2 November 2025
ش
19:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

دستم اگر شکست به پای علی شکست
بالم اگر شکست فدای علی ... شکست

من محو مرتضایم و فرقی نمی کند
اصلا کدام دست برای علی شکست


@raziolhossein
2
19:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد
آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد

گریه‌ها می‌کرد تا اُمّت شود بیدار... حیف
از صدای گریه‌اش اُمّت فقط بی‌خواب شد

پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود:
«ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد»...

بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند
باب را آتش کشید، آتش کشیدن باب شد

حضرت صدّیقه از گستاخی مسمار نه
از طناب دور دستان علی بی‌تاب شد

ما نمی‌دانیم، «نَعلُ السیف» می‌داند چرا
«مرتضایم را نبر...»، «فضه مرا دریاب» شد...


#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
1
19:57
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


از داغ تو من تمام دردم زهرا
ای کاش به خانه بر نگردم زهرا

کردی تو نود زخمِ مرا چاره ولی
یک زخم تو را چاره نکردم زهرا


مرحوم #سیدرضا_مؤید
@raziolhossein
😭 3
19:57
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود
زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود

زهرا ستون خانه‌ی ایمان حیدر بود
ایمان نه تنها بلکه زهرا جان حیدر بود

زهرا اگر حوراست حورای علی بود و
زهرا اگر انسیه بود انسان حیدر بود

زهرا تنور خانه اش گرم از ولایت بود
در سفره‌ی زهرا همیشه نان حیدر بود

هر جا تبسم کرد علی زهرا دلیلش شد
شیرینی خرمای نخلستان حیدر بود

زهرا دعا کرد و علی هم فتح خیبر کرد
آرامش قبل از دم طوفان حیدر بود

از سوره‌ی زهرا سه آیه جلوه کرد اما
زهرا تمام جلوه‌ی قرآن حیدر بود

زهرا برای ماندن نام علی جان داد
آن زخمهای پشت در درمان حیدر بود

زهرا که باشد از علی درد و بلا دور است
زهرا همه عمرش بلاگردان حیدر بود

وقتی دم در رفت یعنی فاطمه اول
اذن ورود خلق بر ایوان حیدر بود

زهرا مواساتش میان دود و آتش شد
پهلو شکست اما یل میدان حیدر بود

زهرا اگر صد سال پشت در لگد میخورد
از پا نمی افتاد چون در خانه حیدر بود

باری اگر افتاد ارزش داشت که افتاد
مردی که پایش کشته شد دردانه ، «حیدر» بود

با چل غلاف از دور و بر هی میزدند او را
دستش ولی پیوسته در دامان حیدر بود

در بین دست و پای دشمن دست و پا میزد
دلدار حیدر بین بدخواهان حیدر بود
.
.
‌‌‍‍زهرا حسینی داشت او هم زیر پا افتاد
اما به فکر دختر گریان حیدر بود

زینب کنار خیمه حیران برادر بود
انگار زهرا پشت در حیران حیدر بود

خلخال از پای یهودی هم نباید کند
چشم حرامی ها پی طفلان حیدر بود


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
1
19:57
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه

علی را چونکه من بی یار دیدم
خودم را در بر اغیار دیدم

چنان از کینه سیلی خوردم آنروز
که در کوچه حسن را تار دیدم

#عبدالزهرا

@raziolhossein
19:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1020×1280, 77.3 KB
⚫️ وَ صَارَتْ‏ كَالْخيال ... 🍂

از ماهِ تمامِ من هِلالی مانده
از زندگی‌ام فرضِ محالی مانده

در بیداری خوابِ تو را می‌بینم
خوابیده‌ای و از تو خیالی مانده

#ناحلةالجسم
#رضا_قاسمی

@raziolhossein
20:00
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

دستی که باشد بی برابر دست زهراست
دستی که بوسیده پیمبر دست زهراست

مشکل گشای کار عالم دست حیدر
مشکل گشای کار حیدر دست زهراست

غم نیست هر چه دشمنان هم دست گردند
وقتی برای شیعه یاور دست زهراست

بی خود به دنبال کس دیگر نگردید
راه نجات ما فقط در دست زهراست

گرچه گناهکارم ولی امیدوارم
کار شفاعت روز محشر دست زهراست

گاهی میان کوچه و گاهی به محراب
دستی که محشر کرده محشر دست زهراست

دستی که واکرده در آن غوغا طناب از
دست ولی الله اکبر دست زهراست

چل تن که دارد جای خود گردد زمین گیر
حتی چهل لشکر،  علم گر دست زهراست


#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
3
20:01
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سند محکم مظلومیت حیدر بود
چادر سوختۀ فاطمه، روشنگر بود

کاش اسلام نمی‌دید چنین روزی را
آنکه می‌سوخت جگرگوشۀ پیغمبر بود

یاس یاسین پسری داشت خدایا پسری
عمر آن غنچۀ نشکفته ز گل کمتر بود

گاه ای علّت ایجاد! به خود می‌گویم
من و ما کاش نبودیم ولی مادر بود

پیر شد بعد تو آقای جوانان بهشت
دیدن قاتلت از بس‌که عذاب آور بود

آه مادر! چه از آن کشتۀ عطشان گفتی
زینبت گفت که این توصیۀ آخر بود

آنچه با دیدن آن پشت حسین تو شکست
بعدِ پهلوی تو، پهلوی علی اکبر بود

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
1
20:04
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


علی پناه همه خلق و تو پناه علی
میان کوچه تویی یک تنه سپاه علی

علی کنار تو قد راست می کند یعنی
وجود حضرت تان بوده تکیه گاه علی

حکایت تو و حیدر، حکایت عشق است
علی برای تو خورشید شد، تو ماه علی

همین یکی دو سه روزه نبوده قصۀ عشق
به سمت فاطمه بود از ازل نگاه علی

اگر چه راه هدایت، صراط صدق علی ست
همیشه سمت تو بوده مسیر و راه علی

میان شعله و آتش به فکر حیدر بود
نگفت: آهِ دل من، که گفت: آهِ علی

چراغ خانه ی حیدر! بیا و رحمی کن
به ناله های علی، به شب سیاه علی

علی کنار تو جان می دهد، نه در کوفه
نجف که نیست، مدینه است بارگاه علی

#حسین_ایزدی

@raziolhossein
2
20:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_اباالفضل
#فاطمیه #بستر

رخت می‌شستی به دستی و جراحت داشتی
کاش می‌دیدم  کمی هم استراحت داشتی

از سرِ شب تا دم صبح آه بود و زینبت
کاش بی گریه  بگوید خوابِ راحت داشتی

بستر و پیراهنت از لکه‌های خون پُر است
واای از این سرفه‌ای که این دو ساعت داشتی

نه عروسیِ حسین و نه عروسی حسن...
آرزوهایی برای بچه‌هایت داشتی

بعد این هفتاد شب گیسوی زینب شانه شد
مثل این نُه سال امشب هم محبت داشتی

خواستی قدری از این پهلو به آن پهلو شوی
خوب می‌دانم که یک ساعت مصیبت داشتی

آآآه، از آن شعله‌ی نامرد و میخ لعنتی
ورنه تو در پشت آن در استقامت داشتی

شیشه‌ات گر بد ترک خورده‌است تقصیر علی است
گُر گرفتم، سوختم، از بس حرارت داشتی

روی تو در بود، از آن در چهل تن رد شدند
باز هم نام مرا بین جماعت داشتی


دختران را می‌سپارم دست عباسِ حرم
آنکه از او بارها ذکر مصیبت داشتی ؛


بر سر تو ریختند و ریختی در بین راه
حیف علمدارم زمانی قد و قامت داشتی

تا بیایم رد پا نه، رد خون نه، بر زمین
پاره‌هایی از تنت در این مسافت داشتی

بر سر تو آمدم دیدم هزاران تیر را
بر سر تو آمدم وقتی به زحمت داشتی...

...پای خود را جمع می‌کردی کنار مادرم
باز هم از مادرم از من خجالت داشتی

خوب شد زینب نمی‌بیند که مژگانت چه شد
چشم و ابرویی عزیزم قبل غارت داشتی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
😭 4 2
20:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بی تو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم
روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم

گاه می‌گریم کنار آسیاب خانه ات
گاه با دیوار و در ذکر مصیبت میکنم

تو به بابای خودت از غربت من شکوه کن
من هم از بی فاطمه بودن شکایت میکنم

گفتم امشب درد پهلویت اذیت میکند
یک تکان خوردی و گفتی آه عادت میکنم

غصه‌ی همسایه‌های بی وفایت را نخور
من خودم جای همه از تو عیادت میکنم

فضه بعد از ماجرای محسن افسرده شده
کار اگر داری صدایم کن اجابت میکنم

از در این خانه بیرون میکشم مسمار را
گرچه یک کم دیر دارم رفع زحمت میکنم

بی تو زهرا جان نماز من فرادا میشود
بی تو در محراب هم احساس غربت میکنم

ای ضریح لطمه خورده میروی از خانه ام
کربلا اما تو را روزی زیارت میکنم

بر سر جسم مقطع ، بین گودال حسین
با بنیَّ های تو ذکر مصیبت میکنم

تو‌ کمک بر رأس های رفته بر نی میکنی
من کمک بر دختران در اسارت میکنم

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
4
20:17
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #فدک


شاعر میان همهمه تاریخ
در ازدحام داشت قدم می زد
یک داستان تازه به چشمش خورد
کز یک شکوه گم شده دم میزد

در روزگار سلطنت هارون
می خواند شرق خطبه به نام او
می گفت غرب مدح و ثنایش را
دنیا اگرچه بود به کام او

همواره داشت واهمه از خورشید
از نور او هر آینه می آشفت
هارون که استعاره تاریکی ست
در مجلسی به حضرت کاظـم گفت

از یک عشیره ایم عموزاده
دیگر از اختلاف مگو بس کن
گویا فدک شروع کدورت هاست
لب تر کن و حدود مشخص کن

داغ امام مفترضه الطاعه
انگار تازه گشت از این رخداد
بغداد را به هول و ولا انداخت
وقتی بدون واهمه پاسخ داد

یک گوشه اش شمال سمرقند است
یک گوشه اش جنوب فلسطين است
یک سوی آن خلیج یمن باشد
آن سو خزر، حدود فدک این است

یعنی فدک مساحت اسلام است
رحمت بر او چه پاسخ سنگینی
هارون به خشم گفت که می‌خواهی
برخیزم از سریر و تو بنشینی؟

این داستان تلاطم اندیشه
این داستان جهان ظرافت بود
یعنی کسی که علت ایجاد است
حرفش فدک نبود، خلافت بود

این شعر از مقدمه تا اینجا
مانند رود، نیت دریا داشت
دلتنگ وصف فاطمـه بود انگار
از ابتدا بهانه زهـرا داشت

او فاطمه ست بر سر این دنیا
منت گذاشت تا به وجود آید
او را بهانه کرد خدا می خواست
توحید مادرانه فرود آید

توحید خطبه خواند و جهان برخاست
آنجا به احترام سلام او
قرآن نبود خطبه، ولی قرآن
تکبیر گفت بین کلام او

وقتی که خطبه خواند نفهمیدند
زهرا علی ست یا که علی زهرا ست
آیینه گرچه بشکند آیینه ست
پهلو شکسته بود ولی زهراست

میراث فاطمه ست جهان یکسر
از بحر تا به نهر که اوهام است
در خطبه اش حدود مشخص کرد
آری فدک مساحت اسلام است


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
4
3 November 2025
ش
06:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

نمیخوام زیاد اذیتت کنم
علی جان میخوام وصیتت کنم

اگه تو این شب پر سوز گداز...
به تو گفتم که برام تابوت بساز...

دوس ندارم موقع تشییع من...
که میرم رو شونه‌ی ابالحسن...

غصه‌مو ستاره‌ی شب بخوره
غم لاغریمو زینب بخوره

اگه گفتم زیر بغض آسمون...
دل شب خودت برام نماز بخون...

به خدا دوس ندارم ابالحسن !
یه موقع سر نماز دفن من...

توی جمعیت دلت وقتی پره
یه دفه چشات به قنفذ بخوره

سر صف دلت به غربت بزنه
با نگاش مغیره طعنه‌ت بزنه

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
4
4 November 2025
ش
07:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
1
07:14
🏴 آجرک الله یااباالحسن 🏴


تسـلیـت واژه ی خـیلی کوچـیکه
در بــرابـــر غـــم بــــزرگ تـــون
خـدا صـبـر بـهـت بـده شـاه نـجف
ما رو هم توی غمت شریک بدون

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
😭 3
07:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #رباعی


از داغ تو من به خویشتن می‌پیچم
این نُسخه‌ی دردی‌ست که من می‌پیچم

تو دست مرا ز بند وا کردی و لیک
من دستِ تو در بندِ کفن می‌پیچم



#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
2
07:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#دفن_شبانه


ای خاک تیره! این‌که به تو می‌سپارمش
چون جان عزیزدار که ز جان دوست دارمش

عمری اگر به دیده و دل بود جای او
جبراً کنون به خاک سیه می‌سپارمش

پر پر شده‌ست زآفت باد خزان چو گل
از دیده من گلاب بر او می‌فشارمش

پس با نگار خود درِ صحبت فراز کرد
گفتا: "سزد به دل غم تو برگمارمش"

"زهرا! ز باغ وصل تو ناچیده نرگسی
اکنون گل فراق تو در دل بکارمش"

"دانم اگر وصال نگردد نصیب من
دستی از آن به گردنت، ای گل! درآرمش"

"بعد از تو شام تیره بود روزهای من
زآن روست دردهای تو را می‌شمارمش"

"تا دشمن از مزار تو بوئی نمی‌برد
ای جان خسته! بگذرم و می‌گذارمش"

"بر تربت مزار تو، ای اسوهٔ وفا!
با خون دل حدیث جدائی نگارمش"

"هر لاله‌ای ز قبر تو سر زد به رنگ سرخ
از دیده جای ابر ز دل خون ببارمش"


#خوندل_تبریزی

@raziolhossein
07:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#غسل


می‌شویمت که آب شوم در عزایِ تو
یا خویش را به‌خاک سپارم به‌جای تو

قسمت نبود نیّتِ گهواره ساختن
تابوت شد تمامیِ چوبش برایِ تو

گر وا نمی‌شدند گره های این کفن
دق مرگ می‌شدند زِ غم، بچه‌های تو

خون جای آب می‌چکد از سنگِ غسلِ تو
خون می‌چکد که زنده کند ماجرایِ تو

در بود و شعله بود و در اُفتاد رویِ تو
گُم شد میانِ خنده‌یِ مَردُم صدایِ تو

در بود و شعله بود و از آن در عبور کرد
هر کس که بود نیمه شبی در دعایِ تو

حالا زمانِ غسلِ تو فهمیده‌ام چرا
رویِ تو را ندید کسی تا شفایِ تو

تنها نه جای دست و زخم و کبودی است
آتش اثر گذاشته بر چشمهای تو


@raziolhossein
😭 1
07:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#دفن_شبانه #فاطمیه


من با دم تیغم شهادت آفریدم
در فتح خیبر قلب مرحب را دریدم

چون کوه بنشستم به‌روی سینه‌ی عَمرو
مردانه آن خصم خدا را سر بریدم

یک‌روز در جنگ اُحد خوردم نود زخم
دریای لشگر را به خاک و خون کشیدم

یک‌لحظه زانویم نلرزید و به گوشم
خود لافتی الاّ علی از حق شنیدم

یک‌دم نیاوردم ز محنت خم به ابرو
یک‌عمر در کام بلاها آرمیدم

با آن‌همه وقتی که زهرایم زمین خورد
جان‌دادن خود را به چشم خویش دیدم

آن شب زمین خوردم که دور از چشم مردم
دنبال تابوت عزیز خود دویدم

با آنکه هم‌چون آسمان بودم مقاوم
مثل هلال از غصّه‌ی ماهم خمیدم

یا فاطمه! شرمنده‌ام از این‌که امشب
با دست خود خشت لحد بهر تو چیدم

«میثم» گنهکار است امّا شاعر ماست
یا رب ببخش او را به زهرای شهیدم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
07:18
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه
#غسل


آخرش شرح غمم روی زبانها افتاد
همه گفتند که خیبر شکن از پا افتاد

آه ، رفتی و تمام بدنم می لرزد
پهلوان تو زمین خورد ، وَ از نا افتاد

غسل جسم تو بود سخت تر از هر کاری
کوه ، پاشیده شد و بر روی دریا افتاد

دو سه ماه است که رخسار تو با پوشیه است
چشم من بر رخ نیلی تو حالا افتاد

مَحرمت بودم و نامَحرم زخم بدنت
این چه زخمی ست که بر بازوی تو جا افتاد ؟

بشکند دست کسی که ... اثرش معلوم است
جای دستی به روی صورت حورا افتاد

با یتیمان تو همناله شده جبرائیل
ولوله در وسط عرش معلّی افتاد

ساحلم بودی و رفتی و نگفتی با خود ...
که علی در وسط موج بلایا افتاد

با چه رویی بدنت را بدهم بر پدرت
لبم از شرم ، ز هر صحبت و نجوا افتاد

با چه رویی به پدرجان تو این را گویم ...
"پیش چشمان همه ، ام ابیها افتاد"

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
1
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان #تشییع
#فاطمیه
#دوبیتی


گل من چون تو را در گل بپوشم؟!!!
ز هجران تو خون دل بنوشم؟!!!

در ایام جوانی قسمتم شد...
که تابوت تو را گیرم به دوشم!...
____

دعایی زیر لب دارم شبانه ...
تو آمین گوی ای ماه یگانه !

الهی هیچ مظلومی نبیند ...
عزیزش را به زیر تازیانه !!!
__

بیا با هم نماز شب بخوانیم ...
دعای دل به تاب و تب بخوانیم ...

کتاب قصّه‌ی غم های خود را ...
نهان از دیده‌ی زینب بخوانیم !!!...
_

به خاک افتاده جسم اطهرش بود ...
به روی دامن فضّه سرش بود ...

میان آن همه رنج و غم و درد ...
به فکر غصّه‌های شوهرش بود !
_

غمت برده ز دل تاب و توانم
تو رفتی من چرا بـاید بمانم !

گلویم آنچنان از گریه بسته ...
که نتوان بهر تو قرآن بخوانم !!!


چرا بال و پر ما را شکستی ؟
نهال بی بر ما را شکستی

الهی بشکند قنفذ دو دستت
که دست مادر ما را شکستی ...!!!
_


نگاه نور عینت آتشم زد
تماشای حسینت آتشم زد

تنت را در کفن پیچیدم آن شب
سکوت زینبینت آتشم زد
__

فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد ؟!!!
به طفلی رخت ماتم در برم کرد!

الهی بشکند دست مغیره ...
که در این آستان بی‌مادرم کرد !!!

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#غسل
#فاطمیه


بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته

بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن
تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته

ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش
تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته

همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته

حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته

بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب
بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته

روم شب ها سراغ او، به قبر بی چراغ او
کنم زاری ز داغ او، ولی آهسته آهسته

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان #فاطمیه
#رباعی


ريحانه‌ی من چه بر سرت آوردند
صد بغض به آه همسرت آوردند

غسل تنت از من چقدر وقت گرفت
يعنی چه به روز پيكرت آوردند


با ديدن جسمت بدنم می‌لرزد
با شستن پهلوت تنم می‌لرزد

با شستن زخم كوچه‌های نيلی
ای فاطمه دارد حسنم می‌لرزد


چشمم به غم هماره‌ات افتاده
بر چشم پر از ستاره‌ات افتاده

وقتی كه رسيد دست من فهميدم
در كوچه دو گوشواره‌ات افتاده

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1 👍 1
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه

جنازه بر سر دوش علی ولی الله 
غبار غم به رُخ مجتبی و ثارالله

زپشت قافله طفلی به زیر لب می گفت :
به عزّت و شرف لا اله الّا الله ...


@raziolhossein
1
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #تشییع


ساعت سخت فراق آغاز
مخفی و آهسته درها باز شد

شد برون آرام با رنج و ملال
هفت مرد و چار طفل خردسال

چار تن دارند تابوتی به دوش
دیده گریان سینه سوزان لب خموش

در دل تابوت جان حیدر است
هستی و تاب و توان حیدر است

گوئی آنشب مخفی از چشم همه
هم علی تشییع شد هم فاطمه

شهر پیغمبر محیط غم شده
زانوی سردار خیبر خم شده

آسمان بر اشک او مبهوت بود
جان شیرینش در آن تابوت بود

او پی تابوت زهرا می دوید
نه ، بگو تابوت ، او را می کشید

کم کم از دستش زمام صبر رفت
با دو زانو تا کنار قبر رفت

زانویش لرزید اما پا فشرد
دست ها را جانب تابوت برد

خواست گیرد آن بدن را روی دست
زانویش لرزید باز از پا نشست

کرد چشمی جانب تابوت باز
گشت با جانان خود گرم نیاز

کای وجودت عرش حق را قائمه
یاریم کن یاریم کن فاطمه

یاریم کن کز زمین بردارمت
با دو دست خود به گل بسپارمت

وای بر من مرده ام یا زنده ام
قبر تو یا قبر خود را کنده ام

آسمان ، اشک علی را پاک کن
جای محبوبم مرا در خاک کن

این چراغ چشم خون بار من است
این همان تنهاترین یار من است

صبر کردم تا شکست آئینه ام
ای نفس با جان برآ از سینه ام

یا محمد دختر خود را بگیر
لاله نیلوفر خو را بگیر

در دل شب پر شکسته بلبلی
برده بهر باغبان خونین گلی

گل مگو پامال گشته لاله ای
برگ برگش را صدای ناله ای

خاک ، گلی میشد ز اشک جاری اش
تا کند دستی ز رحمت یاری اش

ناگهان از آن بهشت بی نشان
گشت بیرون دست های باغبان

کای شکسته بال و پر بلبل بیا
وی به قلبت مانده داغ گل بیا

باغبانم ،هست و بودم را بده
یا علی یاس کبودم را بده

از چه یاسم این چنین پرپر شده
لاله من باغ نیلوفر شده

ای بیابان گل ز اشک جاری ات
آفرین بر این امانت داری ات

باغبان تا یاس پرپر راگرفت
اشک خجلت چشم حیدر را گرفت

یا محمد  از رخت شرمنده ام
فاطمه جان داده و من زنده ام

شاخه یاست اگر بشکسته بود
دست های باغبانت بسته بود

یا محمد دخترت در خاک خفت
دردهای خویش را با من نگفت

اینکه بگرفتیش جانان من است
بلکه هم جان تو هم جان من است

قلزم خون کاسه صبر علیست 
خانه بی فاطمه قبر علیست

غصه ها در دل صد چاک ریخت
بر تن محبوبه خود خاک ریخت

حبس شد در سینه تنگش نفس 
بود چون مرغ اسیری در قفس

رفته بود از دست نخل و حاصلش
خاک را گل کرد با خون دلش

سینه اش می سوخت از سوز سه داغ
کرد روشن از شرار دل چراغ

لب فروبست و به یارش برد رشک
ریخت اشک و ریخت اشک و ریخت اشک

زمزم از دریای چشمشم سر گرفت
مثل کعبه قبر را در برگرفت

ناله زد کای با وفا یار علی
ای چراغ چشم بیدار علی

همسرم دستی برون از خاک کن
اشک از رخسار حیدر پاک کن

ای ترابت گل ز اشک بوتراب
وی دعای شامگاهت مستجاب

بار دیگر یک دعا کن از درون   
جان حیدر با نفس آید برون

اشک من در دیده بی لبخند تو است
تکیه گاهم شانه فرزند تو است

ای سلام من به جسم و روح تو
جان فدای پیکر مجروح تو

ای شکسته پیش من آئینه ات
وی مدال دوستی بر سینه ات

آن قدر بر بغض من دامن  زدند
تا تو را در پیش چشم من زدند

کاش آنجا دست من بشکسته بود
کاش چشمم جای دستم بسته بود

خاز غم زد ، بر وجودم نیشتر   
هر چه گفتم عقده ام شد بیشتر

به که لب بر بندم  و زاری کنم   
بر تو پنهانی عزا داری کنم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #غسل


زهرا که رفت کار علی اشک و آه شد
زهرا که رفت زندگی من تباه شد

او یک تنه براي علی یک سپاه بود
بار سفر که بست ، علی بی سپاه شد

یک تن میان کوچه به دادش نمی رسید
در کوچه ها پناه علی ، بی پناه شد

طوري زدند فاطمه می زد نَفَس نَفَس
طوري زدند که فاطمه ي من سیاه شد

کی می رود ز یاد علی راه رفتنش ؟
زینب براي مادر خود تکیه گاه شد

می گفت فاطمه : که علی روز یا شب است ؟
محروم ، محرَمِ علی از یک نگاه شد

با او چه کرده اند که چشمش ز دست رفت ؟
ماندم که در خسوف چرا قرص ماه شد

او یک دو روز آخر خود پلک هم نَزَد
حتّی اشاره اش به علی ، گاه گاه شد

من بودم و به پهلوی زهرا لگد زدند
خانه براي صاحب خود قتلگاه شد

بر روي سنگ غسل بجز پیرهن نبود
زهرا رشیده بود ، سبک تر ز آه شد

غربت براي غربت من گریه می کند
امید من که رفت ، امیدم به چاه شد


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
😭 4 3
07:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #غسل


شرر زده‌است به‌جان،کوچت از وطن مادر!
خزان رسیده پس از تو در این چمن مادر!

تو رفته‌ای و پدر در هجوم تنهایی
شده است بعد تو با چاه هم‌سخن مادر!

زمان غسل تو فریاد زد سکوتِ علی
که هیچ چیز نمانده از این بدن... مادر!

حسین و زینب‌وکلثوم و من که می‌مردیم
نمی‌رسید اگر دستت از کفن مادر!

به هیچ‌کس من از آن حادثه نخواهم گفت
که مانده راز تو در سینهٔ حسن مادر!

حسین‌گفت شبی دیده‌است، من در خواب
که داد می‌زدم ای بی‌حیا! نزن... مادر!

چه ضربه‌ای که‌تو را نقش‌خاک کرد آن روز
هنوز مانده صدایش به گوش من مادر


#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
3 😭 3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
21:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی

فریاد از این داغ و مصیبت فریاد
از بس که لگد زدند، زهرا افتاد

خون گریه کنید، صحبت از ناموس است
در روضه فاطمیه جان باید داد


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
6
5 November 2025
ش
18:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
18:51
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم

هرکسی جسم عزیزش روز بردارد ولی
ما که نعش مادر خود را به شب برداشتیم

کاش آن روزی که تنها مادر مارا زدند
ما یکی را در میان کوچه یاور داشتیم

کاش محسن را نمی کشتند تا ما غنچه ای
یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم

کاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شد یم
جای آغوشش به خاک تیره بستر داشتیم

این درو دیوار می گرید به حال ما که ما
مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم

مادر ما رفت از دنیا  در آن حالی که ما
گریه بر حالش سر قبر پیمبر داشتیم

#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
18:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


حال مرد داغ همسر دیده را کمتر بپرس
دیدن داغ جوان سخت است ، از حیدر بپرس

پهلوانان را غم ناموس میکوبد به خاک
باورش سخت است اما از یل خیبر بپرس

معذرت میخواهم از سادات ، روضه باز شد
زود بار انداختن سخت است از مادر بپرس

معنی لاغر شدن از درد پهلو را فقط
از همان مادر که شد هم سطح با بستر بپرس

ظاهرا اسمش مسلمان بود اما پشت در
با لگد طوری به آن در زد که از کافر بپرس

بی حیاها میزدند و دست مولا بسته بود
بعد از آن دیگر نمیدانم چه شد از در بپرس

بین یک لشکر زمین خوردن دوباره پا شدن
کار مردان است این را از علی اکبر بپرس
.
.
دیدن داغ جوان سخت است آه از کربلا
حال بابای مصیبت دیده را کمتر بپرس

تکه هایش را اگر پیدا نکردی روی خاک
جایشان را از نوک سر نیزه‌ی لشکر بپرس


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
5 😢 1
18:52
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #بعد_شهادت

هم منزلتی عظیم داری
هم طایفه ای کریم داری

پیداست از اینهمه عزادار
مادر ، چقدر یتیم داری

#حیدر_توکل

@raziolhossein
18:53
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای محرم غم های من، ای نو گل رعنای من
زهرای من زهرای من، زهرای من زهرای من

خیز و ببین غو غا شده، دیگر علی تنها شده
من ماندم و غم های من، زهرای من زهرای من

پیراهن از خون ترت، مانده به نزد دخترت
آن دختر تنهای من، زهرای من زهرای من

با مرگ تو ای همسرم، بشکسته رکن دیگرم
شد کوی تو ماوای من، زهرای من زهرای من

زینب به یاد مادر است، چشمش به مسمار در است
بگرفته او دامان من، زهرای من زهرای من

مضطر شدم مضطر شدم، مرغ شکسته پر شدم
ای هم نوای نای من، زهرای من زهرای من

گاهی حسینت نیمه شب، از من کند مادر طلب
ای هم دم غم های من، زهرای من زهرای من

از خون پهلویت اثر، مانده بر آن دیوار و در
بین چشم خون آلای من، زهرای من زهرای من


مرحوم #قاسم_ملکی


@raziolhossein
1 😢 1
ش
19:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


امشب برای تو شب سوم گرفته‌ام
همسایه‌ای نبود ولی  در عزای من

ختم تو خلوت است عزیزم کسی نبود
دستی کشد به روی سر بچه‌های من

"صبرت دهد خدا" به علی هیچ‌کس نگفت
زهرا چه خوب شد که نبودی به جای من

راحت شده‌است تازه مدینه زِ گریه‌ات
حالا شده‌است نوبت من گریه‌های من

"جای تمام شهر خودم گریه می‌کنم"
شاید دل مدینه بسوزد برای من

معلوم شد تقرب دست شکسته است
شد مستجاب آه تو جای دعای من

خوابیده با مصیبتی امشب حسین تو
تب کرده است بار دگر مجتبای من

امشب میان خواب ولی بغض خود شکست
بالا گرفت پیش حسن وای وای من

تا صبح ناله‌ام شده با مجتبای تو
شد کوچه قتلگاه تو و کربلای من


#حسن_لطفی

@raziolhossein
😭 2 1
19:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

بی تو کبوتر دلم به سینه پر نمی زند
کسی به خانه ی علی حلقه به در نمی زند

فاطمه جان حسین تو بی تو غذا نمی خورد
حسن ز دوری رخت خنده دگر نمی زند

کلثوم از فراق تو آه ز سینه می کشد
حرف دگر به غیر تو پیش پدر نمی زند

ای گل نازنین من! همسر بی قرین من!
زینب تو بدون تو شانه به سر نمی زند

خیز ز جا و با علی روی به سوی خانه کن
که میخ در به سینه ات ضربه دگر نمی زند

آب بر آتش دلم خیز و به اشک خود بزن
که مرهمی به زخم دل سوز جگر نمی زند

کنار قبر مخفی ات ورد زبانم این بود
بی تو به بام خانه ام پرنده پر نمی زند

مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
😭 1
19:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

تا شنیدم خبر مرگ تو را یا زهرا
مرگ خود را طلبیدم ز خدا یا زهرا

فکرم این بود که درد تو ندارد درمان
عاقبت مرگ تو را داد شفا یا زهرا

مرگ آن روز که با خویش تو را آمد و برد
با تو ای کاش که می‌برد مرا یا زهرا

دومی با لگد و سیلی و مسمار تو را
کشت بین در و دیوار چرا یا زهرا

سیلی و میخ و در سوخته و ضرب لگد
عاقبت کرد مرا از تو جدا یا زهرا

همدم آه جگرسوز شدم پیوسته
تو شدی از غم و اندوه رها یا زهرا

خانه ما شده ماتمکده با رفتن تو
بزم ما بی تو بود بزم عزا یا زهرا

ناله زینب و کلثوم و حسین و حسنت
مورد طاقت ز دل شیر خدا یا زهرا

تو صفابخش دل غمزده ما بودی
زندگی را نبود بی تو صفا یا زهرا

این هم از مرحمت ماست که از ماتم ما
ملتجی ناله زند در همه جا یا زهرا


مرحوم #علی‌اصغر_یونسیان #ملتجی


@raziolhossein
19:46
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی

سربسته بگو روضه‌ی میخ در را
اینقدر نسوزان دل پیغمبر را

از گریه‌ی باغبان حذر کن ...یعنی...
آهسته بخوان روضه‌ی نیلوفر را

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:51
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


بعد از تو ای خیر النساء خیری به دنیا نیست
وقتی که یک محرم برای درد مولا نیست

این خانه از امروز دیگر بیت الاحزان است
حالا که دیگر بانوی این خانه زهرا نیست

خدمتگزارش مستجاب الدعوه بود آری
همپای فرش خانه اش عرش معلا نیست

طاقت نیاورد ام ایمن بعد بانویش
رفت از مدینه گفت دیگر جایم اینجا نیست

اما علی باید چگونه خاطراتش را ...
جانم فدایت «یا علی» هایی که حالا نیست

جان ها فدای غربتت مولا که در این درد
مثل تو در عالم کسی انقدر تنها نیست


#زهرا_نظری

@raziolhossein
1
19:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


یار من رفت و به من شکوه ز اغیار نکرد
با من سوخته دل درد دل ابراز نکرد

تا نفس داشت مرا از دل و جان یاری کرد
گر چه کس یاری او جز من بی یار نکرد

کمر یاری من بست که پهلوش شکست
بی جهت همسر من تکیه به دیوار نکرد

از فشار در و دیوار به من هیچ نگفت
گله از سوز دل و سینه و مسمار نکرد

گر چه از ضرب لگد محسن او گشت شهید
در بَرِ دیده ی من دیده گهربار نکرد

بازویش گشت کبود از اثر ضرب غلاف
تا گه غسل ، مرا آگه از این راز نکرد

سیلی از دست عدو خورد مرا تا دم مرگ
واقف از سوز دل و زردی رخسار نکرد

آخر این غصه مرا می کشد ای مرگ بیا
که ز من خواهشی آن یار وفادار نکرد

بشنو ای شاعر ” ژولیده ” تو یک بار دگر
یار من رفت و به من شکوه ز اغیار نکرد


مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
8
6 November 2025
ش
17:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:41
#امام_حسین_علیه_السلام



تقدیم به امام حسین با گریز به مصیبت های امیرالمؤمنین



السلام ای زاده ی زهرا حسین
ای شهید عصر عاشورا حسین

ای عزیز کوثر ای خشکیده لب
وای از آن لحظه که ابن وهب *

نیزه زد بر پهلویت پرپر شدی
گوشه ای از روضه ی مادر شدی

چهره رویِ خاک بنهادی حسین
از زمین بر عرش افتادی حسین

با تن مجروح و جسم چاک چاک
میزدی تو دست و پا در خون و خاک

خون تو  فواره زد از حنجرت
خاک گرم کربلا شد بسترت

هر نفس از سینه ات برخواست آه
چشم تو مضطر به سمت خیمه گاه

چشم خونین را که بگشودی حسین
فکر ناموس و حرم بودی حسین

غیرت الله از دلت دارد خبر
آنکه دیده همسرش را پشت در

تو ندیدی آنچه حیدر دیده است
بر زمین آیات کوثر دیده است

باب مظلوم تو در  پیش همه
با عبا پوشاند جسم فاطمه

دید حیدر جان طاها را زدند
با غلاف تیغ زهرا را زدند

آه ای مظلوم در خون غوطه ور
هست بابایت ز تو مظلوم تر


* صالح بن وهب نیزه‌ای به پهلوی آن‌حضرت زد و در نتیجه ایشان با گونه راست خود از اسب به زمین افتاد.
صالح بن وهب، از جمله ده نفری است که به دستور عمر بن سعد با اسب بر بدن امام حسین تاختند.


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
4
17:41
#امام_حسین_مناجات
#فاطميه
#شب_جمعه #دوبیتی


شب جمعہ دلِ ما میهمان اسٺ
حرم ، جایے که زهرا روضہ خوان اسٺ

ولے امشب فقط مے گوید ارباب
"بمیرم مادرم زهرا جوان است"

@raziolhossein
1
17:41
#امام_حسین_شهادت
#شب_جمعه



شب های جمعه فاطمه با اشک دیده
صورت گذارد روی رگ های بریده

ای مرغ بِسٔمِل گشته ی من یا بُنَیَّ
ای ماهی در بسترِ خون آرمیده

ای پاره پاره پیکر عریان سرت کو؟
کی بر گلوی تشنه ات خنجر کشیده؟

مادر بمیرد دود میدیدی هوا را
تکیه زدی بر نیزه با قد خمیده

ای کاش من جای تو نیزه خورده بودم
ای کاش از مقتل تنت را برده بودم

ده تا سوار از بین لشکر تا دویدند
سوز صدایِ دخترانت را شنیدند

شرمنده کاری بر نمی آمد ز دستم
با گریه می‌دیدم که در مقتل رسیدند

افتاد روی پیکرت ردِّ چهل نعل
«آخر تنت را در همه صحرا کشیدند»

پیراهنی را که خودم دادم به زینب
با نیزه وقت غارتِ جسمت دریدند

من بودم و دیدم تنت را بین گودال....
مولا بیا زهرا دوباره رفت از حال!

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
5
17:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسین #رباعی

روزی که مدینه هتک حرمت کردند
در کرببلا ظلم و جسارت کردند

زینب به دل شکسته میگفت ، حسین
والله تو را دوشنبه غارت کردند

#علی_سلطانی

«بِأَبِی مَنْ أَضْحَى عَسْکَرُهُ فِی یَوْمِ الْإِثْنَیْنِ نَهْباً»؛ سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 133

@raziolhossein
2
17:41
#امام_حسین_مناجات



ای حسینی که به دل عشق تو درمان من است
مهر تو نور دل و اول و پایان من است

ای حسینی که عوالم همه گریان تواند
گوهر اشک برای تو به دامان است

جان نثار حرمت می‌کنم ای محور عشق
عشق‌تو دین‌من و مذهب و ایمان‌من است

دیده ام تا صف محشر زچه آرام شود
که نصیبم برِ تو دیده گریان من است

به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس
چون در آن‌لحظه حسین‌است که‌مهمان من است

به سئوالم اگر آرند به میزان حساب
پاسخ آرم به خداوند حسین جان من است



@raziolhossein
17:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسین
#فاطمیه

سه بار رفت ز دنیا ، سه بار رفت از حال
سه بار خورد زمین ، کوچه ، پشتِ در ، گودال

#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 1
7 November 2025
ش
03:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
3
03:44
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#امام_زمان #رباعی

ای آنکه ظهور، بر دعایت بسته‌ست
اَلطاف خدا، به اِلتجایت بسته‌ست

شب ناله کنی، صبح فرج می‌آید
این رمز، به رازِ دست‌هایت بسته‌ست

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


من بی تو بی کسم دل من همزبان توست
آقا سه شنبه ها دل من جمکران توست

محراب خالی تو پر از آه حسرت است
عالم در انتظار زمان اذان توست

(ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟!) *
این نغمه ی همیشگی پیروان توست

من را مران ز خود که به تو منتسب شدم
پیراهن سیاه تن من، نشان توست

من شکوه می کنم ... تو دعا می کنی مرا
این هم ز عادت نظر مهربان توست

وابستگی من به تو، عین حقیقت است
تنها دلیل اشک من اشک روان توست

باید برای تو چو اویس قرن شویم
‌وقتی که ذکر فاطمه ورد زبان توست

امشب مسیر روضه ی ما دست مجتباست
امشب شهید کوچه، خودش روضه خوان توست

این کوچه تا همیشه ز خاطر نمی رود
این قتلگاه مادر قامت کمان توست

#رضا_تاجیک


@raziolhossein
1
03:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


ماسائلیم_ونوکریت_آبروی_ما
یا ایها العزیز نظر کن به سوی ما

تا کی برای نافله های سحر گهی
با خون دل شود دل شب ها وضوی ما

گر مانده ایم شکر خدا پای پرچمت
بر تار موی تو گرهی خورده موی ما

ساقی اشک! بر دل ما هم سری بزن
بوی میِ طهورِ تو دارد سبوی ما

هم چون نسیم در به درم می کنی چرا؟
پس کی رسد به خیمۀ تو جستجوی ما

آیا شود که نیمه شبی بهر درد دل
بد بگذرانی و شوی هم گفتگوی ما

ای شهریار عشق به نام مقدست
باشد وصال تو همۀ آرزوی ما

روضه گرفته ایم قدم رنجه ایی کنی
شاید فتد مسیر عبورت به کوی ما

از لحظه ایی که حرمت مادر شکسته شد
بغضی نهفته مانده ز غم در گلوی ما

ای نازنین فاطمه برگرد از سفر
خیمه نشین فاطمه برگرد از سفر


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
2
03:44
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


پیدا تر از او ندیده ام نیست نگرد
زیبا تر از او ندیده ام نیست نگرد

در کوچه به کوچه ی دیار تاریخ
تنها تر از او ندیده ام نیست نگرد


#مهدی_حسینقلیان

@raziolhossein
3
03:44
#امام_زمان_مناجات



خلاصه عرض کنم حال گریه دارم را
دلا بسوز که گم کرده ام‌ نگارم‌ را

نشسته ام سر راهت بلند می گریم
مگر که گوشه چشمی کنی ، هوارم را

هزار بار دعای خودت نجاتم داد
ببخش یاد نکردم یک از هزارَم را

به کار تو نمیایم ولی مرا نفروش
به هم نریز عزیزم تو روزگارم‌ را

بگیر بغض مرا تا کمی سبک بشوم
گذاشتم به سوی خیمه  تو ، بارم را

دلی که سوخته را هدیه می کنم بَردار
بریز دور و بر خیمه ات غبارم را

بگو به نوکری خیمه ات قبول شدم
به دست راست بده حکم افتخارم را

مرا بخاطر زینب به کربلا بفرست
به کربلا ببر این قلب بی قرارم را

به اقتدای تو هر صبح و شام می سوزم
چه بد زدند امام بزرگوارم را


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


یک ذره یقین من به شاید نرسید
گفتم دگر از سفر میاید...نرسید!

یک جمعه مرا دوباره مهلت بدهید!
این جمعه گذشت و آنکه باید نرسید


#امیرحسین_کمال_زارع

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید
که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید

کسی که نسل او را می شناسد، خوب می داند
که او تنها نه با شمشیر، با لبخند می آید

همان تیغی که برقش می شکافد قلب ظلمت را
همان دستی که ما را می دهد پیوند می آید

همه تقویم ها را گشته ام، میلادی و هجری
نمی داند کسی او چندِ چندِ چند می آید

جهان می ایستد با هرچه دارد روبروی او
زمان می ایستد، بوی خوش اسفند می آید

ولی الله، عین الله، سیف الله، نورالله
علی را گرچه بعضی بر نمی تابند، می آید

بله! آن آیت اللهی که بعضی خشک مذهب ها
برای بیعت با او نمی آیند می آید

برای یک سلام ساده تمرین کرده ام عمری
ولی می دانم آخر هم زبانم بند می آید

بخوان شاعر! نگو این شعربافی در خور او نیست
کلاف ما به چشم یوسف ارزشمند می آید

به در می گویم این را تا که شاید بشنود دیوار
به پهلوی کبود مادرم سوگند... می آید


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


بنویس که هر چه نامه دادم نرسید
بنویس که هیچ کس به دادم نرسید

بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه که هر چه ایستادم نرسید

#حسین_رستمی

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


بی تو هر جا می روم احساس غربت می کنم
راه بر جایی ندارد هر چه همت می کنم

بی تو آرام و قراری نیست در دنیای ما
دور مانده از خوشی با هر که صحبت می کنم

نامه اعمال من حال تو را بد می کند
جمعه ها بدجور احساس خجالت می کند

غیر تو هر کس رفیقم شد نزد چنگی به دل
بعد ازین آقا فقط با تو رفاقت می کنم

روز و شب فکر همه هستم ولی فکر تو نه
حال هر کس جز تو را آقا رعایت می کنم

من که باری بر نمی دارم ز روی شانه ات
با چه رویی بر تو اظهار ارادت می کنم
.
.
تا نرفته فاطمیه آبرویم را بخر
فکر کن که مادرت گفته وساطت می کنم


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
03:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی

آیا "در" و "دیوار" …حقیقت دارد؟
برخورد "گل" و "خار"…حقیقت دارد؟

ای صاحب عزای فاطمیه …آیا…
این روضه "مسمار"…حقیقت دارد؟


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein1
03:44
#امام_زمان_مناجات


تمامِ آرزوی من‌ شده تو را دیدن
جمالِ فاطمی ات دیدن و خدا دیدن

کریم وقت سخن هم نمی دهد به کسی
فقط عطا بکند لحظه ی گدا دیدن

غریبه ایم و کسی حالِ ما نمی پرسد
میانِ شهر چه خوب است آشنا دیدن

هر آنکه در پیِ آسایش است با ما نیست
مسیرِ عشق ندارد بجُز بلا دیدن

حدیثِ لیلیِ ما بر سرِ زبانها هست
کجا شنیدنِ از دوست و کجا دیدن!

گمان کنم که تو روزی به دیدنم آیی
که بَر نیاید دیگر زِ چشمِ ما دیدن

به سُرخیِ جگرم غبطه میخورد لاله
نصیبِ ماست فقط داغِ کربلا دیدن

مدینه رفتنِ همراهِ تو صفا دارد
وَ قبرِ خاکیِ بانوی اشک را دیدن


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
3
03:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


دلم از روضه های فاطمیه
گرفته در هوای فاطمیه

بیا ای التیام روی نیلی
بیا صاحب عزای فاطمیه

*

بیا از جاده های بی نشانی
بیا ای آفتاب آسمانی

بیا شب های دلگیری ست آقا
بیا که روضۀ مادر بخوانی

*


نگاهی شعله ور، ای وای مادر
هجومی بی خبر، ای وای مادر

مغیره … بی هوا … ای وای بابا
تو و دیوار و در، ای وای مادر


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1
03:44
#امام_زمان_مناجات



خوشا لبی که دم زد از نوای صاحب الزمان
خوشا دلی که پر شد از ولای صاحب الزمان

خوشا بحال عاشقی که هر سحر دقایقی
کند کبوتر دلش هوای صاحب الزمان عج

خوشا به دیده ای که تر. شود به یاد منتَظَر
خوشا سری که می رسد به پای صاحب الزمان

تو عارفی تو ذاکری.  به کربلا تو زائری
اگر کنی چو شاعری ثنای صاحب الزمان

دِی اش بهار میشود چوشهریار میشود
کسی که یار میشود برای صاحب الزمان

طعنه خورد از این و آن. ولی نمی کند فغان
هر آنکه شد در این جهان گدای صاحب الزمان

اگر کسی نوا کند بهر فرج دعا کند
حاجت او روا کند خدای صاحب الزمان

خدا رضا نمیشود درد دوا نمیشود
ندبه دعا نمیشود جدای صاحب الزمان

قسم به لحظه ی سحر  قسم به شمس والقمر
رضایت خداست در رضای صاحب الزمان

دوباره مثل هر شبش بیاد عمه زینبش
به عرش حق رسیده ناله های صاحب الزمان


#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
2
03:44
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


تو یاور من در همه جایی ...من نه
تو بهر دلم عقده گشایی…من نه

ازبس که کریم و مهربانی ؛هرشب...
در فکرمن بی سر پایی…من نه


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_فاطمیه


کویر تشنه شده قلبم، ای سحاب، بیا
تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا

هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی
به جان فاطمه این جمعه بی نقاب بیا

مباد آنکه بیایی و مرده باشم من
شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری
کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا

به کوچه کوچة شهرم ز خون دل همه شب
برای آمدنت ریختم گلاب بیا

گناه من ره دیدار بسته بر رویت
تو بهر دیدن من از ره ثواب بیا

غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم
به صبح جمعة من همچو آفتاب بیا

به دردهای به حیدر نگفتة زهرا
به ناله های سحرگاه بوتراب بیا

به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم
به صورتی که شد از خون سر خضاب بیا

سرشک دیدة میثم به سیل شد تبدیل
هنوز ناله‌ی او مانده بی جواب بیا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
03:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#فاطمیه
#رباعی

درفاطمیه به سینه غوغا باشد
دیده زغم فاطمه دریا باشد

(هرقطره اشک ما زداغ زهرا)
نذر فرج یوسف زهرا باشد

#علی_پاکدامن

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


شوريده دليم و سر سوداى تو داريم
با اين دل سر گشته تمناي تو داريم

با خون جگر ديده بشوئیم که عمرى
اى پرده نشين ميل تماشاى تو داريم

سوگند به يک موى سرت هر چه که داريم
از دولتى خاک کف پاى تو داريم

ما زنده بر آنيم گرفتار تو باشيم
دل بسته به گيسوى چليپاى تو باشيم

اى کاش که بر نامهء اعمال همه عمر
بينيم که خوشنودى و امضای تو داريم

ما روضه گرفتيم که تشريف بيارى
اين گرمى روضه ز نفس هاى تو داريم

دیگر  تو بيا روضه بخوان صاحب روضه
ما حسرت آن صوت دل آراى تو داريم

قدرى بگو از غربت جان دادن مادر
ما چشم تر از ماتم عظماى تو داريم

کم کم کفن فاطمه را پهن نمایند
دلشوره ای از شدت غمهای تو داریم


امشب شب غمهاست امان از دل حيدر
ذکر لب زهراست امان از دل حيدر

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
2 👍 1
03:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه


هر وقت دل بهانه ی یاد تو را گرفت
شادی از آن بلند شد و غصه جا گرفت

ابریست آسمان دل بیقرار تو
بیخود نبود اگر که دوباره هوا گرفت

گفتم شبی شبیه تو گریه کنم ولی
چشمم ز اشک خشک شد آقا صدا گرفت

تو سوختی که سینه ام آتش گرفت و سوخت
تو روضه خوان شدی اگر این روضه پا گرفت

امروز هم بیا و بگو وای مادرم
آخر مریض خانه ی مولا شفا گرفت

راحت شدند اهل مدینه ز رفتنش
این خانه ی علیست که دیگر عزا گرفت

در آخرین وصیت زهرا دل علی
از روضۀ حسین و غم کربلا گرفت

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
1 👍 1 😭 1
03:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی

دل از غم فاطمه توان دارد؟ نه
وز تربت او كسی نشان دارد؟ نه

آن تربت گم‌گشته به بر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزّمان دارد؟ نه

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
03:44
#امام_زمان_مناجات


کی می شود بیند بشر ، خیرالبشر را
آه ای سفر کرده بده پایان ، سفر را

عیسی مسیح من ! که باید جز تو بخشد
جان دوباره این جهان محتضر را

ایمان شده یک تکه آتش در کف دست
دنیا به قصد دین ما بسته کمر را

حق بی تو باطل گشته و باطل شده حق
دنیای بی صاحب نداند خیر و شر را

ما آمدیم هر وقت ، تو در باز کردی
تو آمدی هر وقت ما بستیم در را

العفو می گویی به جای تک تک ما
جای همه بیدار هستی هر سحر را

آقا به ما مثل گذشته باز گردان
آن حال خوش ، آن عاشقی ، آن چشم تر را

دست تمام اهل روضه می شود پر
امشب اگر گیری تو دست یک نفر را

بیچاره من ، بیچاره من ، من که ندیدم
یک بار هم در روضه ی مادر ، پسر را

بیچاره من ، بیچاره من ، من که نمردم
هر چه شنیدم روضه ی دیوار و در را


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
1 👍 1
03:44
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


ای جان جهان، جهان جان ادرکنی
مولای زمین و آسمان ادرکنی

احیاگر صد دمَ مسیحا اَلغوث
یا حضرت صاحب‌الزمان ادرکنی


@raziolhossein
03:46
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


در این سرا که مرا غیر غم مقدر نیست
امید من تویی ای آنکه از تو بهتر نیست

توان ناله ندارم تو را صدا بزنم
وگرنه سوز دلی با غمم برابر نیست

سراغ داغ مرا از خزان باغ بگیر
که شور و شوق بهاری که بود دیگر نیست

امید وصل تو ما را به روضه آورده
بیا که طاقت این دوری مکرر نیست

بیا تو حادثه ی خانه را روایت کن
پسر که بی‌خبر از حال و روز مادر نیست

ندیده‌ایم اگر ما ! ولی تو می‌بینی
که خانه ی پدرت خالی از ستمگر نیست

صدای ناله بلند است، بعد از این همه سال
صدا صدای غم دختر پیمبر نیست؟

چه ازدحام عجیبی خدا بخیر کند
که اضطرابش کمتر ز هول محشر نیست

چنان به سینه ی در با لگد زد آن نامرد
که زندگی پس از این ماجرا میسر نیست

صدای فضه خذینی بلند شد یعنی
که کار، کار زنانه است کار حیدر نیست

قسم به حرمت خونی که ریخت بر دیوار
که درد فاطمه از میخ و ضربه در نیست

تمام غُصه او دست بسته ی مولاست
کسی به فکر غم قهرمان خیبر نیست

امید آخر زهرا! برس به داد علی
که بعد فاطمه قلبی چنین مکدر نیست


#حسین_بیدگلی

@raziolhossein
5 👍 1
8 November 2025
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


خواستم خنده کنم ماتم طاها نگذاشت
خواستم گریه کنم طعنه اعلا نگذاشت

خواستم داد دل فاطمه گیرم ز عدو
حکمت و مصلحت خالق یکتا نگذاشت

آن زمانی که در خانه از او آتش زد
خواستم من بروم ام ابیها نگذاشت

آن زمانی که گل و غنچه من پرپر شد
خواستم داد زنم ناله اسما نگذاشت

دیدن میخ در خانه مرا آتش زد
خواستم داد زنم ناله اسما نگذاشت

دست از غسل کشیدم که به من فرصت آه
صورت نیلی و آن سینه ساینا نگذاشت

خصم می‌خواست مرا جانب مسجد ببرد
تا نفس داشت در آن معرکه زهرا نگذاشت

هم زمانی که عدو فاطمه‌ام را می‌زد
چاره‌ای صبر به من غیر تماشا نگذاشت

خواستم قصه آن کوچه بپرسم ز حسن
ترس جان دادن آن شاهد تنها نگذاشت


مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
3
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


این غریبی که ز دنیا رفته دنیای من است
اینکه خوابیده است زیر خاک زهرای من است

درب خانه سوخت و با بخت من همرنگ شد
بعد از او تنها سیاهی رنگ دنیای من است

بعد از این راحت بخوابید آی مردم ،پر کشید
اینکه خاموش است دیگر شمع شب‌های من است

رفت جانم، مانده‌ام!جسمم چگونه مانده است
زنده ماندن بعد زهرایم معمای من است

آرزویم خاک شد با او در این غربت فقط
رفتن از دنیای بی زهرا تمنای من است

جای من در کوچه رفت و جای من دستش شکست
خانه تاریک قبر همسرم جای من است

پیش چشمم ضربه ها چشمان او را تار کرد
روضه خوان این مصیبت چشم بینای من است

غربت من با جراحات تنش همدست شد
نیمی از قد کمان فاطمه پای من است

بعد از این من ماندم و یک خانه بی فاطمه
تلخ‌تر از تلخی امروز فردای من است


#علی_اکبر_نازک_کار

@raziolhossein
2 😭 2
17:52
  #حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


منم شمعی که از جان دادن پروانه میلرزد
به روی گونه هایم اشک، دانه دانه میلرزد

از آن روزی که دشمن پشت پا بر هستی من زد
دل ویـرانـه‌ام از دیـدن بیـگـانه میلرزد

چرا از من حسن حرف دلش را می‌کند پنهان
چه بغضی در گلو دارد که بی‌تابانه میلرزد

حسینم روضۀ دیوار و در هر لحظه میخواند
زمین و آسمان همراه این دردانه میلرزد

پریشان است موی کودکانم، فاطمه برگرد
ببین با آه طفلان تو دارد شـانه میـلرزد

چه آمد بر سر این خانه بعد از رفتنت بانو
صدای در که می‌آید تـمام خانه میلرزد

#محسن_درویش

@raziolhossein
1
17:52
  #حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#مقتل_الزهرا #بعد_شهادت


💔«اُمّ‌أیمَن» که اینگونه طاقت ندارد؛ دیگر خدا رحم کند به دل مولا ...

در نقلی آمده است:

📋 أَنَّ أُمَّ أَيْمَنَ لَمَّا تُوُفِّيَتْ فَاطِمَةُ سلام‌الله‌علیها حَلَفَتْ أَنْ لَا تَكُونَ بِالْمَدِينَةِ
▪️وقتی حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها به شهادت رسید،«امّ‌اَیمن» سوگند خورد که دیگر در مدینه نماند؛

📋 إِذْ لَا تُطِيقُ النَّظَرَ إِلَى مَوَاضِعَ كَانَتْ فِيهَا فَخَرَجَتْ إِلَى مَكَّةَ
👈 زیرا طاقت دیدن آن مواضع و محل‌هایی که حضرت فاطمه زهرا «سلام‌الله‌علیها» در آنجا بود را نداشت. لذا از مدینه خارج شد و به سوی مکّه حرکت کرد....

📚 الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۳۰

@raziolhossein
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


دوست دارم از غمت یا فاطمه تنها بگریم
از یتیمان تو پنهان، در دل شب‌ها بگریم

دوست دارم بنگرم بر آسمان پر ستاره
تا سحر با یاد تو، ای زهرۀ زهرا بگریم

دوست دارم در شب سوگ تو ای ماه مدینه
در کنار قبر تو آیم، تک و تنها بگریم

دوست دارم چون که وارد می‌شوم در خانۀ تو
سر به دیوارش نهم، از محنت دنیا بگریم

دوست دارم سر فرود آرم منِ بی‌کس به چاهی
برکشم فریاد غربت، های‌های آنجا بگریم

دوست دارم زینب من اشک چشمانم نبیند
گه به نخلستان و گاهی در دل صحرا بگریم

دوست دارم چون که افتد بر یتیمانت نگاهم
از غم امروزشان، وز غصّۀ فردا بگریم..


#حبیب_چایچیان #حسان

@raziolhossein
2
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت
#رباعی

آن بیتِ نکو سرشت را سوزاندند
آن خانه ی نورخِشت را سوزاندند

یک عده جهنمیِ آتش در دست
آن روز درِ بهشت را سوزاندند


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


بمیرم! که گوشه‌ی اتاق تو
شمعی روشنه به اشتیاق تو

من صبورم ولی خُب خودت بگو
"کَیفَ اَصبِرُ علی فِراق" تو؟



#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
😢 1
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بعد_شهادت


زندگی با من مظلوم مدارا نکند
مرگ هم عقده‌ای از مشکل من وا نکند

ای امید دل من تا که تو رفتی ز برم
دل ماتم‌ زده‌ام جز تو تمنّا نکند

کارم از گریه گذشته‌ست، غمم نیز ز حد
دل غمگین مرا نیز تسلّی نکند

غمگسار دل من بعد تو جز زینب نیست
غیر از او اشک مرا پاک ز سیما نکند

شمع‌سان سوزم و زینب شده پروانۀ من
آخر از سوختن، این غمزده پروا نکند

این در سوخته را کز تو نشان‌ها دارد
چه کنم تا که حسین تو تماشا نکند

مخفیانه دل شب سوی مزارت آیم
که کسی قبر تو را فاطمه! پیدا نکند

«رستگار» آرزوی طوف حریمت دارد
در ره کعبه جز این قبله تماشا نکند

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

شده ام بی کس و بی یار خدایا چه کنم
شده روزم چو شبِ تار خدایا چه کنم

من که عمری گره از کاره همه وا کردم
شده ام سخت گرفتار خدایا چه کنم

خانه ام گشته عزا خانه زهرای جوان
زینبم گشته عزادار خدایا چه کنم

ترسم این است شود عمر علی طولانی
بعدِ زهرا گلِ بی خار خدایا چه کنم

بعد زهرا یلِ خیبر به چه روزی افتاد
وای از این طعنه اغیار خدایا چه کنم

شب که آیم به مزارش نگرانم نشود...
زینب غمزده بیدار خدایا چه کنم

از حسن چادرِ خاکی شده پنهان کردم
مانده ام با در و دیوار خدایا چه کنم

لخته خونِ روی پیرهنش را شستم
مانده ام با سرِ مسمار خدایا چه کنم
.....

تا ستون حرم افتاد زمین زینب گفت
بعد عباس علمدار خدایا چه کنم

بی اباالفضل روی ناقه نشستن سخت است
بین نامحرم و انظار خدایا چه کنم

دید این قافله را قافله سالاری نیست
شمر شد قافله سالار خدایا چه کنم

زینب پرده نشین را به اسیری بردند
من کجا کوچه و بازار خدایا چه کنم

#عبدالحسین

@raziolhossein
2
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


چه کنم؟ آتشی افتاده به جانم، چه کنم؟
آتش از آب دو چشمم ننشانم، چه کنم؟

با حضور تو، به من خانه‌نشینی سهل است
گر نمانی تو و،‌ من بی‌تو بمانم، چه کنم؟

تو در این شهر فقط در به رخم باز کنی
ای همیشه نگرانم، نگرانم، چه کنم؟

زرِهم پشت ندارد،‌ به تو پشتم گرم است
بی سپر بعد تو، با خصم گرانم، چه کنم؟

گوشه خانه، من و چار جگر گوشه تو
غم ز شش سمت، گرفته به میانم، چه کنم؟

زود ای عمر علی می‌روی از دست علی
بی‌تو بر ماندن خود نیست گمانم، چه کنم؟


#علی_انسانی

@raziolhossein
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #عامیانه


گلاب اشک سر خاکت میارم
پس از تو ابرم و دائم می بارم
جوون زیر خاکم ای که بی تو
به زنده موندنم شوقی ندارم

با سیلی چشماتو از من گرفتند
حسودا انتقام از زن گرفتند
جلو چشمام قلافای چهل مرد
زدند و قتلتو گردن گرفتند

کجایی خونمونو غم گرفته
درِ خونه برات ماتم گرفته
حسین و زینب و آروم کردم
حسن جانت ولی باز دم گرفته

عزادارم ولی تنها و بی یار
منم و این سه چارتا طفل غمخوار
تو رفتی و نگفتی من می مونم
پس از تو با غم مسمار و دیوار

صدات مونده توی خونه هنوزم
پس از این من به جای تو می سوزم
تو رفتی و حالا غرق خجالت
نگامو به در و دیوار می دوزم

#حسن_کردی

@raziolhossein
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


مانند دریا آمدی، چون رود رفتی
ای یار هجده ساله! خیلی زود رفتی

من با تو کی احساس غربت کرده بودم؟
تازه به بودن با تو عادت کرده بودم

این هم یتیمان تو، بر تن رختشان کن
دارند یک یک آرزو، خوشبختشان کن

زهرا! یتیمت سایه ای بر سر ندارد
زینب شب عقدش چرا مادر ندارد

من اشک می ریزم کنار این جهازت
زینب که بر سر میکند چادر نمازت

آن کوزه ای که در جهازت بود زهرا
بهر حسن گردیده زهر آلود زهرا

در این جهیزیه دلم یکجا اسیر است
چون بستر خواب حسین تو، حصیر  است

گفتم حصیر و یادم آمد کربلایش
او را نهند اهلُ القُریٰ در بوریایش

پیراهنی که دوختی شخصاً برایش
از پیکرش در آورد دشمن برایش

دیروز دادی لقمه بر اطفال معصوم
روزی ز طفلان لقمه گیرد، ام کلثوم

من با یتیمان تو خیلی مهربانم
فکر یتیمان حسین و کوفیانم

گاهی عطش را می برد از بین، گریه
مثل کنار نیزه ها.. اشک رقیه..

من تازه با این بچه ها گریان اوییم
ما داغدار صورت و.. دست عدوییم

زهرا تو که داری خبر از درد سیلی
باید پس از سیلی در آغوشش بگیری

او زود تر از تو رسد در فصل پیری
باید تو او را از روی ناقه بگیری..


#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


غربتم گشت در این شهر زبانزد زهرا
رفتی و آنچه نباید سرم آمد زهرا

زندگی تلخ تر از مرگ برایم شده است
بین این دو شده ام سخت مردد زهرا

دردم این است مغیره سر منبر رفته !
حرف دین‌ می زند آن واعظ مرتد زهرا

مجلس ختم گرفتم حسنت ریخت بهم
هیچ کس از در و همسایه نیامد زهرا

چه کنم‌ بابت این طرز امانت داری !؟
شرم دارد علی از روی محمد زهرا

چه کنم ثانیه ای زینبت آرام شود !؟
شده دلتنگی او بیشتر از حد زهرا

سرخی چشم حسینت، ته گودالم برد
جگر سوخته ام سوخت مجدد زهرا


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
4
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


امشب ردیف شد غزلم با نمی‌شود
یا می‌شود ردیف كنم یا نمی‌شود

شاعر چه باید از تو بگوید که شأن توست؟
ناموس خلقت است؛ خدایا! نمی‌شود...

زخمی‌ست داغ فاطمه بر سینۀ‌ علی
زخمی كه هیچ‌گاه مداوا نمی‌شود

تنها نه هستی علی از دست رفته است
هستی بدون فاطمه معنا نمی‌شود

طاقت بیار خالیِ این خانه را علی!
گفتی که گریه سر ندهی... ها نمی‌شود

«حُزنی فَسَرمَدٌ، و لیالی مُسَهّدٌ»
این گفته‌های توست که حاشا نمی‌شود

می‌خواستی که دخترت از حال مادرش
چیزی نپرسد از تو، دریغا! نمی‌شود

«لا خیرَ بعد فاطمه» هم بی‌حساب نیست
یعنی كسی برای تو زهرا نمی‌شود

تقویم عمر یاس تو هجده بهار داشت
این راز مبهمی‌ست كه افشا نمی‌شود

این گنج تا قیام قیامت نهفته است
این قبر، گوهری‌ست كه پیدا نمی‌شود

باور كنید حكم گذرنامۀ بهشت
الا به دست فاطمه امضا نمی‌شود

دوزخ كنار می‌كشد از نام پاک او
آتش حریف دختر طاها نمی‌شود

برگَرد یاس پرپر گلخانۀ‌ رسول!
در سینۀ علی غم تو جا نمی‌شود

آن شب سپیده سر زد و روشن نشد چرا؟
از گوشۀ بقیع علی پا نمی‌شود


#عباس_شاهزیدی

@raziolhossein
3
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل


شبی که آن تن عفّت حجاب را شستم
ستاره ریختم و آفتاب را شستم

شبی نبود مرا دردناک‌تر زآن شب
کز اشک و خون دل، آن دُر ناب را شستم

مجال غسل نمی‌یافتم ز اشک روان
شبی که بضعه‌ی ختمی‌‌مآب را شستم

به سینه، خون دلم جوش زد در آن دل شب
که زخم سینه‌ی از خون خضاب را شستم

کتاب زندگی من، وجود فاطمه بود
به دست خویش، دریغ! آن کتاب را شستم

خسوف صورت او وا نگشته بود هنوز
رخ گرفته‌ی آن ماهتاب را شستم

ز بعد شستن چشم کبود زهرایم
به گریه از بصرم نقش خواب را شستم
*
زبان شعر "مویّد"، ترانه‌اش این است:
به مهر او گنه بی‌حساب را شستم


#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
1
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت
#دوبیتی

دلم طاقت ز کف داده خدایا
فتاده روی سجّاده خدایا

ز داغ فاطمه صبرم شده کم
گره در کارم افتاده خدایا

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
17:55
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


یاس یاسینی وسرسلسله ی ساداتی
بانوی هردوجهان، سیّده ی جنّاتی‌

کوثر وقدر بود جلوه ای ازمنزلتت
روح قرآنی وتفسیرگر آیاتی

والضحی نورمناجات و نماز شب توست
از زمین تا به سماوات برین مشکاتی

درمدیحت سخن بضعةُ منّی گویاست
نه همین دخترو مادر که نبی مرآتی

جلوه ی نور تو درچشم علی رنگین بود
پنج نوبت نه ، که مهر همه ی اوقاتی

سبب خلقت این عالمی ومی دانم
نرسد عقل به درکت، که الهی ذاتی

سائلی دست تهی ازدر آن خانه نرفت
که کرمخانه ی جود و کرم و خیراتی

روح ایثار تو جان بر تن اسلام دمید
که در آئینه ی توحید پرستی ماتی

نه درامروز که چشم همه درحشر به توست
از ازل تا به ابد قبله گه حاجاتی

فیض نور نظرت را ز«وفایی» تومگیر
تا بگویند که امضاگر این ابیاتی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
17:55
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


اگر می‌خواستی سوزی در آتش، حاصل ما را
چرا با داغ زهرا آشنا کردی دل ما را؟

اگر می‌خواستی خاکستر ما را دهی بر باد
چرا با اشک بر زهرا عجین کردی گِل ما را؟

اگر می‌خواستی باشیم دور از تربت پاکش
چرا دادی به دست دل، عنان محمل ما را؟

اگر ما را پذیرای غم زهرا نمی‌دیدی
نمی‌دادی به پیک غم، نشان منزل ما را

تو می‌دانی که ما پروانه‌ها ممنون زهراییم
که روشن می‌کند هر شب، چراغ محفل ما را

در آن روزی که هر کس راه حلّ مشکلش جوید
به دست مادر سادات حل کن مشکل ما را

به جرم معصیت، خواهی بسوزانی بسوز امّا
مسوزان پیش چشم قاتل زهرا دل ما را..

#سیدمحمد_رستگار


@raziolhossein
😢 2 1
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


کنار قبر تو جان می دهد پرستارت
سفر بخیر عزیزم خدا نگهدارت ...

خدا کند که بیاید ببوسم از دستش
اجل اگر برساند مرا به دیدارت ...

تو را زدند علی را کشان کشان بردند
تو یاورم شدی اما علی نشد یارت

تو را شکسته سپردم به دستهای نبی
بیا ببین که شکسته غرور غمخوارت

به خنده های مغیره مرا سپرده ای ، آه
فدای دست کبود ز درد  بیزارت

به ذوق مادری ات لطمه خورد واویلا
در شکسته ی این  خانه داد آزارت

تو با صدای گرفته حسین می گفتی
که گریه کرد به گودال چشم خونبارت

سری به نیزه بلند است در برابر تو
به سر زند حرم از ضجه های آخر تو


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
17:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


پس از تو اهل خانه چون پریشانی کیسوها
نمی‌آیند گرد هم مگر با گریه آهو ها

شبیه غنچه‌ها در خود پس از تو معتکف هستند
نمی‌آید دگر سرها برون از روی زانوها

خوشی‌ها پر درآوردند و از باغ دلم رفتند
حکایت می‌کند اشکم از این کوچ پرستوها

نه خورشیدی نه مهتابی نه اختر مانده بعد تو
که شد هفت آسمان من دگر خالی ز سوسوها

به چشمم خاطرات تو شباهنگام می‌ریزند
گریبان می‌کنم پاره از این فریاد شب بوها

دگر بی شمع این خانه پروانه نمی‌خواهد
تو در کنج لحد خاموش و ما در کنج پستوها

چنان از خون و خاکستر سرایم پر شده کان را
نه می‌شوید دریاها نه می‌روبند جاروها

فراموشم کجا گردد زنی بود و چهل نامرد
ندیدم هیچ مردی غیر تو بانوی بانوها

چه آمد بر سرت مادر که ارث خاندانت شد
که شد با سوختن در آل تو دیگر عجین خوها


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
10 November 2025
ش
16:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


درین خاک، آرمیده همسر من
 که بی او خاک عالم بر سر من

همه شب اختران آسمانی
 برون آیند، الا اختر من!

همین جا از کفم افتاد و گم شد
 سلیمانی نگین، انگشتر من!

چراغ آرید و این جا را بگردید
 که در این خاک گم شد گوهر من

همین جا، با نسیمی ریخت بر خاک
 گل پر خاک و پر خون پرپر من

گلابی بر مزار او بیفشان
 به آب دیده، ای چشم‏تر من!

تو زیر خاک و من بر بستر خاک
 ولیکن نیست مرگت باور من

چنان داغ تو آتش زد به جانم
 که خیزد شعله از خاکستر من

تو ای پرپر به باغ نوجوانی
 گل من! یاس من! نیلوفر من

بنوش از آب کوثر، گر چه بی تو
 پر از خون کرده ساقی، ساغر من

(ریاضی)! ساحت خلد برین ست
 حریم دختر پیغمبر من


#سیدمحمدعلی_ریاضی_یزدی #ریاضی_یزدی


@raziolhossein
2
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


به جان من ز خاک تیره سر بردار مادرجان
بیا در خانه پا بر چشم من بگذار مادرجان

مرا خشنود کن با آن تبسم‌های شیرینت
غمی از دوش بابایم علی بردار مادرجان

تو ذکر خواب می‌گفتی برایم در عوض من هم
کنار تربتت بنشسته‌ام بیدار مادرجان

از آن سوزم که بینم در کنار قبر پنهانت
نباشد جز من و بابم علی زوار مادرجان

پیمبر خواست قربانت شود اما پس از مرگش
تو قربانی شدی بین در و دیوار مادرجان

تو که در روز جان دادی چرا شب دفن گردیدی
بگو آخر چه سرّی بود در این کار مادرجان

به مزد آن که بودی یاور بابای مظلومم
ز هر کس بر تو آمد محنت و آزار مادرجان

برایت خانه داری می‌کنم برخیز و محسن را
به دست خانه دار کوچکت بسپار مادرجان

نمی‌دانم چرا هنگام دفنت باب مظلومم
خجالت می‌کشید از احمد مختار مادرجان

ترا می‌خواستم تا سیر بینم وقت جان دادن
نمی‌دادی نشانم از چه رو رخسار مادرجان

از این غم تا ابد خون می‌چکد از دیده زینب
که گشته سینه‌ات مجروح از مسمار مادرجان


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


هنو یادمه نفس نفس میزد
همه رو از دور خونه پس میزد

یادمه شبا تا صبح از زور درد
بالش و به میلۀ قفس میزد


یادمه که شالم و گرفته بود
راه اشک و نالم و گرفته بود

یادمه بال خودش شکسته بود
ولى زیر بالم و گرفته بود


یادمه به هیچ کسى امون نداد
زخماش و حتا به من نشون نداد

همه زندگیم و مدیونشم
جونم و تا نخرید جون نداد


هنو یادمه حرم آتیش گرفت
همه چى در نظرم آتیش گرفت

در خونه رو یه بار آتیش زدند
ولى صد بار جگرم آتیش گرفت


یادمه داشتم میفتادم.... نزاشت
حتى تو دلم یه ذره غم نزاشت

روبه قبله شد که روبرا شدم
فاطمه هیچى برا من کم نزاشت


حالا اون که دس به دیواره منم
اونکه درد داره و بیداره منم

دستم از خجالتش درنیومد
این وسط اونکه بدهکاره منم


هیچ جا اشکم این چنین در نیومد
کارى از دست کسى برنیومد

صداى ناله ش و آخر درآورد
میخ در همین جورى درنیومد


کاشکى پشت در من و صدا میکرد
در خونه رو نسوخته وا میکرد

کاشکی قبل از اونکه قنفذ برسه
دستش و از شال من جدا میکرد


#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
2
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


برای گریه علی  بی تو کم بهانه ندارد
ولی به غیرِ همین هق‌هقِ شبانه ندارد

درِ شکسته ، دو دستان بسته ، کوچه‌ای باریک
برای گریه علی بی تو کم بهانه ندارد

مرا که روز  سکوتِ یتیم‌های تو کُشته‌است
به خانه‌ای که دری بین آستانه ندارد

خدا کند نرسد صبح   برنخیزم از خاکت
کجا رَوَم که علی بی تو آشیانه ندارد

هرآنکه دید مرا نیمه شب دراینجا گفت :
که این غریبه هرآنکس که هست خانه ندارد

به زینب تو فقط سرسلامتی حَسنت گفت
مدینه بعدِ تو یک مجلسِ زنانه ندارد

نخواستی که بیافتد زمین علی ، چه بد اُفتاد
شبیه روضه‌ی تو روضه‌ای زمانه ندارد :

رسید طعنه‌ی قنفذ به کودکانِ غریبم
چنان زدم که پس از این توانِ شانه ندارد

کسی نگفت مغیره بزن! ولی به علی زن
زنی که خورده زمین ضربِ تاریانه ندارد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای یار بی همتای من ، زهرای من زهرای من
بعد از تو دیگر وای من ، زهرای من زهرای من

رفتی و صبرم کم شده ، مثل تو قدم خم شده
ای شاخه طوبای من ، زهرای من زهرای من

من قهرمان خیبرم ، در زیر تابوتت ولی
لرزید دست و پای من ، زهرای من زهرای من

من که ندید اشکم کسی ، هنگام غسلت شد بلند
فریاد واویلای من ، زهرای من زهرای من

جانم رسیده بر لبم ، می پرسد از من زینبم
کو مادرم بابای من ، زهرای من زهرای من

قنفذ از آن ضرب غلاف ، از مالیاتش شد معاف
شادند دشمنهای من ، زهرای من زهرای من

سیلی کجا و روی تو‌ ، میخ در و‌ پهلوی تو
انسیة‌الحورای من ، زهرای من زهرای من

تا زنده ام تا زنده ام ، از روی تو شرمنده ام
دستت شکسته پای من ، زهرای من زهرای من


#ز_محمدی

@raziolhossein
😢 1
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دفن_شبانه


ای خاک! بهار بی‌خزان باش ای خاک!
همسایهٔ ماه و آسمان باش ای خاک!

این یاسِ کبود، پهلویش مجروح است
با جانِ رسول مهربان باش ای خاک!


#یوسف_رحیمی


@raziolhossein
1
16:36
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه



زهرا که جان عالمی بادا فدایش
زهرا که می باشد رضای حق رضایش

زهرا که جبریلش پیام وحی میداد
الهام بر او با کلام وحی می داد

زهرا که اصحاب کساء را بود محور
زهرا که خواندش بضعة منّي پیمبر

زهرا که ذکر نور،جاری برلبش بود
روح الامین محو مناجات شبش بود

زهرا که آیین رسالت زنده از اوست
زهرا که نام مصطفی پاینده از اوست

این پیک نغز از عالمی نیکو سرشت است
عطر بهشت از اوست نه او از بهشت است!

زهرا که محراب از نمازش آبرو داشت
هنگام ذکر نام او باید وضو داشت

زهرا که مداحش کلام الله باشد
همراه نام او سلام الله باشد

زهرا که عقل اول او را «امّ اب» خواند
زهرا که بر دستش پیمبر بوسه بنشاند

از دامنش نور ولایت منجلی شد
در نُه بهار عمر همدوش علی شد

بی حبّ او نبود قبول حق،عبادت
بی لطف او کی وا شود درهای رحمت؟!

زهرا بود معیار حبّ و بغض داور
باشد رضایش با رضای حق، برابر

زهراست بین خلق،نوری برگزیده
او را خدا با جلوه ی خود آفریده

زهرا و قرآن هر دو آیات خدایند
راه خدا را هر دو مصباح الهُدایند

زهرا کتاب وحی را شیرازه باشد
اسلام از نامش بلند آوازه باشد


#محمد_نعیمی

@raziolhossein
2
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت #فاطمیه
#امام_حسن #کوچه


ابری رسید و ماه تو را ناپدید کرد
داغی رسید و سروِ تو را مثل بید کرد

الماس ریزه‌ها جگرت را بهم زدند
اما تو را مصیبت کوچه شهید کرد

حرفی بزن به موی سفیدت قسم بگو
با روزِ تو چه سایهٔ دستی پلید کرد

یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن
داغی که گیسوانِ حسن را سفید کرد

با صد امید حامی مادر شدم ولی
آن نانجیب امید مرا نا امید کرد


@raziolhossein
16:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت



 دوباره شــب شد و ظلمت بر آمد
کنار قبر زهـــرا حـــیدر آمد

دوباره شــب شد و ظلمت بر آمد
کنار قبر زهـــرا حـــیدر آمد
 
پس ازآنی که طفلان خوابشان برد
فلک، تاب از دل بیتابشان بـــرد

زخانه تا بقیع، شاه یگــــــانه
قدم آهسته بردارد شبـــــانه 
 
به آوایـــی که دل در دل نماند
خداوندا علـــــی دیگر بنالد
 
به آوایی که خــیزد از دلِ تنگ
به آوایی، که ســوزد سینه سنگ

به آوایـــی، که پیغمبر بنـالد
زمین و آسمان، یکــسر بنـالد

بگوید زیر لب در آن دل شــب
امان از سینه سوزان   زیـــنب

بدین حالش چوطی شد راه صحرا
بیاید در کنار قـبر زهـــــرا

نهدصورت به خاک،آن شاه ابرار
بگوید این سخن با چشم خونبار

سلام ای بانوی در خـاک خفته
درود زندگی را زود گـــفته

بخــواب آرام ای پهلو شکسته
علـی اندر سر قــبرت نشسته

بخواب آرام، ای نور دو عـینم
که من، چون تو پرستارحـسینم

بخواب آرام، با رخــسار نیلی
به پیغمبر نشان ده جـای سیلی

به خـانه چون روم، رویت نبینم
بریزم اشـک و، با زیـنب نشینم

به مسجد چون روم، بینم عدو را
به یاد آرم غــــم سیلی او را

چه خوبست ای همه آرام   جانم
همیشه بر سـر قبرت بمـــانم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
16:41
#امیرالمومنین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها



کار داریم در این شعر فراوان با دَر
گوییا خورده گره با غزلِ  مولا ، در

وَ قسم بَر ترکِ کعبه که حتی دیوار
می شد از عشقِ علی پیشِ علی دَرجا در

جانشینِ نبی الله که شد روزِ غدیر
خستگی های پیمبر همه شد یکجا در

شهر علم است نبی شهرِ طرب انگیزی
که برایش به خدا هست علی تنها در

می نشستند یتیمان همه شب منتظرش
خیره بر در همگی تا بزند بابا در

چیره بر قلعه ی قلبِ همِگان شد وقتی
کَنده شد با دَمِ یا فاطمه اش از جا در

شُد دَرِ قلعه ز جا کَنده ولی مرغِ دلم
ناخود آگاه سفر می کُند از در تا در

نکند در غزلم بسته شود دستانش
نکند در غزلم باز شود با پا در

میخِ در داغ شد و مادرمان زخمی شد
او کنون تکیه به دیوار نماید یا در ؟!

آنچنان با لَگدی باز شد آن در که همه
فکر کردند که دیوار یکی شد با در

آه! سادات ببخشند ولی خورد زمین
در همین فاصله هم کنده شد از لولا در

رد شدند آن همه نامرد از آن در با پا
تا که افتاد به رویِ بدنِ زهرا در

بچه سید نشدم دستِ خودم نیست ولی
وسطِ روضه دلم گفت بگویم مادر

کربلا جلوه ی هفتاد وسه تَن می شد اگر
اندکی تاب میاورد در آن غوغا در

آه! ای فاطمه؛ ای علتِ لبخندِ علی
رفتی و بعدِ تو انداخت زِ پا او را در

ما فقیریم و یتیمیم و اسیریم همه
جز تو فریادرسی نیست بیا بُگْشا در

با دعای فَرَجت از خودِ خورشید بخواه
تا کمی باز کند روی همه دنیا در...


#محسن_کاویانی


@raziolhossein
5
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


رنگ خزان شدم ز غمت ای خزان من
زهرای من! حبیبه ی من! مهربان من

میبینی از غمت چقدر میخورم زمین؟
دیگر شدم بدون عصا آسمان من!

مانده هنوز بستر تو گوشه ی اتاق
با لاله اش چکار کنم باغبان من؟!

ماندست چند تار مویت بین شانه ای.
چشمم که خورد تیر کشید استخوان من!

راحت بخواب درد کشیدن تمام شد!
راحت بخواب درد کشیده جوان من!

کابوس لحظه های علی نبش قبر توست..
فکرش به هم زده ست زمین و زمان من

چهل قبر ساختم که نفهمند هیچوقت
آخر کجاست قبر تو راز نهان من..

گفتم درِ جدید بسازند بعد تو
تا میخ ها دوباره نگیرند جان من..

حالا دگر تمام شده امتحان تو...
حالا دگر شروع شده امتحان من...


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت
#عامیانه


شب و روزم بی تو زیر و رو شده
دیدنت برا من آرزو شده
کنار قبر تو احیا می‌گیرم
شبای قدر علی شرو شده

پیر بشم، ای جوونم! به یادتم
هر کجا دربمونم به یادتم
ليلة القدر علی! کوثر من!
هل اتی که می‌خونم به یادتم

در به روی غصّه بستن یادته؟
رشته‌ی غمو گسستن یادته؟
با یه لقمه نون، نمک، صفا، وفا
دور یک سفره نشستن یادته؟

به فلک، یادتو تلقین می‌کنم
ختم الرّحمن و یاسین می‌کنم
تازه تازه هر شب از باغ بهشت
گل برا قبر تو دس‌چین می‌کنم

بمیرم که گوشه‌ی اتاق تو
شمعی روشنه به اشتیاق تو
من صبورم ولیکن خودت بگو
"کَیفَ اَصبِرُ علی فِراق" تو؟

هیچ کسی نمی‌دونه با من و تو
زمونه چه کرده الّا من و تو
کاشکی تو به جای من بودی و من
جای تو بودم و امّا من و تو،،،

سرنوشتمون عجیبه، گل من!
دردای ما بی طبیبه، گل من!
مگه اون روزی که مهدی‌مون بیاد
مث ما اونم غریبه، گل من!


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


دنیا به حال زار علی گریه می‌کند
عقبا بر انکسار علی گریه می‌کند

می‌افتد آفتاب شبانه به روی خاک
با چشم پر ستاره علی گریه می‌کند

همسایه هم خبر نشد از دفن فاطمه
غربت به افتخار علی گریه میکند

تکثیر داغ آینه را باش که علی
دارد سر مزار علی گریه می‌کند

بر روی خاک گریه کنان یار فاطمه‌ست
در زیر خاک یار علی گریه می‌کند

زانوی پهلوان اُحد می‌خورد زمین
پا می‌شود دوباره علی گریه می‌کند

خاک مزار فاطمه بر صورت علی‌ست
بر صورتش غبار علی گریه می‌کند

کشتند ذوالفقار علی را چهل غلاف
در قبضه ذوالفقار علی گریه می‌کند

امشب حسن به یاد جراحات روی او
افتاده در کنار علی گریه می‌کند


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
1
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت
#رباعی

پروانه شدی شمع شدی پای علی
هم سوختی هم آب شدی وای علی

ویرانه شده بعد تو خانه حالا
قبر تو شده بهشت زهرای علی

#علی_سلطانی

@raziolhossein
3
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت
#دوبیتی

حسن حق داره که بی خواب باشه
برای مادرش بی تاب باشه

شبونه می‌ره مادر کاش از امشب
حسینش تشنه میشه آب باشه

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


زهرا گذشت و خاطره‌هایش هنوز هست
در مسجد مدینه صدایش هنوز هست

شهری که بود شاهد غمهای فاطمه
پر از صدای گریه فضایش هنوز هست

از گلشن امید به تاراج حادثات
گل رفته است و عطر وفایش هنوز هست

یاد مصیبتش نشد از سینه‌ها برون
آن داغ، بر دلِ همه، جایش هنوز هست

در هر دلی که داشت تجلّی، به جای ماند
در هر سری که بود هوایش، هنوز هست

در آستانهٔ درِ آن روضۀ بهشت
بانگ و نوای «وا ابتا»یش هنوز هست

چون آرزوی خفته در آغوشِ سردِ خاک
محسن به جا نماند و عزایش هنوز هست

گر سر زند به کلبۀ احزان او کسی
پی می‌برد که شور و نوایش هنوز هست

سودی نخواست از فدک اما به یادگار
آن خطبهٔ بلیغ و رسایش هنوز هست

تا انتقام مادر خود را کِشد ز خصم
مهدی، که باد جان به فدایش، هنوز هست



#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم



آتشی در خانۀ اهل کسا انداختند
ریسمان بر گردن شیر خدا انداختند

بدتر از آن ریسمان این بود که ، در پشت در
یاس هجده سالۀ او را ز پا انداختند

با لگد گیرم چنان انداختندش بر زمین
پیش چشم دخترش زینب چرا انداختند

فرصتِ آنکه سرش را خم کند پیدا نکرد
دست ، سمت صورت او بی هوا انداختند

دور از چشم علی فضه بیا امداد کن
با لگد هم طفل من را هم مرا انداختند

از علی شد هتک حرمت وقت مسجد بردنش
از سرش عمّامه از دوشش عبا انداختند

دیدنِ این چادر خاکی علی را می کشد
روی چادر چند تایی ردِّ پا انداختند

آتشی را کز درِ این خانه شعله می کشید
بعدها در خیمه های کربلا انداختند

دیدهء عباس روی نیزه ها پُر آب شد
دختری را بی هوا از ناقه تا انداختند

جان فدای آن سری که شامیان با سنگها
شرط بستند و ز رویِ نیزه ها انداختند

گشت آقایی میان خاکها با گریه گفت : ...
خاتمت بردند ، انگشتت کجا انداختند


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!
برخیز و باش، فاطمه جان! غمگسار من

رفتی ز دیده ی من و از دل نمی‌روی
حس می‌کنم همیشه تویی در کنار من

شیرینی حیات من! ای بَضعَةُ الرّسول!
تلخ‌ست با غمت همه لیل و نهار من

خیری پس از تو نیست در این زندگیّ و من
گِریَم از این‌که طول کشد روزگار من

مردم ز گریه، غصّه ی خود حل کنند، لیک
افتد ز گریه، غصّه ی دیگر به کار من

خواهم ز کودکان تو پنهان گریستن
اما غمت ربوده ز کف اختیار من

این روزها ز خانه کم آیم برون، مگر
کمتر به قتلگاه تو افتد گذار من


#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
2
16:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسن #فاطمیه #کوچه


دارایی من برابرم خورد زمین
انگار تمام باورم خورد زمین

رفتم سپر بلا شوم اما حیف
قدم نرسید... مادرم خورد زمین

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
16:42
#امیرالمومنین
#رباعی


پا از ره عشق پس‌کشیدن ممنوع
آهی ز سر هوس کشیدن ممنوع

بر سر در خانه دل خود بنویس
بی حب علی نفس‌کشیدن ممنوع
 
#مجتبی_شجاع

@raziolhossein
4
12 November 2025
ش
03:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
03:38
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #رباعی

ای خاک ره تو تاج سرها زهرا
ای قبر تو مخفی ز نظرها زهرا 

تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟
گر بسته شود تمام درها زهرا 

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
03:38
#امام_زمان_فاطمیه


صدای هق‌هق‌ات آقا طنین چاووشی
دوباره در غم مادر سیاه می‌پوشی

بلند گریه کنی در عزای فاطمیه
روا نباشد از این پس به شیعه خاموشی

دعا برای ظهورت همیشه یادم رفت
مرا ببخش برای همین فراموشی

خودت بگو چه جوابی به مادرت بدهم؟
که سالیان درازی‌ست خانه بر دوشی

دو چشم مهدی زهرا که خیس اشک شده
نگاه خشک من! از غم چرا نمی‌جوشی؟!

خودت بگو اثر ضرب دست سنگین نیست،
زمین می‌افتد اگر گوشواره از گوشی؟!


#علیرضا_خاکساری


@raziolhossein
2
03:38
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


امید دل طاها  یا فاطمة الزهرا
ای ذکر لب مولا یا فاطمة الزهرا

ای دختر پیغمبر   ای تاج سر حیدر
کن یک نظری بر ما  یا فاطمة الزهرا

ما درد شما درمان...ما تشنه شما باران
ما قطره شما دریا ...یا فاطمة الزهرا

دنیا به تو محتاجیم   عقبا به تو محتاجیم
محتاج توایم هرجا  یا فاطمة الزهرا

ما خشکی پاییزیم  ما ذره ی ناچیزیم
تو مهر جهان آرا  یا فاطمة الزهرا

در شادی و در غم ها در روضه و ماتم ها
دارم به لب این آوا  یا فاطمة الزهرا

باشد پسرت آید  قرص قمرت آید
در ظلمت این شبها  یا فاطمة الزهرا

از ضربت آن سیلی رخسار تو شد نیلی
ای انسیه الحورا   یا فاطمة الزهرا

از داغ غمت حیدر از قد خمت حیدر
افتاده دگر از پا  یا فاطمة الزهرا


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
03:40
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

گرچه با سختی بسیار می آید اینجا
با غم‌ سینه بیمار می آید اینجا

فاطمیه وسط روضه بشین تکیه نزن
مادری دست به دیوار می آید اینجا

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
😭 1
03:44
#امام_زمان_فاطمیه


ای که پیدایی و پنهان مثل زهرا مادرت
معجزه داری فراوان مثل زهرا مادرت

جای جای این جهان را نور باران کرده ای
پشت ابر ای ماه تابان مثل زهرا مادرت

دم به دم دارد دم گرمت قیامت می کند
لطف تو بی حد و پایان مثل زهرا مادرت

دوستان که جای خود ، تو خیر خواه دشمنی
می رسانی بر همه نان مثل زهرا مادرت

ای به قربان مرامت لحظه ای هم نیستی
غافل از حال محبان مثل زهرا مادرت

بر تو هم خانه به خانه کم محلی می کنند
گشته ای مظلوم دوران مثل زهرا مادرت

تکیه زن بر منبر کعبه ، فدک را زنده کن
ای زبانت تیغ برّان مثل زهرا مادرت

.....
یاد چشم تشنه ای که آسمان را دود دید
روز و شب چشم تو گریان مثل زهرا مادرت


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
3
03:46
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


دست سقیفه ساخت ننگ دیگری را
عمدا شکست آیینه ی پیغمبری را

شاید غدیر از یادشان رفته ست،شاید
احمد سفارش کرد حیدر محوری را

هر کس نگاهش چپ بیفتد سمت حیدر
می بیند از من نعرهای حیدری را

حک میکند تاریخ در خود با خجالت
این روزهای تیره ی خاکستری را

این نامسلمان نیت اش تخریب بیت است
در سینه دارد کینه های خیبری را

یک کوه هیزم پشت در آورده بودند
آورده بود آن روز با خود لشگری را

ای بشکند پایش که در را کند از جا
از من گرفت آن پست حق مادری را

افتاده دیگر هر دوتا دست من از کار
هر روز دارم با خودم دردسری را

بازو،کمر،پهلو بماند،گفتنی نیست
یاسم که دارم هیبت نیلوفری را

یارب به حق مرتضی عجل وفاتی
جان میکنم این روزهای آخری را...


#محسن_صرامی
@raziolhossein
03:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


بیا بنشین کنار من کمی از بهر تسکینم
بیا تا که بگویم من چرا اینقدر غمگینم

تمام استخوان‌های تنم از درد می سوزد
نه جان دارم که برخیزم نه جان دارم که بنشینم

پس از سیلی فقط چشمانم از نزدیک می بیند
بیا نزدیک تر بنشین به جان تو نمی بینم

حسینم را بغل کردم شبی ، زخمم دهان وا کرد
دمادم لاله می کارم دمادم لاله می چینم

اگرروی از تو پوشاندم یقینا علتی دارد
هزاران حرف خوابیده به پشت پلک سنگینم

از این پس کارهای خانه را بسپار به اسما
که من در خود توان هیچ کاری را نمی بینم

نفس تا بود از تو دم زدم اما حلالم کن
تورا شرمنده می بینم و من شرمنده از اینم


#مهدی_محمدی

@raziolhossein
03:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


جز غم کسی به خانه‌ی ما سر نمی‌زند
اینجا که مرغ شوق دگر پر نمی‌زند

در شهر خود غریبم و با درد آشنا
در خانه‌ی غریب، کسی در نمی‌زند

من بضعه‌ی پیمبر و یک تن از این همه
دَم از سفارشات پیمبر نمی‌زند

جز من که بر دفاع علی سینه‌اش شکست
حرفی کسی ز غربت حیدر نمی‌زند

آتش زدند خانه‌ی ما را که هیچ کس
آتش به آشیان کبوتر نمی‌زند

در پشت در، شهادت من شد شروع و حال
غیر از اجل به گِرد سرم پر نمی‌زند

می‌زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت
زن را کسی مقابل شوهر نمی‌زند

بیش از همه به حالت زینب دلم بسوخت
مادر کسی برابر دختر نمی‌زند

کردیم امتحان (مؤید) که هیچگاه
جز آستان ما، در دیگر نمی‌زند


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
3
03:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

منصوره‌ی عرشی ولی انصار نداری
یار همه هستی و خودت یار نداری

ناجی خلیلی و خودت خاطره‌ی خوش
از آتش و دود و در و دیوار نداری

سکان سماوات به هم ریخته ، چون تو
نای به لب آوردن اذکار نداری

در سینه رد میخ در سوخته داری
در چشم ولی مثل علی خار نداری

سنگینی داغ تو شکسته‌ست علی را
هرچند سبک‌تر شدی و بار نداری

افتادی و الجار تماشای تو کردند
پشت در این دار به جز نار نداری

دیدم‌ که به زیر لگد و سیلی و شلاق
با هیچ‌کسی غیر علی کار نداری

هرچند شده وارث تو زینبت اما
پیشانی زخمی سر بازار نداری


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
2
03:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای آنکه بر صحیفه حق پشت پا زدی
بر هم بساط شادی آل عبا زدی

گر دشمنی به ساحت احمد نداشتی
بر گفته های او ز چه رو پشت پا زدی؟

روزی که دادگاه عدالت به پا شود
آگه شوی که تیر جفا را خطا زدی

می پرسد از تو مهدی ما با چه جرأتی
آتش به درب خانه شیر خدا زدی؟

دستت بریده باد که با بودن حسین
سیلی به روی مادر ما از جفا زدی

در کوچه ای که رهگذر خاص و عام بود   
با تازیانه مادر ما را چرا زدی ؟


کشتی تو بیگناه چرا محسنش بگو
 کآتش به جان خسرو دین مرتضی زدی

پهلوی او شکستی و زین ماتم بزرگ
خنجر به پشت ختم رسول از قفا زدی

ژولیده شو خموش کز این شعر سوزناک
 آتش به تار و پود همه ماسوی زدی

مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
03:56
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی


نور تو دلیل عالم امکان است
از اوج مقام تو، مَلَک حیران است

بر کُنه مَقامت نرسد عقل کسی
قدرِ تو شبیهِ قبرِ تو پنهان است


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
2
13 November 2025
ش
14:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

زمین مزارِ خاک بود، جای آسمان نبود
و خاکِ مرده، خانه‌ی مسافر زمان نبود

دَمی که خالقِ جنان به خاک افتخار داد
قرار بر بهار بود، حرفی از خزان نبود

زمین لیاقتِ امانتی که داشت را نداشت
-همیشه‌آزموده‌ای- که مَردِ امتحان نبود

چگونه شد؟ کسی که چادرش پناه خلق شد
میان خلقِ در پناه خویش، در امان نبود

مگر زمان چگونه از گذارِ عمر او گذشت؟!
که در شمارِ سال‌ها جوان، ولی جوان نبود

نمازِ پشتِ در به دائم‌الرُّکوعی‌اش رساند
قیامِ در قعود بود، قامتش کمان نبود

اگر نبود خطبه‌ای که زد به گوشِ مأذنه
نشانی از "علی" میان اشهدِ اذان نبود

ضریحی از مدینه بود، قبله‌ی نماز ما
اگر مزارِ قبله‌گاهِ کعبه بی‌نشان نبود

#رضا_قاسمی


@raziolhossein
14:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم

زهرا شده در خانه ی مولا بی یار
خونی شده و تکیه زده بر دیوار

مانده است در آن کشاکش ضربه و در
ایکاش که کوتاه بیاید مسمار

#اصغر_چرمی
@raziolhossein
14:19
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


حجت‌الله است بر جمع امامان فاطمه
در مقاماتش فقط حیدر به زهرا می‌رسد

احترام است و سلام است و رکوع و بوسه است
اولین کاری که پیغمبر به زهرا می‌‌رسد

بی حرم نه، این حرم‌ها مرقد پنهان اوست
هر که آمد بین این معبر به زهرا می‌رسد

خادمانِ هر حرم خُدّام بیت فاطمه اند
هرچه خدمت می کند نوکر  به زهرا می  دسد

راه دشوار است اما انتهایش روشن است
نامه‌ی اعمال ما  آخر به زهرا می‌رسد

کار اگر سخت است در هول قیامت، غصه چیست
دست ما وقتی که در محشر به زهرا می‌رسد

قبل از آنی که بریزد اشک از پلکت به روت
گریه‌ی این چشم‌های تر به زهرا می‌رسد

تازه هنگام شروع گریه‌های مجتبی است... روضه‌خوان وقتی که بر منبر به زهرا می‌رسد

نه عیادت می‌کنند و نه سلامی ، جای شهر
شب به شب تا صبح یک دختر به زهرا می‌رسد

می‌کند یاد در و دیوار  می‌بیند هنوز
رد خون رفته تا بستر به زهرا می‌رسد

هیزم و آتش که آمد فاطمه فریاد زد
که دفاع از خانه‌ی حیدر به زهرا می‌رسد

در به روی مادر ما خورد  محسن حس نمود
زودتر از شعله، میخ در به زهرا می‌رسد

سهم مولا یک طناب و سهم زهرا یک قلاف
ضربه‌ها هی پشت یکدیگر به زهرا می‌رسد




خواهری بالای تل و مادری در قتلگاه
در شلوغی ضجه‌ی خواهر به زهرا می‌رسد

تشنه‌ای بر دامن زهراست اما جای آب
شمر دارد وای با خنجر به زهرا می‌رسد

پیکرش هرچند  بر تیغ حرامی‌ها رسید
شام فردا در تنوری سر به زهرا می‌رسد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
14:21
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها


همان ساعت که نه خلقی و نه حرفی ز خلقت بود
علی با فاطمه در گوشه ای مشغول صحبت بود

سحرها با مناجاتش عوالم را به هم می ریخت
قیامت می شد آن لحظه که مشغول عبادت بود

پیمبر دست او را بارها بوسید و حیرانم
برای فاطمه یا که پیمبر این فضیلت بود

هزاران حیف قدرش را در این دنیا ندانستند
همان حوریه ای که جای او در اصل جنت بود

کمی از گرد و خاک چادرش در دست باد افتاد
اگر سوزاند آتش چادرش را از حسادت بود

چرا در روضه هایش از در و دیوار می گویند؟!
بهشت آتش گرفت و این خودش اوج مصیبت بود

میان بستر خود یک شب او راحت نخوابیده
مدینه در همان شبها ولی در خواب راحت بود

تویی آن دختر دردانه ی پیغمبر خاتم
که بین پیروانش کشتنت مزد رسالت بود


#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
14:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چه ماتمی است که بر جان نشاندنش سخت است
خدا کمک کند این روضه خواندنش سخت است

کسی که ذوق نشستن کنار حیدر داشت
چطور شد که در این خانه ماندنش سخت است؟

ببین چقدر بزرگ است جرمشان، زهرا...
دلش شکست، که این دل شکاندنش سخت است

اگر که فاطمه این سو گرفته مولا را
بگو چهل نفر آن سو، کشاندنش سخت است

اگر تکان ندهد روزگار صبرت را
غبار چادر مادر تکاندنش سخت است

کبوتری که نمیبیند آسمانش را
به لانه با پر زخمی رساندنش سخت است

نخوانده موی سیاه غزل سپید شده
خدا کمک کند این روضه خواندنش سخت است

#حسین_صیامی

@raziolhossein
1
14:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


با نسیمی غنچه پرپر می‌شود طوفان چرا!؟
در غباری کرده‌اند آیینه‌ را پنهان چرا!؟

"لایُضیفُ الضَّیفَ الاّ كُلُّ مُؤمن"*، جای خود
با هجوم شعله‌ها در می‌زد این مهمان چرا!؟

"در" همینکه سوخت به زهرا پناه آورده بود
تازه فهمیدم که از لولا شد آویزان چرا!

آن دری که "ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِين"
از خجالت سوخت که اینگونه شد ویران چرا!

دستگیرِ هر دو عالم دست‌هایش بسته بود
گفت: افتادی به روی خاک زهرا جان چرا!؟

فاطمه هرروز اشک و مرتضی هرروز اشک
سرزده در ساحت آیینه‌ها باران چرا!؟

حال زینب را چنان مویش پریشان می‌کند
می‌شود با شانه کردن شانه‌اش لرزان چرا!؟
.
.
.
با حضور فاطمه حتی کفن گل می‌دهد
مثل درد او ندارد، خون او پایان چرا!؟


*«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:
لایُضیفُ الضَّیفَ الاّ كُلُّ مُؤمنٍ.
هر مؤمنی باید که مهماندوست و مهمان‌نواز باشد. (مستدرک، ج ١٦، ص ٢٥٧)


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
2
14:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت
رفت پای جانمازش روی دنیا پا گذاشت

با قیامش آسمان می‌رفت زیر چادرش
قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت

سجده‌اش را بُرد آنجایی که جز مسجود نیست
سر به خاکِ سجده‌دارِ مسجدالزهرا گذاشت

با صدای آب آب، از عرش باران شد چکید
رفت بالای سرِ لب‌تشنه‌اش دریا گذاشت

باز تا نان‌آورش برگشت از نان بردنش
مرهمِ اشکی به زخمِ شانه‌ی مولا گذاشت

گرچه رویش سرخ بود از ردّ سیلی‌های اشک
گوشه‌ای هم جا برای خنده‌ی حاشا گذاشت

در هجومِ سنگ‌ها با آنکه بار شیشه داشت
پای اینکه نشکند آیینه جانش را گذاشت

مشکِ‌‌ اشکش را غمِ روز مبادا آب کرد
گریه‌هایش را برای روز عاشورا گذاشت

چارده قرن است، می‌گردد زمین دنبال او
آرزوی تربتش را بر دلِ دنیا گذاشت


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
14:31
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


ای ماه مهربان شب تار من! بمان
تنهاست بی تو حیدرت ای یار من! بمان

دیگر به جای هر نفست آه می‌کشی
آه ای عزیزْ همسر بیمار من! بمان

تسکین داغ‌های جگرسوز من! مرو
درمان دردهای دل زار من! بمان

خواب از شبت گرفته غم و زخم‌ها ولی
با این وجود، طلعت بیدار من! بمان

یک دست را به زور به جارو گرفته‌ای
یک دست را میانه‌ی پهلو گرفته‌ای

بیگانه‌ای که نیست در این خانه، مانده‌ام
ای محرم علی! چه شده رو گرفته‌ای؟

با تو چه کرده‌اند عزیزم؟ که این‌چنین
با گریه‌های روز و شبت خو گرفته‌ای

ناموس حیدر است که افتاده بر زمین؟
یا کشتی شکسته‌ی پهلو گرفته‌ای؟


#محمد_قائمی_راد

@raziolhossein
1
14:32
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را
تا خلق کند حوری انسانی خود را

ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد
بر خاک قدم های تو پیشانی خود را

هفتاد یهودی نه، که سلمان و ابوذر
مدیون تو هستند مسلمانی خود را

در بند غمت هر که اسیر است عزیز است
آزاد مکن یوسف زندانی خود را

چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم
یک روز ببینیم سلیمانی خود را

ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم
در روضه تو لحظه پایانی خود را

محشر همه فاطمیون چشم به راهند
از یاد مبر این همه قربانی خود را


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
3
ش
17:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1277, 197.4 KB
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه

رو بِه شِشْ گوشه ی
اَربابْ کِه چِشمَمْ اُفتادْ
جُزْ حُسِینْ هَرْ چِه که
بوده استْ زِ چِشمَمْ اُفتادْ

#رضا_کلاهدوز
@raziolhossein
17:49
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

بهشت جلوه ای از کربلای توست حسین
بهشت ما حرم باصفای توست حسین

برات عفو به امضاى مادرت گیرد
کسی که زائر صحن و سرای توست حسین

به عالمی در دل بسته ايم از اول
مگر به روی تو، این خانه جای توست حسین

به داغ مرگ عزیزان خود نمی گرییم
که اشک ما همه وقف عزای توست حسین

هنوز دوست به یاد تو اشک می ریزد
هنوز بر لب دشمن ثنای توست حسین

سلام بر تو که قاتل، کریم خواند تو را
سلام بر تو که عالم گدای توست حسین

سلام بر تو که حتّی سپاه دشمن هم
رهین منّت و لطف و عطای توست حسین

بهای خون تو را جز خدا نداند کس
تو کیستی که خدا خونبهای توست حسین

 زیارت همه پیغمبران، زیارت حق 
زیارت سر از تن جدای توست حسین

سر بریده به بالای نیزه می بیند
نگاه دل که به گلدسته های توست حسین
 
سر تو دفن شد امّا چهارده قرن است
جهان پر از تو و بانگ رسای توست حسین

تو آن صحیفهء صد پارهء ورق ورقی 
که زخم های تنت آیه های توست حسین...  

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:49
#امام_حسین
#امام_زمان_مناجات
#شب_جمعه


شب جمعه است، بیا حال مرا بهتر کن
فکر دلواپسیِ قلب منِ مضطر کن

این شب جمعه اگر مقصد تو کرببلاست
نزد ارباب دعایی به منِ نوکر کن

گذر عمر منِ بی سر و پا بر تو نخورد
عزم دیدار مرا در نفس آخر کن

عمر من رفت و تو را درک نکردم آقا
فهم من درخورِ درک تو نشد باور کن

چِقَدَر نام تو بردم به زبانم، یک بار
تو صدایم بزن و خوش دلم ای دلبر کن

سهم من از تو فراق تو شده غم دارم
منّتی بر سر من نِه، تو غمم کمتر کن

عاشق کرببلا، عاشق دیدار توأم
هر دو را قسمت من حق شه بی سر کن

کربلا با تو صفا دارد و بی تو سخت است
سختی راه، بر این خسته تو راحت تر کن

روضه ی جدّ غریبت شب جمعه باز است
باز روضه تو نخوان، فکر دل مادر کن

مادری کز تَه گودال صدا زد، ای شمر
خنجرت را نکش و شرم زِ پیغمبر کن...

...خنجرت را بکشی، حنجر من می سوزد
فکر بد حالی من، نزد گل پرپر کن

من نه، اصلاً  تو بیا فکر حرم باش آخر
فکر زینب کن و فکر دل این خواهر کن

پیش زینب، به حسینم نزن اِنقدر لگد
بدنش ریخت بِهم، رحم بر این پیکر کن

فكر نیزه نکن و از سر او دست بکش
لااقل قبل بریدن گلویش را تَر کن

وقت غارت شده، رحمی تو به ناموس علی
رحم بر خیمه و بر کودک و بر معجر کن

عاقبت می رسد آن منتقم خون حسین
صبر کن، فکر خودت شمر تو در محشر کن


#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
1
17:49
#امام_حسین_شهادت
#گودال #عاشورا


بر آن شهیدِ غریبِ به خاک و خون غلطان
رواست چشم جهان تا ابد شود گریان
چرا که گریه کند روز و شب امام زمان

(روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
بماند از حرکت ذوالجناح و از جولان)

نه قلب اهل حرم تاب آن مصیبت داشت
نه چشم های عطش خیز خواب راحت داشت
نه آن امام دگر یاوری به غربت داشت

(نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت)

هجوم نیزه و شمشیرها فزون گردید
صدای هلهله از شش جهت برون گردید
زمین به لرزه درآمد به رنگ خون گردید

(هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید)

ز خاتم همه پیغمبران نگین افتاد
شکوه قامت آن محشر آفرین افتاد
ز جمع آل کسا نور پنجمین افتاد

(بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد)


#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
17:49
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


منم که حرف دلم را مدام می گویم
ثنای حضرت عالی مقام می گویم

همیشه رو به حرم می شوم به عشق حسین
به شوق پاسخ مولا سلام می گویم

#اسماعیل_شبرنگ
@raziolhossein
1
17:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×748, 306.3 KB
ای راز شادی‌ و غم پیوسته‌ام حسین
تا مغز استخوان به تو وابسته‌ام حسین

#سیدمیلاد_حسنی 

@raziolhossein
18:01
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


هرکسی که خویشتن را مستمندش میکند
گر زمین خورده ست آقایم بلندش میکند
تلخ کامی های دنیا را چو قندش میکند
از جهان آزاد و بر این خانه بندش میکند

خوش به حال آنکه جزء سائلان این در است

خوش به حال آنکه از این سفره برکت میبرد
بُخل هم از این کرمخانه سخاوت میبرد
هرکسی که آمده از سفره راحت میبرد
شاه اینجا هدیه ها را سوی رعیت میبرد

این سخاوتمندی از ارثیه های مادر است

بد به حال آنکه در قلبش محبت نیست نیست
بین او با صاحبِ خانه رفاقت نیست نیست
کار دنیا راحت و عقبا که راحت نیست نیست
با حسین بن علی ترس از قیامت نیست نیست

صبح محشر کار دست بچه های حیدر است

هرکه پرسد اعتبارت را، بگو داده حسین
خوش به حال آنکه عشقش را به او داده حسین
خوب و بد درهم خریده آبرو داده حسین
جان به قربانش که فرصت به عدو داده حسین

گر نباشد او خدا،قطعا خدا را مظهر است

یک شب جمعه شد و قلب همه دنیا گرفت
هر ملک یک گوشه از شش گوشه اش مأوا گرفت
روضه با حال عجیبی در حریمش پا گرفت
قلب عالم سوخت تا این نغمه را زهرا گرفت

اهل عالم این حسین من غریب مادر است

خواهرش از روی تل شاه شهیدان را که دید
ناله های آب آب شاه عطشان را که دید
رد نعل اسب‌ها بر جسم عریان را که دید
چکمه های شمر بر آن جسم بی جان را که دید

گفت شرمت باد که او زینت پیغمبر است

آسمان نیلی شد و مهتاب میریزد زمین
مثل تسبیحی که در محراب میریزد زمین
آیه آیه پیکر ارباب میریزد زمین
نانجیبی پیش چشمش آب میریزد زمین

طعنه و زخم زبان از زخم خنجر بدتر است

یکنفر عمامه،یک تن پیرهن را میکشید
آن طرف تر یک نفر خلخال زن را میکشید
یک نفر با زورِ نیزه هی بدن را میکشید
نانجیبی گیسوی ارباب من را میکشید

این وسط هم ساربان در فکر یک انگشتر است

پاره پاره پیکر بی جان به روی خاک ریخت
آیه آیه سوره ی قرآن به روی خاک ریخت
کفر زد با خنجر و ایمان به روی خاک ریخت
هی سنان زد با سنان دندان به روی خاک ریخت

شاه زیر نیزه ها چشمش به سمت خواهر است

وای ده تا اسب حالا وارد گودال شد
با چهل تا نعل جسم شاه دین پامال شد
وای زینب وقت غارت کردن اموال شد
زینبش بر سرزنان بالای تل بی حال شد

روضه خوان بس کن که قلب مادر او مضطر است

#سیدحسین_صمدی 

@raziolhossein
18:01
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

در ذهن زمانه، روضه ای ناب گذاشت
صد داغ در این سینه بی‌تاب گذاشت

قبل از سفر شبانه اش چندین بار
بالای سر حسین خود آب گذاشت.

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
18:04
#امام_حسین_مناجات


هر جا در انتخاب مسیر اشتباه شد
در راهِ روضه‌ی تو دلم سر به راه شد

دیگر زمین نخوردم از آن روز، که مرا
دیوار تکیه‌های غمت تکیه‌گاه شد

هر جا فرار کردم از آوار روزگار
سقف بلند هیئت تو سرپناه شد

با روضه‌ی تو از جگرم آب می‌کشید
وقتی که چشم‌های ترم دَلوِ چاه شد

اوج غرورِ من همه جا مثل کوه بود
اما به وقت نوکری‌ات مثل کاه شد

چشمی که گریه کرده همیشه برای تو
شرمنده‌ام ببخش؛ که کارش گناه شد

لطف تو نامه‌ی عملم را سپید کرد
شرمنده‌ام که باز دوباره سیاه شد


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
1
18:07
#امام_حسین_مناجات


شوم فدای تو و قبر با صفات حسین جان
تو شهریار منی و منم گدات حسین جان

عنایتی بکن ای نور دیده زهرا
که تنگ گشته دلم بهر کربلات حسین جان

به آب زندگیم نیست حاجتی به خدا
بنوشم آب گر از چشمه فرات حسین جان

نمی‌شود به خدا کور وارد محشر
به روی دیده کشد هرکه خاک پات حسین جان

تو جان به جسم جهان دادی و سزاوار است
که جان خلق جهانی شود فدات حسین جان

به خون خویش تو دادی به دین حق رونق
به مهر خویش تو دادی به ما حیات حسین جان

به وصف تو بود این بس که گفته پیغمبر
تویی به بحر بلا کشتی نجات حسین جان

گذشتی از زن و فرزند و هستی و سر و جان
که زنده دین شود از نام دلربات حسین جان

خدای خواست تلافی کند گذشت تو را
ندید هدیه‌ای بهتر از این سزات حسین جان

به خط سرخ رقم شد به صفحه تاریخ
فقط تویی که خدا گشته خون بهات حسین جان

دم از ولای تو ژولیده می‌زند با دل
شبم فدای تو و قبر با صفا حسین جان


مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
1
18:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
672×960, 235.4 KB
#امام_حسین_علیه_السلام

دل، قبر مطهر حسین است
جان، زائر پیکر حسین است
آبی که بر او حرام کردند
مهریه‌ی مادر حسین است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
😭 3 1
14 November 2025
ش
02:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
02:36
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


ای پور علی فاطمه مرآت بیا
ای کعبۀ دل قبلۀ حاجات بیا

ای منتقم خون حسین و زهرا
با پـرچم ســرخ یا لثـارات بیا

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
02:36
#امام_زمان_مناجات



در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است

وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است

آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است

ای یاس باغ نرگس! باز آ که می‌کنم حس
بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است

بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است
وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است

عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد
آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است

ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم
ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است

از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم
کو مرد انتظاری «یابن‌الحسن» شعار است

گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟

میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:36
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


چه باک کشتی آن دل که بادبان دارد
میان زندگی اش صاحب الزمان دارد

به هیچ کس نزند رو، کسی که منتظر است...
تمام عمر نظر سوی آسمان دارد

هم آبرو و هم ایمان و هم ولای علی
هر آن چه دارد ازین بیت و آستان دارد

نبسته دل به کسی غیر یار و دلدارش
که دل سپردنِ در این جهان زیان دارد

به غیر نوکر این خانه که خودش آقاست
کجاست آن که چنین یار مهربان دارد

نه حرف و صحبت دیروز باشد و امروز
حکایتی شده این عشق، داستان دارد

چه روزهای بدی شد بدون کرب و بلا
دلم هوای حریمِ حسین جان دارد

از آتشی که فراگیر باشد و باقی
هر آن که کرب و بلا رفته است امان دارد

به سوی زائر او مادری جوان آید
تعجب است چرا قامتی کمان دارد؟!

تعجب است چرا چهره اش کبود شده؟!
ز دود و شعله به چادر، چرا نشان دارد؟!

میان مجمع زوار کربلا، زهرا
می آید و همه ی روضه را بیان دارد

چه کرده است مگر با حسین و دندانش
چنین گلایه از آن چوب خیزران دارد؟!


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
1
02:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#فاطمیه


هر جا که میروم سخن از فاطمیه است
رزق تمام سال من از فاطمیه است
شیعه بدون فاطمیه بی هویت است
بر ما حیات جان و تن از فاطمیه است

پشت و پناه من به پر و بال فاطمه است
ارض و سماء ارثیهء آل فاطمه است
در روز حشر فاطمه آید سراغ او
در این جهان کسی که به دنبال فاطمه است

یا فاطمه به عشق تو ما بحر ماتمیم
در فاطمیه غرق عزاییم و در غمیم
ما روضه خوان کرب و بلای مدینه ایم
حتی به فکر فاطمیه در محرمیم

ماییم روضه خوان تو با صاحب الزمان
باید بگیرد انتقام تو را صاحب الزمان
شب های آخریست که پهن است این بساط
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

آقا بیا که حیدر کرار مضطر است
از هر مصیبتی غم مولا فراتر است
با زینب و حسین و حسن گریه میکند
سخت است باورش که شب ختم مادر است

سر بر تراب قبر ، نهاده است بوتراب
پروانه سوخت ، شمع حیاتِ علی شد آب
بر روی منبر است ابومکر بی حیا
تا صبح روز حشر به او لعنت و عذاب

ارزش نداشت بهر خلافت شرر زدی
بر خاندان عترت احمد ضرر زدی
کشتی تو مادری که به عالم ملیکه بود
دختر زدی و تکیه به جای پدر زدی

ملعون ببین که زینب او آه میکشد
حیدر به یاد هر شب او آه میکشد
هر لحظه مجتبی ز غم از تاب میرود
وقتی حسین از تب او آه میکشد

#سیداحمد_شهیدی

@raziolhossein
02:36
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح
بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح

صدای غربت مولا ز چاه کوفه می آید
علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح

بیا ای وارث حیدر که زخم پهلوی زهرا
به شمشیر تو می گردد مداوا یا اباصالح

چرا مخفی است قبر فاطمه در شهر پیغمبر
بیا و پرده از این راز بگشا یا اباصالح

در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته
که اینجا مادرت افتاد از پا یا اباصالح

بیا از قنفذ کافر غلاف تیغ را بستان
که جایش مانده بر بازوی زهرا یااباصالح

میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا
بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا اباصالح


#غلامرضا_سازگار

#raziolhossein1
02:36
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


بلند میکنم از سوز سینه آهم را
نگاه میکنم از دور نور ماهم را

تو غرق در غمی امروز حضرت باران
به سمت چشم تو انداخت، اشک، راهم را

شبیه تو نه ولی در عزای زهرایم
بیا به شام غریبان ببین نگاهم را

دلم حسینیه مادر است این شبها
ببین به سردر دل بیرق سیاهم را

همیشه چادر زهراست سقف روی سرم
مگیر از من آواره سرپناهم را

از این به بعد فقط بر علی ببار که گفت:
گرفته اند ز من لشکرم سپاهم را



#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
02:36
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


در غُصه و غم، پناه دادی ما را
در ظلمتِ شب، پگاه دادی ما را

در روضه‌ی مادرت ، عزیزِ زهرا
ممنونم از اینکه راه دادی ما را


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:36
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


بلا عظیم و گره کور و امتحان سخت است
چقدر پیروی از صاحب الزمان سخت است

شبیه هرکه به جز اوست زندگی کردیم
ولی شبیه به آقا ...!؟برایمان سخت است

قصور ماست اگر تحبس الدعا شده ایم
مقصریم که رفتن به آسمان سخت است

برای دیده ی هرجایی منِ دلسنگ
مجال دیدن دلدار هر زمان  سخت است

چقدر فاصله مانده چقدر از او دوریم
و‌ راه رفتن با پای ناتوان سخت است

اگرچه غرق گناهیم دوستش داریم
نبودن ولیِ مهربانمان سخت است

اگرچه دورم از او بین روضه نزدیکم
نفس کشیدن بی روضه بی گمان سخت است

همیشه قصه ی بی مادری غم انگیز است
همیشه رفتن یک مادر جوان سخت است

ز میخ سخت تر آغاز بی کسی علیست
به روضه خوان بگو این روضه را نخوان ..سخت است

به ‌پیش دیده ی مردم زدند فاطمه را
اگرچه روضه عیان است در بیان سخت است

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
2
02:36
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


خبر هجر تو از ماذنه تا می آید
بوی اشک است که از سجده ی ما می‌آید

چِقَدَر آه کشیدی..،نشنیدیم تو را...
اشک بر گونه ی این ناشنوا می آید

تا که پروانه پرش سوخت به عاشق فهماند
وصل دلبر فقط از راه فنا می‌آید

مدعی نیست کسی که به تکامل برسد
فقط از شیشه‌ی کم آب صدا می‌آید

خوش‌به‌حالم که فقط ظرف مرا می‌شکند
میل لیلی‌ست اگر گاه بلا می‌آید

نه به چلّه ست نه صحرا..،اگر عاشق باشیم
یار ، خود ، سرزده تا خانه‌ی ما می‌آید

یا اَبانا! فقط این‌بار بغل کن ما را
وا کن آغوش خودت را که گدا می آید

در دل سختی و غم ذکر نجاتم زهراست
حال من با دم یا فاطمه جا می آید

جان پهلوی به مسمار گرفته..،برگرد...
به سر شیعه از این داغ چه‌ها می آید
.
.

بعد از آن ضربه‌ی سنگین لگد..،آه..،چه شد؟!...
پشت در جای علی،فضه چرا می آید

#سید_امیرحسین_موسوی
#بردیا_محمدی

@raziolhossein
02:36
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل



خبری می‌رسد از راه، خبر نزدیک است
آب و آیینه بیارید سحرنزدیک است

طبق آیات و روایات رسیده، ای قوم!
جمعۀ آمدن او به نظر نزدیک است

قطره چون رود شود راه به جایی ببرد
به دعای فرج جمع، اثر نزدیک است

راه دور دل ما تا به درخیمه او
از درخانۀ زهرا چقدر نزدیک است

آه گفتم که در خانه و یادم آمد
غربت مادر و اندوه پدر نزدیک است

گرچه از آتش در سوخته جانم اما
بیشتر، روضۀ کوچه به جگر نزدیک است

باز کابوس سراغ پسری آمده است
باز می‌لرزد و انگار که شر نزدیک است

تا که افتاد زمین زلزله درعرش افتاد
هاتفی گفت: قیامت به نظر نزدیک است

دو قدم رفته نرفته نفسش بند آمد
پسرش گفت بیا، خانه دگر نزدیک است

داغ مادر به جگر می‌رسد اما انگار
اثر داغ برادر به کمر نزدیک است


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
1
02:36
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


تو را تنها رها کردیم ما در کوچه‌ ی غربت
تو را از ما چه سهمی هست غیر از غصه و زحمت

دعای تو همیشه تا اجابت می‌برد مارا
دعای ما برایت می‌شود قربانی غفلت

تمام چاره‌ی بی‌چارگی‌هامان تویی اما
میان این همه رنج و بلا کو اندکی دقت؟

اگر اندازه‌ی لیوان آبی تشنه ات بودیم
تو حالا پیش ما بودی نه پشت پرده ی غیبت

  تو از اعمال ما آگاهی و قصدت نجات ماست
عبادت های خود را می‌کنی با ما اگر قسمت

شبیه مادرت دلسوزی و در می‌زنی هرشب
که ما را  لحظه‌ای در آوری از خانه‌ی ظلمت

شبیه مادری که گرچه سیلی خورد اما ماند
که عشق است و بلاهایش  به هر ترتیب و هر قیمت

بهای عشق را با جان و با فرزند خود پرداخت
چه پشت در چه در کوچه  چه  در مسجد به هر بابت

فقط مسمار از قلبش خبر دارد که در این راه
به خونش مُهر کرد و ماند پای کار این بیعت


#س_کرمانی

@raziolhossein
1
02:36
#امام_زمان_فاطمیه


تقاصی سخت خواهد داشت خونِ مانده بر دیوار
یقین دارم که روزی می‌رسد از راه، خونخواهی…

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
2
02:38
#امام_زمان_فاطمیه


دوباره گرد یتیمی نشسته بر مویت
و رود رود عزا جاری است از رویت

به یاد مادرت امشب نشسته می‌خوانم
نماز صبر به محراب طاق ابرویت

گمان کنم که شمیم مدینه را دارد
اگر به ما رسد امشب نسیمی از کویت

دوباره دست گدایی دراز خواهم کرد
برای گریه به غم‌های مادرت سویت

شبیه قامت زهرا شکسته است قدت
شبیه زانوی حیدر خمیده زانویت

برو مدینه و از مرتضی بپرس: چه شد
که رفت نیمه‌شب از آشیان پرستویت


#محمدعلی_بیابانی


@raziolhossein
02:40
#امام_زمان_فاطمیه


مانند یک ابر بهاری یابن الزهرا
حال و هوای گریه داری یابن الزهرا

این روزها خیلی دلت را غم گرفته
دلخسته از این روزگاری یابن الزهرا

با واژه ی «مادر» شود آهت کشیده
در لا به لای اشک و زاری یابن الزهرا

ای وای مادر های تو می گوید آقا
خیلی برایش بی قراری یابن الزهرا

آقا مگر من مرده ام که مثل حیدر
سر را به زانو می گذاری یابن الزهرا 

آقا! تنم، جانم، همه چیزم فدایت
آماده ام بر جان نثاری یابن الزهرا

گریه مکن که طفل اشک بی قرارم
با گریه ات گردیده جاری یابن الزهرا

جز اشک دیده مرهم دیگر ندارم
با عرض پوزش از «نداری» یابن الزهرا

از این که هستم دوستدار مادر تو
حتماً مرا تو دوست داری یابن الزهرا

تا این که باشم زائر قامت خمیده
دنبال یک سنگ مزاری یابن الزهرا


#محمد_فردوسی


@raziolhossein
02:43
#امام_زمان_فاطمیه


بیا ای داغدار داغ  ماه ارغوانی
تو باید روضه ی شام غریبان را بخوانی

بیا باید سر هر کوچه را حجله ببندیم
که پر زد مادر پیر تو در اوج جوانی

شنیدم هرکجا که بیرق صدیقه برپاست
پریشان ،دیده گریان  تو خودت را می رسانی

دلم زنگاری از آلودگیها را گرفته
تو با لطف نگاهت گردها  را می تکانی

به ما گفتی اگر دنیا شود غرق در آشوب
به زیر خیمه ی زهرا که باشی در امانی

بگو امشب کجایی که بیایم دستبوست
کجا خیمه به پا کردی برای روضه خوانی

بخوان از روضه ی غسل شبانه ….مخفیانه
بخوان از روضه ی جسم ضعیف و استخوانی

بخوان از چشمهای خسته و مبهوت حیدر
بخوان از مادر قامت رشیده ….قدکمانی

الهی که ببینم مرقد زهرای اطهر
و تو آقای من تولیت آن آستانی

@raziolhossein
3
02:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


راندن درماندگان اصلا نمی آید به تو
جز عطا, ای آسمان اصلا نمی آید به تو

دلشکسته آمدم سویت, پناه آورده ام
دل شکستن بی گمان اصلا نمی آید به تو

من سرم خورده به سنگ و ناتوان برگشته ام
قهر با این ناتوان اصلا نمی آید به تو

حق من این است رسوایم کنی با این وجود
حضرت صاحب زمان اصلا نمی آید به تو…

ما عزاداران زهراییم, پس با این حساب
بستن در رویمان اصلا نمی آید به تو

دید, حیدر همسرش را مو پریشان, ناله زد:
ای بهار من, خزان اصلا نمی آید به تو

تو ستون لشکر مرد غریب یثربی
فاطمه, قدِ کمان اصلا نمی آید به تو
.
.
.
“دید زینب چوب را روی لبان یار گفت:
ای برادر خیزران اصلا نمی آید به تو”


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
😭 4 1
02:46
#امام_زمان_مناجات


گل با صفاست امّا بی تو صفا ندارد
گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد

پیش تو ماه باید رخ بر زمین بساید
بی پرده گر برآید شرم و حیا ندارد

ای وصل تو شکیبم ای چشم تو طبیبم
بازآ که درد هجران بی تو دوا ندارد

فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته
از بسکه ناله کردم آهم صدا ندارد

جان جهان چه قابل بر رو نمای رویت
بی رو نما نما رو، گل رو نما ندارد

بار فراق بردم خون از دو دیده خوردم
بازآی تا نمردم دنیا وفا ندارد

گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت
دیدم که جان هم اینجا قدر و بها ندارد

هرگز کسی نگوید بالای چشمت ابرو
تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد

کعبه تویی نه کعبه زمزم تویی نه زمزم
سعی و صفا و مروه بی تو صفا ندارد

هر کس تو را ندارد جز بیکسی چه دارد
جز بیکسی چه دارد هر کس تو را ندارد

«میثم» غزل به وصفت گوید چرا نگوید
در دل امید وصلت دارد چرا ندارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
😭 4
ش
19:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


همچو خاکستر پروانه بی بال و پرم
هیچ کس نیست به جز آتش در دور و برم

شمع از حالت پروانه سراسر میسوخت
دست میزد به روی دست که ای دادگرم

علی ام فاتح خیبر تو بگو من چه کنم
همسرم با پسرم سوخت به پیش نظرم

یک لگد خورد به در در به دو تا پهلو خورد
هم به پهلوی من و پهلوی محسن پسرم

قامتم با در و دیوار یکی شد با هم
شدت ضربه چنان بود که بشکست سرم

با در خانه به صورت به زمین افتادم
محسنم وقت زمین خورد من شد سپرم

اول از روی در سوخته ثانی رد شد
بند آمد نفسش زیر قدم ها پسرم

شعله میرفت به بالا سر حیدر پایین
بیشتر غصه ی او بود که می‌زد شررم


@raziolhossein
2
19:20
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


غمی ناگفتنی ، تا زنده ام سِرِ مگویم شد غمی ناگفتنی راز سپیدی های مویم شد

همین که دستِ ملعون رفت بالا ، چشم خود بستم به جانِ بچه هایم مرگ تنها آرزویم شد

منی که دستگیر عالمم ! در پشتِ در آن روز عبای وصله داری دستگیر آبرویم شد

مغیره بیشتر از دیگران ، کینه به دل دارد گره های طنابش ، پنجه ایی زیرِ گلویم شد

خلیفه مالیات از قاتل زهرا نمی گیرد !!! چه پاداشی نصیبِ دشمن بی چشم و رویم شد

مرا با میخ سرخی ، زودتر از همسرم کشتند سه ماهی رو به قبله فاطمه مرثیه گویم شد


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
3
19:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


خدا می‌خواست از حیدر بگیرد امتحانش را
چو زیر پای مردم دید بانوی جوانش را

به بیتی حمله ور بودند آن هیزم به دوشان که
تمام عمر‌ میخوردند از آن خانه نانش را

خلافت را کسانی ادعا کردند کز اسلام
فقط یک عمر دانستند اوقات اذانش را

کسانی جانشینی پیمبر را طلب کردند
که کشتند از رسول الله ثلث دودمانش را

نباید فاطمه بین در و دیوار می‌افتاد
چرا بیهوده می‌جوییم تاریخ و زمانش را

صدایش را کسی تا آن زمان نشنیده بود اما
شنیدند آن حرامی ها صدای استخوانش را

دو عالم گر بسوزد نیز جبرانش نخواهد بود
اگر سوزانده باشد شعله‌ی در گیسوانش را

کسی در آن میان فریاد میزد بر سر زهرا
که با دشنام وا کرده است از اول دهانش را

غلامش  با غلافش شاه بانو را کتک می‌زد
خودش می‌بست دور دست مولا ریسمانش را

چه شد محسن ؟ جواب پرسشم‌ را فضه میداند
نمی‌یابیم از او نیز چون مادر نشانش را


#زخم_حسینی

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم

رسم است اگر که رفت بزرگی از این جهان
مردم دهند تسلیت بازماندگان

بر داغدار ، گریه و احساس میبرند
هر سو براش دسته گل یاس میبرند

پس میزنند بهر غم نازدانه اش
رخت سیاه بر در و دیوار خانه اش

همسایه ها براش به این حکم مستحب
می آورند نان و غذا با کمی رطب

پیغمبر خدا که از این خانه رخت بست
هیزم رسید و نار در خانه اش نشست

آتش زدند خانه‌ی آن داغ دیده را
مسمار سوخت سینه‌ی ماه خمیده را

مادر به میخ خورد تنش ذبح شد پسر
آه از غمی که زنده شود با غمی دگر

دیوارشان سیاه شد اما به زیر دود
زهرای لطمه خورده سر و روش شد کبود

بردند دست بسته علی را کشان کشان
محکم زدند فاطمه را با غلافشان

همسایه اش نه دسته گلی برد نه طعام
رفتند بچه هاش گرسنه به سمت شام

مسمار قاتل پسر بوتراب شد
همدرد داغ مادر محسن رباب شد

صاحب عزای کربوبلا بنت بوتراب
با اشک و ناله رفت سوی مجلس شراب


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
2
19:25
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه 

زهرا اگر نبود كرامت ثمر نداشت
نخل بلند باغ خدا برگ و بر نداشت
 
زهرا اگر نبود به ديوان روزگار 
شعر خدا كنايه و مضمون‌تر نداشت
 
زهرا اگر نبود زمين سوت و كور بود
هفت آسمان ستاره و شمس و قمر نداشت
 
زهرا اگر نبود شقايق نمى‌شكفت
باغ بهشت ، لاله و گلهاى‌تر نداشت
 
زهرا اگر نبود خدا شاهد است كه 
كعبه حطيم و زمزم و خيف و حجر نداشت
 
خير كثير ، كوثر دامان فاطمه است
زهرا اگر نبود شجاعت پسر نداشت
 
روح الامين كه محرم اسرار سرمدى است
بى اذن در حريم حضورش گذر نداشت
 
از تار چادرش پر و بالى تهيه كرد
ورنه براى سير و سفر بال و پر نداشت
 
آدم بدون ذكر توسل به فاطمه
از شرح راز «عالم أسما» خبر نداشت
 
دست خليل دامن احسان او گرفت 
از شعله‌هاى سر زده بيم خطر نداشت
 
يكبار هم بدون خدا حافظى از او
پيغمبر خدا ز مدينه سفر نداشت
 
اى واى من كه سفره ی دنيا براى او
رزقى به غير زحمت و خون جگر نداشت
 
در ازدحام فتنه و غوغاى شعله ها
زهرا اگر نبود ولايت سپر نداشت
 
وقتى قرار شد كه بميرد براى عشق
سيلى كه هيچ ، واهمه از ميخ در نداشت
 
مردانه ايستاد اگر چه شكسته شد
تا آخرين نفس ز على دست بر نداشت
 
هفتاد و پنج يا نود و پنج ، هرچه بود
شبهاى پر ستاره زهرا سحر نداشت
 
آن شب كه از كوير فنا كوچ كرد و رفت
هجده بهار ، ياس على بيشتر نداشت
 
شعر (كميل) ، بى نظرِ لطف فاطمه
در سينه‌هاى سوخته هرگز اثر نداشت
 
#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
3
19:25
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

یاس مان را تبر آزرده خدایا چه کنم؟
بین معبر شده پژمرده خدایا چه کنم؟

دست خود را روی ریحانه ی ما کرد بلند
آن حرامی سیه چرده، خدایا چه کنم؟

تا به امروز کسی مادر ما را اصلا
آه، کوچک شده نشمرده خدایا چه کنم؟

مادرم... ام ابیها، جلوی چشمانم
وسط کوچه زمین خورده، خدایا چه کنم؟

نظرم بر رخش افتاد، دلم ریخت به هم
با رخی که شده خون مرده خدایا چه کنم؟

حس بینایی چشمان خدابینش را
دست سنگین کسی برده، خدایا چه کنم؟

علتش اشک من است این همه تکثیر شده؟
یا نه آیینه ترک خورده، خدایا چه کنم؟


#محمدجواد_شیرازی 

@raziolhossein
19:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه

بگو به گبر به کافر به نامسلمان‌ها..
زمان رد شدن‌ یک زن از خیابان‌ها..

