31 October 2015
Channel «رضیع الحسین» created
Channel photo changed
ش
24 November 2015
ش
10:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
با توجه به ایام زیارتی عتبات و درخواست برخی از دوستان اشعاری پیرامون زیارت عتبات مقدسه تقدیم می گردد
التماس دعا
10:36
امیرالمومنین علیه السلام
نجف...


یا علی عبد شرمسار توام 
هرکه ام زائر مزار توام 

آنچه یک عمر آرزو کردم 
در حریمت بدست آوردم 

جنت من دیار توست علی 
کعبه من مزار توست علی 

گرنهند آفتاب را به کفم 
نیست مانند سایه نجفم 

سالها در زدیدگان سفتم 
همه عمر یاعلی گفتم 

سنگ بودم که گوهرم کردند 
زائر قبر حیدرم کردند 

یاعلی یاعلی گنه کارم 
روز محشر فقط تورا دارم 

توحیات من و ممات منی 
حج من صوم من صلاه منی 

جنتم خاک تربت توست 
اشک چشمم نثار غربت توست 

به تجلای تو درخشیدم 
با ولای تو شیر نوشیدم 

شیر من کوثر ولای تو بود 
ذکر لالائیم ثنای تو بود 

تازبان را به حرف بگشادم 
مادرم داد یاعلی یادم 

تاکه طفلی2ساله گردیدم 
تاب برخاستن به خود دیدم 

شاد بابا زنوشخندم کرد 
یاعلی گفت تا بلندم کرد 


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
10:37
امیرالمومنین علیه السلام
نجف...


دل کجا و خانه دلبر کجا 
من کجا و زائر حیدر کجا 

ای گل دنیا و دین خارم مکن 
خواب اگر میبینم بیدارم مکن 

یاعلی من از ره دور آمدم 
خسته و غمگین و مهجور آمدم 

آمدم تا فارغ از هستم کنی 
ساقی کوثر تو سرمستم کنی 

سیدی مولای من بر ما امیر 
پایم از ره خسته شد دستم بگیر 

بنده ام من، بنده، مولایم توئی 
خوش بحال منکه آقایم توئی 

بردرت با خسته حالی آمدم 
من گدایم دست خالی آمدم 


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
👍 2
10:37
امیرالمومنین علیه السلام
نجف...

ای ولی خدا سلام علی 
حجت کبریا سلام علی 

خاک ذریه ی بتولم کن 
روسیاهم،بدم، قبولم کن 

زائر درگه شما هستم 
زائر ار نیستم گدا هستم 

تو کریمی من کدات علی 
به امیدی زدم صدات علی 

عشق مولی الموالیم باشد 
هستیم دست خالیم باشد 

دست خالی و بار سنگین است 
کل سرمایه ی گدا این است 

تو که در هر دلی بود حرمت 
تو که قاتل خجل شد از کرمت 

کی زنی دست رد به سینه ی ما 
ای تولای تو سفینه ی ما 

کیست جان رسول غیر از تو 
کیست زوج بتول غیر از تو 

کیست غیر از تو جان پیغمبر 
کیست جز تو کننده ی خیبر 

کیست مقصودِ کعبه غیر از تو 
کیست مولود کعبه غیر از تو 

به نماز و دعای نیمه شبت 
به مناجات و اشک و تاب و تبت 

به اذان شب شهادت تو 
به خلوص تو و عبادت تو 

به نوای دل شکسته ی تو 
به جبین به خون نشسته ی تو 

به صدای دعا و زمزمه ات 
به حسین و حسن به فاطمه ات 

حال کز مرحمت رهم دادی 
جای در پرتو مهم دادی 

وقت مردن بیا به دیدارم 
به خدا من فقط تو را دارم 

غلامرضا سازگار


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
👍 1
10:37
امیرالمومنین علیه السلام
نجف...

آمدم بر درگهت با چشم گریان یا علی 
تو کریمی عالمی من بر تو مهمان یا علی 

گرچه سر تا پا گناهم زائر قبر توام 
روی لطف و مرحمت از من مگردان یاعلی 

بوده عمری آرزوی من که در شهر نجف 
آیم و بوسم ضریحت از دل و جان یا علی 

آمدم چون کعبه قبرت را بگیرم در بغل 
با تو بندم بار دیگر عهد و پیمان یا علی 

آمدم تا از تو پرسم از چه بعد از قرن ها 
مانده قبر همسرت از دیده پنهان یا علی 

آمدم تا با تو گویم سائلم در مانده ام 
باز کن بر من ز رحمت باب احسان یا علی 

آمدم تا با تو گویم مرغ جانم را بگیر 
از کرم دور ضریح خود بگردان یا علی 

آمدم تا با تو گویم آخر ای چشم خدا 
یک نگه کن بر من آلوده دامان یا علی 

آمدم تا با تو گویم با همه جرم و خطا 
هر که هستم دوستت دارم به قرآن یا علی 

ای که می دادی غذای خویش را بر قاتلت 
لطف کن بر من که هستم از محبان یا علی 


غلامرضا سازگار


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
👍 1
10:38
امیرالمومنین علیه السلام.مدح و مناجات
نجف...


 مرا به عالم زر بود با تو این میثاق
كه باشم از همه عالم فقط تو را مشتاق

هنوز خلق نگردیده بود آب و گلم
كه در حریم دلم بر تو ساختند رواق

ز بس به روی تو عاشق شدم نمی دانم 
ز شوق وصل مرا می كشند یا به فراق

به شوق آن كه بیایی به دیدنم دم مرگ
در انتظار اجل سخت طاقتم شده طاق

به نامهٔ گنهم خط قرمزی بكشید
كه برد مهر علی در بهشتم از ارفاق

ز دست دشمنت ار آب سرد بستانم
هماره باد حمیم جهنمم به مذاق

ولایت تو از آن در دلم ولادت یافت
كه مُهر مهر تو را مادرم گرفت صداق

اگر ز مهر تو غفلت كنند اولادم
كنم به ناله و نفرین تمامشان را عاق

تو دست و چشم و زبان خدایی ای مولا
خدا گواست كه نبود به گفته ام اغراق

هزار بوسه به شمشیر و دست و بازویت
كه شیر خوانده تو را قادر علی الاطلاق

هنوز شیر ننوشیده چشم نگشوده
به یك تكان تو بگسست رشتهٔ قنداق

شنیده ام كه جهان را طلاق دادی تو
چگونه عقد نكردی و دادی اش سه طلاق

به دشمنان تو این كمترین عذاب بود
كه با حمیم جهنم كنند استنشاق

گدای كوی توام یا علی نگاهم كن
به دست بذل نمودی، ز چشم كن انفاق

از آن تخلص خود را نهاده ام "میثم"
كه اشتیاق توام بوده است سبك و سیاق


غلامرضا سازگار


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
10:41
کربلا...


اینجا روان اشک خلایق از دو عین است 
اینجا مزار یوسف زهرا حسین است 

اینجا شرف بر جنت موعود دارد 
اینجا ملک روی غبار آلود دارد 

اینجا فضا بوی خدا همراه دارد 
اینجا صفا از خون ثارالله دارد 

اینجا به روی آل طاها آب بستند 
پیشانی فرزند زهرا را شکستند 

اینجا به خون فرزند زهرا دست و پا زد 
در زیر تیغ شمر مادر را صدا زد 

اینجا کلام الله را در خون کشیدند 
اینجا حسین ابن علی را سر بریدن 

اینجا زغصه جان عالم بر لب آید 
اینجا صدای مرکب بی صاحب آید 

اینجا زغم رنگ از رخ زینب پریده 
بگذاشت لبه را به رگهای بریده 

اینجا ولایت گلشنش آتش گرفته 
اینجا یتیم دامنش آتش گرفته 

اینجا خزان گردیده گلهای مدینه 
نیلی ز سیلی شد گل روی سکینه 

اینجا یتیمان سیلی از بیداد خورند 
از ترس ، زیر خار ها لب تشنه مردند 

اینجا زدند آل علی را ظالمانه 
اینجا زدشمن خورده زینب تازیانه 

اینجا سر فرزند زهرا بر سنان بود 
دستش جدا از تیغ ظلم ساربان بود 
--- 
اینجا زمینش لاله های یاس دارد 
یک باغ گل از پیکر عباس دارد 

اینجا شرر بر قلب خیر الناس افتاد 
اینجا دو دست از پیکر عباس افتاد 

اینجا روان خون دل از چشم رباب است 
در گریه ی اصغر صدای آب آب است 

اینجا گلوی خشک اصغر را دریدند 
صید حرم را تشنه لب در خون کشیدن 
--- 
اینجا علی اکبر ز صدر زین فتاده 
اینجا پدر بر صورتش صورت نهاده 

غلام رضا سازگار


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
10:45
تل زینبیه...


از تل زینبیه که زینب نظاره کرد 
با چشم خود به سوی مدینه اشاره کرد 

جدم بیا ببین که چگونه حسین را 
دشمن که با سیوف خودش پاره پاره کرد 

بر روی سینه ای شه دین شمر جلوس کرد 
سر از بدن جدا شد و زینب نظاره کرد 

آمد صدای مادری از قتلگاه به گوش 
نفرین بر آن کند که ستم بی شماره کرد 

اسبان به روی آن بدن پاره تاختند 
این خاک و را مدفن ماه وستاره کرد 

خواهر پی برادر خود بین نیزه ها 
با حال زار بوسه به رگهای پاره کرد 

این خاک را مدفن اولاد احمدست 
چشم دلم به سوی حریمش اشاره کرد

محمد جواد قدرتی

شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
10:54
حضرت امام جواد علیه السلام
کاظمین...

ای مزارت چراغ دل ما 
یاد تو گرمی محفل ما 

مهر تو روح آب و گل ما 
نام تو حل هر مشکل ما 

سیدی یا جواد الائمه 

کاظمین تو دار الولایم 
قبر تو کعبه و کربلایم 

تو جواد استی و من گدایم 
با عنایات تو آشنایم 

سیدی یا جوادالائمه 

باب صحن تو باب المردام 
چهره بر آستانت نهادم 

دل به مهر و ولای تو دادم 
هر که هستم گدای جوادم 

سیدی یا جوادالائمه 

رشتة دل جز از تو گسستم 
از ازل دل به مهر تو بستم 

زیر کوه معاصی شکستم 
کس نگیرد به غیر از تو دستم 

سیدی یا جوادالائمه 

یابن زهرا ببین روسیاهم 
هستیم گشته بار گناهم 

خاری افتاده در خاک راهم 
جان زهرا بکن یک نگاهم 

سیدی یا جوادالائمه 

قدّم از بار عصیان خمیده 
رنگم از شرمساری پریده 

کس چو من روسیاهی ندیده 
قاصد مرگم از ره رسیده 

سیدی یا جوادالائمه 

خون دل ریزد از هر دو عینم 
گریه از بهرتان گشته دینم 

عاشقم عاشق کاظمینم 
هر نفس شد به دل یا حسینم 

سیدی یا جوادالائمه

غلامرضا سازگار

شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
👍 2
10:55
کاظمین...


اینجاست كاظمين كه از كعبه برتر است
اينجا نسيم هم نفس روح پرور است

اينجاست كاظمين كه بگرفته در بغل
دو جسم پاك را كه دو روح مطهراست

اينجا حريم حضرت ابن الرضا جواد
اينجا مزار و تربت موسي بن جعفر است

اين است آن امام غريبي كه روي خاك
آثار زخم سلسله هايش به پيكر است

گوئي هنوز از دل مطموره ها به گوش
آواي آن سلاله پاك پيمبر است

جسمي كه بوده در غل و زنجير سالها
تابوت او چرا دگر از تخته در است

گر بنگري هنوز به جسم شريف او
آثار تازيانه خصم ستمگر است

اي ديده خون ببار بياد جواد او
آنكو غريب خانه و مقتول همسر است

سوزد دلم بياد امامي كه جسم او
بر روي بام خانه چو مهر منور است

سوزم به ياد آن بدني كاندر آفتاب
اورا به بام سايه ز بال كبوتر است

در بين حجره با لب عطشان و چشم تر
گوئي سرش بدامن زهراي اطهر است

گوئي هنوز از لب او بانگ آب آب
بر گوش شيعيان همه تا صبح محشر است

شمشيروتازيانه و دشنام و زهر كين
اجر رسول قسمت اولاد حيدر است


شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
10:55
سامرا...


اين شهر سامره است ويا عرش كبرياست
يا كعبه مقدس دلهاي انبياست

شهري كه مطلع دو مه است و دو آفتاب
كزنورشان به چشم دل اهل دل ضياست

اينجا مزار حضرت هادي و عسگري است
اينجا حريم پاك دو محبوب كبرياست

اينجا مزار پاك دهم حجت خدا
ابن الرضا علي خلف پاك مرتضاست

حاجت از او بخواه كه باب الحوائج است
درمان از او بگير كه خاك درش شفاست

قبر امام عسگري از جان و دل ببوس
زيرا كه قبله گاه دل و كعبه ولاست

مولاي خلق والد مهدي منتظر
شمس الولا امام امم حجت خداست

اينجا مزار عمه صاحب زمان بود
آن اختري كه دختر والشمس والضحاست

آن بانوئي كه محرم سر ولايت است
نامش حكيمه فخر زنان شمسه حياست

اينجا مزار نرجس پاكيزه دامن است
آن بانوئي كه مادر مولاي عصر ماست

از ما سلام باد به مهدي و مادرش
تا اهلبيت را شرف و عزت و بقاست

اينجا امام عصر بعالم قدم نهاد
مانند مرتضي كه بر او كعبه زادگاست

اينجا مكان غيبت آن نجل فاطمه است
اينجا محل زمزمه و گريه و دعاست

زائر بخوان دعاي فرج را در اين حرم
حاجات خود بخواه كه از لطف حق رواست



شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
Telegram.me/raziolhossein
1
15 December 2015
ش
12:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
... 15.12.2015 12:39:07
WWW.SHOP.EMAM8.COM – WWW.EMAM8.COM SMS:30002588880000 TEL:+985117539666
Not included, change data exporting settings to download.
01:20, 1.2 MB
16 December 2015
ش
12:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
احراق بیت.حضرت زهرا سلام الله علیها

دیو را با خانه ی انسیّه الحورا چه کار؟

دود را با چشم خورشید جهان آرا چه کار؟

دشمن و بیت و لایت، هیزم و باغ بهشت

شعله ی آتش تو را با صورت زهرا چه کار؟

تازیانه شرم کن این دست، دست فاطمه است

ای فشار در تو را با عصمت کبرا چه کار؟

مرد کو، تا آورد دستی برون از آستین

این همه نامرد را با یک زن تنها چه کار؟

بوستانِ وحی و شیطان روبه و شیر خدا

ریسمان ظلم را با بازوی مولا چه کار؟

بیت حقّ را هیچکس نگشوده با ضرب لگد

درد را با پهلوی انسیّة الحورا چه کار؟

فاطمه پشت در آمد گفت با آن سنگ دل

ما عزا داریم ای ظالم تو را با ما چه کار؟

ای مغیره بشکند دستت که کوثر را زدی

هیچ دانی ضرب دستت کرد با زهرا چه کار؟

مجتبی می گفت وا اُمّا خدا داند که می کرد

با دل شیر حقّ آن فریاد وا اُمّا چه کار؟

ای که انکار شهادت می کنی از فاطمه

هیچ دانی با تو ذات حقّ کند فردا چه کار؟

کاش بودی کاش بودی می دیدی غلاف تیغ را

کرد با بازوی تنها عصمت یکتا چه کار؟

«میثم» از خون جگر بنویس در دیوان خود

ساکنان نار را با جنّت اعلی چه کار؟


#غلامرضاسازگار
#حضرت_زهرا
#حضرت_محسن

Telegram.me/Raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
17 December 2015
ش
14:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
احراق بیت حضرت زهرا سلام الله علیها

زمین به لرزه در آمد به دل شرر افتاد
دمیکه مادر سادات پشت در افتاد


بهشت، شعله گرفت و ز هرم آن آتش
عزیز حیدر کرار، در خطر افتاد


صدای فاطمه را پشت در شنید،ولی ..
چنان لگد به در خانه زد، که در، افتاد


صدای یا ابتایش به آسمانها رفت
که آه یا ابتا محسنم دگر ، افتاد


چنان هجوم به درب سرای او بردند ...
که از درخت ولای على ، ثمر ، افتاد


طناب بسته به دستان مرتضی اما
طنابشان به گلوی پیامبر افتاد


اگرچه دست ، شکسته ، ولی امانش برد
دمیکه نیمه ی شب، درد بر کمر افتاد


علی ندید ، ولی پیش دیده ی زینب ...
شکست مادر و کم کم شکسته تر افتاد


بجز کبودی رخ ، یادگاری از کوچه ...
به کتف و بازو و ابروی او اثر افتاد


شکست درب و خدا هم عزا گرفت آنروز
چرا که مادر سادات پشت در افتاد

#محسن_تهرانی
#حضرت_محسن
#حضرت_زهرا

Telegram.Me/raziolhossein
👍 1
14:11
ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ؟ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ
ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭ ﺣُﺴﻦ ﺣﺴﯿﻨﯽ، ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﯼ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﺗﺒﻪ ﺯﯾﻨﺐ ﺛﺎﻧﯽ ﺑﺨﻮﺍﻧﻤﺖ
ﭼﻮﻥ ﻋﻤﻪ ﺍﺕ ﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻗﺮﯾﻨﻪ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺻﺒﺮ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ ﮐﻮﮐﺒﯽ
ﺑﯿﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍُﺳﺮﺍﺭ ﺭﮐﻦ ﺯﯾﻨﺒﯽ

ﺩﺷﻤﻦ ﺫﻟﯿﻞ ﻋﺰّﻭ ﻭﻗﺎﺭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺮﺑﻼ‌ﯼ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﻣﮑﺘﺐ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﻭ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺍﺑﺘﻼ‌
ﺍﯾﺜﺎﺭ ﻭ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﻮ ﺧﺼﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ

ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺁﺋﯿﻨﺔ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﺎﯼ ﺭﺑﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻖ ﺗﻮ ﻣﻌﺠﺰﺓ ﻧﻄﻖ ﻣﺮﺗﻀﯽ
ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺗﻮ ﺣﯿﺎ ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﻭ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﮑﻮﻩ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺩﺭ ﻗﺘﻠﮕﻪ ﺯ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﮔﺮﯾﺴﺘﯽ

ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﯾﺰﯾﺪ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺩﯾﺪﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﻃﺸﺖ ﻃﻼ‌ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺖ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﺖ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻭ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺖ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺁﻩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﻭ ﻏﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﺔ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺣﺘﯽ ﺩﻝ ﯾﺰﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﺔ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ

ﮔﺎﻫﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺻﻐﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﮐﺒﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﺭ ﻣﻐﯿﻼ‌ﻥ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﻪ ﺣﻨﺠﺮ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﻠﯿّﻪ ﺣﻤﺪ ﺍﻻ‌ﻫﯿﺖ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺍﺳﺖ
ﺍﻟﺤﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻭ ﺻﺒﺮ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ
ﻫﻤﮕﺎﻡ ﺯﯾﻨﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﻫﻢ ﺳﻨﮕﺮ ﺣﺴﯿﻦ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺷﺎﻡ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﺖ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ
ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﯽ ﺗﻮ ﭘﯿﺎﻡ ﺁﻭﺭ ﺣﺴﯿﻦ
ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﺭﺑﺎﺏ ﻭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﺵ
ﺑﺎﺷﺪ ﺻﻔﺎﯼ ﺭﻭﺿﺔ ﺷﻬﺮ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﺵ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺍﻣﻨﺖ
ﺑﺮ ﺻﻔﺤﺔ ﺟﻤﺎﻝ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ ﺍﺣﺴﻨَﺖ
ﭘﺎﻣﺎﻝ ﺣﺮﻣﺘﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺟﻮﺭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ
ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺁﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍﺯ ﻧﺎﺷﻨﯿﺪﻩ ﺯ ﺑﺎﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﻮ ﻗﺎﺻﺪ ﭘﯿﺎﻡ ﮔﻠﻮﯼ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺍﯼ

ﺍﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺗﻮ
ﺩﺷﻤﻦ ﺣﻘﯿﺮ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺗﻮ
ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺎﻍ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﻬﺎﺭ ﺗﻮ
ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﺣﺸﺮ ﮔﺮﯾﺔ "ﻣﯿﺜﻢ" ﻧﺜﺎﺭ ﺗﻮ
ﻗﻠﺐ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ 
ﺳﺮﺗﺎ ﻗﺪﻡ ﺟﻼ‌ﻝ ﻭ ﻭﻗﺎﺭ ﻭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﯼ

#ﻏﻼ‌ﻣﺮﺿﺎﺳﺎﺯﮔﺎر
#حضرت_سکینه

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین
👍 1
14:12
چگونه پلك ترت ميل خواب داشته باشد ؟
اگر برادر تو درد آب داشته باشد
تو خواهري و براي گلوي نازك اصغر
طبيعي است دلت اضطراب داشته باشد

خدا كند كه از اين لشگر خبيث ، اقلّاً
يكي بيايد و قصد ثواب داشته باشد

خدا كند پدرت وقت باز گشت به خيمه
رباب را كه ببيند جواب داشته باشد
حسين "شيعتي " از حلق پاره گفت به گوشت
كه شعر روضه مضامين ناب داشته باشد

هزار مرتبه راضي به مرگ مي شوي آري
اگر پدر ، سرِ از خون خضاب داشته باشد

اجازه مي دهي از شام چند جمله بگويم ؟
به شرط اينكه مصيبت حجاب داشته باشد

چگونه هضم كنم ؟ اي وقار محض ، سكينه
كه دستهاي تو ردّ طناب داشته باشد

چگونه هضم كنم كه يزيد ، چوب به يك دست
به دست ديگر خود هم شراب داشته باشد

نخواستي كه بفهمد كسي ، چرا كه كشيدي
چه قدر مي شود اين غم عذاب داشته باشد!

اراده كرد خداوند بعد رفتن اصغر
تو را به خانه كنارش ، رباب داشته باشد

تصوّرش به خدا غيرممكن است برايم
كه شصت سال، دلي ، پيچ و تاب داشته باشد

تو هم شبيه ربابي به سايه كار نداري
پس از حسين و علي اصغرش قرار نداري

#محمد_قاسمی
#حضرت_سکینه

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
14:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
حضرت سکینه(س)

 

در جمع ملائک مقرب هستی

از روز ازل فاطمه مذهب هستی

شد محو جمال کبریایی جانت

محبوب دل حسین و زینب هستی

×××

ای دختر بی قرینه‌ی ثارالله

آرام و قرار سینه‌ی ثارالله

در صبر و شکوه و استقامت، یکتا

آئینه‌ی حق! سکینه‌ی ثارالله

×××

با ناله‌ی یا حسین بی تاب شدی

از داغ لب تشنه او آب شدی

با زمزمه های «... أو سَمِعتُم بِغَریب ...»

یک عمر تو روضه خوان ارباب شدی

#یوسف_رحیمی
#حضرت_سکینه
Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
 
14:33
حضرت سکینه سلام الله علیها

ای چشم حسین بر جمالت

وی مظهـر فاطمـه، جلالت

تعظیم کمـال بــر کمـالت

تحسین رسول بر خصالت


بر قلب پدر سکینه‌ای تو

در بیـت ولا امینـه‌ای تو 


تـو سـوره نـور اهل‌بیتی

تو شادی و شور اهل‌بیتی

در سینه سـرور اهل‌بیتی

تو نخلـه طور اهل‌بیتی


تو دختر مــاه و آفتابی

آیینــه زینـب و ربابی 


گل بر تو، گلاب بر تو نازد

عطشانـی آب بـر تـو نازد

آیـات حجـاب بر تو نازد

تنهـا نـه رباب بر تو نازد


حقـا کـه تو فخر عالمینی

ممدوحـه زینب و حسینی  


ای چشم حسین را نظاره!

بـر فاطمـه، زینب دوباره

فریـاد گلـوی پـاره پاره

وصف تو فراتر از شماره


تا حشر، سکینه ولایت

آرامـش سینـه ولایت 


تو وجه خدای را گواهی

در قـلب پدر، شرار آهی

بیـن اسـرا چـراغ راهی

پیغــام ‌رسان قتلگاهــی


پیغامت از آن رگ بریده

تا حشـر قیامت آفریده 


در فُلک ولا، سکینـه‌ای تو

راضیــه‌ای و امینــه‌ای تو

یک کرب و بلا مدینه‌ای تو

چون فاطمه بی‌قرینـه‌ای تو


تـو آیه حُسن ابتلایـی

قرآنِ شهیـدِ کربلایی 


در مقتل خون چو پا نهادی

لب بــر گلـوی پدر نهادی

روی تـن پاکـش اوفتـادی

این گونه بــه مـا پیام دادی


ما عترت عصمت و حجابیم

در مـلک عفــاف آفتابیم


بــا آن همــه داغ بـی‌نهایت

مــی‌بود بـه محضـر ولایت

از بــردن چــادرت شکایت

ای شعلـه مشعــل هــدایت


توحید و کتاب زنده از توست

آیات حجـاب زنده از توست 


در بحر عفاف، گوهری تو

بر فُلک کمـال، لنگری تو

هنگام خطابـه، حیدری تو

زیرا به حسین، دختری تو


تو سینهْ ‌سپـر به هر بلایی

تو یـاسِ کبـودِ کربلایـی 


ای در نفست صدای زینب

در هر سخنت ندای زینب

هم‌سنگر و پا به پای زینب

مـرآت خـدا نمــای زینب


«میثـم» به ثنای تو چه خواند

هــر چنـد ز لب گهر فشاند

 
#حضرت_سکینه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:35
حضرت سکینه سلام الله علیها


ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود

بر چهره اش ز عصمت و عفت نقاب بود


پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه

آیینۀ تمام نمای رباب بود


نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند

کآرام بخش جان و دل مام و باب بود


پیوند بست عشق حسین و رباب را

یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود


این دختر حسین به میدان کربلا

با دختر بزرگ علی هم رکاب بود


در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت

گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود


او را اگر حسین به همراه برده است

نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب بود


در پاسخ عطش زدۀ نوگلان عشق

آب ار نداشت دامن او پر گلاب بود


لب های خشک و تشنۀ او را به هر سوال

یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود


می کرد ناله اش جگر سنگ را کباب

از بس دلش ز آتش غم ها کباب بود


دشمن اگر چه معجر او برده است باز

در پردۀ جلال خدا در حجاب بود


از یاد قتله گاه و شهیدان سر جدا

نقش ضمیر او شب و روز التهاب بود


در یاد داشت آن شب و روزی که از عطش

طوفان خیمه زمزمۀ آب آب بود


در یاد داشت آن شب و روزی که اصغرش

از آب و شیر مانده و در پیچ و تاب بود


در یاد داشت آن که رخ شیرخواره را

آهسته بوسه می زد و او گرم خواب بود


در یاد داشت آن که به مقتل دوید و دید

خورشید پاره پاره به روی تراب بود


آن ناز پروریدۀ دامان افتخار

کی جای او خرابه ی شام خراب بود


در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام

سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود


#سیدرضاموید
#حضرت_سکینه

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
20:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سیدالشهدا علیه السلام. توسل


دوباره مرغ دلم میل کربلا دارد

همان حریم که یک بام و دو هوا دارد


یکی هوای اباالفضل یکی هوای حسین

چه با صفاست هوایی که کربلا دارد


حسین کرببلای تو کعبه عشق است

 اگرچه مروه ندارد ولی صفا دارد


تویی تو قبله کعبه که کعبه در غم تو

تمام عمر به بر جامه عزا دارد


ز زائران تو و حاجیان در عرفات

خدا به زائر تو اول اعتنا دارد


((بهشت با همه سرسبزی و طراوت و حسن))

صفای کرببلای تو را کجا دارد


بهشت با همه وسعت بهای خون تو نیست

بهای خون ترا ذات کبریا دارد


ز بسکه محترم است زائر تو و حرمت

ز پر و بال ملک فرش زیر پا دارد


به افتخار غلام سیاه ترک تو حق

اگر که بگذرد از جرم خلق جا دارد

#حسین_میرزایی
#امام_حسین_مناجات

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
20:49
سیدالشهدا علیه السلام مناجات


بیچاره دلی که به محبت نتپیده است

یا در ره معشوق مشقت نخریده است

بیچاره کسی که شب جمعه شده اما

از گوشه ی چشمش نم غربت نچکیده است

اربابی و ما ماتِ کرامات تو هستیم

از خوان تو کس غیر کرامت نشنیده است

"ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است"*

ما پوزه به پای تو بمالیم و تو ای کاش

روی سر ما از سر رأفت بکشی دست

خوشبخت کسی شد که به شکرانه ی این عشق

دامان حیا... پرده ی عصمت ندریده است

امشب سر سجاده دلم ریخته برهم...

...یاد گذرم که به مزارت نرسیده است

بگذار که من هم برسم کرب و بلایت

تا نوکرتان باز خجالت نکشیده است

بنگر تو به زینب که پس از رفتنت آقا

قدّش ز غریبی و اسارت چه خمیده است

#محمدجوادشیرازی
#امام_حسین_مناجات

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19 December 2015
ش
10:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امام حسن عسگری علیه السلام. مصیبت


تنها نه اینکه بر تن تو جامه ی عزاست

حتی سیاه پوش غمت سرّ من رئاست


"غم"، واژه ای که بیشتر از هر کس دگر

با چشم های دائم الاشک تو آشناست


تنها، غریب، گوشه ی سرداب خانه ات

بر گونه هایت اشک عزای پدر رهاست


این روزها اگر که ندارید زائری

ما را به سامرا ببر، اینجا پر از گداست


انگار ماتم تو تمامی ندارد و

هر روز، سینه ی تو به یک داغ مبتلاست


تو سوگوار خانه ی آتش گرفته ای

اما شکستن تو در این داغ، بی صداست


مثل همیشه آخر شعرم رسید و باز

دستم به دامن تو و امضای کربلاست


#امام_حسن_عسگری
#محمد_بیابانی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:18
امام زمان(عج)-شهادت امام عسگری(ع)


یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت

خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت


داغی نشسته بر جگر داغدار تو

در خون نشسته است دل درد پرورت


قربان آن امام، که در آخرین نفس

سیراب گشته است به دست مطهرت


ای سرو سرفراز جهان، سرو سربلند

از ماتم پدر چه رسیده ست بر سرت


بهر تسلی دل درد آشنای تو

صف بسته اند خیل ملائک برابرت


ما را شریک درد و غم خود حساب کن

ما دل شکسته ایم ز احوال مضطرت


دلتنگ سامرای تو هستیم و چون نسیم

ما را ببر به دیدن گلزار پرپرت


رفتی به پشت پردۀ غیبت ولی شده است

صدها هزار عاشق و عارف کبوترت


چشم انتظار مانده زمین تا کدام روز

روشن شود جهان ز حضور منورت


با کثرت گناه «وفایی» شب فراق

دارد سلام و عرض ارادت به محضرت

#امام_حسن_عسگری
#سیدهاشم_وفایی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:20
امام حسن عسگری(ع)-شهادت


اگر با غصه و غم هم ندیمی

غبار غم رسد با هر نسیمی

بیا همراه با مهدی بگوئیم

"یتیمی درد بی درمان یتیمی"

***

گهی در باغ با گل ها بنالیم

گهی چون بلبلی شیدا بنالیم

اگرخواهی بنالی با دل ما

بیا با مهدی زهرا بنالیم


#امام_حسن_عسگری
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:25
 

شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام

 

تو ضعف می کنی پسرت گریه می کند

مهدی رسیده و به برت گریه می کند

خاکی شده است موی سرت ؛ گریه می کند

این ظرف آب بر جگرت گریه می کند

 

بر روی دامن پسرت دست و پا مزن

اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

 

آقا سلام بر تو و دریای تشنه ات

این کاسه می خورد روی لب های تشنه ات

یاد حسین می دمد از نای تشنه ات

دادی سلام بر لب بابای تشنه ات

 

خونابه گرچه از دهنت ریخته شده

آلاله روی پیرهنت ریخته شده

 

شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد

شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکر تو بی امان نخورد

سر نیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

 

شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن

بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

 

#امام_حسن_عسگری
#جوادپرچمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:28
 امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام حسن عسگری علیه السلام. مصیبت


از ما زمینیان به شما آسمان سلام

مولای دلشکسته، امام زمان سلام

 

این روزها هزار و دو چندان شکسته ای

حالا کجای روضه بابا نشسته ای

 

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت

قربان ریشه های نخ شال گردنت

 

آماده می کنی کفن و تربت و لحد

مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد

 

گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای

این روزها کنار دو بستر نشسته ای

 

انگار غصه دار جراحات سینه ای

گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای

 

یکبار فکر زهر و دل پر شراره ای

یکبار فکر واقعه گوشواره ای

 

با اینکه بر سر پدر دیده بسته ای

اما به یاد مادر پهلو شکسته ای

 

آن مادری که بال و پرش درد می کند

هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند

 

هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد

هم آسمان روسریش پر ستاره شد

 

دو ماه و نیم کارحسن موشکافی و

دو ماه و نیم بازوی مادر غلافی و...

 

دو ماه و نیم گونه زخمی ماه! تر

از چادر سیاه سرش هم سیاه تر

 

تا اینکه با سیاه پر تازیانه رفت

شمع شب مدینه هم آخر شبانه رفت

 

#امام_حسن_عسگری
#علی_زمانیان

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:35
امام حسن عسگری علیه السلام. مصیبت


تسلیت ای حجّت ثانی عشر یاین الحسن

زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن


قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد

سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن


کودک شش ساله بودی بر پدر خواندی نماز

ریختی از چشم خود خون جگر یابن الحسن


زود گرد بی کسی بر ماه رخسارت نشست

زود کردی جامۀ ماتم به بر یابن الحسن


قرن ها چشم تو گریان است بر جدّت حسین

لحظه لحظه ریختی اشک بصر یابن الحسن


طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد

تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن


مخفی از چشم همه، چشم تو بر بابا گریست

سوختی چون شمع سوزان تا سحر یابن الحسن


قرن ها فریاد زهرا مادرت آید به گوش

از مدینه بین آن دیوار و در یابن الحسن


یوسف زهرا بیا با ما بگو آخر چرا

تربت زهراست مخفی از نظر یابن الحسن


ای سرشک چارده معصوم از چشمت روان

ای زده هجر تو بر دل ها شرر یابن الحسن


روز (میثم) تیره تر می باشد از شام فراق

تا شود خورشید رویت جلوه گر یابن الحسن


#امام_حسن_عسگری
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:36
امام حسن عسکری(علیه السلام)- شهادت


هرگز شبی ز شام غمت تیره تر نبود

آن شب به غیر ناله نوایی دگر نبود

ای آفتاب معرفت ای عسکری لقب

گل را چنان تو زندگی مختصر نبود

شب های سوز و ساز به خلوتگه حضور

شمعی چو جان سوخته ات شعله ور نبود

داغ تو کرد خون به دل لاله های عشق

کو لاله ای که از غم تو خونجگر نبود

سیلاب اشک خانۀ دل را خراب کرد

چشمی نمانده بود کز این غصه تر نبود

شوق وصال دوست تو را سوی خود کشاند

زهر ستم وگرنه به تو کارگر نبود

مهدی کنار بستر پاک تو گریه کرد

یک تن به جز تو شاهد اشک پسر نبود

دشمن اگر چه برد به کاشانه ات هجوم

دیگر کسی ز اهل تو در پشت در نبود

با دل سفر نمود «وفایی» به کوی تو

حاجت دگر به داشتن بال و پر نبود

#سیدهاشم_وفایی
#امام_حسن_عسگری

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:38
امام حسن عسکری(علیه السلام)-شهادت


ای ز چشم همگان ریخته اشک بصرت

حسنی و چو حسن خون شده عمری جگرت

همچو اجداد غریبت همۀ عمر غریب

به جوانی شده مسموم چو جد و پدرت

در پی ماه صفر معتمد از زهر جفا

کرد با عم گرامیت حسن همسفرت

بس‌که در جامعه مظلوم و غریب و تنهاست

نیست ممکن که عزا بر تو بگیرد پسرت

چشم بگشا به سوی خانۀ در بستۀ خویش

که عزادار شده همسر نیکو سیرَت

سال‌ها تحت‌نظر بودی و بودی در حبس

کس ندانست و نداند که چه آمد به سرت

چشم حق‌بین تو شد بسته و می‌بینی باز

همه جا غربت مهدی است به پیش‌ِ نظرت

سال‌ها شمع صفت سوختی و آب شدی

نه فقط زهر جفا زد به دل و جان شررت

سال‌ها بود که با یاد لب خشک حسین

خون دل بود روان روز و شب از چشم ترت

"میثم" از خواجگی هر دو جهان دست کشد

بشماریش اگر جزء گدایان درت

#امام_حسن_عسگری
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:41
امام حسن عسگری علیه السلام. مصیبت


 پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش

پسری اشک فشان است به حال پدرش

پدری جام شهادت به لبش بوسه زده

پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش

پسری را که بود نبض دو عالم در دست

شاهد داغ پدر آه و دل و چشم ترش

حسن العسکری از زهر جفا می سوزد

حجةابن الحسن از غم شده گریان به برش

چار ساله پسری مانده و صد ها دشمن

که خداوند نگه دارد و از هر خطرش

دشمن افکنده زپا نخل امامت را باز

کند اندیشه به نابودی یکتا ثمرش

خانه را که عدو دست به غارت زده است

اتش ظلم بر افروخته از بام و درش

آه از آن روز که شد غیبت مهدی آغاز

 غیبتی را که بود خون شهیدان اثرش

آنکه امروز جهان زنده و قائم از اوست

بار الها که مؤید نفتد از نظرش 


#امام_حسن_عسگری
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
10:49
امام حسن عسگری علیه السلام. نوحه


امـام عسگـری گردیــده مسمــوم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

بـه شهـر سامــره جـان داده مظلوم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

 

****

بهـار عمـر او گشته خزانی فدا
گردیده در سن جوانی
خـدا دانـد کـه او در زندگانـی

ز حق خویشتن گردیده محروم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

****

مـزار او گـواه غـربت او
غریب افتاده حتی تربت او
بـه عالم شرح مظلـومیت او

ز عمر کوتهش گردیده معلوم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

چو اجدادش ستم بسیار دیده
شهادت را هزاران بار دیده
همــاره از عــدو آزار دیــده

به جرم اینکه آن مولاست معصوم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

****

دگرخاموش شد صوت دعایش
نمی‌آید صدای دلربایش
ببـار ای اشـک امشب در عـزایش

که رفت از این جهان با قلب مغموم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

****

بسـوزم مثل شمعی تا بگریم
بـه یاد یوسف زهرا بگـریم
بــرای عتــرت طاهــا بگـریم

که مظلومند و محرومند و مهموم

سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

#امام_حسن_عسگری_نوحه
#امام_حسن_عسگری
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام

سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
10:56
zoheyre sazgar – 048
Not included, change data exporting settings to download.
01:24, 1.2 MB
11:04
یوسف فاطمه سلالة مصطفی
در جوانی شدی کشتة زهر جفا

شد به فصل شباب
قلب زارت کباب


ابا محمد، ابا محمد
(آه و واویلا۲)


گریه کن شیعه در عزای ابن­الرضا
زهر دشمن نبود جزای ابن­الرضا

اجر آن مقتدا
عاقبت شد ادا

ابا محمد، ابا محمد
(آه و واویلا۲)


 
او مگر شمع جمع آل یاسین نبود
اجر فرزند پاک فاطمه  این نبود

زادة مصطفی
دیده عمری جفا


ابا محمد، ابا محمد
(آه و واویلا۲)

کشته از زهر کین یوسف زهرا شده
حجت ابن الحسن غریب و تنها شده

رهبر انس و جان
دیده بست از جهان

ابا محمد، ابا محمد
 (آه و واویلا۲)


ای مزار خرابت سند غربتت
دل هر دل شکسته زائر تربتت

مانده ویران چرا
حرم سامرا


ابا محمد، ابا محمد
(آه و واویلا۲)

گل باغ رضا سلالة بوتراب
ز چه گلدسته ­های حرمت شد خراب

حرمت در نظر
شد بقیع دگر


ابا محمد، ابا محمد
(آه و واویلا۲)



جان فدای تو و حریم بی­زائرت
سند غربتت خرابی حائرت

بر تو هر صبح و شام
شیعه گرید مدام

ابا محمد، ابا محمد(آه و واویلا۲)

 #امام_حسن_عسگری_نوحه
#امام_حسن_عسگری
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام

سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
11:05
Emam askgarry a 2[www.emam8.com].mp3
Not included, change data exporting settings to download.
01:05, 444.0 KB
11:06
امام حسن عسگری علیه السلام. مصیبت


دوستان بر من و سوز جگرم گریه کنید
به شرار دل و اشک بصرم گریه­ کنید

من جوان بودم و در سن شبابم کشتند
بر دل سوخته و چشم ترم گریه کنید

حسنم، پاره جگر، مثل عمویم حسنم
بر من و بر عموی خون جگرم گریه کنید

من و جد و پدرم را به جوانی کشتند
در عزای من و جدّ و پدرم گریه کنید

من شهیدم ولی از خصم نخوردم سیلی
همه بر مادر نیکو سیَرم گریه کنید

سال­ها بود که در تحت نظر بودم حبس
همه بر قصة تحت نظرم گریه کنید

قبر ویران شده­ام گشت بقیع دگری
داغداران به بقیع دگرم گریه کنید

بعد من مهدی من بی­کس و تنها ماند
به غریبی یگانه پسرم گریه کنید

گریة منتظران مرحم زخم دل اوست
بر ظهور خَلَف منتظرم گریه کنید

به محبان من اعلام کن اینک "میثم"
همه بر حجت ثانی عشرم گریه کنید


#امام_حسن_عسگری
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
13:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شعر شهادت امام حسن عسگری(ع)

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم
لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم
بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خونابه
ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار
خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد
تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

در بقیع حرمت با دل خون می گفتم
که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست

#حمیدرضا_برقعی
#امام_حسن_عسگری

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
15:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام مصیبت


گدای کوی تو آقاست یا اباالحجة

که زیر سایۀ مولاست یا اباالحجة

نگفته، حاجتِ دل را برآوری آقا

ز بس که لطف تو با ماست یا اباالحجة

به خوان نعمت تو انبیاء بنشستند

که دست جود تو غوغاست یا اباالحجة

هزار حاتم طایی گدای سفرۀ تو

که سفره دار تو یکتاست یا اباالحجة

که گفته گوشۀ تبعید فیض جاری نیست

کرامت تو ز بالاست یا اباالحجة

بهارها همه دم صحبت از گُلت دارند

گُل تو یوسف زهراست یا اباالحجة

هزار یوسف مصری غلام یوسف تو

دَمَت هزار مسیحاست یا اباالحجة

خبر دهند به اردوی سوگوارانت

بساط ناله مهیّاست یا اباالحجة

صدای نالۀ مهدی به گوش می آید

که نور چشم تو تنهاست یا اباالحجة

عزای غربت تو بوی مجتبی دارد

دلت کرانۀ غم هاست یا اباالحجة

مخور که زهر جفا در طعام می ریزند

کنار سفره ات اعداست یا اباالحجة

فراق و غربت و تبعید و رنج، قوت تو شد

که غصه یار تو مولاست یا اباالحجة

هنوز یار نداری که یاری تو کند

که از مزار تو پیداست یا اباالحجة

شکسته باد نظامی که حرمت تو شکست

مزار تو همه دل هاست یا ابالحجة

هزار گنبد تابان به مرقدت روشن

که فرشت عرش معلّاست یا اباالحجة

ملائک حرمت با وقار می گویند:

که کربلای تو این جاست یا اباالحجة

#امام_حسن_عسگری
#محمود_ژولیده


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15:10
امام حسن عسگری علیه السلام. مصیبت


بیا و سـر بـه روی سینـه‌ام بگذار، مهدی‌جان

شرر زد بـر درونـم زهـر آتشبـار، مهـدی‌جان

بیـا تـا سیـر بینـم وقـت رفتن، ماه رویت را

که می‌باشد مرا این آخرین دیدار، مهدی‌جان

در ایـام جوانـی سیـر گردیـدم ز جـان خود

ز بس بر من رسیـد از دشمنان آزار، مهدی‌جان

از آن ترسم که بعد از من، تو در تنهایی و غربت

به موج غم گذاری چهره بر دیوار، مهدی‌جان

تـو در ایـام طفلـی بی‌پـدر گشتـی، عزیزِ دل

مرا شـد در جوانـی پـاره قلب زار، مهدی‌جان

از آن می‌سوزم ای نور دو چشم خود، که می‌بینم

تو بهر گریه کردن هـم نداری یار، مهدی‌جان

غـم تـو بیشتـر باشـد ز غم‌هــای پـدر، آری

اگر چه دیـده‌ام من محنت بسیار، مهدی‌جان

تـو بایـد قرن‌ها در پـردۀ غیبت کنـی گریه

بُود هـر روز روزت مثل شامِ تـار، مهدی‌جان

تو باید قرن‌ها چون جد مظلومت علی باشی

به حلقت استخوان باشد، به چشمت خار، مهدی‌جان

بگیر از مرحمت، فردای محشر، دست «میثم» را

که بر جـرم و گناه خود کند اقرار، مهدی‌جان


#امام_حسن_عسگری
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
15:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امام حسن عسگری علیه السلام. نوحه


یا حجت ثانی عشر یا اباصالح
گریه کـن از داغ پدر یا اباصالح

امــام مظلــوم         گردیده مسموم 

آجرک الله بقیةالله 
 آجرک الله بقیةالله


زهر جفا زد شررش آه واویلا
شد پاره‌پاره جگرش آه واویلا

مهــدی امّــت      سـرت سـلامت

  آجرک الله بقیةالله 
 آجرک الله بقیةالله


در مــــاتم ابن الرضــا یــا اباصالح
فاطمه شد صاحب‌عزا یا اباصالح

سامره غوغاست     محشر کبراست


 آجرک الله بقیةالله
 آجرک الله بقیةالله


داری مصیبتــی عظیـم یـوسف‌زهرا
در کودکی گشتی یتیم یوسف‌زهرا
حجّـــت دادار        گشتـی عــزادار

 آجرک الله بقیةالله 
آجرک الله بقیةالله


امشب صدای یـا حسن بـر فلک خیزد
از چشم صاحب الزمان اشک غم ریزد

مهــدی مـوعود         حجّــت معبــود

آجرک الله بقیةالله
آجرک الله بقیةالله


با آن همه سوز و گداز یا اباصالح
بر پیکرش خواندی نماز یا اباصالح

خون در دوعین است
 غریب حسین است

آجرک الله بقیةالله
آجرک الله بقیةالله


#امام_حسن_عسگری_نوحه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام

سبک نوحه⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
20 December 2015
ش
00:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امام حسن عسکری(علیه السلام)-شهادت


زهر افتاده به جان جگرم مهدی جان

لرزه انداخت ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر آب گوارا برسان

که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

قدح آب همینکه به لبم شد نزدیک

غم لب های حسین زد شررم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد

کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود

وقعه ی کرب وبلا در نظرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب

خون قلبم چکد از چشم ترم مهدی جان

میدرخشد رخ ماه تو بیاد آوردم

سر نورانی هجده قمرم مهدی جان

#امام_حسن_عسگری
#سعیدخرازی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
21 December 2015
ش
22:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امیرالمومنین علیه السلام.مدح


دیوانه ی تو کار ندارد به جهنم

کفر است اگر پا بِگُذارد به جهنم


جبریل اگر پیر عبادت شده باشد

بی مهر علی روی می آرد به جهنم


گر دشمن خود را نَسِپاری تو علی جان

زهرای تو حتما بسپارد به جهنم


ما اهل توایم ، عبد توایم ، اهل بهشتم

هر کس که تو را دوست ندارد به جهنم

#امیرالمومنین_مدح
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:38
هر سرخ و سیاهی که شقایق نشود

هر کس که پِی اش آمده لایق نشود

مولاست ، اگر به سنگ هم زل بزند

آن سنگ محال است که عاشق نشود

#امیرالمومنین_مدح
#کاظم_بهمنی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:41
امیرالمومنین علیه السلام. مدح


اشکت که در بساط نیستان نمک گذاشت

آوای شور را به لب نی لبک گذاشت

می دید حق، که تو نمک عالمی علی

پس در تو ونمک عددی مشترک گذاشت

مولود کعبه اشک تو روز نخست هم

بر روی قلب سنگی کعبه ترک گذاشت

چاه مدینه از اشکت پر ستاره شد

ای ماه اشک های تو سربه فلک گذاشت

#امیرالمومنین_مدح
#مجیدتال

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:44
تبری

كبوترم كه دلم گنبد رضا خواهد

زيارت حرم پاك مرتضا خواهد

ثواب لعن ع م ر ميبرد مرا به بهشت

عدو شود سبب خير گر خدا خواهد
22:55
تبری

شیعه یعنی تب ولای علی
 راه و پیمان پا به پای علی

شیعه یعنی حقیقت ایمان
 شیعه یعنی ابوذر و سلمان

شیعه راه غدیر پیموده 
شیعه پشت سر علی بوده

شیعه را از ازل علی مولاست
شیعه تا عرش شیعه ی زهراست

شیعه دائم کفن به گردن اوست
 قتل محسن شروع کشتن اوست

شیعه از لحظه ی در و دیوار
جان به راه علی نموده نثار

شیعه عادت به هر بلا دارد 
ریشه در خاک کربلا دارد

شیعه ارث از ائمه اش برده
شیعه زخم سقیفه را خورده

سُنیانی که خصم مولایند
خلف قاتلان زهرایند

رویشان از شرار خشم اله 
 هم چو پرونده سقیفه سیاه

پدر این گروه بی پدرند
قاتل دختر پیامبرند

این خلف ها که سر زنا خلفند
همه از دودمان این سلفند

نه فقط وارثان این پدرند
از پدر هم حرامزاده ترند

راه اجداد خویش پیمودند
پنجه از خون شیعه آلودند

خون شیعه حیاط مکتب اوست
ذکر حیدر همیشه بر لب اوست

تا ابد مکتب علی زندست
چشمتان کور شیعه پایندست

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:58
مهر علی از سینه ی ما کم شدنی نیست

این مهر به زیور آلات فراهم شدنی نیست

خود را بکشی در ره اثبات ولایت

خصم علی و فاطمه آدم شدنی نیست

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:59
گر حب علی رابه دلت راه نباشد

ای منکر مولا ز علی عیب نباشد
 
تقصیر برآن نطفه ناپاک گذارید

چون مهر علی بردل ناپاک نباشد

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22 December 2015
ش
12:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 

لب را به جز از مدح علی وا نکنی

 با دشمن فاطمه مدارا نکنی

 گر منتظر یوسف زهرا هستی

 غیر از فرج از خدا تمنا نکنی

×××

 شاید که کمی سوز به آهت بدهند

 در دهر کمی حشمت و جاهت بدهند

 اما دگر این امر محال است محال

 بی حب علی بهشت راهت بدهند

×××

 احمد که دلش جنت الاعلا باشد

 دلگرمی او علی و  زهرا باشد

 در فتنه آخر الزمان راه نجات

 فرمود تولی و تبری باشد

×××

 بر شمع شب تار کسی پف نکنم

پیش رخ تو صحبت یوسف نکنم

 هر کس که زند دم از عدوی تو علی

 نامردم اگر به صورتش تف نکنم

×××

 اگر مست از می کوثر نگردی

دل آسوده تو در محشر نگردی

 الا ای دشمن زهرا به دوزخ

 الاهی که بری و بر نگردی

×××

 به محشر جنب و جوشش را ببیند

 تمام فکر و هوشش را ببیند

 عدوی مرتضی و جنت حق؟

 مگر که پشت گوشش را ببیند

×××

 با شهپر جبریل برابر باشم

 گر خاک در خانه ی حیدر باشم

 من عاشق حیدرم محال است محال

 بادشمن فاطمه برادر باشم

×××

 مرا از کودکی می گفت مادر

مبر بر لب به غیر از نام حیدر

 اگر خواهی شود شیرم حلالت

 مشو با دشمن زهرا برادر

×××

جز بر در عشق نوکری بی معناست

 رفتن به سرای دیگری بی معناست

 وقتی که علی ز دشمنش بیزار است

 با دشمن او برادی بی معناست


#سیدمجتبی_شجاع
#تبری

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
👍 1
ش
13:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بر هرچه محب حیدری رحمت باد

منعم به سر سفره ی پر برکت باد

نیت کن و با وجود فریاد بزن

بر منکر مرتضی علی لعنت باد.

#تبری
#نيمانجاري

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
24 December 2015
ش
02:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
براعت...

ما اعتنا به قاتل زهرا نمی کنیم
ما احترام دشمن مولا نمی کنیم

هرکس محب دشمن زهرا و حیدر است
با او قسم به حق که مدارا نمی کنیم

اعصار را اگر همه دم جستجو کنیم
ملعون چو خصم فاطمه پیدا نمیکنیم

بی حرمتی ز خصم علی سر زند اگر
پاسخ دهیمشان و تماشا نمیکنیم

با دشمنان آل علی دشمنیم ما
ما دشمنی خویش که حاشا نمیکنیم

با دشمنان آل علی جنگ می کنیم
با دوستان فاطمه دعوا نمی کنیم

تا میرویم مرقد فیروز لحظه ای
میل سفر به دور ارو‌پا نمیکنیم

لعنت به غاصبان فدک میکنیم ما
بهتر از این عمل شب یلدا نمیکنم

جایی که واجب است تقیه بدون شک
ما دشمنی خویش هویدا نمیکنیم

چیزی به جز محبت اولاد فاطمه
از حی ذوالجلال تقاضا نمیکنیم


مارا بود برات شفاعت هزار شکر
اهل ولایتیم و براعت هزار شکر

#براعت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
14:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ولایت و براعت...


ما شیعه ایم شیعه اولاد حیدریم
ما دلسپردگان به آل پیمبریم

مارا علی و آل علی تاج سر بود
آری غلام و حلقه به گوشان این دریم

ما از زیادی گلشان خلق گشته ایم
یک روح واحدیم که در چند پیکریم

ما برگزیدگان تمام خلایقیم
اندر سپهر خلقت دنیا چو اختریم

تا شیعه مذهبیم و محب علی و آل
در بین نسلهای جهان نسل برتریم

ما بر امام خویش خیانت نمی کنیم
کی گفته با عدوی علی ما برادریم

با مرتضی تمامیمان عهد بسته ایم
ما دشمنان قاتل زهرای اطهریم

آماده ایم و منتظر یک اشاره ایم
مولا اگر اراده کند سر میاوریم

فردا چه باکمان بود از تشنگی حشر
امروز اگر که پیرو ساقی کوثریم

مارا بود برات شفاعت هزار شکر
اهل ولایتیم و براعت هزار شکر

#تبری
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
16:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ما شیعه حیدر ‌و حسین و حسنیم

یک روح ولی میان چندین بدنیم

جا دارد اگر فخر فروشیم که ما

با قاتل دشمن علی هم وطنیم

#تبری
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
19:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
براعت...


«اول دفتر به نام خالق اکبر
آنکه سزد نام او در اول دفتر»*

شکر نعم لازم است و فرض خصوصا
نعمت طیب الولاده نعمت برتر

شکر خدارا که با چراغ ولایت
قلب مرا باصفا نمود و‌منور

هست زبان قاصر از سپاس که من را
خصم عمر آفرید و عاشق حیدر

دشمن ثانی شدم‌ز خوبی بابا
عاشق حیدر شدم‌ز پاکی مادر

دشمن آنم که بود تا دم آخر
دشمن او حضرت بتول مطهر

آنکه نیاورد ایمان ز حقیقت
طرفة العینی به ذات حضرت داور

دشمن آنم گه گفت حضرت زهرا
من ز تو راضی نیم الی یوم المحشر

ای که گرفتی تو حق صاحب حق را
ای که زدی غاصبانه تکیه به منبر

ای که ز روز ازل شده به تو نازل
لعن خدا و‌ملائکه همه یکسر

لعن تو میگفت در قنوت نمازش
آنکه خدا خوانده اش نفس پیمبر

آزار فاطمه!!!مگر نشیدی؟
«یوذینی ما آذاها» ز پیمبر

من چه بگویم به سب و لعن تو وقتی
حضرت صادق نموده لعن مکرر

اوکه پس از هر نماز لعن نموده
چار زن و چار مرد ملحد کافر

هرکه محب تو شد مخلد در نار
وقف محب علیست جنت و کوثر

حب علی٬ بغض تو مثال دو بال است
دیده کسی پر زند پرنده به یک پر؟

سجده با حب تو گناه کبیره
ثبت کند با محبتت دو برابر

ای یکی از رهروان کوی تو ابلیس
ای به رزالت ز حد عقل فراتر

ای همه اجداد تو خبیث و منافق
ای همه اولاد تو کثیف و‌مخمر

ای نسب تو کثیف چون نسب تو
ای که شده خواهر تو بهر تو‌مادر

غاصب حق علی تو با چه خیالی
فخر کنی بر امیر اول و آخر

کل وجود و خلافت تو ندارد
ارزش یک کفش وصله دار ابوذر

دور علی را ببین ز خویش حیا کن
سلمان و عمار و مالک اشتر

تو برو خوش باش با ریاست دنیا
دست علی هست پادشاهی محشر


*بیت اول از استاد سید رضا موید

#تبری
#محمد_علی_قاسمی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
21:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
عشق تو دیوانه کرده عاشق دلداده را
بی اثر کرده شرابت مستی هر باده را

نوکرت هر کس که باشد ، بهترین عبد خداست
حُبّ تو تا عرش اعلی می‌ برد افتاده را

راه تو تنهاترین راه رسیدن تا خداست
مادرت زهرا نشان داده به ما این جاده را

چون سگی بر درگه سلطان عالم آمدم
وا نکن از گردن کلب خودت قلّاده را

از همان روزی که عکس کربلا را دیده ام
رو به شش گوشه فقط وا می‌ کنم سجاده را

با همان دست شکسته هدیه شد عشقت به من
بر دو عالم کِی دهم چیزی که زهرا داده را ؟

#امام_حسین_مناجات
#مهدی_عظیمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
👍 1
25 December 2015
ش
14:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امیرالمومنین علیه السلام.مدح



گفتند علی یک تنه با دست نگه داشت
در را نه که با دست که با شست نگه داشت

در را نه فقط لشکری از مرحبیان را
در پشت در قلعه به پیوست نگه داشت

ازبسکه علی بود و ولی بود به والله
در سایه ی اسمش همه را پست نگه داشت

نازم به دهانم که به شادی و به غصه
یک عمر علی گفت و مرا مست نگه داشت

پرونده ی اعمال مرا دید و خوشم که؛
حتی اگر از روی غضب بست، نگه داشت

تا دید که من گریه کن فاطمه هستم
می خواست مرا خط بزند، دست نگه داشت

از هستِ خودش_فاطمه_ دل کند و به این شکل؛
یک عمر برای من و تو هست نگه داشت

درپشت در سوخته در روضه اش آخر
مارا ته آن کوچه ی بن بست نگه داشت

#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:30
براعت...

آن دل که برائتی است بالا آید

از بعد تولی تبری آید

تا لعن عدوی مرتضی می گویم

لبخند به روی لب زهرا آید

#تبری

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
26 December 2015
ش
03:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
حرف حساب...!


هر حرف نسنجیده رکیکش خوانم

وآن گفته با دلیل نیکش خوانم

هرکس که محب قاتل فاطمه است

با قاتل فاطمه شریکش خوانم

#عبدالزهرا
#تبری

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
16:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امیرالمومنین علیه السلام


وقتی دلی از غیب خبر داشته باشد
باید به نجف شوق سفر داشته باشد

خاک کف نعلین علی(ع) فخر فروشد
بر هر چه که ابناء بشر داشته باشد

«با آل علی(ع) هر که در افتاد» محال است
از مرگ ذلیلانه مفر داشته باشد

هر کس که به انکار علی(ع) لب بگشاید
یا بر ره او قصد شرر داشته باشد -

- باید پدرش را به عزایش بنشانیم
(هرچند بعید است پدر داشته باشد)

جسمی که فدای علی(ع) و آل علی(ع) نیست
اصلا چه نیازی است که سر داشته باشد


#امیرالمومنین_مدح
#سجادشاکری


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
27 December 2015
ش
12:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
حضرت رسول اکرم صلی الله وآله وسلم ولادت



قلم به دست گرفتم دوباره بنویسم

نهاد عشق شدم تا گزاره بنویسم

حروف شمسی خود با ستاره بنویسم

توان گرفته ام از یک عصاره بنویسم

 

عصاره ای که زمین و زمان به نامش بود

اگر غلط نکنم عرش، مست جامش بود

 

در آن زمان که بشر محو بت پرستی بود

تمام فرصتشان صرف عیش و مستی بود

بقای نسل به تدریج رو به پستی بود

بنای بتکده ها حُکم چیره دستی بود

 

یکی رسید که توحید، کوله بارش بود

"بگو خداست احد" این فقط شعارش بود

 

به گوش باش خداوندگار گمراهی

رسیده است سحر در پسِ شب واهی

وزیده است نسیم خوش سحرگاهی

به سوی چاه عدم تا ابد بشو راهی

 

خبر رسیده که موسی به نیل آمده است

بزن کنار دوباره خلیل آمده است

 

خدا به خلقت زیبای خود نمک پاشید

به خلق جاذبه ی روی عشق می نازید

خجالت از نَفَس سرد ماه می بارید

به پشت ابر تکامل روانه شد خورشید

 

خدا به چهره ی او دین راستین می گفت

به آفرینش خود، باز آفرین می گفت

 

به سردی نَفَس آدمی حرارت داد

زمینِ خشکِ هوسِ باز را طراوت داد

به ذات گمشده ی عاشقی کرامت داد

به مادّیّت این خاک، معنویّت داد

 

برای کسب شرابش زمین سبو می شد

جهان به یُمن قدم هاش زیر و رو می شد

 

دو دست آمنه امشب ستاره باران بود

به دور مهد نگاهش نگاه جانان بود

شکست خورده ی این روزگار، شیطان بود

و جبرییل ز عرش خدا رجزخوان بود :

 

دوباره بر همه حجّت، تمام خواهد شد

چرا که حضرت احمد، امام خواهد شد

 
#پیامبراکرم_ولادت
#حمیدرمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
28 December 2015
ش
12:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امام صادق علیه السلام. ولادت


خیزید دو آیینۀ توحید ببینید

در مشرق یک صبح، دو خورشید ببینید

دو مطلع الانوار درخشید، ببینید

در عید نبی بار دگر عید ببینید


عیـد دگـری بـاز دل از خلــق ربــوده

چون حضرت صادق به جهان چشم گشوده


 امروز گشودند ز رحمت در دیگر

گردید عیان حُسنِ خدامنظر دیگر

از جوفِ حرم گشت برون حیدر دیگر

یا آمده میلاد پیام‌آور دیگر؟


این عید جهان گستر شیعه است ببینید

میلاد ششـم رهبر شیعه است ببینید 


 انوار خدا تافته بر بام مدینه

پیراهن نور است بر اندام مدینه

دل می‌برد از اهل ولا نام مدینه

پیچیده به گوش همه پیغام مدینه


کامروز دمیده است به تن روح امامت

تبریک که آمد به جهان نوح امامت


 این آینۀ روی خداوند جلیل است

این گمشدگان را به خط نور، دلیل است

این بر علی و فاطمه پاکیزه سلیل است

این راهبر آدم و موسا و خلیل است


ایـن تـا ابـد استـاد اساتید جهان است

با آنکه عیان است، نهان است، نهان است


 دانش ببرَد سجده به خاک قدم او

تکمیل شده فیض مسیحا ز دم او

دریای کرم بوده نمی از کرم او

پیوسته بوَد علم به ظل علم او


بر بام سپهرِ شرفِ اوست ستاره

تا عمر جهان جابر حیان و زراره


 انفاس مسیحاست مسیحای نسیمش

موسی «ارنی» گو شده در طور حریمش

دل مخزن اسرار خداوند حکیمش

تا حشر رسد بر همگان فیض عظیمش


دیـوار تجـلای الهـی اسـت رواقش

طاق است میان همگان مؤمن طاقش


 بی‌منطق او علم بریده است زبانش

روییده گل «علّم الانسان» ز بیانش

دائم گهر علم بوَد ریگ روانش

علم است و ابوحمزه و حمران و ابانش


تـا حشـر امیـران سخـن بندۀ اویند

تنها نه همین است بنده او زنده اویند


 این است که قرآن شده روشن ز کلامش

این است که برتر ز مقام است مقامش

این است که دانش شده مرهون قیامش

این است که داده‌است خداوند سلامش


سـر تـا قـدم آیینـۀ خیـرالبشر است این

دردانه شش بحر و یمِ شش‌گهر است این


 ای ملک خداوند گلستان بقیعت

دل‌ها همه زوّار بیابان بقیعت

ارواح رسل، ساکن ایوان بقیعت

جنت همه یک گوشه ز دامان بقیعت


هر زائر دلداده که بشناخت شما را

از پنجره‌های حرمت دید خدا را



#پیامبراکرم_ولادت
#امام_صادق_ولادت غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:25
حضرت امام صادق علیه السلام. ولادت


مدینه غرق صفا شد ز روی حضرت صادق

دمید عطر محمد ز بوی حضرت صادق

فروغ روی نبی را که مکه یافت در امشب

مدینه دیده دوباره ز روی حضرت صادق

شب درخشش خورشید آسمان علوم است

که نور می دهد از چار سوی حضرت صادق

ششم امام که باشد ضمیر عالم و آدم

مثال آینه ها روی به روی حضرت صادق

تمام فقه بود وامدار مکتب فضلش

کمال عشق بود راز گویِ حضرت صادق

روایتی است کرامت از آن وجود مکرّم

حکایتی است شفاعت ز خوی حضرت صادق

پیمبران نرسیدند بر مقام نبوت

که جرعه ای نزدند از سبوی حضرت صادق

بسان زمزم و تسنیم و سلسبیل روان است

علوم آل محمد ز جوی حضرت صادق

ز کهکشان فضیلت طنین فکنده به عالم

خروش عدل علی از گلوی حضرت صادق

قیام علمی او چون قیام سرخ حسینی

فکنده لرزه به کاخ عدوی حضرت صادق

کمر به کشتن او بست دشمنش چو نظر کرد

که هست غالب دلها به سوی حضرت صادق

فرشته جسته تقرب بهشت یافته رونق

ز قطره قطره ی آب وضوی حضرت صادق

بود تجلی والشمس ز آن جمال مبارک

بود مفسّر والّیل موی حضرت صادق

چراغ راهنمای بشر به عالم توحید

همیشه وقت بود گفتگوی حضرت صادق

کتاب جابر حیان حدیث فضل مفضّل

یکی است ز آن همه راز مگوی حضرت صادق

اگر به علم درخشد ، چو آفتاب، گرفته

ذُراره ذرّه ای از مهر روی حضرت صادق

حُشام حشمت علمی گرفته از حَشَم او

که کرده تر، لب جان از سبوی حضرت صادق

بگو فلاسفه را تا برای درک حقایق

نهند رو به ره مهر پوی حضرت صادق

نماز پایه ی دین است و بود لحظه ی آخر

نماز و حرمت آن گفتگوی حضرت صادق

بخوان دعای فرج را به آرزوی اجابت

که بوده صبح فرج آرزوی حضرت صادق

شب دعاست برای فرج بیا که بخوانیم

خدای را همه بر آبروی حضرت صادق

قلوب شیعه حریمش بود ولی به بقیعش

دل شکسته کند جستجوی حضرت صادق

نبین به قبر خرابش ببین که چشمۀ خورشید

بجوشد از افق خاک کوی حضرت صادق

خدا کند که صبا بر مشام ما برساند

شمیمی از حرم مُشک بوی حضرت صادق

خدا کند من آلوده باز هم چو «مؤید»

سر نیاز بسایم به کوی حضرت صادق

#امام_صادق_ولادت
#سیدرضاموید


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:25
حضرت رسول اکرم صلی ابله عیه و آله وسلم


در ارض و سما جلوۀ توحید، مبارک
ای اهـل ولا اهل ولا، عیـد، مبارک
بــا چـرخ بگـویید فـرو ریـز ستاره
با مـاه بگوییـد که خورشید مبارک
ای مردم عالم شب میلاد محمد
رویی که درخشید و ندیدید، مبارک
در هفـدهم ماه، مـه چـارده سر زد
یـا نـور خـداوند درخشیـد، مبارک

ای مکـه قدمگـاه پیمبر شدی امشب
ای آمنه تبریک! که مادر شدی امشب

این است که ملکِ دو جهان بسته به مویش
دیده است خدا صورت خود در گل رویش
سرهای نکویان همـه خاکِ کفِ پایش
دریای کمالات، یکـی قطـره ز جویش
پیغامبـران پیشتــر از صبــح ولادت
نوشیده همـه کوثر عرفـان ز سبویش
روید ز جهنم گـلِ " بَـرداً و سـلاماً 
افتد چو در آن قطره‌ای از آب وضویش

هر صبح و مسا بانگ اذان است سرودش
شغل ملک و شغل الهی ست درودش

این نور الهی ست، به سماوات و زمین است
این عبـد ولـی آینــۀ حـی مبیــن است
این است که سرسخت‌ترین دشمن جانش
می‌گفت امین است، امین است، امین است
یـن جـان گــرامی بــه تـن پـاک نبیین
ایـن روی خـدا در نظـرِ اهــل‌یقین است
چنـدی شـده همسـایۀ مـا خاک نشینان
این است که در عرشِ خدا صدرنشین است

از صبح ازل دست خدا بر سر او بود
جبریل بدان مرتبه خاک درِ او بود

بحری ست که خوبـان دو عالـم دُرِ نابش
نوری ست فروزنده که نور است حجابش
افـواج مـلَک ذرۀ خورشیــد وجـودش
ارواح رُســل، مستمعِ علــمِ کتــابش
گل های بهشتی که پـر از عطـر بهشتند
شستند همـه پیرهـن از بـوی گلابش
ای خلـق جهان! مکتب او را بپـذیرید
والله قسـم وحـیِ الهیست، خطــابش

ادیان همه منسوخ بـه جز مکتب احمد
تا حشر رسول است رسول است محمّد

ای اهل جهان گوش به فرمان محمّد
این پنج کتب آمـده در شـأن محمّد
خواهید که در دامـن بیگانـه نیفتید
آرید همـه دسـت بـه دامـان محمّد
والله قسـم سـوی خداونــد نبـاشد
راهی به جز از عترت و قرآن محمّد
بایـد ز علی مثـل نبـی کرد اطاعت
چون غیر علی نیست کسی جان محمّد

روزی که نبی بود و خدای ازلی بود
والله علی بود و علی بود و علی بود

ای خیـل رسـل بـوده از آغـاز بشیـرت
وی آمــده خـلوتگـه معبـود، سریـرت
در حشر به گلزار جنانش، چه نیاز است
آن کـو نگـرد بـر گـل رخســارِ منیرت
بـر تخـت سلیمـان نبـی نــاز فـروشد
هر کس بنشیند به روی فرشِ حصریت
ما محـو تجـلای تـو هستیـم و ندیدیم
عمری است که جبریلِ امین است اسیرت
از صبح ازل، نخل رسالت به تو بر داد
آییـن تـو تنهـا مـدنیّت بـه بشر داد

تو نوری و توصیف تو در سورۀ نور است
تو خود شجر نوری و دل، وادی طور است
مدح تو عیان است در انجیل و به تورات
قرآن تو فـوق صُحُـف و فـوق زَبور است
زهـرای تـو مرضیه و انسیّـه و حورا
خاکِ قدمِ فضّۀ او سرمـۀ حور است
آییـن تـو، قرآن تـو، دین تو هماره
بر امت تو باعث فخر است و غرور است

سوگنـد بــه ذاتِ احــدِ قـادرِ منان
میلاد تو یک هدیۀ پاک است به انسان

آیینۀ رحمـانی و رحمــان بــه تــو نازد
آرنــدۀ قــرآنی و قـرآن بــه تــو نــازد
عیسـای مسیحا به فلک، مـدح تـو گوید
بـالله قسـم، موسی عمـران بــه تـو نازد
چرخ و فلک و ارض و سما و مه و خورشید
جـن و بشـر و حـوری غلمـان به تو نازد
سوگند به انسان که قسم خورده خدایش
حق است که پیش از همه، انسان به تو نازد
تو جـان علـی هستی و او جـان تو، آری
والله کـه در جسـم علـی، جان به تو نازد

"میثم" به تو نازد که بوَد مدح‌سرایت
ای خواجـۀ عالم! همه عالم به فدایت


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:26
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم


گل نکند جلوه در جوار محمد

رونق گل مى‏برد، عذار محمد


گل شود افسرده از خزان و لیکن

نیست ‏خزان از پى بهار محمد


سایه ندارد ولى تمام خلایق

سایه نشینند در جوار محمد


سایه ندارد ولى به عالم امکان

سایه فکنده است، اقتدار محمد


سایه نمى‏ماند از فروغ جمالش

هاله نور است در کنار محمد


شمس رخش همجوار زلف سیه ‏فام

آیت و اللیل و النهار محمد


تا که بماند اثر ز نکهت مویش

خاک حسین است‏ یادگار محمد


تربت‏خوشبوى کربلاى معلاست

یک اثر از موى مُشکبار محمد


رایت فتحش به اهتزاز درآمد

دست ‏خدا بود چون که یار محمد


من چه بگویم (حسان) به مدح و ثنایش

بس بودش مدح کردگار محمد


#پیامبراکرم_ولادت
#حبیب_الله_چایچیان_حسان

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
13:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
پیامبر اکرم و امام صادق(علیهمالسلام)


امشب دوگل دمیده در مکه و مدینه؟
یا سر زده سپیده در مکه و مدینه

مرغان نغمه‌خوان باغ بهشت خواندند
امشب دو گل دمیده در مکه و مدینه

ای تشنگان رحمت از حق نسیم رحمت
بر خاکیان وزیده در مکه و مدینه

چشم ملائک حق جز شور و شادمانی
چیزی دگر ندیده در مکه و مدینه

یزدان بر آسمان علم و رسالت خود
خورشید آفریده در مکه و مدینه

یک‌سو نبی اکرم یک‌سو امام صادق
اینک ز ره رسیده در مکه و مدینه

از آن دو پیک رحمت عرش خدای رحمان
حمد خدا شنیده در مکه و مدینه

با یک مرام و ایده حق امشب آفریده
دو رهبر عقیده در مکه و مدینه

از بس دلم هوائی شد در هوای آنها
مرغ دلم پریده در مکه و مدینه

با سائلان بگوئید دست کرامت حق
خوانی بزرگ چیده در مکه و مدینه

خنده نشست بر لب تا ای «وفائی» از عرش
گفتند گل دمیده در مکه و مدینه


#سیدهاشم_وفایی
#پیامبراکرم_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
13:31
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم


آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

مي رسي مثل مسيحا و به جسم کعبه

با نفس هاي الهي تو جان می آید

بسکه در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است

ریگ هم در کف دستت به زبان می آید

هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ ست

قبله‌ی عزت و ايمان به جهان مي آيد

با قدوم تو براي همه‌ی اهل زمين

از سماوات خدا برگ امان مي آيد

نور توحيدي تو در همه جا پيچيده ست

از فراسوي جهان عطر اذان مي آيد


عرش معراج سماوات شده محرابت

ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالمتابت


خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد

نور توحید به قلب بشر ارزانی شد

خواست حق، جلوه کند روشني توحیدش

قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد

ذکر لب های تو سرلوحه‌ی تسبیحات است

عرش با نور نگاه تو چراغانی شد

قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند

نورت آئينه‌ی آئين مسلماني شد

به سراپرده‌ی اعجاز و بقا ره یابد

هر که در مذهب دلدادگی ات فانی شد

خواستم در خور حسن تو کلامی گویم

شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد


«از ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد

عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد»

 
جنتی از همه‌ی عرش فراتر داری

تو که در دامن خود سوره‌ی کوثر داري

دیدن فاطمه ات دیدن وجه الله است

چه نیازی است که تا عرش قدم بر داری

جذبه‌ی چشم تو تسخیر کند عالم را

در قد و قامت خود جلوه‌ی محشر داری

عالم از هيبت تو، شوکت تو سرشار است

اسداللهی چون حضرت حيدر داری

حسنين اند روی دوش تو همچون خورشید

 جلوه‌ی نورٌ علي نور ، مکرر داری


اهل بیت تو همه فاتح دل ها هستند

روشني بخش جهان، قبله‌ی دنيا هستند


اي که در هر دو سرا صبح سعادت با توست

رحمت عالمي و نور هدايت با توست

چشم امید همه خلق و شکوه کرمت

پدر امتي و اذن شفاعت با توست

با تو بودن که فقط صرف مسلماني نيست

آنکه دارد به دلش نور ولايت، با توست

بي ولاي علي اين طايفه سرگردانند

دشمني با وصي ات، عين عداوت با توست

بايد از باب ولاي علي آيد هر کس

در هواي تو و در حسرت جنت با توست

سالياني ست دلم شوق زيارت دارد

يک نگاه تو مرا بس، که اجابت با توست
 

کاش مي شد سحري طوف مدينه آنگاه
نجف و کرب و بلا و حرم ثارالله


#پیامبراکرم_ولادت
#یوسف_رحیمی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
👍 1
13:37
ای چشم عرشیان به زمین جای پای تو
گـردون بـه زیــر سایـه قـد رسای تو

در آن زمان که حرف زمان و مکان نبود
آغوش لامکان بـه یقیـن بـود جای تو

قرآن دهد نشان که بود روز و شب مدام
ذکـر خـدا و کـار ملایـک، ثنـای تـو

آغوش جان گشوده اجابت در آسمان
از دسـت داده صبـر، بـه شوق لقای تو

تنها نه مهر و مه، نه سماوات، نه زمین
گشتنـد انبیـا همـه خلـق از برای تو

تو بحـر بـی نهایت حقـی و هم چنان
بــی انتهاست رحمـت بـی انتهای تو

هر برگ لاله را بـه ثنایت قصیده ای
هـر بلبلـی بـه باغ، قصیده سرای تو

موسی ز هوش رفته به طور از تکلمت
ریـزد مسیـح از نـفس دلــربای تو

حبل متین عالم خلقت شود به حشر
آرند اگر به دست، نخـی از ردای تو

باشـد گل مقـدس آدم بـدان جلال
یک جرعه زآب جو، کفی از خاک پای تو


خیـل ملـک کـه خلقتش از حاصـل تـو بود
قصدش ز سجده، سجده به آب و گل تو بود


توحیــد از کــلام لطیفـت، روایتــی
قرآن خود از صحیفه حسنت، حکایتی

محشر شود بهشت و جهنم، ریاض گل
بگشایــد ار بــلال تـو چشم عنایتی

روزی که انبیا به صف حشر بگذرند
جز رایت تو بر سرشان نیست رایتی

گو نخل هـا قلم شود و برگ ها کتاب
نَبـوَد کتــاب منقبتـت را نهایتــی

جز طلعت منیر تو و عترت تو نیست
در عالــم وجــود، چـراغ هدایتی

در حشر نیست راه نجاتی برایشان
حتـی ز انبیـا نکنـی گـر حمایتی

در حشر، خلق را به شفاعت نیاز نیست
آیـد اگــر ز چشـم بـلالت کنــایتی

جان جهان به پاش بریزم، اگر کم است
خواند هـر آنکـه از تـو برایم روایتی

بیش از پیمبران ستم آمد به حضرتت
لبخندهـا زدی و نکــردی شکایتـی

در مصحف جمال تو کردیم سیرها
جـز آیه هــای نــور ندیدیم آیتی

سوگند می خورم که ندارم  نـداشتم
غیـر از ولایت تـو و آلت، ولایتـی


یک قطره زآب جوت به صد یم نمی‌دهم
یک تار مـوت را بـه دو عالم نمـی‌دهم


نـام احـد کـه نام خداوند سرمـد است
میمی بر آن اضافه شده، اسم احمد است

آدم کـه گشت توبـه او نـزد حـق قبول
از فیـض  «یا حمیدُ بحق محمـد» است

بـا دیـدن جمـال تـو خوبـان دهـر را
در دل امیـد بـاغ جنـان داشتن بد است

دست تو ظرف رحمت بی انتهای هوست
هر چه خدا به خلق ببخشد، از این ید است

مقصود باغ و لاله و حور و قصور نیست
اهـل بهشت را سـر کوی تو مقصد است

پیش از هبـوط آدم و حـوا بـه خط نور
دست خدا نـوشت: محمّد مؤیـد است

ذکـر خـدا و ذکـر ملک تـا قیام حشر
پیوسته بر شمـا صلـوات مجـدد است

بـر سـر در بهشت و جهنـم نـوشته ند
بغض تو نار و مهر تو خلد مخلد است

تفسیـر یـک حدیـث ز میم دهـان تو
بالله نیـاز مـن به هـزاران مجلـد است

گفتم بــه بــزم قـرب الهـی قدم نهم
دیدم که  نغمه صلواتت خوش آمد است


ای چهــره بــلال تــو بــاغ بـهشت من
این «میثم»، این تو آن همه افعال زشت من


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار
13:39
شب را سحر آمد که محمد آمد 

روز ظفر آمد که محمد آمد 

بتهای حرم شکست و زان بشکستن 

فریاد برآمد که محمد آمد


#سیدرضاموید
#پیامبراکرم_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
13:45
رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ولادت


از بام و درِ کعبه به گردون رسد آواز

کامشب درِ رحمت به سماوات شده باز

بت های حرم در حرم افتاده به سجده

ارواح رسل راست هزاران پرِ پرواز

کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر

مکه شده زیبا و دل افروز و سرافراز

جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت

امشب به سماوات کند خاک زمین ناز

از ریگ روان گشته روان چشمة توحید

یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز

دشت و دَر و بحر و بَر و جنّ و بشر و حور

همه گشتند هم آواز در مدح محمد

هر ذرة کوچک شده یک مهر جهان تاب

هر قطرة ناچیز چو دریا کند اعجاز

جبریل سر شاخة طوبی چو قناری

در وصف محمد لب خود باز کند باز

جبریل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟

جایی که خداوند به قرآن کند آغاز


خوبان دو عالم همه حیران محمد

یک حرف ز مدحش شده:"ما کانَ محمد"


این است که برتر بود از وهم، کمالش

جز ذات الهی همه مبهوت جلالش

رضوان شده دلدادة مقداد و ابوذر

فردوس بود سائل درگاه بلالش

والله قسم نیست عجب گر لب دشمن

چون دوست ز هم بشکفد از خُلق و خصالش

هرگز به نمازی نخورد مهر قبولی

هرگز، صلوات ار نفرستند به آلش

بی¬رهبریش خواهد اگر اوج بگیرد

حتی ملک العرش بسوزد پر و بالش

یوسف ببرد حسن خود از یاد، گر او را

یک منظره در خاطره افتد ز خیالش

این است همان مهر درخشنده که تا حشر

یک لحظه به دامن نرسد گرد زوالش

گل سبز شود از جگر شعلة آتش

در وادی دوزخ فتد ار عکس جمالش

چون ذات خدای ازلی لیس کمثله

باید که بخوانیم فراتر زمثالش


ایجاد بود قبضه¬ای از خاک محمد

افلاک بود بسته به لولاک محمد
 

ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت

دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت

هم بام فلک پایگه قدر و جلالت

هم چشم ملک خاک قدم¬های سپاهت

عیسی به شمیم نفست روح گرفته

دل بسته دو صد یوسف صدّیق به چاهت

دل¬های خدایی همه چون گوی به چوگان

ارواح مکرّم همه درماندة جاهت

از عرش خداوند الی فرش، به هر آن

هستند همه عالم خلقت به پناهت

دائم صلوات از طرف خالق و خلقت

بر روی سفید تو و بر خال سیاهت

زیباتر و بالاتری از آنکه به بیتی

تشبیه به خورشید کنم یا که به ماهت

سوگند به چشمت که رسولان الهی

هستند به محشر همه مشتاق نگاهت

زیبد که کند ناز به گلخانة جنت

خاری که شود سبز در اطراف گیاهت


این نیست مقام تو که آدم به تو نازد

والله که خلّاق دو عالم به تو نازد
 

صد شکر که عمری ز تو گفتیم و شنیدیم

هر سو نگریدیم گل روی تو دیدیم

هرجا که نشستیم به خاک تو نشستیم

هر سو که پریدیم به بام تو پریدیم

عطر تو پراکنده شد از هر نفس ما

هر گه به سر زلف سخن شانه کشیدیم

زآن روز که گشتیم ز مادر متولد

از مأذنه¬ها روز و شب اسم تو شنیدیم

مرگی که به پای تو بود زندگی ماست

ماییم که در موج عزا عید سعیدیم

تا بودن ما نام محمد به لب ماست

روزی که نبودیم به احمد گرویدیم

آب و گل ما را که سرشتند ز آغاز

آغوش گشودیم، وصالش طلبیدیم

زآن باده که در سورة زیبای محمد

اوصاف ورا گفته خداوند چشیدیم



آن باده که از ساغر فیض ازلی بود

سرچشمة آن کوثر و ساقیش علی بود


روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود

نه ارض و سما بود، نه لوح و نه قلم بود

تسبیح خدا در نفس پاک محمد

لب¬های علی هم¬سخن ذات قِدَم بود

روزی که گلِ آدم خاکی بسرشتند

آدم به تولای علی صاحبِ دم بود

از خاک قدم¬های علی کعبه بنا شد

او را نتوان گفت که نوزاد حرم بود

روزی که کرم بود دُری در صدف غیب

والله علی قبلة ارباب کرم بود

بر قلب علیu علم خدا از دل احمد

چون سیل خروشنده روان در دل یم بود

در بین رسولان که به عالم عَلَم استند

نام نبی و نام علی هر دو عَلَم بود

در جوف نبی دید نبی حمد خداوند

با نعت وی و مدح علی ذکر صنم بود

بالله تجلای نبی مطلع الانوار

والله تولای علی فوق نعم بود


خلقت چو خدا خالق بخشنده ندارد

خالق چو نبی و چو علی بنده ندارد


#پیامبراکرم_ولادت
#مهدی_محمدی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
14:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ولادت مدح


ای آفتاب چهره ی تو رشکِ آفتاب
داری به رخ ز نور الهی همی نقاب

ای ماورای عقل بشر قدر و شأن تو
ای در مقام و مرتبه،"لولاک" را خطاب

نور تجلّیات خدایی به ساق عرش؛
ای آمده ز چشمه ی افلاک، درّ ناب

حقّا وساطت تو شده وحی را دلیل
تنها وجود تو شده مظروفِ این کتاب

ای وسعت وجود تو آیینه ی جمال
هرچه به جز جلال الهیت چون سراب

شأن تو در "دَنیٰ فَتَدَلّیٰ فَقٰابَ قَوْس"
از چشم عارفان دو عالم ربوده خواب

تو آمدی و کاخ شهان گشت زیر و رو
افتاد،ولوله به دل و جان شیخ و شاب

قبل ازتو بوی خوش نشنیدی کسی به دهر
آوردی از جنان به جهان،عطر مشک ناب

فردا که ز آفتاب جزا نیست مأمنی
لطف تو می شود به سر امّتت سحاب

همچون علی که گفته "عَبیدِ محمّدم"
ما از دو عالم عشق تو کردیم انتخاب

با هرنبی اگر چه نهان بود مرتضی
بهر تو کرد جلوه خدا، با ابوتراب

بیست وسه سال از لب تو امّتت شنید
راه علیست راه "مَعَ الحَق ّ"، ره ثواب


#پیامبراکرم_ولادت
#وحیددکامیان

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:21
گذشت رفرف طبعم به بام عرش علا

به نام نامی سبحان ربی الاعلی

غذا دهنده مور ضعیف در دل سنگ

فنا کننده خصم قوی به باد فنا

برون کشنده ناقه ز سنگ سینه کوه

عیان کننده اژدر به چوپ خشک عصا

مهیمن است و عزیز و حکیم و قدوس است

در آن کتاب که خود گفته نحن نزلنا

به پیش حکمش هر سرو قامتی خاصع

به ذکر حمدش هر سنگ ریزه ای گویا

زدست غیب همی رزق دائمی بخشد

به مور در دل سنگ و به وحشی صحرا

خبیر سر درون پرده پوش عیب برون

علیم عالم غیب و قدیر براشیا

به موریانه دهد قدرتی که بتواند

ز اوج تخت به زیر آورد سلیمان را

صفیر مرغ دل هستی از ترانه اوست

به موج موج فضا با نوای روح فزا

گذشته عمر به جرم و خطا و غفلت و جهل

نکرده عبد گنهکار خویش را رسوا

زهی عطا که به ادعونی استجب لکمش

کشیده دست نوازش به روی اصل خطا

از آن زمان که بشر خلق گشته تا امروز

همیشه عفو از او بوده و خطا از ما

نه تاکنون همه دم هست کار او بخشش

که بحر رحمت و عفوش همیشه جوشد تا

شده است بندگیش آورم بجا؟ هیهات

برد مرا سوی دوزخ بدان کرم؟ حاشا

به درد او همه حمدم دوای او همه شکر

که گه به درد نوازش کند گهی به دوا

اگر فرشته طبعی که در وجود من است

مدد بگیرد از حی قادر توانا

به بامداد که سر می کشدفرشته نور

ز جیب مشرق با طلعتی جهان آرا

همی خرامد و از پیکر لطیف سپهر

به خنده خنده برون آورد لباس عزا

گهی که از نفس روح بخش عیسی صبح

جهان هستی بهتر ز وی شود احیا

گهی که سینه تاریک شب ز نیزه خور

شکافت چون دل دریا به معجز موسی

گهی که می شود از مصر عالم مشرق

جمال یوسف گمگشته افق پیدا

گهی که غنچه زند خنده بر هزار شود

به صد هزار زبان گرد آن قصیده سرا

قصیده گویم در مدح سید لولاک

چکامه آرم در نعمت خواجه دو سرا

سفیر خالق ارض و سما ابوالقاسم

خدا یگان همه انبیا رسول خدا

زبان گرفته ملائک به مدح وی شب و روز

چنانکه ذکر خداوند را به صبح و مسا

امین اول عالم  پیمبر خاتم

سفیر اخر یزدان مقرب اولی

به هفت چرخ نبوت خدیو در همه دم

به نه سپهر رسالت رسول در همه جا

نظام شرک ز توحید او به استهلاک

قوام عدل ز قرآن او به اعرب بودبنده عزی

به خون همه شد تشنه طوایف از هر سو

به جنگ هم همه راهی قبایل از همه جا

زنان برهنه به گردحرم طواف کنان

حرم به آنهمه پاکیش خانۀ بتها

فدای جهل پدر دختران زنده به گور

ز چشم مادر جاری سرشک خون بالا



#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:23
ای عرش زمین بوست ای چرخ زمین گیرت

ای دست قضا دائم در پنجه تقدیرت

هم پای رسل بسته در حلقه زنجیرت

هم قلب ملک روشن در مکتب تنویرت

پاکان دو عالم پاک از آیه تطهیرت

حسن ازلی پیدا بر خلق ز تصویرت

در روی تو می بینم مهر رخ سرمد را

در وصف تو می خوانم ماکان محمد را

خورشید اگر وام از رخسار تو نستاند

تا حشر ز بی نوری بر کام افق ماند

جبرئیل امین خود را محتاج تو می داند

بر خیل ملک دائم اوصاف تو را خواند

حق عالم خلقت را برگرد تو گرداند

حیدر در مدح از لب بر پای تو افشاند

با آن که بود مولا مخلوق دو عالم را

فرمود که من عبدم پیغمبر اکرم iرا

ای روح قدس را بال از طایر اقبالت

آیات کتاب الله در حسن و خط و خالت

این هفت فلک خشتی از پایه اجلالت

خادم شده جبریلت سائل شده میکالت

حوران جهان یک یک مرغان سبک بالت

شیطان طمع رحمت دارد ز تو و آلت

احسان ز کف بارد ، رحمت ز دمت خیزد

روح از نفست جوشد فیض از سخنت ریزد

بر خیل رسل بودی ز آغاز پیمبر تو

قرآن و نبوت را اول تو و آخر تو

مینای ولایت را ساقی تو ساغر تو

قانون نبوت را قاضی تو و داور تو

خوبان دو عالم را مولا تو و سرور تو

ما ذره ناچیز و خورشید منور تو

ای در همه جا با ما از خویش مران ما را

چون ذره جدا گردد از مهر  جهان آرا

تو مشعل ایمانی تو باغ گل دینی

تو جلوه آغازی تو فیض نخستینی

تو آینه حقی تو صاحب آئینی

تو رهبر امکانی تو لنگر تمکینی

دارنده و الیلی آرند و التینی

مدثر و مزمل طاهائی و یاسینی

تو باغی و زهرا گل تو شهری و حیدر در

زهرا تو و تو زهرا حیدر تو و تو حیدر

طوفان شده رام نوح از یمن ولای تو

بشکافته دریا را موسی به عصای تو

بر چرخ چهارم شد عیسی به هوای تو

از چاه برون آمد یوسف به دعای تو

داود ز بورش را خوانده به نوای تو

یونس به دل ماهی مشغول ثنای تو

داور به تو میبالد قرآن به تو مینازد

زهرا به تو دل داده حیدر به تو جان بازد

ای گرگ ز صحراها آورده سلامت را

ای شیر زیان برده بر دوش غلامت را

دشمنت همه جا دیده احسان مدامت را

جبریل ثنا گوید مرغ لب بامت را

قرآن به جبین بسته زیبائی نامت را

لبخند زنان کوثر بوسد لب جامت را

ای فهم رسل کوته از اوج جلال تو

گلبوسه صد یوسف بر روی بلال تو

ای خیل رسل را دست بر دامن آل تو

ای چار کتاب الله اوصاف کمال تو

سیل همه رحمت ها جاری ز جبال تو

با وحی کند پرواز کعراج خیال تو

مخلوق نه بل خالق مشتاق جمال تو

ره بسته شود بر صبح بی صوت بلال تو

فرمانده افلاکی ماه کره خاکی

چون ذات خدا پاکی ممدوح به لولاکی

ای پرچم توحیدت بر شانه نه طارم

ای خیل نبیین را هم اول و هم خاتم

خار تو گل عالم خاک تو گل آدم

هم لرزه ز میلادت افتاده به کاخ جم

لرزان چو تن کسری ایوان مدائن هم

برخیز و بزن بانگی ار نو به سر عالم

نجم فلک آرائی شمس قمر افروزی

چشم دو جهان سویت تا باز برافروزی

ای کوه غمت بر دوش وی خصم زده سنگت

ای سنگ ، دلش پر خون از چهره گلرنگت

سوگند به رخسار خونین و دل تنگت

با آن که شده گیتی دانشگه فرهنگت

کفار جهان با هم دارند سر جنگت

آن بسته کمر بهر خاموشی آهنگت

جنگند ز هر جانب تازند به هر عنوان

یک سلسله با عترت یک طایفه با قرآن

بر سینه اسلامت صد درد نهانی بین

پیوسته به تن زخمش از کفر جهانی بین

آن باغ که پروردی باز آی و خزانی بین

هم درد نهان بنگر هم ظلم عیانی بین

گرگان جهان خواری در سلک شبانی بین

فریاد درون بر چرخ ازعالی و دانی بین

بر امت مظلومت ای دین زدمت زنده

تا خصم شود حاکم صد تفرقه افکنده

ای دست احد ما را با هم ید واحد کن

بر ضد ستمکاران بازوی مجاهد کن

پیروز در این عرصه بر دشمن فاسد کن

در بین ملل ما را خادم کن و قائد کن

سرتاسر گیتی را خرم چو مساجد کن

وین مردم عالم را عابد کن و زاهد کن

اجرای کمال دین در همت ما باشد

احیای همه عالم در وحدت ما باشد

تا چند ستمکاری از دشمن دون آید

ظلم و ستم و بیداد از خصم زبون آید

وز دیده این امت درد فریاد درون کن

ای کاش دگر مهدی از پرده برون آید

از سینه اهل درد فریاد درون آید

ای کاش دگر مهد ی از پرده برون آید

پیوسته چو مظلومان (میثم) به دعا کوشد

تا رخت فرج را حق بر قامت او پوشد


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:24
تو نازنین دو عالم فرشته یا بشری

ستاره ای به زمین، آفتاب یا قمری

به خوبی همه خوبان روزگار قسم

که هر چه خوب کنم وصف تو، تو خوب تری

رواق دیده و محراب ابرویت گویند

که هم تو کعبۀ دل هم تو قبلۀ نظری

نماز نافله ی شب به رؤیت تو خوش است

که عاشقان خدا را ستارۀ سحری

به هر چمن که گذر می کنم تو سر و چمن

به هر طرف که نظر افکنم تو جلوه گری

چگونه وصف تو را با زبان شعر کنم

که از تغّزل و از قطعه و قصیده سری

تو را مقایسه با دلبران روا نبود

که دلبران جهان دیگرند و تو دگری

به لاله زار نبوّت که باغ سبز خداست

تو اوّلین شجر استیّ و آخرین ثمری

تو پیشتر ز رسولان رسول حق بودی

تو تا خداست خدا همچنان پیامبری

منم که با تو و پیوسته از تو بی خبرم

تویی که از دل «میثم» هماره با خبری


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:26
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد

دوخورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد

دو موسی از دو دریا ، یا دو یوسف از دو چاه آمد

دو رهرو ، یا دو رهبر ، یا دو مشعل دار راه آمد

دو شمع جمع بزم جان ، دو رکن محکم ایمان

دو بحر رحمت  و غفران دو دست قادر منان

دو آدم خو ، دو یوسف رو ، دو موسی ید ، دو عیسی دم

دو دریا را دو رخشان گوهر یک دانه پیدا شد

دو جان جان جان ، دو دلبر جانانه پیدا شد

دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد

دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد

دو سر داور هستی دو جان در پیکر هستی

یکی پیغمبر هستی یکی روشنگر هستی

یکی سر الله اکبر ، یکی وجه الله اعظم

دو شمع جمع انسانها دو شاه کشور جانها

دو باب الله احسانها ، دو بسم الله عنوانها

دو سرو باغ و بستانها ، دو باغ روح و ریحانها

دو واجب جاه امکانها ، دو مشعل دار کیهان ها

دو خالق را نماینده ، دو قرآن را سراینده

دو رحمت را فزاینده ، دو دلها را رباینده

یکی بر اولیا سادس ، یکی بر انبیا خاتم

بشارت ای تمام عالم هستی بشیر آمد

گل بستان سرای آفرینش در کویر آمد

نرفته ماه از بزم فلک مهر منیر آمد

بشیران را بشیر آمد نذیران را نذیر آمد

جهان گردیده آسوده ، ملک رخ بر زمین سوده

فلک بر زیور افزوده  ، محمد  چهره بگشوده

ز مکه تافته خورشید نورش بر همه عالم

فلک امشب زمین مکه را از دور می بوسد

ملک مهد محمد   را بموج نور می بوسد

بفرمان خدا خاک درش را حور می بوسد

مسیح از عالم بالا کلیم از طور می بوسد

حرم پیموده ره سویش طواف آورده بر کویش

صفا چون گل کند بویش صفاها گیرداز رویش

به یاد لعل لب هایش کند رفع عطش زمزم

چو آمد آمنه کم کم بهم چشم خدا جویش

دو لب خاموش اما عالمی گرم هیاهویش

بنا گه تافت خورشید جهان آرا ز پهلویش

منور ساخت شرق و غرب را از پرتو رویش

سما در نور او گم شد زمین دریای انجم شد

لبش گرم تبسم شد  وجودش در تلاطم شد

که ناگه چشم حق بینش دوباره باز شد ازهم

ندا از عمق جان بشنید هان ای مهربان مادر

خدایت را خدایت را بخوان مادر بخوان مادر

سلامت می دهد امشب زمین و آسمان مادر

که هستی آفرین هستیتب بخشد رایگان مادر

ببین لطف موید ، را بخوان دادار سرمد را

بدنیا آر ، احمد را ، محمد   را محمد   را

بذکر حق کن استقبال ، از پیغمبر اکرم  

دل شب آمنه تنها ولی تنها خدا با او

نه عبدالله زنده نه زنان آشنا با او

دعا می خواند و بودی آفرینش همصدا با او

سخن می گفت  فرزندش محمد   در خفا با او

امیدش بود و معبودش ، وجودش بود و مولودش

محمد بود مقصودش ، زهی از بخت مسعودش

گرفتش در بغل مانند جان خویشتن مریم

زیک سو رو به قبله مادرش حوا دعا گویش

ز یک سو آسیه گل بوسه گیرد از گل رویش

ز یک سو مام اسماعیل همچون گل کند بویش

ز یک سو دست های مریم عذرا به پهلویش

که کم کم درد او کم شد رها از درد و از غم شد

جمال حق مجسم شد محمد   ماه عالم شد

به استقبال او خیزید از جا ای بنی آدم

در آن شب بارگاه آمنه خلد مخلد شد

در آن شب جلوه گر مرآت حسن حی سرمد شد

در آن شب آفرینش محو و مات روی احمد شد

در آن شب بوسه زن مادر به رخسار محمد   شد

چه عبدی در سجود آمد چه نوری در وجود آمد

چه غیبی در شهود آمد ، خدا را هر چه بود آمد

که او با هر دمش ، بر آفرینش ، جان دهد هر دم

چو آن تابنده اختر زاد آن نور مجسم را

نه آن نور مجسم بلکه وجه الله اعظم را

فروغی تافت از نورش که روشن کرد عالم را

ندا آمد که زادی بهترین فرزند آدم را

مبارکباد لبخندت ، گرامی باد فرزندت

بهین عبد خداوندت محمد   طفل دلبندت

که می خوانند مدحش را ، خدا و انبیا با هم

تو امشب آدم و نوح و و خلیل دیگر زادی

ذبیح و خضر و داود و کلیم برتری زادی

مسیحا ، نه ، مسیحای مسیحا پروردی زادی

تو امشب بر همه پیغمبران پیغمبری زادی

رسل در تحت فرمانش ، کتب یک جمله در شانش

هزاران خضر عطشانش ، صدا اسماعیل قربانش

مبارک ای گرامی مادر پیغمبر اکرم  

زمین مکه دیشب غرق در نور محمد   بود

چراغ آسمان لبخند زن بر روی احمد بود

جهان آفرینش بهتر از خلد مخلد بود

تجلای خدا در چهره عبدی موید بود

موید باد قرآنش ، گرامی باد فرقانش

معطر باد بستانش ، جهان در تحت فرمانش

بنای اوست در سیل حوادث کوه مستحکم

محمد   ای چراغ روشنی بخش جهان آرا

بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را

بلرزان با نهیب آسمانی کاخ کسری را

ندای تفلحوا از عمق جان برکش بخوان ما را

تو ما را دانش آموزی ، تو مهر عالم افروزی

تو برق اهرمن سوزی ، تو در هر عصر پیروزی

لوای تو است با دست خدا بر دوش نه طارم

هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد

همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد

ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد

فروغ دانش از کرسی درس جعفرت خیزد

ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور

ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر

که شش خورشید حق از سلب او تابیده
14:26
در عالم

الا ای ام فروه آفتاب داور آوردی

محمد را محمد را کتاب دیگر آوردی

تعالی الله که مثل آمنه پیغمبر آوردی

تو چون بنت اسد در دامن خود حیدر آوردی

به عصمت مادرش زهرا بصورت چون حَسَن زیبا

حسینی خو علی  سیما امام باقرش بابا

که با عید محمد عید میلادش بود توام

کتاب من کتاب الله و دین مصطفی دینم

تولای امیر المومنین عهد نخستینم

مرام جعفری و مهر الله آئینم

نه کاری بوده با آنم نه حرفی مانده با اینم

محب آل اطهارم ، علی را دوست میدارم

ز خصمش نیز بیزارم ، به یارش تا ابد یارم

نباشد غیر حب و بغض ، دین و مذهب "میثم


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار
Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:28
امشب زمین کند به سماوات سروری

امشب نسیم مکّه کند روح پروری

امشب به دور مکّه مه و مهر و اختران

از زهره تا زحل همه گشتند مشتری

امشب زخاک رفته بر افلاک موج نور

امشب به عرش، فرش زند کوس برتری

آمد خلیل بت شکنِ دهر با تبر

افتاده لرزه بر تن بت های آذری

بت های کعبه نغمه ی تهلیلشان به لب

اخجار مکّه کرده به تقدیس گوهری

نوشیروان! زکنکره ی قصر خویشتن

بشنو سرود معدلت و دادگستری

دریای ساوه، رود سماوه شدند خشک

حیرت برند هر دو به اسرار دیگری

تاج شرف نهاده خدا بر سر بشر

افتاده شور در ملک و حوری و پری

مسدود شد به روی شیاطین، ره سپهر

از کاهنان گرفته شده علم ساحری

آتشکده خموش و بتان سرنگون به خاک

افتاده نطق پادشهان از سخنوری

مرد و زن و فقیر و غنی کوچک و بزرگ

خوانند عاشقانه سرود برابری

باید دهند یکسره قوم و قبیله ها

بر دست یکدیگر همه دست برادری

محشر نگشته، واقعه ی محشر آمده

ملک وجود پر شده زآیات محشری

رازی است بس شگفت زآیات سرمدی

سرّی است بس عجیب زگفتار داوری

باور کنید نور عدالت دمیده است

باور کنید طی شده دور ستمگری

باور کنید مژده ی میلاد احمد است

باور کنید عید بزرگ محمّد است

اعیادِ خلق دیگر و این عید، دیگر است

باور کنید عید خداوند اکبر است

آئینه ی جمال نبی را نگه کنید

آئینه ی جمال خداوند منظر است

بی جبرئیل بانگ خداوند بشنوید

زیرا خدا به وصف نبی مدح گستر است

زیباترین کلام الهی درود اوست

کز هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است

از کاخ های سرخ یمن تا قصور شام

با نور آن جمال منوّر منوّر است

ای آمنه، عزیز تو نامش محمّد است

نامش محمّد است و محمّد پیمبر است

ای آمنه محمّد تو فخر انبیاست

دستش ببوس کز همه پیغمبران سر است

از خالق و ملائکه و کلّ کائنات

بر ماه عارضش صلوات مکرّر است

این آفتاب کشور دل، نور او علی است

این جانِ جان و جان گرامیش حیدر است

این بحرِ رحمتی است زعالم وسیع تر

دُرّ گرانبهای چنین بحر، کوثر است

این است آنکه یک نفس روح بخش او

با طاعت تمام خلایق برابر است

پای غلام درگه او بر فراز عرش

دست وصیّ او به سر اهل محشر است

این اولیّن تجلّی حق ختم انبیاست

هر چند در مقام نبوّت مؤخّر است

از صبح دهر، جلوه ی او جلوه ی نخست

تا روز حشر گفته ی او حرف آخر است

باور کنید در شب میلاد مصطفی

بت ها شعارشان همه الله اکبر است

باور کنید چون نفس حضرت مسیح

امشب نسیم مکّه همه روح پرور است

پیشانی ملائکه بر خاک آمده

باور کنید خواجه ی افلاک آمده

آئینه ی جمال الهی جمال اوست

بام سپهر پلّه ی تخت جلال اوست

ماه جمال سرو قدان خاک آستان

همچون هلال، قامت گردون هلال اوست

مهر سپهر در گُل لبخند گشته گم

زیبائی بهشت زعکس بلال اوست

دست پیمبران به سوی خانه اش دراز

لب های خضر تشنه ی جام وصال اوست

چون حُسن بی مثال خداوند، بی مثال

بُرهانم آفتاب رخ بی مثال اوست

خون جاری از دهان، گل لبخند بر دو لب

خُلق عظیم تا ابدیّت مدال اوست

گفتار صاحبان خِرد دونِ شأن وی

اوهام انبیا همه مح-و کمال اوست

دست خدا نموده لوای ورا بلند

ملک وجود، مملکت بی زوال اوست

لبخند دوستی به روی دشمنان زدن

حرف نخست سوره ی حسن خصال اوست

اهل بهشت تشنه لب جام کوثرند

کوثر ببین که تشنه ی جام وصال اوست

ایمان لطیفه ای است زگفت و شنود وی

قرآن صحیفه ای که پر از خطّ و خال اوست

هر شمع را شراره ای از شعله ی فراق

هر جمع را قیامتی از شور و حال اوست

ذکر ملک همیشه درود و سلام وی

چشم خدا هماره به ماه جمال اوست

باور کنید این همه زیبائی وجود

تصویری از تصوّر نقش خیال اوست

باور کنید عزّت دنیا و آخرت

در سایه ی محمّد و قرآن و آل اوست

باور کنید روز و شب و ماه و سال ما

مشمول فیض روز و شب و ماه و سال اوست

تا عبد ذات پاک خداوند سرمدیم

در سایه ی محمّد و آل محمّدیم

ملک وجود تحت لوای محمّد است

بحرِ بقا نمی زعطای محمّد است

توحید زنده از نفس روح بخش او

قرآن کتاب مدح و ثنای محمّد است

عیسی که بر سپهر چهارم عروج کرد

طوا حیات او به دعای محمّد است

هر آیه ای که وجه خدا را نشان دهد

آئینه ی تمام نمای محمّد است

گوشی که بشنود سخن وحی را کجاست؟

عالم پر از صدای رسای محمّد است

قرب خدا، دعای ملائک، صفای دل

در خواندن حدیث کسای محمّد است

جان لاله بر کف آید و دل با چراغ نور

در محفلی که حال و هوای محمّد است

مفتاح رمز وحدت اسلام و مسلمین

در دست های عقده گشای محمّد است

"اِنَّ الرَّجل لَیَهجُر" جز کفر محض نیست

این جنگ با کلام خدای محمّد است

شاگرد ابتدایی او کیست، جبرئیل

مرهون درس روح فزای محمّد است

نور ولایتش همه جا موج می زند

ظرف وجود، جام ولای محمّد است

عالم اگر که حاتم طایی شوند، باز

بر هر که بنگرند گدای محمّد است

تنها مزار و تربت پاکش مدینه نیست

ملک وجود صحن و سرای محمّد است

حصن خدا، بهشت خدا، رحمت خداست

هر جا که سایه ی زلوای محمّد است

عالم بود به ظلّ
14:28
لوای علی ولی

حتّی علی به ظلّ لوای محمّد است

باور کنید جز مدد جبرئیل نیست

"میثم" اگر مدیحه سرای محمّد است

گر دست دل به دامن احمد نمی زدم

اینگونه دم زمدح محمّد نمی زدم


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:30
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


امشب وجود را شرف دیگر آمده

در جلوه آن جمال خدا منظر آمده

در شام تیره مهر جهان گستر آمده

دوران تیره گیّ و ستم بر سر آمده

بر جنّ و انس و حور و ملک رهبر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

عالم محیط جلوۀ دادار سرمد است

ملک وجود یکسره خلد مخلّد است

هر سو که رو نهید عیان حسن احمد است

در جلوه آفتاب جمال محمّد است

از آفتاب بر همه روشنتر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

امشب رسل رسول خدا را صدا زنند

هر یک دم از ثنای محمّد جدا زنند

دست دعا به دامن آن مقتدا زنند

بت ها به کعبه دم ز رسول خدا زنند

گویند بت شکن ر سوی داور آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای بت گران ترانۀ توحید سر دهید

این مژده بر تمامی نسل بشر دهید

از لحظۀ شکستن بت ها خبر دهید

پیغام از ولادت پیغامبر دهید

ظلمت رها کنید که روشنگر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آفتاب جلوه نمایی مبارک است

ای حسن غیب پرده گشایی مبارک است

ای بزم شب فروغ خدایی مبارک است

ای بردگان طلوع رهایی مبارک است

دوران زورگویی و طغیان سر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

خوبان روزگار حقیر محمّدند

خورشید و ماه هر دو اسیر محمّدند

پیغمبران تمام بشیر محمّدند

یک جلوه از جمال منیر محمّدند

او آفتاب و خیل رسل اختر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آمنه تو خود صدف درّ سرمدی

زین رتبه بر زنان دو عالم سرآمدی

بنت وهب نه، مام گر امّی احمدی

اینک به خود ببال که امّ المحمّدی

هستی محیط نور از این گوهر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

این است آنکه بتکده زیر و زبر کند

زانگشت خویش معجز شق القمر کند

خود را تمام عمر چراغ بشر کند

شام سیاه عالمیان را سحر کند

در دامن تو مهرِ جهان پرور آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای مکّه بر تو نور محمّد خجسته باد

بتهایِ شرک با تبر او شکسته باد

پیوند کفر با نفسِ او گسسته باد

دستِ ستمگران جهانخوار بسته باد

دستی که دادِ عدل ستاند بر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

پیدایش دو آیت سرمد مبارک است

یک صبح را دو عید مؤّید مبارک است

در تیرگی تجلّی احمد مبارک است

میلاد ابن محمّد مبارک است

درّی الهی از صدف دیگر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

در چشم علم مشعل روشنگر است این

استاد کل ولّی خدا جعفر است این

آئینۀ حقیقتِ پیغمبر است این

معصومِ هشتم است و ششم رهبر است این

آری خدای را ششمین مظهر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده

ما را بود هماره ره و رسمِ جعفری

مشی و مرام جعفری و عشق حیدری

داریم بر تمام ملل مجد و سروری

با چارده چراغ نمودیم رهبری

"میثم" در این مسیر ثنا گستر آمده

عید امام صادق و پیغمبر آمده


#پیامبراکرم_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:43
هنگام نزول رحمت است و برکات

باز است به روی خلق باب حسنات

بر فاطمه میلاد پدر را امشب

تبریک بگویید به ذکر صلوات

#پیامبراکرم_ولادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:49
شد باز دلا راه نجاتی دیگر

دادند به شیعیان براتی دیگر

بر محضر حضرت محمد صلوات

بر حضرت صادق صلواتی دیگر


#پیامبراکرم_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
15:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﻭ ﻗﻠﺐ ﭘﺮ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺍﺵ

ﻭ ﺁﻥ ﺫﻛﺮ ﻭ ﺩﻋﺎ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﺵ

ﺩﺭ ﺟﺸﻦ ﻭﻟﺎﺩﺗﺶ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻫﻤﻪ ﻳﻚ

ﺗﺬﻛﺮﻩ ﻱ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺍﺯ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺵ

#پیامبراکرم_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15:10
با سر ره عشق و وفا می پویم امشب
یا مصطفی یا مصطفی می گویم امشب

امشب زمین مکه در خود ماه دارد
ماهی به مانند رسول ا... دارد

وجه خداوند کریم آمد خوش آمد
امشب ز ره در یتیم آمد خوش آمد

ای آمنه در دست داری دسته گل را
نی دسته گل قنداقه ی ختم رسل را

ای آمنه در بین زنها سرفرازی
با این پسر جا دارد ار بر خود بنازی

ای دلبران این دلربای دلبران است
پیغمبران ، این خاتم پیغمبران است

غرق طراوت دامن صحراست امشب
فرخنده میلاد اب الزهراست امشب

این طفل خود حاکم به جنات النعیم است
باشد پدر بر خلق گر چه خود یتیم است

صد حاتم طایی گدای درگه اوست
ماه فلک شرمنده از روی مه اوست

عمری است باشد قبله ام روی محمد
من تا قیامت مستم از بوی محمد

ای بارگاه تو بهشت آرزویم
در روز محشر لحظه ای کن جستجویم

دل بیقراری می کند در کنج سینه
کرده هوای دیدن شهر مدینه

هستی تو صاحب خانه و دل خانه ی توست
شمعی و جبریل امین پروانه ی توست

تو باغ گل من خار صحرای تو هستم
من گر چه مستم مست زهرای تو هستم

زیرا که باشد هستی عالم ز هستش
زهرا که جای بو سه ات باشد به دستش

زهرا که او را صاحب قرآن ستوده
زهرا که دل از ساقی کوثر ربوده

زهرا که در دستش کلید سرنوشت است
زهرا که بوی سینه اش بوی بهشت است

زهرا که در راه علی از پای ننشست
در سن هجده سالگی بار سفر بست

زهرا که درس عشق بر پروانه آموخت
دور علی گردید تا سر تا بپا سوخت

من ای مسیحا تا نفس در سینه دارم
یا فاطمه یا فاطمه باشد شعارم


#پیامبراکرم_ولادت
#سیدمحسن_حسینی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
18:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﻱ ﺗﺎﺑﺎﻥ پیمبر ﺻﻠﻮﺍﺕ

ﺑﺮ ﻧﻮﺭ ﺷﺸﻢ ﻭﻟﻲ ﺩﺍﻭﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺑﻬﺮ شیعیان است ﺩﻭ ﻋﻴﺪ

ﺭﻭﺯ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﺳﺖ ﻣﻜﺮﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ

#پیامبراکرم_ولادت
#امام_صادق_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
1 January 2016
ش
17:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
رباعی...

حق را به بزرگی حجج بایدخواند
یااینکه به صاحب مهج بایدخواند
تا منتقم حسین آید از راه
«عجل لولیک الفرج» باید خواند

#امام_زمان_مناجات
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15 January 2016
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
گل از گلم وا می شود در هر شب جمعه
غم از دلم پا می شود در هر شب جمعه

گل های اشکم با سلام گریه داری باز
تقدیم آقا می شود در هر شب جمعه

روی سیاه نوکر جوْنِ تو ای ارباب
با گریه زیبا می شود در هر شب جمعه

زخمی که از دوریِّ تو دیگر شده ناسور
کم کم مداوا می شود در هر شب جمعه

وقتی خدا از عرش می آید به دیدارت
صحن تو غوغا می شود در هر شب جمعه

با ناله های " یا بنیَّ " " یا بنیَّ " باز
خون بر دل ما می شود در هر شب جمعه

تا روضه خوان می گوید از شرحِ وداعِ تو
غم تا کمر تا می شود در هر شب جمعه

جمعه تو را کشتند پس " عَجّل فرج " گفتن
با گریه معنا می شود در هر شب جمعه

پیراهن خونین و صد چاکت که با مهدی ست
تحویل زهرا می شود در هر شب جمعه

میراثی از چشم کبود حضرت یاس است
چشمی که دریا می شود در هر شب جمعه

#امام_حسین_مناجات
#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
21 January 2016
ش
18:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
عمریست که بر درش تمنا داریم

خاریم و سری میان گلها داریم

والله تمام آبروی خود را

از نوکری حسین زهرا داریم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
18:56
وقتي بناي خلقت ما را خدا گذاشت
ما را براي نوكري تو جدا گذاشت

 
هر قطعه از زمين چو بهشت كسي شد و
از بهر عاشقان حرم كربلا گذاشت

 
ما جمله را به ناز تو چون در نياز ديد
بر تو مقام شاهي و ما را گدا گذاشت

 
دل را سپرد دست تو و در وجود من
دريائي از محبت زهرا به جا گذاشت


از بس كه ذات حق به شما دل سپرده بود
شرط وصال خويش به حبّ شما گذاشت
 

هم سنگتان نبود چو در عالم وجود
خود را براي جان شما خون بها گذاشت


تا وسعتي ذ رحمت خود جلوه گر كند
مهر تو را نهفته در اين سينه ها گذاشت

 
#امام_حسین_مناجات

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19:02
به مناسب ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها


تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد

غم به جان دخت پیغمبر ص نمی دانم چه کرد


شعله ی آتش چو از بیت خدا بالا گرفت

باغبان با غنچه ی پرپر نمی دانم چه کرد


از صدای ناله ی زهرا س مدینه گفت آه

این صدا با ساقی کوثر نمی دانم چه کرد


سینه ی دخت نبی ص آیینه ی وحی خداست

با چنین آیینه میخ در نمی دانم چه کرد


بر سر یک بانوی تنها، چهل نامرد ریخت

این ستم با فاتح خیبر نمی دانم چه کرد


فاطمه س دنبال حیدر ع زینب س از دنبال وی

مادر افتاد از نفس دختر نمی دانم چه کرد


دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا س شکست

دست های بسته ی حیدر ع نمی دانم چه کرد


با نگاه دو کبوتر بچّه ی بی بال و پر

در میان دشمنان ، آذر نمی دانم چه کرد


سالها «میثم» ، علی ع در خانه ی بی فاطمه س

بی کس و تنها و بی یاور نمی دانم چه کرد


#حضرت_زهرا_مرثیه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
25 January 2016
ش
15:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مدح امیر المومنین(علیه اسلام):
ایوان تو برده است دل شاه و گدا را
حیران تو کرده است خدا آینه ها را

ایوان نجف سر در ایوان بهشت است
یعنی به علی داده خدا عرش علا را

هستند گدای تو شریفا و وضیعا
هستند غلام تو صغارا و کبارا

قد هامت الاوهام ، وقد ذلّت الاقدام
هرکس به نجف آمده دیده است خدا را

تا نام علی را پدرم خواند به گوشم
دادم به هوای تو دل بی سر و پا را

عمری است گواهند طپشهای دل من
پرپر زدم و سوختم ایوان طلا را

انگار هوای نجف افتاده به جانش
پاییده ام امشب دو سه تا کوچه صبا را

ما بی تو فقط آه کشیدیم ، نسیما
از ما ببر امشب به نجف این همه...هاآآآآآآآآآآ را

قربان سرکوی حبیبی که به بویی
دیوانه ی خود کرده تمام عقلا را

قربان نگاری که از او زود تر از ما
جبریل خریده است به جان درد و بلا را

قربان طبیبی که به یمن نفس او
هرکس که رسیده است گرفته است شفا را

قربان امیری که سر خوان قناعت
با نان جوی ساخته لیلا و نهارا

قربان غریبی که به تاریکی شبها
بردوش کشیده است غذای فقرا را

ناز قد و بالاش که تا صبح قیامت
خم کرده رکوعش قد محراب دعا را

با شهد بیانی به گوارایی کوثر
کرده است اسیر لب خود آب بقا را

یارب به تو سوگند مبادا که بگیری
از خاک سر کوچه ی حیدر سر ما را

تا سایه ی خورشید نجف برسرم افتاد
ای ماه سمرقند نداری تو بخارا

گر پاک نسوزم سراین عشق علی جان
"من مات علی حبّ" توآید به چه کارا

فانی نشوم در تو اگر باچه کنم طیّ
این پیچ و خم تیره ی دالان بقا را

درویشم و بردوشم کشکول گدایی است
چندی است که آتش زده ام رخت ریا را

با سوز غم عشق تو مرهم نستانم
با درد تو انداخته ام دور دوا را

تا معنی الله صمد را بشناسی
کافی است ببوسی درِ این صحن و سرا را

تادوستی اش اصل نماز است ، مؤذن
بی نام علی نعره نزن "حیّ علی"را

احرام نبندید ، بمانید و نگیرید
بی سعی و صفای حرمش راه منا را

توحیدِ علی را احدی درک نکرده است
چشمان علی جور دگر دیده خدا را

والله که هرکس ز علی روی بتابد
یک مرتبه هم سجده نکرده است خدا را

او بود که برداشت چو کاهی در خیبر
او بود که آورد به قاموس فتی را

سرها همه افتاد و سپرها همه افتاد
تا تیغ تو چرخید یمینا و یسارا

از هیبت نام تو بلرزد دل هستی
تا از کمرت باز کنی تیغ دوتا را

برگشت به ایمای تو خورشید به مشرق
پلک تو به هم ریخت قدر را و قضا را

روباه چه سنجد که برد دست به شمشیر
مرهب چه شناسد جگر شیر خدا را

والله که در معرکه ها حیدر کرار
اندازه ی یک پلک ندیده است قفا را

حدّ تو به هم ریخته اعصاب قلم را
شآن تو بریده است زبان شعرا را

تا هست به فرمان تو منهاج بلاغت
باید که ببندند دکان فصحا را

کفر است بگویید که غالی شده ام من
بر بنده ی حیدر نزن این تهمت ها را

این ها رشحاتی است که وام از تو گرفتم
ورنه چه کسی داده به من طبع رسا را

از عشق تو عمری است که درجوش و خروشم
بگذار بمانم به همین حال خدا را
 
استاد عباس شاهزیدی(خروش)


#امیرالمومنین_مدح

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
26 January 2016
ش
02:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بعد عمری خون دل حقّت ادا شد یا محمّد

آیه های کوثرت از هم جدا شد یا محمّد


داغ محسن خانۀ بی فاطمه دفن شبانه

سهم میراث علیّ مرتضی شد یا محمّد


آستانی را که بودی زائر هر صبح و شامش

قتلگاه همسر شیر خدا شد یا محمّد  


گر چه در حقّ علی  ظلم و ستم پایان ندارد

این جنایت از سقیفه ابتدا شد یا محمّد  


بر بهشت وحی از اهل جهنّم شد جسارت

پشت در انسیّة الحورا فدا شد یا محمّد


مادر سادات را کشتند در سنّ جوانی

چار ساله دخترش صاحب عزا شد یا محمّد


بازوی زهرا  ز کار افتاد زیر تازیانه

دامن مولا ز دست او رها شد یا محمّد


فاتح خیبر امیرالمؤمنین  خانه نشین شد

قاتل زهرا  به امّت مقتدا شد یا محمّد


از صدای ناله ی زهرا  مدینه زیر و رو شد

من ندانم با دل مولا چه ها شد یا محمّد


ناله های فاطمه  آن دم که می پیچید در دل

شعله اش بر سینه ی «میثم» عطا شد یا محمّد 


#غلامرضاسازگار
#حضرت_زهرا_مرثیه


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
02:06
حضرت زهرا(س)-بعد از پدر


اگر چه پیر اگرچه خمیده ام بابا

دوباره بر سر خاکت رسیده ام بابا


رسیده ام که بگویم چه آمده به سرم

رسیده ام که بگویم چه دیده ام بابا


ببین که پیرتر از روز قبل آمده ام

نفس نفس ز فراغت چکیده ام بابا


بخوان ز چشم کبودم که چند روزی هست

که روی دختر خود را ندیده ام بابا


از آن زمان که به دنبال مرتضی در خون

میان مردم شهرت دویده ام بابا


ببین که زخم جسارت نشسته بر رویم

ببین که طعم حرارت چشیده ام بابا


دلم هوای تو و یاد محسنم کرده

مرا ببر به کنارت بریده ام بابا



#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسن_لطفی


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
28 January 2016
ش
14:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
این روزهای مدینه...


