئینه زهرا و حسین و حسنی تو

مهر تو همه خیل رسل راست وظیفه
گفتار تو در لوح الهی است لطیفه
بر لعل لبت، بوسه ی آیات شریفه
مصحف، بود از فاطمه و از تو، صحیفه

اول علی از سلسله ی خیرالانامی
چارم ولی حق پدر هشت امامی

تو نور فروزنده ی مصباح هدایی
سر سلسله ی نسل امام شهدایی
و ا... تو، پیغامبرِ خون خدایی
همسنگر سرهای ز تن گشته جدایی

هر چند که بر گردن خود، سلسله داری
جا در دل بشکسته ی هر سلسله داری

پرواز کند طایر وحی از چمن تو
شمشیر خدا خطبه ی دشمن شکن تو
افسوس که شد سنگ جواب سخن تو
زنجیر کند گریه به زخم بدن تو

بس گل، که به سر ریخت ز سنگ لب بامت
افسوس که بردند به ویرانه ی شامت

غیر تو که ای یوسف زهرای شهیده
گردیده پیام آور سرهای بریده
جای صلوات از همه دشنام شنیده
خون دلش از حلقه ی زنجیر چکیده؟

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت
ای کاش نمی برد سوی بزم شرابت

ای طایر رحمت، ز چه رو بال و پرت سوخت
هر لحظه دل از شعله ی داغ دگرت سوخت
افسوس که در ماه محرّم، جگرت سوخت
از زهر جفا یکسره پا تا به سرت سوخت

یک کرب و بلا سوز، دلت بود به سینه
تا کرب و بلا شد ز غمت شهر مدینه

عمری به دل سوخته ات، سوز نهان بود
خون جگرت، دم به دم از دیده، روان بود
چشمت به عزای شهدا، اشک فشان بود
از کعب نی اَت، بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدند
بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدند

هر شب دل زارم شده، زوّار بقیعت
ای کاش نهم چهره به دیوار بقیعت
چون شمع بسوزم به شب تار بقیعت
خون گریه کنم، لحظه ی دیدار بقیعت

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت
گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت

من «میثم» دلسوخته ی زار شمایم
خاک قدم میثم تمّار شمایم
شرمنده که با هیچ، خریدار شمایم
هر چند بدم، عبد گنهکار شمایم

نامم ز ره لطف به خاطر بسپارید
در مصحف صدّیقه ی کبری بنگارید


#استاد_غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:12
#امام_سجاد_شهادت


بر غربت غریب شهیدان گریستم
سرشارتر ز چشمه و باران گریستم

چل سال بر مصیبت جانسوز کربلا
از دل کشیده ناله ی سوزان گریستم

چون شمع نیمه سوخته در مجلس عزا
پیدا گریستم من و پنهان گریستم

با خاطرات ، زندگی من گذشت ، آه
هر لحظه ای به قصه ای از آن گریستم

تا آب خوشگوار به لبهای من رسید
بر تشنه جان سپردن مهمان گریستم

ششماهه دیدم آب شدم از غم علی
بر آن شهید کوچک عطشان گریستم

مانند خیمه ها دلم آتش گرفت ، آه
بر ماجرای شام غریبان گریستم

دیدم سر بریده ی خورشید نینوا
بر نی کند تلاوت قرآن گریستم

وقت مرور واقعه ی کربلا به شام
بر قحطی عدالت و ایمان گریستم

هرچند حق روضه ی داغش ادا نشد
در ماتم حسبن فراوان گریستم

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 25.10.2016 00:50:11
#امام_سجاد_شهادت


زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند
بند بند من افتاده ز پا را سوزاند

 آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر
پاره های جگر غرق بلا را سوزاند

 سینه ام بود حسینیه ی غمهای حسین
یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند

 من نه امروز که در کرب وبلا جان دادم
از همان روز که آتش همه جا را سوزاند

 با همان تیر که در حنجره ای خشک و سفید
تارهای عطش آلود صدا را سوزاند

 از همان لحظه که می سوختم و می دیدم
تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند

 خیمه ای شعله ور افتاد زمین و ناگاه
چادر دختری از جنس حیا را سوزاند

 وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم
خیزران هم لب و هم طشت طلا را سوزاند

 دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت
گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند

 #حسن_لطفی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.10.2016 19:16:53
#امام_سجاد_شهادت

دیدم به چشم خویش غمی ناشنیده را
در یک غروب سرخ بلای عدیده را

با ناله ام زمین زمان گریه می کتد
از مادر ارث برده ام این اشک دیده را

من با همین لبان خودم نیمه های شب
بوسه زدم گلوی بریده بریده را

یعقوبم و بدست خودم بین بوریا
چیدم به گریه یوسف پیکر دریده را

یادم نمی رود که چگونه مقابلم
بستند دست عمۀ قامت خمیده را

یادم نمی رود سر شب لحظۀ فرار
فریادهای دختر گیسو کشیده را

هنگام جابه جائی سر روی نیزه ها
دیدم شکاف حنجر و خون چکیده را

لعنت به آنکه مرکب خود نعل تازه زد
دیدم سپاه روی بدن ها دویده را

یک تار موی عمۀ ما را کسی ندید
پوشانده بود نور حسین این حمیده را

بزم شراب و تشت طلا جای خود ولی
خون کرده صحنه ای دل مهنت کشیده را

دشمن کنیز خواست و دیدم به چشم خویش
طفل یتیم و وحشت و رنگِ پریده را

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 23.10.2016 17:01:14
#امام_سجاد_شهادت


در پنجه هاي سلسله ، آزُرده خاطـري
از نيش خند و هـلهـله ، آزُرده خاطري

مثل سه شعبه ، سمت دلت حمله مي كند
هـر مرحله ز حرمله "آزُرده خاطري"

پاسخ،هزار و نُهصد و پنجاه تا شده
از زخمِ جمـعِ مســئله ، آزُرده خــاطـري

از اينكه نيزه دار ميـان تو و پــدر
انداخته ست فـاصـله ، آزُرده خاطري

از تازيانه خوردنِ اطفال بي پناه
چون زينبِ مُجَلـلّه ، آزُرده خاطــري

يادت نرفته در غُل و زنجير ادا شده
مــثلِ نـمـازِ نـافـلـه ، آزُرده خاطـري

باباي تو ، گرسنه و تشنه شهيد شد
حق داشتي كُني گِـله ، آزُرده خاطري

تـا انتـهايِ عُــمْـر ، به يادِ خرابه و
شيرين زبانِ قافله ، آزُرده خاطري

#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 23.10.2016 16:59:06
#امام_سجاد_شهادت

بسته راه چاره دید و گریه کرد
طفل بی گهواره دید و گریه کرد
دختــر آواره دید و گریه کرد
روسری پاره دید و گریه کرد

او چهل سال است کارش گریه است
این چهل سال افتخارش گریه است

دست بسته از زنان شرمنده شد
از تمام کاروان شرمنده شد
بیشتر از دختران شرمنده شد
مجلس می آنچنان شرمنده شد

در میان راه تنها مرد بود
بین یک جمعیتی نامرد بود

از غم ویرانه رفتن اشک ریخت
پایکوبی کرد دشمن اشک ریخت
لحظه معجل گرفتن اشک ریخت
مردها دنبال یک زن...اشک ریخت

هم زيارتنامه اش آتش گرفت
هم سرو عمامه اش آتش كرفت

باورش میشد که غم پیرش کند؟
خواهرش را زجر زنجیرش کند
زاده ء مرجانه تکفیرش کند
حرمله اینقدر تحقیرش کند

نانجیب پست با یک مشک آب
پرسه میزد پیش چشمان رباب

کوچه های شام خیلی سخت بود
سنگهای بام خیلی سخت بود
طعنه و دشنام خیلی سخت بود
جام و بزم عام خیلی سخت بود

حرفهای تند و تیزی میشنید
واژه ای مثل کنیزی میشنید ..

خنده های شمر یادش مانده است
ماجرای شمر یادش مانده است
چکمه های شمر یادش مانده استخ
جای پای شمر یادش مانده است

کندی خنجر عذابش میدهد
ضربه آخر عذابش میدهد

آمدو بال و پرش را جمع کرد
دست بی انگشترش را جمع کرد
با حصیری پیکرش را جمع را کرد
روی دستش حنجرش را جمع کرد

صورت خود را به روی خاک زد
یاد عریانی گریبان چاک زد

#محمد_جواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت

کم آب میخورم غم آب است بر دلم
قدر هزار سال عذاب است در دلم

از آن زمان که خواهرم افتاد از شتر
کم خوابم و مصیبت خواب است در دلم

نوزاد دیدم و نفسم ناگهان گرفت
آوای لای لای رباب است در دلم

ویرانه جای خواب من و عمّه هام بود
بی حرمتیِ شام خراب است در دلم

اوباش سیر و آل پیمبر گرسنه، آه
زخمی ز بوی طبخ کباب است در دلم

#امام_سجاد_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
01:24
#امام_سجاد_شهادت

پیش چشمان تر من خواهرانم را زدند
شد سپر بر جسم و جانم، عمه جانم را زدند

دیدن روی رباب تشنه آبم کرد آب
من که مردم از غم شش ماهه نوزاد رباب

زنده بادا عمه ام که زود می آمد وسط
هرکجا که حرف سیلی بود می آمد وسط

روی خاک از ضربه نامردها افتاده بود
در میان دسته نامردها افتاده بود

ضربه شلاق بر رخسار خون رنگم زدند
در میان شام و کوفه بارها سنگم زدند

#امام_سجاد_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت


مثل من هیچکس در این عالم وسط شعله‌ها امام نشد
در شروع امامتش چون من اینقدر دورش ازدحام نشد

لشکری از مغیره می‌آمد، خیمه‌ غارت شد و در آتش ‌سوخت
غیر زهرا به هیچ معصومی اینقدر گرم احترام نشد

روضه از این شدیدتر هم هست؟ لحظه‌ای که حسین یاری خواست
و علی بود اسم من اما خواستم پا شوم ز جام، ... نشد

به لب تشنه علی اصغر به لب تیز ذوالفقار قسم
تا به امروز هیچ شمشیری اینقدر تشنه در نیام نشد

رفتن شاهزاده‌ای چون من به اسیری به یک طرف اما
در سفر اینقدر غل و زنجیر گردن بنده و غلام نشد

آهِ زینب و صیحه‌ی شلاق تا شنیدم، ... از اسب با زنجیر
خویش را بر زمین زدم اما باز هم آن صدا تمام نشد

آه زینب کجا و بزم یزید، او کجا و جواب ابن زیاد
باز هم صد هزار مرتبه شکر اینکه با شمر همکلام نشد

این چهل سال گریه ام شاید از همان روز اربعین باشد
هر قدر عمه سعی کرد صبور به حسینش کند سلام نشد

دیدم از زیر چادرش زینب گفت طوری که نشنود عباس
رنجها دیده‌ام حسین! اما هیچ جایی شبیه شام نشد

من سجاد اینقدر خواندم در مدینه نماز و هیچکدام
آخرش مثل آن نمازی که عمه‌ام خواند بی قیام نشد

#قاسم_صرافان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد
#شام

دریا به دیدگان ترم گریه می کند
آتش به قلب شعله ورم گریه می کند

خون می چکد زدیده يِ خون بار ِ سلسله
زنجیر هم به بال وپرم گریه می کند

با کعب نی دهند تسلیِّ خاطرش
هر دَم سه ساله همسفرم گریه می کند

وقتی زدند خنده به اشکم زنان ِ شام
دیدم به نی سر ِ پدرم گریه می کند

چشم رباب تا به سر اصغرش فتاد
گفتا هنوزهم پسرم گریه می کند

برداغ جان گداز اسیری عمه ام
هر صبح و شام منتظرم گریه می کند

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
04:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#شام

از غم کرببلا گرچه دل، آرام نبود
به خدا هیچ کجا سخت تر از شام نبود

آن قدر غم به دلم بود زداغ پدرم
که دگر جای غم طعنه و دشنام نبود

سر مهمان زسر بام نریزند آتش
گیرم این قافله از امت اسلام نبود

این چهل سال همه سوز دل من این است
دختر فاطمه جایش ملاء عام نبود

آنقدر کعب نی و سیلی و شلاق زدند
جای سالم به خدا در تن ایتام نبود

به تماشای اسیران همگی جمع شدند
کوچه کوچه که دگر حاجت اعلام نبود

همه رفتند سربام ولی کاش دگر
آن زن پست یهودی به سر بام نبود

آنچنان بی ادبی کرد نگویم که چه شد
ولی دیگر به روی نی سر بابام نبود

سخت تر از همه در بزم یزیدم بردند
درد و غمهای مرا باز سرانجام نبود

چوب در دست که بگرفت دل ما خون شد
ای خدا کاش به دست دگرش جام نبود

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
05:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یااباعبدلله الحسین«ع»

نوکرت هستم و از نوکری ام دلشادم
(بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم)

گرچه این عشق پریشان و خرابم کرده
با تو باشم بخدا تا به ابد آبادم

گریه بر تو به همه گریه کُنان ثابت کرد
آدم از گریه برای تو فقط شد آدم!

نام تو بُردم و پا تا به سرم شیرین شد!
بی سبب نیست که دلداده تر از فرهادم

هستی ام نذر پدرمادرت و اولادت
به فدای تو پدر مادرم و اولادم

تا خدا ، بُرده مرا لطف کمت ، ثارالله
دست گیرم شده ای تا به زمین افتادم

از همان روز ازل آرزویم بوده حسین
که فنای تو شوم ، ای سبب ایجادم!

هر کجا حرف غمت شد،شده ام گریانت
در شلوغی قیامت نَبَری از یادم...

#امام_حسین_مناجات
#بهمن_عظیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت امام سجاد علیه السلام

بند۱

حال و هوای بقیع پر از غمه این شبا
برا عزیز دلش گرفته زهرا عزا

با گریه هاش گریه کرد
چشم آسمونو زمین
داره میسوزه دلش
از داغ زین العابدین

آجرک الله علی
آجرک الله یا علی

بند۲

محاله یادم بره به روزِ ما چی رسید
بابای من تشنه بود عدو سرش رو برید

محاله یادم بره
شد پامال مرکب تنش
محاله یادم بره
حتی بردن پیراهنش

بند۳

عدو فقط خنده کرد به آه و افسوس ما
اسیری شد آخرش نصیب ناموس ما

طعنه و زخم زبون
به هر عزیزی میزدن
به پیش ناموس ما
حرف از کنیزی میزدن

#امام_سجاد_مصیبت
#زمینه
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
.
09:19
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:42, 99.3 KB
ش
14:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


سـر از تن تو بريدند و من تمام شـدم
كه وقـت رفـتن تو روي ني ، امام شدم

به "قتل صبر" تو را كُشت شمر و از اين غم
انـيس و مونس اشكي علي الدّوام شدم

چنان كه حُرمَت من را شكست غارتگر
به لطف شـعله در آن بين احترام شدم

توان شرح نـدارم ، وگرنه مي گفـتم...
چگونه شـد كه رها از تـبِ خيام شدم !

سـوار بر شُتري بي جهاز و لاغر و لَنگ
چـه گـرم با غُل و زنجـير ، اِستلام شدم

اسيرِ داغ تو يا غُصّه ي اسارت گُـل
كسي نگفـت كه صـيدِ كُدام دام شدم ؟

لباس سُرخ تنم نيست ، خوب دقّت كن
زِ خونِ خويش در اين راه لاله فام شدم

تمامِ مويِ سـر و صورتم سفيد شده
چـرا كه واردِ بازارِ شهـر شام شدم ...

تمام غصّه ي من خواهر تو بوده نه من
چه غـم از اينكه تمـاشـا در ازحـام شدم

يتيم ، صاحبْ عزا ، بي كس و غريب و اسير
چه زود اين همه من صاحب مَقـام شدم !!!

كجا روم به كه گويم كه من در اين عالم
بـه وقـت رفـتن تو روي ني ، امام شدم

#محمّـد_قاسمي
ش
15:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


خاک مسیر کریم سرمه ی چشم گداست
هرکه دراین جاده نیست فارغ ازین ماجراست

پرچم مشکی زدیم هیئت ما شد حرم
تا همه روشن شوند روضه حسابش جداست

بزم محبت بیا تا بشناسد تو را
فاطمه با تک تک سینه زنان آشناست

هرکه خدایی شده لطف حسین است و بس
رونق هر مسجدی  لطف حسینیه هاست

خانه ی قبرش بهشت! اهل دلی خوب گفت
این همه بزم عزا باعث دفع بلاست

طب و مطب جای خود دلخوش اینها نشو
دور خودت هی نگرد تربت آقا دواست

بسته شده راه حج  غصه چرا میخوری
حاجی شش گوشه شو کعبه ما کربلاست

کرببلا خواستی هیچ نشو ناامید
زود به مشهد برو کار بدست رضاست

عرش خلاصه است در صحن شریف حسین
ما که کسی نیستیم زائر قبرش خداست

#امام_حسین_مناجات

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین


"براي امام سجاد صلوات الله عليهما"

آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت
آخری نیست بر این گریه بی پایانت

آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان
بیشتر می شود انگار غم پنهانت

زهر هرچند که یک روز به دادت آمد
تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت

غیر زینب چه کسی درد تو را می داند
که چه آورده خرابه به دل ویرانت

سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود
خواهرت بود که جان داد روی دامانت

زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست
که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت

خیزران تا که به دستان کسی می بینی
درد می گیرد ناگاه لب و دندانت


#امام_سجاد_مصیبت
#محمدعلی_بیابانی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#زمینه

من واین چشم ترم ، نمی ره از نظرم
پدرم از سوز عطش ، صدا می زد جگرم

چهل ساله، که با غم و بلا عجینم
چهل ساله، دارم تو گودال و میبینم
چهل ساله ، یاد تن روی زمینم
..................
زده آتیش به دلم ، غروب و دشت بلا
فرار اهل حرم ، صدای هلهله ها

یادم میاد، آتیش بین خیمه هارو
یادم میاد ، دویدنای روی خارو
یادم میاد ، آوارگی عمه هارو
.................
اگر چه زهر جفا ، شرر زد بر دل من
ولی داغ و غم شام ، فقط شد قاتل من

محله ، یهودیا آتیشمون زد
باطعنه هاش ، نمک به روی زخممون زد
هر کی رسید ، میون کوچه سنگمون زد

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
18:30
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 123.1 KB
18:31
#امام_سجاد_شهادت
#زمینه

قامتم شد کمون در کربلا، باغ من خزون در کربلا
منم آنکس که دیدم بی کفن ، پیکری غرق خون در کربلا

کربلا کربلا کربلا 2

دیدم ، همه شهیدا رو ، پیکر سقا رو ، میون خاک و خون ، اکبر لیلا رو

دیدم ، جسم گل زهرا ، مقطع الاعضا ، چه جوری تشییع شد ، زیر سم اسبا

وای از کرب و بلا داد از شام بلا
..................
این من و این اشک علی الدوام، این من و ناله های ناتمام
گرچه دلخونم از کرببلا ، فقط شده همین ذکر لبام

الشام الشام الشام 2

ای وای ، از این غم و ماتم ، میسوزه این قلبم ،ناموسمو بردن ، میون نامحرم

آهم ، رسیده تا گردون ، چشام شده پر خون ، زینب کبری و ، بزم یزید دون

وای از کرب و بلا داد از شام بلا
.................
به خدا شامیا خیلی بدن، همگی خصم آل احمدن
جلو چشم من و عمه باسنگ ، سرای روی نی رو میزدن

ای وای ای وای ای وای 2

هیچ وقت، نمیبرم از یاد ،عمه میزد فریاد ، سنگ نزنید دیگه ، سر از رو نی افتاد

دور ، سرا می چرخیدن ، همه می رقصیدن، ما گریه می کردیم ، همه میخندیدن

وای از کرب و بلا داد از شام بلا

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
18:31
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:31, 214.2 KB
18:35
#امام_سجاد_مرثیه

تو یادگار حسینی که کربلا دیدی
شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی
"سری به نیزه بلند است"را شما دیدی
و غارت حرم و خیمه گاه را دیدی

دو چشم گریه ی تو تا همیشه آباد است
در این سکوت تو صدها هزار فریاد است

برای گریه ات آقا اشاره کافی بود
همین که چشم تو بینَد سه ساله کافی بود
گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود
به آب دادن ذبحی نظاره کافی بود

تو را به غصّه چهل سال مبتلا دیدند
به لحظهْ لحظهْ گریز تو کربلا دیدند

اگرچه عصر دهم قسمت تو غم گردید
که سایه ی پدرت از سر تو کم گردید
نصیب تو فقط آه و غم و اَلَم گردید
ز بار غصّه ی یاران قَدِ تو خم گردید

اگرچه تبْ نگهت را ز درد، تیره نمود
خدا برای امامت تو را ذخیره نمود

دلتْ ز داغِ اسارت غمِ فراوان داشت
دو پلک چشم ترِ تو همیشه باران داشت
همیشه خاطرِ تو یادی از شهیدان داشت
به سینه روضهء مکشوف چون هزاران داشت

سه شعبه دیدی و تیر و گلوی اصغر را
تو تیغ دیدی و خنجر به روی حنجر را

به نوک نی سرِ خورشید ماه قافله بود
نگاهبان سر شیرخواره حرمله بود
به دست و پای تو دراین مسیر سلسله بود
غمی که کُشته تو را شام بود و هلهله بود

شهادت ارث شما بود و افتخار شما
به ظلمْ، سوی اسارت کشید کار شما

چه رفت بر دل غمدیده ات به دفن پدر
درون قبر زدی ناله ای ز سوز جگر
سری نمانده کنی رو به سوی قبله دگر
رواست خون بشود جاری از غمت ز بصر

به دفن شاه شهیدان کفن نبود آنروز
به زیر آن همه نیزه بدن نبود آنروز

#امام_سجاد_مصیبت
#وحید_دکامین

Tlgrm.me/raziolhossein
18:37
#غزال
#امام_سجاد_مصیبت

آزار دیدم
خود را میان معرکه بیمار دیدم

در خیمه بودم
هفت آسمان را برسرم آوار دیدم

در بین گودال
آیینه جسم پدر را تار دیدم

بابای خود را
دربین یک لشکر بدون یار دیدم

اینها بماند
از شام دیدم هرچه من آزار دیدم

شبهای بسیار
در بین صحرا عمه را بیدار دیدم

صد بار مردم
وقتی به پای خواهرانم خار دیدم

ای وای از شام
گهواره را در بین یک بازار دیدم

بزم شراب و...
بی حرمتی در مجلس اغیار دیدم

نامحرمان را
نزدیک محرم های خود بسیار دیدم

#امام_سجاد_مصیبت
#مجیدتال

Tlgrm.me/raziolhossein
18:39
#امام_سجاد_مصیبت


شرار زهر خدایا به پیکرم افتاد
مرا گذر به نفسهای آخرم افتاد

دلم شکسته و آماده سفر شده ام
هوای وصل پدر باز در سرم افتاد

چو خاطرات قدیمم به یاد آوردم
شراره ای به دل داغ پرورم افتاد

تمام هستی ما رفت کربلا بر باد
به سینه زین غم دیرینه آذرم افتاد

صدای ناله زهرا رسید بر گوشم
به قتلگاه گمانم که مادرم افتاد

صدا زدم که «علیکنَّ بالفرار» عمه
شرار شعله آتش چو در حرم افتاد

یکی به گریه صدا زد که گوشوارم رفت...
یکی بگفت بیا عمه معجرم افتاد

چو خیمه ها تن تبدار من خدایا سوخت
دمی که آتش خیمه به بسترم افتاد

خدا گواست که از کوفه تا به شام بلا
چه غصه ها به دل درد پرورم افتاد

خدا! من آرزوی مرگ کردم آن دم که
به ‌روی ناقه نگاهم به همسرم افتاد...

رباب دم به دم از نیزه دار خواهش کرد
«توروخدا» کمی آهسته اصغرم افتاد...

رقیه را که رها کرد شمر دون تازه
به جان عمه دلخون و مضطرم افتاد

همینکه سنگ جفا زد عدو به پیشانیش
ز روی نی سر بابم برابرم افتاد

شکست قلب منو صحبت از کنیزی شد
همینکه دیده پستی به خواهرم افتاد

#امام_سجاد_مصیبت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
18:50
بسم الله الرحمن الرحیم


#زین_العابدین
#مرثیه

چه جوری خاطره هام یادم بره
سنگای به روی بام یادم بره
سی سالِ دیگم اگر گریه کنم
محاله بازارِ شام یادم بره

خرابه برامون آشیونه بود
ماجرای غربتِ زمونه بود
حرفی از گرسنگی نمیزنم
توی "شام" شامِ ما تازیونه بود


آتیشِ قلبِ کباب حرمله بود
باعث رنج و عذاب حرمله بود
توی راه رباب به آب لب نمیزد
مأمورِ تقسیمِ آب حرمله بود

کسی میشه ببینه و جون نده؟
آه و ناله شُ به آسمون نده؟
میدیدم رباب ُ گِریه م میگرفت
دستاشو بسته بودن تکون نده


#امام_سجاد_مصیبت
#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یازین_العابدین

سـر از تن تو بريدند و من تمام شـدم
كه وقـت رفـتن تو روي ني ، امام شدم

به "قتل صبر" تو را كُشت شمر و از اين غم
انـيس و مونس اشكي علي الدّوام شدم

چنان كه حُرمَت من را شكست غارتگر
به لطف شـعله در آن بين احترام شدم

توان شرح نـدارم ، وگرنه مي گفـتم...
چگونه شـد كه رها از تـبِ خيام شدم !

سـوار بر شُتري بي جهاز و لاغر و لَنگ
چـه گـرم با غُل و زنجـير ، اِستلام شدم

اسيرِ داغ تو يا غُصّه ي اسارت گُـل
كسي نگفـت كه صـيدِ كُدام دام شدم ؟

لباس سُرخ تنم نيست ، خوب دقّت كن
زِ خونِ خويش در اين راه لاله فام شدم

تمامِ مويِ سـر و صورتم سفيد شده
چـرا كه واردِ بازارِ شهـر شام شدم ...

تمام غصّه ي من خواهر تو بوده نه من
چه غـم از اينكه تمـاشـا در ازحـام شدم

يتيم ، صاحبْ عزا ، بي كس و غريب و اسير
چه زود اين همه من صاحب مَقـام شدم !!!

كجا روم به كه گويم كه من در اين عالم
بـه وقـت رفـتن تو روي ني ، امام شدم

#امام_سجاد_مصیبت
#محمدقاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یازین_العابدین


ای کاش که بین خیمه ها میمردم
در آتش و زیر دست و‌ پا میمردم
خیلی به خدا شام به من سخت گذشت
ای کاش که در کرببلا میمردم

بر گریه ما هماره میخندیدند
خاکستر و سنگ بر سرم پاشیدند
در پای سر بریده بابایم
دیدم که زنان شام میرقصیدند

مارا چو به هر بهانه ساکت کردند
با کینه و ظالمانه ساکت کردند
اطفال مصیبت زده زهرا را
با سیلی و تازیانه ساکت کردند

نامرد! میان هلهله میخندید
بر خاری اهل قافله میخندید
دیدم به کنار نیزه شیرخواره
بر اشک رباب حرمله میخندید

هر لحظه به قلب ما شرر می افتاد
بر روی زمین تاکه قمر می افتاد
بر ما چو‌ محله یهود سنگ زدند
دیدم که ز روی نیزه سر می افتاد


#امام_سجاد_مصیبت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت

دریا به دیده‌ی تر من گریه می کند
آتش ز سوز حنجر من گریه می کند

سنگی که میزنند به فرقم ز روی بام
بر زخم تازۀ سر من گریه می کند

از حلقه های سلسله خون می‌چکد چو اشک
زنجیر هم به پیکر من گریه می کند

ریزد سرشک دیده‌ی اکبر به نوک نی
اینجا به من برادر من گریه می کند

وقتی زدند خنده به اشکم زنان شام
دیدم سه ساله خواهر من گریه می کند

رأس حسین بر همه سر می زند ولی
چون می رسد برابر من گریه می کند

ای اهل شام پای نکوبید بر زمین
کاینجا ستاده مادر من گریه می کند

تا روز حشر هر که به گُل می کند نگاه
بر لاله های پرپر من گریه می کند

زنهای شام هلهله و خنده می کنند
جایی که جدّ اطهر من گریه می کند

بگذار ظالمانه بخندند شامیان
«میثم» که هست ذاکر من گریه می کند


#استاد_غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
27 October 2016
ش
01:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد
#یازین_العابدین


تا اشک هست در بصرم گریه می کنم
با این توان مختصرم گریه می کنم
تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم
با خون مانده بر جگرم گریه می کنم

رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد
یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد
یا مادری که کودک شش ماهه می برد
با هر چه هست دور و برم گریه می کنم

روح صحیفه پر شده از گریه کردنم
خمس عشر، بهانه شده بهر شیونم
گاهی گریز بین ابوحمزه می زنم
بین نوافل سحرم گریه می کنم

از خنده های حرمله زجری کشیده ام
من که عقیله را سر بازار دیده ام
بر دردهای عمه ی قامت خمیده ام
بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم

ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است؟
آتش میان زلف پریشان که دیده است؟
افتادن قطار اسیران که دیده است؟
عمری است با غم سفرم گریه می کنم

باید چه کرد بین گلو آه و ناله را
زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را
خیلی زدند خواهر من را، سه ساله را
یاد رقیه با پسرم گریه می کنم

وقتی عقیله وارد بزم شراب شد
وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد
روی سرم تمام زمانه خراب شد
بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم

یادم نمی رود پدرم را پیاده بود
هر طور بود روی دو پا ایستاده بود
بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود
بر حال غربت پدرم گریه می کنم

عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود
خیلی غریب در ته گودال مانده بود
با کام تشنه، زخمی و بی حال مانده بود
از اوج روضه با خبرم، گریه می کنم

بالم زمان پا شدنم تیر می کشد
از داغ زهر کل تنم تیر می کشد
حالا که تشنه ام... بدنم تیر می کشد...
... یاد عموی تشنه ترم گریه می کنم

#امام_سجاد_مصیبت
#محمد_جواد_شیرازی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#امام_سجاد_مصیبت
#یازین_العابدین


یادم نمیره۲
کرببلا یادم میاد گریه ام میگیره
آه و ‌واویلا
یک روزه پرپر شد همه گلهای زهرا

تو کربلا کشته شدن
جوونای ما همشون
جلو چش اهل حرم
رو نیزه ها رفت سرشون

واویلتا واویلتا

یادم نمیره۲
یاد اسارت میکنم گریه ام میگیره
دستارو بستن۲
با کینه هاشون قلب زهرارو شکستن

درد و غمه اسارتو
یادم‌اومد دوباره باز
اهل و عیال ما همه
رو ناقه های بی جهاز

مخدرات حرمو
نگاه اون نامحرما
چقدر مارو عذاب دادن
کاشکه میمردم بخدا

واویلتا واویلتا

یادم نمیره۲
باروضه های قتلگاه گریه ام میگیره
میزد پرو بال۲
بابای من رو سر بریدن بین گودال

خدا میدونه زنده بود
وقتیکه قاتلش رسید
به پیش چشم مادرش
سرشو از قفا برید

واویلا

یادم نمیره۲
با خاطرات شهر شام گریه میگیره
کاش بود علمدار۲
زینب کجا و طعنه و کوچه و بازار

به قلب ما آتیش زدن
به اشک ما میخندیدن
دور سر بریده ی
بابای من میرقصیدن

بسکه به ما جفا رسید
دل علی شده کباب
آخه خدا به کی بگم
ما کجا و‌بزم شراب

واویلتا واویلتا

#امام_سجاد_مصیبت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
03:08
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:00, 140.5 KB
ش
12:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یازین_العابدین


این ماه کیست همسفر کاروان شده؟
دنبال آفتاب قیامت روان شده

یک لحظه ایستاده که سرها روند پیش
یک دم نشسته منتظر کودکان شده

یک جا ز پیر کوفه شنیده‌ست ناسزا
یک جا به سنگ کودک شامی نشان شده

هم شاهد غروب گل ارغوان به خون
هم راوی حدیث لب خیزران شده

با پای خسته راه‌بر خلق آمده
با دست بسته کارگشای جهان شده

ای دیده داغ کودک شش ماهه تا به پیر
آه ای بهار تا گل آخر خزان شده

بعد از برادر و پدر و خواهر و عمو
تنهاترین ستارۀ هفت آسمان شده

از بس گریسته‌ست چنان شمع در سجود
از خلق، آفتاب مزارش نهان شده


#امام_سجاد_مصیبت
#سعید_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اباعبدالله


سلام من به حسین و به کربلای حسین
تمام عالم امکان شود فدای حسین

به قبض روح خدا امدست از بالا
فقط برای یکی ان هم از برای حسین

نفس ببین به شروع دعای استثغا
گرفت بارش رحمت ز ربنای حسین

خدا به پنجه مشکل گشای اصغر داد
تمام سلطنت خویش در ازای حسین

حسین پشت سر مادر  است در محشر
به هر که اهل بهشت است در قفای حسین

ز گریه های طفولیتش خدای گریست
ببین چه فاجعه ای شد ز های های حسین

همه برای یکی و یکی برای همه
و ان یکی و همه باز هم برای حسین

هنوز میرسد از دست کربلا بر گشو
صدای دعوت قد قامت العزای حسین

به رقم سکه اصحاب کهف معتبر است
هنوز در همه جا سکه بلای حسین

حسین خون خدا و قصاص ممکن نیست
اگر کشند همه خلق را به جای حسین

#امام_حسین_مناجات

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت

چل سال هرشب روضه گردان تو بودم
با عمه ها، پاره گریبان تو بودم

چل سال شد حرف از تنت، چل سال مُردَم
رفتم سر سفره ولی چیزی نخوردم

چل سال تقدیر دل من درد و غم بود
هر چیز می دیدم گریز روضه ام بود

نعلین پا کردم بیابان یادم آمد
رفتنْ روی خار مغیلان یادم آمد

چشمم به زیر انداز حجره خورد تر شد
داغ حصیری بر دل من شعله ور شد

هرجور می شد روضه را مکشوفه کردم
هرکس سلامم داد یاد کوفه کردم

وقتی عبا دوشم کشیدم گفتم ای وای
تا اشک دختر بچه دیدم گفتم ای وای

در کوچه ها رد طناب آمد به چشمم
نوزاد تا دیدم رباب آمد به چشمم

رفتم به تشییع جوانها گریه کردم
با خنده هایِ ساربانها گریه کردم

عمامه ام افتاد و بی حد روضه خواندم
انگشتر از دستم درآمد روضه خواندم

هر جا شلوغی بود ماتم سهم من شد
شرمندگی از خواهرانم سهم من شد

حق می دهی از تشنگی قلبم کباب است
در ظرف آبم روضه جام شراب است

Tlgrm.me/raziolhossein
20:25
#امام_حسین_مناجات


خانه ات آباد چه خانه خرابم کرده ای
درمیان سینه زنهایت حسابم کرده ای

اینکه ماهم عاشقت هستیم لطف فاطمه ست
مادرت امضا زده تا انتخابم کرده ای

آدمی بی خیر بودم، خادم هیئت شدم
من گناه محض بودم تو ثوابم کرده ای

یاحسینی گفتم و ایل و تباری مَست شد
ناز شصتت ساقی مستان، شرابم کرده ای

من دعای خیر زینب بودم از روز نخست
که برای گریه گردن مستجابم کرده ای

تو اگر هم قهر باشی باز می خواهی مرا
لال باشد هر کسی گفته جوابم کرده ای

مثل بچه مُردِه ها گریه برایت می کنم
تو مرا از اين جهت مثل ربابم کرده ای

حرف آتش نیست هر وقتی گناهم شد زیاد
تو مرا با خشكى چشمم عذابم کرده ای

اربعين دارد ميايد دست من را هم بگير
اى كه يك عمرى مرا نوكر خطابم كرده اى

آرزو دارم ببینم بعد عمری نوکری
ذره ذره گریه پشت گریه آبم کرده ای

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


نشستم یه گوشه با حال خراب
شدم نی که از غم حکایت کنم
گلومو گرفته یه بغض غریب
میخوام قصه ای رو روایت کنم

ابوحمزه میگه که وارد شدم
توی خونه ی سیدالساجدین
دیدم آسمون چشاش ابریه
بازم خیسه سجاده روی زمین

تحمل نکردم به حرف اومدم
با یه حالی گفتم که جونم فدات
چهل ساله که حال و روزت اینه
چقد گریه آخه فدای چشات

شده زخم پلکات بمیرم برات
چقد گریه آخه گل فاطمه
شهادت که ارث تبار شماست
شهادت که ارث بنی هاشمه

مگه حمزه کشته نشد تو احد
مگه سجده گاهِ علی خون نشد
نیفتاد زهرا مگه پشت در
مگه مجتبی تیر بارون نشد

رسید اینجا تا حرف دیدم امام
هنوزم دلش انگاری کربلاست
صدا زد ابوحمزه رحمت به تو
درسته، شهادت آره ارث ماست

ولی میدونی تا که یادم میاد
میگم کاش عمرم به فردا نبود
شهادت آره ارث ما طایفه ست
اسارت ولی ارث ماها نبود

نبودی ندیدی که تو کربلا
چطور خواهرام میدویدن رو خار
فرار کردن از خیمه ها عمه هام
بیا و دیگه رو دلم دس نذار

#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
28 October 2016
ش
00:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

سلام ميدهم از راه دور در شب جمعه
سلام بر حرم تو ؛ سلام بر شب جمعه

به سمت صحن و سراي تو ايستاده ام آقا
سلام مي دهمت با دو چشم تر؛ شب جمعه

فقط نيامده بانوي بي نشان به زيارت
رسيده است پدر در بر پسر ؛ شب جمعه

نشسته زينب كبري كنار حضرت زهرا
حسن نشسته كنار پيامبر ؛ شب جمعه

چه قدر فطرس پر سوخته ست گرد ضريحت
كنار اين همه مرغ شكسته پر ؛ شب جمعه

هنوز خاطره ي اوّلين زيارت خود را
مُرور ميكنم اي مهربان به هر شب جمعه

فقط دعاي فرج ؛ تحت قُبّه ي تو بخوانم
دوباره زائر قبرت شوم اگر شب جمعه

چه عطر سيب لطيفي گرفته است فضا را
پُراز شميم تو گشته ست هر سحر؛ شب جمعه

به حق لحظه ي بر نيزه رفتن سر طفلت
مرا به كرببلا باز هم ببَر ؛ شب جمعه

چه صحنه هاي عجيبي عبور كرد ز چشمم
پدر؛خرابه؛سه ساله؛كنار سر ؛ شب جمعه

#محمد_قاسمي
ش
11:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
َجَّل_الله_تَعالی_فَرَجَهُ_الشَّریف
#روز_جمعه
صحبت از عشق که باشد جگری سوخته است
سینه ای با نَفَسِ شعله وری سوخته است

یک نفر ، یک خبر از یار ندارد بدهد...؟!!
دلِ ما خیلی از این بی خبری سوخته است

شمعِ ما دوروبرش از پَرِ پروانه ، پُر است
جنسِ خاکسترِ ما ، بال و پری سوخته است

آنچنان سوخته ایم از بدنِ ما محشر...
آنچه پیدا بشود هم ، اثری سوخته است!

نگذارید قیامت سوی آتش برود...
چشمهای ترِ ما ، آنقَدَری سوخته است!!

پسر از مادر اگر روضه بخواند بهتر...
صورتِ مادرتان پُشتِ دری سوخته است

یعنی زهراست که با سر روی خاک افتاده؟!
بانوی خانه ی حیدر روی خاک افتاده ؟!

#امام_زمان_مناجات
#حبیب_نیازی

Tlgrm.me/raziolhossein
29 October 2016
ش
01:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین
با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین

دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین

اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن
در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین

هرکه باهرنیّتی خوانده تورا دادی جواب
گاهی بااخلاص وگاهی با ریاگفتم حسین

گاهی در تنهایی ام نام تو را ناله زدم
گاهی دربزم عزایت بی صدا گفتم حسین

تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند
ناگهان بغضم شکست وبی هواگفتم حسین

"ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"
اربعین،من از نجف تاکربلا گفتم حسین

حال میخواهی جواب شعرمن را هم نده
ابتدا گفتم "حسین" و انتها گفتم "حسین"

#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#سوغات_مکه
#شام
#حضرت_زینب


از من بجز کبود شده پیکری نماند
از تو برام غیر شکسته سری نماند

از من حسین چادر مادر نمانده است
از تو حسین پیرهن مادری نماند

تا کوفه که سر تو روی نیزه بند بود
اما به سنگ شام تو را حنجری نماند

این کوچه های شام کمال جهنم است
جز جای دست ها به رخ دختری نماند

میدان شهر پر شده از کینه های بدر
در شهر شام سنگزن دیگری نماند

از بس که سنگ خورد به پیشانی ات حسین
دیگر نشان بوسه ی پیغمبری نماند

انگشترت به دست سنان برق می زند
دیگر مپرس از چه مرا معجری نماند

سوغات مکه ای که خریدی ربوده شد
اینجا به گوش دختر تو زیوری نماند

#مصیبت_شام
#رضا_رسول_زاده


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#مصیبت_شام
#مجلس_یزید



آجرک‌الله حیدر
شکسته حرمت پیغمبر
خودت بیا ببین که آخر

زینب رسیده در شام

روی لبا واویلا
ز دردُ غصه خون شد دلها
عزا گرفته امروز زهرا

زینب رسیده در شام


زینبو‌ بردن بازار
دوچشم فاطمه شد خونبار
به دختر علی در انزار

چقدر شده جسارت

سنگ رو سرش پاشیدن
به اشک دیده هاش خندیدن
به دور محملش رقصیدن

امون از این اسارت

قلب برادر خونه
رو ناقه خواهری محزونه
سری رو‌ نیزه سرگردونه

امون از این مصیبت

بارون غم میباره
یه مادری که قلبش زاره
رو نیزه ای سر شیرخواره

امون از این مصیبت

یه کاروانی خسته
کبوتران پر بشکسته
تموم دست و پاها بسته

امون از این مصیبت

چشم همه بر سرها
خاکیه دامن دخترها
همه مواظب معجرها

امون از این مصیبت


به اشک ما خندیدن
غریبی مارو میدیدن
زنای شام همه رقصیدن

پای سر بریده

با هلهله میخندید
به دور قافله میخندید
بدجوری حرمله میخندید

پای سر بریده

زار و پریشان زینب
رسیده بر لبش جان زینب
رو‌ ناقه های عریان زینب

امون‌ از مصیبت

فلک به گریه افتاد
شکسته قلب زهرا ای داد
به زیر ناقه طفلی جون داد

امون از این مصیبت

شام خرابو زینب
غمهای بی حسابو زینب
یه مجلس شراب زینب

امون از این مصیبت

یه مادری سرگشته
یه خواهری که بی تاب گشته
سر برادرش تو طشته

امون از این مصیبت


داره میبینه زهرا
زدن تو صورتاشون زنها
که چوب خیزرون رفت بالا

امون از این مصیبت

به لعل محبوب میزد
آتیش به سینه ها خوب میزد
لب حسینو با چوب میزد

امون از این مصیبت

نزن لبش شیرینه
تموم صورتش خونینه
ببین که مادرش میبینه

نزن دیگه حیا کن

از پیش این طشت برگرد
دیگه بسه رقیه غش کرد
شکستی دندوناشو نامرد

نزن دیگه حیا کن


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
11:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:43, 85.9 KB
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین

هرگز مرام بنده نواز شما نزد
برسینه ندار و گرفتار دست رد

بین نماز ،حین رکوع آمدم که تا
انگشترت نصیب من مستحق شود

شکر خدا که ساقه نخل ولای تو 
در آب و خاک مملکت من کشیده قد

هرگز کسی ندید که در غزوه احد
تعداد زخمهای تنت کمتر از نود

خندق برای جنگ نبود اصلا احتیاج
وقتی نشد حریف تو عمر بن عبدود

حقا که مردی و همه مردان روزگار
ذکر لبانشان مدد از تو  الی الابد

عباس  هم به رسم و رسوم همه یلان
هر جا زپا نشست صدا زد علی مدد

   **********************

ای وای از آن دقیقه که دستی به تن نداشت
جز مشک پاره پاره شده در دهن نداشت


#علی_آمره

Tlgrm.me/raziolhossein
17:23
#امام_حسین_مناجات
#حسینیه

بیا که اشک بریزیم در حسینیه
که خیمه گاه حسین است هرحسینیه

به احتضار که افتادم آن دم آخر
به هیچ جا نبریدم مگر حسینیه

اگر سوال بپرسند که کجا رفتی؟
دهم جواب چنین ، بیشتر حسینیه

به کربلاش نرفتم ولی خدا را شکر
که آمدم به دو چشمان تر حسینیه

هنوز خاطر من هست آن شبی را که
گرفت دستم و بردم پدر حسینیه

اگر به ماست تمام اراضی کشور
خدا کند که شود سر به سر حسینیه

#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
17:24
#امام_حسین_شهادت
#حضرت_زینب
#شام

بگو كه مرثـيه ي شهر شام را چه كنم ؟
نــگاهِ فـاســدِ مُشتي عوام را چه كنم ؟

گرفتم اين كه نگفـتم از آن طنابِ سياه
گذشتن از وسطِ ازدحام را چه كنم ؟

دلا، نگفتنِ اين ظلم ها خودش ظلم است
اگر بيان نـشد ، امرِ امــام را چه كنم ؟

صداي ضجّه ي يك كاروان اسير كم است؟
صداي هلهله ي خاص و عام را چه كنم ؟

اگر به سبّ علي ، شمر دون دهن وا كرد
حضور حـضرتِ خــيرالانـام را چه كنم ؟

به عمد مي گذرد هي ز پيش چشم رباب
بــگـو كه حرمله ي بي مرام را چه كنم ؟

گرفتم اينكه سرت روي منبر ني رفت
به نيزه بســتنِ ماهِ تمــام را چه كـنم ؟

صدايِ زجر ، نگاهِ سنان ، تمسخرِ شمر
برادر اين همه زجرِ مُدام را چه كنم ؟

اگر چه آتش دل هم دمي شود خاموش
هـجـوم آتـشِ بالايِ بــام را چه كنم ؟

رســيده قافله ، نزديكيِ خرابه ، حسين !
خودت بگو كه من اين چند گام را چه كنم ؟

#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
31 October 2016
ش
01:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

بغض گلویم مسیر آه گرفته
از غم خورشید قلب ماه گرفته

این همه رقاصه از برای چه اینجاست؟
بس که شده ازدحام راه گرفته

شهر پر از هلهله ست و زینب کبری
یک نفره بانگ وا اخاه گرفته

با اسرای یهود، آل نبی را
فکر کنم شام اشتباه گرفته

درد بزرگی‌ست اینکه دختر غیرت
دور و برش را فقط نگاه گرفته

سنگ رها از کمان پیره زنان را
آه ببین جا به سجده گاه گرفته

یوسف ما سیر شد ز عرش نشینی
باز دلش میل قعر چاه گرفته

#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:40
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام


نه روز عید صیام و نه عید قربان است
چه روی داده که شام این همه چراغان است

زنان شام همه می زنند و می رقصند
به هر که می نگرم سخت شاد و خندان است

چه روی داده که در دست شامیان سنگ است
مگر سه ساله ی زهرا به شام مهمان است

میان هلهله ها هیجده سر است به نی
به هر سری نگرم مثل ماهِ تابان است

سری به نوک سنان می خورد لبش بر هم
عیان زحنجر خشکش صدای قرآن است

نقاب بانویی از گرد و خاک و خون سر است
حجاب دخترکی گیسوی پریشان است

سوار ناقه جوانی است در غل و زنجیر
که چشم سلسله بر ساق پاش گریان است

دلا در آتش غم همچو آفتاب بسوز
که سایبان اسیران سر شهیدان است

تن ضعیف و غل و داغ و گردن مجروح
خدای رحم کند آفتاب، سوزان است

هنوز بر لبش آثار تشنه گی پیداست
هنوز آب به او، او به آب عطشان است

سر حسین به بالای نیزه قرآن خواند
یکی نگفت که این سر سرِ مسلمان است

حرامیان ستم پیشه کعب نی نزنید
به کودکی که تنش مثل بید لرزان است

ز دست دختر زهرا طناب باز کنید
که او بر این اسرا یاور و نگهبان است

زسیل اشک جهان را خراب کن "میثم"
که جای گنج الهی به شام ویران است

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:42
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام
#مجلس_یزید
#دوبیتی

نگاهش را به چشمت دوخت زینب
ز چشمان تو صبر آموخت زینب
به لب های تو می زد چوب، بوسه
به پیش چشم تو می سوخت زینب
*****
فدای ذکر یارب یارب تو
چه اشکی دارد امشب زینب تو
به لب آورده جان کاروان را
به هر چوبی که می زد بر لب تو
*****
تمام روضه آن شب بر ملا بود
گمانم کربلا در کربلا بود
بمیرم بوسه های خیزرانی
فقط یک روضه ی طشت طلا بود


#یوسف_رحیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:47
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند
چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند

ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم
شود این حادثه تکرار خدارحم کند

یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها
بر اسیران گرفتار خدا رحم کند

یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای
یک سر و این همه آزار خدا رحم کند

نیزه داران همه مستند نیفتی پایین
حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند

گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد
بر من و زلف ِ خم یار خدا رحم کند

ظرفِ خاکسترِ یک عده هنوز آتش داشت
شعله افتاد به گلزار خدا رحم کند

چقدر بر تن زینب همه شلاق زدند
جلویِ چشم علمدار خدا رحم کند

راهمان از گذرِ برده فروشان افتاد
این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند

زنی از بام صدا زد که کدام است حسین
نوبت من شده این بار خدارحم کند

یک نفر گفت اگر بغض علی را داری
سنگ با حوصله بردار خدا رحم کند

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:50
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید
ساز با نالۀ ذرّیۀ زهرا نزنید
خ
سر مردان خدا را به سر نیزه زدید
مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید

به زنان بر سر بازار اگر سنگ زدید
دختران را به کنار سر بابا نزنید

علی و فاطمه در جمع شما اِستادند
پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید

به اسیری که بود در غل و زنجیر زدید
به یتیمی که دویده است به صحرا نزنید

رقص شادی جلو محمل زینب نکنید
پای سر بریده به زمین پا نزنید

بگذارید برای شهدا گریه کنیم
خنده بر داغ دل سوختۀ ما نزنید

کشتن فاطمه بین در ودیوار بس است
تازیانه به تن زینب کبری نزنید

به تماشای سر پاک حسین آمده اید
اینقدر دست به هنگام تماشا نزنید

سخن «میثم» دل سوخته را گوش کنید
دوستان غیر در خانۀ مولا نزنید

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:55
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

اسرار نهان را سر بازار كشیدند
آتش به دل عترت اطهار كشیدند

دروازۀ ساعات كه در شأن حرم نیست
ناموس خدا را سوی انظار كشیدند

بازار یهود آبروی اهل حرم رفت
از پیرهن پارۀ ما كار كشیدند

با سوت و كف و هلهله و رقص و جسارت
دردِ دل ما را همه جا جار كشیدند

تا خواست، تماشایی مان كرد ستمگر
با   بی ادبی در بر حضّار كشیدند

ای كاش كه چون كوفه غم سیلی مان بود
ما را به سوی مجلس كفار كشیدند

ای كاش فقط سنگ به سرها زده بودند
بر گریۀ ما قهقهه بسیار كشیدند

هر بار كه بی عاری شان خنده بما زد
زخمی به دل حیدر كرار كشیدند

ای سهل بگو از صدقه سوخت دل ما
خون از جگر احمد مختار كشیدند

از مردمشان پست تر اینجا خودشانند
خون بود كه از چشم علمدار كشیدند

با این كه خدا، حافظ ناموس خودش بود
با حرف كنیزی به جگر خار كشیدند

از مجلس بیگانه به ویرانه كه بردند
فریاد سر عصمت دادار كشیدند

ما را پس از آن بزم شراب اشك نمانده
بس چوب به لب های گهر بار كشیدند

با رأس بریده سخن این بود دمادم
یك آیه بخوان ،كار به اغیار كشیدند

این شام بلا لكّۀ ننگی است به تاریخ
اسرار نهان را سر بازار كشیدند


#محمود_ژولیده

Tlgrm.me/raziolhossein
1
01:57
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام
#مجلس_یزید



وقتی رسید قافله در مجلس یزید
بالا گرفت قائله در مجلس یزید

اشک سر بریده در آمد که پا گذاشت
زینب میان سلسله در مجلس یزید

زینب رسید و دور و برش جمع خسته ای
با پای پر ز آبله در مجلس یزید

داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید
بالا نشسته حرمله در مجلس یزید

با کینه ای به قدمت تاریخ، کفر داشت
با دین سر مقابله در مجلس یزید

دف ها به روی دست، و کِل می کشید مست
مطرب میان هلهله در مجلس یزید

بزم شراب بود و چه کردند پای تشت
رقاصه ها پِیِ صِله در مجلس یزید

ای وای، بین جام شراب و سر امام
چندان نبود فاصله در مجلس یزید

بالا که رفت چوب، سه ساله بلند شد
صبرش نداشت حوصله در مجلس یزید

شد اشک چشم، بغض و بدل کرد این چنین
آتش فشان به زلزله در مجلس یزید

صحبت که از خرید و فروش کنیز شد
افتاد باز ولوله در مجلس یزید

خون خورد زینب و جگرش پاره پاره شد
از دست إبن آکله در مجلس یزید

#مصطفی_متولی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:59
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام


شراره بر دل ناموس کبریا زده اند
برای دیدن ما، شهر را صدا زده اند

خدا به خیرکند، قافله به راه افتاد
سر تو را سر نیزه در انتها زده اند

حواسها همه پرت سر تو خواهد شد
که دامنی پُرِ از پاره سنگ، تا زده اند

به نیزه تکیه زدی و تمام قافله باز
گریز گریه به گودال کربلا زده اند

دوباره داد بزن... ای حرامیان به کجا؟
که شمرها به حیا باز پشت پا زده اند

محله های یهودی چقدر باریکند
دوباره فاطمه را بین کوچه ها زده اند

هنوز حرمله گویا دلش خنک نشده
سپرده پای سرِ تو ؛ رباب را زده اند

#محسن_حنیفی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:02
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام
#مجلس_یزید


بفرمایید روضه، آدرس: دروازه ی ساعات
بعد از کوچه ی تنگِ یهودی ها
تَهِ بازارِ شامِ سابق و امروز بازارِ حمیدیّه
گرفته مجلسی ارباب در کاخ یزیدیّه

بفرمایید روضه با حضور قاتلان،شمر و سنان و حرمله امشب
بفرمایید روضه با حضور ذاکران
این بار چوب خیزران با لب...

بفرمایید روضه ،شام،بعدش هم به صرف شام

بفرمایید روضه شامیان،بعد از نماز مغرب و عشاء
بفرمائید روضه شامیان
با خطبه خوانی هایِ زین العابدین و زینب کبری

ندیدم مجلسی کامل تر از این مجلس روضه
نه بی خود نیست اربابم در آورده سر از این مجلس روضه

که در آن قاسم و عباس و اکبر بر روی نیزه،میان دارند
و در هر گوشه ی مجلس
شبیه عمّه ی سادات و طفلان،کربلایی های بسیارند

به نوبت راویان،شمر و سنان و حرمله از کربلا گفتند
تمام قصّه را از ابتدا تا انتها گفتند
ولی هر یک جدا از روضه ی سرهای از پیکر جدا گفتند

سپس بر منبرِ تشت طلایی
آن لب کرب و بلایی

آیه ای از کهف را آن شب تلاوت کرد
تمام نکته ها را مو به مو در خواندن آیه رعایت کرد

حسین بن علی لب وا نکرده،ناگهان مجلس دگرگون شد
از این سو چشمِ زین العابدین
از آن طرف، زینب دلش خون شد

پس از لب خیزران برخواست آهسته
ولی با شدّت از دست یزید افتاد
رقیّه دید بالا رفت چوب خیزران،
امّا خدا را شکر بر صورت ندید افتاد

همین که خیزران، این ذاکر معروف بالا
صدای جمع از این روضه ی مکشوف بالا رفت

زمینه ، نوبت جُندَب شد و
از داستان بوسه ی سرخ پیمبر خواند
زمینه ، نوبت جُندَب شد و
او هم دوباره روضه را از قسمت ِ سر خواند

ولیکن ، واحدِ سنگین آن مداح رومی ، چیزِ دیگر شد
خدا خیرش دهد او خواند و حال عمّه ی سادات بهتر شد

بکوب ای سینه زن در واحد شلاقیِ امشب
تو می کوبی به سینه ظاهرا،
امّا فقط شلاق ها را می خورد زینب

برای لطمه ی آخر ، فضا جور است در مجلس
سر زینب سلامت ، نوبت شوراست در مجلس

به شدّت خطبه خواندن های زینب،
شور می بخشد به این مجلس
خصوصاً موقعِ طرز ادای اسمِ ارباب جهان،
از بس حسین بن علی را می کشد با حس

دل سنگ آب می گردد
رقیّه بیشتر بی تاب می گردد
دل سنگ آب می گردد

دل سنگ آب شد امّا،
دل آب فرات آن روز ، سنگ و سنگ تر می شد
سَرِ ظهر عطش از شدت گرما و تیر و نیزه ها،
خون در رگ خون خدا پُر رنگ تر می شد

دل سنگ آب شد روزی ، دل سنگ آب می گردد،
دل سنگ آب خواهد گشت
زمان دیروز یا امروز یا فردا برای کربلا
بی تاب خواهد گشت

شما حالا بفرمایید روضه ، اهل بیت امّا به زور تازیانه ، راهیِ مجلس شدند آن شب
شما حالا بفرمایید روضه ، بچّه ها ، از بس که تازیانه خوردند از عدو، بی حس شدند آن شب

بفرمایید روضه ، روضه ی ناگفتنی در مجلس از آغاز بسیار است
از این بسیار ها تنها ، یکیّ اش این که زین العابدین بسیار بیمار است
یکی دیگر از این بسیار ها این که ، کمان حرمله ، بسیار در چشم همه مشغول ِآزار است

بفرمایید روضه تا که شام زینب کبری سحر گردد
بفرمایید روضه تا مگر تعدادمان
از دعوتی های یزید بی مروّت بیشتر گردد
بفرمایید روضه تا که بازوهایمان امشب برای بچّه ها در وقت تازیانه مانند سپر گردد

بفرمایید روضه ، آدرس دروازه ی ساعات
بفرمایید روضه بچه ها ، تنها برای شادیه قلب حسین و عمّه ی سادات

#مهدی_رحیمی_زمستان


Tlgrm.me/raziolhossein
02:03
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

فاطمه! مادر سادات! چه آمد به سرت؟
شامیان عید گرفتند به قتل پسرت

سنگ و خاکستر و دشنام و کف و زخم زبان
کوچه ‌کوچه شده مزد زحمات پدرت

بوسه از دور به پیشانی بشکسته بزن
اگر افتد به سر پاکِ حسینت نظرت
ت
شانه بر گیسوی زینب بزن و اشک بریز
گر به دروازۀ ساعات بیفتد گذرت

دیگر از چوب و لب خشک نگویم سخنی
بیش از این نیست روا تا که بسوزد جگرت

زینب و گیسوی خونین؛ به خدا حق داری
عوض اشک اگر خون رود از چشم ترت

چون مه نیمه درخشد به کنار خورشید
سر عباس که خود هست حسین دگرت

مادر زینب! از زینب مظلومه بپرس
دخترم! در ملاء عام چه آمد به سرت؟

یا محمّد بنگر حق ذوی‌ القربی را
کشت اولاد تو را امت بیدادگرت

"میثم!" از بس سخن از سوز جگر می‌گویی
 شعر تو در نفس سوخته گشته شررت


#استاد_غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
02:06
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

روضه در یک کلام وای از شام
دردِ بی التیام وای از شام

کاش مادر مرا نمی زائید
ناله های مدام وای از شام

ناسزاهای بد به ما گفتند
همه جایِ سلام وای از شام

آن دیاریِ که کرده بازی با
آبروی امام وای از شام

قافله تا غروب می گشتند
کوچه ها ناتمام وای از شام

دخترِ فاطمه اذیت شد
از نگاهِ حرام وای از شام

گذر از کوچه هایِ تنگِ یهود
آتشِ رویِ بام وای از شام

جایِ حیدر زگیسویِ دختر
می گرفت انتقام وای از شام

در میان ِ چهار هزار رقاص
گریه در ازدحام وای از شام

سر و طشت و پیاله های شراب
چوبِ بی احترام وای از شام

من چهل سال گریه میکردم
با همین یک کلام وای از شام


#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:07
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام
#مجلس_یزید

اندر سریر ناز، تو خوش آرمیده ای
شادی از آن که رأس حسین را بریده ای

مسرور و شاد و خّرم و خندان به روی تخت
بنشین کنون که خوب به مطلب رسیده ای

جا داده ای به پرده زنان خود، ای لعین!
خرّم دلی که پردۀ ایمان دریده ای

من ایستاده بر سر پا و کسی نگفت
بنشین که روی خار مغیلان دویده ای

گه بر فروش حکم کنی، گه به قتل ما
ظالم مگر تو آل علی را خریده ای

با عترت نبی ز چه بنموده ای ستم
با این که زو سفارش ما را شنیده ای

زینب کجا و تاب اسیری؟ نه این ستم
باشد روا به یک زن ماتم رسیده ای

شادی ز دیدن رخ اکبر، ولی خوشست
بینی دمی که سبزه ی از نو دمیده ای

«جودی» اگر که روزِ تو زین غم، نگشته شب
چون صبح سینه از چه به ناخن دریده ای

#میرزا_جودی_خراسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


در سینه ام ولای شما موج می زند
شوق حریم کرب و بلا موج می زند

این جا نشسته ایم که شاید نظر کنی
این جا که ازدحام گدا موج می زند

وقتی زچشم های همه اشک می چکد
لطف و عطا و عفو خدا موج می زند

وقتی به یاد علقمه ات خیس میشویم
دریـا ز دیده ی تر ما موج می زند

روضه نشین حضرت سالار زینبیم
تا ذکر سید الشهدا موج می زند

اصغر زفرط تشنگی از هوش رفته است
با من بگو فرات چرا موج می زند؟

#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
04:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#سیدالشهدا
#امام_حسین_مناجات
#وداع_با_محرم

این سی شبه ازدست ما راضی شدی یا نه؟
ارباب جانم از گدا راضی شدی یا نه؟


سی روز میخواندیم سی شب گریه میکردیم
هم پای تو هم پای زینب گریه میکردیم

روضه به روضه گشتن مارا خودت دیدی
جانم حسین سینه زنهارا خودت دیدی

چه دستهایی که برای دیگ نذری سوخت
این سوختن را دخترت اصلا به ما آموخت

از برکت تو بینوا هم بانوا میشد
هرسفره خالی پر از ظرف غذا میشد

بک ماه گرم نوکری شب تا سحر بودیم
ازعالم و آدم به جزتو بیخبر بودیم

دم را که میدادند نوکرها شنیدن داشت
قل قل زدن های سماورها شنیدن داشت

هرخستگی را باشراب ناب در کردیم
لب را همیشه ما ز چای روضه تر کردیم

تا میکده جز با دوپیمانه نمیرفتیم
در روضه میماندیم ما خانه نمیرفتیم

جارو زدیم و ازقبالش خیرها دیدیم
باگریه فرش روضه را صدبار بوسیدیم

عشق تو حتی حال بدها را خدایی کرد
یک "برمشامم میرسد" مارا خدایی کرد

ازنوکرت خوبی بدی دیدی حلالش کن
از کارهایش گرکه رنجیدی حلالش کن

ما لکه ننگیم خیلی بی کس و کاریم
اما به جان مادرت که دوستت داریم

دردیم ما اما شفا را میدهد زهرا
مزد عزاداری مارا میدهد زهرا

او با قلب ما را با غم تو آشنا کرده
بادستهای بی رمق مارا دعا کرده...