چه می‌کنند؟ به دادو هوار می آیند؟
و یا به حرمت آن زن کنار می آیند؟

کدام مرد مودب،کدام مرد غیور..
شده مزاحم یک زن درست وقت عبور

بگو! بلند بگو! قصه قصه ی درد است
و‌ خون فاطمه بر گردن دونامرد است


ز شرم فاطمه روز مدینه چون ‌شب بود
عیال شیر خدا‌ در‌ گذر معذب بود

چگونه دق نکند مرتضی از اینهمه درد
کسی مقابل زهرا بلند صحبت کرد

همیشه سیره ی زهرای با حیا این بود..
سرش مقابل مرد غریبه پایین بود

فرشتگان الهی ز درد ناله زدند
همین که فاطمه را بر سر قباله زدند!

صدای داد حسن بست راه دنیا را
میان کوچه دودستی زدند زهرا را!

خدا به حیدر کرار تسلیت داده
میان کوچه زنش روی خاک افتاده

کنار ماه که آمد ستاره‌ را برداشت
حسن نشست زمین گوشواره را برداشت..

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:27
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#رباعی

فردا که میانِ ما خلق واهمه است
آنجا که وجب در وجبش همهمه است

ای شاه نجف! اگر مرا نشناسی
فریاد زنم که مادرم فاطمه است

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
4
19:29
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست
تا فاطمه زنده است علی خانه نشین نیست

ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس
افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست

انصار هم از خطبۀ تو شرم نکردند
کردند بهانه که چنان است و چنین نیست

غصب فدک این بود که نام تو نباشد
پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست

کو چادر خاکی شده کو دامن مولا
تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست

جایی که علی هست معاویه چه کاره است
قرآن ِ سر نیزه که قرآن مبین نیست

ای کاش که خود را برسانم به رکوعش
زیرا که بجز نام تواش نقش نگین نیست

مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست
المنّة للّاه که این است و جز این نیست


#مهدی_جهاندار

@raziolhossein
1
19:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

پرسی از من چو پی شیر خدا افتادم
چه سبب شد که از آن شاه جدا افتادم

دومی گفت بزن فاطمه را ای قنفذ
او هم آنقدر مرا زد که ز پا افتادم

#علی‌اصغر_یونسیان #ملتجی

@raziolhossein
19:36
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


از غمت بسیار و کم گفتیم از بیداری ات
کوثری؛ اما نمی‌بینیم، جز بیماری ات

وسعت قلب تو را تنها خدایت دید و بس
فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید
هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!
قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

در غم همسایه ، ترک خواب راحت می‌کنی
فکر خلقی ، نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی

یک زره خرج جهازت ، حُسن‌هایت بی‌شمار
با تو حیدر روز خیبر، حرز می‌خواهد چه کار؟

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار
بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!
قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت
با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ ذوالفقار!
بت شکن! برخیز ، بسته دست او را روزگار

پیر گشتی آخرش پای علی، ماه علی!
بی تو می‌میرد علی، برخیز، همراه علی!


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
3
19:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هزار بار شکستند رکن مولا را
یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را

همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد
سیاه دید علی روی آسمان‌ها را

کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا
خدا گواست که کشتند مادر ما را

فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود
روا نبود ببندند دست مولا را

هزار مرتبه نفرین بر آن ستم‌گستر
که کشت حامی تنها امام تنها را

برای مادر سادات گریه منع شده
که بهر گریه گرفته‌است راه صحرا را

علی چگونه ببیند بر آن رخ نیلی
شرار تابش خورشید و سوز گرما را

کنار سایۀ نخلی در آفتاب گریست
شب از عناد بریدند نخل خرما را

رواست عالمیان جان دهند از این غصه
که جای پنجۀ دیو است روی حورا را

قسم به سورۀ یاسین و هل‌اتی میثم
که پیش چشم علی می‌زدند طاها را


#غلامرضا_سازگار      

@raziolhossein
2
19:39
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه


چه روضه ایست که هرکس روایتش می کرد
بنای گریه به وضع مصیبتش می کرد

چه می شد از دل آن کوچه برنمی گشتند
قضا به لطف قَدَر خرق عادتش می کرد

برای جمله ی کوتاه هم مجال نداد
وگرنه فاطمه او را نصیحتش می کرد

"زکیّه" هیچ زمان حرف تُند نشنیده
و کاش راهزن این را رعایتش می کرد

حرام لقمه به مادر دو دست سیلی زد...
گلی که لمسِ نسیمی اذیتش می کرد

آهای گریه‌کنان! فاطمه زمین افتاد
هجوم چکمه‌ جسارت به ساحتش می کرد

یکی ز تکّه‌ی آن گوشواره‌ها گم شد
حسن وگرنه همان شب مرمتش می کرد

عذاب روحی فرزند،داغ ناموس است
مغیره هم چه جفایی به غیرتش می کرد
.
.
دعای مادرم این روزها فقط مرگ است
اجل ز طعنه ی همسایه راحتش می کرد


@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


آدم که عاشق میشود فکر خطر نیست
در عاشقی اصلاً ضرر مد نظر نیست

“دربدری دارد به دنبال خودش عشق”
عاشق نبوده آنکسی که دربدر نیست

پشت سر پروانه دریا هم بریزی
پروانه برگشتی ندارد تا سحر نیست

پروانه را دیدم که خاکستر نشین شد
پروانه یادم داده عاشق فکر پر نیست

قدر جوانی را بدان و گریه کن باش
من شک ندارم وقت پیری بی اثر نیست

من گریه کردم هر کجا ، قلبم شکسته
پس گریه های من کم از شق القمر نیست

گریه اگر بر این تبار محترم بود!
سر تا سرش سود است و اصلاً هم ضرر نیست

غیر از تو خرج هرکه شد خونش هدر رفت
خونی که میریزم به پات اسمش هدر نیست

دارم مقرب می شوم بین گدایان
با این که در عالم گدائی معتبر نیست

این کاسه را باید پر از مهر علی کرد
اینجا گدا اصلا به فکر سیم و زر نیست

بنشین و اینجا گریه کن آن جا بخندی
فردا که محشر شد خبر از چشم تر نیست

حتی صدایش در نیامد پشت آن در
جانم به زهرا که مثالش در بشر نیست

آتش به دامانش گرفت پایش نلرزید
گفتم کسی که عاشق است فکر خطر نیست


#رسول_عسگری

@raziolhossein
3
15 November 2025
ش
08:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
861×1280, 290.2 KB
4 😭 2
08:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
846×1280, 235.8 KB
#مقتل_الزهرا

پیشگویی ظلم‌ و ستم هایی
که به
حضرت فاطمه سلام اللّه علیها می‌شود توسط رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله

🔹وإني لما رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدي، کأني بها وقد دخل الذل بیتها، وانتهکت حرمتها، وغضبت حقها، ومنعت إرثها، وکسر جنبها، وأسقطت جنینها، وهي تنادي : یا محمداه، فلا تجاب، وتستغیث فلا تغاث، فلا تزال بعدي، محزونة مکروبة باکیة.

🔸و من هنگامی که او (فاطمه) را دیدم، به یاد آن‌چه پس از من بر او خواهد گذشت افتادم. گویا او را می‌بینم که خواری وارد خانه‌اش شده، حرمتش شکسته شده، حقش غصب گشته، از ارثش محروم شده، پهلویش شکسته، فرزندش سقط شده، و او فریاد می‌زند : ای پدر، ای محمد! اما پاسخی نمی‌شنود. کمک می‌طلبد، ولی یاری نمی‌شود. پس او بعد از من، همواره اندوهگین، غمناک و گریان خواهد بود.

📚أمالي شیخ صدوق، مجلس بیست و چهارم، صفحه ٩١، ط مؤسسة الأعلمی للمطبوعات


@raziolhossein
ش
16:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم

حبل کین بر گردن حبل المتین افتاده است
لرزه بر عرش برین از ظلم و کین افتاده است

کاش از مهدی بپرسم ای امام منتقم
مادرت زهرا چرا روی زمین افتاده است

بهتر از هر کس تو می‌دانی که در دهلیز در
کار زهرا از چه با سقط جنین افتاده است

عذر می‌خواهم اگر می‌پرسم از درگاه تو
نقش پنجه از چه بر آن مه جبین افتاده است

آتش کین میخ در را چون گل آتش نمود
روی سینه جای میخ آتشین افتاده است

از چه رو در کوچه با ضرب لگد روی زمین
دختر والای ختم المرسلین افتاده است

از سر شب تا سحر با دیده گریان علی
روی قبر فاطمه زار و حزین افتاده است

ملتجی چون مهبط جبریل را آتش زدند
شعله بر بال و پر روح الامین افتاده است

#علی_اصغر_یونسیان #ملتجی

@raziolhossein
2 😭 1
16:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ای آنکه زمین و آسمان مفتخرت
ای آنکه نشسته عرش حق زیر پرت

ای کاش دروغ بود ضرب سیلی برتو
ای کاش نمیخورد به دیوار سرت

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
16:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


جز غم کسی به خانه‌ی ما سر نمی‌زند
اینجا که مرغ شوق دگر پر نمی‌زند

در شهر خود غریبم و با درد آشنا
در خانه‌ی غریب، کسی در نمی‌زند

من بضعه‌ی پیمبر و یک تن از این همه
دَم از سفارشات پیمبر نمی‌زند

جز من که بر دفاع علی سینه‌ام شکست
حرفی کسی ز غربت حیدر نمی‌زند

آتش زدند خانه‌ی ما را که هیچ کس
آتش به آشیان کبوتر نمی‌زند

در پشت در، شهادت من شد شروع و حال
غیر از اجل به گِرد سرم پر نمی‌زند

می‌زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت
زن را کسی مقابل شوهر نمی‌زند

بیش از همه به حالت زینب دلم بسوخت
مادر کسی برابر دختر نمی‌زند

کردیم امتحانِ "موید" که هیچ گاه
جز آستانِ ما، درِ دیگر نمی‌زند

مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
5
16 November 2025
ش
02:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


پرواز آسمانی او را مَلک نداشت
ماهی که در اطاعت خورشید شک نداشت

سنگش زدند و دست ز افشای شب نَشُست
آن نور ناب واهمه‌ای از محک نداشت

مهتاب زیر سیلی شب بود و آفتاب
حتی دو دست باز برای کمک نداشت

این بود دستمزد رسالت؟ زمینیان!
ای خلق خیره! دست محمد نمک نداشت؟

می‌پرسد از شما که چه کردید؟ مردمان
گلدان یاس باغچهٔ من ترَک نداشت

خورشید و ماه را به زمینی فروختند
ای کاش خاک تیرهٔ یثرب فدک نداشت


#امید_مهدی‌نژاد

@raziolhossein
02:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر

در لغت معنی شبح یعنی
سایه‌ای در خیال می‌آید
یا به تعبیر دیگری انگار
ابر روی هلال می‌آید
سایه‌ای مانده بود از مادر

وقت برخاستن نشست، نشست
عرق سرد روی پیشانی
اشک امانم نمی‌دهد که پر است
مو به مو قصه از پریشانی
شانه از دست مادرم افتاد

قصه آتش شد آن زمانی که
ریخت آوار شهر بر سر ما
همۀ شهر آمدند آن روز
طرف خانۀ محقر ما
هیزم آن‌قدر هم نیاز نبود..

مادر من خودش یدالله است
کارشان را پر از مخاطره کرد
دست انداخت دور شال پدر
کار را یک غریبه یکسره کرد
نام آن مرد را نمی‌گویم

روز آخر امیدوارم کرد
روز آخر بلند شد از جا
شستشو کرد، گردگیری کرد
سخت مشغول کار شد اما...
چادر از صورتش کنار نرفت

تا بگیرد امانت خود را
دست پیغمبر آمد از دل خاک
پدر خاک آب شد از شرم
رد شد آن شب سکوتش از افلاک
همه دلواپس پدر بودیم

غسل از زیر پیرهن سخت است
غرق در خون شود کفن سخت است
جان خود را به خاک دادن، بعد
دست‌ها را به هم زدن سخت است
پدرم خویش را به خاک سپرد


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
1 😭 1
02:11
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


عطر تن پیمبر از این خانه می‌رود
بال ملک معطر از این خانه می‌رود

از اینکه مهر مادر من آب بوده است
هر چشمی آمده، تَر از این خانه می‌رود

وقتی در آخرین نفسش آه می‌کشد
یک آسمان کبوتر از این خانه می‌رود...

حیف از گلی که خانه‌نشینی نصیب اوست
حیف از گلی که پرپر از این خانه می‌رود

دیدی چه زود گرد یتیمی به دل نشست
دیدی چه زود مادر از این خانه می‌رود...

هر جا که می‌روی برو ای دل ولی بدان
راه بهشت آخر از این خانه می‌رود

#مهدی_مردانی

@raziolhossein
1
02:13
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

آمیخته چون روح در آب و گل ماست
همواره مقیم دل ناقابل ماست

ای زائر عطر گل کجا می‌گردی؟
آرامگه حضرت زهرا دل ماست

#سیدحسین_موحد_بلخی

@raziolhossein
1
02:17
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

بیابان بود ، غرق یاس شد دامانِ گلزارش
زمین تا گفت : یا زهـرا ! برای اوّلـیـن بارش

زمانِ امتحان‌پس‌دادنِ این زن مشخص نیست
ببین! در رفته از دست دقایق ثبتِ آمارش

تمام چرخه‌ی خِلقَت ، به زهرا بستگی دارد
وَ بی او چه گره ها که نمی افتاد در کارش

به قَدرِ فاطمه ، عقل تکامل قَد نخواهد داد
شبیه لیلةُ الْقَدر است ، ناپیداست اسرارش

تَرَقّی کردن پیغمبران در محضر زهراست
نبی حس می کند معراج را هنگام دیدارش

مقام فاطمه نور است ، شب را کور خواهد کرد
خدا لعنت کند هرکس که خواهد کرد انکارش

مناجات است این؟! وحی است این؟! سر در نیاوردیم...
در این مکتب شده جبریل هم شاگرد گفتارش

ادب از خُلق و خوی فاطمه غرق تَحَیُّر بود
زبانزد شد برای اهل عالم حُسن رفتارش

حجاب قدسی زهرا ، یهودی را مسلمان کرد
قسم بر چادرِ خاکیِ از اعجاز سرشارش

عجب تقدیر زیبایی‌ست ، زهرا مادر ما شد
به جز شیعه نبوده مذهبی بخت این چُنین یارش!

اگر روزی بپرسی نسبتِ من با حسین‌اش چیست؟!
بدون لحظه‌ای تردید می گویم : گرفتارش!

"صدای در می آید ، کاش سائل پشت در باشد"
دم در می رود یار ولایت ، حق نگهدارش!

وجود حوریه نازک‌تر از برگِ گل یاس است
کدامین عقل باور می کند دادند آزارش

اجازه هست تا راحت بگویم: مادر ما سوخت!
میان شعله گیر افتاد با آن وضع دشوارش

ردِ مسمار افتاده است روی سوره ی کوثر...
زمان غسل ، خون تازه می آمد از آثارش


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
02:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


بوی خوش می‌آید اینجا؛ عود و عنبر سوخته؟
یا که بیت‌الله را کاشانه و در سوخته؟

از چه خون مى‌گريد اين ديوار و در؟ يارب مگر-
گلشن آل خليل اينجا در آذر سوخته؟

خانۀ زهراست اينجا، قتلگاه محسن است
آشيان قهرمان بدر و خيبر، سوخته

خانۀ وحی از ملک یک‌باره شد در ازدحام
اندر این غوغا مگر جبریل را پر سوخته؟...

بر حریم عقل کل، دیوانه‌ای زد آتشی
کز غمش هر عاقلی را جان و پیکر، سوخته

خيمه‌گاه كربلا را آتش از اينجا زدند
شد ز داغ محسن آخر كام اصغر، سوخته

گر نمى‌كرد اشک چشمانت «حسان» امدادِ من
مى‌شد از آه من اين اوراق دفتر، سوخته


#حبیب‌الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
😭 1
02:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #اذان_بلال


بخوان بلال! که یاس کبود دل‌تنگ است
اذان بگو! که اذان تو آسمان‌رنگ است

اذان بگو! که پس از رحلت رسول خدا
مصاحب دل من نالۀ شباهنگ است

اذان بگو! به صدای بلند و جار بزن
که پشت پردۀ ایمان فریب و نیرنگ است

اذان بگو! که بدانند بعد پیغمبر
نصیب آینه‌های خدانما سنگ است..

بگو که «اَشهَدُ اَنَّ علی وَلیُّ الله»
بگو که لحن مناجات من غماهنگ است

تو از سیاه‌دلی‌های خلق شکوه مکن
«به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است»

مرا ز گریه چرا منع می‌کنند؟ بپرس
که این چه رسم مسلمانی؟ این چه فرهنگ است؟

بگو که فاطمه این یک دو روزه مهمان است
سفر به خیر بگویند، وقت ما تنگ است..

نماز شام غریبان شد و غروب و شفق
بخوان بلال! که ماه مدینه دل‌تنگ است


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
02:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#اذان_بلال
#فاطمیه


صدای گریه خواب از دیده ی همسایه ها برده
همان هایی که مادر نامشان را در دعا برده

همیشه نام این و آن در آغاز دعا گفته
همیشه نام اهل خانه را در انتها برده

نماز فاطمه باریست روی دوش این عالم
همان باری که روی شانه هایش مرتضی برده

نماز فاطمه اشکی ست که هر قطره ی آن را
به قصد فخر، جبرائیل تا عرش خدا برده

نماز فاطمه رودیست جاری در دل دنیا
که هرجا رفته گویی چشمه ی آب بقا برده

نماز فاطمه _وقتی به حیدر اقتدا کرده_
دل از محراب و رکن و کعبه و سعی و صفا برده

بلال! آهسته رد کن اشهد ان محمد را
اذان تو قرار از مادر غمگین ما برده

اذان گفتی نفهمیدی چه کردی با دل زهرا
نفهمیدی اذان تو دل ما را کجا برده

اذان می گفتی و رد می شد از اینجا عزیزی که
سلامش سالها از خانه ی ما غصه را برده

کدامین خانه؟ آری خانه ای که صبح و شب هر روز
ملائک خاک فرشش را به قصد توتیا برده

کدامین فرش؟ آری پوستین پینه داری که
غبارش را مسیحا بابت دارو دوا برده

من از این خانه می گویم که هر کس حاجت خود را
درِ این خانه آورده ست بی چون و چرا برده

درِ این خانه را عمری ملائک سجده آوردند
درِ این خانه را یک روز شیطان زیر پا برده

نه تنها آدمی آتش هم از این در نشد نومید
همان آتش که عمری آبروی اشقیا برده

همان آتش که هُرمش تا جهان باقیست در عالم
نقاب از روی زشت کینه و جور و جفا برده

همان آتش که کوهی مثل حیدر در دلش دارد
همان آتش که رنگ از صورت آل عبا برده

همان آتش که دستی شد میان کوچه ناغافل
که نور از چشم حیران امام مجتبی برده
...

گرفت از پشت در این شعله ای را دست ناپاکی
غروبی سرخ، آتش را به دشت کربلا برده
...
در آن شب ماه با دست خدا در خاک پنهان شد
شب قدری که تقدیر جهان را در خفا برده


#سعید_تاج_محمدی

@raziolhossein
😭 2
02:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #اذان_بلال


چو دید نقش زمین همسر جوانش را
ز دست داد همه طاقت و توانش را

به پیش دیدۀ او چون زدند زهرا را
هزار مرتبه دشمن گرفت جانش را

هزار حیف که یارش نداشت یارایی
ز دیده پاک کند اشک دیدگانش را

نه با علی نه حسن نه حسین نه زینب
نگفت درد و غم و غصه ی نهانش را

به حیرتم که اگر در مدینه رو آرم
کجا نشان بدهم قبر بی‌نشانش را

چگونه پیر نگردد علی به فصل شباب
کزاو گرفت عدو همسر جوانش را

که دیده بین قفس طایر شکسته‌پری
که ظالمانه بسوزند آشیانش را؟

به جز به باغ امید علی و زهرایش
که دیده غنچه نشکفتۀ خزانش را

حسین مادر مظلومه را دهد از دست
اگر بلال به پایان برد اذانش را

چه قرن‌ها که ستم بر علی شده میثم
که ریختند بسی خون شیعیانش را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #اذان_بلال


بس کن بلال جان پیمبر اذان نگو
از حال رفت فاطمه دیگر اذان نگو

بس کن بلال مادرم از دست میرود
نام پدر دوباره اگر از تو بشنود

بس کن بلال خاک عزا بر سرم مکن
پایین بیا زماذنه بی‌مادرم مکن

ترسم که جان رود زتن مادرم بلال
زود است خانه دار شود خواهرم بلال

حیدر حریف گریه زهرا نمی‌شود
اینها برای فاطمه بابا نمی‌شود

حالا که روی ماذنه هستی ،بیا بلال
بهر شفای مادرما کن دعا بلال

دست دعا بگیر سوی آسمان بلال
امن‌یجیب بهر شفایش بخوان بلال

شاید خدا دعای تو را مستجاب کرد
رحمی به حال ما و دل بوتراب کرد

بس کن بلال مادر ما داغدیده است
روز خوشی زبعد پیمبر ندیده است

جدم که بود مادر ما احترام داشت
این خانه نیز حرمت بیت‌الحرام داشت

یادش به خیر اذان تو را تا که می‌شنید
قبل از نماز بر در این خانه می‌رسید

جدم که رفت فاطمه بی‌احترام شد
در پشت درب‌خانه او ازدحام شد

وقتی شرار کین زسرایش بلند شد
زهرا صدای یاابتایش بلند شد

بابا ببین که شعله به کاشانه ام زدند
بابا ببین لگد به در خانه ام زدند

بابا ببین که پهلوی زهرای تو شکست
ضرب غلاف بازوی زهرای تو شکست

بابا ببین به گفته تو پشت پا زدند
سیلی به روی فاطمه‌ات بی‌هوا زدند

____

دختر دلش زنام پدر زیر‌ و رو شود
ای وای اگر که با سر او رو به رو شود

زهرا شنید نام پدر را زتاب رفت
کی باسر بریده به بزم شراب رفت

زهرا غم اسیری و رنج سفر ندید
طشت طلا و راس جدای پدر ندید

زهرا ندید راس پدر در برابرش
چوب جفا خورد به لبهای اطهرش

#عبدالحسین

@raziolhossein
4
02:29
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


اگرچه «تحتِ کسا» یک حدیث جای تو بود
همیشه قلب رسول خدا کسای تو بود..

بهشت بودی و، گل‌های سبز و سُرخت نیز
بهارِ عاطفۀ باغ دست‌های تو بود

طنین نالۀ مولا که ریخت در دلِ چاه
جگر خراش‌ترین بغض در صدای تو بود..

فدای آن همه زخمی که از نهایت درد
همیشه دست علی بهترین عصای تو بود

غریب می‌روی ای یاس دامن یاسین!
کدام خاطره جز درد آشنای تو بود؟

تو در کنار علی بودی و، فقط او بود
که تا مسافرت خاک، پا به پای تو بود

فقط نگاهِ علی بود در شب تودیع
که سوگوارترین ابر در عزای تو بود

تو ای قتیل مقدّس! قسم به جان رسول
که نقش آینۀ راز با خدای تو بود

تو را به جان جگرگوشه‌ات قسم، دریاب!
سرِ ارادت ما را، که در هوای تو بود

نشست دیدۀ احساس من به درگاهی
که فرشی از عطشِ بوسه زیر پای تو بود


#غلامرضا_شکوهی

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

«در» روزۀ آن سه روز در یادش ماند
آنجا که رسول «هَل اَتی» را می‌خواند

«در» دفتر خاطرات بود اما آه
آتش همۀ خاطره‌ها را سوزاند


#عباس_همتی

@raziolhossein
2
02:31
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


"کَرَم" ، فقیرِ سرِ سفره‌های احسانت
و "ابر" ، تشنه‌ی در جستجوی بارانت

"قیام" حاصل "قَد قامَتِ الصَلوة" تو بود
نشسته "دین خدا" در مسیر ایمانت

اطاعت از تو همان طاعت خداوند است
"بهشت" شاخه گلِ کوچکی ز گلدانت

قنوت نیمه شبت کهکشان حاجت هاست
به آسمان برود نوری از شبستانت

به چادر تو ملائک دخیل می‌بندند
عجیب نیست یهودی شود مسلمانت

همیشه "چرخِ فلک" در طواف دستاس‌ ات
همیشه "حور و ملک" در طواف دستانت

همه فقیر و یتیم و اسیر آمده‌ایم
نشسته‌ایم به امید لقمه‌ی نانت

اگر حسین و حسن میوه‌ی دلت هستند
نبی چو روح تو می‌گردد و علی، جانت

اگرچه چادر گلدار تو در آتش سوخت
دوباره لاله‌ دمیده به دشت دامانت

همین شکوفه‌ی پیراهن تو شاهد ماست
چنان خلیلی و آتش، شده گلستانت

بهار خانه‌ی حیدر خزان نمی گردی
قسم به برف سر گیسوی زمستانت

به شانه‌های تو قوّت نبود و شانه زدی
که زینبت نشود بیش از این پریشانت

به پهلوی تو و بازو و سینه‌ات سوگند
خودت شکستی و نشکسته‌است پیمانت

ز بی‌هوا زدنت، طعنه می‌زند به علی
که باخبر شود از روضه‌های پنهانت...

علی برای تو نهج البلاغه میخواند
مگر بلند شود از تو صوت قرآنت

علیست آینه‌ی روی تو، "بَکَتْ وَ بَکَی"
تو گریه کردی و حیدر شده‌ست گریانت

دوباره پیرهنی را به دجله اندازش
مگر خدای دهد باز در بیابانت
.
.
.
حسین پیرهنی داشت، پس چرا گفتی؟
فدای پیکر غرق به خون و عریانت...


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
4
02:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1080, 103.4 KB
#مقتل_الزهرا

زنده سوزاندن!

💔در گزارشی آمده است:

«...فَأرادَ أبوحَفصٍ أَن یُحرِقَهُم حَتَّی یَستَریحَ مِنهُم دَفعَةً واحِدَةً!» :

«عمر ملعون خواست آن ها[ساکنان خانه حضرت زهرا سلام الله علیها] را بسوزاند تا یکباره از [مخالفت] آنان آسوده شود!»

📚الهجوم، عبدالزهراء مهدی، ص۲۹۶، به نقل از مثالب النواصب، ابن شهرآشوب، ص۴۲۰.

@raziolhossein
😭 11 1
18 November 2025
ش
01:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


روضه ای با چشم خود دیدم که بیمارم از آن
همچنان ابر بهاری سخت می بارم از آن

واژه ی کوچه مرا بدجور میریزد بهم
هر چه غم در زندگی دیدم فقط دارم از آن

(من به در گفتم که شاید بشنود دیوار هم)
مادر مظلومه ی خود را طلبکارم از آن

پس به جای شانه هایش وقت گریه کردنم
میگذارم سر به دیواری که بیزارم از آن

روضه های مادرم را بسکه میبینم به خواب
شب به شب از دست این تکرار بیدارم از آن

انتقام مادرم را عاقبت خواهم گرفت
میشود اصلا مگر که دست بردارم از آن

حال و روز مادرم این روز و شب ها خوب نیست
روضه ای با چشم خود دیدم که بیمارم از آن...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
02:00
#امیرالمومنین


مانند علی درد ندیده مردی
اندازه ی او غم نچشیده مردی

داغی که کشیده از غم زهرایش
داغی ست که هرگز نکشیده مردی


#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
02:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

امشب به بعد غسل و کفن فکر میکنم
دارم به بی پناه شدن فکر میکنم

مانند گریه های علی سخت جاری‌اند
به لخته های روی بدن فکر میکنم

خوابید زینب و به حسین آب داده ام
به بغض وقت خواب حسن فکر میکنم

تو فکر کرده ای به وصال نبی و من
به خنده‌ی مغیره به من فکر میکنم

خون گلوی محسنم افتاده روی میخ
دارم به این عقیق یمن فکر میکنم

صحرای کربلاست غم گوش پاره ات
گریان به آهوان ختن فکر میکنم

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
02:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


مرا ببین و برای سفر شتاب مکن
بیا و بر سر من خانه را خراب مکن

تمام حرف دلت را غروب با من گفت
و شرح سرخی خود را چه خوب با من گفت

حضور ساده ی احساس عشق بودی تو
مدار چرخش دستاس عشق بودی تو


پس از تو ثانیه هایم به چنگ دستاس است
و دانه های دلم زیر سنگ دستاس است

غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد
هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد

هنوز هم به شفایت امید دارم من
میان شام عزا شام عید دارم من

قبول کن که ز تنهاییم خبر داری
دلم به همره تو رفت، همسفر داری

مگر ز داغ پیمبر چقدر میگُذَرد
که باغ سبز تو را این شب خزان ببرد

مگر قرار نشد غمگسار من باشی
میان معرکه ها ذوالفقار من باشی

مگر نه قبل ورودم قیام میکردی
و گاه پیشتر از من سلام میکردی

ز جای خیز جواب سلام میخواهم
نگاه نیمه تمامت ، تمام میخواهم

نگاه بی رمق و دست بی رمق داری
شباهتی چه صمیمانه با شفق داری

اگرچه قصه فتح علی شنیدنی است
شکست تازه ی امروز نیز دیدنی است

چه شد که زندگیت را ز سر نمیگیری؟
و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری؟

فضای سینه ی من گرم درد و آه شده است
بسان بازوی تو روز من سیاه شده است

اگر نه فکر دل یار خسته را بکنی
ز جای خیز که همسایه را دعا بکنی

مرو که موج نیازم به راه می افتد
پس از تو یوسف اشکم به چاه می افتد

پس از تو خواب نماز وُتِیره می بینم
شعف به قنفذ و شور مغیره می بینم

مرو که چینی این دل شکسته تر نشود
غریب خسته ی این شهر خسته تر نشود

هنوز ناله جانکاه تو به پشت در است
تنت از آتش آن روز تلخ شعله ور است

سخن اگر چه نگفتم ولی دلم پر بود
نگاه من که همیشه به خاک چادر بود

میان خطبه ات آری شکوه را دیدم
در استقامت تو صبر کوه را دیدم

اگرچه کشتی عمرت به سمت ساحل رفت
خیال و خاطره ی تو نخواهد از دل رفت

کنون به پیکر یاست شقایق افتاده است
نگاه کن که حسینت به هق هق افتاده است

چگونه غم ننشیند به چهره ی حسنت
که خون تازه گل انداخت روی پیرهنت

خدا کند که غمت سینه محترق نکند
و دخترت که بیاید ز غصه دق نکند


#جواد_محمد_زمانی

@raziolhossein
4 😢 2
02:42
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


شرمم از یار، اتفاقی نیست
اشکم این بار، اتفاقی نیست 

ما کجا و به یاد او بودن؟!
یاد دلدار، اتفاقی نیست 

این همه لطف حضرت حجت
بر گنهکار، اتفاقی نیست 

پرده پوشی، مرام این قوم است
سترِ ستار، اتفاقی نیست 

اشک، یعقوب، دوری از یوسف...
دیده‌ی تار، اتفاقی نیست 

اتفاقا همین که کرده دعا
بر منِ زار اتفاقی نیست 

واسطه شد، شدیم عبد نجف
خیرِ بسیار اتفاقی نیست 

اینکه مختص حیدر است فقط
وصف کرار، اتفاقی نیست 

فاطمه می دهد برات نجف
فیض دیدار، اتفاقی نیست 

اشک ما رحمتِ بنی الزهراست
چشم پربار، اتفاقی نیست 

ضربه زد قاتلش حساب شده
زخم مسمار، اتفاقی نیست 

سر به دیوار خورده، این سرخی...
روی دیوار اتفاقی نیست 

پشت در، گرکه فضه را خوانده
آخرِ کار اتفاقی نیست

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
3
02:55
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

آنروز که دیگر نفسی نیست مرا
جز فاطمه فریاد رسی نیست مرا

یا رب تو گواهی که به جز زهرایت
در حشر، امیدی به کسی نیست مرا

#حسن_کردی

@raziolhossein
1
02:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


آنقَدَر گریه کرد و اسماء دید ، این علی آن علی خیبر نیست
مثل زهرا علی پر از درد است ، گر چه مانند یاس پرپر نیست

گرچه این خانه عطر زهرا داشت ، بین دیوار و در ولی حالا
با فشاری که در به او آورد ، هیچ جا مثل آن معطر نیست

داغ بابا به سینه ی او بود ، داغ شد میخ هم از آتشِ در
داغ  بر روی داغ آوردند ، مگر او بضعه پیمبر نیست ؟؟؟

پهلویش را شکست با پا وُ ... ، نَفَس اش را گرفت با مسمار
عین گودال قتلگاهِ حسین ، ولی این میخ مثل خنجر نیست

تخته ی در شکست و باسرعت، چون سه شعبه به سمت مادر رفت
رد شد از مادر و به کودک خورد ، گرچه لب تشنه مثل اصغر نیست 

طفل شش ماهه‌ای ولی حالا ، بین آغوش مادرش جان داد
پدری دست بسته مضطرب است، مادری بین خیمه مضطر نیست

موقع غسل آن تن لاغر ، بغض مردانه ای ترک برداشت
بس که خونابه شسته فهمیده ، جای سالم به روی پیکر نیست

تا کفن کرد جسم زهرا را، بچه هایش به گریه افتادند ...
بخدا لحظه ی غم انگیزی ، مثل این لحظه حزن آور نیست

"خوب شد شانه های سلمان بود ، تا نیفتد امیرمان از پا ..."
باید این روزها مراقب بود ، تکیه گاه علی که دیگر نیست


#علی_رفیعی_حبیب

@raziolhossein
4
02:58
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #عامیانه


بشین خونه رو آب و جارو نکن
بذار زخم پهلوت بهتر بشه
خودم از پس غربتم بر میام
نمیخوام چشات واسه من تر بشه

نمیتونم از کوچمون رد بشم
چیکار کرده این کوچه با روح من
یه عمره ازت شرمسارم عزیز
منو بسته بودن تو رو میزدن

نگاهت رو این روزا از من نگیر
تو عطر ِنجیب ِبهشتی برام
خودت داری میری ولی پشت در
دو خط یادگاری نوشتی برام

نوشتی شبا تشنه میشه حسین
همین غصه داره تو رو میکشه
نوشتی ظریفه، شبیه گله
حواست بهش باشه پرپر نشه

#حامد_عسکری

@raziolhossein
4
02:58
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها


گدای این درم بنویس زهرا
محب حیدرم بنویس زهرا

ثواب گریه ام را در عزایت
برای مادرم بنویس زهرا

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
20 November 2025
ش
03:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
11:21, 64.3 MB
#کودتای_سقیفه

لطفا این چند دقیقه را ببینید...

@raziolhossein
👍 4
ش
04:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


مرا به خانه زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید

مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید

مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...


#افشین_علا

@raziolhossein
04:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #رباعی


این جان ولی بود که از پا افتاد
شرم ازلی بود که از پا افتاد
مردان مدینه ای! بمیرید از شرم
ناموس علی بود که از پا افتاد
.
.
غم های حنینی اش مرا آتش زد
چشمان حسینی اش مرا آتش زد
آن لحظه که بین در و دیوار شکست
یا فضه خُذینی اش مرا آتش زد
.
.
آن خط که خدا نوشت را سوزانید
زیبایی سرنوشت را سوزانید
شیطان به تقاص رانده گشتن از عرش
امروز در بهشت را سوزانید
.
.
در غربت کوچه نعره ی مست مزن
سیلی به ستاره ی من ای پست مزن
برگرد به خانه، نا مسلمان! برگرد!
قرآن خداست، بی وضو دست مزن
.
.
دوزخ نفسی بر تنتان خواهد زد
زقّوم به مِن مِن مِن تان خواهد زد
هر چند مرا غلاف شمشیر زدید
شمشیر علی گردنتان خواهد زد
.
.
آتش - نفسی، دمی زبانه زد و رفت
چرخید، مرا به تازیانه زد و رفت
شیطان چموش را نبستید به بند
آمد لگدی به درب خانه زد و رفت  
.
.
قرآن محمدی و قاموس علی ست
این آیه ی روشنای فانوس علی ست
بیم است که غیرت خدا شعله کشد
شلاق بینداز که ناموس علی ست
.
.
آن پاک تر از فرشته ها را می زد
آئینه عصمت و حیا را می زد
شیطان به تقاص لعن و طعنی ازلی
آن روز حبیبه ی خدا را می زد
.
.
آن روز، دل ستاره ی عرش، شکست
هنگام اذان مناره ی عرش، شکست
دستان سیاهی از جهنم آمد
سیلی زد و گوشواره ی عرش، شکست

#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
04:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

دلی نبود که از این همه شرر نگرفت
و مدتی است کسی از علی خبر نگرفت

چه روزها که به خانه نشست و شبها که
دل علی سرِ شب تا دم سحر نگرفت

شنیده‌اند که در بستری، سراغ تو را
میان این همه همسایه یک نفر نگرفت

به غیر کوچه‌ی پر غُصه‌ی بنی‌هاشم
برای ساقه بریدن کسی تبر نگرفت

از آن زمان که تو در کوچه‌ها زمین خوردی
خوشیِ خانه‌ی حیدر دوباره سر نگرفت

از آن کبودیِ چشم مبارکت پیداست
تصادفی کف دستش به دور و بر نگرفت

قسم به اشهد انَّ علی ولی‌الله
شبیه پهلوی تو پهلویی به در نگرفت

چه خوب اگر بنویسند در مقاتل تو
که میخ بعد تو بر پهلوی پسر نگرفت
.
.
فقط نه مشت تو را می‌زدند یا زهرا
به قصد کشت تو را می‌زدند یا زهرا

#مظاهر_کثیری‌نژاد

@raziolhossein
04:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


با این نفس نفس، نفسی ده به این نفس
شاید نصیب من بشود آخرین نفس

آه این نفس نفس زدنت همنفس بس است
بی تو نمانده است مرا هیچ کس ، بس است

نُه سال زندگی که برای علی کم است
بختم ببین شبیه نفسهات درهم است

دیدم چه شد برای تو دیگر نفس نماند
دیدی چه شد برای علی هیچکس نماند

تنهاترین جواب برای سلامِ من
زخمی‌ترین، غریب ترین، احترام من

من مانده‌ام غریب میان خواص‌ها
کارم کشیده است به این التماس‌ها

من را حلال کن که علی بود کشتنت
خانم، پس از پدر چقدر زود کشتنت

رویت مگیر جانب دیوار پیش من
ای خورده چندبار به دیوار پیش من

دیوار مَحرم است ولی مرتضی که نه
بگذار تا ببینمت این بار  یا که نه

شرمندگیِ  چشم مرا بیشتر مکن
ما را به یاد محسن خود خونجگر مکن

محسن که رفت پیراهنش را نشان مده
گهواره نیست دست خودت را تکان مده

نُه سال زندگی که برای علی کم است
بختم ببین شبیه نفسهات درهم است

گیسوی بچه‌هام مرتب شده چرا
شانه دوباره قسمت زینب شده چرا

از دستپختِ نان تو خوردند بچه‌ها
یک جرعه آب  جان تو خوردند بچه‌ها

پیشت نشسته آه کشیدند سوختند
عجل وفاتی‌ات که شنیدند سوختند

آتش به اشک‌های حسن می‌زنی چرا
پیش حسین حرف کفن می‌زنی چرا

ای روگرفته آهِ علی را بلند کن
زینب بیا سپاه علی را بلند کن

این شیشه گرچه منتظر یک تلنگر است
امشب مرو که کاسه‌ی صبر علی پُر است

با داغ خویش صبر مرا امتحان مکن
ای نیمه‌جان مانده  مرا نیمه‌جان مکن

قدری مسوز زخمِ نمک خورده‌ی علی
من را ببخش یار کتک خورده‌ی علی

بینِ مدینه همنفسی که علی نداشت
غیر از سه پیرمرد کسی که علی نداشت

با آنکه قوَت همه را داشتم زدند
من بودم و وای تو را پشت هم زدند

من را حلال کن، که علی بود کُشتنت
خانم پس از پدر، چقدر زود کُشتنت

طوری زدند ناله‌ی آفاق شد بلند
طوری زدند گریه‌ی  شلاق شد بلند

سوز شراره را به گلو ریخت فاطمه
ضرب مغیره بود، فرو ریخت فاطمه

شلاق را مغیره زِ قنفذ  که پس گرفت
دست تو را شکست و مغیره نفس گرفت

پیچید دور بازوی تو تازیانه‌اش
انداخت تا که رد روی تو تازیانه‌اش

فرصت نداد دست گذاری به شانه‌ام
دیدم که ریخت بر سر من سقف خانه‌ام



چشمم در انتظار جواب است فاطمه
ظرف حسین خالی از آب است فاطمه

روزی رسد که تشنه به گودال می‌رود
بی‌حال می‌نشیند و از حال می‌رود

از سمت خیمه شیون زنها که می‌رسد
فریادهای دختر تنها که می‌رسد

خود را به روی سینه کشد سوی خیمه‌ها
آتش نشسته است به گیسوی خیمه‌ها

خود را به سوی دخترکش جان به لب کشد
سرنیزه‌ای فرو رود  او را عقب کشد

با تازیانه خواهر او می‌شود جدا
بر روی دامنت سر او می‌شود جدا

در قتلگاه پیش نگاهت چه می‌کنند
با آن گلوی تشنه سه ساعت چه می‌کنند


#حسن_لطفی

@raziolhossein
2
04:51
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


پای شرح خطبه‌ات مقداد و سلمان ساختی
شیعه را با مکتب حیدر مسلمان ساختی

با اذانِ بی علی، خیرالعمل در کار نیست
پس اذانِ با علی را شرط ایمان ساختی

خطی از آیات حیدر خواندی و از شوق آن
لال مادرزاد را قاری قرآن ساختی

وقت قسمت‌کردن روزی که شد روز ازل
رزق نوکرهای حیدر را دوچندان ساختی

مثل گوهر می‌درخشی در رکاب مرتضی
تاج سلطان را فقیر شاه مردان ساختی

هرچه باید از طلا خرج تو می‌شد در بقیع
در نجف بردی و با دست خود ایوان ساختی

قطره‌ای از رحمت کوثر چکید و بعد از آن
از کویر جهل، اقیانوس انسان ساختی

نام زیبای تو را همراه نام چار تن
گفت ابراهیم و آتش را گلستان ساختی

درک "قدر"ت مشکل است و موقع تحصیل آن
عالم فرزانه را طفل دبستان ساختی

در دعایش تا "مفاتیح الجنان" را از تو خواست
شیخ عباس قمی را "بیت الاحزان" ساختی

خواست تا دنیا بگردد چون علی دور سرت
چرخ گردون را به این انگیزه گردان ساختی

خاک چادر را تکاندی، آه مجنون شد بلند
خاطر کوه و بیابان را پریشان ساختی

آنچه در ذهن است از ماه کبودت را، چنان
آه در آیینه‌ی حیدر نمایان ساختی

صبر تو آتش به جان ذوالفقار انداخته
سوختی پشت در و با درد پنهان ساختی


#سیدمسعود_طباطبائی

@raziolhossein
6
04:53
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است
گدای فاطمه بودن برایم بهترین کار است

صدایم را، دعایم را، نوای ربنایم را
همیشه گریه هایم را فقط مادر خریدار است

اگرچه بنده ای پستم، غلام فاطمه هستم
گرفته دست او دستم، مرا زهرا هوادار است

پر از غم شد سراپایم، مصیبت خوان زهرایم
برای معصیت هایم همیشه روضه کفاره است

الا یا ایها العالم، عزای بضعه ی خاتم
به قلب مرتضی مرهم به چشم منکرش خار است

کسی که فاطمه دارد، غم او خاتمه دارد
همیشه واهمه دارد کسی که بند اغیار است

شروع روضه شد با در، زمانی کوچه حالا در
نود روز است یک مادر میان خانه بیمار است

شده چون یاسِ پژمرده، مسیر سنگ دل مرده
به بار شیشه اش خورده... گواهم خون و مسمار است

ادا کن حق این مطلب، برای مادر زینب
چنان ناله بزن امشب که گویا آخرین بار است


#مهدی_علی_قاسمی


@raziolhossein
3
04:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


وسط شعله چه آهی ز دل زار کشید
تا لگد خورد خودش را سوی دیوار کشید

چشم‌هایی که به خورشید تلالو می‌داد
دودهای شرر آن را چقدَر تار کشید

خواست تا پا بشود درد کبودی نگذاشت
سر برخاستنش زحمت بسیار کشید

بعد کوچه نفسش سخت میامد بیرون
چقدَر ضربه‌ی شلّاق از او کار کشید

پشت در ، میخ گرفته خبر از پهلویش
فاطمه هرچه کشیده‌ست ز مسمار کشید

در تب و تاب علی بود که از پا افتاد
سر او را غم دلدار چه تبدار کشید

مرتضایی که خودش جلوه‌ی مسجد بوده
دشمن او را چه شد این‌بار به اجبار کشید

سرنوشتی که علی را سوی بیعت برده
دخترش را وسط کوچه و بازار کشید


#سیدامیرحسین_موسوی

@raziolhossein
04:56
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


بر بازوی ناتوان او گریه کنید
بر پهلوی خون فشان او گریه کنید

از روضه ی باز او که فارق گشتید
بر مرقد بی نشان او گریه کنید

#حسن_کردی

@raziolhossein
04:57
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


لشکری آورد درب آشیانش بشکند
حرمت این خانه را با خاندانش بشکند

بی حیا در پیش چشمان غیور مرتضی
داد میزد بر سر زهرا دهانش بشکند

با نسیمی می شد این ریحانه پرپر او ولی
با لگد زد تا که پشت باغبانش بشکند

پا برهنه برد مولا را که بین کوچه ها
هیبتش را پیش چشم دوستانش بشکند

گفت میخواهید زانوی علی را خم کنید
باید اول بازوی یار جوانش بشکند

دست مولا بسته بود و دست قنفذ باز بود
زد چنان زهرا دو دست ناتوانش بشکند

تا که همدردی کند با مادرش زهرا حسین
آرزو میکرد روزی استخوانش بشکند

زیرِ سم اسبها به آرزوی خود رسید


@raziolhossein
05:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


کم مشقّت ندارد این شب ها
غیر غربت ندارد این شب ها
جز مصیبت ندارد این شب ها
آه...طاقت ندارد این شب ها

خون کوثر به گردن شورا ست
بی کسی علی غم زهراست
دل آزرده اش پُر از گله هاست
کم شکایت ندارد این شب ها

خسته اش کرده درد پهلویش
می رود راه روی زانویش
دردسر گشته زخم بازویش
خواب راحت ندارد این شب ها

مظهر عاطفه ست مادر ما
تا زند شانه موی دختر را
دست بر شانه برده است امّا...
شانه قوّت ندارد این شب ها

پشت "در" ؛ در کنار دیواری
برگ گل بود و ضربه ای کاری
یاس مجروح راه بسیاری
تا شهادت ندارد این شب ها

لحظه هایش کبود می گذرد
بیشتر در سجود می گذرد
عمر زهرا چه زود می گذرد
گرچه قیمت ندارد این شب ها

محض توصیه ی مکرّر خود
حسن اش را نشانده محضر خود
شاهد کوچه مثل مادر خود
حال صحبت ندارد این شب ها

پیرو روضه های تکمیلی
تازه شد داغ ضربه ی سیلی
به خدا غیر هاله ای نیلی
روی صورت ندارد این شب ها

غصه اش طفل بی کفن باشد
در سرش فکر پیرهن باشد
سخت مشغول دوختن باشد
استراحت ندارد این شب ها


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
05:03
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


اشکی که به پاس تو فتد گوهر ناب است
این گوهر ارزنده در اعمال  حساب است

دل سوخته ی توست همه عالم هستی
درآتش مظلومی تو سینه کباب است

هرکس که دل ودیده ی خود وقف شما کرد
آن دیده و دل آینه ی صدق وصواب است

روزی که امام تو به موج خطر افتاد
بیداری تو گفت که این جامعه خواب است

از این که تو بیماری و در بستر غم ها
حال همه ی فاطمیون تو خراب است

وقتی که فضا چهره ی نیلی شده دارد 
پیداست که خورشید چرا پشت نقاب است

از چیست مزار تو ز دیده شده پنهان
تاریخ شب و روز به دنبال جواب است

از کرب وبلا ناله ات آمد که بنی ....
آن خاک ز خونابه ی چشم تو خضاب است

پروانه ی پرسوخته ی توست «وفایی»
گرحاصل شمع دل ما اشک مذاب است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
05:04
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


حتّی بریده شد به گمانم امان صبر
آری، نبود صبر علی در گمان صبر

تنها نه با حق است، "مَعَ الصّبر" هم علی‌ست
این افتخار تا به همیشه از آن صبر

دست فلک به مرد تعارف نمی‌کند
جز خون دل که ریخته در استکان صبر

وقتی تنور خانه به سردی گذاشته
باید که در تنورِ جگر پخت نانِ صبر

لات‌وعُزیٰ به منبر و توحید در عزا
در چشم، خار و بینِ گلو استخوان صبر

این دستْ بسته شد که شد آن چشمْ نیمه‌باز
هم این، هم آن، نبود به غیر از نشان صبر

در بین دود و آتش و هیزم چه می‌کند
حوریّه‌ی مبارکه‌ی دودِمان صبر؟

محبوبه‌ی حبیب خدا بین شعله‌هاست
از خود گرفته است خدا امتحان صبر


#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
1
05:05
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #عامیانه


گفتن نداره ! بچه رو مادر توو سختیا تنها نمیذاره هر قدر هم که بچه بد باشه ! مادر هواشو باز هم داره

از مهربونیشه یه وقتایی نادیده می گیره خطامونو تا گم نشیم توی شلوغی ها محکم گرفته دست هامونو

خسته نشد از شیطنت هامون باز با صبوری پای ما مونده ! گاهی شکستیم قلبشو اما یک بار هم رو برنگردونده !

باور کنید خوشبختی رو میشه پشت درِ این خونه پیدا کرد مادر با اون دستای مجروحش خیلی گره از کار ما وا کرد

حرفی نمی مونه واسه گفتن شعری برا مدحش توو دنیا نیست ما رو خجالت داده خوبی هاش مادر به دلسوزیه زهرا نیست

دل تنگیامون بی حرم مونده بارون حریف گریه هامون نیست از قبر مادر بی خبر بودن ! سخته ، برای بچه آسون نیست

دنیا زمستونه همه فصلاش رد و نشونی از بهارش نیست شب های جمعه غصه مون اینه یه شاخه گل روی مزارش نیست


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
05:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


خداکند که زنی ناگهان زمین نخورد
به پیش همسر خود بی امان زمین نخورد

خداکند که نپیچد به پای او چادر
شبیه پیرزنی قد کمان زمین نخورد

تلاش کرد نیفتد چنان زدند او را
نشد مقابل نامحرمان زمین نخورد

خداکند نرود آبروی یک مادر
مقابل نظر کودکان زمین نخورد

مگر که میشود از چند سو زنی بزنند
سر شکستن هر استخوان زمین نخورد

خداکند زن محجوب و بار شیشه او
درست در گذر این و آن زمین نخورد

خداکند که دو بازوی فاتح خیبر
کنار در سرداغ جوان زمین نخورد

مغیره قنفذ و خالد بلند خندیدند
دوباره کاش چنین پهلوان زمین نخورد

گرفت شال علی را زپشت سر زهرا
که با کشیدن این ریسمان زمین نخورد

میان گودی گودال ذوالجناح چه کرد
کشید دست خودش آسمان زمین نخورد

ولی چه فایده تیزی نیزه ها نگذاشت
بدون درد سر و بی تکان زمین نخورد


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
2 😭 1
05:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


حورا و عذاب وای بر من
شد سینه کباب وای بر من

ناموس خدا به پشت در شد
با اسم خطاب وای بر من

یک عمر رسالت نبی را
دادند جواب وای بر من

با ضرب لگد دری در آتش
وا شد به شتاب وای بر من

بر صورت ریحانه‌ی احمد
خون گشته نقاب وای بر من

افتاده میان دود و آتش
آیات کتاب وای بر من

یک جمله فقط: عبای حیدر...
گردید حجاب وای بر من

بر دست گره‌گشای مولا
افتاده طناب وای بر من

مردانه زدند بانویش را
با قصد ثواب وای بر من

می‌ریخت به چادر عزادار
خون جای گلاب وای بر من

گفتند به طعنه با علی شد
تسویّه حساب وای بر من

این کوچه رَوَد مسیرش آخر
تا بزم شراب وای بر من

ناموس علی شود معذّب
در شامِ خراب وای بر من

«میثم!» بنویس بیت آخر
«حورا و طناب وای بر من»


#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
05:11
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


تفسیر او به دست قلم نامیسّر است
در شأن او غزل ننویسیم بهتر است

شأن نزول یک پری از آسمان به خاک
دامان مادری‌ست که در شأن کوثر است..

او فاطمه‌ست معنی این نام را هنوز
از هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است..

در کوچه بوی آتش و در خانه عطر گل
مرز بهشت و دوزخ از آن روز این در است

با پهلوی شکسته هم از کوه، کوه‌تر
با قامت خمیده هم از آسمان سر است

لبخند می‌زند که بخندند بچه‌ها
مادر اگر که جان بدهد باز مادر است

مولا هنوز اوّل بی‌هم‌نفس شدن
بانو در انتظار نفس‌های آخر است!


#مهدی_مردانی

@raziolhossein
1
05:12
#حضرت_زهرا_مدح


لِماذا سُمّیَت زهراءُ بِاالزّهرا، نمی‌دانم
شب قدر است او یا لیلةُ الاسری نمی‌دانم

من از سُبّوح و از قدّوس گفتن‌های یک انسان
به ساق عرش، قبل از خلقت دنیا نمی‌دانم

رموز کاف و ها و یا و عین و صاد را حتی
اگر دانسته باشم، راز أعطینا نمی‌دانم

من از إنسیّه و حوریّه می‌فهمم عباراتی
ولی معنایی از إنسیّةُ الحَورا نمی‌دانم

امامان "حجّةُ اللهِ علَی خلقند"، سلّمنا
"وَ زهرا حجّة اللهِ علینا" را نمی‌دانم

نمی‌بود آفرینش هم علی را، هم محمّد را
حدیث قدسی لولاک را اصلا نمی‌دانم

"به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طرّه بگشاید"
چه خون افتاد در دل‌ها و محمل‌ها، نمی‌دانم

بجز این است که عکس کسی در آب افتاده‌است؟
وگرنه تشنه ماندن بر لب دریا... نمی‌دانم

کنار خانه‌ی "لا تَرفعوا اصواتَکم" یارب
دلیل اینهمه بلوا و غوغا را نمی‌دانم

دلیل خلقت است او، معنی "عجّل وَفاتی" را
به هر تعبیر و هر تفسیر و هر معنا نمی‌دانم

شبانه دفن کردن را علی دانست، سلمان هم
شبانه غسل دادن را علی حتی... نمی‌دانم

چرا باید گلی مانند زهرا پشت در باشد
خداوندا خداوندا خداوندا نمی‌دانم

ندانم‌های بسیار است در صدّیقه‌ی کبری
نمی‌دانم نمی‌باید بدانم یا نمی‌دانم!

#مهدی_جهاندار

@raziolhossein
4
05:16
In reply to this message
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#تبری

دنبال رضایتم اگر می گردد
پرونده او سیاه تر می گردد

امروز در خانه‌ی من آمده است
(قاتل به محل قتل بر می گردد)

@raziolhossein
👍 5
ش
06:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 20.11.2025 03:40:08
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
11:21, 64.3 MB
#کودتای_سقیفه

لطفا این چند دقیقه را ببینید...

@raziolhossein
👍 3 1 😭 1
ش
17:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
17:43
#امام_حسین_مناجات



منظر دل‌های ماست، کرببلای حسین
مرغ دل ما زند، پر به هوای حسین
 
یک نگه کربلا، بِه بُوَد از صد بهشت
جنّت اهل دل است، صحن و سرای حسین
 
دیدن باغ بهشت، مژده به زاهد دهید
زاهد و حور و قصور، ما و لقای حسین
 
تربت پاکش بُوَد، داروی هر دردمند
دار شفای خداست، کرببلای حسین
 
مُلک سلیمان بُوَد، در نظرش بی‌بها
آن که گدایی کند، پیش گدای حسین
 
هر که رَود کربلا، بوسه به خاکش زند
بشنود از قدسیان، بانگ و نوای حسین
 
چون به عزاخانه‌اش، پا نهی آهسته نِه
بال ملائک بُود، فرش عزای حسین 
 
خنده کنان می رود، روز جزا در بهشت
هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین

غم نَخورَد بعد از این، بهر سرای دگر
آن که «شکوهی»! شود، نوحه‌سرای حسین 
 

مرحوم #هاشم_شکوهی

@raziolhossein
1
17:43
#امام_حسین #فاطمیه
#شب_جمعه


امشب که ز سوز مادری در راه است
با آه زمین کربلا همراه است

یک سو دمِ یا بُنیّ از فاطمه است
سویی به لب حسین، وا امّاه است

#سید_علی_اکبررضوی

@raziolhossein
1
17:43
#امام_حسین_مناجات


زندگی کائنات، بسته به موی حسین
زائر بیت خداست، زائر کوی حسین

زخم جبینش زند، خنده به سنگ بلا
خون جبین می‌شود، آب وضوی حسین

چشمۀ زخم تنش، چشمۀ فیض خداست
آب بقا را بقاست خون گلوی حسین

تیر بلا، شمع دل، مُهر جبین، سنگ دوست
روز ازل خون گرفت، آب ز روی حسین

بذل کند همچنان میوۀ مهر و وفا
هر چه پَراند عدو، سنگ به سوی حسین

آب بقا خورده آب از دو لب خشک او
خضر بوَد تا ابد تشنۀ جوی حسین

حنجر خشک حسین، تشنۀ جام الست
مجلسیان الست، مست سبوی حسین

مصحف زهرا کجا؟ سم ستوران کجا؟
پنجۀ قاتل کجا؟ طرۀ موی حسین

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:43
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی


یارب نظری به قلب صدچاکم کن
بااشک مرا،ز هـر گنه پاکم کن

درصحن علی بگیر جان ازتن من
درصحن حسین ابن علی خاکم کن


#حیدر_توکل

@raziolhossein
17:43
#امام_حسین_شهادت
#گودال #قتلگاه


آن تندباد تیر، بگو با تنت چه کرد؟
با قلب مثل آینه روشنت، چه کرد؟

وقتی که عرش را به تلاطم کشیده است
با ما ببین که روضهٔ افتادنت چه کرد

می‌‌گفت روضه‌‌خوان: که تنت غرق تیر بود
هر تیر، واژگون که شدی، با تنت چه کرد

افتادی و سه ساله خبر دارد و خدا
بر خاک، سنگ، با رخِ بی‌جوشنت چه کرد

انداخت این سه شعبه تو را، باغبان! ببین
با حلق نازکِ گل در گلشنت، چه کرد؟

جان داد خواهرت، به خدا تا که دید، شمر
با چکمه، در کشاکشِ جان دادنت، چه کرد

ای بوسه ‌گاه مادر دریا گلوی تو!
آن تیغ کُند، با رگ و با گردنت چه کرد

از حال رفت و بی ‌رمق افتاد، روضه‌ خوان
دیگر نگفت از اینکه پس از کشتنت چه کرد

یا ایها العزیز! پس انگشترت کجاست؟
آن گله گرگ، با تن و پیراهنت چه کرد؟

لرزید آسمان، چو دویدند اسب‌ها
بر سینه زد رسول، مگر دشمنت چه کرد؟


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
3
17:43
ا﷽ا

#امام_حسین_علیه_السلام



بسم رب الحسین آغاز صحبت عارفان حق بین است
چون خدای حسین بودن در چشم پروردگار شیرین است

روضه خوانت خداست در محشر با نبی گریه می کند حیدر
عدل گوید که گریه کردن بر داغ تو اصل اول دین است

قطره در وادی شما دریاست ادعا محضر تو بی معناست
پیش زهرا مقام او بالاست هرکه در مجلس تو پایین است

قدر این چشم های گریان را بهتر از ما حبیب می داند
بوسه گاه ملائک عرش است دیده ای که به اشک آذین است

آنچه گنجینه گدای شماست پیرهن مشکی عزای شماست
روز اول که دیدمش گفتم آن که روزم کند سپید این است

اینکه بعد از شنیدن داغت همچنان زنده ام خودش یعنی
در عزای تو کم گذاشته ام نوکرت را ببخش غمگین است

هر که جز تو رفیق راهم شد باعث جرم و اشتباهم شد
دیگر از تو جدا نخواهم شد بهترین یار یار دیرین است

از وفاتم که می شوی آگاه حتم دارم که میرسی از راه
السلام علیک یا ارباب اولین ذکر بعد تلقین است


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
17:43
#امام_حسین_علیه_السلام


به لطف عشق ، غمِ آه پروری داری
به سمت سینه ی عُشاق معبری داری

همیشه نام تو اشک مرا درآورده
حسین! خاصیتِ گریه‌آوری داری

کتابِ داغِ تو را جبرئیل شرح دهد
میان عرش خداوند ، منبری داری

یکی ز اهلِ بُکاءِ قدیمی‌ات نوح است
تو نسل گریه‌کُن از هر پیمبری داری

قسم به قُبّه ی تو روضه‌خانه‌ات ، حرم است
تو در حسینیه رو به خودت ، دری داری

کلیددار حریمت ، رقیّه خاتون است
در آستان خودت شاه‌دختری داری

قیام سینه‌زنانت قیامتِ عُظمیٰ‌ست
چه های و هوی شریفی ، چه محشری داری!

تمام هَمّ و غمم کار و بار هیئت توست
خودت هوای مرا وقت نوکری..،داری

مس وجود مرا چای روضه ات زر کرد
عجب شرابِ خوشِ کیمیا‌گری داری

بهشتِ بین دو انگشتِ تو به عابس گفت:
جنون بخواه که فردای بهتری داری

فقط تویی که وهب را حبیبِ خود کردی
فقط تویی که چنین فنِّ دلبری داری

شبیه جُون مرا هم دعا کنی ای کاش
و حظ کنی که غُلامِ معطری داری
.
.
تو مانده ای تک و تنها میان یک لشکر...
نه همدمی نه پناهی نه یاوری داری

نفس‌نفس زدنت شمر را جَری‌تر کرد
بلند کرد صدا را : چه حنجری داری!


غروب بود..،سرت روی نیزه بالا رفت
غروب بود..،سنان در خیام زن ها رفت

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


هیجان تو به سرم زده
به سکوت چشم ترم زده
پر گریه ام، دل تنگ من
شب جمعه سر به حرم زده

تو ببر مرا به شروع خود
به اصالت غم کودکی
به جهان روی کتیبه ها
به حسین پرچم کودکی

چه کنم اگر نرسم به تو
ته این مسیر پر از جنون
شده جان من همه آتش از
تب حا و سین تب یا و نون

به کبودی سر و صورتم
به صدای ضجه ی روضه خوان
من اگر جدا شدم از شما
تو بگو نرو تو بگو بمان

تو بگو بمان که امان تویی
که نهان تویی که عیان تویی
که پناه و جان جهان تویی
ضربان تویی هیجان تویی

دلِ تنگِ گودی قتلگه
نگرانِ روز دهم شده
که میان نیزه شکسته ها
ضربان قلب تو گم شده

تو سخن بگو که نمیرد از
غم بی کسی کس و کار تو
که نمیرد از غم بی کسی
کس و کار تو به کنار تو

تو رمق نداری و آسمان
شده پیش چشم تو کالدخان
نفست بریده بریده و
جرَیان خون تو همچنان...

به چه می خورد لب خنجری
که به جانب تو قدم قدم...
به گلوی تشنه ی خیمه ها
به دل شکسته ی این حرم

به بهار خنده ی دخترت
به امید آخر  خواهرت
به سکوت گوشه ی قتلگه
به نگاه خسته ی مادرت

رگ این گلو که تو می بری
رگ زندگانی زینب است
نزن این بهانه ی زندگی
همه ی جوانی زینب است

رد خون روی گلوی او
به لب پیمبر اشاره داشت
لب تیغ و برقِ نگاه شمر
به بریدنِ سر اشاره داشت

لب تیز خنجر کربلا
به تن مدینه نشست و بعد
به قدی خمیده نظاره کرد
و به روی سینه نشست و بعد...


#سیدابوالفضل_مبارز


@raziolhossein
1
18:28
#امام_حسین_علیه_السلام


پیر مردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر می کرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر می کرد

او که عمری برای نان حلال
گاری اش را به هر طرف می برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد

روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم

سال ها با غم تهی دستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی

باز هم راهی خیابان شد
حجره ها را یکی یکی می دید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب می بارید

گوشه ای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش می مردم
خسته ام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم

در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیر مرد خمیده حیران شد
گیوه را تا به تا که پایش کرد

گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست

پسرک گفت پیش ان کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانه ما
میتوانی بیاوری آقا؟

پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیه روزی خودش خندید

یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاری اش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد

پیر مردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بی مزد
آن طرف خانواده اش محتاج
مرگ بر روزگار شادی دزد

دیگ را برد عقل او می گفت
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بی پاداش

دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانه دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود

دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه بر می گشت
پیر مرد شکسته و تنها
از گذشته شکسته تر می گشت

تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان

از لب پنجره نگاه انداخت
میوه های عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ

همسرش که  ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت از دست پر رسیدن تو
متحیر شدم خدا قوت

تا تو از خانمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاری کش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده فرمایش؟

بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس می زد
عطش از چهر اش نمایان بود
تشنه بود و نفس نفس می زد

گفت این خوار و بار را داده است
مادری قد کمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده

هرکسی که ندارد عشق تورا
تازه فهمیده که نداری چیست
قصه کل عاشقان حسین
قصه پیرمرد گاریچی ست

#رضا_صمدیان

@raziolhossein
4
18:31
#امام_حسین_شهادت
#گودال

عيان مي كرد راز دل، امان مي داد اگر وقتش
ميان قتلگه، كوتاه بود و مختصر وقتش

بجاي درد دل، كاري مهمتر داشت بر عهده
بيان عشق و شرح غم، بماند بعد در وقتش

قرار اين بود تا فتح برادر را كند كامل
غنيمت بود در آن معركه، از هر نظر وقتش

در آن دربار و آن بازار، با اينكه معطل شد
در آن ساعات طولاني، نشد هرگز هدر وقتش

اسارت رفت فرزند خليل الله؟؟؟ نه... هرگز
بتي در شام باقي بود زينب رفت سروقتش

تبر در بر، درآورد او دمار از روز شامي ها
قيامت را رقم مي زد چو مي شد بيشتر وقتش

هرآنكس جان خود را وقف زينب كرد طوبى له
و الا بي ثمر عمرش و گرنه بي اثر وقتش


#محسن_رضوانی

@raziolhossein
ش
19:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#امام_حسین_علیه_السلام


دریاست نبی و گوهرش فاطمه است
مولاست علی و همسرش فاطمه است

با آنکه حسین است، پناهِ دو جهان
او خود به پناهِ مادرش فاطمه است

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
3
21 November 2025
ش
03:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
03:37
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان

بیت وحی و شعله های نار أَینَ المُنتَقِم
سوخت در آتش گل و گلزار أَینَ المُنتَقِم

این صدای ناله زهراست می آید به گوش
از میان آن در و دیوار أَینَ المُنتَقِم

مادر و شش ماهه باهم پشت در افتاده اند
کار شد بر خادمه دشوار أَینَ المُنتَقِم

خون محسن می‌چکد از آن درِ آتش زده
خون زهرا ریزد از مسمار أَینَ المُنتَقِم

با چهل نامرد شد در کوچه زهرا رو به رو
وایِ من از این همه آزار أَینَ المُنتَقِم

در کنار قبر زهرا نیمه شبها تا به صبح
ناله میزد حیدر کرار أَینَ المُنتَقِم

دید تا طشت پر ازخونِ حسن را خواهرش
گفت با چشمان گوهر بار أَینَ المُنتَقِم

نیزه داران آنقدَر بر پیکر اکبر زدند
شد تنش مانند نیزه زار أَینَ المُنتَقِم

با عمود آهنین افتاد آخر بر زمین
با سر آن سر لشکر و سردار أَینَ المُنتَقِم

خون اصغر را که می پاشید سمت آسمان
گفت جدّت با دل خونبار أَینَ المُنتَقِم

کرد با خون دلش مویِ سفیدش را خضاب
بین مقتل سیدالاحرار أَینَ المُنتَقِم

در میان قتلگه که دست و پا میزد حسین
در حرم شد کار زینب زار أَینَ المُنتَقِم

از حرم تا قتلگه میزد صدا (أَینَ الحسین)
تا تنش را دید میزد زار أَینَ المُنتَقِم

زجر ملعون دختر از قافله جا مانده را
می‌کشد با زجر روی خار أَینَ المُنتقم

زینبی که سایه اش را چشم نامحرم ندید
شد تماشایی سرِ بازار أَینَ المُنتَقِم


#عبدالحسین


@raziolhossein
2
03:37
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


دریاب این حال بد دنیای ما را
بی تو گرفته دلهره دل های ما را

ای کاش هر کس هم نشینت هست امشب
خالی کند در محضر تو جای ما را

هستیم کمتر یاد تو چون که گرفته
بار گناه و معصیت تقوای ما را

بی خود به دنبال کس دیگر نباشید
کم دارد این عالم فقط آقای ما را

یک روز می آید که این عالم ببیند
بین الطلوعین شب یلدای ما را

ممنونم از این قدر لطفت باز کردی
در روضه های فاطمیه پای ما را


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
03:37
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


دوباره گرد یتیمی نشسته بر مویت
و رود رود عزا جاری است از رویت

به یاد مادرت امشب نشسته میخوانم
نماز صبر به محراب طاق ابرویت

گمان کنم که شمیم مدینه را دارد
اگر به ما رسد امشب نسیمی از کویت

دوباره دست گدایی دراز خواهم کرد
برای گریه به غم های مادرت سویت

شبیه قامت زهرا شکسته است قدت
شبیه زانوی مولا خمیده زانویت

به یاد زینبی و گیسوی پریشانش
اگر دوباره پریشان شده است گیسویت

برو مدینه و از مرتضی بپرس چه شد
که رفت نیمه شب از آشیان پرستویت


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
1
03:37
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


مانند ابری که نمِ باران ندارد
مَن ؛ خشکسالیِ دلم پایان ندارد

دیروز خیلی گریه‌کردن را بلد بود
چشمم توانِ قبل را الآن ندارد

من با فراقَت دائماً سرگرم هستم
این بی‌نوا کاری به این و آن ندارد

دست از سر من برنمی دارد غمِ تو
داغت رهایَم می کند؟!..، امکان ندارد!

بیماری عُشّاق ، زخمی لاعلاج است
دردی که هرگز نسخه‌ی درمان ندارد

عُمر زلیخا پای یوسف رفت بر باد
عاشق‌شدن جز باختن تاوان ندارد

راهِ وصالِ یار دشوار است قطعاً
این مقصد اصلاً جاده ای آسان ندارد

من مطمئن هستم که نان شُبهه خورده
هرکس به برگشتِ تو اطمینان ندارد

هر بار بد کردیم..،تو گردن گرفتی
اما به لطف تو کسی اذعان ندارد

باید برای این همه اندوهِ تو مُرد
باید برایت مُرد..،دور از جان ندارد!

دارد اَجَل سر می رسد..،پس کِی میایی!
چشم‌انتظارت فرصتی چندان ندارد

محتاج احسان توام..، بر من نگاهی
فرزند ، بی بابا سر و سامان ندارد

جانِ همان‌ پهلو‌شکسته..،زود برگرد
جانِ گلی که روح در گلدان ندارد
.
.
طوری لگد زد..،میخ در پهلو فرو رفت...
نامردِ بی غیرت مگر وجدان ندارد!

در اوج تنهایی ، صدف از دُر جدا شد
مادر به غیر از فِضّه پشتیبان ندارد


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
03:37
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


داغی به دلش ز ضرب سيلی ست علی
بیش از همه مشتاق فرج کیست علی

در پیش مزار فاطمه با حسنین
مشغول دعا برای مهدیست علی

#حسین_بابانژاد

@raziolhossein
03:37
#امام_زمان_مناجات



در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است

وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است

آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است

ای یاس باغ نرگس! باز آ که می‌کنم حس
بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است

بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است
وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است

عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد
آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است

ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم
ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است

از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم
کو مرد انتظاری «یابن‌الحسن» شعار است

گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟

میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:37
#امام_زمان_مناجات
#عامیانه


دوس دارم نگات کنم،یه بار تودنیا آقاجون
چی میشه جمالتو،کنم تماشا آقاجون

مگه چیزی کم میشه،یه روسیا نگات کنه؟
بایه جرعه کم نمیشه،آب دریا آقاجون

به خوباسرمیزنی،مگه بدا،دل ندارن؟
یه سرم به من بزن،یوسف زهراآقاجون

غرق منتّم کن و،یه دستی روسرم بکش
تامنم دربیارم،سری توسرها اقاجون

به رقیبا گفته ام،هوامنو خیلی داری
من بی دست وپارو توبپا هرجا آقاجون

به جون حسینی که،هردوتامون دوسش داریم
واسه دیدنت نمیشناسم،سرازپاآقاجون

میدونم دیوار بین من و تو،دل منه
آبادم کن و،خراب کن دل مارا آقاجون

میدونم توعاشقی باتو،زیادکم میارم
تومدد کن تابشه،عاشقیم امضا آقاجون

هرروزی خوشیم به اینه،توروفردا میبینم
به خدامُردم ازاین،امروزوفردا آقاجون


#حیدر_توکل

@raziolhossein
03:37
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه



اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تر می کِشم
دارم از اندوه تو آهِ مکرر می کشم

من به تلخی فراقت سخت عادت کرده ام
جام زهرِ دوری‌ات را شب به شب سر می کشم

خیمه‌ات را در بیابان‌ها تصور می کنم
چادر تنهایی ات را بین دفتر می کشم

بارها این شهر را گشتم ، کسی فکر تو نیست
بار عشقت را خودم بی یار و یاور می کشم

نَفْسِ من راه تَنَفُّس‌کردنم را بسته است
هرچه دارم می کشم از این ستمگر می کشم

معصیت مانندِ من پشت کسی را تا نکرد
در جوانی رنج پیری را فراتر می کشم

روح تو از دست سهل‌انگاری‌ام آزار دید
روی قلبت با همین اعمال ، خنجر می کشم

غالباً سردرگمی‌هایم به هیئت می رسند
منت ارباب‌ها را مثل نوکر می کشم

آرزو دارم ببینم خطبه‌خوانی تو را
در خیالاتم تو را بالای منبر می کشم

مستمند مهربانی تواَم ، رَدَّم مکن...
کاسه‌ی خالی خود را تا دمِ در می کشم

اوج خوشحالی من لمس نوازش‌های توست
سر که بگذارم به روی شانه ات ، پر می کشم

هر زمان بد می شوم ، زهرا درستم می کند
در گرفتاری خودم را سمت مادر می کشم

حسرت لب‌ های من خرمای نخل مرتضی‌ست
سفره‌ام را در میان باغِ حیدر می کشم

من خدا را در شبستان نجف حس می کنم
رو به ایوانِ طلا الـلّـهُ اکـبـر می کشم

کُشته ی عشق حسینم ، کربلا دفنم کنید
لااقل بر روی نعشم خاک دلبر می کشم

جانِ بانویی که گیر افتاد پشت در ، بیا...
داغ او را در دلم تا روز محشر می کشم
.
.
قنفذِ بی چشم و رو می گفت: ای زهرا ! ببین
با طنابم پهلوانِ جنگ خیبر می کشم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
03:43
#امام_زمان_فاطمیه


تو ای امید ما همه... بیا عزیز فاطمه
شبا شبای ماتمه...بیا عزیز فاطمه

کوه غم این دلم باشه هزار تا مشکلم باشه
میگم بدون واهمه... بیا عزیز فاطمه

صدا زدم تو ندبه ها  اَین معزاَولیا
بیا دلا پر از غمه... بیا عزیز فاطمه

امید قلب مصطفی  یابن علی مرتضی
منتظرت یه عالمه ...بیا عزیز فاطمه

می‌دونم ای صــاحب عزا  این اشک و ماتم و عزا
برای مادرت کمه... بیا عزیز فاطمه

بیا تو صاحبَ زمون  روضه مادر و بخون
تا که فداش بشیم همه... بیا عزیز فاطمه

بیا روزای آخره     و رو به قبله مادره
میگه با اشک و زمزمه... بیا عزیز فاطمه

برا امام مجتبی  یاد شهید کربلا
روضه بخون تو علقمه... بیا عزیز فاطمه


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
03:46
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


عقل از سر میرود در ابتدای دیدنت
میرسد جانها به لب در انتهای دیدنت

حسرت دیدار رویت چشم ها را پیر کرد
ما که غم دیدیم در عالم به جای دیدنت

با خیال دور تو گشتن فقط ما زنده ایم
زندگی خوب است تنها در هوای دیدنت

میرسد روزی که می آئی و کل شیعیان
بشنوند از این و از آن ماجرای دیدنت

کاش می دیدیم آن زلف رها بر شانه را
کاش می مردیم ما در هر هجای دیدنت

باز هم شرمنده غم آمد سراغ بخت ما
می چکد از دیده ی ما گریه های دیدنت

ای زبانم لال حال مادرت هم خوب نیست
مادرت خیلی دعا کرده برای دیدنت

پشت در نام شما را برد با حالی وخیم
ایستاده منتظر مادر  به پای دیدنت...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
2
03:49
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


مثل قطره تشنه ی دیدار دریاییم ما
با امیدی شب به شب در روضه می آییم ما

صاحب مجلس دم در می نشیند غالبا
پس چرا بالای مجلس در پی جاییم ما

او طرید است و شرید است و وحید است و فرید
باز اما ادعا داریم تنهاییم ما

باز هم این جمعه رفت و او نیامد از سفر
خسته دل از این همه امروز و فرداییم ما

پشت ما بی شک دعای خیر او بوده اگر
در میان این همه فتنه سر پاییم ما

روزی یک سال ما در فاطمیه می رسد
پس تمام سال را مهمان زهراییم ما

کاش می شد در میان روضه ی او جان دهیم
فاطمیه آمد و در این تمناییم ما


#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
2
03:53
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


بیا که باغ پر از عطر دلربایی توست
نسیم، چشم به راه گره‌گشایی توست

به باغبانی تو چشم دوخته‌ست بهار
چمن چمن گل این باغ، رونمایی توست

نشسته در ره وصلت سحر چراغ به دست
سپیده منتظر نور کبریایی توست...

خدا کند تو بیایی و صبح سر بزند
که بی ستاره‌ترین شب، شب جدایی توست

بیا که دیدن رویت بهشت موعود است
بهشت پرتوی از جلوۀ خدایی توست

مدینه را تو صفا می‌دهی ز مقدم خویش
مدینه تشنه دیدار و آشنایی توست

کنار تربت زهرا اگر چه شمعی نیست
بقیع، شب همه شب غرق روشنایی توست

هنوز صحبت آن مادر شهید این است:
شفای سینۀ من اشک کربلایی توست


#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
2
22 November 2025
ش
03:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

با یـاد غم تو دل پر از غم گردد
آدم به ولایت تو آدم عگردد

یا فاطمه گریه در  غمت رزق من است
یارب نکند که رزق من کم گردد

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
4
03:53
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


با وجود فاطمه، حیدر به تن، جوشن نداشت
بی گل رویش صفاو رونقی گلشن نداشت

من سلامش میکنم با سر جوابم می‌دهد
بعد سیلی فاطمه، نای سخن گفتن نداشت

سایه‌‌ی روی سرمن، مثل یک سایه شده
غیر مشتی استخوان در زیر پیراهن نداشت

یک قدم می رفت و می دیدم زمین افتادنش
فاطمه تاب و توانایی ره رفتن نداشت

مُردم از بس که شمردم من کبودیِ تنش
غیر زهرا کس کبودی اینقَدَر بر تن نداشت

می رود اما قرار بعدی ما قتلگاه
قتلگاهی که حسینم ذبح شد گفتن نداشت

بس که مرکب رفت و آمد داشت روی پیکرش
جای سالم بر تنش قدرِ سر سوزن نداشت

عده ای نامرد در گودال عریان کردنش
کشته‌ی عریانِ من که، زیرو رو کردن نداشت

خواست تا حائل کند دستی به دور گردنش
خم شد اما دید زهرا، یوسفش گردن نداشت


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
03:54
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


پا شد از جا روز آخر بسترش را جمع کرد
یک تبسم زد غم دور و برش را جمع کرد

پا شد و محکم گره زد روسری را دور سر
محکمش کرد و کمی درد سرش را جمع کرد

بست جارو را به یک دستش ولی چون درد داشت
زیر یک پهلوش دست دیگرش را جمع کرد

آتش بین تنور خانه زهرا را که دید
شرم کرد و هیزم و خاکسترش را جمع کرد

فضه را اول صدا زد یادش آمد فضه بود
کودک افتاده‌ی پشت درش را جمع کرد

تن به آتش خورده میداند چه میگوییم ما
فاطمه پروانه بود آتش پرش را جمع کرد

شست موهای حسینش را و یک آهی کشید
***
شمر در گودال زلف دلبرش را جمع کرد

لشکر از گودال بیرون رفت اما شمر نه
ضربه‌ی اثنی عشر شد پیکرش را جمع کرد

شب رسید و ساربان انگشت او را پخش کرد
فاطمه نگذاشت و انگشترش را جمع کرد


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
2 😭 2
03:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

شبانه رفتن حضرت‌زهرا سلام‌الله به درب خانه‌های مدینه


رفتم برای تو  به درِ خانه‌ها ولی
راحت زِ رنج ، شاه عوالم نمی‌شویم

حتی تعارفی زِ دمِ در نمی‌کنند
تا از تو بشنوند مزاحم نمی‌شویم


معطل شدی عزیزم دلم بارها  ببخش
دیدند علی است در نگشودند وای من

اینها که در زدیم  همه در شکسته‌اند
از  قاتلان فاطمه بودند  وای من


رو می‌زنم برای تو ، حتی زمین خورم
هرچند خنده روبروی فاطمه زنند

رو می‌زنم برای تو زهرا  فدای تو
حتی اگر که در به روی فاطمه زنند


#حسن_لطفی
@raziolhossein
1
03:57
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


دیدم وسط باغچه پرپر شدنت را
پامال لگدهای مکرر شدنت را

بین در و دیوار گلاب از تو گرفتند
زهرا ، همه دیدند معطر شدنت را

با کشتن یک سوم سادات ، گرفتند
از چهره ی تو لذت مادر شدنت را

یا مُنْهَدَةَ الرُکْنْ من از فضّه شنیدم
تنها ، سپر غربت حیدر شدنت را

یا ناحِلَةَ الْجِسْم چه آمد به سر تو؟
آهسته بخوان روضه ی لاغر شدنت را

زهرای رشیده به چه تشبیه کنم من
با پیکر یک طفل برابر شدنت را؟

یا باکِیَةَ الْعَیْن ز چشمان تو دیدم
چون آینه ای تار و مکدر شدنت را

دستار به سر بسته ای و بین نمازت
زهرا همه دیدیم پیمبر شدنت را

من حاجت خود گفته ام و هیچ نگفتی!
وقتی دل من خواسته بهتر شدنت را

ای چشم صبوری نکن و فکر شفا باش
تقدیم به پهلوش کن این تر شدنت را


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
😭 2
04:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسن_کوچه
#فاطمیه #کوچه


آه تو گرم است قلبم داغ شد
طاقت ما پیش صبرت طاق شد

در نگاهت حرف نامعلوم چیست
استخوان مانده در حلقوم چیست

باورش سخت است پیرت کرده است
بغضِ سنگینی اسیرت کرده است

با خودت اینقدر نجوا می‌کنی
ای برادرجان چه با ما می‌کنی

دستِ افسوس اینقدر بر هم مزن
اینقدر بر سینه‌ات محکم مزن

شانه‌های تو  تکان دارد چرا
سینه‌ات آتشفشان دارد چرا

هق‌هق‌ات با گریه‌ام درهَم شده
خواهرت انگار نامحرم شده

ای عزیزِ رو سپیدِ فاطمهپ
جان زینب، مو سپیدِ فاطمه

این همه در می‌زنم در باز کن
رازهای بسته را سر باز کن

جانِ ما  با ما مگو اینبار: نه
من در اصرار و تو در اصرار، نه

چیست این غمگین تر از کرببلا
روضه‌ی سنگین تر از کرببلا

آه و داد و ناله و دردم بگو
ای کریمِ خانه دق کردم بگو

تا سرِ این رشته زینب باز کرد
عاقبت آتشفشان لب باز کرد

گرچه با تو جمله غم‌ها گفتنی است
روضه‌ی ناگفتنی ناگفتنی است

حجمی از افسوس دارد سینه‌ام
روضه‌ی ناموس دارد سینه‌ام

کوچه تنگ و وقت تنگ و راه تنگ
کوچه سنگ و هر دو تا دیوار سنگ

کوچه سنگ و سنگ‌تر از آن رسید
روز بود و ناگهان طوفان رسید

آه آن طوفانِ ویرانگر چه بود
کینه بود و بغض بود و کوچه بود

کینه با عشقِ علی درگیر شد
دید بابا نیست، آنجا شیر شد

چاره سازِ آسمان بیچاره گشت
ناگهان دیدم قباله پاره گشت

بغض با زخمِ زبان‌ها گُر کشید
مادرم بر روی من چادر کشید

وای ضربی چشمهایی تار خورد
هم از آن پنجه  هم از دیوار خورد

سنگ دیواری بلورم را شکست
نانجیب آنجا غرورم را شکست

هر دوتا سیلی محکم خورده‌ایم
ناسزا و زخم  با هم خورده‌ایم

روی این چادر دوباره پا مزن
کُشتی‌اش اینقدر زهرا را مزن



گرچه داغ سینه از شیون گذشت
گرچه صد طوفان غم از من گذشت

زخم از داغ حسینم می‌خوری
آه خواهر بعد ما غم می‌خوری


نوبت تو می‌شود در قتلگاه
خیمه‌ها تنها و خواهر قتلگاه

می‌خورد تا ذوالجناح از غم زمین
می‌خوری در بین نامحرم زمین

سهم تو از شمر و خولی و سنان
خیزان و خیزان و خیزران

در میان کوچه و بازار شام
فکر معجر باش بینِ ازدحام


#حسن_لطفی

@raziolhossein
3
04:03
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


می‌رود از آن سَرِ دنیا خبر می‌آورد
شعر در وصف تو باشد بال در می‌آورد

شعر در وصف تو یعنی اشک، یعنی اشک، اشک
شاعر این ابیات را با چشم تر می‌آورد

مصرع اول اگر از «در» بگوید با خودش
مصرع دوم سر از دیوار در می‌آورد...

پرسشم تلخ است و پاسخ تلخ‌تر، این روزگار،
کی برای چیدن یاسی تبر می‌آورد؟

در جواب این که در کوچه چه آمد بر سرش
فاطمه هر بار اما و اگر می‌آورد

دست او بالا نمی‌آید، ولی این روزها
نام ما را در دعایش بیشتر می‌آورد


#مجتبی_حاذق

@raziolhossein
04:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر

چشمان تو دو ماهی در غم شناورند
یا دو پیاله‌ی غم ساقی کوثرند

درد تو درد ماست نشانم به آن نشان
شب سرفه میکنی همه از خواب میپرند

آرامش تو را جلوی در به هم زدند
امشب دگر بخواب ملائک دم درند

در بستری ولی بغلت نیست محسنی
این لخته ها به جاش ولی خوب نوبرند

تقصیر تو نبود که چشمت کبود شد
میخواستند اشک مرا در بیاورند

یار مرا زدند و مباهات میکنند
اوباش شهر آینه‌ی دق حیدرند

آنها که با غلاف به بازوی تو زدند
تیغ از غلاف در دل طف در میآورند

طوری که میدرند لباس حسین را
یک گله گرگ پیکر آهو نمیدرند

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
04:07
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ما داغدار و بر لبمان "وای مادر" است
غمگین ترین نوای جهان "وای مادر" است

حال و هوای روضه جگر سوز تر شود
هر شب نوای مرثیه خوان "وای مادر" است

دیگر مجال روضه ی دیوار و کوچه نیست
آخر تمام روضه همان "وای مادر" است

آن جمله ای که مرثیه اش فوق گفتن است
یک جمله بیش نیست و آن "وای مادر" است


#حسن_کردی

@raziolhossein
1
04:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1200×1600, 264.6 KB
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ای جان پیمبر خدا یا زهرا
جانان علی مرتضی یا زهرا

لعنت به کسی که در میان کوچه
پیش حسنین زد تو را یا زهرا


@raziolhossein
04:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

تو می خندی و می گریَم من از فرطِ پریشانی
خدا لعنت کند او را که شد این گریه را بانی

خدا لعنت کند او را که با دستِ جفا کارش
تمامِ هستی ام را پیشِ چشمم کرد قربانی

خدا او را نیامُرزد ؛ همان که لعنتش کردم ...
مرا با دستِ بسته بُرد زهرا .. کوچه گردانی !

همان بی غیرتِ جانی حرامی زاده‌یِ ثانی
همان که نامِ نحسش را عزیزم خوب می دانی

همان ملعونِ نامردی که در را با لگد وا کرد
همان که بر رُخت سیلی زد و پشتِ مرا تا کرد

همان که بود قلبِ سنگی اش از معرفت عاری
همان‌که خوب میدانست طفلی در شکم داری

نمک کوری که صدها بار دستش آب‌و‌نان دادی
همان که زد تو را آنقدر تا در بستر افتادی

به جرمِ عشقِ حیدر در مدینه رنج ها بُردی
الهی من بمیرم .. از حرامی ها کتک خوردی

به هر افتادنت یک تکه از دیوار می افتاد
چنان می زد تو را که قلبِ من از کار می افتاد

من ایکاش از غریبی مُرده بودم تا نمی دیدم
خدا می داند از آن شب دگر راحت نخوابیدم

هنوز آوارهای آن مُصیبت رویِ دوشم هست
صدای ضربه یِ شلاق هایش توی گوشم هست

کجا پنهان کنم در سینه ام آهی که دارم را
پریشان تر از آنم که تصوّر می کنی زهرا

خجالت می کِشم وقتی تو را می بینم ای بانو
که مظلومانه می چرخی از این پهلو به آن پهلو

به قدری درد داری که پریده رنگِ رخسارت
از اینکه لب فرو بستی سرافکنده ست دلدارت

نگاهم می کنی گاهی ؛ دوباره چشم می بندی
نمی دانم کجایی که چنین در خواب می خندی

ولی از چهره ات پیداست که عزمِ سفر داری
عزیزم التماست می کنم .. تنهام نگذاری !

تمنّا می کنم زهرا که در رفتن تامّل کن
برایِ قلبِ حیدر هم شده قدری تحمّل کن

غروبی را تداعی می کنم که نیستی پیشم
وَ من در اوجِ تنهایی اسیرِ غربتِ خویشم

نه رویِ دیده ام اشکی ، نه بر لب هایِ من آهی
سَرم را می نهم از بی کسی بر شانه یِ چاهی


#مهران_ساغری

@raziolhossein
2 👍 1
04:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بشکند دستی که شد بر صورت حورا بلند
بشکند پایی که شد بر پهلوی زهرا بلند

در مدینه برخلاف آنچه می گویند بود
قامت مسمارها و قامت درها بلند

خانه‌ای را کز حسد طاغوت و جبت آتش زدند
دود آن از خیمه‌ها شد عصر عاشورا بلند

امتحان قهرمان بدر و خیبر را ببین
رفت زهرا پشت در حیدر نشد از جا بلند

چند باری بر زمین میخورد بین بسترش
فاطمه میخواست هر باری شود از جا بلند

پیرهن از جنس عمر ای کاش خیاط فلک
لااقل می‌دوخت بر آن قامت رعنا؛بلند

بانویی که از عوالم دستگیری می‌کند
در قنوتش با مشقت کرد دستش را بلند

آستین ها در دهان ها بود ؛ طاقت طاق شد
زد به سر شیر خدا ؛شد ناله ی اسما بلند

شب به شب دلتنگ تر،بیتاب تر، مظلوم تر
کودکان را از مزارش می‌کند مولا بلند

غصه‌ی عمر کم مادر برای بچه‌ها
قصه‌ای کوتاه بود و این شب یلدا بلند

پرچم عباس موجی از پر آن چادر است‌
نام زهرا برقرار و پرچم سقا بلند

قدر عمری سوخته قلب حسین از این دو داغ
داغ آن قامت کمان و داغ آن بالابلند

دست و پایش را بریدید! آه! زهرا آمده
از زمین سقا چگونه پس شود حالا بلند


#یامظلوم

@raziolhossein
1
04:17
#حضرت_زهرا_مدح


به اذن الله امشب التجا بردم به درگاهی
که عزرائیل را راند از درش آن هم به اکراهی

بهشت آیینه‌ای از خانه‌ی صدیقه‌ی کبراست
نباشد پیش بامش آسمان جز سقف کوتاهی

صراط المستقیم اینجاست، جبرائیل هم باشی
اگر راهی نداری بر در این خانه گمراهی

ندارد احتشام فضه‌اش را شاه بانویی
ندارد اعتبار سائل او را شهنشاهی

نمی‌خواهد دلی را بشکند از خیل مشتاقان
از این رو با ملائک هم تکلم می‌کند گاهی

گناهان پرده ای انداخت روی فطرتم اما
برایم نکته‌ای گفت از حدیثی پیر آگاهی

بگو بیچاره "یا فاطر به حق فاطمه العفو"
که تو با این چراغ آخر بیابی سوی او راهی

که هستی؟ ای که از نور توسل بر تو یا زهرا
عزیز مصریان شد یوسف افتاده در چاهی

به دنیا آمده مولا اگر در صحن بیت الله
تو هم در صحنه‌ی محشر سوار ناقة اللهی

جهان از چادر خاکی تو چیزی نمی‌فهمد
چه درکی دارد از کوهی نگاه بسته‌ی کاهی

مسیر آفرینش گم شد و تاریک شد دنیا
همین که بست راهت را میان کوچه گمراهی

تقاصی سخت خواهد داشت، خون مانده بر دیوار
یقین دارم که روزی می‌رسد از راه، خونخواهی


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
1
04:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_علی_اصغر
#فاطمیه


این چشم‌های خیس بدهکار را ببخش
من را ببخش این همه اصرار را ببخش
من میخ را خودم زده بودم به چوبِ در
ای میخ کوب...، فاطمه...، نجار را ببخش


دیدم زِ شعله بال کبوتر جدا نشد
آتش گرفت چادر مادر، جدا نشد
هیزم شد و شکسته شد و سوخت در، ولی
ای وای من که فاطمه از در جدا نشد


گفتم میان کوچه به دنبال من نیا
تو بارِ شیشه داری و جان حسن نیا
من را که می‌برند فدای سرت بمان
زهرا میان این همه دستِ بزن نیا


بازوی تو شکست، به بازو مرا کشید
از آن طرف تو را  و ا ز این سو مرا کشید
اول شکست پهلوی تو بعد آمد و...
تا مسجدِ مدینه به پهلو مرا کشید


در کوچه بعد داد حسن داد می‌زدم
تا که حسین گفت نزن داد می‌زدم
می‌خواستند اشک مرا در بیاورند
می‌زد قلاف و جای تو من داد می‌زدم


بانو به اَبکِنی به تباکی مرا ببخش
ای روح نور، مادر پاکی مرا ببخش
دیدی که پیش شهر زمین خورد مردِ تو
زهرا به این محاسن خاکی مرا ببخش


من از تو شرمگین و حسینت زِ قحط آب
من را حسین کرد کباب و تو را کباب
من مرا مغیره کُشت و پس از این به کربلا
او را نگاه حرمله و گریه‌ی رُباب

داد از گلوی کوچک و ایل و تبار ما
تیر سه‌شعبه و نوه‌ی شیرخوارِ ما
ما می‌رسیم کرببلا پشت خیمه‌ها
وای از  رُباب و کودکِ نیزه‌سوار ما


#حسن_لطفی

@raziolhossein
04:24
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه #خطبه_فدکیه #فدک


گل‌های عالم را معطر کرده بویت
ای آن که می‌گردد زمین در جستجویت

یادش به‌خیر آن روزها ریحان به ریحان
می‌چید پیغمبر بهشت از رنگ و بویت

سیاره‌ها را در نخی می‌چیدی آرام
می‌ساختی تسبیحی از خاک عمویت

برداشتند از سفره‌ات نان، مردم شهر
جرعه به جرعه آب خوردند از سبویت

درهای رحمت باز می‌شد با دعایت
دردا که می‌بستند درها را به رویت

تاریخ می‌داند فدک تنها بهانه‌ست
وقتی بهشت آذین شده در آرزویت

وقتی منزّه گشته خاک از سجده‌هایت
وقتی مطهّر می‌شود آب از وضویت

چادر حمایل می‌کنی از حق بگویی
حتی اگر یک شهر باشد روبرویت

برخاستی با آن صفت‌های جلالی
این‌بار آتش می‌چکید از خلق و خویت

حتی زمان می‌ایستد از این تجسّم
تو سوی مسجد می‌روی، مسجد به سویت

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت
دنیا به آرامش رسید از های و هویت

از بانگ بسم الله الرحمن الرحیمت
از شکوه‌هایِ الذین آمنویت

تو خطبه می‌خواندی و می‌لرزید مسجد
ذرات عالم یک‌صدا لبیک‌گویت

خطبه به اوج خود رسید آن‌جا که می‌ریخت
مدح علی، حیدر به حیدر از گلویت

گفتم علی... او قطره قطره آب می‌شد
آن شب که روشن شد سپیدی‌های مویت

آن شب که زخم تو دهان وا کرد، آرام
زخم تو آری زخم... آن رازِ مگویت

هنگام دفن تو علی با خویش می‌گفت
رفتی... ولی پایان نمی‌یابد شروعت...


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
04:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


در چشم خلق حضرت عالیجناب شد
هرکس برای نوکری اش انتخاب شد

وقت شنیدن از غم زهرای مرضیه
عمری ثواب کرد دلی که کباب شد

هر کس که شأن بیت علی را نگه نداشت
نزد خدای فاطمه خانه خراب شد

تا باد برد شعله سوی بیت بوتراب
آتش هم از خجالت بسیار آب شد

دنیا تمام روشنی اش را ز دست داد
سیلی زدن به صورت خورشید باب شد


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
04:29
#حضرت_فضه #خادمةالزهرا
#فضه_خاتون


برای صحبت آیینه انتخاب شدی
کنیز خانۀ خورشید و ماهتاب شدی

سعادتی دگر از این نمی‌شود بهتر
قبول طبع بتول و ابوتراب شدی

فرشتگان خدا غبطه می‌خورند به تو
که سربلندتر از بخت آفتاب شدی

وضوی نور گرفتی ز چشمۀ تطهیر
که چون دعای شب قدر مستجاب شدی

چقدر جملۀ «بارک لَنا» برازنده‌ست
که از زبان رسول خدا خطاب شدی..

نشست بر دل تو از ولایت اکسیری
اگرچه نام تو فضّه، طلای ناب شدی..

به صفحه صفحۀ تاریخِ غربت حیدر
گواه حادثۀ هیزم و طناب شدی

صدای «فضّه خُذینی!» شنیدی و یک عمر
مرور کردی آن لحظه را و آب شدی

هماره نام تو در متن روضۀ زهراست
که یار فاطمه در روز التهاب شدی..


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
04:32
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


رگ حیات منی و مقابل چشمم
تورا چهل نفری در حیاط خانه زدند

قرار شد به همه نوبت زدن برسد
به صف شدند و تو را دانه دانه دانه زدند

برای صورت تو باد هم ضرر دارد
چگونه بر گل روی تو تازیانه زدند

همه زدند ولیکن مغیره و قنفذ
به بازوان تو شلاق وحشیانه زدند

و خون مانده روی درب خانه یعنی که
پیام تسلیتی را به درب خانه زدند

دلم گرفت، شنیدم پس از عیادت تو
زمان مرگ تو را پیش هم گمانه زدند

در این سه ماهه به جای تو موی زینب را
حسن به گریه حسینت به آه شانه زدند.....


#یامظلوم

@raziolhossein
4
04:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


این اشک ، چراغِ در شب تاریک است
این اشک ، جوابِ آتش تشکیک است

این اشک ، بهانه ایست تا مردم شهر
باور بکنند مرگ من نزدیک است *

*  .. ما اَقَلَّ مَکْثی بَیْنَهُمْ...


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
04:35
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


قسم به سينه‌ی مجروح مادرت زهرا
تو بر ظهـور، دعـای فـرج بخـوان مولا

تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که هنوز
شــرار دود ز بيــت علــی رود بــالا

تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که علی
بـُـوَد هنــوز عـزادار مـادرت زهرا

تو بر ظهور، دعای فرج بخـوان که هنوز
علی‌ست مثل تو مظلوم و بی کس و تنها

 تو بر ظهور، دعـای‌ فرج بخـوان که کند
 هميشه مــادر پهلـو شکسته بـر تو دعا

تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که حسن
بـه زيـر ضـرب لگـد ديـد مـادر خـود را

 تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که حسين
فتــاد پشـت در خانــه، مـادرش از پـا

 تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که هنوز
 صدای ناله‌ی محسن رسد به عرش خدا

 تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که به نی
 بوَد هنـوز سـر پـاک سيدالشهدا

 تو بر ظهور، دعای فرج بخوان که بُوَد
 شـراره‌ی دل «ميثم» هميشه وقف شما


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
04:35
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


ابلیسِ ملعون خویش را بیکار نگذاشت
بیت خدا را نیز بی آزار نگذاشت

گفتند زهرا پشت این در ایستاده
گفتند او را راحتش بگذار، نگذاشت

در شعله ور شد! غنچه اش را در خطر دید
میخواست برگردد ولی دیوار نگذاشت

سعی فراوان کرد حتی بین آتش
در را نگه دارد ولی مسمار نگذاشت

دیگر نشد پای علی برخیزد از جا
میخواست برخیزد، تن تبدار نگذاشت

شاید از آن پس مرتضی هر خانه ای ساخت
دیگر به روی درب آن مسمار نگذاشت


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
04:40
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_مدح #فاطمیه


برای خواندن اول یاد می‌گیرند الفبا را
الفبا یافتم در متن قرآن نام زهرا را

خدا از خلق عالم بیت زهرا بود مقصودش
بنا کرد از اضافات همان گِل، کهکشان‌ها را

ستون خانه را تا عرش بالا برد و نادان‌ها
بنا کردند پای آن بنا، دیوار حاشا را

چه می‌فهمد کسی این در برای شخص پیغمبر
تداعی می‌کند دروازۀ عرش معلا را

اگر توحیدشان را با حضور قلب می‌خواندند
نمی‌انداختند امروز پشت گوش «اسری» را

اگر یکبار می‌خواندند کوثر را چه می‌دیدند؟
مقام حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را..

چه می‌بینم خدا! وا شد به جایی پای بعضی‌ها
که بی‌رخصت محمد هم به آن نگذاشته پا را..

دری را با لگد وا می‌کنند اکنون که میکائیل
از آن در می‌برد هر روز و هر شب رزق دنیا را

دری را با لگد وا می‌کنند اکنون که عزرائیل
بر آن با نیت قربت کشیده بال و پرها را

اگر در بشکند شاید بفهمند اهل این کوچه
که در یک تُنگ جا داده‌ست پیغمبر دو دریا را

اگر بیرون بیاید از غلاف صبرِ حیدر، تیغ
حریفی نیست بین جمعیت این مرد تنها را

ولی مولا شدن تنها به تیغ و زورِ بازو نیست
خدا این بار می‌خواهد بسنجد صبر مولا را

نگردید ای جماعت! قبر زهرا را نمی‌یابید!
علی تنها درون سینه جا می‌داد غم‌ها را


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
3
04:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #عامیانه


بمیرم من که پرت شکسته بود
ناله های اخرت شکسته بود
ترکای پیکرت بهم میگفت
که غرور پسرت شکسته بود

به غمت غم بی تفاوت شده بود
درد و ماتم بی تفاوت شده بود
به اینی که یک زنو کتک زدن
همه عالم بی تفاوت شده بود

اونی که حرفای باباتو شنید
غصه امروز و فرداتو شنید
پشت در لگد میزد به در ولی
صدای نفس زدن هاتو شنید

با غمت غم به دل خدا زدی
مهر مظلومی مرتضی زدی
واسه اینکه از خجالت نمیرم
توی شعله فضه رو صدا زدی

توی کوچمون بگو بخن(د) شده
حسنت یه ریز به گریه بند شده
بشکنه دستی که توی کوچه ها
روی ناموس علی بُلَن(د) شده

حسنت مادرو بی جون میبینه
داره زیر دست و پا خون میبینه
زینبت ، زینبتو دیگه نگم
زینبت غصه فراوون میبینه

بی پناهم که پناهه فاطمه
شده عشق من گناهه فاطمه
باید از مدینه جم کنیم بریم
شده خونه قلتگاه فاطمه


#امیر_فرخنده

@raziolhossein
04:46
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


لحظه به لحظه رنگ و رویش زردتر می شد
آهسته آهسته مهیای سفر می شد

خیلی به زحمت دستهایش را تکان میداد
تا از حضور مرتضایش با خبر می شد

از زندگانی سیر شد، عجل وفاتی خواند
در آرزوی مرگ شبهایش سحر می شد

دیوار داغ محسنش را تازه تر می کرد
هر بار او  با حسرتی خیره به در می شد

محسن اگر کشته نمی شد در همین ایام
زهرا دوباره مادر و مولا پدر می شد

صد بار دیگر هم اگر هیزم می آوردند
باز آتش کینه اگر که شعله ور می شد

با درد پهلو باز پهلوی علی می ماند
هر قدر هم دردسر او بیشتر می شد

#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
2
04:50
#امیرالمومنین
#حضرت_زهرا_مدح #فاطمیه
#حضرت_زهرا_شهادت #بستر


مرا هیچ راهی به عقبا نباشد
اگر در دلم مهر مولا نباشد

هلاکم اگر در حضور دو چشمش
به قدر نگاهی مرا جا نباشد

به سنگ ملامت سرم نرم گردد
به خاک علی گر جبین سا نباشد

سراسر بسوزد تمام وجودم
اگر ملک مولا سراپا نباشد

شکسته شوم خُرد گردم چنانچه
برای شکوهش قدم تا نباشد

اگر بند او نیست ، دنیا بمیرد
اگر عَقد او نیست ، عقبا نباشد

تبرّی بجو تا تولّی بیابی
که جز ( لا ) مسیری به ( الا ) نباشد

پسندیده ی حق بود کعبه ای که
سرا پرده ی  لات و عزی نباشد

به دقت ببین نون بین لنا را
اگر نون نیاید دگر لا نباشد

برای وصایت ، رسول خدا را
علی هست ، پس حرف آنها نباشد

مراد از أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ به قرآن
جز آقا و اولاد آقا نباشد

علی از ازل تا ابد حکمران است
بر او نوبت امروز و فردا نباشد

از آدم علی ناصرالانبیا بود
جز او سیدی اوصیا را نباشد

شفایی است در خاک نعلین مولا
که در دستهای مسیحا نباشد

بِما تَکسِبوُن... است پس توشه بردار
به محشر که دیوار حاشا نباشد

به روزی که مردم ز هم می‌گریزند
هر آنکس علی داشت تنها نباشد

چه خاکی به سر باید ای دوستان ریخت
اگر مادری های زهرا نباشد

به خاک سیه می‌نشینیم محشر
افاضات چشمش چو با ما نباشد

سزاوار کوری است ، در داغ زهرا
چنانچه دو چشمم دو دریا نباشد

دو تا شد قدش تا قدش تا برای
کسی جز خداوند یکتا نباشد

چه از دست امت بر او رفته ؟ مردم
مگر فاطمه جان طاها نباشد ؟؟؟

چه کردند با صورت گل نمایش؟
که در چهره اش رنگ پیدا نباشد؟

نسیم احتیاطش کند در نوازش
که از دستش آزرده حَورا نباشد

چنین جسم و جان را تحمل برای
فشار در و ضرب اعدا نباشد

چو دیوار و در شد سند بر شهادت
به جز تیزی میخش امضا نباشد

الهی بمیرم زمین خورد و پا خورد
چگونه تنش چون معما نباشد؟

الهی که در خانه ی هیچ مردی
اراذل نریزند و دعوا نباشد

الهی به دور زن بارداری
که بارش ثقیل است غوغا نباشد

اگر چه گذشت از سر ما ولی کاش
خجالت زده هیچ بابا نباشد

بگو شانه در دست زینب نیاید
چه سودش که شانه مهیا نباشد

به دستاس و جاروی دلتنگ گفتم
که در دست بشکسته اش نا نباشد

از آلام پهلو و بازو و صورت
دمی نیست آهش معلی نباشد

اگر اینچنین سوخته در وجودش
غم از دل تب از تن مجزا نباشد

شبیه خیال است پیدا و پنهان
تنش هست در بستر اما نباشد

پس از مدتی چشم از درد بسته
شب آخرش بار الاها نباشد......

خدایا نباشد.....خدایا نباشد.....
خدایا نباشد.....خدایا نباشد....

#محمد_علی_بقایی

@raziolhossein
1
ش
05:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_علی_اکبر #فاطمیه


بنشین آتش دل را بنشان بعد برو
پاک کن اشک مرا فاطمه جان بعد برو

دو سه ماهی است که تو رو زعلی میگیری
صورتت را بده یکبار نشان بعد برو

به کجا خورده سرت که سر خود میبندی
پرده بردار از این راز نهان بعد برو

حسرت شانه‌ی تو بر دل طفلانت ماند
لااقل دست بکش بر سرشان بعد برو

تو خودت خواستی از من به غمت گریه کنم
پس خودت بهر علی روضه بخوان بعد برو

هیفده روز دگر هست شب میلادت
هیجده ساله، همین قدر بمان بعد برو

حرف با من نزدی عیب ندارد اما
با حسین حرف بزن فاطمه جان بعد برو

زود باشد که بگوید سر نعش پسرش
یک پدرجان بگو ای تازه جوان بعد برو

خاک و خون را زدهان تو کشیدم بیرون
خیز از جا و بگو باز اذان بعد برو

هرچه گشتم دو سه گلبرگ تو پیدا نشده
تو نشانم بده ای یاس خزان بعد برو

جای زینب وسط این همه نامحرم نیست
عمه را تا دم خیمه برسان بعد برو

#عبدالحسین


@raziolhossein
6 😢 1
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


با این غم پُر حاشیه خو میگیرم
مجبورم اگر که از تو رو میگیرم

یک گوشه حسن به حال من میگرید
تا با کمک فضه وضو میگیرم!



#م_عاطفی

@raziolhossein
2
ش
17:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دیده شد دریای اشک و، عقده از دل وا نشد
ماه گم گردید و امشب هم اجل پیدا نشد...

تا سحر، شب را به سر بردن به حال احتضار
هیچ‌کس حتی اجل، حال مرا جویا نشد

روزِ روشن خانه‌ام را از جفا آتش زدند
این چنین بی‌حرمتی با خانۀ اعدا نشد

بهر «ذی‌القربی» موّدت خواست قرآنت، ولی
جز به قتل من ادا، حقّ ِ«ذویِ‌القربی» نشد

کشته گشتم بارها از خانه تا مسجد، ولی
شادمانم که سرِ مویی کم از مولا نشد

بر فراز منبرت گردید حقّم پایمال
هرچه نالیدم، لبی هم در جوابم وا نشد

بر رخ پوشیده‌ام آثار سیلی نقش بست
من که رویم باز پیش چشم نابینا نشد

ای قلم! بنویس، ای تاریخ! در خود ثبت کن!
یک نفر در موج دشمن، حامی زهرا نشد

هم‌چو «میثم» دوستان در اشک حسرت گم شدند
قبر ناپیدای زهرا عاقبت پیدا نشد


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
😭 1
ش
18:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#رباعی


اولاد علی گوهرشان فاطمه است
در غصه و غم، ياورشان فاطمه است

گويند که با تاب و تعب می‌آيند
هر جا سخن از مادرشان فاطمه است

#سیدمجتبی_شجاع
@raziolhossein
23 November 2025
ش
03:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_علی_اکبر
#فاطمیه #هجوم

در مدینه نه فقط دخت پیمبر کشته شد
محسن شش ماهه  هم با ضربه ی درکشته شد

لحظه‌ای که گوشوار حضرت زهرا شکست
در همان جا بود بین کوچه حیدر کشته شد

غصه ی ناموس مرد غیرتی را می کشد
پس علی آنروز با زهرای اطهر کشته شد

کودکان چون صحنه را دیدند، با قلبی حزین
رو به هم کردند گفتند: آه، مادر کشته شد

از غریبی علی بسیار زهرا گریه کرد
من بمیرم فاطمه با دیده ی تر کشته شد

اشک قرآن را در آوردند، مشتی بی حیا
پیش چشمان علی آیات کوثر کشته شد

محسن اینجا بی‌گناه از ضربه در جان سپرد
کربلا هم با لبان تشنه اصغر کشته شد

هرچه در کرب و بلا شد از سقیفه باب شد
شبه پیغمبر به ضرب تیغ و خنجر کشته شد

کوچه وا کردند و با نیزه به پهلویش زدند
داغ مادر تازه شد وقتی که اکبر کشته شد


#محمد_خرمفر
#رضا_خوبرو

@raziolhossein
1 😭 1
03:51
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


تو در باغ خدا تنها گلایل بودی و هستی
تو مقصود خدا ازخلقت گل بودی و هستی

تو از بس خالی از نقصی تو از بس باکمالاتی
که باید گفت معیار تکامل بودی و هستی

به "حول حالنا" سوگند، حال خوب یعنی تو
همیشه بهترین راه تحول بودی و هستی

تو با حقی و حق با تو و این یک دور باطل نیست
که استثنای بطلان تسلسل بودی و هستی

نه تنها اســـــــوه ی زنهای نیک اندیش تاریخی
که در اوصاف مردی نیز سمبل بودی و هستی

به روی شاخــــه های سبز طــــوبی آشیان داری
تو تا این باغ بود و هست،  بلبل بودی و هستی

اگرچه مست کرده عاشقان را بوی نان تو
ولی کی میرود از یاد مــــــا قد کمان تو؟

تو کیهانی که صدخورشید میتابد در آفــــاقت
ملائک نکته آموزند پای درس اخلاقت

چرا کوثر؟ چرا زمزم؟  تو اصلا جوهـــــر پاکی
که هر پاکیزه سیرت  میشود مشمول اطلاقت

همیشه شوق کودک هاست نصف ذوق مادرها
خدارا شکــــــر ما هستیم بی اندازه مشتاقت

تو باید مـــادر کل جهان باشی_ نه تنها ما
خدا این حکم را از روز اول کرده ابلاغت

اگر چه اشک چشمت را در آوردست سردیها
اگرچه تاابد باقیست در جان جهان داغت

اگر چه صبر را آموختیم از داستان تو
ولی کی میرود از یاد ما قد کمـــان تو

دل ما سوخت از روزی که مویت سوخت درآتش
نکرد از طفل در راه تو هم صرف نظر آتش

دل عرش خدا لرزید وقتی شعله شد هیزم
تو در این سوی در بودی و در  آنسوی در آتش

هنوز این واژه ها آتش به جان ما می اندازد
پدر، پـــر، کــــوچه، مــــادر، در، پســـر، آتش

الهی نشنود این ناله را مردی که در بند است
پدر آتش پـدر آتش پـــــدر آتش پـــــــدر آتش

تو بر روی زمین افتادی و در داغ تر میشد
و اما میخ می آمد که باشد آب بر آتش

اگر چه مرگ پایان داد رنج بی امان تو
ولی کی می رود از یاد ما قد کمان تو

صدا پیچیده در گوش پسر انگار واویلا
صدای خوردن یک سر به یک دیوار واویلا

جهان تاریک شد اشک زلالی روی خاک افتاد
و  چشم مادر آیینه ها شـــــــــد تار واویلا

تو باید مینشستی روی تخت عرش _بانوجان
چرا افتاده ای بر خاک _در انظار واویلا

زمین خوردی و لابد چادرت را پیش آوردی
کسی نشناسدت در کوچه و بازار واویلا

هوای کودکت ابریست بند آمد زبان او
مبادا ماجرا را بشنود کرار واویلا

اگر چه هیچ کس نشنید آهی از زبان تو
ولی کی میرود از یاد ما قد کمان تو

شبی لبریز از فریاد بی حرف و صدا رفتی
به غربت مبتلا بودی به غربت مبتلا رفتی

کسی در زیر نور ماه ، آهی میکشید از دل
تو را می شست و می پرسید ماه من کجا رفتی؟

تورا پیچید در رخت سپید و شانه هایت را
تکان میداد و میپرسید که تنها چــــــرا رفتی؟

تورا با گریه بوسیدند قد و نیم قد هایت
که با پهلوی آتش دیده از پهلوی ما رفتی

غمت را شانه کردی مانده روی موی خواهرها
و با دلشوره ی داداش ها بر شانه ها رفتی

اگرچه حسرت دلهاست قبر بی نشان تو
ولی کی میرود از یاد ما قد کمان تو


#محمود_شاهنوری

@raziolhossein
03:52
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


شأن زهرا چیست در عالم محمد پروری
پس ببین در اصل زهرا می‌کند پیغمبری

فاطمه اصل است و دورش چهار تا آئینه است
باید از اهل کسا آموخت زهرا محوری

فاطمه با فاطمه بود و سپس تفصیل یافت
فاطمه یعنی ستیغِ عشق و تیغ حیدری

آفرینش فاطمه‌آبادِ انوار خداست
آفرینش چیست در شش روز زهرا گستری*

معرفت یعنی که باید در امامت خرج شد
فاطمه یعنی علی فهمی و مولا باوری

باز تنها قُرصِ نانش روزی مقداد شد
کودکانش روزه  اما هست فکر دیگری

نام مارا کاش گلدوزی کنی بر چادرت
ای پناهِ انبیاء در هول روز داوری

من نمی‌دانم چه نامم رنگ گلبرگ تو را
ارغوانی یا کبود و سرخ یا نیلوفری

آنقدر ما را دعا کردی حسینیه شدیم
با همین زخمی که داری  روزهای آخری

ما یتیمان و اسیران و فقیران توایم
مادری کن مادری کن مادری کن مادری


*وَلَقَد خَلَقنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلأَرۡضَ وَمَا بَينَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّام


#حسن_لطفی

@raziolhossein
03:58
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


باز در شهر رسیدی و نفهمید کسی
آشنایی طلبیدی و نفهمید کسی

درد این است که ما مدعی هجرانیم!
درد هجران تو چشیدی و نفهمید کسی

غافل از چشمِ خدابین تو مستیم همه
فعل ما را همه دیدی و نفهمید کسی

بی‌حیاییم و به جای همه‌ی ما آقا
لبت از شرم گزیدی و نفهمید کسی

هر سحر توبه به جای همه‌ی ما کردی
جور یک شهر کشیدی و نفهمید کسی

بارها وقت زمین خوردن ما با عجله
بهر امداد دویدی و نفهمید کسی

چه شد آخر وسط روضه‌ی ما غوغا شد؟
به گمانم که رسیدی و نفهمید کسی

هر زمان روضه گرفتیم برای زهرا
سرمان دست کشیدی و نفهمید کسی

صبح و شب گریه برای غم مادر کردی
مثل یک شمع چکیدی و نفهمید کسی

دیده‌ای واقعه را... آجرک الله آقا
شاهد قتلِ شهیدی و نفهمید کسی


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
4
04:11
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دست من را بگیر آهسته
تا که از جای خویش بر خیزم
دوست دارم که نان درست کنم
باید از بسترم بپرهیزم

کمکم می کنی حسن جانم؟
رنگ و رویی دهیم بر خانه
بوی خانه عوض شده انگار
خاک غربت نشسته در خانه

می زنی با نگاه پر بغضت
آتشِ سرد بر دلم پسرم
گریه کم کن به خاطر مادر
من که امروز بهترم پسرم

به خدا خوب می شوم مادر
بی قراری نکن عزیزدلم
قول دادی که سِر نگه داری
گریه زاری نکن عزیزدلم

مادرت مرده اینچنین شده ای؟
قلب تو نا امید می بینم
من بمیرم...میان گیسویت
چند تاری سپید می بینم

بگذر از کوچه و خیالاتش
بگذر از آن شلوغیِ بسیار
بگذر از آتش و در و هیزم
بگذر از رد خون بر مسمار

هرچه بوده دگر گذشته حسن
فقط این بر دلم عذاب شده
که غریب است مرد این خانه
که سلامش چه بی جواب شده

پسرم،جای من تو این شب ها
شانه کن موی زینبین مرا
نیمه شب ها ز یاد تو نرود
تشنگیِ لب حسین مرا

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
3
04:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه #رباعی

با هیچ غمی نمی‌شود تا پشتش
کوه است و نهفته گشته دریا پشتش

دانی که چرا پشت علی بی‌زره است؟
زیرا گرم است او به زهرا پشتش!
.....

«لولاک...» ز نور او سند می‌گیرد
زانفاسش وحی کالبَد می‌گیرد

عالم همه از علی مدد می‌جویند
سلطان نجف از او مدد می‌گیرد

#سیدعلی_اکبر_رضوی

@raziolhossein
1 😢 1
04:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 104.0 KB
.

من و این مصیبت آخر می کشه
من و این خون روی در می کشه

با حسین و حسنت چی کار کنم
پسرارو غم مادر می کشه

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
4 😭 2
ش
18:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بیا ای شونه‌ی خسته  از این شونه غم و بردار
سه‌ماهه که علی مُرده  بیا تابوتم و بردار

نگیر جارو رو با دستت  بزار خاکی باشه خونه
بشین از رو سرم خانوم  خاکای عالم و بردار

چرا لج کرده این زخمت  که خون می‌ریزه می‌سوزه
تو حق داری که از پهلوت میگی که مرهم و بردار

سه‌ماهِ قبل دیدم که  مغیره از نفَس اُفتاد
به قنفذ با اشاره گفت  غلافِ محکم و بردار

همه دنبال من بودن عزیزم بد دهن بودن
حسین و دیدی و گفتی علی جون بچم و بردار

سه‌ماه قبل تو کوچه  حسن می‌گفت با گریه
بابا از چادر مادر  پای نامحرم و بردار

حسینت رو بغل کردی  لباساتو عوض کردی
چرا تو این خوشی گفتی  لباس ماتم و بردار

ببین زینب که می‌باره  فقط سه‌تا کفن داره
تو هم از کهنه پیراهن  نگاه مبهم و بردار

بهش گفتی ببوسه جات  گلوی نامرتب رو
بهش گفتی که از گودال حسین درهم و بردار


#حسن_لطفی

@raziolhossein
5
ش
20:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


به باغ، لاله، چراغ عزای نیلوفر
«بنفشه، سر به گریبان برای نیلوفر»

شقایقی که به دامان دشت، خیمه زده
نشسته داغ به دل در عزای نیلوفر

ز چهره‌ی همه گل‌های باغ رنگ پرید
رسید تا به اجابت، دعای نیلوفر

نسیم شهر، مصفّای عطر مصطفویش
بهشت داشت صفا از صفای نیلوفر

چه شد که از در و دیوار باغ باید خوانْد؟
حدیث غنچه‌ی گل، ماجرای نیلوفر

بگریم آن همه لطفِ لطیفِ شبنم را
که برنداشت دمی سر ز پای نیلوفر

شنیده‌ایم شکوفایی‌اش به آب؛ امّا
میان شعله‌ی آتش، چه جای نیلوفر؟!


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
20:37
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


زن، اینچنین که خم شده دنیا برابرش
صلِّ علی مُحمَّد و آل مطهرش..

آن‌کس که غیرِ خیر، برای کسی نخواست
از روزگار، غم شده سهم مقدرش

دستاس را به دست مبارک گرفته است
سر رشته‌ی زمانه بدان دست دیگرش..

در موج اشک، کشتی پهلو گرفته‌ای است
آن بحر بیکرانه که خوانند کوثرش

سربسته شرح می‌دهم این بار روضه را:
آن خانه‌ای که وا بشود با لگد درش..

کوه گدازه است که در خاک کرده‌اند
پنهان نکردنی است مزار منورش

گلبرگ جمع می‌کند از خاک ها علی
در سوگِ یاسِ کشته‌ی در باد پرپرش

آری، بهشت زیر کف پای مادر است 
زهراست آن کسی که نبی خوانده مادرش

عالم به فهم یک خط کوثر نمی‌رسد
کار علی است، آنکه فقط کرده از برش..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
1 😢 1
ش
22:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بسته ای چشم به رویم که مرا زار کنی؟
خانه ی غم زده را بر سرم آوار کنی؟

جان من پلک بزن..حرف بزن..زهرا جان
قدِّ یک آه فقط!جان حسن..زهرا جان

رسمش این بود که پرواز کنی از بامم؟
خجلم!از تو و از حیدری ام..از نامم

از مدینه…ز همه…بعد تو دلسرد شدم
غیر از این خانه عزیزم،ز همه طرد شدم

بدنت آب شده…آه…تنت گلگون است
نه فقط چشم،به والله که قلبم خون است

یاد آن روز که در کوچه ز پا افتادی
تا به خانه به حسن دست خودت را دادی

خاطرم هست چه آمد به سرت در کوچه
ضربه می زد به تو و بال و پرت در کوچه

“قنفذ از راه از آن لحظه که آمد می زد
تازه می کرد نفس را و مجدد می زد”

یک نفر نه که به جان تو چهل تن افتاد
مردم آن لحظه که چشمان تو بر من افتاد

کمرم تیر کشید و جگرم آه کشید
طول درمان تو ای ماه به سه مّاه کشید

آخرش هم که نماندی و مرا سوزاندی
حقش این بود که پیش علی ات می ماندی

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
22:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مادر ما جان عالم بود، اما جان نداشت
غیر زخم، این روزها درخانه اش مهمان نداشت

گریه بود و گریه بود و گریه بود و گریه بود
زندگی این روزها در خانه‌اش جریان نداشت

موجب تسکین هر دردی است نام فاطمه
درد او آغاز که می شد دگر  پایان نداشت

"بسم رب النور" میسوزد میان تب چرا
نسخه ی ایجاد عالم نسخه ی درمان نداشت

گیسوان کودکانش روضه دار شانه بود
عالم هستی گمانم سلسله جنبان نداشت

خانه‌ خود را مرتب کرد روز آخری
عالم لاهوت گویا که سر و سامان نداشت

بشکند پایی که روی چادر او راه رفت
چادر او ارج و قربی کمتر از قرآن نداشت

بشکند دست کسی که روی مادر شد بلند
خاک بادا بر سر آن که به او ایمان نداشت

تازیانه بر تن بی جان زدن انصاف نیست
دشمنش به وجد می آمد چرا وجدان نداشت؟!

مادر ما رفت از دنیا ولی دلشوره داشت
کاش دلشوره برای پیکری عریان نداشت ...


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
2
24 November 2025
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
920×920, 119.4 KB
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

جهان لطفی برا حیدر نداره
علی تنها شده یاور نداره
بگید همسایه ها راحت بخوابن
که دیگه خونمون مادر نداره

#مجید_تال

@raziolhossein
ش
02:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


میزند با پا به جای دست او در را چرا
پشت سر دارد یهودی های خیبر را چرا

اهل فتنه قبل از این از پشت خنجر میزدند
بسته از رو این سقیفه زاده خنجر را چرا

نا مسلمانی که از دین خدا دم میزند
خورده راحت اینقدر حق پیمبر را چرا

در سه آیه شد خلاصه کل آیات خدا
ناکسان نادیده میگیرند کوثر را چرا

گفت آتش میزنم این خانه را با اهل آن
جمع کرده از اراذل چند لشگر را چرا

فاطمه افتاد،در افتاد،محسن شد شهید
بی بهانه میزند زهرای اطهر را چرا

دست هایم را خدا بسته نه این قوم کثیف
عده ای راحت رها کردند حیدر را چرا

از همین جا روضه های کربلا آغاز شد
جنگ دارد با حسینم کشت اصغر را چرا...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
02:31
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
👍 1
ش
02:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 24.11.2025 02:30:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
675×1200, 200.7 KB
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

مریضه ای که شفا میدهد جواب شده
فلک به روی سر مرتضی خراب شده..

#حیدر_توکل

@raziolhossein
@raziolhossein1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
02:40
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #امام_زمان_فاطمیه


از این غم دیده‌ها دریاست دریا
درون سینه‌ها غوغاست غوغا

بیا مهدی که در شام غریبان
علی مرتضی تنهاست تنها

#سیدمجتبی_شجاع
@raziolhossein
02:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#تشییع #دفن_شبانه


در بهشت در آتش چرا زبانه گرفته؟
خزان ز شاخه طوبی چرا جوانه گرفته؟

هجوم بُرد به زهرای پا ماه مغیره
پس اینچنین دو هدف را به یک نشانه گرفته

سزاست تا که بسوزد پر تمام ملائک
که بال حوریه بر باد تازیانه گرفته

خودش میانه دیوار و در شده است گرفتار
چگونه شال علی را در آن میانه گرفته؟

کجا بَریم شکایت به نزد دارالاماره؟!
که آنکه کشته تو را مُزد از خزانه گرفته!

کنار بستر تو کشتی نجات حسینت
به گل‌ نشسته و در موج غم کرانه گرفته

فقط نه حسرت زینب شده است دست نوازش
برای دست تو دستاس هم بهانه گرفته

بلند می‌شوی از جا به لطف تکیه به دیوار
اثر ز دست تو دیوارهای خانه گرفته

علی میان دو راهی صبر و فاطمه مانده
چه امتحان بدی از علی زمانه گرفته

ندیده بود کسی عجز و التماس علی را!
ببین که بند کفن را چه عاجزانه گرفته

فدای دست ورم کرده‌ات شوم که به سختی
ز چشم‌های علی اشک دانه دانه گرفته

علی به جای تو خود را نهاده است به تابوت
شبانه نعش خودش را به روی شانه گرفته

چنان نشسته علی بر سر مزار تو بانو
که مرغ عشق برِ عشقش آشیانه گرفته


#آرش_براری

@raziolhossein
2
02:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#دفن_شبانه


بسوزیم و بسوزانیم با گریه دو عالم را
که سوزاندند ناموس رسول الله اعظم را

لگد بر شاخه خورد و بار افتاد از درختی که
به زیر سایه اش گیرد از آدم تا به خاتم را

شب تشییع زهرا در سکوت کوچه های شهر
علی میبرد روی شانه اش عرش معظم را

علی زهرای خود را خاک کرد و زیر لب میگفت
از امشب میکشم من انتظار ابن ملجم را

به قدری گریه کرد آن شب به بالای سر قبرش
ز قلبش شست با اشکش خوشی های مجسم را

شتاب دست سنگین را فقط مقداد میفهمد
چشیده صبح دفن فاطمه سیلی محکم را

تمام نخلها هستند هر شب شاهد اینکه
علی در چاه میریزد تمام درد عالم را

زنش را عده ای نامرد پیش چشم او کشتند
به که باید بگوید مرد عالم اینچنین غم را

همانکه همسرش را زد به طعنه سر سلامت گفت
و با تسلیت خود زنده کرد آنروز ماتم را


#یامظلوم

@raziolhossein
02:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


شبت بخیر همه هستی علی پاشو
نماز نافله ات دیر شد مهیا شو

بیا عزیز دلم‌ باز هم قنوت بگیر
به سرفه گرد غم از خس خس گلوت بگیر

شبت بخیر عزیزم ! برای پا شدنت...
بگیر دست خودت را به شانه‌ی حسنت

بلند شو به علی رو کن و بگو هستی
بگو که جان نسپردی بگو که نشکستی

تو را به تخته‌ی غسلت کبود میبینم
کبود ضربه‌ی دست یهود میبینم

حسد لگد زد و پهلو گرفت یار علی
سیاه شد بدنت مثل روزگار علی

برام باور این که تو نیستی سخت است
جوان ز دست دهی و بایستی سخت است

ورم به بازوی تو سفت مثل سنگ شده
دلم برای تو یک شب نرفته تنگ شده

تن کبود تو مرثیه‌ی ملک شده است
به روی سینه‌ی تو خط میخ حک شده است

شب وداع من و یار بی کسیم شده
آهای مردم عالم علی یتیم شده

موحدم را در کوچه  بت پرستی زد
خدا نبخشدش آن که تو را دودستی زد

به گریه شسته ام امشب ستاره هایت را
کجا گذاشته ای گوشواره هایت را

به روی تخته‌ی غسل تو لاله میبینم
رشیده را قد طفل سه ساله میبینم

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
4 😭 1
02:44
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل
 

نوشتم فاطمه ، چشمان خشکم مثل دریا شد
به اذن حضرتش مضمون شعری تازه پیدا شد

ندارم ادعایی در سُرودن چون که میدانم
به لطف فاطمه بوده اگر طبعم شکوفا شد !

تمامش لطف زهرا و فیوضاتِ زیادِ اوست
اگر مُستَفعِلُن مُستَفعِلُن هایَم مُقَفّا شد

به هرکس در مسیرش نوکری کرد آبرو بخشید
و هرکس دشمنی با او نموده زود رسوا شد

اگر‌ گوید کسی این نکته را جای تعجب نیست
که با انوار زهرا عالم امکان مُصَفّا شد

خدا مشغول خلقت بود عالم را در آن لحظه
که زهرا "تَحتَ ساقِ العَرش" گرمِ ذکر و نجوا شد !

خدا فرمود "هَذا نُورُ ، منِ نُوری" و فهمیدم
چرا نامیده دختِ مصطفی بر نامِ زهرا شد

پیمبر هر زمان احساس ضعفی کرد ، او را خواند
همیشه با نوای فاطمه دردش مداوا شد

چنان پروانه بر شمع وجودی پیمبر گشت...
به آن اندازه که مشهور به ام ابیها شد

تمام هستی الله ، زهرا هست بی تردید
که حتی عاقد عقد نکاحش حق تعالی شد

علی و فاطمه در خانه وحی خدا بودند
همان بیتی که بهر بی پناهان نیز ماوا شد

در آن خانه همیشه نور بود و نور بود و نور
نباید هتک حرمت میشد آنجا ، حیف ، اما شد

نبود آن خانه جای عده ای اوباشِ بی پروا
ولی افسوس که پای حرامی ها به آن وا شد

اگر چه بر زمین افتاد زهرا ، فکر حیدر بود
اگر چه درد پهلو داشت ، اما از زمین پا شد

علی خواهان ماندن بود ، زهرا در پی رفتن
امان از لحظه ای که وقتِ اجرای وصایا شد

وصیت کرده بود آری که شب تشییع او باشد
به این علت شبانه مجلس تشییع برپا شد

اگر چه زخم بازو را ز حیدر کرد پنهان لیک
زمان غسل دادن راز بازویش که افشا شد ...