این قلب شکسته ی مرا بند بزن

سخت است ولی فاطمه لبخند بزن



چشمان تو بود ، به علی جان می داد

دستان تو نان را به یتیمان می داد



در جنگ ،علی اگر که بی واهمه بود

ذکر لب او همیشه یافاطمه بود



آنروز چقدر روز غمناکی بود

دیدم که چگونه چادرت خاکی بود



از خستگیت به کوچه ها افتادی؟!

یا باز به یاد کربلا افتادی؟!



دیگر غم تو که جای انکار نداشت

وقتی که حسن رنگ به رخسار نداشت



هر چند که در عمق دلت آشوبست

دنیای علی ، کمی بخندی خوبست



خسته شده اند بس که هق هق کردند

یکبار بخند ، بچه ها دق کردند



ای من به فدای خنده هایت زهرا

انگار شکسته دنده هایت زهرا



گفتم بخدا حیا ندارند نرو

از هر عملی ابا ندارند نرو



طوفان غم قاصدک ندارد برگرد

دستان علی نمک ندارد برگرد



گفتی که نگویند تو تنها ماندی

دیدی که چگونه پشت در جا ماندی؟!



بر روی سرم تمام دنیا می خورد

بر دست تو تازیانه ای تا می خورد



فرزند رسول و این چنین رفتاری

هیهات ازاین رسم امانتداری


#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#عمران_بهروج

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:23
نشسته ام به در خانه و سرای شما

خدا نوشته مرا از ازل گدای شما



نهاده ام سر خود را به خاک این کوچه

میان کوچه به جا مانده ردّ پای شما



جسارت است، مرا هم صدا کن، ای پسرم

غریبه ام که شوم، مادر! آشنای شما



رسیده ام به مدینه ولی کمی دیر است

نمی شد اینکه مرا می زدند جای شما؟



دلش چگونه می آمد به صورتت می زد؟

مقابل علی و چشم بچه های شما



مگر چه آمده بر حال و روز پهلویت

که شانه حسنت می شود عصای شما



گرفته راه نفس، خون تازه می ریزد

شکسته در وسط سینه ات صدای شما



برای رفتن خود گوئیا دعا کردی

خدا کند که نگیرد فقط دعای شما



کمی تبرّک، تربت ز کربلا دارم

که شاید این بشود مرهم و دوای شما



به بیت آخر عمرت تو را قسم مادر

دعا نما که بمیرم به روضه های شما


#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_مرثیه #محسن_حنیفی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:25
دير است اي اجل به نجاتم شتاب كن

جانم بگير و خانه ي غم را خراب كن



چشم انتظار مرگ من اهل مدينه اند

يارب دعاي شهر مرا مستجاب كن



با التماس گفت بمان خوب ميشوي

اي زخم سينه ام تو علي را جواب كن



دست شكسته ام كه تكاني نميخورد

زينب بيا و ظرف حسينم پر آب كن



سر را نميشود كه گذاري به سينه ام

جايي براي خفتن خود انتخاب كن



سنگيني دري كه مرا پشت خود شكست

از زخمهاي سرخ و كبودم حساب کن


#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:34
دارد دلم هوای تو یا مرتضی علی

دنیای من فدای تو یا مرتضی علی



اسلام من تو هستی و این است باورم

دین نیست جز ولای تو یا مرتضی علی



از هر چه خیر هست در عالم‌‌ نوشته اند

اول فقط برای تو یا مرتضی علی



پیغمبران حق همه رفتند صف به صف

دنبال رد پای تو یا مرتضی علی



جنت برای شیعه تو یک بهانه است

بیند مگر صفای تو یا مرتضی علی



لا سیف لا فتی فقط اندازه تو هست

مداح تو خدای تو یا مرتضی علی



خیبر نشان کوچکی از قدرت تو بود

تاریخ مبتلای تو یا مرتضی علی



پیچید قلعه دور سر مرهب یهود

از سمت ضربه های تو یا مرتضی علی


مهلت نداد برق دم ذوالفقار تو

بر خصم بی حیای تو یا مرتضی علی


#امیرالمومنین_مدح
#حسن_کردی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:48
کوه صفا کنار صفای شما کم است

ذبح منا به پای منای شما کم است



من از تو پادشاهی عالم نخواستم

این چیزها برای گدای شما کم است



آماده ام که دعبل دربارتان شوم

بر شانه ام هنوز عبای شما کم است



در ثبت اسم نوکری ام گیر کرده ام

وقتی که مهر کرب و بلای شما کم است



دیگر نمی شود نفس راحتی کشید

این جا چقدر حال و هوای شما کم است



ماها کجا و دست علمدارتان کجا

سرها به خیر مقدم پای شما کم است



زخم شما که خوب نشد خاک بر سرم

این گریه ها چقدر برای شما کم است



در قتلگاه لحظه ی تقطیع جسمتان

معلوم شد که چند هجای شما کم است

#امام_حسین_مناجات
#حسین_رستمی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
هر که با خاک درت کام لبش بردارد
از همان کودکی اش چشم به کوثر دارد

اوّلین آرزویم هست همانی باشم
که به لب نام تو تا لحظه ی آخر دارد

چند صد حجّ پیاده است ثواب آن که
قصد پابوسی شش گوش تو در سر دارد

هر که بر داغ تو نگریسته پیغمبر نیست
گریه بر توست مدالی که پیمبر دارد

چشمهایم شده چون شاخه ی پر باری که
چار فصلش ز غمت میوه ی نوبر دارد

تکیه بر نیزه ی غربت زدی و فرمودی
چشم غارت به حرم این همه لشگر دارد


#امام_حسین_مناجات
#محسن_عربخالقی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19:21
نزدیکِ عصر بود، برافروخت ماهِ تو

نزدیک عصر، بود حرم بی‌پناهِ تو



از سینه‌ات زبانه کشید آتش ِ عطش

آئینه آب میشود از سوز ِ آهِ تو



با آخرین سه شعبه به زانو درآمدی

شد نیزه يِ غریبی ِ تو تکیه‌گاهِ تو



جان داشتی هنوز، حرم بود در امان

خود لشگری ست این غضبِ در نگاه تو



در بین ِ عمق ِ فاجعه افتاد پیکرت

برخاست با نفس نفست «یا اِلهِ» تو



پس قبل ِ حنجرت نفست را برید شمر

بر سینه‌ات نشسته و بسته ست راهِ تو



طاقت بیار؛ خواهرت از خیمه میرسد

طاقت بیار؛ میرسد از رَه سپاهِ تو



از حجم نیزه‌ها و از انبوهِ سنگ‌ها

گودال چیست؟!... کوه شده قتلگاه تو

#قتلگاه
#امام_حسین_مرثیه
#محمد_رسولی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
29 January 2016
ش
06:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
وقت است که از چهره‌ی خود پرده گشایی
«تا با تو بگویم غم شب‌های جدایی»

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران
«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی»

«من در قفس بال و پر خویش اسیرم»
ای کاش تو یکبار به بالین من آیی

در بنده‌نوازی و بزرگی تو شک نیست
من خوب نیاموختم آداب گدایی

عمری‌ست که ما منتظر آمدنت، نه
تو منتظر لحظه‌ی برگشتن مایی

می‌خواستم از ماتم دل با تو بگویم
از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی

امشب شده‌ای زائر آن تربت پنهان؟
یا زائر دلسوخته‌ی کرب و بلایی

ای پرسشِ بی‌پاسخِ هر جمعه‌ی عشّاق
آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟

#امام_زمان_مناجات
#یوسف_رحیمی


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:11
مدینه، مکه، نجف، کاظمین، کرب‌و‌بلایی

عزیز مصر ولایت! ولی عصر! کجایی؟


صفا و مروه و حجر و حطیم و کعبه و زمزم

تمام، دیده به ره دوختند تا تو بیایی


گهی به سامره گاهی کنار مسجد کوفه

گهی برای زیارت کنار قبر رضایی


بیا که پرچم خون خداست چشم‌به‌راهت

بیا که منتقم خون سیدالشهدایی


خدا کند به حرم با دو چشم خویش ببینم

که بین حجر و حجر رخ به حاجیان بنمایی


رسد ندای انا المهدی‌ات ز کعبه به عالم

از این ندا همه را جان دهی و دل بربایی


سپاه بدر و سپاه تو هم عدد بود آری

تو در مقام و جلال و شرف، رسول خدایی


ز چشم خود گله دارم نه از تو ای گل نرگس

که با منی همه جا و نبینمت به کجایی


پیمبر است به شهر مدینه چشم‌به‌راهت

که اشک ریزی و بر انتقام فاطمه آیی



دعای شیعه همین ذکر «میثم» است که

گوید عزیز فاطمه! مولا! بیا تو صاحب مایی


#امام_زمان_مناجات
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:22
بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا ابا صالح

بتاب ای آفتاب عالم آرا یا ابا صالح


صدای غربت مولا ز چاه کوفه می آید

علی تنهاست ای تنهای تنها یا ابا صالح


بیا ای وارث حیدر که زخم سینۀ زهرا

به شمشیر تو می گردد مداوا یا ابا صالح


در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته

که اینجا مادرت افتاد از پا یا ابا صالح


بیا از قنفذ کافر غلاف تیغ را بستان

که جایش مانده بر بازوی زهرا یا ابا صالح


دو قبر از شیعه گم گشته یکی زهرا یکی محسن

شود روز ظهورت هر دو پیدا یا ابا صالح


میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا

بگو آندم چه حالی داشت مولا یا ابا صالح


چرا مخفیست قبر فاطمه در شهر پیغمبر

بیا و پرده از این راز بگشا یا ابا صالح


سر خونین جدّت در تنور و طشت و نوک نی

تو را خواند ز سوز سینۀ ما یا ابا صالح


هزاران درد از عترت بود در سینه ی «میثم»

قلم را بر نوشتن نیست یارا یا ابا صالح

#امام_زمان_مناجات
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raIolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:30
از روزهامن جمعه ها را دوست دارم
این جمعه های آشنا را دوست دارم

هر صبح جمعه ندبه می خوانم برایت
ازکودکی ام این دعا را دوست دارم


امروز و فردا می کنم شاید بیایی
حتی همین تردیدها را دوست دارم

شبهای جمعه تا سحرهایش کجایی؟
کرب وبلایی؟ کربلا را دوست دارم

بین دعاهایی که می خوانم برایت
“آقا بیا – آقا بیا” را دوست دارم


#امام_زمان_مناجات
#محمدحسن_بیات_لو

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
13:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
با سلام
قابل توجه اعضای محترم کانال
جهت دسترسی آسان تر و سریعتر به اشعار مورد نظر میتوانید از هشتگ های قرار داده شده در زیر هر یک از اشعار استفاده نمایید
ابتدا با کلیک بر روی هشتگ مورد نظر به عنوان مثال #امام_حسین_مناجات چند لحظه منتظر بمانید سپس در بالای صفحه (سمت راست) دو فلش یکی به سمت بالا و دیگری به سمت پایین ملاحظه میفرمایید که با کلیک بر روی آنها آرشیو اشعار مورد نظر به ترتیب بارگزاری در کانال در دسترس شما عزیزان قرار خواهدگرفت
ش
14:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
کنار بیت خدایی به یاد ماهم باش
به مروه یا به صفایی به یاد ماهم باش

در استلام حجر نیز یادی از ما کن
همین که گرم دعایی به یاد ماهم باش

چودور کعبه طواف آوری به کعبه قسم
توکعبۀ دل مایی به یاد ماهم باش

به ما که رونگشودی ، به ما نگاهی کن
زما اگر که جدایی به یادماهم باش

کنار زمزم اگر یاد کام خشک حسین
نظر به آب نمایی به یاد ماهم باش

کنار حجر همان لحظه ای که اشک فشان
به سید الشهدایی به یاد ماهم باش

دمی که از در باب السلام اشک فشان
به سوی بیت می آیی به یاد ماهم باش

کنار قبر رسول خدا کنار بقیع
مقیم کرب و بلایی به یاد ماهم باش

مقیم شهر نجف کاظمین سامرا
کنار قبر رضایی به یاد ماهم باش

چنان که گرم دعایی به ما دعایی کن
همین که یاد خدایی به یاد ماهم باش

#امام_زمان_مناجات
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
31 January 2016
ش
01:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم رب الحسین:
 
کاسه ی صبر من از گریه گهی پُر می شود
اشک روی قاب عکس کربلا دُر می شود
 
گریه ی پاک عزای تو مراهم پاک کرد
اب الوده به دریا می رسد کُر می شود
 
من ادب اموختم اما نه از یک بی ادب
هرکه امدروضه ی تو خودبه خودحُر می شود
 
سوختم با گریه تا این سینه شد ثابت قدم
خاک از گر می اب و اتش اجُر می شود
 
رسم عالم را به هم زد عاقبت این عاشقی
بین ما دیوانه ها عاقل تمسخُر می شود
 
با نگاه مادرت در اربعین کرب و بلا
از عزا داران عاشورا تشکُر می شود

#امام_حسین_مناجات
#مجتبی_نجیمی

محفل شعر آیینی انگور

https://telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
👍 1
ش
07:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
VID-20160131-WA0006.mp4
Not included, change data exporting settings to download.
4.6 MB
08:01
زینب سرش شکست ولی سرشکسته نیست...!
ش
23:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
عزیزِ خــانه ي سائـلْ نوازِ فاطمه باشد
علی که همنفس و همتراز فاطمه باشد

علی كه عقده گشايِ همه ست ، شاهْ كليدش
---طـراوتِ نَفَـــسِ چاره ســازِ فاطمه باشد

همان نــوا ، كه نوازشگر است گوش علي را
سکوتِ خلـوتِ راز و نيازِ فاطمه باشد

هــزار مرتبه والاتــر از حــريرِ بهشــتي
بهـايِ وصله ي چادرْ نماز فاطمه باشد

به استناد"حديثِ كسا"و جمله ي"لَوْلاك"
قوامِ خلقتِ ارض و سمـا زِ فاطمه باشد

به قول حضرت ختمي مَآب ، بركتِ خانه
در اين ظــروف سُفال جهاز فاطمه باشد

چنان كه گفت پيمبر : پدر شود به فدايش
فــدايِ دوسـت شــدن ، امتيازِ فاطمه باشد

چگونه باز شود رو به آستانِ تبسّــــم
دري كه شاهـــدِ سوز و گُدازِ فاطمه باشد

مَحلّ مـرقدِ مخفيْش ، مثل قدرِ شب قـدر
بناست تا ابدُ الدّهر ، رازِ فاطمه باشد

زمین که مهریه ی عقد اوست چشم براهِ
----سوار آمدنیِ حجاز فاطمه باشد

#حضرت_زهرا_مدح
#محمّدقاسمي

http://telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
23:37
بر افلاک حقایق زهرة حلم و حیا زهرا

به بحر عصمت حق گوهر صدق وصفا زهرا


یگانه بانوی دین فخر نسوان بنی آدم

فروزان شمع بزم محفل آل عبا زهرا


بتول طاهره خیر النساء انسیه حورا

مهین ام الائمه بنت ختم النبیا زهرا


غمام فضل وکوه حلم و بحر علم و دانائی

سپهر عقل را بدرالدجی شمس الضحی زهرا


زکیه بضعه ختم رسل صدیقه مطلق

خبیر سر ما اوحی بامر مصطفی زهرا


غرض در خلقت زن بود حق را در وجود او

وگرنه بود در رتبت نبوت را سزا زهرا


کمال و وهم حیران است از وصف جلال او

چو مستغناست از هر وصف و هر مدح و ثنا زهرا


زپیش آورد غمهای جهان در گردش اختر

برای حق به هر امر قضا بودی رضا زهرا


نیاسوده هنوز از ماتم مادر که در دنیا

بدرد فرقت وداغ پدر شد مبتلا زهرا


فغان زآندم که با اطفال لب پرشکوه از امت

روان شد بر سر قبر پیمبر بانوا زهرا


زهجر باب و سوز مادر و ظلم بداندیشان

فکند از شور و غوغا لرزه در عرش علا زهرا


بزاری گفت کی سلطان خوبان یا رسول الله

ببین از جور امت گشته خوار و بینوا زهرا


تو میدانی زکین بن خطاب و ظلم بن عفان

کشیده زان لعینان جفا گستر چه ها زهرا


بضرب در شکسته پهلوی زارم یقین دارم

که جان بسپرد خواهد در جهان زین ماجرا زهرا


طناب از کین فکندند ای پدر در گردن حیدر

به پیش چشم خون بالای این بی اقربا زهرا


زبی شرمی زدند آتش بدرب در فشار در

تو میدانی چه حالت یافت زان رنج و عنا زهرا


به تنگ آمد دلم بابا زبس بشنیده از هر کس

شماتت ها ز هر بیگانه و هر آشنا زهرا


ز من خلق مدینه رو بگردانند از آن رو

که نگذارند گرید در فراقت از وفا زهرا


مرا ای باعث ایجاد عالم در پناه خود

ببر زیرا که سیر آمد از این دار فنا زهرا


ندانم شیعیان با آنهمه درد و الم آیا

خبر میداشت آندم از حدیث کربلا زهرا

#حضرت_زهرا_مدح
#آصف_الدوله

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
1 February 2016
ش
07:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
آن نور همیشه منجلی فاطمه است

سرّ ابدی و ازلی فاطمه است

آن گل که به آفاق دهد بوی بهشت

زهرای محمد و علی فاطمه است

#حضرت_زهرا_رباعی
#حضرت_زهرا_مدح
#سیدمحمد_حسینی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:35
غلام حلقه به گوش سرای زهرایم

گدای خلق نیَم تا گدای زهرایم


به خواب هم نکنم آرزوی رضوان را

که جزء مستمعان عزای زهرایم


به خود چگونه بگویم «فدائیش» وقتی

که گفته ختم رسل من فدای زهرایم


به دست پادشهان نیست چشم من والله

همیشه ریزه خور سفره های زهرایم


خدا گواست که بیگانه ام ز اهل جهیم

چرا که در همه عمر آشنای زهرایم


هزار شکر که در طول زندگانی خود

فقط هماره پی بچه های زهرایم


تمام عرش خداوند زیر پای من است
چو من غبار کم از خاک پای زهرایم

#حضرت_زهرا_مدح
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:37
عمریست که ما مراممان حیدری است

لبریز از آن پیاله ی کوثری است

با عشق حسین محب زهرا گشتیم

از بس که حسین ابن علی مادری است

#حضرت_زهرا_رباعی
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
⬇, 13.6 KB
ش
21:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یک مدینه دشمن و یک حیدر تنها بمان
اه ای تنهاترین یار علی ، با ما بمان


حرف رفتن می زنی ، همسفره ی تنهاییم
یا مرا با خود ببر یا با علی زهرا بمان


دشمنان گویند حیدر را ز پا انداختیم
تا بماند فاتح خیبر شکن بر پا بمان


چشم خود وا کن ببین چشم علی کم سو شده
روشنای خانه ام در این شب یلدا بمان


تو که میدانی چقدر این دختر تو مادری است
پس برای گریه های زینب کبری بمان


گر چه میدانم برای تو مدینه شد قفس
تا که بال زخمی ات بهتر شود اینجا بمان


کارهای خانه را بسپار دست فضه ات
تو فقط شانه بزن گیسوی زینب را بمان


ناخدا غیر از خدا دیگر ندارد هیچکس
کشتی پهلو گرفته در دل دریا بمان ..


#حضرت_زهرا_مرثیه
#کمیل_کاشانی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
2 February 2016
ش
06:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بهشت قبضه ي خاکي بود ز معبر من
وجود، گم شده در تربت مطهر من

در آن زمان که زمان و مکان وجود نداشت
خداي عزّ وجل بود مدح گستر من

خداي خوانده مرا کوثر رسول خدا
رسول گفته که اين دختر است مادر من

خديجه مادر و احمد پدر ائمه پسر
بزرگ مرد دو عالم علي است شوهر من

منم بهشت نبوت ائمه ميوه ي آن
منم سفينه ي عصمت علي است لنگر من

زهي سعادت آن تشنه اي که نوشد آب
به دست ساقي کوثر ز حوض کوثر من

سلام گرم مسيحا به خون پاک حسين
درود مريم عذرا به صبر دختر من

شود به عرصه ي محشر مقام من معلوم
که روز، روز من و محشر است محشر من

کند قيام ز جا از براي عرض سلام
حسين با تن مجروح در برابر من

بس است بهر شفاعت دو دست عباسم
که اوست با علم خود حسين ديگر من

فرشتگان الهي برات عفو به دست
زنند بوسه به پاي بلال و قنبر من

روا بود که ببخشد گناه خلقت را
خدا به خون گلوي عليّ اصغر من
منم کتيبه ي عصمت منم صحيفه ي نور
که آيه آيه شد از تازيانه پيکر من

من آن خميده درختم که از جفاي خزان
شکست شاخه و از دست رفت نوبر من

قوي ترين سند غربت علي ثبت است
به دست و سينه و مِهر رخ منور من

سرشک رخ و عذار کبود و موي سفيد
نشان دهد که چها آمده است بر سر من

گمان نداشتم اينقدر بي حيايي را
که قاتلم بنشيند کنار بستر من

مدينه و احد و مسجد الرسول و بقيع
براي حفظ ولايت شدند سنگر من

چه پشت در چه مسجد چه در دل دشمن
علي علي سخن اول است و آخر من

ز قول فاطمه «ميثم» به نخل خود بنويس
که هر چه پيش بيايد علي است رهبر من


#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_مرثیه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:03
علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست
علی است اهل کسائی که محورش زهراست

علی است صاحب بیت شرافت و عظمت
علی ابوالحسنین است و همسرش زهراست

کسی که سینه سپر می کند برای علی
یقین،که دادرس روز محشرش زهراست

قسم به صاحب محشر که تشنه لب نشویم
علی است ساقی حوضی که کوثرش زهراست

شناسنامه ی ما روشن است هم چون صبح
علی بود پدر شیعه،مادرش زهراست

غمی نداشت نبی تا که مرتضی را داشت
غمی ندارد علی تا که یاورش زهراست

علی است حیدر کرّار خیبر و احزاب
میان کوچه ببیند که حیدرش زهراست

کشید فاطمه آه و مدینه گشت سیاه
بگفت:أشهد أنّ علی ولیّ الله

#حضرت_زهرا_مدح
#علی_اصغرانصاریان

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
3 February 2016
ش
20:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چشم امید



این روزها مدینه هوایش مکدر است
یاس شکسته سینه گرفتار بستر است

درخانه عمرفاطمه چون شمع شعله سوز
بیرون خانه غربت وغم سهم حیدراست

گاهی که قبرحمزه پذیرای فاطمه است
خاک احدتجلی وادی محشراست

حیدرغریب وفاطمه مجروح ای خدا
این بارغصه اجرکدامین پیمبراست

قلب علی جراحت بسیارخورده است
زخم زبان زصدمه صدتیغ بدتراست

هرکس زعلت غم زهرا سوال کرد گوئیدشرح سرخی مسماربردراست

بوی گلاب آیداز آن درب سوخته شاید از آن جوانه شش ماهه پرپر است

مادرزپافتاده و خانه فلج شده شانه نخورده گیسوی دردانه دختراست

بهرشفای فاطمه باهم دعاکنید
زینب هنوز چشم امیدش به مادر است

#حضرت_زهرا_مرثیه
#مجتبي_صمدي

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
4 February 2016
ش
15:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای کعبۀ بی‌حاجی و ای قبلۀ غایب!

تو «لیلۀ قدر»ی و جهان «لیل رغایب»[1]


یا اُمِّ هَنا[2]! اُمِّ وِلا! اُمِّ ابیها!

هرگز به مقامت نرسیدند مناصب


در کتم زمان، مادر سترِ کلماتی

وحیِ فَیَضان در حرمِ روح تو راهب


«قوسین دَنا[3]» مرتبۀ فاطمی توست

فاطر شده با رتبۀ نامت متناسب


در منزل « اَدنا[3]» به سریرِ ملکوتی

بعد از تو نشسته‌اند ملائک به مراتب


رازِ «الفی»، نقطۀ پرگار «کسایی»

بخشیده‌ای از «عصمت» جانت به «اقارب»


از دامن نورِ تو جهان لایتناهی است

در سایۀ پنهان تو پیدا متناوب


با «روح عفیفِ» تو سرشته است مقامات

در «لوح عقیقِ» تو نوشته است مراتب


سرِّ برکاتِ تو به یاسین حجاب است

پیش از همه ناموس حیا شد به تو راغب


در کون و مکان سوی تو سوسوی حیات است

پیدایی و نزدِ تو فقیرند جوانب


می‌ترسم اگر فاش بگویم که چه هستی

جانم بِسِتانند بزرگان مذاهب


با احمد مختار به یک جانی و یک جسم

با حیدر کرّار به یک روح و دو قالب


بینِ علی و آینه بین‌الحرمینی

اُمُّ الحسنینی تو، چرا اُمِّ مصائب!؟


آداب و مراعات، همه مستحبات‌اند

مُشتی کلمات‌اند، که در عشق تو واجب


ای اشرف اسما خدا در تو درخشان!

ای سیّد اولاد بشر با تو مُصاحب!


در پردۀ حق نام تو را «نور» نهادند

تا آینه‌ها از تو بگیرند مواجب


قدرِ تو غدیر است و نصابِ تو نبوّت

معراج تولّایی و میقات مناقب


تو مادر آبی و علی هم پدرِ خاک

آب و گِل ما مهر تو بانوی مواهب!


از ریشه نبی هستی و بر شاخه امامی

در مرتبتِ تو چه حقیرند عجایب


با نام غریبِ تو که سرحلقۀ وصل است

آدینه شبی حضرت آدم شده تائب


اسماءِ تو از چیست؟ که در معرکه حیدر

«یا فاطمه» را گفت و به دشمن شد غالب


حیران حیاتِ تو شهیدان دو عالم

سرگشتۀ شأن تو امامان مکاتب


وقتی که تو را روح قُدُس مُصحف حق داد

بر سینۀ در، شعله آتش شده کاتب


بینِ در و دیوار نشستی و شکستی

تا «سرِّ خدا» را برسانی تو به «صاحب»


بعد از تو چه نحس است «میانِ در و دیوار»

بعد از تو چه نفرین شده بر واژۀ «ضارب»


تشییع شبانگاه تو بر دوش ملائک

تدفین تنِ پاک تو با دست کواکب


در روح سخن، سوختۀ نام تو توصیف

در ذهن قلم، مست طواف تو مطالب




[1]. لیلة الرغایب: شب آرزوها

[2]. ام هَنا: مادر گوارایی، یکی از کنیه‌های حضرت

[3]. اشاره به آیات 8 تا 10 سوره مبارکه النجم




#حضرت_زهرا_مدح
#قادرطراوتپور


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15:56
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
06:27, 9.4 MB
15:59
شعر خوانی

شب همان شب که سفر مبدا دوران میشد...

#حمیدرضابرقعی

🕐6:27
👍 1
13 February 2016
ش
12:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مدح هرکس که مقرر شده بر لب باشد
حق بده بر لب ما صحبت زینب باشد

نیست شایسته ی هر کس که برد نامش را
نام او در خور لبهای مودب باشد

چه نیاز است به موضوع همینکه در شعر
دختر حیدر کرار مخاطب باشد

هرکسی مذهب و آیینی و دینی دارد
زینبی هرکه شود صاحب مذهب باشد

تیغ حیدر به زبان دارد اگر دم بزند
شام گیرم که پر از خیبر و مرحب باشد

قرب ، همسویی عشق است و جنون در مقصود
هرکه با اوست از افراد مقرب باشد

او نشان داد که عزت ز مذلت دور است
به اسیری برود باز محجب باشد...

#محسن ناصحی
#حضرت_زینب_مدح

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:04
کانال شعر و مقتل
https://telegram.me/shervamaghtal
12:18
میلاد حضرت زینب (س)
وقتش رسیده باز که جلوه گری کنند
باذات حق دوباره خدا منظری کنند
وقتش رسیده است به معنای واقعی
باربّ عشق از همگان دلبری کنند
حالا که بوی عشق فضارا گرفته است
وقتش رسیده باز جنون گستری کنند
حجّاربت تراش خداوند عشق ساخت
یک عدّه هم بنا شده که کافری کنند
یک خواهرآمده که محال است بعد او
زنها شبیه او به کسی خواهری کنند
جائی نمانده است پس از این پیمبران
تازینب است كار پيام آوري كنند

شعری پر از معانی ایهام آمده
پیغمبر ادامه اسلام آمده

باید به این بهانه که اسلام آوریم کافر شویم تا که سر انجام آوریم
ازکعبه های سنگ که خیری ندیده ایم
بیهوده نیست گر کمی ابهام آوریم
ماجلوه خدایی ازاین قوم دیده ایم بهتر به این بزرگ که احرام آوریم
هر کس که زینبی است انالحق شعار اوست
ما خویش رو به چوبه اعدام آوریم
نامی که نامی است فقط نام زینب است
مارا همین بس اینکه زاو نام آوریم
روزی اشک ما همه از اشک اوست پس
سجده به این حقیقت اطعام آوریم

ماآدم بهشتی فردای زینبیم
رنگ سیاه لشگر غمهای زینبیم

جایی برای شعر وقلم نیست در برش
راهی ندارد عقل به در گاه ومحضرش
مکتب نرفته عالمه بی معلم است قرآن بیان وعشق بود مشق دفترش
او حقّ مادری به تمام عشیره داشت این درس راگرفته زدامان مادرش
سوگند می خورم که گره باز می کن
یک رشته ازنخ گره زیر معجرش
مردانگی زهیبت زینب شکسته شد چون او زمان ندیده در اعماق باورش
زنجیره وار ناله زنجیر این صداست
هر کس ذلیل گفت به او خاک برسرش

زینب اسارتش شریان رهایی است
جسمش دمشق ، روح تنش کربلایی است

معنا نمی دهد که بدون حضور یار عنوان کنیم شمّه ای از این بزرگوار
یاد حسین معنی اکمال زینب است با هم شو توازن این عشق برقرار
وابستگی این دونفر اتّفاق نیست دلداده اند به یکدگر ازقبل روزگار
با همّتی مضاعف وباروح عاشقی کردند در مسیر خداوند اصل کار
خورشید شد برادر واز آسمان نی زد ابر تیره را زرخ آسمان کنار
زینب اسیر گشت ولی زد به قلب کفر
صدآفرین به این زن و این شورو اقتدار

باید به روح زینب کبری درود گفت
باید برای این همه عزّت سرود گفت

دیدیم با جلال وجودش ندیده را خواندیم ازکتاب کمالش شنیده را
بردیم از حضور زمینی روشنش فیض مسیرروشن راه سپیده را
داریم از نماز شبش رزق بندگی رفتیم از پی اش ره آن سر بریده را
دادیم دل به روضه مستور کو چه ها
دادند بر جگر غم موی کشیده را
گفتیم می شود که صبوری شود تمام ؟
گفتند شرح طشت وگریبان دریده را
گوییم که چرا نرسد یار تا دگر گیرد تقاص عمّه قامت خمیده را

مهدی (عج) ببین که در غم حالات زینبیم
ما سینه چاک روضه ساعات زینبیم


#مجتبي_صمدي
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:24
نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می داد

برای عرض ارادت خودی نشان می داد



ستاره های درخشان خوشه ی پروین

کنار پنجره مبهوت کودکی شیرین



شمیم قدسی او در مدینه پیچیده

بهار آمده بلبل به غنچه خندیده



چکاوکان به در باغ ریسه می بندند

شکوفه ها همه دیوانه وار می خندند



نشانه های ظهور مسیح ظاهر شد

مدینه مرکز ثقل خیال شاعر شد



نسیم گرد سر نو رسیده دف می زد

بنفشه داخل گلدان مدام کف می زد



صدای خواندن پروانه ها چه زیبا بود

تبسم لب شیر خدا چه زیبا بود



ز نور طلعت رویش ستاره حیران شد

و ماه با عجله پشت ابر پنهان شد



ستاره گفت به خورشید: بی خبر ؛ساده

خدا به فاطمه خورشید دیگری داده



زمان سیطره و سلطه گشته طی خورشید

شکسته حرمت پوشالی تو ای خورشید



حریر جذبه ی چشمان او اهورایی ست

طلوع خنده ی زینب عجب تماشایی ست



بساط فخر فروشی ز آسمان بر چین

بیا زمین به تماشای دخترک بنشین



بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی

شدند خادمه اش حوریان افلاکی



نگاه حیرت خورشید تا بر او افتاد

اسیر بند جنون گشت و نعره ها سر داد



هوار می زد و میگفت: وه چه نوری داشت

شبیه مادر خود چهره ی صبوری داشت



بدون شبه و شک از قبیله ی نور است

میان هاله ی انوار خویش مستور است



وقار و نور جبینش به مصطفی رفته

ولی غرور نگاهش به مرتضی رفته



چه کودکیست! که خود اشهدین می گوید

و گاه خنده کنان یا حسین می گوید



چه کودکیست! که گوید ثنای رب جلی

دوچشم او شده خیره به ذوالفقار علی

#حضرت_زینب_مدح
#وحیدقاسمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:31
امشب خدا به کوثر خودداد کوثری

در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری

یا این که در لباس زن آمد پیمبری

یا اینکه حق به حیدر خودداد حیدری

این شیردختری است که شمشیر حیدر است

سر تا قدم امام حسین مکرراست

این پاک تر زحاجرو حواو مریم است

سر تاقدم صحیفۀ آیات محکم است

در وصف او مدیحۀ جن و بشر کم است

ام المصائب است نه ام المحرم است

این سیب سرخ باغ بهشت محمد است

آب و گلش تمام سرشت محمد است

زهراست جان احمد و این جان فاطمه است

ریحانۀ محمد و ریحان فاطمه است

طاها و قدرو کوثرو فرقان فاطمه است

گویی تمام وحی به دامان فاطمه است

تنها فهیمه ای که ندیده مفهمه

از کودکی است عالمۀ بی معلمه

بی او درخت سبز ولایت ثمر نداشت

دریای آرزوی نبوت گهر نداشت

انگار روز حادثه کم از پدر نداشت

الحق که صبر مادر از این خوب تر نداشت

وقت سکوت هم نفسش انفجار بود

شمشیر اگر نداشت خودش ذوالفقار بود

ام الکتاب صبرو رضا کیست زینب است

فصل الخطاب کرب و بلا کیست زینب است

فریاد خون خون خدا کیست زینب است

آیینۀ حسین نما کیست زینب است

زینب که لحظه لحظه شده غرق در حسین

در گاهواره چشم گشوده است برحسین

زینب که چشم یوسف زهرا به سوی اوست

حبل المتین شیر خدا تار موی اوست

آیینۀ جمال خداوند روی اوست

هرجا حسین جلوه کند گفتگوی اوست

آبی که دارد آبرو از خاک کوی اوست

زین اب است و زین رسول خداست این

آیینه دار عرصۀ کرب و بلاست این

زینب زنی که بوده به مردان امامتش

اعجاز سید الشهدا در کرامتش

هرروز هست روز بزرگ قیامتش

دین سرفراز آمده در ظل قامتش

با خون نوشته اند شهیدان مکتبی

زینب حسینی است و حسین است زینبی

از کوثر رسول براین کوثرآفرین

ازحیدر بزرگ براین حیدر آفرین

تا حشر از حسین براین خواهر آفرین

از پنج تن به غیرت این دختر آفرین

از بس مقام و مرتبۀ اوجلیل بود

تا حشر از حسین پاره به چشمش جمیل بود

کوهی به پیش سیل بلا بود از الست

در قتلگاه سیطرۀ کفررا شکست

اول گرفت مصحف خودرا به روی دست

قامت کشیده بر سر زانوی خود نشست

گفت ای خدا فدایی خودرا وصول کن

این هدیه را زآل محمد قبول کن

وقتی گشوده شد لب اسلام پرورش

وقتی خطابه خواند همانند مادرش

وقتی که گفت از پدرو از برادرش

کوفه دوباره دید علی را به منبرش

فخریه کرد فاطمه اینجا به زینبش

نهج البلاغه بود که می ریخت از لبش

ای ذوالفقار فتح ولایت زبان تو

ای راس سید الشهذا مدح خوان تو

زهرا به وجد آمده از امتحان تو

هر لحظۀ تو یک اثر جاودان تو

تیر تکلمت جگر خصم را شکافت

گویی دوباره سورۀ قرآن نزول یافت

حتی امیر کوفه حضورت اسیر شد

براوج تخت پیش جلالت حقیر شد

حتی سکوت تو به دل خلق تیر شد

دیدند یک اسیر به دل ها امیر شد


هر حرف خطبۀ تو هزاران قصیده است
میثم به پای نطق توشور آفریده است

#غلامرضاسازگار
#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:32
اي دست خدا و فوق هر دست علي

اي رشته ي كائنات در دست علي

دست من و دامنت كه امروز تورا

قنداقه ي زينب است در دست علي


#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:34
شهر مدینه نور گرفت از نگاه تو

روشن شد از فروغ رخ همچو ماه تو

ای زینب ای شکوفۀ گلزار مرتضی

ای آن که هست باغ ولا جلوه گاه تو

چون بوی گل که دامن گل هست جای او

دامان پاک فاطمه شد جایگاه تو

در گوش تو چه گفت که لب بستی از فغان

افتاد چون به روی حسینت نگاه تو

تا پرده دار عصمت و شرم و حیا شدی

حق در عفاف و شرم و حیا شد گواه تو

اندیشه را به درک مقام تو نیست راه

تا عرش کبریاست چو معراج جاه تو

فردا که نامۀ عملم را کنند باز

با اشک شرم خویشتنم عذرخواه تو

روزی که آفتاب قیامت کند طلوع

ای کاش جا دهند مرا در پناه تو

تا رشته ای ز چادر تو آورد به دست

چون خاک ره نشسته «وفائی» به راه تو
#سیدهاشم_وفایی
#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:37
ای بحر کمال گوهر آوردی
ای کوثر وحی کوثر آوردی
ای نخل امید نوبر آوردی
ای ماه خجسته اختر آوردی
ای دخت رسول دختر آوردی
زینب؟ نه، حسین دیگر آوردی
بر نفس رسول زیب و زین است این
سر تا به قدم همه حسین است این
تو وجه خدایی و تجلا او
تو روح محمدی و اعضا او
تو بحر کمال و در یکتا او
تو باغ بهشت و نخل طوبا او
او با تو بود شبیه و تو با او
الله الله تو زینبی یا او
بانوی زنان عالم آوردی
بعد از دو مسیح مریم آوردی
آیات خداست نقش رخسارش
در چشم رسول حسن دادارش
شمشیر علی است تیغ گفتارش
زهرا شده محو چشم بیدارش
هم مرغ دل حسن گرفتارش
هم چشم حسین محو دیدارش
آیینة احمد است این دختر
قرآن محمد است این دختر
هم مام ائمه را بهین دختر
هم عصمت و زهد و صبر را مادر
هم فلک نجات را بود لنگر
هم خون حسین را پیام آور
هم در یم خون امام را یاور
هم قافلة قیام را رهبر
هم خون شهید جرعه نوش او
هم خشم حسین در خروش او
آیینة پنج تن، جمال او
شرمنده جلال از جلال او
پرواز کمال از کمال او
یک فاطمه حلم در خصال او
عاشور حسین شور و حال او
پیشانی غرقه خون مدال او
خون شهدا هماره مدیونش
در صبر و رضا حسین ممنونش
ای کوفه و شام کربلای تو
ای سینة خلق نی نوای تو
ای صورت صبر نقش پای تو
ای آیة کاف و ها ثنای تو
حق شیفتة خدا خدای تو
فریاد علی است در صدای تو
میراث کمال از رسل داری
استاد ندیده علم کل داری
تو عالمة ندیده استادی
ویران گر کاخ ظلم و بیدادی
صد کرب و بلا خروش و فریادی
با کوه ملال سرو آزادی
زهد و شرف و عدالت و دادی
در موج غم از وصال حق شادی
با آن همه داغ از شکیبایی
چشم تو ندید غیرزیبایی
بر چهره جمال دادگر داری
اعجاز خطابه از پدر داری
اسرار علوم را ز بر داری
ارثی است که از پیامبر داری
تقدیم حسین دو پسر داری
دو مهر ز ماه خوب تر داری
تو باب حسین و باب زهرایی
تو ماه دو آفتاب زهرایی
تو ام مصائبی و مام صبر
زیبد که بخوانمت امام صبر
در دست اراده ات زمام صبر
با صبر تو زنده گشت نام صبر
مرهون تو تا ابد نظام صبر
ای هر نفس تو یک پیام صبر
بر صبر تو از هزار زخم تن
در مقتل خون حسین گفت احسن
سوگند به ذات قادر بی چون
شکرانه سرودنت به موج خون
با جسم کبود و گیسوی گلگون
کاری است ز حد وهم ما بیرون
ای نهضت کربلا به تو مدیون
ای داده شکست ها به خصم دون
تو خون حسین را بقا دادی
حتی به شهید ارتقا دادی
محبوبة حی داوری زینب
زهرا و حسین و حیدری زینب
هم سنگر دو برادری زینب

تا حشر حسین پروری زینب
دردانة ناب کوثری زینب
پیوسته پیام کربلایی تو
تفسیر تمام کربلایی تو
باید به جهان پیمبری آید
در ملک وجود حیدری آید
چون فاطمه باز مادری آید
مانند حسن برادری آید
میلاد حسین دیگری آید
تا چون تو خجسته خواهری آید
عالم به ولایت تو می نازد
«میثم» به عنایت تو می نازد


#غلامرضاسازگار
#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:39
خانه فاطمه آنروز تماشايي بود

كه فضا جلوه گر از آيت زيبايي بود

در بهاري كه نسيمش نفس جبريل است

گل ناز دگري رو به شكوفايي بود

خانه اي را كه خدا جلوه عصمت بخشيد

در و ديوار پر از نقش شكيبايي بود

تا بيايند به تبريك محمد جبريل

با ملائك همه در حاال صف آرايي بود

به خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا

ز جگر گوشه خود گرم پذيرايي بود

تا كه قنداقه او را به بر اورد حسن

حالتي رفت در آنجا كه تماشايي بود

ساكت از گريه نشد تا كه حسينش نگرفت

اين دو را چون كه ز آغاز شناسائي بود

دختري داشت در آغوش محبت زهرا

كه سراپا همه ايينه زيبايي بود

دختري داشت سراپاي همانند علي

زينبي داشت كه ذاتش همه زهرايي بود

پنج تن آل عبا در دو جهان آقايند

وز شرف زينبشان وارث آقايي بود

پنج معصوم به او معرفت آموخته اند

كه ز ايمان و يقين در خور يكتايي بود

وصف او عالمه غير معلم شده است

تا به اين مرتبه اش پايه دانايي بود

بود از صبر و رضا نايبه خاص امام

نازم او را كه به اين قدر توانايي بود

كربلا صحنه عشق است و در آن صحنه عشق

همت زينب نستوه تماشايي بود

به علمداري صحراي بلا كرد قيام

رهبر قافله عشق به تنهايي بود

يك زن و آنهمه داغ دل و آنقدر شكيب

عقل از اين واقعه در چنبر شيدايي بود

ديده ام كور كه شد خاك نشين ره شام

آنكه خاك در او سرمه بينايي بود


#سیدرضاموید
#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:42
آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است

جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است

خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است

زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است

آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی

صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی

جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی

می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر

خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر

غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر

محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر

گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است

شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است

مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است

سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است

عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود

دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود

هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود

دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود

یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است

از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین

اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین

فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین

گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین

او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است

گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز

او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز

می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز

با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز

آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است

#حسن_لطفی
#حضرت_زینب_مدح

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
12:44
بیا ای دل به درد شیعه درمان می کند زینب

حسینش داده دم معجز نمایان می کند زینب

اگر با نیت فیض آمدی طوبا به اقبالت

تو را بر سفره عباس مهمان می کند زینب

من از قطره کمم اما به دریا ناز خواهم کرد

که مور بی بضاعت را سلیمان می کند زینب

پیام زینبیه این بُود بعد از صد و ده قرن

یزیدی مسلکان را خانه ویران می کند زینب

معین عترت است این محیی آیات عاشورا

چو زهرا مادرش تبلیغ قرآن می کند زینب

هراس افتاده بر قلب یهود از قهر حزب الله

که یاری بر کفن پوشان لبنان می کند زینب

الا سرباز عاشورا بگو لبیک یازینب

اگر مشکل به کارت هست آسان می کند زینب

#کلامی_زنجانی
#حضرت_زینب_مدح

Telegram.me/raiolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
14:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یدالله شهریاری

صبح ازل را با قدومش با صفا کرد
در عرش اعلا محشر کبری به پا کرد

زینب سلام الله وقت خلقت عشق
در عالم بالا تبانی با خدا کرد

پیغمبر روز دهم پیغمبری را
تکلیف شرعی تمام انبیا کرد

با یک نخ از چادر نمازش بین جنت
یک جنت دیگر برای خود بنا کرد

اول تلفظ کرد آیات جنون را
بعدا مجانین را برای خود جدا کرد

رب جلی گفتا : دعایی کن عقیله
بی بی همانجا سینه زن ها را دعا کرد

اقبال رو کرد و میان عالم زر
بی بی خودش با دست خود من را سوا کرد

وقت ولادت تار و پود باطنم را
با عشق حیدر ، مهر زهرا آشنا کرد

در پنجمین روز تولد با نگاهی
من را محب خامس آل عبا کرد

بی دست و پا بودم ولی زینب برایم
شغل شریف نوکری را دست و پا کرد

گفتم که بانو ، حج نرفتم چاره ای کن
از لطف من را محرم صحن رضا کرد

گفتم که انگور کجا شربش حلال است ؟
چرخید و رویش را به ایوان طلا کرد

تا با خودم گفتم : چه شد اذن زیارت ؟
یکباره من را راهی کرب و بلا کرد

گفتم که بی بی معنی سردرگمی چیست ؟
من را میان قتلگاه و تل رها کرد

جانم به قربان وفای خواهری که
طفلان خود را ظهر عاشورا فدا کرد

می خواست که شرم برادر را نبیند
در بین خیمه ماند و دِینش را ادا کرد

صد مرتبه بالای تل روی زمین خورد
وقتی تماشای فرود نیزه ها کرد

با خطبه های مرتضایی در اسارت
او مثل کوفه شام را هم کربلا کرد

باید نماز صبر را با او بخوانم
باید رشادت را به زینب اقتدا کرد


#حضرت_زینب_مدح
#یدالله_شهریاری

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
14:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺯﻳﻨﺐ ﺍﮔﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﻛﻨﺪ ﻋﺮﺵ ﻓﺘﺪ ﺑﭙﺎﻱ ﺍﻭ
ﺧﻢ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻮﺳﻪ ﺯﻧﺪ ﺑﭙﺎﻱ او

ﮔﺮ ﺑﻜﻨﺪ ﺍﺷﺎﺭﺗﻲ ﺁﻥ ﻣﻪ ﺫﺍﺕ ﻛﺒﺮﻳﺎ
ﻛﺎﺭ ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻩ ﮔﺸﺎﻱ ﺍﻭ

ﺟﻨﺖ ﻭ ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺑﺮﻳﻦ ﻓﺨﺮ ﻛﻨﺪ ﺑﺨﻮﺩ ﭼﻨﻴﻦ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺁﻥ ﺫﺭﻩ ﺧﺎﻙ ﭘﺎﻱ ﺍﻭ

ﻧﻮﺡ ﺍﮔﺮ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﺯ ﺑﺤﺮ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺑﻲ ﺍﻣﺎﻥ
ﺷﺎﻩ ﺩﻣﺸﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﭼﻮﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﻭ ﻧﺎ ﺧﺪﺍﻱ ﺍﻭ

ﺧﻀﺮ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﮔﻢ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﺏ ﺯﻧﺪﮔﻲ
ﺁﺏ ﺑﻘﺎ ﺭﻭﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺭﺩ ﭘﺎﻱ ﺍﻭ

ﺻﻮﺕ ﻋﻠﻲ ﺑﻪ ﺣﻨﺠﺮﺵ ﻫﺴﺖ ﭼﻮ ﺗﻴﻎ ﻣﺮﺗﻀﻲ
ﺑﺮﺩﻩ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻱ ﺍﻭ ﺻﻮﺕ ﭼﻮ ﻣﺮﺗﻀﺎﻱ ﺍﻭ

ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺧﻄﺎﺑﻪ ﺍﺵ ﺍﺭﺽ ﻭ ﺳﻤﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﻧﺪ
ﺍﻧﺠﻢ ﻭ ﻣﺎﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩ ﺩُﺭّ ﺳﺮ ﻫﻮﺍﻱ ﺍﻭ

ﺻﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻏﻤﺶ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺒﺎﺯﺩ ﺍﺭ ﺷﻮﺩ
ﺷﺎﻫﺪ ﻳﻚ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎﻱ ﺍﻭ

ﻣﺮﻳﻢ ﺍﮔﺮ ﻣﺴﻴﺢ ﺍﻭ ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ
ﻣﺴﻴﺢ ﭼﻮﻥ ﻛﻪ ﻣﻲ‌ﺯﻧﺪ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﺷﻔﺎﻱ ﺍﻭ

ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻬﻜﺸﺎﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻭﺳﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﻣﺤﻮﺭ ﭼﺮﺥ ﻧﻪ ﻓﻠﻚ ﮔﻨﺒﺪ ﺑﺎ ﺻﻔﺎﻱ ﺍﻭ
#حضرت_زینب_مدح


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
14:52
ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻜﺘﺐ ﺻﺒﺮ ﻋﻠﻲ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺯﻳﻨﺐ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺑﺎ ﺷﻴﺮ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﺎﺧﺖ ﺯﻳﻨﺐ ﺭﺍ
ﺑﺴﺎﻥ ﻟﻴﻠﻪ ﺍﻟﻘﺪﺭﻱ ﻛﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻗﺪﺭ ﺍﻭ
ﻛﺴﻲ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻲ ﻧﺸﻨﺎﺧﺖ ﺯﻳﻨﺐ ﺭﺍ

#حضرت_زینب_مدح


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15:05
ﻛﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻱ ﺩﺍﻡ ﻋﻠﻲ ﺍﺳﺖ
ﺧﻀﺮ ﺧﻮﺩ ﻟﺐ ﺗﺸﻨﻪ ﻱ ﺟﺎﻡ ﻋﻠﻲ
ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻡ ﻣﻮﻟﺎ ﺯﻳﻨﺖ ﻋﺮﺵ ﺍﺳﺖ
ﺍﮔﺮ ﻧﺎﻡ ﺯﻳﻨﺐ ﺯﻳﻨﺖ ﻧﺎﻡ ﻋﻠﻲ ﺍﺳﺖ

#حضرت_زینب_مدح

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15:12
ﺍﻣﺸﺐ ﻛﻪ ﻋﻠﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻳﻚ ﻛﻮﻛﺐ ﺩﺍﺷﺖ
ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻞ ﺷﻜﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺩﺍﺷﺖ
ﺩﺭ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻱ ﺧﻠﻘﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ، ﺧﺪﺍ
ﻳﻚ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻳﻚ ﺯﻳﻨﺐ ﺩﺍﺷﺖ

#حضرت_زینب_مدح

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15:18
ماه، ماه جمادی‌الاولی است

ماه میلاد زینب کبراست


اهل‌بیت نبی همه شادند

شادتر قلب حیدر و زهراست


دختری زاده حضرت زهرا

که سراپای، سیدالشهداست


صلوات خدا بر این دختر

که جمال خدا در او پیداست


این همانا همان بهشت علی است

زینت اُمّ و زینت باباست


بر لبش نغمۀ رأیتُ جمیل

بر زبانش پیام عاشوراست


چشم حیدر هماره می‌گوید

این همان قهرمان کرب و بلاست


کوثر کوثر رسول خدا

مادر سربلند صبر و رضاست


شیر از فاطمه ننوشیده

همه چشم انتظار جام بلاست


چشم آینده‌بین او می‌گفت

اشک ما نوش و گریه خنده ماست


تا به عشق حسین سرشکنم

محمل و کوفه کو؟ حسین کجاست؟


من پیام‌آور حسین استم

گودی قتلگاه غار حراست


حج من چیست طوف رأس حسین

مروه‌ام کربلا و شام، صفاست


خون فرق من و جبین حسین

نخل دین را همیشه آب بقاست


پرچم حق به دست ماست بلند

تا خداوندی خدا برپاست


نام زینب کنار نام حسین

تا قیامت ز خلق، عقده‌گشاست


من و او در کنار هم بودیم

که خدا هست و بود را آراست


من برای حسین خلق شدم

روز اول خدا چنین می‌خواست


من سراپا حسینی‌ام آری

هر که خواند مرا حسین، رواست


هر مصیبت به کام من شیرین

هر بلایی به چشم من زیباست


تشنه‌کام شرار تشنگی‌ام

بلکه در کام من عطش، دریاست


خیمۀ سوخته بهشت من است

شعله خوشتر ز لالۀ حمراست


مقتل خون بود سفینۀ نور

سر بالای نی چراغ هداست


با کجی‌ها هماره بستیزیم

تا نماییم خلق را ره راست


منبر من کنار تخت یزید

منبر او میان طشت طلاست


زخم ما زخم خلق را مرهم

درد ما بهر اهل درد، دواست


همگی بشنوید از زینب

پیش اهل ستم سکوت، خطاست


این خروش خطابۀ زینب

این ندای سر بریدۀ ماست


بندۀ ذات حی یکتا نیست

هر که قدش به پیش ظلم دوتاست


نخل میثم همیشه خرم باد

که زبانش به مدح ما گویاست


#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
16:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
baa6cde33d0e66a9bf4a155e319f6c72742220__19807.mp4
Not included, change data exporting settings to download.
8.5 MB
16:13
#شعرخوانی

حسین بود و تو بودی تو خواهری کردی...

#حضرت_زینب_مدح
#مرتضی_امیری_اسفندنه


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
16:22
امشب که بود شب نزول برکات
باز است به روی خلق باب حسنات
بر آل علی ولادت زینب را
تبریک بگویید به ذکر صلوات

#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
👍 1
16:33
امشب که گلی به باغ دین می روید
پیوسته نبی یاس علی میبوید
تبریک به هم ولادت زینب را
زهرا به علی علی به زهرا گوید

#حضرت_زینب_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
16:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ارتباط با ادمین کانال از طریق شناسه
@Jenabeh_j
ش
21:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب
به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب

من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم
زمانی زینت الله اکبر می شود زینب

زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی
که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب

سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت
به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب

حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس
به کشتی نجات خلق لنگر می‌ شود زینب

خودش یک لشکر است از کربلا تا شام،دروقتش؛
دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب

به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛
برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب

پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر
پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب

همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه
دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب

دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر
که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب

#حضرت_زینب_مدح
#مهدی_رحیمی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
15 February 2016
ش
14:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دیر است ای اجل به نجاتم شتاب کن

جانم بگیر و خانه ی غم را خراب کن

چشم انتظار مرگ من اهل مدینه اند

یارب دعای شهر مرا مستجاب کن!

با التماس گفت بمان خوب می شوی

ای زخم سینه ام تو علی را جواب کن

دست شکسته ام که تکانی نمی خورد

زینب بیا و ظرف حسینم پر آب کن

سر را نمی شود که گذاری به سینه ام

جایی برای خفتن خود انتخاب کن

سنگینی دری که مرا پشت خود شکست

از زخم های سرخ و کبودم حساب کن

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
14:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
اهل یثرب به خدا داغ پیمبر سخت است

دیده از داغ غم او نکنم تر سخت است


ای اجل زود بیا فاطمه را راحت کن

زندگی بر من محنت زده دیگر سخت است


هم چنان شمع به پیش نظرم می سوزند

کودکان را غم بی مادری آخر سخت است


کمک از فضه بگیرم که زجا برخیزم

ورنه برخواستم از روی بستر سخت است


صورتم نیلی و دستم زکارافتاده

روگرفتن به چنین حال زشوهر سخت است


کار روز و شب من گریه شده ناله شده

چه کنم دیدن مظلومی حیدر سخت است


پیش شوهر زن اگر گریه کندعیبی نیست

مرداگرگریه کند در برهمسرسخت است


دوش دیدم که زینب به حسینم می گفت

که تماشای کتک خوردن مادرسخت است


یک زن و آن همه نامرد خداصبردهد

چقدر دین این صحنه به شوهر سخت است





#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
20:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
mohamad_ali_mojahedi – گنجينه صوتي تبيان
Not included, change data exporting settings to download.
02:46, 1.2 MB
20:09
#شعرخوانی

شنیده ام که دلی پر ملال داری تو

#محمدعلی_مجاهدی
16 February 2016
ش
11:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چرا مادر نماز خويش را بنشسته مي خواند؟
ز فضه سرّ آن پرسيدم و او هم نمي داند

نفس از سينه اش آيد برون و گشته معلومم
که بيش از چند ساعت مادرم زنده نمي ماند

بجاي مادرم زهرا به من پاسخ بده فضه
که ديده مادري از دختر خود رو بپوشاند؟

الهي ، مادرم بهر علي جان داد لطفي کن
که جاي او عجل جان مرا يکباره بستاند

به چشم نيمه باز خود نگاهم مي کند اما
کند از چهره تا اشک غمم را پاک ، نتواند

دلم سوزد بر او اما نمي گريم براي او
مبادا گريه ي من بيشتر او را بسوزاند

کنار بسترش تا صبحدم ديشب دعا کردم
که بنشيند ، مرا هم در کنار خويش بنشاند

#حضرت_زهرا_مرثیه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
11:40
ﻛﺠﺎ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺍﻱ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ؟
ﻛﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻲ‌ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ

ﭼﻪ ﮔﻮﻳﻢ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺴﺘﺮﺵ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺸﻜﺴﺘﻪ
ﺯ ﺭﺥ ﺍﺷﻚ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ، ﻭﻗﺖ ﺑﺴﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ
ﺑﻪ ﻧﺎﮔﻪ ﮔﺮﻳﻪ‌ﺍﻡ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﻣﺴﻤﺎﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ

ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻓﻀﻪ، ﺧﻮﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﻙ ﻛﻦ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭ
ﺩﻟﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ

#حضرت_زهرا_مرثیه

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
17 February 2016
ش
01:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
02:23, 4.7 MB
01:22
#شعرخوانی

شعرخوانی ادیب مسیحی در منقبت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها
ش
15:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تورا به جان حسن دیدگان خود واکن
کمی به طفل حزینت بیا تماشا کن

بود مرا به جگر زخمی و تو ای مادر
کنون به گوشه چشمی بیا مداوا کن

ببین که زانوی غم در بغل گرفته علی
مرو ز هوش نگاهی به سوی بابا کن

دگر مکن زخدا مرگ خود طلب مادر
فقط برای شفا دست خویش بالا کن

زسینه آه مکش خون تازه می آی
کمی به سینه مجروح خود مدارا کن


#حضرت_زهرا_مرثیه
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
23:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
راز غم تو چیست که بر تو خدا گریست

باید هزار چشم شد، آنگه تو را گریست

راه تو تا شهید شدن خون و اشک بود؛

باید گریستن ز تو آموخت، تا گریست

ای در غم حسینِ تو آدم گریسته!

در ماتم تو سلسلۀ انبیا گریست

ای سالنامه‌های جهان فاطمیه‌ات!

باید به داغ تو همۀ روزها گریست

داغ تو را گریست- عزیز پیامبر!-

هر کس برای کشتۀ کرب و بلا گریست

ماه محرم، آینۀ فاطمیه است

باید برای فاطمه در کربلا گریست

ای اولین شهیده! چه رفته است بر سرت؟

افلاک با شنیدن نامت چرا گریست؟

هر بار موجهای جهان مویه می‌کنند

دریا به یاد حضرت خیرالنسا گریست

هر جا که گردباد به شیون بلند شد

معلوم شد کویر به داغ شما گریست

اوّل صدا غریب‌ترین ناله شد، ولی

دیوار و در که روی هم آمد، صدا گریست

هر کس شنید آیه‌ای از دردهای تو

یا ناله کرد و نام تو را خواند، یا گریست

#حضرت_زهرا_مرثیه
#محمدسعید_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
18 February 2016
ش
11:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
آیینه ی پلکها ترک می خواهد

زخم جگر انگار نمک می خواهد

با گریه بیایید به دادش برسیم

مادر وسط کوچه کمک می خواهد

#حضرت_زهرا_مرثیه
#وحیدقاسمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
11:22
بیمار بیت وحی

بیمارم و به سر زده سودای مرگ را
دارم به هر نماز تمنای مرگ را

لب بست از ترنم آمین که زینبم
درگریه ام شنید تقاضای مرگ را

من میزنم نفس نفس از درد و بشنوم
در هر نفس صدای قدم های مرگ را

سیلی و تازیانه و ضرب لگد، زدند
بر دفتر حیات من امضای مرگ را

سخت است دوری تو برایم ولی علی
خواهم به درد خویش مداوای مرگ را

عشق تو زنده داشت مرا ورنه بارها
کردم در آن میانه تماشای مرگ را

یارب به حق فاطمه در کام شیعیان
شیرین نما تو تلخی غم های مرگ را

#حضرت_زهرا_مرثیه
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
12:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺗﺎﮐﻪ ﺧﻭﺍﻧﺪﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﭘﺪﺭﺕ ﺟﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺳﺨﻨﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﻋﻈﻢ ﺑﻮﺩﻩ ست
ﻓﻀﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﻭﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺕ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﺎﺩﺭﺕ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﮐﻔﺮ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﺁﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ

ﺩﺭ و ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺷﺒﯿﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺒﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﺤﺴﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺁﻭﺭﺩ

#حضرت_زهرا_مرثیه
#مجیدتال

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
22:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چون دستهای حیدر کرّار،مادر...
دست تو افتاد آخرش از کار مادر

ای رفته مانند علی تنها به میدان
ای مانده دربین در و دیوار مادر

مُحسن سپاهت بود آن روزی که بودی
در لشگرِ تنهایی ات سردار مادر

از جوشش خون در نفسهایت شنیدم
رازی که پنهان کردی از مسمار مادر

بادرد سر،بادرد بازو،درد پهلو
هرشب تو هستی تا سحر بیدار مادر

می سوزد از هُرم تنت لبهای دختر
می بوسمت این روزها هربار مادر

حالا که بابا رفته بیرون جان زینب
یک لحظه دست از صورتت بردار مادر

شانه زدن بر گیسویم اصلاً بهانه ست
دستی دوباره برسرم بگذار مادر

تنها نه سقف خانه،می دانم پس از تو
دنیاشود روی سرم آوار مادر

از پای این بستر رسیدم پای گودال
دیدم که سالارم شده بی یار مادر

شمربن ذی الجوشن که پایین آمد از تل
شد بند قلبم پاره ، چشمم تار مادر

خون حُسینت را درون شیشه کردند
سرنیزه های وحشی و خونخوار مادر


#حضرت_زهرا_مرثیه
#سعید_کردی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:40
عاقبت کار خودش را کرد این در فاطمه
عاقبت دیدی که محسن گشت پرپر فاطمه

تو امانت پیش من بودی و حالا همسرت
می کِشد هر دم خجالت از پیمبر فاطمه

زخم های پیکرت دارد علی را می کُشد
لاله می کاری ز خون در بین بستر فاطمه

اشک طفلان را در آوردی مکش اینگونه آه
جان من گریه مکن خاتون محشر فاطمه

لب گشا حرفی بزن تا من نیفتادم ز پا
“یا علی” بر گو بگیرم جان دیگر فاطمه

قصد رفتن کرده ای بانو مگر که اینچنین ؟
خانه داری میکنی این روز آخر فاطمه

من که عمری خم به ابرویم نیاوردم ببین
داغ تو کرده چه ها با مرد خیبر فاطمه

آفتاب خانه من بر لب بامی چرا؟
میزنی سو سو ز چه ای نور داور فاطمه

میروی، باشد برو! اما بدان که بعد از این
میشود این خانه دیگر قبر حیدر فاطمه


#حضرت_زهرا_مرثیه
#ابراهیم_لآلی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:46
معجزات چشم زهرا عرش اعظم ساخته
هاجر و آسیه حوا و مریم ساخته

از ازل بیت الاحرام کعبه ، بیت الفاطمه است
کعبه را تسبیح زهرا قرص و محکم ساخته

آخر پیغمبری بابای زهرا بودن است
نور زهرا مصطفی را نور خاتم ساخته

فاطمه حق و مع الحقش علی مرتضی ست
حق ولایت را میان این دو توأم ساخته

پیش زهرا ذوالفقارش سر فرود آورده است
علتش این بوده که شمشیر را خم ساخته

فاطمه وقتی که پای شوهرش آمد وسط
لشگری را با جلال خویش در هم ساخته

دم نمی آرد؛ مبادا همسرش غمگین شود
فاطمه در شعله ها هم سوخته، هم ساخته

گرچه او مقداد و عمار و ابوذر داشت؛ نه
آخرش از یک عجم سلمانِ محرم ساخته

نیمی از ما را خدا در فاطمیه ساخته
نیم دیگر را خود زهرا محرم ساخته

فاطمه معمار خلق سینه زن ها بوده است
یک حسینیه خودش در بین قلبم ساخته

وصله های چادرش دیروز زحمت داشته
تا برای روضه ها امروز پرچم ساخته

روز محشر ریشه های چادری که سوخته
مایه ی آسایش ما را فراهم ساخته

هر زمان در روضه مادر صدایش می کنی
کیسه ما را پُر از فیض دمادم ساخته



#حضرت_زهرا_مدح #محمدجواد_پرچمی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19 February 2016
ش
12:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
05:51, 15.5 MB
12:45
#شعرخوانی

شنیده میشود از آسمان صدایی که...

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حمیدرضابرقعی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
15:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای جان و ای جانان حیدر فاطمه جان
بسته به جانت جان حیدر فاطمه جان

وقت هجوم غصه ها بودی همیشه
تنها تو پشتیبان حیدر فاطمه جان

با تو بهشت من بود این خانه اما
بی تو شود زندان حیدر فاطمه جان

از من مپوشان رخ مزن اینقدر آتش
بر سینه سوزان حیدر فاطمه جان

هرشب که می آید از آن ترسم که آخر
باشد شب هجران حیدر فاطمه جان

با رفتنت ای همدم تنهایی من
غم می شود مهمان حیدر فاطمه جان

تنهان امید زندگی من تو بودی
پایان تو پایان حیدر فاطمه جان

بعد از تو زینب اشک مظلومی بگیرد
از دیده گریان حیدر فاطمه جان

پهلوی تو بشکست و رویت گشت نیلی
از کینه عدوان حیدر فاطمه جان

مردم همه دیدند در کوچه چگونه
پامال شد قرآن حیدر فاطمه جان

غنفذ مغیره هرکسی آمد تو را زد
در پیش دیدگان حیدر فاطمه جان

دشمن که میزد بر تو دیدم لرزه افتاد
بر پیکر طفلان حیدر فاطمه جان


#حضرت_زهرا_مرثیه
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
20:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺩﻳﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻱ ﺍﻧﺴﻴﻪ ﺍﻟﺤﻮﺭﺍ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟
ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﺭﺍ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﺩﺷﻤﻦ ﻭ ﺑﻴﺖ ﻭﻟﺎﻳﺖ، ﻫﻴﺰﻡ ﻭ ﺑﺎﻍ ﺑﻬﺸﺖ
ﺷﻌﻠﻪ ﻱ ﺁﺗﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﺗﺎﺯﻳﺎﻧﻪ ﺷﺮﻡ ﻛﻦ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺖ، ﺩﺳﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ
ﺍﻱ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺼﻤﺖ ﻛﺒﺮﻱ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﻣﺮﺩ ﻛﻮ، ﺗﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﺳﺘﻲ ﺑﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺁﺳﺘﻴﻦ
ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺯﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﻭﺣﻲ ﻭ ﺷﻴﻄﺎﻥ، ﺭﻭﺑﻪ ﻭ ﺷﻴﺮ ﺧﺪﺍ
ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ ﻇﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺎﺯﻭﻱ ﻣﻮﻟﺎ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﺑﻴﺖ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻧﮕﺸﻮﺩﻩ ﺑﺎ ﺿﺮﺏ ﻟﮕﺪ
ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭘﻬﻠﻮﻱ ﺍﻧﺴﻴﻪ ﺍﻟﺤﻮﺭﺍ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺳﻨﮕﺪﻝ
ﻣﺎ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺍﻱ ﻇﺎﻟﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﺍﻱ ﻣﻐﻴﺮﻩ ﺑﺸﻜﻨﺪ ﺩﺳﺘﺖ ﻛﻪ ﻛﻮﺛﺮ ﺭﺍ ﺯﺩﻱ
ﻫﻴﭻ ﺩﺍﻧﻲ ﺿﺮﺏ ﺩﺳﺘﺖ ﻛﺮﺩ ﺑﺎ ﺯﻫﺮﺍ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﻣﺠﺘﺒﻲ ﻣﻲ‌ﮔﻔﺖ ﻭﺍ ﺍُﻣّﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﺮﺩ
ﺑﺎ ﺩﻝ ﺷﻴﺮ ﺣﻖ ﺁﻥ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻭﺍ ﺍُﻣّﺎ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﺍﻱ ﻛﻪ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻲ ﺍﺯ ﻓﺎﻃﻤﻪ
ﻫﻴﭻ ﺩﺍﻧﻲ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺫﺍﺕ ﺣﻖ ﻛﻨﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

ﻛﺎﺵ ﺑﻮﺩﻱ ﻛﺎﺵ ﻣﻲ‌ﺩﻳﺪﻱ ﻏﻠﺎﻑ ﺗﻴﻎ ﺭﺍ
ﻛﺮﺩ ﺑﺎ ﺑﺎﺯﻭﻱ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺼﻤﺖ ﻳﻜﺘﺎ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

«ﻣﻴﺜﻢ» ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺟﮕﺮ ﺑﻨﻮﻳﺲ ﺩﺭ ﺩﻳﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ ﻧﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨّﺖ ﺍﻋﻠﻲ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ؟

#حضرت_زهرا_مرثیه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
20:26
ﺳﺰﺍﻱ ﮔﻠﺸﻦ ﻭ ﮔﻞ ﺷﻌﻠﻪ‌ﻫﺎﻱ ﻫﻴﺰﻡ ﻧﻴﺴﺖ
ﻛﻠﻴﺪ ﺩﺭﺏ ﺣﺮﻡ ﺣﻤﻠﻪ ﻭ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻧﻴﺴﺖ

ﺑﺮ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﻟﮕﺪ ﻧﻤﻲ ﻛﻮﺑﻨﺪ
ﻣﺤﻞ ﻭﺣﻲ ﺧﺪﺍ ﻣﺤﻔﻞ ﺗﺨﺎﺻﻢ ﻧﻴﺴﺖ

ﮔﻞ ﺑﻬﺸﺖ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺗﺎﺯﻳﺎﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ
ﺣﺮﺍﻡ ﺯﺍﺩﻩ، ﺣﺮﻡ ﺯﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺗﺮﺣﻢ ﻧﻴﺴﺖ

ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻠﻮﻱ ﻭﻟﻲ ﻧﻤﻲ ﺑﻨﺪﻧﺪ
ﻣﮕﺮ ﻭﺻﻲ ﭘﻴﻤﺒﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺴﺖ

ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﺍﻍ ﻛﺴﻲ، ﻧﺎﻛﺴﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﺧﻨﺪﻧﺪ
ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺎﻟﻪ ﻱ ﻏﻤﺪﻳﺪﮔﺎﻥ ﺗﺒﺴﻢ ﻧﻴﺴﺖ

ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺍﺭﺙ ﻧﺒﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮﺩ
ﺑﻪ ﻛﻔﺮ ﻭ ﻛﻴﻔﺮ ﺍﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻱ ﺗﺮﺣﻢ ﻧﻴﺴﺖ

#حضرت_زهرا_مرثیه

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی ر الحسین علیه السلام
20:26
به وقت مرگ پر کردم زخون چشم تر خود را
که تنها می گذارم بین دشمن شوهر خود را

فتادم سخت در بستر الهی برندارم سر
که سر بنهاده بر دیوار بینم همسر خود را

خدایا اولین مظلوم عالم را تو یاری کن
که امشب می دهد از دست تنها یاور خود را

دلم خواهد که برخیزم سرشک از دیده اش گیرم
دل شب چون نهد بر قبر پنهانم سر خود را

الهی تا جهان باشد نبیند دیدۀ طفلی
کنار خانه زیر تازیانه مادر خود را

اجل ایکاش در آن ماجرا می بست چشمم را
نمی دیدم نگاه دردناک دختر خود را

گواهی میدهد فردای محشر عضو عضو من
که کشتند این جماعت دختر خود را

علی جان گریه کن تا عقده ای از سینه بگشائی
مکن حبس این قدر آه دل غم پرور خود را

از آن ترسم تو را فردا فلک از پا دراندازد
که امشب می دهی از دست رکن دیگر خود را

حلالم کن حلالم کن حلالم کن حلالم کن
خداحافظ که گفتم با تو حرف آخر خود را

گرفتم شاخه های نخل عشقت، دار شد (میثم)
نریزی جز به خاک حیدر و زهرا بر خود را


#حضرت_زهرا_مرثیه
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
20 February 2016
ش
19:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شعرخوانی

سکوت عین سکوت است بی همانند است...

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حمیدرضابرقعی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19:50
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
06:47, 20.2 MB
19:52
منم که گردش شام و سحر به دستم بود
ظهور و غیبت شمس و قمر به دستم بود

منم حبیبه ی حق بضعه النبی ، زهرا
کسی که ملک قضا و قدر به دستم بود

به من رسید جفایی که هستی ام را سوخت
از آن جفا سندی معتبر به دستم بود

فدک مگوی که از دادن و گرفتن و آن
دلی شکسته و خون جگر به دستم بود

در آن زمان که به سیلی نوازشم دادند
هنوز جای لبان پدر به دستم بود

نگاه مات حسن کشت و زنده کرد مرا
که وقت حادثه دست پسر به دستم بود

مغیره بازویم از ضرب تازیانه شکست
که وقت مرگ هنوز آن اثر به دستم بود

نظر به دست علی دوختند خلق ولی
در آن میانه علی را نظر به دستم بود

تن ضعیف کجا و چهل نفر ای کاش
توان و قدرت از این بیشتر به دستم بود

نمی گذاشتم او را کشان کشان ببرند
دوباره دامن مولا اگر به دستم بود

کشیدم آه به نفرین ولی علی نگذاشت
از آنکه امر حیات بشر به دستم بود

شکسته دست من افتاد دیگر از دستاس
اگر چه امر قضا و قدر به دستم بود

شبی که زینب من پیش بسترم خوابید
نگاه دختر من تا سحر به دستم بود

همیشه دست 'موید' گرفته ام از لطف
که مادرم من و چشم پسر به دستم بود


#حضرت_زهرا_مرثیه
#سیدرضاموید

https://telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
21 February 2016
ش
06:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
از آن چه در دو جهان هست بیشتر دارد
فقط خداست که از کار او خبر دارد

یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود
اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای
کسی که کفو علی می شود جگر دارد

کمر به یاری تنهایی علی بسته
میان کوچه اگر دست بر کمر دارد

سر علی به سلامت چه باک از این سردرد
محبت ولی اللّه دردسر دارد

کسی که شهر سر سفره ی قنوتش بود
چگونه دست به نفرین قوم بردارد ؟!

صدا زد : " اشهد ان علی ولی اللّه "
ولی دریغ که این شهر گوش کر دارد

زمان خوردن حقّ علی و اولادش
سقیفه است و احادیث معتبر دارد

سقیفه مکتب شیطانی خلافت بود
سیاستی که برایش علی ضرر دارد

کنیز بیت علی خاک را طلا می کرد
سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد

اگر چه باغ فدک نعمت فراوان داشت
ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد

گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی
در آن محله که بسیار رهگذر دارد

بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست
زمان جنگ بیاید اگر هنر دارد

کشید و برد ، زد و رفت ، من نمی دانم
حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد

بگو به شعله : چه وقت دخیل بستن بود ؟
هنوز چادر او کار با بشر دارد

بگو به میخ : که این کعبه را خراب نکن
غلاف کاش از این کار دست بردارد

دهان تیغ دو دم را عجیب می بندد
وصیتی که علی از پیامبر دارد

فدای محسن شش ماهه اش که زد فریاد
سپر ندارد اگر مادرم پسر دارد

به شعله سوخت پر و بال مادر ، امّا نه
حسین هست ، حسن هست ، بال و پر دارد

اگر خمیده علی از نماز آیات است
در آسمان غمش هاله بر قمر دارد

شبانه گشت به دست ستاره ها تشییع
که ماه الفت دیرینه با سحر دارد

میان شعله دعایش ظهور مهدی بود
که آه سوختگان بیشتر اثر دارد


#حضرت_زهرا_مرثیه
#مجیدتال


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
06:49
ای بال و پرشکسته مکش پر زلانه ام
با رفتنت مکن تو عزاخانه - خانه ام

وقتی که رخ زمن تو نهان میکنی ببین
با اشک و گریه محو در آستانه ام

برموی زینب تو خودم شانه می زنم
چون با خبر ز زخم روی کتف و شانه ام

چون خنده میکنی به رخم خنده میکنم
ورنه برای گریه پی یک بهانه ام

در سیل اشک های خودم غرق میشوم
شرمنده از وقوع غمی بی کرانه ام

اشک مرا مگیر به دست شکسته ات
من روضه خوان ضربت آن تازیانه ام

#حضرت_زهرا_مرثیه
#محمدحسن_بیاتلو

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
06:52
🍃#یاـزهراـ .....🍃


کُنج خانه فاطمه مأوا مگیر
دست مجروح از غمت بالا مگیر
بر لبت ذکر "وَفاتیٖ" را مگیر
سایه ات را از سر دنیا مگیر

با نگاه از چه جوابم می کنی
می روی خانه خرابم می کنی

باغ سبز من خزانی گشته ای
زیر بار غم کمانی گشته ای
ای که غمگین درجوانی گشته ای
دور طفلان تا توانی گشته ای

دستِ کار از آستین، بیرون مکن
این چنین اطفال خود محزون مکن

دست خود داری به زانو...آه، آه
همچو شمعی تو به سوسو...آه،آه
می شوی پهلو به پهلو...آه، آه
هم گرفتی از علی رو...آه، آه

در میان بسترت مُبهم شدی
کم شدی و کم شدی و کم شدی

تو به جانت غم خریدی فاطمه
با پَرِ خسته پریدی فاطمه
پای عشق من خمیدی فاطمه
سیلی و مسمار دیدی فاطمه

گرچه با غم زندگی صرفی نداشت
جز "حلالم کن علی" حرفی نداشت

غم فزون دارم به سینه بی عدد
قاتل تو شد گمانم آن لگد
من دوباره گیرم از نامت مدد
باورش سخت است،می چینم لحد

سینه گردیده ز داغت چاک،چاک
جانِ حیدر رُخ مکن پنهان به خاک

یا رسول الله امانت را بگیر
یاس پرپر از خزانت را بگیر
پاره ی قلبت، جوانت را بگیر
پیکرِ بی جانِ جانت را بگیر

تو الف دادی و دالت می دهم
بدر بخشیدی هلالت می دهم

بی تو تنها همدم آه شبم
محرم اسرار من، چاه شبم
تا به خاکت راهی ازراه شبم
من غریبانه ترین ماه شبم

بعدِ تو از سینه ام غم پا نشد
بُغض مانده در گلویم وا نشد


#حضرت_زهرا_مرثیه
#وحید_دکامین

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
07:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چه کنم بی تو اگر زنده بمانم ، چه کنم
کاش می شد که در این شهر نمانم ، چه کنم

تا سحر خواب نداری و دعا گوی منی
شده بیماری تو قاتل جانم ، چه کنم

مردم از گریه ی تو خسته ، تو از گریه ی من
اشک از دیده ز داغت نفشانم ، چه کنم

من که صد ها گره ی کور به دستم وا شد
گِرِهم روی گره خورده ندانم ، چه کنم

حاضرم جان بدهم چهره ی خود باز کنی
گرچه شرمنده از این روی نهانم ، چه کنم

تا مغیره رسد از راه حسن می لرزد
من به حال پسرم بس نگرانم ، چه کنم

گیرم از کوچه به یادت رفت و آمد نکنم
با در سوخته ی خانه ندانم ! ! ، چه کنم

استخوان های تو بیرون زده لاغر شده ای

چِقَدَرَ پیر شدی یار جوانم ، چه
ای زمین خورده ، علی هست زمین خورده ی تو

بیش از این نیست به تن ، تاب و توانم ، چه کنم

به یقین حرف دلم بود که "انسانی" گفت:
"من زمین خورده ترین مرد زمانم ، چه کنم"

#حضرت_زهرا_مرثیه
#سعید_خرازی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:18
دیگر در آسمان امیدم ستاره نیست
انگار جز یتیم شدن راه چاره نیست

حالا که عازم سفری پس مرا ببر
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

معجر ز چهره باز کن امشب که بعد از این
فرصت برای دیدن رویت دوباره نیست

جای سلام پلک به هم می زنی چرا
راهی برای حرف زدن جز اشاره نیست؟

این یادگارها که به من هدیه می دهی
در بینشان چرا اثر از گوشواره نیست

معلوم شد چرا ز کفن ها یکی کم
سهمی برای آن بدن پاره پاره نیست

#حضرت_زهرا_مرثیه
#علی_صالحی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
07:26
حضرت زهرا(س)-زبان حال امام حسین(ع)


ببش از این سوختن نمیخواهم
گریه بر خویشتن نمیخواهم

مده زحمت به بازویت مادر
به خدا پیرهن نمیخواهم

فکر عریانی مرا تو مکن
غرق در خون کفن نمیخواهم

درد داری تو استراحت کن
نیمه شب آب من نمیخواهم

شرح این گوشوار خونی را
من دگر از حسن نمیخواهم

وقت قتلم نیا سوی گودال
وقت کشته شدن نمیخواهم....

...تو ببینی که شمر می آید
از تو بر سر زدن نمیخواهم

روی تو سایه ای کبودین داشت
سر سالم به تن نمیخواهم

وعدۀ ما دوتا، میان تنور
بیش ازاین سوختن نمیخواهم



#حضرت_زهرا_مرثیه
#محمدجواد_پرچمی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22 February 2016
ش
21:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تا چند دسته گل شود امشب نثار تو

خون گریه میکنم سر خاک مزار تو



برخیز و موج چشم ترم را نگاه کن

شمعی نداشتم جگرم را نگاه کن



مادر ز جای خیز که مهمانت آمده

مهمان دلشکسته و گریانت آمده



اینکه نشسته است کنارت حسین توست

این بی قرار گرم زیارت حسین توست



برخیز و حالی از پسر کوچکت بپرس

حال بقیه را هم از این کودکت بپرس



رفتی و نیستی که ببینی برادرم

هر روز آب میشود از غصه در برم



بر سینه اش گرفته حسن چادر تو را

گوید مدام زیر لب ای وای مادرم



ار لحظه ای که رفتی از این خانه تاکنون

شانه نخورده است به گیسوی خواهرم



از اینکه بغض کرده و خانه نشین شده

ترسم که جان دهد پدرم در برابرم



آیا تو بر حسین جوابی نمیدهی؟

تشنه رسیده کاسه آبی نمیدهی؟



برخیز و با حسین ز بازو سخن بگو

از دردِ زخم سینه و پهلو سخن بگو



مادر بگو که خوب شده زخم ابرویت؟

بهبود یافته آن چشم کم سویت؟



یادم نرفته بر در و دیوار خوردنت

یادم نرفته سیلی بسیار خوردنت



یادم نرفته روی زمین دست و پا زدی

بابا نبود خادمه ات را صدا زدی



رفتی و ماند خاطره هایت برای من

زنده شود عزای تو در کربلای من



یعنی که بعدها تو می آیی به دیدنم

در قتلگاه وقت سر از تن بریدنم



وقتی که رفت بر سر نیزه سرم بیا

وقت هجوم اسب روی پیکرم بیا



فکر رباب باش که در بین سلسله است

وقتی می افتد از سر نی اصغرم بیا



نیمه شب است و قافله در دشت می رود

افتد ز روی ناقه اگر دخترم بیا



#حضرت_زهرا_مرثیه
#علی_صالحی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
21:21
سرنوشت آن گل پرپر نمی دانم چه شد

شرح این خون گریه را آخر نمی دانم چه شد



احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود

آن سفارش های پیغمبر نمی دانم چه شد



روزگاری مرغ عشقی این حوالی خانه داشت

آشیانش سوخت، بال و پر نمی دانم چه شد



چند نامرد آمدند و هیزمی آماده شد

در که کلا" سوخت، میخ در نمی دانم چه شد



بعد از آن سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید

حالت گلبرگ نیلوفر نمی دانم چه شد



شد فدک سیراب از سرچشمه پهلوی او

لاله های رسته بر بستر نمی دانم چه شد



موی مادر را که می دانم شده از غم سپید

گیسوی بی شانه دختر نمی دانم چه شد



دستهای شوهرش زخمی شد از ردّ طناب

ریسمان بر گردن حیدر نمی دانم چه شد



...هیچ کس قبر شریفش را نمی داند کجاست

آخر این قصه را دیگر نمی دانم چه شد

#حضرت_زهرا_مرثیه
#عباس_احمدی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
21:26
بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم

دلداده ای رسید به دلدار دخترم



دیدی که راست گفتم و ملحق شدی به من

دیدی رسید وعدۀ دیدار دخترم



طوبای قد کمانی بابا خوش آمدی

اتمام یافت سختی و آزار دخترم



دلتنگ مادرت شده بودی نگاه کن

چشمش به راه تو شده خونبار دخترم



ریحانه ای و قلب بهشت است جای تو

نه زیر دست و پای چهل خار دخترم



ای وای با امانتم آخر چه کرده اند

نفرین بر این جماعت بی عار دخترم



با آن همه سفارش و توصیه باورش

سخت است یک عزیز شود خوار دخترم



ماندم چه کینه ای مگر از تو وجود داشت

تا شهر را کند سرت آوار دخترم



ماندم چگونه شیر خدا دست بسته شد

جرمش چه بود حیدر کرار دخترم



والله من که اجر رسالت نخواستم

مزد چه بود ضربه مسمار دخترم



اصلاً مدینه با نوۀ من چه کار داشت

محسن کجا و آن در و دیوار دخترم



دیگر هر آنچه بود گذشت و تمام شد

بگذار تا بگویم از اسرار دخترم



بنشین نگاه کن که پس از سال های سال

این قصه ها شود همه تکرار دخترم



از تو به دختر پسرت ارث میرسد

چشمی کبود و بی رمق و تار دخترم



آن قدر مثل تو کتکش میزنند تا

گردد نیازمند پرستار دخترم



بنشین نگاه کن که برای سه ساله هست

جاماندنِ ز قافله دشوار دخترم



بنشین نگاه کن که رقیه چه میکِشد

از دست ضجر بعد علمدار دخترم



باران سنگ آید و می گوید عمه اش

خود را به روی ناقه نگهدار دخترم


#حضرت_زهرا_مرثیه
#علی_صالحی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
29 February 2016
ش
12:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مادرم پشت در افتاد به دادم برسید
پشت در با پسر افتاد به دادم برسید

‌ ضربه آنقدر به پهلوی گلش کاری بود
که زشاخه ثمر افتاد به دادم برسید

در زجا کنده شد افتاد به روی مادر
جان او در خطر افتاد به دادم برسید

مادرش نیست به داد دل دختر برسد
فضه در دردسر افتاد به دادم برسید

با همان حال به دنبال علی رفت ولی
چند قدم پیشتر افتاد به دادم برسید

هر چه کردند نمی کرد رها حیدر را
کار با ده نفر افتاد به دادم برسید

یک نفر نیست بگیرد غلاف از قنفذ
ضربه اش کارگر افتاد به دادم برسید

آنقدر در وسط کوچه زدند زهرا را
مثل یک محتضر افتاد به دادم برسید

مردم شهرمدینه چقدر نامردید
دخت خیرالبشر افتاد به دادم برسید

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
5 March 2016
ش
00:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای روزگار چند صباحی به کام باش
بر زخم ما به جای نمک التیام باش

جمعیتی رسید ز دارالنّفاق شهر
روح الامین مراقب دارالسّلام باش

فریاد بی طهارت نامحترم خموش
پشت در است طاهره با احترام باش

این هیزم از کدام جهنم رسیده است
ای در مسوز مثل دلم، با دوام باش

اینجا “خلیله” در وسط شعله مانده است
یا نار بهر فاطمه “برداً سلام” باش

ای آهنی که کوره ی هیزم چشیده ای
دور از محل بوسه ی خیرالانام باش

حالا که داستان فدک ناتمام ماند
ای شعر پس تو هم غزلی ناتمام باش

#حضرت_زهرا_مرثیه
#میلاد_حسنی


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امشب سپهر دیده من پر ستاره است
داغ نهفته در جگرم بی شماره است


با سینه شکسته مکش آه فاطمه
کز سوز سینه ات دل من پر شراره است

یک گوشه چشم واکن و بنگر که زینبت
در پیش تو نشسته و گرم نظاره است

با من بگو تو ای گل آزار دیده ام
از چه به هر دو گوش تو یک گوشواره است

زهرا مگر چگونه عدو سیلیت زده
کز ضربتش دولاله گوش تو پاره است


شد کشته از فشار در و صد هزار حیف
در خانه جای خالی یک شیرخواره است

#حضرت_زهرا_مرثیه
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
11 March 2016
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مستِ پیاله بی خبر از مستیِ خُم است
کِی دیده شمس؟ آنکه پیِ نورِ انجم است

آن دیده ای که دیده علی را به مردمش
بیزار از نگاه به چشمانِ مردم است

مردی که جبرئیل فرستاده اش درود
یک در میان، جوابِ سلامش"علیکم" است!

چشمی غروبِ ساحلِ چشمانِ مرتضی ست
کز غربتش چو بحر،غریقِ تلاطم است

آمد تفارقی بزند بینشان به هم
شیطان چو دید بین دو عاشق تفاهم است

سیصد نفر هجوم به یک خانه برده اند
یک درب را چه ظرفیتِ این تراکم است؟

آخر در آن میانه چرا یک نفر نگفت:
با بضعه الرسول چه وضعِ تکلم است؟

بنت الرسول بودنِ او هیچ؛ لا اقل
مردم حیا کنید! که ناموسِ مردم است

پروانه ای که سوختنش را بس است شمع
وی را چه تابِ آتش جانسوز هیزم است؟

من بیش از این به روضه نخواهم ورود کرد
مردی ز ره رسید که بد دست بود و مست...
.

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسین_نادری


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
18:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمین به لرزه در آمد به دل شرر افتاد
دمیکه مادر سادات پشت در افتاد


بهشت، شعله گرفت و ز هرم آن آتش
عزیز حیدر کرار، در خطر افتاد


صدای فاطمه را پشت در شنید،ولی ..
چنان لگد به در خانه زد، که در، افتاد


صدای یا ابتایش به آسمانها رفت
که آه یا ابتا محسنم دگر ، افتاد


چنان هجوم به درب سرای او بردند ...
که از درخت ولای على ، ثمر ، افتاد


طناب بسته به دستان مرتضی اما
طنابشان به گلوی پیامبر افتاد


اگرچه دست ، شکسته ، ولی امانش برد
دمیکه نیمه ی شب، درد بر کمر افتاد


علی ندید ، ولی پیش دیده ی زینب ...
شکست مادر و کم کم شکسته تر افتاد


بجز کبودی رخ ، یادگاری از کوچه ...
به کتف و بازو و ابروی او اثر افتاد


شکست درب و خدا هم عزا گرفت آنروز
چرا که مادر سادات پشت در افتاد


#حضرت_زهرا_مرثیه
#محسن_تهران

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19:00
بعد از نبی به فاطمه امت وفا نکرد
اجر رسالت پدرش را ادا نکرد

از میخ در مپرس که با سینه اش چه کرد
از سینه اش بپرس که با او چها نکرد

در این جهان که ذکر زمین خورده ها علی است
زهرا زمین که خورد علی را صدا نکرد

با قصد کشت دخت نبی را مغیره زد
آن بی حیا؛حیا زرسول خدا نکرد

هر چه زدند فاطمه را بین کوچه ها
دستش شکست و دامن مولا رها نکرد

شمشیر را که دید به روی سر علی
طاقت زدست داد و چه غوغا به پا نکرد
آنقدر داد زد که علی را رها کنید
تا سوی خانه شوهر خود را روانه کرد
‌‌‍‌‍...
زهرا مگر نبود به گودال قتلگاه
یا بود،عدو به ناله او اعتنا نکرد

دشمن حیا نداشت که نادیده اش گرفت
رحمی چرا به فاطمه شمشیرها نکرد

قاتل کشبد خنجر و زهرا کشید آه
این از نفس فتاد ولی او حیا نکرد

این صحنه را چو دید به گودال خواهرش
آهی کشید و گفت که بیچاره مادرش

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
19:02
منی که اول هر کار یاعلی گفتم
به لطف ایزد دادار یاعلی گفتم

گل بهشتی گلزار وحی بودم که
شدم مواجهه با خار یاعلی گفتم

خلیل وار چو کاشانه ام در آتش سوخت
قدم زدم وسط نار یاعلی گفتم

شکست پهلوی من تا که از فشار لگد
میان آن در و دیوار یاعلی گفتم

زدست محسن شش ماهه رفت و ناله کنان
به پیش صدمه مسمار یاعلی گفتم

به سینه میخ فرو رفت و من به جای آه
زسوز سینه خونبار یاعلی گفتم

به طوف کعبه روی علی در آن کوچه
به جای تلبیه بسیار یاعلی گفتم

به کف گرفته کمربند فاتح خیبر
به عشق حیدرکرار یاعلی گفتم

مغیره پیش حسن تازیانه ام میزد
به جرم اینکه من زار یاعلی گفتم

به زیر ضرب غلاف قنفذ ملعون
فتاد بازویم از کار یاعلی گفتم

زپا فتادم و میخواستم که برخیزم
گرفته دست به دیوار یاعلی گفتم


برای حفظ علی من زخانه تامسجد
به زیر لب صد و ده بار یاعلی گفتم

همیشه نام علی خوشترین کلام من است
تمام خلق بدانند علی امام من است

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
ش
21:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
من كه از عشق علی چون شمع شيدا سوختم

صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم


سوختم تا يك سر مويی نسوزد از علی

تا بماند رهبرم ، من بی مهابا سوختم


بی گنه بودم ولی در آتشم انداختند

محسنم شد كشته، ناليدم كه بابا سوختم


زينبم می ديد آتش زائر رويم شده

از پريشانی او در بين اعدا سوختم


صورت آتش گرفته تا زسيلی شد كبود

شكر كردم، بهر حفظ جان مولاسوختم


مثل چشم مجتبی ، مسمار ، يارب سرخ بود

من نمی گويم چه شد تنهای تنها سوختم


هركه نان از سفره ی ما برده بود استاده بود

بسكه نامردی بود در اين تماشا سوختم


سوختم تا شعله ی عشقت بماند جاودان

پای تا سر يا علی با اين تمنا سوختم


#حضرت_زهرا_مرثیه
#جواد_حیدری


Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
21:57
#مصیبت_حضرت_زهرا_علیهاالسلام

غم زهراي مرا هيچ تسلايي نيست
غصه اي سخت تر از غصه تنهايي نيست

گر چه سخت است غم دوري يارم اما
چه کنم چاره بجز صبر و شکيبايي نيست

مرگ بهتر بود از زندگي بي زهرا
خير در زندگي ام نيست چو زهرايي نيست

عالمي هم بشود همدم و غمخوار علي
باز تنهام که چون فاطمه همتايي نيست

بعد تو اي همه جا همدم و غمخوار دلم
سهم من جز غم و اين ديده دريايي نيست

بر سر قبر تو آيم همه شب گريه کنم
بر تسلاي دلم بهتر از اين جايي نيست

کودکان چشم به راهند که من برگردم
چه کنم پاي مرا قوت و يارايي نيست

#حضرت_زهرا_مرثیه #محمد_معارفوند

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:00
منم آن زهره که دستان ستم تارم کرد
جا چو ابر سیهی بر مه رخسارم کرد

کس عیادت زمن خسته و بیمار نکرد
تا اجل آمد و آسوده از این دارم کرد

گر چه از داغ پدر سوختم اما به خدا
خون به دل بی کسی شوهر بی یارم کرد

رو زدم بر همه تا حق علی را گیرم غربتش دربه در خانه انصارم کرد

بضعه پاک نبی بودم و دشمن اخر
به چه جرم و گنهی این همه آزارم کرد

لگد آنگونه به در زد که پهلوم شکست
بشکند پاش چنین دست به دیوارم کرد

منکه از خانه برون پا ننهادم هرگز
این غریبی علی بود که ناچارم کرد

رفته بودم گره از کار علی باز کنم
قنفذ آمد وسط راه گرفتارم کرد

دست او باز نشد دست من از کار افتاد
دست بشکسته خجالت زده از یارم کرم

#حضرت_زهرا_مرثیه
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22:05
#شعرخوانی

دریای نور احمد و زهراست کوثرش


#غلامرضاسازگار
22:08
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
05:34, 16.6 MB
22:11
نظرات
پیشنهادات
انتقادات
و ارسال شعر از طریق شناسه
@jenabeh_j
12 March 2016
ش
01:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
پیش چشم باغبان وقتی که گل پرپر شود
باید از خون دل او لب به لب ساغر شود

تا که در شد باز قرآن محمد بسته شد
حق نبود این که چنین با سوره ی کوثر شود

یاس بود و در دو ماه آخر عمر کمش
قسمتش این بود که مانند نیلوفر شود

فاطمه یعنی مجیب دعوه المضطر شدن
بالاخص وقتی علی مرتضی مضطر شود

از همین رو رفت بین کوچه با حال نزار
تا گشوده دست های فاتح خیبر شود

شمع و پروانه به هم پیوند دارند از الست
شمع می سوزد اگر پروانه خاکستر شود

سخت زد قنفذ به روی بازوی بی بی ما
نیتش این بود زینب زود بی مادر شود

آه که دور زمانه کوچه را گودال کرد
پس طبیعی بود که مسمار هم خنجر شود


#حضرت_زهرا_مرثیه
#محمدحسین_مهدی_پناه

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
01:59
السلام علیک یا امیرالمومنین نفسی لک الفدا...


تب و تابی که در حیرت فروشم مفت مژگانش
گران سنگ است هر زخمی که دید آئینه، ارزانش
.
من از شرم غلاف و لاف شرم، آشفته می مانم
که پشت و روی تیغش را ببوسم جای دستانش
.
کریمی که به نان خشک، قانع بوده و اما
جزامی را نصیبی باشد از سیمرغ بریانش
.
مرادش چیست از خلق مریدی همچو من یارب
جزاینکه جوری جنسش شوم در کنج دکّانش
.
من از نسل مسلمانانِ خندق آشنا هستم
که از احزاب، بیزارم... منم از نسل سلمانش
.
بدون حیدر، «اللهُ صمد» کفری ست تکراری
درید از نام شیرین علی، کعبه، گریبانش
.
ز پاپوشی که میدوزند شام و کوفه بیزارم
«علی» را می پسندم با همین نعلین ارزانش
.
.
.
.
«حریف حرز زهرا کیست؟» پرسیدم از آن جوشن
نیامد پاسخی جز «هیچ» و «هرگز»، تا به الانش
.
یهودی شد مسلمان و مسلمان شد یهودا...آه!
علی در کوچه میرفت و بتول، افتان و خیزانش
.
بجز حیدر، که بهر دلبرش تابوت می سازد؟
ستون روضه حنانه باشد اشک حنانش
.
بمیرم! جای ششماهه در آغوش علی خالیست
بخندد میخ بر یک سوم خالی لیوانش
.
پس از معشوقه اش، مردم! اگر محکوم و گر حاکم
که گوید زندگی آخر به این سی سال، زندانش!؟

#احمد_بابایی

Telegram.me/Raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه الحسین السلام
ش
12:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زبان حال امام حسن علیه السلام

من ای کاش همچو گل پژمرده بودم
همانجا بین کوچه مرده بودم
همیشه حسرتم این بود مادر
که من جای تو سیلی خورده بودم

#حضرت_زهرا_مرثیه
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
13 March 2016
ش
01:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
با کشتی دردی که به پهلوش نشسته...
از روی ادب روی دو زانوش نشسته

جانم به فدای قد از غصه کمان و...
یاقوت کبودی که به بازوش نشسته

در اوج جوانیست خدایا ز چه بابت
برف غم ایام به گیسوش نشسته؟؟

تصویر غریبی ست که شرحش نتوانم
مادر پس در .... میخ در آغوش نشسته

آفاق همه تیره شده بعد وفاتش
گویی که خدا نیز سیه پوش نشسته
 
شکرم همه این است که از روز تولد...
عشق علوی بر دلم _از گوش_نشسته

#حضرت_زهرا_مرثیه
#محمد_صادق_امیری

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
22 March 2016
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم الله الرّحمن الرّحيم
عاميانه اي:
تقديم به حضرت امّ البنين سلام الله عليها

نوكراي ساده تيم امّ البنين
سر تا پا ارادتــيم امّ البنين
بي بي جانم ما فقير بيچاره ها
وقفِ خانواده تيم امّ البنين

خانوم خونه ي آقامون علي
محرمه محرم غمهامون علي
ميتونيم شما رو مادر بخونيم
اگه رخصت بده بابامون علي

از همه غيره شما خسته شديم
به ابالفضل تو وابسته شديم
ما مثه عريضه هاي حاجتيم
به پره كبوترات بسته شديم

از شما درس ولايت ميگيريم
رخصت عرض ارادت ميگيريم
تو گرفتاريامون ، برا شما
سفره ميندازيم و حاجت ميگيريم

خيلي زشته نوكرات كم بيارن
يا توي نوكري شون كم بذارن
هديه ميشن به شما تو مشكلات
صلواتايي كه رد خور ندارن

به غم چشماي گريونِ حسين
به دل ساقي دلخونِ حسين
به اميده نااميد شده ش قسم
رو مونو نزن زمين جونِ حسين

دلامون هزار تا درد و غم داره
ولي باز اميد به اين عَلَم داره
برا كربلا گذرنامه ي ما
مُهره تأييد شما رو كم داره

#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#محمّد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین
24 March 2016
ش
22:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بی مرحمتت درد مداوا نشود که
بی عشق تو هر سینه مصفا نشود که

در نوکریت راه عروج است همیشه
هرکس نشد افتاده تو پا نشود که
اندر نظر ما همه آقایی دنیا
جز نوکری کوی تو معنا نشود

بر کعبه صفا کرببلا داده وگرنه
بی کریبلا کعبه مصفا نشود که

این تاج غلامی شما بهر خواص است
هرکس که نظر کرده زهرا نشود که

دربار سلاطین جهان را که بگردیم
شاهی بخدا مثل تو پیدا نشود که


فردا که به پا محکمه عدل الهیست
با دشمن تو هیچ مدارا نشود که

#عبدالزهرا

#امام_حسین_مناجات

Telegram.me/raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام
11 April 2016
ش
06:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحدامام هادی علیه السلام
سبک قدم قدم..بایه علم
▪▪▪▪

درسینه ماتم سامرا
میسوزم ازغم سامرا
میشوم باسلامی ازدور.
زائر حرم سامرا

سربذارم. به تربت. امام هادی و امام عسگری
گریه کنم. به غربت......
یامظلوم یاامام هادی4
▪▪▪
آقامون روشبانه بردند
غریبانه زخانه بردند
بی عبا بی عمامه ای وای
چقدر ظالمانه بردند

کشان کشان . باعجله. می برن آقارو بااشگ وزمزمه
پای برهنه نیمه شب. چقد غریبن پسرای فاطمه

یامظلوم یاامام هادی4
▪▪▪
بند3و4 اززبان امام عسکری
▪▪▪
گرچه بابام وازکف دادم
جسمش رو درکفن بنهادم
گریبان پاره کردم ویا.......
....د زین العابدین افتادم

جسم پدر. روی زمین
ازبس کتک خورده همه خسته بودن
نشد که بر. سر بزنن. دستاشونو به گردنا بسته بودن
یامظلوم یا اباعبدالله4
▪▪▪▪
جسم بابام و تشییع کردم
همراه گریه واشگ وآه
میخواندم زیرلب لا یوم...
کیومک یااباعبدالله
جسم بابای مطلومم را مردم تشیع جنازه کردند
اماازبهر تشیع تو اسبا رو نعل تازه کردند

یوم علی . صدرالنبی. یوم علی وجه الثری. جسم السلیب
هذا حسین باالعری. مقطع الاعضاء و وشیب الخضیب
یامظلوم یا اباعبدالله4


#امام_هادی_علیه_السلام
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
👍 1
06:09
4_384712233726247008.aac
Not included, change data exporting settings to download.
334.5 KB
ش
06:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
4_384712233726247010.aac
Not included, change data exporting settings to download.
328.8 KB
ش
13:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
قلبمو خیلی سوزوندن بخدا
غصه رو دلم نشوندن بخدا
من پیاده دشمنم سواره بود
تو کوچه منو کشوندن بخدا
.
.

بی حیا دیگه نسوزون جگرم
چرا آخه میزنی هی شررم
سرمو اگه میخوای ببر ولی
ناسزا دیگه نگو به مادرم
.
.

چقدر به بچه هام دادن عذاب
دلم از این همه داغ شده کباب
خیلی یاد عمه زینب افتادم
وقتی بردن منو تو بزم شراب
.

زینب و بزم شراب واویلتا
زینب و شام خراب واویلتا
صحبت از کنیزی و آل علی
قلب زهرا شد کباب واویلت

بمیرم برای غمهای حسین
وسط طشت طلاس جای حسین
پیش چشمای سه ساله دخترش
خیزرون میزد به لبهای حسین
.
#امام_هادی_علیه_السلام
#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام
13 April 2016
ش
14:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تیغ تو علی نبود اگر کج
می‌رفت دلم به هر سفر، کج

شد فتح دلم به ذوالفقارت
بگرفت کجی ره دگر کج

من مدح دو ابروی تو گویم
این جاست که می‌شود هنر، کج

یک سوی زمین شود گران‌تر
تیغت چو شود سر کمر، کج

ای حرف دل تو دم به دم راست
و ای زلف سر تو سر به سر کج

خورشید کج از افق برآید
چون زلف کنی به رخ سحر، کج

تنها نه ردیف نیست کارم
بل گشته ردیفِ شعر تر، کج

وقتی که زبان بریزم و باز
زلفین تو هست بیشتر، کج

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
14 April 2016
ش
22:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. .
یاصاحب الزمان
.
دگر بریده ام از "من" کجاست صاحب من
کجاست تا که نگاهی کند به جانب من

فرشته‌ی چپم از کار مانده بیچاره
دگر دوات نمانده برای کاتب من

دلیل روی سیاه و سفیدی ورقم
برو بپرس از آموزگار غایب من

دلم به دست شیاطین تباه خواهد شد
اگر که دیر بیایی شهاب ثاقب من*ا

منم که فقر نگاهم شده ست طالب تو
تویی که لطف نگاهت شده است طالب من

به یاد روی تو بودم چه آرزو دیگر؟
چه خوش گذشت شب لیلة الرغائب من

نهیب مالک دوزخ مرا نترساند
که هست اشک عزای حسین، حاجب من

#امام_زمان
#میلاد_حسنی
#لیلة_الرغائب
Telegram.me/raziolhossein
22:03
افسوس که ای دلا هوایی نشدم
آماده برای جا به جایی نشدم!
در این شب جمعه ای که آمد٬ارباب!
بیچاره منم که کربلایی نشدم

#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
16 April 2016
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امروز مدینه طور دیگر گردد
روشن ز رخ علی اصغر گردد
امروز چو گل بشکفد ، اما ... صد حیف
شش ماه دگر چو غنچه پرپر گردد .

#حضرت_علی_اصغر علیه السلام

Telegram.me/raziolhossein
1
18:38
امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین

شیرخوار اکبری را در بغل دارد حسین

هم چو گردون اختری با جلوه های سرمدی

هم چو دریا گوهری را در بغل دارد حسین

غرقه در امواج شادی گشته آن دریای نور

زمزمی یا کوثری را در بغل دارد حسین

جان هر جانانه را بگرفته در دامن رباب

دلبر هر دلبری را در بغل دارد حسین

یاد مادر می کند زینب چو امشب بنگرد

خود حسین اصغری را در بغل دارد حسین

خود خدای عشقبازان، این سفیر کوچکش

ای عجب پیغمبری را در بغل دارد حسین

پیر کنعان گو ننازد بر جمال یوسفش

یوسف زیباتری را در بغل دارد حسین

گر که از گهواره شد آغاز اعجاز مسیح

نک مسیح دیگری را در بغل دارد حسین

هم رسالت، هم امامت از فروغش منجلی است

احمدی یا حیدری را در بغل دارد حسین

در رگ و شریان او جاری بود خون خدا

از فضایل مظهری را در بغل دارد حسین

عروه الوثقای عالم تاری از قنداقه اش

از شفاعت محشری را در بغل دارد حسین

تا شود گل های سرخ کربلا را عندلیب

مرغ قدسی پیکری را در بغل دارد حسین

این پسر مُهر شهادتنامه انصار اوست

خاتم معجزگری را در بغل دارد حسین

شاهد فردای عاشورا بود در دامنش

یا شفیع محشری را در بغل دارد حسین

عرصه گاه حق و باطل چون شود دشت بلا

بهر آنجا داوری را در بغل دارد حسین

موج خونش چون کند تضمین فتحی جاودان

طفل نه، سرلشکری را در بغل دارد حسین

با زبان بی زبانی راز گوی خلقت است

یاور نوآوری را در بغل دارد حسین

تشنه کامی جوشن و خون گلو شمشیر اوست

بوالعجائب یاوری را در بغل دارد حسین

آل عصمت هر یکی خود کارساز عالمند

کارساز دیگری را در بغل دارد حسین

ای «مؤید» هر چه خواهی نک از آن مولا بخواه

که امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین

#حضرت_علی_اصغر علیه السلام
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
18:52
امین وحی عالم را خبر داد

که نخل سبز ثارالله بر داد

خدا امشب حسین بن علی را

دری بهتر زیک دریا گهر داد

الا ای اختران تبریک تبریک

که حق شمس ولایت را قمر داد

الا یا فاطمه چشم تو روشن

خدا امشب حسینت را پسر داد

به صورت طفل نوزاد وبه معنا

مدال افتخاری بر پدر داد


حسین بن علی را یاور آمد

علی بن حسین دیگر آمد


بهشت عترت پیغمبر است این

گلش خوانم نه از گل بهتر است این

سزد اورا علی خوانند آری

که یک آئینه حسن از حیدر است این

مدال دوش سالار شهیدان

مه برج ولا را اختر است این

علی اصغرش خوانند اما

ولایت را شهید اکبر است این


سپهر آرزو را ماه دادند

به ثارالله ثار الله دادند


یم ایثار را گوهر مبارک

سپهر عشق را اختر مبارک

علی دیگر از نسل ولایت

به اهل البیت پیغمبر مبارک

شفیع اکبری با نام اصغر

برای خلق در محشر مبارک

عروس حضرت خیرالبشر را

چنین ماه خدا منظر مبارک

به ثار الهیان گوئید امشب

که میلاد علی اصغر مبارک


به یک گل دامنت گردیده گلشن

عروس فاطمه چشم تو روشن


چه کودک لیلۀ قدر است مویش

چه نوزادی که والشمس است رویش

تو گوئی از شب میلاد باشد

لب خشک وشهادت آرزویش

شفاعت ، عشق ، جانبازی ، تبسم

نوشته بر سفیدی گلویش

بنازم قرص ماهی را که با خون

کند شمس ولایت شستشویش


تبسم های شیرینش گواه است

که اورا تا خدا یک گام راه است


#حضرت_علی_اصغر
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
18:58
خواندیم ولی نوشته می شد

خیرالعملی نوشته می شد

هر جا غزلی نوشته می شد

در شأن علی نوشته می شد



به چه پسری حسین دارد

جز نام علی نمی گذارد



ای دلخوشی جناب ارباب

تکرار ابوتراب ارباب

ارباب میان قاب ارباب

شیرین عسل رباب ارباب



تنها نه تحول آفریدی

لبخند زدی گل آفریدی



نور به نظر رسـیده تبریک

درشهر خبر رسیده تبریک

یک یار دگر رسیده تبریک

سرباز پدر رسیده تبریک



آیینه ای از نگاه باباست

او یک تنه خود سپاه باباست



#حضرت_علی_اصغر #صابرخراسانی

Telegram.me/raziolhossein
19:02
دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر

دوباره شور دوباره قیامتی دیگر


دوباره نغمه یِ داود می رسد امشب

دوباره زَمزَمه یِ رود می رسد امشب


دوباره از جگرِ کوه چشمه می جوشد

زِ کوچه هایِ مدینه کِرِشمه می جوشد


عصا به سینه ی دریا کشیده راهی را

زِ شوق حضرت موسیٰ دویده راهی را


مسیح آمده تا خانه ی مسیحایَش

کلیم سُجده کند بر قدومِ لیلایَش


خریده نوح به جانش هزار طوفان را

مگر نگاه کُنَد پیرِ مِی فروشان را


دوباره نوبتِ جام و سبو و ساغر شد

برای آمدنش انتظارها سر شد


شب است و خانه ی زهرا عجب تماشایی است

زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است


از آسمان به زمین آفتاب آمده است

علیِ سوم ِعالی جناب آمده است


اگر چه طفل ولی نه،پیرِ هر مست است

قسم به حضرت مولا امیرِ هر مست است


رسیده آینه دارِ امام عاشورا

رسیده حُسنِ خِتامِ قیامِ عاشورا


اگرچه غُنچه ی پیچیده در قُمات است این

به لعلِ کوچکِ خود چشمه یِ حیات است این


دو طاق حُسن دو اَبرو دو تیغ آورده

برای بوسه یِ بابا عقیق آورده


برایِ حضرتِ ارباب دلبری دیگر

برای قافله سالار حیدری دیگر


فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست

قسم به او که علمدارِ کوچکِ باباست


گشود گیسوی او را جهان پُر از دِل کرد

کتابِ کربُبلا را حسین کامل کرد


به رویِ دوشِ عمو همچو آبشار علیست

رسیده است بگوید که ذوالفقارِ علیست


تبسمی زد و تا کبریا به وَجد آمد

از آن دو چشمِ خدایی خدا به وَجد آمد


عجب شبی است که روی علیست مهتابَش

رُباب گرمِ نگاهش رقیه بی تابش


هزار مرتبه عباس عزیز جان می گفت

شبی که اکبرِ لیلا به او اذان می گفت


فرشته بال به طاقِ دو اَبرویَش می زد

گلابِ یاسِ بهشتی به گیسویَش می زد


به پیشِ دیده یِ زینب حسین زینب وار

گرفت بوسه زِ لبهایِ او هزاران بار


نگاه کرد به چشمش دلش هوایی شد

هوای خانه ی ارباب کربلایی شد


دلش حسینیه بود و سَیَنجَلی می گفت

نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی می گفت


بهانه کرد دلش داغ آبها را باز

به چشمهای علی دید کربلا را باز


اگر چه تشنه ولیکن زبان ندارد حیف

به رویِ دست عزیزش توان ندارد حیف


کنارِ خیمه رباب است و چشم در راه است

تمام هستی مادر شبیه یک آه است


به روی دست پدر بود و بال و پر می زد

لبان تاوَلی اش شعله بر جگر می زد


به زخمهای لبش خون تازه جاری بود

اگر غلط نکنم وقتِ نِی سواری بود


حسین دستِ غریبی به رویِ زانو زد

برای جُرعه یِ آبی به حرمله رو زد


صدایِ خنده و شور و سُرور و هِلهِله بود

بلند تر زِ همه خنده های حرمله بود


مسیرِ تیرِ سه شعبه به حَنجرش اُفتاد

به روی دست پدر وایِ من سَرَش اُفتاد


بخون کشید رُخَش را تمام گیسو را

که دوخت تیرِ سه شعبه گلو و بازو را

#حضرت_علی_اصغر
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
17 April 2016
ش
11:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
كسيكه از قدمش سلسبيل سيراب است
كسيكه از دم قدسيش ، نيل سيراب است
.
همان كسيكه چكيد آبشار از مشتش
همانكه داد به دريا حيات انگشتش
.
كسيكه صاحب آب است جده اش زهرا
كسيكه تشنه لبخند او بود سقا
.
كسيكه از غم او كائنات لبريز است
همانكه از كرم او فرات لبريز است
.
به آه تشنكي اش هيچ كس جواب نداد
كسي به حنجر خشكش دو قطره آب نداد .
.
عطش گرفت لبش را كه گفته شير مكيد؟
به جاي شير در آنجا سه جرعه تير مكيد
.
وحوش و طير بيابان ، درنده ها سيراب
عزيز فاطمه لب تشنه ، اسبها سيراب
.
چه كرد آب؟ لب كوفيان خنك ميشد
كبود شد لب اصغر ، سنان خنك ميشد
.
بس است حرمله دنبال آب پرسه نزن
كمان بدست تو پيش رباب پرسه نزن
.
بس است حرمله قلب رباب مي لرزد
بگو كه اين سر كوچك چقدر ميارزد؟
.
صداي حرمله آتش به عمق جان مي زد
عروس فاطمه را با سخت و بی امان مي زد

#حضرت_علی_اصغر
#جواد_پرچمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای دوست مراد اهلبیت آمده است
یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است
امروز تمام سائلان می گوینـــد
میــلاد جواد اهلبیت آمده است

#امام_جواد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
کوبم در سرای جواد الائمه را
تا بشنوم صدای جواد الائمه را

سر بر نگیرم از در دولتسرای او
بس دیده ام سخای جواد الائمه را

دلداده ام به زاده آزاده رضا
دارم به سر هوای جواد الائمه را

تا زنده ام به دولت حب علی و آل
دارم به لب ثنای جواد الائمه را

بی اعتنا به سلطنت هر دو عالمم
هستم گدا گدای جواد الائمه را

بر تاج و تخت جمله شاهان نمی دهم
خاک در سرای جواد الائمه را

نشناسمی بجود و سخا این چنین بنام
از ما سوا سوای جواد الائمه را

حاشا اگر به قیمت هستی دهم ز کف
سرمایه ولای جواد الائمه را

نشناخت آن کسی که مقام ولایتش
نشناخته خدای جواد الائمه را

ماه رجب که کرده مصفا جهان حسن
دارد بخود صفای جواد الائمه را

گاه طلوع صبح دهم زین مه آفتاب
بوسیده خاک پای جواد الائمه را

گلرو فلق هماره بود از دمی که دید
سیمای دلربای جواد الائمه را

روزیکه نیست غیر عمل دستگیر خلق
دل بسته ام عطای جواد الائمه را

دارم امید اینکه ز اخلاص بندگی
حاصل کنم رضای جواد الائمه را

#امام_جواد_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺑﺮ ﻣﺠﻠﺲ ﻣﺎ ﺻﻔﺎ ﺑﺪﻩ ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺎﻥ
ﺑﺮ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﺎ ﺿﻴﺎﺀ ﺑﺪﻩ ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺎﻥ
ﺑﺮ ﺩﻭﺭ ﺳﺮ ﺟﻮﺍﺩ ﮕﺮﺩﺍﻥ ﭼﻴﺰﻱ
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺻﺪﻗﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻩ ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺎﻥ


#امام_جواد_ولادت
Telegram.me/raziolhossein
14:16
امام الهدی یا جواد الائمه

ولی خدا، یا جواد الائمه

سپهر کرم، ابر رحمت، یم جود

محیط سخا، یا جواد الائمه

چگویم به وصفت که فرموده آن را

بقرآن خدا، یا جواد الائمه

به کشتیّ ایمان در امواج طوفان

توئی ناخدا، یا جواد الائمه

چه در هفت گردون چه در هشت جنّت

توئی مقتدا، یا جواد الائمه

بود نقش خاک ره کاظمینت

رخ اولیاء یا جواد الائمه

ز شاهیست عارم که در آستانت

گدایم گدا، یا جواد الائمه

بود بی ولای تو طاعات عالم

سراسر هبا، یا جواد الائمه

اگر بود واقف ز علمی که داده،

تو را کبریا یا جواد الائمه

نه بگشودی اندر برت پور اکثم

لب خویش را، یا جواد الائمه

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد

دل از تو جدا، یا جواد الائمه

ببازار محشر ولای تو آرم

بروز جزا، یا جواد الائمه

ثنای تو گویم عطا از تو جویم

به هر دو سرا، یا جواد الائمه

خوش آن ملتجی را که در آستانت

کند التجاء، یا جواد الائمه

جوادی، جوادی، گدایم، گدایم

عطا کن، عطا، یا جواد الائمه

بخوان جانب کاظمینم وز آنجا

ببر کربلا، یا جواد الائمه

بمانم، بمیرم سپس زنده گردم

به مهر شما، یا جواد الائمه

به جان پیمبر به زهرای اطهر

به بابت رضا، یا جواد الائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت

مگردان جدا، یا جواد الائمه

گرفتم که راندیّ و راهم ندادی

روم در کجا، جواد الائمه

تهی دستم و هستیم هست، تنها

گناه ورجا، جواد الائمه

قدم گشته خم، پا فرو مانده در گل

ز بار خطا، جواد الائمه

به یاد تو اشک از بصر می‌فشانم

به صبح و مسا، جواد الائمه

دریغا که از یار نامهربانت

کشیدی چه‌ها، جواد الائمه

تو را کشت، آخر به فصل جوانی

ز زهر جفا، جواد الائمه

به هنگام مرگ تو می‌زد به هم کف

بجای عزا، جواد الائمa

تو را کشت، اما لب تشنه آخر

ندانم چرا؟ جواد الائمه

ز بس ناله کردی در آن حجره تنها

فتادی از پا، جواد الائمه

تنت بیکفن ماند بر خاک از چه

در آن کوچه‌ها، جواد الائمه

ولی دیگر از جسم پاکت نشد سر

جدا از قفا، جواد الائمه

به قربان جسمی که گردید او را

کفن بوریا، جواد الائمه

به قربان آن سر که می‌خواند قرآن

به طشت طلا، جواد الائمه

به قربان آن رخ که شد شسته با خون

به دشت بلا، جواد الائمه


#امام_جواد_مدح
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:18
ای که هنگام کـرم مظهـر الطاف خدایی
باب حاجات و یم جود، جواد ابن رضایی
غیر تـو کس گـره از کار خـلایق نگشاید
که تو از عقده گشایان جهان، عقده‌گشایی
ز چه کس جود بخواهم؟ تو کریمی تو جوادی
بـه کجـا درد بیـارم؟ تـو طبیبـی تو دوایی
ز که حاجت طلبم غیر تـو ای بـاب حوائج
بـه کـه امیـد ببنـدم تـو امیـد دل مـایی
تو که همچون پدر خویش کریمی و رئوفی
شـود آیـا کـه دم مـرگ بـه بالین من آیی
ای همـه آینــۀ آیــۀ تطهیــر، خــدا را
چـه شـود گـر دل آلـودۀ مـا را بربایـی؟
آمـدم دست توسـل به حریمت بگشایم
چه دعایی به حضور تو بخوانم؟ تو دعایی

نیست امکان گذشتن ز گذرگـاه صراطم
تو مگـر اینکـه گذرنامه‌ام امضـا بنمایی
تـو مگـر از مـن افتـاده ز پـا دست بگیری
تــو مگـر زنـگ ز آیینــۀ قلبــم بزدایــی
ما همانا ز تو دوریم و تو نزدیک‌تر از جـان
عجبــا در دل مایــی و ندانیــم کجــایی
بس‌که دنبال گدا دست عطای تـو دراز است
مشتبه گشته به قومی که تو محتاج گدایی
تو که بر چشم همـه پای نهی در دم مردن
خود در آن حجـرۀ دربسته دمِ مرگ، چرایی؟
اشـک بـر غـربت و مظلومی تو از چه نریزم؟
کـه غریـب استـی و فرزنـد غـریب‌الغربایی

#امام_جواد_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:23
میلاد جواداست و بهار حسنات
دامان رضا پراست ازبرگ برات
یک دسته ی گل. به رسم عرض تبریک
تقدیم به حضرت رضا باصلوات

#امام_جواد_ولادت
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
14:23
دلاببین رخ شمس الضحی میان قمات
بگیرازلب لعل جوادآب حیات
زساق عرش ندا داد جبرییل امین
به یمن مقدم دردانه رضا صلوات


#امام_جواد_ولادت
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
14:28
سرود میلاد
💐💐💐💐
ببین روی خدارا
رخ نورالهدی را
ببین ماه جمال
جوادابن الرضارا.......
غم به سرشده، حق جلوه گرشده
امام رضای ماپدرشده2

یا....جوادالائمه3
🌹
آمده...بحرجودوسخا
مولود بابرکت رضا
آمده...عشق امام رضا
آرامش دل اهل ولا

قبله مرادآمد. حضرت جوادآمد

ببین روی....
🌹
پدرشاه خراسان
رئوف خانواده است
پسرباب المرادو
گل زهرا جواداست

من گدایشان غلام کویشان
نومیدنمیرم ازسرایشان2

یا...جوادالائمه3
🌹
دل من...تنگه براحرم باپای دل خودم ومیبرم
توحرم...مثل کبوترم آقاسجیتکم الکرم
تومه ارض وسمایی
توجوادبن رضایی2

ببین روی خدارا....
🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹

#امام_جواد_ولادت
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
14:28
سبک سرود
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
14:29
AUD-20160417-WA0003.aac
Not included, change data exporting settings to download.
54.9 KB
14:30
AUD-20160417-WA0006.aac
Not included, change data exporting settings to download.
491.7 KB
14:30
AUD-20160417-WA0005.aac
Not included, change data exporting settings to download.
264.9 KB
ش
14:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امشب شب عید است همه گل بفشانید
خود را به در بیت ولایت برسانید
از دست رضا عیدی خود را بستانید
این بیت بخوانید بخوانید بخوانید

انـوار الهی بـه فضا باد مبارک
میلاد جواد‌ بن رضا باد مبارک

ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﻛﻌﺒﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺮ ﺣﻴﺪﺭ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﺍﺯ ﺣﺴﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻋﻴﺎﻥ ﻣﻨﻈﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﺭﺿﺎ ﻛﻮﺛﺮ ﺩﻳﮕﺮ


ﺑﺸﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﻝ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺍﻳﻦ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﮕﻮﺋﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺑﺤﺮ ﺗﺠﻠّﻲ ﮔﻬﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﺎﺧﻪ ﻱ ﻃﻮﺑﻲ ﺛﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﻤﺲ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻗﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﻣﻴﻠﺎﺩ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﭘﺴﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ

ﺍﻳﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﻱ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺍﺩ
ﺍﺳﺖ ﺍﻟﺤﻖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺯﻟﺖ ﻧﺎﻡ ﺩﻝ ﺁﺭﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﻭﻱ ﺁﻳﻨﻪ ﻱ ﻃﻠﻌﺖ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺳﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﻭﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﺍﭘﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺑﻮﺳﻴﺪﻩ ﭘﺪﺭ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ

ﺍﺯ ﺟﻮﺩ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻓﻀﻞ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻋﻠﻢ ﺗﻮ
ﮔﻮﻳﻢ ﻭﺯ ﺧﻠﻖ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺧﻮﻱ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺣﻠﻢ ﺗﻮ ﮔﻮﻳﻢ


ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺯ ﺧﺪﺍﻳﺖ
ﺩﺭ ﺣﻴﺮﺗﻢ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺑﻪ ﺛﻨﺎﻳﺖ
ﮔﻮﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺖ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﺪﺭ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺎﺩ ﻓﺪﺍﻳﺖ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺯﻫﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﺭﺿﺎ ﻗﻠﺐ ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ


ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﻋﻄﺎ ﻭ ﻛﺮﻡ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍﻳﻲ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻋﻘﺪﻩ ﮔﺸﺎﻳﻲ
ﺗﻮ ﺣﺞ ﻭ ﺗﻮ ﻣﻴﻘﺎﺕ ﺗﻮ ﻣﺮﻭﻩ ﺗﻮ ﺻﻔﺎﻳﻲ
ﻣﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺪﺍ ﻭ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﺮﺿﺎﻳﻲ

ﺟﻮﺩ ﻭ ﻛﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﻀﺮﻉ ﺻﻔﺖ ﻣﺎﺳﺖ
ﻭ ﺍ... ﮔﺪﺍﻳﻲ ﺩﺭﺕ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﺎﺳﺖ

#امام_جواد_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:47
این شعر را در قالب این سبک دلنشین میتوان خواند
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
14:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خ
خادم 17.04.2016 14:44:55
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
02:22, 328.4 KB
ش
15:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سرود امام جواد علیه السلام
🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹

لطف خدابه حال ماشامل شد2
دشمن ابترهدفش باطل شد2
کوثرحضرت رضا نازل شد2

عزیزشاه طوسه
گل شمس الشموسه
امام رضا باگریه
جوادش و می بوسه

من گدای توهستم
خاک پای توهستم
مبتلای توهستم
یاجوادالائمه
یاجوادالائمه4
🌹
بریم مدینه وقت استقباله2
ریحانه به مولدش می باله2
چقدرامام رضای ماخوشحاله2

فاطمه مسرورشده
جهان پرازشورشده
جوادبردست رضا ...
نور علی نور شده

من گدای توهستم...