#سید_پوریا_هاشمی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#امام_حسین
#امام_حسین_مناجات

بند۱

شاه من امام حسینه
هرچی که میخوام حسینه
روی قبرم بنویسید
که فقط آقام حسینه

عمری شده دلم بندِ حسین
زائرشه خداوند حسین
جون منو پدر مادر من
به قربونه سه فرزندِ حسین

جانم حسین
حسین جانم حسین

بند۲

حال و روزم بَده آقا
منو راهم بده آقا
براتو نوکری کردم
مادرت شاهده آقا

لحظه مرگ شنیدم آقاجون
به نوکرات میای سر میزنی
کاشکه میشد بشینم رو به روت
همش بگم حسین عشق منی

جانم حسین
حسین جانم حسین

بند۳

منو تنهام نمیزاری
بین غم هام نمیزاری
به همه گفتم آقاجون
اربعین جام نمیزاری

برای من مُرادِ کربلا
تنگه دلم به یادِ کربلا
یه لطفی کن دوباره از نجف
بزار بیام پیاده کربلا

جانم حسین
حسین جانم حسین

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
10:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:42, 84.0 KB
ش
15:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مصیبت_شام
#امام_سجاد_مصیبت


روضه در یک کلام وای از شام
دردِ بی التیام وای از شام

کاش مادر مرا نمی زائید
ناله های مدام وای از شام

ناسزاهای بد به ما گفتند
همه جایِ سلام وای از شام

آن دیاریِ که کرده بازی با
آبروی امام وای از شام

قافله تا غروب گیر افتاد
کوچه ها ناتمام وای از شام

دخترِ فاطمه اذیت شد
از نگاهِ حرام وای از شام

گذر از کوچه هایِ تنگِ یهود
آتشِ رویِ بام وای از شام

جایِ حیدر زگیسویِ دختر
می گرفت انتقام وای از شام

در میان ِ چهار هزار رقاص
گریه در ازدحام وای از شام

سر وتشت و پیاله های شراب
چوبِ بی احترام وای از شام
لعنتی در کنارِ سر میریخت

میِ باقیِ جام وای از شام
سرخ موئی اشاره کرد و یزید

گفت : گفتی کدام؟؟وای از شام
من چهل سال گریه میکردم

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
15:26
#امام_حسین_مناجات
#یااباعبدالله


هر کس در این دنیا پی کار حسین است
روز قیامت جزو انصار حسین است

بازار گریه گرم باشد تا که زهرا
در روضه ها اول عزادار حسین است

کرب و بلا رفته خیالش جمع باشد
در روز محشر بین زوار حسین است

هنگام گریه روبروی ماست آقا
طوبی به چشمی که گهربار حسین است

اصلا بدون اشک ، چشم کور بهتر
آن دیده ای خوب است که زار حسین است

شرمنده شد حر ، تا سرافراز جهان شد
قلب پشیمان ، آبرودار حسین است

گودال را با چشم دل صدبار دیدیم
این سینه مقتل های سیار حسین است

سربازهای زینبیه رستگارند
فرمانده ی آنها علمدار حسین است


#رضا_رسول_زاده

tlgrm.me/raziolhossein
15:27
#مصیبت_شام


نه روز عید صیام و نه عید قربان است
چه روی داده که شام این همه چراغان است

زنان شام همه می زنند و می رقصند
به هر که می نگرم سخت شاد و خندان است

چه روی داده که در دست شامیان سنگ است
مگر سه ساله ی زهرا به شام مهمان است

میان هلهله ها هیجده سر است به نی
به هر سری نگرم مثل ماهِ تابان است

سری به نوک سنان می خورد لبش بر هم
عیان زحنجر خشکش صدای قرآن است

نقاب بانویی از گرد و خاک و خون سر است
حجاب دخترکی گیسوی پریشان است

سوار ناقه جوانی است در غل و زنجیر
که چشم سلسله بر ساق پاش گریان است

دلا در آتش غم همچو آفتاب بسوز
که سایبان اسیران سر شهیدان است

تن ضعیف و غل و داغ و گردن مجروح
خدای رحم کند آفتاب، سوزان است

هنوز بر لبش آثار تشنه گی پیداست
هنوز آب به او، او به آب عطشان است

سر حسین به بالای نیزه قرآن خواند
یکی نگفت که این سر سرِ مسلمان است

حرامیان ستم پیشه کعب نی نزنید
به کودکی که تنش مثل بید لرزان است

ز دست دختر زهرا طناب باز کنید
که او بر این اسرا یاور و نگهبان است

زسیل اشک جهان را خراب کن "میثم"
که جای گنج الهی به شام ویران است

#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
15:30
#حضرت_زینب
#مصیبت_شام



اسرار نهان را سر بازار كشیدند
آتش به دل عترت اطهار كشیدند

دروازۀ ساعات كه در شأن حرم نیست
ناموس خدا را سوی انظار كشیدند

بازار یهود آبروی اهل حرم رفت
از پیرهن پارۀ ما كار كشیدند

با سوت و كف و هلهله و رقص و جسارت
دردِ دل ما را همه جا جار كشیدند

تا خواست، تماشایی مان كرد ستمگر
با   بی ادبی در بر حضّار كشیدند

ای كاش كه چون كوفه غم سیلی مان بود
ما را به سوی مجلس كفار كشیدند

ای كاش فقط سنگ به سرها زده بودند
بر گریۀ ما قهقهه بسیار كشیدند

هر بار كه بی عاری شان خنده بما زد
زخمی به دل حیدر كرار كشیدند

ای سهل بگو از صدقه سوخت دل ما
خون از جگر احمد مختار كشیدند

از مردمشان هیزتر اینجا خودشانند
خون بود كه از چشم علمدار كشیدند

با این كه خدا، حافظ ناموس خودش بود
با حرف كنیزی به جگر خار كشیدند

از مجلس بیگانه به ویرانه كه بردند
فریاد سر عصمت دادار كشیدند

ما را پس از آن بزم شراب اشك نمانده
بس چوب به لب های گهر بار كشیدند

با رأس بریده سخن این بود دمادم
یك آیه بخوان ،كار به اغیار كشیدند

این شام بلا لكّۀ ننگی است به تاریخ
اسرار نهان را سر بازار كشیدند


#محمود_ژولیده


Tlgrm.me/raziolhossein
15:34
#امام_سجاد_مصیبت
#مصیبت_شام
#حضرت_زینب



بهت حق ميدم آقاجون كه خون جاريشه از چشمات
كـه بُــردن عمّه جانت رو ، دمِ دروازه ي سـاعـات

ميگم با ناله و گريه ، بميــرم واسَــت اي آقــام
ميگي با ناله و گريه ، اَمون از شام اَمون از شام

چه قدر رقّـاصه آوردن ، چه قدر بي دردِ لَـجّـاره
نـمي دونن مگه اينا ؟ كه اين خــانوم عــزاداره

پـوشيدن پيرهنايِ نـو ، يه مُشت نامرده "لامذهب"
فقط سنگــه كه از رو بام ، خوش آمد ميگه به زينب

پريشون ، زار ، دلخسته ، طنابي دستاشو بســته
سرِ راش هركي وايساده ، شراب تو دستشه مـستـه

سَـــرِ مردايِ دنيا رو ، زدن بر نيزه ها ، اي واي
داره خون مي چكه رو خاك ، از اين سرنيزه ها اي واي

ببين قرآن و رو نيزه ، كه آيه آيــه مي خــونه
كــنارِ ناقه ي زينب ، سرِ عبّاس ، گريــونه

سر شش ماهه با اينكه ، به ني با پارچه بنده
اگه دقّت كني پيـداس ، هنوزم داره مي خــنده

رقيّـــه با سر انگشتش ، داداشش رو نشون ميده
ربابم ديدتش انــگار ، كه دستاشو تـكون ميده

ميگه ليلاي غمديده ، بمــيرم واسَت اي مادر
كه ديدم از رويِ نيزه ، سرت افتاد علي اكبر

ميونِ اين همه دشنام ، ميونِ اين همه آزار
الهي وا نشه پايِ ، بي بي زينب سرِ بازار

سراغ از عمّه مي گيرن ، سياهي ها كبودي ها
تلافي مي كنن امروز ، سرِ كوچه ، يهودي ها


#محمدقاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مصیبت_شام
#شور

آه و واویلا ۲
زینب رسیده شهر شام آه و واویلا
راس بریده
بر روی نیزه ریزد اشکش از دودیده

واویلتا به شهر شام
چی به سر حرم اومد
دختر زهرا و علی
میون نامحرم اومد

واویلتا واویلتا


بند۲

آه و واویلا ۲
دروازه ساعات رسیده دخت زهرا
کاش بود علمدار۲
زینب کجا و طعنه و کوچه و بازار

به اشک آل فاطمه
با هلهله میخندید
دور سرای بریده
زنای شام میرقصیدند

واویلتا واویلتا

بند۳

رقیه دیده۲
افتاده از رو نیزه ها راس بریده
ای داد بیداد۲
راس حسین بن علی از نیزه افتاد

یه عده ای به صورتا
ز خون سر رنگ میزدند
محله یهودیا
سرارو با سنگ میزدن


بند۴

مادر خمیده۲
رو نیزه راس شیش ماه هیچکی ندیده

دلها میلرزه۲
ای وای اگر اصغر بیوفته از رو‌ نیزه

دیده سر شیرخواره اشو
یه مادری که کرده غش
به اشک دیده رباب
حرمله میخنده همش

واویلتا واویلتا

بند۵
میسوزه دلها۲
زینب کجا بزم شراب آه و واویلا

آه و واویلا
شد وارد بزم حرامی آل طاها

وسط مجلس شراب
خون دل هر عزیزی شد
جلوی دختر علی
صحبت ِ از کنیزی شد

بند۶

مادر میدیده۲
جام می و طشت طلا راس بریده

در پیش زهرا
لعل حسینو خیزرون میزد واویلا

وسط اون طشت طلا
چی به سر حسین اومد
به پیش فاطمه یزید
هی لباشو با چوب میزد

واویلتا واویلتا


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
1
16:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 114.0 KB
17:00
#حضرت_زینب_مدح
#یازینب


هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است
غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود
شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا
کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی
ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش
حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا
مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین
او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود
پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری
شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام
لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق
چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن
دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

#مهدی_مقیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
1 November 2016
ش
02:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

کربلا سخت ولی شام بلا سخت تر است
گذر از کوی یهود از همه جا سخت تر است

زیهودی چه توقع که به ما سب نکند
گر مسلمان بزند طعنه تو را سخت تر است

پشت دروازه نگه داشته اند قافله را
بعد دروازه از آن هم به خدا سخت تر است

یا اخا مادر من فاطمه میداند و بس
گذر از کوچه باریک چرا سخت تر است

دست بسته به روی ناقه عریان سخت است
گر ببارد به سرت سنگ جفا سخت تر است

سر عباس به نی بود و مرا باز زدند
سایه اش کم بشود از سر ما سخت تر است

همه شهر نوامیس تو را گرداندند
سر بازار ولی بر اسرا سخت تر است

به سر طفل تو هم رحم نکردند حسین
دیدن او ز تمام شهدا سخت تر است

بزم نامحرم اگر پا بگذاری سخت است
گر نگه دارد عدویت سرپا سخت تر است

سر نی سنگ اگر خورد سرت ،جام ندید
پس برای سر تو تشت طلا سخت تر است

زخم شمشیر کجا زخم زبان واویلا
به خدا شام غم از کرببلا سخت تر است


#مصیبت_شام
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

ای چشمهای هرزۀ شامی، حیا کنید
ناموسِ اهلبیت و تماشا! اِبا کنید

این ازدحامِ زشتِ اَراذل برای چیست
بر آل پاک فاطمه کمتر جفا کنید

ما را اسیرِ خارجی و بَرده خوانده اید
شرم از امامِ قافلۀ مصطفا کنید

عمامۀ امام زمان زیر شعله سوخت
رحمی بحال سید مظلوم ما کنید

بارانِ سنگها سرِ ما را نشان گرفت
یک بار هم نشد که هدف را خطا کنید

جای سرِ بریده مگر زیر دست و پاست
بهتر که جایشان به سرِ نیزه ها کنید

دَف میزنید و هدیه به رقاصه ها دهید
خون تا به چند بر جگر هَل اَتا کنید

دورِ کجاوه ها سرِ بابا چه میکند
این داغدیدگان حرم را رها کنید

با آستین حجابِ حرم حفظ شد،چرا
با اهلبیت فاطمه اینگونه تا کنید

یک صبح تا غروب، اهانت بما بس است
دیگر برای قافله یک راه وا کنید

ذکر علی اگر که گناه کبیره است
پس لااقل حقوق پیمبر ادا کنید

از کوچۀ یهود و نصارا حذر دهید
تا چند ناروا به دلِ ما روا کنید

جشن و سرور و خنده و تحقیر و ناسزا
قدری حیا ز قاری قرآن ما کنید

ما را محلِ برده فروشان روا نبود
یک ذره یادِ روز عذاب خدا کنید
#مصیبت_شام
#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#مصیبت_شام

به سبک
بین گودال مادر افتاده...


زینب و شام آه و واویلا
سنگ از بام آه و واویلا
می دهند بر عترت اطهار
سب و دشنام آه و واویلا

سربازار عمه سادات
بین انزار عمه سادات
دخت زهرا چشم نامحرم
شد گرفتار عمه سادات

سربازار همه میدیدن
به یتیمان همه خندیدن
پیش چشم اسرا ای وای
پای سرها همه رقصیدن


نوگلی از اسرا جان داد
با دلی خون ای خدا جان داد
عمه میگفت دختری گویا
زیر پای ناقه ها جان داد

آتشی در کاروان افتاد
مادری قامت کمان افتاد
پیش چشم دختری محزون
سربابا از سنان افتاد


چشم ناپاک به حرم افتاد
دختری گفت معجرم افتاد
نیزه را دیده ناله زد ناگاه
مادری گفت اصغرم افتاد

سر بازار آه و واویلا
ظلم و آزار آه و واویلا
شده جای دختر زهرا
بزم اغیار آه و واویلا

شعله بر جان بی امان میزد
پیش چشم همگان میزد
سر پرخون در میان طشت
به لبانش خیزران میزد

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:07, 132.6 KB
ش
17:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#شام

دروازه شام ، واویلا
گشته ازدحام ، واویلا

آماده برای میهمانی
خصم بد مرام، واویلا

یک قافله بی کس و عزادار
خنده مدام ، واویلا

دشنام و کف و سرور و شادی
شد عرض سلام، واویلا

رقص و دف و نی به دور سرها
جای احترام ، واویلا

زین العابدین و غل و زنجیر
آتش روی بام ، واویلا

از بس که زدند جسم زینب
شد بنفشه فام ، واویلا

خاکستر بام بهر زینب
گشته التیام ،واویلا

دختر علی و کوچه گردی
در محضر عام ، واویلا

شد محله یهود غوغا
ظلم ناتمام ، واویلا

آماده شدند مرد و زنها
بهر انتقام ، واویلا

بر نیزه سر علی اصغر
سنگ لب بام ، واویلا

زد پیرزنی ز بام با سنگ
بر رأس امام ، واویلا

افتاد سر حسین از نی
آن عرش مقام ، واویلا

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مصیبت_شام
#مجلس_یزید

بنا نبود که هم نیزه از سنان بخورد
و هم به تشت طلا چوب خیزارن بخورد

بنا نبود که از کربلا به کوفه و شام
به هر زمین برسد سنگ از اسمان بخورد

مگر چه گفته که وضع لبش چنین شده است
چه کرده او که سرش ضربه انچنان بخورد

مگر حلال خدا را حرام خواسته است
که باید این همه زخم از حرامیان بخورد

میان تشت طلایی ببند چشمت را
مباد چشم تو بر وضع کاروان بخورد

مخوان دو مرتبه قران یزید منتظر است
گرفته چوب مبادا لبت تکان بخورد


#مجلس_یزید
#سیدمحمدحسین_حسینی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#آرزوی_زائران_اربعین


اربعین ای کاش میلیونها نفر
بالباس مشکی و چشمان تر

باظهور مهدی صاحب زمان
همچونان سیلی خروشان،بی امان

راه را سوی مدینه واکنند
روبه سوی وادی الزهراکنند

لرزه اندازند برجان یهود
زیرپاها له کنند آل سعود

پرکنند از دسته های سینه زن
گنبدالخضراء تاصحن حسن

گل دهد باغ و بهار فاطمه
تاشود پیدا مزار فاطمه

بعداز آن بااقتداری بی نظیر
میکند جلوه نگاری بی نظیر

میشود درسرزمینها حجاز
پرچم جانم حسن دراهتزار

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
2 November 2016
ش
12:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

کرب و بلا نبود، زمین عزتی نداشت
دِیر و كنشت و صومعه هم حُرمتی نداشت

روزی كه آدم از غم ارباب گریه كرد
دیگر به باغ های جنان رغبتی نداشت

نور جمالِ حضرت ماهت اگر نبود
عرش خدای عزوجل زینتی نداشت

دارم یقین به عرش دعایم نمی رسید
سجاده ی نماز اگر تربتی نداشت

بدعت تمام دین خدا را گرفته بود
در كربلا حسین اگر نهضتی نداشت

ما را برای نوكریت آفریده اند
دنیا بدون سینه زدن لذتی نداشت

بی شک عذاب دامن مان را گرفته بود
این شهر پُر گناه اگر هیئتی نداشت

صد مرده را نگاه شما زنده می كند
عیسی بدون اذن شما قدرتی نداشت

#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 131.1 KB
ماهی نشد از ماه عزایت بهتر
مُزدی نبود ز یک دعایت بهتر
بهتر ز بهشت حق ندارد اما
باشد ز بهشت کربلایت بهتر

#کربلا
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
3 November 2016
ش
22:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


من دسته گل پرپر گلزار حسینم
من شمع فروزان شب تار حسینم
من کنج قفس مرغ گرفتار حسینم
من عاشق دل باخته و یار حسینم
من کعبۀ دل قبله جان همه هستم
سر تا به قدم آینۀ فاطمه هستم

هر چند ستم دیده و مظلوم و صغیرم
در گوشۀ ویرانه گرفتار و اسیرم
ای مردم عالم مشمارید حقیرم
کز جانب سر سلسلۀ عشق، سفیرم
با گریۀ پیوسته و غم های نهانم
حاکم به دل و جان همه خلق جهانم

در بحر شرف گوهر یکدانه منم من
بر شمع ولا سوخته پروانه منم من
بر اهل عزا ماه عزاخانه منم من
امیّد دل عاقل و دیوانه منم من
من فاطمۀ کوچک و ناموس خدایم
پیغامبر خون تمام شهدایم

ای خلق گرفتار بیائید بیائید
در خانۀ من دست گدائی بگشائید
بر دامن ویرانۀ من چهره بسائید
و زخاک درم رنگ غم از دل بزدائید
من کودکم اما به خدا کودک وحیم
در آل علی فاطمۀ کوچک وحیم

اسلام، شفا یافت زخون جگر من
توحید، چراغی است زآه سحر من
بگذار بخندند به اشک بصر من
وز چار طرف سنگ ببارد به سر من
جان دو جهان در بغلم باز کشیده
با دست خدائیش زمن ناز کشیده

امروز اگر گوشۀ ویرانه غریبم
رفته است زکف سلسلۀ صبر و شکیبم
بیمارم و بر درد همه خلق طبیبم
جان بر کف و خود منتظر وصل حبیبم
زود است که لب بر لب بابا بگذارم
تا سر به سر شانۀ زهرا بگذارم

امشب شب وصل است دلم داده گواهی
نوری به سویم پر کشد از قلب سیاهی
خورشید به ویرانه سرایم شده راهی
ویرانۀ من پُر شده از نور الهی
آوای منادی به من زار رسیده
جان پیشکش آرید که دلدار رسیده

یار آمده با طلعت همچون قمرش باز
گردد زطبق باز به من چشم ترش باز
روشن شده این خسته، چراغ سحرش باز
ای دست، کمک کن که بگیرم به برش باز
تا روی ورا بر روی قلبم بگذارد
افسوس که دستم به بدن تاب ندارد

ای سر چه شد امشب به من زار زدی سر
از لطف، بر این مرغ گرفتار زدی سر
صد بار مرا کشتی و یک بار زدی سر
چون بود که در خانۀ اغیار زدی سر
در گوشۀ ویران، قمر من شدی امشب
از لطف، چراغ سحر من شدی امشب

مهمان منی سفرۀ رنگین مرا بین
دست تهی و سینۀ سنگین مرا بین
رخسار کبود و سرخونین مرا بین
در تلخی غم لحظۀ شیرین مرا بین
گر دست دهد پای دویدن زتو گیرم
آن قدر به دور تو بگردم که بمیرم

بین عاشق صد بار زغم مردۀ خود را
بر شانۀ جان، کوه ستم بردۀ خود را
برگیر به بر طوطی افسردۀ خود را
در گوشۀ ویران، گل پژمردۀ خود را
صد کوه غم از کودک تو خم نکند پشت
ای مونس جان درد فراق تو مرا کشت

بگذار رها گردد، جان از بدن من
بگذار بود نام تو آخر سخن من
بگذار شود پیرهن من کفن من
بگذار به ویرانه شود دفن، تن من
دردا که عدو دوخت زخواندن دهنم را
(میثم) برسان بر همه عالم سخنم را

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
4 November 2016
ش
00:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

یارب دلم از مهر و ولا روشن کن
با نور علی قبر مرا روشن کن
ارباب، به چشم پر زخون عباس
چشمم به ضریح کربلا روشن کن


Tlgrm.me/raziolhossein
00:52
#امام_حسین

شب جمعه است مقدربنمایاالله
اربعین پای پیاده حرم ثارالله
همگی راه بیفتیم زایوان نجف
روبه سوی حرم و صحن اباعبدالله
ماگرفتارسرموی حسینیم همه
عاشق یک شب بین الحرمینیم همه

#قاسم_نعمتی
00:56
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه


دارد سواره حسرت پای پیاده ها
این دفعه هم بزرگ خدای پیاده ها

از نعمت بهشت خدا هرچه وعده شد
اینجا فراهم است برای پیاده ها

پیرزنی مریض خودش را می آورد
آقا شفا دهد به دعای پیاده ها

پیرزنی عراقی النگوی دخترش
را میدهد به موکب چای پیاده ها

پیر و جوان و کودک و نوزاد آمدند
زهرا توان دهد به قوای پیاده ها

آقا زمین کرب و بلا را خریده است
حتی خوراک و آب و غذای پیاده ها

اینها به جای تاول پای رقیه اش
ناقابل است آبله های پیاده ها

وقتی سوار پای پیاده شدی بگو
دارد سواره حسرت پای پیاده ها


#حسین_رؤیت

Tlgrm.me/raziolhossein
00:58
#حضرت_رقیه_شهادت

عجز اگر آید به دیدارم جوابش می‌کنم
کاخ اگر کوه احد باشد خرابش می‌کنم

پرده های قصر افتاد از طنین ناله ام
کفر اگر در پرده باشد بی‌نقابش می‌کنم

مدح باب علم طاها گر چه اینجا باب نیست
در میان شامیان امروز بابش می‌کنم

یک رساله از کراماتم اگر در دست نیست
می نویسم بعدها صدها کتابش می‌کنم

دارم از بابا بزرگ خویش ارث روشنی
در شعاعم ذره باشد آفتابش می‌کنم

از خدایم اذن دارم زیر سقف گنبدم
هر دعایی را بخواهم مستجابش می‌کنم

آنکه حتی یک النگو در ضریح انداخته
با خدا در روز محشر بی‌حسابش می‌کنم

سفره دار روضه‌ی بابا منم، با دست خویش
گندمی گر نذر گردد آسیابش می‌کنم

زنده باشم بعد از این ای عمه جان گهواره‌ای
عاقبت می‌سازم و نذر ربابش می‌کنم

آستین پاره ای دارم خدا را شاکرم
بر سرم در پیش نامحرم حجابش می‌کنم

#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
1
01:00
#حضرت_رقیه_شهادت

در ویرانه ازدحام شده سر شه را شبانه اوردند
تا که زینب رسید و مانع شد کعب نی تازیانه اوردند

تا سر خونی پدر را دید گفت بابا زغصه لبریزم
بسکه در پایم ابله دارم نتوانم به پات برخیزم

ای پدر جان بگو کجا بودی دوریت سخت کرده دلگیرم
گیسویم را نگاه کن بابا چقدر سالخورده و پیرم

موقع غارت خیام که شد ناگهان دامنم شراره گرفت
من حواسم نبود یک دستی امد از راه گوشواره گرفت

چونکه جسمت فتاده بود عریان عهد کردم کفن نمیپوشم
بسکه در شام بی غذا ماندیم شد دگر تشنگی فراموشم

هر زمان نام تو به لب بردم بی هوا تازیانه میخوردم
جان عالم فدای خواهر تو عمه ام گر نبود می مردم

#روح‌الله_صادق‌پور


Tlgrm.me/raziolhossein
01:03
#حضرت_رقیه_شهادت

دیدند که یتیمم و بی آشنا زدند
از کربلا به کوفه و شام بلا زدند

تا دینشان ادا شود و نذرشان قبول
بابا مرا برای رضای خدا زدند

از هر کجا که قافله ی غم عبور کرد
ما را به اسم خارجی آنجا صدا زدند

بر پیکر تو نیزه و شمشیر و سنگ خورد
ما را به تیغ زخم زبان ، ناسزا زدند

با او نگفته ام تو هم اصلا به او نگو
دور از نگاه عمه مرا بارها زدند

از دست «زجر» ، زجر فراوان کشیده ام
دستور می رسید از او هرکجا زدند

سنگین شده است گوش من و درد می کند
از بس میان راه مرا بی هوا زدند

در قلبشان نبود مگر کینه از علی
تنها به جرم فاطمه بودن مرا زدند

مثل تو راضی ام به رضای خدا پدر
یکبار هم گلایه نکردم چرا زدند


#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی


Tlgrm.me/raziolhossein
1
01:07
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#واحد


ای عمه مهمون اومده
میگن باباجون اومده
لباس نوتنم کنید
به خاطر اینکه بابام
نپرسه از گوشواره هام
چادرموسرم کنید٣

عمه بابامیاد با احترام
عمه زنجیرو واکن از پاهام
عمه باید بلند بشم زجام
حیف که شونه نمیخوره موهام

شده خرابه
امشب چراغون
به روی پامه
سر باباجون

خوش اومدی ولی چقد دیر اومدی

هرشب کنارم مثلا
قصه میخوندی واسه من
تو بغلت خوابم می‌بُرد
خواب میدیدم رو نیزه ها
قران میخوندی جلو ما
سنگا به پیشونیت میخورد٣

بابا رو نی موهات آشفته بود
بابا گل رخت شکفته بود
بابا یادمه عمه گفته بود
توی مقتل تورو نشناخته بود

از درد دوریت
می‌سوزم از تب
زبون میگیرم
باعمه زینب

خوش اومدی ولی چقد دیر اومدی

دیگه صدام درنمیاد
مُردم من از درد زیاد
شمر منو زد به قصد کشت
سنان آتیش به پا میکرد
عمه منو جدا میکرد
کبوده صورتم ز مُشت٣

بابا نزن به سینم دست رد
بابا تنهام نزار از این به بعد
بابا دیدی شدم خمیده قد
آخه حرمله بدجور منو زد

گریه میکردم
باتن لرزون
هرشب گرفتم
آستین به دندون

خوش اومدی ولی چقد دیر اومدی

#حسین_نوری

Tlgrm.me/raziolhossein
01:08
۲۰۱۶۱۱۰۱_۲۱۱۱۳۴.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
01:53, 888.8 KB
01:10
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#دوبیتی


نبودی من جفا بسیار دیدم
ز کوفه تا به شام آزار دیدم
چنان زد قاتلت سیلی به رویم
که بر نیزه سرت را تار دیدم

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
01:12
به زحمت تکیه بر دیوار می‌کرد
گهی این جمله را تکرار می‌کرد
الاهی صورتش آتش بگیرد !
که با سیلی مرا بیدار می‌کرد


چه داغی بر جگر بگذاشتی زجـر
عجب دست زمختی داشتی زجـر
که هر کس دید گلبرگ رخم را
به طعنه گفت که گل کاشتی زجـر


چو زینب پیکرش را آب می ریخت
ستاره بر تن مهتاب می ریخت
همه دیدند چون زهرای اطهر
ز هر جای تنش خوناب می ریخت


نه تنها پیکرش بی تاب بوده
که گل زخم تنش خوناب بوده
چه کاری کرد سیلی با دو چشمش؟
که گوئی چند روزی خواب بوده


تمام درد بر جانم نشسته
رد خون روی دستانم نشسته
تو خوردی خیزران و، من ندانم
چرا زخمش به دندانم نشسته


#یاسر_حوتی
#حضرت_رقیه_س

Tlgrm.me/raziolhossein
01:18
#حضرت_رقیه_مصیبت .
#حضرت_رقیه


ای جان فدای عطر نسیمت خوش آمدی
بر دیدن سه ساله یتیمت خوش آمدی

با سر به این خرابه تاریک سر زدی
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

گردد فدات دختر زار و فسرده ات
خون می رود ز کنج لب چوب خورده ات

گرگی به روی ماه تو پنجه کشیده است
بابای من! چرا تو گلویت بریده است

سنگ جفا مگر تو زکین خورده ای پدر
از روی نیزه ها تو زمین خورده ای پدر

رویت به خون نشسته بمیرم برای تو
پیشانیت شکسته بمیرم برای تو

قرآن بخوان دوباره که مدهوش تو شوم
کو دامنت که گرمی آغوش تو شوم

کو سینه ات که بر روی آن سر نهم پدر
ناز مرا نمی خری آیا توهم پدر

این دختران شام به من طعنه میزنند
پیوسته و مدام به من طعنه میزنند

اینجا فقط هماره جفا می کنند و بس
اینجا مرا یتیم صدا می کنند و بس

اینجا مرا به مهر تسلی نمیدهند
اینجا به جز خرابه به من جا نمیدهند

اینجا به ناسزا سخن آغاز می کنند
اینجا به تازیانه مرا ناز می کنند

اینجا مرا ز راس تو شرمنده می کنند
اینجا به گریه کردن من خنده می کنند

این یک به پیش خواهر تو می زند مرا
آن یک به جای مادر تو می زند مرا

بغض علیست در دلشان لحظه زدن
اینجا همه مغیره شدند و‌پی زدن

باور نمیکنی که چه ضجری کشیده ام
از بسکه روی مغیلان دویده ام

من قبل از آن که پیش نگاه تو جان دهم
خواهم که زخم های تنم را نشان دهم

این پلک بسته من و این روی سوخته
ای قامت خمیده و‌این موی سوخته

این پای پر ز آبله و این تن سیاه
این بازوی کبودم و این زخم نیزه...آه

این رَدِّ تازیانه و‌ این روی نیلی ام
این گوشِ پاره من و این جای سیلی ام

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات

با غصه های آل عبا گریه می کنی
در اوج روضه های عزا گریه می کنی

ما با گناه اشک تو را در می آوریم
از سوز بی وفایی ما گریه می کنی

ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما
می آیی و بدون صدا گریه می کنی

«گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»
در مشهد امام رضا گریه می کنی

بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا
بر داغ سید الشهدا گریه می کنی

این روزها به حال دل زینب اسیر
در ماجرای شام بلا گریه می کنی

بر رأس های رفته به بالای نیزه ها
با خیزران و طشت طلا گریه می کنی

حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است
با غصه های آل عبا گریه می کنی

#وحید_محمدی

Tlgrm.me/raziolhossein
08:43
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#غزل

به دخترت زده ای سرفدای سرزدنت
فدای آتش داغی كه بر جگر زدنت

چه قدر داد كشيدم دگر نخوان قرآن
ولی توخواندی و باسنگ ای پدر زدنت

به هيچ جای سر تو كه جای سالم نيست
ز بسكه هر سر بازار و هر گذر زدنت

خودت بگو سر نيزه چه بر سرت آمد؟
به روی نيزه كه بودی چرا مگر زدنت؟

ميان مجلس و در پيش روی عمه ومن
برای كشتن ما بوده بيشتر زدنت


#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
08:49
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان
#غزل



یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست
خوابمان برده ست...در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می‌کنی، ما بی‌محلی می‌کنیم
هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی‌قراری از غم هجر تو کار عاشق است
من که عاشق نیستم، وقتی که حالم زار نیست

آخرش می‌میرم و رویت ندیده می‌روم
ظاهرا این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم، برایت درد سر بودم ببخش
در میان نوکرانت مثل من سر بار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین
توبه و بدقولی من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم، بی‌نوایم... بی‌کسم
هم‌نشینی کریمان با فقیران عار نیست

این دل ویرانه را آباد کن یابن‌الحسن
بهر این ویرانه‌دل غیر از شما معمار نیست

دست من در محضرت خالیست می‌دانم ولی
مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست

من که سر تا پا گناهم... غیر گریه بر حسین
مرهمی بر زخم‌های این دل بیمار نیست

زینب و دروازه‌ی ساعات و یک شهر شلوغ
یک مسلمان در میان این همه اغیار نیست؟

بین بازار از روی ناقه صدا زد یا أخا
جای خواهرهای تو در بین این بازار نیست

مثل اینکه باز از زوار او جا مانده‌ام
قسمتم کرب و بلا در اربعین انگار نیست


#علی_سپهری

Tlgrm.me/raziolhossein
.
08:52
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#رباعی


وقتی که من از قافله مان جاماندم
در نیمه ی شب میان صحرا ماندم
یک وقت رسید زجر و سیلی ام زد..
هر قدر در انتظار زهرا ماندم
••
با پای پر آبله دویدن سخت است
تا نیزه ی تو پدر رسیدن سخت است
هر شب پدرم به جای لالایی ها
از دشمن تو طعنه شنیدن سخت است
••
تا صبح فقط برای تو مینالم
وقتی که شکسته است بابا ، بالم
بر نیزه نشسته ای تماشایم کن
غارت شده گوشواره و خلخالم
••
در خواب هم از درد ، شده ذکر لبم
ای زجر تو را خدا بیا و نزنم
این درد کمر مرا به درد آورده
ناچار نماز را پدر می شکنم


#عبدالزهرا_هاشمیان

Tlgrm.me/raziolhossein
08:54
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان
#غزل


این دل آلوده‌ام دلبر نمی‌خواهد مگر؟!
حضرت صاحب زمان نوکر نمی‌خواهد مگر

بال پرواز مرا سوزاند نارِ معصیت
مرغِ دل تا بامِ دلبر، پر نمی‌خواهد مگر

غفلت از تو اوج بدبختیِ ما شد ای دریغ
چاره‌ای این دردِ زجرآور نمی‌خواهد مگر

راه گم کردم بیا یابن‌الحسن دستم بگیر
ظلمتِ این سینه پیغمبر نمی‌خواهد مگر

چند وقتی می‌شود از زندگی سیرم دگر
نوکرت چیزی ز تو دیگر نمی‌خواهد، مگر_

_روزیِ یک‌بار روضه در شبِ جمعه حرم
من یقین دارم‌‌‌... دعا باور نمی‌خواهد مگر

" إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ..." یعنی دل آلوده‌ام...
...شعله‌ای در زیر خاکستر نمی‌خواهد مگر

خواستم گریه کنم فرمود فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ
گریه بر ارباب، چشمِ تر نمی‌خواهد مگر

مادری از عرش آمد سمت خاک کربلا
گفت: این پیکر، کفن آخر نمی‌خواهد مگر

دست بردار از سرش ای ساربانِ بی وفا
یک سؤال... ارباب انگشتر نمی‌خواهد مگر

#محمد_جواد_شیرازی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
08:59
#حضرت_رقیه
#حضرت_رقیه_مصیبت
#واحد

بند۱
عمه جان ، بیا و بنگر ، که رسیده نور چشمان تر من
بر طعنه ، زنان بگو که ، این سر بریده باشد پدر من

وای ، شام تارم سحر شد
غصه هایم به سر شد ۲
وای ، ای پدر در فراقت
دخترت خون جگر شد

بابا حسین جان

بند۲

حالا که ، کنارم هستی ، بِنِشین تا درد دلهایم بگویم
از خارِ ، صحرا و از این ، آبله های کف پایم بگویم

وای ، یک شبی در بیابان
گم شدم ای پدر جان ۲
وای ، زجر ملعون رسید و
حال من شد پریشان

بابا حسین جان

بند۳

یادت هست ، که روزگاری ، در مدینه بین آغوش تو بودم
بنگر اینک ای پدر جان ، پهلوی شکسته و تن کبودم

وای ، ای بلایت به جانم
کرده داغت خزانم ۲
وای ، شده کم سو دو چشمم
همچو زهرا کمانم

بابا حسین جان

بند۴

چون جسمِ ، صدپاره ی تو ، ای پدر گسسته از هم تار و پودم
این زلفِ ، غرق به خونت ، زده آتش به تمامی وجودم

وای ، شده ام زار و خسته
غم به قلبم نشسته ۲
وای ، سر من هم شبیه
سر پاکت شکسته

بابا حسین جان

بند۵

با اینکه ، شبیه عمه ، شده ام پیر و زمین گیر و خمیده
بر خونت ، قسم پدر جان ، هیچ کس یک تار مویم را ندیده

وای ، داده عشقت به بادم
دیگر از پا فتادم ۲
وای ، همچو عمه به دشمن
معجرم را ندادم

بابا حسین جان

#بهمن_عظیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
09:00
بهمن_عظیمی_واحد_شهادت_حضرت_رقیه«س»3.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
01:13, 2.2 MB
ش
11:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه
#دوبیتی

بیت الغزل هر غزل ناب رقیه ست
خورشید علی اصغر و مهتاب رقیه ست
نزدیک ترین راه به الله حسین است
نزدیک ترین راه به ارباب رقیه است

#مجتبی_خرسندی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#غزل


بی تو جا مانده ام از قافله،بابا چه کنم؟
جسمم آزرده شد از سلسله، بابا چه کنم؟

گیرم از این همه غم، دل برَهانم،امّا
بی تو آشفته از این فاصله، بابا چه کنم؟

می کِشد موی مرا دشمن و گوید که بیا
تو بگو پایِ پراز آبله، بابا چه کنم؟

نالۀ مادر و گودالِ غم و خندۀ خصم
نرود یاد من آن هلهله، بابا چه کنم؟

شد دوتا قامتم و بی تو نشستم به نماز
سِرِّ قدقامت هر نافله، بابا چه کنم؟

جگرِ غمزده ام را همه دم سوزانده
داغ تیری که زده حرمله ، بابا چه کنم؟

هرقدم با نوک پنجه بروم راه زدرد
پای پر آبله، جز هِروله، بابا چه کنم؟

همۀ توشه ام این چادر خاکی است،ببین
بیش از این نیست مرا راحله، بابا چه کنم؟

همچنان میخ در و سینۀ زهرا، دل من
سوخت در تاب و تب غائله بابا چه کنم؟

مشکلی هست اگر قافله را ، دوری توست
تو بگو پاسخ این مسئله، بابا چه کنم؟

#مجتبی_تاجیک

Tlgrm.me/raziolhossein
12:02
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#غزل

زانو بغل کرده ولی انگار خوابیده
یا از نفس افتاده یا اینبار خوابیده

بر خشت خوابیدن برایش کار سختی نیست
طفلی که تا دیشب به روی خار خوابیده

هر بار خوابش برد از روی شتر افتاد
روی شتر حداقل ده بار خوابیده

دیروز زیر سایه ی عباس خوابیده
امروز زیر سایه ی دیوار خوابیده

هرکس که آمد دیدنش سر به سرش بگذاشت
امروز را از صبح بالاجبار خوابیده

از خواب بیدارش نکن ای زجر ای نامرد
شلاق را از صورتش بردار خوابیده


Tlgrm.me/raziolhossein
12:03
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#غزل


در راه مانده ایم،ولی روبراه نه
داریم سنگ و خاک ولی سرپناه نَه

در روز مشکل است ببینم شب آمدی
یعنی که چشم مانده برایم نگاه نَه

مویم سیاه بود ولی معجرم سپید
مویی سپید پُر شده مویِ سیاه نَه

از عمد می زدند مرا مثل مادرت
بابا درست زد به لبم اشتباه نَه

در کوچه شعله ریخت و راهِ فرار داشت
من حاضرم به کوچه روم خیمه گاه نَه

از ناقه هم می اُفتی اگر،نیمه شب نیاُفت
از ناقه هم می اُفتی اگر بین راه نه

گفتند کودک است ولی دردسر شده
گفتند بچه است ولی بی گناه نه

گفتند دختر است از او کار می کشیم
گفتند می زنیم که گفت عمه آه نه

آنشب مرا زدند ولی عمه شد سیاه
سهمش شده همیشه همین گاه گاه نه

از تازیانه و سپر و خیزارن و خار
من زنده ام هنوز ولی تا پگاه نه

خوابم گرفته است بگو شانه ات کجاست
من را بِبر کنار خودت قتلگاه نه

#حسن_لطفی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
12:06
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#شور


راس بریده۲
با سر رسیدی دیدن قامت خمیده
ای راس پر خون۲
کنج خرابه اومدی پیشم باباجون

کبودی صورت من
واسه بابا گفتنمه
نمیشه باورم حالا
سر تو رو دامنمه

یا ابتا یا ابتا

ای نور دیده۲
بابا رگای حنجرت رو کی بریده

آه و واویلا
انگار سرت افتاده از رو‌نیزه بابا

دیدن حال و روز تو
میسوزونه دخترتو
خداکنه که مادرت
نبینه زخم سرتو

یا ابتا یا ابتا

طاقت ندارم۲
دستامو رو زخمای پیشونیت میزارم

مثل قدیما۲
کاشکه منو بازم بغل میکردی بابا

یادته گفتی باباجون
زینت آغوش توام
منو بازم بغل بگیر
ببین که مدهوش توام

یا ابتا یا ابتا

خسته ترینم۲
شبها رو خاک سرد ویرونه میشینم

دل میبری تو
با روی نیلی ناز من رو میخری تو

تا که بیای به راه تو
چشامو دوختم باباجون
دیگه شونه نمیخوره
موهای سوختم باباجون

یا ابتا یا ابتا

محنت کشیدم۲
بسکه بلا دیدم دیگه بابا بریدم
گشته دلم خون
گوشواره از گوشم کشیدن ای باباجون

بابا میخوام برات بگم
غمای بی شماره امو
باید چادر سرم کنم
نبینی گوش پاره امو

یا ابتا یا ابتا

هستم گرفتار
پای پر از آبله من رو میده آزار

دیگه بریدم
پای برهنه بسکه روخارا دویدم


من گریه میکنم برات
تو گریه کن برای من
نداری دست تا بکشی
خار از کف پاهای من

یا ابتا یا ابتا

جسمم کبوده۲
بابا بگو مگه گناه ما چی بوده

سوخته پر من
میسوزه و درد میکنه پاتا سر من

هرکی رسید ای باباجون
منو باهر بهونه زد
یکی با کعبه نیزه و
یکی با تازیونه زد

نمیتونم که راه برم
پاهای سالم ندارم
بسکه منو کتک زدن
یه جای سالم ندارم

یاابتا یاابتا


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
12:06
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:10, 138.6 KB
ش
17:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#غزل
#مناجات


ما را خدا به عشق حسین آفریده است
از او کریم تر همه عالم ندیده است

ریزه خور عطای حسینیم تا ابد
این لطف فاطمه است که بر ما رسیده است

دنبال زرق و برق جهان اهل عالمند
 سینه زن حسین از این ها بریده است

این پرچم سیاه عزا آبروی ماست
ما را به برکتش خود زهرا خریده است

عرض نیاز پیش کریمان که عیب نیست
مولا همیشه حاجت نوکر شنیده است

بانی روضه حضرت خیر النسا شده است
از چشم مرتضی ز غمش خون چکیده است

جنت بهای یک نم اشک عزای اوست
یعنی بهشت حاصل اشک دو دیده است

از انعکاس ناله ی "نوحوا علی الحسین"
عمری نسیم غم به دل ما وزیده است

جسمش به خاک و راس منیرش به روی نی
مرکب به روی پیکر پاکش دویده است

با سنگ و نیزه حرمت او را شکسته اند
بیهوده نیست خواهر او قد خمیده است

#مهدی_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#غزل



زبانحال حضرت عقيله عليهاسلام
با رأس مُطهّر حضرت حسين عليه السّلام

ديدي سه ساله پير شده بعدِ رفتنت ؟
از جان خويش سير شده بعدِ رفتنت

پيداست كه يتيمه شده بي پدر شده
از بسكه سر به زير شده بعدِ رفتنت

شبها نداشته ست به جز سنگ بالِشي
خوابش اگر كه دير شده بعدِ رفتنت

از فرط ضعف رنگ ندارد به چهره،چون
---با تــازيــانه سـير شــده بعدِ رفتنت

شرمنده ام نداشت تلاشم نتيجه اي
زيــرا كه او اسير شده بعدِ رفتنت

با آن همه لطافت و خوبي ، برهنه پا
آواره در كــويــر شده بعدِ رفتنت

شيرين زبان قافله ي اهل بيتِ تو
بدجور گوشه گير شده بعدِ رفتنت

داغ رقيّه مــثلِ غــم سُــرخِ قتــله گاه
بـر كُـشتـنم اَجير شده بعدِ رفتنت...

همـبازي هميشه ي طفل رُباب تــو
با شِــمْر هم مســير شده بعدِ رفتنت

آن بُزدلي كه تَركِش تير سه شعبه داشت
مِثل بقــيّه شيــر شده بعدِ رفتنت !!!

#محمدقاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#نوحه

بند۱

از فراقت ببین جان من بر لب رسیده
بر روی دامنم آمدی راس بریده

شهید عطشان
بابا حسین جان

بند۲

روضه ی طشت زر شعله ها بر این جگر زد
من بمیرم که بر لعل تو با چوب تر زد

قاری قرآن
بابا حسین جان

بند۳

می بری همرهت دختر خود را تو امشب
پس خداحافظی می کنم با عمه زینب

ای مو پریشان
بابا حسین جان


#محمد_حسین_مهدی_پناه

Tlgrm.me/raziolhossein
18:12
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 108.5 KB
18:12
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:40, 93.3 KB
18:12
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:37, 88.5 KB
ش
18:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
روی لبم واویلا
ببین شدم شبیه زهرا
نمونده جای سالم بابا

دیگه به پیکر من

نمیخوابم من از تب
پناه من شد عمه زینب
خدا میدونه هر روز و شب

بلا اومد سر من

_________________

هرکی یتیمه بابا
میمونه بین غصه تنها
از زندگیه تو‌این دنیا

باید که نا امیدشه


روی لبم واویلا
کسی ندیده توی دنیا
که دختری سه ساله بابا

همه موهاش سفیدشه


_______________
بابا فدای چشمات
به جون من تموم دردات
دلم میخواد که رو زانوهات

دوباره سر بزارم

مردن من نزدیکه
روزای من همش تاریکه
همه منو زدن وقتیکه

دیدن عمو‌ندارم

_________________

اینجا همه نامردن
همش به دور ما میگردن
بسکه منو اذیت کردن

دیگه توون ندارم

گوشواره امو دزدین
نمک به زخم من پاشیدن
ندیدی شامیا خندیدن

به این لباس پاره ام

________________

از ساربان میترسم
بابا زشامیان میترسم
از ضجر و از سنان میترسم


ببین تنم میلرزه

توسینه مونده فریاد
دیگه نمیبرم من از یاد
زن یهودی سنگ زد افتاد

سر تو از رو نیزه
_________


بال و پر من سوخته
دو دیده تر من سوخته
تگه موی سر من سوخته

فدا سرت باباجون


سیاه شده روی من
امون ز درد پهلوی من
اگه کبوده بازوی من

فدا سرت باباجون

___________


مقابل تو میزد
بسوزه تا دل تو میزد
ندیدی قاتل تو میزد

سیلی به صورت من


دخترتو بد میزد
خدا میدونه بی حد میزد
با کینه ضجر نامرد میزد

سیلی به صورت من


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
18:56
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:43, 85.9 KB
ش
23:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

امشب به دامن من خورشید آرمیده
یا ماه آسمان‌ها در کلبه‌ام دمیده

دختر همیشه جایش آغوش گرم باباست
کس روی دست دختر رأس پدر ندیده

از دل، چراغ گیرم از اشک، گل فشانم
از زلف، مشک ریزم بابا ز ره رسیده

از بس که چون بزرگان بار فراق بردم
در سن خُردسالی سرو قدم خمیده

بابا چه شد که امشب با سر به ما زدی سر
جسمت کدام نقطه در خاک و خون طپیده؟

هم کتف من سیاه است، هم روی من کبود است
هم فرق من شکسته، هم گوش من دریده

داغم به دل نشسته آهم ز سر گذشته
چشمم به راه مانده اشکم به رخ چکیده

از بس پیاده رفتم پایم ز راه مانده
از بس گرسنه خفتم رنگم ز رخ پریده

تو رفع تشنگی کن از اشک دیده‌ی من
من بوسه می‌ستانم از حنجر بریده

انگشت‌های عمّه بگرفته نقش گُل‌زخم
از بس نشسته و خار، از پای من کشیده

جسمم رود شبانه در خاک مخفیانه
یاد آورد ز زهرا دفن من شهیده

خفتم خموش و دادم بر بیت بیت (میثم)
صد محنت نگفته صد راز ناشنیده

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
1
23:03
#حضرت_رقیه_شهادت


آرام جان خسته‌دلان پیکرت کجاست؟
جانم به لب رسیده پدر جان سرت کجاست؟

جسمت اسیر فتنه‌ی یغماگران شده
پیراهن امانتی مادرت کجاست؟

از چه جواب دختر خود را نمی‌دهی
بابای با محبّتم! انگشترت کجاست

در خیمه هر چه بود به تاراج فتنه رفت
خاکم به سر عمامه‌ی پیغمبرت کجاست؟

سوز عطش ز خون تنت موج می‌زند
ای تشنه‌لب، برادر آب‌آورت کجاست؟

از دود خیمه تربت شش‌ماهه گم شده
بابا بگو مزار علی‌اصغرت کجاست؟

ما را میان این همه دشمن نظاره کن
دیگر مپرس دخترکم، معجرت کجاست

#مصطفی_متولی



Tlgrm.me/raziolhossein
23:05
#حضرت_رقیه_شهادت

با وجودي که پدرجان گله خيلي دارم
نوه ي فاطمه ام حوصله خيلي دارم

وسط آن همه اسباب جسارت بر ما
نفرت از سلسله و هلهله خيلي دارم

قد کشيدم بزنم بوسه به رويت بر ني
ديدم از گونه ي تو فاصله خيلي دارم

عقب افتادنم از قافله زجرآور شد
گفتم اي زجر نزن آبله خيلي دارم

با وجودي که سر از پيکر تو شمر بريد
من شکايت ولي از حرمله خيلي دارم

#محسن_صرامی


Tlgrm.me/raziolhossein
23:06
#حضرت_رقیه_شهادت
#دوبیتی

سلام کرد و نشان داد جای سلسله را
چه بی مقدمه آغاز می کند گله را

نه از سنان و نه از شمر گفت نه خولی
بهانه کرد فقط طعنه های حرمله را

#محمد_بیابانی


Tlgrm.me/raziolhossein
1
23:08
#حضرت_رقیه_شهادت

ویران‌سرایم امشب شد میهمان‌سرایم
این‌جا که خیزران نیست قرآن بخوان برایم

هر شب صدات کردم امشب دعات کردم
یا در برم بمانی یا همرهت بیایم

زهرا عذار نیلی نگشود بهر حیدر
من هم به محضر تو صورت نمی‌گشایم

گر افکنی جدایی در بین جسم و جانم
دیگر به جان زهرا از خود مکن جدایم

من دختر حسینم هم‌سنگر حسینم
ماه صفر محرم، شام است کربلایم

خواهم در این خرابه دور سرت بگردم
دیوار گشته حائل، زانو شده عصایم

دیشب به شوق وصلت تا صبح گریه کردم
امشب بگو اسیران گریند در عزایم

کی گفته در خرابه شب‌ها گرسنه خفتم؟
بعد از تو بوده هر شب خون جگر غذایم

دانی چرا عدویم تا حد مرگ می‌زد؟
فهمیده بود از اول من دخت مرتضایم

تا دور او بگردم تا دست او ببوسم
ای کاش همرهت بود عموی با وفایم

هر چند روسیاهم آلوده‌ی گناهم
مولا بگیر دستم من "میثم" شمایم

#غلامرضا_سازگار


Tlgrm.me/raziolhossein
1
23:10
#حضرت_رقیه_شهادت


اینجا چقدر دور و بَرَم داد می‌کشند
اُفتاده هر کجا گذرم داد می‌کشند

از نیزه دارها که توقع نداشتم
طفلانِ شام هم به‌ سَرَم داد می‌کشند

خون می شود دلم ،چقدر بر سرِ رباب
تا ناله می‌کند پسرم داد می‌کشند

تقصیر من که نیست عمو روی نیزه نیست
عمه بگو که بی خبرم داد می‌‌‌کشند

با این طناب حق بده من هم زمین خورم
وقتی نمی‌شود بپرم داد می‌کشند

می‌مانم از مسیر که قدری نفس کشم
تا تیر می‌کشد کمرم داد می‌کشند

این چشم‌های خیره به یک نقطه را ببین
خود را نمی‌شود بِبَرم داد می‌کشند

زنجیر می‌کشند کمی داد می‌کشم
چسبیده است روی پرم داد می‌کشند

بر نیزه بودی و دل من رفت عمه گفت
آهسته تر بگو پدرم ، داد می‌کشند

بابا نمی شود که بخوابیم می‌پریم
هِی وقتِ خواب رویِ سرم داد می‌کشند

#حسن_لطفی


Tlgrm.me/raziolhossein
1
5 November 2016
ش
00:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت
#نوحه


خوش آمدی ای مهمانم، تویی تو نور چشمانم
ز مقدم تو ویرانه ، شده بهشت رضوانم

نیمه شب مه آمد
دلبرم از ره آمد
در خرابه شه آمد واویلا

ای پدر ای پدر ای پدر جان یابن زهرا
................
قسم به داغت ای بابا، به غصه دل دادن سخت است
با که بگویم کودک را ، ز ناقه افتادن سخت است

زجر دون از ره آمد
با چنان بغض بی حد
هر چه گفتم نزن زد واویلا
.....................
مگر کجا بودی بابا ، که ماه رویت گلگون است
قاری قرآن زینب ، چرا دهانت پر خون است

راس پاک تو در تشت
پیکرت مانده در دشت
بر تو بابا چه بگذشت واویلا

#علی_سلطانی


Tlgrm.me/raziolhossein
00:06
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:59, 138.5 KB
ش
00:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه
#دوبیتی

السلام ای دستگیر عالمین
ای به ارباب دو عالم نورعین

روز محشر چشم ما بر دست توست
اشفعی لی فاطمه بنت الحسین

#مصطفی_محمدی


Tlgrm.me/raziolhossein
00:30
#حضرت_رقیه_شهادت
#زمینه

با موهای پریشون ، با دلی زار و خسته
دختری تو خرابه ، روی خاکا نشسته

با چش ترش، می کنه تازه درد و داغ و
زیر لب داره ، می خونه نوحه فراق و

کجایی ای پدر ، شده رقیه خونجگر
بسه جداییمون ، دیگه بیا منو ببر
..................
ای سر دور از وطن ، یا ابالمظلوم حسین
گشته ای مهمان من، یا ابالمظلوم حسین

چه ستمگری ، پنجه به موی تو کشیده
کی دلش اومد ، سرت رو از قفا بریده

سرم فدا سرت ، فدای زخم حنجرت
آخه کی چوب زده ، روی لبای اطهرت
....................
بسکه خورده کعب نی ، بر تن من ای پدر
جای سالم نمانده ، در تن من ای پدر

یه سه ساله ام، ولی شدم به غم گرفتار
مثه مادرت ، دستم و می گیرم به دیوار

قدم خمیده و ، سویی نداره دیده و
همه تنم سیاه ، ولی موهام سفیده و
...................
سر من با سر تو، هر دو مثل هم شده
شبیه موی سرت ، موی من هم کم شده

اونیکع تو رو، میون قتلگه با مشت زد
تو بیابونا ، به دخترت به قصد کشت زد

روزام شده عذاب ، شبا چشام نمی ره خواب
هنوز می ترسم از ، کنیز و مجلس شراب

#علی_سلطانی


Tlgrm.me/raziolhossein
00:30
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:54, 128.1 KB
00:41
#حضرت_رقیه_شهادت

دلم آزده از غمهاست ، می دانم که می آیی
دو چشمم چشمه دریاست، می دانم که می آیی

دگر رفته ز یادم درد سیلی ، کعب نی ، ناقه
تمام درد من باباست ، می دانم که می آیی

به من میگفت عمه رفته بابایت سفر دانم
که با تو وعده ام اینجاست ، می دانم که می آیی

نمی دانم چه دیده عمه در سیمای من بابا
نوایش ذکر وا اما ست ، می دانم که می آیی

اگر خواهی بدانی از عدویت چی کشیدم من
از این قد خمم پیداست، می دانم که می آیی

اگر دلتنگ روی مادرت گردیده ای بنگر
رخم آیینه زهراست ، می دانم که می آیی

مرا دشمن به روی خارها برد و نگفت آخر
که جایم شانه سقاست ، می دانم که می آیی

چنان با دست می گردم به دنبال سرت انگار
که این طفل تو نابیناست، می دانم که می آیی

گهی گویم که همراهت ببر من را، گهی گویم
بمانم ، عمه ام تنهاست، می دانم که می آیی

#علی_سلطانی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه
#غزل

تکامل دلِ زار من از کمال گذشت
سه سال طفل تو بودن هزار سال گذشت

محال بود که آن خارها مرا نکشند
ولی به شوق تو جان من از محال گذشت

پس از تو آب نخوردم به اصغر تو قسم
لبم به یاد تو از جرعه‌ی زلال گذشت

لبت به چوب حراج از بها نمی‌افتد
لبم خرید و پسندید و بی‌سؤال گذشت

برای رنگ و رفو از حنا و شانه چه سود؟
حریر زلف من از مرز پایمال گذشت

نسیم شام وزید و مرا پریش نکرد
نیافت چون به سرم مو، به انفعال گذشت

دهان تنگ تو اینقدرها محیط نداشت
جمالت از اثر سنگ، از جلال گذشت

به غارت حرم تو عروسکم گم شد
پس از تو بازی من بین قیل و قال گذشت

گدای قرص مَه‌ام قرص نان نمی‌خواهم
دلم به عشق هِلال تو از حلال گذشت

مرا همیشه دم خواب بوسه می‌دادی
تو وام دار منی، وعده رفت و مال گذشت

چو رنگ صورت خود می‌پرم به اوج فلک
و بال زخمی من امشب از وبال گذشت

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

#محمد_سهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مصیبت
#شهادت
#خرابه_شام


چشمِ انتظارِ میهمان ، زد زیر گریه
بغضش شکست و ناگهان زد زیرگریه

دیگر توان ِ ایستادن هم ندارد
طفلک نشست و بی امان زد زیرگریه

درکوچه های شام-شامش که ندادند
پیچید وقتی بوی نان زد زیر گریه

دستش که بر زخم لب خشک پدر خورد
افتاد یاد ِ خیزران - زد زیر گریه

انگشتر بابا به یادش مانده بود و...
تا دید دست ساربان; زد زیر گریه

خیلی دلش پر درد از بزم شراب است
پنهان ز چشم دیگران زد زیر گریه

میگفت "بابا" باز "بابا" باز "بابا"
با هق هق و لکنت زبان زد زیر گریه

با دیدن او حرمله "زد زیر خنده"
بادیدن شمر و سنان "زد زیر گریه"

سیلی - غم بازار - نامحرم - اسیری
با گفتنش هم روضه خوان زد زیرگریه

- - -

شیرین زبان قافله از دست رفت و
آمد کنارش عمه جان... زد زیرگریه

#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مصیبت
#حضرت_رقیه


درده رقيّـــــه عاقـبـت دوا شـد
اومد باباشو حاجتش روا شد
تشنه ي بوسه از لب پدر بـود
لبِ باباشـو بوسيـد و فدا شد
--------------------------
فرشته بود صفاي اين حرم بود
"فاطـمه" بود وارثِ عمر كَـم بود
كدوم ســـه ســاله اي بجُـز رقيّـه
تو بچّـگـيش صاحب قدّ خَم بود
--------------------------
غمْ دلشو سوزونده بود ، بميرم
از پا اونو نـشونده بود ، بميرم
از بس دويده بود رو خارِ صحرا
پايي براش نمونده بود ، بميرم
--------------------------
هِي تو قنوت دست به دعا ميگرفت
دلش ميخواست زودتر شِفا ميگرفت
همه ش ميگـم ايشاالله كه دروغــه
اينكه ميگـن دست به عصا ميگرفت
---------------------------
اسـيره چنگِ مردمي حـسود بود
رو دامنـش نقشِ آتيش و دود بود
موقع غُسـلـش رسـيد و ديدن كـه
سر تا به پاش پُر از گُل كبود بود
---------------------------
شهـادتش قاتـلِ جـون من شـد
تو تشييعش فاطمه سينه زن شد
با اينكه ميـشد تَنِـشو كفن كرد
مثـل باباش رُقـيّه بي كفـن شـد


#محمدقاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

پدر تا شام رفتن با تو ویران کردنش با من
پریشان کردنش با تو  پشیمان کردنش با من

اگر این شهر تاریک است  منم از آلِ خورشیدم
اگر شب پُر شده اینجا  چراغان کردنش با من
 
به نیزه آیه خواندن با تو و  تفسیر با زینب
به محمل خطبه‌ها با عمه  طوفان کردنش با من

همین‌ که پایِ من وا شد به کاخش با عمو گفتم
خیالت تخت از این کاخ  ویران کردنش با من

به جانت کم نیاوردم  به اَبرو خَم نیاوردم
اگر می‌خندد آن نامرد‌  گریان کردنش با من

من از این شهر و این ویران زیارتگاه می‌سازم
مزارم گنجِ شام است و نمایان کردنش با من

پدر در این سفر خیلی به عمه زحمتم اُفتاد
بجای من بگو با او که جبران کردنش با من

شنیدم که سراغت را رباب از عمه می‌گیرد
به گوشِ مادرم گفتم که مهمان کردنش با من

نمی‌آید به لب جانم سَرَم را تا نگیری تو
عزیزم دامنش با تو فقط جان کندنش با من

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
1
6 November 2016
ش
00:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

قصد سفر از گوشه ویرانه نداری؟
ای دختر دلخسته مگر خانه نداری؟

یک چادر خاکی که در آن نقش گلی نیست
بر روسری سوخته پروانه نداری

از موی پریشان تو چیزی که نمانده‌ست
پس غصه نخور هیچ اگر شانه نداری

بر صورت تو پنج خط سرخ کشیدند
خورشیدی و جا در شب ویرانه نداری

اصلا پدرت کیست؟ اگر دختر شاهی
بر گوش چرا زیور شاهانه نداری؟

برگرد برو شهر خودت جای تو آنجاست
ای دختر دلخسته مگر خانه نداری؟

#حامد_تجری

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
00:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

مرهم به زخم کهنه رسيده چه فايده
بابا سرت رسیده بریده چه فايده

حالا كه آمدي به خرابه ببينمت
سويي نمانده است به ديده چه فايده

میخواستی ببوسی ام اما نمیشود
با اين لب بریده بريده چه فايده

گیرم رقیه پای سر تو بلند شد
قد سه ساله ی تو خميده چه فايده

از دست هاي پر ورمم چه توقعي است ؟
از پاي روي خار دويده چه فايده ؟

گيرم كه گوشواره برايم خريده اي
این لاله گوش من که دريده چه فايده

گفتم اگر كه ناز كنم ناز ميخري
حالا كه رنگ و روم پريده چه فايده

گفتم می آیی و به سرم دست میکشی
حالا که دست غير كشيده چه فايده

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
1
00:56
#حضرت_اباالفضل

قبله ی عشقی و زیبایی تان معروف است
دلربایی و دل آرایی تان معروف است

کُشته ی چشم ِ تو گر زنده شود سلمان است
نوعِ اعجازِ مسیحایی تان معروف است!

ماه پیشانی ِ جمعِ بنی هاشم ، همه جا...
لقبِ حضرت زهرایی تان معروف است

نه فقط شیعه ، به عباس همه می نازند...
باب حاجاتی و آقایی تان معروف است

با غلام تو شدن ، دست به کاریم همه
دستگیریِ تماشایی تان معروف است

کربلا را ، نفسِ صف شکنت ریخت بِهَم
رجز و لهجه ی مولایی تان معروف است.

یابن حیدر ، ادبت مشک به دوشت انداخت
ورنه ، صفین و توانایی تان معروف است.

تشنه لب بودی و لب تشنه ی تو دریا بود
با وفا ، این دلِ دریایی تان معروف است.

دیده و دست جدا ، مشک نداری حتی...
حق بده ، روضه ی سقایی تان معروف است

میلت این بود ، تنت را به حرم پس ندهند
گوشه ی علقمه تنهایی تان معروف است.

راستی کوچکی ِ قبر ِ شما شهره شده
راستی خوش قد و بالایی تان معروف است!!


#حبیب_نیازی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:59
#حضرت_رقیه_شهادت


اومدم برا لبت دعا کنم
تو خرابه ها خدا خدا کنم
نوه فاطمه هستم اومدم
روزگار یزید و سیا کنم
""""
اومدم کار ثواب کنم برم
نقششو نقش برآب کنم برم
با همین دستای بستم اومدم
روسرش کاخ و خراب کنم برم
"""
عمه از قدکمونم حرف میزد
از دل غرق به خونم حرف میزد
گله یزید و به عموم بکن
خیلی بد با عمه جونم حرف میزد
""""
هیچکسی مثل من عاشق نمیشه
مث گلبرگ شقایق نمیشه
هرچیم مرهم بیاری دیگه این
دخترت دختر سابق. نمیشه
"""""
به صدای ما کسی جواب نداد
دست ما کسی یه قطره آب نداد
زجر به جای خودش اما هیچ کسی
مث حرمله منو عذاب نداد
"""""
رمقی تو پام نمونده بابایی
سو برا چشام نمونده بابایی
شونه به موم نزدی ام نزدی
چیزی از موهام نمونده بابایی
"""
من و آماده پرزدن کنید
لباس سیاتونو به تن کنید
حالا که بابای من بی کفنه
من و با پیرهنم کفن کنید
"""
از دل عمه باید در بیارن
شب غربت منو سر بیارن
من با گریه هام یه کاری میکنم
تا برای همه معجر بیارن
"""
جلوات نبویه دخترت
غیرت مرتضویه دخترت
یه تنه باعث رسوا شدنه
کاخ ظلم امویه دخترت
"""
کار پیغمبری کرده برامن
دستاشو روسری کرده برامن
عمه جون خواهری کرده براتو
عمه جون مادری کرده برامن
"""
کوچه های شام خیلی سخت گذشت
توی ازدحام. خیلی سخت گذشت
برای پرده نشینای حرم
مجلس حرام خیلی سخت گذشت
"""
#محمد_جواد_پرچمی


Tlgrm.me/raziolhossein
1
01:06
#اربعین_حسینی
#مشایه

صحرا به صحرا، کو به کو، داريم نم نم می‌ر‌ويم
پشت سر هم، دم به دم، آدم به آدم می‌رويم

ما هر دو عالم را به اين معراج دعوت می‌کنيم
از اين سوى عالم اگر آن سوى عالم می‌رويم

راهى‌شدن، دريا شدن، يعنى کمال قطره‌ها
ما هم به راه افتاده‌ايم و جانب يم می رويم

در شعله آتش می شويم، آتش به عالم می زنيم
هم مثل يک پروانه می سوزيم ما، هم می رويم

هم در نجف هم کربلا پرچم به دست زينب است
هر جا که پرچم می رود دنبال پرچم می رويم

عيسى بن مريم، آدم، ابراهيم، موسى، نوح، هود
اين راه را پيغمبران رفتند و ما هم می رويم

ما تشنه‌ی وصليم و دنبال سلوک وصلتيم
پس پابرهنه، تشنه‌لب، تا نهر علقم می رويم

بى‌واسطه اسماء حق در ما تجلى می کند
هر وقت تحت قبه‌ى سلطان عالم می رویم

#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#سیدالشهدا
#مناجات


زینت گرفته هر سخنم با دم حسین
چون عطردان شده دهنم با دم حسین

از کودکی برای غمش گریه کرده ام
تا روز مرگ سینه زنم با دم حسین
 
زهرا برای من همه شب می کند دعا
تا مشکی است پیرهنم با دم حسین

فرموده اند آتش دوزخ شود حرام
محشر برای جان و تنم با دم حسین
 
من زنده ام به هر نفسم با دم علی
تا زنده ام نفس بزنم با دم حسین

من کربلایی از کرم مجتبی شدم
من عاشق دم حسنم با دم حسین

هنگام غسل من بنویسید : کربلاء
با تربتی روی کفنم با دم حسین
 
یک روضه ی رقیه بخوانید دوستان
در لحظه ی کفن شدنم با دم حسین

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر


... هر آنچه ناشدني هست با حسن بشود
دَمي كه حضرت مُشكل گُشا حسن بشود

به حُسنِ خُلق شود بين مردمان مَشهور
كسي كه بارِ لبـش ذكر"يا حَسن"بشود

اسير حُسن كس ديگري نخواهد شد
كسي كه دلبرش از ابتدا حسن بشود

به دست قدرت خود چونكه قصد خلق كند
مُسلّم است كه صُنـعِ خُدا حسن بشـود

هزار سبط دگر هم به مصطفي بدهند
هميــشه ، رابع اهل كسا ، حسن بشود

عزيز كرده ي خيرُ النّساست ، پس بايد
عزيــز حضـرت خيرُ الـوَرا حسن بشود

به جز همان كه اباالحُجّت است،در عالم
-نديده ايم كه جز مُجتبيٰ ، حسن بشود !