علی دق کرد آن لحظه ، علی شد پیر در لحظه
از این حال علی در عرش اعلی نیز غوغا شد

و زهرا با پر و بالی شکسته ، پر کشید و رفت
و حیدر ماند و بعد از فاطمه تنهای تنها شد

علی مظلوم تر شد بعد زهرای جوان خویش
اگر چه سرو قامت بود ، از این غم قامتش تا شد


#یونس_وصالی

@raziolhossein
5
02:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


وقتش شده غسلت دهم زهرا! چگونه؟!
گفتی که در شب، یکه و تنها، چگونه؟!

با کودکانت گفته ام آرام گریند
با دیدن پهلوی تو اما چگونه؟!

هرچند با من از غم کوچه نگفتی
پیداست از این صورتت کآنجا چگونه…

یا مصطفی! او را امانت داده بودی
حالا ببین پس میدهم او را چگونه!

یا مصطفی! من پای عهدم صبر کردم
اما کنون در ماتم زهرا چگونه...؟!

زهرا! حسن. زهرا! حسینت را نظر کن
رحمی نما! دل می کنی از ما چگونه؟!

رفتی ولی یار غریبی های حیدر!
زنده بماند حیدرت حالا چگونه؟!

#امیر_یوسفی_مقدم

@raziolhossein
2
02:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


در ماهتاب، آب بر آئینه می‌زدند
جمع ستارگان، به سر و سینه می‌زدند

از فرط آه، صفحۀ آئینه تار بود
از روزِ تندباد، به رویش غبار بود

مردی شکسته، گَرد ز آئینه می‌تکاند
بر آن خزان چو ابر بهار اشک می‌فشاند

هر بار می‌فتاد نگاهش بر آینه
می‌دید نقش غربت خود را در آینه

آئینه را به رسم امانت گرفته بود
از دستِ آفتابِ رسالت گرفته بود

می‌خواست تا نگردد از او سخت شرمسار
می‌داد شستشو رخ آئینه از غبار

ناگه کشید دست و به حیرت نگاه کرد
بنشست پیش آینه و آه آه کرد

گیرم به فرض، آینه صاف است و تار نیست
اما چه سود، مشکل اصلی غبار نیست

در ظلمت شب آینه‌اش را چگونه دید؟
مردی که ابرویش نشدی خم، قدش خمید!

می‌گفت این امانت امانت نمی‌شود
با شستشو، شکسته مرمّت نمی‌شود


#رحیق

@raziolhossein
02:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


سوره ای مجروح را تفسیر قرآن شسته است
وقت غسلش آیه آیه دست از جان شسته است

می شود فهمید از دستی که بر صورت زده
صورتی را که از او می کرده پنهان شسته است

آمد اَسما آب در دستش ، ولی می دید که...
نیمی از تن را علی با چشم گریان شسته است

آب می ریزد ، ولی خونابه جاری می شود
زخم روی سینه را تا احد امکان...شسته است

سخت بوده شستن پهلو براش آنقدر که_
_دست هایش را یقین دارم که آسان شسته است

چند روز بعد زینب دید در را ساخته...
خون پهلو را هم از دیوار دالان شسته است


#ایمان_کریمی

@raziolhossein
02:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #دفن_شبانه

خون جگر از دیده ی تر میریزم
از داغ تو ای فاطمه پر میریزم

یک مشت از این خاک به روی تن تو
مشت دگری به روی سر میریزم

#مظاهر_فیروزآبادی

@raziolhossein
1
02:46
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#غسل


اسما بریز آب روان ، بر آیه های کوثرم
تا من بشویم نیمه شب ، جسم کبود همسرم

غسل تن مجروح او‌ ، کار منِ تنها که نیست
کرده وصیت فاطمه ، امشب تو باشی یاورم

دسته گل خود را نبی، دستم امانت داده بود
از این امانت داریم ، شرمنده پیغمبرم

فهمیده ام حالا چرا ، زهرا سرش را بسته بود
آخر سرش بشکسته بود ، ای خاک عالم بر سرم

فهمیده ام حالا چرا ، شب تا سحر بیدار بود
هم پهلویش بشکسته و ، هم بازویش کرده ورم

تو آب می‌ریزی ولی ، خونابه جاری می شود
باید که بعد از این کند ، خون گریه چشمان ترم

لب بست زهرا و نگفت ، این زخم سینه جای چیست
زخمش دهان وا کرد و گفت ، من جای مسمار درم

منکه نود زخم اُحد ، یک آه هم از من ندید
داد مرا کرده بلند ، جسم کبود همسرم

زینب گرفته آستین ، روی لبش او را ببین
آهسته گوید زیر لب ، وای مادرم وای مادرم

امشب به جای دستمال ، یک روز هم جای نقاب
این آستین در شهر شام ، آید به کار دخترم


@raziolhossein
6 😭 2
02:53
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


یک یار، تنها داشتم دیگر ندارم
دنیای زیبا داشتم دیگر ندارم

تا او طبیبم بود، بعد از هر جراحت
میل مداوا داشتم دیگر ندارم

در روزگار خشکسالی محبت
در خانه دریا داشتم دیگر ندارم

جانی دوباره می گرفتم با صدایش
با خود مسیحا داشتم دیگر ندارم

از دور چشمم که به درب خانه می خورد
شوق تماشا داشتم دیگر ندارم

در ذهن خود درباره فردای محسن
بسیار رویا داشتم دیگر ندارم

نُه سال از عمر علی با عشق طی شد
نُه سال زهرا داشتم دیگر ندارم


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
2 😭 2
02:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 322.5 KB
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#مقتل_الزهرا


🔳 علامه محمد تقی مجلسی میفرمایند :: و در حدیث #کالصحیح از آن حضرت (امام صادق صلوات الله علیه) منقول است که اول تابوتی که در اسلام ساختند تابوت حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیها بود👈 چون بیمار شدند به سبب در زدن عمر (علیه ما یحبّ اللَّه و الملائکه و النّاس اجمعین) بر شکم آن حضرت و ساقط شدن حضرت محسن👉 و یافتند که می روند به اسماء بنت عمیس فرمودند که ضعیف شده ام و گوشت بدنم رفته است می خواهم چیزی از برای من بسازی که بدنم را به پوشاند اسماء گفت من در حبشه بودم دیدم که ایشان به هیئت صندوق طولانی چیزی می سازند و صورتش را عرض نمود به حضرت فاطمه صلوات اللَّه علیها حضرت فرمودند که هم چنین چیزی از جهت من بساز تا من پوشیده شوم و مرا مستور ساز تا حق سبحانه و تعالی ترا مستور سازد از آتش جهنم.

📚لوامع صاحبقرانى ج2 ص533

به علاوه خود حضرت علامه محمدباقر مجلسی هم سند روایت را #معتبر میدانند .

📚جلاءالعیون مجلسی ص 277

@raziolhossein
1 😭 1
03:05
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


مادر تمام شد؛ غمِ حیدر شروع شد
آه این غزل‌مصیبت از آخر شروع شد

جبریل بعد از آیه‌ی حُزنِ ختامِ وحی
با گریه گفت: روضه‌ی مادر شروع شد

وقتی کلام آخرِ یاسین تمام شد
در عرش، ختمِ سوره‌ی کوثر شروع شد

در با زغال، روضه به دیوار می‌نوشت
مقتل‌ نبود، مقتل از این در شروع شد

وقتی که بابِ تیزی مسمار باز شد
فصلِ گریزِ کُندی خنجر شروع شد

مادر شکست، آینه‌اش ماند جای او
دورانِ مادرانه‌ی دختر شروع شد


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
2
ش
15:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 24.11.2025 15:47:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 136.5 KB
#یافاطمة_الزهرا

کوچه بهانه بود؛زمین ظرفیت نداشت
عمر کمش هم از سر دنیا زیاد بود

#محمد_حسن_بیاتلو

@raziolhossein
6
ش
23:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×615, 149.3 KB
🏴 زهرا انأ علی

نیستی تا پس از این اشک مرا پاک کنی
حقش این بود که امشب تو مرا خاک کنی

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 6 1
25 November 2025
ش
03:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


نه تنها روی زهرا را نبیند
غم پهلوی زهرا را نبیند

خدایا چاره ای کن، وقت غسلش ...
علی بازوی زهرا را نبیند

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
03:37
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


شکر خدا که هستیم زیر لوای مادر
ای کاش که بمیریم امشب برای مادر

ارباب نوکرش را محرم حساب کرده
دعوت نموده ما را بر روضه های مادر

هر چه به ما رسیده از مادر حسین است
گریه کن حسینیم از ربنای مادر

زهرا در عالم ذر یک تکه نان به ما داد
کز یاد ما نرفته طعم غذای مادر

با بازوی شکسته در آن قنوت یک دست
عجل وفاتی اش شد ذکر دعای مادر

از جوهر صدایش چیزی نمانده دیگر
خاموش می‌شود از فردا صدای مادر

فضه برای خانه زحمت کشیده اما
از خانه رخت بسته مهر و صفای مادر

در این مدینه حتی پیدا نشد طبیبی
شد اشک چشم مولا تنها دوای مادر

ورد لب حسن بود تا لحظه های آخر
ای کاش که مرا او میزد بجای مادر

آنچه که دیده ام را کافر نبیند ای کاش
از کوچه تا به خانه گشتم عصای مادر

اشک حسین درآورد اشک فرشته ها را
افتاده بود ارباب بر زیر پای مادر

با بغض، بچه ها به بابای خویش گفتند
یک آشنا نیامد بهر عزای مادر


#بهمن_ترکمانی

@raziolhossein
4
03:39
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


چون شمع، قطره قطره، وجود تو آب شد
آخر دعای نیمه شبت، مستجاب شد

پروانه‌وار دور تو گشتم ولی دریغ
پروانه مانْد و در بر او، شمع، آب شد

با بودنت، سلام علی یک جواب داشت
آن یک سلام هم پس از این بی‌جواب شد

با من حساب داشت عدو از غدیر خم
از من، تو را گرفت و دگر بی‌حساب شد

یاد جوانی تو، مرا پیر می‌کند
آخر چه کس خمیده به عهد شباب شد؟

خانه‌نشینِ روزم و خانه به دوشِ شب
گر چه علی بدون تو، خانه خراب شد

گلچین به طعنه گفت که دیدی به دست من
هم غنچه‌ی تو پرپر و هم گل، گلاب شد

دیگر شبی به خواب، دو چشمم نمی‌رود
چون چشم تو برای همیشه به خواب شد



#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
😭 1
03:41
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


از بس كه بود مثل محمد، شمایلش
گويی پدر چو آینه بود، او مقابلش

تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش

دریای بیکرانه‌ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش

اوصاف او به سوره‌ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش

اعجاز، واژه‌ای‌ست که زهراست آیتش
معراج، مزرعی‌ست که زهراست حاصلش

"قالوا بلی" فسانه‌ی روز الست نيست
بار امانتی‌ست که زهراست حاملش

تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه‌ی زهراست مٓنزلش

آل عبا اگر ز محمد مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش

حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی‌اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش

نازم به خانه‌ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش

نازم به قامتی که ملک رشک می‌برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش

نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات پی رفع مشکلش

از کودک گرسنه‌ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش

جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی‌رسند به طی مراحلش

قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش

جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش

جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش

گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی‌ست ز بحر خصائلش

در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته‌ست دست حضرت زهرا حمایلش

زهراست تکیه‌گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه‌خوان پسر در مقاتلش

زینب اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه‌ی زهراست در دلش

ام‌البنین اگر که ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش

نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش

گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه‌کن کنند تبار و سلاسلش

نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش

وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش

وای از دمی که شرم زند شعله بی‌امان
نزد رسول بر جگر خصم جاهلش

این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می‌کنیم به دیدار عاجلش...


#افشین_علا

@raziolhossein
03:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


بسترت جمع شد اما اثرت هست هنوز
بالشی خیس ، زِ چشمانِ ترت هست هنوز

رنگ این پارچه بستر تو گلگون مانْد 
اثری از بـدن مختصـرت هست هنوز 

ای پرستـوی مهـاجر سفرت کُشت مرا
کوچ کردی و در این لانه پرت هست هنوز

رسمش این بود که تنها بروی بی حیدر؟
شوق رفتن به دل همسفرت هست هنوز

راستی حال تو خوب است ، خوشی بانویم؟
اثر زخـمِ همان میـخِ درت هست هنوز؟

خوب شد پهلـوی تو ، درد نداری دیگر؟
با تو آن دردِ شدیدِ کمرت هست هنوز؟

ناله های حسنت از همه جانسوزتر است
نیمه های دل شب نوحه گرت هست هنوز

جای من هم به روی محسن مان بوسه بزن
پشت این در ، اثری از پسـرت هست هنوز


@raziolhossein
😭 1
03:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


چنان‌ که دست گدایی شبانه می‌لرزد
دلم برای تو با هر بهانه می‌لرزد...

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می‌لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می‌کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می‌لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته‌ست بر در و دیوار
به خانه چند دل کودکانه می‌لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می‌لرزد

ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می‌لرزد


#میلاد_عرفان‌پور

@raziolhossein
03:46
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


آتشی داغ تو در سینۀ من روشن کرد
باید از شعلۀ‌ آن تا به ابد شیون کرد

قامت صبر مرا داغ تو در کوچه شکست
ماجرای در و دیوار چه‌ها با من کرد

مانده‌ام بر دل تو میخ در آتش زده است
یا دل سوخته‌ات خون به دل آهن کرد؟

شمع چشمان کبودت ز غمم سوخت چنان
که غریبی مرا بر همه کس روشن کرد

جامۀ رزم به تن داشت علی، پیش از این
بعد تو پیرهن صبر، دگر بر تن کرد


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1
03:47
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


بی‌تو یافاطمه با محنت دنیا چه کنم؟
وای، با این‌همه غم، بی‌کس و تنها چه کنم...

بی تو دنیاست مرا، هم‌چو کویری سوزان
دور، از سایه‌ات ای شاخۀ طوبی چه کنم؟

آتش فتنه ز خاموشی تو روشن شد
در چنین مهلکه، ای بضعۀ طاها چه کنم؟

من به دریای غمت کشتی طوفان‌زده‌ام
پای بندم به تو و، غرق به دریا؛ چه کنم؟

ای که در رحلت احمد بگرفتی دستم
حال کز داغ تو افتاده‌ام از پا، چه کنم؟

در دل شب، ز یتیمان تو پنهان گریم
گر صدایم شنود زینب کبری، چه کنم؟...


#حبیب‌الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
03:51
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


به یاد تو قمر خون گریه می‌کرد
سما با چشم تر خون گریه می‌کرد
همه در سوک تو گریند اما
حسینت بیشتر خون گریه می‌کرد
خودم دیدم به زخم سینه تو
که در با میخ در خون گریه می‌کرد
الا ای کعبه بازو کبودم
بر این بازو حجر خون گریه می‌کرد

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

چه سازم با غم و درد جدایی
ندارد خانه‌ام دیگر صفایی
به غیر از اشک تنهایی و غربت
ندارد مرتضی یک آشنایی
کنار حجرت تنهای تنها
حسینت روضه می‌خواند کجایی
میان یک مدینه لشکر غم
صدایت می‌زنم شاید بیایی

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

صفای خانه‌ام از خانه‌ام رفت
چراغ محفل کاشانه‌ام رفت
بسان جسم بی‌جان مانده‌ام من
که جانم همراه جانانه ام رفت
غریبانه بسوزم همچو شمعی
که از دور و برم پروانه‌ام رفت
الا یا فاطمه پیوسته گویم
ز دستم گوهر یکدانه‌ام رفت

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

سراپای وجودم شد ترانه
بریزم اشک غربت دانه دانه
خدایا از پرستوی امیدم
فقط مشت پری مانده به لانه
الهی بشکند دستی که نگذاشت
زند نخل امید من جوانه
الهی باغبانی لاله‌اش را
نبیند زیر ضرب تازیانه

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

الا ای ناتوان ضرب سیلی
خزان گشتی خزان ضرب سیلی
میان یاس‌ها یاس علی داشت
به گلبرگش نشان ضرب سیلی
از آن روزی که سیلی خورد ماهم
شدم اختر فشان ضرب سیلی
یکی ای کاش در آن کوچه می‌گفت
ندارد گل توان ضرب سیلی

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

چو آمد در میانه تازیانه
نه گل ماند و جوانه تازیانه
چه بی‌رحمانه در آن صحنه بگذاشت
نشان بر بی‌نشانه تازیانه
شدی یار من و دشمن تو را زد
فقط با این بهانه تازیانه
به یاد بازویت پیوسته گویم
امان از تازیانه تازیانه

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

چرا مانند گل پژمرده بودی
همیشه خسته و افسرده بودی
ندادی صورت خود را نشانم
برای آنکه سیلی خورده بودی
شبی که رفتی از کاشانه ای کاش
به همراهت علی را برده بودی
برای خاطر من صبر کردی
وگرنه پشت اون در مرده بودی

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو

سپهر عشقم و بی‌مهر و ماهم
شد از شب تیره‌تر روز سیاهم
خدا داند که داغم تازه گردد
چو افتد بر در خانه نگاهم
دگر جان علی را ایمنی نیست
که رفته از کف من جان پناهم
کمان گشتم که قلب آسمان‌ها
ترک برداشته از تیر آهم

علی را می‌کشد داغ غم تو
به تو می‌گریم و عمر کم تو


#حسن_هارونی_آیت

@raziolhossein
3
03:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای روشنیِ چشمِ جهان‌افروزم
رفتی و ز رفتنِ تو شب شد روزم

آری من و تو دو شمعِ روشن بودیم
افسوس تو خاموشی و من می‌سوزم


@raziolhossein
03:53
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


گلِ نورستهٔ ما را چيدند
سفرهٔ زندگی‌ام برچيدند

حال بی‌مونس و يارم چه كنم 
گره افتاده به كارم چه كنم 

رشتهٔ صبر علی پاره شده
چاره‌سازِ همه بیچاره شده

این سخن ورد زبانها افتاد
دیدی آخر علی از پا افتاد

فاطمه بعد تو شب شد روزم 
از غمت شمع‌صفت می‌سوزم 

زندگي در نظرم تيره شده
دشمنانت به علی چيره شده 

بي تو ای مونس و فریادرسم
جان شود کاش برون با نفسم 

بعد تو مونس من آه شده 
همدم رازِ دلم چاه شده 


#علی_انسانی

@raziolhossein
03:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 76.1 KB
#مقتل_الزهرا
#بعد_شهادت


عایشه‌ی ملعونه میگوید :
علی‌ علیه السلام را تا فاطمه "سلام الله علیها" بود حرمتی می‌نهادند و چون فاطمه رخ بر نقابِ خاک کشید ؛ همه از او روی برتافتند ...

- تاریخ طبری - ج ۳ - ص ۲۰۸

@raziolhossein
03:57
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


با رفتن تو جوشن و لشکر ، چه فایده
عالم شود فدائی حیدر چه فایده

وقتی تو نیستی که نگاهت کند علی
گیرم کنم نگاه به اختر چه فایده

از خانه رفته عطر خوشِ نانت ای عزیز
درخانه عود و لاله و عنبر چه فایده

انداخت فضه سفره و گفتند بچه ها
وقتی که نیست سایهٔ مادر چه فایده

با یادِ کوچه کاش نخوابد حسن دگر
خوابی که هست دلهره آور چه فایده

بر حیدری که شاهدِ افتادن تو بود
گویند اگر که فاتحِ خیبر چه فایده

در را به اشکِ هر شبه تعمیر کرده ام
مسمار را گرفتم از این در ، چه فایده

گیرم هزار بار که قرآن کنند ختم
وقتی جفا کنند به کوثر چه فایده

#حامد_آقایی

@raziolhossein
03:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


سینه‌اش آتشفشان، از هُرم آه
چشم او بر ماه، سر، دنبال چاه

زَمزَمش در چشم و لَب در زمزمه
در سخن با خاطرات #فاطمه:

مرغ جانت از قفس، آزاد شد
رفتی اما دوست، دشمن‌شاد شد!

شب نهادی پا به کوچک‌خانه‌ام
می‌بَرم شب هم تو را بر شانه‌ام

خانه‌ام را رشک گلشن داشتی
سوختی چون شمع و، روشن داشتی...

ذره‌ای مِهر تو در کاهِش نبود
بر لبت نُه‌سال، یک‌خواهش نبود!

بارها از دوش من برداشتی
جای آن تابوت خود بگذاشتی

ای تو را کار و عبادت، متصل
دستۀ دستاس، از دستت خجل

با تو، غم در خانۀ من جا نداشت
بَعد تو در جای‌جایش پا گذاشت

یاد داری خانه هرگه آمدم
با تپش‌های دلم در می‌زدم؟

با صفای کامل و مِهر تمام
صد غمم بردی ز دل با یک‌کلام

بس نگاه ناتمامم کرده‌ای
با لب بی‌جان، سلامم کرده‌ای

من که بودم با تو غرق آرزو،
خاک می‌ریزم به فرق آرزو

نی علی از درد، گل‌گون گریه کرد
از غمت دیوار و در، خون گریه کرد

داغ تو بنیان‌کَنِ صبر علی‌ ست
خانۀ بی‌ فاطمه قبر علی‌ ست...


#علی_انسانی
@raziolhossein
04:00
#فاطمیه #بعد_شهادت


این نور ز چیست ظلمت شب دارد
سجاده ی کیست ذکر بر لب دارد

این لطف خداست بعد زهرا حیدر
یک فاطمه هم به نام زینب دارد

#اصغر_چرمی

@raziolhossein
04:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


آن شب میان هاله‌ای از ابر و دود رفت
روشن‌ترین ستارهٔ صبح وجود رفت

آن شب صدای گریهٔ باران بلند بود
بر شانه‌های زخمی دریا، چو رود رفت

روشن‌تر از زلالی نور آمد و چه حیف
با چند یادگاری سرخ و کبود رفت

بال و پری برای پرستو نمانده بود!
آخر چگونه نیمهٔ شب پر گشود، رفت؟

رحمی به قبر خاکی او هم نمی‌کنند
این شد که مخفیانه و بی یادبود رفت

مولا خوشی ندیده پس از او از این جهان
می‌گفت بعد فاطمه‌ام هر چه بود رفت

هرشب کنار تربت او ياس کوچکش
دم می‌گرفت: مادر خوبم چه زود رفت

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
04:06
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


مدحت زهرا فقط كار خداست 
وصف او در حد گفتار خداست
 
برتر است از مرز فهم خاكيان 
خاكبوس درگهش افلاكيان
 
جلوه‌اى از مدح زهرا كوثر است
دستبوسش حضرت پيغمبر است
 
كيست تا درك مقام او كند 
غنچه‌اى از باغ ياسين بو كند
 
خانه‌‌ی او مهبط جبريل بود
در قنوتش مات ، ميكائيل بود
 
كوثر تسبيح او رزق ملك
در طواف آسيايش نه فلك
 
گل كند در خنده او سرنوشت
قهر و مهر او جحيم است و بهشت
 
عصمت حق زهرة الزهراست او
آفرينش واژه و معناست او 
 
هل اتى شأن نزول نان اوست 
لقمه‌اى از سفره احسان اوست
 
پيرهن بخشيدن شام زفاف 
جلوه‌اى از جود آن روح عفاف
 
تنفقوا مما تحبون كار اوست
مهر ورزى شيوه رفتار اوست
 
روز محشر لطف او غوغا كند
محشرى از مرحمت بر پا كند
 
مى‌رسد با هودج اجلال و نور
تا رود بر منبر مجد و حضور
 
«طرّقوا» از هر طرف آيد به گوش 
اينك اين زهراست اى مردم خموش
 
آيد از عرش خداوندى خطاب
آى زهرا اين تو اين يوم الحساب
 
فاطمه انيسة الحوراى عشق
رمز و راز علم الأسماى عشق
 
فاطمه‌ام ابيهاى رسول
گوهر شهوار درياى رسول
 
فاطمه الماس خلقت را صدف
همسر ايمان و ايثار و شرف
 
من كجا و مدحت زهرا كجا
كمتر از قطره كجا دريا كجا 
 
حيف قدر ياس را نشناختند 
گوهر الماس را نشناختند
 
بازوى ياس ولايت شد كبود
كاش مى‌گفتند جرم او چه بود
 
سوخت قلب مصطفى اى واى من
آتش و بيت الولا اى واى من
 
از هجوم شعله‌ها پروا نكرد
يارى از مولاى خود مردانه كرد
 
پشت در فرياد مى‌زد يا على
حق امير المومنين مولا على

يارى از حيدر ميان كوچه كرد
واى من گلميخ در با او چه كرد
 
ازدحام دشمن و حيدر غريب
دست بسته ساقى و كوثر غريب
 
پيش ساقى پهلوى ساغر شكست
نه فقط پهلو كه حتى در شكست

اين همه غم را كجا باور كنم 
آه بس كن ، خاك غم بر سر كنم


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
😭 2 1
04:09
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

فدای مادری‌هایت  بدعادت کرده‌ای ما را
عنایت در عنایت در عنایت کرده‌ای ما را

تو قبل از خلقت خود آمدی و از همان اول
سیادت داده‌ای بر ما  اجابت کرده‌ای ما را

کجا ما و کجا عشق و کجا این عاشقی این راه
تو قبل از فطرت عالم فدایت کرده‌ای ما را

مپرس از انبیا ای دل ، چه می‌دانند زهرا کیست
خودت گفتی نمی‌دانند راحت کرده‌ای ما را


حُسینت نیمی از دل‌های ما برد و  حسن نیمی
خودت می‌بینی ای بانو که غارت کرده‌ای ما را

قسم بر پنجره‌فولادِ خاکیِ مزار تو
که هرشب آمدی اینجا زیارت کرده‌ای ما را

دخیلم گریه گریه بر ضریحی که نداری تو
که با قد خمِ خود سرو قامت کرده‌ای ما را

رُطب‌هایی به سلمان دادی و او خورد و مِنّا شد
قسم بر نسل سلمان با شرافت کرده‌ای ما را

از آن شب تا به امروز استجابت می‌چکد از آن
دعایی که کنار بچه‌هایت کرده‌ای ما را

شب سختی است بی‌بی‌جان ،علی زانو زده گوید
بمان با خنده‌ات پیشم ....


#حسن_لطفی

@raziolhossein
3
04:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد  روز وداع یاران

از چاه می‌کشم آب تا که تو را بشورم
با هق هق یتیمان با آه داغداران

تا مثل من بسوزی  آتش بگیر آتش
تا کوچه را بشوری باران ببار باران

بر آستین خیسش دندان  فشرده  زینب
یک طور  دیگری هست در جمع سوگواران

دیدم غلاف را که همدست تازیانه است
غسل تو است و گفتم یک روضه از هزاران

قسمت نشد بسازم  گهواره را عزیزم
تابوت ساختم تا سوزم چو شرمساران

آه ای نفس بریده  ای شانه‌ی خمیده
من را بَرند  ای کاش بر شانه‌های یاران

شامِ غریبی ما وقت وداع است اما
زهرا قرار ما شام در جمع بی قراران

در شام کوچه کوچه در ازدحام اُفتند
طفلان از آتش بام سرها زِ سنگ باران

یک سر فرار نیزه یک طفل پای نیزه
اُفتاده است دختر دنبال نیزه داران

در مجلس یزید است نزدیک سر ولی سوخت
از دست خیزران و طشت و شراب‌خواران


نامحرمی که بابا با خود سر تو را داشت
وقتی که زد به رویم انگشتر تو را داشت


#حسن_لطفی

@raziolhossein
04:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


دگر پروانه بال و پر ندارد
نه بال و پر که خاکستر ندارد
مفسرها شما با خون نویسید
که قرآن علی کوثر ندارد
.
گل امید و عشقم رفته در خاک
دلم خون از تو دارم سینه‌ای چاک
چو طفلم طفل اشک من ببیند
کند چون مادرش اشک مرا پاک
.
اگر شمعی کند درد دلم گوش
کند در سوختن خود را فراموش
خموشی هر چراغی دارد اما
چراغ من شده بی‌وقت خاموش
.
بیا ای دل برون از سینه من
که رفته دلبر دیرینه من
شنیدم در میان کوچه دستی
به سنگ کین شکست آیینه من
.
چه زود ای باغ شادابم فسردی
چرا خون جای اشک ای لاله خوردی
نگویم از چه رفتی لیگ پرسم
چرا رفتی مرا با خود نبردی
.
فلک با من بسی کین گستری کرد
نصیب دخترم بی مادری کرد
بگو با بلبلان گلچین به کوچه
گل سرخ مرا نیلوفری کرد
.
قمر از ابر غم باشد سیه پوش
چراغم کرده سو سو گشت خاموش
ببین زین تن دگر چیزی نمانده
بگیر ای قبر جان من در آغوش
.
قمر از ابر غم باشد سیه پوش
چراغم کرده سو سو گشت خاموش
ببین زین تن دگر چیزی نمانده
بگیر ای قبر جان من در آغوش
.
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم باغم بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند


#علی_انسانی

@raziolhossein
3
04:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
709×1280, 34.3 KB
از مادر به دختر ...

#فاطمیه #بعد_شهادت

فاطمه یک آیِنه از خودش ساخت
که مثل او حماسه آفرین است
فاطمه رفت و زینبش از امروز
سیدةُ النساء العالمین است

#محسن_سلطانی

@raziolhossein
1
ش
17:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #دفن_شبانه

با چاه ز درد دست سنگین گفتم
با ماه ز روزگار غمگین گفتم
ای کاش که فاطمه ببخشد من را
بر شانه ضرب دیده تلقین گفتم


#امیر_فرخنده

@raziolhossein
17:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


*یاسی که تاب بال و پر شاپرک نداشت
اذن طواف خانه‌ی او را ملک نداشت

دریای بی‌ریای گهربار...مادرم
کوهی که هیچ کس به بلنداش شک نداشت

مادر...زنِ همیشه‌دعاگو که دست‌هاش
حتی توانِ خشم به یک قاصدک نداشت

قلبش شکسته است نگاهش شکسته است
یادش بخیر آینه‌هایش ترک نداشت

هی شاخه‌شاخه سایه شد و هی تبر شدند
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت

در کوچه ارغوان شد و در کوچه لاله شد
ای کاش این مدینه از اول فدک نداشت

دیوار از او گرفت مرا.. یاریش نکرد
در هم سریع آمد و قصد کمک نداشت

آنروز تازیانه به گوش غلاف گفت
ما که زدیم آه...ولی او کتک نداشت

پرپر شد از مصیبت من فضّه شاهد است
یاسی که تاب بال و پر شاپرک نداشت...

#علی_فرزانه_موحد

@raziolhossein
3 😭 2
ش
18:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مقتل_الزهرا
#فاطمیه

✔️ ابن ابي الحديد به نقل از شيخ يعقوب معتزلي مي‌نويسد:

«ثم ماتت فاطمة، فجاء نساء رسول‌الله (صلّي الله عليه وآله) كلّهن إلىٰ بني هاشم في العزاء إلا عائشة، فإنّها لم تأت، و أظهرت مرضاً و نُقِلَ إلىٰ علي عليه السلام) عنها كلامٌ يدل على السّرور»

🔸زمانی که حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به شهادت رسيد، همه زنان پيامبر برای عرض تسليت نزدِ بنی هاشم آمدند، اما عايشه اظهارِ مریضی کرد و براي عرضِ تسليت نيامد، و کلامی را از او برای علی (عليه‌السلام) نقل کردند که دلالت بر خوشحالیِ او می‌کرد.

📚 شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، ج9 ص198


@raziolhossein
😭 2
18:25
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

رفتی و تنی سوخته از تب بردی
آرام مرا به جان زینب بردی
با آمدنت به خانه ام فاطمه جان
نه سال صفا دادی و یک شب بردی


@raziolhossein
2
18:27
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه

ای جان امیرمومنین یازهرا
برخیز و تو حال من ببین یازهرا
دیگر نبود قنفذی و میخ دری
آسوده بخواب بعد از این یازهرا

@raziolhossein
1
18:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


با رفتنش تمامی غم ها به من رسید
درد دو ماه فاطمه یکجا به من رسید

اول قرار بود که باهم سفر کنیم
رفتن به او رسید و تمنا به من رسید

آخر نشد طبیب برایش بیاورم
حسرت ز درد ام ابیها به من رسید

یادم نمی رود که چگونه تلاش کرد
در زیر تازیانۀ اعدا به من رسید

در طول زندگانی از خود گذشته اش
یا به خدا و یا به نبی یا به من رسید

هرچند آستین به دهان ناله می زدند
اما صدای زینب کبری به من رسید

تقسیم کار خانه به نفع علی نبود
وای از دلم که شستن زهرا به من رسید

از بس غریب بودم و بی کس به وقت دفن
تسلیت از خدای تعالی به من رسید

اهل مدینه راحت و آرام خفته اند
بیداری همیشۀ شبها به من رسید

نه اینکه دست خویش کشیدم به زخم او
زخمش ز بس که بود هویدا به من رسید


#جواد_حیدری

@raziolhossein
1 😢 1
18:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

جدا کردند از من روح و جانم
که خون شد از فراقش دیدگانم
الهی آشیانش را به هم زن
هر آنکس که به هم زد آشیانم

@raziolhossein
😭 2
18:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گُل من چون تو را در گِل بپوشم
زهجران تو خون دل بنوشم
در ایام جوانی قسمتم شد
که تابوت تو را گیرم بدوشم

نگاه نور عینت آتشم زد
تماشای حسینت آتشم زد
تنت را در کفن پیچیدم آن شب
سکوت زینبینت آتشم زد

غمت برده زدل تاب و توانم
تو رفتی من چرا باید بمانم
گلویم آنچنان از گریه بسته
که نتوان بهر تو قرآن بخوانم

دعایی زیر لب دارم شبانه
تو آمین گوی ای ماه یگانه
الهی هیچ مظلومی نبیند
عزیزش را به زیر تازیانه

خاک افتاده جسم اطهرش بود ...
به روی دامن فضّه سرش بود ...
میان آن همه رنج و غم و درد ...
به فکر غصّه‌های شوهرش بود !

پس از تو همچنان مرغ اسیرم
که هم از لانه هم از دانه سیرم
به جان باغبان ای گل دعا کن
که امشب در قفس تنها بمیرم

بیا با هم نماز شب بخوانیم
دعای دل بتاب و تب بخوانیم
کتاب قِصّه ی غم های خود را
نهان از دیده ی زینب س بخوانیم

شرار دل به گردونم بریزد
به دامن اشک گلگونم بریزد
پس از مرگ تو چشمم مانده در راه
که قاتل آید و خونم بریزد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2 😢 1
26 November 2025
ش
21:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


فلک به دیده حیدر کبودرنگ شده
زمانه با من تنها دلش چه سنگ شده

کجایی ای همه دلخوشی من زهرا
دلم برای علی گفتن تو تنگ شده

#علی_سلطانی

@raziolhossein
😭 5
27 November 2025
ش
02:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 27.11.2025 02:54:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1788×2560, 423.5 KB
#آه‌_یازهرا

سزد که آسمان‌ها بر سر عالم فرود آید
علی مانده‌ست و یک چادر که از آن بوی دود آید

#سیدمیلاد_حسنی


@raziolhossein
@raziolhossein1
😭 9
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
17:23
#امام_حسین_مناجات


به هر که روزِ ازل نعمتی عطا کردند
مرا به روضه ی ارباب مبتلا کردند

دلم خوش است گره های زندگی مرا
به حُرمتِ قسمِ «یا رقیه»وا کردند

بهشت از نظرِ آسمانیان افتاد
همین که کرب و بلای تو را بنا کردند

کبوترِ دلِ من را درست روز ازل
حوالیِ حرمِ کربلا رها کردند

منِ خراب کجا و هوای روضه ی تو..
مرا به لطف «حسن»با تو آشنا کردند

برای زخم تنت گریه کردم و دیدم
علی و فاطمه عمری مرا دعا کردند

#

جماعتی که تو را می زدند در گودال
فقط به تو نه...به انسانیت جفا کردند

کسی نگفت چرا نعل تازه آوردند
کسی نگفت سرت را چرا جدا کردند

چه ها که زینب کبری ندید در گودال..
سنان و حرمله با پیکرت چه ها کردند


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
17:26
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه
#زیارت_کربلا


شب جمعه کنار شش‌گوشه
دل من حالت عجیبی داشت
می‌شنیدم صدای قلبم را
چشم من حس بی‌شکیبی داشت

حرمش از ملائکه پر بود
انبیا در طواف شش‌گوشه
و ثواب هزار حج را داشت
به خدا هر طواف شش‌گوشه

شب جمعه ضریح اطهر او
غرق نور حضور فاطمه بود
به خودم آمدم و فهمیدم
بر لبم این نوا و زمزمه بود:

«شب‌های جمعه فاطمه
با اضطراب و واهمه
آید به دشت کربلا
گردد به دور خیمه‌ها
گوید حسین من چه شد
نور دو عین من چه شد...»

سمت پایین پا که می‌رفتم
ناگهان چشم‌های من تر شد
آنقدر اشک ریخت تا آخر
روضه‌خوان علی اکبر شد

یک به یک گفت روضه‌ها را تا
پای شش‌گوشه از نفس افتاد
آه گویا کنار پیکر او
حضرت عشق ناله سر می‌داد:

«جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید...»

از نگاه پر از تلاطم من
زمزم عشق و اشک جاری شد
آه از خیمه تا کنار فرات
عطش و داغ مشک جاری شد

خنکای شریعه هم می‌خواند
دم به دم از غریبی سقا
هم‌نفس با صدای موج فرات
مادری دم گرفته بود آنجا:

«سقای دشت کربلا اباالفضل
دستش شده از تن جدا اباالفضل...»

آن طرف‌تر نگاه می‌کردم
شِکوِه و اشک، ناله و گله را
می‌شنیدم کنار غربت تلّ
دم به دم ضجه‌های سلسله را

ناگهان در حوالی گودال
محفل گریه‌های زینب شد
زینب آمد کنار شش‌گوشه
کربلا کربلای زینب شد

رفت قلبم کنار بالا سر
آه انگار سر به پیکر نیست
همهٔ کائنات می‌لرزند
گوش کن این صدای خواهر نیست؟

«این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست...»

بانگ ندبه مرا به خود آورد
صبح جمعه رسیده بود از راه
دل من داشت «العجل» می‌خواند
در کنار ضریح ثارالله


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1
17:29
#امام_حسین_علیه_السلام


چکید قطرهٔ اشکی که های و هویم بود
چقدر حرف شکسته که در گلویم بود

حواس من به هیاهوی زائران حرم
نگاه من به خطوطی که روبه‌رویم بود

نوشته بود «فانی قریب» روی ضریح*
و این نشانهٔ پایانِ جستجویم بود

منی که گمشده بودم میان آدم‌ها
هنوز دست غریبانه‌ای به سویم بود

دلم دعا شد و پر زد که مستجاب شود
دلم رسید همان جا که آرزویم بود

سلامِ لحظهٔ آخر در آستانهٔ در
سلام، نقطهٔ آغاز گفت‌وگویم بود


#ز_خاکباز_مقدم

* از آیات حک شده بر ضریح امام حسین علیه السلام

@raziolhossein
1
17:30
#امام_حسین_شهادت
#گودال


به من نگو برو از دور قتلگاه، برو
به من اشاره مکن سوی خیمه‌گاه برو

شکستگی من از این دویدنم حاکی‌ست
شبیه صورت تو، موی خواهرت خاکی‌ست

بگو چه‌کار کنم تا تو را خلاص کنم؟
به شمر روو بزنم یا که التماس کنم؟

بگو چه‌کار کنم دور خیمه، صف نکشند؟
به زور نیزه، تنت را به هر طرف نکشند

صدای خنده‌ی کوفی، صدای خنده‌ی شمر
صدای بددهنی‌کردن زننده‌ی شمر

صدای هلهله و بانگ طبل می‌آید
صدای تق‌تق تعویض نعل می‌آید

ببین اراذل و اوباش کوفه آمده‌اند
برای روسری پاره‌پاره، آمده‌اند


@raziolhossein
17:33
#امام_حسین_مناجات


دلیل خلق جهان، اصل اعتقاد، حسین
کلید گنج خدا، قبلهٔ مراد، حسین

من از غم تو فراموش کرده‌ام خود را
تو هم به حشر بیاور مرا به یاد، حسین..

#سید‌مهدی‌_طباطبایی

@raziolhossein
17:36
#امام_حسین_علیه_السلام


با قلب پاره‌پاره برایت گریستم
بی حدّ و بی‌شماره برایت گریستم

در خاطرم نمانده که اشکم چقدر رفت!
یک عالمه ستاره برایت گریستم

می‌سوزم از غمی که درون عزای توست
با قلب پر شراره برایت گریستم

گر چه گناه، قلب مرا سنگ کرده است
از عمق سنگ خاره برایت گریستم

در مجلس غمت نه فقط مثل منبری
کز گوشه و کناره برایت گریستم

اصلا مگر به روضه مکشوف حاجتست؟!
تنها به یک اشاره برایت گریستم

«در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست»
بی‌هیچ استخاره برایت گریستم

در داغ تو ز گریه برایت گریز نیست
گشتم بدون چاره... برایت گریستم

چون دل کشش برای مصیبت نداشته
با شعر و استعاره برایت گریستم

بعد از هزار سال غمت باز تازه است
امشب دمی دوباره برایت گریستم...


#محسن_علیخانی

@raziolhossein
17:38
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


غم است و ثواب و ثواب است و غم
پس از نقل مقتل كتاب است و غم

پسر روي دست پدر جان سپرد
همين روضه ما را عذاب است و غم

بگو با رباب اصغرت آب خورد
دلش غرق در اضطراب است و غم

چرا ميرود پشت خيمه حسين
جواب سوالم جواب است و غم

ببين ميكند قبر آقاي من
حسين است و غم بوتراب است و غم

نشسته كنار علي اصغرش
كمي آن طرف تر رباب است و غم

رباب آمد و اصغرش را گرفت
بگو اصغرت غرق خواب است و غم

صدا زد عزيزم فداي حسين
رباب است و غم آن جناب است و غم

پس از ساعتي آب آزاد شد
ولي آب شد آب و آب است و غم

سر مادر از سايه بيزار شد
پس اين روضه ي آفتاب است و غم...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
17:38
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

خواهم ز خدا كه بی ولايم نكند
غرق گنهم؛ ولی رهايم نكند

يك خواسته دارم از خدای تو حسين!
در هر دو جهان از تو جدايم نكند

مرحوم #سیدرضا_موید
@raziolhossein
17:40
#امام_حسین_مناجات


خوش آن سری که در آن سر بوَد هوای حسین 
خوش آن دلی که در آن دل بود وَلای حسین 
 
خوش آن تنی که به کوی حسین سپارد جان 
خوش آن بدن که شود خاک کربلای حسین 
 
خوش آن‌که از همه‌عیشِ جهان نظر بندد 
فشانَد از مژه خونآب در عزای حسین
 
خوش آن‌که دست به یک‌باره شوید از عالم 
که رستگار شود بر در سرای حسین 
 
خوش آن‌که تا ز عدم زد قدم به مُلک وجود 
ندید در همه‌ماسوا سوای حسین
 
خوش آن‌که باشد اگر خواجه در همه آفاق 
شمارد از دل‌وجان خویش را گدای حسین
 
خوش آن‌که هم‌چو نی اندر نواست از هر بند 
ز ناله‌های غریبان نینوای حسین 
 
خوش آن‌که سر عوض پا نهاده در ره او 
که برنهد سر خود را به خاک پای حسین
 
گمان ز عمر ندارد، مگر که «جودی» را 
قضا دوباره کشانَد به کربلای حسین


#جودی_خراسانی

@raziolhossein
2
17:43
#امام_حسین_شهادت


برسینه ای که نیزه فرو رفته بارها
بالله قسم فشار سم اسب نارواست

آتش گرفته دامن یک دختر یتیم
فریاد می زند که عمو جان من کجاست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2 😭 2
28 November 2025
ش
05:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
ش
05:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


امید اهل زمان! صاحب الزمان برگرد
به مو رسیده دگر کار و بارمان برگرد

تو آن گلی که به یُمنت بهار خواهد شد
بیا بهانه‌ی پایان این خزان برگرد

بیا که راه نجاتی نمانده غیر از تو
به دستگیری این قوم ناتوان برگرد

بیا و دست نوازش بکش تو بر سر ما
بیا که تشنه‌ی مهریم مهربان برگرد

بیا بیا گل نرگس که یاس منتظر است
به انتقام رخ سرو قد کمان برگرد

به جز ظهور تو ما را نجات بخشی نیست
عزیز فاطمه! الغوث و الامان برگرد

#محمود_یوسفی

@raziolhossein
4
05:20
#امام_زمان_مناجات


شود فرصت دیدار مهیّا حتماً
بد به دل راه نده مى رسد آقا حتماً

اى كه دنبال دواى غم هجران هستى
مى شود درد نهان تو مداوا حتماً

اگر امروز نشد بوسه به دستش بزنیم
وعده ى ما همه افتاده به فردا حتماً

ثمر گریه ى ما خنده ى روز فرج است
آن زمان مى شكفد خنده به لب ها حتماً

دوره ى غیبت طولانى و تأخیر ظهور
امتحانى است براى همه ى ما حتماً

كار ما منتظران چیست؟ اُمید و تقوا
غم نخور مى شود آخر گره ها وا حتماً

هركه در زُمره ى ما منتظران مى باشد
مى كند تا به ابد پشت به دنیا حتماً

انبیا منتظر آمدنش مى باشند
مى رسد پشت سرش حضرت عیسى حتماً

كاش باشیم و ببینیم كه روز رجعت
مى سپارد عَلَم خویش به سقّا حتماً

زره شیر خدا بر تن و شمشیر به دست
مى رسد منتقم حضرت زهرا حتماً

انتقام دَرِ آتش زده را مى گیرد
وَ به آتش بكشد آن دو نفر را حتماً


#محمد_فردوسی


@raziolhossein
2
05:22
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


یک جهان منتظرت چشم به در مانده هنوز
در مسیر قدمت دیده ی تر مانده هنوز

ما که هر  صبح برای غم تو ناله زدیم
تو بگو از غم این شب چقدر مانده هنوز؟

هر کسی منتظرِ لحظه ی دیدار تو نیست
پشت دروازه ی شب نور سحر مانده هنوز

میشود زودتر این غائله را ختم کنی؟
چون  پریشانی اوضاع بشر مانده هنوز

روزها میرود و ثانیه ها حیرانند
بین اخبار جهان اصل خبر مانده هنوز


چون یتیمان که نشستند سر سفره شب
همگی چشم به راهیم ، پدر مانده هنوز

سالها منتظر سیصدو اندی مردی
از سپاه تو بگو چند نفر مانده هنوز 

انتقام درو دیوار به دست قمری ...
ازهمان سلسله ی شمس و قمر مانده هنوز

مادری گریه کنان در دل بیت الاحزان
نگران غم و اندوه پسر مانده هنوز

فاطمه دست به دیوار تو را میخواند
منتقم زود بیا درد کمر مانده هنوز

وعده ی فاطمه را باتو سرانجام خوش است
روز آتش زدن آن دونفر مانده هنوز


#هوالطرید

@raziolhossein
2
05:26
#امام_زمان_مناجات



شبیه برف که درگیر آفتاب شده
دلم ز شدت حُرم فراق آب شده

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
گناهکاری من بین ما حجاب شده

چقدر پیش نگاه تو معصیت کردم
چقدر پیش تو این عاشقت خراب شده

به سیلی پدرانه همیشه محتاجم
که سر به راه شد آن طفل که عتاب شده

چقدر آه نوشتم به دست تو نرسید
فرق نامه من این چنین کتاب شده

به غیر پشت در خانه ات کجا برود
همان گدای سرافکنده جواب شده

مثال یار به جز سوختن میسر نیست
بگو به شمع که پروانه ات مجاب شده

کلید قرب بکا دم سحرگاه است
دو قطره اشک بریزی فتح باب شده

درخت آب نخورده ثمر نخواهد داد
دعا به لطف همین گریه مستجاب شده

برای برده خریدن به من اشاره بکن
به این سیاه بگو نوکرت حساب شده

تو را به خون علی اصغر حسین بیا
بیا که شیعه تو غرق در عذاب شده

سه شعبه خورد به مشکی و آبرویی ریخت
رشید اهل حرم از خجالت آب شده

عمو کجاست ببیند به جای جرعه آب
طناب حرمله ها قسمت رباب شده


@raziolhossein
1
05:28
#امام_زمان_مناجات


من از ادامه ی این اشتباه می ترسم
از این مسیر پر از کوره راه می ترسم

در این مسیر خطیر آنقدر گزیده شدم
که از طناب سفید و سیاه می ترسم

عبادتم ثمری جز ریا و کبر نداشت
از این عبادت غرق گناه می ترسم

بیا در این شب ظلمت چراغ راهم باش
از اینکه بی تو بیفتم به چاه می ترسم

بگو چکار کنم تا به خیمه ات برسم
اجل نشسته سر راهم ، آه می ترسم

مرا بیا به مسیر درست برگردان
که از ادامه ی این اشتباه می ترسم


#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
05:28
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


به یک نگاه تو بیدار می شود دل من
به یک کرشمه گرفتار می شود دل من

برای درک حضور تو ای گل نرگس
همیشه راهی گلزار می شود دل من

به شوق دیدن روی تو صبح آدینه
رفیق دیدۀ بیدار می شود دل من

چه اشتیاق عجیبی چه حالتی دارد
سحر که منتظر یار می شود دل من

بیا که از غم هجر تو یا اباصالح!
اسیر غصه ی بسیار می شود دل من

سرور دل به ظهور تو بستگی دارد
بیا که بی تو عزادار می شود دل من

غروب جمعه که دل ها همیشه می گیرد
ز هر چه غیر تو بیزار می شود دل من

به یاد غربت یاس علی که می گریم
قسم به لاله سبکبار می شود دل من

قسم به چشم پر اشک حسن در آن کوچه
که خون ز قصۀ مسمار می شود دل من

حدیث هیزم و در, چون به خاطرم آید
شبیه چشم تو خونبار می شود دل من


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
4
ش
06:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
909×1280, 142.2 KB
#امام_زمان


گرچه دارد نور را همواره کتمان می‌کند
بر حقیقت آخرش تاریخ إذعان می‌کند

یک نفر مانند نوح از راه می‌آید ولی
قصه برعکس است اینجا، نوح طوفان می‌کند

یک نفر عیسی تر از عیسی می‌آید آخرش
آن مسیحا هر مسیحی را مسلمان می‌کند

مادری که خانه‌اش را عده‌ای آتش زدند
یک پسر دارد که دنيا را گلستان می‌کند

#محسن_سلطانی

@raziolhossein
8 👍 7
29 November 2025
ش
19:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


هر شب بر این مصیبت اعظم گریستیم
این نم تسلی است بر این غم ، گریستیم

بستر که جمع شد همه شمع عزا شدیم
سفره که پهن شد همه با هم گریستیم

بازوی غرق خون تو ما را اگر چه کشت
بیش از همه برای قد خم گریستیم

تشییع تو اگر چه غریبانه بود ما
اندازه تمامی عالم گریستیم

زینب شبی به دست حسین تو آب داد
خیلی برای ماه محرم گریستیم

جمعه غروب بود که گرم دعا شدی
زهرا چقدر یاد همان دم گریستیم
                                                        ......

مادر حلال کن که در این آخرالزمان
بر بی کسی مهدی تو کم گریستیم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
😭 6 👍 1
ش
21:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
▪️روز هفتم شهادت بی‌بی علیهاسلام است:

🥀زهرای من!!!🥀

یک هفته گذشت در جدایی
ای ماه دو هفته‌ام! کجایی؟

✔️اللّهمّ کن الطّالب لها ممّن ظلمها...


#حسن_دهلوی

@raziolhossein
😭 3 1
ش
23:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
823×1265, 270.7 KB
#دوبیتی_علوی

فَما اَحْلیٰ چه رازی در میان است
ببین چشمی اگر داری عیان است
علی شیرین‌ترین اسم خداوند
نجف زیباترین جای جهان است

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
15
30 November 2025
ش
17:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 59.3 KB
17:09
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 28.6 KB
17:11
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

دلش سرشار از نور یقین است
امیرالمؤمنین را همنشین است

دوای درد دل‌های پریشان
بلاشک سفرۀ امّ‌البنین است

#احد_ده‌بزرگی

@raziolhossein
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بدون ماه قدم می زنم سحر ها را
گرفته اند از این آسمان قمرها را

چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است
رسانده است به خانم کسی خبرها را

نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده
گرفته اند از این پیر زن پسر ها را

چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش
بیاورند برایش فقط سپرها را

نشسته است سر راه ، روضه می خواند
که در بیاورد آه ...آه رهگذرها را

ندیده است اگر چه ولی خبر دارد
سر عمود عوض کرده شکل سرها را

کنار آب دو تا دست بر روی یک دست
رسانده است به ما خانم این خبرها را

بشیر آمد و گفتی که از حسین بگو
ز عون دم زد و گفتی که از حسین بگو

ستاره بودی و یکدفعه آفتاب شدی
برای خانه مولا که انتخاب شدی

به خانه ی ولي الله اعظم آمدی و
دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

به جای اینکه شوی مدعی همسری اش
کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

تنور خانه ی حیدر دوباره گرم شد و
برای چرخش دستار انتخاب شدی

چهار تا پسر آورده ای برای علی
که جای فاطمه ام البنین خطاب شدی

دلت همیشه چنین شوهری دعا میکرد
تو مثل حضرت صدیقه مستجاب شدی

اگر چه ضرب غلافی به بازویت نگرفت
میان کوچه به دیوار زانویت نگرفت

تو را به قصد جسارت کسی اسیر نکرد
به چادر عربی تو خار گیر نکرد

تو را که فرق علی دیده ای و خون حسن
به غیر کرببلا هیچ چیز پیر نکرد

به احترام همان تکه بوریا دیگر
زمین خانه ی تو نیت حصیر نکرد

از آن زمان که شنیدی خزان گلها را
هوای کوی تو باغ دل پذیر نکرد

چه خوب شد که نبودی و کربلا بینی
که دست دشمن دون رحم بر صغیر نکرد

به نعل تازه گرفتند تا بدن ها را
به ضرب دست لگد میزدن زن ها را

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
4
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#چهارپاره


قدِ مادرا از تمومِ غَما
چه زود از فراقِ پسر  می‌شکنه
اگه سَرو باشه زمین می‌خوره
که داغِ جونش کمر می‌شکنه

اگه درد اگه ناله تقدیرشه
چه غم داره مادر ، پسر گیرشه
فقط دلخوشیه‌یِ مادر اینه
جوونش پیشِ مادر پیرشه


نگاهش به در مونده تو بستره
سر پیریه وقتِ بی بالیه
صداش می‌زدن مادرِ بچه‌ها
ولی دورِ ام‌البنین خالیه

حالا روضه داره تو تنهاییاش
دلش خیلی تنگه واسه بچه‌هاش
کسی نیست آبی به‌ دستش بده
نداره عصایی    برا    پیریاش

تو اون مدتی که اباالفضل بود
دعایی به اون قد و بالا نکرد
نگاهش ، دل سیر ، حتی ی روز
به پیش یتیمای زهرا نکرد

تو اون مدتی که اباالفضل بود
نشد که یبار جان مادر بگه
به عباسش از بچگی گفته بود
مبادا به آقاش برادر بگه

خودش لقمه می‌داد دستِ حسن
فقط خنده می‌زد کنارِ حسین
شبا هم که تانیمه شب می‌نِشِست
که آبی بنوشه دوباره حسین

حالا روضه داره توتنهاییاش
دلش خیلی تنگه واسه بچهاش
داره روضه می‌خونه واسه خودش
خودش گریه کن میشه با روضه‌هاش

شنیدم که تشنه به دریا زدی
شنیدم دعایِ حرم  آب شد
شنیدم که پشتت صدا زد رباب
بیا که علی اصغرم آب شد
 
حسینم کنارت نشست و شکست:
پاشو دشمنا رو به میدون  نیار
به فکر چشاتم بیا جونِ من
برا دیدنم   تیر و بیرون نیار

پاشو از زمین رو زمین پا نکش
بازم مَشکِ آب و به دندون بگیر
ببین جون رفتن ندارم دیگه
پاشو جونِ زینب پاشو جون بگیر

الهی بمیرم ، بهم ریختی
به من گفت زینب چی اومد سرت
نبودم که جمعت کنم ؛ باز شکر
که پهلو شکسته شده مادرت

تو رفتی و مشکِ تو رو کوفه بُرد
تو رفتی و چشماتو شامی گرفت
نبودی  و جرات به دشمن رسید
نبودی حرم رو حرامی گرفت

#حسن_لطفی

@Raziolhossein
1
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای دو جهانت فدا حضرت ام البنین
همسر شیر خدا حضرت ام البنین

مادر عشق و ادب دختر والا نسب
مظهر حجب و حیا حضرت ام البنین

تو بر علی یاوری بر حسنین مادری
اسوه مهر و وفا حضرت ام البنین

سه اختر و یک قمر چهار نور بصر
حق به تو کرده عطا حضرت ام البنین

کدام زن را سزد که چون شما پرورد
ساقی بی دست را حضرت ام البنین

چشم و چراغ علی وارث داغ علی
گریه کن کربلا حضرت ام البنین

فغان که سهم دلت غصه و اندوه شد
ز قصه نینوا حضرت ام البنین

جای تو خالی که شد دست ابالفضل تو
ز پیکر او جدا حضرت ام البنین

جای تو خالی ولی آمده در علقمه
فاطمه خیر النسا حضرت ام البنین

بقیع ماند و چهار صورت قبر غریب
تو ماندی و روضه ها حضرت ام البنین


#محمدمهدی_روحی

@Raziolhossein
1
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بنویسید به دیوان اباعبدالله
که منم واله و حیران اباعبدالله

بنویسید که من وقف حسین و حسنم
هستیم هدیه به چشمان اباعبدالله

بنویسید کنار لقب ام بنین
یکی از جمله کنیزان اباعبدالله

چهارتا شیرپسر بهرعلی آوردم
همگی گوش بفرمان اباعبدالله


به پسرها همه گفتم که منم خادمه اش
وشمایید غلامان اباعبدالله

شیرمن بهرشما بادحلال بااین شرط
همه جا جان شما...جان اباعبدالله

پسرآورده ام اصلا که کنم قربانی
پسرانم همه قربان اباعبدالله


@raziolhossein
1
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


من و کنیزی آل عبا خدا را شکر
من و حریم ولی خدا خدا را شکر

کنیز فاطمه بودن چه عزتی دارد
من و عنایت خیر النسا خدا را شکر

مرا به رخصت زینب خدا پناهم داد
که با حسین شدم آشنا خدا را شکر

خدا نوشت شوم مادر حسین و حسن
کشید آخر کارم کجا خدا را شکر

خدا نوشت که من مادر اباالفضلم
که او شود به حسینم فدا خدا را شکر

شوند جمله پسرهای من غلام حسین
کنند نوکری مجتبی خدا را شکر

عزیز فاطمه! زینب! بیا در آغوشم
بیا به دامن مادر بیا خدا را شکر

نویدِ پورِ علمدار داده مولایم
برای یاری کرب و بلا خدا را شکر

برای روز علمداری اش دعا بکنیم
که هست آبروی خیمه ها خدا را شکر

شنیده ام که دو دستش ز تن جدا گردد
به تیر و نیزه شود مبتلا خدا را شکر

شنیده ام که به صورت فتد زمین بی دست
مگر که خیمه بماند بجا خدا را شکر

شنیده ام زتعصب پس از شهادت هم
سری برآورد از نیزه ها خدا را شکر

شنیده ام که حسین از قفا شود بی سر
و اهل کوفه کنند از جفا خدا را شکر

شنیده ام که لباس اسیری ات بر تن
کُنی کنارِ تنِ سر جدا خدا را شکر

شنیده ام که شود پاره پاره معجرها
حجاب کس نشود بر ملا خدا را شکر

پس از گذشت اسارت که از سفر آیی
سپاهِ خصم در آید ز پا خدا را شکر


#محمود_ژوليده

@raziolhossein
1
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

اگر چه جز غم دلبر ندارد
اگر چه جز دو چشم تر ندارد

به زیر لب نوایش این چنین است
حسین بن علی مادر ندارد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#مربع_ترکیب


من کیم روح ادب روح وفا روح یقینم
من کیم خدمتگزار هل اتی و یاو سینم
همسر خورشید هستم مادر ماه زمینم
من کیم من جانشین دخت ختم المرسلینم

من کیم یار وفادار امیر المؤمنینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

سینه‌ای از عشق زهرا و علی سرشار دارم
افتخار همسری با حیدر کرار دارم
هر چه دارم عزت و تمکین از این دربار دارم
روی دامن چار گل از گلبن ایثار دارم

من کیم من پای‌بوس حضرت حق الیقینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

در میان خانه زهرا حیات از سر گرفتم
کودکان نازنینش را چو جان در برگرفتم
با کنیزی علی تا عرش اعلا پر گرفتم
غیر حیدر از همه عالم دگر دل برگرفتم

با عزیزان دل زهرای اطهر هم‌نشینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

من کیم امّ‌البنین امّ‌الادب امّ‌الوفایم
زینب کبری به خانه می‌زند مادر صدایم
حضرت زهرا به جنت می‌کند هر شب دعایم
بعد زهرا محرم راز علی مرتضایم

دست‌بوس حضرت مولا امیر المؤمنینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

ذات یزدان بر دل من شور داد احساس داده
شوهری چون حیدر کرار خیرالنّاس داده
چار گل نه بلکه یک باغ بهشت از یاس داده
اهل عالم حق به من از مرحمت عبّاس داده

من به ثارالله با شیران خود یار و معینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

حضرت حق ماه را در دامن من پروریده
ماه از پیشانی عبّاس من هر شب دمیده
گوید این حیدر بود عبّاس من را هر که دیده
هیچ کس ماهی چنان ماه بنی‌هاشم ندیده

مادر عباس هستم بانوی نور آفرینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

کرده‌ام مبهوت خود تا حشر ایثار و وفا را
من بلی گفتم همان روز ازل قالوا بلا را
برده‌ام با نام عباسم دل اهل ولا را
سال‌ها بردم به شانه درد و داغ کربلا را

تا قیامت مُهر ایثار و وفا نقش جبینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

مادر باب‌الحوائج هستم و روی دعایم
هیچ کس با دست خالی برنگردد از سرایم
من به عباسم قسم روز جزا فکر شمایم
شیر زن هستم ولی سر تا به پا شرم و حیایم

تا قیامت باب حاجات است نام دلنشینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

نوگلی دارم که بر شاه نجف نور دو عین است
تا صف محشر امید و دستگیر عالمین است
ماه آل‌هاشم اما رشک شمس مشرقین است
اهل عالم حضرت عباس من باب‌الحسین است

خلق می‌آرند حاجت از یسار و از یمینم
من کنیز خانه‌ی شیر خدا امّ‌البنینم

دارم عباسی که با جانش خریدار حسین است
در کنار علقمه ساقی زوّار حسین است
نام او در کربلا گرمی بازار حسین است
کربلا نه روز محشر هم علمدار حسین است

فخرم این بس مادر عباس بی‌مثل و قرینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

همسری کردم امیرالمؤمنین نور جلی را
مادری کردم دو وجه الله اعظم دو ولی را
پروراندم روی دامن شیر میدان یلی را
دوست دارم سینه‌زن‌های حسین ابن علی را

من حسینیون عالم را هوادار و معینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

روز اول کامدم در خانه‌ی پر نور مولا
صورتم بگذاشتم بر پای فرزندان زهرا
گفتم ای خاک کف پای شما عرش معلاّ
من قدم نگذاشتم اینجا شوم مادر شما را

من در این درگه فقط خدمتگزاری می‌گزینم
من کنیز خانه‌ی شیر خدا امّ‌البنینم

بر در بیت الولا یاد فراق یار کردم
سوختم وقتی نظر بر آن در و دیوار کردم
گریه از سوز درون بر سینه و مسمار کردم
با دل غمدیده یاد از آتش و گلزار کردم

من به یاد بانوی پهلو شکسته‌دل غمینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

روز عاشورا گلستان مرا در خون کشیدند
دست عباس علمدار مرا از تن بریدند
با سه شعبه تیر چشم نازنینش را دریدند
من شنیدم تا علی افتاد سویش می‌دویدند

فرق عباس و عمود ای وای بر قلب حزینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

سال‌ها کنج بقیع آه از درون دل کشیدم
بعد عباسم دگر دل از حیات خود بریدم
حیفت دیگر آن جمال بی‌مثالش را ندیدم
من نبودم کربلا از بانویم زینب شنیدم

شد جدا از تن دو دست یادگار نازنینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

تا نفس دارم ز هجران عزیزان اشکبارم
از غم عباس نه بهر حسینم بی‌قرارم
بر روی خاک بقیع با سوز دل سر می‌گذارم
ناله و اشک بصر گردیده شمع شام تارم

خاک غم‌بار بقیع مأنوس آه آتشینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

گریه کردم بر حسینم چونکه او یاور ندارد
در کنار پیکر صد پاره‌اش مادر ندارد
من بمیرم یوسف زهرا به پیکر سر ندارد
وای من گویند او انگشت و انگشتر ندارد

تا قیامت از غم داغ حسینم دل غمینم
من کنیز خانه شیر خدا امّ‌البنینم

#محمدعلی_قاسمی

@raziolhossein
3
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


قدم اگر خمید، فدای سر حسین
جانم به لب رسید، فدای سر حسین

ام البنین سابق این شهر عاقبت
شد مادر شهید، فدای سر حسین

یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس
لبخند من ندید، فدای سر حسین

هر جملۀ بشیر مرا پیر کرده است
مویم شده سفید، فدای سر حسین

گلچین چهار تا گل گلخانۀ مرا
چه وحشیانه چید، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها
اشکم به رخ چکید، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب
خواب از سرم پرید، فدای سر حسین

عباس پاسبان حرم شد به جای من
دستش اگر برید، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار محقری
آن قامت رشید، فدای سر حسین

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
4
17:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

مثال کوه ایثار و وفا داشت
از اول انس با آل عبا داشت
وجودش بس که سرشار از ادب بود
ز نام فاطمه شرم و حیا داشت

#رباعی

با آه دل شکسته می گفت حسین
محزون و غریب و خسته می گفت حسین
می گفت بشیر از عمود آهن
بغضی به دلش نشسته می گفت حسین


#علی_سلطانی

@raziolhossein
3
2 December 2025
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد
بر شعر، پرده غیرت، روح الامین کشد

ذیل مقام توست بلندای آسمان
حاشا که دامن تو به روی زمین کشد

خاموش نیست شب چو ببیند ز شمع سوز
مروان به بانگ شیون تو آفرین کشد !

تدبیر جنگ نیز بود در ستارگان
طفل تو اسب فاجعه را زیر زین کشد

آهو ز احترام به صحرا نمی رود
گر چادر تو پای به اقصای چین کشد

ما را ز چشم های اباالفضل کن نگاه !
خاشاک منت از نظر ذره بین کشد

بر عزّتت بس است علی خواستگار توست
شاهی که آستین ز زمان و زمین کشد

از آستین تو اسد الله گرفته است
حاشا که شمر گوشه ی آن آستین کشد

معنی خموش باش ! که آگاه نیستی 
ز آن معجری که دست سنان لعین کشد

آن زن که ریخته ست به معنی کلام ناب
از شک بعید نیست که بار یقین کشد


#محمد_سهرابی

@raziolhossein
02:37
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین
بقیع را کنم از گریه کربلای حسین

نگه به چهرۀ عباس کرده، می‌گفتم
هزار مرتبه عباس من فدای حسین

به دشت کرب و بلا تا کنند پرپرشان
چهار دسته‌ گل آورده‌ام برای حسین

شب عروسی خود نیز با علی گفتم
چو من هزار عروسند خاک پای حسین

ز کودکی به عزیزان خویش می‌گفتم
که سر به دست بگیرید در هوای حسین

همیشه بود به هر جا نگاه عبّاسم
به ماه عارض و بر قامت رسای حسین

نگاه من هم از آن بود بر رخ عباس
که داشت جلوه ز روی خدانمای حسین

به چار نجل شهیدم درود باد درود
که بود پشت سر هر یکی دعای حسین

حضور فاطمه آرم به حشر چار ذبیح
که جانشان شده تقدیم در منای حسین

همیشه بود روان روح چار فرزندم
چو اختران ز پی ماه در قفای حسین

خدا گواست ز عباس بیشتر می‌برد
دل مرا همه جا نام دل ربای حسین

به دشت کرب و بلا جای شاخۀ یاسم
به خاک پای وی افتاد دست عباسم

نسیم علقمه پیوسته می‌دهد خبرم
که پاره‌ پاره چو گل گشت پیکر پسرم

به خون طپید لب تشنه ماه علقمه‌ام
نشد که قطرۀ آبی برای او ببرم

به وقت مرگ غریبانه سر به خاک نهم
که از چهار پسر نیست یک پسر به برم

هزار بار الهی شود فدای حسین
نه جسم چار پسر، جان مادر و پدرم

خدا گواست که باشد فقط برای حسین
هر آن‌ چه خون جگر می‌چکد ز چشم‌ترم

چو شمع سوزم و در سوز خویش آب شوم
چنان که محو شود در شرار دل، اثرم

خدا گواست که اشک خجالت عباس
ز خون دیدۀ او بیشتر زند شررم

الهی آن که کنار دو دست عباسم
فتد به خاک قدم‌های اهل‌ بیت سرم

برای شیر خدا چار شیر آوردم
هزار حیف که امروز خم شده کمرم

ز دیدن سر مجروح دخترم زینب
به سان پیکر عباس پاره شد جگرم

چنان که خون چکد از «نخل میثم» زینب
ز دیده خون جگر ریزم از غم زینب


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
02:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 149.2 KB
#یا_ام‌البنین

ذکری به لبت نبوده جز یازهرا
با هر نفست گفتی: زهرا زهرا
هرلحظه از این داغ دلت‌میسوزد
تو سنگ مزار داری اما! زهرا...

#حسین_نادری

@raziolhossein
02:38
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تا که سائل می‌رسد بر در خجالت می‌کشد
چون که دیگر نیست آب آور خجالت می‌کشد
 
تا که او را فاطمه در خانه می‌نامید علی
زینبش می‌دید از حیدر خجالت می‌کشد
 
مادری کرده برای زینب اما باز هم
تا صدایش می کند مادر خجالت می‌کشد
 
کاروان آمد مدینه چون که عباسی ندید
دید پاشیده شده لشگر خجالت می‌کشد
 
مادر ساقی دشت کربلا با این مقام
از علی و آل او دیگر خجالت می‌کشد
 
مادر ماه است اما کاروان را دیده و
از نبود چند تا اختر خجالت می‌کشد
 
اینقدر حرف از دو دست بستۀ زینب نزن
حضرت ام البنبن بدتر خجالت می‌کشد
 
صحبت از مشک و علم شد باز هم ام البنین
رو گرفته با دو چشم تر خجالت می‌کشد
 
گاه از روی سکینه گاه از زینب ولی
بیشتر از مادر اصغر خجالت می‌کشد
 
چار تا اولاد داده حضرت ام الادب
باز از اولاد پیغمبر خجالت می‌کشد
 
#مهدی_نظری

@raziolhossein
02:38
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


به صد عمري كه با غم ساختم من
تمام هستيم را باختم من

ز گريه پير گشته چشمهايم
كه آمد زينب و نشناختم من


@raziolhossein
02:38
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای امیرالمؤمنین را یار یا امّ البنین  
ای سرا پا پاکی و ایثار یا امّ البنین

مکتب تو مهربانی اسوه ی تو فاطمه
داری از او همچنان آثار یا امّ البنین

دامنت عبّاس پرور، همسرت مولا علی
مرتضی خو فاطمه رفتار یا امّ البنین

بهر فرزندان زهرا بعد زهرا مادری
از تو آید ای علی را یار یا امّ البنین

از تو برد عبّاس میراث وفا و عشق را
تا که شد سقّا و پرچمدار یا امّ البنین

زن پدر نه مادر ریحانه های فاطمه
از محبّت از وفا سرشار یا امّ البنین

بوده ای چون حضرت زهرا غریب شهر خویش
غربت قبرت کند اقرار یا امّ البنین

چار فرزند تو در صحرای سرخ کربلا
چار شیر بیشۀ پیکار یا امّ البنین

جعفر و عثمان و عونت اختر و عبّاس ماه
بین آل احمد مختار یا امّ البنین

خویش را پیوسته می خواندی کنیز فاطمه
در حضور عترت اطهار یا امّ البنین

چار فرزند شهیدت گشت تقدیم حسین
در زمین کربلا هر چار یا امّ البنین

چار داغت بود بر دل باز بود اشکت روان
بر حسین آن رهبر احرار یا امّ البنین

بود نامت فاطمه دردا که همچون فاطمه
گریه کردی روز و شب بسیار یا امّ البنین

فاطمه از داغ پیغمبر تو از داغ حسین
سینه پر از ناله های زار یا امّ البنین

می کشیدی با سر انگشت نقش چار قبر
می زدی آتش به دل صد بار یا امّ البنین

گریه کن یا فاطمه در ماتم آن فاطمه
کز عدو پیوسته دید آزار یا امّ البنین

تو نخوردی سیلی از دشمن میان خانه ات
تو ندیدی صدمه از مسمار یا امّ البنین

دست تو سالم و لیکن بازوی زهرا شکست
پیش چشم حیدر کرّار یا امّ البنین

گریه کن ای مادر عبّاس بهر فاطمه
ای روان اشک تو بر رخسار یا امّ اقای حرم

چشم «میثم» در غم تو در عزای فاطمه
گشته از خون جگر سرشار یا امّ البنین


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:38
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#رباعی

رفتي ولي اي پاره‌ي تن برگردي
من منتظرم تا به وطن برگردي

جان تو و جان اين عزيزان، عباس!
هيهات که بي حسين من برگردي

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
2
02:39
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


سلام بر مادر ياس بهشت
گل تو را خدا چه نيكو سرشت

مطلع شعر شور ام البنين
قصيده ی شعور ام البنين

اى نفست گرم‏تر از آفتاب
پرده نشين حرم بوتراب

حضرت حيدر به تو دلباخته
خانه خود بهر تو پرداخته

شأن تو بس كه همسر حيدرى
شانه به شانه على مى ‏پرى

فاطمه ی دوم بيت الولى
قلب تو از عشق و صفا صيقلى

از تو شكوفا گل باغ يقين
روشنى و چشم و چراغ يقين

رونق كاشانه ی مولا شدى
مادر بچه ‏هاى زهرا شدى

كنيز آيه ‏هاى كوثر شدى
فاطمه ی ديگر حيدر شدى

همسر و همسفره ی شاه عرب
دامنت آسمان ماه ادب

ادب ز سينه تو نوشيد شير
كه شد چنين شكوهمند و دلير

تو پرورش داده‏اى عباس را
شور و شعور و عشق و احساس را

نوكر آل فاطمه خواندی اش
دور سر حسين چرخاندی اش

چهار لاله ات فدايى شدند
چه عاشقانه كربلايى شدند

چو قافله سوى مدينه آمد
به اشك و آه و سوز سينه آمد

بشير ، شعر داغ را جار زد
خزان باغ عشق را زار زد

زينب تو نواى غم ساز كرد
براى تو سفره ی دل باز كرد

براى تو تمام ماجرا گفت
حماسه شهود لاله ‏ها گفت

گفت كه عباس تو بى دست شد
ساقى از جام عطش مست شد

براى تو روضه علقمه خواند
ز غربت يوسف فاطمه خواند

روضه قتلگاه را شنيدى
چه سخت آه از جگر كشيدى

اگر چه داغدار سقا شدى
گريه كن حسين زهرا شدى

به سوگ آن شهيد بى سر حسين
ناله زدى : غريب مادر حسين

بقيع ، شاهد غم و سوز تو
روضه و اشك ، كار هر روز تو

پيكر لاله‏ هاى خود نديدى
شكل چهار قبر مى ‏كشيدى

كنار هركدام مى ‏نشستى
ز صبح تا به شام مى ‏نشستى

ز روضه تو قلب سنگ آب شد
كه دشمن تو نيز بى تاب شد

سوختى و سوختى و سوختى
مدينه را به ناله افروختى

اگر چه داغ روى داغ ديدى
به چشم خود خزان باغ ديدى

نخورده ‏اى سيلى و تازيانه
دفن نشد پيكر تو شبانه

چگويم از على و غربت او
سوخت مدينه از حكايت او

زخم دل شكسته ‏اش نمك خورد
فاطمه ی اول او كتك خورد

شبانه از خانه غريبانه رفت
شكسته و سوخته پروانه رفت


#کمیل‌_کاشانی

@raziolhossein
02:39
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


آهی کشیدی و رخ آیینه مات شد
اشک زلال چشم تو آب حیات شد

خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد
تا از تو خواستم بنویسم دوات شد

این شهر را ادامه دهی... آب می برد
بانو بقیع از ابر دو چشمت فرات شد

ای نوحه خوان ممتدِ از صبح تا به ظهر
قدری نفس بگیر که وقت صلات شد

وقت قنوت، اشک تو افتاد روی خاك
فردا خبر رسید که آنجا قنات شد

او ماند و دختران یتیم قبیله اش
ام البنین بی پسر ام البنات شد

آری پسر قمر به شب مؤمنین که شد
مادر ستاره ی سحر مؤمنات شد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
02:39
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


مردم بهم شیرآفرین نمیگن
داره من و میکشه این "نمیگن"
ام البنین چقد بهم می اومد
دیگه بهم "ام البنین" نمیگن

 ام البنین شدن چه دردسر داشت
تابوتش و معلوم نشد کی برداشت
غریبیِ امروزش و نبینید
ام البنین ی روز چهار پسر داشت

 بوی علی چارتاییشون می دادند
خیلی برا فاطمه جون می دادند
یادش بخیر دور و برم که بودن
همه من و به هم نشون می دادند

 کبوتر مدینه پر نداره؛
خونه م ستاره و قمر نداره؛
"دیگه من و ام البنین نخونید"
ام البنین دیگه پسر نداره؛

 غصه و ماتم من و میبینن
اوضاع درهم من و میبینن
اونایی که محو رشیدیم بودن
حالا قد خم من ومیبینن ...

 کشته شدن ولی خبر نداشتم
به هیچ کدومشون نظر نداشتم
تا می بینید من و بگید:حسین جان
اصلاً خیال کنید پسر نداشتم

 دلم شکسته؛ می دونم شکسته
قدم کمونه؛ گمونم شکسته
روزا میام تو آفتاب می شینم
از چار طرف سایه بونم شکسته
 
همه ش می گفت: برام گلاب نیارید
من و دیگه پیش رباب نیارید
سر مزار من اگه اومدید
هر چی میارید ولی آب نیارید


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:40
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


به تیغی حیف گیسویت گُسستند
دو بازویت دو بازویت گسستند
از آنجایی که من بوسیده بودم
بمیرم هر دو اَبرویت گسستند

انیس گریه‌هایم را گرفتند
توانِ دست و پایم را گرفتند
کمانی تر شدم از زینب افسوس
سرِ پیری عصایم را گرفتند

بهارم را چِسان پاییز و کردند
دلم را از غمت لبریز و کردند
سرت ای کاش رویِ نیزه می‌ماند
تو را از مرکبی آویز و کردند

غمت راهِ نفس بر سینه بسته
تَرَک بر چهره‌ی آئینه بسته
زِ بسکه خاک و بر سر ریختم من
ببین عباس دستم پینه بسته

از آن سرو علی بنیاد و صد حیف
از آن قامت از آن شمشاد و صد حیف
دو دستی که عصای پیریم بود
خداوندا زِ تَن اُفتاد و صد حیف

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:40
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#عامیانه


خونه‌ی من که خونه‌ی مُراده
خدا بهم اینجا علی رو داده
چار تا غلام آوردم اینجا واسه
دو تا خانوم و دو تا آقا زاده


برا دو خورشیدش یه ماه آوردم
برای خیمه  تکیه‌گاه آوردم
روزی که عباسم و دید علی گفت...
برای دختراش سپاه آوردم


اما زدند آینه رو شکستند
دلای سنگی سرش و شکستند
دلیل داره اگه زمین می‌خورم
آخه عصای پیریم و شکستند


میگن که خیمه‌ها کفن ها شدند
با سیلی غرقِ خون دهن‌ها شدند
یه چند تا دخترام رسیدن ولی
دیدم شبیهِ پیر زن‌ها شدند


اَمون از این موهای خاکستری
از این همه گُلای نیلوفری
عباسم و حسینم و گرفتند
نه مادرم نه حتی نامادری


دست رو دلم نذار دلم کبابه
شبیه روی سوخته ی ربابه
تا وقت مردنش همش می‌پرسید...
چرا نذاشتن پسرم بخوابه


ربابه و روضه‌ی ما سه شعبه
میگه زدید ولی چرا سه شعبه؟
فرقی داره شیر خواره با علمدار
فرقی نداره نیزه با سه شعبه؟


دست رو دلم نذار دلم شکسته
رو مشکِ پاره لَخته‌خون نشسته
خونَش خراب شه خونم و خراب کرد
هرکی به نیزه‌ها سرت رو بسته


غلام آقات شدی ابالفضل
سایه سادات شدی ابالفضل
هرکسی سهمی از تو رو کَند و برد
بد جوری خیرات شدی ابالفضل


تیر و چطور با زانوهات کشیدی
فاطمه رو به قتلگات کشیدی
چطور با دستی که نداشتی مادر
چادرشو و روی چشات کشیدی


عاقبت انتظار تو سر اومد
سرت زمین نخورده مادر اومد
نذاشت که روی نیلی رو ببینی
تیری که از پشت سر تو اومد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:41
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


السلام ای فاطمه ام البنین
السلام ای بانوی دنیا و دین

السلام ای همسر شیر خدا
مادر عباس شمشیر خدا

السلام ای بانوی بیت الولا
دامنت دانش سرای کربلا

السلام ای روح احساس و ادب
آسمان چار خورشید عرب

دامنت مهد شهید علقمه
مادر فرزندهای فاطمه

روح پاکت بوده تسلیم حسین
چار ماهت گشته تقدیم حسین

ای به تو از زینب کبری سلام
از حسین آن یوسف زهرا سلام

ای ادب را ارث داده بر پسر
سه ستاره زاده یک قرص قمر

چون تو را ای پاک بانوی جلیل
خواستگاری کرد بر مولا عقیل

تا که گوشت این بشارت را شنفت
چهره ات مانند گل از هم شکفت

دیده بودی نیمه شب در خواب ناز
بر تو خندید آسمان با روی باز

بر سپهرت بود در رؤیا نگاه
ناگهان سه اختر و یک قرص ماه

یک به یک کردند سیر گلشنت
اوفتادند از فلک بر دامنت

مصحف رویای تو تفسیر شد
خواب شیرینت عجب تعبیر شد

آسمانی را که دیدی در زمین
بود مولایت امیرالمؤمنین

آن سه اختر بود سه فرزند تو
سه فروغ دیده سه دلبند تو

ماه فرزند تو خیرالناس بود
شیر شیران عرب عباس بود

ای به قدر و رتبه برتر از همه
ای به حیدر جانشین فاطمه

ای بهار دامن زهراییت
لاله های سرخ عاشوراییت

ای سلام ما به خیر الناس تو
باب حاجات همه عبّاس تو

در عزای تو مدینه گریه کرد
ام کلثوم و سکینه گریه کرد

بر تو ای بانوی خلق عالمین
ریخت اشک فاطمه بنت الحسین

غم فزون در سینه از اندازه شد
داغ عباست دوباره تازه شد

روز تشییع تو ای بانوی دین
ریخت اشک چشم زین العابدین

صبر تو سرچشمه ای از صبر اوست
قبر پاکت هم کنار قبر اوست

شب به یار غربتت افروخته
دل شده مانند شمع سوخته

روز مرگ مادر ای نیکو سیر
می برد تابوت مادر را پسر

حیف آن جا لاله ی یاست نبود
روز تشییع تو عباست نبود

در عزای چار فرزند شهید
عاقبت چون فاطمه قدّت خمید

دادی از کف طاقت و آرام و صبر
می کشیدی چار صورت مثل قبر

می نشستی در کنار قبرها
گریه می کردی باسان ابرها

داشتی در خلوت و در انجمن
ناله ی عبّاس من عبّاس من

کی چراغ روشن و چشم ترم
نازنین فرزند بی دست و سرم

این شنیدم از کمینگه تاختند
دست عباس مرا انداختند

خصم چون دید از تنت افتاد دست
با عمود آهنین فرقت شکست

بود امّیدت همه بر مشک آب
مشک شد بی آب و تو رفتی ز تاب

چشم گریان تو همچون چشم مشک
ریخت اشک و ریخت اشک و ریخت اشک

فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
کاش بودی در کنار علقمه

می زدی گلبوسه باغ یاس را
می گذاشتی روی دامانت سر عبّاس را

لاله ی خونین نثار یاس کرد
گریه بر بی دستی عبّاس کرد

اشک (میثم )وقف باغ یاس او
لاله ای بر تربت عباس او

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:41
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس 
مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس 

مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم
روضه شرم تو برپاست کجایی عباس 

مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر
دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس 

سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد 
نا امید از همه دنیاست کجایی عباس

کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود 
مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس 

 ***

من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی 
چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس 

من شنیدم روی تل زینب کبری گفته 
شمر بالا سر آقاست کجایی عباس 

واشده روی همه در سرِ این ها فکر ِ
غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس


@raziolhossein
02:41
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


امّّ البنین شدم که شوم یاور حسین
تاگل بیاورم بشود پرپر حسین
قصدم نبود اینکه شوم مادر حسین
هستند دختران علی در بر حسین
هستند مثل مادرشان مضطر حسین


شد شاملم دعای سحرهای فاطمه
روشن شدم به نور قمرهای فاطمه
تاج سر منند گهرهای فاطمه
اولاد من کجا و پسر های فاطمه
هستند هر چهار پسر نوکر حسین

شرمنده ام نشد سپر مجتبی شوند
قسمت نبود زودتر از این فدا شوند
حالا بناست راهی دشت بلا شوند
حتی اگر که تک تک شان سرجدا شوند
جای گلایه نیست، فدای سر حسین

جریان گرفته اند کنار ابوتراب
از آل هاشم اند نه قوم بنی کلاب
اصلا نیاز نیست به ترس و به اضطراب
عباس من شده به علمداری انتصاب
او هست یک تنه همه ی لشکر حسین

عهدی است بین ام بنین و خدای خود
غیر از رضای دوست نخواهم برای خود
من دل نبسته ام به دل بچه های خود
اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود
عباس من فدای علی اصغر حسین

هرچند او دگر پسر خویش را ندید
اما غمین نبود که عباس شد شهید
دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید:
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم ز قحط آب، لب انور حسین

کارش دگر نشستن در آفتاب شد
آب زلال در نظر او مذاب شد
شرمنده ی نگاه غریب رباب شد
از اینکه هم قبیله ی شمراست، آب شد
رو میگرفت نزد دو تا خواهر حسین

دیگر مدینه خنده به لب های او ندید
او نیز مثل زینب کبری قدش خمید
گرچه صبوربود، کم آورد تا شنید
یک مرد بی حیا وسط مجلس یزید
با دست اشاره کرد سوی دختر حسین

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
02:42
 
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


دگر این کاروان یاسی ندارد
که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب
ولی افسوس عباسی ندارد



مزن آتش به جان ای نور عینم
مخوان از ماهِ مَـقطُوع الیدَینم

چه شد در کربلا هستی زهرا؟
حسینم وا حسینم وا حسینم



 سرشته از غم زهرا گِلش بود
نگاه تار زینب قاتلش بود

نیفتاد از لبش نام حسینش
اگر چه داغ سقا بر دلش بود ...

#یوسف_رحیمی

@Raziolhossein
02:43
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای همسر سردار جهان، مادر عباس
وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عباس
در بیت علـی آمده! هـمسنگر عباس
خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس

ام‌الشهـدا ، فاطمه ی دوم حیدر
هم فاطمه ی دوم و هم زینب دیگر


تو چشمه ی فیض از نفس پنج امامی
تو فاطمه ی بیت شـه عـرش‌ مقـامی
تو همسر تنهـا وصـی خیرالانامی
تو مـادر والا گهـر خـون و قیامی

جوشـد ادب و فضـل ز آیات کلامت
پیوسته ز هفتاد و دو تن باد سلامت


شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد
زینب کـه بـود عصمـت داور به تو نازد
تـا روز جــزا آل پیمبــر بــه تـو نازد
عبـاس تـو در عـرصه ی محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان
یک روزه دهد چـار پسر در ره جانان؟


ای سوخته در شعلـه ی مصباح هدایت
ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت
خشنـود ز رفتـار تـو زهـرای ولایت
جان همه خوبان جهـان باد فـدایت!

با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی
کـردی بـه بنـی‌فاطمـه اظهـار کنیزی


عون تـو شـده در صف عـاشور فدایی
عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی
تا دادن جـان، جعفر تو بود ولایی
عباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایی

چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی
گشتنـد عزیـزان تـو هرچار، حسینی


تـو ام‌ بنینـی نــه! تـو ام‌الشهـدایی
پیوسته به ثاراللَه و از خویش جدایی
دلباختـه ی جلـوه ی مصبــاح هــدایی
بیش از پسران گریه کنِ خون خدایی

ای بوسه ی خورشید به خاک کف پایت
حق است کند فاطمه پیوسته دعایت


دادی بـه ره شمـس ولا چـار قمـر را
دور پسـر فاطمــه گـردانـده پسـر را
در ماتم‌شان ریخته بس اشک بصر را
آتـش زده از گریه دل اهـل‌ نظـر را

از بس که در امواج بلا یار حسینی
بـا داغ پسرهـات عــزادار حسینی


یک روزه به دل داغ روی داغ تو دیدی
چون فاطمه یـا فاطمه از غصه خمیدی
بر گرد همـان چـار مزاری که کشیدی
از داغ حسین‌بـن‌علـی جامـه دریـدی

با آن کـه دلت خون ز غم چار جوان بود
چشمت به حسین‌بن‌علی اشک‌فشان بود


بـا داغ چهـار اختــر تابنده جبینت
گفتـی کــه نخـوانند دگر ام‌بنینت
آتش نزند کس به دل زار و حزینت
ای لشکر ماتم به یسـار و به یمینت

خون خوردی و نالیدی و از پای فتادی
تـا جـان بـه سـر گریه ی پیوسته نهادی


روزی که تو رفتی و جهان غرق عزا بود
تابـوت تـو بـر دوش عزیـزان خدا بود
با داغ تو خـون بـر جگر اهـل ولا بود
عباس تو ای مـادر عبـاس! کجا بود؟

ای کاش که چون عون، کنارت پسری بود
از جعفر و عثمـان عزیـزت خبری بود


ای قبله ی دل تـربت بی‌شمـع و چـراغت
ای داغ پس از داغ دوبـاره روی داغـت
ای چارگل خفته به خون، حاصل باغت
باشـد کـه بیایـم بـه مدینه به سراغت

با آن که شدم زائر بی‌صبر و قرارت
نگذاشت عدو گل بفشانم به مزارت


یا فاطمه خون دلـم از دیـده روان است
قبر تو عیان است عیان است عیان است
چشم همـه بـر تربت پاکت نگران است
آن فاطمه قبرش ز چه از خلق نهان است؟

از اشک، مگـر خاک بقیع تو بشویم
آن تربت پنهان شده را بلکه بجویم


هرچند که خون جگرت بود روانه
دیگـر بدنت دفـن نگـردید شبانه
بر بازوی و پهلـوت ندیدنـد نشانه
ای کوه غم چار جوانت روی شانه

بر «میثم» دل‌ سوخته کن اشک، عنایت
تا خـون دل خـویش کنـد وقف عزایت


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
1
02:43
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


من کیم ام الادب ام الکمال ام الوفایم
مادر والا مقام چهار مصباح الهدایم
مادر خود خوانده زینب دختر شیر خدایم
فاطمه ام الابالفضل شهید کربلایم
همسر و همسنگر مولا امیرالمومنینم
من عروس فاطمه بنت اسد ام البنینم


چهار اختر داشتم یک روزه وقف ماه کردم
از ولادت با حسین ابن علی همراه کردم
در دل گهواره از ایثارشان آگاه کردم
دور سر گرداندم و تقدیم ثارالله کردم
شیرشان دادم اگر چه از ولادت شیر بودند
شیر نوشیدند اما عاشق شمشیر بودند


من به دست یوسف زهرا گل احساس دادم
در گلستان وفا سه نسترن یک یاس دادم
نیمروزی هستی خود را به خیر الناس دادم
جعفر و عثمان و عون و حضرت عباس دادم
کاش بودی باز فرزندم که می گردید یارش
کاش می شد جان خود را نیز می کردم نثارش


من نمی دانم به من گفتند عباست فدا شد
دست و چشم و فرق او یک لحظه تقدیم خدا شد
کاش می دیدم چگونه حق عباسم ادا شد
کاش می دیدم چگونه دستش از پیکر جدا شد
کاش می دیدم که بر فرقش عمود آهنین زد
کاش می دیدم کدامین ضربه او را بر زمین زد


کاش می شستم به اشک چشم خود زخم تنش را
کاش می آورد بر من یک نفر پیراهنش را
من نمی دانم که بیرون کرد از تن جوشنش را
کاش وقت دادن جان می گرفتم دامنش را
تا شود فردا به نزد حضرت زهرا شفیعم
گاه گاهی روی آرد در بیابان بقیعم


من که اشک خجلت آن آب آور را ندیدم
من که با چشم تلذی های اصغر را ندیدم من که دیگر سینه ی بی شیر مادر را ندیدم
من که در میدان زبان خشک اکبر را ندیدم
من ندیدم اینکه عباسم چگونه دست و پا زد
تیر دشمن بود در چشمش برادر را صدا زد


من که دیگر مثل زینب جسم بی سر را ندیدم
زیر سم اسب ها نعش برادر را ندیدم
در کنار قتلگه زهرای اطهر را ندیدم
من که اندام کبود چند دختر را ندیدم
کاش در گودال جای دختران نازدانه
پیکر ام البنین می شد کبود از تازیانه


کاش زینب بوی عطر یاس می آورد بر من
زان چه از گودال کرد احساس می آورد بر من
حرفی از حلقوم خیر الناس می آورد بر من
قطعه ای از پرچم عباس می آورد بر من
تاری از زلف علی اکبر نیاوردند بر من
یک نخ از قندافه ی اصغر نیاوردند بر من


نازنین عباسم ای تا پای جان یار حسینم
با سر و با دست سرباز فداکار حسینم
من به خون چهار فرزندم خریدار حسینم
تو فدایی گشتی اما من عزادار حسینم
گرچه ای دست حسین از تن جدا شد دستهایت
مادری داری که بعد از تو بگریداز برایت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:43
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


باید مدد ز حضرت روح‌الامین کنم
تا مِدحتی ز حضرت امّ‌البنین کنم

امداد غیب بایدم از آن چنان هُمای
تا قصّه از فرشته‌زنی، این‌چنین کنم

این رتبه از کجا و منِ کوته آستین
موسی نی‌ام که معجزه از آستین کنم

بر طبعم ای فرشتهء وحی خدا، بتاب
شاید مدیح زبده و وصفی گزین کنم

ماه بنی کلاب و عروس علی است او
حیف آیدم که با رخ ماهش قرین کنم

بشنو حکایتی که به کام عسل شناس
احلی من العسل من ازین انگبین کنم

وقتی به سمت خانهء بخت آمد آن عروس
گفتا به خویش ناز من نازنین کنم

در پیشگاه خانه به ناگاه ایستاد
شرطی نهاد و گفت که حاشا جز این کنم

تا چار طفل فاطمه بر پیشواز من
نایند، من نه عزم قدم بر زمین کنم

با زینبین و با حسنین‌ام حکایتی است
باید که شرح آن به بنات و بنین کنم

بیرون شدند جملهء طفلان فاطمه
ای اشک مهلتی که نفس آتشین کنم

انداخت خویش را به قدم‌های کودکان
گفت آمدم زیارت عرش برین کنم

من آمدم به بوسهء درگاه فاطمه
عرض ادب به ساحت آن بهترین کنم

بر جای پای فاطمه مالم دو دیده را
بر چشم خویش سرمه ز خاک زمین کنم

زینب اگر قبول کند دایه‌اش شوم
خود را به این شرافت و عزّت قرین کنم

من کیستم کنیز عزیزان فاطمه
آنان اگر قبول کنندم چنین کنم

#مرتضی_جام_آبادی

@raziolhossein
1
02:43
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



جان بر لبم رسیده و در بین بسترم
از سینه آمده است نفس‌های آخرم

خاک بقیع شاهد آه و فغان من
دشمن گریست بر من و بر دیده‌ء ترم

بالا بلند من که شدی نقش بر زمین
نقش است یادِ داغ تو در قاب خاطرم

گفتند دست‌های رشیدت بریده شد
اما نبود داغ دو دست تو باورم

وقتی عمود ابروی پیوسته‌ات گسست
در سینه آب شد دلم از غصّه مضطرم

گفتم سکینه را که عمو را حلال کن
در خون فتاد و آب نیاورد در حرم

ای ماه آسمان من از علقمه بیا
تابوت من به شانه بگیر ای دلاورم

با صد امید چار پسر پروریده‌ام
تا وقت مرگ جمله نشینند بر سرم

دیگر پسر نمانده مرا بی‌پسر شدم
جز گریه نیست در غمشان کار دیگرم

#علی_شریف

@raziolhossein
02:43
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#رباعی


یک قافله بود وناله ی جانکاهت
سوزاند تورا همیشه یاد ماهت

ای سوخته از روضه ی آب ام بنین
آتش زده ایی مدینه را با آهت

.....

جز شیون و چشم تر ندارد چه کند
برروی زمین قمر ندارد چه کند

کارش شده گریه کردن و گریاندن
مادر وقتی پسر ندارد چه کند

......

خونین جگرش کباب شد ام بنین
باروضه ی آب آب شد ام بنین

بهر پسرانش آرزو داشت ولی
همدرد دل رباب شد ام بنین

#مجتبی_عسکری

@raziolhossein
1
02:43
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای بــه بنیــن تــو درود همـه
فاطمـه یا فاطمـه یا فاطمـه

بانوی دین، مظهر عشق و وفا
ام بنین، مادر صدق و صفا

بــاغ گــل یــاس سـلام علیک
مـــادر عبــاس ســلام عـلیک

سفرهء جود و کرمت با حسین
اذن دخـول حــرمت یا حسین

فـــاطمه دوم حیــدر شــدی
مادر یک ماه و سه اختر شدی

ماه تو از ماه فلک خوبتر
پیش علی از همه محبوب تر

ستارگانت همه خورشید نور
چشم بد از جمالشان باد دور

جز تو کـه بـر شیـرخدا شیـر زاد؟
جز تو کـه بـر شیـر علی شیر داد؟

جز تو که در کرب و بلای حسین
چـار پسـر کــرده فـدای حسین

ای به علی پس از وفات بتول
همچو خدیجه در سرای رسول

تو گفته ای، ای گل باغ عفاف
با پسر فاطمه شام زفاف

کی همه جا چشم و چراغ همه
منم کنیز مادرت فاطمه...

تو بانوی بیت ولی گشته ای
دور حسین ابن علی گشته ای

تا که در آن بیت مقرّب شدی
از دل و جان عاشق زینب شدی

حق به تو یک بهشت احساس داد
دسته گلی به نام عبّاس داد

سزد که ناموس خدا خوانمت
مادر کلّ شهدا خوانمت

معرفتت زبانزد عالم است
مدحت عالم به ثنایت کم است

در بغلت بود گل یاس تو
یعنی قندانۀ عبّاس تو

بود چو خورشید رخش منجلی
خواستی اش دهی به دست علی

مشام تو شنید بوی حسین
چشم تو افتاد به روی حسین

فدایی خون خدا خواندی اش
دور سر حسین گرداندی اش...

دلم گرفته ذکر امّن یجیب
زیارت مدینه ام کن نصیب

که گریم از برای تو در بقیع
به یاد گریه های تو در بقیع

بقیع از اشک تو آمد به جوش
صدای گریۀ تو آید بگوش

کرده به داغ چار فرزند صبر
کشیده ای چهار تصویر قبر

اشک مصیبت ز بصر ریختی
به یادشان خون جگر ریختی

چشم تو از بس که فراوان گریست
به گریۀ تو چشم مروان گریست

تو نالۀ وا ولدا می زدی
اهل مدینه را صدا می زدی

بدین سخن فکند آهت طنین
که کس نگوید به من امّ البنین

چار گلم به تیغ پرپر شدند
چار مهم به خون شناور شدند

امّ بنین باغ گل یاس داشت
دسته گلی سرخ چو عبّاس داشت

ای ثمر دل گل احساس من
ساقی اهل بیت عبّاس من

شنیده ام دست تو از تن زدند
به فرق تو عمود آهن زدند

شنیده ام تا تنت از هم گسست
پشت حسین ابن علی هم شکست

شنیده ام که جای من فاطمه
به دیدنت آمده در علقمه

شنیده ام شعله به خشمت زدند
شنیده ام تیر به چشمت زدند

شنیده ام سکینه بی تاب بود
به خیمه ها منتظر آب بود

شنیده ام که دشمنان صف زدند
کنار جسم بی سرت کف زدند

شنیده ام که شد ز شمشیر تیز
پیکر تو چو برگ گل ریز ریز

گریه کنم روز و شب ای نور عین
بر تو نه بلکه در عزای حسین

تو در مدینه مادری داشتی
مادر خونین جگری داشتی

اگر که پاره پاره شد پیکرت
بود به دامان برادر سرت

حسین فاطمه برادر نداشت
کشته شد و مثل تو مادر نداشت....

چـار پســر دادی و زیــن افتخــار
شــد حــرم چــار امــامت مــزار

پــاسخ آن وفــا و احســاس تــو
فاطمــه شــد مــادر عبـاس تــو

تو را فراق اشجع النّاس کشت
داغ حسین و داغ عبّاس کشت

گریهء تو به جز عبادت نبود
وفات تو غیر شهادت نبود

جز غم و اندوه و فغانت نبود
حیف که آن چار جوانت نبود

تا که بگریند برایت همه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

چـار پسـر داشتـی ای جـان پاک
رفـت غریبانــه تنـت زیـر خـاک

دگر تنت دفن نشد شبانه
تنت نداشت جای تازیانه

بـر در بیـت تـو شـرارت نشد
بر گل روی تـو جسـارت نشد

ضربــه بـه بـازوت نزد هیچکس
لگــد بـه پهلـوت نـزد هیچکس....

گلچین و تلفیق دو مثنوی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


مرثیه خوان داغ آتشینم
امّ بنین بودم و کو، بنینم؟

کشتی من دگر به گِل نشسته
داغ به روی داغ دل نشسته

ز نخل‌ها سایه به سر ندارم
من آسمانم و قمر ندارم

ماه فلک، روی زمین که دیده است؟
امّ بنینِ بی‌بنین که دیده است؟

سوز دلم ز داغ او دائمی است
از قَمَرُالعَشیرةُالهاشمی است

عطای بی‌حد، از اَحَد داشتم
از اسدُالله، اَسَد داشتم

بَدر، کجا هلال ابروی او؟
ماه همه هاشمیان، روی او

رشید من که اسوۀ وفا بود
به هیأت و هیبت مرتضا بود

یلی نبوده هم ترازوی او
علی زده بوسه به بازوی او

شنیده‌ام که فرق او دوتا شد
ابروی پیوسته ز هم جدا شد

شنیده‌ام فتاده از پشت زین
آمده بی‌دست به روی زمین

ولی یَل من به فدای حسین
که پروراندمش برای حسین

ز کودکی غلام او خواندمش
دور سر حسین گرداندمش

گریۀ من بهر عزیز زهراست
مادر عباس، کنیز زهراست

شِبل علی، بازوی حیدری داشت
سری بر آستان رهبری داشت

ادب ببین که دست اگر فتاده است
تیر،‌ به روی چشم خود نهاده است

#علی_انسانی

@raziolhossein1
02:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


هر نفس هربار در هربار : یا ام‌البنین
هر تپش تکرار در تکرار  یا ام‌البنین

نذرِ من شد سُفره‌اش از مادرم آموختم
خوانده‌ام بسیار در بسیار یا اُم‌البنین

با گره‌هایی که کور است آمدیم و واشدند
رو به او گفتیم تا یکبار یا ام‌البنین

سینه‌ام آماج غمها شد ولی زخمی ندید
تا نوشتم روی این دیوار یا ام‌البنین

بچه سیدها که بر زهرا توسل می‌کنند
با رعیت هرکه دارد کار : یا ام‌البنین

کار عباسش که مشکل شد مدد از او گرفت
ناله‌های سینه‌ی سردار : یا ام‌البنین
 
چادرش باب‌الحوائج  خانه‌اش بابُ المراد
چاره‌ی هر مشکلِ دشوار یا ام‌البنین

با دلِ زهرایی‌اش دین باوری‌اش را ببین
با امیر‌المومنین همسنگری‌اش را ببین

بچه‌های فاطمه مادر صدایش می‌زنند
مادری‌اش را ببین نامادری‌اش را ببین

کارِ عباس است وقفِ زینبِینِ خانه‌اش
دائما میگفت زینب نوکری‌اش را ببین

بی حسین‌اش می‌نشست و می‌شکست و می‌شکست
روضه خوانی‌اش ببین نوحه گری‌اش را ببین

بسکه از خاکِ بقیع رویِ سر خود ریخته
چادرِ خاکی ، سرِ خاکستری‌اش را ببین

از همه شرمنده اما از ربابش بیشتر
مَشک را می‌گفت خاکِ روسری‌اش را ببین

روزها گِرد سکینه می‌زند بر سینه‌اش
 آه زینب چهره نیلوفری‌اش را ببین

زینبش پیشش نشست و مُشت خود را باز کرد
گفت مادر ردِ خون انگشتری‌اش را ببین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
2
02:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


السلام ای مادر ایثار یا ام البنین
دلخوشی حیدر کرار یا ام البنین

وقت توصیف تو ای بانو زبان ها لال شد
مدح تو بالاتر از گفتار یا ام البنین

جز تو در عالم کدامین زن برای زینب است
بعد زهرا بهترین غمخوار یا ام البنین

تو همانی که به عشق قبله عالم حسین
تربیت کردی سپهسالار یا ام البنین

خوش به حال هر که چون تو غیر گریه بر حسین
تا دم آخر ندارد کار یا ام البنین

مادر یل ها سرت را تا ابد بالا بگیر
دست از شرمندگی بردار یا ام البنین

جان عباست بیا بس کن ، برایت خوب نیست
گریه با این چشم های تار یا ام البنین

بیشتر از هر چه غم در سینه ات داری تو را
پیری زینب دهد آزار یا ام البنین

خوب شد ماندی ، ندیدی که حسین افتاده بود
بین مقتل تشنه و بی یار ، یا ام البنین

خوب شد ماندی ندیدی زینب افتاد از نفس
از حرم تا قتلگه صد بار ، یا ام البنین

خوب شد ماندی ندیدی خیمه ها می سوخت در
آتش بین در و دیوار یا ام البنین

خوب شد ماندی ندیدی کاروان را بی حسین
در میان کوچه و بازار یا ام البنین

خوب شد ماندی ندیدی بر فراز نیزه ای
خورده از پهلو سر ِ سردار یا ام البنین

خوب شد ماندی ندیدی خنده مستانه بر
اهل بیت احمد مختار یا ام البنین


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
02:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


دست گلچین چه غمی روی دل ما نگذاشت؟!
همه گلهای مرا چید و گلی جا نگذاشت

خواستم تا به ابد فاطمه نامم باشد
گریه‌های حسن و زینب کبری نگذاشت

به همین ام‌بنین بود دلم خوش اما
چه کنم من خبر مرگ پسرها نگذاشت

خواستم قبر تو کوچک بکشم من،که رباب
گریه میکرد زبس وقت تماشا، نگذاشت

خواستم آب بریزم به روی تربت تو
غم لعل لب خشکت، لب دریا نگذاشت

خواهرت گفت زبس تیر عدو زد به تنت
جای یک بوسه بر آن قامت رعنا نگذاشت

خواستم بر تن صد پاره تو گریه کنم
اربا اربا شدن اکبر لیلا نگذاشت

خواستم تا گله از تیر سه شعبه بکنم
شرم از روی رباب و گلش اما نگذاشت

لحظه ای نیست که بر حرمله نفرین نکنم
فرق بین گل شش ماهه و سقا نگذاشت

خواستم گریه کنم بر غم بی دستی تو
غم بی مادری یوسف زهرا نگذاشت

خواستم بهر زمین خوردن تو ناله کنم
با سر افتادن آن سید و مولا نگذاشت

خواستم روضه گودال بخوانم اما
گریه روز و شب زینب کبری نگذاشت


#عبدالحسین

@raziolhossein
1
02:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


گداى خوشه چينم تا قيامت خرمن اورا
كه حسرت مي كشد فردوس عطر گلشن اورا
.
چنان مشكل گشا ، باب الحوائج ، كاشف الكرب است
گرفتند اوليا الله عالم دامن اورا
.
نديدم سربلندو سرفرازى را مگر اينكه
بديدم محضر ام البنين خم گردن اورا
.
معين گشته مزد فاطميه دست اين بانوست
كه معنا كرده سفره دار زهرا بودن اورا
.
اميرالمومنين همسر ، ابوفاضل پسر ، به به
بنازم اين مقام و جاه و شأن احسن اورا
.
عباى مرتضى را وصله كه ميزد همه ديدند
كه نخ ميكرد جبرائيل بعضا سوزن اورا
.
زيارت ميكنم جاى رباب و نجمه و زينب ...
مزار اطهر اورا ، معلا مدفن اورا
.
اگر ديروز جارو كرد زير پاى زينب را
كنون جارو كشند اينسان ملائك مسكن اورا
.
چنان جانسوز مرثيه ميان كوچه سرميداد
كه ميديدند مردم گريه هاى دشمن اورا
.
به او گفتند عباست... صدا ميزد حسينم كو؟
نشانش داد زينب پاره ى پيراهن اورا
.
اگرچيزي جز اين ميماند از عباس ، ميدادند
فقط دادند دستش تكه تكه جوشن اورا
.
عمود آهنين ، تير سه شعبه ، نه نه اينها نه...
فقط شرم از رباب انداخت بين خون تن اورا
.
*
رباب از در كه مي آمد دل ام البنين ميريخت
غم لالايي اش ميبرد بالا شيون اورا


#محمدجواد_پرچمی


@raziolhossein
02:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دودمه

ای اهل حرم ماه من این بار می‌آید
علمدار می‌آید

بالای سر مادر بیمار می‌آید
علمدار می‌آید

@raziolhossein
02:46
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نشد از چهره‌ام غم را بگیری
زِ من اندوهِ عالم را بگیری
برای رفتنم اینسو و آنسو
نشد مادر که دستم را بگیری


تو خوردی تیغ پژمردم من اینجا
دو دستت را که زد مُردم من اینجا
همینکه از رویِ مَرکب عزیزم
زمین خوردی زمین خوردم من اینجا


نه که امروز مادر درد دارم
که روز و شب سراسر درد دارم
از آن ساعت که با ضربه شکستند
سرت را بی هوا سردرد دارم


اگر بشکسته‌ام مانندِ زهرا
ببین دلخسته‌ام مانندِ زهرا
سرت را تا که رویِ نیزه بستند
سرم را بسته‌ام مانند زهرا


به یادت آه ، یکسر می‌کشیدم
که گویی از تنت پَر می‌کشیدم
به هر تیری که بر جسمِ تو می‌رفت
من اینجا آی مادر می‌کشیدم


مرا گفتند  که بازو ندارد
دگر عباسِ تو اَبرو ندارد
بمیرد حرمله بد زد به چشمت
از آن لحظه دو چشمم سو ندارد


نشد بال و پَرِ خود را بگیرم
به دامن اصغرِ خود را بگیرم
من از شرمندگی پیشِ رُبابم
نشد بالا سرِ خود را بگیرم


پس از تو کاش زنجیری نمی‌ماند
تو می‌خوردی و شمشیری نمی‌ماند
تمامش کاشکی خرجِ تو میشُد
برایِ حرمله تیری نمی‌ماند


"ببین مادر زِ گریه آب رفته
و از سردردها از تاب رفته
به نیزه دار گفتم بچه داری؟
کمی آرام تازه خواب رفته"


عزیزم جان جانا نور عینا
به فرقم باد خاک عالمینا
نگاهم مانده بر در تا بیایید
حسینم وا حسینم وا حسینا


#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:46
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


خداحافظ ای چشم گریان چو ابر
خداحافظ ای چار تصویر قبر

خداحافظ ای خاک‌های بقیع
شب و روز محنت‌فزای بقیع

خداحافظ ای غنچۀ یاس من
الا حاصل عمرِ عبّاس من

پریشان و دلتنگ و جان بر لبم
دم واپسین در غم زینبم

دلی داغ و اندوه و ماتم همه
روم نزد بانوی خود فاطمه

که چون قطره وصلم به دریا کند
کنیزی من را هم امضا کند

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
02:46
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


جز او بقیع زائر خلوت‌نشین نداشت
در کوچه ‌باغ مرثیه‌هاخوشه‌چین نداشت

نجوای غم‌گنانۀ این مادر صبور
تأثیر، کمتر از نفس آتشین نداشت

جز چشم او که چشمهٔ احساس شد،کسی
یک آسمان ستاره به روی زمین نداشت

با آ‌ن‌که خفته بود به‌خون، باغ لاله‌اش
از شکوه کمترین اثری برجبین نداشت

بعد از به دل نشاندن داغ چهار سرو
دلبستگی به واژۀ ام‌ّالبنین نداشت

با خاک حرف می‌زد و بر خاک می‌نشست
حاجت به ناز شهپر روح‌الامین نداشت

می‌گفت ای دلاور نستوه! بر فلک
خورشید نیز صبر و رضا بیش‌ازین نداشت

عباس من! که لالهٔ عبّاسی منی
ای کاش! باغ سینه به داغت یقین‌نداشت

ای ساقی حرم! که عطش تشنهٔ تو بود
ساقی به جز تو سلسلهٔ«یا و سین»نداشت

عباس من!شنیده‌ام افتاده‌ای ز اسب
تاب حضور زخم تو را صدر زین نداشت؟

بر دست و بازوی تو علی بوسه زد، کسی
کس چون تو بازوان غرورآفرین نداشت

والله،بعد زمزمهٔ «اِن قَطَعتُموا»
چشم تو اعتنا به یسار و یمین نداشت

تا موج نخل‌ها ز حضورت به هم نخورد
دریای غیرت این همه اوج وطنین نداشت

تو،ماه من، نه ماه بنی‌هاشمی، ولی
پیشانی بلند تو این‌قدر چین نداشت

وقتی حسین بر سرت آمدکه یک نظر
چشم تو تاب دیدن آن نازنین نداشت

آن چشم‌های بسته پر از راز عشق بود
پایان زندگانی‌ات آغاز عشق بود

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
02:46
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم
شرار درد به جانش کشد زبانه منم

کسی که در دل دریای غم فتاده و نیست
ره نجاتش از این بحر بی‌کرانه منم

کسی که مادر خوشبخت روزگاران است
ولیک تیر بلا را بود نشانه منم

کسی که همسریِ با علی بود فخرش
ولیک ‌غم‌زده بر هستی‌اش زبانه منم

کسی که سیده امّ‌البنین بود نامش
ولیک مانده از این نام بی‌نشانه منم

به‌یاد قبر عزیزان خویشتن هر روز
کسی که ساخته اندر بقیع لانه منم

شدم غریب پس از عون و جعفر وعباس
کسی که بار غریبی کشد به شانه منم

کسی که چهار پسر بوده حاصل عمرش
که از شهادتشان خورده تازیانه منم

شنیده‌ام که جدا شد دو دست عباسم
کسی که دست به سر زد در این میانه منم

شنیده‌ام که به چشمش نشست تیر جفا
کسی که باز برآن تیر شد نشانه منم

شنیده‌ام که شده پایمال، جسم حسین
کسی که سوزد از این داغ جاودانه منم

غریب دشت بلا را دریغ مادر نیست
کسی که گریه بر او کرده مادرانه منم

دو نازدانه ز عبّاس من به‌جا مانده
کسی که سوخته با این دو شمع خانه منم

قلم زده است «مؤید» چو در مصیبت من
کسی که شافع او شد به این بهانه منم

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
02:46
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

زنی شیرآفرین ،مردآفرین بود
زنی که تاروپودش ازیقین بود

زنی که بی پسرماندست امروز
زمانی حضرت ام البنین بود

#احمدعلوی

@raziolhossein
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



چگونه وصف کنم، فخر بانوان عرب را
زنی که برده ابالفضل از او به ارث، ادب را

دوان دوان نگرد هاجران تشنه‌لب از پی
اگر که توسن فضلش کند نگاه، عقب را

سوادِ آینۀ عفّت است چادر پاکش
بیاض دیدۀ حجب است، بنگرید لقب را

زنی ز قوم رشادت، ز خاندان شجاعت
که شرح داده عقیل از همین قبیل، نسب را

یکی از آن‌همه عامر که جدّ مادری اوست
که خود گرفته به بازی سرِ سنان غضب را

کمر به هزم ببندد حِزام، معنی‌اش این است
اَبی که ام بنین پرورد، جلالتِ اَب را!

بنی کلاب، همان شرزه شیر کز دم شمشیر
به بزم رزم، قفاخور کند سگان عرب را

مگر ز سفرۀ ام‌البنین مدد شود این طبع
وگرنه خورده قلم طی کند چگونه تعب را

زنی که بر تن عباس کرده بافۀ غیرت
چنان که یاد علی کرد هر که دید سلب را

مهِ عشیره و عبدلله ست و جعفر و عثمان
هماره چارقد ستر، آن عفیفۀ رب را

یگانه‌ای ست که بسته ز چارسوی حوادث
چهار فرزندش، راهِ قوم جنگ طلب را

به‌شرح‌جنگ ابوفاضلش‌چه‌گویمت؟این بس
که ذوالفقار علی واکند دومرتبه لب را

برید دشمن دون سر، از آن نخیل تناور
که‌مرگ‌راخوش‌می‌داشت،چون‌عرب‌که رطب‌را

برید دست و نبرید عهد دوست، گواهم
علم که دید یزید و سرود بانگِ عجب را

اگرچه او همه‌صبر و رضاست، شاکر از آنم
که چشم مادر غیرت ندید بزم طرب را

نگفت جعفر و عباس...گفت وای حسینم
به درک او نرسیدم ز من مپرس سبب را

چنان ز داغ‌حسینش‌گریست در همۀ عمر
که پلک‌زخم، بهم‌دوخت صبح و تیرۀ شب را

#مسعود_یوسف‌_پور

@raziolhossein
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



این آخر عمری دلم باور ندارد
هفت آسمان من یکی اختر ندارد

دیروز من را باغ هجده لاله‌ای بود
امروز با غم هیچ برگ و بر ندارد

ای کاش دستی که بهارم را خزان کرد
یک لحظه سر از خاک ذلّت برندارد

من که نمردم چشم‌هایم تا قیامت
گرید بر آب لب تشنه که مادر ندارد

گهوارۀ غارت زده، آغوش خالی
یعنی ربابی که علی اصغر ندارد

آخر که گفته خنده می‌باشد جواب
اندوه شاهی که دگر لشگر ندارد

ای نامسلمانان سر بر نیزه رفته
بردن کنار محمل خواهر ندارد

گفتند از صد سرو در خاک آرمیده
از سرو من کس قبر کوچکتر ندارد

گفتند عمودی ابروانش را شکسته
این روضه را اصلاً دلم باور ندارد

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
02:49
#حضرت_ام‌البنین_سلام_الله_علیها


مینویسم یاعلی یا فاطمه
کارها دارد دلم با فاطمه
فاطمه مولاست مولا فاطمه
جان من قربان دوتا فاطمه

فاطمه بنت النبی الموتمن
فاطمه ام البنین ارباب من

از ازل!نه قبل تر!نه قبل تر
بند شد دست گدایان پشت در
نه خدایند این جماعت نه بشر
مادری بودیم از اول بیشتر

حضرت زهرا رقم زد اینچنین
دست ما ‌و چادر ام البنین

در نسب نساب ها را افتخار
درادب عباس را آموزگار
یک زن اما در جوانمردی هزار
تکیه بر این سرو دارد ذولفقار

کوه پای عزتش سر می شکست
تا دو زانو پیش زینب می نشست

بندگی کرد و دلش دریا شد و
آسمان در دستهایش جا شد و
حضرت باب المراد ما شد و
خانه دار خانه مولا شد و

گفت‌من کی بانوی این خانه ام
گرد شمع بچه ها پروانه ام

روزهایش گریه شب ها گریه بود
مرهم این سوز تنها گریه بود
حرف هم‌میزد اگر با گریه بود
کار بی بی جای زهرا گریه بود

چهار قبر خاکی اش را میکشید
ناله های واحسینا میکشید

واحسینا سبط پیغمبر چه شد
زیر سم اسب ها پیکر چه شد
پیکرش را هم‌ نگفتی سر چه شد
درخیام فاطمی معجر چه شد

سوختم با کام عطشان حسین
چهارفرزندم به قربان حسین

زینب از چشمان نامحرم بگو
از لگدها طعنه ها باهم بگو
قدری از آن خطبه محکم بگو
مادر!از بزم غریبه کم بگو

وای من بازار توهین جور بود
کاش چشم آن اراذل کور بود

حیف شد دستان ساقی را زدند
تیر بر چشم ترش یکجا زدند
بعد او شلاق بر زنها زدند
گریه کرد عباس بر نی تا زدند

قاتلم داغ حسین و کربلاست
گر بمیرم از غم زینب رواست

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تا دم آخریَش چشم ترِ خود را داشت
روضه های شب وصبح وسحرِ خود را داشت

آسمان نگهش غرق ستاره بود و
داغ دستان جدای قمر خود را داشت

شهدا غبطه به عباس رشیدش خوردند
گرچه بی دست! ولی بال و پر خود را داشت

یاد طفلان حرم آب نخورد عباسش
این چه سقاست که سوز جگر خود را داشت

تیر خوردند و نظر گرچه ولی می گویند
باز چشمان ابوالفضل اثر خود را داشت!

با خودش گفت که شرمنده ی زهرا می شد:
اگر امروز کنارش پسر خود را داشت

سر جدا گشت ابوالفضل ولی زینب گفت:
سر نی سایه ی آن تاج سر خود را داشت

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



آسمون آخه بی قمر... کی دیده
پروانه ی بی بال و پر کی دیده

ام بنین بهم نگید حق دارید
ام بنینِ بی پسر کی دیده

@raziolhossein
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


یک تنه پیش غم حیدر خود سد میشد
نور زهرا زِ خمِ چادرِ او رَد مے شد

یَل و یَل پروَر و یَل زاده و بااصل ونسب
پسرش حضرت عباس نباید می شد؟؟

#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


نوایی آتشین دارد دل ما
چه آوایی حزین دارد دل ما

کشیده چار سویش صورت قبر
غم ام‌البنین دارد دل ما
.....

ز چشمان سکینه شرمگین بود
فرات اشک هایش آتیش بود

شبیه مشک آب تیر خورده
دل صد پاره ی ام البنین بود


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
02:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×791, 134.2 KB
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ندارم هیچ یاری وای بر من
ندارم سوگواری وای بر من

بیا بردار تابوت من ، اما ...
تو که دستی نداری وای بر من


#عبدالحسن_رضایی


@raziolhossein
1
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ام البنین دیگر پسر داری؟! نداری!
دور و بر خود شیر نر داری؟! نداری!

یک آسمان ماه و ستاره داشتی، حال
در آسمان خود قمر داری؟! نداری!

شبهای مهتابی که راهی بقیعی
غیر از دل خون، چشم تر داری؟! نداری!

مثل حسین بن علی، بال و پرت ریخت
عباس رفته؛ بال و پر داری؟! نداری!

بین مسیر علقمه تا کف العباس
افتاد دستانش، خبر داری؟! نداری!

«آیا عمود آهنین روی سرش خورد؟!»
جز این سوالی توی سر داری؟! نداری!

تا چشم شمر افتاد بر چشمان او گفت
ای حرمله تیر سه پر داری؟! نداری؟!

سر را به نیزه می زد و با خنده می گفت
زینب ببین، دیگر تو سرداری نداری!


#امیر_عظیمی


@raziolhossein
2
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#رباعی


عطر تو دل انگیزتر از هر یاس است
گلزار تو گنجینه ای از احساس است

ای مادر ایثار و وفاداری و فضل
دامان تو مهد حضرت عباس است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
02:49
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دودمه



چار فرزندم فدای نام پاک مادرت
یابن زهرا یا حسین

این دم آخر به بالینم بیا با خواهرت
یابن زهرا یا حسین

...


بسته ام بار سفر از خانه ی حبل المتین
می رود ام البنین

ای ابالفضلم بیا جان دادن من را ببین
می رود ام البنین
....

این منم ام البنین دارم به لب این زمزمه
فاطمه یا فاطمه

گه دلم در قتلگه باشد گهی در علقمه
فاطمه یا فاطمه

.


چشم هایم تا قیامت هست گریان حسین
جان به قربان حسین

چار فرزندم فدای آه طفلان حسین
جان به قربان حسین

....


هر چه که ام البنین دارد فدایت یا حسین
یا حبیبی یا حسین

بچه های من فدای بچه هایت یا حسین
یا حبیبی یا حسین



@raziolhossein
5 😭 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی #عامیانه


از عطش شنیدم و بی تاب شدم
مثه شمعی سوختم و عذاب شدم
کاش میشد ، قبر منم کوچیک باشه
تا ببینن ، از خجالت آب شدم


خواست بیاد به خیمه ، دشمن نگذاشت
دستای افتاده از تن نگذاشت
مشک و تا حرم به دندون می‌کشید
بخدا عمود آهن نگذاشت


حق دارن که گریه مثلِ ابر کنن
چجوری اونا که دیدن صبر کنن
مگه میشه ، چند تا نیزه دار بیان
قبر شش ماهه رو نبش قبر کنن


چه بلایی مگه آورده سرش
چجوری طفل و گرفت از مادرش
حرمله کیه که اسمش تا میاد
هنوزم رباب میلرزه پیکرش


ماجرای حمله ی یه قوم چیه
نعلای تازه و ضرب سُم چیه
یکی یکی پرسیدم کسی نگفت
شرح ضربه ی دوازدهم چیه ؟


چی شده که خواهرش از پا نشست
دست به سر گذاشت ، رویِ خاکا نشست
قصه ی الشمرُ جالِسًُ چیه
این حروم زاده مگه کجا نشست ؟


بدنش مگه جدا جدا نبود
تن زخمیش مگه رو خاکا نبود
بمیرم براش مگه بعد سه روز
کفنی به غیر بوریا نبود


حق میدم از من خمیده تر بشه
تو یه روز این همه خونجگر بشه
بخدا به غیر زینب ندیدم
دختری که پیر تر از مادر بشه


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:22
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



از اول هر کجا که حرفی از مادرترین بوده
همیشه بعد اسم فاطمه ، ام البنین بوده

کنیزی کرد زینب را مقامش رفت بالاتر
اگر ام‌البنین ، ام‌البنین شد اینچنین بوده

خودش را روز اول پای زینب روی خاک انداخت
کسی که پیش اقوام خودش بالانشین بوده

ادب را شیر کرد و نوش جان بچه هایش کرد
که بی شک همسر شیرخدا شیرآفرین بوده

برای بچه های فاطمه مادر شدن کم‌نیست
فقط او لایق این مرتبت روی زمین بوده

اگر او را بخواهم در عناوینی بگنجانم
علی تاج ولایت بود و این بانو نگین بوده

اگر نانی به سائل داده گفته یادشان باشد
که نان سفره اش نان امیرالمونین بوده

ازاین که عالَمی حاجت گرفت از دست پُرمِهرش
یقین دارم خودش دستِ خدا در آستین بوده

شبیه کربلایی ها بخواه اول از او حاجت
چرا که پیش از عباسش به فکر زائرین بوده

علمدارش زمین افتاد اگرچه‌ روز عاشورا
علمدار بساط روضه بعد از اربعین بوده

به داغ شیرخواره گریه کرده نه به شیرانش
فداکاری ببین ، انگار اُمِّ بی‌بنین بوده

به سینه میزد و میگفت ای تنهای بی مادر
تمام فکر و ذکرش لحظه‌ی هل من معین بوده

نبایستی برایش از حسین اینگونه میگفتند
که ساعاتی به زیر زانوی شمر لعین بوده

نمیزد اینقدر لطمه، اگر با او نمیگفتند
که یک نیزه به پایش خورد وقتی روی زین بوده

خجالت می‌کشید از فاطمیات بنی‌هاشم
که در کوفه حجاب دخترانش آستین بوده

همان بهتر نبود آنجا ببیند دخترانش را
میان مجلسی که حرمله بالانشین بوده

کسی نشنیده از او که بگوید: وای عباسم...
ولی سردردهایش از عمود آهنین بوده


#یامظلوم 

@raziolhossein
5
19:22
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



عاشقان عالمی دگر دارند
چشم‌هایی همیشه تر دارند

پیرزن‌های کربلایی از
غم اُمّ‌البنین خبر دارند

جای او زائر ابوالفضل‌اند
از دلش بار غصه بردارند

سفره‌های نیابتی یعنی
سهم از این سفره بیشتر دارند

از پسرهای مادری گویند
مادرانی که خود پسر دارند

جایش انگار روضه می‌خوانند
روی هر رهگذر اثر دارند

روضه اینجا رسید اهل حرم
نگران دست بر کمر دارند

شیرها رفته‌اند از این بیشه
حال اگر گرگ‌ها جگر دارند

آه ای روزگار، شب‌پره‌ها
نقشه‌ی غارت قمر دارند

رفت سقا ولی سه ساعتِ بعد
همه بر صحنه‌ای نظر دارند

مادری قد خمیده با پسرش
سر در آغوش یکدگر دارند

آن طرف عده‌ای به سوی حرم
این طرف نیز ده نفر دارند

نعل‌ نو می‌زنند بر مرکب
چه خیالی مگر به سر دارند

آنچنان تاختند روی تنش
اثری تا نماند از بدنش



#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



به درگاه حیدر دو زانو نشین است
ادب از کرامات او خوشه چین است

سرش بر شکوه بلندای عرش است
اگر چشم او از ادب بر زمین است

چنان مادری بوده آموزگارش
اگر که ابالفضل او این چنین است

خیالش پس از مرگ جمع است زهرا
که گنج علی نزد فردی امین است

به تکریم او باید از جای برخاست
که او هر کسی نیست، ام البنین است..


#سیده_ت_حسينى


@raziolhossein
19:22
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


بهشتم را به خاک و خون کشیدند
کبوترهای من را سر بریدند

نریزید آب بر سنگ مزارم
که گلهای مرا لب تشنه چیدند


#عبدالحسن_رضایی


@raziolhossein
19:22
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



مينويسم با سرشك ديده ام يكسر حسين
عالمي دلداده و در اين ميان دلبر حسين

آمدم باشم كنيز حيدر و اولاد او
شد فقط ذكر لبم تا لحظه ي آخر حسين

دور او گردانده ام قنداقه ي عباس را
بود اباالفضلم غلام و سيد و سرور حسين

يك پسر دارم فقط آن هم حسين ابن علي ست
حل شده عباس من از روز اول در حسين

هم خودم هم چهار فرزندم فداي اصغرش
گريه بايد كرد تا روز قيامت بر حسين

بي كفن بي پيرهن عريان بدن دور از وطن
سيد العطشان غريب و شاه بي لشگر حسين

لعنت حق بر سنان و بجدل و خولي و شمر
خورد از آنها تير و سنگ و نيزه و خنجر حسين

جار خواهم زد ميان گريه هايم در بقيع
اي عزيز فاطمه اي كشته ي بي سر حسين...



#محسن_صرامی

@raziolhossein
3
19:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
882×1280, 104.4 KB
یا حضرت امّ البنین

شاعر نشدم بر آن و این گریه کنم
بر دوزخ و فردوس برین گریه کنم

شاعر شده ام که با تماشای بهار
بر چار گل ام بنین گریه کنم

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
2
19:22
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



ای گل گلزار اخلاص ویقین
بانوی کاخ شرف ام البنین

نام توچون فاطمه، بُد فاطمه
قدر تو معلوم باشد برهمه

ای همه پاکان گواه پاکیت
عشق مات از شوکت افلاکیت

گوهر ارزنده ی  صبر ویقین
همسر پاک امیر المؤمنین

اسوۀ ایمان وایثار وادب
مادر شیر شجاعان عرب

ای ارادتمند زهرا ورسول
ای امانتدار گل های بتول

تا قدم در خانه ی عصمت زدی
گل به فرق خویش از عزت  زدی

روز اول با هزاران زیب وزین
خوانده ای خود راکنیز زینبین

در وفا داری تو ای با وفا
می توان گفت از ره صدق وصفا

صبر در کانون تو تحصیل کرد
زینب از تو بارها تجلیل کرد

ای که گفتی همره اشک دوعین
چار فرزندم به قربان حسین

حق گواه بینش ودانایی ات
جان فدای اشک عاشورایی ات

عاقبت با آن همه قدر رفیع
جای بگرفتی به دامان بقیع

کاش روزی چون کبوترهای عشق
واکنم از شوق جان پرهای عشق

پرزنم تا روضه ی پاک بقیع
سر نهم با گریه برخاک بقیع

چون «وفایی» با دل وجانی حزین
گریم وگویم که یا ام البنین


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
19:23
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



نشستم در بقیع اشکی بریزم
شنیدم علقمه رفتی عزیزم

شنیدم کودکان بی‌تاب بودند
تو بودی و همه بی‌آب بودند

شنیدم از عطش افتاده بودند
به دستت مشکِ خالی داده بودند

الا ای ماه! بی شمشیر رفتی
میان روبهان چون شیر رفتی

صدایت می‌زنم با اشک، عباس
به جای نیزه بُردی مشک، عباس

شنیدم مشک بردی بر نگشتی
هزاران تیر خوردی بر نگشتی

شنیدم مشک، زیر آب بردی
در اوج تشنگی آبی نخوردی

الا مادر به قربان تو عباس!
جدا کردند دستان تو عباس!

شنیدم راه نخلستان گرفتی
شنیدم مشک بر دندان گرفتی

شنیدم مشکِ آبت تیر خورده
شنیدم پیکرت شمشیر خورده

الا ای‌که دل از من بُرده چشمت
شنیدم که شده آزرده چشمت

شنیدم کرده‌ای غوغا اباالفضل
کنارت آمده زهرا اباالفضل

الا ای عُمْر مادر! ای جوانم!
جوانم! مهربانم! پهلوانم!

شنیدم بعد تو غوغا شد عباس
عزای زینب کبری شد عباس

پیِ تو رویِ تَل اطفال رفتند
همه اهل حرم از حال رفتند

شنیدم دشمنان خوشحال بودند
همه دور و بر گودال بودند

شنیدم زینت اطفال بردند
حسینم را تهِ گودال بردند

در آن ساعت کجا بودی اباالفضل؟
به زیر نیزه‌ها بودی اباالفضل؟

من از بعد حسین، همراهِ زهرا
زنم ناله: حسینا وا حسینا


#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
4
19:23
#حضرت_ام‌البنین_مدح


روشناتر ز آب امّ بنين
بانوی آفتاب امّ بنين

انتخاب ابوترابی تو
افتخار بنی كلابی تو

خانه دار علی پس از زهرا
بی قرار علی پس از زهرا

خانه ات خانه ی ولايت بود
همسریِ  علی برايت بود

چقَدَر خوب بخت تو وا شد
زندگانی تو چه زيبا شد

قلب و جانت شده به نام علی
كه شده شوهرت امام علی
 
 با حضورت بهار آوردی
 عطر زيبای يار آوردی

 آمدی  بوی فاطمه آمد
 خنده روی لب همه آمد

تو برای همه عزيز شدی
پیش زينب ولی كنيز شدی

 آسمان هستی و قمر داری
 درّ و گوهر به روی سر داری

در حیا و شرف قَدَر هستی
مادر  چار  تا  پسر هستی

به تو و مادری ات ایوالله
مادرِ  مهربانِ  " عبدالله "

دلت از عرش هم فراتر بود
"جعفرت" درحماسه محشر بود

دامنت مهد زهد و ایمان بود
اثر  پاکی تو  "عثمان " بود

به به از این یقین و اخلاصت
همه عالم  فدای  " عباست"

عصمت بی نظیر تو عشق است
شوکت شرزه شیر تو عشق است

دانشِ  مکتبت دلیری بود
خانه ات کهکشان شیری بود

پسرانت اگر چه يل بودند
به وفا و ادب مثل بودند

درس مردی تو يادشان دادی
از خودت عشق را نشان دادی

كربلا شور جلوه گاه تو بود
نوبت جلوه ی سپاه تو بود
 
ادبت بود رو سپيدت كرد
تا ابد مادر شهيدت كرد

شرف و شمس حق نگينت كو؟
آی  ام البنين ؛ بنينت كو ؟؟

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
1
19:23
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



خدا چون دید آن لب تشنگان بیت دریا را
تفضل کرد بر ساقی کوثر امّ سقا را

خدا شیر آفرینان را کند دمساز با شیران
کند ام البنین روشن تنور بیت زهرا را

دخیل چادرش هستند مادرهای این عالم
که سر کرده‌ست این زن چادر ام‌ابیها را

کدامین زن لیاقت داشت در عقد علی باشد
علی که سه طلاقه کرده بود آن روز دنیا را

من این ام البنین را کمتر از مریم نمیدانم
اگر مریم نباشد که نمی‌آرد مسیحا را

جزاک الله یا ام البنین با این اباالفضلت
چه خوش درس وفا دادی یل خوش قد و بالا را

سرش را تکه تکه داد روی نیزه تا دشمن
نگیرد معجر زینب سلام الله علیها را

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
3
19:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 60.1 KB
.