یاجوادالایمه4
🌹
به شیعیان رحمت ممدودآمد2
خزینه ی کرامت وجودآمد2
بابرکت ترین مولود آمد2

دست به دعا میگیرم
به دل صفا میگیرم
هرچی بخوام امشب از
امام رضا میگیرم

سربه کویش نهادم.
عبدباب المرادم
چیزی ازکس نخواهم
من گدای جوادم
یاجوادالائمه4
🌹
شهزاده

قرارسینه های بی تاب آمد2
ازصدف عشق در ناب آمد2
گل پسر رباب و ارباب آمد2

غصه وغم سرآمد
عزیزمادر آمد
حسین چشمت روشن
علی اصغرآمد

لایی لایی علی جان4
💐
سه مصرع های اول رو میشه مستمع تکرارکنه.میشه فقط مداح یکبار بخونه
💐

خادم
💐

#امام_جواد_ولادت
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
15:31
سبک سرود⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
15:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خ
خادم 17.04.2016 15:07:26
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:47, 244.6 KB
15:31
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 113.0 KB
15:31
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:28, 66.2 KB
ش
16:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مظهر عدل و داد می آید
میر ملک وداد می آید
ای گدایان به راه بنشینید
اینک از ره جواد می آید

#امام_جواد_ولادت
#علی_انسانی

Telegram.me/raziolhossein
16:56
ﺍﻱ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻟﺎﻥ ﻓﻴﺾ ﻋﻈﻴﻢ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺁﻥ ﮔﻞ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎﺳﺖ ﻣﻘﻴﻢ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﮔﺪﺍﻳﻲ ﺑﻪ ﺭﻫﺶ ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ
ﻧﻮﻣﻴﺪ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﻛﺮﻳﻢ ﺍﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ

#امام_جواد_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
16:57
ﺍﺯ ﭘﺎﻱ ﺑﻪ ﺳﺮ ﭼﻮﻧﻜﻪ ﻣﺮﺍﺩﻳﻢ ﻫﻤﻪ
ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻥ ﺟﻮﺍﺩ ﺷﺎﺩﻳﻢ ﻫﻤﻪ
ﻫﺮ ﻛﺲ ﻧﮕﺮﻱ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﺍﻣﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ
ﻣﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﺍﻣﺎﻥ ﺟﻮﺍﺩﻳﻢ ﻫﻤﻪ

#امام_جواد_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×667, 281.3 KB
19 April 2016
ش
13:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای به خلق از خلق اولا یا امیرالمؤمنین!
وی به جن و انس مولا یا امیرالمؤمنین!

خلق بی‌تو قطرۀ از هم جدا افتاده‌اند
با تو می‌گردند دریا یا امیرالمؤمنین!

کیست جز تو باء بسم الله رحمان الرحیم
در کتاب حق‌ تعالی یا امیرالمؤمنین!

از خدایی با خدایی تا خدایی در خدا
ای خدا را عبد اعلا یا امیرالمؤمنین!

در شب معراج بر گوشش رسید آوای تو
هر چه احمد رفت بالا یا امیرالمؤمنین!

طاعت کونین بی تو شعله‌ای از دوزخ است
بس بوَد مهر تو ما را یا امیرالمؤمنین!

پیش‌تر از بودن ما ای همه چشم خدا
چشم بگشودی تو بر ما یا امیرمومنین

هرکه در محشر بوَد دستش به دامان کسی
ما تو را داریم فردا یا امیرالمؤمنین!
شک ندارم این که فردا دوستان خویش را
خود کنی در حشر پیدا یا امیرالمؤمنین!

درقفایت می‌دود چون سایه روز و شب نماز
چون کنی رو در مصلا یا امیرالمؤمنین!

نی همین امروز دست خلق بر دامان توست
انبیا گویند فردا یا امیرالمؤمنین!

تو وصی احمدی انصاف اگر دارد عدو
بس بوَد «من‌کنت مولا» یا امیرالمؤمنین!

ناز بر جنّت کند، آنکو کند با یک نگاه
باغ حسنت را تماشا یا امیرالمؤمنین!

تا به دست دل بگیرم دامن مهر تو را
پای بنْهادم به دنیا یا امیرالمؤمنین!

دوست دارم گر به باغ خلد هم سیرم دهند
جز توأم نبوَد تمنّا یا امیرالمؤمنین!

با تولای تو حتی در جحیمم گر برند
از جحیمم نیست پروا یا امیرالمؤمنین!

تا به روی دوش احمد پا نهادی در حرم
یا علی گفتند بت‌ها یا امیرالمؤمنین!
این عجب نبوَد تواند کبریایی بخشدت
قادر حی توانا یا امیرالمؤمنین!

بی تو فاء «فوق ایدیهم» ندارد نقطه‌ای
ای تو بسم الله را «با» یا امیرالمؤمنین!

تو همه نادیدنی‌ها را به چشمت دیده‌ای
ای خدا را چشم بینا یا امیرالمؤمنین!

در همان آغوش مریم داشت نامت را به لب
تا مسیحا شد مسیحا یا امیرالمؤمنین!

انّما و بلّغ و تطهیر در شأن تو بود
بارها کردیم معنا یا امیرالمؤمنین!،

#امیرالمومنین_مدح
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
20 April 2016
ش
17:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست

درکوزه که جا دادن دریا شدنی نیست

هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست

تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست

طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد

بر خاک نوشتند علی ؛ در نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی

احسنت ! چه معماری انگشت نمایی

تاریخ ندیده به خود اینگونه بنایی

دارد هنر شیخ بهایی چه بهایی...

هرکس که تو را دید به زانو زدن افتاد

در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

در خلقت تو هرچه خدا داشت عیان شد

در روز ازل هرچه دلت خواست همان شد

هر کس که گدای تو شد آقای جهان شد

از برکت نام تو اذان نیز اذان شد

سردار بجز میثم تمار نداریم

ما غیر علی با احدی کار نداریم

از ظرفیت خویش فراتر چه بگویم؟

گنگ است زبان پیش تو دیگر چه بگویم؟

از تو که خدا گفته مکرر چه بگویم؟!

هیچ است علی، پیش تو من هر چه بگویم

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ست

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان ست

نام تو شده قدرت بازوی پیمبر

در غزوه احزاب تویی یک تنه لشکر

یک ضربه ات از کل عبادات فراتر

با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حصن حصین نیست

یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

باید که به رخ ها بکشانی هنرت را

آسوده کن این مرتبه تیغ دوسرت را

رندی کن و یک گوشه رها کن سپرت را

صفین محیاست بیاور پسرت را

چشم تو گره خورده به ابروی اباالفضل

وصل است به تو قدرت بازوی اباالفضل


#امیرالمومنین_مدح
#مجیدتال

Telegram.me/raziolhossein
17:09
پدر خاك آمده به زمین

از فراسوی قله ی ادراك

رونمایی شده است در خلقت

دومین قید جمله ی لولاك



من چه گویم ز شان مادر او

بی نظیری كه بی نظیر آورد

غیر از این نیست وصف بنت اسد

دختر شیر بود و شیر آورد



مستجیری به مستجار آمد

روح تازه گرفت بیت عتیق

كعبه ای كه علی درونش نیست

چون ركابی شود بدون عقیق



صاحب خانه رفته در خانه

دیگر اذن دخول لازم نیست

حیدر از حفظ بود قرآن را

با وجودش نزول لازم نیست



بین آغوش احمد مكی

آیه هایی ز مومنون می خواند

عقل كل بود و با كراماتش

عاشقان را سوی جنون می خواند



كعبه تنها نه زادگاه علی

در نجف نیز خاك او كعبه است

سجده آورده ایم سمتش چون

اولین سینه چاك او كعبه است



ملك الموت پیشمرگش بود

او كه شاگرد ذوالفقار علی است

خلقت اهل بیت كار خداست

مابقی هرچه هست كار علی است



كیست مولا، همان كه در كعبه

بر روی شانه ی پیمبر رفت

شانه های نبی همان عرش است

حیدر از عرش هم فراتر رفت



گردش روزگار دست علی است

كهكشان دانه های تسبیحش

درِ خیبر شكسته، چیزی نیست

فتح آن قلعه بود تفریحش



شب معراج مصطفی حس كرد

در پس پرده روبروی علیست

به گواه فمن یمت یرنی

بازگشت همه به سوی علییست

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_رسولی

Telegram.me/raziolhossein
17:14
با خاك پایت گاه گاهی همنشین هستی

یعنی اگر چه آفتابی ذره بین هستی

فرقی نكردی،كودكی ات هم بزرگی بود

از اول این بودی و تا آخر همین هستی

آغاز و پایانی نداری ،ما كه می دانیم

از نقطه چین بودی تو و تا نقطه چین هستی

هم آفرین بر آنكه مولا آفرین بوده

هم آفرین بر تو كه انسان آفرین هستی

هرشب چهل منزل تو را دیدند اما نه

هرشب تو در آغوش رب العالمین هستی

"مؤمن"خودش را خوانده درقرآن خدا از چیست؟!

فرموده تنها تو"امیرالمؤمنین"هستی

ایمان تو كفر مرا دیگر درآورده است

از مرگ تلخ طلحه هم اندوهگین هستی

دار و ندارش را امین مكه دستت داد

از بس امین الله فی ارضه،امین هستی

سر در تنور خانه ی بیوه زن كوفه

گرم حدیث نفس هستی شرمگین هستی

سر در تنور خانه ی بیوه زن كوفه

یاد سری مجروح و خاكستر نشین هستی


#امیرالمومنین_مدح
#محسن_عربخالقی


Telegram.me/raziolhossein
17:17
قمر در گاهوارِ آسمان خفت

سرود خواب را از کعبه بشنفت

به تخت روز تا بنشست خورشید

تمام نورِ خود بر کعبه پاشید

شکرخند سحر در پرده‌ی باد

بشارت برد از میلاد نوزاد

نه تنها کعبه شهد شوق می‌خورد

سراپای جهان را ذوق می‌برد

به دور کعبه هاله‌ هاله از نور

چنان بسیار ، تا شد واله از نور

به کعبه هست آری میهمانی

که حق او را نماید میزبانی

نسیم مهر ، خود بر کعبه می‌خورد

که مادر ، درد زا از یاد می‌برد

طعامش میزبانان بهشتی

بیاوردند از خوان بهشتی

سه روز و شام مهمان خدا بود

در این ایّام از دنیا جدا بود

که ناگه کعبه را دیوار بشکافت

زنی نوزاد در آغوش بشتافت

لبش از خنده‌گویی انگبین داشت

که در دستش وجودی نازنین داشت

نهالی پاک در دامان او بود

گل‌ ایثار در بُستان او بود

هنوز از وحی قرآن نارسیده

نه کس از کام پیغمبر شنیده

که بر رُخسار احمد چهره تاباند

فرازی چند را از مؤمنون خواند

علی فخر جهان آفرینش

علی از کارگاه حق گزینش

علی آن همسر زهرای اطهر

علی آن مونس جان پیمبر

زلال معرفت در جان او بود

پس از احمد قوی ایمان او بود

علی آن یکّه تازِ وادی علم

علی آن چشمه‌ی آبادی حلم

به شهر علم پیغمبر علی در

« سلونی» بارها فرمود حیدر

علی بود و لباس وصله‌داری

علی با آن مقام شهسواری

علی بود و بپا یک جفت موزه

که در نزدش به از ملک دو روزه

علی بود و غذایش نان جو بود

که آن هم گاه گاهی در گرو بود

علی بود و گلیم پاره‌اش فرش

از آن سیر و سفر می‌کرد در عرش

علی بود و همان تیغ کلامش

نفس‌ها بود در گفتار رامش

چسان آن ناکسان اندر سجودت

به خون کردند آغشته وجودت

چسان ای تیز پر چرخ توحید

که از تو چشم‌‌های علم جوشید

ترا در خانه‌ات کردند محبوس

که عدلت ای علی شد پرّ طاووس

گلویت را بکرده استخوان چاک ؟

به چشمانت نشسته خار و خاشاک ؟

بمیرم من که بودی بی‌کس و یار

وصیّ احمد و یک مشت بی‌عار

به دل آن‌قدر بودت غصّه و آه

که می‌گفتی تو درد خویش با چاه

علی دست تو دست قدرت حق

علی چشم تو چشم حق مطلق

علی شمشیر تو خشم خدایی

علی لبخند تو مهر سمایی

علی خود معنی اکمال دین است

علی اتمام نعمت در زمین است

علی مقصود از ایجاد هستی است

علی معیار تام حق‌پرستی است

علی میزان حق در روز موعود

علی مصداق خاص خیر موجود

علی حیران از او عدل است و انصاف

هِمال او کجا یابند اخلاف

علی در حیرتم از خالق او

کدامین خاک کردش لایق او ؟

علی حاکم به کلّ ماه و خورشید

علی نور و جمال و خیر و امید

علی قرآن ناطق جان احمد

علی پرورده¬ی دامان احمد

علی یک‌یک همه آیات قرآن

که مدحش هل‌اتی آورد چندان

علی قَدرت ندانستند و ما نیز

نداند قدر دریا قطره ناچیز

به درک تو کُمیت انبیا لنگ

به وصف تو دهان یک جهان تنگ

قلم هنگام تحریر صفاتت

نخستین گام گردیدست ماتت

گلستان او و ما خاری به بستان

نه در بستان که اطراف گلستان

کتاب زندگانی او و ما قط

یکی نقطه نه در پایان هر خط

نه حتّی نقطه تا باشیم همرنگ

فشار کمترین کلکیم بر سنگ

فشار کم‌ترین کلک از غلط بود

که گفتم نی ، تمنّایی ز خط بود

تمنّایی ز فردی خواب آلُود

چو شد بیدار هر چه بود نا بود

اگر او هستی و ما نیستی پس

همین جا چامه را باید کنم بس


#امیرالمومنین_مدح
#سیدمهدی_صدرالحفاظ

Telegram.me/raziolhossein
17:19
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامده

جز او کسی به جای پیمبر نیامده

جز او برای فاطمه همسر نیامده

از کعبه جز علی احدی در نیامده

یعنی کسی به پاکی حیدر نیامده

هر کس غلام فاطمه شد در پناه اوست

شاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوست

در معرکه سلاح نبردش نگاه اوست

این گیسوی سیاه که تنها سپاه اوست

بر شانه اش سیاهی لشکر نیامده

اولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرند

قرآن ناطقند، شفیعان محشرند

شاهان روزگار غلامان قنبرند

خدّام عرش گوش به فرمان حیدرند

دور و برش که قحطی نوکر نیامده

ابروش وقت جنگ کم از ذوالفقار نیست

دنیا به جنگش آمده و بی‌قرار نیست

در مکتبش ضعیف‌کشی افتخــار نیست

کرار که در مبارزه اهل فرار نیست

این کارها به فاتح خیبر نیامده

هرگز نمی‌شود علم عشق سرنگون

عشقش کشیده‌است دلم را به خاک ‌و خون

پایان کار عاشق او چیست جز جنون؟

او گرد خاک پای علی شد که تا کنون

سردار مثل مالک اشتر نیامده

گرچه نبی نبود، وصی نبی که بود

مسند نشین بی‌بدل این اریکه بود

مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود

باید خدا شوی که بفهمی علی که بود

کاری که از بنی‌بشری بر نیامده

در حال احتضار ولی فکر قاتل است

مولای ما نمونه انسان کامل است

بی مهر او تمام عبادات باطل است

آدم بدون عشق علی مشتی از گل است

حیف از دلی که در بر دلبر نیامده

دشمن هم از عنایت تو بی‌نصیب نیست

در کشور تو هیچ غریبی غریب نیست

بیچاره‌ای که در دل زارش شکیب نیست

با اینکه فکر آیه «أمّن یجیب» نیست

از بارگاه لطف تو مضطر نیامده

بر راه کفر سد زده دیوار تیغ تو

اصلاً هدایت است فقط کار تیغ تو

هو، حق، علی مدد، همه اذکار تیغ تو

دیدیم هر که رفت به دیدار تیغ تو

با سر فرار کرده... ولی سر نیامده

استاد در فنون نبردی ابوتراب

فــــرمانروای کشور دردی ابوتراب

حتی به مور ظـلم نکردی ابوتراب

گفتم هزار مرتبه مردی ابوتراب

با تو هزار مرد برابر نیامده

شد در غم تو چشم هزاران یتیم تر

بعد از تو می‌شوند یتــــیمان یتیم تر

من از ازل اسیر تو ام یا قدیم تر

ای خانواده‌ات همه از هم کریم تر

از سفره‌ی تو پر برکت تر نیامده

#امیرالمومنین_مدح
#حامدتجری

Telegram.me/raziolhossein
17:22
علیست با خداست یا خداست با حیدر

خدا نبود و نبود از خدا جدا حیدر

گره گشای تمام پیمبران خدا

به زیر تیغ بلا بود ذکر یا حیدر

رسوخ کرده به دلهای مومنین زهرا

نفوذ کرده به اعماق سینه ها حیدر

به نام نوح ، اگر چه تمام شد تو بدان

که نوح مجری طرح است و ناخدا حیدر

نبی به غیر علی جلوه ای ندید آن شب

بگو چکیدهء معراج مصطفی حیدر

ضحی و فجر و بلد، نور و مومنون و نباء

بروج و فتح و قلم، قدر و هل اتی حیدر

یگانه احد و بدر و خیبر و صفین

به کارزار ، اسدالله انما حیدر


به روی دوش نبی بت شکن علیست علیست

به حق قسم یل مرحب فکن علیست علیست


صفای کعبه فزون با قدوم مهمان شد

کم است گرچه که صحبت ز تو فراوان شد

چنان ز بام خدا مهر روی تو سر زد

که خواب ناز ابوجهل ها پریشان شد

کجاست چشم بصیرت که بنگرد آنروز

به احترام تو لات و هبل مسلمان شد

عجب نبود که تورات را زِ بر خواندی

و یا که بر لبت انجیل هم نمایان شد

عجب که قبل تر از آنکه بعثتی باشد

ترانه های لبت آیه های قرآن شد

چه افتخار بزرگی نصیب ما شده است

که پایگاه تشبع زمین ایران شد

قرار و وعدۀ ما سال بعد این موقع

نجف میان حرم روبروی ایوان شد


ز راه دور دلم روزیش مضاعف شد

به صحن حضرت زهرای تو مشرف شد

#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_مقیمی

Telegram.me/raziolhossein
17:24
ابوتراب شد آقای خانه کعبه

خداست محو تماشای خانه کعبه

به شوق بنت اسد کعبه آمد استقبال

بریز گل به قدمهای خانه کعبه

به گوش دل بشنو ذکر یاعلی گل کرد

بلند بر لب بتهای خانه کعبه

به کعبه آمدنش روح تازه ای بخشید

علی شده است مسیحای خانه کعبه

به عشق حیدر کرار بوده کز اول

نوشته اند الفبای خانه کعبه

دمی که حضرت قا‍‍‍ئم به انتقام آید

بایستد چو نبی پای خانه کعبه

اذان به اشهد ان علی ولی الله

شنیدنیست ز بالای خانه کعبه


کنار کعبه چو با ذوالفقار برخیزد

اساس دشمنی با خدا فرو ریزد


علیست عالی و اعلاء و حُبُّهُ میزان

علیست والی و والا و بغضهُ نیران

کلام حق همه تفسیر خانوادهء اوست

علی یم و حسنینند لؤلؤ و مرجان

الا محب امیر نجف حَنئَ لَک

نسیم دلکش و انهار روضت الرضوان

شنیده اید یدالله فوق ایدیهم

علی ید و اسد و وجه خالق سبحان

یکی ز دست ،پرورده های او بوذر

یکی ز ماحصل مکتب علی سلمان

قسیم جنت و نار است روز رستاخیز

علی بود که به یوم الجزا دهد فرمان

بدا به حال شمایی که از علی دورید

سَنَفرُغُ لَکُم آنروز أَیُّهَ الثَقَلان *


علی امیر خلایق علی سفیر خداست

علی حقیقت انکار ناپذیر خداست

#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_مقیمی

Telegram.me/raziolhossein
17:27
لسان اهل سخن در ثنای او الکن

که ماورای زبانهاست ساقی کوثر

ز روی خطبهء بی نقطه و الف پیداست

یگانه است علی در خطابه و منبر

حقیقت اسدالله را کسی نشناخت

به غیر فاطمه و جز خدا و پیغمبر

علیست که زرهش نیمه بود و پشت نداشت

علی برای نبی داشت حکم یک لشگر

به هر کجا شب معراج پا نهاد نبی

به چشم دید عیان رد پایی از حیدر

علیست مرد دو عالم پدر برای همه

مبارک همگان روز مرد و روز پدر

امیر بود و غذا و لباس او ساده

زبان به مدح و ثنایش به لکنت افتاده

علی یکی بُوَد و بی نظیر می ماند

همیشه دشمن حیدر حقیر می ماند

هزار مرتبه با عشق یا علی گفتن

به ختمِ کامل جوشن کبیر می ماند

به حق که عاد من عاداه و وال من والاه

سپر بُود به دعای مجیر می ماند

علی بشیر و نذیر و بصیر بوده و هست

علی بشیر و نذیر و بصیر می ماند

چه کس چو روبهی از کارزار کرده فرار

علی درون احد مثل شیر می ماند

علی به لطف خدایش امیر بوده و هست

و تا قیام قیامت امیر می ماند

مسیر سمت خدا خطِّ رد پای علیست

برنده آنکه درون مسیر می ماند

قسم به حق که فراتر ز فهم ماست علی


هزار مرتبه شکرش که سهم ماست علی

#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_مقیمی

Telegram.me/raziolhossein
17:38
می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
تیغ بالای سر فتنه و شر یعنی تو
سوره ی فتح و سلیمانِ ظفر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو


دوستداران تو با عرش برابر هستند
سینه چاکان تو با کعبه برادر هستند

شعر در وصف تو ای شاه سرودم، امروز
واژه در مدح تو از عرش ربودم امروز
می شوی ذکر مناجات و درودم امروز
من به کعبه به خدا سجده نمودم امروز

قبله در ماه رجب سمت تو آقا آمد
کعبه ای بود در این کعبه به دنیا آمد

صدف کعبه در این لحظه پر از دُر شده بود
خانه از عرش نشینان خدا پر شده بود
فاطمه بنت اسد غرق تحیر شده بود
درک میلاد تو بیرون ز تصور شده بود

دو سه روزی که شده کعبه ز عطرت لبریز
معتکف بود حرم با تو شد ایام البیض

برکت رفته از آن خوان که در آن نیست نمک
فکر کردم که در این واژه چه چیزیست "نمک"
صد و ده بار علی و صدو ده چیست، نمک
نان این سفره حسینش شده، کافیست نمک


نمکین عشق علی شد ابدی و ازلی
برکت سفره ی شیعه است حسین بن علی

یا علی ای که خودت هم هدفی، هم راهی
بنده ی حقی و در بندگی خود شاهی
کهکشان هستی و خورشید ترینی، ماهی
آیه ی «أنفسنا»، نفس رسول اللهی

این تو بودی که به بت های تهی «لا» گفتی
نیمه شب، وقت خطر، جای پیمبر خفتی

ای پیمبر تو بگو مرد خطر کیست، علی
وسط معرکه ها شیرجگر کیست، علی
قاتل عبدود و دافع شر کیست، علی
یار غارند همه، سینه سپر کیست، علی

باید ای شیعه به خصمش برسانی لعنت
بر فلانی و فلانی و فلانی لعنت

کعبه معنا شده ای تو، لک لبیک علی
قبله ی ما شده ای تو، لک لبیک علی
شاه و مولا شده ای تو لک لبیک علی
ذکر زهرا شده ای تو لک لبیک علی

می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو

#امیرالمومنین_مدح
#امیرعظیمی

Telegram.me/raziolhossein
17:39
نرسد اگر به على کسى ، به کجا رود ؟ به کجا رسد ؟
به خدا قسم که اگر کسى ، به على رسد ، به خدا رسد

سوى انبیا ، سوى اولیا ، ز طریق حب و ولا بیا
که به جایى ار برسد کسى ، ز طریق حب و ولا رسد

ز خودى برون ننهاده پا ، نرسیده است به هیچ جا
چو کسى ز راه دگر سزد ، سر او به عرش علا رسد

ز ره طلب به ولى برس ، ز ره ولى به على برس
که به خضر تا نرسد کسى ، نتوان به آب بقا رسد

ز در على به در دگر ، منه پا ، که مى ‏ندهد ثمر
نرسد کسى به على اگر ، به هدر رود ، به هبا رسد

در کس به غیر على مزن ، ره کس به جز ره او متن
که از این در و ره اگر کسى ، برسد به نور هدى رسد

نبود چو غیر على کسى ، ز درش به عرش علا رسى
که به اوج عزت اگر کسى ، برسد به فرّ هما رسد

نه به کعبه رو نه به دیر رو ، نه به فکر رو نه به سیر رو
ز منیّت ار گذرد کسى ، ز ره على به منا رسد

به مروت ار بنهى قدم ، تو به مروه اى ، به خدا قسم !
به ره على ز صفا قدم ، نهد ار کسى ، به صفا رسد

به على اگر تو یکى شوى ، ز دَنَس رهى و زکى شوى
به جز این اگر ملکى شود ، ملکیتت به خطا رسد

تو شنیده‏ اى به بقا اگر ز طریق فقر و فنا رسى
ز على رسد چو کسى اگر به طریق فقر و فنا رسد

چو کسى مزکىّ و متقى ، شود از طریق على شود
ز طریق بندگى على ، کسى ار رسد ، به تقى رسد

نه همى ز " ناد علىِ " او، شود آبگینه " سینجلى "
ملکوت هم پى صیقلى ز غبار او به جلا رسد

نرسد اگر که ز لافتى ، به ثبوت نفى تو زاهدا
نه ز " لم " رسد ، نه ز " لو " رسد ، نه ز " ما " رسد ، نه ز " لا " رسد

به مریض دل نرسد شفا ، ز دواى بوعلى از خدا
مگر از محبت مرتضى ، مرض دلى به شفا رسد

من " کبریایى " خسته را ، بده ساقیا ز مى‏ ولا
ز شراب حب على مگر همه درد من به دوا رسد


#امیرالمومنین_مدح
#مفتون_همدانی

Telegram.me/raziolhossein
17:46
گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف

می‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف


سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای

عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف


دورتادور حرم زوزه کشیدن کار ماست

می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف


آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت

من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف


نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه

هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف


به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ جا

می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف


ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم

سر به قربان مدینه جان به قربان نجف


رزق آب‌ونان ما دست حسین است و علی

سال‌ها خوردیم آب کربلا نان نجف


نیمه ماه رجب از راه دارد می‌رسد

کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف

#امیرالمومنین_مدح
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
17:48
ﻧﺎﺯﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﺣﻴﺪﺭ ﺩﺍﺭﺩ
ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻓﻀﺎﺋﻠﻲ ﻣﻄﻬﺮ ﺩﺍﺭﺩ
ﻫﻤﺘﺎﻱ ﻋﻠﻲ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﻭﺍ...
ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺍﮔﺮ ﻛﻌﺒﻪ ﺗﺮﻙ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ


#امیرالمومنین_مدح

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ماه مولا شد حدیث طیر را با ما بخوان
در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان
در توسل شبّر و شبّیر را با ما بخوان
«یا مَن أرجوهُ لكلِّ خیر» را با ما بخوان

با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی
هم‌چنان بنت اسد بر درگه یزدان درآی

دانه اشكی چنان آیینه صافت می‌كند
سوز آهی محرم بزم عفافت می‌كند
رو به مسجد كن ببین رحمت طوافت كند
ذات حق دعوت برای اعتكافت می‌كند

معتكف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود
اعتكاف هیچ كس چون مادر مولا نبود

مادری كاو را ببخشد عالیِ اعلی علی
پیش كعبه كس نداند حال او الّا علی
می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی
اعتكافش در حریم كعبه باشد با علی

چون سر آمد اعتكافش، عشق شد هم‌دوش او
تا برآمد آفتابی بود در آغوش او

ای حرم در باز كن جانانه را در بر بگیر
تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر
چون صدف این گوهر یك‌دانه را در بر بگیر
خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر

در ز دیوار حرم وا كن، به مردم در ببند
خود كمر در خدمت این كودك و مادر ببند

ای حرم غسل زیارت كن جمالش را ببین
چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین
خط بكش بر روی بت‌ها خط و خالش را ببین
بر سر دست رسول‌الله مقالش را ببین

كز زبور و مصحف و تورات ای جان جهان
هرچه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان

چون به رخسار پیمبر چشم حیدر باز شد
از نگاهش عقده‌ی غم بر پیمبر باز شد
شهر علم مصطفی را بر جهان در باز شد
حجت داور لبش با نام داور باز شد

ای حریم كعبه! بشنو این ندای دلنشین
آیه‌های مؤمنون را از امیرالمؤمنین

اختیارش با خدا و عالمش در اختیار
مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار
جُرج جُرداق مسیحی گفت در هر روزگار
كاش می‌شد یك علی وین ویژگی‌ها آشكار

این نخواهد شد ولی از مكتب ایثار او
كاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او


#امیرالمومنین_مدح
#سیدرضاموید


Telegram.me/raziolhossein
ش
19:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شعرخوانی

یا علی نام تو بر نه غمی ماند و نه همی بابی انت و امی

#امیرالمومنین_مدح
#مرحوم_شهریار

Telegram.me/raziolhossein
19:55
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
05:57, 11.7 MB
21 April 2016
ش
09:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سرود ولادت مولا
🌹💐🌹💐🌹

می آید بانگ حیدرحیدر
ازدیوار و در بیت الله
بیت الله می شود نورانی
ازنورصورت وجه الله

بایدحق. کعبه شکافت.چونکه یدالله آمد
فاطمه ی. بنت اسد . بااسدالله آمد

آمده . جلوه . دلبری
میزنم . نعره . حیدری
یاعلی. یاعلی.یاعلی.2
🌹
سبک دوم
🌹
خانه بنا کرده خلیل
تاشود آباد علی
حرم حرم شد بخدا
زیمن میلاد علی

یا حیدر . ذکرسماوات وزمین
یا حیدر. زمزمه ی روح الامین

همینکه نورحیدربه کعبه تافت
زهیبتش دیوار کعبه شکافت.

کعبه شد. خانه . دیگری
میزنم نعره حیدری
یاعلی.....
🌹
🌹
🌹
ذات حی تعالی امشب
مهمانی مثل حیدر دارد
الله از صورت وجه الله
درکعبه پرده بر می دارد

زآسمان. زمزمه . منقبتش میآید
به چقدر.نام علی .به هیبتش میآید

درحرم .شدبپا.محشری.
می زنم نعره حیدری
یاعلی...

🌹
سبک دوم
🌹
این سه شبه حور وملک
به امر الله و صمد
طواف کعبه می کنند
باذکریاعلی مدد

می آید .آینه ی صفات رب
از امروز. زمزمه داره زیرلب

انا علی وامیرالبرره
اناالذی سمتنی امی حیدره

آمده جلوه دلبری
میزنم نعره حیدرری

💐💐💐

#امیرالمومنین_مدح
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
09:49
سبک
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
09:49
AUD-20160421-WA0000.aac
Not included, change data exporting settings to download.
344.9 KB
09:50
AUD-20160421-WA0001.aac
Not included, change data exporting settings to download.
299.0 KB
09:50
AUD-20160421-WA0002.aac
Not included, change data exporting settings to download.
173.9 KB
09:50
AUD-20160421-WA0003.aac
Not included, change data exporting settings to download.
221.9 KB
09:55
کی دیده چنین یار بر یار رود
کاینسان به حرم حیدر کرار رود
اوصاحب خانه بودودرخانۂ خود.
یکبار دلش خواست زدیوار رود

#امیرالمومنین_مدح
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
10:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
گفتم که خدایا برکاتی بفرست

گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم که حسنات من بود حب علی

گفتا به جمالش صلواتی بفرست، ..

#امیرالمومنین_مدح
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
10:14
وقتی که هدف نیست کمان فایده اش چیست؟
بی نام علی هر دو جهان فایده اش چیست؟

جز گفتن سی تا به علیٍ سه شب قدر
هی روزه ی ماه رمضان فایده اش چیست؟

جز این که بگویند علی هست امامت
بر مرده ی در قبر تکان فایده اش چیست؟

یک عمر اگر رفت به هر کار هدر رفت
حیدر که در آن نیست زمان فایده اش چیست؟

اصلا چه وضویی چه نمازی چه خدایی؟
بی ذکر علی کُل اذان فایده اش چیست؟

گر نام علی را نَبَرَد لحظه به لحظه
بگذار شود بسته دهان ،فایده اش چیست؟

#امیرالمومنین_مدح
#مهدی_رحیمی


Telegram.me/raziolhossein
22 April 2016
ش
14:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
روی حسین، مهر دل‌آرای زینب است
مـوی حسین، لیلۀ اسـرای زینب است
زیباتریــن مطـاع بــه بـازار روز حشر
در نـزد اهـل‌بیت، تـولای زینب است
دارالزیــاره و حــرم قـدس کبریاست
هر سینه‌ای که طور تجلای زینب است
دوزخ تنـم بسـوزد اگـر غیـر از ایـن بوَد
نـقش بهشت، جای کف پای زینب است
نامـی کـه مـی‌برد همـه‌جا دل ز پنج‌تن
بـاور کنیـد، نــام دل‌آرای زینـب است
در روز حشــر، آینــۀ نـــور مــی‌شود
پرونده‌ای که پای وی امضای زینب است
گـر در خرابــه خُفـت، نکاهـد مقـام او
چون سینۀرسولِ خدا جای زینب است
جبـرانِ جـای خــالی، زهرا کنـد علی
او را نظاره تا که به سیمای زینب است
بگشـوده دست، بهـر قنـوت نمـاز شب
نام حسین بـر روی لب‌های زینب است
خــون حسیــن یافــت بقـا از خطابـه‌اش
دیــن سرفــرازِ همـت والای زینـب است
!شب‌های بی‌حسین که ذکرش بوَد حسین
شب‌هـای قـدر و لیلۀ احیـای زینب است
رأس حسین: طــور تجـلا بـه نــوک نی
بــازار کوفـه: سینـۀ سینـای زینب است
"یک بوسه مثـل بوسۀ پرمهـر فاطمه
بــر حنجــر بریـده، تمنـای زینب است
چــون جــای تازیانــه بــر انــدام مــادرش
آثــار کعــب نیــزه بــه اعضـای زینب است
وقتــی کنــار طشـت طــلا ایستــاده است
چشـم حسیـن بــر قــد و بالای زینب است
دشنام و خنده و کف و خاشاک و خاک و سنگ
در شــام و کوفــه بهــر تســلای زینب است

#حضرت_زینب_مصیبت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:23
به روی دل، غم و داغ تو را گذاشته ام
به روی شانه ی خود كربلا گذاشته ام

برای آنكه مرا غُصه ی تو پیر كند
به روی كُلِّ جوانیم پا گذاشته ام

برای آنكه بگویم هنوز فكر توام
ببین كه پیرهنت را كجا گذاشته ام

شكسته تر شده این دل، دل بدون حسین
شكسته تر شده هر چه دوا گذاشته ام

اگر بناست ببینی مرا بیا گودال
که خویش را لب گودال جا گذاشته ام

هنوز خون گلوی تو رنگ موی من است
گمان مبر كه به مویم حنا گذاشته ام

نشد اگر چه تنت را كفن كنم اما
هنوز هم كفنت را سوا گذاشته ام

#حضرت_زینب_مصیبت
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
14:27
جان و دلم فدای تو ای دلبرم ، حسین
دیگر رسیده است دم آخرم حسین

من رو به کربلای تو خوابیده ام اخا
دیدار من بیا ، پسر مادرم حسین

چیزی نماند از تو بجز کهنه پیرهن
این یادگار توست کنون در برم حسین

یک سال و نیم رفته ز عمر و نمی شود
درد نبودنت بخدا باورم حسین

یک سال و نیم مثل رباب تو می زدم
بر صورتم ، ز داغ علی اصغرم حسین

پیچیده است وقت اذان توی گوش من
" الله اکبر " علی اکبرم حسین

یادم نمی رود که صدای تو قطع شد
افتاد دلهره به میان حرم حسین

بالای تل دویدم و دیدم که ، می خوری...
...شمشیر و نیزه ، پیش دو چشم ترم حسین

غارت شروع شد همه در خیمه ریختند
بردند گوشوار من و زیورم حسین

چهره کبود بود شب غارت حرم
هر دختری که بود به دور و برم حسین

در کربلا زدند به پیشانی تو سنگ
در شام سنگ خورد همه پیکرم حسین

هر چه گذشت بین محل یهودیان
با خود به زیر خاک سیه می برم حسین ...

#حضرت_زینب_مصیبت
#رضارسول_زاده
Telegram.me/raziolhossein
14:30
یک سال و نیم بعد تو سالار تشنه لب
زینب به آب لب نزده یار تشنه لب

یک سال و نیم بعد تو سوخت جان زینبت
شانه نخورده موی پریشان زینبت

یک سال و نیم گریه برای تو کرده ام
با عالمی که غرق عزای تو کرده ام

یک سال و نیم ناله زدم ای حسین من
یاد قدیم ناله زدم ای حسین من

یک سال و نیم خنده به زینب شده حرام
جز نام دوست نشنود از من کسی کلام

یک سال و نیم روضه گودال خوانده ام
از دست و پای زخمی اطفال خوانده ام

یک سال و نیم یاد گلوی تو بوده ام
وقت نماز محو وضوی تو بوده ام

یک سال و نیم یاد لبت از دلم نرفت
یاد نماز نیمه شبت از دلم نرفت

یک سال و نیم بعد تو سینه زدم حسین
آتش به جان اهل مدینه زدم حسین

یک سال و نیم بعد تو فریاد می زدم
در مسجدالنبی ز دلم داد می زدم

یک سال و نیم با پدر خسته گفته ام
از محمل برهنه و کف بسته گفته ام

یک سال و نیم با حسن از کوچه گفته ام
یک کوچه نه از غم صد کوچه گفته ام

یک سال و نیم نیمه شب بهر مادرت
گفتم حکایت سم اسبان و پیکرت

یک سال و نیم بعد تو خوابم نبرده است
زینب طعام سیر پس از تو نخورده است

یک سال و نیم زینب تو بود و زمزمه
خجلت ز روی مادر سردار علقمه

یک سال و نیم ناله ام البنین حسین
می زد مرا کنار بقیع بر زمین حسین

یک سال و نیم پیرهنت اشک من گرفت
شیب الخضیب اشک تنت از من گرفت

یک سال ونیم فکر سرت روی نیزه ها
یک لحظه ام نکرد برادر مرا رها

یک سال و نیم یاد سرت در میان تشت
از قلب پاره پاره خواهر جدا نگشت

یک سال و نیم زینب تو بود و اضطراب
یک خاطره است کشته مرا مجلس شراب

#حضرت_زینب_مصیبت

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
14:39
یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم
با هر نخ پیراهن تو گریه کردم
خیلی برای کشتن تو گریه کردم
با خنده‌های دشمن تو گریه کردم

هرشب بدون تو هزاران شب گذشته
دیگر بیا آب از سر زینب گذشته

آخر مرا با غصّه‌ی ایّام بردند
با خاطرات سیلی و دشنام بردند
بین همان شهری که بزم عام بردند
این آخر عمری مرا در شام بردند

پروانه ها خاکسترم را جمع کردند
از زیر سایه بسترم را جمع کردند

گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کن
کمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کن
این آخر عمری مرا رو به وطن کن
من را میان کهنه پیراهن کفن کن

با قاسم و عباسم و اکبر بیائید
من را بسوی کربلا تشییع نمائید

حالا دگر بال و پری دارم، ندارم
در آتشت خاکستری دارم، ندارم
من سایه‌ی بالاسری دارم، ندارم
چیزی به جز چشم تری دارم، ندارم

آنقدر بین کوچه‌ها بال و پرم سوخت
آنقدر بعد کربلا موی سرم سوخت

باور نخواهی کرد با اغیار رفتم
با چادر پاره سر بازار رفتم
خیلی میان کوچه‌ها دشوار رفتم
با ناسزای تند نیزه‌دار رفتم

یادم نرفته دست بر پهلو گرفتم
از دشمنان تو چگونه رو گرفتم

یادم نرفته دور تو جنجال کردند
جمعیتی را وارد گودال کردند
آن ده سواری که تو را پامال کردند
دیدم تنت را زنده‌زنده چال کردند

یادم نرفته دست و پا گم کرده بودم
در گوشه‌ی مقتل تو را گم کرده بودم


#حضرت_زینب_مصیبت
#محمدجواد_پرچمی

Telegram.me/raziolhossein
14:43
زینبم یار آشنای توام

جای مانده ز کربلای توام



شعله سر می کشد ز ناله ی من

من عزادار نینوای توام



تشنه لب لحظه های آخر عمر

یاد سقای با وفای توام



بسترم زیر تابش خورشید

روضه خوان یاد بوریای توام



یاد گل های پرپر باغ و

بدن زیر دست و پای توام



وای از آن دم که حنجر تو شکست

یاد آن آخرین صدای توام



یاد راس تو روی نیزه و آن

پیکر بر زمین رهای توام



زخم خورده ز وقت وا شدن

پای دشمن به خیمه های توام



دم آخر بیا به بالینم

که دوباره رخ تو را بینم


#حضرت_زینب_مصیبت
#رضارسول_زاده

Telegram.me/raziolhossein
14:52
لحظه ها لحظه های آخر بود
آخرین ناله های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود
خنجری خشک و دیده ای تر بود

چقدر سینه اش مکدر بود

دستش رو به قبله تا کرده
روی خود را به کربلا کرده
مجلس روضه را بپا کرده
باز هم یاد درد ها کرده

یاد باغ گلی که پرپر بود

پلکهایش کمی تکان دارد
رعشه ای بین بازوان دارد
پوست نیروی استخوان دارد
یادگاری ز خیزران دارد

چشم از صبح خیره بر در بود

تا علی اکبرش اذان ندهد
سروِ قدش تا نشان ندهد
تا علمدار سایبان ندهد
تا حسینش ندیده جان ندهد

انتظارش چه گریه آور بود

زیر این آفتاب می سوزد
تنش از التهاب میسوزد
یاد عباس و آب میسوزد
مثل روی رباب میسوزد

یاد لبهای خشک اصغر بود

میزند شعله مرثیه خوانیش
زنده ماندن شده پشیمانیش
مانده زخمی به روی پیشانیش
آه از روز کوچه گردانیش

چقدر در مدینه بهتر بود

سه برادر گرفته هر سورا
و علی هم گرفته بازو را
دور تا دور قد بانو را
تا نبینند چادر او را

آه از آن دم که پیش اکبر بود

ناگهان یک سپاه خندیدند
بر زنی بی پناه خندیدند
او که شد تکیه گاه خدیدند
مردمی با نگاه خندیدند

بعد از آن نوبت برادر بود

آن همه ازدهام یادش هست
جمع کوفیُ شام یادش هست
چشمهای حرام یادش هست
حال و روز امام یادش هست

چشمها روی چند دختر بود

یک طرف دختری که رفته از حال
یک طرف تل خاک در گودال
زیر پای جماعتی خوشحال
یک تن افتاده تا شود پامال

باز دعوا میان لشکر بود

جان او تا ز صدر زین افتاد
خیمه ای شعله ور زمین افتاد
نقش یک ضربه بر جبین افتاد
گیسویی دست آن و این افتاد

حرمله هم کمی جلوتر بود

یک نفر گوئیا سر آورده
زیر یک شال خنجر آورده
عرق شمر را در آورده

وای سر روی دست مادر بود

#حضرت_زینب_مصیبت
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
15:03
عصمت حق زینب کبری منم
دخترم و زینت بابا منم

عصمت داورم. دختر حیدرم

خوهار غمخوار حسینم
یار وفادار حسینم
*****
چشم علی محو تماشای ون
به جای پای فاطمه پای من

عصمتم مادری است. کلامم حیدری است

دخت امیرالمومنین
ناموس رب العالمینم

****

ز کودکی نام حسین بر لبم
عقیله هاشمیان زینبم

مردم از جدایی. حسینم کجایی

گردیده وقت احتضارم
حسین من بیا کنارم

*****

تمام هستیم فدای حسین
خون سرم ریخت به پای حسین

فدایش حاصلم. داغ او قاتلم

از داغ او‌در شور و شینم
من دیده بر راه حسینم

****

گلهای باغم همه پرپر شده
هجده عزیزم همه بی سر شده

باغ من خزان است قامتم کمان است

بگذاشتم با اشک دیده
رب را به رگهای بریده

*****
قامتم از داغ حسین خمیده
یک زن و این همه بلا که دیده

باغ من خزان است. قامتم کمان است

مانده به پیکرم نشانه
از کعبه نی از تازیانه

#حضرت_زینب_مصیبت

Telegram.me/raziolhossein
15:05
AUD-20160422-WA0008.aac
Not included, change data exporting settings to download.
97.9 KB
15:08
بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن

چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا

خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین

خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک

همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت

همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود

همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش

#حضرت_زینب_مصیبت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
15:11
این مدتی که می گذرد در عزای تو
روزی نبوده اشک نریزم بپای تو

با یاد آخرین شب پیش تو بودنم
یک شب نبوده روضه نگیرم برای تو

یکسال و نیم شمع شدم سوختم حسین
یک سال و نیم آب شدم در ازای تو

ای کاش لحظه ای که رسد جان من به لب
بودم کنار قبر تو در کربلای تو

ای کاش لحظه ای که می آیی به دیدنم
از تن سرم بریده شود پیش پای تو

جان می دهم به بستر مرگم در آفتاب
مثل تن به خاک بیابان رهای تو

بر روی سینه پیرهنت را گرفته ام
تا اینکه باز زنده شود ماجرای تو

گودال بود و ولوله ی نیزه دارها
گم بود بین هلهله هاشان صدای تو

گودال بود و پیرهن و نعل اسب ها
ای کاش بود خواهرت آنجا به جای تو

چیزی برای ما ز تو باقی نذاشتند
تقسیم شد عمامه و خود ردای تو

من بودم و نظاره ی تاراج خیمه ها
در دست باد روسری بچه های تو

عباس چون نبود به سیلی سپرده شد
بوسه زدن به دخترک بینوای تو

جز آن شبی که دور شدم از تو در سفر
تو روی نیزه بودی و من پا به پای تو

بر دامنم نیامدی آن شب دگر گذشت
اما حسین، کنج تنور است جای تو؟

یادم نرفته سنگ لب پشت بام بود
پاداش هر کسی که بپا کرد عزای تو

یادم نرفته وقت تلاوت نمودنت
شد خنده ها جواب صدای رسای تو

ما را مدام خارجی آنجا صدا زدند
ای غیرت خدا همه عالم فدای تو

تا رفع اتهام کنی از حریم خویش
با آیه های سرخ بر آمد ندای تو

اما یزید حرف تو را زود قطع کرد
با خیزران مقابل طشت طلای تو

#حضرت_زینب_مصیبت
#علی_صالحی

Telegram.me/raziolhossein
15:22
زمینه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها
یه سالو نیمه عزیز جونم
غم تو برده تاب و توونم
یه سال ونیمه هر روز وهرشب
به یاد گودال روضه میخونم

یادم نمیره ماجرارو
یادم نمیره کربلارو
من روی تل تو میون گودال
یادم نمیره قتلگاه رو


خـودم دیدم زمین دریای خون بود
خـودم دیدم که عالم لاله گون بود

خـــــــــودم دیدم گلوی اصغرم را      
خـــــــودم در بر کشیدم اکبرم را

حسینم وا حسینم واحسینا

بند دوم:

یه سالو نیمه بغض گلومه
زود تر بمیرم این ارزومه
یه سالو نیمه لحظه به لحظه
رو نیزه راس تو روبرمه
یادم نمیره جسم بی سر
تن تو زیر تیغ و خنجر
یادم نمیره. میشنیدم
ذکر حسین ای غریب مادر

خودم دیدم حسینم تشنه جان داد
چه جانی بر لب آب روان داد

گلی گم کرده ام میجویم اورا
به هر گل میرسم میبویم او را

حسینم واحسینم واحسین

#حضرت_زینب_مصیبت
#مرتضی_رهنما

Telegram.me/raziolhossein
15:22
سبک
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
15:23
AUD-20160422-WA0012.opus
Not included, change data exporting settings to download.
151.9 KB
ش
15:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
پسر فاطمه من خواهر نالان توام
کشته بی سر من بی سر و سامان توام

سوز هجران تو چون شمع سحر آبم کرد
شکر این هجر به سر آمد و مهمان توام

از همان لحظه که گفتی جگر میسوزد
تا دم مرگ به فکر لب عطشان توام

لب من خشک به یاد لب خشکت اما
در غم چوب یزید و لب و دندان توام

گو به خورشید بتابد به روی پیکر من
که جگر سوخته پیکر عریان توام

تو در آن طشت اگر گریه برایم کردی
به تلافی همان اشک تو گریان توام

باد موی تو به نی این سو و آن سو می برد
مو سفید از غم آن موی پریشان توام

#حضرت_زینب_مصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
16:05
ببین زمانه چه آورده است بر سر من
نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست
نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود
تمام دشت پر از لاله های پر پر من

ورق ورق شده بودی ، نرفته از یادم
چگونه جمع نمودم تو را برادر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو
چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا
همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری
هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز
سری به نیزه بلند است در برابر من

#حضرت_زینب_س_مصائب
#مجتبی_خرسندی

Telegram.me/raziolhossein
16:07
این لحظه بدونِ سایه ات جانکاه است

باز آ و بگو که فاصله کوتاه است

هر چند تمامِ تَنِ من هم زخم است

کمتر زِ هزار و نُهصد و پنجاه است

***

بر سینه یِ خود پیرهن ات را دارم

بد جور هوای دیدنت را دارم

وا کن گره یِ مُشتِ مرا تا بینی

با خویش عقیقِ یمنت را دارم

***

#حضرت_زینب_س_مصائب
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
16:08
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#حضرت_زینب_س_مصائب

روز و شب اندر عزایت گریه کردم یاحسین
تا که شد جانم فدایت گریه کردم یاحسین

خود تو گفتی گریه باشد مرهم زخم تنم
مرهمی بر زخمهایت گریه کردم یاحسین

من که در هر جا نیابت داشتم از مادرت
جای زهرا از برایت گریه کردم یاحسین

پیکرم چون شمع شد آب و دو چشمم خشک شد
بسکه یاد کربلایت گریه کردم یاحسین

با دلی پر غصه ات کشتند و من تا وقت مرگ
بر تو بر غصه هایت گریه کردم یاحسین

تو به روی نیزه میرفتی شتابان کو به کو
من به ناقه در قفایت گریه کردم یاحسین

در خرابه پابه پای دختر دردانه ات
بر سر از تن جدایت گریه کردم یاحسین


#حضرت_زینب_س_مصائب
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
16:10
ببین از داغ تو خیلی شكستم

شكستم كه چنین از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را

چنان گشتم كه نشناسی كه هستم

***

به یادت در نوای آب آبم

چنان تو زیر تیغ آفتابم

تو راحت خفته ای در خانه ی قبر

ولی من از غمت خانه خرابم

***

لباس تو در آغوشم برادر

صدایت مانده در گوشم برادر

تو ماندی بی كفن بر خاك صحرا

چگونه من كفن پوشم برادر

***
سراسر نیزه میبینم به خوابم

سر و سرنیزه میبینم به خوابم

همین كه پلك بر هم می گذارم

تو را بر نیزه میبینم به خوابم
***


دلم هر روز سوی نیزه میرفت

كه خونت در گلوی نیزه میرفت

چه می شد مثل سرهای شهیدان

سر من هم به روی نیزه میرفت

#حضرت_زینب_س_مصائب
#محسن_عربخالقی

Telegram.me/raziolhossein
16:21
ای هم سفر! که با سر پاکت سفر کنم

خون گریم و بر این سر خونین، نظر کنم

قرآن ناطقم! به سرم سایه کرده ای

تا در پناه سایه ی قرآن سفر کنم

خواهم سرت ز نیزه بگیرم، به بر نهم

لیک از دراز دستی دشمن، حذر کنم

شب تیره است و راه مخوف، ای هلال من!

با نور روی تو، شب خود را سحر کنم

مبهوت، دخترت شده از دیدن سرت

گاهی نظر به دختر و گاهی به سر کنم

با من گر، ای حسین! نگویی سخن، مگو

چون صبر بیش تر ز غمِ بیش تر کنم

با دختر صغیره ی خود کن تکلمی

کز بهر آن سه ساله، گمان خطر کنم

رنگین شده است، موی تو از خون عارضت

من هم خضاب، موی خود از خون سر کنم

شعری به اشک و آه، «موید» سرود و من

امضا بر این مقاله ز خون جگر کنم


#حضرت_زینب_س_مصائب
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
16:23
اي طبيب دل غمديده ي غم پرور من
نظري كن به تن خسته ي در بستر من

آنچنان آتش هجران تو سوزاند مرا
كه بجا مانده فقط بعد تو خاكستر من

پيش از آني كه اجل بر سر من سايه زند
تو بيا بار دگر سايه فكن بر سر من

ياد داري بدنت در يم خون بوسيدم
به تلافي همان بوسه بيا در بر من

نه فقط بر لب من نام تو جاري است حسين
بخدا ذكر تو گويد همه ي پيكر من


#حضرت_زینب_مصیبت

Telegram.me/raziolhossein
16:25
تمام عمر برای تو یا اخالمظلوم
گریستم به عزای تو یا اخالمظلوم

چرا به خواهر مظلومه ات سری نزنی
فدای مهر و وفای تو یا اخالمظلوم

بیا در این دم آخر کنار بستر من
که سر نهم به پای تو یا اخالمظلوم

قدم کمانی و موی سرم سپید شده
زداغ کرببلای تو یا اخالمظلوم

هر آنچه سعی نمودم نشد فراموشم
نوای واعطشای تو یا اخالمظلوم

شکسته باد دو دستی که پیش دیده من
برید سر زقفای تو یا اخالمظلوم

مگر نه اینکه تو قرآن به نیزه میخواندی
شد از چه سنگ جزای تو یا اخالمظلوم

#حضرت_زینب_مصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شعرخوانی

زینب سرش شکست ولی سرشکسته نیست

#حضرت_زینب_مصیبت
#مجیدتال

Telegram.me/raziolhossein
16:46
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:30, 1.7 MB
ش
18:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
جواب:

دگر بر لب آمده جانم
به سوی در مانده چشمانم
بیا بالینم حسین جانم

حسین جانم ای حسین جانم

بند۱
دل من از غصه گشته لبالب
رسیده وقت وصال من امشب
بیا بالینم دمی تو حسین جان
ببین دیگر رفتنی شده زینب

بیا بنگر حال و روز محنت کشیده برادر
ببین قد خواهرت از غصه خمیده برادر
شدم دلتنگ تماشای تو به دیدن زینب
بیا اما تو‌ میا با راس بریده برادر

غمت بر جان میخرد زینب
از این دنیا میرود زینب

حسین جانم ای حسین جانم

بند۲

خودم دیدم اشک چشم ترت را
خودم دیدم آتش جگرت را
خودم دیدم پیکرت به روی خاک
خودم دیدم روی نیزه سرت را

چها کرد آن روز عدوی بد کینه تو حسین جان
میان گودال شکستند آینه تو حسین جان
هنوز از یادم نرفته در پیش دیده خواهر
چسان پامال ستوران شد سینه تو حسین جان

شراره افتاد به جان تو
شکسته شد استخوان تو

بند۳

تو نشنیدی آه و زاری زینب
ندیدی وقت پیری زینب
اگرچه دیدی تو داغ فراوان
ندیدی دیگر اسری زینب

تو رفتی و بین سینه افسوس آل علی بود
ز بعد تو غصه و غم مانوس آل علی
چهل منزل اهلبیتت بر روی ناقه سوار
نگاه نامحرمان بر ناموس آل علی بود


پس از تو بر ما جسارت شد
دگر سهم من اسارت شد

حسین جانم ای حسین جانم


#حضرت_زینب_مصیبت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
18:04
زمینه یا واحد
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
18:04
AUD-20160422-WA0023.opus
Not included, change data exporting settings to download.
52.4 KB
18:05
AUD-20160422-WA0022.opus
Not included, change data exporting settings to download.
189.2 KB
ش
18:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خواهری همچو من ای کاش که مضطر نشود
یا چو من هیچ زنی بی کس و یاور نشود

قامتم خم شده و موی سرم گشته سپید
چه کنم داغ غمت باور خواهر نشود

از همان روز که گفتی جگرم می سوزد
روزهایم همه بی گریه دگر سر نشود

روز و شب گریه کنم بر تو ولی میدانم
گریه هیچ کسی گریه مادر نشود

گاه با ام بنین گریم و گه با لیلا
حال این مام جوان مرده که بهتر نشود

بیشتر از همه سوزد دل من بهر رباب
یک دم آرام ز داغ علی اصغر نشود

خواهری همچو من غمزده ای کاش دگر
رو به رو با تن عریان برادر نشود

تن صد چاک تو را دیدم و با خود گفتم
جای یک بوسه برای تو میسر نشود

پسر مادر من خیز زجا تا که مگر
خواهرت همسفر شمر ستمگر نشود

کاش من گوشه گودال به جایت بودم
تا تنت زخمی صد نیزه و خنجر نشود


#حضرت_زینب_مصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یا که بیا تا زندگی از سر بگیرم
یا با تماشای سر تو پر بگیرم
خواهم تو را بار دگر در بر بگیرم
یک بوسه از آن نازنین حنجر بگیرم
بعد از تو گشته خون جگر بیچاره زینب
▪️▪️
ای کهنه پیراهن تو دیدی بی پناهش
همراه او کردی سفر تاقتلگاهش
اخر چرا گشتی رفیق نیمه راهش
رفتی نگفتی گر کند عریان نگاهش
جان میدهد با یک نظر بیچاره زینب
▪️▪️
ای آفتاب از تو گله دارم سر او
دیدی پر از زخم است از پاتا سر او
تو از چه تابیدی دگر بر پیکر او
آتش زدی بر قلب زار خواهراو
قلبم زجسمش پاره تر بیچاره زینب
▪️▪️▪️
ای آب الهی خون شوی همچون دل ما
آواره گردی تا ابد صحرا به صحرا
بودند دیو و دد همه سیراب اما
در پیش مهر مادرش فرزند زهرا
از تشنگی زد بال و پر بیچاره زینب
▪️▪️
هر گز کسی چون من تن بی سر ندیده
بیش از ستاره زخم بر پیکر ندیده
بر گرد یک تن آن همه لشکر ندیده
با چشم خود خنجر روی حنجر ندیده
زدم دو دست خود به سر بیچاره زینب
▪️▪️
تنهایی ات در بین آن صحرا مرا کشت
سوز صدایت بین دشمنها مرا کشت
آن جسم مانده زیر دست و پا مرا کشت
بانگ غریب مادر زهرا مرا کشت
از مادرت بیچاره تر بیچاره زینب
▪️▪️
چون تو کسی بی یار وبی یاور نگشته
پنهان به زیر نیزه و خنجر نگشته
در پیش چشم خواهرش بی سر نگشته
گفتی که بر گردم به خیمه بر نگشته
راست به نی شد جلوه گر بیچاره زینب
▪️▪️
این نا مسلمانان چه بی اندازه پستند
گفتم که بعد از کشتنت از پا نشستند
تازه به اسب خویش نعل تازه بستند
چون استخوان سینه ات قلبم شکستند
کشتند مرا آن ده نفر بیچاره زینب
▪️▪️
یک دم غروب کربلا یادم نرفته
سر ها به روی نیزه ها یادم نرفته
آتش میان خیمه ها یادم نرفته
سیلی و روی بچه ها یادم نرفته
چون خیمه بودم شعله ور بیچاره زینب
▪️▪️

میسوخت همچون خیمه هایت قلب زارم
گفتم که باطفلان به صحرا سر گذارم
دیدم میان خیمه یک بیمار دارم
اما چسان اورا زخیمه در بیارم
افتادم اندر دردسر بیچاره زینب
▪️▪️
از روز تو شام غریبان سخت تر شد
داغ یتیمان از جوانان سخت تر شد
از نیزه ها خار مغیلان سخت تر شد
آزاد شد آب و حسین جان سخت تر شد
حال رباب خونجگر بیچاره زینب
▪️▪️
بین همه غمهایمان وای از اسیری
خون گریه کن ای آسمان وای از اسیری
زینب کجا نامحرمان وای از اسیری.
بازوی بسته بی امان وای از اسیری
با شمر دون شد همسفر بیچاره زینب
▪️▪️
خون شد دلم از غصه و ماتم بماند
بازار و کوچه های شام غم بماند
دخت علی و چشم نامحرم بماند
رفتم میان بزم می آن هم بماند
چوب جفا و طشت زر بیچاره زینب


#حضرت_زینب_مصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
28 April 2016
ش
02:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
هر چند دلم ایمن از امواج بلا نیست
جایی که علی هست چه جا نگرانی‌ست؟

برفرض عذابم کند این هم کرم اوست
اخم پدرانه که به فرزند جفا نیست

در مذهب ما بهره ای از عقل نبرده‌ست
هر کس که به دیوانگی انگشت نما نیست

آن فرقه که بی ذکر علی مست خدایند
"در مجلسشان رونق اگر هست صفا نیست"

از هر نظری می‌نگرم جلوه‌ی کعبه
جذاب تر از جلوه ایوان طلا نیست

من معتقدم جز علی و نور جمالش
بر هر چه بیفتد نظرم چشم چرانی‌ست

سرباز غدیریم و به فرمان امیریم
هر بی سر و پایی که ولی نعمت ما نیست

در فضل علی بس بود این نکته که باید
اثبات کند شیعه که این مرد خدا نیست

هر چند خدا نیست ولی نکته اش این است:
ذات علی از ذات خداوند جدا کیست


#حامدتجری
#امیرالمومنین_مدح

Telegram.me/raziolhossein
29 April 2016
ش
00:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دوباره مرغ دلم میل کربلا دارد
همان حریم که یک بام و دو هوا دارد

یکی هوای اباالفضل یکی هوای حسین
چه با صفاست هوایی که کربلا دارد

حسین کرببلای تو کعبه عشق است
اگرچه مروه ندارد ولی صفا دارد

تویی تو قبله کعبه که کعبه در غم تو
تمام عمر به بر جامه عزا دارد

ز زائران تو و حاجیان در عرفات
خدا به زائر تو اول اعتنا دارد

((بهشت با همه سرسبزی و طراوت و حسن))
صفای کرببلای تو را کجا دارد

بهشت با همه وسعت بهای خون تو نیست
بهای خون ترا ذات کبریا دارد

ز بسکه محترم است زائر تو و حرمت
ز پر و بال ملک فرش زیر پا دارد

به افتخار غلام سیاه ترک تو حق
اگر که بگذرد از جرم خلق جا دارد


#امام_حسین_مناجات
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
2 May 2016
ش
13:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ناله ای سوخته از سینه ی سوزان آید
یا نوایی است که از گوشه ی زندان آید

آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شب و روزش به نظر تیره و یکسان آید

آی هارون که گرفتارتوشد موسی عصر
شب و روز تو و او هردو به پایان آید

سال ها این پسر فاطمه مهمان تو بود
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید

همدم آن پدر پیر ز چندین اولاد
طفل اشکی است که ازدیده به دامان آید

امشب از غربت او سلسله هم می نالد
کآن جگر سوخته را عمر به پایان آید

کند وزنجیر ازآن جان به زندان مانوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید

گرچه این زمزمه خاموش شود تابه ابد
بانگ مظلومی اش از سینه یاران آید

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
13:48
زمینه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام

بند اول:
دست بسته کنج زندان
چشم من چو ابر باران
دل شکسته و زارم
آمده به دیدارم
دوباره زندان بان
زحال زارم احدی خبر ندارد
خدا کند که تازیانه بر ندارد

بند دوم:
سر نهاده ام بر دیوار
شب رسیده و من بیدار
خسته هستم از دشمن
خون رود ز زخم من
یامخلص النار
بس که جسارت شنیدم دلم شکسته
نافله ی شب میخونم ولی نشسته

بند سوم:
جان دهم در اوج غربت
میشوم ز دنیا راحت
دور گردنم زنجیر
بسته بر تنم زنجیر
وای از این مصیبت
فاطمه بر سر میزند با دیده تر
جسم نحیف من شده شبیه مادر
(فاطمه با گریه کند مرا تماشا
تن نحیفم "کالخیال" مانند زهرا)



)

بند چهار:
گر چه پیکرم شد مسموم
من کجا و شاه مهموم؟
شکر حق کفن دارم
پیرهن به تن دارم
یاحسین مظلوم
(خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد)

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#محمدعلی_انصاری


Telegram.me/raziolhossein
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
14:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:13, 172.0 KB
14:45
بعد پیغمبر اگر خانه نشین حیدر نمی شد
کنج زندا قتلگاه موسی جعفر نمی شد

خصم اگر در کوچه سیلی بر رخ زهرا نمی زد
نیلی از سیلی سندی روی آن سرور نمی شد

کس نمی زد کنج زندان بر تن او تازیانه
گر سیه از تازیانه بازوی مادر نمی شد

زیر زنجیر گران کی خرد می شد ساق پایش
سینه زهرا اگر مجروح میخ در نمی شد

دست و پا و گردنش کی بسته با زنجیر می شد
بسته. بین کوچه ها گر بازوی حیدر نمی شد

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
14:46
رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
رزق ما از سفره‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم
مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

آنکه از کار پیمبرها گره وا می‌کند
دست و پایش در غل و زنجیر آخر بسته شد

ای خدا آزاد بودن پیشکش این ظلم چیست؟
در قفس حتی پر و بال کبوتر بسته شد

یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد
یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد

تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت
تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد

آه روی تخته پاره ساق پایش بند نیست
بیش از این حرفی ندارم روضه ها سربسته

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
14:51
زمینه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام (واحد و شور هم میشه خوند)

بند اول :
رضاي من بيا / تو لحظه های آخرم
چشام به اين دره /که برسی بالا سرم
بیا که بشنوی /این نفسای خستمو
ببینی تو قفس / بال و پر شکسته مو

تا آسمون ميره/ صدای ناله های من
چی اومده سرم / خبر داره خدای من
خلصنی یا ربه / دعای این شبای من

جواب : رضا رضا رضا این دم آخرم بیا
بند دوم:
بیا بیا ببین/چيزي نمونده از تنم
زنجیر و سلسله/ به دست و پا و گردنم
از تازیونه ی / یه ظالم یهودیه
که روی پیکرم / پُره جای کبودیه

میخنده دشمنم به اشک چشمای ترم
از طعنه هاش داره میسوزه قلب مضطرم
دلم آتيش گرفت از ناسزا به مادرم


بند سوم:
به یاد کربلا / دوباره نیمه جون شدم
برا غم حسین / دوباره روضه خون شدم
بین دو نهر آب / با لب تشنه(وای من) کشتنش
میون قتلگاه / به زیر دشنه ( وای من)کشتنش
بریدن از قفا / سر غریب مادرو ..
به زیر مرکبا / تن عزیز حیدرو ...
سرش به نیزه رفت / جلو چشای خواهرو ...


حسین حسین حسین عزیز فاطمه حسین

مرتضی_کربلایی

بند چهارم

دوباره زنده شد/ مصیبتای شهر شام
چشای منتقم / غرق به خون علی الدوام

دوباره این روزا / روزای غربت و غمه
به جوش اومد بازم/ غیرت شاه علقمه

بذار برات بگم/ از آرزوی تو دلم
دعای رو لبم/ ذکر قنوت هرشبم
همش تو فکرشم /بشم مدافع حرم

بند پنجم:

درسته عاشقم / ولی پر از شکایتم
میشه بازم بگی/ که روا میشه حاجتم

نگفتی که باید با این فراق کنار بیام
آقا تو رو خدا یه بار دیگه بذار بیام

به این شکسته دل /آقا نما عنایتی
منت بذار سرم/ تو که سحاب رحمتی
منو ببر حرم / تو یه شب زیارتی

#سیداحمدهاشمی


Telegram.me/raziolhossein
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
14:54
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:17, 180.7 KB
14:56
#امام #کاظم #مصیبت

گوشه زندان که جای موسی جعفر نبود
گوئیا او یوسف صدیقه اطهر نبود

روزهایش چون شب و شبهاش از شب تیره تر
جز غل و زنجیر او را مونس و یاور نبود

هر پسر از مادرش ارثی برد اما مگر
غیر سیلی خوردن او را ارثی از مادر نبود

من نمی دانم که زنجیر جفا با او چه کرد
آنقدر گویم رمق بر پیکرش دیگر نبود

عاقبت زیر غل و زنجیر او جان می سپرد
احتیاج قاتلی چون سندی کافر نبود

تا نبیند جسم بابا روی تخته پاره ای
خوب شد پشت در زندان دگر دختر نبود

وای بر حال سکینه دید بین قتلگاه
بر تن بابای مظلوم و غریبش سر نبود

خواست بوسد دست بابا را به هنگام وداع
دید در دست پدر انگشت و انگشتر نبود

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام #کاظم #مصیبت

پیکرش را به روی در به کجا می بردند
چار حمال غریبانه چرا می بردند

پایش از یک طرف افتاده، سرش از طرفی
لااقل کاش تنش بین عبا می بردند

کاش معصومه خبردار نگردد، او را
باهمان سلسلهء بسته به پا می بردند

بدنش ماند روی خاک، ولی بعد سه روز
بر روی دست، چو قرآن و دعا می بردند

جسر بغداد، چو بازار گل و لاله شده
چقدر گل به هوایش به هوا می بردند

کاش آنها که بر او پنج کفن آوردند
یک کفن هم که شده کرببلا می بردند

کوفیان. بر تن صد چاک حسین ابن علی
عوض شاخهء گل سنگ جفا می بردند

بدنش روی زمین بود و به روی نیزه
سر او را به سوی شام بلا می بردند

یا اباالفضل: ببند بر سر نی چشمت را
دختر فاطمه را بزم حرامی بردند

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یاموسی بن جعفر
واحد
🏴
یازهرابیابغداد
گشته زندانیت آزاد
زیرکندوغل وزنجیر
پسرت ازنفس افتاد
وامصیبت....زغمهای موسی بن جعفر
وامصیبت...تنش مانده برتخته در
وامصیبت...نبیند خدا چشم دختر
یاموسی بن جعفر3
🏴
گشته خاموش مناجاتش
خون چکدازجراحاتش
پدرافتاده ازپاو
پسرآیدملاقاتش
وامصیبت...که داردبه پیکرنشانه
وامصیبت...زسیلی وازتازیانه
وامصیبت...امان ازجفای زمانه
یاموسی بن جعفر3
🏴
رفته بااشگ پیوسته
چهره نیلی بدن خسته
مثل مادرتنش شدآب
دیده اززندگی بسته
وامصیبت...که ساییده شداستخوانش
وامصیبت...که میزدعدوبی امانش
وامصیبت...به لب آمده نیمه جانش
یاموسی بن جعفر3

🏴
#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
18:26
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
18:28
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:11, 166.2 KB
18:31
از ماتم اولاد علی بود ،کز اول

چشم همه بارانی و دل سوختنی شد

دل سوخت ازین غصه که از یوسف زهرا

در دام بلا آن همه حرمت شکنی شد

آغاز شد از کوچه و از مادر سادات

اینگونه جسارت به ائمه علنی شد

هر روز بلا دید و جفا دید و کتک خورد

هر روز بر او و پدرش بد دهنی شد

یک جلوه حسینی شد و جسمش به زمین ماند

مسموم شد و شیوهء قتلش حسنی شد

جا ماندنِ جسمش روی خاکِ پُلِ بغداد

یادآورِ جا ماندنِ صد پاره تنی شد

سهم پسر فاطمه شد گوشۀ زندان

سهم پسر دیگر او بی کفنی شد

سادات ببخشند پس از غارت خیمه

با بردنِ خلخال ، جسارت به زنی شدد

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#مهدی_مقیمی

Telegram.me/raziolhossein
18:33
چه مظلومانه بردند پیکرم را
به تخته پاره جسم لاغرم را
برای دختر چشم انتظارم
نبردند در طبق دیگر سرم را

▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️


دم مغرب مرا آزار می داد
به من دشنام او بسیار می داد
الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی به من افطار می داد

▪️▪️▪️▪️▪️▪️

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
18:40
زمینه شهادت

جانم در این کنج قفس رسیده بر لب
خسته شدم از زندگی خلصنی یارب

غریب و خونجگرم
حالا که محتضرم
خدا کنه که بیاد
به دیدنم پسرم

واویلا واویلا۳

در گوشه زندان و یاری ندارم
در بین زنجیر ستم جان میسپارم

غرق و غم و محنم
آب و شده بدنم
سیاه گشته دگر
ز تازیانه تنم

واویلا واویلا۳

خصم ار به مادر پرده نیلی نمیزد
کس گوشه زندان مرا سیلی نمیزد

عدوبهانه گرفت
تنم نشانه گرفت
هرشب سراغ مرا
زتازیانه گرفت

واویلا واویلا۳

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
18:43
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:49, 115.3 KB
18:45
کُنجِ نَمورِ این قفسِ غم فزا بس است

خو با بلا گرفته ام اما بلا بس است


قلبم گرفته باز ، جگر گوشه ام کجاست

این روزِ آخری غمِ هجرِ رضا بس است


چشمی نمانده گوشه ی تارِ سیاهچال

دردی نمانده آه که این دردِ پا بس است


زنجیر هم به شانه یِ من گریه می کند

در زیرِ حلقه ها بدنی بی نوا بس است


صیاد آمده به تماشای مرگ من

بیگانه کو که دیدنِ این آشنا بس است


رحمی نمی کند نفسم مانده در گلو

رحمی نمی کند که من و این جفا بس است


اینجا کسی ندید که ساقم شکسته است

اینجاکسی نگفت که سیلی چرا؟بس است


یک جمله گفته ام بزن که خوب میزنی

باشد بزن دوباره ولی ناسزا بس است


#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
18:47
انیسِ این شب تاریک چهارده سالم

شب است و گریه به حالم کند سیه چالم


اگر چه رفته زِ دستم حسابِ این شبها

نرفته از نظرم خاطراتِ اطفالم


اُمیدِ دیدنِ رویِ رضا ندارم حیف

از این دو چشمِ نحیف و دو پلکِ بی حالم


چنان فشرده مرا در میانِ خود زنجیر

که حلقه حلقه فرو رفته در پَر و بالم


دوباره کعبه نِی امشب سری به من زد و رفت

دوباره طعنه گرفته سراغِ احوالم


به رویِ خاک مسیرِ کشیدنم پیداست

شکسته میروم و هر دو پا به دنبالم


رسیده سندی شاهک،دوباره می خندد

و من بخاطرِ مادر دوباره می نالم


حیا نمی کند و بعدِ زخمِ سیلیِ او

به یادِ داغِ مدینه به یادِ نُه سالم

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
18:51
آسمان را به روی تخته ی در می بردند

تاج سر بود که باید روی سر می بردند


سرو سامان همه بی سر و بی سامان بود

پا به یک سوی ، سر از یک طرف آویزان بود


او درست است که یک همدم و غمخوار نداشت

بدنش روی دری بود که مسمار نداشت


جگرش پاره شده اما به دل تشت نریخت

عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت

بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت

همره اهل و عیالش سر بازار نرفت


کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد

گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد


کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود

دخترش ثانیه ای در ملاء عام نبود


سر سجاده و در حال سجودش نزدند

هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند


تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد

تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد


بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن

گریه میکرد به جسمی که نشد و غسل و کفن

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #سعید_خرازی

Telegram.me/raziolhossein
18:53
#امام #کاظم #مصیبت

یارب از گوشه زندان بلا خسته شدم
دگراز این همه بیداد و جفا خسته شدم

همچو زهرا زخدایم طلب مرگ کنم
ای اجل بر سرمن زود بیا خسته شدم

چارده سال از این حبس به آن حبس بس است
که از این دربه دریها به خدا خسته شدم

من به سنگینی این سلسله عادت کردم
ولی از دوری و هجران رضا خسته شدم

دل من خون شده از کینه زندانبانم
دگر افتاده ام از شور و نوا خسته شدم

شده افطاری من سیلی و شلاق و کتک
من از این سفره و این آب و غذا خسته شدم

ناسزا گفت زبس بر من و بر مادر من
من از این سندی بی شرم و حیا خسته شدم

ساق پایم شده چون سینه جدم مرضوض
حق بده گر من افتاده زپا خسته شدم
ء--- --- ---- ---- ---
عمه ام خواند نماز شب خود بنشسته
گفت از بس که دویدم به خدا خسته شدم

بسکه دنبال یتیمان به بیابان گشتم
بسکه خوردم کتک از حرمله ها خسته شدم


▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
18:54
ضمن عرض ادب خدمت عزیزان
امیدواریم پوزش ما را به موجب پایین بودن کیفیت اصوات ارسالی پذیرا باشید
یاعلی
ارتباط با ادمین
@jenabeh_j
3 May 2016
ش
10:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
هرکس که "یا باب الحوائج" را صدا کرده
موسی بن جعفر حاجت او را روا کرده


غیر از خدا که شان او را خوب میداند
هرکس که مدحی گفته در حقش جفا کرده


در شان او نازل شده "والکاظمین الغیظ"
موسای کاظم جای نفرین هم دعا کرده


هر بی حیایی که به آقا بی حیایی کرد
با دیدن روی خوش آقا حیا کرده


با دوستان خود نمی دانم چه خواهد کرد
وقتی که قرض دشمنش را هم ادا کرده*


در کنج زندان نیست او در وادی طور است
اینجا کلیم الله خلوت با خدا کرده


با او زنی در سجده افتاده در این زندان
یعنی زلیخایی به یوسف اقتدا کرده

از کهکشان او گرفتند اخترانش را
این چند وقت اصلا ندیده دخترانش را

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #آرش_براری

Telegram.me/raziolhossein
10:41
زنجیر نهان کرده به خود نقره نیکو
یا گردن یار است به ستاری گیسو

زانوی ادب کوفت به خاک آن زن بدکار
دید از تو سر خاک چو پیشانی و زانو

خیرات و مبرات دو عالم نکند ثقل
گر قطره اشکی بچکانی به ترازو

یا من بیده فی الشجر الاخضر نارا
تاریک شد این مرحله، انا بک نشکوا

دریا به سر تخته روان گشت و عجب نیست
زین واقعه طوفان بفروشی به لب جو

گر وصل توام دست دهد، پای بکوبم
فریاد برآرم که الی الله هلموا

#حضرت_موسی_ابن_جعفرمصیبت #محمدسهرابی

Telegram.me/raziolhossein
4 May 2016
ش
14:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بند۱

بنام خداي جهان يا محمد
بخوان يا محمّد! بخوان يا محمّد

بخــوان تــا بخواننــد پيوسته با تو
خـدا را زمين و زمان يا محمّد

بخـوان تــا بداننـد کون و مکان را
خدايـي بـوَد لامکان يا محمّد

بخوان تـا کـه برگِرد شمع وجودت
بگردند هفت‌آسمان يـا محمّد

تـو بگشـاي لـب تـا برويد مسيحا
چو گل از کوير جهان يا محمّد

بــرافروز تــا مردگــان را ببخشي
به هر دم دوصد بار جان يا محمّد

سحــاب کــرامت بپوش آسمان را
که عالم شود بوستان يا محمّد

تو نوحــي خليلــي کليمي مسيحي
تويي منجي انس و جان يا محمّد

تو برگــو، تو برگــو، هو الحق هو الهو
تو بگشا تو بگشا زبان يا محمّد

تو بخشــي بـه مظلـوم روح رهايي
تو گيري ز ظالم امان يا محمّد

تو بـا نــور دانش دهــي برخلايق
جمال خـدا را نشان يا محمّد

تو بـا دادِ خــود دادِ مستضعفان را
بگيري ز مستکبران يا محمّد

تــو در شــدّت دشمنـي دوستانه
دل از دست دشمن ستان يا محمّد

تـو چوپـان ايــن گلّه‌اي تا قيامت
تويي مير اين کاروان يا محمّد

تو بـا ذوالفقــار علــي سرکشان را
به خاک مذلّت نشان يا محمّد

فنا مـي‌شود هــر چــه باشد به عالم
به جز تو، تويي جاودان يا محمّد

تبسّـم بــه سنـگ عدو زن اگر چند
شود از لبت خون روان يا محمّد

اگر ساحرت خوانـد دشمن، نرنجي
تو او را سوي ما بخوان يا محمّد

بخــوان تــا بخواننــد با تو خدا را
زن و مرد و پير و جوان يا محمّد

تـو اعجــاز کــن بــا بيان فصيحت
تو پيغام ما را رسان يـا محمّد

ز ما داوري، رهبري از تو زيبد
همانــا پيـام‌آوري از تو زيبد

#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:12
بند۲

برافــروز بــا چهــره ي عــالم‌آرا
ببين و بخوان و بگو حکم ما را

تمام جهان است کوه حــرايت
بگو ترک اين تخته سنگ حرا را

بخــوان تا بخواننــد با تو خلايق
خدا را خدا را خــدا را خــدا را

تــو را برگزيديـم ما، تا بکــوبي
ســر بولهب‌هــا و بوجـهل‌ها را

تو فرمان بده تا که بر فتح خيبر
گشايد علي دست خيبرگشا را

بتان را به دست علي سرنگون کن
ســوا کـن ز غير خدا، ماسوا را

شود تــا درون همـه از خدا پر
برون از درون بشر کـن هوا را

به امّت بگو دل سراي الهي است
بگيريد از ديو نفْس ايـن سرا را

به شمشير توحيد از تن جدا کن
سر ظلم و بيداد و شرک و ريا را

به عزم تو بستيم جنّ و ملک را
مطيع تو کرديم ارض و سما را

زمين را ز فيض رسـالت صفــا ده
زمــان را بــه نــور نبــوّت بيارا

اگر خواهي آري به کف يا محمّد
دل خصــم و بيگانــه و آشنــا را

به مسکين تواضع، به سرکش تکبّر
به يــاران مروّت، به دشمن مـدارا

پيام رســاي خــدا بــر لب توست
به عالم رسان ايــن پيــام رسا را

هم اکنون که حکم رسالت گرفتي
بــراي امامــت بخــوان مرتضا را

تو موسا و هارون، علي يا محمّد
پس از خود به هارون سپار اين عصا را

اگــر فتنــه چـون اژدها سر برآرد
علـي مــي‌درد از هـم اين اژدها را

علي، شهرياري که در عين قدرت
کشــد از ره مهــر، نــاز گـدا را

علــي روزه‌داري که با بذل نانش
مزيّــن کند سوره ي «هل اتي» را

علي رادمردي که با فرق خونين
به قاتــل کند بذل، سهم غذا را

علي قهـرماني کـه با بذل تيغش
به دشمن دهد درس مهر و وفا را

علي آن امامي که داده خدايش
مقــام و جــلال همــه انبيا را

علي از ازل دست «ميثم» گرفته
به او داده فرمــان مدح و ثنا را

که را زهره تا مدح مولا بگويد
مگـر ذات بـاري تعالي بگويد

#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:14
ﺍﻣﺸﺐ ﻛﻪ ﺷﺐ ﺑﻌﺜﺖ ﺍﺣﻤﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﺸﻤﻮﻝ ﻫﻤﻪ ﻋﻄﺎﻱ ﺳﺮﻣﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻳﺎﺭﺏ ﭼﻪ ﺷﻮﺩ ﻃﻠﻮﻉ ﻓﺠﺮ ﻓﺮﺩﺍ
ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺝ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﺷﺪ

#مبعث
Telegram.me/raziolhossein
14:15
ﺍﺯ ﻏﺎﺭ ﺣﺮﺍ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻣﺠﺪ ﺁﻣﺪ
ﺑﺮ ﻋﺎﻟﻤﻴﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﺳﺮﻣﺪ ﺁﻣﺪ
ﻣﻜﻪ ﺑﺸﻨﻮ ﻧﻐﻤﻪ ﻱ ﻳﺎ ﺍﺣﻤﺪ ﺭﺍ
تبریک که بعثت محمد آمد

#مبعث

Telegram.me/raziolhossein
14:16
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﻱ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺑﺮ ﮔﻨﺒﺪ ﺧﻀﺮﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺳﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﺁﻳﻨﻪ ﻱ ﺍﻭ ﺯﻫﺮﺍﺳﺖ
ﺗﻘﺪﻳﻢ ﺑﻪ ﺯﻫﺮﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻮﺍﺕ

#مبعث

Telegram.me/raziolhossein
14:24
پیمبران همه از جای خود قیام کنید
نماز رو بـه سوی مسجدالحـرام کنید
ز نـام نامــیِ پیغمبــر احتـرام کنید
می طهور به دست خدا به جام کنید
سپس به غار حرا رفته، ازدحام کنید
ز جان و دل به رسول خدا سلام کنید

شب امید شمـا و شب نویـد شماست
ادب کنید که عید خدا و عید شماست

****

پیــام فتــح و نویــد ظفــر مبارک باد
دعــای عمــر شمــا را اثــر مبارک باد
خجسته عیـد بشـر بــر بشـر مبارک باد
تمام شـد شـب هجـران سحر مبارک باد
خجستـه بــعثت پیغامبــر مبــارک باد
به جن و انس و ملک، این خبر مبارک باد


خبر دهید که عید اخوّت آمده است
خزان گذشت، بهار نبوّت آمده است

***

خبر دهید که «اقرء» بـه مکه نازل شد
خبر دهید که «اضرب» شعارِ باطل شد
خبر دهید که قانـون عدل، کامل شد
خبر دهید که قرآن چراغ محفل شد
خبر دهید: مریدان! مراد حـاصل شد
نــزول ســورۀ «یـا ایّها المزمّل» شد

رسد زکوه و در و دشت و سنگ و نخل و گیاه
صــدای زمزمـۀ لا الــه الا الله

****


بخــوان محمّـد! آوای تــو صــدای خداست
بخوان کــه هـر چـه بخوانی، پیام آخرِ ماست
بخوان‌بخوان که هماهنگ با تو ارض و سماست
بخوان بخوان که از اوّل بشر تو را می‌خواست
قیـام کـن کـه قیــامت قیــامتِ کبــراست
قیام کــن کــه کنـد عدل با تو قامت راست

تو را دهند ندا راهیـان وادی نـور
تو را زنند صدا دختران زنده به گور

***

تو منجـی همـه بـا انقراض دنیایی
تو بـا فـروغ خداییـت عالـم‌آرایـی
تو تا قیــام قیـامت، پیمبــرِ مایی
تو یار خلق به دنیایی و بـه عقبایی
تو رهبر همگانـی، اگر چـه تنهایی
تو در تمـام ملل، مـاه انجمن‌هایی

بخوان که قدر و مقام و جلالتت دادیم
رُسـل نیامده، حکم رسـالتت دادیم

***

پیمبـران عظمـت یافتنــد بـا نامت
دمیده در همه عـالم فروغ اسـلامت
رسید سنگ ملامت ز هر در و بامت
زدند طعنه و دادند سخت دشنامت
زهی مکارم اخلاق و لطف و اکرامت
نگشت تلخ ز بیداد دشمنان کامت

اگر چه سنگ عدو گشت پاسخ سخنت
زدی تبسم و خون بود جاری از دهنت

****


چهارده صده روشن چراغ حکمت توست
چهارده صده قـرآن پیـام وحـدت توست
چهارده صده جاری بحـار رحـمت توست
چهارده صده پاینــده نـام امّـت تـوست
چهارده صده بر کف لوای عتـرت توست
چهارده صده بر امّت ایـن وصیّت توست

که ای تمامی امـت منـم پیمبرتان
منم پیمبر و مولا علی است رهبرتان

***



علی وصی مـن است و علـی ولـی خداست
علی ســراج منیــر و علــی چراغ هداست
علی رکوع و سجود و علی سـلام و دعاست
علی است با حق و حق در پی علی پویاست
علی حقیقت حـق، حـق بـدون او تنهاست
علی، علی، علـی آری علـی امــام شماست

بنای دین بقایش که هست عالمگیر
یکـی ز غار حرا دیگری بود ز غدیر

****

یقین کنید که مشکل‌گشا علی است علی!
یقین کنید که دست خدا علی است علی!
یقین کنید فقـط مقتــدا علی است علی!
یقین کنید که شمس‌الضحا علی است علی!
یقین کنید که صاحب لوا علی است علی!
یقین کنید امــام شمـا علـی اسـت علی!

قسم به ذات خدایی کز اوست هرچه که هست
یقین کنید کـه اسـلام بــی‌علی کفــر است

****

حقیقتی است که کتمان آن بـوَد تـکفیر
قسم بــه آل محمّــد، بـه آیــۀ تطـهیر
قسم بـه آنچـه قلـم کـرده از ازل تحـریر
کـه دســت قـدرت پـروردگار حـیِّ قدیر
شناسنامـۀ مــا را زده اسـت مهــر غدیر
علی همان شب بعثت به خلق گشت امیر

قسم بـه ذات خـداوندگار لم یزلـی
تمام دین محمّد علی، علی‌ست، علی!

#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:31
قسمت اول


ای جان جهان جان، محمّد (ص)
با نام خدا بخوان محمّد (ص)

ای باعث ممکنات اقراء
ای خواجه ی کائنات اقراء

ای قدر و جلالتت مبارک
فرمان رسالتت مبارک

ای رشته ی نّه فلک به چنگت
تا چند مکان به تخته سنگت

تو پیک مقدّس نجاتی
تو روح حیات را حیاتی

ای دُرّ یتیم و باب خلقت
ای سینه ی تو کتاب خلقت

ای گمشده آفتاب، احمد
امشب زحرا بتاب، احمد

ای در کنفت جهان هستی
آغازگر خدا پرستی

برخیز و به سوی کعبه کن رو
تا بشنوی از بتان هوالهُو

این غار که با تو کرده عادت
دارد به نبوّتت شهادت

این سنگ که بر رویش نشستی
فریاد زند پیمبر استی

ای کعبه ی کعبه دلبری کن
برخیز و پیام آوری کن

با نام خدای حیّ سرمد
بگشای زبان بخوان محمّد (ص)

کو از علق آدم آفریده
کُن گفته و عالم آفریده

ای وادی مکّه احمد است این
ای غار حرا محمّد است این

این تخته ی سنگ های غارند
کاوای شهادتین دارند

ای مردم مکّه حق پرستی
تا چند به خواب جهل و مستی

تا چند بشر زمعرفت دور
تا چند حکومت زر و زور

این کعبه که گِرد آن نشستید
این لات و هبل که می پرستید

دارند به لب ندای تهلیل
از ختم رسل کنند تجلیل

هر سنگ و درخت با محمّد
فریاد زنند یا محمّد

آیین تو تا ابد جهانی است
دین تو هماره جاودانی است

منجیّ بشر به بانگ تکبیر
از کوه حرا شده سرازیر

انوار نبوّتش زند برق
هستی شده در فروغ او غرق

دریاب خدیجه، شوهرت را
تبریک بگو پیمبرت را


#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:33
قسمت دوم


روزی که بشر در آب و گل بود
این نور هماره مشتعل بود

در خلوت دوست منجلی بود
حق بود و محمّد و علی بود

سوگند به عصمت محمّد
احمد علی و علی است احمد

سیر خط سرخ نور کردند
تا عمق زمان عبور کردند

از سنّ علی گذشته ده سال
افتاده رسول را به دنبال

دو شمس نبوّت و ولایت
دو محور عالم هدایت

او هستی و هستی آفرینش
این نفس نفیس و جانشینش

او بر همه تفلحُوا بیانش
این سوره ی مؤمنون به شانش

دو آیت حق دو یار نستوه
گویی دو محمّد آید از کوه

از جانب ذات حیّ دادار
هنگام نزول وحی در غار

احمد که زوحی منجلی بود
در محضر او فقط علی بود

در صورت هم خدای دیدند
آوازه ی وحی را شنیدند

ای عبد مطیع حیّ سرمد
ای پیرو مکتب محمّد

از خطّ علی مباش بیرون
موسی نشود بدون هارون

یک طایفه یارِ یارِ یارند
یک سلسله یارِ یارِ غارند

من عاشق روی یارِ یارم
کاری نبود به یارِ غارم

حیدر درِ باز شهر علم است
گنجینه ی راز شهرِ علم است

بر غیر خدا سجود ممنوع
بی اذن علی ورود ممنوع

از جانب در به شهر رو آر
دزد است که می رود زدیوار

ما مؤمن و تابع امیریم
ما پیرو بعثت و غدیریم

داریم به کف زمام عزّت
از ظهر غدیر و صبح بعثت

دین مهر امیرمؤمنین است
والله علی تمام دین است

روزی که هنوز ما نبودیم
لبریز زمهر دوست بودیم

در محضر مصطفی رسیدیم
«الحقُّ مع علی» شنیدیم

ای رشته عالمت در انگشت
ای مهر و مهت هماره در مشت

ای خواجه ی کائنات، احمد
ای خاتم انبیا، محمّد

گردیده هزار و چارصد سال
حق تو و عترت تو پامال

مارانِ درون آستینت
بودند هماره در کمینت

برگرد سقیفه ها خزیدند
تا پیکر عدل را گَزیدند

بستند به سوی حرف حق گوش
کردند غدیر را فراموش

در بین تمام انجمن ها
هارون تو شد غریب و تنها

با توطئه ای که گشت آغاز
بر خلق، درِ نفاق شد باز

زین توطئه ظلکم ها به حق شد
تا مصحف دین ورق ورق شد

ماندند غریب تا قیامت
قرآن و ولایت و امامت

ای گمشده یک هزار بازآ
از غار حرا دوباره بازآ

با امّت خود بگو ولی کیست
فریاد بزن بگو علی کیست

یکبار دگر بگو به امّت
قرآن نشود جدا زعترت

اسلام و علی، کتاب و عترت
هر چار یکی است در حقیقت

سوگند به والضّحی و والطّور
سوگند به نور و سوره ی نور

سوگند به آفتاب رخشان
سوگند به ماه نور افشان

سوگند به سرِّ هفت حامیم
سوگند به عادیات و تحریم

سوگند به سوره ی محمّد (ص)
سوگند به ایلیا و احمد

سوگند به بیت و اعتبارش
سوگند به رکن مستجارش

سوگند به کعبه و خلیلش
سوگند به وحی و جبرئیلش

تا هست خدا و خلقت او
ماییم و رسول و عترت او

شیعه همه عزّت و جلالش
قرآن و محمّد است و آلش

در پیروی از کتاب و عترت
یک نور بود غدیر و بعثت

ما پیرو بعثت و غدیریم
جز دامن مرتضی نگیریم

داریم سه محور هدایت
قرآن و نبوّت و ولایت

«میثم» به خدای حیّ منان
قرآن علی و علی است قرآن

#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:46
سرود مبعث


جلوه ی نور حیّ سرمد/از همه سَروَران سَرآمد

خاتمُ الانبیا یا احمد/یاسیّدُنا یا محمّد

فدای قدر و اجلال تو/هر دلی گرم اقبال تو

صلوات بر تو و آل تو

سیدی سیدی یا احمد...

ای اُمید همه یا احمد/خوبی را خاتمه یا احمد

به هر لب زمزمه یا احمد/یا ابالفاطمه یا احمد

مِدحَتِ تو نوای لبها/ذکر تو ، گرمی یا ربها

نور تو روشنای شبها

سیدی سیدی یا احمد...

صلواتِ خدا بر رویت/آسمان گشته خاک کویت

دل بسته به تار گیسویت/مرحبا به خُلق و به خویت

رسول اکرم و اعظمی/بر سرّ ایزدی مَحرمی

اوّلین شخص این عالمی

سیدی سیدی یا احمد...

#مبعث

Telegram.me/raziolhossein
14:52
www.aviny.com – WWW.AVINY.COM
Not included, change data exporting settings to download.
03:16, 671.3 KB
14:54
سرود مبعث


همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



عرش معلّا گشته خاک سرای احمد

ارض و سما میگوید جان به فدای احمد

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



قلب فلک سر شار از شور محبت گشته

غار حرا مشکات نور محبت گشته

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



ندا رسید از بالا بخوان به نام خالق

ای همه ی ما فیها بر تو و راهت عاشق

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید ‌ به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....





ز اهل عالم سری تو سیّد و سَروَری

به تن نما یا احمد ردای پیغمبری

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....



خُلق خدا خوی تو عطر خدا ، بوی تو

قبله دل سوی تو کعبه جان ، کوی تو

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

بعثت احمد آمد عید محمد(ص) آمد....


#مبعث

Telegram.me/raziolhossein
14:58
www.aviny.com – WWW.AVINY.COM
Not included, change data exporting settings to download.
04:05, 837.8 KB
15:03
نور تو گر نبود مسلمان نمی شدم
بر سفره ی کریم تو مهمان نمی شدم

لطف محمدی تو بر من مقام داد
ورنه ز نسل حضرت سلمان نمی شدم

اصلا اگر دعای تو پشت سرم نبود
بر خانواده ی تو ثناخوان نمی شدم

من از عنایت تو که بهره نداشتم
گر دوستدار عترت و قرآن نمی شدم

حرف از خدا زدی تو ، ولی گر علی نبود
هرگز مطیع و گوش به فرمان نمی شدم


قم یا رسول صوت جلی را شروع کن
قرآن بخوان و مدح علی را شروع کن


قرآن بخوان که بی خبران را خبر کنی
بر قلب سنگ ، با سخن خود اثر کنی

قرآن بخوان ، زجهل ، خلایق رها شوند
روشن فضای ظلمت محض بشر کنی

قرآن بخوان و در دل مردم نمک بریز
تا اینکه دوستان خدا بیشتر کنی

قرآن بخوان بشارت و انذار کن رسول
قرآن بخوان که شام جوانان سحر کنی

قرآن بخوان ، به جلوه ی تو سجده می کنند
سنگ و گیاه ، چونکه ز هر جا گذر کنی


عرش است محو خواندن آیات تو رسول
ای عقل کل ، عقول همه مات تو رسول


دارایی ام تمام برایت نوشته شد
جان من از ازل به فدایت نوشته شد

دل آفریده شد که گرفتارتان شود
این دل اسیر آل عبایت نوشته شد

"غیر از علی به قلب تو کس نیست و" همین...
...بر جای جای غار حرایت نوشته شد

باران نور آیه سر مردمان چکید
تا جبرئیل و وحی به پایت نوشته شد

این آیه ها نبود که گمراه می شدیم
تو آمدی کتاب هدایت نوشته شد


امشب سر تو تاج نبوت گذاشتند
در زیر پات کرسی عزت گذاشتند


از این به بعد یاور تو مرتضی علیست
تنها امیر لشکر تو مرتضی علیست

بین عشیره دست به دوش علی گذار
برگو فقط برادر تو مرتضی علیست

پروردگار عزوجل امر کرده است
همسر برای دختر تو مرتضی علیست

او بی تو ، تو بدون علی ، نه نمی شود
روح میان پیکر تو مرتضی علیست

در هر کجای عرش خدا دیدی ای رسول
هر جا روی برابر تو مرتضی علیست


اول نماز خوانده به پشت سرت علیست
وحی خدا علیست ، پیام آورت علیست

#مبعث
#رضارسول_زاده

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
احمد زحرا گشت برون با رخ ماه
باحکم پیمبری به فرمان الاه
بر عارض او هرکه نظر کرد بگفت
لاحول ولا قوه الا باالله

#مبعث
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عید_مبعث

زمین خرّم تر از خلد برین است

سراپا نور ختم المرسلین است

شده مبعوث احمد تا بگوید

"فقط حیدر امیرالمومنین است"


#مبعث
#محمد_معارف_وند

Telegram.me/raziolhossein
23:34
روشن جهان زنور جمال محمد است
خرم زچشمه های کمال محمد است
ما دست کی زنیم به دامان دیگران
تا دامن محمد و آل محمد است

Telegram.me/raziolhossein
23:35
می جویی اگر دلا نجات از هلکات
می خواهی اگر زحق نزول برکات
بگذار قدم به راه مهدی شب و روز
بفرست تو بر آل محمد صلوات

Telegram.me/raziolhossein
23:36
هرگز نبرد بهره ای از حج و زکات
رنج است نصیبش همه از صوم صلاه
هر کس که نماز خواند و نفرستد
در حال تشهد به محمد صلوات

Telegram.me/raziolhossein
23:37
توحید که " لا اله الا الله " است

اسلامِ " محمد رسول الله " است

با این دو سخن کسی به جایی نرسد

گر بی خبر از " علی ولیّ الله " است

Telegram.me/raziolhossein
23:38
سر خیل رسل ، شافع روز عَرَصات
بنمود به امت از کَرَم راه نجات
فرمود خدا جمله گناهش بخشد
هر کس که برای من فرستد صلوات

#صغیراصفهانی

Telegram.me/raziolhossein
23:40
هنگام نزول بركات است امشب

اوقات گرفتن برات است امشب

بفرست مدام بر محمد صلوات

زيرا كه بهار صلوات است امشب

Telegram.me/raziolhossein
23:44
ای نام تو جان بخش تر از آب حیات
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات
از بعثت انبیاء و ارسال رسل
مقصود تو بودی، به محمد صلوات

#صغیراصفهانی

Telegram.me/raziolhossein
5 May 2016
ش
00:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بر سر آشفته ام زلف پریشان ریخته
در دل حیران من آیات حیران ریخته

نیستم ناراحت از این که شهیدم کرده اند
خون من گر ریخته در پای جانان ریخته

سفره ی دل باز کردن پیش مهمان بهتر است
پس دلم هر آن چه دارد پای مهمان ریخته

تا مقام قاب قوسین ابتلا باید کشید
در بیابان طلب خار مغیلان ریخته

گاه باید بیشتر همرنگ شد، مثل اویس
نذر یک دندان جانان، چند دندان ریخته

هر دو عالم، عالمی دارند پیش مقدمت
آن یکی دل ریخته است و این یکی جان ریخته

گر چه آدم، گر چه عیسی، گر چه موسی... باز هم
کمتر از درهای دربار تو دربان ریخته

بس که خاطرخواه داری و عزیزی که خدا
جای گل روی سرت آیات قرآن ریخته

نذر این پیغمبری خوب است ذبحی رد کنی
عید مبعث در ضمیرش عید قربان ریخته

آن قدر ذات خدا در تو تجلی کرده است
زآن همه یک جلوه اش را در خراسان ریخته

با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است
ور نه از این نامسلمان ها فراوان ریخته

شب، شب مبعث ولی یاد نجف افتاده ام
بس که از روی لبت ذکر علی جان ریخته

یا نبی و یا نبی و یا نبی یا مصطفی
یا علی و یا علی و یا علی و یا مرتضی

#مبعث
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
نـام احـد کـه نام خداوند سرمـد است
میمی بر آن اضافه شده، اسم احمد است

آدم کـه گشت توبـه او نـزد حـق قبول
از فیـض «یا حمیدُ بحق محمـد» است

بـا دیـدن جمـال تـو خوبـان دهـر را
در دل امیـد بـاغ جنـان داشتن بد است

دست تو ظرف رحمت بی انتهای هوست
هر چه خدا به خلق ببخشد، از این ید است

مقصود باغ و لاله و حور و قصور نیست
اهـل بهشت را سـر کوی تو مقصد است

پیش از هبـوط آدم و حـوا بـه خط نور
دست خدا نـوشت: محمّد مؤیـد است

ذکـر خـدا و ذکـر ملک تـا قیام حشر
پیوسته بر شمـا صلـوات مجـدد است

بـر سـر در بهشت و جهنـم نـوشته ند
بغض تو نار و مهر تو خلد مخلد است

تفسیـر یـک حدیـث ز میم دهـان تو
بالله نیـاز مـن به هـزاران مجلـد است

گفتم بــه بــزم قـرب الهـی قدم نهم
دیدم که نغمۀ صلواتت خوش آمد است

ای چهــرۀ بــلال تــو بــاغ بـهشت من
این «میثم»، این تو آن همه افعال زشت من

#مبعث
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
914×1280, 135.5 KB
السلام علیک یا رسول الله


قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس

هر که ادلّه خواست علی را نشان بده

علی اکبر لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×486, 64.3 KB
با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است
ورنه از این نا مسلمانان فراوان ریخته

شب شب مبعث ولی یاد نجف افتاده ام
بسکه از روی لبت ذکر علی جان ریخته

#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
8 May 2016
ش
23:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺻﺪ ﺑﺎﻍ ﮔﻞ ﻭ ﮔﻠﺎﺏ ﺩﺍﺭﺩ ﺷﻌﺒﺎﻥ
ﺻﺪ ﺷﻌﺒﻪ ﻱ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﺏ ﺩﺍﺭﺩ ﺷﻌﺒﺎﻥ
ﺍﺯ ﻣﻬﺪﻱ ﻭ ﺳﺠﺎﺩ ﻭ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻭ ﺣﺴﻴﻦ
ﻳﻚ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺳﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺍﺭﺩ ﺷﻌﺒﺎﻥ


#رباعی_ولادتی
#امام_حسین_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
23:53
ﻓﻴﺾ ﺍﺯﻟﻲ ﻭ ﺍﺑﺪﻱ ﻣﻲ‌ﺁﻳﺪ
ﺑﺮ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭﻟﻲ ﻣﻲ‌ﺁﻳﺪ
ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻱ ﺣُﺴﻦ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺍﻳﺜﺎﺭ ﻭ ﻛﺮﻡ
ﻳﻌﻨﻲ ﻛﻪ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻲ ﻣﻲ‌ﺁﻳﺪ

#امام_حسین_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
23:56
عید است و جهان روضه ی رضوان حسین است
از عرش الی فرش، گلستان حسین است

با گریه ی شوق نبی و حیدر و زهرا
چشم همگان بر لب خندان حسین است

تنها نه به سویش شده فطرس متوسّل
خلق دو جهان دست به دامان حسین است

ای خیل ملک حرمت او پاس بدارید
کاین طایرِ پرسوخته، مهمان حسین است

میلاد حسین آمده سر تا به قدم گوش
زیرا که خداوند ثناخوان حسین است

«فطرس» طلب عفو کن از یوسف زهرا
العفو بگو، عفو به فرمان حسین است

گمراه نگردید که مصباح هدایت
تا روز جزا حُسنِ فروزان حسین است

آدم نه فقط بر در او برد توسّل
عالم به سر سفره ی احسان حسین است

آزادگی و غیرت و ایثار و شجاعت
این چار، الفبای دبستان حسین است

با خون شهیدان بنویسید و بخوانید
این بیت که سرلوحه ی دیوان حسین است

سردادن و مهلت به ستمکار ندادن
خط و هدف و مکتب و ایمان حسین است

گر تشنه لبِ آب بقایید، بیایید
سرچشمه ی آن در لبِ عطشان حسین است

شیعه است که تا دامنه ی صبح قیامت
با آتش دل شمع شبستان حسین است
--
ای شیعه مکن بر دگران باز درِ دل
این خانه ی آتش‌زده از آن حسین است

خونی که از آن یافت جهان رنگ خدایی
والله قسم خون جوانان حسین است

تا صبح قیامت به سر نیزه عیان است
هفتاد و دو آیه که ز قرآن حسین است

بر گوهر اشکش نتوان یافت بهایی
آن دیده که می‌گرید و گریان حسین است

در معرکه ی عشق نگه کن که ببینی
سرها همه چون گوی به چوگان حسین است

اعجاز مسیحا کند از زخم تن خود
هر کشته که افتاده به میدان حسین است

حاشا که ز شمشیر ستمگر بهراسیم
در سینه ی ما چاک گریبان حسین است

هرگز نرود آبش با کفر به یک جو
تا امت اسلام، مسلمان حسین است

حق است اگر ناز فروشیم به فردوس
زیرا دل ما روضه ی رضوان حسین است

«میثم» اگر امروز ز قرآن خبری هست
این از اثرِ فتح نمایان حسین است

#امام_حسین_ولادت
#غلامرضاسازگار


Telegram.me/raziolhossein
9 May 2016
ش
00:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش ترانه ی قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

ای تشنه! شیر مادرت از غصه خشک شد
از بس که بود صوت تو سوزان خوش آمدی

گریه مکن که کشته اشک خدا شدی
خون خدا! به جمع شهیدان خوش آمدی

اشک تو از تلاطم دریاست بیشتر
ای آشنای ابر بهاران خوش آمدی

میلت لبن زدست پیمبر مکیدن است؟
ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی

اینجا مدینه است سر آغاز کربلا
شش ماهه! آمدی؟ چه شتابان؟ خوش آمدی


اینگونه که تو سر زده از ره رسیده ای
گویا حدیث غربت مادر شنیده ای


دریای رحمتی که به آیات گفته اند
چشمان تست جان روایات گفته اند

طوفان ترنُمی ز نفسهای گرم تست
این را یکی زخیل کرامات گفته اند

چشم طمع به دست کریم تو بسته اند
آنانکه از بضاعت مزجات گفته اند

صدها هزار حور و ملک مدحت ترا
با صد هزار فخر و مباهات گفته اند

آئینه را مقابل بابا گذاشتی
وقتی سخن زمومن و مرآت گفته اند

پیش از فَیاسُیوف خُذینی به محضرت
شمشیرها سلام ملاقات گفته اند

آنانکه با نوای تو پیمان گذاشتند
لبیک تو به نغمه ی هیهات گفته اند


ای عالمی فدای تو لبیک یا حسین
گوید به تو خدای تو لبیک یا حسین


#امام_حسین_ولادت
#محمود_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
00:03
بند۱


نوری به نسل ساقی کوثر اضافه شد
ماهی به روی دامن مادر اضافه شد

مولودی آمد و نمک نان خلق شد
بر رزق سفره ها دو برابر اضافه شد

وقتی که پا به روی زمین زد خدای عشق
از این به بعد واژه ی نوکر اضافه شد

امروز با ولادت ارباب یک نفر
بر شافعان عرصه ی محشر اضافه شد

از معجزات نور وجود حسین بود
بر بال های فطرس اگر پر اضافه شد

با دیدن حسین، حسن افتخار کرد
بر میوه های قلب پیمبر اضافه شد


این شد که ما به نان و نوایی رسیده ایم
از برکت حسین به جایی رسیده ایم


#امام_حسین_ولادت
#مهدی_نظری

Telegram.me/raziolhossein
00:03
بند۲


آدم ز گریه بر غم او آبرو گرفت
امشب مسیح از دم او آبرو گرفت

هر کس که گریه کرد برایش عزیز شد
از روضه ها و ماتم او آبرو گرفت

موسی عصا به دست رها کرد طور را
آمد و از محرم او آبرو گرفت

خضر نبی که زندگیش جاودانه شد
از قطره های زمزم او آبرو گرفت

دنیا ز اعتبار مسیح و کلیم و نوح
یا از نگین خاتم او آبرو گرفت؟

من مطمئنم هر که به بالا رسیده است
از ریشه های پرچم او آبرو گرفت

این واژه در تمام جهان نقش پرچم است
ارباب ما معلم عیسی بن مریم است

#امام_حسین_ولادت
#مهدی_نظری

Telegram.me/raziolhossein
00:05
بند۳

حساس بود فاطمه بر گریه های او
بر بوسه ی نبی به تن و دست و پای او

پروانه های سوخته ی دور شمع او
جبریل می شوند همه از دعای او

صدها مسیح دم همه بیمار او شدند
حلقه زدند بر در دارالشفای او

ثابت شود به خلق ازل تا ابد که نیست
خاکی شبیه تربت کرببلای او

ما که بهشت را همگی لمس کرده ایم
هر شب میان گریه و در روضه های او

وقتی که ذره پروری اصل صفات اوست
پس سینه زن شدن یکی از معجزات اوست


Telegram.me/raziolhossein
ش
00:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقديم به حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام
بسم الله الرّحمن الرّحيم

در فضايي ملكوتي تر و روحاني تر
دفتر شعر من امشب شده نوراني تر
دلم به دريا زدم اين مرتبه ؛ طوفاني تر
آسماني ترم اين دفعه و باراني تر
باوضو آمده ام وقت صلاة آمده است
بشتابيد كه كشتي نجات آمده است

آسمان شاد شده ، مِهر جهانتاب رسيد
پنجره باز شده ، فاتح ابواب رسيد
سِرِّ اسرار خدا ؛ صاحب اصحاب رسيد
نوكران ، صف به صف آماده كه ارباب رسيد
فطرسي سوخته بال آمده در اين درگاه
پَرِ پرواز به او مي دهد امشب اين شاه

بنويسيد كه سالار به دنيا آمد
حيدرِ حيدرِ كرّار به دنيا آمد
مُرشد و پير علمدار به دنيا آمد
غم نداريم كه غمخوار به دنيا آمد
همچناني كه دَم حضرت مولاست حسين
سخنِ بازدم حضرت زهراست حسين

نقشِ انگشتريِ خاتمِ شاهي ست حسين
به اباالفضل قسم ، عشقِ الهي ست حسين
بي پناهان جهان ، خوبْ پناهي ست حسين
به خدا متّصل و لايَـتـَناهي ست حسين
هرچه ميخواسته ام از كرمش تأمين شد
با توسّل به حسين آخرتم تضمين شد

اين حسين است ولي گاه شُبِيرش خواندند
اين حسين است كه سرمنشأ خيرش خواندند
اين حسين است كه ناجيِ زهيرش خواندند
سالكان مرتبه ي آخر سِيرش خواندند
گردش چرخ جهان ،جلوه اي از همّت اوست
رمز حُرّيت حُر ، بندگيِ حضرت اوست

بسكه در بندگي اش كار خُدايي كرده
بسكه در چشم همه جلوه نمايي كرده
بسكه از كار همه عقده گشايي كرده
بسكه بر گُمشدگان راهنمايي كرده
عدّه اي تاب نياورده ، به ناآگاهي
شده اند از سر احساس حسين الّلهي

سائل زينبم و اهل حسين آبادم
آن خرابم كه به الطاف حسين ؛ آبادم
ذكر او دم همه دم ، زمزمه ي فريادم
"چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم"
"نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست"
"اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه ي اوست"

كاش مي شُد كه به سرمنزل باران برسم
كاش مي شد كه به پابوسي جانان برسم
پاي تا سر بشوم دست و به دامان برسم
به طواف حرمش نيمه ي شعبان برسم
در شب سوّم شعبان چه هوايي دارم
گِرد اين كعبه عجب سعي و صفايي دارم

كرمش واسطه شد برگ براتم دادند
پُرگُناه آمدم امّا حَسَناتم دادند
باده ميخواستم ، از آب فراتم دادند
"دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند"
دل هجران زده را مست وصالش كردند
در حرم با مدد اشك ؛ زُلالش كردند

#امام_حسین_ولادت
#محمدقاسمي

Telegram.me/raziolhossein
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺣﺴﻴﻦ ﻧﻮﺭ ﺩﺍﻭﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺩﻟﺎﻭﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺣﺴﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺭﺷﻴﺪ
ﺑﻔﺮﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ

#اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم

#امام_حسین_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
01:22
ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺳﻪ ﻣﻮﻟﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻳﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻭ ﺣﺴﻴﻦ ﻭ ﺳﺠﺎﺩ
ﺑﺮ ﻣﻬﺪﻱ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺑﺎﺷﺪ

#امام_حسین_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
01:33
بی تو هزار گوشه ی دنیا صفا نداشت

اصلاً خدا بدون تو این جلوه را نداشت


گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود

چنگی به دل نمی زد اگر کربلا نداشت


حتی زِ معجزاتِ مسیحا خبر نبود

مُشتی اگر زِ خاکِ قدومِ شما نداشت


بی تو هوایِ خانه یِ زهرا گرفته بود

این قدر جلوه جاذبه یِ مرتضیٰ نداشت


شکرِ خدا که خانه ی تان هست رویِ خاک

ور نه زمینِ تیره که دارالشفا نداشت


مجموعه ی خَصائِلِ بی انتها شُدی

یک جا تمامِ سِلسِله یِ انبیا شدی


گیرم بهار نیست دَمی جانفزا که هست

گیرم بهشت نیست غبارِ شما که هست


بر خِشت خِشتِ کعبه نوشتند با طلا

گیرم که قبله نیست ولی کربلا که هست


در ازدحامِ خیلِ گدا جا اگر کم است

تشریف آورید دو چشمانِ ما که هست

جایی اگر نبود خدا را صدا کنید

باب الجواد و سایه ی ایوان طلا که هست


کوتاست سقفِ عالم اگر وقتِ پَر زدن

غم نیست ، رویِ گنبد و گلدسته ها که هست


خوش گفته اند قطره که دریا نمی شود

هر یوسفی که یوسفِ زهرا نمی شود


تو آمدی قیامتِ کُبریٰ رَقَم زدی

بر تارُکِ همیشه ی عالم عَلَم زدی


می خواستی که رشک برند دیگران به من

زلفِ مرا گِره به نسیمِ حرم زدی


حِس می کنم میانِ دلم بویِ سیب را

از آن زمان که در حرمِ دل قدم زدی


می خواستی که شعله بگیریم بی اَمان

آتش به جانِ هر غزلِ مُحتشم زدی


با شیر ، طعمِ روضه ی تان را چشیده ام

وقتی سَری به چشمِ ترِ مادرم زدی


مجنونِ کوچه های غَمَم، دستِ من بگیر

دل تنگِ دیدنِ حرمم دستِ من بگیر


تو تشنه و دریغ زِ یک جرعه آب ، آه

تو تشنه و تمامیِ صحرا سراب ، آه


در زیرِ نیزه هایِ شکسته نهان شدی

با زخم هایِ تازه تر و بی حساب، آه


یک سو صدایِ العطش آرام می رسید

یک سو صدایِ هِلهله ها در شتاب، آه


یک سو صدایِ ضَجه یِ زینب بلند بود

یک سو صدایِ مادرت اما کباب، آه


یک سو عَلَم به خاک و علمدار غرقِ خون

یک سو به رویِ نیزه عزیزِ رُباب، آه


کم کم نگاه بر بدنت سخت می شود
کم کم نَفَس زدنت سخت می شود

#امام_حسین_ولادت
#امام_حسین_مناجات
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
01:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 403.6 KB
گیرم هزار کعبه خدا خلق مینمود
چنگی به دل نمیزد اگر کربلا نداشت
.
.
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سر را قرار شد که به سامان بیاورند
بر جسم بی حیات زمین جان بیاورند

اعجاز زنده کردن مرده که سخت نیست
باید که گبر برده و سلمان بیاورند

این پنجمین نمایش اعجاز خالق است
تکلیف انبیاست که ایمان بیاورند

اسلام بی ولای تو از کفر بدتر است
صد آیه هم اگر که ز قرآن بیاورند

جمعی گرسنه آمده بر خوان لطف تو
از سفره ات کریم! بگو نان بیاورند

احسان بی نهایت تو کم نمی شود
دایم اگر پیاله گدایان بیاورند

گفتیم با تمام جهان ، مثل تو حسین
معشوق اگر که هست به میدان بیاورند

در مدح تو به قدر هجایی نگفته اند
هی شاعران اگر چه که دیوان بیاورند

#امام_حسین_ولادت
#حسین_صیامی


Telegram.me/raziolhossein
11:31
بر عرش دوباره زیب و زین آمده است
محبوب رسول ثقلین آمده است
از کنگرۀ عرش به ذکر صلوات
گفتند حسینیان حسین آمده است


#امام_حسین_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
11:32
هرکس برای نوکریش انتخاب شد
یک شب نگشته کل صوابش ثواب شد

او حاجت تمامی عالم کند روا
بیهوده نیست سید کل شباب شد

دنبال اجر سینه زنان بودم و سپس
بیتی ز معنی آمد و بهرم جواب شد.