#أخُ_الكريم و #إمام_الكريم و #إبن_كريم-
-قسم به ذوالكرم ،آقاي ما حسن بشود

به سينه ي احدي دست رد نـخواهم زد*
رواست صاحب اين ادّعا حسن بشود

گداي لقمه ي ناني شدن ، شرافت ماست
شبي كه باني اين سفره ها حسن بشود

شبي دقيق نظر كرده ايم و فهميديم
حسين نيز پس از حذف"يا"حسن بشود

ميان اين همه دلداده ي حسين،خوشيم
-به اينكه صاحب دلهاي ما حسن بشود

گريز هرچه كه روضه ست كربلاست ولي
گريز روضه ي كرب و بلا حسن بشود
.
كه نوجوان يتيــمي بناسـت آخر كار
ميان خون بزند دست و پا، حسن بشود

#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
13:06
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر

هرکس که بر کریم پناهنده میشود
دلمرده هم اگر برسد زنده میشود
آنقدر میدهند که شرمنده می شود
آیا به روز حشر سرافکنده می شود

واللهِ اعتقاد من این است تا ابد
زین خانه نا امید گدایی نمی رود

وقتی به گریه طینت من رنگ و بو گرفت
این چهره ی سیاه کمی شستشو گرفت
کم کم تمام زندگی ام بوی او گرفت
اینگونه بود بی سر وپا آبرو گرفت

از آن به بعد خانه ی دلدار شد دلم
تا آمدم به خویش گرفتار شد دلم

امشب حسن حسن نکنم شب نمیشود
بی یا حسن تجلی یارب نمی شود
زلفی که باد خورده مرتب نمی شود
هر کس به هم نریخت مقرب نمی شود

آتش زده هوای وصالت به جان من
یا ایها الکریم و یا ایها الحسن

مارا خدا کنارِ کریمان بزرگ کرد
ریزه خورِ دیارِ کریمان بزرگ کرد
آنقدر در جوارِ کریمان بزرگ کرد
انگار از تبارِ کریمان بزرگ کرد

عمری به دستگیری ات اقرار کرده ایم
ما اعتماد بر کرم یار کرده ایم

عمری سبو زجام کرم می زنم حسن
نقش تو را به چشم ترم میزنم حسن
سربند سبز رویِ سرم میزنم حسن
با نام تو به سینه حرم می زنم حسن

باید مدینه محشر کبری به پا کنیم
بالای قبر تو حرمی را بنا کنیم

از راه دور دست تمنا گرفته ایم
عمریست در حریم تو مأوا گرفته ایم
دستان خویش سوی تو بالا گرفته ایم
هرچه گرفته ایم ز زهرا گرفته ایم

بیهوده نیست آبروی رفته می خَرَند
فرزندها ز مادرشان ارث می برند

زلفت رها کنی همه بی خانه میشویم
ابرو نشان دهی همه دیوانه میشویم
ماخاک بوس گوشه ی میخانه میشویم
گِرد تو پرکشیده و پروانه میشویم

در آسمان چشم سیاهت هوایی ام
شکر خدا ز روز ازل مجتبایی ام

چشمان من به سوی درِ بسته ی بقیع
بُغضی ست در گلویِ درِ بسته ی بقیع
سر می نَهیم رویِ درِ بسته ی بقیع
گریه شده وضویِ درِ بسته ی بقیع

ای کاش پرچمی سرِ این قبر می زدیم
با گریه پرچمی سرِ این قبر می زدیم

قربان آن جگر که چهل سال پاره بود
زخمی از آن شکستگی گوشواره بود
در کوچه ها فقط پیِ یک راهِ چاره بود
با ماه رفته بود و عصایِ ستاره بود

چون کوچه تنگ بود کسی در برابرش
بگذاشت ،پا به چادر و رد شد زمادرش

در کوچه مادرت به عصا احتیاج داشت
چشمش ندید، راهنما احتیاج داشت
پهلو شکسته ضربه کجا احتیاج داشت
سیلی که خورد،  ضربه ی پا احتیاج داشت؟؟؟

لعنت بر آنکه با لگدش بارِ او شکست
بادستِ بسته شخصیت یار او شکست

از آن به بعد خنده به لبها حرام شد
تو هفت ساله بودی و عمرت تمام شد
در شهر،  آلِ فاطمه بی احترام شد
توهینِ بر علی همه جا لفظِ عام شد

دیدی کسی که حرمت صدیقه را شکست
بر منبر پیمبر و جایِ علی نشست

آهسته تر قدم بزن ای مردِ کوچه ها
بشکن سکوتِ بی کسی و سردِ کوچه ها
مویت سپید کرده دگر دردِ کوچه ها
یادت نرفته خنده ی نامردِ کوچه ها

دیدی ز مالیات مغیره معاف شد
این ها سپاسِ شدت ضربِ قلاف شد

لعنت به هر کسی که تو را  بد صدا زده
زخمِ زبان به سینه ی درد آشنا زده
صبر تو طعنه بر همه ی انبیا زده
صلحِ تو ریشه ی همه ی فتنه را زده

آری چکیده ی علی و مصطفی توئی
بنیانگذار نهضتِ کرببلا توئی

با زهرِ همسرت جگرت ریخته به هم
زهرا کجاست؟ مویِ سرت ریخته به هم
تصویرهایِ چشم ترت ریخته به هم
خانه دوباره در نظرت ریخته به هم

بیرون بریز خون جگر های خود حسن
کمتر به پیش خواهرِ خود دست و پا بزن

خونین دهن ز کرببلا حرف میزنی
از ماجرایِ راس جدا حرف میزنی
از نیزه هایِ بی سر و پا حرف میزنی
از لشگری بدون حیا حرف میزنی

گرچه بناتِ فاطمه در تاب و در تب اند
شکر خدا محارمِ تو دورِ زینب اند

دستِ حرام زاده به معجر نمی خورد
ضربِ لگد به پهلویِ دختر نمی خورد
آتش زبانه اش به مویِ سر نمی خورد
با ناسزا به زینب تو ، بر نمی خورد

خون جگر اگر چه به لبهایِ تو نشست
آهسته جان بده که ابالفضل زنده است

در کربلا سپاهِ حرامی چه میکنند
با چشمِ خیره خواهرِ تو دوره می کنند
پوشیه ی زنان حرم پاره می کنند
زنها و دختران همه آواره میکنند

زینب پس از حسین گرفتار میشود
آواره بین کوچه و بازار میشود

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
13:08
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر

یک عمر ملامت شدی و طعنه شنیدی
ای وای که از دوست و دشمن چه کشیدی

از دورۀ شش سالگی‌ات تا دم آخر
دائم ز خدا مرگ خودت را طلبیدی

یک لحظۀ شیرین اگرت بود، همان بود
کآن زهرِ شرربارِ جگرسوز چشیدی

چل سال ز خارِ نگهِ قاتل مادر
بر سینه چو گل، پیرهن صبر دریدی

پای سخنِ تلخ تر از زهرِ خطیبان
بنشستی و خون خوردی و انگشت گزیدی

مظلومتر از حیدر اگر هست، تویی تو
کآن قصه که بابای تو نشنیده، تو دیدی

روزی که عدو بی ادبی کرد به مادر
صدبار پریدی و به دستش نرسیدی

دنبال تو می‌گشت در آن کوچۀ تاریک
چشمی که نه می‌دید سیاهی نه سفیدی

نه دیدۀ دیدن، نه توانایی رفتن
تا خانه تو دستش بگرفتی و کشیدی

گفت ای پسرم، چشم پدر بر دهن توست
از واقعۀ کوچه، ندیدی، نشنیدی



Tlgrm.me/raziolhossein
13:12
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر


پسر فاطمه ام غصه بود بنیادم
سند غربت من این حرم آبادم

خاک فرش حرم و گنبد من تکهٔ سنگ
صحن من پر شده از غربت مادر زادم

عزت عالمیان بسته به یک موی من است
کی مذلِّ عربم؟ کشته این بیدادم

شاه بی لشگرم و غربت من تا به کجاست...
زهر با سوز تمام آمده بر امدادم

هر چه خوردم ز خودی خوردم و از زخم زبان
تا که جدم ز جنان کرد ز غم آزادم*

هر زمین خورده مرا یاری خود می خواند
چون که در یاری افتاده ز پا استادم

هر دم از کوچه گذشتم بدنم درد گرفت
سجده بر خاک به مظلومه سلامی دادم

گر چه شد حائل ضربه سه حجاب صورت
خون دیوار در آورده چنان فریادم

یک تنه جمع نمودم بدنش از کوچه
صحنه بردن مادر نرود از یادم

عایشه تیر به تابوت زد و خنده کنان
گفت از داغ دل فاطمه دیگر شادم

#قاسم_نعمتی


Tlgrm.me/raziolhossein
13:13
#امام_حسین_مناجات

"بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده "
پر کنم جام دلم را از سبوی کربلا

نه فقط من عاشق کرببلایم کز ازل
انبیا را هم به سر بود آرزوی کربلا

هر شب جمعه ملائک با طبق هایی ز نور
می زنند از آسمان ها پل به سوی کربلا

غرق اشک و زمزمه پهلو شکسته فاطمه
می نشیند تا سحر بر خاک کوی کربلا

در نماز عاشقی شرط طهارت لازم است
خون ثارالله شد آب وضوی کربلا

" کربلا یا کربلا " در شادی و غم ذکر ماست
بگذرد عمر دلم در گفتگوی کربلا

بوی سیب از تربت پاک حسین آید "کمیل"
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربﻻ

#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#مناجات
#غزل


یک" زیارت" بده در راه خدا ،مشکل نیست
گر دهی بر دل عشاق صفا ..مشکل نیست

نوکر غرق خطا را به سوی خود خواندی
گوئیا با تو که هستیم ،"خــطا"..مشکل نیست!

شاید آقا که به فردا شود این قلب تباه..
بخر امروز.. همین ثانیه، تا مشکل نیست..

کلاً ارباب میان هـــمه "استثنایی"..
خود زنی بهر تو در وقت "عزا" مشکل نیست

مشگلاتم دگر از پای در آورده مرا
و اگر تو ببری "کربــبلا".. مشکل نیست

به ابالفضل بگو این ادبت هست..، ولی
محضر شاه که گلدسته طلا مشکل نیست...

کار دیوانگی ام عین کمال است..کمــــال..
مستی از عشق حسین (ع) ای عقلا مشکل نیست

این ره خانهٔ لیلی است ، جنون می خواهد
در رهت هر چه ببینیم بلا مشکل نیست

زینبت هم چقدر صبر کند ، بی تاب است
چونکه نفرینِ به ابن الطُلقا مشکل نیست

تو از اول به روی دوش پیمبر بودی..
حال جایت وسط طشت طلا مشکل نیست؟

کربلایت که نشد قسمت من اما باز ,
گاه گاهی حرم شاه رضــا (ع) ،مشکل نیست

#عبدالزهرا_هاشمیان

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن_مدح
#هفت_صفر


قبل از سلام کردن سائل سلام کرد
این بار هم کرامت خود را تمام کرد

در حیرت است واژه ایثار از حسن
نان شبش دوباره نثار غلام کرد

تا دید فاطمه که گره خورده کار من
ذکر مرا "کریم علیه السلام" کرد

زنجیر عقل مانع عشقش نمی شود
هر کس که پای درس حسن ثبت نام کرد

رحمت به آن کریم که از لطف بی حدش
با جبرئیل، شاعر خود هم کلام کرد

ابیات مِدحتش همه بیت المقدس اند
ترویج مدح، صاحب بیت الحرام کرد

از قدرتش نپرس...جمل را نظاره کن
کاری که با سپاه سواره نظام کرد

چشمم به احترام قدومش به سجده رفت
کامم برای بوسه به دستش قیام کرد

نامرد آمدم به در خانه اش ولی
آقا نظاره کرد و مرا با مرام کرد

در خاطرم نمانده که شغلم گدایی است
از بس گدای فاطمه را احترام کرد

آواره آمدم که مرا بندِ خود کند
حالا غلام یا سگ خود هر کدام کرد

#محمد_جواد_شیرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن
#هفت_صفر


آن که سائل از عطایایش تحیر می کند
غربت و غم سینه اش را روز و شب پر می کند

می رود مسجد به منبر سب حیدر می کنند
بین کوچه می رسد با خود تفکر می کند

دیدن هربارِ قنفذ یا مغیره... بگذریم
در خودش می ریزد و یادی ز چادر می کند

می شود آیا کریمی را به دِرهم ها فروخت؟
آدم از این حرف، احساس تحیر می کند

می کِشد از زیر پا سجاده اش را آشنا
اینچنین سرباز از رهبر تشکر می کند؟!

صلحِ آقا جنگ با تزویر بود و جاهل است...
...هر کسی این صلح را سازش تصور می کند

بین سرداران غریب و بین منزل هم غریب
تا که می گویم "حسن" "غربت" تبادر می کند

آب می خواهد لب روزه امام از همسرش
همسرش با زهر دارد جام را پر می کند

پاره های این جگر در تشت بی علت که نیست
سنگِ سخت از سوز این جرعه تغیّر می کند

مطمئنم در دو عالم جزء قوم اشقیاست
هرکه از آقام احساس تنفر می کند

وقت تشییع تنش آمد زنی استر سوار
با کمانداران خود حسِ "تکاثر" می کند

می رسد آخر زمان انتقام منتقم
می رسد خواری آن کس که تکبر می کند
**********

سنگ دل هستم... بدرد گِل شدن که می خورم
این دلِ سنگم برایش کار آجر می کند


#محمد_جواد_شیرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن
#هفت_صفر


من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم

هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید

با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست

زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم

ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد

آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم

همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی

بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن

نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی

صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی

چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است

قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد

خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند

مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد

جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری

لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو

#سیدحسین_میرعمادی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن_مدح
#غزل
#هفت_صفر


همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است
که زنده روح من از این محبت حسن است

اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید
کلید جنت من در رضایت حسن است

به زیر منت دنیا نمی روم هرگز
همیشه گردن من زیر منت حسن است

عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن
که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است

مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده
ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است

سکوت کردن او عین جنگ رو در روست
که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است

هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ
جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است

کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو
حسین تحت لوای امامت حسن است

اگر برای حسینش به سینه می کوبیم
حسین گفتن ما تحت دولت حسن است

دعای مادر او بیمه می کند ما را
نگاه فاطمه فردا به امت حسن است

دلم خوش است که گریه به غربتش کردم
چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است


#قاسم_اسدی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن
#هفت_صفر


حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن
برای اینکه حسین است سوگوار حسن

محرم و صفر اندوهگین غربت او
دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن

ضریح کرببلا نقره داغ تربت او
زهیر و حر و حبیبند داغدار حسن

اگر چه دور و برش از حبیب ها خالی است
امام ها همه جمعند در کنار حسن

مزار خاکی او شد ابوترابیِ محض
از آن به بعد نجف گشت خاکسار حسن

عجب نباشد اگر که به روز رستاخیز
حسین فاطمه برخیزد از جوار حسن

برای غربت او بی قرار می گریم
شبیه شمع خیالی سر مزار حسن

برای داغ دو تا ماهپاره اش یا که
برای لحظه جانسوز احتضار حسن

برای روضه او با کنایه می خوانم
مدینه ،کوچه،فدکنامه، گوشواره، حسن


#محسن_حنیفی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن
#مصیبت
#هفت_صفر


کریم آنچه بیارد به دست، می بخشد
هرآنچه بود و هر آنچه که هست می بخشد

ز پا فتادی اگر یا حسن بگو  بنگر
چگونه  رتبه شاهی به پست می بخشد

به تشنگان  برادر حسن دهد روزی
شراب ناب حسینی به مست می بخشد

قیامت است ظهورش , به عشق روی حسین
هر آنکسی که حسینی شد است می بخشد

گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است
کریم آل عبا هر چه هست می بخشــد


#موسی_علیمرادی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن_شهادت
#مصیبت
#هفت_صفر


یاسی به رنگ سبز زِ گلخانه می‌رود
یا رب خدایِ درد زِ کاشانه می‌رود

 پیچیده بینِ چــادرِ خاکی مادرش
 بر دست‌ها،غریبه‌ای از خانه می‌رود

 اینجا هـــــزار تیـــر به تشییع آمده
 تا کَس نگوید از چه غریبانه می‌رود

 خون می‌چکد به دوشِ اباالفضل از کفن
 گویی دوباره فاطمه بر شانه می‌رود

 فریاد خواهری پِیِ تابوت می‌رسد
 مادر ندارد این که غریبانه می‌رود


#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن_شهادت
#مصیبت
#هفت_صفر


دامنِ چشمِ من از گریه به دریا اُفتاد
چشم زخمی شده از کارِ تماشا اُفتاد

پاره‌هایِ جگرم می‌چكد از كُنجِ لبم
عاقبت قرعه به نامِ منِ تنها اُفتاد

باز هم خاطره هایم همگی زنده شدند
راهِ من باز بر آن كوچه‌ی غم‌ها اُفتاد

یادِ آن کوچه که با مادر خود می‌رفتم
به سَرَم سایه‌ای از غربتِ بابا اُفتاد

کوچه بن بست شد و در دلِ آن وانفسا
چشمِ نامرد به ناموسِ علی تا اُفتاد

آنچنان زد که رَهِ خانه‌ی خود گُم كردیم
آنچنان زد که به رخساره‌ی گُل جا اُفتاد

گاه می خورد به دیوار و گَهی رویِ زمین
چشمِ زخمی شده از کار تماشا اُفتاد

من از آن دست کشیدن به زمین فهمیدم
گوشواری که شکسته است در آنجا اُفتاد

شانه ام بود عصایش ولی از شدت درد
من قدم خم شد و او هر قدم اما اُفتاد


#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:40
#امام_حسن
#شهادت
#غزل_مصیبت
#هفت_صفر

شکر خدا که بر دل من کارگر شدی
مرهم شدی شراره شدی شعله ورشدی

آتش گرفتی عاقبت از سوز و آه من
تا که ز غصه های دلم با خبر شدی

دیگرزمان لحظه شماری به سر رسید
درشام بی کسی و غریبی سحر شدی

دیدی نمانده تاب و توان پریدنم
ای زهر آمدی و مرا بال وپر شدی

گفتم رها ز خاطره ها می شوم ولی
در ذهن من تداعی دیوار و در شدی

#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن
#هفت_صفر
#غزل

شرر زهر جفا بر جگرم افتاده
آتش از هر نفس شعله ورم افتاده

طائر فاطمه هستم که زمینگیر شدم
ناتوان گشته امو بال و پرم افتاده

من غریبم به خدا...! همسر من کشت مرا
سوزم از زهر و به سینه شررم افتاده

خون دل هاست که از زخم زبان ها خوردم
بین این طشت که پاره جگرم افتاده

قاتل مادر من بر پدرم سب میکرد
هر زمانی که به مسجد گذرم افتاده

از تماشای مغیره به خدا خسته شدم
بسکه بر قاتل مادر نظرم افتاده

یاد آن کوچه که شد مادر من نقش زمین
دم به دم اشک من از چشم ترم افتاده

بر روی مادر ما دست بلند کرد کسی!
دیدم آنگاه که مادر به برم افتاده...

کوچه پر بود ز نامحرم و با خود گفتم
باید اورا ببرم من اگرم افتاده

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر

دشمن هم از کرامت تو بی نصیب نیست
لطف و عطا ز سبط پیمبر عجیب نیست

بیمار عشقم و همه جا جار می زنم
جز تو برای درد دل من طبیب نیست

نامت گره گشوده ز کار تمام خلق
ذکر حسن که کمتر از امن یجیب نیست

این کوچه بند آمده وقت عبور تو
در حسن و در کمال برایت رقیب نیست

ای آنکه غصه های تو از حد گذشته است
چون تو کسی میان امامان غریب نیست

تو رازدار قصه ی پر درد کوچه ای
پشت و پناه فاطمه و مرد کوچه ای

دست مرا بگیر امام کریم ها
ماییم خانه زاد شما از قدیم ها

عطر کرامت تو رسیده به هرکجا
عمری شدیم در به در این شمیم ها

کنج بقیع بین تمام کبوتران
قدری محل گذار به ما یاکریم ها

حاتم نشسته بر سر کوی گداییت
چشم انتظار دیدن رویت کلیم ها

"حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند"
یحیی و زید و حضرت عبدالعظیم ها

باید برای تو حرمی دست و پا کنیم
صحنی به نام حضرت زهرا بنا کنیم

#محمد_صادق_ابراهیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه
#هفت_صفر


یک عمر ملامت شدی و طعنه شنیدی
ای وای که از دوست و دشمن چه کشیدی

از دورۀ شش سالگی‌ات تا دم آخر
دائم ز خدا مرگ خودت را طلبیدی

یک لحظۀ شیرین اگرت بود، همان بود
کآن زهرِ شرربارِ جگرسوز چشیدی

چل سال ز خارِ نگهِ قاتل مادر
بر سینه چو گل، پیرهن صبر دریدی

پای سخنِ تلخ تر از زهرِ خطیبان
بنشستی و خون خوردی و انگشت گزیدی

مظلومتر از حیدر اگر هست، تویی تو
کآن قصه که بابای تو نشنیده، تو دیدی

روزی که عدو بی ادبی کرد به مادر
صدبار پریدی و به دستش نرسیدی

دنبال تو می‌گشت در آن کوچۀ تاریک
چشمی که نه می‌دید سیاهی نه سفیدی

نه دیدۀ دیدن، نه توانایی رفتن
تا خانه تو دستش بگرفتی و کشیدی

گفت ای پسرم، چشم پدر بر دهن توست
از واقعۀ کوچه، ندیدی، نشنیدی

#علیرضا_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:20
#امام_حسن
#مرثیه
#هفت_صفر


خیلی سخته اسیر بلا بشی
زیر بار درد و غصه تا بشی
از کوچه تا خونه راهی نباشه
اما واسه مادرت عصا بشی


وقتی آهت توی سینه سد میشه
برای دل تو خیلی بد میشه
چادر مادرتو لگد کنن
به خدا غرورتم لگد میشه


به خدا دلی که نا امید میشه
خوشی هاش یه دفعه ناپدید میشه
یکی دست رو مادرت بلند کنه
یه روزه همه موهات سفید میشه


میذارم رو دوش گریه سرمو
می زنم ناله های آخر مو
میمیرم آره دیگه راحت میشم
نمی بینم قاتل "مادرمو"


خیلی وقته بغضِ تو گلوم شده
ماجرایی که دیگه تموم شده
خنده های قنفذ و یادم میاد
اینه که خنده برام حروم شده


حق بده بشینم و زاری کنم
سیل گریه از چشام جاری کنم
اومد و تو کوچه راهمونو بست
به خدا نشد که من کاری کنم


حق دارم اگه پرم درد میکنه
هم دلم هم جیگرم درد میکنه
یادمه چطور سرش خورد به دیوار
از همون موقع سرم درد میکنه


#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
‌#هفتم_صفر

دلی که در غم و شادی همیشه با حسن است
مسیر قبله ی او هست هر کجا حسن است

حدیث " قصه ناگفته " را که می دانی
به دردهای دل خسته ، آشنا حسن است

به سفره داری او غبطه می خورد حاتم
که در قبیله ایثار ، کدخدا حسن است

کسی که فرصت خواهش نمی دهد به گدا
و بیشتر ز گمانش کند عطا حسن است

سراغ مروه و سعی صفا چه می گیری !
بیا مدینه ببین مروه و صفا حسن است

تویی که طعنه به صلح حسن زدی ، خاموش
که شرح و ترجمه ی متن کربلا حسن است

کبوترانه دلم پر کشید سوی بقیع
نفس نفس نفسم غرق ذکر " یا حسن " است

عزیز فاطمه هست و بهار باغ رسول
چه فرق می کند این که حسین یا حسن است

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
‌#هفتم_صفر


دلی که در غم و شادی همیشه با حسن است
مسیر قبله ی او هست هر کجا حسن است

حدیث " قصه ناگفته " را که می دانی
به دردهای دل خسته ، آشنا حسن است

به سفره داری او غبطه می خورد حاتم
که در قبیله ایثار ، کدخدا حسن است

کسی که فرصت خواهش نمی دهد به گدا
و بیشتر ز گمانش کند عطا حسن است

سراغ مروه و سعی صفا چه می گیری !
بیا مدینه ببین مروه و صفا حسن است

تویی که طعنه به صلح حسن زدی ، خاموش
که شرح و ترجمه ی متن کربلا حسن است

کبوترانه دلم پر کشید سوی بقیع
نفس نفس نفسم غرق ذکر " یا حسن " است

عزیز فاطمه هست و بهار باغ رسول
چه فرق می کند این که حسین یا حسن است

#کمیل_کاشانی
23:44
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر

خیلی سخته اسیر بلا بشی
زیر بار درد و غصه تا بشی
از کوچه تا خونه راهی نباشه
اما واسه مادرت عصا بشی


وقتی آهت توی سینه سد میشه
برای دل تو خیلی بد میشه
چادر مادرتو لگد کنن
به خدا غرورتم لگد میشه


به خدا دلی که نا امید میشه
خوشی هاش یه دفعه ناپدید میشه
یکی دست رو مادرت بلند کنه
یه روزه همه موهات سفید میشه


میذارم رو دوش گریه سرمو
می زنم ناله های آخر مو
میمیرم آره دیگه راحت میشم
نمی بینم قاتل "مادرمو"


خیلی وقته بغضِ تو گلوم شده
ماجرایی که دیگه تموم شده
خنده های قنفذ و یادم میاد
اینه که خنده برام حروم شده


حق بده بشینم و زاری کنم
سیل گریه از چشام جاری کنم
اومد و تو کوچه راهمونو بست
به خدا نشد که من کاری کنم


حق دارم اگه پرم درد میکنه
هم دلم هم جیگرم درد میکنه
یادمه چطور سرش خورد به دیوار
از همون موقع سرم درد میکنه

#محمد_حسن_بیات_لو
7 November 2016
ش
00:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن
#هفتم_صفر

به نام آنکه تو را داده است نام حسن
درود احسن الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو
که نور داده به خورشید مستدام حسن

سلام بر درجات زبرجدت که از او
عقیق دست سلیمان گرفته وام حسن

عجیب نیست اگر خال هاشمی‌ات را
شبانه روز کند کعبه استلام حسن

فدای قامت بنده نواز تو که نماز
به احترام قدت می‌کند قیام حسن

قبول نیست سجودی که پاش مُهر تو نیست
رکوع بی تو رکوعی‌ست نا تمام حسن

به اتفاق برادر به حشر گر برسی
به جذبه خیره شود چشم خاص و عام حسن

پیمبران متحیر به خویش می گویند
بود کدام حسین و بود کدام حسن؟

به خشت خشت ستون های عرش رب کریم
نوشته با قلم حسن، یا امام حسن

شکست شیشه‌ی خون دل شما روزی
به دست سوده‌ی الماس های شام حسن

صلات ظهر، چه تشییع بی نظیری شد
به لطف بدرقه‌ی تیرها ز بام حسن

#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح
#هفت_صفر


مرا سری است که افتاده زیر پای حسن
به تخت سلطنت این دل است جای حسن

هزار حاتم طائی شود گدای درش
هر آن کسی که به دنیا شود گدای حسن

دو دست داده خداوند تا که سینه زنم
یکی برای حسین و یکی برای حسن

حسین روضه ی هر روزه ی حسن بوده
تمام زندگی ام نذر روضه های حسن

به ساحتش همه جا احترام باید کرد
حسین خاسته از جای خود به پای حسن

دو آرزو به دل خون فاطمه مانده
کفن برای حسین و حرم برای حسن

#رضا_رسول_زاده


Tlgrm.me/raziolhossein
01:08
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
02:45, 9.7 MB
#امام_حسن_مدح
#شعرخوانی


سنگ نگین اگر بتراشم برای تو...

#محمد_سهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح
#هفت_صفر


دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است
که موی تیره و روی سپید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است

"حسین" می شنوم هرچه "یاحسن" گویم
دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نهی به قاسم دهد، حسن دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است!

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیه ی شیرخدا "اباحسن" است...

#محمد_سهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

راهی شود هر کس که در دنیا پیاده
محشر نمی ماند تک و تنها پیاده

این جلوه ی زیبای عشاق حسین است
سیلی که می جوشد دل صحرا پیاده

در عاشقی باید که رسوا شد چو مجنون
مجنون شدن یعنی پی لیلا پیاده

با گریه دارد می رود زینب سواره
با گریه دارد می رود دنیا پیاده

قطره به قطره از نجف با اذن مولا
آری به صحرا می زند دریا پیاده

با گریه لعنت میکند هی ساربان را
هر کس که حرکت می کند شبها پیاده

محشر دگر آتش نمی بیند به دورش
آنکس که راهی گشته در گرما پیاده


ای شیعیان آهسته تر روضه بخوانید
راهی شده سمت حرم زهرا پیاده

#علی_حسنی
8 November 2016
ش
00:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر


تربتش عطر کربلا دارد
غربتش روضه ی رضا دارد

گنبدش ، آسمان...طلایش، نور
روزها ، گنبدِ طلا دارد

هرچه در چَنته دارد این دنیا
از کرامات مجتبا دارد
.
"ای کریمی که در خزانه ی غیب...".
مور هم چشم بر شما دارد

تا که دستِ شماست بر سرِ ما
همه عالم نظر به ما دارد

زَهره ی زهر ریخت پیش لبت
لعل تو حکم کیمیا دارد

آنچه از دل به لب برآوردی
رنگِ سیلیِ کوچه را دارد

متّهم، زهر نیست! میدانی
لخته ها از چه ماجرا دارد ...

#دهقانی
ش
02:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#هفتم_صفر

خدا کند که دروغی بزرگ باشد این
من اعتماد ندارم به حرف طالع بین

نشسته اند کمان های بیوه آماده
گرفته اند کمین تیرهای چله نشین

دوباره کوچه دوباره کسی ز اهل کساء
دوباره فتنه ی شیطان دوباره غصب زمین

و باز شد دهن یاوه ای و حرفی زد
و پخش شد همه جا بوی غُدّه ای چرکین

و این هم از برکات حضور یک زن بود
زنی که شوهر خود را نمیکند تمکین

جنازه نیست، نمرده است، زنده است، چرا؟
برای این که امام است و بس، برای همین

برای این که نفس می کشد بدون هوا
برای این که قدم می زند بدون زمین

چقدر جای رطب ها و جای او خالی ست؟
کنار دست پر از هیچ سفره ی مسکین

به عزت و شرف لا اله الا الله
به خیر ختم نشد این مراسم تدفین

عزیز کرده ی یعقوب، غارت گرگ است
قسم به سوره ی یوسف قسم به بنیامین


#شیخ_رضا_جعفری
ش
17:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 64.9 KB
هرکس‌که شده اسیرتو آزاداست
با عشق تو خانه ی دلم آباد است
شیرینی کام من در این یکساله
از تلخی قهوه ابوالسجاد است

#عبدالزهرا
#مشایه
#اربعین

Tlgrm.me/raziolhossein
9 November 2016
ش
14:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب
#امام_حسین_علیه_السلام
#مرثیه


نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من
که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو
جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو
میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من

دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت
پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو
که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

"ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق"
کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست
طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو
پس از این اسوه می سازند استطیر کهن از من

#سیدحمیدرضابرقعی

Tlgrm.me/raziolhossein
10 November 2016
ش
01:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات

کاش پایِ دلِ ما هم به نوایی برسد
اربعینی ، حرمی ، کرب و بلایی برسد

آری آقاتر از آنی تو که راهم ندهی
دارم امید که از دوست ندایی برسد

خاک پای همه زوّارِ تو روی چشمم
این غباری است که از تازه هوایی برسد

در دل این همه جمعیّت مشتاق گُمم
مگر الطاف کریمی به گدایی برسد

من هم انگار گُل گمشده دارم آقا
شاید از حنجر بُبریده صدایی برسد

این همه مرهم پا ، پیشکشِ زوّارت
به یتیم تو نشد مرهم پایی برسد

کاش از کعبه بخوانند مرا کرب و بلا
یا که از کرب و بلا ، حکم ولایی برسد

همه آمادۀ لبیک به ارباب شویم
که هنوز از لب خشکیده ندایی برسد

یالثارات ! مهیای قیامی باشید
که زمان طلبِ خون خدایی برسد

پای شش گوشۀ تو عرش الهی است حسین
کِی شود عاشق دلخسته به جایی برسد

روزیِ ما اگر این فرصت دیدار نشد
کاش از مشهدتان اذن رضایی برسد

نیمه شبهای بقیع نیز صفایی دارد
کاش بر خاک حسن صحن و سرایی برسد


#محمود_ژولیده


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺣﺮﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺭﻭﺍﻧﻨﺪ
ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ

ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺧﻄﺮ ﺭﺍ
ﺻﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺜﻢ ﺻﻔﺘﺎﻧﻨﺪ

ﺗﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺷﻮﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺩﺭ ﻫﺮﻭﻟﻪ ﯼ ﺳﻌﯽ ﺣﺮﻡ ﺟﺎﻣﻪ ﺩﺭﺍﻧﻨﺪ

ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﺳﻨﺪ ﺁﻩ ﭼﻪ ﻣﯽ‌ﺷﺪ
ﻣﺎ ﺭﺍ ﻋﻘﺐ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﮑﺸﺎﻧﻨﺪ

ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﮔﺮ ﻓﺨﺮ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ
ﺍﻟﺤﻖ ﮐﻪ ﮔﺪﺍﯾﺎﻥ ﺗﻮ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻨﺪ

ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﻗﺪﺡ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺟﺮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍز ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﭽﺸﺎﻧﻨﺪ

ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺑﺴﻮﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺴﺎﺯﯾﻢ
ﺗﺎ ﺁﺗﺶ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻨﺸﺎﻧﻨﺪ

#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
11 November 2016
ش
06:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه
#دوبیتی

من می روم اما به تکاپوی بهشت
با جان و دلی معطر از بوی بهشت

هم کرب و بلا بهشت و هم شهر نجف
یعنی ز بهشت می روم سوی بهشت

#محمود_تاری
06:55
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

دربدرم شبیه دل از دست داده ها
تاول زده ست پاى من از دست جاده ها

در این طریق خار بیابانم آرزوست
در آبله ست آبروى ما پیاده ها

باید بى اختیار به پاى تو سجده کرد
وقت ارادت است, نه وقت اراده ها

احسان گهى به دادن و گاهى ندادن است
دیدیم داده هاى تو را در نداده ها

عین کرامت است همینکه نشسته اند
ارباب زاده ها بغل بنده زاده ها

با شیله پیله عاشقى امکان پذیر نیست
قربان دوست داشتن صاف و ساده ها

ما خانوادتا وهب خانواده ت ایم
قربان خانواده تو خانواده ها

از من بجاى کلب حرم استفاده کن
شاید از این حرم ببرم استفاده ها


#علی_اکبر_لطیفیان
06:58
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه
#دوبیتی

از مروه ی عشق در صفا خواهم رفت
لب تشنه پی آب بقا خواهم رفت

با اذن علی که اولین خورشید است
از شهر نجف به کربلا خواهم رفت

#محمود_تاری
ش
16:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#غزل_امام_زمان_عج
#جمعه
#انتظار

از جمعه های بی تو چه دلگير ميشوم
جانِ خودم ز جانِ خودم سير ميشوم

با هر نفس كه ميكشم اقرار ميكنم
از اين نبودنت به خدا پير ميشوم

با این دلِ خراب رسيدم به محضرت
زیرا فقط به دست تو تعمير ميشوم

از اينكه انتظار تو را ميكشم ببين
از مردمان شهر چه تحقير ميشوم

فكر نديدنِ تو رهايم نمی كند
پس حق بده که اينهمه درگير ميشوم

تنها نه جمعه ها كه تمامی طولِ سال
از روزهای بی تو چه دلگير ميشوم


#محمدحسن_بیاتلو

Tlgrm.me/raziolhossein
12 November 2016
ش
19:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

دیوانه و مستیم تماشا داریم
در سینه خویش حب مولا داریم

بستند اگر مسیر حج را غم نیست
ما صاحب ایوان طلا را داریم

جای همهء مدینه ای ها دیگر
یڪجا بقیع و گنبد خضرا داریم

ازتربت بی نشان؛ نشان پیدا شد
در شهر نجف،رواق زهرا داریم

از تنگی جا دگر شڪایت نکنید
اندازهء عرش در حرم جا داریم

بالای سر علی حسینیه بپاست
ما روضهء ڪربلا همانجا داریم

از شهر علی پیاده راه افتادیم
عزم حرم حضرت سقا داریم

#قاسم_نعمتی
13 November 2016
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#جا_مانده ها


گاه باید شام را با دیده‌ی تر سر کند
گاه باید روزها را دیده بر در سر کند

حالت از کربلا جا مانده گاه اینگونه است
کودکی که دور از دامان مادر سر کند

دسته ها رفتند و کوچیدند قسمت را ببین
خیره بر عکس حرم باید کبوتر سر کند

فرصت شبهای گرم عاشقی‌ از دست رفت
با چنین داغی چگونه باید آخر سر کند

چاره ای کو عاشق از کاروان جا مانده را
جز همینکه خاک صحرا گیرد و بر سر کند

رنگی از معشوق خود نگرفته بگذارید پس
با همین ننگی که دارد بر تنش سر سر کند

باز هم از قافله جا مانده گویا دختری
در خرابه باید او اینبار دیگر سر کند

#میلاد_حسنی
ش
16:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می‌رویم
از نجف تا کربلا پای پیاده می‌رویم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه
تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

یابن زهرا سر به کف در سرزمینت آمدم
تا شوم زوار روز اربعینت آمدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم
همسفر با کاروان زینب کبری شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا
زینب خونین جگر برگشته از شام بلا
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

ای خدا پروانه ی قبر علی اکبر شدم
زائر هفتاد و دو آلاله ی پرپر شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

#غلامرضا_سازگار
ش
16:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی


ره واکنید قافله سالار میرسد
یک قافله اسیرعزادار میرسد

برخیز یا حسین سری دست و پانما
دلبر برای دیدن دلدار میرسد

حالا که پیرعشق شدم ناز می‌کنی
باشد تو ناز کن که خریدار میرسد

سر الحسین سینه سینای زینب است
آری حقیقت همه اسرار میرسد

بالا بلند بودم و حالا خمیده ام
پرغم ترین زمانه دیدار میرسد

عباس کو که صبرعقیله سر آمده
ناموس حق زکوچه و بازار میرسد

بر روی قبر پیرهنت پهن می‌کنم
جانم به لب زگریه بسیار میرسد

تکرارصحنه‌ها شده درپیش دیده ام
نیزه به دست لشگر اشرار میرسد

گویا هنوز میشنوم زیر دست و پا
فریاد العطش ز لب یار میرسد

آن بار گر نشد بدنت را بغل کنم
قبرت به روی سینه‌ام این بار میرسد

آه رباب و قبر بهم خورده ی علی
لالایی اش ازآن دل غمدار میرسد

#قاسم_نعمتی
1
14 November 2016
ش
14:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#دوبیتی

سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو


حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانة شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم


برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم 

#غلامرضا_سازگار
14:35
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#دوبیتی

چهل منزل به نی دیدم سرت را
به دست ساربان انگشترت را
زتو جان اخا شرمنده هستم
نیاوردم سه ساله دخترت را
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب

ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا
ﻟﺒﻬﺎﻱ ﺗﺮﻙ ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ اﺯ  ﺑﺎﻍ ﺧﺰاﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺒﻴﻨﻲ
ﮔﻞ ﻫﺎﻱ ﻛﺒﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ی ﭘﺮﭘﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺧﻴﻤﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﻓﺖ ﻣﺪﻳﻨﻪ
ﺁﻣﺪ ﻧﻆﺮﻡ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﻣﺎﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﻌﺪ اﺯ ﺗﻮ و ﻋﺒﺎﺱ ﺣﺮﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ
ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺳﺘﻢ ﺑﺮﺩ ﺯﺭ و ﺯﻳﻮﺭﻣﺎﻥ ﺭا

ﻛﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﻔﺘﻢ ﺑﺨﺪا اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﺎﻗﻪ
ﺑﺮ ﻧﻴﺰه ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺳﺮ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﻣﺎﻥ ﺭا

اﺯ ﺷﻬﺮ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﻡ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ
ﺩﺭ ﻛﻮﻓﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮاﺩﺭ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺭا

در اﻣﻨﻴﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩیم
ﺑﺎ ﻧﻴﺰﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻴﺮﻩ و ﻣﻦ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺖ
ﺩﻳﺪی ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﻲ ﻣﺤﺸﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺟﺎﻥ ﺩاﺩﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻼ ﻋﺎﻡ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺒﺮﺩﺳﺖ ﻛﺴﻲ ﻣﻌﺠﺮﻣﺎﻥ ﺭا

اﺯ ﺷﺎﻡ ﻫﻤﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ
ﺑﺎ ﺿﺮﺏ ﻟﮕﺪ ﺷﺎﺧﻪ ی ﻧﻴﻠﻮﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﺭﺑﺎﺑﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﭼﻪ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﮔﻬﻮاﺭﻩ ی ﭼﻮﺑﻲ ﻋﻠﻲ اﺻﻐﺮﻣﺎﻥ ﺭا 

#سید_حجت_بحرالعلومی
ش
21:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

در راه نجف به كربلا سيلاب است
مليون دل مشتاق ز شيخ و شاب است

اين رودِ خروشان كه چنين موج زند
بي مثل ترين زيارت احباب است
21:44
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

انان كه پياده كربلايي شده ايد
سوگند به حقِ حق خدايي شده ايد

با رسم مودتي كه ظاهر كرديد
بر حجت عصر خود فدايي شده ايد
21:45
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

عشاق حسين روان به صحرا شده اند
قطره قطره بسان دريا شده اند

لبيك زنان حسين گويان گريان
محشر شده اند يار زهرا شده اند
21:46
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

هنگامه ي اربعين بپا شد برخيز
محشر ز نجف به كربلا شد برخيز

دنيا و تمام كار دنيا بگذار
اوقات خوش عشق خدا شد برخيز
ش
23:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


عشق آغاز می شود ساده
اربعین، ابتدای یک جاده

استجابت شده دعایی که
مادرم کرده بین سجاده

موکب عشق، تیر شصت و نهم
چای شیرین تازه دم داده

شب جمعه حوالی دو حرم
آن خیابان خارق العاده

با تمامی مست ها گفتم
لک لبیک حضرت باده

و نریمان دوباره می خواند
ته گودال مادر افتاده

ته گودال مادر افتاده
مادری پشت یک در افتاده

نه،نرو سمت کوچه ها شاعر
بین آن کوچه حیدر افتاده

نه، نرو سمت کوچه ها برگرد
گذرت سوی دیگر افتاده

صحبت از ظهر روز عاشوراست
ظهر روزی که اکبر افتاده

آه ای شمر، کربلا لرزید
تا به دست تو خنجر افتاده

و نریمان دوباره می خواند
ته گودال مادر افتاده

#محمدجواد_مهدوی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات

نزدیکِ اربعین، دلِ جا مانده ها گرفت...
یک بینوا برای خودش ربنا گرفت...

هرکس رسید؛ سوال کرد: زائری؟
از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت...

آقا مگر "بَدان" به حریمت نمیرسند؟
پس "حُر" که بود که جام بلا گرفت...؟

باشد؛ محل نده... نبرم اربعین حرم...
اما بدان؛ که قلبم از این ماجرا گرفت...

آنقدر گریه میکنم که بگویند عاقبت:
نوکر ز اشکِ خود سفرِ کربلا گرفت...

اما ز راهِ دور؛ سلام حضرت حسین...
بارانِ اشک، از این روضه ها گرفت


#مرتضی_شاهمندی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


احساس میکنم که شبیه کبوترم
هرگز به غیر بام‌تو جایی نمی‌پرم

از لحظه‌ای که پای بساط تو آمدم
مشمول لطف دائم زهرای اطهرم

حتی حبیب هم به دلم غبطه می‌خورَد
هرجا میان روضه‌ی تو فیض می‌برم

بالای عرش می‌رسم از بین روضه‌ها
آن‌دم که در عزای تو پایین منبرم

هرگز ملائکه به مقامم نمی‌رسند
وقتی که در حسینیه‌ پای سماورم

هیات، محل تربیت خانواده‌هاست
سینه‌زدم کنار پدر، با برادرم

گریه‌کن مجالس روضه‌ست مادرت
جاروکش مجالس روضه‌ست مادرم

جاماندم از زیارت شش‌گوشه یاحسین
این غصه را کجا ببرم؟ خاک بر سرم

شبهای جمعه فاطمه مهمان کربلاست
آید صدای ناله‌ی بی‌بی‌ بی‌حرم:

از فرط غصه موی سر من سفید شد
لب‌تشنه و گرسنه حسینم شهید شد


#محمد_زوار

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


همه از هر کجا باشند از این راه می آیند
به سویت ای امین الله خلق الله می آیند

صف جن و ملک با زائرانت هم قدم هستند
به عشقت از عوالم خیل خاطرخواه می آیند

زمین سرمست راه افتاد و بر ما راه آسان شد
زمین و آسمان با زائرانت راه می آیند

ببین شانه به شانه هم سفید و هم سیاه اینجا
به شوق دیدن تو پا به پا، همراه می آیند

گروهی غرق توصیفند و مست مدح چشمانت
گروهی روضه خوان، با سیل اشک و آه می آیند

به شهرت میرسند و حال و روز شهر بارانی است
پر از بغضند و نم نم تا دم درگاه می آیند

مدار عاشقی سقاست، آغاز طواف از اوست
به سوی آفتاب آنجا به اذن ماه می آیند

قیامت کرده ای، انگار تصویری است از محشر
که دوشادوش هم نزدت گدا و شاه می آیند

نکیر و منکر از من گرچه زهر چشم میگیرند
به لطف گوشه چشمت آخرش کوتاه می آیند


#سیدمحمدمهدی_شفیعی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


مروه زینب صفا امام حسین
کعبه ی بی منا امام حسین

هست ذکر قنوت هر شب من
ربنا آتنا امام حسین

با دوتا 《یا》رسیده ام به خدا
یا اباالفضل یا امام حسین

عشق ما شد پیاده، گریه کنان
اربعین،کربلا،امام حسین

بعد دور ضریح جان دادن
دو قدم مانده تا امام حسین

اول گریه ها اباصالح
آخر گریه ها امام حسین

گریه ی بی صدا امام حسن
گریه ی با صدا امام حسین

می رسد گر سه جا امام رضا
آمده هر سه جا امام حسین

روضه خوان حسین امام رضا
روضه خوان رضا امام حسین

آخر روضه بر امام رضا
گریه کردیم با امام حسین


#مهدی_رحیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


من از مشهد، من از تبریز، از شیراز و کرمانم
من از ری، اصفهان، از رشت، از اهواز و تهرانم
نمی دانم کجایی هستم، اما خوب میدانم
هوایی هستم و آواره ای در مرز مهرانم

اگر آواره ام، قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابان پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید: تا کرب و بلا، چندتا ستون مانده؟

چه شیرین است با شوقت دویدن در بیابان ها
به عشقت هم به دل جارو زدن هم در خیابان ها
نه تنها در میان تربتت داری شفا، حتی
به خاک زیر پای زائرت دادند، درمان ها

یکی جارو به دست و دیگری گوشی به گوش آمد
یکی بر شانه مشک و آن یکی پرچم به دوش آمد
دراین موکب سخن ازکوفه، آن موکب سخن از شام
یکی از هوش رفت اینجا، یکی آنجا به هوش آمد

ستون یک هزار و چارصد، یعنی: سلام آقا
سلام ای بی کفن ای تشنه لب ای مانده بر صحرا
به سقای علمدارت قسم، ما پای پیمانیم
به شوق یاریِ آرام جانت، مَهدی زهرا (س)


#قاسم_صرافان

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


دیوانه و مستیم تماشا داریم
در سینه خویش حب مولا داریم

بستند اگر مسیر حج را غم نیست
ما صاحب ایوان طلا را داریم

جای همهء مدینه ای ها دیگر
یڪجا بقیع و گنبد خضرا داریم

ازتربت بی نشان؛ نشان پیدا شد
در شهر نجف،رواق زهرا داریم

از تنگی جا دگر شڪایت نکنید
اندازهء عرش در حرم جا داریم

بالای سر علی حسینیه بپاست
ما روضهء ڪربلا همانجا داریم

از شهر علی پیاده راه افتادیم
عزم حرم حضرت سقا داریم


#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


خوب و بد پشت سر قافله راه افتاده
هر که شد عاشق این سلسله راه افتاده

نا مسلمان و مسلمان به حرم می آیند
هر زن و مرد ز هر فاصله راه افتاده

شد صفا شهر نجف ، مروه شده کرببلا
شیعه مُحْرم شده ، با هروله راه افتاده

زائری از نفس افتاد و رقیه گویان
یاد آن پای پر از آبله راه افتاده

لشکر منتقم کرببلا ، ذکر لبش
لعنت الله علی حرمله ، راه افتاده


#محمدحسین_رحیمیان

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها

انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»

اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها

باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها

گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها

#علی_رضایی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:54
#اربعین_حسینی
#امام_حسین
#مناجات


مگیر از زائرانت لحظه‌ای فیض زیارت را
مبند این‌گونه بر یاران خود راه سعادت را

گدایانت به شوق وصل می‌آیند و می‌گویند
مگیر ای شاه از ما پاپتی‌ها این محبت را

نجف تا کربلا عشق است، موکب موکبش رحمت
خدا بخشیده انگاری به خُدامت سخاوت را

چنان گِرد تو می‌آیند خَلقُ الله از هر سو
تداعی می‌کند هر اربعین روز قیامت را

تو با هفتاد و دو یارت به روی نیزه‌ها رفتی
و آوردی کنار خویش هفتاد و دو ملت را

اگر داغی به پا دارند تاول نیست می‌دانم
زمین بوسیده در هر گام، پای زائرانت را


#سیدمحمدحسین_حسینی


Tlgrm.me/raziolhossein
15 November 2016
ش
00:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#مناجات


آيينه را فراق تو ديوار ميكند
اين قلب صاف را مرور زمان تار ميكند

مشق حسين كرده ام و باز ميكنم
تكليف را معلّم تكرار ميكند

نَم پس نميدهد دل خونم به غير اشك
اين پرده پوشي است كه ستّار ميكند

حتي بهشت ارزش اشك مرا نداشت
چشمم فقط براي تو كار ميكند

گفتم بخر مرا كه نيفتم به دست غير
گفتي كه حق معامله با يار ميكند

اميد وصل شاه و رعيت محال نيست
وقتي حسين روي به بازار ميكند

يك پرسش خدا جملات كليم شد
شوق تو كام را چه گُهر بار ميكند

از جلوه ي مُدام تو عالم ز تو پُر است
اين باده كاسه را خُم سرشار ميكند

من كربلا نديده به كسي جان نميدهم
آخر مرا وصال تو بر دار ميكند

عباس را فرست كه آيد به پيشواز
روزي كه خاك دعوت ديدار ميكند


#محمد_سهرابي

Tlgrm.me/raziolhossein
00:20
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

مظهر سير الي الله حسين بن عليست
مقصد مردم آگاه حسين بن عليست
گر كه مرد ره عشقي و طريقت طلبي
سوي الله فقط راه حسين بن عليست

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
595×405, 34.4 KB
ماهم که بسان زائرین آمده ام
نزدیکی شام اربعین آمده ام

کامل شدم اینگونه ، ببینند همه
پابوس مه ام بنین آمده ام
ش
01:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
595×405, 35.1 KB
ماه فلکم دور زمین میگردم
با اذن امیرمومنین میگردم

کامل شدم اینگونه ،ببینند همه
من دور مه ام بنین میگردم
ش
01:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین
#مشایه

اهـلِ ادَب میسازَد عشقَش بے ادَب هـارا
اینجا تَماشا ڪُن شُڪوهـِ تاب و تَب هـا را

شورِ حُسینے هـا چہ شیرین است باوَرڪُن
با اشڪ هـا پَروَردہ اند اینجا رُطَب هـا را

روزیِ هـَرروزِ مَرا دادہ ست دَر هـیئت
با روضہ اش سَر ڪَردہ ام یڪ عُمْر شَب هـا را

باشَد حَرامَم زندگے حَتّیٰ اگَر یڪ روز
واجِب نَدانَم این قَبیل از مُستَحَب هـا را

با چایِ شیرینَش نَمَڪ گیرَش شُدَم ، این چای
از تلخڪامے هـایِ دُنیا شُست لَب هـارا

موڪَب بہ موڪَب از نَجَف تا ڪَربَلا دیدیم
این عشْق ڪَردہ مُشتَرَڪ‌ اَصل و نَسَب هـا را

ازاین سُتون تا آن سُتون شوقِ فَرَج دارَند
دَر راہ میبینے هـَمہ مُنجے طَلَب هـا را

حَتّیٰ مَسیحے هـا هـَم اینجا اَشڪ میریزَند
گویا ڪہ آقا باز مے خوانَد وَهـَب هـا را

تاوَل ڪہ نہ نوعے مدال از جنسِ مُروارید
بسیار زیبا ڪَردہ پایِ مُنتَخَب هـا را

داغِ مِنا سوزاند مارا پَس بیا حاجی
اینجا ببین فَرقِ عَرَب هـا با عَرَب هـا را...


#محسن_کاویانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه


تاکرببلا عشق وصفامیبینی
هم صحنه جنت العلا می بینی

دراین سفرپیاده إنشا،الله
رخسارگل فاطمه(ع)رامی بینی
13:06
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه

رفتن پای پیاده بخدامی چسبد
بردل أهل سفرکرببلامی چسبد

هر قدم تابه قدم یادأسیران حرم
این سفرباهمه رنج وبلامی چسبد
ش
21:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اربعین
#مشایه
#دوبیتی

دلخونم از این فاصله، خواهم آمد
من هم‌قدم قافله خواهم آمد

با یاد سه‌ساله‌ای که جا ماند از راه
با پای پر از آبله خواهم آمد

#یوسف_رحیمی
16 November 2016
ش
17:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#دو_بیتی


تمام دشت به حالم نظاره میکردند
به یکدگر پی غارت اشاره میکردند

برای بردن یک گوشواره ی ناچیز
حرامیان به خدا گوش پاره میکردند

#محمد_حسن_بیات_لو
17 November 2016
ش
20:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب

در اربعین داغ تو و لاله های تو
زینب شده مسافر کرببلای تو

نشناسیم کنون که شکستم ز داغ ها
شد پیر خواهر تو برادر به پای تو

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
شد سایبان من سر از تن جدای تو

افتاد اگر چه دست علمدار بر زمین
بردم به دوش صبر و شهامت لوای تو

باشد کبود پیکر آزرده ام گواه
خوردم کتک به جای همه بچه های تو

چل روز نه ، گذشته چهل سال از غمت
خواهر بمیرد از غم بی انتهای تو

بازار کوفه شاهد ایثار زینب است
از نوک نیزه چونکه شنیدم صدای تو

یک قافله شکسته دل آوردم از سفر
تا وا کنند عقده ی دل در هوای تو

می زد یزید بر لب تو چوب خیزران
تا نشنود کسی نفس جانفزای تو

هرگز کسی به حال دل من نمی رسد
دارد خبر ز خستگی من خدای تو

از من بگو به ساقی در خاک خفته ات
کز خاطرم نمی رود ای گل وفای تو

#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
20:41
17صفر به نقلی شهادت امام رضا علیه السلام

#امام_رضا_علیه_السلام


یا غریب الغـربا،بـده در راه خدا
یا معین الضعفاء،بـده در راه خدا

تـو پنـاه همـه‌ای،پســر فاطمـه‌ای
نظری کن به گدا بـده در راه خدا

 من اگـر روسیهم غرق بحـر گنهـم
 تو زدی مرا صـدا بـده در راه خدا

 نگشـایی در اگـرنروم جـای دگر
 به جـوادت ابـدا  بده در راه خدا

 من گنهکار و بدم نه تو می‌کنی رَدَم
نه شوم از تو جدابـده در راه خدا

 بـه هـوای کرمت آمدم در حرمت
غمـم از دل بزدا  بده در راه خدا

من تهی‌دست و فقیر از خجالت سربه‌زیر
تـو امـام و مقتــدا  بـده در راه خدا

بـه امـامتت قسم به کرامتت قسم    
به مقــام شهـداء بده در راه خدا

یابن‌الطور وعادیات پسـر والذاریات
یـابن‌مصباح‌الهدی بده در راه خدا

نگهی به «میثمت» که گدای حرمت 
بــوده‌ام از ابتــدا  بـده در راه خدا

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#شب_جمعه
#اربعین
#دو_بیتی

مادر امشب به سر قبر پسر می آید
با قد خم شده و دیده تر می آید

روضه بر پاشده کو مرثیه خوان،یازهرا
منتظر باش که زینب ز سفر می آید
18 November 2016
ش
09:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب

«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام» 
«خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام» 

گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد 
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام 

اشک، سرخ، چهره زرد و تن سیاه و موسفید 
اینهمه سوغات از شام خراب آورده ام 

اشک می بارم ز داغ چارساله دخترت 
گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آورده ام 

همرهم زین العباد این حجت دادار را 
جان و تن مجروح از بزم شراب آورده ام

#علی_انسانی
09:32
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب

عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم
گلاب اشک بهر لاله های پرپر آوردم

زجا برخیز ای صد پاره تر از گل! تماشا کن
که از جسم شهیدانت، دلی زخمی تر آوردم 

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم 
چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم 

مسافر از برای یار سوغات آورد اما 
من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم

اگر چه سر نداری یک نگه بر سیل اشکم کن 
که با چشمان خود آب از برای اصغر آوردم

تو بر من از تن بی سر خبر ده ای عزیز دل!
که من برتو خبرهای فراوان از سر آوردم 

چهل منزل سفر کردم به شهر شام و برگشتم
خبر ازچوب و از لعل لب و طشت زر آوردم

زاشک چشم و سوز سینه ی مجروح وخون دل
همانا مرهمت بر زخم های پیکر آوردم

قد خم، موی آشفته، تن خسته، رخ نیلی
به رسم هدیه میراثی بود کز مادر آوردم

زسیل اشک دریا کرده ام چشم محبان را 
به آهم شعله ها از سینه ی میثم برآوردم

#غلامرضا_سازگار
09:35
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#دو_بیتی

رونمایم از سفر کوه غم است
قامتم از کوله بار غم خم است

از میان این همه طفل یتیم
دختر شیرین زبان تو کم است
.......

بی تو ببین کبوتر بی بال میشوم
ازگریه ی زیاد چه بد حال میشوم

تا پلک مینهم به روی هم حسین من
گویا دوباره وارد "گودال" میشوم

#محمدحسن_بیات_لو
09:37
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#زمزمه


بارسفرببندید عالم شده عزادار
قامت خمیده زینب آیدبرای دیدار
گیسوسپید و خسته گوید به چشم گریان
تاج سرم حسین جان .برادرم حسین جان
دوست دارم حسین جان

دیدی که پس گرفتم پیراهنت برادر
برگوشم از بیابان آیدصدای مادر
روضه بپا نمایم .هرگوشه ازبیابان
من مضطرم حسین جان.برادرم حسین جان
دوست دارم حسین جان

یادم نرفته دیدم خوردی زمین به گودال
میرفتی ای ذبیحم باضربه نیزه ازحال
خودرا به تورساندم .باگیسوی پریشان
ای بی سرم حسین جان.برادرم حسین جان

کارم کشیده بی تو تامجلس حرامی
شخصیتم شکسته با ناسزای شامی
باخیزران بهم ریخت.ترتیب صوت قرآن
من خواهرم حسین جان.برادرم حسین جان

ازمن نپرسی ازچه شرمنده ازوصالی
شد گریه کردن آزاد جای رقیه خالی
ریحانه ء بهشتی.جامانده کنج ویران
بی یاورم حسین جان

#قاسم_نعمتی
ش
09:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات

خون پاک شهدا منتظر توست بیا
سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا

وارث خون خدا و پسر خون خدا
به خدا خون خدا منتظر توست بیا

صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد
روز ما و شب ما منتظر توست بیا

بر سر گنبد زرین «حسین بن علی
پرچم کرب و بلا منتظر تو است بیا

علم و مشک و لب خشک جگرسوختگان
دستِ افتاده جدا منتظر توست بیا

فرق بشکستۀ زینب، سر خونین حسین
که جدا شد ز قفا منتظر توست بیا

بر سر نی سر جدّت به عقب برگشته
طفل افتاده ز پا منتظر توست بیا

آفتابی که چهل جا به سر نی تابید
در دل طشت طلا منتظر توست بیا

آن یتیمی که سر پاک پدر را بوسید
ناله زد «یا ابتا» منتظر توست بیا

بر ظهور تو دعا بر لب «میثم» تا کی؟
تو دعا کن که دعا منتظر توست بیا

#غلامرضا_سازگار
09:57
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب

آورده هرم آه بلا بر سرم حسین
بنشانده بر مزار تو خاکسترم حسین

آهسته گویمت که علمدار نشنود
کن یک نظر که خواهر بی معجرم حسین

دستی برون بیار ؛ تو دستی بکش ببین
مجموع خط کوفی بر پیکرم حسین

از گوشوار و معجر و خلخال ها مپرس
چیزی نمانده در بر اهل حرم حسین

هرجا که دست صاعقه رنگ طمع گرفت
کردم سپر برای تو برگ و برم حسین

این رد ریسمان اسیری به دست من
ارث و هویتی است که از حیدرم حسین

با نوحه های حنجره زخمی ام هنوز
بر سینه می زند زغمت مادرم حسین

شکر خدا شکسته سرم، سرشکسته، نه!!
خواهر شدم فدای سر تو سرم حسین

نقش بر آب زحمت زینب شده حسین
شرمنده از امانتی دخترم حسین

#سعید_محمدی
09:58
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب

یک دم ز ابر خون کن ، ای ماه من نظاره
کاورده ام به گردت یک آسمان ستاره

هر روز این چهل روز، بوده مرا چهل سال
می سوختم همیشه، می ساختم هماره

از کثرت سرشکم خشکیده بود اشکم
امروز بر تو چشمه دریا شده دوباره

بی تو سرشک گلگون ناید ز دیده ام چون
جایی که از غمت خون جو شد ز سنگ خاره

گه می زدم به آب و گه می زدم به آتش
یا دیده بود پر اشک یا سینه پر شراره

آن دم که بر سرنی خون ریخت از سر تو
غیر از شکستن سر، زینب نداشت چاره

خوش گرم می گرفتی با خواهرت سر نی
یک بار با تکلم، صد بار با اشاره

دی گوشواره آفتاد از گوش مادر ما
امروز پاره شد گوش از بهر گوشواره

در شام غم رسیدم، کوچه به کوچه دیدم
گه رقص و پای کوبی، گه بانگ البشاره

هر کس گرفته در بر، قبری به دیده ی تر
امّا رباب گوید، کو قبر شیرخواره

#غلامرضا_سازگار
ش
14:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#دو_بیتی

دلی در ماتمت بی تاب دارم
پس از تو نه غذا نه خواب دارم

برای آن که قبرت را بشویم
ز دریای دو چشمم آب دارم

#محمد_حسن_بیات_لو
19 November 2016
ش
00:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین
#مشایه

پـس از گرفـتن اذن از ابوتــراب ، بـرو
شــروع جادّه را با كـمي شتاب ، برو

در اين طريق كه رفتي به هر طريق بسوز
به سمت كرب وبلا همچنـان رُباب ، برو

فقط به حَسْبِ وظيفه در اين مسير بيا
اداي حـق كن و بعـداً پيِ ثـواب ، برو

بنوش ، اندكي از چاييِ ابوالسّـجاد
اگر كه مَـست نكردي پِـيِ شراب ، برو

قَـدم قَـدم به خَرابات چون شدي نزديك
به رسـمِ اهلِ وفــا با دلي خراب ، برو

به پايْ بوسيِ زوّار باش همچون خاك
به رسم بدرقه دنبالِــشان چون آب ، برو

و پايِ تير هزار و يكم ، بكن اُتـراق
به يادِ پنجره فولادِ مـا به خواب ، برو

سؤالهاي خودت را به دوش خسته بكش
به سمت "باب كرامت"* پيِ جواب ، برو

شبـيه برگ خزان در حرم به خاك بيُفت
و تحت قبّه ي ارباب چون عـقاب ، برو

براي اينكه بفهمي جواب داده تو را
پس از سلام سـويِ مَـضجعِ مُجاب* ، برو

*باب الكرامة-
نام يكي از وروديهاي حرم سيدالشّهداست
*سيدابراهيم بن محمد موسي بن جعفر
معروف به ابراهيم مجاب

#محمد_قاسمي
ش
01:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#زمینه

ای روشنی چشم ترم وای حسینم
از داغ تو خون شد جگرم وای حسینم
بر خیزو دعا کن _ای ماه منیرم
من هم به کنار _قبر تو بمیرم
مظلوم حسینم_مظلوم حسینم

تو کشته شدی تشنه لب ای یار عزیزم
من بر روی قبر تو چسان آب بریزم
از قتلگه آید_یک ناله خسته
گویا سر قبرت_زهرا بنشسته
مظلوم حسینم_مظلوم حسینم

از بس که کتک خورده ام ای دلبر زینب
بنگر که سیاه است همه پیکر زینب
این موی سفید و_این قد کمانم
بعد از تو محال است_من زنده بمانم
مظلوم حسینم_مظلوم حسینم

در شام بلا قسمت ما سنگ جفا بود
والله قسم سخت تر از کرببلا بود
ما و ملا عام_ما و سر بازار
شد خواهر تو پیر_ از این همه آزار
مظلوم حسینم_مظلوم حسینم

بار دگر از قافله جا ماند رقیه
در گوشه ویرانه سرا ماند رقیه
از مادر تو داشت_طفل تو نشانه
هم روی کبود و _هم دفن شبانه

مظلوم حسینم_مظلوم حسینم
01:18
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:47, 108.9 KB
ش
17:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#زمینه

السلام ای دلبر زینب
ببین چه آمد بر سر زینب

بعد تو از زندگانی_به خدا سیر شدم
یه نگا کن ای برادر _چقدر پیر شدم
دیدم سر تو را بر نیزه ها حسین
مظلوم یا حسین مظلوم یاحسین



تو قتلگاه چه غریبونه
نشسته زینب روضه میخونه
در همین جا شد گلم پرپر
از دم تیغ و نیزه و خنجر

دور قبر شاه بی سر_چه شور و حالیه
همگی جمعند و جای _رقیه خالیه
پای سر تو شد جانش فدا حسین
مظلوم یا حسین مظلوم یاحسین

.
17:21
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 135.7 KB
17:29
#اربعین
#مشایه
#زمینه


آروم آروم میرسن از راه
همه زوار ابیعبدالله
التماست میکنم من _باهمین چشم خیس
جزو زوارت اقاجون_ اسمم و بنویس

ای شاه کربلا لبیک یاحسین
ارباب باوفا لبیک یاحسین
لبیک یاحسین لبیک یاحسین


موکب موکب میشنوم اینگار
مادرت میگه هله باالزوار

باهمین دست شکستم_ دعاتون میکنم
من خودم روز قیامت_سواتون میکنم

بازائران تو دارم نوا حسین
لبیک یاحسین لبیک یاحسین
17:29
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:05, 153.8 KB
20 November 2016
ش
02:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین_حسینی
#حضرت_زینب
#تک_بیت


رسیده خواهرت چشم تو روشن
به همراه سرت چشم تو روشن


#محمد_حسن_بیات_لو
22 November 2016
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:53, 7.5 MB
طفل نابینایی که امروز (اربعین ۱۴۳۸ه‍.ق) در حرم قمر بنی هاشم سلام الله علیه شفا گرفت
ش
14:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به مناسبت درگذشت مرحوم
#سلیم_موذن_زاده ی اردبیلی

هر آینه بانوی مقرب زینب!
نزدیکترین آینه رب زینب!
گفتیم وفادارتر از هر کس کیست؟
دیدیم «سلیم» گفت: «زینب، زینب...»


#علی_اکبر_لطیفیان
23 November 2016
ش
20:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


لب تشنه ای و از لب نِی کام بُرده ای
با کربلا دل از همه ایام بُرده ای

آب فرات و آب حیاتند تشنه اَت
آب بقاء را تو لبِ جام برده ای

با اشک و نوحه و علم و روضه و عزا
تا قلب کفر، پرچم اسلام، برده ای

روز ازل که نوکرِتان تا اَبد شدم
با إذن فاطمه، تو مرا نام برده ای

عادت نکرده ایم، بجز خوانِ نعمتت
ما را کنار سفرۀ اکرام برده ای

آری سعادتِ بشرییَت بدست تست
تو بَرده را، به بندگیِ تام برده ای

عالَم فقیرِ شور و شعورِ حسینی است
چون عقل و عشق را تو به فرجام برده ای

والله دشمنانِ تو تا حشر باختند
تاریخ را تو،تا به سرانجام برده ای

یک اربعین، هزار هزار اربعین شده
یک قافله، اگر چه تو از شام برده ای

مفهوم تَر ز مأذنه ها و مناره ها
تکبیر را تو بر سرِ هر بام برده ای

وقتی که تو پناه به عباس میبری
یعنی برای خیمه چه پیغام برده ای

زینب ولی، بدونِ علمدار، بی حسین
میگفت با سرت، تو مرا شام برده ای

مهدی اگر که صبح و مسا گریه میکند
ارثی است که تو از همه اقوام برده ای

#محمود_ژولیده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

عمري‌ست به پرچم عزايت ای ماه
بسته‌ست دخيل قلب من با هر آه

حالا منم و ضريح شش‌گوشهٔ تو
صلی‌الله علیک یا ثارالله

#یوسف_رحیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
24 November 2016
ش
21:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#مناجات
#شب_جمعه


از بس حسین بخشش بسیار می کند
لطفش مرا همیشه بدهکار می کند

این اشک های قیمتی روضه های او
خیلی برای عاقبتم کار می کند

دستش درست انکه دلم را به دست عشق
در این جهان دین زده دیندار می کند

او دلبرانه بین من و هر چه غیر خود
با دست های عاطفه دیوار می کند

با دانه های اشک که خون نامه های ماست
ما را چه عاشقانه وفادار می کند

خاکش مسیح بود و چه زیبا دل مرا
دوری کربلاش گرفتار می کند

#حسن_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
25 November 2016
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#شب_جمعه
#دوبیتی

هر چند که تازه آمده از راهم
دلتنگ شدم دوباره غرقِ آهم
من دست خودم نیست که عادت کردم
در هرشب جمعه کربلا میخواهم

#سیدحسین_میرعمادی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#مناجات
#جمعه

خواب یاران ؛ استخوانِ در گلو یعنی همین
غافلیم و حاصل دوری از او یعنی همین

عمرمان طی شد به فکر آرزوهای بلند
سُکر جهل آرزو در آرزو یعنی همین

یاد آقا نیستیم و غرق دنیا گشته ایم
زندگی های بدون رنگ و بو یعنی همین

واقعا بی یوسف زهرا همه آواره ایم
صبح تا شب گشتن ما کو به کو یعنی همین

مثل زهرا هرچه دارد وقف مردم می کند
" لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا ..." یعنی همین

اشک روضه بر دل آلوده قیمت می دهد
این که شد بی آبرو با آبرو یعنی همین

بعد سقا حرمت قوم بنی هاشم شکست
در حقیقت داغ اصلی عمو یعنی همین

شیر، گهواره، علی اصغر، سرِ نیزه، عطش
یک رباب و این همه راز مگو یعنی همین

#محمد_جواد_شیرازی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
14:48
#امام_زمان
#مناجات
#جمعه

بدونِ تو اُمیدِ ما سراب می شود بیا
تمامِ شهر بر سرم خراب می شود بیا

برای حضرتت بگو که مادرت دعا کند
دعای مادر تو مستجاب می شود بیا

بکش به آتش اشک را تو آه کِش میان ما
که دل کنار گریه ات کباب می شود بیا

اگر کمی محبتت نصیب تشنه ای شود
برای او نَفَس فقط عذاب می شود بیا

رسید روضه‌ی عطش شنیده‌ام برای تو
که آب خوشگوار هم مذاب می شود بیا

کنار خیمه مانده و فقط خدا خدا کند
حرم اسیر گریه ی رباب می شود بیا

#حسن_لطفی


Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
ش
15:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×720, 99.5 KB
اَین المُنْتَقِمْ...

آخرین جمعه ماه صفر و
چشم به راهیم هنوز

تا مگر باد صبا
عطر تو
آرد ز حجاز...