شنیدم تا گل چشم تو پژمرد
حسینم دست خود را بر کمر بُرد
عمود از روبرو بر فرقت آمد
چرا رأس تو از پهلو به نی خورد؟

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
😭 4 1
3 December 2025
ش
08:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


درِ این خانه زحمت می کشیدی
کنیزی کرده، منت می کشیدی
مگر دست و سری بود و ندادی؟
که از زینب خجالت می کشیدی

#محمدمعین_پوریلان

@raziolhossein
😭 3
08:17
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


گفت و گوی حضرت ام البنین با بشیر بن جَذلَم
-
گرد هم آمدند در خیمه
تا مروری کنند فردا را
تا که عباس زنده باشد…نه
باید اول شکست سقا را
-
شرط بستند ظهر روز دهم
هر که در علقمه کمین بزند
خلعتی پیش شمر خواهد داشت
هرکه عباس را زمین بزند
-
یک نفر گفت:کشتنش با من
کار او را تمام خواهم کرد
خواب را بر خیام آل علی
ظهر فردا حرام خواهم کرد
-
عمر سعد رو به حرمله گفت
تیر هاتان اگر خطا برود
روزتان را سیاه خواهم کرد
اگر او تا به خیمه ها برود
-
آنکه من میشناسمش فردا
سر این آب سخت می کوشد
از وفایش همین که بر لب آب
برسد،آب هم نمی نوشد
-
مشک را میزنی همان اول
بعد از آن کار می شود آسان
نهراسی ز چشم پر غضبش
دست خالی نیاید از میدان
-
ظهر فردا شد و اباالفضلت
زد به نهر فرات با مشکش
جگر آب شعله ور شده بود
چون که می دید ناله و اشکش
-
مشک خود را ز آب پر کرد و
ذکر لب های خشک زینب کرد
مثل طفلی که داشت در آغوش
گره مشک را مرتب کرد
-
آسمان ناگهان سیاه شد و
تیرها چله را رها کردند
آه..ام البنین..شنیدم که
دست او را ز تن جدا کردند
-
ای بشیر! از حسین ما چه خبر؟
پسرانم فدای موی حسین
رو به راه است حال او دیگر؟
خط نیوفتاده که به روی حسین؟
-
پسرانت یکی یکی رفتند
گفتمت از حسین ما چه خبر؟
پس چرا نیست در میان شما؟
علی اکبر کجاست؟کو اصغر؟
-
پسرت رفت تا ته گودال
مادرش را فقط صدا می زد
دهنم بشکند..چه می گویم
کف گودال دست و پا می زد
-
شمر ها هم به جانش افتادند
من بمیرم!حسین اذیت شد
سر او را ز تن جدا کردند
ذبح راسش ولی سه ساعت شد

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
3 😢 1
08:20
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی #عامیانه

عزیزم مشک‌ در تاب و تبت بود
فرات تشنه دلتنگ‌ لبت بود
بریدند از تو‌ دستی را که یک عمر
نگهبان حریم زینبت بود
.
عزیزم تا سر دوشت علم بود
دیگه توی دل زینب چه غم بود
الهی حرمله خونه‌ش بسوزه
چشات آرامش اهل حرم بود
.
سه غم اومد به جونم هر سه یک بار
غریبی و اسیری و غم یار
دو دستش قطع شد یار غریبم
اسیران از حرم رفتند بازار
.
خدا دیدی چه خاکی بر سرم شد
پس از عباس واویلا حرم شد
به قدری نیزه باران شد تن او
ابالفضلم علی اصغرم شد
.
امان از اشکهای یاسی من
از این مرثیه‌ی احساسی من
در آمد زیر تیغ دشمنانش
گلاب لاله‌ی عباسی من

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
2
08:28
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


به نام خدای ادب آفرین
به نام خداوند ام البنین

به نام زنی ماورای ادب
قلم می زنم از خدای ادب

زنی در نگاه علی محترم
پس از فاطمه با علی هم قدم

به بیت ولا یاورش خوانده اند
حسین و حسن مادرش خوانده اند

علمدار خیبر شکن بوده است
به شیر خدا شیرزن بوده است

نثار حسین است لبخند او
عموی رقیه است فرزند او

ملائک قیامت سلامش کنند
امامان همه احترامش کنند

شبیه خداوند، ماه آفرین
نبوده در عالم جز ام البنین

نشستم شبی فکر کردم به او
شدم با خیالات خود روبرو

شنیدم صدایی ز ام البنین
که می گفت با شاه دین اینچنین

الا ای امیر دو دنیا علی
به عرش خدا مقتدا یاعلی

خدا خانه دارد میان دلت
ملک جای خود، انبیا سائلت

به احمد تویی بهترین جانشین
نخی از عبای تو حبل المتین

تویی روز و شب هم کلام خدا
به سوی تو جاری سلام خدا

سعادت در خانه ام را زده است
چه عشقی به دنبال من آمده است

نگین مرا اصل دانسته ای
مرا لایق وصل دانسته ای

ولی من کجا وصل حیدر کجا
مرا پیش تو شأن همسر کجا

کنار تو قلب جهان می تپید
در این خانه زهرا نفس می کشید

کنار تو حتی خسی نیستم
پس از فاطمه من کسی نیستم

نفس میزنی در هوایم بس است
کنیز تو باشم برایم بس است

غریبی اگر، یاری ات می کنم
چو مردان علمداری ات می کنم

در این راه زهراست الگوی من
فدای تو بازو و پهلوی من

من عمری به عشق تو می زیستم
کنار تو چون کوه می ایستم

سپاه تو را تقویت می کنم
برای تو یل تربیت می کنم

جگردار و غرنده مانند شیر
یلانی دلاور ولی سر به زیر

به راه تو از هرکه همراه تر
به چهره یکی از یکی ماه تر

سرافراز و سرلشکر و صف شکن
ولی خاک پای حسین و حسن

*

از آن روزها سال هایی گذشت
ولی در فراق و جدایی گذشت

ز یل های او قیل و قالی نماند
به جز چند قبر خیالی نماند

چنان یاد دست قلم گریه کرد
که با گریه اش سنگ هم گریه کرد

دلش از غم و غصه آکنده شد
خبر آمد و سخت شرمنده شد

خبر راوی داغی از کربلاست
دراین داغ عالم بسوزد رواست

که در پیش چشم تر زینبین
زده چکمه پوشی لگد بر حسین

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
5
08:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×913, 162.2 KB
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#سفره_ام‌البنین

اگر از دست غم ها دل غمینم
اگر صد مشکل است اندر کمینم

نباشد در دلم یک ذره غم ،چون
کنار سفره ی ام البنینم

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
4
ش
21:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1290×2293, 39.2 KB
آه یاام‌البنین

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
😭 9 2
4 December 2025
ش
07:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نشستم بر مزار آرزوهایم
زیارت می‌کنم خواب مزارت را
نه، این قابِ خیالی از تو خالی نیست
نسیم آورده از مقتل غبارت را

به خاکت قطره‌های اشک، حیران‌اند
برایت دانه‌دانه نوحه می‌خوانند
نشستم می‌شمارم با همین تسبیح
شمار زخم‌های بی‌شمارت را

شنیدم پَر زدی دستت زمین افتاد
تو بالا رفتی و ام‌البنین افتاد
مرا کشتند، آن‌جا که تو را کشتند
همان‌جایی که مشکِ آب‌دارت را ...

کنار رود، اما تشنه‌لب بودی
به جای آب، سقای ادب بودی
تو دریایی، الا یا ایهاالساقی
نمی‌سنجند با مشکت عیارت را

نبودم تا ببوسم زخم‌هایت را
ضریح پیکرِ از هم جدایت را
صدای "یا اخا ادرک اخایت" گفت:
زیارت کرده زهرا نیزه‌زارت را

کنارم اشک می‌ریزی، تو اینجایی
بگو باران نمی‌آید، تو می‌آیی
تو سقایی هنوز آری تو سقایی
بیا سیراب کن چشم‌انتظارت را

بیا مادر که از داغت خمیدم من
خداراشکر تا اینجا رسیدم من
نگو ام‌البنین، ام‌الشهیدم من
شهید من! ببر آموزگارت را

بیا و کربلا کن این حوالی را
مزارم کن همین قبر خیالی را
مرا تشییع کن با دست‌های خود
ببر سوی مزارش سوگوارت را

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
2
07:46
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای کنارِ تو آسمان‌ها هیچ
در کران تو بی‌کران‌ها هیچ

در مقامات تو چه باید گفت ؟
درک‌ها  فهم‌ها  گمان‌ها هیچ

وقت وصفت مدیحه‌ها لال‌اند
چه بخوانند این زبان‌ها؟ هیچ

فانیِ فاطمه  فداییِ عشق
چه بگویم زِ بی نشان‌ها هیچ

تو بقیعی ولی میان نجف
پیش تو جمله آستان‌ها هیچ

چقدر حاجت آمده سویت
هیچ مانده از این و آن‌ها هیچ

هرکه خورده‌است نان سفره‌ی تو
نکشد منت از دکان‌ها هیچ

تا کمی از تو گفت عباست
باز مانده همه دهان‌ها،
هیچ
وقت از ما نگیر مادرای‌ات
ای به پایت تمام جان‌ها هیچ

آنقدر خم شدی  زِ روی ادب
نرسد بر قَدَت کمان‌ها هیچ

گفته‌ها و نگفته‌هامان تو
شنبه‌ها نه که هفته‌هامان تو


آفتاب حیات  ام‌بنین
صلوات و صلواة ام‌بنین

چادر خاکیِ خزان زده‌ات
رشته‌های نجات  ام‌بنین

همه‌ی نذرهای مادری‌ام
مادر کائنات  ام‌بنین

بین آغوش توست شش‌گوشه
از تمام جهات  ام‌بنین

تلخ شد بعدِ شاخ‌شمشادت
شاخه‌های نبات  ام‌بنین

پیش تو می‌‌رسد هنوز از شرم
گریه‌های فرات  ام‌بنین

بینِ خانه‌است روضه‌خوان زینب
روی خاک حیاط  ام‌بنین

چقدر حق به گردنت دارند
مردمان دهات  ام‌بنین

مادری بی‌کس است، این کم نیست
آه از شش پسر یکی هم نیست


نوجوانش چه شد جوانش نیست
علی‌اکبر دم اذانش نیست

نجمه از قاسمت نخوان پیشش
پیرزن اینقدر توانش نیست

روی پا ایستاد اما نه...
..قوَّتی بین استخوانش نیست

زیر لب گفت: کو نوه‌هایم ؟
از رقیه نگو زمانش نیست

مَشک را پشت پرده‌ها ببرید
حق بده مادر است جانش نیست

شانه‌ها را نشان او ندهید
طاقت زخم خیزرانش نیست

خانه‌اش سوت و کور شد حالا
پسرش نیست  پهلوانش نیست

تا رُباب است پیش چشمانش
احتیاجی به روضه‌خوانش نیست

جان او باز هم لبالب شد
روضه خوانش دوباره زینب شد


ناله‌ای بین خیمه‌گاه اُفتاد
تا عمو رفت گریه راه اُفتاد

راست گفتند ماه را دیدند
چشم دشمن به اشتباه اُفتاد

علقمه زار زد به دامن او
بین یک برکه عکس ماه اُفتاد

تاکه اُفتاد بر زمین  دستش
به زمین طفل بی‌گناه اُفتاد

مَشک را تا گرفت بر دندان
به حرم آخرین نگاه اُفتاد

تیرِ سختی میان چشمش رفت
وای با رو به قتلگاه اُفتاد

یک نفربود در میان همه
کار در دست یک سپاه اُفتاد

تا که پیشانی‌اش ترک برداشت
فاطمه در کنار شاه اُفتاد

چه شده با سرش بیا و ببین
خوب شد نیامد ام‌بنین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
07:47
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی #عامیانه

اشک من از آه لب ربابه
داغ علی خواب شب ربابه
منو به بی پسر بودن یاد کنید
ام بنین که لقب ربابه

بگید برا ثواب حلالم کنه
اگه نخورده آب حلالم کنه
برای تشییع جنازم نیاید
فقط بگید رباب حلالم کنه

اگه دعای من نداشت اثر کاش
همراهتون میومدم سفر کاش
برا بلاگردونیه حسینم
چهار پسر کمه چهل پسر کاش..

به بازوهاش طناب خورده چرا؟
سیلی مگه رباب خورده؟ چرا؟
عروس من چی به سرش اومده
صورتش آفتاب خورده چرا؟

بغض تو توو گلوی من بود رباب
حرمله رو به روی من بود رباب
اونیکه از روزنه مشک ریخت
آب نبود آبروی من بود رباب


#امیر_فرخنده

@raziolhossein
1
07:52
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی #عامیانه


غمِ دلِ امّ بنینه غمت
روضه ی بازه چهره ی درهمت
خیلی عوض شدی عزیز دلم
منو حلال کن اگه نشناختمت

اشک غریبی توی چشمام نشست
مثل سر تو پشت من هم شکست
زینبِ من بیا بگو دروغه
این که میگن حرمله دستاتو بست

حقیقته انگاری خواب نبودم
ناراحتم پیش رباب نبودم
بدجوری آبرو ریزی کرده شمر
کاشکی من از بنی کلاب نبودم

آسمونم رو بی قمر کی دیده
پروانه ی بدون پر کی دیده
ام بنین بهم نگی حق داری
ام بنین بی پسر کی دیده

سربریدن امید و احساسمو
تبر زدن ساقه های یاسمو
خواستی چهارتا قبر اگه بسازی
کوچیک درس کن واسه عباسمو

رفت و دل اهل حرم خالی شد
دست امیر لشگرم خالی شد
یه جور زدن با تیر به چشم نازش
کاسه ی چشم پسرم خالی شد

توو علقمه راهشو بند آوردن
چی به روز قد بلند آوردن
گریه م از اینه توی بزم شراب
سرش رو با بگو بخند آوردن

سراغشو از این و اون میگیرم
جونی ندارم ولی جون میگیرم
حالا که مادر نداره حسینم
خودم میام براش زبون میگیرم

بهم بگو که نور عینم کجاست
بگو غریب عالمینم کجاست
جمعیت کاروونت کم شده
فقط بگو، بگو حسینم کجاست

روزی که رفت فکر اجل نکردم
پیشش به دلشورم محل نکردم
نخواستم حس کنه که بی مادره
عباسمو اگه بغل نکردم

گفتی تموم دشتو دشمن گرفت
تک تک بچه هامو از من گرفت
زینب من بگو آخر کی اومد؟!
سر حسینمو به دامن گرفت

عزیز من همینکه راه دور رفت
شادی دیگه از این دل صبور رفت
نمیتونم باور کنم هنوزم
سر حسینم میون تنور رفت

غم ام ربابه که به غم اسیره
طفل خیالیشو رو دست میگیره
شبا هی از خواب میپره هی میگه
آبش بدید ، آبش ندید ، میمیره

#یامظلوم

@raziolhossein
ش
08:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#حضرت_اباالفضل


کنار علقمه غوغاست مادر
سرم بر دامن زهراست مادر
 
ببین تصویر وصل یاس و عباس
عجب این منظره زیباست مادر
 
محبت در نگاهش می‌زند موج
دلش چون وسعت دریاست مادر
 
غلام خود به فرزندی پذیرفت
حقیقت این، و یا رؤیاست مادر
 
به امر مادرش خواندم برادر
همیشه او مرا مولاست مادر
 
ز پشت پرده‌ی خونین چشمم
رخ نیلی او پیداست مادر
 
به گوشم این چنین دارد نوایی
حسینم بعد تو تنهاست مادر
 
دو چشم کودکان در این بیابان
به مشک خالی سقّاست مادر
 
دو دست من قلم، خونم مرکّب
تنم صد برگۀ انشاست مادر
 
به زیر برگ برگش بهر تأیید
به خط فاطمی امضاست مادر

#علیرضا_توانا

@raziolhossein
4
08:44
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


من خادم ذریه حبل المتینم
من آستان بوس امیرالمومنینم

ام البنینم محرم بیت الولایم
دلداده مولا امیرالمومنینم

اولاد زهرایند نور دیده من
خدمتگزار اهل بیت طاهرینم

هم محرم و هم محرم این خانه هستم
گردم به گرد کعبه مولای دینم

بر زینب و سبطین مادر نه کنیزم
دلداده گل‌های ختم المرسلینم

زینب در این خانه کند مادر خطابم
شرمنده از این مهربان نازنینم

زهرا کجا و من کجا هیهات هیهات
او عصمت الله است من ام البنینم

من خادم این خانه او خیرالنساء بود
خاک ره آن بانوی مردآفرینم

این خانه وحی است و من خدمتگزارم
این بیت باشد بهتر از خلد برینم

این نعمتی را که خدا کرده عطایم
منت پذیر لطف رب العالمینم

ای کاش جای فاطمه من مرده بودم
تا اشک چشم این یتیمان را نبینم

هم جان فرزندم به قربان حسینم
هم جان من قربان آن نور مبینم

بین من و او فرق بسیار است بسیار
کی مثل ان بانوی بی مثل و قرینم

داغ جوانانم اگر دیدم غمی نیست
از دل اگرچه خیزد آه آتشینم

اما همه شمع وجودم می‌شود آب
روزی که بر داغ حسینم می‌نشینم

تنها همین است افتخارم در دو عالم
کز خرمن باغ ولایت خوشه چینم

آرم به درگاه الهی سجده شکر
چون خورده مهر  مهر آنها بر جبینم


#محمد_نعیمی

@raziolhossein
2
ش
17:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:59
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×518, 173.5 KB
#حضرت_ام‌_البنین
#شب_جمعه

ازغم ام بنین دیده پر از الماس است
صحن بین الحرمین غرق شمیم یاس است

تسلیت تا که بگوید به علمدار حسین
فاطمه این شب جمعه حرم عباس است

#ابوذر_رییس_میرزایی

@raziolhossein
1
17:59
#امام_حسین_علیه_السلام



خوشبخت عاشقی به عهدش وفا کند
در پای دوست خدمت بی ادعا کند

بی انتهاست وسعت آقایی حسین
ارباب دست نوکر خود کی رها کند ؟


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
17:59
#شب_جمعه
#رباعی


آن روز که جان ز تن جدا می‌افتد
این مرغِ ضعیف از نوا می‌افتد

ای باد غبارِ من به آن خاک رسان
راهِ تو اگر به کربلا می‌افتد

@raziolhossein1
17:59
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_اباالفضل


از ازل مهرتو درطینت ما بود حسین
ما ومهر تو ،فقط لطف خدابود حسین

غم جانسوز تو مشروط به ما داده شده
شرط این نعمت پُرسود وفابود حسین

تو خود آقای شهیدانی و سرچشمه نور
جلوه ی عشقِ خدا کرببلا بود حسین

ساقی تشنه لب از آب ، لبِ آب گذشت
زانکه او تشنه لبِ آب بقابود حسین

علقمه شاهد پیکار وفا بود و جفا
شاهدم خون دلِ دستْ جدابود حسین

چیزی از قامت رعنای علمدار نماند
دشت یکپارچه فریاد وصدابود حسین

گریه می کرد ابالفضل به مظلومی تو
سند روضه من قامتِ تا بود حسین

مشک هم اشک به احوال امامش می ریخت
روضه خوان تو درآن لحظه خدابود حسین

#علی_ساعدی

@raziolhossein
17:59
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_اباالفضل
#مناجات
#شب_جمعه

لال و مبهوت شدم، ناله ی شبگیرم کن
شده ام خوابِ پر از واهمه، تعبیرم کن

ای نم اشک که از چشم ترم می افتی
نزد الله، پشیمان شده تصویرم کن

راه درمان شدنم دست خودم نیست، طبیب
شده ام دردِ معما شده، تدبیرم کن

یا مرا زود بغل کن جلوی چشم همه
یا بیا پیش نگاه همه تحقیرم کن

ننگ بر من به کسی غیر علی رو بزنم
از همه جز اسد الله، خدا سیرم کن

سر و پا معصیتم، باز به دستان علی
به مناجاتِ شب فاطمه تطهیرم کن

از همان کودکی ام نذر حسینیه شدم
بین دربار حسین بن علی پیرم کن

گر دلم نیّت طوفِ حرمی دیگر کرد
پای من را بشکن، در غل و زنجیرم کن

پا برهنه ببرم کرب و بلا، بعد از آن
وسط صحن ابالفضل زمینگیرم کن

***
مَشک من را زده اند آبرویم ریخته است
دست تقدیر بیا زود پُر از تیرم کن

من قمر بودم و مُنشَق شدم از ضرب عمود
آسمان، روی سنان سوره ی تکویرم کن

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1
17:59
#امام_حسین_گودال
#شب_جمعه


تا كه او بيشتر نفس ميزد
بيشتر ميزدند زينب را

تيغشان مانده بود در گودال
با سپر ميزدند زينب را

يكنفر بود و يك بدن اما
صدنفر ميزدند زينب را

خوابشان بُرد بچه ها سَر ِ شب
تا سحر ميزدند زينب را

#حسن_لطفی

@raziolhossein
17:59
#امام_حسین
#دوبیتی


یارب دلم از مهر و ولا روشن کن
با نور علی قبر مرا روشن کن

ارباب، به چشم پر زخون عباس
چشمم به ضریح کربلا روشن کن


@raziolhossein
17:59
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی


با هر نفسم به یاد او افتادم
دنیا همه رفت و او نرفت از یادم

کافی‌ست! بگو خودش بیاید ای مرگ!
جان را به همان دهم که دل را دادم
.....

تا بر سر ما سایۀ مولاست بیا
تا در دل ما روضۀ زهراست بیا

حالا که قرار است بیایی ای مرگ!
تا نام حسین بر لب ماست بیا

#میلاد_عرفان_پور

@raziolhossein
1
18:02
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


دلی شکسته و قلبی حزین بس است مرا
از این جهان غزلی دلنشین بس است مرا

دخیل دامن لطف  علی‌ است دستانم
پناه رحمت حبل المتین بس است مرا

به شک و شبهه دچار است هر که منکر اوست
منم محب علی این یقین بس است مرا

عطای حضرت زهرا زیاده از سر ماست
دعای حضرت ام البنین بس است مرا

به این زمانه ندارم امید مرحمتی
مرا خریده حسین و همین بس است مرا

قسم به روضه و شور و شعور سینه زنان
نگاه ساقی شورآفرین بس است مرا

سپرده دل به مناجات و نور رو به ضریح
از این زمانه شبی این چنین بس است

قرار  ما و تو ای مرگ باب قبله ی عشق
که خاک بوسی آن سرزمین بس است مرا

#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
1
18:03
#امام_حسین_علیه_السلام
#کربلا

هیچ از دنیا نمی‌خواهیم الا کربلا
انتهای آرزوی ماست تنها کربلا

عاقبت در باب قبله رو به قبله می‌شویم
اشهد ما یا حسین و مشهد ما کربلا

دانه‌های سبحه شد شش گوشه از بس گفته‌ام
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا

گر بسوزد پیکرم در آتش عشق حرم
خیزد از خاکسترم لا عشق الا کربلا

سرزمین‌های بهشتی پیش او چون رعیتند
بین ملک آرزوها سلطنت با کربلا

ما که در دنیا به عشق  کربلایش زیستیم
می‌رویم انشااله باز عقبا کربلا

ترس جا ماندن در این ایام ما را می‌کشد
یک نفر ما را رساند اربعین تا کربلا

چند فرسخ تا حرم را خاک تربت گفته اند
خاک تو رفت از کجا ها تا کجاها کربلا

پاره‌های پیکری را نعل‌های تازه برد
قتلگه تا کوفه شد انگار هرجا کربلا

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2 😢 2
ش
20:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1200×662, 105.8 KB
🏴 یا ام البنین

ماه من ای کاش امشب راه با این دل بیاید
خیره بر در مانده‌ام شاید ابوفاضل بیاید

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 8 1
5 December 2025
ش
12:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
12:53
#امام_زمان_مناجات


تو را به هیچ بدادم ولی هنوز برآنی
که خون دل خوری اما مرا ز خویش مرانی

چه گریه ها که نکردی، شبیه حضرت یعقوب
تو در میان وطن هم به فکر گم‌شدگانی

نه توبه‌ای، نه بکایی، نه حال ذکر و دعایی
چه بر سر خودم آورده‌ام میان جوانی؟!

ترحمی بنما و بیا شفاعتمان کن
شما عزیز خدایی، شما امامِ زمانی

من از تو دست کشیدم، ولی تو دست گرفتی
چرا تو این همه خوبی؟ چقدر فکر بَدانی

اگر که رفتم و روزی، تو آمدی به مزارم...
خدا کند که بشینی، دو جمله روضه بخوانی

بخوانی از غم صحرا، زنی شکسته و تنها
نه صبر مانده برایش، نه خیمه‌ای، نه امانی

زنی چو کوه، صبور و زنی چو سرو، مقاوم
غریب بود و پریشان، شکسته بود و کمانی

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
1
12:56
#امام_زمان_مناجات

کسی که بی تو سَرِ صحبتِ جهانش نیست
تحمّل غم هجر تو، در توانش نیست

کسی که سوخته از انتظار، می‌داند
دل از فراق تو جسمی بود، که جانش نیست

کسی که روی تو را دید یک نظر، چون خضر
چگونه آرزوی عمر جاودانش نیست؟!

کسی که درک کند دولت حضور تو را
نیاز گوشۀ چشمی به دیگرانش نیست

نه التفات به طوبی کند، نه میل بهشت
که بی حضور تو، حاجت به این و آنش نیست

به خاک پای تو سوگند، ای همیشه بهار!
گلی که بوی تو دارد، غمِ خزانش نیست

بهار زندگی‌ام در خزان نشست بیا
«بهار نیست به باغی که باغبانش نیست»

کنارِ تربتِ زهرا تو گریه کن! که کسی
به جز تو با خبر از قبر بی‌نشانش نیست

بیا و پرده ز راز شهادتش، بردار
پسر که بی‌خبر از مادرِ جوانش نیست...

#محمدجواد_غفورزاده


@raziolhossein
12:57
#امام_زمان_مناجات

الا قرار دل و جانِ بی‌قرار ظهورت!
کدام جمعه بُوَد روز و روزگار ظهورت؟

کدام روز به شب می‌رسد که آمده باشی؟
کدام جمعه شود شنبه بر مدارِ ظهورت؟

خوش آن سپیده! که نور از خیام سبز تو گیرد
خوش آن سحر! که برآید به افتخار ظهورت

دعای عهد بخوانم در آرزوی قیامت
سرشک شوق فشانم به ره‌‌گذار ظهورت

بهار مبعث پیغمبری گرفت جهان را
شکوه دیگر بعثت بُوَد بهار ظهورت

گره‌گشای دو عالم، دعای من همه این است
که دست حق بگشاید گره ز کار ظهورت

ز قطره‌قطرۀ آن چشمه‌چشمه نور بجوشد
ز کوثری که برآید ز آبشار ظهورت

ز بس شکوفۀ رحمت بریزد از همه جانب
شکوفه‌زار شود خاک ره‌گذار ظهورت

خوش آن سحر! که نصارا گشوده چشم ببینند
بُوَد مسیح مقدّس، طلایه‌دار ظهورت

شرایطی‌ست در این انتظار و من که ندارم
دلم خوش است که هستم در انتظار ظهورت

مرحوم #سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
2
13:01
#امام_زمان_مناجات

اگر با من نبود این ابر و بارانی که من دارم
برایم دردسر می‌شد گناهانی که من دارم

من از وقتی که یادم هست غرق معصیت بودم
چه اندوهی‌ست در حال پریشانی که من دارم

دل شیطان نفسم را به دست آوردم و دیدم
چه سودی می‌برد از بار خسرانی که من دارم

ضرر کردم، سر بازار هم بی مشتری ماندم
خودت گاهی بخر از جنس ارزانی که من دارم

من از بی کربلایی گم شدم در شهر، کاری کن
دلت آیا نمی‌سوزد به هجرانی که من دارم..

یقینا من هم از سرچشمه با خود نور خواهم برد
اگر بیرون بیاید ماه پنهانی که من دارم

تو می‌آیی محرّم‌ها برایم روضه خواهی خواند
بخوان روشن بماند آه سوزانی که من دارم

بخوان از روضه اصغر، بخوان از تیر از حنجر
بخوان تا خون ببارد چشم گریانی که من دارم..

شروعم با تو‌ بود و با تو خواهد بود پایانم
ندارد هیچ‌کس آغاز و پایانی که من دارم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1
13:05
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


ببین، تاریخ در تکرار مانده‌ست
جهان در حسرت بسیار مانده‌ست
نمی‌آیی چرا؟ چشم‌انتظارت
گلی بین در و دیوار مانده‌ست

دل سبز و جوانی دارد این گل
ولی قدِّ کمانی دارد این گل
بیا، چشم‌انتظار توست آخر
مزار بی‌نشانی دارد این گل

#سیدحبیب_نظاری


@raziolhossein
4
ش
13:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل


روشنى بخشِ شب تار نيامد چه كنم
رفت عمر من و دلدار نيامد چه كنم

قلب من مخزن الأسرار فراقش باشد
حضرت ِمطلع الأنوار نيامد چه كنم

"عجل الله تعالى فرجه" مى خوانم
حجتِ مطلقِ دادار نيامد چه كنم

شور اين سينه ى شيدا به كجا خيمه زده؟
نور اين ديده ى خونبار نيامد چه كنم

درد بى صاحبى و غصه ى بى مولايى
واى از اين دو خبر از يار نيامد چه كنم!

هجر او بند شد و پاى سلوكم را بست
چاره ى عبد گرفتار نيامد چه كنم

با كلاف دلم عمريست پى اش مى گردم
يوسف من سر بازار نيامد چه كنم

من ز هجران رخش اشك فشاندم هر شب
گريه ام نيز كه به كار نيامد چه كنم!

آن غلامم كه شدم چشم به راهش اما
شهريارم كه به دربار نيامد چه كنم

ذوالفقار علوى منتظرِ خون خواهى است
وارث حيدر كرار نيامد چه كنم

آتش درد كشد شعله و مادر گويد:
مرهم داغى مسمار نيامد چه كنم

روضه كرب و بلا شعر مرا جمع كند
گفت زينب كه علمدار نيامد چه كنم

#محمد_حسين_مهدى_پناه

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات


دُنيا چه زیبا می شود، وقتی بیایی
خوشحال، زَهرا می شود، وقتی بیایی

نورِ تو می تابَد به عالم با ظُهورَت
خورشید رُسوا می شود، وقتی بیایی

فَصلِ خَزانِ زِندگی پایان بِگیرد
هَر غُنچه ای وا می شود، وقتی بیایی

وَقتِ نَمازت از مُلازم هایَت آقا
هَر روز، عیسی می شود، وقتی بیایی

با ذوالفقاری که به دستِ خود بِگیری
حِیدر تَماشا می شود، وقتی بیایی

زَخمی که روی سینه ی مادَر نِشَسته
حَتماً مُداوا می شود، وقتی بیایی

گُنبَد بِسازی دَر بَقیع مِثلِ خُراسان
یَثرِب مُصَفّا می شود، وقتی بیایی

دَر کوفه وقتی روضه ی زِینب بِخوانی
هَر دیده دَریا می شود، وقتی بیایی

شبهای جُمعه روضه دَر صَحنِ اَبَاالفَضل
هَر هَفته بَرپا می شود، وقتی بیایی

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_ام‌_البنین
#حضرت_اباالفضل


دعای بِینِ طلوعِین مستجاب شود
اگر زمان مناجات،"گریه" باب شود

عُروج اهل سحر را دو قطره هم کافی است
چرا که دیده ی تر،بال و پر حساب شود

دلیل تَزکیه ی نَفس،حُسنِ تاثیر است
که گر به سنگ بگویی ببار،آب شود

چِقَدر سوخت دل ات از گناه‌کاری من
چِقَدر سوخت دل تو..،دلم کباب شود

تو را به حضرت زهرا بیا دُرُستم کن
بیا اجازه مده نوکرت خراب شود

به برده های سرِ این گذر نگاهی کن
یکی شبیه به من شاید انتخاب شود

چِقَدر ندبه بخوانیم و اَینَ اَینَ کنیم
چِقَدر پرسش عُشّاق بی جواب شود

سوار مرکب اُمّید می رسی از راه
به شرط آن که دل شیعه پارِکاب شود

تو را قسم به علمدار کربلا برگرد
بیا که روضه به اذن تو فتح باب شود

بنا نبود که آبی به خیمه ها نبرد
بنا نبود که سقا ز غصه آب شود

قرار بود به شش ماهه دست کم برسد
بنا نبود که شرمنده ی رباب شود

پس از پسر بخدا حق دهیم اگر همه عُمر
برای اُمِّ بنین آب‌ها،سراب شود


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل
#مناجات


سوارِ عُمر به همراه کاروانی رفت
که رفته،رفته تنم رو به ناتوانی رفت

چِقَدر زود به دیدارم آمده ست اَجَل
تمام فرصت دنیا چه ناگهانی رفت

چه سالها که به دنبال معصیت طی شد
بِجُنب ای دل آلوده ام! جوانی رفت

گناه؛ برگ و بر شاخه ی مرا انداخت
بهار حاصل عمرم چنین خزانی رفت

به زرق و برق ظواهر چه ساده دلبستم
ببخش..،مشتری ات سمت هر دکانی رفت

هنوز ذوق مناجات صبحگاه منی
دلم برای تو با هر دم اذانی رفت

کدام بادیه را خیمه گاه خود کردی
پرم که خسته شد از بس پیِ نشانی رفت

هزار مرتبه کج رفتم و تو بخشیدی
هزار مرتبه حیثیَّتم عیانی رفت

همیشه از کرم ات ظرف خالی ام پُر شد
کجا گدای تو دنبال لقمه نانی رفت؟

به روی سینه ی ما حک شده ست: مالِ علی
نمی شود که جز اینجا به آستانی رفت

تو را به اشک علی بعد فاطمه ، برگرد!
به آن رشیده ی حیدر که قدکمانی..،رفت
.
.
کنار علقمه تیرِ سه شعبه شد مسمار
به جنگِ چشمِ علمدارِ قهرمانی رفت

پس از شکستن عبّاس ، خیمه غارت شد
میان اهلِ حرم مستِ بددهانی رفت...


#سیدمحمد_بهشتی
#بردیا_محمدی

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_ام‌_البنین
#حضرت_اباالفضل

قربان تو و محکمه ی عذر پذیرت
قربان تو و لطف و مَبرات کثیرت

ای حجت حق، درگذر از بنده ی زارت
حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت

خالی شده پیمانه ی ما "أوْفِ لَنَا الْکَیْل"
ای یوسف زهرا نظری کن به فقیرت

هر لحظه ی ما پر شده از عطر دعایت
الحق که تو هستی همه دَم، فاطمه سیرت

هر جا که رسیدیم فقط مدح تو گفتیم
بگذار بمانیم همان معرکه گیرت

"هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم"
دلخوش به توایم و همه هستیم اسیرت

گفتیم بیا روضه ی عباس گرفتیم
شاید که سوی خیمه ی ما خورد مسیرت

ای مادر عباس اجازه بده یک بیت
ما روضه بخوانیم از آن کوه بصیرت

بی دست و پُر از تیر ز بالای بلندی
افتاد زمین ام بنین، ماه منیرت

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_ام‌_البنین


الا که دست خدایت در آستین باشد
بیا که مانده به در دیدهء زمین باشد

گناه می‌کنم اما به خود نمی‌گویم
شرار قهر تو شاید که در کمین باشد

«فدای یار کن این جان نازنین ای دل
چه جان عزیزتر از یار نازنین باشد»

خوشا به حال گدایی که دست چشمانش
فقط ز خرمن چشم تو خوشه‌چین باشد

چه می‌شود که دم مرگ پا نهی به سرم
خودت بخواه که تقدیرم این‌چنین باشد

کنار اشک غم فاطمیه‌ات باید
دوباره چشم تو با غصّه‌ای قرین باشد

بگو به آه دل دردآورت امشب
که روضه‌خوانِ غم امِّ بی‌بنین باشد

تو روضه‌خوان عمویی و روضه‌ات باید
برای مادر عباس دلنشین باشد

#محمد_علی_بیابانی

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل


ای قلب داغ دیدهٔ عالم بیا بیا
صاحب عزای ماه محرم بیا بیا

خیمه به خیمه، روضه شدم‌ در فراق تو
ای همنشین گریهٔ نم‌نم بیا بیا

اشک فراق، شور شعور آفرین بود
شیرین شود ز فیض تو زمزم بیا بیا

شد شامل دعای تو هر کس به روضه ها
بهر فرج دعا کند هر دم بیا بیا

در خیمه ای که روضه عباس شد به پا
من با امید قول تو ماندم بیا بیا

ما نوکریم، خوب و‌ بد از هم سوا نکن
ما را ببر به علقمه درهم بیا بیا

*
افتاد سرو علقمه و گفت یا اخا
نه مشک مانده است و نه پرچم بیا بیا

گر مشک تیر خورده صدا زد نرو نرو
اما گرفته است حرم، دم بیا بیا

چشم و دو دست و فرق سرش، وای مادرم
طوبای من گسسته شد از هم بیا بیا

#سعید_نسیمی

@raziolhossein
13:42
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_ام‌_البنین



دگر ای دوست مرا در حرمت محرم کن
رفتم از دست نگاهی به دل ماهم کن

یا بیا جانب قبله بکشان پای مرا
یا بر احوال دلم فکر کمی مرهم کن

با نگاهی بده خاکستر عمرم بر باد
این جگر سوخته ، رسوای همه عالم کن

من زمین گیر شدم باز قدم پیش گذار
التفاتی کن و این فاصله ها را کم کن

گریه از اول خلقت شده ارثیه ی ما
فکر چشمان پر از اشک بنی آدم کن

دیگر این نوکر تو گریه کن سابق نیست
پای بر دیده نه و چشم مرا زمزم کن

می رسد بوی تو اما خبری نیست زتو
یوسفا چاره این شام پر از ماتم کن

کاش می شد که شبی خواب ترا می دیدم
دوستم داری اگر ، قلب مرا محکم کن

دست و پا می زنم از دور نگاهی بکنی
گوشه چشمی به من و ناله پر دردم کن

نازداری تو و ، ناز تو کشیدن سخت است
رحمی آخر به من و کوچکی قلبم کن

به علمدار قسم پای رکابت هستم
شانه ی گرم مرا تکیه گه پرچم کن

همچنان ام بنین سوز و نوا دارم من
هوس یک سحر کرببلا دارم من


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
ش
14:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_ام‌_البنین
#حضرت_اباالفضل


توسل کن! بگو آتش به حالِ زارم افتاده
بگو آشفتگی در رونقِ بازارم افتاده

بیا و بر مزارِ خاکی اش دستی بکش با اشک
بگو پژمردگی بر جلوهٔ گلزارم افتاده

ندارم خوابِ راحت بسکه دلتنگم! ببین شبها
چه کابوسی به چشم ِ کاملا بیدارم افتاده

از اینکه جایِ یاریِ امامَم معصیت کردم
عجب آهی به سرتاپایِ شام ِ تارم افتاده

نفهمیدم ادب؛ عالی ترین اصلِ وفاداری ست
که پی در پی غضب در وادیِ رفتارم افتاده

بگو قلبِ مرا دیوانهٔ عشقِ امامَم کن
بگو‌ جانِ همین اشکی که بر رخسارم افتاده

فدای آن نجابت که فقط خرجِ ولایت شد
دلاور پروری هایَش بر این افکارم افتاده

ببین برداشتم از سفرهٔ أم البنین تسبیح
اگر "ذکرِ فرج" در چرخشِ أذکارم افتاده

بگو ای مادرِ باب الحوائج؛ جانِ عباسَت...
بگو ام البنین ! خیلی گره در کارم افتاده

خبر دارد خودِ أم البنین از جمعه هایِ من
خبر دارد که دنیا در پیِ آزارم افتاده

نه پیغامی، نه پسغامی، نه دیداری، نه گفتاری
پریشانم! که هجران؛ بینِ من با یارم افتاده

همان یاری که میگوید کنار علقمه گریان
علَم از دستهایِ ماهِ بی تکرارم افتاده

میانِ روضهٔ داغِ عموعباس میگوید
به رویِ خاکِ صحرا سیّد و سالارم افتاده!


#م_عاطفی

@raziolhossein
1
ش
16:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بنا نبود خبرهای غم به من برسد
خبر خبر خبر غم به این وطن برسد

بنا نبود که از یوسفم عزیز دلم
به شهر مادری اش بوی پیرهن برسد

بگو بشیر به من از حسین من چه خبر
خدا کند که به دادم ابالحسن برسد

بگو بشیر که شد پاره پاره بند دلم
جگر نمانده بخواهد به سوختن برسد

من و همه پسرانم فدای موی حسین
نباشم اینکه بخواهد به او محن برسد

درست میشنوم شد شهید سبط نبی
نباشم اینکه به گوش من این سخن برسد

مگر نبود اباالفضل من که بر زینب
صدای نعره ی آن شمر بد دهن برسد

به هر که آب نداده به دلبرم لعنت
بمیرد آن که برای عصا زدن برسد

تنی که میزده بوسه پیمبر خاتم
رواست سم ستوران به آن بدن برسد

شده است قطعه حصیری کفن برای حسین
به پیکری که نمانده نشد کفن برسد

#محسن_صرامی

@raziolhossein
2
16:12
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


السلام ای مادرعشق وادب
همسرشایسته ی شاه عرب

السلام ای نورایمان ویقین
مادرعباس یاام البنین

السلام ای بانوی صدق وصفا
چلچراغ خانه ی شیرخدا

ای دعای فاطمه دنبال تو
چارکوکب کوکب اقبال تو

ای شده خاک بقیع غم خانه ات
جان فدای تربت ویرانه ات

دیده گان توپرازالماس بود
غصه ات بی دستی عباس بود

عالمی بی تاب ازتاب وتبت
نغمه ی لاتدعونی برلبت

گفته ای بااهل یثرب این چنین
می نخوانیدم دگرام البنین

سینه ام ازداغهاسرشارشد
چارفرزندم فدای یارشد

شادم ازاینکه عزیزانم همه
شدفدایی عزیزفاطمه

این مصیبت می کشدآخرمرا
ازقفاراس حسینم شدجدا

من شنیدم پنجه برمویش زدند
نیزه هابرپشت وپهلویش زدند

من شنیدم دست وپامیزدحسین
خواهرش زینب صدامیزدحسین

گرچه باغ لاله ی من پرپراست
گریه ام بهرغریب مادراست


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
4
16:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#سفره_ام‌البنین

باز آن بهترین سفره انداخت
آسمان در زمین سفره انداخت
دست ام البنین سفره انداخت
پس بیا و بگو یا ابالفضل

باز آن نازنین برکت آورد
همسر شاه دین برکت آورد
دست ام البنین برکت آورد
خرج این سفره ها با ابالفضل

خلق بر سفره اش صف کشیده
مثل این سفره را کس ندیده
دستپختی که مولا چشیده
گفته مولای ما یا ابالفضل

با همان زخم کاری ابالفضل
آمده محض یاری ابالفضل
تا کند سفره داری ابالفضل
ای خدا کیست آیا ابالفضل

با همان دست‌های بریده
سمت هر روضه ای قد کشیده
آمده با شهید و شهیده
کرده سفره مهیا ابالفضل

نان این سفره آورده زهرا
پس نمک زد بر این سفره زهرا
می دهد دستتان آب، سقا
می‌شود باز سقا ابالفضل

صاحب سفره ام‌البنین است
خرجش از دخل سلطان دین است
میوه از باغ زیتون و تین است
می دهد سهم ما را ابالفضل

تشنه‌لب‌تر بگو یا ابالفضل
درد داری بگو با ابالفضل
حاجتت را بگو تا ابالفضل‌‌...
چونکه اینجاست دریا ابالفضل


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
16:18
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها


خونه ی علی که اومد ، رو خودش اسمی غیره اسمه خادمه نذاشت خدا شاهده تا آخرین نفس کمه بچه هایِ فاطمه نذاشت

مثل پروانه می چرخید دورشون مهربونیاشو ای کاش می دیدی ! وقتی که حسین بهش "مادر" می گفت اشک شادی توی چشماش می دیدی

شور زندگی آورد پا قدمش نوره ماهی بود تو شب ، رسیدنش ... خیلی بهتر شده حالِ مجتبی ! خیلی کمتر شده کابوس دیدنش !

وقت آب و جارو کردن ، جلو در سکوتِ بغضِ صداش یادش می رفت تا که لبخندای زینبو می دید همه ی خستگیاش یادش می رفت

حُجره های کاگلیه خونه رو بهتر از قصرِ مجللی می دید خیلی از زهرا خجالت می کشید! خودشو تا کنارِ علی می دید

نوعروس بود ، ولی از معرفتش با لباس نو مدینه پا نذاشت زودتر از حسین و زینب و حسن جلو بچه هاش یه بار غذا نذاشت !

به چهار تا پسرش سپرده بود که باشن غلام اولادِ علی به آب و آتیش می زد تا ببره ماجرایِ میخو از یادِ علی

به کنیزی راضی بود و دوس نداشت خانوم خونه ی مرتضاش کنن واسه خاطرِ دلِ حسن بودش که نمی ذاشت فاطمه صداش کنن

توی مسجد النبی تا می رسید مدح بی شمار مولا رو می گفت هر جایی که زنِ پا به ماه می دید لعن قاتلای زهرا رو می گفت

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
16:20
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نبودی ام بنین قادسیه غوغا شد
 زمین کرببلا پایتخت غم‌ها شد
خیام آل علی را محاصره کردند
میان آن همه لشگر حسین تنها شد

نبودی ام بنین حق عشق شد پامال
نمود قامت من را غم عزیزان دال
تمام دشت پر از اضطراب و واهمه بود
صدای مادر من می‌رسید از گودال

نبودی ام بنین گنج عشق غارت شد
به ساحت پسر فاطمه جسارت شد
همین که پیکر عباس تو به خاک افتاد
تمامی حرم آمادهٔ اسارت شد

نبودی ام بنین آفتاب را بردند
دوباره دوزخیان بوتراب را بردند
تمام قافله لطمه زدند در آن ساعت
که روی نی سر طفل رباب را بردند

رعیّتان سیه دل امیر را کشتند
چه وحشیانه صغیروکبیر را کشتند
کنار علقمه کوهی ز تیر پیدا بود
شغال‌ها همه از دور شیر را کشتند

خلاصه ام بنین شکوه از خزان دارم
قدی کمان و رخی رنگ ارغوان دارم
هزار خاطره زآن روز در دلم باقیست
ولی، کینهٔ سختی به ساربان دارم

#امیر_کرمی

@raziolhossein
2 😭 1
8 December 2025
ش
09:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 41.6 KB
09:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 17.8 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
09:40
#حضرت_زهرا_ولادت
#امام_زمان
#رباعی

الگوی همیشه باورت آمده است
سرچشمۀ نور اطهرت آمده است

گر عیدی خویش را ز تو می طلبیم
ای صاحب عصر مادرت آمده است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت


نخـل توحیـد! نوبـر آوردی
فـلک نــور! اختــر آوردی

صـدف بحـر رحمـت ازلی
بـارک‌الله! که گوهـر آوردی

مــادر فاطمـه! سـلام خدا
بر تو مادر که دختر آوردی

دختری فوق هاجر و مریم
از بـــرای پیمبــر آوردی 

از حبیب خـدا! رســول‌الله
دل ربودی که کوثر آوردی

به! چه کوثر، خدا ثناخوانش 
پـدر و مـادرم بـه قربــانش
 
****

عصمت داور است این مولود
روح پیغمبر است این مولود

هـم بــود دختر رسول خدا
هم پدرپرور است این مولود 

هرچـه گفتنـد در فضائل او
بـاز بالاتـر است ایـن مولود

همسر و کفـو رکن شیرخدا
حیدرِ حیدر است این مولود 

بهتـرین دودمــان عـالم را
بهترین مادر است این مولود

جــز خــدا و محمـد و حیـدر
کس ندانست کیست این دختر 

****

این همه هستی رسول خداست 
مطلع الشمس آسمان هداست

ایـن تمـام محمد است و علی
بلکــه‌ ام ائمـــه النجبــاست

بـه خداونــدی خـدا سوگنـد
هر چه گویم کم است؛ این زهراست

گوهـر نـاب این یگانه صـدف
دو مسیح و دو مریم عـذراست

روح او در تن امام حسن
شیر او خون سیدالشهـداست

بضعـۀ مصطفی بود زهرا
کوثر اوست زینب کبری

****

مهــر از نــور او وضـــو دارد
مــاه از مهــرش آبـــرو دارد

به همه هستـی حسین، قسم
هرچـه دارد حسین از او دارد

روح وحی است، روز و شب با او
ملـک وحــی گـفت‌وگـو دارد

از خـدا قـدر و عـزت و اجلال 
از نبی خَلق و خُلق و خو دارد

سینه‌اش مخزن علوم خداست
خبـر از غـیب، مـوبه‌مـو دارد

آن که بخشیده علم غیب به او
وحــده لا الـــه الّــا هـــو

 *****

ای فــدایی مقـدمت سـرها
مهـر تــو روح پـاک پیکرها

نه فقط ام احمـدت خواندند
مــادری بــر همـه پیمبرها

کوثــر کــز سپهــر دامانت
ریختـه چون ستاره کوثرها

خط و مشی حسین پروری‌ات
مـادری داده یــاد مـادرهـا

با ورود تـو در صف محشـر
اهل محشر کنند محشرهـا

تــا نگـردد شفــاعتـت آغـاز 
باب رحمت به کس نگردد باز 



کیستـی تـو بهشـت بابایی
سورۀ قـدر و نور و طـوبایی

ما همه ذره و تو خورشیدی
ما همه قطـره و تـو دریایی

راضیـه، مرضیـه، محدثه‌ای
مطلع الفجر زهره، زهرایـی

هم کتاب اللّهـی ز پا تا سر
هم رســول خـدا سراپایی

مطلـع الشمس بامداد ازل
لیلــه القــدر حق‌تعـالایی

قدری و حق به خواجۀ لولاک
گفتـه دربــاره‌ات و مـا ادراک



ای مقــامت ز وهم‌هــا برتر
قدر و جاهت ز وصف ما برتر

مدح تـو بـر لب رسول خدا
ذکر نابـی‌سـت از دعـا برتر

رتبۀ توست از زنـان بهشت
بـه خداونــدی خــدا بـرتر

جز محمد که دست‌بوس تو بود 
تـویـی از کـل انبیـا بــرتر

حجـره‌ات کعبۀ دل احمد
بیتـت از بیــت کبریـــا بـرتر

 بیت خشت و گلت ستارۀ عرش
 حسنینت دو گوشوارۀ عرش



روح زوّار آستــانــۀ تــو
کعبه گردد به دور خانۀ تو

دیدۀ اهـل آسمان گیـرد
نـور از قبـر بی‌نشـانۀ تـو

آشیان جهان نبود که بود
قلب پیغمبـر آشیـانۀ تـو

طوطی وحی جبرییل امین 
دانه خورده ز آب دانه تو

بـار انـدوه ماست یا زهرا
روز محشر به روی شانۀ تو

دوستان را تویی تو در محشر
مــادر مهربــان‌تـر از مــادر

*

تــو بهشـت پیمبــر مـایی
ظـل معبود، بـر سـر مـایی 

بـاز گفتیم و بـاز می‌گوییم 
کـه تو در حشر، مادر مایی

روز محشر که مادر از فرزند 
می‌گریـزد تــو یـاور مـایی

ما تن مرده، تو ز لطف و کرم 
روح از روح بهتــر مــایـی

شرک ممنوع... ورنه می‌گفتم
که تو معبــود دیگــر مایی

در مقام تو ما همی دانیم
که ثنـای تو را نمی‌دانیم

**

تـو بـه معنـا تمـام قرآنی
مــورد احتــرام قـــرآنی

تو زکات جهاد و حج و قیام
تو صـلات و صیـام قرآنی

هم کتاب خدا تو راست امام
هم تــو مــا را امــام قرآنی

گرچه روح است هر کلامش، تو
روح‌بخـش کـــلام قــرآنـی

بـه تـو ام‌الکتـاب بایـد گفت
آری آری! تـو مــام قـرآنـی

گرچـه عمـری به پای وصف تو زیست
صد چو «میثم» حریف مدح تو نیست


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی


روزی که بهشت دین شکوفائی داشت
سرتا به قدم سرور و زیبائی داشت

با آمدن فاطمه، پیغمبر وحی
گلخنده و لبخند تماشایی داشت

#سیدهاشم_وفایی

.....


شام غم مصطفی سحر شد، تبریک
دامان خدیجه پرگهر شد، تبریک

این ذکر لب است مادر گیتی را:
سرحلقۀ انبیا پدر شد، تبریک

#علیرضا_قاسمی


@raziolhossein
09:41
#حضرت_زهرا_مدح


السلام ای خزینه الاسرار
السلام ای مدینه الابرار

السلام ای عوالم الآیات
السلام ای جوامع الاخبار

همه خلقند زیر چادر تو
در حقیقت تویی تویی ستار

اختیار نبی است در دستت
مادری تو به احمد مختار

نیست اغراق گر بخوانندت
خواهر تیغ حیدر کرار

چاکر درگهت چنان حمزه
نوکرت همچو جعفر طیار

شجر طیبه تویی زهرا
تا ابد هستی ای شجر پربار

مصطفایی ولی به قالب زن
هم به رفتار و نیز در گفتار

طفل بیت تو سید الشهدا
کودک توست سید الابرار

هرکه جان می دهد به یک نگهت
بایدش خواند افضل التّجار

چمن کوچه باغ تو طوبی
خار کوی تو اعظم الاشجار

گر جمال خداست همسر تو
تو جلالی به ایزد غفار

قطره ای از متانتت شب قدر
ذره ای از شرافتت اسحار

نه فقط روز، بلکه نیمه ی شب
بوده ای در قنوت، مردم دار

مفتخر از گدایی تو بلال
بهره مند از غلامی ات عمار

باغ فردوس، بی رخت پائیز
با رخ تو خزان، همیشه بهار

جلوات تو لیله الاسری
خلواتت، مشارق الانوار

در طلوع سه گانه ات هر روز
مرتضی داشت با خدا دیدار

مهر تو در عروسی ات، بخشش
رَخت شام زفاف تو ایثار

منکران فضیلتت ملحد
مشرکان کرامتت کفار

چادرت در سرای اهل یهود
همچو پیغمبری است در انظار

نوکرانت همه اولی الالباب
چاکرانت همه اولی الابصار

پدرت همچو تاج بر سر تو
همچو آویز گردنت، کرار

پسرانت چو گوشواره ی تو
در تلألو به از دُر شهوار

پدر و مادرم به قربانت
جان و مالم به مقدم تو نثار

خون من فرش مقدمت ای دوست
روی من خاک درگهت ای یار

ای که آرد به جای شوهر تو
جبرئیل از بهشت بر تو انار

غوره ی باغ تو به از حلواست
دل روح الامین کند اظهار

علم ما لا یکون به سینه ی توست
شده از علم، جان تو سرشار

ای که فرمود مصطفای عزیز
در مقام تو مادر احرار

می رساند به جان من آسیب
هر چه آرَد به فاطمه آزار

مصطفی دیده از جهان پوشید
تا بدان جا رسید آخر کار

که دم اجر دادن احمد
دخترش سوخت در پس دیوار

معنی، آخر چه سان مودت بود
اقربای رسول و شعله ی نار؟!

بوسه گاه نبیّ اکرم را
هبه کردند بر نوک مسمار



#محمد_سهرابی

@raziolhossein
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت
#دوبیتی_پیوسته


آنشب از كنگره عرش خدا گل میريخت
سوسن و نسترن و لاله و سنبل میريخت

قمرى از شاخ طرب نغمه سرايى مى كرد
شبنم شوق ز مژگان قرنفل مى ريخت

....

آسمان ساكت و مرموز و تماشايى بود
ماه در خلوت انديشه تبسم مى كرد

چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
كوثر از فيض خداوند تلاطم مى كرد

.....

قدسيان خيره در آئينه خلقت بودند
خلوت انس ملك محفل شاديها بود

شب شب عشق شب عاطفه بود و رحمت
شب ميلاد گل باغ خدا زهرا بود

....

تا فروزان شود از مشرق جان جلوه ی حسن
كعبه پروانه صفت آينه دارى مى كرد

حجرالاسود مى شست رخ از زمزم شوق
مكه تا آمدنش لحظه شمارى مى كرد

‌....

فاطمه انسية الحوراء زهراى بتول
چشمه سار شرف و عفت و پاكى زهرا

زن به يمن قدمش معنى والايى يافت
چشم بگشود چو بر عالم خاكى زهرا

....

چشم مولا على از خنده ی او روشن شد
چون كه قنداقه ی او در بر احمد آمد

سوره كوثر شد ورد لب خيل ملك
كوثر عشق به قرآن محمّد آمد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت


آسمان کوثر به دنیا آمده کوثر بخوان
با سرود وحی مدح دخت پیغمبر بخوان
مدح آن ممدوحۀ محبوبۀ داور بخوان
با زبان خویشتن نه، با دم حیدر بخوان
با زبان حیدر از صدیقۀ اطهر بخوان
هر چه زیبا خوانده ای امروز زیباتر بخوان

ماه عصمت اختر برج هدی را مدح کن
روح احمد لیلة القدر خدا را مدح کن


جان عالم یک جهان جان را گرفته در بغل
دست دل بگشوده قرآن را گرفته در بغل
مطلع الانوار ایمان را گرفته در بغل
گوهر دریای غفران را گرفته در بغل
هستی دادار منّان را گرفته در بغل
هر چه گویی بهتر از آن را گرفته در بغل

یا محمّد یا محمّد عصمت کبراست این
بوسه زن بر آفتاب طلعتش، زهراست این


این ز پا تا سر تجلاّی جمال داور است
این نه یک دختر تمام هستی پیغمبر است
این به احمد کوثر است و دختر است و مادر است
بلکه مام یازده عیسای عیسی پرور است
چارده معصوم را شخصیّت او محور است
جز محمّداز تمام انبیا بالاتر است

ذات حق با آیه ی قرآن ثناها گویدش
اوّلین شخصیّت عالم فداها گویدش


مخزن اسرار حق گوهر ندارد مثل او
ذات ربّ العالمین مظهر ندارد مثل او
مصحف ختم رسل کوثر ندارد مثل او
نخل سر سبز نبوّت بر، ندارد مثل او
شخص ختم الانبیا دختر ندارد مثل او
شیر حق دست خدا یاور ندارد مثل او

هر چه گفتم هر چه گویم در ثنای او کم است
مدح ناموس خدا فوق بیان عالم است


آفرینش باغ توحید و بهارش فاطمه است
دین و قرآن تا قیامت اعتبارش فاطمه است
مصطفی فخر نبوّت افتخارش فاطمه است
مرتضی دست خدا و دستیارش فاطمه است
دستیارش نه همه دار وندارش فاطمه است
ای خوشا آن کس که روز حشر یارش فاطمه است

در ثنای او همان اقرار عجز ما بس است
گفتن اوصاف این دختر نه کار هر کس است


فاطمه یعنی تمام هستی هست آفرین
فاطمه یعنی بهشت رحمةٌ للعالمین
فاطمه یعنی حجاب و عصمت و تقوا و دین
فاطمه یعنی چراغ آسمانها در زمین
فاطمه یعنی یداللّهی دگر در آستین
فاطمه یعنی علی یعنی همان حبل المتین

فاطمه یعنی جمال بی مثال کبریا
فاطمه یعنی کتاب الله کلّ انبیا


فاطمه در فلک هستی ناخدایی می کند
فاطمه در روز محشر کبریایی می کند
فاطمه از شیر حق مشکل گشایی می کند
فاطمه در چشم حیدر خودنمایی می کند
فاطمه در بندگی کار خدایی می کند
فاطمه بر شیعیان لطف نهایی می کند

فاطمه یعنی چراغ محفل افلاکیان
فاطمه یعنی ز رأفت همنشین با خاکیان


کیست زهرا یک بهارستان به گلزار وجود
کیست زهرا کعبۀ جان قبله ی اهل سجود
کیست زهرا راز دار عالم غیب و شهود
کیست زهرا برترین محبوبۀ حیّ ودود
کیست زهرا باب رحمت دست احسان بحر جود
کیست زهرا خیمۀ سبز ولایت را عمود

کیست زهرا آفتابی کبریایی طلعت است
کیست زهرا چارده معصوم در یک صورت است


ای بهشت قرب پیغمبر جمالت فاطمه
ای تمام انبیا مات جلالت فاطمه
ای امیرالمؤمنین محو کمالت فاطمه
ای ملایک بندۀ صفّ نعالت فاطمه
ای تمام وحی در موج خیالت فاطمه
ای همه مرهون فیض بی زوالت فاطمه

طاهره، انسیّه، حورایی نمی دانم که ای
فاطمه، صدّیقه، زهرایی نمی دان که ای


عقل و هوش و دانش و افکار خود را باختیم
با کمیت و هم تا آنسوی هستی تاختیم
یا به مضمئن یا به ایراد سخن پرداختیم
دست ها بر رشته های چادرت انداختیم
شعرها خوانده غزل، قطعه، قصائد ساختیم
عاقبت دیوانه گشتیم و تو را نشناختیم

حور، انسان، یا ملک، یا فوق اینان چیستی؟
کیستی تو کیستی تو کیستی توکیستی؟


من نمی گویم غلام دختر پیغمبرم
من نمی گویم که بنشانی کنار قنبرم
من نمی گویم بلالت پا گذارد بر سرم
من نمی گویم ثنایت گشته بر لب گوهرم
من نمی گویم بسوزان تا کنی خاکسترم
لیک می گویم قبولم کن گدای این درم

دوست دارم تا زلطف و مرحمت شادم کنی
دوزخی هستم تو خود از دوزخ آزادم کنی


روسیاهم، زشت کردارم، گنه کارم بدم
تو بکوی خویش راهم داده ای تا آمدم
گر چه مردودم به جان زینبت منماردم
نامه ای پر از گناه است و تهی باشد یدم
عالمی را سیر کردم آخر این در را زدم
گر روم جایی دگر از پشت این در مرتدم

«میثمم» یعنی گدای خانۀ خشت و گلت
غرق دریای گنه چشمم به سوی ساحلت


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت


آن شب زمين مكه بر خود ناز مى‏ كرد
با ناز خود درهاى رحمت باز مى‏ كرد

آن شب حرم سر تا قدم حق را هدف بود
گوياى تكبير بلال از هر طرف بود

آن شب شفق در باغ دلها لاله مى ‏كاشت
آن را به عشق يار هجده ساله مى‏ كاشت

آن شب سحر سجاده ‏ى دل باز مى‏ كرد
قامت به قد قامت، مودّت ساز مى ‏كرد

آن شب فلق شعر گل مهتاب مى‏ خواند
از بهر غم، شادى، حديث خواب مى ‏خواند

آن شب سپيده جامه بر تن چاك مى‏ كرد
گرد ملال از روى احمد پاك مى‏ كرد

آن شب زمان چرخ و فلك را تاب مى ‏كرد
كلك قضا لوح قدر را آب مى‏ داد

آن شب زمين آبستن شور و شعف بود
غواص دل آماده‏ ى صيد صدف بود

آن شب منا شعر مباركباد مى‏ خواند
زيبا سرود آن شب ميلاد مى‏ خواند

آن شب خديجه بود و درد بار دارى
از باردارى بود كارش بيقرارى

آن شب ز تنهايى روانش رنج مى ‏برد
رنج شكوفايى به پاى گنج مى‏ برد

آن شب زنان مكه بر او پشت كردند
از او بريدند و نكوهش مشت كردند

آن شب درّ ناسفته ‏اى، بحر كرم سفت
طفلى كه بودش در رحم با او سخن گفت

آن شب ميان آن دو اسرارى مگو بود
وقت شكوفايى نخل آرزو بود

آن شب به مادر از بهشت و حور مى ‏گفت
از مرگ ظلمت در ديار نور مى‏ گفت

آن شب سحر آهنگ شادى ساز مى ‏كرد
در را براى صبح صادق باز مى‏ كرد

آن شب خديجه بود و آه جانگدازش
لطف خداى مهربان و سوز و سازش

آن شب بهشتى بانوان امداد كردند
با يارى خود قلب او را شاد كردند

آن يك به دستش ساغرى آكنده از مُل
آن يك برايش سندس و استبرق و گل

آن يك به پايش با ترنم لاله مى ‏ريخت
لبخند از لب در، ديار ناله مى‏ ريخت

آن يك برايش باده در پيمانه مى ‏كرد
آن يك پريشان گيسوانش شانه مى ‏كرد

مريم به گوشش آيه انجيل مى‏ خواند
آسيه بهرش داستان نيل مى‏ خواند

سارا برايش عود و عنبر دود مى ‏كرد
او را مهيا بهر يك مولود مى‏ كرد

ناگه خدا از راز هستى پرده برداشت
آهنگ فتح نور در شهر سحر داشت

تا مصطفى را ابتران ابتر نخوانند
شعر هجا در وصف پيغمبر نخوانند

ام القرا آيينه دار نور گرديد
چشم كج انديشان عالم كور گرديد

كون و مكان را ذات حق زيب و فرى داد
بر خاتم پيغمبرانش دخترى داد

آن هم چه دختر نازنين و ناز پرور
دختر نه بلكه بر يتيم مكه، مادر

بالاتر از او بين زنها دخترى نيست
در امتحان همسرى شد نمره ‏اش بيست

هر تار مويش آيه حبل المتين است
بر حلقه ‏ى انگشتر خاتم، نگين است

آمد به دنيا عصمت كبراى سرمد
ام‏ الائمه فاطمه ام ‏محمد

آمد به دنيا شاهكار كلك خلقت
گنجينه شرم و حيا و كان عصمت

آمد به دنيا آنكه نورش منجلى بود
معراج احمد بود و منهاج على بود

آمد به دنيا آنكه هستى هست مستش
از مستى هستى بشر شد پاى بستش

گر او نبودى هستى عالم نبودى
مشهودى از آب و گل و آدم نبودى

گر او نبودى زندگى بى محتوا بود
در پرده ابهام آيات خدا بود

او رحمتى بر رحمةللعالمين است
او زينت آيات قرآن مبين است

بر جسم ختم‏ الانبيا روح است زهرا
بر كشتى عدل على نوح است زهرا

آئينه دار نهضت پيغمبر است او
بهر پدر دلسوزتر از مادر است او

مظهر خدا هست و خدا را اوست مظهر
ساقى على هست و على را اوست كوثر

شرمنده از نور جمالش آفتاب است
درس نخستين بر زنان حفظ حجاب است

لبهاى ختم الانبيا بوسيد دستش
پيمانه صبر على گرديد مستش

از بس كه داده ذات حق قدر و مقامش
قد قامت احمد بود از احترامش

بى فاطمه نام نبى معنا ندارد
فرقى على با حضرت زهرا ندارد

#ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
1
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت


ما شیعه ایم و شیعه ی مولا شدن خوش است
در بین نوکران علی جا شدن خوش است

دریا علی و قطره تمامی کائنات
قطره به قطره راهی دریا شدن خوش است

ما بی علی محلّی از اِعراب نیستیم
با مرتضی هر آینه معنا شدن خوش است

یک «یا علی» بگو که مسیحا دمت کنند
یک «یا علی» بگو که مسیحا شدن خوش است

قبله علی و قبله نما فاطمه بُوَد
در روبروی کعبه فقط تا شدن خوش است

سوگند می خورم به علی که در این جهان
تنها گدای حضرت زهرا شدن خوش است

سلمان شدن همان و سلیمان شدن همان
با نوکری فاطمه آقا شدن خوش است

تنها گلی که سر سبد خلق عالم است
روح دو پهلوی نبی الله خاتم است




آمد کسی که خیر کثیر پیمبر است
خیر کثیر … نه … نه … به والله کوثر است

بی فاطمه که شیر خدا همسری نداشت
بی شک و شبهه فاطمه همتای حیدر است

وقتی علی و فاطمه آیینه ی هم اند
با این حساب فاطمه هم مرد خیبر است

حتی ابونعیم و سیوطی نوشته اند :
از مریم و خدیجه و حوا هم او سر است

من مانده ام که روز جزا او چه می کند
با چادری که سایه ی صحرای محشر است

محشر مقام فاطمه محشر به پا کند
روز جزا شفاعت او چیز دیگر است

تنها نه مادر حسنین … مادر همه است
روز تولدش به خدا روز مادر است

اخلاص و قدر و فاطر و نور و تبارک ست
میلاد با سعادت کوثر مبارک است



زهرا همان که آینه ی کردگار بود
خورشید، در مقابل نورش غبار بود

سلمان چه دید؟ دید که می چرخد آسیاب
وقتی که او مقابل پروردگار بود

نُه سال نَه … که از ازل … آغاز بی زمان
حیدر،«خدای عشق»، به عشقش دچار بود

هر چار فصل عمر علی از وجود او
اصلاً خزان نداشت تماماً بهار بود

«تکبیر» و «حمد» و گفتن «تسبیح» جای خود
تسبیح او به ذکر «علی» در شمار بود

زهرا نگو بگو اسد شیر حق، علی
با تیغ خطبه اش دو جهان تار و مار بود

حامی محکم و پر و پا قرص مرتضاست
حیدر بدون فاطمه بی ذوالفقار بود

وقتی که ذوالفقار علی رام فاطمه است
حتماً «وَ إن یکاد» علی نام فاطمه است



خورشید مصطفی که ضُحایش زبانزد است
مصداق هل اتاست، عطایش زبانزد است

جبریل هم ز سفره ی او رزق می گرفت
زیرا شنیده طعم غذایش زبانزد است

بیتش شده محل عبور و مرور وحی
پیغمبر است و غار حرایش زبانزد است

حورا الانسیه شدنش جای بحث داشت
از بس که این فرشته … نمایش زبانزد است

آیینه ای که پرتو او را کسی ندید
رفته به مادرش که حیایش زبانزد است

همسایه از دعای شبش نور می گرفت
در بین خاص و عام، دعایش زبانزد است

یک پنجم زمین به صداقش در آمده
با این حساب، لطف خدایش زبانزد است

آری خدا خدایی خود را به پاش ریخت
اصلاً عجیب نیست بهایش زبانزد است

مریم اگر دو وعده غذاش آسمانی است
زهرا همیشه مائده هاش آسمانی است



ای مادری که خلقت عالم به نام توست
دنیا هنوز محو شکوه مقام توست

آدم به اسم اعظم تو ارتقا گرفت
این هم یکی ز معجزه ی ختم نام توست

«یا فاطرُ بفاطمه» ذکر گشایش است
این تازه گوشه ای ز فیوضات عام توست

ای کوثری که ساقی تو مرتضی بُوَد
تنها نه او … که کلّ جهان مست جام توست

حتّی نبی که اوج مقامش مُبرهن است
با پا شدن به پای تو در احترام توست

آیات هل اتی که نشانی ز بندگی است
یک چشمه از سحاب ثواب صیام توست

روزی سه بار کار تو شمس الضّحایی است
با این حساب رونق ما از قوام توست

یک آسیاب دستی و یک قطعه ی حصیر
این ها همان جهیزیه های امام توست ….

… این ها نشان دهنده ی زهد و کرامت است
یعنی که سادگی و قناعت پیام توست

مادر! اگر چه رنج فراوان کشیده ای
می آید آن زمان که دو عالم به کام توست

با پهلوی شکسته و کودک به روی دست
می آیی و تقاص مدینه کلام توست

این بیت آخر است نوشتم برای تو
هستی من فدای تو و بچه های تو


#محمد_فردوسی

@raziolhossein
09:41
#حضرت_زهرا_مدح


قرآن گشودم آیه ی محشر بیاورم
میخواستم که سوره ی کوثر بیاورم
من کیستم ز فاطمه سر در بیاورم
باید کسی شبیه پیمبر بیاورم
هنگام وصفت عقل  مرا ترک می کند
معراج رفته شان تو را درک میکند

با نور تو زمین شرف آسمان گرفت
چل روز مصطفی ثمری بی کران گرفت
پابر زمین گذاشتی و خاک جان گرفت
تا آمدم بگویم زهرا زبان گرفت
گفتم که رخصتی بده بهتر بخوانمت
مهرت اجازه داد که مادر بخوانمت

مادر سلام، گوشه ی چشمی به ما کنید
مادر سلام، درد مرا هم دواکنید
با این امید در زده ام تا که وا کنید
لطفی به این اسیر یتیم گدا کنید
حالا اگر چه چادر تو وصله دار هست
من سائلم همیشه برایم انار هست

یا آیه آیه آیه ی خود(( هل اتی)) کنی
یا از کرم لباس عروسی عطا کنی
چادر امانتی بدهی تا چها کنی
یک قوم را به نور خدا آشنا کنی
دنیا تو را نخواست که اینقدر زشت شد
خاکی که زیر پای تو آمد بهشت شد

دنیا تمام ظلمت و تو ماورای نور
با تو کم است فاصله تا انتهای نور
همسایه ات اگر که شده آشنای نور
 این بوده است از برکات دعای نور
در آسمان نور چه بدری ،شبیه توست
در سال یک شب است که قدری شبیه توست

در خانه عطر سیب تو از بس جمیل بود
یادآور بهشت خدای جلیل بود
سرچشمه ی وضوی تو از سلسبیل بود
جاروی خانه ی تو پر جبرئیل بود
دنیا به پای مهر تو از شرم آب شد
آبی که گشت مهرییه ی تو گلاب شد


آنکه تورا به جمله ی ((لولاک)) می شناخت
درک تورا فراتر از ادراک می شناخت
پرواز را چه کس بجز افلاک می شناخت
بانوی آب را پدر خاک می شناخت...
نام پدر همیشه به دنبال مادر است
خیر العمل محبت زهرا و حیدر است


#مجیدتال

@raziolhossein
1
09:41
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی


درکش سخت است و فکرها کوتاه است
از شان و مقام او خدا آگاه است

در بدو تولد به سخن آمد و گفت
بعد از پدرم علی ولی الله است

#آرش_براری
....


بطحا ز زمین شوق پریدن دارد
گلبانگِ تفاخرش شنیدن دارد

هنگام اذان به گوش زهرا گفتن
خورشیدِ رخِ رسول دیدن دارد

#علیرضا_قاسمی


@raziolhossein
ش
18:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح



زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است
آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول
زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

هرگز کسی به مرتبه اش پی نمی برد
از ظرف عقل قدر مقامش فراتر است

با وحی و با حدیث و روایات یا به شعر
مدحش به هر زبان بشود نامکرر است

توحید بی ولایت او غیر شرک نیست
اصلاً ولای فاطمه توحید آور است

سِّرُالصّلات، حضرت صدّیقه هست و پس
ذات نماز مشتقِ انوار حیدر است

زهرا که انبیاء متوسّل به او شوند
حتماً مقامش از همه ی انبیا سر است

احمد برای دیدن او اذن می گرفت
جبرییل وحی بر در او حلقه بر در است

مثل قیامت است قیامش کنار در
این ابتدای قائله ی روز محشر است

از آتشی که بر در او شعله ور شده
در خون و اشک مردم دیده شناور است

در را شکست دشمن و رویش خراب کرد
از ضرب درب، تیزی مسمار بدتر است

تقصیر میخ بود که جان از تنش گرفت
از بس که ردّ ضربه ی آن، زخم پرور است

از داغ فاطمه دل سنگ آب می شود
اما حسین جنس غمش جور دیگر است

در قتلگاه تیزی مسمار دشنه شد
آن دشنه ای که روی سپیدی حنجر است

صورت به خاک خورده و در پنجه های شمر
موی حسین روبروی چشم خواهر است

زینب بیا و مادر ما را کمک بده
در قتلگاه این که فتاده است مادر است

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
2 👍 1
18:31
#حضرت_زهرا_مدح


دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه
قلب من و محبت و مهر و ولای فاطمه
طبع من و قصیده مدح و ثنای فاطمه
جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه

به بذل دست فاطمه به خاک پای فاطمه
منم گدای فاطمه منم گدای فاطمه

رشته مهر فاطمه سوی خدا کشد مرا
دل بولاش داده ام تا به کجا کشد مرا
گر به زمین زند مرا ور به سما کشد مرا
درد اگر عطا کند یا به بلا کشد مرا

پای برون نمی نهم ، از سر کوی فاطمه
وانشود لبم مگر ، به گفتوگوی فاطمه

مهر و محبتش بود طینت من سرشت من
ز دوستیش آبرو داده به روی زشت من
روضه بی چراغ او مینوی من بهشت من
شکرخدا که گشته این قسمت وسرنوشت من

سنگ محبت ورا بر سر و سینه می زنم
به یاد خاک قبر او داد مدینه می زنم

مرغک طبع من شده طوطی او هزار او
کبوتر دلم زند پر به سوی مزار او
قلب شکسته ام بود در همه حال ، زار او
شفا گرفت چشم من زخاک ره گذار او

خانه کوچکش بود کعبه آرزوی من
از آن خوشم که فضه اش نظر کند به سوی

من رشته چادرش اگر به دست انبیا رسد
شعار فخر انبیا به عرش کبریا رسد
از لب جانفزاش اگر زمزمه دعا رسد
جان زنوای گرم او به جسم مصطفی رسد

کسی که قدر و هل اتی گفته خدا به صف او
کجا قصیده های من بود رسا ، به وصف او

فاطمه ای که مصطفی خوانده به رتبه مادرش
به احترام می کند قیام در برابرش
به دست و سینه و جبین بوسه زند مکررش
بوی بهشت یافته از دم روح پرورش

مادح او کسی به جز خدا شود ، نمی شود
حق سخن به مدح او ادا شود ، نمی شود

منم که مهر داغ او نقش گرفته بر دلم
سرشته با ولایتش دست حق از ازل گِلم
اوست که هست تا ابد گره گشای مشکلم
زشعله محبتش داده ضیا به محفلم

درآیم از دری دگر گر از دری براندم
نمی روم زکوی او چه راندم چه خواندم

عصمت داوری نبود اگر نبود فاطمه
جنت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه
هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه
احمد و حیدری نبود اگر نبود فاطمه

آنچه که آفریده حق بوده برای فاطمه
گفت از آن سبب نبی من به فدای فاطمه

کسی که در کتاب خود ثنای او خدا کند
کسی که پیش پای او قیام مصطفی کند
پیرهن عروسی اش به سائلی عطا کند
کسی که خاک فضه اش دوای دردها کند

چگونه رد کند زخود مریض دردمند را
مریض دردمند را فقیر مستمند را

به پیش بحر جود او محیط کمتر از نمی
گدای کوی خویش را اگر عطا کند کمی
همان عطای اندکش فزون بود زعالمی
مرا چه غم اگر خدا به مهر او دهد غمی

دل بولاش بسته ام در آرزو نشسته ام
تیر غمش مگر رسد به سینه شکسته ام

ای که به قلب عالمی نقش گرفته داغ تو
ای که پریده مرغ دل از همه سو سراغ تو
میوه معرفت خورد روح الامین ز باغ تو
نور دهد به دیده ها تربت بی چراغ تو

قسم به قبر مخفی ات ، قسم به خاک تربتت
خون ، دل پاره پاره ام ، گشته به یاد غربتت

کاش به جای مشعلی سوزم در کنار تو
کاش چو اشک زائری افتم بر مزار تو
کاش چو قلب مرتضی بودم داغدار تو
کاش به جای محسنت سازم جان نثار تو

فیض زیارت تو را همیشه آرزو کنم
تربت مخفی تو را به اشک شست و شو کنم

ای که خزان شد از ستم بهار زندگانی ات
گشته خمیده سرو قد به موسم جوانی ات
مدینه بعد مصطفی ندیده شادمانی ات
قسم به عمر کوته و به رنج جاودانی ات

عنایتی عنایتی « میثم » دل شکسته ام
رو به سوی تو کرده ام دل به غم تو بسته ام


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5
18:31
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی

هر دل پي ِ دلستان خود ميگردد
هر كس پي ِ هم زبان خود ميگردد

روزي كه كند پدر فرار از پسرش
زهرا پي دوستان خود ميگردد
....

ای آنکه فدایت ز هواداران است
نازل به جهانْ فیض تو چون باران است

یا فاطمه مِهر تو بوَد روح نماز
مهر تو شفاعت گنهکاران است

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
18:31
#حضرت_زهرا_مدح


درمقامي كه عقيق سرخ از زر بهتر است
اشكهايم بال معراج است،از پر بهتر است
.
با زبان دل فقط حرف خودم را مي زنم
نامه بر اين روزها باشد كبوتر بهتر است
.
گرچه بالا مي برد سجده مقام بنده را
چند ثانيه نشستن پاي منبر بهتر است
.
منبري را كه دلش با مهر مولا گرم نيست
در همان مسجد بسوزاني برادر...بهتر است
.
از سر اخلاص حمدش را به جا مي آورم
آنكه از آغاز يادم داده كوثر بهتر است
.
گرچه فرقي نيست بين ساقي وكوثر ولي
بارها فرموده پيغمبر كه مادر بهتر است
.
مصحف زهرا به غير از سينه معصوم نيست
سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است
.
وقت بالا بردن در حرز نام فاطمه
از همه عالم براي مرد خيبر بهتر است
.
هر كسي بو برده از غيرت شهادت ميدهد
در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است
.
از زماني كه شنيدم در به پهلويت گرفت
حس من اين است،اصلاً خانه بي در بهتر است

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
1
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی

ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا
وی سینه تو بهشت احمد زهرا

عید تو بوَد، ببخش عیدی ما را
زان دست که بوسیده محمد زهرا

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
18:31
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی


گر فتنه و غم فکر شکستم باشد
دائم پی نابودی هستم باشد
سوگند به تو اهل نجاتم زهرا
تا ریشه ی چادر تو دستم باشد

اولاد علی گوهرشان فاطمه است
در غصه و غم یاورشان فاطمه است
گویند که با تاب و تعب می آیند
هر جا سخن از مادرشان فاطمه است

تا مهر تو را به سینه دارم زهرا
در موج بلا سفینه دارم زهرا
هر کس به دل خود آرزویی دارد
من آرزوی مدینه دارم زهرا


بی اذن تو هرگز عددی صد نشود
بر هر که نظر کنی دگر بد نشود
زهرا تو دعا کن که بیاید مهدی
زیرا تواگر دعا کنی رد نشود

فردای قیامت که گرفتاری تو
بی یاور و بی مونس و بی یاری تو
آن قدر طرفدار تو باشد زهرا
انگار نه انگار گنه کاری تو

وقتی که لبت را به دعا باز کنی
یا فاطمه با لطف خود اعجاز کنی
فردا همگی کمیتشان می لنگد
در وقت شفاعت تو اگر ناز کنی

ای نام علی ذکر لبت یا زهرا
ای لیلۀ قدر هر شبت یا زهرا
از بهر شفاعتت دل ما کافیست
یک گوشه ی چشم زینبت یا زهرا

افتاده راه عشق را یاری کن
در فتنه روزگار دین داری کن
چشمت که به ذریۀ زهرا افتاد
ذکر صلوات بر لبت جاری کن

جبریل امین اگر مقامی دارد
در دفتر عشق اگر که نامی دارد
از دولت پا بوسی زهرا باشد
در پیش خدا گر احترامی دارد

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_مدح


باز به من راه سخن باز شد
طایر اندیشه به پرواز شد

تا که کند سیر، مقامات را
مدح کند،‌ مادر سادات را

گر، نه مدد از نظرِ وی رسد
خامه به طوف حرمش کی رسد؟

اختر تابنده‌ بُرج شرف
گوهر رخشنده‌ دُرج شرف

مایه‌ فخریه‌ خیرالبشر
دوستی و دشمنی‌اش، خیر و شر

ریزه خور سفره او، اولیا
در بَر او بر سَرِ پا، انبیا

روح نُبی ، جان نبی، ذات دین
کشته شده بر سرِ اثبات دین

در شرف و عفاف، الگو تویی
به بانوان، بزرگ بانو تویی

به بی‌قرین ، نیست قرین تو کَس
و گر کسی هست، علی هست و بس!

بود به دستور خدای اَحد
که مصطفی به دست تو، بوسه زد

جن و ملک، کمینه خیل توأند
خلق، عوالم به طُفیل توأند

حُب تو، شیرازه‌ اُمّ الکتاب
سایه‌نشینِ مِهر تو، آفتاب

مقدم تو داده به خاک، اعتبار
فرش کند از تو به عرش، افتخار

هم ز سَران، خود پسرانت سَرند
هم، همه مفتخر زِ تو مادرند

در صف محشر، چو رسد گام تو
محشر دیگر شود از نام تو

به‌گاه غم ذکر امامان، همه
فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه

دامن تو، حسین، می‌پرورَد
آن‌که دل خدای هم می‌برَد

فضه‌ تو، معلم عالمی
که دارد از یَم کمالت نَمی

خانه‌ تو گلبُن عشق و عفاف
به گِرد آن کعبه بوَد در طواف

صبر تو را نداشت ایوب، هم
اشک تو را نریخت یعقوب، هم

عبادت و خدمت تو، متصل
دسته‌ دستاس ز دستت خجل

چشم ملَک، محو نماز شبت
گوش فلک، به نغمه‌ یارَبت

#علی_انسانی


@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی

چون «فاطمه» هیچ واژه‌ای ناب نبود
روشن‌تر از او، آینه و آب نبود

شب‌ها که به محراب عبادت می‌رفت
محتاج، کسی به نور مهتاب نبود

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


...صبح شور آفرين ميلادت
لحظه‌‌ها چون فرشتگان شادند
چار تن بانوي بهشتی هم
گل فشاندند و دل ز كف دادند
داد فرمان، خدا به پيغمبر
كه: «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انحَر»

مثل «حوا» شميم جنت را
«مريم» آن جا به يك اشاره گرفت
بوسه بر خاک پايت «آسيه» زد
دامنت را به شوق، «ساره» گرفت
جز تو اي معنی «كلام الله»
كيست شايستۀ «سلام الله»؟

ای وجودی كه در كمال شهود،
هستی‌ات نورِ عالمِ غيب است
نام پاک تو بی‌وضو بردن
نزد اصحابِ معرفت، عيب است
با علي نُه بهار پيوستی
دَرِ خواهش به روی خود بستی

به خدا، خانۀ گِلين تو را
اشتياق حبيب، پُر كرده ست
عطر ناب «لِيُذهِبَ عَنكُم»
بوي«امَّن يُجيب» پُر كرده ست
حلقه زد گرد چهره‌ات چون ماه
هالۀ «اِنَّما يُريدُ الله»

لطف سرشارت، اي عصارۀ وحي
خستگان را به مهر، تسكين داد
تا سه شب، قوت خويش را هر شب
به يتيم و اسير و مسكين داد
در شگفت از تو قدسيان ماندند
سورۀ نور و هل اتي خواندند

چه كسي مي‌بَرد گمان كه خدا
به كنيز تو رتبه كم داد؟
فضه شد ميهمان مائده‌ای
كه خدا پيش از اين به مريم داد
می‌توان با محبت تو رسيد
به رهايی به روشنی به اميد

نيمه شب‌ها كه در دل محراب
ذكر آيات نور داشته‌ای
اي نمازت نهايت معراج!
عرش را پشت سر گذاشته‌ای
باغ سجاده غرق عطر تو بود
همه آفاق، زير چتر تو بود

صلح سبز «حسن» كه جاری شد
چشمه در چشمه از پيامت بود
نهضت سرخ روز عاشورا
شعله در شعله از قيامت بود
خطبه را زينب از تو چون آموخت
سخنش ريشه ستم را سوخت

ای دلت در كمال بی‌رنگی
از همه كائنات، رنگين تر!
بود بار امانت از اول
روی دوشت ز كوه، سنگين تر
تو منزّه‌ترينِ زن‌هایی
بر بلنداي نور، تنهايی

با همان دست عافيت پرور
كه پرستاری پدر كردی،
از امام زمان خود، ياری
در هياهوی پشت در كردی
سرمه ديده، خاک پايت باد
همه هستی‌ام فدايت باد...

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت


زنی از خاک،از خورشید،از دریا قدیمی‌تر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر
زنی از خویشتن حتی از أعطینا قدیمی‌تر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا قدیمی‌تر

که قبل از قصۀ قالوا بلی این زن بلی گفته‌ست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست

ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد ریحانه ریحانه

نشاند آن دانه را در آسمان، با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود اشک او رنگ و لعابش داد

زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را می ستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتی های تلمیحش
جهان این شاه مقصودی که روشن شد ز تسبیحش

ابد حیران فردایش ازل مبهوت دیروزش
ندانم های عالم ثبت شد در لوح محفوظش

چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا
زمین زهرا، زمان زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!

مرا در سایۀ خود برد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم

مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل می‌بندد دخیل پَر بر آن چادر
ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر
تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر

همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی #صلوات

یا فاطمه ای منشاء خیر و برکات
مهر تـو بود قـبولی صوم و صلات

فـرموده نبـی خـدا گناهش بـخشد
هـرکس کـه بـرای تـو فرستد صلوات


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت


باز دل شکسته ام نواي ديگر آورد 
پرده بهتري زند سرود خوشتر آورد 
لئالي کلام را زطبع من برآورد 
مگر ثناي فاطمه دخت پيمبر آورد 
که آگه از مقام او کسي بجز اله نيست   
نسيم درک و عقل را درين حريم راه نيست

ماه جمادي آيد و ز خرمي خبر دهد 
جماد را نديده کَس گل آورد ثمر دهد 
به بيستمين صباح آن اميد بر بشر دهد 
به زندگاني بشر تجلي دگر دهد 
در اين خجسته صبحدم داده خداي ذوالعطا  
به ياوسين و طاوها کوثر و قدر و هل اتي

خديجه اِي زدرد و غم به جان رسيده غم مخور 
خديجه اِي زدشمنان طعنه شنيده غم مخور 
خديجه گر قبيله ات از تو بريده غم مخور 
خداست يار و مونست ز هر پديده غم مخور 
لطف خداست ياورت محمد است همسرت   
بهتر از اين چه مي شود که فاطمه است دخترت

خديجه اِي که از خدا فاطمه را گرفته اي 
چه کرده اي که اين مقام را فراگرفته اي 
ز هست و نيست چو دل بهر خدا گرفته اي 
هزارها برابر از خدا جزا گرفته اي 
خديجه ديده روشن از فروغ نور ديده ات   
باد مبارک از خدا مقدم نورسيده ات

دايره وجود را مرکز و محور آمده 
محيط لطف وجود را جوهر و گوهر آمده 
ولي ممکنات را محرم و همسر آمده 
رسول کائنات را دختر و مادر آمده 
چه دختري که هستي جهان بود ز هست او   
رسول حق به امر حق بوسه زند به دست او

فاطمه اي که عقل ما مات عبادتش بود 
نقش به چهر دوستان مهر ارادتش بود 
همسري علي نهايت سعادتش بود 
ليله قدر اولياء شام ولادتش بود 
ثبت شد از ولادتش بقاي نسل احمدي   
يافت بقا زنسل او شريعت محمدي

فاطمه اي که حق بر او عرض سلام مي کند 
اداي ذکر نام او به احترام مي کند 
کسي که پيش پاي او پدر قيام مي کند 
بر در خانه اش سلام صبح و شام مي کند 
شرف ببين که خانه اش برده سبق ز طور هم   
حيا ببين که پوشد او چهره خود ز کور هم

فکر کسي نمي رسد به ساحت جلال او 
جلال حق جلال او جمال حق جمال او 
تربيت سلاله اش نمونه کمال او 
سلام حق بر او و باب و مام و زوج او 
که هستي تمام ماسوا بود ز هستشان   
نظام ملک خويش را داده خدا به دستشان

فاطمه اي تو بازگو فلسفه حيات را 
ساخته جد و جهد تو سفينة النجات را 
زنده نگاه داشتي و آتوالزکوة را 
حي علي الفلاح را حي علي الصلاة را 
مزرعه عفاف را زاشک آب داده اي   
به بانوان زشرم خود درس حجاب داده اي

اي که خدا بي مثل به کوثرت مثال زد 
دم از جلال و قدر تو قادر ذوالجلال زد 
نبي زمهر بضعتي به سينه ات مدال زد 
حلقه به باب خانه ات دست علي و آل زد 
يافته است پرورش خون خدا زشير تو   
شير خدا به مرتبت نظير تو بشير تو

به حسن تو که مي کند جلوه گر آفتاب را 
به اشک تو که بشکند قيمت دُرّ ناب را 
به کوي تو که از دلم ربوده صبر و تاب را 
عرض سلام کرده و منتظرم جواب را 
دريغ از جواب ما به خاطر خدا مکن   
دست توسل مرا ز دامنت جدا مکن

فاطمه اي زلطف تو قعود ما قيام ما 
دوستيت قبولي صلوة ما صيام ما 
نام تو و حسين تو سرود ما کلام ما 
نثار قبر مخفيت درود ما سلام ما 
 به یاد درد و داغ ها که بُد گواه صبر تو   
هنوز گریه می کند علی کنار قبر تو

تویی که از وجود تو، مدح کند خدای تو
تویی که فیض وحی را تازه کند صدای تو
تویی که گفت مصطفی، جان پدر فدای تو
منم غلام و چاکر و سلاله و گدای تو
نام تو بر لبم بود مهر تو مذهبم بود
«مؤیدم» که بر درت چهار منصبم بود


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی


در محفل عاشقان بخوان مهدی را
تبریک بگو از دل و جان مهدی را

در سجده پس از ولادتش دخت نبی
میگفت که یارب برسان مهدی را
.....

امشب که نبی خنده به لبها دارد
دامان خدیجه عطر زهرا دارد

می بوید و می بوسدش و از همه بیش
بوسیدن دست او تماشا دارد
.....

جبریل به عرش نقش کوثر زده است
طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب
خورشید زمین و آسمان سر زده است
......

امشب که خدیجه روی خندان دارد
از عالم قدس چهار مهمان دارد

زهراست به دامنش و یا در دل شب
خورشید درون خانه پنهان دارد
.....

امشب همه آیات جلی سجده کنند
بر درگه لطف ازلی سجده کنند

از بعد ولادتش به شکرانه ی دوست
زهرا و محمد و علی سجده کنند

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی


اکمال برای صلوات آوردی
دو بال برای صلوات آوردی

وقتی که نبودی ، صلوات ابتر بود
تو " آل " برای صلوات آوردی

#میثم_مومنی_نژاد
.....

دریاست نبی و گوهرش فاطمه است
مولاست علی و همسرش فاطمه است

با آنکه حسین است پناه دو جهان
او خود به پناه مادرش فاطمه است


مرحوم #سیدرضا_مؤید

.....


عمریست رهین منت زهرائیم
مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید
ماپیر غلام حضرت زهرائیم

#محسن_عرب‌خالقی


@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


ای گوهر کلام محمد ثنای تو
تا حشر افتخار ولایت ولای تو

هم کوثر خدایی و هم دخت مصطفی
هم آمده است امّ ابیها ثنای تو

پیغمبری که جان همه انبیا فداش
فرمود با تو جان محمد فدای تو

با آنکه نیست روی خداوند دیدنی
پیداست در جمال تو، وجه خدای تو

پیغمبران، ملائکه، حوریّه، جنّ و انس
دارند احتیاج به ذکر دعای تو

تا صبح حشر حسرت بیماری اش بود
آید اگر مسیح به دارالشفای تو

هرگز نگه به وادی سینا نمی کند
گر بنگرد کلیم به دارالولای تو

امواج نور سر زده از خانه ی گلین
بوی بهشت می دمد از خاک پای تو

بیت الحرام خواجه ی اسراست حجره ات
آرد ملک طواف، به دور سرای تو

گلبوسه های پشت هم ختم انبیا
پیداست روی آبله دست های تو

در حیرتم که روی تو را دید در بهشت
آدم نداد جان ز چه بر رو نمای تو؟

سوگند می خورم به خدا تا خدا خداست
بیگانه با خدا نشود، آشنای تو

حوّا امید داشت شود فضه درت
آدم شد از بهشت برون در هوای تو

تصویر توست، خنده گلخانه ی بهشت
بوی خداست، در نفس دلربای تو

پیغمبر و خدا و رسول و ائمه اند
با حُسن اتفاق، مدیحت سرای تو

آن روزها که صحبتی از ماسوا نبود
کوثر نداشت، ذات الهی سوای تو

پیش از ظهور عالم خلقت، هماره بود
آغوشِ غیبِ ذاتِ خداوند، جای تو

والله بهترینِ کسانند در زمین
ابنا و شوی و امّ و بنات و نیای تو

مُلک وجود در حرمت گشته ناپدید
کی گفته گم شده حرم با صفای تو؟

محدود نیست بحر عنایات رحمتت
وصل است بر عطای الهی، عطای تو

آگاه نیست کس به جز از ذات ذوالجلال
از بدو ابتدای تو و انتهای تو

گر جنّ و انس، حاتم طایی شوند باز
باید زنند بوسه به خاک گدای تو

حقّا که شد گشوده ز بازوش ریسمان
مشکل گشا به پنجه ی مشکل گشای تو

تاریخ شاهد است که آید هنوز هم
از مسجد مدینه صدای رسای تو

گویی فقط رسول خدا حرف می زند
وقت خطابه با دو لب جانفزای تو

با آنکه از صدای تو هفت آسمان گریست
انگار هیچ کسی نشنیده صدای تو

حتی یکی نگفت به زهرا س ستم شده
حتی نکرد گریه کسی از برای تو

هرگز نگشت چون تو کسی در وطن غریب
بالله نبود این همه غربت، سزای تو

اجر رسالت پدرت خوب شد ادا
گردید تازیانه ی امّت، جزای تو

ای یاس نیلی نبوی! کاش خورده بود
آن تازیانه ها به تن ما به جای تو

تا روز حشر کاسه ی خون جگر شود
چشمی که تر نگشت ز اشک عزای تو

باید به "میثمت" دُر مضمون عطا کنی
تا گوهر قصیده بریزد به پای تو

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت


وسعت ام القرى آنشب بسيط نور بود
شوق در سعى صفا، كعبه محيط شور بود
از طلوع مهر ايمان چشم شيطان كور بود
چشم بد از خانه بى‏ بى خديجه دور بود
همنفس با شب پيمبر تا سحر احيا گرفت
كوثر تسبيح را از دست اعطينا گرفت
 
راز هستى تا در آغوش پيمبر پا نهاد
نقش صد گلبوسه بر باغ لبش طاها نهاد
داغ حسرت بر دل عاص بن وائل‏ها نهاد
حضرت حق نام اين مولود را زهرا نهاد
قدسيان در وجد و حال اين نام را نجوا كنند
اين معما را بگو تا اهل دل معنا كنند
 
كيست زهرا كوثر فياض رب العالمين
كيست زهرا عصمت الله در روى زمين
كيست زهرا رشته‏ هاى چادرش حبل المتين
كيست زهرا خلوت آراى اميرالمؤمنين
آفرينش جلوه‏ اى از يك نگاه فاطمه است
روز محشر خلق عالم در پناه فاطمه است
 
كيست زهرا هل اتى و قدر را شأن نزول
كيست زهرا طاهره انسية الحورا بتول
كيست زهرا خيره بر اوج مقام او عقول
كيست زهرا آنكه شد ام ابيهاى رسول
مصطفى مأمور تكريم مقام فاطمه
پيش پا برخاست بر عرض سلام فاطمه
 
كيست زهرا آنكه شمع عشق را پروانه بود
كيست زهرا آنكه او را از بلا پروا نبود
كيست زهرا آنكه بر باغ نبى ريحانه بود
كيست زهرا آنكه جان وحى را جانانه بود
جبرئيل افتاده بر خاك درش بهر سلام
شعر خلقت راست حسن مطلع و حسن ختام
 
ياس پيغمبر كه عطرش در فضا پيچيده است
مصطفى از شوق جنت سينه‏ اش بوئيده است
دست او را مثل قرآن  بارها بوسيده است
ليلة القدر است و قدرش بر همه پوشيده است
قدر او را مصطفى و مرتضى دانند و بس
نور او شد انبيا را در بلا فرياد رس
 
فاطمه آمد امير المومنين را يار شد
حجم فريادش به فرق تيرگى آوار شد
نور او تكثير شد يعنى نبى تكرار شد
در دفاع از عشق مجروح در و ديوار شد
پشت در فرياد يا حيدر شعار فاطمه است
شيعه تا روز قيامت وامدار فاطمه است


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح



هزاران سال نوری قبلِ خلقت خلق شد زهرا 
هزاران سال قبل از مریم و آسیه و حوّا 
نفهمیدیم انسان است یا انسیة الحورا 
علی شد "باءِ" بسم اللهُ و زهرا "نونِ" اعطینا 

خدا روز ازل دار و ندارش را به زهرا داد
جهان را خلق کرد و اختیارش را به زهرا داد

به تعداد ملائک سینه چاک و سینه زن دارد
چه غم دارد که فرزند دلیری چون حسن دارد
علی دار و ندار اوست تا جان در بدن دارد
کنارش قطره هم انگیزه ی دریا شدن دارد

ندارم غیرِ عشق فاطمه سرمایه‌ای دیگر
ندارم بر سرم جز سایه ی او سایه ای دیگر

امامت می کند بر سیزده نور خدا زهرا 
شده در اربعین ذکر نجف تا کربلا زهرا 
علی می بست بر پیشانی اش سربند یا زهرا 
چه می شد داشت صحن ومرقدو گنبدطلا زهرا 

فقط با یاد زهرا قلب ها آرام می گیرند 
ملائک از نماز فاطمه الهام می گیرند

برایم مادری کرده ست حتی بهتر از مادر
هزاران بوسه از دستان او چیده ست پیغمبر 
نمی دانم بگویم فاطمه یا هستی حیدر 
علی یا فاطمه گفت و پس از آن فتح شد خیبر 

فقط حیدر فقط حیدر فقط او لایق زهراست 
علی جای خودش دارد خدا هم عاشق زهراست


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
3
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت


المنت لله که من هستم گدای فاطمه
شد خانه ی امّید من ، دولت سرای فاطمه
شرمنده ام از این همه ، لطف و عطای فاطمه
اسباب زحمت بوده ام عمری برای فاطمه

هستیم عمری پشت این ، باب نجات فاطمه
المنت لله که ، هستیم مات فاطمه

شکر خدا نان مرا ام ابیها می دهد
او آبرو و عزتم در هر دو دنیا می دهد
در دین ما با فاطمه هر چیز معنا می دهد
من عاشق جنت شدم ، چون بوی زهرا می دهد

از قبل میلادم شدم سایه نشین چادرش
از من خریده آبرو ، حبل المتين چادرش

مثل خدایت برتر از درک همه دنیا تویی
آن که حکومت می کند بر عالم بالا تویی
آنکه ز نورش دیدنی شد جنت الاعلا تویی
حورا ترین انسان تویی ،انسان ترین حورا تویی

ای خاکیان را فاطمه ، منصوره افلاکیان
تو کیستی که مدح تو اصلا نچرخد در زبان


آنکه ز خلق آدم و حوا خبر دارد تویی
آن دختری که دست در خلق پدر دارد تویی
آن کس که جا روی سر ِ خیر البشر دارد تویی
آن آسمان که یازده ، قرص قمر دارد تویی

آنکه حسینش عشق را داده است بال و پر تویی
رحمت به شیر پاک تو ، شیر جمل پرور تویی

آن زن که دارد قبه ای در آسمان هفتمین
آن زن که دارد خادمی مانند جبریل امین
آن زن که در عالم بُوَد صدیقه کبری ترین
باید که باشد شوهرش ، تنها امیرالمومنین

مولود کعبه خلق شد تا شوهر زهرا شود
هیهات اگر این شیر زن ، سهم فراری ها شود


تو هم ستاره گشته ای ، هم مهر و ماه مرتضی
تا روز محشر یک تنه ، هستی سپاه مرتضی
تکیه گه عالم علی ، تو تکیه‌گاه مرتضی
بعد از خدا مثل نبی ، هستی پناه مرتضی

در وصف حیدر بس بُوَد ، اینکه هوادارش تویی
ماه شب تارش تویی ، گرمی بازارش تویی


ای همدم ِ بی همدمی ، ای چاره درد ِ مگو
دیدم من از تو معجزه، منزل به منزل کو به کو
من با تو تنها می رسم بر قله های آرزو
ای ذکر تسبیحات تو ، بر هر نمازم آبرو

سبحانَ سبحان مرا ، حب تو معنا می کند
این قطره را الطاف تو ، راهی دریا می کند

ای شیر بانوی علی ، ای قهرمان جاودان
عمر کم تو آبرو ، برد از سقیفه در جهان
از جان گذشتی فاطمه، تا که نیاید دین به جان
تو با مزار بی نشان ، دادی به ما حق را نشان

تشییع سوت و کور تو ، فریاد زد حق با علیست
ای مردم عالم فقط ، آقای این دنیا علیست

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


ای آفتاب ذره نشین سرای تو
هفت اسمان بنا شده از خاک پای تو
وقتی خیال هم نرسد بر ثنای تو
باید خدا خودش بنویسد برای تو

روی تو در جمال خداوند دیدنی است
وصف تو از زبان خدا هم شنیدنی است


وقتی که چشمهای تو وا شد به این جهان
نوری دمیده شد به بلندای آسمان
ابتر شدند نسل تمامی دشمنان
از این چنین پدر شود آیینه ای چنان

لالایی تو را به ملکها سپرد ه اند
گهواره تو را به فلک ها سپرده اند


خیر کثیر از نظرت آفریده شد
جبریل زیر بال پرت آفریده شد
عشق از نسیم هر سحرت آفریده شد
چرخ و فلک به دور سرت آفریده شد

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
باید به نام نامی تو اقتدا کنند


از انعکاس نور تو عالم درست شد
تصویری از حقیقت اعظم درست شد
از جلوه ات بهشت معظم درست شد
از خاک پای تو گل ادم درست شد

ورنه محال بود که ادم شویم ما
بر واژه های نام تو محرم شویم ما

خورشید و ماه دانه تسبیح دست تو
می چرخد این فلک همه از ناز شست تو
هستی گرفت هستی خلقت زهست تو
حق بوده است بر نظر حق پرست تو

گرچه جهان به دور سر تو مدوّر است
دردیده تو نقطه پرگار حیدر است

حیدر اگر نبود پیمبر نداشتیم
حیدر نبود ساقی کوثر نداشتیم
حیدر نبود اول و آخر نداشتیم
حیدر نبود عرصه محشر نداشتیم

با این جلال و منزلت و عزت وجود
زهرا اگر نبود دگر حیدری نبود

توحجت تمام تمام ائمه ای
هر صبح و ظهر شام سلام ائمه ای
قدقامت الصلات قیام ائمه ای
نور حقیقتی امام ائمه ای

یک آسمان فرشته کنیز کنیزهات
صدها عزیز مصر غلام عزیزهات


مادر جلال پشت حجابت سرآمد است
از کورهم گرفتن رویت زبانزد است
شیوایی نگاه تو از بس که بی حد است
چشم توچشم نیست کتاب محمد است

تو کوثری که از همه این جهان سری
تو روح احمدی و نفسهای حیدری

داده خدات ازشب قدرش به عقل کد
هرگز ادای قدر تو در این جهان نشد
یعنی که احترام تو بانو به جای خود
باید برای بردن نامت بلند شد

بادست گرم تو دل خورشید گرم شد
باذکر نام تو دل هرسنگ نرم شد


از ان زمان که دیده گشودم بری شدم
مشغول عشق بازی در نوکری شدم
حرف دو روزه نیست اگر حیدری شدم
وقتی گلم سرشته شده مادری شدم

دارم من از دعای تو این مهر نوکری
داری به گردنم به خدا حق مادری


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
18:31
#حضرت_زهرا_مدح


ای گرامی دخت سالار امم
لوح محفوظ خدای ذوالنّعم

از تو جسته سکّۀ عصمت رواج
عصمتت بگرفته از عفّت خراج
.
با وجود چون تو زن در احترام
دیگر از مردان نباید برد نام
.
کوه مس را می کند کان طلا
خاکپای فضّه ات چون کیمیا
.
آبروی مریم از خاک درت
ساره چون هاجر به خدمت در برت
.
گر تویی زن ای سر افراز یمن
کاش مردان جهان بودند زن
.
کرده حق نام گرامت فاطمه
ملک هستی را وجودت قائمه
.
ذات تو اسباب ایجاد وجود
خاطرات آئینۀ غیب و شهود
.
سرّ مکنون خدای اکبری
جفت حیدر دختر پیغمبری
.
قلب تو ای قلزم مجد و شرف
شد برای یازده کوکب صدف
.
قامتت ای سرو بستان صفا
پای تا سر نخل توحید خدا
.
آنچه قدرت داشت ذات کردگار
جمله را برده است در ذاتت به کار
.
بیش از اینم نی به وصفت دسترس
گر بُوَد در خانه کس یک حرف بس
.
روز محشر «صامتت» را یار باش
جرم او را در جزا ستّار باش

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
18:31
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی


در خط پیمبرم... خدایا شکرت
دلداده‌ی حیدرم... خدایا شکرت

دیگر چه سعادتی از این بالاتر...
زهرا شده مادرم... خدایا شکرت


#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


زمستان دوره اش سر شد ، بهار بی خزان آمد
تمام علت خلق ِ کران تا بی کران آمد

چه غوغایی شده بر پا ، که دنیا آمد امشب که 
سراسیمه جنان بهر زیارت بر جنان آمد ؟!

همان که چون شب قدر است قدرش تا ابد پنهان
همان که چون خدا دارد نشان در بی نشان آمد

نماید نوش جان قرآن ، سه جرعه آیه ی کوثر
بگو بر ابتران نسل ِ رسول انس و جان آمد

بزن بر طبل شادی شیعه ی اثنی عشر امشب
دلیل محکم حق بودن ِ آیینمان آمد

مبارک باشد عید سهله ای ها ، جمکرانی ها
که امشب الگوی آقای ما صاحب زمان آمد

خدا پر کرده از عطر گل یاسش دو دنیا را
دهد جور دگر امشب جواب مادری ها را


به عشق تو خدا بخشید بر فردوس، کوثر را
نمی بیند دو عالم تا قیامت از تو بهتر را

تو دنیا آمدی گویی ، فقط کفوت علی باشد
نباید با کسی جز تو ، برابر کرد حیدر را

برای شرح قدری از ، کتاب قدر تو مادر
یقین دارم خدایت آفریده روز محشر را

نگاهت نه ، خودت نه ، رشته ای از چادرت کافی است
کند تا که مسلمان در شبی ، یک ایل ، کافر را

مقام چادر تو نه ،مقام چادر فضه
به مِن مِن بی شک اندازد زبان اهل منبر را

کسی که خورده شیر پاک ، غیر از روز میلادت
نداند روز مادر مطمئنا روز دیگر را

سلام ای بهترین چاره ، سلام ای بهترین یاور
چه بیچاره است آن کس که ، نمی گوید به تو مادر


خوشا بر آنکه یار او ، شود زهرای مرضیه
قرار او ، بهار او شود زهرای مرضیه

کسی که چون خدیجه ، خرج دین دار و ندارش شد
همه دار و ندار او شود زهرای مرضیه

و تنها حکمت تنهایی مولای ما این است
که تنها بی قرار او ، شود زهرای مرضیه

یقین دارم که بر عهده ، بگیرد کل عالم را
کسی که عهده دار او ، شود زهرای مرضیه

امید ِ زندگی بخشد جهان را جمعه تا جمعه
جهانی که مدار او ، شود زهرای مرضیه

جهان یک جمعه می بیند امید آخر ما را
خدا رسوا نماید قاتلین مادر ما را



علی گویان ِ عالم را ، شفاعت می کند زهرا
علی گویان ، قیامت را ، قیامت می کند زهرا

هزار و چهار صد سال است با این قبر پنهانش
ز آن دو دارد اظهار برائت می کند زهرا

الا ای شیعه بعد از هر ، نماز خویش لعنت کن
همان ها را همان ها را که لعنت می کند زهرا

اگر عیسی سخن گفته است در گهواره ای مردم
تکلم روزها قبل از ولادت می کند زهرا

خدا هر وقت می نازد به خود گویند عرشی ها
یقینا در زمین دارد عبادت می کند زهرا

همانند خدایش بی همانند است این بانو
نگو فخر زنان ، فخر خداوند است این بانو



منم مدیون ِ چشمان ِ حسین و مجتبی مادر
مسلمانم مسلمان ِ حسین و مجبی مادر

صفایم کربلا گشت و ، مدینه مروه ام باشد
منم یک عمر حیران ِ حسین و مجتبی مادر

اگرچه دامن آلوده ، اگر چه روسیاه اما
بُوَد دستم به دامان حسین و مجتبی مادر

گهی یاد حرم گریم ، گهی یاد کفن گریم
پریشانم پریشان حسین و مجتبی مادر

دوشنبه در مدینه یا ، شب جمعه دم مقتل
صدایم کن مرا جان حسین و مجتبی مادر

به جان حضرت حیدر ، مرا هم در صف محشر
بخوانم دیده گریان ِ حسین و مجتبی مادر

زبان از شرح غم های دو آقازاده ات شد لال
بمیرم از کدامین غم ، غم آن کوچه یا گودال ؟




#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
9
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی


جبریل به عرش نقش کوثر زده است
طوبی گـل تسبیح به پـیکـر زده است

از خــانـۀ کـوچـک مـحــمــد امـشـب 
خورشید زمین وآسمان سر زده است

#سیدرضا_موید
....

شـب مــیـلاد زهـــرای بـتــول اسـت 
ز یُـمـن او دعـا امـشـب قـبـول اسـت

شب فـیـض و شب قـرآن، شـب نـور
شب اعـطای کـوثـر بر رسـول است

#حبیب_الله_چائیچان #حسان
......

بـزمـی بـه حـریـم کـبــریـا بـرپـا شـد
کـوثـر ز خـدا به مصطفـی اعطا شـد

یک قطره زآب کوثر افتاده به خـاک
صـد شـاخـه گُـل مـحـمـدی پـیـدا شـد

#محمدعلی_مردانی
......

بـر مـقـدم دخــتــر پـيـمـبـر صـلـوات
بر چشمۀ پاك حوض كـوثـر صلوات

بر مـحـضـر حـضرت مـحـمد تبريك
بـر مـادر شيـعـيـان حــيـدر صـلـوات

#مهدی_پناهی
......

ای روی تو جـلوه گـاه سـرمد زهـرا
وی سـیـنـۀ تـو بـهـشت احـمـد زهـرا

عـیـد تو بُـوَد، بـبـخـش عـیـدی ما را
زان دست که بـوسیـده محـمـد زهـرا

#سیدرضا_موید

......

در بـاغ نـبــوت از نـهــال تــوحــیــد
هـنـگـام سـحـر گـلـی شکـوفـا گـردید

چون غنچۀ گل، خدیجه خندید چو دید
زهـرا چو گُـل مـحـمـدی می خـنـدیـد

#محمدعلی_مردانی
.....

خـدا کـنـد اثـری حـق به آه ما بخـشد
بصیـرتـی به دل عُذر خواه ما بخشد

به احترام مـحـمـد چه میشود که خدا
شـب ولادت زهـرا گـنـاه مـا بـخـشـد

#سروعلی
......

نــور دگــری به بـیــت احــمـــد آمــد
مـحـبــوب رســول حـیّ سـرمــد آمـد

تا عـطـر وجـودش همه عـالـم گـیـرد
زهــرا، گــل گــلــزار مــحــمــد آمـد

#حــامــد
......

بـر عـالـمـیـان رحـمـت بـی حــد آمـد
زیــبــا گــهـــر رســول امــجــد آمــد

تـبـریـک بـه شـیـعــیـان اهـل عــالــم
چـون فــاطــمــه دخـتـر مـحــمـد آمـد

#نادعلی_کربلایی
......

عـالـم ز فـروغ احـمـدی لبـریـز است
از جـلـوۀ حـیِّ سـرمـدی لبـریـز است

مـیـلاد بـتـول است و فــضـای مـکـه
از عـطـر گـل مـحـمـدی لبـریـز است

#سیدرضا_موید


@raziolhossein
9
10 December 2025
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی #صلوات


برجلوه ی لبخند محمد صلوات
برمنزلت خدیجه بی حد صلوات

با آمدن عصمت کبری گفتند
الگوی امام عصر آمد صلوات
......

بانوی گل از جنت اعلا آمد
ام النجبا، ام ابیها آمد

برصفحه ی آسمان ملائک از شوق
با نور نوشتند که زهرا آمد
.....

عطر نفسی پاک سرشت آمده است
آئینۀ نور سرنوشت آمده است

سرتاسر شهر مکه را گل بزنید
زهرای مطهر از بهشت آمده است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
01:14
#حضرت_زهرا_مدح


قلم کجا و قدم در حریم حرمت تو؟
کلام را نبُوَد جوهر قداست تو

سخن به حسرت مدح تو از نفس افتاد
که هیچ حرف نباشد حریف مدحت تو

چه هیجده غزلی داشت دفتر عمرت!
قد کدام قصیده رسد به رفعت تو؟

تو ناسروده‌ترین شعر خلقتی، بانو!
که شاعر تو همانا خدای خلقت تو

مگر به شأن تو جبریل آورد کوثر
مگر به قدر تو قرآن کند تلاوت تو،

مگر که خطبه‌ی حیدر شود به تفسیرت
مگر که منطق احمد کند روایت تو،

وگرنه وصف تو از ما و من نمی‌آید
کجا مدیحه‌ی ما و کجا مدیحت تو؟

تراوش یم عصمت ز رشحه‌ی اسمت 
طلوع نور حیا از نقاب عفّت تو

سپهر، جلوه‌ای از کهکشان دوستی‌ات
بهار، غنچه‌ای از گلشن محبّت تو

نسیم، کودک نوپای کوچه‌ی لطفت
بهشت، سفره‌ی گسترده‌ی ضیافت تو

سزد که شیعه کند با وضو نگاه به آب
که این زلال بُوَد مهریه به حضرت تو

نبود درخور تو ظلمت شب دنیا
که هست صبح قیامت، صباح دولت تو

به یُمن عید، تفأّل زدم چو بر "حافظ"
《نوید داد که عام است فیض رحمت تو》

ندیده‌ایم و نبینیم مثل تو خاتون
نیامده است و نیاید زنی به رتبت تو

چهل حضور، چهل خلوت و چهل معراج
چه چلچراغ شگفتی است در ولادت تو!!!

محبّت تو و اولاد توست خیر عمل
ولای عترت تو نازم و ولایت تو!

مراست دوستی هر که دوست است تو را
و بغض آن که ندارد به دل، ارادت تو

شگفت نیست کند فضّه، خاک را زر و سیم
《که نیست در سر او جز هوای خدمت تو》

سلام خویش رساندی به نسل خود تا حشر
هنوز عاطفه می‌خوانم از  وصایت تو

چه حسّ و حال عجیبی است زائران تو را!
چه اشک و آه غریبی است در زیارت تو!

ز خاطرم نرود قاب عکس خاطره‌اش
بقیع و تنگ غروب و حدیث غربت تو

چرا کبود نباشد ز لطمه، صورت ما؟
که شد ز لطمه‌ی دشمن، کبود، صورت تو

طواف خاک تو بیت‌الحرام چون نکند؟
که بود زاده‌ی کعبه به طوف "تربت" تو


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
2
01:17
#حضرت_زهرا_مدح


ای شب قدر! کسی قدر تو را فهمیده‌ست؟
تا به امروز کسی مرتبه‌ات را دیده‌ست؟

خلق از معرفت شأن تو عاجز ماندند
بی‌جهت نیست خدا فاطمه‌ات نامیده‌ست

خواستم ذات تو را نور بخوانم، دیدم
نور هم با تو خودش را همه‌جا سنجیده‌ست

نور چشمان پیمبر تویی و جلوۀ تو
آفتابی‌ست که تا غار حرا تابیده‌ست

حکمتش چیست که ای ام ابیها! پدرت
بارها خم شده و دست تو را بوسیده‌ست...

سرِ هم‌صحبتِ صدّیقه شدن بود اگر
ملک وحی، هرآیینه به خود بالیده‌ست

بانی رزق تویی، روح الامین می‌دانست
سیبی از عرش اگر چیده به اذنت چیده‌ست

هر زمانی که شدی خسته ـ به نقل از سلمان ـ
چرخ دستاس تو با دست ملک چرخیده‌ست

چه بگوییم از انفاق تو، وقتی در شهر
سائلی رخت عروسی تو را پوشیده‌ست

به فقیر و به یتیم و به اسیر احسان کرد
نان افطار تو وصفش همه‌جا پیچیده‌ست

چشم صائب به کرامات تو افتاد و نوشت:
«گوش این طایفه آواز گدا نشنیده‌ست»...


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
1
01:18
#حضرت_زهرا_مدح

محبوبۀ ذات پاک سرمد زهراست
جان دو جهان و جان احمد زهراست

ما را شده از «بضعةُ مِنّي» معلوم
(زهراست محمّد و محمّد زهراست)

#احد_ده‌بزرگی

@raziolhossein
01:19
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_ولادت

یک دختر آفرید و عجب محشر آفرید
حق هرچه آفرید از این دختر آفرید...

جوشید چشمه در دل قرآن به نام او
اعجاز، تشنه بود و خدا کوثر آفرید

یک ذره نور فاطمه را ریخت روی خاک
لولاک گفت و این همه پیغمبر آفرید...

از عرش تا به فرش کسی لایقش نبود
از جلوۀ جلال خودش حیدر آفرید

می‌خواست تا خلاصه شود عشق در کلام
از بین واژه‌های جهان مادر آفرید


#مهدی_مردانی

@raziolhossein
01:23
#حضرت_زهرا_مدح


اول دفتر به نامِ خالقِ اکبر
آن که سِزد نام او در اول دفتر

اول و آخر مُهَیمِنی که نباشد
هیچ مقدّم بر او و هیچ مؤخَّر

بر همه عالم فکنده رحمت او ظِلّ
در همه هستی گشوده قدرت او پر

خویش مگر وصف خود کند که ثنایش
هست ز اِدراک واصفین همه برتر

نکته ‌ای از قدرتش بس این که بگویم
اوست علی آفرین و فاطمه پرور

فاطمه، مجموعه ی صفات خداوند
فاطمه، آیینه ی کمال پیمبر

بضعه ی احمد نه، بلکه مقصد احمد
همسر حیدر نه، بلکه هستی حیدر...

ای به مَثَل بی مَثَل چو خالق یکتا
وی به نُبی چون نَبی ستوده ی داور

شأن تو در "انّما ولیُّکُم الله"
با حق و با احمد و علی ست برابر

روح ولایت توییّ و ریشه ی تقوی
حُسن مجسّم توییّ و عقلِ مصوّر

تا نبَرد خلق بر تو ظنّ خدایی
آیه ی "ایّاکَ نَعبُد" ست مذکّر

چشم و چراغت دو گوشواره ی عرشند
راحت جانت دو نازدانه، دو دختر

از پیِ "قالوا بلی" ولای تو، زهرا
عرضه بر ارواح انبیا شده یکسر

درقدم مادرست، جنت موعود
وین سخن نغز، چون سروده پیمبر

وَه عجب از این حدیث و اینکه دراین بیْن
داده به زهرای خویش، کنیه‌ ی مادر

لب به شفاعت تو باز کن، که نمانَد
جای شفاعت برای شافعِ دیگر

از اثر لطف تو به عرصه ی میعاد
هیچ نماند مگر منافق و کافر

بهر شفاعت تو را بس ست در آن روز
دستِ ابالفضل و خونِ محسن و اصغر

هرکه پناهش تویی، پناه دوعالم
و آنکه شفیعش تویی، شفیع به محشر

حضرت باقر برای چاره‌ ی هر غم
نام تو می ‌بُرد بر زبانِ مطهّر

خانه ی تو کعبه ی امیدِ سه حجّت
بیت تو معراج صبح و شام پیمبر

روی تو والشّمس و گیسوان تو والّیل
قدّ تو طوبی و اشکِ چشمِ تو کوثر

فاطمه ای آفتاب مشرقِ توحید
جز پدرت، مرسَلین به گِرد تو اختر

کرده خدا با صدای پای تو تنظیم
دور ِزمان و مدارِ چرخ مدوّر

حبل متینِ هزار عارف و عامی‌ست
هرنخی از چادرت به عرصه ی محشر

در عجب از علمِ تو علی ولی الله
مفتخر از دست‌بوسیِ تو پیمبر

مهر تو چون آفتاب و لطف تو باران
کاین دو بِنَفسه مطهِّرند و مطهَّر

بهر کنیزت رسد غذای بهشتی
آنچه فرود آمده به مریم اطهر

گندم دستاس توست خوشه ی پروین
آبله ی دست توست مهر منوّر

وقت مناجات، دانه دانه ی اشکت
زیور گوش ملائک ست چو گوهر

آب وضویت دوای عیسی و موسی
خاک درت آبروی ساره و هاجر

چشم رجال و نساء به سوی تو بانو
جان بَنات و بَنین فدای تو مادر

کشته ی راه خدایی و هدف تو
امر به معروف بود و نهی ز منکر

گر که بریزد مصیبت تو بر ایّام
روز جهان میشود چو شام، مکدّر

ای دل ما درهوای قبر تو، سوزان
قبر تو و اسم اعظم ست برابر

این منِ عاصی"مویّدم"پسر تو
ای پدر و مادرم فدای تو مادر


مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
1
01:24
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#رباعی #صلوات


خورشید! بتاب و برکاتی بفرست
ای ابر! ببار آب حیاتی بفرست

ای باغ! گل یاس اگر می‌خواهی
بر حضرت زهرا صلواتی بفرست


#رضا_حاج‌حسينى

@raziolhossein
3
01:32
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


جامعه، دوزخی از مردم افراطی بود
عقل، قربانی یک قوم خرافاتی بود

بشر از لطف خداوند مکدّر می‌شد
شرم می‌کرد اگر صاحب دختر می‌شد

اشک لالایی بی‌واژۀ مادرها بود
گورِ بی‌فاتحه گهوارۀ دخترها بود

ناگهان یک نفر این غائله را بر هم زد
«عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»

آن‌که بر شانۀ خود پرچم اسلام گرفت
دخترش فاطمه بانوی جهان نام گرفت

عشق را طبع خداوند به توصیف آورد
شَرفِ هر دو جهان فاطمه تشریف آورد

سَیِّده، مُحتَرَمه، مُمتَحَنه، حَنّانه
حانیه، عالِمه، اُم النُّجَباء، ریحانه

عطر او آمد و عالم نفسی تازه گرفت
و به یُمن قدمش نام زن آوازه گرفت

شهر با آمدنش عاطفه را باور کرد
زن به شکرانۀ او چادر شوکت سر کرد

خواست تا خیر کثیرش به دو عالم برسد
تا عقیقِ شرفُ الشمس به خاتم برسد

مادرانه به طرفداری احمد برخاست
تا ابوجهل سَرِ عقل بیاید برخاست

جلوه‌ای کرد و دلیل زهق الباطل شد
و از آن نور سه آیه به زمین نازل شد

بی‌گمان بولهب آن‌روز پر از واهمه بود
دامن پاک خدیجه ثمرش فاطمه بود

بنویسید که معصومۀ عصمت زهراست
سند محکم اثبات نبوّت زهراست

دختری که لقب اُم اَبیها دارد
پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد

و خداوند اگر وَاعتصموا می‌گوید
از کرامات نخ چادر او می‌گوید

سورۀ دَهر چنین گفته به مدحش سخنی
تا ابد دَهر نبیند به خود این‌گونه زنی

نه فقط جلوۀ او سورۀ انسان آورد
چادرش یک‌شبه هفتاد مسلمان آورد

راه عرفان خداوند به او وابسته‌ست
جز در خانۀ زهرا همه درها بسته‌ست

زُهد با دیدن او حسِّ تفاخر دارد
قُرة العین نبی وصله به چادر دارد

همه در خدمت بانوی دو عالم بودند
ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم بودند

فضه هم بود، ولی باز خودش نان می‌پخت
نان برای دل بی‌تاب فقیران می‌پخت

بارها خادمه‌اش گفت: به لطفت شادم
«من از آن روز که در بند توام آزادم»

فاطمه مرکز پیوند دو دریا شده بود
یعنی آیینۀ پیغمبر و مولا شده بود

غیر زهرا که به جز حق به کسی راغب نیست
اَحدی کفو علی بن ابی‌طالب نیست

عشق باید که پس از این سخن آغاز کند
مرتضی در بزند فاطمه در باز کند

آفتاب از افق خانه‌شان سر می‌زد
هر زمان فاطمه لبخند به حیدر می‌زد

کار او عشق علی بود چه خیرُالعملی
کیست خوشبخت‌ترین مرد جهان غیر علی

وقت آن شد بنویسید که حجت، زهراست
سند محکم اثبات ولایت زهراست

اولین شیعۀ بی‌تابِ علی، زهرا بود
که سراپای وجودش سپر مولا بود

یک جهان هم اگر از بیعت خود برمی‌گشت
باز هم فاطمه دور سر حیدر می‌گشت

غرق زخمیم ولی قامتمان خم نشده
سایۀ چادر او از سرمان کم نشده

بنویسید امیدِ دل زهرا مهدی‌ست
چارۀ کار همه مردم دنیا مهدی‌ست


#مجيد_تال

@raziolhossein
2
01:37
#حضرت_زهرا_مدح

این لیلۀ قدر است که در حال شروع است
ماه است و درخشنده‌تر از صبح طلوع است
دریاست و در شور قیام است و رکوع است
آرامش طوفانی او عین خشوع است

حَوراست و سجاده‌اش از بال فرشته‌ست
با هر مَلَکی تحفه‌ای از باغ بهشت است

یا فاطمه کیفَ اَصِفُ حُسنَ ثنائک
تو قدری و روح همه حَلَّت بفنائک
در دست تو سررشتۀ تسبیح ملائک
در خانۀ تو گرم طواف‌اند یکایک

این خانه همان کعبۀ آمال ملَک بود
گهوارۀ فرزند تو از بال ملَک بود

از درک بشر منزلت توست فراتر
تفسیر کند قدرِ تو را سورۀ کوثر
با شوق بهشت آمده هر بار پیمبر
تا بوسه به دست تو زند، بوسۀ دیگر

لبریز تبسم شده چشمان محمد
با یا اَبتا گفتنت ای جان محمد!

با خندۀ تو خانه شده باغ گل یاس؟
یا عطر بهشت است چنین می‌شود احساس
از چشم تو افتاده درخشان‌تر از الماس
دست تو پر از پینه شد از گردش دستاس

بر چادر تو وصله زد امروز قناعت
تا روز قیامت شود اسباب شفاعت

هر گوشه‌ای از خانۀ تو قبله‌نما بود
هر روزِ تو تفسیری از آیات خدا بود
دیدیم چراغی که به این خانه روا بود،
خورشید فروزندۀ شام فقرا بود

از دست تو رزقی که رسد رزق طهور است
یک لقمۀ نان نیست فقط، لمعۀ نور است

بارانی و بخشنده‌تر از ابر بهاری
تا بر لب مولا گلِ لبخند بکاری
نُه سال نیامد به لبت خواهشی آری
نَه طاقت شرمندگی‌اش را تو نداری

یک خندۀ او را نفروشی به جهانی
نَه، عشق ندارد به‌جز این خانه نشانی


#يوسف_رحيمى

@raziolhossein
2
01:38
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#رباعی

یا فاطمه جان! دست من و دامانت
ای چشمِ امید همه بر احسانت

بادا به فدایت پدر و مادر من
ای گفته پیمبر، پدرت قربانت!

مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
1
01:46
#حضرت_زهرا_ولادت


یک چله انتظار به پایان رسیده است
پایان شام تیرۀ هجران رسیده است

اسفند را به مجمر خورشید دود کن
عطر نسیم صبح بهاران رسیده است

اینک بهار، فصل «فَصَلِّ لِرَبِک» است
شأن نزول کوثر قرآن رسیده است

زهراست زهره‌ای که به یُمن ظهور او
شب‌های بی‌ستاره به پایان رسیده است...

نوری که آسمان و زمین را فرا گرفت
روحی که با لطافت باران رسیده است

ریحانه‌ای که رایحۀ روح‌پرورش
تا ماورای روضۀ رضوان رسیده است

برخیز، ای خدیجه که صبرت نتیجه داد
از آسمان برای تو مهمان رسیده است

کلثوم! ساره! آسیه! مریم! خوش آمدید
جان پیشکش کنید که جانان رسیده است

ای عرشیان به ساقی کوثر خبر دهید
خیر کثیر ختم رسولان رسیده است

حُسن عروس حضرت قرآن به لطف اوست
دریای نور لؤلؤ و مرجان رسیده است

انسیه‌ای که سورۀ انسان به شأن اوست
حوریه‌ای به صورت انسان رسیده است

از کوثر کرامت بی‌انتهای اوست
فیضی اگر به عالم امکان رسیده است

یک چشمه از تَمَوُّج خیر کثیر اوست
دریای حکمتی که به لقمان رسیده است

هفتاد رشته نور حق از طور چادرش
بر پیروان موسی عمران رسیده است

در سایۀ تعالی نور دعای او
سلمان به اوج رتبۀ ایمان رسیده است

معصومه‌ای که در اثر هم نشینی‌اش
فضه به فیض صحبت قرآن رسیده است

مرضیه‌ای که مرز ندارد ولایتش
نور رضای او به خراسان رسیده است...

دست نوازشی به سر شعر من بکش
پیش تو این یتیم، پریشان رسیده است


#سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل

@raziolhossein
1
01:53
#حضرت_زهرا_مدح


دختر خورشید و ماه زهرۀ زهرا
آن‌که کرامات او گذشته ز احصا

هم شرفش بگذرد ز عرش الهی
هم نسبش می‌رسد به سید بطحا

زهره مخوانش که هست زهره کنیزش
دخت مخوانش که گشته اُمّ اَبیها

محرم رازش نبیِ راضیِ مَرضی
سنگ صبورش علیِ عالیِ اعلی

حاصل پیوند باغ و نم‌نم باران
سیب گلاب دل خدیجه و طاها

تاج سر هر دو عالمی تو و کافی‌ست
چون تو یکی اسوه بانوان جهان را..

سورۀ کوثر به نام توست مزین
آیۀ تطهیر شد ز نام تو معنا

ره نَبَرَد در بهشت روز قیامت
هرکه تو بر نامه‌اش نکرده‌ای امضا

بهر نگهبانی از تو عرش فراهم
بهر پذیرایی از تو خُلد مهیا

حُبّ تو جنت شده‌ست و بغض تو دوزخ
ای به قیامت معاندان تو رسوا..

دین تو کفر فریب و کذب درآورد
صدق تو با این و آن چه کرد خدایا

صدق به صدیقه می‌رسد که رسیده‌ست
جمله به فرزند ارث مانده ز بابا

ارث سلیمان مگر نبُرد ز داود
یا زکریا نداد ارث به یحیی

ارث پدر برده‌ای به امر خداوند
مِلک فدک را نه بلکه مُلک فلک را

سوی تو آید رسول روز تَحَدّی
سمت تو گردیده قبله، لیلة الاسری

از پی دستاس توست چرخش گردون
زینت نعلین توست گنبد مینا

غایت خلقت تویی و جمله بهانه‌ست
قصۀ سیب و بهشت و آدم و حوّا

خود چه خبر گشته در مدینه که با شوق
جِنّ و ملک می‌رسند بهر تماشا

چشمۀ کوثر به دست ساقی کوثر
شمس و قمر را نگر قرین شده یک‌جا

آن‌که نبی جوشن کبیر تنش کرد
با زره آمد ز راه بادیه تنها

وآن که به سائل سپرد رخت عروسی
چشم بپوشد ز رَخت اطلس و دیبا..

خانۀ ایشان بهشت و کوچک و دنجی‌ست
گرچه نگنجد به کوزه جمع دو دریا

بانوی پر مهر آب و آینه و نور!
خیر کثیر نهانِ دنیی و عقبا!

کیست به غیر از تو با علی مترادف؟
غیر علی کیست با تو همسر و همتا؟

حیدر صفدر امیر قلعۀ خیبر
آن‌که محابا نکرده از صف اعدا..