((وقتی خدا به حشر بگوید چه داشتی
سربر کند حسین و بگویی حساب شد ))


#محمدحسین_علیمحمدی
#امام_حسین_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
11:39
امشب همه عالم پر از شور حسین است
چشم ملایک روشن از نور حسین است
سینای دل یک شعله از طور حسین است
قلب رسول الله مسرور حسین است
خورشید ثاراللهیان امشب درخشید
چشم همه آزادگان را نور بخشید
امشب عجب شوری دل دیوانه دارد
امشب یم رحمت به کف دردانه دارد
امشب محمد در بغل ریحانه دارد
امشب علی قرآن به روی شانه دارد
امشب ز هم وا شد گل لبخند زهرا
آمد به دنیا نازنین فرزند زهرا
این مشرق الانوار رب المشرقین است
این جان عالم این امام العالمین است
این عین حق یعنی علی را نور عین است
این شمع جمع آل پیغمبر حسین است
دیدار روی خالق سرمد مبارک
قرآن به روی سینه ی احمد مبارک
این کیست مصباح الهدا فلک نجات است
شویندۀ لوح تمام سیئات است
این کام خشکش خضر را عین الحیوة است
این هستی ما در حیات و در ممات است
دار و ندار انبیا، هست خداوند
چشم خدا، روی خدا، دست خداوند
نام حسین اول به قلب ما نوشتند
آن گه گل ما را به مهر او سرشتند
آن که بذر حب او در سینه کشتند
نه عاشق حور و نه دنبال بهشتند
فردای محشر چشمشان سوی حسین است
حور و قصر و خلدشان روی حسین است
ای روح پاک انبیا پروانه ی تو
قلب همه خوبان عالم خانه ی تو
کوه غم خلق جهان بر شانه ی تو
عقل و خرد دیوانه ی دیوانه ی تو
بگذار تا آشفته ی موی تو باشم
دیوانه ی زنجیری کوی تو باشم
این جرم های بی شمارم یابن زهرا
این چشم های اشک بارم یابن زهرا
بر درگهت امیدوارم یابن زهرا
تنها تویی دار وندارم یابن زهرا
من هر که هستم "میثم" کوی شمایم
آلوده ام امــا ثــناگـوی شـمایم


#امام_حسین_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
11:40
ای آن که تو را حُسن خداداد بود
میلاد تو جلوه گاه ایجاد بود
ما را به نگاه لطف خود شادان کن
امروز که قلب فاطمه شاد بود
×××
امشب که فضا پُر است از بوی حسین
عطر گل سرخ آید از سوی حسین
ای فطرس پر سوخته احرام ببند
از بهر طواف کعبۀ روی حسین
×××
ما ریزه خور خوان گل فاطمه ایم
پروردۀ احسان گل فاطمه ایم
خاریم ولی به یمن میلاد حسین
صد شکر که مهمان گل فاطمه ایم
×××
از عشقِ حسین تا تکلّم کردند
قدسی نفسان باز تبسّم کردند
از بهر زیارتِ حسین بن علی
در خاکِ قدوم او تیممّ کردند

#امام_حسین_ولادت
#سیدهاشم_وفایی


Telegram.me/raziolhossein
11:50
امشب حسنات می فرستد زهرا

برشیعه برات می فرستد زهرا

درهای بهشت وا شده پس حتما

دارد صلوات می فرستد زهرا

#امام_حسین_ولادت
#سیدمجتبی_شجاع

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چه سایه سار پر از لطف و رحمتی داری!

به جمع سایه نشینان عنایتی داری

غبار تربت تو با دم مسیح یکی ست

عجب دوای عجیبی چه تربتی داری!

در آن جمال علی وار و نور زهرایی

عجب شکوه و جلالی چه هیبتی داری!

به عشق تو همه عالم شده حسینیه

چقدر مجلس روضه، چه هیئتی داری!

بدون این که عتابم کنی، عطا کردی

چقدر خوب و کریمی چه عادتی داری!

تمام محو تماشا شد عالم ایجاد

دمی که قابله قنداقه را به زهرا داد


کبوتر دل من پر زده به سوی حرم

مگر که اوج بگیرد دوباره روی حرم

خدا کند که بیایم دوباره پا بوست

خدا کند که نمیرم در آرزوی حرم

اگر چه خیر ندیدی تمام عمر ز من

وجود من زده لطمه به آبروی حرم ...

... تو را دوباره قسم می دهم به عبّاست

تصدّقی سرِ حضرتِ عموی حرم

بده اجازه شبی باز زائرت باشم

و روی خاک بیافتم به روبروی حرم


چقدر بنده نوازی چقدر آقایی!

چقدر حضرت آقا شبیه زهرایی

#امام_حسین_ولادت
#محمد_ناصري


Telegram.me/raziolhossein
16:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 226.0 KB
درد همه را دوا بده یا زهرا
بر سینه ما صفا بده یا زهرا
اندر شب میلاد حسینت عیدی
بر ما همه کربلا بده یازهرا

#امام_حسین_ولادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
10 May 2016
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شعر جدید از استاد موید در ولادت سیدالشهدا علیه السلام

بخش اول

بگشوده اند باز درهای مغفرت
روح الامین زند آوای مغفرت
نوری دگر گرفت دنیای مغفرت
فطرس گرفته است ویزای مغفرت
از درگه حسین دریای مغفرت
پوشیده از خدا دیبای مغفرت

این صوت دلنشین خیزد ز عالمین
صلوا علی النبی صلوا علی الحسین

شهر مدینه غرق در صد چمن گل است
در کوچه ها گل است در انجمن گل است
در هر سخن در است در هر دهن در است
حب علی گل است،مهر حسن گل است
ام الائمه را در پیرهن گل است
فرموده مصطفی زهرای من گل است

زین گل دمیده است یک گل که سرمدی است
در برگ و ساقه اش عطر محمدی است

امشب امام عشق مهمان فاطمه است
سرشار نور او دامان فاطمه است
زین لاله سرخ رو بوستان فاطمه است
محو نگاه او چشمان فاطمه است
سکر کلام او در جان فاطمه است
او جان حیدر و جانان فاطمه است

گلبوسه میزند زهرا به روی او
اما چرا نبی بوسد گلوی او

زهرا که نفس او نفس پیمبر است
از طفل دیگرش تمدید کوثر اسد
طفلی که چهره اش مرآت داور آور است
طفلی که بر لبش الله اکبر است
عشق مجسم است حس مصور است
طفلی که در رحم دمساز مادر است

با مادرش سخن می گوید آن وحید
گاه از انا الغریب گاه از انا الشهید

آیات عشق را معنا کند حسین
اسلام ناب را احیا کند حسین
وقتی غیام خون برپا کند حسین
در عالم وجود غوغا کند حسین
قانون بردگی الغا کند حسین
وز خون سرخ خویش امضا کند حسین

آن روز شد سرش بر نیزه گر بلند
قرآن از او شده است پاینده سر بلند


#امام_حسین_ولادت
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
01:17
بخش دوم

سنگین تر از فلگ سنگ کرامتش
بر فرق کهکشان دست عنایتش
جبریل غوطه ور در بحر رحمتش
در چنگ قدسیان دامان رحمتش
از عرش هم گذشت کوی شهادتش
روزی که وا شود چتر شفاعتش

آید ز هر کران فریاد یا حسین
گویند انبیا مائیم با حسین

نام کبیر او باب الحوائج است
رای منیر او باب الحوائج است
عباس امیر او باب الحوائج است
مسلم سفیر او باب الحوائج است
سردار پیر او باب الحوائج است
طفل صغیر او باب الحوائج است

باب الحوائج یک منصبش بود
آنکس که چشم خلق بر زینبش بود

دارد جهان قرار با ذکر یا حسین
جان‌پرورد بهار با ذکر یا حسین
گل میدمد ز خار با ذکر یا حسین
ای دل نفس برار با ذکر یا حسین
جان میکنم نثار با ذکر یا حسین
شادم به روزگار با ذکر یا حسین

قدوسیان که وی از جام او زدند
نقش بهشت را با نام او زدند

جان های خسته را در دو جهان کفیل
کم کرده راه را داناترین دلیل
با حرز نام توست پرواز جبرئیل
قربانیت ذبیح،شیدائیت خلیل
با سید الکریم هستم تورا دخیل
یا ایها العزیز رحمی بر ذلیل

جان مرا بگیر از خود جدا مکن
دستم گرفته ای دیگر رها مکن

ای قدر انبیا از آبروی تو
عمرم تمام گشت در گفتگوی تو
با وصف موی تو با یاد روی تو
جانم به لب رسید در آرزوی تو
کی میرسد لبم بر خاک کوی تو
ای در نماز عشق از خون‌وضوی تو


هم چون مویدت یک نوکرم بخوان
یا در کشم به خون یا در برم بخوان


#امام_حسین_ولادت
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
ش
01:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 150.1 KB



خورشید شب فاطمه بالا آمد
شکل دگر علی و زهرا آمد
مشتاق زیارت حسن بود، حسین
این بود که شش ماهه به دنیا آمد

#امام_حسین_ولادت
#علی_اکبر_لطیفیان
Telegram.me/raziolhossein
ش
14:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امام ما سپری مثل تو نخواهدداشت
شب غمش سحری مثل تو نخواهدداشت
حسین مثل پیمبرتو هم مثال علی
و شهرعشق دری مثل تو نخواهدداشت
اگرکه سینه دریا پر از صدف باشد
بدون شک گهری مثل تو نخواهدداشت
شجاعت علوی را تو ارث بردی چون
که مرتضی پسری مثل تو نخواهدداشت
رسیدی و شب ما مثل روز روشن شد
چون آسمان قمری مثل تو نخواهدداشت
دو دست دادی و جایش خدابه تو پرداد
نه،جبرئیل پری مثل تو نخواهدداشت

تو عشق زینبی و تا همیشه ماه حسین
نوشته اند تو را حیدر سپاه حسین

فرات مشک تهی و تویی که دریایی
تو ماه ام بنینی ز نسل زهرایی
جمال هاشمیان در مدینه معروف است
میان هاشمیان واقعا تو زیبایی
همین که پیش علی راه می روی آقا
چقدر هیبت تو می شود تماشایی
علی ست ساقی کوثر،توساقی عشقی
رقیه عشق حسین و به عشق سقایی
همه رعیت عشقیم و پادشاه تویی
خوشا به حال تو آقا چقدر آقایی
اگرچه مهر امامت نخورده درلوحت
ولی به کل خلائق امیرومولایی

ببندگردن من را به پای زنجیرت
بیا بزن سر من را حلال شمشیرت

علی که دید تو را یاد خیبرش افتاد
بیادنغمه الله اکبرش افتاد
میان چشم تو مولا چه صحنه ها که ندید
نگاه او به رخ سیب نوبرش افتاد
کسی که تیغ کشید و به جنگ تو آمد
سرش بریده شد و دربرابرش افتاد
تو نعره می زدی و لشگری به هم می ریخت
رجز که خواندی حسین یاد مادرش افتاد
اگرچه تیغ نبردی ولی همه دیدند
به تیغ ابروی تو دشمنت سرش افتاد

کسی ندیده چنین تیغ تیز برانی
تو باصدای علی می کنی رجز خوانی

همینکه پرچمت افتادخیمه غوغاشد
نبودی و سر یک گوشواره دعواشد
تو رفتی و همه گفتند وای بر زینب
همینکه پای عدو سمت خیمه ها واشد
چهارهزار نفر تیر می زدند ای وای
چقدر تیر سه پر نذر جسم سقاشد
اگرچه پرچمت افتاد بر زمین اما
همینکه فاطمه را دید پرچمت پاشد
پس از شهادت اکبر نه بعد قاسم نه
پس از تو بود که دیدند حسین تنهاشد
غم علی جگرش را به درد آورده
تورا که دید چنین سرو قامتش تاشد

نبودی و دل زینب شکسته تر شده بود
پس از تو ام بنبن بود بی پسرشده بود

#حضرت_عباس_ولادت
#مهدی_نظری

Telegram.me/raziolhossein
14:31
باز انگار جهان حادثه در سر دارد

شهر یثرب سبدی یاس معطر دارد

جبرئیل است که تکبیر مکرر دارد

کودکی آمده که هیبت حیدر دارد



چه جمالی چه کمالی چه قد وبالایی

ماه مجنون و تو لیلا تر از لیلایی



وصف اوصاف تو از عقل فراتر باشد

چون که مدح تو فقط کار برادر باشد

عاشق آن است که آیینه دلبر باشد

یعنی عباس خودش یک تنه حیدر باشد



تیر ما گر بخورد کنج هدف خوب تر است

کربلایی شدن از راه نجف خوب تر است



آمدی با دل دریا که تو دریا باشی

آمدی نور دل حضرت مولا باشی

میر و سردار و پناه دل آقا باشی

تا که بر تشنه لبان حضرت سقا باشی



یاد دادی به همه شیوه ی جانبازی را

از تو آموخته ام غیرت و سربازی را



راهی علقمه سقا شده ماشاالله

دشت در دشت چه غوغا شده ماشاالله

جنگ خیبر شده٬مولا شده٬ماشاالله

بیش از پیش چه زیبا شده ماشاالله



تیغ می راند و تکبیر اباعبدالله
ذکر لاحول ولا قوة الا بالله

#حضرت_عباس_ولادت
#مهدی_چراغ_زاده

Telegram.me/raziolhossein
14:34
بخش اول:
بايد حسين دم بزند از فضائلت

وقتي حسيني است تمام خصائلت

تعبيرهاي ما همه محدود و نارساست

در شرح بيکراني اوصاف کاملت

بي شک در آن به غير جمال حسين نيست

آئينه اي اگر بگذاري مقابلت

اي کاشف الکروب عزيزان فاطمه

غم مي بري ز قلب همه با شمائلت

در آستانة تو گدايي بهانه است

دلتنگ ديدن تو شده باز سائلت

با زورق شکستة دل سال هاي سال

پهلو گرفته ايم حوالي ساحلت


بي شک خدا سرشته تو را از گل حسين

سقاي با فضيلت و دريا دل حسين


تو آمدي و روشني روز و شب شدي

از جنس نور بودي و زهرا نسب شدي

در قامتت اگرچه قيامت ظهور داشت

الگوي بندگي و وقار و ادب شدي

هم چشمهاي روشنت آئينة رجاست

هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدي

بايد که ذوالفقار حمايل کني فقط

وقتي که تو به شير خدا منتسب شدي

در هيبت و رشادت و جنگاوري و رزم

تو اسوة زهير و حبيب و وَهب شدي

در دست تو تلاطم شمشير ديدني ست

فرزند لافتايي و شير عرب شدي


فرماندة سپاهي و آب آور حسين

اي نافذ البصيره ترين ياور حسين


بي شک تو صبح روشن شبهاي تيره اي

خورشيدي و به ظلمت اين شام چيره اي

تسخير کرده جذبة چشم تو ماه را

بي‌خود که نيست تو قمر اين عشيره اي

عصمت دخيل تار عباي تو از ازل

جز بندگي نديده کسي از تو سيره اي

قدر تو را کسي نشناسد در اين مقام

وقتي براي امر شفاعت ذخيره اي

ما را بس است وقت عبور از پل صراط

از تار و پود بيرق تو دستگيره اي


چشم اميد عالم و آدم به دست توست

باب الحسين هستي و پرچم به دست توست

#حضرت_عباس_ولادت
#یوسف_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
14:36
بخش دوم:
فردوس دل هميشه اسير خيال توست

حتي نگاه آينه محو جمال توست

تو ساقي کرامت و لطف و اجابتي

اين آب نيست زمزمه هاي زلال توست

ايثار و پايمردي و اوج وفا و صبر

تنها بيان مختصري از کمال توست

در محضر امام تو تسليم محضي و

والاترين خصائل تو امتثال توست

فردا همه به منزلتت غبطه مي خورند

فردا تمام عرش خدا زير بال توست

باب الحوائجي و اجابت به دست تو

تنها بخواه، عالم هستي مجال توست


اي آفتاب علقمه: روحي لک الفدا

اي آرزوي فاطمه: روحي لک الفدا


اي آفتاب روشن شبهاي علقمه

سرو رشيد خوش قد و بالاي علقمه

داده ست مشک تشنة تو آب را بها

اي آبروي آب، مسيحاي عقلمه

وقتي که چند موج عليل شريعه را

کرده ست خاک پاي تو دريای علقمه

لب تشنة زيارت لبهات مانده است

آري نگفته اي به تمناي علقمه

امروز دستهاي تو افتاد روي خاک

تا پا بگيرد از دل صحراي علقمه

با وعده هاي مادرت آسوده خاطريم

چشم اميد ماست به فرداي علقمه

اين عطر ياس حضرت زهراست مي وزد

از سمت کربلاي تو ، سقاي علقمه

شبهاي جمعه نالة محزون مادري

مي آيد از حوالي درياي علقمه


ام البنين و فاطمه با قامتي کمان

اينجا نشسته اند و شده آب روضه خوان


فرصت نداد تا که لبي تر کند گلو

دارد به دست، ماه حرم، مشک آرزو

مي آيد از کنار شريعه شهاب وار

بسته ست راه را به حرم لشکر عدو

طوفان تير مي وزد از بين نخلها

حالا شنيدني شده با مشک گفتگو:

« بسته ست جان طفل صغيري به جان تو

تو مشک آب نه که تويي جام آبرو

اي مشک جان من به فداي سر حسين

اما تو آب را برسان تا خيام او »

اما شکست ساغر و ساقي ز دست رفت

جاري ست خون ز بادة چشمش سبو سبو

با مشک پاره پاره به سوي حرم نرفت

تا با امام خود نشود باز رو برو

تنها پناه اهل حرم بر نگشته است

مي بارد از نگاه سکينه : عمو عمو



در خيمه اوج بي کسي احساس مي شود

خورشيد نيزه ها سر عباس مي شود

#حضرت_عباس_ولادت
#یوسف_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
14:46
آسمان جلوه ای اگر دارد

از نماز شب قمر دارد

شب میلاد تو همه دیدند

نخل ام البنین ثمر دارد

آمدی و حسین قادر نیست

از نگاه تو چشم بر دارد

كوری چشم ابتران حسود

چقدر فاطمه پسر دارد

ای رشید علی نظر نخوری

شهر چشمان خیره سر دارد


باب حاجات، كعبه ی خیرات

بر تو و قد و قامتت صلوات


ای نسیم پر از بهار علی

ماه در گردش مدار علی

چقدر مشكل است تشخیصت

تا كه تو می رسی كنار علی

با تو یك رنگ دیگری دارد

شجره نامه ی تبار علی

دومین حیدر ابوطالب

صاحب غیرت و وقار علی

به شما می رسد ذخیرۀ طف

همۀ ارث ذوالفقار علی

ای علمدار و سر پناه حسین

حضرت حمزه ی سپاه حسین


خشکسال قدیم دنیا من

جستجوهای پشت دریا من


تو بر این خاك ها بكش دستی

اگر این خاك زر نشد با من

سر سال است مرد مسكینم

مكش از دست خالیم دامن

چقدر فاصله است ای دریا

از مقام ظهور تو تا من

تو بزرگ قبیله ی آبی

تو غدیری، فراتی اما من


خشكسالم، كویر بی آبم

روزگاری است تشنه میخوابم


كمرت جایگاه شمشیر است

لب تو جایگاه تكبیر است

سر ما را بزن همین امروز

صبح فردا برای ما دیر است

هیچ كس رو به روت نیست مگر

آن كسی كه ز جان خود سیر است

سیزده ساله حیدری كردی

پسر شیر بیشه هم شیر است

گیرم افتاده است روی زمین

دست تو باز هم علمگیر است


پسر شاه لافتی عباس

ای جوانی مرتضی عباس


از نگاه كبوتری وارم

به مقام تو غبطه می بارم

سر من را اگر بگیری باز

به دو ابروی تو بدهكارم

ارمنی هم اگر حساب كنی

دست از تو بر نمی دارم

بده آن مشك پاره ی خود را

تا برای خودم نگهدارم

بی سبب نیست گریه ی چشمم

حسرت صبح علقمه دارم


با تمامی شور و احساسم

آرزومند كف العباسم


زلف ما را ز مشك وا نكیند

لب ما را از آن جدا نكنید

پای ما را به جان خالی مشك

در حریم فرات وا نكنید

دست بر زیرتان نمی آرد

آب ها این همه دعا نكنید


تا كه از مشك پاره آب چكید

رنگ از چهره ی رباب پرید


#حضرت_عباس_ولادت
#علی_اکبر_لطیفیان


Telegram.me/raziolhossein
14:48
بر روی حسین نور داور صلوات

بر موی ابوالفضل دلاور صلوات

میلاد حسین است و ابوالفضل رشید

بفرست تو بر این دو برادر صلوات

#امام_حسین_ولادت
#حضرت_عباس_ولادت
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
14:50
ای اهل ولا مژده که عید است امشب

هنگامه ی دید و بازدید است امشب

مولود حسین ابن علی بود امروز

میلاد ابوالفضل رشید است امشب


#امام_حسین_ولادت
#حضرت_عباس_ولادت
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
14:51
بر شیعه عجب عید سعید است امشب

بگشوده زحق باب امید است امشب

در عرش برین فرشتگان می گویند

میلاد ابوالفضل رشید است امشب

#حضرت_عباس_ولادت
#نادعلی_کربلایی

Telegram.me/raziolhossein
14:52
مییلاد ابوالفضل دلاور آمد

از بهر حسین امیر لشکر آمد

فرط ادبش همین که در چهارم ماه

از بعد ولادت برادر آمد


#فاخر

*****

عباس که در عشق دلی یکدله داشت

در دشت جهاد پرچم غافله داشت

یک روز پس از برادر آمد به جهان

یعنی ز حسین یک قدم فاصله داشت

#حضرت_عباس_ولادت
#سیدرضاموید

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 84.3 KB
خاریم ولی وصل گل یاس شدیم

سنگیم ولی تکه ی الماس شدیم

گفتیم دو عالم همگـی بشناسند

از روز ازل غلام عباس شدیم

#حضرت_عباس_ولادت
#محمودبکایی

Telegram.me/raziolhossein
16:26
چشمان تو ادامه ي شبهاي فاطمه

با دست توست رحمت فرداي فاطمه

هستند در كنار تو دلگرم دختران

قُرص است با تو پشت پسرهاي فاطمه

ميزد به روي بازوي تو بوسه ها پدر

يك بوسه جاي خويش و يكي جاي فاطمه

ابري بيار و سايه به زينب هَديّه كن

اي بچه شير حيدر و رعناي فاطمه

تنها حسين پشت رَدِ دستهاي توست

بر خاك ديد رَدِّ قدمهاي فاطمه

#حضرت_عباس_ولادت
#مسعود_اصلانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شب میلادِ تو، میلاد به هم می ریزد
این جهان علی آباد به هم می ریزد
خیره بر بازویِ شاگردِ خودش با بوسه
اشک می ریزد استاد، به هم می ریزد
شب قبل از تو حسینِ تو، شب بعد از تو
سرِ بازوی تو سجاد، به هم می ریزد
چه نیازی ست بپوشید زره و جنگ کنی
به تماشای تو صیاد به هم می ریزد
مثل این رود که از دست تو موجی شده است
کار هر کس به تو افتاد، به هم می ریزد
چون که بُرقَع بگشاید، دلِ آب، آب شود
زلف آشفته کند، باد به هم می ریزد
سین، که شد حرف نهایی حروف عباس
از حسودیش به سین، صاد به هم می ریزد

#حضرت_عباس_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
18:53
برخیز که نور مشرقین آمده است
از بهر علی نور دو عین آمده است
شاد است دل علی و زهرا زیرا
عباس به یاری حسین امده است

#حضرت_عباس_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
19:04
مادر عباس! حیدر بهر حیدر زاده‌ای
مرتضی شیرخدا، تو شیر حیدر زاده‌ای
بهر ثارالله، ثارالله دیگر زاده‌ای
یا علیِّ دیگر از بهر پیمبر زاده‌ای


آسمانِ عصمتی، قرص قمر آورده‌ای
بـر علی‌بن‌ابیطالـب پســر آورده‌ای


آفتاب و ماه را در مشرق رویش ببین
ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش ببین
بازوی خیبر‌‌گشا پیدا به بازویش ببین
صد قیامت را عیان در قد دلجویش ببین

روحش از گهواره تا کرب و بلا پر می‌زند
چشم‌هـایش حرف با ساقی کوثر می‌زند

ساقی کوثر، علی، این ساقی کرب و بلاست
نرگس چشمش خدایی، عاشق تیربلاست
این نه یک نوزاد کوچک این نهنگ بحر لاست
عضوعضو جسم از جان بهترش را این صلاست:

من ز آغـوش پـدر پرواز کردم تا حسین
با حسینم با حسینم با حسینم با حسین

کربلا باغ شهادت، شاخۀ یاسش منم
اشجع‌الناس است حیدر، اشجع‌الناسش منم
فاطمه ام‌البنین نازد که عباسش منم
هر که احساس حسینی دارد، احساسش منم

چشم مـن در خردسـالی عاشق تیر است و بس
شیر من در شیرخواری آب شمشیر است و بس

دست من دست علی، دست خدای عالم است
شیرِ شیرِ داورم، نام اسد بر من کم است
زخم در راه خدا بر روی زخمم مرهم است
پشت ثارالله با دست رشیدم محکم است

از ولادت چنگ بر حبل‌المتینش می‌زنم
آسمـان بـی‌ او بگردد، بر زمینش می‌زنم

مادر از روز ولادت زاده ثاراللهی‌ام
داده‌اند از شیرخواری درس خاطرخواهی‌ام
کربلا دریایی از خون، من در آن چون ماهیَم
بوسۀ پی در پی بابا دهد آگاهی‌ام

بـوده در لالایــی ام‌البنیـن ایـن زمزمه
جان عباسم به قربان حسین فاطمه

عشق را از دامن گهواره تمرین کرده‌ام
شیر مادر را به شوق مرگ شیرین کرده‌ام
دست و فرق و چشم دادم، یاری دین کرده‌ام
تا شهادت از امام خویش تمکین کرده‌ام

هست زائـر جسـم صـدچـاک مـرا در علقمه
هم محمّد هم علی هم مجتبی هم فاطمه

یوسف زهرا حسین است و خریدارش منم
با نثار جان و چشم و دست و سر، یارش منم
از ولادت تا شهادت محو دیدارش منم
بلکه فردای قیامت هم علمدارش منم

وقف ثارالله شد پیش از ولادت هستِ من
لالــه عبــاسی بــاغ ولایـت دسـت من

ای تو را بادا سلام از هر نبی و هر ولی
دست و شمشیر ولایت، شیر میدانِ یلی
ماه رویت در میان آل هاشم منجلی
اولین و آخرین یار حسین‌بن‌علی

ساقـی کوثـر علـی، سقای فرزندش تویی
آن که عالم قبلۀ حاجات خوانندش تویی

یابن‌حیدر خون ثارالله اکبر کیست؟- تو
نَفس نَفس مصطفا و جان حیدر کیست؟- تو
ساقیِ لب‌تشنۀ سردار بی‌سر کیست؟- تو
بین دشمن دستِ بی‌دست برادر کیست؟- تو

تندری یا خشم دریایی؟ نمی‌دانم که‌ای
نوکری؟ سقایی؟ آقایی؟ نمی‌دانم که‌ای


خال و خط و چشم و ابروی تو قرآن می‌شود
مهر تو در پیکر بی‌جان ما جان می‌شود
دردها بی‌نسخه با خاک تو درمان می‌شود
گر نگاهی افکنی یک خلق، سلمان می‌شود

لطف و احسان و کرامت گاه‌گاهی کن به ما
کـم نمـی‌آید ز چشمـانت نگاهـی کن به ما

فاطمه ام‌البنین چون لاله می‌بوید تو را
چشم حیدر با گلاب اشک می‌شوید تو را
حضرت زهرا به روز حشر می‌جوید تو را
یوسف زهرا «بنفسی انت» می‌گوید تو را

کاش در محشر که «ثارالله» سلطانی کند
تو علمداری کنی «میثم» ثناخوانی کند

#حضرت_عباس_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 83.2 KB
این بادیه پر نور اگر میگردد
نوریست که از علقمه بر میگردد
دیروز قمر دور زمین میگردید
امروز زمین دور قمر میگردد

#حضرت_عباس_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
ش
21:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم الله الرّحمن الرّحيم
تقديم به حضرت اباالفضل عليه السّلام

خورشيد هم امشب به اين درگاه مي آيد
زيرا خبر پيچيده هر جا ، ماه مي آيد

امشب خيال حضرت ارباب آسوده ست
دارد كفـــيل زينبـش از راه مي آيد

سلطان عشّاق دو عالم جشن مي گيرد
وقتي وزيرش مثـل شاهنشاه مي آيد

با دست و پاي غرق گِل از سمت نخلستان
با سر به ديدارش ، ولي الله مي آيد

جانها فداي عاشقي كز شوق وصل او
معشوق،سويش مثل خاطرخواه مي آيد

عبّاس يعني عاشق صادق كه بي ارباب
او را ز هست و نيستش ، اكراه مي آيد

با جرعه ي آبي هدايت ميشود قطعاً
در آستانش هر كسي گمراه مي آيد

طوبي به جنّت نغمه سرداده ست با احساس
جانم فداي قامتت يا حضرت عبّاس

گفتند اهل دل ، دل امّ البنين روشن
حالا كه شد چشم اميرالمؤمنين روشن

آن قدر او ماه است كه، از نور رُخسارش
چون ماه كامل مي شود كلّ زمين روشن

دنيا و ما فيها نه تنها بلكه از نورش
در ديده ي ما ميشود تا..........(نقطه چين) روشن

هر چند خاموشي در آنجا هست بي معنا
از او شده سرتاسر عرش برين روشن

وقتي نوشتم "ياابوفاضل مدد"ديدم
در حلقه ي انگشتر من شد نگين روشن

در صحن او بر خاك افتاديم و فهميديم
عشّاق عالم را چگونه شد جبين روشن

عبّاس نه ، عابس شدن را درك خواهي كرد
وقتي تورا شد سرّ دستورات دين روشن

هركس به او وارد شد و از خويش خارج شد
ذكرش تمام عمر يا باب الحوائج شد

فريادِ ما تا صبح محشر يااباالفضل است
يعـني كه تا آخر دل ما با اباالفضـل است

دلمُرده ي مَحضيم آنجايي كه ساقي نيست
هستيم غرق دلخوشي هرجا اباالفضل است
هرچيز را مقياس و معياري ست درعالَم
معيار در بحث ادب تنها اباالفضل است

از ادّعاي با وفايي دور باش اي دوست
گر در وفاداري تو را مبنا اباالفضل است

پايين تر از پايين من و امثال من هستند
وقتي فقط بالاتر از بالا اباالفضل است

بايدكه گرد و خاك پاي "تاويه"* باشيم
وقتي فداي زاده ي زهرا اباالفضل است

با ديدن دستـش نه تنها ذكر ما ، بلكه
ذكر خدا در محشر كبريٰ اباالفضل است

ديدم تو محبوب القلوبي يا ابوفاضل
حقّا كه تو إكْشف كروبي ، يا ابوفاضل

اي أحسنُ الحالم ببين حال خرابم را
آرام كن اين سينه ي پُر التهابم را

از بسكه زير دِيْنِ تو بودن بزرگم كرد
تسويه كردم با همه جز تو حسابم را

تا كه تمام عمر را عطشان تو باشم
بشكن به دست خويشتن جام شرابم را

حتّي شب ميلاد تو ، فكر مصيبت هات
آقاي من ، مي گيرد از دل صبر و تابم را

ارباب هم مي گفت : ميفهمند رفتي تو
هر كس ببيند صورتِ از خون خضابم را

عباس من ياد لب خُشك تو اُفتادم
وقتي كه بوسيدم لب طفل ربابم را

تو رفتي و هر بار بعدت العطش گفتم
داده ست با تير و سنان دشمن جوابم را

فرقت كه تا بين دو ابرو باز شد عباس
فصل اسيري حرم آغاز شد عباس

*تاويه : اسم مركب حضرت
#محمّد_قاسمي
#حضرت_عباس_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
11 May 2016
ش
13:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
فلک را دیده امشب بر زمین است
ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺭﺷﻚ ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺑﺮﻳﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﮕﻮﺷﻢ ﻫﺎﺗﻔﻲ ﺍﺯ ﻏﻴﺐ ﮔﻔﺘﺎ
ﺷﺐ ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﺍﺳﺖ


#امام_سجاد_ولادت


Telegram.me/raziolhossein
13:55
ﺑﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﺠﺎﺩ ﻭ ﺻﻔﺎﻳﺶ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺍﻭ ﺭﻭﺡ ﺩﻋﺎﺳﺖ ﺑﺮ ﺩﻋﺎﻳﺶ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺍﺯ ﭘﺮﺩﻩ ﻱ ﻏﻴﺐ ﺟﻠﻮﻩ ﮔﺮ ﺷﺪ ﺭﺥ ﺍﻭ
ﺑﻔﺮﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﻧﻤﺎﻳﺶ ﺻﻠﻮﺍﺕ

#امام_سجاد_ولادت

Telegram.me/raziolhossein
14:04
اي سراپاي تو مثال حسين

دومين مرتضاي آل حسين

روي دوش تو گيسوان علي

كنج لبهاي توست خال حسين

با تماشاي تو به سر ميشد

شب و روز تمام سال حسين

خنده اي كن كه در تو گُل كرده

همه زيبايي جمال حسين

سير ميديد چهره ات را عشق

به سرش بود اگر خيال حسين



شور آب آور حسين هستي

دومين حيدر حسين هستي



به علي رفته اي غديري تو

نه فقط شير ،شيرگيري تو

اذن اگر داشتي عيان ميشد

مثل عباس بي نظيري تو

هم ركابِ علي اكبرها

هم خروش سفير تيري تو

شوره زاريم و خشكسال اما

چشمه ي روشن كويري تو

رشته هاي قنات ميجوشد

از قنوتت چه آبگيري تو

خوش به حال دو دست خالي ما

لحظه هايي كه دستگيري تو


با حضورت غم پدر سر شد

كربلا با تو كربلاتر شد


به دلت داغ مادرت افتاد

شعله بر باغ پرپرت افتاد

كربلا شد مدينه وقتي كه

رَدِ زنجير بر پرت افتاد

بين خيمه تو بودي و بابا

از سر زين برابرت افتاد

بين خيمه تو بودي اما آن

شعله بر روي پيكرت افتاد

چقدر سنگ و خاك و خاكستر

از سر بام بر سرت افتاد

ناله ات بين شام ميپيچيد

عمه آتش به معجرت افتاد


گرچه بالت اسير سلسله بود

قاتلت خنده هاي حرمله بود


#امام_سجاد_ولادت
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بند۱

یکبار دگر گُلبن امید گهر داد
دریای کرامت به بشر باز گهر داد

پایان شب تار ز ره آمد و یزدان
برخلق زمین آینه ی نور سحر داد

عشق آمد و با زمزمه ی شوق و مسرّت
تا کوی مدینه به همه بال سفر داد

جبریل به آواز جلی گفت،بیائید
کامشب به حسین بن علی دوست پسر داد

در وصف همین غنچه ی زیبای حسینی
جبریل امین برهمه ی خلق خبرداد

با سجده ی خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
--
بند۲

امشب شب بشکفتن لبهای حسین است
گلزار جنان محو تماشای حسین است

گلهای بهشتی همه گفتند چه زیباست
لبخند سروری که به لبهای حسین است

بخشید صفا و طرب و نور به گلزار
این گل که ز گلخانه ی زیبای حسین است

تا با نگه خویش کند راز دل ابراز
پیوسته نگاهش سوی سیمای حسین است

درفصل شکوفائی خوداین گل توحید
کزگلشن سرسبز و مصفای حسین است

با سجده ی خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد


#امام_سجاد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
14:26
بند۳

این مهرجهانتاب دعا مهر حبین است
درچهره ی نورانی او نور یقین است

سجاده زند بوسه به پیشانی رازش
مبهوت دعای سحرش روح الامین است

قدسی نفسان حرم قدس خداوند
گفتند بهم این گل سجاده نشین است

هرکس که نظرکرد به رخساره ی او گفت
آئینه ی لطف وکرم دوست همین است

گرغرق در اشراق و ظهور است سماوات
گر روشن از انوار ولا روی زمین است

با سجده ی خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد
--
بند۴

اوشد همه شب دیده ی بیدار مناجات
زیباست به رخساره اش انوار مناجات

باسجده ی طولانی و با حال نیایش
شد شب همه شب محرم اسرار مناجات

با جلوه ی پرنور دعاهای صحیفه
جاوید شده تا ابد آثار مناجات

هرکس که کند پیروی از سید سجاد
مست است زپیمانه ی سرشار مناجات

با سجده گذاران تو بیا زمزمه سرکن
کامشب گل بشکفته ی گلزار مناجات

با سجده ی خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد

#امام_سجاد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
14:27
فردوس برین شد حرم سید سجّاد
جبریل امین شد خدم سید سجّاد

پیدا کند او سرمه ی بینائی خود را
سر هرکه نهد بر قدم سید سجّاد

درفصل نیایش ز خداوند طلب کن
وصل حرم محترم سید سجّاد

ای سائل و ای تشنه ی دریای محبت
روکن به عطا و کرم سید سجّاد

گلهای وفا و طرب و عشق و مسّرت
گفتند به باغ ارم سید سجّاد

با سجده ی خود دم زخدای ازلی زد
لبخند به لبخند حسین بن علی زد

#امام_سجاد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
14:29
نسیم آورَد بوی عطر بهاران
فضا گشته خرّم چو روی نگاران

سما سرخ تر از رخ لاله رویان
زمین سبزتر از خط گلعذاران

ملک مشک افشاند از عطر گیسو
فلک بر زمین بارد اختر چو باران

ندا می دهد مرغ شب لحظه لحظه
که روشن شده چشمِ شب زنده داران

جمال خدا را به بیت ولایت
بیایید یاران ببینید یاران!

عروس محمّد علی زاد امشب
ولیِ خدا را ولی زاد امشب
--
الا ای همه خلق عالم خدا را
خدا خوانده امشب شما را شما را

برآیید از پرده ی تیرگی ها
ببینید بی پرده روی خدا را

در آغوش فُلک نجات دو عالم
ببینید روشن چراغ هدا را

ببینید در لیله ی پنجِ شعبان
رخِ چارمین حجّتِ کبریا را

بگردید دور حریم جمالش
ببینید هم مروه را هم صفا را

امام شهیدان که جان است جان را
گرفته در آغوش، جان جهان را
--
دل عالمی بسته بر تار مویش
ز شمس الضحی برده دل ماهِ رویش

حیات است مرهون عین الحیاتش
بقا قطره ای کوچک از آب جویش

تو گویی که از صبح روز ولادت
دمد وحی صاعد ز نای گلویش

ننوشیده می، ساقیان بهشتی
فتادند مستانه پای سبویش

نبرده است تنها دل دوستان را
که دشمن بوَد کشته ی خلق و خویَش

'خصالش محمّد کمالش محمّد
'جلالش محمّد جمالش محمّد
--
سلامُ علی آلِ طاها و یاسین
به این خلق و این خوی و این عزّ و تمکین

رخش مصحف فاطمه، حُسن، قرآن
پُر از «قدر»و«واللیل»و«والشمس»و«والتین»

درود الهی بر آن خُلق نیکو
سلام محمّد بر آن خوی شیرین

نماز از خضوعش به پرواز آید
دعا از نفس های او بسته آذین

به سجاده اش آسمان آورد سر
به ذکر دعایش خدا گوید آمین

سلام خدا بر خضوع و خشوعش
قیام و قعود و رکوع و سجودش
--
درود خداوند حی جلیلش
به قدر و کمال و جمال جمیلش

عجب نیست در مسلخ عشق و ایثار
اگر بوسه بر دست آرد خلیلش

عجب نیست کز عرشه ی عرش اعلا
طواف آرد از چارسو جبرئیلش

سلاطین غلامش، خواتین کنیزش
طوایف مریدش، قبایل دخیلش

حجر شاهد عزت و اقتدارش
هشام ابن عبدالملک ها ذلیلش

بسا تخت شاهی فرو رفت در گل
کجا حاکم گِل شود حاکم دل؟
--
«هشام» استلام حجر تا نماید
در آن ازدحام خلایق نشاید

نه قدری که از وی شود قدردانی
نه کس بود تا کس بر او ره گشاید

به ناگاه دیدند آمد جوانی
که پیوسته او را حَجر می ستاید

گشودند حُجّاج از چار سو، ره
که آن شاهد حسن یکتا بیاید

یکی خواست تا سر به پایش گذارد
یکی رفت تا جان نثارش نماید

یکی گفت نامش چه باشد هشاما
- حسد را نگر- گفت: نشناسم او را
--
به ناگه «فرزدق» خروشید در دم
که: این است نجل رسول مکرم!

تو چون می کنی در مقامش تجاهل؟
من او را به از خویشتن می شناسم

نماز است بی او گناه کبیره
ثواب است بی او خطای مسلّم

تعالیم اسلام از اوست جاری
قوانین توحید از اوست محکم

چراغی است بر قله ی آفرینش
امام است بر جمله ی خلق عالم

سلام و رکوع و سجود است از او
قنوت و قیام و قعود است از او
--
امامی است کو را امم می شناسد
کریمی است کو را کرم می شناسد

صفا، مروه، مسعی، حجر، حجر، زمزم
طواف و مطاف و حرم می شناسد

بیابان مکه، منا، خیف، مشعر
سماوات و لوح و قلم می شناسد

زمین می شناسد، زمان می شناسد
عرب می شناسد، عجم می شناسد

یم و قطره و ماه و خورشید، او را
به ذات الهی قسم می شناسد

سلام خدا بر اب و جد و مامش
مسلمان بود هر که داند امامش

#امام_سجاد_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:33
شادی و طرب به دست غم بند زده است
دل را به سرور و عشق پیوند زده است
دیدند زمین و آسمان نورانی است
گفتند مگر حسین لبخند زده است

#امام_سجاد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 177.2 KB
💐💐💐💐💐
🌹 🌹 🌹 🌹
وقتی که فروغ ازلی دیدن داشت
انوار خداوند جلی دیدن داشت
با دیدن فرزند عزیزش سجاد
لبخند حسین بن علی دیدن داشت

🌹🌹🌹🌹
#امام_سجاد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhoss
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امشب رواق دیده را آذین ببندید
همراه اشک شوق خود چون گل بخندید

امشب فروغ آسمان ها را ببینید
نور چراغ کهکشان ها را ببینید

امشب سپهر زهد و تقوا ماهتابی ست
چون روز در شب آسمان ها آفتابی ست

امشب که اشک چشم من آئینه بسته
با ذوق، اشک شوق در چشمم نشسته

با اشک، شوق خویش را ابراز کردم
بر آسمان چشم دلم را باز کردم

دیدم تمام عرشیان را در سماوات
دارند بر درگاه لطف حق مناجات

جبریل می گوید که نور نور آمد
شیدائی آمد عشق آمد شور آمد

امشب مریدان شام میلاد مراد است
امشب دل آل رسول الله شاد است

ای دل حسین بن علی فرزند دارد
زین غنچه ی زیبا به لب لبخند دارد

ای اهل عالم زینت عباد آمد
من فاش گویم سید سجاد آمد

سجاده از او رنگ و بویی تازه دارد
اخلاص و تقوا آبرویی تازه دارد

وقت ولادت هم پر از شور نماز است
رخساره ی نورانیش نور نماز است

پیچیده در هفت آسمان راز و نیازش
پُل بسته تا عرش برین روح نمازش

عشق و محبت با دل او همنشین است
او مظهر تقوا و زین العابدین است

در هر دلی بذر ولایش ریشه دارد
آن دل برای حشر خود اندیشه دارد

مهرش کلید باغ فردوس خدا شد
هر کس ز مهرش شد جدا از حق جدا شد

آن کس که گردد ذره ی این مهر پر نور
روز جزا هم با همان نور است محشور

هر کس دلش پر می زند در صحن سینه
پروانه ی پرواز دارد تا مدینه

بر ما «وفائی» می رسد بوی مدینه
ای کاش ما را خواند او سوی مدینه


#امام_سجاد_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
16:21
سلام اى چارمین نور الهى
کلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى که در بزم مناجات
خدا مى‏کرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند

تو سجادى تو سجاده نشینى
تو در زهد و ورع تنهاترینى

قیامت مى‏شود پیدا جبینت
به صوت «این زین العابدینت»

شبیه تو خدا عابد ندارد
مدینه غیر تو زاهد ندارد

تو با درماندگان خود شفیعى
تو با خیل جذامى‏ها رفیقى

سحرها نان و خرما روى دوشت
صداى سائلان تو به گوشت

فرزدق را تو شعر تازه دادى
تو بر شعر ترش آوازه دادى

تو میقاتى تو مشعر زاده هستى
عزیز من پیمبر زاده هستى

تو کز نسل امیر المؤمنینى
پیمبر زاده ایران زمینى

سزد شاهان فتند اینجا به زانو
على‏بن الحسین شهر بانو

تو در افلاک زین العابدینى
تو روى خاک با ما همنشینى

قتیل تار گیسوى تو اصغر
فدایى تو باشد همچو اکبر

ابوفاضل همان ماه مدینه
کنارت دست دارد روى سینه

تو کوه عصمتى، لرزش ندارى
تو از غیر خدا خواهش ندارى

تو در بالاى منبر چون رسولى
تو در محراب خود گویا بتولى

تو بابایى چنان شمشیر دارى
تو بابایى ز نسل شیر دارى


تو جنس‏ات از نیستان غدیر است
تو نامت روى دیوان غدیر است

تو بر پیشانى خود پینه دارى
تو بر حق خدمتى دیرینه دارى

تو آنى که به کویت هر که آمد
غلام مستجاب الدّعوه باشد

تو اشک مطلقى، گریه تبارى
تو از روز ازل ابر بهارى

تو مقتل سیرتى از جنس آهى
تو مثل حنجر گل بى گناهى

رعیت‏هاى تو شه‌زادگانند
اسیران درت آزادگانند

تو بزم روضه را بنیانگذارى
تو در دل روضه ماهانه دارى

تو از جنس غرور دخترانى
تو آه سینه بى معجرانى

تو منبر رفته‏اى اما به ناقه
سخن‏ها گفته‏اى امّا به ناقه

تو آن یعقوب یوسف زاده هستى
تو آن از دست یوسف داده هستی


#امام_سجاد_ولادت
#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
16:33
ما را به جز هوای شما پر نمیدهند

ما را به جز برای شما سر نمیدهند

بال وبال مانع اوج است پس اگر

بالم نمیدهند چه بهتر نمیدهند

گاهی کنار دلبریت جبر لازم است

دل را به اختیار به دلبر نمی دهند

جبریل هم به قبه ی تو ره نیافته

معراج را به غیر پیمبر نمیدهند

آنجا که میل یار اسیری دلبرست

در بند میروند ولی سر نمیدهند

ایرانیان به هیچ بزرگ قبیله ای

جز خاندان فاطمه(س) دختر نمیدهند


تا زنده ایم ترک ولایت نمیکنیم

با غیر ال فاطمه(س) وصلت نمیکنیم




هر دیده ای به دیده ی گریان نمیرسد

فصل خزان به فصل بهاران نمیرسد

در بین گریه حاصل ما رشد میکند

باران بدون سیل به پایان نمیرسد

یکجا اگر تمامی خلقت گدا شود

نقصی به آستان کریمان نمیرسد

روزی ما کم است که مصحف نخوانده ایم

عیب از کریم نیست که مهمان نمیرسد

بفرست سمت دشت غلام سیاه را

یک چند وقتی است که باران نمیرسد

کیسه بدوشی تو اگر کار هر شب است

این پینه های شانه به درمان نمیرسد


ما مستمند کیسه ی خیراتی تو ایم

ذاتا فقیر آن کرم ذاتی تو ایم






آقای من حریم تو از عرش بر تر است

با اینکه خاکی است بهشت معطر است

عادت نموده ایم به این گنبدی که نیست

حیف از حریم تو که بدون کبوتر است

فرصت غنیمت است ابو حمزه ای بخوان

امشب برای پاکی این قوم بهتر است

با تربت حسین (ع) به تسبیح می رسیم

این تربت حسین (ع) عجب بنده پر ور است

اول فدایی قدمت مادر تو بود

پس مادرت به تو ز همه با وفا تر است


تو یادگار فاطمه (س) بودی برای او

حالا که شد فدای تو عالم فدای او


یعقوب کربلا چه قدر گریه میکنی

از صبح زود تا به سحر گریه میکنی

یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد

داری برای چند نفر گریه میکنی

وقتی که چشمهات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه میکنی

این طفل را به جان خودت اب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه میکنی

از صبح تا غروب فقط نیزه میزدند

داری به قتل صبر پدر گریه میکنی

چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه میکنی


بادیدن اسیر کجا میرود دلت

بادیدن فقیر کجا میرود دلت

#امام_سجاد_ولادت
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
415×600, 28.6 KB
بر سینه خود نورحیاتی بفرست
بر روز جزایت حسناتی بفرست
امشب که شب ولادت سجاد است
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#امام_سجاد_ولادت
#عبدالزهرا
Telegram.me/raziolhossein
12 May 2016
ش
12:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 118.7 KB
تقديم به حضرت شهربانو
مادر مكرمه‌ی امام سجاد علیه السلام

سپید بخت تر از تو عجم عروس ندارد
یگانه دختر ایران تو انتخاب حسینی

#میلاد_حسنی

Telegram.me/Raziolhossein
13 May 2016
ش
00:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بدون تو به مسیری به جز فنا نرسم
بدون تو به خدا جز به قهقرا نرسم

اگر چراغ هدایت تویی بدون تو
روم ‌به سوی ضلالت و تا هدا نرسم

تمام ترس من این است عاقبت ارباب
که در مسیر شما من به انتها نرسم

اگر که خضر شوم‌بی تو‌بر فنا برسم
وگر مسیح شوم بی تو بر شفا نرسم

بگو که با چه امیدی به زندگی برسم
اگر بناست که دیگر به کربلا نرسم

به کربلای تو‌محتاجم و نمی طلبی
که عین دردمو و افسوس بر دوا نرسم

خدا گواست که آقا جوان ناکامم
اگر به ماه محرم مه عزا نرسم

چه خون شده جگر مادرت اجازه بده
به روضه بدنت بین بوریا نرسم

به ماجرای تنت که شده لگد مال و
به شرح حال سرت روی نیزه ها نرسم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
16 May 2016
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باید شنید از دو لبت یا حسین را

باید که دید روی لبت یا حسین را


از آن شبی که خنده زدی در میان مهد

هر شب علی علی شده لالا حسین را


با هیچ چیز عالم عوض نه نمیکند

ارباب ما شنیدن بابا حسین را


هر پنج وعده تا که اذان تو میرسد

مبهوت میکند همه حتی حسین را


این سان که خیره خیره تو را میکند نگاه

باید که دید وقتی تماشا حسین را


وقتی به روی دامن زینب نشسته ای

گویا گرفته حضرت زهرا حسین را


تو حیدری که آمده تکرار میشوی

وقت نبرد تیغ علمدار میشوی


وقتی که باز میکنی از رخ نقاب را

بیچاره میکنی ز پی ات آفتاب را

انگشت بر لب اند تمامی قاب ها

داری ز بس که چهره ی ختمی مآب را

جبریل هم گمان کنم اینجا مردد است

آورده در حضور تو ام الکتاب را

شکر خدا برای گره های کور ما

آورده ای هزار دم مستجاب را

چشم پدر ز شوق و شعف برق میزند

وقتی سلام میکنی عالیجناب را

زینب برای عرض ادب سجده میکند

تا دست میکشی سر و یال عقاب را


تو حیدری که آمده تکرار میشوی

وقت نبرد تیغ علمدار میشوی


در خاک میروند تمام سوارها

با دیدن تو ای نفس ذوالفقارها


حتی هنوز بین دلیران زبانزد است

یک صحنه از حضور تو در تار و مارها


تو میزدی به سینه ی لشگر ولی چه سود

یک تن نبود دور و برت از فرار ها


تیغ تو چرخ میزند و چرخ میزند

صدها هزار دست و سر نابکارها


از ناز ضرب شصت تو بد مست میشود

شمشیر تو که زَهره دَرَد از شکارها


از ناز ضرب شصت تو تکبیر میکشد

عباس، وقت دیدن این کارزارها


نامت حماسه ای ست که پیدا نمیشود
هر یوسف که یوسف لیلا نمیشود

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
18:36
دل می رود به دل شدگان اقتدا کند

شاید کسی بیاید و او را سوا کند


از آیه های حمد مدد می شود گرفت

باید وسیله ای گره ی بسته وا کند


من خاک زاده ام و نشسته ام که یک نفر

این خاک تیره را به نظر کیمیا کند


تا زیر دست و پای گدایان دلم شکست

دستی بلند شد که دلم را دعا کند


جمعیتی است پشت در خانه ی حسین

یعنی کریم آمده فکر گدا کند


امروز اولین پسرش را حسین دید

پس می رود عقیقه ی او را ادا کند


در آسمان شب زده مهتاب را ببین

ارباب زاده نه خود ارباب را ببین


عشق است مرغ عشق هوای علی شدن

مجنون شدن اسیر به پای علی شدن


ماه حسین جان به فدای رسیدنت

این شغل ماست ، شغل فدای علی شدن


چشم علی به چشم تو بی خود گره نخورد

چشمش تو را گرفت برای علی شدن


بی خود دل حسین برایت نمی تپید

این است رسم جاذبه های علی شدن


حالا که راه رفتن و طرز نگاه تو

مانند فاطمه است سوای علی شدن


وقتی تو را به سینه گرفته علی خوش است

راهی دشت کرب و بلای علی شدن


در گوش باد قصه ای از آسمان بگو

الله اکبر ، اکبر لیلا اذان بگو



#حضرت_علی_اکبر_ولادت #مسعود_اصلانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1070, 308.8 KB
یاعزیزالزهرا یااباعبدالله

آیاشود که درره عشقت فناشویم؟
بیش ازگذشته برغم تومبتلاشویم
آیاشودکه نیمه شعبان که میرسد
باخانواده زائر کرببلا شویم؟؟

#محمدعلی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
17 May 2016
ش
12:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خیری به جز از برکت کوثر ندیدیم

ما جز کرم چیزی پسِ این در ندیدم

ما انتخاب دست زهرائیم، پس شکر

ما که به جز خوبی از این مادر ندیدم

بعد از محمد هیچ کس را، هر چه گشتیم

از اکبر لیلا پیمبرتر ندیدیم

گشتیم ما، اکبرتر از حیدر ندیدم

گشتیم ما، حیدرتر از اکبر ندیدیم

از اکبر لیلا برای سفره داری

بعد از حسن، ما هیچ کس را سر ندیدیم

دیدیم ما، در خانه اش آقا زیاد است

گشتیم ما در خانه اش نوکر ندیدیم

آمد، لب جن و ملک غرق دعا شد

یوسف شد و ماه رخش قبله نما شد

گلخنده بر روی عمو پاشید اول

اکبر همان اول مرید مجتبی شد

هر کس که شد خاک درش، تا آسمان رفت

فطرس شد و بال و پرش غرق شفا شد

یک عمر خاک پای بابا بود و آخر

شش گوشه ی اکبر همان پائینِ پا شد

وقتی گره افتاد در کار گداها

خاک قدم های علی مشکل گشا شد

زائر دو رکعت عشق زیر قبه را خواند

زائر همان پائین پا حاجت روا شد

آئینه آئینه است کوچک یا بزرگش

هر کس که شد عبد علی عبد خدا شد

گفتم علی و سینه ام مست نجف شد

تیر غمش را سینه ی عاشق هدف شد

وقتی علی و فاطمه دریای نورند

اکبر دُر و ارباب نوکرها صدف شد

جنگاوری را از عموها ارث برده

لرزید خاک دشت وقتی که به طف شد

در صحنه های تن به تن خونش زمین ریخت

هر کس که در این عرصه با اکبر طرف شد

لشکر به هم پاشید وقتی رفت میدان

تا گفت نام من علی ... نیزه به صف شد

دارد تلاطم می کند باران نیزه

وسعت گرفته تا کجا، میدان نیزه

دور علی حلقه زده ابر سیاهی

حالا گرفته دشت را طوفان نیزه

حالا دل غم دیده ی بابای پیرش

مثل تن اکبر شده مهمان نیزه

صدها که نه بلکه هزاران بار پیکر

بالا و پائین رفته بر دستان نیزه

پس لااقل پیراهنش را پس بیارید

حالا که گشته یوسف قرآن نیزه ...


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#وحید_محمدی

Telegram.me/raziolhossein
12:37
القدس چون جبرئیلم

تا صحبت از شبه پیمبر میشود باز

خود فتح باب وحیِ داور میشود باز

با مرغ دل تا کوی او پر میگشایم

پر در هوای آل کوثر میگشایم

لب را به تبریکات دلبر میگشایم

باب سخن با نام اکبر میگشایم

میگویم از زلف پریشان و پری وار

وز آن لب لعل دُر افشان و علی وار

او را خدا مثل پیمبر آفریده

روح شجاعش را ز حیدر آفریده

اصل نهالش را ز کوثر آفریده

اما کجا مانند اکبر آفریده

گویید بابا را به سیمایش بخندد

حرزی به دست و پای زیبایش ببندد

خُلق عظیمش برتر از پیغمبرانست

خوی کریمش هم تَرازِ دلبرانست

تدبیرهایش راهبُردِ رهبرانست

رفتار و گفتارش ره پیر و جوانست

هم قبله و هم کعبۀ دلهاست اکبر

هم مایۀ گرمی محفلهاست اکبر

در مذهب ما جلوه شاه نجف اوست

آئینه کردار میر لو کشف اوست

سر تا بپا ، پا تا بسر مجد و شرف اوست

شور و نشاط و شادی و شوق و شعف اوست

پس بهجت قلب حسین بن علی را

خواهی ببینی سِیر کن راه ولی را

او را محبین کفوِ عصمت می شناسند

آئینه تام امامت می شناسند

پیغمبران او را قیامت می شناسند

حتی قدیمی ها ز قامت می شناسند

ای کاش در میدان نقاب از رو نگیرد

تا دشمن کوفی رهش هر سو نگیرد

ای وای اگر قدِّ رسایش را ببینند

مانند پیغمبر صدایش را ببینند

هنگام رفتن خنده هایش را ببینند

احوال بابا و دعایش را ببینند

هر کینه ای دارند بر رویش بریزند

تیغی ز سر تا بین ابرویش بریزند

لفظی نمی آید به بالای بلندش

شب ، رنگ می بازد به گیسوی کمندش

دُورش نگه دارد خدا از هر گزندش

از چشم بد محفوظ ماند بند بندش

مِهرش نمیگردد عوض با کل دنیا

او را ببخشاید خدا بر ام لیلا

قرآن که میخواند دل از دلها بریزد

از صوت گرمش سوره ی طاها بریزد

از غمزه هایش سیّدِ بطحا بریزد

وز نام او بند دل ماها بریزد

باید مرام او شود سرلوحه ی ما

تنها نه از اکبر بماند نوحه ی ما

چون قصد میدان میکند بلواست بلوا

هر جا به میدان پا نهد غوغاست غوغا

تیغ از نیامش چون کشد مولاست مولا

رمز عبور او مدد زهراست زهرا

هرگز کسی تاب هجومش را ندارد

کس چشم دیدار قدومش را ندارد

ای کاش خصمش اربا اربایش نسازد

این قوم ،پرپر پیش بابایش نسازد

یک دشت ،پُر از قدّ و بالایش نسازد

دریای خون از جسم رعنایش نسازد

ای کاش اگر شد ارباً اربا پیش دلبر

زینب نیاید بر سر بالین اکبر


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمود_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
12:47
این شعر ، سرود عالم بالا شد

تبریک ، حسین بن علی بابا شد

همنام علی ، شبه محمد یعنی

میلاد علی اکبر لیلا شد


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمود_ژولیده

Telegram.me/raziolhossein
12:57
آسمان باز پر قمر شده است

شب اندوهمان سحر شده است

به همه سائلان نظر شده است

چونكه اربابمان پدر شده است

آمد از راه قرص ماه حسین

دومین حیدر سپاه حسین

خلق و خویش پیمبرى دیگر

على اكبر نه،حیدرى دیگر

پهلوان دلاورى دیگر

تو بگو شیر لشكرى دیگر

هست پیغمبرى سراپایش

به عمو رفته قدوبالایش

چهره اش ماه آسمان حرم

سایه اش قوت زنان حرم

حنجرش گرمى اذان حرم

چشم بد دور از جوان حرم

مثل عباس سایه ی سرهاست

سرپناه تمام خواهرهاست

آمد از هر نظر على باشد

از همه بیشتر على باشد

بازهم یك نفر على باشد

چقدر این پسر على باشد!

مثل حیدر قویست او عزمش

چند بیتى بگویم از رزمش

بین گرد و غبار مى آید

روى مركب سوار مى آید

پسر ذوالفقار مى آید

حیدر روزگار مى آید

عشق مى ریزد از سر و رویش

ذوالفقار است تیغ ابرویش

پاش تا در ركاب مى افتد

دشت در پیچ و تاب مى افتد

سر ز تن بى حساب مى افتد

به تلاطم عقاب مى افتد

بهت در چشمهاى این دشت است

بسكه در حال رفت و برگشت است

خوب فهمیده رزم فن دارد

هنر جنگ تن به تن دارد

فن از روبرو زدن دارد

این شگرد از عمو حسن دارد

آى لشكر ببین جوان این است

پسر شیر نهروان این است

خشم او تیغ و نیزه و تیر است

هرنگاهش دو قبضه شمشیر است

چقدر رزم او نفسگیر است

نوه ی شیر غالبا شیر است

تیغ مى زد همین كه از چپ و راست

ازحرم بانگ یاعلى برخاست

رزم با این جوان گره خورده

حنجرش با اذان گره خورده

در دهان ها زبان گره خورده

ابرویش آنچنان گره خورده

كه همه یاد حیدر افتادند

یاد آن روز خیبر افتادند

رعد و برق است یا كه طوفان است

كه دقیقا میان میدان است

یا جوان حرم رجز خوان است

روى لب هاى عمه ها جان است

شور و غوغاست در دلش هرچند

دارد ارباب مى زند لبخند

مى رود دشت را به هم بزند

وسط معركه علم بزند

خواست تا حرف مى روم بزند

دید باید كمى قدم بزند

پیش چشم پدر جوان مى رفت

داشت ازجسم شاه جان مى رفت

رفت در نیزه زارها افتاد

بین گرد و غبارها افتاد

زیر پاى سوارها افتاد

وسط نیزه دارها افتاد

پاى نیزه به پیكرش وا شد

به زمین خورد اربااربا شد


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#علی_زندانیان

Telegram.me/raziolhossein
12:58
گرچه حسین بود به مادر شبیه تر

اکبر ولی شده به پیمبر شبیه تر

جمع علی و احمد و زهراست این پسر

جاریست مثل رود به کوثر شبیه تر

عباس مرتضای دگر بود تا کنون

اکبر ولی شده ست به حیدر شبیه تر

در بین خاندان علی چون عموی خویش

بازوی او به شیر دلاور شبیه تر

جان حسین آمدو در عشق می شود

بر عمه جان خود دوبرابر شبیه تر

ای غنچه های لب همه وقت شکفتن است

وقت مدینه رفتن و تبریک گفتن است

یوسف کجاست یوسف زهراست این پسر

یونس کجاست مونس دلهاست این پسر

عیسی کجاست تاکه بگیرد نفس از او

موسی کجاست ماه دلاراست این پسر

امشب تمام آینه ها گرم مستی اند

از بسکه با محبت و زیباست این پسر

از یک طرف شبیه ترین به پیمبر است

از یک طرف شبیه به مولاست این پسر

مثل عموی خویش حسن با سخاوت است

از بسکه با کرامت و آقاست این پسر

در اوج گریه ساکت و آرام می شود

آن لحظه ای که خیره به سقاست این پسر

این دو نفر چقدر به مولا کشیده اند

خورشید و ماه را به تماشا کشیده اند

باید برای مقدم او سر بیاورند

صدها هزار باده ی کوثر بیاورند

وقتی کنار ساحل دریاست این پسر

باید فرشته پولک اختر بیاورند

هنگام رزم تیغ که در دستهای اوست

باید هزار لشگر دیگر بیاورند

وقت نبرد او پدر و عمه و عمو

کم مانده است تا همه پر در بیاورند

باید برای دیدن جنگاوری او

صدها هزار مالک اشتر بیاورند

باید برای دیدن نیروی دست او

او را بسوی قلعه ی خیبر بیاورند

وقتی برای او عمو استاد می شود

بازوی او هر آینه فولاد می شود

کرببلا رسید و دلش بیقرار بود

روی عقاب حیدر دلدل سوار بود

مانند رعد و برق به قلب سپاه زد

لشگر نگو بگو همه جا تار و مار بود

اکبر نگو بگو اسدالله کربلا

تیغش که هیچ هیبت او ذوالفقار بود

سربند یاعلی به سرش بسته بود پس

روز تمام لشگریان شام تار بود

هرکس که در مقابل او صف کشیده بود

با دیدنش هر آینه فکر فرار بود

از این طرف کنار حرم عمه زینبش

پیش حسین خسته و چشم انتظار بود

یک مرتبه زعالم بالا خبر رسید

آقابرس که عمر عزیزت به سر رسید

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#مهدی_نظری

Telegram.me/raziolhossein
12:59
جهان را شور دیگر در سر آمد
فلک را امشب از غیب اختر آمد
بگو تبریک بر زهرا و حیدر
که میلاد علی اکبر آمد

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
قسمت اول:



ای خدا جلوه و نبی مرآت

مرتضی خصلت و حسین صفات

انبیاء در جلال تو شده محو

اولیاء بر جمال تو همه مات

نبوی طلعت تو آیت حسن

لوی قامت تو جلوۀ ذات

ز تو نازد همیشه حلم و رضا

تو بالد هماره صوم و صلات

نام حق را ز عزم تو است بقا

باغ دین را ز خون تو است حیات

جان اهل صلوة قربانت

اشهد انّ قد اقَمتَ صلوة

هم توئی آفتاب برج امید

هم توئی ناخدای فلک نجات

پدرت لب نهاد بر لب گفت

یا بنّی، یا بنّی لسانک آت

خواست تا بوسدت بجای رسول

ای رسول خدای را مرآت

از تو آنی دلم جدا نشود

با تواَم با تو، در حیات و ممات

مدح تو در زبان آل رسول

بهترین سوره خوشترین آیات

بر لب آب تشنه جاندادی

ای همه جان عالمی به فدات

حجّ تو زیر تیغ، جان دادن

قتلگه کعبه، خیمه گه میقات

بر لب تشنه ات درود، درود

به تن پاره پاره ات صلوات

داد پیغمبرت بقلزم خون

آب کوثر بجای آب فرات

زخم های تنت طند فریاد

که ولا با بلا شود اثبات

تو و دشمن، بدوستی هرگز

تو و باطل، بحقّ حق هیهات

دین حق را بقا، زمکتب توست

اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست

ای بسان عمو بچشم پدر

از شهیدان کربلا برتر

خاتم الانبیاء ز سر تا پا

سید الاوصیاء ز پا تا سر

ماه کنعان سیدا الشهداء

یوسف کربلا علی اکبر

بسکه هستی شبیه ختم رسل

بسکه داری نشان ز فخر بشر

پدرت فخر عالم است و کند

همه جا افتخار بر تو پسر

خجل از سرو قامتت طوبی

شرمگین از رخ تو شمس و قمر

حاصل عمر زادۀ زهرا

میوۀ قلب احمد و حیدر

دل نبندد دگر به اسماعیل

دیده گر بر تو افکند هاجر

نظر حجّت خدا همه جا

بود سوی تو، ای خدا منظر

چه نیازی به آب رود فرات؟

ای نهان در لبت دو صد کوثر

تا کنی از امام خویش دفاع

سینه کردی به پیش تیغ سپر

خواست جان بسپرد ولی خدا

تا بمیدان شدی تو راه سپر

تو روان همرهت قدم بقدم

دل و جان و توان و تاب پدر

گرچه خفتی درون قلزم خون

گرچه مانند گل شدی پرپر

به خدا در قیام نسل جوان

تا قیامت توئی توئی رهبر

دین حق را بقا، زمکتب توست

اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
13:18
قسمت دوم:


به جلال نبی بذات خدا

که توئی آفتاب برج هدا

شمع جمع سلالۀ احمد

ماه کنعان سیّدالشهدا

اولین کشته از بنی هاشم

در قیام بزرگ عاشورا

نعت تو بر زبان دشمن و دوست

مدح تو ذکر اهل ارض و سماء

ناخلف زادۀ ابوسفیان

که دلش بود پر ز بغض شما

کرد روزی سؤال از یاران

که خلافت که را بود اولی

همه از بیم جان خود گفتند:

کاین جلال و شرف تو راست سزا

گفت نه، باللّه این مقام بود

حق فرزند یوسف زهرا

آفتاب جمال ختم رسل

ماه تابندۀ ولّی خدا

جّد او سیّد عرب احمد

مام او بهتر ثقف، لیلا

همچو ختم رسل بخلق حَسَن

همچو آل ثقف برخ زیبا

هم سخاوت ز کّف او جاری

هم شجاعت ز تیغ او پیدا

گفت فضل تو دشمنت اَلفَضل

هِیَ ما تَشهَدُ بِهِ الاَعدا

آه کز تیغ و تیر و نیزه خصم

عضو عضوت ز هم شدند جدا

بدنت قطعه قطعه شد به سیوف

کفنت خاک تیرۀ صحرا

نتوان خواند کشته ات امروز

زنده ای زنده تا صف فردا

شمع تو نور میدهد همه دم

خون تو موج میزند همه جا

دین حق را بقا، زمکتب توست

اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست

ای ز پیغمبر و خدا و امام

بتو نیکو جوان درود و سلام

حسنی خصلت و حسین نسب

علوی صولت و رسول مقام

نسب و نام برده از دو، ولی

دانش و علم داری از سه، امام

به لبت بوسه زد حسین که بود

دهنش بوسه گاه خیر الانام

به علی اکبر آمدی مشهور

از جلال و بزرگی و اکرام

سعدا آفتاب و تو خورشید

شهداء انجم و تو ماه تمام

با تو باید سپرد خط شرف

از تو باید گرفت درس قیام

همه در حیرتم که گشت حلال

خون پاکت چرا بماه حرام؟

تلخ شد کام مصطفی چو عدو

گشت از کشتن تو شیرین کام

بعد تو خاک بر سر هستی

بهر تو خون به دیدۀ ایّام

پیش چشم پدر بخاک زمین

ریخت خون تو خصم خون آشام

خواست در پیش پاره پاره تنت

عمر بابا شود ز غصّه تمام

عمر بابا تمام بود اگر

عمهّ بیرون نیامدی ز خیام

تا به عرش است آیت توحید

تا به فرش است رایت اسلام

خیزد از زخم های پیکر تو

آنچه خون خدا کند اعلام

دین حق را بقا، زمکتب توست

اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست

ای بنام خوش تو، احیا دل

ای که دل با تو و توئی با دل

همچو زندان زمقدم یوسف

با صفای تو شد مصفا دل

بفروغ تو گشته روشن چشم

ز سبوی تو گشته مینا دل

دل ز دست پدر بری آنسان

که برد از رسول، زهرا، دل

نه عجب گر بمادریت برد

از زنان بهشت، لیلا، دل

با چنین حسن احمدی زیبد

که بری از علی اعلا، دل

حرم خاص تو است از رفعت

چون خداوند حقتعالی، دل

جسته بر در گهت توسّل، جان

یافته از رخت تجلّا، دل

آه از سوز داغ تو که مدام

یا بجان شعله میزند، یا دل

تا که شد پاره پاره پیکر تو

گشت دریای خون سراپا، دل

تیر سر برد بر تنت تا پر

نیزه بشکافت سینه ات تا، دل

تیغ خونریز قاتل تو شکافت

از تو پیشانی و ز بابا، دل

چهره بر چهره ات نهاد و نیافت

آن ستمدیده را تسلّی، دل

هر چه بگرفت بیشتر به برت

بیش از پیش سوخت او را، دل

تو ز آغاز، دل بحق دادی

تو ربودی ز خلق هر جا، دل

حق بخون تو تا ابد زنده است

از محبّت چنانکه احیا دل

دین حق را بقا، زمکتب توست

اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست

ای قدت سرو بوستان کمال

خوش خرامان روی به عزم قتال

زینبت پشت سر گلاب افشان

فاطمه پیش رو به استقبال

لختی آهسته رو که کرده غمت

الف قامت پدر را، دال

تو شتابان بجانب مقتل

او محاسن به دست از دنبال

از غباری که خیزد از راهت

آسمان را گرفت گرد ملال

کرده دست دعا بلند پدر

کای خداوند قادر متعال

بارالها ببین که از بدنم

جان شیرین شود جدا به چه حال؟

مظهر اللّه می رود به نبرد

منطق وحی کرده عزم جدال

زنده میکرد یا احمد را

در وجود من این خجسته جمال

دیده ام بود سوی او همه دم

سینه ام داشت بوی او همه حال

ای تو تیر شهاب و من چو کمان

ای تو ماه بلند و من چو هِلال

تا کنم لحظه ای تماشایت

کاش میداد سیل اشک مجال

باش در باغ خلد منتظرم

که مرا بی تو زندگی است محال

من نگویم مرو که می شنوم

مصطفی گویدت تعال تعال

رو که خواهد خدا بخون بیند

لاله گون از تو عار و خط و خال

حق بخون تو می شود پیروز

باطل از تیغ تو است رو بزوال

خون تو در رگ قرون جوشد

هر شب و روز و هفته و مه و سال

دین حق را بقا، ز مکتب توست

اَوَلَسنا عَلَی الحق از لب توست


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
13:20
آسمان دل ارباب قمر می خواهد

شجر طیّبه ی عشق ثمر می خواهد

هرچه نیرو به دو بازوی حسین بن علیست

هرچه بوده ست دو بازوی پسر می خواهد

وقت بر لشکر دشمن زدنش فهمیدند

جگر شیر دوتا بال سفر می خواهد

بچه شیری ست که شیران همگی مبهوت اند

پسر این است ، پس ای وای ، پدر می خواهد...

الفرار از دم شمشیر بنی هاشمیان

الفرار از دم این صید که سر می خواهد

هیبت تیر نگاهش به عمویش رفته

دیدنش در صف پیکار جگر می خواهد

کار از نیزه و شمشیر و سنان بگذشته

که عدو روبرویش چند تبر می خواهد

هرکه آماده ی جنگ است ز پا افتاده

رزم با دلبر ارباب کمر می خواهد

هرکه دلتنگ پیمبر شده اینجا باشد

هرکسی حیدر کرّار اگر می خواهد...

شاهزاده ست ولی جلوه ای از شاه شده

اشهد ان علیاً ولی الله شده

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حمید_رمی

Telegram.me/raziolhossein
13:21
امشب شب تلاوت یاسین است

شهر مدینه غرق در آذین است

در حیرتم که یازده شعبان

یا هفده ربیعِ نخستین است

میلاد دل فروز علی اکبر

فرزند نور و کوثر و یاسین است

آیینه ی جمال رسول الله

نامش علی است یا که علی این است

لیلا فروغ سرمدی آوردی

باغ گل محمّدی آوردی

این نخل نور یا ثمر لیلاست

این آفتاب یا قمر لیلاست

این بحر فضل و معرفت و ایمان

دُرِّ حسین یا گُهر لیلاست

این شمع جمع محفل ثارالله

فرزند، یا پیامبر لیلاست

این نور دیده ی ابی عبدالله

این نازنین پسر، پسر لیلاست

سیمای او تبارک او باشد

نام علی مبارک او باشد

شرم و حیا، حیای رسول الله

رو، کلِّ رونمای رسول الله

پیداست در صحیفه ی رخسارش

والشّمسِ و الضّحای رسول الله

در لعل لب تکلّم پیغمبر

در صوت او صدای رسول الله

ترسم که اشتباه کند جبریل

وحی آردش به جای رسول الله

تشبیه کرده اند به قرآنش

صدها امین وحی به قربانش

والّیل، سایه ای زسر مویش

والشّمس، جلوه ای زمه رویش

سرو حسین قامت رعنایش

چشم حسن به عارض دلجویش

با آب زندگیت چه کار ای خضر

لب تشنه جان فشان به لب جویش

نبود عجب هزار مسیحا را

درمان کند به خاک سر کویش

آیینه ی جمال محمّد اوست

اوّل علی زآل محمّد اوست

کو مرغ شب که قرص قمر بیند

خورشید را به وقت سحر بیند

موسی کجاست تا به حجاز آید

در طور اهل بیت شجر بیند

عیسی به حسن او نگرد انجیل

داود هم زبور دگر بیند

زهرا کجاست تا که در این عالم

بار دگر جمال پدر بیند

حیدر ستوده حُسن نکویش را

بوسد هماره مصحف رویش را

ایثار از شهادت او زنده

تیغ از شجاعتش شده شرمنده

هر شام گشته دور سرش تا صبح

تا بنده اش شده مَهِ تابنده

دل می برد زماه بنی هاشم

چون بر رخ حسین زند خنده

بعد از ائمّه نام ولی الله

تنها به شخص اوست برازنده

بگشوده تا جمال دل آرا را

مبهوت کرده عمّه و لیلا را

در مشی و در مرام، حسین است این

در منطق و کلام حسین است این

پا تا به سر جمال رسول الله

سر تا به پا تمام حسین است این

در عرصه ی نبرد بود حیدر

در صحنه ی قیام حسین است این

گر چه امام نیست ولی گویم

سرمایه ی امام حسین است این

قبرش بهشت اهل نظر باشد

پایین پا نه، قلب پدر باشد

این کیسن ماهِ ماهِ بنی هاشم

چشم و چراغ شاهِ بنی هاشم

جان داده خنده اش به بنی الزّهرا

دل برده از سپاه بنی هاشم

خُویش بهشت خُلق رسول الله

رویش چراغ راه بنی هاشم

جمع است در تمام وجود او

قدر و جلال و جاه بنی هاشم

آیینه ی خدای جلیل است این

اوّل شهید نسلِ خلیل است این

ای یاس سرخ باغ شهادت ها

ای مهر تو تمام عبادت ها

سرو قدت تجلّی قد قامت

باغ رخت بهشت سعادت ها

مردان راست قامتِ عاشورا

دارند بر تو عرض ارادت ها

در بین اهل بیت، وجود تو

مجموعه ی تمام سیادت ها

منشور سرخ خون و پیامی تو

چشم و چراغ پنج امامی تو

خلاّق دادگر به تو می نازد

قرآن، پیامبر، به تو می نازد

حیدر که در حرم همه بت ها را

بشکست بی تبر، به تو می نازد

زهرا که افتخار محمّد بود

ای نازنین پسر به تو می نازد

تو جان سیّد الشّهدا بودی

بالله قسم پدر به تو می نازد

آزاده ای و خَلق گرفتارت

نازم به اسقامت و ایثارت

صحرا به بر گرفته چنان جانت

دریاست تشنه ی لب عطشانت

تو مصحف ورق ورق زهرا

پامال کرده اند چو قرآنت

پیغمببر از ریاض جنان آمد

در بر گرفت با لب خندانت

قربانی حسین و شهید حق

ای جان هر شهید به قربانت

مرآت سیّد الشّهدایی تو

مثل حسین خون خدایی تو

ما خار ره، تو لاله ی صحرایی

ما انجمن، تو انجمن آرایی

من کیستم مریضِ مریضِ تو

تو کیستی مسیحِ مسیحایی

ماه به خون نشسته ی پیغمبر

قرآن آیه آیه ی زهرایی

زیبایی جمال که مدحی نیست

تو در کمال از همه اولایی

«میثم» بود مدیحه سرای تو

عمری قصیده گفته برای تو


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
13:24
رُخش سبزه ست و مویش مشکی و لب:قرمز اُخرا

کأنّ المصطفی قد عادَ یـولَد مرّةً أخری

یـقـین روح مـحمـد رفـته در جسم علی اکبر

اگـر مـا می پذیرفـتیم مفهوم تناسخ را

هزاران خسرو و فرهاد و یوسف، می شود مجنون

همینکه زادۀ لیلا هویدا می کند رخ را

سپاه شـمرِکافرکیش، مات جلوه ی حُسنش

سوار اسب خود، وقتی نمـایان می کند رخ را

به جُرم چهره اش شد کشته یا اسمش؟ نمی دانم

نمی فهمیم علت را ... نمی یابیم پاسخ را

عطش، آتش شد اما با لب بابا گلستان شد

چنانـکه آتش نمرود، ابراهیم تارخ را

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محسن_رضوانی

Telegram.me/raziolhossein
13:26
می ایستم امروز خدا را به تماشا
ای محو شکوه تو خداوند سراپا

ای جان جوان مرد به دامان تو دستم
من نیز جوانم، ولی افتاده ام از پا

آتش بزن آتش به دلم، کار دلم را
ای عشق مینداز از امروز به فردا

آتش بزن آتش به دلم ای پسر عشق
یعنی که مکن با دل من هیچ مدارا

با آمدنت قاعده ی عشق به هم خورد
لیلای تو مجنون شد و مجنون تو لیلا

تا چشم گشودی به جهان ساقی ما گفت:
«المنته لله که در میکده شد وا…»

ابروی تو پیوسته به هم خوف و رجا را
چشمان تو کانون تولا و تبرا

ای منطق رفتار تو چون خلق محمد(ص)
معراج برای تو مهیاست، بفرما!

این پرده ای از شور عراقی و حجازی است
پیراهن تو چنگ و جهان دست زلیخا

لب تشنه ی لب های تو لب های شراب است
لب وا کن و انگور بخواه از لب بابا

دل مانده که لب های تو انگور بهشتی است
یا شیرخدا روی لبت کاشته خرما

عالم همه مبهوت تماشای حسین است
هر چند حسین است تو را محو تماشا

چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان
شد گوشه ی شش گوشه برای تو مهیا

از گوشه ی شش گوشه دلم با تو سفر کرد
ناگاه درآورد سر از گنبد خضرا

مجنون علی شد همه ی شهر ولی من
مجنون علی اکبر لیلام به مولا

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حمید_رضا_برقعی

Telegram.me/raziolhossein
13:30
آیینه وجه ازلی می آید
مرآت رسول و هم ولی می آید
از کعبه خانه اباعبدالله
چون کعبه ببین فقط علی می آید

💐💐💐💐

از بیت حسین نور جلی می آید
سر چشمه عشق و همدلی می آید
از کعبه اگر که یک علی آمده است
زین خانه ببین سه تا علی می آید

💐💐💐💐

در این خانه صوت ولی می شنوی
از بام و درش ناد علی می شنوی
یک بار فقط بگو علی از دل وجان
نومید مشو سه تا بلی میشنوی

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خدا هرچه پسر بر او بيارد

حسين اسم علي را ميگذارد

الهي كور باشد چشم دشمن

حسين اسم علي را دوست دارد

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#شهاب_الدین_خالقی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خدا از عرش اعلی گل بریزد

پیمبر نقل ، مولا گل بریزد

ز جنّت حضرت زهرا به فرق

عروسش امّ لیلا گل بریزد


#حضرت_علی_اکبر_ولادت


Telegram.me/raziolhossein
14:11
ای مـرتضـی علـی بـه نگـاه پــدر علی
آییـنـــــۀ تـمـــــامــی پیـغـــامبـــر علی

نفس نفیس ختـم رسـل را چـراغ جان
نخــل امیــد خــون خــــدا را ثمـر علی

بــــاید کـه افتخــار بــــه پیغمبـران کند
وقتـی حسین مثـل تو دارد پسر علی

فــرزنـد ارشـــد پـــدر عـــالـم وجــــــود
بحـــر کـــرامـت علـــوی را گهـــر علی

خـواهد جمـال خـویش تمـاشا کند اگر
بــاید نگـه کنـد بـه تـو خیرالبشـر علی

زیبـد علـی کنـد بـه رسـول خدا سلام
وقتـی کنـد بـه مـاه جمـالت نظر علی

هـر چــه پـدر نگــاه کنـد بــر جمــال تو
مشتـاق دیــدن تــو شـود بیشتر علی

معــراج می‌کنـد چـو رسـول خـدا نمـاز
وقتـی بــایستـی بـه نمـاز سحـر علی

در روی تـوست ســورۀ والشمـس جلــــوه‌گر
در فـرق تـوست معجز شق‌القمر علی

دشمن ز زنـده بـودن خود می‌کند فرار
وقتـی تـو ذوالفقار کشی از کمر علی

بـاشد همیشـه بـر جگر تشنۀ حسین
داغ تــو ای رســول خــدا را جگـر علی

خیزد زجا به حرمت ختم رسل حسین
چون می‌کنی زپیش نگاهش گذرعلی

دشمن چـو دیـد روی تـو در صحنۀ نبرد
گفتـا ظهــور کــرده رســول دگـر علی

ترسم که قطعه‌قطعه کنندت، خدا کند
دشمـن ز نــام تــو نشـود بـاخبـر علی

وقتـی کـه ریخـت خـون تـو بـر چهـرۀ حسین
افتــاد جــان خـون خـدا در خطـر علی

وقتـی پـدر زبـــان تــو را در دهان مکید
رودفرات گشت به چشمش شررعلی

زخـم تـو آیه، جای سنان نقطه‌های آن
تـو زیـر پــا کتـاب خــدایـی مگـــر علی

پیش از رسول ریخت پدر آب خوشگـوار
روی دهان خشک تو از چشم تر علی

جسمت کنار جسم پدر دفن شد ولی
بر نوک نیزه شد سرتان همسفر علی

دشمـن هـزار بــار زدت زخم روی زخم
می‌خـواست کـز تـن تو نمـاند اثر علی

هـر ضــربه‌ای کـه بـر تـو ز شمشیر میرسید
می‌خـورد مستقیـم بـه قلـب پدر علی

تـا هست در گلو نفس و روح در تنش
«میثم» هماره بر تو بود نوحه‌گر علی

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
14:20
مرغ دل من میل پریدن دارد
آوای علی علی شنیدن‌دارد
با دیدن صورت علی اکبر
لبخند لب حسین‌دیدن دارد

💐💐💐💐💐

آیینه طلعت پیمبر آمد
این است نبی و‌یا که حیدر آمد
با دسته گلی برو به دیدار حسین
تبریک بگو علی اکبر آمد

💐💐💐💐💐

بر آینهٔ حضرت طاها صلوات
بر نور دل حسین زهرا صلوات
شاد است دل حسین و‌ام لیل
بر روی علی اکبر لیلا صلوات

💐💐💐💐💐

امشب سخن از عشق ولی می گوییم
تبریک به نور ازلی می گوییم
ناز قدم علی اکبر امشب
همراه حسین علی علی می گوییم

💐💐💐💐💐

امشب به علی نور دوعین آمده است
مرآت رسول عالمین آمده است
به به چه‌تبسمی است بر روی حسین
آرامش سینه حسین آمده است

💐💐💐💐💐

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمد_علی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×908, 93.8 KB
این است حسین و روی دستش قمرش
جاریست سرشک شوق از چشم ترش
از بسکه علی دوست بُوَد رویش را
بوسید و علی گذاشت نام پسرش

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمد_علی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
14:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 17.05.2016 13:32:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
650×635, 131.6 KB
از عرش صدای یاعلی می آید
اینگار که مرتضی علی می آید
با دیدن رخسار علی اکبر
گفتند که مصطفی علی می آید

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
وقتی دخیل ها گره این درند و بس

این خانواده نیز گداپرورند و بس



اینان که سنگ را به نظر فضه میکنند

از کودکی قبیله ی شان زرگرند و بس



در آستان شمع که طور مقدس ست

پروانه ها همیشه مقرب ترند و بس



دل دادن و ندادن ما دست ما نبود

اینان به شیوه ی خودشان دل برند و بس



بگذار بشکنند دلم را یکی یکی

اینجا فقط شکسته دلی میخرند و بس



ارباب زاده ها همه ارباب میشوند

چون بنده زاده ها که همه نوکرند و بس



این خانواده ای که مرا صید کرده اند

حالا اسیر زلف علی اکبرند و بس



وقتی میان کوچه ما راه می رود

یک شهر در زیارت پیغمبرند و بس



ای بهترین؛ یگانه ترین آفریده ها

پیغمبر تمام پیمبر ندیده ها



بیدار بود از سر شب تا سحر، پدر

می زد صدات با همه جای جگر، پدر



آهویی و به دام تو افتاده است شیر

عمه اسیر توست، ولی بیشتر، پدر



لیلا زیاد محضر آن دو نمی رسید

تا خوب ارتزاق کند از پسر، پدر



خیلی نیاز داشت زبان واکنی علی

خیلی نیاز داشت بگویی: پدر، پدر



تو یوسفی و دور مشو از مقابلش

وابسته است بر روی تو آنقدر پدر



پیش پدر رسیدی اگر قد بلند کن

در آرزوی سرو رشید است هر پدر



ای مظهر صفات نبی؛ هیچ کس به تو

این قدر احترام نکرده مگر پدر



به به، به این مقام که پایین پا پسر

به به، به این مقام که بالای سر پدر

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#علی_اکبر_لطیفیان


Telegram.me/raziolhossein
ش
18:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
میلادحضرت شهزاده

میرسدازبهشت سوره ی نور
نورنازل شده به حجره ی نور

خانه گویم؟نه . عرش رحمان است
حجره گویم؟نه.بلکه وادی طور

خانه ای غرق آیه ی تطهیر
حجره ای غرق درنشاط وسرور

ازسما دسته دسته آوردند
ملک و حور. هدیه ها ونذور

بسکه آمد ملک به استقبال
بسته شددرمدینه راه عبور

جای دارد دوباره ابراهیم
بهر ذبح پسرشود ماءمور

خبرآورده اندازیثرب
که پیمبردوباره کرده ظهور

انبیااذن خواستند ازحق
لحظه ای رابرای فیض حضور

همه گفتند یکصدا یکسر
بابی انت یا علی اکبر
🌹
آمده نخل عشق راثمری
آمده بحرنور را گهری

آمده برحسین (قرة عین)
چه مبارک پسر. عجب پدری

چشم این خانواده می بیند
باز هم جلوه ی پیامبری

پسری زد قدم دراین خانه
نه پسر. بلکه پاره ی جگری

دربغل گیردش اباالفضل و...
روی دست قمرببین قمری

بوسه زدبررویش حسین وگریست
گفت زینب ببین عجب پسری!

پسرم آمدی وبعدازاین
به شب من ستاره ی سحری

نیست ممکن که باتبسم خویش
دل بابا حسین را نبری

خلق و خویت شبیه پیغمبر
بابی انت یا علی اکبر

🌹

مهر آمد به دیدنت باسر
ماه ازشوق. زد به صحراسر

هدیه گفتم چه آورم؟دیدم
هست درمقدم تو اولی سر

پسر کشتی نجات بشر
ساحلت را نهاده دریا سر

اشبه الناس برنبی. یعنی
خاتم الانبیا ز پا تا سر

ملک آمد به شوق دیدارت
باپروبال نه . ببین باسر

مرده را زنده کن مسیح حسین
تابه پایت نهد مسیحا سر

هرکه شدنوکرتو طوبی له
نوکرتوست سروران را سر

آرمیدی به زیر پای حسین
تا گذاری بپای بابا سر

السلام ای نواده ی حیدر
بابی انت یاعلی اکبر


🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمد_علی_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
19:02
مهر تابنده به بر ماه منور دارد
ماهی از ماه فلک بهتر و برتر دارد

نیست کس مثل حسین بن علی شاد که او
در کنار خود از امروز پیمبر دارد

جای زهراست چه خالی که ببیند پسرش
یک علی نام که هست عین پیمبر دارد

یک علی آمده با روی محمد، نکند
طاق کسری شکند کعبه ترک بردارد

صورت و سیرت خود ارث ز پیغمبر برد
قوت بازوی خود ارث ز حیدر دارد

لافتی گر که بگویند ملائک نه عجب
گر به میدان رود و تیغ دوسر بردارد

داشت ارباب، اباالفضل و علی هم آمد
در کنارش دو یل و شیر دلاور دارد

به جمال و به خصال و به کلامش بنگر
آنچه خوبان همه دارند فزونتر دارد

گاه عباس به بر گیردش و گاه حسن
جای بوسه به رخش زین دو برادر دارد



کاش که خار به پایش نرود پیش حسین
یا نبیند که علی زخم به پیکر دارد

آخر کار چه شد با علی اکبر که حسین
نتوانست تنش را ز زمین بر دارد


#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#محمد_معارفوند

Telegram.me/raziolhossein
18 May 2016
ش
12:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×768, 109.4 KB
امشب همه های و هو علی می گوید
لبهای حسین گو علی می گوید
با آمدن علی اکبر ،دیگر
زینب به حسین ابوعلی می گوید

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ما را همین عقیده و‌ایمان و باور است
هرکس که دشمن تو شود پست و کافر است .

جز تو چه کس به نص الهی امام شد
جز تو چه کس وصی و وزیر پیمبر است

جز تو که هست علم الهی به سینه ات
کی مدعی قول سلونی به منبر است

هرکس غلام کوی تو شد محترم شود
و آنکو جدا شود ز درت خاک بر سر است

چوب اژدها نمودن واحیای مردگان
اینها تمام کار غلام تو قنبر است

بغضت نشانه ای ز حرام زادگی بود
حبت ولی نشانه پاکی مادر است .

من بر امام خویییش خیانت نمی کنم
هرکس که شد محب تو با من برادر است

آن لحظه ای که شیعه تو می کند گناه
از سالها عبادت خصم تو بهتر است

خصم علی عبادت بیهوده می کنی
زیرا بهشت جای محبین حیدر است

چون اختیار را به ولی می دهد خدا
فردا بهشت را به علی می دهد خدا

#امیرالمومنین_مدح
#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
19 May 2016
ش
00:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 102.9 KB
افتاده دل خلق به دام علی اکبر
هستند ملائک سربام علی اکبر

حق خواست به احمد بدهد نام علی را
پیغمبری آوردبه نام علی اکبر

#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#آرش_براری

Telegram.me/raziolhossein
ش
19:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1079, 415.6 KB
خیلی علاقه بر پسرت داری یا حسین
ما را به خاطر علی اکبر ببر حرم
.
#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
19:33
مرا پدر به تو‌بخشیده است مادر هم
حسین زمزه اولم و آخر هم

به لحظه ای در دیگر نمیروم‌حتی
دمی اگر تو برانی مرا از این در هم

به هر رسول به جز خاتم الرسل احمد
تو سیدی و تو سالاری و تو سرور هم

خدا گواست که دامان تو رها نکنم
فقط نه اینکه به دنیا به روز محشر هم

فقط نه جن و ملک در غمت عزادارند
که هست بر تو عزادار حی داور هم

فدای تو‌ که فدایی که ذات حق کردی
علی اکبر خود را علی اصغر هم

حبیب داری و حر را ز در نمیرانی
که میخری تو غلامان خویش را درهم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
21 May 2016
ش
15:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
قسمت اول:


در این سینه تیرِ محبت نشسته

و چشمم به امیدِ اُلفَت نشسته



بهشت آرزویِ گدایی نباشد

که در سایه ی طاقِ نُصرت نشسته



بگیر از رُخت پرده را تا ببینند

که یوسف هم اینجا به زحمت نشسته



به رویِ پَر و بالِ هم در مسیرت

فرشته فرشته به حیرت نشسته



هوایی ندارد بجز سجده بر تو

بر آن سَر که گرد محبت نشسته



دل ما رمیده ،اگر پَر کشیده

شرابی چشیده، به شوقی تپیده دویده دیده بسویت که دیده

که عطری وزیده که نوری دمیده که آقا رسیده و با دامنی پُر عنایت نشسته

*

بیا تا که زهرا به قابَت بگیرد

بیا تا که زینب گلابَت بگیرد



علی پیشت آیاتِ قرآن گرفته

بخوان تا دمِ مستجابت بگیرد



بیا تا که عباس پشتت بتازد

بیا تا که اکبر رکابت بگیرد



که عالم ببیند حسین آمد امشب

حسینی ترین انقلابت بگیرد



بیا تا که ایوان طلای نجف هم

صدو ده سَبو از شرابت بگیرد



تو آبی جوابی حساب و کتابی تو معمارِ صحنِ بقیعِ خرابی، شهابی شرابی

تو پایان خوابی نفسهای نابی

تو رسواگر چشمه های سَرابی

به دل گفته ام نذر حال خرابت بگیرد

#امام_زمان_ولادت
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
15:59
این من و این حالِ پریشانی ام

عابرِ این کوچه یِ بارانی ام



موجم و بر صخره سَری میزنم

من زِ تو لبریزم و طوفانی ام



آی جنون زود نجاتم بده

مانده در این حیرت و حیرانی ام



دست به رقص آمده ام با قلم

تا تو شدی شمعِ غزل خوانی ام



نام تو را گفتم و آتش شدم

شهر شده پُر ِزِ چراغانی ام



شهپرِ جبریل در آورده ام

شام شما هست و سَر آورده ام



بَه چه شبی عشق سحر کرده است

پشتِ درِ میکده سر کرده است



عقل اگر رفت به غارت چه باک

عشق از این کوچه گذر کرده است



آمده جبریل و زمین را خودش

با گُل و آئینه خبر کرده است



پشتِ درِ خانه یِ سادات باز

صحبتِ یک ماه پسر کرده است



بر درِ این خانه گدا قیمتیست

هرکه گدا هست نظر کرده است



قبله ای از سمتِ خدا آمده

شکر خدا صاحبِ ما آمده



مانده ام این جلوه تویی یا حسین

ای سَر و پا وقتِ تماشا حسین



این قدمِ توست که دل میبَرَد

یا که حسین آمده دنیا حسین



بر سرِ این کوچه بیا تا دَمی

شهر ببیند شده پیدا حسین



می وَزَد از گیسویِ تو بویِ سیب

ای نَفَست عطرِ حسن با حسین



تا که شبیه تو شَوَم ساخته

در دلِ من کرب و بلا را حسین



ما همه در سایه ی دِینِ توییم

تا به ابد مستِ حسین توییم



ماتِ تو گر هست کسی یک کلام

حضرتِ زهراست علیه السلام



مَجمعِ مجموعِ ائمه بیا

جلوه نما جلوه ی زهرا تمام



جلوه نما تا که ببیند زمین

تکیه به پشتت زده بیت الحرام



منتظر نعره ی تو ذوالفقار

چشم به راه تو بُوَد در نیام



بر سر ما بیرقِ تو سر بلند

بر سر ما سایه یِ تو مستدام



بانگ بزن حضرتِ صاحب عَلم

تا بدرد سینه یِ خود را حرم



وقت ظهورت که مقدر شود

وقت رَجَز خوانی حیدر شود



لرزه بیافتد به همه کائنات

حیدر کرار مکرر شود



هر که جگر داشت جگر میدَرَد

هر که سَری داشته بی سر شود



وقت تقاص از دو نفر میرسد

وای از آن نعره زمین کَر شود



پایِ رکاب تو ابوفاضل و

بوسه زنِ تیغِ تو اکبر شود



ناله یِ اَین اَلمَفَر از کارزار

میرسد از شش جهتِ ذوالفقار



کاش که همسایه ی ما میشدی

حیف تویی از همه محجور تر



حیف تو را دیدم و نشناختم

وای منم از همگان کور تر



آه که ما غایب و تو حاضری

از همه پیدا تر و مستور تر



کاش سلامت دهم و بشنوم

آمده ای از همه منصور تر



ما همه محتاجِ تو یابن الحسن

تشنه یِ امواجِ تو یابن الحسن



من به تو نزدیک تر از هر کجا

در حرمم در حرمِ کربلا



حسِ حضورت دلِ ما میبرَدَ

گوشه یِ شش گوشه و پایینِ پا



حسِ حضورت همه جا با من است

صحنِ نجف یا سحرِ سامرا



یا که به مشهد دَمِ بابُ الجواد

یا وسطِ سایه یِ ایوان طلا



در همه جا رفته ام و خوانده ام

باز به یاد تو و مولا رضا



آمدم ای شاه پناهم بده

خط امانی زِ گناهم بده


#امام_زمان_ولادت
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
16:01
حق را به بزرگی حجج باید خواند
یا اینکه به صاحب مهج باید خواند
تا منتقم حسین آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#امام_زمان
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
15 June 2016
ش
03:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای آنکه گشودی به رویم باز دری را
خرج منِ آلوده نمودی نظری را

شرمنده تر از نوبت قبل آمدم ای وای
دیدی ز من آیا تو گرفتارتری را

من نوسفرم، راه دراز است، غریبم
کو خضرِ رهی راه بَرَد نو سفری را

قانع نشده دل که گنهکارترینم
غفلت زده از دست دَهَم هر سحری را

از خجلت جرم و گنه آتش نگرفتم
تا اینکه گرفتند ز من چشم تری را

ستاری تو گرچه شده شامل حالم
من ترک نکردم صفت پرده دری را

گفتند شهادت هنر مرد الهی است
باید به کجا برد غم بی هنری را

در راه پُر از فتنه ی این آخر دوران
با نام علی دفع کنم هر خطری را

ایوان نجف آرزوی هر شب شیعه است
از ما مَسِتان فیض دیار پدری را

ما چشم به راهیم که با فاطمه آید
همراه برد نوسفرِ محتضری را

#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
03:53
با عرض و پوزش خدمت تمامی عزیزان
عذر مارا به دلیل عدم به روز رسانی کانال پذیرا باشید
انشاءالله زین پس کانال به صورت روزانه به روز رسانی خواهد شد
یاعلی

@Jenabeh_j
ش
07:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امشب پدر مي ديد كوثر گريه مي كرد
زهرا به روي قبر مادر گريه مي كرد


خاك مزار مادرش را مي گرفت و
با دست خود مي ريخت بر سر گريه مي كرد


ياد گذشته ياد آينده براي
اين مادر و دختر پيمبر گريه مي كرد


گرم تماشاي عزاداري آنها
يك گوشه اي آرام حيدر گريه مي كرد

تكرار شد اين قصه اما در دل شب
اين بار زينب زار و مضطر گريه مي كرد

بر روي قبر مخفي مادر به ياد
آن شعله ها و ياس پرپر گريه مي كرد

وقتي كه خون تازه از مسمار مي ريخت
انگار بر حال علي در گريه مي كرد


دست خدا را دست بسته مي كشاندند
زهرا به مظلومي شوهر گريه مي كرد

صيادها با تازيانه حمله كردند
كوچه قفس بود و كبوتر گريه مي كرد

يك روز هم زينب به زير تازيانه
در قتلگه پيش برادر گريه مي كرد


وقتي كه طفلان بين آتش مي دويدند
بر روي ني چشم دلاور گريه مي كرد


طفل يتيمي روي پاي عمه ي خود
از غصه ي تاراج معجر گريه مي كرد

#حضرت_خدیجه

Telegram.me/raziolhossein
07:07
تقديم به حضرت خديجه عليها سلام
بسم الله الرّحمن الرّحيم

نگذار تنهايش در اين غربت پيمبر را
بانو ببين حال دل بي تاب همسر را

با خود ببر بيرون از اين شِعب پُر از سختي
خاتون مكّه , همرهت خاتون محشر را

داريم مي سوزيم با غمناله ي زهرات
داريم مي گِرييم اين ساعات آخر را

شمع سحر هاي نبي سوسو نزن اينطور
اشكت درآورده ست اشك چشم دختر را

پيش محمّد سفره ي غم پهن خواهد شد
فردا كه جمعش ميكند از خانه بستر را

تو مي روي از اين در اما چند سال بعد
بر پهلوي زهرات مي كوبند آن در را

نگذاشتي دست محمّد را ببندند،آه
اين قوم مي بندند امّا دست حيدر را

پهلوي تو در عرش حتماً درد ميگيرد
روزي كه پايي بشكند پهلوي كوثر را

تا شوكتت را بر خلايق رو كند خالق
مي آفريند بالغرض ، صحراي محشر را

فرداي محشر بر سر دست تو مي آرند
شش ماهه اي ،نُه ماه كوچك تر از اصغر را


#حضرت_خدیجه
#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
07:08
اسطوره نجابت و ایمان خدیجه است
گنجی که قدر او شده پنهان خدیجه است
اول زنی که گشت مسلمان خدیجه است
ممدوح خلق و خالق و قرآن خدیجه است

وقتی محب داور و محبوب داور است
پس هرکه بغض او به دلش بود کافر است

یار نبی علی و نگارش خدیجه بود
غمخوار او علی و قرارش خدیجه بود
پشت نبی علی و کنارش خدیجه بود
باغ نبی علی و بهارش خدیجه بود

بر نخل دین طراوت اگر ذوالفقار داد
با ثروتش خدیجه بر آن برگ و بار داد


دشمن اگر مقابل این دین ز پا نشست
پاینده دین و مکتب اسلام اگر که هست
گر که هنوز هست مسلمان حق پرست
مدیون تیغ حیدر و مال خدیجه است

با بذل مال خود شرف عالمین برد
دین را ز بذل و بخشش خود زیر دین برد

از منصب و مقام و ز عنوان خود گذشت
در راه حق ز مال فراوان خود گذشت
تنها فقط نه مال که از جان خود گذشت
از جان خود به خاطر جانان خود گذشت

هستی خویش داد و برایش نتیجه داد
حق هست خویش، فاطمه را به خدیجه داد

زهرا رسید و شد همه هستی مادرش
هم روح پیکرش شد و هم تاج بر سرش
کوری چشم دشمن بی دین و کافرش
با افتخار کرد کنیزی دخترش

در خدمت عزیز خدایش کنیز شد
اینگونه شد که نزد خدایش عزیز شد

#حضرت_خدیجه
#محمد_معارفوند

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به فرض اینکه قلم داشت تاب جولانش
سپاه واژه چگونه شود غزل خوانش؟

بیان ناقص ما نیست در خورش وقتی
به او سلام فرستاده حی سبحانش

کسی که نام نبوت به او بدهکار است
چه غم اگر که جهانی کنند کتمانش

برای فخر محمد به دیگران بس بود
زنی به نام خدیجه شود مسلمانش

یقین از آتش دوزخ جدا کند ما را
کسی که فاطمه را پرورانده دامانش

زنی که ام ابیهاست دخترش،شاعر
همیشه با صفت "امِ مومنین" خوانش

به لطف تیغ علی بود و ثروتش،بی شک
که دین کمر نشکسته میان میدانش

.
.
شکست هم کمر و هم غرور و هم بغضش
نبی کشید چو بر شانه بار فقدانش

نوشته اند کفن بر نداشت وقت سفر
حدیث غربتش این است، جان به قربانش

بگو به یاد که افتادی ای دل بیتاب؟
فدای غربت شاه و لبان عطشانش

در آفتاب قیامت کسی نمیسوزد
که اشک ریخته بر داغ جسم عریانش

حدیث بی سرو سامانی است، زینب دید
به روی نیزه سرش، روی خاک سامانش


#حضرت_خدیجه
#سید_محمد_مظلومان

Telegram.me/raziolhossein
16:18
در وصف او باید قلم روی زمین باشد
از شرم، دفتر را عرق روی جبین باشد

باید که طبع شاعران دین مدار شهر
وقف کسی باشد که عمرش وقف دین باشد

سر خم نخواهد کرد اسلامی که در متنش
تیغ علی با ثروتِ بانو عجین باشد

پا در رکاب وصف آن استم که عمری را
در خانه ی پیغمبر خاتم نگین باشد

از هاجر و زمزم بپرسید این حقیقت را
جز او کسی هم هست کوثر آفرین باشد؟

این خانه وقتی پایه اش احساس و احسان است
باید که دامادش امام المتقین باشد

از یار غار و دخترش بگذر بگو شاعر
جز مادر زهرا چه کس یار امین باشد

حق دارد ام السارقینِ نام و منسب ها
دنبال غصب اسم ام المومنین باشد


#حضرت_خدیجه
#عصمت_پرست

Telegram.me/raziolhossein
16:19
آنکه عاشق کرده احمد را دل زهرایی اش
میشود حتما پیمبر مونس تنهایی اش

از چه رو از آن همه اموال یک جا نگذرد؟
آنکه بوده حضرت زهرا همه دارایی اش

منبری را که نشسته مصطفی بر روی آن
مثل یک کشتی نگه دارد دل دریایی اش

با زنان دیگر بیت المحمد فرق داشت
آنکه زهرا پروری کرده ست با لالایی اش

میشود بی شک ریا آلوده اعمال همه
ذره ای گر رو کند از خصلت دنیایی اش

از تو مرحب وار میترسید آن زن ،چون یکیست...
...ثروتت با ذوالفقار مرتضی کارایی اش

ثروتت یک روز خرج صحن زهرا میشود
میشود روزی که از دل عقده را بگشایی اش...

#حضرت_خدیجه
#محمدرضارضایی


Telegram.me/raziolhossein
ش
16:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد حضرت خدیجه سلام الله علیها

واحد حضرت خدیجه سلام الله علیها

جواب:
عشق بی قرینی / ام مومنینی
بانو جان عالمی فدای تو بانو دل شکسته در عزای تو


الا ای / یگانه پرستار و یار پیمبر تو بودی / به هر غصه و غم‌کنار پیمبر
تویی که / شده دامنت مهد زهرای اطهر تویی که / شدی شیعه و از مریدان حیدر
مادر بتولی / همدم رسولی
بانو / شیعه محتاج دعای تو بانو / دل شکسته در عزای تو …………………………….
چه گویم / ز ایمان و‌ایثار و مشی و‌مرامت همین بس / سند خورده دین پیمبر به نامت
چه گویم / ز جاه و‌جلال و‌شکوه و‌مقامت همین بس /‌که مهدی زهرا بگوید سلامت
مادر امامت / شافع قیامت
بانو/ حاتم طایی گدای تو بانو / دل شکسته در عزای تو ……………………………………….
مرو ای / تمام امید دل زار زهرا مرو‌که / بدون تو گریه شود کار زهرا
بمیرم / به جز اشک زهرا تو مرهم نداری بمیرم / که حتی کنارت کفن هم نداری
حرف بی کفن شد / دل پر از محن شد
ای وای/ از حسین و داغ عاشورا راسش / میرود به نیزه ی اعدا …………………………………….

#حضرت_خدیجه
#مرتضی_کربلایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
m
m.maaref 15.06.2016 17:01:23
AUD-20160615-WA0014.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:04, 190.8 KB
ش
17:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد حضرت خدیجه سلام الله علیها (زمینه هم خونده میشه)


جواب:
مهربونم مادر / قدکمونم مادر
این شبا از دوری تو روضه خونم مادر

بند اول:
بهترین مادر تو هستی بی مثالی
میری از پیشم ولی با خسته حالی
غصه ی بی مادری زوده برا من
دختر تو که نداره سن و سالی
بیقرارم مادر
غصه دارم مادر
آرزومه تا بمونی در کنارم مادر

بند دوم:
همنشین و یاور بابا تو بودی
همدمش در غصه و غمها تو بودی
مونس تنهایی اش وقت غریبی !
هیچ کس یارش نشد ، اما تو بودی
ای پناهم مادر
تکیه گاهم مادر
تو به زخم قلب بابا بودی مرهم مادر

بند سوم:
رفتی و بعد از تو زهرا خونجگر شد
رفتی و بعد از تو سهمم چشم ترشد
رفتی و پهلوی زهرا را شکستند
قتلگاه دخترت در پشت در شد
از غمت افسردم
بی تو من پژمردم
سیلی و ضرب غلاف و تازیانه خوردم
بند چهارم:
در غم تو آه و زاری کار من شد
بازهم خوبه که جسم تو کفن شد
ناله ها یم از غریبی حسینه
در میان قتلگه بی پیرهن شد
جان من واویلا
بی کفن واویلا
زیر تیر و نیزه ها صدپاره تن واویلا

#حضرت_خدیجه
#مرتضی_کربلایی

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Deleted Account 15.06.2016 17:07:16
AUD-20160615-WA0011.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:22, 175.1 KB
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ما سائل لطف فراوان خدیجه

از کودکی خوردیم از نان خدیجه

در راه دین داده همه دار و ندارش

اسلام شد مدیون احسان خدیجه

خرج مسلمانی ما هستی او شد

پس هر چه ما داریم قربان خدیجه

در راه اهل بیت هر کس خرج کرده

فردای محشر هست مهمان خدیجه

جور دگر شد دستگیر ما پیمبر

هر جا قسم خوردیم بر جان خدیجه

شکر خدا هستیم امشب روضه خوانش

شکر خدا هستیم گریان خدیجه

دلشوره دارد یاد فرداهای زهرا

ابر بهاری گشت چشمان خدیجه

انگار دیده آتش و دیوار و در را

غم های زهرا برده سامان خدیجه

ای وای از روزی که با پهلوی زخمی

زهرا شود در عرش مهمان خدیجه

**

نیمه شبی در خانه خولی نامرد

صد پاره می گردد گریبان خدیجه

#حضرت_خدیجه
#محمدحسین_رحیمیان

Telegram.me/raziolhossein
17:16
بیچاره دستی که در این شب ها اسیرت نیست
یعنی دخیل دست های دستگیرت نیست

باید برایت خاکساری را تمنّا کرد
بیچاره بال جبریلی که حصیرت نیست

هرگر نمی خواهم ببینم آن شبی را که
در سفره ی افطار ما نان و پنیرت نیست

قربانی نامت شدن عین حیات ماست
مرده تر از مرده است هر کس که بمیرت نیست

تو منت دین خدا بر گردنم هستی
آری تو امّ المؤمنینی و نظیرت نیست

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی
کوری چشم دشمنانت مادرم هستی

ای همسر شایسته ی پیغمبر مکه!
ای جده ی شهر مدینه؛ مادر مکه!

ای که برایت حاجیان احرام می بندند!
قبر شریفت قبله گاه دیگر مکه

تو مادری ات نیز بوی نوکری می داد
می خواستی باشی کنیز دختر مکه

تو زینب پیغمبری و سال های سال
سینه سپر کردی برای رهبر مکه

هر جا که پیغمبر به جنگ فتنه ها می رفت
تو یک تنه بودی برایش لشگر مکه

مکه مدینه نیست، در آتش نمی افتی
کاری ندارد با تو دیوار و در مکه

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی
کوری چشم دشمنانت مادرم هستی


#حضرت_خدیجه
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
17:22
زمینه (شور) حضرت خدیجه سلام الله علیها
جواب:
آه و واویلتا
واویلتا واویلتا
بند اول :
کجایی دخترم رسیده شام آخرم
چشام به راهته تا که بیای بالا سرم

غمت برای من خونجگری برای تو
میمونه بعد من بی مادری برای تو


ببین که چاره ای دیگه ندارم و میرم
تو سینه کوهی از غم تو دارم و میرم
ببخش اگه تورا تنها میزارم و میرم

بند دوم:

باید که سینه امو من پر درد و آه کنم
نمیتونم دیگه اشک تورو نگاه کنم
الهی من بشم فدای دیده ترت
با گریه هات نزن آتیش به قلب مادرت


شب عزای تو‌شده شب عزای من
به من یه قول بده ای نور دیده های من
که بعد رفتنم گریه نکن برای من

بند سوم :
دیگه باید با تو وداع آخری کنم
نشد که دخترم برا تو مادری کنم

با اینکه این دلم دلواپس تو بود میرم
منو ببخش اگه /که دارم خیلی زود میرم

دارم میرم می خوام که خونجگر نبینمت
ز ضربه غلاف شکسته پر نبینمت
به زیر دست و پا به پشت در نبینمت

بند چهارم:
مادر فدات بشه گمون کنم که زار بشی
یه روزی تو اسیر بین در و دیوار بشی

بهار زندگیت تو یه شبه خزون میشه
دم جوونی تو قامتت کمون میشه


فدات بشم یه روز به زیر پا میره پرت
همون روزایی که میشه روزای آخرت
یه عده میزنن تورو به پیش شوهرت

بند پنجم:

یه روزیم میاد که با فغان و شور و آه
با قد خم میریم من و تو بین قتلگاه

دوباره میزنه آتیش به قلب ما عدو
سر حسینتو میبره از قفا عدو



پس از بردارش دختر تو اسیر میشه
یه روزه مثل تو شکسته میشه پیر میشه
میون شهر شام عزیز تو حقیر میشه

آقام آقام حسین
آقام آقام آقام حسین
بندششم

من از غمت آقا میدونی که لبالبم
حرم حرم حرم این شده خواب هرشبم

با عکس کربلات ببین بارونیه چشام
آقا بزار منم یه شب جمعه ای بیام


من آرزومه که نمیرم و فدات بشم
یه روزیم بیاد که جزء زائرات بشم
الهی که منم زائر کربلات بشم

آقام آقام حسین
آقام آقام آقام حسین

#حضرت_خدیجه
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
m
m.maaref 15.06.2016 17:01:10
AUD-20160615-WA0015.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:12, 212.1 KB
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
من که جبریل نیستم بانو

از تو گفتن برای من سخت است

کار هرکس نبود کار تو بود

مادر فاطمه شدن سخت است



می توان گفت بی محبت تو

دین اسلام هم نتیجه نداشت

من قسم میخورم رسول الله

همسری بهتراز خدیجه نداشت

مثل زهرا طهارت محضی

قبل اسلام هم ،چنین بودی

از احادیث معتبر پیداست

تو فقط ام مومنین بودی

از محبان واقعی علی

اولین بانوی مکرمه ای

زود تر از غدیر شیعه شدی

بی نهایت شبیه فاطمه ای

باعلی راز مشترک دارد

هرکه در راه عشق کار کند

در حقیقت عجیب نیست اگر

ثروتت کار ذوالفقار کند

ثروتت بی نهایت است ولی

عزت و اعتبار تو زهراست

مال دنیا برای تو هیچ است

چونکه دارو ندار تو زهراست

#حضرت_خدیجه
#مجید_تال

Telegram.me/raziolhossein
ش
18:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
لحظاتی که نشستی بغل بستر من
این قَدَر گریه نکن فاطمه جان در بر من

دیدن اشک تو والله برایم سخت است
پس عذابم نده در این نفس آخر من

تو اجازه نده تنها بشود پیغمبر
بعد من باش کنار پدرت دختر من

صَرف دین پدرت شد لحظات عمرم
وقف شد دار و ندارم به ره همسر من

همه‌ی زندگی‌ام خرجیِ اسلام شده
جان من نیز فدای سر پیغمبر من

از همه ثروت من که به هوای دین رفت
یک کفن نیست بپیچند بر این پیکر من

این همه سال غمی در دل من راه نیافت
ولی امشب غم فردای تو آمد سر من

می‌روم زود ز پیش تو دلیلش این است
که نبینم چه می‌آید به سر کوثر من

می‌روم تا که نبینم که به ضرب سیلی
چه می‌آرند به روز گل نیلوفر من

پدرت گفته که پهلوی تو را می‌شکنند
وای از صدمه‌ی مسمار و گل پرپر من

وسط هجمه‌ی مردم تو صدا خواهی زد:
محسنم کشته شد ای وای بیا مادر من

#حضرت_خدیجه
#علی_صالحی

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دیگر زنی شبیه تو پیدا نمی شود
محبوبه و حبیبه طاها نمی شود

بی ثروت تو دین خدا پا نمی گرفت
چون خیمه بی عمود سرا پا نمی شود

در بین همسران نبی کس به غیر تو
مادر برای حضرت زهرا نمی شود

همواره گفته بود پیمبر : برای من
دیگر کسی خدیجه کبری نمی شود

کوری چشم عایشه و دار و دسته اش
غیر از خدیجه مادرم اصلا نمی شود

این منسب و مقام به دردی نمی خورد
یار نبی که یاور مولا نمی شود

#حضرت_خدیجه

Telegram.me/raziolhossein
ش
21:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خدیجه در دلش غمهاست امشب
به فکر غربت طاهاست امشب
بود معلوم از سوز دل او
فقط دلواپس زهراست امشب

#حضرت_خدیجه
Telegram.me/raziolhossein
ش
22:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بدون عشق ،بیتی در خورِ املا نخواهد شد
و بی اذن قلم شاعر ! غزل انشا نخواهد شد


غزل در وصفِ کوثر آفرین بانوی اسلام است
که جز در مدح او گفتن، زبان گویا نخواهد شد

بر آدم همسری آمد ، بر احمد نیز همتایی
چه همتایی ! که قدر شوکتش حوّا نخواهد شد

یکی مَرد و یکی زن ، هر دو اما کفو یکدیگر
که دریا، رو به رو جز با خودِ دریا نخواهد شد

چُنان از عشق -می دانم- به هم وابسته اند اینها
که امروز محمّد در غمش فردا نخواهد شد

چه بیهوده است بی نامش کلامی بر زبان راندن
از اسلامی که بی ایثار او احیا نخواهد شد

خدیجه، یک زن است اما به مردان آبرو داده است
که تا او هست در میدان نبی تنها نخواهد شد

مپندار از عُروجش مصطفی تنها بماند ، نه !
که ذکر لا اله ای دوست ! بی الّا نخواهد شد

اگرچه راویان گفتند زنهایی پیمبر داشت
زنی غیر از خدیجه مادر زهرا نخواهد شد

از او که مادر زهراست ، زهرا دختری آورد
که زن در نسل او جز زینب کبری نخواهد شد

نه چون مریم ، نه چون حوّا ، نه چون هاجر ، به جز زهرا
چه می جویی؟! که در زنها چون او پیدا نخواهد شد

امیرالمومنین" یک مَرد و " امّ المومنین " یک زن
به غیر از این اگر باشد لقب معنا نخواهد شد

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دور شدم از اين و آن با خودم آشنا شدم
آينه در حجاز بود عاشق مصطفی شدم

سرمه نمی برم به چين، قند و شكر نمی خرم
نقره و زر نخواستم، صاحب كيميا شدم

بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم
دانهء عشق كاشتم، در قفست رها شدم

با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه است
با تو پر از قصيده ام، با تو غزل سرا شدم

"ای كه ملول می شوی از نفس فرشته ها"
باور من نمی شود، همنفس خدا شدم

سفرهء دل برای من باز كن، آيه ای بخوان
حرف بزن كه مَحرمِ زمزمهء حرا شدم

قطرهء من فرات شد، ذره ام آفتاب شد
پيش تو سيدالبشر سيدةالنسا شدم

پشت سرت من و علی قامت عشق بسته ايم
تو همه مقتدا شدی من همه اقتدا شدم

من به تو دست ياعلی داده ام از صميم دل
مرگ جدام كرده است از تو اگر جدا شدم

لحظهء آخرين غزل، ترس ندارم از اجل
پيرهن تو در بغل، با تو دوباره "ما" شدم

#حضرت_خدیجه
#حمید_رضا_برقعی

Telegram.me/raziolhossein
16 June 2016
ش
00:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 401.2 KB
خون گریه می کنند ملائک گمان کنم
زهرا به خانه روضه مادر گرفته است

Telegram.me/raziolhossein
ش
01:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
در جمع زن‌های پیمبر برترست این زن
تنهای تنها مصطفی را همسرست این زن

حیدر به شمشیرش نبی را یاوری کرده
با ثروت خود ذوالفقاری دیگرست این زن

تنها نه زهرا را شفیع حشر می‌خوانند
چون فاطمه باری‌رسان محشرست این زن

جاری نمی‌شد بی حضورش سوره‌ی کوثر
شأن نزول آیه‌های کوثرست این زن

او را بپرس از سوره‌های مکی قرآن
تا که بگویند آیه‌ها را از برست این زن

خورشید بطحا را غروبی نیست زیرا که
بر مصطفی ماه‌آفرین مهرآورست این زن

جز او سرودی روی لب‌هایش نیاورده‌ست
منظومه‌ی آرامش پیغمبرست این زن


#حضرت_خدیجه
#مجید_لشکری

Telegram.me/raziolhossein
ش
03:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
همه جا تیره و تار است شب اول قبر
شب تنگیِ مزار است شبِ اول قبر

هر که خوش بوده نزار است دم غسل و کفن
هر که مِی خورده خمار است شب اول قبر

رمقی نیست که فریاد کشم از دردم
سینه ام تحت فشار است شب اول قبر

تک و تنها بگذارند مرا و بروند
کندن از ایل و تبار است شب اول قبر

چون بپرسند ز ربّ و ز نبی، بر دهنم
گوییا قفل به کار است شب اول قبر

با همین حال ولی شوق به مُردن دارم!
شوقم از دیدن"یار"است شب اول قبر

حکم دوزخ چو ببُرّند برایم دو ملک
حیدرم ناجیِ نار است شب اول قبر

آری آنکس که در این دار بلا گفت حسین
با حسینش سر و کار است شب اول قبر

#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
03:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
418×489, 47.1 KB
آسمان بر خاک تو آرد سجود
بشکند دستی که ویرانت نمود


نمایی از بقعه مبارکه حضرت خدیجه سلام الله علیها که به دست دشمنان شیعه تخریب شد
Telegram.me/raziolhossein
ش
04:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شکست اینجا ظفر گل می کند هنگام احسانش
ز پا افتاده اینجا نشئه ی جهد است سامانش

امید اینجا به شکل یاس آید یاس چون امید
بریدن از خود و پیوند با تمکین امکانش

کدامین غافل از این آستان حاجت نمی خواهد
که با تیغ عدالت لب نهم بر خون شریانش

به کویی بار خود انداختم کز شدت احسان
ملائک آب می ریزند بر دستان مهمانش

به بحری آشنا گشتم که موجش موج تمجید است
به ناوی پا نهادم کز کرامت هست سکانش

به درباری رساندم ناله ی واغربتایم را
که می بخشند با یک ناله شهری بر غریبانش

قطار فیض او را خواجه ی لولاک در پیش است
زهی آن زن که ختمی مرتبت باشد شتربانش

زهی بانوی عقل کل، زهی بانوی آب و گل
که باریده است یاسی هم چو زهرا در گلستانش

اجاق کور را یاری صحبت نیست با خورشید
حمیرا را بگو آتش بگیرد در دل و جانش

زقربانگاه ذی الحجه بسی مستغنی ام حاجی
که من ماه مبارک می روم هر ساله قربانش

به روز واقعه با وصله ی ناجور کارش نیست
نمی آید به محشر هر کسی کرده است عصیانش

زهی آن زن که مریم دستبوس خادمش بوده است
زهی آن زن که عیسی کرده خدمت بر غلامانش

تحیر خانه ی تحقیق هم خط است هم نقطه
که هم تطویل دارد هم ندارد بدو و پایانش

نمی دانم کدامین عصمت قدرت مزاج است او
که چندین ماه زهرا بوده از تشریف مهمانش

سخن از هیچ ممکن نیست جای ضرب و زور او
که امکان نیز امکانش می شود از نور امکانش

ز کفو عقل کل جز عقل کل چیزی نمی جوشد
کدامین جهل سنجیده است با تشویش نسوانش

به جنت نیز از اقبال هم دوش محمد اوست
چه می فهمند مردان و زنان از پله ی شانش


#حضرت_خدیجه
#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
04:31
تقدیم به ام المؤمنین
🕌
ای خانه ی تو مطلع الانوار خدیجه
آرام دل احمد مختار خدیجه

شوی تو پیمبر گل دامان تو زهرا
داماد شما حیدر کرار خدیجه

هم مادر زهرا و هم ام الموءمنینی
نازند به تو عترت اطهار خدیجه

فرموده پیمبر که به اسلام از اول
شد مال تو و تیغ علی یار خدیجه

جبریل رسانده ز خداوند سلامت
الحق که بود بر تو سزاوار خدیجه

زهرای توافتاده میان در و دیوار
باز آ که شوی فاطمه رایارخدیجه

ازضرب لگدفاطمه افتاده به بستر
اسما شده جای توپرستارخدیجه

مادر تو دعا کن پسرت از سفر آید
آن منتقم عصمت دادار خدیجه

#حضرت_خدیجه

Telegram.me/raziolhossein
ش
06:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بیا دمی بنشین در برابرم اسما
که امشب است دگر شام آخرم اسما

اگرچه بار سفر بسته ام.پریشانم
زبسکه دل نگران پیمبرم اسما

گمان مکن که بود اشک گوشه چشمم
که خون دل رود از دیدم ترم اسما

نشد که شکوه کنم بر نبی ز طعنه شهر
کنون به نزد خدا شکوه میبرم اسما

برای فاطمه بی مادری کمی زود است
به سینه میزند این غصه آذرم اسما

مرا توان جدایی ز فاطمه نبود
چگونه دل بکنم منکه‌ مادرم اسما

شب عروسی زهرا که شد به جای من
تو مادری بنما بهر دخترم اسما

تمام دیده ببندم که تا نبینم من
که تار و تیره شده روی کوثرم اسما

تو خود مواظب او باش تا دمی نرسد
کمی خراش به بال کبوترم اسما

خدا کند که بهارش دمی خزان نشود
خدا کند نشود خم صنوبرم اسما

خدا کند نرسد بعد من بر او آزار
خدا کند نشود تار اخترم اسما

خدا کند که نیفتد مسیر ناپاکی
دمی به دور و بر دخت اطهرم اسما

خدا! به سایه او چشم آن و این نخورد
جهان زمین بخورد فاطمه زمین نخورد

#حضرت_خدیجه
#عبدالزهرا


Telegram.me/raziolhossein
ش
21:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×558, 62.6 KB
افطارها به کام دلم زهر میشود
ارباب ما گرسنه و تشنه شهید شد

#میلاد_حسنی
Telegram.me/raziolhossein
17 June 2016
ش
03:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دامنم آلوده شد گرچه ز دنيا دوستى
جان به قربانت كه بخشيدى مرا با دوستى

ناسپاسم، ناپسندم، نارفيقم، يا رفيق
از تو امّا من نديدم چيزى اِلّا دوستى

مى توانستى بسوزانى، نسوزاندى مرا
اى فداى مهربانى ات كه حقّا دوستى

در جوابت يا لجاجت كرده ام يا سركشى
در جوابم يا محبّت مى كنى يا دوستى

يا زمين گيرند مردم يا زمينم مى زنند
تو بلندم ميكنى، يارب تو ما را دوستى

رو به قبله سجده آوردم، نجف لبّيك گفت
حق پرستى بس خلاصه شد به مولا دوستى


از گناهت كم نكردى، كربلايت دير شد
اى دلى كه ادّعا دارى كه آقا دوستى

ميشود فهميد از بابُ الحسينِ محشرت
بيشتر از ديگران با سينه زنها دوستى

از بُنَىَّ گفتن زهرا دلِ گودال ريخت
تا قيامت تر شده هر چشمِ زهرا دوستى
.
#محمد_جواد_پرچمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
03:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
من اگر که رو سیاهمو بدم
تنها خونه شما رو بلدم
به بزرگیت تو بیا منو ببخش
اگه با تو خودمونی حرف زدم

پیش تو این حالمو چکار کنم
بدیِ افعالمو چکار کنم
اگه روسیاهیمو بپوشونم
نامه اعمالمو چکار کنم

حق داری که رو به راهم نکنی
نظری به اشک و آهم نکنی
خیلی با گناه شکستم دلتو
حق داری اگه نگاهم نکنی

من تا کی باید دلو تباه کنم
نامه اعمالمو سیاه کنم
من ضعیفمو خودم نمیتونم
تو خودت نزار دیگه گناه کنم

من سراپا پره از دردم حسین
تورو دوست دارم اگه بدم حسین
با گناه هرچی شکستم دلتو
اومدم بگم غلط کردم حسین

خیلی منت به سرم گذاشتی تو
غیر خوبی که کاری نداشتی تو
من هواسم نبوده به تو ولی
می دونم خیلی هوامو داشتی تو

استخونی به سگ درت ببخش
از بزرگیت تو به نوکرت ببخش
شنیدم که دوست داری شیرخواره اتو
منو جون علی اصغرت ببخش

ای مقدسم دوست دارم حسین
ای همه کَسَم دوست دارم حسین
هرچی ام باشه قبول دارم ولی
به خدا قسم دوست دارم حسین

#حضرت_خدیجه
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»

کی می‌شود نوای «اَنا المَهدی» تو را ...

از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان

«عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»


#امام_زمان_مناجات
#یوسف_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
23:39
ما سائلیم و نوکریت آبروی ما
یاایهاالعزیز نظر کن به سوی ما

تا کی برای نافله های سحرگهی
با خون دل شود دل شبها وضوی ما

گر مانده ایم شکر خدا پای پرچمت
بر تار موی تو گرهی خورده موی ما

ساقی اشک بر دل ما هم سری بزن
بوی می طهور تو دارد سبوی ما

همچون نسیم دربدرم می کنی چرا؟
پس کی رسد به خیمه ی تو جستجوی ما

آیا شود که نیمه شبی بهر درد دل
بد بگذارانی و شوی همگفتگوی ما

ای شهریار عشق به نام مقدست
باشد وصال تو همه ی آرزوی ما

روضه گرفته ایم قدم رنجه ایی کنی
شاید فتد مسیر عبورت به کوی ما

از لحظه ایی که حرمت مادر شکسته شد
بعضی نهفته مانده ز غم در گلوی ما

ای نازنین فاطمه برگزد از سفر
خیمه نشین فاطمه برگرد از سفر

#امام_زمان_مناجات
#قاسم_نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
18 June 2016
ش
07:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
السلام علیک یا حسن ابن علی


به نام آنکه تو را داده است نام حسن
درود احسن الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو
که نور داده به خورشید مستدام حسن

سلام بر درجات زبرجدت که از او
عقیق دست سلیمان گرفته وام حسن

عجیب نیست اگر خال هاشمی‌ات را
شبانه روز کند کعبه استلام حسن

فدای قامت بنده نواز تو که نماز
به احترام قدت می‌کند قیام حسن

قبول نیست سجودی که پاش مُهر تو نیست
رکوع بی تو رکوعی‌ست نا تمام حسن

به خشت خشت ستون های عرش رب کریم
نوشته با قلم حسن، یا امام حسن

شکست شیشه‌ی خون دل شما روزی
به دست سوده‌ی الماس های شام حسن

صلات ظهر، چه تشییع بی نظیری شد
به لطف بدرقه‌ی تیرها ز بام حسن

#میلاد_حسنی
#امام_حسن_مدح

Telegram.me/raziolhossein
19 June 2016
ش
04:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مرا جدا نکند حق ز آستان حسین

که هست عرش خدا خاک نوکران حسین

خدا کند که مرا نیز درصف محشر...

صداکنند به عنوان "روضه خوان حسین"

#امام_حسین_مناجات
#محسن_تهرانی


Telegram.me/raziolhossein
ش
22:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به خنده‌ی تو، گره در دلی نمی‌ماند

تو چون شکفته شوی، مشکلی نمی‌ماند

اگر بهار تویی، شوره‌زار گلزار است

اگر کریم تویی، سائلی نمی‌ماند

#امام_حسن_مدح
#صائب_تبریزی

Telegram.me/raziolhossein
20 June 2016
ش
03:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای زنده به عشق و رهرو صبرو ثبات

درماه پُراز فضیلت صوم وصلات

تقدیم به مقدم حسن جا دارد

برخیزد اگر زدل نسیم صلوات

#امام_حسن_مدح
#سیدهاشم_وفایی
Telegram.me/raziolhossein
03:38
این ماه عزیز ماه جود و کرم است

هرلحظۀ ماه رمضان مغتنم است

امشب که کریم اهلبیت آمده است

ازدرگه او هرچه بخواهید کم است

#امام_حسن_مدح
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
03:39
آن روز که ازحُسن حسن زمزمه بود

آوازۀ حُسنش به لبان همه بود

ازعرش ملایک مقرّب دیدند

لبخند مسّرت به لب فاطمه بود

#امام_حسن_مدح
#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
03:46
امشب که خدا به فاطمه ناز کند
پیغمبر خویش را سرافراز کند
ای کاش خدا به پاس میلاد حسن
صدهاگره ی بسته زما باز کند

هرجا که حدیث مجتبی می آید
از غربت او دل به نوا می آید
اظهار ادب کنیم در میلادش
چون فاطمه در محفل ما می آید


#امام_حسن_مدح

Telegram.me/raziolhossein
03:54
گلواژه صد شعر کمیت است است حسن
هم قبلگه کعبه و بیت است حسن
ای دل تو از او هر آنچه خواهی بطلب
زیرا که کریم اهلبیت است حسن

#امام_حسن_مدح

Telegram.me/raziolhossein
ش
04:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تمام شهر را امشب خبر كن يار می‏آيد
شب دل را به شيدايى سحر كن يار می‏ايد
لباس آبرومندى به بر كن يار میايد
ز هر چه غير او صرف نظر كن يار مى‏آيد
نمی‏پرسى كه يارم كيست ؟ ماه انجمن باشد
تجلى تمام حُسن در وجه حَسن باشد



كسى از غم نمى‏گويد حديث شادمانى كن
مهيا خويش را از بهر جشنى آسمانى كن
تو اى پير خرد امشب جوانى كن جوانى كن
بهار آرزو شد گلفشانى نغمه خوانى كن
كه در باغ ولايت غنچه‏اى زيبا شكوفا شد
امير المومنين از يمن اين مولود ، بابا شد



صداى كودكى در كوچه توحيد پيچيده
به صحن و مسجد و محراب عطر عيد پيچيده
طنين شوق در گلنغمه ی اميد پيچيده
كه زنجير يقين بر گردن ترديد پيچيده
حضور مجلس انس است و خيل قدسيان مسرور
نه تنها قدسيان بلكه زمين و آسمان مسرور



مدينه شهر نور امشب صفا دارد صفا دارد
خوشا حال كسى كه تا سحر حال دعا دارد
اجابت مى كند حق هر كه بر او التجا دارد
به دامن كودكى چون قرص مه خيرالنسا دارد
مه مهمانى حق نيمه شد ماه تمام آمد
كريم اهل بيت مصطفى دوم امام آمد



درخت آرزوهاى على امشب ثمر داده
خدا از فيض بى پايان به او يك گلپسر داده
بهار حسن او باغ ولا را برگ و بر داده
شب دلخستگان را مژده صبح سحر داده
ببين در چهره ی او جلوه ی فياض سرمد را
تماشا كن به رخسار حَسن حُسن محمّد را




حسن آمد كه حسنش از ملائك دلربا باشد
حسن آمد كه از كار همه مشكل گشا باشد
حسن آمد كه راضى از دل و جان بر قضا باشد
حسن آمد كه صلحش پرچم كرببلا باشد
دميده در تن هستى خدا روح سخا امشب
ز دست جود او گلبوسه گيرد مصطفى امشب



كرامت خاكسار درگه والامقام او
سخاوت وامدار بزم فيض خاص و عام او
حسن خويش حسن رويش خدا بگذاشت نام او
ملائك صف كشيده از پى عرض سلام او
عزيز مصر دين را يوسف گلپيرهن آمد
حسن آمد حسن آمد حسن آمد حسن آمد



شكوه صبر در آئينه ی رخسار او پيدا
صداقت میشود در جوهر گفتار او معنا
كمال او جمال او مثال حيدر و زهرا
بنى آدم تماشا مى‏كند تفسير كرّمنا
نبى عصمت على صولت خدا را بهترين بنده
كه شد از مشرق جانش فروغ حلم تابنده

#امام_حسن_مدح
#کمیل_کاشانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
05:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سرود ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

بند۱


خدا به خورشید ولایتش قمر داده
ای عاشقا نخل امید ما ثمر داده
خونه مرتضی پر از شادی شده امشب
خدا به زهرا و علی یه گل پسر داده

چقد جمالش ماهه
عزیز این درگاهه
از وجناتش پیداس
کریم آل اللهه

جانم
جانم
جانم جانم کریم اهلبیت


بند۲

تورو میبینه یاد طاها میکنه حیدر
براتو دیده هاشو دریا میکنه حیدر
نزدیک افطار که میشه میاد کنار تو
تو رو میبوسه روزه اشو وا میکنه حیدر

دلبره و دلداره
سروره و سالاره
فاطمه دوسش داره

کریم آل اللهه

جانم
جانم
جانم جانم کریم اهلبیت


بند۳

آقای ما امام حسن خیلی کرم داره
بگید گدای این آقا دیگه چی کم داره
کی گفته که بی حرمه کریم اهل البیت
امام حسن تو دل شیعه هاش حرم داره


جا داره تو دلها و ...
آینه ی طاها و ...
نور دل زهرا و...

کریم آل اللهه

جانم
جانم
جانم جانم کریم اهلبیت

بند۴

سینه خسته منو صفا بده امشب
به این دلای مبتلا جلا بده امشب
یا فاطمه شب تولد آقازاده ات
به نوکرات بیا یه کربلا بده امشب

شاده گل دلبندت
میخنده با لبخندت
یا فاطمه فرزندت

کریم آل اللهه

جانم
جانم
جانم جانم کریم اهلبیت

#امام_حسن_مدح
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
05:25
سبک سرود
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
05:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
m
m.maaref 19.06.2016 17:10:55
AUD-20160619-WA0001.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:06, 109.6 KB
ش
05:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×905, 151.4 KB
ما راه امام مجتبی میپوییم
در باغ ولا چو غنچه ای میروییم
از برکت این حسن حسن گفتن هاست
یک عمر اگر حسین حسین میگوییم

#امام_حسن_مدح
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
06:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تو ابتدای نسل طهورای کوثری
تو رود خانۀ زهرای اطهری

باید علی و فاطمه ای ظرف هم شوند
تا اینکه آفریده شود چون تو گوهری

کار خداست این که پیمبر پسر نداشت
وقتی توئی نیاز ندارد به دیگری

نسل مطهر نبوی، نسل دختری است
با این حساب تو حسن ابن پیمبری

گفتند زاده ی اسد الله غالبی
صبح جمل که شد همه دیدند حیدری

می خواستند پیش همه کوچکت کنند
کوری چشم آیشه ها از همه سری

یک روز اشک و گریه برای تو میکند...
...با شصت روز اشک حسینی برابری

ای ارشد تمام پسر های فاطمه
ای اولین حسین سحر های فاطمه

ای آسمان تر از همه، بالاتر از همه
ای بی کران تر از همه، دريا تر از همه

تو زودتر به دامن زهرا نشسته ای
پس این توئی تو، بچه زهراتر از همه

ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده ایم
ای سفره ي همیشه بفرماتر از همه

ما سال هاست رهگذر کوچۀ توأیم
مانند یک فقیر سرِ کوچۀ توأیم

مهتاب چشم های تو خورشید پرور است
هر کس که طالعش حسنی نیست کافر است

اصلاً نیاز نیست قیامت به پا کنی
یک قاسمی خدا به تو داده که محشر است

اصلاً شما نیاز نداری به معرکه
وقتی لب سکوت تو شمشیر حیدر است

قسمت نبود تا که ببینند مردمان
بازوی تو ادامۀ فتّاح خیبر استکند

ردا ملک به نام تو تکبیر می زند
صاحب زمان به جای تو شمشیر می زند

امشب اگر نگات هوای قَرَن کند
امید می رود که نگاهی به من کند

زیبنده است بال و پر صد فرشته را
زهرا ببافد و تن تو پیرهن کند

کُشتی بگیر پیش همه با برادرت
شاید کسی بیاید و جانم حسن کند!

بهتر همان که در به در هر گذر شود
بالی که روی بام تو فکر چمن کند

این یا کریم مثل همه قصد کرده است...
...بر روی گنبدی که نداری وطن کند

بعد از تو ای امیر کفن پاره ها کسی
لازم نکرده است تنم را کفن کند

#امام_حسن_مدح
#علی_اکبر_لطیفیان


Telegram.me/raziolhossein
ش
16:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
رمضان بهشت خدا شده ز گل جمال تو یا حسن
مه نیمه اختر کوچک و مه نو هلال تو یا حسن
یم علم و حکمت و معرفت نمی از کمال تو یا حسن
دل دشمنان تو را برد نبوی خصال تو یا حسن

صفحات و متن کتاب حق رخ و خطّ و خال تو یا حسن

به خدا رسیده ز بندگی طیران بال تو یا حسن

تو چراغ بزم وصال حق تو بهار خلد مخلّدی
تو خدای حسن و ملاحتی تو یگانه عبد مؤیّدی
تو به جسم، جان کتاب حق تو به روح، روح مجرّدی
تو کمال کلّ کمال ها تو جمال خالق سرمدی
تو علی تو فاطمه تو حسن تو حسین یا که محمّدی

که عیان جلالت پنج تن بود از جلال تو یا حسن

تو محیط عالم حکمتی تو مه سپهر امامتی
تو زمامدار مشیّتی تو امام صببر و شهامتی
تو مه سپهر ولایتی تو تمام جود و کرامتی
تو خدای را رخ و جلوه ای تو رسول را قد و قامتی
تو پناه خلق دو عالمی تو شفیع روز قیامتی

نه عجب که عفو کند خدا، همه را به خال تو یا حسن

نه عجب که فخر کند خدا، به مَلَک ز شوق عبادتت
نه عجب که غنچه به صبحدم، شکفد به عرض ارادتت
همه انبیا شده معترف به جلال و مجد و سیادتت
زطلوع صبح خجسته تر، شب جانفزای ولادتت
من و لطف وجود و عطای تو، که کَرَم بود همه عادتت

به عطا و حلم و کرم کسی، نبود مثال تو یا حسن

به تمام دین خدا قسم، که تمام دین خدا تویی
به بهشت و ارض و سما قسم، که بهشت و ارض و سما تویی
به مقام و سعی و صفا قسم، که مقام و سعی و صفا تویی
به قیام و صبر و روح و رضا قسم، که قیام و صبرو رضا تویی
به دعا و روح دعا قسم که دعا و روح دعا تویی

شده اقتدار ستمگران، همه پایمال تو یا حسن

ولی خدا ثمر نبی، گهر علی دُرّ فاطمه
نگهت مسیح و مسیح جان، نفست شفای دل همه
دهن تو چشمۀ معرفت، سخن تو آیت محکمه
همه را به عشق تو های و هوی، همه را به ذکر تو زمزمه
به محبّت تو مرا بود، ز شرار نار چه واهمه

که بهشت لطف خدا شده، دلم از خصال تو یا حسن

تو سجود من تو رکوع من، تو سلام من تو نماز من
تو مطاف من تو طواف من، تو عراق من تو حجاز من
تو شرار سوز و گداز من، تو بهار گلبن راز من
تو سرور من تو نوای من چه به سوز من چه به ساز من
نبود قسم به ولایتت، به گل بهشت نیاز من

اگرم به دست، جوانه ای رسد از نهال تو یا حسن

هله ای تکلّم قدسیان، شب و روز نُقل روایتت
صفحات مصحف جان پر از، سُوَر لطیف حکایتت
به محبّتت به مودّتت، به کرامتت به عنایتت
که بود نگاه توسّلم، به چراغ راه هدایتت
به خدا قسم خجلم ز تو، که به ادّعای ولایتت

به زبان محّب تو بوده ام، به عمل ملال تو یا حسن

منم آنکه با همه زشتیم، سر خود به خاک تو سوده ام
چو دو چشم خویش گشوده ام، به محبّت تو گشوده ام
دل خلق را به فضائل و به مناقب تو ربوده ام
به علی قسم به نبی قسم، به خدا محبّ تو بوده ام
به ولای تو به ثنای تو، غزل و قصیده سروده ام

ز تو گفته ام ز تو خوانده ام به زبان حال تو یا حسن

#امام_حسن_مدح
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
16:32
ماه من از تو ندیدم قمری زیباتر
نیست از نقش جمالت اثری زیباتر

این یقینم شده در عالم هستی از تو
مادر دهر ندارد پسری زیباتر

خبر آمدنت در بدنم روح دمید
بَه که بود این خبر از هر خبری زیباتر

جلوه گر گشت رخت در سحر ماه خدا
زین سحر دیده ندیده سحری زیباتر
به همه دُرّ و گهر های ولایت سوگند
صدفی از تو ندارد گهری زیباتر

ماه خندید و مه انجمنت نام نهاد
همه حُسنی که محمد حَسَنت نام نهاد

در تن پاک سحر روح و روان شد زدمت
بوسة ماه خدا مانده به خاک قدمت
میزبان رمضانی که نشستند مدام
میهمانان خدا بر سر خوان کرمت

سر نثار قدم و دیدة ما فرش رهت
جان ما وقف تماشا و دل ما حرمت

سائل جود و کرم خلق سماوات و زمین
عاشق حسن خدایی عربند و عجمت

تو همان جان جهانی که دو صد قافله دل
گشته آواره به هر حلقة گیسوی خمت

رخ زیبات حسن قامت رعنات حسن
نه فقط قامت رعنات سراپات حسن
روزه داران مه تسبیح و دعا را نگرید
سحر و صبحدم اهل ولارا نگرید

گل لبخند علی بر رخ زیبای حسن
شادی حضرت ام النجبا را نگرید

همه خورشید جمال ازلی را بینید
همه در ماه خدا ماه خدا را نگرید

طلعت غیب شنیدید ندیدید اگر
به وضوح آینة غیب نما را نگرید

همه احرام ببندید و بخوانید دعا
مروة حُسن ببینید و صفارا نگرید

عید میلاد امامی است در این ماه عظیم
که کریم است، کریم است، کریم است، کریم

این گرامی پسر اول زهرا حسن است
دومین حجت و چارُم نفر از پنج تن است

اختر برج شرف مطلع الانوار جمال
آفتاب دل زهرا مه هر انجمن است

روح پیغمبر و زهرا و علی در تن اوست
یک پسر نیست سه روح است که در یک بدن است

تا قیامت به چنین قامت رعنا صلوات
عجبا سرو قدی سرو هزاران چمن است

حُسن محدود شده در رخ نورانی او
حسن است، این حسن است، این حسن است، این حسن است

روح بخشد به پدر با نفس زهرایی
شده دلدادة زیبایی او زیبایی

بوسة ذکر و دعا بر دو لب خندانش
آسمان شیفتة زمزمة قرآنش

میهمانخانة او شهر مدینه است ، مگو
که بود خلق سماوات و زمین مهمانش

ناز بر گلشن فردوس کند در صف حشر
هرکه شد بندة لطف و کرم و احسانش

همچو باران بهاری که بریزد زسحاب
روز و شب رحمت حق ریخته از دامانش

جن و انس و ملک از کل سماوات و زمین
همه در تحت حمایت همه در فرمانش

صد مسیحا شود از نیم نفس زندة او
خلق و خوی نبوی سر زند از خندة او

#امام_حسن_مدح
#غلامرضاسازگار

Telegram.me/raziolhossein
16:42
نشسته ام بنويسم گدا گدا آقا
چقدر محترم است اين گداي با آقا

نشسته ام بنويسم حسن ، كريم ، كرم
مدينه ، سفره ي آقا ، برو بيا ، آقا

نشسته ام بنويسم به جاي العفوم
الهي يا حسن يا كريم يا آقا

تو مهرباني ات از دستگيري ات پيداست
بگير دست مرا هم تو را خدا آقا

دخيل هاي نبسته شده زياد شدند
چرا ضريح نداري ؟ چرا چرا آقا

تويي كريم كرم زاده ، من گدا زاده
مرا خدا به تو داده تو را به من داده

همه فقير تو هستند ما گدا ها هم
گداي لطف تو هستند خضر و موسي هم

سه بار زندگي ات را به اين و آن دادي
هر آنچه داشته بودي و گيوه ات را هم

قسم به ايل و تبارت - قسم به طايفه ات
غلام قاسم و عبدالله توآم با هم

عجيب نيست بگردد فرشته دور سرت
عجيب نيست بگردد علي و زهرا هم

من از بهشت به سمت شما سفر كردم
كه من بهشت بدون تو را نمي خواهم

بدون عشق مسلمان شدن نمي ارزد
بدون مهر تو انسان شدن نمي ارزد

نديده اند افاضات آفتابت را
نخوانده است كسي سطري از كتابت را

به دستهاي گدايان فقط دعا دادند
به چشم هاي تو دادند استجابت را

چرا غلام نداري ؟ مگر كه ما مرديم
نشسته ايم ببينيم انتخابت را

تو تكسواري حتي كسي شبيه حسين
عجيب نيست بگيرد اگر ركابت را

نه كه نظر نخوري- نه - مدينه ميميرد
اگر كه دست علي وا كند نقابت را


نقاب خويش بيفكن مرا دچار كني
نقاب خويش بيفكن كه تار و مار كني

نشسته ام بنويسم كه قامتت طوباست
نگات مثل علي و صدات مثل خداست

نشسته ام بنويسم علي است بابايت
نشسته ام بنويسم كه مادرت زهراست

نشسته ام بنويسم هزار اي والله
هنوز هم كه هنوز است پرچمت بالاست

سكوت كردي اما حسين شهر شدي
سكوت كردن تو كربلاست - عاشوراست

اگر كه جلوه نكردي همه كم آوردند
نبود دست تو آري خدا چنين ميخواست

قرار بود كه در صلح - كربلا بشوي
سكوت پيش بگيري و لافتي بشوي

نشسته ام بنويسم كه سفره داري تو
هميشه بيشتر از حد انتظاري تو

به دست با كرمت مي دهي كريمانه
به سائلان حسينت هر آنچه داري تو

تو نيمه ي رمضاني ولي شب قدري
مرا به دست خداوند مي سپاري تو

اگر بناست بسوزم به هيزم فردا
قسم به چادر زهرا نمي گذاري تو

نخواستم بنويسم ولي نفهميدم
چطور شد كه نوشتم حرم نداري تو

نوشتم از سر اين كوچه رد مشو اما
نگاه كردم و ديدم چگونه داري تو .....

.... تلاش ميكني از مادرت جدا نشوي
تلاش ميكني او را حرم بياري تو

ميان كوچه به دنبال توست مادر تو
ميان كوچه به دنبال گوشواری تو

مگر چه‌دیده ای از زندگی تو سیر شدی
چقدر زود شكسته شدي و پير شدي


#امام_حسن_مدح
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 44.0 KB
بر جاه و‌جلالش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست
امشب که کریم اهلبیت آمده است
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#امام_حسن_مدح
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
منم خالی از هر
غم و محنی ام
تا وقتی تو دنیا
امام حسنی ام


گل زهرا حسن
خود طاها حسن
همین ذکرم شده
حسن مولا حسن

تویی تو شاه کرامت / من شدم گدای تو
کریم آل پیمبر / جون من فدای تو

بند۲

مدینه چراغون
چقدر شاده دلها
کریم دو دنیاست
تو آغوش زهرا


میبوسه مصطفی
عزیز حیدرو
باخنده میبره
دل پیغمبرو

توم بچه های من/نذر بچه های تو
کریم‌آل پیمبر/جون فدای تو


بند۳

غلامش شدیمو
به عالم مینازیم
ایشالا به زودی
بقیعو میسازیم


خدای جوده و
کرم داره حسن
تو قلب شیعه هاش
حرم داره حسن

یه روز میشه رونمایی/گنبد طلای تو
کریم آل پیمبر/جون من فدای تو

بند چهارم:
ولایت برائت / توی سینه دارم
من از دشمن تو / چقدر کینه دارم

به زهرا و علی
به ختم المرسلین
تو هستی تا ابد
معز المومنین
میریزه خون من آقا
آخرش به پای تو
کریم آل پیمبر جون من فدای تو

بند پنجم:
شهی بهتر از تو
مگه میشه پیدا
گدای تو هستیم
تصدق علینا

الهی که منم
بشم حاجت روا
باذکر یاحسن
برم تا کربلا
اگر که عبدحسینم / بوده از دعای تو
کریم آل پیمبر / جون من فدای تو


#امام_حسن_مدح

Telegram.me/raziolhossein
17:58
سبک‌سرود⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
17:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
m
m.maaref 20.06.2016 17:54:57
AUD-20160620-WA0003.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:09, 140.4 KB
ش
18:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خوشا به حال گدایی که ریزخوار شماست
خوشا به حال غلامی که پیش کار شماست

خوشا به حال جذامی که هم غذات شده
نشسته بر سر سفره و کنار شماست

قرار شد همگی بنده ی شما باشیم
که بندگیِ خدا تحت انحصار شماست

بدون شک که حریم تو خانه ی وحی است
و جبرئیل امین هم سرایدار شماست

بگیر جان مرا هر زمان که میخواهی
که مرگ و زندگی من در اختیار شماست

شب تولد تو با شبی برابر نیست
برای سائل از این شب ، شبی که بهتر نیست

سریع تر نوه اش را کنیزهای حرم
بیاورید که دل در دل پیمبر نیست

کجاست آن زن بی چشم و رو نگاه کند
که نسل احمد مکی تبار ابتر نیست

شفیع ما حسنین اند چون که پیش خدا
کسی عزیز تر از این دوتا برادر نیست

نشسته ایم درِ خانه ی حسن و حسین
شدیم ما همه ی دیوانه ی حسن و حسین

به جز حسن چه کسی اینقدر شبیه خداست
شمایل حسن از هر نظر شبیه خداست

فرشتگان مقرب به یکدگر گویند
نگاه کن چقدر این پسر شبیه خداست

علی و فاطمه آیینه ی خدا هستند
طبیعی است حسن هم اگر شبیه خداست

درست مثل هم اند این چهارده معصوم
رخ تمام چارده نفر شبیه خداست



همیشه از همه دور و برش اذیت شد
هم از غریبه ، هم از لشگرش اذیت شد

غریبه ها که به جای خود ، این امام غریب
چقدر از طرف همسرش اذیت شد

از آن وقایع کوچه به هیچ کس چیزی
نگفت و تا نفس آخرش اذیت شد

چقدر قلب غرورش شکست در کوچه
چقدر پیش روی مادرش اذیت شد


#امام_حسن_مدح

Telegram.me/raziolhossein
18:26
ما درد می دهیم و دوا می دهی به ما
بیمار می شویم و شفا می دهی به ما

بیمار می شویم و گلایه نمی کنیم
خیر است هرچه درد و بلا می دهی به ما

ای باغبان قلب، تو این باغ خشک را
آباد میکنی و صفا می دهی به ما

فهمیدم از سه مرتبه انفاق زندگیت
هرچه به تو رسد همه را می دهی به ما

لقمه نخورده ایم ز دستان هیچکس
ای سفره دارِ شهر، غذا می دهی به ما؟

در خانۀ تو جای گدا صدر مجلس است
پیش خودت همیشه تو جا می دهی به ما

در باز کن که باز فقیر آمده کریم
اینبار هم یتیم و اسیر آمده کریم

#امام_حسن_مدح
#آرش_براری

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ماه مبارک مبارک ماهت آمد
باعث قدر و جلال و جاهت آمد

رحمت حق از آسمان نازل شد
ماه علی رسید و مه کامل شد

این شد نقل ، هر انجمن، جانم حسن
جانم حسن3
...............
به حسن و خلق نکویش، بارک الله
به چشم و بر قد و رویش، بارک الله

ز مقدمش، گل به چمن می آید
چقدر به او ، نام حسن می آید

بیت زهرا، گشته گلشن، جانم حسن
جانم حسن3
................
جود و کرم پیش پایش، سر گذارد
دست عطایی که دارد کس ندارد

سفره او ،زبانزد عالم شد
گدای پشت خانه اش حاتم شد

گشته ذکر ، هر مرد و زن ، جانم حسن
جانم حسن3


#امام_حسن_مدح
#علی_سلطانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
21:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
m
m.maaref 20.06.2016 21:06:50
4_441525726110285860.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:03, 124.6 KB
ش
21:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد
باید که تو را فاطمه مادر شده باشد

جدّ تو نبی بود، نه این طور بگویم
شک نیست که جدّ تو پیمبر شده باشد

جز بر در این خانه ندیدیم امامت
تقسیم میان دو برادر شده باشد

خورشید سفالی است که در سیر جمالی
از بوسه بر این گونه منور شده باشد

بو می کشم ایام تو را - باید از اخلاق
یک تکۀ تاریخ معطر شده باشد

ای حوصله محض چه تشبیه سخیفی ست
با حلمت اگر کوه برابر شده باشد

با اینکه قضا دست تو را بست ندیدیم
جز آن چه بخواهی تو مقدر شده باشد

از عمر تو یک روز جمل آیه فتح است
با صلح اگر مابقی اش سر شده باشد

فریاد سکوت تو چه آهنگ رسایی است
شاید پس از آن گوش جهان کر شده باشد

دق داد محبان تو را گر چه سکوتت
غوغای تو روزی ست که محشر شده باشد

روزی که به اعجاز تو مبهوت بمانند
شک ها همه تبدیل به باور شده باشد

خون جگرت ریخت نه در تشت که در دشت
داغ گل سرخی ست که پرپر شده باشد

در مکتب تو رشد سریع است عجب نیست
فرزند تو هم قامت اکبر شده باشد

آن چشم که گریان نشود روز قیامت
چشمی ست که از غصه تو تر شده باشد

باور نتوان کرد که خاکی ست مزارت
جز آن که ضریح تو کبوتر شده باشد

ای جان علی ریشه غم رباشدن از دل
هر چند که اندازۀ خیبر شده باشد


#امام_حسن_مدح
#هادی_جانفدا

Telegram.me/raziolhossein
21 June 2016
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
السلام علی الکریم


از بسکه حُسن نام تو شد مشق جوهرم
عطر بقیع می‌وزد از باغ دفترم

شوق بهشت، سهم‌ بقیه ز من مخواه
از گندم مزار شما ساده بگذرم

مسکین یتیم اسیر، همه زود آمدند
مثل همیشه در صف این خانه آخرم

نقش است بر کتیبه‌ی خلقت هوالکریم
ثبت است بر جریده‌ی عالم هوالکرم

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع
نذر ضریح توست النگوی مادرم

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم
حالا خودم کلون قدیمی این درم

گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم؟
گفتی که این شما و سرای برادرم

اینها دو واژه اند که با هم غریبه اند
بر صفحه چون دو خط موازی "حسن" "حرم"


#امام_حسن_مدح
#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
02:52
امشب قرار حضرت زهرا رسیده است
چشم و چراغ خانه ی مولا رسیده است

امشب که عرش دور زمین چرخ می زند
گویا مدار عالم بالا رسیده است

جاماندگان رحمت حق را خبر دهید
امشب نجات بخش دو دنیا رسیده است

از یمن مقدمش صدقه می دهد نبی
خیل گدا برای تمنا رسیده است

کوچه به کوچه پر شده عطر حضور او
جبریل هم به شوق تماشا رسیده است

شب های بی کسی و غریبی سحر شده
زهرا شدست مادر و حیدر پدر شده

ناچیز را عطای تو بسیار می کند
مدهوش را نگاه تو هشیار می کند

عیسی اگر که با دم خود زنده می کند
ذکر حسن گرفته و تکرار می کند

هر کس که آشنای تو شد سال های سال
بر لطف و بر وفای تو اقرار می کند

در شهر با وجود تو سائل نمانده است
یک شهر پای سفره ات افطار می کند

در خواب غفلتیم و اسیر هوای نفس
ما را نگاه لطف تو بیدار می کند

شکر خدا که شهره ی این انجمن شدیم
دیوانگان کوی حسین و حسن شدیم...

تا لحظه ی نبرد تو تصویر می شود
حال و هوای رزم نفسگیر می شود

یک ضربه می زنی دو نفر پرت می شوند
"انگار ضربه های تو تکثیر می شود"

از میمنه به میسره تا می زنی قدم
کل سپاه کفر زمین گیر می شود

فرمانده ی سپاه علی هستی و نفاق
با دست حیدری تو تحقیر می شود

وقتی جمل به دور خودش چرخ می زند
ذکر لب ملائکه تکبیر می شود

ای وای بر کسی که به خشمت شود دچار
از دست تیغ تیز تو لایمکن الفرار ...

دشمن هم از کرامت تو بی نصیب نیست
لطف و عطا ز سبط پیمبر عجیب نیست

بیمار عشقم و همه جا جار می زنم
جز تو برای درد دل من طبیب نیست

نامت گره گشوده ز کار تمام خلق
ذکر حسن که کمتر از امن یجیب نیست

این کوچه بند آمده وقت عبور تو
در حسن و در کمال برایت رقیب نیست

ای آنکه غصه های تو از حد گذشته است
چون تو کسی میان امامان غریب نیست

تو رازدار قصه ی پر درد کوچه ای
پشت و پناه فاطمه و مرد کوچه ای

دست مرا بگیر امام کریم ها
ماییم خانه زاد شما از قدیم ها

عطر کرامت تو رسیده به هرکجا
عمری شدیم در به در این شمیم ها

کنج بقیع بین تمام کبوتران
قدری محل گذار به ما یاکریم ها

حاتم نشسته بر سر کوی گداییت
چشم انتظار دیدن رویت کلیم ها

"حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند"
یحیی و زید و حضرت عبدالعظیم ها

باید برای تو حرمی دست و پا کنیم
صحنی به نام حضرت زهرا بنا کنیم

#امام_حسن_مدح
#محمد_صادق_ابراهیمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
03:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
عزیز مرضیه آمد که ماهتاب شود
که ابر را بزداید که آفتاب شود

خدا برای نشان دادن جمال خودش
پسر به فاطمه داده حسن خطاب شود

تو میوه ی دل پیغمبری حسن جانم!
بخند از نفست قند سینه آب شود!

حساب جود تو بی انتهاست! دنیا نیز
یک از هزار نیارد که بی حساب شود

تو آن شکوه تمامی که پایه ی تشبیه
همین که میل به سویت کند خراب شود

کریم آل عبائی و از درت هرگز
ندیده ایم کسی را که بی جواب شود


#امام_حسن_مدح
#محمد_فرخ_طلب_فومنی

Telegram.me/raziolhossein
ش
03:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 91.1 KB
برای صلح بشر می زنند مردان تیغ
اگر به صبر ببینی،حسین هم حسنی است

#امام_حسن_مدح
#محمد_سهرابی

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را
هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را

ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند
خورده است نبی هم کفی از نان نجف را

بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک
پیش از همه ی خلق مسلمان نجف را

می خواست ببینیم کریمیِ علی را
رو کرد خداوند حسن جانِ نجف را

یک روز بیاییم و بسازیم مدینه
بالای سرِ فاطمه ایوان نجف را

دیدیم همه سروری آل علی را
اول پسرِ مادریِ آل علی را

*

جبریل شدم مثلِ کبوتر شدم امشب
ای شوق ببین یک کَسِ دیگر شدم امشب

نامت به لبم آمد و چسبید لبانم
انگار پُر از قندِ مُکرر شدم امشب

من از جبروت و جلواتِ تو شنیدم
ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب

پیراهنم از عطرِ گلابت شده لبریز
از لطفِ شما لاله ی قمصر شدم امشب

آقا به ضریحی که نداری پَرِ من خورد
پیشِ تو عجب نیست اگر زر شدم امشب

باید که ببینند علی را حسنش را
نقش شرف الشمس عقیق یمنش را

*

آیینه بگیرید پیمبر شدنش را
از روز ازل حضرتِ حیدر شدنش را

باید که عقیقه بکند فاطمه امشب
شیرینیِ این لحظه یِ مادر شدنش را

یوسف سرِ این کوچه دویده است ولی باز
می دید در آن غُلغُله آخر شدنش را

چشمی که حسد داشت به ذریه ی زهرا
با رویِ حسن دید خود ابتر شدنش را

بین الحرمین اند ملائک همه امشب
تبریک بگویند برادر شدنش را

تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است
هر دو حرم کرببلا هم حسنیه است

*

خورشید چرا نیمه ی شب بر سر بام است
گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است

آن کَس که در این خانه غلام است امیر است
آن کَس که امیر است بر این خانه غلام است

با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا
حیران شده ام قبله کدام است کدام است

هر کس که جمل بود و تو را دید نوشته است
سوگند که صلح تو قیام است قیام است

لایوم....بگو تا بگدازیم برایت
ای کاش حسینیه بسازیم برایت

#امام_حسن_مدح
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
22 June 2016
ش
00:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شعر مدح امام #حسن مجتبى (ع)


من اشك را بهتر ز باران دوست دارم
اين چشمها را خيس و گريان دوست دارم

اين دورى و اين دوستى، عاشق ترم كرد
پس بيشتر از مصر، كنعان دوست دارم

ریزه خورم رزق من از دستاسِ زهراست
از مرغِ بريان بيشتر، نان دوست دارم

شرط قبول توبه ها آمد به دنيا
العفو را هم با حسن جان دوست دارم

عكس مزارت را پُر از خورشيد كردم
بس كه بقيعت را چراغان دوست دارم

از لطف تو من با حسينم، كربلا را
با قبرِ خاكىِ تو يكسان دوست دارم

با به درك افتادن آلِ سعودى
يثرب حسن آباد مى گردد به زودى

يك مُشت سائل گرم رازند و نيازند
ميخانه ها تا صبح امشب بازِ بازند

امشب خدا هم با همه دورُ و برى هاش
مهمان زهرايند، اطراف حجازند

فرقى ندارد كه گدا يا شاه باشى
بر سفره او شاه و رعيت هم طرازند

كافيست يك لحظه بيايد بينِ كوچه
بايد زيارت گاه در كوچه بسازند

آنها كه اينجا پيشِ رويش سر بزيرند
روز قيامت كه مى آيند سر فرازند

عرض ادب بر او كه رزق هر كسى نيست
آن عدّه اى كه مادرش گفته مجازند

سائل بر این عهد است یا امشب بميرد
يا كه امام مجتبى دستش بگيرد

اين كيست كه خاكِ قدومش نور دارد؟
اين چيست كه جِبريل را مأمور دارد؟

بايد بپوشانند مهتابِ رُخََش را
از آن زنى كه چشمهاى شور دارد

موسى به قلبِ كوه رفته هر شب امّا
او زير اين سجاده كوهِ طور دارد

گر چه سليمان است و تاج و تخت دارد
اُنس عجيبى با سپاهِ مور دارد

بايد جمل را هم ببينى مثل صلحش
شير جمل چون شاه خيبر زور دارد

در صلح او عبّاس و اكبر رشد كردند
كرب و بلا اينگونه جنس جور دارد

از ضربه قاسم كه تند و آتشين است
معلوم شد دست حسن در آستين است

با تو مسيرم تا به آخر هست روشن
مِهرِ تو را داریم و محشر هست روشن

پرونده اى تاريك آوردم كه ديدم
در دست تو چندين برابر هست روشن

در پاسخ آن ناسزا گفتى بفرما
زيرِ اُجاقِ خانه يكسر هست روشن

كورىّ چشمى كه به جدّت گفت ابتر
تو هستى و چشم پيمبر هست روشن

آن شيخ منبر رفته را پايين بياور
با حرف تو تكليف منبر هست روشن

تقدير تو اين است باشى و ببينى
آتش بروى مادر و در هست روشن

#امام_حسن_مدح

Telegram.me/raziolhossein
23 June 2016
ش
03:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شعر مناجات با خدا


روزه من را در این دنیا تلافی میکند
یا همین امروز یا فردا تلافی میکند

پیش او بار گنه می آورم گم میشود
جرم من را میکند حاشا تلافی میکند

دست خالی مرا دید آبرویم را نبرد
او کریم است و کم من را تلافی میکند

هرکسی یک جور خالی کرده دورم را ولی
او که می بیند شدم تنها تلافی میکند

بسکه میبخشد مرا دارم بدعادت میشوم
هرچه بد تا میکنم مولا تلافی میکند

گرچه من مهمانیش را سالها برهم زدم
مینشاند بنده را بالا تلافی میکند

سختی شب زنده داری را علی دیده ولی
اجر و مزدش را خدا با ما تلافی میکند

در نجف پشت در بسته بمانی بهتر است
چون به هر شکلی شده زهرا تلافی می کند

نوکرش را می‌رساند اربعین کرببلا
تشنگی های مرا آقا تلافی میکند

اکبرش را در عبایش چید و با اشکش نوشت
آبروی رفته را سقا تلافی میکند

ای علی خوردم زمین، بار مصیبات تو را
التماس زینب کبرىٰ تلافی میکند

#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
24 June 2016
ش
06:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🔸﷽🔸

#رباعي_ضربت_مولا_عليه_السلام

از بعد سقیفه در دلش غوغا بود
یک عمر گره به ابروی مولا بود
یکبار فقط گره ز ابرو وا کرد
فرقش که شکافت پهلویش زهرا بود
▪️
#امیرالمومنین_شهادت
#محمود_ژوليده

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
لیله القدر است و قرآن باز کردن مستحب
تیغ هم آماده تا فرق علی را وا کند...

سعید بیابانکی
26 June 2016
ش
03:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
از غربتت اگر چه سخن‌هاست یا علی
دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی

گویی هنوز دامن محراب کوفه را
آثار خون ز فرق تو پیداست یا علی

آثار سجده، زخم جبین، روی غرق خون
در محضر خدات چه زیباست یا علی

تا دسته‌گل برای تو آرند از بهشت
بر روی دست، محسن زهراست یا علی

گرچه شکافت فرق تو در صبحگاه قدر
هر شب برای تو شب احیاست یا علی

شمشیر دید عازم وصل خدا شدی
روی تو را به خون تو آراست یا علی

دنیا چه پست بود که مثل تو را نخواست
از تو برید و غیر تو را خواست یا علی

کوفه پس از شهادت تو گشته متّحد
بر کشتن حسین مهیاست یا علی

گویی گرفته بهر تصدّق به دست، نان
چشم انتظار زینب کبراست یا علی

#غلامرضا_سازگار
#امیرالمومنین_شهادت

Telegram.me/raziolhossein
03:06
می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود
شهر بی زهرا که مولا! قابل ماندن نبود

با وضو آمد به قصد لیله الفرقت، علی!
ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود

مسجد کوفه کجا، پشت در کوچه کجا
ضربت کاری که خوردی، یا علی! آن ضربه بود

دور محرابت نمی‌بیند ملائک را مگر؟
با چه رویی دارد این شمشیر می‌آید فرود

ساقیا در سجده هم جام شهادت می‌زنی
اولین مستی که می‌خوانی تشهد در سجود

کینه‌ای از ذوالفقارت داشت گویی در دلش
تا چنین فرق تو را وا کرد شمشیرِ حسود

رسم شد شق القمر کردن میان کوفیان
از همین شمشیر درس آموخت عاشورا، عمود

در وداعت با حسین اشک تو جاری می‌شود
دیده‌ای گویا از اینجا خیمه‌ها را بین دود

بین فرزندانی اما این حسینت را غریب
می‌کشندش با لبان تشنه در بین دو رود

با یتیمان آمدم پشت سرای زینبت
شیر آوردم پدر جان! دیر آوردم، چه سود؟

#قاسم_صرافان
#امیرالمومنین_شهادت

Telegram.me/raziolhossein
03:08
به اشک دیده چو گفتم اذان آخر را
شنید کوفه خداحافظی حیدر را

زبسکه خسته از این مردمم، ندارم من
به غیر مرگ به دل آرزوی دیگر را

دگر نبود نیازی به تیغ تو ،دشمن
که داغ فاطمه می کشت آخر حیدر را

حسین من ،حسنم ای همه عزیزانم
دوباره زنده نمایید یاد مادر را

به یاد مادرتان مادری که سیلی خورد
به خانه باز مهیا کنید بستر را

به پای خود بگذارید سوی خانه روم
نخواهم اینکه ببینم سرشک دختر را

خدا کند که در این شهر زینبم دیگر
به روی نیزه نبیند سر برادر را


#امیرالمومنین_شهادت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
03:11
اگرچه زخم به فرقش سه روز منزل داشت
علی جراحت سر را همیشه در دل داشت

نه پنج سال خلافت، که پیش از آن هم نیز
دلی به سینه چنان مرغ نیم بسمل داشت

دمی که آینهٔ آب چاه را می‌دید
هزار حنجره فریاد در مقابل داشت

بلند دست کریمش ز دیده پنهان بود
چو بوته‌ای که در آغوش خاک حاصل داشت

به نخل عاطفه اش دست هیچ کس نرسید
به ذره چون دل خورشید، مِهر کامل داشت

اگر شبانه به اطعام سائلان می‌رفت
-به جان فاطمه- شرم از نگاه سائل داشت

پس از شهادت زهرا، علی ز عمق وجود
همیشه در دل خود انتظار قاتل داشت


#امیرالمومنین_شهادت
#غلامرضا_شکوهی

Telegram.me/raziolhossein
03:13
باز حلقه به گوش آمده ام
مثل شمعی خموش آمده ام
بار عصیان به دوش آمده ام
سویت ای پرده پوش آمده ام
روسیاهم بدم خطاکارم
هر چه هستم فقط تو را دارم

تشنه ام رو به آسمان هستم
هر چه گویی بد است آن هستم
رد شده در هر امتحان هستم
سالها رفت و من همان هستم
گرچه حالم بد است کاری کن
رمضان آمده است کاری کن

خودم از شرح قصه پر دردم
میپذیرم که سخت نامردم
روز و شب جرم و معصیت کردم
آمدم تا درست برگردم
یا الهی و سیدی رحمی
حال من را فقط تو میفهمی

مانده ام در حجاب غفلت ها
خسته ام از هجوم عادت ها
بس که از دست رفته فرصت ها
در دلم مانده باز حسرت ها
کاش میشد به سوی تو بپرم
خوش به حال مدافعان حرم

آسمان دلم بهاری نیست
به من مرده اعتباری نیست
دل آشفته را قراری نیست
از من بد که انتظاری نیست
آخر این باغ را بهاری هست
از توی خوب انتظاری هست

ای نگاه تو بنده ات را یار
شرمسارم از این همه تکرار
روی لبها دوباره استغفار
دست خالی نیامدم این بار
گرچه از من فقط خطا دیدی
تا که گفتم حسین بخشیدی

عشق در سینه مان نهاده حسین
جز وفا یادمان نداده حسین
پای ما خوب ایستاده حسین
تشنگی میکشم به یاد حسین
ربنا رب العالمین العفو
به لب تشنه حسین العفو

همه اهل کبریا تشنه
لب تو خشک و کربلا تشنه
قحطی آب و بچه ها تشنه
به فدای لب تو یا تشنه
روضه مشک میکشی ما را
کشته اشک میکشی ما را

#حسین_صیامی
#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
03:14
#امیرالمومنین #شهادت

دو دیده از غم یارم پر از ستاره کنم
هوای فاطمه کرده دلم چه چاره کنم

بیا به تیغ خود ای خصم دون سرم بشکن
که بعد فاطمه از عمر خویش سیرم من

اگر چه می شکند قلب زار دختر من
بیا که دیده به راهم نشسته همسر من

بیا ببین که چنان مرغ پر شکسته شدم
زبی وفایی این اهل کوفه خسته شدم

بیا که داغ دلم را به جز تو خاتمه نیست
بیا بیا که به مسجد دوباره فاطمه نیست

ببا که فکر جوان مردنش علی را کشت
بیا که یاد کتک خوردنش علی را کشت

زخاطرم نرود قصه در و دیوار
بیا که قصه سیلی دهد مرا آزار

اگر چه تیغ تو لرزه به ماسوا انداخت
غلاف تیغ مغیره مرا زپا انداخت

به تازیانه نگویم دگر چها کردند
زدند و فاطمه ام را زمن جدا کردند

بیا بیا که دگر من غریب و تنهایم
تمام عمر عزادار داغ زهرایم

#امیرالمومنین_شهادت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
03:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×718, 196.8 KB
کار از دعای جوشن و قرآن گذشته است

تنها امید و راه نجاتم فقط حسین

#سید_علی_احمدی
#تک_بیتی

Telegram.me/raziolhossein
ش
07:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
در دلم آتشی از داغِ تو بر پا شده است
بیشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لخته خون بسته ببین چادرِ مادر امشب
قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شیرِ تو نوشیده به من میخندد
یعنی ای كوفه نشین نوبتِ بابا شده است

باز یك گوشه حسن گرم زبان میگیرد
باز این خانه پُر از روضه یِ زهرا شده است

دیدم آن روز در آن كوچه یِ باریك چه شد
دیدم آن روز كه یك مُشت مُهَیّا شده است

وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد
آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است


#امیرالمومنین_شهادت
#حسن_لطفی

Telegram.me/raziolhossein
07:21
شام آخر بود و بودم میهمان دخترم
با همه گفتم که این باشد اذان آخرم

کردم از خون سرم موی سپیدم را خضاب
خواستم تا که روم این گونه نزد داورم

تا گذارد مرهمی بر روی زخمم ای خدا
کاش زهرا بود امشب در کنار بسترم

کاش زهرا بود در مسجد که نگذارد عدو
بشکند با تیغ زهرآلوده اش فرق سرم

یک نفر بر فرق من شمشیر زد زهرا ندید
وای بر من زآنچه دیدم بادو چشمان ترم

من که دیدم روز تنهایی چهل نامرد پست
راه را بستند در کوچه به تنها یاورم

قنفذ از سویی ،مغیره می زد از سوی دگر
تا میان کوچه ها نقش زمین شد در برم

او کتک می خورد و می زد لطمه بر رخ زینبم
او پدر می گفت و زینب ناله می زد مادرم

تا نفس دارم همین باشد دعایم زیر لب
بشکند دستی که سیلی زد به روی همسرم


#امیرالمومنین_شهادت
#حسین_میرزایی

Telegram.me/raziolhossein
07:28
لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی
می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد
از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب
در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت
جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون
عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است
در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف
تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو
چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا
ناله‌اش را برسانند به امضای علی

#امیرالمومنین_شهادت
#غلامرضا_سازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
08:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
اى تیغ همیشه بى خبر مى آیى

یك روز به شكل میخ در مى آیى

امروز تو شمشیرى و فردا قطعا

درقالب یك تیر سه پر مى آیى

***

یك مرتبه كم شتاب باشى خوب است

با قاعده با حساب باشى خوب است

فكر دل فاطمه نبودى اما

فكر جگر رباب باشى خوب است

***

اى تیغ همین قَدَر نمى فهمى نه

فرق پدر و پسر نمى فهمى نه

آن روز چه قدر گریه كردم گفتم

زن آمده پشت در،نمى فهمى نه؟

***

ماندم كه چرا تو با غضب مى رفتى

این گونه سوى شاه عرب مى رفتى

آن روز كه میخ بودى اما اى كاش

از پشت در خانه عقب مى رفتى

#امیرالمومنین_شهادت
#علی_زمانیان

Telegram.me/raziolhossein
08:02
زمینه ،شور شهادت امیر المومنین علیه السلام


بند اول :
کجایی فاطمه ای مرغ پر شکسته ام
من از فراغ تو دل بیقرار و خسته ام

الهی که بشم فدای قلب زار تو
چیزی نمونده تا منم بیام کنار تو

بیا به دیدنم با قلب خسته و حزین
بیا و لحظه ای کنار بسترم بشین
بیا ولی فقط فرق سر منو نبین


علی علی علی
مظلوم عالم یاعلی
(آه و واویلتا.واویلتا.واویلتا)
بند دوم:

هنوز شکسته دل از پرکشیدن توام
بیا که فاطمه دلتنگ دیدن توام

بیا ببینمت ای به فدای غربتت
خدا کنه دیگه نیلی نباشه صورت

خزون تو رفتی و الهی که خزون نیای
الهی این دفه بی حال و نیمه جون
اگه میای دیگه با قامت کمون نیای

علی علی علی
مظلوم عالم یاعلی
(آه و واویلتا.واویلتا.واویلتا)

بند سوم:
تو رفتی و فقط زخم زبون شنفت علی
تموم درداشو با چاه کوفه گفت علی

خدا گواهه که شعله به خشم من زدند
اون روزی که تو روبه پیش چشم من زدند

همون روزی که غم تو خونه دلم نشست
به جای چشم من عدو دستای منرو بست
خودم دیدم چجور پهلو و بازوتو شکست

علی علی علی
مظلوم عالم یاعلی
(آه و واویلتا.واویلتا.واویلتا)

بندچهارم:

بیا که یادی از غصه کربلا کنیم
برا حسینمون منو تو گریه ها کنیم

یه روزی میرسه که پیش چشم ما عدو
سر حسینتو میبره از قفا عدو


پس از برادرش دخترمون اسیر میشه
یه روزه مثل تو شکسته میشه پیر میشه
میون شهر شام عزیز تو حقیر میشه

حسین حسین حسین
غریب کربلا حسین

بندپنجم

من از غمت آقا میدونی که لبالبم
حرم حرم حرم این شده خواب هرشبم

با عکس کربلات ببین بارونیه چشام
آقا بزار منم یه شب جمعه ای بیام


من آرزومه که نوکر نوکرات بشم
دعای من اینه الهی که فدات بشم
الهی که منم زائر کربلات بشم

حسین حسین حسین
غریب کربلا حسین

#امیرالمومنین_شهادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
08:03
سبک⬇️⬇️⬇️
ش
08:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Deleted Account 26.06.2016 07:59:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:17, 181.1 KB
ش
09:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
كم كم شِنَوَم فاطمه جان بوي تورا

در پرده ي خون مينگرم روي تو را

از ضربه ي تيغ بر سرم حس كردم

در پشت در آن ضربه ي پهلوي تو را

***

اي تيغ نجات بخش حيدر بودي

از تيغ ِ زبانِ خلق بهتر بودي

هرچند شكافتي سرم را الحق

صدمرتبه مهربان تر از در بودي

***

هر غصه كه خورده اي ز غربت خوردي

يك ضربه نه ضربه بي نهايت خوردي

اين عمق شكاف را كه من ميبينم

انگار كه با غلاف ضربت خوردي

#امیرالمومنین_شهادت

Telegram.me/raziolhossein
09:55
اي تيغ! دمي كه يارم از پا افتاد

انگار علي زير قدمها افتاد

يك شهر براي بردنم رد ميشد

از روي دري كه روي زهرا افتاد

***

اي تيغ! نهان كردي افسوسم را

زخم تو تمام كرده كابوسم را

يك عمر نديدي به علي ميخندد

آن كس كه شكست دستِ ناموسم را

#امیرالمومنین_شهادت

Telegram.me/raziolhossein
ش
11:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد شهادت امیرالمومنین علیه السلام
جواب:
تموم خونه رو امشب گرفته غم / زینب برای تو امشب گرفته دم:
آه مرو اى بابا
بند اول:
سهم زینب / قلب زاره / بارون اشکای من داره میباره
دختر تو / بیقراره / طاقت دوریه بابا رو نداره
من ندارم /راه چاره/ چون دارم یتیم میشم امشب دوباره

افتادی نیمه جون / میون بسترت
واکن دوچشمتو / به روی دخترت
آه / مرو ای بابا

بند دوم:
این روزا با / غم اسیرم/ بی تو من از زندگی تو دنیا سیرم
از کنار /تو نمیرم/ دستمو برا شفا بالا میگیرم
روی زردت / کرده پیرم / اگه از پیشم بری دیگه میمیرم
برای تو دارم / روضه میخونمو
زخم سرت بابا / برده امونمو
آه مرو ای بابا


بند سوم:
بیقراری/تو نگاهه/ میدونم مادر براتو چشم به راهه
کار زینب / اشک و آهه / دیگه صحبت از حسین و قتلگاهه
دختری که / بی پناهه / صحبت از آتیش زدن به خیمه گاهه
همه سفارشا / رو گفته ای به من
ولی بگو چرا / حسینه بی کفن
آه مرو ای بابا

بند چهارم:
غابَ بدري...ضاقَ صدري...نارُ حزني ياعلي في قلبي تسري
ضاعَ خدري...خانَ دهري...ياأبي زينب يتيمه انتَ تدري
قَلَّ صبري...دمعي يجري...كربلا ميعادُنا يا تاجَ فخري
تبكي على الحسين...في ارضِ كربلا
رأسٌ على القنا...والجسمُ في العرا

فارسی: #مرتضی_کربلایی
عربی: #میثم_کربلایی

Telegram.me/raziolhossein
11:29
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
11:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
... 26.06.2016 10:58:54
AUD-20160626-WA0011.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
01:02, 249.6 KB
ش
11:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
... 26.06.2016 10:57:19
AUD-20160626-WA0014.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:09, 156.6 KB
ش
11:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ندا به حق علي و دعا به حق علي

دوا به حق علي و شفا به حق علي



چه سرفرازم و آقا شدم براي خودم

بلند ميشود و افتاده پا به حق علي



گداي كوچه ي زهرا شدم عزيز شدم

بزرگ ميشود اينجا گدا به حق علي



عجيب نيست اگر باز هم دري واشد

نجات داده مرا بارها به حق علي



مگر نه اينكه هميشه خجالتم دادي

مگر نه اينكه تو گفتي بيا به حق علي



چه خوب دست من و دامنت گره خورده

شده ست اين گره ي بسته وا به حق علي



تمام حاجتم اين بود آشتي با تو

شده ست حاجت كهنه روا به حق علي



اگر كه پرده بيفتد چه آبرو ريزي ست

مريز آبرويم را خدا به حق علي



به من ز ِ اَخم تو آنقدر عرصه تنگ آمد

بگير تنگيِ قبر مرا به حق علي



به حق فاطمه كه پيش زينبش ميگفت

بلند ميكنم اين شانه را به حق علي

#امیرالمومنین_مدح
#حبیب_نیازی

Telegram.me/raziolhossein
ش
12:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد حماسی
امیرالمومنین علیه السلام

بند۱

الهی که یه روز برای حیدر
بریزه خون من به پای حیدر
تموم آرزوی من همینه
که جون من بشه فدای حیدر


با علی دل باصفا میشه
همه دردامون دوا میشه
اگه مادر ما فاطمه است
پدر ما مرتضی میشه

یا امیرالمومنین علی
(یاعلی روحی لک الفدا)


بند۲

رضایتت برام هدف علی جان
گرفتم از تو من شرف علی جان
الهی کربلا بمیرم اما
مزار من بشه نجف علی جان

دلمو زدم به نام تو
تو امیر و غلام تو
الهی خاکم کنن یه روز
توی وادی السلام تو

یا امیرالمومنین علی
(یاعلی روحی لک الفدا )

بند۳

کمت برای ما زیاده حیدر
ذکر تو افضل العباده حیدر
قوت بازو و شجاعتت رو
خدا به عباس تو داده حیدر


ما و‌ تقدیر تو یاعلی
ما نمکگیره تو یاعلی
افضل از عبادت همه است
ضرب شمشیر تو یاعلی

یا امیرالمومنین علی
(یاعلی روحی لک الفدا)

بند۴

مهر تو علی خیرالعملم یاحیدر
غلام تو از ازلم یا حیدر
هرشب و روزمیگم خدارو شکرکه
تویی امام‌ اولم یاحیدر


از عدوی تو بری شدم
تو ببین چه نوکری شدم
بوده از دعای فاطمه
من اگر که حیدری شدم

یا امیرالمومنین علی
(یاعلی روحی لک الفدا)

#امیرالمومنین_مدح
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
12:07
سبک⬇️⬇️⬇️
ش
12:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
... 26.06.2016 11:21:10
AUD-20160626-WA0018.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:25, 112.6 KB
ش
12:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خدایا مشکل از کار ِ من مشکل گشا وا کن
بُوَد درمان من زهرا ، مرا مهمان زهرا کن


اجل از بعد زهرا منتظر بودم که برگردی
بیا امشب علی را بین شهر کوفه پیدا کن


من از تو یاد دارم فاطمه اجل وفاتی را
بیا مرگ مرا ازحق به جای من تمنا کن


نشانِ من نمیدادی اگر آن روز رویت را
کنون رخسار سیلی خورده ی خود را هویدا کن


طبیبم را بگو زینب که من دارو نمی خواهم
ز خاک چادر زهرا تو زخمم را مداوا کن


بدان ای کوفه هر چه خواستی بر من جفا کردی
گذشت آب از سرم اما تو با زینب مدارا کن

#امیرالمومنین_شهادت
#سعید_خرازی

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت امیرالمومنین علیه السلام

بند۱

حال تو داره میشه بدتر
انگاری یتیم میشم آخر
خوب نمیشه زخم فرق تو
مثل زخم پهلوی مادر


میسوزونی قلب منو برات بمیره زینب
نزن تو حرف رفتنو برات بمیره زینب

وااای فدای چشمای ترت
وااای وداع نکن با دخترت

وااای علی علی علی علی

بند۲

قلب دخترت پر از درده
دور بستر تو میگرده
جان من بیا بگو بابا
رنگ و روی تو چرا زرده


طاقت دوری ندارم بیا نرو باباجون
تورو قسم به مادرم بیا نرو باباجون

وااای دوتا شده فرق سرت
وااای وداع نکن با دخترت

وااای علی علی علی علی

بند۳

واسه من غم و محن مونده
غصه ای تو قلب من مونده
از کفنهایی که داد مادر
یک کفن برا حسن مونده

فلک عجب داغی میخواد به قلب من بزاره
الهی زینب بمیره حسین کفن نداره

وااای تنش به زیر دست و پا
وااای سرش میره رو نیزه ها


وااای علی علی علی علی


#امیرالمومنین_شهادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
13:56
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
13:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Deleted Account 26.06.2016 13:53:12
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:13, 170.7 KB
ش
14:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سحر است و سحر عمر علی پایان است
این سحر مژدهٔ پایان شب هجران است

این سحرگاه سحرگاه وصال یار است
تا سحر دیده حق بین علی بیدار است

تا سحر زیر لبش زمزمه دارد مولا
زیر لب ناله یا فاطمه دارد مول
ا
ای سفرکرده ببین همسفرت می آید
یار و همسنگر خونین جگرت می آید

خون دل خوردن و صبر است پس از تو کارم
فاطمه جان هوس روی پیمبر دارم

بی فروغ رخ تو لیل و نهارم تار است
قاتل همسر تو میخ و در و دیوار است

یاد داری که چه سان دست علی را بستند
پیش چشمان ترم پهلوی تو بشکستند

تو الف بودی از جور و ستم دال شدی
بهر یاری من از کینه تو پامال شدی

کاش آن جا وسط کوچه علی جان می داد
یا خدا عمر مرا بعد تو پایان می داد

گویی ایام فراغ من و تو سر گشته
وقت دیدار تو و همسرت حیدر گشته

#امیرالمومنین_شهادت
#محمد_رجبی

Telegram.me/raziolhossein
14:54
زمینه شهادت امیرالمومنین علیه السلام

بند۱

آخر به این فراق ما خاتمه اومد امشب
کنار بسترت علی فاطمه اومد امشب

تورو نگاه میکنم و من پره دردم امشب
برای زخم سر تو مرهم آوردم امشب

خدا میدونه که چقدر ناله زدم تو مسجد
ای کاش بودم تا سپر تو میشدم تو مسجد

کاشکه دوباره همسرت
جای تو امروز میمرد
شمشیر قاتلت علی
به قلب زهرا میخورد


مظلوم عالم یاعلی

بند۲

تو از غمت بگو برام منم بگم برا تو
تو گریه کن برای من گریه کنم براتو

شکر خدا شد جون من فدای مظلومی تو
من گریه میکنم علی برای مظلومی تو

تو گریه کن به یاد اون دم که شکست آینه ام
ببین علی هنوز داره خون میریزه از سینه ام

هنوزم از فشار در
پهلو شکسته هستم
هنوزم از ضرب غلاف
بالا نمیره دستم

مظلوم عالم یاعلی

بند۳

از اون همه جور و جفا بگو که گفتی یا نه
با زینبت از کربلا بگو که گفتی یانه


گفتی براش یه روز میاد که گلشنش خزون میشه
اونقد مصیبت میبینه که قامتش کمون میشه

بگو باید لاله هاشو یه روزه پر پر ببینه
بگو باید رو نیزه ها سر برادر بیینه

دشمنای ما میکنن
بر شماها امیری
داداشتو میکشنو
میبرنت اسیری

مظلوم عالم یاعلی

#امیرالمومنین_شهادت
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
14:55
سبک⬇️⬇️⬇️⬇️
ش
14:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Deleted Account 26.06.2016 14:55:29
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:31, 179.2 KB
ش
15:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین #شهادت

تا که از تیغ شرر بار علی را کشتند
هاتفی زد به فلک جار علی را کشتند

لرزه بر پیکر ارکان هدایت افتاد
ناله زد گنبد دوار علی را کشتند

گاه با طعنه گهی زخم زبان گه دشنام
به یکی روز دو صد بار علی را کشتند

بعد زهرا دل او خانه درد و غم بود
با غم و غصه بسیار علی را کشتند

مسجد کوفه نشد قتلگه شیر خدا
که میان در و دیوار علی را کشتند

در همان روز که در کوچه زدند زهرا را
به خدا حیدر کرار علی را کشتند

اگر از قاتل مولا بپرسند بگو
قنفذ و ثانی خون خوار علی را کشتند

با غلافی که سیه بازوی زهرا کردند
با همان ضربه مسمار علی را کشتند


#امیرالمومنین_شهادت
#حسین_میرزایی


Telegram.me/raziolhossein
ش
21:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به نسخه نیست نیازی طبیب را ببرید
برای مرگ علی دست بر دعا ببرید

نیاز نیست مداوا کنید زخم مرا
بر آن مریض خرابه‌نشین دوا ببرید

اگر بناست تسلی دهید بر دل من
برای قاتل سنگین دلم غذا ببرید

دلم برای یتیمان کوفه تنگ شده
کمک کنید مرا در خرابه‌ها ببرید

جنازه‌ی من مظلوم را چو مادرتان
شبانه، مخفی و آرام و بی‌صدا ببرید

سلام گرم مرا در خرابه‌ها دل شب
بر آن یتیم که خوابیده بی‌غذا ببرید

به ملک خویش ز بیگانگان غریب‌ترم
مرا به دیدن یاران آشنا ببرید

سلام من به شما ای فرشتگان خدا
به نزد فاطمه با خود مرا شما ببرید


#امیرالمومنین_شهادت
#غلامرضا_سازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
22:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
جای ناله زدن آماده کنيد
تابوتى برا من آماده كنيد
فاطمه منتظره بايد برم
زود بريد يک کفن آماده كنيد

هنو يادمه نفس نفس ميزد
همه رو از دور خونه پس ميزد
يادمه شبا تا صبح از زور درد
بالش و به ميلۀ قفس ميزد

يادمه که شالم و گرفته بود
راه اشک و نالم و گرفته بود
يادمه بال خودش شکسته بود
ولى زير بالم و گرفته بود

يادمه به هيچ کسى امون نداد
زخماش و حتا به من نشون نداد
همه زندگيم و مديونشم
جونم و تا نخريد جون نداد

هنو يادمه حرم آتيش گرفت
همه چى در نظرم آتيش گرفت
در خونه رو یه بار آتيش زدند
ولى صد بار جگرم آتيش گرفت

يادمه داشتم ميفتادم.... نزاشت
حتى تو دلم یه ذره غم نزاشت
روبه قبله شد که روبرا شدم
فاطمه هيچى برا من کم نزاشت

حالا اون که دس به ديواره منم
اونکه درد داره و بيداره منم
دستم از خجالتش درنيومد
اين وسط اونکه بدهکاره منم

هيچ جا اشکم اين چنين در نيومد
کارى از دست کسى برنيومد
صداى ناله ش و آخر درآورد
ميخ در همين جورى درنيومد

کاشکى پشت در من و صدا ميکرد
در خونه رو نسوخته وا ميکرد
كاشكي قبل از اونکه قنفذ برسه
دستش و از شال من جدا ميکرد

#امیرالمومنین_شهادت
#علی_اکبر_لطیفیان

Telegram.me/raziolhossein
22:46
تقديم به اميرالمؤمنين عليه السّلام

مريض عشق علي را طبيب لازم نيست
غريب را به جز از او حبيب لازم نيست

مرا كه نان و نمك خورده ي علي هستم
ز درب خانه ي شاهان نصيب لازم نيست

شبــيه مُوجم و با بي قراري ام زنــده
مرا به بحر غَــم او شكيب لازم نيست

طنين "نادعلي" تا كه هست در گوشـم
مرا صـدايِ خوش عندليب لازم نيست

اگر كه حلقه ي گيسوي اوست دام بلا
براي صيد دل من ، فريب لازم نيست

اگر فَـراز عبـوديّـت است ، نوكري اش
مرا به زندگي اصلاً نشيب لازم نيست

علي حقيقت محض است و اَمرِ اِثباتش
به آن كسي كه بُوَد نانجيب لازم نيست

به مسجدي كه در آن حرفي از علي نزنند
چه حاجت است به منبر؟خطيب لازم نيست!

علي چو شاهد اعمال ماست، در مَحشر
دگــر حُضور"عَتيد و رَقيب"لازم نيست

كنار صورت از خون خضاب او چه كنم؟
مگو كه روضه ي شيب الخضيب لازم نيست

بروي زخم سرش خاك ريخت،حال بگو
دَمي اشـاره به خَــدّالتّريب لازم نيست ؟

اگر كه بر دهن تشنه تيـر و سنگ زدند
پيِ شكستن دندان "قَضيب" لازم نيست

مسيح فاطمه را نيزه بر زمين زد و رفت
دگـر كشيدن او بر صليب لازم نيست...

#امیرالمومنین_شهادت
#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
27 June 2016
ش
20:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقديم به اميرالمؤمنين عليه السلام
بسم الله الرّحمن الرّحيم
زبانحال حضرت مولا با صديقه كبري عليهماالسّلام

سـي سال مثــل اَبـر برايـَت گريســتم
سي سال مثل شمع به پاي تو سوختم
خاكستـر فراق تو بر گيـسـويم نشست
ازبسكه روز وشب به عزاي توسوختم
.
گرچه شكافت فرق مرا أشقيَ ألاشقيا
وَز خون حنا به زلف پريشان من زدند
سي سال قبل كُشته شدم بين كوچه ها
وقتي تو را مقــابل چشمان من زدند
.
سوگند بر تبسّــم هنگــام وصل مان
يك بار علي پس از تو نخنديده فاطمه
سوگند بر عبادت شبهاي هر دومان
يك شب علي پس از تو نخوابيده فاطمه
.
بعد از شب وداع تو سي سال نيـمه شب
گِل شد ز اشك چشم علي خاك قبر تو
خون خوردم آن قَدَر كه خدا گفت:ياعلي
شد در فَـلـك ، مَلَــك مُتحيّـر زِ صبر تو
.
حرفي بزن ، سكوت نكن جان من بگو
زخـمِ دهان گشوده ي بازوت بهتر است؟
اي تا هميشه جاي تو پهلوي مرتضي
با من بگو كِـسالَت پَـهلوت بهتر است؟
.
زهرا خجالتم نده ، با چشم نيمه باز
---زحمت نكش كه فرق سرم را كني نگاه
ديكر مپوش چهره ز من چون مُشخّص است
روي كبودت ،از پَــس اين چــادرِ سيــاه
.
با اينكه بوده فكر مراعات حال من
آنكس كه خاك مَقنعه ات را تكانده است
گويا خبر نداشتــه ، تا عـصرِ رفتـنت
---در قتله گاه ، وقت زيادي نمانده است
.
#امیرالمومنین_شهادت
#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
20:30
دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)
یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)
وقتی که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)؟...

#امیرالمومنین_شهادت
#سعید_بیابانکی


Telegram.me/raziolhossein
28 June 2016
ش
04:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم الله الرحمن الرحیم

#یا_امیرالمؤمنین‌_ع
#مدح

در محفلی که نام تو باشد گناه نیست
غیراز دو دست تو بخدا تکیه گاه نیست
درمکتب تو بحث سفید و سیاه نیست
حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست

توصیف قدر و منزلت کار هر که نیست
دریایی و وجود تو مانند برکه نیست

نامت به زیر سلطه کشیده لغات را
در شیشه کرده خون رقیق دوات را
بر هم زده نظام همه کائنات را
میخواهم از دو دست تو برگ برات را

با تو مشخص است مسیر درست مان
جانم فدای نام ” امام” نخست مان

دست غزل به مرز کمالت نمیرسد
قد قلم به اوج جلالت نمی رسد
صد چشمه هم به جوی زلالت نمیرسد
بیچاره هر کسی به وصالت نمیرسد

قول فمن یمت یرنی ات بعید نیست
جز دیدنت به وقت وفاتم امید نیست

پیدا نمی شود احدی برتر از علی
آقا تر و عزیز تر و بهتر از علی
در معرکه کجاست دلاورتر ازعلی
صدها هزار مرتبه پیغمبر از علی

تعریف کرده ست چنان وچنین علیست
با امر حق برای نبی جانشین علیست

#امیرالمومنین_شهادت
#محمد_حسن_بیات

Telegram.me/raziolhossein
04:10
بسم الله الرحمن الرحیم


#مدح_و_مرثیه_امیرالمومنین_علی_ع


شیر جنگاور بنت اسدی یا حیدر

مظهر روی خدای صمدی یا حیدر

همه ی عرش خدا را بلدی یا حیدر

همه جا ذکر لبانم مددی یا حیدر


می کند نام قشنگت به خدا دلبری ام

از طفولیت خود تا به کنون حیدری ام


نفسی دارم اگر از کرمت دارم و بس

میل بوسیدن خاک قدمت دارم و بس

در سرم شوق طواف حرمت دارم و بس

در دل خود بخدا درد و غمت دارم و بس


دل که شد جای علی قیمت زر میگیرد

مرده با ذکر ”علی” جان دگر میگیرد


ازتو گفتن بخدا کار کمی نیست که نیست

خطی از مدح تو حد قلمی نیست که نیست

پیش تو حاتم طایی رقمی نیست که نیست

سر کوی تو سخن از ارمی نیست که نیست


این چه حرفیست که د عالم بالاست بهشت

هرکجا نام علی هست همان جاست بهشت


آسمان پای قدم های تو سر خم کرده

دشت را سرخی رگ هات جهنم کرده

هیبت تو به خدا روی همه کم کرده


رقص تیغ دو سر تو چه تماشا دارد

ملک الموت اگر جان بدهد جا دارد


به تو و گرمی بازار تو ماشاءالله

به وفاداری و ایثار تو ماشاءالله

به غلامان فداکار تو ماشاءالله

هیچ کس نیست جلودار تو ماشاءالله


فن شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟
که به یک ضربه زمین رابه زمان دوخته ای


مرد میدان نبرد و یل بی باک علی

باعث رونق هستی گل افلاک علی

ثمر رزق حلال و نطفه ی پاک علی

طبق فرمایش خالق پدر خاک علی


ای همه هستی و آرامشم ای جانم علی

از تو و از غم جانسوز تو میخوانم علی


جگرت سوخته از داغ مصیبت ها بود

از مصیبت کمرت از غم یارت تا بود

شکوه میکردی و میشد همه دنیا نابود

دلت آکنده ز دیدار رخ زهرا بود


استخوانی به گلو خاربه چشمانت بود

ضارب فاطمه ات قاتل پنهانت بود


گاهی از واقعه ی کوچه سخن میگفتی

گاه هم از شب تدفین کفن میگفتی

از فشار در و فریاد زدن میگفتی

از زمین خوردن یکدفعه ی زن میگفتی



آه از آه درون دل محبوس علی

خاک عالم به سرم از غم ناموس علی

#امیرالمومنین_مدح
#محمدحسن_بیاتلو

telegram.me/raziolhossein
ش
09:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
فقیر و بی کس و کارم اغثنی یا الله
به جز امید چه دارم؟ اغثنی یا الله

هزار توبه شکستم دوباره برگشتم
سیاه گشته عذارم اغثنی یا الله

به دست خالی این بینوا ترحم کن
ببین که خسته و زارم اغثنی یا الله

به جز امید به جز اشک شرم این شبها
چه هست دار و ندارم؟ اغثنی یا الله

اسیر نفس بد ایمانم و نمیگویم
به نفس خویش سوارم اغثنی یا الله

زمانه دست به دست هوای نفسم داد
کند چه ساده شکارم اغثنی یا الله

برای روز مبادا برای رستاخیز
به جز حسین ندارم اغثنی یا الله

#حسن_کردی
#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد امیرالمومنین علیه‌السلام
حماسی

بند۱
عالمی گدای من من گدای حیدرم
بی نیاز از دوجهان مبتلای حیدرم
اهل عالم همگی بشناسید مرا
من غلام حیدر و بچه های حیدرم


جانم ،به قربان علی
قلبم، پریشان علی
دینم؛ همینه به خدا
هستم،مسلمان علی

مهرش را مشتری هستم من
از دشمن هاش بری هستم من
در بین همه خلق عالم
شکر حق حیدری هستم من


یاحیدر یا علی یا حیدر

بند۲

قطره در کوی شما حکم دریا دارد
دم جانبخش تورا کی مسیحا دارد
لحظه ای تیغ دوسر گر ببیند به کفت
ملک الموت اگر جان دهد جا دارد

رویت خدا نشان دهد
مهرت به ما امان دهد
تیغ تو جان بگیرد و
تیغت به مرده جان دهد


مرد میدان نبردی تو
خیلی دل آوری کردی تو
قسم به جون هرچی مرده
مولای من خیلی مردی تو

یاحیدر یاعلی حیدر

بند۳

با غلامی درت به امیری برسم
پر ز مهر تو شده هر دم و هر نفسم
یاعلی جان به خدا تا دم مردن هم
دشمن دشمنتم به ابالفضل قسم

قنبر غلام و نوکرت
عالم غلام قنبرت
شکر خدا بین همه
حیدر منم سگ درت

فدای تو این جون و تنم
سنگ تو به سینه میزنم
همه عالم دشمنت باشن
من با همه عالم دشمنم

یاحیدر یاعلی یاحیدر

#امیرالمومنین_مدح


Telegram.me/raziolhossein
13:29
سبک⬇️⬇️⬇️
13:42
AUD-20160628-WA0021.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:37, 147.2 KB
ش
14:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
قبل از آنکه بنویسند جزای همه را
می سپارند به تو قدر و قضای همه را

شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت
که تو باید بدهی اجر و سزای همه را

ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش
به اجابت برسانند دعای همه را

هر چه از دامن تو دور شود دستی باز
می کشاند وسط احسان تو پای همه را

ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!
بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟
هر کجا هستی خالی کن جای همه را

زائران حرم جد تو را می بخشند
امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را

#امام_زمان
#محمد_بیابانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
گنهکاری پریشانم الهی لا تودبنی
پشیمان پشیمانم الهی لا تودبنی

نه دنبال مفاتیحم نه با ادعیه مانوسم
جدا از نور قرآنم الهی لا تودبنی

نه پابندم به واجب ها نه دورم از حرام تو
علی الظاهر مسلمانم الهی لا تودبنی

مناجاتم کسالت بار دعاهایم همه دنیاست
کجا رفته است ایمانم الهی لا تودبنی

دهانم روزه است اما زبانم روزه اصلا نیست
چه شد زهد فراوانم الهی لا تودبنی

امیرالمومنین فرمود دنیا منشا شر است
اسیر شر شده جانم الهی لا تودبنی

و کلب باسط آمد دراین کهف حصین امشب
پناهم ده هراسانم الهی لا تودبنی

تمام دردهایم را به آقای نجف دادم
علی دادست درمانم الهی لا تودبنی

مراهم کربلایی کن مرا شش گوشه راهی کن
ببین بدجور گریانم الهی لا تودبنی

به حق یک تن بی سر بحق یک سر بر نی
گدای شاه عطشانم الهی لا تودبنی

#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
378×461, 34.2 KB
آخدا با اینکه بد بودم همش
یه چیزی ازت می خوام بی غل و غش
شنیدم آل علیتو دوسداری
منو جون هر کی دوس داری ببخش


#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
30 June 2016
ش
03:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقديم به امام حسين عليه السّلام
بسم الله الرّحمن الرّحيم

گرچه اشك آب است قدرش از گُهر بالاتر است
نزد اهلـش قيمتش از سيم و زر بالاتر است

زندگي كرديم اگر چه با أبوحمزه ، ولي
روضه خواندن از مناجات سحر بالاتر است

در مَصائب بيشتر هركــس تَـعمّق مي كُنــد
در وجودش شّدت سوز جگر بالاتر است

قرن ها مَردم به اين در آمدند و رفته اند
رُتــبه ي هركس كه مانده پُشت در بالاتر است

بارها گفتـم "حسـين" امّا گـلويـم را نَــزَد
گرچه شيـرينيش از حلوايِ تر بالاتر است

قطره با وصلش به دريا جزئي از درياست پس
شـأن يك عـبد حسين از صد نـفر بالاتر است

قبر او در قلبهاي ماست پس با اين حساب
جايــگاه چشم دل از چشم سر بالاتر است

موقع صيد كبوتر ، از دَمِ شمشير تيز
---بــارها كــاراييِ تـير سـه پر بالاتر است

شام،يعني ماهِ را بر روي خاك انداختن
گرچه ماه از ديگران از هر نظر بالاتر است

مي خورد سنگ جفا بر صورت او بيشتر
به همان اندازه كه رأس پــدر بالاتر است

#محمد_قاسمي

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای منتظر اجابت من بر دعای تو
دل برده از تمامی خلقم صدای تو

من خالق تو هستم و تو عبد پاک باز
تو کشته ی من استی و من خونبهای تو

از لحظه ای که دست زهستی کشیده ای
ما گشته ای و در بغل ماست جای تو

هر جا جای توست تجلاّی حسن ماست
هر دل که جای ماست بود کربلای تو

گودال قتلگاه تو بزم وصال ماست
لبخند ماست در دهن زخم های تو

تو تشنه ی وصال من استی! فرات چیست؟
دریاست تشنه کام لب جان فزای تو

از چشمه های زخم تو جاری است خون ما
در دست ماست تا صف محشر لوای تو

تو فخر می کنی که مرا بنده ای حسین
من دارم افتخار که هستم خدای تو

در موج خون دوباره مناجات کن حسین
تا بشنوم دوباره صدای دعای تو

باشد به یک زیارت تو صد هزار حج
ای صد هزار مروه صفا در صفای تو

تو هست خویش در ره من دادی ای حسین
من نیز هست خویش بریزم به پای تو

بانگ انالغریب تو اتما حجّت است
تو نیستی غریب منم آشنای تو

تو بر فراز نیزه ببر نام من به لب
من بر سریر عرش بخوانم ثنای تو

#امام_حسین_مناجات
#غلامرضا_سازگار

Telegram.me/raziolhossein
1 July 2016
ش
02:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
امشب علی با فرق تا ابرو دریده
آید به دیدار شهید سر بریده

🌴السلام علیک یا اباعبدالله🌴
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم
🌷السلام علی الحسین🌷
🌷وعلی علی ابن الحسین🌷
🌷وعلی اولادالحسین🌷
🌷وعلی اصحاب الحسین🌷

لبیک یاحسین

🌺اللهم عجل لولیک الفرج🌺
ش
23:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم الله الرحمن الرحیم

#امام‌_زمان_عج



این جمعه هم گذشت و نشد تا ببینمت
دادم به دل امید که فردا ببینمت

میخوانم از دو دست ابالفضل تا مگر
یک شب میان روضه ی سقا ببینمت


محمدحسن بیات لو
3 July 2016
ش
03:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دل تا به خودش آمد و فهمید ، زمان رفت
چون تیر که از چله ی تقدیر کمان رفت

" اوقات خوشی بود که با دوست به سر شد"
سی روز و شب وصل که چون برق جهان رفت

یک ماه به لطف نفس گرم مناجات
از دوش دل خسته ﯼ ما بار گران رفت

سیراب شد از کوثر تسبیح ، نفس ها
زنگار هوی و هوس از جوهر جان رفت

صد حیف ندانست دلم قدر شب قدر
تا فیض ابوحمزه و اشک و هیجان رفت

خورشید که از پرده ی شوال در آمد
تا سال دگر فرصت ماه رمضان رفت

با آمدنش غلغله افتاد در افلاک
با رفتن او رونق بازار جهان رفت

آن ماه که در مرحله ی وصف فراتر
از دایره ی شعر و معانی و بیان رفت


#مناجات_باخدا
#کمیل_کاشانی

Telegram.me/raziolhossein
03:08
درد دادم که بدانید دوايی هم هست
انقدر زود نرنجید شفايی هم هست

من که نزدیکترم از رگ گردن به شما
پس چرا حرف شما حرف جدايی هم هست؟

به در بسته نخورده است کسی پیش کریم
به گنهکار بگویید خدايی هم هست

دستتان بند شده پیش همه اِلّا من
یادتان رفته مگر شغل گدایی هم هست؟

من غريبم چقدر پیش خودی های شما
خودمانیم در این بُتکده جایی هم هست

گوش کردم همه ی حرف شما را آنوقت
یادتان رفته سحرگاه و دعايی هم هست

فاطمه سوخت که آتش نرسد بر احدی
فاطمه هست اگر روز جزايی هم هست

وحشت قبر ندارید، بگویید حسین!
خوف اگر هست نترسید، رجائی هم هست

وای از آنوقت که دیدند بجز نیزه و سنگ
در کفِ آن عرب پیر، عصايی هم هست

#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
ش
23:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یادت دلیل گریه‌ی پنهانی من است
نامت انیس این دل زندانی من است

نـیمه شب آمدم که نبینی رخ مرا
بـار‌ گناه علت پـنهانی من است

از خود بریده‌ام به تو نزدیک تر شوم
این روزها که خلوت روحانی من است

در خلوتم همیـشه کلنجار مـی‌روم
میگویم این چه وضع مسلمانی من ست

کاری بکن که رو نزنم بر کسی بیا...
چیزی بده که رزق سلیمانی من است

از سفره‌ی تو می خورم و سیر میشوم
صد شکر نعمتت همه ارزانی من است

امشب که داد می زنم العفو ای خدا
لحظه به لحظه رحمت بارانی من است

گرم گناه بوده‌ام و دیـر آمدم
عصیان دلیل غیبت طولانی من است

تا که نبخشی‌ام من از این جا نمی روم
این گریه برگ سبز پشیمانی من است

دارد بـساط سفره‌ی تو جمع می شود
غم می خورم که آخرمهمانی من است


#مناجات_باخدا
#محمدحسن_بیات_لو

Telegram.me/raziolhossein
23:29
آب میبینم و یاد عطشت بی تابم
دم مغرب جگرم یاد لبت سوخت حسین

#قاسم_نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
23:32
سالگرد وفات بزرگ مرد تاریخ تشیع علامه امینی صاحب کتاب گران سنگ "الغدیر" است.

فرموده اند:هر کس صلوات را به همراه (وعجل فرجهم)
بخواند او را در ثواب کتاب الغدیر شریک خواهم کرد.
23:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
688×844, 159.4 KB
بیست هفتم رمضان
وفات علامه مجلسی

Telegram.me/raziolhossein
4 July 2016
ش
17:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
افسوس که ايام شريف رمضان رفت
سي عيد به يک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سي پاره اين ماه مبارک
از دست به يکبار چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ اين گله بد از گرگ
فرياد که زود از سر اين گله شبان رفت

شد زير و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شيرازه جمعيت بيداردلان رفت

بيقدري ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهي که شب قدر در او بود نهان، رفت

برخاست تميز از بشر و ساير حيوان
آن روز که اين ماه مبارک ز ميان رفت

تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سياهي چو دخان رفت

با قامت چون تير درين معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت

چون اشک غيوران به سراپرده مژگان
دير آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت

از رفتن يوسف نرود بر دل يعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت

#مناجات_باخدا
#صائب_تبریزی

Telegram.me/raziolhossein
5 July 2016
ش
00:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
آخر ماه شد و ماه نیامد آخر
سی سحر ناله زدیم آه نیامد آخر

با کلافی سر بازار نشستیم ولی
حیف شد یوسفم از چاه نیامد آخر

جان ما از غم دوریش به لب آمده است
صاحب غیبت جانکاه نیامد آخر

شام هجران رخش از سر ما رخت نبست
فجر امید سحرگاه نیامد آخر

ترسم این است دوباره به تباهی بروم
مشعل و روشنی راه نیامد آخر
***
روضه قتلگه جد غریبش سخت است
ای خدا حضرت خونخواه نیامد آخر!

مرکبش خونی و بی صاحب و گریان برگشت
ذوالجناحا، ز چه رو شاه نیامد آخر؟

#مصطفی_هاشمی_نسب
#مناجات_باخدا

Telegram.me/raziolhossein
00:46
ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد
لحظه‌ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسمان چشم های عاشقان ابری شده
مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود
از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیا دیروز بود این سفره را انداختند
طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم
زود دارد افتتاح ما به پایان می رسد

بی سر و پا آمدم ، حالا سراپا ثروتم
آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد
این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان
تا که آوای فغان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای مژگان من نمناک شد
دیدم از دریای رحمت موج غفران می رسد

تا که گفتم "بالحسین،العفو" ، دستم را گرفت
لطف او بر ما پس از ذکر "حسین جان" می رسد

هرشب اینجا پا به پای ما خدا هم روضه خواند
ناله ی واویلتا از عرش رحمان می رسد
**
در میان نهری از خون، جان زینب بی سلاح
چکمه پوشی سنگ دل با تیغ برّان می رسد

خواهرش بالای تل دارد تماشا می کند
مادرش با قدّ خم ، موی پریشان می رسد

کاش می شد زودتر از کربلا دورش کنند
دارد از صحرا صدای نعل اسبان می رسد

عطر سیب پیکرش گودال را پر کرد و بعد
بویی از پیراهن یوسف به کنعان می رسد
**
وعده ی ما اربعین ، پای پیاده از نجف
کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد


#مصطفی_هاشمی_نسب


Telegram.me/raziolhossein
00:48
شد وقت آنکه درد نهان را دوا کنیم
روی نیاز خویش بسوی خدا کنیم

بیگانگی بس است ز درگاه کردگار
خود را دمی به خالق خود آشنا کنیم

اشکی ز چشم خویش بریزیم و لحظه ای
از بهر شستشوی گناهان شنا کنیم

تا کاسه های دیده نگردیده پر ز خاک
چشمی به سوی بی کسی خویش وا کنیم

از یاد رفته وعده ی روز الست ما
یک شب وفا به وعده ی قالو بلی کنیم

تا از پی شفاعت ما چاره جو شود
روی نیاز را به سوی مصطفی کنیم

از قلب سوزناک سوی کشور نجف
با گریه، التجا به شه اولیا کنیم

گاهی سوی ولیّ و نبی ملتجی شویم
گه روی استغاثه به خیرالنّساء کنیم

دستی به دامن حسن مجتبی زنیم
رویی به آستان شه کربلا کنیم

این پنج تن مقرّب درگاه داورند
هر پنج را شفیع، پی مدّعا کنیم

یا رب دری گشا ز هدایت برای ما
شاید دگر ز کثرت عصیان حیا کنیم

ما را ببخش ورنه به آل عبا تو را
چندان قسم دهیم که از خود رضا کنیم


#غلامعلی_رجبی

Telegram.Me/raziolhossein
ش
19:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یک ماه اگر خدا خدا می کردیم
ما بهر ظهور تو دعا می کردیم
ای کاش نماز عید فطر خو د را
در پشت سر تو اقتدا می کردیم

#سیدهاشم_وفایی

Telegram.me/raziolhossein
19:54
صدشکر که غرق نور ایمان شده ایم
مستوجب آمرزش یزدان شده ایم
سی روز تو میزبان ما بودی و باز
بر سفرۀ عید فطرمهمان شده ایم


#سیدهاشم_وفایی
ش
23:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شب زیارتی مخصوص اباعبدالله الحسین

دوباره حرف هلال است بین مردم شهر
دوباره شد دل ما همدم دل زینب
سلام ما به همان ماه دلربایی که
طلوع کرده به نیزه مقابل زینب


#قاسمي_نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
23:32
من و دعای پیمبر چه ماه خوبی بود
کنار سفره حیدر چه ماه خوبی بود

که دیده بر سر یک سفره نوکر و ارباب
و همنشینی مادر چه ماه خوبی بود

من و غریب مدینه ، چه خلوتی، به به
به میزبانی کوثر چه ماه خوبی بود

به افتتاح و ابوحمزه و کمیل و مجیر
شدیم جوشن یکسر چه ماه خوبی بود

بخاطر شب قدرش گناه ما بخشید
و یک تولد دیگر چه ماه خوبی بود

چقدر گریه به غمهای کربلا کردیم
برای چادر و معجر چه ماه خوبی بود

شدیم یاور مظلومه ای به گودالی
که بوسه داشت به حنجر چه ماه خوبی بود

گریستیم به لبهای خشک سقا تا
گلوی اکبر و اصغر چه ماه خوبی بود

شبی خرابه نشین سه ساله ای بودیم
سر پدر، شب دختر، چه ماه خوبی بود

سری زدیم گهی در تنور و گاهی دیر
سری زدیم به یک سر، چه ماه خوبی بود

ز کوچه های مدینه عبور میکردیم
کمک شدیم به مضطر چه ماه خوبی بود

برای پاره جگرها چه خوب گرییدیم
امان ز گریه خواهر چه ماه خوبی بود

گهی میان مناجاتهای نخلستان
شدیم همدم حیدر چه ماه خوبی بود

برای ماه محرم ببند بارم را
رسیده ماه به آخر چه ماه خوبی بود

و کاش چون پسر مهزیار ميگفتند:
بیا به خیمه دلبر چه ماه خوبی بود

وداع ماه مبارک چه سخت و جانفرساست
شبیه روضه سخت وداع کرب و بلاست


#حاج_محمود_ژوليده

Telegram.me/raziolhossein
23:34
🌹در روایتی که آشیخ جعفر شوشتری در خصائص آورده میفرماید: بعد از شهادت سیدالشهدا علیه السلام دیگر امت اسلام موفق به عید فطر و قربان نخواهند شد!
.
.
نام تو بردم و زبان گم شد
نانتان خوردم و دهان گم شد

اکبرت کشته شد افق لرزید
اصغرت ذبح شد اذان گم شد

سرشماری نمود زینب و دید
دو ستاره در آسمان گم شد

ماه در علقمه هلال شد و
عید قربان و فطرمان گم شد


#احمد_بابایی

Telegram.me/raziolhossein
7 July 2016
ش
08:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
روی نیازم کجاست، سوی حسین است و بس
قبله قلبم کجاست کوی حسین است و بس

سلسله عشق را سلسله جنبان خداست
سلسله عشق چیست موی حسین است و بس

دیدن وجه خدا گر که تو را آرزوست
وجه خدا ای عزیز روی حسین است و بس

بوی بهشت خدا از حرمش می وزد
بوی بهشت خدا بوی حسین است و بس

رحمت و لطف و کرم مهر و وفا و صفا
بخشش و جود و عطا خوی حسین است و بس

هر که امانش دهند روز جزا از عذاب
از برکات دم و هوی حسین است و بس

کوثر و حوض بهشت زمزم و هم سلسبیل
اندکی از قطره جوی حسین است و بس

آنکه بود طالب دیدن وجه خدا
گو که مرادت چو من روی حسین است و بس

می‌طلبد هر کسی امن و امان از عذاب
حصن امان خدا کوی حسین است و بس

حسن خدا را عیان کس نتوانست دید
آینه حسن حق روی حسین است و بس

#امام_حسین_مناجات

Telegram.me/raziolhossein
8 July 2016
ش
04:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ﮔﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ

ﺍﺳﯿﺮ ﭘﻨﺠﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰﻡ ﻭ ﺧﺮﻭﺵ ﺧﺰﺍﻥ
ﻧﺴﯿﻢ ﺻﺒﺢ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ ؟

ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ
ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ

ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﻋﻠﯽ
ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻫﺮﺍﯾﯽ

ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺻﺪﺍﺕ ﺯﻧﺪ
ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﺭﺍ ﻣﺪﺍﻭﺍﯾﯽ

ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺷﻌﻠﻪ ﯼ ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺭﺍ ﮐﻨﯽ خاموش
ﺯ ﺩﺳﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺣﯿﺪﺭ ﻃﻨﺎﺏ بگشایی

ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻋﻄﺶ ﻣﺎ ﺟﮕﺮ ﮔﺪﺍﺯ ﺷﺪﻩ ﺍست
" ﻣﺘﯽ ﻧﺮﺍﻭﺣﮏ " ﺍﯼ ﺯﻻﻝ شیدایی

ﻋﺼﺎﺭﻩ ﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﺯ ﭘﺎ ﺗﺎ ﺳﺮ
ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺳﺮﺁﭘﺎﯾﯽ

ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻤﺎﻧﻢ ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﺣﺴﻦ
ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ تماشایی

#امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی

Telegram.me/raziolhossein
ش
10:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
هزاران جمعه رفت و نیست دیگر باورم بی تو
نگـردد بـاز صبح جمعـه ای، چشم ترم بی تو

دوایش را نمی خواهم شفایش را نمی‌خوانم
اگر عیسی ابن مریم پا گذارد بر سرم بی تو

ز هنگام ولایـت پیشتـر هـم بـود معلومم
که باشد تلخ تر از زهـر، شیر مـادرم بی تو

ز هر رکن حرم، سنگ ملامت بر سرم بارد
اگـر یکبـار بـر دیـوار کعبـه بنگرم بی تو

بـه امید ظهورت زنـده بودم، زندگی کردم
الهـی جـان نیاید لحظه ای در پیکرم بی تو

سزد تا همچو شیطان رانَد ابراهیم با سنگم
اگـر در حجـر اسماعیل هم رو آورم بی تو

بـه صبح جمعـه سوگند ای امید روزهای من
غروب جمعه گـردد شـام غـربت باورم بی تو

به روح مادرت زهرا به دست خود کنم دورش
اگر روح الامین چـون روح آید در برم بی تو

بیا یابن الحسن صبحی بدم بـر شـام هجرانم
کـه شب هـا از چراغ انجمن، تنها تـرم بی تو

نگاهی کن بـه «میثم» تـا که همچون میثمِ مولا
فـراز دار هـم از جـان شیرین نگذرم بی تو


#امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
#غلامرضا_سازگار

Telegram.me/raziolhossein
ش
17:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بی اذن تو هرگز عددی صد نشود

بر هر که نظر کنی دگر بد نشود

زهرا تو دعا کن که بيايد مهدی

زيرا تواگر دعا کنی رد نشود
9 July 2016
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
از صفای ضریح دم نزنید

حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است

روضه كه هیچ سینه هم نزنید

كربلا رفته ها كنار بقیع

حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان

به خدا زود می روم نزنید

زائری داد زد كه نا مردان

تازیانه به مادرم نزنید

 

غربت ما بدون خاتمه است

مادر ما همیشه فاطمه است

 

كاش درهای صحن وا بشود

شوق در سینه ها به پا بشود

كاش با دست حضرت مهدی

این حرم نیز با صفا بشود

كاش با نغمه حسین حسین

این حرم مثل كربلا بشود

در كنار مزار ام بنین

طرحی ازعلقمه بنا بشود

پس بسازیم پنجره فولاد

هر قدر عقده هست وا بشود

چارتا گنبد طلایی رنگ

چارتا مشهد الرضا بشود

 

این بقیعی كه این چنین خاكی است

رشك پروانه های افلاكی است

 

در هوایش ستاره می سوزد

سینه با هر نظاره می سوزد

هشت شوال آسمان لرزید

دید صحن و مناره می سوزد

بارگاه بقیع ویران شد

دل بی راه و چاره می سوزد

این حرم مثل چادر زهراست

كه در اینجا دوباره می سوزد

این حرم مثل خیمه ی زینب

كه در اوج شراره می سوزد

سالها بعد قدری آن سو تر

چند قرآن پاره می سوزد

#تخریب_بقیع
#مجید_تال

Telegram.me/raziolhossein
18:18
می رسد از مدینه بوی غم

فاطمه باز دیده گریان شد

چونکه قبر چهار فرزندش

در حریم بقیع ویران شد



آتش کینه شعله ها دارد

از دل سرسپرده های یهود

لعنت حق به هر چه وهابی

لغنت فاطمه به آل سعود



قصد دارند ریشه را بزنند

صحبت از قبرها بهانه بود

ریشۀ بغض و کینۀ اینان

آتش و دود و تازیانه بود



لعنت حق به آن کسانی که

اولین شعله را به پا کردند

حق پیغمبر معظم را

با لگد پشت در ادا کردند



در مدینه ز بعد پیغمبر

ناله های بلند ممنوع است

در مرام پلید این مردم

زن زدن از امور مشروع است


گریه کردند آسمانی ها

با نوای حزینه ی زهرا

به گمانم که باز تازه شده

داغ مسمار و سینه ی زهرا



بعد از آنکه زدند زهرا را

دستشان باز شد به بی ادبی

کاش روزی هیچکس نشود

ضرب سنگین سیلی عربی



کاش مهدی بیاید با او

ریشه ی فتنه را براندازیم

عاقبت بهر مادر سادات

گنبد و بارگاه می سازیم



با نیابت ز قبر مادرمان

سوی ام البنبن سلام کنیم

دست بر سینه در مقابل او

مثل عباس احترام کنیم

#تخریب_بقیع
#قاسم_نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
18:23
گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام
من زائر قبور خراب مدینه ام

آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست
هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست

آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود
حتی جوان ز غربت آن پیر می شود

خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است
از گریه های فاطمه آیینه کاری است

اهل مدینه باب عداوت گشوده اند
بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند

هرکس دم از علی زده تخریب می شود
صدیقۀ مطهره تکذیب می شود

دنبال بی کس اند که تنها ترش کنند
صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند

ازنسل هیزمند و به آتش علاقه مند
تفریحشان تمسخر هر نالۀ بلند

در خواب هم نشان حیا را ندیده اند
نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند

بغض علی زبانه کشد از وجودشان
رنگ ریا گرفته همه تار و پودشان

روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد
با ضربه ای حریم ولایت شکسته شد

ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است
تصویر چادریست که در کوچه خاکی است

امواج یک صدا دلم آزار می دهد
گویا صدای صورت و دیوار می دهد

گویا به گوش می رسد از قصۀ فدک
آوای نیمه جان و ضعیف «علی کمک»

تصویر هر چه درد از آن صحنه شد بدیع
یک گوشه ای ز غربت آن لحظه شد بقیع

اوراق خاطرات غیورانه نیلی است
هر چه که هست صحنۀ یک ضرب سیلی است

بی درد مردمان زمان جان مرتضی
ما را رها کنید بمیریم زین عزا

روزی رسد ز سینه غم آزاد می کنیم
همراه منتقم حرم آباد می کنیم

گلدسته می زنیم چونان صحن کربلا
گنبد بنا کنیم چونان مشهد الرضا

ما داغ دار سیلی ناحق مادریم
چشم انتظار منتقم آل حیدریم

#تخریب_بقیع
#قاسم_نعمتی

Telegram.me/raziolhossein
18:26
#زمينه_تخريب_بقيع و روضه حضرت زهرا (س)

شاهد غم ها بقيع داغ دل ما بقيع
ميرسد از خاک تو ناله زهرا بقيع

سلام ما به غروب پر درد و غمت واااى
به چار امام غريب و محترمت واااى
به بانوى بى حرمت
واى واى واى واويلا

قبلهءرازه بقیع سوز و گدازه بقیع
گشته مزار حسن مهر نمازه بقیع

بقیع حسینیه ء عزای حسنه وااای
تموم هستی ما فدای حسنه وااای
شیعه گدای حسنه
وای وای وای واویلا

فاطمه گريان شده شيعه پريشان شده
مزار گل هاى او مدينه ويران شده
دوباره اتش کشيد شعله ز حرم واااى
دوباره گويد حسن که اى واى مادرم واااى
مادر بى ياورم
واى واى واى واويلا
سيلى و ابر سياه مادر ما بى پناه
خورده زمين بى هوا کوچه شده قتلگاه
ميان کوچه مسير تو از جفا بست واااى
به گوشم اومد صداى سنگينى دست واااى
هر دو تا گوشواره شکست
واى واى واى واويلا
شعله که بالا گرفت خون همه جا را گرفت
ميخ درى بى حيا دامن زهرا گرفت
به زير در مانده مادر ما چه کنيم? واااى
شکسته پهلويش از لگدها چه کنيم? واااى
غريب و تنها چه کنيم?
شبيه بابا چه کنيم?
واى واى واى واويلا


#قاسم_نعمتی
#تخریب_بقیع

Telegram.me/raziolhossein
18:30
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:39, 231.7 KB
18:42
#تخریب_بقیع

جلوه جنت ‏به چشم خاکیان دارد بقیع

یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع


گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند

صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

 

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع


گرچه محصولش به ظاهر یک نیستان ناله است

یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع


گرچه می‏تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع


میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر

بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع


بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را

قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع


تا سروکارش بود با عترت پاک رسول

کى عنایت ‏با کم و کیف جهان دارد بقیع


این مبارک بقعه را حاجت‏ به نور ماه نیست

در دل هر ذره خورشیدى نهان دارد بقیع


اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال

هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع


چون شد ابراهیم قربان حسین فاطمه

پاس حفظ این امانت را بجان دارد بقیع


فاطمه بنت اسد عباس عم، ام البنین

اینهمه همسایه عرش آستان دارد بقیع


در پناه مجتبى در ظل زین العابدین

ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع


باقر علم نبى و صادق آل رسول

خفته‏ اند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع


قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز

داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع


کس نمیداند چرا یا قرة عین الرسول

منظر فصل غم انگیر خزان دارد بقیع


آخر اینجا قصه گوى رنج‏ بى پایان توست

غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع


خفته بین منبر و محرابى اما بازهم

از تو اى انسیه حورا نشان دارد بقیع


راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت

تا بکى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟


شب که تنها میشود با خلوت روحانی اش

اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع


شب که تاریک است و در بر روى مردم بسته‏ است

زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع


کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى «شفق‏»

چون ز فیض فاطمه خط امان دارد بقیع

#تخریب_بقیع
#حسین_بهجتی(شفق)

Telegram.me/raziolhossein
10 July 2016
ش
18:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد هشتم شوال
بند اول:

چرا باید بقیع بی سایبون باشه
چرا سهم تو اشک بی امون باشه
بگو آقا مزار مادرت زهرا
تا کی باید نهان و بی نشون باشه

مدینه بوی غم داره
یه مادر زار و گریونه
حریم آل پیغمبر
ببین چند وقته ویرونه
دارم میمیرم از این غم
دلم خونه

بسوز ای دل / ای دل غمپرورم
بسوز ای دل/ همنوا با مادرم
بسوز ای دل / گشته ویرانه حرم

جواب: اباصالح یوسف زهرا بی
ا
بند دوم :
دل زارم به این غصه گرفتاره
که روزای بقیعم چون شب تاره
فدای زائری که این شبا تنها
سرش رو بر مزار خاکی میذاره

می بینم توی رویاها
بقیع صحن و حرم داره
ضریح و گنبد و ایوون
طلا داره علم داره
دیگه قلبم با این رویا
چه غم داره

یابن زهرا محرم دلها بیا
یابن زهرا زائر تنها بیا
یابن زهرا العجل آقا بیا

بند سوم:

امان از بی کسی و غربت بسیار
هجوم دشمنان و حمله اشرار
شده تازه دوباره داغ یک مادر
فدا شد محسنش بین در و دیوار

خداوندا چرا دشمن
دو دست حیدرو بسته
دلم خونه همیشه ب
ا غم پهلوی بشکسته
ز دست ظلم این دنیا

شدم خسته

بسوز ای دل /یاد آن آتیش و دود
بسوز ای دل / یاد آن روی کبود
بسوز ای دل/ حق مادر این نبود


بندچهارم :

دلم تنگه هوای نینوا دارم
هوای روضه های کربلا دارم
دو چشم پرزخون و قلب پرآهی
به یاد آن سر بر نیزه ها دارم

همیشه دیده گریان از
غم آن کام عطشانم
صدای مادری خسته
مرا کرده پریشانم
اگر کشتند چرا آیت ندادند
حسین جانم

یاحسینا روی نی رفته سرت
یا حسینا پاره پاره پیکرت
یا حسینا کی بریده حنجرت

#مرتضی_کربلایی
#تخریب_بقیع

Telegram.me/raziolhossein
👍 1
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
... 10.07.2016 18:08:40
AUD-20160710-WA0002.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:26, 215.1 KB
12 July 2016
ش
00:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
نه ضریحی , نه رواقی و نه سقاخانه ای
چشم ها اینجا نمی بینند جز ویرانه ای

زائری اینجا نخواهد دید صحن و گنبدی
کفتری پیدا نخواهد کرد آب و دانه ی

سنگ اگر باشد در اینجا آب خواهد شد دلش
کوه خواهد بود اگر اینجا نلرزد شانه ای

چشم هایش ساغر خون دلش شد هر کسی
بی صداکرده ست نذرخاک ها پیمانه ای

روضه خواندن,گریه کردن, فاتحه ممنوع شد
پاسخش چوب است وقتی که بجنبد چانه ای

روز و شب گرم طواف قبله های خاکی اند
با دوچشم کاسه ی خون دسته ی پروانه ای

کافران مامور اجرای امور دین شدند
قبله باز افتاده در دست بت بیگانه ای

عاقبت یک روز خواهد ساخت روی این قبور
گنبدی از شعرهایش شاعر فرزانه ای
#تخریب_بقیع
#مجتبی_خرسندی

https://telegram.me/raziolhossein
00:12
هشتم شوال تخریب ائمه بقیع

#یاامام_حسن_علیه_السلام

آفتاب از اين حرم دارد خجالت مي كشد
از سكوت ما قلم دارد خجالت مي كشد

چشم هاي شيعه در شهر مدينه سال هاست
از بقيع بي حرم دارد خجالت مي كشد

صحبت از شعر و بقيع و چند قبر خاكي است
بند بند محتشم دارد خجالت مي كشد

گر چه با دست عرب شد هتك حرمت بر بقيع
از امامانش عجم دارد خجالت مي كشد

يك قدم حتي برايش شيعه اي برداشت،نه
زائرش در هر قدم دارد خجالت مي كشد

در كنار اين قبور خاكي و ويران شده
چون كبوترها پرم دارد خجالت مي كشد

ما قسم خورديم اينجا يك حرم خواهيم ساخت
از دروغ ما قسم دارد خجالت مي كشد

از وجود شيعياني بي تفاوت مثل ما
قبضه ي تيغ دودم دارد خجالت مي كشد

#تخریب_بقیع
#محسن_صرامی

https://telegram.me/raziolhossein
00:15
هر چند که این مقبره ویران شده انگار
با این همه چون ملک سلیمان شده انگار

هر چند که می خواست نماند اثر از تو
زوار بقیع تو دو چندان شده انگار

گفتیم پس از غصه ی تخریب بقیعت
بهتر ، حرم فاطمه پنهان شده انگار

با بودن پیغمبر و این چار فرشته
از چند جهت قبله فراوان شده انگار

در ذهن خودم سمت بقیع تو نشستم
دیدم حرم و گنبد و ایوان شده انگار

گویا اثری نیست از آن پنجره ی غم
مثل حرم شاه خراسان شده انگار

یک دسته عزادار از آن دور می آید
ذکر دم این دسته حسن جان شده انگار

دیگر خبری نیست از آن مفتی ملعون
دربان شما یوسف کنعان شده انگار

دیدم عوض انهمه سنگ و عوض خاک
دیوار و در از لوء لوء و مرجان شده انگار

گفتم در و دیوار گمانم که .. ببخشید
این شاعر آشفته پریشان شده انگار

بگذار نفس تازه کند مادر زینب
سیلی به رخ فاطمه آسان شده انگار

باید برود کرببلا دل شب جمعه
با آمدن فاطمه طوفان شده انگار

ده اسب میآیند به سرعت سوی گودال
تازند بر آن پیکر عریان شده انگار

چشمان پر از خون حسین از سر نیزه
خیره به سوی جمع یتیمان شده انگار

باید که بمیریم به پای سرت ارباب
وقتی به اسیری برود خواهرت ارباب


#تخریب_بقیع
#سید_حجت_بحرالعلومی


https://telegram.me/raziolhossein
00:16
بس كه پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع
بوى گل می آید از چاك گریبان بقیع

مرغ شب در سوگ گل‎هایی ‏كه بر این خاك ‏ریخت
از سر شب تا سحر، باشد غزل‎خوان بقیع

ناله ‏هاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش
از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع

گوش ده تا گریه‎ی زار على را بشنوى
نیمه شب‎ها از دل خونین و حیران بقیع

این حریم عشق دارد عقده‏ ها پنهان به دل
شعله‏ ها سر می ‏كشد از جان سوزان بقیع

از دل هر ذرّه بینى جلوه ‏گر صد آفتاب
گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع

هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار
وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع

بسته ‏ام پیمان الفت با مزار عاشقان
خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع

اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دل‎هاى حزین
خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع

سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد
كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع

اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن
باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع

چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب
سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع

#تخریب_بقیع
#محمد_جواد_غفورزاده

https://telegram.me/raziolhossein
00:20
میکشد پر دلم برای بقیع
همه جان و تنم فدای بقیع

چشمم افتاد سمت تقویم و
هشت شوال و کربلای بقیع

چهار قبر امام من اینجاست
قبر زهراست در کجای بقیع؟

مشهد و کربلا سیه پوشند
هشت شوال در عزای بقیع

می رسد عاقبت زمانی که
دست بر سینه ابتدای بقیع

صورتم را به خاک بگذارم
خیزم از جا در انتهای بقیع

کوچه، کودک، کشیده، کشتن یاس
همگی هست روضه های بقیع

صد هزاران مَلَک هزاران سال
گریه کردند پا به پای بقیع

مادر و چادری که شد خاکی
مقتدا شد به قبرهای بقیع

ماجرای هجوم و سقط جنین
سالها روضه شد برای بقیع

توتیای دو چشم جبرائيل
بی گمان خاکِ جای، جای بقیع

کربلا در بقیع ، امِّ بنین
مرثیه خوانِ عصر های بقیع

ما همه خاک پای زهراییم
همه هستیم بچه های بقیع

منتقم آید و کند احداث
مرقد و گنبد طلای بقیع

جان عالم فدای کرببلا
پدر و مادرم فدای بقیع

"غربت شیعه"میرسد برگوش
صبح تا شام از نوای بقیع

کربلای مرا دهد آخر
کرمِ دست مجتبای بقیع

تا قیامت اگر که بنْویسیم
روضه در شرح ماجرای بقیع

گوشه ای هم ادا نخواهد شد
در بیان غم و بلای بقیع

خونبهای خدا حسین است و
خون هر شیعه خونبهای بقیع

از ازل ریزه خوار این خاکیم
دل ما تا ابد گدای بقیع

به هرآنکس که عاشق زهراست
کربلا میدهد خداى بقیع

مادر قد کمان مرثیه کرد
قدکمان قامت رسای بقیع

مُنتقم ، إنتقم بإذن الله
همه شب میشود دعای بقیع
#تخریب_بقیع
#امیر_علوی
#صمد_علیزاده
#محسن_تهرانی
#وحید_دکامین

https://telegram.me/raziolhossein
00:22
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
⬇, 13.6 KB
ش
14:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم‌الله الرحمن الرحیم


تخریب_بقیع
#غلامرضا_سازگار

اشکم به رخ، خونم به دل، آهم به سینه است
ای زائرین، ای زائرین این جا مدینه است

شهری که خاکش آبرو بخشد به جنّت
شهر محمّد شهر قرآن، شهر عترت

در هر وجب صدها چراغ راه دارد
نقش از قدم های رسول الله دارد

ای جا محمّد عالمی را رهبری کرد
هم یار امّت بود و هم پیغمبری کرد

ای جا ستمکاران کافر عهد بستند
پیشانی و دندان پیغمبر شکستند

این جا شرار آه جبریل امین ریخت
خون از سر و روی محمّد بر زمین ریخت

این جا علی پروانه سان گرد پیمبر
گردید تا آمد نور زخمش به پیکر

این جا دل پیغمبر اسلام خون شد
این جا جگر از پهلوی حمزه برون شد

این جا محمّد داغها بر سینه اش ماند
زنگ غم و اندوه بر آئینه اش ماند

این جا قدم بر عرش اعلامی گذارید
چون پا به جای پای زهرا می گذارید

این جا مراد از قبّة الخضراء بگیرید
این جا سراغ از تربت زهرا بگیرید

این جاست کعبه نه، زکعبه بهتر این جاست
هم فاطمه هم تربت پیغمبر این جاست

آوای وحی آید زدیوار رفیعش
هم باب جبرائیل و هم باب البقیعش

در بین آن محراب و منبر جا بگیرید
بوسه زقبر مخفی زهرا بگیرید

گلزار وحی و روضۀ طاهاست این جا
آتش گرفته خانۀ زهراست این جا

پشت در این خانه نزدیک همین قبر
زهرا کتک خورد و علی بگریست چون ابر

خورشید در این کوچه ها گردید نیلی
بلبل سراپا سوخته گل خورد سیلی

این جا امیرالمؤمنین را دست بستند
تا با لگد پهلوی زهرا را شکستند

این جا کشیده بر فلک آتش زبانه
این جا گلی پرپر شده با تازیانه

این جا به زیر پای مردم کوثر افتاد
تنهای تنها فاطمه پشت در اوفتاد

پیوسته چشم شیعه اینجا خون فشان است
زیرا زیارتگاه قبری بی نشان است

قبری که هر قلبی بیاد او کباب است
قبری که تنها زائر او آفتاب است

قبری غریب و بی رواق و بی نشانه
بر خاک آن صورت نهد طفلی شبانه

قبری که مخفی در دل تنگ زمین است
خاکش گل از اشک امیرالمؤمنین است

قبری که ما گشتیم و پیدایش نکردیم
از دور هم حتی تماشایش نکردیم

این قبر، قبر دختر پیغمبر ماست
با آن که پیدا نیست چون جان در بر ماست

این قبر احمد، این بقیع و قبرهایش
گلهای پرپر گشته اما با صفایش

آن فاطمه بنت اسد آن ام عباس
این قبر ابراهیم، احمد را گل یاس

این مجتبی این قبر بی شمع و چراغش
این سید سجاد با آن درد و داغش

این باقر و این صادق آل محمّد
این قبر عباس آن عموی پیر احمد

این قبرها را یک به یک دیدیم اما
یابن الحسن، یابن الحسن، کو قبر زهرا

این جا محمّد رازها در پرده دارد
این جا امیرالمؤمنین گُم کرده دارد

این جا شرار، از سینۀ عالم برآید
جا دارد ار جان از تن میثم برآید

Telegram.me/raziolhossein
1
14:11
#تخریب_بقیع


بقیع از دست زمونه شــاکیه

غربتش از یه چیزایی حاکیه

مگه یادش میره اون روزایی رو

که دیده چادر مادر ، خاکیه

نمیخواد صحن و سرا داشته باشه

نمیخواد سنگ بنا داشته باشه

وقتی که فاطمه زائر نداره

نمیخواد برو بیا داشته باشه

بقیعم مثل حسن دلش پُره

هنوز از اهل مدینه دلخوره

آقامون مهدی همینجا میشینه

غصّه هاشو یکی یکی میشمُره

مگه یادش میره کِی در و زدن

مگه یادش میره مادر و زدن

مگه یادش میره که چند نفری

تو کوچه ناموس حیدر و زدن

مگه یادش میره که امّ بنین

اینجا می نشست غروبا رو زمین

مگه یادش میره با چه حالتی

روضه می خوند برا قطع الیمین

#تخریب_بقیع
#محمد_قاسمی

Telegram.me/raziolhossein
14:17
#تخریب_بقبع

غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع!

خرابه‌های تو، باغِ‌ بهشتِ ماست، بقیع!


تو هم چو فاطمه در شهر خویش تنهایی

غریبی و، همه كس با تو آشناست، بقیع!


اگر چه روی به كعبه نماز می‌خوانیم

تو قبله دلِ مایی، خدا گواست، بقیع!


به آن چهار امامی كه در بغل داری

برای ما حَرَمت مثل كربلاست بقیع!


به یاد چهار پسر، در كنار چار مزار

هنوز ناله اُمُّ البنین به پاست، بقیع!


علی نگفت، به جان علی قسم، تو بگو

كه قبرِ گمشدۀ فاطمه كجاست بقیع؟


هنوز نالۀ زهراست از مدینه بلند

هنوز لرزه بر اندامِ مجتبی‌ست بقیع!


قوی‌ترین سندِ غربت علی در تو

عِذار نیلیِ ناموسِ كبریاست، بقیع!


#غلامرضا_سازگار
#تخریب_بقیع

Telegram.me/raziolhossein
14:23
مرغ دل من گشته گرفتار بقیع
قربان بقیع و اشک زوار بقیع
شبها که در بقیع را می بندند
من گریه کنم به پشت دیوار بقیع

#تخریب_بقیع
Telegram.me/raziolhossein
ش
14:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد
تخریب بقیع

بند۱

سوزد دل آل عبا واویلا
تیره شده ارض و سما واویلا
مهدی زهرا غصه دارد امشب
بقیع شده ویران سرا واویلا


الا یا اهل عالم
از درد و غصه و غم

این روزگار زهر است دگر به کام شیعه

با دیده های خونبار
زهرا شده عزادار

ویران شده قبر چهار امام شیعه

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله

بند۲


خون قلب صاحب الزمان شد ای وای
وقت عزای شیعیان شد ای وای
از دیده خون بارد پیمبر امشب
قبر حسن بی سایبان شد ای وای

از جور این زمانه
بقیع شده ویرانه

قلب علی و فاطمه شد پر شراره

به درد و غم اسیرم
الهی که بمیرم

نور دل زهرا دگر حرم نداره

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله

بند۳

جور و جفا از این زمانه دیده
آتش بلند از درب خانه دیده
اشک علی و کودکان او را
هنگام‌ تشیع شبانه دیده

با سینه ای پر آذر
هنگام دفن مادر

اشک غریبی آن شب از چشم حسن ریخت
در ظلمت مدینه
از جای زخم سینه

هنگام دفن فاطمه خون از کفن ریخت

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله


بند۴

دیده بقیع ظلم و جفا و بیداد
روزی که شش ماهه به کوچه جان داد
در روز تنهایی حیدر او دید
که فاطمه در بین آتش افتاد

دیدی بقیع تو آخر
که دشمنان حیدر

از او گرفتند همدم مانوس او را

در خانه وحشیانه
باضرب تازیانه

پیش علی همه زدند ناموس او را

بقیة الله
آجرک الله آجرک الله

#تخریب_بقیع
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
ش
15:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:21, 158.6 KB
ش
16:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه
تخریب بقیع

بند۱

الهی بمیره شیعه اما نبینه که بقیع ویرون باشه
مزار حضرت زهرا آخه بگو تا کی باید پنهون باشه

نداری زائری این روزا
فدای غربت تو بقیع
ناله ی مهدی میرسه از
کنار تربت تو بقیع

یه عمره غصه و غم تو
تو‌‌ دلا خونه کرده بقیع
الهی بشکنه دستی که
تورو‌ ویرونه کرده بقیع

وااای
فدای غربت تو بقیع


بند۲

همه عالم‌میدونن که ماها به همین قبر خاکی مینازیم
ایشالا به همین زودی زود با جون و دل بقیعو میسازیم


برا بقیع اگر بمیریم
بازم خدا میدونه کمه
دل شیعه پر از غصه ی
چهار امام بی حرمه

مثل مشهد یه روز میسازیم
یه حرمی برای بقیع
عجب ایون طلایی بشه
آخر ایوون طلای بقیع

وااای
فدای غربت تو بقیع

بند۳

گوشه گوشه این بهشت خاکی
پراز شمیم یاسه سرتاسر
مهدی فاطمه میشه هرشب زائر قبر پنهان مادر

کنار قبر مادره و
خونِ دله تو چشم ترش
مرهم میزاره با گریه هاش
به زخم سینه مادرش

میخونه روضه مدینه
چجوری تو خونه اومدند
به پیش دیده پدرش
چجوری مادرش رو زدند

وااای
فدای غربت تو بقیع

#تخریب_بقیع
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
16:11
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:12, 141.5 KB
ش
20:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1200×1200, 171.5 KB
یک روز به دیده قدمش را بخشید
یک روز به قلب ما غمش را بخشید
چون دید به دنبال حرم آمده اند
آن روز کرم کرد حرمش را بخشید

#تخریب_بقیع
#عبدالزهرا

Telegram.me/raziolhossein
13 July 2016
ش
00:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود
در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع
چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود
بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف
در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه
مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرت
تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها
چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود

#تخریب_بقیع
#میلاد_حسنی

Telegram.me/raziolhossein
ش
13:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
اى زائر هميشهء تو آسمان بقيع
اى آفتاب و ماه تو را سايبان بقيع

افزون ز نيم قرن گذشت از خرابى ات
كى ميشوى بهار؟!،اسير خزان بقيع

خاك تو بوى غربت و اندوه ميدهد
مظلوميت گرفته از اينجا نشان بقيع

در پشت پنجره كه رسيدم صدا زدم
اى كاش ميشد از غم تو داد جان بقيع

از فرشيان كه خير نديدى شدى خراب
اى اشكريز غربت تو عرشيان بقيع

آباد باد خاك تو اى آنكه در بغل
بگرفته اى چهار امام جهان بقيع

هرچند خاكى است ولى زائر حرم
حس ميكند رسيده به باغ جنان بقيع

نزديك تو كه مرثيه خواندن نميشود
اينجا شدم براى تو مرثيّه خوان بقيع

از مجتبى بگويم و از طشت پر ز خون
از جسم و از اهانت تير و كمان بقيع

از سيدالعباد بگويم كه گريه كرد
عمرى ز ماتم شه لب تشنگان بقيع

از باقرالعلوم بگويم كه ديده بود
رأسِ حسينِ فاطمه را بر سنان بقيع

يا اينكه از مصيبت صادق بخوانم و
از آتشِ به پا شده در آشيان بقيع

ام البنين هنوز نشسته كنار تو
ميگويد از عمود و سرى خونفشان بقيع

اينان تمام سنگ بُوَد روى قبرشان
برگو كجاست تربت آن بى نشان بقيع؟

آن بانوئى كه عزّت او بعد مصطفى
گرديد پايمالِ گروه خَسان بقيع

آن دخترِ پيمبر اسلام كه نداشت
حتى ميان خانهء خود هم امان بقيع

آتش گرفت باغ و گل و غنچه سوختند
آن هم به پيشِ چشمِ ترِ باغبان بقيع

در پشت در كه فاطمه افتاد بر زمين
مولا چه ديد؟،نيست زبانِ بيان بقيع

يا فضةُ خُذينىِ او تا به روز حشر
جانسوز ناله ايست به گوش زمان بقيع

يك روز ريشه كَن شود اين ظلم بى گمان
عجل على ظهورك يا صاحب الزمان

#على_اصغر_انصاريان
#تخریب_بقیع

Telegram.me/raziolhossein
ش
16:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقديم به ائمّه ي بقيع عليهم السّلام

دلم مي شود مبتلايِ بقيع
هوائيِّ حال و هواي بقيع

فقيرم فقيرم ، فقيرِ حسن
گدايم گدايم، گدايِ بقيع

نديدم ، نديدي ، نديده كسي
غم آلوده تر از فضايِ بقیع

براي شِفا يافتن آمده ست
مسيحا به دارالشّفاي بقيع

نشستيم پاي غم چارْ امام
شكستيم با روضه هايِ بقيع

نه صحن و رواقي ، نه گلدسته اي
الهٰــي بميــرم برايِ بقيع

تمامي ندارد مگر با ظهور
غم و دردِ بي انتهايِ بقيع

فقط هشت شوِال نه ، كلّ سال
عزادار هستــم براي بقيع

سفيد است بخت كسي كز ادب
سيه پوش شد در عزاي بقيع

پُر از عطر ياس كبود خداست
قدم به قدم ، هر كجاي بقيع

حسن تيرباران شده تا شود
حسينيّه اش ، كربلاي بقيع

خيال قشنگي ست در ذهن من
نشــستن در ايوانْ طلايِ بقيع


#تخریب_بقیع
#محمد_قاسمي


Telegram.me/raziolhossein
14 July 2016
ش
20:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
در ماتم شاه شهدا گریان باش
دریا دریا در این عزا گریان باش
خواهی که شوی زحوض کوثر سیراب
بر تشنه لبان کربلا گریان باش
20:56
💮 زهرا بیا و این شب جمعه مدینه باش💮

💮قبر حسن ببین و دم یابنی بگیر💮

🌴السلام علیک یا اباعبدالله🌴
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم
🌷السلام علی الحسین🌷
🌷وعلی علی ابن الحسین🌷
🌷وعلی اولادالحسین 🌷
🌷وعلی اصحاب الحسین🌷

لبیک یاحسین

🌺اللهم عجل لولیک الفرج🌺
هدیه به ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات
15 July 2016
ش
01:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×313, 28.4 KB
ای که جبریل آورد بر تو سجود
بشکند دستی که ویرانت نمود

Telegram.me/raziolhossein
17 July 2016
ش
00:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به ظالم خم نخواهد گشت قطعا قد وبالایش
کسی که روز و شب با یاعلی برخیزد ازجایش

اگر که ذوالفقارش سر برون آرد به قهر خود
منافق را به آنی می کند از جمع منهایش

من و امثال من در این حرم آیا چه می خواهیم
اگر جبریل می سوزد دراین درگاه پرهایش

اگر درکربلا نام علی را می بری قطعا؛
برات کربلایت در نجف خورده ست امضایش

کسی که دست رد برسینه ی عالم نزد هرگز
یقینا فرق خواهدکرد معنای بفرمایش

کجایی عدل پی در پی که در مُلکت یهودی،نه؛
مسلمانی درآمد بارها خلخال از پایش

اگر آقایی ام داده درعالم علتش این است
کسی را غیر مولایم نخواندم هرگز آقایش

اگر نوکر بسوزد هم درآتش مطمئن هستم
نخواهد سوخت دستش لااقل در بین اعضایش

چه شب هایی که این تن شد کبود ازداغ فرزندت
خودت در روز محشر یاعلی نگذار تنهایش


#مهدی_رحیمی

Telegram.me/raziolhossein
ش
20:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

تا همیشه غمت بر این دلهاست
گریه بر تو سفارش طاها ست

در مقامت همین بس است نبی
گفت حمزه سیدالشهدا ست
......
ای عموی نجیب پیغمبر
تکیه گاه غریب پیغمبر

اسدالله غزوه های رسول
وقت غمها حبیب پیغمبر
.........
همه جا یار مصطفی بودی
تو مددکار مصطفی بودی

هر زمانی که اذیتش کردند
تو طرفدار مصطفی بودی
. ........

رفتی و در مدینه غوغا شد
باب توهین به مصطفی وا شد

بعد پیغمبر و تو و جعفر
آتش کینه سهم زهرا شد
.........
من بمیرم چه بر سرت آمد
چه به احوال پیکرت آمد

عالمی سوخت آن زمانی که
سر نعش تو خواهرت آمد
.........
خواهرت قد کمان رسید از راه
ضجه میزد به ناله ای جانکاه

تا که چشمش به پیکرت افتاد
گفت وا حمزتا ! رسول الله
........
خواهر تو ندید پیکر تو
که چه آورده هند بر سر تو

خارها و عبا کمک کردند
که نمیرد عزیز خواهر تو
.......


خواهرت را کسی اسیر نکرد
از خجالت که سر به زیر نکرد


ابوالفضل عطاری
20:41
#حضرت_حمزه

ای کشته ای که بود اُحد کربلای تو

اهل مدینه نوحه گران عزای تو

شیر خدا و شیر رسول خدا تویی

ای نام سیدالشّهدایی سزای تو

قبل از حسین و واقعه ی جانگداز او

زهرا گریست بر تو و بر کربلای تو

هر عضوت از نسیم شهادت چو گل شکفت

در راه دین چو مُثله نشد کس سوای تو

اعضای تو ز تیغ ستم پاره پاره شد

پایان نشد به کشته شدن ماجرای تو

شد خلعت شهادت تو جامه ی رسول

جان ها فدای پیکر در خون شنای تو

ای قامت بلند رشادت به هر زمان

کوتاه بُد ردای رسالت برای تو

ماتم، چرا گیاه به پای تو ریختند

می باید آنکه ریخت سر و جان به پای تو

شعر " مؤید " است تو را کمترین نثار

ای بهترین درود و تحیّت سزای تو


سید رضا موید
ش
21:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

با یادِ غم حمزه دلی صابر نیست

افسوس كه آن حریم را حائر نیست

فرمود پیمبر كه جفا كرده به من

هر زائر من كه حمزه را زائر نیست

سید رضا موید
18 July 2016
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

هرگاه مصطفي به توگرم نظاره بود

ازبهراو وصال تو فيضي دوباره بود

بر ذره ذره پيكر خورشيديت قسم

خورشيد آسمان به تو غرق نظاره بود

هرلاله اي زداغ تو با داغ خو گرفت

صحراي لاله گون اُحد پُرشراره بود

دل گركه سنگ بود زسوك تو آب شد

اي آنكه بستر تن تو سنگ و خاره بود

هرعضو پيكرت زشهادت نشانه داشت

چون پيكر حسين تنت پاره پاره بود

عنوان سيدالشهدائي سزاي توست

اي آنكه زخمهاي تنت بي شماره بود

تنها همين نسوخت صفيه كنارتو !

برجان اوشرار غم تو هماره بود

زهرا زداغ روي تو پيوسته گريه كرد

اين آسمان عصمت حق پُر ستاره بود

تنها نشد مدينه به سوك تو نوحه گر

قبر شريف و پاك تو  دارلزياره بود

دراين حديث درد «وفائي» به گريه گفت

مقصود من زشرح غم تو ، اشاره بود

سید هاشم وفایی
01:07
#حضرت_حمزه


ای آن كه داغ توبه دل مانشسته است

چون لاله داغ دارد وتنها نشسته است

گل گردميده برسرمژگان چشم ما

خارغمت به پاي دل مانشسته است

زينت گرفت چهره زاشك عزاي تو

چون شبنمي كه برروي گلهانشسته است

ازداغ جانگداز توياحمزة الرسول

گردملال بررخ زهرانشسته است

چون قبرتوست مأمن دلهاي بي پناه

زهرا براي گريه درآنجانشسته است

تاديدمصطفي بدنت رابه خاك گفت

تيرغمي به قلبم ازاعدانشسته است

گرغرق ماتم است زمين مثل آسمان

درماتم توخواجه اسرانشسته است
                   
  شام عزاي توست«وفائي»اگرچوشمع
                       
آتش گرفته،سوخته، ازپانشسته است

سید هاشم وفایی
01:12
#حضرت_حمزه


گمان نمی کنم این روح پیکرم باشد

تنی که مُثله شده در برابرم باشد

گمان نمی کنم این جسم پاره پاره شده

همان عموی رشید پیمبرم باشد

بدن مگر بدن کیست این چنین شده است؟!

اگر خدای نکرده برادرم باشد...!

چرا عبای پیمبر نمی گذارد تا

دوباره روشنی دیدۀ ترم باشد؟

××

فدای خواهر مظلومه ای که نالان گفت:

کنار کشتۀ گودال مو پریشان گفت:

××

گمان نمی کنم این زیر نیزه افتاده

حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم

که قول می دهم این بار آخرم باشد

کفن که نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟!

بد است بی کفن این مرد محترم باشد

برای آن که روی پیکرش بیاندازم

نمی شود بگذارید معجرم باشد؟


علی اکبر لطیفیان
01:20
#حضرت_حمزه


بوی خون آید از دل صحرا
خاک عالم به سر چه رخ داده

بین لشگر به پاشده غوغا
حمزه دیگر ز پای افتاده

مصطفی را خبر کنید آید
تاکه دستان هنده(لع) را گیرد

دیراگر آیداز تماشای
بدن پاره پاره می میرد

یوسفی چنگ گرگ افتاده
وای برحال پیکر حمزه

فکرپوشاندن تن او باش
آیداز راه خواهر حمزه

زخم این سینه را به هم آور
بر دعا دست خویش بالا کن

زود بر پیکرش عبا انداز
فکر احوال خواهرش را کن

سرزمین احد غبار آلود
گرچه از شور و گریه ها غوغاست

حمزه و هر بلا سرش آمد
گوشه ای از غروب عاشوراست

کی به پیش نگاه این خواهر
تشنه لب سر ز تن جدا کردند

بهر تشییع پیکری بی سر
ده نفر نعل تازه آوردند

**** **** **

همه افتخار دخترها
به عموهای خوش قد وبالاست

سنت درد دل کنار عمو
ارث اولاد حضرت زهراست

#قاسم_نعمتی
ش
01:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه


نورچشم پیمبری حمزه
چه قدَر مثل حیدری حمزه
اسدالله دیگری حمزه
به خداوند، محشری حمزه

ای مُلقّب به سیّدالشهدا
حامی مُخلص رسول خدا
 

هم عمو هم برادرش بودی
همه جا یار و یاورش بودی
تو علمدار لشکرش بودی
جنگجوی دلاورش بودی 

تا نظر بر سپاه می کردی
روزشان را سیاه می کردی 

مرحبا بر تو ای عموی رسول
آبرویت زآبروی رسول
با تو محفوظ چار سوی رسول
کم نگردید با تو موی رسول

کاش حمزه مدینه هم بودی
دور بیت الحزینه هم بودی

بیعتت با نبی چه دیدن داشت
اَشهدت آن زمان شنیدن داشت
عطر اسلام تو وزیدن داشت
رنگ بوجهل هم پریدن داشت

با کمانت سرش ز هم پاشید
از تو و نام حمزه می ترسید
 

ما پیاده ولی سواره، شما
یکی از راه های چاره، شما
روضه های پر از اشاره، شما
تکّه تکّه و پاره پاره، شما

اهل بیت از تو یاد می کردند
بر تو گریه زیاد می کردند
 

در کمین بود، نیزه را انداخت
پیکرت را چه بی هوا انداخت
تا نبی روی تو عبا انداخت
همه را یاد بوریا انداخت

اوّلین رکن پنج تن می خواند
روضه ی شاه بی کفن می خواند
 

ته گودال پیکرش افتاد
جلوی چشم خواهرش افتاد
جای خنجر به حنجرش افتاد
ناله ای زد وَ مادرش افتاد 

یا بُنَیَّ ذبیح عطشانم
یا بُنَیَّ قتیل عریانم

محمد فردوسی
ش
01:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه


ای شیر خدا و شیر احمد
ای یار و فدایی محمّد

ای عمِّ رسول و عمِّ حیدر
برختم رسل علّیِ دیگر

سر تا به قدم همه فتوّت
شمشیر تو حامی نبوّت

ایثار زتو، شجاعت از تو
حکم از نبی و اطاعت از تو

روی تو به بدر نور بخشد
شمشیر تو در اُحد درخشید

تو قلب رسول را امیدی
سردار مبارز و شهیدی

تاریخ کند هماره اعلام
کز بَدوِ طلوع دینِ اسلام

حمزه همه جا محمّدی بود
احیاگر دین احمدی بود

ای شیر خدا، سلام بر تو
شمشیر خدا، سلام بر تو

روزی که زجور خصمِ نا اهل
وز بغض و عداوت ابوجهل

بردند هجوم بر محمّد (ص)
زد لطمه عدو به جان احمد

از همسر خویش تا شنیدی
با خشم به هر طرف دویدی

فریاد زدی کجاست بوجهل
آن سنگدل زاصل نا اهل

از خشم رهش به کوچه بستی
پیشاپیش از کمان شکستی

فریاد زدی که ای ستمگر
این مزد جفایت با پیمبر

زین واقعه تلخ بود کامّت
دل برد به مسجد الحرامّت

دیدی که رسول حیّ دادار
بنشسته غریب و بی کس و یار

از سوز درون زدی صدایش
گلبوسه زدی به دست و پایش

کای سیّد و سرورم محمّد (ص)
فرزند برادرم محمّد (ص)

بر خصم تو ره زخشم بستم
پیشاپیش از کمان شکستم

من حمزه ام، ای سرم فدایت
پیوسته کنم زتو حمایت

فرمود رسول حیّ داور
کای عمّ گرامی پیمبر

من عفو و کرم بود مرامم
هرگز نه به فکر انتقامم

تا نور دهی به هر دو عینم
خوشنود کن از شهادتینم

دُر از لب همچو لعل سفتی
از قلب، شهادتین گفتی

برد از سخنت رسول حق نوش
لبخند زنان گشود آغوش

کای عمّ گرامی نکویم
این بود همیشه آرزویم

با قصّه ی حمزه و پیمبر
یاد آمدم از عموی دیگر

عبّاس علی گل مدینه
آب آور بلبل مدینه

سقّای نخورده آب در بحر
گشته جگرش کباب در بحر

دل را زشراره تاب داده
از اشگ به آب آب داده

یک باغِ مدینه دیده در آب
تصویرِ سکینه دیده در آب

دریاش روان زهر دو عین است
خجلت زده از لب حسین است

با یک یمِ اشگ و یک یم خون
لب تشنه شد از فرات بیرون

بار غم تشنگان به دوشش
در سینه شرر، به دل خروشش

یاد لب خشک شیر خواره
میزد به وجود او شراره

جان کرده سپر به تیر دشمن
گردیده جدا دو دستش از تن

تیری زکمان رسید بر مشک
از دیده ی مشک شد روان اشک

عبّاس نگه به آب می دوخت
آب از غم او چو شعله میسوخت

ای حمزه ی کربلا اباالفضل
سینه سپر بلا ابالفضل

سوزی که هماره سوزِ «میثم»
آتش فکند به قلب عالم

استاد سازگار

 
ش
03:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

 

عبا رسید که گرما به پیکرت نرسد

و گرد و خاک به موی مطهرت نرسد

عبارسید به جسمت قبول حرفی نیست

ولی خداکند از راه خواهرت نرسد

اگر رسید به مقتل دعا کن ان لحظه

کسی برای جدا کردن سرت نرسد

تلاش کن به روی خاک تشنه هم بودی

صدای وا عطشایت به مادرت نرسد

تنت توسط سر نیزه جا به جا نشود

خداکند که دگر حرف بوریا نشود

 

به روی حنجرت از زخم بود اثر یانه؟

تونیزه خورده ای اصلا زپشت سر یانه؟

به جای دفن،زمانی که بر زمین بودی

سوار اسب رسیدند ده نفر یانه؟

تنت به روی زمین مانده است در گودال؟

شدی مقابل خواهر بدون سر یانه؟

عبور کرده ای از کوچه یهودی ها

زدند سنگ به سمتت ز هر گذر یانه؟

به غیر شام که در ان نبود هم نفسی 

سری به نیزه نبوده بلند پیش کسی

 

 

به شام قافله را با عذاب اوردند

برای دست یتیمان طناب اوردند

مگرکه طشت زر و چوب خیزران کم بود؟

که بعدچند دقیقه شراب اوردند

به روی نیزه سر شیر خواره را عمدا

درست پیش نگاه رباب اوردند

برای اینکه دلش بیشتر به درد اید

مدام روبرویش ظرف اب اوردند

به روی نیزه دشمن تمام هستش رفت

نه شیر خواره که گهواره هم ز دستش رفت



#علی_زمانیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه

در سینه اش که نیزه ی وحشی مکان گرفت
ای وای ، قلب خاتم پیغمبران گرفت

وحشی تر از همیشه غلامی که هنده داشت
می خواست تا که سود بگیرد زیان گرفت

بیرون شد از کمین و دل شیر را شکافت
یا سینه ی رسول خدا را نشان گرفت

آزادی اش به قیمت سنگین تمام شد
از مصطفی قرار دل ، از حمزه جان گرفت

آن روز در هوای غریبانه ی احد
از داغ آن شهید دل آسمان گرفت

خواهر کنار نعش برادر ز هوش رفت
آه از جگر کشید و به ناله زبان گرفت

در سوگ او مدینه ی دل شد سیاهپوش
بغضی غریب اشک مرا در میان گرفت

یک لحظه از مدینه دلم رفت کربلا
آنجا که خون ز چشم امام زمان گرفت

زینب نشست پیش برادر به قتلگاه
گلبوسه ها ز حنجره ی خونفشان گرفت

#ﮐﻤﯿل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه


یک عبا بر قامت حمزه پیمبر می کشید

یک عبا در کوچه حیدر روی مادر می کشید

یک عبا هم کربلا در روز عاشورا حسین

پیش نعش اکبرش بر روی خواهر می کشید


#حسین_میرزایی
Tlgrm.me/raziolhossein
19:34
نوحه زمينه
#حضرت_حمزه
#حضرت_ عبدالعظيم




اهل رى امشب در عزايند _ميزبان ال عبايند
فاطمه مهمان اين حريم است
چون عزاى سيدالکريم است
صاحب روضه عبدالعظيم است
اه و واويلا اه و واويلا
از احد آيد ناله هايى_حضرت حمزه شد فدايى
شد شکسته دندان پيمبر
گشته خونين سر تا پاى حيدر
پيکر حمزه در خون شناور
اه و واويلا اه و وايلا
چاره اى کن اى غيرت الله _خواهر حمزه امد از راه
با عبايت پيکر را بپوشان
از نگاه او سر را بپوشان
صورته از خون تر را بپوشان
اه و واويلا اه و واويلا
کربلا خواهر قد خميده _بوسه زد رگهاى بريده
جاى يک بوسه بر اين بدن نيست
قابل غسل و دفن و کفن نيست
بوريا هست اما پيرهن نيست
اه و واو
همان اين حريم است
چون عزاى سيدالکريم است
صاحب روضه عبدالعظيم است
اه و واويلا اه و واويلا
از احد آيد ناله هايى_حضرت حمزه شد فدايى
شد شکسته دندان پيمبر
گشته خونين سر تا پاى حيدر
پيکر حمزه در خون شناور
اه و واويلا اه و وايلا
چاره اى کن اى غيرت الله _خواهر حمزه امد از راه
با عبايت پيکر را بپوشان
از نگاه او سر را بپوشان
صورته از خون تر را بپوشان
اه و واويلا اه و واويلا
کربلا خواهر قد خميده _بوسه زد رگهاى بريده
جاى يک بوسه بر اين بدن نيست
قابل غسل و دفن و کفن نيست
بوريا هست اما پيرهن نيست
اه و واويلا اه و وايلا


#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:37
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:39, 233.0 KB
19:39
#زمینه نوحه
#حضرت_ حمزه

تویی تو شیر سپاه من حمزه – همیشه پشت و پناه من حمزه

پیش نگاهم چنین ، جسم تو نقش زمین ، ناله زنم اینچنین

آو و واویلا

امان ز بغض زن جگرخواره – میان صحرا شدم من آواره

نیزه نثارت شده ، به تو جسارت شده ، تن تو غارت شده

آه و واویلا

خبر رسیده که میرسد خواهر – کشم عبای خودم بر این پیکر

زند به سر زین عزا ، اگر ببیند خدا ، شکاف این سینه را

آه و واویلا

به کربلا خواهر از حرم آمد – کنار یاری که دست و پا میزد

به پیش چشمان او ، بریده میشد گلو ، گرفته دورش عدو

آو و وایلا

همینکه خم شد گلوی او بوسید – میان صحرا صدای او پیچید

غریب مادر حسین ، عزیز خواهر حسین ، بریده حنجر حسین

آو و واویلا


#قاسم_نعمتی

Tlgrm.Me/raziolhossein
19:40
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:10, 165.8 KB
19 July 2016
ش
02:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
257×196, 8.7 KB
حرم مطهر حضرت حمزه قبل از ویرانی توسط وهابیون ملعون

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ایا شهی که امیر سپاه عشق و وفایی
به قلب و دست و زبان، یاور رسول خدایی

کمالِ رکن و مقامی جمالِ حلّ و حرامی
عزیزِ خلق و خدایی مرادِ شاه و گدایی

به دوستی تو سوگند میخورند خلایق
چو ماه، بسکه سراپا کمال و نور و صفایی🔹

پس از علی ـ که کسی با علی قیاس نگردد ـ
تو دینِ باقیِ اسلام را دلیلِ بقایی

چو بشنود سپه کفر و خیلِ دین، رجزت را
بر این، نویدِ حیاتی بر آن، وعیدِ فنایی

گره بر ابروی خشم افکنی چو در صف هیجا
گره ز ابروی سالارِ انبیا بگشایی

شجاعت علوی داری و صفای حسینی
از آن سبب اسدالله و سیدالشّهدایی

جلالت تو همین بس که غصّه داشت پیمبر
که کاش چون دگران، حمزه داشت نوحه سرایی 🔹

چو شد ز تیشۀ کین، نخل قامت تو شکسته
عزا گرفت برایت پیامبر، چه عزایی!

صفیّه خواهرت آمد کنار نعش تو اما
هرآنچه کرد نظاره، ندید غیر عبایی

نه پاره پاره جگر دید و نه شکافته پهلو
نه جای نیزه و تیری نه زخم سنگ و عصایی

شوم فدای دل خواهری که همچو صفیّه
ندید نعش برادر، فقط شنید صدایی

ولی به جای عبا، تیر و سنگ و نیزه و شمشیر
فکنده بود چنان پرده بین آن دو جدایی

درون گودی مقتل ـ که دیده بود چه ها شد ـ
دوید و گشت و صدا زد: برادرم تو کجایی؟

توان شناخت تنی را که یک نشانه ندارد؟
نه سر نه جامه نه انگشتری نه کفش و ردایی

#حضرت_حمزه
#علیرضا_قاسمی
َ
tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه


حبیبی آجرک الله یا رسول الله
بکش زسینه خود آه یارسول الله

بریز اشک مصیبت که حمزه را کشتند
سر تو باد سلامت که حمزه را کشتند

بیا ببین که چها بر سرش نیاوردند
بیا ببین که چسان پاره پاره اش کردند

بیا کنار عموی خود آه و زاری کن
صفیه تا نرسیده زراه کاری کن

بگو دمی همه یاران از این دیار روند
که خواهر آمده نامحرمان کنار روند

نهان کن از نگه عمه اشکهایت را
به روی قامت حمزه بکش عبایت را

بگو به فاطمه چشمان عمه را گیرد
ببیند این بدن پاره پاره میمیرد

بگو برای صفیه زکربلای حسین
بگو زروضه زینب زروضه های حسین

تنی به روی زمین است در بر زینب
خدا کند که نباشد برادر زینب

فقط نه اینکه عبا بر تنش نیاوردند
لباس کهنه او را هم از تنش بردند

فدای سجده طولانی ات حسین من
بگو چه شد سر نورانی ات حسن من

صدای ناله زینب به پاست یاجداه
تن حسین به صحرا رهاست یاجداه

گلی که زینت دوش تو بود در همه جا
زسم اسب ببین توتیاست یاجداه

تنش مقطع الاعضا به خاک کرببلا
سربریده ندانم کجاست یاجداه

#حضرت_حمزه
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
20 July 2016
ش
00:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زمینه
#حضرت_حمزه

یاور پیغمبر، سپر پیغمبر
از غمت سوزاندی، جگر پیغمبر

خون شد از داغ تو ، چشم خیر البشر
می زند شیر حق، از غم تو به سر
.............
جسم تو غرق خون ، شد ز ظلم بی حد
پیکرت شد مثله ، چه به روزت آمد

شکر حق خواهرت ندیدت به این حال
مدینه کجا و کربلا و گودال
................
کربلا واویلا، خیمه ها واویلا
ناله می زد زینب، یا اخا واویلا

پیش چشم زینب ، زد حسین دست و پا
این به سر می زد و او سرش شد جدا


#علی_سلطانی
Tlgrm.me/raziolhossein
00:18
AUD-20160720-WA0000.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:11, 179.8 KB
ش
03:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه


بی حمزه سپاهم که سپهدار ندارد
پیغمبر اسلام علمدار ندارد

در خانه هر کشته عزایی شده بر پا
اما عمویم حمزه عزادار ندارد

تاریخ احد شاهد این است که تاریخ
نامردتر از هند جگرخوار ندارد

مثله زچه کردند پس از مرگ تنش را
با پیکر بی جان که کسی کار ندارد

پنهان بنمایید تنش زیر عبایی
چون خواهر او طاقت دیدار ندارد

آسوده بخواب ای اسدالله پس از تو
با خواهر تو کس سر آزار ندارد

بعد از تو عمو جان به اسیری نبرندش
بعد از تو غم کوچه و بازار ندارد

بعد از تو دگر کس نزند زخم زبانش
بعد از تو غم خنده انظار ندارد

یک لحظه مکن فکر پریشان شدنش را
این عمه مگر حیدر کرار ندارد

تا هست علی، خواهر نالان تو ترسه
همراهی نامحرم و اغیار ندارد

هیهات،علی باشد و بازوش ببندند
هر کس که علی داشت دل زار ندارد

در کرببلا هم چو علی بود اباالفضل
تاریخ که گفته است که تکرار ندارد

تا بود عمو با همه میگفت رقیه
با خیمه ما هیچ کسی کار ندارد

تا رفت اباالفضل حرم رفت به غارت
دیدند چو این قافله،سالار ندارد

بردند همه حمله سوی خیمه و گفتند
دیگر حرم عباس علمدار ندارد

#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
869×869, 30.0 KB
با یاد غم حمزه کسی صابر نیست
افسوس که آن حریم را حائر نیست
فرمود پیمبر که جفا کرده به من
هر زائر من که حمزه را زائر نیست

#سیدرضاموید

قال النبی:

"من زارني ولم يزر عمّي حمزه فقد جفانی
21 July 2016
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات_امام_حسین


آفرینش ز ازل سر به گریبان تو بود
چرخ گردون، چو یکی گوی به دامان تو بود

خاک پای تو گِل آدم و حوّا گردید
خضر از خانه به دوشان بیابان تو بود

رفت فرزند فدای تو کند ابراهیم
نوح را در دل دریا، غم طوفان تو بود

موسی آن دم که عصا بر دل دریا میزد
یکی از سوختگان لب عطشان تو بود

عیسی آن لحظه که بر اوج سما کرد عروج
نگهش سوی زمین، بر تن عریان تو بود

چشم یعقوب که بر یوسف خود می افتاد
یاد داغ پسر و دیده گریان تو بود

عضو عضو بدنت را چو نبی می بوسید
نگهش یکسره بر زخم فراوان تو بود

تن پاک تو به گودال و سرت زیب تنور
یاد آن شب، که دو جا فاطمه مهمان تو بود
نه فقط غربت تو بود شب یازدهم
صبح هم صحنه ای از شام غریبان تو بود

بعد از آنی که پیمبر دو لبت را بوسید
چوب، عاشق پی بوسیدن دندان تو بود

تا شبستان ابد یار و نگهدارش باش
"میثم" از صبح ازل، دست به دامان تو بود


#امام_حسین_مناجات
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
💮 ز جن و انس که ماوا به نشئتین داریم💮

💮تمام غرق گناهیم و یک حسین داریم💮

🌴السلام علیک یا اباعبدالله🌴
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم
🌷السلام علی الحسین🌷
🌷وعلی علی ابن الحسین🌷
🌷وعلی اولادالحسین 🌷
🌷وعلی اصحاب الحسین🌷

لبیک یاحسین

🌺اللهم عجل لولیک الفرج🌺
هدیه به ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات
ش
22:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
555×370, 91.1 KB
با ذکر حسین حسین صفا میگیرم
با تربت کربلا شفا میگیرم
آخر شب جمعه ای من انشاءالله
از دست رقیه کربلا میگیرم

#شب_جمعه
#امام_حسین

Tlgrm.Me/raziolhossein
24 July 2016
ش
03:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×332, 50.7 KB
یا امیر المومنین علیه السلام

ما را به لطف حضرت حیدر نمیبرند
در آتشی که بغض علی خالقش بود

#امیرالمومنین

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع
#شیخ_الائمه

کسی که حکم ولا از خود پیمبر داشت
دلی شبیه بهشت خدا معطر داشت

کسی که نور نگاهش زلال باران بود
میان قاب دوچشمش همیشه کوثر داشت

کسیکه نیمه ی شب حرمتش شکسته شد و
دلی شکسته و چشمی زغصه ها تر داشت

سه بار دشمن او قصد جان او را کرد
ولی ز ترس پیمبر از او نظر بر داشت

زمان سوختن درب خانه اش تنها
نفس نفس روی لبها نوای مادر داشت

دل خودش به کنار حرم سرایش سوخت
ز داغ اینکه در آن خانه چند دختر داشت

در آن کشاکش و در بین آن همه آتش
دلی به یاد غم کربلا چه مضطر داشت

به یاد ساعت آخر میان قربان گاه
که شمر آمد و قصد بریدن سر داشت

و باز پیش دو چشمان او مجسم شد
کسی که نیت حمله به سمت معجرداشت

#امام_صادق_شهادت
#محمدحسن_بیاتلو


Telgrm.me/raziolhossein
14:59
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع


جگری شعله شد و سوخت و خاکستر شد
شمع خاموش شد از باد و گُلی پرپر شد

باز هم زهر نشست و بدنی گشت کبود
باز یاسی به زمین ریخت و نیلوفر شد

مو سفیدی به زمین خورد و به او خندیدند
پیرمردی زِ نَفَس ماند و کمانی تر شد

خانه ی سوخته را بار دگر سوزاندند
باز تکرارِ غمِ آتش و دود و دَر شد

همه بر مرکب و من در پِیِ شان رویِ زمین
پشتشان آه فقط ناله یِ من مادر شد

دست من بسته و از داغِ غمت اُفتادم
یادِ دستت که به دنبالِ علی پرپر شد

یادِ دستان یتیمی که به اُمید پدر
بین زنجیر تَرَک خورد و کمی لاغر شد

گوشواره، گُلِ سر رفت زِ یادش اما
در عوض روضه ی او غارت انگشتر شد

#امام_صادق_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
15:01
#امام_حسین_ع


قبله نمای اهل ولا کربلای تو
دارد همیشه بوی خدا نینوای تو

تا تو دلیل راه منی گم نمی شوم
راه بهشت می رود از روضه های تو

عشق شما خوش است "من المهد الی اللحد"
خوشبخت آنکه پیر شد آقا به پای تو

پهلو زند به کوثر و تسنیم و سلسبیل
ته مانده ای ز چایی داغ عزای تو

حسن ختام بهتر از این میشود مگر ?
شد روسفید " جون" سیاه از دعای تو

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
شد پرچم خدا سر از تن جدای تو

از حنجر بریده ی خشکیدت ات هنوز
آید به گوش عالم هستی صدای تو

در شعله ی محرم تو کائنات سوخت
سنگ است آن دلی که نسوزد برای تو

"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
فانی است کل عالم و باقی بقای تو

#امام_حسین_مناجات
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سبک واحد/زمینه
شهادت امام صادق علیه السلام


مدینه و صحن بقیع
چه حالی داره این شبا
کنار قبر پسرش
گرفته فاطمه عزا

آروم آروم
از گوشه چشم ترش
میریزه اشک
رو خاک قبر پسرش


از غصه قلبش دریای خونه
برا عزیزش روضه میخونه

عزیز زهرا
امام صادق

بند۲

صبا با اشک دیده هات
برو به مصطفی بگو
به نور قلب فاطمه
خیلی جسارت کرد عدو

سواره بود
رو مرکبش خصم پلید
دنبال او
شیخ الائمه میدوید

به خون نشوندند دلای مارو
شبونه بردند آقای مارو

عزیز زهرا
امام صادق

بند۳


به غیر درد و خون دل
دیگه چیزی براش نموند
زخم زبون و طعنه ها
دل آقامونو شکوند

واویلتا
دشمن پست و بی حیا
به پیش او
به مادرش گفت ناسزا

اگرچه جون داد با قلب مضطر
از این همه غم راحت شد آخر

عزیز زهرا
امام صادق

بند۴

اهل مدینه که دل از
امام صادق بریدند
مثل بابای غریبش
به خونه اش آتیش کشیدند

خداروشکر
به پیش چشمای ترش
که دشمنش
سیلی نزد به همسرش

اما یه روزی شهر پیمبر
زهرا کتک خورد به پیش حیدر

غنفذ که اومد به سوی زهرا
از کارُ افتاد بازوی زهرا

وقتیکه غنچه از شاخه افتاد
میون کوچه شیش ماهه جون داد

زهرا یا زهرا


بند۵


با اینکه آخر زندگیش
با درد و غم شده تمام
خدارو شکر آقای ما
کفن شده با احترام

خدارو شکر
بیشتر از این جفا نشد
خدارو شکر
سر از تنش جدا نش

ولی حسینو بدجوری کشتن
سرش رو روی نیزه گذوشتن


به پیش چشم پر خون زینب
تن حسین شد پامال مرکب

عزیز‌‌ زهرا
حسین مظلوم

#امام_صادق_شهادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
15:52
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:28, 173.2 KB
15:52
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:18, 153.3 KB
ش
20:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع


پیرمردی بین آتش از نوا افتاده است
رهبری تنها میان کوچه ها افتاده است

با رخی نیلی به یاد مادرش فریاد زد
ماجرای کوچه بهرم خوب جا افتاده است

ضرب سیلی جای خود اما امان از ناسزا
پور زهرا دست مردی بی حیا افتاده است

دست بسته،مو پریشان،صورتش خاکی شده
با دلی پرغصه یاد کربلا افتاده است

دست بر زانو فقط میگفت: یازینب مدد
یاد آتش سوزیِ آن خیمه ها افتاده است

باز هم او مرد بودو هر دو دستش باز شد
یاد دسته بسته و شام بلا افتاده است

درد زینب این بُوَد در کل تاریخ بلا
کِی چهل منزل سر از پیکر جدا افتاده است

دخت حیدر دیدو کاری بر نمی آمد ز او
راس سلطان از سر نی زیر پا افتاده است

بی جهت سقا به نی سر برنمی گرداند چون
چشم نا محرم به ناموس خدا افتاده است

#امام_صادق_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:23
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع


باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
بوی دود است که در بیت ولا پیچیده

عده ای بی سرو پا دور حرم جمع شدند
باز هم، همهمه در کوچه ما پیچیده

آن طرف نعره شیطانیِ« آتش بزنید»
این طرف صوت مناجات و دعا پیچیده

خلوت پیرترین مرد مناجات شکست
حرف حمله ست که در زمزمه ها پیچیده

چکمه از پای درآرید حرم محترم است
عطرِ سجاده آقا کفِ پا پیچیده

آبرو دارد وپیراهنِ او را نکشید
پیرمرد است به پاهاش رَدا پیچیده


بین درگاهی خانه نفسش بَند آمد
گوئیا زمزمة فضه بیا پیچیده

شکر حق روسریِ دختری آتش نگرفت
چه صداهاست که در کرببلا پیچیده

هر چه سر بود که اینان همه بر نیزه زدند
پس چرا حرمله دور شهدا پیچیده؟

#امام_صادق_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
در خونمو سوزوندن به خدا
تو کوچه منو کشوندن به خدا
من زمین خوردم و خندیدن همه
حرمت منو شکوندن به خدا
.
.
ببینید میلرزه دست و پای من
ببینید بی رمقه صدای من
بچه هام دارن نگاهم میکنن
طنابو وا کنید از دستای من
.
.
کمتر ای نامردمون جفا کنید
این پر شکستمو رها کنید
مادرم داره تماشا میکنه
لا اقل ز فاطمه حیا کنید
.
.
همینه خواهش آخرم فقط
نزنید این همه آذرم فقط
حاضرم سر منو جدا کتید
ناسزا نگید به مادرم فقط

#امام_صادق_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
924×1280, 144.4 KB
این بار خاک را به نظر کیمیا مکن
بگذار خاک پای تو باشم ابوتراب

#حسین_نادری

Tlgrm.me/raziolhossein
25 July 2016
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع

داور مدارِ شیعه ؛ روَد سوی داورش
آتش زده ست زهر ؛سراپای پیکرش

آن زهر ؛گوشت های بدن آب کرده است
چیزی نمانده از بدن او؛ به جز سرش

عمری غریب بود ؛ولی ؛ وقت احتضار
اهل واعیال اوهمه اطراف بسترش

واکردپلک از هم وگفت ازنماز وبست
آخرکلام گفت به ساعات آخرش

می کرداگر که لب تر و می گفت تشنه ام
بودند جام آب به کف در برابرش

سوزم به تشنه ای که به ظهر ی در آفتاب
یک نم نداد آب کسی؛غیر خنجرش


#امام_صادق_شهادت
#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:57
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع


ازمهر؛ آسمان مدینه اثر نداشت
من سفره ام کباب؛ به غیر از جگر نداشت

(ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم )
جز داغ دل نصیب ؛ جگر بیشتر نداشت

بردند اگر به بزم عدو نیمه شب مرا
آن جا یزید و؛چوب تر وتشت زر نداشت

از کودکان لرزه به پیکر فتاده ام
یک تن؛ امید دیدن روی پدر نداشت

گویی مدینه رسم شده ؛ خانه سوختن
سهمی دگر ؛زمادر خود این پسر نداشت

غم نیست خانه ام اگر آتش گرفت ؛شکر
گر خانه سوخت ؛فاطمه ای در پشت در نداشت

#امام_صادق_شهادت
#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:03
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع


خونین دلی که با تو ستمگر به سر بَرَد
سر می برد، ولیک به خون جگر برد

آنجا که هیچ لب به حمایت نگشت باز
مظلوم،  داوری  به  برِ  دادگر  برد

بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک
اینگونه ارث مادر خود را پسر برد

مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب
از  نزد  چند  کودک  لرزان  پدر  برد

کردند دست خویش به سوی خدا بلند
تا بابشان ز دست عدو جان به در برد

دیگر امید آمدن من کسی نداشت
یک  تن  نبود  در  بر  آنان  خبر  برد

ای دادگر خدای غیور، این روا مدار
تا نام پاک مادر ما، بی پدر برد

#امام_صادق_شهادت
#علی_انسانی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دوّمین بار است در شهر نبی ، در سوخته
خانه ی امنی به دست یک ستمگر سوخته

کمتر از خون گریه کردن حقّ این مرثیّه نیست
کآستان صادق آل پیمبر سوخته 

ارث زهرایی این آقاست که کاشانه اش
بین شهر مادری چون بیت مادر سوخته

او نمی سوزد میان شعله ها و مانده ام
با جسارت ، عدّه ای گفتند کوثر سوخته 

آتشی که از در و دیوار بالا رفته است
بی گمان بر غربت اولاد حیدر سوخته

هم بلاهایی که مادر دیده پیرش کرده است
هم دلش بهر بنی الزّهرا مکرّر سوخته

شک ندارم هر زمانی آب دیده ، ساعتی
گوشه ای رفته به یاد حلق اصغر سوخته

بس که می پیچد به خود از سوزش زهر جفا
پیکر شیخ الائمه ، پای تا سر سوخته

چشم های اهلبیتش کاسه ی اشک ست وخون
بیشتر از هر کسی موسی بن جعفر سوخته

سالیانی پیش تر از قومشان در کربلا
خیمه و پیراهن و دامان و معجر سوخته


#امام_صادق_شهادت
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
26 July 2016
ش
23:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع



شب بود ناگهان همه جا پر ز دود شد

بیت الحرام فاطمه جایِ یهود شد

نامرد تا که دید عزیز مدینه ام

بر این شکوهِ مادریِ من حسود شد

سجاده ام کشید و نماز مرا شکست

با ضربه ای قیام نمازم سجود شد

وقتی به رویِ خاک تنم را کشید و بُرد

جای عمامه دورِ گلویم کبود شد

بار دگر مدینه و یک مرد بد دهن

آنچه سزای آل پیمبر نبود شد

در بین شعله ناله زدم عمه جان کمک

در پیش دیده آتش خیمه شهود شد

شکر خدا ندید کسی سر برهنه ام

بر حفظ آبرو شب تاریک سود شد

آنکس که بین کوچۀ باریک ضربه خورد

داند چرا دو گونۀ مادر کبود شد

#قاسم_نعمتی
23:12
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع



ز هر طرف به کمان تیر غم  زمانه گرفت
دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت

چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند
ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت

هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد
که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت

سپاه کفر به کاشانه ام حجوم آورد
مرا بزمزمه و ناله شبانه گرفت

زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را
دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت

سر برهنه و پای پیاده برد مرا
پی اذیت من بارها بهانه گرفت

هنوز خستگی راه بود در بدنم
که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت

هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد
مرا بموج غم از مردم زمانه گرفت

چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول
که گه بزهر جفا گه به تازیانه گرفت

گرفت تاسمت نوکری زما«میثم»
مقام سروری و جاودانه گرفت

#امام_صادق_شهادت
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
23:13
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع

بي حيا آخر چرايم مي بري؟
مي كشي از چه كجايم مي بري؟

دست بسته پا برهنه دل غمين
بي عمامه بي ردايم مي بري

پير مردم قد كمانم مو سپيد
پا پياده از جفايم مي بري

مي كشاني ام به سوي قتلگاه
خود به مركب از قفايم مي بري

من سفير ناله هاي حيدرم
داغدار لاله هاي بي سرم

***

كينه و بغض تو را آماده ام
اين تو و اين تار و پود پيكرم

ارباً اربا كن بسوزان جسم من
بعد از آن بر باد ده خاكسترم

هر چه ميخواهي بياور بر سرم
ناسزا اما مگو بر مادرم

Tlgrm.me/raziolhossein
23:15
#شهادت_امام_جعفر_صادق_ع


از كار غربتت گره‌اي وا نمي‌كند
اين شهر ، با دل تو مدارا نمي‌كند

اين شهر ، زخم بي‌كسي‌ات را...عزيز من
جز با دواي زهر مداوا نمي‌كند

اين شهر ، در ميان خودش جز همين بقيع
يك جاي امن بهر تو پيدا نمي‌كند

اينجا اگر كسي به سوي خانه‌ات رود
در را به غير ضرب لگد وا نمي‌كند

اين شهر ، شهرِ شعله و هيزم به دستهاست
با آل فاطمه به جز اين تا نمي‌كند

ابن ِربيع ِ پست چه آورده بر سرت؟
شرم و حيا ز سِنّ تو گويا نمي‌كند

بالاي اسب در پيِ خود مي‌كشاندت
رحمي به قامتِ خَمَت امّا نمي‌كند

تا مي‌خوري زمين به تو لبخند مي‌زند
اصلاً رعايت رَمَقت را نمي‌كند

زخم زبانش از لب شمشير بدتر است
يك ذرّه احترام به زهرا نمي‌كند

#امام_صادق_شهادت
#علی_صالحی

Tlgrm.me/raziolhossein
23:16
#شهادت_حضرت_امام_جعفر_صادق_علیه_السلام
منم آن دل که زِ داغِ تو به دریا می زد
روضه ات شعله به دامانِ ثریا می زد

مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند
پیرمردی که نَفَس در پِیِ آنها می زد

آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو
خنده بر بی كسی ام دشمنِ زهرا می زد

نیمه جانی كه در آتش پیِ طفلانش بود
شعله وقتی زِ درِ سوخته بالا می زد

آه از آن بزمِ شرابی که به یادم آورد
داغ آن زخم که نامرد به لب ها می زد

یاد آن طفل که زنجیرِ تنش مانع بود
تا ببیند که لبِ چوب کجا را می زد

همه ی قدرت خود جمع نمود اما دید
خیزران را به لبِ زخمی بابا می زد

تَرکه اش گاه به رُخ گاه به دندان می خورد
در عوض عمه ی ما بود که خود را می زد

#امام_صادق_شهادت
#حسن_لطفی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_حضرت_امام_جعفر_صادق_علیه_السلام
آتش گرفته بارِ دگر آشیانه ات
چون شعله ها گرفته ام امشب بهانه ات

هر گوشه ای كه می نگرم خاطراتِ توست
اینجا پُر است گوشه به گوشه نشانه ات

دیوار و دود و آتش و لبخندهای شوم
حالا شده ست خانه ی من روضه خانه ات

امشب كه كودكان زِ پِی ام گریه می كنند
اُفتاده ام به یادِ تو و نازدانه ات

یك سو تویی و عمه ام و گریه های او
یك سو كسی كه باز زند تازیانه ات

آخر جدا شد از كفِ تو دامنِ علی
ای وایِ من شكسته مگر دست و شانه ات

#امام_صادق_شهادت
#حسن_لطفي

Tlgrm.me/raziolhossein
27 July 2016
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 #شهادت_امام_صادق

تنها نشد ززهر ستم آب، پیکرت
یک عمر ریخت آتش اندوه بر سرت

هر روز بود روز تو از دود آه شب
هر لحظه ریخت خون دل از دیدۀ ترت

چشمت زدور بود به ذریّۀ رسول
بردند سوی مقتلشان از برابرت

آن شب که شعله گشت زکاشانه ات بلند
یاد آمد از شکستن پهلوی مادرت

بردند دست بسته تو را چون علی، ولی
سیلی نخورد پشت در خانه همسرت

خصمت نگاه داشت سه ساعت به روی پا
دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت

تیغ ستم سه بار به قتلت کشیده شد
دیگر نخورد چوب به لب های اطهرت

بودند اهل بیت تو بعد از تو بس عزیز
دیگر اسیر خسم نگردید دخترت

این غم مرا کشد که به شهر مدینه نیست
جز بوسۀ نسیم به قبر مطهّرت

غربت نگر که پشت در بستۀ بقیع
صورت نهد به دامن دیوار، زائرت

در حیرتم چگونه کفن شد جنازه ات
چیزی نمانده بود زاندام لاغرت

(میثم) گدای تواست مرانش زکوی خویش
ای مهر و مه دو خاک نشین سائل درت

#امام_صادق_شهادت
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:17
#شهادت_امام_صادق

گرچه در خاک رفت، پیکر تو
دیگر از تن جدا نشد سر تو

دود آتش زخانه ات برخاست
پشت در جان نداد همسر تو

ظلم بر عترتت رسید ولی
به اسیری نرفت دختر تو

بدنت آب شد ززهر، ولی
تازیانه نخورد خواهر تو

قامتت گشت خم ولی نشکست
پشت تو در غم برادر تو

ظلم دیدی ولیک کشته نشد
کودک شیرخواره در بر تو

سوخت قلبت ولی نشد صد چاک
تن فرزند در برابر تو

زهر دادند بر تو لیک نخورد
چوب کین بر لب مطهّر تو

سوخت پا تا سرت ززهر ولی
پاره پاره نگشت پیکر تو

می سزد در غم تو گریه کند
چشم شیعه به جدّ اطهر تو

بوده یک عمر در عزای حسین
اشک، جاری زدیدۀ تر تو

نه از این غم سرشک (میثم) ریخت
اشک خونین زچشم عالم ریخت


#امام_صادق_شهادت
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:25
#شهادت_امام_صادق


آسمان است و زمین دور سرش می گردد
آفتاب است و قمر خاک درش می گردد

این قد و قامت افتاده درخت طوباست
این محاسن به خدا آبروی دین خداست

این حرم، خانه ی زهراست، نسوزانیدش
ان حسینیّه ی دنیاست، نسوزانیدش

شعله پشت حرم « فاطمه زاده »نبرید
پسر فاطمه را پای پیاده نبرید

آی مردم بگذارید عبا بردارد
پیر مرد است خمیده است عصا بردارد

هم عصا نیست که او تکیه به جایی ببرد
هم عبا نیست که سر زیر عبایی ببرد

ببریدش، ببرید، از وسط مردم نه!
هرچه خواهید بیارید، ولی هیزم نه

بگذارید لبش یاد پیمبر بکند
وسط شعله کمی « مادر، مادر » بکند

از مسیری ببریدش که تماشا نشود
چشمی از این در و همسایه به او وا نشود

اصلاً این مرد مگر پای دویدن دارد؟
پیر مردی که خمیده است کشیدن دارد؟!

اگر آهسته نیارید، تنش می افتد
بارها پشت سواره بدنش می افتد

شعله ی تازه به چشمان غمینش نزنید
آسمان است و در این کوچه زمینش نزنید

شاید این کوچه همان کوچه ی زهرا باشد
شاید آن کوچه ی باریک همین جا باشد

شاید این کوچه همان جاست که زهرا افتاد
گرچه هم دست به دیوار شد امّا افتاد!

#امام_صادق_شهادت
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
01:27
#شهادت_امام_صادق


افتاده خزان در چمن حضرت صادق
یثرب شده بیت الحزن حضرت صادق

افسوس که از آتش زهر ستم خصم
شد آب تمام بدن حضرت صادق

بالله قسم اهل مدینه نشنیدند
جز حرف خدا از دهن حضرت صادق

افسوس که دیگر عرق مرگ نشسته
بر برگ گل یاسمن حضرت صادق

سر تا به قدم گوش شده شهر مدینه
در آرزوی یک سخن حضرت صادق

جا دارد اگر در غم آن پیکر رنجور
خون گریه کند پیرهن حضرت صادق

مسموم شد از زهر، ولی زیر سم اسب
پامال نگردید تن حضرت صادق

گردید در غصه به روی همگان باز
شد بسته چوبند کفن حضرت صادق

قبر و حرم و زائر او هر سه غریبند
در شهر و دیار و وطن حضرت صادق

(میثم) همه گریان حسینند اگر چه
گریند به یاد محن حضرت صادق

#امام_صادق_شهادت
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
01:32
#شهادت_امام_صادق

آن طایر بهشتی تنها در آشیانه
چون شمع در دل شب می سوخت عاشقانه

سوزش شرار سینه، ذکرش ترانه ی دل
آهش به اوج افلاک اشکش برخ روانه

کی دیده زاهدی را وقت عبادت شب
با دست بسته دشمن بیرون برد ز خانه

او با کهولت سن با قامت خمیده
این با قساوت قلب در دست تازیانه

کاهیده بُد تن او کز بهر کشتن او
منصور لحظه لحظه بگرفت از او بهانه

آن زادۀ پیمبر ارثیّه اش ز حیدر
این بود کز سرایش آتش کشد زبانه

هر چند خانه اش سوخت از دود و شعله افروخت
دیگر نخورد یارش سیلی در آستانه

آوخ که کشت منصور او را به زهر و انگور
دردا که گشت خاموش آن گریۀ شبانه

هفتاد سال عمرش هفتاد سال غم بود
هر لحظه دید بیداد از فتنۀ زمانه

آن عزّت رفیعش آن غربت بقیعش
جز تلّ خاک نبود از قبر او نشانه

«میثم» اگر چه در خاک مدفون شد آن تن پاک
تا روز حشر باشد این نور جاودانه

 
#امام_صادق_شهادت
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein‌
ش
08:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_صادق


همان امام که احیا نمود مکتب را
بناگداشت به عالم ستون مذهب را

به علم و حكمت و ایمان خویش روشن کرد
درآسمان امامت هزار کوکب را

زانقلابِ کلامش،کمال حاصل شد
نجات داد ز بیداد ، هر معذّب را

به نورِ علم وعمل پرورید درعالم
هزارها خلفِ صالح و مهذّب را

بنای حوزه اگر باقر العلوم گذاشت
به فقه جعفری آراست صادقش لب را

حیات مکتب شیعه حدیث وقرآن است
که هردوعلتِ بالندگيست مذهب را

زبعدکرب و بلا،بعد باقر وسجاد
شکست صادق دین پشت ظلمتِ شب را

میان محفل علمی ز ظلم دشمن گفت
به اهلبیت،هدایت نمود اغلب را

رواج داد که راه عروج ما روضه ست
ادا نمود حقوق حسین و زینب را

گناه شیخ الائمه چه بود ای مردم
شکست دشمن او آن دلِ مقرّب را

شبیه حیدر کرار دست او بستند
شبیه فاطمه در شعله گفت،یارب را

دوباره وقت نمازو هجوم نامردان
دوباره بی ادبی سیدی مؤدب را

چرا کسی نگران امام پیرش نیست
کجاست دادرسی،غربت لبالب را

میان آنهمه شاگرد،یکنفر نشنید
صدای بغض گلوی رئیس مذهب را

امام مفترض الطاعه را پیاده کشاند
برای خویش مهّیا نمود مرکب را

به روی صادق دین ناسزا زبانم لال!
خدا عذاب کند دشمن مکذب را

بیاد تاول پای سه ساله که افتاد
مرورکردهمه روضه های آنشب را


#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
28 July 2016
ش
00:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
دارد ميان هيئت خود گريه ميكند

با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند

با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند

دارد براي غربت خود گريه ميكند



آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت

بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت



مشعل به دستها وسط خانه ريختند

يك عده بي هوا وسط خانه ريختند

اموالِ خانه را وسط خانه ريختند

جمع ِحسودها وسط خانه ريختند



بين نماز بود و مجالش نداده اند

حتي امان به اهل و عيالش نداده اند



بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است

ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است

تنها ميان درد سر و يادِ مادر است

افتاده است پشت در و يادِ مادر است



شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد

بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد



اين پير ِسالخورده عصا بر نداشته

آرام تر هنوز عبا بر نداشته

نعلين خويش را به خدا بر نداشته

شيخ ِ حرم عمامه چرا بر نداشته



اورا كشان كشان وسط كوچه ميكِشند

در پيش اين و آن وسط كوچه ميكِشند



اين غُصه را به نام مدينه سند زدند

بر آه آهِ خستگي اش دستِ رد زدند

در كوچه ها چقدر به آقا لگد زدند

ميگفت نام فاطمه و حرف بد زدند



از بس دويده خميده شده،بي رمق شده

اين پير ِمردِ غمزده خيس ِ عرق شده



گيرم خميده در بر انظار رفته است

پاي برهنه از سر بازار رفته است

گيرم به پاي هر قدمش خار رفته است

با دستِ بسته مجلس اغيار رفته است



شكر خدا كه پيرهنش پا نخورده است

در زير چكمه ها بدنش پا نخورده است


#امام_صادق_شهادت
#محمد_جواد_پرچمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_صادق


دم آخر به برم زود بیا مادرجان
تا کنم سفره دل پیش تو وا مادرجان

همه اعضای تنم مثل تنت آب شده
بین بستر بنگر حال مرا مادرجان

سوخت چون خانه تو خانه و کاشانه من
میزدم در وسط شعله صدا مادرجان

سوختن ارثیه مادری ماست ولی
صورت حور کجا شعله کجا مادرجان

نه فقط آن شب و نه آن صحنه، خدا میداند
روضه خوان تو شدم در همه جا مادرجان

یاد کردم ز کتک خوردن تو ،تا گفتند
میزدند پیرزنی را زجفا مادرجان

گفته بودم به همه مادر مارا کشتند
قنفذ و ضرب غلافش به خدا مادر جان

گفته بودم به همه بعد پییمبر شده بود
کار تو گریه به هر صبح و مسا مادرجان

گفته بودم به همه رکن تو را بشکستند
با همان ضرب در و ضربه پا مادرجان

گفته بودم به سرت پارچه ای می بستی
بعد از آن واقعه کوچه چرا مادرجان

گفته بودم به همه ناحلة الجسم شدی
شبهی ماند فقط از تو به جا مادرجان

گفته بودم به همه مادر ما غش میکرد
دم به دم بود چنین حال شما مادرجان

گفته بودم که شکست و به روی خاک افتاد
گوشوار تو زسیلی جفا مادر جان

گفته بودم که از آن هیزم نیم سوخته، هست
نزد ما ،تا برسد مهدی ما مادر جان

#امام_صادق_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:33
#شهادت_امام_صادق
#دودمه


مادرم فاطمه ، دریاب مرا جان حسین       جگرم پاره شده

می زنم ناله به یاد لب عطشان حسین    جگرم پاره شده
01:35
#شهادت_امام_صادق


یا رب از زهر جفا پا تا سرم آتش گرفت
سوختم پرپر زدم بال و پرم آتش گرفت

پوستی بر استخوانی مانده باقی از تنم
همچو شمعی آب گشتم پیکرم آتش گرفت

من همان فرزند زهرایم که از جور عدو
خانه ام چون بیت زهرا مادرم  آتش گرفت

بر روی سجاده بودم نیمه شب گرم دعا
ناگهان دیدم همه دور و برم آتش گرفت

کودکان را دیدم از این سو به آن سو در فرار
گریه کردم انقدر چشم ترم آتش گرفت

پا نهادم بین آتش زیر لب گفتم حسین
یادم آمد عصر عاشورا حرم آتش گرفت

یک بیابان دشمن و یک مشت طفل بی پناه
خاطرم بر عمه های مضطرم آتش گرفت

دختری فریاد می زد سوخت عمه دامنم
دیگری می گفت عموجان معجرم آتش گرفت

دختری این راز را کنج خرابه فاش کرد
در میان شعله ها موی سرم آتش گرفت

از میان آنچه غارت شد دل پر درد من
بیشتر بر گاهوار اصغرم آتش گرفت

مادرش در پشت خیمه ناله می زد اصغرم
تو نبودی آب خوردم حنجرم آتش گرفت

#امام_صادق_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:47
#شهادت_امام_صادق


بنگر به بیت شعله ورم وای مادرم
آتش گرفته بام و درم وای مادرم

آتش زدند خانه من را و زنده شد
یادت دوباره در نظرم وای مادرم

گاهی به فکر ضرب غلاف مغیره ام
گاهی به فکر میخ درم وای مادرم

پای پیاده در پی مرکب نفس زنان
بردند مرا چنین زحرم وای مادرم

بستند دستهای من اما کتک نخورد
در کوچه همسرم به برم وای مادرم

دیدم چو تازیانه ابن ربیع را
ناله زدم من از جگرم وای مادرم

دستم که بسته بود دفاعی نداشتم
حتی یکی نشد سپرم وای مادرم

شکر خدا که وقت زمین خوردنم نبود
در کوچه همرهم پسرم وای مادرم
#امام_صادق_شهادت
#حسین_میرزایی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_صادق

باز هم نوبتِ مدینه شُدو
در غَمَش باز کربلا میسوخت
باز در کوچه یِ بنی هاشم
خانه ای بینِ شعله ها میسوخت

نیمه شب ریختند در خانه
مو سپیدی به ریسمان بستند
درِ آتش گرفته را اما
ناگهان رویِ کودکان بستند
َ
به پَرِ دامنی ولی اینبار
آتشِ چوبِ شُعله وَر نگرفت
پدر از خانه رفت شُکرِ خدا
پهلویِ او به میخِ در نگرفت

نَفَسَش بند آمده نامرد
در پِیِ خود دوان دوان نَبَرش
پیرمرد است میخورد به زمین
بینِ کوچه کِشان کِشان نَبَرش

شرم از رنگِ این محاسن کُن
رحم کُن حالِ کودکانش را
این چنین رفتن و زمین خوردن
درد آورده اُستُخوانش را

حق بده که به یادِ او انداخت
گَرد و خاکی که بر محاسن داشت
مادرش را که تا درِ مسجد
داغِ بابا عزایِ محسن داشت

حق بده که به یادِ او انداخت
عرقِ سردِ رویِ پیشانیش
خونِ رویِ جبینِ جدش را
عمه و رنجِ کوچه گردانیش

حق بده که به یادِ او انداخت
عمه اش را گُذر گُذر بردند
از مسیری که ازدحام آنجاست
یعنی از راهِ تنگ تر بردند

حق بده که به یادِ او انداخت
گیسوانش که خاک آلود اند
گیسویی را که در دلِ گودال
غرقِ خون رویِ خاکها بودند

رویِ این کوچه ای که از سنگ است
همه جایش نشانیِ او بود
یادِ یک حنجر است این دفعه
نوبتِ روضه خوانی او بود

هرچه او بیشتر نَفَس میزد
بیشتر می زدند زینب را
تیغ شان مانده بود در گودال
با سپر می زدند زینب را

سَرِ شب کودکان همه در خواب
تا سحر میزدند زینب را
یک نفر در میانِ گودال و
صد نفر میزدند زینب را


#امام_صادق_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

بند۱

به خدا که‌ دشمنم قلب منو آزرد
چجوری آخر گل عمر منو پژمرد
خونمو آتیش زد و از تو خونه منرو
نیمه ی شب با سر و‌پای برهنه برد

دنیا شده برام قفس خدا کنه بشم رها
دیگه بریدم ای خدا از این همه جور و جفا


دلم از درد و غم خونه دیگه بار سفر بستم
منم از مردم این شهر مثه بابام علی خستم


غریب آقام غریب آقام
غریب آقام غریب آقام

بند۲

داره میسوزه خونه ام خیلی پریشونم
برای اهل و عیالم زار و گریونم
تو سواره من پیاده ای عدو رحمی
یه کمی آهسته تر دیگه نمیتونم

با کتک و با طعنه هات پی آزردن منی
دارم میام ای بی‌حیا دیگه چرا تو میزنی

تو داری میزنی منرو چقدر ناروا میگی
چرا ای بی حیا دیگه به زهرا ناسزا میگی


غریبم آقام غریب آقام
غریب آقام غریب آقام

بند۳

خسته ام از این همه جور و جفا دیگه
میمیرم از ماتم کرببلا دیگه
جون میدم و جسم بی جونم میدونم که
نمیشه پامال سم مرکبا دیگه

اما عدو تو کربلا اسبارو نعل تازه زد
با تن بی جون حسین خدا میدونه ک چه کرد

سرش رو نیزه و جسمش به زیر دست و پاها رفت
حتی پیراهن پاره اش بمیرم که به یغما رفت


حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم


بند۴

دوست دارم عبد شما باشم حسین جانم
کبوتر روضه ها باشم حسین جانم
دلخوشی نوکرت امسال یه کاری کن
عرفه کرببلا باشم حسین جانم

من آرزومه یا حسین نوکر نوکرات بشم
همین روزا خدا کنه زائر کربلات بشم

تو فراق حرم موندم تو دل من یه احساسه‌
برات کربلای من گیر امضای عباسه

حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم

#امام_صادق_شهادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
10:12
AUD-20160728-WA0016.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:07, 187.8 KB
ش
14:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زخمی که هست بر جگر من جدید نیست
سوزانده جانم و به اجل هم امید نیست

آتش کشیده اند در خانه مرا
این کارها ز دشمن حیدر بعید نیست

شیخ الائمه را وسط کوچه می کشند
اینجا کسی به فکر من موسپید نیست

گشته مدینه کرببلایی دگر، ولی
داغی شبیه داغ حسین شهید نیست

این لشگری که از در و دیوار آمدند
دل سنگ تر ز لشگر پست یزید نیست

وحشت زده اگر شده اند اهل خانه ام
اما خبر ز ضربت دستی پلید نیست

دیگر خبر ز خصم لعینی که بی هوا
معجر ز روی عترت طاها کشید نیست

اصلا تمام آنچه که دیدم، برابر
آن صحنه ای که عمه سادات دید نیست

والشمر جالس به روی سینه ی حسین
رحمی به قلب آنکه سرش را بُرید نیست

عالم فدای خواهر مظلومه ای که گفت :
گشته تن برادر من ناپدید... نیست
.
#امام_صادق_شهادت
#محمود_مربوبی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بند۱

شور
واحد
امام حسین علیه السلام

مجنون حال و هواشم شب جمعه کربلا
الهی که من فداشم شب جمعه کربلا
دارم از دوری میمیرم ببین اربابم حسین
از خودت میخوام که باشم شب جمعه کربلا


از فراغ حرم شدم زار و حزین
حال و روز منرو آقا خودت ببین
نوکرت بدجوری دلش تنگه توعه
دعای هر روز و شبم شده همین

اللهم الزقنا زیارة الحسین

بند۲

بشه ای کاش سرم آقا به فدای تو حسین
اول و آخرم آقا به فدای تو حسین
همه دارو ندار پدر و مادرمند
پدر و مادرم آقا به فدای تو حسین

ریزه خور تو ای شه کرم شدم
نوکری تو بود که محترم شدم
به همین زودیا منو ببر حسین
خیلی بی قرار تو و حرم شدم


اللهم الرزقنا زیارة الحسین


بند۳

من پریشان تو هستم یا اباعبدالله
دیده گریان تو هستم یا اباعبدالله
بشناسند همه عالم دین و ایمانم رو
من مسلمان تو هستم یا اباعبدالله


آبرو دارم از عنایتت حسین
روزیم میرسه از کرامتت حسین
به جون مادرت نزار تا بمونه
به دلم حسرت زیارتت حسین

اللهم ارزقنا زیارت الحسین

بند۴

اینکه نوکر تو هستم آبرومه آقاجون
عکس بین الحرمینت روبه مه آقاجون
لحظه ی آخر عمرم چقدر خوب میشه
توی کربلا بمیرم آرزومه آقاجون


گرفتی دستمو رها نکن آقا
ز خودت جدا نکنه آقا
حرمت رویای شب و روز منه
منو محروم از کربلا نکن آقا

اللهم ارزقنا زیارت الحسین

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
20:35
AUD-20160728-WA0002.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 191.4 KB
20:36
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:54, 126.8 KB
29 July 2016
ش
00:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خدا کند کسی از تو مرا جدا نکند
من و جدایی از لطف تو! خدا نکند

به اعتبار تو بر من خدا نظر دارد
بدون واسطه یک ذره اعتنا نکند

میان من و خدا بس گناه مانع شد
بجز رضای تو او را ز من رضا نکند

من و شفای نگاه طبیب بالدوار
حکیم، درد ببیند چرا دوا نکند

مگو که دوست به چیزی نمیخرد ما را
کریم، ترد ، ز دربار خود، گدا نکند

اگر مرا تو نمیخواستی چرا خواندی
کسی که کار ندارد بخود صدا نکند

خدا نیاورد آنکه بیافتم از چشمت
فغان از اینکه امامم مرا دعا نکند

برای مسح قدومت طهارتی باید
وگرنه بوسه ز پایت بما وفا نکند

نمیخورد به بزرگی تو،به این زودی
دوباره روزی این جمع، کربلا نکند

#امام_حسین_مناجات
#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام



از جد من چرا عدوی من حیا نکرد
اصلا زهیچ ظلم و جسارت ابا نکرد

از من بغیر خوبی و مهر و وفا ندید
بر من ولی ز کینه بغیر از جفا نکرد

این روزگار پست زخوبان روزگار
خوبی زیاد دید ولی خوب تا نکرد

من نیمه شب به ذکر و نماز و دعا ولی
او اعتنا به ذکر و نماز و دعا نکرد

پای برهنه از پی مرکب مرا دواند
از سن و سال و موی سپیدم حیا نکرد

آتش زدن به خانه ما تازگی نداشت
در خانه علی مگر آتش بپا نکرد؟

بردند دست بسته مرا همچو جد من
اما دگر به همسر من کس جفا نکرد

سیلی نخورد همسرم، او را که هیچکس
نقش زمین دگر وسط کوچه ها نکرد

دشمن کشید تیغ پی قتل من ولی
راس مرا جدا ز تنم از قفا نکرد

باز هم کشید تیغ پی کشتنم ولی
صد پاره پیکرم ز دم تیغ ها نکرد

بار دگر نمود عدو قصد جان من
اما سر مرا به سر نیزه ها نکرد

من را شبانه برد نه به مجلس شراب
چوب جفا دگر به لبم آشنا نکرد

#امام_صادق_شهادت
#محمد_معارفوند

Tlgrm.me/raziolhossein
03:21
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام


عمری از نامردی و پستی این دنیا گریست
صبر کرد و صبر کرد و صبر کرد اما گریست

یار تنهایان شد و همدرد بهر دردمند
با دلی پر درد، اما ماند خود تنها گریست

بی عبا با ظلم بردندش ز صحن خانه اش
دخترش با دیدن این صحنه بر بابا گریست

تا زدند آتش در کاشانه را قلبش شکست
یاد پهلوی شکسته کرد، بر زهرا گریست

یاد آن لحظه که زهرا پشت درب خانه بود
ناگهان افتاد با ضرب لگد از پا گریست

دست بسته تا که بردندش میان کوچه ها
یاد کوچه یاد دست بسته مولا گریست

دخترش ترسان و لرزان بود، آقا تا که دید
یاد طفلان حسین و زینب کبری گریست

هم دعا میکرد بر گریه کن جدش حسین
هم به یاد گریه جدش در عاشورا گریست

گاه یاد راس از پیکر جدا بر نیزه ها
گاه یاد پیکر عریانِ در صحرا گریست

گاه از داغ رباب و اصغر ششماهه اش
گاه از داغ علیِ اکبر لیلا گریست

دیده اش از اشک دریا گشت و بر این داغ که
تشنه لب شد کشته جدش بر لب دریا گریست

#امام_صادق_شهادت
#محمد_معارف_وند

Tlgrm.me/raziolhossein
03:33
#شهادت_امام_صادق


کس از دل امام غریبم خبر نداشت
با او مدینه هم سر یاری دگر نداشت

سوگند میخورم به مظلومی علی
دنیا زآل فاطمه مظلومتر نداشت

از آن زمان که سوخت در خانه علی
آتش زدرب خانه شان دست بر نداشت

آتش کجا و خانه فرزند مصطفی
آنروز روزگار مسلمان مگر نداشت

تنها نه روزها پی آزارش آمدند
شبها امان زدشمن بیدادگر نداشت

گرم دعا و راز نیاز شبانه بود
مهلت ولی برای دعای سحر نداشت

آتش زدند خانه او را ولی دگر
بر سینه اش جراحتی از میخ در نداشت

بردند دست بسته اش از خانه با عذاب
حتی عبا به دوش و عمامه به سر نداشت

میزد نفس نفس پی مرکب ولی چه سود
آهش به قلب سنگ عدویش اثر نداشت

پایش برهنه بود ولی جای شکر داشت
چون خاک کوچه خار مغیلان دگر نداشت

بیچاره دختری که روی خار میدوید
بیچاره عمه اش که از او خبر نداشت

پایش که خسته بودو دو دستش که بسته بود
در زیر تازیانه دشمن سپر نداشت

دختر به هر خطر به پدر میبرد پناه
آن دختر سه ساله بمیرم پدر نداشت

از درد گوش پاره اگر ناله میکشید
بر گوشوار رفته به غارت نظر نداشت

تا دید در خرابه لب چاک خورده را
لب را گذاشت بر لب بابا و برنداشت

#امام_صادق_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام

مولای من سلام خدا هدیه محضرت
گلبوسه ی ملايکة الله بر درت

یا صادق الائمه که قران ناطقی
عالم فدای آن نفس روح پرورت

تا از تو کسب فیض کنند ای شکوه علم
زانو زنند خیل ملک پای منبرت

بر کرسی خطابه لبت چونکه باز شد
باغ بهشت مصطفوی شد معطرت

از تو گرفت درس بصیرت ابوبصیر
صدها زراره کاتب و اندیشه گسترت

سرچشمه ی زلال حقیقت کلام توست
شد جرعه نوش ، علم و فضیلت ز کوثرت

معراج توست علم و در آن سیر نور شد
هفت آسمان عالم معنا مسخرت

تنها جهاد ، عرصه ی شمشیر و تیغ نیست
روز ازل جهاد سخن شد مقدّرت

در دست تو کتاب خدا بود ذوالفقار
فقه و اصول ، نیزه و شمشیر دیگرت

مدیون توست مکتب شیعه الی الأبد
در این جهاد ، لطف خدا بود یاورت

دشمن که بست دست یداللهی تو را
رد شد تمام خاطره ها از برابرت

رفتی سرِ برهنه و پای پیاده لیک
سیلی نخورد پیش تو در کوچه همسرت

در طول عمر ، داغ فدک با دل تو بود
می زد حدیث حادثه زخم مکررت

باشد برای اهل ولا ، جلوه ی حضور
در گوشه ی بقیع ، مزار مطهرت

گاهی نگاه کن به دل بیقرار من
دست «کمیل » دامن تو ، جان مادرت

#شهادت_امام_صادق
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
⚜زمینه ی شهادت امام صادق ع:

بند اول:

دوباره کوچه ای پر از
شعله و دود و هیزمه
آتیش زدن از قدیما
عادت این نامردمه

آه بلندی از غم و
از این زمونه می کشه
وقتی دوباره از دری
شعله زبونه می کشه

دستاشو بستن و پای برهنه می دوید
دشمن بابغض و باکینه طناب و میکشید
زخمی بود و صدای ناسزا رو می شنید

وای با صورت نقش زمینه
وای همه ی غصه هاش همینه
وای درده مادر و می بینه

بند دوم:

تو کوچه های تنگ شهر
داغ دلش تازه شده
بغضی دوباره تو گلوش
بی حد و اندازه شده

تو لحظه های آخرش
دلش از این دنیا پره
یاد غمای مادره
روی زمین که میخوره

مادر بود و پسر بود و یه مرد بی حیا
سیلی زد مادر و پیش چشای مجتبی
گم کرده راه برگشت و میون کوچه ها

وای امون از این قوم ستمکار
وای مادر بین در و دیوار
وای وای از میخ در و مسمار

بند سوم:

یه عمره که تو دنیا
اسیر رنج و درده
مصیبت های زینب
آقا رو پیرش کرده

روی زمین افتاده و
یادش میاد غم ها رو
دم میگیره باگریه هاش
روضه ی عاشورا رو

خواهر بالای گودال و برادر بی سره
دشمن ازهر طرف پیروهنش رو میدره
یکی انگشت و انگشتر رو داره میبره

وای از زنجیر و از اسارت
وای از دستای پر جسارت
وای گوش و گوشواره و غارت

#امام_صادق_شهادت
#علی_علی_بیگی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:24, 197.2 KB
ش
19:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یکباره ریخت باده و ساغر شکسته شد
شیخ الائمه حرمتش آخر شکسته شد

آتش گرفت بار دگر خانه ی علی
شاید به ضربه ی لگدی در شکسته شد

بین نماز بر سر و رویش که ریختند...
... گویا نماز سبط پیمبر شکسته شد

ای کاش می گذاشت که عمامه سر کند
خیرالعباد بین همه سرشکسته شد

یک روز بین کوچه علی را کشیده اند
حالا غرور حضرت جعفر شکسته شد

جز ناسزا نمی شنود از زبانشان
در بین راه حرمت مادر شکسته شد

باید قسم مگر بخورد؟! صادق است او
در مجلسی که قیمت گوهر شکسته شد

یک پیر مرد، پای پیاده، به روی خاک
قدی خمیده داشت که دیگر شکسته شد

سیلی به خانواده ی او خورد؟ نه نخورد
اصلا سر کسی سر معبر شکسته شد؟

پای پیاده در پس مرکب دوید و گفت
عمه رقیه ام چقدر پرشکسته شد

در کربلا به ناله ی محزون سه ساله گفت:
"سقا که رفت حرمت معجر شکسته شد

بابا نگاه کن که چنان زجر زد مرا
دندان من شبیه تو دلبر شکسته شد"

#امام_صادق_شهادت
#مهدی_علی_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:58
بسم الله الرحمن الرحیم
زمینه،شهادت امام صادق علیه سلام الله

شبونه ، بی بهونه ، دل من رو آزردن
باسر و پای برهنه ، من و از خونه بردن

تن بی رمق ، پی مرکب باحال خسته
می کشوندنم تو کوچه با دستای بسته

منم مثه علی ، اسیر کوچه ها شدم
اسیر کینه ، دشمن بی حیا شدم
..................
خدایی ، این مردم ، مدینه خیلی بدن
خونمو ، مثه خونه ، مادرم آتیش زدن

دل من اگر ، شکسته شد از این مصیبت
دیگه پیش ، من نشد به همسرم جسارت

شهیده علی ، سرو خمیده علی
به مادرم زدن ، به پیش دیده علی
...................
قاتلم ،تیغ جفا ، گرچه بر رویم کشید
خواهری ، دیگر مرا ، باتن عریان ندید

امون دل ، پر از غم و ماتم زینب
میسوزه فلک ، هنوزم از این دم زینب

دور از وطن حسین ، شهید بی کفن حسین
بمیره خواهرت ، نداری پیرهن حسین

#امام_صادق_شهادت
#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:59, 140.0 KB
ش
22:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×789, 223.6 KB
#یا_جعفر_بن_محمد

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست

که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست

#امام_صادق_شهادت
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
30 July 2016
ش
06:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بار دگر شرر به دل مصطفی زدند
آتش به درب خانه آل عبا زدند

اینبار خانه خانه شیخ الائمه است
اینبار هم شراره به دلهای ما زدند

اینها نوادگان همان قوم بی حیاند
کآن روز تازیانه به خیرالسنا زدند

کردند پیش او چو جسارت به مادرش
گویا که تیرغم به دلش از جفا زدند

اورا پیاده در پی مرکب دواند عدو
زین غصه آتشی به دل مرتضی زدند


با احترام غسل و کفن شد هزار شکر
دور جنازه اش به سر و سینه ها زدند

بر حنجرش ندیده کسی جای خنجری
بو‌سه به جسم اطهر او بارها زدند


اما حسین را زقفا سر بریده اند
بر قلب خواهرش ز جفا شعله ها زدند

آنها که قطعه قطعه نمودند اکبرش
بر نی سر بریده اصغر چرا زدند

یک نصف روز زینب غمدیده پیر شد
بعد از حسین خواهر اوهم اسیر شد

#امام_صادق_شهادت
#عبدالزهرا


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
واحد شهادت امام صادق علیه‌السلام

بند۱

فاطمه محزون و نالان است
در بقیع زار و پریشان است
در کنار قبر فرزندش
دیده گریان است

وامصیبت شد پر از درد و محن روز و شب ما
وامصیبت کشته شد دیگر رئیس مذهب ما

یامظلوم یا امام صادق


بند۲

گل میان خار و خس افتاد
قد خمیده شد ز بس افتاد
او پیاده در پی مرکب
از نفس افتاد

وامصیبت نیمه ی شب با سر و پای برهنه
وامصیبت بین کوچه میدوید شیخ الائمه

بند۳

ای غریب در وطن آقا
شد دلش غرق محن آقا
بعد جان دادن خدارا شکر
شد کفن آقا

شکرالله
که نشد از تن جدا راس شریفش
شکرالله
زیر مرکب ها نرفت جسم نحیفش

وامصیبت
با لب تشنه حسین را سر بریدند
پیش زینب
بر تنش با اسب ها از چه دویدند

یامظلوم یا اباعبدالله

#امام_صادق_شهادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
12:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:19, 154.6 KB
1 August 2016
ش
07:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ع

ما راه تو انتخاب کردیم حسین
وز غیر تو اجتناب کردیم حسین
مارا اگر از حساب پروایی نیست
روی کرمت حساب کردیم حسین
ش
18:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه

ای دل همۀ آل عبا را صلوات
با فاطمه حجت خدا را صلوات
هرکس که محمدی است همراه علی
با حضرت معصومه رضا را صلوات

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه


شجر نور، نوبر آورده
بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت
بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش
صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام
یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی
بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله
زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد
که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام
عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده
آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش
بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر
صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را
با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور
که به معصومه آمده مشهور

#حضرت_معصومه_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
20:00
#حضرت_معصومه


عصمت داور است این دختر
گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب
بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او
بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟
از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف
تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر
سورة کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا
موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران
در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن
شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد
بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارة تن احمد
بضعة حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا
بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام
نقش گلبوسه دارد از سه امام

#حضرت_معصومه_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
20:11
#حضرت_معصومه

عصمت کبریاست معصومه
قبلة اولیاست معصومه

بضعة پاک موسی‌جعفر
جسم و جان رضاست معصومه

پای تا سر چو عمه‌اش زین
دخت زهرانماست معصومه

همه خلقند زیر سایة او
آفتاب خداست معصومه

درّ تقوی و گوهر عصمت
یم حلم و حیاست معصومه

زخم دل را ز مرحمت مرهم
درد جان را دواست معصومه

بوی عطر بهشت در نفسش
همچو خیر النساست معصومه

این ندا سر دهند، قمّیون
روز محشر، کجاست معصومه

اهل قم خلق را پناه دهید
که پناه شماست معصومه

روضه‌اش جان فزاتر از کعبه
قبلة جان ماست معصومه

بین صحن طلا و آینه‌اش
جای سعی و صفاست معصومه

پایتخت حکومتش در قم
به جهان مقتداست معصومه

این جهان و او بود جانش
پدر و مادرم به قربانش

#حضرت_معصومه_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
20:14
#حضرت_معصومه

دخت موسی که طور دل حرمش
جان کند زندگی ز فیض دمش

چشم ما و غبار زائر او
دست ما و عنایت و کرمش

از صفّائیه‌اش، صفا خیزد
ارم ماست شارع ارمش

در خیابان آستانة او
لرزه افتد فرشته بر قدمش

جنب صحنین او بود رودی
که به هر قطره هست فیض یمش

سالها، روز و شب به فیضیّه
نور دانش دمیده از حرمش

من و مدح کریمة عترت؟
به خدا مدح عالم است کمش

هر که در قم زیارتش نکند
بوده بر جان خویشتن ستمش

همه چون اهل قم گدای وی‌اند
از عرب بر گرفته تا عجمش

هر که خاک او نکرد سجود
هست یکسان وجود با عدمش

نه عجب گر فرشتگان آیند
در پی خاکبوسی خدمش

تا بگیری مراد خویش ز وی
به جواد و رضا بده قسمش

فیض عالم از این درت بخشند
آنچه خواهی فزونترت بخشند

#حضرت_معصومه_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
20:15
#حضرت_معصومه

عرض حاجت به دخت موسی کن
هر چه خواهی از او تمنّا کن

دست خود زن گره به غرفة او
گره از کار عالمی وا کن

از نسیم درش ببر فیضی
بعد از آن معجز مسیحا کن

خیز برگِرد این مزار بگرد
کعبة روح را تماشا کن

تربت بی‌نشان فاطمه را
در دل این مزار زهرا کن

چون نگاهت به قبر او افتاد
گفتگو با مزار زهرا کن

با چراغ کریمة عترت
خویش را غرق در تجلّی کن

به مزارش بگیر دست دعا
در حریمش نماز برپا کن

عقدة دل به مهر او بگشا
دیده از اشک شوق دریا کن

حجّت بن الحسن در این حرم است
سیر ماه جمال مولا کن

ذرّه شو پیش آفتاب رخش
ناز بر مهر عالم آرا کن

دیدة دل در این حرم بگشا
سیر دیدار حقتعالی کن

بضعة پاک مرتضی اینجاست
خواهر حضرت رضا اینجاست

#حضرت_معصومه_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
2 August 2016
ش
17:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
خاتون ملک ارض و سما إشفعي لنا
محبوبه ي حبيب خدا إشفعي لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
اي زينب امام رضا إشفعي لنا

عصمت دخيل بسته به پرهاي چادرت
اي آفتاب حُجب و حيا إشفعي لنا

در هر سحر به سوي ضريح اجابتت
مي آورم دو دست دعا إشفعي لنا

روي سياه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعي لنا

مهر و ولايتت شده حبل المتين ما
در صبحگاه روز جزا إشفعي لنا

#یوسف_رحیمی
#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
17:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 217.2 KB
با گدايي حرم فخر به دنيا داريم
هرچه داريم از اين دختر موسي داريم

#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#حضرت_معصومه_س_ولادت
#سيدهاشم_وفايی

از خاک در عشق تیمم گیرید
در دست گلی غرق تبسم گیرید
از یمن قدوم حضرت معصومه
عیدی زکف امام هشتم گیرید

Tlgrm.me/raziolhossein
19:58
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#حضرت_معصومه_س_ولادت
#سيدهاشم_وفايی

در صبر و وفا حليمه اي آمده است
در علم و عمل فهيمه اي آمده است
در گلشن پُر نور امام كاظم
معصومه اي و كريمه اي آمده است

Tlgrm.me/raziolhossein
19:59
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#حضرت_معصومه_س_ولادت
#سيدهاشم_وفايی


گفتند گلي عرش مقام آمده است
آئينه نور ذوالكرام آمده است
از يُمن قدوم حضرت معصومه
لبخند به لب هاي امام آمده است

Tlgrm.me/raziolhossein
20:00
#حضرت_معصومه_س



آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه
یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
دست کرم شفاعتی معصومه

#حضرت_معصومه_مدح
#محمدحسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
20:13
#حضرت_معصومه_س_مدح
#ولی_الله_کلامی_زنجانی

معصومه یی کریمۀ والای اهلبیت
گنجینۀ ولایت کبرای اهلبیت
اخت الرّضا و دختر موسی بن جعفری
قبرت به قم نشان تجلای اهلبیت

Tlgrm.me/raziolhossein
20:14
عنوان این حدیث که از صادق و رضاست
بر دوستان آل علی مایۀ رجاست
فرموده اند آن دو امام بزرگوار
ای شیعه شهر قم حرم اهلبیت ماست

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
3 August 2016
ش
01:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_س


جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود
خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود

قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است
عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود

عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است
در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود

در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است
در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود

حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است
در زلال مهر او دلها مطهر میشود

در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ
هر که انکار مقامش کرد کافر میشود

نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم
باغ جانم از نسیم او معطر میشود

تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او
عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:57
#حضرت_معصومه

ماییم گدای حضرت معصومه
محتاج عطای حضرت معصومه
در روز ولادتش همه می گوییم
جانها به فدای حضرت معصومه

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
01:58
#حضرت_معصومه_ولادت

معصومه که میلاد خدایی دارد
با هر نگهش عقده گشایی دارد
قنداقه او به روی دستان رضا
الطاف و عنایات رضایی دارد

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
01:59
#حضرت_معصومه_ولادت


چون اهل قمم خدای را بس منه
دارم به کف از فتنه دوران جنه
هر صبح و مسا ورد زبانم این است
یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
02:01
#حضرت_معصومه_ولادت

ای روح محبت که به قم قائمه ای
یاد آور زهد و عصمت فاطمه ای
معصومه ای و خواهر محبوب رضا
او عالم اهل بیت و تو عالمه ای

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
02:12
#حضرت_معصومه_س_ولادت


ای که به قم قدر و بها داده ای
کشور ما را تو صفا داده ای

ای نسبت از نسب هاشمی
آیینه دار ادب هاشمی

نقطه ی پرگار شرف جد توست
قطب جهان شاه نجف جد توست

مادر تو فاطمه خیر النساست
ام ابیها گُل اهل کساست

حجت حق را تو نکو خواهری
فاطمه ای فاطمه را مظهری
 
گر تو نبودی سخن از قم نبود
خطٌه ی قم مأمن مردم نبود
 
سهم تو غیر از غم و محنت نشد
خاک خراسان به تو قسمت نشد

فاصله ای نیست تو را با رضا
قلب تو با قلب رضا هم صدا

نام تو بر قلب صفا می دهد
روضه تو بوی رضا می دهد

جان رضا راه مرا سد مکن
این سگ بی حوصله را رد مکن

#حضرت_معصومه_مدح
#مرحوم_سید_حسن_خوشزاد

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_س


با نور خویش کرده خدا،جلوه گرتورا
بخشیده از جلالت خود،زیب وفر تورا

خاتون عالمی،که چنین خواست از ازل
با آفتاب عصمت خود،مفتخرتورا

معصومه ای(س)ودختر موسی ابن جعفری(ع)
چون جان گرفته،ضامن آهوبه بر تورا

نام تو هست فاطمه(س)ودرمدیح تو
فرموده اند بارها،فداها،پدر تورا

قدوسیان عالم بالانظر کنند
خانم به چشم فاطمه(س)پاتابه سر تورا

ای گل-که وقت شستن صورت، زسلسبیل
آرند آب،حوروپری-روی پر تورا

خورشید،سرزمشرق خاور نمیزند
در هاله ای زنور،نبیند اگرتورا

هرشب ستاره-دوروبرت چرخ میزند
نجوای ماه-مدح وثنا تاسحر تورا

محراب توست،قبلگه پرنیان صبح
درسجده اند زمزم وحِجروحَجر تورا

عِطرنجابت همهءیاسها،سِزاست
قربان کند خلیل،ذبیحی دگر تورا

وقتی به سِیرِعرش،قدم میزنی،به نور
همراه میشوند،هزاران قمر تورا

زیبَد شفاعت همه عالم،زِ مرحمت
در محشر،ای،ملیکهءوالا گُهرتورا

آئینه پوش نجمه(س)و-آنسوی باوری
کی؟میتوان شناخت،در این مختصر تورا

آری-کریمه ای ومرا-رد نمیکنی
دست تهی-شناخته ام اینقدر تورا

در حسرتِ دو دانه ءگندم،نشسته ام
سوگند می دهم،به غم چشم تر تورا

شوقِ وصال-ناقهءتو-کو به کو-کشید
درساوه کرد-دستِ قضا-خونجگر تورا

حاشا به قم -که در قدم دختر امام
گل ریختند-مردمش از بام ودر تورا

داغ وغم وفراق عزیزان-نکرده است
با ساربان وشمر وسنان،همسفر تورا

هرگز-سر برادر تو-روی نی نرفت
با کعب نی،کسی،نزده پای سرتورا

یک نامه ماند-در بَرِ تو-یادگارِ یار
هرگز نکرد پیرهنی-دربه در تورا

#حضرت_معصومه_مدح
#علیرضا_شریف

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#میلاد_حضرت_معصومه_علیهاالسلام

#غلامرضا_سازگار

ذیقعده ماه فیض خداوند اکبر است
میلاد پارة تن موسی ابن جعفر است

میلاد دخت هفت امام بزرگوار
یا لیلة ولادت زهرای دیگر است

از ثامن الحجج بستانید رو نما
کورا نظاره بر گل رخسار خواهر است

آیینة تمام نمای رضاست این
معصومه یا که زینب صدیقه منظر است

آن فاطمه بتول رسول خدا بود
این فاطمه بتول بتول مطهر است

گر بنگرد ذبیح به اوج جلال او
گوید هزار مرتبه این فوق هاجر است

برتر ز آفتاب و نکوتر ز قرص ماه
ذیقعده را ز بیت ولایت دو اختر است

آن روز اول مه و این روز یازده
آن خواهر خجسته و اینش برادر است

این است کوثری که قم از فیض اوست پر
آخر مگر نه دختر ساقی کوثر است

این است فاطمه که ثواب زیارتش
در اصل با زیارت زهرا برابر است

یک دختر، این همه عظمت، این همه جلال
الحق که جای گفتن الله اکبر است

بر آن پدر درود که این است دخترش
بر مادری سلام که معصومه پرور است

جز عمه اش که زینب کبراست در جلال
از دختران فاطمه در هر زمان سر است

قم چون مدینه تربت او مسجد الرسول
زهرای آن سلالة زهرای اطهر است

تنها نه خاکیان به حریمش نهاده رو
یک آسمان ملائکه مسکین این در است

گو پادشاه ملک جهان باش یا گدا
آن را که نیست خاک درش خاک بر سر است

ریزند عرشیان به زمین دسته دسته گل
گلدسته هاش تا که به قم سایه گستر است

نعلین خود چو موسی عمران ز پا در آر
کاینجا مزار دختر موسی ابن جعفر است

وقتی نسیم می کند از شهر قم عبور
از عطر آن روان مسیحا معطر است

چون باب خویش بر همه باب الحوائج است
چون مادرش شفیعة فردای محشر است

بی مهر او که مهر تمامی عترت است
طاعات جن و انس و ملک نخل بی بر است

اقرار می کنم که به پایش نمی رسد
با آنکه سر به سر سخنم عقد گوهر است

ما را به شهر قم چه نیازی است بر بهشت
قم بیت یازده خلف پاک حیدر است

خواهی جلال زائر قم را بیا ببین
در هر قدم هزار بهشت مکرر است

“میثم” خدا کند که شود مدفن تو قم
همسایگی فاطمه از خلد بهتر است

#حضرت_معصومه_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سرود...
💐💐💐💐

دیده بگشا که ماهی...
فاطمه منظرآمد
درمدینه دوباره..
سوره ی کوثرآمد

بیت امام هفتم از. رخساراو. گلشن شده
امشب زدیداررخش. چشم رضا. روشن شده
یافاطمه4 (2مرتبه)

کریمه ی آل محمد
حضرت معصومه خوش آمد
💐
دیدنی گشته امشب...
اشگ شوق برادر
میزندباتبسم...
بوسه برروی خواهر

دربیت آل فاطمه. گل ریزداز. عرش خدا
حورو ملک. غرق شعف. بانغمه ی . اخت الرضا
یافاطمه4 (2مرتبه)
کریمه ی آل محمد
حضرت معصومه خوش آمد
💐
مدح اوهرچه خوانم...
کم بود از برایش
من چه گویم که باباش...
گفته جانم فدایش

ریحانه ای. درگلشن. موسی بن جعفرآمده
ام ابیهای دگر. ازنسل کوثرآمده
یافاطمه4(2مرتبه)

کریمه ی آل محمد
حضرت معصومه خوش آمد


💐
#حضرت_معصومه_مدح
#محمدعلی_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
16:21
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:10, 164.2 KB
16:32
امشب شب ولادت مرآت کوثراست
کزنورطلعتش همه هستی منوراست
این شادی و سرورکه بینی به کائنات
ازخنده های حضرت موسی بن جعفراست

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه


ذیقعده شدوماه محبان آمد
ازبیت ولادونوررخشان آمد
دراول ماه مولد معصومه
دریازدهم شاه خراسان آمد

#حضرت_معصومه_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
قلبم دوباره کنج حرم جا گرفته است
عمریست با ولای تو ماوا گرفته است

از آن زمان که پای نهادی به شهر ما
این شوره زار قیمت دریا گرفته است

اصلا عجیب نیست که ما سائلت شدیم
وقتی کرم به دست تو معنا گرفته است

نامت هزار بار به دادم رسیده است
مهرت همیشه دست گدا را گرفته است

از لطف بی نهایتتان بانوی بهشت
این شهر بوی حضرت زهرا گرفته است

هرکس که خاکسار حریم شما شده
حتما برات کرب و بلا را گرفته است

بانو...شفیعه ی دو سرا... اشفعی لنا
ماییم خانه زاد شما، اشفعی لنا...

بوسه به خاک چادرتان آرزوی ما
یک عمر نوکری شما آبروی ما

با یک سلام محضرتان می شود شروع
هر روز صبح وقت اذان گفت و گوی ما

ما را ببخش همدم خوبی نبوده ایم
اصلا شبیهتان نشده خلق و خوی ما

کنج حرم به یاد همان قبر بی نشان
بغضی غریب می شکفد در گلوی ما

شعرم میان ماندن و رفتن مردد است
این روزها عجیب دلم تنگ مشهد است...

ای پاسخ تمامی امن یجیب ها
ای مقتدای عشق؛ امام غریب ها

وقتی دوای درد دو عالم بدست توست
دیگر نیاز نیست به طب طبیب ها

با دست های خسته و خالی رسیده ام
تا بهره ای به من بدهی از نصیب ها

من از کویر آمدم، از پیش خواهرت
آمد غریبه ای ز دیار حبیب ها

کنج حرم دوباره لبم تشنه می شود
وقتی که می رسد به سرم بوی سیب ها

ما با کلام ناب شما خو گرفته ایم
یک عمر پای مکتب یابن الشبیب ها

"ان کنت باکیا" دل ما رفت کربلا
جان می دهیم درغم شیب الخضیب ها...

مجنون و مبتلاست دلم ایها الرئوف
بی تاب کربلاست دلم ایها الرئوف

#امام_رضا
#حضرت_معصومه
#محمد_صادق_ابراهیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر
بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#امام_رضا
#حضرت_معصومه
#سید_محمد_جواد_شرافت
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 234.7 KB
امشب که گلی نجمه به بر آورده
بر ماه جهانیان قمر آورده
گویند به گوش هم، در افلاک و زمین
حق، حضرت زهرای دگر آورده

#حضرت_معصومه


Tlgrm.me/raziolhossein
4 August 2016
ش
01:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت
چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را
به نام فاطمه آورده است زینب را

و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد
دخیل های ضریح برادری وا شد

ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد
برای شاه خراسان چه زینبی آورد

مقامش آینه ای از مدارج پدر است
عجیب نیست که باب الحوائج پدر است

برای تشنه لبان باده را به خم آورد
مزار مادر خود را به شهر قم آورد

عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده
که سنگ مادر سادات را به سینه زده

چه باشکوه به دستان خود علم دارد
از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد

من فراری از این و آن بریده کجا
پناه چادر سر تا فلک کشیده کجا

مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست
به مدح فاطمه ها بهتر از علی ها نیست

تویی تو فاطمه مدح تو نیز قرآن است
برادرت به حقیقت علی ایران است

#حضرت_معصومه_مدح
#مجیدتال

Tlgrm.me/raziolhossein
@raziolhossein
01:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 167.4 KB
امشب رهم دوباره فتاده در این حرم
کلب سرای دختر موسی بن جعفرم

🌷🌷🌷🌷🌷🌷

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_ولادت

هرکس گدایی میکند بر ساحت زهرا
باید بیاید قم بیاید خدمت زهرا
معصومه یعنی نور، یعنی عصمت زهرا
پیداست در صحن و سرایش جنّت زهرا

مانند زهرا روشنای خانه این بانوست
راضیّه و انسیّه و حنّانه این بانوست

کوثر شده زهرا و کوثر میشود بی شک
انسیّه الحورای دیگر میشود بی شک
معراج را معنا و مظهر میشود بی شک
بند دلِ موسی بن جعفر میشود بی شک

بابا اگر این است دختر باید این باشد
چون فاطمه حق است امّ المؤمنین باشد

وا میشود سجاده اش، وا میشود درها
درهای الطاف خداوندی به نوکرها
از نسل اسماعیل ها تا نسل هاجَرها
در محضرش از فضّه ها هستند و قنبرها

در کهکشانش شاعران منظومه میگویند
معصوم ها یا حضرت معصومه میگویند

دست کریمه برکتش مثل کریمان است
قم ظاهراً خشک است، در باطن گلستان است
باران نمیخواهد همیشه نورباران است
هر زائرِ قم زائرِ شاه خراسان است

محتاجم و دورِ کس دیگر نمیگردم
از محضر او دست خالی بر نمیگردم

کعبه تمام عزت خود را به او داده
جنّت به دست خادمان او سبو داده
زهرا به یُمن او به من هم آبرو داده
کن درد دل با او که وقت گفتگو داده

بیخود نمی آیند مردم سر به زیر اینجا
پس تو بیا و کربلایت را بگیر اینجا

چون فاطمه نور است و شرحی در بیانش نیست
چون زینب است و جز رضا وِرد زبانش نیست
گرچه شکسته، حرفی از قدّ کمانش نیست
بر آسمان نیزه ماه کاروانش نیست

بیکس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً
بیمار شد اما نشد اینجا اسیر اصلاً

باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد
او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد
گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد
غارت شد از هر گوشه ای پیکر که تنها شد

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 03.08.2016 20:05:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر
بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#امام_رضا
#حضرت_معصومه
#سید_محمد_جواد_شرافت
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×535, 48.2 KB
بنویسید قم اما بسرائید بهشت
حق شفیع همه را حضرت معصومه نوشت

#حسین_قربانچه
#تک_بیت

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
غير از غم معشوق در عالم خبرى نيست

جايي خبرى نيست که از غم خبرى نيست

پروانه پرش سوخت ولى آبرويش شد

ما هم دلمان سوخته، اين کم خبرى نيست

دنيا نتوانست ز ما گريه بگيرد

بين غم تو از غم عالم خبرى نيست

من توبه نکردم مگر از راه توسل

بي نام تو از توبه آدم خبرى نيست

گفتند درِ خانه غير تو شلوغ است

گفتند ولى رفتم و ديدم خبرى نيست

رزقِ همه اينجاست و رزّاق هم اينجاست

والله در خانه حاتم خبرى نيست

"گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما، پس...

از سوختنِ بين جهنم خبرى نيست

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند

در سال به جز ماه محرم خبرى نيست

عمامه ندارى و عبا نيز ندارى

اى واى که از پيرهنت هم خبرى نيست

#امام_حسین_مناجات
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
5 August 2016
ش
01:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×1024, 107.8 KB
گفتند که کربلا بهشت است بهشت
«یافاطمه اشفعی لنا فی الجنة»

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
طالب خون خدا متی ترانا و نراک 
یابن مصباح الهدی متی ترانا و نراک 

چه شود با تو کنم گریه سر قبر حسین 
در مزار شهدا، متی ترانا و نراک 

صبح جمعه ناله‌ام أین معزُّ الاولیاست 
می‌زنم تو را صدا، متی ترانا و نراک 

نیمه‌های دل شب کنار دیوار بقیع 
دهم آهسته ندا، متی ترانا و نراک 

میزند تو را صدا از سر نیزه‌ها هنوز 
سر از بدن جدا، متی ترانا و نراک 

چه شود ببینمت کنار بین الحرمین 
سر و جان کنم فدا، متی ترانا و نراک 

زخم قلب پسر فاطمه را مرهم نیست 
بی ظهورت اَبدا، متی ترانا و نراک 

چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه 
سر راهی به گدا، متی ترانا و نراک
 
چهره بگشا و ز آینۀ خونین دلم 
زنگ محنت بزدا، متی ترانا و نراک
 
"میثم" از خون خدا با تو سخن گفت بیا 
پسر خون خدا، متی ترانا و نراک

#امام_زمان
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
13:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×771, 116.2 KB
حق را به بزرگی حجج باید خواند
یا اینکه به صاحب مُهَج باید خواند
تا منتقم حسین آید از راه
«عجل لویک الفرج» باید خواند

#امام_زمان
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×850, 141.0 KB
#امام_زمان
ای فاطمه را شمیم! کی می‌آیی؟
جان‌بخش‌تر از نسیم! کی می‌آیی؟
"یَابنَ الشُّهُبِ الثاقِبَه" کی می‌تابی؟
"یَابنَ النَّبَإِ العظیم" کی می آیی؟
#محمدجواد_غفورزاده

Tlgrm.me/raziolhossein
6 August 2016
ش
00:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح_ومناجات

دامن آلوده و بار گناه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام

هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آورده ام

هر که آرد تحفه ای در محضر مولای خود
من دو دست خالی و کوه گناه آورده ام

در کرم شه را گدا باید گدا را نیز شاه
من گدا دست گدایی سوی شاه آورده ام

بر کبوترهای صحنت هدیه ی ناقابلی است
گندم اشکی که در این بارگاه آورده ام

ناله ام در سینه، اشگم در بصر، سوزم به دل
نامه ای چون دود آه خود سیاه آورده ام

نی عجل با کوه عصیان عفو، نازم را کشد
رو به سوی مظهر عفو اله آورده ام

ذرّه بودم زائر شمس الشّموسم کرده اند
قطره ای بودم به این دریا پناه آورده ام

گر چه هستم قطره ای ناچیز، یک دریای اشک
هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده ام

هر فقیری هست دست خالیش سرمایه اش
من فقیرم دست خالی را گواه آورده ام

«میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو
سر به خاک زائرت از گرد راه آورده ام


#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
@Raziolhossein
ش
10:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح_ومناجات

اگر که روی براین بارگاه آوردم
دوباره برحرم تو پناه آوردم

تهی است گرچه دودستم ،ولی به همراهم
دوکاسه اشک ودلی غرق آه آوردم

نفس کشیدن دراین حریم تسبیح است
زفیض لطف تو روبراله آوردم

نبسته ای توبرویم درحرم ،امّا
مرا ببخش که بار گناه آوردم

چگونه شرم نریزد زچشم خونبارم
زمن تو گل طلبیدی، گیاه آوردم

دخیل گریه به خاک حریم تو بستم
به بی پناهی خود من گواه آوردم

طبیب دل نگه تو شفای حال من است
اگر حضور تو حال تباه آوردم

سیاه نامۀ مارا سفید کن از لطف
که نامۀ عملم راسیاه آوردم

رهی دراز و بسی سخت پیش رو دارم
ولا و مهر تو را زاد راه آوردم

بپاس اینکه شفاعت کنی «وفائی» را
ببین که ملتمسانه نگاه آوردم

#امام_رضا_مدح
#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:06
#امام_رضا_مدح_ومناجات

کتیبه های حریم تو مصحف نورند
کبوتران تو در چشم اهل دل حورند

نوشته بر در صحنت حدیث زیبایی
که زائرین تو در حشر با تو محشورند

نجات، دور سر دوستانتان گردد
هلاکت است بر آنان که از شما دورند

به زائرین تو نازم که با غم دو جهان
به یک نگه که به قبرت کنند مسرورند

به راهیان حریم تو می برم حسرت
که گرم عمره ی مقبول و سعی مشکورند

فرشتگان الهی برای کسب شرف
به خاک بوسی این آستانه مأمورند

هزار عیسی مریم در این حرم زائر
هزار موسی عمران مقیم این طورند

سیاه روزی وهابیان ببین که ز تو
هزار معجزه دیدند و باز هم کورند

گدایی سر کوی تو فوق سلطنت است
خوش آن گروه که در این مقام مشهورند

ندا دهند در این بقعه روز و شب «میثم»
که نارها همه از فیض این حرم نورند

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
@Raziolhossein
11:15
 این جا ره امید کسی سد نمی شود
کس نا امید از حرمت رد نمی شود

این جا دعا به مرز اجابت رسیده است
راه دعای اهل دعا سد نمی شود

مهمان این حریم بهشتی، بهشتی است
حال کسی که با تو بود بد نمی شود

بین همه ز رأفت تو صحبت است وکس
مانند تو به مهر زبانزد نمی شود

ای انعکاس مهر چنان تو کسی دگر
آئینه دار خُلق محمدّ نمی شود

حسرت بَرد کسی که به چندین بهار عمر
بهر زیارت تو مقیّد نمی شود

هرکس رسیده است به جائی ز لطف توست
بی التفات تو که مؤید نمی شود

بی بهره از ولایت تو روز رستخیز
مستوجب عنایت ایزد نمی شود

بسیار رفته است «وفائی» سفر ولی
جائی دگر به خوبی مشهد نمی شود

#امام_رضا_مدح
#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
@Raziolhossein
ش
11:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 06.08.2016 10:43:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
927×1280, 329.1 KB
حالا كه نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آن جا كرمت را بفرست
گفتم كه مریضم و دوا می خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست

#علی_اکبر_لطفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مارا خدا با لطف او هربار بخشید
مولا سفارش کرده و دادار بخشید

راضی به کم بودیم افزونتر عطاکرد
مشتی طلب کردیم او خروار بخشید

زهرا نظر کرد و رضا بر سینه ما
مهر و ولای عترت اطهار بخشید

با کوله باری از گنه رفتیم مشهد
ما جرممان بسیار و او بسیار بخشید

فردا چگونه او حساب از ما ستاند
امروز اگر اینگونه بیمقدار بخشید؟!

آلوده تر از پیش بودیم و ولی او
مثل همیشه فرصت دیدار بخشید

ما کربلاها از دل مشهد گرفتیم
بر ما رضا طوف حسین بسیار بخشید

ای شاه مشهد درد این دل را دوا کن
مارا دوباره زائر کرببلا کن

#امام_رضا_مدح


Tlgrm.me/raziolhossein
@Raziolhossein
ش
19:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

با مهر شه طوس براتم دادند
از آتش قهر حق نجاتم دادند
در مدح رضا چو لب گشودم به سخن
دستور به ذکر صلواتم دادند

#امام_رضا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چه غم گر گنهکار و نامه سیاهم
علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش
کرم کرد و داد از عنایت پناهم

ز فعلم نپرسید ، کاهل خطایی
برویم نیاورد من روسیاهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت
نگویید دیگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من
رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

کنم ناز دیگر به طوبی و سدره
که در بوستان ولایت گیاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم
به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت
عطا کرد ، سوز دل و اشک و آهم

اگر خوار بودم ، اگر پست بودم
رضا داد قدرم ، رضا داد جاهم

اگر کوه عصیان بود روی دوشم
اگر گشته کاهیده تن مثل کاهم

شدم خاک پای امام رئوفی
که بر شهریاران کند پادشاهم

گدایم گدایم گدایم گدایم
گدای علی بن موسی الرضایم

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
7 August 2016
ش
03:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

اوصاف تو بيش ازاين ستايش دارد

جبريل دراين حرم نيايش دارد

اين يك دهه را گرچه كرامت نامند

ابر كرمت هميشه بارش دارد

#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
03:02
#امام_رضا

بگذار زشنبمی چو گل ترگردیم

ازعطر ولایتت معطر گردیم

گویند که ایام کرامت شده است

آقا نکند دست تهی برگردیم


#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
حریم طوس مگر طور وادی سیناست
که روی پاک ، جلوه گاه نور خداست

چو کعبه ساحت قدسش مطاف اهل یقین
رواق صحن نو و کهنه مروه است و صفاست

پیمبران به طواف و فرشتگان در سعی
یکی به ذکر نماز و دگر به فکر دعاست

شرف برد به مقامش مقام ابراهیم
غبار او به رخ زمزم آبرو افزاست

به خاک او حجر الاسود استلام کند
که پاره ی تن پیغمبر خدا این جاست

چنان که در عرفاتت گنه ببخشایند
نگاه او قلم محو جرم و عفوخطاست

غبار خاک قدم های زائر حرمش
صبا برد به شفاخانه ها که محض شفاست

شعار نور خدا جلوه ی جمال نبی
کمال علم علی نور دیده ی زهراست

هماره این در رحمت به سوی مردم باز
که حج ملّت ایران و کعبه ی فقراست

بگوبه موسی عمران ب کوه طور مرو
وگرنه با(ارنی)(لن ترانتیت)اولی است

زکوه طوربیاخدمت رضا درطوس
که درجمال خدایی اوخداپیداست

چه اختلاف لطیفی ب موقع اعجاز
میان موسی عمران و زاده ی موساست

برای خلقت آن اژدهای هوا انگیز
همیشه تکیه ی موسا برآن بلند
عصاست

ولی امام. نگاهی به نقش پرده فکند
زهیبت نظرش شیرزنده شد برخاست

یکی به فیض عصاو یکی به نور نگاه
ببین تفاوت ره ازکجای تا به کجاست

زمین ببوس «ریاضی» که این فضای بهشت
حریم حرمت سلطان دین، امام رضاست

#امام_رضا_مدح
#محمدعلی_ریاضی_یزدی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح_ومناجات

دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره دربزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدا ی را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مبادآنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت بگل ندارم باز
خوشم که گاه گداری بباغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان بمن برسد
معاشران بخدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند
که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد
که در مجاورت گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست
مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست

#امام_رضا_مدح
#محمدجواد_غفورزاده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سلام گرم مرا چون ز راه دور شنیدی
کـرم نمـودی و بهـر زیارتت طلبیدی

برای آنکه گل از اشک دیده بر تو بیارم
دل مـرا تـو شکستی، غم مرا تو خریدی

بـه نـامه سیه‌ام لحظه‌ای نگاه نکـردی
مـرا صـدا زدی و پـرده مـرا ندریـدی

چگونه راه به من دادی ای رئوف رئوفان
مگـر سیـاهی پـرونده مـرا تو ندیدی

در آستان تو من روی آورم به چه رویی
که من چو خار سیه رویم و تو یاس سفیدی

نیاز بـر کـه بیارم؟- تو حاجتی تو نیازی
امید بـر کـه ببندم- تو آرزو تـو امیدی

چـه رازهای نهانی که بود در دل تنگم
نگفتـه بـودم و دیدم تمام را تو شنیدی

به حیرتم که نکرد این همه گنه ز تو دورم
من از تو هر چه بریدم، تو از کرم نبریدی

چه می‌شود گره از کار «میثمت» بگشایی
مگـر نـه قفـل مهمـات را فقط تو کلیدی

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
17:19
دل را هرآنکس خانه حیدر نسازد
با او خدا هم در صف محشر نسازد

وانکو دلش را خانه حیدر بسازد
حیدر که از او کمتر از قنبر نسازد


کن فیکون در عالم ایجاد گردد
با چرخه هستی دمی او گر نسازد

هر بی بها را پر بها کرده است حبش
از سنگ مهر او به جز گوهر نسازد

حبش که تنها باعث خیر است اما
بغضش ولی چیزی به غیر از شر نسازد

فرزند او خصم علی گردد یقینا
در خانه با بابا اگر مادر نسازد!!؟ .
.
بغضش به والله از فلانی و فلانی
بدتر که میسازد ولی بهتر نسازد

با دشمن مولا بگو حق روز محشر
از دودمانت غیر خاکستر نسازد

#امیرالمومنین_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا
#سيدهاشم_وفايی

ایران که بهشت در دل قم دارد

در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور

خورشید به خورشید تبسّم دارد

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1021×655, 184.8 KB
بر سینه ز مهر تو نشانی دارم
از خشم خدای خود امانی دارم
دیگر نهراسم از جهنم زیرا
هم چون تو امام مهربانی دارم

#امام_رضا_مدح_ومناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
8 August 2016
ش
08:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین

هَر دَم کِه زَنَم دَم زِ تُو ، دَردَم بِه سَر آید

دَر دَم ، هَمِه دَردَم ، رَوَد و خَندِه دَر آید

پَس دَم بِه دَم و دَر هَمِه دَم ، اَز تو زَنَم دَم

تا آن دَمِ آخَر کِه دَم ، اَز سینِه بَر آید!


Tlgrm.me/raziolhossein
08:54
 
#امام_حسن_

در جود و کرم دست خدا هست حسن
 
دست همه را وقت عطا بست حسن

نــومــیـــد نـــگـــردد کـسـی از درگـــه او

زیـرا کـه کـریم اهل بیت است حسن

 
Tlgrm.me/raziolhossein
09:00
#امام_حسن


دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است
که موی تیره و روی سفید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچ کس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را حسن است

به کفر گفت که دست حسن دوایی نیست
درست گفت برادر، خود دوا حسن است

حسین می شنوم هر چه یاحسن گویم
دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نَهی به قاسم دهد حسن دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیه شیر خدا اباحسن است

#امام_حسن_مدح
#محمد_سهرابی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شاهی که حق اورا به جز رافت ندادَش
شد باب حاجات همه باب المرادش

اینجا گناهان را همه بخشوده گیرند
دیگر چه فرقی می کند کم یا زیادش

از رحمت این شاه هرکس گشته مایوس
باید که بنویسند حکم ارتدادش

جور دگر اورا پذیرایی نماید
وارد شود هرکس که از باب الجوادش

با او هم اینکه شیعه آباد است دنیاش
هم اینکه تضمین میشود یوم المعادش

برگو محبش را امام مهربانش
در روز محشر میرسد حتما به دادش

از خوف ما بیشتر رجا داریم محشر
چون ضامنی همچون رضا داریم محشر


#امام_رضا_مدح
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
16:16
#امام_رضا

ما عاشقت از روز الستیم رضا

دل داده ی مشهد تو هستیم رضا

با آرزوی زیارت شش گوشه

بر پنجره ات دخیل بستیم رضا



#امام_رضا_مدح
#محمدحسن_بیاتلو

Tlgrm.me/raziolhossein
9 August 2016
ش
07:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

روزی به طبیب عشق از صدق و صفا

گفتم که بگو درد مرا چیست دوا

گفتا که اگر دوای دردت طلبی

بشتاب به دربار شه طوس رضا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای رأفت تو رأفت ذات خدا رضا
از پای تا به سر علی مرتضی رضا

نامت از آن رضاست که در عرصه ی حساب
حق نیست بی‌رضای تو از کس رضا، رضا

هر کس که بیشتر کرمش می‌رسد به خلق
او بیشتر برد به درت التجا رضا

عیسی صفای روح گرفته در این حرم
موسی ستاده بر در تو با عصا رضا

از روضه ی مقدس تو می وزد نسیم
تا باغ خلد، با نفس انبیا رضا

جوشد زبس اجابت از این آستان قدس
گم می‌شود کنار ضریحت دعا، رضا

آغوش خود گشوده برای خوش‌آمدش
از هر دری که سوی تو آید گدا، رضا

خود پیشتر ز خواندن اذن دخول من
بر من نگاه کردی و گفتی بیا رضا

در کوی تو ز بس که رئوفی تو، زائرت
داند ثواب، اگر چه بیارد خطا، رضا

من شرم می‌کنم که بیایم در این حرم
تو می‌زنی مرا ز کرامت صدا، رضا

آید به گوش دل ز طپش‌های سینه‌ام
دائم صدای زمزمه ی یا رضا رضا

در آستان قدس تو انگار می‌کنم
گردیده قسمتم سفر کربلا رضا

نشناختم، امام زمان زائر تو بود
کردم سلام و داد جواب مرا رضا

با آنکه شهریار همه عالمی، کسی
مثل تو نیست با فقرا آشنا رضا

یک بار اگر کند به خراسان زیارتت
بر بازدید زائرت آیی سه جا رضا

اول به خُلد فاطمه گوید جواب او
هر کس صدا زند ز ره صدق «یا رضا»

مولای من به جان جواد الائمه‌ات
دست مرا بگیر، برای خدا رضا

دست مرا گرفتی و سوگند می‌خورم
آقاتری از اینکه نمایی رها رضا

زوار چون به سوی حریمت سفر کنند
باید که جان دهند به گنبد نما رضا

هر کس به عمر خود شده مأنوس با کسی
«میثم» گرفتـه انس بـه مهـر شما، رضا

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 179.9 KB
ششم ذی القعده
سالروز بزرگداشت احم بن موسی الکاظم (ع)
برادر حضرت امام رضا(ع)

ایینه ی روشن رضاشاه چراغ
شیراز گرفته نور ,با شاه چراغ
سوگندبه جان خواهرت معصومه
دست من دامان تو یاشاه چراغ
#کمیل_کاشانی
ش
21:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 264.9 KB
عالم گدای خوان تو‌موسی بن جعفر
ایران بُوَد ایران تو موسی بن جعفر
این کشور ما سالیان سال گشته
مدیون فرزندان تو موسی بن جعفر

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
من کیستم گدای گدایان این درم
گر پا نهم به جای دگر خاک بر سرم

روزی اگر بناست از این در جدا شوم
از هم جدا شوند سر و جان و پیکرم

محتاج دام و شیفته ی دانه ی توام
هر چند در حریم تو کم از کبوترم

زوار عارفند به حقّ تو یا رضا
ای وای من که از همه بی معرفت ترم

بر پادشاهی دو جهان ناز می کنم
از آن خوشم که بر در این خانه نوکرم

مهر تو گشت شیره ی جان و روان روح
از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

فیض زیارت تو و آلوده ای چو من
گر لطف تو نبود نمی گشت باورم

هر کس که دشمن است تو را دشمنش منم
حتّی اگر بود پدرم یا برادرم

از صدق و پاکی پدر و مادرم بود
گر عاشق پیمبر و آل پیمبرم

یک عمر از تو گفتم و خواهم که وقت مرگ
خیزد رضا رضا ز نفس های آخرم

پای مرا ببند که پابند خود کنی
دست مرا بگیر که مسکین این درم

من «میثمم» که با همه بیدست و پائیم
جز دار عشق تو نبود دار دیگرم

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار
Tlgrm.me/raziolhossein
@Raziolhossein
10 August 2016
ش
07:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

به دامان آسمان دُر و گُوهر،داشت
ستاره دسته دسته گل به بَر،داشت
ز لبخند ملاٸک،نور می ریخت
سحر از وقتِ موعودی ،خبر داشت
قسم بر فجر،در صبحِ مدینه
خدا از چهره ٔخود پرده،برداشت

عیان شد از قضا،الله اکبر
گل روی رضا(ع)،الله اکبر

خدا را نجمه(س)امشب مظهر آورد
دوباره،آمنه،پیغمبر(ص)آورد
علیِ (ع )دیگری از کعبه،آری
حسن (ع )یا که حسینِ (ع)دیگر آورد
همان مادر که صد مریم کنیزش
مسیحایی مسیحا پرور آورد

عروس فاطمه(س)،قُرص قَمر زاد
به مدحش هرچه گویم،خوبتر زاد

الا ای حضرت سلطان هشتم
که عشقت بُرده خواب از چشمِ مردم
زند بر شانه هایت بوسه خورشید
به تعظیم تو داٸم ماه و انجُم
بهشت ارزانی آنکه بگیرد
ز دستِ لطفِ تو یک دانه گندم

تو مولای سریرِ اِرتضایی
اَبا الجودی،علی موسی الرضایی(ع)

امیدِ اولین و آخرینی
تو وجه الله بر روی زمینی
نه تنها عالم آل محمد(ص)
رٸوفِ اهل بیتِ طاهرینی
به نامت،سِکّهٔ لطف و کرامت
تو حَبل الهی و حِصنِ حَصیِنی

تمامِ ماسِوا ، مَحوِ جَمالت
همه سر گشتهٔ جاه و جَلالت

زمین و آسمان،پروانهٔ تو
کریمان،مستمندِ خانهٔ تو
حیات جاودانی دارد آنکه
لبی تَر کرده از پیمانهٔ تو
نگاهِ آرزویِ هشت،جَنَّت
به سوی صَحنِ سقا خانهٔ تو

نگهبان حَریمت،اَشجَعُ الناس
عموی مهربانی مثلِ عباس(ع)

جدایی از شما،عینِ عذاب است
دُعا پای ضریحت مُستجاب است
حریمِ امنِ تو،اهل گُنَه را
بهشتِ بی حساب و بی کتاب است
به استقبال زَوّارِ حریمت
به دست انبیا، عطر و گلاب است

تو را حُور و مَلک گَرمِ طوافند
در ایوان طلا در اعتکافند

کسی در کوی تو دیگر گدا نیست
نگفته میدهی گفتن رَوا نیست

اگر که هر دو عالم را ببخشی
که با ز اندازهٔ جودِ شما نیست
اگر اِذنِ زیارت از تو باشد
زمشهد فاصله تا کربلا نیست

گرفتارم،اسیری مُستمندم
بُود نامِ تو ذکر بَند بَندَم

#امام_رضا_مدح
#علیرضا_شریف

Tlgrm.me/raziolhossein
08:08
#امام_رضا

وقتي كه هزارها ترنم كردند

گلها وشكوفه ها تبسم كردند

با آمدن رضا ملائك از عرش

يك باغ شكوفه نذر مردم كردند

#سيدهاشم_وفايی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
من اگر آلوده یا غرق گناهم یارضا
با همه گفتم که تو دادی پناهم یا رضا

وای برمن بازهم توبه شکستم مثل قبل
عذرخواهم شرمسارم روسیاهم یارضا

من زپا افتاده ام ای شاه دستم را بگیر
گرچه گمراهم ولی کن سربه راهم یارضا

جان زهرا از سرکویت مرانم چونکه من
بی پناهم بی پناهم بی پناهم یارضا

نیستم من لایق یک دم نگاه تو‌ ولی
تو بیا از رافتت بنما نگاهم یارضا

قطره ها در کوی تو کمتر ز دریا نیستند
زین سبب من با غلامی تو شاهم یارضا

خوش نباشد بی تو در روز قیامت حال من
با تو اما روبه راهِ روبه راهم یارضا

روضه یابن الشبیبت را که میخوانم فقط
یاد جسم بی سری در قتلگاهم یارضا

روز عالم شد از این غصه چو شب یابن شبیت
سر بریدند جد مارا تشنه لب یابن شبیب

#امام_رضا_مدح
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

سوگند به انکه این کرامت دادت
ما را نبری امام رضا از یادت
تا اینکه گره ز کار او باز کنی
دل خورده گره به پنجره پولادت

در خیمه ی آه و زمزمه گریه کنیم
در هیأت عاشقان همه گریه کنیم
از «یابن شبیب» گفتنت فهمیدیم
باید به حسین فاطمه گریه کنیم

ای کاش که قسمتم مکرر می شد
با آینه اشک من برابر می شد
در کنج رواق صحن گوهر شادت
یک شب دل خسته ام کبوتر میشد

ذکر تو به هر بهانه می گیرد دل
در صحن تو آشیانه می گیرد دل
از سفره ی اشک زایران تو , رضا
سهمیه ی آب و دانه میگیرد دل

آورد نسیم صبح تا بوی رضا
پر زد دل بیقرار من سوی رضا
یارب به کرامت تو سوگند ، ببخش
آهوی٭ «کمیل» را به آهوی رضا

٭ آهو : عیب ، نقص

#امام_رضا_مدح
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:19
بسم‌الله الرحمن الرحیم


#امام_رضا
#سیدرضا_موید_خراسانی

بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من
مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من

#امام_رضا_مدح
#سیدرضاموید
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 217.7 KB
این کشور ما ریزه خوره الطافِ
یک خواهر و دو برادرش میباشد

#امام_رضا_مدح
#حضرت_معصومه_مدح
#تک_بیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 03.08.2016 20:05:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر
بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#امام_رضا
#حضرت_معصومه
#سید_محمد_جواد_شرافت
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
کعبه ی اهل ولاست صحن و سرای رضا
شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا

در صف محشر خدا مشتری اشک اوست 
هر که در اینجا کند گریه برای رضا

کیست پناه همه جز پسر فاطمه؟ 
چیست رضای خدا غیر رضای رضا؟

بر سر دستش برند هدیه برای خدا 
ریزد اگر دُرّ اشک، دیده به پای رضا

زهر جفا ریخت ریخت، شعله به کانون دل
خونِ جگر بود بود، قوت و غذای رضا

نغمه ی قدّوسیان بود به آمین بلند 
حیف که خاموش شد صوت دعای رضا

یاد کند گر دَمی ز آن جگرِ چاک چاک 
خون جگر جوشد از خشت طلای رضا

آر در باب الجواد می شنوم دم به دم 
یا ابتای پسر، وا ولدای رضا

بوسه به قبرش زدم، تازه زطوس آمدم 
باز دلم در وطن کرده هوای رضا

گر برود در جنان یا برود در جحیم 
بر لبِ میثم بُوَد مدح و ثنای رضا

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

قرار ما حرم توست يا امام رضا
اميد ما كرم توست يا امام رضا

خوشا به حال دل عاشقى كه در همه حال
كبوتر حرم توست يا امام رضا

قسم به قبلهء هفتم،كه كعبهء فُقر
حريم محترم توست يا امام رضا

تو بوستان هميشه بهارى و خورشيد
گل سپيده دم توست يا امام رضا

به عجز خم نشود،منّت از فلك نكشد
سرى كه در قدم توست يا امام رضا

خط امان بنويسد براى اهل نظر
قلم اگر قلم توست يا امام رضا

ضريح سبز تو اى از مدينه دور،هنوز
طلايه دار غم توست يا امام رضا

دلش قرار ندارد(شفق)كه ميگويد:
قرار ما حرم توست يا امام رضا

#امام_رضا_مدح
#محمدجوادغفورزاده_شفق

Tlgrm.me/raziolhossein
11 August 2016
ش
00:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح_ومناجات

کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده
مهمان تو با دیده ی گریان رسیده

سرمایه ای که داده بودی باختم من
یا ذالکرم هنگامه ی احسان رسیده

حرف دل هر نوکری اینست عمری
هر چه رسیده از سوی سلطان رسیده

باور کن آقا تا حرم خود را کِشیدم
از این جدایی بر لبانم جان رسیده

افتاده بارم آمدم دستم بگیری
با چشم گریان عبد سرگَردان رسیده

مانند زهرا مادرت سائل نوازی
لطف تو بر داد گنهکاران رسیده

هنگام جان دادن قرار ما دوتا شد
جانِ خودت صبرم دگر پایان رسیده

تو سفره دار گریه کن های حسینی
با گریه هایت روضه تا ایران رسیده

من آمدم رزق عطایم را بگیرم
از تو برات کربلایم را بگیرم

#امام_رضا_مدح
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام


طوس از نفس تو باغ رضوان شد
هر جا که قدم زدی گل افشان شد

از صبح ازل به شوق دیدارت
خورشید ، مسافر خراسان شد

منظومه ی شمسی آستین افشاند
خاک قدمت ستاره باران شد

تا بوسه زند به پای هر زاير
در صحن تو جبرییل دربان شد

صحن تو به عرش می زند پهلو
ایوان طلات مشرق جان شد

جاروکش آستان قدس تو
تاج سر اهل علم و عرفان شد

هرگز نشنیده ام کسی جز تو
در غربت ، ضامن غریبان شد

آرام گرفت در کنار تو
چون زلف تو هر دلی پریشان شد

از «سلسلة الذهب» دلم فهمید
عشق به تو از شروط ایمان شد

سلمانی پیر شهر نیشابور
هر خواسته داشت از شما آن شد

دستی که دخیل برضریحت بست
هر درد که داشت زود درمان شد

یا حضرت ثامن الحجج ، مولا
ایران ز تو بود اگر که ایران شد

مهمانی و میزبان نواز آری
با لطف تو رزق ما فراوان شد

در خاطره اش همیشه می ماند
هر کس که به سفره ی تو مهمان شد

هر زخم به مرهم تو شد ترمیم
هر سخت به دست مهرت آسان شد

هرگاه به کشورم شکست افتاد
با لطف تا کارها به سامان شد

در باغ تو زاغ با امید آمد
با یک نفست هزار دستان شد

خوشبخت کسی که در تمام عمر
بر عشق تو پایبست پیمان شد

آقایی او «کمیل» ، تضمین است
هر کس که گدای کوی سلطان شد

#کمیل_کاشانی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
03:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مدح

نجل حبل المتین امام رضاست
همه ی حرف دین امام رضاست

گر بپرسي ز كعبه ، مي گويد:
قبله ی هفــتمین امام رضاست

هم که شرط ورود در دِژِ حق
هم که حصن حصین ، امام رضاست

با غلامان خویش هم سفره
با خدا همنشین امام رضاست

ابـتدای مســیر فهمــیدیــم
انتهای یقـین امام رضاسـت

از(بهشت رضاش)معلوم است
که بهشت آفرین امام رضاست

كُلّ ايران ، رَعیتَّش هستند
شاه این سرزمین امام رضاست

به خدایی که واحد است و احد
بی مَثَل ، بی قرین امام رضاست

واژه ی دل شکن ،امام حسین
واژه ی دلنشین ،امام رضاست

ای فراری از این حرم ، فردا
کار ما با همین امام رضاست

آنكه جاروي صحن جامع اوست
بال روح الامين ، امام رضاست

آنكه يك بار هم نشد بزند
روي ما را زمين ، امام رضاست

آنکه با رأفتش نظر دارد
بر منِ بدترین امام رضاست

آنکه در حشر زائرانش را
می کند دستچین امام رضاست

#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
03:49
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مدح


مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم
کرامت تو به بالای دست می بردم

اگر جدا کنی از خود مرا، کم از صفرم
و گر کنار تو باشم فزون تر از عددم

گدایی درت از خلق، بی نیازم کرد
که در سؤال کسی جز تو را صدا نزدم

هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز
فزونی کرمت سوی این حرم کشدم

زکثرت کرمت ای رئوف اهل البیت
خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم

زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی
بجای آنکه گذاری به سینه دست ردم

مرا میان سگان درت پناه بده
و گر نه گرگ گنه حمله کرده می دردم

بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک
به لطف خویش امام رئوف می خردم

مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا
اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم

نهاده ام به روی خویش نام «میثم» را
بهانه ایست قبولم کند، اگر چه بدم

#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
05:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×1038, 165.1 KB
از بند غم و غصه رها خواهم شد
ممنون شفیعه جزا خواهم شد
با رحمت بانوی قم انشاءالله
من زائر مشهد الرضا خواهم شد

#امام_رضا_علیه_السلام
#عبدالزهرا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

يك لحظه مرا جدا زدرگاه مكن

دل را تو گرفتار غم و آه مكن

ازپنجره ضريح خود دست مرا

سوگند به فاطمه كه كوتاه مكن

#سيدهاشم_وفايی

Tlgrm.me/raziolhossein
07:40
#امام_رضا

ازباده عشق تاسبويم دادي

چون باد صبا راه به كويم دادي

اي شمس شموس ازازل تا به ابد

ممنون توام كه آبرويم دادي



#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


بنا شده ست زمين و زمان به نام علي
گرفته است قوام اين جهان به نام علي

براي اينكه مُشخّص شود عيـار دقيق
شدند خَـلق خدا ، امتحان به نام علي

به دفتر ازليّت به كِلْـكِ قدرتِ خويــش
نوشته رب،همه كون و مكان "به نام علي"

هميشــه محوِ تماشاي آسمان هائيم
كه بوده رونقِ هفت آسمان به نام علي

به احترام علي بسته شد درِ دوزخ
گشوده شــد درِ باغ جَنــان به نام علي

نشانه اي ست براي حلال زادگيَـش
همين كه طفل گُشـايد زبان به نام علي

چگونه نام كسي جز علي ست بر لب او ؟
كسي كه خورد چو ما آب و نان به نام علي

دُرست با وسطِ خــال مي كند برخورد
همين كه تيــر پَــرَد از كمان به نام علي

بگو كه أشــهدُ أنّ علـي ، وليُّ الله
گرفته چونكه هُويّت اَذان ، به نام علي

به ترس و جبر نبوده ست ، واقعاً قلبي ست
---ارادت همه ي شيعيان به نام علي

سِزد ز چوبه ي دارش رُطب به بار آيد
كه داده ميثم تمّـار ، جـان به نام علي

دعا كنيد! كه روزي وقوع خواهد يافت
ظهور حضرت صاحب زمان به نام علي

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مدح_ومناجات

اگر چه غرق گناهم اگر خطادارم
ولی به رافت تو من امیدهادارم

ببین به شانه من کوهی از پشیمانی ست
نبین به نامه اعمال خود چها دارم

یقین که در حرمت پا نمی نهم به زمین
که من ز بال ملک فرش زیر پا‌ دارم

هنوز مورد لطف و عنایتت هستم
هنوز در حرم تو برو بیا دارم

مریز آبرویم را تو ای امام رئوف
که گفته ام به همه من امام رضا دارم

اگر گهی ز درت میروم ز بی خردیست
وگرنه من به جز از کوی تو کجا دارم؟؟

ز بی محبتیم نیست گر دلت شکنم!!
نه اینکه دوست ندارم تورا، چرا دارم!

مرا ز نوکری کوی خود مکن محروم
که از غلامی تو دارم آنچه را دارم

اگر که از تو نگیرم بگیرم از چه کسی
منی که حاجت رفتن به کربلا دارم

همیشه مهر تو بامن چنان نموده شها
که بی خیال ز خوفم فقط رجا دارم

عنایتی تو به این عبد بی نشانت کن
چو آهویت سگ خود را بیا ضمانت کن

#امام_رضا_مدح
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×929, 150.1 KB
باید که دلی به قدرِ یک دشت دهد
آری که همان ستاره ی هشت دهد
آنقدر رضارضارضا می گویم
تااینکه بلیط رفت وبرگشت دهد


💐💐💐💐💐

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا


مستحقم بده در راه خدا آقاجان
آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام
رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما
حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است
داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد
مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم
بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما
چه کنم با هوس کرببلا آقاجان
**

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت
مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم
قربون کفترای صحن رضا...آقاجان

#امام_رضا_مدح
#حسن_کردی


Tlgrm.me/raziolhossein
19:19
#امام_رضا_علیه_السلام


برده بالا مرا امام رضا
از کجا تا کجا امام رضا

باز نام شما وسط آمد
باز آمد گدا، امام رضا

در مفاتیح قلب ما حک شد
ذکر رفع بلا امام رضا

سعی کردم ز تو جدا نشوم
بس که داری صفا امام رضا

عمدۀ خاطرات زندگیم
خاطراتیست با امام رضا

ذکر لبهای اوست معصومه
ذکر معصومه یا امام رضا

در حرم بعد هر شفا دادن
حرف نقّاره ها امام رضا

برده ای بارها دل از دل ما
پای گنبد طلا امام رضا

پسر فاطمه گره خورده
جان ما با شما امام رضا

طول و عرض حرم مجال تو نیست
وسعتت تا خدا امام رضا

هست روی لب هر ایرانی
همۀ هست ما امام رضا

شب هر جمعه در دعای کمیل
یا سریع الرضا امام رضا

مشهد و کربلا دل از ما برد
او جدا، او جدا، امام رضا

او کریم است یک قدم بردار
می دهد کربلا امام رضا

داده میلیون براتِ کرببلا
کرده محشر به پا امام رضا

اربعین کربلا پیاده نشد
غم مخور هست تا امام رضا

روی قولت حساب کرده دلم
وقت مرگم بیا امام رضا


#امام_رضا_مدح
#مهدی_مقیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:20
#امام_رضا_مدح_ومناجات
#امام_رضا

آره تنهايى رو خيلى دوست دارم
مخصوصا وقتى تو مونسم باشى
اون روزى كه هيچكى نيست دور و برم
تو رو جون مادرت قسم، باشى

اگه قسمتم نشه حرم بيام
يه سلام عرض مى كنم از دور آقا
لحظه هاى آخرم منتظرم
مثل سلمانىِ نيشابور آقا

من با هيچى مثل رفت و آمد از
صحن سقاخونه حظ نمى كنم
يه دقيقه موندن تو حرم و
باهمه دنيا عوض نمى كنم

حرمت اينقده جاى خوب داره
كه يه گوشه ى مشخص ندارم
وقتى فكر و ذكر من امام رضاست
ديگه فرصت واسه هيچكس ندارم

همه لحظه هايى كه از عمر من
توى اين حرم گذشتُ دوست دارم
كفشامم فهميدن از بس اومدم
خيلى كفشدارى هشتُ دوست دارم

#علی_زمانیان
Tlgrm.me/raziolhossein
12 August 2016
ش
00:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

دل خراب من و وعده های احسانت
ذلم شکسته چو ایینه های ایوانت

دوباره شوق تغزل حرم نشینم کرد
غزل غزل دل ناقابلم به قربانت

قرار بود ملک باشم و نشد حالا
کبوتری شده ام عاشق و غزل خوانت

مرا که بود هوای بلند پروازی
چه غبطه هات که نخوردم به حال دربانت

اگرچه سیر جهان بود در سرم اما
کبوترانه شدم ساکن خراسانت

چه سرمه ها که برای فرشته ها اینجا
درست میشود از خاک پای مهمانت

طنین دلکش نقاره خوانه ات میگفت
وزیده است دوباره نسیم درمانت

مسیح زندگی هرچه ناامیدی تو
پناه میبرم از شر غم به چشمانت

کویر سوخته جان مرا بیا بنواز
به معجزات نگاهت به عطر بارانت

زدم گره غم خود را به پنجره فولاد
بیا گره بگشا دست من به دامانت


#حسن_کردی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ع

بر مِـنّـــتِ ارباب تمنا داریم
خـاریـم و ؛ سـَری مـیـاڹِ گــلـهــا داریم
والـلّـه تمامِ آبــــــروی خــود را
از نــوڪـریِ حـُـــسِـــیــنِ زهـرا داریم

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:30
#امام_حسین


کربلا کعبۀ دلهاست خدا می دا ند
دیدنش آرزوی ماست خدا می داند

کربلا گلشن سرسبز علی وزهراست
تاچه حد وقف تماشاست خدا می داند

کربلاراچه نیـازست که تفسیر کنند
عشق حرفیست که گویاست خدامی داند

ماعـزادارحسینیـم،که اشک غـم او
آبـروی همۀ ماست خدا می داند

اولین مستمع مجلس پُرفیض حسین
مادرش حضرت زهراست خدا می داند

تاابد ازغم او دردل ذراّت وجود
کس نداند که چه غـوغاست خدا می داند

حرزجانست مراعشق حسین واین عشق
قیمتش جنّت اعلاسـت خدا می داند

نگه آخراو سوی خیام است ولی
چه دراین آینه پیداست خدا می داند

یـوسف فاطمه افتاد به خاک ودردا
چه خبـردردل صحراست خدا می داند

چشمۀ چشم «وفائی»شده دریا ازاشک
قدرآن دیـده که دریاست خدا می داند

#امام_حسین_مناجات
#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان

می شود این شب هجران سحر ان شاءلله
می رسد صبح سفید ظفر ان شاءلله

مژده ای منتظران چشم شما روشن باد
به مه طلعت آن منتظر ان شاءلله

سر بازار ستادیم همه چشم به راه
کآید از یوسف زهرا خبر ان شاءلله

آی اثنی عشریون همه جان بر سر دست
کآید آن حجت ثانی عشر ان شاءلله

شیعه آن گمشده طفلی ست که می بینم باز
بنشیند به کنار پدر ان شاءلله

عید روزی است که زهرا به کنار کعبه
بزند خنده به روی پسر ان شاءلله

عید روزی ست که از طایفه آل سعود
تیغ مهدی نگذارد اثر ان شاءلله

عید روزی است که از مشرق صبح امید
قرص خورشید زند باز سر ان شاءلله

پرچم ان علیا ولی الله شود
بر سر بام حرم مستقر ان شاءلله

منتظر باش که با صبح ظهورش میثم
نخل امید دهد باز بر ان شاءلله

#امام_زمان_عج_مناجات
#غلامرضا_سازگار
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

ای عشق من و دین من و دنیایم
ریزه خور سفره ات همه آبایم
آلوده و دلخوشم به این یک مصرع
من نوکرم و رضا بود آقایم
***
روشن شده دل ز جلوه شمس شموس
حج فقرای من شده وادی طوس
چون قطره ام و غرق در این دریایم
من نو کرم و رضا بود آقایم
***
با عشق تو بود زندگی کردم من
با حب تو بود بندگی کردم من
مهر تو بود مهر عبادتهایم
من نوکرم و رضا بود آقایم
***
از آب قم است اگر نمک گیر شدم
از گندم خانه رضا سیر شدم
مدیون دو قرص قمر موسایم
من نوکرم و رضا بود آقایم
***
طوف حرم تو اوج آمالم شد
لطف تو همیشه شامل حالم شد
از کودکیم گفته به من بابایم
من نوکرم و رضا بود آقایم
***
بی قدرم و تو عزت و جاهم دادی
در گوشه أمن خود پناهم دادی
ممنون نگاه مادرت زهرایم
من نوکرم رضا بود آقایم
***
به به، به من و سعادتم آقاجان
شد گدایی تو عادتم آقاجان
این است که پابوس شما می آیم
من نوکرم و رضا بود آقایم

#امام_رضا_مدح
#امام_رضا_علیه_السلام
#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

مشهد چه شکوه و کبریایی دارد
این کعبه عجب برو بیایی دارد
هر روز در ایوانِ طلا می گویم
ایوانِ نجف عجب صفایی دارد

#امام_رضا_مدح
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام


قصد زیارت حرمت حجّ اکبر است 
حجی که مثل عمره و حج پیمبر است 

هر کس که گشت زائر تو زائر خداست 
این گفته ام روایت موسی بن جعفراست 

قدر و جلال و زائر قبر تو روز حشر 
از زائرین کل امامان فراتر است 

زوّار تو که شیعة کامل عیار توست 
زوّار چارده حجج الله اکبر است 

نام دو پارة تن احمد اگر برم 
نام مقدس تو و زهرای اطهراست 

حسرت برند خیل عظیم فرشتگان 
بر آن فرشته ای که به صحنت کبوتر است 

روح هزار عیسی مریم در این مزار 
چشم هزار موسی عمران بر این دراست 

روحم شفا گرفت ز یک جرعه آب آن 
این حوض صحن توست و یا حوض کوثراست 

بوی بهشت می وزد از چار صحن تو 
از بس نسیم بارگهت روح پرور است 

"میثم" که جرم او ز حساب آمده فزون 
شاد است ازاین که عفو تو ازجرم او سراست

#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
13 August 2016
ش
07:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا علیه السلام

اگر می تراود زِ لبها علی
اگر نعره دارم سراپا علی
ندارد دلم قبله الا علی
که دیدم خدا را فقط با علی
خدا عالی است و مُعَلیٰ علی
بگو بعدِ بسمه تعالیٰ علی

اگر کوچه ی ما چراغانی است
اگر سقفِ این شهر بارانی است
اگر زُلفِ ما در پریشانی است
اگر حالِ ما باز طوفانی است
که ایران تمامش خراسانی است
که ما خاک هستیم بالا علی

اگر روزگاریست حالم بَد است
اگر لحظه هایم پریشان شده است
گره ها سراغم اگر آمده است
اگر غم به امروز ما سر زده است
علاجش فقط دیدن مشهد است
بخوان زیرِ ایوان طلا یا علی

بهشت است و نور است در این فضا
که سوءُ القَضا گشت حُسنُ القَضا
سراپا پُرم از دَمی جان فزا
چه امشب چه فردا چه روزِ جزا
علی ابن موسی الرضا المرتضیٰ
مرا کافی اینجا و آنجا علی

فقیری که اینجا به زحمت رسید
زیارت نخوانده به عزت رسید
سلامی نکرده سلامت رسید
دعایی نگفت و عجابت رسید
عنایت رسید و عنایت رسید
فقیر تو بود و شد آقا علی

حرم پُر شده از کبوتر رضا
ولی ما کلاغیم و بی پَر رضا
به ما حق بده پشتِ این در رضا
نداریم ما جای دیگر رضا
گرفته حرم بوی مادر رضا
نداریم جز تو به_زهرا_علی

شبی آمدم مثلِ بیچاره ها
نشستم کمی پیشِ فواره ها
گره خورده بودم چو آواره ها
اسیرِ قفس ها و دیواره ها
که ناگاه با بانگِ نقاره ها
براتِ مرا کرد امضا علی

چه بی منت اینجا دوا می دهند
نجف را در این صحنها می دهند
بگو کاظمین و... تو را می دهند
مدینه و یا سامرا می دهند
و پایینِ پا کربلا می دهند
امیری حسینٌ و مولا علی

اگر مُرده ام باز جانم دهید
اگر خواب هستم تکانم دهید
مریضم حرم را نشانم دهید
من از آنِ مولایم آنم دهید
کمی در حرم استخوانم دهید
مرا جای دیگر مبادا علی...

چه می چسبد اینجا جوابت دهند
و جا گوشه ی انقلابت دهند
در آن صحن باشی و آبت دهند
سرت رویِ زانو و خوابت دهند
و در خواب هم آفتابت دهند
چه می چسبد آری به رویا علی

اگر چشم اینجا به امید توست
سرِ سالِ ما هم شبِ عیدِ توست
در این سینه ها نورِ توحیدِ توست
فقط روشناییِ خورشید توست
و این روضه ها گیرِ تاییدِ توست
بخوان تا مُحَرم تو ما را علی

منم روبرویت علیک السلام
پُر از آرزویت علیک السلام
من و گفت و گویت علیک السلام
تو و اشک رویت علیک السلام
به یاد عمویت علیک السلام
تو هم داده ای دل به سقا علی

بخوان روضه ها را به اِبنِ الشَبیب
زِ تیری مَهیب و زِ شَیبُ الخَضیب
زِ آهی غریب و زِ خَدِالتَریب
زِ اَمَن یُجیبِ یتیمی غریب
بگو وا حسن وا حسینا علی

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
07:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 
#امام_رضا

ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید 
شب را در این بهشت الهی سحر کنید 
با زائرین این حرم الله سر کنید 
مدح رضا چو آیة قرآن ز بر کنید 
عید بزرگ شیعة آل پیمبر است 
میلاد هشتمین حجج الله اکبر است 

ای دل بگیر جان و به جانان نظاره کن 
بر چهرة حقیقت ایمان نظاره کن 
یک لحظه بر تمامی قرآن نظاره کن 
در دست نجمه نجم فروزان نظاره کن 
میلاد پارة تن زهرا و احمد است 
شمس الشموس عالم آل محمد است 

این مظهر جمال خداوند اکبر است 
آیینة تمام نمای پیمبر است 
خورشید نجمه یا مه افلاک پرور است 
قرآن روی سینة موسی ابن جعفر است 
بر خلق آسمان و زمین مقتداست این 
جان رو نما دهید که روی خداست این 

روشن هزار سینة سینا به نور او 
چشم هزار موسی عمران به طور او 
صف بسته اند خیل رسل در حضور او 
دل بحر بی کرانه ای از شوق و شور او 
ریزد برات عفو خدا از نظاره اش 
دوزخ بهشت می شود از یک اشاره اش 

هر قامتی که سرو لب جو نمی شود 
هر صورتی که وجه هوالهو نمی شود 
هر پادشه که ضامن آهو نمی شود 
هر کس که نام اوست رضا، او نمی شود 
در طوس پارة تن احمد بود یکی 
آری رئوف آل محمد بود یکی 

ای خلق خاک پای تو یا ثامن الحجج 
جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج 
قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج 
ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست 
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست 

گردون هماره دور زند در طریق تو 
خورشید خشت گوشة صحن عتیق تو 
با آن همه کرامت و لطف دقیق تو 
خود را شمرده اند گدایان رفیق تو 
دستی که دست لطف خدا می شود تویی 
شاهی که خود رفیق گدا می شود تویی 

یکسان بود به وقت عطای تو خاص و عام 
فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام 
سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام 
پیش از سلام زائر خود را کند سلام 
پیوسته دست بر سر زوار می کشی 
تو کیستی که ناز گنه کار می کشی 

پاییز بوستان دل ما بهار توست 
در شهر طوسی و همه عالم دیار توست 
گل بوسة امام زمان بر مزار توست 
شیعه به هر کجا که رود در کنار توست 
چشم و چراغ و محفلم اینجاست یا رضا 
هر جا سفر کنم دلم اینجاست یا رضا

شرمنده ام از این که بپرسند کیستم 
از ذره کمترم نتوان گفت چیستم 
در پرتو کرامت خورشید زیستم 
روزی که نیستم به کنار تو نیستم 
با یک دم تو صبحدم عید می شوم 
در آفتاب صحن تو، توحید می شوم 

گل از نسیم صبح بهشت تو بو گرفت 
خورشید پیش روی تو از شرم رو گرفت 
ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت 
بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت 
من دور گندم کرم تو کبوترم 
ردّم نکن که از همه بی آبروترم 

ای نقش دیده و دل ما جای پای تو 
روح الامین کبوتر صحن و سرای تو 
مضمون بده که از تو بگویم برای تو 
"میثم" کجا و گفتن مدح و ثنای تو 
راهم بده که ذاکر ناقابل توام 
انگار اینکه خاک ره دعبل توام

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
07:34
#امام_رضا_علیه_السلام

 

بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای 
وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای 
در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای 
یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای 
از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای 
گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟ 
با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای 
در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای 
**** 
این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است 
این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است 
این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است 
تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است 
این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است 
این پسر قرآن بابا روی دست مادر است 
ایـن شـه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست 
این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست 
****
بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این 
بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این 
قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این 
من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این 
جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این 
شمع جمع انبیا در بزم امکان است این 
لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل 
بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل 
**** 
ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش 
آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش 
ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش 
حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش 
جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش 
عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش 
موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین 
آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین 
**** 
چار صحن او پناه چار رکن عالم است 
گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است 
گنبد زرین او خورشید ماه مریم است 
پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است 
در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است 
شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است 
خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند 
انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند 
**** 
سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب 
آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب 
جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب 
از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب 
پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب 
باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب 
بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند 
از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند 
**** 
از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو 
بار خیل انبیا افتاده در دربار تو 
من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟ 
خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو 
می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو 
گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو 
هر چه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا 
من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا 
**** 
رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟ 
از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی 
زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی 
همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی 
نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی 
قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی 
این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما 
عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما 
**** 
کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا 
در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا 
من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا 
تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا 
بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا 
هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا 
تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت 
میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت 
**** 
من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا 
بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا 
با تولای شما دادند شیرم یا رضا 
وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا 
بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا 
لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا 
هر چه بودم هر چه هستم«میثم»کوی توام 
از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام 


#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#رباعی
#ولادت_امام_رضا_علیه_السلام

گل کرده بهار سبزِ تقدیر و قضا
پُر شد ز شمیم عطر توحید فضا
لبهاست پر از ذکر و سلام و صلوات
حقا که رئوف اهل بیت است رضا


#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

درمزرع دل بذر وفا پاشیدند

گلهای امید وآرزو روئیدند

با آمدن امام هشتم ، ازعرش

خنده به لب موسی جعفر دیدند

باغ بلور

این عطر حضوری که زدور آوردند

ازسبزترین باغ بلور آوردند

دیدند چو قدسیان رخ شمس شموس

ازعرش صدا زدند ، نورآوردند

#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مدح

نور از کاینات می بارد
یا که نقل و نبات می بارد
تا سحر بر سر زمین از عرش
لوح سبز برات می بارد
بارش رحمت الهی بین
جلوه های صفات می بارد
گوش جان باز کن که از ملکوت
نغمه های حیات می بارد

تا فرو بارد از افق برکات
بفرستید تا سحر صلوات

جان اندوه بر لب است امشب
آن شب قدر ، امشب است امشب
درِ میخانه ی جنون باز است
جام مستی لبالب است امشب
نور در نور و سور در سور است
بزم شادی مرتب است امشب
دل موسی بن جعفر ، آباد است
غرق در ذکر یارب است امشب

نجمه خورشید در بغل دارد
روح امید در بغل دارد

هر طرف عطر آشنا آمد
هدیه از جانب خدا آمد
علی سوم از تبار علی
که پس از مرتضی رضا آمد
در رگ وحی ، نور جاری شد
نفس و نفس انما آمد
خاتم معرفت در انگشتش
شرف الشمس اولیا آمد

آمد و ضامن غریبان شد
قبله ی عشق در خراسان شد

هشتمین مقتدا امام رضا
شرط ایمان ما امام رضا
ای که خورشید می شود هر روز
خاکبوس تو یا امام رضا
سنگ با یک اشاره ی تو طلا
دردها را دوا امام رضا
بر سر سفره ات نشسته فقیر
ای غریب آشنا امام رضا

حرم پاک تو بهشت من است
مِهر تو مُهر سرنوشت من است

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا(ع)

آن خالقي که بر تن بي روح جان دهد
مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد

شخص کريم، جودِ بلاشرط مي کند
آري خدا هر آنچه دهد رايگان دهد

هر نعمتي که داد خدا، بي سوال داد
وصل تو را که خواسته ام بي گمان دهد

از خلقت تو خواست خداوند لامکان
ما را کنار رحمت عامش مکان دهد

گر جان دهم به يک نگهت سود با من است
کالاي خويش را که بدين حد گران دهد؟

بي امتحان مرا به غلامي قبول کن
رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد

دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من
دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد

می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما
ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟

آن پرچمي که بر سر بام حريم توست
راه بهشت را به محبان نشان دهد

قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است
در انتظار اين که به پاي تو جان دهد

روز جزا که در صف قرآن و عترتيم
ما را امام ثامن ضامن امان دهد

#حبيب_چايچيان

Tlgrm.me/raziolhossein
18:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×401, 71.6 KB
بهشت است و نوراست در این فضا
که سوءُ القَضا گشت حُسنُ القَضا
سراپا پُرم از دَمی جان فزا
چه امشب چه فردا چه روزِجزا
علی بن موسی الرضاالمرتضیٰ
مرا کافی اینجا و آنجاعلی

#حسن_لطفی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا


سرود‌ ولادت امام رضا علیه السلام

بند۱

مژده مژده ای عاشقان بوی بهاران آمده
ماه زمین و آسمان شاه خراسان آمده

حضرت سلطان آمده
شد نغمه ارض و سما

اللهم صل علیٰ علی ابن موسی الرضا


بند۲


عالم شده چون خانه موسی ابن جعفر با صفا
کامشب به دنیا آمده عالم آل مصطفی


تابیده انوار خدا
شد نغمه اهل ول

اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا

بند۳
موسی بیا و خانه‌ موسی بن جعفر را ببین
روی دستش مرآت وجه الله اکبر را ببین
روی پیمبر را ببین
بگو به صد شور و نوا

اللهم صلی علی علی ابن موسی الرضا


بند۴

تو شاه عالم هستی و من هم غلام و نوکرت
چون سائلی بی دست و‌ پا بنشسته ام‌ پشت درت

آقا به جان مادرت
کن نگهی بر این گدا

اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا

#امام_رضا_علیه_السلام
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
18:59
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:49, 116.5 KB
ش
19:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

از عرش سلام سرمدي آوردند
آيينه ي حُسن سرمدي آوردند
با آمدن رضا از باغ بهشت
يک دسته گل محمدي آوردند

#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
19:34
#امام_رضا_علیه_السلام

سرود‌ ولادت حضرت امام رضا علیه السلام


مژده که میلاد شاه خراسانه
شادی کنید امشب فاطمه خندانه

ذکر لبام امام رضا
آقام آقام امام رضا

این آقا
حجت حی سرمده
چو زهرا
بضعه قلب احمده


رضا جان جانم رضا
رضا جان جانم رضا

بند۲

رو صورتش بابا گل بوسه میکاره
میخواد با آب فرات کامشو‌ برداره

نگاش میکرد با شور و شین
فقط میگفت حسین حسین

ایشالا
با مدد امام رضا
به زودی
با هم بریم به کربلا

بند۳

فداش بشم از بس نمک زیاد داره
نجمه به لب دائم و ان یکاد داره

چقدر قشنگه منظرش
خوشا به حال مادرش

چه ماهی
امشب خدا به نجمه داد
خدایی
اسم علی بهش میاد

رضا جان جانم رضا
رضا جان جانم رضا

بند4

گرچه گنه کارم ولی چه غم دارم
که آقایی مثل امام رضا دارم

امیر و شاه کرمه
دوسش دارم یه عالمه

آقاجون
تورو جون اون گل پسرت
نگاه کن
به این گداهای درت

رضا جان جانم رضا
رضا جان جانم رضا

#امام_رضا_سرود

Tlgrm.me/raziolhossein
19:34
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:48, 112.8 KB
ش
19:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 03.08.2016 20:05:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر
بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#امام_رضا
#حضرت_معصومه
#سید_محمد_جواد_شرافت
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

به گنبد وعلم حضرت رضا صلوات
به جلوه حرم حضرت رضا صلوات

زگرمی نفسش مرده زنده می گردد
به معجزات دم حضرت رضا صلوات

فرشتگان سما کفشدار این حرم اند
به رتبه خدم حضرت رضا صلوات

گدایی در او را به سلطنت ندهم
به رحمت و کرم حضرت رضا صلوات

#امام_رضا_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
😍 1
20:01
#امام_رضا
#امام_رضا_علیه_السلام


هنگام سرور مومنین است امشب
عالم همه چون خلد برین است امشب
تبریک بگو به خواهرش معصومه
میلاد امام هشتمین است امشب

#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×701, 120.4 KB
#مرتضی_آخرتی


گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم
از روز الست با رضا، گفتم چشم
من آمده بودم به ولايت برسم
گفتي "انا من شروطها" گفتم چشم

#رباعی
#امام_رضا_علیه_السلام
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا علیه‌السلام



با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم
تا محضر زلال‌ترین کوثر آمدم

قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم

گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم‌تر از همیشه بر این باور آمدم

اینک مدینةالنبی‌ام، مشهدالرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم

از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم

حسی کبوترانه گرفته‌ست جان من
«پایین پای» تو شده هفت آسمان من


در این حریم قدسی سرتاسر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه

گرد و غبار صحن تو را می‌خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه

پر می‌کشد از این همه قلب شکسته: آه
سر می‌زند از این همه چشم تر: آینه

عکس ضریح توست که در قاب چشم‌هاست
یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه

گم کرده دارم، آمده‌ام با نگاه تو
پیدا کنم تمام خودم را در آینه

لبریز روشنی‌ست تمام رواق‌ها
آیینگی‌ست جان کلام رواق‌ها


روی تو را ستارهٔ اشراق خوانده‌اند
خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده‌اند

دست تو را که خالق لطف و کرامت است
روزی‌رسان انفس و آفاق خوانده‌اند

باران مهربانی بی‌وقفهٔ تو را
شأن نزول سورهٔ انفاق خوانده‌اند

در مذهب نگاه تو غم حرف اول است
چشم تو را پیمبر عشاق خوانده‌اند

هفت آسمان و رحمت شمس الشموسی‌ات
ذرات خاک و لطف انیس النفوسی‌ات


#امام_رضا_مدح
#سیدمحمدجوادشرافت

Tlgrm.me/raziolhossein
14 August 2016
ش
09:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

نزدیکیِ این کویر،آبادی هست
از عالم غیب،دست امدادی هست
روزی که پزشکها جوابت کردند
لبخند بزن؛ پنجره فولادی هست

#امام_رضا_مدح
#وحید_قاسمی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
09:29
#امام_رضا_علیه_السلام

میلاد رضا خسرو طوس آمده است
آیینه حق شمس شموس آمده است
جبریل زعرش حق به بیت موسی
با خیل ملک به پای بوس آمده است

#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم
اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم
مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بی سبب نیست در ایوانِ طلا می چرخیم
ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم

چقدر ذکرِ علی در حرمت می چسبد
ما در این خاک ، خراسانِ نجف را دیدیم

هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی
بر سرِ سفره ی تو خوان نجف را دیدیم

وقتِ نقاره شده از تو خبر می گویند
ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می گویند

#امام_رضا_مدح
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باز در نیمه ی شب چشمِ کسی بینا شد
کودکِ گم شده در خوابِ خوشش پیدا شد

مادری آرزویش بچه یِ زیبایی بود
گفت جبریل به گوشش گره هایت وا شد

باز در پیشِ ضریح تو مریضی اُفتاد
زیرِ لب گفت رضا گفت رضا تا پا شد

خادمی آینه کاریِ حرم را تا دید
گفت با بغض حسن گریه کُنَش زهرا شد

لطفِ آقاست اگر مستِ امام حسنیم
" ما حسینی شده ی دستِ امام حسنیم "
.

پی نوشت: شب گذشته و در شب ولادت حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام دختر بچه ای نابینا در کنار پنجره فولاد حرم رضوی مشمول عنایت امام رئوف قرار گرفته و شفا یافت

#امام_رضا_علیه_السلام
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
20:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 495.9 KB
خیز و به دل مرده حیاتی بفرست
بر روز معادت حسناتی بفرست
امشب که ولادت غریب الغرباست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#امام_رضا_علیه_السلام
#دوبیتی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
15 August 2016
ش
08:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام


هوای دولتِ مشرق سفیر ِباران شد
و چترهای دل ما سریر ِباران شد
كویر سربه‌هوای به آسمان محتاج،
دچار مرحمت سربه‌زیر باران شد
قناتِ مرده‌ی ما را دوباره احیا كرد
و دشت‌های ترك‌خورده، سیرِ باران شد
و چشم‌ها -كه همه در مسیر او خیس‌اند-
شگفت بدرقه‌ای در مسیر باران شد
چه رنگ‌ها كه به هم دستِ بیعت آوردند
كمانی از بركات غدیرِ باران شد

ترانه‌های بهاری دل مرا برده‌ست‌
صدای سوت قطاری، دل مرا برده‌ست

مسافرم به دیاری؛ ببند بار مرا
به عزم دیدن یاری، ببند بار مرا
سفر، شروع فراق است، باخبر هستم
اگرچه دوست نداری؛ ببند بار مرا
بیان قصّه دراز است؛ اندكی بنشین
بگویمت به چه كاری ببند بار مرا؟
مرا هوای گُلی در سر است، می‌بینی
برای منصب خاری، ببند بار مرا
ببین درون دلم شوق و بی‌قراری را
به قصد كسب قراری ببند بار مرا

تمام راه، من و جاده حرف‌ها زده‌ایم
غریب گرچه، ولی سر به آشنا زده‌ایم

پس از سلام، جواب سلام لازم نیست؟
برای زخمی راه التیام لازم نیست؟
رسیدنم به تو واجببترین نیازم بود
وگرنه باقی درخواست‌هام، لازم نیست
برای حاجی احرام بسته‌ی حَرَمت
دگر زیارت بیت‌الحرام لازم نیست
كبوترانه، هوای تو را به پر دارم
برای كفتر جَلدت كه دام لازم نیست
اگرچه زشت و سیاهم، ولی مگر آقا
در این عمارت شاهی، غلام لازم نیست؟!

اگرچه ساكن اینجام، خانه‌ام آن‌جاست
كبوتری شده‌ام كآشیانه‌ام آن‌جاست

چه بارگاه قشنگی! چه مرقدی داری!
عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری!
که گفته است غریبی میان ما؟ وقتی
همیشه دوروبرت رفت‌وآمدی داری
جناب گل‌پسر هفتم از قبیله‌ی یاس
شمیم روح‌نواز محمّدی داری
به آبروی تو شرمنده آبرومندست
رئوف هستی و الطاف بی‌حدی داری
میان این همه خوبان که دورتان جمع‌اند
خودم که معترفم نوکر بدی داری

و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد
ضریح نیست؛ که کندویی از عسل دارد

سپاس آن که به دنیا ابا الجوادم داد
سپس گداشدن خانه‌زاد یادم داد
ورودم از در باب الجواد واسطه‌ای‌ست
همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد
به من چه شاعرم اصلاً خودش که می‌دانست،
نه دعبل‌ام نه فرزدق نه باسوادم، داد
جهان سراغ ندارد رئوف‌تر از او
هنوز کاسه‌ی دستم نشان ندادم داد
در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند
فدای آن‌که چنین حُسن انتخابم داد

کشید دست مرا ثامن‌الحجج رفتم
فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم...



#مصطفی_صابر_خراسانی
#صابر_خراسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سنگ بی ارزش کنار تو زبرجد میشود
سنگ قبر دوستانت نیز مرقد میشود

تو تمامی صفات خوب را داری ولی
"رأفتت" بین صفت هایت سرآمد میشود

ذات قدسی تو هرگز قابل ادراک نیست
هرکه در ذاتت تفکر کرد مرتد میشود

عالم آل یهود از علم تو مغلوب شد
پس اسیر عالم آل محمد میشود

گنبدت از بسکه جذاب است ای شمس الشموس
صبح ها خورشید هم مجذوب گنبد میشود

بندگی را از کبوترهای جلد آموختم
در حرم عبد فراری هم مقید میشود

گرچه با چشمم ندیدم، با دلم حس کرده ام
از کنار زائران تو ملک رد میشود

زائرت هرجا رود حتی اگر حاجی شود
در کنار کعبه هم دلتنگ مشهد میشود

زائرت هرقدر در مشهد بماند، عاقبت
باز بین رفتن و ماندن مردد میشود

وقت مرگ و قبر و محشر چشم بر راه توام
تو نیایی خوب من اوضاع من بد میشود


#امام_رضا_علیه_السلام
#آرش_براری

Tlgrm.me/raziolhossein
11:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 68.1 KB
لوحی است گران به حکم داور قلبم
یاری کُنَدَم به روز محشر قلبم
این هم ز دعای حضرت زهرا بود
گردیده اگر که «وقف_حیدر» قلبم

#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:22, 4.2 MB
باز درنیمه شب چشم کسی بینا شد

شفای دختر بچه نابینا در حرم‌ ثامن الحجج علیه السلام در شب میلاد حضرتش

Tlgrm.me/raziolhossein
16 August 2016
ش
07:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین


«دُرِّ نجف» تَبَلوُر اشک یتیم هاست
یادآور مرام امام کریم هاست
آقای ما امیر همه دل رحیم هاست
یک ذره از نم عرقش درشمیم هاست 

حاذق‌ترین طبیب همه درد‌ها علیست
الگوی زندگی جوانمرد‌ها علیست
 

دارد فقط خدا خبراز ابتدای او
ای جان فدای قدرت خیبرگشای او
گفته سخن خدا به نبی باصدای او
کعبه دهان گشوده به مدح و ثنای او
 
کعبه فقط برای علی سینه چاک کرد
ذکرش دل سیاه مرا پاک پاک کرد
 

آه از دمی که رو کند او ذولفقار را
هوهوی تیغ تشنه لب بی‌قرار را
دشمن زترس می‌خرد عریان، فرار را
بس دیده حُجب دلبر دُل دُل سوار را 

از انس و جن و حور و ملک دل ربوده است
استاد رزم حضرت عباس بوده است
 

کعبه اگرچه قبله ی ما تا به محشر است
اما طواف صحن نجف چیز دیگر است
شاعر بگو که حُبّ علی حج اکبراست
ماهرچه گفته‌ایم ازآن هم فرا‌تر است
 
هفت آسمان به قدرت بازوش متکیست
خیبر برای وصف علی چیزکوچکیست
 

درکش درون ذهن بشر جا نمی‌شود
مردی که جانشین رسول است تا ابد
وقت حفاظت از نبی الله جانزد
اصلأ برای کشتن عمروبن عبدود 

جز او کسی سه مرتبه ازجاش پا نشد 
جز مرتضی کسی سپر مصطفی نشد
 

اصلاً «علی علی» دم باران نم نم است
تنها دلیل محکم خلق دو عالم است
مردن به پای او صدو ده بارهم کم است
بی‌خود نبوده اسم «علی» اسم اعظم است 

بین صفات ناب خدا نیز منجلیست
هر لحظه ذکر روی لبم یاعلی علیست
 

گفتم که عاشقم ولی انگارفارغم
نالایقم اگرچه بگویند لایقم
بوی علی چرا نگرفته دقایقم؟
حالا چگونه من بنویسم که عاشقم؟!
 
باید دوباره دوره کنم این علاقه را
تاحس کنم کمی غم نهج البلاغه را

#امیرالمومنین_مدح
#محسن_کاویانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باید از بندگی تو به خدایی برسیم
بعد ازاین حبس کشیدن به رهایی برسیم

بی طبیبانگی تو به خدا ممکن نیست
بعد یک عمر دویدن به دوایی برسیم

بی خودی بود اگرسعی و تلاشی کردیم
بی نگاه تو محال است به جایی برسیم

مگر از جانب تو فیض عظیمی برسد
ما هم از دولت وصلت به نوایی برسیم

انبیاء پشت در خانه ی تو منتظرند
ما که هستیم دگر بهر گدایی برسیم؟

شاعری خوب بلد نیستم اما آخر ...
عجبی نیست که ما هم به عبایی برسیم

#امام_رضا_علیه_السلام
#محمدحسن_بیاتلو

Tlfrm.me/raziolhossein
17 August 2016
ش
09:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا


حرفِ من حرف دلای بی کَسه
یه امام رضا دارم واسم بَسه

میدونم صدام به آقام میرسه
یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت
لونه حتی رویِ شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمی داد
مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدام
بچه ی محله ی امام رضام

دنیا بی صحن و رواقش قفسه
یه امام رضا دارم برام بسه

حرف من حرف دلای بی کسه
یه امام رضا دارم برام بسه

#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
22:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام_مناجات


بر روی دستم غیر خاکستر نیاوردم
شرمنده ام حالا که بال و پر نیاوردم

تو بی محلی کردی و من ریختم در خود
اما صدایش را همیشه در نیاوردم

من به شما یک جان ناقابل بدهکارم
چیزی از این بهتر نبود آخر نیاوردم

كار خودش را كرد آن يكبار دل دادن
يك بار دل آوردم و ديگر نياوردم

تكليف ديوانه بلاتكليفي اش باشد
من نيز تكليفي از اين بهتر نياوردم

من هر كه را آوردم اينجا از غلامان شد
يعني در اين خانه بجز نوكر نياوردم

اين خانواده نوكرانش محترم هستند
من بي طهارت نامي از قنبر نياوردم

كوه گناهي را به كاهي گاه ميبخشند
آخر من از كار شما سر در نياوردم

خيلي دلش ميخواست يك شب كربلا باشم
من آرزوي مادرم را برنياوردم...


#امام_حسین_مناجات
#علی_اکبر_لطیفیان
#لطیفیان
Tlgrm.me/raziolhossein
18 August 2016
ش
14:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام حسین(ع)-مناجات


از همان صبح ازل راهم فقط راه شماست
هر چه سوز ناله دارم من ز یک آه شماست

سید الاذکار عالم چیست جز نام حسین؟
این اصول مکتب عشاق درگاه شماست

ماه مهمانی حق با آن فیوضات عظیم
سائل یک شب عزاداری در ماه شماست

بر غلامی حریمت کی لیاقت داشتم
این نشانی از عنایات سحرگاه شماست

ناز چشمان تو عالم را وهب سیرت کند
تازه این یک گوشه از فیض گذرگاه شماست

این جهان ظرف تجلیات ذاتت را نداشت
عرصۀ محشر نمایشگاهی از جاه شماست

کاملاً در کربلا تصویر شد معراج خون
با تنی بی سر ز جان سیر الی الله شماست

در کنار گودی مقتل " اله الحامدین"
محو در تفسیری از الحمدالله شماست

#امام_حسین_مناجات
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:29
#مناجات_امام_حسین

میخواستم برای تو باشم ولی نشد
کنج حرم گدای تو باشم ولی نشد

میخواستم که یک شب جمعه به سرزنان
مهمان کربلای تو باشم ولی نشد

میخواستم به نیت مرهم گذاشتن
گریه کن عزای تو باشم ولی نشد

میخواستم کبوتر جلد حرم شوم
بر گنبد طلای تو باشم ولی نشد

میخواستم که دل ببرم از دل همه
تا این که آشنای تو باشم ولی نشد

میخواستم که رو نزنم برکسی-فقط
ریزه خور سرای تو باشم ولی نشد

میخواستم مقابل لطف و کرامتت
شرمنده ی عطای تو باشم ولی نشد

میخواستم برای حسینیه های شهر
بانی روضه های تو باشم ولی نشد

میخواستم برای رسیدن به آسمان
دنبال رد پای تو باشم ولی نشد

میخواستم که اشک بریزم که مورد
بخشایش خدای تو باشم ولی نشد

میخواستم که با دل سنگی ام عاقبت
کاشی زیر پای تو باشم ولی نشد

میخواستم که در ته گودال قتلگاه
آقای من به جای تو باشم ولی نشد

#امام_حسین_مناجات
#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


تا درگه تو قبله راز است حسین
ما را به درت روی نیاز است حسین
گردد در کعبه باز سالی یکبار
این کعبه درش همیشه باز است حسین

#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
کاش می شد بشوم محرم ارباب٬ حساب
سگ اين خانه شوم آدمِ اربابْ، حساب

اين همه مُرده كجا و دَمِ عيسايِ مسيح
مي كند آن همه را يك دمِ اربابْ حساب!

قَدرِ بالِ مگسي اشك رساندند و سپس
باز كرديم به رويِ كَمِ اربابْ، حساب

مي كِشند از همة خَلْق حساب اما بعد
مي كند روز جزا با همه اربابْ، حساب

تا قيامت همه جا د‌ُوْرُ و برِ فاطمه ايم
چون نظر كرده ی شخصِ پسرِ فاطمه ايم.، ‌

#امام_حسین_مناجات

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 202.3 KB
رسم است در دنیا کنار قبر مادر
آید پسر باچشم تر شب های‌جمعه
اما ببین با پهلوی بشکسته زهرا
آید سر قبر پسر شب های جمعه

#شب_جمعه
#امام_حسین_مناجات

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یا اباعبدالله...

من را به غلامی نَخَری ،حق داری
گر ستر گناهم بدری! حق داری
آلوده ترم از آنچه میپندارم!!
من را به حرم نمیبری!؟ حق داری!

#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام_مناجات

عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است
هجران زده به حال پریشان دلش خوش است

عشق است هر چه را بپسندی برای من
دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است
.
" گفتی‌بسوز در‌غم من ...اِی به روی چشم "
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است

با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است

محتاج یک نگاه کریمانه ی تو ام
قحطی زده به قطره ی باران دلش خوش است

در پشت در نشستن من بی دلیل نیست
سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است

با دست مهربان خودت لقمه ای بگیر
خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است

اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند
اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است

گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت
بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است

می گفت عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است

وقتی دلت گرفت فقط فابک للحسین
نوکر به روضه ی شه عطشان دلش خوش است

ای شهریار نیزه نشین آیه ای بخوان
دردانه ات به آیه ی قرآن دلش خوش است

#امام_حسین_مناجات
#علی_سپهری

Tlgrm.me/raziolhossein
19 August 2016
ش
00:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 353.9 KB
آینه ی میر لافتی یاعباس
دلداده ی شاه کربلا یاعباس
کی کرده وفا به بیعتش آنسان که
کردی تو به بیعتت وفا یاعباس

#حضرت_عباس
#دوبیتی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
05:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه



نگاه رحمتت بر ماست؛ می‌دانم که می‌آیی
ز اشک دوستان پیداست؛ می‌دانم که می‌آیی

گذشته چارده قرن و هنوز ای یوسف زهرا
تو تنها و علی تنهاست می‌دانم که می‌آیی

به گوش شیعه از پشتِ در آتش‌زده گویی
صدای نالۀ زهراست می‌دانم که می‌آیی

هنوز آیات قرآن از لب جدّت به نوک نی
به گوش زینب کبراست، می‌دانم که می‌آیی

به یاد آب‌آب تشنگان، چشم محبانت
ز اشک و خون دل دریاست، می‌دانم که می‌آیی

هنوز آن زخم پیکانی که بر چشم عمویت خورد
به چشم خون‌فشان ماست می‌دانم که می‌آیی

 تماشای خیالیِّ سر اصغر به نوک نی
شرار آتش دل‌هاست می‌دانم که می‌آیی

به خون پاک مظلومانِ عالم می‌خورم سوگند
که مهدی مصلح دنیاست می‌دانم که می‌آیی

#امام_زمان
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
1
ش
05:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه


ای رخت قبله‌ی دل، کعبه‌ی حاجت ما را!
پرده بردار و برافروز رخ زیبا را

زنده کن با نفسی مرده‌دلان را و بیا
که ببینند جهان، پشت سرت عیسی را

به قیام تو درود و به قعود تو سلام!
ای سجود تو رضا کرده «هو الاعلی» را!

ای که نزدیک‌تری از رگ گردن بر ما!
دور کرده است گناهان ز حضورت ما را

چه عمل بود مگر امّت فرعونی را؟
که رهاند از ید فرعون، خدا آن‌ها را

به جز از آه دل سوخته‌ی پیرزنی
در دل شب که سبب شد فرج موسی را؟

این همه ناله‌ی «یابن الحسن» ما یا رب!
کم‌تر از آه زنی نیست، کرم کن؛ یارا!

به دل سوخته‌ی فاطمه از داغ حسین
برسان نور دل فاطمه‌ی زهرا را

#امام_زمان
#سیدرضا_موید

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
هر دم بگو‌ میان قنوتت بہ صد نیاز
عَجل علے ظُهورکَ یا فارسَ‌الحـِجاز

هر دم بگو بہ اشڪ روان رو بہ آسـمان
عَجل علے ظهورکَ یا صاحبَ‌ الزَمان
ش
22:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یاصاحب الزمان

برات وصل امضاء می‌شد ای کاش
گره از کار دل وا می‌شد ای کاش

برای دیدنت ای حضرت اشک
دو چشمانم چو دریا می‌شد ای کاش

سحرگاهی به یمن مقدم تو
سرای ما مصفا می‌شد ای کاش

وجود زخمی و آلوده ی من
به پیش پای تو پا می‌شد ای کاش

دل غمدیده و پر درد ما هم
به دست تو مداوا می‌شد ای کاش

میان زمره ی چشم انتظاران
ز زحمت نام ما جا می‌شد ای کاش

دل آواره‌ام در زیر پایت
شبیه خاک صحرا می‌شد ای کاش

دل نامحرم ما محرم آن
غریبی‌های مولا می‌شد ای کاش

پس از چنیدن و چند صد سال گریه
دگر دستان او وا می شد ای کاش

به برق ذولفقاری خاک خورده
غرور شیعه معنا می‌شد ای کاش

مزار مخفی یاس مدینه
به دستان تو پیدا می شد ای کاش

غرور چادر خاکی کجایی
عزیز فاطمه پس کی میایی

#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
20 August 2016
ش
16:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المؤمنین

بی مهر "علی"کسی به مقصد نرسد
در سایه ی او به هیچ کس بد نرسد
آن را که دل از ولای مولا خالی است
هرگز به شفاعت "محمد" نرسد


#امیرالمومنین_مدح
#کمیل_کاشانی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات

آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته
درد دل باتوسخنها بر زبانم ریخته

بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم
گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخته

جنس من جوراست کوهی ازگناه آورده ام
آبرویم پای اجناس دکانم ریخته

دوره گردم آبرویم میفروشم میخری
پیش سلطان ترسم ازسودوزیانم ریخته

پهن کردم سفره ای ازعرش کنج خانه ات
روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته

گوشه ای ازپنجره فولادزنجیرم کنی
من سگی بیمارم آنجا استخوانم ریخته

مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا
دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته

من نمیبینم توهردفعه بقل کردی مرا
عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته

صحن گوهرشادچیزی کم نداردازبهشت
بوی سیب ازهرکجایی می تکانم ریخته

درمیان صحنهایت عشق من باب الجواد
صدهزاران بوسه اینجاازدهانم ریخته

هرکسی کرببلایی گشت مدیون شماست
این حکایت درمیان دوستانم ریخته

آخرماهی جواب ناله هایم رابده
جان بابای غریبت کربلایم رابده

#قاسم_نعمتی
21 August 2016
ش
00:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


به مقام قرب سلمان به صداقت ابوذر
به کلام حق فضّه به رخ سفید قنبر
به اشاره های مصحف به دَم شبیر و شَبّر
به هر آیه ای ز قرآن و به هل اتی و کوثر
که گران تر است از زر نخی از عبای حیدر

همه روز گرم کاری همه شب پی یتیمان
وسط نبرد شیری وسط نماز گریان
پی بوسه ای به پایت لب تیر می دهد جان
به تمام کارهایت متجلی است قرآن
تو به لیله المبیتی زره ی تن پیمبر

ره آفتاب کج شد به اشاره ی نگاهت
متغیر است ساعت به زمان دل بخواهت
تو به آسمان پناهی شده فاطمه پناهت
شده اهل خیر هر کس زده کوه خود به کاهت
که تو دستگیر مایی که تو محشری به محشر

ضربان ذوالفقارت به تن خطر نشسته
و کشانده لشگری را روی خاک دسته دسته
به مصاف چشم هایت شده کفر سر شکسته
چه به مدح تو بگویم من زار دست بسته
خود شهریار گفته به تو این کلام بهتر

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
برو ای گدای مسکین در خانه اش مکرر

همه جا به هر بهانه سر نام توست دعوا
چه به کوچه ی مدینه چه به کربلای آقا
ز حرم چو جلوه گر شد همه ی امید لیلا
چه سریع شد خمیده پی یار قدّ بابا
پسری ابوالعجایب پسری رسول منظر

به سپاه حمله ور شد تنش از عقاب افتاد
دو لبش عقیق بود و به رویش رکاب افتاد
روی نیزه رفت و کم کم بدنش ز تاب افتاد
به همان زمان که دیگر ز رویش نقاب افتاد
به دل حسین آمد غم روی سرخ مادر

نفسش که بند آمد به زمین کشید پا را
پدرش چگونه دیده بدن جدا جدا را
شده وقت آن که دیگر ببرند مصطفی را
به جز این عبا چه مانده ؟ ببرد علی ما را
نه که یک علی اکبر که شده هزار اکبر

#امیرالمومنین_مدح
#سیدپوریا_هاشمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
اشعار مناجات با امام رضا (علیه السلام)

ساقیا بوی نسیم سحری ما را بس
در همین حد که نمودی نظری ما را بس

حاجت ازدل نگذشته تو روا می سازی
از گرفتاری ما باخبری ما را بس

مثل هر بار اگر باز بزرگی بکنی
بار افتاده ی ما را بخری ما را بس

شوری اشک ، چشیدیم و نمک گیر شدیم
داده ای نیمه شب چشم تری ما را بس

ناخداگاه مقیم در این خانه شدیم
جای دادی به گدایی گذری ما را بس

فاطمه دید و پسندید و خرید ،این همه عمر
با تولّای علی شد سپری ما را بس

شیعه حیدر کرار شدیم و برِ ما
همسر فاطمه کرده پدری ما را بس

بوسه دارد کف نعلین علی که نورش
می کند در رخ ما جلوه گری ما را بس

جان ارباب قسم ، این دلمان تنگ شده
یک سفر کرببلا هم ببری ما را بس

همه را مثل جوادت تو بغل می گیری
چقدر خوب تو کردی پدری ما را بس

عاقبت حاجت ما نیز روا خواهد شد
خاک ما گوشه ای از کرببلا خواهد شد

#امام_رضا_مدح
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
17:40
#امام_رضا_علیه_السلام

شعر زیارت مخصوصه امام رضا(ع)

کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید

داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم

باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست

در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما

شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد

در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید

ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن

آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد

آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست

یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

#امام_رضا_مدح
#سیدپوریا_هاشمی

Tlgrm.me/raziolhossein
22 August 2016
ش
00:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المؤمنین

با نور خدا ز یک سرشت است علی
عنوان کتیبه ی بهشت است علی
فرمود نبی : در آسمان ها دیدم
بر صورت هر چیز نوشته است علی

#امیرالمومنین_مدح
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×481, 52.6 KB
قربان مقام تو اباعبدالله
دل خورده به نام تو اباعبدالله
ای کاش نمیرم.و ببینم که شدم
من پیرغلام تو اباعبدالله

#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
بر عهد و پیمانم چهل شب تا محرم
چاووش میخوانم چهل شب تا محرم

بیمار گشتم از گناهانم و حالا
دنبال درمانم چهل شب تامحرم

با خون دل باید نگهداری کنم من
از اشک چشمانم چهل شب تا محرم

با لطف زهرا خط قرمز میکشم من
دور گناهانم چهل شب تا محرم

هرچه کند اشک دوچشمم را فراوان
من در پی آنم چهل شب تا محرم

زهرا دهد تا اینکه اذن نوکری را
من پاک میمانم چهل شب تا محرم

یا فاطمه جانِ حُسینت یک نظر کن
مارا برای نوکری آماده تر کن

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
23 August 2016
ش
08:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست
اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست

به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف
کبوتر دل من جلد هیچ جایی نیست

بدون پَرتُوِنور تو ای جناب ضُحی
فقط سیاهی محض است روشنایی نیست

سرت همیشه شلوغ است وهیچ سلطانی
به خواب صاحب همچین برو بیایی نیست

اگر که نوکر این درگهم حساب کنی
مرا به شاهی عالم هم اِعتنایی نیست

خدا گواست که دردستهای محتاجم
به جز به محضرتان کاسهٔ گدایی نیست

همه قبیلهٔ من رفته اند قربانت
به غیر تیر نگاهت که آشنایی نیست

بدون آبرویی که شما به من دادید
به قدر پول سیاهم مرا بهایی نیست

دلم گره به ضریح تو خورده میدانم
به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست

هزار سال نمیخواهم آن بهشتی را
که دل سپردهٔ این گنبد طلایی نیست

#امام_رضا_مدح
#علیرضا_شریف

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 171.1 KB
روزی تمام خلق را داد
این سفره پهن تو ابالفضل
تنظیم شده زندگی ما
با ساعت صحن تو ابالفضل

#حضرت_عباس

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


یقینا عالم از این مسئله غافل نخواهد شد
بدون مرتضی دین نبی کامل نخواهد شد

امیرالمومنینی مال آن سه نیست تا محشر
چنانکه حکم تنفیذ علی باطل نخواهد شد

دلی که مانده در کعبه کنار مستجار عشق است
دلی که در سقیفه مانده هرگز دل نخواهد شد

هرآنکس در دلش بغض علی ریشه زده حتما
برایش جز درک روز جزا حاصل نخواهد شد

بنازم بوذرش را چون که در تبعید هم باشد
شبیه بوهریره فاسد و جاعل نخواهد شد

از آنروزی که مدح دومی گفته ست مولانا
یقین دارم که هم پیمانه ی دعبل نخواهد شد

جنون نام حیدر را ز دریاها بگیری … موج _
_نکوبد سر به صخره ، راهی ساحل نخواهد شد

علی گفته است: قدر آبِ بینیِ بزی حتی
به زرق و برق عالم ارزشی قائل نخواهد شد

بگو با اهل دوزخ یک علی گویند اگر امشب
هزاران سال در دوزخ بلا نازل نخواهد شد


#امیرالمومنین_مدح
#ایمان_کریمی

Tlgrm.me/raziolhossein
24 August 2016
ش
13:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا

ماییم و انس و الفت تو یا اباالجواد
در جان ماست محنت تو یا اباالجواد

با اذن فاطمه به دل ما رسیده است
سرمایه محبت تو یا اباالجواد

این قلبهای ما که بنام تو می تبد
جامی است از ولایت تو یا اباالجواد

ای نیت تو یاری زوار خسته ات
قربان قصد قربت تو یا اباالجواد

بیمار لاعلاج نداری در این مطب
محشر کند طبابت تو یا اباالجواد

هر شاخه گل ز گلش بالای مرقدت
داروی درد امت تو یا اباالجواد

صحن و رواق و باب و ضریحت بهشت ما
دارالشفاست تربت تو یا اباالجواد

باب الجواد روزی هر صبح و شام ماست
کو دوری از ضیافت تو یا اباالجواد

آنچه ز وصف جنت اعلا شنیده ایم
بالاتر است جنت تو یا اباالجواد

ما دل بریده ایم ز دولت مدارها
ماییم و صبح دولت تو یا اباالجواد

هر کس که بعد مشهد تو کربلا نرفت
از دست داده فرصت تو یا اباالجواد

با اينهمه هنوز غریبی امام من
ای جان فدای غربت تو یا اباالجواد

#امام_رضا_مدح
#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
13:23
#امام_رضا_علیه_السلام

نم نم کنار حجره دربسته میرسید
کم کم به قتلگاه خودش خسته میرسید

مانند شخص مار گزیده به پیچ و تاب
فریاد یا جواد چه پیوسته میرسید

پهلو بخاک حجره که از درد میگذاشت
آهی بیاد پهلوی بشکسته میرسید

از کام تشنه و جگر پاره پاره اش
انگار حرف روضه سر بسته میرسید

این جسم خسته زیر سم اسبها نرفت
اما صدای حمله یک دسته میرسید

خواهر نبود یار برادر شود ولی
یک خواهری به مقتلی آهسته میرسید

اینجا جواب زمزمه یابنیی از...
یک نوجوان ز پشت در بسته میرسید

اما صدای یا ولدی بی جواب ماند
هرچند صوت یک پدر خسته میرسید

#امام_رضا_مدح
#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقدیم به امام حسین علیه السّلام
دلــم ، چو آينه ، حيرانِ سيّد الشّهداست
كـليـــمِ طور شبستان سیّدالشّهداست

دل از جحيم نترسد كه جوشنِ بدنم
غـُـــبارِ خاك بيابــان سيدالشّهداست

هماره پاي من است و مسيرِ روضه ي او
هميشه دست ، به دامان سيّدالشّهداست

چگونه فخر فروشم ز ثروتم بر خلق ؟
كه هست و نيستم از آن سيّدالشّهداست

اگر که روزی من را نوشته اند زیاد
فقط به برکت احسان سیّدالشّهداست

سرم فداي قدمهاي آنکه همچون جُوْن
همیشه گوش به فرمان سیّدالشّهداست

"هزار جامه ي تقوي و خرقه ي پرهيز"١
سياه در غم طــفلان سيّدالشّهداست

هنوز هم كه هنوز است اشك ما جاري
براي پيـــكر عريـــان سيّدالشّهداست

كلام آخر هر نوكري به لحظه ي مرگ
سلام بر لب عطشان سيّدالشّهداست

#امام_حسین_مناجات
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 41.6 KB
پر گشته ز مهر آل حیدر دل ما
جز خیر در این سرا نباشد ابدا
فرمود علی:
که یاکمیل!
علمت را
هر آینه «لٰا تَأخُذُ اِلٰا عَنٰا»!

#امیرالمومنین
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
25 August 2016
ش
07:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به مناسبت ۲۳ ذی القعده شهادت امام رضا علیه السلام (به روایتی)


دعا كنید شب گریه آورش نرسد
و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد

هنوز هم كه جوادش نیامده از راه
دعا كنید نفسهای آخرش نرسد

بدون سرفه ی خونین جگر نمی ریزد
دعا كنید كه زخمی به حنجرش نرسد

هزار شكر كه معصومه با برادر نیست
وگرنه داشت دعایی كه خواهرش نرسد

چنان به رویِ زمین می خورَد قدم به قدم
گمان كنم كه به حجره به بسترش نرسد

نفس نفس زدنش سخت تر شده ای داد
خداكند كه صدایش به مادرش نرسد

جوادش عاقبت آمد ...گریز روضه رسید
پسر رسید كه روضه به آخرش نرسد....
***

حسین بر سرِ زانو،جوانش اُفتاده
نمی شود نزند داد،بر سرش نرسد

بغل كشیده تنش را ولی زمین می ریخت
به خیمه گاه گمانم كه اكبرش نرسد

چقدر هلهله دارند ارازلِ كوفه
دعا كنید كه ای كاش خواهرش نرسد

علی كه رفت عمو رفت دختری ترسید
دوید آتشِ خیمه به پیكرش نرسد

دوید عمه كه پیش از سنان به او برسد
كه دستهایِ حرامی به معجرش نرسد


#امام_رضا_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
07:48
به مناسبت ۲۳ ذی القعده شهادت امام رضا علیه السلام(به روایتی)


آسمان است و خسوف قمرش معلوم است
غربت بی حد او از سفرش معلوم است

کوله بار سفر آخرتش را بسته
از مناجات و نماز سحرش معلوم است

موی آشفته و اوضاع به هم ریخته اش
با عبایی که کشیده به سرش معلوم است

دو قدم راه نرفته چقدر می افتد
ناتوان بودنش از زخم پرش معلوم است

به زمین خوردن او ارثیه ی مادری است
درد پیچیده به پهلوش اثرش معلوم است

وسط حجره ی در بسته به خود می پیچد
اثر زهر به روی جگرش معلوم است

خواهرش نیست ببیند چه سرش آمده است
ولی از حالت بغض پسرش معلوم است

لب او سرخ شد اما به خدا چوب نخورد
مجلس شام به چشمان ترش معلوم است

روی خاک است ولی زیر سم اسب نرفت
روضه ی عصر دهم در نظرش معلوم است

نعل ها بود که محکم روی پیکر می رفت
یک نفر در طلب جایزه با سر می رفت

#امام_رضا_شهادت
#محمد_فردوسی

Tlgrm.me/raziolhossein
08:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 228.6 KB
بهتر ز‌بهشت خطه ی‌‌طوس رضاست
جنت به خدا قسم زمین بوس رضاست
مردم همه سوی حرمش می آیند
زیرا که زیارتی مخصوص رضاست

#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

من اگر خوب یا بدم آقا
در این خانه را زدم آقا
جان زهرا مکن ردم آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه آلوده و خطا کارم
رو سیاه از گناه بسیارم
به همه گفته ام رضا دارم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای شده بین اهلبیت کرم
رافت و مهربانی تو علم
مهربان تر زمادر و پدرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ضامن آهوی بیابانی
به من روسیاه احسانی
مثل آن پیرمرد سلمانی
*یا امام الرئوف ادرکنی*

از تو نوری به سینه می خواهم
دل پاکی زکینه می خواهم
کربلا و مدینه می خواهم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی به نازنین پسرت
که کرم کن به سائلان درت
چه شود بر من اوفتد نظرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاک این نامه سیاهم کن
غرق در رحمت الاهم کن
به جوادت قسم نگاهم کن
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه روی سیاه آوردم
کوله بار گناه آوردم
به حریمت پناه آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

این شنیدم که ای گل زهرا
دوست داری تو زائر خود را
گر بدم ،زائر توام آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

روی در این مقام آوردم
من زخواهر پیام آوردم
به برادر سلام آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

رفتم اما بدان که منتظرم
لحظه مردنم بیا به برم
تا گذارم به دامن تو سرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی حدیث "یابن شبیب"
گریه کردی برای شاه غریب
به تن غرقه خون و "خد تریب"
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاره پاره ززهر شد جگرت
بر روی خاک حجره بود سرت
به سرشک دو دیده پسرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

جمع کردی تو فرش حجره چرا
یاد کردی مگر زکرببلا
یاد آن سر که شد جدا زقفا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

▪️
#امام_رضا_مدح
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام



لبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ حُسین است

تَعریفِ مَن از "عشْق" هـَمان بود ڪہ گُفتَم
در بَندِ ڪَسے باش ڪہ دَر بَندِ حُسین است

دَر مَعرڪہ اَز‌ سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هـُنَرمَندِ حُسین است

شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هـَمہ عُمْر
شورے ڪہ خُدا دَر دلَم اَفڪَندہ حُسین است

بے روضہ ے او حال خوشے نیست... ، اَگَرهـست
از حال ‌گُذَشتیم ڪہ آیَندہ حُسین است

اَز بَس ڪہ (عَلے) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سہ فَرزَندِ حُسین است

پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ "حُسین" است

#امام_حسین_مناجات
#محسن_کاویانی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 390.4 KB
#امام_رضا

این بــار گُنه حــال مــرا بـَدکـــرده
انگـــار کـه اربــاب مــرا رَدکـــرده
یارّب دلِ من پیش حسین است ولی
بـدجــور دلـم هـوای مَشهدکـــرده

#محمد_حسین_رحیمی
#دوبیتی
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به مناسبت ۲۳ ذی القعده شهادت امام رضا علیه السلام (به روایتی)


آمد از راه و کشیده است عبا را به سرش
وای از سینۀ سوزان و دل شعله ورش

همچو شمعی که بسوزد ز شرر آب شود
آب کرد آتش آن زهر ز پا تا به سرش

حجره اش بسکه غم انگیز و ملال آور بود
گرد غم بود که می ریخت ز دیوار و درش

گاه در زیر لبش ذکر خدا می گوید
گاه سوی در حجره ست خدایا نظرش

هم جواد آمده بالین رضا هم زهرا
هم پسر سوخته هم مادر خونین جگرش

پیش مادر نبود طاقت برخاستنش
زیر بار غم و اندوه خمیده کمرش

پسرش دست به سر دارد و  مادر به  کمر
او نظر می کند و خون رود از چشم ترش

دست ظلمی که زده بر رخ زهرا سیلی
پاره کرده ست کنون رشتۀ عمر پسرش

ای «وفائی» ز فلک پیک شهادت آمد
گشت تا گلشن سرسبز جنان همسفرش


#امام_رضا_شهادت
#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
13:58
به مناسبت ۲۳ ذی القعده شهادت امام رضا علیه السلام (به روایتی)


از داغ زهر پیکرم آتش گرفته است
گویی تمام بسترم آتش گرفته است

تر میکند لبان مرا کودکم ولی
از تشنگی، لب ترم آتش گرفته است

پا میکشم به خاک و نفس میزنم که شهر
از آه آهِ آخرم آتش گرفته است

حالا کبوتران به غمم گریه میکنند
از بال و پر زدن،  پَرم آتش گرفته است

امشب تمام حجره ی من کربلا شده
یک جرعه آب ، حنجرم آتش گرفته است

امشب دوباره خیمه ی آتش گرفته را
میبینم و سراسرم آتش گرفته است

سر ها به روی نیزه و سرنیزه ها به تن
یک دشت در برابرم آتش گرفته است

فریاد دختری ز دل خیمه میرسد
عمه کمک که معجرم آتش گرفته است

#امام_رضا_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:07
به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام (به روایتی)


قسمت نشد خواهر کنار پیکرت باشد
بد شد، نشد امروز بالاى سرت باشد

بد جور دارى روى خاک از درد مى‏پیچى
اى واى اگر امروز روز آخَرت باشد

حیف از سر تو نیست روى خاک افتاده؟
باید سرت الآن به دست خواهرت باشد

حالا غریبى را ببین دنبال تابوتت
دختر ندارى لااقل دربدرت باشد

وقتى شروع روضه‏هاى ما بیان توست
خوب است پایانش بیان دیگرت باشد

یابن شبیب آیا شهید بى کفن دیدى؟
در لابلاى نیزه، پاره‏پاره تن دیدى

 
#امام_رضا_شهادت
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

هرسو که رو نهادم و هرجا قدم زدم
دیدم کشد امام رضا سوی مشهدم

روزم سیاه رو سیه و نامه ام سیاه
زوار قبر او همه خوبندو من بدم

آنقدر لطف و مرحمتش داد رو به من
تا باز آمدم در این خانه را زدم

گفتم امام رانده مرا دیگر از درش
از بس رؤف بود صدایم زد آمدم

صد بار دید جرم و خطای مرا ولی
یکبار هم نکرد از این آستان ردم

وقتی که با امام رؤف آشنا شدم
گررو کنم به درگه بیگانه مرتدم

اول رساند دست مرا برضریح او
آنگه گرفت دست ، خداوند سرمدم

گفتم گناه کارم و آلوده دامنم
گفتا بمال صورت خودرا به مرقدم

این است هست و نیست و دارو ندار من
پرونده از گنه پرو خالی بود یدم

آلوده دامنم ولی اعلام می کنم
من میثم محمد و آل محمدم


#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
26 August 2016
ش
01:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×477, 66.9 KB
مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
علی الخصوص که باشد در این حرم شب جمعه

خوشا به آنکه به تضمین از صراط گذشتن
مقابل حرمت می زند قدم شب جمعه

#میلاد_حسنی
#شب_جمعه
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام


یا غریب الغـربا،بـده در راه خدا
یا معین الضعفاء،بـده در راه خدا

تـو پنـاه همـه‌ای،پســر فاطمـه‌ای
نظری کن به گدا بـده در راه خدا

 من اگـر روسیهم غرق بحـر گنهـم
 تو زدی مرا صـدا بـده در راه خدا

 نگشـایی در اگـرنروم جـای دگر
 به جـوادت ابـدا  بده در راه خدا

 من گنهکار و بدم نه تو می‌کنی رَدَم
نه شوم از تو جدابـده در راه خدا

 بـه هـوای کرمت آمدم در حرمت
غمـم از دل بزدا  بده در راه خدا

من تهی‌دست و فقیر از خجالت سربه‌زیر
تـو امـام و مقتــدا  بـده در راه خدا

بـه امـامتت قسم به کرامتت قسم    
به مقــام شهـداء بده در راه خدا

یابن‌الطور وعادیات پسـر والذاریات
یـابن‌مصباح‌الهدی بده در راه خدا

نگهی به «میثمت» که گدای حرمت 
بــوده‌ام از ابتــدا  بـده در راه خدا

#امام_رضا_مدح
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام

سلطان سریر ارتضا را عشق است
آیینه ی روشن صفا را عشق است
هرچند که خوبان جهان بسیارند
در بین همه فقط رضا را عشق است

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المؤمنین


اینجا فقط شکسته دلی میخرند و بس

تسلیم حکم لم یزلی می خرند و بس

زاهد برو...، نماز شبت را به رخ مکش

اینجا عمل به شرط "علی"می خرند وبس

Tlgrm.me/raziolhossein
16:26
مناجات با #امام_زمان


عاشقی کردن من جز غم و آزار نشد
دل من سوخت که دلداده ی دلدار نشد

من خطا کردم و او دید مرا، رد شد و رفت
باز گل کاشت و این نوکر بد، خوار نشد

غصه ام شد که مرا درد و غم هجر نکشت
خبر مرگ من آمد، خبر از یار نشد

سر یک سفره نشستیم و ندیدم او را
چشم من کور که از دوری او تار نشد

پیش مردم همه ى حرمت من می‌شکند
گر بگویند که او لایق دیدار نشد

هیچ کس نیست پناهم بدهد غیر حسین
مثل من هیچ کسی زود طلبکار نشد

خواست زینب بزند حرف دلش را به حسین
پیش عباس، در آن کوچه و بازار... نشد

Tlgrm.me/raziolhossein
27 August 2016
ش
09:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اقا_رسول_الله

بوسه زند تاج گل به پاي محمد
خسرو حسن است خود گداي محمد

تا که برد بوي خوش صبا به گلستان
مي کشد از هر طرف رداي محمد

جسم شريفش بود لطيف تر از نور
محو شود سايه از صفاي محمد

آب بقا هستي اش زيمن رسول است
خضر، بقا دارد از بقاي محمد

خواهي اگر بشنوي کلام خدا را
گوش به قرآن کن و نداي محمد

از شب معراج، ماه و جمله کواکب
چشم براهند بر لقاي محمد

ملک جهان را بنام خود زده لولاک
چون دو جهان شد بنا براي محمد

آنچه خداوند در حديث کسا گفت
پرده نشين بود در سراي محمد

پشت و پناه و شفيع عالميان اوست
چون به خدا هست اتکاي محمد

نيست مسلمان هر آن که بغض علي داشت
هست ولاي علي ولاي محمد

شرح کمالات و وصف ذات نبي را
کس نتوان گفت جز خداي محمد
🔸

#پیغمبر_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
چه جانماز پي اعتكاف بر دارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بر دارد

علي حقيقت روز است و هيچ جايز نيست
كه در مقابل شب انعطاف بر دارد

دو سوي اين كره هر يك قلمروي دارند
نشد جداييِ شان ائتلاف بردارد

شبيه خواب سحر سطحي است و زود گذر
كسي كه دست از اين اختلاف بر دارد

دوباره مثل علي زاده مي شود ، اما
اگر دو مرتبه كعبه شكاف بر دارد

اگر كه حرمت مولا نبود ، ممكن بود
خدا ز خلق خود امر طواف بر دارد


#امیرالمومنین_مدح
#علیرضا_دهقانیان

Tlgrm.me/raziolhossein
28 August 2016
ش
07:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین

پیغمبران عرش نشین در تحیُرند
بر ساحتِ غلام شما غبطه می خورند

نوح نبی برای مدارایِ سرنوشت
بر بادبان کشتی خود «یاعلی» نوشت

یعقوب با توسل بر تو شفا گرفت
بر دیده خاک پای تو را توتیا گرفت

موسی برای معجزه ی ادعای خویش
با ذکر « یاعلی» به زمین زد عصای خویش

باد صبای مُلک سلیمان شمیم توست
قالیچه ی پرنده ی او هم گلیم توست

لقمان نشست محضرتان و فخیم شد
او پایِ منبر سخنانت حکیم شد

ذکر لبان صالح و ادریس «یاعلی» ست
پیرِ طریق بندگی انبیا علی ست

#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
07:18
#امیرالمومنین

ای سر خفی نور جلی ادرکنی
ای دست خدای ازلی ادرکنی
تو دست خدایی و من افتاده زپا
یاحضرت مرتضی علی ادرکنی

#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
29 August 2016
ش
00:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد

بنده ام بنده ي ولاي توام
عاشق صحن با صفاي توام
تو جوادي و من گداي توام
يا جواد الائمه ادركني 

قامتم خم شده ز بار بلا
حاجتم باشد از تو يا مولا
نجف و كاظمين و كرب و بلا
يا جواد الائمه ادركني

اي كه از زهر خون شده جگرت
به تو و جد و مادر و پدرت
من ِ بيچاره را مران ز درت
يا جواد الائمه ادركني

سائلم سائلم جوابم دِه
تشنه ي جام وصلم آبم دِه
چشم گريان ، دلِ كبابم دِه
يا جواد الائمه ادركني 

اي تورا يار ِ بي وفا كشته
با لبِ تشنه از جفا كشته
با چنان پاكي و صفا كشته
يا جواد الائمه ادركني

بسته با دستِ کینه راهِ تو شد
همه جا پُر ز سوز و آهِ تو شد
حجره ي بسته قتلگاهِ تو شد
يا جواد الائمه ادركني

مانده بر بام جسم بي كفنت
مرغ ها ناله زن به گرد تنت
سايه كردند بر روي بدنت
يا جواد الائمه ادركني

لرزه بر جان اهل دين افتاد
شعله بر قلب مسلمين افتاد
تنت از بام بر زمين افتاد
يا جواد الائمه ادركني

#امام_جواد_مدح
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
00:48
 

 #امام_جواد

من مریدم مراد می‌خواهم 
وصل خیرالعباد می‌خواهم 
کمم اما زیاد می‌خواهم 
از امام جواد می‌خواهم

یا جوادالائمه ادرکنی

خاک ابن‌الرضاست در گِل من 
مهر او روز حشر، حاصل من 
همه جا اوست شمع محفل من 
نقش بسته به مصحف دل من

یا جوادالائمه ادرکنی

روسیاهم سفید شد مویم 
گرد عصیان نشسته بر رویم 
هر چه هستم گدای این کویم 
با تمام وجود می‌گویم

یا جوادالائمه ادرکنی

گر چه یا سیدی گنهکارم 
تو مرا یار و من تو را عارم 
تو سراپا گلی و من خارم 
به همه گفته‌ام تو را دارم

یا جوادالائمه ادرکنی

ای ولایت تمام ایمانم 
کاظمین تو قبلۀ جانم 
من همه دردم و تو درمانم 
کی گذاری ز درد درمانم

یا جوادالائمه ادرکنی

تو جوادی و من گدای توام 
مور افتاده زیر پای توام 
بی نوائی به نی نوای توام 
همه جا بر در سرای توام

یا جوادالائمه ادرکنی

تو که بر ثامن‌الحُجج پسری 
نورچشمی و پارۀ جگری 
سیدی! از پدر غریب‌تری 
خواهم از آتش غمت شرری

یا جوادالائمه ادرکنی

یار زد همچو مار بر جانت 
کشت اما غریب و عطشانت 
داد پاسخ به لطف و احسانت 
پدر و مادرم به قربانت

یا جوادالائمه ادرکنی

مادرت پشت آن درِ بسته 
دیده گریان و سینه بشکسته 
سوخت از نالۀ تو پیوسته 
ای ز بیداد یار دلخسته

یا جوادالائمه ادرکنی

با همه لطف و مهربانی تو 
قاتلت گشت یار جانی تو 
رحم ننْمود بر جوانی تو 
ای فدای غم نهانی تو

یا جوادالائمه ادرکنی

ای به دامان مهر تو دستم 
من که از کوثر شما مستم 
بدم و خویش بر شما بستم 
هر که‌ام «میثم» شما هستم

یا جوادالائمه ادرکنی

#امام_جواد_مدح
#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
00:49
#امام_جواد_شهادت

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار
همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید
به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف
دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین
همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد
بر نفسهای بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است
بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری
تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی روی زمین افتاد و
لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی...
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

#امام_جواد_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:50
#امام_جواد_شهادت

برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش
تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش

ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن
پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش

بر تار گیسوان تو جای لب رضاست
این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش

اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا
صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش

اینان به دست و پا زدنت خنده می کنند
طاقت بیار و پیکر خود بر زمین مکش

بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست
پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش

شکر خدا که نیست تماشا کند رضا
گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش

در کربلا پدر به پسر التماس کرد
برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

بس کن حسین آبروی خویش را مبر
زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش

کار عباست بردن این جسم زینبا
با گوشه های معجر خود بر زمین مکش

#امام_جواد_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:56
جان دارد و زير آفتاب افتاده

لب تشنه شده به ياد آب افتاده

بغداد چو كوچه ي بني هاشم شد

بر خاك گُل ابوتراب افتاده

*
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

Telegram.me/raziolhossein
00:59
هرچند كه زخم جگرش خوب نشد

صد شكر لبش شكسته از چوب نشد

هر چند به روي بام افتاد ولي

مانند حسين تنش لگد كوب نشد

*****
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
02:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#جوادالائمه


خوشبخت شد آنکس که گرفتار جواد است
عاشق شدن ما سر اجبار جواد است

عمریست گداییم ولی غصه نداریم
سقف سرمان سایه ی دیوار جواد است

ما را نبرید از سر این کوچه به جایی
جنّات خدا گوشه ى بازار جواد است

در نوکری خود طلب مزد نکردیم
پر بودن این کیسه به اصرار جواد است

سائل شدن ما، عطش بندگی آورد
چون سفره ما سفره افطار جواد است

جان میدهد این کندنِ جان پیش کریمان
عیسىٰ شده آن مُرده که بیمار جواد است

تا صبح ابد خانه ات آباد رضا جان
از بس حرمت مشهد آثار جواد است

گفتند چرا گریه کن فاطمه هستید؟
گفتیم که این کار فقط کار جواد است

پای عطش او چقدر هلهله کردند
این هلهله ها زیر سرِ یار جواد است

#امام_جواد_شهادت


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ای مرگ مدد کن که من زار بمیرم
ای زهر خلاصم کن و بگذار بمیرم

بگذار در این خانه که غمخانه من بود
تنها و غریب از ستم یار بمیرم

بگذار با سوز درون و لب عطشان
 یکبار زنم ناله و صد بار بمیرم

بگذار که جون فاطمه هنگام جوانی
در خانه ی در بستهی خود زار بمیرم

بگذار که بی شیون و آرام شوم آب
چون شمع که سوزد به شب تار بمیرم

بگذار در این خانه در بسته ی خاموش
از یار کشم محنت و آزار بمیرم

بگذار چو مرغی که قفس قتلگهش بود
بیگانه و تنها و گرفتار بمیرم

سوز دل من شعله کشد از دل (میثم )
بگذار به هر ناله دو  صد بار بمیرم

#امام_جواد_شهادت
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
11:23
هرچند كه زخم جگرش خوب نشد
صد شكر لبش شكسته از چوب نشد
هر چند به روي بام افتاد ولي
مانند حسين تنش لگد كوب نشد



جان دارد و زير آفتاب افتاده
لب تشنه شده به ياد آب افتاده
بغداد چو كوچه ي بني هاشم شد
بر خاك گُل ابوتراب افتاده


بد جور به اشك و ناله اش خنديدند
پرپر زد و دور بدنش رقصيدند
اي كاش كه يك ذره حيا ميكردند
بالاي سرش فاطمه را ميديدند


#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زهرم داد و به سوز دردم‌ خندید
هر قدر که ناله ناله کردم خندید

استاده و مردنم تماشا میکرد
از سوز جگر زمین که خوردم خندید

انداخت به جانم آتش و رفت کنار
از دور به رنگ سرخ و زردم خندید

همراه کنیزکان به آواز و غزل
هر لحظه به عیش بود و هردم خندید

میدید که تشنه یاد آن تشنه لبم
من نام حسین را که بردم خندید

#امام_جواد_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 #جوادالائمه

اگرچه ديده در خون نشسته اش تر بود
دوچشم بي رمقش نيمه باز بردربود

ميان حجره به گريه نفس نفس ميزد
عزيز فاطمه زخمي ترين كبوتربود

زبسكه بركف اين حجره دستُ پازده بود
تمام حجره پُرازتكه تكۀ پر بود

ميان هلهله هابرامام خنديدند
صداي خنده آنها ز زهربدتربزد

زتشنگي جگرش بين شعله ها مي سوخت
فضاي حجره او كربلاي ديگر بود

كسي نبودبراي غريبي اش گريد
درآن ميانه كسي كاش جاي خواهربود

چقدر خواست زجاخيزد او ولي افتاد
همينكه پشت درافتاد ياد مادر بود

به ياد مادرو ميخُ شراره آتش
به ياد حيدرُآن جنگ نا برابر بود

بياد مادر پهلو شكسته در كوچه
كه دست بسته كنارش فتاده حيدر بود

#امام_جواد_شهادت
#مهدی_نظری

Tlgrm.me/raziolhossein
12:27
سوزد از زهر ز پا، تا به سَرم یا زهرا
آب شد از اثر آن جگرم یا زهرا

هیچ کس نیست بیاید به کنارم مادر
تو بنه بر سر زانو، سَرم یا زهرا

تا بیاید پسرم بر سر بالین پدر
دیده دارم به در و منتظرم یا زهرا

ای که در آتش بیداد، رخ ماهت سوخت
نظری کن به دل شعله ورم یا زهرا

مرغ عشق تو عمو، از نفس افتاده شدم
میخ در کنج قفس، بال و پرم یا زهرا

دیده ام تار و دلم شعله ور از زهر، ولی
هر دم آید رخ تو در نظرم یا زهرا

قاتل من به غم بی کسی ام میخندد
او کُنَد شادی و من پشت درم یا زهرا

نفسم در قفس سینه شده زندانی
جان به لب آمده و محتضرم یا زهرا


#امام_جواد_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت
آن مظهر داد، تابِ بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم
از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت

#امام_جواد_شهادت
#عباس_فلاحتی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
30 August 2016
ش
07:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تب و تابی که در حیرت فروشم، «مُفت مژگانش!»
گران‌سنگ است هر زخمی که دید آئینه، ارزانش
.
من از «شرم غلاف» و «لاف شرم»، آشفته می مانم 
که پشت و روی تیغش را ببوسم جای دستانش!
.
ضریحش گر نگیرد دستِ نومیدم، نمی‌دانم 
کدام امّید خواهد داد دستم را به دامانش...!؟
.
مزارش را شریف آیا به ظنِّ خود نمی‌خوانند!؟
ببین که تا کجاها پر کشیدند اهلِ افغانش
.
به قیل و قالی از پائین به بالا می‌رود نرخی
شود فرّاش قبر حضرت سلمان، سُلیمانش!
.
تعارف گر کند چشمش به دمنوشِ غزل، ای دل! 
سرم را بشکن و چون توبه نشکن نرخ فنجانش
.
به «ارث» و «مالکیّت» شبهه می‌شد گر نمی‌چرخید 
کلید خانه‌ی الله در دستِ نیاکانش!
.
موذن‌زاده در فردوس از قلبِ سلیم خود 
کند تعلیمِ موسیقی به لالان و بلالانش
.
عمویی شیرکُش دارد... اُحُد گردد فدای او! 
برادرزاده‌ای دارد... که اهل کوفه، قربانش!
.
کمی از رحمتش بیرون زده از چاکِ عقلِ ما 
و گرنه در تبِ محشر، پناهنده‌ست شیطانش
.
گدای سرچراغی‌های بازار نجف گشتم 
کشیدم منّت سود از ترازوهای میزانش
.
اگر دلشوره‌ی کرب و بلا بر شیعیان رزق است 
ستاره می‌چکد شب‌های روضه، از نمکدانش
.
به پابوسِ نجف، خورشید اگر هر روز می‌آید 
سرِ صبحی، اجازه گیرد از «شاهِ خراسانش»
.
«علی» فرقی ندارد با «علی»! «آئینه»، «آئینه» ست! 
نجف، مشهد شود در حیرتِ آئینه گردانش
.
به هنگام ورودش، آمده با اشک، باورکن! 
هر آن زائر که دیدی ساعت برگشت، خندانش
.
سپرده کوله‌بار حاجتش را دستِ شاه و بعد 
سبک‌بارانه بر می‌گردد امشب سمتِ اُستانش...
.
چقدر ایرانیان مانوس با سلطان خود هستند...!
خدا از ما نگیرد...! چون که ایران است و سلطانش...!

#امیرالمومنین_مدح
#احمد_بابایی

Tlgrm.me/raziolhossein
31 August 2016
ش
12:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_جواد_الائمه

دلم در هوای جواد الائمه
گرفته نوای جواد الائمه

بهشت صفا هر که خواهد ، ببیند
به صحن و سرای جواد الائمه

بلند است بر بام قصر سخاوت
هماره لوای جواد الائمه

بزرگی بوسد زمین ادب را
که افتد به پای جواد الائمه

رها شد " اباصلت" از کنج زندان
ز فیض دعای جواد الائمه

به " یحیی ابن اکثم" عصا کرد اقرار
که دارم ولای جواد الائمه

دل سنگ شد آب حتی
ز غمناله های جواد الائمه

گل باغ طاها ، جوانمرگ زهرا
بمیرم برای جواد الائمه

نوای " کمیل" است گاه توسل :
گدایم گدای جواد الائمه

#امام_جواد_شهادت
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:14
زَهرى اُفتاده بجانم كه نمانَداثرم
دست وپاميزنم ونيست كنارم پدرم

جِگرم پاره شُد، اَمّا به دِلِ تَشت نريخت
خواهرى نيست مَرا لَختِه ببيند جِگرم

زَهر در آب نمود و آب را زَهرَم كرد
روزه بودَم من و اِفطار به دِل زَد شَررَم

مى كِشَم سينه و دِل را به زَمين ميخَندد
فَرقى انگار ندارد كه چه آيد بِسَرَم

آب آوَرد زَنى ، يادِ هِلال اُفتادم
كَربَلا آن به آن ميگُذَرَد از نَظَرَم

خاكِ اين حُجره كُجا و تَهِ گودال كُجا
به تَنَم نِيزِه نَخُورده است وجُدانيست سَرَم

پِدَرَم بود ، مَرا بِينِ عَبا مى پيچيد*
گرچِه پاشيده زِهم نيست تَنَم دورو بَرَم*

#امام_جواد_شهادت
#سعید_خرازى

Tlgrm.me/raziolhossein
12:19
#نوحه_امام_جواد

گل ياس رضا پرپر شد
در جوانى چونان مادر شد
واويلا واويلا واويلا

ميان حجره از پا افتاد
بى کس و يارو تنها افتاد
انقدر کف زدن نامردان
تا که اقا ز اوا افتاد
واويلا واويلا واويلا

کو پدر بوسد اين لبها را
بشنود ناله اى زهرا را
دست و پا ميزنم لب تشنه
بسته دشمن بر او درها را
واويلا واويلا واويلا

کبوترها که پر وا کردند
سايه بانى مهيا کردند
بعد از ان گريه بر جسمى که
مانده بر خاک صحرا کردند
واويلا واويلا واويلا

نيزه از هر طرف بالا رفت
بر سر نيزه ها سرها رفت
بعد از ان ايه هاى قران
اى خدا زير دست و پا رفت
واويلا واويلا واويلا

#امام_جواد_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:29
SAZVAR – 09-00-7821-03
Not included, change data exporting settings to download.
05:11, 1.7 MB
12:43
#امام_جواد_شهادت

یارب از کینه همسر جگرم می سوزد
من از این یار ستمگر جگرم می سوزد

دیده پراشک و لبم خشک و رخم برروی خاک
سینه ام گشته پر آذر جگرم می سوزد

همچو مرغی که پرش سوخته از اتش زهر
کنج حجره زده پرپر  جگرم می سوزد


بر روی خاک زمین پا نکشم پس چه کنم
که من تشنه لب آخر جگرم می سوزد

شرر زهر جفایش فراموشم شد
چون ز شادیش فزونتر جگرم می سوزد

به جوانی نه که از دوره طفلی به خدا
از غم وغصه دیگر جگرم می سوزد

خود جوانمرگ رضایم ولی در دم مرگ
به جوانمرگی مادر جگرم می سوزد

یاد آن کوچه و آن سیلی وآن روی کبود
یاد آن سینه و آن در جگرم می سوزد

یاد آن لحظه که گم کرد ره خانه خود
به پریشانی مادر جگرم می سوزد

مادرم نقش زمین گشت علی آه کشید
زشرار دل حیدر جگرم می سوزد

#امام_جواد_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:43
#امام_جواد_شهادت

نيش و كنايه هاست كه از يار مي خورم
از دست يار زهر شرر بار مي خورم

اصلا به جنگ و نيزه و لشكر نياز نيست
وقتي ميان خانه ز دلدار مي خورم

دارم ز همسري كه ز من جز صفا نديد
چوب كدام تندي رفتار مي خورم

شعله شود بلند از اين زخم بر جگر
تا آب از دو چشم گهر بار مي خورم

از اين صداي هلهله آزار مي كشم
با جان خسته غصه ي بسيار مي خورم

پهلو شكسته مادر كم سن و سال من
ديگر بيا كه حسرت ديدار مي خورم

#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
12:46
#امام_جواد_علیه_السلام

با داغ او شادي براي ما نـمــانــده
يك روز خوش باقي در اين دنيا نمانده

آنقدر گفته العطش در حجره اش كه
بر لب توانِ گــفتنِ "بابا" نمانده

حجره شده گودال و زهرا هم رسيده
پس لحظه ي جان دادنش تنها نمانده

از گونه هاي خاكي اش شد دستگيرم
تنـــها سرش بر دامن زهرا نمانده

آتش گرفته سينه اش از زهر امـــّا
شكر خدا بر سينه ، ردّ پا نمانده

سَمّ از درون با اينكه جسمش را دريده
ديگر دهان زخم هايش وا نمانده

مانده ست بي غسل و كفن بر بام خانه
امّا برهنه در دل صحرا نمانده

انداختند او را اگرچه بين كوچه
ديگر به زير سُمّ مركب ها نمانده

ردّ هزار و نهصد و پنجاه و يك زخم
بر قامت بالا بلندش جا نمانده

#امام_جواد_شهادت
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
12:46
#امام_جواد_شهادت

من که از سوز عطش در تب تابم مادر
تشنه ام تشنه ی یک جرعه ی آبم مادر

اجل آمد به سراغ من و در این دم مرگ
نه به بالین پسرم هست نه بابم مادر

ز غریبیم همین بس که مرا همسر من
کرده مسموم در ایام شبابم مادر

دست در دست کنیزان و به دست افشانی
ناله کردم ندادند جوابم مادر

گرچه از آتش زهرش جگرم سوخت ولی
بیشتر خنده ی او کرده کبابم مادر

آب مهر تو و آخر به چه جرم و گنهی
کرده اند منع ز یک جرعه آبم مادر

با لبی خشک و دلی سوخته از آتش زهر
یاد لب تشنگی طفل ربابم مادر

#امام_جواد_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سبک زمینه و واحد
شهادت امام جواد علیه السلام


بند۱

میسوزه دل برا جواد و
حال و هوای کاظمینش
امام رضا عزا گرفته
کنار قبر نورعینش

به یاد غربت جواد
کنار تربت جواد

با سوز سینه میخونه روضه به یادش

اشکه تو چشمای ترش
داره میسوزه جگرش

دلش شکسته از غریبی جوادش


کاظمین غرق ماتم عالمو غم گرفته

با دو‌چشم پر از خون فاطمه دم گرفته

یا جوادالائمه
یا جوادالائمه

بند۲

دسته گل فاطمه بودو
دست ستم کرده خزونش
حتی توی خونه غریبه
همسرشه قاتل جونش


با ظلم و جور آشنا
با زهرکینه ای خدا

پاره جگر شده جگر گوشه زهرا


بغضه که مونده تو گلو
پشت در حجره او

ناله میزد ولی میخندیدن کنیزا

هرچقدر دست و پا‌زد هیچ جوابش ندادن
خیلی گفت تشنه هستم اما آبش ندادن

یا جوادالائمه
یا جوادالائمه

بند۳

تنش به بام خانه رفتو
ولی به زیر پا نرفته
خدا رو شکر که بعد مرگش
سرش رو نیزه ها نرفته


ولی به دشت کربلا
با کینه و جور و جفا

آخر سر جدشو از قفا بریدند

فاطمه میزدش به سر
به پیش زینب ده نفر

با مرکباشون رو تن حسین دویدند


پیش زینب تنش رفت زیر ستم ستوران
فاطمه بین گودال ناله میزد حسین جان

آقام آقام حسین جان

بند۴

خدارو شکر یه عمره هستم
با غمت آشنا حسین جان
روی لبای نوکراته
روحی لک الفدا حسین جان


با گریه بر تو پاک میشم
میدونی که هلاک میشم

حتی یه لحظه اگه از شما جداشم

آقا یه کاری کن بیام
اینه دعای این شبام

الهی که من عرفه کربلا باشم


داره از راه میادش بوی ماتم حسین جان
کاشکه ما زنده باشیم تا محرم حسین جان

آقام آقام حسین جان


#امام_جواد_شهادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
15:02
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:28, 172.7 KB
15:02
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:32, 181.6 KB
15:14
#دودمه
#امام_جواد_علیه_السلام


تشنه لب از پا فتادی چون غریب کربلا

یا جواد ابن الرضا

می زدی در حجرة در بسته مادر را صدا

یا جواد ابن الرضا

*******

به تسلای دل فاطمه که صاحب عزاست
شیعه همدرد رضاست

هادی از داغ پدر زمزمه اش وا ابتاست
شیعه همدرد رضاست

#امام_جواد_شهادت
#محمود_ژوليده

Tlgrm.me/raziolhossein
15:15
#رباعي

#امام_جواد_علیه_السلام


در سینه دوباره ابتلا می آید
غم باز به اُردوی ولا می آید
دلهای شکسته کاظمینی شده است
اینجاست که بوی کربلا می آید

Tlgrm.me/raziolhossein


#محمود_ژوليده
ش
17:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

تشنه ی آب و عاطفه هستی
از نگاهت فرات می ریزد
از صدایِ گرفته ات پیداست
عطش از ناله هات می ریزد

نفست بند آمده؛ ای وای
عاقبت زهر کار خود را کرد
عاقبت زهر، زهر خود را ریخت
جامه های عزا تنِ ما کرد

تشنگی سویِ چشمتان را بُرد
سینه ی پُر شراره ای داری
کاش طشت مدینه اینجا بود
جگر پاره پاره ای داری

چقدر چهره ات شکسته شده!
تا بهاری، چرا خزان باشی!؟
به تو اصلاً نمی خورد آقا
که امامِ جوان مان باشی!

گیسوانت چرا سپید شده؟
سن و سالی نداری آقاجان!
دردِ پهلو گرفته ای نکند !؟
که چنین بی قراری آقاجان؟

تک و تنها چه کار خواهی کرد؟
همسرت کاش بی قرارت بود!؟
چقدر خوب می شد آقاجان
لااقل زینبی کنارت بود

باز هم غیرت کبوترها !
سایه بانت شدند ای مظلوم
بال در بالِ هم، سه روز تمام
روضه خوانت شدند ای مظلوم

کاظمینِ تو هر چه باشد، باز
آفتابش به کربلا نرسد
آخر روضه ات کفن داری!
کارت آقا به بوریا نرسد

جای شکرش همیشه می ماند
حرفی از خیزران و سلسله نیست
شکر، در شهر کاظمین شما
خیره چشمی به نام حرمله نیست

#امام_جواد_شهادت
#وحید_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
1 September 2016
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت امام جواد


ادرکنی یاجوادالائمه 3


جان فدای جوادالائمه

دل سرای جوادالائمه

من گدای جوادالائمه

ادرکنی یاجوادالائمه3

ای ولای شماآبرویم

نام زیبای توگفتگویم

دیدن کوی توآرزویم

ادرکنی یاجوادالائمه3


دردودنیاهمین افتخارم

هرچه دارم زلطف تودارم

ای ولای شمااعتبارم

ادرکنی یاجوادالائمه3


من برای تودرشوروشینم

ای امیدمن ونورعینم

عاشق تربت کاظمینم

ادرکنی یاجوادالائمه 3

ای مقامت همه کبریایی

منبع جودولطف وعطایی

کن زلطفت مراکربلایی

ادرکنی یاجوادالائمه3


ای شده کشته ی زهرکینه

دردلت بوده داغ مدینه

داغ سیلی وهم زخم سینه

ادرکنی یاجوادالائمه3


مادرت راعدووحشیانه

بین کوچه زده تازیانه

مانده بربازوی اونشانه

ادرکنی یاجوادالائمه3


#امام_جواد_شهادت
#محمد_خرمفر

Tlgrm.me/raziolhossein
00:34
#امام_جواد_علیه_السلام

سر را زِ خاکِ حُجره اگر بَر نداشتی
تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

خواهر نداشتی كه اگر بود می شكست
وقتی كه بال می زدی و پَر نداشتی

از طوس آمدند بِگِریند در غمت
یاری به غیرِ چند كبوتر نداشتی

وقتی كه زهَر بر جگرَت چَنگ می كشید
جُز یاحسین ناله یِ دیگر نداشتی

ختمی گرفته اند برایَت كنیزکان
لبخند می زدند و تو باور نداشتی

تو تشنه كام و آب زمین ریخت قاتلت
چشمت به آب بود و از آن بَر نداشتی

كف می زدند دور و بَرَت تا كه جان دهی
كف می زدند و تاب به پیكر نداشتی

كف می زدند ولیک تو بر روی دست خود
دستِ زِ تن جُدایِ برادر نداشتی

شُكرِ خدا كه پیرهنی بود بر تنت
یا زیرِ نیزه ها تنِ بی سر نداشتی

شُكرِ خدا كه لحظه ی از هوش رفتنت
خواهر نداشتی ، غمِ معجر نداشتی

#امام_جواد_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:37
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام

لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود

پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود

از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
حتي نفس نفس زدنش هم عذاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
فرياد استغاثه ی او بي جواب بود

يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد 
هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
آري دعاي خسته دلان مستجاب بود

غربت براي آل علي تازگي نداشت
در آن ديار كشتن مظلوم باب بود

اما فداي بي كفن دشت كربلا
آن کشته ای كه زخم تنش بي حساب بود

هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت
هم داغديده ی شرر آفتاب بود

#امام_جواد_شهادت
#یوسف_رحیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
00:38
#امام_جواد

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست
پایان هرچه خواستم از او "نداد" نیست
بین تمام صحن و سراها طلوع صبح
جایی به باصفائی باب المراد نیست

#امام_جواد_شهادت
#قاسم_نعمتی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
01:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

آتش زهر اگر شعله به پیکر میزد
شعله بر جان و دلش کینه همسر میزد

نوجوان بود ولی سیر شد از زندگیش
بسکه آذر به دلش یار ستمگر میزد

گله از دشمنی دشمن و بیگانه نداشت
ناله از کینه و بی مهری همسر میزد

همسرش پشت در حجره به دست افشانی
مادرش فاطمه بر سینه و بر سر میزد

طائر باغ رضا بود ولی کنج قفس
همچو مرغی که پرش سوخته پرپر میزد

همچو جدش طلب آب زدشمن میکرد
ناله واعطشا تا دم آخر میزد

تشنه لب بود ولی کی عوض آب روان
خصم بر پیکر او نیزه و خنجر میزد

کی دگر همچو حسین تشنه به زیر خنجر
دست و پا پیش دو چشم تر خواهر میزد

▪️
#امام_جواد_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.Me/raziolhossein
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ع_شهادت

از شـرار زهــر کـیـنـه پـیـکــرم آتـش گــرفـت
از جـفـای همسـرم خـاکـستـرم آتـش گـرفـت

هـمــدم نــا آشنــایــم قــاتــل جـــانــم شـده
از جسـارت هـای او پـا تـا سـرم آتـش گـرفـت

بــا کـنیـزان خـنده بـر لـب دارد و کـف می زنـد
قلب من از خنده هـای همسرم آتـش گـرفـت

در مـیـان حجـره ام پــا می کـشم روی زمـیـن
از شــرار آه سیــنــه، بــسـتـرم آتـش گـرفـت

روضه ی شهـر مـدیـنـه ذکـر لـب هـایـم شـده
خـاطـرم از غـصّـه هـای مــادرم آتـش گـرفـت

یــاد آن روزی بـسـوزم کــه ابَــر مــرد حـنـیـن
بـا قـد خـم نــالـه می زد کـوثـرم آتـش گرفـت

آن قـدَر گـــریــه نــمــودم از غـم سـنـگـیـن او
ای خـدایـا پـلک چـشمـان تـرم آتـش گـرفـت

تـشـنـگـی تــاب و تــوانــم را رُبــوده ای خــدا!
می بـرم نــام حسین و حنجـرم آتـش گـرفـت

روز عـاشورا حسین می گـفـت در زیـر لـبـش
حـنـجـر خـشک عـلـیّ اصـغــرم آتـش گـرفـت

#امام_جواد_شهادت
#محمد_فردوسی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:38
#امام_جواد_ع_شهادت


خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد
یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

از روی خاک حجره سر خاکی تو را
بر دارد و به گوشه دامن مکان دهد

می خواهی آب آب بگویی نمی شود
گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد
می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست
وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد

#امام_جواد_شهادت
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
01:38
#امام_جواد_شهادت

غریب و بی کس و بی آشنایم ای مادر
به درد و غصه و غم مبتلایم ای مادر

رسیده لحظه آخر ولی کسی نبود
که سوی قبله کشد دست و پایم ای مادر

به کنج حجره زبس آب آب گفتم من
بیا ببین که گرفته صدایم ای مادر

نگویم اینکه بگرید به حال من یارم
بگو که کف نزند در عزایم ای مادر

اگر چه تشنه دهم جان به کنج حجره ولی
به یاد تشنه لب کربلایم ای مادر

تنم سه روز به بام و ولی کبوترها
کنند سایه به قد رسایم ای مادر

#امام_جواد_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
01:47
#امام_جواد_شهادت

سه روز گر چه روی بام خانه ماند تنش
کبوتران همه کردند سایه بر بدنش

زبام خانه تنش گرچه روی خاک افتاد
ولی نشد زسم اسب توتیا بدنش

لبش ز سوز عطش گرچه بود خشکیده
ولی نخورد دگر چوب بر لب و دهنش

هزار شکر که خواهر نداشت تا بیند
میان حجره در بسته دست و پا زدنش

غریب بود و سرش از بدن نگشت جدا
غریب بود و به غارت نرفت پیرهنش

#امام_جواد_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
كمتر از هيچم اگه زياد ميخوام
از خوده باب المراد،مراد ميخوام
ميدونم كمم نميزارن آخــه
حاجتامو از امام جواد ميخوام
---------------------------
عشق من به اين آقا اراديه
فارغ از تعصّب نژاديه
مطمئنّم كه رضا ميخَردش
هركي مثل من امام جواديه
---------------------------
نميرم مثل گداها هـر كُــجا
رو نمي زنم به بنده هات خُـدا
شنيدم جواد به اون كسي ميگن
كه خودش ميگرده دنـبــال گـدا
---------------------------
حالا كه ميشنوه خواهش منو
كاش خودش درد و دوا بشه منو
واسه چي رو بزنم به اين و اون؟
عــمّه شون كرده سفارش منو
---------------------------
گريه دَرمونمه پس گريه ميخوام
تو مُحـرّم يه نفس گريه ميخوام
همه چيم خلاصه ميشه توي اشك
به دادِ چشام برَس گريه ميخوام
---------------------------
دوس دارم مُحـرّما گريه كُـنم
جايِ باباتون رضـا گريه كُنم
قول ميدم اشكم اگه زياد بشه
به نيابت از شما گريه كُـنم
---------------------------
دين من يقين مو ازت ميخوام
مشهد و مدينه مو ازت ميخوام
ميدونم رو مو زمين نميزني
رزقِ اربعين مو اَزت ميخوام

#امام_جواد_شهادت
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
11:04
#امام_جواد_علیه_السلام


برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش
تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش

ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن
پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش

بر تار گیسوان تو جای لب رضاست
این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش

اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا
صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش

اینان به دست و پا زدنت خنده می کنند
طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش

بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست
پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش

شکر خدا که نیست تماشا کند رضا
گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش

در کربلا پدر به پسر التماس کرد
برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

بس کن حسین لشکر کفر در نظاره است
زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش

کار عباست بردن این جسم زینبا
با گوشه های معجر خود بر زمین مکش


#امام_جواد_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:08
#امام_جواد_علیه_السلام


رسیده جان به لب اطهرت ؛ اَبَالهادی!
نشسته پیک اجل در بَرَت ؛ اَبَالهادی!

دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی
کبود شد همه ی پیکرت ؛ اَبَالهادی!

لباس شمر به تَن کرد و منع آبت کرد
چه کرد با دل تو همسرت ؛ اَبَالهادی!

شبیه فاطمه دستی گرفته ای به کمر
مگر خدای نکرده پَرَت ... ؛ ابالهادی!

میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و…
بریده شد نفس آخرت ؛ اَبَالهادی!

مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد
صدای خسته ی بی جوهرت ؛ اَبَالهادی!

کنیزها بدنت را کِشان کِشان بردند
گرفته بر لبه ی در سَرَت ؛ اَبَالهادی!

سه روز بر تَن تو آفتاب می تابید
ولی بریده نشد حنجرت ؛ اَبَالهادی!

دگر به زیر سُم اسب های تازه نَفَس
ندید جسم تو را دخترت ؛ اَبَالهادی!

اگر چه دور و برت خیره سر فراوان بود
ولی نظاره نشد خواهرت ؛ اَبَالهادی

چه خوب شد که در آن همهمه کسی نرسید
برای غارت انگشترت ؛ اَبَالهادی!

#امام_جواد_شهادت
#علیرضا_خاکساری

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_علیه_السلام


بر شعله ی جگر، نم باران می آورند
باران نبود، دیده ی گریان می آورند

با هلهله کنار حرم دف نمی زنند
در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند

فکری برای غربت یوسف نمی کنند
این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند

دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است
مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است

تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی
رخت سیاه بر سر افلاک می کشی

حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن
نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن

خاکی شده تمام عبایت بلند شو
هر طور هست روی دو پایت بلند شو

در آسمان چشم یتیمان قمر بمان
ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان

رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد
از سرفه کردنت دل عالم کباب شد

خون جگر به دامن زهرایی ات نریز
ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز

این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش
حالا که می پری، پر خود را زمین نکش

خنده بس است در وسط خانه بس کنید
افتاده بین حجره غریبانه بس کنید

ای حامل امام به قدش نظاره کن
پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن

تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن
در بین راه پله کمی احتیاط کن

دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام
او را رها کن و برو از روی پشت بام

این پشت بام از ته گودال بهتر است
در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است

از روی پشت بام کسی رد نمی شود
یا این که لااقل فرسی رد نمی شود

رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد
با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد

این جا کسی برای اسیری نمی رود
جسم امام بین حصیری نمی رود

این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد
نیت برای بردن شال کمر نکرد

یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد
داغی شبیه غارت خون خدا نشد


#امام_جواد_شهادت
#محمد_جواد_شیرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_حضرت_جوادالائمه_علیه_السلام

اُفتاده است رویِ زمین و برابرش
لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او
اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او
از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن
خاکی شده است حیف لبان مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید
از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد
کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای
تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر
با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش
****
سخت است فکر این غم و سخت است باورش
مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش

#امام_جواد_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:00
زمینه و شور شهادت امام جواد علیه السلام


بند۱

با دوچشم پر آب
روضه خونه رضا
پاره پاره جگر
شد جوون رضا

الهی بمیرم
درو به روی آقای ما میبندن
الهی بمیرم
کنیزا به اشک دیده هاش میخندن


به ناله هاش خندیدن
جون دادنش رو دیدن
تو حجره پر پر میزد
کنیزا می رقصیدن

غریب آقام ای آقام

بند۲

شعله زد به فلک
سوز آه جواد
خونه خودشه
قتلگاه جواد

چقده غریبه
که آخر کار زهر یاورش شد ای وای
چقده غریبه
که قاتل جونش همسرش شد ای وای

تموم جونش میسوخت
رو خاکا پر پر میزد
اومده بود تو حجره
فاطمه بر سر میزد

غریب آقام ای آقام

بند۳

از عطش میسوزه
خیلی خشکه لباش
کاش برا پسرش
آب بیاره باباش

تشنه لبه اما
روی جگر خونش فقط زخماشه
رضا نمیبنه
بدن جوادش رو که زخمی باشه

ولی حسین کربلا
اسیر قدم ها بوده
رو خاکا دیده اکبر
که اربا اربا بوده

غریب آقام ای آقام


بند۴

با نگاه جواد
با دعای حسین
کاش برم عرفه
کربلای حسین

ریزه خورتم من
عمریه سر سفره ات میشینم ارباب
میشه که دوباره
محرمتو امسال ببینم ارباب

خداروشکر که هستم
ریزه خور این درگاه
بنفسی انت مولا
حسین اباعبدالله

حسین اباعبدالله

#امام_جواد_شهادت
#عبدالزهرا
#زمینه

Tlgrm.me/raziolhossein
14:00
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:11, 168.4 KB
14:08
#امام_جواد_علیه_السلام


غیر خوناب جگر این جگرم آب نخورد
دل من آب شد از غم ،اگرم آب نخورد

خشک شد چشمه چشمم زعطش آنسان که
گریه کردم، مژه از چشم ترم آب نخورد.

به فدای لب عطشان شه کرببلا
پسر شاه خراسان اگرم آب نخورد

عطش ارثی است که از جد غریبم بردم
لب دریا ،لب دریای کرم آب نخورد

دست و پا در وسط حجره غریبانه زدم
ولی از سنگ و دم تیغ سرم، آب نخورد

بر روی سینه من پای کسی باز نشد
بین خون باز دگر بال و پرم آب نخورد

عوض آب شده ذکر لبم، وای حسین
نرود روضه او از نظرم آب نخورد

کار از کار که بگذشت، شد آب آزاد
همه لب تشته ولی یک نفرم آب نخورد

چون دل سوختگان شد جگر آب کباب
دید بی گریه کس از اهل حرم آب نخورد

آب دادند سکینه،به زمین ریخت و گفت
من چسان آب بنوشم پدرم آب نخورد

خیره بر مشک چنین زمزمه میکرد رباب
که الهی که بمیرم پسرم آب نخورد

سینه پرشیر، و گهواره طفلم خالی
خاک عالم به سرم تاج سرم آب نخورد

خبر علقمه را تا که شنید ام بنین
گفت شکر تو خدایا پسرم آب نخورد

#امام_جواد_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


به وسعت همه عالم، به من جفا کردند
خبر نداشت کسی با دِلم، چه ها کردند

به میهمانی هِرمان و هجرَم، آوردند
به دردِغربتِ این شهرم آشنا کردن
د
چِقدر پُشتِ سَرم ناروا سُخَن گفتند
چقدر طعنه، چه بَد با امام ،تا کردند

برای کُشتنِ من طَرحشان قدیمی بود
هر آنچه باپدرم،با امام رضا(ع) کردند

ز سوز زَهر دِلم گُر گرفت، افتادم
وَحُجره را به من خَسته کربلا کردند

فقط بُریدنِ با تیغ و مو گرفتن نیست
که بند بند مرا با عَطَش جُدا کردند

هر آنچه آه کشیدم، به طشت کوبیدند
به آب آبِ منِ تشنه ، خنده ها کردند

ز دست وپا زدنم، نه دلی به رحم آمد
نه بر سِرِشکِ غریبی اَم، اِعتنا کردند

به خانه ای که پُر از عِطر ذکرو قرآن بود
تمام کف زده وهلهله به پا کردند

در انتظارِ جوانمرگ گشتَنَم ،ماندند
عجیب، حُرمت نان ونمک ،اَدا کردند

مرا کِشانده روی پُشت بام آوردند
در آفتاب، غریبانه ام رَها کردند

به روی پیکر من گرچه پیرهن هَم بود
کبوتران پَرِخودرا به سایه وا کردند

رسیده است به ما،ارث بَر زمین خُوردن
پس از سه روز، مرانَقشِ کوچه ها کردند

#امام_جواد_شهادت
 #علیرضا_شریف

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#نوحه_امام_جواد

بند اول

زهر جفا زد به دلم شرر -کجایی ای پدر
در آشیان شدم شکسته پر -کجایی ای پدر
میان حجره دست و پا زدم
ناله زیار آشنا زدم
تورا صدا زدم
مسموم واامام*مظلوم وا اماما

بند دوم

همسر بی وفای من پدر -غم به دلم نهاد
هرچه صدا زدم که تشنه ام -جواب من نداد
بالب تشنه یار جانیم
کشته در ایام جوانیم
کرده خزانیم
مسموم واامام# مظلوم وااماما

بندسوم

گرچه به روی بام خانه بود- سه روز پیکرم
دگر نمانده زیر آفتاب -جسم مطهرم
تنش به خاک کربلا حسین
سرش به روی نیزه ها حسین
مظلوم یاحسین

#امام_جواد_شهادت
#علی_سلطانی
Tlgrm.me/raziolhossein
19:02
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:40, 94.3 KB
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


من جوادم که خدا خوانده جواد
من چه کردم به تو اى بد بنیاد

عوض آنکه مرا یار شوى
بر دل غم زده غم خوار شوى

رفتى و در به روى من بستى
با کنیزان همگى بنشستى

گفتى از آب مرا منع کنند
شادى و هلهله آن جمع کنند

تو که آتش به دلم افکندى
حال استاده ‏اى و مي خندى!

حجره در بسته و من تنهايم
به خدا من پسر زهرايم

تن بى تاب مرا تاب بده
جگرم سوخت مرا آب بده

بدن زارِ منِ تشنه جگر
بعد قتلم به روي بام ببر

تا که لب تشنه به زیر خورشید
جان سپارم چون حسین شاه شهید

#غلامعلی_رجبی
#امام_جواد_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
2 September 2016
ش
02:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#جوادالائمه علیه السلام


شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا
عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم
چه سفره دار کریمی چه خوانی و چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟


*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد

#امام_جواد_شهادت
#امام_جواد_مدح
#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟
یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد

ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر
بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد

این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد
دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟

شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل
گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد

گه نام باب برد و گهی آب آب کرد
لب‌تشنه داد جان و جوابش کسی نداد

آن کس که اَنُفس از نَفس او نَفس گرفت
زد همچنان نفس نفس و از نفس فتاد

#امام_جواد_شهادت
#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم
کسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم

من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردم
که از هر ناله می جوشد هزاران درد پنهانم

میان حجرۀ دذر بسته مثل شمع، می گریم
مگر با قطرۀ اشکی شود تر چشم گریانم

تمام عمر با تنهائی و غربت گرفتم خو
ولی وقت شهادت مادرم زهراست مهمانم

که دیده صید، دست و پا زند، صیاد کف بر کف
اَلا صیاد من صید توام دیگر مسوزانم

اَلا ای آه، از زندان تنگ سینه بیرون شو
که من با ناله داد خویش از صیاد بستانم

گهی نام محمّد بر لبم گه یا رضا گویم
کهی رو به مدینه گه بود سوی خراسانم

شریک زندگی گردیده قاتل، خانه ام مقتل
انیسم اشک چشم و حجرۀ در بسته زندانم

مرا کشتی دگر شادی مکن ای دختر مأمون
گرفتم نیستم فرزند پیغمبر، مسلمانم

زسوز خود سرودن سوز دل دادم تو را (میثم)
که خورده نظم تو پیوند با اشک محبّانم

#امام_جواد_شهادت
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
450×353, 58.7 KB
گر هشت رضا و نه جواد است چه غم!
بگذار که هشتم گرو نه باشد...

#امام_جواد
Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

میان حجره غریبانه دست و پا میزد
همان که روضه اش آتش به جان ما میزد

میان اشهد خود گاه یا رضا میگفت
و گاه مادر مظلومه را صدا میزد

تمام حاجت او انتقام سیلی بود...
....از آن که مادرشان را به کوچه ها میزد

صدای ناله ی او: آه سوختم ،جگرم
شراره ها به دل حضرت رضا میزد

صدای هلهله و تشنگی و کاسه آب
گریز روضه او را به کربلا میزد

دلش گرفت برای کسی که در گودال
عدو به پیکر او نیزه بی هوا میزد

همین که چشم به هم میگذاشت او می دید
که روی نیزه سر شیر خواره را میزد

همان که سر شاه را جدا کرده
سه ساله را طرفی برده و جدا میزد

برای اینکه نبیند دوباره این ها را
میان حجره غریبانه دست و پا میزد

#امام_جواد_شهادت
#مهدی_نظری

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

شرحی کنار سوره کوثر گذاشتی
بر روی صفحه لاله پرپر گذاشتی

طرز نفس نفس زدنت میکشد مرا
آقا چه شد به روی زمین سر گذاشتی؟

جانی نداشتی و به هنگام هلهله
سر را به روی دامن مادر گذاشتی

کمتر به در بزن سر خود را دلم شکست
با قطره های خون که روی در گذاشتی

یک آب گفتی و بغلش چند یاحسین
پهلوی آب روضه ی دلبر گذاشتی

کف میزدند دور تو گرچه کنیزها
کِی یک گلوی تشنه به خنجر گذاشتی؟

با این تنی که رفته غریبانه روی بام
غصه برای چند کبوتر گذاشتی؟

خواهر نداشتی بخورد سیلی از همه
جایی برای روضه معجر گذاشتی

#امام_جواد_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
4 September 2016
ش
10:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به مناسبت سالگرد ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهم السلام

شاد است دل ولية الله و ولی
پیوند مبارکی‌ست، زهرا و علی

بالای سر عروس نه در دل حق
قند آب شد آن زمان که فرمود: بلی


#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
با اذن پدر جان جهان گفت: بلی!
بخشیده نبی ولای خود را به ولی
پیوند زمین و آسمان است! همه
تبریک بگویید به زهر و علی

#محمد_فرخ_طلب

Tlgrm.me/raziolhossein
10:36
#ازدواج_حضرت_زهرا_و_امیرالمومنین_ع
#ایوب_پرندآور

تا گل به نسیم راه در می‌آید
از خاک بوی گیاه در می‌آید

امشب به ستاره‌ها بگو که لبخند زنید
خورشید به عقد ماه در می‌آید



بر هر چه به غیر عشق می‌تاخت علی
با خوب و بد زمانه می‌ساخت علی

از غم خبری نداشت تا وقتی که
بر فاطمه‌اش نظر می‌انداخت علی

#ایوب_پرندآور
tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_حضرت_زهرا_و_امیرالمومنین


امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می کند
امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می کند
یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می کند
با چشم دل در صورت او سیر معنا می کند
امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان
خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوش دل زمین؛ خرم زمان

در دست اسرافیل بین، صورش شده ساز و دُهُل
با نور، دعوت نامه بفرستاده هادیّ سُبُل
امضا، ز ختم المرسلین؛ گیرندگان، خیل رُسل
هر کس که آید همرهش نی دسته گل؛ یک باغ گل
در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا
ای غصّه و ای غم برو؛ ای شوق و ای شادی بیا

از بهر این ساعت زمان لحظه شماری کرده است
وز بهر این وصلت زمین نابردباری کرده است
چشم فلک شب تا سحر اختر شماری کرده است
ایوب دهر از شوق امشب، بی قراری کرده است
دست خدا ، وجه خدا را خواستگاری کرده است
امشب علی ،آن عدل کل بر عقل کل داماد شد
شاگرد ممتاز نَبی، داماد بر استاد شد

خوان کرم مخلوق را دعوت به مهمانی کند
صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزانی کند
وز طور موسی آمده تا آن که در بانی کند
آید خلیل، آرد ذبیحِ خود که قربانی کند
یوسف گرفته مِجمر و اسپند گردانی کند
کرّوبیان در هلهله، قدوسیان در همهمه
عیسی به دنبال علی، مریم کنار فاطمه

امشب به ملک اهل دل مولی الموالی، والی است
بر سینه غم دست رد، شب موسم خوشحالی است
شام سیه بختی شد و روز همایون فالی است
کوثر، کنار ساقی کوثر علیّ عالی است
زهرا به خانه بخت شد، جای خدیجه خالی است
امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کرد
آن دل گر از غم مرده بود، از خنده ی خود زنده کرد

میخانه باز و هر کسی جام مکیّف می زند
ناهید، پا می کوبد و تندر به کف دف می زند
رنگین کمان چون مشتری خود را در این صف می زند
لبخند وصل امشب چه خوش کوثر به مصحف می زند
آری نه تنها خاکیان ، هر آسمان کف می زند
منشین غمین امشب دلا، شادی دل کن بر ملا
خیز و مِس خود کن طلا، آیینه ات را ده جلا

عقد علی و فاطمه در آسمان ها بسته شد
در آسمان ها بسته شد در کهکشان ها بسته شد
زین نرگس و سوسن دگر چشم و زبان ها بسته شد
راه یقین ها باز شد، پای گمان ها بسته شد
بازاریانِ حُسن را ، دیگر دکان ها بسته شد
خورشید و ماه و آسمان، آیینه گردانی کنند
چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند

بزمی که حق آراسته الحق تماشایی بُوَد
جبریل مأمورست و فکر مجلس آرایی بود
میکال از عرش آمده گرم پذیرایی بود
چشم کواکب خیره گر از چرخ مینایی بود
درشهر یثرب لاجرم، خوش گِرد هم آیی بُوَد
خیل مَلک از عرش، سوی فرش فرش آورده اند
بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند

امشب ز شادی هر وجودی خویش را گم کند
گردون تماشای زمین با چشم اَنجُم می کند
دریای لطف سرمدی، بی حد تلاطم می کند
اهل زمین را آسمان غرق تَنَعُّم می کند
هر غنچه بهر وا شدن چون گل تبسم می کند
امشب که گاه شادی بی حدّ و بی اندازه شد
با دست جانان دفتر عشق علی، شیرازه شد

امشب صدف، بر گوهری، یک بحر گوهر می دهد
یک گوهر اما از دو عالم پر بهاتر می دهد
صرّاف کل، دردانه ای بر دُرج حیدر می دهد
خود دست دختر را پدر بر دست شوهر می دهد؟
نی نِی ، فلک خورشید را بر ماه انور می دهد؟
تبریک گو بر مصطفی، جبریل از دادار شد
زهرا امانت باشد و حیدر امانت دار شد

امشب علی در خانه خود شمع محفل می برد
کشتی عصمت، نا خدا را سوی ساحل می برد
مشکل گشای عالمی، حل مسائل می برد
انسان کامل را ببین، با خود مکمل می برد
هم آن به این دل می دهد؛ هم این از آن دل می برد
با نغمه ی جادویی اش، داوود مداحی کند
با خامه مانی کِی توان این نقش طراحی کند؟

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان
خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان
شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان
لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان
شیعه مبارک باد گو، بر یازده فرزندشان
ای شیعه، دست افشان شو و تبریک بر دل ها بگو
بر پای خیز و تهنیت بر مهدی زهرا بگو

ای ساقی کوثر کنار خود بهشتی رو ببین
قامت قیامت را نگر طوبا ببین مینو ببین
زین پس هلال خویش را در آن خَم ابرو ببین
هم روز را در چهره او، هم شب در آن گیسو ببین
هم لاله زار رو ببین ، هم نافه بارِ مو ببین
هر چند ماهِ رُخ عیان امشب به تو آسان کند
روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند


#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
19:09
#ازدواج_حضرت_زهرا_و_امیرالمومنین


امشب شب ساغر زدن با ساقی کوثر شده
امشب عروس آسمان خاک در حیدر شده
امشب علی محو رخ صدیقه اطهر شده
امشب به بیت فاطمه غلمان ثنا گستر شده
امشب شب آمرزش خلق از سوی داور شده
زیرا امیر المومنین داماد پیغمبر شده
جن و بشر و حور و ملک گویند امشب با علی
دامادیت ، دامادیت ، بادا مبارک یا علی

مهر و مه اینجا اختری ، گردون هلالی میکند
یا آسمان با اختران بذل لئالی می کند
دل در سرای فاطمه سیر خیالی میکند
طوطی جان در بزم او شیرین مقالی می کند
روح الامین مداحی مولی الموالی میکند
حور و ملک را با دمش حالی به حالی میکند
ریزد چو باران از سما آیات رحمت بر زمین
در مجلس دامادی مولا امیر المومنین

جبریل نازل از سما گردیده بر فخر بشر
آورده پیغام از خدا کی بهترین پیغامبر
ما از ازل این عقد را بستیم در لوح قدر
تو در زمین این خطبه را انشاد کن بار دگر
گیتی ز انجم پر شد با وصل این شمس و قمر
او مادر است و این بود بر یازده مولا پدر
این وصل ، وصل کوثر و ساقی کوثر میشود
این عقد ، عقد حیدر و زهرای اطهر میشود

وصل دو دریا حاصلش دولولوی مرجان شود
کز هر دو تا شام ابد روشن چراغ جان شود
بر پای آن در راه این جان جهان قربان شود
او دین ز صلحش زنده و این کشته قرآن شود
مرجان حسن کز حسن او جان مشعل تابان شود
لولو حسین است و از او دل شعله سوزان شود
مرجان که دیده آنچنان لولو که دیده اینچنین
آدم گدای کوی او عالم فدای روی این

ای فاطمه بنت اسد ناموس حی ذوالمنن
امشب عروس خویش را بنگر کنار بوالحسن
بر روی حیدر خنده کن بر دست زهرا بوسه زن
بنشین و بنشانش ببر مانند جان خویشتن
گردیده در بیت الولاماه رخش پرتو فکن
گوش خدا یعنی علی تا بشنود از او سخن
تهلیل گو ، تقدیس کن تسبیح خوان دل باخته
در سر به شوق فاطمه شوری دگر انداخته

امشب خدیجه در جنان لبخند دیگر می زند
روحش بشوق دیدن داماد خود پر می زند
در خانه شیر خدا با مصطفی سر می زند
گه بوسه بر دست علی ساقی کوثر می زند
گه خنده بر ماه رخ زهرای اطهر می زند
گاهی تبسم بر گل روی پیمبر می زند
ارواح پاک انبیا دور سرای فاطمه
خوانند از بهر علی مدح و ثنای فاطمه

آدم ستاده بر در بیت امیر المومنین
خواند ثنای فاطمه با نوح شیخ المرسلین
خنجر بکف دارد خلیل ان شاهد شور آفرین
تا از ذبیحش شر برد در مقدم آن نازنین
استاده موسی روی پا افتاده عیسی بر زمین
داود مداحی کند با نغمه های دل نشین
یوسف به حسن دلربا خدمتگذاری می کند
یعقوب با ذکر علی شب زنده داری می کند

می خواست تا آید عروس آن شب به بیت شوهرش
پر شد ز افواج ملک هم ایمنش هم ایسرش
جبریل از پیشش رود و میکال از پشت سرش
پا در رکاب ناقه و جا در دل پیغمبرش
رضوان شده جاروب کش با زلف خود در معبرش
سبحانه سبحانه خالی است جای مادرش
حیدر به شوق مقدمش دل بیقراری می کند
استاده در پشت در و لحظه شماری می کند

بگرفت دست مرتضی تا پرده از رخسار او
نقش تبسم شد عیان از لعل گوهر بار او
یار دو عالم را ببین گردیده زهرا یار او
غم خوار عالم را نگر شد فاطمه غم خوار او
افکنده چشمی جانب بیت و در و دیوار او
یاد آمد از حرق در و از قصه ایثار او
گردید دور مرتضی آهسته گفتا با علی
من آمدم تا جان خود سازم فدایت یا علی

در حجله بنهادند پا آن دخت عم این ابن عم
آن روح از سر تا بپا این جان از سر تا قدم
آن وحی را خیر تاکلام این بیت را صاحب حرم
بنهاد دست هر دو را ختم رسل در دست هم
گفتا بزهرا کاین علی شوی تو باشد دخترم
گر او شود از تو رضا راضیست حی ذوالکرم
پس با علی گفتا علی انسیه الحور است این
سر خدا ، روح نبی ناموس تو زهراست این

امشب امانت میدهم من بر تو جان خویش را
بگذاشتم در دست تو روح و روان خویش را
روح و روان خویش ر ا تاب و توان خویش را
پاینده میبینم د راو ، نام و نشان خویش را
در دامن او یافتم من دودمان خویش را
چون جان نگهدای علی ، جان جهان خویش را
هرکس بیازارد و را خسته دل زار مرا
آنکس که آزارد مرا آزرده دادار مرا

ای بوده پیش از پیشتر ناموس داور فاطمه
ای مدحت از سوی خدا تطهیر و کوثر فاطمه
ای دست بوست مصطفی ای کفو حیدر فاطمه
ای زینب کبری تو را پاکیزه دختر فاطمه
ای بر حسین بن علی آزاده مادر فاطمه
ای یازده فرزند تو بر خلق رهبر فاطمه
در شام قدر وصل تو روشن دل عالم شده
مدح تو ذکر علی شیرینی "میثم " شده

#غلامرضا_سازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تبریک وصالشان ز دادار رسید
از سفره ی شان به خلق بسیار رسید

بر عالمیان ملک علی می باشد
امروز ملیکه اش به دربار رسید

حق فاطمه هست و مرتضی حق دار است
ای شکر خدا که حق به حق دار رسید

دلدار علی نداشت دلدار آمد
غمخوار علی نداشت غمخوار رسید

در شام زفاف خود چه انفاقی کرد
با رخت عروسی به گرفتار رسید

صد حیف که این وصل دوامش کم بود
صد حیف خلافت به جفاکار رسید

از گوشه ی چشم شعر خون می ریزد
ای وای که قافیه به مسمار رسید

#محمد_حسین_مهدی_پناه

Tlgrm.me/raziolhossein
19:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 124.8 KB
حق فاطمه است و مرتضی حق دار است
ای شکر خدا که حق به حق دار رسید

#محمد_حسین_مهدی_پناه
#تک_بیتی


Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا

لحظه ها خرم و زیباست مبارک باشد
عرش تا فرش ، شکوفاست مبارک باشد

بر سر اهل مدینه برکت می بارد
شادی حیدر و زهراست مبارک باشد

«مرج البحرین یلتقیان» یعنی که
جشن پیوند دو دریاست ، مبارک باشد

خطبه جاری شد و زهرا که «قَبلتُ» فرمود
هر طرف زمزمه برخاست : مبارک باشد

ساقی و کوثر ، امروز به هم پیوستند
مستیِ عالم بالاست ، مبارک باشد

نه فلک خیره بر این لحظه ی موعود شده
چشم ها وقف تماشاست ، مبارک باشد

فاطمه مرتضوی ، حیدر هم مصطفوی است
وحدت اسم و مسماست ، مبارک باشد

بهترین خاطره ی عمر علی خورد رقم
ماه ذی الحجه گل آراست ، مبارک باشد

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:55
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا

در باغ بهشت،زمزمه جاری شد
لبخند به لبهای همه جاری شد
ذکر صلوات در زمین راه افتاد
تا عقد علی و فاطمه جاری شد

#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
5 September 2016
ش
09:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقديم به أميرالمؤمنين عليه السّلام


گرچه مـقـامِ رَفْعَت او را كسي نداشت
هنگام خشم، رأفت او را كسي نداشت

شمشير خويش را به عدو داد وقت جنگ
پس شك نكن،مروّت او را كسي نداشت

وقت ركوع بود كه فهــميد آن فقــــير
يك خَرْدَل از سخاوت او را كسي نداشت

بُت هاي كعبه بر قدمش سجده كرده اند
يعني شكوه و هيبت او را كسي نداشت

از قامت رشيد پسرهاي او بِـفَـــهم
"قدْ قامتِ" قيامتِ او را كسي نداشت

هرشب هزار ركعت او تا به عرش رفت
يك لحظه از عبادت او را كسي نداشت

با اينكه شاه بود و جهان زيرِ سُلطه اش
آزاديِ رَعـيّـــتِ او را كسي نداشت

بر كفش وصله دار خودش وصله زد علي
در بُرهه اي كه ثروت او را كسي نداشت

انشاء كرده خطبه ي بي نقطه،بي الف
اقرار كن ، فصاحت او را كسي نداشت

محضِ دعـــايِ فاطمه نورش طلوع كرد
روزي كه درك عصمت او را كسي نداشت

ناموس كردگار، بلي گفت اگر به او
چون غيرِ او لياقت او را كسي نداشت

محراب كوفه ، بهر علي قتــله گاه شد
چون طاقتِ عدالت او را كسي نداشت

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
6 September 2016
ش
11:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد
غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

به گاهواره ی خالی اصغرم سوگند
رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

فرات بود و عطش بود و کودکان حرم
خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد

دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد
همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد

به دشت دختر و زنها برهنه پا و دوان
بدون یاور و محرم ، نمی رود از یاد

به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام
بلاي شهر جهنم نمی رود از یاد

به شهر شام ، به بزم یزید ، بین طشت
سر شکسته و درهم نمی رود از یاد


#امام_باقر_شهادت
#رضا_رسول_زاده

Tlgrm.me/raziolhossein
11:26
تو را غرق محن کردند اما..
غریبت در وطن کردند اما...
غریبانه تو جان دادی، ولیکن
تو را غسل و کفن کردند اما

#امام_باقر_شهادت
#سیدمجتبی_شجاع
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:32
#امام_باقر_علیه_السلام


نگاه چشم ترم کل صحنه ها را دید
در این میان فقط از دست زجر می ترسید

اگرچه سینه ام از هُرم زهر می سوزد
ولی وجود من از داغ کربلا خشکید

چه گویمت که کجا رفتم و چه ها دیدم
در اوج کودکیم قامتم ز غصه خمید

چه گویمت که در آنجا چه ظلم ها کردند
چه لاله ها چه قدر غنچه ها که دشمن چید

چه گویمت من از آن لحظه که عمو می رفت
کنار آب رسید و نمی از آن نچشید

چه گویمت من از آن لحظه که علم افتاد
حرم نه کل جهان بود که ز هم پاشید

چه گویمت که امامی ز صدر زین افتاد
و نیزه ها که تن پادشاه را بوسید

مقابل من و عمه... رقیه سیلی خورد
هزار مرتبه ازدرد هی به خود پیچید

میان قافله او را نشانه می کردند
چه لحظه ها که مغیلان به پای او نرسید

چه بوسه ها که نزد عمه جان به صورتمان
به جای زخم کبودی به جای دست پلید

در آن دقیقه که از تل نگاه می کردم
تمام موی سرم شد شبیه عمه سفید

اگر چه زهر جفا قاتلی به قلبم شد
ولی قدم فقط از داغ کربلا خم شد

#امام_باقر_شهادت
#مهدی_نظری

Tlgrm.me/raziolhossein
11:42
هستي ما همه در كرببلا رفته به باد
چه به روز دل زينب كه نيامد اي داد

اربا اربا بدن شبه پيمبر از تيغ
دست عباس قلم شد به روي خاك افتاد

دشنه و تيغ و سنان سنگ و عصا يك لشكر
غرقه خون تشنه لبي خسته و تنها فرياد

شهدا را همه سر بر سر ني شد ديگر
سر ششماهه چرا، آه و فغان زين بيداد

يك طرف ضجه و شيون، يكسو هلهله بود
در فغان جمع نواميس خدا، دشمن، شاد

حمله كردند حرم را چو به غارت بردند
چه بسا طفل زير پاي ستوران مردند

#امام_باقر_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
11:44
#امام_باقر_علیه_السلام


بار بلا به شانه کشیدم به کودکی
از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه
دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که در مقابل من عمه را زدند
فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی
من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که درخرابه سر آمد میان مان
چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد
بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

 یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست
این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست
من آستین صبر جویدم به کودکی

#امام_باقر_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:45
دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم
گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما
همیشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث می برند ومن
بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام! زخم دلم که برای حالا نیست
من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شکسته ام بردار
من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید
میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پیش است
همیشه یک سر بر نیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت
ولی ز شام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم و اصغر ز نیزه می افتاد
غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام
ز روی دست رقیه طناب بردارم

#امام_باقر_شهادت
#مهدی_نظری

Tlgrm.me/raziolhossein
11:48
تو که بر چشم خلق جا داری
نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد
ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب
ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی
سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش
بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی
عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند
با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو
سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند
سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها
دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم
روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمد
کودکیِ تو را رقم می زد

#امام_باقر_شهادت
#علی_صالحی

Tlgrm.me/raziolhossein
7 September 2016
ش
01:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
411×546, 30.9 KB
تا تو بودی رونق کاشانه ام
کعبه میگردید گرد خانه ام

Tlgrm.me/raziolhossein
😭 1
ش
05:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_حضرت_امام_محمدباقر_علیه_السلام

عاقبت آه کشیدم نفسِ آخـر را
نفسِ سوخته از خاطره ای پرپر را

روضه خوانیِ مرا گرم نمودی امشب
روضه یِ آن همه گُل،آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه یِ شب هایِ محرّم هستم
شُکر اِی زَهر ندیدم سحری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیست تماشای تَنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدنِ ســوختنِ چـارقَــدِ دخــتر را

غارتِ خود و عَلَم،غارتِ گهواره و مَشک
غـارتِ پیرهــن و غـارتِ انگشتر را

ذوالجَناحی که زِ یالَش به زمین خون می ریخت
نیـزه هایی که رُبـودند سَــرِ اکبر را

آه در گوشه ی ویرانه که دِق مرگ شدیم
تا کـه همبـازیِ من زد نفسِ آخـر را

کمکِ عمّه شدم تا بدنَش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهـان کرد تَنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش،تکّه ای از معجر را

#امام_باقر_شهادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
06:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت

ای اهل ولا دراین عزا گریه کنید

باعرش نشینان خدا گریه کنید

چون گریه کننده ای ندارم به بقیع

ده سال برایم به منا گریه کنید

#امام_باقر_شهادت
#سید_هاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 
حریم سینه ی من در شراره افتاده
در انعکاس نگاهم ستاره افتاده 
 
زحجله گاه لبم خون تازه می ریزد 
دگر نفس زدنم در شماره افتاده
 
شکست هجمه ی بغض گلو گرفته ی من
به یاد خاطره هایی دوباره افتاده:
 
به یاد کرب وبلا و غروب عاشورا 
خزان به جان تباری بهاره افتاده 
 
به پیش چشم ترم پیکر سلاله ی عشق
به زیر مرکب صدها سواره افتاده 
 
کفن به وسعت دشت و میان یک صحرا
قدم قدم بدن پاره پاره افتاده
 
هجوم دست پلید و نگاه بی پروا
و زینبی که پِی راه چاره افتاده
 
…از آن زمانه که همبازی رقیه شدم
ز خون مرثیه بر دل نگاره افتاده
 
خرابه بود و من و دختری که بر پایش
نشان آبله ها بی شماره افتاده 
 
نشان پنجه به رویش حکایت از آن داشت
زگوش نازک او گوشواره افتاده
 
نفس زد و گل سرهای او به خاک افتاد 
و باز در دل عمه شراره افتاده

#امام_باقر_شهادت
#هاشم_طوسیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام


لحظه آخر است می سوزم
از غم بیشمار کرببلا
گوش کن روضه مرا که منم
آخرین یادگار کرببلا

من ز آغاز کودکی تا حال
غربت و غصه و جفا دیدم
همره کاروان خون خدا
دشت خونین نینوا دیدم

دم به دم در فرات چشمانم
ماتم کربلا مجسم بود
چشم من لحظه ای نیاسوده
همه عمر من محرم بود

کودکی چهارساله بودم که
داغ جانسوز کربلا دیدم
راس جدم حسین را هر دم
وای من روی نیزه ها دیدم

چه کشیدم در آن غروبی که
نیزه ها ازدحام میکردند
سنگ ها بر لبی ترک خورده
دسته دسته سلام میکردند

از همان کودکی به همراه
مادرم روی ناقه ها بودم
گاه مثل سه ساله های حسین
نیمه شب زیر دست و‌پا بودم

همرهِ عمه سه ساله خود
بار غم را به شانه میبردم
همه عمر آرزو کردم
کاش کنج خرابه میبردم

کربلا تا به کوفه شام بلا
زجرهایی کشیده ام که مپرس
بر روی ناقه های بی محمل
صحنه ها دیده دیده ام که مپرس

مادرم روی ناقه با یکدست
بغلم کرده بود واویلا
با یکی دست دیگرش چادر
روی سر برده بود واویلا

هر کجا کودکی زمین میخورد
زجرها بی حساب میدادند
هر که می کرد خواهش بابا
تازیانه جواب میدادند

دست ها بسته بود و نامردان
می‌کشیدند دست قافله را
وای از سوز گریه های رباب
تا که میدید روی حرمله را
.

#امام_باقر_شهادت
#محمد_علی_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام

بسكه تصويري از اندوه به هر مرحـله داشت
خوشي كودكي از خاطر او فاصله داشت

بــه حسـابي كه پـسر آيــنه دار پـدر است
او هم از كوفه و از شـام، فراوان گِـله داشت

صنــم سلسله مويي كه دل ما با اوست
سالها دور گــلويش اثـر از سلسله داشت

چون ولي بود بَـلا ديد ، ولي سنگين تر
پاي او بيشتر از عمـّـه ي خود، آبلـه داشت

بعد پنجاه و سه سال از غمِ جانسوز عطش
جگر سوخته ، با آب خُنــك مسئله داشت

دل او محفل يك روضـه ي زهـــرايي بود
اُنـس با فاطمه ي سوخــته ي قافله داشت

كينه از شمر به دل داشت ولي بيش از آن
نفرت از خولي و بغضي به دل از حرمله داشت

شام ديده ست كه در بـزم شرابِ اُمَــوي
نطق كوبنده ي او حالت يك زلزله داشت

لب به نفرين نگشود اين نوه ي شاه كرم
بسكه در صبر همانند حسن حوصله داشت

آه برعكس همه ، موقعِ طفليش ، اين مَـــرد
خاطرات بدي از سـاز و كف و هلهله داشت

#امام_باقر_شهادت
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت امام باقر علیه السلام

عمریه خدا-گریه میکنم

یادکربلا-گریه میکنم

یادعمه ها-گریه میکنم

مدینه شاهده منو صدای روضه هام

همیشه روز وشب فقط بیاد کربلام

مگه یادم میره غمه اسیری ِ حرم

مگه یادم میره همه جسارتایِ شام

سیلی زدن*رقیه رو*جلوی چشمای منو بابام

پیشه چشام-توو کوچه ها

سیلی زدن- به بچه ها 2

غریب آقام غریب آقام


دیدم از حرم –باهمین چشام

عمه اومده- بین ازدحام

بین قتلگاه-یاری امام

مگه یادم میره چی شد کنار قتلگاه

خودشو عممون رسوند میون اون سپاه

مگه یادم میره سری به نیزه شد بلند

رسیده وقت حمله به زنای بی پناه

سر جدا* رو نیزه ها *میکرد به سوی خیمه ها نگاه

پیش چشام حرومیا

سیلی زدن به بچه ها2

غریب آقام غریب آقام


حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام

میزنم صدا – یا حسین میا

شاه کربلا – یاحسین میا

جوون من آقا- یا حسین میا

میون کوچه ها ببین بدون یاورم

به سنگ کوفیا ببین شکسته شد سرم

بجای من یتیمم وخودت بغل بگیر

فدای دخترای تو یه دونه دخترم

میخوام بیام به سوی تو ولی ببین که بی بال و پرم

روی من و - زمین زدن

کوفه میا – حسین من2

کوفه میا آقام آقام

#امام_باقر_شهادت
#قاسم_نعمتی

Tlgrm.me/raziolhossein
21:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:51, 259.1 KB
ش
21:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
نوحه امام باقر علیه السلام

بند۱

به سینه ماتم امام باقر است
مدینه در غم امام باقر است

دوباره شهر یثرب کربلا شد
در آنجا فاطمه صاحب عزا شد

اماما وا اماما وا اماما

بند۲

بنالید از جگر برای غربتش
که امشب زائری ندارد تربتش

اگرچه تربتش را سایبان نیست
چو قبر مادرش از ما نهان نیست

اماما وا اماما وا اماما

بند۳

ز طفلی گشته بود دلش غرق محن
به چشمش دیده بود حسین را بی کفن

تماشا کرده با اشک دودیده
که بوسد عمه رگهای بریده

اماما وا اماما وا اماما

بند۴

همه عمرش گذشت به اشک و سوز و آه
نرفت از خاطرش حسین و قتلگاه

که تشنه زیر خنجر ناله ها زد
به پیش چشم زینب دست و پا زد

#امام_باقر_شهادت
#امام_باقر_نوحه
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
21:54
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:57, 134.3 KB
ش
22:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود
مانند اجدادش غریب اندر وطن بود

او وارث لبهاى خشک و چوب خورده است
با عمه‏ اش منزل به منزل ره سپرده است

او آخرین سرمایه ‏ى کرببلا بود
آئینه‏ ى خورشید روى نیزه ‏ها بود

او دیده غسل دخترى را مخفیانه
طعنه شنیده باصداى تازیانه

او زائر پیشانى در خون نشسته است
او محرم راز و نیاز دست بسته است

با سنگ‏هاى کوفیان او آشنا ابود 
با خطبه خوان کوفه و شام هم نوا بود

#امام_باقر_شهادت


Tlgrm.me/raziolhossein
22:29
خسته در بند غمم،بال و پرم میسوزد
نفسم با جگر شعله ورم میسوزد

با دلم زهر چه كرده است خدا می داند
جگرم نه كه ز پا تا به سرم میسوزد

دست و پا می زنم و ذكر لبم یا زهراست
گوشه ی خانه همه برگ و برم میسوزد

زآن همه ظلم كه دشمن به سرم آورده
در غمم زار نشسته پسرم میسوزد

گر چه در آتشم و پا به زمین میكوبم
قصه ی كرببلا بیشترم میسوزد

هر كه این قصه شنیده است ولی من دیدم
خون دل خوردم و شب تا به سحر نالیدم

#امام_باقر_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
22:33
#امام_باقر_علیه_السلام


من که عمری ستم از خصم ستمگر دیدم
هرچه دیدم همه از کینه حیدر دیدم

امت اینگونه به ما مزد رسالت دادند
ظلم بی حد عوض اجر پیمبر دیدم

حاصل زندگیم جمله همین بود همین
کز همان کودکیم داغ مکرر دیدم

کودکی بیش نبودم که در کرببلا
دسته گلهای نبی را همه پرپر دیدم

بدن بی کفن زینت آغوش نبی
پاره پاره  زدم نیزه و خنجر دیدم

ناله واعطشا را ز حرم بشنیدم
اربا اربا بدن قاسم و اکبر دیدم

دشمن آن لحظه که بر خیمه ما آتش زد
دختری خسته دل و سوخته معجر دیدم

ز حسین از قد خم گشته چو زینب پرسید
گفت خواهر به خدا داغ برادر دیدم

دشمن آندم که جدایش ز برادر می کرد
روی رگهای گلو بوسه خواهر دیدم

هرچه در کرببلا دیده ام از رنج وبلا
حق گواه است که در شام فزونتر دیدم

دل شب گوشه ویرانه و مظلومانه
سربابا به روی دامن دختر دیدم

دیدنش سخت بود نه که شنیدن سخت است
به سر نیزه سر کوچک اصغر دیدم

سنگ در دست چو زن پست یهودی بگرفت
به زمین خوردن آن راس مطهر دیدم

#امام_باقر_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
22:46
زمینه
شهادت
امام باقر علیه‌السلام

بند۱

مدینه غم داره
چشم فلک تاره
امشب پیمبر خون دل از دیده میباره

بقیعه و ماتم
با اشکای نم نم

کنار قبر پسرش زهرا عزاداره


ندا رسیده
یا فاطمه آتیش زدن به حاصل تو
سرت سلامت
با زهر کینه کشته شد نور دل تو


وای از دلش که دیگه
باغش خزونه زهرا
امشب برا عزیزش
روضه میخونه زهرا

مظلوم امام باقر
مظلوم امام باقر


بند۲

منو جفای زهر
با شعله های زهر

آتیش گرفته پیکرم دارم میسوزم من

غریب و دلخونم
به لب رسید جونم

تو لحظه های آخرم دارم میسوزم من

دارم میمیرم
خاطره های کودکی میده عذابم
دارم میمیرم
بسکه پر از داغه تو این دلِ کبابم

قد منو کمون کرد
بار غم زیادم
قاتل منو نمیکشت
از غصه جون میدادم

مظلوم امام باقر
مظلوم امام باقر


بند۳


تیره شده روزم
یه عمره میسوزم

که ماجرای کربلا نمیره از یادم

وای از دل زهرا
غروب عاشورا

آتیش زدن به خیمه ها نمیره از یادم

یادم نمیره
تو خیمه بودم غارت گوشواره دیدم
یادم نمیره
به روی نیزه ها سر شیر خواره ذیدم


دیدم یه مادری که
داره تنش میلرزه
دعا میکرد که طفلش
نیوفته از رو نیزه

حسین غریب مادر
حسین غریب مادر

#امام_باقر_شهادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
22:47
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:44, 204.8 KB
8 September 2016
ش
01:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
من غصّه دار غصّه های بی قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم

من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره های لاله گونم

من تشنگی را در حرم احساس کردم
یاد دو دست خونی عبّاس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه
خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گرچه کنون مسموم از زهر هشامم
من کشته ی ویرانه ای در شهر شامم

من روضه خوانی در منا برپا نمودم
خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوی مدینه
سنگ مدینه می زدم هر دم به سینه

حالا که نقش زهر کین در سینه مانده
از جسم پاک من فقط یک اسم مانده

یارب قرارم را ز نیرنگش ربوده
در مجلس مستی مرا دعوت نموده

زهر عدو خون کرده قلب آتشین را
گریان نموده چشم زین العابدین را

#امام_باقر_شهادت

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


كسي كه چشمش از غم حسين تر نمي شود
قسم به غم كه شام غصّه اش سحر نمي شود

به امر مادرش ، به چشـمِ خويش التماس كن
نــگو كه رزقِ گــريه ي تو بيشــتر نمي شود

برايِ كسب روزي ات ، مزن به هـر دري رفيق
گـدايِ خـانه ي حســين ، در به در نمي شود

حواسِ او مُدام بر من و تو اَسـت غم مخور
كه شاه از غُــلام خويش بي خبر نمي شـود

براي آنكـه بيشــــتر به فيض قُرب او رَسَـــد
به عَمْد آنكه مُخلص است مُعتبر نمي شود

بِـكُوش تا حقــيقــتاً ، شــود تـمـــــامِ باورت
كه با حُـسـين "ياحُـسـين"بي اثر نمي شود

سُرورِ روزِ حشر را ،قسـم به غم، نمي چِشَد
دلي كه در عَزايِ شــاه ، خونجگر نمي شود

چه سـخت درك مي كُــند زمــان احتــضار را
به يادِ قتلــگاهش آنكـه مُحتضر نمي شود

بجز ذبيح عشق كه سه روز تشنگي كشــيد
نصـيب قلب هيچ كس تير سه سر نمي شود

قــبلِ غروب واقعـــه رفت به عرش نيزه هــا
چرا كه او شبش سحر ، بعدِ قمر نمي شود

به"سر"رسيد قصّه اش كه شعر گريه كرد و گفت:
"بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود"

#امام_حسین_مناجات
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
12:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_امام_باقرالعلوم

نور است بر مدار تو یا باقرالعلوم
خورشید ریزه خوار تو یا باقرالعلوم

هستی است در تصرف دست اشاره ات
"جبر" است اختیار تو یا باقر العلوم

در جبهه ی جهاد ، علی ذوالفقار داشت
علم است ذوالفقار تو یا باقر العلوم

تا که یزید خطبه ی غرای تو شنید
شد مات اقتدار تو یا باقر العلوم

آقا شنیده ام که در اندوه و درد بود
«یا فاطمه» شعار تو یا باقر العلوم

باغ وجود در غم تو شد سیاهپوش
تا شد خزان بهار تو یا باقرالعلوم

تنها نه من که خاطر هفت آسمان شده است
آشفته بیقرار تو یا باقر العلوم

سر می کشد ز سینه ی من شعله های آه
دل گشته داغدار تو یا باقر العلوم

گلقطره های پرپر اشک مرا ببین
همراه جان نثار تو یا باقر العلوم

طوف بقیع و تربت افلاکی تو را
خواهم ز کردگار تو یا باقر العلوم

شعر "کمیل" را ز محبت قبول کن
لطف و صفاست کار تو یا باقر العلوم

#امام_باقر_شهادت
#کمیل_کاشانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
16:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام


در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام
بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام

از غروب روز عاشورای سال شصت و یک
بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام

حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا
عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام

در منا آب گوارا دست زائر ها دهید
حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام

زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!
من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام

شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام
بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام

خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست
مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام

کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام
یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام

آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام
آن قدر در پای خود خار مغیلان دیده ام

چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است
آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام

خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت
خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام 

یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من
عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام

با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ
عمۀ هم بازی ام را کنج ویران دیده ام


#امام_باقر_شهادت
#محمد_جواد_شیرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
نوحه امام باقر علیه السلام


من وارث غمهای کربلایم
از کودکی در محنت و بلایم

چکد اشکم زعین بهر جدم حسین

دیدم به چشمان پر ازخون
جسم عزیزم گشته گلگون
..............
نماز عمه را نشسته دیدم
پیشانی جدم شکسته دیدم

کشیدم برملا رنج و داغ و بلا

شنیده ام با دل سوزان
بر روی نیزه صوت قرآن

..............
زهر جفا دادی دگر نجاتم
کی می رود از یاد خاطراتم

چوب و طشت طلا راس خون خدا

برده دگر تاب و توانم
در بین دشمن محرمانم
..............
یک داغ، داده روز و شب عذابم
یادش نموده خون ، دل کبابم

بزم نامحرمان میان دشمنان

زینب کجا و شام ویران
همراه با خیل یتیمان
................
دیدم گلان را غرق در نشانه
از ضربت سیلی و تازیانه

دشمن بی حیا غارت خیمه ها

جانم دگر بر لب رسیده
کی مثل من محنت کشیده
...............
دیدم که گردیده چو لاله پرپر
در بین خاک و خو ن فتاده اکبر

قاسم نوجوان ساقی تشنگان

ریزد زچشمانم ستاره
از داغ طفل شیرخواره

#امام_باقر_شهادت
#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:03
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:47, 111.8 KB
20:16
واحد شهادت امام باقر علیه السلام

کرببلا یادم نمیره
با روضه هاش گریم می گیره

دیدم به اشک دیده
باقامت خمیده
که عمه بوسه گیرد
از حنجر بریده

در پیش دیده ما
در پیش چشم زینب
جسم حسین گردید
پامال سم مرکب

مظلوم امام باقر

بر زین زهر آگین نشستم
آتش گرفت تمام هستم

یاد آمدم از آن دم
که ذوالجناح آمد
با سر و روی خونین
به خیمه گاه آمد

با زین واژگونش
گفتا چه روی داده
یعنی که راکبش از
زین بر زمین فتاده

مظلوم امام باقر

با گریه دنبالش دویدم
بالای قتلگه رسیدم

از خیمه تا به مقتل
راهی نبود اما
عمه زمین میخورد
میگفت وا حسینا

دیدیم بین صدها
شمشیر و نی شکسته
بر روی سینه او
شمر از جفا نشسته

#امام_باقر_شهادت
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:16
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:56, 132.1 KB
ش
21:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام

ای پنجمین امام که معصوم هفتمی
از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»

بر درد جهل خلق، ز عالم طبیب‌تر
نامت غریب و قبر، ز نامت غریب‌تر

وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش
باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش

آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت
دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت

گلدسته‌ای نداشت حرم، مرقدی نبود
صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود


این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟
غم‌های عهد کودکی از یاد کی رود

آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود
یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود

از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه
اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه

تو دیده‌ای چه‌ها به اسارت به عمه شد
در شهر شوم شام، جسارت به عمه شد

تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای
بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته‌ای

تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای
بر روی خار، همره طفلان دویده‌ای

دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را
داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را

#امام_باقر_شهادت
#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
منکه داغ بی حساب رو دلمه
غصه و درد و بلا حاصلمه
منو کشت زهر جفا گرچه ولی
خاطرات کودکی قاتلمه

دیگه حالا لحظه رفتنمه
دیگه وقت درد دل گفتنمه
یادگاری دارم از کرببلا
جای کعبه نی هنوز رو تنمه

از غریب و آشنا جفا دیدم
توی زندگی فقط بلا دیدم
هنوزم جلو چشامه به خدا
کی می دونه کربلا چها دیدم

من حال مضطر جدمو دیدم
لحظه ی آخر جدمو دیدم
رنگ آسمون همینکه تیره شد
روی نیزه سر جدمو‌ دیدم

من دیدم که اسبا نعل تازه شد
کینه ی دشمنا بی اندازه شد
تن جدمو دیدم به زیر پا
که چجوری تشییع جنازه شد

صبر آل طاها رو محک زدن
همگی به زخم ما نمک زدن
بعد از اون که کشته شد عموی ما
به خدا خیلی مارو کتک زدن

تو‌ دلم یه دنیا درده بی حساب
چقدر فاطمه رو دادن عذاب
مارو بازار که کشوندن بمونه
مارو بردن وسط بزم شراب

من دیدم آینه سلاله رو
من دیدم خرون باغ لاله رو
گوشه ی خرابه بین شهر شام
من دیدم جون دادن سه ساله رو

#امام_باقر_شهادت
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
9 September 2016
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شهادت_حضرت_امام_محمدباقر_علیه_السلام


کودکی باغی از ریاحین است
آسمانش ستاره آذین است

کودکی فصل خوب خاطره هاست
و پر از روزهای شیرین است

روزهایی شبیه یک رویا
مملو از خوابهای رنگین است

ولی انگار خاطرات شما
راوی زخم‌های دیرین است

توی تصویر چار سالگی ات
کودکی بغض کرده غمگین است

با سوالی که ذبح شش ماهه
راه و رسم کدام آیین است؟

یا سوالی شبیه اینکه چرا
عمه پیشانی‌اش پر از چین است

چه بگویم خودت که می‌دانی
روضه‌ی قتلگاه سنگین است

دستهایی که می‌رود بالا
دستهایی که رو به پایین است

#امام_باقر_شهادت
#میلاد_حسنی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام

ذكره لبامه يا امام بـاقر
رمزه دعامه يا امام بـاقر
تا وقتي با توأم يقينم اينه
خُدا باهامه يا امام بـاقر
---------------------------
جُـز كرمت چيزي تو خاطرم نيست
جـز تو كسي پــناهِ "آخِــرم"نيست
چه سرّيه شــب شهــادته تـــو
توي بقـــيع يه دونه زائــرم نيست
----------------------------
چه جوري غم نصيبي تو ببينم ؟
اين روزا بي شكــيبي تو ببينم
با اين همه سينه زن و سينه چاگ
بازم بايد غريبي تو ببينم
----------------------------
توي بقيع سنــگ نشون نداري
يه گريه كُن يه روضه خون نداري
با اينكه عالَـمــه به زيره سايه ت
رو مــرقدت يه سايبون نداري
----------------------------
روم نمي شه بگم كه روضه خونم
با غــم تو دلا رو مي ســـوزونم
اجازه هست حالا ك مُسلميّه س
روضه هاي كودكي تو بخونم؟
----------------------------
چهار سالت بود ديدي قحط آب و
تشنگي و درداي بي حساب و
چي بروزه دلت اومد ، كه ديدي ؟
تــلظّيِ شيرخواره ي رباب و ...
----------------------------
چهار سالت بود راه چاره گُم شد
تو گرد و خاك يه مَشك پاره گُم شد
خودت بگو موقع غارت كه شــد
گوشواره ي چند تا ستاره گُم شد
----------------------------
چهار سالت بود ، كوفيا رسيدن
كربلا رو به خاك و خون كشيدن
جوون هاتونو اربــاً اربا كردن
همبــازيهاي تو رو سر بُريدن...

#امام_باقر_شهادت
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
10:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 96.3 KB
.
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَن بِزِیارَتِهِ ثَوابَ زِیارَتِ سَیِّدِالشُّهَدا یُرتَجی .

الا که عمر تو شد گریه در عزای حسین
رسد زتربت تو بوی کربلای حسین

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
11:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شور شهادت امام باقر علیه السلام


امشب دخیل پشت دیوار بقیعم
سینه زن گلهای گلزار بقیعم
یاد غم و مظملومی امام باقر
غربت نشین خاک غمبار بقیعم

از غربتش ناله می زنم، با روضه هاش گریه میکنم
همراه با زهرا مادرش، بین عزاش گریه میکنم

می خونم
با دل زارو خسته، چشم در خون نشسته ، پشت درهای بسته

غریبم، غریبم وااماما3

بند۲

از دور طفلی با مصیبت همنشین شد
خاک وجودش با غم و غصه عجین شد
با چشم خود دیده که بین کوچه بازار
ناقه نشین دخت امیرالمومنین شد

گر شد شهید از زهر هشام، شد قاتلش داغ شهر شام
کی می رود از یادش که بود، آل علی در بزم حرام

می سوزه
از غم بی حساب و ، داغ بزم شراب و ، سر طفل رباب

بند۳

پنج ساله بوده که هزاران غصه دیده
بر دوش خود بار غم و محنت کشیده
از کربلا رفته چهل منزل اسیری
مثل رقیه در خرابه آرمیده

دیده سری در بین طبق، یک دختر دستی بی رمق
از ناله آن طفل یتیم، لرزه فتاده بر عرش حق

می سوخت از
دلی که پرمحن شد، رقیه بی کفن شد، کفنش پیرهن شد

#امام_باقر_شهادت
#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
11:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:16, 178.6 KB
ش
18:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
عقیده ی همه یاران به اتفاق این است
که اشک شور بیاد حسین شیرین است

کنار قتلگه تو به گریه جان دادن
ز وعده ها که به خود داده ام یکی این است

تو سیدالشهدایی ، تو کشته ی اشکی
منم که مذهبم عشق تو گریه ام دین است

عزیز فاطمه شد هر که بر غم تو گریست
امیر هر دو جهان هر که بر تو مسکین است

سلام حضرت صادق به هر که از داغت
همیشه سفره ی چشمش به اشک رنگین است

ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست
کنون که مرهم تو گریه ی محبین است

عقیده ی همه یاران به اتفاق این است
که شور گریه بیاد حسین شیرین است

#امام_حسین_مناجات
#ابراهیم_روزبهانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
به مناسب حرکت کاروان سیدالشهدا از مکه به سمت کربلا

هر دم به گوشم می‌رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا، دیگر ندارد فاصله

از کعبه‌ی گل آمده، تا کعبه‌ی دل می‌رود
این کاروان غم فزا؛ منزل به منزل می‌رود

یک زن میان محملی، بر ناقه در تاب و تب است
عباس و اکبر دور او، این زن خدایا زینب است

لحظه به لحظه می‌شود درد و غمش در دل فزون
گوید حسینش زیر لب، انّا الیه راجعون

نجمه نمی‌گیرد نگاه از روی ماه قاسمش
با اشک حسرت میزند، شانه به موی قاسمش

در مهد آغوش رباب؛ رفته علی‌اصغر به خواب
بوسد گلوی نـاز او؛ امّا دلش در اضطراب

وقتی رقیه پرده محمل به بالا می‌برد
دل می‌برد از قافله، چون نام بابا می‌برد


#یوم_الترویه

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 
به مناسبت حرکت کاروان سیدالشهدا از مکه به سمت کربلا

آقا چه شد كه حج شما نيمه كاره ماند
شبهاي شهر مكه چرا بي ستاره ماند

 بار سفر مبند، دلم شور مي زند
 گويا قيامت است،مَلك صور مي زند

 من خواب ديده ام، سرتان را به ني زدند
 گرگان تشنه، زوزه كشان لب به مِي زدند

 ديدم نسيم شانه به گيسوت مي زند
 مَرهم به زخم گوشه ي ابروت مي زند

 اينجا بمان كه حرمت كعبه تويي حسين
 آقا مرو، كه عزت كعبه تويي حسين

 حالا كه مي روي سفري پرخطر حسين
 پس لااقل سه ساله ي خود را مبر حسين

 پاشيدم آب پشت سر محمل رباب
 با ظرف اشك ديده ي خونين جگر حسين


 اين ساربان به درد مسيرت نمي خورد
 يك ساربان اهل نظر را ببر حسين

 او نقشه ها كشيده كه دور وبر شماست
 چشمش مدام خيره به انگشتر شماست

 با بردنش نمك به جگر مي خورد حسين
 شش ماهه ي تو زود نظر مي خورد حسين

 با اينكه مست ذكر خوش يارب توأم
 اما هنوز مضطرب زينب توأم

 يعقوب چشم آينه ها پير مي شود
 اين شهر بي حضور تو دلگير مي شود

 دارد ز ديده قافله ات دور مي شود
 كم كم بساط  روضه ي ما جور مي شود

#وحیدقاسمی
#یوم_الترویه

Tlgrm.me/raziolhossein
19:44
به مناسبت حرکت کاروان سیدالشهدا علیه السلام از مکه به سمت کربلا


شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

#یوم_الترویه
#محمدحسین_بهجت_تبریزی
#شهریار

Tlgrm.me/raziolhossein
19:48
به مناسبت حرکت کاروان سیدالشهدا علیه السلام از مکه به سمت کربلا


کعبه محروم شد ز دیدارت
یـابـن زهـرا خدا نگهدارت

کربـلا مـی‌روی و یـا کوفه؟
یا به شام اوفتد سر و کارت؟

چه شود ای امام جود و کرم
یک نگاه دگـر کنـی به حرم

ای ز جــام بـلا شــده سـرمست
دست و دل شسته از هر آن چه‌ که ‌هست

چه شتابان روی به دیدنِ دوست
جای گل سر گرفته‌ای سر دست

از حریمت برون شدی مولا
عازم حج خـون شدی مولا

هشتِ ذیحجه مردم عالم
همه رو آورند سوی حرم

تو دل شب ز بیت امـن خدا
سر به صحرا نهی قدم به قدم

کعبه تا صبح ناله سر می‌کرد
پســر فاطمــه مــرو برگرد

کعبه با سوز و اشک و ناله و آه
بـر نمـی‌دارد از تـو چشم نگاه

سفر تیر و نیـزه و عطـش است
طفل شش ماهـه را مبـر همراه

از سفیدی حنجرش پیداست
این پسر ذبح سیدالشهداست

نظری کن به غنچه یاست
ثمـر سرخ بـاغ احسـاست

اصغـرت را بگیـر از مـادر
بسپارش به دست عباست

چون صدایت زند جوابش ده
از سـرشک دو دیده آبش ده

نالـه‌ای بـر لـب سـلاله تـوست
کـه شبیـه صـدای نالـه توست

#یوم_الترویه
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
19:53
هواى وصل تو ما را کشانده تا اينجا
کريم شهر گدا را کشيده تا اينجا

ز بسکه دست گرفتى همين بزرگى تو
گداى بى سر و پا را کشيده تا اينجا

همينکه گفت گنهکار يا کريم العفو
دل شکسته خدا را کشيده تا اينجا

شميم پيرهن يوسف ايد از عرفات
صداى روضه شما را کشيده تا اينجا

حسين گفتن ما مسلميه هر سال
نسيم کرب و بلا را کشيد تا اينجا

صداى پاى محرم به گوش مى ايد
حسين قافله ها را کشيده تا اينجا

بنى گفتن يک مادرى شب جمعه
چقدر اهل بکا را کشيده تا اينجا

سخن ز موى پريشان زينب کبرى
امام صاحب عزا را کشيده تا اينجا

به يار نيزه سوارش به گريه زينب گفت
کمند زلف تو ما را کشيده تا اينجا

ز روى بام کسى ناله زد حسين ببخش
که نامه هام شما را کشيده تا اينجا

عزيز من نگرانم دلم چه بى تاب است
دگر زمانه اوارگى ارباب است

#امام_حسین_مناجات
#قاسم_نعمتی
#عرفه

Tlgrm.me/raziolhossein
19:54
به مناسبت حرکت کاروان سیدالشهدا علیه السلام از مکه به سمت کربلا


مپرس از من چه مظلومانه رفتند
کبوترها به شب از لانه رفتند

حرامی ها چه با این زمره کردند؟
که حج خود بدل بر عمره کردند

صفا و مروه آن شب بی صفا شد
که روح کعبه از کعبه جدا شد

به شب از خانه، صاحب خانه می رفت
پی یک شمع صد پروانه می رفت

حرم شد از حرم یک باره خالی
شده آواره مولا با موالی

نگویم می رود مهمان کعبه
رود از جسم کعبه جان کعبه

نه بیت و حِجر و زمزم گریه می کرد
که سنگین دلْ حَجَر هم گریه می کرد

مقام از هجر، سوزی در جگر داشت
که مولایش ز چشمش پای بر داشت

به سوی حج اکبر رو گذارد
که مُحرم اصغری شش ماهه دارد  

روان با شوق دل سرو روان ها
کنار محمل مادر جوان ها

ز محمل می رود چون پرده بالا
تبسم می کند بر نجمه، لیلا

که هر کس خواست پیغمبر ببیند
بگو آید رخ اکبر ببیند

تفاخر، با تبسم گشت چون جفت
نگاه نجمه با لیلا سخن گفت

که بنگر در برم سرو چمن را
در این وجه حسن، بنگر حسن را

رباب آسا، رباب اندر خروش است
دلش غوغا کنان و لب خموش است

جوانان گرد مهدش جمع آیند
همه شش ماهه را از هم ربایند

ندانم از چه دستی آب خورده ست
که یک غنچه دل صد باغ برده ست

ادب را گرد او صف می کشیدند
صدای عمه را تا می شنیدند

به شب، مه چاکر و روز، آفتابش
به کف قاسم عنان، اکبر رکابش

کنار دیده از گریه یمی داشت
دمی چشم از حسینش برنمی داشت

خلاف بخت او، چشمش نمی خفت
دل او با برادر، فاش می گفت:

غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای وصل بی بال و پرم کرد

اگر چه شد عجین با غم گِل من
ولی در این سفر، لرزد دل من

از آن ترسم به غم دم ساز گردم
تو را بگذارم و خود باز گردم

خسان شادابی گلشن بگیرند
همه بود و نبود من بگیرند

کریم از خوشه چین خرمن نگیرد
الهی حق تو را ازمن نگیرد

اگر چه این سفر باشد خدایی
ولی آید از آن بوی جدایی

بیا و در کنارم ره سپر باش
به نخل آرزوی من ثمر باش

مگر با چشم و دل سیرت ببینم
ز گلزار رخ تو گل بچینم


#یوم_الترویه
#علی_انسانی

Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
ش
20:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

Tlgrm.me/raziolhossein
10 September 2016
ش
10:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
وَ (مُسلم) عاشقِ پَندِ عَلے بود
حُسینے بود و دلبَندِ عَلے بود
هـَمہ گُفتَند فَرزَندِ (عَقیل) است
وَلے اِنگار فَرزَندِ عَلے بود...
.
#حضرت_مسلم
#محسن_کاویانی
#دعابفرمایین

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
14:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
تقديم به حضرت مسلم عليه السّلام

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما
تا بگيرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهيّ سر دار شدم
اي علي زاده ببين ميثم تمار شدم

باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا
موقعي كه وسط كوچه كشيدند مرا

هيچ كس نيست دگر دور و بر مسلم تو
بسته شد مثل علي بال و پر مسلم تو

سر عباس و علي هات سلامت آقا
گر شكستند در اين كوچه سر مسلم تو

قسمت اين بود ؛ لبِ تشنه شهيدم بكنند
پيش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشك و دو چشمم تر و قلبم سوزان

زده اند آتش بر خشك و تر مسلم تو

به فداي سر يك موي عزيزان تو باد
جان هر دو پسر دربه در مسلم تو

كاش مي شد بنويسم كه نيايي اينجا
كه مي آيد به سر تو چه بلايي اينجا

حاصل اين سفرت بي علي اصغر شدن است
بي برادر شدن و بي علي اكبر شدن است

همه ي ترسم از اين است كه مضطر بِشَوي
مثل اين نائب دل سوخته ؛ بي سر بِشَوي

واي اگر گَرْد بر آيينه ي تو بنشيند
شمر با چكمه روي سينه ي تو بنشيند

واي اگر كار به توهين و جسارت بكشد
واي اگر خواهرتان بار اسارت بكشد

واي اگر اهل و عيال تو زمين گير شوند
دختركهات پس از رفتن تو پير شوند

بدنم نقش زمين است ميا كوفه حسين
خواهش مسلمت اين است ميا كوفه حسين

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#محمد_قاسمی


Tlgrm.me/raziolhossein
👍 1
14:44
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام

نکرده است به عهدش کسی وفا مسلم
رسیده ای به سرانجام ماجرا مسلم

علی ندیده وفا از اهالی این شهر
نشسته ای به امید وفا چرا مسلم؟

نماز مغرب اگر صدهزارتا باشند
دوباره یک نفری موقع عشا مسلم

دوچشم مردم این شهر کور خواهد شد
اگر اشاره کند برقی از طلا مسلم

ببین که مردتر از مردهاست پیرزنی
امید نیست به این قوم بی حیا مسلم

شب نجات تو از دست شبه مردان است
هزار شکر که دیگر شدی رها مسلم

نمانده راهی و تو بی پناهی و باید
فقط بلند کنی دست بر دعا مسلم

رسیده ای به سرانجام و حیله ی کوفی
ببین خیال تو را برده تا کجا مسلم

اگر چه از سر دارالعماره می افتی
سرت نمی رود اما به نیزه ها مسلم

هزار شکر خدا را دگر نمی ماند
تن تو روی زمین زیر دست و پا مسلم

ولی قرار شده تشنه لب شهید شوی
به احترام لب شاه کربلا مسلم

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#مجتبی_خورسندی

Tlgrm.me/raziolhossein
14:49
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام

سالار کاروان پر از یاسمن، حسین
جمع صفات و خاتمه ی پنج تن، حسین
دلدار مصطفی و علی و حسن، حسین
برگرد و سوی کوفه نیا جان من حسین

کم در میان کوفه عذابم نداده اند
با کام تشنه گشتم و آبم نداده اند
از بس که بین کوچه جوابم نداده اند
دل خوش شدم به یاری یک پیرزن حسین

با تیغ و نیزه بال و پرم را شکسته اند
دندان و کام شعله ورم را شکسته اند
از پشت بام فرق سرم را شکسته اند
نامردی است مسلک شان غالبا حسین

شام بلند غفلت شان سر نمی شود
چیزی برایشان زر و زیور نمی شود
این جا دلی برای تو مضطر نمی شود
برگرد و سر به وادی این ها نزن حسین

دیگر بریدم از دل تاریک کوفیان
از کوچه های خاکی و باریک کوفیان
جان رقیه ات نشو نزدیک کوفیان
چون می درند از بدنت پیرهن حسین

باید نظر به قامت آب آورت کنی
فکری برای تشنگی اصغرت کنی
قدری نظاره بر جگر خواهرت کنی
شاه غریب گشته و دور از وطن حسین

این جا نمک به زخم عزادار می زنند
زن را برای درهم و دینار می زنند
طفل اسیر را سر بازار می زنند
غیرت میان کوفه شده ریشه کن حسین

می ترسم این که بین بیابان رها شوی
بر خاک داغ بادیه عطشان رها شوی
غارت شوی و با تن عریان رها شوی
برگرد تا رها نشوی بی کفن حسین

ای وای اگر که اسب کسی سرنگون شود
یا از فراز نیزه سری واژگون شود
گودال قتلگاه اگر غرق خون شود
ضجه زند عقیله که خونین بدن حسین

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#محمدجواد_شیرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


اینان که حرف بیعت با یار میزنند
آخر میان کوچه مرا دار میزنند

اینجا میا که مردم مهمان نوازشان
طفل تو را به لحظه دیدار میزنند

این کوفه مردمش ز مدینه شقی ترست
یعنی کسی که باشد عزادار میزنند

اینجا برای کشتن طفل سه ساله ات
هر لحظه حرف سیلی و مسمار میزنند

فتوای: خون نسل علی شد حلال را
هر شب به روی مأذنه ها جار میزنند

آقا نیا که آخرش این شور چشم ها
تیری به صحن چشم علمدار میزنند

سر بسته گویمت که پریشان زینبم
حرف از اسیر کوچه و بازار میزنند

می ترسم از دمی که یتیمان تو حسین
پائین پای نیزه ی تو زار میزنند

این کوفه آخرش به تو نیرنگ میزند
حتی به رأس اصغر تو سنگ میزنند

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل


Tlgrm.me/raziolhossein
15:15
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


با دلی سوخته  ای ماه تمام
از روی بام دهم بر تو سلام

ای فدای دل بشکسته تو
مسلمم قاصد پر بسته تو

خواهشم را بشنو نور دوعین
جان زینب تو میا کوفه حسین

کوفه شهریست پر از درد حسین
کوفه را نیست یکی مرد حسین

کوفه یک شهر پر از نیرنگ است
میهمان داریشان با سنگ است

کوفه از خون به رخم رنگ زده
کوفه بر مسلم تو سنگ زده

سنگ ها کاش به مسلم بزنند
ولی یک سنگ به زینب نزنند

کوفه سیلی زدنش آیین است
دست کوفی به خدا سنگین است

کوفه بر کشتن تو می نازد
اسب ها بر بدنت می تازد

ترسم اینجا به بر خواهر تو
سر ببرند ز تن اطهر تو

ترسم از تیر غمت چاره شود
گلوی اصغر تو پاره شود

مرحم زخم دل اینجا نمک است
قسمت اهل و عیالت کتک است

لاله هایت همه پژمرده شوند
اهل بیتت همه افسرده شوند

چون گلت را به بر خار برند
زینبت را سر بازار برند

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
15:21
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


زِراه آمده از خانه ی خدا برگرد
اگر خودم به تو گفتم بیا  نیا برگرد

 تو را به حیدر کرار بگذر از کوفه
برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد

برای قامت اکبر٬ دو تا عبا بردار
که جا نمی شود این تن به یک عبا برگرد

خدا به خیر کُند شمر چکمه پوشیده
در انتظارِ تو اِستاده بی حیا برگرد

یزید٬ به دستش گرفته چوب منتظر است
که بر لبت بزند ضربه با عصا برگرد

اگر به کوفه بیایی رُباب می بیند
که می رود سرِ طفلش به نیزه ها برگرد


#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#سعید_خرازی

Tlgrm.me/raziolhossein
15:27
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


عشق تو را به قیمت جان می خرم حسین
بالای دار نام تو را می برم حسین

با دست بسته و لب پاره به روی دار
کوفه میا شده سخن آخرم حسین

گفتم سر تو باد سلامت به کوچه ها
هرچه زدند سنگ جفا بر سرم حسین

از آن همه سپاه دل شب کسی نشد
یک تن به غیر پیر زنی یاورم حسین

خواهی اگر به کوفه بیایی بیا ولی
همراه خود میار تو اهل حرم حسین

ترسم که حتک حرمت زینب شود میا
اینجا که بوده خواهر تو محترم حسین

دادند آب گرچه به لبهای خشک من
در فکر تشنگی علی اصغرم حسین

راس بریده ام به سر نیزه ها زدند
شکر خدا ندید دگر دخترم حسین

در فکر سم اسب و تن بی سر تو ام
در کوچه ها کشند اگر پیکرم حسین

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#حسین_میرزایی

Tlgrm.me/raziolhossein
15:31
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام
#عامیانه


من مثِ نامه‌ی سربسته شدم
مثل یک دل، دلِ بشکسته شدم
در زدم تو خونَه‌شون رام ندادن
اِنقَدَر قدم زدم خسته شدم
*
بالای بام می‌زنم صدات، حسین
کاش باشم منم تو کربلات، حسین
دو تا قربونی آوردم با خودم
بچّه‌هام فدای بچّه‌هات، حسین
*
عوض حنجرِ تو من چی بدم؟
نذر انگشتر تو من چی بدم؟
اگه بچّه‌هاتُ بازار بیارن
جواب مادرت‌ُ من چی بدم؟
*
کوفه لحظه‌لحظه تغییر می‌کنه
مهمونُ از زندگیش سیر می‌کنه
خیلی از موهام سفید شد، این روزا
نگرونی آدمُ پیر می‌کنه
*
بعد از این دیگه منُ سفیر نکن
دختراتُ توی کوفه پیر نکن
حالا که می‌خوای بیای، بیا ولی
زن و بچّه‌تُ دیگه اسیر نکن
*    
واسه تو، شب تا سحر در می‌زنم
وا نکردن، در دیگر می‌زنم
دارم از دل‌نگرونى می‌میرم
خودمُ این در و اون در می‌زنم
*
"نیا" گفتنم برا دخترته
گریه‌هام براى انگشترته
با سرِ شکسته، سربسته می‌گم
اون که دارى میاریش خواهرته
*
چه‌جورى به فکر جونت نباشم؟
یا که گریونِ جَوونت نباشم؟
همه‌آماده‌ی کشتنِ تواَن
چه جورى دل نگرونت نباشم؟

#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
15:33
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


در كوفه به جز سنگ، دگر بار نيايد
كاري ز درختش كه به جز دار نيايد

بيهوده نگاهت به سوي كوفه نباشد
از داخل اين شهر، طرفدار نيايد

اين عاقبتِ من كه عزيز آمده بودم
اي كاش در اين شهر كسي خار نيايد

من مُردم و غم نيست اگر كوچه‌نشينم
ناموسِ تو  اي كاش به بازار نيايد

پرسيده‌ام از سفره‌ي مهماني اين شهر
جز بوي كتك موقع افطار نيايد...

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل

Tlgrm.me/raziolhossein
15:37
#مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


کوفه نیا به اصغرت رحم کن
به قاسم و به اکبرت رحم کن

جماعتی قصد سرت کرده اند
سرور مسلم، به سرت رحم کن

خنجر تیز کوفیان آخته
پسر عمو به حنجرت رحم کن

به اسب خود نعل قوی می زنند
به استخوان پیکرت رحم کن

دختری از پدر طلا خواسته
به گوش های دخترت رحم کن

صحبت شان با اسرا سیلی است
حسین جان، به خواهرت رحم کن


#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#امیر_عظیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت حضرت #مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


تنم پر از زخمه ولی
تا پای جون پای تو ام
تو غربت کوفه حسین
سفیر تنهای توام


بی کس و یار ویاورم یاحسین
تو کوچه های کوفه حیرون شدم
گفتم اگه بیا به کوفه ولی
به فاطمه قسم پشیمون شدم

میا به کوفه پسر فاطمه
(میا به کوفه حسین)

بند۲

دیگه بریدم به خدا
بسکه دیدم جفا حسین
اگه‌ میخوای غم ببینی
بیا به کوفه یاحسین


بیا به کوفه اگه طاقت داری
که اربا اربا ببینی اکبرو
بیا به کوفه اگه میخوای رباب
ببینه رو نیزه سر اصغرو


بیا اگه میخوای که خون گلوش
حنای دومادی قاسم بشه
نیا که تا همیشه عباس تو
شرمنده سکینه ی تو نشه

میا به کوفه پسر فاطمه
(میا به کوفه حسین)
بند۳

بیا و داغ بیشمار
رو‌ دل مادرت نزار
اگه داری میای دیگه
اهل و عیالتو نیار

نیا به کوفه تو نمیتونی که
تموم خار صحرارو بچینی
نیار رقیه تو نمیتونی که
یدونه آبله رو پاش ببینی

نیا به کوفه که میشه همیشه
غصه و غم مانوس تو حسین جان
نیا به کوفه تا نبیبی آقا
اسیری ناموستو حسین جان


میا به کوفه پسر فاطمه
(میا به کوفه حسین)

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
18:00
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:16, 149.2 KB
ش
20:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
زمینه شهادت حضرت #مسلم_ابن_عقیل_علیه_السلام


بند۱

من مسلمم از نسل شیران دلیرم
گرچه به شهر کوفه در غربت اسیرم
با کام عطشان روی بام کوفه گویم
باشد حسین بن علی نعم الامیرم

در زیر تیغ گویم یاحسین هم آخرت هم دنیا حسین
عهدم بود از روز ازل تا به ابد باشم با حسین

میگم از
روی دارالاماره، با دل پر شراره، با لب خشک و پاره
حسین جان، کوفه میا حسین جان3
................

بند۲

اینجا نه ماه و نه ستاره میشناسند
نه بهر دردت راه چاره میشناسند
اینجا بیایی اصغرت کارش تمام است
نه کودک و نه شیرخواره میشناسند

اینجا بهار پاییز است و زرد اینجا فقط آید بوی درد
اینجا کند حرمله ز کین باطفل در گهواره نبرد

امان از
حجم تیر و کمان و، کودک بی زبان و، مادر خسته جان و

....................

بند۳

از حال و روز من بود پیدا حسین جان
حرمت ندارد بین اهل کوفه مهمان
اینجا پذیرایی ز مهمان فرق دارد
زینب شود آواره دشت و بیابان

اینجا شود دلخون خواهرت اینجا زند ناله دخترت
اینجا شود روی طفل تو آیینه روی مادرت

میبینم
دستای بی حیارو، گریه بچه هارو ، غارت خیمه هارو

#حضرت_مسلم
#مسلم_ابن_عقیل
#علی_سلطانی

Tlgrm.me/raziolhossein
20:40
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:19, 185.9 KB
11 September 2016
ش
06:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 234.9 KB
دوست دارم که باتو آقا بمونم
نمی خوام که دیگه تنها بمونم
«عرفه» اگه نشد بیام حرم
دیگه «اربعین» نزار جا بمونم
.
#یاباعبدالله
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
09:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 #مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام

بنویسید مرا یار اباعبدالله
اولین بنده ي دربار اباعبدالله
منتظر مانده ي دیدار اباعبدالله
من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله

عاشق آن است که دیدار کند یارش را
بارها جان بدهد دید اگر دارش را
باز آماده کند جان دگر بارش را
فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را

  هرکه افتاد پی کار اباعبدالله

من پرم را به روي دست گرفتم، دیدم
جگرم را به روي دست گرفتم دیدم
سپرم را به روي دست گرفتم دیدم
تا سرم را به روي دست گرفتم دیدم...

  راهم افتاده به بازار اباعبدالله

وقت هجران به گریبان چه نیازي دارم
به دل بی سر و سامان چه نیازي دارم
با لب پاره، به دندان، چه نیازي دارم
به سرشانه ي اینان چه نیازي دارم

تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید
زیر پایش مژه ی چشم ترم را ببرید
محضرش دست به دست این جگرم را ببرید
گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

 باز هستیم بدهکار اباعبدالله

سنگ ها خوب نشستند به پاي لب من
لب من ریخت و پیچید صداي لب من
طیب الله به این لطف و وفاي لب من
بعد از این آب حرام است براي لب من

بس که لبریزم و سرشار اباعبدالله

مانده از جلوه والاي تو حیران، مسلم
جان خود ریخت به پاي تو به یک آن، مسلم
عید قربان شهان، هست فراوان مسلم
من به قربان تو نه... جان هزاران مسلم

 تازه قربان علمدار اباعبدالله

به ولاي تو نداده ست اذان، هیچ کسی
وا نکرده ست به شأن تو دهان، هیچ کسی
مثل مسلم نبوَد دل نگران، هیچ کسی
به خداوند که در هر دو جهان، هیچ کسی...

  مثل من نیست گرفتار اباعبدالله

#مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم
#علی_اکبر_لطیفیان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_صاحب_الزمان_ع
#غزل_مناجات

دلگيرم از تمامی دنيا شتاب كن
آرامش تمامی دلها شتاب كن

وقتش رسيده صبح طلوعت فرا رسد
پايان بده بر اين شب يلدا شتاب كن

در انتظار آمدنت روزها گذشت
ای وعده ی قديمی فردا شتاب كن

ای وارث عدالت و صبر و غم علی
با ذوالفقار حضرت مولا شتاب كن

جانم به لب رسيد از اين روزگار پست
آقا به جان حضرت زهرا شتاب كن

بر آن پدر كه با سر زانو رسيد و ديد
نقش زمين جوان خودش راشتاب كن

بر آن پدر كه پيكر فرزند خويش را
بر خاك می سپرد به صحرا شتاب كن

بر آن تنی كه زخمی تیر سه شعبه شد
بر آن سری كه رفت به نی ها شتاب كن

بر خانمی كه در دم گودال ميگرفت
با ناله ذكر "وای حسينا" شتاب كن

روضه گرفته ايم كه شايد نظر كنی
روضه برای حضرت سقا شتاب كن

جان سه ساله دختركی كه گرفته بود
بر روی دامنش سر بابا شتاب كن

#امام_زمان
#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
12 September 2016
ش
16:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عید_غدیر

این کیست که بالاتر از او دستِ کسی نیست
این کیست که جز دامنِ او دسترسی نیست

این کیست که در سِیطَره اش بود و نبود است
عالم سَرِ این سفره به غیـر از قفسی نیست

این کیست که حتی همه ی هولِ قیامت
در پیشِ تجلّیِ ظهورش قَبَسی نیست

این کیست که در هولِ هراس آورِ محشر
جز سایه ی او هیچ کجا دادرَسی نیست

این کیست که یک عُمر نبی گفت و ستودش
بالاتر از این دستِ خدا دستِ کسی نیست


-----------------------------------

خورشید اگر آب کند پا به سَرَش را
جبریل اگر فرش کند بال و پَرَش را

اَفلاک اگر خاک شود یا که غباری
از پایِ تو گر سُرمه کِشَد چشم تَرَش را

شب پُر کند از پولک و مهتاب و ستاره
دامانِ تو را تا که ببیند سحرش را

اینها همه هیچ اند در آنجا که خداوند
رو کرده به شکل تو تمامِ هنرش را

نام تو چه دارد که به هنگام رَجَزها
از هیبتِ آن شیر دریده جگرش را

ای شاهِ سواران نظری کُن به پیاده
حالا که نبی دست اُخُوَت به تو داده

آرامش طوفانیِ گیسویِ تو عشق است
طوفانِ تماشاییِ اَبرویِ تو عشق است

با آتشِ هر ضربه یِ دستِ تو خدا گفت
تیغی بزن ای مرد که هوهویِ تو عشق است

بر تیغه ی شمشیرِ تو حَک کرده خداوند
بر پهنه یِ هر معرکه بازویِ تو عشق است

خورشید طلوع می کند از کُنجِ حریمَت
یعنی که در این خاک فقط کویِ تو عشق است

سجاده ام از جنسِ غبارِ قدمِ توست
این قبله که داریم فرا رویِ تو عشق است

سر تا به قدم هرچه که داریم فدایت
عشق است اگر سر بِدَوانیم به پایت

هر شعر که در عرش خدا گفت علی بود
هر شور که در خلقتِ ما گفت علی بود

سوگند به شبهایِ تماشاییِ مکه
نامی که محمد به حرا گفت علی بود

وِردی که به هنگامِ قنوتش به لبش داشت
ذکری که نبی وقتِ دعا گفت علی بود

آن نغمه که در کوچکی ام مادرم آموخت
با کودکِ اُفتاده زِ پا گفت علی بود

لالاییِ ما بود همین نام که هرشب
با زمزمه و گریه ی ما گفت علی بود

تا لحظه یِ مرگم لبم از نام تو گویاست
یا حضرتِ حیدر تپشِ سینه ی زهراست

#امیرالمومنین_مدح
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein
16:36
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام

ای هست من زهست تو یامرتضی علی
دست خداست دست تو یا مرتضی علی

چشم كسی ندیده به هنگام کارزار
یك بار هم شكست تو یا مرتضی علی

اوج تمام بال و پر هر پرنده ای
باشد همیشه پست تو یا مرتضی علی

بیچاره دشمنت که به تیغت دو نیم شد
به به؛به ضرب شصت تو یامرتضی علی

مشكل گشای خلقی و حل میشود فقط
كار همه به دست تو یا مرتضی علی

#امیرالمومنین_مدح
#محمد_حسن_بیات_لو

Tlgrm.me/raziolhossein
14 September 2016
ش
04:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

غبـارِ راه شمــا حُكمِ توتيــا دارد
نگـاه تان اثـري فوقِ كيميــا دارد

اگر زمين و زمان در تَمَلُّــكش باشد
فقط گداي شما اُنس با شمـا دارد

خوشا به حال كسي كه تمام دوره ي سال
در ايـن حريمِ مُقــدّس برو بيا دارد

قوامِ دين خدا از شماست،بايد گفت:
اگر به پات بيـفتند خَـلـق ، جا دارد

جزاي گريه مـگر نيست همنشيني تان ؟
مُشخّص است چه قدْر اشك ما بها دارد

جهــنّم از نَــمِ يك قطره اش شود خاموش
يـَمي كه در پس هر پلك ما سرا دارد

خيال نوكرتان در دو عالَم آسوده ست
چرا كه حضرت زهرا هواش را دارد

هـزار مرتبه هم گر كنيد دعوتـــمان
دو مرتبه ، دل ما ميــل كربــلا دارد

بغل گرفتنــتان رزق هر كسي نشده
سعادتي ست كه آن كهنه بوريا دارد


#امام_حسین_مناجات
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
13:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
#دوبیتی

شخصیت ممتاز جهان است علی
حاکم به زمین و آسمان است علی
در روز غدیر خم محمد فرمود
مولای چو من به انس و جان است علی

#امیرالمومنین_مدح

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
21:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


از سر نهان علی خبر داشته است
تاریخ چو شیر حق مگر داشته است
خوش بود نبی به مرتضی در غزوات
از بسکه امیر ما جگر داشته است

#امیرالمومنین_مدح
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
15 September 2016
ش
00:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین

"بي سر و سامان توأم يا حسين"
"دســت به دامان تــوأم يا حسين"

امر بفـرما كه فــدايت شـَـوَم
گـوش به فرمان تــوأم يا حسين

گَـردِ رَهـَم ، زُلـف گِـرِه كرده ي
قــالـيِ ايــوانِ تــوأم يا حسين

مَـردم چشمان تو خود شاهـدند
كُـشته ي مژگان توأم يا حسين

پــيروِ دين احــدي نيســتم
چونكه مُـسلمان توأم يا حسين

من نه همين چند صباح ، از قديم
سـائــلِ احــسانِ تـوأم يا حسين

بنده ي ناشُـكر خدايم ، ولي
شُـــكر كه گـريان توأم يا حسين

بهترين از اين كار ندارم سُراغ
تعــزيه گـردان تـوأم يا حسين

واسطه ي بخشش من ميشوي؟
حُـــرّ پشيـمان تـــوأم يا حسين

آبـرو و عـزّتم از خواري است
خـــارِ بيـــابان تــــوأم يا حسين

سيـنه زني سـينهْ كبــودِ از غـمِ
سـينه ي سوزان توأم يا حسين

در غم آشـفــتگيِ گيــسويت
مويْ پريشان توأم يا حسين

سوخـته ي داغِ دلِ زينب و---
شـــام غريبــان تــوأم يا حـسين

تشنه ي يك جمله به تأييدِ شعر
از لــب عطـشـان توأم يا حسين

#امام_حسین_مناجات
#محمد_قاسمي

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
20:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مدح_امیرالمومنین_علیه_السلام

این ذکر را هم عارف آگاه می گوید
هم مست هم دیوانه هم گمراه می گوید

هرکس به هر جا می رسد از ذکرخیر اوست
هم بنده می گوید علی هم شاه می گوید

یک دم جهان از یاعلی خالی نخواهد شد
چون روزها خورشید و شب ها ماه می گوید

پیغمبر از معراج بر می گردد و ذکر
جانم علی جانم علی در راه می گوید

باید به دامان عفاف مادرش شک کرد
نام علی را هرکه با اکراه می گوید

هرکس که از غیر از علی دم می زند اینجا
انگار دارد پیش کوه از کاه می گوید

با خواندن آیات فهمیدیم حق دارد
هرکس به او ((آیینه ی الله))می گوید

#امیرالمومنین_مدح
#مجتبی_خرسندی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
23:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#السلام_علیک_یااباعبدالله


میخوام از بغض گلوم حرف بزنم
تا یکم بشم آروم حرف بزنم
دنبال یه فرصتم تا بشینم
با تو آقا دو کلوم حرف میزنم

نمیدونم از کجا شروع کنم!
از حالم تو این روزا شروع کنم؟!
بگم از زخم زبون ها؟ نه! بزار...
از فراق کربلا شروع کنم.

با صفا!منو نمیبری حرم؟!
با وفا منو نمیبری حرم؟
من مگه نه اینکه نوکر توام
پس چرا منو نمیبری حرم

ای آقاجونم میدونم،همیشه
حرم تو روزی خوبا میشه
ولی بین این همه خوب به خدا
یه بدم بیاد که چیزی نمیشه

اسم تو روی لبم‌ هر روز و شب
دیگه از دوری ندارم تاب و تب
یه #شب_جمعه منو به کربلا
به همین زودی بیا و بطلب...
.
دوست دارم اونیکه تو میخوای بشم
آقاجون هرچی بگی روی چِشَم
تو به من یه فرصت دیگه بده
قول میدم دور گناه خط بکشم

به دلت غصه بی حساب دادم
میدونم خیلی تورو عذاب دادم
تو عطا کردی و من فقط گناه
خوبیاتو با بدی جواب دادم

میدونم که داغ رو قلبت میزارم
با گناه اشک تورو در میارم
میدونم آزردمت خیلی ولی
به خودت قسم که من دوست دارم

زخم قلبمو تو مرهم میزاری
بدیامو تو به روم نمیاری
من همینجور که میگم دوست دارم
یعنی میشه که بگی دوسم داری؟! .

منو از درد و غمت آقا بُکُش
میون گریه تو روضه ها بُکُش
قَسَمت میدم به جون مادرت.
عاشورا منو تو کربلا بُکُش

تویی عشق اول و آخر من
نذر تو کرده منو مادر من
وقت جون دادنم آقا خواهشا
با اباالفضل بیا بالا سرمن

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا

Tlgrm.me/raziolhossein
16 September 2016
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 #امام_حسین

از هر چه هست و نیست دگر بی نیاز شد
  دست کسی که پیش کریمان دراز شد

  در لطف با گدا، چه کسی بهتر از حسین؟
 لب تر نکرده ایم در خانه باز شد

حیّ علی الکریم که وقت تصدّق است
یا ایّها العقیق! رکوع نماز شد

آری، ز سجده بر گل آدم شفا نیافت
فطرس ز خاکبوسی تو سرفراز شد

کشتی تو پر است ز کشتی شکسته گان
این رحمت شماست که دریا نواز شد

گفتند گریه پای تو، معراج می برد
یک قطره اشک بال شد و در فراز شد

گفتند مرگ را چو به بازی گرفته بود
با اشتیاق عشق، تنت زخم باز شد

ای نی سوار، زینب تو چاره ای نداشت
بی تو سوار بر شتر بی جهاز شد

#امام_حسین
#علی_ناظمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
05:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه_السلام

سرچشمۀ فیض حی سرمد آمد
آئینۀ نور حُسن احمد آمد
تبریک به ثامن الحجج باید گفت
چارم علی آل محمّد آمد

#امام_هادی_ولادت
#سیدهاشم_وفایی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
05:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه_السلام



شب فراق امشب، سحر شد اي ياران
عيـان ز بحـر نـور، گهر شد اي ياران
جـواد اهـل‌البيت، پـدر شد اي ياران
تـو هادي آل محمــدي مولا
علي الهادي خوش‌آمدي مولا
*****
ابوالحسن چشم و چراغ پيغمبر
علي ز سرتا پا، رضـا ز پـا تا سر
رجب گرفت از تو شرافتي ديگر
تـو هادي آل محمــدي مولا
علي الهادي خوش آمدي مولا
*****
جمـال تو شاهد، جمال سرمد را
به حسن تو ديدند، فروغ احمد را
بـه يـك نگه بردي، دل محمد را
تـو هادي آل محمــدي مولا
علي الهادي خوش‌آمدي مولا
*****
تويي تويي مولا مـراد اهل‌البيت
جمـال زيبايـت نمـاد اهل‌البيت
تويي همه هست جواد اهل‌البيت
تـو هادي آل محمــدي مولا
علي الهادي خوش‌آمدي مولا
*****
شفاي چشم دل، زخاك پاي تو
گـدا شــود آنكو نشد گداي تو
ســلام آل‌الله بــه سامـراي تو
تـو هادي آل محمــدي مولا
علي الهادي خوش‌آمدي مولا
*****
دعاي هر روزم، عرض سلام تو
گرفتـه جـا مرغ دلم به بام تو
به مصحف قلبم، نوشته نام تو
تـو هادي آل محمــدي مولا
علي الهادي خوش‌آمدي مولا


#امام_هادی_ولادت
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
05:26
#امام_هادی_علیه_السلام


خیزید و ببینید تجلای خدا را
در بیت ولا مشعل انوار هدا را
آن عبد خدا وجهۀ معبودنما را
رخسار علی ابن جواد ابن رضا را
در نیمـه ذیحجـه نـدا داد منـادی
تبریک که آمد به جهان حضرت هادی
****
پیچیده در امواج فضا بوی محمد
گویند خلایق سخن از خوی محمد
بینید عیان طلعت دلجوی محمد
در آینۀ روی علی روی محمد
الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد
بـر ابـن رضا، ابن رضای دگر آمد
****
دل خانه و چشم همه فرش قدم او
لبریز شده ظرف وجود از کرم او
آورده حرم سجده به خاک حرم او
صد حاتم طایی است گدای درم او
از پارۀ دل در قدمش گل بفشانید
عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید
****
ای طلعت زیبای تو خورشید هدایت
ای گوهر رخشندۀ نه بحر ولایت
ذات ازلی را ازل دست عنایت
فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت
بـودنـد امامان همـه هادی ره نـور
بین همه نام تو به هادی شده مشهور
****
هنگام سخن بوسۀ عیسی به لب تو
با یاد خدا سال و مه و روز و شب تو
دل‌های محبان خدا در طلب تو
نام تو علی آمد و هادی لقب تو
چارم علی از آل رسول دو سرایی
قرآن روی دست جواد ابن رضایی

****

عیسی دمی و فیض دمت باد مبارک
در دیدۀ هستی قدمت باد مبارک
هر لحظه به خلقت کرمت باد مبارک
تجدید بنای حرمت باد مبارک
کردم چـو بـه دیـدار رواق حرمت سیر
دیدم که در این خانه عدو شد سبب خیر
****
زیبد که به پای تو سر خویش ببازیم
بر صحن تو و قبر و رواق تو بنازیم
در نار حسد خصم حسودت بگدازیم
این کعبۀ دل را همه چون کعبه بسازیم
تا کور شود دشمن و تا دوست شود شاد
گردیـد دوبـاره حـرم پـاک تـو آبـاد

#امام_هادی_ولادت
#غلامرضاسازگار

Tlgrm.me/raziolhossein
05:27
#امام_هادی_علیه_السلام

گلنغمۀ شادی از منادی آمد
از سوی مدینه بانگ شادی آمد
با آمدن طنین بال جبریل
عطر نفس امام هادی آمد

#امام_هادی_ولادت
#سیدهاشم_وفایی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
08:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سرود مسجدی ولادت امام هادی

آمده فصل شعف وسروروشادی
زشهریثرب این نداداده منادی
آمده مولا
زاده زهرا
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********

مژده که قرص قمرفاطمه آمد
مژده که زیباپسرفاطمه آمد
شب سروه
دل پرنوره
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********
دل متجلاشدازانوارهدایش
جان همه عالم وآدم بفدایش
شمس هدایت
نورولایت
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********
خداازاول بدل شیعه نوشته
حریم سامرابرای مابهشته
چه با صفایی
تودلبربایی
خوش آمدی خوش آمدی امام هادی2
********

#امام_هادی_ولادت
#محمد_خرمفر

Tlgrm.Me/raziolhossein
08:44
WWW.EMAM8.COM – WWW.EMAM8.COM SMS:30002588880000 TEL:+985137539666
Not included, change data exporting settings to download.
00:24, 167.5 KB
ش
12:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی

وقتی که تمامی ملائک، مولا
از حسن تو گویند یکایک، مولا
این ذره کجا و آفتابی چون تو
«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

#امام_هادی_ولادت
#یوسف_رحیمی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:51
#امام_هادی

در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم
هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم

#امام_هادی_ولادت
#سیدمحمد_میرهاشمی

Tlgrm.me/raziolhossein
12:53
#امام_هادی

بر پایه اصول را بنا باید کرد
بر هادی راه اقتدا باید کرد
پیش از نجف و قدم به وادی غدیر
تعظیم به سوی سامرا باید کرد

#امام_هادی_ولادت
#قاسم_نعمتی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی

باز دلم در هوايِ حضرت هادي
پرزده تا سامرايِ حضرت هادي

مي كِـشدم سمت بارگاه رفيعش
جَذْبه ي گنبدْ طلايِ حضرت هادي

پَر زده ام تا كــه آشيانه بگيــرم
گوشه ي صحن و سرايِ حضرت هادي

بارِ سفر بسته از دلم ، غمِ عالَم
در دلِ بيتُ الــولايِ حضرت هادي

جامعه را خط به خط،به چشم كشيدم
با نَفَسِ دلگُشـــايِ حضرت هادي

بلكه هدايت شَوَم ، مُدام مي اُفتم
مُلتمــسانه به پايِ حضرت هادي

چاييِ شيرينِ مُوكبِ دَمِ صحن است
دارويِ دارُ الشّـــفايِ حضرت هادي

زاده ي إبنُ الرّضاست،حضرت حق هم
---هست رضا، با رضايِ حضرت هادي

نيمه ي ذي الحجّه مي رسد،چه قشنگ است
---ذبح شَدن ، در مِــنايِ حضرت هادي

نيمه ي ماه است و بين ماه هويداست
عكــسِ رُخِ دلــرُبايِ حضرت هادي

بُرده دل از حضرت جوادُ الائمّـــه
چهره ي چون مرتضايِ حضرت هادي

اي به فداي لبــش كه غنچـه ي بوسـه
---كـــاشته بر گونه هايِ حضرت هادي

"فاطمــه" آورده گُـل براي "سمــانه"
در عــوضِ رو نــمايِ حضرت هادي

گرچه زمينش كشيده است در آغوش
مســـندِ عرش است جايِ حضرت هادي

كوريِ چشمان شورِ خصم،بلند است
---قامـتِ سبـــزِ لوايِ حضرت هادي

كاش كه "سائل"شبي كنار ضريحش
شعــر بخواند برايِ حضرت هادي

#امام_هادی_ولادت
#محمد_قاسمی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
15:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه_السلام


در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم
ایها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم

نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم
ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم

نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم
صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم

آسمان چشم هایم را کمی ابری کشیدم
زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم

خاک های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل
رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم

خانه ات آباد ای مرد غریب ای مرد تنها
خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم

آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت
از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم

بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد
سمت خورشید خراسان جمله ای کوتاه گفتم

گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی
من ندانسته شما را تو شما را ماه گفتم

آنقدَر درگیر مضمون بودم و روباه پرده
که حواسم پرت شد آن شیر را روباه گفتم

شعر هرگز دست هایم را نمی بندد برایت
من به پیش پایت ای دریاترین با آه افتم

#امام_هادی_ولادت
#رضا_خورشیدی_فرد


Tlgrm.me/raziolhossein
15:30
#امام_هادی_علیه_السلام


شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی

#امام_هادی_ولادت
#محمد_بیابانی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
17:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی

پیغام بشارت از منادی آمد
هنگامه ی شوق و شور و شادی آمد
بفرست به شکرانه پیاپی صلوات
در بیت جواد امام هادی آمد

از روز ازل زمین غلام هادی است
مرهون کرامت امام هادی است
" العبد و ما فی یده مِنْ مولاه"
یعنی سند دلم به نام هادی است

#امام_هادی_ولادت
#کمیل_کاشانی
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه_السلام


شمیم عطر رحمت می وزد از کوچه ها امشب
دوباره دیده شد در آینه وجه خدا امشب

میان گاهواری که ملک گهواره جنبان است
به جلوه آمده روی علیِ مرتضی امشب

بخوان چندین فراز از جامعه در نیمه ای از شب
که حال دیگری دارد مناجات و دعا امشب

چرا باید به دارو و دوا و نسخه دل بندم
چرا که نام هادی می شود درد و دوا امشب

ز یمن مقدم مولود زهرا حضرت هادی
شده آیینه بندان خانه ی ابن الرضا امشب

شبیهِ کنج ایوانِ طلا، در کنج این هجره
نشستن پای گهواره عجب دارد صفا امشب

دخیل دامن این نازدانه شهرِ پیغر
نمایان شد که فرقی نیست در شاه و گدا امشب

نه اینکه در مدینه کوچه های شهر روشن شد
چراغان می شود از نور او عرض و سما امشب

شب میلاد، ساقی پر کند جام مرا از می
چه شوری در زمین و آسمان گشته به پا امشب

شده عرش برین شهر مدینه، لیک می دانم
خبرهایی است در هر جای جایِ سامرا امشب

دمِ بابُ الجواد آنگونه خیلِ زایران دیدم
که گفتم هست این میخانه هم دارالشفا امشب

#امام_هادی_ولادت
#رضا_باقریان

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
19:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 155.4 KB
#امام_هادی_علیه_السلام


هردم به دم امام هادی صلوات
هم بر کرم امام هادی صلوات
ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام هادی صلوات

#امام_هادی_ولادت
#عبدالزهرا
#دوبیتی

Tlgrm.me/raziolhossein
ش
22:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ولادت_حضرت_امام_علی_النقی_علیه_السلام

جلوه ای از جبروت آوردند
سوره ای از ملکوت آوردند

اَبری از جنس بهار و باران
به سر این بَرَهوت آوردند

به درِ خانه ی آقا یک شهر
همگی دست قنوت آوردند

به تماشای تو آدم را باز
از بهشتش به هبوط آوردند

از سرِ سفره ی زهرا امشب
محضِ لبخند تو قوت آوردند

آب و آیینه و قرآن این است
نوه یِ شاهِ خراسان این است
__
قبله خوب است همین در باشد
علیِ آلِ پیمبر باشد

چارمین نادِعلی را گفتند
باید این نام مکرر باشد

چار دیواری کعبه یعنی
چارسو جانب حیدر باشد

جامعه خواندم و گفتند که آن
با مفاتیح برابر باشد

بگذار از لب بامت نرویم
دل ما مثل کبوتر باشد

گیسویی دین و دلِ ما برده
خاصه وقتی که معطر باشد

آی همنامِ رضا آمده است
مغزِ بادامِ رضا آمده است
__
زلف تو کاش مجعد نشود
دل در این شام مُردد نشود

تو علی هستی و مانند علی
هیچکس صاحبِ مسند نشود

هست تاسامره و سردابش
حالِ ما شکر خدا بد نشود

جز نسیمی که پُر از عطر شماست
کاش از کوچه ی ما رد نشود

دلِ من رفت به کویَت گفتم
رفتِ تو کاش که آمد نشود

گره ام دستٍ تو بود و واشد
کار دستِ تو نباشد نشود

صدو ده مرتبه ممتد گفتیم
یاعلی ابن محمد گفتیم
__
دیدنت جامه دریدن دارد
یا که انگشت بریدن دارد

مژه ام خاکِ مسیرت را خورد
الحق این سُرمه،کشیدن دارد

ارزشش داشت پریشان باشیم
نازِ این زلف خریدن دارد

دلِ من میتپد آقا چه کنم
آهویی میلِ رمیدن دارد

ما رسیدیم و زمین اُفتادیم
بوسه از خاکِ تو چیدن دارد

آنچه گفتند در اوصافِ شما
دیدن و دیدن و دیدن دارد

علیِ عالیِ اعلیٰ هادیست
دهمین معنیِ زهرا هادیست
__
مثل یک آینه ام می شکنم
که تَرَک خورده ترین قلب منم

سامرایِ تو بنا شد اما
من پریشانِ امام حسنم

بعد تو وقف بقیع،کاش شود
عمر من صرفِ حرم ساختنم

حضرت هادی ما مهدی کو
من اویسم به هوایِ قرنم

گریه ام را به محرم برسان
کشته ی روضه ی یک پیرهنم

خواهری گفت که ای وای حسین
مادری گفت که ای بی کفنم

کاروان آه که آمد از راه
هرکه دارد هوسش بسم الله

#امام_هادی_ولادت
#حسن_لطفی

Tlgrm.me/raziolhossein