Tlgrm.me/raziolhossein
26 November 2016
ش
00:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه
#غزل

اشك هم درمان بغض بي صداي من نشد
هيچكس چون غربت و غم آشناي من نشد

منتظر بودم رفيقي يار و غمخوارم شود
هركه آمد در غريبي پا به پاي من نشد

سفره داري كردم و مهمان مرا آزرده كرد
جز هزاران ناسزا گويي سزاي من نشد

در جواني مو سپيدي حلقه زد بر موي من
يكنفر آگه زعمق رازهاي من نشد

اف به دنيا كه درون خانه هم بيگانه ام
همسرم جز با شرارش هم نواي من نشد

زهر آمد تا جگر سوزاند از من شد خجل
سوخت از سوز دل من مبتلاي من نشد

چشمهايم خسته بود از ديدن ديوار و در
غير رفتن هيچ ره مشگل گشاي من نشد

آرزوي ديدن مادر ز زهرم شد نصيب
زهر تنها باعث رنج و بلاي من نشد

روز تلخي كه تيمم چادرش با خاك شد
غير ناله مرهمي همراه ناي من نشد

بسكه سنگين بود سيلي ريخت از ديوار خاك
خواستم كاري كنم در كوچه واي من نشد

ماند بر ديوار كوچه جاي روي مادرم
باخبر از داغم آنجا جز خداي من نشد

آسمان شد تار و چشم مادر من تار تر
من شدم آنجا عصايش كس عصاي من نشد

از بلاي كوچه و آن آتش و آن معركه
بعد از آن مادر دگر مادر براي من نشد

تا شب غسل و كفن باباي مظلومم علي(ع)
مطلع از كوچه و از ماجراي من نشد

#مجتبی_صمدی_شهاب

Tlgrm.me/raziolhossein
00:21
#امام_حسن_شهادت
#غزل

دارم به سرخیِ جگرت گریه می کنم
بر آه آهِ دور و برت گریه می کنم

امشب به بغضِ حنجره ات فکر می کنم
با اشک های چشم ترت گریه می کنم

با خاطرات کودکیت حرف می زنم
همراه ناله پسرت گریه می کنم

گاهی برای مادرتان آه می کشم
گاهی به غربت پدرت گریه می کنم

کابوس های کوچه رهایت نمی کند
با روضه های در نظرت گریه می کنم

داری میان بستر خود درد می کشی
دارم به زخم بال و پرت گریه می کنم

از موقعی که مادرت افتاد بر زمین
هر شب برای درد سرت گریه می کنم

زهرا قدش خمید و تو هم قدکمان شدی
پس حق بده که بر کمرت گریه میکنم

#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
00:21
#امام_حسن_مدح
#غزل


قبل از سلام کردن سائل سلام کرد
این بار هم کرامت خود را تمام کرد

در حیرت است واژه ایثار از حسن
نان شبش دوباره نثار غلام کرد

تا دید فاطمه که گره خورده کار من
ذکر مرا "کریم علیه السلام" کرد

زنجیر عقل مانع عشقش نمی شود
هر کس که پای درس حسن ثبت نام کرد

رحمت به آن کریم که از لطف بی حدش
با جبرئیل، شاعر خود هم کلام کرد

ابیات مِدحتش همه بیت المقدس اند
ترویج مدح، صاحب بیت الحرام کرد

از قدرتش نپرس...جمل را نظاره کن
کاری که با سپاه سواره نظام کرد

چشمم به احترام قدومش به سجده رفت
کامم برای بوسه به دستش قیام کرد

نامرد آمدم به در خانه اش ولی
آقا نظاره کرد و مرا با مرام کرد

در خاطرم نمانده که شغلم گدایی است
از بس گدای فاطمه را احترام کرد

آواره آمدم که مرا بندِ خود کند
حالا غلام یا سگ خود هر کدام کرد

#محمد_جواد_شیرازی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
00:21
#امام_حسن_مدح
#غزل


همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است
که زنده روح من از این محبت حسن است

اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید
کلید جنت من در رضایت حسن است

به زیر منت دنیا نمی روم هرگز
همیشه گردن من زیر منت حسن است

عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن
که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است

مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده
ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است

سکوت کردن او عین جنگ رو در روست
که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است

هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ
جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است

کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو
حسین تحت لوای امامت حسن است

اگر برای حسینش به سینه می کوبیم
حسین گفتن ما تحت دولت حسن است

دعای مادر او بیمه می کند ما را
نگاه فاطمه فردا به امت حسن است

دلم خوش است که گریه به غربتش کردم
چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است

#قاسم_اسدی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
00:21
#امام_حسن_مدح
#غزل


گدا زیاد رسیده حقیر هم هستم
سرم فدای سرت سربِزیر هم هستم

زمانِ آمدنت در محله آمده ام
دلم خوش است که بینِ مسیر هم هستم

عزیزِ فاطمه هستی کریم هم هستی
غلامِ فاطمه هستم، فقیر هم هستم

ابوتراب اجازه بده که گریه کنم
که خاکِ خشک شبیهِ کویر هم هستم

مگر امام حسن دستگیری ام بکند
نیازمند به دست بگیر هم هستم

ذَلیل و خاضِع و مِسکین و مُستَکینم من
"اعوذ بِالکرمت " مُستَجِیر هم هستم

مرا اسیرِ خودت کن اسیرِ نَفس شدم
تصدقت بشوم من اسیر هم هستم

به یادِ گریه ی قاسم زمانِ دفنِ تنت
به یادِ بارشِ بارانِ تیر هم هستم

همین کنار نشستم مرا نگاه کنی
گدا زیاد رسیده حقیر هم هستم

#حبیب_نیازی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:21
#امام_حسن_شهادت
#غزل
#مرثیه


رسم کریم هاست غم یار میخورند
در عمرخویش غصه بسیار میخوردند

راز نگفته دردلشان موج میزند
ازدوست زهر و طعنه ز اغیار میخورند

زیر عبا زره به تن خویش میکنند
وقت نماز خون دل زار میخورند

حتی سپاهیان و غلامان یک کریم
نان را به نرخ درهم و دینار میخورند

پایین منبرند و علی لعن میشود
خشم مدام خویش علی وار میخورند

هرشب فقط به سجده و هرروز روزه اند
یک کاسه آب لحظه افطار میخورند

از همسرانشان طلب آب میکنند
اما به جاش زهرشرربار میخورند

این زهر را نه از ستم همسرانشان
این زهر را ز کوچه و دیوار میخورند

موی حسن ز غصه زهرا سپید شد
رسم کریم هاست غم یار میخورند

#سید_پوریا_هاشمی


Tlgrm.me/raziolhossein
00:21
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه
#غزل

هرکس به طریقی زده آتش جگرت را
بیگانه جدا دوست شکسته کمرت را

افطار تو را زهر به این حال کشانده
یک کوزه ی سربسته زمین ریخت پرت را

یاقوت مدینه به زمرد زدی امروز
بدجور عوض کرده هلاهل اثرت را

از راه لبت رفته ز چشمت زده بیرون
یک مرتبه سوزانده همه خشک و ترت را

سرریز شد از طشت عذابی که کشیدی
خون لخته گرفته ست اگر دور و برت را

چیزی بروی طشت بیانداز نبیند
زینب که میاید به سرت دردسرت را

در راه زمین خورده اگر که نرسیده
یک ذره به تأخیر بکش پس سفرت را

اصلا به تو آرامش و لبخند نیامد
شب کرده غم کوچه و سیلی سحرت را

این در نه لگد خورده و نه اینکه شکسته
بردار ز لولای در آخر نظرت را

عمامه ات افتاد ولی پیش خودت هست
صد شکر نبردست کسی تاج سرت را

#سید_پوریا_هاشمی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
00:28
#زمزمه
#امام_حسن_شهادت


این دم آخر با دلی مضطر
با هر نفس فقط میگم مادر

خیلی پریشون حالمو درد دلم نداره درمون
گرفته شادی رو ازم این غم و غصه ی فراوون
زهر جفا مرهم شده به قلبی که نداره سامون

وای مادرم 3 وای

بارونیه چشمام و می بارم
شهر مدینه میده آزارم

خسته شدم بسکه فقط طعنه و ناسزا شنیدم
خدا می دونه حالمو اینجایه روزخوش ندیدم
ازبعد ماجرای اون کوچه همش عذاب کشیدم

وای مادرم 3 وای

کوچه و یاس پرپر و نیلی
کابوس هر شبم شده سیلی

صدای سیلی عمریه که خواب و از چشام ربوده
خاطره ی مسمار در یه دم ازم جدا نبوده
سفیدی موهام واسه دیدن صورت کبوده

وای مادرم 3 وای

یه عمره که بال و پرم سوخته
دیدم موهای مادرم سوخته

اونی که جونشو گذاشت پای ولایت مادرم بود
خودم دیدم که یاعلی میگه میون شعله و دود
خودم دیدم که مادرم می سوزه تو آتیش نمرود

وای مادرم 3 وای

سخته برام از میخ در گفتن
از بی کسی های پدر گفتن

پشت در خونه ما یک سوم سادات و کشتن
برات بمیرم مادرم،دلخوشی فردات و کشتن
خدا عذابشون کنه که شادی دنیات و کشتن

وای مادرم 3 وای


#بهمن_عظیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:28
بهمن_عظیمی_زمزمه_شهادت_امام_حسن«ع».mp3
Not included, change data exporting settings to download.
01:21, 2.4 MB
00:32
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه
#غزل


شرر زهر جفا بر جگرم افتاده
آتش از هر نفس شعله ورم افتاده

طائر فاطمه هستم که زمینگیر شدم
ناتوان گشته ام و بال و پرم افتاده

من غریبم به خدا...! همسر من کشت مرا
سوزم از زهر و به سینه شررم افتاده

خون دل هاست که از زخم زبان ها خوردم
بین این طشت که پاره جگرم افتاده

قاتل مادر من بر پدرم سب میکرد
هر زمانی که به مسجد گذرم افتاده

از تماشای مغیره به خدا خسته شدم
بسکه بر قاتل مادر نظرم افتاده

یاد آن کوچه که شد مادر من نقش زمین
دم به دم اشک من از چشم ترم افتاده

بر روی مادر ما دست بلند کرد کسی!
دیدم آنگاه که مادر به برم افتاده...

کوچه پر بود ز نامحرم و با خود گفتم
باید اورا ببرم من اگرم افتاده


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
00:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1081, 292.6 KB
دو نوردوعین کربلا را عشق‌‌است
عباس‌وحسین کربلارا عشق‌است
حتی به بهشتم که روم میگویم:
بین الحرمین کربلا را عشق است

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورودبه_مدینه
#غزل

ای مدینه دوباره برگشتم
با دل پر شراره برگشتم

بی علی ، بی رقیه ، بی عباس
با همین گاهواره برگشتم

از مسیری که بهرِ سنگ زدن
می گرفتند استخاره، برگشتم

همرهم بود زیور آلاتم
ولی بی گوشواره برگشتم

آه، از خیمه ای که غارت شد
با دو چشم ستاره برگشتم

از کنار تن لگد مال و
بدنِ پاره پاره برگشتم

با حجابی که بینِ آتش سوخت
از دل هر نظاره برگشتم

#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
15:10
#ورودبه_مدینه
#نوحه


مدینه کاروان از ره رسیده
غریب و بیکس و مهنت کشیده
تماشا کن که زینب بی حسین است
رسیده از سفر قامت خمیده

دم پیری بی یاور شد
عزادار برادر شد
دو چشمانش از غم تر شد

زدم ناله – خودم دیدم – غم دلبر
زدم بوسه – به قدی خم – بر آن حنجر

وای حسین وای ۳

برای جد خود روضه بخوانم
نما گریه بر آن قد کمانم
کنار قتله گه کردم صدایت
تماشا کرده ای اشک روانت

دمی که سینه سنگین شد
محاسن از خون رنگین شد
جسارت بر همه دین شد

نمی گویم – چه شد از آن – همه غوغا
همین پیراهن از او مانده یا جدا

وای حسین وای ۳

انیس سینه ام آهی حزین است
به یاد علقمه قلبم غمین است
دگر سوغاتیم یک مشک پاره
برای مادرم ام البنین است

کجا بودی ام البنین
که با عمود آهنین
شده سقا نقش زمین

ز بعد او – عدو رویش – به ما وا شد
شبیه خارجی ها با – حرم تا شد

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
15:11
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:51, 260.2 KB
15:11
#بازگشت_کاروان_آل_الله_به_مدینه
#ورودبه_مدینه
#مثنوی
#مرثیه


آمدم از سفر، مدینه سلام
خسته و خون جگر مدینه سلام

با شکوه و جلال رفتم من
دیده ای با چه حال رفتم من

وقت رفتن غرورِ من دیدی
آن شکوهِ عبورِ من دیدی

محملم پرده داشت یادت هست؟
جای دستی نداشت یادت هست

ثروت عالمین بود مرا
دلبری چون حسین بود مرا

دستِ عباس پرده دارم بود
علی اکبرم کنارم بود

هر زنی یک نفر مُلازم داشت
نجمه مه پاره ای چو قاسم داشت

کاروان آیه های کوثر داشت
روی دامان رباب اصغر داشت

حال بنگر غریب و سرگشته
کاروان را چنین که برگشت
ه
با غمِ عالمین آمده ام
کن نظر بی حسین آمده ام

ای مدینه خمیده برگشتم
زار و محنت کشیده بر گشتم

با رسولِ خدا سخن دارم
بر سرِ دست پیرهن دارم

دل من شاکی است یا جدّاه
چادرم خاکی است یا جدّاه

سو ندارد ز گریه چشمانم
پینه بسته ببین به دستانم

خاطرت هست ناله ها کردم
دست بر سر تو را صدا کردم

از حرم سویِ او دویدم من
هر چه نادیدنی ست دیدم من

من غروبی پر از بلا دیدم
شاه را زیر دست و پا دیدم

آن چه را کس ندیده من دیدم
صحنۀ دست و پا زدن دیدم

خنجری کُند و حنجری دیدم
تَه گودال پیکری دیدم

آه جَدّاه امان ز صوتِ حزین
جملۀ آخرم به اُمّ بنین

پسرت تکیه گاه زینب بود
مرد بود و سپاه زینب بود

پسر تو ز زین اسب افتاد
ضربه هایِ عمود کار دستش داد

او زمین خورده و بلند نشد
سرِ او روی نیزه بند نشد

بعد عباس قلبم آزُردند
تا زمین خورد ، معجرم بُردند

#قاسم_نعمتی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
537×611, 33.2 KB
خودرا کــبوترحـــرمش فـــــرض مــی‌کنم
هـرگز نـدیده‌ام زخودم خــوش‌خیال ‌تر

Tlgrm.me/raziolhossein
27 November 2016
ش
01:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت

دلم نوشت" غریب" و "قلم" نوشت: حسن
قلم ز سوز نوای دلم نوشت :حــسن

علم به دست.."ابالفضل"..تا شود پیروز
درون علقمه روی علم نوشت: حسن

کریم بود و همیشه زیاد می بخشید
کجا ؟ چه وقت؟ و برای که کم نوشت" حسن" ؟

به احترام حسین "بدون غسل و کفن.. "
کنار نام خودش" بی حرم" نوشت .."حسن"

به یاد کوچه ی دوران کودکی دیده
به خاطرات دل خویش ..'غـــم 'نوشت حسن

دمی ز سینه برون آمد و حسین نوشت
برادرانه به دل بازدم نوشــت.. "حـــسن"

#عبدالزهرا_هاشمیان

Tlgrm.me/raziolhossein
01:23
#امام_حسن_شهادت

زهری پلید بر جگرش کارگر شده
اقای غصه ها نفسش مختصر شده

کم کم تمام حجم تنش اب میشود
مانند فاطمه بدنش اب میشود

خواهر رسید و فاجعه را در نظاره شد
از شعله های خون لبش در شراره شد

میدید زخم کوچه دهان باز کرده است
راز مگوی کوچه زبان باز کرده است

از عهد کودکی جگرش پاره پاره است
"او کشته ی شکستن یک گوشواره است"

در کوچه دست سنگ دلی از سرش گذشت
یادش نمیرود که چه بر مادرش گذشت

از ضرب کینه چادر مادر به گل نشست
همراه گوشواره غرور پسر شکست

دیوار را هنوز به یادش می اورد
مسمار را که هیچ ز خاطر نمی برد

سم را بهانه کرد که راحت شود مگر
از خاطرات کوچه و کابوس میخ و در

#حسن_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#حضرت_رسول_شهادت
#پیغمبر
#غزل
#مرثیه
      
دخترم گریه ی تو  پشت مرا می شکند
بیش از این گریه نکن قلب خدا می شکند
       
رحم کن بر دل خود آب شدی از گریه
بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند
       
تا که نشکسته قدت راه برو در بر من
که پس از رفتن من دیده بلا می شکند
       
باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا
حیف یک روز کسی دست تو را می شکند
       
تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو
حرمت شیر خدا را همه جا می شکند
       
کودکانت همه در پشت سرت می لرزند
که در خانه به یک ضربه ی پا می شکند

 می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی
ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
       
بس که دنبال علی روی زمین می افتی
دل جدا سینه جدا شانه جدا می شکند

#شاعر؟

Tlgrm.me/raziolhossein
1 😢 1
01:29
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه


در جگر می سوزد آهى در گذر از کوچه ها
خاطراتی دارم اما بیشتر از کوچه ها

آن چه دیدم را نگفتم لحظه ای با مادرم
آن چه دیدم را نگفتم با پدر از کوچه ها

یک کبوتر، نامه ای در دست... بس کن!بگذریم!
جمع کردم بعد از آن یک مشت پَر از کوچه ها

از دوشنبه می رود تا کربلا ، تیر سه سر
می رود بر حلق قاسم نیشتر از کوچه ها

کوچه ها یک روز سیلی، کوچه ها یک روز تیر
دائما می بارد آری دردسر از کوچه ها

شام کوچه، کوفه کوچه، در مدینه کوچه بود
زینب از من بیشتر دارد خبر از کوچه ها

شام اگرچه شام اما صبح محشر می شود
می رود بر نیزه خورشید و قمر از کوچه ها 

#مجید_لشکری

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه


شکر خدا که بر دل من کارگر شدی
مرهم شدی شراره شدی شعله ورشدی

آتش گرفتی عاقبت از سوز و آه من
تا که ز غصه های دلم با خبر شدی

دیگرزمان لحظه شماری به سر رسید
درشام بی کسی و غریبی سحر شدی

دیدی نمانده تاب و توان پریدنم
ای زهر آمدی و مرا بال وپر شدی

گفتم رها ز خاطره ها می شوم ولی
در ذهن من تداعی دیوار و در شدی

#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه

قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان
گريان ز غمت چشم سحر بود حسن جان

از دوست و دشمن به تو پيوسته ستم شد
مظلومي تو ارث پدر بود حسن جان

مادر که زمين خورد تن پاک تو لرزيد
تنها کمکت اشک بصر بود حسن جان

از طعنه و از زخم زبان هاي پياپي
هر دم به دلت زخم دگر بود حسن جان

شد قلب تو مجروح تر از جسم برادر
کز او جگرت سوخته تر بود حسن جان

گر ماه حسين بن علي بود محرم
ماه غم تو ماه صفر بود حسن جان

هر کس به تنش زخم رسد از دم شمشير
زخم تو به تن نه، به جگر بود حسن جان

در کوچه و در مسجد و در خانه مغيره
پيوسته تو را پيش نظر بود حسن جان

در راه حسين بن علي چار فداييت
در کرببلا چار پسر بود حسن جان

"ميثم" که سخن از دل سوزان تو مي گفت
شعرش به دل شيعه شرر بود حسن جان


#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_حسن_شهادت
#غزل
#مرثیه

داغی نهفته است در این قلب پاره ام
همچون حباب منتظر یک اشاره ام

و الله روضه ام جگر پاره زهر نیست
من کشتۀ شکستن یک جفت گوشواره ام

عمریست لحظۀ گذر از کوچه هایِ تنگ
آن صحنه غرور شکن در نظاره ام

گفتم به زهر: خوب اثر کن بر این جگر
در دست های توست فقط راه چاره ام

در ظلمت همیشۀ شبهای کوچه ها
در جستجویِ تکّه چندین ستاره ام

چون مادرم تمامِ تنم سوخت ای خدا
امّا به سینه است تمامِ شراره ام

اسرار کوچه را نتوان گفت با کسی
راویِ این حقیقت پر استعاره ام

یک جمله ای بگویم و ای خاک بر سرم
بگذاشت پا به چادر و رد شد ز مادرم

شاعر:؟

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه
#غزل

وقتی که در عزای شما گریه می کنم
همواره با خدای شما گریه می کنم

با هر قدم به کوچه ی باریک شهرتان
در بین کربلای شما گریه می کنم

زخم زبان و کوچه و سیلی و گوشوار
با درد ماجرای شما گریه می کنم

اندازه ی دوماهِ حسین این یکی دو شب
آقا فقط برای شما گریه می کنم

اما نه ، با کیومک حسینی که گفته ای
هم ناله با نوای شما گریه می کنم

من خمس یک دهه غم و اندوه و آه را
بر رزم بچه های شما گریه می کنم

حتمی بود که فاطه در روضه می رسد
وقتی که پا به پای شما گریه می کنم

بر آن مزار خاکی و بی سایبانتان
بر غربت سرای شما گریه می کنم

#شاعر؟

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#امام_حسن_مدح
#غزل


روی تو از نسیم سحر دلنوازتر
گیسوی توست از شب یلدا درازتر

روی تو باز بود و در خانه ی تو باز
ای چشمهایت از همه مهمان نواز تر

هرگز یتیم های مدینه ندیده اند
از ذکر مهربان حسن چاره سازتر

صلح تو شد دلیل سرافرازی حسین
ای از تمام اهل جهان سرفرازتر

حتی شریک زندگی ات دشمن تو بود
مولا کدام داغ از این جانگداز تر ؟

از تیرها نگفتم و تابوت زخمی ات
طاقت نداشتـم بشود روضه باز تر...

#سیده_تکتم_حسینی


Tlgrm.me/raziolhossein
01:51
#امام_حسن_شهادت
#امام_حسن_مدح
#غزل
#مرثیه


سفره باز تو آنقدر گدا پرور بود
روز و شب سفره ات از خیل گدا محشر بود

یک سرش بود ز خانه سر دیگر کوچه
خوب دیدند همه لطف تو سرتاسر بود

غیر بیت الحسن این شهر کرم خانه نداشت
که دراین شهر فقط خانه تو بی در بود

کاسه آبی به گدا دادی و سرمستش کرد
آب چاه تو خودش شعبه ای از کوثر بود

هرکس آمد به مدینه تو پناهش دادی
خواه اگر ناصبی و خواه اگر کافر بود

گرچه انواع غذا بود سر سفره تو
رزق هروعده تو نان جو چون حیدر بود

تا که سگ سیر نشد لب به غذایت نزدی
کرم و جود تو مافوق تر از باور بود

کیمیای قدمت نقل دهان همه شد
کف نعلین تو میخورد به هرجا زر بود

کرد توهین به تو اما برویش خندیدی
گرچه میسوختی و چشم تو از غم تر شد

کاش میشد نکند پیر تورا سن کمت
خم نمیشد اگر اینقدر قدت بهتر بود..

#سید_پوریا_هاشمی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
01:51
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه
#غزل


از کوچه به هنگام گذر خاطره دارم
میسوزم و باسوز جگر خاطره دارم

مانوس به اشکم چه کنم دست خودم نیست
آخر من ازین دیده تر خاطره دارم

یک روز عصا بودم و یک عمر خمیدم
از دردسر درد کمر خاطره دارم

کابوس گرفته ز من این خواب شبم را
با آه شب و سوز سحر خاطره دارم

این پیری من زیر سر کودکی ام بود
در سن کم از غم چقدر خاطره دارم

رد میشدم از کوچه تنگ و جگرم سوخت
از سیلی و از چرخش سر خاطره دارم

بیزارم ازین سرعت بسته شدن در
من با لگد و آتش در خاطره دارم..

#سید_پوریا_هاشمی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
01:51
#امام_حسن_شهادت
#غزل
#مرثیه


خوشی از عمر ندیدم چقدر سخت گذشت
نیست از خنده به لبهایم اثر! سخت گذشت

شب که شد روضه ی غسل تن مادر خواندم
تا سحر زار زدم تا به سحر سخت گذشت

روضه زهر نخوان روضه ی یک کوچه بخوان
حرفی از حجره نزن وقت دگر سخت گذشت

جگرم ریخت در این تشت ولی سختم نیست
وقتی افتاد زنی بین خطر سخت گذشت

چشم من خورد به یک سایه میان کوچه
بسته شد برروی ما راه گذر سخت گذشت

غیرتی بودن من در همه جا معروف است
مادری رفت عقب اما به پسر سخت گذشت

چادر خاکی او قامت من را خم کرد
یک نفر خورد زمین به دو نفر سخت گذشت

شاعر:؟

Tlgrm.me/raziolhossein
01:51
#امام_حسن_مدح
#غزل


هر آنچه ناشدنى هست با حسن بشود
دمى كه حضرت مشكل گشا حسن بشود

به حسن خلق شود بين مردمان مشهور
كسى كه بار لبش ذكر ياحسن بشود

اسير حسن كس ديگرى نخواهد شد
كسى كه دلبرش از ابتدا حسن بشود

بدست قدرت خود چونكه قصد خلق كند
مسلّم است كه صنع خدا حسن بشود

هزار سبط دگر هم به مصطفى بدهند
هميشه رابعِ اهل كسا حسن بشود

عزيز كرده ى خيرالنساء است پس بايد
عزيز حضرت خيرالورى حسن بشود

بجز همان كه ابالحجّت است در عالم
نديده ايم كه جز مجتبى حسن بشود

اخوالكريم، امام الكريم، ابن كريم
قسم به ذوالكرم آقاى ما حسن بشود

به سينه ى احدى دست رد نخواهد زد
رواست صاحب اين ادعا حسن بشود

گداى لقمه ى نانى شدن شرافت ماست
شبى كه بانى اين سفره ها حسن بشود

شبى دقيق نظر كرده ايم و فهميديم
حسين نيز پس از حذف "يا"حسن بشود

ميان اين همه دلداده ى حسين خوشيم
به اينكه صاحب دلهاى ما حسن بشود

گريزِ هر چه كه روضه است كربلاست ولى
گريز روضه ى كرب و بلا حسن بشود

كه نوجوان يتيمى بناست آخر كار
ميان خون بزند دست و پا حسن بشود

#شاعر؟

Tlgrm.me/raziolhossein
01:51
#امام_حسن_شهادت
#غزل
#مرثیه


یک لحظه مرا دور ز ماتم نگذارید
در سینۀ من غیر غمش غم نگذارید

ما زخمیِ عشقیم به روی جگر ما
یک مرحمتی کرده و مرهم نگذارید

با لطف حسن بوده ، حسینی شده عالم
این را به همه گفته و مبهم نگذارید

گر مرده شود زنده ز لطف گل زهراست
آن را به حساب گل مریم نگذارید

دو ماه ، عزادار حسینید و ابالفضل
این یک شبه را بهر حسن کم نگذارید

در وصف رخش شعر بگویید و حسن را
بی محتشم و دعبل و میثم نگذارید

مقتل بنویسید برایش ، محنش را
بی سید طاووس و مقرّم نگذرید

بی گنبد و پرچم شده او پیشنهادی
دارم به حساب دل سنگم نگذارید

با نیّت همدردیِ او روز عزایش
در هر حرمی تا ، شده پرچم نگذارید

#مهدی_مقیمی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
02:03
#امام_حسن_شهادت
#غزل


از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

خونی که خورده در همه عمر از گلو بریخت
خود را تهی زخون دل چند ساله کرد

نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام
عمریش روزگار همین در پیاله کرد

نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش
ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد

زینب درید معجر و آه از جگر کشید
کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

هر خواهری که بود روان کرد سیل خون
هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد

یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

#وصال_شیرازی


Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مدح
#پیغمبراکرم
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله

چو همطراز تو درعرصه ی وجود نبود
جواب مسئله ی ما بجز(( نبود))، نبود

به احترام تو بت ها به سجده افتادند
وگرنه هیچ دلیلی بر این سجود نبود

حرا گواهی این که کسی به خلوت تو
به جز خدا و علی لایق ورود نبود

کنار تو پر جبریل سوخت ، ثابت شد
که شان و منزلت او در این حدود نبود

لب ملایکه را ذکر نیست جز صلوات
چرا که بهتر از این در جهان سرود نبود

وزید عطر نفس های تو ، دگر جایی
برای عنبر و مشک و گلاب و عود نبود

دلیل ((رحمة للعالمین)) شدن این است :
کسی شبیه تو مشتاق لطف و جود نبود

نمی نشست مصیبت به جان آل الله
اگر که دور و بر تو پر از حسود نبود

عجب نبود که محشر به پانمی شد اگر
که صورت گل یاست چنین کبود نبود

چه خوب می شد اگر که مدینه چوب نداشت
چه خوب می شد اگر کربلا عمود نبود ...

#مجتبی_خرسندی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#مسمط

بى خانه زیر سایه ی دیوار خوش ترست
دیوانه بین کوچه و بازار خوش ترست
از هر چه بگذرم سخن یار خوش ترست
یعنى کلام حیدر کرار خوش ترست:
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
در باطن سکوت ، عذاب است... شک نکن
حرف حساب حرف حساب است... شک نکن
دنیاى بى رسول خراب است.... شک نکن
این"حرف" نیست ، چند"کتاب" است... شک نکن
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
عبد محمدیم اگر ، نوش جانمان
پیوند خورده ایم به دریاى بى کران
فریاد می زند جگرم موقع اذان
اى اهل عرش ، اهل زمین ، اهل آسمان:
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
باید به جاى آه کشیدن دوا نوشت
یا ایها الرسول ، به جاى دعا نوشت
باید همیشه بعد نبى آل را نوشت
معراج هم که رفت در آنجا خدا نوشت:
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
جبریل را فرشته نگو نوکرش بگو
یا نه غلام حلقه بگوش درش بگو
بالاتر از همه ست ، نه بالاترش بگو
جان نفس نفس زدن دخترش ، بگو:
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
دو نیم می کند تن هتاک را على
ما هم سپرده ایم به شیرخدا ، على
فریاد می زنم صد و ده بار یا على
یا مظهر العجائب و یا مرتضى على:
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
بالاتر است از همه ی مردم زمین
هر آن کسى که با صلوات است همنشین
لحظه به لحظه با نفس امّ مومنین
فریاد می زند جگر من فقط همین:
من عاشق محمدم و جار می زنم
.
یزدان نوشت ، حیدر کرار هم نوشت
دست شکسته... دست گرفتار هم نوشت
زهرا میان آن در و دیوار هم نوشت
با خون خویش بر نوک مسمار هم نوشت:
من عاشقم محمدم و جار می زنم
.
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات
#غزل


دست ما نیست گرفتار تو هستیم حسین 
از ازل تا به ابد زار تو هستیم حسین 

هیچ کس غیر تو ما را به خدا راه نداد 
ما پناهنده به دربار تو هستیم حسین 

تو نبودی همگی اهل جهنم بودیم 
تا خود حشر گرفتار تو هستیم حسین 

به کسی ربط ندارد چه گناهی کردیم 
ما فقط عبد گنه کار تو هستیم حسین 

ما که هسیتم فقط نوکر تو ای ارباب 
ما هواخواه و هوادار تو هستیم حسین 

اولین گریه کن و مرثیه خوانت زهراست 
ما فقط گرمی بازار تو هستیم حسین 

مادرت دست مرا دست تو داده، خواهی 
یا نخواهی همه سربار تو هستیم حسین 

کاسه چشم من از عشق تو سر ریز شد 
یعنی آنکه همه سرشار تو هستیم حسین 

#آرش_براری

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله

بر باد داده عاشقی خاكسترم را
وقتی تو را دیدم زدم قیدِ سرم را

ایل و تبارم عاشق ایل و تبارت
نذرِ تو كردم والدین و همسرم را

با بُردنِ نامِ شما معراج رفتم
فطرس شدم دادی به من بال و پرم را

باید برای عاشقی تَركِ قرن كرد
من آمدم اینجا ببینم دلبرم را

كویِ تو را جارو زدم با اشك و مژگان
از من نگیر این دیده یِ رُفتگرم را

گریه نشانِ قلبِ پاك و صاف باشد
از دست دادم مدتی چشمِ ترم را

غارِ حرا ذاتش همان گوشه نشینی ست
باید كمی خلوت كنم دور و برم را

پرسید كه مُزدِ رسالت را چه خواهی؟
گفتی نگه دار احترامِ دخترم را

گفتی كه این خانه همان عرش برین است
گفتی فقط حیدر امیرالمؤمنین است

#رضا_قربانی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#مرثیه

از سوزِ تب توانی به پیکر نداشتی
فکری به غیر فاطمه در سر نداشتی

یادِ خدیجه می کنی و آه می کشی
یعنی که تاب دوریِ همسر نداشتی

بعد از غدیر و توطئه هایِ منافقین
دلشوره جز غریبی حیدر نداشتی

می خواستی سفارش حقِ علی کنی
امّا چه فایده که تو یاور نداشتی

عمری برای این که هدایت شوند خلق
در سینه غیر یک دلِ مضطر نداشتی

وقتی صدایِ فاطمه آمد که سوختم
در عرش می شنیدی و باور نداشتی

رفتی از این دیار وَ اِلّا به یک نفس
تابِ صدایِ نالۀ دختر نداشتی

مسمار داغ بود و لب از سینه بر نداشت
آنجا مگر بهشت مُعطّر نداشتی

پنجاه سالِ بعد مشخص شود چرا
از روی سینه جسمِ حسین بر نداشتی

وقتی عدو محاسن او را گرفته بود
ز ره رسیدی عمّامه بر سر نداشتی

زینب نیابتاً ز تو بوسید آن گلو
زیرا که تابِ بوسۀ حنجر نداشتی

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#مرثیه

دو چشم بی رمق وا کن پدر جان
غم ما را تماشا کن پدر جان
همه پشت و پناه ما تو هستی
نظر بر حال زهرا کن پدر جان
**
کنار بسترت احیا بگیرم
میان وادی غم ها بمیرم
پدر جان تو دعایت مستجاب است
دعا کن زود بعد از تو بمیرم
**
کند آه دل تو بی قرارم
به روی صورتت صورت گذارم
خودت گفتی که حورای بهشتم
توان ضربۀ سیلی ندارم
**
پس از تو صبر زهرا سر بیاید
زمان غربت حیدر بیاید
پس از تو خانه‌ام آتش بگیرد
صدای من ز پشت در بیاید
**
کشد آتش به دور من زبانه
زنم ناله به زیر تازیانه
بیا بابا که زهرا بی پسر شد
میان این در و دیوار خانه

#قاسم_نعمتی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله


در حسینیه ی جبین روضه است
خط به خط گریه، چین به چین روضه است

آسمان گریه کرده بالاخره
هرشبی را که در زمین روضه است

به کجا می روی؟در عالم اگر؛
خبری هست در همین روضه است

سند ادعای من محشر
که بفهمی تمام دین روضه است

هدیه ی ما به ساکنان بهشت
باز در روز واپسین روضه است

در میان اهالی گریه
اولین روضه آخرین روضه است

اینکه بعد از غدیر، پیغمبر
از علی گفت و گفت، این روضه است

زهر کم کم بر او اثر می کرد
زردی چهره هم یقین روضه است

لفظِ اِرْجِع فاِنَّه یَهْجُر
تا قلم خواست بدترین روضه است

باگریزش شکستن دندان
وسط کوچه اولین روضه است

با دلیل شهادت زهرا
لفظ پیغمبر امین روضه است

شتر سرخ در جمل فتنه است
اسب اما بدون زین روضه است
**
روضه از این به بعد رفت به دشت
روضه دنبال خواهرش می گشت

روضه شد عاطفی دمی که حسین
یک قدم رفت یک قدم برگشت

با غدیر و کریم و بزم شراب
روضه می زد گریز هی بر تشت

کاش بودم پس از دوماه عزا
پشت باب الجواد، ساعت هشت

#مهدی_رحیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#مرثیه

بس کن عزیز تا سحر بیدار بس کن
کُشتی مرا از گریه ی بسیار بس کن

ای چند شب بیدار مانده آب رفتی
ای چند شب گریان من اینبار بس کن

بس کن کنار بسترم خیس است زهرا
آتش نزن بر این تن تب دار بس کن

رویت ندارد طاقت این اشکها را
طاقت ندارد اینهمه آزار بس کن

باید ببینی روزهای بعد از این را
باید بمانی با غمی دشوار بس کن

باید بگویم روضه های بعد خود را
باید بسوزی بعد از این دیدار بس کن

ای کاش بعد از من کسی جایت بگوید
با هیزم و با آتش و دیوار بس کن

ای کاش میگفتند خانوم بچه دارد
ای کاش میگفتند با مسمار بس کن

در کوچه می افتی کسی غیر از حسن نیست
با گریه می گوید که در انظار بس کن

در کوچه می افتی و می گوید به قنفذ
افتاد دست مادرم از کار بس کن

دستت مغیره بشکند حالا که افتاد
از چادر او پای خود بردار بس کن

بگذار یک جمله هم از گودال گویم
خون گریه ات را کربلا بگذار بس کن

وقت هزار و نهصد و پنجاه زخم است
ای نیزه ی خونبار این اصرار بس کن

این ناله های دخترت پیش حرامی است
با شمر می گوید نزن نشمار بس کن

#حسن_لطفی


Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله


هرکجا حرف شما آمد سعادت دیده ایم
ما چه رحمت هایی از آقای رحمت دیده ایم

بیشتر نام تو روی بچه های ماست چون
بیشتر از هرکسی از تو محبت دیده ایم

چشم تو اسلام شد ما نیز تسلیمش شدیم
در نگاه تو کرامت بی نهایت دیده ایم

از یهودی ها عیادت کردی ازماهم بکن
با چه شوقی شب به شب خواب عیادت دیده ایم

تو امینی پس دل ماهم امانت پیش تو
سربه راهش کن که از غفلت خسارت دیده ایم

سیرمان کن باهمان یک تکه نان سفره ات
از همان رزق کمت هم خیر و برکت دیده ایم

سیزده خورشید دیگر جلوه خورشید توست
مصطفی را ماهمه در چند نوبت دیده ایم

اسم زیبای تورا گفتیم و گفتی یاعلی
از شما جز گفتن از حیدر به ندرت دیده ایم

دختر مظلومه ات امشب سه جا دارد عزا
او مصیبت دیده پس ماهم مصیبت دیده ایم

#سید_پوریا_هاشمی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
02:14
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#مرثیه

تب کرده ای و پای تو تب کرده دخترت
بابای من برای تو تب کرده دخترت

پش تو حس مادریم بیشتر شده
لاغر شدی و لاغریم بیشتر شده

دردت چرا به سمت مداوا نمیرود
دست گره گشای تو بالا نمیرود

جای شکستگی روی پیشانی تو هست
بغضی میان دیده ی بارانی تو هست

زود است ای مسافر تنها سفر نکن
دیگر بجان فاطمه بابا سفر نکن

از شب نگو دگر سحرم میرسد ز راه
قدری بمان پدر پسرم میرسد ز راه

آخر بدون تو چه کنم؟بی کسم پدر
خیلی دلم گرفته و دلواپسم پدر

این قوم بعد تو چه بروزم میاورند
آتش برای اینکه بسوزم میاورند

حس میکنم که بی تو مدارا نمیکنند
رحمی به حال سوختن ما نمیکنند

حس میکنم که بی تو به ما سر نمیزنند
جز با لگد به خانه ما در نمیزنند

اتش میاورند که بلوا به پا کنند
مسمار داغ را بروی سینه جاکنند

خیلی بعید نیست که با نور بد شوند
از روی پیکرم همه با خنده رد شوند

رجاله ها امام مرا میکشند و بعد
در کوچه ها بدون عبا میکشند و بعد

آتقدر میزنند که تن میشود سیاه
با یک قلاف بازوی من میشود سیاه..


#سید_پوریا_هاشمی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
02:21
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله


ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم 
وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم 

صبـر کـن سیر ببینم رخ بابایم را 
چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم 

قسمت این بود که بالای سرش بنشینم 
چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم 

وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است 
دو مـه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم 

ای پدر! مادر مظلومه من یار تو بود 
من پس از رفتن تو جان علی را سپرم 

با تن خسته و بازوی کبود از مسجد 
قول دادم که علی را به سوی خانه برم 

دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه 
گر بریزند همه اهل مدینه بـه سرم 

قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا 
تا که با دادن جان، جان علی را بخرم 

به فدای سر یک موی علی باد پدر 
گـر میـان در و دیـوار دهد جان، پسرم 

جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم» 
اجـر ایـن سـوختنت بـا احـدِ دادگرم

#غلامرضاسازگار


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله


زرأفت باگدایانش چنان گرم است رفتارش
که فرق شاه ومسکین رانمی یابی به دربارش

به لطف بودنش باما حسابی ازازل دارد
که تامحشرهمه هستیم هستی را بدهکارش

هم اونوح است وابراهیم وهم موسی وهم عیسی
عجب کاین چارتن رانیست یارایی تکرارش

شکسته نفسی اش ازلفظ(انّي مثلُكُم)یعنی
بخوانش عبد واز معبودهم کمتر مپندارش

مگو معراج فیض مختص اوشد که ازرویی
خدادر عرش نائل آمده برفيض ديدارش

به تشریف جنابش عرشیان گم کرده دست وپا
که چون مجلس بیارایند تاباشد سزاوارش

چنان آیینه ساز آیینه اش را داده صیقل که
دم روح القدس ترسم شود اسباب زنگارش

به کعبه برنمی تابد بتی دیگربه غیرازخود
بت رعناسرشتی که مسلمانند کفارش

شکوه دولتش پیدا دراحوال قریشی که
سپاه موریانه چون به هم پیچیده طومارش

تصرف گرکنددرنفس موجودات میبینی
بناکرده است سدی عنکبوت ازرشته تارش

به جای حضرتش چون شیر،خوابیده است عین الله
چه غم ازدشمنان داردچو باشدحق نگه دارش

به مصرحسن اگریکدم نقاب ازچهره برگیرد
شود ماهی چو یوسف جنس مرجوعی بازارش

به آتش می کشد خودرا خلیل الله اگرداند
صباخاکسترش را می برد درسیرگلزارش

محمّد(ص)جلوه دارحيّ سرمد،سید بطحاء
که جن وانس واهل آسمان خوانند مختارش

نیابی عمرجاویدان مگرازتیغ ابرویش
شفارادرنمی یابی مگردرچشم بیمارش

عتابش سخت عالمسوز خواهد بود بی تردید
که باشد عالمی تحت الشعاع مهررخسارش

من از اوصاف جنات النعیم این دستگیرم شد
که بوده حسن گندمگون وی الگوی معمارش

قیاس رحمتش باظرف اقیانوس ممکن نیست
کسی که هست کوثر چشمه ای از فیض سرشارش

مودت پیشه کن گرکه رضای خاطرش خواهی
مشو غافل (تراب)از خاکبوس آل اطهارش


#محمدعلی_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:50
#امام_حسن_شهادت
#غزل
#مرثیه

از بارِ داغش پشتِ پیغمبر شکست
تنهاترین سردار بی لشگر شکسته

سجاده اش بر غربتِ او گریه کرده
پایِ غریبی اش دلِ منبر شکسته

بخشید آنکَس را که زد نیزه به ساقَش
او دستگیری می کند از هر شکسته

تا زهر را نوشید فرمود:آه مادر
راحت شد این آئینه یِ یکسر شکسته

بُغضِ چهل سالِ مرا این زهر بشکست
اما غرورم را کسی دیگر شکسته

یک کوچه ی باریك و دو دیوارِ سنگی
یک راه بُن بست و دو برگ و بر شکسته

فهمید فرزند بزرگم، ناسزا گفت
می خواست من باشم ولیکن سر شکسته

گفتم که با رویم بگیرم ضربه اش را
رفتم نبینم حرمتِ مادر شکسته

اول مرا زد بعد از آن هم مادرم را
من میزدم بال و پَر و او پر شکسته

از رویِ چادر پایِ خود را برنمیداشت
پایی که قبل از این جسارت،در شکسته

در زیر پاها گوشواره خوردتر شد
خندید وقتی دید نیلوفر شکسته

خون لخته از تیزیِ سنگی بر زمین ریخت
فهمیدم از دیوارِ کوچه،سر شکسته

لایوم کَ یومَک حسینم گریه کم کن
تنها نه من،از گریه ات خواهر شکسته

می بینمت با مادرم بر شیبِ گودال
در لا به لایِ نیزه و خنجر شکسته

ای کاش می شد تا نبینم ساربان هم
انگشت را دنبال انگشتر شکسته

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:50
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#غزل

کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد
 چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد

رفتی و خنده به کاشانه ی تو گشت حرام
رختِ مشکیِ یتیمی به تن زهرا شد

عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت
حُکم بر خانه نشینیِ علی امضا شد

بعدِ تو حرمت کاشانه ی حق حفظ نشد
پای اولاد حرامی به حریمت وا شد

دخترت پشتِ در و... آتش و دود و مسمار...
خوب فرمانِ مودت به خدا اجرا شد

خبر پر زدن فاطمه حیدر را کشت
چند باری به زمین خورد علی تا پا شد

روضه ها هست، بمانند... ولی عاشورا
تشنه لب شاه غریبی که تک و تنها شد

از بلندی فرس تا به زمین خورد شنید
صحبت از غارت معجر ز سر زن ها شد

زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا
منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد

خاتمش را ته گودال به دشمن بخشید
بار دیگر به خدا جود و سخا معنا شد

کاش انگشتری اش تنگ نبود... اما بود...
عاقبت نیمه ی سبابه ی او پیدا شد؟!

داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو...
گوش نحسش نشنید و قد مادر تا شد

سر او تا که جدا شد زره اش را بردند
زره اش هیچ... سرِ پیرهنش دعوا شد

اجرِ پیغمبری ات بود که مردم دادند
ظلم هایی که پس از تو به ذَوِی القُربی شد

#محمدجواد_شیرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:50
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#غزل


حرف از وصیت های آخر میزنی بابا
از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا

این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگار
حرف از وصیت های مادر میزنی بابا

دل شوره داری ، از نگاهت خوب می فهمم
داری گریزی به غمِ در میزنی بابا

یک روز می بینی مرا بین در و دیوار
یک روز می آیی به من سر میزنی بابا

گفتی که خیلی زود می آیم کنار تو
پس لحظه ها را می شمارد یادگار تو


#محمد_بختیاری

Tlgrm.me/raziolhossein
12:50
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله


من که این گونه پدر محو تماشای توأم
دخترت فاطمه ام غمزده زهرای توأم

گریه ام را بنگر خنده بزن بر رویم
باغبانا نه مگر من گل زیبای توأم

دم آخر سخنی گوی تسلایم بخش
زان که افسرده چو آیینه ی سیمای توأم

بارها از شفقت دست مرا بوسیدی
وینت آواز که من ام ابیهای توام

حالیا دست به پیش آر که بوسم دستت
من که پرورده ی این دست توانای توأم

پاسخش داد نبی کای گل زیبای پدر
از همه بیش به فکر تو و غم های توأم

بعد من باز شود باب ستم بر رویت
سخت امروز در اندیشه فردای توأم

صبر کن زآن چه رسد بر تو و بر جان علی
بس جگر سوخته بهر تو و مولای توأم 

بینم آن شعله و دیوار و در و اندر بین
شاهد زمزمه ی وا  ابتاهای توأم

لیکن از عترت من زودتر آیی به برم
در جنان منتظر دیدن سیمای توأم


#استاد_سیدرضا_مؤید

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×959, 141.4 KB
نه‌ حــرم دارد‌ و
نـــه ‌زائـــــر و
نـــــــه‌‌ گریه‌‌ کــنـــی

همه را داده بــرادر بــــه اباعبدلله...

#بهمن_عظیمی

@raziolhossein
ش
14:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت

یک عمر ملامت شدی و طعنه شنیدی
ای وای که از دوست و دشمن چه کشیدی

از دورۀ شش سالگی‌ات تا دم آخر
دائم ز خدا مرگ خودت را طلبیدی

یک لحظۀ شیرین اگرت بود، همان بود
کآن زهرِ شرربارِ جگرسوز چشیدی

چل سال ز خارِ نگهِ قاتل مادر
بر سینه چو گل، پیرهن صبر دریدی

پای سخنِ تلخ‌تر از زهرِ خطیبان
بنشستی و خون خوردی و انگشت گزیدی

مظلوم‌تر از حیدر اگر هست، تویی تو
کآن قصه که بابای تو نشنیده، تو دیدی

روزی که عدو بی ادبی کرد به مادر
صدبار پریدی و به دستش نرسیدی

دنبال تو می‌گشت در آن کوچۀ تاریک
چشمی که نه می‌دید سیاهی نه سفیدی

نه دیدۀ دیدن، نه توانایی رفتن
تا خانه تو دستش بگرفتی و کشیدی

گفت ای پسرم، چشم پدر بر دهن توست
از واقعۀ کوچه، ندیدی، نشنیدی

#علیرضا_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:24
#حضرت_رسول
#زمینه

گردیده سیه پوش نبی شهر مدینه
زهرای ستم دیده زند بر سر و سینه

شد بی کس و تنها_صدیقه کبری
وای از دل حیدر _وای از دل زهرا

آه و واویلا_آه و واویلا

تا آن دم آخر که رمق در بدنش بود
بر سینه او جای حسین و حسنش بود

میکرد نظر بر _دو نور دو عینش
گه فکر حسن بود _گه فکر حسینش

آه و واویلا_آه و واویلا

شد اجر تو اینگونه ادا یا رسول الله
زهرای تو افتاد ز پا یا رسول الله

بین در و دیوار__با صوت حزینی
فریاد بر آورد__یا فضه خذینی

آه و واویلا_آه و واویلا


#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:24
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:35, 82.7 KB
14:37
#امام_حسن_مدح
#کریم_اهلبیت


چونانکه خالق احد ذوالمنن یکی است
بین تمام حُسن فروشان حَسن یکی است

عالم اگر شود زگل دل چمن چمن
در باغ حسن مثل تو سرو چمن یکی است

بین هزار خرمن گل مثل بوی تو
بوی لطیف عطر گل یاسمن یکی است

تو ماه عالمی و هزارانت انجمن
گویند متفق که مه انجمن یکی است

هر کس که دید روی تو را بین پنج تن
اقرار کرد کآینة پنج تن یکی است

ماه خدا دو نیمه شد و گفت آسمان
هرچند از ستاره پُری ماه من یکی است

گرچه تو و علی و نبی را سه پیکر است
جان تو و علی و نبی در بدن یکی است

آن چارتن که زیر کسا باتواند پنج
یک نور واحدید همانا سخن یکی است

اسرار غیب آینه ای روبروی توست
عین اللّهی و پیش تو سِرّ و علن یکی است

صبر تو بست دست تو را ورنه دست تو
با دست های حیدر خیبر شکن یکی است

هرجا سفر کنم دل من در بقیع توست
آری بر این مسافر تنها وطن یکی است

مردی چو جدّ و باب و حسین و تو نیست نیست
چونانکه مثل حضرت صدیقه زن یکی است
مِهر تو ثبت مُهر مسلمانی من است
بی تو طریق کفر و مسلمان شدن یکی است
هرچند نیست قابل وصف تو یا حسن
اینجا عقیق "میثم" و دُرّ عدن یکی است

#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
14:47
#امام_حسن_مدح
#غزل


حک شده بر عرش اعلی ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین
بهترین آقای دنیا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

"عِزَّةُ لِلَّهِ" یعنی که خداوند عزیز
عزتت داده است آقا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

وارث صبر امیرالمومنینی از ازل
نایب برحق مولا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

لا فتی الا علی و لا کریم الا حسن
یا کریم آل زهرا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

خُلق نیکویت حسن ، رویت حسن ، نامت حسن
ای سراپا حُسن یکجا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

ذکر زیبای "حسن جان" جان دهد صد مرده را
هر نفس هایت مسیحا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین 

کربلا ، شیرینی تو قاسمانه جلوه کرد
پای احلی من عسل ها ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

تا ابد در قلب ما داری حرم ای بی حرم
پرچم عشق تو بالا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین

اَیُّهَا الْبَرُّ الْوَفِىُّ و اَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقیقُ
سیدی اُنْظُرْ إِلَیْنَا ، یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِین


#محمدجواد_مهدوی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:52
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله

گفتگوی پیغمبر با امیرالمومنین علیه السلام لحظات آخر


به ذکر یاعلی،جان میدهم عالیِ اعلا را
بخوان خود یاعلی،بالا سرم این نام زیبا را

علیاً یاعلی،ذکر عروج و ذکر معراجم
صدای دلنشین تو مصفا میکند ما را

بمان پیشم، مرو یک لحظه حتی از کنار من
تویی روح و روان من، تویی معنا مسیحا را

به عمرم بهترین روزم همان روزیکه در کعبه
به إذنِ الله بنهادی به روی شانه ام پا را

سرم بر دامنت بگذار و دستت را روی قلبم
که جان آسان دهم، دستان پر مِهرِ تولا را

حسن را با حسین آرام روی سینه ام بگذار
که از سختیِ جان دادن رها سازند طاها را

بگو زهرا کنار بسترم یک لحظه بنشیند
و زینب وا کند بهر دعا، با اشک،لبها را

به غیر از پنج تن اینجا نماند هیچکس دیگر
ز حُجره دور سازید آن منافقهای بطحا را

مرا تهمت به هذیان میزند این فردِ نالایق
پس از این برحذر باشید این اصحاب شورا را

دگر می پاشد از هم جمعِ گرمِ اهلبیت من
به آتش میکشند این قوم، بیتِ وحیِ مولا را

اگر دست تو را بستند یاحیدر،صبوری کن
صبوری کن،خدا میبیند این ظلم و بدیها را

دگر صرف نظر کن از طلوعِ زهرۀ اَزهَر
علی؛دیگر نمیبینی پس از این،روی زهرا را

مبادا جای سیلی را ببینی بر رخ ماهش
مخواه از روی نیلی بعد از این،فیضِ تماشا را

اگر دیدی که مخفی  میکند رخسارِخود از تو
نداری طاقت دیدار آن آزرده سیما را

به زودی همسر تو دست بر دیوار میگیرد
برای راه رفتن از حسن گیرد مدد پا را

تمام دنده های او تَرَک بردارد از ضربه
و اینجا پشتِ در،میخواند آن مظلومه، ماها را

اگر چه فاتح خیبر،شود خانه نشین اما
به زودی غرق خون بینند محرابِ مصلا را

حسن زهر جفا نوشد، حسینم رخت خون پوشد
اسیری میرود زینب،ببیند داغ عظما را

حدیث زینب و معجر، حدیث کشتۀ بی سر
حدیث ساقی لشگر، کند بیدار دنیا را

#محمود_ژولیده

Tlgrm.me/raziolhossein
14:56
#حضرت_رسول_مصیبت
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه


ساعات بعد از داغ پیغمبر شروع شد
با رفتنش صد قصه دیگر شروع شد

دلشوره هایش یک به یک معنا گرفت و
از آنچه می ترسید پیغمبر شروع شد

در وقت دفن مصطفی، تنها علی بود
ایام سخت غربت حیدر شروع شد

گفتند با هم در سقیفه بی حیاها
وقت تلافی کردن خیبر شروع شد

بعد از پیمبر هر کسی هر چه شنیده
باید بداند روضه از یک در شروع شد


گفتند از بغض علی با یاد خیبر
باید که آتش زد به این خانه به این در


وقتی که آتش بر در و دیوار افتاد
زهرا به دنبال دفاع از یار افتاد

میخ دری که از خجالت آب می شد
دل را به دریا زد پی آزار افتاد

آن سینه ای که مخزن سر خدا بود
کم کم سر و کارش به آن مسمار افتاد

با ضربه ای در را درآوردند از جا...
گویا به روی مادری بیمار افتاد

تا بی حیایی وارد بیت علی شد
دستی به روی چشم هایی تار افتاد

آن دست پاکی که به همسایه دعا کرد
طوری مغیره زد دگر از کار افتاد


باب جسارت را همین ها باز کردند
بی حرمتی را با حسن آغاز کردند


مظلوم و بی یار و غریب در وطن بود
آنقدر که در خانه هم بی هم سخن بود

با زهر کینه روزه را افطار کرد و...
قبل از سحر بی تاب شد، خونین دهن بود

بعد از شهادت پیکر پاک و غریبش
آخر اسیر فتنه یک پیرزن بود

این روضه را باید که واضح تر بگویم
هفتاد چوب تیر روی یک بدن بود

تابوت هم از غربتش خون گریه می کرد
بر روی لبهای حسین جانم حسن بود


گر چه عزای مجتبی در عالمین است
اما گریز روضه های ما حسین است



#مجتبی_شکریان

Tlgrm.me/raziolhossein
15:00
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


چشم وا كرده شدم دست به دامان حسن
مادر افکند مرا در یم احسان حسن
روزی از دست علی خوردم و از  خان حسن
از همان روز شدم بی سر و سامان حسن

بر جبینم  بنویسید مسلمان  حسن

دل خود را سر هر بام هوایی نکنم
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نكنم 
رو به هر قبله و هر قبله نمایی نكنم
پیش هر سفره كه پهن است گدایی نكنم

نان هر سفره حرام است به جز نان حسن

چه مقامی و چه نامی چه مرامی دارد
چقدر لطف به بیمار جذامی دارد
خنده در پاسخ آن سائل شامی دارد
وه که ارباب دو عالم چه امامی دارد

همه اینها غزلی هست به دیوان حسن

آنکه نامش شده احلی من عسل كیست حسن
آنكه بخشندگیش گشته مَثل كیست حسن
معنی حی علی خیر العمل كیست حسن
مرد نام آور پیكار جمل كیست حسن

شتر سرخ زمین خورد ز طوفان حسن

ارث مظلومیت از غربت بابا دارد
قد خم ،سینه ی خون ،دیده ی دریا دارد
جگری سوخته از زخم زبانها دارد
گر بگوییم غریب الغربا جا دارد

خون شد از یاد غمش قلب محبان حسن

زهر آمد به سراغش جگرش ریخت به هم
جگرش ریخت به هم بال و پرش ریخت به هم
زینبش آمد و چشمان ترش ریخت به هم
همه ی خاطره ها در نظرش ریخت به هم

دل پریشان شده از حال پریشان حسن

چقدر سخت گذشته است به او در کوچه
چه مراعات نظیریست حسن ،در ، کوچه
باز هم خاطره ی گریه و مادر کوچه
قاتل جان حسن می شود آخر کوچه

کوچه عمریست که آورده به لب جان حسن

 (چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد)
وای بر من زد و بر صورت گل جا افتاد
ناگهان روی زمین حضرت زهرا افتاد
خواست تا پا بشود باز هم اما افتاد

شعله ی آه كشد سینه ی سوزان حسن


#رضا_تاجیک

Tlgrm.me/raziolhossein
15:03
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله
#مرثیه


رفتی نگفتی دخترت تنها چه خواهد کرد
این درد پهلو، با دل زهرا چه خواهد کرد

رفتی نگفتی اهل بیتت بی کس و کارند
بعد از تو دنیا با علی اینجا چه خواهد کرد

بابا سقیفه بعد تو تنها خدا داند
در بینِ این شهر ستم با ما چه خواهد کرد

شهر مدینه با تو شد شهر مدینه، لیک
بر حال من این چرخش دنیا چه خواهد کرد

در بیت الاحزان رفتم و روضه به پا کردم
این کلبه را آتش ببین حتی چه خواهد کرد

کردی وصیت صبر کن یاحیدرکراّر
وقتی که می اُفتم زمین، مولا چه خواهد کرد

یک تازیانه راه من را بست در کوچه
باور نمی کردم رود بالا چه خواهد کرد

#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#نوحه


غریبیم زقبر خاکی من عیان است
شبها کنار قبرم فاطمه روضه خوان است

این نوای دل زهراست (حسن مظلوم است)2
چون علی بی کس و تنهاست(حسن مظلوم است)2

(واویلا واویلا واویلا ۲)

از کودکی دل من به غصه مبتلا شد
دیدم که پشت آن در مادر من فدا شد

وای از آن در و دیوار (امان از مسمار)2
مادرم گشت گرفتار (امان از مسمار)2

(واویلا واویلا واویلا)2


من ایستاده بودم دیدم که مادرم را
قاتل گهی به کوچه گاهی به خانه میزد

یک زن و آن همه جلاد (به دادم برسید)2
مادرم از نفس افتاد (به دادم برسید)2

(واویلا واویلا واویلا)2

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:19
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:01, 143.5 KB
17:33
#زمینه
#شهادت_حضرت_رسول


بند۱

آرام جان زهرا
روح و روان زهرا

بعد تو خون جگر می شود فاطمه
زخمیه میخ در میشود فاطمه

یا رحمت للعالمین
بعد تو با حال غمین
زهرا شود نقش زمین

یا رسول الله واای
(یا رسول الله)۲


بند۲
پیغمبر مدینه
داغت به روی سینه

بعد تو طعنه بر مرتضی میزنند
دخترت را در این کوچه ها میزنند

در پیش چشم همسرش
آتش بیفتد بر سرش
پروانه میسوزد پرش
واویلا

یا رسول الله واای
(یا رسول الله۲)

بند۳
عالم به شور و شیرین است
در سینه ات حسین است

آخرین حرف تو لحظه رفتن است
که منم از حسین و حسین از من است

وای از غروب کربلا
وای از حسین سر جدا
وای از سر بر نیزه ها

یا ثارالله واای ۲
(یا ثارالله ۲)


#محمدجواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:33
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:08, 160.1 KB
17:43
#امام_حسن_شهادت
#نوحه
#زمینه

بند۱

الا ای خواهرم به جای مادرم
دم آخر بیا کنار بسترم

ببین بار سفر را بسته ام من
دگر از دار دنیا خسته ام من

غریبم من غریبم

بند۲

نشد کس با خبر ز درد و محنتمم
بود این لخته ها گواه غربتم

نه تنها بین دشمنها غریبم
میان خانه ام حتی غریبم

غریبم من غریبم

بند۳

شد عمرم طی ولی نرفت از خاطرم
که راه کوچه بست عدو بر مادرم

خدا داند که از آن ضربت دست
به گوش مادرم گوشواره بشکست

غریبم من غریبم

بند۴

به درد و غم گذشت همه روز و شبم
به یاد کوچه ها بُوَد ذکر لبم

((الهی بشکند دست مغیره
میان کوچه ها بی مادرم کرد))

غریبم من غریبم


#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:44
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 121.5 KB
ش
18:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مصیبت
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله

زبان حال حضرت زهرا سلام الله علیها با پیغمبر

دو چشم بی رمق وا کن پدر جان
غم ما را تماشا کن پدر جان
همه پشت و پناه ما تو هستی
نظر بر حال زهرا کن پدر جان

***

کنار بسترت احیا بگیرم
میان وادی غم ها بمیرم
پدر جان تو دعایت مستجاب است
دعا کن زود بعد از تو بمیرم

***

کند آه دل تو بی قرارم
به روی صورتت صورت گذارم
خودت گفتی که حورای بهشتم
توان ضربۀ سیلی ندارم

***

پس از تو صبر زهرا سر بیاید
زمان غربت حیدر بیاید
پس از تو خانه‌ام آتش بگیرد
صدای من ز پشت در بیاید

***

کشد آتش به دور من زبانه
زنم ناله به زیر تازیانه
بیا بابا که زهرا بی پسر شد
میان این در و دیوار خانه


#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 327.4 KB
چشم فلک از غم حسن گریه کند
بر داغ دمادم حسن گریه کند
فرمود نبی:به حشر محزون‌نشود
هرکس‌که به ماتم حسن گریه کند

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح
#غزل


به نام آنکه تو را داده است نام حسن
درود احسنُ الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو
که نور داده به خورشید مستدام حسن

سلام بر درجات زبرجدت که از او
عقیق دست سلیمان گرفته وام حسن

عجیب نیست اگر خال هاشمی‌ات را
شبانه روز کند کعبه استلام حسن

فدای قامت بنده نواز تو که نماز
به احترام قدت می‌کند قیام حسن

قبول نیست سجودی که پاش مُهر تو نیست
رکوع بی تو رکوعی‌ست نا تمام حسن

به خشت خشت ستون‌های عرش رب کریم
نوشته با قلم حُسن، یا امام حسن

شکست شیشه‌ی خون دل شما روزی
به دست سوده‌ی الماس‌های شام حسن

صلات ظهر چه تشییع بی‌نظیری شد
به لطف بدرقه‌ی تیرها ز بام حسن

#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مصیبت
#رسول_الله_شهادت
#زمینه


قلب عالم گرفته، در هوای پیمبر
ناله دارد مدینه ، در عزای پیمبر

شدع خم قد، فاطمه بهر داغ بابا
نوحه گر شده، فاطمه از فراق بابا

کجا می ری پدر ، خاک غمم نکن به سر
نرو که فاطمه ، میشه پس از تو خون جگر
..................
بعد تو میشه عالم، رو سر زهرا خراب
پیکرم از غصه ها ، قطره قطره میشه آب

چی بگم که روز ، شب میشه از بار غم من
منو می زنن ، جلو چشای محرم من

من و جوانی و ، من و قد کمانی و
تو کوچه بودی کاش ، بگیری دست ثانی و
.....................
وعده ما کربلا ، ای ضیاء دو عینم
وقت تشییع تن ، غرق خون حسینم

بیا و ببین ، چجوری حق تو ادا شد
به جای کفن ، تن حسینت بوریا شد

دور از وطن حسین ، شهید بی کفن حسین
بمیره مادرش ، نداره پیرهن حسین


#علی_سلطانی


Tlgrm.me/raziolhossein
20:36
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:34, 220.6 KB
20:38
#حضرت_رسول_مصیبت
#رسول_الله_شهادت
#نوحه

رفته ز دنیا ، سید بطحا
عزا گرفته ، حضرت زهرا

از غم و داغ پیمبر ، واویلا
میزند بر سینه حیدر ، واویلا
.................
رسول اکرم ، با گریه دارد
فاطمه را بر ، علی سپارد

زیر لب گوید ز سیلی، واویلا
از غلاف و روی نیلی ، واویلا
.................
بعد از پیمبر ، دشمن چها کرد
حمله به بیت ، شیر خدا کرد

مرتضی خانه نشین شد ، واویلا
فاطمه نقش زمین شد ، واویلا
...................
کند نظاره ، به نورعینش
گریه کند از ، غم حسینش

یاد گودال ، یاد خنجر ، واویلا
می زند بوسه به حنجر ، واویلا

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:38
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:46, 110.0 KB
20:39
#حضرت_رسول_مصیبت
#رسول_الله_شهادت
#زمینه

بیا کنارم، یافاطمه ای گل باغم
بیا که دیگه ، رسیده لحظه فراقم

اومده وقت رفتنم، کجایی پاره تنم
غصه نخور که خیلی زود ، میای برای دیدنم

با گریه هات عزیز من
آتیش به قلب من نزن

زهرای من زهرای من 3
.................
دارم می بینم . اسیر قوم کینه توزی
شکسته پهلوت، میون شعله ها میسوزی

میسوزه از غم پیکرت ، می ریزه اشک دخترت
با ناله میزنی صدا ، فضه رو جای مادرت

عزیز من تا پای جون
کنار شوهرت بمون
..................
این دم آخر، بزار کنار همه غما رو
بروی سینه م ، بزار غریب کربلا رو

یه روز با قلب مضطرش ، جلوی چشم خواهرش
میشینه شمر بی حیا، با چکمه روی پیکرش

قتیل کربلا حسین
ذبیح بالقفا حسین


#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:39
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:15, 176.1 KB
ش
22:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مصیبت
#رسول_الله_شهادت
#زمینه


دلخونم ، محزونم ، جانم رسیده بر لب
دلبندم ، می بندم ، بار سفر را امشب

ای بر علی طرفدار
زهرا خدا نگهدار
...................
بعد از من ، مدینه ، دیگر صفا ندارد
پشت در ، نیایی ، ثانی حیا ندارد

دشمن کینه جویت
سیلی زند به رویت
................
بعد از من ، ای یاسم، گریه فراوان داری
این امت ، با آتش ، تو را دهد دلداری

در بین دیوار و در
غنچه ات گردد پرپر
...................
جسم حسینم را ، بر سینه ام گذارید
مخفی از چشم او ، بهرم کفن بیارید

حسین کفن ندارد
در غربت جان سپارد


#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
22:21
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:26, 62.6 KB
ش
23:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 132.7 KB
دلا دربون دربار حسن باش
خدا یارت میشه یار حسن باش
دو ماهه که عزادار حسینی
یه امشب رو عزادار حسن باش

#محمدحسین_مهدی_پناه

Tlgrm.me/raziolhossein
28 November 2016
ش
08:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مصیبت
#دوبیتی


فتاده ناله‌ای در بندبندم
ز هجران تو بابا دردمندم
شب و روزم شده با گریه همراه
دگر تا آخر عمرم نخندم


پس از تو مانده‌ام با اشک دیده
ز بار هجر تو پشتم خمیده
برای تسلیت‌گفتن به زهرا
به جای دسته‌گل هیزم رسیده


نشسته بود تنها گریه می‌کرد
غریبانه خدایا گریه می‌کرد
کنار بستر پاک پیمبر
چه مظلومانه زهرا گریه می‌کرد

#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
08:10
#حضرت_رسول_مصیبت
#پیامبراکرم
#صلوات_الله_علیه_وآله_وسلم


تا چشم من به چشم تو دلدار می خورد
انگار که به دیده ی من خار می خورد

غصه نخور که زود می آیی کنار من
چشمت سه ماه حسرت دیدار می خورد

بوی بهشت می رسد از سینه ات ولی
روزی در بهشت تو مسمار می خورد

در پشت در که ناله ی جانسوز می کشی
پهلوی تو به گوشه ی دیوار می خورد

پیش تو می برند علی را کشان کشان
غصه ، علی از آن همه آزار می خورد

جان پدر ... صدا بزنی زود می رسم
بر بازویت غلاف که هر بار می خورد

از سینه ام حسین و حسن را جدا مکن
نخل من از دو میوه ی تو بار می خورد

روزی حسن به شهر مدینه شود کبود
از دست یار زهر شرر بار می خورد

روزی حسین با سر زخمی به روی نی
سنگ از جفای کوچه و بازار می خورد

با دست های بسته رود زینبت به شام
این دختر تو لطمه ی بسیار می خورد

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
08:12
#شهادت_حضرت_رسول_اکرم
#نوحه


دل شده بیت ماتم و ، شهر مدینه کربلا
زغصه پدر بود ، فاطمه صاحب عزا

جن و انس و ملک دارد این زمزمه
شد یتیمه دگر حضرت فاطمه

واویلا ، یا ابالزهرا 3
................
علی ست غرق گریه و ، نبی ست گرم زمزمه
سفارش علی کند ، جان تو جان فاطمه

یاعلی این امانت بود حاصلم
جای سیلی نباشد به روی گلم
................
بیا بشین کنار من ، دختر دلخسته من
گریه تو شرر زده ، بر دل بشکسته من

دخترم بعد من میشوی خونجگر
پهلویت بشکند بین دیوار و در
...................
نشسته روی سینه ام ، نور دو دیده ام حسین
به یاد کربلای او ، خون شده جاری از دو عین

در بغل گیرمش با دل خونفشان
تا که بوسه زنم جای تیر و سنان

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
08:14
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:38, 91.3 KB
08:14
#امام_حسن_شهادت
#دوبیتی

غم طفلی فراموشم نرفته
که بار غصه از دوشم نرفته

گذشته سالها از کوچه اما
08:15
#امام_حسن_شهادت


مرد غریب شهر که نیلی ست پیکرت
آهسته تر شد از چه نفس های آخرت ؟

باور کنم در آن وطن مادری تو
یک مرد هم نبود شود یار و یاورت !؟

خاکم به سر که خانه شده قتلگاه تو
خاکش به سر که قاتل تو بوده همسرت

چون تکه پاره ی جگرت را به طشت دید
آهی کشید از دل و میگفت خواهرت :

ای بعد مادر و پدرم سر پناه من
آورده زهر سوده ی دشمن چه بر سرت ؟

گفتی : زمان مرگ تو در بین کوچه بود
روزی که بود دست تو در دست مادرت

روزی که پیش چشم تو آیینه ی رسول
افتاد روی خاک مدینه برابرت

خون می چکد ز گوشه ی لبهای تو ولی
تصویر کربلاست در آن دیده ی ترت

معلوم شد فراق تو داغی عظیم بود
با سوگنامه ای که سروده برادرت

عباس با حسین چگونه کشیده اند
بیرون هزار تیر ستم را ز پیکرت

حالا تویی و آن کرم بی نهایتت
حالا منم گدای قدیمی این درت

یک لقمه نان دهی ندهی شکر میکنم
ما را نوشته اند بمانیم نوکرت

یک روز اگر که گنبد زردت بنا شود
میخواهم از خدا که شوم من کبوترت

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 2
08:16
#امام_حسن_شهادت


دیگر رها ز غصه و محنت شدم حسین
از خاطرات خویش چه راحت شدم حسین

با کس نگفته ام ز چهل سال پیش خود
از کوچه ی مدینه که غارت شدم حسین

از کوچه ی مدینه که مادر به خاک خورد
از کوچه ای که غرق خجالت شدم حسین

قدم نمی رسید که او را کمک دهم
خیلی در آن میانه اذیت شدم حسین

خیلی عزیز بودم و در بین طائفه !
محکوم به شنیدن تهمت شدم حسین

دیدی برادرم جگرم تکه پاره شد
کشته میان خانه به غربت شدم حسین

گفتی که دیگر عطر به مویت نمی زنی
گفتی : "حسن ز داغ تو غارت شدم" ، حسین

اما بدان چو روز تو روزی حسین ، نیست
گریه کن هزار مصیبت شدم حسین

#رضا_رسول_زاده


Tlgrm.me/raziolhossein
08:18
#امام_حسن_شهادت


اینجا همه چیز می شود آماده
هر کس پی حل مشکلم افتاده

اینجا همه منتظر که لب باز کنم
تا هر چه نیاز دارم ابراز کنم

خادم به کنار من شب و روز زیاد
دور و بر من عاشق دلسوز زیاد

در وقت عطش به آب سیراب شوم
نگذاشت برادرم که بی تاب شوم

هر چند که خون جگرم بر لب هست
خوب است که بالای سرم زینب هست

بر زانوی خسته اش سرم را دارد
عباس هوای دخترم را دارد

اینجا همه پیشانی من می بوسند
دست و سر نورانی من می بوسند

من سوخته جانم از بلا اما آه
لایوم کیومک ابا عبدالله

اینجا همه دور و بر من گریانند
فردا همه دور قتلگه خندانند

اینجا همه هستیم و به دلها غم نیست
فردا به کنار خواهرم محرم نیست

فردا همهء نیت دشمن سر توست
فردا همه چشمها به انگشتر توست

#مجتبی_شکریان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مصیبت


قد رعنای رسول الله آخر سر شکست
پایه های عرش از این داغِ درد آور شکست

رحمةٌ للعالمین بود و مصیبت ها چشید
صبر کرد و حرمتش در بین هر معبر شکست

جز علی و چند تن دور و برش یاری نبود
در اُحد تنها شد و دندان او آخر شکست

فتنه ی آن دو یهودی عاقبت کاری شد و...
... زهر آتش زد به جان او، دل دختر شکست

گوشه ای از شهر غوغای سقیفه شد بلند
جسم او جان داشت اما حرمت منبر شکست

خواست پیغمبر بگوید باز هم حق با علی است
مردکی پرخاش کرد و قلب پیغمبر شکست

بال خود را بست و سوی عرش اعلی پر کشید
سخت تنها شد امیرالمؤمنین، حیدر شکست

بعد پیغمبر شرر بر خانه ی عصمت زدند
در میان غربت این شهر نیلوفر شکست

در میان دود و آتش با لگد بر در زدند
در شکست و سر شکست و حرمت مادر شکست

بار شیشه دارد این بانو کمی آرام تر
پشت در اصلا چه شد آیینه سرتاسر شکست

پیش چشمان ولی الله زهرا را زدند
پیش همسایه غرور فاتح خیبر شکست
.
.
.