تیغ و حریر است یا نه آتش و آب است
هم به تولاش بین و هم به تبرا

حق و علی با هم‌اند و لا یَتَغَیَّر
حق و علی مدغم‌اند و لا یَتَجَزّی

پای به ره نِه غضنفرا که شغالان
خود بگریزند پابرهنه ز هیجا

عبدود آن‌قدر ذوق کرد که نشناخت
بعد ملاقات ذوالفقار سر از پا

بی‌ثمر از تیغ او گریخته مرحب
بیهُده در چنگ شیر کرده تقلا

کو اسدالله و غالب است به شمشیر
کو ولی‌الله و نائب است به تقوا

طعنۀ او با بشر زنند عجب نیست
نسبت او با خدا کنند شگفتا!

اکبر و اعظم خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا..

سید و مولا و میر هر دو جهان است
هرکه علی را گرفت سید و مولا

تا پدر خاک، سهم مادر آب است
گشته سرشته به نور، آب و گل ما

یکسره مکتوم ماند راضیه را راز
ماند پس پرده سِرّ کشف معما

تربت پاکش نهان ز دیدۀ مردم
چون شب قدری نهفته در سه شب احیا

فاطمه خود فاطمه‌ست من چه بگویم؟
اسم تو تنها به اسم توست مُسَمّی

در همه گیتی نگشته مثل تو تکرار
در همه عالم نشد شبیه تو پیدا

در حد ما نیست مدح نام تو گفتن
مدح تو گوید مگر خدای تعالی

«ما نتوانیم وصف نام تو گفتن
با همه کرّوبیان عالم بالا»

از پس مدح تو برنیامده جبریل
ماها بر ما ببخش لکنت ما را

ماها بر من مگیر اگر که نبوده‌ست
چامۀ من همچو خطبه‌های تو گیرا

عدَّة عذرم همین چکامۀ سست است
این دو سه ناپخته‌بیتِ شبهِ مُقَفّا

با نظر مهر آن عزیزترین بود
شعر من ار رفت تا ستارۀ شِعرا

دنیا حفظش نکرد اگرچه به ظاهر
هجده بیت است آن قصیدۀ غَرّا


#محمدرضا_طهماسبی

@raziolhossein
2
ش
06:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی


چون فاطمه مظهر خدای یکتاست
انوار خدا ز روی زهرا پیداست

همتای علی، در دو جهان بی‌همتاست
زهراست محمّد و محمّد زهراست

مرحوم #سیدرضا_مؤید

@raziolhossein1
1
ش
20:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


شروع می کنم این مدح بی مقدمه را
خدا برای خودش آفرید فاطمه را

مزین است به نامش رواق عرش خدا
و نور فاطمه هم شد چراغ عرش خدا

به زیر چادر او سر خلق مستور است
شکوه منزلتش شرح  آیه ی نور است

زنی به قدمت خلقت به وسعت افلاک
کمی ز شان نزولش روایت لولاک

زنی که در دو جهان بی بدیل و بی همتاست
نشان روشن آن، هل اتی و اعطیناست

زنی که نور نمازش به عرش تابیده
به خاک معجرِ او ماه، گونه ساییده

زنی که چادر او یادگار مادرهاست
حجاب فاطمه زینت برای دخترهاست

دخیل دسته دستاس اوست میکائیل
یکی ز خیل گدایان اوست، جبرائیل

رسید فاطمه و زن مقام پیدا کرد
و زخم جهل بشر التیام پیدا کرد

رسید فاطمه؛ همتا و کفو حیدر شد
برای هرکه علی دوست بود؛ مادر شد

رسید فاطمه تا مادر پدر باشد
رسید تا که برای علی سپر باشد

امام عشق نیازی به احتجاج نداشت
علی به بیعت نامرد احتیاج نداشت

کسی که فاطمه دارد دگر چه کم دارد؟
علی کنار بتولش دگر چه غم دارد؟

سلام های علی گرچه بی جواب شده
نگاه فاطمه دنیای بوتراب شده

تمام هستی خود را گذاشت پای علی
وگفت جان دوعالم شود فدای علی

علی ولی خدا و امام فاطمه است
فدای عشق شدن در مرام فاطمه است

به پای عشق علی مثل شمع باید سوخت
حقیقتیست که زهرا به شیعیان آموخت

مقام و معرفتش در بیان نمی گنجد
و آب بحر، به یک استکان نمی گنجد

چگونه وصف کند قطره؛ شان دریا را
خدا برای خودش آفرید زهرا را

#محمدصادق_ابراهیمی

@raziolhossein
7
11 December 2025
ش
05:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح

شایستۀ مدح تو به‌جز کوثر نیست
غیر از کلمات ناب پیغمبر نیست

در وصف شکوه تو همین بس، بانو
هم‌کفو تو در جهان به‌جز حیدر نیست

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
ش
18:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مادر

گر بنازم تا ابد بر عالم و آدم رواست
مادری دارم که خدمتکار اولاد علی است

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
18:30
#حضرت_زهرا_مدح


زمین بدون تو گم می‌کند بهارش را
گرفته است جهان از تو اعتبارش را

به جز تو هیچ کسی موقع مناجاتش
نبرده است دل آفریدگارش را

خدا به خاطر تو خلق کرد دنیا را
سپس‌ سپرد به دست تو اختیارش را

چه بنده ها که خدا آفریده است ولی
عیان نمود فقط با تو شاهکارش‌را

هر آنکه نوکری نوکر تو را کرده ست
به قول مرشد ما، بسته است بارش را

تو را زدند و علی‌مانده است در این بِین
چگونه حفظ کند بغض ذوالفقارش را

علی که دید،ولی‌کاش بعد‌از این دیگر
میان شعله نبیند کسی نگارش را

خوش است‌چاه که هم صحبت علی شده است
خوش است وقف علی‌کرده روزگارش را

به فرض کل درختان قلم شوند،_قلم
چگونه وصف کند حُسن بی شمارش را

برای آدمیان جا نمانده ،وقتی‌که
احاطه کرده هزاران ملک مزارش را

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
2
18:31
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


خدا از عرش نازل کرد رودِ کوثر خود را
به دریا داد کامِ تشنه‌ی پیغمبر خود را

زمین پرواز کرد از خاک تا افلاک، با زهرا
تماشا کرد با ناباوری دور و بر خود را

نه؛ او دنیا نیامد؛ بلکه دنیا رفت پابوسش
به عالم داد چندی افتخار محضر خود را

صدای صور اسرافیل غیر از ذکر زهرا نیست
خدا رو کرده قبل از آفرینش محشر خود را

میان رحلِ دستش بوسه می‌نوشید از کوثر
پدر وقتی که می‌بوسید روی دختر خود را

یتیمی سخت بود؛ اما به پایان آمد این سختی
یتیمِ مکه در آغوش دارد مادر خود را

پدر می‌گفت می‌دانی دلیلِ خلقتم هستی؟!
تکان می‌داد زهرایش به آرامی سر خود را

نگاهش رونما می‌داد و مروارید می‌بارید
امیرالمومنین تا دید روی همسر خود را

و زهرا و علی آیینه‌های روبروی هم
به قاب چشمِ هم دیدند وجه دیگر خود را


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
18:32
#حضرت_زهرا_مدح


او‌ جان پیمبر است و جانش مولاست
نور حسن و حسین در او‌ پیداست

هر پنج تن از دیدۀ دل چون نگری
زهرا زهرا زهرا زهرا زهراست

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
👍 1
18:33
#حضرت_زهرا_مدح


اگرچه این همه لکنت نشسته روی زبانم
به وصف حضرت زهرا بناست واژه برانم

کسی که سوره ی کوثر به او شده است مسخّر
کسی که ام ابیهاست را بگو چه بخوانم؟

بیان عصمت روحش، فهیم شان و شکوهش
علی است، من چه بگویم؟ علی است، من چه بدانم؟

جهان به گردش دستاس او به رقص در آمد
عجیب نیست اگر من چنین پر از هیجانم

خدا کند که کمی آرد از کناره بریزد
به ریزه خواری او حاضر است سفره ی نانم

چنان عجین شده عشقش به قطره قطره ی خونم
که حرف او بشود، تند می شود ضربانم

مرا نمی شود از او به هیچ حیله جدا کرد
شبیه شب پره ام که به سوی نور روانم

به زخم ریخت نمک را، همانکه سوخت فدک را
بگو بسوزد از اینکه گدای حضرتشانم

مرا به تلخی دنیا نیاز نیست به حلوا
مدیح حضرت حورا شده است رزق دهانم..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
2
18:35
#حضرت_فضه
#خادمة_الزهرا


می‌گفت غمی ندارم از فردایم
تا رزق دو عالم است با مولایم
از عرشِ خدا مائده آمد تا گفت:
من خادمه‌ی فاطمه‌ی زهرایم

خوشبخت کسی که شد گدای زهرا
بیگانه ز خلق و آشنای زهرا
از فضه بپرسید اگر چیست طلا...؟
پاسخ بدهد خاک سرای زهرا

سرمست شود اگر به بویش برسد
معراج رود اگر به کویش برسد
یک لحظه نزن دست به جارو بگذار...
جبریل امین به آرزویش برسد

خوشبخت کسی... که تو نگاهش کردی
گل داد خسی... که تو نگاهش کردی
عمری‌ست که غبطه می‌خورم بر حال...
آن ظرف مسی... که تو نگاهش کردی

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:46
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


غنچه "یا زهرا" که می گوید شکوفا می شود
وامدار اوست؛ دشت لاله زیبا می شود

“تین “و “زیتون” در میان گلشنش می پرورد
نسل کوثر در دل آیات پیدا می شود

می تواند راحت امشب مکه سوزن نخ کند
صورت انسیة الحورا هویدا می شود

آبرو دار است اگر قرآن همه از لطف اوست
در کتاب الله زهرا “قدر” معنا می شود

صفر تا صد آفرینش در مدار فاطمه ست
بانی خلق دو عالم مادر ما می شود

مرتضی کُفوی اگر دارد یقینا فاطمه است
مرتضی بی فاطمه تنهای تنها می شود

مادری بر یازده معصوم عالم پیشکش
پیش از ان ها فاطمه اُمّ اَبیها می شود

باء بسم الله اگر تأویل دارد با علی
هَل اتی تفسیری از احسان زهرا می شود

مادر آب است و الطافش همیشه جاری است
گوشه ی چشمی کند هر قطره دریا می شود

قُرب یعنی همنشینی با علی و فاطمه
“روزبه” در خانه  اش “سَلمانُ مِنّا...” می شود

خاکسار محضرش سرمایه دار محشر است
سائل امروز او آقای فردا می شود


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
18:46

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
18:48
#حضرت_زهرا_مدح

دریاست نبی و گوهرش فاطمه است
مولاست علی و همسرش فاطمه است

با آنکه حسین است پناه دو جهان
او خود به پناه مادرش فاطمه است


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
2
18:49
#امام_حسین_مناجات


پیچیده نیست مساله، بر ما مُسَلّم است
دنیا  بدون  روضه  شبیه  جهنم  است

هنگام نا امیدی و در موقع بلا
دلگرمی همه به همین رقص پرچم است

در بین سفره های کریمانه ات حسین
روزیِ  سالِ  عالم  و آدم فراهم است

بر دردهای نوکرت این روزها فقط
اذن زیارت است که ارباب، مرهم است

یا أیها الغریب!  برای  عزای  تو
دریایِ اشک هم بشود چشم مان کم است

در واژه های خنجر و گودال و بوریا
آری تمامِ روضه ات آقا مجسم است
.
.

«وَالشِّمرُ جالِسٌ» ، نَفَسَت را بُریده است
این ضربه های آخرش از بس که محکم است


#علی_علی_بیگی


@raziolhossein
1 👍 1
18:49
#امام_حسین_علیه_السلام


اگر ستاره و خورشید و ماه تابنده‌ است
تمام علتش این‌ است بر درت بنده‌‌ است

به دیده ی متکبر که آب رو ندهند
هرآنکه خاک در توست آبرومند است

مرا به گریه بیانداز و خود حکومت کن
که پادشاهیِ دریا، به تو برازنده‌ است

به روز حشر که عالم به گریه مشغولند
جزای گریه کنان غم شما خنده است

از آن زمان که به لبهای خشک تو نرسید
فرات از پدر و مادر تو شرمنده ست

گریستند به ذبح گلوت حیوانات
که جزء گریه کنانت وحوش درنده است

بنی اسد چه کند؟! از کجا شروع کند؟!
تن تو اين طرف و آن طرف پراكنده ست


#یامظلوم

@raziolhossein
18:49
#امام_حسین
#شب_جمعه

واجب تر از نماز شبم روضة الحسین
جالب تر از بهشت برین جنة الحسین

باشد قرار و وعده ی عشاق کربلا
شبهای جمعه نیمه ی شب قبة الحسین


@raziolhossein
18:49
#امام_حسین_مناجات


از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن وآن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
دو قطره اشك بريزيم در عزای حسین

كبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

بيا و عرش خدا را طواف كن حاجي
طواف كعبه ببين دور كربلای حسين

خدا کند که شبی زائر حرم باشيم
كه جان دهیم به روضه همه به پای حسین

به گوش جانت اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

مرحوم #رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
18:49
#امام_حسین_مناجات


دوای درد عالم یا حسین است
شفای روح آدم یا حسین است

به لوح آفرینش با خط نور
نوشته اسم اعظم یا حسین است

اگر باشد تمام عمر یک‌دم
همان یک‌دم مرا، دم یا حسین است

اگر بر مرده جان بخشد عجب نیست
دم عیسی بن مریم یا حسین است

پس از ذکر خداوند تعالی
ز هر ذکری مقدّم یا حسین است

نجات اهل محشر، روز محشر
خموشی جهنم یا حسین است

به یاد آن لب عطشان هماره
صدای آب زمزم یا حسین است

نوار قلب کل سینه‌زن‌ها
نفس‌های محرّم یا حسین است

درون سینه آهم یا ابالفضل
به صورت نقش اشکم یا حسین است

نسیم نینوا، پیک شهادت
صدای کربلا هم یا حسین است

کتاب "نخل میثم" را بخوانید
تمام نخل میثم یا حسین است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:49
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

خوب میدانم که در تاریکی قبرم حسین
دستمال گریه ام آخر به دردم میخورد

بیخیال نسخه های بی دوای این و آن
بوسه برشش گوشه ات بهتر به دردم میخورد

دخترت وقتی بخواهد خاک چادر پاره اش
بیشتر از کیسه های زر به دردم میخورد

دختر زهرا خودش زهراست ثابت میکنم
دستهای کوچکش محشر به دردم میخورد

گفت بابا از تمام یادگاری های تو
چادر و سجاده ی مادر به دردم میخورد

قصد دارم که پذیرایی جانان بکنم
جان خود خرج پذیرایی مهمان بکنم

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1
ش
21:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
یاحسین

بهشتم زیر پات! روزت مبارک!
حسینت اومده دورت بگرده
می‌شه زیر گلومو باز ببوسی؟
آخه مادر! گلوی من قراره...


#علی_شکاری

@raziolhossein
12 December 2025
ش
03:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
03:42
#امام_زمان
#دوبیتی


یک‌روز ‌قشنگ‌می‌رسد عشق‌ از راه
روز است ‌ولی‌ به‌ جلوه‌ می‌آید ماه

فرمود ، شناساندن مهدی ، مردم
صد سال ‌عبادتست ،‌ پس ‌بسم‌الله

#روح_الله_قناعتیان

@raziolhossein1
03:42
#امام_زمان_مناجات


چقدر منتظر و بی قرارمانی تو
شبیه ابر بهاری ز مهربانی تو

حضور گرم تو احساس می شود دائم
همیشه و همه جا در کنارمانی تو

بگیر دست مرا تا به آسمان برسم
منم که اهل زمینم‌، وَ آسمانی تو

کریمی و همه جا حرف این کرامت هاست
خدا کند که مرا هم زِ در نرانی تو

سه شنبه های توسل، میان زائرها
گمان کنم که در این صحن جمکرانی تو

دعای پشت سر ما دعای وتر شماست
شبیه فاطمه در فکر نوکرانی تو

چه حاجتم به دو دنیا، که من تو را دارم
خوشم چو بنده، نوازی، به تکه نانی تو

به یاد نوکری و نوکرت به یادت نیست
به جان فاطمه امّا عزیزمانی تو

خدا کند که بیایی شبی به این روضه
خدا کند که شبی روضه را بخوانی تو

بخوان به یاد غم عمه ای که می فرمود:
عزیز فاطمه، مضروب خیزرانی تو

عزیز فاطمه‌، خواهر نداشتی تو مگر
که جای دامن من، دست این و آنی تو

#وحید_محمدی

@raziolhossein
03:42
#امام_زمان_مناجات


صد حیف این زخم کهنه..
دارو و درمان نخورده
نور جمال نگارم
برچشم گریان نخورده

من ایستادم ته صف
ای نوح دل دارم آخر
جایی به من هم بده تا
کشتی به طوفان نخورده

دستی بکش بر سر من
تا سر به زیر تو باشم
سر سبز بودن ندارد
خاکی که باران نخورده

ای سفره خالی ات سبز
با تو نشستن چه خوب است
 ما در کنار تو خوردیم
نانی که سلطان نخورده

عاشق شدن کار من نیست
عشق است و آواره بودن
من که پی تو گذارم
سمت بیابان نخورده!

ای یوسف بی گناهم
زنجیر پای تو از ماست
شاکی اسیر است و مجرم
شلاق زندان نخورده

کی دعوتم میکنی تو
پس دیر شد کربلایم
راه گدا تا به حالا
هرگز به هجران نخورده

پیراهنش روی نیزه
انگشترش دست قاتل
زخمی‌ نمانده که دیگر
بر جسم عریان نخورده

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
03:42
#امام_زمان_مناجات



نمیرسم من از این جاده‌ها به گرد شما
به خاک پای گدایان  کوچه گرد شما

خدا کند که عنان‌گیر ِ مرکبت باشم
فدای  پا به رکابان در نبرد شما

ارادتی به تو و خانواده ات  دارم
منـم  غـلام  غـلامان  فرد فرد شما

چرا شبیه گذشته مرا نمی‌خواهی ؟
مگر نمی‌خورم آقای من به درد شما؟

غروب جمعه رسیده؛ زمان خجلتم از
مرور نامه ی اعمال و آه و سرد شما


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
03:42
#امام_زمان_مناجات


چه کرده ایم که آن آشنا نمی آید
پیامی از سر کویش به ما نمی آید

چه کرده ایم، گره خورده کارمان اینقدر
چه کرده ایم که مشکل گشا نمی آید

چه کرده ایم که خورشید را نمی بینیم
چه کرده ایم که آن رهنما نمی آید

چه کرده ایم که اینگونه مبتلا شده ایم
چه کرده ایم که دیگر دوا نمی آید

چه قدر ندبه این الحسین را خواندیم
چه کرده ایم جواب دعا نمی آید

چه کرده ایم که بر ما بهشت گشته حرام
نسیمی از طرف کربلا نمی آید

به دست بسته حیدر قسم، نمی دانم
جواب ناله زهرا چرا نمی آید؟

#وحید_محمدی

@raziolhossein
03:42
#امام_زمان_مناجات


کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟
مسیح عاطفه پا در رکاب خواهد شد

کدام جمعه، ز عطر بهشتیِ گل یاس
بهار، غرق شمیم گلاب خواهد شد

کدام جمعه، شود بخت عاشقان بیدار
و چشم فتنۀ عالم، به خواب خواهد شد

کدام جمعه، خدایا ز فیض گریۀ شوق
بهار و باغ و چمن، کامیاب خواهد شد

کدام جمعه، بگو یا "مُحوّل الاَحوال"!
در آسمان و زمین، انقلاب خواهد شد

جمالِ روشن آن ماهِ پشتِ پردۀ غیب
کدام جمعه، برون از حجاب خواهد شد

کدام جمعه، به خورشید می‌خورد پیوند
و بعد از این همه ابر، آفتاب خواهد شد

هزار جمعه دعای فرج به لب داریم
کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
3
03:42
#امام_زمان_مناجات


بی سر و سامانم ای محبوب، سامانم بده
تو سر و سامان به این حال پریشانم بده

دائما هجران چرا؟ از وصل هم چیزی بگو
درد دادی خب بیا این بار درمانم بده

باطنا کور است چشمم که نمی بینم تو را
آی خورشید سحر، نوری به چشمانم بده

زود می لرزد دلم وقت گناه و معصیت
یا اباصالح خودت قوت به ایمانم بده

از کنار اسم تو ساده گذشتم، عفو کن
با همین یابن الحسن، چشمان گریانم بده

من همیشه روزی اشکی فراوان خواستم
لطف کن در روضه ها اشک فراوانم بده

کربلا، مشهد، نجف، آقا نمی دانم فقط
روزی ام را از همانجا که نمی دانم بده

یک زیارت لطف کن من را ببر با خود حرم
در حرم روضه بخوان، سوز حسین جانم بده

......

با سلام روضه ات بر جان ما آتش بزن:
السلام ای کشته ی دور از وطن، ای بی کفن...


#وحید_محمدی

@raziolhossein
03:42
#امام_زمان_مناجات


بیقرار و خسته ام! صلح و صفا گم کرده ام
یارِ دیرین و رفیقِ با وفا گم کرده ام

بی تو نابینایم و دارم هراس ِ چاه را
بر زمین می افتم انگاری عصا گم کرده ام

حاجتِ روزانه ام در حسرت آدینه ماند
برنگشتی! باز هم مشکل گشا گم کرده ام

میگرفتی کاش گاهی یک سراغی از من و
کاش میگفتی خداوندا گدا گم کرده ام

دوست دارم که نمازم را بخوانم رو به تو
کعبه یک سنگ است! من قبله نما گم کرده ام

یک نفر ایکاش می فهمید از بی‌تابی ام
دردمندم! خیمهٔ دارالشفا گم کرده ام

حالِ خوبِ سابقم را در کدامین معصیت؟!
عهد و پیمان با تو را آیا کجا گم کرده ام؟!...

چشم ها را بستم و در محضرت زانو زدم
در خیالاتم دوباره دست و پا گم کرده ام

دستهایم را بگیر و باز پیدا کن مرا
در شلوغی های این دنیا تو را گم کرده ام!


#م_عاطفی

@raziolhossein
03:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1047, 46.6 KB
#تک_بیتی

دو روز آخر عمر است و گوش بر زنگ است
بیا که وقت تو بسیار و وقت ما تنگ است

#م_جانی

@raziolhossein
ش
16:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🚩, 14.0 KB
👍 2
16:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
778×973, 75.5 KB
#تبری
#عیدالزهرا

۲۲ جمادی‌الثانی، سالمرگ غاصب اول و بانی احراق بیت حضرت زهرا سلام الله علیها، تبریک و تهنیت باد
👍 3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری
#دوبیتی

دنبال خدای زر و درهم رفتند
با فیل، سوی کعبه‌ی عالم رفتند

از بهر حکومتی دو یا ده ساله
یک عمر به تابوت جهنّم رفتند



❤️۲۲جمادی‌الآخرة مبارک
👍 3
16:57
#تبری
#تک_بیت

چون بود و چون گذشت ؟ به مطلب همین بس است
گوساله ای به مطبخ دوزخ روانه شد...

#محمد_سهرابی

.
👍 4
16:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×997, 65.6 KB
#تبری

من آن امام نخواهم که بهر باغ فدک
کند ز ظلم بفرزند مصطفی ابرام

من آن امیر نخواهم که آتش افروزد
بر آستانه ی کهف انام و صدر کرام

من آن امام نخواهم که در خلا و ملا
برند تا به ابد مردمش به لعنت نام

قبول عایشه بگذار و بیعت اجماع
چه اعتبار بقول زن و تعصب عام
.
.
.
.
.


امام اوست که خلق جهان غلام وی‌اند
نه آنکه از هوس افتد به زیر بار غلام

#بابافغانی_شیرازی

@raziolhossein
👍 6 1
16:57
#تبری


پیمبــــر شهـــر علم ایزد منــــان ، علی باب است
«علی بن ابیطـالب» ، چقــدر این اســـــم جذاب است

فقط «صدّیق اکبـــــر»حیـــدر کــــــــــرار می باشد
وهرکس این لقب را بر خودش بگذاشت کذّاب است



@raziolhossein
👍 6 2
16:57
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی


حرفی بجز از ثنای زهرا ...ممنوع
در سینه بجز ولای زهرا ...ممنوع

از روز ازل خدا به آتش فرمود:
سوزاندن آشنای زهرا ...ممنوع

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
👍 5 1
16:57
#تبری


صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاد
اظهار غم شوق امامم به سر افتاد

آمد به زبان قصه پر غصه مهدی
وان راز که بر دل بنهفتم به در افتاد

از دشمن ایشان طمع خیر مدارید
کش روز ازل قرعه طینت به شر افتاد

بس تجربه کردم در این دیر مکافات
با آل نبی هر که در افتاد بر افتاد

اصحاب پیمبر همه را نیک مدان فیض
زان قوم بسی بود که از بد بتر افتاد

#فیض_کاشانی

@raziolhossein
👍 2 1
16:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 114.0 KB
#تک_بیتی
#تبری

بر سر "آهی"، علی خواهد نهد تاج ولا را
چون ابارکب و رمع را بر خدا کافر گرفته

#عبدالحسین_وکیلی_ (آهی قمی)

@raziolhossein
4
16:57
#امیرالمومنین
#تبری


ای جان ایمان ، اصل دین ، روح عبادت
حق تو را خوردند با غصب خلافت
هرکس که می گوید برائت بی برائت
آویزه ی گوشش کند ما تا قیامت

بغضی مقدس در درون سینه داریم
از دشمن زهرا و حیدر کینه داریم

#شایان_مصلح

@raziolhossein
8 👍 3
16:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 433.8 KB
#تک_بیتی_علوی

مشکل گشای بی سر و پایان عالمی
خوش گشته‌ایم بی سر و پا یاعلی مدد

#اسیر_شهرستانی

@raziolhossein1
8
16:57
#بیست‌ودوجمادی‌الثانی


شگفتا!
ابوبکر که در حیات خود
از مردم میخواست عذرش را بپذیرند،
چگونه در هنگام مرگ، خلافت را
به عقد دیگری در آورد؟!
_ هر دو از شتر خلافت، سخت دوشیدند؛
و از حاصل آن بهره‌مند شدند...


@raziolhossein | نهج‌البلاغه،خطبه۳
6
16:57
#تبری


با دشمن مادرم رفاقت نکنم
بال مگسی عرض ارادت نکنم

هر جا که برند نام خصم زهرا
نامردم اگر که سب و لعنت نکنم

@raziolhossein
👍 11 4
ش
18:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×475, 69.1 KB
#بر‌دشمن‌مرتضی‌علی‌لعنت🔥

همیشه حیدری ام از سقیفه بیزارم
ز هر که جای علی شد خلیفه بیزارم
#اللهم‌العن‌الجبت‌و‌الطاغوت



@raziolhossein
10 👍 3
ش
21:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#تبری

یافاطمه! ای مَلَک ارادتمندت!
ای باغ بهشتِ علوی لبخندت!

ای‌کاش که باشیم و ببینیم آن‌روز...
با آن «دو نفر» چه می‌کند فرزندت


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
12 👍 2
13 December 2025
ش
04:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 61.6 KB
از دار جهان همین که پیغمبر رفت
از یاد همه ولایتِ حیدر، رفت
هارون وسط شهر نبی بود اما
گوساله‌ی امت به روی منبر رفت...

#یونس_وصالی
@raziolhossein
👍 18 7
16 December 2025
ش
18:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
۲۷جمادی الثانی سالروز شهادت حضرت #حضرت_سلطانعلی_بن_امام_محمدباقر علیه السلام در اردهال
#حضرت_سلطانعلی

عطر حضور داشت نفس های آخرش
آغوش جان گشود جنان در برابرش

تنگ غروب "درهء ازناوه " شوق وصل
پیچید شور نعرهء الله اکبرش

سلطانعلی ادامهء خط حسین بود
در این مسیر خون خدا بود رهبرش

جان داد یک قبیلهء عاشق به پای او
در غربتی عجیب که سخت است باورش

کرب و بلای دیگر شیعه شد اردهال
یک باغبان و این همه گلهای پرپرش

حُسن ختام بهتر از این می شود مگر ؟
در سجده بود کز تن او شد جدا سرش

در جمعه ای که جلوهء شور و شعور بود
پیچیده شد به قالی اندوه پیکرش

جان ها فدای غربت جدش که بارها
سیلی زدند بعد شهادت به دخترش

اشک "کمیل" اگر که نمی‌شد روان ز چشم
می‌سوخت در شرارهء اندوه دفترش...


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال


حریم حضرت سلطانعلی صفا دارد
نسیم تربت او عطر کربلا دارد

به پایبوسش اگر با نیاز روی آری
خدا به خاطر او حاجتت روا دارد

گشوده بر قدم زائران خود آغوش
چقدر عاشق دیدار آشنا دارد

ز آستان ملک پاسبان تو مولا
کجا روم که دلم کار با شما دارد

حدیث غربت تو در دل زمان جاری است
هنوز جلوه به قالی و چوب ها دارد

به اشک دیده بشوییم گرد قالی را
که هر چه دارد از آن قطعه بوریا دارد

بسان چشمه ی فین عاشقانه می گرییم
حساب گریه ی ما را فقط خدا دارد

به کربلای علی ابن باقر از سر درد
"کمیل" نای دلم شور نینوا دارد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال

سلام اي سيد وسلطان دلها
درود اي عشق تو مهمان دلها

سلام اي سبز پوش دشت اشراق
به پابوست ملك پيوسته مشتاق

زلال چشمه سار كوثري تو
علي ابن امام باقري تو

حديث عشق را فصل الخطابي
گل صدبرگ عصمت وگلابي

فروغ پنجمين مهر كمالي
صفاي سرزمين اردهالي

به باغ آرزوي ما بهاري
حريم نور را آيينه داری

سخاوت آبرومند عطايت
شجاعت بوسه زد بر خاك پايت

قيامت امتداد كربلا بود
كه خونت جوشش خون خدا بود

شهادت وامدار خون پاكت
بهشت از عاشقان سينه چاكت

گل توحيد شد خون جبينت
فداي آن نماز آخرينت

شكسته خاطريم از ماتم تو
چه سنگين است انبوه غم تو

غمت ياﺩ آور داغ حسين است
كه جاري اشك زهرا از دوعين است

دهد بوي مدينه مشهد تو
دلم شمع مزار و مرقد تو

جلاي مهر ﺑﺮ آیينه ام زن
مدال نوكري بر سينه ام زن

نگاه خواهشم سوي تو باشد
« كميل » از جان ثناگوي تو باشد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال


در سجده ی حضور سرش چون بریده شد
زیباترین حماسه ی عشق آفریده شد

فریاد و شور و رزم و عطش چون حسین داشت
سلطانعلی شهید مرام و عقیده شد

اندوه او تداعی داغ محرم است
پشت فلک دوباره ز ماتم خمیده شد

یک دشت در برابر او پرپر از خزان
او باغبان این همه گلهای چیده شد

تا شد دلش هوایی دیدار روی دوست
بر قامتش لباس شهادت بریده شد

جریان گرفت در رگ خشکیده ی زمین
خون خدا ز حنجر سرخش چکیده شد

خورشید سر بریده بر آمد ز کوهسار
در گوش شب پیام رسان سپیده شد

در آن غروب تا که غریبانه پر کشید
خطی ز خون به صفحه ی صحرا کشیده شد

آغوش جان گشود به رویش بهشت قرب
آوای" ارجعی" ز ملائک شنیده شد 


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال

سفره ی نذری مادر بازهم برکت گرفت
نامت آمد جبرییل از زایران سبقت گرفت
هرکسی از یک طریقی آمدوحاجت گرفت
قالی کاشان به پایت بوسه زد قیمت گرفت
خوب فهمیدی که عشق مردم ایران علی ست
این همه راه آمدی گفتی فقط سلطان علی ست

عشق از نور علی نوری مجدد آفرید
ازهمان دم که علی ابن محمد آفرید
مستی ماراخدا اینگونه بی حد آفرید
حال مارا دید درایران دومشهد آفرید
ازسرایران الهی کم نگردد سایه ات
خوش به حال هرکسی که می شود هم سایه ات

خوب بابایت برایت ماجرا را گفته بود
داغ هارا دیده بود و روضه هاراگفته بود
داغ سرهایی که شد از تن جدا را گفته بود
باتو حتما ماجرای بوریاراگفته بود
آمدی تامثل جد تشنه ات پرپرشوی
دورازشهرخودت باشی و بی لشکر شوی
.
.
.
یاحسینی گفت و آنجا روضه را از سر گرفت
تشنه بود و جام را از چشمه ی کوثر گرفت
آنقدر کرب و بلا شد تا مدینه پر گرفت
طبق رسم هاشمیون روضه ی مادر گرفت
درنگاهم این پسر یک فرق دارد با پدر
آه در اینجا حرم دارد پسر اما پدر.


#مجید_تال
@raziolhossein
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال


تا سجده برد ملت آزاده به خاک
تن شسته به خون و آبرو داده به خاک

سلطان علی از نسل امام باقر
در مشهد اردهال افتاده به خاک
......

نسبت به امام باقرش داده خدا
فخریه ز نسل طاهرش داده خدا

مانند زیارت حسین است ، آری
اجری که برای زائرش داده خدا
.....

این گل که گلاب از او ببوید تاحشر
خضرازحرمش حیات جوید تاحشر

داغی که ز یاران شهیدش به دل است
چون لاله ز تربتش بروید تاحشر

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال


تشنه‌ی خونین بدن ، کشته‌ی در اردهال
آه از آن ساعتی ، که میزدی بال بال

زائر تو زائرِ... ، کشته‌ی در کربلاست
زان که شبیه حسین ، سر از تن تو جداست

بوی حسین شهید ، در حرمت می‌وَزَد
گر که همه جان دهیم ، در غم تو می‌سِزَد

قتلِگَهَت روضه‌ی ، بازِ شه کربلاست
یاد تنی بی کفن ، روی لبم این‌ نواست:

......

(آه از آن ساعتی ، که با دل چاک چاک
نهادی ای تشنه لب ، صورت خود روی خاک

تنت به سوز و گداز ، لبت به راز و نیاز
سوی خیامِ حرم ، دو چشم تو مانده باز

آمده از خیمه گه ، خواهر غم دیده ات
دید که شمر از جفا ، نشسته بر سینه ات

گفت بده مهلتی ، تا برسم در برش
برادرم تشنه است ، مبر سر از پیکرش)

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
1
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال


السلام ای در جمالت نور وجه ذوالجلال
ای غریب اردهال
السلام ای شاهزاده، حجت الّهی خِصال
ای غریب اردهال

آه و واویلا جدا کردند سر از پیکرت
مثل جد اطهرت
از چه دانستند نامردانه خونت را حلال؟
ای غریب اردهال

درهجوم تیرو نیزه ازنفس افتادی و...
ازفرس افتادی و...
بر زمین خوردی شبیه طائر بشکسته بال
ای غریب اردهال

مثل شهزاده علی اکبر شدی صد پاره تن
زیر تیغ اهرمن
مثل جدت بین مقتل حرمتت شد پایمال
ای غریب اردهال

مثــل جدت بی رمــق افتــــــــاده ای در قتلگاه
بی معین و بی پناه
خوب شد خواهر نبود وقتی تو می رفتی زحال
ای غریب اردهال

خواهری از خیمه تا مقتل صدا می زد حسین
دست و پا می زد حسین
زیر خنجـــــر نالـــه‌ی واغربتــــا می زد حسین
دست و پا می زد حسین


#محمدعلی_قاسمی

@raziolhossein
18:33
#حضرت_سلطانعلی_ابن_امام_باقر
#حضرت_سلطانعلی
#مشهد_اردهال


حرمت جنت اعلاست خدا می داند
مشهدت باغ تماشاست خدا می داند

از غلامی درت صاحب منصب شده ام
هر که شد نوکرت آقاست خدا می داند

دامنت را ندهم تا به قیامت از دست
محشر لطف تو بر پاست خدا می داند

مرقد و صحن و سرایت چه صفایی دارد
هرچه نور است در اینجاست خدا می داند

نبرم پیش کسی غیر شما شکوه ز درد
چشمت اعجاز مسیحاست خدا می داند

هر شب جمعه که پابوس شما می آئیم
کربلا در نظر ماست خدا می داند

روضه های تو زند شعله به سامان دلم
در غمت دیده چو دریاست خدا می داند

آنچه در مدح شما گفته و خوانده است (کمیل)
مَثَل قطره و دریاست خدا می داند


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
17 December 2025
ش
03:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 192.4 KB
03:19
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.8 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
03:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
03:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


هم ماه مدینه است و هم زهره‌ی شام
همه عمّه و هم خواهر و هم دخت امام

ای دوست! اگر سوریه رفتی برسان
از جانب ما به «امّ‌کلثوم»، سلام


#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
1
03:24
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


از گُل یاس یاد باید کرد
یاد کوثر زیاد باید کرد

یاد کن اَختران مولا را
روضۀ دختران زهرا را

یاد اُخت الحسین یاد حسین
مونس زینب ، امتداد حسین

بانوی بانوان هر دو جهان
ام کلثوم ، تاجدارِ جنان

همه جا مثل سایه با زینب
بر لبش صبح و شام یا زینب

کیست این سایه ، شاخۀ طوبا
اولین روضه خوان عاشورا

یا حسینش همیشه بر لب بود
اولین نوحه خوان زینب بود

داشت بر لب میان اهل حرم
درد دل با پیمبر اکرم

ما که مهمان کربلا بودیم
ما گرفتار هر بلا بودیم

خون ز دلها چکید یا جدّا
جان به لبها رسید یا جدّا

ظلم و جورِ حرامیان دیدیم
سنگ باران ز کوفیان دیدیم

وای از کوفه و پذیرایی
دخترانت همه تماشایی

دید چشمان ما جنایت را
معجر زخم آل عصمت را

روز پَرده نشینی از ما رفت
آبرویی ز آل طاها رفت

ناقه ها بی جهاز و ما خسته
دستهامان به ریسمان بسته

بود چشمان مَردمان بر ما
پوستها سوخته شد از گرما

بهتر ای مادرا نبودی تو
وسط ماجرا نبودی تو

حَرمی را که هیچ مَحرم نیست
غیر نامَحرمش مجسّم نیست

بعد ظلم حرامیِ ملعون
همه غارت زده همه محزون

بود بی سایۀ برادرها
گریه ها گریه های دخترها

شاهد ظلم بی حساب شدیم
وارد مجلس شراب شدیم

لب و دندان ز چوب کینه شکست
مادرا حرمت سکینه شکست

نام او را چه زشت می بردند
پیش زینب شراب می خوردند

روز ما سخت روزگاری شد
که حسینت به طشت قاری شد

چشم تو در عزای او گرید
تا قیامت برای او گرید

دخترانت بلند می گِریند
نوحه سر می دهند می گریند

نام ما تا ابد به شام آید
منتقم روز انتقام آید

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
03:24
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


تربیت را تو به دامان پیمبر دیدی
عفت وپاکی زهرای مطهر دیدی

زینب دوم بیت علی وفاطمه ای
که غم فاطمه و غصه ی حیدر دیدی

پیش چشمان تو آتش به در خانه زدند
چه بگویم که چها در پس آن در دیدی

مات و مبهوت در آن کوچه نظر میکردی
طفل بودی که کتک خوردن مادر دیدی

ام کلثوم!دعا کن که نبیند چشمی
صحنه هایی که تو با چشم ز خون تر دیدی

نه فقط شاهد غارت شدن پیرهنی
که تو در کرب و بلا غارت معجر دیدی

آسمان تیره شد آندم که به پشت خیمه
دست یک مشت حرامی سر اصغر دیدی

ام کلثوم!به شائق بگو از سوز جگر
که در آن دشت چها با دل مضطر دیدی

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
03:24
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


بايد اول به او كرَم بشود
تامگر دست بر قلم بشود

كارما نيست لااقل بايد
شاعرت شخص محتشم بشود

كاش مى شد كه تا در اين شبها
دورقبرت پُر ازعلم بشود

بانوى با وقار عاشورا
كه بنا نيست بى حرم بشود

دورقبر تو روضه خوانى هم
اخرش قول مى دهم بشود



دورماندم از اب تا حالا
بس كه ديدم سراب تا حالا

از تو كم گفته اند شاعرها
دختر بوتراب تا حالا

ناقه ات را بدون شك بوده
پاى اكبر ركاب تا حالا

سايه ات رانديده،اى بانو
لحظه اى افتاب تا حالا

سعى كردم كه روضه ام نرود
سمت بزم شراب تا حالا...



تو و زينب دوهمسفر باهم
بوده ايد ازهمه نظرباهم

لحظه رفت و امد نيزه
گريه كرديد پاى سرباهم

هر دوتا روى ناقه عريان
ردشديد از سرگذر باهم

تاكه دردانه ها كتك نخورند
گشته بازويتان سپرباهم

مثل زهرا تو را زدند انجا
يك نفرنه!چهل نفر باهم



رفت ازپيكرتوجان كم كم
امد از راه خيزران كم كم

رفت بالا ولى فرود امد
خورد روى لب و دهان كم كم

با لب چوب لب تَرك برداشت
پيش چشمان بانوان كم كم

خيزران جاى خويش را وا كرد
روى لبها در ان ميان كم كم...

#على_زمانيان

@raziolhossein
1
03:24
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


دلم دوباره گرفتار ام کلثوم است
که فصل رونق بازار ام کلثوم است

به روز آخر ماه جمادی الثانی
تمام شیعه عزادار ام کلثوم است

گرفته است ز حیدر مدال آقایی
کسی که خادم دربار ام کلثوم است

همیشه سفره ی شیعه اگر نمک دارد
به لطف سفره ی افطار ام کلثوم است

اگر من اهل بکائم عنایت زهراست
و سینه زن شدنم کار ام کلثوم است

قیام سرخ حسینی همیشه مدیونِ
کلام ناب و گهربار ام کلثوم است

درخت کرب و بلا پر ثمر اگر گشته
ز جانفشانی و ایثار ام کلثوم است

تمام گریه ی ما در مصیبت ارباب
نَمی ز دیده ی خونبار ام کلثوم است

یقین قلبی اَم این است حضرت عباس
ز روی نیزه نگهدار ام کلثوم است

میان مجلس نامحرمان و بزم شراب
سر بریده مددکار ام کلثوم است

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
03:24
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن
دختر دومی ِحضرت حیدر بودن

صدق الله العلی نام پدر بود و چنین
آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن

ام کلثوم شدن اینهمه مظلوم شدن
شاهد میخ، چهل مرد، لگد، در بودن

شاهد میخ،چهل مرد،لگد،در،فریاد
بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن

جزو آموختگان وصیت نامه ی او
جزو تشییع کنان تن مادر بودن

پشت تابوت به همراه حسین و زینب
جزو آن چندنفر در شب آخر بودن

درشب قدر به نوعی و به شکلی شب تشت
ام کلثوم...بگو زینب دیگر بودن

دختر فاطمه و عمه ی طفلان اما
عزتش این بشود:خواهر خواهر بودن

می کند خم کمرش را همه ی عمر فقط
لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن

می کند خم کمرش را به خدا درآنی
روی تل گریه کنان محو برادر بودن

چکمه ای آمد از آن سو واز این سو شد باب
در هیاهوی حرم دست به معجر بودن

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
2
03:24
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است
ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است

قبل ضربت خوردن مولا و شاید قبل تر
بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

آنکه عمری با حسن خون جگر را خورده بود
بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است

صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت
دور از چشم همه رنج سفر را دیده است

در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام
چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است

ام کلثوم است یا زینب نمی‌دانم کدام!
دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است

بارها این شرم بی‌اندازه او را می کشد
اینکه زینب پیش او داغ پسر را دیده است

شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار
اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است

#مجید_تال

@raziolhossein
03:24
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها



قطره به قطره راهی دریا شدن کم نیست
نوکر شدن ، سلمان شدن ، منّا شدن کم نیست

اصلا گدایی همین بانو بزرگم کرد
با دست خالی اینقدر آقا شدن کم نیست

محض گل رویش خدا خلق عوالم کرد
تنها دلیل خلقت دنیا شدن کم نیست

علم لدن را یادگار از جد خود دارد
عالم به علم عالم معنا شدن کم نیست

اصلا از آنجایی که او زِینِ أَبِ ثانی ست
باید بگویم زینت بابا شدن کم نیست

در جان دختر حُسن مادر میکند جلوه
حانیه و حنانه و حسنا شدن کم نیست

باید که کوثرزاده را کوثر صدایش کرد
آیینه ی صدیقه ی کبری شدن کم نیست

مادر به اولادش دلش گرم است ، بی تردید
چشم و چراغ خانه ی زهرا شدن کم نیست

حوریه ای از حوریان دامن زهراست
إنسیه ی إنسیة الحورا شدن کم نیست

از برکت زانو زدن در محضرش یک عمر
ساره شدن، هاجر شدن ،حوا شدن کم نیست

مریم به هرجایی رسید از خادمی اوست
قطعا کنیز دختر مولا شدن کم نیست

در باطن او نور عصمت میشود پیدا
الگوی زهد و پاکی و تقوا شدن کم نیست

بی شک پناه حجت حق زینب کبری ست
با این مراتب زینب صغری شدن کم نیست

با یک نظر بر چهره ی ماه بنی هاشم
پی میبری تاج سر سقا شدن کم نیست

حبل المتین ام ریشه های چادر بی بی ست
مصداق ناب "عروة الوثقی"شدن کم نیست

زهرا و اولادش شفیع المذنبین هستند
از شافعان محشر فردا شدن کم نیست

مرثیه اش اشک ملائک را در آورده
مرثیه خوان عصر عاشورا شدن کم نیست

با لشگر آمد کربلا بی لشگرش کردند
یک نصف روز و این همه تنها شدن کم نیست

خارمغیلان ، ظلمت شب، سایه ی دشمن
شب تا سحر آواره ی صحرا شدن کم نیست

شش ماه بعد از واقعه روی پر و بالش
از زخم های کعب نی پیدا شدن کم نیست

موی سپید و چشم تار و زانویی خسته
در زیر بار درد و غصه تا شدن کم نیست

با یاد عصر روز عاشورا زمین خوردن
یا با عصا از بستر خود پا شدن کم نیست

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
03:24
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی

بانو همه جا نام شما عقده گشاست
مسکین تو از قید غم و غصه رهاست

در خانه سگ پری نیاید هرگز
تزویج تو با خلیفه از ریشه خطاست

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
3
03:25
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای آینه دار پنج معصوم
در بحر عفاف در مکتوم
پرورده ی دامن ولایت
مظلومه ی خاندان مظلوم
قدر تو به ممکنات مجهول
مهر تو به کائنات معلوم
شیرازه ی شرع از تو محکم
منظومه ی عشق ازتو منظوم
تو زینب دومی علی را
نامند تو را به ''ام کلثوم''
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

آن وقت که چارساله بودی
بر صورت ماه هاله بودی
در خانه ی شیر حق به خوبی
معصوم تر از غزاله بودی
دیری نگذشت کز ستم ها
سرگرم به اشک و ناله بودی
از آن چه به خانه ی شمارفت
از داغ جگر چو لاله بودی
از قول و غزل فراتری تو
کی حد تو این مقاله بودی؟
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

تو محنت بی شماره دیدی
غم، بیشتر از ستاره دیدی
مه پاره ی دشت کربلا را
در خاک، هزار پاره دیدی
هم بردل پاره پاره اززهر
هم پیکر پاره پاره دیدی
پامال تن عزیز خود را
ازمرکب ده سواره دیدی
بردست حسین غرق درخون
قنداقه ی شیرخواره دیدی
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

تو راز عجیب کربلایی
بانوی شکیبب کربلایی
هم راز شهید نینوایی
دم ساز غریب کربلایی
برخرمن هستی ستم کار
سوزنده لهیب کربلایی
درآتش غم اگر بسوزی
باصبر، طبیب کربلایی
آن جا که خطابه کارسازاست
توفنده خطیب کربلایی
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
2
03:25
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها



مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست
پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست

از کرامات فراوان تو خوبان ماتند
اینهمه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست

باید ادیان پی اوصاف تو تحقیق کنند
گفتن از شخصیتت وسع مسلمان ها نیست

عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای
احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست

شعر اگر بهر تو کم گفته شده خرده مگیر
سیر اوصاف تو در قدرت عمان ها نیست

نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو
گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست

شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد
مثل تو هیچکسی فاتح میدان ها نیست

رمز عرفان اثر سجده ی پیشانی توست
احتیاجی سر این سفره به عرفان ها نیست

خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد
مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست

ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است
حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست

ازدواج تو و نمرود مدینه؟ هیهات
نخی از چادر تو قسمت شیطان ها نیست

نمک سفره ی افطار پدر هستی تو
لذتی بی تو در این شیر و در این نان ها نیست

میشود گفت ز تو از غم و درد تو نگفت؟
مدح خوب است ولی مکفی گریان ها نیست

یوسفت در عوض چاه به گودال افتاد
چون تو دلسوخته در یثرب و کنعان ها نیست

سر و سامان تو را نیزه ای از پا انداخت
خیمه ی سوخته جای سر و سامان ها نیست

نازپرورده ی دستان پر از مهر علی
شأن تو ناقه ی عریان و بیابان ها نیست

دورتادور تو با هلهله جمعیت بود
بزم می، طشت طلا، جای پریشان ها نیست

هرچه گفتم کمی از قدر و مقام تو نشد
مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
4 👍 1
03:25
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی

در فصل بهار خود خزان را دیدی
آن غصه که میبرد امان را دیدی

از کرببلا و از مصیبت‌هایش
ما هرچه نوشتیم تو آن را دیدی

#سیدمحمد_مظلومان

@raziolhossein
1 😭 1
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


نگاه آسیه‌ها محو درقداست اوست
حیا، ادب‌شده‌ی مکتب نجابت اوست

به شأن و رتبه‌ی او غبطه می‌خورد مریم
دلیل این سخنم جایگاه عصمت اوست

غریب‌تر ز حسن نام ام کلثوم است
که خاک‌خوردن نامش نشان غربت اوست

نوشته‌اند فلک غرق ذکر تسبیح است
حسین گفتن با آه هم عبادت اوست*

لهوف مختصری از مصائب بانوست
لهوف گریه‌کن روضه‌ی اسارت اوست

فقط مقابل او نام شام را نبرید...
اگرچه شام اسیر شکوه و هیبت اوست

دوباره مرثیه‌ی قتل صبر می‌خواند
از آن شلوغی گودال این غنیمت اوست*

شهیده‌ی غم گودال باید او را خواند
حسین ذکر مدام دم شهادت اوست

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
18:33
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی
تمام عمر زیر سایه ی تاج سرت باشی
صدف باشی و بی اندازه فکر گوهرت باشی
خودت میخواستی تحت الشعاع خواهرت باشی
نوشتی در کتاب فاطمیون خط به خط زینب
قدم برداشتی گفتی فقط زینب فقط زینب

مدینه ازحسن هم یک نفر مظلوم تر دارد
همان خواهر که از حال دل خواهر خبر دارد
فدای ام کلثومی که فرمان از پدر دارد
که جای خویش زینب را همیشه در نظر دارد
برای یاری زهرا، دو دم را مرتضی آورد
علی میخواست تا زینب دوتا باشد، تو را آورد

قسم بر غربت تاریخ ؛ این ترفند ممکن نیست
دروغ محضشان کافیست ؛ این پیوند ممکن نیست
علی باشد به این وصلت رضایتمند؟ ممکن نیست
به تیغ خشمگین مرتضی سوگند ؛ ممکن نیست
فلانی را بگو شهر نبی دروازه ای دارد
نمیداند مگر که هرکسی اندازه ای دارد

دراین مکتب که حفظ شان کعبه می شود لازم
تویی کعبه ، که گرد تو جوانان بنی هاشم
برادرزاده هایت از ادب پیش تو چون خادم
حجابت قامت اکبر ، رکابت زانوی قاسم
چنان عباس ، جانت از وفاداری لبالب بود
که بعد از کربلا کارت علمداری زینب بود

شنیدم ساربان نامهربانی کرده با سر ها
سوار ناقه خواهرها ، سوار نی برادر ها
چهل منزل شدی سنگ صبور داغ مادر ها
چهل منزل کشیدی خار از پای کبوتر ها
گمانم خوب فهمیدی پریشانی زینب را
که بستی باسکینه زخم پیشانی زینب را

بمیرم ، در شلوغی های شام آنچه نباید ، شد
خودت دیدی که راه کاروان یک مرتبه سد شد
همینجا بود که حال عروس مادرت بد شد
نه....از دروازه ی ساعات باید زودتر رد شد
رباب آنجا که دایم آه حسرت می کشد اینجاست
و جایی که ابوفاضل خجالت می کشد اینجاست


#مجید_تال

@raziolhossein
2
18:33
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


به جای آن که بگوییم شعر کرب و بلاست
و سوز آه نفسگیر او‌ در آن صحراست

به جای آن که بگوییم آن چه او دیده
همان غمی است که در چشم خواهرش زیباست

به جای آن که بگوییم او‌ از این منظر
که أخت أم مصائب شده است بی همتاست

به جای آن که بگوییم پاسخ دشمن
به خطبه های به منطق نشسته ، سربالاست

و‌ یا اگر که زمین را ندا دهد که بگیر
به شام دشمن دین را ، چه جای چون و چراست

هزار سال قلم ها نوشت بر کاغذ
که همسرش نشد آن کس که دشمن مولاست

چه غم اگر که عَلَم روی دوش زینب بود
که از چهار پسر هم یکی فقط سقاست

همه فضائل او جای خود ولی کافی است
فقط همین که بفهمیم دختر زهراست


#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
18:33
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


نام تو در دلم جلا دارد
حب تو بین سینه جا دارد

الگوی صبر و مظهر ادبی
مثل بانوی ما کجا دارد

سید الاوصیاست بابایت
مادرت فخر بر نسا دارد

نه عجب اینکه حضرت مریم
سوی تو دست التجا دارد

زنده کردی تو یاد حیدر را
خطبه های تو مرحبا دارد

تو و زینب قیام ها کردید
گرچه یک دست هم صدا دارد

همسر توست زاده ی جعفر
که به تو تا ابد وفا دارد

شده مصداق خیر خلق الله
آنکه در روضه ات بکا دارد

هر کسی نوکرت شده بی بی
عاقبت رزق کربلا دارد...


مثل زهرا چقدر مظلومی
خواهر زینب ام کلثومی

نامتان، بَه ،چه لذتی دارد
بر لبانم حلاوتی دارد

نوکرت سرور است در واقع
چه مقام و شرافتی دارد

کِی بیایم برای عرض ادب؟
هرکس اینجاست نوبتی دارد..

باز ، بانو! مرا دعایم کن
تو دعایت اجابتی دارد-

-که رقیه به عمه میگوید
هر زمانی که حاجتی دارد

کاسه ام خالی است گرچه ولی
به تو قلبم ارادتی دارد

روز محشر گرفته برگ نجات
هر کسی با تو نسبتی دارد

ای تو مستجمع صفات علی
دومین زینب از بنات علی


بانوی بی شکیب عاشورا
روضه خوان غریب عاشورا

صبر تو بوده است بانو از
معجزات عجیب عاشورا

شام را کرده است کرببلا
نطق تو ای خطیب عاشورا

آخر شعر بر مشامم خورد
کمی از بوی سیب عاشورا

راست است اینکه پیش چشمانت
کشته شد عندلیب عاشورا؟!

پیش چشمان تو به نیزه شده
رأس شیب الخضیب عاشورا

گوشوار تو مانده در دست
دشمن نانجیب عاشورا

از غمت گشته ایم خانه خراب
أدرکیــنی شـریـکة الاربــاب


#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
1
18:33
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


منم که شعله کشد هرم آفتاب از من
گلم، که مانده پس از کربلا گلاب از من

غریب صفحه ی تاریخ ام کلثومم
که قول صبر گرفته ابو تراب از من

منم همان که نگاهم به علقمه افتاد
گرفت تا که رقیه سراغ آب از من

خدا نخواست که رفع عطش شود گرچه
همیشه بوده دعاهای مستجاب از من

سپرده بود به من طفل تشنه ی خود را
نخواست گرچه علی را دگر رباب از من

بساط شعله ی اتش به خیمه ها افتاد
چنانکه سوخت در اتش دل کباب از من

نرفت چادرم از سر اگر که سر میرفت
فلک به یاد ندارد رود حجاب از من

برای اینکه ببندد دخیل بر دستم
هزار مرتبه منت کشد طناب از من

شبیه فاطمه ام ، مثل حیدرم ، شیرم
یزید کافر اگر میبرد حساب از من

خرابه شد ز من اباد ، کاخ کفر اما_
به خطبه های علی وار شد خراب از من

#سید_حجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
1
18:33
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای زینب دوم محمّد
زهرای دگر به بیت احمد

چون خواهر خویش،هست زهرا
قرآن علی به دست زهرا

مظلومه و دختر دو مظلوم
مشهور به نام امِّ کُلثوم

ریحانهء مادر ولایت
هم سنگر خواهر ولایت

توحید زمنطق تو،پیروز
هفتادو دو داغ دیده،یک روز

عصمت زتو اعتبار دارد
زینب به تو افتخار دارد

در دُرج حیا،دُرِّ حسینی
حقّا که تفاخُر حسینی

توحید به چون تو،عشق ورزید
دشمن زِخِطابهء تو لرزید

یک آیه ز آیه های کوثر
در حنجره ات صدای کوثر

خون از سِتَم زمانه خورده
چون فاطمه تازیانه خورده

از کعب نی ات به تن نشانی
می بود مدال قهرمانی

آتش به دل عدو فِشاندی
در کوفه و شام،خطبه خواندی

ای پارهء آیه های تطهیر
ای در نَفَست،صدای تکبیر

سر تا قدمت،همه فروغ است
حوریّه و دیو؟!این دروغ است

تو دخترِ دخترِ رسولی
سر تا به قدم،همه بتولی

حیدر که بُوَد ولیّ ذوالمَن
هرگز ندهد تو را به دشمن

ای اختر آسمان عصمت
ای بانوی قهرمان عصمت

از تربیت علی است،معلوم
قدر و شرف تو،ام کلثوم

من (میثم)میثمِ شمایم
فریاد محرّم شمایم

اوصاف شماست،هست و بودم
پیوسته به جانتان،دُرودم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2 1
18:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 159.1 KB
.

ای پشت و پناه قافله چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب
در شام نیفتاده‌اي از پا، بانو!
یک لحظه در این مقابله چون زینب

#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
1 👍 1
ش
21:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


وقتی همه جا دور و برش زينب بود
يعنی كه  تمامِ  باورش زينب  بود

در کوفه كه خطبه خواند با صوت علی
از مستمعينِ  منبرش  زينب  بود
 
او هيبت و غيرت بنی هاشم داشت
او فاطمه بود و حيدرش زينب بود

 در طول اسارتش  مطيعِ امرِ -
 فرمانِ امام و رهبرش زينب بود

در حُجب و حیا وعصمت و صبر و وفا
مانند ِ عقیله خواهرش زينب بود
 
بر حُرمتِ نامِ "امّ کلثوم" قسم
 این آینه نام  دیگرش  زینب بود


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
1 👍 1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی

باید که تورا به برج دین کوکب گفت
باید که تو را حافظ این مکتب گفت

در قدر و جلال و عزت و فضل و شرف
باید که تورا شریکة الزینب گفت

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


هر چند درک‌ ناقص تاریخ، کافی نیست
در اینکه ‌حق با توست ‌امّا اختلافی‌ نیست

معنای اینکه عدّه‌ای حق را نمی بینند
جز گم‌ شدن در یک مسیر انحرافی نیست

باید علی‌ گفت ‌و علی‌ خواند و علی‌ فهمید
فرصت ‌برای ‌گفتن‌ حرف ‌اضافی نیست

کم ‌نقره ‌داغش ‌کن ‌ترک‌هایی ‌که‌ در کعبه ‌است
پیش ‌دهان‌ دشمن حیدر شکافی نیست

هذیان ‌نگویید، ‌ازدواج نور باظلمت
چیزی ‌بجز فکر و خیال ‌وقصّه‌ بافی نیست

بِنتُ الهُدی در بیت گمراهی؟ معاذالله!
آن وقت می گویند باورها خرافی نیست

زخمی اگر خوردید چوب کفرتان بوده
چسباندن ‌این‌وصله ‌ها راه تلافی نیست

حسن ‌ختام این غزل با تیغ در راه است
وقتی ‌برای دست بردن ‌در قوافی نیست


#سید_ابوالفضل_مبارز

@raziolhossein
👍 1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



قسمت این بود از همان اول
عاشقان پایِ هم کنند ایثار
یک نفر صاحبِ حرم باشد
یک نفر بی نشان، بدون مزار

یک نفر شد خدیجه خانوم و
قبر او مانده خاکی و تنها
همه هستیِ خودش را ریخت
پایِ مدفونِ گنبدِ خضرا

یک نفر نیمه هایِ شب رفت و
مانده چون گوهری میانِ صدف
یک نفر قبلگاهِ عالم شد
صاحبِ صحن و بارگاهِ نجف

یک نفر سيّدِ بنی الزّهرا
در بقیع و بدون صحن و سراست
همه عزت و شکوه ِ او
همگی نذر شاهِ کرببلاست

در میانِ دو دخترِ زهرا
یک نفر پایِ ماه، کوکب شد
امِّ کلثوم با تمامِ وجود
هستی اش نذر نامِ زینب شد

در مدینه دو داغِ سنگین دید
او عزادارِ جد و مادر بود
آن دوشنبه که مادرش افتاد
شاهدِ بی حیائیِ  در  بود

دید مادر نفس نفس میزد
دید مسمارِ نانجیب چه کرد
دید سنگینیِ لگدها با
شاخه باردارِ سیب چه کرد

دید یک زن چگونه دوره شده
دید زیرِ قلاف بازو را
دید چادر چگونه خاکی شد
کتکِ یک شکسته پهلو را

دید وقت هجوم نامَحرم
دردسرهایِ زن چه چیزی شد
عاقبت هم رسید جایی که
پیش او صحبت کنیزی شد

پا به پایِ عقیله هر منزل
بارِ ماتم کشیده این بانو
دیده بر رویِ نیزه هجده تا
یوسفِ سربریده این بانو

با تمامِ مخدراتِ حرم
سرِ بازارِ شام گیر افتاد
پایِ راسِ بریده عباس
وسط ازدحام گیر افتاد

دید سنگی ز راه ِ دور آمد
سرِ بر نیزه را تکانی داد
بارها پیشِ چشم خواهرها
همه سرها ز نیزه ها افتاد

میشنید از کنارِ راسِ حسین
هرقدم ناله هایِ زهرا را
نالة یا بُنَی می آمد
هر چهل منزل از دل صحرا

مادری قد کمان صدا میزد
تشنه لب جان سپُردی ای پسرم
بین گودال من خودم دیدم
چِقَدَر نیزه خوردی ای پسرم


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

یکی این سان، یکی این گونه باید
که شام و کوفه را رسوا نماید

ببین پیشانی زینب شکسته
بگو اخت المصائب لب گشاید

#ایوب_پرندآور

......

به حق بر فاطمه بوده است، نائب
که یک لحظه نشد در صحنه، غائب

در این عالم به غیر از «امّ‌کلثوم»
برادر را که شد اخت المصائب؟

#سیدمحمد_رستگار

......

کسی نشناختت، ‌ای دخت مظلوم!
نباشد قدر تو بر خلق، معلوم

اگر زینب بُوَد امّ المصائب
تویی اخت المصائب، «امّ‌کلثوم»!

#محمدرضا_یزدی_آینه


@raziolhossein
👍 1
21:22
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

دگر عبّاس و اکبر دارم امشب
به بر قنداق اصغر دارم امشب

نه کوفی گرد خود بینم نه شامی
دوباره شش برادر دارم امشب


#امیرحسین_کاظمی

@raziolhossein
1 😭 1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


اگر‌ که از جلواتش نقاب بر می داشت
از آن حقیقت نوری حجاب بر می داشت

بدون شک همگان را پیمبری می‌کرد
اگر‌ زمان هبوطش کتاب بر می داشت

غبار از سر سجاده اش که بر میخواست
ستاره از قدمش آفتاب بر می داشت

حسین بود سراپا، حسن ز پا تا سر
حسینی و حسنی بین قاب بر می داشت

بنا به حلم خدایی بنای گریه نداشت
که کوفه را ز همان گریه آب بر می داشت

نخست زینب و بعداً حسین مکتوم است
شرافت علویه است؛ ام‌کلثوم است

@raziolhossein
👍 1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها

یادم نمی رود سفر آخر حسین
یادم نمی رود که چه آمد سر حسین

یادم نمی رود که داماد کربلا
زد دست و پا مقابل چشم تر حسین

یادم نمی رود که آمد به خیمه ها
بین عبا جسم علی اکبر حسین

یادم نمیرود که زینب ز پا نشست
مثل عمود خیمه آب آور حسین

یادم نمی رود که خودم خاک ریختم
در پشت خیمه روی علی اصغر حسین

یادم نمی رود که شد از سوز تشنگی
مثل دو چوب خشک لب اطهر حسین

یادم نمی رود که دیدم ز روی تل
در زیر تیغ شمر لعین حنجر حسین

یادم نمی رود که شنیدم به قتلگاه
فریاد یا بنیَّ زند مادر حسین

یادم نمی رود که چها کرد ساربان
نامرد بهر غارت انگشتر حسین

یادم نمی رود که دیدم به چشم خویش
آثار نعل تازه روی پیکر حسین

یادم نمی رود که دیدم به نیزه ها
هفده سر بریده را پشت سر حسین

یادم نمی رود دم دروازه کف زدند
زنهای شام دور و بر خواهر حسین

یادم نمی رود به خرابه ، نداشت خواب
از شدت گرسنگیش دختر حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 3
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ندارد چون نشان دین از آغاز
نخواهد گشت هرگز محرم راز

علی با خواستگار دخترش گفت:
کبوتر با کبوتر، باز با باز

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی


غم بر دل هر پیر و جوان است امشب
ماتم زده بغض آسمان است امشب

در سوگ غریبانه‌ی «امّ‌کلثوم»
محزون، دل صاحب الزّمان است امشب

#محمدرضا_یزدی_آینه

.....

آن زینب او، عزیز مردم شده است
این فاطمه‌اش، ملیکه‌ی قم شده است

افسوس! که نام «امّ‌کلثوم» فقط
مانند مزار مادرش، گم شده است

#قاسم_صرافان
.....

تا آخر خط به خاطر مکتب رفت
جانش اگر آمد از جفا بر لب، رفت

در مهر و وفا بر «امّ‌کلثوم» نگر
دنبال حسین، همره زینب رفت

#سیدمحمد_رستگار

.....

در راه شما هر که قدم بگذارد
پا در حرم جود و کرم بگذارد

فردا نکند شفاعت از او زهرا
در حقّ شما کسی که کم بگذارد

#سیدمجتبی_شجاع

......

آن شب که پدر به خانه، مهمان تو بود
تو جان پدر بودی و او جان تو بود

آن کس که تمام خلق مهمان وی‌اند
آن شب به سر سفره‌ی احسان تو بود

#میثم_کریمی


@raziolhossein
1 😭 1
21:22
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



وقتی که عالم با وجودت آبرو داشت
باید برای بردن نامت وضو داشت
بیت علی یک عمر با تو رنگ و بو داشت
زهرا دمادم دیدنت را آرزو داشت
عصمت ز سیمای تو معلوم است معلوم
ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

روح دعا ،أخت الوفا، بنت الوقاری
روح ادب زهرا نسب حیدر تباری
مثل علمداری ، شکوهی ، اقتداری
مانند زینب خواهرت همتا نداری
پروردهء دست عطوف چند معصوم
ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

نقش تو در کرببلا انکار، هرگز
چون خواهرت تسلیم استکبار ، هرگز
در راه کوفه تو بگو یکبار ، هرگز
زینب نشد بی یاور و غمخوار، هرگز
ای خواهر کوچکترِ ارباب مظلوم
ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

بر ناقه، اطفال برادر را نشاندی
یک لحظه از احوالشان غافل نماندی
خاک از لباس و چادر خواهر تکاندی
مانند زینب جایِ جایش خطبه خواندی
کاخ بنی شیطان به ذلت گشت محکوم
ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

ای همسفر مانند زینب با سرِ یار
ای همقدم با خواهرت در کوچه بازار
ای مثل خواهر سنگ کوفی خورده بسیار
ای ساقی لب تشنگان بعد از علمدار
یک عمر با این روضه گریانیّ و مغموم
ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

یادت نرفته کربلا رنجی که دیدی
از خیمه ها با زینبت بیرون دویدی
بی بی نمی دانم به تلّ ، آیا رسیدی؟
دیدی خودت یا اینکه از زینب شنیدی
با چکمه زد بر سینه اش آن دشمن شوم
ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
😭 2 1
21:22
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


کمتر کسی‌ست در غم من انجمن کند
از من سخن بیاورد، از من سخن کند

«دل‌های جمع را کند آشفته یاد من
راضی نمی‌شوم که کسی یاد من کند»

یاد آورم ز قاسم و عبّاس و اکبرم
چشمم نظر چو بر گل و سرو و سمن کند

غوغای کربلا، غم کوفه، حدیث شام
جان بر لبم رسانَد و خون، قلب من کند

ما را خرابه، جای شد و هیچ کس نگفت:
باید که لاله جلوه به صحن چمن کند

از بازگشتمان به مدینه کنایتی‌ست
هر کاروانِ خسته که رو در وطن کند

بار مرا اگر چه اجل بسته است و باز
خوش روبه‌رو مرا به حسین و حسن کند،

شرمندۀ محبّت زینب شوم که آه!
باید دوباره جامۀ ماتم به تن کند

وقتی کفن برای من آماده می‌شود
او باز گریه بر بدن بی‌کفن کند

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1 😭 1
21:22
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

کمر بر استقامت بسته زینب
که یک‌دم هم ز پا ننشسته زینب
اگر زینب پناه کاروان بود
تو هم بودی عصای دست زینب

صبوری غرق در تاب و تب تو
وفا زانو زده در مکتب تو
در این شش‌ماه، یک‌دم هم نیفتاد
«حسینم وا حسینا» از لب تو

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1 👍 1
18 December 2025
ش
15:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 28.2 KB
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2 😭 1
17:37
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


از خدا آمده ام تا به خدا برگردم
پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم ؟

می روم پشت سرم آب مریز ای مادر
وطن مادری آنجاست ، چرا برگردم ؟

من به پابوسی آن سرور بی سر برسم
وای اگر از حرمش بی سر و پا برگردم

کفن و چادر و انگشتر ، سوغاتم نیست
بگذارید که با شرم و حیا برگردم

سر پرواز به سوی غم دیگر دارم
می روم شام مگر با اسرا برگردم

دل بیمار فقط از تو شفا می خواهد
شب جمعه است دلم کرب و بلا می خواهد


#مجید_تال


@raziolhossein
👍 1
17:37
#گریه


سودش فراوان ست و خیرش نیز بسیار است
آنکه تو را با قیمت جانش خریدار است

یاد من و دربدری های دلم باشید
پروانه ای دیدید اگر تا صبح بیدار است

معشوق زیر منت عاشق نخواهد بود
صدبار قربانش شوم بازم طلبکار است

عاشق شدن هم سوختن هم ساختن دارد
بیخود نفرمودند راه عشق دشوار است

از شش جهت گیسوی تو راه مرا بسته ست
هرکس که عاشق میشود ذاتاً گرفتار است

بی تو همین که زنده میمانم گنهکارم
بین خلایق بیشتر عاشق گنهکار است

فکر من جامانده ی وامانده هم باشید
ای کاروان آهسته تر؛ در پای من خار است

با گریه کار طفل بهتر راه میافتد
گر کار ما زاری نباشد کارمان زار است

امروز باید یار را با گریه راضی کرد
فردا که اعلامیه ی ما روی دیوار است

چشمی که گریان نیست نابینا شود بهتر
در مجلس تو دیده یا تر هست یا تار است


جز گریه از ما فاطمه چیزی نمیخواهد
نوکر که گریان نیست نوکر نیست ؛ سربار است

گریه کن تو زینب است و مادرت زهرا
این گریه های ما فقط گرمی بازار است

.
.
.
دخت علی مرتضی اینجا چه میخواهد؟!!
زینب کجا اینجا کجا؟ اینجا که بازار است


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
4 😭 2
17:37
#امام_حسین_مناجات


با گریه های ماتم تو بس که خو کردم
ازآب روی دیده کسب آبرو کردم

یک بار تا مهمان من باشی تمام عمر
صحن و سرای دیده ام را شستشو کردم

پاره گریبانی که از دوری تو دارم
با تار و پود گریه و آهم رفو کردم

گفتم همه حاجات خود را ابتدا اما
درانتها تنها حرم را آرزو کردم

مویم پریشان شد اگر تقصیر دلتنگی است
بس درد و دل با خویش هر شب موبه مو کردم

دیوانه ام گفتند این مردم ز بس آقا
با عکس های کربلایت گفتکو کردم

هر زائری آمد گرفتم بین آغوشم
از سینه اش شش گوشه ات را خوب بو کردم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2
17:37
#امام_حسین_مناجات
#دیر_راهب


عقیدۀ همه یاران به اتفاق این‌ست
که اشک شور بیاد حسین شیرین‌ست

کنار قتلگه تو به گریه جان دادن
ز وعده‌ها که به‌خود داده‌ام یکی این‌ست

تو سیدالشهدایی، تو کشتۀ اشکی
منم که مذهبم عشق تو گریه‌ام دین ست

سلام حضرت صادق به هر که از داغت
همیشه سفرۀچشمش به اشک رنگین‌ست

ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست
کنون که مرهم تو گریۀ محبّین ست

گرفتم اینکه سرت را به‌دیر، راهب شست
ز تشنگی لب پاکت هنوز پُر چین‌ست

لبی که بر سر نی آیه‌ها تلاوت کرد
لبی که از ضربات یزید خونین‌ست

جبین‌شکسته‌به‌سنگ ولبت نشسته به‌خون
بمیرم این‌که سرت مجمع‌المضامین ست

سرم فدای سرت کان سر منوّر تو
گهی میان تنور وگهی به خرجین ست

شکست پشت فلک خواهرت اسارت رفت
شکست پشت فلک بسکه داغ سنگین ست

به آب دیدۀ خود غرق می‌شوم نه عجب
شنیدم اینکه به زخم تو اشک تسکین‌ست

عقیدۀ همه یاران به اتفاق این است
که شور گریه بیاد حسین شیرین ست


مرحوم #ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
2
17:37
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

خواهم ز خدا كه بی ولايم نكند
غرق گنهم ولی رهايم نكند

يك خواسته دارم از خدای تو حسين
در هر دو جهان از تو جدايم نكند


#سیدرضا_موید

@raziolhossein
4
17:37
#امام_حسین_مناجات


به هر که روزِ ازل نعمتی عطا کردند
مرا به روضه ی ارباب مبتلا کردند

دلم خوش است گره های زندگی مرا
به حُرمتِ قسمِ «یا رقیه» وا کردند

بهشت از نظرِ آسمانیان افتاد
همین که کرببلای تو را بنا کردند

کبوترِ دلِ من را درست روز ازل
حوالیِ حرمِ کربلا رها کردند

منِ خراب کجا و هوای روضه ی تو
مرا به لطف «حسن» با تو آشنا کردند

برای زخم تنت گریه کردم و دیدم
علی و فاطمه عمری مرا دعا کردند

جماعتی که تو را می زدند در گودال
فقط به تو نه، به انسانیت جفا کردند

کسی نگفت چرا نعل تازه آوردند
کسی نگفت سرت را چرا جدا کردند

چه ها که زینب کبری ندید در گودال
سنان و حرمله با پیکرت چه ها کردند


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
3
17:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1920×1080, 255.2 KB
یااباعبدالله


حال و هوا به آب و هوا خوش نمی شود
بی کربلا بهشت برین هم بساز نیست

#محمود_ژولیده


@raziolhossein
7 👍 1
ش
22:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


نام بلند خویش به دنیا گذاشتی
با داغ خود غمی روی دل­ها گذاشتی

بعد از حسین، قلب پریشان خویش را
در کربلای خون خدا جا گذاشتی

حیران و ماتِ صبر و رضای تو روزگار
وقتی به روی غصّه و غم پا گذاشتی

کوفه اسیر نطق علی­‌گونۀ تو شد
داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

با خطبه‌ای که خواندی و کردی عزا به پا
پا جای پای حضرت زهرا گذاشتی

زینب قرار بود کند شام را خراب
حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا؟!
باور نمی‌کنم قدم آنجا گذاشتی

ای همدم رباب! تو با اشک و ناله‌ات
مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

گفتی به رأسِ بر روی نیزه: برادرم!
از چه رقیّه را تک و تنها گذاشتی؟

تو داغدار بی‌کفن کربلا شدی
گریان و بی‌قرار شه سر جدا شدی

#محمدجواد_غفاریان

@raziolhossein
2
22:14
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها



باید از جلوۀ او عرش منوّر باشد
هر کسی مثل شما، دختر کوثر باشد

بی‌گمان این دل شیری که تو داری، بانو!
می‌تواند فقط از جانب حیدر باشد

زینب دوّم گل­خانۀ زهرا شده‌ای
چه قشنگ است!که زینب دو برابر باشد

پیش دریای دلت، موج بلا، کوچک بود
عاشقی، صبر تو از عقل، فراتر باشد

«امّ‌کلثوم»! دعا کن، نرسد روزی که
دختری شاهد افتادن مادر باشد

خاطرت باشد اگر، شاهد عاشورایی!
آتش خیمه هم از آتش آن در باشد

تو چه‌دیدی؟چه‌شنیدی؟چه‌کشیدی؟آن‌روز
بدنی بی‌سر و یک نیزه که با سر باشد

اوّلین شاعر این داغی و شعرت، بانو!
شعله‌ای گشته که بر سینۀ دفتر باشد

بی‌سبب نیست که عمرت به درازا نکشید
وای! از آن دل که در آن داغ برادر باشد

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
22:14
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها



ای نخل کوثر را ثمر یا ام کلثوم
ای مایه ی فخر بشر یا ام کلثوم

ای دومین زینب، سراپا زینت اب
ای زینت نام پدر یا ام کلثوم

ای چارمین خورشید نور از نسل کوثر
بر فاطمه نور بصر یا ام کلثوم

ای کوکب افلاک، ای نور مجسم
ای خواهر شمس و قمر یا ام کلثوم

زینب که سر تا پا علی بود و علی بود
رفتی به زهرا بیشتر یا ام کلثوم

حتما تو هم مانند زینب دیده بودی
که مادرت در پشت در ... یا ام کلثوم

حتما تو هم از داغ کوچه داغداری
از ماجرا داری خبر یا ام کلثوم

از کوچه ها تا کوچه های شام رفتی
رفتی کنار تشت زر یا ام کلثوم

با خیزران دیدی چه غوغایی به پا کرد
جام شراب و چشم تر ... یا ام کلثوم

ای وای از ساعات قتل صبر ای وای
ای وای از ساعات سر ... یا ام کلثوم

هر کس می آمد جای زخم قبل می زد
با نیزه و سنگ و سپر یا ام کلثوم

سرها که شد بر نیزه ها، تازه شروع شد
وقت هجوم صد نفر یا ام کلثوم

هر کس که آمد قتلگاهش دست پر رفت
انگشتر و دستار سر ... یا ام کلثوم

#وحید_محمدی

@raziolhossein
😭 1
22:14
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


از آنجا که خدا می خواست شأن تو نهان باشد
مسجل می شود گنجینه باید بی نشان باشد

کشیده آستین از دست دنیا خادمت آری
کشانده خویش را تا که غلام آستان باشد

علی در باز خواهد کرد و زهرا راه خواهد داد
اگر نام‌شریفت پشت در ورد زبان باشد

چه می خواهد مقاماتت ز جان عقل ما وقتی
فقط یک گوشه از خاک تو نامش آسمان باشد

سگ‌کوی شما هم عار می داند اگر جایی
گذارش از گذرگاه فلان ابن فلان باشد

عنان از خشم حیدر می درد آوردن نامش
چگونه قاتل انسیه پایش در میان باشد!!!
.
به ظاهر آستین اما جگر در زیر دندان بود
مهار گریه دشوار است اگر مادر جوان باشد

.
تو عفت را میان همهمه تعبیر خواهی کرد
حریفت گر چه یک نا اهل هرزه چون سنان باشد

تو را ای آفتاب در حجاب آشفته کی دیدیم؟
تو را که سایه ات دلگرمی یک کاروان باشد

تو بر می خیزی از جا حین‌ گریه خطبه می خوانی
اگر حتی برادر زیر چوب خیزران باشد

سلیمانت به نی رفته است اما تاب می آری
اگر چه خاتمش در دست های ساربان باشد

به کوه عصمتت سوگند این دنیاست مملوکت
اگر حتی خرابه آخر این داستان باشد

#حسین_واعظی

@raziolhossein
2
22:14
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


خدا خلقت نموده آيه آيه كوثري ديگر
همينكه داده بر زهرا دوباره دختري ديگر

خديجه آمده يا فاطمه بنت اسد دنيا
تمامأ مادرش بود و تمامأ حيدري ديگر

چه ارثي برده از مادر بلاغت در سخن دارد
به گوش آمد صداي مرتضي از حنجري ديگر

فداي ام كلثومم غلامم خادمين اش را
ملائك آستان بوس اش نخواهد نوكري ديگر

به نام او گره خورده غم و مظلومي و غربت
زده كل وجودش را به نام خواهري ديگر

كنار اصلأ نيامد با غم داغ برادرها
به پا كرده است اين ام البكا هم محشري ديگر

نشد خم قامت اش جز لحظه ي بوسيدن حنجر
همان جائي كه او شد روبرو با پيكري ديگر

دلش ميخواست بر شانه بچسباند سرش را حيف
ندارد پيكر پامال مركب ها سري ديگر...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی


ای مرهم زخم دل و غم‌خوار پدر!
هم غم‌خور مادری و هم یار پدر

در لیلۀ قدرِ آخرِ عمرِ علی
شد مهر تو، سفره‌دار افطار پدر

#سیدرضا_مؤید

.....

با خطبه خود کشف حقائق کردی
با نوحه و دم طی دقایق کردی

پیوسته به یاد کربلا سوختی و
از داغ حسین عاقبت دق کردی

#علی_سلطانی

@raziolhossein
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


شش ماه در عزای تو گریانم ای حسین
شش ماه در غم تو پریشانم ای حسین

شش ماه خاطرات تو از خاطرم نرفت
شش ماه بوده ذکر لبم جانم ای حسین

شش ماه آب خوش ز گلویم فرو نرفت
از بس که فکر آن لب عطشانم ای حسین

جسمم کبود از اثر کعب نی ولی
فکر تن تو و سم اسبانم ای حسین

زنهای شام بر سر من سنگ میزدند
آخر یکی نگفت که مهمانم ای حسین

چوب و لب مطهر تو ؛کاش بسته بود
دشمن به جای دست دو چشمانم ای حسین

ای کاش می زدند در آن بزم ،خیزران
جای لب تو بر لب و دندانم ای حسین


#عبدالحسین

@raziolhossein
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی


ای زینب دیگر! که جگرسوخته‌ای
چو لاله ز داغ، رخ برافروخته‌ای

تو درس صبوری و فداکاری را
پیداست که از فاطمه آموخته‌ای

#منصور_دولتی

....

هر کس به جهان تو را ثنا کرده بسی
خشنود، دل فاطمه را کرده بسی

ای دختر باوقار زهرا و علی!
در حق تو تاریخ، جفا کرده بسی

#سیدمجتبی_شجاع

.....

در ماتم دردانه‌ی معصوم علی
خون می‌چکد از دیده‌ی مظلوم علی

امروز زمین، لباس غم پوشیده
از داغ غریب «امّ‌کلثوم» علی

#شبنم_فرضی‌زاده

.....

هم خواهر و هم دختر معصوم تویی
مظلوم‌تر از زینب مظلوم تویی

ای شاعره‌ی حماسه‌ی عاشورا!
بانوی شرافت، «امّ‌کلثوم» تویی

#منصور_دولتی


@raziolhossein
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



آه زینب باز هم باید عزاداری کند
ام کلثومم که بعد از تو مرا یاری کند؟

آه ای آیینه ی زینب در عالم الوداع
مونسم ، دلگرمی ِ پنجاه سالم الوداع

رفتی و من همچنان با کوه غم ها مانده ام
ای عصای دست زینب ، دست تنها مانده ام

محرم اسرار من ، دار و ندارم ، خواهرم
با که بعد از تو کنم گریه برای مادرم ؟

شاهد خون گریه ی مسمار آن در الوداع
میزبان آخرین افطار حیدر الوداع

ای دل ِ از دست این دنیا پریشان الوداع
شاهد پیری ِ آنی ِ حسن جان الوداع

آه پاره معجر شام غریبان الوداع
بی برادر مانده در بر و بیابان الوداع

من خبر دارم چه آمد بی حسینم بر سرت
من خبر دارم چه کرده کعب نی با پیکرت

آه خواهر حرمت ما بی برادر ها شکست
پیش سرهایی که شد نیزه نشین، سرها شکست

در بنی هاشم کسی جز ما اسارت دیده بود ؟
در بنی هاشم کسی چون ما جسارت دیده بود ؟

خواهرم ما دو علی را دست بسته دیده ایم
هیجده دسته گل ِ در خون نشسته دیده ایم

ما دو تا را که ندیده بود حتی آفتاب
همسفر با حرمله کردند آن هم بی نقاب

ای بمیرد حرمله از عمر سیرت کرده است
دوری شش ماهه ، این شش ماهه پیرت کرده است

شیر دخت ِ شیر یزدان شد غرورت پایمال
ای زبان آن اراذل های شام و کوفه لال !

مُردم و زنده شدم آن لحظه که شمر لعین
زد سر دروازه ی ساعات رویت را زمین

ای بهاری که شدی رنگ زمستان الوداع
ای شنیده طعنه ها در بزم مستان الوداع

پا به پای من کشیدی ، درد پشت درد آه
نان خیراتی غرورت را به جوش آورد آه


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



تفسیر بی پایان کوثر ام کلثوم
تصویر ناپیدای مادر ام کلثوم
نور خدا را دیده ام در ام کلثوم
اول بگو زهرا و آخر ام کلثوم

مثل صدف در آب که گوهر پسند است
حجب و حیایت بیشتر حیدر پسند است

در یاعلی یافاطمه یارب عیان است
مستور هستی در دعا، مطلب عیان است
نور قنوتت در نماز شب عیان است
در بارگاه قدسی ات زینب عیان است

باید که چشم دشمن تو کور می شد
روزی به نام نامی ات منظور می شد

قرب تو را اشک سحر آورده بالا
آه غمت را میخ در آورده بالا
دیدی حسن، خون جگر آورده بالا
با دست لرزانش سپر آورده بالا

گرچه تو با این روضه ها خوب آشنایی
در اصل، دلخون شهید کربلایی

ای کاش که نذر رباب انجام می شد
وحشی ترین خورشید صحرا رام می شد
حالا مگر شش ماهه اش آرام می شد
باب الحوائج بود و وقف عام می شد

دلبستگی مادرش را می گرفتی
وقتی علی اصغرش را می گرفتی

باریدی و باریدی و باران نیامد
سقا که رفته بود از میدان نیامد
از خیمه رفت اصغر ولی عطشان نیامد
برگشتنش بر هیچ کس آسان نیامد

آمد حرم ارباب ما، اما چگونه؟
بین عبا پیچیده بود او را چگونه؟

از دور دیدی که سواری بر زمین خورد
آنکه پس از داغ علی اکبر زمین خورد
در زیر تیغ و نیزه ها با سر، زمین خورد
در ازدحام و خندهء لشکر، زمین خورد

عصر عجیبی بود در گودال رفتی
خوردی زمین با زینب و از حال رفتی

تصویری از نیلوفرت را می کشیدند
ازحال رفتی، معجرت را می کشیدند
بعضی تو، بعضی خواهرت را می کشیدند

در کوچه و بازار شام....اصلاً بماند!
بگذار شعرم ناتمام اصلاً بماند

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ياد تو ای تجّلی توحيد
عطرناب حضور آورده
نام پُرشورت ای خدا آئين
بردلم شوق و شورآورده
*ای كه ازسّرعشق آگاهی*
*نوری ازطورعصمت اللّهی*

اي كه آئينه ات پُراز نوراست
آينه دارپنج معصومی
دختر ماهِ ماه وخورشيدي
خواهرزينب ،ام كلثومی
*گوهربحر بوترابی تو*
*آفتابی ودرحجابی تو*

قدر تو اوج تاخدادارد
گرچـه مجهول مانده شوكت تو
می خروشد به روز رستاخيز
چشمه ی افتخار وعزّت تو
*مثل رنگين كمان خورشيدی*
*چشمه چشمه زُلال توحيدی*

همچو زينب درآستان شرف
دختر بانوی عفافی تو
مُحرم كعبه ی حيا شده ای
دور اين كعبه درطوافی تو
*سعی و زمزم حريم ايمانت*
*هاجروساره مات وحيرانت*

افترايی كه بسته اند به تو
جز دروغی به سير خلقت نيست
هرچه تاريخ را ورق زده ام
نـور را نسبتی به ظلمت نيست
*آن كه درحق توجفامی كرد*
*كاش ازفاطمه حيا مي كرد*

فصل فصل بهار زندگی ات
حاكی ازغُربت و غم و درداست
مثل زينب كه مادرغم هاست
اشك توگرم وآه توسرداست
*ای رسيده به عرش آوايت*
*بانوی غم ، فدای غم هايت*

درمدينه كنار قبر رسول
شاهدمـاجرای خانه شدی
همچولاله به موج آتش ودود
داغدار گُل وجوانه شدی
*آن كه غم در زمانه ديدتویی*
*خواهرمحسن شهيد تویی*

چه شبي بودآن شب دردی
كه تو را درد و داغ افسردند
همره داغ مادرت ماندی
جسم او را به نيمه شب بردند
*آسمان رفت و بر زمين چه گذشت*
*برتوو زينب حزين چه گذشت*

اف برآن مردمی كه ازغفلت
سنگ برنخل پُرشكوفه زدند
درشب قدر قدرنشناسان
تيغ كين برعلي به كوفه زدند
*تابه گوش توقدقتُل آمد*
*ناله ی تو برون ز دل آمد*

درمدينه چگونه پرپرديد
چشم توياس باغ حيدر را
ديدی ای پاره ی وجود علی
پاره هاي دل برادر را
*باز چشم توخون نگرشده بود*
*دلت ازپيش پاره ترشده بود*

آه بانو ببخش شعرم باز
چه سفرنامه ی غمی شده است
سخن ازكعبه ی وجودآمد
آه چشمم چه زمزمی شده است
*دل غمگين وچشم خون پالا*
*برده دل رابه سوي كرب وبلا*

كربلابود و صحنه ی ايثار
روز عاشوربود وغوغا بود
لحظه ی غرق شور رستاخيز
ملكوت عروج گل ها بود
*دامن آسمان زخون ترشد*
*همه گل های باغ پرپر شد*

آه وقتی به قتلگاه گُل
شاهدجسم بی سرش بودی
همره زينب و رباب آن جا
توتسّلای دخترش بودی
*بين دردو مصيبت واحساس*
*تازيانه چه كردبا گل ياس*

ای كه باخطبه ای شرار انگيز
كوفه وشام را تكان دادی
با كلامی به روشنایی نور
راه توحيد را نشان دادی
*گاه برنی نگاه مي كردی*
*آسمان را پُر آه می كردی*

بعداز آن درمدينه وهمه جا
ازحسين غريب می گفتی
ياد قرآن بر سر نيزه
ذكرشيب الخظيب می گفتی
*كم نشدلحظه ای غم ومحنت*
*شمع گشتی وآب شدبدنت*

بعد كرب وبلا به گلشن وحی
بی گل و بی جوانه ماندی تو
عاقبت از فراق جان دادی
رفتی و جاودانه ماندی تو
*بی خزان مانده تا ابد باغت*
*سوخت جـان «وفایی»از داغت*


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


چه جان های که بر لب دیده ای تو
چه غم ها در دل شب دیده ای تو

به غیر از روضه ی جانسوز گودال...
هر آنچه دیده زینب، دیده ای تو

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
22:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی


شام از نفس گرم تو محروم نشد
آثار تو تازه ماند و معدوم نشد

تو دختر بانوی خلافت شکنی!
یک شام حریف ام کلثوم نشد

#مهدی_محمدتقی


@raziolhossein
22:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×513, 81.0 KB
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟
از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟

زهرا! تو مگر که چند دختر داری؟
پنهان شده نام امّ کلثوم چرا؟

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
19 December 2025
ش
05:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
05:52
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


هر قطره دریا می‌شود وقتی بیایی
صحرا شکوفا می‌شود وقتی بیایی

آئینه در آئینه در آئینه لبخند
دنیا چه زیبا می‌شود وقتی بیایی

چیزی شبیه آن‌چه در باور نگنجد
مانند رویا می‌شود وقتی بیایی

رمز تمام قفل‌های بسته ما
یک لحظه پیدا می‌شود وقتی بیایی

یوسف که در مصر ملاحت پادشاه است
محو تماشا می‌شود وقتی بیایی

در باور ما ریشه دارد وعده وحی
فتحا مبینا می‌شود وقتی بیایی

تلخ است صبر و انتظار اما به کامم
شهد گوارا می‌شود وقتی بیایی

آن پرچمی که عصر عاشورا زمین خورد
در کعبه برپا می‌شود وقتی بیایی

بر نیزه آیاتی که ثارالله می‌خواند
تفسیر و معنا می‌شود وقتی بیایی

یابن‌الحسن عقده ز کار بسته ما
با لطف تو وا می‌شود وقتی بیایی


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
05:52
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
یـا ایّهـا العــزیز،أبانـا،قــبول کن

آهی در این بساط به غیر از امید نیست
یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا قـبـول کن

از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر،ولی
این کودک فراری خود را قبول کن

رسم کریم نیست که گلچین کند،کریم!
مـا را سَـوا نکـرده و یک جـا قـبول کن

گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه
اما به جــان حضرت زهـرا قبـول کن

گندم که نه،مقام شما بود لاجَرَم
رمز هبوط آدم و حوّا،قـبول کن

#مجید_لشکری

@raziolhossein
3
05:52
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


ای وارث شیر خدا یا صاحب الامر
خونخواهِ شاه کربلا یا صاحب الامر

در لجّۀ ظلمت گرفتاریم، دریاب
ای فُلک دین را ناخدا یا صاحب الامر

تا کی افق جای فریب فجر کاذب؟
ای آفتاب آخر برآ یا صاحب الامر

جان را ز ظلمت کن رها یا حجت الله
حق را ز باطل کن جدا یا صاحب الامر

در یثربی یا در نجف یا کربلایی
«او غیرها ام ذی طوا» یا صاحب الامر

عالم سراپا دردِ بی درمان نشسته
ای درد عالم را دوا یا صاحب الامر

ما نیستیم اولاد صالح، «یا ابانا»
لطفی کن، «استغفر لنا» یا صاحب الامر

آیا نمیخواهی به دستان خداییت
زهرا شود حاجت روا؟ یا صاحب الامر

جدّ تو و نجوا به گوش چاه تا کی؟
سنگ صبور مرتضی! یا صاحب الامر

همراه مادر پاک کن اشک پدر را
یک_دست باشد بیصدا یا صاحب الامر


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
2
05:52
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی

دلواپسم و چشم به در دوخته ام
در شعله ی آه دل بر افروخته ام

یک جرعه نگاه کن ، " فقد طال صدی"
عمری است در انتظار تو سوخته ام

.......

از راه بیایی و دلم شاد شود
ویرانه به دست لطفت آباد شود

مردم همه دنبال هوا و هوس اند
مولای من ! از شما چه کم یاد شود

......

هر وقت گرفته ایم فال خودمان
بد آمده روز و ماه و سال خودمان

یک راه نجات مانده آن هم این که
ما را نکنی رها به حال خودمان

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
05:52
#امام_زمان_مناجات


قسم به سوره ی "والفجر" یار می آید
سپیده دم پس از این شام تار می آید

زغال ، روی سیاهش سیاه تر شده است
خزان گذشته و کم کم بهار می آید

زبور شاهد ما شد "لقد کتبنا ... "را
بخوان که وارث این روزگار می آید

نوشته است که مستضعفین به پاخیزید
ز مشت های گره کرده کار می آید

غباری از پس هر حادثه پدیدار است
اگر غلط نکنم آن سوار می آید

اَلا به ذکر کسی که به نامش آرامش
به سینه های شده بی قرار می آید

قسم به واژه ی "خیرلکم" علی خواهان
"بقیه الله" با ذوالفقار می آید

چه فرق مذهب و آئین ، هر آنکه منتظر است
به شیوه ی علوی شیعه بار می آید

چقدر خواندن "امن یجیب" اثر دارد
که استجابت این اضطرار می آید

زمان آمدنش وقت "مطلع الفجر" است
و ناگهان به سر این انتظار می آید


«وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُون‏» (انبیاء/105)
«و ما در زبور- پس از تورات- نوشته‏ ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد.»


#سیدحسن_رستگار

@raziolhossein
5
05:52
#امام_زمان_مناجات


در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است

وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است

آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است

ای یاس باغ نرگس! باز آ که می‌کنم حس
بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است

بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است
وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است

عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد
آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است

ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم
ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است

از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم
کو مرد انتظاری «یابن‌الحسن» شعار است

گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟

میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
4
05:52
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


با یک دل بی‌قرار خواهد آمد
در وسعت انتظار خواهد آمد

از عمر جهان اگر بماند یک روز
آن روز به اقتدار خواهد آمد


#غلامرضا_زربانویی #رضا
.....

روشن‌گر روزگار خواهد آمد
آن آینه از غبار خواهد آمد

ثابت شود از متتظرانش هستی
او خود به سر قرار خواهد آمد


#محسن_غلام‌حسینی

@raziolhossein
2
05:52
#امام_زمان_مناجات


طی شود این شب دیجور، اگر بر گردی
عالمی پر شود از نور، اگر بر گردی 

همه گویندکه نزدیک بود صبح ظهور
غم شود از دل ما دور، اگر برگردی

جمعه ای باز رسید و خبری از تو نشد
چه شود ای گل مستور، اگر برگردی

دل ز هجران جمالت همه دم غمگین است
شاد گردد دل مهجور ،اگر برگردی

بی تو دنیاست چو ویرانه ای و می گردد
همه هستی زتو مسرور اگربرگردی

باتو ایمان و وفا، عدل و امان می آید
به سر آید ستم و  زور اگر برگردی

بهتر از طور ،شود عالم هستی روشن
همچو موسی به سوی طور، اگر برگردی

تومسیحا نفسی و به همه مرده دلان
می دمی نفخه ای از صور ،اگر برگردی


نغمه ی نصرمن الله، شود عالم گیر
با چنین رایت منصور، اگر برگردی

قبر پنهان شده ی فاطمه پیدا گردد
سوی آن تربت مستور، اگر برگردی

ای سلیمان، همه شب گفت «وفایی»چه شود
به تمنای دل مور ،اگر برگردی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
4
ش
15:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


از دیدنِ توست شیعه محروم ، بیا
مظلوم‌‌ترین غریبِ مظلوم! بیا

سوگند به اشک عمه‌هایت برگرد
ای منتقم زینب و کلثوم بیا...

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
15:59
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


عالم فدای خواهری چون ام کلثوم
دیگر نزاید مادری چون ام کلثوم

باید چه در وصف علی و فاطمه گفت
دارند وقتی مظهری چون ام کلثوم

تنها نمی ماند عقیله تا که دارد
در این جهان هم سنگری چون ام کلثوم

ما را چه شد مردم ؟ چه شد بردیم از یاد
که داشت زهرا دختری چون ام کلثوم

ای لال گردد آن زبان که گفته دارد
آن بی سر و پا همسری ، چون ام کلثوم

کوفه شود کُن فَیکون تا بعد زینب
آید به منبر حیدری چون ام کلثوم

ای وای ، دنیا را ببین بر شمر رو زد
خورشید ِ زهرا منظری چون ام کلثوم


دندان و لبهای برادر چوب می خورد
آن هم جلوی خواهری چون ام کلثوم


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
16:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


به روی قلب عاشق می شود زخمی کهن پیدا
کمال عشق تنها می شود در سوختن پیدا

من و شمع و شب و پروانه ، اهل ماتم‌آبادیم
در این غربت ، خدا را شکر ، کردم هموطن پیدا

غم تو رفته رفته از دل سنگم ، چه دُرّی ساخت!
میان سینه‌ی من شد عقیقی از یمن پیدا

شکوه آیه ی تطهیر در نُطق تو جاری بود
همان لفظی که می ‌شد در کلام پنج‌تن پیدا

شبیه فاطمه ، مانند زینب بی همانندی
جهان هم‌وزن شأنت هم نخواهد کرد ، زن پیدا

کنار سفره ات همواره از جمع گدا پُر بود
کنار سفره ات همواره می شد مثل من پیدا

تو آن آئینه ای هستی که هنگام تماشایت
برای چشم ها گردیده تصویر حسن پیدا

غریبی تو ، غریبی تو ، غریبی تو ، غریبی تو...
نشد در بَطن این تکرار هم جان سخن پیدا

تو دریایی ، کجا قدر تو را مرداب می فهمد؟!
کجا اطراف چشمه می شود جویِ لجن پیدا

عبای صبر زینب روی دوش امِّ‌کلثوم است
نشد در تار و پودِ آن ، گُسَستی مطلقاً پیدا

چهل منزل اسارت را چه آزادانه طی کردی
اگرچه روی دستت بوده ردّی از رَسَن پیدا

همین که لب گشودی ، خطبه‌ی حیدر تداعی شد
به هم گفتند شامی‌ها..، شده خیبرشکن پیدا !
.
.
تو هم جنجال را دیدی ، تهِ گودال را دیدی
میان آن شلوغی شد سنانِ بددهن پیدا

حسین‌َت؛ حا و سین و یا و نون ، افتاد روی خاک
کجای دشت رفتی که نباشد آن بدن پیدا !

سرآخر جسم عریان را حریرِ نیزه‌ پوشاندند
در این صحرا از این بهتر نخواهد شد کفن پیدا


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
ش
21:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×720, 109.3 KB
السلام علیک یا سبع الدجیل یا سید محمد بن علی الهادی ادرکنی

@raziolhossein
@raziolhossein1
21:04
🏴به مناسبت رحلت جناب امام‌زاده #سید_محمد_بن_علی_الهادی علیهماالسّلام (۲۹جمادی الثّانیه)؛ ايشان عموی بزرگوار مولایمان حضرت امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه و مدفون در سامرا هستند


#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد


ای قلم! در خویش جاری کن مرا
بر وفای عهد، یاری کن مرا

آمده وقت ادای نذر من
مزرعه، دفتر؛ مضامین، بذر من

با وضوی اشک و غسلِ در سبو
«هر چه می‏‌خواهد دل تنگت، بگو»

السّلام ای میر والا احتشام!
حضرت سیّد محمّد! السّلام!

ای محمّد نام! اباجعفر لقب!
بر رسول و خاندانش منتسب

از تبار حیدر و زهراستی
روشنای سامرایی، راستی

حُسن صورت از حسن داری ولی
حُسن سیرت از حسین بن علی

ای گل بُستان زین العابدین!
وی به باغ علم باقر، خوشه‌چین!

رنگ صدق صادق و گفتار تو
عطر کظم کاظم و رفتار تو

ای علی موسی الرّضا را پور راد!
وی جواد بن جواد بن جواد!

آفرین بر این همه پیوند پاک!
هم به هادی، هم به تو فرزند پاک!

بر تو زیبنده، سریر سروری
مثل عبّاسی، برای عسکری

شیعه باید با وضو خوانَد تو را
حضرت صاحب، عمو خوانَد تو را

خلق در اوج کرامت داندت
لایق شأن امامت داندت

داده حق بر بارگاهت، امتیاز
قبله‏‌ی حاجاتی و باب نیاز

دوست تنها نه ز تو دردش دوا
بلکه دشمن هم شود حاجت‌روا

از «زلال» فیض، جامی ده مرا
بار دیگر قسمتم کن سامرا


#علی‌ا‌‌‌صغر_مؤمن‌نیا_زلال


@raziolhossein
2
21:04
#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد


بین راه سامرا خورشید پیدا میشود
آسمان درهاش روی زائران وا میشود

یک حیاط کوچک و یک گنبد فیروزه ای
روستا با این حرم عرش معلی میشود

هرقبیله اختلافاتش به پایان میرسد
تا گدای آستان قدس اقا میشود

قاضی مردم خود سبع دجیل است و یقین
با قسم بر نام او حل معما میشود

دست رد اینجا ندیده هیچکس! چیزی بخواه
برگه حاجات خیلی زود امضا میشود

چه فلج ها که دراینجا روی پا می ایستند
چه مریضی ها که با لطفش مداوا میشود

ما گرفتاریم اما هیچ جای غصه نیست
حضرت سید محمد شافع ما میشود

آنقدر بالاست شانش که امام عسکری
در عزای رفتن او قامتش تا میشود

رفت از دنیا ولی پیراهنش غارت نشد
پای داغش روضه گودال افشا میشود

نه کسی با پا به پهلویش لگد زد چند بار
نه کسی با خنجری از سینه اش پا میشود..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
21:04
#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد


حریم
حضرت سید محمد است اینجا
بهشت اهل دل از فیض سرمد است اینجا

دلی که زنده شد اینجا دگر نمی میرد
که روضه ای زِ بهشت مخلّد است اینجا

اگر که باز کنی چشم دل عیان بینی
که از ملائکه پر رفت و آمد است اینجا

اگر که زائر این آستانه ای  زنهار
که حرمت حرمش بس مؤکد است اینجا

مباد حرمت این آستان شکسته شود
که هر گناه عذابش مشدّد است اینجا

کسی اگر که تهی دست آمده بد نیست
ولیک دست تهی رفتنش بد است اینجا

زِ هر قبیله به این قبله روی می آرند
که در میان قبائل زبان زد است اینجا

هر اختلاف که دارند از او مدد گیرند
هنوز داوری اش زیب مسند است اینجا

به هر که می نگری بهرش آورد نذری
کسی نگفته که نذر کسی رد است اینجا

مطاف کعبه بود،چون امام هادی را
بزرگ مرقد فرزند ارشد است اینجا

براستی زِ شرافت بر آسمان بالد
سری که خم شده در پای مرقد است اینجا

جلوتر از پدر ماجدش زِ دنیا رفت
کسی که نزد برادر بس امجد است اینجا

امام عسکری از غم کند گریبان چاک
به ماتمش که غم و داغ بی حد است اینجا

علی به زائر او التفات ها دارد
بلی به لطف یدالله مؤیَّد است اینجا

سخن زیاد بود«رستگار» لب بربند
حریم حضرت سیّد محمّد است اینجا


#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
21:04
🏴در سوگ جناب امام‌زاده سید_محمد_بن_علی_الهادی علیهماالسّلام عموی بزرگوار حضرت صاحب الامر (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه)


#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد


غوغا کنید؛ ماتم سیّد محمّد است
زهرا به مجلس آمده، باید فغان کنم

از غربت غریب، بخوانید روضه‌‏ای
تا گریه بر عموی امام زمان کنم

شاهی که هر زمان به حریمش قدم نهم
یاد از حریم ساقی لب‌تشنگان کنم

تا دل، کبوترانه نشسته به گنبدش
کی رغبتی به گشتنِ در آسمان کنم؟

تا چل‌چراغ اوست به ایوان آینه
بر من حرام گر رصدِ کهکشان کنم

امشب دلی به وسعت صحن و سرای او
خواهش ز لطف صاحب آن آستان کنم

ترسم دوباره خلق، امامش گمان کنند
حاشا که من حدیث بدا را بیان کنم

#امیرحسین_کاظمی

@raziolhossein
21:04
#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد



قربان آقایی که بی منت عطا دارد
در روستا اندازه دنیا گدا دارد

دستی که آوردیم سویش پرشد و برگشت
یک دست هم در محضر خوبان صدا دارد

تا حضرت سید محمد دستگیر ماست
این دردهای لاعلاج ما دوا دارد

آنقدر قربانی برای نذر اوردند
حس میکنی دورو بر صحنش منا دارد

فیروزه ای رنگ است اما منشا نور است
خورشید هم از یمن این گنبد نما دارد

هرناامیدی با امید ازین حرم رفته
به به چقدر این آستان حاجت روا دارد

هرچند درهای حریمش سوخت درآتش
اما به دل داغی ز قبر مجتبی دارد

عالم بسوزد در غم آن قبر خاکی که
مهدی برایش شب به شب بزم عزا دارد

قبر غریب شهر یثرب سالیانی هست
فرقی اساسی با غریب کربلا دارد

اینجا فقط خاک است هرجا چشم میبیند
نه زائری دارد نه یک زائرسرا دارد

از ریسه بندان و چراغانی نگو اصلا
وقتی فقط این خاک نور ماه را دارد

نه دسته سینه زنی اینجاست نه هیئت
نه روضه خوانی که دل شور و نوا دارد

زهرا ولی جای همه سر میزند اینجا
با این که قدش خم شدست و درد پا دارد


#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
21:04
#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد


ای علی خوی و ای محمد نام!
به حضور مقدس تو سلام!

زهد تو نقش سینه تاریخ
فضل تو تاج تارک ایام

نور قلب علی و زهرایی
بر رضا و جواد، دلآرام

از امامان ودیعه‌ها داری
که شُکوه تو مانده در اسلام

ای به عزت عزیز چار علی!
وی به نسبت مخاطب سه امام!

دردها را دوا کنی به نگاه
سینه‌ها را صفا دهی به کلام

دُر دریای افتخار و شرف
اختر آسمان خون و قیام

ز تو من خواهش کرم دارم
که کریمی و یادگار کرام

با ولای تو من پناه برم
در بر ذوالجلال و الاکرام

وز عطای تو خوانم استغفار
مِن جمیعِ الذنوب و الآثام

دوری از سامرا و از حرمت
می‌رسد عطر سامرا به مشام

تربیت یافتی تو در دو حریم
گریه کردند در غمت دو امام

گر به مدح تو اکتفا کردم
به همین چند بیت و چند کلام

بیش از اینم نبود دسترسی
به مقام تو، ای بزرگْ‌مقام!

(که به باب الحوائجی مَثَلی
سیدی! یا محمدبن‌علی!)


یا اباجعفر!ای سراپا نور!
که به سید محمدی مشهور

بنده ی صالحیّ و از کرمت
معجزات کثیر کرده ظهور

ای عطایت به جان ما نزدیک!
می دهم من سلامت از ره دور

پاکی ات آن چنان که در یادت
لحظه ای هم خطا نکرده خطور

خود تو هارون و عسکری موسی
هر دو را آستانه وادی طور

محرمان تو،حجّهم مقبول
زائران تو،سعیهم مشکور

دشمنان تو،جمعهم مخذول
دوستان تو ذنبهم مغفور

در حصاری که خفته پیکر تو
از جلال خدا بود محصور

تازیان،شهری و بیابانی
در پناه تو ایمن از شر و شور

هر که این جا قسم خورد به دروغ
در کف قهر تو بود مقهور

به عذاب خدا شود نزدیک
هر که گردد ز آستانت دور

باز امشب کبوتر دل را
به امیدی فرستمت به حضور

که پر و بال او شفا بخشی
وین ز ره مانده را کنی مسرور

به سلامم اگر دهی پاسخ
می برم منّت تو تا دم صور

(که به باب الحوائجی مثلی
سیّدی! یا محمّد بن علی!)


ای کرامت به درگه تو مقیم!
وی شفاعت به حکم تو تسلیم

صدف عشق را تو گوهر ناب
نجف علم را تو درّ یتیم

از تو ظاهر،فروغ زهد و ورع
وز تو پیدا نبوغ خُلق عظیم

به سلام تو لب گشوده مسیح
به کلام تو دل سپرده کلیم

افتخاری به خاندان کرم
یادگاری زِ دودمان کریم

حرم توست وادی ایمن
درگه توست واجب التعظیم

دل اعراب شیعه و سنّی
به تو امّیدوار و از تو به بیم

به امامت تو بوده ای ممتاز
گر نبودت قضای حیّ قدیم

حرم سامراست کعبه ی عشق
حرم توست مسجد تنعیم

عارف معترف به حقّ شما
زائر بهره ور زِ عقل سلیم

تا درآید به کعبه ی دل ها
بندد احرام زین خجسته حریم

من آلوده امشب ای مولا!
با سلامی به بوی لطف نسیم!

به حضورت به آرزوی جواب
کنم اخلاص بندگی تقدیم

(که به باب الحوائجی مثلی
سیّدی! یا محمد بن علی!)


#سیدرضا_موید


@raziolhossein
21:04
#حضرت_سید_محمد
#سید_محمد


اين آستان كه جلوه اى از عرش كبرياست
اين قُبّه اى كه قبلهء حاجات ماسواست
مثل بهشت نه ؛ به خدا كه  بهشت ماست
نزديك سامراست اگر سُرَّ مَنْ رَآست

حاجت رواست هركه بر اين درگه آمده است
اينجا مزار حضرت سيّدمحمّد است
-
از مروه و صفا حرمش با صفاتر است
از بوى عطر فاطمه صحنش معطّر است
صاحبْ مدارجى كه ز نسل پيمبر است
باب الحوائجى كه ابالفضل ِ ديگر است

بين همه كرامت و لطفش زبانزد است
اين شاهزاده حضرت سيّدمحمّد است
-
سيّدمحمّدى و به سادات سرورى
از هر چه گفته اند و شنيديم برترى
سَبْعُ الدُّجِيْلى و پسر شير خيبرى
آرى غضب كه مى كنى انگار حيدرى

دارند دشمنان تو هم از تو واهمه
جانم فداى هيبت تو يابن فاطمه
-
تو واجبْ احترامى و صاحبْ كرامتى
نور هدايتى و شفيع قيامتى
ديدند در رُخ تو ز عصمت علامتى
گفتند پس تو لايق شأن امامتى

جانم به اين جلالت و نازم به اين مقام
إبن امام و عَمّ امام و أخ الامام
-
بالم شكسته بود ولى باز پر زدم
با صد اميد بر در اين خانه در زدم
در راه سامرا به حريم تو سر زدم
قبل از پدر سرى به سراى پسر زدم

اى آنكه خاك را به نظر كيميا كنى
آيا شود كه گوشهء چشمى به ما كنى؟
-
با آن همه محبت و لطف و عطاى تو
دنيا وفا نكرد به مهر و وفاى تو
مى سوخت قلب حضرت هادى براى تو
جامه دَريد حجّت حق در عزاى تو

عمر كم تو ارثيهء مادر تو بود
اما شبيه فاطمه رويت نشد كبود
-
امشب گرفته ايم عزا گريه مى كنيم
يابن الحسن ز سوز تو ما گريه مى كنيم
از داغ دو عموى شما گريه مى كنيم
در سامرا و كرب و بلا گريه مى كنيم

اى من فداى بغض گلويت بيا بيا
آقا به روضهء دو عمويت بيا بيا
-
در سامرا عموى شما تيرِ كين نخورد
شمشير و تيغ و نى ز يسار و يمين نخورد
ضرب عمود بر سر آن نازنين نخورد
با صورت از بلندى مَركب زمين نخورد

در كربلا عموى تو را بى هوا زدند
زن ها به خيمه نالهء واضَيْعَتا زدند
-
يك ضربهء عمود ز طفلان عمو گرفت
بغضى عجيب بود كه راه گلو گرفت
در شام و كوفه دور حرم را عدو گرفت
(با آستين پاره نمى شد كه رو گرفت)

(بر روى نى محاسن سقا سفيد شد
زينب همين كه وارد بزم يزيد شد)
-
نامرد شرم از رُخ خيرالبشر نكرد
رحمى به سربريدهء در طشت زر نكرد
(زينب چو ديد كِشت اميدش ثمر نكرد
آهش بر آن ستمگر دلْ سخت اثر نكرد

آخر به طعنه گفت بزن خوب مى زنى
ظالم به بوسه گاه نبى چوب مى زنى)


#شعرمذهبی‌رضیع‌الحسین

@raziolhossein
2
21:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1251, 158.2 KB
⚫۲۹جمادی الثانی شهادت باب الحوائج حضرت سید محمد فرزند امام هادی و عموی بزرگوار امام زمان علیهم السلام تسلیت باد

@raziolhossein
@raziolhossein1
5 😢 3
20 December 2025
ش
13:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 37.2 KB
13:08
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 39.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
21:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
535×764, 60.5 KB
.

امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزندامیرمومنین می آید

تبریک که ماه برج حکمت ،باقر
درخانه ی زین العابدین می آید

@raziolhossein
21:05
#امام_باقر_ولادت
#امام_باقر_مدح

ای ولــیّ‌الله داور، السـلام
ای سلامت از پیامبر، السلام
حجّت خلاق اکبـر، السلام
زادۀ زهـرای اطهر، السلام
-السلام ای باقـر آل‌رسـول
-چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی بـر تو فرستاده سلام
وی به زین‌العابدین، ماه تمام
هفتمین معصومی و پنجم امام
مکتبت تا صبح محشر، مستدام
-تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را
-روح می‌بخشد مرامت، حلم را

ای سـلام ذات حـیّ داورت
بر تو و نطـق فضیلت‌پرورت
علم آرد سجده بر خاک درت
حلم گردیده است بر دور سرت
-نسل نوری هم ز باب و هم ز مام
-خـود امام و مـادرت بنـت الامام

کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟
تو هم از نسل حسینی، هم حسن
تو امـامت را روانـی در بـدن
ای ولایـت را چـراغ انجمـن
-علم تو، علـم خداونـد جلیل
-وحی باشد بر لبت بی‌جبرییل

از درخـت علم، بَـر داریم ما
وز تو صد دریا گهر داریم ما
بس حـدیث معتبـر داریم ما
از شما کی دست برداریم ما؟
-یابن زهرا سر برآور باز هم
-«جابر جُعفی» بپرور باز هم

یابن زهرا گر چه با بغض تمام،
حرمتت گردید پامال «هشام»،
بر تنت آزار آمد صبح و شام،
تو امامـی، تو امامی، تو امام
-نور از هر سو که خیزد، دیدنی است
-چهرۀ خورشیـد کی پوشیدنی است؟

تو خـزانِ بـاغ زهـرا دیده‌ای
تو تن بی‌سر به صحرا دیده‌ای
گـردن مجـروح بابا دیده‌ای
بر فراز نیـزه سرهـا دیده‌ای
-کاش می‌دیدم چه آمد بر سرت
-یا چه کرده کعب نی با پیکرت؟

تو چهل‌منـزل اسارت دیده‌ای
از ستمکاران جسـارت دیده‌ای
خود عزیزی و حقارت دیده‌ای
تشنگی و قتل و غارت دیده‌ای
-چارساله، کـوه ماتم برده‌ای
-مثل عمه، تازیانه خورده‌ای

شـام بـود و مجـلس شوم یزید
چشم تو چوب و لب خشکیده دید
گـه سکینه ناله از دل می‌کشید
گاه زینب جامـه بـر پیکـر درید
-چشم بر رگهای خونین دوختی
-سـوختی و سـوختی و سوختی

ای دل شیعـه چـراغ تــربتت
دیده‌هـا دریـای اشک غـربتت
سالهـا بـر دوش کـوه محنتت
روز و شب پامال می‌شد حرمتت
-ظلم دیـدی در عیـان و در خفا
-تـا شـدی مسمـوم از زهر جفا

ای به جانت از عدو رنج و عذاب
هم به طفلی، هم به پیری، هم شباب
قلبت از زهـر ستـم گردیــد آب
قبــر بـی‌زوّار تــو، در آفتــاب
-وسعت صحن تو مُلک عالم است
-لالۀ قبـر تو اشک «میثم»است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
21:05
#امام_باقر_ولادت


از آسمان ترّنم باران چه دیدنیست
این بار طعم رویش گلها چشیدنیست

آمد خبر که ازطرف عرش یک پسر
بر جمع خانواده ی مولا رسیدنیست

ناز قدوم این نوه ی حضرت حسین
صدها نفرشبیه خودم سر بریدنیست

او آمد و به نام  خداوند لب گشود
تکبیر جمع عرش نشینان شنیدنیست

آرام جا میان دو دست  پدر گرفت
با ناز ناز طفلک زهرا کشیدنیست

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ  ولادتِ  ولی ُالله ِ پنجم است


نام  تو نام  حضرت  پیغمبر خدا
محو توام  تو بنده ی زیباتر خدا

هستی برای خلق جهان با علوم خود
بعد از پیام بر – تو  پیام آور خدا

یک عالمه طراوت وسرسبزی و بهار
آورده ای برای من از محضر خدا

با آنهمه روایت سبزی که ازتو هست
آسان تر است آمدن ِ بر در ِ خدا

من از کنار خانه ی تو نه - نمی روم
تا که رسانی ام تو به دور و بر خدا

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ  ولادتِ  ولیُ اللهِ  پنجم  است


ای یادگار ِ واقعه ی  کربلا  سلام
با غصه و مصیبت و غم آشنا سلام

بر آن دل شکسته ی دوران کودکیت
از ما همیشه وهمه دم هرکجا سلام

یادت نمی رود دم دروازه های شهر
با سنگ داده اند به روی شما سلام

جابر رسید و گفت که ای باقرالعلوم
بر تو رسانده است رسول خدا سلام

قبر بدون شمع و چراغ بهشت ماست
ما زائر مزار تو  هستیم با ” سلام “

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ ولادت ِ ولیُ اللهِ   پنجم است


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
21:05
#امام_باقر_ولادت


گلشن توحید، آباد امام باقر است
مرغ دل در هر نفس یاد امام باقر است
در تجلّی نور ارشاد امام باقر است
شادی اجداد و اولاد امام باقر است
مژده یاران عید میلاد امام باقر است
کعبه ی دل روح قرآن جان زین العابدین

سر زده در اوّل ماه رجب ماهی تمام
کافتابش آورد هر صبح دم عرض سلام
کنیه بوجعفر لقب یاقر محّد شد به نام
قطره ای از چشمه ی علمش علوم خاص و عام
نجل پیغمبر امام ابن امام ابن امام
رهنمای راستان و پیشوای راستین

کیست این مولود انجم را چراغ انجمن
عارف بودو نبود و واقف سرّ و علن
بحر بی پایان علم ذات حیِّ ذوالمنن
جابر آورده سلامش از رسول مؤتمن
باب او ابن الحسین و مام او بنت الحسن
جدّه اش زهرا و جدّش رحمةٌ للعالمین

روی او روی خدا خوی محمّد خوی او
سجده آرند آسمانی ها به خاک کوی او
از حسین و از حسن دارد ملاحت روی او
لاله های باغ جنّت مست عطر بوی او
نخل طوبی سرو رعنای کنار جوی او
طوطی آن نخل، میکاییل و جبریل امین

اختر برج حسن! خورشید سرمد زاده ای
بر علیّ بن الحسین امشب محمّد زاده ای
خود سپهر عصمت و ماه مؤیّد زاده ای
جان، نثار دامنت روح مجرّد زاده ای
احمدی دیگر برای آل احمد زاده ای
آسمان امشب نهاده پای بر چشم زمین

از خداجویان عالم بنده ی درگاه تو
ای صراط مستقیم کلّ خلقت، راه تو
وی فراتر از ثنای خلق قدر و جاه تو
آفتاب وحی روی خوب تر از ماه تو
مخزن اسرار غیب حقّ دل آگاه تو
منطقت علم الکتاب و مکتبت علم الیقین

سنگ اگر خاک تو گردد طوتیایش می کنی
مس چو اکسیر از تو خواهد کیمیایش می کنی
دست گمراهی چو گیری رهنمایش می کنی
هر کجا بیگانه بینی آشنایش می کنی
دشمن ار دشنام گوید تو دعایش می کنی
با کلامی جانفزا و با بیانی دلنشین

گاه از صوت مناجاتت ملایک در خروش
گاه اهل آسمان ها را کلامت دُرّ گوش
گه زاشگ دیده آری بحر رحمت را به جوش
گه جواب نیش دشمن را دهی پاسخ به نوش
گاه مانند کشاورزان بود بیلت به دوش
ریزدت پیوسته مروارید غلطان از جبین

ای گرفته وام خورشید جهان آرا زتو
ای عیان خُلق رسول و عصمت زهرا زتو
ای مزین کوه و دشت و دامن صحرا زتو
ای هدایت تا قیام محشر کبری زتو
ای زیارتنامه ی جانسوز عاشورا زتو
شور عاشورات پیدا در کلام آتشین

محفل قدّوسیان را از تو باشد ذکر خیر
با تو دائم اُنس دارد جنّ و اِنس و وحش و طیر
کرده ای از دامن سجّاده تا معبود سیر
مست فیضت آشنا و محو گفتار تو غیر
از تو زیبا قصّه ی ناب عزیز است و عُزیر
سینه ات دریای علم اوّلین و آخرین

تا تو را پیوسته در آغوش جان دارد بقیع
از تن پاک تو روح جاودان دارد بقیع
گر چه از خورشید گردون سایبان دارد بقیع
ناز هر شب بر چراغ آسمان دارد بقیع
سایه ی رحمت به فرق انس و جان دارد بقیع
خلق رو آرند سویش از یسار و از یمین

من کی ام مدحت سرای خاندان عصمتم
هر که هستم خاک پای خاندان عصمتم
سر خوش از جام ولای خاندان عصمتم
بلکه مرهون عطای خاندان عصمتم
«میثم» دار بلای خاندان عصمتم
بارالها هستیم را کن فداشان آمّین

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
21:05
#امام_باقر_ولادت
#رباعی

در حلم و وفا حسن زبانزد دارد
در جود و سخا شکوه بی حد دارد

در قامت او صلابت حیدری ست
در چهره ي خود نور محمد دارد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
21:05
#امام_باقر_ولادت


روشن تر است این پسر از ماه صورتش
گردن کشیده ماه خودش هم به رویتش

ماه رجب به ماه عرب چشم دوخته
معلول خیره ست به دقت به علتش

ماه تمام اول ماه رجب رسید
قد قامت الصلوة به قد و به قامتش

شد اولین محمد بعد از پیامبر
آمد ز دست های علی هم نبوتش

چون آفتاب وقت طلوع و غروب خویش
عمری نشسته کوه دو زانو به خدمتش

در آفتاب ظهر، زمین سایه اش کم است
خاص است قهر حجت و عام است رحمتش

از شرق تا به غرب جهان،نه بزرگتر
قلب من و تو است حدود حکومتش

قارون اگر شود همه ی عمر چون گداست
در محضر تو هرکه بنازد به ثروتش

این سو پدربزرگ حسن آن طرف حسین
باید که غبطه خورد به شکل سیادتش

بوده علی اگرچه پسرخوانده ی نبی
گشته محمد اِبْنِ علی با ولادتش

داییش قاسم است و رقیه ست عمه اش
از این مسیر رفته به زهرا شباهتش

همبازی رقیه و دلواپس عمو
شد شرح روضه مدت عمر امامتش

در ظاهرش گرفتن مجلس برای علم
در اصل شرح روضه فقط بوده علتش


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
21:05
#امام_باقر_ولادت
#رباعی #صلوات

بر آل علی فزون ز انجم صلوات
بیش از نفس تمام مردم صلوات

تا شاد شود دل امام چارم
بفرست تو بر امام پنجم صلوات

#علی_سلطانی
...


گل  با لب مشک بو ، فرستد صلوات
از عشق ، نشانه جو ، فرستد صلوات

پیغام سلام ، داده بر آینه اش
آنکس که خدا بر او ، فرستد صلوات


#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
21:05
#امام_باقر_ولادت
#امام_باقر_مدح


آن مقتدا كه هستی دارد قوام از او
خورشيد و ماه نور گرفتند وام از او

آن پنجمين امام كه معصوم هفتم است
دارد حريم كعبه ی دين احترام از او

دريا شكاف علم و يقين «باقرالعلوم»
ماهی كه شرمگين شده بدر تمام از او

او باغبان علم و فضيلت شد و به جاست
آن گلشنی كه يافته فيض مدام از او

گل های باغ معرفت و بوستان علم
دارند رنگ و جلوه گری هر كدام از او

روشن چراغ دانش و بينش ز نور اوست
دارد حياتِ علم و فضیلت دوام از او

دانش به حُسن مطلع او گفت آفرين
بينش رسيده است به حُسن ختام از او

بطحا شده است باغ بهشت از ولادتش
يثرب شده است روضۀ دارالسلام از او

در گردش مدار، فروغ اميد را
منظومه های عشق گرفتند وام از او

تا رهنمای خلق شود در ره نجات
بالله گرفته بود خدا التزام از او

قولش هماره قول رسول كريم بود
شد جلوۀ حديث نبی مستدام از او

اين آفتاب عشق كه سوي دمشق رفت
گفتی گرفت روشنی روز شام از او

بزم هشام بود به شام و گمان نبود
دعوت كند به «سَبق رِمايه» هشام از او

هر چند عذر خواست ز پرتاب تير و خواست
تا حكم انصراف بگيرد امام از او

اما هشام بر سخن خود فشرد پاي
تير و كمان گرفت امام همام از او

تير و كمان گرفت و هدف را نشانه رفت
تا ضرب شست بنگرد و اهتمام از او

فضل و بزرگواری آن مظهر گذشت
راضی نشد كه خصم شود تلخ كام از او

تير نخست چون به هدف كارگر فتاد
پروانه يافتند يكايك سهام از او

می دوخت تير را به دل تير در هدف
بود از خدای نصرت و سعی تمام از او

آماج تير شد چو هدف شد بر آسمان
تجليل بی مبالغۀ خاص و عام از او

اين است رهبری كه بهر لحظه قدسيان
در عرش می برند به تقديس نام از او

همراه اوست عطر شهيدان كربلا
خيزد هنوز رايحه آن قيام از او

«جابر» سلام ختم رُسل را به او رساند
با گوش جان شنيد جواب سلام از او

از سعی او گرفته صفا، مروه و صفا
بر جای مانده حرمت بيت الحرام از او

از صد هزار بوسه‌ی خورشيد خوشتر است
خال سياه كعبه و يك استلام از او

اصحاب معرفت به ادب گرد آمدند
باشد كه بشنوند حديث و پيام از او

گوهرفشان به خدمت او طبع «حميری» است
شعر «كميت» يافته قدر و مقام از او

در ساحل غدير ولايت نشسته اند
آنان كه چون «فُضيل» گرفتند جام از او

رو تشنگی بجوی «شفق» گر اميد توست
جامی ز حوض كوثر و شرب مدام از او

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
1
21:05
#امام_باقر_ولادت


با پوزش از مقامِ تو، یا باقرالعلوم
آرم سخن به‌نام تو، یا باقرالعلوم
گفتا نَبی سلام تو، یا باقرالعلوم
وین بس به احترام تو، یا باقرالعلوم

ای نام تو محمَّد و خوی تو احمدی
ایثار دَر گهت، صلوات محمَّدی

ای روشن از جمالِ تو افلاک، چون زمین
حاکمِ به ممکناتی و، عالِم به عالَمین
مشمول رحمت تو هم‌آن باشد و هم‌این
تو پنجمین امامی و معصوم هفتمین

سیمای تو که مَطلَعُ‌الاَنوار سرمدی‌ست
آیینۀ کمال و جمال محمَّدی‌ست

ای سر نهاده خلق به طوق ارادتت
لطف و کرم سجیّت و جود است عادتت
مِهر فلک پدیدۀ نور سیادتت
ماه رجب طلیعۀ روز ولادتت

ماهی که باب لطف خدا، باز می‌شود
با سال‌روز جشنِ تو، آغاز می‌شود...

ای باغ فَرّ و دینِ نبی را تو فرودین
هم آسمان شرعی و هم آفتاب دین
زینت‌فَزای انجمن زین‌العابدین
چشم و چراغ محفل مولای ساجدین

بر دو امام ذات شریف تو مُنتسب
کَاندر ائمه نیست کسی را چنین نسب

آوازۀ عدالت و وجدان، ندای تو
پیک امیدبخش بشر شد صدای تو
در علم و دین نوابغ عالم، گدای تو
ای جدّ و مادر و پدر من، فدای تو

یک جدّ تو حسین و حسن جدّ دیگرت
خوانند سبط خویش، دو سبط پیمبرت

ای در کتاب حق به مَدیحت کلام‌ها
از ما به حضرتت صلوات و سلام‌ها
پیدا ز نسل پاک تو آمد امام‌ها
پروردگان مکتب عِلمت هشام‌ها

هر یک به علم خویش خردپرور عموم
از یُمن دانش تو، شکافندۀ علوم

ای رونق از تو منبر و محراب یافته
علم تو ذره‌های اتم را شکافته
دردا کسی به ایدۀ تو ره نیافته
از اینکه آفتاب به قبر تو تافته

خوناب غم ز دیدۀ افراد می‌رود
با اینکه ایده‌های تو بر باد می‌رود

ای معنی نماز بیا و نماز کن
روی نیاز بر در آن بی‌نیاز کن
دستی برای عرض تمنّا دراز کن
روح دعا تویی، به دعا لب تو باز کن

زانفاس خود به پیکر ایمان حیات بخش
اسلام را ز چنگ حوادث نجات بخش

من کیستم که وصل تو را آرزو کنم
زین کمترم که با تو دمی گفتگو کنم
اما دقایقی که به سوی تو رو کنم
از خاک دَرگهت طلب آبرو کنم

هر چند رو سیاه ولی من موّحدم
مدّاح اهل‌بیت، غلامت «مؤیّدم»

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
21:05
#امام_باقر_ولادت


برخیز نگارا که بهار طرب آمد
عید عجم و جشن نشاط عرب آمد
از کثرت انوار یکی روز و شب آمد
پایان جمادی شد و ماه رجب آمد

ماهی که شود ملک جهان خلد مخلّد
از یمن قدوم دو علی و دو محمّد

بر اهل ولا عید مؤیّد شده امروز
در جلوه رخ داور سرمد شده امروز
لبخند، عیان بر لب احمد شده امروز
میلاد همایون محمّد شده امروز

در دامن خورشید، عیان قرص قمر شد
فخر دو جهان سیّد سجّاد پدر شد

امشب صدف بحر ولایت گهری زاد
یا دخت حسن فاطمه، زیبا پسری زاد
در خانۀ خورشید ولایت قمری زاد
یا بار دگر آمنه پیغامبری زاد
این است که دو فاطمه را نور دو عین است
پور دو علی باشد و نجل حسنین است

این گوهر یکدانۀ دریای عقول است
در مکتب دین دوستیش اصل اصول است
ماه دو علی مهر دل آرای رسول است
فرزند حسین است و عزیز دو بتول است

مولای همه عبد خدواند مقام است
تا حشر امام است امام است امام است

این محور دین اختر تابندۀ علم است
در قلب زمان، نور فزاینده علم است
آرندۀ علم است و نمایندۀ علم است
گویند علم است و شکافندۀ علم است

در کنیه ابوجعفر و باقر شده نامش
پیغمبر اسلام فرستاده سلامش

دشمن به عداوت خجل از کثرت خیرش
فرقی نکند گاه کرامت خود و غیرش
جبریل امین گم شده در وادی سیرش
شیرینی جان قصه شیرین عُزیریش

علم همه یک قطره زدریای کمالش
دیوانه شود عقل به توصیف جلالش

ای گوهر شش بحر و یم هفت دُرناب
ای سائل انوار رخت مهر جهانتاب
بی مهر تو طاعات، چو نقش آمده بر آب
خاک قدم طفل دبستان تو اقطاب

فرزند پیمبر پدر هفت امامی
هم فرش مکان هستی و هم عرش مقامی

انوار دل از روی نکوتر زمه تو
جن و بشر و خیل ملائک سپه تو
جان همه خوبان جهان خاک ره تو
شد باعث بینائی جابر نگه تو

ما را زگنه نیست به جز روی سیاهی
ای چشم خداوند، کرم کن به نگاهی

از شوق تو چون مهر تو چون داغ به سینه
چشمم به بقیع است و دلم سوی مدینه
ای شمع دل پنج امین و دو امینه
ما غرق به دریای گناه و تو سفینه

غرقیم ولی چشم به احسان تو داریم
با دست تهی دست به دامان تو داریم

مهر تو ثمر گشته بسی حاصل ما را
حبّ تو صفا داده بقیع دل ما را
وصف تو همی شور دهد محفل ما را
اینگونه سرشتند از اول گل ما را

تا حشر گُل مهر تو روید زگِل ما
آوای تو پیوسته برآید زدل ما

تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت
پیوسته ملک سائل زوّار بقیعت
جان و دل ما شمع شب تار بقیعت
تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت

این درد فراقی که به جان است دوا کن
بر ما ز ره لطف گذرنامه عطا کن

ای بوسه گه یوسف زهرا دهن تو
نقل دهن ما همه نَقل سخن تو
جان همه قربان تو و جان و تن تو
صد شکر که (میثم) شده مرغ چمن تو

غیر از گل مهر تو به گلزار نبوید
جز مدح تو و عترت اطهار نگوید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
21:05
#امام_باقر_ولادت
#امام_باقر_مدح


به سر می‏ پرورانم من هوای حضرت باقر
به دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر

ز عشقش جان من بر لب رسیده کس نمی‏ داند
که نبوَد چاره ساز من سوای حضرت باقر

بگوشم هاتف غیبی سرود این نکته را دیشب
که باشد رخش دانش زیر پای حضرت باقر

چنان بگرفته علمش آفاق را یک سر
که پیچیده در این عالم صدای حضرت باقر

پیمبر گفت با جابر که خواهی دید باقر را
سلام از من رسان آنکه برای حضرت باقر

سوالاتی که از وی کرده دانشمند نصرانی
جوابش را شنید از گفته‏ های حضرت باقر

مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه
منور شد دل او از ولای حضرت باقر

شد آسان وضع حمل گرگ وحشی بیابانی
به روی قله ی کوه از دعای حضرت باقر

به رستاخیز اگر خواهی نجات از گرمی محشر
برو در سایۀ ظل همای حضرت باقر

فرد عاجز بود ز اوصاف بی پایان آن سرور
کمیت لفظ لنگ است از ثنای حضرت باقر

جلال و شأن و قدر آن امام پاک بازان را
نمی‏ داند کسی غیر از خدای حضرت باقر

(رضائی) ایستاده بر در دولت سرای او
چو سائل منتظر بهر عطای حضرت باقر

#مرحوم_سیدعبدالحسین_رضایی

@raziolhossein
1
21:07
#امام_باقر_ولادت



بگو به نور که ماه تمام آمده است
که صبح آمد و پایان شام آمده است
برای شیعه دوباره امام آمده است
امام فقه و حدیث و کلام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

پدر حسینی و مادر سلاله ی حسن است
اویس وار زمین در هوای او قرن است
غلام خانه ی او بودن آرزوی من است
تجسم همه ی احترام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

سراسر از برکات خدا پر است زمین
اگر که در صدف آسمان دُر است زمین
به نور اوست که گرم تبلور است زمین
دوباره رحمتی از جنس عام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

دمیده است به دنیا دم خدادادی
به هر خرابه رسیده هوای آبادی
هزار شکر خدا را که خوب استادی_
_برای این همه شاگرد خام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

چقدر در وجناتش خدا نمایان است
اسیر جذبه ی او کافر و مسلمان است
رسیده آن که امید گناهکاران است
دوباره بوی علی بر مشام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

دل از تمام جهان برده است لبخندش
فقط نه خلق که دل برده از خداوندش
به داروی گل لبخند های چون قندش
به درد های همه التیام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

رسیده است امامی که نافذ است و بصیر
نکرده حرف خدا را به رای خود تفسیر
نمی شود به کلام بنی امیه اسیر
برای مذهب شیعه قوام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

به حکم آیه ی تطهیر پاک یعنی او
که پنجمین گُهر تابناک یعنی او
برای سنجش ایمان ملاک یعنی او
ملاک حد حلال و حرام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

به علم و حلم و تمام فضائلش صلوات
به جلوه های پیمبر خصائلش صلوات
به نور چهره ی چون ماه ِ کاملش صلوات
که موعد صلوات و سلام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

گروهی از سخنان خدا جدا شده اند
که در توهم خود نائب خدا شده اند
چه رازهای دروغی که برملا شده اند
که آفتاب همه روی بام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

همان که وقت جسارت حضور خواهد داشت
که در مسیر اسارت حضور خواهد داشت
زمان کشتن و غارت حضور خواهد داشت
بیا که راوی غم های شام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

خدا کند که شب انتظار سر برسد
سپیده سر بزند ، نوبت سحر برسد
خدا کند که به زودی همین خبر برسد :
به صف شوید دم انتقام آمده است
امام مهدی علیه السلام آمده است

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
21:07
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


اسرار علوم حَیِّ سرمد آمد
آئینۀ جمع آل احمد آمد
جبریل ز عرش این خبر آورده
تبریک که دومین محمد آمد


انوار دوعین است امام باقر
سبط الحسنین است امام باقر
فرزند حسن ز مادر، اما ز پدر
دلبند حسین است امام باقر


ما ذاکرِ باقریم و هو هو زده ایم
در محضر علم و فضل زانو زده ایم
تا فاطمه ما را ز کرَم رد نکند
بر سبط حسین و حسنش رو زده ایم

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
21:07
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


تقدیم به مادر مکرمه آن حضرت...

بگرفت چه مادرانه آن والا زن
گهواره ی علم را به روی دامن

فرمود امام صادق : آن صدیقه
مانند ، دگر نداشت ، در آل حسن

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein1
21:07
#حضرت_باقر_ولادت

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر
كه گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا
كسى را برتر و أعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده
سلاطین جهان یكسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او الكن، قلم از مدح او عاجز
كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر

نزاید مادر گیتى ز بهر خدمت مردم
به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

به ذرّات جهان یكسر بود او هادى و رهبر
كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

برو كسب فضیلت كن چو مردان خدا اى دل
ز بحر دانشِ بى منتهاى حضرت باقر

اگر گردد شفیع ما بنزد خالق یكتا
بهر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر

#ژوليده_نيشابورى


@raziolhossein
21:07
#امام_باقر_ولادت
#رباعی

نور علی و فاطمه را می‌خواهد
حلم حسن و شور حسينی؛ بايد

تا جمع شوند آل عبا در يک جان
تا آينۀ روی محمّد آيد

#یوسف_رحیمی
.....


بر اهل ولا مژده ی سرمد آمد
بر قلب همه شادی بی حد آمد

از عرش صدای عرشیان می آید
عالم به همه علم محمد آمد

#وحید_زحمتکش_شهری

@raziolhossein
21:07
#امام_باقر_ولادت


بیا به پای دل خود سفر کنیم امشب
ز کوچه های مدینه گذر کنیم امشب

خدا به زین عبادش عطیه ای بخشید
بیا تمام جهان را خبر کنیم امشب

بیا سلام و درود و تهیت خود را
نثار این پدر و این پسر کینم امشب

در آسمان ولا مهر و مه هم آغوشند
بیا نظاره شمس و قمر کنیم امشب

دگر به دیدن باغ بهشت حاجت نیست
اگر به باغ ولایت نظر کنیم امشب

برای این که بگیریم عیدی از زهرا
سزد ارادت خود بیشتر کنیم امشب

بپاس مقدم دریا شکاف علم و کمال
ز اشک شوق نثارش گهر کنیم امشب

شب ولادت او در مدینه جشنی نیست
بیا زغربت او دیده تر کنیم امشب

تمام فرصت ما وقف خدمت بر اوست
چه حاجت است که کار دگر کنیم امشب

اگر که چشمه ای از معرفت شود پیدا
نهال مهر ورا بارور کنیم امشب

کنار خرمنی از عشق او بیا بنشین
که فکر توشه راه سفر کنیم امشب

بگو به خلق (وفائی) ز جای برخیزد
لباس خدمت بر او به بر کنیم امشب

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein1
2
21:07
#امام_باقر_ولادت


وقت عشق است چشم تر بدهيد
شمع ها مژده ي سحر بدهيد

كار دل گير يك نگاه شماست
بر مناجات من اثر بدهيد

از شلوغي شهر بيزارم
كوچه ها فرصت گذر بدهيد

دوست دارم به اوجتان بپرم
بي قرارم كه بال و پر بدهيد

مي نشينم كنار در بي تاب
تا به پاهاي من خبر بدهيد

راه باز و مسير بي خطر است
توشه بردار موقع سفر است


سفري تا ديار دلبرها
تا زمين بهشت پرورها

آسماني ترين شديم اينجا
پا به پاي پر كبوترها

خانه ها را ببين همه از دم
شاخه ي ياس روي سر درها

اين مدينه است شهر پاك و زلال
چشمه سار تمام كوثرها

اين مدينه است مركزيت نور
تربت قبر چهار حجت نور


يك زيارت كنار ابر بهار
يك بقيع است و زائران بسيار

بال هاي فرشته ها فرش است
قدري آهسته تر قدم بردار

يك قدم بيشتر نمانده ولي
به در بسته خورده ايم انگار

از همين جا دخيل مي بنديم
پشت اين پنجره همين ديوار

مگر امشب شب ولادت نيست
شمع روشن كنيد دور مزار

ذات غيب خدا شده ظاهر
در جمال محمد باقر


آمدي اي امام پنجم ما
آمدي اي يگانه بي همتا

برف ها آب شد زمين خنديد
از بهار تو اي گل زيبا

علم را آمدي كه بشكافي
مثل كشتي به سينه ي دريا

تا ابد آسمان آبي تو
مي زند سايه بر سر دنيا

تو در اين صفحه هاي خالي دل
نقش ها مي زني به رنگ خدا

جوهر بندگي است در قلمت
غير توحيد نيست در قلمت


اي به دوشت هميشه رايت علم
در بيان تو واقعيت علم

روي منبر كه درس مي دادي
زير دِيْن تو رفت نهضت علم

روز اول به اذن حضرت حق
شاهكار تو بوده خلقت علم

عقل ما قد نمي دهد هرگز
به مقام تو اي حقيقت علم

بي فروغ تو مي رود از دست
همه ي اعتبار دولت علم

تا كه نور كلام تو جاري است
گلشن دين هميشه گل كاري است


اي سرآغاز ناب ماه رجب
وي شروع كتاب ماه رجب

با غروب جمادي الثاني
سر زدي آفتاب ماه رجب

اشك هاي تو لحظه ي ميلاد
شده عطر و گلاب ماه رجب

عكسي از حسن كبريا هستي
جاي تو قلب قاب ماه رجب

يك مناجات بر لبم بنويس
در شب مستجاب ماه رجب

در هواي خدا رهايم كن
بيشتر با خود آشنايم كن


تو كه بر چشم خلق جا داري
نوري و جلوه ي خدا داري

شاخ شمشاد حضرت سجاد
ريشه در باغ هل أتي داري

ثمر نخل احمدي كه نسب
ز حسين و ز مجتبي داري

پسر سيد البكاء هستي
سرگذشتي پر از بلا داري

يادگاري ز لاله هاي عطش
بر دلت داغ كربلا داري

تو غروب سپيده را ديدي
عمه ي قد خميده را ديدي


همه جا گرد غصه پاشيدند
با سر تيغ و نيزه گل چيدند

دست هاي سياه بر سر تو
سنگ هاي كبود باريدند

چشم هايي كه گريه مي كردند
سيلي و تازيانه مي ديدند

مردم كوچه ي يهودي ها
دور سرها مُدام رقصيدند

بي ابوالفضل كودكان يتيم
روي خشت خرابه خوابيدند

اين همه غم كه بر سرت آمد
كودكي تو را رقم مي زد

#علی_صالحی

@raziolhossein
21:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 45.9 KB
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
4 👍 2
21 December 2025
ش
00:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد
.....


پنجم ولی است و وارث پنج تن است
خورشیدِ فروزنده ی علم و سخن است

ای بنتِ حسن ، بِین ائمه ، این طفل
آغاز گر نسل امام حسن است


#میثم_مومنی_نژاد

......

در خلقتِ نور ، پنجمین آینه است
هفت آینه از نسل همین آینه است

او یاد به ما داده ، خدا را دیدن
ما هر چه که دیدیم از این آینه است


#میثم_مومنی_نژاد

....
سائل شدم و لحظه نابِ میلاد
چشمم به رخِ حضرتِ باقرافتاد

عید آمده و ماه رجب رؤیت شد-
امروز در آغوش ِ امام سجاد!

#م_عاطفی

@raziolhossein1
👍 2
00:21
#امام_باقر_ولادت


فصل بهار و عید طرب آمد
پایان عمر رنج و تعب آمد
وقتی هلال ماه رجب آمد
نور خدا به سینه ی شب آمد
 خیر کثیر حاصل این ماه است
دریای فیض در دل این ماه است
 
 مستی کنید شب شب یلدایی است
هفت آسمان به جلوه تماشایی است
 سرشار از حقیقت زیبایی است
شهر مدینه باغ شکوفایی است
باغی که می برد دل جنت را
دارد از او بهشت ، طراوت را
 
 پیک سعادت این خبر آورده
باغ ولا شکوفه درآورده
خورشید مژده ی سحر آورده
امشب عروس دین پسر آورده
در پای او ز عرش خدا گل ریخت
روی سر زمین ز تفضل ریخت
 
بر خاتم شهود نگین آمد
کهف الامان روح الامین آمد
روح صفا به جسم زمین آمد
حق‌الیقین به باور دین آمد
علم الیقین به وقت سخن باشد
تلفیقی از حسین و حسن باشد
 
حُسن حَسَن ز صورت او پیدا
توحید در عبادت او پیدا
ایثار در کرامت او پیدا
علم است در حقیقت او پیدا
آینه کمال خدا رویش
عطر بهشت می وزد از بویش
 
 او باقر العلوم پیامبر شد
فیض زلال چشمه ی کوثر شد
در علم و حلم ، حیدر دیگر شد
زهرا حسن حسین مکرر شد
حکمت نمی ز وسعت علم او
صبر خدا تجلی حلم او
 
 ایام جهل رو به زوال آمد
سرچشمه ی علوم ، زلال آمد
در معرفت تمام و کمال آمد
سر تا قدم شکوه و جلال آمد
آمد که مقتدای زمین باشد
بعد از پدر امام مبین باشد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
00:21
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


تا روی به کشتی نجات آوردیم
امید به ساحل نجات آوردیم

در روز ولادت امام باقر
ما هدیه برایش صلوات آوردیم
.......

امروز که عرشیان برانگیخته اند
بر عرش بلور نور آویخته اند

در مقدم باقر العلوم از فردوس
یک باغ گل محمدی ریخته اند
......

با عطر تو گل شوق شکفتن دارد
سرمستی و میل از تو گفتن دارد

ای باقر علم نبوی در شب عید
این دل هوس مدینه رفتن دارد

#سیدهاشم_وفایی

.....

آئینه ی حق ، طیب و طاهر آمد
از نسل حسن ، فَخرِ  مَفاخِر آمد

در مَطلع و روز اول ماهِ رجب
فرزند  علی حضرت باقر آمد


#مرتضی_شاهمندی

@raziolhossein
00:21
#امام_باقر_ولادت
#امام_زمان
#دوبیتی

برما نظری اگر نمایی کافیست
ازکارم اگر گره گشایی کافیست

عیدی ولادت امام باقر
در مجلس ما اگر بیایی کافیست

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
00:21
#امام_باقر_علیه_السلام


آن قوم که معمار جنان خشت به خشتند
از خاک تو هستند که پاکیزه سرشتند

از نام تو پرسیدم و گفتند محمّد
نامی که به دیباچه‌ی توحید نوشتند

از روی تو پرسیدم و زیبا ملکی گفت
پیش رخ آن ماه‌شمایل همه زشتند

در عالم ذر مزرعه‌ای بود دل ما
از مِهر تو یک بذر در این مزرعه کِشتند

دیدند شکافنده‌ی دریای علومی
شد پنبه علوم دگران هر چه که رِشتند

حق دور تو می‌گردد و آنان که نگردند
در کعبه اگر هم بروند اهل کِنِشتند

از نسل حسین و حسنی بهتر از این چیست
اجداد تو آقای جوانان بهشتند


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
00:21
#امام_باقر_ولادت
#رباعی

انوار دو عین است امام باقر
سبط الحسنین است امام باقر

فرزند حسن ز مادر، است و زپدر
فرزند حسین است امام باقر

#ژولیده

@raziolhossein
00:21
#امام_باقر_ولادت


مدینه بار دگر، جلوه ای دگر دارد
شمیم عاطفت از پیش، بیشتر دارد

به کوچه باغ مدینه، گلاب می پاشند
نسیم عشق، از آن رهگذر ، گذر دارد

گُلی شکفت؛که محراب سبزطاعت حق
زاشک نیمه شب او، شکوه وفر دارد

مهی دمید،که درآسمان علم وفضل
رُخش ، نشانه ز والشمس والقمر دارد

به اهل علم بگو، باقر العلوم آمد
کسی رسید که از راز ها خبر دارد

کلام اوست پُراز این حلاوت و، پیداست
به روی لعل لبش، تُنگی از شکر دارد

به شکر این گل نورسته، سیّد سجّاد
دوباره سجده به درگاه دادگر دارد

به شوق دیدن گلزار آرزو و امید
پدر نطاره به رخساره ی پسر دارد

پُرا ز شمیم بهشتی شود فضا،این گُل
ز روی غنچه ی خود چون که بوسه بر دارد

رواست گرکه بگویم حسین ، از قدمش
زاشک شوق به دامان خود گُهر دارد

از آن سپیده که سر زد ز چهره اش،دیدند
که در فروغ رُخش، جلوه ی سحر دارد

ز شوق مقدم دریا شکاف علم وکمال
به هر که می نگرم، عالمی دگر دارد

بیا به بزم سرور سلاله ی زهرا
که فاطمه به چنین محفلی نظر دارد

سعادتی است کسی را که از محبّت او
برای آخرتش توشه ی سفر دارد

در آرزوی مدینه«وفایی» از ره دور
در انتظار نگاهش دوچشم تر دارد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:21
#امام_باقر_ولادت


آنکه بر چشمان ما پیراهنی گلفام داد
ذره تا خورشید گردد شبنمی انعام داد
اشک را از باده ساقی کوثر آفرید
در ضیافت خانه‌اش هر دیده ای را جام داد
تا که دست موج ها بر دامن ساحل رسد
در دل هر عاشقی دریای ناآرام داد
شام را از گیسوان آل حیدر تیره ساخت
روز را برگرد آن ها جامه أحرام داد
هرکسی پیغمبری می‌کرد در آل علی
همچو ختم الانبیا او را محمد نام داد

مثل خورشیدی که دیروز از همین مشرق دمید
اولین پیغمبری که بعد پیغمبر رسید

نام زیبایش محمد بود و سیمایش علی
قآبی از پیغمبر و تصویر زیبایش علی
خلق احمد خلق احمد خوی احمد بود و بس
پای تا سر احمد و قد دلارایش علی
نامه مکتوبی از اوصاف جنت روی او
خط و خالش احمد  و زلف چلیپایش علی
ساحل از پیغام‌های او پر از در و  صدف
موج الطاف پیمبر بود و دریایش علی
چشم او بسم الله است و خال او چون نقطه اش
خوشنویسی خداوند است و امضایش علی

پلک هایش پرده ی گنجینه الاسرار بود
چشم او قاب رسول و حیدر کرار بود


مثل خورشیدی که روشن میکند اشراق را
می شکافد نورعلم ش سینه آفاق را
هر ستاره یک شرار از شعله های علم اوست
با رصد قلبم منجم میچشد احراق را
نردبانی تا فلک باید که باشد بنگریم
خاک پایش شکل داده قامت این طاق را
بین گلشن گم شود عطری که هرگل داشته
در صفاتش گم کنم سررشته مصداق را
اشتیاق مهر او ناچیز را خورشید کرد
آسمان بر سر گرفت آن ذره مشتاق را

هرکسی یک قطره از او خواست باران می برد
مور از درگاه او تخت سلیمان می برد

  قال باقرهای او  تحکیم قرآن حکیم
قال باقر های او یعنی صراط المستقیم
آفرینش طفل شش روز است پیش لطف او
چشم او شرحی است بر آیات احسان قدیم
قبل از آنی که بگویی حاجتت را می دهد
نشنود آوای سایل های خودرا این کریم
احتیاجی نیست بر سوسوی شمعی در بقیع
ماه و خورشید ند وقتی که چراغ این حریم
جبرئیل اینجا تمام افتخارش نوکری است
هر ملک ترفیع گیرد می شود اینجا ندیم

بس که بر خاک مزارش ریخت خون از چشم تر
سنگ قبرش را تراشیدند گویا از جگر

شرح جمع عشق را از اشک دامانش بپرس
این حکایت را ز چشمان گلستانش بپرس
هرچه زینب دید او هم دید در دشت بلا
ما رایت الا جمیلا را زچشمانش بپرس
دانه دانه یاد یاران قطره قطره اشک ریخت
ذکر هرمرثیه از تسبیح مژگانش بپرس
پیکری از شانه شمشیرهاچون زلف شد
مو به مواین قصه از زلف پریشانش بپرس
دشتی از نامحرمان و دختران بی پناه
هتک حرمت را از آن چاک گریبانش بپرس

هرچه می پرسی مپرس از کوچه و بازار شام
یک سحر تا شام ناموس خدا در ازدحام

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2
00:21
#امام_باقر_ولادت



پیک قدسی به شادمانی گفت
آفرینش دوباره پرشوراست
درسپیده دم طلوع وظهور
آسمان وزمین پرازنوراست
نورصبح از سپیده ی علم است
این سپیده پدیده ی علم است

شب نشینان عالم ملکوت
همه سوی زمین نگه کردند
روی دامان مهر، مه دیدند
کسب نور ازفروغ مه کردند
روز میلاد ماه خورشید است
روشن این مه زنورتوحیداست

همه ی عرشیان به هم گفتند
سید الساجدین گلی دارد
تا که شکر خدا به جا آرد
درمصلا نماز بگذارد
همه این شوق وشور را دیدند
سرّ الله ونور را دیدند

ای حسن خصلت ای حسینی خو
حیدری روی وفاطمی اوصاف
سایه پرود سید سجاد
چشمه ی جود وآیت الطاف
ای جمال توبهتر ازهرماه
محو روی توگشت وجهه الله

شب بشکفتن گل رویت
به یُطهّرقسم که ای طاهر
قدسیان فلک به هم گفتند
نور علم نبی شده ظاهر
ای که منظومه ی نجومی تو
به لقب باقرالعلومی تو

همه اصحاب معرفت دارند
شوق بشنیدن کلام ترا
با شکوه وبه احترام و وضو
روی لب می برند نام ترا
ای زوصف وزمدح بالاتر
گفته برتو سلام پیغمبر

ای که بررهروان علم وشرف
گنج علم وشرافت آوردی
توبه کانون عشق ومکتب علم
درفضلیت هشام پروردی
مکتب توفقیه پرور بود
دانشت مهر سایه گستر بود

هرکه شد تشنه ی محبت تو
جام عشق و وفا به او دادی
به کمیت وبه حمیری نوری
زسحرگاه آرزو دادی
هرکه مهرشما محبت اوست
سند افتخار خدمت اوست

من که ازساحل محبت تو
روبه دریای جود آوردم
برتو وخاندان اطهر تو
احترام و درود آوردم
به «وفایی» تو التفاتی کن
نذر مسکین خود زکاتی کن
 
#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
5
22 December 2025
ش
01:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین
#ماه_رجب

رجب مهمانیِ اهل یقین است
مراقب باش شیطان در کمین است

از این ماه رجب غافل نباشیم
رجب ماه امیرالمومنین است

#محسن_سلطانی

@raziolhossein
3
ش
02:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_ولادت


مهی تابنده امشب جلوه بر روی زمین دارد
که مهر و ماه را از طلعت خود شرمگین دارد

دگر گیتی ندارد دیده ی حسرت به مهر و مه
که در شرقِ ملاحت، ماهِ خورشید آفرین دارد

همان نوری که موسی دید اندر طور و بی خود شد
تعالی‌ اللَّه که امشب جلوه ها از ماء و طین دارد

امام چارمین امشب به محرابِ عبودیّت
دلی شادان ز میلادِ امامِ پنجمین دارد

علی بن حسین آیینه دار کودکی گشته
که بر حُسنش جهان آفرینش، آفرین دارد

امام مجتبی را گر نماندی یک پسر باقی
ز دختش فاطمه صد شکر فرزندی چنین دارد

علی تبریک میگوید از این مولود، زهرا را
پیمبر جشن میلادش به فردوس برین دارد

بُوَد فخر بشر از علم، لیکن علم می نازد
از این فرزانه فرزندی که زین العابدین دارد

ابا جعفر، محمد، حضرت باقر که در دانش
مقام شامخی هم چون امیرالمؤمنین دارد

پیمبر "باقر العلم" ش بنامیده است و این خَلعَت
سِزد او را، که علم اوّلین و آخرین دارد

امام پنجم و معصوم هفتم اوست در عالم
که از روز ولادت، نور عصمت در جبین دارد

به نسبت، سبطِ والا رتبه ی سبطیْن پیغمبر
به دوران کیست آن کاو نسبتی بهتر از این دارد؟

بشارت گوی از میلاد این مولود، جابر را
که پیغام سلامْ او را ز "خیرُ المرسلین" دارد

چنین باشد که هر مَسند نشین از مسندش نازد
ولیکن مسند دین، فخر از این مسند نشین دارد

مهی کز پرتو رویش جهانی را ضیا باشد
گلی کز خرمن فضلش هزاران خوشه چین دارد

جمالِ مذهب و آیین، جلالِ عترتِ یاسین
نشانِ عزّت و تمکین، چراغِ شرع و دین دارد

به گوشِ دل بگیرد وحی، بی جبریل از یزدان
به چشم جان، نظر در آسمان و در زمین دارد

همه اعجازِ عیسی را کند فاش از نگاهِ خود
همه آیات موسی را نهان در آستین دارد

به هنگامِ عطا کفِّ کریم و چهره ی خندان
به محراب دعا چشمی تر و قلبی حزین دارد

به جز راز اُلوهیّت که مخصوص خدا باشد
صفات او شباهت با خداوند مبین باشد

کجا می کرد شیطان امتناع از سجده بر آدم؟
اگر میدید آدم را که اولادی چنین دارد

عدویش ناسزا گوید ولیکن او دعا گوید
زهی رحمت که ارث از "رحمتٌ لِلعالمین" دارد

شگفتی بین که اندر پیشگاه فضل و عرفانش
به خاک افتد همان دشمن که با او بغض و کین دارد

بُوَد نقشِ نگینِ حضرتش "العزّتُ لِلّه"
سلیمان زمان است و جهان زیر نگین دارد

نیآمیزد به هم شیئی ز علم و حلم، نیکو تر
بنازم حکمتش کاینسان بیانی شکّرین دارد

از آن توصیف او گفتم که زیْبِ دفترم گردد
وگرنه عقل من کیْ فهمِ رمز یا و سین دارد؟

اگر چه عیدِ میلاد است و باید شادمان بودن
ولی داغ عزای او دل ما را غمین دارد

اگر شعر "موید" اوفتد مقبول درگاهش
به هر بیتی عوض یک بیت در خلدِ برین دارد

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
3
02:51
#امام_باقر_ولادت


خبر از آمدن درّ و گوهر آوردند
قسم به نور ، بهشت مصور آوردند

برای وصفِ گُلِ رویت از قبیله‌ی شعر
هزار قافیه با عطر قَمصر آوردند

ملائک‌اند به پابوسی تو آمده اند
برای پیشکش از عرش منبر آوردند

سَرِ سران به‌ فدایت ، سرِ سرانِ زمین
به خاکِ عرشی‌تان قدسیان سر آوردند

هر آنچه روی زمین بوده آسمانی شد
حروف علم برای تو پر در آوردند

به هر مناظره چون حیدری و گویی که
به شهر علم نبی باب دیگر آوردند

قلم به جای دو دَم روی دست‌ تو رقصید
درخت‌های علوم اینچنین "بر" آوردند

درخت‌ها ز شکوهت قلم به دست شدند
و برگ برگ برای تو دفتر آوردند

#مشام
@raziolhossein
3
ش
03:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_ولادت


گلشن وحی اگر جلوه دیگر دارد
باغ سرسبز نبی میوۀ نوبر دارد

تا نهد سر به غبار قدم حضرت عشق
تا مدینه دلم احساس کبوتر دارد

فرش سیمین به فلک پهن نموده جبریل
خبر از تابش خورشید منور دارد

زمزم و سعی و حجر همره کعبه گفتند
چه صفایی نوۀ  ساقی کوثر دارد

غنچۀ شکر شکفته به لبان سجاد
زین عطیه که در این خانه ز داور دارد

پدری در پسرش نور خدا می بیند
دم به دم آینۀ نور برابر دارد

پسری آمده از نسل علی و زهرا
هیبت فاطمی و صولت حیدر دارد

حلم و صبر حسنی دارد و تقوای حسین
زینت زین عباد،علم پیمبر دارد

ملک عرش بر او فخر و مباهات کند
فلک علم از او جلوۀ انور دارد

چشمۀ وحی خداوند از آن لب جوشید
صدف دانش از او ارزش و گوهر دارد

می شکوفد به لبش غنچۀ قال الباقر
هر سخنور که سخن بر روی منبر دارد

خواندم از زمزمۀ فاطمه یا فاطمه اش
اُنس و الفت همۀ عمر به مادر دارد

مهر او در دل هر شیعۀ اثنی عشری است
ای خوش آن دل که چنین دلبر و رهبر دارد

هر که دارد گهر مهر وتولایش را
از دم مرگ به کف توشۀ محشر دارد

باز هم گفت «وفایی» ز مدیحش ،آری
لذتی ناب تر از قند مکرر دارد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
03:10
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


خُلق نبوی، زخُلق وخویش پیداست
عطر علوی ،ز رنگ وبویش پیداست

با آمدن امام باقر، گفتند
انوار محمّدی ،ز رویش پیداست

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
03:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×400, 34.3 KB
#ماه_رجب

ماه‌ِ مولا شد حدیث طیْر را با ما بخوان
"یا مَنْ أرجوهُ لِكُلِّ خَير" را با ما بخوان

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
3
ش
18:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 94.1 KB
18:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
18:13
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی
وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی
ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی
ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه اجلال نبی کیست تویی تو
چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی
ماه علوی آینه ی حسن خدایی
فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی
آری تو علیّ ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند
ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کلّ وجودی
تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی
تو نیّت و تکبیر و قیامیّ و قعودی
تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

ای گوهر توحید به درج دهن تو
روییده به هر سو گل وحی از چمن تو
انوار خدا در تو و حسن حسن تو
ما جامعه داریم ز فیض سخن تو

زین جامعه دل سوی تولای تو راهی است
هر جمله آن جلوه ای از وحی الهی است

از سامره خیزد به فلک نور حقایق
دل ها به طواف حرم قدس تو شایق
مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق
روزی خور خوان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی
نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

من آبرو از خاک در سامره دارم
من خاطره ها از سفر سامره دارم
من جلوۀ طور از شجر سامره دارم
من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست
چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجّت حق خلق به تأیید تو بنده
توحید و نبوّت به تولاّی تو زنده
جبریل به بام تو یکی مرغ پرنده
در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره
پروانه صفت دور تو گشتند هماره

نور تو که از صبح ازل تافته در دل
خاموش نگردد به هزاران متوکّل
هرگز نشود محو، حق از فتنه باطل
آری نرسد بار کج خصم به منزل

قرآن همه را با سخن وحی دهد پند
هر چیز بود فانی جز وجه خداوند

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت
آوخ که رسید از ستم خصم عذابت
گریم به تو و غصّه بی حدّ و حسابت
افسوس که بردند سوی بزم شرابت

برخیرگی خصم و به بی شرمی او اُف
خاکم به دهن جام مِی اَت کرد تعارف

تو آیه تطهیری و رجس از تو به دور است
دل جای خدا و دهنت چشمه نور است
وای از متوکّل که چه بی شرم و جسور است
مست می و مست ستم و مست غرور است

با آن شرف و عزّت و اجلال معانی
می خواست که در محفل او شعر بخوانی

خواندی دو سه بیتی که بهم ریخت سرورش
از روی سرش خورد زمین تاج غرورش
گفتی سخن از آدمی و تنگی گورش
افتاد به تن لرزه بدان قدرت و زورش

لرزید ولی در پی اظهار ندامت
می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت
افسوس که مسموم شدی چون پدرانت
آوخ که ز تن رفت برون تاب و توانت
سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

«میثم» که به دل سوز و به سر شور تو دارد
باشد که به خاک حرمت چهره گذارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی
ابن الرضای دوم ما أیها النقی

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی‌ست
هادی آل فاطمه یا أیها النقی

دارم "ولی"شناسی خود را ز نور تو
مولای من ولیِ خدا أیها النقی

با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن
پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

با صد امید همچو گدایان سامرا
پر می‌کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده‌تر ز حاتم طائی تویی تویی
مسکین‌ترم ز هر چه گدا أیها النقی

من هر چه خواستم تو عنایت نموده‌ای
یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی‌ام همه ترویج مکتبت
جانم شود فدای تو یا أیها النقی

باید برای غربت تو بی‌امان گریست
با ناله‌های حضرت صاحب زمان گریست



شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود
دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

آن ناخن شکسته و آن کاروان‌سرا
توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود

بارانی است از غم تو چشم سامرا
با دیدن تو اشک ملک بی‌اراده بود

وقتی که آسمان ز غمت سینه‌چاک شد
دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

زهر ستم چه با جگر پاره‌پاره کرد
دیگر نفس ... نفس ... به شماره فتاده بود

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت
هر چند دل، شکسته از آن بزم باده بود

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان
از آن سه‌ساله که پدر از دست داده بود

جانش رسید بر لبش از ضربه‌های چوب
وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود
چشم به خون نشسته‌اش از دست رفته بود

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


با کلامش شهر را اهل ولایت می‌کند
مردم گمراه را "هادی" هدایت می‌کند

هرکه وصفش را شنید از عشق او بیمار شد
عشقش از راه شنیدن هم سرایت می‌کند

شیخ عباس قمی در "منتهیُ الآمال" خود
معجزات بی شمار از او روایت می‌کند

با وجود او بهشتی بودن اصلا سخت نیست
حبِّ او را هرکسی دارد کفایت می‌کند

کاملا رد کرد اسلام بنی عباس را
"هادی" از اسلام پیغمبر حمایت می‌کند

هرچه هم دشمن اذیت کرد، او نفرین نکرد
دشمنش از صبر بسیارش شکایت می‌کند

هر بلایی هم که میبیند "علی ابن رضا"
شکر حق میگوید، احساس رضایت می‌کند

دشمنش بی احترامی کرد، آنجایی که دید
شیر دارد احترامش را رعایت می‌کند

قاتلش جان خواست از او، جان خود را نیز داد
هرکسی هرچه بخواهد او عنایت می‌کند


رفت در بزم شراب و غصه خورد و گریه کرد
اشک هایش از دل زینب حکایت می‌کند


#آرش_براری

@raziolhossein
1
18:13
#امام_هادی_شهادت


دلم امشب گدای سامراست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علی النقی الهادی
حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست

مهبط الوحی و معدن الرحمه
دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست

من عصاکم فقد عصی الله است
که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا
شرح و تفسیر وال من والاست

قد نشرتم شرایع الاحکام
راه غیر از شما فریب و خطاست

قولکم صدق ، فعلکم حق
امرکم متبع که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین
نفس جاری تو عین دعاست

من اتاکم نجی ، برای همه
آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو
به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است
سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت
عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما
تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکه السباع ای وای
روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است
هر که بیچاره ی تو شد آقاست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


اگر رزق من سامرایی نمی شد
نصیبم مقام گدایی نمی شد

اگر قابلیت نمی داشت قلبم
ز چشم کریمت عطایی نمی شد

به اذن تو سجاده را پهن کردم
لب من که وا به دعایی نمی شد

یقینا اگر مادر تو نمی خواست
دل من برایت هوایی نمی شد

اگر که ضریح تو جلوه نمی کرد
ز باغ جنان رونمایی نمی شد

شبیه جهنم جهان بود اگر که
به نور رخت روشنایی نمی شد

تو در جامعه شرح توحید دادی
که بی جامعه دل خدایی نمی شد

اگر آن زیارت نمی ماند از تو
دل عارفی کبریایی نمی شد

و هر سالکی سیر کامل نمی کرد
اگر از تو این رهگشایی نمی شد

کلیمانه مداحی خویش کردی
تو را بهتر از این ثنایی نمی شد

شما مهبط نور وحی الهید
بشر بی شما رهنمایی نمی شد

شما معدن رحمت و گنج علمید
نبودید، دنیا که جایی نمی شد

چو ویرانه می شد، لجن زار می شد
یقین غیر ظلمت سرایی نمی شد

شما باب ایمان و سر خدایید
خدا می شدید حق چو آیینه می شد

نبودید اگر که پناه خلائق
از این تنگناها رهایی، نمی شد

اگر در سقیفه خیانت نمی شد
به فرزند زهرا جفایی نمی شد

نمی شد تعارف به او جامی اصلا
در آنجا چنین ماجرایی نمی شد

خدایا چه می شد که از زهر، قلبش
جوادی نمی شد، رضایی نمی شد

به دنبال مرکب پیاده نمی رفت
اسیر مسیر بلایی نمی شد

چنین که شده زخم پاهایش، ای کاش
دگر دختری پاحنایی نمی شد

دل شب پی ناقه ای در بیابان
ز سیلی شکسته صدایی نمی شد

دگر آبروی رقیه نمی رفت
اگر احتیاجش عصایی نمی شد

ائمه اگر به شهادت رسیدند
یکی مثل آن کربلایی نمی شد

همه لااقل یک کفن داشتند و
تنی دفن با بوریایی نمی شد

دگر پیکری زیر پایی نمی ماند
سری قاری نیزه هایی نمی شد

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
2
18:13
#امام_هادی_شهادت


سوختم از اثر زهر و خدایا کردم
جگر سوخته را هدیه به زهرا کردم

درد بسبار به دل دارم و همدردی نیست
دردهایم همه با گریه مداوا کردم

از جفای متوکل به خدا خسته شدم
گر چه با او همه عمر مدارا کردم

گاه می برد پیاده زپی خویش مرا
سوختم شمع صفت دیده چو دریا کردم

گه شنیدم که دشنام به زهرا می داد
پسر حیدرم و صبر چو مولا کردم

آن شبی را که مرا برد سوی بزم شراب
مرگ خود را زخداوند تمنا کردم

پسر فاطمه را جام تعارف می کرد
جای او شرم من از حی تعالی کردم

دست بسته چو شدم وارد آن بزم شراب
یاد از عمه خود زینب کبری کردم

یاد آن روز که در شام خرابش بردند
بازوی بسته سوی بزم شرابش بردند

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
18:13
#امام_هادی_مدح
#دوبیتی


در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم

هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم

#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_شهادت


آن حجتی که در نظرش جز خدا نبود
درد دلش زیاد ولیکن دوا نبود

قلبی شکسته داشت ز زخم زبان خصم
او آشنای خلق و ورا آشنا نبود

تطهیر بود و از چه به خصمش کسی نگفت
بزم شراب جای امام هدا نبود

غم در دلش زیاد اگر بوده است ولی
اشکش به جز برای غم کربلا نبود

در سامرا اگرچه غریبانه کشته شد
اما دگر سر از بدن او جدا نبود

بعد از شهادتش به خدا احترام شد
جسمش به روی خاک برهنه رها نبود

اما حسین را زقفا سر بریده اند
آن حجتی که در نظرش جز خدا نبود

#عبدالزهرا

@raziolhossein
2
18:13
#امام_هادی_مدح



ای دهم حجّت خدای ودود
هادی ملک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو
هادیان بندۀ هدایت تو

حلم ها لاله ای ز گلشن تو
علم ها خوشه ای ز خرمن تو

منجلی در تو نور کل علوم
همه ی حسن چارده معصوم

چشم دشمن به لطف و رحمت تو
متوکّل حقیر عزّت تو

ابر بارنده فیضی از جامت
شیر درّنده در قفس رامت

جامعه سطری از عبارت تو
انبیا عاشق زیارت تو

در خراسان، مدینه، سامرّا
نجف و کاظمین و کرب و بلا

زائرین هرکجا که مهمانند
جامعه با دم تو می خوانند

ای تو ابن الرّضای دوّم ما
در امامان علیّ چارم ما

به مزار مطهّر تو سلام
به عروس و به خواهر تو سلام

زده بر سر هوای سامره ام
خاک پای گدای سامره ام

سامره آفتاب سینه ی من
کربلای من و مدینۀ من

سامره شهر نور، شهر شرف
سامره باغی از بهشت نجف

سامره در زمین بهشت اله
آسمان دو آفتاب و دو ماه

تو علیّ علیّ و فاطمه ای
تو چراغ هدایت همه ای

به دعای تو سنگ گل آرد
به ولای تو ابر می بارد

ذکر حق چیست؟ ذکر خیر شما
کیست میزان حق به غیر شما؟

بی دمت آدمی نمی ماند
به خدا عالمی نمی ماند

طایر وحی از تو دانه گرفت
در ریاض تو آشیانه گرفت

یم جود و فتوتید شما
اهلبیت نبوّتید شما

چشم دل بی چراغتان کور است
شاهد من "کلامُکم نور" است...

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح
#عید_نداریم

ای گنج معرفت به دل سامرا سلام
ابن الجواد حضرت ابن الرضا سلام

ای چون پدر مطهر و معصوم و متقی
ای آسمان علم خدا ایهاالنقی

خورشید از تشعشع نورت منوّر است
ماه فلک به یُمن حضورت منوّر است

در قول و حکم و فعل تو انصاف جاری است
باغ کرامت تو همیشه بهاری است

گنجینه های علم الهی است در دلت
حظِّ حضور می برم امشب ز محفلت

نطقت اگر نبود هدایت نداشتیم
راهی به آسمان امامت نداشتیم

با نور تو درست شده اعتقادمان
دادی طریق عرضهء حاجات یادمان

فهمانده ای به ما ادب و احترام را
طرز چگونه حرف زدن با امام را

فهمانده ای که شآن رفیع امام چیست
ظرفیت پذیرش فیض مدام چیست

لطفت اگر نبود مقرب نمی شدیم
در محضر ائمه مودّب نمی شدیم

توحید حق به نام شما آب خورده است
خضر از وجود جام شما آب خورده است

رکن خداشناسی و درهای رحمتید
فرزندهای نور و پسرهای رحمتید

جز اهل بیت بحر کرم، اصل خیر کیست؟
در این جهان بگو که چهار فصل خیر کیست؟

هر کس که باطنا" به خدا وصل می شود
با رحمت نگاه شما وصل می شود

کفر است اگر به غیر شما رو زند کسی
عشق است اگر کنار تو زانو زند کسی

ای سرو سربلند سحرهای سامرا
باز است بر گدای تو درهای سامرا

ما سائلیم و جای دگر سر نمی زنیم
جز خانه شما در دیگر نمی زنیم

ما آب و نان به دست شما صرف کرده ایم
شاهان شما، تمامی ما نیز بَرده ایم

امشب میان عشق شما سیر می کنم
از چشم پاکتان طلب خیر می کنم

ما را از آن دو چشم شریفت نگاه کن
یا هادی الائمه مرا سر به راه کن

آقا تلاش کردم و این دل ادب نشد
آماده رسیدن ماه رجب نشد

باقیِّ عمر را نگرانم چه می شود
آماده نیستم رمضانم چه می شود

آقا به قلب غمزده فیضی افاضه کن
فکری برای برکت این سال تازه کن

آغاز سال من نظری کن به حال من
بی ارزشم ولی نشوی بی خیال من

خیر مرا ندیده کسی، خیره سر شدم
در آخر خَطَم به تو محتاج تر شدم

امشب ولی به عشق هوایت رسیده ام
امشب به قصد گریه برایت رسیده ام

آقا شنیده ام که غمت بی شمار بود
دور از مدینه بودی و دل بی قرار بود

آقا چه ها که از متوکل کشیده ای
پای پیاده در دل صحرا دویده ای

خسته شدی عرق به جبینت نشسته بود
پایت برهنه، ناخن آن هم شکسته بود

گاهی تو را به بزم حرامی کشانده اند
گاهی تو را میان خرابه نشانده اند

جا داده اند بین فقیران چرا تورا؟
بردند بین حلقه شیران چرا تو را؟

شیران که در برابرتان سر گذاشتند
بی اذن تو سر از کف پا بر نداشتند

آنان که بر امام ارادت نداشتند
قاتل برای کشتن تو می گماشتند

هر چند زهر غم جگرت را کباب کرد
قلب مقدس پسرت را کباب کرد

سر را به روی پای حسن می گذاشتی
بهر خودت حنوط و کفن می گذاشتی

می سوخت پیکر تو ولی خانه ات نسوخت
در بین شعله دامن دُردانه ات نسوخت

در کربلای جدّ شما غم چکار کرد
طفلی نفس بریده از آتش فرار کرد

آن خیمه ای که گیسوی حورش طناب بود
می سوخت بین آتش و در التهاب بود

امشب دلم شکسته و فریاد می زنم
با محتشم نشسته و فریاد می زنم

ای کشته فتاده به هامون حسین من
ای صد دست و پا زده در خون حسین من

ای شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه
افتاده ای به زیر سنان بین قتلگاه

جایت کم است پیکر خود را تکان نده
مادر رسیده، تشنه لب اینگونه جان نده

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_شهادت


منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم
سالها دشمن من داد ز غم آزارم
دوستان شیفتۀ خلق خوش و رفتارم
دشمنان نیز خجالت زده از کردارم
نیست جز یاریِ قرآن و تلاوت یارم

ظلم و جور خلفا بود که خونبارم کرد
متوکل ز همه بیشتر آزارم کرد

هیبت حیدری ام تیر به اعدا می زد
معجزاتم همه شمشیر به اعدا می زد
ذکر من بود که زنجیر به اعدا می زد
من ستم دیدم و تقدیر به اعدا می زد
گاه یک شیر ز تصویر به اعدا می زد
روز و شب در غم و اندیشۀ مردم بودم
بیشتر همنفس اهل ری و قم بودم

خصم پنداشت که من بی کس و تنها هستم
غافل از اینکه خدا را یَد و بَیضا هستم
خواست تهمت بزند دید مبرّا هستم
خواست تحقیر کند دید که والا هستم
جرمم این بود که من زادۀ زهرا هستم
آنکه در گوشۀ تبعید گرفتارم کرد
تا توانست به تهدید گرفتارم کرد

دشمنان بر سر من بسکه بلا آوردند
دل پر صبر و قرارم به صدا آوردند
گاه در بزم شرابی ز جفا آوردند
گاه در مجلس اغیار مرا آوردند
بارها در نظرم کرب و بلا آوردند
کاروانِ اُسرا در نظرم می آمد
مجلس شام بلا در نظرم می آمد

یاد آن بزم شرابی که میان اُسرا
عمه ام بود و همه قافلۀ کرب و بلا
بسته در سلسله ای سلسلۀ آل عبا
وسط طشتِ طلا بود سر خون خدا
بزم مشروب کجا و حرم آل کسا
جمع کفار کجا جمع عزیزان حسین
تهمت زشت کنیزی به یتیمان حسین

شعلۀ فتنه کفار بر افروخته بود
صورت ماه یتیمانِ حرم سوخته بود
چشم حضّار به ناموس خدا دوخته بود
غصّه جدّ غریبم به دل اندوخته بود
زینب از مادر خود فاطمه آموخته بود
عمۀ مقتدرم خطبۀ غرّا می خواند
و سر خون خدا سورۀ طه می خواند

خیزران بود که روی لب و دندان می زد
بر لب ماه نه بر ناطق قرآن می زد
بانویی بر سر خود لطمه فراوان می زد
این رباب است که بوسه به سر از جان می زد
باز هم حرمله ای طعنه به مهمان می زد
داغ شش ماهه فراموش نمی گردد آه
نالۀ فاطمه خاموش نمی گردد آه

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
18:13
#امام_هادی_شهادت


قلبمو خیلی سوزوندن بخدا
غصه رو دلم نشوندن بخدا
من پیاده دشمنم سواره بود
تو کوچه منو کشوندن بخدا
.
.

بی حیا دیگه نسوزون جگرم
چرا آخه میزنی هی شررم
سرمو اگه میخوای ببر ولی
ناسزا دیگه نگو به مادرم
.
.

چقدر به بچه هام دادن عذاب
دلم از این همه داغ شده کباب
خیلی یاد عمه زینب افتادم
وقتی بردن منو تو بزم شراب
.

زینب و بزم شراب واویلتا
زینب و شام خراب واویلتا
صحبت از کنیزی و آل علی
قلب زهرا شد کباب واویلت

بمیرم برای غمهای حسین
وسط طشت طلاس جای حسین
پیش چشمای سه ساله دخترش
خیزرون میزد به لبهای حسین
.

#عبدالزهرا
@raziolhossein
18:13
#امام_هادی_مدح
#د‌وبیتی

وقتی که تمامی ملائک، مولا
از حسن تو گویند یکایک، مولا

این ذره کجا و آفتابی چون تو
«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یاعلی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سردر مشق های سیات یاعلی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یاعلی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یاعلی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت
شده اید رب جلی ولی به صفات یاعلی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یاعلی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوق لقات یاعلی النقی

نبود به بودن تو غمم، بخدا که حر جهنمم
که گرفته ام به ولات برگ برات یاعلی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تورا
سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت


یا رب از زهر جفا سوخت زپا تا به سرم
شعله با ناله برآید همه دم از جگرم

جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه
که چه آورده جفای متوکّل به سرم

می دوانید پیاده به پی خویش مرا
گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب
گشت از شدّت غم، مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب
شرم ننمود در آن لحظه زجدّ و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی
ریخته خاک یتیمی به عذار پسرم

با که این ظلم بگویم که به زندان بلا
قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم

هر زمان هست در این دار فنا مظلومی
حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

فخر (میثم) همه این است به فردا کامروز
هم ثنا گستر من آمده هم نوحه گرم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت
#د‌وبیتی

همین که در تنش زهر شب افتاد
امام هادی از تاب و تب افتاد

چو وارد کردنش در بزم شادی
به یاد عمه‌جانش زینب افتاد

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
18:15
#امام_هادی_شهادت


نیمۀ شب امام رابردند
خانه و خانواده مضطرب است
نگرانِ امامِ هادی شد
سامرا بی قرار و ملتهب است

من بمیرم که پیش چشمانش
سَبِّ جدِّ گرامی اش کردند
دل هفت آسمان به درد آمد
بس که بی احترامی اش کردند

می بَرَندش بدونِ عمامه
غربت از چشمهاش معلوم است
خوب که ، در رُخش نگاه کنی
مثل جدّش علیست مظلوم است

جان به قربان آن امامی که
دستهایش به غصه زنجیر است
علتِ بردنش به بزم شراب
به گمانم به قصد تحقیر است

متوکل مقابل حضار
اندکی آمد و توقف کرد
بی حیا از شرابِ در دستش
به امام دهم تعارف کرد

خواست تا که امام هادی را
نحوهء دیگری عذاب دهد
گفت با او که شعر میخوانی
منتظر ماند تا جواب دهد

حضرتش قصد شعر خواندن کرد
کرد آغاز معجزاتِ کلام
سخنش مثل تیغ حیدر بود
محشری شد به پا زِ شعر امام

بر سرِ دشمنش خراب ، آقا
گویی آن خانۀ مجلل کرد
شعرها در مَذَمّتِ دنیا
عیش او را به غم مبدل کرد

متوکل که منقلب گردید
در خود احساس روسیاهی کرد
لااقل در میان آن مجلس
از امام آمد عذرخواهی کرد

دشمنی هم سراغ دارم که
پرچم ظلمِ بی امان برداشت
در قبال سری که قرآن خواند
بی حیا چوب خیزران برداشت

پیش زنها و بچه ها ، ملعون
پستی اش را به خلق ثابت کرد
ضربه را بر لب و دهانش زد
صوت قرآن به چوب ساکت کرد

گریه کردیم بر حسین ، ولی
حال زینب کجا و ما ؟ هیهات
ما شنیدیم و خواهرش دیده
وای بر حال عمۀ سادات

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
2
18:15
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی
دُر سخن بفشانم به پای حضرت هادی

نداشت طوطی جانم هنوز لانه به جسمم
که بود مرغ دلم آشنای حضرت هادی

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا
صفاست در حرم با صفای حضرت هادی

مقرّبان الهی فرشتگان بهشتی
کشند منّت و عطای حضرت هادی

زدست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی

درندگان زمین التجا برند به سویش
پرندگان هوا در هوای حضرت هادی

اگر به سامره ام اوفتد گذر سر و جان را
کنم نثار به گنبد نمای حضرت هادی

دلم که درد گناهش به اختصار کشانده
پناه برده به دار الشّفای حضرت هادی

مرا چه قدر که گردم گدای خاک نشینش
که هست خازن جنّت گدای حضرت هادی

دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوات
ملاحت سخن دلربای حضرت هادی

به خاک، عطر بهشتی پراکند اگر آید
نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی

به عمر، دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد
به لحظه ای که کنم جان فدای حضرت هادی

به تیرگی نبری روی و راه خود نکنی گم
هدایت است به ظلّ لوای حضرت هادی

بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی
به ارزش سخن دلربای حضرت هادی

مرا رضایت ابن الرّضا خوش است که دانم
بود رضای خدا در رضای حضرت هادی

هزار بار به هر لحظه لعن بر متوکّل
که بود در پی جور و جفای حضرت هادی

به زور خواند به بزم شراب حجّت حق را
نکرد شرم و حیا از خدای حضرت هادی

گهی به بزم شراب و گهی به مجلس دشمن
چگونه اشک نریزم برای حضرت هادی

چو شمع، از شرر زهر، آب گشت وجودش
گرفت شعله زسر تا به پای حضرت هادی

نبود این همه بیداد و ظلم و جور پیاپی
جزای آن همه مهر و وفای حضرت هادی

چگونه اشک نریزند دوستان به عزایش
که گشته فاطمه صاحب عزای حضرت هادی

غریب و بی کس و تنها شهید گشت چو جدّش
زمین سامره شد کربلای حضرت هادی

سیاه پوش کن ای آسمان ملائک خود را
که شد خموش صدای دعای حضرت هادی

شراره سر کشد از بیت بیت تو (میثم)
توئی زبان غم و دردهای حضرت هادی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت


شکست بال و پرش آسمان تکان می‌خورد
ز درد روی تنش، رنگ ارغوان می‌خورد

میان بستر خود او ز درد می‌پیچید
گره به کار اهالی آسمان می‌خورد

برای زخم عمیقش دوا افاقه نکرد
ز بس که زخم زبان او از این و آن می‌خورد

تو را خدا دگر او را به کوچه‌ها نکشید
خدا نکرده زمین گر در آن میان می‌خورد-

-جواب مادر او را چگونه می‌دادید
چه قدر خون جگر او ز دست‌تان می‌خورد

میان بستر خود تشنه روضه سر می‌داد
صدای گریه و آهش به گوش جان می‌خورد

چنان ز چوب و لب خشک و خیزران می‌خواند
که گوئیا به لبش چوب خیزران می‌خورد

شبیه جدِّ غریبش چنان به خاک افتاد
کأنَّ ضربه ز سر نیزه‌ی سنان می‌خورد

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره
وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر
غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته
بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری و دشمن به چه جرأت
با جام می خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم
جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد
بر چهره ز چشم حسنت ریخت ستاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده
همراه عدو رفتی و او بود سواره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود
کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودند
قومی ز دفاع تو گرفتند کناره

«میثم» دگر از این غم جانسوز نگویی
کز نوک قلم جای سخن ریخت شراره


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت

ناله ها پرده ی راز جگرش را بردند
گریه ها باز وقار بصرش را بردند

مرد تبعید نباید که بلرزد بدنش
به گمانم که ستون سفرش را بردند

کم کسی نیست، امام است ولیکن تنها
مشرکین، خیل صحابیِ درش را بردند

سامره خاک فقط داشت که ریزد به سرش
عده ای آبروی بوم و برش را بردند

جای یاری، کفنش کرد همین شهر غریب
مثل آن وقت که جدّ و پدرش را بردند

حیف از آن فکر بلندی که لحد جایش شد
مرد طرّاح زیارات، سرش را بردند

زینبی داشت اگر، امر به معجر می کرد
چون مقامات خُذینی جگرش را بردند

نفس آخر او نیمه برون آمده بود
که به صدّیقه، ملائک خبرش را بردند


#محمد_سهرابی

@raziolhossein
18:15
#امام_هادی_شهادت

دوستان بر من تنها زوفا گریه کنید
به غم نور دل ابن رضا گریه کنید

مادرم فاطمه امروز عزادار من است
یاری فاطمه گیرید عزا گریه کنید

به تسلی دل زار و غمین پسرم
پای تابوت به صد شور و نوا گریه کنید

حضرت هادیِ تان را به غریبی کشتند
به غریبی من امروز شما گریه کنید

پاره پاره شد از آن زهر دل پر دردم
به دل پاره ام از زهر جفا گریه کنید

زهر دادند ولی تشنه نکشتند مرا
همه بر تشنه لبِ کرببلا گریه کنید

چون شنیدید که در بزم شرابم بردند
به غم عمه مظلومه ما گریه کنید

زینب زار کجا مجلس اغیار کجا
به پریشانی ناموس خدا گریه کنید


به نگاهی که زخجلت به روی خواهر بست
سر ببریده شاه شهدا گریه کنید

یاد آن قاری قرآن که لبش پر خون شد
یاد آن چوب و لب و طشت طلا گریه کنید

جای آنانکه به هم جام تعارف کردند
جای آن قهقهه و هلهله ها گریه کنید

یاد طفلان یتیمی که کتک می خوردند
جرمشان جمله همین بود چرا گریه کنید

#عبدالحسین

@raziolhossein
3
18:15
#امام_هادی_شهادت


ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی
بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

یک عمر ستم دیـده ز جور «متوکل»
در آینه صبح و مسا حضرت هـادی

دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها
خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی

بردند همان شب که سوی بـزم شرابت
چون از تو نکردند حیا حضرت هادی

افسوس که کشتند تـو را از ره بیـداد
بی جرم و گنه، قوم دغا حضرت هادی

افسوس، به جور از حرم مادر و جدت
گشتی تو غریبانه جدا حضرت هادی

کس از غم ناگفته‌ات ای یوسف زهرا
آگاه نشد غیر خـدا حضرت هـادی

کشتند تو را در دل غربت، به چه جرمی؟
ای جان جهانت بـه فدا! حضرت هادی

بزم می و خون دل و حبسِ ستم و زهر
حق تو عجب گشت ادا حضرت هادی

در ماتـم تـو ای خلف پـاک پیمبـر
شد سامره چون کرب و بلا حضرت هادی

"میثم" به تو و غربت تو اشک فشاند
ای کشته بی‌جرم و خطا حضرت هادی


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
18:17
#امام_هادی_مدح


خوشا سری که شود خاک پای حضرت هادی
خوشا دلی که پرد در هوای حضرت هادی

به چشم بسته خدا را به روی باز ببیند
به دیده هر که نهد خاک پای حضرت هادی

ز قبر و برزخ و فردای محشرش نَبُود غم
کسی که زاد رهش شد ولای حضرت هادی

به سیم و زر نکند اعتنا کسی که به عالم
طلب کند نظر کیمیای حضرت هادی

به سعی بنده نیاید به دست، قرب خداوند
مگر که درک کند دل، صفای حضرت هادی

کسی که جان جهان بود، داد جان به غریبی
هزار جان مقدّس فدای حضرت هادی

ندانم این که به دوران چه‌ها رسید به جانش
ز کینۀ متوکّل، دغای حضرت هادی

به یاد بزم شراب یزید سفله فتادم
که بزم خمر شد از کینه، حضرت هادی

به یاد چوب و لبان حسین گریم و گویم
نبود چوب جفا از برای حضرت هادی

چه خیر بهتر از این «رستگار» را که ز توفیق
رسید بر در سلطان، گدای حضرت هادی


#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
2
18:17
#امام_هادی_شهادت


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد
با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خورد و جگرش سوخت لبش را سوزاند
چه کند از دل اگر ناله‌ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما...
کاش می‌شد به کنارِ پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نَفَست می‌گیرد
نیست امید که کارش به تَقَلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش
چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرفِ آبی به لبش دید فقط گفت حسین
نَفَسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسید و به زمین اما ریخت
خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید
لحظه‌ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه‌ها اینهمه بر صورت آقا نزنید
هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما
می‌دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می‌شود آتش اگر اینقدر دَوَد
عمه ای‌کاش که این شعله به بالا نکشد

می‌بَرد هرچه دلش خواست حرامی باشد
کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که
حالِ این خواهرِ تنها به تماشا نکشد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت


آن روز از کبوتر زخمی پری نبود
خورشید فاطمه که به این لاغری نبود!

شد مثل مادرش به خدا راه رفتنش
فرقی که داشت این که جوان بستری نبود

آیا دلیل غصّه‌ی او زهر بوده؟ نه
از آن شراب، دردسر بدتری نبود

یک بی‌حیا و ظرف شراب و امام بود
اما به لعل لب، لب چوب تری نبود

یک شهر دشمن از همه‌جانب ولی دگر
چشم طمع که در پی انگشتری نبود

آنجا کشنده بود که در پیش دختران
می‌زد یزید چوب،… وَ آب‌آوری نبود

ای کاش در مقابل چشمان خواهری
رأس بریده داخل طشت زری نبود

فریاد می‌کشید صدای گرفته‌ای:
بابا محاسن تو که خاکستری نبود!

وای از غروب شام غریبان که ناقه بود
امّا میان جمع، علی اکبری نبود

#علی_زمانیان

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی
#رباعی

زیبنده ترین سخن کلام هادی است
حیرت زده خلقت از مقام هادی است

امضا‌‌‌‌ برات سامرا در گروه
ذکر صلوات بر امام هادی است

#سیدمهدی_حجازی

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت


عمر تو مثل علی با بی کسی سر می شود
خط به خط شرح حالت گریه آور می شود

می برد دشمن تو را در بدترین جاهای شهر
سامرا شرمنده از روی پیمبر می شود

حمله بر بیت ولایت ، بی کسی ، بزم شراب
دشمنت لحظه به لحظه بی حیاتر می شود

زنده بودی بی حیا قبر تو را در خانه کند
چشم ها از ماجرای غربتت ، تر می شود

می روی از سامرا ، روز دوشنبه باز هم
سرشکسته پیش زهرا ، پیش حیدر می شود

می روی از سامرا روز دوشنبه باز هم
زنده یادِ کوچه و دیوار و آن در می شود

مثل جد خود حسینی ، کشته ی دور از وطن
با غمت تازه غم آقای بی سر می شود

کشته دور از وطن هستی ولی شکر خدا
یک کفن روزی این جسم مطهر می شود

تو غریبی یا حسین ؟ آیا پس از تو خواهرت
هم سفر با حرمله یا شمر کافر می شود؟

#محمدحسین_رحیمیان

@Raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت


از ضعف، گرچه تابِ تن از دست داده‌ام
در انتظار مرگ به پا ایستاده‌ام

آنقدر سوختم ز دل و ریختم سرشک
دیگر چو شمع رو به خموشی نهاده‌ام

در پیش چشم نوگلم، از سوز زهر کین
از بسکه دست و پا زدم، از پا فتاده‌ام

وای از دمی که وقت مناجات شب، عدو
از خانه می‌کشاند سوی بزم باده‌ام

من شهسوار ملک وجودم که آن لعین
خود شد سوار و برد به پای پیاده‌ام

بعد از دعای «یا من أرجو لکلّ خیر»
هر شب صلای آرزوی مرگ داده‌ام

دفنم کنید، لیک نه در آن لحد که من
هنگام کندنش به تماشا ستاده‌ام


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت


اگر ز زهر جفا سوخت نازنین بدنت
ولیک نیزه نخورده به استخوان تنت

ندید پیکر تو زخم و ،سر بریده نشد
ز سم اسب نگشته است پاره پیرهنت

ز سوز زهر و عطش بال و پر زدی اما
ندید خواهر تو لحظه ای نفس زدنت

هزار شکر برایت کفن مهیا بود
حصیر مردم صحرا نشین نشد کفنت

عدو به مجلس می خواره ها تو را آورد
ولی به خنده نزد چوب بر لب و دهنت

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
👍 1
18:17
#امام_هادی_مدح


ای قبله‌گاه اهل ولا سامرای تو
بالاترین عبادت شیعه ولای تو

هم نور داده بر همه درس هدایتت
هم رهنمای ماست سراج‌الهدایِ تو

آیینة رسول خدایی و دیده‌اند
روی خدا به روی محمّدنمای تو

بیگانه با خداست به حقّ خدا قسم
آن‌کو در این جهان نبود آشنای تو

نزدیک‌تر ز جان منی ای عزیز دل
هرچند دورم از حرم با صفای تو

وقتی قدم به برکة شیران گذاشتی
صورت گذاشت شیر درنده به پای تو

دستی ز دل برآر و دعا کن به جان ما
ای جان گرفته جانِ دعا با دعای تو

حتّی اگر به گرد حرم آورم طواف
باشد دلم به جانب صحن و سرای تو

بیمار کن مرا که شفا یابم از دمت
ای چشم صد مسیح به دارالشّفای تو

کوری، به از ندیدن روی خدا نما
لالی ، به از نگفتن مدح ثنای تو

بالاتری از این که بگویند سیدی
باشد هزار حاتم طایی گدای تو

ای از ازل به عالم و آدم امامتت
ما را گدای سامره کن از کرامتت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت


خون می‌چکد ز دیده‌ی در خون‌شناورم
در بهت چشم‌های گهربار مادرم

سوز عطـش به ریشه‌ی من تیشه می‌زند
خشکیده شاخه‌های بلند صنوبرم

در انتهای مغرب رنگ کبود رفت
خورشید پر فروغ جمال منورم

از هرم زهر و معجزه‌ی لخته‌های خون
یاقوت سرخ گشته لبان مطهرم

تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد
تفتیده کوره‌ای شده گرمای بسترم

با هر نفس تمام تنم تیر می‌کشد
چشم‌انتظار قطع نفس‌های آخرم

در لحظه‌های آخر عمرم هوایی‌ام
افتاده شور کرببلا باز در سرم

این آرزوی لحظه‌ی جان‌دادن من است
با ذکر«یاحسین» رود جان ز پیکرم

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت


ای دومین ابن الرضا امام هادی
تنهای شهر سامرا امام هادی

ازشهر جدت دور افتادی و یک عمر
بودی به غربت مبتلا امام هادی

خیلی غریبی مثل بابا مثل جدت
تنها و بی درد آشنا امام هادی

جای شما عرش است ، نه خانُ الصَّعالیک
وای از غریبیِ شما امام هادی

گاهی شبانه ریختند در خانه‌ی تو
نامردهای بی حیا امام هادی

آقا شنیدم که تو را از خانه بردند
پای برهنه بی عبا امام هادی

آقا شنیدم که گریبانت گرفتند
مثل علیِ مرتضی امام هادی

بزم شراب و هتک حرمت ، وامصیبت
چه کرد با قلب شما امام هادی

دیدی به چشم خود ندارند هاشمیات
چادر سر سجاده ها امام هادی

سادات را کشتند در پیش نگاهت
در بین آن دیوار ها امام هادی

کندند قبرت را به پیش چشمهایت
ای وای از این آزار ها امام هادی

آقا بمیرم که شدی در شهر غربت
مسموم از زهر جفا امام هادی

امروز آقا زاده جسمت را کفن کرد
در بین اشگ و ناله ها امام هادی

قربان آن جسمُ السلیبی که تن او
جای کفن شد بوریا امام هادی

جسم شما برروی دست و جسم جدت
در زیر سمّ اسبها امام هادی

جسم شما شد دفن ، اما جسم جدت
عریان به خاک کربلا امام هادی

جسمش به خاک و اهلبیتش دست بسته
بنشسته روی ناقه ها امام هادی

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein1
2
18:17
#امام_هادی_دودمه
#دودمه

عالمی شد زین مصیبت بر سرم دیگر خراب
وای از بزم شراب

یاد زینب می کنم با این دل پر اضطراب
وای از بزم شراب

@raziolhossein1
18:17
#امام_هادی_شهادت


شب بود قبله جا نمازی سوی او داشت
کعبه برای دیدن رویش وضو داشت

رشک ملک بود آن حصیر زیر پایش
هر شب خدا مشتاق صوت ربنایش

قد قامتش با روز شب را کرد محشور
سجاده با هر سجده اش نور علی نور

چشم سیاهش روشنای راه ایمان
هر ناوک مژگان او یک خط قرآن

تسبیح می چرخاند و می چرخید عالم
ارض و سما را رزق می بخشید توام

از خلوتش گرچه دو عالم فیض می برد
اوج مصیبت در دل این شب رقم خورد

ناگاه قومی بی ادب حرمت شکستند
تسبیح فیض خلق را از هم گسستند

از هر طرف حمله بر آن کاشانه کردند
مانند سیلی خانه را ویرانه کردند

نه احترام حرمتش را داشت دشمن
عمامه اش را از سرش برداشت دشمن

پای برهنه سربرهنه در دل شب
بردند او را و فلک در تاب و در تب

خالیست جای فاطمه انگار اینجا
تا که بگیرد باز دامان علی را

می ریخت اشک شرم عالم روی جاده
دشمن سواره بود اما او پیاده

در کوچه های بی کسی او را کشیدند
با هر قدم آه از نهاد او شنیدند

از داغ این غم عالمی در پیچ تاب است
سر منزل این کوچه ها بزم شراب است

بزم شراب اما خبر از خیزران نیست
ناموس او در مجلس نامحرمان نیست

از سامرا برخاست آه شام آن شب
یک سوی صد نا محرم و یک سوی زینب

یک سو ، سری بر تشت زر ، یک سو رقیه
یک سو سراسر خنده و یک سوی گریه

یک سوی چوب خیزران می خورد بر لب
یک سو مزن ظالم به لبها داشت زینب

از بس اسیران را عذاب آن خیزران داد
از تشت آخر سر به روی خاک افتاد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
18:17
#امام_هادی_شهادت



ماه در آینه ی چشمِ تو خلوت می کرد
آسِمان زیر قدم هات زیارت می کرد

عرق شرم به پیشانی خورشید چه بود؟
پیش اجلال تو احساسِ حقارت می کرد

سَرِ سجاده ی عشقت دو سه نوبت در روز
جبرئیل آمده و عرض ارادت می کرد

به گدایت عَوَضِ سنگ طلا بخشیدی
دست هایت چه کریمانه کرامت می کرد

«ابن سِکّیت» شدن ها اثر چشم تو بود
دلِ نرمت همه را زود هدایت می کرد

با «غدیریه» امامت به سرانجام رسید
مُصحفت «جامعه» تکمیل رسالت می کرد

هر چه کردند نشد نور تو خاموش شود
مِهر تو بر همه ی شهر سرایت می کرد

متوکل به تماشای شرابت می برد
بس که بر اوج مقام تو حسادت می کرد

شعر خواندی و لبت گرم مذمت ها بود
کِی به لبهای ترک خورده جسارت می کرد

خبر از خیره شدن های به ناموس نبود
هر که در محضرتان بود،رعایت می کرد

سامرا  شام  نشد تا که ببینند همه
خیزران بر لب و دندان چه قیامت می کرد...



#علی_علی_بیگی


@raziolhossein
ش
18:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×714, 90.7 KB
#امام_هادی_علیه_السلام
#تک_بیت

کاش چون شیر که در پای تو افتاد به خاک
اسب ها از تنِ جدّ تو حیا می کردند

#حامد_آقایی

@raziolhossein
18:34
#امام_هادی_علیه_السلام
#امام_هادی_مدح


بازهم عشقت مرا یاد خدا انداخته
شورشیرینی به ذکر ربنّا انداخته

یامن ارجوه لکل خیر،مارا باز هم
یاد الطاف تو درماه خدا انداخته

ای امام عزّت وآزادگی ، مهرشما
طوق گل برگردن اهل ولا انداخته

ای ولی الله اعظم دردل ما مهرتان
شوق پروازی به سوی سامرا انداخته

نوری ازاعجاز تو درپیش چشم منکران
شیر را ازپرده درپای شما انداخته

با چنین اعجاز باید درمقام تو نوشت
هادی دین بهتراز موسی عصا انداخته

رفتن تو درمیان برکه ی شیران، مرا
یاد گودال منای کربلا انداخته

بُردنت درمحفل آلودۀ شُرب شراب
خستگان را یاد تشتی از طلا انداخته

ماجرای آن لب ودندان وچوب خیزران
عمه ی مظلومه ات را از نوا انداخته

غافل است از آتش قهر خدا در رستخیز
آن که برجان شما زهر جفا انداخته

چون «وفایی» درعزای تو زبس نالیده ام
پنجه ی بغضی مراهم از صدا انداخته


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
18:34
#امام_هادی_مدح
#امام_هادی_شهادت


آیه ها جز دعا نیاوردند
غیر یا ربّنا نیاوردند

سجده ها بی ولای اهل البیت
رو به سوی خدا نیاوردند

بین هر سطری از روایت ها
جز حدیث کسا نیاوردند

خرج ما گردن کریمان است
خم به ابروی ما نیاوردند

ابرها تاکنون روی دستِ
سحر سامرا نیاوردند

خادمان، بی اجازهء هادی
پشت این در، گدا نیاوردند

اربعین، قبل سامرا رفتن
گریه های مرا نیاوردند

یار ما را به پادگان بُردند
به سرش کم بلا نیاوردند

تا دم کاخِ قاتلش او را
بی غم و ناسزا نیاوردند

بین زندان پس از اذیت او
آب و نان و غذا نیاوردند

گرچه با زهر کشته شد آخر
تشت، چون مجتبا نیاوردند

بین این روضه ها فراتر از
روضهء کربلا نیاوردند

بدنش را شبیه جسم حسین
بارها زیر پا نیاوردند

بین گودال، پیش مادر او
خنجری در قفا نیاوردند

نوک چکمه به پهلویش نزدند
پیرمردان عصا نیاوردند

از تنش جای هدیه و سوغات
پیرهن یا عبا نیاوردند

زود تشییع شد، نه بعد سه روز
بهر او بوریا نیاوردند

خواهری را زدند در کوفه
پای زخمش دوا نیاوردند

نان و خرما به بچه ها دادند
زینبش را بجا نیاوردند

رفت تنها میان بزم شراب
سر زینب چه ها نیاوردند!


#رضا_دین_پرور


@raziolhossein
18:34
#امام_هادی_شهادت


به روى خاک غربت سر نهادم یا رسول الله
ز دست دشمنان از پا فتادم یا رسول الله

ز آه آتشین و آب چشم و نالۀ جانسوز
بساط ظلم را بر باد دادم یا رسول الله

به زندان از غم موسى ابن جعفر جدّ مظلومم
برآمد آه سوزان از نهادم یا رسول الله

على را نور عینم من، گل باغ حسینم من
ببین فرزند دلبند جوادم یا رسول الله

فراز قلّه ی کوهى مرا برد از پى تهدید
همان کو داشت اندر دل عنادم یا رسول الله

ز سوز زهر خصم دون شدم مسموم در غربت
ز کف جان در ره جانانه دادم یا رسول الله

نگردد محو در تاریخ، شعر «حافظى» هرگز
چو با سوز درونش کرده یادم یا رسول الله


#محسن_حافظی


@raziolhossein
1
18:34
#امام_هادی_شهادت


آن دشمنی كه بر جگرم نقش غم كشید
جان از تنم به حربۀ زهرِ ستم كشید

ابنُ الرضایم و ز رضا ارث برده ام
زهر جفا مرا به همان پیچ و خم كشید

در احتضارم و بدنم درد می كند
این سَمّ جان شكار ، توان از دلم كشید

وقتی كه دید، تشنگی ام قاتل من است
جان را اَجل ز سینۀ من لاجَرم كشید

عمرم شبیه مادر پهلو شكسته شد
نخل جوانی ام ثمر از عمرِ كم كشید

جز زهر كینه مایۀ آرامشم نشد
دریا ز موج خسته شد و چشمه نَم كشید

این ظلم ها هدایت ما را عوض نكرد
شكر خدا، ولایت ما تا عجم كشید

نام علی و فاطمه جاوید مانده است
دشمن خیال كرد بر آنان قلم كشید

ما روی دوش، پرچم عصمت كشیده ایم
دردا، عدو علیه عدالت علَم كشید

دنیا كه خود به خود، قفسِ جانِ خسته بود
تبعید هم به گوشه ای از مَردمَم كشید

از آفتاب زندگی ام بهره كم گرفت
شرمنده ام كه سختی از آن اُمتّم كشید

افطار كردم و جگرم پاره پاره شد
جدّم رسید و وقت سحر در برم كشید

در آخرین نفس، پسرم چون بغل گشود
بُغضش گرفت و پارچه ای بر سرم كشید

طاغوت، با سلالۀ زهرا چه ها نكرد
ما را برون ز خانه چو یك متّهم كشید

بالا گرفت كار جسارت به اهل بیت
كارم به سوی بزم شراب و ستم كشید

من وارث بلای خرابه نشینی ام
سوز دلم دوباره به درد و اَلَم كشید

ای كربلا! چو شاهدِ ویرانی ات شدم
گویی كه ابن سعد سنان بر تنم كشید

بهتر كه قبر مادر ما مخفیانه ماند
ورنه كدام حرمله دست از حرم كشید


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
18:34
#امام_هادی_شهادت


غریبِ شهر کجا ظلمِ بی‌حساب کجا
بزرگ‌زاده کجا خانه‌ای خراب کجا

مدینه غرق بلا  سامرا اسیر جفا
ببین که بی‌کسی‌ات از کجاست تا به‌کجا

تو زهر خوردی و راحت شدی از آنهمه زجر
شرارِ زهر کجا آنهمه عذاب کجا

تو را به سامره آورد دست و پا بزنی
کجاست دردِ تو و  دادِ بی جواب کجا؟

اسیر سامره توهین تعارفت کردند
کسی نگفت حیا کن از آن جناب‌....کجا

رواست جان بدهم من بعد این روضه
امام شیعه کجا مجلس شراب کجا

تنت کفن شد و شد روضه  که تن تو کجا
تنی رها شده در زیر آفتاب کجا

گریز گریه شده ازدحام تشییعت
لبان تشنه کجا یک دو جرعه آب کجا

سرِ حسن به سلامت ،کنار تو می‌گفت:
که من کجا و یتیم پُر اضطراب کجا

تبِ سه‌ساله و خار و خس و نفَس تنگی
گلوی دختر و بی‌تابیِ طناب کجا

به روی ناقه نشسته است مادری اما
صدای حرمله و گریه‌ی رُباب کجا

به گریه گفت به زینب دوباره اصغر نیست
که نیزدار کجا رفته با شتاب کجا...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
2
18:34
#امام_هادی_شهادت


تو آن نوری که فَهمی ابتدا و انتهایت را
نمی‌‌فهمد، چنان‌که هیچ کس ذاتِ خدایت را

گِل ما موم شد در دست‌هایت لحظه‌ی خِلقت
همان دَم که عطا کردند خاکِ سامرایت را

چراغِ راه می‌خواهم، سری از سجده‌ات بردار
قیامی کن ببینم روی مصباح‌ُالهُدایت را

صراط‌َالمستقیم از دور نورِ سایه‌ات را دید
میان نقشه‌اش انداخت نقشِ ردّ پایت را

تویی که می‌شنیدی از سکوتِ سنگ، آهش را
کسی نشنید کوهِ بغضْ‌ بر دوشِ صدایت را

تو را بُردند از غربت به غربت، این چه تبعیدی‌ست؟
عوض کردند شکلِ ظاهرِ ماتم‌سرایت را

به زَعم دشمنان، درّندگان هم دشمنت بودند
قفس دیدی، در آغوشت کشیدی دوست‌هایت را

گواهی می‌دهد چشمانِ خیسِ آیه‌ی تطهیر
به بزم روضه‌‌های شام، وا کردند پایت را

از این غربت سفر کردی به عرش چادری خاکی
همان چادر که برپا کرد در جنّت عزایت را

به اجدادِ غریبت اقتدا کن، "فَابکِ لِلمَظلوم"
بخوان با مادرِ خود روضه‌های کربلایت را


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
18:34
#امام_زمان_مناجات
#امام_هادی_شهادت


هرچند بی تو غصه هست و نیست شادی
از یادت اما با صفاتر نیست یادی

شادی وصلی هست حتما بعد از این که
در سینه ام درد فراقت را نهادی

آقا به یاد صبح موعودت می افتم
با جلوه ی خورشید از هر بامدادی

هر بار که می خوانمت من حتم دارم
که حرف این آلوده را هم گوش دادی

نام تو را می خوانم و می دانم آقا
هست از سر من این سعادت هم زیادی

تو مهربانی ، تو کریمی ، تو جوادی
باب الحوائج هستی و باب المرادی

ما میهمان روضه ات هستیم امشب
ای مرثیه خوان مصیبت های هادی


@raziolhossein
1
18:34
#امام_هادی_شهادت
#امام_زمان #رباعی

از سامره دوریم ولی نالانیم
دلگیر و شکسته‌ بال وسرگردانیم

دستی برسان بر سر ما ،بر ما که
در بزم عزای جدّتان مهمانیم


#مجتبی_صمدی_شهاب

@raziolhossein
18:34
#امام_هادی_علیه_السلام
#امام_هادی_شهادت


ما غلام و شاهمان هادی سلام الله علیه
دلبر دلخواهمان هادی سلام الله علیه
در شب غم ماهمان هادی سلام الله علیه
شد چراغ راهمان هادی سلام الله علیه

تا ابد ممنون الطاف خدا هستیم ما
بنده ی ابن الرضای سامرا هستیم ما

صاحب این روضه من را اهل ایمان کرده است
آتش عشقش جهانم را گلستان کرده است
اعتقادم را غدیریه * دو چندان کرده است
جمع ما را جامعه خوانی مسلمان کرده است

در هجوم خشکسالی ، ابر باران می شویم
هر زمان که دسته جمعی ، جامعه خوان می شویم

باز در ماه رجب مهمان هادی گشته ایم
بی قرار از دوری ایوان هادی گشته ایم
همچو عرشی ها ، سیهپوشان هادی گشته ایم
با امام عسکری ، گریان هادی گشته ایم

آسمانی پر ستاره ، آسمان را خاک کرد
زد گریبان چاک و قلب آسمان را چاک کرد

باز هم روز دوشنبه ، مادری ها شعله ور
باز هم روز دوشنبه ، فاطمه،  داغ پسر
باز هم روز دوشنبه ، تازه شد داغ جگر
عسکری گوید گهی مادر ، گهی گوید پدر

این حسن ها را دوشنبه ها ، فلک دلگیر کرد
این حسن ها را دوشنبه ها ، تحیر پیر کرد

سامرا ! کو مهربانی ، کو ادب ای وای وای
میهمان و دست بسته ، نیمه شب ، ای وای وای
باده و سلطان دین ، یا للعجب ای وای وای
زنده غم های صفر  ، شد در رجب ، ای وای وای

گمرهان با حضرت هادی چه ها کردند آه
کعبه را با زور در بت خانه آوردند آه

باز هم با نام دین ، از دین تخلف می کنند
باز دنیا را پر از شرم و تاسف می کنند
دور از کنعان ، چه توهین ها به یوسف می کنند
بر ولی الله ِ ما ، باده تعارف می کنند

مِی تعارف کرد اما مِی به روی سر نریخت
هر چه شد دیگر در اینجا حرمت خواهر نریخت


* زیارت غدیریه امام هادی علیه السلام


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
2
18:34
#امام_هادی_شهادت


همراه با زیارت زیبای جامعه
در هر فراز نام تو را ذکر میکنم
یاإهدنا الصراط نمازمقربین
درهرنماز نام تورا ذکر میکنم

حتی مسیحیان به دمت معتقد شدند
وقتی مسیح نذرتو کردوشفا گرفت
دیشب مریض خانه ی ما باوساطتت
شد روبه راه،، تذکره ی کربلا گرفت

پیچیده سوزناله ی تو بین قرن ها
آهت اثر نمود وجهان پر شراره شد
باپاره پاره ی جگرت این غزل گریست
باخون دل نوشته شدوچارپاره شد

بالاسر تو ضامن آهو کشید آه
برجمع سوگوارتو آهو اضافه ش
ازروی درد ناله زدی وای مادرم
کم شد زسینه،، درد وبه پهلو اضافه شد

روز دوشنبه زهرومغیره یکی شده
باتازیانه برجگرت حمله ورشدند
روزدوشنبه داغ دلت باز تازه شد
یادآور مصیبت دیوارودر شدند

گرچه به روی سینه ی تو زهر پاگذاشت
دور وبر تو خولی وشمروسنان نبود
گرچه به تو تعارف جام شراب شد
دیگر خبر زطشت ولب وخیزران نبود
..
ازقتلگاه کرببلا سر در آورد
هرکس که کرد مرثیه خوانی قتل تو
یک تادوازده .....همه راشمر کشته است
آن ضربه ی دهم شده بانی قتل تو

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
1
18:34
#امام_هادی_شهادت


به غیر زهر جفا، با کس آشنا نشدم
تمام دردم و یک لحظه‌ام دوا نشدم

منم که از همه رفع بلا کنم امّا
دمی نبود که غرق غم و بلا نشدم

میان کوچه در آن لحظه که زمین خوردم
به ضرب کعب نی و تازیانه پا نشدم

مرا به مجلس می با شتاب آوردند
ولی غریب تر از دخت مرتضی نشدم

به روی زخم لبم پای چوب،باز نشد
نخورده چوب به لبها و بیصدا نشدم

ز کودکانم اگر چه جدا شدم اما
شبیه پیکر جدّم، جدا جدا نشدم

دلم شکست زمانی که شد کفن بدنم
خدا گواست که محتاج بوریا نشدم

به روی پیکرم اصلاً کسی قدم نزده
که پاره پاره تن از سُمّ اسبها نشدم


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
2 😭 2
18:34
#امام_هادی_شهادت



از این حرم نفسِ مستجاب را ببرید
هزار فیض، هزاران جواب را ببرید

دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
دعای حضرت عالیجناب را ببرید

نگاه سامره‌ایِ امامِ ما کافی است
اگر به حشر بگویند  عذاب را ببرید

قسم به نورِ جبینش که در حضورِ امام
نیاز نیست به غیر، آفتاب را ببرید

برای هر گره‌ی خود  برای هر بن‌بست
هزار چاره‌‌ی دور از حساب را ببرید

من آن خسم که به دستان سیل می‌گردم
به آن حرم منِ خانه خراب را ببرید

 
میانِ کوچه امامم نفس نفس می‌زد
حیا کنید  زِ دستش طناب را ببرید

امام و بزم حرام و چرا نمی‌گویند
که از مقابل آقا شراب را ببرید

کشیده بر جگرش زهر شعله، اما گفت:
که جدم آب نخورده‌است آب را ببرید

حکیمه خواهر او دید دست و پا زدنش
کنار او پسری دل کباب را ببرید

صدا زدند برای تنِ مبارک او
گل و گلاب و کفنهای ناب را ببرید

میان کرببلا خواهری صدا می‌زد
که هلهله نکنید، اضطراب را ببرید

اگر به مرکب خود می‌دهید حرفی نیست
دو جرعه هم سوی گودال آب را ببرید

از آنطرف سرِ اصغر به نیزه می‌آید
از این طرف روی ناقه رُباب را ببرید


#حسن_لطفی


@raziolhossein
3
23 December 2025
ش
07:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


اَشکو اِلیک یا رب از این قوم بد نسب
آتش زدند قلب  مرا نیمه های شب

اَشکو اِلیک از غمِ سنگین سینه ام
در حصرِ سامرایم و دور از مدینه ام

در شهر  غربتم ، غم بسیار میکشم
مادر بیا که حسرت دیدار میکشم

مادر بیا که سوخت ازاین زهر جان من
انگار شعله میکشد از استخوان من

آنانکه شعله بر در کاشانه ات زدند
آنانکه  با لگد به در خانه ات زدند

حالا مرا به رنج اسارت کشانده اند
بی احترام پای برهنه دوانده اند

نامحرمان به  بیت شریفم قدم زدند
سجاده ی عبادت من را بهم زدند

بی حُرمتی به ساحتِ عصمت نموده اند
دربِ سرای عِیش به رویم گشوده اند

بزم شراب رفته ام  و رنج برده ام
جامی گرفت روبرویم ، غصه خورده ام

بزم شراب گرچه به من سخت میگذشت
اما نداشت قاریِ قرآن و چوب ُ  تشت

بزم شراب بود ولی خیزران نبود
ناموس اهل بیت به یک ریسمان نبود

بزم حرام بود ولی تشت زر نداشت
اینجا یزیدو  لعل لب و چوب تر نداشت

من دیده ام بساط می و مجلس شراب
بر من چنین گذشت امان از دل رباب

#محمدجواد_مطیع‌ها

@raziolhossein
5 😭 4
26 December 2025
ش
13:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_مدح


ما را به غیر تو چه تمنّا و حاجت است؟
وقتی که خانهٔ تو سرای کرامت است

جود و سخاوت از پدرت ارث برده‌ای
در این تبار خُلق کریمانه عادت است

چشم امید ما به درِ آستان توست
چشم گدا همیشه به شاه سخاوت است

شیر درنده پیش تو زانو زده‌ست چون
زانو زدن به پیش تو نوعی عبادت است

وقتی که در کلام تو جاریست "جامعه"
واژه به واژه چشمهٔ پاک هدایت است

نه اختیار و جبر که امری میانشان
راضی شدی به هرچه خدا را رضایت است

هر راه غیر راه تو گمراهی است چون
عشق و ارادت به تو راه سعادت است

اکسیر و کیمیاست نگاهت به حال ما
از ما گدایی از تو یقیناََ اجابت است

#عباس_گودرزی

@raziolhossein
1
13:01
#امام_هادی_شهادت


سهم من از مصیبت جدم حساب شد
پایم همینکه باز به بزم شراب شد

مردانه بود بزمُ دلم یاد عمه سوخت
دیدم چقدر عمه‌ام آنجا عذاب شد

بسیار گریه کردم از این غصه که چرا
ناموس کبریا به کنیزی خطاب شد

میخواند جد من به لبش آیه‌های نور
افسوس خیزران به لب او جواب شد

تشتِ زر و شراب و سر و  کینه ی یزید
اینها دلیل رفتنِ تاب از رباب شد


#محمدجواد_مطیع‌ها

@raziolhossein
1
13:01
#امام_هادی_شهادت


جانم فدای آن امام مهربانی
که عرشیانش دست بر دامان گرفتند

یعنی امامی که گرفتاران دنیا
حاجات مشکل را ازو آسان گرفتند

قطب هدایت شد، ازو توحید تابید
هادی شد و مردم ازو ایمان گرفتند

یک عده‌ای در ذِیل نورش رشد کردند
یک عده‌ای از دست خیرش نان گرفتند

یک عده، نم بودند و با لطف دعایش
مانند رودی ناگهان جریان گرفتند

یک شب درون خانه‌اش بی اذن، ناگاه
وارد شدند از دست او قرآن گرفتند

بردند او را بزم مِی با قصد تحقیر
ظرفی سویش با خنده نا اهلان گرفتند

اسکان که نه، در گوشه‌ی خانِ صعالیک
جایی برایش گوشه‌ی ویران گرفتند

کندند قبرش را جلوی چشم‌هایش
اینگونه ذره ذره از او جان گرفتند
.
.
وقت گریز روضه شد که روضه‌خوانان
با هم دمِ یا سیدالعطشان گرفتند

عمامه و پیراهن و انگشترش را
زینب زِ تل می‌دید این و آن گرفتند

قربان آقایی که با هم نیزه‌داران
با نیزه‌ها از پیکرش تاوان گرفتند

با نعل تازه جانِ زینب را به ناگاه
با رفت و آمد بر تن عریان گرفتند

دیدند که جسمش شده با خاک هم‌سطح
وقتی که گرد و خاک‌ها پایان گرفتند


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
13:01
#امام_هادی_مدح
#امام_هادی_شهادت


بگذار کمی عرض ارادت بنویسم
دور از تو و با نیت غربت بنویسم

سجاده ی شب پهن شده، حیّ علی العشق
بگذار برایت دو سه رکعت بنویسم

بگذار که ده مرتبه در ظلمت این شهر
یا هادی و یا هادیِ امت بنویسم

شاید که چنان رود سر راه بیایم
بر صفحه ی صحرای جنون خط بنویسم

مقصود من از "یا من ارجوه رجب ها"
غیر از تو، که را وقت عبادت بنویسم؟

با ذره ای از مهر تو، ای چشمه ی خورشید
از نور تو، تا روز قیامت بنویسم

با این همه آلودگی، ای آیۀ تطهیر
از سوره ی انفاق و کرامت بنویسم

برداشته باد از رخ تو پرده و من نیز
بی پرده برای تو روایت بنویسم

شیر آمده از پرده برون با نفس تو
تا من هم از این رتبۀ خلقت بنویسم

تو ضامن شیر و پدرت ضامن آهوست
حق دل من نیست که حسرت بنویسم

من شاعر چشم توام، المنّة لله
پس می شود از روی بصیرت بنویسم

هر لحظه بر افروختم از داغ، چو لاله
هر آینه از درد به حیرت بنویسم

از سنگ زدن بر دل آیینه بگویم
از سوختن پرده ی حُرمت بنویسم

دست و قلمم نه، دهنم بشکند امروز
چیزی اگر از حدّ جسارت بنویسم

من آمده ام نقطه سر خط...بنویسم
از جامعه، از شرح زیارت بنویسم

ای مهبط وحی! ای نفست معدن رحمت
بگذار که از چشمه ی حکمت بنویسم

حالا که تویی راه رسیدن به خداوند
من قافیه را نیز هدایت بنویسم

آه! ای دهمین ذکر مجیبّ الدعواتم
مضطرّم و بگذار که حاجت بنویسم

حالا که نوشتند: "و کُنتم شفعایی"
بگذار از اسباب شفاعت بنویسم

از خون گلویی که به قنداقه نشسته
از دست قلم گشته ی غیرت بنویسم

من آمده ام نقطه سر خط...بنویسم
از مردمِ نامرد شکایت بنویسم

از زهر جگر سوز نوشتم، که بسوزم
از تشنگی ات وقت شهادت بنویسم

از رفتن با پای پیاده پی مرکب
از ماندن در هُرم حرارت بنویسم

شب بزم شراب، آیه تطهیر، تعارف
باید چقدر ذکر مصیبت بنویسم

امشب چقدر سامره نزدیک به شام است
کوتاه شده است فاصله راحت بنویسم

از روی سرِ بر سر نی روضه بخوانم
از خط کبودیِ اسارت بنویسم

هشتاد زن و بچۀ در سلسله بسته
هر سلسله را غرق جراحت بنویسم

سخت است سه ساله وسط بزم پیاله
سخت است که از چشم حقارت بنویسم

یک بار دگر نقطه سر خط...بنویسم
بر منتقمش نامۀ دعوت بنویسم

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
1
13:01
#امام_هادی_مدح
#امام_هادی_شهادت


شب بود قبله جا نمازی سوی او داشت
کعبه برای دیدن رویش وضو داشت

رشک ملک بود آن  حصیر زیر پایش
هر شب خدا مشتاق صوت ربنایش

قد قامتش با روز شب را کرد محشور
سجاده با هر سجده اش نور علی نور

چشم سیاهش روشنای راه ایمان
هر ناوک مژگان او یک خط قرآن

تسبیح می چرخاندو می چرخید عالم
ارض و سما را رزق می بخشید توام

از خلوتش گرچه دو عالم فیض می برد
اوج مصیبت در دل این شب رقم خورد

ناگاه قومی بی ادب حرمت شکستند
تسبیح فیض خلق را از هم گسستند

از هر طرف حمله بر آن کاشانه کردند
مانند سیلی خانه را ویرانه کردند

نه احترام حرمتش را داشت دشمن
عمامه اش را از سرش برداشت دشمن

پای برهنه  سربرهنه در دل شب
بردند او را و فلک در تاب و در تب

خالیست جای فاطمه انگار اینجا
تا که بگیرد باز دامان علی را

می ریخت اشک شرم عالم روی جاده
دشمن سواره بود اما او پیاده

در کوچه های بی کسی او را کشیدند
با هر قدم آه از نهاد او شنیدند

از داغ این غم عالمی در پیچ تاب است
سر منزل این کوچه ها بزم شراب است

بزم شراب اما خبر از خیزران نیست
ناموس او در مجلس نامحرمان نیست

از سامرا برخاست آه شام آن شب
یک سوی صد نامحرم و یک سوی زینب

یک سو سری بر تشت زر یک سو رقیه
یک سو سراسر خنده و یک سوی گریه

یک سوی چوب خیزران می خورد بر لب
یک سو مزن ظالم به لبها داشت زینب

از بس اسیران را عذاب آن خیزران داد
از تشت آخر سربه روی خاک افتاد


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
13:01
#امام_هادی_مدح
#امام_هادی_شهادت


ای سامرایت دلپذیر هادی
وی بر همه عالم امیر هادی

ابن الرضای دومین زهرا
هستی چوزهرا بی نظیر هادی

مرآت عباس و علی اکبر
هم دلربائی هم دلیر هادی

جان جهان هستی که جان گرفته
در پرده از امر تو شیر هادی

آموختی آزادگی به عالم
خود گرچه میبودی اسیر هادی

بر هرچه از پا اوفتاده هستی
با دست بسته دستگیر هادی


از کودکی رنج و عذاب دیدی
عمری مصیبت بی حساب دیدی

نعش پدر را روی بام خانه
در زیر تیغ آفتاب دیدی

پیوسته از دریای نوجوانی
در سامرا تنها سراب دیدی

عمری به زندان بودی و اسارت
آزادیت تنها به خواب دیدی

یاد لب خشک حسین و عباس
افروختی هر جا که آب دیدی

مانند زینب عمه ی غریبت
یک شب تو هم بزم شراب دیدی


خون گریه کن ای دیده بی شماره
نقش زمین شد دلبری دوباره

سروی ز پا افتاده در جوانی
افتاده بر پا تا سرش شراره

خود گرچه چاره ساز عالمین است
اما به رویش بسته راه چاره

جسمش بسان شمع آب گشته
گشته دلش با زهر پاره پاره

شیون کنان زهرا کنار بستر
جان دادنش را میکند نظاره

خورشید و ماه چشمشان براه است
تا از ره آید طفل ماهپاره


#حیدر_توکل

@raziolhossein
1
13:01
#امام_هادی_مدح
#امام_هادی_شهادت


کوچِ شب های تار نزدیک است
طِی شود دِی ، بهار نزدیک است
فصلِ وصلِ نگار نزدیک است
دستبوسیِ یار نزدیک است

نوکری را تو یادمان دادی
السَّلامُ عَلَیکَ یا هـــادی

تن ما فرش زیر پای تو شد
بال ما طالب هوای تو شد
دل ما ساکن سرای تو شد
عاشق سُرَّ مَن رَآیِ تو شد

به ضریحت قسم ، گرفتاریم
از تو یک سامرا طلب داریم

سایه‌ی عرش کبریا هستی
سرپناه فرشته ها هستی
آینه‌دارِ شاهِ ما هستی
ای حسینی که سامرا هستی!

این شباهت به کربلا ، عشق است
کُنج شش‌گوشه ی تو را عشق است

غصه را تا عدم بِکِش گاهی
دور غم ها قلم بکش گاهی
پیش چشمم حرم بکش گاهی
دست روی دلَم بکش گاهی

شیر نَفْسَم کنار تو رام است
با وجودت همیشه آرام است

ریشه ی اِنَّما تویی قطعاً
شاخه ی رَبَّنا تویی قطعاً
میوه ی هر دعا تویی قطعاً
" مَن اَتاکُمْ نَجا " تویی قطعاً

نُطق تو شرح داده واقعه را
"جامعه" رُشد داده جامعه را

زلف در دست باد داری تو
کشته‌مُرده زیاد داری تو
در کَرَم اجتهاد داری تو
جود را از جواد داری تو

با تو نرخِ کرم چه بالا رفت
دست و دلبازی ات به بابا رفت!

ماه بودی ، مُحاق را دیدی
خانه ای بی چراغ را دیدی
رفته‌رفته فراق را دیدی
غربتِ در عراق را دیدی

اُف به هر ناکِسی که پیرت کرد
وسط پادگان اسیرت کرد

کاش از غم دلت کباب نبود
سهم تو داغ بی حساب نبود
حق تو این همه عذاب نبود
جای تو مجلس شراب نبود

بشکند کاش دست آن نامرد
بی حیا مِی به تو تعارف کرد

وسط هُرم غم ، جهانت سوخت
گُر گرفتی ، دل جوانت سوخت
تا خودِ مغز استخوانت سوخت
گرچه از سوز زهر جانت سوخت

دست‌ِکم پیکر تو عریان نیست
اهل بیت تو بی نگهبان نیست

شمر تیغی به پیکرت نکشید
آن همه داد بر سرت نکشید
خنجرش را به حنجرت نکشید
زیور از گوش دخترت نکشید

هیچ‌کس روی سینه ات ننشست
حرمت خانواده ات نشکست


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
13:01
#امام_هادی_علیه_السلام
#حدیث


«اَلتَّوَاضُعُ أَنْ تُعْطِيَ النَّاسَ مَا تُحِبُّ أَنْ تُعْطَاهُ»

فروتنی در آن است که با مردم چنان باشی که دوست داری با تو چنان باشند.

📗 الكافی، ج۲، ص۱۲۴


جانا! به فروتنی، گر ایمان داری
یا میل به رفتار کریمان داری
با مردم روزگار خود همدل باش
آن‌گونه که انتظار از آنان داری


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
13:07
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
13:14
#امام_زمان_مناجات
#ماه_رجب


از حد گذشت طاقت روح و روان من
دستی بکش به روی دلم..،مهربان من!

با هر تکان عقربه اشکم درآمده
لحظه به لحظه بی تو تَلَف شد زمان من

ایّوب‌وار در طلبت صبر می کنم
هرچند نیست طاقت آن در توان من

سرمای دوریِ تو به جانم رُسوخ کرد
چیزی نمانده یخ بزند استخوان من

در عشقِ تو قبول شدم؟! رد شدم؟!..،بگو...
آخر چه شد نتیجه ی این امتحان من

" عاشق به کعبه حاجت خود را نمی بَرَد " *
تنها به پیشگاه تو وا شد زبان من

خم کرده شانه‌های مرا بار معصیت
سرمشق عبرتی شده قدِّ کمان من

من از گناه خسته شدم ، اَیُّهَا الْعَزیز!
دارد زیاد می شود آقا! زیان من

یک گریه ی درست و حسابی نکرده ام...
ای خاک بر سر من و بر دیدگان من

هنگام مشکلات امیدم فقط علی‌ست
اُعجوبه‌ایست این پدر قهرمان من!

خورد و خوراک هر شب و روزم ، نجف شده
آن بارگاه را بده امشب نشان من

ماه رجب عجیب دلم پیش کربلاست
صحن حسین می بَرَد از کف عنان من

آقا! تو را قسم به همین تشنه‌لب..،بیا
تا که اجل نیامده ، برگرد..، جان من!
.
.
هنگام ذبح دلهره ی خیمه‌گاه داشت
در زیر تیغ گفت: خدااا ! دخترانِ من...

*صائب تبریزی

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
6
13:18
#امام_زمان_مناجات


شب تا سحر جز نام تو نجوا ندارد
کی گفته که عاشق شب یلدا ندارد؟!

دلداده تنها لذّتش دیدار یار است
وابستگی به لذّت دنیا ندارد

می‌سوزم و می‌سازم عمری با فراقت
پروانه جز آتش که جایی را ندارد

هر فصلی از عمرم زمستان است بی تو
دنیای بی ‌تو واقعاً گرما ندارد

ما را به عنوان «غلامت» می‌‌شناسند
بی‌ تو کسی کاری به کار ما ندارد

ای خوش به حال آنکه مثل مهزیارت
جز دیدن تو در سرش رؤیا ندارد

از دیدنت محروم می‌ماند یقیناَ
چشمی که رنگ و بویی از تقوا ندارد

وقتی که جای «بهتر از ما» خیمه‌‌ی توست
دیگر برای روسیاهان جا ندارد

تا زنده‌‌ام می‌بینمت یا نه؟ بگو که
این نوکرت توفیق دارد یا ندارد؟

گر چه بدم امّا تو را می‌خواهم آقا
مجنون تمنّایی به جز لیلا ندارد

خوشبخت آنکه انتخابش کرده‌ای تو
بدبخت آنکه این لیاقت را ندارد
.
.
هر جای هیأت که نشستم فیض بردم
پایین و بالا مجلس آقا ندارد


#محمد_فردوسی

@raziolhossein
1
13:20
#امام_زمان_مناجات


بیا که از قدمت سبزی بهار بیاید
بیا که روشنیِ روز و روزگار بیاید

خزانِ ظلم به تاراجِ باغ دست گشوده
بیا بیا که به همراه تو بهار بیاید

امیدِ خفته به دل‌های بی شکیب بخیزد
قرارِ رفته ز جان‌های بی‌قرار، بیاید

خوشا ظهور تو مهدی! که از شمیم کلامت
نهال وعده‌ی پیغمبران به بار بیاید

بیا که عیسی، پشت سرت نماز گذارد
بیا که خضر به پیش تو پرده‌دار بیاید

جهان به خاک فتاد از حکومتِ بُت و بُتگر
بیا که دولت قرآن به روی کار بیاید

بشر در آرزوی نهضتت نشسته، الهی
که نخل آرزویش زودتر به بار بیاید

نخواهمت که بگریی ولی به گریه دعا کن
که وقت رفتن ایام انتظار بیاید

ز التفات تو و انفعال خویش "موید"
به آستان عطای تو شرمسار بیاید

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
👍 1 😭 1
13:25
#امام_زمان_مناجات


ز عمق حنجره بر بام شب اذان می‌گفت
حدیث درد زمین را به آسمان می‌گفت

صدا چه پاک به شب می‌چکید و روشن بود
که از حکومت خورشید در جهان می‌گفت

شبانه‌های شکست شب و سیاهی را
هلال ماه به گوش جهانیان می‌گفت

رسیده بود به معراج آفتاب، غبار
اگر به جای زمان، صاحب‌الزمان می‌گفت...

به سفره‌ای که در آن انتظار را چیدند
نگاه‌های گرسنه ز میهمان می‌گفت

نبودی و دلِ ما بی‌نگاه معصومت
کبوترانه شب و روز، الامان می‌گفت


#غلامرضا_شکوهی

@raziolhossein
4 😢 2
27 December 2025
ش
18:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 83.3 KB
18:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
18:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.6 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
18:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×465, 33.4 KB
#امام_جواد_ولادت
#رباعی #صلوات

نام تو حلاوت است مثل صلوات
جود است و اجابت است مثل صلوات

ریزد گل نور ، از آسمان هشتم
میلاد تو برکت است مثل صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت


امشب به شبستان ولایت قمر آمد
خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد
طوبـای تمنـای رضـا را ثمـر آمد
در بیت رضا بـاز رضای دگـر آمد
-میـلاد جـواد‌بـن جـوادبـن جـواد است
-این باب مراد است مراد است مراد است

خیزید که امشب شب شادی و سرور است
خیزیـد کـه میــلاد تجلیگــه نــور است
هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است
از پـا ننشینیـد شـب صبـح ظهــور است
-رخسـار خداونـد، عیان آمده امشب
-یا باز، محمّد به جهان آمده امشب؟

این موهبت و لطف خداداد، مبارک
بر آل محمّـد شـب میـلاد، مبارک
این عید بود بر همه اعیاد، مبارک
میـلاد جـوادبـن‌رضا بـاد، مبارک
-جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب
-قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

سـر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی
کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی
جان همگـان در قـدمش باد فدایی
جود آمـده بـر درگـه او بهـر گدایی
-در وسعـت ملـک ازلـی نـور ببینید
-ای چشم بد از ماه رخش دور!ببینید!

ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش
ای مهر ببـر سجده به خاک سر کویش
ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش
ای خلـق خـدا روی بیـارید بـه سویش
-این باب کرم، باب دعا، باب مراد است
-والله جواد است جواد است جواد است

ای چشم رضا محـو تماشای جمالت
جبریل، پرش سوخته در سیر کمالت
خورشید بـرد سجده به ایوان جلالت
میراث محمّد شرف و خُلق و خصالت
-بالیده رضا لحظه‌به‌لحظه به وجودت
-مشهورتر از کـل امامان شده جودت

داده است خداوند به فضل تو گواهی
در کودکی‌ات سینـه پـر از علـم الهی
دادی خبـر از ابـر و هوا و یم و ماهی
مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی
-گویی که شراری شد و یکباره برافروخت
-در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت

در سن طفولیتت ای عالِم عالَم
علم ازل و علـم ابد بود مجسم
زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم
نه زادۀ اکثم که تمام علما هم
-تـا زنگ ز آینـۀ دل‌هـا همه شوید
-قرآن به زبان تو سخن گفته و گوید

من سائل لطف و کرمت بودم و هستم
هرجا که روم در حرمت بودم و هستم
یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم
موری سـر خاک قدمت بودم و هستم
-با آن که گناهم را دانستی و دانی
-آنی ز دل خویش نراندی و نرانی

هرچنـد کـه دائم خجلم از گل رویت
سوگند بـه رویت نـروم از سـر کویت
امـروز دگـر گشتـم ریـگ تـه جویت
ای لطف و کرم عادت و احسان همه خویت
-تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی
-بر دشمن خـود هم در این خانه نبندی

من شاخۀ خـاری به گلستان شمایم
هرجا بنشینم بـه سـر خوان شمایم
یک عمر نمک‌گیـر نمکدان شمایم
از لطف شمـا نیـز ثنـاخوان شمایم
-ای چشم تـو چشم کـرم و لطف الهی
-باشد که به «میثم»کنی از لطف نگاهی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_مدح


زِ فهمم فراتر جوادالائمه
هزاران برابر جوادالائمه
زِ هر خوب ، بهتر جوادالائمه
زِ هر بهتری ، سر ، جوادالائمه
شَهِ ذره پرور جوادالائمه
همه دُرّ و گوهر جوادالائمه
هم اول هم آخر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

خبر دار سازید هر چه گدا را
که باید ببینند آقای ما را
ببینند در چهره اش مصطفی را
جمالِ علی ابن موسی الرضا را
ببینند اعجاز دست خدا را
ببینند سیمای مشکل گشا را
به دامانِ مادر ، جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

ارادت چه خوب است ابراز گردد
ببر نام او تا که اعجاز گردد
خوشا نوکری هایمان ساز گردد
هُویّت به این شکل احراز گردد
به نامش اگر صبح آغاز گردد
زِ کارم هزاران گره باز گردد
دعایی کند گر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

تو آن رنگ و بوی بهاری که مانده ...
زِ شمس الشموس آن نگاری که مانده
من و سینۀ بی قراری که مانده
تو و بخششِ بی شماری که مانده
به جز نوکری چیست کاری که مانده؟
به قربان این یادگاری که مانده...
زِ زهرا و حیدر ، جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

جز این خانواده به کس دل ندادم
که این خانه بوده است باب المرادم
مرا مادرم نوکری داد یادم
برای غلامیِّ این خانه زادم
به فکر زیارت اگر اوفتادم
مقیّد به رفتن زِ باب الجوادم
شفیع است محشر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

زِ ماهِ رخش نور تابیده می شد
طراوت به آفاق پاشیده می شد
اگر شاخصِ جود سنجیده می شد
شهِ کشور جود نامیده می شد
گر از بخشش و جود پرسیده می شد
همه در امامانِ ما دیده می شد
ولی بیشتر در جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

ازل تا ابد از خدایش سلامش
یَمِ علم ، می بارد از هر کلامش
زِ دست رضا ریخته مِی به جامش
صفاتش هویداست از رویِ نامش
کند ماه سجده به هر صبح و شامش
نگنجد فقط ذره ای از مقامش
به هفتاد منبر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

دگر روز آمد شبِ تار رفته
دگر خواب از چشم بیدار رفته
دلم هر کجا در پِیِ یار رفته
نه یک بار و ده بار ، صد بار رفته
جمالش گمانم به کرار رفته
و در زُهد و تقواش انگار رفته
به موسی ابن جعفر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
18:09
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

اگر دست و بالت کمی خالی است
اگر حال و روز تو بی حالی است

اگر آسمان در قفس میکشی
اگر قسمتت بی پَر و بالی است

اگر کار و بار تو پیچیده و...
اگر چند وقتی بد اقبالی است

اگر تار و پودت گره خورده است
اگر غصه‌ها نقشِ این قالی است

اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد
اگر مثل پاییز یک شالی است
-
علاجش فقط یک نفس یا علی است
خدا هست با آنکه او با علی است
-
خدا در شکوهِ جلال علیست
خدا در ظهورِ جمال علیست

خدا در نزولش علی می‌شود
خدا در مقامش کمالِ علی است

حرام خدا و حلال خدا
حرام علی و حلال علیست
-
پیمبر پس از سِیرِ معراج گفت
که ما هرچه دیدیم مال علی است
-
علی چارده مرتبه آمده
علی عین میلادِ آل علی است
-
علی گفته و غرق عین اش شدیم
همه راهیِ کاظمینش شدیم
-
مرا فارغ از قیل و قالم کنید
مرا راحت از خشکسالم کنید

محال است لب را به مِی تر کنم
مرا تشنه‌ی این محالم کنید

مرا بشکنید و بسازید باز
تَرَکهای روی سفالم کنید

فقط روی چشمان خود میکشم
از این خانه هرچه"حوالم"کنید

مرا می‌کشاند دو گنبد طلا
شب رفتنم شد حلالم کنید
-
ببینید رویای جبریل را
مبارکترین کودک ایل را
-
شلوغ است اگر آستانِ جواد
پُر از برکت است آسمان جواد

گدایی به شاهی مقابل نشست
چه ها می‌کند تکه نان جواد

پیمبر پدر با خدیجه شد و...
رضا نیز با خیزران جواد

علی‌اکبرش را ببین بعد از این
رضا می شود میهمان جواد

شبیه نماز حسین و علی است
نماز رضا با اذان جواد

فقط شانه‌ات را به دیوار نِه
فقط زیرِ لب گو به جانِ جواد
-
تو را می‌دهد تا قیامتِ مراد
گره وا کُنَد خاکِ باب الجواد
-
خدا خواست تا بی کرانش دهند
و در یک افق سه جوانش دهند

علی جان آقای کرببلاست
حسین آمده تا سه جانش دهند

فقط دوست دارد ببیند علی
فقط دوست دارد همانش دهند

علی در سه صورت تماشایی است
علی را سه جلوه نشانش دهند

علی اصغرش هم علی‌اکبر است
اگر فرصت امتحانش دهند

به صف فطرس و جبرئیل و رباب
که نوبت به نوبت تکانش دهند
-
زمین خوردها را که جان می‌دهند
به باب الحوائج نشان می‌دهند
-
اگر بارِ ما از کَرَم می‌کشد
برای پدر بارِ غم می‌کشد

رسیده بگوید اگر قد کِشَد
شبیهِ عمویش عَلَم می‌کشد

غریبی ببین تشنگی‌اش ببین
که کارِ پدر بر قسم می‌کشد

گمانم به دنبال گهواره است
کسی که به آتش حرم می‌کشد

فقط مادرش آه دنبال او
در آن راهِ پُر پیچ و خَم می‌کشد

بِبَر نامِ او را خدا بعد آن
به حجم گناهت قلم می‌کشد

رباب است یک فاصله تا حسین
چه‌ها کرده این حرمله با حسین


#حسن_لطفی


@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت


امشب این شاه خراسان سر دیگر دارد
آمده تا که از این باغ ثمر بردارد
هر که در نسل خودش با برکت تر دارد
شرفُ الشمس تر از ماه خدا، بسم الله
پسری مثل جواد بن رضا، بسم الله

هیچ کس مثل رضا شاه کرم پرور نیست
کودکی خوبتر از ابن رضا دیگر نیست
دشمنش لال شود، کوثر ما ابتر نیست
قمری کرده به دست قمری جلوه گری
چه مبارک پدری و چه مبارک پسری

آه ای شب زدگان، ماه رضا ماه همه است
پسر شاه، بوالله شهنشاه همه است
او که با سن کم خود ولی الله همه است
بین گنجینه ی زهرا نهمین دُر شده و
درک او بیشتر از حد تصور شده و

دوست از وسعت این جود و سخا مبهوت است
دشمن از سحر کلامش بخدا مبهوت است
از کرامات جواد بن رضامبهوت است
او اشاره بکند معجزه ها خواهد کرد
ماهی بحر در افلاک شنا خواهد کرد   

آمده تا که جهان پر شود از جود فقط
قطره در جوف صدف دُر شود از جود فقط
عالمی غرق تفکر شود از جود فقط
نه فقط بر من و ما جود و کرم دارد او
به امامان، بخدا جود و کرم دارد او

قدسیان، روبرویش بال و پر انداخته اند
شیرها، پیش نگاهش جگر انداخته اند
علماء، پای علومش سپر انداخته اند
علم و حلم و کرم و جود اساساً با اوست
آنچه خوبان همه دارند، تماماً با اوست

شعرا، واژه کم آمد، بنویسید جواد
جبرییل آمده باید بنویسید جواد
بعد از این جای محمد، بنویسید جواد
او علی، حضرت زهرا و حسین و حسن است
پسر شاه خراسان همه ی پنج تن است

دشمنانش، بخدا پست تر از خاشاکند
دوستانش همگی محترمند و پاکند
زائران حرم او، همه ی افلاکند
عاشقان حرمش اهل نجاتند همه
انبیاء، دور و برش در صلواتند همه

با دو مولود، دلم معتکف قنداقه است
چشم دل، دیده دو دُر در صدف قنداقه است
بوسه باران پدرها، هدف قنداقه است
یکی از نسل رضا مثل علی اکبر شد
یکی از نسل حسین است و علی اصغر شد

علی اصغر، ولی از عشق پدر شد اکبر
عمر شش ماهه ی او نوح ترینِ محشر
سپر دین خداوند شده با حنجر
از سه شعبه شده هر چند کباب این کودک
سربلندی حسین است و رباب این کودک

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت


در هواى سينه سودائيم
شد كبوتر اين دل هرجائيم
يك مدينه مستى و شيدائيم
مست مست از كوثر زهرائيم
كوثر امشب غيرت دريا شده
ضامن آهو مگر بابا شده

آسمان گرديده امشب خاكبوس
مى‏تراود عطر شادى از نفوس
در اجابت غرق شد شمس الشموس
شد شكوفا جلوه ی سلطان طوس
باز شد بر روى دل باب المراد
كور چشم ابتران ، آمد جواد

اين پسر سر تا به پا پيغمبر است
اين پسر آئينه دار حيدر است
اين پسر سرّ خداى اكبر است
سلسله جنبان روز محشر است
اين پسر ملك ولايت را ولى است
در نگاه او محمد منجلى است

او كه ايثار و كرم آئين اوست
دلنوازى عادت ديرين اوست
دشت و اقيانوسها مسكين اوست
دام دلها گيسوى مشكين اوست
كهكشانها و زمين آواره‏اش
كعبه ی خيل ملك گهواره‏اش

روى ماهش معنى الله و نور
خال رويش محشر يوم النشور
مى‏برد دل يك نگاه او ز حور
چشم بد از حسن وجه الله دور
جبرئيل امشب بخواند ان يكاد
دود كرد اسپند در پاى جواد

#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت


باز خدا پرده زرخ بر گرفت
عالم جان، جلوۀ دیگر گرفت
ملک جهان زندگی از سر گرفت
مرغ دل این ذکر، مکرّر گرفت

قبلۀ ارباب دعا آمده
عید جواد ابن رضا آمده


دیده گشا و رخ جانانه بین
شادی شمع و گل و پروانه بین
وجد و نشاط دل دیوانه بین
خندۀ ریحانۀ ریحانه بین

نقش تبسّم به لب مرتضاست
جلوه کنان طلعت ابن رضاست


باز به جوشش یم جود آمده
غرق در آن ملک وجد آمده
مظهر الطاف ودود آمده
مهر، به خاکش به سجود آمده

کشور جان عالم دل منجلی است
ولادت محمّد بن علی است


پرده زحسن ازلی وا شده
روی الهی متجلاّ شده
ملک جهان سینۀ سینا شده
ولادت زادۀ موسی شده

ماه بیا خاک زمین را ببوس
سرزده امشب مه شمس الشّموس


شافع میزان و معاد است این
کعبۀ دل، باب مراد است این
راهبر کلّ عباد است این
صاحب هر جود، جواد است این

آینۀ دادگر است این پسر
بر همه عالم پدر است این پسر


دل به سوی بیت ولا پر زند
روح، پی عرض دعا در زند
ماه، گر امشب به زمین سر زند
پرده به رخ تا صف محشر زند

می نهد از شرم مه روی او
رو به روی خاک سر کوی او


گلشن هستی همه خرّم شده
رشک جنان دامن عالم شده
فخر کنان دودۀ آدم شده
شاد، دل آدم و خاتم شده

بحر ولایت گهر آورده است
عروس زهرا پسر آورده است


غنچۀ ریحانه به گلشن شکفت
بلبل از او صوت اناالحق شنفت
لاله به لبخند ثنایش بگفت
مرغ شب از شوق وصالش نخفت

آمده تبریک زمعبود او
بهر رضا در شب مولود او


دیده بگشا جلوۀ سرمد ببین
آینۀ روی محمّد ببین
سلالۀ رسول امجد ببین
محمّد دوم احمد ببین

آمدی ای بر همه باب المراد
جان به فدای قدمت یا جواد


ای ثمر باغ دل بوتراب
وی زازل شیفته ات شیخ و شاب
جود تو چون لطف خدا بی حساب
سایۀ مهرت به سر آفتاب

مهر تو شد روز ازل دین من
نیست به جز حبّ تو آئین من


ای تو و من لازم و ملزوم هم
من به گدائی، تو به جود و کرم
رو به کجا از سرت کویت برم
سائلم و سائلم و سائلم

سائل افتاده زپای توام
جود و کرم کن که گدای توام


سائلم از خویش مرانی مرا
چون شود از لطف بخوانی مرا
بر سر خاکت بنشانی مرا
بر در عشقت بکشانی مرا

گو که برآرند زتن پوستم
دوستم و دوستم و دوستم


سائلم از تو دو جهان خواستم
سوز درون، درد نهان خواستم
خون جگر اشک روان خواستم
آن چه پسندی تو همان خواستم

عاشق دار غم تو (میثمم)
فارق از این عالم و آن عالمم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
18:09
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی



بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات
بر آینه ی علی اعلی صلوات
هم مولد اصغر است و هم روز جواد
بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات
*
بر دلخوشی ضامن آهو صلوات
جانم! بفرست باز بر او صلوات
آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر
بر هر دل مشتاق علی گو صلوات
*
بر روی جواد، باز بهتر صلوات
بر ناز نگاه علی اصغر صلوات
این نیست صدای این همه جمعیت!
بفرست بلندتر به حیدر صلوات


#حامد_اهور

@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت


عشق گاهی در جدایی گاه در پیوندهاست
عشق گاهی لذت اشکی پس ازلبخندهاست
عشق گاهی یک اجابت نزد حاجتمندهاست
عشق گاهی بین باباها و تک فرزندهاست

عشق می آید که بعد از شب سحر پیدا شود
عشق گاهی می رسد تا یک نفر بابا شود

یک نفر امّا دو عالم بنده ی سلطانی اش
بنده نه ، قربانی قربانی قربانی اش
مهربانی که تمام مهربانان فانی اش
دعوتند امشب همه افلاک در مهمانی اش

با حضور انبیاء و اولیاء و ابر و باد
آدرس : مشهد ؛ حرم ؛ پشت درِ باب الجواد

عرشیان هستند در مهمان سرای حضرتی
در صف خدمت گذاری با غذای حضرتی
آب سقا خانه جام کاسه های حضرتی
بعد از آن هم شاعرانند و ردای حضرتی

جبرئیل از میهمانان میزبانی می کند
بعد دعبل میرسد اُرجوزه خوانی می کند

ای زمین از عرش بر فرش آسمانت را ببین
ای پرستوی مهاجر آشیانت را ببین
ای دل غمگین امام شادمانت را ببین
امشب ای سلطان ولیعهد جوانت را ببین

ای امام مهربان باب المرادت آمده
میوه ی قلبت دل آرامت جوادت آمده

مزد چل سال انتظار و چل شب احیای سحر
میشود طفلی که از او نیست طفلی خوب تر
سیب سرخ احمد است و باز هم داده ثمر
کوثری دیگر عطا کرده به قرآن این پسر

کوثر و یاس است جاری در رگ و در خون تو
مردمان ری فدای روی گندمگون تو

سبط موسی هستی و کار مسیحا میکنی
مثل عیسایی که در گهواره لب وا میکنی
با عصایت معجزه مانند موسی میکنی
دیده ی کور منافق را تو بینا میکنی

بر حقیری بنی عباس دامن میزنی
پور اکثم را به تیغ عِلم گردن میزنی

آن خدایی که به تقدیرم گدایی را نوشت
در مرام نام تو مشکل گشایی را نوشت
ذیل اوصاف تو در بخشش خدایی را نوشت
مهربانی علی موسی الرضایی را نوشت

در میان تیرگی ها آفتاب من شدی
تو قسم های همیشه مستجاب من شدی

چون به سائل میدهی از هرچه بهتر،بیشتر
میخورد باب المراد خانه ات در ، بیشتر
گرچه نام تو شده حاجت بر آور بیشتر
لیک حساس است بابایت به مادر بیشتر

پس قسم خوردیم بعد از تو به حق فاطمه
تا که امضا گردد امشب کربلای ما همه


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت


امشب شب عید است همه گل بفشانید
خود را به در بیت ولایت برسانید
از دست رضا عیدی خود را بستانید
این بیت بخوانید بخوانید بخوانید

انـوار الهی بـه فضا باد مبارک
میلاد جواد‌ بن رضا باد مبارک

ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﻛﻌﺒﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺮ ﺣﻴﺪﺭ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﺍﺯ ﺣﺴﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻋﻴﺎﻥ ﻣﻨﻈﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﺭﺿﺎ ﻛﻮﺛﺮ ﺩﻳﮕﺮ


ﺑﺸﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﻝ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺍﻳﻦ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﮕﻮﺋﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺑﺤﺮ ﺗﺠﻠّﻲ ﮔﻬﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﺎﺧﻪ ﻱ ﻃﻮﺑﻲ ﺛﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﻤﺲ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻗﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﻣﻴﻠﺎﺩ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﭘﺴﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ

ﺍﻳﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﻱ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺍﺩﺍﺳﺖ
ﺍﻟﺤﻖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺯﻟﺖ ﻧﺎﻡ ﺩﻝ ﺁﺭﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﻭﻱ ﺁﻳﻨﻪ ﻱ ﻃﻠﻌﺖ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺳﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﻭﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﺍﭘﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺑﻮﺳﻴﺪﻩ ﭘﺪﺭ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ

ﺍﺯ ﺟﻮﺩ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻓﻀﻞ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻋﻠﻢ ﺗﻮﮔﻮﻳﻢ
ﻭﺯ ﺧﻠﻖ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺧﻮﻱ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺣﻠﻢ ﺗﻮ ﮔﻮﻳﻢ


ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺯ ﺧﺪﺍﻳﺖ
ﺩﺭ ﺣﻴﺮﺗﻢ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺑﻪ ﺛﻨﺎﻳﺖ
ﮔﻮﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺖ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﺪﺭ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺎﺩ ﻓﺪﺍﻳﺖ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺯﻫﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ
ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﺭﺿﺎ ﻗﻠﺐ ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ


ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﻋﻄﺎ ﻭ ﻛﺮﻡ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍﻳﻲ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻋﻘﺪﻩ ﮔﺸﺎﻳﻲ
ﺗﻮ ﺣﺞ ﻭ ﺗﻮ ﻣﻴﻘﺎﺕ ﺗﻮ ﻣﺮﻭﻩ ﺗﻮ ﺻﻔﺎﻳﻲ
ﻣﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺪﺍ ﻭ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﺮﺿﺎﻳﻲ

ﺟﻮﺩ ﻭ ﻛﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﻀﺮﻉ ﺻﻔﺖ ﻣﺎﺳﺖ
ﻭ ﺍ... ﮔﺪﺍﻳﻲ ﺩﺭﺕ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﺎﺳﺖ


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
18:09
#امام_جواد_ولادت


خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
همراه با ملائکه مشغول خدمتم
این لطف فاطمه است که داده لیاقتم
عبد علی و آل علی تا قیامتم

من نوکر و محب و فدائی اهل بیت
بیچاره ام بدون گدایی اهل بیت

دارم به سر هوای جگر گوشه رضا
افتاده ام به پای جگر گوشه رضا
ممنونم از عطای جگر گوشه رضا
ای جان من فدای جگر گوشه رضا

عمریست زیر دین جواد الائمه ام
محتاج کاظمین جواد الائمه ام

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد
یابن الرئوف ! شاه وفا ! حضرت جواد
ای معدن جود و عطا ، حضرت جواد
دریاب روزگار مرا ، حضرت جواد

آقا به مهربانی تو دارم اعتقاد
هستی جواد و ابن جواد و ابالجواد

ای سومین محمد این خانه، السلام
ای سائل تو عاقل و دیوانه السلام
ای صاحب کرامت جانانه السلام
عیسی مسیحِ حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین نا امید شد
بار دگر امام رضا رو سفید شد

با بودنِ تو عهد وفا سر نیامده
چیزی به حز کرم که به این در نیامده
وصفت به جز رضا ز کسی بر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تنها امام لایق فرزندی رضا !
وصفت کجا و ذهن گنهکار من کجا

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی
آقا نهم ستاره این آسمان شدی
امّید آخر همه بیچارگان شدی
بالاتر از توقع ما مهربان شدی

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند
باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

ای عادت همیشه ی تو ذره پروری
خوب و بدند بر سر کوی تو مشتری
دادی به یاد سائل خود کیمیاگری
حقا که یادگاری موسی بن جعفری

هر کس که برد نام تو حاجت روا شده
درد نگفته در حرم تو دوا شده

ای انتقام کوچه همه آرزوی تو
دل برده از امام رضا خلق و خوی تو
باید گرفت درس برائت ز کوی تو
ای غصه های فاطمه بغض گلوی تو

تو مادری تر از همه ای بعد مجتبی
خیلی عذاب داده تو را داغ کوچه ها

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
3
18:09
#امام_جواد_مدح

هرکس که تاج مهر تو بر سر ندارد
از سجده ی گمراهی اش سر بر ندارد

سرمایه ی عشق شما راه نجات است
 بیچاره هر کس عشق تان در سر ندارد

لازم نکرده که مرا فردا بخوانند
جنت اگر از نامتان سردر ندارد

باب الجوادی مطمئنا هست آن جا
محشر از این در هیچ بالاتر ندارد

گشتم ولی دنیای شیعه از تو آقا
مولود پر خیر و مبارک تر ندارد

کوری چشم دشمنان إبنُ الرضایی
کی گفته سلطانم علی اکبر ندارد؟

دردانه ی سلطان طوسی یا محمد
والیِ ما غیر از شما دلبر ندارد

عطری که از ذکر لبت در شهر پیچید
عود و گلاب و نافه و عنبر ندارد

در کودکی در قله های علم بودی
علم تو را عیسای پیغمبر ندارد

گشتم ولی هم ارزش خاک عبایت
در ارض و در افلاک سرتاسر ندارد

فهمیده ام از نامه ی سلطان، که عالم
کُنْیه نکوتر از اباجعفر ندارد

در کاظمینت هر کسی آمد دلش ماند
راهی بجز این راه تا آخر ندارد

"وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً ..." عیدی همین بس
عالم بجز چشم شما محور ندارد

می دوزد آخر چشم خود را بر دو دستت
مرغی که در وقت پریدن پر ندارد

محشر بفهمد جایگاهِ عصمتت را
هرکس تو را در این جهان باور ندارد

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1
18:09
#امام_جواد_ولادت
#رباعی


ای دوست مراد اهلبیت آمده است
یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است

امروز تمام سائلان می گوینـــد
میــلاد جواد اهلبیت آمده است


#سیدهاشم_وفایی
....

چون خاکِ رهِ تو پربها، زر نبود
بی مهرِ تو روی مه منوّر نبود

در وصف تو گفت حضرت شمس شموس:
مولودی از این بابرکت‌تر نبود


#علیرضا_قاسمی


@jamalekhial
18:09
#امام_جواد_ولادت

امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟
یا کعبه گرفته است به بر حیدر دیگر؟
یا از حسنین است عیـان منظر دیگر؟
دارد به سـرِ دست، رضـا کوثـر دیگر

بُشری که دلِ آل محمّد همه شاد است
این مژده بگوییـد کـه میلاد جواد است

ای بحـر تجلـی گهـرت باد مبارک
ای شاخۀ طوبـا ثمـرت بـاد مبارک
ای شمس ولایت قمرت باد مبارک
میـلاد گرامـی پسـرت بـاد مبارک

این قبلۀ اربـات مـراد اسـت، مـراد است
الحق که جواد است جواد است جواد است

بــا مــاه بگوییـد چـراغ سحـر اسـت ایـن
بـا مهـر بگویید کـه از مهـر، سـر است این

طفـلش نتـوان گفت که خیرالبشر است این
جانم به فدایش پسر است این پسر است این

ما را به پسر بودن او فخر از آن است
کو بعد پدر، رهبر خلق دوجهان است

این است کز آغـاز خداونــد ستـودش
این است که بگشود نبی لب به درودش
این است که افتاد «کرامت» به سجودش
این است که جود آمده مرهون وجودش

جوشد ز کفش لطف و عنایات خدایی
آرنـد به سویش همگان دست گدایی

سرتا بـه قدم حسن خداوند جلیلش
مـرآت جمـال نبـوی روی جمیلش
زوّار حـرم آدم و نوح است و خلیلش
مأمون شده در اوج شهی عبد ذلیلش

این است که در محضر او زادۀ «اکثم»
آورد چو یک کودک ناخوانده الف، کم

این است همـان مخزن اسرار الهی
وابستـه بــه علـم ازل نامتناهــی
بی‌پرتو او علم سیاهی است سیاهی
دارد خبر از ابر و هـوا و یم و ماهی

کز معجزه‌اش هوش پرید از سر مأمون
گویی که جدا روح شد از پیکر مأمون

'ای از ازلـت نــام دل‌آرای محمّد
'وی آینــۀ طلعـت زیبـای محمّد
'سرتا به قدوم تـو سراپـای محمّد
'بوسیده پدر روی تو را جای محمّد

از جود تـو یا فضل تو یا علم تو گویم؟
وز خلق تو یا خوی تو یا حلم تو گویم؟

با این همه اوصاف خدایی ز خدایت
در حیرتم آخر چه بگویم بـه ثنایت
گوهر چه بوَد تا که بریزند بـه پایت؟
فرمـود پـدر: ای پــدرم بـاد فدایت!

تو مصحـف زهرایی و قرآن رضایی
تو روح رضا، قلب رضا، جان رضایی

فردوس بَرد سجده به خـاک قدم تو
رضوان شده پیوسته گـدای کـرم تو
هنگام عطا ظرف وجود است کم تو
حـجِّ حــرم الله، طـواف حــرم تـو

از ما همـه درماندگی و عجز و گدایی
از تو همه لطف و کرم و عقده‌گشایی

بگـذار کـه سرگـرم هیاهـوی تو باشم
تا جان به لبم هست، ثناگوی تو باشم
باشد که فقط تشنه لبِ جوی تو باشم
مولا کرمی کن که سگ کوی تو باشم

آن روز که خلقت همه دامان تو گیرند
زنجیر مرا دست غلامـان تـو گیرند

تـو دسـت عطـا و کرم و لطف خدایی
تو در دو جهان از همگان عقده‌گشایی

تو حج و تو میقات، تو مروه، تو صفایی
مـا جملـه گدا و تـو جواد ابن رضایی

جود و کرم از توست، تضرع صفت ماست
والله گـدایـی درت سلطـنت مــاست

من میثم آلودۀ بی‌دست و زبانم
در باغ بهار تو کم از برگ خزانم
مگـذار برِ بـاد بـه کـوی دگرانم
بگذار در اطراف گلت خار بمانم

من با همه گفتم که جواد است امامم
باشد که بخوانی زره لطف غلامم

#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
18:09
#امام_جواد_ولادت
#رباعی

در ماه خدا ، طلوع کردی چون ماه
از برکت تو، شکسته شد ، پشت گناه

مانند تو دیگر به جهان  (لم یولد)
لا حول ولا قوه الا بالله


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_مدح
#دوبیتی

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست
پایان هر چه خواستم از او نداد نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح
جایی به باصفائی باب المراد نیست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
 
ای ریخته نسیم تو گل های یاد را
سرمست کرده نفحه ی یاد تو باد را

افراشته ولای تو در هشت سالگی
بر بام آسمان علم دین و داد را

خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر
بوسیده آستان امام جواد(ع) را

خورشیدِ بی غروب امامت که جود او
آراسته است کوکبه ی بامداد را

جود و سخا جواز تداوم از او ستاند
تقوا از او گرفت ره امتداد را

آن سر خط سخا که به جود و کرم زده
بر لوح آسمان رقم اعتماد را

بیرنگ کرده بد دلی دشمنان او
افسانه ی سیاه دلی های «عاد» را
*
تنگ است دل به یاد امام زمان، مگر
بوییم از امام نُهم عطر یاد را

وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم
عطر بهارِ وحدت و باغِ وداد را؟
*
جز آستان جود و سخایت کجا برم
این نامه ی سیاهِ گناه، این سواد را؟

بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش
بار ثواب اندک و جرم زیاد را؟
*
خط امان خویش به ما ده که بشکنیم
دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را

ای آنکه هرگز از درِ جودت نرانده ای
دلدادگان خسته دلِ نامُراد را

بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود
جدت امام ساجد زین العباد را

تا روز حشر یار غریبی شوی که بست
از توشه ی ولای تو زادالمعاد را

#حسین_منزوی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت

جهان را می‌ شناسد ، لحظه ی غمگین و شادش را
از این رو سخت در آغوش می‌ گیرد جوادش را

پسر مثل پدر می ‌خندد این یعنی که از حالا
میان این دو قسمت می‌ کند دشمن عنادش را

جهان از بعد عیسی اولین‌ بار است با حیرت
درون قالب یک طفل می‌ یابد مرادش را

چه طفلی ؟ طفل معصومی که پیرِ دیر را حتی
هوایی می‌ کند از نو بسازد اعتقادش را

چه ذکری بر زبان دارد ؟ چه رازی در بیان دارد ؟
که هر عالِم به این معیار می‌ سنجد سوادش را

قدم آهسته برمی ‌دارد و پیوسته تا منزل
که راه مستقیم از او بجوید امتدادش را

به جای کاظمین امسال هم راهی شدم مشهد
نشد تا سرمه ی چشمم کنم خاک بلادش را

بهشت است این حرم از هر دری وار شود شاعر
ولی من دوست دارم بیشتر باب ‌الجوادش را


#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت

شاد شادیم مثل اقامان
فارغ از هر چه شب که دلگیر است
ماه تابان اهل بیت امد
نور از اسمان سرازیر است

بوی موی جواد می اید
جشن و خوشحالی است در مشهد
دل سلطان مملکت شاد است
جای ما خالی است در مشهد

کوری چشم فتنه ها امد
پسری از سلاله ی کوثر
طعنه بسیار پیش از این زده اند
انک شانئک، هو الابتر

خار ها دور باد از پایت
ای ز گل بهتر امام رضا
کاش داغ تورا نبیند او
ای علی اکبر امام رضا

شرط عشق است در محبت تو
شرط عشقی و بهترین حصنی
ما فقیر ولایتت هستیم
یا جواد الائمه ادرکنی

مشتهایی که بر زمین زده ای
شد گواه شجاعتت اقا
بغض داری برای غصب فدک
ای به قربان غیرتت اقا

یا جواد الائمه مرهمتی
تا نگیری ز نوکران نظرت
کیست سلطان من امام رضا
کیستم جز موالی پدرت

هر زمانی که میروم مشهد
از جوانش همیشه میخوانم
تا که اقا نظر بیندازد
پشت باب الجواد میمانم

قرص ماهت رسید یا سلطان
قرص نانی به این گدا بدهید
عیدی ما به جای خود اما
صدقه رزق کربلا بدهید

#سیدمحمدحسین_حسینی


@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت


ما تا نفس داریم از حیدر بخوانیم
از معجزات دائم این در بخوانیم
این چارده رکعت نماز عاشقی را
رکعت به رکعت تا دم آخر بخوانیم
ما را درین عالم خدا آورده تا که
بدخواه آل الله را کافر بخوانیم
دنیا و محشر در عذاب اندر عذابیم
هر بی سر و پا را اگر دلبر بخوانیم
حالا که رسوایی نصیب ابتران شد
خوب است با هم سوره کوثر بخوانیم

دنیا دوباره عطر زهرا دارد امشب
حال سیه رویان تماشا دارد امشب

امشب ببین دنیا ولیعهد رضا را
دسته گل صدیقه و خیرالنسا را
هر کس غلام خانه ابن الرضا شد
حاتم نماید گوشه ی چشمش گدا را
امکان ندارد رد شود ، هر کس قسم داد
بر جان این آقا ، علی موسی الرضا را
هر بنده ای که شد دلش ابن الرضایی
دارد همیشه پشت سر ، دست خدا را
آن قدر از میخانه ی او خیر دیدیم
آن قدر لطف او خجالت داد مارا

مردم همه دنیاش بر وفق مراد است
هر کس رفیق بی کسی هایش جواد است


ای که تو را پروردگارت داده عزت
نه ساله بودی و شدی صاحب ولایت
ای که به گهواره چو عیسی لب گشودی
عالم به قربانت ، خداوند کرامت
ای یادگار حضرت باب الحوائج !
دیدیم از تو معجزات بی نهایت
دل برده ای از دوستان و دشمنانت
مامون به آقایی تو داده شهادت
از عمر کوتاه تو مردم ، قدر یک قرن
دیدند آقایی ، وفاداری ، محبت

مثل رضا با دشمنت هم مهربانی
امّید اول ، آخر بیچارگانی


دار و ندار حضرت معصومه ای تو
آقا بهار حضرت معصومه ای تو
بعد از علی موسی الرضا در این زمانه
دلدار و یار حضرت معصومه ای تو
گردد علیِ اکبر و زینب تداعی
وقتی کنار حضرت معصومه ای تو
هم حضرت معصومه باشد بی قرارت
هم بی قرار حضرت معصومه ای تو
مانند یک قرص قمر امّید بخشه
شبهای تار حضرت معصومه ای تو

دیدیم که در صحن قم حاجت روا شد
هر کس که ذکرش یا جواد و یا رضا شد


بابا پس از اینکه به گوش تو اذان گفت
از داغ عاشورایی این دودمان گفت
از کربلا ، از تشنگی ، از سربریدن
از کوفه و بی حرمتی بر میهمان گفت
از تشنگی ، از حرمله ، از شرم عباس
از کودک شش ماهه و تیر و کمان گفت
از غصه گهواره خالی اصغر
از خون دل های رباب نیمه جان گفت
من مطئن هستم که ای آقا برایت
نه سال هر جا کرد فرصت ، آن به آن گفت :
بابا همیشه یاد جد سرجدا باش
هر روز و شب گریه کن کرببلا باش

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت
#رباعی

امشب رضویون همه شادند همه
دل بر کرم رضا نهادند همه

عیدى ولادت از پدر مى‏ گیرند
خشنود ز مقدم جوادند همه

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


وقتی بساط عشق بازی چیده می شد
سجاده سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق بادعای مستجابش
در امتحان عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شهره ی هفت آسمان بود
گه گاهی از زخم زبان رنجیده میشد

گویا دوباره کوثری در بین راه است
کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این  فرزندخورشید
طومار غربت در جهان برچیده میشد

دانید این اسطوره دلدادگی کیست؟
در آسمانها این چنین نامیده میشد

او کیست؟آقازاده شمس الشموس است
آرامش جان و دل سلطان طوس است


او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد
همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمانها آمد و جاری تر از اشک
مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم
بر باده رب الکرم ساغر ترین شد

او چندسالی گرچه مهمان بود ما را
اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما
این شاه زاده ،تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره
ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او
با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمودبابایش از او بهتر نباشد
مولود ازاو بابرکت تر نباشد


او آمد و ابن الرضایی کرد مارا
از برکت نامش خدایی کرد مارا

مشتی زخاکیم و قدم بر ما نهاد و
تا عرش برد و کبریایی کرد مارا

دست کریم این امام ذره پرور
یک عمر مشغول گدایی کرد مارا

صوت دل آرای مناجاتش سحرها
سر مست جانان و هوایی کرد مارا

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه
مهمان بزم باصفایی کرد مارا

یک قطره ی اشک از کنار سفره ی او
هر نیمه شب مردی بکایی کرد مارا

از گوشه صحن و سرای کاظمینش
مست حسین و کربلایی کرد مارا

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم
کلب امیر کاظمین ،عبدالجوادم


لبخند او آرامش جان رضاشد
یوسف شدو مهمان کنعان رضا شد

سجاده بابا شده گهواره ی او
لالایی اش آهنگ قرآن رضا شد

ابرو تکان می داد و بابا عشق میکرد
با غمزه ای جانانه جانان رضا شد

آمد که باقی مانده توحید باشد
با نام او شیعه مسلمان رضا شد

قدش عصای پیری ِ این پیرمرد است
قد راست کرد اصل ارکان رضا شد

هر کس که از باب الجواد آمد زیارت
با دست پر مشمول احسان رضا شد

اما خدالعنت کند فامیل  بد را
که باعث قلب پریشان رضا شد

امشب دلم جایی دگر هم پرگشوده
ارباب ما آغوش بر اصغر گشوده


امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم
اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم

می جوشم و می جوشم و لبریزم از اشک
چله نشینی پای خم کرده شرابم

امشب دخیل گوشه گهواره هستم
دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم

عشاق را گویم ازین پس تا قیامت
با نام اصلیم کنید اینسان خطابم

عالم همه دانند در کوی محبت
من ریزه خوار سفره ی طفل ربابم

با اذن سقا در حرم سرباز عشق ِ
ششماه سردار خیام بوترابم

ای کاش همچون حق شناس پاک طینت
عبد علی اصغر کند  زهرا حسابم

حالا که غم آلود گشته ناله هایم
انگار باب القبله ی کرب و بلایم


او را خدا می خواست مه پاره ببیند
مسند نشین کنج گهواره ببیند

بر روی دستان پدر با کام عطشان
با روی خونین ، حنجری پاره ببیند

وقتیکه جسمش روی دستان پدر بود
آقای عالم را چه بیچاره ببیند

یک عمر با زخمی که مانده روی سینه
دور حرم بانویی آواره ببیند

اما در آخر چون عموجانش ابالفضل
اورا صف ِمحشر همه کاره ببیند

لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست
شش ماه تا قربانی ششماهه باقیست


#قاسم_نعمتی

@Raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت


روز و شب ذکر ربَّنا زیباست
چقدَر در سحر خدا زیباست

دیده زیبا شناس اگر باشد
شب معراج مصطفی زیباست

از تولّا چه نعمتی برتر
چقدر حب مرتضی زیباست

حرف ریحانة النبی که شود
سخن از ٱسوةُ النسا زیباست

از ازل فکر و ذکر ما حسن است
تا ابد وصف مجتبی زیباست

هر که خیمه نشین شود، داند
خیمۀ شاه کربلا زیباست

نه فقط ذکر پنج تن خوبست
صحبت از هر امامِ ما زیباست

به جوادالائمه که برسیم
خنده های امام رضا زیباست


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


هر دلی را خدا دهد برکت
محض ابن الرضا دهد برکت

از جوادالائمه حتی بر
هَل أتا هم خدا دهد برکت

نه فقط بهر عالم و آدم
بهر آل عبا دهد برکت

با قدمهای پر ز نور اوست
که خدا بر رضا دهد برکت

روز تکمیل دین غدیر، اما
با جواد این عطا دهد برکت

اهل جودِ جواد اینگونه است
کند انفاق تا دهد برکت

ما و عادت به آیۀ تطهیر
آیۀ إنَّما دهد برکت

از جوادالائمه حاجت خواه
او به دنیای ما دهد برکت


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


صورتش وجهِ داوری دارد
جلوه های پیمبری دارد

گر تجلی کند، دو صد یوسف
سرِ بازار، مشتری دارد

در میان ائمه، ذکر جواد
بخدا حال دیگری دارد

سرِ سجاده، وقت راز و نیاز
تا دم صبح دلبری دارد

او مددکار هر ٱلوالعزم است
به رسولان چه سروری دارد

در زمان مناظره با خصم
به زبان، تیغ حیدری دارد

چون کند احتجاج در دینش
منطق گرم کوثری دارد

هر چه گویم به وصف و قدر او
مدح او باز برتری دارد


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


دل بابا برای او بیتاب
دل مادر از این پسر شد آب

یکی یکدانۀ رضاست جواد
آمده از صدف دُرِ نایاب

نسل او نسل حضرت زهرا
کوثر دیگرِ ٱلوالباب

حیدر دیگر است بر منبر
حسن دیگر است در محراب

از جمالش بر آمده خورشید
وز نگاهش در آمده مهتاب

او علی اکبر امام رضاست
نور چشمان حضرت ارباب

گر طریق جواد میجویی
بنشین در مسیر طفل رباب

نامش از جود حق گرفته شده
کامش از کربلا چشیده تراب


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


کام او از عسل گواراتر
نفَسش از همه مسیحاتر

به یقین از تمام عالمیان
گُهر پاک اوست والاتر

مَقدمش رفع فتنۀ دوران
دشمنش از همیشه رسواتر

سائل او نگفته بهره برَد
کیست از این امام آقاتر

دمبدم یاد مادرش زهراست
چشم او روز و شب چو دریا تر

جگرِ او ز زهرِ همسر آب
غربتش از حسن معماتر

وقت جان دادنش به حجرۀ خود
از امامِ رئوف تنهاتر

هر چه گوئیم از غم و دردش
غصۀ اوست باز بالاتر


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
😭 1
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی

آئینه ذات آمده ماشاءالله
حسن حسنات آمده ماشاءالله

فرمود رضا که همره این مولود
خیر و برکات آمده ماشاءالله

#علی_سلطانی
.....

#حضرت_علی_اصغر_ولادت

نور ازلی آمده ماشاءالله
فرزند ولی آمده ماشاءالله

در بیت حسین بن علی بار دگر
همنام علی آمده ماشاءالله

#علی_سلطانی

@raziolhossein
2
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

خدا هم فقط از شما گفته است
گمانم خدا هم خدایِ شماست

گدایی برازنده‌یِ ایلِ ماست
برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا می‌رسی
که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است
گره‌هام دست دعای شماست
-
مرا پای حیدر هلاکم کنید
به عشق رضا سینه چاکم کنید
-
دلی دارم و خانه زادِ رضاست
فقط یاد دارد که یاد رضاست

کم اینجا ندیده برایش بد است
دلم مستحقِ زیادِ رضاست

فقط می‌نویسد رضا تا ابد
و شُکرِ خدا بی سوادِ رضاست

نجف ، کربلا رفتم و گفته‌اند
که راهش دهید از بلادِ رضاست

گره می‌خورد زندگی ام ولی
همین نا مُرادی مُرادِ رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم
رویِ خاکِ بابُ الجوادِ رضاست
-
جوادش درِ بسته را باز کرد
گره‌های من را رضا باز کرد
-
خبر را مسیح از مسیحا شنید
خبر را زِ جبریل موسیٰ شنید

اگر گوشِ دل را دهی می‌توان
که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی تَرک خورده بود
ولی ناگهان بویِ دریا شنید

دلِ انبیا بر دری می‌تپید
که از آن صدایِ شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد
شبی که رضا ذکرِ بابا شنید

تو هم مادری هستی و می‌شود
که از قلبِ تو نامِ زهرا شنید
-
فدایِ نفسهایِ بابایی‌ات
فدایِ تپش هایِ زهراییت
-
زِ تو کوچه‌ها تا معطر شدند
حسودانِ این شهر ابتر شدند

به کوریِ چشمان ناباوران
همه محوِ رویِ پیمبر شدند

عسل‌های کندویِ لبهای توست
گر این روزها شهد و شِکر شدند

برای تماشای لبخند توست
علی اکبری‌ها کبوتر شدند

کریمی  کرامت  جوادی و جود
چه خوش کُنیه‌هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه
پُر از یادِ میلادِ اصغر شدند

خدا دید چشم پُر احساس تو
از آن ابتدا غرقِ مادر شدند
-
کسی را نگاهت معطل نکرد
دو دست مرا هیچ معطل نکرد
-
تو دریایی و در تماشا رُباب
تو در خوابی و غرقِ لالا رُباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش
که خندید با تو به زهرا رُباب

شبیه حسینی و ماتِ تو اند
همه دورِ گهواره حتی رُباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند
تو را داده بر دوشِ سقا رُباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن
بیا زنده کن عمه را با رُباب

به دستان بابا هواست نبود
که چشمش به راه است آنجا رُباب
-
نگو مادرت را صدا می‌زدی
به دست پدر دست و پا می‌زدی


#حسن_لطفی

@Raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت


شب میلاد تو دعا گل کرد
روی دست فرشته ها گل کرد

تا خبر دار شد جواد آمد
خنده روی لب گدا گل کرد

کوچه در کوچه شهر پیغمبر
کعبه و مروه و صفا گل کرد

تا وزید " انما یرید الله"
کوثر دوم خدا گل کرد

سال ها در قنوت حضرت عشق
اشک در شور ربنا گل کرد

به اجابت رسید نجوایش
صبر و امید در " رضا" گل کرد

آن شبیکه " سبیکه* " زاد تو را
شوق در دامن صبا گل کرد

سوره در سوره قدر و اعطینا
آیه در آیه هل اتی گل کرد

چشم تو امتداد چشمه ی نور
در زلال تو " انما" گل کرد

موسوی زاده ، بر ولایت تو
کرد اقرار تا عصا گل کرد

یا جواد الأئمه ، شعر " کمیل"
تا که شد مدحت شما گل کرد

کمیل کاشانی

------------
* ﺳﺒﯿﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻮﺍﺩ است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت


در بغل امشب يكى قرص قمر دارد رضا
بر زبان شكر خداى دادگر دارد رضا

بارگاه زاده موسى چراغان مى‌شود     
در حريمش جشن ميلاد پسر دارد رضا

اِقتران مهر و مه گرديده امشب، يا مگر
نور چشمانش محمد را به بر دارد رضا

بر امام هشتمين حق كرده فرزندى عطا
زين پسر پيغام تبريك از پدر دارد رضا

آمد آن يكتا دُر عصمت كه بر ميلاد او
تهنيت از حضرت خيرالبشر دارد رضا

بر عقيمى آن كه بر فرزند موسى طعنه زد
گو بيا امشب ببين نور بصر دارد رضا

در كنار مهد او بنشسته بيدار و به لب
ذكر خواب از بهر طفلش تا سحر دارد رضا

ذكر خواب از بهر او مى‌گويد و گريان بود
من نمى‌دانم چرا چشمان تَر دارد رضا

گاهى از اين موهبت شاد است و گاهى دل غمين
چون كه از پايان كار او خبر دارد رضا

«خسرو» از مداحى او مى‌كند بس افتخار
گر بدين منصب مدامش مفتخر دارد رضا

#سید_محمد_خسرونژاد

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_مدح


هر که راهی در حریم خلوت اسرار داشت
دل برید از ماسوا، سر در کمندِ یار داشت

چند روزه نوبت هر کس به پایان می‌رسد
ای خوش آن رهرو که ره در خلوت اسرار داشت

در پناه همّت و در پرتو آزادگی
راه حرّیت سپرد و شیوۀ احرار داشت

من غلام همت آنم که از روزِ نخست
افتخارِ دوستی با عترتِ اطهار داشت

جان گرفت از عشق سلطان سریر ارتضا
ور گرامی داشت جان را از پی ایثار داشت

پیرو هشت و چهار آمد، نشد از واقفین
چون به قول خاتم پیغمبران اقرار داشت

مدفنِ پاکِ رضا را کعبۀ امید یافت
بر رضا و نسل پاکش التجا بسیار داشت

جز رضا عهد مودّت با کسِ دیگر نبست
جز جواد از هر چه گویی بگذر و بگذار داشت

تا جمال شاهد ما در حجاب غیب بود
ادعای صدق ما را مدعی انکار داشت

کیست این مهر جهان‌آرا که چون آباء خویش
جلوه‌ها نور جمالش از در و دیوار داشت

کیست این سرو سَهی بالا کز استغنای طبع
لطف و احسان و کرم بود آنچه برگ و بار داشت

یک طرف خیر کثیر فاطمه میراث برد
یک طرف خُلق عظیم احمد مختار داشت

مظهر تقوا و قُدس و مطلع اَللهُ نور
نور علم و معرفت از حیدر کرّار داشت...

مطلع الفجر حقیقت آشکارا شد از این
لیلة القدری که مخفی ماند و بس مقدار داشت

نازپروردی که شب‌ها تا سحر شمس الشموس
در کنار مهد نازش دیدۀ بیدار داشت...

جلوۀ حسن خدادادش تجلّی تا نمود
بُرد از آیینۀ دل‌ها اگر زنگار داشت

خود خداوند فضیلت بود و بهر کسب فضل
در حریم قدس او «فضل بن شاذان» بار داشت

خوشه‌چین خرمن فیضش «ابو تمّام» هم
این حقیقت را به اِمداد سخن اِشعار داشت...

آن دل‌آگاهی که با ظلم و ستم پیکار کرد
دشمن از بی‌دانشی با او سر پیکار داشت

آزمون حضرتش را کرد دستاویز خویش
آزمونگر «پور اکثم»، تا چه در پندار داشت

شوربختی بین که کرد از تیره‌رایان محفلی
قصد شوم خویش را هم مخفی از انظار داشت

بود آن دانای راز آگاه که قاضِی القُضاة
با نهاد و نیّتی ناپاک استفسار داشت

«چیست حکم آن‌که مُحرم بود و قتل صید کرد»
لعل لب بگشود و در پاسخ چنین اظهار داشت:

«کشت از راه خطا، یا عمد؟ در حِلّ یا حرم؟
بنده یا مولی؟ پشیمان بود یا اصرار داشت؟

بسته بود احرام حج یا عمره؟ شب یا روز بود؟
جهل بر او چیره شد یا علم بر این کار داشت؟

خردسالی بود وین صید نخستش بود؟ یا،
سالخوردی بود و زین پرونده‌ها بسیار داشت؟

از همه بگذشته، کوچک یا بزرگ از وحش و طیر
با کدامین صید آن صیّادِ مُحرم کار داشت؟»

چون رسید این‌جا سخن «یحیی بن اکثم» شرمگین
با چنان فضل و کمال از دانشِ خود، عار داشت

«خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عَجَب در گردش پرگار داشت»...

بر در این روضه «رضوان» مژدۀ «طوبی لکم»،
از پی عرض ارادت عرضه با زوار داشت...

باید این‌جا با کمال معرفت شد عذرخواه
هم سرشک توبه هم تسبیح و استغفار داشت

باید این‌جا حلقۀ بابِ شفاعت را گرفت
سر به زیر از شرمساری، رویِ دل با یار داشت

باید این‌جا چون «اباصلت» از سویدای ضمیر
گاه ذکر «یا جواد» و گاه «یا غفّار» داشت

باید این‌جا چنگ زد بر دامن «أمَّن یُجیب»
منتظر بود به مضطرّ حقیقی کار داشت

گر چه ما امروز محروم آمدیم اما «شفق»
ای خوشا آن‌کس که فردا وعدۀ دیدار داشت

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت


شمیم عشق می‌رسد دوباره بر مشام ما
نسیم رحمت خدا وزد به خاص و عام ما
مگر بهشت آرزو گشوده شد به نام ما
مگر خدای خواسته جهان شود به کام ما

که بهر دل‌شکستگان در امید باز شد
هزار قفل غم ببین که بی‌کلید باز شد...

شمس ضحی که می‌دمد ماه ز هر نظاره‌اش
بود طلوع این قمر تجلّی دوباره‌اش
تا که نگاه می‌کند بر رُخ ماه‌پاره‌اش
غرق ستاره می‌شود کنار گاهواره‌اش

نهم امام را به‌ بر، امام هشتم آورد
بضعۀ دوم نبی، کوثر دوم آورد

خوی و خصال مصطفی، علم و کمال مرتضی
شرم و حیای فاطمه، حُسن و جمال مجتبی
زُهد امام چارمین، عزم شهید کربلا
حکمت باقرُ الحِکَم، دانش صادقُ الوَرا

کَظم امام کاظم و صبر رضا در او بُوَد
وجود او به ملک جان، کمال آرزو بود...

ای به سریر عصمت از بعد رضا قدم زده
به هشت سالگی دم از امامت اُمَم زده
به قله‌های مکرمت، کرامتت علم زده
اساس واقفیّه را ظهور تو به هم زده

تویی که شد ز نور تو طلوع صاحب الزمان
پُر برکت‌ترین کسی که آمده‌ست در جهان

فروغ بزم قدسیان، چراغ آسمان تویی
مُدوّر زمین تویی مُدبّر زمان تویی
خدای را امین تویی جهات را امان تویی
تجسم یقین تویی فراتر از گمان تویی

تو وارث پیمبری شافع روز محشری
قسم به کوثر خدا خیر کثیر کوثری...

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#رباعی #صلوات

ای دل بفرست با تبسم صلوات
بر لبخند کریمه قم صلوات

از عرش خدا چنین ندا می آید
بر گل پسر امام هشتم صلوات

#عبدالحسین

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#رباعی

این قرص مه است یا که فرزند رضاست
این کعبه دل، یا که دلبند رضاست

گویند همه بهشت زیباست ولی
زیباتر از آن دیدن لبخند رضاست

#علی_سلطانی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#امام_جواد_مدح


عشق می کند به تار تارِ زلفت استناد
دل به حرف حرفِ بخششِ تو دارد اعتقاد
لحظه لحظه، موج موج و فوج فوج، اعتماد
خانه خانه کوچه کوچه جاده جاده امتداد
بندهء محبت توایم هر چه باد باد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


نیست کار هر قلم که رو کند نشانه ای
روی کاغذ آورد سرود عاشقانه ای
خط به خط رقم زند چکامه ای ترانه ای
مدحِ بی کرانه ایّ و متن عارفانه ای
در ثنای آن کسی که هست جود را نماد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


هم بهشت آفرینش از رُخت حکایتی
هم رُخت ز نور حضرت رضا روایتی
هم که بخششت ز بخشش خداست آیتی
آیت سخاوتیّ و لنگر هدایتی
من فقیر و تو جواد و من مُرید و تو مراد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


ای که در نسب سلالهء ابوالعجائبی
نورِ نجمِ ثاقبیّ و جلوهء کواکبی
در شگفتم از چنین مواهب و مناقبی
درخورِ تو نیست هیچ شعر و هیچ قالبی
نه غزل نه مثنوی نه شعرِنو نه مستزاد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


گرچه آفتاب پیش نور تو ز پا نشست
گرچه ماه دید حُسن صورتت، به جا نشست
گرچه کوه دید هیبت تو بی هوا نشست
ابن أکثم از جواب ماند و بی صدا نشست
هفت آسمان ولی به احترامت ایستاد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


حرز تو برای رفع هر بلا مجرب است
خوش به حال هر که در بساط تو مقرب است
یا کسی که پیش تو به نوکری ملقب است
نوکر تو منتسب به توست پس مهذب است
خادمت همیشه شاد و نوکر تو زنده باد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


هم به قلب شیعه نور عشق را نهاده ای
هم بزرگِ اهل جود و هم بزرگ زاده ای
اعتبار و آبرو به اهل جود داده ای
سومین محمدِ عزیزِ خانواده ای
حرف عاشق است ظهر و عصر و شام و بامداد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد


#مهدی_مقیمی


@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#امام_جواد_مدح


اي قمر شمس ولايت جواد
اي گهر بحر عنايت جواد

حجّت حق باب مراد همه
نجل علي دسته گل فاطمه

بر همه خوبان جهان سروري
محمّد استّي و علي پروري

چشم رضا از همه سو سوي تو
ماه رجب شيفته روي تو

روي دل آراي تو بدر رجب
ليله ميلاد تو قدر رجب

جود به خاک درت آرد سجود
بسته به جود تو تمام وجود

صورت تو باغ و بهار رضا
تويي همه دار و ندار رضا

حسن تو مرآت خداوند تو
بهشت بابا گل لبخند تو

بی خردان طعنه ديگر زدند
بر پدرت تهمت ابتر زدند

ولادت تو کوثري دگر بود
روشني چشم و دل پدر بود

نور شد و نور شد و نور شد
چشم همه تيره دلان کور شد

سمند علم و معرفت رام تو
گره گشاي عالمي نام تو

عطر رياحين جنان خاک تو
روح رضا در بدن پاک تو

باب تولاّي تو باب خدا
مصحف روي تو کتاب خدا

عقل نهالي ز دبستان تو
علم گلي رسته ز بستان تو

بين امامان ز عطاي زياد
تويي ملقّب به امام جواد

جز تو که حرز مادر خويش را
به قاتل پدر نمايد عطا

شبي که مأمون ستمکار مست
برد به قتل تو به شمشير دست

در دل تاريک شب اي جان پاک
کرد تن پاک تو را چاک چاک

صبح که آن بي خرد آمد به هوش
گشت سراپا همه سوز و خروش

گفت مرا قتل رضا بس نبود
کشتن نجل مرتضي بس نبود

چگونه من در نظر خاص و عام
شهره شوم به قاتل دو امام

قاصد مأمون به تحيّر شتافت
در بدن پاک تو زخمي نيافت

کرد سراپا به وجودت نظر
ديد ز گل خوب تري خوبتر

از رخ مأمون عرق شرم ريخت
زمام اقتدارش از هم گسيخت

از پي ديدار تو بشتافت باز
گفت که اي مهر سپهر حجاز

جسم تو شد به تيغ من چاک چاک
از چه کنون سالمي اي جان پاک

گفتي از دعاي زهراست اين
معجر حرز مادر ماست اين

مرا خداي داورم حفظ کرد
به يمن حرز مادرم حفظ کرد

شد خجل از کار خود آن رو سياه
گشت به پيش کرمت عذر خواه

عفو از آن جرم و خطا کرديش
خواست دعا را تو عطا کرديش

جود خداييت چه ها مي کند
پيش خطا لطف و عطا مي کند

اي به فداي تو و جودت جواد
جود وجودش ز وجودت جواد

تو دست جود خالق اکبري
جواد اهلبيت پيغمبري

بحر نمي از کرمت يا جواد
جود گداي حرمت يا جواد

روي تو شمس الشّرف اهلبيت
اي دُر ناب صدف اهلبيت

کودک نه ساله بدي کز کمال
دادي پاسخ به هزاران سؤال

زاده اکثم ز دُر افشانيت
گشت يکي طفل دبستانيت

مانده زهر قيل و زهر قال بود
گويي از آغاز کر و لال بود

لکنت نطقش به لب افتاده بود
گويي طفلي عقب افتاده بود

از کف مأمون چو رها گشت باز
ماهيکي گرفت و برگشت باز

تا ببرد ره به کمال تو بيش
ماهي را فشرد در دست خويش

گفت که اي نور دل بوالحسن
فاش بگو چيست کف دست من

پاسخ تو دوباره اعجاز کرد
پرده ز اسرار دگر باز کرد

قصّه تبخير و هوا و شکار
گشت ز دُرج سخنت آشکار

حلم ز رفتار شما حلم شد
علم ز گفتار شما علم شد

معادن حکمت حق شماييد
مساکن رحمت حق شماييد

شما همان ائمه الدّعاييد
مشاعل انوار الهداييد

جلالت خدا نشان شماست
آيه ي تطهير به شان شماست

کلامتان نور است و رحمت است
معجزه و موعظه و حکمت است

ارث نبّوت رسول از شماست
مجد و کرامت بتول از شماست

طاعت مقبوله حق شماييد
رحمت موصوله حق شماييد

شما امامان همگي جواديد
باب نجات و قبله ي مراديد

قرآن يکدم از شما جدا نيست
هر آنکه بي شماست با خدا نيست

«ميثم» را بر درتان التجاست
اميد او به مَن اتاکُم نَجاست


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#امام_جواد_مدح


از هر چه به غیر او گسستم
دل را به کسی جز او نبستم
من عاشق و بی قرارم اما
عاشق تر از این کنم که هستم
آهسته کنار کفشداری
یک گوشه برای خود نشستم
خود را که دچار خویش دیدم
در آینهء حرم شکستم
بر دفتر من نشست بیتی
بیتی که دوباره کرد مستم
تا ذکر لبم جواد باشد
رزق حرمم زیاد باشد

حرف دل عشق یک کلام است
بر لب صلوات من سلام است
در گوشهء چشم اشک شوق است
موسیقیِ گریه بی کلام است
توصیف جواد را چه گویم
ایشان رضوی ترین امام است
لطف و کرم و سخا و جودش
لا ینقطع و علی الدوام است
دردانهء شاه طوس خندید
برخیز و بیا که بار عام است
تا ذکر لبم جواد باشد
رزق حرمم زیاد باشد

خورشید سر قرار آمد
آرامش قلب یار آمد
امشب خبری است در خراسان
نقاره بزن بهار آمد
سلطان سریر ارتضا را
آیینهء بی غبار آمد
در صحن حرم دوباره باران
با آتش دل کنار آمد
گفتم ببرم دلِ رضا را
طبع غزلم به کار آمد
تا ذکر لبم جواد باشد
رزق حرمم زیاد باشد

صحرای نگاه من کویریست
دستان دلم پراز فقیریست
آهوی اسیر آستانم
آزادی من در این اسیریست
کار دل ما فقط گدایی
کار تو همیشه دستگیریست
دل را برسان به کاظمینت
بی تاب دیار توست دیریست
عشق تو خلاصهء جوانی
آرامشِ روزگار پیریست
تا ذکر لبم جواد باشد
رزق حرمم زیاد باشد


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#امام_جواد_مناجات


مهر شما در دل عاشق فتاد
خیر دو دنیا به من این فیض داد
باب کرم هستی و باب المراد
اسئَلُکَ بحودک یا جواد

تا که توسل به تو آغاز شد
هر گرهی داشت گدا باز شد

ای نمک سفرۀ سلطان طوس
محضر تو خیل ملک خاک بوس
آینۀ صورت شمس الشموس
دلخوشیِ عمر انیس النفوس

ای علی اکبر ملیح رضا
حلقۀ موی تو ضریح رضا

جود تو شد مظهر کُلِّ صفات
نام تو فتاح همه مشکلات
نازترین تک پسر کائنات
حق بده بابات بمیرد برات

بوسه زلبهای تو کار رضا
ای همۀ دار و ندارِ رضا

گوشۀ حجره شده جایت چرا ؟
مرگ شده ذکر و دعایت چرا ؟
بسته شده راه صدایت چرا ؟
آب نیاورده برایت چرا ؟

شعله به جان و دل زهرا مکش
جان رضا روی زمین پا مکش

ضربه به حیثیت افلاک خورد
رنگ کبودی به رخی پاک خورد
موی به هم ریخته ات خاک خورد
داد زدی دورِ لبت چاک خورد

با جگر سوخته پرپر زدی
بر دَرِ حجره چقدر سر زدی

خون ز لب خشک تو پاشید وای
لحظۀ پرپر زدنت دید وای
چشم به چشمان تو خندید وای
تشت زنان دورِ تو رقصید وای

شعله به جان تو چنین ریخته
آب به پیش تو زمین ریخته

آب نخوردی ... بدنت پا نخورد
یک نخی از پیر و هنت پا نخورد
در ته گودال تنت پا نخورد
مثل حسین بر دهنت پا نخورد

یاد حسین دیدۀ تر داشتی
هر چه سرت آمده ، سر داشتی

چنگ به موی سرش انداختند
روی تن بی سر او تاختند
خیل زنان رنگ ز رخ باختند
پیکر غارت شده نشناختند

عمۀ سادات زمین گیر شد
بر سر بوسیدن رگ پیر شد

طول کشید از نَفَس افتادنش
حنجر پاشیده روی دامنش
عده ای اعراب دَمِ رفتنش
با کتک از کرب و بلا بُردنش

عمه از آن لحظه گرفتار شد
ناقه نشین راهی بازار شد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


ته این کوچه هرکه پشت در است..
به گدایی خویش معتبر است
نه پی نان نه فکر سیم و زر است
او نیازش به یار بیشتر است

امشب اینجا کرم فراوان است
نام این کوچه هم خراسان است

سالها شبهه بود در سرها
امتحان شد تمام باورها
تا که آمد امید نوکرها
کوری چشمهای ابترها

بعد پنجاه سال سر زد ماه..
جلوه گر شد جواد ال الله

این پسر آمده ولی باشد
شرف الشمس صیقلی باشد
احمد خانه ی علی باشد
کرمش بی معطلی باشد

هرچه میخواهی از کریم‌ بخواه
سائلین جواد بسم الله!

اهل تقوا مرید تقوایش
جلد قرآن کجاست؟لبهایش
ملکوت است قد و بالایش
نذر کرده براش بابایش

در جلال و جمال محشری است
بیشتر از بقیه مادری است

رضوی بود جلوه ذاتش
همه جا ریخته ست آیاتش
بین سجده شدست میقاتش
خود حق میرود ملاقاتش..

روی فیروزه نام او حک شد
رجب از مقدمش مبارک شد

ما مریدیم و او همیشه مراد
او جواد و بقیه عبدجواد
بارها پشت پنجره فولاد
به جوادش رضا براتم داد

اوست دلگرمی حسینی ها
قبله ی اصل کاظمینی ها

..........

از پس پرده آفتاب امد
جان ارباب رب آب آمد
نفس حضرت رباب آمد

کیست این مه نواده حیدر
پیر میخانه بلا اصغر

هیبتش هیبت پیمبرهاست
گریه اش  تار و مار لشگرهاست
کی حریفش سنان و خنجرهاست
فتح کردن مرام حیدرهاست

تا زگهواره رو به میدان کرد
لشگر کوفه را هراسان کرد..

........

حیف بال و پر کبوتر سوخت
حنجرش پاره پاره شد سر سوخت
پدرش پیش روی لشگر سوخت
همه ی آرزوی مادر سوخت

نه سری مانده نه بدن دارد
شیرخواره مگر زدن دارد؟!

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2 😢 1
18:14
#امام_جواد_ولادت


آید نسیم از ره و مُشک تر آوَرَد
عطر بهار از دمِ جان‌پرور آوَرَد

با موکب معطّر خود این مسیح‌دم
یک بوستان بنفشه و نیلوفر آورد

در حیرتم که این نَفَس قدسی از کجا
سرسبزی و طراوت و برگ و بر آورد

این پیک مُشک‌بوی مگر از مدینه است
کز هر گذر که می‌گذرد گل برآورد

آری نسیم چون طرب‌انگیز می‌شود
گل‌های باغ را به ترنّم درآورد

گل‌های باغ را به ارادت نثار کن
در پای آن‌که مژدۀ آن دلبر آورد

آن دلنوازِ عالم و آدم که آسمان
حاشا که از رُخَش مهِ روشن‌تر آورد

شاید که ماه سر به گریبان فرو بَرَد
کز جَیب «خیزران» مهِ نو سر برآورد..

این است مریمی که مسیحا «جواد» اوست
این است آن صدف که مِهین گوهر آورد

تا فیضی از صحیفۀ زهرا به ما رسد
جبریل برگ سبزی از آن دفتر آورد

دلبند مرتضی و جگرگوشۀ رضا
با خود جلال و جلوۀ پیغمبر آورد

شب‌های انتظار پدر را به راستی
صبح جمال و جلوۀ او بر سر آورد

آن نازنین‌پدر که فروغ هدایتش
اندیشه را به وادی حیرت درآورد

همراه با ترنّمِ لالایی جواد
اشک از غم فراق به چشم تر آورد

شب‌ها کنار بستر نازش به ارمغان
چشمی پرآب و چشمه‌ای از کوثر آورد

جای شگفت نیست که افلاک سر فرود
پیش جلال و شوکت این رهبر آورد

ابر عنایت و کرم و التفات او
آفاق را هرآینه زیر پر آورد..


#محمدجواد_غفورزاده_شفق

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت



گاه‌گاهی نگاه ما را بَس
بوسه‌ای گاه‌گاه ما را بَس

گرچه از دستِ یار ممکن نیست
جگری روبراه ما را بَس

ما گره در گره شدیم اما...
لطفِ زُلفی سیاه ما را بَس

رو به چشمش نمازِ خود خواندیم
و همین اشتباه ما را بَس

تا به کویش نرفته‌ایم افسوس
ولی این شوقِ راه ما را بَس

در بساطم نبود غیر از آه
و همین نصفه آه ما را بَس

مرقدی با دو گنبد زردش
خاکِ آن بارگاه ما را بَس

یک ضریح و دو قبله و دو امام
یک حرم با دو شاه ما را بَس

به ضریحش نشد اگر برسیم
کنجِ آن سرپناه ما را بَس

ما حسینی شدیم شُکرِ خدا
کاظمینی شدیم شُکرِ خدا



زلفِ ما را به بادها داند
لطف خود را به یاد‌ها دادند

تا گره‌های کارِ من دیدند
به لبم  یاجوادها دادند

تا که بردیم نام او دیدیم
رونقی بر کسادها دادند

تا ازاین خانه ما جدا نشویم
به لبم وَاِن‌یکاد‌ها دادند

نان خود را دوباره بخشیدند
ازسرِ ما زیادها دادند

نامراد آمدیدم اما باز
قبل گفتن مُرادها دادند

مثل باران شدند رحمت را
بر تمام بلادها دادند

خط کشیدند روی بدها و...
باز هم امتدادها دادند

حرف‌های نگفته آوردم
تا به دستم مدادها دادند


هی نوشتیم  نامه ادرکنی
یاجواد الائمه ادرکنی


از جمالش کمال می‌ریزد
از کمالش جلال می‌ریزد

از لبش دانه‌های سرخ انار
از قدش اعتدال می‌ریزد

به تماشاش ایستاده جهان
که بهم نظم سال می‌ریزد

روی دوشِ رضا از آن گیسو
آبشاری زلال می‌ریزد

نورِ او لَن‌تَرانیِ موسی است
کوه هم بی مجال می‌ریزد

چقدر چامه و چکامه براش
از قلم‌های لال می‌ریزد

همه تقصیرِ تیغ آن ابروست
خونِ ما را حلال می‌ریزد

آمد و از غبارِ جاده‌ی او
معجزاتی محال می‌ریزد

بعد از این از دلِ غریب رضا
غم قال و مقال می‌ریزد

به علی رفته نور سرمدِ ما
آمده سومین محمدِ ما



ای مبارکترین سلام رضا
آفتاب علی الدوام رضا

سبزی مسجد النبیِ علی
کعبه‌ی مسجدالحرامِ رضا

نهمین رکعت رسول خدا
اولین اشهدُ ، السلامِ رضا

امتداد همیشه‌ی زهرا
شرف‌الشمس مستدام رضا

سجده‌ی شکر فاطمه این است
برکت‌های خاص و عامِ رضا


آمدی و به عشق تو خواندند
بچه‌ها را همه غلام رضا

دم باب‌الجواد هرکه رسید
می‌شود جبرئیلِ بام رضا

بازهم آمده است امام حسن
بازهم آمده امام رضا

پیش آغوش خیزران زهرا
بوسه می‌داد بر تمام رضا


گوییا  جمع یاس و  یاسمن است
بین آغوش فاطمه حسن است



#حضرت_علی_اصغر_ولادت

آخرین مرتضای راه حسین
سومین جلوه از پگاهِ  حسین

تو علی هستی و عجب هم نیست
خیره باشد به تو نگاه حسین

صبر باید کند خدا  برسی
تا که کامل کنی سپاه حسین

گفت در گوش تو اذان و خدا
گفت حی علی الفلاحِ حسین

با تو شیرین شده‌است عمرِ رباب
با تو زیبا شده است ماه حسین

مادرت در خیال خود می‌گفت
بشَوی کاش تکیه‌گاه حسین


تا که رفتی به کربلا گفتند
شیر آمد به رزمگاه حسین

آنقدر خشک شد لبت دیدند
رو زدن‌های گاه‌گاهِ حسین

حرمله کاشکی زمان می‌داد
سیر بیند تو را نگاه حسین

به گمانم سه‌شعبه آتش بود
سوخت در بین سینه آهِ حسین

پیش تو روی زانویش می‌زد
مادری پشت خیمه‌گاه حسین

بین گودال نه ، زِ شرم رُباب
پشت خیمه است قتلگاه حسین

بعد گودال پیش او رفتند
نیزه‌ها بر زمین فرو رفتند


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


یا به این کوچه معروف گدارا نکشید..
یا کشیدید ز ما دست عطارا نکشید
رزق ما دیدنتان بود..غذا را نکشید!
ما گداییم،شما منت مارا نکشید!

منت از ماست که بر دیدنمان آمده اید!
به گدایان گرفتار،بفرما زده اید

قصه ی لطف شما قصه ی اقیانوس است
حکم ما شب زده ی دربدر فانوس است
برسانید به هرکس ز خودش مایوس است
غصه ای هست اگر!چاره ی آن در طوس است

عاقبت کلبه ی احزان رضا گلشن شد
با جواد ابن رضا چشم همه روشن شد.

آسمان خنده به لب میل به باران دارد
ماه از شوق به کف آینه قرآن دارد
شاه ما گرچه حسودان فراوان دارد..
چشمشان کور که خورشید به دامان دارد!

عجب است این پسر امروز پیمبر نشده
هیچ مولودی از او با برکت تر نشده!

وجناتش سکناتش شرف مصطفوی
ریخته در نظرش معجزه های نبوی
خنده اش فاطمی و جذبه چشمش علوی
چه بگوییم به او؟؟قندو نبات رضوی!

قل هو الله احد ریخته بر لبهایش
ای به قربان  صدای خودش و بابایش

سیر کردیم به قرآن خدا خط به خطش
خیره ماندیم به تفسیر و کلام و لغتش
با خداوند یکی بوده دقیقا صفتش
جان به این خالق و این دیکته بی غلطش!

"چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی"
سجده کردیم بر آن خال سیاه عربی!

ای دل از سنگ‌شدن دل بکن و گوهر باش
آب هر چشمه نشو قطره ای از کوثر باش
سلطنت خواهی اگر در دوجهان نوکر باش
کاظمینی شده دست علی اصغر باش

که خدا عیدی مارا دو برابر داده
رزق ما میرسد امشب ز دو آقا زاده


#حضرت_علی_اصغر_ولادت



این پسر کیست که منظومه ی عرفان شده است
شیرخواره ست ولی پیر بزرگان شده است
ششمین جلوه ی سی جزء ز قرآن شده است
علی دیگری از عرش نمایان شده است

شیر شیر است دلیر است چه کوچک چه بزرگ
برمیاید ز علی  ابن حسین کار سترگ

نخل اگر نخل رباب است ثمردار تر است
دست اگر دست حسین است گهردار تر است
این پسر از همه در معرکه سردار تر است
از دوصد مرد به پیکار جگردار تر است

تیغ شمشیر خود از پیچش مو ساخته است
جوشن جنگی خود را ز گلو ساخته است

حیفِ این گل..قدم آخر این راه شد و
چشم برهم زدنی امد و شش ماه شد و
نفسش تنگ شد و بسته و کوتاه شد و..
دیر از آمدن حرمله آگاه شد و..

همه گفتند که این بار نباید بزند
هیچکس فکر نمیکرد چنین بد بزند!

حنجر سرخ و سفیدش که به یک سو خم شد
بین خون آینه ی صورت او مبهم شد
گلوی نازک و آن تیرِ سه لب توام شد
بدن و صورت و حنجر همگی درهم شد..

سری اصلا به تنش نیست ولی جان دارد
لطف تیر است که این طفل سه دندان دارد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
18:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×800, 128.2 KB
#امام_جواد_ولادت


سلام برگلِ رویش بگوبه قصدِ برات
نثار گل پسر حضرت رضا "صلوات"

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
2
ش
18:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت



خبر آمد نشود دست گدا رد امشب
دیدنی گشته کرمخانه ی مشهد امشب
ابتران را روی لب ناله ی ممتد امشب
کوثری آمده با نام محمد امشب

باز هم نغمه لب آیه ی اعطینا شد
صلواتی بفرستید رضا بابا شد

آن که باشد ز همه با برکت تر آمد
یادگار خلف موسی جعفر آمد
آنکه او را به جهان نیست برابر آمد
یک رضاجان دگر ، قند مکرر آمد

مژده وصل به کنعان ِ فراق آمده است
حضرت ضامن آهوی عراق آمده است

آمده باب مراد همه دنیا بشود
آمده تا همه ی زندگی ما بشود
آمده یک نفره لشکر بابا بشود
آمده منتقم حضرت زهرا بشود

چون حسن بر همه ی فاطمیون سالار است
از فلانی و فلانی چه قدَر بیزار است

به کریمان جهان داد کرم یاد ، جواد
غالبا بیشتر از خواهش ما داد جواد
رمز هر معجزه ی پنجره فولاد ، جواد
خانه آباد کند ، خانه اش آباد جواد

می دهد مثل رضا حاجت ما ، نشنیده
" گوش این طایفه آواز گدا نشنیده "

حضرت بنده نواز ، ای کرم رویایی
شرف الشمس  ِ جوانان ِ بنی الزهرایی
از طفولیت خود نه ، ز ازل آقایی
حرز دادی به عدویت ، چه دل دریایی ...

تو چه کردی که به تو دشمنت ایمان دارد
این شفاخانه برای همه درمان دارد

حضرت عشق مگر لطف تو پایان دارد ؟
با شما نا شدنی ها همه امکان دارد
خانه ات ثانیه به ثانیه مهمان دارد
کاظمینت چه قدَر بوی خراسان دارد

رو به تو کرد بیابان و گلستان برگشت
مور آمد در  ِ این خانه ، سلیمان برگشت

دم به دم از تو رسیده است به این دنیا فیض
قطره با فیض نگاهت شده یک دریا فیض
تا ابد گشته ز عمر کم تو معنا فیض
لب به گهواره گشا تا ببرد عیسی فیض

آمدی تا که کنی راه علی را کامل
شد ز تیغ دو دم  ِ نطق ِ تو رسوا باطل

ای امید همه ، دریای کرامت ، الغوث
قمر  ِ شمس ِ شموس آه ز ظلمت ، الغوث
گم شدم ، ای پدر هادی امت ، الغوث
کی رسد کی سحر این شب غیبت ، الغوث

غم گرفته همه آبادی ما را آقا
برسان جمعه ی آزادی ما را آقا


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
4
18:33
#امام_جواد_ولادت



یک عمر ناز یار کشیدن به ما رسید
تا کوچه ی نگار دویدن به ما رسید
از دستِ غِیر نان نچشیدن به ما رسید
این فقر را به نقد خریدن به ما رسید

عمریست زیرِ دِین تو مشغول ذِّمه ایم
ما مستمند کویِ جوادُ الاَئِمه ایم

آئینه دارِ نورِ خداوندگارِ عشق
طوبای سروقامتِ باغِ دیارِ عشق
روشن‌ترین ستاره یِ دنباله دارِ عشق
ای سومین محمدِ ایل و تبار عشق

امواج را به سینه ی دریا گذاشتی
پیغمبرانه پای به دنیا گذاشتی

در عمق شب چراغِ به شکلِ قمر تویی
خورشیدِ کائناتِ بدونِ سحر تویی
آن تحفه ای که داده خدایت خبر تویی
پنجاه سال حاصل صبر پدر تویی

یوسف ترین مسافر یعقوب ما سلام
بانیِ خنده های امامِ رضا سلام

از شعله های شمعِ شبت دود می رسد
از چشمه های چشم ترت رود می رسد
از دخل کسب و کار غمت سود می رسد
از سفره های خانه ی تو جود می رسد

ظرف گرسنگان جهان در مسیر توست
حاتم یکی ز خیل هزاران فقیر توست

سائل شدن تفاخر ایل و تبار ماست
اصلاً همین گداییِ تو کسب و کار ماست
گرد و غبار طوس بر این کوله‌بار ماست
ما اهل مشهدیم..،خراسان دیار ماست

هرکس که سر به پنجره‌فولاد می زند
از هجر کاظمین تو فریاد می زند

نقّاره می زنند..،صدای فرشته هاست
آن نفخِ صورِ صبح‌ِ قیامت همین صداست
پای علیلِ سائل تو در پیِ شفاست
باب الجواد؛بابِ مُرادِ دلِ گداست

یک‌ گوشه‌چشم از نظرت را به من ببخش
اذن زیارت پدرت را به من ببخش

تا بی‌گُدار پا به رکاب بلا زدم
در منجلاب معصیتم دست و پا زدم
هرگاه عمه جانِ شما را صدا زدم
انگار پشتِ پا به همه غصه ها زدم

آقا!اگر به عشق تو گرمِ تلاطمیم
تحت دعای حضرت معصومه ی قمیم

شکرخدا که بال زدم در دیار تو
جبریل می شوم برسم تا مزار تو
تمّارگونه سر بگذارم به دار تو
ایل و تبار من به فدای تبار تو

گاهی شهید خواهر و گاهی برادریم
بیمارهای نذریِ موسی بن جعفریم

آقا!مرا ز جمع فقیران خود مران
من را همان گدای قدیمی خود بدان
گرد گناه را بده از شانه ام تکان
تو روضه خوان فاطمه ای..،روضه ای بخوان

خیلی به حال میخ کج در گریستی
آنقدر پای پهلوی مادر گریستی!

بگذار ابتدای بهاران بخوانمت
بر دشت خشک،لذت باران بخوانمت
گر قصد کرده ام که به جان،جان بخوانمت
باید علیِ اکبرِ سلطان بخوانمت

صحن شریفِ طوس همان کربلای ماست
پائینِ پای مضجعِ بابات جای ماست

شکرخدا پدر به غمت آشنا نشد
خیره به طرز رفتنت از خیمه ها نشد
سر نیزه ای به روی تن‌ت جا به جا نشد
حلق ات به زورِ لُجّه ی خون بی صدا نشد

هِی سعی می کند بشود جمع پیکرش
آه از دل حسین سر نعشِ اکبرش


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
18:33
#امام_جواد_ولادت



بیا به باغ که بار دگر تماشایی است
بهار وسبزه وگل برگ وبر تماشایی است

بیا به ساحت سبز چمن که از گل سرخ
گرفته بار دگر زیب وفر تماشایی است

زرنگ وبوی گلستان احمدی باشد
شکوفه زار بهاران اگر تماشایی است

گذشت شام سیاه و دمید نور سحر
بیا ببین که طلوع سحر تماشایی است

اگرسپهر ولایت شده است نورانی
جمال وجلوه ی شمس وقمر تماشایی است

زکوچه های مدینه جواد می گذرد
زفیض مقدم او رهگذر تماشایی است

اگر چه دیدن این گل بود تماشایی
به وقت جود وکرم بیشتر تماشایی است

بیا به تهنیت ثامن الائمه رویم
که درکنار پسراین پدر تماشایی است

دلم هوای حریمش نموده همسفران
خدا نصیب کند این سفر تماشایی است

ندیده ای تو «وفایی» حریم پاکش را
به پیش دیده ی اهل نظر تماشایی است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
18:33
#امام_جواد_ولادت


بار دیگرعشق با الفاظ من همراه شد
باز شعرم از شعورتازه ای آگاه شد
نغمه وگلبانگ جانم یا ولی الله شد
صحبت از خورشید شد ازآسمان ازماه شد
فیض نوری آمد وطبع مرا پُرنور کرد
جلوه ی ماه رجب قلب مرا مسرور کرد

با گل رویت جهان را باز گلشن کرده ای
غنچه ی لبخند را غرق شکفتن کرده ای
ساحت باغ تولا را مزیّن کرده ای
دیده ی خورشید  دل را باز روشن کرده ای
ماهی وهفت آسمان عشق همرنگ توبود
خوب شد زود آمدی خورشید دلتنگ توبود

چشم تا وا می کنی دنیا سلامت می کند
شهریثرب ،کعبه وبطحا سلامت می کند
جبرئیل از عالم بالا سلامت می کند
پلک تا برهم زنی بابا سلامت می کند
برخدایی چهره ی تو بس که او دل باخته
گونه های اطهرت از بوسه گل انداخته


جود را گفتم صدا می زد که دریایش تویی
علم را گفتم ندا در داد دانایش تویی
عشق را گفتم صدا زد شور وغوغایش تویی
«یامن ارجوه لکل خیر» معنایش تویی
مهروماه آسمان نوری زمشکات تواند
عالم وآدم گدای جود وخیرات تواند

ازکلام وحی گشته نورباران سینه ات
علم الاسما بود یک گوهر گنجینه ات
می درخشد تا قیامت پرچم سبزینه ات
پور اکثم ها همه ماتند در آئینه ات
صحبت از دریا اگر چه درحد این قطره نیست
آن که فیض ازتو نبرده، ای فروغ دیده کیست؟

مژده ی آزادگی را بر اسیران می دهی
نور برآئینه ی روشن ضمیران می دهی
رشته مروارید را دست فقیران می دهی
بهتراز آن را اگرکه برامیران می دهی
می کنی بردشمن دین با کرم روشنگری
«قدرزر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری»

آسمان خاک قدم های تو را برداشته
قبضه ی خاک تو را بهر شفا برداشته
عطرجانبخش تو را با خود صبا برداشته
هرکه با نام شما دست دعا برداشته
برروی بال دعای خویشتن گُل می زند
با تولای شما برآسمان پُل می زند

من که با ذکر مدام تو عبادت می کنم
کی تولای تو را با نفس قسمت می کنم
گرچه از هجران کوی تو شکایت می کنم
ازهمین جا با شما قصد زیارت می کنم
یا ولی الله !  ای نور دوعالم السّلام
یا امین الله ،ای فیض معظم السّلام

آفتابا ذره ات را آسمان پرواز کن
برمحبانت دری از لطف و احسان باز کن
درکلام من به وصف خویشتن اعجاز کن
توشه ی فردای رستاخیز مارا ساز کن
گرچه شعرم ای «وفایی» نیست مانند کمیت
هدیه ای آورده ام بهر رئوف اهل بیت


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 👍 1
18:33
#امام_جواد_ولادت
#رباعی


حُسن تو به ماهِ آسمان داده نشد
بی جلوه‌ی تو، بهشت آماده نشد

در وصف تو ثامن‌الحجج فرموده‌ست:
مولود به این مبارکی، زاده نشد


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
18:33
#امام_جواد_علیه_السلام


تقدیم به مادر امام جواد حضرت خیزران سلام الله علیها


به سَر از سایه ی خورشید هشتم سایه بان دارد
همان دُرِّ گران قدری که نام خَیزُران دارد

به طفلی که ، به گهواره شهادت داد بر توحید
که این مادر شبیه مریم از عصمت نشان دارد

سلام حضرتِ ماریه ی قبطیه بر آن زن
که نام آسمانی ی محمّد بر زبان دارد

ببین قبل از تولد خوانده مدحش را رسول الله
ببین چه جايگاه این جاریه بین زنان دارد

خدا داده به این ریحانه ، نُه افلاک برکت را
که حسرت بر چنین دردانه ای هفت آسمان دارد

خدا می‌داند این آینه ی معصوم در جانش
چه اسراری نهان کرده ، چه اسراری عیان دارد

پدر مادر برادر خواهرم ، قربانِ بانویی
که نام دُرّه  ریحانه  سبیکه  خَیزُران دارد


#میثم_مومنی_نژاد

🌸🌸🌸
سبیکه یک کنیز بود که «دُرّه» نامیده می‌شد و علی بن موسی الرضا او را «خیزران» نامید.

سبیکه مادر امام جواد از روستایی در مصر به نام مِریسه بود. او از خاندان ماریه قبطیه مادر ابراهیم (پسر پیامبر اسلام) بود.

سبیکه یکی از زنان نمونه در اسلام بود. به گفته‌ی علی‌بن موسی‌الرضا او در فضایل اخلاقی بسیار شبیه حضرت  مریم بوده‌است.


@raziolhossein
3
18:33
#امام_جواد_ولادت
#رباعی


درمانده ام از دوست فرج می طلبم
سرخط سفر به سوی حج می طلبم

من عیدی خود را شب میلاد جواد
از درگه ثامن الحجج می طلبم

#سیدهاشم_وفایی

....


ماه آمده بر زمین مبارک باشد
مولود کجا چنین مبارک باشد

شاهنشه طوس را ولیعهد آمد
بر خاتمش این نگین مبارک باشد

#سیدمیلاد_حسنی
......


تفسیرِ نهُم از خودِ قران آمد
فرماندهٔ لطف و جود و احسان آمد

آرامش ِ قلبِ حضرتِ معصومه
شهزادهٔ سلطان خراسان آمد!


#م_عاطفی


@raziolhossein
18:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1080, 195.3 KB
#امام_جواد_ولادت


باز هم نغمه ی لب آیه ی اعطینا شد
صلواتی بفرستید رضا بابا شد

#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
3
28 December 2025
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


خبر آمد که امام گُل ما خرسند است
هشتمین شمس ولایت به لبش لبخند است

«طَلَعُ البَدر عَلینا» به لبش زمزمه بود
غرق سیمای فروزنده ی این فرزند است
 
چشم بد دور شود تا که از این غنچه ی نور
دست رضوان گلستان جنان اسپند است
 
ز آسمان هر ملکی سوی زمین آمده است
گل به خاک قدم اطهر او افکند است

صدف بحر امامت گهری آورده
که به چشم همگان  گوهر بی مانند است

جود یک فیض از این چشمه ی فیّاض بود
نور این مهر جهانتاب خدا  پیوند است

علم و حلم و شرف و فضل و مروّت ز ازل
تا ابد بر در بیت الشرفش پابند است

منزلت یافته از همّت او صبر و امید
عشق با او ز ازل همدم و خویشاوند است

راه نورانی او هست همان راه بهشت
هرکسی پیرو او گشت سعادتمند است

حُرمت اوست که حاجت ز خدا می گیرم
نام او محضر حق، پاکترین سوگند است

تلخ کامی جهان رفت «وفایی» از یاد
نام شیرین جواد است که بِه از قند است

#سیدهاشم_وفایی

 @raziolhossein
17:55
#امام_جواد_ولادت
#رباعی


امشب که جواد قامت افراشته است
با جلوة خود بذر سحر کاشته است

گر غرق به نوراست زمین، شمس شموس
گلبوسه ز روی ماه برداشته است
......

گنجینه ای از جود وسخا آوردند
آئینه ای از صدق وصفا آوردند

با خلق جواد اهل بیت از فردوس
یک دستة گل بهر رضا اوردند
.....

امشب که شکفته ست گل یاد جواد
شادند فرشتگـان زایجاد جواد

ای کاش که ثامن الحجج برهمگان
عیدی بدهد به یمن میلاد جواد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
17:56
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 103.9 KB
17:56
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 44.0 KB
شب تاریک را مهتاب آمد
قرارِ هر دل بی تاب آمد
بگو‌ تبریک بر زهرا و حیدر
که آقازاده ی ارباب آمد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:57
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


خانه وحی شده جنت اعلا امشب
کرده مه در کف خورشید تجلا امشب
از زمین یکسره بر عرش معلا امشب
این بود ذکر خوش اهل تولا امشب
که رباب امشب، قرص قمری آورده
پدر پیر خرد را پسری آورده

غم گنه، خنده ثواب است ثواب است امشب
بخت اندوه بخواب است بخواب است امشب
در گُل دیده گلاب است امشب
غرق در وجد رباب است رباب است امشب
روح از شادی و از شوق نگنجد به تنش
بوسه گیرد زلب اصغر شیرین دهنش

اهل دل جلوه جان از نظرش بستانید
داروی درد خود از خاک درش بستانید
بوسه از روی ز مه خوبترش بستانید
عیدی از فاطمه و از پدرش بستانید
عالم از وجد و صفا جنت دیگر آمد
گل بیارید که امشب علی اصغر آمد

مهد او کعبه و چشم همگان زمزم اوست
زندگی بخش دو صد عیسی مریم دم اوست
ماه من مدح و ثنای همه عالم کم اوست
آشنای دل خوبان دو عالم غم اوست
گر به لب خنده و گر اشک فشانی دارد
با حسین بن علی راز نهانی دارد

عطر گل از نفس او به چمن می آید
بوی خون از دهنش جای لبن می آید
گه پدر را زدمش روح به تن می آید
گاه لب بسته و چشمش به سخن می‌آید
بر لبش جام بلا خوب تر از شیر آید
نگران است که کی حرمله با تیر آید

مفتخر می کند این طفل بنی الزّهرا را
نه بنی الزّهرا بلکه همه دنیا را
می برد خنده اش از شوق دل بابا را
آورد یاد پدر قصّه عاشورا را
آیه عشق به خال و خط و رویش پیداست
مرگ خونین ز سپیدی گلویش پیداست

ماه رخسار نکوتر زمهش را نگرید
بر رخ یوسف زهرا نگهش را نگرید
شرف قرب وی و بُعد رهش را نگرید
بسر دوش پدر قتلگش را نگرید
طفل را دامن مادر همه دم جا باشد
او زند بال که بر شانۀ بابا باشد

گُل رخساره او لاله علیّین است
بند قنداقه او طُره حورالعین است
پدرش بوسه زند بر لبُ ذکرش این است:
«دهنت باز ببوسم که لبت شیرین است»
خاندان نبوی دست بدستش دادند
بوسه ها بود که بر نرگس مستش دادند

کیست این طفل که توحید بود مرهونش
عشق، دلداده و ایثار و وفا ممنونش
می دهد نور به خورشید رخ گلگونش
سرخ رو وجه خداوند بود از خونش
این همان است که در قلزم خون خنده کند
خنده اش حجّت حق را کُشد و زنده کند

این چه ماهی است که خورشید سرافکنده اوست
این چه طفلی است که استاد خِرد بنده اوست
این چه کشته است که جان دو جهان زنده اوست
این چه ذبحی است که خون را شرف از خنده اوست
«میثم» این کودک شیریست که پیرش گویند
پیشتازان صف عشق امیرش گویند

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
17:57
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر
دوباره شور دوباره قیامتی دیگر

دوباره نغمه‌یِ داوود میرسد امشب
دوباره زَمزَمه‌یِ رود میرسد امشب

دوباره از جگرِ کوه چشمه می‌جوشد
زِ کوچه‌هایِ مدینه کِرِشمه می‌جوشد

عصا به سینه‌ی دریا کشیده راهی را
زِ شوق حضرت موسیٰ دویده راهی را

مسیح آمده تا خانه‌ی مسیحایَش
کلیم سُجده کند بر قدومِ لیلایَش

خریده نوح به جانش هزار طوفان را
مگر نگاه کُنَد پیرِ مِی فروشان را

دوباره نوبتِ جام و سبو و ساغر شد
برای آمدنش انتظارها سر شد

شب است و خانه‌ی زهرا عجب تماشایی است
زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است

از آسمان به زمین آفتاب آمده است
علیِ سوم ِعالی جناب آمده است

اگر‌چه طفل ولی نه ، پیرِ هر مست است
قسم به حضرت مولا امیرِ هر مست است

رسیده آینه دارِ امام عاشورا
رسیده حُسنِ خِتامِ قیامِ عاشورا

اگرچه غُنچه‌ی پیچیده در قُمات است این
به لعلِ کوچکِ خود چشمه‌یِ حیات است این

دو طاق حُسن دو اَبرو دو تیغ آورده
برای بوسه‌یِ بابا عقیق آورده

برایِ حضرتِ ارباب دلبری دیگر
برای قافله سالار حیدری دیگر

فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست
قسم به او که علمدارِ کوچکِ باباست

گشود گیسوی او را جهان پُر از دِل کرد
کتابِ کربُبلا را حسین کامل کرد

به رویِ دوشِ عمو همچو آبشار علیست
رسیده است بگوید که ذوالفقارِ علیست

تبسمی زد و تا کبریا به وَجد آمد
از آن دو چشمِ خدایی خدا به وَجد آمد

عجب شبی است که رویِ علیست مهتابَش
رُباب گرمِ نگاهش رقیه بی تابش

هزار مرتبه عباس عزیز جان میگفت
شبی که اکبرِ لیلا به او اذان میگفت

فرشته بال به طاقِ دو اَبرویَش میزد
گلابِ یاسِ بهشتی به گیسویَش میزد

به پیشِ دیده‌یِ زینب حسین زینب وار
گرفت بوسه زِ لبهایِ او هزاران بار

نگاه کرد به چشمش دلش هوایی شد
هوای خانه‌ی ارباب کربلایی شد

دلش حسینیه بود و سَیَنجَلی میگفت
نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی میگفت

بهانه کرد دلش داغ آبها را باز
به چشمهای علی دید کربلا را باز

اگرچه تشنه ولیکن زبان ندارد حیف
به رویِ دست عزیزش توان ندارد حیف

کنارِ خیمه رباب است و چشم در راه است
تمامِ هستی مادر شبیه یک آه است

به روی دست پدر بود و بال و پَر میزد
لبان تاوَلی اش شعله بر جگر میزد

به زخمهای لبش خون تازه جاری بود
اگر غلط نکنم وقتِ نِی سواری بود

حسین دستِ غریبی به رویِ زانو زد
برای جُرعه یِ آبی به حرمله رو زد

صدایِ خنده و شور و سُرور و هِلهِله بود
بلند تر زِ همه خنده‌های حرمله بود

مسیرِ تیرِ سه شعبه به حَنجرش اُفتاد
به روی دست پدر وایِ من سَرَش اُفتاد

به خون کشید رُخَش را تمام گیسو را
که دوخت تیر سه شعبه گلو و بازو را


#حسن_لطفی


@raziolhossein
3
17:57
#حضرت_علی_اصغر

همينكه از رخ تو حق نقاب ميگيرد
ز خاك پاي تو قمصر گلاب ميگيرد

از آب و تاب دگر آفتاب مي افتد
تو را كه روي دو دستش رباب ميگيرد

زمين ز خواب زمستاني اش شود بيدار
همين كه چشم تو را حس خواب ميگيرد

اگر اشاره كني سمت ابر يا سقا
نقاط خشك زمين را هم آب ميگيرد

دهان يوسف از اين صحنه باز مي ماند
حسين عكس تو را تا كه قاب ميگيرد

نريخت قطره اي از خون حنجرت به زمين
چرا كه ديد زمين را عذاب ميگيرد

گرفت منصب باب الحوائجي بر دوش
جواب كرده در اينجا جواب ميگيرد

#محسن_صرامی

@raziolhossein
17:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 33.5 KB
#حضرت_علی_اصغر

یا رباب...

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است
شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

---
امشب از شوق بي قرارم من
آرزوى مدينه دارم من

من خزانم وليكن از امشب
غرق در عطر نوبهارم من

همه طَرْدم كنند، باز اما
به نگاهش اميدوارم من

او گل باغ بوستان حسين
گِرد اين گل، خوشم كه خارم من

از غلامى و نوكرىِ درش
صاحب جاه و اعتبارم من

اى سرآغازم و سرانجامم
چقَدَر خوب، با تو هم نامم
---
آيت داور است اين مولود
گل پيغمبر است اين مولود

اسم او هم عليست پس حتماً
هم چُنان حيدر است اين مولود

على اصغر به نام و در رُتبه
علىِ اكبر است اين مولود

پَرِ قنداقه اش شفيع همه
در صف محشر است اين مولود

چقَدَر با رقيه مأنوس است
بغلِ خواهر است اين مولود

قابَ قوسين ماست ابرويش
بوسهء زينب است بر رويش
---
اى به عالم دليل، ششماهه
اى لبت سلسبيل، ششماهه

زير پايت هميشه باشد پهن
شهپر جبرئيل، ششماهه

در نگاهت فرات و دجله كه هيچ
موج زن؛ رود نيل، ششماهه

تو بزرگ و بزرگ زاده، ولى
من به پيشت ذليل، ششماهه

هر زمان كه گره به كار افتاد
گفته ام: ألدخيل ششماهه

باب حاجات عالمينى تو
علىِ سومِ حسينى تو
---
اى به دردم دوا، على اصغر
نفست كيميا، على اصغر

هر كه دستش به دامنت باشد
گشته حاجت روا، على اصغر

شبِ ميلاد توست ذكرِ لبم
لَكَ روحى فِدا، على اصغر

آينه دار محسنِ زهرا...
...كيست غير از تو؟ يا على اصغر

هم رجب، هم زيارتىِ حسين
بده يك كربلا، على اصغر

نَبُود هم تراز و همتايت
بر روى سينهء پدر جايت
---
اى رُخَت ماهِ كامل ارباب
اى على، ميوهء دل ارباب

تو خودت نور و نور بابايت
نور در نور منزل ارباب

نام تو تا كه در ميان آمد
گشت پُر شور محفل ارباب

خنده هرجا مُسَبّب شاديست
خنده هاى تو قاتل ارباب

با چُنين حلق پاره؛ بُردن تو...
...تا به خيمه است؛ مُشكل ارباب

چه كند با گلوى پرپر تو؟!
چه كند در جوابِ مادر تو؟!
---
آه...شد از غم تو پير، رباب
از جهان بى تو گشته سير، رباب

گوش تا گوش طفل پاره شده
خورده شمشير يا كه تير!؟، رباب

تازه آغاز غصه هاست؛ كه تو
در كفِ غم شوى اسير، رباب

قاتل تو غروب عاشوراست
آب آمد؛ ولى چه دير! رباب

اصغرت زير خاك خوابيده
سينه ات گشته پُر ز شير رباب

كربلا تا به شام، خونْ دل توست
هر كجا حرمله مقابل توست

#على_اصغر_انصاريان

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


تبریک که از بحر ولایت گهر آمد
طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد
خون شهدا را سند معتبر آمد
در مکتب ایثار، حسین دگر آمد
از بیت حسین بن علی این خبر آمد
ریحانه ی ریحانه ی خیر البشر آمد
در دامن خورشید مه تام خوش آمد
رزمنده شش ماهه ی اسلام خوش آمد

این است که در گلبن ایثار گلاب است
از شوق شهادت همه شب در تب و تاب است
این است که در بحر ولایت دُرِ ناب است
در مکتب سرخ شهدا ختم کتاب است
این است که لب تشنه ی لعل لبش آب است
این غنچه نه، یک باغ گلِ سرخ رباب است
این عاشق و دلداده و پا بست حسین است
یا سوره کوثر به سر دست حسین است

این حُسن خدائی ست خدائی ست خدائی ست
لب تشنه فدائی ست فدائی ست فدائی ست
مولود مدینه است ولی کرب و بلائی ست
این شعله ی هفتاد و دو فریاد رهائی ست
در رزمِ حسین بن علی فتح نهائی ست
هر چند که در ارض کند جلوه، سمائی ست
این غنچه ی زهراست به گلزار شهادت
این مُهر حسین است به طومار شهادت

از لحظه ی میلاد به باباست نگاهش
از صبح ازل تیر بلا چشم به راهش
بنیاد ستم سوخته از شعله ی آهش
صد قافله ی دل پنهان در زلف سیاهش
الله که یک کودک و یک خلق سپاهش
لبخند شهادت به گُل روی چو ماهش
دل برده زخورشید ولایت مه رویش
جای لب بابا به سفیدیّ گلویش

در مهد، به عشق پدر افراشته قامت
در عهد به هر زمزمه اش کرده قیامت
تعظیم، به گهواره ی او برده کرامت
از دوش پدر بر همه دلهاش اقامت
ناخورده لبن بر دل خلقیش امامت
از زخم گلو داده به اسلام سلامت
تا پای به عالم زده، تا چشم گشوده
راهیّ سفر با پسر فاطمه بوده

این ست که از لحظه ی زیبای ولادت
هم گام پدر بوده تا مرز شهادت
بر شانه ی بابا همه دم داشته عادت
خندیدن و جان باختنش بود عبادت
پیوسته به سجّاده ی خون داشت ارادت
از حنجر خشکیده به خون داد سعادت
لبخند شهادت به لب از روز الستش
دادند همه هاشمیان دست به دستش

ناخورده لبن آمده لبریز سبویش
قرآنِ سر دست پدر مصحف رویش
لب بسته، به دل موج زند سرِّ مگویش
بر دوش پدر دیده ی عبّاس به سویش
گاهی نگه یوسف زهرا به گلویش
گه شانه کشد زینب بر طرّه ی مویش
گه در بغل لاله ی لیلاست مقامش
تا حشر زخون شهدا باد سلامش

ای باب مراد همه عالم علی اصغر
ای جسم تو توحیدِ مجسّم علی اصغر
ای شمعِ دلِ عالم و آدم علی اصغر
ای فتح حسین از تو مسلّم علی اصغر
ای خون خدا را همه دم، دم علی اصغر
از توست همین حاجت «میثم» علی اصغر
کز لطف و کرم دیده به سویش بگشایی
بر او حرم گم شده ات را بنمایی

#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


یم عشق و وفا را گوهر آمد
سپهر سرخ خون را اختر آمد
نهال آرزوی کربلا را
به گلزار ولایت نوبر آمد
امیرالمؤمنین چشم تو روشن
ذبیحت را ذبیح دیگر آمد
بنی هاشم بنی هاشم مبارک
که میلاد علیِّ اصغر آمد
ذبیحان را ذبیح شیر خواره
شهیدان را شهید دیگر آمد
حسین بن علی را آخرین گل
که شد تقدیم حیّ داور آمد

-جهان را لاله باران کرده این گل
-خزان‌ها را بهاران کرده این گل


همای وحی طبعم این خبرداد
خدا بر شمس دین قرص قمر داد
به نجل شیر یزدان شیرخواری
ز شیران شجاعت، شیرتر داد
عروس فاطمه چشم تو روشن
که نخل آرزوهایت ثمر داد
خدا را یوسف مصر ولایت
به حُسن ماه کنعانت پسر داد
پسر نه، مُهر طومار شهادت
پسر نه، رایت فتح و ظفر داد
ببین مادر سفیدی گلویش
خبر از روز ایثار پدر داد

-از آن ساعت که چشم خویش بگشود
-نگاهش بر سر دوش پدر بود


یم ایثار را گوهر مبارک
سپهر عشق را اختر مبارک
پیام آید ز خون هر شهیدی
که میلاد علی اصغر مبارک
شب میلاد مسعود برادر
به سجّاد و علی‌اکبر مبارک
سکینه با گل لبخند گوید
پسر آورده‌ای مادر مبارک
طلوع اختر برج ولایت
بر ای آل پیغمبر مبارک
حسین بن علی چشم تو روشن
محمد فاطمه حیدر، مبارک

-شفیع محشرکبری خوش آمد
-ذبیح کوچک زهرا خوش آمد


زهی طفل و زهی قدر و جلالش
فلک مات و ملک محو کمالش
رخ نورانی‌اش ماه دو هفته
ملک در پیش رو همچون هلالش
دو دست کوچکش دست خداوند
محمد جلوه کرده در جمالش
چنان افکنده شور و حال داده
که مادر گشته محو شور و حالش
پرد بر دوش بابا چون کبوتر
کند سیرالی الله بال بالش
دهان خویش را ناشسته از شیر
بود آهنگ میدان قتالش

-جهان لبریز از هنگامۀ اوست
-سپیدیِّ گلو خون نامۀ اوست


مهی سرزد که گردون محو رویش
گلی بشکفت عالم مست بویش
پدر می‌دید در لب‌های خاموش
هزاران قصه در سرّ مگویش
نشان می‌داد کز صبح ولادت
شهادت بود عشق و آرزویش
بنازم طفل شیری را که اسلام
سرافراز است از خون گلویش
به ظاهر طفل و پیران کمالند
گدای آستان، زوّار کویش
ولادت یافت از مادر که بابا
کند با تیر قاتل روبرویش

-رود معراج تا باروی گلگون
-عروج خویش را می‌دید در خون


ز بس بودش به سر شور شهادت
تبسّم داشت بر لب از ولادت
علی بن الحسین است این کز آغاز
شهادت را نبیند جز سعادت
خدایا این کدامین طفل شیر است
که شیران را دهد درس شهادت
چگونه کودک شیریش خوانم
که بر پیر خرد دارد سیادت
شهادت را از او مهر قبولی
شهیدان را به وی عرض ارادت
نمی‌دانم بگریم یا بخندم
که امشب هر دو را دانم عبادت

-دلم آئینۀ مهر رخ اوست
-بخندم یا بگریم هر دو نیکوست


حسین بن علی گل، او گلاب است
مدینه سایه و او آفتاب است
ولادت نامه‌اش یک آسمان نور
شهادت نامه‌اش یک انقلاب است
به قربان دو چشم نیم بازش
که نه بیدار می‌باشد نه خواب است
حیاتش بسته بر تیر محبت
عروجش بر فراز دوش باب است
به شیر مادرش سوگند کاین طفل
وجودش تشنۀ اسلام ناب است
مگر تیرش کند سیراب از آب
وگرنه بحر، پیش او سراب است

-به خود گوید که من مشتاق تیرم
-اگر چه طفل شیرم طفل شیرم


من آن طفلم که لب ناشسته از شیر
سپر کردم گلوی خویش بر تیر
کتاب عشقبازی آیه آیه
به خون حنجرم گردیده تفسیر
دلم آرام و جانم در تب و تاب
لبم خاموش و فریادم جهانگیر
خدا از شیرخواری عاشقم کرد
که شستم دل ز آب و دست از تیر
چو خندیدم به پیکان در دم مرگ
ملک فریاد زد تکبیر، تکبیر
به بذل جان، علی گردید پیروز
به خون خویش اصغر کرد تطهیر

-اگر چه از نوا گردید خاموش
-زند از نخل (میثم) خون او جوش

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

رسیدی بین آغوش رقیه در شعف باشی
رسیدی تا برای بوسه ی عمه هدف باشی
علی اکبر رسید و چون عقیق دست بابا شد
ولی تو آمدی در دست او دُرِّ نجف باشی
گرفتی خو تو با بوی عبای حضرت ساقی
تو باید مثل مروارید در قلب صدف باشی
علی حق است و حق هم باعلی من خوب می دانم
که تو معیار حق هستی اگر در هر طرف باشی

تویی که از پر جبریل پیراهن به تن داری
بنازم هیبتی مثل عمو جانت حسن داری

نوشته بر سر هر طاق و هر منبر، علی اصغر
تو هستی ساقی و خم و می و ساغر، علی اصغر
رقیه گوشه ای او را به روی پاش می گیرد
و می خواند که ای همبازی خواهر، علی اصغر
تویی که با نوازشهای پیغمبر صفا کردی
شدی در بند آغوش علی اکبر، علی اصغر
ربابه بوسه های پشت هم می زد به لبهایت
تو هستی آشنا با بوسه ی مادر، علی اصغر

ز رویت موج می زد هیبت مردانه ی حیدر
چه غوغا می کنی ای بچه شیر خانه ی حیدر

برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد
زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد
چه رویی دلربا داری، چه گیسویی رها داری
قیامت زودتر از موعدش انگار بر پا شد
چنان باب الحوائج می شوی کز مهر و احسانت
غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد
خدا را شکر ما هم نوکر این آستان هستیم
که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

تویی که پیش پاهایت پر پروانه می ریزد
کسی بی بردن نامت ز جایش بر نمی خیزد

زمین دور سرم چرخید و شعرم را رها کردم
برای مادرت نذر عجیبی ادعا کردم
که شاید عاقبت روزی کنار این حسینیه
مکانی را به عنوان "ربابیه" بنا کردم
دلم می خواست روزی خادم صحن شما باشم
نمی دانم چرا اینگونه نذرم را ادا کردم
تویی باب الحوائج، استجابت می کنی ما را
فقط با چشم بارانی دعا کردم دعا کردم

شب عید است و ما هم نوکر آل عبا هستیم
کرامت کن که ما چشم انتظار کربلا هستیم..


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


درخت عصمت در گلبن ولا بر داد
خدا به بحر ولایت یگانه گوهر داد
سپهر خون و شرف را بلند اختر داد
که سیّدالشهّدا را علیّ اصغر داد
ستاره ای ز سپهر بلند لا آمد
ذبیح اکبر سلطان کربلا آمد

شکفته دسته گل دست داور است این طفل
به نام اصغر و در رتبه اکبر است این طفل
چراغ محفل آل پیمبر است این طفل
شریک محسن زهرای اطهر است این طفل
به حلق نازک از گل نکوترش صلوات
به سیّدالشهّدا و به اصغرش صلوات

سلام بر پدر و مادر و برادر او
سلام بر گل لبخند و باغ منظر او
سلام بر لب خشک و رخ ز خون تر او
سلام بر حرم و تربت مطهّر او
صفا به روح ببخشد زیارت تن او
که سیّدالشهّداء را است سینه مدفن او

عروس فاطمه ثاراللّهی دگر زاده
سپهر عصمت و زهد و حیا قمر زاده
رباب بر پسر فاطمه پسر زاده
مگو که آینۀ حسن دادگر زاده
به حق که فوق تصوّر این پسر است
عزیز فاطمه محو جمال این پسر است

دو چشم بستۀ او با خدا سخن گوید
لبش هماره ز آب بقا سخن گوید
دهانش از عطش ز گهواره بر ملا دارد
نیامده به جهان عزم کربلا دارد

به چشم پیر خرد رهنماست این کودک
چراغ روشن اهل ولاست این کودک
کتاب فلسفۀ کربلاست این کودک
پیام آور خون خداست این کودک
دل شکستۀ اهل ولا مدینۀ اوست
که یک مدینه ولایت درون سینۀ اوست

به خال و خطّ و جمالش نشانۀ پدر است
هوای کرب و بلاش به خانۀ پدر است
هماره مرغ دلش را بهانۀ پدر است
نگاه او ز ولادت به شانۀ پدر است
دلش هماره به سوی دگر کند پرواز
ز شوق دوست به دوش پدر کند پرواز

بیا که قفل مهمّات را کلید است این
بیا که بر همه نومیدها امید است این
بیا که بر همۀ عاصیان نوید است این
پیام آور هفتاد و دو شهید است این
سمائیان به سماوات مدح او خوانند
زمینیان همه باب الحوائجش دانند

سپهر دیپدۀ حاجت به سوی او دارد
ملک به بزم فلک گفتگوی او دارد
بهشت خرّمی از رنگ و بوی او دارد
حسین فخر به خون گلوی او دارد
به مرگ خندۀ او عشق را ثبات دهد
لبان تشنۀ او خضر را حیات دهد

حسین مفتخر از او که اوست یاور من
رباب گوید من بحر و اوست گوهر من
سکینه ناز کند کاین بود برادر من
شهید خنده بر آرد که اوست رهبر من
زهی جلال که دوش حسین سنگر اوست
ریاض وحی مزیّن ز خون حنجر اوست

به ماه عارض از مهر بهترش سوگند
به خندۀ لب توحید پرورش سوگند
به کام خشک و گلوی ز خون ترش سوگند
به زخم حنجر و روح مطهّرش سوگند
که روشن است قیامت به ماه طلعت او
بس است بر همۀ عاصیان شفاعت او

صفا به روح ز رخسار لاله گون بخشد
شراره ها به دل از آتش درون بخشد
خدا به حرمت او خلق را فزون بخشد
گلوی پارۀ او آبرو به خون بخشد
که او ز خون گلو آبرو به عالم داد
هزار بحر ز هر قطره خون به «میثم» داد


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


باز هم شهر نبی معدن اسرار شده
غنچه ای با برکت هدیه به گلزار شده

باز هم نام علی بر لب آقا گل کرد
باز هم حضرت ارباب پسر دار شده

روزۀ ماه رجب به که به آقا چسبید
تا سحر مست از این لحظۀ دیدار شده

غنچۀ ناز رباب است به قدری زیباست
چقدر گل که به پاس قدمش خار شده

بسکه نورانیت از چهره او می بارد
بی سبب نیست که هر آینه ای تار شده

سفرۀ حیدریونِ رجب امشب پهن است
در دهش سیزده انگار که تکرار شده

پسر حیدری یوسف زهرا آمد
آخرین حیدر ارباب به دنیا آمد

این قبیله همه شان لایق پیغمبری اند
همه مستند ولی مست می کوثری اند

اسمشان مثل علی صولتشان مثل علی
فرصت جنگ بیافتد همه شان حیدری اند

غیرت الله جهانند علی های حسین
مثل بابا همه جا پیش همه مادری اند

سن مهم نیست دراین قوم همه میدانند
در روایتگری دین همه شان منبری اند

علیِ اکبر و اوسط خودشان محشری اند
ولی انگار که مست علی آخری اند

علی اصغر دل این چند علی را برده
روی پیشانی او بوسۀ زینب خورده

هیبت چهره اش ازبس که به مولا رفته
با نگاهش غم و درد از دل بابا رفته

بی سبب نیست رقیه علمی آورده
چونکه بی واسطه بازوش به سقا رفته

نوه حیدر و زهراست در این شکی نیست
در ملاحت به علی اکبر لیلا رفته

اختر و ماه در آغوش هم اند آنجا که
از سردوش شه علقمه بالا رفته

چقدر پاقدم این پسر با برکت
نامۀ شخص گرفتار به امضا رفته

عمه اسفند میارد نخورد چشم علی
فکر زینب طرف محسن زهرا رفته

دل بی بی طرف باغ جنان پر می زد
جای محسن چقدر بوسه به اصغر می زد

این دو شش ماهه یکی باده یکی ساغر شد
علت مستی شیعه ز می کوثر شد

یکی از عشق فدای حرم حیدر شد
یکی از عشق فدای پدر بی سر شد

یکی از بغض و عداوت به علی٬خونین شد
یکی از بغض حسین ابن علی پر پر شد

یکی از ضربه مسمار به جانان پیوست
یکی از تیر سه پر کشته بی حنجر شد

آن یکی آیه مظلومیت زهرا شد
این یکی سوره مظلومیت حیدر شد

آن یکی آبروی دشمن حیدر را برد
این یکی کشته بی غیرتی لشگر شد

این دو شش ماهه شفیعان قیامت هستند
این دو شش ماهه دو اسباب شفاعت هستند

#مهدی_نظری

@raziolhossein
1
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین
شیرخوار اکبری را در بغل دارد حسین

هم چو گردون اختری با جلوه‌های سرمدی
هم چو دریا گوهری را در بغل دارد حسین

غرقه در امواج شادی گشته آن دریای نور
زمزمی یا کوثری را در بغل دارد حسین

جان هر جانانه را بگرفته در دامن رباب
دلبر هر دلبری را در بغل دارد حسین

یاد مادر می‌کند زینب چو امشب بنگرد
خود حسین اصغری را در بغل دارد حسین

خود خدای عشقبازان، این سفیر کوچکش‌

ای عجب پیغمبری را در بغل دارد حسین

پیر کنعان گو ننازد بر جمال یوسفش
یوسف زیباتری را در بغل دارد حسین

گر که از گهواره شد آغاز اعجاز مسیح
نک مسیح دیگری را در بغل دارد حسین

هم رسالت، هم امامت از فروغش منجلی است
احمدی یا حیدری را در بغل دارد حسین

در رگ و شریان او جاری بود خون خدا
از فضایل مظهری را در بغل دارد حسین

عروه الوثقای عالم تاری از قنداقه اش
از شفاعت محشری را در بغل دارد حسین

تا شود گل‌های سرخ کربلا را عندلیب
مرغ قدسی پیکری را در بغل دارد حسین

این پسر مُهر شهادتنامه انصار اوست
خاتم معجزگری را در بغل دارد حسین

شاهد فردای عاشورا بود در دامنش
یا شفیع محشری را در بغل دارد حسین

عرصه گاه حق و باطل، چون شود دشت بلا
بهر آنجا داوری را در بغل دارد حسین

موج خونش، چون کند تضمین فتحی جاودان
طفل نه، سرلشکری را در بغل دارد حسین

با زبان بی زبانی راز گوی خلقت است
یاور نوآوری را در بغل دارد حسین

تشنه کامی جوشن و خون گلو شمشیر اوست
بوالعجائب یاوری را در بغل دارد حسین

آل عصمت هر یکی خود کارساز عالمند
کارساز دیگری را در بغل دارد حسین‌

ای «مؤید» هر چه خواهی نک از آن مولا بخواه
که امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

بر لب فرح و دلی پر از غم داریم
از شوق کمی گریه مبهم داریم

از بوی قدم های علی فهمیدیم
شش ماهه دگر تا به محرم داریم

#وحید_محمدی

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


نرفت ديده ي عاشق به خواب از امروز
گرفت دلهره هايم شتاب از امروز

چقدر ماه رجب را محرمي ديدم
بجاي آب نوشتم سراب از امروز


عروس فاطمه مادر شده ولي قطعأ
گرفته است ز ديده گلاب از امروز

علي ز بدو تولد گره گشائي كرد
شده است باب حوائج خطاب از امروز

شبانه روز به دور حسين مي چرخاند
علي اصغر خود را رباب از امروز

فقط به دوش اباالفضل و دوش اكبر بود
زدند بر رخ ماه اش نقاب از امروز

فقط به خاطر طفل رباب خواهد شد
به تشنه آب رساندن ثواب از امروز

شهيد تشنه لبان ميكند پس از گريه
سفارش پسرش را به آب از امروز

#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
18:02
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


ای گل پرپر امام حسین
آخرین یاور امام حسین
یا علی اصغر امام حسین
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

این من و این دل پر از دردم
رو به گهواره تو آوردم
دست خالی که بر نمی‌گردم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

بالم از معصیت شکسته شده
دلم از این زمانه خسته شده
همه درها به روم بسته شده
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

پای تا سر گناه و تقصیرم
آمدم تا کنی تو تطهیرم
پرِ قنداقه تو میگیرم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

مستمند و فقیر و بیچارم
دردمند و مریض و بیمارم
چشم بر دست کوچکت دارم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

با همین دستها چها کردی
حاجت عالمی روا کردی
گره های بزرگ وا کردی
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

تو که باب الحوائجِ همه ای
نور چشم حسین فاطمه ای
در کرم مثل شاه علقمه ای
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

گر نگاهی به ما کنی چه شود
این رهِ بسته وا کنی چه شود
قسمتم کربلا کنی چه شود
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

ای که میسوخت از عطش جگرت
تشنگی کرده بود محتضرت
به سرشک و خجالت پدرت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

به همان ساعتی که مضطر گشت
غنچه اش با سه شعبه پرپر گشت
رفت تا سوی خیمه و برگشت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

به خیامِ پر اضطراب قسم
به دل از عطش کباب قسم
به گرفتاری رباب قسم
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

به دل زار مادر پیرت
نشد آخر بگیرد از شیرت
به گلوی بریده با تیرت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)

ای که قنداقه تو شد کفنت
خون تو گشت آب غسل تنت
من به قربان دست و پا زدنت
(یا رضیع الحسین ادرکنی)


#عبدالحسین

@raziolhossein
1
18:02
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


در اوجِ دلبری سندِ پاکِ داوری
معصوم زاده ای وزلال و مطهری

یادش بخیر مادرِ گلهایِ یاسمن
تو محسنِ نداشتة بیتِ حیدری

شش ماهة حسینی و نازت کشیدنی
تو جامی از سبویِ طهورانِ کوثری

کارِ هزار خطبه نموده سکوتِ تو
لب وا نکرده بر همه عشاق رهبری

حالات ابروانِ تو فرقی نمی کند
خنده کنی وگریه کنی باز ،دلبری

مسند نشینِ گوشة گهواره ای ولی
از عالمی تو یک سرو گردن به حق سری

باب الحوائجی لقبِ کوچکِ شماست
اما حقیقتا تو معمایِ محشری

ای آخرینِ علیِ حرم سبطِ بوتراب
مولانژادی وزتبارِ پیمبری

قدری بخند ای گلِ دردانة رباب
تو نازدارِ قافله ،هستیِ مادری

ای نازنین مسافرِ هجده شبِ حسین
ای پارکابِ سلسلة عشق،محوری

قنداقه ات به دستِ علمدار دیدنیست
تاجی ز گُل به شاخِ بلندِ صنوبری

محشر  بنامِ خونِ تو آغاز می شود
گرچه میانِ قافله تو یارِ آخری

نامِ تو بُردم وترک افتاد بر لبم
در تشنگی چو غنچة خشکیده پرپری

سعی صفا ومروه به حالت اثر نکرد
در کربلا ذبیحِ لب عطشان ِ هاجری

پشتِ سرِ حسین به گریه رباب گفت:
داری دلِ مرا به رویِ دست می بری

شد پاره چون گلوی تو بندِ دلِ رباب
اینگونه است حالتِ فرزند ومادری

فرصت نشد به دورِ تنِ نازِ تو پسر
جایِ کفن به گریه بپیچند معجری

با پشتِ دست قبرِ تو را صاف می کنند
فکرِ غنیمت اند در این دشت ،لشگری

پهنایِ نیزه با سرِ تو سازگار نیست
باقی نذاشته تیر برایِ تو حنجری

بالایِ نیزه حرمله نگذاشت مادرت
یک سایه بان درست نماید به روسری

در لحظة وصال بیا آبرو بخر
آخر مرا قبول کن آقا به نوکری

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی


هم ماه تمام هست و هم مهرِ منیر
هم حاجت شاه داده هم رزق فقیر

ای آنکه برای کربلا بی تابی
شش‌گوشه ز دست‌های شش‌ماهه بگیر


#عبدالزهرا

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


انگارعالم باردیگرجان گرفته   
شادی مجال غم ازاین وآن گرفته
ازابررحمت بازهم باران گرفته   
سردارخوبی ها سر وسامان گرفته

امشب شب رؤیائی این عالمین
کوچک ترین حیدر به دستان حسین است

چشم انتظاری بنی هاشم به سر شد  
طوبای باغ فاطمیون پر ثمر شد
نوری مضاف جمع خورشید وقمر شد 
آقا برای چندمین دفعه پدر شد

اجماع کلی بنی هاشم همین است
 این طفل تمثال امیرالمؤمنین است

یک تکه الماس است بر دستان بابا
مانند یک رود است درآغوش دریا
آئینه می گردد به روی دست سقا   
صف بسته قومی محضرش بهر تماشا

اکبر نگاهش کرد او خندید، جان گفت
ارباب درگوشش مسیحایی اذان گفت

وقتش رسید آقا که نام او بگوید    
با سرّ اعظم نام این مه رو بگوید
این نکته باریکتر از مو بگوید   
 
کوری چشم دشمنان حق منجلی شد
فرزند بچه شیر حق نامش علی شد

این طفل کوچک پیر یک دنیای عشق است   
سرتا به پا آئینه و سیمای عشق است
آقا و آقا زاده آقای عشق است
مهری به طومار و به عاشورای عشق است

هدیه به زهرا شیره جان رباب است
از نسل آب و تشنه لبهاش آب است

بند قماطش را زبالا آفریدند  
مشگل گشای هر دو دنیا آفریدند
محسن برای نسل زهرا آفریدند  
هم رتبه و هم شأن سقا آفریدند

ششماهه صد ساله کند طی مدارج 
آری علی اصغر بود باب الحوائج

گهواره اش یک قبله سیّار باشد 
 کعبه به دورش حاجی هشیار باشد
سرباز راه حیدر کرار باشد   
پس تیر معمولی برایش خار باشد

از بس ابهت داشت لشگر از توان رفت
بهر شکار او سه شعبه در کمان رفت

با دست وپای بسته میدان را بهم ریخت
یک قوم سرگردان وحیران را بهم ریخت
نظم وفنون رزم وگردان را بهم ریخت
معنای خیر و لطف باران رابهم ریخت

مشگل گشا شد حرمله مشگل گشا زد
  نامرد مرد کوچکی را بی هوا زد

داغش به قاب سینه غم تصویر کرده  
انگشت حیرت بر لب تکبیر کرده
طوری زدش گویا که صد تقصیر کرده
انگار نیزه در گلویش گیر کرده

آن سو به صورت مادری بیچاره می زد
این سو زحلقش خون چه بد فوّاره می زد

طفلک میان نعره ها لرزید وپرزد
براشک بابا لحظه ای خندید و پرزد
برگ گل حلقوم او پاشید و پرزد       
با تیر بر کتف پدر چسبید و پرزد

تیر از گلویش در نیامد غم بپا شد
در آن کشاکش ها سر از پیکر جدا شد

#مجتبی_صمدی_شهاب

@raziolhossein
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


دارد بساط عاشقی تکمیل می گردد
آیات شادی آفرین تنزیل می گردد
لبخند او لحن خوشِ ترتیل می گردد
دُکّان درد و غصّه ها تعطیل می گردد

وقتی که چشمانِ مسیحاگونه اش وا شد
لبخند بر روی لبِ ارباب پیدا شد

سجّاده،محراب دعاها را بغل می کرد
قطره به قطره،برکه دریا را بغل می کرد
آئینه احساس تماشا را بغل می کرد
دستان کوچک داشت بابا را بغل می کرد

جبریل کم کم داشت در این صحنه جان می داد
وقتی حسین آرام در گوشش اذان می داد

باید که درد دردمندان را دوا می کرد
از نور خالق انشعابی را جدا می کرد
باید برای ماه نامی دست و پا می کرد
او را میان کهکشان خود صدا می کرد

مثل ازل هفت آسمان با او بلی می گفت
بابا برای بار سوم"یا علی"می گفت

این ماه‌سیما پرده ها را از حجاب انداخت
از چهره ی آئینه ها رختِ نقاب انداخت
لب های جنّ و انس را با خنده آب انداخت
ارباب،چشمش را به لبخند رباب انداخت

بابا،علی،مادر..،سه تا نور جهان جمع است
خورشید و مهتاب و ستاره جمعشان جمع است

ذکر علی اصغر ستون طاق دین رَب
نور جبینش آیه ی فتح المبین رَب
تا شد حسین انگشتری او شد نگین رَب
بند قماط او نخ حبل المتینِ رب

قطعاً خدا این طفل را باب الحوائج کرد
رسم گدایی را درِ این خانه رایج کرد

ما را صغیر سفره ی بابای او خواندند
ما را اسیر سفره ی بابای او خواندند
ما را فقیر سفره ی بابای او خواندند
جیره بگیرِ سفره ی بابای او خواندند

شکر خدا نان شب ما نامِ ارباب است
شیرینی روی لب ما نامِ ارباب است

گهواره ی او قبله ی سیّار امروز است
کعبه به دورش حاجی هوشیار امروز است
یوسف برو،او گرمی بازار امروز است
دُلدُل سوار و حیدر کرار امروز است

با گریه ها دارد رجز در اصل،می خواند
جنگاوری را در دل گهواره می داند

قربان این کودک عجب ایل و تباری داشت
خون علی را در دل رگهاش جاری داشت
بااینکه گلبرگ تنش عطر بهاری داشت
تیغ نگاهش کاردبرد ذوالفقاری داشت

کوچکترین باز شکاری بین این لانه است
او شیرِ در گهواره ی چوبی این خانه است

او مُحکمات آیه ی تطهیر قرآن است
کوچکترین قطره میان نسل باران است
پیراهنش درمان چشمِ پیر کنعان است
مثل علی اکبر برای عمه ها جان است

قنداقه ی او را میان عرش می چرخاند
زینب برایش "وَاْنْ یَکاد"از جان و دل می خواند

تا آفتاب ظهر می تابید،می خندید
از آسمان باران که می بارید،می خندید
وقتی عموعباس را می دید،می خندید
گاهی رقیّه جان که می خندید،می خندید

چشمان شور ای کاش این ها را نمی دیدند
گل های لبخند قشنگش را نمی چیدند

در کربلا وقتی عطش کابوس بابا شد
از تشنگی قدِّ سکینه،خواهرش،تا شد
ماه قبیله راهی آغوش دریا شد
لب های خشک او بلای جان سقا شد

از تشنگی با مرگ بازی می کند..،ای وای
ماهیِ شش ماهه تلظّی می کند..،ای وای

بعد از پسر از این پدر چیزی نمی ماند
جز آه های شعله ور چیزی نمی ماند
وللهِ دیگر از جگر چیزی نمی ماند
این حنجر و تیر سه پر..،چیزی نمی ماند

نقش سپید بوم او پاشیده شد از هم
آئینه ی حلقوم او پاشیده شد از هم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
18:02
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


علی علیست برادر!
چه فرق اصغر و اکبر

چه شیرخواره که شیرِ
خداست از همه منظر

عقیق سرخ ولا را
پدر گرفته به چنبر

قدش به زینت دوشِ
نبی شده ست برابر

ز شیرخوارگی اش پا
نهاده است فراتر

بزرگ بود و برایش
رکاب عرش، محقر

که در قواره ی فهمش
نبود جامه ی باور

بزرگ بود چو قرآن
به روی دست پیمبر

بزرگ بود تو گویی
علی مقابل خیبر

بزرگ بود و به دستش
چراغِ خفتنِ اختر

ملک نبسته خمیده
به گاهواره ی او پر

چنان بزرگ که خونش
از آسمان برود سر

سه شعبه چون سه خلیفه
حسود بود و مکدر

بگو که خصم بداند
حسین با علی اصغر

زمین کربوبلا را
غدیر میکند آخر

نیافت مرد دریغا
میان آنهمه لشکر

پس آب خواست که بیعت
به آب بود میسر!

امیر نطق که آندم
نشسته بود به منبر

به غیر خون گلویش
نخواند خطبه ی دیگر

اگر چه بود سه شعبه
پی جدایی آن سر

به نص لحمک لحمی
یکی شدند دو پیکر


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
1
18:02
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام



گاهواره نیست در شأن تو ای کوه وقار!
تکیه بر دست حسینت کن میان کارزار
تیر از نوع سه پر، آنهم در این گرد و غبار
یعنی از تو خصم میترسد علیِ شیرخوار!
آمدی و پاسخ هل من معین شد آشکار
چون زره قنداقه را بستی به تن، از هر کنار
چون عمو تیغی به جز ابروی تیزت برندار
آمدی میدان بجنگی، آب میخواهی چه کار
حتم دارم جبرئیل افتاده یاد این شعار:
لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار

در نبردت لب به لب تکبیر میخواهی فقط
شیر لازم نیست، تو شمشیر میخواهی فقط

کی میان خیمه این ساعت اقامت میکنی
در غدیر خویش می آیی امامت میکنی
دشت را یکباره حیران قیامت میکنی
آنچه کرد عباس، تو بی قد و قامت میکنی
تشنگی سخت است اما استقامت میکنی
هر فراتی هست را غرق ندامت میکنی
رود را با این لب خشکت ملامت میکنی
از ضریح حنجرت داری کرامت میکنی
چند ماهت هست و توصیف شهامت میکنی
با پر قنداقه ات فردا قیامت میکنی

داشتی ای کاش در میدان مجالی بیشتر
لااقل مانند اکبر سن و سالی بیشتر

ای قنوت پادشاه کربلا! این سرزمین
شک ندارم با تو گشته قبله ی اهل یقین
نیست در شانت رکابی، خاتم یکسر نگین!
در چنین سن کس نشد باب الحوائج، شاه دین!
شیر خوردی از رباب اصلا تو یا ام البنین؟؟
تیری آمد شعبه شعبه شد شریعه شرمگین
قاب قوسینی و آغوش پدر عرش برین
تازه میفهمم چرا خونت نمیریزد زمین
شد سرت پشت سر عباس با نی همنشین
سر علم کردی ندیده کس علمدار اینچنین

ای مسیح تشنه! هر دم نام تو اعجاز کرد
دست های تو گره های بزرگی باز کرد

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
1
18:02
#حضرت_علی_اصغر_ولادت



شهر مدينه شد منوّر
از برْكتِ ميلادِ اصغر
خنده نشسته بر لبانش
در جنّت الأعلى پيمبر
ميلاد مسعودش مبارك
بر حضرت زهرا و حيدر
گاهى است در آغوشِ بابا
گاهى است بر دامانِ مادر
از راه آمد كودكى كه
باشد ز نسلِ پاكِ كوثر
رخسارهء زيباىِ اين گل
از بوسهء زينب معطّر
در خانهء ارباب باشد
اين سنّت زيبا مقرّر
يا كه على يا فاطمه هست
نامِ پسر يا نامِ دختر
بنگر حسين ابن على را
سوّم على بگرفته در بَر
خنده به لبهايش نشسته
از خندهء عبّاس و اكبر
او بر رقيّه شد دلْ آرام
او بر سكينه شد برادر

شيرازهء أمّ الكتاب است
او ميوهء قلب رُباب است

من غير تو يارى ندارم
در موج غم هستى كنارم
از نامِ تو بالا گرفته
در پيشِ مردم اعتبارم
از تو بُوَد اين هست و بودم
از تو بُوَد دار و ندارم
از روز اوّل تا قيامت
هم نامىِ تو افتخارم
اسم مرا مردم چو پُرسند؟
نامِ تو را بر لب بيارم
يادِ تو تسكينِ دلِ من
در هر كجا نامت شُعارم
آنقدر هستم من گرفتار
آنقدر درد و غصه دارم
اما تو يا باب الحوائج
از لطف كن امّيدوارم
در روضه هاىِ تو هميشه
هم سينه زن هم اشكْ بارم
در خيمه ها قحطىِ آب است
اين جمله هر دم زد شرارم
با روضهء تير و گلويت
من تا قيامت بى قرارم
شد حنجرِ تو پاره پاره
از داغِ تو من سوگوارم
مادر به پشتِ خيمه مى گفت:
لالايى اصغر ؛ اى بهارم

نورِ دو چشمانِ ترم رفت
شير آمد ؛ اما اصغرم رفت


#على_اصغر_انصاريان

@raziolhossein
18:04
#حضرت_علی‌اصغر_علیه‌السلام


گرچه به ظاهر علی اصغر به نظر میرسد
باطناً اما علی اکبر به نظر میرسد

خُلقاً و خَلقاً به رسول مدنی رفته است
آینه ی حُسن برادر به نظر میرسد

می چکد از لعل لبش کوثر و یاسین و نور
کودک شش ماهه پیمبر به نظر میرسد

وقت جلوسش به سر دست امام زمان
حجت حق بر روی منبر به نظر میرسد

چشم زمین محو شکوه اسداللهی اش
در دل قنداقه چو حیدر به نظر میرسد

کرببلا آمد و شد یک تنه جیش الحسین
یک نفر اما دو سه لشگر به نظر میرسد

در قد و بالا نه ولی در دل و جرات چرا
با عمو عباس برابر به نظر میرسد

بعد علمدار علمدار حرم میشود
بسکه ابوالفضل دلاور به نظر میرسد

با قدمش با جنمش با نفسش با دمش
محسن صدیقه ی اطهر به نظر میرسد

مشک ،عمو ، آب ،عطش ،خیمه و اشک رباب
روضه از اینها که فراتر به نظر میرسد

حرمله گر تیر سه پر را نزند هم ؛ علی
با لب خشکش گل پرپر به نظر می رسد


#مسیح‌الحسین
#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
3
18:04
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی


امشب که مدینه رنگ دیگر دارد
یک باغ گل وشکوفۀ تردارد

گلخندۀ شادی است به لب های حسین
چون دربرخود علی اصغر دارد
.

امشب به مدینه مرغ دل پرزده است
کزگلشن ایثار گلی سرزده است

عیدی زکف علی اصغر گیرد
هرکس به درخانۀ او درزده است
....

ازعطر حضورتوملائک مستند
وز مژدۀ میلاد تو شادان هستند

روزی که قماط برتنت پیچیدند
شیرازۀ عشق وعاشقی را بستند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
18:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 45.9 KB
امروز نشسته پای گهواره رباب
بوسیدنِ نوگلش شده کار رباب

شش ماه، دوام دارد این خوشبختی
وای از غمِ عاشورا؛ بیچاره رباب ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
3 😭 2
29 December 2025
ش
18:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی

آن روز که بوسه از رخت چید حسین
درروی تو نورعاشقی دیدحسین

گرید به تبسم تو فردا، امروز
برگریۀ تو اگرچه خندید حسین

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
18:47
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


امشب دلم را بسته ام برتار زلف دلبری
امشب توسل کرده ام بردلبر مه منظری

پیچم به پای یاد او چون شاخه ی نیلوفری
شاید نصیبم گردد از جام وصالش ساغری

گردم به گردش چون ندارم قبله گاه دیگری
گردم قتیلش چون نمی یابم منای بهتری

امشب نماز عشق می خوانم به یاد دلبرم
با فخر گویم حلقه در گوش علی اصغرم


امشب همه رو جانب خوان علی اصغر کنیم
رو جانب دریای احسان علی اصغر کنیم

دل را نشان تیر مژگان علی اصغر کنیم
جان را فدای برق چشمان علی اصغر کنیم

دار و ندار خویش قربان علی اصغر کنیم
خودرا به هرراهیست مهمان علی اصغر کنیم

این راه را پیغمبران هم روزو شب طی میکنند
کروبیان و قدسیان هم روز و شب طی میکنند
.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ

در توبه آدم سوی او دست دعا برداشته
خضر نبی از جام او آب بقا برداشته

از چوبه ی گهواره اش موسی عصا برداشته
از رشته ی قنداقه اش عیسی شفا برداشته

با نام او از شعله ابراهیم پا برداشته
فخرش همین بس بوسه اش خیرالنسا برداشته

درپنجه های کوچکش نبض زمان است و زمین
در طلعت رویش عیان نقش امیر المومنین


تا هست پا بر جا لوای عشق پا برجاست او
خیل بنی آدم تمامی بنده  و مولاست او

چشم و چراغ خاندان و عترت طاهاست او
گویا حسین ابن علّی دوم زهراست او

هرچندطفلی کوچک و ششماهه و نوپاست او
غارتگر جان حسین و زینب کبراست او

زیر و زبر سازد تمام عرش را با خنده اش
هر چندبایک خنده اش عالم بوُد شرمنده اش


روزی که از گهواره چون دریا تلاطم کرده بود
بهر نماز عشق خود رو سوی مردم کرده بود

جای وضو از فرط بی آبی تیمم کرده بود
هر چند او از تشنه کامی دست و پا گم کرده بود

باگُلفروش از راه چشمانش تکلُم کرده بود
با آن لب خشکیده بر ساقی تبسُم کرده بود

با خنده ی پُر معنی اش روح از وجود باب رفت
اشک پدر را دید و از شرم نگاهش خواب رفت


#حیدر_توکلی

@raziolhossein
2
18:53
#امام_جواد_ولادت


شد امشب از رخ ابنُ الرضا چشمِ رضا روشن
چنان كه چشمِ احمد شد ز روى مرتضى روشن

به چشمِ دل تماشا كن كه هم چون اهلِ دل بینى
ز نورِ كبریایى شد حریمِ كبریا روشن

امام هشتمین را داده حق طفلى كه مى‌‌باشد
ز اَنفاسش صبا خرم ز رخسارش فضا روشن

گلستانِ حیاتش زین گلِ ریحانه شد خرم
شبستانِ امیدش گشت از این "بَدرُ الدُّجا" روشن

همه شب تا سحر بر مهدِ نازِ طفلِ نوزادش

به جاى شمع باشد روى آن "شمسُ الضُّحى" روشن

جواد آمد كه شادان شد ز میلادش دلِ زهرا
جواد آمد كزو شد قلبِ ختم الانبیا روشن

الا یا خاندانِ وحى و قرآن یا "بَنىِ الزَّهرا"
ز میلادِ جواد بن الرّضا چشمِ شما روشن

شكوه رحمتش چون مهر باشد هر طرف تابان
مقام عصمتش چون روز باشد هر كجا روشن

شود از غم چو شب، روزِ بد اندیشى كه پندارد ...
نَمانَد مشعلِ دینِ مبین بعد از رضا روشن

دگر تا روزِ محشر روشن و خاموش مى‌‌ماند،
چراغى را كه مى‌سازد خدا خاموش یا روشن

"موید" را چه وحشت اندرین ظلمت‌سرا باشد
كه دارد جان و دل پیوسته از نورِ ولا روشن


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
2
18:55
#امام_جواد_ولادت
#رباعی

در خانه خورشید قمر پیدا شد
شب رفت و فروزنده سحر پیدا شد

در باغ رضا شکفت گل های دعا
بر نخل امید او ثمر پیدا شد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
19:00
#امام_جواد_ولادت


امشب بهشت آرزو را باز كردند
سرّى ز اسرار مگو را باز كردند

خُم خانه ی توحید را در برگشودند
از چهارده خُم یک خمِ دیگر گشودند

مستانِ صافى دل كه قدسى نام دارند
كوثر به جاى مىْ درون جام دارند

در جامِ مىْ رخسار جانانه بینند
خورشید را در حجره ریحانه بینند

در خانه ى "شمس الضحى" امشب قمر زاد
وز چهارده خورشید، خورشیدى دگر زاد

طاها رخى از دوده ى یاسین بر آمد
نخلى كهن را میوه ى شیرین بر آمد

امشب رضا، روحِ رضا در دست دارد
تصویرى از حُسن خدا در دست دارد

یزدان رضا را ثانىِ موسى عطا كرد
بر پورِ موسى تالىِ عیسى عطا كرد

ماهى كه شرم از چهر دارد آفتابش
گوید رضا بر مهد نازش ذكر خوابش

گهواره ى او شه پرِ "روح الامین" است
گهواره جنباش امامِ هشتمین است

دارد رضا در پیش رو تمثال احمد
سوم على بر دامنش سوم محمد

میلاد او امّید اسلام است و انسان
میلاد او میلاد اسلام است و قرآن

نظمِ زمان بعد از رضا در پنجه ى اوست
مشكل گشاى كارها سرپنجه ى اوست 

از روى او نورِ ولایت مى درخشید
در سایه اش مهر هدایت مى درخشید

در كودكى بر مَسند عصمت بر آمد
آن سان كه از غار حرا پیغمبر آمد

"یحیى بن اَكثم" مفتضح در بحث با او
جاى سخن بر كس نماند هست تا او

دریاى جودش تشنه بر ساحل بجوید
درگاه احسانش كفِ سائل بجوید

وقتى بر آید دست جود از آستینش
گوهر فشاند در یَسار و در یَمینش

تنها نه او بر دوستان، گوهر ببخشد
بر دشمن سر سخت خود هم زر ببخشد

خیر كثیر است و كرامت پیشه دارد
نخلى كه در ژرفاى كوثر ریشه دارد

اى آفرینش را چراغ رهنمایى
سر تا به پا رحمت جواد بن الرّضایى!

اى كوثر دوم كه مشهور است جودت
ظاهر تمام خیر و خوبى از وجودت

در این جهان و این همه لطف و كرامت
جودت قیامت مى كند روز قیامت

تفسیرِ جودت را توان در هل اتى یافت
تصویرِ مهرت را درون سینه ها یافت

لطفى كه در عید تو كام دل بگیرند
لطفى كه تا در كوى تو منزل بگیرند

امّید احسان از شما دارد "موید"
بر دامنت دست دعا دارد "موید"

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
19:00
#امام_جواد_ولادت
#رباعی

عطر گل یاس از جنان می آید
رحمت به زمین از آسمان می آید

با آمدن جواد آل یاسین
شور صلوات عرشیان آوردند
.
.
یاسی زبهشت طیبات آمده است؟
یا کوثر جوشان حیات آمده است؟

عطر نفس جواد وقتی پیچید
گفتند که عطر صلوات آمده است
.
.
ازباغ بهشت بلبلی آوردند
بهر بشر ازفلک پلی آوردند

در دامن ثامن الحجج ازفردوس
درماه رجب عجب گلی آوردند

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
19:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1047×1280, 252.3 KB
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


هردوتا باب الحوائج هردوتا مشگل گشا
این غریب کاظمین و آن ذبیح کربلا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
3
30 December 2025
ش
00:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر
غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر

علی یعنی علی یعنی علی یعنی علی یعنی ...
چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر

بگردید و بگردانید و بگذارید جای او
اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر

بگو با حاجیان آن دورها جز دورِ باطل نیست
طواف قبله‌ای باید از آن سنگِ نشان بهتر

اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد
همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر

چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن
"عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر

به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود
نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر؟

غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را
گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر

اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه
گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر

فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند
کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟

کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم
یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر

چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟
از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر!

ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را
به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر

به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید!
اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
11
ش
18:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی‌اصغر_علیه‌_السلام


در آسمان کرببلا، کم ستاره نیست
امّا به دل‌رباییِ این ماه‌پاره نیست

گهواره‌اش به بحر گنه، دست‌گیر ماست
این کشتی نجات بُوَد، گاهواره نیست

"در یک شکوفه نیز شکوه بهار هست"
نامش علی است، شیر بخوان، شیرخواره نیست

قنداقه را به معرکه‌ی عشق می‌برند
"در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست"

با یک نظر گرفت گلوی سه‌شعبه را
نازم به تیغ طفل که جز یک نظاره نیست!

با گریه‌اش ز مادر و با خنده از پدر
اشکی گرفته است که آن را شماره نیست

بر غربت حسین، گلوی علی گواست
با هیچ کس چنین سند پاره پاره نیست

دیشب صدای گریه‌‌اش از عرش هم گذشت
امشب علی کجاست که در گاهواره نیست؟

باید کنار گریه، صبوری کند رباب
جز اشک، غیر صبر، دگر راه چاره نیست

با نی بگو که زخمیِ تیر سه شعبه است
این حلق را که طاقت زخم دوباره نیست

در آسمان که سرخ شود موقع غروب
آیا به یاد حنجر او یادواره نیست؟

"تربت"! بس است شرح غم بی کرانه‌اش
بحری است بس عمیق که آن را کناره نیست



#مهدی_محب‌زاده
#فصیح‌الزمان_شیرازی_رضوانی
#فریدون_مشیری + #حمیدرضا_اسلام‌لو
#مهدی_محب‌زاده + #حافظ_شیرازی
#جواد_هاشمی_تربت
#مهدی_حسین‌قلیان
#احمد_گرجی
#علی_کاملی_کرمانشاهی
#جواد_هاشمی_تربت
#محمدحسین_مهدی‌پناه
#جواد_هاشمی_تربت
#عباس_بردبار


@raziolhossein
4
ش
19:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


باز جیش حسینیون  به صف است
باز شهر مدینه در شعف است
صوت تبریک میرسد بر گوش
گوئیا از حوالی نجف است
نوه‌ی بوتراب آمده است
افتخار رباب آمده است

جنس قنداقش از پر ملک است
آبرویش فزون ز نُه فلک است
با دل خلق میکند بازی
بسکه این شیرخواره با نمک است
می سزد بر همه ولی باشد
نام نامی او علی باشد

گل گلزار سید الشهداء
مُهر طومار سید الشهداء
دیده‌ی خویش بر نمی دارد
از علمدار سید الشهداء
ساقی او را گرفته در آغوش
شده از جام لعل او مدهوش

لاله در بین راه می بینم
هاله اطراف ماه می بینم
وقت بوسیدن گلوی علی
اشک در چشم شاه می بینم
حافظ عزت حسین است این
سند غربت حسین است این

مثل باباش کارش احسان است
خود دلیل نزول باران است
با همین دست کوچکش والله
دستگیر گناهکاران است
حق سرشته به مهر او گِل من
چون علی اصغری شده دل من

شیرخواره نگو که شیر نر است
بر امام زمان خود سپر است
به چه کس گویم این مصیبت را
قد تیر از قدش بلندتر است
همه‌ی کائنات گریان شد  
بین‌میدان‌حسین حیران شد

تو همان شیرخواره سرداری
که به سلطان کربلا یاری
کمی این چند روزه راحت باش
سفری سخت پیش رو داری
از دمت زنده گشته صد چو مسیح
سینه شاه تشنه بر تو ضریح

#امیر_کرمی

@raziolhossein
7 👍 1 😭 1
31 December 2025
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


بر من امشب عشق كرده فتح باب
سينه‌ام از شوق غرق التهاب

روز روشن را تداعى مى كند
سر زده از دامن شب آفتاب

پاى كوبان دست افشان واژه ها
جوشد از درياى ذوقم شعر ناب

بى‌خود از خود شد دل حيرت نصيب
شادي ام بگذشت از حدّ نصاب

در مدينه شور و حال ديگري ست
كوچه ها سرشار مهر ماهتاب

گل شكفت از باغ لبهاى حسين
تا تبسم كرد اصغر بر رباب

حُسن او تنها دل از بابا نبرد
شد دل خيل ملك از شوق ، آب

خفته در دامان مادر مثل ماه
عمه مى‌خواند برايش ذكر خواب

مهر طومار حسين است اين پسر
روشن از او ديده ی اُمُّ الكتاب

آخرين سرباز گردان وفا
بر دفاع از عشق شد پا در ركاب

كودكى آمد كه در ظهر عطش
خنده او كرد بابا را كباب

هست با اصغر حساب من « كميل »
نيست غم گرچه گنه شد بى حساب


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
02:51
#امام_جواد_ولادت


خبر رسید زمین و فلک منور شد
زمین نشاط گرفت و فلک پر اختر شد

ز عرش خیل ملک سوی فرش می آیند
که فرش آینه باران ز نور داور شد

صبا شمیم بهشتی به همرهش آورد
به پاس مقدم گل،باغ دین معطر شد

نسیم صبح سعادت وزید و بار دگر
سپیده شاهد یک صبح روح پرور شد

رسید مژده امام آمده که تا یثرب
به شوق عرض ارادت دلم کبوتر شد

جواد آمد  و از این نوید شادی بخش
سحاب جود به چشم همه مصور شد

صفا گرفت از او بوستان سبز امید 
روان به باغ ولا چشمه ای ز کوثر شد

چقدر خندۀ شمس الشموس دیدن داشت
تمام خاک از این آفتاب پر زر شد

بخوان تو سورۀ  کوثر ، بگو به قدر قسم
نصیب هر دل منکر ، دوباره ابتر شد

گلی شکفت که او آبرو به خلقت داد
گلی ز نسل علی، افتخار حیدر شد

گلی دمید که فرمود ثامن الاطهار
شبیه موسی عمران شد و مطهر شد

نگاه مرحمتی کرد تا به نابینا
فروغ و روشنی چشم او میسر شد

کجاست یوسف مصری که آفرین گوید
به او که وارث نیکویی پیمبر شد

بگو به عیسی گردون نشین ،ببین او را
که قدر و منزلتش از فلک فراتر شد

به جود و مکرمت و معرفت بود اُسوه 
به علم و دانش و فضل و کمال مظهر شد

هزار مسأله را او جواب نیکو داد
نصیب هر دل دانش پذیر گوهر شد

به رهروان ره عشق ره نشان می داد
هر آن که پیرو او شد خدای باور شد

دلی که بهره  ز مهرش نبرد جز گِل نیست
هر آن سری که به پایش رسید سرور شد

نیاز مند کسی نیست سائلش هرگز
گدای درگه الطاف او توانگر شد

دلی که داشت ز دنیا ولایت او را
چراغ آخرتش روز تار محشر شد

دلم هوای حرم کرده هیچ می دانی؟
به کاظمین دوباره دلم کبوتر شد

ز خاک مقدم ابن الرضا بصیرت یافت
اگر که شعر «وفایی» پیام آور شد 


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
02:52
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی

دل بر دلِ آن دلبرِ جانی بدهید
جان در رهِ او در دَم و آنی بدهید

شش ماهه اگرچه گشته حیدر باشد
شمشیر به دستش امتحانی بدهید
.
.
هر چند که از شیر لبش تر باشد
هرچند که در دامنِ مادر باشد

من معتقدم علی ولیّ الله است
هرچند به ظاهر علی اصغر باشد

@raziolhossein
1
02:55
#امیرالمومنین_مدح


هرچه تمثال کشیدند همانند نشد
مثل تصویر خدا را که بخواهند…نشد

وصف خاک گذرش کار زمینی ها نیست
از علی چند نوشتند- که هر چند نشد

تا که تعریف صفاتش،همه تحریف شود 
هرچه کردند به هر شیوهء طرفند نشد

در نظر داشت که اندازه بگیرد او را
هرچه برخاست روی پنجه دماوند، نشد!!

دستِ بالاتری از دست، اگر بسیارست
هیچیک مرتبه اش ،دست خداوند نشد

خاطرات نجفش مثل شکر شیرین است
قدر یک کوچهء آن، شهر سمرقند نشد

که به ایوان نجف سر به سر سجده نهاد
بعد از آن در حرمش بندهء پا بند نشد؟

اگر اولاد، حسن هست و حسین و عباس
هیچکس بعد علی صاحب فرزند نشد!

آنقدر شیعه ببخشند که راضی گردد
قلم و لوح بپرسند که خرسند نشد؟

هیچ چیزی چو تماشای جلال زهرا
در جمال علوی باعث لبخند نشد...

#علی_ناظمی

@raziolhossein
7
02:55
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

از قدر علی، خدای او آگاه است
جبریل امین شاعر این درگاه است

بیتی که درآن نام علی جلوه کند
آن‌بیت قسم به کعبه، بیت الله است


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
4
ش
18:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
18:17
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 102.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
18:19
#امیرالمومنین
#رباعی  #صلوات

گفتم‌که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات‌من بود حب‌علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

#محمدعلی_قاسمی

@raziolhossein
2
18:19
#امیرالمومنین_ولادت


صحرای حجاز آمده رشک ارم امشب
عالم همه گردیده محیط کرم امشب
تکبیر بگوئید حرم شد حرم امشب
بیش از همه شب گشت حرم محترم امشب
در خانه زده صاحب‌خانه قدم امشب
بت‌ها همه گشتند به تعظیم خَم امشب

در سیزده ماه رجب ماه مبارک
میلاد علی در حرم‌الله مبارک


این جان جهان است فدا باد جهانش
در قلب رسل چار کتاب است به شأنش
داده است خداوند به هر عصر نشانش
ریزد دُر توحید و نبوّت ز دهانش
پیوسته بود نام محمد به زبانش
ای کعبه در آغوش به بر گیر چو جانش

گلبوسه بزن صورت الله صمد را
تبریک بگو فاطمة بنت اسد را


ارکان حرم راست به سر شور ولایت
بت‌ها همه گشتند به توحید هدایت
زمزم به دوصد زمزمه کرده است روایت
کامشب به حرم نور علی گشته عنایت
نوری که نه مبدأ بود آن را نه نهایت
کز نور الهی کند این نور حکایت

این نور همان  است  که  پیش  از گِل آدم
تابید ز حُسن ازلی در دِل آدم


این نور فروغ بصر آدم و حوّاست
این نور همان راهبر نوح به دریاست
این نور تجلای خدا در دل سیناست
این نور عیان جلوه حق در یَد بیضاست
این نور همان معجزه فیض مسیحاست
این نور خطابی است که در طور به موساست

این نور فروغی است که درغیب نهان بود
این نور چراغی است که درعرش عیان بود


ای بحر تجلای اَزَل، این گهر تواست
ای معجزه صُنع خدا، این اثر تواست
ای روح‌الامین مرشد تو راهبر تواست
ای بیت، جمال اَحدِ دادگر تواست
ای آدم پاکیزه سرشت این پدرتواست
ای فاطمه بنت اسد این پسر تواست

بر روی دو دست تو یدالله مبارک
دیدار جمال اسدالله مبارک


آغوش گشوده است ز هم بیت‌الهش
کعبه، حرم امن خدا شد به پناهش
ارکان حرم تشنة یک نیم نگاهش
مادر شده محو شرف وعزّت و جاهش
در پاکی و در زهد، خداوند گواهش
پیغمبر اسلام بود چشم به راهش

تا بار دگر روح شریفش به تن آید
بر یاری او حیدر خیبر شکن آید


افتاده نفس در دل خلقت به شماره
از چشم سماوات روان گشته ستاره
مَه خندد و خورشید شده محو نظاره
جبریل به دیوار حرم کرده اشاره
وز شوق گریبان حرم گشته دوپاره
تا جلوه کند روی خداوند دوباره

ای اهل حرم باز حرم محترم آمد
تکبیر بگوئید علی از حرم آمد


این است که دیدندبه هرعصر عیانش
این است که پیوسته زمانهاست زمانش
این است که برترز مکانهاست مکانش
آیات خدا ریخته از دُرج دهانش
پیوسته بود نام محمد به زبانش
بگرفته به بر خواجة لولاک چو جانش

لبهاش گل انداخته از بوسة احمد
انگار که قرآن شده نازل به محمد


این است که سرتابه قدم جان رسول است
شمشیرخدا، شیرخروشان رسول است
چون خرمن گل زینت دامان رسول است
از کودکی خویش نگهبان رسول است
قدر و نبأ و فاطر و فرقان رسول است
قدرش بشناسید که قرآن رسول است

قرآن که ز آغاز به احمد شده نازل
بر قلب وی، از قلب محمد شده نازل


ای بندگی درگه تو روح سیادت
ای مهر تو امضای قبولی عبادت
خوبان جهان را به درت روی ارادت
توحید به توحید تو داده است شهادت
بی دوستی ات خلق نگردیده سعادت
از یمن قدوم تو حرم یافت ولادت

تو شیر خدایی و محمد به تو نازد
و الله قسم خالق سرمد به تو نازد


ما مهر تو با شیر گرفتیم ز مادر
بی مهر تو ما را نبود روح به پیکر
جایی که بود پای تو بر دوش پیمبر
کس را نبود گفتن مدح تو میسّر
اوصاف تو را گفته خداوند مکرّر
گیرم که ببارد ز دهان همه گوهر
با هیچ زبان گفتن مدح تو نشاید
میثم چه بگوید چه بخواند چه سراید؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5
18:20
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#رباعی


شب دست به گيسوى علي ميگيرد
خورشيد رخ از روى علي ميگيرد

انقدر زدم سنگ علي بر سينه
سنگ لحدم بوى علي ميگيرد



مانند خداي خويش بي همتا بود
روزى خور سفره اش همه دنيا بود

گويند علي به دست خيبر شكنش
انگشتر يا فاطمة الزهرا  بود




اين چرخ به انگشت شما ميگردد
خاك قدمت عرش خدا ميگردد

ولله قسم خانه كعبه هر روز
دور سر ايوان طلا میگردد

#امیرحسین_الفت

@raziolhossein
1
18:20
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#امیرالمؤمنین‌_مدح


از عرش تا فرش خدا ، باشد به فرمان علی
از اول خلقت همه ، خوردند از نان علی

در جای جای این جهان ، کردیم هر چه جستجو
دیدیم گشته هر کسی ، یک جور حیران علی

هر کس که دارد آبرو ، دارد ارادت بر نجف
هر کس شده صاحب نفس ، دستش به دامان علی

در کعبه دنیا آمده ، آن کعبه سیار حق
او میهمان کعبه شد ، یا کعبه مهمان علی؟!

جلوه نمایی می کند ، بین تمام انبیا
پیغمبری که می شود ، گهواره جنبان علی

دارم سوال از دشمنان ، آیا نبی در سجده اش
خورده قسم بر آن سه تا ، یا اینکه بر جان علی ؟

دارم سوال از دشمنان ، آیا یکی از آن سه تا
دارد در عالم یاوری ، مانند سلمان علی؟

او خالقی که دیده را تنها عبادت می کند
پس فرق دارد با همه سبحانَ سبحانِ علی

کار که بوده جز خدا ، که جمع کرده قدرتش
میخانه ها را دور هم ، در زیر ایوان علی

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
18:20
#امیرالمومنین_ولادت
#رباعی 


خورشید ز شهر مکّه چون سر می‌زد
در سینه،کبوتر دلم، پر می‌زد

وقتی به حریم کعبه رفتم، دیدم
هستی درِ خانهٔ علی، در می‌زد

#محمدجواد_غفورزاده

......

با شوکت بی نظیرش آمد از راه
می‌آمد از آسمان و در دستش ماه

دیدی که دهان کعبه هم وا مانده
لا حول و لا قوة الا بالله

#یوسف_رحیمی
.....

بر کعبه ی سنگ و خشت ، جان داد آن روز
بتها  ، همه را تکان تکان  داد آن روز

وقتی که ، علی ز خانه  بیرون آمد
دیدند خدا  ، خودی نشان داد آن روز

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
18:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×840, 131.9 KB
#امیرالمؤمنین‌


عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
18:23
#امیرالمؤمنین‌_مدح


جان را به يک اشاره مسخّر کند علي!
دل را به يک نظاره منوّر کند علي!
ايجاد گل ز شعل? آذر کند علي!
يک لحظه سير عالم اکبر کند علي!
بر کائنات جود مکرّر کند علي!

او را سزد به خلق اميري و رهبري
او آورد عدالت و قسط و برابري
تيغش رسد به چرخ گه رزم‌آوري
با ذوالفقار حيدري و دست داوري
يک لحظه فتح قلع? خيبر کند علي!

افلاک را مهار کند با نظاره‌اي
بي‌مهر او به چرخ نتابد ستاره‌اي
نبود به دهر منقبتش را شماره‌اي
ابليس را به بند کشد با اشاره‌اي
يک لحظه گر اشاره به قنبر کند علي!

پيغمبري نبوده بدون ارادتش
کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش
مسجد هنوز شاهد شوق شهادتش
پروردگار فخر کند بر عبادتش
چون بندگي به خالق داور کند علي!

او ناخداست کشتي ليل و نهار را
فرمان دهد هماره خزان و بهار را
تقسيم کرده روز ازل خلد و نار را
نبوَد عجب که خلق خداوندگار را
با يک نگاه خويش ابوذر کند علي!

گردون به پيش تيغ علي افکند سپر
از حمله‌اش قضا و قدر مي‌کند حذر
شمشير فتح داور و شير پيامبر
روز از سران فتنه بگيرد به تيغ، سر
شب در خرابه با فقرا سرکند علي!

هنگام بذل دست بوَد دست داورش
گر کوهي از طلا بود و کوهي از زرش
اول نهد طلا به کف سائل درش
نبوَد عجب به دست غلام ابوذرش
اين گوي خاک را به جهان زر کند علي!

هر جا خدا خداست علي هم بوَد امير
خورشيد را توان کشد از آسمان به زير
از بس که بود ديو هوا در کفش اسير
حتي شکم ز نان جوين هم نکرد سير
با آنکه سنگ را در و گوهر کند علي!

در آسمان لواي امامت بپا کند
در خاک، با خدا دل شب التجا کند
در جنگ، حفظ جان رسول خدا کند
در رزم تيغ خويش به دشمن عطا کند
در مهد، پاره پيکر اژدر کند علي!

طاقي که تا قيام قيامت نيافت جفت
جان را هماره در ره اسلام ترک گفت
از جبرئيل نغم? «الا علي» شنفت
در ليلة المبيت به جاي رسول خفت
تا جان خود فداي پيمبر کند علي!

شاهي که هست و بود به دستش مسخر است
با يک فقير زندگي او برابر است
از بس که در خلافت خود عدل‌گستر است
سهم عقيل را که بر او خود برادر است
با سهم يک فقير برابر کند علي!

روزي که از خطاي همه پرده مي‌درند
روزي که خلق تشنه به صحراي محشرند
دل‌ها ز تشنگي چو شررهاي آذرند
آنان که مست جام تولّاي حيدرند
سيرابشان ز چشم? کوثر کند علي!

دارد ز قلب خاک حکومت بر آسمان
بر دستش اختيار مکان داده لامکان
گردد به گردش نگهش محور زمان
دست خداست با سر انگشت مي‌توان
افلاک را هماره مسخّر کند علي!

دين يافت از ولادت شير خدا کمال
بي‌مهر حيدر است مسلمان شدن محال
عالم به او و او به خدا دارد اتکال
در عين بندگي به خداوند ذوالجلال
اعجاز، همچو خالق داور کند علي!

آدم سرشته شد گلش از خاک پاي او
کس را چه زهره تا که بگويد ثناي او
مداح او کسي است که باشد خداي او
اکسير معرفت طلب از کيمياي او
شايد مس وجود تو را زر کند علي!

دنيا نديده مثل علي راست قامتي
در هر دلي بپاست ز شورش قيامتي
هر نقطه را بوَد ز ولايش علامتي
هر لحظه ريزد از سر دستش کرامتي
جود از نياز خلق، فزون‌تر کند علي!

دل از خيال منظر حسنش صفا گرفت
بايد از آن جمال نشان خدا گرفت
حق از نخست، عهد ولايش ز ما گرفت
روزي که تيرگي همه جا را فراگرفت
ما را شراب نور به ساغر کند علي!

روز جزا که هست همان روز سرنوشت
هرکس به حشر مي‌دروَد هر چه را که کشت
بخشنده مي‌شوند همه کرده‌هاي زشت
رويد ز شعله‌هاي جهنم گل بهشت
گر يک نگه ز دور به محشر کند علي!

مهر قبول توبه آدم به نام اوست
موسي به طور همسخن و همکلام اوست
از قله‌هاي وهم فراتر مقام اوست
امر قضا به حکم خدا در نظام اوست
تا در نظام خود چه مقدّر کند علي!

مدح علي است کار خداوند ذوالجلال
اينجا تمام عالم خلقت کرند و لال
بي‌لطف او به کس نبوَد قدرت مقال
«ميثم» چو دم زني ز ثناي علي و آل
هر دم تو را عنايت ديگر کند علي!

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
18:23
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#رباعی

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد

.......


سرچشمه عشق با علی آمدہ است
گل کردہ بهشت تا علی آمدہ است

شد کعبه حرم خانه ی میلاد علی
کزکعبه صدای یا علی آمدہ است


@raziolhossein
1
18:23
#امیرالمؤمنین‌_مدح


سلامُ الله علیٰ مَن عندهُ اســــرار یزدانش
تعالیَ الله از این منزلت،زین رتبه و شانش

سلام الله علیٰ مَن عنِدهُ علمُ الکتاب،آری
شهادت می دهد بر علم او آیات قرآنش

منـــور کرد بیت الله را در شـــام آغازش
مشرف کرد بیت الله را در صبح پایانش

کلیــــمُ الله را دیدم کنــــار وادی طورش
خلیل الله را دیدم یکی از ریزه خوارانش

صَفیُّ الله می فـرمــــود هذا قُـرَّةُ عَینی
ذبیحُ الله می فرمود ای جانم به قربانش

اگر چشمش بیفتد بر جمال بی مثال او
ز یوسف چشم می بندد یقینا پیر کنعانش

توسل کرد شیخ الانبیا برحضرتش،فوراً
به ذکر یا علی مولا ترحم کرد طوفانش

کمی از خاک نعلین علی برداشت ابراهیم
که گردید آتش نمــــرودیان ، آناً گلستانش

عیانش را نفهمیدند این مردم و پیغمبر...
چگونه فاش گرداند از او اسرار پنهانش؟

چه بابایی! ابوطالب ، سلام الله علیه آنکه
بود سنگنین تر از ایمـــان کل خلق،ایمانش

چه بانویی ! که قرآن را مُزَیَّن کرده باکوثر
ندارد کفو این بانو به غیر از شاه مردانش

دو آقا زاده دارد ، خوانده قرآن لؤلؤ و مرجان
دلم را برده این لؤلؤ ، ومجنونم به مرجانش

عجب نورگریبانش گریبان گیرمان کرده
نمیدانم چه سرّی هست در نور گریبانش

چه کرده با عطای لقمه‌ی نانی ، که در قرآن
به شأنش هل اَتی نازل شده از ذات منّانش

تمام انبیــا بهـر تبـــرک اذن می گیرند
که بردارند لقمه نان خشکی از سر خوانش

سلام الله علی مالک که فانی گشت در عشقش
سلام الله علی قنبـــــر کـه گــردید از غلامانش

خودش که جای خود،مارا نکن تکفیر با این حرف
به اِذن الله «کُن» می آید از امثــــالِ سلمـــانش

به جز بیت امیر عالم امکان کجا دیدید؟
که میکائیل خادم باشد و جبریل دربانش

نمک آماده کرده بهر نانش حضرت زهرا
الهی جان عالــــم باد قــــربان نمکدانش

شنیدم از نبی ، مولا به محشر میرود منبر
شنیدن دارد آن منبر که او گردد سخنرانش

یقیـن دارم سعـــادتمند می گــردد یقین دارم
اگر بر سجده افتد پیش او با توبه شیطانش

چگــونه میتـوانم از غلامی دم زنم اصلاً ؟
در این درگه که حکم مور را دارد سلیمانش

جنان را دوست دارم تا شوم مهمان مولایم
به این امّید که گردم یکی از ریزه خوارانش

نلرزد دست و پایش ، نه ، نیاید خم به ابرویش
تمـــام خلق اگــر مَرحَب شـــود آید به میدانش

کَاَنّ گردش تیغ علی با سرعت نور است
که عزرائیل بهر جان گرفتن مانده حیرانش

نجف،آری به قدری صاحب قدراست که باید
زند طعنــه به یاقـــوت جنـان ، ریگ بیابانش

خداوند اختیار مطلقش داده که می باشد
تمـام عالــم کون و مکان در تحت فرمانش

به اِذن الله تام الاختیاراست و دهد فرمان
زمین را بهر رویاندن ، سما را بهر بارانش

مَلَک راواجبُ الطّاعَه است وقتی امر فرماید
فلانی را کن احیـــــا و فلانی را بمیـــــرانش

مقـــامش را بنـــازم ، در کتابُ الله می بینم
قسم خورده به سُمّ مرکب او ذاتِ سبحانش

بلا تردید خورشید فلک مستور می گردد
اگر روشن کند مولای ما شمع شبستانش

خدا در عالـــــــــم بالا شبیهی آفـــرید از او
زیارت می کند فوج ملک در عرش رحمانش

نظرکردم به عرش و فرش و کرسی و قلم،دیدم
به دست حیـــدر کــــــــــــــرار باشد کلّ ارکانش

به زیر سایه‌ی طوبا ، یقینا قبطه خواهم خورد
به گـــــرمای لطیف آفتــــــاب صحن و ایوانش

اگر این مصرع شیرین نمیشد کفر، می گفتم
خدا مبهــــوت مانده بهــر تشریفات اسکانش

بنـــازم آن ملاحت را که هنگام نظــــر کردن
به جای تیر ، جان می ریزد از پیکان مُژگانش

خدارا... آرزو کـــردم یتیــــم بی کسی باشم
چو دیدم طفل بی بابا نشسته روی دامانش

نمی سوزد در آتش ، آنکه دارد حب مولارا
اگر آرد به روز حشر با خود کوه عصیانش

نمی تـرسـم من از یَـــومَ یَفِــــــرُّ المــــرء مِن اُمِّه
نه چون پاکم،چون این آقاست آن جاپای میزانش

فقط راه امیــرالمـــــــؤمنین عرفان بالله است
کسیکــه بی علی عارف شــود لعنت به عرفانش

کسیکه بعد پیغمبــر امامی جز علی داند
مسلمان نیستم والله اگر دانم مسلمانش

چه بد بختند آنها که سَلونیٖ را رها کرده
و رفتند ازپیِ آنکه اَقیلونی است عنوانش

رها کردند باب علــم را ، رفتند این جُهّـــال
پیِ آن کس که دلّال است بهر چهارپایانش

خلایق هرچه لایق ، آنکه پاکی را نمی خواهد
همـــــان نامـرد مَنحـــوسِ حرامی باد ارزانش

حسادت می کنند آن قوم ، زیرا خوب می دانند
خدایش بــرگـــزیده بــر تمــــام دَهـر ، سلطانش

بر آن افریطه‌ی ملعونه‌ی جنگ جمل لعنت
که می بارید بغض مرتضی از برق چشمانش

بگو با لشگـــر کفـــــر جمل ، آری همان اُشتر
کند لعنت به آن زن کو نشسته روی کوهانش

اگر چه من حقیرم، روسیاهم ، خواهشی دارم
به آقا زاده ات مهدی بگو رو بر مگردانش

تعهد داده «خادم» با امیرالمؤمنین ، آری
نباشد غیــــر ذکــــر یاعلی در کل دیوانش


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
2
18:23
#امیرالمومنین_ولادت
#رباعی


گر ماه رجب جلوه دیگر دارد
از میمنت قدوم حیدر دارد
بر کعبه نگر که پرده امروز خدا
از چهره ی خانه زاد خود بر دارد
.

بر دست نبی چو جلوه بنمود علی
لب باز نمود ودیده بگشود علی
از سوره مؤمنون تلاوت فرمود
زیرا که امیر مؤمنان بود علی
.

از جانب حق ولی سرمد آمد
نور دل و دیدگان احمد آمد
شد سیزده رجب زالطاف خدا
داماد وپسر عم محمّد آمد

@raziolhossein
1
18:23
#امیرالمومنین_مدح


غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
که حسابِ ما که عقابِ ما ، که عذابِ ما همه با علیست

نشد از غم ضُعَفا جدا ، و َ کسی که در پیِ هر گدا
برَوَد شبانه و بی صدا ، ببَرَد لباس و غذا علیست

همه رمز و راز جهان بدان ، شده در عبای علی نهان ،
شد اگر کسی یَل و پهلوان ، به یقین که از دَمِ یاعلیست

همه دم بگو بِکَ یاعلی ، که نفس علی که هواعلی
که دوا علی که شفا علی ، که دعای دفعِ بلا علیست

ز علی کسی که جدا شود ، و َاگرچه از خُلفا شود
تو بِدان که یک شَبه "لا" شود ، بخدا که نونِ "لَنا" علیست

بوَد اولین ، بوَد آخرین ، شَهِ مسلمین ، شَهِ مومنین
برو در صفاتِ خدا ببین ، نه علی خدا که خدا علیست

بروَد فراتَر از آن چه که ، نرسیده بالِ ملائکه
قَدَری که در دلِ معرکه ، درِ قلعه کنده ز جا علیست

چه صلابتی و چه شوکتی ، چه شجاعتی و چه هیبتی
به صفاومروه چه حاجتی ، به صفا قَسم که صفا علیست

نجف است و ساغَرِ تا لبه...، نجف است و مستی هرشَبه ،
نجف است و گیجی عقربه ، تب و لرزِ قبله نما علیست

وَ به لطفِ پاکی مادرم ، نشدم حرامی و از سَرم
نرود که بنده ی حیدرم ، سَنَد شرافتِ ما علیست...!

#محسن_کاویانی

@raziolhossein
5
18:23
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


ذره ذره همه دنیا به جنون آمده بود
روح از پیکره ی کعبه برون آمده بود

روشنا ریخت به افلاک حلولش آن روز
کعبه برخاست به اجلال نزولش آن روز

عشق او بر دل سنگی‌‌ِ حرم غالب شد
قبله مایل به علی بن ابی طالب شد

از دل خانه علی رفت و حرم با او رفت
کعبه در بدرقه اش چند قدم با او رفت

قفس کعبه شکسته است دم پرواز است
برو از کعبه که آغوش محمد باز است

آینه هستی و با آینه باید باشی
خانه زادِ پسر آمنه باید باشی

همه ی غائله ها گشت فراموشِ نبی
کودکی های علی پر شد از آغوش نبی

مستی اهل سماوات دو چندان شده است
عطر گیسوی علی خورده به تن پوش نبی

تا بچیند رطب تازه ای از باغ بهشت
رفته دردانه ی کعبه به سردوش نبی

که نبی بوده فقط این همه سرمست علی
که علی بوده فقط آن همه مدهوش نبی

چشم در چشم علی ، آینه در آیینه
حرف ها می زند اینک لب خاموش نبی

دور از من مشو ای محو تماشای تو من
نگران می شوم از دور شدن های تو من

من به شوق تو سکوتم ، تو فقط حرف بزن
وحی می ریزد از آهنگ لبت ، حرف بزن

می نشینم به تماشای تو تنها ، آری
هر زمان خسته ام از مردم دنیا ، آری

بر مکافات زمین با تو دلم غالب شد
همه ی دهر اگر شعب ابی طالب شد

خوب شد آمدی ای معنی بی همتایی
بی تو هر آینه می مردم از این تنهایی

دین اسلام در آن روز که بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش حیدر بود
باعث گرمی بازار شدش حیدر بود

وحی می بارد و من دوخته ام دیده به تو
تو به اسلام ؟ نه ! اسلام گراییده به تو

در زمین دلخوش از اینم که تویی همسفرم
از رسولان دگر با تو اولوالعزم ترم

می رود قصه ی ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام ...

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
1
18:23
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


پس از سه روز درِ کعبه ناگهان واشد
تمامِ مکه پُر از شور و شوق و غوغا شد

زِ  خانه  آمده  انگار  صاحبِ خانه
که چشم‌ها همگی غرقِ در تماشا شد

از این به بعد به خود ناز می‌کند کعبه
که زادگاه برایِ جنابِ مولا شد

رسیده شخصیتی که کسی شبیهش نیست
کسی که فخر همه مردمان دنیا شد

رسیده آنکه برای خداست بنده ولی
خدایِ عشق برایِ  تمامِ  ماها شد


زمین برای همیشه به عرش می‌نازد
از اینکه حضرت مولا به خاکِ او پا زد


علی رسید و زمین رنگ تازه پیدا کرد
خدا بهشتِ خودش را از او مصفا کرد

دلش برای جمالِ خودش چه لک زده بود
برای دیدن خود بر علی تماشا کرد

و دید روی زمین مثل و همطرازش نیست
برای خاطر او بود خلقِ زهرا کرد

خوشا به حال کسی‌که ولایتش عَلَویست
که خویش را زِ عذاب خدا مُبرّا کرد

هر آن کسی که نشد پِیرُوِ مسیرِ علی
برایِ  آخرتش  آتشی  مهیا  کرد


خدا خودش به خداییش میخورد سوگند
که خورده است خداییش بر علی پیوند


علیست معنیِ کُلِ یقین و باورها
نهایت  پَر و بالِ  همه  کبوترها

علی همانکه همیشه ست فاتح میدان
به نهروان و به خندق به بدر و خیبرها

کسی‌که هست مکانش همیشه بالا‌ها
کسی‌که جای قدمهای اوست بر سرها

کسی‌که مستیِ‌مان از دَمِ مسیحایش
که لب به لب شده از تمام ساغرها

کسی‌که بود مقام بزرگِ شیعه گی اش
همیشه  آرزویِ  قلبیِ  پیمبرها


پیمبران همه‌جا گرم ذکر هو بودند
برای نام  "علی" دائم الوضو بودند
 

نوشتن از تو که درحدّ این قلم‌ها نیست
سرودن از تو  توان  سرایش ما نیست

من از قبیله‌ی عشاقم و جنون پیشه
کنار مردم عادی برای من جا نیست

شبیه  گیسویِ  در بادِ  تو  پریشانم
همیشه کار من از بودن تو حیرانیست

تجلّیات خدا در تو هست... یعنی که
تویی که خلقت ما را دو دستِ تو بانیست

گدایی از تو همان پادشاهی دنیاست
غلامی تو قسم بر خدا که سلطانیست


علی امام من است ومنم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام  "علی"


تو در سپاه پیمبر سَری و سرداری
تویی که دین خدا را نموده‌ای یاری

مقابل تو اگر لشکری به صف باشند
تو در دلت جگرِ روبرو شدن داری

تویی همانکه نداری شبیه و مانندی
به وقت مدحِ تو واژه به واژه تکراری

تو بهترین بشر و برترین مسلمانی
به روی دست پیمبر تو اولین قاری


و بوسه برلب قاری زدن همین خوب است
که گفته است جواب تلاوتش چوب است


#محمدحسن_بیات_لو


@raziolhossein
1
18:23
#امیرالمؤمنین‌_مدح


تو را تا دیده‌ام محو جمال کبریا دیدم
تو را غرق مناجات خدا، از خود رها دیدم

تو را در سجدهٔ باران و بر سجّادهٔ صحرا
به هنگام قنوت برگ‌ها، در «ربّنا» دیدم

تو در هفت آسمان سیر و سفر می‌کردی امّا من
تو را در سرزمین وحی، سرگرم دعا دیدم

کنار «حجر اسماعیل» در سرچشمهٔ زمزم
صفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم

«تو را دیدم که می‌چرخید گرد خانه‌ات کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم»

تو را در دامن مادر، تو را در دست پیغمبر
تو را مولود کعبه، قبلهٔ اهل ولا دیدم

تو را فرمان بر «یا ایها المدثر» از اول
تو را «السابقون السابقون» از ابتدا دیدم

تو را پابند پیمان الست از مطلع هستی
تو را عاشق‌ترین دلدادهٔ «قالو بلا» دیدم

تو افکندی حجاب از روی «کَرّمنا بنی‌آدم»
که سیمای تو را آیینهٔ ایزدنما دیدم

تو آدم را فراخواندی به علم «عَلَّمَ الأسماء»
تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدم

اگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضا
سرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدم

نه تنها از تو شد عیسی مسیحادم، که از اوّل
تو را هم عهد و پیمان با تمام انبیا دیدم

سلیمان از تو حشمت یافت هنگام نگین‌بخشی
تو را روح قناعت، اسوهٔ فقر و غنا دیدم

زدی خود را به آب و آتش ای شمس جهان‌آرا
تو را پروانهٔ پیغمبر از غارحرا دیدم

به جولان‌گاه احزاب و نبرد خندق و خیبر
به دستت تیغ «لا سیف» و به شأنت «لا فتی» دیدم

به یک ضربت که در خندق زدی، در برق شمشیرت
جهانی را به لب «اَهلاً و سَهلاً مَرحَبا» دیدم

تلاوت کردی «آیات برائت» را به زیبایی
تو را خورشید بام کعبه در «اُمُ القُری» دیدم

تو را در مسجد و محراب، در میدان و بر منبر
تو را در بی‌نهایت، در کجا در ناکجا دیدم

چه می‌دیدم خدایا روز فتح مکّه با حیرت
خلیل بت‌شکن را روی دوش مصطفی دیدم

«و سُبحانَ الّذی أسری بِعَبدِه» را که می‌خواندم
تو را در لیلةُ المعراج، با بدرُالدُّجا دیدم

سراغ آیهٔ «اَلیَوم اَکملتُ لکُم» رفتم
تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم

شکوه و عزّت هستی! کمال عشق و سرمستی!
چه گویم من که روی دست پیغمبر چه‌ها دیدم

تو را در سایۀ باغ «اَلَم نَشرح لَکَ صَدرَک»
شکوفا یافتم، مصداق «مِصباحُ الهُدی» دیدم

گل روی تو را در «سَبِّح اسم ربَّکَ الاعلی»
تَجَسُّم کردم آری، تا جمال کبریا دیدم

تو را در سورۀ «حامیم تنزیلٌ منَ الرَّحمن»
تو را در آیهٔ تطهیر و در «قُل اِنَّما» دیدم

تو را در نون «اَلرَّحمن» و عین «عَلَّمَ القُرآن»
تو را در یای «یاسن» ترجمان طا و ها دیدم

تو را در «قُل کَفی بِاالله» در «وَالتّین وَالزَّیتون»
تو را در «لیسَ لِلانسانَ اِلّا ما سَعی» دیدم

نه تنها هست اوج رفعتت در «قاف و القرآن»
تو را در سورهٔ وَالشَّمس و طور و وَالضُّحی دیدم

تو را با چهرهٔ پوشیده و خرما و نان بر دوش
کنار زاغه‌های شهر کوفه بارها دیدم

نوازش از تو می‌دیدند فرزندان شاهد هم
تو را با گوهر اشک یتیمان آشنا دیدم

به مسکین و یتیم از بس محبّت کردی و احسان
تو را در سورهٔ انسان و متن «هل أتی» دیدم

چه می‌دیدم خدا را در سکوت محض نخلستان
تو را هر نیمه‌شب، در گریه‌های بی‌صدا دیدم

شبی که شمع بیت‌المال را خاموش می‌کردی
تو را با بی‌ریایی، خفته روی بوریا دیدم

چو راز غربت خود را به گوش چاه می‌گفتی
چو نیلوفر کشیدم قد، تو را ای ماه تا دیدم

تو را پشت در آتش زده، با زهرةُالزّهرا
صبور و مهربان، در تیرباران بلا دیدم

اگر نامردمان دست تو را بستند، آن‌ها را
اسیر پنجۀ تقدیر، در «تَبَّت یَدا» دیدم

در ایوان نجف، در کوفه، در محراب مسجد هم
شهادت‌نامهٔ «فُزتُ وَ رَبَ الکَعبه» را دیدم

پس از آن لیلة القدری، که شد شقُّ القَمَر، هرشب
تو را در جوهر خون شهیدان خدا دیدم

تو را یاری‌گر خون خدا، با عترت یاسین
تو را دلجوی یاس ارغوان، در نینوا دیدم

تو را در آسمان نیلگون ظهر عاشورا
تو را در سایه‌روشن‌های شام و کربلا دیدم

شب شام غریبان و پرستوهای سرگردان
تو را دلسوخته در شعله‌زار خیمه‌ها دیدم

اگر خورشید دشت کربلا از نوک نی سر زد
تو را در موجی از آیات تسلیم و رضا دیدم

تو را با کاروان اهل‌بیت وحی در غربت
تو را در حیرت از خورشید در تشت طلا دیدم

کسی از آستانت دست خالی برنمی‌گردد
که در آیینهٔ آیین تو مهر و وفا دیدم

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
2
18:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 164.0 KB
#یاعلی

نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
در وصف علی بس، که بوَد دست خدا
در وصف خدا بس، که علی بندۀ اوست

#شیخ_بهایی


@raziolhossein
18:26
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


ساقی شبیه ساقی کوثر نیامده
جز او کسی به جای پیمبر نیامده
جز او برای فاطمه همسر نیامده
از کعبه جز علی احدی در نیامده

یعنی کسی به پاکی حیدر نیامده

هر کس غلام فاطمه شد در پناه اوست
شاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوست
در معرکه سلاح نبردش نگاه اوست
این گیسوی سیاه که تنها سپاه اوست

بر شانه اش سیاهی لشکر نیامده

اولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرند
قرآن ناطقند، شفیعان محشرند
شاهان روزگار غلامان قنبرند
خدّام عرش گوش به فرمان حیدرند

دور و برش که قحطی نوکر نیامده

ابروش وقت جنگ کم از ذوالفقار نیست
دنیا به جنگش آمده و بی‌قرار نیست
در مکتبش ضعیف‌کشی افتخــار نیست
کرار که در مبارزه اهل فرار نیست

این کارها به فاتح خیبر نیامده

هرگز نمی‌شود علم عشق سرنگون
عشقش کشیده‌است دلم را به خاک ‌و خون
پایان کار عاشق او چیست جز جنون؟
او گرد خاک پای علی شد که تا کنون

سردار مثل مالک اشتر نیامده

گرچه نبی نبود، وصی نبی که بود
مسند نشین بی‌بدل این اریکه بود
مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود
باید خدا شوی که بفهمی علی که بود

کاری که از بنی‌بشری بر نیامده

در حال احتضار ولی فکر قاتل است
مولای ما نمونه انسان کامل است
بی مهر او تمام عبادات باطل است
آدم بدون عشق علی مشتی از گل است

حیف از دلی که در بر دلبر نیامده

دشمن هم از عنایت تو بی‌نصیب نیست
در کشور تو هیچ غریبی غریب نیست
بیچاره‌ای که در دل زارش شکیب نیست
با اینکه فکر آیه «أمّن یجیب» نیست

از بارگاه لطف تو مضطر نیامده

بر راه کفر سد زده دیوار تیغ تو
اصلاً هدایت است فقط کار تیغ تو
هو، حق، علی مدد، همه اذکار تیغ تو
دیدیم هر که رفت به دیدار تیغ تو

با سر فرار کرده... ولی سر نیامده

استاد در فنون نبردی ابوتراب
فــــرمانروای کشور دردی ابوتراب
حتی به مور ظـلم نکردی ابوتراب
گفتم هزار مرتبه مردی ابوتراب

با تو هزار مرد برابر نیامده

شد در غم تو چشم هزاران یتیم تر
بعد از تو می‌شوند یتــــیمان یتیم تر
من از ازل اسیر تو ام یا قدیم تر
ای خانواده‌ات همه از هم کریم تر

از سفره‌ی تو پر برکت تر نیامده


#حامد_تجری

@raziolhossein
2
18:26
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
تیغ بالای سر فتنه و شر یعنی تو
سوره ی فتح و سلیمان ظفر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو

دوستداران تو با عرش برابر هستند
سینه چاکان تو با کعبه برادر هستند

شعر در وصف تو ای شاه سرودم،امروز
واژه در مدح تو از عرش ربودم امروز
می شوی ذکر مناجات و درودم امروز
من به کعبه بخدا سجده نمودم امروز

قبله در ماه رجب سمت تو آقا آمد
کعبه ای بود در این کعبه به دنیا آمد

صدف کعبه در این لحظه پر از دُر شده بود
خانه از عرش نشینان خدا پر شده بود
فاطمه بنت اسد غرق تحیر شده بود
درک میلاد تو بیرون ز تصور شده بود

دو سه روزی که شده کعبه ز عطرت لبریز
معتکف بود حرم با تو شد ایام البیض

برکت رفته از آن خوان که در آن نیست نمک
فکر کردم که در این واژه چه چیزیست “نمک”
صد و ده بار علی و صدو ده چیست، نمک
نان این سفره حسینش شده، کافیست نمک

نمکین عشق علی شد ابدی و ازلی
برکت سفره ی شیعه است حسین بن علی

کیست این، معرکه دار همه ی جولان ها؟
کیست این، پیر و امیر همه ی ایمان ها؟
کیست این، خطبه ی کولاک همه توفان ها؟
کیست این اُسّ و اساس همه ی بنیان ها؟

مست شو با لب خورشید، لب ماه بگو
أشهد انّ علیّاً ولی الله بگو

ناگهان پرده برانداخته حق می بینی
مست از خانه برون تاخته حق، می بینی
نرد عشقی به خودش باخته حق، می بینی
چهره را مثل علی ساخته حق، می بینی

چه شرابی است که کعبه شده میخانه ی او
این علی کیست که زهرا شده پروانه ی او

یا علی ای که خودت هم هدفی، هم راهی
بنده ی حقی و در بندگی خود شاهی
کهکشان هستی و خورشید ترینی، ماهی
آیه ی «أنفسنا»، نفس رسول اللهی

این تو بودی که به بت های تهی «لا» گفتی
نیمه شب، وقت خطر، جای پیمبر خفتی

ای پیمبر تو بگو مرد خطر کیست، علی
وسط معرکه ها شیرجگر کیست، علی
قاتل عبدود و دافع شر کیست، علی
یار غارند همه، سینه سپر کیست، علی

باید ای شیعه به خصمش برسانی لعنت
بر فلانی و فلانی و فلانی لعنت

صاحب تیغ دو لب، لب به سخن باز کن و
خطبه بی نقطه بخوان، با سخن اعجاز کن و
زمزم کعبه، شبی زمزمه ای ساز کن و
تا ثریای خودت فاطمه پرواز کن و

بگو ای شعر تو یک مصرع دیگر داری
آینه دار تو زهراست، برابر داری

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
1
18:26
#امیرالمؤمنین‌_مدح

وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

داستان سنگ و زر يعنى که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا يعنى که ما و قنبرش

در مقام آخريت بود ، ديدند اولش
در مقام اوليت بود ، ديدند آخرش

خاک را گل ميکند گل را خلائق ميکند
نيست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش

با على يکتاپرستم, ورنه ميخواهم چکار
آن خدايى را که اين آقا نباشد مظهرش

آرزوى مرگ کردن چاره ى کارش بود
سائلی که دست خالى ميرود از محضرش

چهارده قرن است دارد رزق ما را ميدهد
با همان يک مرتبه بخشيدن انگشترش

آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت ميشود
واى اگر خورشيد را روزى براند از درش

مرتضى يعنى قسيم النار والجنة , ولى
هست معيارش در اين تقسيم حب همسرش

تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش

از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش

خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش

*مبعث ختم رسل ترویج حب حیدر است
تا دهد نشر ولایت حق کند پیغمبرش*

به خودش كه جای خود ، حتي به خاك پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش

کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
.
.
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش

#علی_اکبر_لطیفیان


*بیت از #جوادحیدری*

@raziolhossein
1
18:26
#امیرالمومنین_مدح


کعبه خلوت گه اسرار فراوان علی ست
بیت حق جلوگر از عارض رخشان علی ست

در جهان مرد عمل باش علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه میزان علی ست

دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علی ست

ای ابوبکر مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علی ست

کشتن مَرحب و بگرفتن درب خیبر
خاطرات خوش دیباچۀ دوران علی ست

دور شو ای پسر عبدود از دیدۀ او
که شجاعان عرب پشۀ میدان علی ست

این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علی ست

گر چه «خوشزاد» ز دیدار نجف محروم است
در عوض ریزه خوره سفرۀ احسان علی ست

#سیدحسن_خوشزاد

@raziolhossein
3
18:26
#امیرالمومنین_مدح


ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست
در کوزه که جا دادن دریا شدنی نیست

هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست
تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست

طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد
بر خاک نوشتند علی درّ نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی
احسنت چه معماری انگشت‌نمایی

تاریخ ندیده به خود این‌گونه بنایی
دارد هنر شیخ بهایی چه بهایی

هرکس که تو را دید به زانو زدن افتاد
در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

در خلقت تو هرچه خدا داشت عیان شد
در روز ازل هرچه دلت خواست همان شد

هر کس که گدای تو شد آقای جهان شد
از برکت نام تو اذان نیز اذان شد

سردار بجز میثم تمار نداریم
ما غیر علی با احدی کار نداریم

از ظرفیت خویش فراتر چه بگویم؟
گنگ است زبان پیش تو دیگر چه بگویم؟

از تو که خدا گفته مکرر چه بگویم؟
هیچ است علی پیش تو من هر چه بگویم

مقصود تویی کعبه و بت‌خانه بهانه‌ست
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان‌ست

نام تو شده قدرت بازوی پیمبر
در غزوه احزاب تویی یک تنه لشکر

یک ضربه‌ا‌‌ت از کل عبادات فراتر
با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حصن حصین نیست
یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

باید که به رخ‌ها بکشانی هنرت را
آسوده کن این مرتبه تیغ دوسرت را

رندی کن و یک گوشه رها کن سپرت را
صفین محیاست بیاور پسرت را

چشم تو گره خورده به ابروی اباالفضل
وصل است به تو قدرت بازوی اباالفضل

#مجید_تال

@raziolhossein
4
18:26
#امیرالمومنین_ولادت
#رباعی

در مخزن لايموت دردانه علي است
در كون و مكان امير فرزانه علي است

در كعبه ظهور كرد تا بر همه كس
معلوم شود كه صاحب خانه علي است

#صغیر_اصفهانی


@raziolhossein
2
18:26
#امیرالمومنین_مدح


وجه تو وجه خالق یکتاست یاعلی
دست تو دست حی تعالاست یاعلی

روی خدا که دیده نگردد به دیده ها
در روی حق نمای تو‌ پیداست یاعلی

زیبایی ورودی جنت به نام توست
الحق چقدر نام‌تو زیباست یاعلی

ای جان عالمی به ید با کفایتت
شرط قبولی عمل ما ولایتت

دین خدا بدون تو‌ کامل نمی شود
قرآن بدون مهر تو‌ نازل نمی شود

خیرالعمل محبت تو مهر فاطمه است
بیچاره آنکه کسی است که قائل نمی شود

بی انتهاست رحمت ذات خدا ولی
بر منکر ولای تو‌ شامل نمی شود

لوح عمل بنام تو مُهر است یاعلی
دین بدون مِهر تو‌ کفر است یاعلی

یزدان هماره مدح تورا در کتاب کرد
ذات حکیم علیِ حکیمت خطاب کرد

نام خدا علیست زبس دوست داردت
نام تورا ز نام خودش انتخاب کرد

کردم دعا به روز ازل حیدری شوم
شادم خدا دعای مرا مستجاب کرد

هر صبح و شام ورد لبم بی حد و عدد
من کلب آستان توام یاعلی مدد

دل زنده می شود ز کلام تو یاعلی
عالم به پا بود به دوام تو یاعلی

بال و پرش بسوزد اگر در خیال خود
جبریل پر زند به مقام تو یاعلی

زیباست لحظه ای که تمامی انبیا
صف میکشند بهر سلام تو یاعلی

محشر محیط سلطنت توست یاعلی
باغ بهشت مرحمت توست یاعلی

یزدان وجود را به تو تحکیم می کند
قرآن به هر ورق ز تو‌ تکریم می کند

هر روز جبرئیل امین بهر کسب فیض
بر گنبد طلای تو‌ تعظیم می کند

حق حکیم گردش لیل و‌ نهار را
با گردش نگاه تو تعظیم می کند

ای رزق کائنات ز لطف مدام تو
تو‌ پادشاه عالمی و من غلام تو

شکر خدا که مهر تو دست مرا گرفت
عشق تو‌گنج و‌ در دل ویرانه جا گرفت

روزیکه که گفت حق «الستُ بربکم»
اقرار بر وجود تو از انبیا گرفت

وقتی که پا به خانه کعبه گذاشتی
حرمت ز مقدمت‌ حرم‌کبریا گرفت

ای عشق تو حقیقت حی علی الصلاح
ای پیرویت معنی حی علی الفلاح

روزم بدون نام علی سر نمی شود
قلبی که با علی است مکدر نم شود

کوثر از آن خوش است که ساقیش حیدر است
کوثر بدون ساقی کوثر نمی شود

رزق تمام عالم هستی به یمن اوست
بی اذن او‌ که رزق مقدر نمی شود

هستی ما هم از کرم مرتضی علیست
آرام جان ما حرم مرتضی علیست

رخسار مرتضی که پدیدار میشود
خورشید در زوال خود انکار می شود

خورشید بوسه گر نزند بر جبین او
از تیره گی مثال شب تار می شود

رغبت به پادشاهی عالمی نمی کند
هرکس غلام حیدر کرار می شود

آب و‌ گلم خدا بسرشته است یاعلی
بر روی لوح سینه نوشته است یاعلی

اسلام با نبرد علی آبرو گرفت
دین خدا به نام علی رنگ و بو گرفت

تا اینکه بر زبان ببرم ذکر یاعلی
باید ز آب کوثر و ‌زمزم وضو‌ گرفت

روز جزا علیست که ساقی کوثر است
خوشبخت آن کسی که ز دستش سبو گرفت

بنشین براه و منتظر یک نگاه باش
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش


بی حب او بهشت مهیا نمی شود
بی مهر او‌ قلوب مصفا نمی شود

روز ازل دٙرِ دل خود بسته ام به غیر
این در به روی غیر علی وا نمی شود

گویند اگر تمامی ذرات یاعلی
یک یاعلیِ حضرت زهرا نمی شود

در هر تپش صدای نفس های ما علیست
ای دل غمین مباش که مولای ما علیست

شام و سحر به‌ دست علی بوسه می زند
شمس و قمر به دست علی بوسه می‌زند

وقتی که استلام حجر می کند علی
حتی حجر به دست علی بوسه می‌زند

وقتی به ذوالفقار زند بر دل سپاه
تیغ ظفر به دست علی بوسه می‌زند

سهم‌ طعام خود به یتیم و اسیر داد
اندر رکوع خاتم خود بر فقیر داد

این مرد کیست در دل اشرار آمده
در کف گرفته تیغ شرربار آمده

از بهر حفظ جان پیمبر به امر حق
حیدر به قلب لشکر کفار آمده

هرکس که دید تیغ علی را به نعره گفت
باید گریخت حیدر کرار آمده

این دست حیدر است که اعجاز می کند
در آسمان سر است که پرواز می کند

#خادم

@raziolhossein
3
18:26
#امیرالمومنین_مدح


اگر بیرون کند از بیشه‌ی تمکین خود سر را
به لرزش آورد ارکان أرض و چرخ أخضر را

به ظاهر، تا بلی گفتیم، نفس از پرده بیرون شد
پسندیدم علی را تا پسندیدم پیمبر را

مراعات نظیر ذوالفقار از موج کوثر کن
میاور با فرات و نیل یکجا تیغ حیدر را

اگر نازک کند روز قیامت پشت پلک خویش
نمی‌بیند بهشت آن روز حتی روی قنبر را

ز فیضش لال، خط نامه را بر کور می خواند
ز لطفش کور دارد رهنمایی مردم کر را

کتابی هست اگر، شرحی است بر آن متن گیسویت
خدا بهر تماشای تو میزان کرد محشر را

غبار رحمتی شد باده بر آسمان پیچید
به شعله‌ی یادش گرفتم دامن تر را

بدان بازو کدامین طعمه را پاس ادب دارم
که جاه باز بستی از کرم بال کبوتر را

شرافت داشت دست بولهب بر پلّه‌ی شأنش
مشرّف گر نمی‌فرمود با پادوش منبر را

فقیهان را به زین اسب کرسی شجاعت داشت
اگر می‌بست هنگام قتال آن شیر نر، سر را

ز قدرت می‌کِشد از نیستی ها کرّه‌ی هستی
مقدر می‌کند بر نیستی امر مقدر را

حدیث روی آتشناک تو با خاک زایل نیست
به دوشم می‌کشم بعد از وفاتم نیز ساغر را

ز چین تا روم اگر دیبای خوبان موج خیز افتد
نخواهم داد از کف دامن اولاد حیدر را

عیالات خدا را تهمت همسنگی از کفر است
مبندی بر زنانش غیر زهرا شأن همسر را


#محمد_سهرابی

@raziolhossein
2
18:26
#امیرالمومنین‌_ولادت
#رباعی

امشب به لبم همین ترانه ست، علی !!!
مقصود تویی ، کعبه بهانه ست، علی !!!

این بیت ، ز مستجار ، فریاد زند ...
خانه منم و صاحب خانه ست ، علی ...

#رضا_قاسمی
.......

#صلوات

جز حب علی نیست نجاتی دیگر
جز خندهٔ او نیست براتی دیگر

تا شاد شود قلب محمد صلوات
بر حیدر و زهرا صلواتی دیگر


#سیدعلی_احمدی


@raziolhossein
1
18:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 128.0 KB
#تک_بیتی_علوی

در آن ساعت که درمانند خلقِ مشرق و مغرب
بُوَد دستم به دامانِ علی ابن ابی طالب...

#هلالی_جغتایی

@raziolhossein
4
18:39
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🚩, 14.0 KB
18:40
#تبری
#دوازدهم_رجب
به درک واصل شدن معاویه بن ابوسفیان


آیة الله سید نصرالله مستنبط در حرم امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه خدمت امام عصر صلوات الله علیه مشرف شد، شنید که امام علیه السلام در قنوت نماز خود چنین می خوانند:
«اَللّهـم انّ معاویةَ بنَ ابی سفیان قَد عادی علی بن ابیطالب( صلوات الله علیه) فالعنه لعناً و بیلاً»
* خدایا!
همانا معاویه پسر ابی سفیان دشمنی سر سختانه ای با علی بن ابیطالب صلوات الله علیه کرد،پس او را به شدت لعنت کن *
📚 معجم رجال الفکر و الادب فی النجف ۱۱۹۹/۳.
عرض نیاز به درگاه بی نیاز / ۵۰ و ۵۱.


@raziolhossein
5
18:40
#دوازدهم_رجب
#تبری
#رباعی

امشب که دل علی و زهر شاد است
از غصه دل شیعه شان آزاد است

تبریک بگویید به مولا کامشب
مرگ پسر آکلة الاکباد است
.
.

یک هدیه به سلطان ولایت بفرست
آتش به قبور اهل بدعت بفرست

خواهی که دل (اباالحسن) شاد شود
بر روح (ابایزید) لعنت بفرست

@raziolhossein
18:40
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


سری ندیدم در این حوالی که خاک پای علی نباشد
که خاکِ چسبیده بر عبایش، دگر جدای علی نباشد

قسم به مالک قسم به قنبر "ولی" فقط حیدر است حیدر
موالیِ هیچکس نباشم اگر ولای علی نباشد

به شام معراج و عرش اعلی، خدایِ از گفت و گو مبرّا
چگونه خوانَد پیمبرش را اگر صدای علی نباشد؟

نه چون غُلاتش علی پرستم نه از خداییش دل گسستم
که من خدا را نمی پرستم اگر خدای علی نباشد!

عدو بغل در خرافه آمد، شمارشش در گزافه آمد
سه تا خلیفه اضافه آمد! عمر که جای علی نباشد!

علی شریعت علی طریقت علیست لا ینفک از حقیقت
علی قسیمِ جحیم و جنت، عمر که جای علی نباشد

علی ولایت علی عدالت علی صداقت علی اصالت
علی کند رزق را حوالت، عمر که جای علی نباشد

علی شفاعت علی سیادت علی سخاوت علی عبادت
علی ست در کعبه اش ولادت، عمر که جای علی نباشد

علی به لیل المبیت خفته، علیست سِرّ از نبی شنفته
علی شهادت نخست گفته، عمر که جای علی نباشد

علی ز موسی و آدم اکمل علی ز عیسی و نوح افضل
بگو برادر! مکن معطل، عمر که جای علی نباشد

شدم سراپا خجالت آن دم، که نام سگ نزد شیر خواندم
بسوزدم این سخن که راندم اگر سخای علی نباشد...

#حسین_نادری

@raziolhossein
1
18:40
#دوازدهم_رجب
#تبری
#رباعی

یک هدیه به سلطان ولایت بفرست
آتش به قبور اهل بدعت بفرست

خواهی که دل (اباالحسن) شاد شود
بر روح (ابایزید) لعنت بفرست


@raziolhossein
18:40
#امیرالمومنین
#تبری


ای جان ایمان ، اصل دین ، روح عبادت
حق تو را خوردند با غصب خلافت
هرکس که می گوید برائت بی برائت
آویزه ی گوشش کند ما تا قیامت

بغضی مقدس در درون سینه داریم
از دشمن زهرا و حیدر کینه داریم

#شایان_مصلح

@raziolhossein
1
18:40
#امیرالمومنین‌_مدح
#تبری

آن کس که نه با علی دل خویش بباخت
چیزی نشناخت، گرچه بس چیز شناخت

با هرچه بدی بود دلم ساخت ولی
با آن که بدِ علی به دل داشت نساخت

#نیما_یوشیج

@raziolhossein
1
18:40
#تبری
#دوازدهم_رجب


🔰عالم، شاعر و خطیب عراقی مرحوم سید عبد الرسول کفائی (۱۳۴۷_۱۴۲۴ ق) در قصیده‌ای بسیار زیبا بین گورِ معاویه و مضجع شریف مولی الموحدین امیر المؤمنین علیه أفضل صلوات المصلّين مقایسه‌ٔ جالبی کرده است.
چند بیت از این قصیده را از نظر می‌گذرانیم:
ابتدا در شرح گورِ معاویه چند بیتی می‌سراید که دو بیت آن اینست:


🔸هرکه را گذر به خرابه‌های شام افتد، گور معاویه را می‌بیند درحالی که مگس‌ها و حشرات گرد آن در طواف و رفت و آمدند!
و بوی متعفن آن قبر همه جا را پر کرده است، بوی بد و ناگوار کسی که [از شدت عذاب] فریادش به آسمان بلند است.


سَيَرى الذُّبابَ يَحومُ حَولَ ضَريحِه
وَبِــأرضِــه حَــشَــراتُــه تَـــتَــــرَدَّدُ

نَـتَنَت رَوائحُـه الكَريـهَةُ وَهـيَ مِن
نَتنِ الضَّجيجِ إلى الفَضـا تَتَـصَعَّـدُ

                            ****
سپس شاعر چنین به معاویه خطاب می‌کند:

🔸ای معاویه ! برخیز و بارگاه عرش آشیان ابا الحسین امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه را بنگر که چه آستان رفیعی دارد!
بارگاه نجف را می‌بینی که زائرانش، شبانه روز و هر لحظه به قصد زیارت امیر المؤمنين صلوات الله علیه در آنجا رفت و آمد دارند.
در صحن آن حرم مطهر چراغ‌هایی نور افشانی می‌کند که ماه، نور خود را از آنها برمی‌گیرد.


أأبا يَــزيـد قُم وعايِــن مَــرقَــدا
لِأبِي الحُسَينِ وَقَد تَعالَى المَرقدُ

وَتَــری الغـَـريَّ تـَـــؤُمـُّـــه زُوارُّه
لَــيــلاً نَــهــاراً كُــــلَّ آنٍ شـُـهـَّـدُ

وَبِصَحـنِها أقمـارُ نُــورٍ أشــرَقَت
قَمَرُ السَّــما مِن نــورِها يَــتَـزَوَّدُ

📔موسوعة شعراء الغدير، ج ٦، ص ٤٤٦


@raziolhossein
1
18:40
#امیرالمومنین
#تبری

حق با علی‌ست ، با علی و آل اطهرش
این را گواه داده خدا با پیمبرش

دینی که اصل آن به «ولایت» نمی رسد
نفرین به آن نمازش و لعنت به منبرش

در مسجدی که نام علی را نمی برند
باید که گِل گرفت به والله بر درش

ذرات عالمند ترابِ ابوتراب
شاهان عالمند غلامان قنبرش

مهر حلالزادگی ما ولای اوست
آن که محب او نَبُوَد خاک بر سرش

هرکس درون سینه ندارد ولای او
حتما بپرسد علت آن را ز مادرش

#محمد‌کابلی

#بر‌دشمن‌مرتضی‌‌علی‌لعنت🔥


@raziolhossein
3
18:40
#امیرالمومنین
#تبری


آنان‌که پاس حرمت حیدر نداشتند
ایمان به‌ذات خالق اکبر نداشتند

گر با علی شدند مخالف، عجب مدار
تصدیق زابتدا به پیمبر نداشتند

گوش همه ز فضل علی در غدیرخم
پُر شد ولی چه سود که باور نداشتند

افشاند شه ز لعل گهرها و مفلسان
همت به ضبط آن دُر و گوهر نداشتند

چندی به احمد ار گرویدند از نفاق
جز ملک و مال، مقصد دیگر نداشتند

هرگز نداشتند به محشر عقیده‌ای
ور نه چگونه خوف ز محشر نداشتند!

کردند هر جفا که برآمد ز دستشان
ز آن‌رو که اعتقاد به کیفر نداشتند

گشتند چیره سخت به عنقای قاف قرب
زاغان که کرّ و فَرِّ کبوتر نداشتند

دین ثابت از علی‌ست؛ بلی آن فراریان
قدرت به فتح قلعه‌ی خیبر نداشتند

در رزم خندق آن همه لشگر به‌جز علی
مردی حریف عمرو دلاور نداشتند

بی‌شک مقرر است به‌دوزخ حمیم‌شان
آنان‌که حُبِّ ساقیِ کوثر نداشتند

قومی دلیل راه شناسند ز ابلهی
آن فرقه را که ره سوی داور نداشتند

من خاک پای پاکدلانی که جان و سر
دادند و دل ز مهر علی برنداشتند

جوید صغیر، یاری از آن شه که انبیاء
جز او پناه و ملجاء و یاور نداشتند


#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
2
18:42
#تبری
#رباعی

ای اهل سقیفه ای شیاطین حجاز
دنیا به وجودتان کجا داشت نیاز ؟
از وحشت این که دست تان رو بشود
عمریست که دست بسته خوانید نماز
......

دین را به خدا وجودتان زایل کرد
شیطان سوی تان قبله ی خود مایل کرد
آوردن نام مرتضی خواست وضو
آوردن نام تان وضو باطل کرد

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
5
18:47
#تبری
#دوازدهم_رجب


بی مهر علی هرچه عمل کاشته باشند
چون کوه گناهی است که انباشته باشند

بر پای معاویه ذلیلانه بیفتند
از دست علی دست که برداشته باشند

بی مهریه خیرات که کردند جفا نیست؟
پرچم به در خیریه نگذاشته باشند

قرآنِ روی نیزه همان بیرق کفر است
در جنگ علی چون که بر افراشته باشند

باید که معاویه شود داییِ آنها
که ع ا ی ش ه را مادر پنداشته باشند

دنبال عمو هیچ در این قوم نگردید
بابا که ندارند عمو داشته باشند

@raziolhossein
👍 2 1
18:47
#امیرالمومنین_مدح
#دوازدهم_رجب
#تبری


باور نمی کنم که دلیلش حماقت است
بدگویی از علی به خدا از حسادت است

حیف از علی که با کَس و ناکَس قیاس شد
آخر میان آتش و دریا چه نسبت است؟

این که علی میان اُحُد، مانْد، یک تَـنه
این که فرار کرد فلانی روایت است

مولای ما فرار نمی کرد وقت جنگ
غیر از شجاعت آنچه علی داشت، غیرت است

این که یگانه فاتح خیبرشکن علی ست
معیارِ زور نیست که، حرف از لیاقت است

این که به زورِ آتش و تیغ و طناب هم
بیعت نکرده است، همین هم فضیلت است

او را که هست تَحتِ کِسای پیامبر
دیگر چه حاجتی به ردای خِلافت است؟

جز بین دست های یداللهی علی
هرجا که رفته حُکمِ خِلافت، خیانت است

از احمد بن حَنبل در مُسند آمدست
فَضل علی زیادتر از فَضل امت است

ابن ابی الحدید نوشته ست این علی
از هر طرف که می‌نگرم دور از آفت است

قول بخاری است، به اقرار او علی
مُشرف ترین خلق خدا بر قضاوت است

بر هر که جز علی بدهند این صفات را
کذب است، سرقت است، دروغ است، غارت است

فهمیدنِ بزرگی مولایِ ما علی
بعضی اگر کتاب بخوانند، راحت است

بی عرضه است هر که به دور علی نگشت
آری که شرط لازم حج، استطاعت است

آن عده که معاویه باشد امیرشان
عریان فرار کردنشان هم مهارت است

فرقی بزرگ بین علی و معاویه ست
فرقی که در دو واژه ی مرگ و شهادت است

آری یزید کیست؟ سیاهی مطلق است
اما حسین کیست؟ چراغ هدایت است

چیزی که مانده از علی اسلام ناب اوست
چیزی که از معاویه مانده ست بدعت است

نگذاشت شیعه پا به روی سنت الرسول
با این حساب شیعه فقط اهل سنت است

حشر مخالفان علی با معاویه
تا هست این دعا چه نیازی به لعنت است؟

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
13
1 January 2026
ش
18:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح


شیر جنگاور بنت اسدی یا حیدر
مظهر روی خدای صمدی یا حیدر
همه ی عرش خدا را بلدی یا حیدر
همه جا ذکر لبانم مددی یا حیدر

می کند نام قشنگت به خدا دلبری ام
از طفولیت خود تا به کنون حیدری ام


نفسی دارم اگر از کرمت دارم و بس
میل بوسیدن خاک قدمت دارم و بس
در سرم شوق طواف حرمت دارم و بس
در دل خود بخدا درد و غمت دارم و بس

دل که شد جای علی قیمت زر میگیرد
مرده با ذکر ”علی” جان دگر میگیرد


ازتوگفتن بخدا کار کمی نیست که نیست
خطّی از مدح تو حد قلمی نیست که نیست
پیش توحاتم طایی رقمی نیست که نیست
سرکوی توسخن از اِرمی نیست که نیست

این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هرکجا نام علی هست همانجاست بهشت


آسمان پای قدم های تو سر خم کرده
و زمین زیر قدومت چه قدر دم کرده
دشت را سرخی رگ هات جهنم کرده
هیبت تو به خدا روی همه کم کرده

رقص تیغ دو سر تو چه تماشا دارد
ملک الموت اگر جان بدهد جا دارد


به تو و گرمی بازار تو ماشاءالله
به وفاداری و ایثار تو ماشاءالله
به غلامان فداکار تو ماشاءالله
هیچ کس نیست جلودار تو ماشاءالله

فن شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟
که به یک ضربه زمین رابه زمان دوخته ای


مرد میدان نبرد و یل بی باک علی
باعث رونق هستی گل افلاک علی
ثمر رزق حلال و نطفه ی پاک علی
طبق فرمایش خالق پدر خاک علی

ای همه هستی وآرامشم ای جانم علی
در شب اول قبرم به تو مهمانم علی

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
3
18:04
#امیرالمومنین_ولادت


ماه مولا شد حدیث طیر را با ما بخوان
در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان
در توسل شبّر و شبّیر را با ما بخوان
«یا مَن أرجوهُ لكلِّ خیر» را با ما بخوان
با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی
هم‌چنان بنت اسد بر درگه یزدان درآی

دانه اشكی چنان آیینه صافت می‌كند
سوز آهی محرم بزم عفافت می‌كند
رو به مسجد كن ببین رحمت طوافت كند
ذات حق دعوت برای اعتكافت می‌كند
معتكف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود
اعتكاف هیچ كس چون مادر مولا نبود

مادری كاو را ببخشد عالیِ اعلی علی
پیش كعبه كس نداند حال او الّا علی
می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی
اعتكافش در حریم كعبه باشد با علی
چون سر آمد اعتكافش، عشق شد هم‌دوش او
تا برآمد آفتابی بود در آغوش او

ای حرم در باز كن جانانه را در بر بگیر
تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر
چون صدف این گوهر یك‌دانه را در بر بگیر
خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر
در ز دیوار حرم وا كن، به مردم در ببند
خود كمر در خدمت این كودك و مادر ببند

ای حرم غسل زیارت كن جمالش را ببین
چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین
خط بكش بر روی بت‌ها و خط و خالش را ببین
بر سر دست رسول‌الله مقالش را ببین
كز زبور و مصحف و تورات ای جان جهان
هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان

چون به رخسار پیمبر چشم حیدر باز شد
از نگاهش عقده‌ی غم به پیمبر باز شد
شهر علم مصطفی را بر جهان در باز شد
حجت داور لبش با نام داور باز شد
ای حریم كعبه! بشنو این ندای دلنشین
آیه‌های مؤمنون را از امیرالمؤمنین

اختیارش با خدا و عالمش در اختیار
مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار
جُرج جُرداق مسیحی گفت در هر روزگار
كاش می‌شد یك علی وین ویژگی‌ها آشكار
این نخواهدشد ولی از مكتب ایثار او
كاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
18:04
#امیرالمومنین_مدح



کسی دکان نگشوده‌ست بی‌جواز علی
که رزق هیچ کسی نیست بی‌نیاز علی

خدا به داد ترازوی عادلان برسد
اگر حساب بسنجند با تراز علی

جهان سوال بزرگی‌ست، کشف خواهد شد
اگر که چاه بگوید چه بود راز علی

گره به کار خود انداختی طناب! چرا؟
چه خواستی که نداده‌ست دست باز علی

بپرس از آنکه دو دستی غلاف را چسبید
چه دیده از دو دم تیغ یکه‌تاز علی

به کوفه نیست امیدی که مسجدش نشکست
نماز هیچ کسی را به جز نماز علی

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
1
18:04
#امیرالمومنین_مدح



از پیمبر یا خدا درباره ی حیدر بپرس
یعنی از گوهرشناسان قیمت گوهر بپرس

گل به خوبی می شناسد باغبان خویش را
وصف ساقی نجف را از می کوثر بپرس

معنی مرد خدا را نیمه شب از نخل ها
معنی شیر خدارا روز از لشکر بپرس

هیچ دیواری نمی شد مانع راه علی
از شکاف کعبه و دروازه ی خیبر بپرس

در دل تاریخ آوای((سلونی))زنده است
مشکلات سخت را از صاحب منبر بپرس

نه !فرار از جنگ هرگز درمرام شیر نیست
قصه را از بدر یا احزاب یا خیبر بپرس

گاه برترمی شود یک نوکر از صد پادشاه
این تناقض علتی دارد که از قنبر بپرس

در جهنم با علی یا در بهشت بی علی؟
شوق آتش را از ابراهیم پیغمبر بپرس

جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟
ما نمی فهمیم این را از علی اکبر بپرس

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
1
18:04
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی


چون ذات علی، ولیّ حق، مظهر هوست
گر نام ورا خدا علی خواند نکوست
در خانه‌ی حق، علی به دنیا آمد
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#ریاضی_یزدی


دریاست علیّ و جمله هستی چون جوست
مغز است همه علیّ و عالم همه پوست
در کعبه اگر علی به دنیا آمد
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#حسین_آزادگان_واصل


تا حبّ علی مرا بُوَد در رگ و پوست
رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست
جز نام علی، لب به سخن وا نکنم
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#محمدعلی_مردانی


گفتم به خرد: ای که تو را رأی نکوست!
آثار خداست در علی یا هُوَ هوست؟
گفتا به خدا! که او خدا نیست ولی
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#پرتو_اصفهانی (ظاهرا")

ر شکر کنم تا ابد الدهر نکوست
جا کرده محبت علی در رگ و پوست
من مهر علی دارم و دشمن بغضش
از کوزه همان برون تراود که در اوست

#یاسر_رستگار


گفتم كه علي،گفت بگو سِرُّ الله
گفتم كه علي،گفت بگو عين الله

گفتم كه به وصفش چه بگويم گفتا
لا حول و لا قوه إلّا بالله

@raziolhossein
18:04
#امیرالمومنین_مدح



نفس نفیس مصطفی یا علی 
کعبه گرفت از تو صفا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

تو در زمین و آسمان رهبری 
عقده گشای دل پیغمبری 
تو شهر علم نبوی را دری 
پشت نبی روی خدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

یاد تو ذکر لب خاموش من 
مدح تو هنگام سخن نوش من 
لحمک لحمی است دُر گوش من 
از لب ختم الانبیا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

وجه خداوند تعالی تویی 
غیر نبی بر همه اولا تویی 
شیر خدا علی اعلا تویی 
یار نبی در همه جا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای حرم از مقدم تو محترم 
مادر تو زاده تو را در حرم 
مکه ز میلاد تو رشگ ارم 
جان جهانت به فدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ما زترابیم و تویی بو تراب 
ما همگان ذره و تو آفتاب 
آیه ی مدح تو بود در کتاب 
نص صریح انما یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

بعد نبی حضرت خیرالانام 
فاطمه را کیست بجز تو امام 
ای بتو از قادر منان سلام 
تویی تویی تو مقتدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

گاه سخن نوش محمد تویی 
یار و هم آغوش محمد تویی 
بت شکن دوش محمد تویی 
به بیت ذات کبریا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

با که نبی همدم و همراز بود؟ 
بیت که بر بیت خدا باز بود؟ 
دین زنبرد که سر افراز بود؟ 
نبی که را گفته ثنا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

کی به احد جان نبی را خرید؟ 
کی به احد جز تو نود زخم دید؟ 
بدر به شمشیر که فتح آفرید؟ 
جز تو که بد شیر خدا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

جز تو خدا را که ید و عین بود؟ 
مهر که غیر از تو بما دین بود؟ 
بازوی کی، بازوی ثقلین بود؟ 
در صف پیکار و غزا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای که خرد گشته بوصف تو گم 
آیه اکملت لکم دینکم 
مدح چه کس بوده به صحرای خم؟ 
از تو نمی شوم جدا یا علی 


یاعلی و یاعلی و یاعلی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×816, 101.0 KB
تیغ از سر خود غلاف برداشته است
شب پرده ی اعتکاف برداشته است

در پوست خود بدان نمی گنجیده است
این خانه اگر شکاف برداشته است...

#سعید_بیابانکی

.
18:05
#امیرالمومنین_مدح


کسی نیامده او را علی جواب کند
علی به سمت گدایان خودش شتاب کند
کسی که روی علی ذره ای حساب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
علی فقط که علی نیست، چارده نور است
از او جدا شدن از هفت پشت ما دور است

برای دایره ی شاعران بی تکرار
شده ست خطبه ی بی نقطه، نقطه ی پرگار
در اولین خم زلفش اسیر شد عطار
هزار شاعر مضمون سرا هزاران بار
خیال وصف علی را قلم به دست شدند
شراب عشق علی را نخورده مست شدند

علی، علی ست و زهرا شناسنامه ی اوست
شروع او حسن است و حسین ادامه ی اوست
صفات خاص ملایک صفات عامه ی اوست
من از خودم که نمی گویم، این چکامه ی اوست
برای او و خدا، دل، شریک قایل نیست
میان عاشق و معشوق،هیچ حایل نیست

که گفته روی زمین قرن هاست گم شده ایم؟
نه! ما مجاور کوی صد و دهم شده ایم
مسافر نجف و کربلا و قم شده ایم
مبلغ جریان غدیر خم شده ایم
غدیر از نظر شیعه عید الاعیاد است
خدا ولایت خود را به شیعیان داده ست

به هر که عاشق او شد اسیر می گویند
به دست های علی دستگیر می گویند
و اهل عرش، علی را امیر می گویند
هنوز جن و ملک از غدیر می گویند
جماعت این دو سه خط را ولی نمی فهمند
که چیزی از درجات علی نمی فهمند

علی که بود؟ نه می دانم و نه می دانی
محب او چه عرب باشد و چه ایرانی
چه آشکار سلامش کند چه پنهانی
چه در سلامت کامل چه در پریشانی
جواب می شنود از علی: سلام علیک
اگر مرید مرامش شدی بگو لبیک

به پاست تیر و علی روی پاست وقت نماز
نماز اوست زکات و گداست غرق نیاز
دهان کعبه از این کارهای او شده باز
که در نهایت ایجاز می کند اعجاز؟
به جز علی، که هر انگشت او هنرمند است
برای او در خیبر به تار مو بند است

اگر که دشمن او تیغ را غلاف کند
علی که جنگ ندارد، چرا مصاف کند؟
عمر به خوبی او باید اعتراف کند؟!!
رواست کعبه نجف را اگر طواف کند
کجا شبیه به نهج البلاغه آمده است؟
کتاب های جهان را کسی ورق زده است؟

ستاره ای ست برای خودش ابوریحان
ولی کنار علی می شود ابوحیران
که گفته نام علی نیست داخل قرآن؟!
هزار بار بخوان از شروع تا پایان
قسم به نقطه ی زیرین باء بسم الله
علی ست معنی قرآن، سخن کنم کوتاه

ستاره روزنی از وصله ی عبای علی ست
روایت است سماوات زیر پای علی ست
به عرش رفته محمد، پی خدای علی ست
به نقل قول، صدای خدا صدای علی ست
قرار شعر بر این شد سخن شود کوتاه
چه "یاعلی" بنویسم چه "فی امان الله"

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
3 😭 1
18:05
#امیرالمومنین_مدح



باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است
مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه
«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است
«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا
چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

احمد(ص) به خدا غیر علی(ع) یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست
«تا بوده علی(ع) بوده و تا هست علی(ع) هست»

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است ازین حالت مول
ا
شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»
این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو...

مخصوص علی(ع) هست علی(ع) شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند...

...از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
«با خشم علی(ع) هرکه در افتاد ور افتاد»

احمد(ص) زند آیا نفسی غیر علی(ع)...؟نه
بالا برود دست کسی غیر علی(ع)...؟ته

«من کنتُ» که بر حیدر کرار (ع)رسیده است
حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است

#مجید_تال

@raziolhossein
2
18:05
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی



بر معرفت علی کسی را ره نیست
هر کور دلی محرم این درگه نیست

سربسته بگویمت: علی سِرِّ خداست
از سر خدا به جز خدا آگه نیست


#مرحوم_سید_مصطفی_آرنگ

شادی روح شاعر اهلبیت سید مصطفی آرنگ صلواتی هدیه نمائید
@raziolhossein
18:05
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×852, 133.3 KB
🏳 ولادت امیرالمومنین علیه السلام

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیرِ حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#یا_علی
#میلاد_حسنی

.
18:06
#امیرالمومنین_مدح


و بدانید که تا زنده ام و جان دارم
به خدای علی و فاطمه ایمان دارم

#شیعه ی_رافضی ام از سه نفر‌ بیزارم
کور خواندید که دست از سرشان بردارم

علوی ام،سر ناموس خدا حساسم
من مُرید پسر حضرت حق،عباسم

لب به آبشخور کفتار نخواهد زد شیر
آب خوردم فقط از چشمه ی جوشان غدیر!

از خدا خواسته ام اهل #برائت باشم
نه که با عامّه دنبال رفاقت باشم

مانده حرف پدرم تا به ابد در گوشم
غیرتم را به دو مثقال طلا نفروشم

سایه اش تا به ابد از سر من کم نشود
گردنم پیش کسی غیر #علی خم نشود

بهتر آن است سخن وصف مخاطب باشد
شعر من درد دل مادر زینب باشد

پشت کردی به #سقیفه که بگویی حق کیست
حق علی باشد و رفتار علی جز‌ حق نیست

خطبه خواندی به همه درس شهامت دادی
امر کردی به خودت اذن شهادت دادی

ای همه دل خوشی زندگی ام لبخندت
مادرم! کاش که من هم بشوم فرزندت

رو سیاهم ولی از حُب‌ِّ علی شعله ورم
تو قبولم کنی از قید خودم می‌ گذرم

عاقبت تکیه به شمشیر پدر خواهم داد
و به خونخواهی پهلوی تو سر خواهم داد

#شایان_مصلح

@raziolhossein
1
18:06
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی


ای دل به هوای حضرت صاحب باش
دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف
دلخوش به علی ابن ابی طالب باش
****

توحید، ولایت علی می باشد
اسلام، محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی
در سایه ی خدمت علی می باشد‌


#سیدمحمد_ميرهاشمی

....

اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس
شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس

در بین تمامِ خوب رویانِ جهان
عشق ست"علیّ بن ابیطالب" و بس



@raziolhossein
18:06
#امیرالمؤمنین_مدح


ای افتخار حل و حرم ،یاعلی مدد
ای جشمه زلال کرم، یاعلی مدد

آمدبرون زجنت وشدتوبه اش قبول
آدم که گفت دم همه دم، یا علی مدد

وقتی خلیل هیبت بتخانه را شکست
فریادزد قدم به قدم، یا علی مدد

مثل تودریتیم نوازی کسی نشد
در گردش زمانه علم، یاعلی مدد

درجام جان منتظران فرج ببین
غم ریخته است برسرغم، یاعلی مدد

مارا ولایت تو کندعاقبت به خیر
ای درکف تو لوح وقلم، یاعلی مدد

خواهم ز فیض بندگی آستان تو
محتاج دیگران نشوم، یاعلی مدد

ای آنکه درگرفتن حق تو پشت در
یاس کبود خورده قسم، یاعلی مدد

ای لطف تو زیادترازحد قبول کن
ازما همین ارادت کم، یاعلی مدد

#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
18:06
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


در راه علی اگر هلاکم سازند
اهل نظر، آیینه ز خاکم سازند

گویند که ناپاک مبر نام علی
من نام علی برم که پاکم سازند

مرحوم #سیدرضا_موید
....

با رحمت و لطفِ خویش درگیرم کن
از باده ی نابِ ازلی سیرم کن

یاربّ قَسَمَت به نامِ حیدر دادم
با عشق و محبتِ علی پیرم کن...

#محسن_زعفرانیه
.......

اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس
شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس

در بین تمامِ خوب رویانِ جهان
عشقست"علیّ بن ابیطالب" و بس
......

سیمای تو جلوه ی خداوند جلیست
عشق تو درون سینه ام لم یزلیست

ناپاک بود نطفه ی عدوان تو چون
معیار حلال زادگی حب علیست

#مهدی_ستارزاده
.......

روزم چو شب است یاعلی جان مددی
جانم به لب است یاعلی جان مددی

تو باشی و نوکرت گرفتار شود!!!
از تو عجب است یاعلی جان مددی

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
18:06
#امیرالمومنین_ولادت


خدا در کعبه مهمان دارد امشب
حرم در سینه قرآن دارد امشب
زمین خورشیدِ تابان دارد امشب
محمد یک جهان جان دارد امشب
درون بیت جانان دارد امشب
فلک اسرار پنهان دارد امشب

نوشته بر در و دیوار کعبه
که امشب بخت گشته یار کعبه


الا عیدت مبارک باد کعبه
خدا امشب امامت داد کعبه
علی در تو قدم بنهاد کعبه
تولد یافت عدل و داد کعبه
مبارک باد این میلاد کعبه
چه شوری در وجود افتاد کعبه

بتان هم با علی گفتند امشب
سخن ها با علی گفتند امشب


خداوند حرم را مظهر است این
محمد را چو جان در پیکر است این
تمام هستی پیغمبر است این
زمین و آسمان را محور است این
یم و طوفان و موج و لنگراست این
چگویم حیدر است این حیدر است این

تمام افتخار کعبه این است
خدا گفته امیر المؤمنین است


مه برج اسد امشب اسد زاد
اسد، آری اسد، بنت اسد زاد
ازل را جلوه ی حسن ابد زاد
جمال قل هو الله احد زاد
بگو مرآت الله الصمد زاد
خدارا چشم وگوش و وجه و ید زاد

رخ صاحب حرم تا شد هویدا
حرم گمگشته اش را کرد پیدا


جهان یک سایه از دیوار مولاست
زمان هم مست و هم هشیار مولاست
فضا لبریز از انوار مولاست
حرم محو گل رخسار مولاست
خدا در کعبه مهماندار مولاست
محمد عاشق دیدار مولاست

که دیده بزم الله الصّمد را؟
خدا و حیدر و بنت اسد را


مرا مولا و سرور کیست؟ حیدر
دل و دلدار و دلبر کیست؟ حیدر
امیر دادگستر کیست؟ حیدر
امام عدل پرور کیست؟ حیدر

محمّد (ص) را اگر پیغمبری بود
خدا داند که او هم حیدری بود


علی مرآت ربّ العالمین است
علی استاد جبریل امین است
علی سرّ خداوند مبین است
علی آیینۀ حقّ الیقین است
علی مولای اصحاب الیمین است
علی کلّ ولایت کلّ دین است

همین است و همین است و جز این نیست
کسی جز او امیرالمؤمنین نیست


علی ذکر و علی حمد و علی دم
علی بیت و مقام و رکن و زمزم
علی یعنی صراط الله اعظم
علی یعنی کتاب الله محکم
علی یعنی تمام دین آدم
علی یعنی امام کلّ عالم

علی در عالم خلقت یکی بود
محمّد هم به مهرش متّکی بود


تو در جسم نبی جانی علی جان
تو اصل اصل ایمانی علی جان
تو روح روح قرآنی علی جان
تو نوحِ نوح طوفانی علی جان
تو میزانی تو فرقانی علی جان
تو روز حشر ساطانی علی جان

لوای حمد در دست تو باشد
تمام حشر پابست تو باشد


تو جا بر دوش پیغمبر گرفتی
تو در از قلعۀ خیبر گرفتی
تو از عَمر دلاور سر گرفتی
تو چون جان مرگ مرگ را در بر گرفتی
تو از ختم رسل کوثر گرفتی
تو دل از انبیا یکسر گرفتی

تو قاتل را ز رأفت شیر دادی
تو خصم خویش را شمشیر دادی


تو روی خاک، معراج نمازی
تو بال طایر راز و نیازی
تو درد عالمی را چاره سازی
تو وقت جان فشانی پیشتازی
تو دل بشکسته گان را دلنوازی
تو بین انبیا نشکفته رازی

اگر چه با خلایق زیستی تو
خدا می داند و بس کیستی تو


به جز تو کیست با آن اقتدارش
زند وصله به کفش وصله دارش
فلک خورشید گردون خاکسارش
کند اشک یتیمی بی قرارش

فدای لطف و احسانت علی جان
که «میثم» شد ثنا خوانت علی جان

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:06
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی


حبش به خدا عصاره ایمان است
جسم است همه عالم و حیدر جان است

شد مدح علی معجزه پیغمبر
وقتی که علی خلاصه قرآن است

#علی_اکبر_نازک_کار

.......

او بود که"الله الصمد" یادم داد
او مهر و وفاء بی عدد یادم داد

روح"پدرم"همیشه غرق رحمت…
او گفتن "یاعلی مدد" یادم داد

#سیدمجتبی_شجاع

.....


درمانده ای و اگر به دنبال نجات
دل خسته ای و چشم به راه برکات

تا حال دلت خوب شود پس بفرست
بر شمس جمال شاه مردان صلوات

#حسن_کردی

@raziolhossein
18:06
#امیرالمومنین_ولادت
#رباعی

با قدر تو ، قبله را چنین قابل کرد
معنی ی طواف خانه را کامل کرد

آن روز خدا ، ز جبرییل گلویت
قرآن به محمد امین نازل کرد


#میثم_مومنی_نژاد

.......

آئینه ی الله الصمد را صلوات
وین صُنع خداوند احد را صلوات

حق داد چه نور بصری فاطمه را
نور بصر بنت اسد را صلوات

#علی_قمی
......

ای حیدریان به روح حیدر صلوات
برشافع ما به روز محشر صلوات

در روز ولادت علی شیر خدا
بفرست به مرتضی مکرر صلوات

#جعفر_حقیقت_پور

@raziolhossein
18:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
714×1280, 169.1 KB
#تک_بیتی_علوی

چو پای بست ولای ابوتراب شدم
به دوزخ ابدی ایمن از عذاب شدم

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین‌_مدح
#دوبیتی


نبی تکیه کلامش یا علی بود
همیشه التیامش یا علی بود

خدا هم در شب معراج با او
سلام و والسلامش یا علی بود

#حسن_کردی
.....


یقیناً ... جایِ امّا و ولی نیست
کسی غیر از علی بر ما ولـی نیست

قسم بر بایِ بِسمِ الله...هرگز
ِصِراطَ المستقیمی جز "علــی " نیست


#م_محمدی_مزینان


@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین‌_ولادت
#رباعی


ایکاش که ما...سیزده ماه رجب
همراه شما...سیزده ماه رجب

باشیم و بخوانیم زیارت نامه..
ایوان طلا...سیزده ماه رجب

#سیدمجتبی_شجاع

.......

مولود حرم بوده تفکر نکنید
حق است و به غیر از این تظاهر نکنید

مزد خبر خوش عاقبت زر باشد
با خاک دهان کعبه را پر نکنید

#امیر_فرخنده
......


کعبه _ به خدا! _ طبع ولایی دارد
در مدح علی، غزل‌سرایی دارد

حرف دل این بیت، همین مصراع است:
"ایوان نجف، عجب صفایی دارد"

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
18:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×1041, 52.9 KB
#تک_بیتی_علوی

بنای خانه كعبه خليل الله نهاد اما
علي در كعبه ظاهر گشت و صاحب خانه پيدا شد

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
2
18:08
#امیرالمومنین‌_مدح
#امیرالمومنین‌_ولادت


ما کجا وصف بی شمار علی
صلوات خدا نثار علی

هست خورشید تحت فرمانش
کهکشان هاست در مدار علی

ایمن از آفتابِ روز جزاست
هر که آمد به سایه سار علی

اوست میزانِ روز محشر و نیست
جز خدا آگه از عیار علی

رزق اهل زمین به جای خودش
آسمان هاست ریزه خوار علی

خانه ای را که ساخت ابراهیم
قبله گردید از اعتبار علی

میل سلمان به دل بود زیرا
اوست میلش به اختیار علی

جان به قربان میثم اش که گرفت
جای در جنتِ جوار علی

زرهش وقت رزم ، بی پشت است
چون ندیده کسی فرار علی

به نَوَد زخم در احد سوگند
که علی ماند و ذوالفقار علی

لب به تحسین گشود ، دشمن و دوست
روز خیبر به کارزار علی

به خدا می‌شود که آینه ساخت
با دلی که شده غبار  علی

اهل دنیای دون کجا دانند
ارزش کفش وصله دار علی

آنچنان که علی است یار خدا
حضرت فاطمه است یار علی

بهترین خاطرات عمر ماست
یاد شبهای در دیار علی

در نجف زائر مدینه شدیم
یا نبی خفته در مزار علی

گفته در وقت مرگ می آیم
شک ندارم به قول و کار علی


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
18:08
#امیرالمومنین_مدح



صاحب اسرار «سُبْحانَ الّذي أَسْرى‏» علی‌ست...
بین آیات الهی، آیت کبری علی‌ست

«قُلْ هُوَ اللَّهُ أحَد» تفسیری از اخلاص اوست
در کمال بندگی یکتای بی‌همتا علی‌ست

حافظ جان علی «فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظا»
حافظ قرآن به «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا» علی‌ست

آیت الکرسی به اسم اعظمش مستمسک است
ای مسلمانان به قرآن «عُروةُ الوُثقی» علی‌ست...

سِیرْ در «ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض» کُن
چشم دل وا کن ببین پیدا و ناپیدا علی‌ست...

«اُدْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ»
در مقام قاف قرآن جنت الاعلی علی‌ست

از «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ» بپرس
تا بدانی در وفای عهدِ حق «اَوْفی» علی‌ست

آسمان «رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَه»
سفره‌دار «اَنْتَ خَیْرُ الرّازقین» مولا علی‌ست

نور علمش «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ» است
«عَلَّمَ القرآن» علی و «عَلَّمَ الاَسما» علی‌ست

لوح محفوظ خدا، «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»
در دو عالم «يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفی» علی‌ست

در طریقت، رایت «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيل»
رهنمای «اَلّذِينَ جاهَدُوا فينا» علی‌ست

اختر تابندۀ «إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‏»
ماه ظلمت‌سوز «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏» علی‌ست...

نوح، ایمن ماند از طوفان به یمن نام او
باء «بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» علی‌ست

روح رحمان، قلب قرآن، جان یاسین، نفس فجر
صاحب قدر و معارج، شاهد إسری علی‌ست

عمره و حج و طواف و کعبه و رکن و مقام
زمزم و سعی و صفا و مروه و مسعی علی‌ست

«یا علی و یا عظیم و یا غفور و یا رحیم»
یا الهی! مظهر اسمائک الحسنی علی‌ست

یاد او «تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» کند
در نماز قرب ذکر الله اکبر یا علی‌ست

سجده، راز سر به مُهری بود و آخر فاش شد
رازدار «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَی» علی‌ست

بشنو از احمد حدیث «حیثما دار» علی
تا ببینی هر طرف رو آورد حق با علی‌ست

تیغش «أَنْزَلْنَا الْحَديد» و ضربتش «بَأْسٌ شَديد»
بهترین توصیف فتحش «لا فتی الا علی»ست

ذوالفقار، اثبات حق و نفی باطل می‌کند
بی‌گمان فاروق اعظم در جهان تنها علی‌ست...


#سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل


@raziolhossein
3
18:08
#امیرالمومنین‌_ولادت
#رباعی


گویند حریم کعبه، در داشته است
از «سیزده رجب» خبر داشته است

از شدّتِ اشتیاقِ دیدار علی
دیوار حرم، شکاف برداشته است


#محمدجواد_غفورزاده #شفق
....

گل از نفس بهار چیدن دارد
انوار خــدا ،همیشه دیدن دارد

با دیدن اعجاز، به میلاد علی
صلوات فرشتگان شنیدن دارد

#سیدهاشم_وفایی

.....

خورشید زکعبه سرزده یاماه است
دل درطلب سپیدة دلخواه است

عطری که دل ازدست ملائک برده است
عطر نفس علی ولی الله است

#سیدهاشم_وفایی
.....

آفاق پُر از  زمزمه ی یاد علی است
مبهوت ز شوکت خداداد علی است

دیوار حرم چرا نخندد از شوق؟
وقتی که خدا ،شاد ز میلاد علی است


#سیدهاشم_وفایی

......

ای حیدریان به روح حیدر صلوات
برشافع ما به روز محشر صلوات

در روز ولادت علی شیر خدا
بفرست به مرتضی مکرر صلوات


#جعفر_حقیقت_پور

@raziolhossein
2
18:08
#امیرالمومنین_مدح



او را که خدا آینه خویشتنش کرد
آورد به دنیا و یل بت شکنش کرد

بر خاک نظر کرد علی خاک طلا شد
بر سنگ نظر کرد عقیق یمنش کرد

در معرکه هرکس به مصاف علی آمد
مولا زره جنگی او را کفنش کرد

تا  دید عدو روبرویش تیغ علی را
جان زودتر از ضربه فرار از بدنش کرد

شد اوج سرافکندگی دشمن حیدر
آن کار که با ناقه سواران حسنش کرد

در مکتب خود حضرت زینب به رقیه
مدح علی آموخت و شیرین سخنش کرد

جبریل سعادت ز خدا خواست، خدا هم
در راه حسین بن علی سینه زنش کرد

از هجر علی کعبه عزادارترین شد
طوری که فقط جامه مشکی به تنش کرد

خوش عاقبت آن است که هنگام زیارت
مرگ آمد و با شاه نجف هموطنش کرد


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
18:08
#امیرالمومنین‌_ولادت


حریم کعبه است این جا و خیل پرده دارانش
به نزدیکش زنی، استاده دور از چشم یارانش
صفای باطنش پیداست از اشک چو بارانش

صفات نیک در ذاتش، فلک حیران، ملک ماتش؟
حرم محو مناجاتش، برآید کاش حاجاتش!
گرفتارست و می خواند، خدا را با دل و جانش


الهی! ذکر یارب یاربم باشد به لب تا کی؟
ز اندوه مَنِ بیدل، بنالد مرغ شب تا کی؟
دلم آمد به جان، این سوز و ساز و تاب و تب تا کی؟

ببین برق نگاهم را، سرشکم را گواهم را
مؤثّر کن تو آهم را، به من بنمای راهم را
که من مشتاق آن راهم که پیروزی ست پایانش


اگرچه بر سر راهم، غم ایام سد بسته
ولی صبر من این غم را به «حبلٌ مِنْ مَسَد» بسته
خدایا! دل به مهرت فاطمه بنت اسد بسته

تویی قدّوس و سبّوحش، قرار قلب مجروحش
اگر فانی شود روحش، توییکشتی، تویی نوحش
که هرکس با تو دل دارد چه باک از موج تطوفانش


به محبوبی که اندر بطن من گوید سخن با من
به آه عافیت سوزی، که یا او می کشد یا من
مرا مپسند بیش از این، گلاب اشک در دامن

که یک روح و دو تن دارد، دو گل در یک چمن دارد
دو شمع انجمن دارد، حسین و هم حسن دارد
ولی پرورده دامان زهرا جان به قربانش


علی، آن کس که مرغِ دل به شوقِ وصل او پر زد
علی آن کس که جبریلِ امینش حلقه بر در زد
علی، آن کس که شاید تکیه بر جای پیمبر زد

نظر با ما خَلَق دارد، به دین گوی سبق دارد
به صورت نور حق دارد، عنایت با «شفق» دارد
امیدست آن که بشمارند او را از محبّانش


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
18:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 121.4 KB
از زیر و بم جهان خبر داشت علی
زیر قدمش دُّر و گهر داشت علی
هنگام خطر جای پیمبر خوابید
جای خلفا نیز جگر داشت علی

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1
18:09
#امیرالمومنین_مدح



آمده ام که دین خود به شیعیان ادا کنم
بوصف حجت خدا لب بلب آشنا کنم
مدح علی مرتضی خسروانما کنم
زگفتن صفات او خدای را رضا کنم
کور دو دیده ی عدو زنعت مرتضی کنم
بنام نامی علی غنچه ی لب چوواکنم

نثار طبع من کند هزارمرحباعلی

خیزوزجا وتیشه را بریشه ی اسف بزن
تیر دعای خویش را درست بر هدف بزن
دم زولای مرتضی قائمه ی نجف بزن
دست بدامن علی  امیر لوکشف بزن
پای بکوب برزمین خنده به صد شعف بزن
بنام نامی علی بگو علی و کف بزن

که هست بعد مصطفی امیر ورهنما علی


کعبه تویی حرم تویی سعی تویی صفا تویی
رکن تویی حجر تویی مروه تویی منی تویی
لطف تویی عطا تویی جود تویی سخا تویی
مهرتویی وفا تویی قدرتویی قضا تویی
شاه تویی گدا منم درد منم دوا تویی
بیکس وبینوا منم مونس ویار ما تویی

بکن زراه مرحمت یک نظری بما علی

تویی که یازده گهر به ماسوا عطا کنی
محیط دهر با صفا زصلخ مجتبی کنی
بیاری حسین خود تویاری خدا کنی
به زهد عابدین بنا عبادت و دعا کنی
زعلم باقر العلوم فامت جهل تا کنی
زصدق صادفت بیان اصول ما سواکنی

بنام موسیت کنی درد همه دوا علی

جان جهانیان تویی جان جهان فدای تو
رضاست بررضای حق دردوجهان رضای تو
به احتزار آورد جوادتو نوای تو
رنج کشد برای دین هادی توبرای تو
تکیه زند چوعسکری بعد نقی به جای تو
شاعر "ژولیده" زند زدل دم ازولای تو

بهر ظهور مهدیت زلطف کن دعا علی


#ژولیده_نیشابوری


@raziolhossein
1
18:09
#امیرالمومنین‌_ولادت



در شب میلادت ای وجه خدا
نور می تابد به جان ماسـوا

ماه امشب چشم دارد بر زمین
تا ببیند روی ماهِ خورشید آفرین

مکه امشب مهبط نور خداست
کعبه امشب قبله نه، قبله نماست

کعبه امشب در طواف روی توست
چشم اشک آلود زمزم سوی توست

حاصل حب و وداد حق تویی
فاش گویم خانه زاد حق تویی

×

مریم آن کاخ عبادت را ریاض
دید چون در خویش آثار مخاض

وحی آمد گرچه هستی محترم
لیک بیرون رو بدین حال از حرم

این مکان غیر از عبادتگاه نیست
مسجد است اینجا ولادتگاه نیست

گرچه فرزندت بود عیسی ولی
فرق ها دارد مسیحا با علی

مرده را گر زنده عیسی می کند
دردها را گر مداوا می کند

این همه از لطف و جود حیدر است
بودِ طفلت از وجود حیدر است

×

مریم ار چه مام پاکی خوانده شد
این چنین از خانه حق رانده شد

×

لیک بهر مادرت از آسمان
در چنین حالی ندا آمد بمان

فاطمه، بنت اسد ،ام اسد
غم مبادا بر دلت یک دم رسد

آمدی در کوی ما محزون مرو
همچو مریم از حرم بیرون مرو

کشتی دین را تو نوح آورده ای
بهر جسم کعبه روح آورده ای

ای شُکوه محض، معنای وقار
ای عفاف و زهد را آموزگار

باغبانا! بـه از این دادم تورا
غنچه ای گل آفرین دادم تورا

فاطمه ای درّ هستی را صدف
هست طفلت آفرینش را هدف

مژده ای شمس ولایت را فلک
هست او بر سفره هستی، نمک

 گرچه فخرکون و مافیهاست او
فخرش این بس، همسر زهراست او

×

فاطمه از این ندا مسرور شد
درد، شیرین و دلش پرشور شد

همسفر با دل شد و پرواز کرد
چشم خود را سوی کعبه باز کرد

 ×

کعبه دست و پای خود گم کرده بود
بر رخش اما تبسم کرده بود

زانکه مهمانی بلند آوازه داشت
از حضورش شور و حالی تازه داشت

کعبه یک در داشت آن هم مشرکان
رفت و آمد می نمودندی از آن

گفت با خود هوش باش او حیدر است
نی سزاوار ورود از این در است

باز کن ای بیت پاک داوری
بهر باب الله باب دیگری

این بگفت و نعره بر افلاک زد
بهر مولا سینه خود چاک زد:

کای به رضوان ساقی کوثر بیا
وی در رحمت ، تو از این در بیا

ای فدای مقدمت حِجر و حَجَر
گشته از هجر تو زمزم دیده تر

ای تو چشم حق، ببین چشم ترم
وی تو دست حق، بنه پا بر سرم

میهمان ای جان تو بر جانانه ای
میهمان نه، بلکه صاحب خانه ای

×

ای بلند آوازه از نامت حرم
حرمتت کرده حرم را محترم

تا زند بوسه به پایت چشمِ خاک
کعبه هم چون گل، بزد بر سینه چاک

خانه ی معبود بر روی زمین
در طوافت بود و می گفتا چنین:

با ولای تو، عبادت کامل است
طوف من، بی حب حیدر باطل است



#مهدی_ریاحی


@raziolhossein
18:09
#امیرالمومنین
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد


تقدیم به فاطمه بنت اسد سلام‌الله‌علیها
مادر امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب



فقط یک بار در کعبه قرارِ جان و جانان بود
دمی که فاطمه بنت اسد مهمان در آن بود

زنی پاکیزه تر از هاجر و والاتر از مریم
زنی که چون عروسش ، قدر او هم نیز پنهان بود

سخن می‌گفت با آن کودکی که بود در بطنش
سخن می‌گفت باطفلی که درجسم حرم جان بود

فرشته ها برای او طعام از جنت آوردند
سه روز آن برترینِ  بانوان در کعبه مهمان بود

محمد خاتم پیغمبران را او وصی آورد
شبیه آمنه از برترین زنهای دوران بود

زنی یکتا پرست از پیروان  دین ابراهیم
زنی که چون ابوطالب وجودش غرق ایمان بود

دو دریای بهم پیوسته ، فرزند و عروس اوست
بخوان مادر بزرگ حضرت " لؤلؤ وَ مرجان" بود

به طبع "طالبش" اشعار نعتِ مصطفی جاری
"عقیلش" را نخستین عقل عالم از محبان بود

خدا به "جعفرش" دو بال در محشر عطا کرده
خدا مداح فرزندش "علی" در متن قرآن بود

علی که باعثِ خلقت ، علی که وارثِ یس
علی که مومنون و عادیات و نور و انسان بود

به دامانش نبی را پرورش می داد و میدیدند
که آتش تا همیشه دور از آن آغوش و دامان بود


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
3
18:09
#امیرالمومنین


گر دم ز ولایش نزنم می‌ میرم
گر پر به هوایش نزنم می‌ میرم

در هر نفسی علی علی می‌ گویم
یک لحظه صدایش نزنم می‌ میرم

......

با چشم ترم علی علی می‌گویم
وقت سحرم علی علی می‌گویم

حالا که «پدر» نیست کنارم، مولا!
جای پدرم علی علی می‌گویم


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:11
#امیرالمومنین_ولادت



امشب حرم خدا حرم شد
از مقدم یار محترم شد

کعبه شده محو و مات و مدهوش
دیوار ز هم گشوده آغوش

هر قطعۀ سنگ، کوه طوری‌ست
هر نخلۀ خشک، نخل نوری‌ست

در زمزمه‌های آب زمزم
آوای علی علی‌ست هر دم

ای هجر، شب وصال تبریک
مجد و شرف و جلال تبریک..

ای کعبه سعادتت مبارک
ای بیت، ولادتت مبارک

بر خویش ببال مام کعبه
طفل تو بُود امام کعبه

دلبند تو پیر کائنات است
طفل تو امیر کائنات است

روزی که نبود نام هستی
می‌کرد علی خداپرستی

از صبح ازل علی، علی بود
پیوسته به هر ولی، ولی بود

در بود و نبود مقتدا بود
او بود و محمد و خدا بود

ای نفس رسول و جان قرآن
ای دست خدا، زبان قرآن

خورشید بلند بام کعبه
از صبح ازل امام کعبه..

تو احمد و احمد است حیدر
یک روح که دیده در دو پیکر؟

گفتار همارۀ تو تنزیل
شاگرد قدیمی تو جبریل

در لیلۀ قدر، قدر قدری
در صحنۀ بدر، بدر بدری

میدان نبرد پای‌بستت
شمشیر نیازمند دستت

تو قلۀ عرش را امیری؟
یا همدم کودک صغیری؟

غیر از تو که، ای خدای را شیر
بخشیده به خصم خویش شمشیر؟

در مُلک وسیع حق، امامی
با پیر فقیر، هم‌کلامی

با آن‌که امام جمع بودی
در بزم فقیر، شمع بودی

تو مالک عرش در زمینی
حیف است میان ما نشینی

در عرش امام آفتابی
در فرش چرا ابوترابی؟

ای قلب تو خانۀ محمد
جای تو به شانۀ محمد

تو بت‌شکن و خداپرستی
بر شانۀ وحی بت شکستی

ای پشت سرت دعای کعبه
ای بت‌شکن خدای کعبه..

روزی که نه آب و نه گِلم بود
جای تو به خانۀ دلم بود

با مهر تو روی خود نمودم
با مهر تو چشم خود گشودم..

هر شب که به گاهواره خفتم
تا صبح علی علی شنفتم

عمری به محبتت اسیرم
تا با تو بمانم و بمیرم

ای مهر تو بود و هست «میثم»
فردا تو بگیر دست «میثم»


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:11
#امیرالمومنین_مدح


زد شیر به یک گله ی کفتار دوباره
آمد به غضب حیدر کرار دوباره

بی خوْد و زره رفت به سمتِ درِ خیبر
بی خوْد ... ولی فاتحِ پیکار دوباره

در جنگِ جمل تا که حسن رفت به میدان
گفتند که حیدر شده تکرار دوباره

ای کوه اُحُد! شاهد این باش که مردی
دَر می رَود از معرکه اینبار دوباره!

دَر می رَود از معرکه، غم نیست، علی هست
افتاده به دستانِ علی کار دوباره
.
.

بر مأذنه از حیدرِ کرار بگویید
تا زنده شود میثمِ تمار دوباره!

آنقدر نشسته ست عبا بر تنِ مولا
انگار شده کعبه ی سیار دوباره

در سیزده ماهِ رجب، بُرد دلم را
نوری که شد از کعبه پدیدار دوباره


#احسان_نرگسی


@raziolhossein
1
18:11
#امیرالمومنین_مدح



سرّ الاسرار علی سید الابرار علی است
در شبستان زمین مشرق الانوار علی است

مظهر قدرت حق دست یداللهی اوست
بین مردان جهان حیدر کرار علی است 

وسط معرکه ها پرچم سبزش بالاست
بازوی صف شکن احمد مختار علی است

پشت در پشت اگر دشمن باشد غم نیست
تا که در لشگر دین میر و علمدار علی است

احد و خیبر و احزاب شهادت دادند
شیر و شمشیر خدا فاتح پیکار علی است

کاتب لوح قضا حاکم فرمان قدر
سالکان را به خدا قافله سالار علی است

شک به دل راه مده شافع یوم الدین است
روز محشر به یقین گرمی بازار علی است

تا که آسان بشود لحظه جان دادن من
آن که داده است به من وعده دیدار علی است


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
1
18:11
#امیرالمومنین_مدح


دست خدا و نفْسِ پیمبر فقط علی‌ست
شمشیر و شیرِ خالقِ اکبر فقط علی‌ست

بعد از نبی به امر خداوند ذوالجلال
ما را امام و هادی و رهبر فقط علی‌ست

دست خدا که با سر انگشت خویشتن
خورشید را نمود مسخر فقط علی‌ست

بر آن دو تن که هر دو ز خیبر گریختند
اعلان کنید فاتح خیبر فقط علی‌ست

این نام را مباد به دیگر کسان دهند
این حق حیدر است که حیدر فقط علی‌ست

مردی که جان به دست، شب #لیلة_المبیت
جای رسول خفت به بستر فقط علی‌ست

ای تشنگان حشر! به حق خدا قسم
باور کنید ساقی کوثر فقط علی‌ست

مردی که در مهاجر و انصار از نخست
گردید با رسول برادر فقط علی‌ست

دیوار کعبه سینه گشود از برای او
مولود بیت حضرت داور فقط علی‌ست

نوزاد بیت و صاحب بیت و امیر بیت
مهمان بیت همره مادر فقط علی‌ست

آن شیر کبریا که در ایام کودکی
از هم درید پیکر اژدر فقط علی‌ست

روز احد به رغم تمام فراریان
یاری که گشت دور پیمبر فقط علی‌ست

از منبر رسول خدا آید این ندا
بعد از رسول، صاحب منبر فقط علی‌ست

کس را چه زهره تا که شود کفو فاطمه
آن کس که شد به فاطمه شوهر فقط علی‌ست

ممدوح «انّما» که خدا گفته در کتاب
گفتیم و گفته‌اند مکرر فقط علی‌ست

در روز حشر پیشروِ ختم انبیا
صاحب علَم به عرصۀ محشر فقط علی‌ست

شاهی که رَخت کهنه به تن کرد و رَخت نو_
با دست خویش داد به قنبر فقط علی‌ست

دست خدا که یک تنه در عرصۀ نبرد
بگرفت سر ز عَمْر دلاور فقط علی‌ست

در فتح بدر و خیبر و در خندق و احد
بالله قسم امیر مظفّر فقط علی‌ست

آن بت‌شکن که در حرم خاص کبریا
بگذاشت پا به دوش پیمبر فقط علی‌ست

«اِلّا علی» ندای خدا بود در اُحد
ممدوح این ندای منور فقط علی‌ست

فرمود مصطفی که منم شهر علم و بس
این شهر علم را که منم، "در" فقط علی‌ست

آن کو به کودکی به رسول خدا مدام
بوده انیس و مونس و یاور فقط علی‌ست

گو صد خلیفه بعد پیمبر فقط علی‌ست
آن را که حق نموده مقرر فقط علی‌ست

«میثم» امیر خلق و رفیقِ فقیرِ شهر_
در عالم وجود سراسر فقط علی‌ست


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:11
#امیرالمؤمنین‌_ولادت

#امیرالمومنین_ولادت


جهان آفرینش، جانت آمد
حرم پرواز کن، جانانت آمد
عدالت فخر کن، میزانت آمد
محمّد  یار و هم پیمانت آمد
جمال اقدس معبودِ کعبه
عیان شد در رخ مولودِ کعبه


خدا زیباترین اعجاز کرده
زمین بر آسمانها ناز کرده
حجر دور حرم پرواز کرده
حرم آغوش خود را باز کرده
به هر بت بنگرم خوش می سراید
که امشب بت شکن در کعبه آید
در آن شب ذکر عالم یا علی بود

دم اولاد آدم یا علی بود
صدای آب زمزم یا علی بود
دعای حاجیان هم یا علی بود
محمّد یا علی می گفت آن شب
سخنها با علی می گفت آن شب

حرم، مرآت اللهُ الصّمد بین
ثبوت قل هو الله احد بین
خدا را چشم و گوش و وجه وید بین
اسد در دامن بنت اسد بین
محمّد عاشق دیدار مولاست
خدا در کعبه مهماندار مولاست

عدالت دست و زنجیرت مبارک
کرامت حُسن تقدیرت مبارک
ملک تهلیل و تکبیرت مبارک
محمّد  شیر و شمشیرت مبارک
صفا و مستجار و حجر و زمزم
همه گویند مولا خیر مقدم

محمّد  جان پاکت در بر آمد
تو را شمشیر و شیر از داور آمد
طلایه دار فتح خیبر آمد
مبارک حیدر آمد حیدر آمد
بگو از لعل لب گوهر فشاند
بگو در محضرت قرآن بخواند

بگو تا از وجودم جان برآید
بگو صد بار زخمم بر سر آید
اگر روز اُحد یا خیبر آید
اگر عالم به جنگ حیدر آید
علی دست از محمّد  بر ندارد
محمّد چون علی یاور ندارد

تو را جان مجرّد آفریدند
مرا عبد مؤیّد آفریدند
از آن روزی که احمد آفریدند
علی را بر محمّد  آفریدند
جهان از پر تو ما منجلی بود
خدا بود و تو بودیّ و علی بود

تو روح حکمت و پندی علی جان
تو پیر هر خردمندی علی جان
تو بی مثلّی و مانندی علی جان
تو لبریز از خداوندی علی جان
که جز تو قاتلش را شیر داده
به دست دشمنش شمشیر داده

محمّد  را به جز تو جانشین نیست
تمام دین توئی دین بی تو دین نیست
همین است و همین است و جز این نیست
کسی جز تو امیرالمؤنین نیست
تو قرآنی، تو فرقانی، تو نوری
تو انجیلی، تو توراتی، زبوری

شجاعت نقش تیغ ذوالفقارت
عبادت پای بوس و خاکسارت
محبّت تا قیامت دوستدارت
محمّد  از ولادت بیقرارت
تمام میوه های نخل «میثم»
ثنای تو است ای مولای عالم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:11
#امیرالمومنین
#رباعی


دنیای من‌است… بَه عجب دنیایی
عقبای من‌است… بَه عجب عقبایی

آن‌کس که به مدحش شده قرآن نازل...
مولای من‌است… بَه عجب مولایی


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
3
18:11
#امیرالمومنین_مدح


به نام علی آنکه پروردگارش
به خود‌ آفرین گفته بر شاهکارش

مبدل به گل می کند خارها را
نسیم دل انگیز لحن بهارش

علی اصل دین است، حبل المتین است
نشسته است قرآن دو زانو کنارش

علی آمد و بانگ الله، الله
به پا خاست از عرش در افتخارش

همان کس که تا گنبد عرش اعلی
بلند است آوازه ی ذوالفقارش‌

به عشق علی هرکه افتاد افتاد
نگردید دنبال راه فرارش

علی کیست؟ تجسیم خوبیّ مطلق
که حق کرده در جان او آشکارش

به فرمانرواییّ عالم نشسته
زمین، خرده‌سنگی است گم در دیارش

جهان را بگردی، به عدل و به مردی
کسی نیست همتای ایل و تبارش

نمانده است جز او کسی در هیاهو
به مردانگی پای قول و قرارش

سلیمان و قالیچه اش را که خواندی؟
گره خورده با نام او پود و تارش

مسیحا اگر مرده را زنده می کرد
علی بوده در اصل آموزگارش

سلامت گذشت از بلا کشتی نوح
که سکان یاد علی بود یارش

برای علی بازی کودکانه است
تقلای اعجاز موسی و مارش

خلیل خدا نام او را صدا زد
به هنگامه ی سخت نمرود و نارش

شنیدم که خوش بوده آواز داوود
که تمرین ذکر علی بوده کارش

به تیغ دو دم می زند‌ گردن از غم
کجا شیر بازی کند با شکارش؟

دل ما اگر خون  شد از دوری او
غم او خزان است و این دل انارش

قلم ها نوشتند و لب ها سرودند
نگفتند حتی یکی از هزارش

از آفات عالم نبیند دمی غم
پناهنده شد هر کسی در حصارش

علی شمع جمع پریشان هستی است
فلک مثل پروانه گرد مدارش

همان کس که خورشید در خدمت او
قعود و قیام است لیل و نهارش

غم اوست معیار ایمان؛ طلا را-
نسنجیده زرگر مگر با عیارش

هر آنکس تکیده به کویش رسیده
مبدل به لبخند شد حال زارش

به هنگام محشر که بیم است یکسر
نشانده است او را خدا در جوارش

مسلمان هراس از قیامت ندارد
که گبر است در حشر امّیدوارش

ندارد یتیمی، نه رنجی، نه بیمی
که مهر است و نان است در کوله بارش

که رود از تکاپو رسیده است تا او
چنین سر بزیر است اگر آبشارش

که ابر دو‌ دیده که پیشش رسیده
روان است باران بی اختیارش

که خورشید با آن تب سینه‌سوزش
گرفته است آرام در سایه سارش

می آید، زمان را به رامِش می آرد
قدم های مردانه ی با وقارش

«سلامٌ علی آل طه و یاسین»
سلام خدا تا قیامت نثارش

گرفته است در دست افسار دل را
جناب اولوالعزم دُل‌دُل سوارش

ترازوی سنجیدن خیر و شر را
به دست علی داده پروردگارش

قلم مو به دست علی بوده بی شک
که بوم بهشت است نقش و نگارش

اگر مفلسی وقت یاهو، بزن رو-
به شاهی که هیچ از گدا نیست عارش

خدای تعالی به عین و‌ ل و یا
چه ها کرده با این کلام قصارش

به هر واژه از "الغدیر" امینی
قلم بوده در هر قدم بیقرارش

به شرح احادیث او تا رسیده
به شور آمده مجلسی در بِحارش

علی بوتراب است، پس خاک خلقت
نشسته است بر دامن او غبارش

سراسر پر از اوست دیر و کلیسا
یهود و نصارا همه دوست‌دارش

هر آنکس که اسب رشادت دوانده
رمیده است از هیبت کارزارش

نشسته است شاهانه بر مسند دل
چه شاهی! که عشق است خدمتگزارش

یکی می شود مالک تیغ بر کف
یکی می شود جابر ریزه خوارش

یکی می شود قنبر حلقه بر گوش
یکی می شود میثم سر به دارش

نظام زمانه ندارد کمانه
که دست علی کرده است استوارش

بپرس از نجف رفته ها تا بفهمی
به دوری چه ها می کشند از خمارش

اگر کفر یک سو و ایمان به سویی است
به جز حبّ او نیست نصف النهارش

بزن سنگ عشق علی را به سینه
که عشق است و مستیّ دیوانه وارش

به بتخانه می ماند آن مسجدی که
نمی آید اسم علی از منارش

به نون لنا خواندنِ این و آن ها
مگر می شود کاست از اعتبارش

به سویش دراز است؛ دست نیاز است
که سائل همین است دار و ندارش

الهی بیفتد به این سو نگاهش
الهی بیفتد به این سو گذارش

شنیدم که هرکس شود شیعه‌ی او
علی می رسد موقع احتضارش

خدایا مرا هم به حبّش بمیران
بیارد مرا هم مگر در شمارش..


#سیده_ت_حسينى

@raziolhossein
3
18:11
#امیرالمومنین_مدح



یا علی نامِ تو بردم نه غَمی ماند و نه همّی، باَبی اَنت و امّی
گوئیا هیچ نه همّی به دلم بوده نه غمّی، بِاَبی اَنتَ و اُمّی

تو که از مرگ و حیات این همه فخری و مباهات، علی ای قبله حاجات
گوئی آن دزدِ شَقی، تیغ نیالوده به سَمّی، باَبی اَنت و امّی

گوئی آن فاجعهُ دشتِ بـلا هیچ نبودست، در این غم نگشوده است
سینهء هیچ شهیدی نخراشیده به سُمّی، باَبی اَنتَ و مّی

حق اگر جلوهء با وجه اَتُم کرده در انسان، کان نه سهل است و نه آسان
بخودِ حق که تو آن جلوهء با وجه اَتُمّی، بابی اَنتَ و امّی

منکرِ عیدِ غدیرِ خُم و آن خطبه و تنزیل، کر و کُور است و عَزازیل
با کَر و کُور چه عید و چه غدیری و چه خُمّی، باَبی اَنتُ و امِی

در توَلّا هم اگر سهوِ ولایت، چه سفاهت؟ اُف بر این شَمّ فقاهت
بی وِلای علی و آل چه فقهی و چه شَمّی، باَبی اَنت و امّی

آدمی، جامعِ جمعیت و موجود اَتمّ است، گر به معنای اَعم است
تو بهین مظهرِ انسان به معنای اَعمی، باَبی اَنتَ و امّی

تو کم و کیفِ جهانی و به کمبود تو دنیا، از ثری تا به ثُریا
شر و شور است و دگر هیچ، نه کیفی و نه کمّی، باَبی اَنتَ و امّی

چون بُوَد آدمِ کامل غرض از خلقتِ عالم، پس به ذرّیهُ آدم
جز شما مهدِ نُبوّت نبود چیزِ مهمّی باَبی اَنتَ و امّی

عاشقِ توست که مستوجب مدح است و معظّم، منکرت مستحق ذم
وز تو بیگانه نیرزد نه به مدحی نه بذمّی، باَبی اَنتَ و امّی

بی تو ای شیرِ خدا سبحه و دستار مسلمان، شده بازیچه شیـطان
این چه بوزینه که سرها همه را بسته به دُمّی، باَبی اَنتَ و امّی

لشکرِ کفر اگر موج زند در همه دنیا، همه طوفان همه دریا
چه کند با تو که چون صخره صمّا و اَصَمّی، باَبی اَنتَ و اُمّی

یا علی خواهمت آن شعشعهء تیغِ زر افشان، هم بدو کفر سر افشان
بایدم این لمعان دید و ندانم به چه لِمّی، باَبی اَنتَ و اُمّی



#سیدمحمدحسین_بهجت #شهریار


@raziolhossein
3
18:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 386.5 KB
.
💐علی ولید الکعبه💐


رفتم به #نجف، ثواب، غارت کردم
از فخر به حاجیی اشارت کردم
تو گردیدی ز دور بر دور حرم
من صاحب خانه را زیارت کردم

#بسمل_کرمانشاهی

@raziolhossein
1
18:13

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:14
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی #سفینةالنجاة

شاهنشه کلّ کائنات است حسین
بر خلق خدا، پُر برکات است حسین

در بحر وجود، شیعیان را ز کرم
هم لنگر و کشتی نجات است حسین

#حسین_زارعی_خائف

@raziolhossein
18:16
#امام_حسین_علیه_السلام


قلبم بدون عشق دلبر صفا ندارد
جز خاک کوی جانان دردم دوا ندارد

گر نوکر حسینی ای یار بی‌ریا باش
این بزم بزم عشق است هرگز ریا ندارد

آقای من حسین است مولای من حسین است
در پیش او تفاوت شه با گدا ندارد

بازیچه نیست نوحه بازی مگیر آن را
خوش گفته‌اند چوب مولا صدا ندارد

دستت نمی‌رسد گر بر آستان مولا
مشهد بیا که فرقی با کربلا ندارد

این‌جا مکان عشق است در من زبان عشق است
دنیا چو بزم مولا دارالشفا ندارد

هر نوحه‌خوان که مدح نامردمان بخواند
او نوکر حسین نیست زیرا وفا ندارد

خوش زاد تا که زنده است مدح حسین  گوید
او در جهان پناهی غیر از رضا ندارد 


#حسن_خوشزاد

@raziolhossein
ش
22:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#دوازدهم_رجب
#تبری


شادی به دل اهل ولا حاصل شد
از سینه‌ی ما غصه و غم زائل شد

گفتند زکعبه شیر حق می آید
از ترس معاویه درک واصل شد

#محسن_قاروبی


@raziolhossein
5
2 January 2026
ش
04:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
04:17
#امام_زمان_مناجات


بعید بود به دل اعتنا نمی کردم
غمی برای خودم دست و پا نمی کردم

کسی شکستن قلب مرا نمی فهمید
اگرچه آینه بودم ، صدا نمی کردم

به انتظار نشستن ، عجب مکافاتی‌ست
گُمانِ این همه تأخیر را نمی کردم

من خراب کجا وُ خرابِ یار شدن...
زمان عقب برود ، ادّعا نمی کردم

گناه‌کاری من مایه ی عذاب تو شد
وفا که هیچ...،نمی شد جفا نمی کردم؟!

هزار مرتبه کج رفتم و تو بخشیدی
ولی چه فایده ، من که حیا نمی کردم

اگر وصال تو یکبار سهم من می شد
تو را دقیقه ای از خود جدا نمی کردم

هنوز هم که هنوز است ، دوستت دارم
وگرنه این همه " آقا ! بیا "...، نمی کردم

خوش است اگر برسد دست من به خاک نجف...
غبار صحن علی را رها نمی کردم

تمام لذت من بوسه بر ضریح علی‌ست
فقط به دیدن آن اکتفا نمی کردم

دلم گرفته ، علاجش کجاست؟! نزدِ حسین...
چگونه آرزوی کربلا نمی کردم !
.
.
مگر تنش چِقَدَر زیر نیزه‌ها ، پاشید...
خیال آمدن بوریا نمی کردم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3 😭 2
04:17
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


جمعه‌ها روز انس با مهدی‌ست
بهترین ذکر جمعه یا مهدی‌ست

حاجت از حجت خدا خواهید
به خدا حجت خدا مهدی‌ست

هر که را در جهان امامی هست
اهل عالم! امام ما مهدی‌ست

با دو بال غدیر و عاشورا
اوج پرواز شیعه تا مهدی‌ست

چارده وجه چارده معصوم
ز ابتدا تا به انتها مهدی‌ست

حجرالاسود و حطیم و مقام
زمزم و مروه و صفا مهدی‌ست

زخمی زخم سینه‌ی زهرا
وارث خون کربلا مهدی‌ست

ما دعا بر ظهور او کردیم
روح آمین این دعا مهدی‌ست

چشم دل باز کن ببین "میثم"
شیعه هرجا که هست با مهدی‌ست


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
04:17
#امام_زمان_مناجات


ای جانِ ما نثار تو یافارس الحجاز
هستیم بی قرار تو یافارس الحجاز

صد شکر اگر که روسیَهیم و گناهکار
هستیم اشکبار تو یافارس الحجاز

تنها به یمن توست زمان کار می‌کند
عالم در اختیار تو یافارس الحجاز

یک یک تمام منتظرانِ تو روز وشب
دارند انتظار تو یافارس الحجاز

ای‌کاش، ما ز نیم نگاهت عوض شویم
باشیم مهزیار تو یا فارس الحجاز

یادی ز ما نما اگر افتاد یک شبی
در کربلا گذار تو یافارس الحجاز

با یاد صورتی که به کوچه کبود شد
سخت است روزگار تو یافارس الحجاز


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
7
04:17
#امام_زمان_مناجات



بازآ كه بى تو خسته دلان را قرار نيست
يك روزِ خوش به كام دل روزگار نيست

در چار فصل باغ، خزان موج مى‏ زند
يعنى بيا كه تا تو نيايى بهار نيست

يوسف جمال مصر ولايت ظهور كن
جانسوزتر ز تاب و تب انتظار نيست

همپاى اشك ، نام تو را داد مى‏ زنم
باور كن اين نواى دل است و شعار نيست

سخت است سخت اينكه بگويم حقيقتى
مولا ،  كسى به ياد تو در اين ديار نيست !

تقديم خاك پاى تو دار و ندار من
هر چند لايق تو براى نثار نيست

سوز فراق ، مى‏ كشد آخر "کمیل" را
هرگز كسى به داغ دل من دچار نيست


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
3
04:18
#امیرالمومنین_مدح


رونقِ مِی، شکسته از رُطبت
رمضان رشک برده بر رجبت

کعبه را طاقت فراقت نیست
سینه چاک است کعبه در طلبت

زاهدان محوِ در عبادت تو
عارفان مستِ نام‌ِ با طربت

دوستان عاشق تبسّم تو
دشمنان کشته مرده ی غضبت

ضربت تیغ تو شگفت آور
که ملک نیز مانده در عجبت

غرق آرامش است در محشر
هر دلی گشت غرق تاب و تبت

خُشک گردد زبان شاعرها
تَر شود تا کمی به خطبه لبت


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
4
04:19
#امیرالمومنین_مدح


نادعلی را به قاب،  زینت منزل کنید
مهر یدالله را   روشنی دل کنید

به نیت هرکسی مدح علی خوانده است
نیمه شبی در نجف  ، نیت محفل کنید

صفاو مروه کجاست راه نجف ، کربلا
حج مرا در همین فاصله  کامل کنید

قبله نمای جهان، سوی نگاه علی ست
قیله ی مارا سوی او متمایل کنید ...

مدح بخوانید از او ، مست شوم در نجف
گوش مرا تشنه ی سمع فضائل کنید ...

تا که نمیرم ز شوق،  قبل تماشای او
روی مرا وقت مرگ رو به شمایل کنید ...

#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
5
ش
18:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

بر اشرفِ خلق هر دو عالم صلوات
بر سید و فخرِ وُلد آدم‌ صلوات
بر خاتم انبیا نگین است علی
بر خاتم و بر نگین‌ خاتم صلوات
.
با غیر بگو ثواب در دست علیست
دنیاست سراب و آب در دست علیست
چرخاندن ذوالفقار در جای خودش
چرخاندن آفتاب در دست علیست
.
هم موت و هم حیات در دست علیست
هم لرزش و هم ثبات در دست علیست
از شان یدُاللهی او معلوم است
سر رشته کائنات در دست علیست
.
از قدر علی، خدای او آگاه است
جبریل امین شاعر این درگاه است
بیتی که درآن نام علی جلوه کند
آن‌بیت قسم به کعبه، بیت الله است
.
حائل شده نفس، حائلم را بشکن
ای شیر خدا! سلاسلم را بشکن
بُت های درون‌ کعبه را بشکستی
این بار بیا بُت دلم‌ را بشکن

توحید و ولا، به یک کنف باید دید
در جلوه ی شاه "لوکشف" باید دید
ای دل اگرت‌ میل خدا دیدن هست
در سایه ایوان نجف باید دید

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
1
18:32
#امیرالمومنین_ولادت


علی که جان جهان را خدا به او بخشید
فقط علی ست که او را خدا علی نامید

دوباره خانه ی خشت و گلیِ کعبه پس از
ظهور نور رفیع علی حرم گردید

شکاف کعبه گواهی ست، وقت میلادش
خدا به روی گل مادر علی، خندید

حرم که حرمت خود را به "مستجارش" یافت
به قاب روی علی صاحب خودش را دید

سه روز، نور علی کعبه را مزیّن کرد
شده است کعبه پس از آن سه روزه اش جاوید

چگونه لرزه نیافتد به خیبر از نامش
که قلب کعبه به پای ولادتش لرزید

نه شرق و غرب جهان که عوالم ملکوت
به یک اشارت پلک "امیر" می چرخید

فقط نه وقت فتوحات، وقت صوم و ذکات
خدا به خلقت حیدر به دست خود بالید

رسول در شب معراج لیلة الاسری
به جز صدای علی از خدای خود نشنید

به نور زهره ی زهرای او قسم،خورشید
بدون اذن علی بر کسی نمی تابید


#حسن_کردی

@raziolhossein
3
ش
19:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


دمادم در پی خوشنودی دلدار باید بود
همیشه عبد بی چون و چرای یار باید بود

امانت دستمان دادند این گنج تشیع را
نباید داد از دستش امانت دار باید بود

به قرآن که مسلمانی به قرآن حفظ کردن نیست
محب خاندان احمد مختار باید بود

همان قدری که از حب علی لبریز شد قلبت
همان اندازه از بغض عدو سرشار باید بود

به فرزندم بیاموزم که بابایم به من آموخت
فقط در بند عشق حیدر کرار باید بود


برو خرما فروشی کن ولی مفروش حیدر را
که در این عاشقی چون میثم تمار باید بود

سر دار ملامت هم علی حق بگو آری
که روی دار هم دیوانه دلدار باید بود

علی در بستر احمد کجا بودند این و آن
بگو باخفتگان مثل علی بیدار باید بود

فرار از جنگ میکردند بزدل ها نبی فرمود
جگر می خواهد این میدان بلافرار باید بود

بگو با آن بز کوهی که در کوه و کمر میگشت
شبیه شیریزدان مرد هر پیکار باید بود...


#مجید_تال

@raziolhossein
4
19:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×636, 145.6 KB
یاعلی


اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هرچه بود آمد

@raziolhossein
@raziolhossein1
4
3 January 2026
ش
03:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی


شد از دو جهان نصیب ما حب علی
از دوزخ مان کرده جدا حب علی
گفتند: آتش خلق نمی‌شد هرگز
لو اجتمع الناس علی حب علی
.
.

هرچند که در سکوت و تنهایی تو
غم نیست که مرتضای طاهایی تو
بر تخت مقام «انت منّی» در عرش
هارونی و هم‌شانهٔ موسایی تو
.
.

رفته‌ست دلم به ناکجا ادرکنی
ای راه رسیدن به خدا ادرکنی
من سائلم و رسیده ام وقت رکوع
ای صاحب تخت انما ادرکنی
.
.

هر خطبه‌اش از سمت خدا می‌آید
از جانب افلاک، صدا می‌آید
از آن سوی پرده مصطفی در معراج
حس کرد صدای مرتضی می‌آید

#علی_کاملی
@raziolhossein
5 👍 2
ش
06:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین


همیشه با تو دارم در دلم نجوای زیبایی
تو را در خواب می بینم عجب رویای زیبایی

به جز تلخی و زشتی هیچ در دنیا نمی دیدم
نجف من را مواجه کرد با دنیای زیبایی

یتیمی که تو را دارد به عالم فخر می ورزد
کدامین کودکی دارد چنین بابای زیبایی

به روز حشر خلق الله رویت را که می بینند
همه گویند با حیرت عجب آقای زیبایی

همه فردای محشر در جنان دور تو می گردند
رقم خورده برای شیعیان فردای زیبایی

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
6
06:27
#امیرالمومنین_مدح


به پهلوانی و غیرت زبانزد است علی
به حکمت و به عدالت سرآمد است علی

غریق ساحل نهج‌البلاغه می‌داند
که در کلام چه دریای بی‌حد است علی

علی خدا نه ولی جلوه‌ی تمام خداست
گواه روشن آن نور ممتد است علی

عجیب معجزه‌ای، یک شب و چهل منزل
چگونه این همه در رفت و آمد است علی؟

به حکم محکم قرآن ولایتش بر خلق
به دلبخواه بشر نیست، باید است علی

خدا برای شهادت کنار خویش نشاند
ببین که در چه مقام و چه مسند است علی

نخوانده‌اید یَدُاللهَ فَوقَ اَیدیهِم؟
در آستین خدای احد ید است علی

ربوده گوی ثواب از عبادت ثقلین
به روز خندق اگر ضربتی زده‌ست علی

فقط نه در حرم و مسجد است امیر و امام
عزیز دیر و کلیسا و معبد است علی

عجیب نیست اگر بغض اوست در دل بعض
بله، به زعم معاویه‌ها بد است علی

کبوترانه به او فکر می‌کنم گاهی
که شعبه‌ی نجفش صحن مشهد است علی

«میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست»
به جان فاطمه جان محمد است علی

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
2
06:32
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


کسی که قاب کرده چهره اش را حق به سیمایش
عبادت می کند هر روز سلمان با تماشایش

کسی که در نمازش آنچنان بیخود ز خود می شد
که می شد تیر را بیرون کشید آن وقت از پایش

علی "ممسوس فی ذات "است ، ما که جای خود داریم
هزاران مجتهد هم عاجزند از درک معنایش

هزاران بار دیگر گر ترک بردارد این خانه
یقین دارم نمی آید برون از کعبه همتایش

یقینا زائرش معراج رفته نه حرم وقتی
شکوه عرش را دیده به ایوان مطلایش

کسی را که" سلونی" گفته را باید اطاعت کرد
نه آن را که "اقیلونی" نمی افتد ز لبهایش

خدا لعنت کند هر کس که خورده حق مولا را
خدا لعنت کند هر کس که تکیه کرده بر جایش

خدا را شکر بابایم علی و مادرم زهراست
بگردد دشمن بابای من دنبال بابایش


#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
3 👍 1
06:33
#امیرالمومنین_ولادت


جبریل،از عرش آمده تا جا نگهدارد
جایی میان این همه شیدا نگهدارد

چون زادگاه حضرت مولاست پس باید
کعبه، سرش را تا ابد بالا نگهدارد

کعبه دهان وا کرد و در گوش جهانی گفت
باید که دنیا را همین آقا نگهدارد

حیدر بنامیدش چرا که باب خیبر را
بر روی انگشتان خود فردا نگهدارد
...
ما را نترسان از بلا، طوفان که می آید
هر قطره را در دامن، این دریا نگهدارد

در این تلاطم ها، مهار هستی ما را
گاهی علی و بیشتر زهرا نگهدارد

با اینکه مادر، خود، هوای بچه را دارد
خوب است گاهی بچه را بابا نگه دارد

وقتی که چشمم زائر ایوان طلایش شد
دنیای فانی را بگو اینجا نگهدارد

نوکر دم مرگش به این امید دلگرم است
تا جان برای دیدن مولا نگهدارد

حب علی، در روز محشر میشود وزنه
تا آبروی بنده ی رسوا نگهدارد

در وسعت جنت، برای دوست دارانش
رفته امیرالمومنین جا را نگه دارد


#مهدی_کبیری


@raziolhossein
1 👍 1
06:36
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#نجف


ما خوب ترین جای جهان را دیدیم
سُکّان زمین و آسمان را دیدیم

اینقدر به ما شرح جنان را ندهید
ما در نجف علی جنان را دیدیم


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
06:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1104, 76.5 KB
#امیرالمومنین_ولادت

رسوا بادا نهان بدگویانت
تا تیره شود جهان بدگویانت

وا مانده دهان کعبه از دیدن تو
تا بسته شود دهان بدگویانت

#مهدی_زارعی

@raziolhossein
6
ش
15:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


جز او کسی لیاقت حیدر شدن نداشت
شایستگی فاتح خیبر شدن نداشت

دُرّ نجف اگر به علی منتسب نبود
باور کنید ارزش گوهر شدن نداشت

تردید نیست گنبد حیدر اگر نبود
اصلا دلی هوای کبوتر شدن نداشت

چون روز روشن است، که جز مرتضی کسی
با احمد افتخار برادر شدن نداشت

با اذن فاطمه ست اگر "حیدری" شدیم
ورنه کسی اجازه ی نوکر شدن نداشت

فریادهای "أَيْنَ تَفِرّوا" گواه بود
با او کسی توان برابر شدن نداشت

حیدر شدن که جای خودش؛ در مقام قرب
حتی کسی لیاقت قنبر شدن نداشت

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
5 👍 2
ش
18:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام


علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
ز قبل مرگ به حیدر رجوع باید کرد

شنیده ام که ره نوکری مولا را
ز دست‌بوسی قنبر شروع باید کرد

#امیرحسین_ثابتی

@raziolhossein
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#نجف #زیارت_نجف


آمدم بر درگهت با چشم گریان یا علی
تو کریمی عالمی من بر تو مهمان یا علی

گرچه سر تا پا گناهم زائر قبر توام
روی لطف و مرحمت از من مگردان یاعلی

بوده عمری آرزوی من که در شهر نجف
آیم و بوسم ضریحت از دل و جان یا علی

آمدم چون کعبه قبرت را بگیرم در بغل
با تو بندم بار دیگر عهد و پیمان یا علی

آمدم تا از تو پرسم از چه بعد از قرن ها
مانده قبر همسرت از دیده پنهان یا علی

آمدم تا با تو گویم سائلم در مانده ام
باز کن بر من ز رحمت باب احسان یا علی

آمدم تا با تو گویم مرغ جانم را بگیر
از کرم دور ضریح خود بگردان یا علی

آمدم تا با تو گویم آخر ای چشم خدا
یک نگه کن بر من آلوده دامان یا علی

آمدم تا با تو گویم با همه جرم و خطا
هر که هستم دوستت دارم به قرآن یا علی

ای که می دادی غذای خویش را بر قاتلت
لطف کن بر من که هستم از محبان یا علی


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
19:02
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.5 KB
19:02
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 77.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:04
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:01, 59.4 KB
آه یا زینب

در برج ولایت است کوکب زینب
علّامه نارفته به مکتب زینب

گفتم به فلک دلت به احوال که سوخت
بی‌پرده دو بار گفت زینب زینب

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_مدح


کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیه ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است

رتبه ممسوسة فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است

کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو
کربلا تا شام ، ام المومنين اش زینب است

واقعا زن نیست این ، آموزگار مردهاست
انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است

.
خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است
کشته های نینوا ام البنین اش زینب است

فاطمه زينب حسن زينب پیمبر زينب است
حيدر كرار لحن آتشين اش زينب است

مستجير بيرق عباس گرچه شد حسين
پرچم صاحب لوا حبل المتين اش زينب است

آنكه بين ازدحام چشم هاي خيره سر
رو گرفت از دشمنان با آستينش زينب است

گرچه در بزم عبيدالله او پايين نشست
صبح محشر بانوي بالانشين اش زينب است


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی

غریب تا که نمانَد حسینِ بی‌عبّاس
به جای خواهری آنجا برادری کردی

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین
چه خواهری تو؟ برادر! که مادری کردی

تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر
تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی

پس از حسین، چه بر تو گذشت؟ وارث درد!
به خون نشستی و در خون شناوری کردی

به روی نیزه سرِ آفتاب را دیدی
ولی شکست نخوردی و سروری کردی

چه زخم‌ها که نزد خطبه‌ات به خفّاشان
زبان گشودی و روشن سخنوری کردی

زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود
سخن درست بگویم، تو حیدری کردی

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان
یگانه قاصد امّت! پیمبری کردی

بدل به آینه شد خاک کربلا با تو
تو کیمیاگری و کیمیاگری کردی

من از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟
تو ای بزرگ! خودت ذرّه‌پروری کردی


#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


ببین از داغ تو خیلی شكستم
شكستم كه چنین از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسی كه هستم

*

به یادت در نوای آب آبم
چنان تو زیر تیغ آفتابم

تو راحت خفته ای در خانه ی قبر
ولی من از غمت خانه خرابم

*

لباس تو در آغوشم برادر
صدایت مانده در گوشم برادر

تو ماندی بی كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر

*
سراسر نیزه میبینم به خوابم
سر و سرنیزه میبینم به خوابم

همین كه پلك بر هم می گذارم
تو را بر نیزه میبینم به خوابم
*

دلم هر روز سوی نیزه میرفت
كه خونت در گلوی نیزه میرفت

چه می شد مثل سرهای شهیدان
سر من هم به روی نیزه میرفت

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


این مدتی که می گذرد در عزای تو
روزی نبوده اشک نریزم بپای تو

با یاد آخرین شب پیش تو بودنم
یک شب نبوده روضه نگیرم برای تو

یکسال و نیم شمع شدم سوختم حسین
یک سال و نیم آب شدم در ازای تو

ای کاش لحظه ای که رسد جان من به لب
بودم کنار قبر تو در کربلای تو

ای کاش لحظه ای که می آیی به دیدنم
از تن سرم بریده شود پیش پای تو

جان می دهم به بستر مرگم در آفتاب
مثل تن به خاک بیابان رهای تو

بر روی سینه پیرهنت را گرفته ام
تا اینکه باز زنده شود ماجرای تو

گودال بود و ولوله ی نیزه دارها
گم بود بین هلهله هاشان صدای تو

گودال بود و پیرهن و نعل اسب ها
ای کاش بود خواهرت آنجا به جای تو

چیزی برای ما ز تو باقی نذاشتند
تقسیم شد عمامه و خود ردای تو

من بودم و نظاره ی تاراج خیمه ها
در دست باد روسری بچه های تو

عباس چون نبود به سیلی سپرده شد
بوسه زدن به دخترک بینوای تو

جز آن شبی که دور شدم از تو در سفر
تو روی نیزه بودی و من پا به پای تو

بر دامنم نیامدی آن شب دگر گذشت
اما حسین، کنج تنور است جای تو؟

یادم نرفته سنگ لب پشت بام بود
پاداش هر کسی که بپا کرد عزای تو

یادم نرفته وقت تلاوت نمودنت
شد خنده ها جواب صدای رسای تو

ما را مدام خارجی آنجا صدا زدند
ای غیرت خدا همه عالم فدای تو

تا رفع اتهام کنی از حریم خویش
با آیه های سرخ بر آمد ندای تو

اما یزید حرف تو را زود قطع کرد
با خیزران مقابل طشت طلای تو

#علی_صالحی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_مدح

سرّ نِی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب‌تشنگان
در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی‌ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می‌ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی‌لگام
در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود


#قادر_طهماسبی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت


با دست بسته است ولی دست بسته نیست
زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

زینب اسیر نیست دو عالم اسیر اوست
او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست

رنج سفر، خطر، غم بازار، چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست


#مجید_تال

@raziolhossein
👍 1
19:07
#حضرت_زینب_مدح

زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین
آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"
دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد
دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

روز جزا بـهانـۀ شیعه بـرای عـفو
خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را
"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت

جان و دلم فدای تو ای دلبرم ، حسین
دیگر رسیده است دم آخرم حسین

من رو به کربلای تو خوابیده ام اخا
دیدار من بیا ، پسر مادرم حسین

چیزی نماند از تو بجز کهنه پیرهن
این یادگار توست کنون در برم حسین

یک سال و نیم رفته ز عمر و نمی شود
درد نبودنت بخدا باورم حسین

یک سال و نیم مثل رباب تو می زدم
بر صورتم ، ز داغ علی اصغرم حسین

پیچیده است وقت اذان توی گوش من
" الله اکبر " علی اکبرم حسین

یادم نمی رود که صدای تو قطع شد
افتاد دلهره به میان حرم حسین

بالای تل دویدم و دیدم که ، می خوری...
...شمشیر و نیزه ، پیش دو چشم ترم حسین

غارت شروع شد همه در خیمه ریختند
بردند گوشوار من و زیورم حسین

چهره کبود بود شب غارت حرم
هر دختری که بود به دور و برم حسین

در کربلا زدند به پیشانی تو سنگ
در شام سنگ خورد همه پیکرم حسین

هر چه گذشت بین محل یهودیان
با خود به زیر خاک سیه می برم حسین ...

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم
با هر نخ پیراهن تو گریه کردم
خیلی برای کشتن تو گریه کردم
با خنده‌های دشمن تو گریه کردم

هرشب بدون تو هزاران شب گذشته
دیگر بیا آب از سر زینب گذشته

آخر مرا با غصّه‌ی ایّام بردند
با خاطرات سیلی و دشنام بردند
بین همان شهری که بزم عام بردند
این آخر عمری مرا در شام بردند

پروانه ها خاکسترم را جمع کردند
از زیر سایه بسترم را جمع کردند

گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کن
کمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کن
این آخر عمری مرا رو به وطن کن
من را میان کهنه پیراهن کفن کن

با قاسم و عباسم و اکبر بیائید
من را بسوی کربلا تشییع نمائید

حالا دگر بال و پری دارم، ندارم
در آتشت خاکستری دارم، ندارم
من سایه‌ی بالاسری دارم، ندارم
چیزی به جز چشم تری دارم، ندارم

آنقدر بین کوچه‌ها بال و پرم سوخت
آنقدر بعد کربلا موی سرم سوخت

باور نخواهی کرد با اغیار رفتم
با چادر پاره سر بازار رفتم
خیلی میان کوچه‌ها دشوار رفتم
با ناسزای تند نیزه‌دار رفتم

یادم نرفته دست بر پهلو گرفتم
از دشمنان تو چگونه رو گرفتم

یادم نرفته دور تو جنجال کردند
جمعیتی را وارد گودال کردند
آن ده سواری که تو را پامال کردند
دیدم تنت را زنده‌زنده چال کردند

یادم نرفته دست و پا گم کرده بودم
در گوشه‌ی مقتل تو را گم کرده بودم


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن

چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا

خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین

خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک

همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت

همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود

همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش

مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده
سر پیراهن تو جنگ بوده

الهی خواهرت زینب بمیرد
که انگشتر به دستت تنگ بوده

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

کائنات افتاده‌ی دام علی است
خضر، خود لب‌تشنه‌ی جام علی است

نام مولا زینت عرش است اگر
نام زینب، زینت نام علی است

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


روز وشب از غم تو اشک فشانم چه کنم
روح من پر زده ،ای روح و روانم چه کنم

کوه صبرم ولی از غصه تو آب شدم
کربلا برده همه تاب و توانم چه کنم

من گل گلشن زهرا و علی بودم لیک
دست بیداد چنین کرده خزانم چه کنم

داغ عباس و علی اکبر و قاسم یک سو
از غم کودک شش ماهه ندانم چه کنم

از همان لحظه که گفتی جگرم می سوزد
گشته پیوسته دگر آه و فغانم چه کنم

تا قیامت خجل از مادر خود فاطمه ام
نشد آخر به لبت آب رسانم چه کنم

کاش می شد که به یاد بدن عریانت
زیر این تابش خورشید بمانم چه کنم

نگهت از ته گودال مرا کشت حسین
از نگاه تو هنوزم نگرانم چه کنم

کاش می شد به سر خاک تو مانند رباب
بهر تو روضه گودال بخوانم چه کنم

بین غمهای دلم هیچ کجا شام نشد
رقص پای سر تو برده امانم چه کنم

داغ زهرای سه ساله به خدا پیرم کرد
شاهدم گشته همین قد کمانم چه کنم

سر تو ، طشت طلا، چوب جفا، بزم شراب
این همه داغ نشسته است به جانم چه کنم

یک زن و این همه غم، چشم فلک حیران است
چه کنم مادر غمهای جهانم چه کنم

بهرم آماده کن امشب کفن ، ای بی کفنم
که دگر رهسپر باغ جنانم چه کنم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
1