روز عاشورا که شد شبه پیمبر را زدند
با شتاب نیزه، پهلوی علی اکبر شکست


#محمد_جواد_شیرازی

#پیامبر_اکرم

قد رعنای رسول الله آخر سر شکست
پایه های عرش از این داغِ درد آور شکست

رحمةٌ للعالمین بود و مصیبت ها چشید
صبر کرد و حرمتش در بین هر معبر شکست

جز علی و چند تن دور و برش یاری نبود
در اُحد تنها شد و دندان او آخر شکست

فتنه ی آن دو یهودی عاقبت کاری شد و...
... زهر آتش زد به جان او، دل دختر شکست

گوشه ای از شهر غوغای سقیفه شد بلند
جسم او جان داشت اما حرمت منبر شکست

خواست پیغمبر بگوید باز هم حق با علی است
مردکی پرخاش کرد و قلب پیغمبر شکست

بال خود را بست و سوی عرش اعلی پر کشید
سخت تنها شد امیرالمؤمنین، حیدر شکست

بعد پیغمبر شرر بر خانه ی عصمت زدند
در میان غربت این شهر نیلوفر شکست

در میان دود و آتش با لگد بر در زدند
در شکست و سر شکست و حرمت مادر شکست

بار شیشه دارد این بانو کمی آرام تر
پشت در اصلا چه شد آیینه سرتاسر شکست

پیش چشمان ولی الله زهرا را زدند
پیش همسایه غرور فاتح خیبر شکست



روز عاشورا که شد شبه پیمبر را زدند
با شتاب نیزه، پهلوی علی اکبر شکست


#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
10:07
#امام_حسن_شهادت
#امام_حسن_مدح


او واسطۀ رحمت حق بود و کرم داشت
ابر کرمش برسر هربام علم داشت

 بخشید سه نوبت  همۀ ثروت خود را
ارباب کرم بود که بر خلق کرم داشت

تن داد به صلحی که در آن مصلحتی بود
هرچند که مانند علی تیغ دودم داشت

زهر آمد و زد برجگر و زود برون زد
ازبس دل او ماتم و اندوه و الم داشت

وقتی جگرش ریخت میان دل آن طشت
گفتند که این حجت حق اینهمه غم داشت؟

با دیدن اشک دو برادر همه دیدند
«دلهای غریبان جهان راه به هم داشت»

حتی به تنش فتنه گران رحم نکردند
برپیکرخود زخمه ای از تیر ستم داشت

بنویس «وفایی»که پس از این همه غُربت
ایکاش که این حجت معبود حرم داشت


#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
10:08
#امام_حسن_شهادت
#مرثیه


نمی خواهم بگویم آنچه بین کوچه ها دیدم
مکن اصرار ای زینب بدانی آنچه را دیدم

به بند غم گرفتار و اسیرم تا دم مرگم
که بند ریسمان بر گردن شیر خدا دیدم

خدا داند که آن سیلی شروع دردهایم شد
به یک لحظه در آن کوچه دو صد کرب و بلا دیدم

از آن خنجر که بر پایم نشست هرگز نمی نالم
که من مسمار را در سینه خیر النساء دیدم

شرار طعنه و زخم زبان از زهر بد تر بود
چه گویم من چه از دوستان بی وفا دیدم

در این غربت شبیه جد خود خیر البشر هستم
که از ملعونه ای همسر نما جور و جفا دیدم

#جواد_حیدری


Tlgrm.me/raziolhossein
10:19
#امام_حسن_شهادت


کاش گردی شوم و از کرمت
بنشینم به کنار حرمت

کاش چون ماه به شبهای دراز
داشتم با حرمت روز نیاز

کاش مانند چراغی سوزم
تا شبی در حرمت افروزم

کاش مانند نسیم سحری
داشتم بر سر کویت گذری

کاش چون اشک کنارت افتم
بر روی خاک مزارت افتم

روی جانها همه بر تربت تو
سوز دلها همه از غربت تو

غربت آن نیست که با ضربت سنگ
چهره از خون جبین گردد، رنگ

غربت آن نیست که از داغ جوان
قد بابا شود از غصه کمان

غربت آن نیست که سر بر سر نی
ره کند با سپه دشمن طی

غربت آن است که، فردی مظلوم
شود از کینة یارش مسموم

غربت آن است که بعد از کشتن
بارش تیر ببارد به بدن

تیر بارید ز بس بر بدنت
بدنت گشت یکی با کفنت

سینه‌ها از الم، فروخته شد
تن و تابوت بهم دوخته شد

ای بیاد تو دل هستی، خون
وی حساب غمت از حد بیرون

قلب احمد که برایت خون بود
به همه مردم عالم فرمود:

روز محشر که همه گریانند
اشک ریزان حسن خندانند

زین شرر سوخته «میثم» امروز
بارالها تو به فرداش، مسوز


#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
10:26
#امام_حسن_شهادت
#زمزمه


بند۱

كنج حجره مثه برگ پائيزي خزون و زردم
تو خودم ريختم يه عمره همه ي غصه و دردم

زهر اثر كرده گمونم
به تمومي ه وجودم
هنوزم اين دم اخر
ياد بازوی كبودم

اشك از چشام جاريه
زخم دلم كاريه

واي مادرم .....


بند۲

توی خواب و تو بيداري گريه همراهه چشامه
بغضی سنگين از قديما توی سينمه باهامه

خیلی ساله حال و روزم
شده بيقرار و دشوار
كاشكي اونروز جاي مادر
صورتم ميخورد ب ديوار

جلو چشام خورد زمين
دلم با غم شد عجين

وای مادرم ....


بند۳

بی حيا راهمونو بست غرور منو شكستش
مادرم رو خیلی بد زد الهی بشكنه دستش

هي ميگفتم پاشو مادر
تا باهم بريم به خونه
يه نگاه كن تورو قران
حسن تو نيمه جونه

چشمام خيره به ديوار
مردم روزي هزار بار

وای مادرم...

#ياسين_زندی

Tlgrm.me/raziolhossein
10:27
recording-۲۰۱۶۱۱۲۶-۱۸۰۶۳۰.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
02:04, 976.5 KB
ش
11:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1009×588, 81.5 KB
 خــــون می‌چـــــکد
بــــه ‌دوشِ اباالفضـــــــل
از کفـــــــــــــــــن

 گویــــــی
دوبـــــاره فــــــاطمــــــه
بر شــــــــــــــــانه مــــی‌رود...!

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح
#غزل



نه اینکه حرف تو باشد، نه اینکه حرف من است
حسین گفتن ما از عنایت حسن است

یکی مدینه یکی کربلا به ظاهر، لیک
حکایت دو برادر، دو روح و یک بدن است

مدینه رفته که با مجتبی شود محشور
به کربلا برسد، با حسین هم‌وطن است

نه هر که لایق خونین بدن شدن بوده‌ست
نه هر غریب، سزاوار خونجگر شدن است

که گفته صلح، به معنای ترس از جنگ است؟
که گفته رزم، توان یکی از این دو تن است؟

تفاوتی‌ست میان رباب با جعده
که فرق این دو برادر ز فرق این دو زن است

گمان کنم به دلیل همین تفاوت نیز
میان این دو برادر غریب‌تر حسن است

اگر غلط نکنم من به احترام حسین
به روز حشر حسن هم شهید بی‌کفن است

#پیمان_طالبی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح


باید مرا گلیم مسیر نگار کرد
زیر قدوم فاطمی‌ات خاکسار کرد

مهر تو را بهشت بخواهد نمی‌دهم
در ماجرای عشق نباید قمار کرد

فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست
وقتی خدا به داشتنت افتخار کرد

من که به دست هیچ‌کسی رو نمی‌زنم
نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد

هر چند آفریده خدا چهارده کریم
اما یکی از آن همه را سفره‌دار کرد

ما را پیاده کرد سر سفره شما
این کشتی حسین که ما را سوار کرد

باید به بازوی حسنی‌ات دخیل بست
ورنه نمی‌شود که جمل را مهار کرد

خشمت نیاز نیست در آنجا که می‌شود
با قاسم تو قافله را تار و مار کرد

ارزان تو را فروخت به حرف معاویه
زهری به کام تشنه تو روزه‌دار کرد

زهری که می‌شکافت دل سنگ خاره را
در حیرتم که با جگر تو چه کار کرد

زهرا شنیده بود تنت تیر می‌خورد
تابوت را برای همین با جدار کرد
.
#علی_اکبر_لطیفیان
.
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#دودمه


گر چه بازهر مرا با دل پر غم کشتند
جگر من خون است

مادرم که به زمین خورد مرا هم کشتند
جگر من خون است



آنکه از جنگ جمل عقده به سینه دارد
آه و صد واویلا

آمده تیر به تابوت حسن بگذارد
آه و صد واویلا

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مصیبت



این سالها خیلی عَلَیهَت کار کردند
قتل شما را عده ای انکار کردند

جای "شهادت" لفظ "رحلت" را نوشتند
بر روی این حرف غلط اصرار کردند

با بودن حیدر(علیه‌السلام) ؛ که جان مصطفی بود(صلی الله علیه و آله وسلم)
نامرد مردم رو به یک مردار کردند

در روز روشن دشمنت بودند اما
بعد از شما خود را رفیق غار کردند

وقتی که روشن شد چراغی در سقیفه
آینده نسل بشر را تار کردند

"ملعونة دختر ها" به جانت زهر دادند
در چشم حیدر(علیه‌السلام) هم "پدر ها" خار کردند

این ظلم ها انگار کافی نیست وقتی
فکر هجوم و هیزم و مسمار کردند


#محمدعلی_افضلی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#شور

من الازل شده ام من، گدای خوان رفیعت
دوباره پر زده این دل ، کنار صحن بقیعت

ای غریب مدینه 4
...............
فدای صبر و شکیبت ، که گشته غصه نصیبت
نشسته فاطمه امشب، کنار قبر غریبت
..............
تو که به دشمن خود هم ، کنی زلطف نگاهی
چه میشود به محبان ، کنی تو گوشه نگاهی
..............
بده به درد دوا را ، بده به سینه صفا را
به دست خود بزن امضا، برات کرببلا را
..............
دل مدینه خراب ، دل پر از محن توست
میان بزم عزایت، فاطمه سینه زن توست
..............
ز بار غصه خمیدی ،مگر به کوچه چه دیدی
که یاد چار خاکی ، همیشه ناله کشیدی
..............
دلت به غصه عجین بود، و قاتل تو همین بود
که پیش روی تو مادر ، به کوچه نقش زمین بود
..............
به کوچه ثانی ملعون ، به زخم سینه نمک زد
به پیش چشم تر تو ، به مادر تو کتک زد


#علی_سلطانی
23:45
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 138.3 KB
29 November 2016
ش
00:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت
#شور

فدای مظلومیت و ، فدای غربت حسن
دوباره پر زده دلم ، کنار تربت حسن

شد غصه بی شماره ، اشک از چشام میباره
میسوزه قلبم آخه ، آقام حرم نداره

آقام حرم نداره 4
..................
می ریزه غربت از حرم ، نگو حرم وادی غم
کی دیده که خاکی باشه ، مزار شاه با کرم

حالم ز گریه زاره ، این رسم روزگاره
ای کاش بمیرم از غم ، آقام حرم نداره
..................
اونیکه تو جنگ جمل ، یه زخم کاری خورده بود
موقع تشییع تنش ، تیر و کمون آورده بود

غم تازه شد دوباره ، خون از کفن میباره
باهم بخونیم امشب ، آقام حرم نداره
..................
همیشه توی ناله هاش ، زیر لب یه حرفی می زد
الهی دستش بشکنه ، مادرمو نامردی زد

شد روضه با اشاره ، کوچه پر از غباره
داره میگرده مادر ، دنبال گوشواره

#علی_سلطانی
00:44
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:44, 105.6 KB
00:44
#امام_رضا_شهادت

مانند مادرت شده ای، قد خمیده ای!
آقا چرا عبا به سرِ خود کشیده ای !؟

با درد کهنه ای به نظر راه می روی!؟
مانند فاطمه چقدر راه می روی!

خونِ جگر به سینه، به اجبار می دهی
راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی

داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند
خواهر نداشتی که برایت به سر زند

اینجا مدینه نیست، چرا دلخوری شما !؟
در کوچه های طوس،زمین می خوری چرا ؟

با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده
خاک لباس های خودت را تکان بده

مقداری از عبای شما پاره شد، ولی...
نیزه نزد کسی به تو از کینه ی علی

اینجا کسی به پیرهن تو نظر نداشت
فکر و خیال گندم ری را به سر نداشت

اینجا کسی به غارت انگشترت نرفت
چشمی به سمت مقنعه خواهرت نرفت

#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:44
#امام_رضا_شهادت

دعا كنيد شب گريه آورش نرسد
و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد

هنوز هم كه جوادش نيامده از راه
دعا كنيد نفسهای آخرش نرسد

بدون سرفه‌ی خونين جگر نمی‌ريزد
دعا كنيد كه زخمی به حنجرش نرسد

هزار شكر كه معصومه با برادر نيست
وگرنه داشت دعايی كه خواهرش نرسد

چنان به رویِ زمين می‌خورَد قدم به قدم
گمان كنم كه به حجره به بسترش نرسد

نفس نفس زدنش سخت‌تر شده ای داد
خداكند كه صدايش به مادرش نرسد

جوادش عاقبت آمد ...گريز روضه رسيد
پسر رسيد كه روضه به آخرش نرسد....
***
حسين بر سرِ زانو،جوانش اُفتاده
نمی‌شود نزند داد،بر سرش نرسد

بغل كشيده تنش را ولی زمين می‌ريخت
به خيمه‌گاه گمانم كه اكبرش نرسد

چقدر هلهله دارند ارازلِ كوفه
دعا كنيد كه ای كاش خواهرش نرسد

علی كه رفت عمو رفت دختری ترسيد
دويد آتشِ خيمه به پيكرش نرسد

دويد عمه كه پيش از سنان به او برسد
كه دستهایِ حرامی به معجرش نرسد

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:48
#امام_رضا_مناجات


ساقیا بوی نسیم سحری ما را بس
در همین حد که نمودی نظری ما را بس

حاجت ازدل نگذشته تو روا می سازی
از گرفتاری ما باخبری ما را بس

مثل هر بار اگر باز بزرگی بکنی
بار افتاده ی ما را بخری ما را بس

شوری اشک ، چشیدم و نمک گیر شدیم
داده ای نیمه شب چشم تری ما را بس

ناخداگاه مقیم در میخانه شدیم
جای دادی به گدایی گذری ما را بس

فاطمه دید و پسندید و خرید این همه عمر
با تولّای علی شد سپری ما را بس

شیعه حیدر کرار شدیم و برِ ما
همسر فاطمه کرده پدری ما را بس

بوسه دارد کف نعلین علی که نورش
می کند در رخ ما جلوه گری ما را بس

جان ارباب قسم ، این دلمان تنگ شده
یک سفر کرببلا هم ببری ما را بس

همه را مثل جوادت تو بغل می گیری
چقدر خوب تو کردی پدری ما را بس

عاقبت حاجت ما نیز روا خواهد شد
خاک ما گوشه ای از کرببلا خواهد شد

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:50
#امام_رضا_شهادت


آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش
یعنی امروز ست روزِ ناله‌هایِ آخرش

هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت
میکشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش

رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی
بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش

او زمین می‌خورد و میخندید بر حالش عدو
این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش

صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد
حجره در بسته میداند چه آمد بر سرش

بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن
خادمش دید و ولی هرگز نمیشد باورش

یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت
از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش

کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود
قلبِ شاعر آب شد در این سه بیت آخرش

هر چه قدر آغوش خود واکرد اکبر جا نشد
تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش

تا قیامت هم نمیفهمند اهل معرفت
از چه آمد دست بر سر بین لشگر خواهرش

آنکه حتّی تارِ مویش را ندیده جبرئیل
دست بُرده بر سرِ نعش علی بر معجرش

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:57
#امام_رضا_مناجات


مستحقم بده در راه خدا اقا جان
امدم باز به امید شما اقا جان

دست تنگم به امید کرمت امده ام
رحم کن بر من افتاده ز پا اقا جان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما
حق اب و گل ما هست به جا اقا جان؟

فقط اینجاست که رویم به گدایی باز است
داده ای بس که خودت رو به گدا اقا جان

گره اخرتم دست تو را می بوسد
مکن ان روز فراموش مرا اقا جان

من به این اب و هوا انس گرفتم اما
چه کنم با هوس کرببلا اقا جان

....
کودکی من از این صحن به ان صحن گذشت
مثل پروانه در باد رها اقا جان

با همان لهجه پاک پدری میگویم
قربون کفترای صحن رضا اقا جان


#حسن_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:57
#امام_رضا_علیه_السلام


یا غریب الغـربا،بـده در راه خدا
یا معین الضعفاء،بـده در راه خدا

تـو پنـاه همـه‌ای،پســر فاطمـه‌ای
نظری کن به گدا بـده در راه خدا

 من اگـر روسیهم غرق بحـر گنهـم
 تو زدی مرا صـدا بـده در راه خدا

 نگشـایی در اگـرنروم جـای دگر
 به جـوادت ابـدا  بده در راه خدا

 من گنهکار و بدم نه تو می‌کنی رَدَم
نه شوم از تو جدابـده در راه خدا

 بـه هـوای کرمت آمدم در حرمت
غمـم از دل بزدا  بده در راه خدا

من تهی‌دست و فقیر از خجالت سربه‌زیر
تـو امـام و مقتــدا  بـده در راه خدا

بـه امـامتت قسم به کرامتت قسم    
به مقــام شهـداء بده در راه خدا

یابن‌الطور وعادیات پسـر والذاریات
یـابن‌مصباح‌الهدی بده در راه خدا

نگهی به «میثمت» که گدای حرمت 
بــوده‌ام از ابتــدا  بـده در راه خدا

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
00:58
#امام_رضا_علیه_السلام

هرسو که رو نهادم و هرجا قدم زدم
دیدم کشد امام رضا سوی مشهدم

روزم سیاه رو سیه و نامه ام سیاه
زوار قبر او همه خوبندو من بدم

آنقدر لطف و مرحمتش داد رو به من
تا باز آمدم در این خانه را زدم

گفتم امام رانده مرا دیگر از درش
از بس رؤف بود صدایم زد آمدم

صد بار دید جرم و خطای مرا ولی
یکبار هم نکرد از این آستان ردم

وقتی که با امام رؤف آشنا شدم
گررو کنم به درگه بیگانه مرتدم

اول رساند دست مرا برضریح او
آنگه گرفت دست ، خداوند سرمدم

گفتم گناه کارم و آلوده دامنم
گفتا بمال صورت خودرا به مرقدم

این است هست و نیست و دارو ندار من
پرونده از گنه پرو خالی بود یدم

آلوده دامنم ولی اعلام می کنم
من میثم محمد و آل محمدم


#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
00:59
#امام_رضا_شهادت


اشک خداست یا قمر افتاده روی خاک
در راه کوچه یک نفر افتاده روی خاک

تاثیر کرده زهر که پیچیده در خودش
افتاده از نفس اگر افتاده روی خاک

داغ مدینه در نظرش زنده می شود
یا فاطمه است پشت در افتاده روی خاک؟

در ازدحام شوق ملائک ببین چقدر؛
در شهر طوس بال و پر افتاده روی خاک

تاثیر کرده زهر و اباصلت دیده است
لخته به لخته ی جگر افتاده روی خاک

بر روی سر کشیده عبا را و دائما
از رنگ چهره اش اثر افتاده روی خاک

پیش پسر اگر پدر افتاده روی خاک
در کربلا ولی پسر افتاده روی خاک

باید حسین فرق کند نوع غصه اش
با زانوان خود پدر افتاده روی خاک

پایان مقتل آمد و باران عزا گرفت
هفتاد و چند چشم تر افتاده روی خاک

خون خدا مقابل چشمان خواهرش
غلتان به خون بدون سر افتاده روی خاک…


Tlgrm.me/raziolhossein
01:00
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی


سلطان سریر ارتضا را عشق است
آیینه ی روشن صفا را عشق است

هرچند که خوبان جهان بسیارند
در بین همه فقط رضا را عشق است

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:03
#امام_رضا_شهادت

از داغ زهر پیکرم آتش گرفته است
گویی تمام بسترم آتش گرفته است

تر میکند لبان مرا کودکم ولی
از تشنگی، لب ترم آتش گرفته است

پا میکشم به خاک و نفس میزنم که شهر
از آه آهِ آخرم آتش گرفته است

حالا کبوتران به غمم گریه میکنند
از بال و پر زدن،  پَرم آتش گرفته است

امشب تمام حجره ی من کربلا شده
یک جرعه آب ، حنجرم آتش گرفته است

امشب دوباره خیمه ی آتش گرفته را
میبینم و سراسرم آتش گرفته است

سر ها به روی نیزه و سرنیزه ها به تن
یک دشت در برابرم آتش گرفته است

فریاد دختری ز دل خیمه میرسد
عمه کمک که معجرم آتش گرفته است

#امام_رضا_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


غرق عصیانم ولی پای تو گیرم لااقل
عاشق روی تو ای ماه منیرم لااقل

تا مسیر عاشقی سمت خراسان شماست
من هم از آوارگان این مسیرم لااقل

کاشکی می شد که یک ساعت نشانِ خدمتِ
خادمان افتخاری را بگیرم لااقل

گر نشد توفیق تا من کشتۀ عشقش شوم
دلخوشم از اینکه بر عشقش اسیرم لااقل

ساکن صحن رضا بودن اگر ممکن نشد
کاش می شد در رواق او بمیرم لااقل

من ندارم جز گدایی بر درش سرمایه ای
باز هم شکرانه دارد من فقیرم لااقل

وعده داده در سه جا آید به دیدارم رضا
می شود در روز محشر دستگیرم لااقل

تا ابد این حیدری بودن برای ما بس است
هر که هستم عبد مولای غدیرم لااقل

شد علی نامش که جاویدان شود یاد علی
عمر ما خورده گره با یاد اولاد علی

#مهدی_مقیمی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_مناجات

خیرت رسید و آدم عاصی بقاگرفت
پست و حقیر عالم امکان بها گرفت

رو بر تو کرد با همه ی روسیاهی اش
ازگوشه چشم نافذتان او شفا گرفت

آقا ردش نکن که امیدش فقط تویی
باصد امید کوبه ی بیت الولا گرفت

جانی دوباره در تن بی جان او نشست
تا عشقتان میان دلش را فرا گرفت

یاایهالرءوف و زلطف مجسمت
بی دست و پاترین بشردست و پا گرفت

بخشیده شد تمام گناه و خطای او
وقتی قدم در آن حرم باصفا گرفت

شبنم ز دیده ی تر او بر زمین چکید
بازائرین تو چو دم یارضا گرفت

یا ایهاالکریم و به عشق نگاه تو
بنگر دراز دست خودش این گدا گرفت

قربان نام تو که گره را گشایش ست
باید که نام اطهرتان را طلا گرفت

هرکس زآب دلکش این بارگه چشید
دیگر کجا نشانه ز آب بقا گرفت

من از لبان عاشق رندی شنیده ام
اینجا ز رأفت تو شود کربلا گرفت

بی شک نشسته در دلتان مهر نوکری
کو در حرم نوای شه سر جدا گرفت

گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما
یابن الشبیب گریه ی تو هر کجا گرفت

ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم
هرجا کسی زماتم جدت عزا گرفت

شعرم تمام، حرف دلم ناتمام ماند
نوکر زیاده تر ز سرش از شما گرفت

#رضا_آهی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_مناجات


مرا کشانده به مشهد هوای دیدن تو
زِ راه دور رسیدم برای دیدن تو

مرا به دِرهم و دینار وا مکن زِ سرت
از این به بعد گدایم، گدای دیدن تو

همیشه روزی رَعیَت به دست سلطان است
چه چیز پُر کُنَدْ ای دوست جای دیدن تو؟

کبوتر حرم و صحن و گنبدت زیباست
ولی ندارد عزیزم صفای دیدن تو

تَب وصال تو افتاده در دلم چه کنم؟
در این سفر شده ام مبتلای دیدن تو

بِریز خونم و زُلف از رُخَتْ کنار بزن
من آمدم که بِمیرم به پای دیدن تو

طواف کعبه ی ما بوسه از ضریح شماست
گرفته دست دلم را دعای دیدن تو

از این حرم شهدا بَرگه ها گرفتند و
شدند عازم کربُبَلای دیدن تو

به گریه ها و نماز تو در شلمچه قسم
تمام جبهه ی ما شد مِنای دیدن تو

قسم به جان جوادت مرا خدایی کن
به دست خویش مرا باز کربلایی کن

#قاسم_نعمتی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_مناجات

ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان
معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان

هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی
رسد آخر به نوایی مددی حضرت سلطان

تو نگفته بدهی حاجت و این رسم رئوف است
مهد احسان و عطایی مددی حضرت سلطان

چه شهیدان که گرفتند برات از حرم تو
که حبیب شهدایی مددی حضرت سلطان

روضه‌های سحر کوی تو دارد چه صفایی
صاحب هر چه بکائی مددی حضرت سلطان

قبله ی کعبه تویی جملۀ شاهان سگ کویت
کی تو حج فقرایی مددی حضرت سلطان

پرچم سبز سر گنبد تو هادی عشق است
چون کند قبله نمایی مددی حضرت سلطان

تحت آن قبه ی زردت که بود عرش الهی
گریه دارد چه صفائی مددی حضرت سلطان

بی خود از خود شده دل هر دمی آید به حریمت
بشود کرببلائی مددی حضرت سلطان

زیر ایوان طلایت چو نجف غرق غرورم
شهریار دو سرائی مددی حضرت سلطان

#قاسم_نعمتی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_مناجات

هربار میبخشی مرا، من نصف جان میشم
از بس خجالت میکشم، آب روان میشم

صد سال پیش از کوچه ما رد شدی اما
هر وقت میبوسم زمین را آسمان میشم

یک عمر گریه قیمت ما را مشخص کرد
این روزها دارم چقدر ارزان گران میشم

عاشق شدیم و تجربه کردیم پیری را
من در بهار زندگی دارم خزان میشم

پروانه ای را دیدم و گفتم شبی منهم
مانند این پروانه رسوای جهان میشم

یک استخوان انداختن مال تو چیزی نیست
اما نباشد من که پوست و استخوان میشم

پیش تو که هستم زبانم بند میاید
اما کنار عکس تو بلبل زبان میشم

فرقی ندارد مال من اصلا کجا باشم
آهو نشد باشد سگ این کاروان میشم

من با گدایان سر کویت ولو با من
نامهربان باشند،باشد مهربان میشم

نان آور این خانه ما هم شما هستید
بیهوده من دارم اسیر لقمه نان میشم

من وقت میوه چیدنم فصل زمستان است
یعنی به لطف گریه در پیری جوان میشم

چون داستان مرد سلمانی بین راه
یک روز میاید که من هم داستان میشم

#علی_اکبر_لطیفیان
.
Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_شهادت

عبا کشیده به سر غربتی نهان دارد
نگاه زار به این حالش آسمان دارد

به یک قدم نرسیده دوباره می افتد
مشخص است تنی زار و ناتوان دارد

به سوز زهر پذیرایی از غریبی شد
چه یادگاری تلخی ز میزبان دارد

نباید اصلا ازو انتظار حرفی داشت.
نفس بریده کجا قدرت بیان دارد؟

کمک گرفت ز دیوار کم زمین بخورد
چه آمده به سرش قامتی کمان دارد

تلاش کرد که بیرون نریزد این غم را
چقدر لخته ی خون داخل دهان دارد

اگر که بسته در حجره را دلیلی داشت
نخواست تا که ببینند نیمه جان دارد

هزارشکر سرش روی دامن پسر است
دراین دقایق جانسوز روضه خوان دارد

هزارشکر تنش زیر آفتاب نرفت
هزارشکر که درحجره سایبان دارد

نه اهل بیت رضارا کسی اسارت برد
نه اینکه قاتل او چوب خیزران دارد

#سید_پوریا_هاشمی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_شهادت


مانند مادرت شده ای، قد خمیده ای!
آقا چرا عبا به سرِ خود کشیده ای !؟

با درد کهنه ای به نظر راه می روی!؟
مانند فاطمه چقدر راه می روی!

خونِ جگر به سینه، به اجبار می دهی
راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی

داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند
خواهر نداشتی که برایت به سر زند

اینجا مدینه نیست، چرا دلخوری شما !؟
در کوچه های طوس،زمین می خوری چرا ؟

با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده
خاک لباس های خودت را تکان بده

مقداری از عبای شما پاره شد، ولی...
نیزه نزد کسی به تو از کینه ی علی

اینجا کسی به پیرهن تو نظر نداشت
فکر و خیال گندم ری را به سر نداشت


#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_شهادت

دعا كنيد شب گريه آورش نرسد
و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد

هنوز هم كه جوادش نيامده از راه
دعا كنيد نفسهای آخرش نرسد

بدون سرفه‌ی خونين جگر نمی‌ريزد
دعا كنيد كه زخمی به حنجرش نرسد

هزار شكر كه معصومه با برادر نيست
وگرنه داشت دعايی كه خواهرش نرسد

چنان به رویِ زمين می‌خورَد قدم به قدم
گمان كنم كه به حجره به بسترش نرسد

نفس نفس زدنش سخت‌تر شده ای داد
خداكند كه صدايش به مادرش نرسد

جوادش عاقبت آمد ...گريز روضه رسيد
پسر رسيد كه روضه به آخرش نرسد....
***
حسين بر سرِ زانو،جوانش اُفتاده
نمی‌شود نزند داد،بر سرش نرسد

بغل كشيده تنش را ولی زمين می‌ريخت
به خيمه‌گاه گمانم كه اكبرش نرسد

چقدر هلهله دارند ارازلِ كوفه
دعا كنيد كه ای كاش خواهرش نرسد

علی كه رفت عمو رفت دختری ترسيد
دويد آتشِ خيمه به پيكرش نرسد

دويد عمه كه پيش از سنان به او برسد
كه دستهایِ حرامی به معجرش نرسد

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_شهادت


آمداز راه وکشیده است عبا را به سرش
وای از سینۀ سوزان و ودل شعله ورش

همچو شمعی که بسوزد زشرر آب شود
آب کرد آتش آن زهر زپا تا به سرش

حجره اش بسکه غم انگیز وملال آور بود
گرد غم بود که می ریخت زدیوار ودرش

گاه درزیر لبش ذکرخدا می گوید
گاه سوی درحجره است خدایا نظرش

هم جواد آمده بالین رضا هم زهرا
هم پسر سوخته هم مادر خونین جگرش

پیش مادر نبود طاقت برخاستنش
زیر بار غم واندوه خمیده کمرش

پسرش دست به سردارد و  مادر به  کمر
او نظر می کندو خون رود از چشم ترش

دست ظلمی که زده بررخ زهرا سیلی
پاره کرده است کنون رشتۀ عمر پسرش

ای «وفائی» زفلک پیک شهادت آمد
گشت تا گلشن سرسبز جنان همسفرش


#سیدهاشم_وفایی


Tlgrm.me/raziolhossein
01:29
#امام_رضا_شهادت


سخت است پیش پای پسر، دست و پا مزن
جانِ جواد، مادر خود را صدا مزن

حالا که زهر شیره ی جانِ تو را کشید
آتش به جان این جگر مبتلا مزن

بالا سرت جواد و اباصلت آمدند
پس بینِ هجره ناله ی واغربتا مزن

از شانه ی جواد کمی هم کمک بگیر
بر روی خواهش پسر خویش، پا مزن

گرچه به یاد مادرت آتش گرفته ای
پیش جواد، حرفی از آن کوچه ها مزن

قدری بنوش جرعه ی آبی و، این همه
با یاد کربلا، طرفی آب را مزن

این دست از شراره ی زهر آب گشته است
بر صورتت به یاد لبِ سرجدا مزن

آقا عبا بکش به سر اطهرت، ولی
حرف از عبای کشته ی کرببلا مزن

#رضا_باقریان


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت

آی فاطمه ی قم سرت سلامت باد
برادرت وسط کوچه ها زمین افتاد

یگانه بانوی قم کوکب امام رضا
فدای گریه ات ای زینب امام رضا

نشد که سایه بر آن سایه ی سرت بدهی
نشد که آب به دست برادرت بدهی

میان حجره نفس زد تو را صدا بزند
هزار شکر ندیدی که دست و پا بزند

نشد اگرچه که پایین پاش گریه کنی
نشد اگر که بیایی براش گریه کنی

چقدر عرض ادب خیل مرد و زن کردند
قسم به تو که عزیز تو را کفن کردند

امان ز خواهر سلطان کربلا زینب
رسید پیش سلیمان کربلا زینب

رسید و دید که انگشتر برادر نیست
به غیر شمر کسی بر سر برادر نیست

تا تیر و نیزه بر بدن پادشاه رفت
بر روی پیکر و تن تو یک سپاه رفت

Tlgrm.me/raziolhossein
13:04
#امام_رضا_شهادت


ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده
سوختم از عطش و چشم به دریا مانده

باز دلتنگِ جوادم که در این شهرِ غریب
به دلم حسرتِ یک گفتنِ بابا مانده

دست و پا می زنم امّا جگرم می سوزد
به لبِ سوخته‌ام روضه ی زهرا مانده

جان به لب می شوم و کرب و بلا می بینم
که لب کودکی از فرط عطش وا مانده

مادرش چشم به راه است که آبش بدهند
وای از حرمله آن جا به تماشا مانده

شعله‌ور می شوم از زهر و حرم می بینم
که در آتش دو سه تا دخترِ نو پا مانده

دختری می‌دود و دامنِ او می سوزد
ردِّ یک پنجه ولی بر رُخ او جا مانده

این طرف غارت و سیلی نگاه بی شرم
آن طرف بر نوک نیزه سرِ سقّا مانده


#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
13:17
#امام_رضا_مناجات


شاهی که حق اورا به جز رافت ندادَش
شد باب حاجات همه باب المرادش

اینجا گناهان را همه بخشوده گیرند
دیگر چه فرقی می کند کم یا زیادش

از رحمت این شاه هرکس گشته مایوس
باید که بنویسند حکم ارتدادش

جور دگر اورا پذیرایی نماید
وارد شود هرکس که از باب الجوادش

با او هم اینکه شیعه آباد است دنیاش
هم اینکه تضمین میشود یوم المعادش

برگو محبش را امام مهربانش
در روز محشر میرسد حتما به دادش

از خوف ما بیشتر رجا داریم محشر
چون ضامنی همچون رضا داریم محشر

#عبدالزهرا


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت


از اباصلت بپرسید چه آمد به سرش
که چرا تیره شده صبح سپید سحرش

برده از مادر مظلومه ی خود ارثیه ای
خم شده مثل قد و قامت مادر کمرش

بس که در کوچه زمین خورد و دوباره برخاست
ریخت از زیر عبایش همه ی بال و پرش

آن چنان در دل حجره به خودش می پیچد
پر شده در همه ی عالم بالا خبرش

تا به یاد جگر پاره ی جدش افتاد
یا حسن گفت و سپس سوخت تمام جگرش

منتظر بود جوادش برسد از یثرب
لحظه ی آخر عمر خیره به در شد نظرش

کربلا شاه کنار پسرش رفت ، اینجا
شاه بر نقش زمین بود که آمد پسرش

این مصیبت به خدا بانگ عزا می خواهد
دعبل مرثیه خوان کو که شود نوحه گرش

گریه کن ابن شبیب ، سید ما را کشتند
تشنه بود و دو جهان سوخت ز سوز شررش

#یدالله_شهریاری

Tlgrm.me/raziolhossein
14:07
#امام_رضا_مناجات


ایکه باشد لطف تو از ماسوا هم بیشتر
مینشیند بر سر راهت گدا هم بیشتر

بی گمان باشد صفای مشهدت در چشم من
از صفای مروه و سعی صفا هم بیشتر

آنقدر مولی رئوف هستی که در دربار تو
آبرو دارد غریب از آشنا هم بیشتر

حاجت ابراز حاجت نیست آقا با شما
چونکه میدانی نیاز ما ز ما هم بیشتر

من گدای آستان خواهرت معصومه ام
باشد اما بر عطای تو نگاهم بیشتر

آمدم ضامن شوی حاجت بگیرم از خدا
حاجتم را داده ای یک کربلا هم بیشتر

نینوای ناله پشت پنجره فولاد هست
از نوای ناله نقاره ها هم بیشتر

هرچه در دنیا طلب کردم عنایت کرده ای
التجا دارم به تو روز جزا هم بیشتر

یک نگاه مهربان تو «جهانی» را بس است
ایکه باشد لطف تو از ماسوا هم بیشتر

#اسماعیل_پورجهانی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:07
#امام_رضا_شهادت


دو دست بر کمرش ، مثل مادرش زهرا
شکست بال و پرش ، مثل مادرش زهرا
گریست چشم ترش ، مثل مادرش زهرا
ندید دور و برش ، مثل مادرش زهرا

چقدر فاطمه دارد ، تبار پیغمبر
چه آفتی زده بر لاله زار پیغمبر

میان کوچه نشست و بلند شد آقا
شمارش نفسش باز میرود بالا
نفس نمانده برای سلاله ی زهرا
میان حجره ی تنهایی اش فتاد از پا

شبیه مار گزیده به خویش می پیچید
خوشی ز عمر ندیده ، به خویش می پیچید

به خاک حجره تنش را کشانده سر تا سر
صدای زیر لبش ناله ی غم مادر
چنان کبوتر زخمی که میزند پرپر
نگاه مضطربش خیره بر ورودی در

تن مطهرش انگار بال و پر میخواست
برای لحظه ی آخر فقط ، پسر میخواست

جواد ، آمد و سر را گرفت از دل خاک
تن نحیف پدر را گرفت از دل خاک
تمام خون جگر را گرفت از دل خاک
دو چشم غرق شرر را گرفت از دل خاک

همین که چشم ترش خیره شد به چشمانش
صدای "یا ولدی" زد ، شراره بر جانش

به یاد جد غریبش ، دوباره گریان شد
دوباره از غم کرب و بلا پریشان شد
لبش دوباره پر از ناله ی حسین جان شد
فضای حجره پر از گرد و خاک و طوفان شد

چقدر از غم این روضه ها مکدر بود
به فکر لحظه ی داغ علی اکبر بود

سرش به پای پسر بود ، کربلا برعکس
عزا و داغ پدر بود ، کربلا برعکس
پدر عزیم سفر بود ، کربلا برعکس
به روی پیکره "سر" بود ، کربلا برعکس

به روی لب دم آخر فقط همین دم بود
ز داغ کرب و بلا گریه های من کم بود

#پوریا_باقری

Tlgrm.me/raziolhossein
14:08
#امام_رضا_مناجات


مارا خدا با لطف او هربار بخشید
مولا سفارش کرده و دادار بخشید

راضی به کم بودیم افزونتر عطاکرد
مشتی طلب کردیمُ او خروار بخشید
.
زهرا نظر کرد و رضا بر سینه ما
مهر و ولای عترت اطهار بخشید

با کوله باری از گنه رفتیم مشهد
ما جرممان بسیار و او بسیار بخشید

فردا چگونه او حساب از ما ستاند
امروز اگر اینگونه بیمقدار بخشید؟!
.
آلوده تر از پیش بودیم و ولی او
مثل همیشه فرصت دیدار بخشید .
.
ما کربلاها از دل مشهد گرفتیم
بر ما رضا طوف حسین بسیار بخشید .

ای شاه مشهد درد این دل را دوا کن
مارا دوباره زائر کرببلا کن


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#شور

بند۱

ای شه رئوف تویی کس و کارم
همه هستیمو به تو بده کارم
تو دل منه محبتت آقا
یا امام رضا خیلی دوست دارم

با عشقت بها دارم
تو قلبم صفا دارم
گفتم به همه که من امام رضا دارم

ای جانم امام رضا

بند۲

مسیحا نفس عجب دمی داری
سائل توام چه کرمی داری
حرمت آقا بهشته ایرانه
به فدای تو چه حرمی داری

تو صحنت هوائیم
مشغول گدائیم
دنیا میدونه که من امام رضائیم

ای جانم امام رضا

بند۳

اسیر توعه عالم گرفتارش
گدای درت آقایی کارش
هرکسی اومد زیارتت یکبار
تو میری آقا سه بار به دیدارش

جونم پای تو آقا
قلبم جای تو آقا
ای شاه رئوف من فدای تو آقا

ای جانم امام رضا

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
14:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:44, 86.9 KB
ش
16:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت


امان نداد مرا این غم و به جان اُفتاد
میان سینه‌ام این دردِ بی امان اُفتاد

به راه رویِ زمین می نشینم و خیزم
نمانده چاره که آتش به استخوان اُفتاد

چنان به سینه‌ی خود چنگ می زنم از آه
که شعله بر پر و بالِ کبوتران اُفتاد

کشیده‌ام به سرِ خود عبا و می‌گویم
بیا جواد که بابایت از توان اُفتاد

بیا جواد که از زخمِ زهر می‌پیچد
شبیه عمه‌اش از پا نفس زنان اُفتاد

شبیه دخترکی که پس از پدر کارش
به خارهای بیابان به خیزران اُفتاد

به رویِ ناقه‌ی عریان نشسته،خوابیده
و غرقِ خوابِ پدر بود ناگهان اُفتاد

گرفت پهلویِ خود را میانِ شب ناگاه
نگاه او به رُخِ مادری کمان اُفتاد

دوید بر سرِ دامان نشست خوابش بُرد
که زجر آمد و چشمش به نیمه‌جان اُفتاد

رسید زجر دوباره عزای کوچه شد و
به هر دو گونه‌ی زهرا ترین نشان اُفتاد

رسید زجر و پِیِ خود دوان دوانش بُرد
که کارِ پنجه ی زبری به گیسوان اُفتاد
 
به کاروان نرسیده نفس نفس می زد
به خارهای شکسته کشان کشان اُفتاد
 
دوباره ناله ای آمد عمو به دادم رس
دوباره رأسِ اباالفضل از سنان اُفتاد


#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت
#زمینه

کشتند غریبانه غریب الغربا را
مسموم نمودند معین الضعفا را

سوزد جگر من_پا تا به سر من
ای کاش جوادم _بودی به بر من
آه و واویلا آه و واویلا


در کوچه زمین میخورم و زمزمه دارم
این ارثیه از مادر خود فاطمه دارم

افتاده شراره_بر خرمن هستم
تا بر در حجره _صد بار نشستم
آه و واویلا آه و واویلا

زنهای خراسان بیایید بیایید
بر من عوض خواهر من گریه نمایید

کس نیست به یادم_از ناله فتادم
آخر چه کنم من_دلتنگ جوادم
آه و واویلا آه و واویلا


در حجره دربسته یکی یار ندارم
صورت به روی خاک غریبی بگذارم

تا لحظه آخر _ گریان حسینم
یاد لب خشک و _عطشان حسینم
آه و واویلا آه و واویلا

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:14
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:45, 107.1 KB
ش
17:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت
#زمینه

غرق عزا شده خراسان
امام رضا پاره جگر شد
با دل خون و‌چشم گریون
جواد عزادار پدر شد

آروم آروم
میریزه اشک از بصرش
آروم آروم
میسوزه بهر پدرش


جواد و‌یک دل کباب
جواد و حال مضطرش
با سوز سینه میخونه
روضه برای پدرش

رضا غریب الغربا

بند۲

تموم پیکرش میسوزه
میون حجره تک و تنها
مثل یه مار گزیده داره
هی به خودش میپیچه آقا

از سوز زهر
یا فاطمه بیا ببین
نور چشمت
میکشه پاشو رو زمین


این دم آخری داره
یه کوه آتیش تو سینه
خدا کنه که پسرش
جون دادنش رو نبینه

رضا غریب الغربا

بند۳

صورتشه رو خاک حجره
دلش شکسته و پریشان
میخواد مثه جد غریبش
که جون بده با لب عطشان


مثل جدش
اگرچه خشکه حنجرش
اما دیگه
از تن جدا نشد سرش


اما حسینو دشمنش
با لب تشنه سر برید
سرش رو روی نیزه زد
با اسب رو پیکرش دوید


جانم حسین جانم حسین


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
17:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:36, 189.4 KB
ش
19:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت

از داغِ زهر پیکرم آتش گرفته است
گویی تمامِ بسترم آتش گرفته است

تر میکند لبانِ مرا کودکم ولی
از تشنگی،لب ترم آتش گرفته است

پا می‌کشم به خاک و نفس میزنم که شهر
از آه آهِ آخرم آتش گرفته است

حالا کبوتران به غمم گریه می‌کنند
از بال و پر زدن،پَرم آتش گرفته است

امشب تمام حجره‌ی من کربلا شده
یک جرعه آب،حنجرم آتش گرفته است

امشب دوباره خیمه‌ی آتش گرفته را
می‌بینم و سراسرم آتش گرفته است

سرها به روی نیزه و سرنیزه‌ها به تَن
یک دشت در برابرم آتش گرفته است

فریادِ دختری زِ دلِ خیمه می‌رسد
عمه کمک که معجرم آتش گرفته است

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت
#نوحه

بند۱

ماتم گرفته ارض و سما را
کردند عزادار ابن الرضا را

زهر جفا دادند
امام مارا
واویلتا کشتند
آخر رضا را

جانم رضا جانم
جانم رضا جان

بند۲

از زهر کینه میسوزد آقا
بر سر کشیده عبای خود را

از سوز زهر میزد
در حجره پرپر
شد کشته فرزند
موسی ابن جعفر

جانم رضا جانم
جانم رضا جان

بند۳

آخر چو جدش از ظلم و بیداد
بر خاک حجره لب تشنه جان داد

دشمن اگرچه بال و پرش ریخت
با تیغ و نیزه کی بر سرش ریخت

اما سر جد
اورا بریدند
بر پیکر پاکش
با اسب دویدند

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
19:52
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:41, 95.9 KB
19:59
#امام_رضا_شهادت


گلزار خراسان شده صحرای قیامت
یا کرده به دل قافلۀ داغ، اقامت
از خون جگر دیدۀ معصومه چو دریا
وز بالم فاطمه را خم شده قامت
از داغ جگر بر دل افلاک شراره
وز غصّه به پیشانی هستیست علامت

پیغام به معصومۀ مظلومه رسانید
کای شمسۀ دین، ای قمر برج کرامت

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت
شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

ریزد به سما خون دل از چشم ستاره
خیزد به فلک از جگر سنگ، شراره
گریم به جگر پارۀ پیغمبر اکرم
کز کینۀ مأمون، جگر او شده پاره
بر لعل لبش زمزمۀ، وا ولدا بود
در حجرۀ در بسته به او داشت نظاره
معصومه عزادار رضا گشت به جنّت
افسوس که شد داغ دلش تازه دوباره

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت
شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

افتاده جهان همچو خراسان به تلاطم
شد کشته غریب الغربا حجّت هشتم
زن های خراسان همه گویند به تلاطم
خوناب جگر ریخته از دیدۀ مردم
هستی همه از ناله شده شعلۀ فریاد
لب بسته کتاب الله ناطق زتکلّم
افسوس که کشتند رضا را به خراسان
وز گریۀ معصومه قیامت شده در قم

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت
شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

در طوس رسد نالۀ زهرای حزینه
مادر به سراغ پسر آمد به مدینه
بنشسته به رخسار تقی گرد یتیمی
دردا که رضا کشته شده از ره کینه
این داغ جگر را به جگر نیست نظیری
این محشر غم را به جهان نیست قرینه
یا فاطمه اخت رضا دختر موسی
برخیز و بزن دست الم بر سر و سینه

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت
شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

کشتند غریبانه غریب الغربا را
محبوب خدا بضعۀ پیغمبر ما را

بردند به خوناب جگر اهل خراسان
بر شانۀ خود چوبۀ تابوت رضا را
ای اهل ولا خون دل از دیده ببارید
کز زهر جفا کشت عدو شمس ولا را
با خواهر او حضرت معصومه بگوئید
از سوز درون تسلیت این روز عزا را

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت
شد کشته رضا آن گل گلزار امامت


#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

من اگر خوب یا بدم آقا
در این خانه را زدم آقا
جان زهرا مکن ردم آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه آلوده و خطا کارم
رو سیاه از گناه بسیارم
به همه گفته ام رضا دارم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای شده بین اهلبیت کرم
رافت و مهربانی تو علم
مهربان تر زمادر و پدرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ضامن آهوی بیابانی
به من روسیاه احسانی
مثل آن پیرمرد سلمانی
*یا امام الرئوف ادرکنی*

از تو نوری به سینه می خواهم
دل پاکی زکینه می خواهم
کربلا و مدینه می خواهم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی به نازنین پسرت
که کرم کن به سائلان درت
چه شود بر من اوفتد نظرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاک این نامه سیاهم کن
غرق در رحمت الاهم کن
به جوادت قسم نگاهم کن
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه روی سیاه آوردم
کوله بار گناه آوردم
به حریمت پناه آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

این شنیدم که ای گل زهرا
دوست داری تو زائر خود را
گر بدم ،زائر توام آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

روی در این مقام آوردم
من زخواهر پیام آوردم
به برادر سلام آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

رفتم اما بدان که منتظرم
لحظه مردنم بیا به برم
تا گذارم به دامن تو سرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی حدیث "یابن شبیب"
گریه کردی برای شاه غریب
به تن غرقه خون و "خد تریب"
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاره پاره ززهر شد جگرت
بر روی خاک حجره بود سرت
به سرشک دو دیده پسرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

جمع کردی تو فرش حجره چرا
یاد کردی مگر زکرببلا
یاد آن سر که شد جدا زقفا
*یا امام الرئوف ادرکنی*


#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت
#شور

بیایید با پای دل ، از در باب الجواد
بریم و دخیل ببندیم ، پشت پنجره فولاد

زیارت کنیم ، قبر غریب الغربا رو
بگیریم ازش، حواله کرببلا رو

دل و صفا میده ، مریضا رو شفا میده
میگن امام رضا ، برات کربلا میده

آقام آقام آقام، آقام آقام امام رضا 3
...............
درای حجره بسته ، می کشه آه از نهاد
منتظر.چشم براهه ، تا جگر پارش بیاد

به خودش داره ، می پیچه مثل مار گزیده
زیر لب میگه ، کجایی ای نور دو دیده

تویی مراد من ، کجایی ای جواد من
میسوزه پیکرم ، بیا برس به داد من
.................
کنار جسم پدر ، عاقبت اومد پسر
سرش رو تو آغوش گرفت ، کشید جسمش رو ببر

ولی کربلا ، حسین با چشمای ز خون تر
خودشو رسوند ، با سر زانو پیش اکبر

دیگه رمق نداشت ، نمیدونم چه حالی داشت
دمی که صورت و ، رو صورت علی گذاشت

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:15
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:11, 166.3 KB
23:16
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی


بیمارم و دنبال شفا آمده ام
محتاجم و در پی عطا آمده ام

سوگند به تک تک کبوترهایت
با آرزوی کرب و بلا آمده ام

#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
23:19
#امام_رضا_مناجات


منم گنهکار ، امام رضا جان
تویی تو غفار ، امام رضا جان

بیا و وا کن ، گره ز کارم
شدم گرفتار ، امام رضا جان

اگر چه قدر و ، بها ندارم
تویی خریدار ، امام رضا جان

رضایم و کس ، ز من رضا نیست
تو چاره کن کار ، امام رضا جان

تو خوب دانی و میدهی گوش
به حرف زوار ، امام رضا جان

تو کربلای ، مرا کن امضاء
ز لطفت ای یار ، امام رضا جان

زمان مرگم ، بیا عزیزم
برای دیدار ، اما رضا جان

دلم شکسته ، دلم گرفته
رئوف ، دلدار ، امام رضا جان

چقدر طعنه ، شنیدم از دوست
چقدر آزار ، امام رضا جان

بیا و تا که ، نرفتم از دست
مرا نگهدار ، امام رضا جان

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
23:20
#امام_رضا_مناجات

به طواف حرمت خلق خدا می آیند
دسته دسته ملک از عرش سما می آیند

سرمه ی دیده نمایند غبار صحنت
انبیایی که به تسبیح و دعا می آیند

هیچ بیمار نگردد ز مطبت نومید
دردمندان سوی تو بهر شفا می آیند

حرمت باغ بهشت است ندارم تردید
خیل زوار تو دیدار خدا می آیند

آستان تو پر از پادشه و مسکین است
بهر پابوسی تو شاه و گدا می آیند

هر شب جمعه روایت شده تا مشهد تو
علی و فاطمه از کرب و بلا می آیند

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
23:22
#امام_رضا_مناجات


ای مهربان جز کوی تو جایی ندارم
مجنون شهرم جز تو لیلایی ندارم

یا ضامن آهو رضا شاه خراسان
دل مرده ام جز تو مسیحایی ندارم

عمری دخیل اشک به نام تو بستم
جز پنجره فولاد ماوایی ندارم

راه هوایی باز و بال من شکسته
راه زمینی باز و من پایی ندارم

دیروز و امروزم خراب است و امیدی
جز قول تو بر روز فردایی ندارم

دارم وصیت روی قبر من نویسند
جز ضامن آهو من آقایی ندارم

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
23:26
#امام_رضا_مناجات


آمدم بین این همه فریاد
رو به روی بهشتی از فولاد

السلام علیک یا سلطان
من فقیرم فقیر مادرزاد

روسیاهم ولی به خود گفتم
او رئوف است... هرچه باداباد..
.
تو که با دشمنان نظر داری
دوستان را نمی بری از یاد

به تو دادم کویر قلبم را
تا کنی از کرم رضا آباد

دست خالی ردم مکن مولا
قسمت می دهم به جان جواد

زائری رو سیاه آمده است
به امید پناه آمده است

سائلم سائل مدام شما
خورده تقدیر من به نام شما

مادر من کنیز مادرتان
پدرم نوکر و غلام شما

چه بگویم که الکن است زبان
من کجا گفتن از مقام شما

دست برسینه جبرئیل امین
ایستاده به احترام شما

زائرانت کبوترند ولی
من کلاغی به روی بام شما

می شود بین این همه نجوا؟!
بشنوم پاسخ سلام شما

هرکسی پیش پایتان خم شد
گر گدا بود شاه عالم شد

در حرم روزیم فراوان شد
دردهایم نگفته درمان شد

بس که پابوس عشق آمده ام
وطن دومم خراسان شد

هرکسی با تو نیست مومن نیست
دوستی تو مرز ایمان شد

جرعه ای آب تا که نوشیدم
لبم آتش گرفت... سوزان شد

یادم آمد حدیث "یابن شبیب"
چشم هایم اسیر باران شد

"ان جدی حسین عطشانا"
باز حرف از امیر عطشان شد

گفتم از تشنگی ... ببخش مرا
حال و روز شما پریشان شد

همه ی هستی ام ز هست شماست
رخصت کربلا به دست شماست...

#محمد_صادق_ابراهیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:29
#امام_رضا_شهادت

دم به دم تا همیشه قلب پدر
با نفس های تو هم آهنگ است
روز و شب قاصدک خبر می داد
دل بابا برای تو تنگ است

تو تمام وجود بابایی
او ولی از وجود خود دور است
بی تو هر لحظه قطره در قطره
اشک او دانه های انگور است

چه فراقی خدا! که از وصفش
دل واژه، دل قلم خون شد
لحظه لحظه نفس نفس بی تو
دم او زهر و بازدم خون شد

می نویسم ولی نمی دانم
پای این روضه تا کجا بکشد
می نویسم ولی خدا نکند
پدرت روی سر عبا بکشد

مو به مو مثل شام گیسویت
چلهء تاک هم پریشان است
اشک تو روی جسم او یعنی
غسل باران به دست باران است

پیکرش غرق گل شد اما باز
گریه کردی دلت کجاها رفت
لحظه ای چشم بستی و دیدی
تیغ و شمشیر و نیزه بالا رفت

روضه خوان پدر شدی آن دم
یک طرف قلب خیمه ها می سوخت
آن طرف روی نیزه ها دیدی
سر خورشیدِ کربلا می سوخت

بی گمان موقع کفن کردن
بین دستان تو کفن لرزید
چه کشیده ست آن امامی که
عشق را بین بوریا پیچید

#حمید_رضا_برقعی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت
#دوبیتی

چون سرو که بر زمین فتاد افتادی
دلتنگ شدی یاد جواد افتادی
مانند علی که سمت زهرا می‌رفت
بر روی زمین تو هم زیاد افتادی


مامون چه نمود و تو چه دیدی ای وای
کاین گونه به حجره‌ات رسیدی ای وای
فهمید اباصلت چه آمد به سرت
تا دید عبا به سر کشیدی ای وای


از بس که به حجره تو غریب آمده‌ای
گردید بدل حجره به ماتمکده‌ای
تا جان بدهی به خاک مانند حسین
فرش کف حجره را کناری زده‌ای

#مهدی_مقیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
30 November 2016
ش
00:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 29.11.2016 23:17:20
#امام_رضا_شهادت
#زمینه

به شهر غربت ، بستم نگاه آخرم رو
بیا جوادم ، از رو زمین بردار سرم رو

بیا که جون به لب شدم ، دارم میپیچم به خودم
تموم آرزوم اینه ، تو رو ببینم جون بدم

بیا برس به داد من
کجایی ای جواد من

کجایی ای جواد من 3
...................
رمق ندارم ، که دست و پا زنم جوادم
نفس نمونده، تو رو صدا زنم جوادم

شدم گرفتار بلا ، حجره م شده کرببلا
رئوف عالمم ولی ، میسوزم از زهر جفا

بیا مرا نما کفن
کجایی ای جواد من
....................
اشک جوادم ، اگر چه جاری از دو عینه
وصیت من ، فقط گریه برا حسینه

رو خاک صحرا پیکرش ، بروی نیزه ها سرش
هنوز میاد از قتلگاه ، صدای زینب خواهرش

چرای نداری پیرهن
کجایی ای جواد من

#علی_سلطانی
ش
00:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:16, 179.7 KB
00:03
#امام_رضا_مناجات


خدای مهربانی‌هاست سلطانی که من دارم
فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

کنارش ذره‌ی ناچیز چون خورشید می‌تابد
ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم

نمک پرورده‌ی دریای جودش بوده‌ام عمری
پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم

همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم
همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم

نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد
به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم

به لطف گندمی که داده‌ام دست کبوترها
دگر خالی نماند سفره‌ی نانی که من دارم

چه فرقی می‌کند آهو، کبوتر یا که سگ باشم
که او بی‌اعتنا باشد به عنوانی که من دارم

به وقت مرگ می‌آید به بالینم یقین دارم
شروع وعده‌های اوست پایانی که من دارم

#علی_ذوالقدر

Tlgrm.me/raziolhossein
00:03
#امام_رضا_شهادت
#زمینه

در غربت ، با محنت ، تنها جان میسپارم
فرزندم ، دلبندم ، یکدم بیا کنارم

آخر ز پا فتادم
کجایی ای جوادم
................
در شهر، خراسان ، داغم گذشته از حد
زهر مامون آخر ، آتش به پیکرم زد

من که شمس الشموسم
غریب شهر طوسم
.................
دلخسته ، پیوسته ، ناله کشم زسینه
می گریم ، مینالم ، بر بانوی مدینه

کرده مرا زجان سیر
یاد غلاف شمشیر
...................
یاجدا ، گرچه هست، بر خاک غم سر من
شکر حق ، اینجا نیست ، مظلومه خواهر من

جسم تو زیر مرکب
در پیش چشم زینب

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:03
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:35, 83.7 KB
00:06
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

با کار و دل و پای فلج رو کردیم
از بهر گشایش و فرج رو کردیم
اینجا همه با دست تهی، چشم پُر اشک
بر روضه‌ی ثامن‌الحجج رو کردیم

#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:07
#امام_رضا_شهادت


عبا کشیده به سر غربتی نهان دارد
نگاه زار به این حالش آسمان دارد

به یک قدم نرسیده دوباره می‌افتد
مشخص است تنی زار و ناتوان دارد

به سوز زهر پذیرایی از غریبی شد
چه یادگاری تلخی ز میزبان دارد

نباید اصلا از او انتظار حرفی داشت
نفس‌بریده کجا قدرت بیان دارد؟

کمک گرفت ز دیوار کم زمین بخورد
چه آمده به سرش قامتی کمان دارد

تلاش کرد که بیرون نریزد این غم را
چقدر لخته‌ی خون داخل دهان دارد

اگر که بسته در حجره را دلیلی داشت
نخواست تا که ببینند نیمه‌جان دارد

هزارشکر سرش روی دامن پسر است
در این دقایق جانسوز روضه‌خوان دارد

هزار شکر تنش زیر آفتاب نرفت
هزار شکر که در حجره سایبان دارد

نه اهل بیت رضا را کسی اسارت برد
نه اینکه قاتل او چوب خیزران دارد

#سیدپوریا_هاشمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#وداع_با_محرم_و_صفر


گرچه چشمان مرا اشک غمت پر می کند
تا قیامت بر غمت چشمم تفاخر می کند

می رسد آن روز که نان شب هجر تو را
رونق بازارت ای خورشید! آجر می کند

درد هجران تو و داغ فراق این دو ماه
قلبمان را بیشتر غرق تاثر می کند

چند روزی هست بی تابم چه چیزی بعد از این
جای خالی دو ماهه روضه را پر می کند

آنچه دردم را تسلا می دهد این است که
مادرت از این عزاداران تشکر می کند

در روایت دیده ام روز قیامت فاطمه
اشک های روضه را می گیرد و در می کند

باز آقای خراسان است که پایان ماه
از عزاداران پذیرایی درخور می کند


#محمدعلی_بیابانی

Tlgrm.me/raziolhossein
03:05
#وداع_با_محرم_و_صفر


دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید
نشسته اید دودل اینچنین چرا؟ بخرید

سه روز نه ! همه عمر معتکف شده ام
نمیروم ز در روضه خانه تا بخرید

گره به زندگی ام میخورد همیشه ولی
نمیخورم به در بسته گر مرا بخرید

دل شکسته من را کسی نگاه نکرد
به روی دست گرفتم مگر شما بخرید

خدا کند همۀ شهر باخبر بشوند
خدا کند که مرا با سر و صدا بخرید

غریبه چند شبی بیشتر نمیماند
اگر به فکر خریدید آشنا بخرید

هرآنچه هم بشود دست من به سوی شماست
ردم کنید از این آستان و یا بخرید

کرم کنید فقط دیده را ندیده کنید
و آبروی مرا محضر رضا بخرید

شما که صبح و مسا داغ کربلا دارید
چه خوبتر ز غلامان کربلا بخرید

#سیدپوریا_هاشمی

Tlgrm.me/raziolhossein
03:07
#وداع_با_محرم_و_صفر


اگرچه گریه نمودم دو ماه با غمتان
مرا ببخش نمردم پس از محرمتان

لباس مشکی من یادگاری زهراست
چگونه دل کنم از آن؟ چگونه از غم تان؟

بگیر امانتی ات را خودت نگه دارش
که چند وقت دگر می شویم محرمتان

برای سال دگر نه برای فاطمیه
برای روضه مادر برای ماتمتان

دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی
به لطف فاطمه بر ریشه های پرچم تان

هزار شکر که از لطف پنجره فولاد
میان حلقه ماتم شدیم هم دمتان

بیا دوباره بخوان روضه های یابن شبیب
که من دوباره بسوزم دوباره با دمتان

چه شام ها که زدی سر به گریه ام اما
مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان ...

#مهدی_نظری


Tlgrm.me/raziolhossein
03:11
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات
#غزل


دست ما نیست گرفتار تو هستیم حسین 
از ازل تا به ابد زار تو هستیم حسین 

هیچ کس غیر تو ما را به خدا راه نداد 
ما پناهنده به دربار تو هستیم حسین 

تو نبودی همگی اهل جهنم بودیم 
تا خود حشر گرفتار تو هستیم حسین 

به کسی ربط ندارد چه گناهی کردیم 
ما فقط عبد گنه کار تو هستیم حسین 

ما که هسیتم فقط نوکر تو ای ارباب 
ما هواخواه و هوادار تو هستیم حسین 

اولین گریه کن و مرثیه خوانت زهراست 
ما فقط گرمی بازار تو هستیم حسین 

مادرت دست مرا دست تو داده، خواهی 
یا نخواهی همه سربار تو هستیم حسین 

کاسه چشم من از عشق تو سر ریز شد 
یعنی آنکه همه سرشار تو هستیم حسین 

#آرش_براری

Tlgrm.me/raziolhossein
03:13
#وداع_با_محرم_و_صفر


عاشقان را خبر دهید اینک
آخر ماه گریه آمده است
نزد این خانه آبرو دارد
هر که از راه گریه آمده است

ته دلبستگی... بگو بستیم
سر دلدادگی... بگو دادیم
هر که گفته کجا عزیز شدید؟
ما نشان تو را به او دادیم

بنده خانه زاده ایم آقا!
به تو وابسته ایم نعم الامیر
دو سه تا قطره بود... اما تو
اشکهای مرا ندید نگیر

ما پی سیم و زر نیامده ایم
می شد این خواسته اجابت...کاش
کربلا را نوشته مادرتان...
مزد این نوکری... شهادت کاش...

ماه شادی نمی رسد از راه
کاش حال ربیع بهتر بود
آخر روضه های ماه صفر
اول گریه های مادر بود

#حسین_صیامی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
748×557, 66.7 KB
افسوس‌که غیرآه همراهم نیست
جز یک دل روسیاه همراهم‌نیست
با دست تهی آمده ام پابوست
یک‌توشه به‌جز‌گناه همراهم‌نیست

#هادی_ملک_پور

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


اینجا حرم است، حجت هشتم را
تکرار کن آیهٔ «قل اللهم» را
یک پرچم سبز، با تکان دادن دست
دعوت به بهشت می‌کند مردم را

در توس دلم هیچ زمان خسته نبود
آغوش بهشت، لحظه‌ای بسته نبود
مشهد به کدام جلوه دل خوش می‌کرد
گر منظر این گنبد و گلدسته نبود؟!

در توس که قبلهٔ خداجویان است
ما بین دو کوه، روضهٔ رضوان است
«از خاتم انبیا در این‌جاست تنی»
«از سید اوصیا در این‌جا جان است»

هر کس که شود پاک سرشت از این‌جاست
تعیین مسیر سرنوشت، از این‌جاست
ای دل! به هزار راه و بیراهه مرو
گر مرد رهی، راه بهشت از این‌جاست

در توس به جز زمزمهٔ یاهو نیست
آیینه به غیر «لَیس اِلاّ هُو» نیست
تو ضامن آهویی و در سینهٔ ما
یک دل که به بی‌گناهی آهو نیست

غم‌ها، نگران حس و حالم بودند
شفاف‌تر از اشک زلالم بودند
حرف از «حرم و کبوتر و پرواز» است
ای کاش دو دست من دو بالم بودند

ایوان تو، روی شانهٔ خورشید است
گلدستهٔ تو نشانهٔ خورشید است
چشمش که به گنبد توروشن شد، ماه
دریافت که خانه، خانهٔ خورشید است

خورشید بر ایوان تو ای پاک سرشت
جز «سلسلة الذهب» حدیثی ننوشت
گفتی «أنا من شروطها» یعنی، نیست
جز عشق و محبت تو راهی به بهشت

از جوش مَلَک در این حرم هنگامه‌ست
اینجاست که هر فرشته، گلگون جامه‌ست
تا اذن دخول از تو بگیرد آهم
هر قطرهٔ اشک من زیارت‌نامه ست

دل در حرم تو، خویش را گم کرده است
یعنی عوض گریه، تبسم کرده است
موسای کلیم نیست این دل، اما
بی‌واسطه با شما تکلّم کرده است

عاشق، کارش به عشق پرداختن است
در شعلهٔ غم، سوختن وساختن است
ما در پی تعظیم و طوافیم، اما
آغاز زیارت تو دل باختن است

مولای رئوف ماست، احسان، کارش
کارش همه عاطفه است با زوراش
از معرفتش گلی به دست آوردی؟
ای آن‌که سه جا می‌طلبی دیدارش!

یک لحظه به فکر هستی خویش نبود
دنیاطلب و عافیت‌اندیش نبود
هجرت ز مدینه، بود بدرود حیات
انگور، به جز بهانه‌ای بیش نبود

پیوسته دم از مشی و مرامش زده‌اند
پرچم همه‌جا به احترامش زده‌اند
صد بار، به او زدند خنجر از پشت
یک بار، اگر سکه به نامش زده‌اند!

#محمدجواد_غفورزاده

Tlgrm.me/raziolhossein
19:35
#وداع_با_محرم_و_صفر


دو ماه رفت که ما اشک‌ریز و سینه‌زنیم
اسیرِ داغِ غمِ شهریارِ بی‌کفنیم

دو ماه رفت که هر وقت گفته‌اند #حسین
به اشک و آه و فغان، هم‌نوا و هم‌سخنیم

دو ماه رفت که بر ما خوشی حرام شده‌است
علی‌ الدّوام عزادارِ یک سر و بدنیم

تمام سالِ خدا گر #هزار_دل بودیم
در این دو ماه، چو #یک_روح در هزار تنیم

بدون گریه، دلِ ما غبار می‌گیرد
چو شمع، روشن از این ذرّه ذرّه سوختنیم!

دو ماه با علم و پرچم و کتیبه گذشت
کنون از این همه عادت چگونه دل بکَنیم؟

پس از دو ماه حسین گفتن و به سینه زدن
بیا به مادرِ غمدیده‌اش سری بزنیم

چگونه از تو تشکّر کنیم بی بی جان
که #اذن_دادی تا بر حسین گریه کنیم

شنیده‌ام نگران بوده‌ای ز غربت او
غمت مباد، که تا زنده‌ایم، سینه‌زنیم


#علیرضا_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:37
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:25, 7.2 MB
.
خاطره ای از استاد سازگار و شرح داستان کودک فلجی که در آغوش ایشان به عنایت علی بن موسی الرضا علیه السلام شفا میگیرد...
.
@raziolhossein
1 December 2016
ش
16:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#محسنیه
#احراق_البیت
#بای_ذنب_قتلت

اگرچه نام تو تسبیح ذکر عام نباشد
نمی شود که تو باشی و از تو نام نباشد

تو جرم واضحشانی، چه قدْر ازتو نگفتند
که روی قاتلت انگشت اتهام نباشد

دلیل اینکه چرا کوچه نیست بعد تو این است
محل قتل تو در دیده ی عوام نباشد

هزار سال گذشته ست و ترسشان فقط این است
که از من و تو درآن کوچه ازدحام نباشد

تو محسنی،حسنی که حسین هستی، ازاین رو؛
نمی شود که نبودِ تورا پیام نباشد

مگر ملاک تشیُّع به سنّ وسال ولی است
که گفته ماه نشد ماه تا تمام نباشد؟!

چنان حسین و حسن، محسن آه نیز نمی شد؛
که طفل فاطمه باشد ولی امام نباشد

گذشت عمر حلالش، کسی که آمد و فهمید
که حُرمت تو کم ازمسجد الحرام نباشد

خدا اراده اش این بود در نیامدنِ تو
که جز خودش احدی باتو همکلام نباشد

#مهدی_رحیمی_زمستان

Tlgrm.me/raziolhossein
16:11
#سقیفه

رهــروان سقیفـــــه از تـــــزویــــر
پــــا نهـــادند روی حکـــم غــدیر

آتشــی در سقیفــه روشـن شد
که از آن سـوخت بیت حی قدیر

بـه خـدای خـودم قسم تا حشـر
هسـت ظلــم سقیفــه عالمگیـر

حکم شیطان نشست بر کرسی
دیـــن پــــروردگـار شـــد تکفیـــر

دســت ظلـم سقیفــه بــالا رفت
دسـت زهــرا شکست بی‌تقصیر

دست دیگـر شـد از سقیفه برون
فـرق حیـدر شکـافت با شمشیر

بــــر دل چـــــاک‌چـــاک ثـــــارالله
از کمـــــان سقیفــــه آمــــد تیـر

بــــر تـــن پـــاک حضــرت سجـاد
فتنه‌هــای سقیفـه شـــد زنجیـر

بــــه خـــــدا عتــــــرت پیمبــــر را
دست شــوم سقیفه کـرد اسیر

بـــه خدنگ سقیفه گشت هدف
چشم عباس و حلق طفل صغیر

گــر سقیفــه نبـــود کی می‌شد
مسلمیـن را یـــزیـد پست، امیر؟

 شیعـــه راه غـــدیــر را پیمـود
«میثم!» این راه، راه زهرا بود

 #غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
16:15
#محسنیه
#احراق_البیت

إن تَكُن ترجو رضا ربِّ السّما
ومليكِ الخلـقِ مـن إنـسِِ و جــن

كلَّما أصبـحتَ أو أمسـيتَ قـل:
لعــــن الله الـّـــذي قــال (و إن)



🔹اگر خشنودیِ پروردگارِ جهان را خواهانی،
هر بامداد و شامگاه این سخن را مکرّر کن🔻

لعنت خدا بر آنکه گفت:

#فاطمه_پشت_در_هست_که_باشد!!!


Tlgrm.me/raziolhossein
16:29
#ایام_محسنیه
#احراق_بیت
#بای_ذنب_قتلت


خانه ای که شُده خاکِ سه امامش جبریل
خانه ای که نرسد بر سرِ بامش جبریل
خانه ای که به سویش بود قیامش جبریل
خانه ای که به درش بود سلامش جبریل

از درِ کهنه در بسته که خواهش می کرد
اهل آن را به در خانه سفارش میکرد

گفت با در نَفَسِ خانه مریض احوال است
چند روزی ست که از گریه کمی بی حال است
پدرش رفته و سهمش غم و آه و ناله است
گفت با در ولی افسوس که بداقبال است

ناگهان دید در،آن روز که غربت پر بود
سمت جبریل سر کوچه جماعت پر بود

تازه فهمید همان روز سفارشها را
تازه دانست دلیل همه خواهش ها را
دید در یک طرفش هیزم و آتش ها را
بعد از آن دید در آن بین کِشاکشِ ها را

خواست تا نشکند آتش چقدر غوغا کرد
خواست تا وا نشود ضربه ای آن را واکرد

چند ضربه که به در خورد زِ جایش اُفتاد
مادری خم شد و از درد صدایش اُفتاد
پدری آب شد از شانه عبایش اُفتاد
در آتش زده روی سر و پایش اُفتاد

رحم بر آن تنِ بی تاب نیاورد کسی
چادرش شعله ور و آب نیاورد کسی

رفت در کوچه کمر بندِ علی در دستش
تا جدایش بکند گفت بزن بر دستش
دخترش داد زد ای وای برادر دستش
خُرد شد قامت او از همه بدتر دستش

تا که آیینه ترک خورد علی را بردند
پیش دختر که کتک خورد علی را بردند

در آتش زده شد… خیمه و طفلان ماندند
وقتِ غارت شد و این جمع پریشان ماندند
دختران در وسطِ حلقه یِ دزدان ماندند
بی عمو بی سپر و بی سَر و سامان ماندند

خیمه های حرم از آتش شامی پُر شد
دورِ طفلان چقدر جمعِ حرامی پُر شد

#حسن_لطفی
.

Tlgrm.me/raziolhossein
16:29
#ایام_محسنیه
#احرق_بیت
#بای_ذنب_قتلت


جمعیت آنطرف و این طرف در مادر
میشود در همه جا جوشن حیدر مادر
هیزم جمع شده،حمله لشکر،مادر
پاگرفته همه جا ناله ی مادر مادر

شعله بالا نرود! نا که ندارد اصلا
حوریه طاقت گرما که ندارد اصلا

درِ این خانه در عرش معلی ست نزن
خشت خشتش همه دلخوشی ماست نزن
اینکه لرزیده تنش آیت عظماست نزن
بی حیا پیش رویت حضرت زهراست نزن

زدی و زلزله در عالم بالا افتاد
بشکند پای تو که فاطمه از پا افتاد

کینه و بغص تو بی حد و عدد شد نامرد
حال مولا سراین فاجعه بدشد نامرد
سهم قدیسه این شهر لگد شد نامرد
هرکس آمد زروی فاطمه رد شد نامرد

سوره نور به شلاق ندارد عادت
یاس به میخ کج و داغ ندارد عادت

خانه وحی خراب است کجایی فضه
سوخته مادر آب است کجایی فضه
گل دگر نیست گلاب است کجایی فضه
دست حیدر به طناب است کجایی فضه

نکند روی زمین ماه بیفتد فورا
کمک فاطمه کن راه بیفتد فورا

سرّ مستور خدا بین گذر گفت علی
هی کتک خورد وبا درد کمر گفت علی
چقدر ناله کشید و چقدر گفت علی
بین این مردم بی عار اگر گفت علی

قصدش این است که از عشق حمایت بکند
هرچه دارد همه را خرج ولایت بکند


Tlgrm.me/raziolhossein
16:30
#نوحه
#حضرت_محسن_علیه_السلام
#ایام_محسنیه
#بای_ذنب_قتلت


ای به خون خفته من گل نشکفته من
شاهـد سـوز مـن و درد ناگفتـه من

اولیـن کشتـه مظلـوم ولایـت پسرم
به خدا هدیه نمودم به خدایت پسرم


نازنین کودک من محسن کوچک من


****

من شدم سنگر تو تو شدی سنگر من
بنگر از داغ تو سوخت دل غم پرورمن


قلب تو تاب فشار در و دیوار نداشت
سینـه نازک تـو طاقت مسمار نداشت

نازنین کودک من محسن کوچک من


*****

قصــۀ محنـت تــو سنـد غـربت مــن
گـم شـده تربـت تـو همچنـان تربت من

پشت در سوخت همه بال و پرت ای پسرم
کس نداند که چه آمد به سرت ای پسرم


نازنین کودک من محسن کوچک من

****

مـن و تـو دو یاریــم در کنـار حیدر
تــو ز مـن تنهاتـر مـن ز تـو تنهـاتر

صورتــم از اثـر شعلـۀ آتـش افــروخت
در همان لحظه دل سوخته‌ام بهر تو سوخت


نازنین کودک من محسن کوچک من

 
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
16:30
WWW.SHOP.EMAM8.COM – WWW.EMAM8.COM SMS:30002588880000 TEL:+985117539666
Not included, change data exporting settings to download.
01:20, 1.2 MB
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن_شهادت
#ایام_محسنیه
#سقیفه


امان نداد سقیفه به چشم های ترت
هنوز خشک نشد در کفن تن پدرت

هنوز میوه ی اشک تو کال بود ولی
که خواستند ببینند باغ بی ثمرت

برای امر خلافت شروع شد قصه
بساط هیزم و آتش نشست پشت درت

((به روی سینه ی تو جای بوسه ی میخ است))
و خنده کرد عدو بر شکستن کمرت

نیاز بود که طفلت بزرگتر باشد
اگر که خواست میان بلا شود سپرت

به جای ظلمت خانه فروغ بود ای کاش
تمام قصه ی کوچه دروغ بود ای کاش

#مهدی_فلاح_نیا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#ایام_محسنیه

زمین به لرزه در آمد به دل شرر افتاد
دمیکه مادر سادات پشت در افتاد

بهشت، شعله گرفت و ز هرم آن آتش
عزیز حیدر کرار، در خطر افتاد

صدای فاطمه را پشت در شنید،ولی ..
چنان لگد به در خانه زد، که در، افتاد

صدای یا ابتایش به آسمانها رفت
که آه یا ابتا محسنم دگر ، افتاد

چنان هجوم به درب سرای او بردند ...
که از درخت ولای على ، ثمر ، افتاد

طناب بسته به دستان مرتضی اما
طنابشان به گلوی پیامبر افتاد

اگرچه دست ، شکسته ، ولی امانش برد
دمیکه نیمه ی شب، درد بر کمر افتاد

علی ندید ، ولی پیش دیده ی زینب ...
شکست مادر و کم کم شکسته تر افتاد

بجز کبودی رخ ، یادگاری از کوچه ...
به کتف و بازو و ابروی او اثر افتاد

شکست درب و خدا هم عزا گرفت آنروز
چرا که مادر سادات پشت در افتاد

#محسن_تهرانی

Telegram.Me/raziolhossein
ش
18:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

خستند پرت را و شکستند سرت را
ای وای که کشتند حسودان پسرت را

پشت در آن خانه چه گویم که چه ها شد
با ضرب لگد چید حرامی ثمرت را

فریاد زدی فضه بیا بال و پرم سوخت
جز اشک چه سازم شرر بال و پرت را

ای مادر غم دیده که در اوج شقاوت
بردند به یغما همه ارث پدرت را

پنهان شدی از ظلمت این عالم خاکی
حاشا که بیابند خلایق اثرت را


#ابراهیم_روزبهانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
632×634, 77.1 KB
مظلوم ترین یار ولی را کشتند
سبط نبی لم یزلی را کشتند
غافل نشوید اول ماه ربیع
با ضرب لگد طفل علی را کشتند


#مهدی_علی_قاسمی
#محسنیه

Tlgrm.me/raziolhossein
20:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×936, 111.4 KB
ای کرده به عهد خود وفا یاعباس
یکتا قمر آل عبا یا عباس
آمد شب جمعه و دلم رفت حرم
منرا بطلب به کربلا یاعباس

#شب_جمعه

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه

در به هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد
ضربه را فاطمه این مرتبه با شدت خورد

پسرش...نه، سپرش خورد زمین و زهرا
ضربه ها را پس از آن از دوسه تا قسمت خورد

معنی بیست و سه سال آهِ تو مولا این است؛
که زمان حق تو را آه، سرفرصت خورد

نه فقط حق علی را که چو ظرف آبی
غاصبی حق من و حق تو را راحت خورد

*خر فروشی سرکار آمد و با قیمت روز
خورد نانی اگر از جهل همین امت خورد

جالب این است که در ذهن همه نام علی؛
صدر نام همگان بود ولیکن خط خورد

محسن و کوچه و سیلی به فحول شیعه؛
هرچه برخورد تمامش به رگ غیرت خورد

کشته ی راه ولایت شده محسن یعنی؛
اگر آیینه لگد خورد به این قیمت خورد


*در کتاب طرائف به نقل از نهایة الطلب آمده که دومی ملعون قبل از اسلام(خر فروش) بود.

#مهدی_رحیمی_زمستان

Tlgrm.me/raziolhossein
2 December 2016
ش
01:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

مادرم پشت در افتاد به دادم برسید
پشت در با پسر افتاد به دادم برسید

‌ ضربه آنقدر به پهلوی گلش کاری بود
که زشاخه ثمر افتاد به دادم برسید

در زجا کنده شد افتاد به روی مادر
جان او در خطر افتاد به دادم برسید

مادرش نیست به داد دل دختر برسد
فضه در دردسر افتاد به دادم برسید

با همان حال به دنبال علی رفت ولی
چند قدم پیشتر افتاد به دادم برسید

هر چه کردند نمی کرد رها حیدر را
کار با ده نفر افتاد به دادم برسید

یک نفر نیست بگیرد غلاف از قنفذ
ضربه اش کارگر افتاد به دادم برسید

آنقدر در وسط کوچه زدند زهرا را
مثل یک محتضر افتاد به دادم برسید

مردم شهرمدینه چقدر نامردید
دخت خیرالبشر افتاد به دادم برسید

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

آن غنچه که سوخت لاله‌سان جان و تنش

خون، آب و، شراره‌های #در شد چمنش

صد جلدِ قطور، بازخوانی نکند

یک برگ ز پروندۀ پرپر شدنش!


#علیرضا_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات

ندبه خوان با دو چشم تر جمعه
رفت مادر به سمت در جمعه

كوچه را شست،آب و جارو كرد
مثل هرهفته مثل هر جمعه

سر كوچه نشست تا خود ظهر
تا بیایى تو از سفر جمعه

چهل و چند سال منتظر است
آه!بس نیست اینقدر جمعه؟

تشنه ام اى همیشه رود بیا
مادرم تا نرفته زود بیا

چشم در راه شنبه تا جمعه
مى كشد آه شنبه تا جمعه

مادرم سفرۀ اباالفضلش
هست در ماه شنبه تا جمعه

بعضى اوقات روضه مى خواند
ناخود آگاه شنبه تا جمعه

عوضش من نمى كنم یادى
از شما گاه شنبه تا جمعه

زودتر آخرین قدم برگرد
دارم از دست مى روم برگرد


#علی_زمانیان
.

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×914, 61.4 KB
بیت علی و فاطمه غوغاست بیا
در شعله ور از کینه اعداست بیا
باضرب لگد! طفل علی را کشتند
فریاد دل محسن زهراست بیا

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن_شهادت
#حضرت_زهرا_شهادت

بالفرض که چشمان بشر بسته بماند
این قصه بنا نیست که سر بسته بماند

باید همه خلق بدانند که تا حشر
داغیست که بر روی جگر بسته بماند

در کوچه اگر راه ببندند به مادر
خوب است که چشمان پسر بسته بماند

باز است در خانه مولای من اما
بر روی ابوبکر و عمر بسته بماند

با ضرب لگد باز شود هر دری اما
یا رب تو مدد کن که مگر بسته بماند

در باز شد و مادر ما بچه اش افتاد
در سوخت نشد مثل سپر بسته بماند

ای فضه بیا تا که نبینند خلایق
ای فضه بیا تا که نظر بسته بماند

بی هوش که شد فاطمه بردند علی را
خاموش که شد فاطمه بردند علی را


#سیدمحمدحسین_حسینی

Tlgrm.me/raziolhossein
3 December 2016
ش
00:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن
#دوبیتی

آمَن هستیم، کاش آمِن باشیم*
در سایه ی فاطمیه ساکن باشیم

دیری ست عزادار حسین و حسنیم
تا سینه زنان "داغ محسن" باشیم

*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ...

#میلاد_حسنی

Tlgrm.Me/raziolhossein
ش
00:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#واحد

بر تو سلام همه
ریحانه فاطمه
ریحانه حیدر
نشکفته پرپر شدی
حامی مادر شدی
پیش فشار در

پای ولای علی
گشتی فدای علی
اندر سرای علی
یا محسن ابن علی
مظلوم مظلوم مظلوم یا محسن

بند دوم

چون بیت خیرالبشر
شد از جفا شعله ور
بین در و دیوار
پهلوی زهرا شکست
راه نفس بر تو بست
مسمار آتش بار

نور امید علی
یاس سپید علی
طفل شهید علی
یا محسن ابن علی
مظلوم مظلوم مظلوم یا محسن

بند سوم

دشمن به در زد لگد
زهرا زدل ناله زد
محسن زدستم رفت

افتاده ام از نفس
فضه به دادم برس
محسن زدستم رفت

ای جان نثار علی
شش ماهه یار علی
دار و ندار علی
یامحسن ابن علی
مظلوم مظلوم مظلوم یا محسن

بند چهارم

گنجینه فاطمه
بر سینه فاطمه
چون ضربه کاری شد

اجر رسالت شد این
در پشت در بر زمین
خون تو جاری شد

طفل صغیر علی
ناخورده شیر علی
ای بچه شیر علی
یامحسن ابن علی
مظلوم مظلوم مظلوم یا محسن


#حسین_میرزایی


Tlgrm.me/raziolhossein
00:23
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 121.8 KB
00:31
#بخوانید
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن



مادر به زحمت چشمانش را باز می‌کند..

فضه می‌پرسد: بانو؛ حالتان چطور است؟
از ایما و اشاره‌اش می‌فهمم سؤالش چیست!

آه...
برادری که...
هرگز ندیدمش!

باز چشمان مادر بسته شد،
و بارید...

عواطف مادرانه، واژه واژه از لب‌های بی رمقش فرو می‌ریزد!

و سوزِ دلِ آتش گرفته‌اش... جگرِ سنگ را می‌گدازد..

زیر لب زمزمه می‌کند🔻

گُلِ من، تا ز شاخه چیده شدی
پشت در سوخت حاصلم، محسن
رفتی و ماند بر دلم داغت
پسرم، میوۀ دلم، محسن


خواهرت صبح و شام می‌پرسید:
کی به دنیا میاید او، مادر؟
مطمئنّم که هرچه غم داری
از دلت می‌زداید او، مادر

دائم از وعدۀ رسیدن او
چارۀ دردِ انتظار کنم
بنِشین، بار شیشه داری تو
بعد از این، من به جات کار کنم

عددِ خانوادۀ ما را
از حسن خواست کودکی دمِ در
با تبسّم چنین جوابش داد:
#سه_برادر_شدیم و دو خواهر!


بینِ آتش ز لطمۀ گلچین
غنچۀ من جدا شد از ساقه
حال مانده‌است یادگار از او
گاهواره، لباس، قنداقه


فضّه می‌گفت پشت در، بابا
برده در خاک، نازنین تنِ تو
وای بر مادرت که شد یک جا
مولد و قتلگاه و مدفن تو...

🌷
🍂


یک مرتبه درب اتاق باز می‌شود و ...
چهرۀ تکیدۀ پدر غرق در خستگی و شرمندگی نمایان می‌گردد..

مادر خودش را جمع و جور می‌کند..
سعی می‌کند لبخند بزند..

این بار مردِ خانه نیازمند همدردی است!

لحن مادر ناگهان تغییر می کند🔻


شوهرِ بی‌کسم، بیا با هم
مثل ابر بهار گریه کنیم
تازه از کفن و دفن آمده‌ای
بنِشین هردو زار گریه کنیم


با تمام وجود کردم سعی
تا که سالم بماند، امّا حیف
هرچه کردم، نشد نگه دارم
پنجمین نورِ دیده‌ات را، حیف

🔥🌹🔥

هر تلاشی برآمد از دستم،
بینِ موجِ شراره می‌کردم
پیش رو، #درب و پشت سر، #دیوار
تو بگو من چه چاره می‌کردم؟

پرسشی مادرانه در دل من
شورشی مادرانه کرده به پا
من که فرصت نشد نگاه کنم
او به من رفته بود یا به شما

و این بار بغضِ هردوشان می‌ترکد..
و بغضِ هرچهارتایمان...

#علیرضا_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن
#دوبیتی

خدایا گنج با گنجینه ام سوخت
میان شعله ها آیینه ام سوخت
چنان مسمار در قلبم فرو ریخت
که محسن گفت مادر سینه ام سوخت

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن
#نوحه

بای ذنب قتلت یا محسن
لعنت حق به قاتلت یا محسن

پشت در حامی مادر شدی
اول فدایی حیدر شدی
واویلا واویلا وامحسنا


تو شاهد سوختن مادری
گواه مظلومیت حیدری

فرزندی علی شد گناهت
بین دیوار و در قتلگاهت
واویلا واویلا وامحسنا


تو لب گشا بگو بگو باهمه
که پشت در چه گشت با فاطمه

بگو چرا شکست آیینه اش
چه کرده میخ در با سینه اش
واویلا واویلا وامحسنا


حیف که رخسار تو مادر ندید
بوسه ای از روی تو آخر نچید

با یاد تو زهرا گریه میکرد
در پشت در شبها گریه میکرد
واویلا واویلا وامحسنا

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:22
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:52, 123.6 KB
ش
02:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#ایام_محسنیه

ای حامی ولایت ، ای محسن عزیزم
رفتی و من ز داغت، اشک از بصر بریزم

هنگام ضربه در ، بودی کنار مادر
گشتیم هر دو باهم ، فدای راه حیدر

هر شب به یاد داغت ، در پشت درب خانه
بنشینم و بگریم ، ای طفل نازدانه

طفل نخورده شیرم ، مادر شود فدایت
با جان خود نمودی ، از شیر حق حمایت

مظلومی علی از ، داغ غمت عیان است
مانند قبر مادر ، قبر تو هم نهان است

وقتی که جسم پاکت ، بر سینه ام سپر شد
گفتم به فضه بیا ، فاطمه بی پسر شد

تو اولین فدای ، راه ولایت استی
تو اولین شهید ، پیش ولادت استی

با که بگویم این را ، با محسنم چها شد
شش ماهه کودکم از ، ضرب لگد فدا شد

هم جان و پیکرم سوخت ، هم ماه و اخترم سوخت
هم بین دود و آتش ، غنچه پرپرم سوخت

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:26
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#ایام_محسنیه
#زمینه
ای کشته راه علی، وامحسنا وای 2
ای غرق خون ماه علی ، وامحسنا وای 2

میون دیوار و در ، شدی فدای مادر
شنیدی بین آتیش ، سوز صدای مادر

واویلتا یامحسن 4
.....................
ای کودک معصوم من ، وامحسنا وای 2
شش ماهه مظلوم من ، وامحسنا وای 2

نمی ره از یاد من ، زضرب کین افتادی
جلوی چشمای من ، روی زمین افتادی

واویلتا یامحسن 4
........................
شد ناله روز و شبم ، وامحسنا وای 2
با گریه میگه زینبم ، وامحسنا وای 2

مادر شده گریونت ، بابا شده محزونت
روی در نیم سوخته ، مونده هنوزم خونت

واویلتا یامحسن 4
.........................
کودک بی تقصیر من ، وامحسنا وای 2
طفل نخورده شیر من ، وامحسنا وای 2

از غم تو ای مادر ، تو سینه موند، آه من
نشد برات لالایی ، بخونم ای ماه من

واویلتا یامحسن 4
...........................
آتیش زدن بر جگرم ، وامحسنا وای 2
نگفتن آخر مادرم ، وامحسنا وای 2

نذاشتن این نامردا ، آخر ببینم رو تو
آرزو داشتم مادر ، شونه بزنم مو تو

واویلتا یامحسن

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
02:27
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:09, 161.8 KB
02:40
#حضرت_محسن_شهادت
#ایام_محسنیه
#زمینه
#واحد

همینکه رفت پیغمبر
خون به دل زهرا شد
غربت مولاشو‌ دید
خسته از این دنیا شد

قسمت آل طاها
غربت و غم شد آخر
چقدر جفا کرد امت
به دختر پیغمبر

واویلا
غصب حق از حیدر شده
واویلا
خون دل پیغمبر شده
واویلا
یاس علی پرپر شده

یا محسن
بای ذنب قتلت...

توکه ندیدی محسن
یه لشگری از اعدا
خونتونو از کینه
آتیش زدن نامردا

بابای مظلوم تو
میدید با چشمای تر
قیامتی برپاشد
تو کوچه در پشت در

پشت در
عدو تورو با آه و درد کشت
پشت در
خصم علی تورو چه بد کشت
پشت در
کی تورو با ضرب لگد کشت

یا محسن
بای ذنب قتلت

ای غنچه نشکفته
شدی تو پرپر محسن
سپر شدی پشت در
برای مادر محسن

به روی دنیا ای وای
بستی چه زود چشماتو
رفتی نبینی دیگه
مظلومی باباتو


یا محسن
به خاک و خون افتاد تنت
یا محسن
قتلگهت شد مدفنت
یا محسن
با چه گناهی کشتنت

یا محسن
بای ذنب قتلت

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
02:40
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:11, 165.7 KB
02:40
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:33, 217.3 KB
02:43
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن_علیه_السلام


مادر و بچه در خطر هستند
چون علمدار یک نفر هستند

در مسیر دفاعِ از حیدر
هر دو تا عازم سفر هستند

یک نفر داد می زند نزنید
ثلث سادات پشت در هستند

مادری زیر دست و پا مانده
مردم شهر بی خبر هستند

آی مردم مگر نمی دانید
این دو از نسل بوالبشر هستند؟

#شیعیان ابتدای ماه ربیع
زخمیِ آخر صَفَر هستند

ما لباس #سیاه می پوشیم
گرچه یک عده خیره سر هستند

#شایان_مصلح

Tlgrm.me/raziolhossein
02:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 120.9 KB
یا منتقم...

ای با تو ظهور عدل ممکن برگرد
وی ذکر دعای هرچه مومن برگرد
یک سوم سادات جهان را کشتند
ای منتقم حضرت محسن برگرد

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
904×1280, 171.7 KB
خـــونِ محـــســـن!
دامـنِ شیخیـن را
خواهــــــــــــــد گرفت...!!

"در کفِ گلچین
ز گلشــــن
خـــار می ماند به جا"

#حسین_نادری

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

نقشه ی قتل علی بعد از نبی تنظیم شد
با جسارت های قنفذ این سند ترسیم شد

محسنیه شد میان شیعه،در این روزها؛
از مقام روح و از تأثیر آن تکریم شد

با حضور میخ در زهرا برای محسنش
پشت در صاحب عزای مجلس ترحیم شد

بابت اینکه ولی شد در حقیقت،پشت در؛
هدیه ی زهرا به مولا زودتر تقدیم شد

یک نفر پشت در و آن یک میان کوچه ها
فرق محسن با حسن از این جهت یک میم شد

حال مادر در میان بسترش بدتر شد و
زخم های در به لطف فاطمه ترمیم شد

غیر از اینکه قبر زهرا گشت پنهان از همه
روز قتل محسنش هم حسرت تقویم شد

اینکه زهرا با ولایت ماند با اهدای جان
نکته ی برجسته ی تربیت و تعلیم شد

#مهدی_رحیمی_زمستان

Tlgrm.me/raziolhossein
4 December 2016
ش
01:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

درددل های این روزهای حضرت مادر با رسول الله

رفتی و حال فاطمه ات روبراه نیست
دیگر برای آل عبایت پناه نیست

شیطان به روی منبر تو تکیه کرده است
رخت کسی برای عزایت سیاه نیست

رجاله ها دوباره شکستند عهد خویش
اینجا کسی برای حقیقت گواه نیست

غیر از علی برای تو یاری نمانده است
جز فاطمه برای علی هم سپاه نیست

هر چند بعد تو دگر از پا فتاده ام
من یک تنه به پای علی ایستاده ام
****
سهمم ز روزهای پس از تو عذاب شد
دیگر سلام های علی بی جواب شد

با هیزم آمدند مرا تسلیت دهند
"بی حرمتی به ساحت آیینه باب شد"

محسن تمام دلخوشیم بود بعد تو...
افسوس دلخوشی پس از تو سراب شد

گهواره ای که ساخته بودم برای او
بین هجوم لشکر شیطان خراب شد

محسن به پای حق ولایت شهید شد
بابا ببین که یک شبه مویم سپید شد...

#محمد_صادق_ابراهیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

جهان برای تو غیر از شکارگاهی نیست
کمان بکش که مرا غیر عشق راهی نیست

کمند زلف میفکن ز نیزه که دیدم
بر آن هدف که تو گیری مجال آهی نیست

من از برادر ارباب مطمئن هستم
به راه یوسف آل رسول چاهی نیست

از آستان رفیع تو می شود فهمید
سر تمامی خوبان چرا کلاهی نیست

به پای محکمهٔ قتل عشق شیرین ات
به غیر شوری اشکم مرا گواهی نیست

دل مرا به نگاهی بگیر و فتحش کن
چه فتنه هاست در آن کشوری که شاهی نیست

عذاب قبر به از شرم ما ز مهمان که
سفیدی کفنم غیر روسیاهی نیست

دلم هوای حرم کرده است میدانی
جز آستان تو اندر جهان پناهی نیست

"غریب" معتکف هیئت تو شد ارباب
که شیخ مسجد و درویش خانقاهی نیست…

#محسن_قاسمی_غریب

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ؟ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ
ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭ ﺣُﺴﻦ ﺣﺴﯿﻨﯽ، ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﯼ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﺗﺒﻪ ﺯﯾﻨﺐ ﺛﺎﻧﯽ ﺑﺨﻮﺍﻧﻤﺖ
ﭼﻮﻥ ﻋﻤﻪ ﺍﺕ ﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻗﺮﯾﻨﻪ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺻﺒﺮ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ ﮐﻮﮐﺒﯽ
ﺑﯿﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍُﺳﺮﺍﺭ ﺭﮐﻦ ﺯﯾﻨﺒﯽ

ﺩﺷﻤﻦ ﺫﻟﯿﻞ ﻋﺰّﻭ ﻭﻗﺎﺭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺮﺑﻼ‌ﯼ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﻣﮑﺘﺐ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﻭ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺍﺑﺘﻼ‌
ﺍﯾﺜﺎﺭ ﻭ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﻮ ﺧﺼﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ

ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺁﺋﯿﻨﺔ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﺎﯼ ﺭﺑﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻖ ﺗﻮ ﻣﻌﺠﺰﺓ ﻧﻄﻖ ﻣﺮﺗﻀﯽ
ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺗﻮ ﺣﯿﺎ ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﻭ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﮑﻮﻩ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺩﺭ ﻗﺘﻠﮕﻪ ﺯ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﮔﺮﯾﺴﺘﯽ

ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﯾﺰﯾﺪ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺩﯾﺪﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﻃﺸﺖ ﻃﻼ‌ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺖ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﺖ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻭ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺖ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺁﻩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﻭ ﻏﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﺔ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺣﺘﯽ ﺩﻝ ﯾﺰﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﺔ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ

ﮔﺎﻫﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺻﻐﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﮐﺒﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﺭ ﻣﻐﯿﻼ‌ﻥ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﻪ ﺣﻨﺠﺮ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﻠﯿّﻪ ﺣﻤﺪ ﺍﻻ‌ﻫﯿﺖ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺍﺳﺖ
ﺍﻟﺤﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻭ ﺻﺒﺮ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ
ﻫﻤﮕﺎﻡ ﺯﯾﻨﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﻫﻢ ﺳﻨﮕﺮ ﺣﺴﯿﻦ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺷﺎﻡ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﺖ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ
ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﯽ ﺗﻮ ﭘﯿﺎﻡ ﺁﻭﺭ ﺣﺴﯿﻦ
ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﺭﺑﺎﺏ ﻭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﺵ
ﺑﺎﺷﺪ ﺻﻔﺎﯼ ﺭﻭﺿﺔ ﺷﻬﺮ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﺵ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺍﻣﻨﺖ
ﺑﺮ ﺻﻔﺤﺔ ﺟﻤﺎﻝ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ ﺍﺣﺴﻨَﺖ
ﭘﺎﻣﺎﻝ ﺣﺮﻣﺘﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺟﻮﺭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ
ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺁﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍﺯ ﻧﺎﺷﻨﯿﺪﻩ ﺯ ﺑﺎﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﻮ ﻗﺎﺻﺪ ﭘﯿﺎﻡ ﮔﻠﻮﯼ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺍﯼ

ﺍﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺗﻮ
ﺩﺷﻤﻦ ﺣﻘﯿﺮ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺗﻮ
ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺎﻍ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﻬﺎﺭ ﺗﻮ
ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﺣﺸﺮ ﮔﺮﯾﺔ "ﻣﯿﺜﻢ" ﻧﺜﺎﺭ ﺗﻮ
ﻗﻠﺐ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ 
ﺳﺮﺗﺎ ﻗﺪﻡ ﺟﻼ‌ﻝ ﻭ ﻭﻗﺎﺭ ﻭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﯼ

#ﻏﻼ‌ﻣﺮﺿﺎﺳﺎﺯﮔﺎر


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین
22:08
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین


چگونه پلك ترت ميل خواب داشته باشد ؟
اگر برادر تو درد آب داشته باشد
تو خواهري و براي گلوي نازك اصغر
طبيعي است دلت اضطراب داشته باشد

خدا كند كه از اين لشگر خبيث ، اقلّاً
يكي بيايد و قصد ثواب داشته باشد

خدا كند پدرت وقت باز گشت به خيمه
رباب را كه ببيند جواب داشته باشد
حسين "شيعتي " از حلق پاره گفت به گوشت
كه شعر روضه مضامين ناب داشته باشد

هزار مرتبه راضي به مرگ مي شوي آري
اگر پدر ، سرِ از خون خضاب داشته باشد

اجازه مي دهي از شام چند جمله بگويم ؟
به شرط اينكه مصيبت حجاب داشته باشد

چگونه هضم كنم ؟ اي وقار محض ، سكينه
كه دستهاي تو ردّ طناب داشته باشد

چگونه هضم كنم كه يزيد ، چوب به يك دست
به دست ديگر خود هم شراب داشته باشد

نخواستي كه بفهمد كسي ، چرا كه كشيدي
چه قدر مي شود اين غم عذاب داشته باشد!

اراده كرد خداوند بعد رفتن اصغر
تو را به خانه كنارش ، رباب داشته باشد

تصوّرش به خدا غيرممكن است برايم
كه شصت سال، دلي ، پيچ و تاب داشته باشد

تو هم شبيه ربابي به سايه كار نداري
پس از حسين و علي اصغرش قرار نداري

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:10
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین
#دوبیتی


در جمع ملائک مقرب هستی
از روز ازل فاطمه مذهب هستی

شد محو جمال کبریایی جانت
محبوب دل حسین و زینب هستی

×××

ای دختر بی قرینه‌ی ثارالله
آرام و قرار سینه‌ی ثارالله

در صبر و شکوه و استقامت، یکتا
آئینه‌ی حق! سکینه‌ی ثارالله

×××

با ناله‌ی یا حسین بی تاب شدی
از داغ لب تشنه او آب شدی

با زمزمه های «... أو سَمِعتُم بِغَریب ...»
یک عمر تو روضه خوان ارباب شدی

#یوسف_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
 
ش
23:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

ای چشم حسین بر جمالت

وی مظهـر فاطمـه، جلالت

تعظیم کمـال بــر کمـالت

تحسین رسول بر خصالت


بر قلب پدر سکینه‌ای تو

در بیـت ولا امینـه‌ای تو 


تـو سـوره نـور اهل‌بیتی

تو شادی و شور اهل‌بیتی

در سینه سـرور اهل‌بیتی

تو نخلـه طور اهل‌بیتی


تو دختر مــاه و آفتابی

آیینــه زینـب و ربابی 


گل بر تو، گلاب بر تو نازد

عطشانـی آب بـر تـو نازد

آیـات حجـاب بر تو نازد

تنهـا نـه رباب بر تو نازد


حقـا کـه تو فخر عالمینی

ممدوحـه زینب و حسینی  


ای چشم حسین را نظاره!

بـر فاطمـه، زینب دوباره

فریـاد گلـوی پـاره پاره

وصف تو فراتر از شماره


تا حشر، سکینه ولایت

آرامـش سینـه ولایت 


تو وجه خدای را گواهی

در قـلب پدر، شرار آهی

بیـن اسـرا چـراغ راهی

پیغــام ‌رسان قتلگاهــی


پیغامت از آن رگ بریده

تا حشـر قیامت آفریده 


در فُلک ولا، سکینـه‌ای تو

راضیــه‌ای و امینــه‌ای تو

یک کرب و بلا مدینه‌ای تو

چون فاطمه بی‌قرینـه‌ای تو


تـو آیه حُسن ابتلایـی

قرآنِ شهیـدِ کربلایی 


در مقتل خون چو پا نهادی

لب بــر گلـوی پدر نهادی

روی تـن پاکـش اوفتـادی

این گونه بــه مـا پیام دادی


ما عترت عصمت و حجابیم

در مـلک عفــاف آفتابیم


بــا آن همــه داغ بـی‌نهایت

مــی‌بود بـه محضـر ولایت

از بــردن چــادرت شکایت

ای شعلـه مشعــل هــدایت


توحید و کتاب زنده از توست

آیات حجـاب زنده از توست 


در بحر عفاف، گوهری تو

بر فُلک کمـال، لنگری تو

هنگام خطابـه، حیدری تو

زیرا به حسین، دختری تو


تو سینهْ ‌سپـر به هر بلایی

تو یـاسِ کبـودِ کربلایـی 


ای در نفست صدای زینب

در هر سخنت ندای زینب

هم‌سنگر و پا به پای زینب

مـرآت خـدا نمــای زینب


«میثـم» به ثنای تو چه خواند

هــر چنـد ز لب گهر فشاند

 

#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
1
5 December 2016
ش
00:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

از خانه ات تا عرش راهی نیست زهرا
دیگر مجال سوز آهی نیست زهرا

از تنگ نای این در و دیوار برخیز
بهتر از اینجا تکیه گاهی نیست زهرا

پیچیده در گوشم صدای ضرب سیلی
سنگین تر از این ماه ماهی نیست زهرا

سردسته ی این قوم سنگین است دستش
بر ضربه های او پناهی نیست زهرا

با آبرو ریزی علی را میبرند و
جز تو برای او سپاهی نیست زهرا

بی بی زبانم لال چادر بر سرت کن
خیره تر از اینجا نگاهی نیست زهرا

یا که رها کن دامنش را زود برگرد
یا مثل اینجا قتلگاهی نیست زهرا

#قاسم_نعمتی
00:34
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین
#زمینه

از کودکیم هر دم ، صد رنج و محن دیدم
بابای غریبم را ، بی غسل و کفن دیدم
من پیکر بی سر را ، با گریه بغل کردم
من جای هزاران زخم ، بر روی بدن دیدم

تو قتلگاه کنار بابام
من و زدن 3
کرببلا تا کوفه و شام
من و زدن 3

اشکم می چکد ز عین
واویلا علی الحسین واویلا علی الحسین 4
....................
از گریه چنان دریا، از ناله چو طوفانم
در کرب و بلا آمد ، از غصه به لب جانم
من خشکی لبها را ، با چشم خودم دیدم
من حامل پیغام ، آن حنجر عطشانم

وقتی که حس میکنی درد و
بگو حسین 3
وقتی می نوشی آب سرد و
بگو حسین 3

این شد ذکر عالمین
واویلا علی الحسین واویلا علی الحسین 4
....................
تا شام بلا رفتیم ،با قافله با زینب
در کوچه و در بازار،شد حامی ما زینب
هر جا که کتک خوردیم،از شمر و سنان و زجر
ذکر همه طفلان شد ، یاعمتی یازینب

یادم نمی ره اون روزا رو
وااای 3
محله یهودیا رو
وااای 3

خون شد قلب زینبین
واویلا علی الحسین واویلا علی الحسین 4

#علی_سلطانی
00:35
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:22, 193.4 KB
ش
01:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#محسنیه


سرِ انکار ، آخر کار ، خواهد رفت بر دارش

خدایا جان من را هم اگر راضی است بردارش


چرا راضی شوم بر بیعتی که از همان اول

به سقط بار آتشبار زهرا بسته شد بارش؟


چرا دنیا نیامد؟ پاسخش در روزگاران است

که تا روز قیامت باز خواهد ماند طومارش


مگر جبریل هم تاب و توان دارد که بنویسد

به صد لوح و قلم ؟ گیرم که اسرافیل هم یارش


چرا راهیِ آن راهی شوم که با لگد ، آن را

برای پیروان خود حسابی کرد هموارش


اگرچه خواست زنده زنده در گورش کند اما

ببین در سورۀ تکویر پیچیده است اَخبارش


سقیفه خانۀ خود را بنا دارد بنا سازَد

اگر حتی بپاشد خون زهرا روی دیوارش


خلیفه قاتل زهراست این را فاش می گویم

اگر برمی خورَد حتی به میلیون ها طرفدارش


خلیفه در اُحُد با اختیارش یک بز کوهی است

علی را صبر او بُرده است تا مسجد به اجبارش


مهم اثبات کفر غاصب باغ فدک باشد

چه فرقی می کند دیگر چه اندازه است هکتارش؟


یقیناً کار این امت به اوباشش نمی افتاد

اگر دنبال حیدر بود حمزه یا که طیارش


سقیفه بر سفینه فائق آمد ، غرق شد امت

همان کِشتی که در خُم غدیرش ساخت نجارش


چنین بوده است برخورد بشر با فتنۀ کوچه

مسلمان ها طلبکارش ، یهودی ها بدهکارش


فقط یک شعله از آن هیزم است افتاده در این قرن

عراق و سوریه ، لبنان و کشمیر و میانمارش


#سید_علی_احمدی
ش
07:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احراق_بیت
#محسنیه

به هرکسی دک و پز داشت اعتماد نکن
نظر به ظاهر امثال بن زیاد نکن ...

هر آنکه حق علی را ندیده می گیرد ...
از او توقع انصاف و عدل و داد نکن ...

برای خاطر این چند روز دنیایت ...
نمک به زخم امامت نزن ' عناد نکن ...

کنار مرجع شیعی که فقه می فهمد
الف ز میم ندانسته ' اجتهاد نکن ...

نگو که حضرت محسن فقط جنین بوده
مغیره را به دو تا حرف زشت شاد نکن ...

برای خاطر یک مشت قنفذ و ثانی ...
عزای حضرت صدیقه را کساد نکن ...



#سید_رضا_هاشمی
ش
19:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

باید برای شعر زنم چاک سینه را
چون طالبی ز خاک در آرم دفینه را

آنجا که حرف می رود از بضعه الحسین
خاکش تبرک است سر و چشم و سینه را

بنت الرباب و دختر زهرا همیشه داشت
همراه خویش کرببلا و مدینه را

گفته حسین غرق جمال خداست او
گشتم نیافتم به مقامش قرینه را

در روضه اش نشستن ما رایگان نبود
پرداخت کرد لطمه به صورت هزینه را

پرسید اين عمی العباس و شاه داد
با کندن عمود جواب #سکینه را

وقت غروب آب گرفت و دوید تا
شوید ز خاک علقمه آهنگ کینه را

همچون حسن برای حسین و قیام او
تو ساختی برای رقیه زمینه را

دیدم نجات ماست به دست حسین و تو
مانند بادبان شده ایی آن سفینه را

بانو بگیر از کرم کربلاییت
دستان این غریب حقیر کمینه را


#محسن_قاسمی_غریب
6 December 2016
ش
16:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت

زهر افتاده به جان جگرم مهدی جان
لرزه انداخت ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر آب گوارا برسان
که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

قدح آب همینکه به لبم شد نزدیک
غم لب های حسین زد شررم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد
کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود
وقعه ی کرب وبلا در نظرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب
خون قلبم چکد از چشم ترم مهدی جان

میدرخشد رخ ماه تو بیاد آوردم
سر نورانی هجده قمرم مهدی جان

#سعید_خرازی
16:41
#امام_عسکری_شهادت

پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش

پدری جام شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش

پسری را که بود نبض دو عالم در دست
شاهد داغ پدر آه و دل و چشم ترش

حسن العسکری از زهر جفا می سوزد
حجةابن الحسن از غم شده گریان به برش

چار ساله پسری مانده و صد ها دشمن
که خداوند نگه دارد و از هر خطرش

دشمن افکنده زپا نخل امامت را باز
کند اندیشه به نابودی یکتا ثمرش

خانه را که عدو دست به غارت زده است
اتش ظلم بر افروخته از بام و درش

آه از آن روز که شد غیبت مهدی آغاز
 غیبتی را که بود خون شهیدان اثرش

آنکه امروز جهان زنده و قائم از اوست
بار الها که مؤید نفتد از نظرش


#سیدرضا_مؤید
16:42
#امام_عسکری_شهادت


تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن
زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن

قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد
سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن

کودک شش ساله بودی بر پدر خواندی نماز
ریختی از چشم خود خون جگر یابن الحسن

زود گرد بی کسی بر ماه رخسارت نشست
زود کردی جامۀ ماتم به بر یابن الحسن

قرن ها چشم تو گریان است بر جدّت حسین
لحظه لحظه ریختی اشک بصر یابن الحسن

طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد
تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن

مخفی از چشم همه، چشم تو بر بابا گریست
سوختی چون شمع سوزان تا سحر یابن الحسن

قرن ها فریاد زهرا مادرت آید به گوش
از مدینه بین آن دیوار و در یابن الحسن

یوسف زهرا بیا با ما بگو آخر چرا
تربت زهراست مخفی از نظر یابن الحسن

ای سرشک چارده معصوم از چشمت روان
ای زده هجر تو بر دل ها شرر یابن الحسن

روز«میثم» تیره تر می باشد از شام فراق
تا شود خورشید رویت جلوه گر یابن الحسن


#غلامرضا_سازگار
16:43
#امام_عسکری_شهادت


مهدى بیا كه رفتنیَم، راهِ چاره نیست
 جُز تو، به آسمانِ ولایت ستاره نیست

آبى به كامِ خُشكِ منِ تشنه لب رسان
 در كارِ خِیر، حاجتِ هیچ اِستخاره نیست

 بِنشین كنارِ بسترم اى میوه ى دِلَم
 فُرصت به قَدرِ دیدنِ رویت دوباره نیست

 آه از دَمى كه حضرتِ حیدر به خانه دید
 در گوشِ مادرم اثر از گوشواره نیست

 مهدى  بِدان كه بِینِ مُصیباتِ كربلا
 جانسوزتر زِ حَلقِ پاره ى آن شیرخواره نیست

 جَدّ غَریبِ من، بَدَنَش پاره پاره شُد
 امّا بِه گِردِ من خَبَرى از سَواره نیست

#سعید_خرازی
16:44
#امام_عسکری_شهادت

دﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺯﺩﯼ ﻭ ﺑﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﭘﺴﺮﺕ
ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﺳﺎﻣﺮﻩ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ

ﺳﺎﻣﺮﺍ ﺷﺪ ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻃﺎﺋﺮ ﻗﺪﺱ
ﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﺁﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﺝ ﺑﻼ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ

ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﺨﺖ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺪ تیره ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺕ

ﮐﻌﺒﻪ ﺩﺍﺭﺩ به ﺩﻟﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺭا
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺶ ﮔﺬﺭﺕ

ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺁﺏ ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﯼ ﻭ شد
ﻋﻄﺶ ﮐﺮﺑﺒﻼ ﻗﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮت

ﺩﺭ ﺗﺐ ﺯﻫﺮ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺷﺶ ﺟﻬﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ از ﺟﮕﺮﺕ

ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ
ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﻑ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺒﺮﯼ ﮔﻬﺮﺕ

#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم
لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم
بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه
ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار
خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد
تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

در بقیع حرمت با دل خون می گفتم
که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست


#سیدحمیدرضا_برقعی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت



این چند روزه لرز تنت بیشتر شده

شاید تو را هم از قفس غم رها کنند

این آب از گلوی تو پایین نمی رود

بس کن دگر ٬ بگو پسرت را صدا کنند


مزد رسالتِ دل لرزان مصطفی است

این لرزشی که بر سر و دستت رسیده است

این آخرین زمان حضور ائمه است

این روزگار مثل تو رنگش پریده است


دارد به دست خود به لبت آب می دهد

فرزند پنج ساله که پیشت نشسته است

مثل امیدهای به زهر آرمیده ات

از بغض ٬ راه آه نفسهاش بسته است


حالا که در جوانی ات از دست می روی

کاری برای غربت مهدی نمی کنی؟

در رفت و آمد غم و در ازدحام داغ

فکری برای غیبت مهدی نمی کنی؟


باشد ٬ برو ٬ ولی به دو چشمش نگاه کن

خون دل است این که به رخسارش آمده

از بهر یوسفت چه کسانی ببین که بعد

در مصر روزگار به بازارش آمده


او را بغل بگیر که آغوش آخر است

شاید هزار سال دچار بلا شود

شاید غریب کوچهٔ جهل و غرورها

شاید اسیر سلسلهٔ کینه ها شود


دارد کنار پیکر تو گریه می کند

یعنی که آب غسل تو هم جفت و جور شد

باید برای تو کفنی دست و پا کند

گویا دوباره داغ غریبی مرور شد


اصلاً بپرس گریهٔ او از برای چیست

شاید برای بی کفنی گریه می کند

شاید برای تشنه لبی ناله می زند

شاید برای پاره تنی گریه می کند


#سید_علی_احمدی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:32
#امام_عسکری_شهادت

آنکه بر محضر شما نرسد
مطمئنا که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود
آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده
آنکه بر "سُرَّ مَن رَا ...نرسد

چشم بر خاکِ آن اگر بکشیم
آسمان هم به گَردِ ما نرسد

سامرا رفته‌ها به من گفتند
هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان
تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دو یاحسن هستیم

نام ما را که از قدیم نوشت
از گدایانِ این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید
بعدِ نام حسن کریم نوشت

تاکه پیشِ تو درد دل کردیم
نام ما را خدا کلیم نوشت

دلِ ما را اسیر کرد آنکه
بال جبریل را گلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا
بازهم روزیِ عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا
نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دو یاحسن هستیم

این طرف صحن صاحب کرم است
آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست
آن طرف بی چراغ بی علم است

این طرف احترام می‌بینی
آن طرف ناسزا که دَم‌به‌دم است

سامرا شد خراب فهمیدم
چقدر روضه‌ها شبیه هم است

مادری اند هر دوتا آقا
موسپید است هرکه غرقِ غم است

پیش‌هر دو به گریه می‌شنوی
روضه‌ی پهلویی که محترم است

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدایِ دو یاحسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد
به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت
زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرفِ آبی به دستهایش تا
پدر آبی نفس زنان بخورد

می‌خورد ظرف هِی به دندانت
چه کند آب نیمه جان بخورد

خوب شد کودکت ندیده لبت
ضربه از چوبِ خیزران بخورد

روی پیشانی‌ات فقط چین است
آه اگر سنگ بی امان بخورد
**
عمه مانده است زیر هر ضربه
که مبادا به دختران بخورد

دختران تشنه‌اند و با خنده
لقمه‌ی خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دو یاحسن هستیم

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت

ﺍﯼ ﻓﺮﻭﻍ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺫﺭﻩ ﭘﺮﻭﺭﯼ
ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﯽ ﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﻟﺒﺮﯼ

ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺣﺴﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩ
ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻫﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﺮ ﻫﻔﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﯼ

ﺍﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﻮ ﻣﻌﻨﯽ ﻋﯿﻦ ﺍﻟﯿﻘﯿﻦ
ﻣﯽ‌ﻧﺸﯿﻨﻢ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺣﻖ ﺑﺎﻭﺭﯼ

ﺧﻮﻥ ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﮔﻬﺎﯼ ﺗﻮ
ﺟﻠﻮﻩ ﯼ ﺧﯿﺮ ﮐﺜﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺗﺒﺎﺭ ﮐﻮﺛﺮﯼ

ﺗﯿﻎ ﺍﺑﺮﻭﯾﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺰﺩ ﺳﭙﺎﻩ ﻓﺘﻨﻪ ﺭﺍ
ﻫﯿﺒﺖ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭ ﺣﯿﺪﺭﯼ

ﻣﮑﺘﺐ ﻭ ﻣﺸﯽ ﻭ ﻣﺮﺍﻣﺖ ﺯﻧﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺗﻮ ﻣﯽ‌ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ

ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺕ ﮔﻨﺠﯿﻨﻪ ﯼ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﺳﻢ ﺍﻋﻈﻢ ﺍﺳﺖ
ﺳﺮ ﺍﻟﻠﻬﯽ ﺗﻮ ، ﻧﻮﺭ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺗﺎ سری

ﺩﺭ ﺷﻌﺎﻉ ﻧﻮﺭ ﺗﻮ ﻣﻨﻈﻮﻣﻪ ها ﮔﻢ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ
ﮐﻬﮑﺸﺎﻧﻬﺎ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﺮ ﻣﺎﻩ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﻣﺸﺘﺮﯼ

ﻣﺎﺳﻮﯼ ﺍﻟﻠﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﻤﻦ ﺍﻫﻠﺒﯿﺖ
ﮔﺮﺩﺵ ﭼﺮﺥ ﻓﻠﮏ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺳﺮﺳﺮﯼ

ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺯ ﭼﺸﻢ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﯼ

ﺳﺎﻣﺮﻩ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ
ﻋﺸﻖ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺴﮕﺮﯼ

ﺁﺑﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﮔﺎﺭ
ﺩﺳﺖ ﺩﻟﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺭﻭﺯ ﺳﺨﺖ ﺩﺍﻭﺭﯼ

ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺗﻮ
ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺗﺮ ﺯ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭﯼ

ﺍﻑ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﻗﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻨﺪ
ﻗﺪﺭ ﺯﺭ ﺯﺭﮔﺮ ﺷﻨﺎﺳﺪ ﻗﺪﺭ ﮔﻮﻫﺮ ﮔﻮﻫﺮﯼ

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت
#نوحه

ای پدر امشب،بی قراری-پیش چشمانم جان سپاری

دومین مظلوم سامرایی

می رسد امشب بوی جدائی

زائر رویِ خیرالنسائی

آه و واویلا



همچنان مادر،درجوانی-با لبی خونین،نیمه جانی

قاتل تو گشته زهر کینه

روضه می خوانی دور از مدینه

یاد مسمار وپهلو وسینه

آه و واویلا

تشنگی برده ،طاقتت را-نشکند پایی،حرمتت را

کربلا در پیش چشم زینب

گیسوی جدت شد نامرتب

شد تنی پامالِ سمِ مرکب



السلام ای شاه سربریده

زیر تیغ و نیزه آرمیده

مادرت گوید قامت خمیده

آه و واویلا

#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:01
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:22, 192.6 KB
ش
23:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت

زهر جانکاه به جان جگرش افتاده
لرزه بر پیکره ی بال و پرش اقتاده

عطش از سوختگی لب او می بارد
شدت زهر به لبها اثرش افتاده

چشم او امدنی را به تماشا مانده
با دلی تنگ به یاد پسرش افتاده

در سرداب که وا شد دل او ریخت بهم
یاد یک خانه ای و میخ درش افتاده

لحظه ی اخر او روضه شد و سخت گریست
داغ مادر به دل شعله ورش افتاده

یاس در اتش و یک شهر تماشا میکرد
در به روی بدن محتضرش افتاده

محسن و مادر و دیوار و لهیب هیزم
روضه در روضه همه در نظرش افتاده

گفت اهسته به گوش پسرش...مادرمان
رد یک پنجه به چشمان ترش افتاده


#حسن_کردی


Tlgrm.me/raziolhossein
7 December 2016
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

روز آری روز ، اما تیره بود و تار بود
آنچنان که راویان گفتند شب انگار بود !

پس دوباره امت موسی به هارون پشت کرد
پشت پرده دست های سامری در کار بود

می شمرد آن روز آفت در میان مزرعه
دانه دانه دانه های پوک را ، خروار بود 

آنچه در آن کوچه می زد با دل همسایه ها ...
داد هم رنگی ، نمای سنگی دیوار بود 

ابتدا خودخواه ها بعداً خدا خواهان شهر
غیر از این معنا مگر "الجار ثم الدار"  بود؟!

آنکه زد تنها میان شهر پیغمبر ، دریغ ! 
سنگ زهرا را به سینه ، لاجرم مسمار بود

فاش با بی حرمتی ها دست رد خورد عاقبت
"سینه ای کز معرفت گنجینه ی اسرار بود
***

آنچه بعد از فاطمه روی سر زینب نشست
ای فلک! گرد یتیمی بود یا آوار بود

#مهرداد_مهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت

سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوز
چشم «نرگس» به جمالت، نگران است هنوز

دل شهزاده‌ی روم، آینه‌ی دلبری‌ت
تاک‌ها مست تو و این لقب عسکری‌ت

پسر حضرت هادی! به فدایت پدرم
پدر حضرت مهدی! به فدایت پسرم

حج نرفتی تو، ولی قبله‌ی حاجات شدی
تو خودت، عین صفا، مشعر و میقات شدی

کعبه، یک چاردهم، بی تو صفا کم دارد
بی تو، یک چاردهم، عطر خدا کم دارد

ماه زیبا ! حسنِ دوم زهرا ! برخیز
مهدی‌ت دل نگرانت شده، بابا ! برخیز

باز هم جانِ جهان را، تو در آغوش بگیر
صاحب عصر و زمان را، تو در آغوش بگیر

روی زانو بنشان آینه‌ی طاها را
تو ببوس از طرف ما، پسر زهرا را

غم پرپر شدنِ چون تو کریمی، سخت است
به رقیه قسم! آقا ! که یتیمی سخت است

#قاسم_صرافان
ش
15:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#وداع_با_عزاداری



اقا مولا فدای موج پرچم تو
اقا جانم چه زود گذشت محرم تو

عزاداریامونو گریه و زاریامونو
قبو کن مادر

نوکری نوکرا ناله های عاشقا
قبو کن مادر

صلی الله علیک یا اباعبد الله

بند۲

کاشکی امسال اخرین محرمم نباشه
کاشکی بازم خیمه ی غم شما به پا شه

ذکر این شبای ما
اخرین نوای ما

یا عزیز الله

ماه بی نظیر من
بهترین امیر من

یاثارالله


بند۳

عشاق امشب شام اخر عزا رسیده
میده اجرو مادری که قامتش خمیده

ای شبا گذشت ولی
اشک ما مدامه بر

امام عالمین

وعده گاه ما همه
در کنار فاطمه

درب باب الحسین

#علی_مهدیزاده

Tlgrm.me/raziolhossein
15:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:49, 116.6 KB
16:05
#امام_حسن_عسگری
#مرثیه


آقای سامرا چقدر ناتوان شدی
خیلی شبیه مادر خود قدکمان شدی

عمری اسیر طعنه و زخم زبان شدی
تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی
چون مادرت زمان جوانی تو میروی

دور از مدینه حضرت جانان چه میکنی؟
یوسف،جدا ز خیمه کنعان چه میکنی

تنها غریب گوشه زندان چه میکنی
ابن الرضا به حلقه شیران چه میکنی

حتی درندگان به تو تعظیم میکنند
اینجا تو را نیامده تکریم میکنند

دور از مدینه ای سفرت سخت میگذشت
ای آسمان به بال و پرت سخت میگذشت

باگریه ها به چشم ترت سخت میگذشت
آقا چقدر بر جگرت سخت میگذشت

بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای
هی میخوری زمین و ولی یاد کوچه ای

گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت
شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت

شعله سراغ پیچش گیسوی تو نرفت
اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت

آتش کسی به خرمن نیلوفرت نزد
اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد

تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند
مهدی رسیده و به برت گریه میکنند

خاکی شده است موی سرت گریه میکند
این ظرف آب بر جگرت گریه میکند

برروی دامن پسرت دست و پا مزن
اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

آقا سلام بر تو و دریای تشنه ات
این کاسه میخورد روی لبهای تشنه ات

یاد حسین می دمد از نای تشنه ات
دادی سلام بر لب بابای تشنه ات

خونابه گرچه از دهنت ریخته شده
آلاله روی پیرهنت ریخته شده

شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد
شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکرتو بی امان نخورد
سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن
بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

#محمد_جواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
16:06
#امام_حسن_عسگری_شهادت
#غزل


پیراهنِ مشکیِ ما ، آقا یتیمی
سوزِ صدای گریه های ما یتیمی

زهر و جگر ، یک پیکرِ آتش گرفته
تشنگیِ لبهای بابا ، با یتیمی

دیگر نمانده هیچ چیزی تا غریبی
یک دو نفس در سینه مانده تا یتیمی

طاقت بیاور گرچه میدانم که سخت است
بعد از من ای ، تنهای فرداها یتیمی

ما بچه های فاطمه هر روز یادِ...
هر روضه ای جان میدهیم اما یتیمی...

بعد از پیمبر یک مدینه کوچه ای تنگ
هیزم ؛ فشارِ در و مادر با یتیمی

بازو و روی خونی و مسمار و سینه
ضربه به پهلو ، کُشت محسن را یتیمی

با روضه ی مادر دلم تا کربلا رفت
زهرا سه ساله ، خیمه ها غوغا یتیمی

بی گوشواره گوشِ پاره زجر و سیلی
بالای نیزه سر ؛ سرِ بابا یتیمی

ماییم و دردِ بی مداوایی که داریم
تنها شدیم و نیست آقایی که داریم...

#حبیب_نیازی

Tlgrm.me/raziolhossein
16:10
#امام_حسن_عسگری_شهادت
#غزل

آن کعبه ای که صاحب کعبه دچارش شد
قسمت نشد حاجی شود، حق بی قرارش شد

یک روز بین شیرها الله اکبر گفت
شیر درنده محو او گشت و دچارش شد

اسب چموشی را لگام انداخت...نازش کرد...
آن اسب رامش شد، سپس آقا سوارش شد

وقتی سه سال آقای ما در بین زندان بود
یعنی سه سالِ سخت، غربت... یارِ غارش شد

در روزها، در کنج زندان روزه داری کرد
شب ها مناجات و نماز و گریه کارش شد

گرچه دل تاریک و سنگی داشت زندان بان
آقا دعایش کرد تا تقوا نثارش شد

تا معتمد فهمید با زندان حریفش نیست
با جام زهری سویش آمد... سفره دارش شد

مسموم شد آقا، میان حجره اش افتاد
بر خاک چنگی می زد و دلتنگ یارش شد

از تشنگی آبی طلب کرد از غلام اما
مانع ز نوشیدن دو دست رعشه دارش شد

شکر خدا فرزندش آمد این دم آخر
دیدار رویش روزی چشمان تارش شد

این جا امام عسگری در بین این حجره...
... فرزندش آمد در کنارش غم گسارش شد

در کربلا اما همین که جد او افتاد
قاتل به روی سینه، یارِ احتضارش شد

رحمی به کهنه جامه اش حتی نکردند و...
...دست کسی غارتگر آن یادگارش شد

سالار زینب را میان خون رها کردند
گرمای سوزانِ بیابان سایه سارش شد

زینب اسیری رفت و جای یک کفن آخر...
...تکه حصیری بر تن شاه و نگارش شد

#محمد_جواد_شیرازی
.
Tlgrm.me/raziolhossein
16:10
#امام_حسن_عسگری_شهادت


چون یاکریمِ خسته و بی بال و پَر شده
این آهِ مُختصر شده اش ، مُحتضر شده!

برگشته رنگ و روش ، تنش تیر میکشد...
یعنی که زهر بر بدنش کارگر شده

از فرطِ درد تا زمین خورد لب فِشُرد
این ضعفِ چیره بر بدنش دردسر شده

یک دست زد به پهلو و یک دست روی‌ خاک
آقا چه ارثِ مادری اش بیشتر شده

دارد به روی مادرِ خود فکر میکند
این دوّمین حسن نفسش شعله ور شده

دریا میانِ چشم ترش پا گرفته بود
آری دوباره روضه ی زهرا گرفته بود

خوب است آمده پسرش تا امان دهد
تا که ادب به ساحتِ بابا نشان دهد

با ظرفِ آب آمده ، بی تاب آمده ...
از راه آمده ، نکند تشنه جان دهد

او نذر کرده لحظه ی این دست و پا زدن
تا یک گریز یاد دلِ روضه خوان دهد

ظرفی که خورد بر لب و دندان این امام
شاید به چشمِ ما خبرِ خیزران دهد

روی لبش ، فقط لبه ی این قَدَح نشست
یعنی نشد که نیزه دهان را تکان دهد

با چشمِ گود رفته به گودال میرود
با یادِ عمه زینبش از حال میرود

#حبیب_نیازی

Tlgrm.me/raziolhossein
16:12
امام حسن عسگری- شهادت
#غزل


دیگر توانی در میان پیکرت نیست
آقا رمق بین دو چشمان ترت نیست

لعنت به این زهری که آبت کرد این طور
در بسترت انگار جسم لاغرت نیست

دختر نداری تا پرستار تو باشد
جان می دهی و هیچ کس دور و برت نیست

این روزها داری دلی پر از سقیفه
در گوش تو جز ناله های مادرت نیست

مثل حسن پیری چه زود آمد سراغت
این روزگار بی مروت یاورت نیست

دور از وطن در سامرا خیلی غریبی
آقا ولیکن قاتل تو همسرت نیست

لب تشنه ای ، لب تشنه ای ، لب تشنه اما
ساعات آخر خنجری بر حنجرت نیست

مهدی است بالای سرت وقت شهادت
بی غیرتی مثل سنان بالاسرت نیست

#محمد_حسین_رحیمیان


Tlgrm.me/raziolhossein
16:19
#امام_حسن_عسگری_شهادت


مرثیه حضرت امام حسن عسکری
خطاب به امام زمان




ازما زمینیان به شما آسمان سلام
مولای دلشکسته امام زمان سلام

این روزها هزار و دو چندان شکسته ای
حالا کجای روضه بابا نشسته ای

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت
قربان ریشه های نخ شال گردنت

آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاه پوش، خدا صبرتان دهد

گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای
این روزها کنار دو بستر نشسته ای

انگار غصه دار جراحات سینه ای
گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای

یک بار فکر زهر و دل پر شراره ای
یک بار فکر واقعه گوشواره ای

با این که بر سرِ پدرِ دیده بسته ای
اما به یاد مادر پهلو شکسته ای

آن مادری که بال و پرش درد می کند
هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند

هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد
هم آسمان روسریش پر ستاره شد

دو ماه و نیم کار حسن مو شکافی و
دو ماه و نیم بازوی مادر غلافی و.

#علی_زمانیان

Tlgrm.me/raziolhossein
16:19
#امام_حسن_عسگری_شهادت
#غزل

آتش زده این زهر، تمامِ بدنم را
انداخته در گوشه ای از هجره تنم را

در غربتم و یار و مددکار ندارم
باور نکنم این همه تنها شدنم را

افتاده ام از پا و کسی نیست ببیند
این لحظه ی آخر، من و پرپر زدنم را

در آتشِ هجرِ پسرم آه کشیدم
تا آید و بیند کمی از سوختنم را

بال و پرم از زهرِ جگرسوز، کبود است
فریاد زنم لحظه ی برخاستنم را

تشنه لبم و تار شده چشم پر اشکم
سیراب نکرد آب گوارا دهنم را

عمری است شده کارِ دلم روضه سرایی
مشکی زده ام سردرِ بیتُ الحَزَنم را

تنهاییِ من باعثِ اشکِ بصرم نیست
تاریخ گواه است فقط این سخنم را

در غربتم اما بدنم تیر نخورده
از من که نبردند عقیقِ یمنم را

غارت نشدم شکر خدا لحظه ی آخر
دستی نکشیده است ز تن پیروهنم را

با این همه سوزِ جگرم شکرِ خدا که
دارم به تنم گرچه غریبم، کفنم را

روی تنم از سُمِ ستوران خبری نیست
بر حنجرم از تیزیِ خنجر اثری نیست

#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
16:20
#زمینه
#امام_حسن_عسگری_شهادت


حال و هوای سامرا
حال و هوای ماتمه
پاره جگر شد ای خدا
«پاره قلب فاطمه»
آروم آروم
میریزه اشک مادری
خون میباره
برا امام عسگری

سینه پر از غم
دلا گرفته
مهدی زهرا
عزا گرفته

بقیة الله
آجرک‌الله


بند۲

از کنج حجره میرسه
ناله غمگین پدر
با دل خون مهدی بیا
کنار بالین پدر

سوز آهش
به سینه آذر میزنه
میسوزه و
ببین که پر پر میزنه


بگیر به دامن
سر بابارو
دیگه به تن کن
رخت عزارو


بقیة الله
آجرک‌الله

بند۳

لحظه آخر پدرت
سرش رو دامن تو بود
شکر خدا به پیکرش
زخم تیر نیزه نبود

اما جدت
سرش رو خاکا گذاشت
اما جدت
یه جای سالمی نداشت

جدت غریبت
تشنه فدا شد
به پیش زینب
سرش جدا شد

بقیة الله
آجرک‌الله

نفس که میکشم حسین
اسم تو تو هر نفسه
دوماه عزاداری ما
کاشکه به امضات برسه

ممنونتم
دوماه زیر علم بودم
ممنونتم
که اربعین حرم بودم


نشه الهی
از تو جدا شم
میخوام همیشه
سگ تو باشم

جانم حسین جان
جانم حسین جان

#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
16:25
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:22, 160.5 KB
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت
#زمینه

ای یوسف زهرا شده هنگام جدایی
ای گل پسر من جگرم سوخت کجایی

باش این دم آخر _بالای سرمن
تا سیر ببینم _ رویت پسر من
آه و واویلا آه و واویلا


آتش زده این زهر اگر بر همه هستم
من فکر تو و دربه دریهای تو هستم

چون جد غریبت _ای یوسف تنها
آواره شوی تو _در دامن صحرا
آه و واویلا آه و واویلا


چون شمع سحر سوختم و زار و خموشم
بابا کمکم کن که کمی آب بنوشم

من تشنه لب اما _هستی تو کنارم
با بودن تو من_غم آب ندارم
آه و واویلا آه و واویلا

سوزد جگرم یاد غم جد غریبم
یاد تن صد پاره و آن (خد تریبم)

لب تشنه به گودال_دریای کرم بود
تالحظه آخر_ چشمش به حرم بود
مظلوم حسینم مظلوم حسینم


#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:14
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:39, 93.4 KB
ش
18:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت
#زمینه

جونم امشب ، اومده بر لب
میسوزه از زهر ، پیکرم یارب
شده آب از زهر کینه جگرم ای خدا
چی اومد تو شهر غربت به سرم ای خدا

نه نفس به لب ، نه رمق به تن
پسرم بیا ، شده ذکر من

من غریبم 4
.................
بین بستر ، با دل مضطر
میکشم دیگه ، نفس آخر

سامرا از غصه من شده غرق عزا
پیش چشم نور عینم میزنم دست و پا

بالای سرم ، با قد کمون
مادرم برام ، شده نوحه خون

من غریبم 4
.................
گر چه خون از ، دیده می بارم
کی کبودی بر ، روی تن دارم

دفتر عمرم اگرچه بسته شد خیلی زود
دیگه جای تازیونه روی بازوم نبود

باغلاف و با ، تازیونه ها
مادر و زدن ، توی کوچه ها

من غریبم 4
....................
تا ظرف آب ، بر لب من خورد
دل من رو تا ، شام ویران برد

سر جدم بین طشت و جلوی زینبش
می زنه با چوب کینه روی لعل لبش

شده خواهر از ، غصه نیمه جون
پر خون شده ، چوب خیزرون

من غریبم 4

#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
18:44
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:57, 135.4 KB
18:45
#امام_عسکری_شهادت

چشم پدر به راه بود، ای پسر بيا
تا جان نرفته از تن او، زودتر بيا

از پشت ابر، ای قمر فاطمي درآي‏
تا شب به در رَوَد، چو فروغ سحر بيا

هم صاحب الزمانی و هم صاحبِ عزا
بهر نماز بر تن پاک پدر بيا

افتاد جام آب، ز بس دست لرزه داشت‏
در پيکرش نمانده توانی دگر بيا

در احتضار باشد و چشم انتظارِ تست‏
باز است اين دو پنجره بر ره، ز در بيا

بس ‌‏اشکِ مردم از پیِ تشييع آمده
خاکی نمانده، شيعه چه ريزد به سر؟ بيا

صاحب عزا به ختم، حضورش مسلم است‏
مردم تمام منتظِر؛ ای منتظَر بيا

پاره جگر شده‏است و جگرپاره جز تو نيست
ای پارۀ جگر! برِ پاره جگر بيا

#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
9 December 2016
ش
05:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عید_الزهرا_مبارک
#حضرت_ابولؤلؤ

کي می‌توان قياس به اجر و ثواب کرد
اين مُزد را که بر تو دعا، بوتراب کرد؟

آباد باد خانه‌ات ای آنکه تيغِ تو
بنيادِ کفر و شرک و ستم را خراب کرد

يک آسياب ساختی و تا هزار سال
هرکس رسيد، قصه از آن آسياب کرد!

پيش از ظهورِ منتقمِ آل مصطفی
حق بهر انتقام، تو را انتخاب کرد

قيمت گذاشتن روی کار تو با کسی‌است
کاو اجرِ ضربِ تيغِ علی را حساب کرد

در وصفت اين بس است که آخر به دست تو
يزدان دعای فاطمه را مستجاب کرد


#۱۱۱۱
05:48
#عید_الزهرا_مبارک
#حضرت_ابولؤلؤ
#دوبیتی


توجه بر تبری عزت ماست
دلیل روشنی بر وحدت ماست

ز قول مردم ایران بگویید
ابولولو نماد غیرت ماست

#ک۱۱۸
ش
06:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#غزل

گاهی میان راه عقب را نگاه کن
خیر کثیرِ حضرت رب را نگاه کن

بی خود نبوده که شب و روزت علی شده
از لطف فاطمه است سبب را نگاه کن

هرگز پیِ فلان و فلان زاده ها نرو
در راه عشق، اصل و نسب را نگاه کن

از برکت زراعت حیدر چنین شده
شیرینی میان رطب را نگاه کن

هرجا که رد شده است بهشتی بپا شده
خاک نجف وجب به وجب را نگاه کن

سوگند میخورم که به چشمش طلا کند
در زیر پاش ظرف حلب را نگاه کن

از من نپرس این همه سائل برای چیست؟!
کیسه به دوشِ نیمه ی شب را نگاه کن

تا که طبیب شد، همه بیمار او شدند
خیل گدای پشت مطب را نگاه کن

در جنگ تن به تن که همه خوف کرده اند
تنها امیرِ داوطلب را نگاه کن

عمربن عبدود سر خود را به باد داد
بنشین و رزم شیر عرب را نگاه کن

نَفسُ الرَّسول بودن او جای خود سپس...
"زوج البتول" گشت... "لقب" را نگاه کن

نذر نگاه او صدقه، سر عطا نما
یعنی طریق ام وهب را نگاه کن

زهرا اجازه داد... محب علی شدیم
خیر کثیرِ حضرت رب را نگاه کن

#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
276×400, 21.8 KB
مضجع شریف و بارگاه منور شیرانشاه کاشان زمین امپراطور اعظم اعلیحضرت همایون جناب فیروز ابولؤؤ كاشانی رضوان الله تعالی علیه

ناز شصتش صلوات
11:56
🔪تا حشر باد نام بلندش بلند تر

تیغی که خستگی ز تن ذوالفقار برد...🔪
10 December 2016
ش
17:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 40.7 KB
آنچه نجاتم دهد
ز بارش آتـــــش...

چیست به یوم الحساب؟
چتر تبری!

#میلاد_حسنی
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_رسول_الله_حضرت_خدیجه

در دوره‌ای که شام جهالت سحر نداشت
خورشید آسمان رسالت قمر نداشت

تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز
حوریه ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت
این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

وصل امین مکه عجب خوش تجارتی‌ست
جز سود این معامله اصلا ضرر نداشت

سوگند می‌خورم که اگر ثروتش نبود
دین ذوالفقار داشت ولیکن سپر نداشت

خرج نبی شده همه دارایی اش ولی
شرمنده بود از اینکه چرا بیشتر نداشت

او شیعه ی علی شده قبل از غدیر خم
باری اگرچه پرده از این راز برنداشت

آری خدیجه آینه‌ی ایستادگی ست
یعنی غبار طعنه به رویش اثر نداشت

او مادر تمامی اولاد فاطمه ست
ابتر کسی بود که بگوید پسر نداشت

او آنچنان ز رنگ تعلق گسسته بود
حتی برای خود کفنی در نظر نداشت

#میلاد_حسنی
11 December 2016
ش
06:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح


گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود
چنگی به دل نمی زد اگر مرتضی نبود

شایسته است رو به نجف، عاشق علی
شب را سحر کند همه در حالت سجود

روح الامین ز جانب حق ذاکر علی است
گهگاه اگر به سمت نبی می کند فرود

تنها امیر هر دو جهان گشته مرتضی
کوری چشم دومی و آن زن حسود

حاجی به دور کعبه و ما دور مرتضی
حج ها بدون حب علی واقعا چه سود؟!

من خاک پای هرکه شده زائر علی
بر زائران خاک نجف رحمت و درود

رفتم بهشتِ مشهد و کرب و بلا ولی
خاک بهشت هم به دلم چون نجف نبود

حال دلم بد است، نجف روزی ام کنید
رحمت به شاعری که به شعر این چنین سرود:

"چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است"
ایوان طلای یار، دل از عاشقان ربود

با ذکر یاعلی ز جهان محو می کنیم
آل سعود روزی و روز دگر یهود

#محمد_جواد_شیرازی

tlgrm.me/raziolhossein
06:11
#امیرالمؤمنین_مدح


گاهی نگاه کن همه جا را هدف کجاست
باید به هوش باشی در این جاده،طَف کجاست

بعضی خواص را بِنِگر دورِ مصطفی
تا پِی بَری به ظاهر و باطن، شرف کجاست

تنها علی کنارِ نبی تیغ می زند
ای اِبنِ تِیمیه تو بگو، ناخَلَف کجاست

آنها همیشه پشت نبی حرف می زدند
معلوم شد در این جَرَیان، آن طرف کجاست

این هم مثالِ واضِحی از جایگاهشان
واضح ببین که بر روی این موج، کَف کجاست

در روزِگارِ سخت مشخص شود فقط
نسلِ زنا کجا و امیرِ نجف کجاست

دوشِ نبی محل عروجِ علی است، پس...
روشن شده که جایِ شَهِ لوکَشَف کجاست

مرد آن بُوَد که دیده نگردد به کارِ خِیر
حالا ببین میانه ی دریا صدف کجاست

چون موج می خروشد و چون تیغ می بُرَد
مردی که روز و شب غَمِ ایتام می خورَد

#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×720, 132.1 KB
پس از یکسال و نیم، بالاخره خورشیدِ نجف از پسِ ابر بیرون آمد...


جمال حرم باصفای مولا صلوات!

#نجف
#یاعلی
14 December 2016
ش
14:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×794, 101.2 KB
#لعن_الله_یزید
#دوبیتی

بر حرمله پليد لعنت...بشباد
بر خولی و بر وليد لعنت ...بشباد
شادي دل حسين زهرا گوييد
بر قاتل او يزيد لعنت...بشباد

Tlgrm.me/raziolhossein
15 December 2016
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#ولایت
#برائت


گاهی نگاه کن همه جا را هدف کجاست
باید به هوش باشی در این جاده،طَف کجاست

بعضی خواص را بِنِگر دورِ مصطفی
تا پِی بَری به ظاهر و باطن، شرف کجاست

تنها علی کنارِ نبی تیغ می زند
ای اِبنِ تِیمیه تو بگو، ناخَلَف کجاست

آنها همیشه پشت نبی حرف می زدند
معلوم شد در این جَرَیان، آن طرف کجاست

این هم مثالِ واضِحی از جایگاهشان
واضح ببین که بر روی این موج، کَف کجاست

در روزِگارِ سخت مشخص شود فقط
نسلِ زنا کجا و امیرِ نجف کجاست

دوشِ نبی محل عروجِ علی است، پس...
روشن شده که جایِ شَهِ لوکَشَف کجاست

مرد آن بُوَد که دیده نگردد به کارِ خِیر
حالا ببین میانه ی دریا صدف کجاست

چون موج می خروشد و چون تیغ می بُرَد
مردی که روز و شب غَمِ ایتام می خورَد

#رضا_باقریان


Tlgrm.me/raziolhossein
16 December 2016
ش
14:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

هر لحظه تو احوال مرا می بینی
آئینـــۀ اقبــال مرا می بینی

می میرم و زنده می شوم از خجلت
چون نامۀ اعمال مرا می بینی
19 December 2016
ش
16:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
716×896, 70.7 KB
هیچکس بهر ذبح شش ماهه
قدراین بی حیا؛ صله نگرفت

شمر تعزیه جور شد اما
هیچکس نقش حرمله نگرفت

#قاسم_نعمتی
29 December 2016
ش
22:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

ای مسیحا که کنی زنده دو صد عیسی را
ای که چشم تو کند کار دو صد موسی را

تو حسینی که خدا گشته بهای دم تو
تو حسینی که شدی آینه، بی‌همتا را

گفته احمد که حسین از من و من از اویم
جان شیرین شده‌ای جان و تن طاها را

گفته‌ای هر چه پسر هست علی بگذاری
تا کنی زنده به دنیا علم مولا را

تا که بر روی لبم نام تو را می‌گویم
می‌کنم شاد دل مادرتان زهرا را

کربلا آخر دنیای همه‌نوکرهاست
دم آخر برسان آخر دنیا ما را

تا که ناکام از این عالم خاکی نروم
کن نصیبم سحری جنت پایین پا را

شوق وصل است که در دیده‌ی ما می‌جوشد
قسمت دیده‌ی ما کن نظر دریا را

زودتر کار مرا دست علمدار انداز
نیست معلوم ببینم سحر فردا را

کشته‌ی اشک، بده اشک، بده سوز جگر
تا که از داغ تو پر خون بکنم دل‌ها را

جان به قربان ترک‌های لب تشنه‌ی تو
آب کرده لب خشک تو قد سقا را

چه کشیدی تو در آن لحظه که دیدی آقا
پر نموده تن اکبر همه‌ی صحرا را

طالب خون تو کی می‌رسد از راه حسین
تا کند پر ز حسینیه همه دنیا را

#ناصر_شهریاری
3 January 2017
ش
00:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


هرکه نامت برد شیرین کام می گوید علی
تا علی ساقیست ، مِی در جام می گوید علی

در شب معراج ، جبریلِ امین با افتخار
با رسول الله ، در هر گام می گوید علی

در تمام غزوه ها با ضربه هایش یک به یک
زیر لب پیغمبر اسلام می گوید علی

با نیابت از خدا جبریل در ارض و سما
دم به دم با اختیار تام می گوید علی

بلکه میکائیل در هنگامِ پخشِ رزقِ خلق
وقت صبح و ظهر و عصر و شام می گوید علی

زمزم و مشعر ، منا ، سعی و صفا ، رکن و مقام
حج ، حرم ، حاجی ، طواف ، احرام ، می گوید علی

می رسد روزی که شیعه در کنار کعبه و ....
یک مؤذن می رود بر بام می گوید علی


#مهدی_مقیمی
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
225×225, 9.7 KB
بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم
حال و هوای کرببلا دارد این حرم
#میلاد_عبدالعظیم_حسنی
#قاسم_نعمتی
4 January 2017
ش
17:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#صلوات


نیت کن و بفرست مکرر صلوات
تا غرق شود وجو د تو در صلوات
بر او صلوات قدسیان پیوسته
هر کس که فرستد به پیمبر صلوات



دل با صلوات شاد و خرم گردد
شفاف تر از زلال زمزم گردد
هر کس ﮐﻪ فرستد به محمد صلوات
بر او سبب خیر ، فراهم گردد

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
5 January 2017
ش
04:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#غزل


کسی که بنده این درگه است آزاد است
غمین اگرچه به دنیاست در جزا شاد است
.
خوشم که در دل زارم محبت مولاست
خرابه ای که درونش صفاست آباد است
.
دم از علی زنم و بد نگویم از خصمش
ز من مخواه برادر! که جمع اضداد است

«حرامزاده رهش از حلالزاده جداست»
نمی دهم به خدا با عدوی مولا دست

به هیچ کس! به جز از مرتضی تمام عمر
رفیق!! تکیه مکن تو که تکیه بر باد است
.
محب او ز جهنم دگر نمیترسد...!
به روز حشر چو زهرا به فکر امداد است .


#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
19:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


بعد از عطشت خون جگر شرب مدام است
تا گریه برای تو بود، خنده حرام است

تا بحر کشد نعره و تا آب زند موج
از تشنه لبان بر لب خشکِ تو، سلام است

در مکتب ایثار تو هفتاد و دو استاد
درس همه مجد و شرف و خون و قیام است

هر صبحدمی کرب و بلایی شود آغاز
هر شامگهی عمر ستمکار تمام است

صد بار اگر اسب برآن کشته بتازند
والله امام است، امام است، امام است

با کشتن تو بر لب دریا، لب عطشان
آب ار بخورم آتش سوزنده به کام است

بر گریه کن تو شرر آتش دوزخ
والله حرام است، حرام است، حرام است

با یاد دل زینب و چوب و لب و قرآن
انگار که هر مجلس ما، مجلس شام است

"میثم" چه کند سلطنت هر دو جهان را
تا بر در این خانه غلام است، غلام است

#غلامرضا_سازگار


Tlgrm.me/raziolhossein
6 January 2017
ش
18:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
💐💐فراخوان اولین کنگره شعر سراسری حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها 💐💐

برادران
و
خواهران

🔹 موضوع : مادر گرامی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها
🔹قالب اشعار: کلاسیک

تبصره: هیات داوران کنگره برای آثاری که درفضای شعر هیات سروده شده باشد و قابلیت بیشتری برای استفاده در جلسات داشته باشند امتیاز ویژه در نظر خواهند گرفت

گاه شمار کنگره:
🔹مهلت ارسال: 1395/12/10
🔹زمان برگزاری: 1395/12/20
جوایز: مبلغ پنج میلیون ریال به ده نفر برگزیده

🔹نحوه ارسال اشعار:

- ارسال از طریق پیامک، واتساپ، تلگرام به شماره زیر :
09213823426

مکان برگزاری: قم المقدسه
18:30
زندگی_نامه_حضرت_نرجس_علیها_السلام.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
434.7 KB
11 January 2017
ش
03:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:15, 6.9 MB
#یاامام_رضا

شفا یافتن دخترعراقی
باعنایت #امام_الرئوف
حضرت‌رضا علیه‌السلام
در حرم‌مطهر ایشان
۹۵/۱۰/۱۸

بست تا اینکه دخیلی به ضریح،نابینا!
گرهی«کور» زد و دیده او «بینا»شد

Telegram.me/raziolhossein
12 January 2017
ش
14:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


خانه خراب گشتن من با عزای توست
زیباترین ترنم قلبم صدای توست

دیدی چگونه زندگی ام را نظر زدند
چشمانِ شور پشت سر بچه های توست

دردم گرفته فاطمه جان گریه می کنم
این قلب زخم دیده من مبتلای توست

دستار بسته ای که نبینم سرت شکست
جای شکستگی به خدا هر کجای توست

تکرارِ ضربه ها که به یک جا نمی خورد
جایِ قلاف رویِ سرو دست وپایِ توست

جایِ طناب مانده به دورِ گلوی من
آثارِ تازیانه بر انگشت هایِ توست

پایینِ هر دو گونه تو چاک خورده است
دو گوشواره درد سر مجتبایِ توست

مقتل نوشته از در ودیوار خورده ای
دهلیزِ خانه شاهد این ماجرای توست

مقتل نوشته خون همه جارا گرفته بود
خون لخته ها به مویِ پریشان حنای توست

مقتل نوشته است که چادر سرت نبود
این ماندنِ تو پشت در هم از حیای تو ست

مقتل نوشته خنجری از لایِ در زدند
آثارِ پارگی به لباسِ عزای توست

گودال هم لباسِ حسینِ تو پاره شد
حالا زمان روضه کرببلای توست

هرکس رسید نیزه خودرا شکست و رفت
کُندی خنجر از اثر بوسه های توست


#قاسم_نعمتی
13 January 2017
ش
01:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 230.5 KB
#شب_جمعه
#شب_زیارتی

رو بر تو آوردیم آقا ؛؛ خیر دیدیم
عقبی بِجای خود که دنیا خیر دیدیم

امکان ندارد که درِ دیگر بکوبیم
ما از درِ این خانه تنها خیر دیدیم


#محمد_حسن_بیات_لو
ش
12:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#حضرت_زهرا

برکه ای خشکیده ام دریا به دردم می خورد
جام من خالی شده صهبا به دردم می خورد

سوی هر کس می روم، فورا رهایم می کند
بنده ای زارم فقط مولا به دردم می خورد

فتنه ها می آید و هر کس به سویی می رود
لحظه های امتحان تقوا به دردم می خورد

شرط توبه در رضای حجت الله است، پس...
... رخصت صاحب زمان تنها به دردم می خورد

سائلم... دار و ندارم این دل ویرانه است
ظاهرا بی ارزش است اما به دردم می خورد

گرچه فردا بیشتر محتاج لطف مادرم
مادری اش از همین حالا به دردم میخورد

مطمئنم بیشتر از هر عمل، روز جزا
نوکری خانه ی زهرا به دردم می خورد

مُهر و امضایی که بر روی دلم زد فاطمه
بیشتر از هر زمان فردا به دردم می خورد

عرش حق لرزید وقتی فاطمه با خنده گفت:
طرحِ تابوتی که گفت اسماء به دردم می خورد


#محمد_جواد_شیرازی

telegram.me/raziolhossein
ش
18:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#رباعی


شمس الارضین ، ماه سماوات علی است
سرمنشاء نور و باب خیرات علی است
هر سو که به معراج ، نبی کرد نظر
می دید که در اوج کمالات علی است

جنگ آور صفین و حنین است علی
الگوی یلان عالمین است علی
استادحسن در کرم و صبر و رضاست
بابای ابالفضل و حسین است علی


یا شاه نجف بیا و دلشادم کن
محتاج توام بیا و امدادم کن
تفتیده ز تشنگی ! بر این سینه ی من
تاکی تو بکار و نجف آبادم کن


تفسیر فرات ، البیان ، المیزان
تفسیر کبیر و هرچه شرح از قرآن
یک جا همه را به آب دریا ریزم
گر نام علی نبرده باشند در آن


دنیا همه زیر پای زهرا و علی است
خلقت سببش برای زهرای و علی است
فیاض دو عالم است آن چشمی که
گریه کن بچه های زهرا و علی است


گفتیم به ظاهر و به باطن : " حیدر "
در حشر تویی به خلق ضامن ، حیدر
فریاد رسم باش تو در روزی که
فریاد زنم : " بحق محسن حیدر "

#رضا_رسول_زاده

Telegram.me/raziolhossein
18:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#غزل


مادری پیش نگاه دخترش آتش گرفت
دختری از آهِ سرد مادرش آتش گرفت

پشت دربِ خانه ای که خادمش جبریل بود
همسر شیرخدا بال و پرش آتش گرفت

زیر دست و پای شیطان بود قرآن، وای وای
گو به احمد آیه های کوثرش آتش گرفت

گوشواره بینِ کوچه ماند، اما پشت در
موی او همراهِ سنجاق سرش آتش گرفت

آمد از زیر فشار در به پا خیزد، ولی
غنچه ی یاس سفیدش در برش آتش گرفت

چشم هایش تارتر می شد میان دود، آه
دخترش می گفت اینجا حیدرش آتش گرفت

چند سالِ بعد، ارث فاطمیه داده شد
کودکی در بین آتش معجرش آتش گرفت

آن قَلافی که دلیلِ مرگ مادر بود، آه
حنجر اولاد او از خنجرش آتش گرفت

باز هم مادر زمین افتاد، اما قبل از او
با دو بوسه از گلویش خواهرش آتش گرفت

#رضا_باقریان


https://telegram.me/raziolhossein
14 January 2017
ش
11:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×724, 76.7 KB
#حضرت_زهرا_شهادت

هرگز غمي اندازهءِ غمهايِ‌ من نيست
از بعدِتو در اين‌مدينه جايِ‌ من نيست
من همسرم را ميشناسم ، فاطمه ، نه
اين صورتِ‌‌ تو صورتِ‌ زهرای من نيست

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolh
ش
16:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#قصیده


ایوان تو برده‌است دلِ شاه و گدا را
حیرانِ تو کرده‌است خدا آینه‌ها را

#ایوان_نجف سردرِ ایوان بهشت است
یعنی به علی داده خدا عرش علا را

هستند گدای تو شریفاً و وضیعا
هستند غلام تو صغاراً و کبارا

قد هامت الاوهام ، وقد زلّت الاقدام
هرکس به نجف آمده دیده است خدا را

تا نام علی را پدرم خواند به گوشم
دادم به هوای تو دل بی سر و پا را

عمری است گواهند طپش‌های دل من
پرپر زدم و سوختم ایوان طلا را

ما بی تو فقط آه کشیدیم؛ نسیما
از ما ببر امشب به نجف این همه...هاآآآآآآآ را

قربان سرکوی حبیبی که به بویی
دیوانۀ خود کرده تمام عقلا را

قربان نگاری که از او زودتر از ما
جبریل خریده‌است به جان درد و بلا را

قربان طبیبی که به یمن نفس او
هرکس که رسیده است گرفته است شفا را

قربان امیری که سرِ خوان قناعت
با نان جوی ساخته لیلاََ و نهارا

قربان غریبی که به تاریکی شبها
بر دوش کشیده‌است غذای فقرا را

ناز قد و بالاش که تا صبح قیامت
خم کرده رکوعش قد محراب دعا را

با شهد بیانی به گوارایی کوثر
کرده است اسیر لب خود آب بقا را

دور و برِ هر دانۀ انگورِ ضریحش
عالم همه مستند «و ما هم بسکاری»

یارب به تو سوگند مبادا که بگیری
از خاک سر کوچه حیدر، سر ما را


تا معنی «الله صمد» را بشناسی
کافی است ببوسی درِ این صحن و سرا را

تا دوستی‌اش اصل نماز است، مؤذن
بی نام علی نعره نزن «حیّ علی» را

احرام نبندید ، بمانید و نگیرید
بی سعی و صفای حرمش راه منا را

والله که هرکس ز علی روی بتابد
یک مرتبه هم سجده نکرده‌است خدا را

او بود که برداشت چو کاهی، در خیبر
او بود که آورد به قاموس، «فتی» را

سرها همه افتاد و سپرها همه افتاد
تا تیغ تو چرخید یمیناََ و یسارا

از هیبت نام تو بلرزد دل هستی
تا از کمرت باز کنی تیغِ دوتا را

برگشت به ایمای تو خورشید به مشرق
پلک تو به هم ریخت قدر را و قضا را

روباه چه سنجد که برد دست به شمشیر؟
مرحب چه شناسد جگر شیر خدا را؟

والله که در معرکه‌ها حیدر کرار
اندازۀ یک پلک ندیده‌است قفا را

حدّ تو به هم ریخته اعصاب قلم را
شأن تو بریده‌است زبان شعرا را

تا هست به فرمان تو منهاجِ بلاغت
باید که ببندند دکان فصحا را

از عشق تو عمری‌است که درجوش و خروشم
بگذار بمانم به همین حال، خدا را


▫️▫️▫️

#عباس_شاه_زیدی

Tlgrm.me/raziolhossein
16:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
511×645, 36.5 KB
ش
20:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


من زمین گیرم ، گرفتارم.. دعایم کن حسین
از خودم والله بیزارم ..دعایم کن حسین

ناظر من بودی و من ملتفت بودم ولی..
باز هم آلوده رفتارم ..دعایم کن حسین

روبه موتم چون که باشد دردهایم لا علاج
سال های سال بیمارم..دعایم کن حسین

می کنم توبه ولی دنبال عصیان می دوم!!!
به خدا خسته ز تکرارم ...دعایم کن حسین

نیستم پیش تو و پشتم به جایی گرم نیست
در بیابان بوته ای خارم....دعایم کن حسین

هرچه من بد می کنم تو مهربانی می کنی
من به تو خیلی بدهکارم....دعایم کن حسین

از تو دورم که رفیق خلوتم شیطان شده
زخم خورده از همین یارم ..دعایم کن حسین

تو نگاهم می کنی و من خجالت می کشم
نوکرم..افسوس سربارم!! دعایم کن حسین

صبر کن حرفی است که مانده درون سینه ام
هر چه باشم دوستت دارم..دعایم کن حسین

خورده بر کارم گره با دست تو وا می شود
حاجت کرب وبلا دارم..دعایم کن حسین

#محمد_سعید_طالبی


Telegram.me/raziolhossein
15 January 2017
ش
10:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#غزل

ازخانه چارچوب درت راشکسته اند
باب الحوائج پدرت را شکسته اند

عمداً مقابل پسر ارشدت زدند
یعنی غرور گل پسرت راشکسته اند

بازو  و سینه ـ کتف و سرت درد می کند
هرجا که بوسه زد پدرت ، را شکسته اند

ای مرغ عشق خانه حیدر کمی بــپـر
باورنمی کنم که پرت را شکسته اند

از طرز راه رفتن و قد هلالی ات
احساس میکنم کمرت را شکسته اند

ابری ضخیم سرزد و ماهت خسوف شد
بی شک فروغ چشم ترت را شکسته اند

با بستری کبود و پر از لاله های سرخ
آئینه های دور وبرت را شکسته اند

زان آتشی که بر شجرطیبــه زدن
ثلثی زشاخ و برگ وبرت را شکسته اند


#یاسر_حوتی

Telegram.me/raziolhossein
10:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×891, 283.0 KB
ز کوران نیز
در ستر تجلی گشته او پنهان!
که ممکن بود!
دیدارش دهد چشمی به کورانش...

#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#غزل

چیزی به جز نامت برای ما سند نیست
جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان
اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت
بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست

گیرم بخواهم بشمرم فضل على را
اندازه ی فضل و کراماتش عدد نیست

وقتى شنیدم مادر شیر است نامش
فهمیدم اصلا فاطمه ، بنت اسد نیست

به وصف ذاتش آیه اى نزدیک تر از
این آیه هاى قل هو الله احد نیست

این قلب من میل نجف دارد دوباره
راهی برای این دلی که می طپد نیست؟

ما تجربه کردیم چندین بار ، دیدیم
پشت در این خانه هم انگار بد نیست

این آبروداری که ماها می شناسیم
هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح



تیغ تو بلند و دسته‌کوتاه
تسلیم تو بود گاه و بی‌گاه
.
یک مجتهدِ بِلامنازع
فرزانه‌دلیرِ زخم‌آگاه
.
"لایی"ست به "لا إله" زیور
"إلّا"ی بلند قبل "اللّه"
.
نوشی‌ست برای دوست جان‌بخش
نیشی‌ست برای خصم جان‌کاه
.
وقتی که قیام کرده تیغت
شایسته همین‌که خواه ناخواه
.
بنشینم و صبر پیش‌گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم
.
نازک‌بدن‌ست و سیم‌پیکر
شمشیر دو دم به دست حیدر
.
تقدیرِ مسجّلِ الهی
در رفتن و ماندنش مخیَّر
.
ما را سر خود مخواه و مگذار
از گردن ما بیا و بگذر
.
ای فَرق تو فِرقه‌فرقه‌انگیز!
باریک‌میان! صراط‌گستر!
.
این‌بار نشد که باریابم
بايست که تا زمان دیگر
.
بنشینم و صبر پیش‌گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم


#مجید_لشکری


Telegram.me/raziolhossein
16 January 2017
ش
07:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح


آن کس منم که آل نبى را ثنا کنم
بر دوستان احمد و حیدر دعا کنم

راهى که نهى کرد پیمبر بدان شدن
آن راه را و رهبر آن ره رها کنم

از مهر و از محبت زهرا و مرتضا
هر صبحدم نگاه سوى هَلْ اَتى کنم

گر اقتدا به آل زیادست مر تو را
من اقتدا همیشه به آل عبا کنم

آل‏زیاد را که به نفرین حق ردند
از اعتقاد، لعنت بى‏منتها کنم

بعد نبىّ سزاى امامت على بود
من خر نِیَم که روى سوى ناسزا کنم

اندر عراق حمزه کوچک منم که هست
زادى که در قیامه به دفع بلا کنم

زاد و مقام من به ورامین از آن بود
تا سور دشمنان على چون عزا کنم

در بند سیم و زر نیم و شاعرى و شعر
مداحى از براى شه اوصیا کنم


#حمزه_کوچک_ورامینی

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#غزل


زهرا نگاه قبله نما دارد از قدیم
آیینه ای ز روی خدا دارد از قدیم

پیغمبری او‌ به رسولان‌ جدید نیست
زهرا کلاس در وفا دارد از قدیم

بالای عرش جای مناجات فاطمه است
در بین عرش فاطمه جا دارد از قدیم

گیرم که نیست صحن و سرایی برای او
او در بهشت صحن و سرا دارد از قدیم

از اینکه از ازل همگان سالش شدند
معلوم شد ک دست عطا دارد از قدیم

روز ازل برای غلامی مرا خرید
مادر خودش هوای مرا دارد از قدیم

هرکس گدای فاطمه شد دست خویشتن
برگ امان ز روز جزا دارد از قدیم

لازم به ذکر نیست خودش مطلع بود
این سینه میل کرببلا دارد از قدیم


Telegram.me/raziolhossein
ش
16:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا


ازآنچه در دوجهان هست بیشتر دارد
فقط خدا ست که از کار او خبر دارد

 یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود
اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای
کسی که کفو علی می شود جگر دارد

کمر به یاری تنهایی علی بسته
میان کوچه اگر دست بر کمر دارد

سر علی به سلامت چه باک از این سردرد
محبت ولی الله درد سر دارد

 کسی که شهر سر سفره قنوتش بود
چگونه دست به نفرین قوم بردارد؟!

صدا زد: (( اشهد ان علی ولی الله))
ولی دریغ که این شهر گوش کر دارد

 زمان خوردن حق علی و اولادش
سقیفه است و احادیث معتبر دارد

سقیفه مکتب شیطانی خلافت بود
سیاستی که برایش علی ضرر دارد

کنیز بیت علی خاک را طلا می کرد
سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد

اگر چه باغ فدک نعمت فراوان داشت
ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد

گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی
در آن محله که بسیار رهگذر دارد

 بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست
زمان جنگ بیاید اگر هنر دارد

کشید و برد، زد و رفت، من نمی دانم
حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد

بگو به شعله : چه وقت دخیل بستن بود؟
هنوز چادر او کار با بشر دارد

بگو به میخ : که این کعبه را خراب نکن
 غلاف کاش ازاین کار دست بر دارد

دهان تیغ دودم را عجیب می بندد
وصیتی که علی از پیامبر دارد

فدای محسن شش ماهه اش که زد فریاد
سپر ندارد اگر مادرم پسر دارد

به شعله سوخت پرو بال مادر، اما نه
حسین هست، حسن هست، بال و پر دارد

اگر خمیده علی از نماز آیات است
در آسمان غمش هاله بر قمر دارد

شبانه گشت به دست ستاره ها تشییع
که ماه الفت دیرینه با سحر دارد

میان شعله دعایش ظهور مهدی بود
که آه سوختگان بیشتر اثر دارد


#مجید_تال

Telegram.me/raziolhossein
17 January 2017
ش
23:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت



حال و روز مادری بیمار گریه آور است
گریه های کودکی تبدار گریه آور است

عاشقان گاهی ز روی هم خجالت می کشند
دیدنِ اشک غریب انگار گریه آور است

همسری پیشِ نگاه همسری روی زمین...
...تا که می افتد چرا هربار گریه آور است

اشک های فضه و اسما گواهی می دهد
راه رفتن با دو چشم تار گریه آور است

دست بر دیوار می گیرد نیفتد بر زمین
تکیه اش بر قامت دیوار گریه آور است

هر شب از زخمی که از مسمار خورده فاطمه
نیمه شب ها می شود بیدار، گریه آور است

دارد از دستِ ز کار افتاده زحمت می کشد
نان که زهرا می پزد بسیار گریه آور است

چهره اش را از علی هر روز پنهان می کند
زیر چادر گریه ی دلدار گریه آور است

شهرِ بی انصاف با حیدر چه بد تا می کند
غُصه های حیدر کرار گریه آور است

#رضا_باقریان

Telegram.me/raziolhossein
23:42
#حضرت_زهرا_مدح


زهرا شکوه هر قدمش فرق میکند
کوثر بقای عمر کمش فرق میکند

این خانواده گر چه کریمند جملگی
دستان فاطمه کرمش فرق میکند

شان نزول سورهءقدر است وهل اتی
تفسیر ایه های غمش فرق میکند

وقتی اساس علت ایجاد فاطمه است
توصیف روزگار کمش فرق میکند

اصلا قیاس فاطمه با هر زنی خطاست
فضه کنیز محترمش فرق میکند

هم کفو فاطمه علی است وفقط علی
بانوی عشق هم قدمش فرق میکند

ایام عمر وزندگیش گر چه بود کم
خیر کثیر عمر کمش فرق میکند

اصلا تمام هستی عالم حریم اوست
مخفی نه،وسعت حرمش فرق میکند

بانی روضه های حسین است فاطمه
این قد خمیده ذکر ودمش فرق میکند

تنها شعار نهضت زهرا ولایت است
این فاطمیه ها علمش فرق میکند

محشر امید خلق جهان است فاطمه
مادر عطوفت قلمش فرق میکند

میخ در و مغیره ناموس کردگار
این گونه روضه سوز وغمش فرق میکند

فردا زمان پاسخ سیلی که میرسد
بغض گلوی منتقمش فرق میکند

#علی_رشید_ترابی

Telegram.me/raziolhossein
18 January 2017
ش
07:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
02:37, 6.1 MB
07:35
#امیرالمؤمنین_مدح


زبس خاک نجف نزد خداوند آبرو دارد
تیمّم با غبار معبرش شأن وضو دارد

به دربار کسی رو کرده‌ام دل را که از عزّت
سگ کوی غلامش نیز حقّ جستجو دارد

کدامین دِین برخیزد زجا بی اذنِ شمشیرش؟
به هر گردن که دیدم، قامت از بهر گلو دارد

زبس سامان جوهر کرده تیغش از شراب ناب
لحد را گر شکافی، عَبدوَد در کف سبو دارد

ثواب مؤمنان چرکی‌ست بر روح شریف این‌جا
نجف، شیرخدا حوضی برای شستشو دارد

صدایی دارد آن مافوق هستی کز شنیدن‌ها
به هرگوشی که دیدم، پرده از ننگ رفو دارد

به حسّ ما و من او را تعلّق نیست ای غافل
مثال است این که می‌گویند حضرت رنگ و بو دارد

خیال حاشیه بر متن تقدیسش ندارد راه
کدامین شانه از آن زلف، شرحی مو به مو دارد؟

خیال است این که با مولاعلی محرم شوی “معنی”
تو لاغر لهجه‌ای و شیر حق با نعره خو دارد
.

#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
21 January 2017
ش
00:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


نور پگاه احمد مختار ، فاطمه ست
پشت و پناه حیدر کرّار ، فاطمه ست

در آسمان چشم خدابینِ مرتضی
خورشید روز و ماه شب تار فاطمه ست

فرمانروای عالَم ارواح اگر علی ست
فرمانروای عالَم انوار ، فاطمه ست

حُسنی که در نهایتِ مستوره بودنش
آئینه را نموده گرفتار ، فاطمه ست 

در ساحت مقدّس او جای نقص نیست
از هر لحاظ ، مظهر دادار فاطمه ست

هم نسخه ی جلالیه ی " رَبُّنا الجَلیل"
هم اسوه ی ائمّه ی اطهار ، فاطمه ست

فهمیدم از حدیث کسا ، جمع اهل بیت 
یک حلقه اند و مرکز پرگار ، فاطمه ست

ذکر نبی ست " ناد علی " وقت کارزار
ذکر علی به عرصه ی پیکار ، فاطمه ست

هرگز نمی خورد به زمین بیرق علی
تا در صف نبرد ، علمدار ، فاطمه ست

محتاج یاری اَحدی نیست حیدرش
تا یاور همیشه مددکار ، فاطمه ست

ما را که مُهر مِهر علی خورده بر جبین
در عرصه ی حساب ، خریدار ، فاطمه ست

نفرین به آن گروه که در چشم شورشان
مانند خار ، باعث آزار ، فاطمه ست

مظلومه ای که ذرّه ای از رنج های او
یک ذرّه نیست قابل انکار ، فاطمه ست

آن کس که جای روی خودش در شهادتش
از خون خضاب شد در و دیوار ، فاطمه ست

تنها کسی که در دل آتش به حرمتش
خَم شد بلندی قدِ مسمار ، فاطمه ست


#محمد_قاسمي
1
22 January 2017
ش
02:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات

اینجا کریمی هست که بسیار می بخشد
لب وا نکردی تا کنی اقرار می بخشد

تاثیر استغفار اوج باور عبد است
قبل از گنه کردن تو را غفار می بخشد

وقت گنه پرده به روی ما می اندازد
مشغول عصیانیم که ستار می بخشد !

هر قدر هم دوری کنیم او در پی ما هست
گاهی به خلوت ، گاه در انظار می بخشد

این صبر که دارد خدا ، شرمندگی دارد ...
هر چه گنه را می کنی تکرار می بخشد ...

ظرف ترک خورده در اینجا بند خواهد خورد
رفتی و برگشتی اگر صدبار می بخشد

پیچیدگی زندگی تمرین رشد ماست
اینها مقاماتی است که دلدار می بخشد

مومن در امواج بلاها دم نخواهد زد
زیرا بلاها نخل او را بار می بخشد

در میهمانی هوشیاری جزء ارکان است
این صاحب خانه به ما اسرار می بخشد

حب علی در سینه باشد کار ما جور است
ما را به مهر حیدر کرار می بخشد

آب حیاتی که خدا فرموده این اشک است
این هدیه را بر دیده ی بیدار می بخشد

فرموده است شیخ الائمه : " حق ، کسی را که
اشکی بریزد در عزای یار می بخشد "

ذکر "حسین" در تشنگی تسبیح ما باشد
جان را صفا این ذکر گوهربار می بخشد

امشب خدا ما را به حق آن یتیمی که
افتاد از ناقه در آن بازار می بخشد

امشب خدا ما را به حق چشم هایی که
گردیده بود از ضرب سیلی تار می بخشد

#رضا_رسول_زاده
23 January 2017
ش
00:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


هم سوخت بر حال دلش ، در شعله ها در
هم شعله زد بر جسم و جان ماسوا در

همدست شد دیوار با در بهر یک قتل
ای بی حیا دیوار ، آه ، ای بی وفا در

با حجم خونی که به جا مانده ست بر آن
یعنی خبر دارد ز عمق ماجرا در

حرف دل پر درد زینب بود هر روز
--- ای کاش می کندند مسمار تو را ، در

می خورد با شدّت به پهلو و به سینه
واویلتا ، واویلتا ، واویلتا ، در

سی سال دیده اشک خون رنگ علی را
بعد از فراق حضرت خیر النّسا ، در

دیدم تمام خیمه های کربلا سوخت
وقتی میان شعله می زد دست و پا ، در


#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
26 January 2017
ش
00:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح



مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
مینویسم که هرکه جای خودش
آسمان جای حضرت زهرا


می نویسم که کاشف الکربِ
" علیِ مرتضاست " لبخندش
می نویسم که فاتح خیبر
نام "زهراست" نقشِ سربندش



هر چه از او نوشته ام تا حال
به خدا در خور مقامش نیست
به عذاب خدا گرفتار است
هرکه در فکر احترامش نیست


آسمان ها حیاط خلوت او
عرش حق صحن خانه ی گلی اش
شامل هر کسی نمی گردد
به خدا افتخار سائلی اش


می نویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت "زهرا"
معنی اسم اعظم حق بود
یا علی های حضرت "زهرا"


حوریه ، انسیه ، زکیه ، بتول
راضیه،مرضیه، همان زهراست
آنکه محروم شد ز حق خودش
شده بانوی بی نشان؛ زهراست


بهترین مادر است در عالم
همسر خوب و مهربان علیست
این جوان بانویی که می گویم
روشنی بخش دیدگان علیست


می نویسم بهشت زیبا هست
جزء زیباترین مکان ها نیست
زندگی های مشترک دیدیم...
زندگی "علی و زهرا" نیست


می نویسم قیامت کبری
بسته مانده به یک تلنگر او
هرکجا مشکلی به کارت خورد
صد و ده بار عاشقانه بگو


یاعلی - تا که حضرت زهرا
گره از مشکل تو وا بکند
زیر دِین کسی نمی ماند
هرچه میخواهی او عطا بکند


#محمد_حسن_بیات_لو

Telegram.me/raziolhossein
ش
02:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


این گریز اول روضه است، در آتش گرفت
آنقدر هیزم فراهم شد گُذر آتش گرفت

در مقاتل مینویسد شعله از در هم گذشت
آنچنان که متنهای معتبر آتش گرفت

واژه ها دارند میسوزند پس حق می دهم
برگهای دفتر شاعر اگر آتش گرفت

دود از این ماجرا در چشمهای خلق رفت
تا ابد از این مصیبت خشک و تر آتش گرفت

این که میخ داغ با پهلو چه کرده جای خود
وای معجر بود ، اما موی سر آتش گرفت

گوش مادر سرخ شد از ضربت سیلی ولی
در روایت آمده آنجا پسر آتش گرفت

این خبر تا آسمان ها رفت شاید هم کسی
گفت با فطرس نبودی بال و پر آتش گرفت

آه مادر را علی با اشکهای گرم شست
ریخت اسما آب را اما پدر آتش گرفت

ام کلثوم سه ساله سمت مادر می دوید
این گریز آخر روضه است ، در آتش گرفت


#حسن_رستگار

Telegram.me/raziolhossein
02:06
#حضرت_زهرا_شهادت


حال و روز مادری بیمار گریه آور است
گریه های کودکی تبدار گریه آور است

عاشقان گاهی ز روی هم خجالت می کشند
دیدنِ اشک غریب انگار گریه آور است

همسری پیشِ نگاه همسری روی زمین...
...تا که می افتد چرا هربار گریه آور است

اشک های فضه و اسما گواهی می دهد
راه رفتن با دو چشم تار گریه آور است

دست بر دیوار می گیرد نیفتد بر زمین
تکیه اش بر قامت دیوار گریه آور است

هر شب از زخمی که از مسمار خورده فاطمه
نیمه شب ها می شود بیدار، گریه آور است

دارد از دستِ ز کار افتاده زحمت می کشد
نان که زهرا می پزد بسیار گریه آور است

چهره اش را از علی هر روز پنهان می کند
زیر چادر گریه ی دلدار گریه آور است

شهرِ بی انصاف با حیدر چه بد تا می کند
غُصه های حیدر کرار گریه آور است

#رضا_باقریان

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

برپا بشود محشر کبری شب جمعه
آید ز حرم ناله ی زهرا شب جمعه

یک هفته نگه داشته غم های دلش را
تا لحظه ی دیدارِ پسر تا شب جمعه

زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته
با مریم و آسیه و حوّا شب جمعه

با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه

پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلّا شب جمعه

مادر گره ی معجر خود باز نموده
در لحظه ی بوسیدن رگها شب جمعه

آن موی بهم ریخته که در پَسِ در سوخت
گردد ته گودال هویدا شب جمعه

این بوسه کجا! بوسه ی گودال کجا و
یادی کند از زینبِ تنها شب جمعه

#قاسم_نعمتی
27 January 2017
ش
13:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


آه ما يك روز قيمت داشت ، آه از دست رفت
چون مجال گفتگويِ مـا و ماه از دست رفت

آهِ حسرت مي كشيم از دل كه يك دنـيا ثواب
خـيلي آسان ذرّه ذرّه با گُناه از دست رفت

چنــد باري تا حريم خيمه اش رفتيم ، حِـيف
فيض وصلش با خُطوري اشتباه از دست رفت

بس كه هِي شد صرف ديدار رقيبان وقـت ما
فُـرصت ديـدارِ نـورِ رويِ مـاه از دست رفت

اين كه آخر رو به سوي دوست آورديم ، نيك
ليك سويِ چشم ما در كوره راه از دست رفت

تا كمي هم حال و روز عاشقان را حس كنيم
اخـتـيارِ عقــل ما با يك نگــاه از دست رفت

در لباس فقر مُستغني شد از هر حـاجتـي
آنكه وقت سجده بر درگاه شاه از دست رفت

تازه قدر يك سر سوزن شبيه او شـديم
چون عـنان صبر ما در قتلـگاه از دست رفت ...

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
13:41
#امام_زمان_مناجات


نگو که نیست بگو دیدها خطا دارد
به هر کجا بروی نور، ردّپا دارد

دروغ بسته به خورشید قاری غیبت
که نصّ اَشرَقتِ الارض، ماجرا دارد

به صف شوید امام نماز می‌آید
که با وجود جماعت شود فرادی رد

نشانی در او را بپرس از چوپان
دخیل بر که شدی قریه کدخدا دارد

به برگ و بار ریاضت مبند دل بی او
که باد می‌برد آخر هر آنچه باد آرد

خبر دهید به دزدان کور دریایی
هنوز کشتی این قوم ناخدا دارد

سرودن از تو الا پادشاه خوبی ها
همیشه طعم غزل‌های خواجه را دارد


#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
13:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×535, 60.2 KB
و‌‌ هو بقیة الله...


ای خدا را دستِ قدرت،
ای علی را نور عین!

تا به کی فریاد ما
این الحسن
این الحسین؟


#درد_هجران

Telegram.me/raziolhossein
28 January 2017
ش
07:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


بیا که تا تو نیایی بهار بی معناست
خوشیِ مردمِ این روزگار بی معناست

تب فراق تو بیچاره کرده دنیا را
بدونِ تو به دلِ ما قرار بی معناست

تحمل غم هجران تو عجب سخت است
به زیر تیغ توایم و فرار بی معناست

محبت تو نباشد عبودیت هم نیست
و زنده داری شبهای تار بی معناست

ولایت تو به شیعه حیات بخشیده
نفس کشیدن با اختیار بی معناست

ببین ارادت ما را به سخره می گیرند !
برایشان سخن از کوی یار بی معناست

بیا که خلق بدانند صاحبی داریم
زنند طعنه ؛ که این انتظار بی معناست

خرابکاری ما را بیا و جبران کن
که هرچه توبه کنم بی شمار بی معناست

تو صبح آمدنت "یا علی" به لب داری
که فتح خیبر ، بی ذوالفقار بی معناست

هر آنکه عبد علی نیست ، منکر حق است
و سجده اش سوی پروردگار بی معناست

نجف نگین زمین نه ، که زینت عرش است
بدونِ خاک نجف هر دیار بی معناست

"فمن یمت یرنی" چشمه ی امید دل است
علی نیاید اگر احتضار بی معناست

به سینه نیست غمی جز غم حسینِ عزیز
که اشک جز به عزای نگار بی معناست

#رضا_رسول_زاده

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح



هر دفعه که نام علی را مینویسم
فورا کنارش نام زهرا مینویسم .
.
«عاصی» کجا و شرح خوبیهای «عصمت»
بی بی نظر کرده که حالا مینویسم...

من ذره ای هستم که از خورشید گوید
پایینم‌ و‌ دارم ز بالا مینویسم

باید اجازه از «رسول الله» گیرم
وقتی که از «ام ابیها» مینویسم

با شرح جود و بخشش دارم دوباره
شأن نزول «هل اتی» را مینویسم

در وصف او‌ از قول حق کوثر بخوانم
وز قول پیغمبر «فِداها» مینویسم

حوا و مریم را کنیزانش نوشتم
از خادمینش صد چو عیسی مینویسم

اشکم ز دیده میچکد وقتی که اورا
در یاری حیدر چو تنها مینویسم

از بچه های فاطمه شرمنده ام که
از غصه های مادر اینجا مینویسیم

از همسری که خورد سیلی پیش شوهر
از درد مادر٬ اشک بابا‌ مینویسم .
.
پیش علی زهرای او‌ نقش زمین شد
دارم ز خجلت های مولا مینویسم... .
.
غم های زهرا را نوشتم گرچه« یک یک»
پشت علی از غصه «دوتا» مینویسم...
.
.
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
1
30 January 2017
ش
00:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 86.3 KB
با او شب عالمی سحر میگردد
خنده به لب حسین بر میگردد
این‌ماه‌به‌طوف‌حرمش‌مشغولست
یعنی که قمر دور قمر میگردد...

#قمرالعشیره

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:41, 3.6 MB
#حضرت_علی_اصغر
#شعرخوانی

واماند
کام ‌خشکت
‌از قحط ‌آب‌ نیمی...

#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
04:45
#حضرت_علی_اصغر_مرثیه


وا ماند کام خشکت از قحط آب، نیمی
مُردند اهل خیمه با این حساب نیمی

در انتظار شیر است چشم دو طفل معصوم
بیدار مانده نیمی، رفته به خواب نیمی

می سوخت باغبانت زآندم که سوخت جانت
نیمی ز قحط آب و، در آفتاب نیمی

ترسم به روز محشر این‌سان به جلوه آیی
دست حسین نیمی، دست رباب نیمی

خون تو را فلک خورد، آن سان که خون اکبر
پای رکاب نیمی، یال عقاب نیمی

سامان خیمه ها را بعد از تو خوب سوزد
اشک رقیه نیمی، خون رباب نیمی

#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
5 February 2017
ش
00:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


عزیز خــانه ي سائـلْ نوازِ فاطمه باشد
علی که همنفس و همتراز فاطمه باشد

علی كه عقده گشايِ همه ست ، شاهْ كليدش
---طـراوتِ نَفَـــسِ چاره ســازِ فاطمه باشد

همان نــوا ، كه نوازشگر است گوش علي را
سکوتِ خلـوتِ راز و نيازِ فاطمه باشد

هــزار مرتبه والاتــر از حــريرِ بهشــتي
بهـايِ وصله ي چادرْ نماز فاطمه باشد

به استناد"حديثِ كسا"و جمله ي"لَوْلاك"
قوامِ خلقتِ ارض و سمـا زِ فاطمه باشد

به قول حضرت ختمي مَآب ، بركتِ خانه
در اين ظــروف سُفال جهاز فاطمه باشد

چنان كه گفت پيمبر : پدر شود به فدايش
فــدايِ دوسـت شــدن ، امتيازِ فاطمه باشد

چگونه باز شود رو به آستانِ تبسّــــم
دري كه شاهـــدِ سوز و گُدازِ فاطمه باشد

مَحلّ مـرقدِ مخفيْش ، مثل قدرِ شب قـدر
بناست تا ابدُ الدّهر ، رازِ فاطمه باشد

زمین که مهریه ی عقد اوست چشم براهِ
----سوار آمدنیِ حجاز فاطمه باشد

#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#فاطمیه
#حضرت_زهرا_شهادت

فصل خزان باغ مرا دلگیر کرده
حال و هوای خانه ام تغییر کرده

از کوچه بیزارم خدا... این کوچه ی تنگ
یاس جوانم را کمان و پیر کرده

صبر و سکوت من برای حفظ اسلام
روباهِ یثرب را برایم شیر کرده

ریحانه ام در بستر است و درد دارد
سرتاسرش از ضربه ها تغییر کرده

این که چرا زهرایم از من رو گرفته
این روزها فکر مرا درگیر کرده

پهلو به پهلو کرد... رنگش مثل گچ شد
سرّ درونش را رخش تفسیر کرده

در خواب دیدم فضه با اسماء می گفت:
مرهم به زخم بازویش تأثیر کرده

سجاده اش را نیمه شب انداخت زهرا
دیدم نشست و نیت تکبیر کرده

رفته به سجده دست بر پهلو گرفته
هنگام برگشتش چرا تأخیر کرده؟!

شأن نزول آیه‌ی تطهیر قرآن
با خون خود بیت مرا تطهیر کرده

با گفتن عجل وفاتی در قنوتش
از زندگی کردن مرا هم سیر کرده

فهمیدم از رنگ در و دیوار خانه
مسمار بدجوری به یاسم گیر کرده

قنبر خدا خیرش دهد با چشم گریان
میخ در این خانه را تعمیر کرده

#محمد_جواد_شیرازی

telegram.me/raziolhossein
19:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
498×498, 92.6 KB
#حضرت_زهرا
#رباعی


محشر دم از اعتبار او خواهد زد
او‌دست به‌کار جست‌و‌جو‌خواهدزد
در کار شفاعت از غلامان حسین
زهرا به خدای کعبه رو خواهد

#کاظم_بهمنی

Telegram.me/raziolhossein
19:46
#امام_زمان_مناجات
#مناجات_فاطمیه

بیا بیا گل زهرا عزای مادر توست
صفای فاطمیه از صفای مادر توست

اگر که سائلم و نوکر همیشگی ام
فقط به خاطر لطف و عطای فاطمه است

تمام عزت شیعه رحین منت اوست
تمام زندگی ما فدای مادر توست

قسم به مادر و آن احتجاج حیدریش
دوام خدمت ما با دعای مادر توست

ز نور چادر او ما همه مسلمانیم
که اصل طینت ما خاک پای مادر توست

به وقت مرگ که دستم به هر دری کوتاست
امید دلخوشی من وفای مادر توست

بیا که با تن خونین ، هنوز منتظر است
که انتقام تو تنها دوای مادر توست

#قاسم_نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
6 February 2017
ش
00:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


نزد خالق هر کسی باشد فرودش بیشتر
در مسیر بندگی باشد صعودش بیشتر

اهل صوم و صَمت باش و دل به پرحرفان مبند
مزبله وقتی بسوزد هست دودش بیشتر

خواست لیلا تا که مجنون را مقرب تر کند
کاسه ی او را شکست و آزمودش بیشتر

بهره ها دارد دل ویرانه... می دانم ولی
دل که می گیرد، شود با گریه سودش بیشتر

وادی عشق است کیش ما، شکسته تر شود
هر کسی باشد دراین وادی ورودش بیشتر

عاشقی که دل نبست اصلا به دنیا، می شود
با امام عصر خود گفت و شنودش بیشتر

بیشتر اصلا خودم دل را سپردم دست او؟!
یا نه اصلا با محبت ها ربودش بیشتر؟

این همه دست تمنا از سر دلگرمی است
هر که لطفش بیشتر خواهان جودش بیشتر

رحمت و خیری که از سوزِ دعایش می رسد
در زمان ابتلا بوده نمودش بیشتر

در میان روضه ها می آید و حس می شود
در عزای مادرش زهرا وجودش بیشتر

بال پروانه اگر مسمار آزارش دهد
می شود در شعله درهم تار و پودش بیشتر

درد پهلو که کسی دارد نمازش مشکل است
دردسر دارد سجودش از قعودش بیشتر

بهر قتل شیر خیبر هر کدامش کافی است
درد بازو جای خود، روی کبودش بیشتر


Telegram.me/raziolhossein
ش
03:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#عامیانه

روز آخره داری کار می کنی
روزای خوبمو تکرار می کنی‎
ولی خانومم بدون با رفتنت‎
دنیارو رو سرم آوار می کنی


چشمای بسته تو واکن دوباره‎
نیگا کن چجوری اشكـام میباره‎
هیچ کسی جز غم تو نمی تونه‎
مرد عالمو به زانو درآره‎


ای ملیکه ی منه خونه نشین
پاشو از جا پیش شوهرت بشین‎
از تو مسجد تا در حجره ی تو ‎
می دونی چند دفعه افتادم زمین؟‎


کااش ميشد دست روی بازوت بذارم‎
بچّه هاتو باز رو زانوت بذارم ‎
کاش می شد كه قبل رفتن به سفر‎
مرهمی رو زخم پهلوت بذارم‎


جوونم داری با قد خم میری‎
مثه سایه از روی سرم میری
تو مدینه به منه شکسته دل‎
تو سلام میکردي كه توهم میری...‎


آه سردت علی رو میلرزونه‎
جیگرم رو رفتنت می سوزونه
کاش میشد دست اجل بجای تو‎
منو تُوو تابوت تو بخوابوه

#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
ش
03:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
جهت مشاهده آرشیو اشعار فاطمیه (سالهای گذشت)بر روی هشتگ زیر کلیک نمائید

#حضرت_زهرا_مرثیه

هم چنین اشعار امسال نیز با هشتگ زیر بارگذاری خواهد شد

#حضرت_زهرا_شهادت


التماس دعا
ش
10:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


ای بال و پرشکسته مکش پر ز لانه ام
با رفتنت مکن تو عزاخانه - خانه ام

دیدم به موی زینب مان شانه میزنی
با لرزش دو دست تو لرزید شانه ام

چون خنده میکنی به رخم خنده میکنم
ورنه برای گریه پیِ یک بهانه ام

در سیل اشک بیکسی ام غرق میشوم
شرمنده از وقوع غمی بی کرانه ام

دستت شکسته اشک مرا پاک میکنی
من روضه خوان ضربت آن تازیانه ام


#محمد_حسن_بیات_لو

Telegram.me/raziolhossein
10:40
#حضرت_زهرا_شهادت


دیگر کنار بستر من دیده تر مکن
درد ِ دلِ غریب مرا بیشتر مکن

وقتی که من به روی تو در باز کنم
این قدر بر زمین ز خجالت نظر مکن

هنگام غسل دادن و دفنم فقط علی
یک تن ز دشمنان خودت را خبر مکن

اصلاً چرا تو اینهمه غمگین نشسته ای؟
زانو بغل مگیر و مرا خون جگر مکن

با زینبم وصیت من شد که بعد از این
از کوچه های تنگ مدینه گذر مکن

بانوی خانه ی توأم و کار می کنم
پرسش از این خمیدگی و این کمر مکن

در کوچه هم مغیره به تو خنده میکند!؟
از کوچه ای که می گذرد او گذر مکن

راحت برو به بستر خود خواب ناز کن
شب ها کنار بستر من دیده تر مکن


#محمدحسن_بیات_لو

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


فيض روح القدس عالم معنا زهرا
تا به معراج کشانده ست نبى را زهرا

مصطفى خواسته اش خواستن فاطمه بود
رفت معراج که آخر برسد تا زهرا

به زمين آمدنش آمدن ساده نبود
دست بر سينه نبى گفت: بفرما زهرا

سر آوردن اين سوره کوتاه چقدر
گفت جبريل: على، گفت نبى: يا زهرا

اينکه حق با على است، اينکه على با حق است
معنى هر دو اش اين است: "على با زهرا"

قرب آن است که در سجده به زهرا برسند
سر سجاده رسيده ست به زهرا، زهرا

يک على داشت خدا، فاطمه هم داشت يکى
بخدا نيست کسى فاطمه الا زهرا

مرتضی مثل نبی بوسه به دستش مي زد
حجت الله علی، حجت اعلا زهرا

من ز طيف عرفاى نجفى هستم که
ذکرم امروز بود فاطمه، فردا زهرا

کاروبار دل ما پيش خدا مي گيرد
سروکار دل ما باشد اگر با زهرا

قبر ما سوخته ها جنت ما خواهد شد
بنويسند اگر بر لحد ما "زهرا"

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


در غیبت کبراست بانو مدفن تو
جانم فدای مخفیانه رفتن تو

ای ماجرای سیب ای باغ بهشتی!
بوی خدا می آید از پیراهن تو

جبریل می آید برای دست بوسی
هر روز وقت آسیا چرخاندن تو

رنگت اگر مانند گل های بنفشه است
این هم بود یک جلوه ای از گلشن تو

سر تا به پای جا نمازت لاله خیز است
آلاله می ریزد مگر از دامن تو

هر چند بیزارم ولی باید ببینم
دنیا چه رنگی می شود با رفتن تو
.
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
7 February 2017
ش
00:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


مثل شمع سحری اب شدی از گریه
از خودت بی خبری اب شدی از گریه

بسترت خیس شد از اشک بیا گریه نکن
ناله ها از نفس انداخت تو را گریه نکن

دل من از نفس سوخته ات اگاه است
مثل اینکه شب بی مادریم در راه است

لحظه ها سخت تر از سخت به تو میگذرند
زخم ها گرچه که مخفی ست ولی جلوه گرند

زهره خانه حیدر چه شده خاموشی؟
ساکتی مادر من یا نکند بی هوشی؟

مثل تنهایی بابا چقدر تنهایی
دور کن از سر خود فکر سفر تنهایی

طرحی از قامت چون کوه تو باقی مانده
سایه ای از تن مجروح تو باقی مانده

دور از چشم هراسان حسن گریه نکن
اینچنین ناله جانسوز نزن گریه نکن

بعد از ان کوچه باریک بهم ریخته ای
از همان لحظه تاریک بهم ریخته ای


#حسن_کردی

Telegram.me/raziolhossein
ش
10:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

کوچه و امام حسن علیه السلام

می نویسم به چشمِ تَر مادر
می نویسم به رویِ دَر مادر
با همین پاره یِ جگر مادر
سوختم از سکوت اگر مادر
می نویسم مرا بِبَر مادر
-
خواهرم نامِ مادر آورده
چادرِ گریه آور آورده
غمِ من باز هم سر آورده
کوچه دادِ مرا در آورده
باز رفتم به آن گذر مادر
-
کوچه بود و عبورِ بانویش
کوچه و یک بهشت در کویش
مادری و فرشته هر سویش
باد حتیٰ نخورده بر رویش
من در آن کوچه بی خبر مادر
-
کوچه بود و غروبِ غم بارش
کوچه بود و دو تا عزا دارش
کوچه‌ی سنگی و دو دیوارش
کوچه و سنگهایِ بسیارش
کوچه پُر شد زِ رهگذر مادر
-
دیدم آنجا هزار مشکل را
بسته بودند راهِ منزل را
جمعِ نامحرم و ارازل را
دیدم آن روز دستِ قاتل را
وای از چشمِ خیره سَر مادر
-
چشمِ خود را که بست زد سیلی
دید بی حیدر است زد سیلی
وای با پشتِ دست زد سیلی
گونه‌ای را شکست زد سیلی
سنگِ دیوار بود و سر مادر
-
می زدم داد که نزن نامرد
کُشتی‌اش پیشِ چشم من نامرد
جایِ مادر مرا بزن نامرد
یک نفر بینِ چند تن نامرد
از غرورم شکسته‌تر مادر
-
او زد و هر دوتا زمین خوردیم
هر دوتا بی هوا زمین خوردیم
پیشِ نامردها زمین خوردیم
خنده کردند تا زمین خوردیم
چادر و خون و خاکِ تر مادر

#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
ش
22:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
کوچه_امام حسن(علیه السلام)

بر شانه می‌آورد تا بانو نیافتد
آرام تا این شمع از سوسو نیافتد

پروانه بود و دورِ مادر چرخ می‌زد
حتی نگاهی بر جلالِ او نیافتد

تا دید می‌آید حرامی سویشان گفت
ای کاش راهِ نانجیب این سو نیافتد

خیلی حواسِ مجتبیٰ جمع است اینجا
زخمی دگر این دفعه بر بازو نیافتد

وقتی که زد سیلی تقلا کرد طفلی
یعنی اگر اُفتاد هم با رو نیافتد

پهلویِ او تازه شکسته بود اُفتاد
اما نشد بر خاک از پهلو نیافتد

ای کاش دیوارِ گذر احساس هم داشت
ای کاش جایِ سنگ بر اَبرو نیافتد

یکروز در گودال هم می‌گفت مادر
زینب بیا از رویِ زین با رو نیافتد

قاتل رسید و مادرش فریاد می‌کرد
ای کاش بر این سینه با زانو نیافتد

ای کاش آبی رویِ این لبها بریزد
یا اینکه دستش بر سرِ گیسو نیافتد

#حسن_لطفی

https://telegram.me/raziolhossein
8 February 2017
ش
14:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×1280, 173.9 KB
#حضرت_زهرا

هم که سلام هر دل آگاه علیها
هم که درود ربِ مهر و ماه علیها
باشد که در روز جزا محشور گردیم
با حضرت زهرا سلام الله علیها

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
9 February 2017
ش
01:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

بیا ای داغ ، رحمی بر بدن کن
بیا فکری به حال و روز من کن

پس از او زندگی خیری ندارد
بیا اسما ، تن من هم کفن کن

#سید_علی_احمدی

https://telegram.me/raziolhossein
02:02
#حضرت_زهرا_شهادت


اشک از دیده ي خونبار بیفتد سخت است
هر کجا بستر بیمار بیفتد سخت است

اوج این واقعه را جان علی می داند
خانم خانه که از کار بیفتد سخت است

به خدا فرق ندارد که کجا ، یک مادر ...
کوچه یا در خم بازار بیفتد سخت است

به زمین خوردن مادر به کناری امّا ...
پیش چشم پسر انگار بیفتد سخت است

مرد باشد ، و زنش پشت در خانهء او
در دل آتش اغیار بیفتد سخت است

سینه اش شد سپر شیر خدا ، امّا حیف
کار این سینه به مسمار بیفتد سخت است

صورت حور که از برگ گلی نازک تر
گذرش چون که به دیوار بیفتد سخت است ...

آنکه مادر شده این واقعه را می فهمد
بعدِ شش ماه اگر بار بیفتد سخت است

خواست تا شانه کند موی سر زینب را ...
شانه از دست گرفتار بیفتد سخت است !

دیدنِ سوختهء درب کمی سخت! ولی
دیدنِ صحنه به تکرار بیفتد سخت است ...

کوچه ها اوّل غم واقعهء کرببلاست
... علم از دست علمدار بیفتد سخت است

#وحيد_محمدی


https://telegram.me/raziolhossein
10 February 2017
ش
00:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 238.1 KB
#شب_جمعه
السلام علیک یابن فاطمة الزهرا...

با قامت خم چادر خاکی رخ نیلی
آید به حرم حضرت‌زهرا شب‌جمعه

Telegram.me/raziolhossein
11 February 2017
ش
12:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

دوچشمش بسته اما درد دارد
يقينا بيش از اينها درد دارد

بريز آبِ روان برسنگِ غُسلش
ولی آرام اسما درد دارد

#حسن_لطفی
ش
19:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


آن شب در آن بیت العزا غوغا به پا بود
تصویر یک زن روی دست مرتضی بود

آه مانند شیشه چند جای او ترک داشت
این ها همه درد سر شیر خدا بود

هی دست روی دست میزد راه می رفت
صدها گره در کار یک مشکل گشا بود

یک مرد تنها دو کنیز و این همه زخم
غسل و کفن پیش نگاه بچه ها بود

هر عضو را بینی که کاری تر شکسته
بی شک همانجا بوسه گاه مصطفی بود

یادش نرفته حیدر کرار روزی
می دید زهرایش به زیر دست و پا بود

مادر تنش هر طور بود آخر کفن شد
دلشوره ها بهر شهید کربلا بود

پیراهنش را از تنش بیرون کشیدند
یوسف اسیر گرگ های بی حیا بود

یک پیکر عریان و بی سر روی خاک
منزل به منزل راس او بر نیزه ها بود

جا دارد از این روضه نوکرها بمیرند
تشییع آقا بین تکه بوریا بود

اهل القری آقای مارا دفن کردند
آن آقایی که در بیبان ها رها بود

فرمود فرزندش نشد او را ببوسم
چون بند بند پیکرش از هم جدا بود

#قاسم_نعمتی
ش
20:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 246.5 KB
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#شب_غسل

از ما جدا شد عاقبت زهرای خسته
چشمان خود را از علی امروز بسته
آب از پس جسم‌کبودش برمی‌آید؟
اسماءمراقب‌باش پهلویش شکسته

#امیر_عظیمی


Telegram.me/raziolhossein
ش
21:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت

برخواست دگر جمع کند بستر خود را
میخواست که خوشحال کند همسر خود را

امروز خودش پای تنور آمد و نان پخت
تا سیر کند فاطمه نان آور خود را

این معجر خاکی دگر اندازه ی او نیست
داده است به آتش کمی از معجر خود را

رفتن پسرها وسط کوچه نشستن
سخت است ببینن غم مادر خود را

حالا که نشد باز کند پوشیه اش را
ای کاش کمی ناز کند دختر خود را

چون محرم راز علی و همدم او بود
در سینه نگه داشت دَم آخر خود را

روح علی و فاطمه در پیکر هم بود
پس برد علی دفن کند پیکر خود را

Telegram.me/raziolhossein
17 February 2017
ش
11:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#واحد
بستر شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
●●●●●●●●●
|بند اول:|

من زینب توام مادرجان
مادرجان۲
دلشکسته امو پریشان
مادرجان۲

غمای عالم رو دلم نشسته
میبینی بغض راه گلومو بسته
شونه نخورده موی زینب تو
از وقتیکه بازوی تو شکسته

وای مادرم وای مادرم مروو
_____________________

|بند۲:|

دختر تو شده خونجگر
ای مادر۲
داری میسوزی بین بستر
ای مادر۲

نرو که رفتن تو زوده مادر
مگه گناه تو چی بوده مادر
هرکی ندونه منکه خوب میدونم
تموم پیکرت کبوده مادر

وای مادرم وای مادرم مرو

_________________

|بند۳:|
من خودم‌ دیدم با چشم تر
ای مادر۲
افتادی بین دیوار و در
ای مادر۲


به دل غم تو دارمو غمینم
یه عالمه حرفه میون سینه ام
این همه منتظر نشستم آخر
نشد داداش محسنمو ببینم
________________

|بند۴:|


با کوله باری از غم تنها
واویلا۲
داری میری تو از پیش ما
واویلا۲

مادر به فکر ما بودی همیشه
یه حرفه تو دلم نگم نمیشه
برا همه کفن گذاشتی اما
پس کفن حسین من چی میشه

#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
11:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:12, 169.6 KB
18 February 2017
ش
07:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
539×697, 90.7 KB
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی

هر دل پيِ دلستان خود ميگردد
هر كس پيِ هم زبان خود ميگردد
روزي كه كند پدر فرار از پسرش
زهرا پي دوستان خود ميگردد

#استاد_سيدرضا_مؤيد

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه

.

در خانه کیست تا که مرا یاری ام کند؟
با این همه گناه و خطا یاری ام کند

گفتم دخیل حضرت صاحب زمان شوم
گفتم قسم به فاطمه تا یاری ام کند

وقتی سرم مقابل بیگانه خم شده
دیگر چگونه قبله نما یاری ام کند؟!

خود را کشانده ام وسط اهل مغفرت
شاید کنار اهل دعا یاری ام کند

با معصیت چقدر دلش را شکسته ام
باید ازین به بعد حیا یاری ام کند

باید دلم شکسته شود تا که دیده ام...
... در لا به لای زمزمه ها یاری ام کند

مثل همیشه چشم به راهش نشسته ام
تا که خودِ امام رضا یاری ام کند

دلگرم قول های رئوفانه مانده ام
او قول داده است سه جا یاری ام کند

در روضه های فاطمیه مادری غریب
با دست های عقده گشا یاری ام کند

آتش گرفت چادر زهرا و ناله زد:
سلمان کجاست تا که عبا یاری ام کند

حالا که دست شیر خدا بسته شد به صبر
فضه به جای شیر خدا یاری ام کند

#محمد_جواد_شیرازی

Telegram.me/raziolhossein
20 February 2017
ش
01:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
... 20.02.2017 01:20:43
www.metrofrq.ir – Qasedak S01
Not included, change data exporting settings to download.
05:29, 5.5 MB
21 February 2017
ش
11:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×902, 271.0 KB
11:39
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه
به استحضار مبلغین،مادحین و محبین اهلبیت علیهم السلام میرساند با توجه به استقبال صورت گرفته از مجموعه «نغمه های فاطمی» که مجموعه نسبتا کاملی از نوحه ها و اشعار ناب فاطمی میباشد؛ جلد سوم این اثر نیز که مشتمل بر غزل ها و نوحه های جدید پیرامون ایام فاطمیه میباشد از چاپ خارج گردید.
علاقه مندان میتوانند جهت تهیه مجموعه کامل نغمه های فاطمی(جلد۱،۲،۳) با شماره تلفن ۰۹۱۲۸۵۲۰۱۲۸
تماس حاصل فرمایند

@Hossein110128
22 February 2017
ش
09:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 21.02.2017 11:39:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×902, 271.0 KB
ش
09:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 21.02.2017 11:39:03
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه
به استحضار مبلغین،مادحین و محبین اهلبیت علیهم السلام میرساند با توجه به استقبال صورت گرفته از مجموعه «نغمه های فاطمی» که مجموعه نسبتا کاملی از نوحه ها و اشعار ناب فاطمی میباشد؛ جلد سوم این اثر نیز که مشتمل بر غزل ها و نوحه های جدید پیرامون ایام فاطمیه میباشد از چاپ خارج گردید.
علاقه مندان میتوانند جهت تهیه مجموعه کامل نغمه های فاطمی(جلد۱،۲،۳) با شماره تلفن ۰۹۱۲۸۵۲۰۱۲۸
تماس حاصل فرمایند

@Hossein110128
23 February 2017
ش
07:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زمینه
#حضرت_زهرا_شهادت

زبان حال حضرت زینب با مادر


بند۱

تو بستری چند روزه
برات بمیرم مادر
سینه تو میسوزه
برات بمیرم مادر

تو میکشی آه و من
دلم برات می گیره
از زخم سینه ات مادر
بازم داره خون میره

برا تو فقط عذاب بوده
روزائیکه داره میگذره
بمیرم تو بسکه درد داری
این شبا خوابت نمیبره

میخوای بری و میدونم
که دل بریدن سختته
شکسته سینه ات معلومه
نفس کشیدن سختته

_________________
بند۲

خیلی پریشونی تو
با غصه خو میگیری
توی خونه این روزا
از بابا رو‌میگیری


صورت تو شد نیلی
با دست کینه مادر
روی کبودت رو کاش
بابا نبینه مادر

چه غمی اومد تو خونمون
کار ما کجا کشیده شد
تو جوونی و نمیدونم
قامتت چرا خمیده شد

آروم آروم پر پر میشی
میسوزی خاکستر میشی
برات بمیرم روز به روز
داری تو لاغرتر میشی

_______
بند۳

دیگه پاشو از بستر
بیا بگیر دستامو
مثل قدیما بازم
شونه بزن موهامو


از اون روزیکه آتیش
به خونه افتاد مادر
بگو چرا دست تو
بالا نمیاد مادر

رو‌پیراهن تو میبینم
خون زخم پهلوی تورو
بمیرم برات خودم دیدم
کبودی بازوی تورو

نمونده بال و پر برات
غم تو رو قلبم نشست
الهی دستش بشکنه
هرکی که دستت رو شکسته

_________
بند۴

غصه نخور قربونِ
اشک دو عینت مادر
شبا خودم آب میدم
دست حسینت مادر

برا حسینت دیدم
از بابا خواهش کردی
تا که کنارش باشه
خیلی سفارش کردی


تازه فهمیدم چقد مادر
غرییه داداش من‌حسین
برای همه کفن دادی
ولی مونده بی کفن حسین

از این وصیتهای تو
معلومه که پر پر میشه
میگی ببوسم حلقشو
گمون کنم بی سر میشه

غریب مادر یاحسین

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
08:00
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:21, 190.8 KB
ش
22:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 140.2 KB
#شب_جمعه

لطفی بنما که خاک پایت گردم
دامن بتکان که من گدایت گردم
دلتنگ زیارت توام اربابـــــــم
من را به حرم ببر فدایت گردم

@raziolhossein
24 February 2017
ش
15:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
www.metrofrq.ir – Qasedak S02
Not included, change data exporting settings to download.
03:58, 4.1 MB
26 February 2017
ش
08:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 157.6 KB
ای خاک‌در تو‌ تاج سرها زهرا
وی قبر تو مخفی از نظرها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم
گر بسته شود تمام درها زهرا

#اختر_طوسی

@raziolhossein
28 February 2017
ش
02:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#زمینه

یامن اسمه دوا مادرمو بده شفا
همش میگم ای خدا مادرمو بده شفا

الهی مادر، شفا بگیره ،دوباره خونه ،صفا بگیره
اگه قراره ،یکی بمیره ،مادر بمونه، زینب بمیره

وای مادر من وای مادر من وای مادر من وای مادر من

&&&&&

الهی هیچ مادری اینجور زمینگیر نشه
تو اول زندگیش از زندگی سیر نشه

دیگه نمازاش، همه نشست اس، دیگه با یک دست، قنوت میگیره
همش میخونه، عجل وفاتی ،همش سراغ، تابوت میگیره

وای مادر من وای مادر من وای مادر من وای مادر من
&&&&&&

یه زخم روی سینه شه یه زخم روی بازوشه
امونشو برده اون زخمی که رو پهلوشه

یک بدن و این، همه جراحت ،هی میره از هوش ،ساعت به ساعت
این همه وقته ،افتاده اما ،یکی نمیاد، برا عیادت

وای مادر من وای مادر من وای مادر من وای مادر من
&&&&&&

#کربلا

این جای سرنیزه این جای سم مرکبه
باور ندارم که این برادر زینبه

یک بدن و این ،همه جراحت ،پیراهنت هم، که رفته غارت
پاشو برادر،غریب مادر،که خواهرت رو،بردن اسارت

غریب مادر ،غریب مادر،غریب مادر،غریب مادر

▪️▪️

#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
02:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:05, 153.5 KB
ش
03:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#زمینه

با رفتنت فاطمه زغصه آبم نکن
صفای غمخانه ام خانه خرابم نکن

دار و ندارم ،بمون کنارم،که بی تو زهرا،تمومه کارم
ببین غریبم ،یارو حبیبم،به جون حیدر،تنها نزارم

علی غریبه،علی غریبه،علی غریبه،علی غریبه

&&&&&

مگر تو هم از علی بریدی یا فاطمه
چرا جواب منو نمیدی یا فاطمه

دست و بردار ،از روی صورت،چشاتو واکن،ببین غمینم
حالا که رفتی،بزار که زهرا؛روی کبود،تو رو ببینم

علی غریبه،علی غریبه،علی غریبه،علی غریبه

&&&

میکشه این غم منو که پیش چشم حسن
به خاطر من تورو تو کوچه ها میزدن

آه و واویلا،آه و واویلا،یک زن تنها ،چهل تا نامرد
الهی که خیر ،نبینه قنفذ،تورو تو کوچه ،از من جدا کرد

علی غریبه،علی غریبه،علی غریبه،علی غریبه

&&&&&&&

به جون زهرا پاشو برس به داد حسین
باهاش یه حرفی بزن تا جون نداده حسین

امروز میزاره ،صورت کف پات،یه روز به روی ،خاکای گودال
آه و واویلا،از سم اسبا،تن حسین ،تو میشه پامال

غریب مادر ،غریب مادر،غریب مادر،غریب مادر


#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
03:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:20, 187.3 KB
ش
10:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 86.7 KB
#فاطمیه

گیرم‌که به اندازهٔ شن‌های کویر
از آن بنویسند نگردد تفسیر
یک‌سوره و سه‌آیه و هجده‌نقطه
یک کوثر و دنیا دنیا خیر کثیر

#سیده_تکتم_حسینی

@raziolhossein
1 March 2017
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
906×1127, 155.4 KB
به ‌دنیا آمده ‌حیدر اگر در صحن‌ بیت‌ الله
تو هم در صحنه‌ محشر سوار ناقة‌اللهی

#میلاد_حسنی
@raziolhossein
ش
15:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شور
#حضرت_زهرا_شهادت


آتش و دود آه و واویلا
شعله ور شد خانه مولا
کن نظاره یارسول الله
بین آتش حضرت زهرا


در و دیوار شده خون آلود
دیده اینبار شده خون آلود
میخ در شد قاتل محسن
سر مسمار شده خون آلود

یاس طاها پرپر افتاده
پیش چشم حیدر افتاده
کودکانش همه میدیدن
بین آتش مادر افتاده

در شرر سوخت حضرت زهرا
با پسر سوخت حضرت زهرا
آتش و دود آه و واویلا
پشت در سوخت حضرت زهرا

نخل طاها ثمرش افتاد
پاره ای از جگرش افتاد
فضه آمد کمک زهرا
تاکه مادر پسرش افتاد

بین اغیار مادر سادات
شدگرفتار مادر سادات
صورت حور ضربه سیلی
دیده آزار مادر سادات

بااشاره روی خاک افتاد
یک ستاره روی خاک افتاد
بسکه محکم زد عدو سیلی
گوشواره روی خاک افتاد


ضرب کین خورد مادر سادات
آتشین خورد مادر سادات
بین انزار وسط کوچه
هی زمین خورد مادر سادات


باغلافش قنفذ نامرد
با مغیره بی امان میزد
ناله سر داد زینب کبری
نزنیدش مادرم غش کرد


کربلا

ته گودال مادر افتاده
لب گودال خواهر افتاده
پیش چشم مادرش زهرا
تن ارباب بی سر افتاده


وامصیبت بر لب افتاده
از روی تل زینب افتاده
پیش خواهر بدنی بی سر
زیر سم مرکب افتاده
.
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
15:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 114.6 KB
2 March 2017
ش
19:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_بعدازشهادت


دیدی که از فراغ تو بی بال و پر شدم
بین مدینه فاطمه جان بی سپر شدم

دیگر صدای سرفه ی تو بین خانه نیست
جانت به لب رسید اگر جان به لب شدم

بعد از تو احترام علی را شکسته اند
زخمیِ طعنه های سر هر گذر شدم

یک لحظه خواب برد دو چشم تر مرا
دیدم به خواب باز دوباره پدر شدم

گفتن علی چه زندگیش خوب و خرم است
با چشم های شور مدینه نظر شدم

دست پیمبر آمد و تحویل دادمت
من از خجالت پدرت محتضر شدم

Telegram.me/raziolhossein
19:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 240.9 KB
می‌رسد از کربلا بوی خوشِ #پهلوشکسته
گوئیا امشب کنار قتلگه زهرا نشسته..

@raziolhossein
ش
19:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زمزمه
#حضرت_زهرا_شام_غریبان

بند۱

حیدر پریشان توعه زهرا
شام غریبان توعه زهرا

چشماتو وا کن فاطمه ببین شدم بی یار و غمخوار
از پیش من داری میری زهرای من خدا نگهدار

زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من

بند۲

زهرای من رفتی به قربانت
من موندمو اشک یتیمانت

پاشو ببین طفلانتو مونده به تابوتت نگاشون
این بچه ها کوچیکنو بی مادری سخته براشون

بند۳

پاشو ببین چه بریدم زهرا
خودم دارم غسلت میدم زهرا

پاشو ببین تنهاییمو که شوهرت یاری نداره
با چشم خیس حسن داره برای غسلت آب میاره

بند۴

داری تو از پیشم میری اما
تو قتلگاه میبینمت زهرا

بیا بالا سر حسین اون لحظه ای که میره از حال
از قتلگاه بیرون برو وقتی که شمر اومد تو گودال

#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
👍 1
19:40
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:42, 82.6 KB
3 March 2017
ش
12:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#غزل
#امام_زمان_مناجات

تقديم به صاحب الزّمان عليه السلام

شب و روز غُصّه دارم كه تو نيستي كنارم
تو كه نيستي كنارم شب و روز غُصّه دارم

ز شـب بلند هجـران ، گِـله اي ندارم اي جان
كه به عشقِ روزِ وَصلَت شب و روز مي شُمارم

"من اگـرچه در نـيايم به شـمار بنــدگانت"
به صف فـدائيانـت ، به شمـارگـان بيـارم

دل من خوش است جانا كه دُرُست واقفي كه
چه قـَدَر به مُعجزاتِ نَفَـست اميــدوارم ...

همه ي كـبوتـران را به كمـند خود در آرم
سـحري به تـير مژگان بكني اگـر شـكارم

چه تفاوت است دراين كه به روز حشر بي تو
به بهشت؟ به جهنّم ؟ به كُــدام رهسـپارم ؟

تو كه وَ الضُّحاي مايي به ظهور اگر درآيي
بـرســد به روشـنايي شـبِ تــارِ انتـظـارم

نه فقط غروب جمعه ، همه روزه تا ظهورت
به تأسّي از تو هر شب به حسين ، اشكبارم

به سـپيديِ گـل ياس ، كه شـده كبودِ نيلي
تو كه نيستي سياه است هميشـه روزگارم

غم فاطمه ست در دل ، چه نياز بر سُـرورم؟
كه سُرور در حقيقت ، بُـوَد اين كه سوگوارم

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
4 March 2017
ش
19:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


رفتـی_مــرا بــه وادی غــم واگـذاشتی
تنهـای مـن! مـرا ز چـه تنهـا گذاشتی؟

یادش به خیر باد کـه نـه سال پیش بود
آن شب کـه تـو به خانۀ من پا گذاشتی

حوریـۀ بـهشت علـی! نیمه‌هــای شـب
رفتـی سوی بهشت و مـرا جـا گذاشتی

یـاسین مـن! چـقــدر غریبـانه از وطن
رفتی و سـر بـه دامـن طاهــا گذاشتی

کردی بـه هر نفس طلب مـرگ از خدا
تـا داغ خـویش بــر جگـر مـا گذاشتی

گردون به دیده‌ام چه قدر زشت گشته بود
آن شب که سر به سینۀ صحرا گذاشتی

تا ننگرم چه با تو شده، دست خویش را
هنـگام مــرگ بــر رخ زیبـا گـذاشتی

هرکس نهد ز خویش نشانی، تو بعد خود
یک قبـر بی‌نشـانه بــه دنیــا گذاشتی

دار و نــدار من همـه رفت و بـرای من
تنهـا چهـار کـودک خــود را گذاشتی

گفتــی ز داغ فاطمــه و سینــۀ علـی
«میثم!» چه داغ‌ها که به دل‌ها گذاشتی


#غلامرضاسازگار
6 March 2017
ش
08:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

آن شمع که نور خانهٔ مولا بود
پروانهٔ بی نشانهٔ مولا بود

آن قدر نحیف شد که آن شب ، انگار
تابوت فقط به شانهٔ مولا بود

#سید_علی_احمدی
7 March 2017
ش
00:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


رفتی و مانده در دلم نالۀ بی‌صدای تو
چه زود مستجاب شد فاطمه جان دعای تو

تو تا حیات داشتی بهر علی گریستی 
علی به طول عمر خود گریه کند برای تو 

دست خزان رسید و زد لطمه به برگ یاس من
کاش کبود می‌شدی صورت من به جای تو 

بعد شهادت تو چون وارد خانه می‌شوم 
می‌نگرم به هر طرف می‌شنوم صدای تو
 
بود من و نبود من، رکن همه وجود من
با چه گناه پشت در شکست دنده‌های تو

روز ز پا نشسته‌ای روز دو دیده بسته‌ای 
شب ز چه رفت زیر گل روی خدانمای تو 

تویی که با نثار جان گشود بین دشمنان
بازوی بستۀ مرا دست گره‌گشای تو

هم ‌زره علی شدی هم‌ سپر علی شدی
فدایی ره علی، علی شود فدای تو

تو زیر تازیانه‌ها دویده در قفای من
چهار طفل نازنین دویده در قفای تو

قسم به اشک ماتمت قبول کن که میثمت
ریخته با شرار جان پارۀ دل به پای تو
 

#غلامرضا_سازگار

Telegram.me/raziolhossein
00:54
#حضرت_زهرا_بعدازشهادت

روزي كه رُكـنِ دوّم حـيدر شكسـته شد
از شَرمْ، ذوالفقارِ علي سـرشكسته شد

در اين سه ماه،چهره اش،اندازه ي سه قرن
از بس كه ديد داغِ مُكرّر شكسته شد

آن شب كه ديد داغ شب قدرِ خويش را
مـولاي مـا ، هزار بـرابـر شكسته شد

مردي كه بود عُصاره ي قرآن ، كـلام او
هنگام دفنِ سوره ي كوثر شكسته شد

آن شب كه كُلّ هستي او زيرِ خاك رفت
سرمايه دار هر دوجهان وَرشكسته شد

وقتي كه از علي"لَقَدْ اِسْتُرجِعَت"شنيد
از حجمِ درد ، قلبِ پيمبر شكسته شد

شد پـير در طفوليتش "گوشوارِ عرش"
چون ديد گوشواره ي مادر شكسته شد

اي خاك بر سـرم سرِ مادر شـكسته بود
از ضربه اي كه در پي آن در شكسته شد

از ضربه اي كه در پي آن در شكسته بود
در كربلا سـرِ دو برادر شكسته شد

در كربلا سرِ دو برادر شكست و بعد
از سنگِ شاميان سرِ اصغر شكسته شد

يك عمر صبر كرد ولي زينب آخـرش
از روضه ي سه ساله و يك سر شكسته شد

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
00:55
#حضرت_زهرا_بعدازشهادت

رفتي و من ماندم و سوز صداي زينبت
سوختم از گريه هاي هاي هاي زينبت

يك طرف با ظرف آبي اوست اطراف حسين
يك طرف هم مجتبي دارد هواي زينبت

از خوراك افتاده او بعد از تو و تنها شده
حا و سين و يا و نون آب و غذاي زينبت

ام كلثومت مرا انداخت ياد مادرم
كار خانه ميكند او پا به پاي زينبت

چادرت را دخترت سر ميكند وقت نماز
گريه دارد ميكند با من خداي زينبت

پختن نان روز آخر علتي جز اين نداشت
با كنايه روضه اي خواندي براي زينبت

#محسن_صرامی

Telegram.me/raziolhossein
01:08
#گریه


سودش فراوان ست و خیرش نیز بسیار است
آنکه تو را با قیمت جانش خریدار است

یاد من و دربدری های دلم باشید
پروانه ای دیدید اگر تا صبح بیدار است

معشوق زیر منت عاشق نخواهد بود
صدبار قربانش شوم بازم طلبکار است

عاشق شدن هم سوختن هم ساختن دارد
بیخود نفرمودند راه عشق دشوار است

از شش جهت گیسوی تو راه مرا بسته ست
هرکس که عاشق میشود ذاتاً گرفتار است

بی تو همین که زنده میمانم گنهکارم
بین خلایق بیشتر عاشق گنهکار است

فکر من جامانده ی وامانده هم باشید
ای کاروان آهسته تر؛ در پای من خار است

با گریه کار طفل بهتر راه میافتد
گر کار ما زاری نباشد کارمان زار است

امروز باید یار را با گریه راضی کرد
فردا که اعلامیه ی ما روی دیوار است

چشمی که گریان نیست نابینا شود بهتر
در مجلس تو دیده یا تر هست یا تار است


جز گریه از ما فاطمه چیزی نمیخواهد
نوکر که گریان نیست نوکر نیست ؛ سربار است

گریه کن تو زینب است و مادرت زهرا
این گریه های ما فقط گرمی بازار است

.
.
.
دخت علی مرتضی اینجا چه میخواهد؟!!
زینب کجا اینجا کجا؟ اینجا که بازار است


#علیاکبرلطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
21:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

به تیغی حیف گیسویت گُسستند
دو بازویت دو بازویت گسستند
از آنجایی که من بوسیده بودم
بمیرم هر دو اَبرویت گسستند

انیس گریه‌هایم را گرفتند
توانِ دست و پایم را گرفتند
کمانی تر شدم از زینب افسوس
سرِ پیری عصایم را گرفتند

بهارم را چِسان پاییز و کردند
دلم را از غمت لبریز و کردند
سرت ای کاش رویِ نیزه می‌ماند
تو را از مرکبی آویز و کردند

غمت راهِ نفس بر سینه بسته
تَرَک بر چهره‌ی آئینه بسته
زِ بسکه خاک و بر سر ریختم من
ببین عباس دستم پینه بسته

از آن سرو علی بنیاد و صد حیف
از آن قامت از آن شمشاد و صد حیف
دو دستی که عصای پیریم بود
خداوندا زِ تَن اُفتاد و صد حیف

#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
21:39
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است
تو را کنار علی شأنِ همسفر شدن است

بزرگ مادرِ ماهِ همیشه کامل عشق!
هنوز نور تو در حال بیشتر شدن است

محبتت رقمی در دل علی دارد
که رو به آینه در حال ضربدر شدن است

رسیدن تو به وصل علی به ما آموخت
مهم تر از همه از جانبش نظر شدن است

حسودهای مدینه تو را نمی فهمند
و قلب تیره سزاوار شعله ور شدن است

تمام می شود این غم همین که برگردی
فرشته مشکلش از بابت بشر شدن است

تو آن ضمیر بلندی که راز عرفانت
نتیجه ی گذر از مرز خون جگر شدن است

سکوت کن که ادب یادداشت بردارد
سخن بگو که حیا فکر بارور شدن است

که عشق در تو نه با مهر مادری یکسوست
نه فارغ از غم هفتاد و یک نفر شدن است

دو دست خویش به جای تو داده فرزندت
وگرنه میل تو هم بر شکسته پر شدن است

حسین تا که نماند به روی نیزه غریب
سفارشت به پسرها بدون سر شدن است

خیال مرثیه سازم به روضه می کشدم
ولی تمایلم امشب به برحذر شدن است

به زخمتان دم رفتن نمک نمی پاشم
بشیرم و همه سعیم به خوش خبر شدن است

خیال مرثیه ساز مرا ببخش ای سرو
کبوترست و به دنبال نامه بر شدن است


#کاظم_بهمنی


https://telegram.me/raziolhossein
21:40
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#غزل

وجودِ اهل محبّت همیشه در خطر است
تقرّبِ دل عاشق به آه شعله ور است

چگونه مُرده بخوانیم آن کسی را که
تمام عمر خودش با حسین همسفر است
 
غبار معصیت از دامنش گرفته شود
کسی که کاسه ی چشمش ز آبِ دیده ، تر است

شبی که سرنشود باحسین وگریه براو
همان شبی ست که فرموده اند بی سحر است

نماز نافله ی شب بدون اشک حسین
عبادتی ست که مانند نخل بی ثمر است

فدای خانم محنت کشیده ای که هنوز
بقیع از نفس روضه هاش خونجگر است

هنوز امّ بنین ، مادر چهار یل است
شبیه نجمه و لیلا اگرچه بی پسر است

در آفتاب کنار رباب می سوزد
شریک شرمِ به جا مانده در دل قمر است

ز داغ ماه به ابروش خم نیاورده
غم حسین کشیده که دست بر کمر است

از آن چهار رشیدی که از کَفَش رفتند
تمام دلخوشی اش تکّه های یک سپر است

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
21:42
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#عامیانه


خونه‌ی من که خونه‌ی مُراده
خدا بهم اینجا علی رو داده
چار تا غلام آوردم اینجا واسه
دو تا خانوم و دو تا آقا زاده


برا دو خورشیدش یه ماه آوردم
برای خیمه  تکیه‌گاه آوردم
روزی که عباسم و دید علی گفت...
برای دختراش سپاه آوردم


اما زدند آینه رو شکستند
دلای سنگی سرش و شکستند
دلیل داره اگه زمین می‌خورم
آخه عصای پیریم و شکستند


میگن که خیمه‌ها کفن ها شدند
با سیلی غرقِ خون دهن‌ها شدند
یه چند تا دخترام رسیدن ولی
دیدم شبیهِ پیر زن‌ها شدند


اَمون از این موهای خاکستری
از این همه گُلای نیلوفری
عباسم و حسینم و گرفتند
نه مادرم نه حتی نامادری


دست رو دلم نذار دلم کبابه
شبیه روی سوخته ی ربابه
تا وقت مردنش همش می‌پرسید...
چرا نذاشتن پسرم بخوابه


ربابه و روضه‌ی ما سه شعبه
میگه زدید ولی چرا سه شعبه؟
فرقی داره شیر خواره با علمدار
فرقی نداره نیزه با سه شعبه؟


دست رو دلم نذار دلم شکسته
رو مشکِ پاره لَخته‌خون نشسته
خونَش خراب شه خونم و خراب کرد
هرکی به نیزه‌ها سرت رو بسته


غلام آقات شدی ابالفضل
سایه سادات شدی ابالفضل
هرکسی سهمی از تو رو کَند و برد
بد جوری خیرات شدی ابالفضل


تیر و چطور با زانوهات کشیدی
فاطمه رو به قتلگات کشیدی
چطور با دستی که نداشتی مادر
چادرشو و روی چشات کشیدی


عاقبت انتظار تو سر اومد
سرت زمین نخورده مادر اومد
نذاشت که روی نیلی رو ببینی
تیری که از پشت سر تو اومد

#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
8 March 2017
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

شايد زبانحالي از حضرت قمر بني هاشم عليه السلام باشد.

در سِــير راه خويش ، اگر بهترين شدم
از شاخسار فضل پدر خوشه چين شدم

در دست كردگار كه دســتم نهاده شد
دست حسيـنِ فاطـمـه در آستيـن شدم

آمد بهشت نور مرا در بغـــل گرفت
اين گونه آرزوي بهشــت برين شدم

ديني به جز حسين نكردم چون اختيار
گفتند اهل شرع كه سقّايِ دين شدم

تطهير ، كار من شده زيرا كه از نخست
با اهل بيتِ پاك نبي ، هم نشين شدم

مي خواستم به خلق بگويم كه كعبه كيست؟
گـر فصل حج روانه ي آن سرزمين شدم

نذر حسين كرد تمامي خويش را
شـــادم كه خرجِ نـذريِ اُمّ البنين شدم

در معرفت چو مادر من آن چنان شده ست
من در وفا و عشق و ادب اين چنين شدم

آب فُرات سوخت به دستان من كه خورد
مانــندِ آه اهل حرم ، آتــشـين شدم

اصلاً به فكر بال نبودم خُــداي مـن
محض رضاي فاطمه ، قطعُ اليَمين شدم

شــرم از رُباب كُشت اگر مادر مرا
من از سكينه دختر او شرمگين شدم

با چشم تير خورده و فرق شكسته ام
مقتل شدم ، مصيبتِ اشك آفرين شدم

مَردم ، دوباره فاطمه او را صدا زدند
از بس كه گفت "أمّ بنين"بي بنين شدم

#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_بعدازشهادت

آن که مرحب کش لقب دادش نبی
آن که یارش حمزه، استادش نبی

آن که خیبر فتح شد با دست او
درب قلعه کنده شد با شصت او

آن که از کار همه مشکل گشود
هیچکس وقت تسلایش نبود

نیمه شب بی صبر مولای جهان
خویش را می برد پیش دل ستان

دل ز مجنون برد لیلا رفت رفت
فکر من کی بود تنها رفت رفت

آمد و بالای قبر او نشست
روی خاک یار با زانو نشست

گفت ای خلوت نشین کبریا
التفاتی کن به موج اشک ما

خانه ام بی تو شبیه قبر شد
چشم ما بعد از تو مثل ابر شد

خیز از جا خواهشی کن یاس من
سوخته مثل تنت، احساس من

گفت ای تازه عروس خانه ام
ماه من، شمس الشموس خانه ام

یاد داری وقت غسل و شستشو
آن دمی که با تو گشتم روبرو

ناگهان دیدم که بانوی حرم
زیر چشم و گونه ات دارد ورم

بین کوچه خانمم زیر کتک
کس نیامد تا کند او را کمکF

تا که پیچیدم تو را توی کفن
هفت شب لب را گرفتم از سخن

خانه ام ویران کن هر چه دل است
خانه ام بزم عزایی کامل است

فضه و اسماء در آغوش هم اند
دیگران هم در سکوتی مبهم اند

بسترت را که مرتب میکنم
بوسه ای هم خرج زینب میکنم

این حسن یک هفته است آرام نیست
صبح در خویش است و وقت شام نیست

استخوانی سرد در حلقوم رفت
بس که گریان از برم کلثوم رفت

جبرئیل آمد ز عرش عالمین
تا که گوید گریه کمتر کن حسین

#رضا_رسول_زاده

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
11:25
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
.
ابالفضلش چنان باشد که این زن اینچنین باشد
فقط عباس او کافی ست تا ام البنین باشد

همانطوری که تنها فاطمه گشته حسین آور
فقط این زن توانسته ابالفضل آفرین باشد

رباب و زینب کبری عروس و دخترش هستند
که بعد از فاطمه او باید ام المؤمنین باشد

به دورنام او از چار سو عمری پسرهایش
رکاب از نام خود دارند تا این زن نگین باشد

تمام بچه هایش بهترند از دیگران اما
یکی این بین چون عباس باید بهترین باشد

رباب و زینب از عباس می خواندند قبل از او
که قطعا روضه خوانِ خبره باید آخرین باشد

وَ مادر روضه ی عباس را تا آب می خواند
چرا که آخر این روضه باید نقطه چین باشد

به سطح آب، عکس ماه می ریزد به هم گاهی
ولی ماهش چگونه ارباً اربا بر زمین باشد

حضورِ چار امامِ در بقیع و مادری یعنی؛
که بعد از مرگ هم باید که او ام البنین باشد

#مهدی_رحیمی_زمستان

Telegram.me/raziolhossein
11:27
#‌حضرت_ام_البنین_سلام‌_الله_علیها

من و این یک نفس بشتاب مادر
مرا این لحظه ها دریاب مادر
شدم مثلِ رباب این روزِ آخر
عذابم می‌کند این آب ، مادر


نه دل گرمی نه تسکین مانده باقی
که داغی سخت و سنگین مانده باقی
ببین از پنج فرزندم  برایت
فقط یک مَشکِ خونین مانده باقی


زِ تو حیف است بازویت بیاُفتد
و زخمی بینِ اَبرویت بیاُفتد
چه می‌شد وقتِ جان دادن عزیزم
سرم بر رویِ زانویت بیاُفتد


زمین خوردن تنت را هم بِهَم ریخت
حرامی پیکرت را هم بِهَم ریخت
حرم با تو زمین اُفتاد عباس
عمود آمد سرت را هم بِهَم ریخت


تو را بست از سرِ گیسو به نیزه
مگر تابَت دهد هر سو به نیزه
الهی بشکند دستانِ خولی
تو را محکم زد از پهلو به نیزه


سرت بر خاک بود و دردسر شد
که سرگرمیِ چندین رهگذر شد
سرت برگشت بر نیزه ولیکن
شکافِ اَبرویِ تو بازتر شد


هزاران تیر بر تَن تا پَر آمد
هزاران تیر بود و مادر آمد
مگر کم بود حجمِ تیر این سو
که غلطیدی و از آن سو در آمد


پُر است اینجا پَری آتش گرفته
لباس و مَعجری آتش گرفته
شنیدم روضه‌ات را بارِ اول
خودم از دختری آتش گرفته


چقدر آن قافله شرمنده‌ام کرد
نشانِ سلسله شرمنده‌ام کرد
تو را نه ، کاش مَشکَت را نمیزد
بمیرد حرمله شرمنده‌ام کرد


ببین این روزهای آخری را
شنیدم روضه‌ی انگشتری را
خداوندا سنان از من گرفته
تمامِ لذتِ نامادری را
 
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرتامالبنینسلاماللهعلیها


سلام بر مادر ياس بهشت
گل تو را خدا چه نيكو سرشت

مطلع شعر شور ام البنين
قصيده ی شعور ام البنين

اى نفست گرم‏تر از آفتاب
پرده نشين حرم بوتراب

حضرت حيدر به تو دلباخته
خانه خود بهر تو پرداخته

شأن تو بس كه همسر حيدرى
شانه به شانه على مى ‏پرى

فاطمه ی دوم بيت الولى
قلب تو از عشق و صفا صيقلى

از تو شكوفا گل باغ يقين
روشنى و چشم و چراغ يقين

رونق كاشانه ی مولا شدى
مادر بچه ‏هاى زهرا شدى

كنيز آيه ‏هاى كوثر شدى
فاطمه ی ديگر حيدر شدى

همسر و همسفره ی شاه عرب
دامنت آسمان ماه ادب

ادب ز سينه تو نوشيد شير
كه شد چنين شكوهمند و دلير

تو پرورش داده‏اى عباس را
شور و شعور و عشق و احساس را

نوكر آل فاطمه خواندی اش
دور سر حسين چرخاندی اش

چهار لاله ات فدايى شدند
چه عاشقانه كربلايى شدند

چو قافله سوى مدينه آمد
به اشك و آه و سوز سينه آمد

بشير ، شعر داغ را جار زد
خزان باغ عشق را زار زد

زينب تو نواى غم ساز كرد
براى تو سفره ی دل باز كرد

براى تو تمام ماجرا گفت
حماسه شهود لاله ‏ها گفت

گفت كه عباس تو بى دست شد
ساقى از جام عطش مست شد

براى تو روضه علقمه خواند
ز غربت يوسف فاطمه خواند

روضه قتلگاه را شنيدى
چه سخت آه از جگر كشيدى

اگر چه داغدار سقا شدى
گريه كن حسين زهرا شدى

به سوگ آن شهيد بى سر حسين
ناله زدى : غريب مادر حسين

بقيع ، شاهد غم و سوز تو
روضه و اشك ، كار هر روز تو

پيكر لاله‏ هاى خود نديدى
شكل چهار قبر مى ‏كشيدى

كنار هركدام مى ‏نشستى
ز صبح تا به شام مى ‏نشستى

ز روضه تو قلب سنگ آب شد
كه دشمن تو نيز بى تاب شد

سوختى و سوختى و سوختى
مدينه را به ناله افروختى

اگر چه داغ روى داغ ديدى
به چشم خود خزان باغ ديدى

نخورده ‏اى سيلى و تازيانه
دفن نشد پيكر تو شبانه

چگويم از على و غربت او
سوخت مدينه از حكايت او

زخم دل شكسته ‏اش نمك خورد
فاطمه ی اول او كتك خورد

شبانه از خانه غريبانه رفت
شكسته و سوخته پروانه رفت


#کمیلکاشانی

Telegram.me/raziolhossein
11:53
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها


مثل همیشه آمده ای بر سرِ قرار
مثل همیشه بی کس و تنهانشسته ای

از طرز راه رفتن تو گفته ام به خویش
حتماً که داغ دیده ای و دلشکسته ای


میبینمت که با سرِ انگشت زخمی ات
نقشِ چِهار قبرِ مُجزّا کشیده ای

حق داری اینهمه که تو گریه کنی؛چرا
زیرا که پشتِ هم خبرِ بد شنیده ای


یک بار هم نشد که گلایه کنی از آن
داغی که روزگار به روی دلت گذاشت

گفتند بر "حسین" چرا گریه میکنی؟
گفتی به این دلیل که او مادری نداشت


با سوز گریه ات همگان گریه میکنند
حتی بقیع از نمِ چشمِ تو تر شده

شبهای عمر تو به چه رنگی در آمده؟
حالا که آسمان دلت بی قمر شده


زینب برای تو سپر آورد از سفر
اما ز چشمِ ساقیِ لشکر سخن نگفت

از ماجرای غارت و از عصر واقعه
از بوسه های خنجر و از پیرهن نگفت


اصلاً چه خوب شد که نرفتی به کربلا
پای کسی به خیمه ی سبز تو وا نشد

بهتر ندیده ای که اباالفضل تو سرش
از ضربه ی عمود به سر نیزه جا نشد


#محمد_حسن_بیاتلو

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد
بر شعر، پرده ی غیرت، روح الامین کشد

ذیل مقام توست بلندای آسمان
حاشا که دامن تو به روی زمین کشد

خاموش نیست شب چو ببیند ز شمع سوز
مروان به بانگ شیون تو آفرین کشد !

تدبیر جنگ نیز بود در ستارگان
طفل تو اسب فاجعه را زیر زین کشد

آهو ز احترام به صحرا نمی رود
گر چادر تو پای به اقصای چین کشد

ما را ز چشم های اباالفضل کن نگاه !
خاشاک منت از نظر ذره بین کشد

بر عزّتت بس است علی خواستگار توست
شاهی که آستین ز زمان و زمین کشد

از آستین تو اسد الله گرفته است
حاشا که شمر گوشه ی آن آستین کشد

معنی خموش باش ! که آگاه نیستی 
ز آن معجری که دست سنان لعین کشد

آن زن که ریخته ست به معنی کلام ناب
از شک بعید نیست که بار یقین کشد


#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
9 March 2017
ش
12:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#غزل

روزگارم در غمِ آن قد و بالا سوخته
باغِ من گُل داشت روزی  حیف حالا سوخته

وایِ من از پنج فرزندم یکی باقی نماند
وای بر دل زندگی‌ام جمله یکجا سوخته

کاروانی که دلم را بُرد روزی با خودش
آمده از گرد و خاکِ راه اما سوخته

هرچه گشتم بِینِ‌شان شاید که بشناسم کسی
هرکه دیدم پیر بود و شمع آسا سوخته

بال و پرهاشان شکسته یا کبود و بی رمق
شانه‌ها از تازیانه خُرد حتی سوخته

چشم‌ها از فرطِ سیلی سرخ و نابینا شده
چهره‌ها لبریزِ تاول زیرِ گرما سوخته

گیسوان زردند ، گویا بین آتش مانده‌‌اند
تارِ موهاشان گره خورده است گویا سوخته

تا که پرسیدم امیرِ کاروان حالا که هست
بِین‌ِشان دیدم زنی اما سرا پا سوخته

گفتمش کو گیسوانِ زینبی‌ات گفت : آه
شعله‌ای بر معجرم اُفتاد آنجا سوخته

گفتمش سالارِ زینب را نمی بینم چرا؟
گفت دیدم چهره‌اش بر ریگِ صحرا سوخته

شعله بود کرببلا و دود بود و خیمه‌ها
بِینِ آتش دختری دیدم که تنها سوخته

#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
👍 2
12:31
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

قدم اگر خمید، فدای سر حسین
جانم به لب رسید، فدای سر حسین

ام البنین سابق این شهر عاقبت
شد مادر شهید، فدای سر حسین

یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس
لبخند من ندید، فدای سر حسین

هر جملۀ بشیر مرا پیر کرده است
مویم شده سفید، فدای سر حسین

گلچین چهار تا گل گلخانۀ مرا
چه وحشیانه چید، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها
اشکم به رخ چکید، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب
خواب از سرم پرید، فدای سر حسین

عباس پاسبان حرم شد به جای من
دستش اگر برید، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار محقری
آن قامت رشید، فدای سر حسین

#محمدحسین_رحیمیان

Telegram.me/raziolhossein
12:32
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

گمان مکن پسرت ناتنی‌برادر بود
قسم به عشق، کنارم حسین دیگر بود

منال ام بنین و ببال از عباس
تو شیرمادر و شیر تو شیرپرور بود

سقوط قلعه‌ی خیبر اگر به نام علی‌ست
فرات، خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود

ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت
که ماه هاشمیان بود و مهرپرور بود

به لرزه بود از او پشت هفت‌پشت ستم
یل تو یک‌تنه یک تن نبود، لشگر بود

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت
ببین که تا به چه حدی مطیع رهبر بود

اگر فتاد روی خاک می‌شود پرپر
ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود

#علی_انسانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

مثال کوه ایثار و وفا داشت
از اول انس با آل عبا داشت
وجودش بس که سرشار از ادب بود
ز نام فاطمه شرم و حیا داشت



با آه دل شکسته می گفت حسین
محزون و غریب و خسته می گفت حسین
می گفت بشیر از عمود آهن
بغضی به دلش نشسته می گفت حسین


#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein
10 March 2017
ش
00:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرتامالبنین_علیهاالسلام

دل تو جز به غم و درد آشیانه نبود
انیس و یار تو جز اشک دانه دانه نبود

زبعد واقعه کربلا تو را راحت
زگریه سحر و ناله شبانه نبود

اگر چه بود به دل ماتم عزیزانت
به غیر وای حسین بر لبت ترانه نبود

تمام گریه تو بود از برای حسین
وگرنه داغ اباالفضل جز بهانه نبود

برای گریه چرا در بقیع میرفتی
تو را به شهر مدینه مگر که خانه نبود

کسی نگفت به تو روز گریه کن یا شب
اگرچه یاور تو کس در آن زمانه نبود

به دوش گرچه غریبانه رفت پیکر تو
ولی به جسم تا آثار تازیانه نبود

نبود گر چه یکی از چهار فرزندت
دگر مراسم تشییع تو شبانه نبود

اگر چه سرخ شد از گریه دیده ات اما
به چشم و روی تو از دست کین نشانه نبود

▪️

Telegram.me/raziolhossein
00:38
#حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام
#دوبیتی

زیر علم ولی بزرگت کردم
الحق به چه محفلی بزرگت کردم

دست تو به کارزار اگر حیدری است
با ذکر علی علی بزرگت کردم

#علی_سلطانی
00:39
#حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام
#دوبیتی

اگر چه جز غم دلبر ندارد
اگر چه جز دو چشم تر ندارد

به زیر لب نوایش این چنین است
حسین بن علی مادر ندارد

#علی_سلطانی
ش
15:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

آهی کشیدی و رخ آیینه مات شد
اشک زلال چشم تو آب حیات شد

خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد
تا از تو خواستم بنویسم دوات شد

این شهر را ادامه دهی... آب می برد
بانو بقیع از ابر دو چشمت فرات شد

ای نوحه خوان ممتدِ از صبح تا غروب
قدری نفس بگیر که وقت صلات شد

وقت قنوت، اشک تو افتاد روی خاك
فردا خبر رسید که آنجا قنات شد

او ماند و دختران یتیم قبیله اش
ام البنین بی پسر ام البنات شد

آری پسر قمر به شب مؤمنین که شد
مادر ستاره ی سحر مؤمنات شد

#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین
#واحد
سبک روحی. باسم کربلایی

اید از خاک بقیع هردم به گوشم ناله ای محزون و خسته
در کنار چار صورت قبر خاکی مادری تنها نشسته
در عزای چار فرزند رشیدش از حیاتش دیده بسته
مثل شمعی سوزد و گوید به زاری بادلی محزون و خسته

ویلی. دیگر ندارم من پسر
ویلی. شد آسمانم بی قمر
ویلی. می نالم از سوز جگر
ویلی. ویلی علی شبلی اباالفضلی

-----------------------------------+---------
من نبودم کربلا اما شنیدم با ابالفضلم چها شد
جای من در علقمه زهرا کنار جسم او صاحب عزا شد
مشک آب او یکی با سینه او در هجوم تیرها شد
خاک عالم بر سرم دست رشیدش بی هوا از تن جدا شد

ویلی. از آن عمود آهنین
ویلی. عباس من از صدر زین
ویلی. افتاد با صورت زمین
ویلی. ویلی علی شبلی اباالفضلی

--------------------------------+------------
تا دم آخر شنیدم روی خاک ان میر لشکر گریه میکرد
با دو چشم پر زخونش بر غریبی برادر گریه میکرد
تشنه لب در پیش دریا بود ویاد کام اصغر گریه میکرد
روی نی حتی سرش در کوچه ها بر حال خواهر گریه میکرد

ویلی. چنان سرش شکسته شد
ویلی که روی نیزه بسته شد
ویلی بند دلم گسسته شد

ویلی ویلی علی شبلی اباالفضلی


▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
23:47
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#نوحه

نور چشمان ترم، به کجایی عباس
ازچه از مادر خود، تو جدایی عباس
هوسم بود بیایی دم آخر به برم
سر من تو بگیری سر زانو پسرم

ای علمدار حسین ای علمدار حسین


.................

من و زینب باهم، روضه خوان یاعباس
من به لب وای حسین، او به لب واعباس
او ز بی دستی تو می چکد اشکش ز دو عین
من کنم گریه به یاد لب عطشان حسین

ای علمدار حسین ای علمدار حسین


................

کاش بودی مادر ،به تن خسته من
باهمان دست جدا، می نمودی تو کفن
باز هم نیست اگر سایه تو بر سر من
همچو زهرا دل شب دفن نشد پیکر من

ای علمدار حسین ای علمدار حسین


#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein
23:49
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:55, 129.6 KB
نوحه حضرت ام البنین
11 March 2017
ش
00:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

این نخل کهنسال ثمر داشته روزی
منظومه ی او چند قمر داشته روزی

این مادر بی کس که سر قبر نشسته
در دامن خود چند پسر داشته روزی

دنبال سر فاطمه تا سر حد جانش
در بیت ولا سینه سپر داشته روزی

هم فضه هم أسما اگر او بود نبودند
این فاطمه از بسکه هنر داشته روزی

یک فاطمه این است و یک فاطمه آن است
آن هم ز همین کوچه گذر داشته روزی

در بین همین کوچه ی غم موقع برگشت
زهرای جوان درد کمر داشته روزی

جز خدمت اولاد علی مادر عباس
هیهات اگر میل دگر داشته روزی

از شدت اشک عطر گل یاس گرفته
در خانه ی خود روضه ی عباس گرفته

عباس نگو ماه شبم تار شد و رفت
در کرببلا حیدر کرار شد و رفت

این خوش قدوبالا شدنش دردسرش شد
ما بین دو صد تیر گرفتار شد و رفت

گفتن عمودی به سرش خورد و زمین خورد
گفتن که تیر سپری خار شد و رفت

شرمنده ام از روی رباب و علی اصغر
با هلهله حرمله بیدار شد و رفت

از خیمه ی زنها خبر آمد به مدینه
زینب دو سه جا راهی بازار شد و رفت

Telegram.me/raziolhossein
ش
01:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنين_سلام_الله_عليها


رو كرد به يك باره هنرهاي خودش را
پوشاند رخ اهل نظرهاي خودش را

با ديدن و با بودن آن لوءلوء و مرجان
برجسته نمي ديد اثرهاي خودش را

گرداند به دور سر خورشيد از اول
با عشق تمامي قمرهاي خودش را

او وقف عزيزان دل فاطمه كرده است
از لحظه ي ميلاد ثمرهاي خودش را

اول ادب آموخت به آن ها و سپس رزم
با عشق درآميخت سپرهاي خودش را

در روضه فقط ذكر حسين گفت و نمي برد
بانوي ادب نام پسرهاي خودش را

سوز جگرش خرج حسين ابن علي شد
انگار نه انگار جگرهاي خودش را

#محسن_صرامی

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

قسم به گريه ي صاحبْ عزاي أمّ بنين
من آفريده شدم با دعاي أمّ بنين

قسم به كعبه كه از كعبه حُرمتم بيش است
چنان كه سوختم از ماجراي أمّ بنين

شبيه مشك اباالفضل ، ميچكد اشكم
به پاي غربت بي انتهاي أمّ بنين

اگرچه دست ندارد به تن، ز راه كرم
گرفته دست مرا مرتضاي أمّ بنين

به ياد چادر زهراست بالشان خاكي
كبوتران حريم هواي أمّ بنين

شِفا شبيه گدايي كه سخت محتاج است
نشسته بر درِ دارالشفايِ أمّ بنين

ادب به رسم ادب آمده ز سمت فُرات
و سر گذاشته بر خاك پايِ أم بنين

نخورده آب زماني كه روضه ميخوانده
گرفته بوده يقيناً صداي أمّ بنين

براي دفعه ي سوّم شكسته زينب را
نوا و ناله و واويلتاي أمّ بنين

سه سال سوخت بياد سه ساله و پدرش
فداي آن همه مهر و وفاي أمّ بنين

حسين دست اباالفضل را كه مي آورد
رباب سينه زد آن دم به جاي أمّ بنين

خميده بود زماني كه عزم رفتن داشت
شبيه فاطمه قد رساي أمّ بنين

مكان گريه براي حسين اگر حرم است
مگو بقيع بگو كربلاي أمّ بنين

به جان دست قلم ، در جزا نمي سوزد
دلي كه سوخته در نينواي أمّ بنين

پس از ظهور اگر آمدم مدينه ! رفيق
قرارمان دمِ ايوان طلايِ أمّ بنين...

#محمد_قاسمی

https://telegram.me/raziolhossein
11:44
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

ای شده محرم به ولای ولی
فاطمۀ دوّم بیت علی

اختر تابندۀ برج ادب
شیر زن خیل زنان عرب

امّ بنین امّ ادب امّ نور
چشم بد از قدر و جلال تو دور

اختر تابندۀ برج شرف
همسر ارزندۀ شاه نجف

یار علی مادر صدق و صفا
مرّوج مکتب عشق و وفا

باغ گل یاس، سلامٌ علیک
مادر عبّاس، سلامٌ علیک

فخر تمام شهدا کیست تو
شیر زن شیر خدا کیست تو

معرفتت زبانزد عالم است
هر چه بگویند به وصفت کم است

مقاوم و صابر و آزاده ای
چار پسر بهر علی زاده ای

چار پسر نه، چار قرص قمر
چار ستاره چار نور بصر

ای به علی پس از وفات بتول
همچو خدیجه در سرای رسول

درود بر سه سرو بستان تو
بر گل عبّاسی دامان تو

تو گفته ای، ای گل باغ عفاف
با پسر فاطمه شام زفاف

کی همه جا چشم و چراغ همه
منم کنیز مادرت فاطمه

همدم نور احدی فاطمه
عروس بنت اسدی فاطمه

تو بانوی بیت ولی گشته ای
دور حسین ابن علی گشته ای

تا که در آن بیت مقرّب شدی
از دل و جان عاشق زینب شدی

به پاس اخلاق ز گل بهترت
خواند بهین دخت علی، مادرت

حق بتو یک بهشت احساس داد
دسته گلی بنام عبّاس داد

دید چو بر عشق ادب قائمت
داد خدا ماه بنی هاشمت

حق به تو در بیت ولا راه داد
تا بتو سه ستاره یک ماه داد

ماه تو از ماه فلک خوبتر
پیش علی از همه محبوب تر

ستارگانت همه خورشید نور
چشم بد از جمالشان باد دور

سزد که ناموس خدا خوانمت
مادر کلّ شهدا خوانمت

در بغلت بود گل یاس تو
یعنی قندانۀ عبّاس تو

بود چو خورشید رخش منجلی
خواستی دهی به دست علی

مشام تو شنید بوی حسین
چشم تو افتاده به روی حسین

فدایی خون خدا خواندیش
دور سر حسین گرداندیش

ای ادب از تو ادب آموخته
به پای مصباح هدی سوخته

دلم گرفته ذکر امّن یجیب
زیارت مدینه ام کن نصیب

که گریم از برای تو در بقیع
به یاد گریه های تو در بقیع

بقیع از اشک تو آید به جوش
صدای گریۀ تو آید بگوش

کرده به داغ چار فرزند صبر
کشیده ای چهار تصویر قبر

اشک مصیبت ز بصر ریختی
به یادشان خون جگر ریختی

چشم تو از بسکه فراوان گریست
به گریۀ تو چشم مروان گریست

تو نالۀ وا ولدا می زدی
اهل مدینه را صدا می زدی

بدین سخن فکند آهت طنین
که کس نگوید به من امّ البنین

منکه دگر امّ بنین نیستم
مادر چار نازنین نیستم

چار گلم ز تیغ پرپر شدند
چار مهم به خون شناور شدند

امّ بنین باغ گل یاس داشت
دسته گلی سرخ چو عبّاس داشت

ای ثمر دل گل احساس من
ساقی اهلبیت عبّاس من

شنیده ام دست تو از تن زدند
به فرق تو عمود آهن زدند

شنیده ام تا که تو رفتی ز دست
پشت حسین ابن علی هم شکست

شنیده ام که جای من فاطمه
به دیدنت آمده در علقمه

شنیده ام شعله به خشمت زدند
شنیده ام تیر به خشمت زدند

شنیده ام سکینه بی تاب بود
جام به کف منتظر آب بود

شنیده ام که دشمنان صف زدند
کنار جسم بی سرت کف زدند

شنیده ام که شد ز شمشیر تیز
پیکر تو چو برگ گل ریز ریز

گریه کنم روز و شب ای نور عین
بهر تو نه بلکه برای حسین

تو در مدینه مادری داشتی
مادر خونین جگری داشتی

اگر که پاره پاره شد پیکرت
بود به دامان برادر سرت

حسین فاطمه برادر نداشت
کشته شد و مثل تو مادر نداشت

تو را فراق اشجع النّاس کشت
داغ حسین و داغ عبّاس کشت

جز غم و اندوه و فغانت نبود
حیف که آن چار جوانت نبود

تا که بگریند برایت همه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

سلام بر اشک تو یا فاطمه
جزای تو اجر تو با فاطمه

گریه تو به جز عبادت نبود
وفات تو کم از شهادت نبود

داغ تو یک شرارۀ نار بود
برای اهلبیت دشوار بود

مدینه در وفات امّ البنین
ناله اش افکند به گردون طنین

ز ناله و سوز پر آوازه شد
دوباره داغ فاطمه تازه شد

سلام «میثم» به گل یاس تو
به دست و چشم و سر عبّاس تو

#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

روزي که پا به عرش معلا گذاشتي!
بر هر چه داشت نقش تو را پا گذاشتي

در هيئت کنيزي اولاد فاطمه :
اينگونه پا به خانه مولا گذاشتي

مي ريخت از نگاه تو احساس مادري
مرهم به زخم زينب کبري  گذاشتي

"مولا صدا بزن ،نه برادر !
حسين را..."
اين جمله را تو بر لب سقا گذاشتي

در کربلا براي دل سنگ کوفيان
چار آينه به رسم تماشا گذاشتي

با تو بقيع داغ دلش تازه شد که تو
پا جای پاي غربت زهرا گذاشتي

پيش از تو نوحه، شور حماسي نمي گرفت
رسم خوشي ست آنچه که بر جا گذاشتي

از خوان نوحه خواني تو آب مي خورد
چشمان خيس ما که بر آن پا گذاشتي

#سیدجوادمیرصفی

@raziolhossein
ش
13:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#واحد
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

بند۱

من ام البنین تنهایم
تنهای تنهایم
نمونده پسری برایم
تنهای تنهایم

میگن تو غربت بچه هامو کشتن
اون جوونای باوفامو کشتن
خودم شنیدم که تو یک نصف روز
کربلا چارتا پسرامو کشتن

واویلا واویلا واویلا

بند۲

ای گل پرپرم ابالفضل
اباالفضل اباالفضل
کجایی پسرم اباالفضل
اباالفضل اباالفضل

دیگه رسیده وقت رفتن عباس
این لحظه های آخر من عباس
بیا الان که من دارم میمیرم
سر منو بگیر به دامن عباس

واویلا واویلا واویلا

بند۳

چی به سرت اومد کربلا
واویلا واویلا
مشکت پاره پاره شد سقا
واویلا واویلا

عباس من ببین که قد کمونم
غصه تو آتیش زده به جونم
آب نتونستی ببری به خیمه
خیلی خجالت کشیدی میدونم

واویلا واویلا واویلا

بند۴

شنیدم که کردند هلهله
واویلا واویلا
تا تیر زد به چشمت حرمله
واویلا واویلا

به فرق تو ای مه جبین اباالفضل
زدند عمود آهنین اباالفضل
دو دستتو بریدنو و شنیدم
تو با صورت خوردی زمین اباالفضل

واویلا واویلا واویلا

بند۵

اینجا حرمتمو نشکستن
عباسم عباسم
دست مادرتو نبستن
عباسم عباسم

اینجا کسی گوشواره امو نبرده
ام البنین تو غریبی نمرده
تو نگران نباش که مادر تو
حتی یه سیلی از کسی نخورده

واویلا واویلا واویلا

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
13:58
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:16, 150.0 KB
ش
14:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین
#زمینه

ابالفضل کجایی، امان از جدایی
بیا که مادرت، دگر شد فدایی
چه سخت است که مادر، به غربت بمیرد
عزیزی سرش را، به دامن نگیرد
..............
بیا در برم ای ، یل بی نظیرم
جمال تو را من ، ببینم ، بمیرم
بیا که زمان ، وصالم رسیده
کفن کن مرا با، دو دست بریده
................
شنیدم که عمود ، سرت را شکسته
شنیدم تیر کین، به چشمت نشسته
شنیدم ز خواهر ، فداکاری تو
دو عالم فدای ، علمداری تو
..................
اگرچه نبودم، کنار علقمه
شنیدم در برت ،آمده فاطمه
اگر غم به زخمم، نمک میگذارد
فدای شهیدی، که مادر ندارد

#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein
14:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:18, 183.5 KB
ش
15:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 22.03.2016 15:00:15
#حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام

پاس ادبم بود که حق معتبرم کرد
خاک در زهرا شدم و تاج سرم کرد

من لایق این رتبه نبودم ولی از لطف
بر همسری شیر خدا مفتخرم کرد

شرمنده زینب شدم از خادمی خویش
او خواند مرا مادر و شرمنده ترم کرد

تا چار پسر داشتم و بود اباالفضل
میخورد به من قبطه هر آنکس نظرم کرد

زین بعد نخوانید دگر ام بنینم
من ام بنینم که فلک بی پسرم کرد

گفتند جدا شد زبدن دست رشیدش
بی دستی عباس چنین خون جگرم کرد

گفتند که بستند سرِ نیزه سرش را
یارب مگر آن ضربه چها با قمرم کرد

از خجلت سقای حرم پیر شدم من
داغ لب عطشان حسین پیرترم کرد

من در عوض فاطمه گریم به حسینش
در علقمه کو گریه برای پسرم کرد


#حضرت_ام_البنین_مرثیه
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
15:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_البنین
#زمینه

غرق در احساسم ، شد خزانی یاسم
به خدا دلتنگ ، پسرم عباسم

شکسته بال و پرم
شبیه محتضرم
کجایی ای پسرم

بیا، دارم از غصه میمیرم
بیا، غم چشمات کرده پیرم
بیا ، پسر شیرم
..................
من شنیدم بی دست، بودی ای ماه من
با عمود آهن ، زد به فرقت دشمن

فدایت ام بنین
فتادی از سر زین
به صورت روی زمین

همین ، شد مدال افتخارت
اومد ، حضرت زهرا کنارت
چی شد ، آخر کارت
.................
من که شعر غربت ، در بقیع می خوانم
روز و شب گریان ، شاه مظلومانم

پر از درد و محنم
فدایش جان و تنم
شهید بی کفنم

حسین ، أشهدم این دم آخر
حسین ، کشته صد پاره پیکر
حسین ، غریب مادر

#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein