10 September 2024
ش
02:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت


سامرا، بازباصفا شده ای
درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرببلا
زائرودستة عزا،داری


بازهم گنبدِ طلائی تو
مثلِ مشهد زدورمعلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد
مدفن دو امام ِ معصوم است


همة داخوشیِ ما این است
لااقل یک حسن حرم دارد

صبح و ظهروغروب سفره بپاست
بسکه صاحبحرم ، کرم دارد


اهلِ بیت رسول این ایام
به غم وغصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی
این حسن ها چه زود پیر شدند


چشم خود باز کرد و باگریه
پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او
لب اورا رویِ لبش آورد


زیر لب گفت:الوداع پسرم
بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها
همه اش ارث مادرت زهراست


بعد از آنکه زدند مادر را
جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانوادة ما رفت
بیت الاحزان شبی که ویران شد


عصمت الله پشت در افتاد
پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند
استخوانهایِ بازویش تا شد


محسنِ بی گناه را کشتند
دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در
جسم ششماهه دفن میکردند


تشنة قدری آب بودم من
لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا
لب من چوبِ خیزران می خورد


عمه ات هست و مادرت هم هست
نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب
وای از ازدحام شهرِ شام


آستینها حجاب سر میشد
بین آن گیر ودار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ
زن و یک نیزه دار در بازار

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
02:16
#امام_عسکری_شهادت

.
پسر زِ غُصّه فقط ناله از جگر می زد
کنارِ حُجره به سر از غمِ پدر می زد
.
پسر به یادِ بدن لرزه ی پدر گریان
پدر زِ زَهر روی خاک بال و پر می زد
.
برای غُربتِ مسمومِ سامرا جا داشت
هزار چاک به پیراهَنش اگر می زد
.
گَهی به حالِ پریشان خاک سر می ریخت
گَهی به سینه ی سوزان به روی سر می زد
.
شَبیهِ دخترِ ویران نشین به شهرِ شام
که سر به خِشت زِ دیدارِ طَشت زر می زد
.
شبیهِ طفلِ یتیمی که بر سر و صورت
زمانِ بر سرِ نی دیدنِ پدر می زد
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت


به شوق از تو سرودن حروف جان بدهند
اگر اجازه مدحت به این زبان بدهند

تمام ثانیه ها گریه برغمت کردند
که تسلیت به دل صاحب الزمان بدهند

تنت میان تب است و دو دست لرزانت
ستون عرش خداوند را تکان بدهند

سوال کرده ام از نام قاتلت اما
مقاتل حسنی کوچه را نشان بدهند

هجوم برجگرت برده زهر بامسمار
خداکند به جگر گوشه ات امان بدهند

چقدر کاسه خودش را روی لبت زدتا
عنان مرثیه ات را به خیزران بدهند

تقاص جان‌تورا زهر میدهد ؟هرگز
تقاص جان تورا خولی و سنان بدهند

به سمت روضه ی سر می دوند مصرع ها
اگر اجازه ی روضه به روضه خوان بدهند

دوید خواهر اوتا سر ازتنش نبرند
سربریده ی اورا به این و آن بدهند

عبا و پیرهنش را که گرگ‌ها بردند
عقیق سرخ‌ یمن‌ را به ساربان بدهند...

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 1
18:14
#امام_عسکری_شهادت


از سوز زهر تاب ز پا تا سرت نبود
حتی کمی رمق به لب و حنجرت نبود

جان دادن تو می شد از این سخت تر اگر
مهدی عزیز کرده ی تو در برت نبود

کردند حمله بعد تو بر خانه ات ولی
شکر خدا که در پس در همسرت نبود

لبهای تو ز ضعف به هم خورد،شکر حق
زخمی دگر به روی لب اطهرت نبود

لرزید دست و پای تو از سوز زهر کین
اما دگر به دست حرامی سرت نبود

هر چند بی صدا شدی و سوختی ولی
هنگام دست و پا زدنت خواهرت نبود

این صحنه دیدنش به خدا سهم زینب است
آقا شما که نیزه به دور و برت نبود

می دید زینب از روی تل،نیزه خورده را
می گفت کاش گرد تنت،مادرت نبود

ای نیزه خورده،پاره گلو،ای ذبیح من
ای کاش جای نعل روی پیکرت نبود

بر نعل های تازه تنت گیر کرده بود
ای کاش شاهد بدنت،دخترت نبود

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
18:14
#امام_عسکری_شهادت


مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز
جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز

نفست تنگ شده کنج قفس افتادی
باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز

پسرت آمده بالای سرت آقا جان
مرهمی بر جگر پر شررت هست هنوز

اثر وضعی سم خشکی لبهاست، ولی
خوب شد کاسه ی آبی به برت هست هنوز

لب تو خشک و دو چشمان تو تر آقا جان
گوییا ظهر عطش در نظرت هست هنوز

#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 1
18:14
#امام_عسکری_شهادت


من آن مسافرم که دو چشمم بهاری است
بارانِ غربتم به روی گونه جاری است

من آن مسافرم که ز اجداد اطهرم
غربت برای زندگی ام یادگاری است

سهم من از تمامیِ دنیاست جام زهر
سهم دو دیدهٔ پسرم بی قراری است

پهلو شکسته مادرم آمد به سامرا
این ماهِ ماتم و محن و سوگواری است

من می روم به دیدۀ خونبار ، سامرا
گردیده کربلای من انگار ، سامرا

زهری که خورده ام به تنم التهاب ریخت
رنگم پرید و بر رخ من ماهتاب ریخت

سوزاند زهر معتمد از پای تا سرم
زهرش شراره بر جگرم بی حساب ریخت

تا اینکه دست و پا بزنم هم رمق نماند
از بس  توان ز پیکر من با شتاب ریخت

این غم عذاب داد مرا تا در آن میان
دیدم به چهرۀ پسرم اضطراب ریخت

می خواستم که آب بنوشم ز تشنگی
از دستهای بی رمقم ظرف آب ریخت

من که ز دست مهدیِ خود آب خورده ام
یاد حسین کردم و صد بار مرده ام

در بسترم من و به سرم مادرِ حسین
گردید خاک کرببلا بستر حسین

من سر به دامن پسر خود گذاشتم
ای وای بر حسین و علی اکبر حسین

فرزند من کنار من است و دلم شکست
بر حالت حسین و علی اصغر حسین

اینجا جسارتی به من و پیکرم نشد
در زیر دست و پاست ولی پیکر حسین

والله قلب عمۀ ما تکه تکه شد
هر دفعه ای که دید به نیزه سَرِ حسین

پامال شد به روی زمین جسم جَدِّ من
اشکش چکید هر که شنید اسم جَدِّ من


@raziolhossein
18:14
#امام_عسکری_شهادت


وقت بیماری و غم ذکر حسن می گیرم
وسط روضه و دم ذکر حسن می گیرم
همه جا زیر علم ذکر حسن می گیرم
به خدا بین حرم ذکر حسن می گیرم

سامرا، ذکر حسن، بین حرم می چسبد
جمعِ نامِ تو شدن، زیر علم می چسبد

ما نشستیم سر سفره ی شاهانه ی تو
به فدای تو و آن لطف کریمانه ی تو
عرشیان صف زده پشت در کاشانه ی تو
خیر دیدیم چقدر از در این خانه ی تو

پاسبان حرمت خیل ملائک هستند
جیره خوار کرمت خیل ملائک هستند

خلق حیران تو و روی ملیحت آقا
به فدای تو و آن لحن فصیحت آقا
ماجرایی است عجب، دست مسیحت آقا
دست ما را برسان تا به ضریحت آقا

به فدای تو و آن گنبد و گلدسته ی تو
کس نخورده است در عالم، به در بسته ی تو

شور رویای شب ماست فقط خواب حرم
دل ما هست همان گوشه ی سرداب حرم
قسمت ما بشود کاش دم ناب حرم
تا بنوشیم فقط جرعه ای از آب حرم

هر چه می خواهد از این باب، گدا می گیرد
لطف بی حد شما، دست مرا می گیرد

می رود سمت جنان گریه کنت با زهرا
می شود چشم ترم در غم تو چون دریا
اثر زهر شده در رخت آقا پیدا
اولین روضه ی تو عمر کمت بود اما

لااقل خم نشدی، چشم شما تار نشد
قسمت سینه ی تو تیزی مسمار نشد

دست و پا می زنی و بال و پرت می آید
مهدی فاطمه بالای سرت می آید
اثر زهر جفا بر جگرت می آید
روضه ی ظهر دهم در نظرت می آید

همه سیراب ولی تشنه، عزیز زهراست
زیر کندیِ سر دشنه، عزیز زهراست

روی این خاک بگو، آه... تنت می ماند؟
زیر مرکب مگر آقا بدنت می ماند؟
غصه ای نیست... به تن پیرهنت می ماند
بین انگشت، عقیق یمنت می ماند

پسر فاطمه بالای سرش غوغا بود
سر عمامه ی آقای همه دعوا بود

#وحید_محمدی

@raziolhossein
18:14
#امام_عسکری_شهادت


هر کس که با ولای تو دل آشنا نکرد
لب تشنه ماند و روی به آب بقا نکرد

چشمی که دید روضۀ نورانی تو را
دیدار باغ خُلد طلب از خدا نکرد

هرگز نمی رسد به مشامش نسیم عشق
آن کس هوای قبر تو در سامرا نکرد

ای عسکری لقب، که غم تو عظیم بود
دل را غمی چو داغ تو ماتم سرا نکرد

گل ها به عمر کوته تو گریه می کنند
یک غنچه لب به خنده ز داغ تو وا نکرد

قربان آن دلی که به شب های سوز و ساز
حتی به حبس، دامن شب را رها نکرد

دشمن ز کشتن تو کجا می کند حیا
جائی که او ز کشتن زهرا حیا نکرد

هر گوشه از دل تو پُر از درد و غصه بود
جز زهر کینه درد دلت را دوا نکرد

دشمن پس از تو بُرد به کاشانه ات هجوم
تنها به زهر دادن تو اکتفا نکرد

ای گل زبی وفائی گلچین روزگار
دنیای دون نصیب تو غیر از جفا نکرد

#سید‌هاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
18:14
#امام_عسکری_شهادت
#امام_زمان

تنها نه اینکه بر تن تو جامه ی عزاست
حتی سیاه پوش غمت سرّ من رئاست

غم، واژه ای که بیشتر از هر کس دگر
با چشم های دائم الاشک تو آشناست

تنها، غریب، گوشه ی سرداب خانه ات
بر گونه هایت اشک عزای پدر رهاست

انگار ماتم تو تمامی ندارد و
هر روز، سینه ی تو به یک داغ مبتلاست

تو سوگوار خانه ی آتش گرفته ای
اما شکستن تو در این داغ، بی صداست

مثل همیشه آخر شعرم رسید و باز
دستم به دامن تو و امضای کربلاست


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
18:14
#امام_عسکری_شهادت
#امام_زمان_مناجات


از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم
نوشت تا که فقط عاشق شما باشم

نوشت با همه کس غیر تو غریب شوم
نوشت تا که فقط با تو آشنا باشم

خدا رقم زده این سرنوشت را؛ چه کنم؟
همیشه شاه تو باشی و من گدا باشم

امام عصر، امام زمان، مباد دمی
دمی که از تو و از یاد تو جدا باشم

تو نیستی و من این را ز خود نپرسیدم
در این زمانه که او نیست، من چرا باشم

میان خانه ات امشب عزا به پا کردی
چه می شود که در آن مجلس عزا باشم

برای آنکه کمی در غمت شریک شوم
اجازه می دهی امشب که سامرا باشم؟

قسم به اشک روانت برای من بنویس
که باز یک سحر جمعه کربلا باشم


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
😭 1
12 September 2024
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 30.2 KB
1
19:13
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 23.4 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری
#رباعی

با شادی و شور و زمزمه میخندد
جانم که چه بی مقدمه میخندد

بر خصم علی که میفرستم لعنت
چی بهتر از این که فاطمه میخندد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
2 👍 2
19:14
#تبری
#تک_بیتی

آن چه پیام ما در این ثانیه است
زمزمه‌ی "ثمّ العن الثّانی" است

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
😍 3 👍 1
19:19

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌺السلام علیک یا اباعبدالله🌺
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 3 1
13 September 2024
ش
16:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🚩اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم🚩

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
7 👍 3
15 September 2024
ش
03:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_حضرت_رسول_و_حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

ديـگر دعـای مـادر زهـرا نتیجـه داد
داروندار خویش خدا بر خدیجه داد

امشـب بنـای دین خدا مستدام شد
خـاتـون مـکه همـسر خیر الانام شد

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
03:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
649×1280, 36.4 KB
من که از مهر علی، گرم بُوَد بازارم
به خدای احد! از آن سه نفر بیزارم

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
1 👍 1
03:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×500, 35.5 KB
مادرم از کودکی خرید برایم
تا که شوم سر به راه، کفش تولی

آنچه نجاتم دهد ز بارش آتش
چیست به یوم الحساب، چتر تبری

#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت
#میلاد_حسنی

@raziolhossein
16 September 2024
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح



جلوه ای از کرمش سوره ی الرحمن است
صحبت از فضل علی در همه ی قرآن است

نام او "فصل خطاب" است یقینأ وقتی
بین احمد و خدا تا سخن از ایمان است

"ها علیٌ بشرٌ کیفَ بشر" می خواند
هر کسی با خبر از قدرت حیدر جان است

کوچه ی بندگی اش بس که صداقت دیده
کوچه ی حسرتیِ رد شدن شیطان است

گفت در سختی خیبر به همه پیغمبر
که فقط شخص علی فاتح این میدان است

همه رفتند و اُحد ماند و نبی و علی اش
و علی هست که تا جان به سر پیمان است

شب معراج خدا خواست ببیند احمد
شرح اوصاف علی قله ی بی پایان است

عطر"اکملتُ لَکُم" در همه قرآن پیچید
حرف این آیه چنان صبح پر از برهان است

می برد نام علی دل ز خدا هم بی شک
"صَدَقَ اللهُ علی" این نظر یزدان است

اصل کفر است نمازی که علی نیست در آن
مثل یک خانه که از پایه و بن ویران است

دشمنش روز قیامت به خدا گریان و
دوستش روز قیامت به خدا خندان است

جز علی دوستی ام هر عملی داشته ام
مثل بیدی ست که از باد قضا لرزان است


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 5 4
17 September 2024
ش
03:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×540, 31.5 KB
#لعنت_بر_یزید

برو با شاخه گل در حرم شاهِ شهید
بگو با حضرت زهرا لعن الله یزید


@raziolhossein
👍 2
03:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1280, 20.1 KB
#لعنت_بر_یزید
#تک_بیت

با لعنِ بر یزید عیان شد که شیعه را
آزادی از جحیم به یک آب خوردن است

#نجات_اصفهانی

🔴🔴🔴
👍 2
03:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 43.2 KB
غم رفته و شادی شده حاکم امشب
گردیده دوا درد عوالم امشب
تبریک بگو به کربلایی ها که
رفته به درک یزید ظالم امشب

سالروز به درک واصل شدن یزید لعنت الله علیه مبارک باد

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19 September 2024
ش
00:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح



طریق بندگی غیر از مسیر شیعه بیراه است
هر آنکس با علی باشد خدا را نیز همراه است

به کعبه از علی گویم خدا را در نجف جویم
لک لبیک یا حیدر لک لبیک الله است

بنازم پادشاهی که کشد ناز فقیران را
بنازم دولتی  را که رفیق سائلان شاه است

علی حق است و با حق است آنکه با علی باشد
یقین بر قنبرش هر کس ندارد نیز گمراه است

ستون عرش را قائم یدالله فوق ایدیهم
فلک می‌چرخد ار دائم به انگشت یدالله است

زمانی که نجف رفتم به ایوان یک قدم مانده
عیانم شد مسیر قوس او ادنی چه کوتاه است

به دنبال شرف هستم که دل بر این سخن بستم
منم کلب در آنکه نجف را کلب درگاه است 

من و وحدت به غیر از دوستان او معاذ الله
هر آن کس با عدویش  میل وحدت  کرد گمراه است


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2 👍 2
ش
18:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 105.8 KB
18:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
18:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 109.1 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_ولادت
#رباعی

شب را سحر آمد که محمد آمد
صبح ظفر آمد که محمد آمد

بتهای حرم شکست وزآن بشکستن
فریاد بر آمد که محمد آمد

#سیدرضا_مؤيد

@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین_مدح


از ازل بر حسب ظرف توانهای همه
ریخت مهر تو خداوند به جانهای همه

جلوه ای کرد خدا نام نهادند "علی"
تا که انگشت بماند به دهانهای همه

همه ی نسل من ای دوست علی ع دوست شدند
می درخشد قمرت بین زمانهای همه

حرف جود و کرمت صحبت دیرینه شهر
نقل انگشتری ات ورد زبانهای همه

باور ما همه این است که تو حق هستی
بی خیال همه ی حدس و گمانهای همه

تو عبایت بتکاندی و در خیبر کند
شد تکانت به خدا فوق تکانهای همه

تا تو در طایفه ات اکبر واصغر داری
چه نیازیست به این خرد و کلانهای همه

گل پسرهای تو آقای جوانان بهشت
به فدای پسران تو جوان های همه

پسرت در رجزش گفت انا بن الحیدرع
به فنا رفت دگر نام و نشانهای همه

از فلانی و فلانی و فلانی بری ام
تو فقط رهبر مایی نه فلانهای همه

#اسماعیل_روستایی

@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین_مدح


نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا کند
قسم به ذات کبریا، ز یمن مرتضی کند

خدا چو هست رهنمون، مگو دگر چرا و چون
که او کند هر آنچه را که حکمت اقتضا کند

ز قدرت یَدُ اللَّهی، کسی ندارد آگهی
وسیله‌اش بُود علی، خدا هر آن چه را کند

به جنگ بدر و نهروان، علی است یِکّه قهرمان
نگر که دست حق عیان ، قتال اشقیا کند

به روی دوش مصطفی، نهد چو پای مرتضی
نگر به بت شکستنش، که در جهان صدا کند

به رزم خندق و اُحُد، به قتل عَمْرو عَبْدُوُد
خدا به دستِ دست خود، لوای حق بپا کند

چو افضل از عبادتِ خلایق است، ضربتش
علی تواند این عمل، شفیع ما‌سِوی کند

به پیشگاه کردگار، ز بس که دارد اعتبار
دُیون جمله بندگان، تواند او ادا کند

نماز، بی ولای او، عبادتی است بی‌وضو
به منکر علی بگو، نماز خود قضا کند

هر آنکه نیست مایلش، جفا نموده با دلش
بگو دل مریض خود، به عشق او شفا کند

علی ست آن که تا سحر، سرشک ریزد از بصر
پی سعادت بشر، ز سوز دل دعا کند

علی انیس عاشقان، علی پناه بی‌کسان
علی امیر‌مؤمنان، که مدح او خدا کند

پس از شهادت نبی، که را سِزَد به جز علی
که تا به حشر آدمی، به کارش اقتدا کند

قسیم نار و جنتّش، ترازوی محبّتش
که مؤمنان خویش را، ز کافران جدا کند

گهی به مسند قضا، گهی به صحنۀ غزا
گهی به جای مصطفی، که جان خود فدا کند

علی است فرد و بی‌نظیر، علی مجیر و دستگیر
که نام دل‌گشای او، گره ز کار وا کند

زکار قهرمانیش، پر است زندگانیش
نگین پادشاهیش، به سائلی عطا کند

امیر کشور عرب، ثنا کنان، دعا به لب
برد طعام نیمه شب، عطا به بی‌نوا کند

ز کوی شاه اولیا، که مهر اوست کیمیا
کجا روی، بیا بیا، که دردها دوا کند

کنیم چون‌که های‌ و‌ هو، به پیشگاه لطف هو
خدا نظر کند به او، علی نظر به ما کند

دل علی گداخته، که با زمانه ساخته
امام ناشناخته، ز خلق شکوه‌ها کند

پس از وفات فاطمه، کشید دامن از همه
که ختم عمر خویش را، به کنج انزوا کند

ز قبر بنت مصطفی، کجا رود علی، کجا
که نیست یار آشنا، دلش ز غم رها کند

سرشک بر دو عین او، ز اشک زینبین او
که گریه بر حسین او، به یاد کربلا کند

علی غریب و خون جگر، ز هجر یار نوحه‌گر
کنار آن جدار و در، اقامۀ عزا کند

)حسان) بگیر دامنش، قسم به حقّ محسنش
گره گشای انبیا، حوائجت روا کند

#حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
👍 1
18:07
#حضرت_زهرا_مدح


هرچه داریم همه از کَرَمِ فاطمه است
دوجهان قطره ای از موجِ یَمِ فاطمه است

آن بهشتی که خدا وصف به قرآن کرده
گوشه ای از حَرمِ مُحترمِ فاطمه است

هرکسی عزَّتِ خود را زِ خدا می طلبد
راهِ آن خاک شدن بر قَدَمِ فاطمه است

هست جبریل دُعاگوی مُحِبُّ الزَّهراء
تا زمانی که به زیرِ عَلَمِ فاطمه است

جُز خدا هیچ کسی بر حَرَمَش مَحرَم نیست
قبله ی کعبه به سمتِ حَرَمِ فاطمه است

نامِ حیدر که روی دربِ جَنان حَک شده است
نقش و طرّاحیِ آن با قَلَمِ فاطمه است

نُه فَلَک فیض زِ ایّامِ ظُهورش بُردند
نوحه ی عرش بر آن عُمرِ کَمِ فاطمه است

هرکسی که به حمایت زِ ولایت برخاست
می توان گُفت که او هم قَسَمِ فاطمه است

پَرچم فاطمیّه تا به قیامت بالاست
صاحبِ روضه ی او مُنتَقِمِ فاطمه است

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 1
18:07
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#دوبیتی

الهی من چه می بينم ز احمد،
چه زيبا منظری دارد محمد

مبارك بر علی و دخت احمد،
طلوع صادق وجشن محمد

@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


ایا گرفته تو اندر سرای جهل، مقام!
تهی ز دانش و غرقه میان بحر ظلام

ایا ز غُمری دائم فسوس گشته‌ی دیو
ز مصطفی به تو بر صدهزار گونه ملام

ایا گسسته ز حبل خدا و دعوت حق!
به کام خود به سرت کرده است دیو، لگام

ایا مخالف اسلام و راه دین هدی!
کشیده گردن از بیعت اولوا الارحام

ره صواب ندانی همی ز راه خطا
ره حلال ندانی همی ز راه حرام

نه مشک بازشناسی همی ز پُِشک سیاه
نه عود و عنبر و کافور را ز سنگ رُخام

نه حق ز ناحق دانی، نه بنده را ز خدای
نه مرد ناقص پرعیب را ز مرد تمام

همی ندانی ای کوردل ز غُمری خویش
که احمد قُرَشی را وصی که بود و کدام

نگر که پای، ابر کتف مصطفی که نهاد
بتان ز کعبه که افکند و پاک کرد مقام

نگر که از پس پیغمبر خدای، بزرگ
کدام بود به علم و به دانش و احکام

نگر که مهتر آل نبی که بود از اصل
نگر که خالق جبّار را که بُد ضرغام

نگر که سرمد، شمشیر خویشتن به که داد
به که سپرد پیمبر پس از فراق، حُسام

نگرکه بن عم و داماد مصطفی که بُد است
نگر که فضل که را کرد از بنی اعمام

نگر که کردش ترویج دین و بودش یار
ولی که بود ابر ذوالجلال و الاکرام

نگر که دستِ که بگرفت مصطفی به غدیر
که را امام هدی خواند فخر و زین انام

یکی فضیلت بُد بیش از این امام تو را
همی دهی به دل خویش اندر این آرام؟

اگر به غار بُد او یار مصطفی یک شب
بدین فضیلت بایدْش،‌ سروری فرجام؟

چهل شبان‌روز ابلیس بُد به نوح نبی
بدان سفینه‌ی پرآب اندرونْش مقام

و گر به پیری کس را رسد امامت خلق
کسی به پیری ابلیس بُد در آن ایّام؟

ایا مُناصب دل‌کور ابله ملعون!
ز کوربختی دائم در اوفتاده به دام

مرا امام هم از جایگاه وحی خداست
ز جایگاه نبی مر تو را امام کدام؟

امامم آن‌که به پیش بتان نکرده نماز
نکرده جز ملک‌العرش را صلوة و صیام

امامم آن‌که خداوند علم و شمع هدی است
امامم آن‌که تقی و نقی و ز اصل کرام

امامم آن‌که به مال کسان نکرده طمع
نخورده مال یتیمان، حلال خورده مدام

امامم آن‌که به زرّ و درم نشد مشغول
از این بعید نبود ار همیشه بودش وام

امامم آن‌که نبی گفت: یا ولیّ الله!
تویی مرا دل و جان و منم تو را اجسام

امامم آن‌که کتاب خدای، جمع او کرد
پس از "محمّد پیغمبر"، اوست شاه و امام

امامم آن‌که فدا کرد تن به جای نبی
ز وقت خفتن تا وقت نور دادن بام

امامم آن‌که بُد اندر رکوع، سائل را
بداد خاتم از بهر خالق علّام

امامم آن‌که بکردی به ضربتی به دو نیم
اگر بر آهن و بر سنگ بر زدی صمصام

امامم آن‌که به روزه بدی سه روز و سه شب
طعام داد به سائل به وقت خوردن شام

امامم آن‌که بر او و بر اهل خانه‌ی او
خدای عرش فرستاد از بهشت، طعام

امامم آن‌که خدای بزرگ، روز غدیر
به فضل کرد به نزدیک مصطفی، پیغام

امامم آن‌که به جز طاعت خدای نکرد
بر او امام پسندی تو عابد اصنام؟

امامم آن‌که ابا مصطفی به روز قضا
بُوَد ابر لب حوض و به دستش اندر جام

امامم آن‌که علی‌رغم این مَناصب را
لوای حمد به دستش بُوَد به روز قیام

امامم آن‌که امید شفاعتم همه اوست
که در محبّت او در شوم به دار سلام

ایا منافق مردود و مرتد بدکیش!
ز جهل، سُخته و در راه دین احمد، خام

تو خویشتن را "سنّی" و نیک‌ می‌دانی؟
تو زآن گروهی کایزد شناخت "کالانعام"

تو هیچ چیز نمی‌دانی از مسلمانی
به جز "سلام علیک" و دگر "علیک سلام"

اگر تو خواهی مؤمن شوی بیا بشنو
ز قول شاعر #سوزن‌گر این درست کلام

که شعر او دل هر پاک را چو نقره و زر
کند به دعوت و بیرون برد ز سر، سرسام

#سوزنی_سمرقندی

پُِشک: پشگل.
رُخام: سنگ مرمر، سنگ سفید و نرم.
غُمری: ناآزمودگی، ناشیگری.
مُناصب: بدی آشکار کننده.
مَناصب: رتبه‌ها، منصب‌ها.



@raziolhossein
👍 2
18:07
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


قسم به خالق بی‌چون و صدر و بدر انام!
که بعد سید کونین، حیدر است امام

امام اوست به حُکم خدا و قول رسول
که مستحقّ امامت بُوَد به نصّ کلام

امام اوست که چون پای در رکاب آورد
روان به طیّ لسان هفت سبع کرد تمام

امام اوست که قائم بُوَد به حجّت خویش
چراغ عاریت از دیگری نگیرد وام

امام اوست که بخشید سر به روز مصاف
بدان امید که بیگانه را برآید کام

امام اوست که قرص خور از اشارت او
به جای فرض پسین، بازگشت از ره شام

امام اوست که انگشتری به سائل داد
نهاد مُهر رضا بر لب و نخورد طعام

امام اوست که داند رموز منطق طیر
نه آن که ره‌زن مردم شود به دانه و دام

امام اوست که دست بریده کرد دُرست
نه آن که کرد به صد حیله، وصله بر اندام

امام اوست که خلق جهان غلام ویند
نه آن که از هوس افتد به زیر بار غلام

تو ای که اهل حسد را امام می‌دانی!
گشای چشم بصیرت، اگر نه‌ای سرسام

کدام از آن دو سه در حلّ مشکلات یکی
به علم و فضل و هنر داد خصم را الزام؟

کدام از آن دو سه بیگانه، در طریق صواب
نهاده‌اند به انصاف و آشنایی گام؟

کدام از آن دو سه یک روز در مصاف و نبرد
به قصد دشمن دین برفروخت برق حسام؟

من آن امام نخواهم که بهر باغ فدک
کند ز ظلم به فرزند مصطفی، اِبرام

من آن امیر نخواهم که آتش افروزد
بر آستانه‌ی کهف انام و صدر کلام

من آن امام نخواهم که در خلا و ملا
برند تا به ابد مردمش به لعنت، نام

به گرد خوان مروّت چگونه ره یابد؟
کسی کش آرزوی نفس کرده گرده و خام

قبول عایشه بگذار و بیعت اجماع
چه اعتبار به قول زن و تعصّب عام؟

خسی اگر بگُزینند ناکسان از جهل
مطیع او نتوان شد به اعتقاد عوام

گُل مراد کجا بشکفد ز غنچه‌ی دل؟
تو را که بوی محبّت نمی‌رسد به مشام

میانه‌ی حق و باطل چگونه فرق کند؟
مقلّدی که نداند حلال را ز حرام

چه خیزد از دو سه نااهل در علف‌زاری؟
یکی گُسسته مِهار و یکی فکنده لجام

اسیر چاه طبیعت کجا خبر دارد
که مبطلات کدام است و واجبات کدام؟

به مِهر شاه که اوقات از آن شریف‌تر است
که ذکر خارجی و ناصبی کنیم مدام

وگر نه توده‌ی اخگر شود دمی صد بار
ز برق تیغ زبانم سپهر آینه‌فام

در آن زمان که شریعت به دست ایشان بود
مدار کار شریعت نداشت هیچ نظام

دو روزه مهلت ایّام آن سیه‌بختان
ز اقتضای قضا بود و گردش ایّام

هزار شکر! که این اعتبار بی‌بنیاد
چو عمر کوته دون‌همّتان نداشت دوام

زند معاویه در آتش جهنّم، سر
چو ذوالفقار علی سر برآورد ز نیام

به مُبدعی که مسمّا به اسم "اللّه" است!
به نور معرفت ذوالجلال و الاکرام!

به گوهر صدف کاینات یعنی دل!
به انبیای کرام و به اولیای عظام!

که در حریم دلم داشت بامداد ازل
فروغ روشنی مهر اهل بیت، مقام

#فغانی از ازل آورده مِهر حیدر و آل
به خود نساخته از بهر التفاتِ عوام

سفینه‌ی دلم از مدح شاه، پُرگهر است
گواه حال بدین عِلم، عالم علّام

به طوفِ کعبه‌ی اسلام تا چو اهل صفا
کبوتران حریم حرم کنند مقام،

شکسته باد دل خارجی چو طرّه‌ی دال!
خمیده باد قد ناصبی چو حلقه‌ی لام


#بابافغانی_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
18:07
#حضرت_رسول_ولادت


آن صبح رو که مطلع شعرم جبین اوست
موسی به دین اوست و عیسی به دین اوست

هر حلقه حلقه حلقه ی آن گیسوی شبش
آورده است سلسله ای را به مذهبش

پیچیدگی زلفش، حل المسائل است
با عقل و عشق، نیم نگاهش معادل است

زانو زده ست منطق و عرفان برابرش
حکمت نشانده فلسفه را پای منبرش

استاد حل مسئله با غمزه می شود
درد دلش دعای ابوحمزه می شود

هرکس که دیده جذبه ی او را موافق است
بهلول مبتلا به جنون نیست، عاشق است

از عطر او بهار گرفته است شمه ای
شیخ الائمه است ،چه شیخ الائمه ای

او هرچه داشته سر پیمان گذاشته
از جان گذشته ای ست که از جان گذاشته

آتش زدند پشت در او که سال ها
پشت در تمامی شان نان گذاشته

آن قدر صادق است که از رزق بچه هاش
برداشته، برای یتیمان گذاشته

حق گفته ام اگر که بگویم پیمبر است
از خود به ارث بس که مسلمان گذاشته

هر مجتهد که دست به دامان او زده ست
در اجتهاد، دست به قرآن گذاشته

دشمن اگر که ترس ندارد از او چرا
این قدر در بقیع، نگهبان گذاشته؟

آن قدر ساده است حریمش که فاخته
از شش جهت امام ششم را شناخته


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین_مدح

پروانه می سوزد که خاکستر نشین باشد
خوب است حال و روز عاشق اینچنین باشد

رو به کس دیگر نخواهد زد هرآنکس که
محتاج اولاد امیرالمومنین باشد



#مصطفی_یوسفی

@raziolbossein
1
18:07
#حضرت_رسول_ولادت
#حضرت_رسول_مدح


مقصود خداوند ز خلقت عسلش بود
خیرالبشرش آیت ضرب المثلش بود

سرمایه و آرایه و آسایۀ هستی
یعنی که محمد همۀ ماحصلش بود

تصنیف دل آرا و شمیم خوش ایمان
زهرا و علی قافیه های غزلش بود

سر سلسلۀ نور علی نور هدایت
میراث گران مایه و خیرالعملش بود

این سلسله سررشتۀ عشقی ابدی بود
سرمنشا این سلسله روز ازلش بود

این سلسله سرچشمۀ رزق بشری بود
این سلسله سرلوحۀ بین المللش بود

هر رشته خودش سلسله ای بود خدایی
موسی ید و عیسی دم و احمد بدلش بود

هر آیۀ قرآن که به معنا بشکافند
وصفی است که از احمد و اولاد یلش بود

وصفی که شنیدیم به مجموعۀ قرآن
در نقطه بایی است که حداقلش بود

#حمید_ضیا_یزدی

@raziolhossein
👍 1
18:07
#امیرالمومنین_مدح


هر نصر من الله به شمشیر علی بود
هر فتح قریب از دل چون شیر علی بود

در خیبر و بدرش همه یکپارچه گفتند:
پیروزی اسلام به شمشیر علی بود

آن رعشه که بر کاخ معاویه درافتاد
پیداست که از نعره ی تکبیر علی بود

در سینه اگر بغض علی داشت عجب نیست
چون سینه ی دشمن هدف تیر علی بود

یک قوم در اندیشه تحقیر علی بود
یک طایفه مشغول به تکفیر علی بود

گفتند و نماندند ولی نام علی ماند
الحق که علی شاهد تکثیر علی بود

صد رنگ عوض کرد بشر در طی ایام
تاریخ کجا شاهد تغییر علی بود؟

فرمود که دوزخ چه بسا خلق نمی‌شد
در هر دل اگر مهر فراگیر علی بود

پیغمبر ما آینه ی حُسن خدا بود
در آینه هر آینه تصویر علی بود

هنگام سحر فاطمه بر منبری از نور
با یازده آیینه به تفسیر علی بود

از خاک نجف شاخه ی انگور بر آمد
این معجزه ی تاک به اکسیر علی بود

ایوان نجف! هان تو شهادت بده فردا
این دل همه ی عمر به تسخیر علی بود

#جواد_محمدزمانی

@raziolhossein
👍 2
18:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 202.7 KB
#رباعی

روئیده در این باغ چه خیر و برکات
در هر قدمش نهفته یک راهِ نجات

بر شبنم ِ هر برگ گلِ محمدی
با دست علی حک شده ذکرِ صلوات!

#م_عاطفی

@raziolhossein
18:07
#امیر_المؤمنین_مدح

اگرچه هر چه به غیر از خدا عدد دارد
ولی شراب محبت مگر که حد دارد؟

قدح گرفتم و گفتم که دوستت دارم
نهیبی آمد و گفت این گناه حد دارد

کسی که حب تو را خوب در دلش جا داد
شکایتی مگر از روزگار بد دارد؟

به چشم ما و نبی و خدا تو مولایی
بگو که کور شود هر کسی حسد دارد

کسی که سنگ هم از مهر او عقیق شود
چه انفعالی از انکار بی خرد دارد؟

یکی است نور ، ولی شوق توست در این دل
که طبع ، میل به گل های سرسبد دارد

به چشم من که نجف دیده حرف حور نزن
به پیش اوست نود هر کسی که صد دارد

نگاه ما به مجانین نگاه حسرت نیست
کلاهی این دل ما هم از این نمد دارد

جواب اول قبرم اگر اشارۀ توست
تمام عمر ، سرم شوق بر لحد دارد


#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
18:07
#امیرالمومنین_مدح


هر دل که جدا از تو شود دل شدنی نیست
ایمان به جز از راه تو حاصل شدنی نیست

عقلی که گره خورد به عشق تو یقینأ
از سنگ غم حادثه زایل شدنی نیست

هر قدر عبادت شده از اول خلقت
با ضربت تیغ تو معادل شدنی نیست

با ایه اکملت لکم گفت خداوند
دین جز به تولای تو کامل شدنی نیست

ما رو به تجلای شما اهل نمازیم
این قبله به هر سو متمایل شدنی نیست

بی مهر تو ما را چه نمازی چه طوافی؟
بی مهر تو یک رکعت قابل؟...شدنی نیست

ای ابر خطا پوش کرم کن که در این شهر
رحمت به جز از چشم تو نازل شدنی نیست


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌺السلام علیک یا اباعبدالله🌺
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
3
20 September 2024
ش
23:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#صلوات
#رباعی

امام رضا سلام الله علیه فرمود:
مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً

هرکس قدرت بر کاری که گناهان او را بپوشاند نداشته باشد، باید بر محمد و آل او بسیار صلوات بفرستد؛ زیرا صلوات، گناهان را به کلی ویران میکند.
.
.
خواهی که پر از نور شوی وقت ممات
خواهی که به راحتی شوی رد ز صراط
هر انجمنی که می نشینی بفرست
"بر خاتم انبیا محمد صلوات"
.
.
بر جلوه کبریای سرمد صلوات
بر سرور کائنات احمد صلوات
زیباتر از این نخوانده ام مصراعی
"بر خاتم انبیا محمد صلوات"
.
.
بر اشرفِ خلق هر دو عالم صلوات
بر سید و فخرِ وُلد آدم‌ صلوات
بر خاتم انبیا نگین است علی
بر خاتم و بر نگین‌ خاتم صلوات
.
.
گشتم به دواوین همه اهل لغات
یابم سخنی لطیف از کلّ جهات
تک مصرعی از قصیده برتر دیدم:
"بر خاتم انبیا محمد صلوات"


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
4
22 September 2024
ش
03:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1300×762, 160.1 KB
#رباعی_علوی

گویم سخنی که درک آن دشوار است
گفتا به علی نبی که بختت یار است
از شیعه تو کسی جهنم نرود
از امت من جهنمی بسیار است

#حیدر_معجزه

@raziolhossein
7
25 September 2024
ش
22:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
22:54
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 132.3 KB
22:54
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
22:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#رباعی

هم زمزمه‌ي سبز بهاران با تو
هم روح بلند چشمه ساران با تو
 
از راه رسيدي و کويري تشنه
جنت شده، اي حضرت باران با تو

____
     
تا خاک مرا سرشت، يا معصومه
روي دل من نوشت: يا معصومه   
  
يک پنجره پرواز مرا خواهد برد
از صحن تو تا بهشت، يا معصومه
       

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
👍 2
22:56
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم

جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود
خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود

قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است
عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود

عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است
در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود

در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است
در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود

حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است
در زلال مهر او دلها مطهر میشود

در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ
هر که انکار مقامش کرد کافر میشود

یک اشارت از نگاهش بانی فیضیه شد
دست لطفش امتداد فیض کوثر میشود

نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم
باغ جانم از نسیم او معطر میشود

تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او
عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
22:56
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#رباعی

آئينه توحيد به قم مي آيد
يا خواهر خورشيد به قم مي آيد

نذر نفحات فاطمي اش صلوات
با آمدنش عيد به قم مي آيد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_علیها_السلام
#ورود_به_قم


این سرزمین که عرصهٔ جولان جنگ نیست
اینجا قم است ، نیزه و میدان سنگ نیست

تا تشنه می شوی همه سَقّات می شوند
اینجا برای آب ، نیازی به جنگ نیست

اینجا همه برای تو تعظیم می کنند
حرف از هجوم تلخ نظرهای تنگ نیست

قرعه اگر به نام تو افتاده غم نخور
یونس در این دیار ، دچار نهنگ نیست

این رسم عاشقی است که میراث برده ای
رویی به غیر روی برادر قشنگ نیست

آخر ، وصال رود به دریا سراب شد
پس آسمان برای تو فیروزه رنگ نیست

اینجا که جلوهٔ حرم اهل بیت شد
پس هیچ کس چو زائر قبرت زرنگ نیست

امثال من که هیچ ، فقیهان روزگار
اینجا کمیت حاجتشان با تو لنگ نیست

بی خود که نیست دور و بر تو شلوغ شد
حاجت ، اسیر چون و چرا و درنگ نیست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#رباعی

آواز رحیل کاروان میآید
خیزید زجا که میهمان میآید

إی مردم قم به ناقه اش گل ریزید
معصومه ملیکه جهان میآید

#قاروبی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح

سر تا به قدم زهرا ، یا حضرت معصومه
تاج سر کرمنا ، یا حضرت معصومه

ای آینه ی عصمت ، ایمان و حیا ، عفت
در حسن تو شد پیدا ، یا حضرت معصومه

مهر تو سرشت ما قم از تو بهشت ما
از خاک تو خشت ما ، یا حضرت معصومه

ای کهف امان کویت وی باغ جنان بویت
ای روح تو روح افزا ، یا حضرت معصومه

چون بنده ی درگاهت افتاده سر راهت
صد موسی «واعدنا» ، یا حضرت معصومه

هم دختر موسایی هم خواهر دریایی
دریاب دل ما را ، یا حضرت معصومه

صبر از تو رضا از تو ، آمین دعا از تو
ماییم همه نجوا ، یا حضرت معصومه

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_علیها_السلام
#ورود_به_قم


ای جنّ و انس و حور و ملک، سائل درت
خورشید، شمعِ روی ضریح مطهّرت

جدّت بُوَد امیر عرب، جدّه فاطمه
باب الحوائجت پدر و نجمه مادرت

دخت امام، اخت امام، عمۀ امام
آئینه‌دارِ امّ ابیهاست منظرت

ای مه‌لقا که خواهر خورشید هشتمی
صد آفتاب با خجلی گشته اخترت

حتّی گر انتظار پدر، مانعت نبود
کفوی نداشتی که شود عِدل و همسرت

تو کیستی که همچو شه کربلا حسین
باشد حرام، آتش دوزخ به زائرت!

آورده‌ام پناه به کویت، ردم مکن
جان جواد، میوۀ قلب برادرت

عمریست بین مشهد و قم در شُدآمدیم
جانم به آن مسافرت و این مجاورت!

فرداست در تلاطم امواج سیّئات
حبل المتین ما همه، نخ‌های چادرت

این عرصه نیست جای ظهور مقام تو
باشیم و بنگریم کراماتِ محشرت

زهرا که جای خود، به خدا جرم خلق را
بخشند روز حشر، به خدّامِ محضرت

تنها نه اهل قم سر خوانت نشسته‌اند
خلق جهان مدام بَرَد فیض از درت

شد ماجرای عشق حسینیّ و زینبی
تکرار در حکایت تو با برادرت

تو زینب امام رضا، او حسین تو
جز قرب او نبود تمنّای دیگرت

دل کندی از دیار، به امّید وصل یار
مهلت نداد اجل که رسی نزد دلبرت

این را دگر حدیث و حکایت نیاز نیست
حتماً رضا گرفت به دامان خود، سرت

گویند ناله کردی و غش کردی از فراق
تا شد نهان برادرت از دیدۀ ترت

روز سلامتی اگر این است حال هجر
پس چه کشید عمۀ محزون مضطرت!

قلب تو از فراق برادر کباب شد
امّا سرش نگشت جدا در برابرت...

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح

کرم از دست تو ای دست عطا میچسبد
در شبستان تو قرآن و دعا میچسبد

بارها تجربه کردم به خدا در حرمت...
بیشتر از همه جا ذکر "رضا" میچسبد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح

خواهر خورشید هشتم ماه هشتم می‌شود
روشنایی بخش شام تار مردم می‌شود

غیر ذات چهارده تن هیچکس معصوم نیست
مانده‌ام معصومه پس معصوم چندم می‌شود؟

دختر موسی، کلیم الله ها می پرورد
در حریمش لال مشغول تکلم میشود

چشمه عصمت به دست حضرت معصومه است
او بخواهد دختر بدکاره خانم می‌شود

یاکریمانِ کریمان نیز حاجت می‌دهند
نذر، بعضی وقتها یک مشت گندم می‌شود

هیچ اندوهی نمی‌ماند برای زائرش
بغض می‌آرند در صحنش تبسم می‌شود

مرجع تقلید باشی یا من بی دست و پا...
دست و پایت در حریم قدسی‌اش گم می شود

مرقد او هست لنگرگاه کشتی نجات
موج زائرها می‌آیند و تلاطم می‌شود

از بلاهای زمین و آسمان آسوده است
هر کسی در عصر غیبت ساکن قم می‌شود

#آرش_براری

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مناجات

ای نور دل زهرا یا حضرت معصومه
وی بانوی بی همتا یا حضرت معصومه

تو تالی زهرایی چون زینب کبرایی
ای مظهر خوبی ها یا حضرت معصومه

قم از تو صفا دارد هرکس که تو را دارد
غمگین نبود فردا یا حضرت معصومه

تو دختر موسایی چون فاطمه یکتایی
محبوب دل طاها یا حضرت معصومه

از فیض تو ای بانو قم گشته بسی نیکو
کوی تو بهشت ما یا حضرت معصومه

راضی به قضا گشتی دلخون چو رضا گشتی
خون شد دلت از اعدا یا حضرت معصومه

ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی
هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه

از جود و سخای تو از لطف و عطای تو
قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

ای دخت ولی ا... وی اخت ولی ا...
عمه ی بنی الزهرا یا حضرت معصومه

از داغ پدر گریان وز هجر رضا نالان
بودی تو در این دنیا یا حضرت معصومه

مهدی ز غمت نالد شیعه به تو می بالد
ای شافعه ی فردا یا حضرت معصومه

ای حامی محرومان بر «جعفری» از احسان
لطف و کرمی بنما یا حضرت معصومه

@raziolhossein
👍 2
22:56
#حضرت_معصومه_مدح


ای به جلالت ز آفرینش برتر
ذات تو تنها به هرچه هست برابر

زادهٔ خیرالوری رسول مکرم
بضعهٔ خیرالنسا بتول مطهر

از تو تسلی گرفته خاطر گیتی
وز تو تجلی نموده ایزد داور

عالم جانی و عالم دو جهانی
اخت رضایی و دخت موسی جعفر

فاطمه‌ات نام و از سلالهٔ زهرا
کز رخ او شرم داشت زهرهٔ ازهر

ای تو به حوا ز افتخار مقدم
لیک ز حوا به روزگار موخر

تاج وی‌استی و از نتاج وی‌استی
وین نه محال است نزد مرد هنرور

شمس ‌که او را عروس عالم خوانند
به بود از خاوران ‌که هستش مادر

سیم به از سنگ‌ هست و خیزد از سنگ
لاله به از اغبر است و روید ز اغبر

تا که ترا نافریده بود خداوند
شاهد هستی نداشت زینت و زیور

بهر وجود تو کرد خلقت‌ گیتی
کز پی روح است آفرینش پیکر

دانه نکارند جز که از پی میوه
حقه نسازند جزکه از پی‌ گوهر

علت ایجاد اگر عفاف تو بودی
نقش جهان نامدی به چشم، مصور

عصمتت ار پیش چرخ پرده کشیدی
بر به زمین نامدی قضای مقدر

عمر تو چون لفظ کاف و نون مشیت
کم بُد و زو زاد هرچه زاد سراسر

هست ز یک نور پاک ایزد ذوالمن
ذ‌ات تو و حیدر و بتول و پیمبر

گر ز یکی شمع صد چراغ فروزند
نور نخستین بود که ‌گشته مکرر

تا تو به خاک سیاه رخ بنهفتی
هیچکس این حرف را نکردی باور

کز در قدرت خدای، هر دو جهان را
جای دهد در دو گَز زمین مقعر

چرخ شنیدم ‌که خاک در برگیرد
خاک ندیدم که چرخ گیرد در بر

بس کن قاآنیا ثنای ‌کسی را
کش ملک‌العرش مادح است و ثناگر


#قاآنی_شیرازی

@raziolhossein
2 👍 1
22:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
633×633, 115.7 KB
#السلام_علیک_یا_بنت_موسی_بن_جعفر

ای ماه! تو نور خود ز دنیا مستان
یک لحظه محبتت ز دلها مستان
«همسایگی» تو نعمت‌ست ای بانو
این نعمت«همسایگی»ازما مستان


#عبدالزهرا

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مناجات


دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم
مگر که پاسخ این ((اشفعی لنا))بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم

#مجیدتال

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_شهادت


قم شد مسیر آخرم الحمد لله
زخمی نشد بال و پرم الحمد لله

قم احترامم حفظ گردیده که دیده
من دختر پیغمبرم الحمدلله

در کوچه ها راه عبورم را نبستند
مانند زهرا مادرم الحمدلله

با ضربه سیلی میان کوچه ای تنگ
خونی نشد چشم ترم الحمدلله

بین در و دیوار با داغی مسمار
زخمی نگشته پیکرم الحمدلله

دعوا نشد بر چادر من جای پا نیست
خاکی نگشته معجرم الحمدلله

ما خاطراتی تلخ از بازار داریم
باز است ز هر سو معبرم الحمدلله

در کوچه تنگ یهودی ها نرفتم
آتش نیفتاده سرم الحمد لله

بالای نیزه قاری قرآن ندیدم
محمل نگشته منبرم الحمدلله

حرف سنان و شمر و خولی نیست اینجا
دارم تمام زیورم الحمدلله

کنج خرابه آبرویم را نبردند
دشمن نگفته کافرم الحمدلله

دور از وطن تشییع من چه دیدنی شد
قبرم همان دم شد حرم الحمدلله

مثل رقیه بی کفن دفنم نکردند
باشد تن من محترم الحمد لله

تا صبح زینب دور قبرش گریه میکرد
همراه سر از داغ دختر گریه میکرد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
3
22:56
#حضرت_معصومه_شهادت


قم کجا شام کجا عزت و دشنام کجا
گل اکرام کجا سنگ لب بام کجا

یاری یار کجا بارش آزار کجا
لطف ایام کجا رنجش و آلام کجا

من گرفتار شدم عمه گرفتار ولی
دل آرام کجا هلهله عام کجا

من اسیر غم یار عمه اسیر غم یار
درک آلام کجا خنده حُکام کجا

من شدم ناقه نشین عمه شده ناقه نشین
محمل بسته کجا ناقه بی بام کجا

من چنان عمه خود داغ برادر دیدم
داغ اقوام کجا تهمت بدنام کجا

فرصت آل کجا کندن خلخال کجا
آل اسلام کجا سیلی و دشنام کجا

عنبر و عود کجا آتش نمرود کجا
تن تبدار کجا شعله به اندام کجا

معجر پاره کجا دختر آواره کجا
وحشت طفل کجا حمله به ایتام کجا

سرکجا سنگ کجا کوفه گل رنگ کجا
نیزه جنگ کجا خنجر گلفام کجا

#محمودژولیده

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مناجات


منم غلام سراي حضرت معصومه
سگ امام رضاي حضرت معصومه

هزار شكرخدا را كه اهل قم هستم
به سر مراست لواي حضرت معصومه

به پادشاهي عالم مقام خود ندهد
كسي كه گشت گداي حضرت معصومه

كريمه است زنسل كريم و صد حاتم
بود گداي عطاي حضرت معصومه

اگر توراست هواي زيارت زهرا
برو به صحن و سراي حضرت معصومه

فداي او همه هستم كه موسي جعفر 
بگفت من به فداي حضرت معصومه

برادرش همه دم ياد مادرش ميكرد
چو مي شنيد صداي حضرت معصومه



@raziolhossein
👍 1
22:56
#حضرت_معصومه
#رباعی


هر دَم به ضَريح بي نِشانَت اي ماه
بسته ست دَخيل قَلب مَن با هر آه

عمري ست تَپش هاي دِلَم مي گويد:
« يا فاطِمة اِشفَعي لَنا عِندَالله »...

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه

اهل قم خیر ببینید که غوغا کردید
احترامی که به این دختر زهرا کردید

اهل قم خیر ببینید پناهم دادید
با سلام و صلوات آمده راهم دادید

همه گفتید به هم عمه سادات آمد
گوییا فاطمه از سوی سماوات آمد

اهل قم خیر ببیند چه مسرور شدید
غیر زنها همه از محمل من دور شدید

اهل قم خیر ببینید گلاب آوردید
تا که دیدید که لب تشنه ام آب آوردید

اهل قم خیر ببینید شما کف نزدید
دور ناموس خدا ساز و نی و دف نزدید

اهل قم خیر ببینید به خواهر نزدید
طعنه ام بر سر هر کوچه و معبر نزدید

اهل قم خیر ببینید مراقب بود
تا نیفتم زروی ناقه مواظب بودید

اهل قم خیر ببینید خدایی مردید
چقدر چادر و پوشیه نثارم کردید

اهل قم خیر ببینید محبت کردید
کوچه را وقت ورودم همه خلوت کردید

اهل قم خیر ببینید مودت دارید
سر ناموس خدا این همه غیرت دارید

شاد کردید شما قلب رضا را به خدا
همچو زینب سر بازار نبردید مرا

اینکه با گریه معصومه مدارا کردید
همه جبران غم زینب کبری کردید

بعد از آن خستگی راه توانم دادید
بهترین نقطه این شهر مکانم دادید

به خدا حق مرا خوب رعایت کردید
روز و شب از من بیمار عیادت کردید

زحمتی بود اگر غرق ملالم نکنید
من دگر رفتنی هستم ،حلالم بکنید

غربت و درد و غم و غصه هماهنگ شده
بهر بابای غریبم دلم تنگ شده

بعد مرگم اگر از کوی رضا میگذرید
کمی از خاک مزارم به خراسان ببرید

تا که در قبر شود یار من و همسخنم
نامه اش را بگذارید درون کفنم

اهل قم اجر شماها همگی با زهرا
وقت تشییع بگویید فقط یا زهرا

مادرم فاطمه شب دفن شد و یار نداشت
به جز از هفت نفر او که عزادار نداشت

نیمه ی شب چه غریبانه و مظلومانه
بدن مادر ما رفت برون از خانه

لرزه ها بود که بر عرش برین می افتاد
پی تابوت علی هی به زمین می افتاد

#عبدالحسین

@raziolhossein
22:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
992×582, 64.5 KB
#حضرت_معصومه
#رباعی

إی واسطه فیض خدافی الجنه
وی کوثرهفتمین ولافی الجنه
بردرگه تو دست نیازآوردیم
یافاطمه اشفعی لنافی الجنه

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح


رواق دختر موسى بن جعفر است این جا
حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا

درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
ببوس با ادب آن را که آن در است این جا

زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى
وجود حضرت معصومه گوهر است این جا

ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع
که جاى گفتن الله اکبر است این جا

مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ
براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا

حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على
یگانه دختر زهراى اطهر است این جا

ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
که مورد نظر حىّ داور است این جا

مسیح زنده شود در حریم این بانو
عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا

ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر
که درّ تاج سر هفت کشور است این جا

فروغ روضه‌ی او پرتو افکن است به مهر
چرا که مطلع خورشید انور است این جا

اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى
که مهر و ماه هم از ذرّه کم‌تر است این جا

از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
که خاک درگه او زیب افسر است این جا

کند به درگه او سجده صبح‌دم خورشید
که از فروغ ولایت، منور است اینجا

اگر تجلى حق بینى از در و دیوار
عجب مدار که دخت پیمبر است این جا

تبارک الله از این روضه ی بلند رواق
که از تصوّر و از وصف برتر است این جا

برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او
که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا

از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو!
که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا

مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت
چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا

زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود
که نور حق به جمالت برابر است این جا

ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود
مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا

سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد
چرا که دختر موسى بن جعفر است این‌جا
#حیدر_تهرانی_معجزه (فرزند مرحوم #مرشد_چلویی_ساعی)

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح

دختر فاطمه هستی و منم نوکرتان
اهل بیتم به فدای پدر و مادرتان

نگذارید که دل بسته جایی بشویم
بگذارید بمانیم به دور و برتان

کاش در صحن تو می شد که کبوتر باشیم
تا که هرروز بگردیم به دور سرتان

از طفولیت خود عالمه بودی بانو
فیض بردند بزرگان همه از محضرتان

چون علی دگری خلق نشد هیچکسی
نیست هم کفو شما تا بشود همسرتان

عصمت فاطمه در تو متجلی شده است
که شدی وارث معصومیت مادرتان

با ورود تو به قم شهر قیامت شده بود
صف کشیدند ملائک همه در محشرتان

صاحب خانه تویی ما همه مهمان توایم
آمدی تا بشود کشور ما کشورتان

آنقدر دور و برت پر شده بود از محرم
باد هم دست نینداخته بر معجرتان

لحظه آخرتان جای برادر خالی است
همدم و هم‌نفسی نیست دم آخرتان

#آرش_براری


@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه

یا فاطمه اشفعي لنا فی الجنة
باب الکرم شفاعتی معصومه

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح

قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))
هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر
موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم
شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو
پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها
شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف
از سر گنبد او حسرت گندم دارد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه
#رباعی

با روی سیاه و بار سنگین گناه
با خجلت و شرمساری و حال تباه

در حضرت معصومه گزیدیم پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عند الله


@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_مدح


چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 

قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می‌شود
 
فهمیده‌ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب‌ساز می‌شود 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست
قلب تپنده حرم قم، حریم توست 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه شهود و تجلی معطر است 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه است
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است 

صحن تو غرق بوی گل یاس می‌شود
اینجا حضور فاطمه احساس می‌شود 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی‌اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
 
فرمود آشیانه امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می‌رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می‌شدم 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می‌آورم دو دست دعا إشفعی لنا

روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه‌ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه‌ای 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده 

سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌ زده
 
از چشمه‌های فیض تو سیراب می‌شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده 

شب‌های جمعه طوف حرم می‌کنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره‌ی کربلای ما


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
2
22:56
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم


آمدی در خاک ایران تا که قم بی غم شود
جای پای شیعه در این سرزمین محکم شود

جمع شد معصومه‌ای بر چارده معصوم؛ تا
روز محشر از گناهان من و تو کم شود

بس که در اوج است بر جای قدم‌هایش فقط
عالَمی باید کند تعظیم و عالِم خم شود

هر که لائذ شد به درگاهش شود پاک از گناه
هر که عائذ شد در این صحن و سرا آدم شود

فاطمه از فاطمه آمد میان شهر قم
تا که سیل اشک ما در کوچه‌ها نم نم شود

تا که می‌گویم علی، اشکم چنان دُرِّ نجف
در حریمت روی انگشتان من خاتم شود

آنقدر گفت «اشفعی لی فاطمه» هر روز که؛
مادرم کم مانده بود از شوق تو مریم شود

ای حریمت عُش آل الله روی گنبدت؛
چهارده تا اسم باید نقش بر پرچم شود

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم


بوی بهشت آید از نسیم خوش قم
شهـر قـم و اهـل قـم!سلامٌ علیکم!

خندۀ خورشید، اجرتان که گشودید
در حـرم اهـل‌بیت، لـب بـه تبسم

طور، قم است و مزار دختر موسی
در حـرمش بـا خـدا کنیـد تکلم
داده شما را سلام حضرت صادق
بـرده به تمجید، نام اهل قم و قم

قم حـرم یـازده امـام همام است
نی عجب ار گشته قبلـۀ دل مردم

علم ز قـم نـور داده بر همه عالم
خلـق از ایـن شهـر یافتنـد تعلم
قم حرم فاطمه است، فاطمه یعنی
دختـر والا مقـام حجـت هفتـم
فاطمه یعنی یگانه ثانی زینب
شمسۀ عصمت که هست نجمه ورا اُم

بانوی خلقت که خلق بهـر گدایی
بـر در بیـت الـولاش برده تهاجم
خیل ملک با وضو به قم شده راهی
تـا کـه بـه خاک درش کنند تیمم

-بـا قــدمِ آن گـلِ بـهشتِ مــدینه
-قم شده ممزوج با سرشت مـدینه


قم متلاطم، ز دست رفته قـرارش
شد عوضِ گل پرِ فرشته نثـارش
خلق به کف، دل گرفته‌اند عوض گل
تا که فتد فاطمه بـه شهـر، گـذارش

بـا قـدمش روضــۀ مقـدسۀ قــم
بوی گل آید برون ز هر سر خارش

ناقۀ او چون براق احمد مرسل
فاطمه مـانند فـاطمه است سوارش

سعد که بُد پیـر فقـه آل محمّد
پای برهنه، شده است غاشیه‌دارش

بـا قــدم او مدینــه الشـرفِ قم
بوی رضا می‌دمد ز لیل و نهارش

مردم قم دور محملش همه گشتند
همچو ملک جمع، در یمین و یسارش

اهل قم!این فاطمه است کآمده در قم
فاطمــه‌هاینــد محوِ عز و وقارش

زینب کبــرا کجــاست تـا که ببیند
ناقـۀ او روی دوش کیست مهـارش

فخـر زنـان بـهشت آمــده در قـم
جـای گـرفتند اهل قـم به جوارش

-تا که به قم شد گشوده، دامن فیضش
-فیضیه شد خوشـه‌چین خرمن فیضش


ای حـرم یـازده ولـی، حـرم تـو
کعبۀ قم کعبه گشته از قدم تو

غیر امامان شیعه هرچه بگویند
مدح همه خلق عالم است کم تو
بس که دهی بوی عطر فاطمه، انگار
فاطمه گردیده دفن در حرم تو

مردم قم، نه!تمـام خلـق، فـدایت
قم، نـه!جهان زیـر سایـۀ علم تو
باغ ارم چشم دوختـه به حریمت
تا که شود خاک شارع الارم تو

تا ابـدالدهر ای کریمــۀ عتــرت
کیست که محروم باشد از کرم تو؟

به بـوَد از پادشاهـی دو جهانـم
همچـو گدایـان، گـدایی درم تو
دفتر دل باز کرده‌ام به حضورت
تا چه کند بـاز اقتضـا قلـم تـو؟
بحر عطا!بحـر جود!بحر کرامت!
ای همه سیراب معرفت ز یم تو

رانده به آوای قم، ز قم شد شیطان
تا که شود قـم، حریم محترم تو

-مدح تو تنها نبـوده عادت «میثم»
-بوده از آغاز، ایـن عبادت «میثم»

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
22:56
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#ورود_حضرت_معصومه


در غروب گرفته پاییز..
نفس روشن بهار رسید
آی مردم به جاده اش بروید..
خوش بحال شما نگار رسید

این سکوت عبث شکستنی است
آسمان زمزمه فرستاده
مرتضی یک علی به ایران داد
فاطمه فاطمه فرستاده

کوثر موسوی آل الله
آیه ی نوری خدا امد
مردها صد قدم عقب بروید
بانوی ما به شهر، تا آمد

چشمه میجوشد از مناجاتش
خاک سبز است از قدمهایش
مرد و زن جمله چشمها بسته
همه کوراند از تماشایش

اهل قم!این امانت رضوی
بین شهر شما تک و تنهاست
حرمتش را همه نگه داریست
چادرش آبروی اهل ولاست

نکند دور او شلوغ شود..
نکند محملش تکان بخورد..
آی زنها حواستان باشد
دم افطار آب و نان بخورد

خانه اش که شدست بیت النور
نبردیش به سمت ویرانه
دور باشد ز آیه تطهیر
چشم سنگین مرد بیگانه

اهل قم!عمه همین بانو
وسط شام دیده اش تر بود
با لباس اسیر رد میشد
دستهایش براش معجر بود


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#ورود_حضرت_معصومه_به_قم
#رباعی


قلب عرب و جان عجم می آید
سوی حرمِ قبله ، حرم می آید

حقا که رسیدنش به قم قطعی بود
پشت سر مهر ، ماه هم می آید

#حامد_آقایی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حضرت_معصومه_مدح


فاطمه ای کوثر موسای عشق  
صاحب هر رتبه والای عشق

با تو شود فاطمی احساس ها
پاک تر از بوی گل یاس ها

جلوه کند نور ، ز سیمای تو
مظهر توحید ، مُصلّای تو

غرق سکوت است تمام فَلک
ذکر قنوت تو دعای مَلک  

حضرت حق محو عباداتِ  تو
منتظر وقت مناجات ِ تو

چادرت از بالِ مَلَک ناز تر
سفره ات از عرض و سما ، باز تر

ریزه خور خوان تو کون و مکان
وسعت احسان تو هفت آسمان

صد چو سلیمان به حریمت گُم است
مرکز فرمانِ تو شهر قم است

« روح عبادات سلام علیک
عمه سادات سلام علیک »

شاهِ خراسان شده دلبسته ات
قائمه عرش ، دو گلدسته ات

مدح تو بر روی زبان پدر
ذکر« فِداها» به لبان پدر

**

ای که ز طفلی ز بلا سوختی
چشم به راهِ پدرت دوختی 

حسرت لبهای تو بوسیدنش
آروزی هر شب تو دیدنش

غم به روی غم ، سرت آورده اند
تا خبرش را بَرَت آورده اند

بعد پدر گریه شده کار تو
دستِ رضا بوده نگهدار تو

ذکر لبان تو رضا بود و بس
راحتِ جان تو رضا بود و بس

دیدنِ او کاشفِ هر کرب تو
بسته به لبخند رضا قلب تو

وای از آن روز که دلها شکست
رشته دیدار تو با او گُسست

قلب تو از هرچه که ترسید ، شد
یارِ تو از پیش تو  تبعید شد 

چاره تو  صبر به لوحِ قضا
قاتلِ تو مدینه بی رضا

در همه شب دیده به ره دوختی
یاد رضا ناله زدی سوختی

تاغم یکساله به پایان رسید
لحظه به لحظه به لبت جان رسید

نامه ای از یار به دستت رسید
نامه نگویم همه هستت رسید

دلخوشی ات دستخط یار شد
حاجت تو دیدن دلدار شد

بال و پرِ بسته تو باز شد
ناقه سواریِّ تو آغاز شد

تا ، رهِ   تو جانب ساوه رسید
کامِ تو هم طعم مصیبت چشید

روزِ تو مانند شبِ تار شد
قافله خسته ات ، آزار شد

باهمه اینها به دلی داغدار
جانب قم قافله شد رهسپار

کَم نشده پرده ای از مَحملت
گَشته مدارا همه جا با دلت

زینب ِ آقای خراسان شدی
تاج سرِ مردم ایران شدی

گُل به سر و روی تو از بام ریخت
بر جگرم شعله غمِ شام ریخت

زینبِ قم ، تاجِ سرِ قافله
تو نشدی همسفرِ حرمله

زینبِ قم ، پیش دو چشم ِ ترت
دست نخورده به مویِ دلبرت

زینبِ قم ، دختِ علی پیر شد
گوشه گودال زمین گیر شد

زینبِ قم ، رأسِ جدا دیده ای؟!
نیزه به حلقومِ رضا دیده ای؟!

زینبِ قم ، دستِ تو دیده طناب ؟!
راهِ تو افتاده به بزمِ شراب؟!

زینبِ قم ، آبرو ریزی نشد
محضرتان حرفِ کنیزی نشد

زینبِ قم ، جانم اگر بر لب است
دردِ من از اسارتِ زینب است

عمه سادات گرفتار شد
ناقه نشین ، واردِ بازر شد

عمه سادات به چشمِ ترش
دید ، گِره خورده مویِ دلبرش

عمه سادات زمین گیر شد
تا که بریدند گلو ، پیر شد

عمه سادات غرورش شکست
نیزه به حلقوم حسینش نشست

عمه سادات به دستش طناب
دیده اش افتاد به بزمِ شراب

عمه سادات چه چیزی شنید
عصمتِ حق حرفِ کنیزی شنید


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها



من شهر قم را جمکران  را دوست دارم
این آسمان این کهکشان را دوست دارم

من کم زیارت میروم  اما فراوان
آن  گنبد و آن آستان را دوست دارم
 
تکبیر گفتن روبروی مرقد او
عطر دل انگیز اذان را دوست دارم

همچون کبوتر ، بال در بال ملائک
پرواز در آن بی کران را دوست دارم

تا بغض دل را بشکنم   آرام  آرام
این اشکهای بی زبان را دوست دارم

کاشی به کاشی در شب شعر رواقش
آن سنگ های شعر خوان را دوست دارم

غیر از نوازش چیست کار چوب پرها
من خادمان مهربان را دوست دارم

باور کنید  اینجا حریم اهل بیت است
این قبله این دارالامان را دوست دارم

من در بهشتم با زیارت نامه ی او
این "اِشفَعی لی في الجَنان" را دوست دارم

آن جایگاهی که بود " شأناً مِنَ الشأن"
آن جایگاه جاودان را دوست دارم

اینجا مدینه آری اینجا مشهد ماست 
عمری طواف این و آن را دوست دارم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


بوسید زمین قم قدم هایش را
میداد به چشم خویشتن جایش را

قم خانه ی هشت و چار آیینه شده
امروز که درک کرده زهرایش را


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
22:56
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#ورود_به_قم


سلام ما به تو ای آفتاب پرده‌نشین
یگانه دختر اسلام ای ملیکه‌ی دین

سلام دختر باران، بهار آوردی
بهار را وسط شوره‌زار آوردی

علی شدی مس این خاک را طلا کردی
برای ما نجف دیگری بنا کردی

به یُمْنِ تو حرم اهل بيت شد وَالله
به قم خوش آمدی ای دختر رسولَ‌الله


#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
22:57
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

مانند کویر، تشنه‌‌ی دریاییم
بی تو ـ به خدا! ـ همه تک و تنهاییم

انگار کنار قبر زهرا هستیم
هر وقت زیارت شما می‌آییم

#حسین_جعفری

@raziolhossein
👍 1
26 September 2024
ش
18:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌺السلام علیک یا اباعبدالله🌺
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
27 September 2024
ش
07:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🚩اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم🚩

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
1 👍 1
3 October 2024
ش
18:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌺السلام علیک یا اباعبدالله🌺
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 2
4 October 2024
ش
14:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🚩اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم🚩

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
2 👍 1
6 October 2024
ش
20:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
523×740, 118.0 KB
#یا_سید_الکریم

ای مامن اهالی ری سایه سار تو
بوی حسین می‌شنوم از مزار تو

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
20:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 202.8 KB
با نور تو راه مستقیمی داریم
در صحن تو جنةالنعیمی داریم

دلتنگ کریم اهل‌بیتیم ولی
صد شکر که سَیّدالکریمی داریم

#یوسف_رحیمی

.
👍 4 3
9 October 2024
ش
08:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 24.7 KB
1
08:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 119.6 KB
👍 2
08:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 32.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
08:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

ما دیده به راه دلبری مه روئیم
با باده ناب دیده را می شوئیم

در این شب پر شکوه با هر صلوات
تبریک به صاحب الزمان میگوئیم


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
08:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 136.8 KB
#یا_امام_عسکری

خورشید سپهرِ رهبری پیدا شد
احیاگر فقه جعفری پیدا شد

تبریک به مهدی که به عالم امشب
رخسار امام عسکری پیدا شد

@raziolhossein
@raziolhossein1
1 👍 1
08:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×878, 176.0 KB
شب ولادت تو دیده پر ستاره کنم
هوای سامره کردم بگو چه چاره کنم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
10 October 2024
ش
18:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2 👍 2
ش
18:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


از بس حسین بخشش بسیار می کند
لطفش مرا همیشه بدهکار می کند

این اشک های قیمتی روضه های او
خیلی برای عاقبتم کار می کند

دستش درست انکه دلم را به دست عشق
در این جهان دین زده دیندار می کند

او دلبرانه بین من و هر چه غیر خود
با دست های عاطفه دیوار می کند

با دانه های اشک که خون نامه های ماست
ما را چه عاشقانه وفادار می کند

خاکش مسیح بود و چه زیبا دل مرا
دوری کربلاش گرفتار می کند

#حسن_کردی

@raziolhossein
18:50
#امام_حسین_مناجات


احساس میکنم که شبیه کبوترم
هرگز به غیر بام‌تو جایی نمی‌پرم

از لحظه‌ای که پای بساط تو آمدم
مشمول لطف دائم زهرای اطهرم

حتی حبیب هم به دلم غبطه می‌خورَد
هرجا میان روضه‌ی تو فیض می‌برم

بالای عرش می‌رسم از بین روضه‌ها
آن‌دم که در عزای تو پایین منبرم

هرگز ملائکه به مقامم نمی‌رسند
وقتی که در حسینیه‌ پای سماورم

هیات، محل تربیت خانواده‌هاست
سینه‌زدم کنار پدر، با برادرم

گریه‌کن مجالس روضه‌ست مادرت
جاروکش مجالس روضه‌ست مادرم

جاماندم از زیارت شش‌گوشه یاحسین
این غصه را کجا ببرم؟ خاک بر سرم

شبهای جمعه فاطمه مهمان کربلاست
آید صدای ناله‌ی بی‌بی‌ بی‌حرم:

از فرط غصه موی سر من سفید شد
لب‌تشنه و گرسنه حسینم شهید شد


#محمد_زوار

@raziolhossein
👍 4
18:50
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


گدای نیمه شب آمد گدا پذیر کجاست
کسی که رحم کند بر منِ حقیر کجاست

دگر به هیچ کجا بند نیست دستانم..
نشسته ام دم این خانه،دستگیر کجاست

دوباره ریزه خور سفره ی کمیلم من
نگاه مرحمت حضرت امیر کجاست

فدای دست کریمی که هرشب جمعه..
میان عرش صدا میزند فقیر کجاست؟!

شبیه طفل که گم میشود هراسانم
فرار میکنم از آن و این، مجیر کجاست؟!

جوانیم به بطالت گذشت شرمندم
پناه گریه ی این شرمسار پیر کجاست

.
فدای نام شهیدی که حضرت سجاد..
زمان دفن تنش گفت که حصیر کجاست


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 9 😭 1
12 October 2024
ش
16:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
16:56
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 35.8 KB
16:56
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 32.7 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
17:01
#حضرت_معصومه_شهادت


فراق رفته نشانه دلی مطهر را
گرفته بغض به دستش گلوی خواهر را

نسیم با خودش آورده عطر و بوی رضا
کشیده بر رخ خواهر غم برادر را

فقط نه اینکه برادر برای او پدر است
همان که برده دل بی قرار دختر را

یکی به طوس غریب است و دیگری ساوه
کشیده دست فلک عکس هجر دیگر را

شده است حب علی علت غریبی شان
شدند وارث جرمی که کشت مادر را

همان کبوتر زخمی که پشت در افتاد
برای حفظ ولی داد از کفش پر را

همان که خورد لگد از حرامزاده ی پست
ولی نکرد رها دست های رهبر را

میان جنگ در و سینه میخ شد پیروز
شکست آینه ی حق نمای حیدر را

همین نبود که، مسمار هم کمک میکرد
زمین زدند به ضربی امیر خیبر را

نفس اسیر قفس شد میان سینه تنگ
که آخر این نفس تنگ کشت کوثر را...

#علی_اکبر_نازک_کار


@raziolhossein
17:02
#حضرت_معصومه_شهادت

آمد به مشرق مِهر خاور را ببیند
اما نشد روی برادر را ببیند

در حسرت دیدار او بود از مدینه
میخواست تا مرات کوثر را ببیند

در خاطرش عکس رضا را قاب کرده
باشد که تمثال پیمبر را ببیند

میخواست تا حیران آن قد و قیامت
پا تا سرش را جلوه ی حیدر ببیند

هنگام دلتنگی جوادش را نظر کرد
گویا که زینب حضرت اکبر ببیند

یارب چه حالی میکند پیدا برادر
در شهر غربت داغ خواهر را ببیند

اما رضا با دیدن معصومه خواهر
میخواست تا زهرای اطهر را ببیند

موسی ابن جعفر را خبر کن ای مسیحا
آید به قم غوغای دختر را ببیند

در روز استقبال او محشر به پا شد
روز فراقش حشر دیگر را ببیند

در آن کویرستان داغ از داغداران
سرچشمه ها و دیده تر را ببیند

#محسن_غلامحسینی

@raziolhossein
17:02
#حضرت_معصومه_مدح

دختر فاطمه هستی و منم نوکرتان
اهل بیتم به فدای پدر و مادرتان

نگذارید که دل بسته جایی بشویم
بگذارید بمانیم به دور و برتان

کاش در صحن تو می شد که کبوتر باشیم
تا که هرروز بگردیم به دور سرتان

از طفولیت خود عالمه بودی بانو
فیض بردند بزرگان همه از محضرتان

چون علی دگری خلق نشد هیچکسی
نیست هم کفو شما تا بشود همسرتان

عصمت فاطمه در تو متجلی شده است
که شدی وارث معصومیت مادرتان

با ورود تو به قم شهر قیامت شده بود
صف کشیدند ملائک همه در محشرتان

صاحب خانه تویی ما همه مهمان توایم
آمدی تا بشود کشور ما کشورتان

آنقدر دور و برت پر شده بود از محرم
باد هم دست نینداخته بر معجرتان

لحظه آخرتان جای برادر خالی است
همدم و هم‌نفسی نیست دم آخرتان

#آرش_براری


@raziolhossein
17:09
#حضرت_معصومه
#رباعی


عمریست که سرنوشتِ ما دستِ شماست
پاکیزگیِ سرشتِ ما دستِ شماست

"یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه"
ای بانوی قم! بهشتِ ما دستِ شماست

#عادل_حسین_قربان


@raziolhossein
17:10
#حضرت_معصومه_شهادت


هزارحيف كه درلحظه هاي آخر من
تونيستي به كنار من اي برادرمن

به شوق ديدن تو باراين سفربستم
تورا نديده بميرم نبود باورمن

پس ازپدردل زارم فقط به توخوش بود
توهم جدا شدي از من اميد ودلبرمن

زراه مانده ام ومانده ديده ام برراه
بدان اميد كه آيي دمي تو دربر من

توهم بيا وصدايم بزن زمهروببين
رضارضاست رضا جان كلام آخرمن

خزان نشسته به برگ وبرم به فصل بهار
رسيده برمن مظلومه ارث مادرمن

اگربه سن جواني ميسپارم جان
كبود نيست زسيلي رخ منورمن

نه پهلويم بشكسته نه سينه مجروح است
نه چارطفل غريب اند دوربستر من

شدم چو وارد اين شهراحترام شدم 
زنان قم همه كردند سلام محضرمن

كسي نگفت دگرخارجي به خواهرتو
كسي نكرد جسارت به جد اطهرمن

اگر چه بود به سينه غم عزيزانم
نبود برسر نيزه سر برادرمن

به دور محمل من شاخه گل آوردند
نريخت سنگ جفا كس زبام بر سرمن

بهانه تو گرفتم تسليم دادند
نمي زدند دگر كعب ني به پيكر من

نبرده اند مرا سوي بزم نامحرم
ويا نبود به كنج خرابه بستر من

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:10
#حضرت_معصومه_شهادت


رسیده ام به نفسهای آخرم دیگر
که دستهای خزان کرده پرپرم دیگر
 
میان سینه ی خود قلب پرپری دارم
نه سایه ی پدری نه برادری دارم

دو چشمِ من به در اما کسی نمی آید
برای دیدنم آیا کسی نمی آید
 
نشد که حرف دلم را به آشنا گویم
به روی بستر مرگم رضا رضا گویم

اگر چه داغ برادر شکست خواهر را
ولی به نیزه ندیدم سر برادر را
 
تمام زمزمه ام زینب است در دمِ مرگ
که دوخت سوی عزیزش نگاه آخر را

دوباره روضه به پا کرده ام در این خانه
دوباره می شنوم گریه های مادر را

سر پدر به نی و عمه در هجوم سنگ
کسی نبود بگیرد دو چشم دختر را

میان بزم شراب و کنار نامحرم
چو دید چشم ستمگر لبان پرپر را

به پیش چشم یتیمان شرر به جان میزد
بر آن لبان ترک خورده خیزران میزد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
17:14
#حضرت_معصومه
#رباعی

دیباچه ای از غدیر خم پیداشد
آن مقبره ی عزیز و گم پیدا شد

گفتند مزار فاطمه ناپیداست
در سینه ی آتشین قم پیدا شد

#سید_ابراهیم_حسینی_بندری

@raziolhossein
17:14
#حضرت_معصومه_شهادت


اشک من از این روضه به آخر نرسیده
جز حسرت دیدار به خواهر نرسیده

شیرین تر از این نیست،به معشوق رسیدن
تلخ است که خواهر به برادر نرسیده

آئینه ی صدیقه و آئینه ی زینب
دق کرد از این غم که به دلبر نرسیده

حق داشت از این داغ جگر سوز شود آب
وقتی به نبأ سوره ی کوثر نرسیده

با این همه صدشکر که در محضر خواهر
پیراهن دلدار به لشگر نرسیده

یا در وسط معرکه نامرد پلیدی
محض صله با نیزه و خنجر نرسیده

پس تا دم آخر دم او ذکر رضا بود
در بازدم این ذکر به حنجر نرسیده

#محسن_صرامی

@raziolhossein
17:14
#حضرت_معصومه_مدح


مرقد زهرا اگر گُم ست به مردم
دل بنما رهنما و راه مکن گُم

شو چو غبار قبور، خاکی و «اِجلِس»
ورنه بگویند در بقیع، تو را «قُم»

باب ولایت نبسته‌اند به رویی
بحر عنایت کند هماره تلاطم

شکر، به سر سایهء دو فاطمه داریم
مشهد آن در مدینه، مضجع این قم

منطق توحیدی‌اش مروّج مذهب
خانهء خورشیدی‌اش منوِّر انجُم

گر که ز کویت سوی بهشت برانند
می‌خورد آدم دوباره دانهء گندم

ای همه ایران ز لطف تو به تنعّم
کفتر تو «یا کریمه گو» به ترنُّم

طور یقین‌ست محضر تو و آرد
نور کلامت، کلیم را به تکلّم

نزد تو بانو، به خوشه چینی عصمت
مریم، زانو زند به رسم تعلُّم

مرجع و ملجأ تویی برای مراجع
روی نیاز همه به تو به تألُّم

کرده غبار تو خاک بر سر اکسیر
باشد اگر آب، باطل‌ست تیمّم

فوج ملائک ستاده‌‌اند یکایک
دست به سینه، به لب سلام علیکم

خواستنِ آب، از سراب چه خامی
جز ز کریمان، کرامت‌ست توهّم

توشه‌ء موری که هست، خوشهء حُکمت
گو به سلیمان بر او مدار تحکّم

عمّهء معصوم و اُخت و دُخت امامی
با تو ز هر سو کرامت‌ست و تکرّم

طاهرهء کاظمی و عین طهارت
فاطمهء سوّمی و زینب دوّم

نام تو معصومه و کریمهء عترت
نم ز کف تو فزون‌تر از یَم و قلزم

حجّ تو مقبول باد و سعی تو مشکور
چون به سرت بود طوف قبلهء هفتم

نفس به آتش مرا نشانده نگاهی
جز به در تو کجا روم به تظلُّم؟

#علی_انسانی

@raziolhossein
17:14
#حضرت_معصومه_شهادت


نصيب خواهر تو درد هجران شد چه هجراني
از آن پس خواهرت مادام گريان شد چه گرياني

تمام دلخوشي ما تو بودي بعد از آني كه
پدر يك گوشه از بغداد زندان شد چه زنداني

تو رفتي بي تو شد شهر مدينه ساكت و دلگير
بدون يوسفم اين شهر كنعان شد چه كنعاني

به اميد وصال تو فقط ترك وطن كردم
برايم سختي اين راه آسان شد چه آساني

نبودي حمله شد بر ما دلم خون شد تنم لرزيد
نميدانم ولي انگار طوفان شد چه طوفاني

همينكه شيعيان قم مرا بردند با عزت
كمي درد من دلخسته درمان شد چه درماني

گريز روضه را بايد بگويم واي من،در شام
بميرم عمه ي سادات مهمان شد چه مهماني

شلوغي،كوچه و بازار،نامحرم،يهودي ها
هزاران روضه در اين بيت پنهان شد چه پنهاني...

#محسن_صرامی


@raziolhossein
17:14
#حضرت_معصومه_شهادت



ای خواهرِ درد آشنا، معصومه جانم
غمخوارِ من! ای با وفا، معصومه جانم

دلتنگم و دارم برایت می نویسم
یک نامه با حالِ بکا، معصومه جانم

مشتاقِ دیدارم! به دیدارم بیا ای-
-عشقِ علي-موسی الرضا معصومه جانم

این سرزمین شوقِ معارف دارد و تو
با علم هستی آشنا، معصومه جانم

محجوبهٔ مستوره...ای جانِ برادر
مظلومۂ زینب نما، معصومه جانم

اینجا غریبم! نیستی و مونس ِ من
شد روضه های کربلا، معصومه جانم

داغِ غروب و غارت و بغض و اسارت
هرگز نرفت از یادِ ما، معصومه جانم

بستند هر دو دستِ عمه جانمان را
بیتابم از این ماجرا، معصومه جانم

از غصهٔ شام ِ بلا در سینه ام شد
هر روز و شب آتش به پا، معصومه جانم

شد قاتلم آن ازدحام و سنگ ها و...
آن ضربه های بیهوا، معصومه جانم

بزم ِ حرامی کشت عمه جانمان را
ای وای از تشت طلا، معصومه جانم
*
این روضه را با یاد تو خواندم عزیزم
جاریست اشکم بر عبا، معصومه جانم!


#م_عاطفی

@raziolhossein
👍 2
17:14
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


اى جوهر عقل! عشق را مفهومی
هم‌چون شب قدر، قدر نامعلومی
قم با تو مدینهٔ ولایت شده است
تو، فاطمهٔ‌ چهارده معصومی
........

یافاطمه اشفعی لنا فی‌الدنیا
یافاطمه اشفعی لنا فی‌العقبا
یافاطمه اشفعی لنا فی‌الجنه
(یعنی داری هوای ما را همه‌جا...)
......

خوش‌بخت کسی که با تو الفت دارد
پیمان محبت و کرامت دارد
روحی عاشق، شوق زیارت، دل خوش
یعنی، دعوت‌نامه«لیاقت» دارد
......

ای دختر «عصمت» و «ولی‌الحسنات»
بانوی کریمه، گنج لطف و برکات
یا ایتهاالفاطمةالمعصومه
تقدیم به محضرت هزاران صلوات...


#سید_مهدی_حسینی_رکن_آبادی

@raziolhossein
17:14
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


عنوان این حدیث که از صادق و رضاست
بر  دوستان  آل  علــــی  مایه ی  رجاست

فرموده اند  آن  دو  امـــام  بزرگــــــــوار
ای شیعه شهر قم حــرم اهلبیت مــــاست


#کلامی_زنجانی

@raziolhossein
13 October 2024
ش
01:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_شهادت



ای برادر که تویی با خبر از سوختنم
سوخت از آتش هجران رخت ،جان وتنم

آمدم این همه راه و نرسیدم به وصال
ناگزیرم که بسازم به همین سوختنم

ای طبیب دل بیمار همه ، بیمارم
شوق دیدار تو پیداست میان سخنم

به خراسان نرسیدم ولی ای جان جهان
شهر نورانی قم می شود آخر وطنم

جز وفا خواهر توهیچ ندید از مردم
بس که گل ریخت دراین شهر به پا و بدنم

من معصومه ز معصوم تمنا دارم
که پس از مرگ بخوانی تو نمازی به تنم

کفن آماده نمودند برایم ، اما
غرق اندوه ومحن از غم آن بی کفنم

چون «وفایی» شده پروانه ی پر سوخته ام
شمع سان هرکه برافروخته در انجمنم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 133.7 KB
#حضرت_معصومه
#رباعی

در خانه خود پر از غم و تشویشم
بیگانه از آشنا و دور از خویشم

در صحن تو آنقدر سبک بالم که 
حتی به بهشت هم نمی اندیشم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
2
17 October 2024
ش
18:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 2
18 October 2024
ش
08:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
24 October 2024
ش
16:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
ش
19:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله

فرار میکنم از حرف این و آن به حسین
فرار میکنم از مردم جهان به حسین

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
25 October 2024
ش
06:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
06:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
675×782, 33.2 KB
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه


آن‌قدر‌منتظر‌آمدنت‌خواهم‌ماند
کزمزارم‌گل‌نرگس‌به‌ثمر‌بنشیند...

#امیرحسین‌_حیدری

@raziolhossein
👍 2
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


۲۲ ربیع الثانی سالروز وفات حضرت موسی المبرقع ابن حضرت جواد الائمه علیهما السلام است

سلام ، حضرت موسی المبرقع ابن جواد
 درود و رحمت حق بر روان پاک تو باد

سلام بر تو که از دودمان طاهایی
گل شکفته ای از باغ سبز زهرایی

نسیم هر نفست عطر استجابت داشت
 "سمانه"  مادر تو یک جهان نجابت داشت

تو از تبار شکوه و کرامت و قدری 
در آسمان جمال و جلال چون بدری

همیشه بر روی ماهت نقاب می بستی
ز چشم زخم حسودان شهر  می رستی

كلام نغز تو از معرفت حکایت داشت
ز علم و جوهر اندیشه ات روایت داشت

به شهر قم ز مدينه که رهسپار شدی
صفای دائمی خاک این دیار شدی

به کوچه کوچه قم مقدم تو برکت داد
نگاه گرم تو بر قلب ها طراوت داد

کنار مردم این شهر سالها ماندی
 برایشان ز کلام خدا سخن راندي

ز کاظمین ضریحت حضور می بارد
بر آسمان رواق تو نور می بارد

در آستان تو هر کس شبی مقیم شود
دلش زلال تر از  چشمه و نسيم شود

" کمیل دست تمنا به سوی تو برداشت
 که جرعه ای می عشق از سبوی تو برداشت

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 2
18:22
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


در وصف تو ای کوثر جاری چه بگویم
فرزند بلافصل بهاری چه بگویم

ای ایل و تبارت همگی نور علی نور
یک جلوه از این ایل و تباری چه بگویم

ای آینه برقع بزن و روی بپوشان
در وادی قم آینه داری چه بگویم

حسن تو ، جمال تو ،کمال تو کشیده است
صد جلوه در این آینه کاری چه بگویم

پیچیده میان حرمت بوی مدینه
نام و نسب از فاطمه داری چه بگویم


هر شعر که گفتیم به وصف تو رسا نیست
فرزند بلافصل بهاری چه بگویم


#سیدعلی_نقیب

@raziolhossein
18:22
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع
#دوبیتی

ای چشمه علم و صاحب عز و جلال
وی سید با جلالت و قدر و کمال

شد محو جمالت همه خلق جهان
موسای مبرقعی تو در حسن جمال

#غلامرضا_محمودنژاد_ناطق

@raziolhossein
18:22
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


مثل یک گنج که در سینه ی دریا باشد
حرمت مخزن الاسرار قمی ها باشد
نسبت از نسب ام ابیها باشد
پس یقینا قدمت تاج سر ما باشد
شک ندارم که شما باب مرادی آقا
چونکه فرزند بلافصل جوادی آقا

همره مقدمت انگار بهاران آمد
جامی از نور سر سفره ی ایران آمد
سوی درگاه تو خورشید ثنا خوان آمد
با شما عطر خوش شاه خراسان آمد
هر که دل صاف کند از تو شفا می گیرد
سائل از دست شما کرببلا می گیرد

قم شده طور و شما حضرت موسی شده ای
از همان روز ازل در دلمان جا شده ای
ای که ضرب المثل بخششِ دنیا شده ای
علت جوشش ابیات و غزلها شده ای
ابر و باد و مه و خورشید به پات افتاده
نسل در نسل غلامیم و شما شهزاده

در رگ و ریشه ی خود غیرت حیدر داری
شال سبزی چو همه آل پیمبر داری
پیش چشم همه اعجاز مکرر داری
ای که مهتاب زمینی ، چهل اختر داری
اگر از چهره ی زیبات نقاب اندازی
دل مجنون شده را در تب و تاب اندازی

عمرمان پای رکابت شده تنها سپری
بی تو شبهای پر از غصه ندارد سحری
به گمانم که به زیبایی خود چون قمری
آمدی دل ز دل یوسف کنعان ببری
باز هم نام قمر بر لب بیمار آمد
یادم از غیرت عباس علمدار آمد

دل به دریا زده و روبه خطر می اید
لرزه برپیکر ابناء بشر می اید
رفته از میمنه از میسره در می اید
این عجایب ز شه علقمه بر می اید
"بنویسید که او ثانی خیر الناس است
آی لشکر بشناسید که او عباس است"


@raziolhossein
18:22
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


نام تو شعر ناب مرا حُسن مطلع است
ای که به هر چه حُسن، وجود تو مجمع است

گفتم که شأن توست چونان آسمان رفیع
دیدم که نه! بلندی جاه تو ارفع است

شعری که جلوه جلوه ز تو آیه آورد
چون لوح زرنگار جواهرمرصع است

تو نور دیدگان جوادالأئمه‌ای
باب تو بر رجوع همه دهر، مرجع است

چل اختران به دور تو در طوف روز و شب
درگاه تو به روشنی و نور منبع است

وقتی کلام نور شنیدم از آن جناب
دیدم که یالها! همه قرآن‌ملمع است

انگشت مانده بر لب خورشید پرفروغ
رویت ز نور حضرت جانان مشعشع است

در مدحتت غزل که نه! آقا مرا ببخش
نظمی نوشته‌ام که تو گویی مسجّع است

بیتاً لبیت را که شنیدم، شدم حریص
گفتم ضرر که نیست؛ همین نیز مصرع است

ای شاهزاده دست من ناتوان بگیر
در آن زمان که محشر کبرا و مفزع است

شاعر نمی‌رود پی ترتیب قافیه
وقتی که سایه‌ات به همه خلق ملجأ است

برقع بگیر از رخ دلدار «ناعمی»
بینند تا که یار تو «موسی مبرقع» است

#علیرضا_حضرتی_ناعمی

@raziolhossein
18:22
#حضرت_موسی_مبرقع


اینجا مگر کجاست که نورش مشعشع است
در شعر عاشقانه‌ی عشّاق، مطلع است

مانند چلچراغ، چهل اختران قم
همواره می‌درخشد و همواره منبع است

جمعند زائران و ملایک کنار هم
به به چه آستان و چه فرخنده مجمع است

این آستان نور بلا فصل آفتاب،
آیینه‌ی بهشت خداوند اسمع است

هر چند مستطیل بُوَد ظاهر ضریح
اما چو کعبه در نظر من مربّع است

آید صدای بال و پر آسمانیان
آن کس که دفن گشته در این بُقعه، اورع است

فهمیدم از بلندی گلدسته‌ها که او
در ملک حُسن، مرتبت و شانش ارفع است

زیباتر است سیرت او مثل صورتش
بنگر که بُرقعش چه جمیل و مرصّع است

ئوپدوم گلنده آستاسیندان، ئوپون منی*
این بیت، مثل بیت بهشتی ملمّع است

اینجا کجاست گفتم و "سیّدبشیر" گفت
اینجا مزار حضرت موسی مبرقع است

* ترجمه‌ی مصرع ترکی: وقتی که آمدم آستان او را بوسیدم، پس مرا ببوسید.


#سیدبشیر_حسینی_میانجی

@raziolhossein
👍 1
18:22
#حضرت_موسی_مبرقع
#چهل_اختران


اینجا بود محل چهل اختران فم
اینجا بود محله نام آوران قم
هم چون ستارگان شب آسمان قم
دارالزیاره بر همه ی زائران قم

شد آبروی اهل قم از آبرويشان
نور و ضیا گرفته قم از نور رویشان


چل اختران حریم ولا در جهان بود
چل اختران چو قبله گه عاشقان بود
دارالولایه گشته و دارالامان بود
اسرار ایزدی است که در قم نهان بود

چل اختران تجلی انوار داور است
چل اختران محله اولاد حیدر است


این صحن باصفا که بدینسان ملمع۱ است
وز لطف بیکران الهی مرصع۲ است
اینجا مزار حضرت موسی مبرقع است
آن نازنین که نور جمالش مشعشع است

اینجا پناهگاه تمام خلایق است
میعادگاه جمله محبان عاشق است


اینجا حریم صاحب فضل و کرامت است
ابن الجواد زاده ختم رسالت است
اینجا تمام خلق جهان را عنایت است
اینجا دل شکسته دعایش اجابت است

اینجا بود که دیده مردم بسوی اوست
عالم منور از گل رخسار روی اوست


ابن الجواد منبع جود و سخا بود
ابن الجواد صاحب لطف و عطا بود
این الجواد زاده خیر الورا بود
این الجواد نور دوچشم رضا بود

آنکس که در عبادت و تقوا سرآمد است
فخر قم و سلاله پاک محمد است


موسی مبرقعی که بود مه جبین قم
درگاه لطف او شده خلد برین قم
کویش بود هماره چو حصن حصین قم
دارالشفا گشته بر اهل یقین قم

قم آشیانه ای شده بر آل بوتراب
ماهش بود مبرقع معصومه آفتاب


سادات برقعی همه از نسل پاک او
شد توتیای چشم ملایک زخاک او
اهل ولا هماره بود سینه چاک او
روشن جهان زنور رخ تابناک او

باشد قبیله رضوی از تبار او
قم نه که گشته اهل جهان وام دار او


بدرالمشعشعی که بود یوسفی جمال
آن صاحب الکرم که بود مجتبی خصال
شد سیدالکریم در اوصاف و در کمال
او مظهر جمیل خداوند با جلال

اوچشمه علوم نبی مکرم است
اوسیدالجلیل علیمی معظم است


ما را عنایتی شده از سوی کردگار
برعترت رسول خدا جمله بی قرار
از بس که انتظار کشیدیم انتظار
یارب رسان تو صاحب شمشیر ذوالفقار

تا آنکه بر کند ستم و ظلم و جور را
"ناطق"توباش روز و شب از بهر التجا


۱_ مُلَمَّع = رنگارنگ و درخشان
۲_مُرَصَّع = تزئین و آراسته و جواهرنشان


#غلامرضا_محمودنژاد #ناطق

@raziolhossein
👍 3
26 October 2024
ش
15:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#صلوات
#رباعی


دامن دامن گل معطر بفرست
بر فاطمه و احمد و حیدر بفرست

با صوت جلی به عشق اولاد علی
ذکر (صلوات) را مکرر بفرست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
27 October 2024
ش
08:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1707×2560, 724.9 KB
ندانم دعایی از این بهترت
که ساغر دهد ساقی کوثرت

#فوجی_نیشابوری

@raziolhossein
9 👍 2
31 October 2024
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1 November 2024
ش
12:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
😭 1
12:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 136.3 KB
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بغض غم دوریت گلوگیر شده
تعجیل نما آمدنت دیر شده

از کودکیم منتظرم برگردی
برگرد ببین منتظرت پیر شده

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
3 November 2024
ش
17:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 66.0 KB
17:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 88.2 KB
17:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 23.5 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
539×538, 104.0 KB
#حضرت_زینب_ولادت

امشب به دل مرده حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست
تا دسته گلی دهی به زهرا و علی
بر مقدم زینب صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:13
#حضرت_زینب_مدح


تو ای پایندة پیغام آور خون
که بعثت یافتی از سنگر خون

کتاب سینه‌ات سرمایة عشق
به هر آهت هزاران آیة عشق

فرشته، حور، انسان چیستی تو؟
علی، زهرا، محمّد کیستی تو؟

نبوّت را چراغ مکتبی تو
حسینی یا حسن، یا زینبی تو

کلام عشق را حسن ختامی
وفا را هم پیمبر هم امامی

قیامت کرده‌ای در استقامت
پناه آورده بر صبرت امامت

چو در دامان مقتل پا نهادی
امام صابران را صبر دادی

اگر گامی به ره وامانده بودی
و گر یک لحظه از پا مانده بودی

شرف، مردی، شهامت کشته می‌شد
امامت نه، امامت کشته می‌شد

الا انوار توحید از چراغت
به دل یک روزه هفتاد و دو داغت

گریبان چاک شادی از غم توست
زمان آیینه دار ماتم توست

بجز تو ای ز جام گریه سرمست
که قربانی گرفته بر سر دست

تو در دریای خون خورشید جُستی
تو گل را با گلاب اشک شستی

تو آیات صبوری آفریدی
ز قرآن پاره‌ها گلبوسه چیدی

تو پیغام شهیدان را رساندی
تو در مقتل نشستی روضه خواندی

تو مرغ وحی و مقتل آشیانه
حسینا وا حسینایت ترانه

سرشکت پاکبازی را وضو داد
خدا داند که خون را آبرو داد

همه شب مرغ شب می‌زد پر و بال
که با اشک تو پنهانی کند حال

تو که قلبت ز خون بحری دگر بود
ز قرآن پاره‌هایت پاره تر بود

صلوة‌اللیل را بنشسته خواندی
خدا را از درون خسته خواندی

علی که جز تو او را زین ادب نیست
اگر دست تو را بوسد عجب نیست

حسین آن کز قیامش شد قیامت
به پیش تیر دشمن بست قامت

چو شد آماده بهر جانفشانی
تو را فرمود ای زهرای ثانی

که ای از خود تهی از عشق سرشار
مرا هم در نماز شب به یاد آر

تو را پیغمبر اکرم ستوده
خدا در سوره مریم ستوده

گواه صبر تو رب العباد است
کتاب صبر تو در رمز صاد است

چو حق با خلق از جام بلا گفت:
حسین استاد برپا و بلا گفت

تو او بودی و او تو کاندران بزم
به یک همّت به یک غیرت به یک عزم

به شوق جام در دم پر کشیدید
گرفته هر دو با هم سر کشیدید

چو از آن جام با هم نوش کردید
بلا را دست در آغوش کردید

شکفتید و شکفتید و شکفتید
بلی در هر بلا گفتید گفتید

نصیب تو اسارت شد از آن جام
نصیب او شهادت شد سر انجام

شهادت در خط او چهره بگذاشت
اسارت بوسه از خاک تو برداشت

به خون شستید رخ یک رنگ و یکدل
حسین از اشک و تو از چوب محمل

بیابان در بیابان در بیابان
تو گرم خطبه، او مشغول قرآن

یکی بودید در نقش دو مظلوم
یکی گفتید اما از دو حلقوم

تو خونین باغ هفتاد و دو داغی
تو شبهای اسارت را چراغی

تو پیغام آور خون خدایی
تو فریاد خموشان را صدایی

تو در بند اسارت شرزه شیری
که گفته تو اسیری؟ تو امیری

تو شهر کوفه را تسخیر کردی
تو شاه شام را تحقیر کردی

تو که لرزان ز گامت پایداریست
چرا خون سرت بر چهره

تو و از پا فتادن باورم نیست
قرار از دست دادن باورم نیست

تو و دامان صبر از هم گسستن
تو و از چوب محمل سر شکستن

در اینجا راز پنهانی نهفته است
که گوش جان به پنهانی شنفته است

تو پیمان بسته بودی با برادر
که همگامی کنی تا گام آخر

به پاس عهد یکرنگی که بستی
جبین از چوبة محمل شکستی

ز خون سر حدیث دل نوشتی
به خط سرخ بر محمل نوشتی

که عاشق کار با فتوا ندارد
سر سالم در اینجا جا ندارد

اگر قرآن سر نی گشت قاری
وگر خون بود از هر آیه جاری

به خونش لاجرم تفسیر باید
که اینجا از سخن کاری نیاید

از آن قاری است تا زنده است قرآن
از این تفسیر پاینده است قرآن

سری بشکست و خونی از جبین ریخت
وز آن خون چند قطره بر زمین ریخت

نه، محمل روی گردون لاله گون شد
نه خاک کوفه، عالم غرق خون شد

بدن خسته دل از غم پاره پاره
نهادی پا چو در دارالعماره

سخن ناگفته و لب ناگشوده
تاب و توان از دشمن ربوده

نگاهت خصم را تحقیر می‌کرد
به قلبش کار صد شمشیر می‌کرد

به وقت راه رفتن پای تا سر
تو زهرا بودی و زهرا پیمبرi

در آنجا با شکوه کبریائی
محمّد داشت در تو خودنمایی

امیر شهر کوفه شد اسیرت
زبون و کوچک و خوار و حقیرت

به اشک چشم گریان تو سوگند
به گیسوی پریشان تو سوگند

به طوطی های خاموش از ترانه
به تنهای کبود از تازیانه

به آن درّی که در خون باز جستی
به آن گل کز گلاب اشک شستی

به سقایی که آبش دادی از اشک
به آن چشم و به آن دست و به آن مشک

به سرهای جدا در مقدم یار
به پاهای پر از گلبوسة خار

به ماهی که فراز نی عیان بود
به خورشیدی که دورت سایه‌بان بود

به قرآنی که از تو جان و دل برد
به لبهایی که چوب خیزران خورد

سرشکی تا که زنگ دل بشویم
زبانی غیر یا زینب نگویم

مرا بهتر ز دنیا و ز عقباست
که در محشر بگویی «میثم» از ماست


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2 1
17:14
#حضرت_زینب_مدح


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم"یازینب"است

چشم او غیرحسین بن علی چیزی ندید
روشنی ما "رأیت الا جمیلا" زینب است

هاله ای از نوردورش راهمیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دور از تماشازینب است

آنکه از‌ حُجب و حیا و پاکی و شرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده است درطوفان درد
آنکه صبر از دست او افتاد از پازینب است

آنکه باآن خطبه ی غراّی خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است

حجّت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجا زینب است


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
😍 1
17:14
#حضرت_زینب_مدح


زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین
آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"
دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد
دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

روز جزا بـهانـۀ شیعه بـرای عـفو
خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را
"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:14
#حضرت_زینب_مدح


بانوی عشق حضرت زينب
بی كران‌ست رحمت زينب

همه عالم به دست من باشد
می كشم باز منت زينب

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
17:15
#حضرت_زینب_مدح


در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
شلاق بود و سلسله زینب اگر نبود

میداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه را
آن شب میان قافله زینب اگر نبود

ما بین کربلا و همین روضه های ما
تا حشر بود فاصله زینب اگر نبود

بین صبور های جهان در کتاب ها
یک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبود

ذُخرالحسین بود برای مسیر شام
در قصه ی مباهله زینب اگر نبود

از شام تا به کوفه از این بیشتر یقین
پا می گرفت آبله زینب اگر نبود

قطعا پیام کرببلا جاودان نبود
یک پای این معادله زینب اگر نبود

صبر سکینه نیز به سر می رسید زود
در کوچه ها محصل زینب اگر نبود

کشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بود
در شام و کوفه ساحل زینب اگر نبود

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1 👍 1
17:15
#حضرت_زینب_مدح

نطقى كه كوفه شير زن كربلا نمود
مكر و فساد دشمن دين برملا نمود

ثابت نمود منزلت خاندان خويش
مشت يزيد و زادۀ مرجانه وا نمود

دادِ سخن بِداد در آن جمع آن چنان
با خطبه ‏اش قيامتى آنجا بپا نمود

با آن دل شكسته و اندوه بيكران
بر عهده آنچه داشت رسالت ادا نمود

در آن محيط وحشت و خوف او بدون بيم
ذمّ يزيديان به بيان رسا نمود

از غدر و مكر مردم كوفه نمود ياد
تحذيرشان زكردۀ زشت و خطا نمود

گفت و نمود خلق خطا كرده سر بزير
در حسرت و تأسف از آن كرده ها نمود

هم داد بيمشان ز مكافات اين جهان
هم يادشان قيامت و روز جزا نمود

يك شهر پر ز ضّجه و يك دشت صيحه شد
دخت على چو قِصّۀ پر غُصّه وا نمود

او با كلام خود همه را كرد منقلب
روز سرورِ خصم، شب غم فزا نمود

زينب سخن نگفته همه گرم عيش و نوش
با آنچه گفت يكسره غرق عزا نمود

تا ساكتش كنند سر انور حسين
آورد نيزه دار و بر آن بينوا نمود

افتاد آفتاب جمالش به محملش
خواهر ز ديدنش سخن خود رها نمود

از غصّه سر به چوبۀ محمل زد و شكست
گلگون ز خون خويش ز سر تا به پا نمود

بس كن (على) كه زينب كبرى در اين ميان
با آنچه كرد پرچم دين را بپا نمود


#آیت_الله_حاج_اقا_علی_صافی

@raziolhossein
17:15
#حضرت_زینب_مدح

به شیعه ابرو داده وجود زینب کبری
یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری

اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا بگذاشت
نماد پنج تن را در وجود زینب کبری

نه تنها زینت باباست بلکه زینت دنیاست
علی پیداست در حین شهود زینب کبری

پس از چشمان مادر_ان همیشه محرم حیدر_
غم از رخسار بابا می زدوده زینب کبری

حسین از یاد ها می رفت و پرچم ها زمین می خورد
نبود از عشق ردی در نبود زینب کبری

کسی که هستی اش را داد تا که معجرش باشد
نمی داند قلم حد و حدود زینب کبری

شهادت خواستگاه کربلا بود و حسین اما
اسارت شد عروج بی فرود زینب کبری

اسارت رفت اما معنی اش ذلت نمی باشد
اسارت را خدا کرده صعود زینب کبری

چه محکم ما رایت الا جمیلا ضربه زد انجا
به گوش دشمن کور و حسود زینب کبری

چنان کوهی که از طوفان نیاید خم بر ابرویش
حرم را تکیه گاه امن بوده زینب کبری

طنین خطبه اش را کوفه فهمیده است یعنی چه
هراسان شد دل شام از ورود زینب کبری

به اشک شرم می شوید به نی خورشید چشمش را
ببیند هر زمان چشم کبود زینب کبری

#حسن_کردی

@raziolhossein
17:16
#حضرت_زینب_ولادت


قصد كرده است خدا جلوه ي ديگر بكشد
سوره يِ مريمي از سوره يِ كوثر بكشد

بگذاريد همين جا به قدش سجده كنم
نگذاريد دگر كار به محشر بكشد

دختر اين است اگر، فاطمه پس حق دارد
از خداوند فقط مِنَّت دختر بكشد

مادر ِ دَهر نزائيد و نخواهد زائيد
آنكه را از سر ِ اين آينه معجر بكشد

بالِ جبريل به اين قُبه تمايل دارد
تا دمشق هست چرا جاي دگر پر بكشد؟!

زينب آنقَدر بزرگ است كه آماده شده است
يكسره جام بلاي همه را سر بكشد

قبل از ايني كه خودش جلوه كند آماده ست
عالمي را به تماشايِ برادر بكشد


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
17:16
#حضرت_زینب_ولادت


از نسل يك حقيقتِ دور از مَجاز بود
زينبْ كه شاهزاده ي مُلـكِ حِجاز بـود

با سرشكستگي ابـداً سِـنخيت نداشت
اين كوه صـبر مثـلِ پـدر سرفراز بود

وقتي كه بـود وارثِ اجـلالِ مـادري
تشـبيه او به حضرت زهرا مُجاز بود

در عصمت و وقار و حـيا بعد مادرش
بر كُـلِّ بـانـوانِ جـهان پيـشـتاز بود

او را خطابِ عالـِمـه شـد، بي مُعلَّمه
اَلحَـقْ چه قدر درخـورِ اين امتياز بـود

حرف از گره گُشايي او رفـت هر كُجـا
دستش شبيه دست علي چاره ساز بود

پيوسته داشت ياصمد و ياغني به لب
با اين حساب از دو جهان بي نياز بود

با "يا حسين" خاطرش آرام مي گرفت
از بس كه اسـمِ دلـبرِ او دلنــواز بود

قـارون شد آن فقير كه وقتي نياز داشت
دسـتش به سمـت خانه ي زينب دراز بود

در راهِ عشق خويشتن از هستي اش گُذشت
هســتي فداي او كه چنين پاكـباز بود

چشمم شود فداش كه اشـكـم به ماتمش
با اشكِ بر حسين و حسن ، همتراز بود

چون شـد حُسين قبله ي اشك و قتيل اشك
زيـنب ، خُـدايِ عـالَـمِ سـوز و گداز بود

از چادرش نيامده شكلي به ذهنِ شعر
جُـز پرچــمي سياه كه در اهـتـزاز بود

از دستْ بسته بودن او كم سخـن بگـو
دستـش شـبيه دستِ خـداوند باز بود

وقتي رسيد نـاقه ي او پرده داشت ، آه
روزي كه رفـت ناقه ي او بي جهاز بود

از چشم خويش آب بر آن حلق تشنه ريخت
بيخود فرات روز دهــم گرم ناز بود

يك سال و نيم در غم لبهاي خشك شاه
خيره به آب ، وقت وضوي نماز بود

از گيسوي سپيد و كمانِ قدش ، بفـهم
...درد اسارتش چه قَـدَر جانگـداز بود


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
1
17:16
#حضرت_زینب_مدح

هركسي در وادي زينب قدم برداشته ست
جاي شكّي نيست كه رخصت ز حيدر داشته ست

در شُكوه ، آئينه ي گردان خديجه بوده است
فاطمه در خانه ي خود هرچه دختر داشته ست

تالي اُمّ نبي را خوانده ايم اُمّ ولي
مرتضي در خانه دختر نه كه مادر داشته ست

مَحض گَشتن دور او بوده ست ، جبريل امين
---گر به قدر وسعت افلاك شهپر داشته ست

كلّ خواهرهاي عالم را "برادر دوست" كرد
آن همه مِهري كه زينب با برادر داشته ست

ظاهراً ارباب ما مدفون به ارض كربلاست
باطناً شش گوشه اي در قلب خواهر داشته ست

از صداي حيدري اش كه صداي ذات هوست
"أُسٍْكُتُوا" بازار شهر كوفه را برداشته ست

فتح شام از فتح خيبر هيچ چيزي كم نداشت
يك تفاوت داشته ، قلعه فقط در داشته ست

خطبه هايش را اگر چه چون پدر ايراد كرد
سطرْ سطرش بي گُمان بوي پيمبر داشته ست

بانويي كه پيش مرگ گيسويش عبّاس شد
بر سرش در باد و طوفان نيز معجر داشته ست

پيري اش ، قد كمانش ، حاكي از اين مطلب است
شاه را ديده كه حنجر زير خنجر داشته ست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
17:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 65.9 KB
#حضرت_زینب_ولادت

امشب ملک از زینب کبری گوید
از نور دل و دیده طاها گوید
تبریک به هم ولادت زینب را
زهرا به علی علی به زهرا گوید



@raziolhossein
1
4 November 2024
ش
12:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_ولادت


ای قبله گاه حور و ملک گاهواره ات
می‌جنبد آسمان و زمین با اشاره ات

ای درّ آبدار یدالله، تا ابد
برپاست در دیار نجف یادواره ات

این بیت را به فاطمه تقدیم می‌کنم
بانو مبارک است نزول دوباره ات

زینب تو کیستی که به دیوان شاعران
پیدا نمی‌شود مثل و استعاره ات

خاتون کنیزهای شما برگزیده اند
شد همسر خلیل خداوند ساره ات

حق می‌دهم اگر که بیفتد کلاه عرش
با زل زدن به شان رفیع مناره ات

دریای بی‌کران بخدا چشم آفتاب
یک بار هم ندیده به خوابش کناره ات

دین خطبه‌ای برای بقا خواست، باز نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخاره ات

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 3
12:49
#حضرت_زینب_مدح


به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب
به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب

من از نامش که زینت بر علی گشته ست فهمیدم
زمانی زینت الله اکبر می شود زینب

زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی
که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب

سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت
به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب

حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس
به کشتی نجات خَلق لَنگَر می‌ شود زینب

خودش یک لشکر است از کربلا تا شام، دروقتش؛
دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب

به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛
برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب

پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر
پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب

همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه
دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب

دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر
که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


رسید مژده که ماه جمادی الاولی ست 
مه مبارک میلاد زینب کبراست 

دهید مژده به ختم رسل که این مولود 
ولادت دگر پاره ی تنت زهراست 

خدا به کوثر خود داد کوثری دیگر 
که خیر ، قطره و خیر کثیر او دریاست 

سزد چو فاطمه مصداق کوثرش خوانم 
که او به فاطمه آیینه ی تمام نماست 

محمد و علی و فاطمه ، حسین و حسن 
جمال انورشان در جمال او پیداست 

هنوز شیر ننوشیده چشم نگشوده 
به سینه اش طپش قلب سیدالشهداست 

مرا چه زهره که گویم ثنای دخت علی 
خدا گواست که اوصاف او کلام خداست 

مقام " یذهب عنکم " گرفت این دختر 
یقین کنید که قرآن به عصمتش گویاست 

نماز شب به نماز شبش نماید فخر 
دعا به هر نفس او نیازمند دعاست 

خجسته چهره ی او مصحفی به چشم حسین 
چه مصحفی که پر از آیه های کرب و بلاست 

چه دختری که وجودش همیشه " زین اَب " است 
چه زینبی که بلاها به چشم او زیباست 

زبان حیدریش کار ذوالفقار کند 
خطابه های بلندش به شام و کوفه گواست 

به صبر و همت و ایثار و اقتدار و کمال 
اگر حسین دگر خوانمش رواست رواست 

خدا جلال و ، محمد کمال و ، فاطمه زهد 
علی خصال و حسین آیت و حسن سیماست 

چنان که یک دم او بی حسین ممکن نیست 
یقین کنید که بی او حسین هم تنهاست 

جمیل دیدن سیل بلا به دیده ی او 
گواه فوق جلالش ز مریم عذراست 

سرور سینه ی مریم وجود عیسی بود 
مدال سینه ی او داغ هیجده عیساست 

نظام دین بُود از گیسوی پریشانش 
هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست 

ز شعله ی نفس زینب است تا صف حشر 
حرارتی که ز خون حسین در دل هاست 

قسم به دین خدا می خورم که دین خدا 
به صبر زینب و خون حسین پا بر جاست 

خطابه اش همه آیات وحی و تفسیرش 
نیازمند هزاران قصیده ی غرّاست 

سر بریده ی فرزند فاطمه می گفت 
که خون پاک مرا خطبه ی تو آب بقاست 

امین وحی بیا و به اهل کوفه بگو 
که این صدای خداوندگار بی همتاست 

زبان شکر گشودن کنار مقتل خون 
خدا گواست که فوق مقام صبر و رضاست 

به موج خون تن صد پاره را گرفت به دست 
که ای خدا بپذیر این یگانه هدیه ی ماست 

شبی نشد که نماز شبش رود از دست 
که لحظه لحظه ی شب هاش لیلة الاحیاست 

الا قیام تو قد قامت قیام حسین 
تویی که قامت دین با قیامتت شد راست 

تویی که خطبه ی شامت یزید را لرزاند 
تویی که شام ز نطقت به خصم شام عزاست 

تویی که هر نفست یک خطابه ی پر شور 
تویی که هر قدمت یک قیام عاشوراست 

اگر که فاطمه خوانندت از جلال درست 
اگر به غیر حسینت مثل زنند خطاست 

جمال روح فزایت بهشت روح علی 
نگاهت از دل پاک حسین عقده گشاست 

هنوز حنجره ات را طنین صوت علی است 
اگر چه گوش دل اهل کوفه ناشنواست 

حسین بر سر نی گوش ، پای خطبه ی تو 
سر بریده ی او مجلس تو را آراست 

حسین کعبه و حج تو دور او گشتن 
صفا و مروه ی تو قتلگاه و طشت طلاست 

جبین شکستن عشاق در رساله ی توست 
عذار شسته به خون تو بهترین فتواست 

کدام رتبه از این به که سال ها " میثم "
فقط برای شما خاندان مدیحه سراست 

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_مدح
#رباعی

داری نفحاتی از لبی می شنوی
از درد و غمش قدر تبی می شنوی

در فهم تو نیست درک زینب ممکن
زینب می گویی و زینبی می شنوی

#ایوب_پرندآور
@raziolhossein
👍 1
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


می‌نویسم که والضُحیٰ زینب
عصمت اللهِ کبریا زینب
جمعِ اسماء و اسمها زینب
ربنا بعدِ ربنا زینب
می‌نویسم پس از خدا زینب


نامِ او تا که بر زبان اُفتاد
کوه برخاست آسمان اُفتاد
عَلَم از شانه یِ یَلان اُفتاد
سرِ ما هم بر آستان اُفتاد
می نویسم که اِنَما... زینب


پنج تَن حَبلِ محکم آوردند
نامِ او را که با هم آوردند
به زبان اسمِ اعظم آوردند
واژه ها بعد از آن کم آوردند
همه گفتند یک صدا زینب


مرتضیٰ بعد از این دو کوثر داشت
فاطمه بعد از این دو حیدر داشت
کعبه این دفعه هم تَرَک برداشت
شورِ نامِ حسین بر سر داشت
زینتِ نامِ مرتضیٰ زینب


کعبه یِ احترامها آمد
قبله گاهِ پیامها آمد
به قدومش سلامها آمد
عمه جانِ امام‌ها آمد
عمه جانِ امام‌ها زینب


دستِ جَدِّ مطهرش دادند
و لوای پیمبرش دادند
شیر شد شیرِ مادرش دادند
خوش به حالش که خواهرش دادند
خوش به حالِ حسین با زینب


کیست مرد آفرین بنیان کن
کیست مرد آفرین ولیکن زن
در مقاماتِ او فقط ماندن
این جهان لال و آن جهان اَلکَن
مانده وصفش در ابتدا زینب


چادرش را اگر تکان بدهد
شور بر هفت آسمان بدهد
راه را تا خدا نشان بدهد
باید احمد چنین اذان بدهد
اَشهدُاَنتَ مِن کسا زینب


حرفِ تعظیم اوست بسم‌اله
وقتِ تکریم اوست بسم‌اله
زان که تقدیم اوست بسم‌اله
عشق تسلیم اوست بسم‌اله
حا و سین ، یا و نون ما زینب


سر بلندیِ دل زِ دولت اوست
کربلا هم رحیمِ حمت اوست
گردنش زیرِ بارِ منت اوست
همه عالم گواهِ عصمت اوست
"شمعِ ساداتِ نینوا زینب


به علی رفته و علی شده است
سر و پایش سینجلی شده است
جلوه‌ی چارده ولی شده است
به بلاهایِ حق بلی شده است
یک تنه رفته تا کجا زینب


مریمی در حجابی از نور است
یا که موسیٰ به وادیِ طور است
یک زن اما به حق سلحشور است
چقدر از مدارِ ما دور است
که خدا گفته مرحبا زینب


بالِ جبریل خاکِ مرکبِ اوست
دو سه نهج البلاغه بر لبِ اوست
آسمان گرمِ نورِ هر شبِ اوست
و ابالفضل هم مؤدبِ اوست
حضرتِ هیبت و حیا زینب


همه عالم در استجابش بود
هیبتش حاله‌ی حجابش بود
یک عشیره در التهابش بود
و علمدار خود رکابش بود
دارد این گونه کبریا زینب


مثل سرخیِ کوه پنهان است
گرد باد است مثل کوران است
یک تَن اما هزار طوفان است
شاهدم شام شامِ ویران است
مثلِ زهراست سر به پا زینب


تازه جِلوه نکرده با نامش
کرده دستِ حسین آرامش
وَرنَه چون خاک می‌کند گامش
کوفه را با همه بَرو بامش
گفت حیدر که لافتا...زینب


می‌رود در مقابلش حیدر
دو برادر کنارِ این خواهر
پشتِ سر کوهِ شرم ، آب آور
تا رَوَد شب زیارتِ مادر
شب و این احترامها زینب


مثلِ آئینه هست پیشِ حسین
و حسین آمده ست پیشِ حسین
چشمها را که بست پیشِ حسین
همه دلها شکست پیشِ حسین
رفت آن شب به کربلا زینب


آنهمه احترام را می‌دید
کوچه و سنگ و بام را می‌دید
کوچه و ازدحام را می‌دید
اشکهایِ امام را می‌دید
چادرش زیرِ دست و پا زینب



#حسن_لطفی


@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


بهشت اهل ولا شد مدینه با زینب
پُر از سرور و صفا شد مدینه با زینب

اگر دوباره بود گلشنی تماشائی
چو گل شکفته و واشد مدینه با زینب

همین نه بیت ولایت از اوست نورانی
کـه غرق نورخدا شد مدینه با زینب

ز بس که گل به نثارش ز عرش افشاندند
شکوفـه زار وفـا شد مدینه با زینب

به خط نور نوشته است بر فلک جبریل
که جلوه گاه خدا شد مدینه با زینب

ز فیض جلوه ای از آفتاب شرم و عفاف
محیط شرم و حیا شد مدینه با زینب

حسین چون به روی زینبش تبسّم کرد
ز بند غُصه رها شد مدینه با زینب

به اشک و آه و مناجات فـاطمه سوگند
حریم سبز دعا شد مدینه با زینب

قسم به کعبه و زمزم به مروه و به صفا
کـه قبلگاه ولا شد مدینه با زینب

به سوی کعبۀ توحید اگر که ره پوئی
بیا که قبله نُما شد مدینه با زینب

شبی که عزم سفرکرد او از این گلزار
ملول و نوحه سرا شد مدینه با زینب

همین که از سفر شام و کوفه او برگشت
دوباره کرب و بلاشد مدینه با زینب

سری بزن به مدینه«وفائی»و بنگر
که باغ خاطره ها شد مدینه با زینب

#سید_هاشم_وفائی

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_مدح


آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است
جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است
خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است
زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است

آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی
صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی
جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی
می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر
خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر
غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر
محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر

گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است

شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است
مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است
سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است
عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود
دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود
هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود
دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود

یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است

از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین
اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین
فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین
گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین

او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است

گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز
او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز
می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز
با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز

آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


خدای من! صدف بحر نور، گوهر زاد
ادب کنید که دخت رسول، دختر زاد
چه دختری که ز مردان دهر، بهتر زاد
برای حیدر کرار، باز، حیدر زاد
به جلوۀ حسنینش خجسته خواهر زاد
یقین کنید که ام‌الحسین دیگر زاد

سلام باد بر این خواهر و به خواهری‌اش
خدای داده مقام حسین‌پروری‌اش

محمدند و علی هر دو محو دیدارش
نشان بوسۀ زهرا به ماه رخسارش
هزار مریم و هاجر شده گرفتارش
شرف گرفته شرافت به ظل دیوارش
عفـاف و عصمت و ایثار، جنس بازارش
فقط به روی حسین است و چشم بیدارش

برات عفو خدا ریخته است در قدمش
یقین کنید بود قلب فاطمه حرمش

چه دختری که جلال پیامبـر دارد
ز خردسالی خود صولت پدر دارد
فرشته‌ای‌ست ولی صورت بشر دارد
نه! بلکه طینتی از حور، خوب‌تر دارد
به سیدالشهدا الفتی دگر دارد
از آن جمال، محال است چشم بردارد

فقط نه محو جمالش نبی شده امشب
حسینِ فاطمه هم زینبی شده امشب

حجاب فاطمه از چادرش نمودار است
ز کودکی به علی مثل مادرش یار است
مقام ام‌ابیهایی‌اش سزاوار است
چو ذوالفقار، زبانش به خطبه کرار است
حسین از وی و وی از حسین، سرشار است
نماز نافله‌اش را خدا خریدار است

زهی نماز شب آن حقیقت زهرا
که سیدالشهدا گفت التماس دعا

جمال اوست به چشم علی تماشایی
خطابه‌‌هاش همه حیدری و زهرایی
نکرده شوی بود مادر شکیبایی
گرفته سایه‌اش از آفتاب زیبایی
نهاده چهر به خاک درش توانایی
نخوانده درس، معلم بود به دانایی

ز خردسالی پرواز کرده تا حیدر
به ذوالفقار زبانش نوشته یاحیدر

در آسمان علی اختری چنین باید
ز کوثر نبوی کوثری چنین باید
کنار خون خدا خواهری چنین باید
به حلم و صبر و رضا مادری چنین باید
به بانوان جهان رهبری چنین باید
به حق که فاطمه، دختری چنین باید

نه صبر رفت ز دستش؛ به صبر فرمان داد
کنار مقتل خون بر امام خود جان داد

تو کیستی که علی‌گونه رهبری کردی؟
به صبـر و همت و ایثار، مادری کردی
سلام بر تو که خون را پیمبری کردی
تو با خطابه‌‌ات اعجاز حیدری کردی
تو با امام شهیدان برابـری کردی
تو مثـل فاطمه اسلام‌پروری کردی

حسین، فلک نجات است و ناخداش تویی
علی زبان خدا باشد و صداش تویی



#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
12:49
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_مصیبت


آیه ی رحمت خدا زینب
مظهر عصمت خدا زینب
زینت زینت خدا زینب
پرچم عزت خدا زینب
چهره ات طلعت خدا زینب
سوره ی عفت خدا زینب

اختر آسمان طف زینب
ماده شیر شه نجف زینب

به علی ناز دختری بانو
عرش حق را تو زیوری بانو
مثل ماهی ، منوری بانو
گل زهرای اطهری بانو
زآن چه گویم تو برتری بانو
همه جا با برادری بانو

آن قدر که دلاوری زینب
به گمانم تو حیدری زینب

علم کربلا به دست تو بود
هم قدر هم قضا به دست تو بود
کتب انبیا به دست تو بود
تیغ شیر خدا به دست تو بود
از ازل قلب ما به دست تو بود
دل اهل کسا به دست تو بود

وارث جمع پنج تن زینب
مرد مردان به ظرف زن ، زینب

واژه ی صبر با تو با معناست
دل تو دل نه مثل یک دریاست
احترامت همیشه پا برجاست
پرچم تو الی الابد بالاست
منش تو پیام حجب و حیاست
چونکه آموزگار تو زهراست

جلوه ی ناب فاطمه زینب
عالمه بی معلمه زینب

تو چراغ هدایتی خانم
آفتاب عنایتی خانم
ز خداوند آیتی خانم
در کرم بی نهایتی خانم
خطبه خوان ولایتی خانم
کربلا را روایتی خانم

امتداد قیام یا زینب
واجب الاحترام یا زینب

مانده ام من پیمبرت خوانم !
یا که زهرای اطهرت خوانم ؟
بهتر آن است حیدرت خوانم
یا ابالفضل دیگرت خوانم
رخصتی ده ز دلبرت خوانم
روضه ای از برادرت خوانم

گویم از یار بی سرت زینب
داغ های مکررت زینب


یاد داری چها گذشت آن روز ؟
چه به کرب و بلا گذشت آن روز
چه به خون خدا گذشت آن روز
از تنش اسبها گذشت آن روز
از گلو نیزه ها گذشت آن روز
دم مغرب بلا گذشت آن روز

شد حسین تو هم فدا زینب
شد سرش از قفا جدا زینب

تا کشیدی تو آه خندیدند
تا شدی بی پناه خندیدند
دور تو یک سپاه خندیدند
آن همه روسیاه خندیدند
به تو در بین راه خندیدند
تیره دلها به ماه خندیدند

به خدا تا اسیر شد زینب
یک شبه پیر پیر شد زینب

تن صد چاک اکبرت دیدی
نعش قاسم برابرت دیدی
روی نیلی خواهرت دیدی
سر نی راس اصغرت دیدی
دو گل یاس پرپرت دیدی
غرق در خون برادرت دیدی

از روی تل چه دیده ای زینب ؟
چه مصائب که دیده ای زینب !

باغ در هجمه ی خزان دیدی
پشت هم داغ بیکران دیدی
از زمین دیدی از زمان دیدی
زیر پا طفل نیمه جان دیدی
کوفه رفتی ز دوستان دیدی
شام رفتی ز دشمنان دیدی

کاش می ریخت آسمان زینب
وای از آن چوب خیزران زینب

آه از این بغض و دیده ی تر تو
آه از این حال گریه آور تو
مانده در آفتاب پیکر تو
کهنه پیراهنی است در بر تو
در همین لحظه های آخر تو
آمده پیش تو برادر تو

آمده شاه بی کفن زینب
به رگش باز بوسه زن ، زینب ...

#رضا_رسول_زاده


@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

امشب ملک از زینب کبری گوید
از نور دل و دیده طاها گوید
تبریک به هم ولادت زینب را
زهرا به علی علی به زهرا گوید .


امید به قلب ما همه آورده
خود عالمه است و عالمه آورده
آیینه گرفته است زهرا در دست
یا باز خدیجه فاطمه آورده


با گریه ببست فاطمه قنداقش
بوسید علی به زمزمه قنداقش
گه احمد و گه فاطمه و گاه علی
چرخید به دستان همه قنداقش


او آمد و خلق زیر دِینش می رفت
کم کم به حضور نور عینش می رفت
لبخند به صورت برادر می زد
وقتی که در آغوش حسینش می رفت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


امشب شب میـلاد امید حسین است
عید حسین عید حسین عید حسین است

گویـی خدا کوثر به کوثر داده امشب
یک حیدر دیگر به حیدر داده امشب

کوثـر بــه روی دامـن کوثـر ببینید
قـرآن به روی دست پیغمبـر ببینید

امشـب دوبــاره پنـج تـن را آفریدند
احمد، علی، زهـرا، حسن را آفریدند

در پنج مهـر آمد بـه دنیـا مـاه دیگر
یــا آمــده میــلاد ثــارالله دیگــر؟

بـر زینـت دیــن خـدا زین اب آمـد
الله اکبــر! زینـب آمــد زینـب آمـد

در خلق و خو زهرا و ختم‌المرسلین است
هنگام خطبه یک امیرالمؤمنین است

این شیردخت شیر حی کردگار است
فریاد، نه! حتی سکوتش ذوالفقار است

اُم و اَب و جان و سرم گردد فدایش
انگـــار آوای علــی دارد صــدایش

این عمۀ سادات این، زهرای زهراست
این مثـل زهـرا مـادرش ام‌ابیهـاست

این انبیا و پنج تن را نور عیـن است
زین اَب و زین اُم و زین حسین است

سر تا قدم جان است و جانانش حسین است
می‌گرید و گهواره‌جنبانش حسین است

در خواب و در بیداری خود با حسین است
در هر گل لبخند او یک یاحسین است

الله اکبــر! از کمــال و از جــلالــش
الحق کـه شیـر فاطمـه بــادا حلالش

گر شیرحق شیر حقش گوید،عجب نیست
عطر بهشت از سینه‌اش بوید، عجب نیست

کــرب‌وبــلا بی‌نــام او معنــا نـدارد
لـوح رضــا بـی‌صبــر او امضــا ندارد

هر خطبـه‌اش یک سورۀ آمـال نهضت
هر جملـه‌اش یک آیـۀ اکمـال نهضت

پیوسته بــوده جـا در آغــوش الهش
از گـاهــواره تــا کنــار قتلـگــاهش

وقتی سخن مثل امیرالمؤمنیـن گفت
بر او سـر بــالای نیـزه آفـریـن گفت

با احمـد و زهـرا و حیـدر هم‌صدا بود
الحـق کـه او پیغمبـر خـون خدا بود

چشم حسین از خطبۀ او گشت روشن
احمد، علی، زهرا، حسن، گفتند احسن!

وقتی که شد با خنجر خونین لبش جفت
هم بوسه می‌زد هم خدا را شکر می‌گفت

با سیل اشکش عقده از دل باز می‌کرد
اول سفـر را بـی حسیـن آغاز می‌کرد

انگــار می‌بینـم تـن در خـون تپیده
بــر او اذان گوینـد رگ‌هــای بـریده

در گریــۀ او ناقه‌هــا امــداد کـردند
گویــی فـرات دیگــری ایجاد کردند

آتش بــه ســوز سینــۀ او باد می‌زد
تنهـا بــرای او جــرس فریـاد می‌زد

لب‌ها ترک‌خوردۀ فضا در چشم‌ها دود
آب فـرات از خجـلت زینـب گِل‌آلود

صحرا‌به‌صحرا کـوبه‌کـو منزل‌به‌منزل
زینب، سوار و فاطمـه دنبـال محمل

زینب، همیشه یاد او هـم گریه دارد
حتـی شب میـلاد او هـم گریه دارد


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


بنویسید خداوند و پس از آن زینب
بنویسید علی در دلِ میدان : زینب
بنویسید که زهراست در ایمان زینب
بنویسید حسن بعد حسن جان زینب
بنویسید حسین است بقرآن زینب
بنویسید همه،جان سن قربان زینب


نام تو می‌برم و کرببلا برخیزد
شیرزن می‌رسی و شیر خدا برخیزد
چه قیامی بشود فاطمه تا برخیزد
حق بده عرش اگر پیشِ شما برخیزد
گِرد گردِ کرمت دست دعا برخیزد
سلطنت کُن به همه دختر سلطان زینب


نعره تو هیمنه تو خطبه‌یِ بنیان کَن تو
رعد تو صاعقه تو معنی سوزاندن تو
برق تو تیغ تو و فاتحه‌ی دشمن تو
مَرد تو کوه تو وحیدرِ بی جوشن تو
شمع تو آینه تو گریه‌ی بی شیون تو
بنویسید فقط هیبتِ طوفان زینب


تو قدم می‌زنی انگار علم می‌کوبند
پشتِ تو اکبر و عباس قدم می‌کوبند
کاخها را به سرِ آلِ ستم می‌کوبند
کوفه تا شام همه بر سرِ هم می‌کوبند
بیرقِ کیست که بر اوج حرم می‌کوبند
کوفه تا شام کُنَد یک تنه ویران زینب


کاش می‌شد که فقط از تو فقط بنویسم
با تبِ عشقِ تو تا آخرِ خط بنویسم
زورَقی باشم و از جذبه‌یِ شط بنویسم
من که باشم بنویسم که غلط بنویسم
باید از شورِ شهیدِ حرمت بنویسم
می‌نویسم که تویی شمعِ شهیدان زینب


آمدی تا که به خورشید بخوانی ما را
آمدی تا به حسینت برسانی ما را
دستِ ما گیری و تا او بکشانی ما را
چادرت را بتکانی بتکانی ما را
چو غباریم به صحنت بنشانی مارا
گریه داریم بخوان یادِ عزیزان زینب


آه گفتی که نیایید تنش را نبرید
مادرم می‌نگرد پیرهنش را نبرید
نیزه ها صبر کنید و بدنش را نبرید
لااقل زود عقیقِ یمنش را نبرید
به اسارت من و اطفال و زنش را نبرید
ای امان از دلِ تو ، آی پریشان زینب

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


دست در عالم ایجاد تو داری زینب
خبر از مبداء و میعاد، تو داری زینب

کلماتی که خداوند به قرآن فرمود
آن معانی همه را یاد، تو داری زینب

چون حسین و حسن و احمد و زهرا و علی
خوب‌تر از همه استاد، تو داری زینب

پسر کعبه علی بود و تویی دختر او
خون آن مرد حَرم‌زاد، تو داری زینب

طینتی فاطمه‌پرور چوحسین است تو را
همّتی عاطفه‌بنیاد، تو داری زینب

چون علی منطق کوبنده و علمی سرشار
چون حسن صبر خداداد، تو داری زینب

همه اجداد تو آقای دو عالم هستند
ارث آقایی اجداد، تو داری زینب

پر شد از عطر تو امشب همه عالم گویا
باغ گل در گذر باد، تو داری زینب

چون گل صبح که شبنم چکد از هر برگش
خنده درگریۀ میلاد، تو داری زینب

گشتی از گریه تو خاموش در آغوش حسین
که به او اُنس خداداد، تو داری زینب

پنج معصوم به میلاد تو حاضر بودند
این‌چنین لیلۀ میلاد، تو داری زینب

ای وفادارترین خواهر عاشورایی
مکتب زنده و آزاد، تو داری زینب

علم و حلم و ادب و عصمت و ایثار و وفا
فضل و بذل و کرم و داد، تو داری زینب

سخن عالمۀ غیر معلّم شرفی است
که ز فرموده سجّاد، تو داری زینب

ز عبادات چنانی که خدا خواسته است
برتری بر همه عبّاد، تو داری زینب

شام تسخیر تو شد، ای مه ویرانه نشین!
تا ابد دولت آباد، تو داری زینب

در اسارت، طلبِ خون شهیدان کردی
در سکوت، این‌همه فریاد، تو داری زینب

شعله زد اشک تو در هستی غارتگر شام
خطبه چون خطبۀ سجّاد، تو داری زینب

راز خود را به تو بسپرد چو دانست حسین
دل سرکوبی بیداد، تو داری زینب

از درا زنگ شترها ز نهیب تو فتاد
که به کف رشتۀ اجساد، تو داری زینب

ذرّه‌ای کاش ببخشند «مؤید» را هم
ز جلالی که به میعاد، تو داری زینب

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
1
12:49
#حضرت_زینب_مدح


به گوش باش جرس را ، به گوش ای دل غافل!
گذشت قافله ی عشق و خفته پای تو در گِل

به گوش ای دل غافل ، چو تخته پاره مبادا
به حرف موج بگردی بر آب عاطل و باطل

به ورطه های بلاخیز ،  ناخدا که نباشد
نمی رسد به سلامت کسی به پهنه ی ساحل

به هر چه چنگ زنی عاقبت تباه ترینی...
به تار چادر زینب مگر شوی متوسل

سلام خواهر طوفان سلام خواهر خورشید
سلام خواهر دریا سلام خواهر ساحل

اگر امام بخوانم تو را گزافه نگفتم
نمی رسید قیام حسین بی تو به منزل

به هر کجا که بدوزیم چشم رد تو پیداست
شمار داغ تو پنهان به سطر سطر مقاتل

تن شکسته و موی سپید و قد خمیده...
به پای عشق برادر ندارد این همه قابل

سری به نیزه بلند ست در برابرت ای وای
شهید زنده ای اکنون،  چه حاجت ست به قاتل

مگر که راه ترا ، نیزه ها جدا کند از او
وگرنه بین دو دلبسته نیست فاصله حائل

کرامت تو چه ها می کند که سلسله حتی
به دست و پای تو افتاده مثل کودک سائل

زبون شمردن رنج اسارت ست چه آسان
به دوش بردن بار امانت ست چه مشکل

چه ها که بر سرت آورد داغ طفل سه ساله
رسید جان تو بر لب ، بریدی از نفست دل

خدا کند که نجوییم هیچ جا سندش را
روایتی که تو سر کوفتی به چوبه ی محمل

چه غم که نیست توان ، می کنی نشسته " قُمِ الیل"
در اوج داغ نکردی شبی تو ترک نوافل

جلیله ، فاضله  ، امنیه ، باکیه ، جبل الصبر
فصیحه، عالمه ،  بنت الهدی، ملیکه خصایل

عقیله ،  قُرَة عین الامیر،  سِرُّ ابیها
(تو را ز فضل پدر کس نگویدت که چه حاصل)

به قتل کفر کمر بست تیغ خطبه ات آنسان
که می نمود ابا الحرب ذوالفقار حمایل

چه زَهره ها که نمود آب ابن آکله ،آنجا
که با خطابه ی زهرایی تو گشت مقابل

هنوز هم به سر آسمان شام بلا خیز
نگشته صاعقه ی غیرتی شبیه تو نازل

خوشا به حال مریدی که شد به حق تو عارف...
تویی مراد طریقت تویی شریعت کامل

که طالبان حقیقت ، به فرض وهم بگردند
مگر به صبح قیامت به فیض درک تو نائل

#سید_محمد_جواد_میرصفی

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت


خانۀ فاطمه آن‌روز تماشایی بود
که فضا جلوه‌گر از آیت زیبایی بود

در بهاری که نسیمش نفس جبریل است
گلِ ناز دگری رو به شکوفایی بود

خانه‌ای را که خدا جلوۀ عصمت بخشید
در و دیوار، پر از نقش شکیبایی بود

تا بیایند به تبریک محمّد جبریل
با ملائک همه در حال صف‌آرایی بود

به‌خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا
ز جگر گوشۀ خود گرم پذیرایی بود

تا که قنداقه او را به‌بر آورد حسن
حالتی رفت در آنجا که تماشایی بود

ساکت از گریه نشد تا که حسینش نگرفت
این دو را چون که ز آغاز، شناسائی بود

دختری داشت در آغوشِ محبّت، زهرا
که سراپا همه آیینۀ زیبایی بود

دختری داشت سراپای، همانند علی
زینبی داشت که ذاتش همه زهرایی بود

پنج تن، آل عبا، در دو جهان آقایند
وز شرف زینبشان وارث آقایی بود

پنج معصوم به او معرفت آموخته‌اند
که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود

وصف او عالمۀ غیر معلّم شده است
تا به این مرتبه‌اش پایۀ دانایی بود

بود از صبر و رضا نائبۀ خاص امام
نازم او را که به این‌قدر، توانایی بود

کربلا صحنۀ عشق است و در آن صحنۀ عشق
همّت زینب نَستوه، تماشایی بود

به علمداریِ صحرای بلا کرد قیام
رهبر قافلۀ عشق، به تنهایی بود

یک زن و آن‌همه داغِ دل و آن‌قدر شکیب
عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود

دیده‌ام کور، که شد خاک نشین ره شام
آن که خاک در او سرمۀ بینایی بود

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
12:49
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

از غیب ترنّم حضوری آمد
از قلۀ آسمان چه نوری آمد

بعد از حسن و حسین در خانۀ وحی
«زینب» چه فرشتۀ صبوری آمد

#عباس_شاه‌_زیدی

@raziolhossein
ش
18:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_ولادت


امشب مدینه شهر طلوع سپیده است
از نور کوکبی که سحرگه دمیده است

خورشید آرزوی دمیدن به شب کند
چندان‌که وصف این مه زیبا شنیده است

تبریک یا علی! که به دامان فاطمه
دردانه‌ای چو زینبِ تو آرمیده است

چون سینۀ بتول، بهشت محمّد است
این غنچه از بهشت محمّد دمیده است

گفتا رسول، نور دو چشمم بود حسین
زینب به نور دیدۀ او نور دیده است

این زینب است دختر دُردانۀ علی
نامش ز آستانۀ عزّت رسیده است

کلک قضا به دامن کوثر که فاطمه است
از قدّ او شمایل طوبی کشیده است

او را رسانده است به حدّ کمال عشق
شیری که او ز سینۀ عصمت مکیده است

هیچ آفریده نیست چو هم، غیر او که هست
زهرای دوّمی که خدا آفریده است

او مکتبی نداشت به‌جز دامن علی
او جز زبانِ وحی، معلّم ندیده است

شیواترین قصیدۀ عشق و رشادت است
اسرار کربلا همه در این قصیده است

یک امتیاز او که کسی را نشد نصیب
تقدیم بوسه‌ها به گلوی بریده است

این است آن حیای مجسّم که نطق او
کار یزید را به فضاحت کشیده است

پروانۀ قبولیِ قربانیانِ عشق
او می‌دهد، که فاطمه‌اش آفریده است

پیغمبران به همّت او غبطه می‌خورند
وقتی به دستش آن تن در خون طپیده است

ای دختری که مادر صدها فضیلتی
روی تو ماهِ برجِ صفات حمیده است

ای خواهری که هر که تو را دید با حسین
گفتا خدا دوباره حسین آفریده است

در رتبه، دختری چو تو مادر نزاده است
در مهر، مادری چو تو عالم ندیده است

صبر تو را و نُطق تو را جز ز مرتضی
نه دیده دیده‌ای و نه گوشی شنیده است

بر آستانه‌ات، عظمت می‌برد سجود
اینجا قدِ بلند شهامت خمیده است

ارکان کعبه در حرمت بوسه می‌زنند
بر چار رکن آن که جهاد و عقیده است

منّت خدای را که در این لیلۀ سعید
ما را محبت تو به اینجا کشیده است

ما را که هیچ مایه نداریم غیر آه
شمع شب ولادت تو اشک دیده است

عیدی ببخش تذکرۀ کربلا به ما
ای دختر علی که عطایت عدیده است

گر مورد قبول تو افتد به درگهت
اهدائی «مؤید» ما این قصیده است

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
👍 1
18:23
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


الا که مقدم تو مژدۀ سعادت داشت
به خاک‌بوسی راهت فرشته عادت داشت

سلام بر تو که ماه جمادی الاول
ز جلوۀ تو به رخ، هالۀ مسرّت داشت

سلام بر تو که امّ‌المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت

سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز
به پاس پیروی‌ات از حجاب زینت داشت

تو از همان شجر پاک عصمت آمده‌ای
که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت

تو دست‌پرور آن مادر گران‌قدری
که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت

تو سر بر آینۀ سینه‌ای گذاشته‌ای
که بوسه‌گاه نبی بود و عطر جنّت داشت

تو زیر سایۀ آن گلبُنی بزرگ شدی
که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت

ندیده دیدۀ تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت

چه بانویی که پس از دختر رسول الله
به هر زنی که تصوّر کنی شرافت داشت

چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی هم‌تراز عصمت داشت

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت

چه بانویی که به حدّ کمال در همه حال
اراده داشت، وفا داشت، عزم و همّت داشت

چه بانویی که همه عمر در نیایش شب
هزار بار ز خود تا خدای، هجرت داشت

چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت

چه بانویی که به خورشیدِ خون گرفتۀ عشق
به قدر وسعتِ هفت آسمان محبّت داشت

دل تو بود پر از التهابِ شوق حسین
که لحظه‌لحظۀ عمرت از این حکایت داشت

حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد
هر آنچه عاطفه و التفات و رأفت داشت

نبود حاجت بوسیدنِ گلوی حسین
حسین با تو هزاران هزار حجّت داشت

حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت

چراغ آخرتش باد شاعری که سرود
سه بیت ناب که دنیایی از طراوت داشت:

«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت»

ستارۀ سحر تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت

من و مکارم اخلاق زینبی؟ هیهات!
کجا برابر خورشید ذرّه جرأت داشت

تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل
به دوش خستۀ خود کوهی از رسالت داشت

تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلّت داشت

تو خطبه خواندی و در چهره‌ات تجّسم یافت
علی که در سخنش آیت فصاحت داشت

پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صدای روح‌نوازت که رنگ محنت داشت

هلال یک شبه‌ات جلوه کرد از سر نی
که با تو سوخته دل اشتیاق صحبت داشت

پس از زیارتِ خونِ سر تو از محمل
شفق طلوع نمی‌کرد اگر مروّت داشت

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_ولادت


تا باب فیض ، رو به دلم باز می شود
شعرم به شوق مدح تو آغاز می شود
همچون كليم كار من اعجاز می شود
احساس قلبي ام به تو ابراز می شود

تا با توأم به مردم دنيا چه حاجت است
"خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟"

خاتون مشرقین سلام عرض می کنم
ای عین نور عین سلام عرض می کنم
بانـيِ عالمین سلام عرض می کنم
آرامش حسین سلام عرض می کنم

این جمله ،حرف قلبی هرچه برادر است
(روزی که آمدی به زمین روز خواهر است)

چشم و چراغ عترت طاها خوش آمدی
آیینه دارِ هیبت مولا خوش آمدی
ای امتداد حضرت زهرا خوش آمدی
(سوّم امام زاده ی دنیا خوش آمدی)

آنسان که شرح عاشقی تو شنیدنی ست
لبخند تو به چهره ي ارباب دیدنی ست

چون در قفای عشق خودت با سر آمدی
بر هر چه عاشق است در عالم( سرآمدی )
اي افتخار كرده به تو ذات سرمدي
الحق که تو ( عقیله ی آل محمّدی )

درد از دل رسول به سرعت عبور کرد
با تو خدیجه باز در عالم ظهور کرد

در تو صفات ذات خُدا جلوه گر شده
در خاک با تو مهر و وفا جلوه گر شده
اوج مقام صبر و رضا جلوه گر شده
کرب‌ و بلا به شام بلا جلوه گر شده

تو آمدی که زخم مدینه رفو شود
با خطبه ات بساط ستم زیر و رو شود

از شان تو خُداست که سر در می آورد
سلطان انبیاست که سر در می آورد
زهراست،مرتضاست که سر در می آورد
مظلوم کربلاست که سر در می آورد

چون درخُور مقام تو جز این نداشته
اسم‌ تو را خدای تو( زینب ) گذاشته

با دیده ، دیدن تو مُیّسر نمی شود
نوری و خاطر تو مُکدّر نمی شود
بی تو حسین زندگی اش سر نمی شود
جز تو کسی که زینت حیدر نمی شود

با احتساب اینکه تویی زینت علی
قطعاً یکی ست خَلق تو با خلقت علی

استاد تو خداست ، خُدايي علیمه ای
صدّيقه و مُطهّره اي و فهیمه ای
شخصاً شبیه فاطمه حق را ندیمه ای
اُخت الکریم ، بنت کریم و کریمه ای

از بس که مثل شیرخدایی تو شیرزن
با دیدن تو یاد پدر می کند حسن

داغی که پیر کرد تورا درد شام بود
با اینکه دورتان همه جا ازدحام بود
با تو وقار اهل حرم مستدام بود
آنجا که حُبّ حیدر و زهرا حرام بود

با بودن تو شعبه ای از کربلا شده
در زینبیّه اش نجف از نو بنا شده

اندازه ي تو هيچ كسي غم نديده است
داغي كه ديده اي تو مُحرّم نديده است
نسل بشر كه هيچ مَلَك هم نديده است
با اينكه درد و داغ،دلت كم نديده است

جز حمد كردگار دمي بر لب تو نيست
جز يا حسين زمزمه ي هر شب تو نيست

در قتلگاه پير شدي خاك بر سرم
از جان خويش سير شدي خاك بر سرم
گفتند كه اسير شدي ، خاك بر سرم
با شمر هم مسير شدي خاك بر سرم

خاكم به سر كه همسفر اشقيا شدي
از يادگار مادرت آخر جدا شـدي

شد مثل مادر تو نصيب تو سوختن
بستند هر دوست تو را چون ابوالحسن
نه يوسفي براي تو ماند و نه پيرُهن
گفتي دم وداع به سالار بي كفن

"چون چاره نيست مي روم و مي گذارمت"
"اي پاره پاره تن به خدا مي سپارمت"


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
18:23
#حضرت_زینب_ولادت


سـلام فاطمـه مـرآت داور آوردی
زهی که خون خدا را پیمبر آوردی
ببـال کوثـر احمد که کوثر آوردی
بـرای حیـدر کـرار، حیـدر آوردی

به روی دامن تو شیرْدخت شیرِخداست
درون سینـۀ او قلـبِ سیدالشهداست

فرشتگان همـه از جـای خـود قیـام کنید
کنــار فاطمــه بــر زینب احتــرام کنید
به خاک مقدمشان سجده صبح و شام کنید
همــه بــه فاطمـه و دخترش سلام کنید

پیمبر آمده یا حیدر است این دختر؟
بگـو که فاطمۀ دیگر است این دختر

چـه دختـری که جلال پیامبـر دارد
ز خردسالی خـود صـولت پـدر دارد
بـه سیـدالشهـدا الفتــی دگـر دارد
از آن جمال، محال است چشم بردارد

فقط نه محو جمالش نبی شده امشب
حسینِ فاطمـه هم زینبی شده امشب

نبی به یاد خدیجه است محـو دیدارش
نشان بوسـۀ زهــرا بــه مـاه رخسارش
عفـاف و عصمت و ایثار، جنس بازارش
فقط به روی حسین است چشم بیدارش

هنوز شیر ننوشیده ذکر حق سخنش
ز شیـر بهتـر، نـام حسین در دهنش

کسـی کــه بــر سر عالم علم زند این است
کسـی کــه حکـم خـدا را رقم زند این است
کسی که نقش شیاطین به هم زند این است
کســی کـه شعله به کاخ ستم زند این است

شکوه حیدری‌اش بین، مگو که حیدر نیست
خطابه‌خوانــی او کــم ز فتـح خیبر نیست

چو ذوالفقار، زبانش به خطبه کرار است
حجـاب فاطمه از چادرش نمودار است
مقـــام ام‌ابیهـــایی‌اش ســزاوار است
نمــاز نافلـه‌اش را خـدا خریـدار است

زهی نمـاز شب آن حقیقت زهرا
که سیدالشهدا گفتش التماس دعا

تو کیستی که علی‌گونه رهبری کردی
تو مثـل فاطمـه اسـلام‌پروری کردی
به عزم و همت و ایثار، مادری کردی
تو بـا امــام شهیــدان برابـری کردی

حسین، فلک نجات است و ناخداش تویی
علــی زبـان خـدا باشـد و صداش تویی

سلام بر تـو که تـو هم فرشتـه هم بشری
سلام بر تو که در صبـر، مادر و پدری
سلام بر تو که بر هفت شهر نور، دری
سلام بر تو که در بحر معرفت گهـری

خدا برات شهادت نوشته با قلمت
سلام بر شهدای مدافع حرمت

تو مـادر شهــدا تــا قیامتــی زینب
تو آسمــان جــلال و کرامتــی زینب
تــو پاســدار مقــام امامتــی زینب
قدت خمید، ولی راست قامتی زینب

تو با شهامت و صبرت، حسینی و حسنی
حسینی و حسنی، نـه، تمـامِ پنج تنی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:23
#حضرت_زینب_مدح


کان عصمت کوه همّت بحر رحمت زینب است
دومین بانوی دربار ولایت زینب است

در وفاداری نظیر وی نیامد در وجود
در وفا و در صفا فرخنده آیت زینب است

در برادر دوستی نامد عدیلش خواهری
وه چه خواهر بی‌عدیل اندر محبت زینب است

بحر علم و دانش و فضل و کمال و قدس و دین
کان صدق و طاعت و تقوی و رحمت زینب است

شیردل دخت حجاز آن قهرمان سرفراز
هم‌چو باب خود علی اندر شجاعت زینب است

در شجاعت نی همین تنها چو باب خویش بود
چون علیّ مرتضی کان فصاحت زینب است

نی فصاحت را همین تنها ز باب خویش داشت
چون شه مردان در آیین بلاغت زینب است

خطبه چون درکوفه‌خواندی خلق گفتندی علی‌ست
چون هماهنگ علی اندر خطابت زینب است

او عقیله، او علیمه، او علیّه، عالیه
او ولیّه در ولایت بی‌نهایت زینب است

خود به شأن اوست «انَّ‌اللّه یُحبّ‌الصّابرین»
صابرات دهر را بخشافضیلت زینب است

نی همین از جمله عالم، صبر او افزونتر است
آن‌که افزونتر بود او را مصیبت زینب است

او بود امّ‌المصائب، اوست امّ‌الصّابرات
عظّم‌اللّه اجورک فی‌الرزیّه زینب است

آن‌که داغ شش برادر دید صبحی تا به ظهر
بانوی عصر و زمان خاتون عزّت زینب است

اندر آن کوفه که بودی پایتخت باب او
شد اسیر و آن‌که دید این‌گونه محنت زینب است

وان‌که در ویرانه پنهان کرد گنج خود به خاک
چون رقیّه، عمّۀ خم گشته قامت زینب است

آن‌که خود امروز گیرد دست هر افتاده را
وان که «خوشدل» را کند فردا شفاعت زینب است

#خوشدل_تهرانی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_ولادت


امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد 
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد 
امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد 
با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد 
امشب خدا به کوثر خود داد کوثری
در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری
 
باید دوباره خلقت پیغمبری چنین 
آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین 
بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین 
کز دامنش ظهور کند دختری چنین 
او جلوهء خدیجه به چشم پیمبر است
زین اب است و ام ابیهای حیدر است

صبر است سربلند که این مادر من است
قرآن دهد شعار که احیاگر من است
بالد به خویش فاطمه کاین دختر من است
نازد به او حسین که این خواهر من است
با خون نوشته اند شهیدان مکتبی
زینب حسینی است و حسین است زینبی

یک مصطفی کرامت و یک فاطمه جلال
یک مرتضی ولایت و یک مجتبی کمال
یک کربلا مجاهده یک پنجتن جمال
بر صبر او درود خدا و رسول و آل
تنها فهیمه ای که ندیده مفهمه
از کودکی است عالمهء بی معلمه

ام الکتاب صبر و رضا کیست؟! زینب است
فصل الخطاب کرب و بلا کیست؟! زینب است
فریاد خون خون خدا کیست؟! زینب است
آیینۀ حسین نما کیست؟! زینب است
آمد گلی که خون خدا پایبست اوست 
گلبوسه های دست خدا روی دست اوست 

زهراست جان احمد و این جان فاطمه است
ریحانۀ محمد و ریحانِ فاطمه است
طاها و قدر و کوثر و فرقان فاطمه است
گویی تمام وحی به دامان فاطمه است
بسیار زن که صابر و نستوه بوده است
کی مثل او رایت جمیلا سروده است

آیات نور معنی سیمای زینب است
چشم حسین محو تماشای زینب است
إعجاز وحی نطق دل آرای زینب است
تفسیر فتح خطبهء غرای زینب است
وقت سکوت هم نفسش انفجار بود
شمشیر اگر نداشت دمش ذوالفقار بود

وقتی گشوده شد لب اسلام پرورش
وقتی خطابه خواند همانند مادرش
وقتی که گفت از پدر و از برادرش
کوفه دوباره دید علی را به منبرش
فخریه کرد فاطمه اینجا به زینبش
نهج البلاغه بود که می ریخت از لبش...

بدر منیر و شمس ضحای علی تویی
بعد از بتول عقده گشای علی تویی
آیینهء تمام نمای علی تویی
یادآور صدای رسای علی تویی
با خطبهء تو پردهء ظلمت دریده شد
از حنجرت صدای محمد شنیده شد

بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین 
بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین 
بر ذوالفقار نطق تو از حیدر آفرین 
بر خطبهء دمشق تو از مادر آفرین
زهراست کوثر نبی و کوثرش تویی
شهر شهادت است حسین و درش تویی

تو کیستی فروغ چراغ هدایتی
تو لنگر سفینهء نوح ولایتی
مکتب نرفته بحر عمیق روایتی
تو در مقام صبر و رضا فوق آیتی
تنها نه صدر سورهء مریم به شأن توست
در صبر هرچه آیهء محکم به شأن توست....

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:23
#حضرت_زینب_ولادت


ز دامان مام درخشان زینب
عیان شد مه روی رخشان زینب

مه و مهر زهرا و حیدر قرین شد
وز آن شد عیان نجم تابان زینب

بنازم بدین نجم آن مهر و این مه
که شد مهر و مه مات و حیران زینب

مهین بانوی بانوان آن که مریم
چو فضّه بود از کنیزان زینب

به پنجم ز ماه جمادیِّ اوّل
بود عید میلاد ذی‌شأن زینب

پیمبر به مسجد درون با علی بُد
که شد فضّه تبریک گویان زینب

روان شد نبی با علی سوی خانه
که بیند رخ پرتو افشان زینب

گرفتش به بر تا زند بوسه از جان
به لعل و عقیق بدخشان زینب

ولی هیچ از گریه ساکت نگشتی
دو چشم گهرریز گریان زینب

نهادی به دامان بابش که شاید
شود کم سرشک چو باران زینب

نگردید آرام و بنهاد او را
به ذیل حسن بحر احسان زینب

ولی در بر مجتبی هم نگشتی
کم از ناله و آه و افغان زینب

که ناگه بیامد حسین آن‌که بودی
ز روز ازل مونس جان زینب

چو چشمش به چشم حسین اوفتادی
شد آرام آن قلب سوزان زینب

بخندید بر روی سلطان عطشان
که ای یار هم‌عهد و پیمان زینب

تو را هم‌سفر در ره کربلایم
از امروز تا روز پایان زینب

سر من به دامانت امروز و فردا
سر تو بود زیب دامان زینب

من آن روز رگ‌های حلقت ببوسم
گر امروز بوسی تو چشمان زینب

مَنَت میهمان در مدینه ولی تو
به ویرانۀ شام، مهمان زینب

خدایا به خون گلوی شه دین
الهی به موی پریشان زینب

گذر از گناهان «خوشدل» که باشد
چو این انجمن از غلامان زینب

#خوشدل_تهرانی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_مدح


ای که شدی ماتِ رخِ شاهِ عشق
قامت تو، عمود خرگاه عشق

تو کیستی که عقل مجنون توست
عشق، تو را عاشق و مدیون توست

تویی جگرگوشۀ آل کسا
به درک تو عقل رسا، نارسا

چکیدۀ همّت و اسوۀ صبر
دو چشم تو، دو آسمان پُر از ابر

چشم علی محو تماشای تو
به جای پای فاطمه پای تو

شهرۀ شهر شور و حال و وفا
زبانزد آینه‌ها در صفا

تو گردش ثبات اهل‌بیتی
تو مجمع صفات اهل‌بیتی

دفاع،تو! صبر،تو! احساس،تو!
حسین،تو! حسن،تو! عباس،تو!

تو بوده‌ای سنگ صبور همه
تو برده‌ای فیض حضور همه

روی تو حسرتِ دل آفتاب
موی تو شب ندیده حتّی به خواب

کوی تو طعنه‌ها به مینو رده
پیش قدِ تو سرو زانو زده

به وسعت چرخ بباید دهن
که گوید از روح بلندت سخن

مدرسۀ تو دامن فاطمه
معلمی ندیده و عالمه

صدای تو دل ز علی می‌برد
ناز تو را فاطمه هم می‌خرد

نرگس تو تا به پدر باز شد
پیش نبی علی سرافراز شد

نیست فلک به قدر، هم پایه‌ات
ندیده همسایۀ تو سایه‌ات

عمّۀ ساداتی و زینِ اَبی
عقیلۀ هاشمیان زینبی

لبت یکی‌گوی و دو تا نگفته
هر چه شنیده جز خدا نگفته

ولادتت ولادت گریه بود
گریۀ تو شهادت گریه بود

ای تو به هر غمی امید حسین
کشتهٔ حقّی و شهید حسین

تو روح صوم و معنی صلاتی
تو ساحل سفینةالنّجاتی

معنی اگر ز خالق و رب یکی است
نام حسین و نام زینب یکی است

هیچ گلی ندیده خندیدنت
مگر به لحظه حسین دیدنت

#علی_انسانی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_مدح


دختر نگو ، بگو گُهرِ مرتضی علی
زینت نگو که تاج سرِ مرتضی علی

أولادُهُم مساویِ أکبادُهُم ، لذا
دختر نگو ، بگو جگر مرتضی علی

حق داشت افتخار کند بر تو بوتراب
ای میوهء دل و ثمرِ مرتضی علی

نوع نگاهِ او به تو ، اثبات می کند
زهراست زنده در نظرِ مرتضی علی

زهراست آسمان علی آسمان عشق
زینب ستارهء سحرِ مرتضی علی

غم از میان خانۀ مولا جواب شد
تا بوده ای تو دور و برِ مرتضی علی

ارباب با نگاه تو اُنسی عجیب داشت
آرامشِ دل پسرِ مرتضی علی

عباس آمد و قمرِ این عشیره شد
تو آسمانِ آن قمرِ مرتضی علی

کرببلا به پای شکوه تو سجده کرد
ای در وجود تو اثرِ مرتضی علی

لرزید پشت کوفه به هنگام خطبه ات
وقتی شدی تو جلوه گر مرتضی علی

شد شام و کوفه زیر و زِبَر با کلام تو
اما به شیوه و هنرِ مرتضی علی

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


آمده زینب شود زهرا شود کوثر شود
بین فرزندان عصمت بهترین دختر شود

دختر انسیه الحورا چه می دانی که چیست
آمده مریم شود حوا شود هاجر شود

آمده تا پله ای از هر چه مریم ، بیشتر
آمده تا پله ای از فاطمه کمتر شود

آمده تا در بلاغت مثل زهرا گل کند
آمده تا در فصاحت حیدری دیگر شود

وارث نهج البلاغات و فصاحات خداست
مثل جدش می تواند صاحب منبر شود

خاندان وحی دارد معجزاتی این چنین
زن ندیدم در ابهت مثل پیغمبر شود

آمده تا کوه ها مغرور تر گردن کشند
سرو را قامت شود، در استقامت سر شود

آمده در روشنای چشم های اهلبیت
چشم را روشن کند یک جا چهل اختر شود

بس که عمری با برادرهای خوش منظر نشست
می تواند سال ها این گونه خوش محضر شود

دختر است و در سجایا پا به پای مادر است
می تواند پس خطاب سوره ی کوثر شود

این چنین با آیه های نور بخش کوثرش
می رود در کربلا تا شاهد وانحر شود

فصلی از نیلی کبودی های مادر سهم اوست
در مدینه یاس بوده شام نیلوفر شود

اذن اگر باشد که شمشیری به دستانش دهند
می تواند در رشادت صد علی اکبر شود

دو پسر نذر برادر کرده تا ظهر عطش
دست های حضرت عباس را خواهر شود

روی تلّ زینبه ایستاده مثل کوه
تا اگر لازم شود خواهر شود مادر شود

نیم روزی بیشتر در کربلا فرصت نداشت
جلوه اش خواهی ببینی باش تا محشر شود

زن ندیدم با اشاره کوفه را سازد خموش
جای آن دارد که او فرمانده ی لشکر شود

تا بماند کربلا در ذهن مغشوش زمین
مثل زینب یک نفر باید روایت گر شود

مهر زینب نور قلب و نام زینب نور چشم
ذکر یا زینب از این پس نقش انگشتر شود

جای آن دارد تمام کهکشان های خدا
بر زمین آید فدای دختر حیدر شود


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
1
18:23
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


آتشم آتشی از سمت سحر
شعله‌ام شعله‌‌ای از شمس و قمر
هوهویَم هوهویِ یک تیغِ دوسَر
نعره‌ام نعره‌ای از عمقِ جگر

"ها علی بشر کَیفَ بشر
که بشر می‌شود اینگونه مگر؟*


مثل یک قایقِ طوفان زده‌ام
مثل یک شیشه‌ی باران زده‌ام
مثل یک دست به دامان زده‌ام
که خوش این فال به دیوان زده‌ام

آمده جانِ علی جانِ نجف
حضرتِ زینبِ سلطانِ نجف


به جلال و جبروتش سوگند
به کمال و ملکوتش سوگند
به قمات و به قنوتش سوگند
به ثُبات و به ثبوتش سوگند

نورِ ثارالَهِ زهرا و علیست
باء بسم‌الله زهرا و علیست


باز زهراست که مولا شده‌است
یا علی هست که زهرا شده‌است
چه در این قاب هویدا شده‌است
که حسن غرقِ تماشا شده‌است

جَبلُ الصَبرِ دو دونیا زینب
سومین معنیِ زهرا زینب


جلوه در جلوه تنزُل دارد
نور در نور تسلسل دارد
مصطفی در بغلش گُل دارد
فاطمه هست ؛ تامل دارد

روز اول به خدا گفت بَلا
اِنَماالعِشق هوالکرببلا


ذوالفقاری که دو دَم دارد اوست
آنکه خود هفت حرم دارد اوست
شاه دُختی که عَلَم دارد اوست
آنکه از صبر قدم دارد اوست

به عُلُوَش که تمام دین است
نام زینب چقدر سنگین است


زینبی هم قدمِ ثارالله
زینبی با عَلَمِ ثارالله
معنیِ محترمِ ثارالله
در حجابِ حرم ثارالله

"زینبی سایه به سایه با دوست
سایه هم دورتر از او تا دوست"


نفس او دو هَجا بود: حسین
زینب اینگونه دوتا بود: حسین
با حسینش همه‌جا بود: حسین
هم حسن هم بخدا بود: حسین

تاکه او هست سری خَم نشود
سرِ مویی زِ علی کم نشود


کیست او راویِ راه سه امام
کیست او خطبه‌ی پولاد و پیام
کیست او شیرِخدا در احرام
کیست او معنیِ ویرانیِ شام

کیست اوبیرقِ غیرت باشد
قسمِ حضرت حجت باشد


شب که تا تربت مادر می‌رفت
هر قدم با سه برادر می‌رفت
پیشِ رو حضرت حیدر می‌رفت
زود عباس جلوتر می‌رفت

نور جز نور از این آیه ندید
سایه‌اش را زنِ همسایه ندید


بارَش از کوه کمر می‌شکند
داغش از مَرد سپر می‌شکند
بال او از همه پر می‌شکند
زینب است او و مگر می‌شکند؟

رفت از کوفه جگر درآورد
رفت از شام پدر درآورد


کربلا دید پَرَت تیر کشید
پایِ گودال سَرَت تیر کشید
بی حسینت کمرت تیر کشید
نیزه‌ای زد جگرت تیر کشید

کربلا دید اسیرش کردند
آه یکروزه چه پیرش کردند

*از سلیمان امیـنی تبریزی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_مدح



دوست دارم که ترک لاف کنم
خلوتی رفته، اعتکاف کنم
تا شوم مُحرم حریم دمشق
کعبه‌ی عشق را طواف کنم
سخن از کاف و ها و یا گویم
صحبت از عین و شین و قاف کنم
حرف از معنی حجاب زنم
یاد از بانوی عفاف کنم

اوّلین حرف و آخرین مطلب
السّلام علیکِ یا زینب!

السّلام ای ملیکة الدّنیا!
السّلام ای شفیعة العقبا!
السّلام ای نبیرۀ یاسین!
السّلام ای نتیجۀ طاها!
السّلام ای سلالة الحیدر!
السّلام ای سلیلة الزّهرا!
السّلام ای حسن ز پا تا سر!
السّلام ای حسین سر تا پا!

بردی ای نور عین و عین نور!
تو از این پنج نور، فیض حضور

ای تو ناموس قادر متعال!
مایۀ افتخار احمد و آل
فاطمه عصمت و علی خصلت
مجتبی سیرت و حسین کمال
ای حریم تو احسن المأمن!
وی مدیح تو افضل الاعمال!
دم ز تو می‌زنیم در همه دم
یاد تو می‌کنیم در همه حال

ای که یادت نمی‌رود از یاد!
پدر و مادرم فدای تو باد!

فاطمه زاده و علی حسبی
علوی ذات و فاطمی نسبی
کرمت شامل رجال و نسا
حرمت مستجار شیخ و صبی
ای ملقّب به زین اب! زینب!
تو سزاوار این‌چنین لقبی
زینبت خوانده است گر چه خدا
به خدا زِین جدّ و امّ و ابی

ای تو آیینۀ صفات حق!
عفّت تام، عصمت مطلق

خطبه‌هایت مبلّغ مکتب
گریه‌هایت مروّج مذهب
از تو باید سرود در هر روز
بر تو باید گریست در هر شب
چه بگویم که در رسالۀ عشق
عشق فتوا دهد بر این مطلب:
با ادب با وضو بباید برد
نام عُلیا مخدرّه زینب

وه! که نامت به وحی، تمثیل ست
زآن که نام‌آور تو جبریل ست

ای خداوند عشق! یا زینب!
عبد در بند عشق یا زینب!
گر نبُد عشق تو جدا می‌گشت
بند از بند عشق یا زینب!
زیر و رو کرده‌ایم کون و مکان
نیست مانند عشق، یا زینب!
عشق اگر عشق توست ما همه‌ایم
آرزومند عشق، یا زینب!

کیستی؟ ای به عشق سنگ محک!
عشق را با تو هست حقّ نمک

عقل، مجنون توست سیّدتی!
عشق، مفتون توست سیّدتی!
ماندگار است تا ابد اسلام
لیک مدیون توست سیّدتی!
حج و صوم وصلوة وخمس و زکات
همه مرهون توست سیّدتی!
نه فقط کربلا و کوفه و شام
کعبه ممنون توست سیّدتی!

همه هستیّ خود فدا کردی
دِین خود را به دین ادا کردی

محو صبر تو حضرت ایّوب
مات اشک تو یوسف و یعقوب
یاد تو در ضمیر جان محفوظ
نام تو در کتاب دل مکتوب
گَرد و خاک حریم پاک تو را
حور با گیسویش کند جاروب
تویی آن کس که بس مصیبت دید
شد به امّ المصائبی منسوب

چه مصائب؟ که پیر کرده تو را
بلکه از عمر، سیر کرده تو را

آن که از بار غم خمیده تویی
داغ بر روی داغ دیده تویی
آن که هم بوده مادر دو شهید
هم شده مادرش شهیده تویی
آن که از خیمه‌گاه تا گودال
همۀ راه را دویده تویی
آن که فریاد واحسینایش
از زمین بر فلک رسیده تویی

تویی آن زن که رفت مردانه
کوفه، زندان و شام، ویرانه

تویی آن بانویی که فاضله بود
بری از نقص بود و کامله بود
تویی آن بانویی که در دل شب
گرم راز و نیاز و نافله بود
تویی آن بانویی که بر لب او
نه گلایه نه شِکوه نه گله بود
تویی آن بانویی که چل منزل
در اسیری امیر قافله بود

راه را با حسین کردی طی
تو به محمل، حسین بر سر نی

چون که می‌رفتی ای علی‌رفتار
به سوی قبر احمد مختار
تا حریم رسول اکرم بود،
پیشگاه تو حیدر کرّار
هم حسن همرمت بدی ز یمین
هم حسین از پی‌ات شدی ز یسار
تو کجا روی ناقۀ عریان؟
تو کجا بین کوچه و بازار؟

خاطر عاطر تو آزردند
بزم نامحرمان تو را بردند

ای مهین جلوۀ دلارایی!
وی بهین اسوۀ شکیبایی!
ما همه ذرّه و تو خورشیدی
ما همه قطره و تو دریایی
ای وجودت مطاف درد و غم
در لقب کعبة الرّزایایی
آن همه داغ دیدی و گفتی
من ندیدم به غیر زیبایی

همه مبهوت و مات بینش تو
آفرین‌ها بر آفرینش تو

گر شود صبر با تو رو در رو
پیش پای تو می‌زند زانو
صابران را تو برترین اسوه
شاکران را تو بهترین الگو
درد جان را محبتت درمان
زخم دل را ولایتت دارو
ما فقیر تو و تو مستغنی
ما گدای تو و تو شه‌بانو

هر چه هستیم خوب یا که بدیم
چنگ بر تار چادر تو زدیم

من کجا مدح دخت دخت رسول؟
نازپروردۀ علیّ و بتول
ای عقیله میان هاشمیان!
عاجز از درک تو تمام عقول
تا بیایم به آستان‌بوسی
کی به من می‌دهی تو اذن دخول؟
به سر آمد مدیحه و پایش
بزن از راه مهر، مُهر قبول

"تربتم" لیک کم‌ترم از خاک
باد ارواح العالمین فداک!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
18:23
#حضرت_زهرا
#حضرت_زینب_ولادت


شب تولد زینب بلند شو مادر
بیا بخاطرم امشب بلند شو مادر

شب تولد زینب دعای مرگ نکن
بیا و خانه مهیا برای مرگ نکن

شب تولد زینب پس از دو ماه بخند
ببین که خانه مان نیست روبراه بخند

شب تولدِ من را بهانه کن مادر
بیا و موی مرا باز شانه کن مادر

شب تولد زینب به من کفن دادی
به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
😭 4
18:23
#حضرت_زینب_مدح


تندیس وقار و آیت حلم
تدریس وفا حکایت علم

مستوره ی بزم گاه عرفان
منظومه کهکشان ایمان

اثبات حیا ثبوت عصمت
بینایی چشم قدس و عفت

ماه فلک آفرین تقوا
همزاد حیا قرین تقوا

اسطوره همت و شهامت
اعجوبه کارگاه خلقت

ترکیب حیا و جوش مذهب
آورده زنی به نام زینب

#مرحوم_عابد_تبریزی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_ولادت


چه خوب شد که ذکر دل ، علی علی است روز و شب
پناه اول آخرم ، فاطمه شد به لطف رب
چه خوب شد که گشته ام غلام قنبر کسی
که عالم از شجاعتش ، هنوز مانده در عجب
فراری اُحُد کجا ، دلاور احُد کجا
کجاست شان مصطفی ، نایب عافیت طلب
امان از آن که حُرمت ِ امین وحی را شکست
کشیده دین چه ها ازین ، خلیفه های بی ادب
به زیر دین ِ حضرت خدیجه ایم و فاطمه
اگر علی علی علی ، نشسته است روی لب
بناز شیعه تا ابد ، به دین آسمانی ات
سهم کدام مکتبی ، شده عقیله العرب

چه همتی ، چه غیرتی ،چه کرده است پای دین
فاطمه ی کرببلا ، زینب صبر آفرین

سلام ای عقیله ی ، تمامی زمانه ها
کسی نداشت مثل تو ، ز فاطمه نشانه ها
تو بی معلم عالمه ، فهیمه ای و فاضله
تو جاودنه گوهری ، در یم بی کرانه ها
نشانده کوه غیرتت ، وقار و صبر و هیبتت
حماسه ی حسین را ، به صدر جادوانه ها
تو دست بسته بسته ای ، دست بنی امیه را
حریف عزم راسخت ، نمی شود بهانه ها
چه گویم از کرامتت ، سرم فدای قدرتت
تو روضه ات بهشت را ، می آورد به خانه ها

سلام سایه ی سر و ، ملیکه ی حسینیان
سلام مطمئن ترین، پناه آخر الزمان


در آسمان عاشقی ، تو سرترین ستاره ای
سرآمد حسینیان ، میان هر زمانه ای
زمین و آسمان همه ، فدای آن خدای که
نکرد خلق غیر تو ، فاطمه ی دوباره ای
توسلی به حضرت ِ خطیبه ی فدک نما
بهم بریز کوفه را ، فقط به یک اشاره ای
علی حسین مجتبی ، فاطمه و محمدی
برای جمع پنج تن ، فقط تو استعاره ای
خطبه شام و کوفه ات ، شبیه خطبه فدک
نهیب زد سر ِ ستم :" هنوز هیچ کاره ای"

بت شکنی و دخترِ بت شکن مدینه ای
شیر زنی و دختر ِشیر زن مدینه ای


حماسه های حیدری، نشسته در کلام تو
به ظلم پشت پا زده ، فاطمه مرام تو
همیشه بهر یاورش ، امام می کند دعا
بود ولی ملتمس ِ دعای تو امام تو
به غیر چارده نفر ، خدا به کس نمی دهد
اجازه ورود را ، به کعبه ی مقام تو
تو قبله ی فضیلتی ،تو منتهای عزتی
بلند می شود حسین ، ز جا به احترام تو
گفته خدا تو زینت ِ شیر دلاور منی
مادر حیدری تو ، فخر کُنَد به نام تو

معجزه مانده عاجز از ، نام‌گره گشای تو
کار مسیح می کند ،بنده ی بنده های تو


تویی که حسرت همه ، ملائک است خدمتت
تهمت و سنگ و کعب نی ، نبود حق عصمتت
رواست کل سال ما ، محرم و صفر شود
گرفته جان شیعه را ، مصیبت اسارتت
مطهره ترین چرا ، تو را زدند با وضو
کاش نداشت نام دین ، قصه ی هتک حرمتت
کوری چشم حرمله ، فاتح شام و کوفه ای
معجر پاره پاره ات ،نکرد کم ز عزتت
تو در میان سلسله ، بخوان نشسته نافله
بخوان که باز هم خدا ، فخر کند به خلقتت
شکست پیش چشم تو ، غرور نازدانه ها
چه قدر داده غصه ی ، حرم تو را خجالتت
خدای صبر با دلت ، چه کرده اند شامیان
که بی رقیه روز و شب ، مرگ شده است حاجتت

تو از زمانه دیده ای ، چه غیر داغ پشت داغ
بگو که جز تو این همه ،کشیده است از فراق ؟!

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
18:23
#امام_زمان
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

سوگند بہ هر ڪلام زینب… یا رب
بر ذڪر علے الدوام زینب… یا رب

از ڪار فَرَج گِره گشایے فرما
امشب تو بہ احترام زینب… یا رب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
18:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×701, 119.5 KB
#تک_بیتی

از حسینش نتوان کرد جدا زینب را
موج هر قدر که بی تاب شود با دریاست

#معنی_زنجانی

@raziolhossein
5 November 2024
ش
08:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح


بانوی دل سپرده به تقدیر زینب است
در بیشه ی رضای خدا شیر زینب است

بر آیه های صبر که در مصحف آمده
شأن نزول و معنی و تعبیر زینب است

مرد آفرین زنی که زبان خطابه اش
دارد شکوه و شوکت شمشیر زینب است

در محمل جلال و سیادت نشسته است
در قاب نور ، صبر به تصویر زینب است

دیدند اهل کوفه که با نطق حیدری
توحید را نشسته به تفسیر زینب است

از عصر روز واقعه در امتداد دهر
چون آتشی به خرمن تزویر زینب است

غمدیده خواهری که فقط نصف روز دید
اندوه شش برادر و شد پیر زینب است

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


ای‌ دختر‌ جلالت‌ و ای خواهر وقار
بانوی‌مُلکِ‌عصمت‌و‌ ناموس‌ِ کردگار
ای‌مانده‌درتو هیبت حیدر به‌یادگار
ای‌انعکاسِ فاطمه در چشم‌ِ‌ روزگار

پیشت چراغ‌ها همه بی‌ استفاده‌اند
از سایه‌ی تو نور به خورشید داده‌اند

تو آمدی که مظهر اهل کسا شوی
تا جلوه‌گاه آیه‌ی قالوا بلی شوی
در قامت زنان شرف"لافتی" شوی
زینب‌شدی‌که زینتِ‌ شیرخدا شوی

هر چند گفته‌اند که امّ المصائبی
با جوشن حجاب اسدُاللهِ غالبی

جایی که امر نام‌گذاریت با خداست
اسم تو مثل اسم علی فوق کیمیاست
آری‌ حسابِ‌فهم تو از دیگران جداست
علم لَدُنّی تو همان علم انبیاست

باآن‌زبان که‌گفته‌ای"یک" "دو"نگفته‌ای
ای سِرّ اَعظمی که کماکان نهفته‌ای

کوه‌از صلابتِ‌ تو در عالم اشارتی‌ست
هفت‌آسمان‌؛زِ وُسعتِ‌قلبت‌ کنایتی‌ست
نقل‌ روایت تو چه‌ نیکو عبادتی‌‌ست
این‌که غلام کوی تو باشم سعادتی‌ست

منّت خُدای را که همین است مذهبم
من شیعه‌ی حسینیِ اسلامِ زینبم

از هردو سمت؛نسبتِ‌تو می‌رسد به‌ نور
خورشیددرحضورتو چون‌می‌کند ظهور
از ظِلّ سایه ات به ادب می‌کند عبور
فَخر المُخدّراتِ حرم ؛ زینب‌ الصّبور

اُختُ‌الحسین،درعظمت‌کیست‌مثل‌تو؟
اقرار می‌کنم احدی نیست‌ مثل‌تو

ازتو به‌وقت‌حادثه‌طوفان‌شکست‌خورد
اولاد عاهه در دل میدان‌ شکست‌خورد
از زخم پات خار مُغیلان‌ شکست‌خورد
کوفه‌دُرست‌لحظه‌ی‌طُغیان‌شکست‌خورد

این شهر مثل صید اسیر کمند شد
فریاد اُسکُتوی تو وقتی بلند شد

دیدی هلال را به سرِ نِی به‌وقت‌ظُهر
دیدی خمیده شد کمرِ نِی به‌وقت‌ظُهر
آتش نشست بر جگر‌ِ نِی به‌وقت‌ظُهر
جا ماند بر تنت اثرِ نِی به‌وقت‌ظُهر

آنهاکه‌مَست؛دور و برت نعره‌می‌زدند
باخُطبه خواندن تو به زانو در آمدند

با اینکه مثل فاطمه بی‌بال و پر شدی
تو یک تنه حریف هزاران نفر شدی
هشتاد و چند کودک و زن را سِپَر شدی
هرجا که شعله بود تو پروانه‌تر شدی

آه دل‌ِ شکسته‌ات از عرش هم گذشت
وقتی‌که ریخت دُرّ حسینی میان طشت


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
2 👍 1
08:00
#حضرت_زینب_مدح


از عشق بخوان به نام زینب
فطرس بگو از مقام زینب

برداشت کلاه از سر خویش
تاریخ به احترام زینب

زهرا و علی نمود دارند
در آینه ی مرام زینب

اندازه ذولفقار مولاست
بُرّندگی کلام زینب

شد ملتمس دعای خیرش
از نافله ها امام زینب

ما را ز جهان همین لقب بس
باشیم اگر غلام زینب

تشبیه به کوه کمترین است
در مرتبه ی مقام زینب

نقش است بر آسمان ایثار
تصویر علی الدوام زینب

تاریکی جهل را گذشتیم
با روشنی پیام زینب

مصباح هدی نگشت خاموش
با معجزه ی قیام زینب

تندیس غرور شام و کوفه
بشکست به زیر گام زینب

از یاد نبرده مقتل عشق
در عصر دهم سلام زینب


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
08:00
#حضرت_زینب_مدح


جلوه‌ی مُشترک حیدر و زهرا ؛ زینب
فیض جاری شده از عالم بالا ؛ زینب

نه‌‌ فقط‌ فخرِ تو؛فخرِ پدرت‌ هم بوده
به تو گفتند اگر زینت بابا ؛ زینب

نیمی‌از هیمنه‌ی‌تو به‌خدیجه‌‌‌رفته‌ست‌‌
نیمه‌ی‌ دیگر تو رفته به طاها؛ زینب

مادرت اُمِّ‌أَبیهاست از این رو باید
لقب تو بشود "سِرّ أَبیها" ؛ زینب

مادرت مرتبه‌‌ی عصمت کبری دارد
توازاین‌روشده‌ای‌عصمت‌ِصغری؛زینب

کعبه‌راضی‌ست؛اگرمَضجع‌ِتوسَمت‌خودش
بِکشد عقربه‌ی قبله نما را؛زینب
....
اشتباه است اگر فکر کنم در عالم
فاطمه نائبه‌ای داشته اِلّا زینب

سینه‌ام را که ببویند ملائک در قبر
می‌نویسند به روی کفنم "یا زینب"

مِنّت از هیچ‌طبیبی‌ نکشم چون که مرا
اشک‌ در داغ تو کرده‌ست مداوا ؛ زینب

اشک خونین اباالفضل دلیلش این بود
دستِ‌تو بسته‌شد؛او کرد تماشا ؛ زینب

نیزه دار سر ارباب دلش سنگی بود
با دلت چون‌که نمی‌کرد مدارا ؛ زینب

نیزه‌داران همه مستند؛در این راه دراز
بی‌سبب‌نیست‌زمین‌خُوردن‌ِسرها؛زینب

حرمله،شمر،سنان،زجر ؛ مُقصّر هستند
که‌ شدی غرق کبودی‌ تو سراپا ؛ زینب

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 2
08:00
#حضرت_زینب_مدح


شمس حجاب کبریا زینب است
تجلی شرم و حیا زینب است
روح مناجات و دعا زینب است
شان نزول انما زینب است
فاطمه کرببلا زینب است

دوای درد بی دوا زینب است

ای نفس حضرت ختمی مآب
دختر آسمانی بوتراب
در صدف بحر وفا درّ ناب
روی تو حسرت دل آفتاب
موی تو شب ندیده حتی به خواب

مصحف مستور خدا زینب است

شب که به امید سحر آرمید
صدای تکبیر فلک را شنید
شب زدگان نسیم رحمت وزید
دوباره شمس روی حیدر دمید
آینه ای به دست زهرا رسید

فاطمه ی علی نما زینب است

دانه تسبیح تو شمس ضحی
چادر تو، پرچم حجب و حیا
به زیر سایه تو عرش خدا
نه فلک از خاک رهت شد بنا
خانه تو مطاف ارض و سما

کعبه سیار خدا زینب است

بیا و جلوه ی پیمبر ببین
شیرزنی چون یل خیبر ببین
ادامه سوره کوثر ببین
حسن حسن نیز مکرر ببین
دوباره یک حسین دیگر ببین

پنج تن زیر کسا زینب است


آمدی ای جان جهان حسین
آمدی ای روح و روان حسین
آمدی ای دل نگران حسین
جان حسین جان تو جان حسین
آمدی و زد ضربان حسین

حسین مروه و صفا زینب است

شمس چراغ در این خانه ات
ماه غبار در کاشانه ات
ارض و سما گر شده پروانه ات
یافته این گونه شفاخانه ات
تهمت عقل است به دیوانه ات

دوای ما نعره ی یا زینب است

هیبت روی تو سر ا پا علی
فاطمه ای به شکل مولا علی
نیست کسی مثل تو الّا علی
میوزد از نطق تو هرجا علی
لعن علی عدوک یا علی

کوری چشم خصم با زینب است

کرببلا دیده که پیغمبری
فاطمه ای و یک تنه لشگری
فاتح هر رزم چنان حیدری
نیست اگر چه مثل تو خواهری
حسین را برادر دیگری

حسن به دشت کربلا زینب است

پلک بزن شام و سحر خلق کن
چشم بچرخان و قمر خلق کن
حماسه ای بار دگر خلق کن
به بانگ اسکوتو جگر خلق کن
خطبه بخوان تیغ دو سر خلق کن

آیینه دار مرتضی زینب است

گرمی عشق و هرم این تب یکی است
تا به سحر مسیر هر شب یکی است
هر چه نوشتیم مرکب یکی است
چنان که نام خالق و رب یکیس
نام حسین و نام زینب یکیست

جان میان هر دوتا زینب است


روز قیامت که جهان مضطر است
بی سر و سامان صف محشراست
عرصه حشر از نم گریه تر است
هر که خودش مانده و بی یاور است
غم نخورد آن که تورا نوکر است

سایه روی سر ما زینب است


در کف تو چرخ چو دستاس بود
با نفست دهر پر از یاس بود
خاک رهت گوهر و الماس بود
بس که به اکرام تو حساس بود
پله منبر تو عباس بود

ستون خیمه سما زینب است


سیل کرم لحظه باریدنت
گل بکشد منت گل چیدنت
یاس در آرزوی بوییدنت
هیچ گلی ندیده خندیدنت
مگر به لحظه حسین دیدنت

حسین را چهره گشا زینب است


از نگهت نور خدا منجلی
هرچه خدا خواست تو گفتی بلی
هیبت تو قصه هر محفلی
خواست که غم دست تو بندد ولی
غم که بود در بر دخت علی

حیدر صحرای بلا زینب است

آمده بر جنگ تو غم از الست
کرببلا غم به بلا داد دست
جنگ تورا حق به تماشا نشست
قامت تو قامت غم را شکست
دخت علی را تنوان دست بست

فصل خطاب خطبه ها زینب است

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 4
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


زینب که على با جلوات دگریست
زهراى بتول، در حیات دگریست

از عشق حسین و فیض هم‌صحبتی اش
او نیز سفینه النّجاة دگریست

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
08:00
#حضرت_زینب_مدح
#رباعی


بر طاق سپهر نور ، کوکب زینب
حرف دل عشق را مرکب ، زینب

ذکر تپش قلب حسین و حسن است
زینب زینب زینب زینب زینب

#حامد_آقایی

@raziolhossein
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح

شروع با خطاب به #امام_زمان


ای آرزوی عشق، تمنا کنم تو را
در شاه بیت عاطفه انشا کنم تورا

پرسند اگر تجلی حسن تو را ز من
با آفتاب و آینه معنا کنم تورا

تو راز سر به مهری و در سجده از خدا
خواهم به آه و ندبه که افشا کنم تو را

وقتی اسیر غربت دنیایی خودم
در کنج دل بگردم و پیدا کنم تو را

شرمنده ام که در اثر روسیاهیم
خیمه نشین خلوت صحرا کنم تورا

(این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تورا)

تا مست فیضتان شوم و مستفیض لطف
دعوت به جشن (بزم) زینب کبری کنم تو را

روشن ز نور عصمت او عالمین شد
تفسیر شادی و غم زینب حسین شد



حیدر که بوده زینت هستی عبادتش
زینب ز عرش آمده گردیده زینتش

زینب، چه زینبی؟ که شده در طفولیت
آغوش پنج حجت حق مهد عصمتش

زینب، چه زینبی؟ ز همان خردسالگی
خواندند صابرین، جبل استقامتش

جبریل خاکبوس اتاق جلالتش
روح القدس ملازم روح قداستش

جایی برای عالم دیگر نمانده است
آنجا که هست زینب و علم و فقاهتش

هرجا سخن به یاد حسین است لاجرم
آید کلام زینب و عشق و محبتش

چشمی به سمت سایه ی او هم نرفته است
سوگند میخورم به حیا و نجابتش

زیبا سروده شاعر دلداده ای که گفت:
(زینب عفیفه ای است که در راه عفتش)

(عباس می دهد نخ معجر نمی دهد)
یک لحظه چادر شرف از سر نمی دهد



جز مصطفی که نام علی بی وضو نگفت
تفسیر نام او احدی مو به مو نگفت

تفصیل شان زینب کبری نگفتنی است
چون عارفی که قصه رازِمگو نگفت

از چهار سالگی غم زینب شروع شد
دنیا به جز حدیث جدایی به او نگفت

می خواست از حکایت محسن کند سوال
آمد میان حنجره بغض گلو نگفت

مادر! دلیل روی کبودت چه بوده است؟
هر قدر کرد دخترکش پرس و جو، نگفت

مادر دلش گرفت و زبان باز کرد و گفت:
(می زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت)

(زن را کسی مقابل شوهر نمی زند)
(مادر کسی مقابل دختر نمی زند)



وقتی سخن ز گرمی فردای محشر است
زینب به فرق فاطمیون سایه گستر است

او ابر رحمت است به دریای کربلا
ماییم قطره ای که به دریا شناور است

در ماجرای زندگی زینب و حسین
یک روح عاشقانه ولی در دو پیکر است

رحمت به روح شاعر دلخسته ای که گفت:
ابیات ناب را که چنان درّ و گوهر است

(احکام ارث در همه جا چون بیان شود
سهمی ز خواهر است و دو سهم از برادر است

این امتیاز در خور زینب بود که او
میراث عشق را به برادر برابر است)

جان ها فدای زینب و قلب صبور او
از صبر و از غریبی او دیده ها تر است

زینب چه دید روز دهم بین قتلگاه
کز گفتن و شنیدن آن قلب، مضطر است

آن حنجری که بوسه بر آن داد مصطفی
حالا نشان بوسه شمشیر و خنجر است

آن سینه ای که مخزن اسرار عشق بود
دردا که زیر چکمه شمر ستمگر است

( "والشمرُ جالسُُ" نفس مادرش گرفت)
(سر را برید و روبروی خواهرش گرفت)


#سیدروح_الله_موید

@raziolhossein
1 👍 1
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


بهترین خواهر دنیا زینب
زهره حضرت زهرا زینب
همه پست اند و معلا زینب
همه خاکند و مطلا زینب

قبله قبله نماها زینب!

زده امشب به سرم شور نجف
پای من واشده در طور نجف
منم و مستی انگور نجف
مات کرده همه را نور نجف

نور بخشیده نجف را زینب


شب یلدای علی گشت سحر
کوثر آورده به دنیا کوثر
حق مبارک بکند پیغمبر!
رحمت خانه که باشد؟دختر!

رحمت خانه مولا زینب..

عشق تا روز ابد حیرانش
عقل آشفته و سرگردانش
صبر زانو زده بر عنوانش
کشتی کرببلا سکانش...

نیست دست کسی الا زینب!

مردتر از همه در وقت جدال
کعبه حلم و حیا،نفس کمال
پی توصیف مقامش همه لال
زینبی کیست؟!خدای متعال!

جبل الصبر خدا یا زینب!

مانده در حسرت رویش خورشید
سخنش آیه ی قرآن مجید
پدری زینت اینگونه ندید
آنکه زد بر دهن شوم یزید...

مانده ام بود علی یا زینب!

دامنی قرص قمر پرور داشت
از رقیه چه کسی بهتر داشت؟!
این سه ساله شرفی دیگر داشت!
پرچم آل علی را برداشت!

پس رقیه شده حالا زینب

گرچه او صابره عالم بود...
تکیه محکم آقا هم بود..
قدش از داغ برادر خم بود
محرم شاه چه بی محرم بود

بی برادر شد و تنها زینب..

روز و شب یاد بیابان میکرد
گریه بر آن تن عریان میکرد
گله از خار مغیلان میکرد
یاد ویرانه فراوان میکرد

ای فلک! قهر شدی با زینب...

ای فلک داغ برادر دیدم
شمر را دست به خنجر دیدم
کوچه بازار مکرر دیدم
من ازینها غم بدتر دیدم

شد تماشا به گذرها زینب..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3 😭 1
08:00
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


تمام باور زینب حسین بود حسین
همیشه یاور زینب حسین بود حسین

چنانکه چشم به چشمش گشود در آغاز
کلام آخر زینب حسین بود حسین

عجب نبود اگر بی برادرش غم داشت
که نیم دیگر زینب حسین بود حسین

در آن خزان که  زمین غرق حسن یوسف بود
گل معطر زینب حسین بود حسین

کشید شعله آهی ز دامن محمل
که در برابر زینب حسین بود حسین

دلیل آنکه در آن ظهر پیش چشم خدا
شکسته شد سر زینب حسین بود حسین

به گوش کوفه ی نامرد در کشاکش درد
خطاب منبر زینب حسین بود حسین


#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
😭 1
08:00
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#رباعی #صلوات

بر عصمتِ داوری زینب صلوات
بر خلق پیمبری زینب صلوات

بر قلبِ صبور و خطبه ی فاطمی و
بر هیبت حیدری زینب صلوات

#؟؟
....

بر منزلت ام ابیها صلوات
برام و اب و همسر زهرا صلوات

بر محسن و کلثوم و حسین و حسنش
بر آینه اش زینب کبری صلوات


#محمد_خرمفر


@raziolhossein
08:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
736×1280, 116.6 KB
یا زینب

این دخت علی که زینبش آمده نام
بر طاق سپهر علم قدریست تمام

تا مادر دهر دختر آورد و پسر
دختر نشنید کس بدین قدر و مقام

#فواد_کرمانی

@raziolhossein
👍 1
08:00
#حضرت_زینب_مدح


هرچند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهیِ زینب، ندیده‌ایم

ارث از دلِ شجاع تو برده‌ست، یا علی!
نامش گره به نام تو خورده‌ست، یا علی!

پیوندِ عقل روشن و بیداری دل است
شاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است

قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زند
وقتی عقیلة‌العرب از عشق دم زند

زینب به بند، بندگی یار می‌کند
گیراست زلف یار و گرفتار می‌کند

از چشم یار، قامت دلدار، دیدنی‌ست
نام حسین، از لب زینب شنیدنی‌ست

آن شیرزن که زینت شیر خدا شود
باید امیر قافلۀ کربلا شود

در پایمردی از همۀ مردها سر است
کوثردلی که در رگ او خون حیدر است...

زن دیده‌اید در سخنش، برقِ ذوالفقار؟
دربند و سربلند، اسیر و امیروار...

زن دیده‌اید اسوۀ هر مرد و زن شود؟
زن دیده‌اید مثل علی بت‌شکن شود؟

غیر از جمال، در دل خون و بلا ندید
جز شوق یار، در عطش کربلا ندید

شد پیش حق، دلیلِ مباهات اهل‌بیت
وقتی که نور چشم علی گفت: «ما رَاَیت»

با «ما رَاَیت»، بندگی‌اش را تمام کرد
حمدی نشسته خواند و دو عالم قیام کرد...

«از هرچه بگذری، سخن دوست خوشتر است»
این دخترت، علی! چه‌قَدَر، شکل مادر است!

هر بار، تا صدا زده‌ای نام زینبت
انگار نام دیگر زهراست، بر لبت

آن زهره‌ای که چادر زهراست بر سرش
ناموس کبریاست، شبستانِ معجرش

باغ حیاست؛ کوچ بیابانی‌اش مبین
فخرُالنّساست؛ بی‌سر و سامانی‌اش مبین...

بانوی صبر! صبر سواران سر آمده
آه از نهاد مردم عالم، برآمده...

بانو! دعا کن آن مه پنهان عیان شود
روشن زمین، به جلوۀ صاحب‌زمان شود


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
1 👍 1
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


بر زِینِ اَب و برادرانش صلوات
بر قلب صبور و مهربانش صلوات

او زائر هفت حجت معصوم است
تقدیم به هفت آسمانش صلوات

#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
08:00
#حضرت_زینب_مدح


با چه توان می‌توان وصف تو گفتن
آی که ناممکن است گفتن از این زن
عاجز و گُنگ‌اند و لال و اَبکَم و الکن
موقع وصفت همیشه دوست و دشمن

مدح کجا و دَم از جلالت زینب


شاه نجف محو تو دیارِ علی هم
پیش تو خم گشته ذوالفقار علی هم
زینت زهرایی و اقتدارِ علی هم
فخر خدایی و افتخارِ علی هم

صحبت کروبیان کرامت زینب


کیستی ای چادر تو کعبه‌ی سیّار
کیستی ای معنیِ علی دلِ پیکار
کیستی ای معدنِ تحمل اسرار
هیچ نگفتیم و در مقابل بسیار

ما همه هیچیم پیش شوکت زینب


ای متوسل به تو تمام ملائک
ای متوجه به تو سلام ملائک
ای مترنّم به تو امام ملائک
ای متبرک به تو کلام ملائک

درکِ فرشته کجا و قدمت زینب


قله‌ی صعب‌العبورِ آل علی تو
داد شهادت فلَک مثالِ علی تو
وارث قدوسی جلال علی تو
بعدِ حسین از خدا سوالِ علی تو

آلِ علی زنده از صلابت زینب


نورِ جلالی و جلوه‌های جلیله
مُتَّصَفی بر همه اسماء جمیله
مصطفوی  فاطمی  علیمه عقیله
قبله‌ی آلِ حسین  و قلبِ قبیله

ای قسم قدسیان قداست زینب


چشم خدا گرم این شکوه و یقین است
فاطمه آن است و یاکه فاطمه این است
زن اگر این است و خواهری به همین است
مردی اگر هست  طفلِ خاک‌نشین است

عقل نبرده است پِی به ساحت زینب


ای همه‌ی تو حسین و ای همه‌اش تو
اول این راه او و خاتمه‌اش تو
فاضله‌ی فاهمه‌اش فاطمه‌اش تو
زمزمه‌ی تو حسن و زمزمه‌اش تو

هست حسن پرده‌دار عزت زینب


محوِ تو عمری همه حواس حسین است
هر نظر مرتضی شناس حسین است
فیض دعای تو التماس حسین است
پشت سپاه غمت سپاس حسین است

هست نگاهش به استجابت زینب


نامِ تو کرببلا روی نگین زد
اذن ، حماسه گرفت و نقش جبین زد
نی که فقط خطبه‌ات به کوفه کمین زد
زلزله‌اش کاخ شام را به زمین زد

هیمنه‌ها شد غبارِ همت زینب


با تو ستون حرم به جای خودش ماند
با تو حرم باز روی پای خودش ماند
بیرق شیعه در اعتلای خودش ماند
شامِ جهالت در انزوای خودش ماند

کرببلا مانده از امامت زینب


امر به صبرت نمود  حکم برادر
تا که نبیند جهان تلاطم حیدر
امر به صبرت نمود ورنه مُسَخر
پیش شکوه تو بود آنهمه لشکر

چشم علمدار بر شهامت زینب


ماندی و خورشید از غبار برآمد
از نفست تیغ آبدار برآمد
قلب فشردی و لاله‌زار برآمد
بر سر نخل حسین بار برآمد

تازه شروع می‌شود قیامتِ  زینب


کوفه‌ی بیچاره تا نهیب تو را دید
شام در آتش شد و لهیب تو را دید
بیرق طوفانی‌ات شکیب تو را دید
کرببلا فتحِ عنقریب تو را دید

حضرت نهج‌البلاغه حضرت زینب


آه که سرنیزه‌ای غریبِ تورا برد
داد که سنگی لبِ حبیبِ تورا برد
پیرهنی پاره شد نصیبِ تورا برد
ضربه‌ای آوای یامُجیبِ تو را برد

کرببلا گریه کن به غربت زینب

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

شوکت به سیادتِ تو باشد زینب
جود و کرم عادتِ تو باشد زینب

ای‌کاش که روز فرج آل الله...
در روز ولادتِ تو باشد زینب


#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
2
08:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1236×1280, 195.8 KB
هر چند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهی زینب، ندیده‌ایم

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
@raziolhossein1
08:00
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

ما لُطفِ تو بی حدّ و عَدَد می خواهیم
هم خَطّ اَمان زِ دیو و دَد می خواهیم

عِید است و شَبِ تولّدِ زینبِ تو
عِیدی زِ تو یا عَلی ، مَدَد می خواهیم

مرحوم #سیدمصطفی_آرنگ

@raziolhossein
08:00
#حضرت_زینب_مدح



ای‌ دختر‌ جلالت‌ و ای خواهر وقار
بانوی‌مُلکِ‌عصمت‌و‌ ناموس‌ِ کردگار
ای‌مانده‌درتو هیبت حیدر به‌یادگار
ای‌انعکاسِ فاطمه در چشم‌ِ‌ روزگار

پیشت چراغ‌ها همه بی‌ استفاده‌اند
از سایه‌ی تو نور به خورشید داده‌اند

تو آمدی که مظهر اهل کسا شوی
تا جلوه‌گاه آیه‌ی قالوا بَلی شوی
در قامت زنان شرف"لافتی" شوی
زینب‌شدی‌که زینتِ‌ شیرخدا شوی

هر چند گفته‌اند که امّ المصائبی
با جُوشنِ حجاب، اسدُاللهِ غالبی

جایی که امر نام‌گذاریت با خداست
اسم تو مثل اسم علی فوق کیمیاست
آری‌ حسابِ‌فهم تو از دیگران جداست
علم لَدُنّی تو همان علم انبیاست

باآن‌زبان که‌گفته‌ای"یک" "دو"نگفته‌ای
ای سِرّ اَعظمی که کماکان نَهفته‌ای

کوه‌از صلابتِ‌ تو در عالم اشارتی‌ست
هفت‌آسمان‌؛زِ وُسعتِ‌قلبت‌ کنایتی‌ست
نقل‌ روایت تو چه‌ نیکو عبادتی‌‌ست
این‌که غلام کوی تو باشم سعادتی‌ست

منّت خُدای را که همین است مذهبم
من شیعه‌ی حسینیِ اسلامِ زینبم

از هردو سمت؛نسبتِ‌تو می‌رسد به‌ نور
خورشیددرحضورتو چون‌می‌کند ظهور
از ظِلّ سایه ات به ادب می‌کند عبور
فَخر المُخدّراتِ حرم ؛ زینب‌ الصّبور

اُختُ‌الحسین،درعظمت‌کیست‌مثل‌تو؟
اقرار می‌کنم احدی نیست‌ مثل‌تو

ازتو به‌وقت‌حادثه‌طوفان‌شکست‌خورد
اولاد عاهه در دل میدان‌ شکست‌خورد
از زخم پات خار مُغیلان‌ شکست‌خورد
کوفه‌دُرست‌لحظه‌ی‌طُغیان‌شکست‌خورد

این شهر مثل صید اسیر کمند شد
فریاد اُسکُتوی تو وقتی بلند شد

دیدی هلال را به سرِ نِی به‌وقت‌ظُهر
دیدی خمیده شد کمرِ نِی به‌وقت‌ظُهر
آتش نشست بر جگر‌ِ نِی به‌وقت‌ظُهر
جا ماند بر تنت اثرِ نِی به‌وقت‌ظُهر

آنهاکه‌مَست؛دور و برت نعره‌می‌زدند
باخُطبه خواندن تو به زانو در آمدند

با اینکه مثل فاطمه بی‌بال و پر شدی
تو یک تنه حریف هزاران نفر شدی
هشتاد و چند کودک و زن را سِپَر شدی
هرجا که شعله بود تو پروانه‌تر شدی

آه دل‌ِ شکسته‌ات از عرش هم گذشت
وقتی‌که ریخت دُرّ حسینی میان طشت


#محمد_قاسمی


@raziolhossein
👍 4 2
08:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1085×834, 127.3 KB
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

این غنچه که زینب از خدا نام گرفت
از گلشن وحی رنگ و بو وام گرفت

از گریه شد آرام چو بر دست حسین
قلب همه کائنات آرام گرفت

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
4 😍 2 👍 1
6 November 2024
ش
20:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
576×463, 61.0 KB
#حضرت_زینب_ولادت


در بعض کتب مسطور است که چون حضرت
زینب -سلام الله علیها - متولّد شد
أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه
متوّجه بـه حجرۀ طاهره گردیـد، در آن وقـت
حضرت حسین - سلام الله علیه - به استقبال پدر
شتافت و عرض کـرد: ای پدر بزرگوار! همانـا
خداوند کردگار خواهری به من عطا فرموده.
أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه
از شنیدن این سخن بی اختیار
اشک از دیده‌های مبارک به رخسار همایونش
جاری گردید. چون حسین -سلام الله علیه - این
حال را از پدر بزرگوار مشاهده نمود افسرده
خاطـر گـشـت، چـه آمد پـدر را بشارت دهـد،
بشارت مبدّل به‌مصیبت گردید و سبب حزن
و انـدوه پـدر شـده دل مبارکـش به درد آمـد
و اشک از دیـدۀ مبارکش بر رخسـارش جـاری
گـشت و عرض کـرد: «بابا! فدایـت شـوم مـن
شـمـا را بـشـارت آوردم شـمـا گریه مـی‌کنیـد،
سبـب چیـسـت و ایـن گریستـن بر کـیسـت؟»
حضـرت أمیرالمؤمنین حسینش را در بـر
گرفت و نوازش نمـود فرمـود: «نور دیده!
زود باشـد کـه سرّ این گریـستـن آشـکار و
اثرش نمودار شود» در ایـن جـا اشاره بـه
واقـعـهٔ کربلا مـی‌فـرمـایـد.


📚#خصائص_زینبیه ، #مرحوم_جزایری، ص۱۹


@raziolhossein
😢 6 👍 3 1
7 November 2024
ش
17:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
17:38
#امام_حسین_علیه_السلام


ای که به عشقت اسیر، خیل بنی آدمند
سوختگان غمت، با غم دل خرّمند

هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت
با خبران غمت بی‌خبر از عالمند

در شکن طرّه‌ات، بسته دل عالمی است
و آن همه دل‌بستگان، عقده‌گشای همند

یوسف مصر بقا، در همه عالم تویی
در طلبت مرد و زن، آمده با درهمند

تاج سر بوالبشر، خاک شهیدان توست
کاین شهدا تا ابد، فخر بنی آدمند

در طلب اشک ماست، رونق مرآت دل
کاین دُرر با فروغ، پر‌تو جام جمند

چون به جهان خرّمی، جز غم روی تو نیست
باده‌کشان غمت، مست شراب غمند

عقد عزای تو بست، سنّت اسلام و بس
سلسلۀ کائنات، حلقۀ این ماتمند

گشت چو در کربلا، رایت عشقت بلند
خیل م‍َلَک در رکوع، پیش لوایت خمند

خاک سر کوی تو، زنده کند مرده را
ز‌آن‌ که شهیدان او، جمله مسیحا دمند

هر دم از این کشتگان، گر طلبی بذل‌ جان
در قدمت جان‌فشان، با قدمی محکمند

سرّ خدای ازل، غیب در اسرار توست
سرّ تو با سرّ حق، خود ز ازل توأمند

محرم سرّ حبیب، نیست به غیر از حبیب
پیک و رسل در میان، محرم و نامحرمند

در غم جسمت #فؤاد اشک نبارد چرا؟
کاین قطرات عیون، زخم تو را مرهمند


#فواد_کرمانی

@raziolhossein
1 👍 1
17:40
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی

مصباح هدی به کائنات است، حسین
فیاض جمیع ممکنات است، حسین

کان کرم و بحر عطا و احسان
یعنی که سفینه‌ی نجات است حسین


#خطیبی_همدانی


@raziolhossein
👍 2
17:42
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


“مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد”
علی‌الخصوص که باشد در این حرم شب جمعه

خوشا بر آنکه به تمرین از صراط گذشتن
مقابل حرمت می‌زند قدم شب جمعه

خدا به داد ملائک رسد که محشر کبراست
شروع مرثیه‌خوانی محتشم شب جمعه


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 2
17:42
#امام_حسین_مناجات
#رباعی


گفتـند عــطا نمےشود… اما شد
بخشیده خطا نمےشود… اما شد

گفتند بہ این حسین حسین گفتنها
درد تو دوا نمےشود… اما شد

#یاحسین

@raziolhossein
2
17:42
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


کربلایت به خدا قبله ی دلهاست حسین
شب جمعه حرمت محشر کبراست حسین

"مادرت" آمده با ذکرِ "بُنَیَّ قَتَلوکْ"
عطر سیب حرمت جلوه ی زهراست حسین

"حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند"
روضه خوان حرمت اکبر لیلاست حسین

تا که بر نیزه سرت همسفر زینب شد
خواهرت بین حرامی تک و تنهاست حسین

بی گمان فاطمه بعد حرم زیبایت
زائر و گریه کن حضرت سقاست حسین

سینه زن های تو دل تنگ محرم هستند
روزی گریه ما دست تو آقاست حسین

نوکران را بطلب یک شب جمعه به حرم
حرمت تا به ابد آرزوی ماست حسین

#وحید_کتابی

@raziolhossein
1 👍 1
17:42
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه #رباعی

ای رحمتِ عام، یااباعبدالله
مولای کِرام یااباعبدالله

با وعدهٔ فطرس ، همه دل خوش کردیم
از دور، سلام، یااباعبدالله

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
2
17:42
#امام_حسین_مناجات


چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین
با زبان اشک های بی صدا گفتم حسین

درمناجات شب جمعه نمیدانم چه شد
خواستم بر لب برم نام خدا گفتم حسین

ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارها
آمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسین

نام زهرا را شنیدم هرکجا گفتم علی
نام زینب را شنیدم هرکجا گفتم حسین

عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگو
با دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 1
17:42
#امام_حسین_مناجات



شادی هردو جهان بی تو مرا جز غم نیست
جنت بی تو عذابش ز جهنم كم نیست

در دم مرگ اگر پا به سرم بگذاری
عمر جاوید به شیرینی آن یك دم نیست

حرم قرب خدارا كه دل عاشق توست
طرفه بیتی ‌است كه روح القدسش محرم نیست

بگذار آدمیان طعنه زنندم گویند
هر كه خود را سگ كوی تو نخواند آدم نیست

تا خدایی خدا هست لوای تو به پاست
زانكه جز دست خدا حافظ این پرچم نیست

هم خدا داند و هم عالم و آدم دانند
كه به جز رأیت عشق تو در این عالم نیست

دوزخ ارزانی آنانكه ندارند غمت
با غمت هیچ مرا زآتش دوزخ غم نیست

ملك هستی همه ماتمكده ی توست حسین
جایی از ملك جهان خالی از این ماتم نیست

گوهر اشك عزای تو به هر كس ندهند
اهرمن را شرف داشتن خاتم نیست


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
17:42
#امام_حسین_علیه_السلام


شاهی که هست سر سعادت ولای او
آید بگوش نغمه قالو بلای او

یا رب به حق فاطمه و زینب و حسین
قسمت نما زیارت کرب‌وبلای او

#شاعر ؟؟؟

@raziolhossein
17:43
#حضرت_زینب_ولادت


خبر آمد که می آید، مدینه چشم در راهش
شب چادر به سر سر می رسد با نی نی ماهش

صدای گریه ی نوزادی از بیت علی آمد
چه نوزادی! که می آید صدای قل هو الله ش

مگر پشت علی را می شود خم کرد با چیزی؟
پدر باشی خبر داری، فقط کافی است یک آهش

کنار صبر او وقتی بلا از راه می آید
خجالت می کشد کوه احد با قد کوتاهش

فدک تا کربلا، این سال ها را ساده نشماری
اسیر پنجه ی آه است و می خوانند پنجاهش

کسی چیزی به جز لبخند دیده بر لب عمه!؟
برادر زاده است و ناز و بازی های دلخواهش

صدایش می زنند از روز اول "زینب کبری"
بمیرم من، چه غم های بزرگی هست در راهش..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
1 👍 1
8 November 2024
ش
08:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
08:04
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی

هر آینه از غیب ندا می آید
از ماذنه ی فَرَج صدا می آید

ای منتظران گناه را ترک کنید
ارباب خودش پیش شما می آید

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
08:04
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


رنگ از چهره پریده است، خودت می دانی
عرقِ شرم چکیده است، خودت می دانی

پشت این خانه گدا آمده و با گریه
دستِ یاری طلبیده است، خودت می دانی

تو بزرگی و مرام تو نبخشیدن نیست
از شما قهر بعید است... خودت می دانی

مهربانی و به جز لطف تو این قدر کسی
بار ما را نخریده است، خودت می دانی

هر کجا گفت زلیخا پی یوسف هستم
طعنه و خنده شنیده است، خودت می دانی

به غریبی تو سوگند، دل در به درم
از همه جز تو بریده است، خودت می دانی

عمر من رفت، فقط چند صباحی مانده
آخر کار رسیده است، خودت می دانی

سگ دربار خراسان شده ام تا شاید
بر سر من بکشی دست، خودت می دانی

مجلس روضه به پا گشته، بیا که بانی
مادری زار و خمیده است، خودت می دانی

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
2
08:04
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

لال است آن‌زبان که نگوید ثنای‌تو 
کور است دیده‌ای‌که‌ببیند سوای‌تو 

رحمت‌به‌روح"صائب"شیرین‌سخن که گفت: 
«عالم پر است از تو و خالی است جای تو» 

از آن‌سری،که‌پای گذاری به‌چشم ما 
ای‌چشم‌جبرئیل امین! جای پای تو
 
هرشب،دلم‌مسافرسرداب‌سامره‌ست
همچون‌کبوتری که پرد در‌هوای تو
 
شب های جمعه ناحیه خوانند انبیا 
در صحن سیّدالشّهدا با صدای تو 

ای کاش در کنارحرم،صبح‌جمعه‌ای 
تو بر حسین گریه کنی، ما برای تو 

هرنیمه‌شب که بهرظهورت،دعاکنی 
آمین فاطمه است، جواب دعای تو
 
دارند التماس دعا از تو دوستان 
هر لحظه در زیارت کرببلای تو 

بگذارما به جای توگرییم بر حسین
تبدیل تابه‌خون نشود،اشک‌های‌تو 

"میثم"اگر به‌کعبه بود،‌لحظة ظهور 
زیبد کند هزار سر و جان فدای تو


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
08:04
#امام_زمان_مناجات


شکسته بال و پرم، وا نمی شود بالم
از این خراب تر آقا نمی شود حالم

هنوز هم که هنوز است در مسیر جنون
به پختگی نرسیدم، چو میوه ای کالم

گذشت فرصت عمرم، سپید شد مویم
بدون رؤیت رویت گذشت هر سالم

مرا ببخش که کمتر به یادتان بودم
ببخش، رنگ شما نیست رنگ اعمالم

فدای تار عبایت، بگیر دستم را
بگیر دست دلم را، مریض احوالم

به غیر روضه و گریه، به غیر نور شما
که هیچ نور امیدی نمانده در عالم

میان روضه ی گودال این دلم گیر است
شبیه جد غریبت اسیر گودالم

هنوز هم که هنوز است دل پریشان
صدای نعل جدید و شروع جنجالم

هنوز هم که هنوز است در تب و تابم
هنوز گریه کن روضه های خلخالم

#وحید_محمدی

@raziolhossein
08:04
#امام_زمان_مناجات


در هوایت بی قرارم یا اباصالح مدد
سر ز پایت برندارم یا اباصالح مدد

جان احمد جان حیدر جان زهرا جان عشق
هجر تو برده قرارم یا اباصالح مدد

بنده ای هستم گنهکارو فقیر و رو سیاه
از گناهان شرمسارم یا اباصالح مدد

ای تو آقا ای تو مولا ای تو والا ای ولی
ای همه دار و ندارم یا اباصالح مدد

جز به درگاهت که گردی شافعم در نزد حق
رو به درگاه که آرم یا اباصالح مدد

گر نگاهی از سر لطفت بر این عاصی کنی
خوش شود این روزگارم یا اباصالح مدد

ذره ای هستم نگاهت آفتابم می کند
نزد گل کمتر ز خارم یا اباصالح مدد

آفتاب ای آفتاب ای آفتاب ای آفتاب
ای مه شب های تارم یا اباصالح مدد

در فراقت شد بهار دل خزان ای نازنین
برگ خشکی در بهارم یا اباصالح مدد

رشته ای بر گردنم افکنده شوق وصل دوست
من اسیر زلف یارم یا اباصالح مدد

شعله بر جانم فتاده آنچنان کز عشق تو
آتشی در سینه دارم یا اباصالح مدد

اعتبارم گشته حب مرتضی و آل او
سربدار ذوالفقارم یا اباصالح مدد

کاش می شد خاک پایت گردم و آخر شود
خاک کوی تو مزارم یا اباصالح مدد

تا ظهورتان قسم بر گردش لیل و نهار
روز و شب را می شمارم یا اباصالح مدد

کاش این جمعه شود روز ظهور و وصلتان
مژده ی وصلت شعارم یا اباصالح مدد

#جواد_کریم_زاده

@raziolhossein
08:04
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان
شرم دارم خجلم من ز شما آقا جان

با چه رویی بنویسم ز غم دوری تو
که گناهان من آزرده تو را آقا جان

مهربانانه به یاد همه ی ما هستی
آه از غفلت روز و شب ما آقا جان

صحن چشمان ترم منتظر مقدم توست
قدمی رنجه نما ، بهر خدا آقا جان

صبح آدینه قلم کوی تو را می پوید
می شود همسفر باد صبا آقا جان

قلم و دست غلامانه ی من می لرزد
با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان

#مرتضی_روح_افزا

@raziolhossein
08:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×691, 39.2 KB
۶جمادی الاول سالروز شهادت جعفر بن ابیطالب(جعفر طیّار) علیهماالسلام محضر امیرالمومنین و امام زمان علیهما السلام تسلیت.
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
08:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 114.2 KB
تقدیم به جناب جعفرعلیه‌السلام

این جوانمرد بود در همه عمر
حرز جانِ پیمبــــر مختــــــار
افتخــــار تمــــــام اهل البیت
رَحِمَ اللّه جعفــــرالطیــــــــار

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
08:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 91.5 KB
#حضرت_جعفر_طیار

از کار تو تا که سر درآورد بهشت
خون از مژگان تر درآورد بهشت

گفتند که در بهشت پرواز کنی
این مژده شنید و پر درآورد بهشت

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
08:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×694, 219.9 KB
#حضرت_جعفر_طیار

یار نبی، یاور علی هستی تو
هر آینه حیدر علی هستی تو

از جمله فضائل و مناقب هایت
این بس که برادر علی هستی تو

#عبدالزهرا

@raziolhossein
08:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
623×1280, 54.0 KB
#حضرت_جعفر_طیار

آن روز که روز غربت حیدر بود
خون بر جگر دختر پیغمبر بود

یارانِ علی به یک دگر میگفتند
ای کاش که زنده حمزه و جعفر بود

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
9 November 2024
ش
15:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
15:12
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.5 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
15:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴 السلام عليک ایتها الصدیقه الشهیده 🏴

اول دفتر به نام خالق اکبر...

پس از محرم و صفری که در عزای سیدالشهدا علیه السلام گذشت
و پس از آن،
شادی و سروری هرچند کوتاه! در ایام فرحة الزهرا سلام الله علیها...
باز هم، جهت تسلی قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه و با استعانت از امیرالمومنین علیه السلام در عزای مادر جوانمان با حسنین علیهماالسلام  هم ناله میشویم ...


تا اشک دیده مرهم قلب علی شود


ما نیز بنا بر وظیفه و در حد بضاعت مزجات مراثی و مدایح خاتون دوسرا، صدیقه طاهره سلام الله علیها را جهت استفاده محبین و مادحین حضرتش در اینجا عرضه میداریم و ثواب آن را نذر فرج منتقمش می‌کنیم


به امید آنکه روزی برسد ز راه مهدی



التماس دعا

@raziolhossein
@raziolhossein1



کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا...

https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه
https://eitaa.com/raziolhossein1
15:12
#فاطمیه


اشک مرا به غربت مولا زیاد کن
سوز مرا به روضه زهرا زیاد کن

یافاطرُ به عمر کم فاطمه قسم
روزی فاطمیه مارا زیاد کن


@raziolhossein
3
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دیده ات را باز کن بر زخم ما مر هم ببند
این چنین مگذار مارا بار ما را هم ببند

مشکل افتاده به کارم فاطمه اعجاز کن
بار دیگر پلک های زخمی ات را باز کن

التماس تو کنم یا که خدایت را ، مرو
رو به قبله گشته ای یا قبله رو کرده به تو

با سکوتت فاطمه خانه خرابم می کنی
مثل این مردم تو هم داری جوابم می کنی؟

فاطمه حرفی بزن چیزی بگو جان علی
چند روز دیگری هم باش مهمان علی

زانوان زخمی ام می لرزد از این واهمه
من در این دنیا بمانم لحظه ای بی فاطمه

ای عروس موسپیدم آرزو ها داشتم
من قدم با عشق تودر این جهان برداشتم

قول های آن شب پیوندمان یادت که هست
حرف هایی که به روی سر در دل نقش بست

یاد داری قول دادی  پیر پای هم شویم
در غریبستان دنیا آشنای هم شویم

کی قرار این بود تنها قامت تو بشکند
قامت  تو بشکند تا حرمت من نشکند

بی قرار از داغ تو در بین آب و اتشم
از امانت داری ام دارم خجالت می کشم

آشیان دلخوشی های مرا برهم زدند
همسرم را ظالمانه پیش چشانم زدند

بشکند دستی که بازوی تورا زهرا شکست
پشکند پایی که بی رحمانه آن در را شکست

گرچه با آن صحنه ها جانم رسیده بر لبم
انتهای این جسارت می رسد بر زینبم


#موسی_علیمرادی


@raziolhossein
👍 2 😭 1
17:16
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


بی تاب حیدریم و پریشان فاطمه
غم می خوریم با غم طفلان فاطمه

مثل کویر تشنه ی باران ندیده ایم
چشم انتظار رحمت باران فاطمه

او جلوه ی تمام قَدِ نور خالق است
خورشید و ماه آینه داران فاطمه

روح الامین سه مرتبه در روز می شود
با باقی ملائکه مهمان فاطمه

قربانِ آن رسول خدایی که می رود
هر صبح و ظهر و شام به قربان فاطمه

از برکت ارادت سلمان به مادر است
این خاک پاک اگر شده ایران فاطمه

طبق حدیث قُدسی "لولاک"..،در ازل
ما را خدا نوشته مسلمان فاطمه

"ما بچه ها ی مادر پهلو شکسته ایم"*
نانی نخورده ایم به جز نانِ فاطمه

فضه برای مادرمان کار می کند...
زن های ما کنیزِ کنیزان فاطمه

تسبیحِ "فاطمه" همه ایمانِ "مرتضی"
تسبیحِ "مرتضی" همه ایمانِ "فاطمه"

گرچه تمام هستیِ "هستی" از آن اوست
"هستی" مرتضی شده از آن فاطمه

در اصل گریه بر غم مولا نموده است
هر گریه کن اگر شده گریان فاطمه
.
.
زانوی غم بغل نکن ای شاه لو کَشَف
قدری بخند حیدر من..،جانِ فاطمه

پهلوی من شکسته ولی دردم این شده
دردت زیاد تر شده..،درمان فاطمه

از بس که گریه کرده لبش خشک شد حسین
قربان تشنه کامیِ عطشان فاطمه


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1 😭 1
17:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اي كاش ميشد پيش ما مادر بماند
مادر بماند نور پيغمبر بماند

تنها نمي ماند پدر با بودن او
يارب مدد دلگرمي حيدر بماند

از واژه ي ديوار و در بيزار هستم
رد ميشوم تا روضه هاي در بماند

پيش گل ما غنچه ي نشكفته اي بود
حق اش نبود اين غنچه كه پرپر بماند

لعنت به آنكه پيش ما زد مادرم را
تا مدتي را گوشه ي بستر بماند

پهلو،كمر،بازو،سر او درد دارد
بايد دو چشمم تا قيامت تر بماند

فكر خودش كه نه،به فكر ماست مادر
محسن فدائي كرد تا اصغر بماند

زحمت نكش من پيرهن لازم ندارم
بگذار تا بي پيرهن پيكر بماند

بگذار اصلأ موي من آشفته باشد
پس مادري هايت براي سر بماند

در خانه ي خولي برايم مادري كن
اي كاش تا آن روزها مادر بماند...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
2 😭 2 👍 1
11 November 2024
ش
15:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #عامیانه


راز آئینه رو برملا نکن
خودتو این همه جابجا نکن
الهی درد و بلات به جون من...
در خونه رو تو دیگه وا نکن

یعنی میشه دوباره صدام کنی
از دل این همه غم رهام کنی
این‌قَدَر به دنده‌هات فشار نیار...
نفست در نمیاد سلام کنی

زندگیمون داره زیر و رو میشه
بودنت داره یه آرزو میشه
زینبت رو تا میرم آروم کنم...
گریه‌ی حسین تو شُرو میشه

گرد غم نشسته روی دامنت
چه بساطی شده جارو کردنت
دیگه جون مرتضی زمین نخور
بخدا داره میبینه حسنت

بغض چشمای ترت کشته منو
زخمای بال و پرت کشته منو
اشکِ بندِ رختِ خونه دراومد
شُستشوی بسترت کشته منو

داغ حیدرِ تو غربتش شده
همه جا نَقلِ مصیبتش شده
دلِ رفتنِ به مسجد ندارم...
قاتلت امام‌جماعتش شده

زخم بازوت دلمو تکون میده
عطر پیرهنِ تو بوی خون میده
منو هرجا میبینه قنفذِ پست
غلاف شمشیرشو نشون میده

لب من باید خدا خدا بگه
دردِ دل‌هاشو توو ربّنا بگه
حسرتش علی رو داره میکُشه
محسنم نشد یه بار بابا بگه

دلمو عذابِ بی اموون نده
به من اسباب‌بازیشو نشوون نده
لالایی خوندنتو عرش‌و سوزوند...
این‌قَدَر گهواره‌اشو تکوون نده


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 3
15:57
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


فراق تو بر دل شرر مي گذارد
شب غصه را بي سحر مي گذارد

به سوداي روي تو اي ماه زهرا
دلم در شب خود قمر مي گذارد

اگر تو بيايي ولي من نباشم
چه داغي به روي جگر مي گذارد

من آن طفل نامهربانم كه سر را
به دامان لطف پدر مي گذارد

كنار تو در روضه ها گريه كردن
روي اشك هايم اثر مي گذارد

عزادار زهرا دل غصه دارت
شبي تلخ را پشت سر مي گذارد

صداي نفس هاي مردي ميايد
كه دارد به ديوار سر مي گذارد


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
👍 4
15:58
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه



می آید استجابت اگر پیشواز تو
فخر خداست محفل راز و نیاز تو

محراب خانه نور علی نور می‌شود
از جانماز و وصله ی چادر نماز تو

فهم بشر به ساحت درکت نمیرسد
پنهان شده به دست خداوند راز تو

این آن حقیقتیست که کتمان نمیشود
غیر از علی نبوده کسی هم‌ تراز تو

ای ساده زیستی تو تدریس بندگی
ای شوکت بهشت گلیم جهاز تو

نامت سلام داشت قیامت قیام داشت
زنده است آن شهادت تاریخ‌ ساز تو

محشر که اختیار شفاعت به‌دست توست
داریم ما امید به برگ جواز تو


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
👍 1
16:01
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه


از عناوین جهان کوثر به زهرا می‌رسد
بهترین تعبیر از مادر به زهرا می‌رسد

از ابوها از بنیها،بعلها معلوم شد..
درمیان پنج تن محور به زهرا می‌رسد

آن زمانی‌ که خلایق بر سر خود می‌زنند
حکمرانی در صف محشر به زهرا می‌رسد

یک علی دارد خدا! آن هم برای فاطمه ست
کوثر است و بهترین گوهر به زهرا می‌رسد

نوکری کن بر در این خانه و آرام باش
حل و فصل کار هرنوکر به زهرا می‌رسد

بیخودی حیران مشو با حرف های این و آن
جاده ی توحید در آخر به زهرا می‌رسد!

چون مدینه خواستی سمت نجف زانو بزن
سیر نورانی از این معبر به زهرا می‌رسد

او امام هر امام و او بزرگ انبیاست
تو بگو حالا کسی دیگر به زهرا می‌رسد؟!

هیزم از او عذرخواهی کرد و آتش گریه کرد
با خجالت نو‌ْک میخ در به زهرا می‌رسد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1 😢 1
16:04
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها



ای خوشا آن کس که دم از آل پیغمبر زند
دست خود بردامن صدیقه ی اطهر زند

باز گردد بررُخش درهای جنّات نعیم
هرکه دراین آستانه حلقه ای بردر زند

هرکه این جا چشم خود را چشمه ی زمزم کند
دربهشت آرزوها ساغر از کوثر زند

آن که دربزم عزای فاطمه اشکی نریخت
روز واویلا دو دست خویش را برسر زند

نزد زهرا قدسیان خاکسترش را می برند
هرکه چون پروانه این جا درشرر پرپر زند

بشکند دستی که با یک ضرب سیلی ازجفا
بر رخ یاس علی ،او رنگ نیلوفر زند

ازحساب خود «وفایی» غم ندارد روز حشر
مُهر خود را گرکه زهرا پای این دفتر زند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 😢 1
16:12
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


آنکس که کینه داشت ز ایمان همسرم
می زد مرا مقابل چشمان دخترم

با علم اینکه حکم به صبر علی شده
دستور حمله داد به بیت مطهرم

همسایه های کوچه به یاری نیامدند
وقتی نشست، آتش کینه به معجرم

قنفذ جدایِ از همه خط و نشان کشید
با ضربه ی قلاف، به پهلو و بر سرم

پای مغیره در وسط کوچه باز شد
بر روی چادر پرِ از خاک و خون ترم

قدم ز داغ کوچه ی غربت خمیده نیست
بار غم علی ست که بر شانه می برم

تا حرف عشق زنده بماند، قلاف ها
هر زخم می زنید بر این شانه می خرم


#حسن_کردی

@raziolhossein
2 👍 1
12 November 2024
ش
05:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#دهم_جمادی‌الاولی به نقلی سال‌روز #جنگ_جمل
#تبری #رباعی


آن زن که هوس، مست غرورش می‌کرد
حِقد و حسد از عاطفه دورش می‌کرد

از بعد نبی چه فتنه‌هایی که نکرد!
ای کاش پدر زنده به گورش می‌کرد!

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
05:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 139.8 KB
#جنگ_جمل


همین است و همین است و همین است
خدیجه عشق رب العالمین است

کسی که بانی جنگ جمل شد
غلط کرده که ام المومنین است

.
1
05:10
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه 


سر پروردگار یازهرا
صاحب اختیار یازهرا

بوده ای در بهشت قرب خدا
بانوی تاجدار یازهرا

ومن الماء کل شی حی
ای به خلقت مدار یازهرا

ای که باشد چو مصطفی و علی
مدح تو بیشمار یازهرا

جبرئیل و همه ملائکه اند
بر تو خدمتگذار یازهرا

ای بزرگی که با کنیز خویش
کرده تقسیمِ کار یازهرا

پر نمودی همیشه کیسه ی ما
بیش از انتظار یازهرا

بانویی را ندیده همتایت
گردش روزگار یازهرا

پشت گرمی حیدر کرار
بر علی اقتدار یازهرا

نقش سر بند فاتح خیبر
وسط کارزار یازهرا

شاهدم چهارچوب آن قلعه است
هیمن ذوالفقار یازهرا

کاشف الکرب عالم است علی
کاشف الکرب یار یازهرا

می برد یک نگاه پرمهرت
غم ز روی نگار یازهرا

رو به راه است زندگی علی
تا توئی خانه دار یازهرا

فیض بردند از نماز شبت
همه ایل و تبار یازهرا

می شود مثل عرش غرق نور
خانه روزی سه بار یازهرا

در قیامت که هر پدر ز پسر
می نماید فرار یازهرا

تازه آنجا زمان جلوه ی توست
با تمام وقار یازهرا

می شوی باجلال فاطمی ات
روی ناقه سوار یازهرا

دور تا دور تو ملائکه اند
جملگی پرده دار یازهرا

روبرو ، پشت سر ، یمین و یسار
هر سو هفتاد هزار یازهرا

میرسی با حریر سبز بدست
محضر کردگار یازهرا

کتب ا.. و نفسه الرحمه
گشته وقت قرار یا زهرا

هر که دارد به سینه حب علی
میکشد انتظار یازهرا

تا که دستش بگیری و با تو
بشود همجوار یازهرا

با چنین عزت و جلال و شکوه
با چنین اعتبار یازهرا

به دو دست بریده عباس
می کنی افتخار یازهرا

همچو مرغی که دانه برچیند
می شوی دست بکار یازهرا

بر گنهکارهای بی کس و کار
هم محلی گذار یازهرا

میشوی با تمام فاطمیون
بر جنان رهسپار یازهرا

مانده ام با چنین مقام چرا
گشته ای بی مزار یازهرا

حیف کوتاه بوده عمر شما
گل هجده بهار یازهرا

سینه ی تو بهشت احمد بود
شد به آتش دچار یازهرا

غنچه از شاخه با تکان افتاد
خانه شد لاله زار یازهرا

سر آن ضربه ای که تو خوردی
شیعه شد سوگوار یازهرا

آمدی تا به خویش ، در افتاد
بین آن گیر و دار یازهرا

میخ مگذاشت تا که تو خود را
بکشانی کنار یازهرا

میکنم این قصیده را کوتاه
با دلی داغدار یازهرا

کاش مهدی بیاید و گردد
آن مزار آشکار یازهرا

هر که با شعر من شکسته دلش
با همان انکسار یازهرا

از برای ظهور منتقمش
گوید از دل سه بار یازهرا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 1
05:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آن گل کزو فردوس رنگ و بو بگیرد
سخت است با رنگ پریده خو بگیرد

دریای رحمت رفت و باید بعد از این ، آه
کشتی میان شعله ها پهلو بگیرد

با خنده دشمن گفت کاری کرده ام که
زهرا میان خانه اش هم رو بگیرد

آمد عیادت ؟ نه فقط می خواست نامرد
این نیمه جان را هم ازین بانو بگیرد

از من تقاص خیبر و بدر و احد را
می خواست با قتل تو مو به مو بگیرد

کوری چشم دشمن از چشمان کم سوت
چشم حقیقت تا قیامت سو بگیرد

ای مستجاب الدعوه ی من قبل رفتن
جان علی را بر خدایت گو بگیرد

می بینمت در کربلا وقتی حسینم
از داغ اکبر دست بر زانو بگیرد


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
05:22
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


زهرا به وقتِ برگشت، در راه خورد سیلی
ذکر علی به لب داشت، ناگاه خورد سیلی

حفظ فدک بهانه‌ست، قصدش کمک بما بود
از بس‌که مادری کرد، آنگاه خورد سیلی

در آسمانِ رویَش، ابری سیاه بنشست
در فکر مرتضی بود آن ماه خورد سیلی

نورِ تمام‌وقتِ حیدر، غروب می‌کرد
بدجور، بانو از یک گمراه خورد سیلی

بدجور ضربه زد آن کافر به روی زهرا
آنی ز دست و دیوار والله خورد سیلی

آن‌چه به‌کوچه رخ داد، آغاز کربلا بود
دختر ز بعدِ مادر، صد آه خورد سیلی

هر بانویی ز خیمه، هر سو فرار می‌کرد
در زیرِ تازیانه، در راه خورد سیلی

در راهِ شام ای وای، از غربتِ رقیه
کز دستِ زجر، گاه و بی‌گاه خورد سیلی


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
👍 2
05:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بستر


این بار را فکر خودت باش و دعا کن
لب وا کن و زخم کبودت را دوا کن

فکر خودت گر نیستی ریحانه ی من
فکری برای بی کسی مرتضی کن

با یک نگاه نیلی ات ای جان خانه
این کلبه ی تاریک را از نو بنا کن

یادش به خیر آن خنده های آسمانی
با خنده هایت عرش را مهمان ما کن

عمرم گره خورده به چشمان تو زهرا
فکر جدایی از مرا از خود جدا کن

با دست های زخمی از دستاس خانه
از زندگی من گره ها را تو وا کن


#حسن_کردی


@raziolhossein
😭 1
05:32
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


تا به کِی باید که در یادِ تو گریان سوختن
تا کجا از دوری‌ات ای سبز دامان سوختن

گرمیِ این روضه‌ها از ناله‌ی عشاقِ توست
آه می‌چسبد برایت در زمستان سوختن

عاشقی کو تا بیاموزیم از او  عشق چیست
روزها در شهر و شب بِینِ بیابان سوختن

از جگر آهی کشیدی آسمان آتش گرفت
سالها کارَت شد از داغِ عزیزان سوختن

گریه کردی آنقدر ، چشمان تو مجروح شد
شمع را هرگز ندیدم زیرِ باران سوختن

گفت باید که تو را در قلب خود پیدا کنیم
کارِ ما شد بعد از آن سر در گریبان سوختن

یوسفش نزدیک بود اما نمی‌دیدش چرا
بختِ یعقوب است پیشِ چاهِ کنعان سوختن

چشمهایش رفت وقتی ، بوی پیراهن شنید
راه را وا می‌کند آخر ، زِ هجران سوختن

آنقدر باید بگریم تا بیابم بوی تو
قسمتم کِی می‌شود مثلِ نیستان سوختن

ما پریشان روضه می‌خوانیم  آقاجان بیا
سهمِ ما شد داد و سهمِ  تو پریشان سوختن

کاش دستی روی دیوار مدینه می‌نوشت
می‌شود نُه سال با ذکرِ علی‌جان سوختن

می‌شود با پهلویِ زخمی تبسم کرد باز
می‌توان با سینه‌ی مجروح پنهان سوختن

کاش می‌شد مادری دیگر نبیند مثل این
 پشت در اُفتادن و در پیش طفلان سوختن

سخت‌تر از آتشِ در  از هجوم شهر چیست
گفت از لبخند چندین نامسلمان سوختن...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
05:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


فراق پیغمبر

ای پدر غصه بی شمار شده
حال من بی تو زار زار شده

هیچکس سر نمی‌زند بر ما
بی کسی رسم روزگار شده

علی صف شکن زمین خورده
نوبت صبر ذوالفقار شده

آن در خانه ای که بوسیدی
هیزمِ کشتن‌‌ِ بهار شده

من که جایم بروی چشمت بود..
چشمم از ضربه تار تار شده

روی دیوار خانه آن گوشه..
خون خشکیده یادگار شده

لخته خون‌ها مزاحمم هستند
گر نفسهام گه‌گدار شده

با همان دنده ترک خورده
دخترت بر شتر‌ سوار شده

جلوی مجتبی زدند مرا
پسرم سخت شرمسار شده

بین نامرد های شهر خودت..
زدنِ زن چه افتخار شده!!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
😭 1
13 November 2024
ش
00:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه


ای كه انسيّه ای ومهرمُجسّم  داری
برتراز آدمی و جلوه ی آدم داری

كعبه ی عصمتی و قبله ی ايمان و اميد
در زلال نگهت چشمه ی  زمزم داری

عالمه،فاضله وانسيّه الحورایی
فخربرهاجرو برساره ومريم داری

چشمه ی خيركثيری وسپهرحسنات
بارش رحمتی و فيض دمادم داری

يازده آينه ازنورتوتابنده شد ند
مركزنوری واشراف برعالم داری

تاكه دين دست خوش فتنه وكينه نشود
درره دين همه جاعزم مصمّم داري

هيچ كس چون تونكرده است حمايت زعلی
دردل ازغُربت اوحجله ی ماتم داری

غاصبان رابه سراشيبی بن بست كشاند
ماجرائی كه ازآن كوچه ی پُرغم داری

گل ياس نبوی هستی وعمرت چون گل
غم بسيار ولی زندگی كم داری

سيرتاريخ گواهست كه ای ياس كبود
فاطميّه نه همين بوی محّرم داری

ای «وفایی»غم مادرچه ملال انگيزاست
دربغل ازغم او زا نوی ماتم داری


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 2
00:11
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


بیمار نیمه جان علی را نَفَس نبود
غیر از پَر از پرستوي من ، در قفس نبود

زهرا تمام عمر به داد همه رسید
می سوخت مثل شمع ، کسی دادرس نبود

او یک نفر ، زدن او را چهل نفر
دور و بر گُلم به جز از خار و خس نبود

تا داشتند نَفَس به روي در قدم زدند
سیلی زدن به فاطمه در کوچه بس نبود

سردار خیبرم که به زانو درآمدم
درمانده شد علی و ره پیش و پس نبود

طوري زدند قبله ي من ، رو به قبله شد
او را به غیر مرگ ، دگر دسترس نبود


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
00:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بستر


خیالِ راحت من، سایه و خیال شدی!
رشیده ی علی از چه چنین هلال شدی؟!

دوباره دست به پهلو گرفته ای زهرا
چرا مقابل من رو گرفته ای زهرا؟!

بگو چه کار برایت کنم که خوب شوی؟
دوباره نزد علی کاشف الکروب شوی

شده بریده چرا ناله ات؟! هراسانم
من از لباس پر از لاله ات هراسانم

قسم به حرمت چشم ترت، بیا و بمان
قسم به چادر روی سرت، بیا و بمان

تمام روز و شب از درد سینه گریانی
نماز نیمه شبت را نشسته می خوانی

میان سجده، مرا باز جان به لب کردی
چرا عزیز دلم مرگ را طلب کردی؟!

نگاه کن به دل مضطر حسین و حسن
بیا به گیسوی زینب دوباره شانه بزن

مرا چگونه غمت باز خونجگر نکند
به زخم های تنت مرهمی اثر نکند

شکسته اند به داغت دل صبورم را
شکسته اند شبیه پرت، غرورم را

منی که پشت سر خود زره نمی بستم
به پیش چشم تو، بین طناب شد دستم

خدا کند که به زخمی دگر نمک نخورد
به پیش دیده ی مردش زنی کتک نخورد



#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
👍 3 2 😭 2
00:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #احراق_بیت #هجوم



خبر پیچید در شهر و جماعت را صدا می‌کرد
چه غوغایی به پا می‌کرد
خبر پیچید در بینِ مدینه کینه‌ها را زیر و رو می‌کرد
دست‌ها را خوب رو می‌کرد

خبر می‌گفت امروز است روز آن
زمان کینه‌هایمان
تمام بغض‌ها و غیظ‌های ما
زمان انتقام کشته‌هایمان

خبر می‌گفت فرصت هست
زمان بردن اسب خلافت است

خبر می‌گفت باید که به تهدید و به اجبار از علی بیعت گرفت و راه بر عترت گرفت و این چنین دولت گرفت و ... تا که با ما این جماعت هست

خبر پیچید در شهر و جماعت جمع شد از هر کسی که تیغ مولا باعث اسلام او می‌شد

منافق‌ها یهودی‌ها‌ی پنهان
زَر پرستان زورگویان
دستهاشان خوب رو می‌شد

خبر می‌گفت جای حق شناسی نیست ترسی نیست می‌ریزیم راحت که هراسی نیست

خیالِ ما همه جمع است مامور است بر صبر و سکوت این مَرد
تسلیم است بی‌کس مانده ، یاری نیست با او
و غیر از صبر کاری نیست با او

ولیکن او علی هست و علی هم که علی باشد
در آندم نانجیبی گفت :
باید که همه با یک دگر  باشیم
دست کم همه سیصد نفر باشیم

همه رفتند پشت در همه جمع‌اند پشت در

تمام ناجوانمردان، اراذل، بی‌مروت‌ها
خدایا جمع بی غیرت‌ها

 همه جمع‌اند و می‌گویند او تنهاست
اینک سخت کاری نیست
 زیرا که علی را هیچ یاری نیست

علی را هیچ یاری نیست اما...
صدایی آمد از خانه صدایی که جماعت را به هم می‌ریخت
به هم،ظلم و ستم می‌ریخت
صدا می‌گفت :
تنها نیست تا وقتی که من باشم
اگرچه مَرد نه اما هزاران شیرزن باشم

صدا می‌گفت برگردید تنها پیش مرگِ بوترابم
جان فدای بوالحسن باشم

صدا می‌گفت اگر وقتش رسد
رزمنده‌‌ی او در مصافی تن به تن باشم

صدای فاطمه اما نفس‌های رسول‌الله می‌آمد آه می‌آمد
صدایی که جماعت را به هم می‌ریخت
جماعت خواست برگردد که شیطان ناله‌ای زد جمع دزدان خواست تا پاشد

که فریادی رسید از غیظ از کینه  پُر از نفرت در آن سینه:

که هیزم کو که مشعل آی مردم کو
که آتش می‌کشم امروز با این خانه صاحبخانه را ...

با آتش و با هیزم و تیغ و تبر هستیم
راحت دست کم سیصد نفر هستیم
 برگردید

فقط یک یار دارد هرچه پیش آید مُهیا من
فقط یک یار دارد یک نفر، آن یک نفر با من

فقط یک یار سد مانده
تمام فاصله تا خرقه غصب خلافت این در است و یک قدم نه یک لگد مانده...

***

خواست تا سمتی رود تا در نیفتد روی او
حیف پهلویش به میخی خوردهِ بر در گیر کرد

پشت در هِی زد نفَس اما به سینه حبس شد
ناله‌ی یا فضه‌اش در بین حنجر گیر کرد

آی در پیش حسینش چادر او گُر گرفت
وای بین دست‌های شعله معجر گیر کرد

رفت در کوچه به دنبال علی، از هر دو سو
لااقل بین چهل نامرد مادر گیر کرد

او زمین می‌خورد و آنجا آسمان می‌زد به سر
هرچه شد دستان او بر شال حیدر گیر کرد

تازیانه پیش رو ضربِ غلاف از پشت سر
در میان ضربه‌ها بالِ کبوتر گیر کرد

**

خبر در کربلا پیچید
خبر با تیغ‌ها با نیزه‌ها تا خیمه‌ها پیچید

خبر پیچید در لشکر
خبر می‌گفت جان فاطمه در بین گودال است
پامال است

خبر پیچید لشکر تا بریزد بر سرش آنجا
خبر می‌گفت یاری نیست غیر از خواهرش آنجا

خبر می‌گفت او تنهاست
ما دست کم صدها نفر هستیم....


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4 3
00:28
#حضرت_زهرا_مدح


فقط میخوانمت،دریا که شوری بی کران داری
چرا دریا ؟ که در قلبت حدودی بیش از آن داری

برای رفت و آمدهای اهل آسمان گویا
به سمت عرش از هر جای خانه پلکان داری

تمام روز گرداننده ی چرخ سماوات است
همان دست دعا که شب به سمت  آسمان داری

دلیل خلقتِ عالم...به خاکِ چادرت سوگند
که بیش از آسمان دستی پُر و روزی رسان داری

وپشت پرده‌ ی مسجد زبان ذوالفقاری تو
تویی که پای دَرسَت، دخترانی خطبه خوان داری

اگر در روز محشر هم شفیع دشمنت باشی
ندارد جای حیرت !چون که قلبی  مهربان داری

نه تنها سوره ی کوثر که در وصف مقام توست
که آیات فراوان در جواب کافران داری

سرا پا مست می گردد زمین و آسمان وقتی
که تو نامِ امیرِ مؤمنان را بر زبان داری
ده
به شوق اَشهدُ و اَنّ علیُ حُجت الله ت
عجب شوقی ازآن درسینه ات وقت اذان داری

تو مقصود خدا از خِلقتی و مادر هستی
تو حق مادری بر گردن کل جهان داری

منم آن که کریمی چون تو را در زندگی دارم
تو هم آنی که همچون من گدایی ناتوان داری


#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
3
00:31
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه



به رغم گُم شدن در بیکرانِ عشق ، پیدایی
برای رودهای تشنه‌ی دیدار ، دریایی

جهان قبل حضورت غرقِ تاریکی مطلق بود
تو آن سرچشمه‌ی نوری ، تو خورشیدی ، تو زهرایی!

خدا ، خُلق تو را سرلوحه‌ی خَلقِ عوالم کرد
برای خِلقَت باقیِ مخلوقات ، مبنایی

خلاصه می شود ذات تو در دیروزها ؟! هرگز!
تمام روزها بی‌تو نخواهد داشت فردایی

کمالات تو شرح کاملِ آیات کوثر شد
بشر دیگر نمی بیند چُنین تفسیر گیرایی

یتیم مکّه روحِ مادری را در وجودت دید
به این ترتیب ثابت شد که تو اُمِّ اَبیهایی!

به لطف قصّه‌ی " اَلْجّار ثُمَّ الدّار" ...،فهمیدیم
که قبل از سفره ات اوّل به فکر سفره ی مایی

فقیران را ، یتیمان را ، اسیران را...، پناهی تو
تو در اوج سخاوت ، هر نداری را پذیرایی!

همیشه وقت تنهایی تو را حس می کنم مادر!
همین‌جایی ، همین‌جایی ، همین‌جایی ، همین‌جایی

بگو که دوستم داری تو را جان حـسـن جانت
عجب نام دل آرایی! چه مولایی! چه آقایی!
.
.
برای یک پسر سخت است ، گیر افتادن مادر
ببین! کاری ز دستش برنمی آید به تنهایی

حسن هرچه تقلّا کرد ، دست دومی رد شد...
گمانم مادرش دیگر نخواهد داشت بینایی


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2 👍 2 😭 1
00:38
#امیرالمومنین



بر گنبد طلای علی، شاهِ چاره جو
خورشید یک دقیقه نتابیده بی وضو

از نوع فتح قلعه ی خیبر مشخص است
جز او نبوده است کسی قاهر العدو

یل های نامدار عرب هم نمی شدند
با ذوالفقار حیدر کرار رو به رو

خواندیم خط به خط همه آیات وحی را
مدح علی و آل علی بود مو به مو

ما دلشکسته ها مگر از خود چه داشتیم؟!
ما را نجف نشینی‌مان داده آبرو

آرام؟ کوچه های نجف را قدم بزن ...
هر جا  دلت شکست فقط "یا علی" بگو


#احسان_نرگسی


@raziolhossein
8 👍 1
14 November 2024
ش
16:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


یگانه یار علی، دمبدم ز تاب مرو
همه قرار علی، تا ابد به خواب مرو

رَوی برای همیشه ز خانه‌ام، چکنم
ستون زندگی‌ام می‌شود خراب مرو

به هر صدا زدنَم پاسخ تو "جانم" بود
به التماسِ علی هم بده جواب مرو

شکست قلب همه از دعای رفتنِ تو
به اشک زینبِ مظلومه با شتاب مرو

مرا که خانه نشینم پس از رسول خدا
مکن به لفظِ خداحافظی خطاب مرو

چه زود، مهرِ درخشان من، غروب کنی
بمان و باز سه‌نوبت دگر بتاب مرو

چقدر یکسره از من حلالیت طلبی
مرا به مهر و وفایت مده عذاب مرو

نفَس نفَس زدنَت می‌کُشد مرا بانو
به سرفه‌های پر از زخم و التهاب مرو

مجالِ آه، به این دنده‌ی شکسته بده
کمی هم آه بکش، جانِ بوتراب مرو

ز حفره‌های پر از خونِ پیکرت مُردم
به زخم‌های تنت شد دلم کباب مرو

بجای من تو، به تابوت می‌زنی لبخند
کجاست آن‌همه لبخندِ بی‌حساب مرو

ز هِق هِقِ حسنَت، جانِ من به لب برسد
دلش برای غمِ تو شده مذاب و مرو

بگو که بعد تو من، با چه حال و احوالی
دهم به دستِ حسینت شبانه آب مرو

اگرچه دفتر عمرت ورق ورق شده زود
حدیث عمرِ کمت، کوهی از کتاب مرو


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
2 👍 2
16:11
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #رباعی

بیجا در اشک ارغوانی نشود
بیهوده قد سرو کمانی نشود

گر نقد جهان بپای زهرا ریزند
بالله دیه ی سیلی ثانی نشود

مرحوم #سیدمصطفی_آرنگ

@raziolhossein
ش
19:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
ش
20:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسین
#فاطمیه

سه بار رفت ز دنیا ، سه بار رفت از حال
سه بار خورد زمین ، کوچه ، پشتِ در ، گودال

#حامد_آقایی

@raziolhossein
4
15 November 2024
ش
08:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
08:41
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#امام_زمان #رباعی

ای آنکه ظهور، بر دعایت بسته‌ست
اَلطاف خدا، به اِلتجایت بسته‌ست

شب ناله کنی، صبح فرج می‌آید
این رمز، به رازِ دست‌هایت بسته‌ست

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
08:42
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


من بی تو بی کسم دل من همزبان توست
آقا سه شنبه ها دل من جمکران توست

محراب خالی تو پر از آه حسرت است
عالم در انتظار زمان اذان توست

(ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟!) *
این نغمه ی همیشگی پیروان توست

من را مران ز خود که به تو منتسب شدم
پیراهن سیاه تن من، نشان توست

من شکوه می کنم ... تو دعا می کنی مرا
این هم ز عادت نظر مهربان توست

وابستگی من به تو، عین حقیقت است
تنها دلیل اشک من اشک روان توست

باید برای تو چو اویس قرن شویم
‌وقتی که ذکر فاطمه ورد زبان توست

امشب مسیر روضه ی ما دست مجتباست
امشب شهید کوچه، خودش روضه خوان توست

این کوچه تا همیشه ز خاطر نمی رود
این قتلگاه مادر قامت کمان توست

#رضا_تاجیک


@raziolhossein
08:44
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


ماسائلیم_ونوکریت_آبروی_ما
یا ایها العزیز نظر کن به سوی ما

تا کی برای نافله های سحر گهی
با خون دل شود دل شب ها وضوی ما

گر مانده ایم شکر خدا پای پرچمت
بر تار موی تو گرهی خورده موی ما

ساقی اشک! بر دل ما هم سری بزن
بوی میِ طهورِ تو دارد سبوی ما

هم چون نسیم در به درم می کنی چرا؟
پس کی رسد به خیمۀ تو جستجوی ما

آیا شود که نیمه شبی بهر درد دل
بد بگذرانی و شوی هم گفتگوی ما

ای شهریار عشق به نام مقدست
باشد وصال تو همۀ آرزوی ما

روضه گرفته ایم قدم رنجه ایی کنی
شاید فتد مسیر عبورت به کوی ما

از لحظه ایی که حرمت مادر شکسته شد
بغضی نهفته مانده ز غم در گلوی ما

ای نازنین فاطمه برگرد از سفر
خیمه نشین فاطمه برگرد از سفر


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
👍 1 😢 1
08:48
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


پیدا تر از او ندیده ام نیست نگرد
زیبا تر از او ندیده ام نیست نگرد

در کوچه به کوچه ی دیار تاریخ
تنها تر از او ندیده ام نیست نگرد


#مهدی_حسینقلیان

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_مناجات



خلاصه عرض کنم حال گریه دارم را
دلا بسوز که گم کرده ام‌ نگارم‌ را

نشسته ام سر راهت بلند می گریم
مگر که گوشه چشمی کنی ، هوارم را

هزار بار دعای خودت نجاتم داد
ببخش یاد نکردم یک از هزارَم را

به کار تو نمیایم ولی مرا نفروش
به هم نریز عزیزم تو روزگارم‌ را

بگیر بغض مرا تا کمی سبک بشوم
گذاشتم به سوی خیمه  تو ، بارم را

دلی که سوخته را هدیه می کنم بَردار
بریز دور و بر خیمه ات غبارم را

بگو به نوکری خیمه ات قبول شدم
به دست راست بده حکم افتخارم را

مرا بخاطر زینب به کربلا بفرست
به کربلا ببر این قلب بی قرارم را

به اقتدای تو هر صبح و شام می سوزم
چه بد زدند امام بزرگوارم را


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


یک ذره یقین من به شاید نرسید
گفتم دگر از سفر میاید...نرسید!

یک جمعه مرا دوباره مهلت بدهید!
این جمعه گذشت و آنکه باید نرسید


#امیرحسین_کمال_زارع

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید
که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید

کسی که نسل او را می شناسد، خوب می داند
که او تنها نه با شمشیر، با لبخند می آید

همان تیغی که برقش می شکافد قلب ظلمت را
همان دستی که ما را می دهد پیوند می آید

همه تقویم ها را گشته ام، میلادی و هجری
نمی داند کسی او چندِ چندِ چند می آید

جهان می ایستد با هرچه دارد روبروی او
زمان می ایستد، بوی خوش اسفند می آید

ولی الله، عین الله، سیف الله، نورالله
علی را گرچه بعضی بر نمی تابند، می آید

بله! آن آیت اللهی که بعضی خشک مذهب ها
برای بیعت با او نمی آیند می آید

برای یک سلام ساده تمرین کرده ام عمری
ولی می دانم آخر هم زبانم بند می آید

بخوان شاعر! نگو این شعربافی در خور او نیست
کلاف ما به چشم یوسف ارزشمند می آید

به در می گویم این را تا که شاید بشنود دیوار
به پهلوی کبود مادرم سوگند... می آید


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
👍 1
08:48
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


بنویس که هر چه نامه دادم نرسید
بنویس که هیچ کس به دادم نرسید

بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه که هر چه ایستادم نرسید

#حسین_رستمی

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


بی تو هر جا می روم احساس غربت می کنم
راه بر جایی ندارد هر چه همت می کنم

بی تو آرام و قراری نیست در دنیای ما
دور مانده از خوشی با هر که صحبت می کنم

نامه اعمال من حال تو را بد می کند
جمعه ها بدجور احساس خجالت می کند

غیر تو هر کس رفیقم شد نزد چنگی به دل
بعد ازین آقا فقط با تو رفاقت می کنم

روز و شب فکر همه هستم ولی فکر تو نه
حال هر کس جز تو را آقا رعایت می کنم

من که باری بر نمی دارم ز روی شانه ات
با چه رویی بر تو اظهار ارادت می کنم
.
.
تا نرفته فاطمیه آبرویم را بخر
فکر کن که مادرت گفته وساطت می کنم


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
08:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی

آیا "در" و "دیوار" …حقیقت دارد؟
برخورد "گل" و "خار"…حقیقت دارد؟

ای صاحب عزای فاطمیه …آیا…
این روضه "مسمار"…حقیقت دارد؟


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein1
08:48
#امام_زمان_مناجات


تمامِ آرزوی من‌ شده تو را دیدن
جمالِ فاطمی ات دیدن و خدا دیدن

کریم وقت سخن هم نمی دهد به کسی
فقط عطا بکند لحظه ی گدا دیدن

غریبه ایم و کسی حالِ ما نمی پرسد
میانِ شهر چه خوب است آشنا دیدن

هر آنکه در پیِ آسایش است با ما نیست
مسیرِ عشق ندارد بجُز بلا دیدن

حدیثِ لیلیِ ما بر سرِ زبانها هست
کجا شنیدنِ از دوست و کجا دیدن!

گمان کنم که تو روزی به دیدنم آیی
که بَر نیاید دیگر زِ چشمِ ما دیدن

به سُرخیِ جگرم غبطه میخورد لاله
نصیبِ ماست فقط داغِ کربلا دیدن

مدینه رفتنِ همراهِ تو صفا دارد
وَ قبرِ خاکیِ بانوی اشک را دیدن


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


دلم از روضه های فاطمیه
گرفته در هوای فاطمیه

بیا ای التیام روی نیلی
بیا صاحب عزای فاطمیه

*

بیا از جاده های بی نشانی
بیا ای آفتاب آسمانی

بیا شب های دلگیری ست آقا
بیا که روضۀ مادر بخوانی

*


نگاهی شعله ور، ای وای مادر
هجومی بی خبر، ای وای مادر

مغیره … بی هوا … ای وای بابا
تو و دیوار و در، ای وای مادر


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_مناجات



خوشا لبی که دم زد از نوای صاحب الزمان
خوشا دلی که پر شد از ولای صاحب الزمان

خوشا بحال عاشقی که هر سحر دقایقی
کند کبوتر دلش هوای صاحب الزمان عج

خوشا به دیده ای که تر. شود به یاد منتَظَر
خوشا سری که می رسد به پای صاحب الزمان

تو عارفی تو ذاکری.  به کربلا تو زائری
اگر کنی چو شاعری ثنای صاحب الزمان

دِی اش بهار میشود چوشهریار میشود
کسی که یار میشود برای صاحب الزمان

طعنه خورد از این و آن. ولی نمی کند فغان
هر آنکه شد در این جهان گدای صاحب الزمان

اگر کسی نوا کند بهر فرج دعا کند
حاجت او روا کند خدای صاحب الزمان

خدا رضا نمیشود درد دوا نمیشود
ندبه دعا نمیشود جدای صاحب الزمان

قسم به لحظه ی سحر  قسم به شمس والقمر
رضایت خداست در رضای صاحب الزمان

دوباره مثل هر شبش بیاد عمه زینبش
به عرش حق رسیده ناله های صاحب الزمان


#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
👍 1
08:48
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


تو یاور من در همه جایی ...من نه
تو بهر دلم عقده گشایی…من نه

ازبس که کریم و مهربانی ؛هرشب...
در فکرمن بی سر پایی…من نه


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_فاطمیه


کویر تشنه شده قلبم، ای سحاب، بیا
تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا

هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی
به جان فاطمه این جمعه بی نقاب بیا

مباد آنکه بیایی و مرده باشم من
شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری
کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا

به کوچه کوچة شهرم ز خون دل همه شب
برای آمدنت ریختم گلاب بیا

گناه من ره دیدار بسته بر رویت
تو بهر دیدن من از ره ثواب بیا

غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم
به صبح جمعة من همچو آفتاب بیا

به دردهای به حیدر نگفتة زهرا
به ناله های سحرگاه بوتراب بیا

به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم
به صورتی که شد از خون سر خضاب بیا

سرشک دیدة میثم به سیل شد تبدیل
هنوز ناله‌ی او مانده بی جواب بیا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#فاطمیه
#رباعی

درفاطمیه به سینه غوغا باشد
دیده زغم فاطمه دریا باشد

(هرقطره اشک ما زداغ زهرا)
نذر فرج یوسف زهرا باشد

#علی_پاکدامن

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


شوريده دليم و سر سوداى تو داريم
با اين دل سر گشته تمناي تو داريم

با خون جگر ديده بشوئیم که عمرى
اى پرده نشين ميل تماشاى تو داريم

سوگند به يک موى سرت هر چه که داريم
از دولتى خاک کف پاى تو داريم

ما زنده بر آنيم گرفتار تو باشيم
دل بسته به گيسوى چليپاى تو باشيم

اى کاش که بر نامهء اعمال همه عمر
بينيم که خوشنودى و امضای تو داريم

ما روضه گرفتيم که تشريف بيارى
اين گرمى روضه ز نفس هاى تو داريم

دیگر  تو بيا روضه بخوان صاحب روضه
ما حسرت آن صوت دل آراى تو داريم

قدرى بگو از غربت جان دادن مادر
ما چشم تر از ماتم عظماى تو داريم

کم کم کفن فاطمه را پهن نمایند
دلشوره ای از شدت غمهای تو داریم


امشب شب غمهاست امان از دل حيدر
ذکر لب زهراست امان از دل حيدر

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 2
08:48
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه


هر وقت دل بهانه ی یاد تو را گرفت
شادی از آن بلند شد و غصه جا گرفت

ابریست آسمان دل بیقرار تو
بیخود نبود اگر که دوباره هوا گرفت

گفتم شبی شبیه تو گریه کنم ولی
چشمم ز اشک خشک شد آقا صدا گرفت

تو سوختی که سینه ام آتش گرفت و سوخت
تو روضه خوان شدی اگر این روضه پا گرفت

امروز هم بیا و بگو وای مادرم
آخر مریض خانه ی مولا شفا گرفت

راحت شدند اهل مدینه ز رفتنش
این خانه ی علیست که دیگر عزا گرفت

در آخرین وصیت زهرا دل علی
از روضۀ حسین و غم کربلا گرفت

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
👍 2
08:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی

دل از غم فاطمه توان دارد؟ نه
وز تربت او كسی نشان دارد؟ نه

آن تربت گم‌گشته به بر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزّمان دارد؟ نه

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
08:48
#امام_زمان_مناجات


کی می شود بیند بشر ، خیرالبشر را
آه ای سفر کرده بده پایان ، سفر را

عیسی مسیح من ! که باید جز تو بخشد
جان دوباره این جهان محتضر را

ایمان شده یک تکه آتش در کف دست
دنیا به قصد دین ما بسته کمر را

حق بی تو باطل گشته و باطل شده حق
دنیای بی صاحب نداند خیر و شر را

ما آمدیم هر وقت ، تو در باز کردی
تو آمدی هر وقت ما بستیم در را

العفو می گویی به جای تک تک ما
جای همه بیدار هستی هر سحر را

آقا به ما مثل گذشته باز گردان
آن حال خوش ، آن عاشقی ، آن چشم تر را

دست تمام اهل روضه می شود پر
امشب اگر گیری تو دست یک نفر را

بیچاره من ، بیچاره من ، من که ندیدم
یک بار هم در روضه ی مادر ، پسر را

بیچاره من ، بیچاره من ، من که نمردم
هر چه شنیدم روضه ی دیوار و در را


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 5 😭 1
08:48
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


ای جان جهان، جهان جان ادرکنی
قیوم زمین و آسمان ادرکنی

احیاگر صد دمَ مسیحا اَلغوث
یا حضرت صاحب‌الزمان ادرکنی


@raziolhossein
3
ش
17:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
👍 2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
17:33
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان #غسل
#فاطمیه #رباعی


چشمان پر از بهت حسن را چه کند
این سوختن و دم نزدن را چه کند

گیرم که علی دست بشوید از تو
خونابه جاری از کفن را چه کند

#صادق_میرصالحیان

@raziolhossein
17:33
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

سخت است کسی فاتح خیبر شده باشد
شمشیر خداوند مقدر شده باشد

در خیبر و در بدر و احد یک تنه چون کوه
تنها سپر جان پیمبر شده باشد

در خانه ولی با همه ی هیبتش آن مرد
ماتم زده ی فاجعه در شده باشد

سخت است برایش که علی باشد و آنگاه
شرمنده پژمردن همسر شده باشد

تأکید پیمبر به همه ...بضعة منیّ
بر سوختن فاطمه منجر شده باشد

حالا شب رجعت شده و حرف امانت
خاک سیه از خجلت او تر شده باشد

سخت است برای پسری که تک و تنها
شاهد به زمین خوردن مادر شده باشد

#حسن_کردی

@raziolhossein
😭 3 1 👍 1
17:33
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان #غسل

گفتی که دهم غسل شبانه بدنت را
تا آنکه نبینم کبودی تنت را

صد شکر که بر آرزوی خویش رسیدی
در بر بگرفتی تو حسین و حسنت را

دیدم که هنوزم چکد از سینه تو خون
در قبر گشودم چو بند کفنت را

با من که نگفتی که عدو با تو چها کرد
گو با پدرت اینهمه رنج و محنت را

گردیده عزاخانه تو خانه حیدر
بر گرد و صفایی بده بیت الحزنت را

پیراهن خونین تو شد روضه زینب
پنهان نکنم از چه از او پیرهنت را

زین صحنه دلم سوخت که زینب به حسینت
می داد نشان حالت شانه زدنت را

طفلان تو از گریه توانم کنم آرام
اما نتوانم کنم آرام حسنت را

از سینه کشم آه چو در خاطرم آید
در کوچه زمین خوردن و پرپر شدنت را

غمدیده مخور غم که خدای تو به محشر
بخشد به گل روی حسین سینه زنت را

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
17:33
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان #غسل
#فاطمیه


آهسته می شوید غریب شهر یثرب
پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را

تنها کنار نیمه های پیکر خود
می شوید امشب نیمه های دیگرش را

آهسته می شوید مبادا خون بیاید
آن یادگاریهای دیوار و درش را

پی می برد آن دستهای مهربانش
بی گوشواره بودن نیلوفرش را

می گرید اما باز مخفی می نماید
با آستینی بغضهای حنجرش را

در خانه ی او پهلوی زهرا ورم کرد
حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را

با گریه های دخترانه زینب آمد
بوسد کبودی های روی مادرش را

بر شانه های آفتابی اش گرفته
مهتاب هجده ساله ییغمبرش را

دور از نگاه آسمانها دفن می کرد
در سرزمین های سئوالی همسرش را

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
17:33
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان #غسل
#فاطمیه


امشب خدا هم از محنت گریه میکند
یا مرتضی کنار تنت گریه میکند

هنگام غسل دادن تو چشم همسرت
با خون زیر پیرهنت گریه میکند

گاهی برای غربت وتنهایی خودش
گاهی برای سوختنت گریه میکند

امشب بگو چه میگذرد بر دل کفن؟
وقتی لباس بر بدنت گریه میکند

از سوز گریه های غریبانه علی
آهسته گوشه ای حسنت گریه میکند

زینب تمام غصه ی خود را ز یاد برد
از بس حسین بی کفنت گریه میکند

#محسن_مهدوی

@raziolhossein
17:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه

باغبانم من و پای غمت ای گل زارم
پیش چشم تر من سوخت همه گلزارم

کاش جان با نفسم از بدن آید بیرون
منکه بی فاطمه از زندگی‌م بیزارم

با تو نه ساله عمرم چقدر زود گذشت
که تو هم یاور من بودی و هم غمخوارم

آه یا فاطمه انگار همین دیشب بود
پدرت دست تو بگذاشت به دستم یارم

چقدر غسل تن لاغر تو طول کشید
زخمهای بدنت سخت نموده کارم

(منکه یکباره در از قلعه خیبر کندم)
نتوانم که تابوت تو را بردارم

گرچه بی جان شده ای جان منی فاطمه جان
جان خود را به دل خاک چسان بسپارم

کاش امشب شب اول قبر من بود
روی تو با چه دلی سنگ لحد بگذارم

خون این سینه اگر بند نیاید چه کنم
چاره ساز همه هستم گره خورده کارم

چشم خود بستم و بند کفنت وا کردم
دیدن روی کبود تو دهد آزارم

چه بگویم به جواب پدرت پرسد اگر
از چه رو چهره کبود است گل بی خارم

بر سر تربت تو خاک به سر میریزم
منکه شرمنده ترین مرد امانت‌دارم


#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
17:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان

همسايه ها ، مَردُم ، دگر راحت بخوابيد
زهراي من رفته سفر راحت بخوابيد

آن دختري كه باعث آزارتان بود
مهمان شده نزد پدر راحت بخوابيد

با دست خود هستي خود را دفن كردم
شد پير خيبر بي سپر راحت بخوابيد

ديگر نمي آيد صداي آه آهش
از درد پهلو تا سحر راحت بخوابيد

فكر خبر بوديد از بيمار بدحال
جان داد زهرا بي خبر راحت بخوابيد

بانوي من با سينة مجروح رفت و ...
من ماندم و اين ميخِ در راحت بخوابيد

حورية انسيه كه سيلي نمي خواست
كشتند او را در گذر راحت بخوابيد

باخنده هستيِ مرا آتش كشيدند
دامان زهرا شعله ور راحت بخوابيد

دل تنگم و ديدار يارم مي روم من
هر نيمه شب با چشم تر راحت بخوابيد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
17:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطميه #رباعی


آن شمع که نور خانهٔ مولا بود
پروانهٔ بی نشانهٔ مولا بود

آن قدر نحیف شد که آن شب ، انگار
تابوت فقط به شانهٔ مولا بود

#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه

جنازه بر سر دوش علی ولی الله 
غبار غم به رُخ مجتبی و ثارالله

زپشت قافله طفلی به زیر لب می گفت :
به عزّت و شرف لا اله الّا الله ...


@raziolhossein
👍 2
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطميه #غسل


نیمه‌شب مهتاب می‌شوید علی
آب را با آب می‌شوید علی

مثل این تنها ندیده هیچ‌کس
شستنِ دریا ندیده هیچ‌کس

چشمه را آیینه را مهتاب را
فاطمه باید بشوید آب را

غسلِ این دریا نمی‌آید به من
شستنِ زهرا  نمی‌آید به من

خواب می‌بینم که تعبیرش کنی
آب می‌ریزم که تطهیرش کنی

آب می‌ریزم که آبت کرده‌اند
خانه‌ی عمرم خرابت کرده‌اند

اشک از این چشمانِ محزون می‌چکد
آب می‌ریزم چرا خون می‌چکد

مثل اشکی مثل آهی یا خیال
سخت می‌بینم تو را در این هلال

زیرِ نورِ ماه شستن مشکل است
آه را با آه شستن مشکل است

چشمه را گفتی که بی‌ شیون بِشوی
آب را از زیرِ پیراهن بِشوی

مرتضی هم دست و پا گم می‌کند
زخم گاهی هم  تورم می‌کند

ای زلالِ من مضافت کرده‌اند
زخمی از ضربِ غلافت کرده‌اند

لرزه بر زانو نمی‌آید به من
شستنِ پهلو نمی‌آید به من

در عوض رفتن نمی‌آید به تو
رفتنت بی من نمی‌آید به تو

ضربه‌هایی سهمگین زد داغِ تو
زانویم را بر زمین زد داغِ تو

آب را آیینه را آتش زدند
وایِ من این سینه را ...

خانه تر  دیوار تر  مسمار تر
در کفن پیجاندنت دشوار تر

آه اقیانوسِ نا آرامِ من
جان ندارد جان بده بر گام من

حال من یا حال طفلان دیدنی است
آستین‌ها بینِ دندان دیدنی است

ضجه‌ها بالا نمی‌آید چرا
جان بر این لبها نمی‌آید چرا

بال اگر کوبی قفس وا می‌شود
پا اگر کوبی نفس وا می‌شود

بر زمین بسیار می‌کوبد علی
سر بر این دیوار می‌کوبد علی

سینه‌ها سنگین همه دق می‌کنیم
بی صدا بی ضجه هق‌هق می‌کنیم

چشمهای نا امیدش را ببین
با حسن مویِ سفیدش را ببین

با حُسینت ناله‌ای سوزنده است
جای شکرش هست زینب زنده است...

بعد از این غمهای تکفین مانده است
وایِ من سختی تدفین مانده است

ای زده هر روز و شب از قوت خویش
روی دوشم می‌کشم تابوت خویش

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #تشییع #رباعی

اصلا غم تازیانه باور داری؟
یا شعله به درب خانه،باور داری؟

گیرم که یگانه دخترت زهرا نه
تشییع کسی شبانه باور داری؟


@raziolhossein
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل


دیگر بعید است این نفس بالا بیاید
باید برای یاری‌اش اسما بیاید

شب بود و باران بود و آب از چاه برداشت
تا که برای شستن دریا بیاید

این مرد خیبر مردِ خندق بود اما
باید برایِ غسلِ او زهرا بیاید

دستش به پهلو خورد زخمِ میخ را گفت
دیدی نشد تا محسنم دنیا بیاید

چشمش سیاهی رفت از بازوی خُردش
باید بماند تا که حالش جا بیاد

پشتِ سرِ هم شستنش را قطع می‌کرد
اما نشد تا بند این خونها بیاید

از بس حسن در آستین دندان فشرده
باید به دادِ حالِ او بابا بیاید

وقتی حسین اُفتاد بر این سینه باید
دستِ شکسته از کفن بالا بیاید

تازه زمانِ شستنِ دیوار و در بود
ای کاش می‌شد زودتر فردا بیاید

ای‌کاش می‌شد دِق کند زینب کنارش
طاقت ندارد تا که عاشورا بیاید

طاقت ندارد تا ببیند بینِ گودال
بر روی آن سینه کسی با پا بیاید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1 😭 1
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل #تشییع  #دفن


وقت غسلت به لبم آمده جانم، زهرا
زخم های بدنت، برده امانم زهرا

سرخ شد صورتِ آبی که چکید از بدنت
چه سرت آمده بانوی جوانم، زهرا؟!

تا سحر خیره به رویت شدم و آب شدم
بد سرت خورده به دیوار، گمانم زهرا

ذکر می گفتم و دستم به پرت خورد آرام
بند آمد وسط ذکر، زبانم زهرا

بازوی لاغرت اینقدر ورم کرده چرا؟!
با که گویم من از این داغِ گرانم زهرا؟

آستین بین دهان کردم و فریاد زدم
زخم مسمار، درآورد فغانم زهرا

کاشف الکرب دلم، چوبه ی تابوتت را
بر سر شانه گذارم؟ نتوانم زهرا

پیش قبرت به روی خاک زمین می افتم
می روی از بر من یار کمانم زهرا؟

پدرت آمده اما بدنت را آخر
با چه رویی به پیمبر برسانم زهرا؟

خاک با دست خودم بر بدنت می ریزم
حق بده که به لبم آمده جانم زهرا

خوشی بعد تو را، فاتحه اش را خواندم
تا ابد یاد غمت، فاتحه خوانم زهرا


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1 👍 1
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل #دفن


پای تن مجروح زهرا با سر افتاد
از دست این غم خون ز چشمان تر افتاد

در زیر بار این مصیبت کوه خم شد
تدفین مظلومه به دوش حیدر افتاد

می شست جای بوسه های مصطفی را
بند کفن تا بسته شد پیغمبر افتاد

درهم شده اوضاع و احوال عوالم
وقتی که حورا بین دیوار و در افتاد 

فضه شهادت می دهد در این نود روز
هر جا زمین افتاد مادر دختر افتاد

این روزهای آخری از شدت درد
خیلی غریبانه میان بستر افتاد

تا آسمانها صوت الرحمن او رفت
روی زمین آیه به آیه کوثر افتاد

او بار شیشه داشت و میزد مغیره
قنفذ رسید از راه و شیشه آخر افتاد

شانه به شانه با اجل همراه می شد
سایه به سایه مرگ با زهرا در افتاد

از جنگ برگشته علی یا از سر قبر
پشت سر تابوت مرد خیبر افتاد


#ابراهیم_میرزائی


@raziolhossein
👍 1
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #دفن


آن شب که دفن کرد علی بی صدا تو را
خون گريه كرد چشم خدا در عزا تو را

در گوش چاه، گوهر نجوا نمي‌شكست
اي آشيانِ درد، علي داشت تا تو را

اي مادرِ پدر، غمش از دست برده بود
همراه خود نداشت اگر مصطفي تو را

زين درد سوختيم كه اي زُهره ی منير
كتمان كند به خلوت شب، مرتضي تو را

ناموسِ دردهاي علي بودي و چو اشك
پيدا نخواست غيرتِ شير خدا تو را

دفن شبانه ی تو كه با خواهش تو بود
فرياد روشني‌ است ز چندين جفا تو را

تا كفرِ غاصبان خلافت عَلَم شود
راهي نبود بهتر از اين، مرحبا تو را!

يك عمر در گلوي تو بغض، استخوان شكست
در سايه داشت گرچه علي چون هما تو را

دزديد ناله‌هاي تو را اشكِ سرخ‌روي
از بس كه سرمه ريخت به شيون، حيا تو را

اي مهربان، كنيزك غم تا تو را شناخت
دامن رها نكرد به رسم وفا تو را

خم كرد اي يگانه سپيدارِ باغِ وحي
اين هيجده بهارِ پر از ماجرا، تو را

تحريف دين، فراق پدر، غربتِ علي
انداخت اين سه دردِ مجسّم ز پا تو را

نامت نهاد فاطمه ، كان فاطرِ غيور
مي‌خواست از تمامي عالم، جدا تو را

در شطّ اشك، روح تو هر چند غوطه خورد
رفع عطش نكرد، فراتِ دعا تو را

دادند در بهاي فدك آخر اي دريغ
گلخانه‌اي به گستره ی كربلا تو را

گلخانه ی مزار تو را عاشقي نيافت
اي جان عاشقان حسيني فدا تو را

پهلو شكسته‌اي و علي با فرشتگان
با گريه مي‌برند به دارالشفا تو را

دارالشفاي درد جهان، خانه ی علي ا‌ست
زين خانه مي‌برند ندانم كجا تو را؟!

غافل مشو «فريد» از اين مژده ی زلال
كاين حال هديه‌اي‌ است ز خيرالنسا تو را

#قادر_طهماسبی #فرید

@raziolhossein
17:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه


شمع شب های تار می آید
خبر آمد که یار می آید

مجلس مادر است و آقامان
از کنار مزار می آید

مادر از دست داده ها! امروز
گریه کردن به کار می آید

از همان خانه ای که میسوزد
مهدی داغدار می آید

نزنی حرفی از در و دیوار
چون به قلبش فشار می آید

فضه دیده چطور در این باغ
روی گل، پای خار می آید

زینب از درد مادرش جان داد
دختر اینگونه بار می آید

من بمیرم که هرچه چادر را ...
می تکاند ... غبار می آید

کم کم امروز مرتضی دیگر
با فراقش کنار می آید

گفت ای بازوی کبود شده :
وارث ذوالفقار می آید

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein1
👍 2
17:40
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #غسل #بعد_شهادت


علی پس از تو بدان شمعِ شعله‌ور ماند
که بیشتر سوزد هرچه دیرتر ماند

همین نه من دهم از آب دیده غسلْ تو را
که چشمِ سرخِ کفن در غمِ تو تر ماند

شده‌است آه تو و شعله‌های در، خاموش
دل من است که پیوسته شعله‌ور ماند

برفت جانم و من ماندم، ای عجب، چه کسی
شنیده‌اید که سی سال محتضر ماند؟!

«ز بس فتــاده به هـــر گوشه پـاره‌های دلم»
«فضـــای دهـــر به دکـّان شیشـــه‌گر ماند»

به دست خویش سپردم تو را به خاک و هنوز
به یاد تو همه شب دیده‌ام به در ماند

مدد ز آه گرفت از گلو برآید جان
ولی میان ره از ضعف باز درماند

صبا به تربت او ناله‌های من برسان
بشرط آنکه مرا ناله تا سحر ماند



-----------------------------------

پ ن:
۱. بیت اقتباسی از طالب آملی است.
۲. باد صبا هنگام سحر می‌وزد.


#رحیق

@raziolhossein
17:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل


شب بود و از خون‌گریه‌هایش ماه می‌سوخت
عکس علی در چاه بود و  چاه می‌سوخت

تنهاست...، دارد می‌کشد آب، آب نه اشک
تا پیش زهرا آب هم در راه می‌سوخت

از بس‌که آتش داشت در سینه عرق داشت
می‌خواست تا آهی کشد که آه می‌سوخت

تنها خیالی را میانِ خانه می‌شست
طوری که پیش او رسول‌الله می‌سوخت

اسما بریز آب روان باید بشوید
آن خانمی را که در آن درگاه می‌سوخت

عمداً فرستاده حسن را سوی سلمان
از بسکه با  اُماه یا اُماه  می‌سوخت

در بینِ دندان  آستین را داشت زینب
خود را حسینش گاه می‌زد گاه می‌سوخت

دستش به پهلو زد ،سرش را زد به دیوار
از زخمهای همسری همراه می‌سوخت

دستش به بازو خورد ای لعنت به قنفذ...
می‌زد نفُس می‌گفت: یافتاح  می‌سوخت

خون می‌چکد از سنگِ غسل، از شانه، تابوت
در زیر کوهِ داغ گویا کاه می‌سوخت
.
.

از علقمه هم آب را می‌بُرد عباس
در بین گهواره لبی جانکاه می‌سوخت

با مَشک، سقا در میان راه می‌ریخت
بی آب سقا  در میان راه می‌سوخت

با سر عمو اُفتاد زهرا بود و می‌دید
در شعله  زُلفِ خیمه‌های شاه می‌سوخت

آتش، حرامی، تازیانه، چنگ، سیلی
گیسوی طفلی رو به قربانگاه می‌سوخت

وقتی سرش را دید کج خورده به نیزه
زینب تمام راه  با این ماه می‌سوخت


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
17:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


این آخری ها بیشتر حرف تو غم بود
گفتم بمانی پیش من،حرف دلم بود

خوشبخت بودم درکنارت..حیف رفتی
رفتی ولی زهرای من،نه سال کم بود
-

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
1
17:47
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل


مرو جوان علی، بر لبم دعا مانده
ببین امام غریب تو از صدا مانده

پرستویم شده از کوچه، کوچ تو آغاز
شکسته بال شدی و پرت جدامانده

تنی که سوخته را من چگونه غسل دهم
تیممت بدهم چون که زخم وامانده

بگو چکار کنم خون نریزد از سینه
برای بستن این زخم، مرتضی مانده

نرفته است ز یادم که می‌زدم فریاد
لگد نزن که گلم بین شعله‌ها مانده

به کوچه همنفسِ من، نفس نفس می‌زد
یکی نگفت که زهرا به زیر پا مانده

تو را زدند و زدن‌هایشان تمام نشد
هنوز قصه گودالِ کربلا مانده

حسین نیزه که می‌خورد زیر لب می‌گفت
که تازه ضربه‌ی سیلیِ بی‌هوا مانده


#محمود_اسدی_شائق


@raziolhossein
16 November 2024
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1216, 113.7 KB
#حدیث


🏴قالَ مَولانا عَلِی بنِ مُوسَی الرِّضَاصلوات الله علیه:کَانَت لَنَا اُمّ صَالِحَهُ ماتَت وَ هِیَ عَلَیْهِما ساخِطَة وَلَم یَاتِنَا بَعدَ مَوتِها خَبَرُ انَّهَا رَضِیَت عَنهُمَا.

🏴حضرت امام علی ابن موسی الرضا صلوات الله علیه فرمودند:
مارا مادری شایسته وبزرگوار بود،او از دنیا رفت در حالی که از آن دونفر خشمیگن بود و بعد از وفات ایشان هم خبری به ما نرسیده که آن حضرت از آنان راضی و خشنود شده باشد .

📚 الطرائف، سیدبن طاووس،ص ۲۵۲

@raziolhossein
4 😭 4 👍 2
ش
20:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
20:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


وقتی در خانۀ علی می‌لرزد
دنیا به بهانۀ علی می‌لرزد

هرچند که کوه بوده یک عمر ولی
بی فاطمه شانۀ علی می‌لرزد


#مهدی_مردانی


@raziolhossein
👍 3 1
ش
22:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


با رفتنت زهرا دل حیدر گرفته
داغ تو خون از دیدگانِ تَر گرفته

ای سوره‌ی کوثر! ببین قرآن ناطق
احیا کنار تربت کوثر گرفته

خاک مصیبت از غمت بر سر بریزد
دستی که «در» از قلعه‌ی خیبر گرفته

از بس دل من سوخته در آتش غم
خاک مزارت رنگ خاکستر گرفته

بر سَردَر این باغ باید می‌نوشتند
زین باغ، گل را ضربِ میخ «در» گرفته

همراه با بُغضِ حسن، دیدم حسینت
یک بار دیگر گریه را از سر گرفته

بی مادری سخت است بهر دختر تو
سجاده‌ات را زینبت در بَر گرفته

همراه با طفلان معصومت «وفایی»
هرشب سراغ تربت مادر گرفته

#سیدهاشم_وفایی


@raziolhossein
1
22:37
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


نوري كز آن حديقهٔ جنّت منوّر است
نور جمال زهرهٔ زهراي اطهر است

در وصف او گر امّ ابیها شنیده‌اي
اين خود يك از فضائل آن پاك گوهر است

احمد وجود پاك ورا روح خويش خواند
با اين كه خود به مرتبه روح مصوّر است

تنها نه دختر است رسول خداي را
كز رتبه بر ولي خدا نیز همسر است

حاكيست از وقايع ما كان و ما يكون
متن صحیفه‌اش كه به قرآن برابر است

در حیرتم چه مدح سرايم به حضرتي
كو را مديح‌خوان ز شرف ذات داور است

او هست عصمت‌الله و چندان شگفت نیست
كز چشم خلق تربت پاكش مستّر است

اي آفتاب برج شرف كافتاب چرخ
در آسمان قدر تو از ذّره كمتر است

جنّ و بشر براي شفاعت به نزد حق
چشم امیدشان به تو در روز محشر است


#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
1
22:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #عامیانه


دوباره روز علی سر اومده
ماهِ آسمونِ شب در اومده
شبه و وقت قرارمونه باز....
پاشو فاطمه که حیدر اومده

اولین فدائیه راهِ علی!
نیستی و بلند شده آهِ علی...
جواب منو نمیدی فاطمه؟
میشنوی؟ منم! سلام ماهِ علی...

بهتره زخمای پهلوت فاطمه؟
ورمِ مونده رو بازوت فاطمه؟
خوب شده -الهی دردت به سرم-
اون شکستگیه ابروت فاطمه؟

شبا بی تو ، هرکدوم یه سالیه
قسمتم بعدِ تو خسته حالیه
کاشکی میشد نری از پیش علی،
نمی‌دونی که چقد جات خالیه...

همدم من ماتمه...چیکار کنم؟
تو دلم پر از غمه...چیکار کنم؟
تو خودت بگو ، که من تو خونه ای...
...که نباشه فاطمه چیکار کنم؟

روزای بی تو ، تو خونه میمونم
چه خبر تو شهره؟...من نمیدونم
میشینم تو بستری که خالیه
برا تو با گریه یاسین میخونم...

میگذره با گریه روزا و شبام
دیگه سو نداره از گریه چشام
هفت شبه ندیدمت...تنگه دلم!
فاطمه تو هم دلت تنگه برام؟

خونمون...قبل هجوم...یادش بخیر
خوشی بود روزا تموم...یادش بخیر
در که میزدم ، خودت میومدی...
درُ وا میکردی روم...یادش بخیر...

خونه زندگیمونُ نظر زدن...
به عزادارا با شادی سر زدن
احتراممون پیش همه شکست
اون روزی که با لگد به در زدن

کاشکی راهِ نَفَسِت سد نمیشد
حال و روزت اینقَدَر بد نمیشد
بی حیا که درُ انداخت رو تنت...
لااقل از روی در رد نمیشد...

گل من به خاک سرد کوچه خورد
شوهرت با دستِ بسته جون سپرد
خدا لعنت کنه اون مغیره رو
چه بلایی به سر یاسم آورد

حالا من موندم و داغت فاطمه
خاطرات تلخ کوچه یادمه
تنها تنها رفتی و منه غریب....
روی دوشم کوله بار ماتمه

نزدیک سحر شده...باید برم...
ولی یادت نمیره از خاطرم
پایِ قولی که بهت داده بودم ،
جای تو برا حسین آب میبرم

یچیزی رو گل یاسم میدونی؟
- تشنگیش عذابه واسم...میدونی؟
قبل سر بریدنش تشنه میشه
شبیه مجتبی با سَم...میدونی؟

تیرِ مسموم میخوره به پیکرش
غرق خون میشه همه بال و پرش
تیرِ مسمومُ میخواد دربیاره!
از جلو نمیشه... از پشت سرش...
.
.

فاطمه...بیا باهم دعا کنیم
این شبا باهم خدا خدا کنیم
تاکه از راه برسه منتقمش...
صاحب انتقامشُ صدا کنیم...


#محمدعلی_انصاری


@raziolhossein
👍 3 😭 1
22:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


آتشی داغ تو در سینه‌ی من روشن کرد
باید از شعله‌ی آن تا به ابد شیون کرد

قامت صبر مرا داغِ تو در کوچه شکست
ماجرای در و دیوار چه‌ها با من کرد

مانده‌ام بر دل تو میخِ دَر آتش زده است
یا دل سوخته‌ات خون به دلِ آهن کرد؟

شمع چشمان کبودت ز غمم سوخت چنان
که غریبی مرا بر همه کس روشن کرد

جامه‌ی رزم به تن داشت علی، پیش از این
بعد تو پیرهن صبر، دگر بر تن کرد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1 😭 1
22:40
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
همیشه یار دل من! خدا نگه‌دارت!

چو اشک بر سر بازارِ دیده پای گذار
الا که گرم‌تر از محشر است بازارت!

نشسته‌اند به راه و ستاده‌اند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت

سلامت دو جهان را به هیچ انگارد
عنایتی که تو داری به جان بیمارت

مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست
که بوده این دل ما دم به دم گرفتارت

رسان به تُربتِ زهرا سلامِ ما و بگو
بِده زِ دور جوابِ سلامِ زوّارت

سری ز پنجرۀ خانه‌ات درآر و ببین
به صد امید نشستیم پشت دیوارت

قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است
قبول کن که نباشد جز این سزاوارت


مرحوم #سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
👍 2 1
17 November 2024
ش
16:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


رفتی و دل من شده بیت الحزن تو
گردیده سیه پوش محیط محن تو

جزناله، نوایی زدل باغ نیاید
غرق غم واندوه و الم شد چمن تو

ازقصه ی غصب فدک وضربت دشمن
فریاد برآورده نگاه حسن تو

چندین اثر ازجلوه ی ایثار توباقی است
ازضربت گلچین ستمگر به تن تو

از بازو و پهلو تو نگفتی سخن ، امّا
این زخم گل انداخته برپیرهن تو

افکنده شراره به دل وجان ملائک
دستی که برون شد زحجاب کفن تو

تابوت طلب کردی ونالیدم وگفتم
حجمی که نمانده است برای بدن تو

پروانه ی پرسوخته ی گلشن عصمت
من شمع صفت سوختم از سوختن تو

ازمرحمت دم به دم توست «وفایی» 
گوید به همه خلق جهان گر سخن تو


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
ش
19:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


اگرچه بر دلم گناه، چهره ی ممات داد
ولی دعای صاحب الزمان مرا حیات داد

فدای آن طبیب که به هر محله سر زد و ...
دوای هر مریض را به لطف و التفات داد

زمان لغزشم کنار منجلاب معصیت
به پای سست و بی ثباتِ این گدا ثبات داد

نداشتم لیاقتِ غلام پنج تن شدن
به لطف خود، جواز نوکریِ آن ذوات داد

همین که خواب غفلت از امام، بست دیده ام
صدای زنگ ساعت نجف مرا نجات داد

خدا نویدِ فتح مرتضی میان جنگ را
به حضرت رسول با نزول عادیات داد

نگو چرا دلت همیشه مست خاک حیدر است
به خاک خلقتم ابوتراب مختصات داد

بساط رزق کربلا به دست های مادر است
همیشه لطف فاطمه به دست ما برات داد

دو ماه و نیم دیده اش کبود بود و تار دید
همان زنی که نور بر تمام کائنات داد

به پهلوی شکسته، هر تکان عذاب آور است
چه رنج ها به فاطمه اقامه ی صلاة داد


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


اهل مدینه شاهد بی یارها شدند
مشهور در زمانه به بی عارها شدند

رفتی تو و کسی به علی تسلیت نگفت
اینگونه همنشین عزادارها شدند

می خواستند قبر تو را زیر ورو کنند
اسباب زحمت من و تو بارها شدند

گفتند تو مریضه شده جان سپرده ای
مُنکِر به زخمِ سینه و مسمارها شدند

رفتی تو و به روی سرم خانه شد خراب
اینها به فکر شادی و این کارها شدند

یادم نمی رود که چگونه تورا زدند
اسما و فضه مَحرم اسرارها شدند

بارفتن تو زینب و کلثوم وقافله
آماده ورود به بازارها  شدند

اینجا تو پیش چندنفر خورده ای زمین
آنها اسیر وارد تالارها شدند


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 1
20:27
#امام_زمان_فاطمیه


زبان حال امام زمان با مادر

برخاک با شکسته پری گریه میکنم
بر زخم مانده بر جگری گریه میکنم

با خاطرات کوچه ی باریک سالهاست
درتنگنای هر گذری،گریه میکنم

از لحظه ای که سینه ی تو پشت درشکست
تا میرسد صدای دری گریه میکنم

در روضه ای که میشنوم اسم میخ را
باضجه ی بلندتری گریه میکنم

من داغدار آتش وخاکسترم که با
تصویر چوب شعله وری گریه میکنم

جز اشک مرهم دل سوزان من که نیست
غربت برایم ارثیه ای خانوادگی ست

چون شمع جانت آب شدن را چشیده ام
در شعله ها مذاب شدن را چشیده ام

عمریست مثل بازوی خیبر گشای شهر
محصور در طناب شدن را چشیده ام

روی تو را نمک نشناسان زمین زدند
منهم غم جواب شدن را چشیده ام

چون عمه زیر هجمی از آلام ودردها
گل بودن و گلاب شدن را چشیده ام

چون قلب بی قرار حسینت شکسته ام
مثل حسن عذاب شدن را چشیده ام

تا روی سینه ات اثر میخ باقی است
مظلومی ات به وسعت تاریخ باقی است

می آیم و زمین و زمان مات میشود
دامان کعبه عرصه ی میقات میشود

با دستهای عدل، برای ستمگران
دنیا بَدَل به دار مکافات میشود

نور هدایتی که بدستم سپرده اند
تکثیر در تمامی ذرّات میشود

وقتی سقیفه را بکشانم به محکمه
حقِّ گرفته از پدر اثبات میشود

باآتشی که سوخت در خانه ی تورا
نمرود شهر سخت مجازات میشود

من میرسم به پیکر اسلام جان دهم
قبر تو را به آدم و عالم نشان دهم


#ع_رجبی

@raziolhossein
1
20:30
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


هنوز کودکان تو برای جای خالی‌ات
در انزوای جای جای خانه گریه می‌کنند
یکایک حروف در کتابها هنوز هم
بدون هر اشاره و نشانه گریه می‌کنند

چه خوانده چشمهای تو که خیس مانده آستین
میان کوچه ها مگر چگونه خورده‌ای زمین
چگونه باز پا شدی ،چگونه بی صدا شدی
که مردها برای تو زنانه گریه می‌کنند

چه بود سر مخفی ِخسوف چند ماهه‌ات
چه بود راز گریه و سکوت گاه گاهه‌ات
چه بود راه کودکت ،چه شد سپاه کوچکت
که پا به ماه ها  به این بهانه گریه می‌کنند

هزار کوه زخم را به دوش می کشیدی و
هزار زهر  طعنه را به گوش می شنیدی و
تمام بردبار ها ،تمام کوهسار ها
به پات با تکان تکان ِشانه گریه می‌کنند

سیاه ماند چهره‌اش پس از تو روزگار شهر
پر از مزار شد شبی پس از تو هر کنار شهر
پس از به شانه رفتنت  پس از شبانه رفتنت
برات یا کریم ها شبانه گریه می‌کنند


#س_کرمانی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دفن_شبانه


آن لحظه ای که پهلوی خیرالنسا شکست
قلب امام ما علیِ مرتضی شکست

یادم نرفته است که پهلوی مادرم
با ضرب پای دومیِ بی حیا شکست

دستی که قبل همسر و فرزندهای خویش
می کرد بر حوائج مردم دعا، شکست

رازی که بین مادر و فرزند مانده بود
شد بغض و در گلوی حسن بی صدا شکست

سر برد در نیام و خجالت کشید و مُرد
از غصه، ذوالفقارِ شهِ لافتی شکست

هرگز گمان مبر که حریف علی شدند
فرق است بین صبرِ به ناچار، با شکست!

تن را به خاک تا که سپرد، آسمان گرفت
غم گریه کرد و کاسه ی صبر عزا شکست

با گریه گفت:جان محمد حلال کن
عهدی که بسته بود علی با شما شکست

پس داده شد امانت و من پس ندادمش
دنیا به جبر خویش غرور مرا شکست

سنگینی غمش بر دوش فرشتگان
از حد گذشت و پایه ی عرش خدا شکست

هرکس که ظلم کرد بنایش خراب شد
نمرود تخت سطلنتش از جفا شکست

ای غاصبان حق علی رویتان سیاه
نفرین به هر که حرمت آل عبا شکست


#شایان_مصلح

@raziolhossein
2 👍 1
20:34
#امیرالمومنین_مدح


علی آن شیرِ خُدا شاهِ عَرَب
اُلفَتی داشتِه با اِین دلِ شَب

شُب زِ اسرارِ علی آگاه است
دلِ شَب مَحرمِ سِرّ الله است

شَب شِنفتِه ست مُناجاتِ علی
جوششِ چشمه‌ء عشقِ ازَلی

قلعه بانی که به قَصرِ اَفلاک
سَر دَهد ناله‌ء زندانیِ خاک

اَشکباری که چُو شَمعِ بیدار
می فشانَد زَر و می‌گرید زار

دَردمَندِی که چُو لَب بگُشایَد
دَر و دِیوار به زِنهار آیَد

کَلماتی چُو دَر آوِیزه‌ء گُوش
مَسجِدِ کُوفِه هَنُوزَش مَدهُوش

فَجر تا سینه‌ء آفاق شِکَافت
چِشمِ بیدارِ علی خُفتِه نَیافت

ناشناسی که به تاریکیِ شَب
می بَرد شامِ یَتِیمانِ عَرَب

پادشاهی که به شَب بُرقَع پُوش
می‌کشد بارِ گِدایان بَر دُوش

تا نَشد پَردِگی آن سرَِّ جَلی
نَشد اِفشا که علی بُود علی

شاهبازِی که به بال و پرِ راز
می‌کند در اَبَدیّت پَرواز

عِشقبازِی که هَم آغُوشِ خَطر
خُفت در خوابگهِ پِیغمبَر

آن دَمِ صُبحِ قیامَت تاثیر
حَلقه‌ء دَر شد از او دامَن گیر

دَست دَر دامنِ مُولا زدِ دَر
که علی بگُذَر و از ما مَگُذَر

شالِ شَه وا شد و دامَن به گِرو
زِینَب‌ اَش دَست به دامَن که مَرُو

شال می‌ بَست و نِدایی مُبهم
که کَمَر بَندِ شَهادَت مُحکَم

پیشوایی که زِ شُوقِ دِیدار
می‌کُند قاتلِ خود را بیدار

ماهِ مِحرابِ عُبُودِیَتِ حقّ
سَر به مِحرابِ عِبادَت مُنشَق

میزَند پَس لَبِ او کَاسه‌ء شیر
می‌کند چِشمِ اِشارَت به اَسیر

چه اَسیری که هَمان قاتلِ اوُست
تو خُدایی مَگر اِی دُشمَن دوست؟

شَبرُوان مَستِ وِلای تُو علی
جانِ عالَم به فَدای تُو علی

دَر جَهانی هَمِه شُور و هَمِه شَر
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر


#شهریار

@raziolhossein
👍 3 1
19 November 2024
ش
00:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_محسن #فاطمیه


آهای باد سحر! باغ سیب شعله‌ور است
برس به داد دل مادری که پشت در است

چهل نفر، همه نامردهای جنگ‌آور
به صف، مقابلِ حوریه‌ای که یک نفر است

چه غنچه‌ای‌ست که پرپر شده‌ست کنج حیاط
در آشیانۀ بلبل چقدر بال و پر است

نگفتم از پسر سوم علی سخنی
که سِرّ مُستَتر اهل‌بیت، این پسر است

پسر چه عرض کنم پیر عالم امکان
پسر نیامده از راه، حیدر دگر است

پسر نیامده از راه، معنی والشمس
پسر نیامده از راه، عین والقمر است

پسر نیامده از راه، آه خواهد رفت
پسر نیامده از راه، راهی خطر است

گرفت صورت خود را مقابل آتش
پسر به خاطر مادر، نیامده سپر است

غم تمام پسرهای او، بزرگ ولی
غم نیامده فرزند او بزرگ‌تر است

قرار نیست بگیرد قرار بعد از او
دل شکستۀ مردی که از قضا پدر است

#ع_س_حجتی

@raziolhossein
ش
00:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سه ماه میشود این خانه رنگِ غم دارد
نگاهِ فاطمه یک داغِ محترم دارد

اگر چه داده عذابش کبودیِ بازو
ولی هنوز به دستش تبِ کرَم دارد

نفس به سینه ندارد، شکسته پهلویش
به جای-جایِ تنش ردّی از ستم دارد

میانِ کوچه بدان؛ سیلیِ بدی خورده
کناره هایِ دو چشمش اگر ورم دارد

چه آرزو به دلش مانده است و آغوشَش
هنوز حسرتِ نوزادِ خوش قدم دارد

چقدر بغض ِ علی اشک میشود آرام
چقدر در نفَسَش آهِ دم به دم دارد

چهار سال فقط شد نوازش و...زینب-
چقدر خاطرهٔ مادرانه کم دارد

ضریح دارد و زهرا ؛ یقین بدان در عرش
کنارِ محسنِ شش ماهه اش حرم دارد!



#م_عاطفی

@raziolhossein
00:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


این سوگنامه سخت تر است از بیان شدن
زهرا کجا و سوختن و نیمه جان شدن

گیرم که من فرو دهم این بغض خفته را
این اشک چیست عاقبتش جز روان شدن 

با من بگو که سنگ صبور دلت شوم
حالا که رسم شهر شده سرگران شدن

هر طعنه ای زدند به ما مردمان شهر
ما را کجا و لقلقه‌ی هر زبان شدن

بارانی است صورت تو زیر آفتاب
از من چه ساخته‌ست به جز سایبان شدن

تیر از تنم بگو بکشند و نگو که من
بر قد و قامت تو ببینم کمان شدن

آمین نگفتم  آرزوی رفتن تو را
سخت است با نبودن تو امتحان شدن

این خانه را تمیز نکن قبل رفتنت
راضی ترم پس از تو به بی آشیان شدن

تو سهم آسمانی و در سر نوشت خاک
حاشا مزار بودن و حاشا عیان شدن


#س_کرمانی

@raziolhossein
1
ش
01:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


برای غرق‌شدن در مقام نوری تو
چقدر می‌طلبد دل سکوتِ صحرا را
به اشتیاق مزاری که هم‌چنان مخفی است
نسیم کرده زیارت حریم دریا را

تو را فرشته‌ی الهام دیده در دل خواب
سوال آدمیان را تویی یگانه‌جواب
جهان چه بود به جز خاک و باد و آتش و آب
اگر به لب نمی‌آورد نامِ زهرا را؟

پرنده‌ قصه‌ی پرواز را نمی‌دانست
درخت مزه‌ی آواز را نمی‌دانست
کسی حکایت آن راز را نمی‌دانست
که آفرید نگاهت هر آن‌چه معنا را

تویی حقیقت پاینده‌ای که می‌گویند
شمیم سبز پراکنده‌ای که می‌گویند
تویی گذشته و آینده‌ای که می‌گویند
سپرده‌ام به تو دیروز را و فردا را

مُصممی که زمین را پر از بهار کنی
که پا به پای کنیزان خانه کار کنی
شدی روانه‌‌ی مسجد که آشکار کنی
به یک‌دو خطبه‌ی غرّا خدای پیدا را

و کیست فاطمه؟ آن زن که از زغال تنور
ستارگان زیادی نثار کرده به شب
و یاد داده به خورشید، روشنایی را
و یاد داده به اَسماء علمِ اَسما را

شفیع محشر کبراست اشکِ نم‌نم تو
و ذکر دائم مولاست اسمِ اعظم تو
تکان کوه که سهل است، شورِ مقدم تو
بلند می‌کند از جا جناب طاها را

در ازدحام هزاران ستاره می‌آیی
که صبح روز قیامت سواره می‌آیی
و در عبور تو سَرها به زیر می‌افتند
که سِرّ غیبی و پس می‌زنی تماشا را



#سعید_مبشر


@raziolhossein
2
01:31
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی

آیا "در" و "دیوار" …حقیقت دارد؟
برخورد "گل" و "خار"…حقیقت دارد؟

ای صاحب عزای فاطمیه …آیا…
این روضه "مسمار"…حقیقت دارد؟


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein1
01:31
#امام_زمان_فاطمیه


به لحظه ای که در آن شعله ها نوا کرده
برای آمدنت مادرت دعا کرده

برای اینکه بگیری تو انتقامش را
میان نافله هایش چه ناله ها کرده

اگر که شیعه شدیم اعتقاد ما این است
به یمن توست به ما هم گر اعتنا کرده 

تو گفته ای که بود الگوی تو مادر تو
همان که شیر خدا بر وی اقتدا کرده

هزار سال گذشته هنوز عزاداری
تمام عمر تو را غصه اش عزا کرده

شنیده ام که بدست شماست پیرهنش
نگه به پیرهنش بادلت چها کرده 

برای زخم کبودش بیار دارویی
همان که بهر ظهورت خدا خدا کرده

#جواد_حیدری

@raziolhossein
😢 3
ش
06:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


عشق خداست عاشق زهرا خدای اوست
این شعر اگر قبول کند در ثنای اوست

تطهیر واژه ، شرط شروع قصیده است
در مدح بانویی که فلک خاک پای اوست

نور دل محمد و تاج سر علی ست
خاک درش ابوذر و سلمان گدای اوست

بالله علی و فاطمه یک روح واحدند
زهرا فدای حیدر و حیدر فدای اوست

فرزند او به سن کمش هم بزرگ ماست 
در هر دل شکسته در عالم هوای اوست

زهرا دلش شکست ، پدید آمد انکسار
این اشک ما نواده ای از اشکهای اوست

زهراست مستند ، به سند احتیاج نیست
باغ فدک کم است ، دوعالم برای اوست

این در ،چه سالم و چه شکسته  امید ماست
اکسیر جاودانه ، غبار سرای اوست

در انتظار خوردن پایی به در مباش
ای اهل گریه روضه ی زهرا  دعای اوست

گویا به خانه آمدنش هم نشسته بود
یک طفل پیر ، باخبر از ماجرای اوست

زهرا اراده کرد که پیر علی شود ...
تابوت شرمسار  غم انحنای اوست

#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
👍 2 1
20 November 2024
ش
06:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


روز من شب شده ای شمع شب تار علی
زیر گل خفتی و بنگر به دل زار علی

بین بستر تو طبیب دل حیدر بودی
رفتی از دست من ای حامی بیمار علی

بس که داغ غم تو بر دل من سنگین است
مدتی هست که زینب شده غمخوار علی

گره از کار همه خلق خودم وا کردم
بی تو افتاده عزیزم،گره در کار علی

همنفس نه به خدا که نفسم بودی تو
کاش جان با نفس آید ز تنم،یار علی

سپرم بودی و در کوچه شکستند تو را
بین دشمن تو شدی یار و طرفدار علی

موقع غسل تو دیدم بدنت له شده است
با تنت میخ چه کرده گل بی خار علی

روی تو سوخت و از سوختنت سوخت دلم
روی تو سوخته!نه_ سوخته رخسار علی

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
👍 1 😭 1
06:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت
#رباعی


بی آه دلم نمی‌شود یک لحظه
بی نوحه و دم نمی‌شود یک لحظه
با گریه دائمی هم ای جان علی
از داغ تو کم نمی‌شود یک لحظه

صد بار دلم شکسته چون پهلویت
تلقین بدهم چگونه بر بازویت؟؟؟
فرمود نبی انسیه الحورایی
من با چه دلی خاک بریزم رویت

تو آینه بودی و ترک‌ها خوردی
یک زخم عمیقی که نمک ها خوردی
من فاتح خیبرم ولی شرمنده
در خانه ام از عدو کتک ها خوردی

آغشته شده به خاک قبرت دستم
با دست خودم بند کفن را بستم
در وقت نماز خواندنم مخصوصا
هنگام قنوت یاد دستت هستم


#محمدعلی_بقایی

@raziolhossein
06:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


زبانحال‌اميرالمؤمنين‌عليه‌السّلام‌بارسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم

به كذب محض به حُـبّ تو ادّعـا كردند
ولي ، وصيّ تو را بعــدِ تو رهــا كردنــد

بلند كن سر خود را ، ببين پس از غم تو
چگونه باز مــرا صاحب عزا كردند !!!

بر آن شدند كه نسل تو را بَر اندازند
نگاه كن چقَدَر ، شعله دست و پا كردند

به جاي اين كه وفـادارِ حضرتت باشند
به مشركينِ مُنافـق ، عجــب وفا كردند

در آن حريم كه جز صوت"يا كريم"نداشت
كلاغ هاي سيــه رو ، سر و صدا كردند

از آن دري كه تو نُه سال بوسه اش دادي
بپُــرس بـا تن ريحانه ات چه ها كردند ؟

پــيِ تلافيِ يك عُمــر ، خِيـــر ديدن از او
براي رفتنــش از اين جهان ، دعا كردند

براي كعبه ي توحيد ، كعبه بود امّــا
به ذبحِ مُحسنـم اين خانه را مِـنا كردند

به روز حشر بپرس از غلافِ سنگين دل
چگونه فاطمه را از علي جُدا كردند ؟

ز خوف ناله ي زهرا به صحن مسجد بود
اگر ز كُشتن من يا أخــا ، اِبــا كردند

مريضيِ حَسَد و بُغض خويش را اينها
به بويِ سوخــتنِ كوثرت ، دوا كردند

مــرا كه معنيِ حُـسنِ  وصــال ها بودم
بـه دوري از سبب وصل ، مُبتــلا كردند


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 2 1 😢 1
06:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


برده ای از خانه ام با رفتنت لبخند را
خنده ها و گریه های آخرین فرزند را

از سفرهای خطیر کوچه ها برگشته ای
از کجا آورده ای این طرفه بازوبند را

داغ هجران تو بر من آنچنان سخت است که
بر جگر باید بریزم بعد از این اسپند را

تا تو بودی یک نفر حرف دلم را میشنید
بی تو باید بشنوم هرآنچه می گویند را

بند بند پیکرت لرزید و پهلویت شکست
در عوض از دست حیدر باز کردی بند را

#محمد_علی_بقایی


@raziolhossein
👍 2 1
06:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل

نیمه شب، اشک، عزا، آه چه غوغا شده بود
مجلس ختم علی بود که برپا شده بود

گریه کن دیدۀ خونبار ولی الله و
روضه خوان چشم کبودی که معمّا شده بود

آنکه در صبر زبانزد شده بود از اول
حال بی صبرتر از فضه و أسما شده بود

هق هق گریه و مولای صبوری، ای وای
راز جانسوز ترین حادثه اِفشا شده بود

بازویی را که نود روز ز مولا پوشاند
در شب پر زدنش، قاتل مولا شده بود

آه تا صبح دگر دیدۀ او باز نشد
درد پهلو دگر انگار مداوا شده بود

دست می شست ز جان، لحظه به لحظه مولا
گرچه زهرا خودش از قبل مهیّا شده بود

بر علی آن شب جانکاه چهل سال گذشت
بعد از آن قامت خیبرشکنش تا شده بود

شایعه شد که علی عاقبت از پا افتاد
هر چه شد آه پس از رفتن زهرا شده بود

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
😭 2 😢 1
06:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


بی هوا آغاز شد، فصل خزان خانه‌اش
بسته شد دستان حیدر در میان خانه‌اش

در ازای نان نذری‌ها که زهرا پخته بود
با هجوم انداختند آتش به‌جان خانه‌اش

فکر و ذکرش روزوشب، الجار ثمّ الدّار بود
سنگ بود امّا دل همسایگان خانه‌اش

کوچه‌ای باریک و دیواری که دودآلود بود
یک در آتش‌گرفته، شد نشان خانه‌اش

در سکوت نیمه‌شب، آهسته دلتنگ پدر
رفت مظلومانه، یار مهربان خانه‌اش

عاقبت از آن‌چه می‌ترسید، آمد بر سرش
راهی تابوت شد، یار جوان خانه‌اش

خانه‌ی بی فاطمه، شد بیت‌الأحزان علی
تیره شد با کوهی از غم، آسمان خانه‌اش

بغض کرد و بچّه‌هایش را در آغوشش گرفت
اشک آمد بی‌هوا، شد میهمان خانه‌اش

گریه می‌کردند با هم؛ بیشتر امّا حسن
چادری پاخورده، می‌شد روضه‌خوان خانه‌اش

گرچه می‌بوسیدشان امّا غم بی‌مادری
بود معلوم از نگاه کودکان خانه‌اش

تشنه‌لب بیدار می‌شد نیمه‌شب تا که حسین
آه برمی‌خواست فوراً از نهان خانه‌اش

باز زینب تکیه بر دیوار، خوابش برده بود
می‌شکست این‌گونه هرآن استخوان خانه اش

#م_عاطفی

@raziolhossein
2
06:16
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


عطر بهشت می‌وزد از آستانه‌ات
گل می‌طراود از در و دیوار خانه‌ات

پنهان شده است قدر تو مانند قبر تو
ای بی‌نشانه کیست که دارد نشانه‌ات؟

مردی که از تبسم تو شعر میسرود
مبهوت می‌شد از غزل عاشقانه‌ات

یکتایی و برای تو همتا فقط علیست
سوگند میخورم به خدای یگانه‌ات

در کوثر زلال تو تکثیر می‌شویم
از دل نرفتنی‌ست غم جاودانه‌ات

بانو چگونه میشود از اشک تر نشد
وقتی که مرثیه است هوای ترانه‌ات

بعد از تو خاک بر سر این روزگار باد
آتش چرا نشسته بر این آشیانه‌ات

بعد از تو ، جای خالی تو گریه میکند
با اهل خانه‌ی تو گرفته بهانه‌ات

صبر علی رسید به‌پایان همینکه خواست
تنها میان خاک سپارد شبانه‌ات

دست خدا سپرد به دست خدا تو را
آری زمین گرفت ز دست زمانه‌ات


#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
1 👍 1
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای پس از تو درد و غم، تقدیر من!
گریه روز و شب، گریبان‌گیر من

بی تو اشک‌افشانی من دیدنی است
بی سر و سامانی من دیدنی است

خود ببین حال پریشان مرا
گریه‌ی سر در گریبان مرا

کار من، هنگام و بی هنگام، اشک
صبح، اشک و ظهر، اشک و شام، اشک

گفتنی بسیار دارد چشم من
گریه‌ی سرشار دارد چشم من

سر برآر از خاک و با چشم خدای
خود ببین این گریه‌های های‌های

سر برآر و بنگر این دل‌خسته را
گریه‌ی آهسته و پیوسته را

هر کجا یاد از تو می‌آرد علی
سر به دوش گریه بگذارد علی

از گل اشک است گلشن، دامنم
دیده‌ای بی گل ندیده گلشنم

مردمان را گریه شد درمان درد
گریه امّا درد من درمان نکرد


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
👍 2
19:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


چو آفتاب رُخت را غبار ابر گرفت
شکوه نام علی غربتی ستبر گرفت

جهان و کُن فیکونش در اختیار تو بود
عدو چگونه فدک را ز تو به جبر گرفت؟

خمید قامت او زیر بار اندوهت
اگرچه دست علی را عصای صبر گرفت

پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد
تو را ز دست علی در میان قبر گرفت

تمام غربت خود را گریست در دل چاه
که تا همیشه دل چاه مثل ابر گرفت


#سیدمهدی_حسینی_رکن_آبادی

@raziolhossein
👍 1
19:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


قامت خمیده بود ولی سرفراز بود
زهرا میان آتش و خون در نماز بود

در را شکست آنکه نفهمید هیچ وقت
حتی به روی او در این خانه باز بود

از «فضّة خذینی» او این قدر بدان
وضعی درست شد که به یک زن نیاز بود

بازوش سرّ قوت بازوی مرتضی است
اما غلاف در پی افشای راز بود

حبل المتین شده است گرفتار ریسمان
مضطر شده همآنکه خودش چاره‌ساز بود

گفتند زخم پهلوی او بسته شد؟ نشد!
حتی زمان غسل همین روضه باز بود

آری مزار گم شده‌ی بی‌نشان او
شور آفرین‌ترین غزل اعتراض بود

آخر جهاز فاطمه بر دخترش رسید
وقتی سوار بر شتر بی جهاز بود


#محمد_رسولی

@raziolhossein
👍 3 2
19:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

شبانه بغض گلو گیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت

کنار پنجره‌ها دیدگان پر اشکم
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت

نشان شعله و درد و نوای زهرا را
توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت

مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت

چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت

فراق فاطمه را بوتراب باور کرد
شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت


#سیدفضل‌الله_قدسی

@raziolhossein
2 👍 1
19:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


تا چند دسته گل شود امشب نثار تو
خون گریه میکنم سر خاک مزار تو

برخیز و موج چشم ترم را نگاه کن
شمعی نداشتم جگرم را نگاه کن

مادر ز جای خیز که مهمانت آمده
مهمان دلشکسته و گریانت آمده

اینکه نشسته است کنارت حسین توست
این بی قرار گرم زیارت حسین توست

برخیز و حالی از پسر کوچکت بپرس
حال بقیه را هم از این کودکت بپرس

رفتی و نیستی که ببینی برادرم
هر روز آب میشود از غصه در برم

بر سینه اش گرفته حسن چادر تو را
گوید مدام زیر لب ای وای مادرم 

از لحظه ای که رفتی از این خانه تاکنون
شانه نخورده است به گیسوی خواهرم

از اینکه بغض کرده و خانه نشین شده
ترسم که جان دهد پدرم در برابرم

آیا تو بر حسین جوابی نمیدهی؟
تشنه رسیده کاسه آبی نمیدهی؟

برخیز و با حسین ز بازو سخن بگو
از دردِ زخم سینه و پهلو سخن بگو

مادر بگو که خوب شده زخم ابرویت؟
بهبود یافته آن چشم کم سویت؟

یادم نرفته بر در و دیوار خوردنت
یادم نرفته سیلی بسیار خوردنت

یادم نرفته روی زمین دست و پا زدی
بابا نبود خادمه ات را صدا زدی 

رفتی و ماند خاطره هایت برای من
زنده شود عزای تو در کربلای من

یعنی که بعدها تو می آیی به دیدنم
در قتلگاه وقت سر از تن بریدنم

وقتی که رفت بر سر نیزه سرم بیا
وقت هجوم اسب روی پیکرم بیا

فکر رباب باش که در بین سلسله است
وقتی می افتد از سر نی اصغرم بیا

نیمه شب است و قافله در دشت می رود
افتد ز روی ناقه اگر دخترم بیا

#علی_صالحی
 
@raziolhossein
1 😭 1
19:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه
#رباعی


روزی که عدو به فاطمه راه گرفت
از سیلی او مدینه را آه گرفت

بر خیز علی نماز_آیات بخوان
هم زلزله شد به کوچه هم ماه گرفت

مرحوم #سیدرضا_موید


@raziolhossein
19:46
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



فراق تو بر دل شرر می‌گذارد
شب غصه را بی سحر می‌گذارد

به سوداي روي تو اي ماه زهرا!
دلم در شب خود قمر می‌گذارد

اگر تو بيايي ولي من نباشم،
چه داغی به روی جگر می‌گذارد

من آن طفل نامهربانم كه سر را،
به دامان لطف پدر می‌گذارد

كنار تو در روضه‌ها گريه كردن
روی اشک‌هايم اثر می‌گذارد

عزادار زهرا! دل غُصه‌دارت
شبي تلخ را پشت سر می‌گذارد

صداي نفس‌های مردي می‌آيد
كه دارد به ديوار سر می‌گذارد

#محمد_بیابانی

@raziolhossein
1 👍 1
19:50
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


تو را از عرش آوردند تا که همسرش باشی
زمان پر گرفتن تا خدا بال و پرش باشی

تو را از عرش آوردند وقت خطبه ی حیدر
به جای هر کسی که نیست پای منبرش باشی

تو را از عرش آوردند تا در یک زمان یکجا
نمایی از خدا و انبیاء و حیدرش باشی

تو را از عرش دستان خدا آورد اینجا که
دلیل برتری آخرین پیغمبرش باشی

نگین عرش هستی و نگین خاتم نوری
خدا از عرش آوردت که تو انگشترش باشی

عجب آب و هوایی دارد آن جا از بهشتی که
علی ساقی کوثر باشد و تو کوثرش باشی

تو را دنیا نیاوردند که پهلو بگیری و
علی یک باغبان باشد ، تو یاس پرپرش باشی

به پشت درزمین خوردی وثابت شدبه مولا که
تو نیت داشتی در هر شرایط یاورش باشی


#محمد_نجاری


@raziolhossein
2
19:52
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


زهراست آن که عرش خدا بوده محفلش
تعظیم کرده اند ائمه مقابلش

روح الامین در اوج تعالی و قرب خود
شد مفتخر به خادمیِ بین منزلش

جز او کدام زن، شب عقدش عطا نمود
پیراهن عروسی خود را به سائلش

او را خدا به مصحف خود مدح کرده است
این شعرهای ما که ندارند قابلش

بوسه به دست اُم ابیها زدن شده
بالاترین مقام نبی در فضائلش

مشمول رحمت است کنار پل صراط
هر کس دعای حضرت زهراست شاملش

وقت هجوم، حرمت او حفظ شد؟ نشد
تا روز حشر لعنت شیعه به قاتلش

افتاد درب سوخته روی گل علی
تا که شود به لحظه ی پیکار، حائلش

باری شبیه شیشه، زمان شکستنش
تحمیل می کند چه غمی را به حاملش


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 2 1 😭 1
ش
23:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



سلام صاحب ماتم سلام امام زمان
شبیه ابر بهارم مدام امام زمان

دوباره زخم عمیق غروب جمعه ی من
نشد به دیدن تو التیام امام زمان

امان ز غیبت خورشید، غیبت امید
امان ز دوری روی امام، امام زمان

بگو چگونه بیایم به سمت خیمه ی تو
که هجر روی تو گردد تمام امام زمان

شدی تو ذکر لب پر امید مظلومان
دگر رسیده زمان قیام امام زمان

در انتظار نماز تو مسجد الاقصی
در انتظار تو بیت الحرام، امام زمان

اگرچه نامه سیاهم ببین ولی دارم
به بزم مادر تو اهتمام امام زمان

بیا و روضه بخوان؛ مادرت در آتش بود ...
شنیده ام که شده ازدحام امام زمان

بیا برای تقاص شراره ی سیلی
شده نوای همه "انتقام، امام زمان"


#رضا_تاجیک

@raziolhossein
.
👍 3 2
21 November 2024
ش
16:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
ش
17:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1277, 197.4 KB
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه

رو بِه شِشْ گوشه ی
اَربابْ کِه چِشمَمْ اُفتادْ
جُزْ حُسِینْ هَرْ چِه که
بوده استْ زِ چِشمَمْ اُفتادْ

#رضا_کلاهدوز
@raziolhossein
3
17:37
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


دیدم که مادرم شب جمعه شب قرار
گل می‌گرفت باغ قنوتش برای یار

پیوسته در نماز و رکوع و سجود خود
کوه قیام داشت و چشمان آبشار

قدش خمیده بود ولی تا عمود صبح
از شانه‌های خسته‌ی شب می‌گرفت بار

از بس که وصل بود در آیینه‌ی خدا
جبریل را ز واسطه‌ی وحی زد کنار

از صبح سابقون به شب آخرالزمان
دست دعای مادر من بود در گذار

اما در این مناظره‌ی عشق هرچقدر
در صحن گریه‌هاش نشستم به انتظار

دیدم دمی برای خودش پر نمی‌زند
وقتی که روی بال دعا می‌شود سوار

رفتم سلام کردم و گفتم پس از سلام
ای برقرارِ بر سر سجاده بی‌قرار

از هرکسی میان قنوت اسم برده ای
الا خودت که پیش خدا داری اعتبار

از این سپاه تربت تسبیح پس چرا
یک دانه هم نگشت برای خودت نثار

اشک از کبود صورت خود پاک کرد و گفت
آه ای عزیز مادر ، الجار ثم الدار



#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
2
17:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


رسم است کسی رخت اگر بست ز دنیا
از خاک سفر کرد سوی عالم بالا ...

تا درد نگیرد دل طفلان عزیزش
از خانه ی او جمع کنند البسه اش را

مقصود، از این کار  فراموشی داغ است
تا گل نکند ، خاطره های متوفی ...

بردند .... ولی علت رنجیدن زینب
مویی ست که جامانده روی شانه زهرا

در کرببلا رسم ولی جور دگر بود
می شد بدنی دستخوش غارت اعدا ...

بردند هرآنچه به تنش بود به غارت
یک قوم نهادند پی اش پای به صحرا

بانوی علی خصلت منت نکشیده
افتاد سر کهنه لباسی به تمنا ...

ای کاش کنون که شده صد پاره تن او
بر اهل و عیالش برسد پیرهن او...


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
👍 6 4
22 November 2024
ش
05:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1 👍 1
23 November 2024
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
02:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


سوختن را به عِینه معنا کرد
آنچه با یاس ، هُرمِ گرما کرد

گُل در آتش اگر که جمع شود
دیگر آن را نمی توان وا کرد

رُک بگوئیم..،مادرِ ما سوخت
شعله با صورتش چه بد تا کرد!

بانویی بی‌پناه و چل نامَرد...
قتلگاهی شلوغ برپا کرد

" دُوُّمی داد زد سر زهرا..."
یک نفر هم نگفت: بی‌جا کرد!

نَفَسش رفت..،تا لگد کوبید
فضّه او را دوباره احیا کرد

صدف افتاد..،گوهرش افتاد
نسلِ سادات لطمه پیدا کرد

کاش می شد دروغ روضه نوشت:
چکمه با چادرش مُدارا کرد

تازیانه دخیلِ بالَش شد
مرگِ خود را از او تقاضا کرد

قنفذِ رذل پشت هم می زد...
حیدر این صحنه را تماشا کرد

فاطمه دست از علی نکشید
نقش خود را چه خوب ایفا کرد

آه! مانندِ یک شَبَح‌شُدَنَش
وضعِ این جسم را معما کرد

فاطمه سِرِّ خَلقِ عالم بود...
راز را میخِ داغ افشا کرد
.
تا ابد هیچکس نمی فهمد
آنچه مسمار با دل ما کرد


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
02:23
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


استعانت گر کند ما را خدای فاطمه
سر می اندازیم محشر زیر پای فاطمه

یک گلوبندش سه تا بدبخت را خوشبخت کرد
هر که عاقل بود رفت و شد گدای فاطمه

گریه کن های حسینش را شفاعت میکند
دست عباس است روی دست های فاطمه

بر مقامش هر که سر خم کرد شد پیغامبر
انبیا را پس بخوانید انبیای فاطمه

تا رسول الله در شأنش فِداها گفته است
کیست دیگر لایقش گردد فدای فاطمه؟

رو زد اما هيچ كس حاضر به همراهى نشد
دارد از انصار پيغمبر گلايه فاطمه

مستجاب الدعوه حالا مرگ خود را خواسته
بی اجابت باشد ای کاش این دعای فاطمه

میخ ِ در از سینه بیرون آمد و خون گریه کرد
گشت آگاه از دل ِ درد آشنای فاطمه

کار دنیا را ببین در سن هجده سالگی
شانه های کودکانش شد عصای فاطمه

آب می ریزد برای بچه هق هق می کند
ای به قربان حسین سر جدای فاطمه


#یامظلوم

@raziolhossein
1 👍 1
02:26
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه


میان کوچه ها،در پُشت درها..،گریه‌ها کردم
تمام شهر را با اشک هایم زابرا کردم

شباهنگام با پروانه از بال و پرت گفتم...
سحر خاکسترش را از کنارِ شمع..،ها کردم

تویی آن ذات افلاکی،تویی مستوجب پاکی
که من با چهره ای خاکی،به نامت اقتدا کردم

پدر در فاطمیه یاد دارم بارها می گفت:
من این فرزند را نذر حسن جان شما کردم

زمانی که برای گریه چشمم بی رمق می شد
به یک "یا فاطمه" در روضه،تجدید قُوا کردم

همیشه ذکر تو از شرِّ عصیان‌ها خلاصم کرد
قدم برداشتم..،گفتند:"یا زهرا"..،حیا کردم

بگیرم دامنت را صدهزاران بار می گویم
خطا کردم خطا کردم خطا کردم خطا کردم

نمی از روضه ات را ریختم در عُمق اقیانوس
تمام ماهیان را هم به داغت مبتلا کردم

از آن وقتی که پی بُردم دلت پُر بود از دنیا
تمام لذت بی حدِّ دنیا را رها کردم

قنوت بی تعادل خواندنت محراب را سوزاند...
چِقَدر این روزها یا ربّنا یا ربّنا کردم

برای گونه و بازو و پهلوی کبودِ تو...
برای دردهای بی شمارِ تو دعا کردم

چُنان از عالم ذَر مِهر تو در سینه ی من بود
که تا نام تو را بُردم..،تو را مادر صدا کردم

اگرچه نیستم "سیّد"،به فرزندی قبولم کن
که من پیش تمام خلق این را ادعا کردم

منِ بی تاب آنقَدر از "بُنَیَّ" ات سوختم تا که
تمام این محل را با حسین ات آشنا کردم
.
.
به جای اهل آن دِه در خیال خود  هزاران بار
خودم با دستم هایم بر تن او بوریا کردم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 5 1
02:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#رباعی

دانی ز چه رو سرشک، مأنوس علی است؟
یا آه چرا به سینه، محبوس علی است؟

یک مرد نبود تا بگوید: نامرد!
این زن که تو می‌زنیش ناموس علی است

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
😭 2
24 November 2024
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


قفس وبالِ بال بود، جای آسمان نبود
زمینِ مُرده مقصدِ مسافر زمان نبود

دَمی که صاحبِ بهشت، روی خاک پا گذاشت
قرار بر بهار بود، حرفی از خزان نبود

زمین لیاقتِ امانتی که داشت را نداشت
-همیشه‌آزموده‌ای- که مَردِ امتحان نبود

چگونه شد کسی که چادرش پناه خلق بود
میان خلقِ در پناه خویش، در امان نبود؟!

مگر زمان چگونه از گذارِ عمر او گذشت
که در شمارِ سال‌ها جوان، ولی جوان نبود؟!

نمازِ پشت در به دائم‌الرُّکوعی‌اش رساند
قیامِ در قعود بود، قامتش کمان نبود

اگر نبود خطبه‌ای که زد به گوش مأذنه
نشانی از علی میان اشهدِ اذان نبود

نمازهای ما به سمت قبله‌ی مدینه بود
اگر مزارِ قبله‌گاهِ کعبه بی‌نشان نبود


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
01:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر



در بین بستری و مداوا نمی شوی
بانوی آسمانی من! پا نمی شوی!؟

برخیز ای شکوفه ی باغ بهاری ام
برخیز ای توسلِ شب‌زنده‌داری ام

برخیز و حال و روز مرا روبه راه کُن
با چشم کَم سوی‌ات به علی هم نگاه کُن

زهرِ بدونِ یارشدن را چشیده ام
من کم محلی از همه ی شهر دیده‌ام

تنها تو اعتنا به کلامم کُنی بس است
جای تمام شهر سلامم کُنی بس است

برخاستی و شد پُر خون جای پیکرت
آلاله کاشتی وسط باغ بسترت

خونابه را به ورطه ی سیلاب می کِشی
این رختخواب را چِقَدَر آب می کِشی!

مَرهَم به پیش زخم تنت سد نمی شود
ردِّ غلافِ بازوی تو رد نمی شود

دردت به جانِ من..،تو قنوتِ دُعا نگیر
با دستِ بی تعادل خود رَبَّنا نگیر

حجم غم تو در دل من بی حساب شد
آن بانویِ رشیده‌ی من آبِ آب شد

ثانیه های رفتن تو تند می شود
دارد نفس نفس زدنت کُند می شود

با سنگ،شیشه ی دل من را محک زدند
آئینه ی مرا به کوچه کتک زدند

در کوچه..،خاک بوی لباس تو را گرفت
آن تکّه‌گوشوارِ تو را مجتبی گرفت

مهتابِ من سری به دلِ شب نمی زنی!؟
شانه به زلف درهم زینب نمی زنی!؟

خانُم!دعای رفتَنَت از خانه زود بود
خانُم!سه ماه آخرِ عمرت کبود بود

آه اِی کتاب عشق که بندت گسسته شد
آه ای کبوتری که پر تو شکسته شد

لطفاً بمان و ترک نکن اهل لانه را
بگذار روبه راه کنم وضع خانه را

من آن دری که بر سر تو خورد..،می کَنم
آن میخ کج که بر پر تو خورد..،می کَنم

ای خانه دارِ عرش! سرت درد می کند
جارو نزن‌..،تمام پرت درد می کند

این آسیا ست گریه نموده به حال تو
دستاسِ خانه سُرخ شد از شرمِ بال تو

من دست هم به لقمه یِ امشب نمی زنم
نانی که پخته‌ای بخدا لب نمی زنم

دست از کفن بشوی و علی را کفن نکن
این قدر خون به قلبِ حسین و حسن نکن

بی تو حسین چشم به خوابی نمی بَرَد
این تشنه! لب به کاسه ی آبی نمی برد

باشد..،برو..،محل نده زهرا به اشک و آه
باشد..،قرار و وعده ی ما بین قتلگاه


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
01:18
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


چرا شب غم ما را سحر نمی آید
چرا زیوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه مهدی بیا به مجلس ما
مگر به مجلس مادر پسر نمی آید


@raziolhossein
1
01:23
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

 
جلوه هفت فلك از اثر فاطمه است
گوهر زهد و حيا تاج سر فاطمه است

هركجا بگذرى از ملك فنا تا ملكوت
سخن فاطمه است و خبر فاطمه است

سایه ی چادر او بر سر ما گسترده است
هرچه داريم ز فيض نظر فاطمه است

كوثر عشق على خير كثير است ببين
زمزم آئينه‏ اى  از چشم تر فاطمه است

كهنه پيراهنِ در شام زفاف او را بس
جامه ی بخشش و تقوى به بر فاطمه است

مسجد شهر مدينه به تماشا بنشست
كه جهان بسته به آه جگر فاطمه است

قامت چرخ فلك پيش بزرگيش خم است
گرچه از بار ستم ، خم كمر فاطمه است

گرچه درياى صبورى است ولى غصه و آه
مونس زندگى مختصر فاطمه است

خون پهلوش به ديوار و در خانه نوشت
مرگ در راه ولايت هنر فاطمه است

پيشمرگ على خانه نشين شد هرچند
پشت در محسن پرپر سپر فاطمه است

آنشب از طرز نگاهش دل مولا فهميد
لحظه ی سخت وداع و سفر فاطمه است

آتش درد نه تنها دل در را سوزاند
سينه ی اهل ولا شعله ور فاطمه است

گرچه از كوچه بر او خاطره خوبى نيست
كوچه كوچه دل ما رهگذر فاطمه است


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
01:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر

قرار بود که عمری قرار هم باشیم
که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم

اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز
من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم

کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم
غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم

در این دیار اگر خشک‌سالی آمده است
خوشا من و تو که ابر بهار هم باشیم

نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار
مگر قرار نشد رازدار هم باشیم

نگفتی‌ام ز چه رو، رو گرفته‌ای از من
مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم

به دست خستۀ تو دست بسته‌ام نرسید
نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم

شکسته است دلم مثل پهلویت آری
شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم


#محمدمهدی_سیار


@raziolhossein
1
01:27
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


حال و روزم فرق دارد ،روزگارم مضطر است
خانه ام بیمار دارد ... مادرم در بستر است

هر کسی آمد عیادت گفت مادر رفتنی‌ست
از طبیبان هم شنیدم روزهای آخر است

از ته دل مطمئنم‌ دوستم داری هنوز
طفل ، بدرفتار هم باشد ، عزیزِ مادر است

بر خودت زحمت مده ، سرفه امانت را برید
با تکانِ سر بفهمانم که حالت بهتر است

از سرم یک لحظه حتی سایه‌ات‌ را کم مکن
ای که زیر چشم هایت سايه‌ی انگشتر است
.
.

گوش شهر از پهلوانی های قنفذ پر شده
آنکه رفت از یاد نامش‌،پهلوان خیبر است

در سلام دومی مردم رقابت می کنند
آنچه مانده بی جواب اما سلام حیدر است

تا علی حال تو را پرسید گفتی بهترم
گل گلِ پیراهنت اما جوابی دیگر است

از حسین بی کفن ، با زینبت گفتی سخن
سنِ زینب از مصیبت‌ هاش خیلی کمتر است

پیرهن با شوق می بافی ، بمیرم مادرم
آخرش عریان ، حسینت زیر سم لشکر است

آتش در می‌رسد روزی به اهل خیمه گاه
کهنه میخِ در ، تهِ گودال ، کهنه خنجر است


#امیرحسین_ثابتی


@raziolhossein
👍 1
01:31
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


غم داری و با مرتضی چیزی نگفتی
از آنهمه رنج و بلا چیزی نگفتی

همسایه ها مرگ تو را می خواستند و
در حقشان غیر از دعا چیزی نگفتی

من محرمت بودم ولی شرمنده کردی
کردی مراعات مرا چیزی نگفتی

اندازه ی یک مرد جنگی زخم دیدی
اما جلوی بچه ها چیزی نگفتی

دستاس را شستی که چشم من نیوفتد
از زحمت زخمت چرا چیزی نگفتی

شانه ز درد شانه ات بالا نیامد
با زینب از این ماجرا چیزی نگفتی

دیدی که قلبم سوخته شکوه نکردی
سیلی که خوردی بی هوا چیزی نگفتی

حیدر فدای غیرتت بانوی حیدر
افتاده بودی زیر پا چیزی نگفتی

این زد تو را،آن زد تورا، اما عزیزم
تو مادری کردی به ما چیزی نگفتی

زانوی حیدر با تن تابوت لرزید
جز رفتنت این روزها چیزی نگفتی

کابوس تو پیراهن خونیست ،درخواب
جز یا حسین و کربلا چیزی نگفتی


#مجید_احدزاده

@raziolhossein
👍 1
01:34
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


اثری کاش که برآه دل ما بخشند
مرهمی برجگر سوخته دل ها بخشند

لاله ای باش دراین دایره کز روز ازل
داغ رابرجگر لاله ی صحرا بخشند

تاکه مجنون نشوی لذت غم رانچشی
سعی کن تا که ازاین می به توصهبا بخشند

ازخدا خواسته ام گربه مدینه بروم
رنگ وبوئی به من ازگلشن طاها بخشند

می وزد بوی بهشت ازدرو دیوار بقیع
عطری ازمعرفت ای کاش که برما بخشند

ما خرابیم نه آن تربت خاکی، ای دوست
کاش یک لحظه به ما دیده ی بینا بخشند

هیچ دانی چه بود اشک عزای زهرا
آبروئی است که براهل تولا بخشند

هرکه مسکین دراوست دو عالم  دارد
چه نیازست به او دولت دنیا بخشند

گنه ما به خداوند ترازو شکن است
جرم مارا مگر آن روز به زهرا بخشند

بذر اشکی که درامروز«وفایی» افشاند
داردامید ازآن توشه ی فردا بخشند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
01:35
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


دیشب از درد و دل من با خدایم گریه کردی
امشب اما از سکوت غم فزایم گریه کردی

اشکها را با مشقت پاک کردم از نگاهت
پا به پایت گریه کردم ،پا به پایم گریه کردی

سوختم از غربت تو سوختی از قسمت من
من برایت غصه خوردم تو برایم گریه کردم

مرد من، کوه غیورم کاش زهرا را ببخشی
من بمیرم پیش چشم بچه هایم گریه کردی

گفته بودی درد و دل کن سعی کردم پس چرا تو
تا سخن آغاز کردم از صدایم گریه کردی

پیشوازت آمدم تا در به لبخندت گشایم
وقت برگشتن چه شد که در قفایم گریه کردی


#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
01:39
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مردی یگانه بود و بانویی یگانه
آهسته می‌رفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه
پهلو به پهلو، پا به پا، شانه به شانه

سر می‌زدند انصار را کوچه به کوچه
در می‌زدند انصار را خانه به خانه

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند
وای از زمانه، وای از دست زمانه

چل شب تمام شهر را گشتند با هم
اما بدون یار برگشتند خانه
.
.
وقتی عزادار رسول الله بودند
از درب خانه می‌کشید آتش زبانه

در باز شد وقتی که زهرا پشت در بود
دخت نبی افتاد بین آستانه

دستی ورم کرده‌ست و دستی هم شکسته
هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

حتی نگاهی هم به پهلویش نینداخت
محو علی بود عاشقانه، عارفانه
.
.
دامانِ در می‌سوخت، اما داشت می‌سوخت...
...در کربلا دامان چندین نازدانه

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره
در کربلا افتاد اما دانه دانه

شب‌های جمعه فاطمه بالای گودال
با ناله، آن‌هم ناله‌های مادرانه...

...گوید حسینم کشته شد ای داد بیداد
نور دو عینم کشته شد ای داد بیداد


#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
01:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



بعد از آن آتش زدن در آن در سابق نشد
نه فقط در بلكه منبر منبر سابق نشد

محضر قرآن ناطق كوثرش را مي زدند
پس اين ترتيب كوثر كوثر سابق نشد

فاطمه شد يك تنه لشگر ولي،رد ميشوم
لشگر حيدر دگر آن لشگر سابق نشد

حضرت صديقه ي كبري دوچندان شد غم اش
دست او وقتي كه يار و ياور سابق نشد

دست بالا بردنش سخت است حتي در قنوت
حضرت ام ابيها مادر سابق نشد

تا قيامت مرتضي شد داغدار فاطمه
حال و روزش حال و روز حيدر سابق نشد...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
01:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #رباعی


ای گل که ز چشم روزگار افتادی
با ضرب لگد ز شاخسار افتادی

من دست خدایم و تویی بازویم
بازوی علی! چرا ز کار افتادی


مرحوم #سیدرضا_مؤید
@raziolhossein
1 👍 1
01:45
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه



اگر به لب رسیده جان بگو به صاحب الزمان
نمانده گر تو را توان بگو به صاحب الزمان

غم به دل نهفته را راز به کس نگفته را
مگو به این مگو به آن بگو صاحب الزمان

بگو که دل شکسته ای از این زمانه خسته‌ای
ز فتنه‌های این زمان بگو به صاحب الزمان

دلت که بی‌قرار شد و بی‌قرار یار شد
دعای ندبه را بخوان بگوبه صاحب الزمان

گلایه کن، بهانه کن شکایت از زمانه کن
ولی نگو به دیگران بگو به صاحب الزمان

گره اگر به کارشد مشکل اگر هزارشد
برو به زیر آسمان بگو به صاحب زمان

فاطمه گفت یا علی، کشت مرا عدو ولی
شکایت مرانهان بگو به صاحب الزمان

رقیه جان اسیر شد سه ساله بودو پیر شد
گفت غمم تو عمه جان بگوبه صاحب الزمان


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
👍 3 2
25 November 2024
ش
01:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت #فاطمیه


از آن چه در دو جهان هست بیشتر دارد
فقط خداست که از کار او خبر دارد

یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود
اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد

عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای
کسی که کفو علی می شود جگر دارد

کمر به یاری تنهایی علی بسته
میان کوچه اگر دست بر کمر دارد

سر علی به سلامت چه باک از این سردرد
محبت ولی اللّه دردسر دارد

کسی که شهر سر سفره ی قنوتش بود
چگونه دست به نفرین قوم بردارد ؟!

صدا زد : "  اشهد ان علی ولی اللّه "
ولی دریغ که این شهر گوش کر دارد

زمان خوردن حقّ علی و اولادش
سقیفه است و احادیث معتبر دارد

سقیفه مکتب شیطانی خلافت بود
سیاستی که برایش علی ضرر دارد

کنیز بیت علی خاک را طلا می کرد
سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد

اگر چه باغ فدک نعمت فراوان داشت
ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد

گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی
در آن محله که بسیار رهگذر دارد

بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست
زمان جنگ بیاید اگر هنر دارد

کشید و برد ، زد و رفت ، من نمی دانم
حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد

بگو به شعله : چه وقت دخیل بستن بود ؟
هنوز چادر او کار با بشر دارد

بگو به میخ : که این کعبه را خراب نکن
غلاف کاش از این کار دست بردارد

دهان تیغ دو دم را عجیب می بندد
وصیتی که علی از پیامبر دارد

فدای محسن شش ماهه اش که زد فریاد
سپر ندارد اگر مادرم پسر دارد

به شعله سوخت پر و بال مادر ، امّا نه
حسین هست ، حسن هست ، بال و پر دارد

اگر خمیده علی از نماز آیات است
در آسمان غمش هاله بر قمر دارد

شبانه گشت به دست ستاره ها تشییع
که ماه الفت دیرینه با سحر دارد

میان شعله دعایش ظهور مهدی بود
که آه سوختگان بیشتر اثر دارد


#مجید_تال

@raziolhossein
👍 2
01:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


ای خدا منتظر زمزمه‌ی «یا رب» تو
وی اجابت شده مجذوب دعای شب تو

خانه‌ی خشت و گلت کعبه‌ی عرش الرحمان
از ازل تا به ابد دور سرت گشته زمان

چادر عصمتت از پرده‌ی اسرار قِدَم
زده بر پیرهنت دست توسل آدم

دختر ختم رسل مادر پیغمبرها
سایه‌ات روز ازل بر سر پیغمبرها

مهر تو داد گِل حضرت آدم را روح
نام تو روز ازل حک شده بر کشتی نوح

پله‌ی تخت تو پیشانی عرش ازلی‌ست
تو فقط کفو علی هستی و کفو تو علی ست

قنبر درگه تو رتبه‌ی آدم دارد
فضه‌ات معجزه‌ی حضرت مریم دارد

ای خدا گفته سلام و صلواتت هر دم
کیستی تو که پدر گفت فدایت گردم؟

اولین مطلع حسن ازلی کیست؟- تویی
رکن ارکان علی و، رکن علی کیست؟- تویی

هرچه گفتیم و نگفتیم از آن اولایی
تو همان فاطمه‌ای فاطمه‌ی زهرایی

چار بانوی بهشتند ارادت‌مندت
هشت تن حامل عرش ازلی پابندت

دست تو دست خداوند تعالاست مگر
که بر آن خم شده و بوسه زده پیغمبر؟

روح گهواره‌ی فرزند تو را جنباند
آسمان گردد و دستاس تو را گرداند

چهره بر خاک سر کوی تو آورده نیاز
کرده پرواز به هنگام نماز تو نماز

خلق ناگشته، در آغوش خدا بودی تو
نه خدا، نه ز خداوند جدا بودی تو

سرور عالم بر همسریَت فخر کند
پدرت احمد بر مادریَت فخر کند

تو همان سیب بهشتی که خداوندِ وَدود
شب معراج به پیغمبر خود هدیه نمود

چه به خلق و چه به خوی و چه به خلق و چه سرشت
تو بهشتی تو بهشتی تو بهشتی تو بهشت

در صف حشر تو امید گنهکارانی
دوزخ و نار به فرمان تو، تو سلطانی

حکم، حکم تو و فرمان تو فرمان خداست
عفو، عفو تو و غفران تو غفران خداست

این ندا می‌رسد از جانب ذاتِ الله
فاطمه حاجت خود را ز خداوند بخواه

تو بگو تا که ببندیم در دوزخ را
تو بگو تا که کنم گل شرر دوزخ را

تو بگو تا که عذاب از همگان برداریم
دوزخی ها را در گلشن فردوس آریم

من خدایم ولی امروز خدایی با توست
حکم آغاز ز تو حکم نهایی با توست

تو بگو دشمنتان را به سوی نار کشم
تو بخواه از من تا ناز گهنکار کشم

تو بگو تا همگان را به حسینت بخشم
تو بگو تا همه را بر حسنینت بخشم

در کنار پدر و شوهر و مام و پسرت
تو روی سوی جنان خلق به دنبال سرت

بر سر دست تو یک پیرهن خونین است
همه گویند که اسباب شفاعت این است

دوزخ و نار در آن روز بوَد پابستت
دست عباس علمدار به روی دستت

چشم یک خلق گنه‌کار به سوی دستت
پیکر پاک دو شش ماهه به روی دستت

همه در وحشت میزان و حسابند و کتاب
همه گویند که یا فاطمه ما را دریاب!

پیش رویت سر خونین اباعبدالله
تویی و حنجر خونین اباعبدالله

همه را رنگ ز رخسار پریده آن روز
همه گریند به رگ‌های بریده آن روز

تا که از شانه‌ی خود کوهِ گنه بردارند
چشم بر خون گلوی علی اصغر دارند

بر شفاعت نگه نور دو عینت کافی‌ست
نخی از پیرهن سرخ حسینت کافی ست

گرچه بر دامن لطفت همه را دست رس است
بدن له شده‌ی محسن ششماهه بس است

همه از هم بگریزند و تو در اوج جلال
کنی از لطف و کرم شیعه‌ی خود را دنبال

عفو بر خاک ره شیعه‌ی تو سر فکند
چادر خاکی تو، سایه به محشر فکند

بس که از چادر خاکیت کرم می بارد
قاتلت هم به تو امید شفاعت دارد

به شرار جگر و ناله و سوزت سوگند
به مناجات شب و گریه‌ی روزت سوگند

که به آن جانی غدار محبت نکنی
قاتلت را به صف حشر شفاعت نکنی

ظلم و جور ستم بی‌عددش یادت هست
جای دست و ضربات لگدش یادت هست

یاد داری که چگونه حسنت می لرزید؟
نفس شوهر خیبر شکنت می لرزید

خاطرت هست که سوزاند دل مولا را
خاطرت هست که می گفت بزن زهرا را

خاطرت هست که از درد به خود پیچیدی؟
خاطرت هست که داغ پسرت را دیدی؟

شیعه در حشر بلند است به گردون دادش
شیعه هرگز نرود غصب فدک از یادش

شیعه با اشک غریبانه‌ی تو سوخته است
قرن ها پشت در خانه‌ی تو سوخته است

شیعه تا جان به تنش هست شریک غم توست
شیعه سوز جگرش از نفس «میثم» توست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
01:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هیچکس مثل او شکسته نشد
از تمام جهان گسسته نشد

چند ماهی میان بستر بود
زخمهایش چه سود بسته نشد

با وجود تورمت قدما
یک نمازش ولی شکسته نشد

هیچ خیری ندید از دنیا
بعد از او هم جهان خجسته نشد

خسته شد از تلاش او دستاس
دستش از کار خانه خسته نشد

کار زهراست مثمر ثمر است
دست حیدر دوباره بسته نشد

خون مظلوم صاحب اثر است
خونش از روی میخ شسته نشد


#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 1
01:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


استعانت گر کند ما را خدای فاطمه
سر می اندازیم محشر زیر پای فاطمه

یک گلوبندش سه تا بدبخت را خوشبخت کرد
هر که عاقل بود رفت و شد گدای فاطمه

گریه کن های حسینش را شفاعت میکند
دست عباس است روی دست های فاطمه

بر مقامش هر که سر خم کرد شد پیغامبر
انبیا را پس بخوانید انبیای فاطمه

تا رسول الله در شأنش فِداها گفته است
کیست دیگر لایقش گردد فدای فاطمه؟

رو زد اما هيچ كس حاضر به همراهى نشد
دارد از انصار پيغمبر گلايه فاطمه

مستجاب الدعوه حالا مرگ خود را خواسته
بی اجابت باشد ای کاش این دعای فاطمه

میخ ِ در از سینه بیرون آمد و خون گریه کرد
گشت آگاه از دل ِ درد آشنای فاطمه

کار دنیا را ببین در سن هجده سالگی
شانه های کودکانش شد عصای فاطمه

آب می ریزد برای بچه هق هق می کند
ای به قربان حسین سر جدای فاطمه


#یا_مظلوم

@raziolhossein
1
01:14
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


هر چه داریم ازین روضه و منبر داریم
چشم امید بر این لطف مکرر داریم

عهد خود را نشکستیم و نشد رو بزنیم
تا ابد بر احدی ، ما به تو باور داریم

هر چه را خواسته بودیم رسیدیم به آن
به به از روزی ما ، مثل تو یاور داریم

ای رفیقی که همه زحمت ما گردن توست
ما محال است که دست از سر تو برداریم

حال ما سوختگان پای علم جا آمد
از حسینیه مگر میکده بهتر داریم

لایق آمدنت نیست اگر مجلس ما
لااقل کن نظری روضه مادر داریم


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
01:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی

هنوز این کوچه ها شبگرد دارد
غمی با خاطراتی زرد دارد

گذشته قرن ها از قصه ... اما
هنوزم جای سیلی درد دارد

#ایوب_پرندآور
@raziolhossein
01:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه
نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه

انبیا از برکت دستاس او نان می خورند
رزق و روزى می دهد به اهل بالا فاطمه

ظاهراً فرموده اند " ام الائمه " فاطمه
باطناً فهمانده اند " ام ابیها " فاطمه

جلوه ای شد لیله القدر رسول الله او
جلوه ای شد لیله المحیای مولا فاطمه

بچه هایش حجت الله اند اما گفته اند
آشکارا حجت الله علینا فاطمه

سیزده معصوم هر یک نورى از زهراست پس
مى شود سرجمع این ها چهارده تا فاطمه

فاطمه حق و علی حق و مع الحق آینه است
چه علی اندر على چه فاطمه با فاطمه

حک شده بر روی گردنبند زهرا یا علی
حک شده بر ذوالفقار مرتضی یا فاطمه

بس که حیدر فاطمه است و بس که زهرا حیدر است
در نجف چیزى نمی بینیم الّا فاطمه

شادی روح خدیجه ، کوری چشم همه
سروری دارد به زن های دو دنیا فاطمه

با هر اسمی که بخوانی در نهایت مادر است
راضیه حنانة الحوراء ؛ زهرا فاطمه

مادری بالاترین از این مهربانی بیش از این ؟
می رسد محشر به داد شیعه صد جا فاطمه

خانه اش که سوخت مسمار از خجالت سرخ شد
آن چنان برخورد با سینه که آنجا فاطمه .....


#محمدجواد_پرچمی


@raziolhossein
👍 1
01:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم

سنگدل ها بی امان برگ و برم را می زدند
پشت در ناباورانه باورم را می زدند

لرزه بر جان همه اهل حرم افتاده بود
لحظه ای که با لگد درب حرم را می زدند

پیش چشمم شعله بر باغ و بهار من زدند
غنچه ام پرپر شد و نیلوفرم را می زدند

مصحف پیغمبرم در شعله ها افتاده بود
جزء جزء و آیه آیه کوثرم را می زدند

ماجرای کوچه و بازار از یادم نرفت
دستهایم بسته بود و همسرم را می زدند

یک نفر با تازیانه دیگری هم با غلاف
با تمام زور و بازو دلبرم را می زدند

از خجالت من سرم را بر زمین انداختم
با که گویم دختر پیغمبرم را می زدند

می پرد هر شب حسن از خواب می گوید پدر
خواب میدیدم دوباره مادرم را می زدند

#نوید_طاهری


@raziolhossein
01:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت



ما چه می فهمیم اندوه  در و دیوار را
ما چه می فهمیم اشکِ  چشم های تار را

ما چه می فهمیم وقتی مادری در آتش است
پهلویش طاقت ندارد داغیِ مسمار را


مانده ام امشب بگویم از غلاف و کوچه ها
یا بگویم داستان میخ کج رفتار را

پشت در غوغا شده، ای کاش زینب نشنود
طعنه های مردکِ بی شرمِ بی مقدار را

آتش  آورده ست پشت خانه ی وحی خدا
با خودش همراه کرده بی حیا، اشرار را

کینه هایی را که در دل داشت در پا جمع کرد..
زد ولی انداخت از پا حیدر کرار را

ما چه می فهمیم از این داغ وقتی مجتبی
دیده با چشم خود این داغ مصیبت بار را


#احسان_نرگسی


@raziolhossein
2
01:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سکوت در شب تاریک خانه معنا بود
طلایه دار خدا سر به چاه تنها بود

نبود شاهد اشکش به غیر چهره ی ماه
به سینه غصه ی زهرا و همدمشم هم آه

کسی که وقت نمازش خدا سلامش کرد
بگو که بعد پیمبر که احترامش کرد؟

چه کرده اند که حالا نشسته در خانه؟
چه کرده اند که اشکش شده غریبانه؟

کسی که قلعه ی خیبر گرفت با یک دست
چه کرده اند که در کوچه ها ز پا بنشست

چه کرده اند به کوچه؟کسی چه می داند
چه کرده اند که زهرا دگر نمی ماند

بلای جان علی تیغ ابن ملجم نیست
بلای جان علی دل شکستگی هم نیست

بلای جان علی داغ بودن میخ است
علی غریب ترین مرد طول تاریخ است

همان دمی که به خانه هجوم آوردند
کسی ندید که با همسرش چه ها کردند

همان جماعت پستی که نان او خوردند
چقدر همیه و آتش به پشت در بردند

جماعتی که‌ به دنیای خود گرفتارند
همیشه از علی و آل او طلب کارند

گذشت قصه ی کوچه به کربلا چو رسید
کسی صدای حسین غریب را نشنید

به دور قتله گهش هی برو بیا کردند
به قتل صبر سرش را ز تن جدا کردند


#آرمان_صائمی

@raziolhossein
👍 1
01:22
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی

نفهمیدن مقام برترش رو
طناب آوردن و بستن پرش رو

همونا که به قرآن پی نبردن
چه بی رحمانه کشتن کوثرش رو
.....


تموم فکر و ذکرش زخم یاسه
نگاش بارونیه مرد حماسه

یل خیبر شکن رو بچه شیعه
هنوز از روی صبرش می شناسه


#شهریار_سنجری
@raziolhossein
01:25
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


آشفته من به کوچه و هر رهگذر شدم
در کوچه جان به لب شدم و محتضر شدم

گر چه نشد کسی سپر فاطمه ، ولی
تا پاي جان ، پاي علی من سپر شدم

هر لحظه می شدم به خدا من کبودتر
مانند یک پرستوي بی بال و پر شدم

دیدم به چشم خویش که چشمم ز دست رفت
محتاج ، من ، به یاري دیوار و در شدم

با پا مرا زدند همه تا به پاي مرگ
زیر دري که سوخته ، من ، بی پسر شدم

از بس شدم نحیف نشناسد مرا علی
مانند عمر مختصرم ، مختصر شدم

شکرِ خدا که جاي لگد را علی ندید
شکرِ خدا ندید ، شکسته کمر شدم

خود مانده ام که ماندنی ام یا که رفتنی
جانم به لب رسید ولی جان به سر شدم

چیزي ز من نمانده علی شستشو دهد
خود در تعجبم که چرا اینقدر شدم ؟

دانم که غسل دادن من طول می کشد
هر شب گذشت صاحب زخمی دگر شدم


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
👍 2
01:27
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


فاطمه بعد از پیمبر دائماً سردرد داشت
دستمالی بر سرش می‌بَست دیگر؛ درد داشت

غُصه‌ی اسلام را می‌خورد جای نان شب
انحرافِ دین برایش خیلی آخر درد داشت

شهر پیغمبر! چرا دُخت پیمبر را زدند؟
شهر پیغمبر! چرا دُخت پیمبر درد داشت؟

خاک عالم بر دهانم! در به پهلویش گرفت
خاک عالم بر دهانم! ضربه‌ی در درد داشت

بوسه بر دست علی زد تا دلش آرام شد
دیدن آن دست بسته صد برابر درد داشت

صبح تا شب زخم برمی‌داشت، شب تا صبح درد
آه، سر تا پای زخم و پای تا سر درد داشت

یک نفر از بچه‌ها هم سَمتِ آغوشش نرفت،
بچه‌ها هر وقت می‌دیدند... مادر درد داشت


#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
👍 2 1
01:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ازروی بستر برنمی دارم سرم را
آهسته می بندم دوچشمان ترم را

تاآن كه پرپر گشتنم راكس نبيند
کردم برون گُل های یاس و پرپرم را

پوشانده ام رخسار نيلی را،كه شايد
حيدر نبيند گوشه ی چشم ترم را

چون روبرو گشتند با من غنچه هايم
اسماتوخود درياب حال دخترم را

هجده ورق از دفتر عمرم تمام است
آماده ام بندد شهادت  دفترم را

كردم وضو ازاشك وهنگام شهادت
خواندم دراين بسترنماز آخرم را

چيزی نمانده تا نهان ازچشم دشمن
پنهان كند در شب علی خاكسترم را

ترسم علی از پا بيفتد ای «وفایی»
بردوش خود وقتی بگيردپيكرم را

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
01:32
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


بانو! به محضرت همه دنیا کند سلام 
چون مهر و ماه، زهره‌ی زیبا کند سلام 
بر مادر تو، مادر عیسی کند سلام

«ای دختری که پیش تو بابا کند سلام!
تو کوثر استی و به تو طوبی کند سلام»

ای آن كه گر نبود به ماه رخت نقاب!
هرگز کسی به دیده نمی‌دید ماهتاب 
ای مهربان! بتاب و ز ما ماه رخ متاب

«زهرایی و به خانه‌ی تو هم‌چو آفتاب 
هر صبح و شام، سیّد بطحا کند سلام»

ای وام‌دار عطر گلت باغ سرنوشت!
زیبا بُوَد به مهر تو گل ورنه زشت زشت 
بر ساق عرش، کلک خدا فاطمه نوشت

«بر فضّه‌ی تو مائده می‌آید از بهشت
بر مادر تو حیّ تعالی کند سلام»

ای اصل نور! نور اصیل تو نور رب!
می‌چرخد از اشاره‌ی تو چرخ، روز و شب 
آن را که نیست مهر تو حمالة الحطب

«درگاه توست قبله‌ی دل‌ها و با ادب
هر زنده دل به قبله‌ی دل‌ها کند سلام»

بر سائل تو لطف و عطایش دهد جواب
حور و مَلَک ز عرش علایش دهد جواب
در شهر توس، شمس ضحایش دهد جواب

«قدر تو این قَدَر که خدایش دهد جواب
هر کس به حضرت تو ز هر جا کند سلام»


هر کس گدای توست گدایش بُوَد بهشت 
هر جاست یاد تو همه جایش بُوَد بهشت 
دیوار و سقف و فرش و فضایش بُوَد بهشت

«فرمود مصطفی که جزایش بُوَد بهشت
هر کس که تا سه روز به زهرا کند سلام»

ای رشته کوه لطف تو بر خلق، تکیه‌گاه!
ما پیش کوه لطف شمايیم پرّ کاه
تنها فقط تویی گل و عالم همه گیاه

«ای قبر بی‌نشان تو بر غربتت گواه!
مهدی کنار قبر تو تنها کند سلام»

اي فرش آستان تو معراج عرشیان!
مَهریّه‌ی تو خاک زمین، مِهر آسمان
مِهر تو محور همه خلقت به هر زمان

ای «واعظی»! سلام «مؤیّد» بر او چنان
شرمنده بنده‌ای که به مولا کند سلام

#احمد_واعظی
مرحوم #سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
1
01:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه #امام_حسن


غم بود و داغ بود و وداع سپیده بود
خورشید هم زشهر به مغرب خزیده بود

رد می شدند مادر و طفلی سیاه موی
از کوچه ای که وقت غروبش رسیده بود

حتی فرشته بال نمی زد به گردشان
حتی نسیم هم رخشان را ندیده بود

مثل همیشه بر سر این راه جبرئیل
از رد پای خاکی شان بوسه چیده بود

آئینه ای که طاقت آهی نداشت آه
این چند روز زخم ترک را چشیده بود

حالا غریبه ای سر راه عبور او
یک دست را برای کشیده، کشیده بود

نامحرمی که کینه این خانواده داشت
حالا دوباره نام علی را شنیده بود

کودک دوید تا نگذارد ولی نشد
دستی حرام بر رخ محرم رسیده بود

دیوارهای خاکی این کوچه شاهدند
افتاده بود مادر و طفلی بریده بود

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد
در هر دو گونه جای کبودی کشیده بود

رد می شدند مادر و طفلی سپید موی
از کوچه ای که قامتشان را خمیده بود


شاعر؟؟؟


@raziolhossein
01:41
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


ای رفیق روز تنهایی ، تو تنهایی چقدر
تو کجا و ما کجا دلواپس مایی چقدر

راه معلوم است و ما بیراهه گردی می کنیم
خسته از بی دردی ما اهل دنیایی چقدر

راه را اصلا نبستی بر رفیق نیمه راه
من که از شرمندگی مُردم ، تو آقایی چقدر

تو طلبکاری از این چشمان‌کور من چه قدر
من بدهکارم بر آن چشم مسیحایی چه قدر

من ندیده دیدمت در جای جای این جهان
یوسف گمگشته ی زهرا تو پیدایی چقدر

در زدی خانه به خانه ، هیچ کس یارت نشد
آه آقای غریب ما تو زهرایی چقدر

آخرش جان می دهم از غسل روز آخرت
مادر بازو شکسته ! فکر مولایی چقدر


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 2
01:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1020×1280, 77.3 KB
⚫️ وَ صَارَتْ‏ كَالْخيال ... 🍂

از ماهِ تمامِ من هِلالی مانده
از زندگی‌ام فرضِ محالی مانده

در بیداری خوابِ تو را می‌بینم
خوابیده‌ای و از تو خیالی مانده

#ناحلةالجسم
#رضا_قاسمی

@raziolhossein
😭 3 2 👍 1
26 November 2024
ش
01:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


نامه ی غاصب دوم لعنت الله علیه
به معاویه ی ملعون

این نامه را به جوهر کینه نوشته‌ام
از روزهای خوب مدینه نوشته‌ام

روزی که اختیار به دست سقیفه بود
روزی که چشممان به رداع خلیفه بود

هم فکر غصب حق علی بود در سرم
هم بود ابو عبیده‌ی جراح یاورم

بر روی سنت حسنه پا گذاشتم
تصمیم را به عهده‌ی شورا گذاشتم

میزد به کوس تفرقه بن منزرالبته
خیلی از آن جماعت روشنگرالبته

بن سعد حزرجی شده کوتاه آمدن
با پیروان لات و هُبَل راه آمدن

غیر از علی و فاطمه همراهمان شدند
اهل مدینه لشکر خودخواهمان شدند

گفتم: بدون مایه فطیر است کارمان
بی مرتضی و فاطمه گیر است کارمان

گفتم: ز یار غار حمایت کند علی
باید به زور هم شده بیعت کند علی

از این جهت روانه شدم سمت خانه‌اش
گرد آمدیم پشت در آشیانه‌اش

پشت سرم مهاجر و انصار آمدند
حتی به یاری‌ام در و دیوار آمدند

هر لحظه لحظه بیشتر و بیشتر شدیم
در پیش چشم فاطمه سیصد نفر شدیم

گفتم: علی خانه‌نشین را خبر کنید
مثل بقیه بیعت بی‌دردسر کنید

گفتم: که ختم قائله در دست حیدر است
بیعت علی اگر نکند کار ابتر است

آمد صدای فاطمه از پشت در به گوش
می‌گفت از امامت و حق پسر عموش

حکم امامت ازلی را به ما نداد
یک تار موی شخص علی را به ما نداد

گفتم به حال خویش نباید رها شود
وقتش رسیده شعله‌ی آتش به پا شود

در بین دود فکر علی بود فاطمه
همواره گرم ذکر علی بود فاطمه

گرم حمایت از علی‌اش عاشقانه بود
تنها علاج کار فقط تازیانه بود

کاشانه‌اش همین که پر از بوی دود شد
با تازیانه بازوی زهرا کبود شد

این سو مغیره گرم بگو و بخند شد
آن سو صدای ناله‌ی زهرا بلند شد

چیزی نمانده بود فضا ملتهب شود
با گریه‌های فاطمه دل‌ منقلب شود

اما علی و شوکتش آمد به خاطرم
شور و شکوه ضربتش آمد به خاطرم

تیغ دو دم به خاطرم آمد چه کار کرد
اهل قریش را به مصیبت دچار کرد

پس با تمام کینه و بغضی که داشتم
آنجا همه توان خودم را گذاشتم

بر سینه‌ی زمین و زمان دست رد زدم
بر درب نیم سوخته محکم لگد زدم

طوری لگد زدم که همان پشت در نشست
طوری لگد زدم پس از آن پهلویش شکست

طوری زدم معاویه در خورد بر سرش
تأثیر ضربه‌های لگد کرد پرپرش

طوری زدم که داغ دلش بیشتر شود
طوری لگد زدم که علی بی‌پسر شود

طوری لگد زدم که سیر از کتک شود
طوری لگد زدم جگرم هم خنک شود

حتی کنار ضربه‌ی سنگین کاری‌ام
مسمار درب سوخته آمد به یاری‌ام

ریحانه‌ی رسول که رنگش پریده بود
داغی میخ در نفسش را بریده بود

افتاد در به روی تنش، رد شدم از آن
داخل شدیم  داخل منزل که ناگهان

از پشت در بلند شد آنجا مجدداً
با پهلوی شکسته که شد سد راه من

با ضربه‌ی مجدد من خورد بر زمین
مرد ایستاده بود که زن خورد بر زمین

یک ضربه روزگار علی را سیاه کرد
سیلی زدم به فاطمه، حیدر نگاه کرد


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 3 😭 2
01:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


صلات من قيام من تو هستي
فقط ختم كلام من تو هستي

سلامم بي جواب مونده تو كوچه
جواب هر سلام من تو هستي...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
01:41
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه



کرده خدا بهشت را خلق برای فاطمه
بوی بهشت نشنوی جز به ولای فاطمه
 
منطق لال من کجا مدح و ثنای وی کجا
کرده خدای لم یزل مدح و ثنای فاطمه
 
خلقت کائنات را پنج نفر که علت‌ند
کیست میان پنج تن رکن، سوای فاطمه
 
جمله به نام فاطمه کرده خدا معرفی
معتبر است این سخن، قول خدای فاطمه
 
فاطمه است و باب او فاطمه است و شوهرش
فاطمه است و آل او، آل عبای فاطمه
 
از رخ تابناک او منفعل است آفتاب
منفعلم بگویم از شرم و حیای فاطمه
 
معنی لفظ کوثر است ام شبیر و شبر است
طاهره و مطهره کنیه برای فاطمه
 
دختر ختم انبیاء همسر شاه اولیاء
چشم امید ما سواء سوی عطای فاطمه
 
عفت و عصمت و شرف از ید قدرت خدا
دوخته جامه ای است بر قد رسای فاطمه
 
گر خود او نمی شدی جزء عوالم جهان
کون و مکان نمی شدی جزء بهای فاطمه
 
عقل بسیط کی کند درک جلال و شوکتش
سجده برند قدسایان بر کف پای فاطمه
 
عرض صراط می شود پهن تر از درازیش
وصل شود اگر بدو تار ردای فاطمه
 
گفته نبی ابطحی علت غائی جهان
جان من و جهانیان باد فدای فاطمه
 
جسم من است فاطمه، روح من است فاطمه
باعث رنجشم بود رنج و اذای فاطمه
 
مهر خدا است مهر او، قهر خداست قهر او
علت لطف لم یزل لطف و رضای فاطمه
 
گر بتو(سعدی زمان)خود نکند عنایتی
کی بودت لیاقتی بهر رثای فاطمه
 
یافته است از او بهاء عزت و رفعت و شرف
قدر و شرافتش شده درد و بلای فاطمه
 
صورت حور او کجا سیلی ملحدی کجا
گشته کبود صورت ماه لقای فاطمه

#سیدرضا_حسینی

@raziolhossein
01:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #هجوم


باز هم امن یجیب ِ طفل مضطر شد بلند
نافله خواندی نشسته آه حیدر شد بلند

باز هم از خواب ، امشب مثل هر شب فاطمه
مجتبی با وای مادر ، وای مادر شد بلند

چشم بر هم زد علی و دید شد نقش ِ بر آب
دلخوشی هایش همه ، آتش که از در شد بلند

بر زمین افتادنت اصلا تماشایی نبود
ای کسی که پیش تو پیمبر شد بلند

از مسلمانی ِ اینها و غریبی ِ علی
داد و بیداد یهودی های خیبر شد بلند

آه ای هم صحبت روح الامین ، من را ببخش
پیش چشمم بر سرت فریاد کافر شد بلند

جان به لب گردید علی اما هزاران بار شکر
باز هم از ماذنه الله اکبر شد بلند

از گلویت آب خوش پایین نرفته باز هم
های هایت یاد این مظلوم ِ بی سر شد بلند

فاطمه می بینمت روز دهم وقتی حسین
ناله ی هل من معینش زیر خنجر شد بلند

#محمدحسین_رحیمیان 

@raziolhossein
01:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


میخ داغ و سینه زهرای من ای وای من
سیلی و انسیه الحورای من ای وای من

خانه و کاشانه و  شمع و گل و پروانه نه
سوخت در آتش همه دنیای من ای وای من

آیه های کوثرم افتاده زیر دست و پا
لرزه افتاده به دست و پای من ای وای من

ابر سیلی هر دو روی روی یارم را گرفت
تار شد خورشید مه‌سیمای من ای وای من

در شکست و پشت در این غصه پشتم را شکست
خورد با صورت زمین طوبای(زهرای) من ای وای من

کشتن یک زن ، چهل نامرد میخواهد مگر؟!
داد از بی رحمی اعدای من ای وای من

کینه از من داشتند و همسرم را میزدند
فاطمه افتاد از پا ، پای من ای وای من

بشکند دست مغیره دست یارم را شکست
پیش چشم زینب کبرای من ای وای من

میکشد این غم مرا آخر که شد کاشانه ام
قتلگاه همسر تنهای من ای وای من

فاطمه با دیدن تابوت وقتی خنده زد
رفت دیگر خنده از لبهای من ای وای من

بعد زهرا این من و این میخ و این دیوار و در
وای من ای وای من ای وای من ای وای من


#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
01:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #هجوم


دری که بوسه گه انبیای عظمی شد
چگونه بود که با ضربه ی لگد وا شد

بجای دسته گل جای احترام و سلام
شرار، قسمت آن خانه ی معلی شد

مقابل نفس بانوی عفیف علی
صدای عربده یک غریبه پیدا شد

آهای سینه زنان فاطمه زمین افتاد
کمک دهید که در بین کوچه دعوا شد

امان ز میخ که کج رفت سمت پهلو رفت
امان ز در که شکست و بلای زهرا شد

قلاف تیغ یکی و دوتا نه،خیلی بود
چگونه اینهمه ضربه به دست او جا شد؟!

اگرچه پشت در خانه رفته بود از حال
به احترام نگاه علی ز جا پا شد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
01:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


دنیا اگر صفا داشت از دخت مصطفی داشت
این زندگیِ کوتاه بسیار ماجرا داشت

از غربتم همین بس ، در بین بی وفایان
تنها گذاشت من‌ را آنکه به من وفا داشت

دستان بی حیا زد آئینه ی حیا را
رو میگرفت از کور آنقدر که حیا داشت

هم در شکست قلبش ، هم کوچه سینه اش سوخت
از ضرب سر شنیدم ، دیوار ناله ها داشت

وقتی که همسرم را با تازیانه میزد
میمردم از خجالت با دستِ بسته، جا داشت

نَقلِ شکستنش شد نُقل محافل شهر
این ماجرای کوچه خیلی سروصدا داشت

یادش به خیر روزی که جمع ، جمع ما بود
من هستم آن کسی که در خانه اش کسا داشت

آن یارِ دستِ تنها ، دستش شکست اما
فهمید اهل دنیا یک دست هم صدا داشت

زخم زبان مردم یک درد بی دوا شد
اى كاش زخم سينه حداقل دوا داشت

از زندگیش زهرا هرگز نگشت دلسیر
مسمار همسرم را به این فراق واداشت

هر طور بود آمد زهرا ميان مسجد
با پهلوى شكسته دلشوره ی مرا داشت

گاهی پی عیادت ، همسایه ای می آمد
زهرا که بود، خانه ، خیلی برو بیا داشت

هی گریه پشت گریه هی ناله پشت ناله
کافر نبیند ای کاش دردی که مجتبی داشت

در کوچه احترام توحید را شکستند
از بسکه در جمالش او جلوه ی خدا داشت

در روز های آخر بی وقفه بود مضطر
دلشوره ی حسین و صحرای کربلا داشت


#یا_مظلوم

@raziolhossein
👍 1
01:41
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#تبری


ولی تنها، ولی تنها، ولی تنها، ولی تنها
قدم زد آسمان روی زمین ما ولی تنها!

کسی که دستگیر انبیا بوده ست از آغاز
کسی که با وجود او نبوده مرسلی تنها

چه تصویر غم انگیزیست که بعد از رسول الله
نشسته روبه روی ذوالفقار خود یلی تنها

شگفتا! اسفلی بر منبر و دورش خلایق جمع!
دریغا! گوشه مسجد نشسته افضلی تنها!

پیمبر گفت اگر دنیا به سویی رفت و او سویی
همه باطل روند و اوست راه حق، بلی! تنها

چه می‌گویی برادر جان علی تنهاست بی مردم
درست این است که هستند مردم بی علی تنها!


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
👍 2
01:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


نالیدن یک مادر مایوس کُشنده ست
بغضی که شودیکسره محبوس کشنده ست

سیلیِ به زهرا سبب مرگ حسن شد
آری بخداغصه ی ناموس کشنده ست

#ع_رجبی

@raziolhossein
01:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دوباره شب شد و سردرد دارد
بميرم مادرم سر درد دارد

شنيدم در قنوت وتر ميگفت
خدايا مرگ كمتر درد دارد

بر اين سوره بيا و دست مگذار
كه آيه آيه كوثر درد دارد

ز اشك باغبان پرسيدم و گفت
نگاه ياس پرپر درد دارد

گذشت و عصر عاشورا چشيدم
غلاف و دست كافر درد دارد

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
2
01:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


یاری ز که جوید؟ دل من یار ندارد
یک مِحرم و یک راز نگه‌دار ندارد

با دیدن سوز دل من در چمن و باغ
با داغِ دلِ لاله کسی کار ندارد

باید سر و کارش طرف چاه بیافتد
یوسف که در این شهر، خریدار ندارد

از گریۀ پنهان علی در دل شب‌ها
پیداست که دل دارد و دل‌دار ندارد

در گلشن آتش زدۀ عصمت و ایثار
پرپر شدنِ غنچه که انکار ندارد

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید
گل، تاب فشار در و دیوار ندارد


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1 👍 1
01:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #عامیانه



این روزا توو خونه زحمت می کشی
سخته این همه مصیبت می کشی
لااقل پیشَمی سربه‌زیر نباش
نکنه ازم خجالت می کشی

اشکای چشم حسن فدا سرت
زخم رو گونه ی من فدا سرت
حاضرم پای تو جونمم بدم
حالا یه سیلی زدن..،فدا سرت

شهرمون مثل غروبه..،دلگیره
دل تو به داغ غربت اسیره
تا میبیننت راهو کج می کنن
الهی فاطمه واست بمیره

مگه میشه غصه ی تو رو نخورد
مگه میشه پای گریه هات نمرد
تو همین که حس نکردی..،بَسَّمه
چه فشاری در به دنده هام آوُرد

گره خورده سرنوشتمون به غم
عُمر باهم بودنِ ما شده کم
لحظه‌ای که میخ به پهلوهام گرفت
داد زدم فضّه کجاااایی؟ محسِنم...

طاقت یه ذره گرما ندارم
دوس دارم که راه برم..،پا ندارم
موی زینبت پریشونه هنوز
برا شونه کردنش نا ندارم

گریه هام گریه ی پیوسته شدن
راه آه و ناله هام بسته شدن
دعا کن همین روزا..، زود بمیرم
در و همسایه دیگه خسته شدن

ای عزیزدلم ، ای همه کَسَم!
دم آخری بُریده نفسم
هوای حسینمونو داشته باش...
برا خشکیِ لبش دلواپسم

یه روزی میرسه تشنه میموونه
بدنِ بی رمقش ناتوونه
اِنقَدَر با نیزه ها میزننش
روی پاش میخواد پا شه..،نمیتونه

مُشتی بی حیا ولش نمی کنن
پیرا با عصا ولش نمی کنن
بدنش با خاک یکی میشه..،علی!
نعل مرکبا ولش نمی کنن


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
01:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×499, 63.7 KB
#تبری

باری که به دوش شیعیان سنگین است
از ماحصل جنایتی ننگین است

وحدت یعنی فشردن دستی که
یک عمر به خون فاطمه رنگین است

#ع_رجبی
@raziolhossein
👍 1
01:48
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


خسته و مضطر شدی هرگاه؛ یازهرا بگو
بسته شد وقتی به رویَت راه؛ یازهرا بگو

تا که مِهرش در وجودت بیشتر جاری شود
با دلی از عاشقی آگاه؛ یازهرا بگو

توبه ات تا که قبول افتد بگو: جانم حسین
تا شوَد کوهِ گناهَت کاه؛ یازهرا بگو

با دعایش دور خواهد کرد از عصیان تو را
تا نباشی لحظه ای گمراه؛ یازهرا بگو

دلبری کن از علی در زیرِ ایوانِ نجف
هر سحر با نغمه ای دلخواه؛ یازهرا بگو

در میان روضه هر چه از فراق کربلا-
گریه کردی و کشیدی آه؛ یازهرا بگو

إذنِ پابوس پسر بی واسطه با مادر است
کربلا رفتی اگر گهگاه؛ یازهرا بگو

روی تلّ زینبیه مثل زینب بیقرار...
خیره بر گودالِ قتلگاه؛ یازهرا بگو!


#م_عاطفی

@raziolhossein
01:49
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


نوری که هیچ می نگرد ماهتاب را
در سایه‌اش پناه دهد آفتاب را

زهراست کوثری که به آیات روشنش
آب حیات می دهد ام الکتاب را

همسایهٔ قنوتش اگر ما نبوده‌ایم
خرج چه کرده آن نفس مستجاب را

حتی به قیمت پر کاهی نمی‌خرند
بی التفات فاطمه کوه ثواب را

زهرا که هست غصهٔ محشر برای چه
ای شیعه دور کن ز خود این اضطراب را

روزی که چشم ام ابیها به خواب رفت
از چشم بوتراب گرفتند خواب را

بانو كجاست قبر تو؟ بايد به گور برد
اين پرسش همیشه بدون جواب را


#محمدعلی_بیابانی


@raziolhossein
01:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #امام_حسن #کوچه


خواستم یاری کنم اما در آن غوغا نشد
خواستم من هم بگیرم دست بابا را، نشد

مادرم آن را گرفت و تازیانه پشت هم،
هی فرود آمد ولی دستان مادر وا نشد

دست مادر آخرش وا شد، نمی‌گویم چطور
این‌قدَر گویم که زهرا دیگر آن زهرا نشد

من فقط می‌دانم آن روز و در آن کوچه، چه شد
من فقط دیدم چرا افتاد مادر، پا نشد

حال و روزش فکر می‌کردم که بهتر می‌شود
هرچه ماندم منتظر، فردا و فرداها... نشد

هرچه گشتم کوچه را، فردا و فرداها... نبود
هرچه گشتم، گوشواره آخرش پیدا نشد...

آخرش خم شد به درگاه علی، ماه علی
آری آن قامت به‌جز در پای یکتا، تا نشد...

چشم امید یتیمان! چشم را وا کن ببین
ناله هم سهم یتیمان تو از دنیا نشد


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
01:55
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


ای وای از آن حدیث به دفتر نیامده
ای وای از آن شروع به آخر نیامده
ای وای از آن یقین به باور نیامده
ای وای از آن مزار کبوتر نیامده
ای وای از آن که رفته و دیگر نیامده

ای دل! حدیث دختر طاها شنیده‌ای؟
«یَرضی» شنیده‌ای؟ «لِرضاها» شنیده‌ای؟
هنگامۀ نماز دعاها شنیده‌ای؟
«حتّی تَوَرَّمَت قَدَماها» شنیده‌ای؟
«أمّن یُجیب» این همه مضطر نیامده

یا لَلعَجَب، «فَصَلِّ لِرَبِّک» ولادتش
واحیرتا «لِیُذهِبَ عَنکُم» شرافتش
«طوبی لَهُم وَ حُسن مَآب» است مدحتش
جبریل با تمام بزرگی و رتبتش
از عهدۀ ستایش او برنیامده

اما چه سود حرمت قرآن شکسته شد
یک‌باره قلب سورۀ انسان شکسته شد
در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد
نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد
فصل غریبی تو چرا سرنیامده؟

زهرا هنوز گریۀ بی‌گاه می‌کند
مولا هنوز سر به دل چاه می‌کند
پاییز ادّعای «أنا الله» می‌کند
صبحِ بهار از آمدن اکراه می‌کند
آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟


#مهدی_جهاندار

@raziolhossein
01:57
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


بی تو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم
روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم

گاه می‌گریم کنار آسیاب خانه ات
گاه با دیوار و در ذکر مصیبت میکنم

تو به بابای خودت از غربت من شکوه کن
من هم از بی فاطمه بودن شکایت میکنم

گفتم امشب درد پهلویت اذیت میکند
یک تکان خوردی و گفتی آه عادت میکنم

غصه‌ی همسایه‌های بی وفایت را نخور
من خودم جای همه از تو عیادت میکنم

از در این خانه بیرون میکشم مسمار را
گرچه یک کم دیر دارم رفع زحمت میکنم

بی تو زهرا جان نماز من فرادا میشود
بی تو در محراب هم احساس غربت میکنم

ای ضریح لطمه خورده میروی از خانه ام
کربلا اما تو را روزی زیارت میکنم

بر سر جسم مقطع ، بین گودال حسین
با بنیَّ های تو ذکر مصیبت میکنم

تو‌ کمک بر رأس های رفته بر نی میکنی
من کمک بر دختران در اسارت میکنم


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
01:59
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


آن بانوئی که ذکرلبش یاجلیل بود
دیدندسجده های نمازش طویل بود

صدها فرشته محوتماشای اوشدند
ازبس که جلوه های نمازش جمیل بود

همتا نداشت درشرف وعصمت وعفاف
قدرومقام و منزلتش بی بدیل بود

خودکوثرودوچشمه ی زمزم فشان او
روشن تراززلال دل سلسبیل بود

تانشکند بلوردل او زسنگ غم
بعدازپدرانیس دلش جبرئیل بو د

فریاد خطبه خوانی آن مظهرعفاف
مُهرسکوت برلب هرقال وقیل بو د

عمرش پُرافتخارتراز عمر نوح  شد
گرچه بسان سوره ی کوثرقلیل بود

درراه حفظ کعبه ی دل، جان سپرنمود
وقتی نفاق دردل اصحاب فیل بود 

نمرودیان به آتش بیداد سوختند
آن خانه را که کعبه ی صدها خلیل بود

یک غنچه درتهاجم گلچین به باغ وحی
درحفظ جان بانوی  گل ها دخیل بو د

درروز رستخیز،پُرازحسرت و غم است
چشمی که بهرگریه ی براوبخیل بود

مدح کسی سرود«وفایی»که حق گواست
دشمن به پیش عزّت وقدرش، ذلیل بود


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
02:00
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



خُونِ مَظلُوم، تُو را می‌خوانَد    
آهِ مَحرُوم، تُو را می‌خوانَد
اَشگِ مَعصُوم، تُو را می‌خواَند
قَلبِ مَغمُوم، تُو را می‌خوانَد
تُو گُشایَندِهء مُشکِل‌هایی
تُو شَفابَخشِ هَمِه دِل‌هایی

دادگاهِ تُو به پا گَردَد کِی؟
حَقَِّ مَظلُوم، اَدا گَردَد کِی؟
خَصمْ مَحکُومِ فَنا گَردَد کِی؟
قامَتِ ظُلم، دُو تا گَردَد کِی؟
تا به کِی فاطِمِه گُویَد پِسَرَم؟
تا کِی اِسلام بِگُویَد پِدَرَم؟

خُونِ رُخسارِ رَسُولِ دُو سَرا
فَرقِ بِشکَافتِهء شِیرِ خُدا
نالِه‌های شَب و رُوزِ زَهرا
پَرچَمِ سُرخِ شَهِ کَرب‌ و بُلا
هَمِه گُویَند بِیا، مَهدِی جان
بِشنُو نالِهء ما، مَهدِی جان

مامَت، اِی مُنتَقِمِ ثار الله
هَم‌چِنان ماهِ شَبِ آخَرِ ماه
چِهرِه پِنهان کُند اَز دِیدِهء شاه 
تا به رُویَش نَکُنَد شاه، نِگاه
چِه کَسی دِیدِه کِه با حالِ پَرِیش
رُو بِگیرَد زَنِی اَز شُوهَرِ خِویش؟

با خُدا گُفت کِه اِی دادگرَم
مَن کِه مَحرُوم زِ اِرثِ پِدَرَم
مَن کِه دِل‌خَستِه زِ داغِ پِسَرَم
مَن کِه آزُردِه زِ دِیوار و دَرَم
حَق نَدارَم کِه کُنم نالِه زِ جان  
حال، لُطفِی کُن و مَرگَم بِرَسان

خِیز با نَغمِهء ،مادَر مادَر،  
رُوی کُن دَر حَرَمِ پِیغَمبَر
اَز دِل خاکَ، تَنِ آن دُو نَفَر
به دَر آور گُو با دِیدِهءتَر
کِه شُما اَز چِه به هَم پِیوَستِید
پَهلُویِ مادَرِ من بِشکَستِید؟


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
1 👍 1
02:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


دستی به پهلو دارد و دستی به دیوار
داده‌ست تکیه مادر هستی به دیوار

هر لحظه دردی تازه داغی تازه دارد
در چشم خود غم‌های بی‌اندازه دارد

مثل شبی تیره‌ست دنیای مقابل
تنها هلالی مانده از آن ماه کامل

گاهی که بر دیوار و در دارد نگاهی
آهی به لب می‌آورد از درد آهی

لبریز از درد است اما غرق احساس
دستی به پهلو دارد و دستی به دستاس

آه این نسیم با محبت، مادرانه
دستی کشیده بر سر و بر روی خانه

شرمندۀ احساس او شد خانه‌داری
با هر نفس آه از در و دیوار جاری
::
شب، نیمه‌شب، خسته شکسته، مات، مبهوت
دستی به سر می‌گیرد و دستی به تابوت

از خانه بیرون می‌رود ناباورانه
جان خودش را می‌برد بر روی شانه

خورده گره با گرد غربت سرنوشتش
در خاک پنهان می‌شود پنهان بهشتش

«نفسی علی...» آه از دل پر درد او آه
«یا لیتها...» آه از دل پر درد او آه
::
این روزها دستی به سمت ذوالفقار است...


#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
02:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×881, 58.8 KB
فاطمه جان:

در شکسته مرا عاقبت شکستم داد
ببین که میخِ در خانه کار دستم داد

#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
2 😢 2
27 November 2024
ش
02:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای غریب بی کس و یاور خداحافظ علی
رفتنی شد فاطمه دیگر خداحافظ علی

کن حلالم زود دارم میروم از پیش تو
میشوی تنها و تنهاتر خداحافظ علی

ساقی کوثر بیا شبها کنار تربتم
جای الرحمن بخوان کوثر خداحافظ علی

خاطرات خوب این نه سال بد پایان رسید
با لگد شد بسته این دفتر خداحافظ علی

جای ماندن نیست این شهری که زن را میزنند
در میان کوچه و معبر خداحافظ علی

من که رفتم زود این در را عوض کن نشنوی
بوی زهرا را زمیخ در خداحافظ علی

از حسن از ماجرای کوچه ها چیزی نپرس
می شود حال دلش بدتر خداحافظ علی

یاد زینب داده ام اشک پدر را پاک کن
این تو و این مهربان دختر خداحافظ علی

ام کلثوم مرا هر شب بغل کن جای من
زود شد این طفل بی مادر خداحافظ علی

جای من هرشب گلوی نورعینم را ببوس
هست جای نیزه و خنجر خداحافظ علی

از تو چه پنهان که من دلتنگ روی محسنم
میروم او را کشم در بر خداحافظ علی

میروم با سینه مجروح شیرش میدهم
غنچه ام نشکفته شد پرپر خداحافظ علی

کاش این گهواره ای که قسمت محسن نشد
قسمت اصغر شود آخر خداحافظ علی

من ندادم شیر محسن را الهی که رباب
او نگردد مثل من دیگر خداحافظ علی

به حسین من بگو از قول من مخفی کند
از همه قبر علی اصغر خداحافظ علی

نیزه داران میرسند از راه و او را میبرند
مادرش گوید زپشت سر خداحافظ علی

من پیاده تو سوار نیزه هایی رحم کن
یک کمی آهسته تر مادر خداحافظ علی

یک کمی آهسته تر از نی می‌افتی آخرش
می کنی بیچاره ام آخر خداحافظ علی

وعده دیدار ما دروازه ساعات شام
سر بزن به مادرت باسر خداحافظ علی


#عبدالزینب_موسوی


@raziolhossein
😭 2
02:00
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه #رباعی


هم خانه ی او  دارالشفای همه است
هم حانیه ،حنانه وهم عالمه است

برتر زنی از انسیه ی حورا نیست
در هردو جهان خیرالنسا فاطمه است


#محمدعلی_ساکی

@raziolhossein
02:00
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست
تا فاطمه زنده‌ست علی خانه‌نشین نیست

ای دستِ پر از پینه ز چرخاندن دستاس
افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست...

انصار هم از خطبۀ تو شرم نکردند
کردند بهانه که چنان است و چنین نیست

غصب فدک این بود که نام تو نباشد
پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست

کو چادر خاکی شده؟ کو دامن مولا؟
تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست

جایی که علی هست، معاویه چه کاره‌ست
قرآنِ سر نیزه که قرآنِ مبین نیست!

ای کاش که خود را برسانم به رکوعش
زیرا که به جز نام تواَش نقش نگین نیست

مقصود خدا از دو جهان، خلقت زهراست
«المنّة ‌للّه» که این است و جز این نیست


#مهدی_جهاندار


@raziolhossein
02:00
#حضرت_زهرا
#امام_زمان
#تبری #رباعی


یافاطمه، ای مَلَک ارادتمندت
ای باغ بهشتِ علوی لبخندت

ای‌کاش که باشیم و ببینیم آن‌روز ...
با آن« دو نفر» چه می کند فرزندت

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:00
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


ما گداییم ، گدای کرم مادرمان
جانمان هست بدهکار دم مادرمان

چادر حضرت زهرا همه سرمایه ماست
سایه ی روی سر ما عَلَم مادرمان

هر کجا حرف علی بن ابیطالب هست
به خدا هست همانجا حرم مادرمان

پیش ما فاطمیه ، حرف غم غیر نزن
هر چه غم هست به قربان غم مادرمان

کوری چشم فلانی و فلانی ابدا
فاطمیه نگذاریم کم ِ مادرمان


بهترین فرصت توبه به خدا فاطمیه است
هست دنبال رهایی همه ، مادرمان


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
02:00
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی #عامیانه


نمی‌خوای پیشم بشینی؟ پس نرو
گل اشکامو بچینی؟ پس نرو

عروسی هیچ کدوم از گلاتو
نمی‌خوای باشی ببینی؟ پس نرو


#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
02:00
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


این عرش و فرش باشد یک سر برای زهرا
قرآن برای زهرا ، کوثر برای زهرا

گردیده خلق پیش از ، حوا و آدم اصلا
زهرا برای حیدر ، حیدر برای زهرا

بیچاره بچه های آن خانه که نباشند
مرد و زنش کنیز و نوکر برای زهرا

دارد چه قدر دیدن ، کوری چشم دشمن
سنگ تمام خالق ، محشر برای زهرا

ما آمدیم دنیا دور سرش بگردیم
ما را بزرگ کرده ، مادر برای زهرا

از فاطمیه ها ما شرمنده ایم خیلی
ای وای جان ندادیم ، آخر برای زهرا

لعنت بر آن خلیفه ، لعنت بر آن چهل تن
واویلتا کشیدند لشکر برای زهرا

دین را خلیفه ی دین ، می برد دست بسته
چشم یهودی شهر ، شد تر برای زهرا

جای رسول خالی ، آتش ، غلاف ، سیلی
اجری نبود از این،  بهتر برای زهرا


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 2
02:00
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_محسن


لبریز شوق بود که در گوش محسنش
یک روز علی اقامه بخواند ولی نشد


#امیرحسین_ثابتی


@raziolhossein
02:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×966, 141.5 KB
#حضرت_زهرا_شهادت
#بعد_از_شهادت
#فاطمیه #رباعی


یک عُمر شکستِ دشمنش را دیدند
آن جلوه‌ی خیبر شکنش را دیدند

افسوس که داغِ فاطمه کاری کرد
زانو به بغل گرفتنش را دیدند

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
02:04
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


درد من اين روزها از درد پهلو بدتر است
دردهاي مرتضي از درد بازو بدتر است

حال من خوب است وقتي خوب باشد حال او
حال من وقتي بگيرد سر به زانو بدتر است

گوئيا مانده سلامش بي جواب اين روزها
تازه وقتي بشنود حرف دو پهلو بدتر است

كاش ميزد بي حيا خنجر فقط از پشت سر
خنجر از اين نامسلمان خوردن از رو بدتر است

من براي او فقط اينقدر گريه ميكنم
از تمام دردهايم گريه ي او بدتر است

ميكشم بار غم حيدر به تنهائي به دوش
درد من اين روزها از درد پهلو بدتر است...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
02:05
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


اجر و پاداش رسالت، شعله‌ی آذر نبود
این همه آزار، حق دخت پیغمبر نبود

چهره‌ی انسیة الحورا و ضرب دست دیو
فاطمه آخر مگر محبوبه‌ی داور نبود؟

فاطمه نقش زمین گردید و مولا گفت: آه!
حیف! حیف! آنجا جناب حمزه و جعفر نبود

از فشار در همه اعضای او درهم شکست
فضه را می‌خواند و بالای سرش مادر نبود

دست او بشکست اما دست مولا را گشود
غیر او کس را توانِ یاریِ حیدر نبود

فاطمه تنهای تنها در پس در اوفتاد
هیچ‌کس جز فضه آن مظلومه را یاور نبود

در میان آن همه دشمن که زهرا را زدند
سنگ‌دل‌تر هیچ‌کس از قنفذ کافر نبود

قاتل بیدادگر با پا صدف را می‌شکست
در میان آن صدف، آخر مگر گوهر نبود

بر تسلای دل صاحب‌عزا گُل می‌برند
گوییا اینجا ز هیزم دسته گل بهتر نبود!

«میثم!» این مصراع را ترسیم کن بر بیت وحی
تازیانه احترام سوره ی کوثر نبود


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
02:07
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


شده روشن از تو سرای دل، که تو شمع خلوت حیدری
به تو مانده چشم امید ما، که تو نور چشم پیمبری

تو مهی به اوج سپهر دین، پدر تو خاتم و تو نگین
شده محو حسن تو حورعین که تو رشک زهرهٔ ازهری

تو کجا و مسئلهٔ فدک؟ که گذشتی از فلک و ملک
چه بخوانمت؟ که فَدَیتُ لَک، تو ز حدّ وصف فراتری

ز تو گشت ناطقه منفعل، ز تو ماند پای خرد به گل
قلم از بیان تو شد خجل، که تو خود یگانه‌سخنوری

ز بهشتِ نسل رسول ما، چه گلی بوَد چو بتول ما؟
تو فراتری ز عقول ما، تو ز بوی قدس معطّری

چو توئی به حشر پناه ما، چه غمی ز روی سیاه ما؟
که توئی شفیع گناه ما که مهین‌حبیبهٔ داوری

سخن تو نور مبین بوَد، نظر تو عین یقین بود
همه «افتخار» من این بوَد که تواَم شفیعهٔ محشری


#سید_جلال_الدین_میرآفتابی


@raziolhossein
02:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


مرابه عشق تومحک می زدند
به زخم سینه ام نمک می زدند

پیش دو چشم حسن و زینبم
دروسط کوچه کتک می زدند


#شیدا_نیشابوری

@raziolhossein
02:11
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


پروانه سوخت در دل شعله...، پری نداشت
فرجام عشق عاقبت بهتری نداشت

ایمان به بازگشت تو کمرنگ‌تر شده
این شهر مثل قبل به تو باوری نداشت

گشتم سراغی از تو بگیرم ولی چه سود
جز نرخ نان کسی خبر دیگری نداشت

از این به بعد یک‌نفری آه می کِشَم
دیگر مگو که داغ تو غم‌پروری نداشت

پیرم ولی به درد ظهور تو می خورم
شاید کسی برای تو چشم تری نداشت

سر را برای آمدنت نذر می کنم
شرمنده‌ام ، گدای تو سیم و زری نداشت

طوفانِ نفس ، قایق روح مرا شکست
کشتیِ موج‌‌دیده ی من لنگری نداشت

آنقَدر بی ملاحظه ام وقت معصیت!...
اصرار بر گناه مرا کافری نداشت

من را ببخش ، خادمِ خوبی نبوده ام
این روسیاه ظرفیت نوکری نداشت

در اوج بی توجهی ام ، دوست دارمت!
دلداده ات شبیه به تو دلبری نداشت

بیچاره می شدیم اگر فاطمه نبود
سَرخورده بود کودک اگر مادری نداشت

کیفی نداشت عالم اگر که نجف نبود
لطفی نداشت خِلقَت اگر حیدری نداشت

فریاد می زنم دمِ ایوان طلا : عــلــی!
طعم مِی ضریح تو را ساغری نداشت

آشفته ام ، علاج دلم خاک کربلاست
شهری که پادشاه شریفش سری نداشت
.
.

آقا تو را قسم به پناهِ علی ، بیا
یاسی که تاب حمله‌ی زجر‌آوری نداشت

با ضربه‌‌ی لگد دو سه تا دنده خُرد شد...
دیگر مدار اهل کسا محوری نداشت


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
02:16
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


اگر چه غرق خطا هستم و اگر چه بدم
بجز تو سنگ کسی را به سینه ام‌ نزدم

سرم به سنگ نخورده است، سر به راهم‌ کن
سر مرا بطلب تا نخورده بر لحدم

سوال اگر که بپرسی از اعتقاداتم
فقط محبت ذریه‌ی تو را بلدم

دم نماز رسیدم دم در خانه
که از قنوت نماز تو پُر شود سبدم

ولی علیست ولی بوده ای ولی علی
حدیث قدسی لولاک بهترین سندم

گدای لقمه‌ی نان علی من الازلم
فقیر پشت در خانه ات الی الابدم

اگر تراب قدوم ابوتراب شوم
سپرده ای که کنند از پل صراط ردم

به جز تو هیچکسی نیست شافع برزخ
به لطفِ مِهرِ تو خوب است برزخ جسدم

زمان قحطی اشک آتشم‌ دوچندان است
ببین برای تباکی چقدر در صددم

به سادگی نه که از پشت درب شعله وری
رسیده از تو به من ذکر یا علی مددم

میان روضه‌ی احراق باب و کوچه‌ی تنگ
مرا ببخش که محکم به صورتم نزدم

مسیر خانه به مسجد شده پُر از لاله
مشخص است اذیّت شدی قدم به قدم

کنار جعبه‌ی خیاطی تو گریه‌کنِ
حصیر کهنه‌ی اهداییِ بنی اسدم


#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2 1
02:16
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #تبری #رباعی


اوج ملکوت، منزل فاطمه است
گنجینۀ راز در دل فاطمه است

با محسن شش ماهه هم‌آواز شوید
لعنت به کسی که قاتل فاطمه است


مرحوم #سیدحسن_خوشزاد

@raziolhossein
👍 3
28 November 2024
ش
06:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم



غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود
پشت در جان علی مرتضی افتاده بود

دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته
آیه‌ای از سورۀ کوثر جدا افتاده بود

گوش ناموس خدا شد پاره همچون برگ گل
گوشواره من نمی‌دانم کجا افتاده بود

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست
پای دشمن باز شد زهرا ز پا افتاده بود

مجتبی در آن میانه رنگ خود را باخته
لرزه بر جان شهید کربلا افتاده بود

فاتح خیبر برای حفظ قرآن در سکوت
کل قرآن در میان کوچه‌ها افتاده بود

کاش ای آتش بسوزی در شرار قهر حق
هرم تو بر صورت زهرا چرا افتاده بود

مادر مظلومه می‌پیچید پشت در به خود
دختر معصومه زیر دست و پا افتاده بود

غیر زهرا غیر محسن غیر آتش غیر در
کس نمی‌داند که پشت در چه‌ها افتاده بود

فاطمه نقش زمین گردید میثم آه آه
فاطمه نه بلکه ختم‌الانبیا افتاده بود


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
1 👍 1
06:02
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


طبیب جان پیغمبر که بود امّ‌ابیهایش
هنوز عقل بشر مات است در حلّ معمایش

خدا را خواستیم اوّل به حقّ فاطمه یعنی
حدیث قدسی لولاک این‌جا خورده معنایش

نبی معراج را حسّ کرده امّا خوب می‌داند
بلندش می‌کند گل‌بوسه بر دستان زهرایش

به جز چشم علی، باید که روی از خلق برگیرد
چرا که چشم‌ها را می‌زند خورشید سیمایش

جمال نوری‌اش در قبل خلقت زیر ساق عرش
خدا را وجد می‌آورده با تهلیل زیبایش

ملک قبل از نظر بر وجهه‌ی نورانی‌اش هرگز
نمی‌دانست تسبیح خداوند تعالایش

کسی که شوکت او، شهره بر هفت‌آسمان باشد
بخوانیمش بشر یا انسیه یا آن‌که حورایش؟

چه معراجی‌ است سقف خانه‌اش؛ جبریل می‌دانست
که عرشی‌تر ندید از فرش زهرا، چشم بینایش

و ما ادراک ما زهرا! چه زهرایی که مجهول است
شبیه قبر مخفی از نظرها قدر والایش


#حسن_کردی

@raziolhossein
06:02
#امام_زمان_فاطمیه
#حضرت_اباالفضل


آمد محرّم علی و ماه فاطمه
آتش گرفته جان تو از آه فاطمه

با ذوالفقارِ خون جگر خورده در نيام
بازآی خون فاطمه خونخواه فاطمه

بازآی تا تو روضه بخوانی برايمان
با هاى هایِ گريه‌ی جانکاه فاطمه

بی‌شک سه ماه خوانده تو را با دو چشم تر
بالای قبر محسن شش‌ماهه، فاطمه

آه از ميان آن در و ديوار شد شروع
بعد از نبی، سلوک إلى الله فاطمه

پشت در و کنار بقيع و به روی نی
معنا شده‌ست سرِّ فديناه فاطمه

محشر، به پاست روضه‌ی مولای بی‌کفن
پيراهنی‌ست کهنه به همراه فاطمه

دارد به روی دست، دو دست قلم شده
دستی که در مقام شفاعت علم شده


#یوسف_رحیمی


@raziolhossein
👍 1
06:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


در بین کوچه های مدینه شهید شد
آن مادری که یک شبه مویش سپید شد

در، هم زبان به شکوه گشود و در آن غروب
آتش برای فتح حریمش کلید شد

در گیر و دار جزر و مد تازیانه ها
باران لطف اهل مدینه شدید شد

با آتشی که شعله کشید از در بهشت
آماده ی تسلی پهلو، حدید شد

دستش شکست و دامن حق را رها نکرد
بانوی خسته بانی رازی رشید شد

سیلی دست سنگی دیوار و دست باد
یعنی دو گوشواره ی او ناپدید شد

انداخت سایه دست کبودی به روی ماه
وقتی که آفتاب خدا بی مرید شد

این گونه بود عاقبت غربت امام
یک جامعه تباهِ دو فکر پلید شد

مشرک شدند بعد نبی مردمان شهر
تنها ببین مظاهر بت ها جدید شد

ریشه دواند در دل دین انحراف ها
دستان کینه نیز بر علت مزید شد

تا منبر رسول خدا نیم قرن بعد
جای شراب خواری ده ها یزید شد

آری حسین فاطمه در قتلگاه نه
در بین کوچه های مدینه شهید شد


#یوسف_رحیمی


@raziolhossein
06:02
#حضرت_محسن #فاطمیه
#رباعی


هر زخم که همنشین این خسته تن است
همسایۀ تازه وارد این بدن است

محسن سند سیاه رویی شماست
اما سند سپید رویی من است


#ایوب_پرند_آور

@raziolhossein
06:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_وداع
#فاطمیه

طی شد زمان دیدار ، علی خدا نگهدار
خانه نشینِ بی یار ، علی خدا نگهدار

در موسم جوانی ، سیرم ز زندگانی
از بس که دیدم آزار ، علی خدا نگهدار

من می شوم زدستِ اهلِ مدینه راحت
تو می شوی گرفتار ، علی خدا نگهدار

شانه زدم به مویِ حسین و زینبینم
برای آخرین بار ، علی خدا نگهدار

چرا تو سر به زیری ، زانو بغل نگیری ...
منم به تو بدهکار ، علی خدا نگهدار

حلال کن نمودم ، در این سه ماهِ آخر
من زحمت تو بسیار ، علی خدا نگهدار

ببخش اگر به کوچه دست تو وا نکردم
افتاد دستم از کار ، علی خدا نگهدار

فکر دل تو بودم ، اگر نگفته بودم
از ماجرای مسمار ، علی خدا نگهدار

امشب که خورد دستت به جای تازیانه
بگذار سر به دیوار ، علی خدا نگهدار

تابوت یار خود را ، مانند بار شیشه
با احتیاط بردار ، علی خدا نگهدار

تا چشم تو نیفتد ، بر صورتم ، شبانه
تنم به خاک بسپار ، علی خدا نگهدار
.
.

شبها به جای مادر ، بالاسرِ حسینم
یک ظرف آب بگذار ، زینب خدا نگهدار

قرار بعدی ما باشد میان گودال
کنار جسم خونبار ، زینب خدا نگهدار

سربسته با تو گویم در کربلا که رفتی
معجر اضافه بردار ، زینب خدا نگهدار


#عبدالحسن_رضایی


@raziolhossein
👍 2 1
06:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


فاطمه هستي حق بود كه تكرار نشد
چشم حق بود كه در ديدن حق تار نشد

فاطمه كيست؟همان باعث خلق دو جهان
خلق جز خاطر او احمد مختار نشد

بود علي فاطمه و فاطمه هم بود علي
مهر او خرج كسي جز شه ابرار نشد

او همان حبل متين است كه حق فرموده
آنكه زد چنگ به اين حبل گرفتار نشد

ديد آزار فقط از در و از همسايه
با وجودي كه دمي باعث آزار نشد

گر چه از درد نمي رفت به خواب اين مدت
كسي از درد و غم فاطمه بيدار نشد

ديد مشغول نگاه است به مادر زينب
پا شد اين بار ولي دست به ديوار نشد

از خدا جاي شفا مرگ خودش را ميخواست
روي پا از غم او حيدر كرار نشد...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
👍 1
06:03
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



درون سینه‌ ی شان کینه در تلاطم بود
عزیز من وسط دود و شعله ها گم بود

کنار خانه ی ما چند ماه بعد هجوم
برای خانه ی اهل مدینه هیزم بود

مدینه آتش خود را به جان من انداخت
دلیل گریه ی من خنده های مردم بود

برای دیدن تاثیر ضربه اش آمد
کجا عیادت ضارب سر ترحم بود؟

محله ی خودمان هم محل به من نگذاشت
سلام کردم و هر بار بی علیکم بود

مراسم شبِ هفتِ زن جوانم آه
درست مثل همان خلوتی سوم بود

سه ماه آخرش از بس ضعیف و لاغر شد
عروس خانه ی من بین بسترش گم بود

اگر چه بغض بدی داشت در گلوی خودش
ولی به روی لبش پیش من تبسم بود

خودش نگفت به من از جراحت پهلوش
لباس تازه ی خونیش در تکلم‌ بود

دلیل گریه ی شبهای آخر زهرا
حسین و چکمه ی شمر و‌ چهل عدد سُم‌ بود


#یامظلوم

@raziolhossein
06:03
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چون شمع، قطره قطره، وجود تو آب شد
آخر دعای نیمه شبت، مستجاب شد

پروانه‌وار دور تو گشتم ولی دریغ
پروانه مانْد و در بر او، شمع، آب شد

با بودنت، سلام علی یک جواب داشت
آن یک سلام هم پس از این بی‌جواب شد

با من حساب داشت عدو از غدیر خم
از من، تو را گرفت و دگر بی‌حساب شد

یاد جوانی تو، مرا پیر می‌کند
آخر چه کس خمیده به عهد شباب شد؟

خانه‌نشینِ روزم و خانه به دوشِ شب
گر چه علی بدون تو، خانه خراب شد

گلچین به طعنه گفت که دیدی به دست من
هم غنچه‌ی تو پرپر و هم گل، گلاب شد

دیگر شبی به خواب، دو چشمم نمی‌رود
چون چشم تو برای همیشه به خواب شد


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
06:04
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


نیمه شبها بلند گریه کنید
بی مدارا...بلند گریه کنید

نیمه شب برگزار شد مردم-
دفنِ زهرا ...بلند گریه کنید

گریه کردند بیصدا آنجا
تا که اینجا بلند گریه کنید

چشم ها را به سیلِ اشک دهید
مثلِ دریا بلند گریه کنید

فاطمیه اگر که، هر جا شد-
روضه برپا...بلند گریه کنید

بینِ مان فرقهٔ مخالف نیست
بی محابا...بلند گریه کنید

هر کجا نام ِ مادر آمد از-
داغِ زهرا بلند گریه کنید

تکیه گاهِ یتیم ها، دیگر
مانده تنها...بلند گریه کنید

کودکانش شدند بی مادر
جانِ مولا بلند گریه کنید

بغضِ زینب ، سکوت هایِ حسن-
کشته ما را...بلند گریه کنید

اشک های حسین شد جاری
گریه کن ها بلند گریه کنید!


#م_عاطفی

@raziolhossein
4
06:08
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


ای نور خداجویی در آینۀ جانت
باز این دل شیدا شد مجنون و غزل‌خوانت...

تو روح تولّایی، تو زهرۀ زهرایی
تو اُمّ اَبیهایی، عالم همه حیرانت...

اخلاص و یقین تنها با نام تو معنا شد
ایثار شکوفا شد در پرتو ایمانت

حق خوانده تو را کوثر در آیۀ اَعطَینا
ای خیر کثیر تو گل‌های فراوانت

هستی به سجود آمد جنت به وجود آمد
وقتی که رسول‌الله زد بوسه به دستانت

دستاس صبوری‌ها با دست تو می‌گردد
هر چند که می‌چرخد افلاک به فرمانت

در عشق و جهان‌سوزی، در معرفت‌آموزی
شد جان و دل زینب آیینۀ عرفانت

مَهریه تو آب است مِهر تو جهان‌تاب است
ذرات جهان دارند سر در خط پیمانت

شرح سعۀ صدری، معنای شب قدری
ای گسترۀ هستی سجادۀ ایمانت

ای خطبۀ تو سوزان، در مسجد پیغمبر
آهنگ فدک دارد فریاد گل‌افشانت

بر غربت و غم‌های مولای خداجویان
پهلوی تو شد شاهد، بازوی تو بُرهانت

گلبرگ شقایق‌ها تا رنگ شفق دارد
یا انسیةالحورا! چشم من و احسانت...


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
👍 2
06:08
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


چشمی شبيه چشم تو گريان نمی شود
زهرا حريف چشم تو باران نمی شود

گيرم که نان بعد خودت هم درست شد
نان بدون فاطمه که نان نمی شود

برخيز و باز مادری ات را شروع کن
فضه حريف گريه ی طفلان نمی شود

بدجور جلوه کرده کبودی چشم تو
طوری که زير دست تو پنهان نمی شود

معجر بزن کنار و علی را نگاه کن
خورشيد زير ابر که تابان نمی شود

فهميده ام ز سرفه ی سنگين سينه ات
امشب نفس کشيدنت آسان نمی شود

ای استخوان شکسته ی حيدر چه می کنی؟
با کار خانه زخم تو درمان نمی شود

من خواهشم شده ست که زهرای من بمان
تو با اشاره گفتی علی جان نمی شود

گفتم که روی خويش عيان کن ببينمت
گفتی به يک نگاه به قرآن نمی شود


#مجتبی_صمدی

@raziolhossein
2 👍 2
06:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سند محکم مظلومیت حیدر بود
چادر سوختۀ فاطمه، روشنگر بود

کاش اسلام نمی‌دید چنین روزی را
آنکه می‌سوخت جگرگوشۀ پیغمبر بود

یاس یاسین پسری داشت خدایا پسری
عمر آن غنچۀ نشکفته ز گل کمتر بود

گاه ای علّت ایجاد! به خود می‌گویم
من و ما کاش نبودیم ولی مادر بود

پیر شد بعد تو آقای جوانان بهشت
دیدن قاتلت از بس‌که عذاب آور بود

آه مادر! چه از آن کشتۀ عطشان گفتی
زینبت گفت که این توصیۀ آخر بود

آنچه با دیدن آن پشت حسین تو شکست
بعدِ پهلوی تو، پهلوی علی اکبر بود


#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
👍 1
06:13
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه



آه دلم به آینه زنگار می‌‌زند
پیراهن وصال، تنش زار می‌‌زند

عمرم، جوانی‌ام، همه خرج گناه شد
این گریه‌ها زیان مرا جار می‌‌زند

دیگر چرا اجل؟ به خدا که همین فراق
عکس مرا به سینۀ دیوار می‌‌زند

حالم شبیه حال بد مجرمی‌ست که
سیلی نخورده دست به اقرار می‌‌زند

چون ورشکسته‌ای شده‌ام که به هستی‌اش
چوب حراج از سر اجبار می‌‌زند

بر روی من حساب نکن جمعۀ ظهور
سنگت به سینه، نوکر غم‌خوار می‌‌زند

خون هزار عاشق این شهر پای توست
خال لب تو دست به کشتار می‌‌زند

با اینکه رو به قبله شدم، دل‌خوشم هنوز
گاهی سری طبیب به بیمار می‌‌زند

شرمنده‌ام نمرده‌ام از رنج روضه‌ها
خیلی بد است، کارگر از کار می‌‌زند

لعنت به نانجیب مدینه که بی‌هوا
سیلی به پابه ماه عزادار می‌‌زند

چون روز روشن است از امروز کوچه‌اش
فردا سه‌ساله را سر بازار می‌‌زند

پنجاه سال بعد به اسم سه‌شعبه‌ای
مسمار را به چشم علمدار می‌‌زند

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
06:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #حضرت_فضه

از زبان فضه‌ی خادمه علیها سلام

از زیرِ در، وقتی که زهرا را در آوردم
گشتم به سختی، غنچه‌ای را پرپر آوردم

اصلاً نمی‌دانستم آن لحظه، چه باید کرد
ناگاه، پیشِ چشمِ زینب سر در آوردم

او خیره خیره دید، وحشت کردنِ من را
من بارِ زهرا را، به نزدِ حیدر آوردم

او غنچه را دید و نظر بر باغچه انداخت
قبری پِیِ دفنِ جَنینِ مادر آوردم

از سینه‌ی سوراخ، چادر غرقِ در خون بود
رفتم برایش چادر و هم معجر آوردم

وضعِ بدی دیدم، علی فرمود: ای سلمان!
رویش عبا اَنداز، عبایش را درآوردم

با بردنِ مولا، دوباره او ز جا برخاست
خود را پیِ زهرا بحالِ مضطر آوردم

با دیدنِ دستانِ بینِ ریسمان مُردم
بی‌دست و پا، دستی کمک بر کوثر آوردم

مَردی یهودی، صحنه را دید و مسلمان شد
گفتا: به ذهنم، یادِ فتحِ خیبر آوردم

زهرا کمربندِ علی را می‌کشید، اما
ناباورانه، قتلِ او را باور آوردم

زیرِ غلافِ تیغِ قنفذ، دست و پا می‌زد
دستم بزیرِ بازوانِ اَطهر آوردم

خون بود کز، پهلو و دست و سینه‌اَش می‌ریخت
چادر نمازِ خویش را، چون بستر آوردم

یکسو، حسین و مجتبی را در بغل گیرم
یکسو، فغان از گریه‌های دختر آوردم

روزی رسید، این ماجرا در کربلا دیدم
هرچه دعا کردم، اجابت کمتر آوردم

می‌خواستم بهر اسیران، آب و نان آرَم
اما ز صبرِ بانویم، چشمِ تر آوردم


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1 👍 1
06:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


کوکب روشن من، ای مه منظومه ی من
آه ای دخترک خسته ومظلومه ی من

مدتی می گذرد خواب نداری بنشین
به روی پای خودت تاب نداری بنشین

ازچه بردیده ی من دیده ی خود دوخته ای
توچه دیدی به رخ من که چنین سوخته ای

گرچه روزمحن من شب یلدای شماست
این کبودی سند غربت بابای شماست

سعی کن غم به دلت اینهمه غالب نشود
دخترم چون توکسی ام مصائب نشود

آنقدرداغ ببینی که دلت داغ شود
لاله های جگرت زینت هرباغ شود

چهره ی غرق به خونی زپدر می بینی
آه ازآن لحظه که در تشت جگرمی بینی

دل شرر دارد وچشمان ترم می سوزد
تا تو را می نگرم من، جگرم می سوزد

شدسرشته غم واندوه به آب وگل تو
همه فریاد برآرند امان از دل تو

گل یاس چمنم، ای گل دردانه ی من
گوش کن برسخنم  روشنی خانه ی من
  
دل تو چون دل من همدم اندوه وبلاست
پیش روی تو عزیزم سفرکرب وبلاست

باخبرباش که من پیرهنی دوخته ام
پیرهن که چه بگویم، کفنی دوخته ام

گرچه دربین مصیبات وبلا تنهایی
تودرآن  وادی طف نایبة الزهرایی

روشنی بخش دلم دل زغمت تاریک است
دخترم گریه مکن روز دهم نزدیک است

صحبت ازقتلگه وسینه ی افروخته است
لب فروبند «وفایی» جگرم سوخته است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 👍 1
06:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه


تا سمت گلستان، گذرِ راهزن افتاد
با ضربه‌ی پا شاخه گلی بر چمن افتاد

هر روز در این خانه غذا پخته شد اما
هر روز در این خانه غذا از دهن افتاد

سخت است تماشای زمین خوردن مادر
ای وای که این قرعه به نام حسن افتاد

این واژه‌ی «افتاد» پر از غصه و درد است
حالا به دلم روضه‌ی یک بی کفن افتاد

زهرا و حسن هردو مدینه‌اند ولیکن
همواره حسین است که دور از وطن افتاد

ای کاش نیاید، برود از لب گودال
آن کس که نگاهش به عقیق یمن افتاد


#حسن_معارف_وند

@raziolhossein
3 👍 1
06:20
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


چکیدۀ گل رخسار مصطفی زهراست
عصارۀ نفحات خوش خدا زهراست

سلالۀ خلف ختم مرسلین یعنی
خلاصۀ همه آیات انبیا زهراست..

زلال نور رسالت در او نمایان است
چرا که آینۀ مصطفی‌نما زهراست

کسی که ذکر دعایش میان هر دو نماز
شده‌ست ورد زبان فرشته‌ها زهراست

گلی که باغ شهادت از او به بار نشست
چراغ‌دار شهیدان کربلا زهراست

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
امیدوار که باشی، گره‌گشا زهراست

اگر که کوه غم افتاده روی شانۀ تو
علاج کار تو یک یا علی! و یا زهراست!

اگر چه کشتی پهلو گرفته می‌ماند
تو را چه باک ز توفان که ناخدا زهراست

مگو که راه رسیدن به عشق طولانی‌ست
چرا که فاصله‌اش از حسین تا زهراست

مراقبت کن از آن مضجع شریف، ای عشق
به هوش باش که دار و ندار ما زهراست

چنین غریب اگر در بقیع پنهان است
مسلّم است که گنجی گران‌بها زهراست

مدینه! گوهر ما آرمیده در دل تو
گواه باش که گنجینۀ حیا زهراست

اگر در آتش کین سوخته‌ست خانۀ او
تو دردمند بیا خانۀ شفا زهراست..

دلا سراغ مگیر از مزار پنهانش
نگاه کن ز کجا تا به ناکجا زهراست


#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
06:20
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


جانی نمانده در تنت از بس گریستی
هم بین بستری و هم انگار نیستی

این بار چندم است به دیوار رو زدی
تا حیدرت به در نرسیده بایستی

این رَخت چیست رج به رجش آه می‌کشی؟!
مادر به فکر روز مبادای کیستی؟!

پیراهنت ز فرط تقلا به خون نشست
تا نخ برای پیرهن کهنه ریستی

زینب ببیند آتش اگر، گریه می‌کند
مادر چرا تو آب که دیدی، گریستی؟


#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
1
06:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


خاموش مکن شمع شب انجمنی را
ای زخم دگر زجر مده همچو منی را

منظور من از پلک زدن عرض سلام است
تن خسته ندارد رمق دم زدنی را ...

بگذار نفس تازه کنم،  درد  حیا کن
آزار مده شب به شب  آزرده تنی را  


گفتم به مزاری که ندارم بنویسند
چل مرد گرفتند نفس های زنی را

بعد از غم پیغمبر و محسن ، شب آخر
دل گفت شبی گریه کنم بی کفنی را ...

ای کاش نلرزی سحر آخرم، ای دست
تا هدیه کنم بر پسرم  پیرهنی را ...


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
06:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


همینکه درد زِ چشمِ تو خواب می‌گیرد
تمامِ جانِ مرا اضطراب می‌گیرد

بیا به همسرِ خود لحظه‌ای تبسم کن
دلم از اینهمه حالِ خراب می‌گیرد

گشوده دخترِ تو آیه‌هایِ قرآن را
نشسته رویِ سرِ خود کتاب می‌گیرد

عوض شده است در این خانه کارها امشب
حسین پیش لبت ظرف آب می‌گیرد

مواظب نَفَسَت باش ای تَرَک خورده
یواش‌تر که تنت را عذاب می‌گیرد

خدا کند که نبینند پهلوانی را
که آستین رویِ ردِ طناب می‌گیرد

سلام می‌کند اما علی از این مردم
فقط زِ خنده‌یِ قنفذ جواب می‌گیرد

ببین به خاکِ سیاهم نشاند آن نامرد
که خانومم به رُخِ خود نقاب می‌گیرد

کسی به سینه‌ی دیوار و در فشارت داد
شبیه آنکه زِ گلها گلاب می‌گیرد
.
.
سه تا کفن به رویِ دست زینب و غش کرد
به طفل حق بده این روضه تاب می‌گیرد

حسین بی کفن و تو به شام می‌آیی
و بند بندِ تو را التهاب می‌گیرد

تمامِ دُخترکانت گرسنه‌اند اما
خرابه را همه بوی کباب می‌گیرد

همانکه تَرکه‌ی او می‌خورَد به طشتِ طلا
نشسته پیش حسینت شراب می‌گیرد

صدای چوب بلند و صدای نامحرم
میان دست سرش را رُباب می‌گیرد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
08:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #هجوم


چه کسی دیده که خورشید زمین گیر شود
چشمه زندگی از زندگیش سیر شود

یک نفس آید و صد درد به همراه آید
گاه از روزنه‌ای سیل سرازیر شود

آه طفلان همه آن است اجل زود رسد
آه مادر همه آن است اجل دیر شود

یک نفر آه کشد چند نفر گریه کنند
آینه چون شکند آینه تکثیر شود

ریسمان دید به دست علی از پا افتاد
گاهی از واقعه ای تلخ جوان پیر شود

بین دیوار و در از درد به خود می پیچید
گر که پهلو شکند درد فراگیر شود

آتش از چار طرف حلقه به دورش می زد
وای اسیری که در این شعله به زنجیر شود

میخی ای وای به در بود ولی کاش نبود
تا که با هر نفس فاطمه درگیر شود

هر چه کرد از وسط شعله نشد برخیزد
شعله می خواست که پروانه زمین گیر شود

یا علی گفت و به پا خاست و در کوچه دوید
زخم‌هایش نتوانست عنان گیر شود

دست انداخت که جان دو جهان را نبرند
یک غلاف آمد و نگذاشت جهان گیر شود


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 2
ش
16:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
16:39
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی


یارب نظری به قلب صدچاکم کن
بااشک مرا،ز هـر گنه پاکم کن

درصحن علی بگیر جان ازتن من
درصحن حسین ابن علی خاکم کن


#حیدر_توکل

@raziolhossein
😢 3
29 November 2024
ش
10:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
10:34
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان

بیت وحی و شعله های نار أَینَ المُنتَقِم
سوخت در آتش گل و گلزار أَینَ المُنتَقِم

این صدای ناله زهراست می آید به گوش
از میان آن در و دیوار أَینَ المُنتَقِم

مادر و شش ماهه باهم پشت در افتاده اند
کار شد بر خادمه دشوار أَینَ المُنتَقِم

خون محسن می‌چکد از آن درِ آتش زده
خون زهرا ریزد از مسمار أَینَ المُنتَقِم

با چهل نامرد شد در کوچه زهرا رو به رو
وایِ من از این همه آزار أَینَ المُنتَقِم

در کنار قبر زهرا نیمه شبها تا به صبح
ناله میزد حیدر کرار أَینَ المُنتَقِم

دید تا طشت پر ازخونِ حسن را خواهرش
گفت با چشمان گوهر بار أَینَ المُنتَقِم

نیزه داران آنقدَر بر پیکر اکبر زدند
شد تنش مانند نیزه زار أَینَ المُنتَقِم

با عمود آهنین افتاد آخر بر زمین
با سر آن سر لشکر و سردار أَینَ المُنتَقِم

خون اصغر را که می پاشید سمت آسمان
گفت جدّت با دل خونبار أَینَ المُنتَقِم

کرد با خون دلش مویِ سفیدش را خضاب
بین مقتل سیدالاحرار أَینَ المُنتَقِم

در میان قتلگه که دست و پا میزد حسین
در حرم شد کار زینب زار أَینَ المُنتَقِم

از حرم تا قتلگه میزد صدا (أَینَ الحسین)
تا تنش را دید میزد زار أَینَ المُنتَقِم

زجر ملعون دختر از قافله جا مانده را
می‌کشد با زجر روی خار أَینَ المُنتقم

زینبی که سایه اش را چشم نامحرم ندید
شد تماشایی سرِ بازار أَینَ المُنتَقِم


#عبدالحسین


@raziolhossein
👍 1
10:34
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


دریاب این حال بد دنیای ما را
بی تو گرفته دلهره دل های ما را

ای کاش هر کس هم نشینت هست امشب
خالی کند در محضر تو جای ما را

هستیم کمتر یاد تو چون که گرفته
بار گناه و معصیت تقوای ما را

بی خود به دنبال کس دیگر نباشید
کم دارد این عالم فقط آقای ما را

یک روز می آید که این عالم ببیند
بین الطلوعین شب یلدای ما را

ممنونم از این قدر لطفت باز کردی
در روضه های فاطمیه پای ما را


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1 👍 1
10:34
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


دوباره گرد یتیمی نشسته بر مویت
و رود رود عزا جاری است از رویت

به یاد مادرت امشب نشسته میخوانم
نماز صبر به محراب طاق ابرویت

گمان کنم که شمیم مدینه را دارد
اگر به ما رسد امشب نسیمی از کویت

دوباره دست گدایی دراز خواهم کرد
برای گریه به غم های مادرت سویت

شبیه قامت زهرا شکسته است قدت
شبیه زانوی مولا خمیده زانویت

به یاد زینبی و گیسوی پریشانش
اگر دوباره پریشان شده است گیسویت

برو مدینه و از مرتضی بپرس چه شد
که رفت نیمه شب از آشیان پرستویت


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
10:34
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


مانند ابری که نمِ باران ندارد
مَن ؛ خشکسالیِ دلم پایان ندارد

دیروز خیلی گریه‌کردن را بلد بود
چشمم توانِ قبل را الآن ندارد

من با فراقَت دائماً سرگرم هستم
این بی‌نوا کاری به این و آن ندارد

دست از سر من برنمی دارد غمِ تو
داغت رهایَم می کند؟!..، امکان ندارد!

بیماری عُشّاق ، زخمی لاعلاج است
دردی که هرگز نسخه‌ی درمان ندارد

عُمر زلیخا پای یوسف رفت بر باد
عاشق‌شدن جز باختن تاوان ندارد

راهِ وصالِ یار دشوار است قطعاً
این مقصد اصلاً جاده ای آسان ندارد

من مطمئن هستم که نان شُبهه خورده
هرکس به برگشتِ تو اطمینان ندارد

هر بار بد کردیم..،تو گردن گرفتی
اما به لطف تو کسی اذعان ندارد

باید برای این همه اندوهِ تو مُرد
باید برایت مُرد..،دور از جان ندارد!

دارد اَجَل سر می رسد..،پس کِی میایی!
چشم‌انتظارت فرصتی چندان ندارد

محتاج احسان توام..، بر من نگاهی
فرزند ، بی بابا سر و سامان ندارد

جانِ همان‌ پهلو‌شکسته..،زود برگرد
جانِ گلی که روح در گلدان ندارد
.
.
طوری لگد زد..،میخ در پهلو فرو رفت...
نامردِ بی غیرت مگر وجدان ندارد!

در اوج تنهایی ، صدف از دُر جدا شد
مادر به غیر از فِضّه پشتیبان ندارد


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 2 1
10:35
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


داغی به دلش ز ضرب سيلی ست علی
بیش از همه مشتاق فرج کیست علی

در پیش مزار فاطمه با حسنین
مشغول دعا برای مهدیست علی

#حسین_بابانژاد

@raziolhossein
10:36
#امام_زمان_مناجات



در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است

وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است

آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است

ای یاس باغ نرگس! باز آ که می‌کنم حس
بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است

بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است
وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است

عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد
آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است

ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم
ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است

از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم
کو مرد انتظاری «یابن‌الحسن» شعار است

گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟

میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
10:40
#امام_زمان_مناجات
#عامیانه


دوس دارم نگات کنم،یه بار تودنیا آقاجون
چی میشه جمالتو،کنم تماشا آقاجون

مگه چیزی کم میشه،یه روسیا نگات کنه؟
بایه جرعه کم نمیشه،آب دریا آقاجون

به خوباسرمیزنی،مگه بدا،دل ندارن؟
یه سرم به من بزن،یوسف زهراآقاجون

غرق منتّم کن و،یه دستی روسرم بکش
تامنم دربیارم،سری توسرها اقاجون

به رقیبا گفته ام،هوامنو خیلی داری
من بی دست وپارو توبپا هرجا آقاجون

به جون حسینی که،هردوتامون دوسش داریم
واسه دیدنت نمیشناسم،سرازپاآقاجون

میدونم دیوار بین من و تو،دل منه
آبادم کن و،خراب کن دل مارا آقاجون

میدونم توعاشقی باتو،زیادکم میارم
تومدد کن تابشه،عاشقیم امضا آقاجون

هرروزی خوشیم به اینه،توروفردا میبینم
به خدامُردم ازاین،امروزوفردا آقاجون


#حیدر_توکل

@raziolhossein
👍 1
10:45
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه



اشک را از چشمه‌سارِ دیده‌‌ی تر می کِشم
دارم از اندوه تو آهِ مکرر می کشم

من به تلخی فراقت سخت عادت کرده ام
جام زهرِ دوری‌ات را شب به شب سر می کشم

خیمه‌ات را در بیابان‌ها تصور می کنم
چادر تنهایی ات را بین دفتر می کشم

بارها این شهر را گشتم ، کسی فکر تو نیست
بار عشقت را خودم بی یار و یاور می کشم

نَفْسِ من راه تَنَفُّس‌کردنم را بسته است
هرچه دارم می کشم از این ستمگر می کشم

معصیت مانندِ من پشت کسی را تا نکرد
در جوانی رنج پیری را فراتر می کشم

روح تو از دست سهل‌انگاری‌ام آزار دید
روی قلبت با همین اعمال ، خنجر می کشم

غالباً سردرگمی‌هایم به هیئت می رسند
منت ارباب‌ها را مثل نوکر می کشم

آرزو دارم ببینم خطبه‌خوانی تو را
در خیالاتم تو را بالای منبر می کشم

مستمند مهربانی تواَم ، رَدَّم مکن...
کاسه‌ی خالی خود را تا دمِ در می کشم

اوج خوشحالی من لمس نوازش‌های توست
سر که بگذارم به روی شانه ات ، پر می کشم

هر زمان بد می شوم ، زهرا درستم می کند
در گرفتاری خودم را سمت مادر می کشم

حسرت لب‌ های من خرمای نخل مرتضی‌ست
سفره‌ام را در میان باغِ حیدر می کشم

من خدا را در شبستان نجف حس می کنم
رو به ایوانِ طلا الـلّـهُ اکـبـر می کشم

کُشته ی عشق حسینم ، کربلا دفنم کنید
لااقل بر روی نعشم خاک دلبر می کشم

جانِ بانویی که گیر افتاد پشت در ، بیا...
داغ او را در دلم تا روز محشر می کشم
.
.
قنفذِ بی چشم و رو می گفت: ای زهرا ! ببین
با طنابم پهلوانِ جنگ خیبر می کشم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 4
10:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
736×921, 63.8 KB
.🕊

بی هیچ معما و سوالی از من
یکبار بیا بپرس حالی از من

محتاج عصای این و آنم نکنی
حالا که گذشته سن و سالی از من


#ع_رجبی


@raziolhossein
👍 5 2 😭 1
1 December 2024
ش
07:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


دلم از ديدن كوچه مي گيره
شبيه اون كه تو زندون اسيره

به جا اينكه بگي عجل وفاتي
دعا كن تا مغيره زود بميره...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
07:07
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#فاطمیه



علی آن که ندیده هیچ میدانی شکستش را
ولی نامرد ها در خانه اش بستند دستش را

دهان صبر وا مانده است از صبر جوانمردی
که دیده روزگاری درب خیبر ناز شستش را

نگاهش کرد خاموش آتش نمرود را ، اما
در این آتش علی از دست خواهد داد هستش را

به اسم دین درِ آن خانه ای را می‌زنند آتش
که اسلام از درِ آن خانه دارد چفت و بستش را

از اسلامِ پس از احراقِ این خانه چه خواهد ماند؟!
تصور کن خرابه خانه ای بعد از نشستش را

اگر اسلام این باشد که این ها مدعی هستند
الهی که خدا ویران نماید پای بستش را


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
👍 3
ش
08:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

وزن: فاعِلٌ فَعَلْ فاعِلٌ فَعَلْ

روی کاغذ دل نوشته شد، با مداد تابنده: فاطمه
نامه را فرستنده شاعری، در مدینه گیرنده فاطمه

بسته شد به پای کبوتری، مُهر نامه ام مِهر مادری
باز می کند ذره پروری، در حق نویسنده فاطمه

می نویسم از آنچه دیده شد، روح تا به خلقت دمیده شد
ناگهان بهشت آفریده شد، از بهار لبخند فاطمه

نور ذاتِ الله را ببین، ماه هم به حرف آمد این چنین
اَظهرُ مِن الشمس باشد این، زهره‌ی درخشنده فاطمه

مریم است و معبد که ناگهان، شد به سجده تا گشت بی‌امان
عطر یاس چادر نماز تو، در فضا پراکنده فاطمه

ای که از مقامات برتری، کار فضه‌ات کیمیاگری
پس کنون که خورشید پروری، سایه‌ی تو پاینده فاطمه

ای قرار حیدر قرار تو، ذوالفقار او ذوالفقار تو
او به معرکه با شعار تو، باب قلعه را کنده فاطمه

خاطرات دلتنگ کوچه را، می‌نگارم اما بگو چرا
بی‌هوا به دیوار می‌خورد، نامه‌ی سراینده فاطمه

تو برای مظلومیِ علی، شب به شب به هر در زدی ولی
هیچ کس جوابی نمی‌دهد، غیر از اینکه شرمنده فاطمه

لااقل نپرسید یک نفر، ماجرا چه بوده‌ست پشت در
بسته شد پس از تو به سادگی، در مدینه پرونده فاطمه


#سیدمیلاد_حسنی
@raziolhossein
👍 1
08:59
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


کسی که راهِ نجاتِ خلایق است از آتش
نوشته‌اند از آتش کسی نداد نجاتش

زمین مجاورِ هجده بهارِ خانه‌ی او بود
زمان هنوز مقیم است در زمانِ حیاتش

بفاطمَهْ، و أبیها و بَعلَها و بَنیها
چه محترم جَلَواتی نشسته در صلواتش

رکوعِ قامت او چیست جز قیام فُرادا؟
قیامِ ماست نمازی در اقتدا به صلاتش

نوشت نامِ علی را به صفحه صفحه‌ی تاریخ
دمی که میخ، قلم بود و خونِ سینه دواتش

به ردّ پای علی لاله کاشت کوچه به کوچه
که هر نماز بگوییم اِهدِنا به صِراطش

سلاحِِ خطبه‌اش از دستِ لشکری سپر انداخت
برای حیدرِ تنها سپاه شد کلماتش

همان‌که مثلِ خلافت ربود باغِ فدک را
گرفت هر چه علی داشت را به جای زکاتش

هنوز أشهدُ أنَّ علی‌ست بر لبِ زهرا
شهید، شاهدِ زنده‌ست در حیات و مماتش

شکست حرمتِ کوثر، مدینه چشمه‌ی خون شد
رسید سیلی از این خون به کربلا و فراتش


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
09:00
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر



در پیش من از غربت دلدار مگویید
از مرگ سخن در بر بیمار مگویید

من زار نگشتم که علی زار بماند
از بی کسی یار به آزار مگویید

ای جمعیت زخم تنم لب مگشایید
در پیش علی از در و دیوار مگویید

اینقدر دگر آه نگردید نفس‌ها
با هر سخن از قصه مسمار مگویید

پژمردن من را به بیان نیست نیازی
احوال گل زار به گلزار مگویید

من تاب ندارم که بگریند عزیزان
بر دیده زخمی من از خار مگویید

زخم است فقط صورت و پهلو ،سر و بازو
بسیار مخوانیدش و بسیار مگویید

اصلاً به فدای سر حیدر که شکستم
بر آنکه کند شکوه به او یار مگویید

من طاقت شرمندگی یار ندارم
از رفتن من نیز به اظهار مگویید

تا زنده ام از شانه نیفتد علم او
بی لشگری اش را به علمدار مگویید


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 2
09:05
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


آنكه خسته شده از درد منم بعد از اين
نيست اميد به بهتر شدنم بعد از اين

بسكه لاغر شده ام سايه اي از من مانده ست
طلب مرگ فقط شد سخنم بعد از اين

ديگر از گريه ي من خسته شده همسايه
بنوسيد غريب وطنم بعد از اين

قبل از اين چهره ي زيباي حسن خندان بود
نگران دل خون حسنم بعد از اين

با همين دست كه سخت است از آن كار كشم
دلخوش از بافتن پيرهنم بعد از اين

تا به امروز كه گريان علي بودم و بس
سخت گريان شه بي كفنم بعد از اين...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
09:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


ای که با دست ورم کرده ی خود پای منی
با نفس های کمت نیز مسیحای منی

ماه ماه است عزیزم چه گرفته چه هلال ...
رو بگیری ز علی ، باز تو زهرای منی

ماندنت درد من  و رفتن تو زجر من است
غم امروز منی ،  حسرت فردای منی

آه زانو به بغل کردن من دیدنی است؟!
از پس پوشیه سرگرم تماشای منی

همه ی زندگی ام ،مرگ تمنا نکنی ...
خسته ای ، بی رمقی؟! باز تمنای منی

خواست  دنیای مرا تیره کند ، سیلی زد
دشمنم نیز  خبر داشت تو  دنیای منی

رو به قبله مشو ای قبله ی بی سوی علی
یار بی صحبت من ، همدم شبهای منی


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
09:16
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


ای درِ تو قبله‌گاه اهل تولّیٰ!
خاک رهت آبروی عرش معلّیٰ!

زهرهٔ ازهر توئیّ و طاهر و اطهر
عفّت داور توئیّ و عصمت کبریٰ

فضّهٔ دربارِ تو مربّی مریم
قنبر درگاه تو مدرّس عیسیٰ

خوشه‌بر خِرمن عفاف تو ساره
ریزه‌خور خوان عصمت تو صفورا

بود معمّا اگر که خلقت انسان
ذات جلیل تو کرد حلّ معمّا

دختر حوّائی و سلالهٔ آدم
قبله‌گه آدمیّ و زادهٔ حوّا

از دو جهان جز نبی تو از همه اعلم
از دو سرا جز علی تو از همه اعلیٰ

ذات جمیل تو نخل بار رسالت
چهر منیر تو مِهر عالم معنیٰ

خاک سرای تو تاج تارَک یوسف
گَرد رواق تو کحل چشم زلیخا

سُبحهٔ خاکین تو نگین سلیمان
چادر پشمین تو تفاخر حورا

امّ ائمّه، نه، بل‌که امّ نبیّین
شاهد عرضم بس است "امّ ابیها"

نطق تو الهام‌بخش موسیِ عمران
طبع تو آرام‌بخش روح مسیحا

حلقهٔ درگاه تو منادی جنّت
دستهٔ دستاس تو سریر ثریّا

چیست به غیر از تو متن آیت یاسین؟
کیست به غیر از تو بار دوحهٔ طاها؟

غیر نبی گو که دارد هم‌چو تو دختر؟
غیر علی گو که دارد هم‌چو تو همتا؟

گر که به نسوان رسید امر رسالت
نام تو می‌بود زیب مطلع طغرا

لیک بدین‌حیرتم بدان‌همه عزّت
از چه شدی خار بعد رحلت بابا؟

هیچ پیمبر نشد که بعد وفاتش
آتش کینش زنند بر در مأویٰ

نیلی گهی عارضت ز ضربت سیلی
سقط جنینت گهی ز کینهٔ اعدا

گاه شد از ضرب در کبودت پیکر
گاه سیه شد ز تازیانه‌ات اعضا

«طائی»، ای دخت پاک احمد مرسل!
لطف تو دارد به هر دو کون تمنّا


#مرتضی_طائی_شمیرانی
#طائی_شمیرانی

@raziolhossein
1 👍 1
09:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #هجوم


ابرها بر سقفِ ما بارانِ نم‌نم ریختند
در میانِ آشیانم یک جهان غم ریختند

خانه‌ام را سیل دارد می‌برد کاری بکن
در نگاهِ بچه‌هایم آب زمزم ریختند

یک بغل واکردی و گفتند مادر خوب شد
چار طفلم بینِ آغوشِ تو باهم ریختند

تو خودت دارالشفایی پس شفایت را طلب
در نفسهایت عزیزم  اسم اعظم ریختند

هم نمی‌آید چرا زخمت ، چرا بهتر نشد
فضه و اسماء و زینب هرچه مرحم ریختند

چند روزی هست دارد بچه‌ام جان می‌دهد
چه شده؟ انگار در کامِ حسن سم ریختند

مادرم را در بقیع گفتی چه شد با کودکت
کاش می‌گفتی سرت یکباره باهم ریختند

فاطمه بنت‌اسد  حالِ عروست را ببین
بر سرِ شیرخدا چند ابن‌ملجم  ریختند

در به رویت فاطمه اُفتاد و از آن رد شدند
بارِ شیشه داشتی با ضرب محکم ریختند

از تو چادرخاکی و از من محاسن روی خاک
تو زمین خوردی  سرِ من خاکِ عالم ریختند

ریسمان بر گردنم بود و تو هم در شعله‌ها
تازه وارد‌ها  سرِ طفلانِ ما هم ریختند
.
.

دادم از حالا برای زینبِ بی مَحرم است
آه می‌بیند که در گودال یکدم ریختند

نیزه‌ها با تیغ‌ها بسیار بسیار آمدند
آب را در پیش آن لب تشنه کم‌کم ریختند


@raziolhossein
👍 3
09:23
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #آسیاب


تخته سنگی بوده ام یک روز بین کوهها
در دل یک معدن تاریک با اندوهها

زندگی میکردم اما آه ، از این زندگی
سنگها هم داشتند اکراه ، از این زندگی

ساکت و بی فایده ، افتاده بودم یک‌ طرف
نه عقیق سرخ بودم نه چنان دُرّ نجف

ناگهان با اتفاقی خانه ام تغییر کرد
تیشه ای خورد و مرا هم راهی تقدیر کرد

این سعادت قسمتم شد که به شکل آسیاب
با جهاز فاطمه رفتم به بیت بوتراب

گرچه کم بود آن جهاز اما پر از اخلاص بود
بار سنگین جهاز فاطمه دستاس بود

شب سر سجاده اش پروانه میشد فاطمه
روز هم مشغول کار خانه میشد فاطمه

بین کار خانه دائم دل به دریا میزدم
بوسه ها بر پینه های دست زهرا میزدم

مثل آن حال نماز و تیر پای بوتراب
خون ز دست فاطمه میریخت پای آسیاب

هر کجا که طاقت اشک حسینش را نداشت
گاه سلمان و گهی جبریل را پایم گذاشت

آسیابم چرخ وقتی زد به دست فاطمه
دیدم عالم نیز میچرخد به دست فاطمه

در تمام سالها سنگ صبورش بوده ام
شاهد هق هق زدن پای تنورش بوده ام

گندمش را آرد میکردم برای بچه هاش
نان که میشد سائلش میخورد جای بچه هاش

من در این خانه کرامتها ز بانو دیده ام
پخت چندین قرص نان با درد پهلو دیده ام

دیدم آن دستی که نان میداد دست سائلین
ضربه های محکمی خورد از غلاف قاتلین

دیده بودم بت پرستی پشت در با تیشه بود
این طرف هم مادر توحید و بار شیشه بود

دست مادر شد کبود از کار افتاد آسیاب
تا ابد اما نمی‌افتد که آب از آسیاب

آسیاب آری به نوبت ، میرسد روز تقاص
پاسخ آن سیلی محکم که زد بر روی یاس

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
👍 1
09:27
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه



فاطمه مخفی است اسرارش
در نمی آورم سر از کارش

همه درباره اش خبر دارند:
همه ی عالم است دربارش

به گواهیِ «بضعةٌ منّي»
رنج پیغمبر است: آزارش

اوست سیب بهشتیِ "احمد"
شب معراج رفته دیدارش

جان به قربان رهبرم "حیدر"
که شده فاطمه علمدارش

حق علی بود و مال فاطمه بود
پس رسیده است حق به حقدارش

هرکه جان را فروخت در راهش
"حسنش" می شود خریدارش

شب ما با "حسین" صبح شده
چون حسین است نور الانوارش

دین اگر مانده برکت زهراست
بر لب انبیاست اذکارش

فاطمه خط قرمز شیعه است
کفر یعنی: گمان انکارش

در تولّی، ولایتش محور
در تبرّی، نمونه: اظهارش
.
.
گرچه این خانه، خانه ی وحی است
نیست راضی علی زِ مسمارش

آه از کوچه ی بنی هاشم
"محسنش" را گرفته دیوارش

یک لگد زد حرامزاده به او
تا ابد شیعه شد عزادارش

پشت در یاوری طلب میکرد
می رسد "صاحب الزمان" یارش

.
.
فاطمه بین کوچه گریَد بر
"زینب" و شام و کوچه بازارش

آه.. زینب که زینت مولاست
این خرابه نشد سزاوارش

"ام کلثوم" را ببین مادر
صدقه می دهند اشرارش..


نیست امروز فاطمه تنها
گریه کن ها شدند انصارش


#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
09:28
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #هجوم


کوچه از درد و داغ پر شده بود، بوی یاس کبود می آمد
همه جا های‌و‌هوی آتش بود، همه جای بوی دود می آمد

هرچه غم بود پیش از آن کم بود، ضرب سیلی چقدر محکم بود
میخ در داشت داغ‌تر می شد، داشت غم به وجود می آمد..

آهِ زهرا چنین بلند شود، و علی در نیام بند شود!؟
دو دم تیز ذوالفقار اگر، دست‌بسته نبود، می آمد!

باغ گل داشت تک به تک می‌سوخت، شاخه به شاخه ی فدک می‌سوخت
آه وقتی که می کشید از غم، همه جا بوی عود می آمد..

با تن زار خسته ای می خواند، چه نماز شکسته ای می خواند!
اشک در افت و خیز غم هایش، با قیام و قعود می آمد

آه، از درد گاه خم می شد، آه، از درد گاه می افتاد
به تن ناتوان او چقدَر، این رکوع و سجود می آمد

عشق اسباب خویش را دارد، گریه آداب خویش را دارد
ذکر زهرا به آسمان می رفت، اشک آنجا فرود می آمد


#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
👍 3 1
09:31
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #امام_حسن #کوچه


تو کوچه‌ها خدا خدا کردم
من التماسِ بی‌حیا کردم
مادر من زیر کتک‌هاش بود
مادرمو ازش جدا کردم

نشد نذارم بزنه بد زد
وقتی شنید علی ، مجدد زد
خودم رو روی مادر انداختم
با گریه بابا رو صدا کردم

چشاش سیاهی رفت و اُفتادش
چشام سیاهی رفت و اُفتادم
میون گرد و خاکای کوچه
تا نفسش بیاد دعا کردم

چشام دیگه دو کاسه‌ی خونه
دلم خوشه بابا نمی‌دونه
داغی نشسته روی این شونه
شونمو تا براش عصا کردم

روضه‌ی کوچه درد ِسر داره
کی از دل حسن خبرداره
مادر دلش خوشه پسر داره
روضه‌مو تو سینه به پا کردم


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4
09:37
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


اگرچه دوست، ندیده گرفته اعمالم
همان گدای خطاکار و غرق اِشکالم

وصال یار چه دارد که در فراقش نیست؟
کجاست حالِ خوش من؟ ... هنوز بدحالم

گلایه از قفسِ نفس می کنم تا صبح
نمی برد به هوایش مرا دو تا بالم

به دام حیله ی خناس ها گرفتارم
کشیده مکر شروران، مرا به چنگالم

کسی به تاجرِ خسران زده نمی خندد
گناه کردم و آتش زدم به اموالم

اگرچه غربت من را کسی نفهمیده ...
اگرچه نیست کسی یار من در این عالم ...

سلام من به همه نوکران آقایم
که وقت روضه می آیند باز دنبالم

یکی کمک بکند، مادری زمین خورده
زمان ذکر مصیبت که می رسد، لالم

برای دست ورم کرده اش، دلم خون است
بیاد درد قنوتش هنوز می نالم

لباس یاس، تن لاله را نمی پوشاند
بیاد بسترِ خونی، مریضْ احوالم

چهل نفر به زنی باردار، لطمه زدند
نگفته بی خبر از آن هجوم و جنجالم

صدای میخ در آمد، صدای زهرا نه!
کنار شعله ی آن در، به فکر گودالم

فدای آنکه فرو رفت نیزه در دهنش
برای پیرهنی، پاره پاره شد بدنش


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 1
09:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چشم خود را باز کن ای یار تنهای علی
یک نگاهی کن به اشک سرخ سیمای علی

حالتی چون محتضر دارم ز پا افتاده ام
باز احیا کن علی را ای مسیحای علی

کلمینی فاطمه ،جان علی برلب رسید
رفته تاب وطاقت از جان توانای علی

یاس من گلبرگ رویت را چرا کردی نهان؟
رنگ نیلوفر شده رخسار زهرای علی

زینبت یک سو حسینت باحسن در یک طرف
از جگر نالند در این شام یلدای علی

نیست تسکینی مرا در این فراق سینه سوز
غیر غم ناله نمی جوشد ز آوای علی

گرکه دود آه من، سر می کشد بر آسمان
آتش داغ تو افتاده براعضای علی

با کدامین حال ،روی دوش خود گیرم تو را
قوتی دیگر نمانده در سراپای علی

ای «وفایی» آمده وقت نماز غربتم
کو اذان گوی غریبی در مصلای علی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 👍 1
09:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر
پُر از دردم! به این دنیا ندارم رغبتی دیگر

پس از تو میروم از حال؛ لحظه لحظه با سردرد
سه ماهی میشود پایم ندارد قدرتی دیگر

سرم پایین بود و بی‌هوا خوردم چنان سیلی
که در چشمَم ندارم هیچ خوابِ راحتی دیگر

لگد زد بی‌هوا ، خوردم زمین، شش ماهه ام را کشت
ندیدم محسنم را و ندارم حاجتی دیگر

نفسگیر است وقتِ سجده بازویِ ورم کرده
برای دخترت بابا!...نمانده طاقتی دیگر

از این پهلو به آن پهلو شدن با درد؛ دشوار است
ببَر پیش ِ خودت امشب مرا تا ساعتی دیگر

حسن با ذکرِ "یا شافی"* شبانه اشک می‌ریزد
ندیدم با خدا زیباتر از این خلوتی دیگر

کجایی تا ببینی بی رمق افتاده پهلویم
همان دستی که بوسیدی ندارد حرکتی دیگر

برایم ساخت تابوت و دعایش کردم و گفتم
علی جانم حلالم کن اگر شد زحمتی دیگر

پدر! تنهاییِ حیدر برایم بدترین درد است
سلام ِ بی جوابش شد برایم غربتی دیگر!


#م_عاطفی

@raziolhossein
👍 2
09:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #احراق_بیت


کسی که درد سوزانده دلش را
غریبه ریخت برهم منزلش را
بیا ای دل برای گریه امشب
بخوانیم‌ اعتراف قاتلش را

معاویه نبودی چه خبر بود!
سر بیعت حکومت در خطر بود!
ازین سو کوه هیزم جمع میشد
ازان سو فاطمه در پشت در بود..

اراذل این شرایط را که دیدند
به سمت خانه ی حیدر دویدند
نصیحت کردن زهرا به هم خورد
میان صحبتش هو میکشیدند!

نفس میزد صدایش را شنیدم
علی را در احد یکباره دیدم
هزاران کینه در دل داشتم من
زدم با پا به در! نعره کشیدم

غرور چشم حیدر را شکستم
چنان محکم زدم در را شکستم
در خانه‌ ز لولا تا جدا شد
زدم‌ پهلوی کوثر را شکستم

در افتادو زمین افتاد زهرا
علی میزد فقط فریاد زهرا
همینکه ناله زد فضه خذینی
همه گفتند که جان‌ داد زهرا

یکی آتش به کل باغ میزد
یکی بر قلب زینب داغ میزد
میان آن شلوغی ها مغیره
به دست فاطمه شلاق میزد...

کشیدم هر طرف شیرخدارا
زدم درآن میانه بچه هارا
تن زهرا به زیر دست و پا بود
علی انداخت بررویش عبا را


@raziolhossein
👍 3 1
09:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #عامیانه


کسی مثل علی مظلوم نمیشه
دل شوهر تو آروم نمیشه
تو نگیر نگات و از من لا اقل
من میخوام نگات کنم روم نمیشه


روزگار علی رو سیاه نکن
بچه هاتو دیگه بی پناه نکن
فاطمه خدا نخواست مادر بشی
اینجوری میخ در و نگاه نکن


بخدا این همه آزار بسمه
دیدن خونِ رو مسمار بسمه
برای دق دادن علی یه عمر
ذولفقار روی دیوار بسمه


تو که زهرا نفست بندِ به من
تو که قول دادی از آینده به من
یه طرف قنفذ و میبینی خوشه؟
یه طرف مغیره میخنده به من


خونه رو غرق عزا نکن نرو
خون به قلب بچه ها نکن نرو
بچه های قد و نیم قد و ببین
من و دست تنها رها نکن نرو


خونمون و رو سرم خراب نکن
سلام علی رو بی جواب نکن
زیر لب اینهمه لالایی نخون
بسه زهرا دلمون و آب نکن


ساحل خونه رو جز و مد زده
تورو هرکی زده خیلی بد زده
تو تموم بخت و اقبال منی
بگو کی به بخت من لگد زده


ماه من اسیر ابر تیره شد
چه بلایی سهم این عشیره شد
تو که آب مهریته من بمیرم
که وضو گرفتنت جبیره شد



چه کسایی زخمت و نمک زدن
تو رو با بهانه ی فدک زدن
داغم و یه مرد میدونه یعنی چی
تو محله زنم و کتک زدن


از هجوم یکسره بدم میاد
از صف چل نفره بدم میاد
خوش بودم عجب دری ساخته علی
دیگه از هر چی درِ بدم میاد


#سیدصادق_رمضانیان


@raziolhossein
👍 1
09:50
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


طعم بهار را نچشیدم خزان شدم
یاسم ولی به رنگ گل ارغوان شدم

این روزها, قیام و رکوعم شده یکی
مثل هلال ماه, خمیدم کمان شدم

آمد به خانه دختر طلحه به دیدنم
گفتم ببین که پوستِ بر استخوان شدم

یک روز اگر زمین نخورم شب نمی شود
نیرو ز دست داده ام و ناتوان شدم

من بازویم شکسته ولی کار می کنم
حیدر ببیندم که دوباره جوان شدم

گیرم وضو جبیره, مقصر مغیره شد
بس ضربه زد به بازوی من نیمه جان شدم

#سعید_خرازی

@raziolhossein
1
09:51
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


هرچند که با سختی بسیار می آید اینجا
با غم‌ سینه‌ی بیمار می آید اینجا

فاطمیه وسط روضه بشین تکیه نزن
مادری دست به دیوار می آید اینجا

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
2 December 2024
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


در حریم خانه ماندی اعتکاف این است این
سوی مسجد شعله‌ور رفتی، مصاف این است این

خطبۀ تو واژه واژه ذوالفقار دیگری‌ست
جلوۀ آن تیغ پنهان در غلاف، این است این

از امام از کعبه گفتی، بستی احرام دگر
بی‌امان دور علی گشتی! طواف این است این

رو گرفتی پیش نابینا، حیا آن است آن
نیمه‌شب تابوت می‌خواهی، عفاف این است این

می‌رسد روزی که چشم آسمان روشن شود
بر مزارت کعبه می‌گوید مطاف این است این


#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
👍 1
ش
17:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها


زهرا شدم که روشنی خانه‌ات شوم
با افتخار خادم کاشانه‌ات شوم
تو شمع عشق باشی و پروانه‌ات شوم
سنگ صبور آه غریبانه‌ات شوم

پیش خدا ملاک عزیز تو بودن است
بالاترین مقام کنیز تو بودن است

ای ماه فاطمه به شب تار اباالحسن
هستم ز هرکه غیر تو بیزار اباالحسن
پای تو قبل میثم تمار اباالحسن
من سر نهاده‌ام به روی دار اباالحسن

دل را فقط به سوی تو پر می‌دهم علی
لب تر کنی برای تو سر می‌دهم علی

امروز جای تیغ تو زهرا بایستد
کاری کنم زمین به تماشا بایستد
حاشا که فاطمه به مدارا بایستد
باید به احترام تو دنیا بایستد

کعبه ملاک ردّ و قبول نماز نیست
تو قبله‌ای به قبله دیگر نیاز نیست

آماده‌ام که رفع گرفتاری‌ات کنم
در این هوای درد هواداری‌ات کنم
لشکر نیاز نیست، خودم یاری‌ات کنم
در کوچه‌های شهر علمداری‌ات کنم

پشت و پناه محکم تو دست فاطمه است
تا روز حشر پرچم تو دست فاطمه است

یک روح در وجود من و تو دمیده شد
زهرا برای یاری تو آفریده شد
حتی اگر که باد مخالف وزیده شد
از این به بعد کار به هر جا کشیده شد

بنشین و جان فاطمه سوی خطر مرو
در را اگر زدند علی پشت در مرو

در را زدند و فاطمه از جا بلند شد
آتش به جنگ آمد و دریا بلند شد
در پشت در نشست، در امّا بلند شد
ای روزگار ناله زهرا بلند شد

از آن به بعد بود که ماتم شروع شد
از پشت درب خانه محرم شروع شد


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
2 👍 1
17:56
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


گهواره نیست کودکی‌ات را فلک؟ که هست
فرمانبر تو نیست سما تا سمک؟ که هست

وقتی به خواب می‌روی ای کوثر کثیر
لالایی خدیجه نباشد، ملک که هست

آن روزۀ سه روزه نیازی به نان نداشت
ای زخمی محبت عالم! نمک که هست

وقتی حضور گریه تو را آب می‌کند
اشک علی نشسته برای کمک که هست

نقش کبود شانه‌ات از ضربه‌های در
بر شانهٔ شبان سیه نیست حک؟ که هست

مُردیم از فراق تو، دل با چه خوش کنیم؟
قبری که نیست از تو به جا؟ یا فدک که هست...


#غلامرضا_شکوهی

@raziolhossein
👍 2
17:58
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دری که شد عتبات نبی به وقت اذان
دری که در پس آن سِرّ عرش گشته نهان

دری که وا شده رو به رواق عرش نجف
که رشک برده به جاهش شکوه درب جنان

دری که باب حسین است و پنجره فولاد
دری که باب خدا بوده است در دوران

به حلقه اش متوسل ملائکه همگی
به آستانه او سر نهند پیر و جوان

دری که کعبه آمال سدره و طوباست
ضریح چوبی حاجات عالم امکان

دری است از شجر طور هم گرامی‌تر
مبارک است بسوزیم در مصیبت آن

درون آتش طور است بسم رب النور
که بوده جان جهان مادر پیامبران

در آستانه در ایستاده نبض زمین
به احترام نفس‌هایش ایستاده زمان

بدون واسطه با رب خود تکلم کرد
در آن مقام که نزدیک تر شد از دو کمان

چکامه‌های بهاری خانه زهرا
چگونه گشته لگدکوب چکمه‌های خزان

منزه است از اینکه به روی خاک افتد
شده است ذکر همه کائنات یا سبحان

چه شد که در به روی باب حاجت افتاده
که بند آمده بعدش زبان مرثیه خوان

هزار مرتبه آتش بزن مرا اما
مگو که فاطمه آتش گرفته دور از جان

بس است صحبت میخ و غلاف در عوضش
هزار مرتبه از قتلگاه روضه بخوان

هزار مقتل خطی ورق زدم اما
هنوز هم که هنوز است مانده‌ام حیران

کشید بر گلویش تیغ شمر یا قنفذ
شکسته پهلوی او را مغیره یا که سنان

هزار جان گرامی شبیه جان حسین
فدای کشتی پهلو گرفته در کوچه...


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
2 👍 2
18:00
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها


رزق عالم را به سر انگشت خود تقسیم کن
نور جنت را به برق خنده ات تنظیم کن

آسمان را با قنوت اشک هایت جان بده
چشم بی باران ما را با غمت ترمیم کن

ای که دنیا مستمند گوشه ی چشمان توست
با نگاه روشنت آینده را تسلیم کن

تا نلرزد خانه ی دل از هجوم درد ها
باب میلت زندگانی مرا ترسیم کن

دل چرا تاریک باشد، نور قبل از نورها؟
با ولایت هر سیاهی را به من تحریم کن

قصد دارم جان دهم در وقت گریه بر شما
مادرانه جان من را وقف این تصمیم کن

تا دوباره جان بگیرد چشم های مرتضی
خانم خانه، به حیدر خنده ای تقدیم کن

#حسن_کردی


@raziolhossein
2
18:03
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


نُه سال با تو شد سپری روزگار من
تنها تو بوده ای همه جا غمگسارمن

نُه سال با تو زندگی ام عاشقانه بود
من مرد خانه بودم و تو خانه دار من

ناراحتی من همه این است ؛ می روی
خوشحال می شوم نروی از کنار من

از آن زمان که خورد به بازوی تو غلاف
خانه نشین شده به خدا ذوالفقار من

هر روز گریه گریه فقط گریه کار تو
هر روز گریه گریه فقط گریه کار من

باشد برو ! " ز خاطر من که نمی رود
نه سال با تو شد سپری روزگار من"


#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
1 👍 1
18:05
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


زیر هجوم درد شکسته ست قامتم
تقدیر من غم است،چه تلخ است قسمتم

کاری نمی‌کنم به تو نزدیک‌تر‌ شوم
انگار من بدون حضور‌ تو راحتم

طیّ‌ طریق من به نیازم رسیدن است
تو‌ گریه میکنی به من و من به حاجتم

ای غایب از نظر تو‌ حضورت همیشگی ست
بیچاره من..منی که گرفتار غیبتم

چشمم به التماس دعای بقیه بود
نعمت تو هستی و پی کفران نعمتم

این آبروی عاریه ای ماندگار نیست
با سیلی گناه شده سرخ صورتم

دست‌ مرا بگیر و دخیل حسین کن
من بی حسین گم شده ام،آخر خطم

این روزها که شال عزا بسته ای به ‌دوش
رخصت اگر‌ دهید شریک مصیبتم

این بوی دود از طرف خانه علیست!
آقا نمی‌کنید به این‌روضه دعوتم؟

این روزها که شاه نجف گریه میکند
لبریز یاعلی شده ساعت به ساعتم


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3
18:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


تا شعله دست بر پَرِ خَیر‌ُ النِّسا گذاشت
ما را میان غصه‌ی بی انتها گذاشت

باران کجاست؟! شمعِ نبی ذرّه‌ذرّه سوخت...
آتش چه حسرتی به دلِ ابرها گذاشت

دیوار و در مجال تقلّا نمی دهند
باید برای بال‌شکسته فضا گذاشت

در هیچ مَسلَکی زدنِ زن روا نبود
لعنت بر آن‌که بدعت خود را بنا گذاشت

یک بی‌حیا که حُرمتِ چادر نمی شناخت
روی حجاب عصمت حق ، ردِّ پا گذاشت

آئینه را فشار لگد ، تکّه تکّه کرد...
آنقَدر خُرده‌شیشه دمِ خانه جا گذاشت!

مسمارِ خسته فاطمه را تکیه‌گاه دید
سَر را به روی مخزن سِرِّ خدا گذاشت

وقتی که گفت : فضّه خذینی!...، عـلـی نشست
مشکل زنانه بود...، که حیدر رها گذاشت

بندِ طناب دست علی را رها نکرد
سلمان به روی پیکر زهرا ، عبا گذاشت


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 2 😭 1
3 December 2024
ش
01:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


هم فلاني با لگد كوبيدنش در را شكست
هم پليد بي حيا پشت پيمبر را شكست

بشكند پايش خدا لعنت كند آن پست را
ضربه اي كه زد به در پهلوي مادر را شكست

بايد از اينجا به بعد روضه را رد شد كمي
ديدن صديقه آنجا بغض حيدر را شكست


يك تنه پاي امامش ايستاده فاطمه
حيدرانه قدرت آن قوم كافر را شكست

قنفذ آمد با مغيره تازيانه با قلاف
دست اين دو يك به يك آيات كوثر را شكست

باز هم حيدر به داد مردم عالم رسيد
صحبت از نفرين زهرا پاي منبر را شكست

داشت بر مي گشت از مسجد غريبانه علي
بسكه سنگين است اين غم عاشقي سر را شكست...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
😭 2 👍 1
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #فدک


تکلیف خاص، یا الگوی عام؟



توحیدِ محض، جانب مسجد شتاب کرد
بنیانِ سستِ لات و هبل را خراب کرد

هارون غریب ماند و جهانی چو سامری
گوساله را به نام خدایی خطاب کرد

شیطان به کنج خانه نشانید کعبه را
بت را دوباره قبله‌گهِ شیخ و شاب کرد

منسوخ شد شریعت اسلام و فوج فوج
امّت به جاهلیتِ کبری شتاب کرد

یک ناله آن ملیکهٔ محشر ز دل کشید
وز آن، به پای، شورش یوم الحساب کرد

با آن بلاغتِ نبوی، معجز آفرید
تجدیدِ یادِ حضرت ختمی‌مآب کرد

هجده بهار، پرده‌نشین بود همچو گُل
داد از خزان که پرده‌دری بیحساب کرد

آن کوکبِ حیا که فلک سایه‌اش ندید
جلوه به شهرِ شب‌زده‌ چون آفتاب کرد

آئین او خطابه‌سراییّ زن نبود
خواند از چه رو خطابه و فصل‌الخطاب کرد؟!

تحریفِ صبرِ شیر خدا را خدا نخواست
بهر خروش، فاطمه را انتخاب کرد

«««تکلیفِ خاص، نسخهٔ الگوی عام نیست»»»
نادان چرا مقایسهٔ ناصواب کرد؟

با نامِ آن یگانهٔ مستوری و حیا
بر روی بیحیاییِ زن، فتح باب کرد

یا للعجب خطابهٔ او دیده و ندید
کآن اسوهٔ عفاف ز کور احتجاب کرد!

آری به آیهٔ متشابه برد پناه
آن فتنه‌پروری که ز عقل اجتناب کرد

باری، ز پشت پرده گُلِ باغ مصطفی
بی‌پرده با جماعت کافر عتاب کرد

باد هوس بر آتش آن فتنه می‌دمید
وآن خطبه مکرِ مدعیان نقش آب کرد

خصم از رهِ حدیث درآمد، ولیک او
کفرِ وی آشکار به حکم کتاب کرد

پوشیده در حجاب، برون آمد از حجاب
پس زد حجاب ظلمت و رخ در حجاب کرد


#رحیق

@raziolhossein
5 👍 2 😭 1
4 December 2024
ش
14:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


شکوه پوشیه فاطمه است پرده ذات
فقیر روشنی نور چادرش مشکات

غبار چادر او توتیای چشم علی
به خاک چادر او عرش می‌رسد؟! هیهات!

مگر خداست که هر روز از ورای حجاب
سه بار جلوه کند بر علی به وقت صلات

گلیم خانه او دم گرفته "یا قدوس"
ترنم لب دستاس اوست، تسبیحات

گُلی که خون به بهشت لباس او می‌کاشت
به اشک، آیه تطهیر را کند اثبات

جهان به دست کسی رفته سوی بی‌راهه
چرا که بسته یکی راه را به راه نجات

قباله فدکش پاره پاره شد اما
به شیعیان علی داده است برگ برات

به بخت عالم و آدم کسی لگد می‌زد
به چادری که به سر کرده کعبه با صلوات

برای دیدن او مرگ هم نمی‌آید
میان بستر غم، آب رفته، آب حیات

به اشک توصیه بر گریه می‌کند، کوثر
برای کشته ی لب تشنه کنار فرات

خدا کند برود پایبوس او شعرم
که خاک چادر او را بیاورد سوغات


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 4 1
14:31
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بیمار من که دیده گهربار می کنی
اشکی نثار گلشن ایثار می کنی

از یک خزان زود رسی گلشن مرا
با این نسیم درد خبردار می کنی

می خوانی از نگاه علی راز سینه را
هرگه نظر به دفتر اسرار می کنی

دارم به دوش  بار گرانی ولی مرا
بایک نگاه گرم سبکبار می کنی

سرتا به پای دردی و لبخند می زنی
برمن تو مهر خویشتن اظهار می کنی

ای همدم و امید و مسیحادم علی
بیماری و طبابت بیمار می کنی

گل کس ندیده ،تکیه به دیوار غم دهد
ای گل چرا تو تکیه به دیوار می کنی

ای چلچراغ زندگیم گر شوی خموش
روز مرا ز غصه شب تار می کنی

زین شرح سینه سوز«وفایی» دگرمگو
دل را به داغ و درد گرفتار می کنی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 3
ش
16:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گلی که عالم از او تازه بود، پرپر شد
یگانه کوکب باغ وجود، پرپر شد

شب شهادت زهرا علی به خود می‌گفت:
گل محمّدی من چه زود پرپر شد!

خزان چه کرد که در چشم اشک‌بار علی
تمام گلشن غیب و شهود، پرپر شد

به باغ حُسن کدام آفتاب ناب، افسرد
که در مدار افق هرچه بود، پرپر شد؟

برای تسلیت اهل باغ آمده بود!
شقایقی که به صحرا کبود، پرپر شد

نشان ز پاکیِ روح لطیف فاطمه داشت
بنفشه‌ای که سحر در سجود، پرپر شد

ز فیض صحبت او رنگ و بوی عزّت داشت
گلی که تشنه میان دو رود پرپر شد


#زکریا_اخلاقی

@raziolhossein
ش
17:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن
جارو از فضه مگیر آب شدی کار مکن

تب مکن  لرزه مکن  خوب شو و  خواب برو
لب مگز  حرف بزن  دردِ خود انکار مکن

نان نپز  خاک مگیر  آرد مکن  راه مرو
بسترت جمع مکن  کار به اصرار مکن

به خود از درد مپیچ  آب مشو  چهره نگیر
بغلی باز کن و  حالِ حسن زار مکن
 
نفسی آب بنوش  آه مکش  سرفه مکن
زخمِ خود تازه مکن  مقنعه خونبار مکن

نفسم حبس نمان  آینه‌ام خورد مشو
قسمتم خنده‌ی  نا‌مردمِ بی‌عار مکن

حرفِ تابوت نزن  باز وصیت ننویس
یاد محسن نکن و بر جگرم خار مکن

گفتمت فاصله‌گیر  آتش و بغض و لگد است
حرفی از من نزن و  تکیه به دیوار مکن

گفتم ای در مشکن  شعله نزن  سینه مسوز
زخم،  مسمار مزن  آه که مسمار مکن

بقچه را باز مکن  باز کفن را مشمار
صحبت از غسلِ تن و نیمه‌شبِ تار مکن

دست لرزان و نخ و سوزن و چشمِ تارت
آه ای یار مکن  یار مکن  یار مکن


پیراهن را بسپار و غم گودال نخور
زینبت را نشکن  صحبت دیدار مکن

زینبت زار زند دشنه‌نزن تیغ مَبُر
پیراهن را مکش و زخم تلنبار مکن

جرعه‌ای آب، لبش خشک تنش پامال است
نیزه‌ها را مشکن  این‌همه نیزار مکن

شمر برگرد، گلو را سه نفر بوسیدند
خنجرت بی‌اثر است  اینهمه اصرار مکن


#حسن_لطفی

@raziolhossein
17:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #شام_غریبان #غسل


دیدی غمش آخر علی را خون جگر کرد
قرآن بخوان اسما که قرآنم سفر کرد

هرچند ساکت بود دلگرمی من بود
با رفتنش دیگر مرا بی بال و پر کرد

یادم نرفته بین محراب عبادت..
با آرزوی مرگ شب ها را سحر کرد

خون مردگی چشمهایش را ندیدم
از بس که پیش محرمش چادر به سر کرد

بیدار بود از درد اما دم نمیزد
با دردهای پیکرش مردانه سر کرد

غسل تن حوریه ی زخمی چه سخت است
از شرم آبم کرد من را محتضر کرد

مسماررا کج کرد تا که من بمانم
در پشت در پای علی سینه سپر کرد

دلشوره و دلواپسی آمد سراغش
هروقت که به معجر زینب نظر کرد..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
3 👍 2
17:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بیمار من گرچه به رنگ ماهتابی
هم زهره ی الزهرائی وهم آفتابی

ای انعکاس سوره ی قدر شب قدر
آئینه ای ،نوری، زلالی، مثل آبی

درآسمان غربتم خورشید مهری
برشب پرستان همچنان تیر شهابی

روز مرا باسوختن گرمی ببخشی
شام غریبی مرا شمع مذابی

یک شب به چشمت خواب راحت من ندیدم
ماندم کنون بیدار شاید  تو بخوابی

انسیة الحورای من ازبس کبودی
گوئی که پوشیده است رویت را نقابی

دیشب چه گفتی با خدا وقت نیایش 
کامشب توهمرنگ دعای مستجابی

داری وصیت می کنی شب دفن گردی
امّا برای غربتم در اضطرابی

امروز دیگر بسترت راجمع کردی
ازچه برای رفتنت بی صبرو تابی

ازبیم هجران توای شمع امیدم
یک آسمان غم دارم وقلب کبابی

یافاطمه جان حسین وزینبینت
در روز محشر از «وفایی »رخ نتابی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
17:46
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه   #تبری #رباعی


در روضه به دست آر دل زهرا را
از یاد مبر مسائل زهرا را

این شرط قبول روضه ی فاطمیه است:
لعنت بکنید قاتل زهرا را


#عبدالزهرا_هاشمیان


@raziolhossein
17:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
225×225, 19.2 KB
. 🥀السلام علیک ایتهاالمظلومة المضروبة🥀


دسته جمعی براش گریه کنید
دسته جمعی زدند زهرا را



@raziolhossein
😭 13
5 December 2024
ش
15:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
15:04
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی

تنها نه فقط گل بهارم رفته
آرامش قلب بی قرارم رفته

زهرا همه دار و ندار من بود
امشب همه ی دار و ندارم رفته

#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
👍 2
15:05
#حضرت_زهرا_شهادت
#دفن_شبانه


ای خاک تیره! این‌که به تو می‌سپارمش
چون جان عزیزدار که ز جان دوست دارمش

عمری اگر به دیده و دل بود جای او
جبراً کنون به خاک سیه می‌سپارمش

پر پر شده‌ست زآفت باد خزان چو گل
از دیده من گلاب بر او می‌فشارمش

پس با نگار خود درِ صحبت فراز کرد
گفتا: "سزد به دل غم تو برگمارمش"

"زهرا! ز باغ وصل تو ناچیده نرگسی
اکنون گل فراق تو در دل بکارمش"

"دانم اگر وصال نگردد نصیب من
دستی از آن به گردنت، ای گل! درآرمش"

"بعد از تو شام تیره بود روزهای من
زآن روست دردهای تو را می‌شمارمش"

"تا دشمن از مزار تو بوئی نمی‌برد
ای جان خسته! بگذرم و می‌گذارمش"

"بر تربت مزار تو، ای اسوهٔ وفا!
با خون دل حدیث جدائی نگارمش"

"هر لاله‌ای ز قبر تو سر زد به رنگ سرخ
از دیده جای ابر ز دل خون ببارمش"


#خوندل_تبریزی

@raziolhossein
1 👍 1
15:07
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#غسل


می‌شویمت که آب شوم در عزایِ تو
یا خویش را به‌خاک سپارم به‌جای تو

قسمت نبود نیّتِ گهواره ساختن
تابوت شد تمامیِ چوبش برایِ تو

گر وا نمی‌شدند گره های این کفن
دق مرگ می‌شدند زِ غم، بچه‌های تو

خون جای آب می‌چکد از سنگِ غسلِ تو
خون می‌چکد که زنده کند ماجرایِ تو

در بود و شعله بود و در اُفتاد رویِ تو
گُم شد میانِ خنده‌یِ مَردُم صدایِ تو

در بود و شعله بود و از آن در عبور کرد
هر کس که بود نیمه شبی در دعایِ تو

حالا زمانِ غسلِ تو فهمیده‌ام چرا
رویِ تو را ندید کسی تا شفایِ تو

تنها نه جای دست و زخم و کبودی است
آتش اثر گذاشته بر چشمهای تو


@raziolhossein
👍 2
15:08
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


برخیز تا زخون جگر دیده تر کنیم
دل را به غم دهیم و زشادی حذرکنیم

برخیز ای برادر غمدیده ام حسین
مادر زدست رفت، پدر را خبر کنیم

آخر دعای نیمه شبش مستجاب شد
برخیز تا که جامه ی ماتم به بر کنیم

زین پس که مادری نبود درکنارما
با اشک وناله ، هرشب خود راسحر کنیم

جان دادمادر وپدر ما غریب ماند
گه ناله بهر مادر وگه برپدر کنیم

ترسم زشرم چهره بپوشد زخاکیان
گر ماحکایت رخ او با قمر کنیم

پروانه جان سپُرد«وفایی»شب عزاست
دل را به سان شمع بیا شعله ور کنیم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
15:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل


من زارونزاروخسته ای وای
خون بردل من نشسته ای وای

آرام بریزآب اسما
پهلوی گلم شکسته ای وای

#حامد_حجتی

@raziolhossein
15:11
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خانه ای که ثمر  از ساقی  کوثر دارد
آنچنان سوخت که گفتند مگر در دارد؟

با لگد باز مکن درب جنان را که گلش
در بغل  شيشه ای از یاس معطر  دارد

آنچنان صاعقه افتاده به جان گل که
باغبان در بغلش غنچه ی پر پر دارد

ازبلندای تب شعله ی آتش پیدا است
نه فقط بغض احد، کینه ی خیبر دارد

حسن از غصه ی آن کوچه نپاشید اگر
دلخوشی داشت که این غمکده مادر دارد

هیجده ساله کجا مرگ کجا، مادر کاش
دست از کار کفن دوختنش بردارد

پر زد از خاک غریبانه شبانه از بس
خاطری از همه ی شهر مکدر دارد

مادری که به جهان منزلتی برتر از 
ساره و آسیه و مریم و هاجر دارد

فاطمه حیدر و حیدر همه اش فاطمه است  
کی دو این نور خدا معنی دیگر دارد؟!

فاطمه پای علی سوخت که ثابت بکند
مرتضی فاطمه و فاطمه حیدر دارد


#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
👍 2 1
15:12
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #رباعی


از داغ تو من به خویشتن می‌پیچم
این نُسخه‌ی دردی‌ست که من می‌پیچم

تو دست مرا ز بند وا کردی و لیک
من دستِ تو در بندِ کفن می‌پیچم



#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
15:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مبر ز خانه‌ی حیدر صدای گرمت را
"علی" بگو... شنوم آن نوای گرمت را
ز چشم من مبری خنده‌های گرمت را
بخوان دوباره نماز و دعای گرمت را

قیام نیمه شبانت عجب تماشائی‌ست
در آسمان زِ قنوت تو شور و غوغائی‌ست

بتاب در دل شب‌های تار من، زهرا
بمان برای همیشه کنار من، زهرا
ببین به حال دل بی‌قرار من زهرا
انیس بی‌کسی‌ام! غمگسار من! زهرا

به پای سفرۀ خالی ز نان من ماندی
در اوج غصه و غم همزبان من ماندی

از آن زمان که دو دستت ز کار افتاده
تمام خانۀ من از مدار افتاده
حسن ز داغ رخت بی‌قرار افتاده
غریب و خسته کنار تو زار افتاده

مگو که می‌روم و می‌سپارمت به خدا
که تا به روز ابد دوست دارمت به خدا

مرا دوباره صدا کن اباالحسن! زهرا
سخن ز درد جدایی مزن به من، زهرا
مگو که دختر تو آورد کفن زهرا
به پیش چشم غریبم نفس نزن زهرا

تن شکسته ز درد و غم تو آبم کرد
نماز خواندن نیمه شبت کبابم کرد

به خستگی وجود مطهرت سوگند
به بغض چشم پر از اشک دخترت سوگند
به پارگیِ لب کهنه معجرت سوگند
به زخم گوشۀ ابروی اطهرت سوگند

که خاطرات تو از خاطر علی نرود
توسّلات تو از خاطر علی نرود


#مجتبی_روشن_روان

@raziolhossein
2
15:18
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سیاهِ عزا تا پدیدار شد
جهان روز بود و شب تار شد

بهشتی که در آن ملالی نبود
ملول از طرب شد، عزادار شد

به جز آه بیرون نیامد نفس
که در سینه با غم گرفتار شد

به آنی که دستاس از پا نشست
مدار فلک خسته از کار شد

چنان سوز آمد به لب سینه خیز
که خود دود آهش پدیدار شد

که خاری به پهلوی یاسی نشست
مصیبت مسمّی به مسمار شد

زمین لرزه بود و زمان لرزه بود
بلا بر سر عرش آوار شد

فرو بست چشم از علی، فاطمه
به در خورد دیدار و دیوار شد

علی غیر زهرا که یاری نداشت
بمیرم، علی را که بی یار شد..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
2
15:20
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ماهی که یک ستاره به هفت آسمان نداشت
جز هاله‌ای کبود از او کس نشان نداشت

گفتن همان و عالمی آتش زدن همان
خورشید بود و جز دل خود هم‌زبان نداشت

تا در شنید قصّه‌اش، آتش گرفت و سوخت
در، چوب بود و طاقت آتشفشان نداشت

از گل لطیف‌تر هوس باغ کرده بود
مجذوب بود و حوصلۀ این و آن نداشت

این چند روز هم به لبش جان رسیده بود
می‌خواست تا علی‌ست بماند، توان نداشت

ممکن نبود حرف علی را زمین نهد
حیدر توان این که بگوید بمان، نداشت

دستاس هم که بود علی دست بسته بود
زهرا که رفت سفره نمک داشت، نان نداشت

مجبور شد علی که حمایل به تن کند
دریای بی‌وفایی یثرب کران نداشت


#سیدرضا_جعفری

@raziolhossein
👍 1
15:25
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


نه…فکر نکن…که از کنارم بروی
من یار؛ به غیر تو ندارم  بروی

گریه نکن و قسم نده جان کسی...
اصرار نکن...نمی گذارم بروی

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
👍 1 😍 1
15:32
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#دفن_شبانه #فاطمیه


من با دم تیغم شهادت آفریدم
در فتح خیبر قلب مرحب را دریدم

چون کوه بنشستم به‌روی سینه‌ی عَمرو
مردانه آن خصم خدا را سر بریدم

یک‌روز در جنگ اُحد خوردم نود زخم
دریای لشگر را به خاک و خون کشیدم

یک‌لحظه زانویم نلرزید و به گوشم
خود لافتی الاّ علی از حق شنیدم

یک‌دم نیاوردم ز محنت خم به ابرو
یک‌عمر در کام بلاها آرمیدم

با آن‌همه وقتی که زهرایم زمین خورد
جان‌دادن خود را به چشم خویش دیدم

آن شب زمین خوردم که دور از چشم مردم
دنبال تابوت عزیز خود دویدم

با آنکه هم‌چون آسمان بودم مقاوم
مثل هلال از غصّه‌ی ماهم خمیدم

یا فاطمه! شرمنده‌ام از این‌که امشب
با دست خود خشت لحد بهر تو چیدم

«میثم» گنهکار است امّا شاعر ماست
یا رب ببخش او را به زهرای شهیدم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2 😭 1
15:34
🏴 آجرک الله یااباالحسن 🏴


تسـلیـت واژه ی خـیلی کوچـیکه
در بــرابـــر غـــم بــــزرگ تـــون
خـدا صـبـر بـهـت بـده شـاه نـجف
ما رو هم توی غمت شریک بدون

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
😢 2 😭 1
6 December 2024
ش
07:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
07:49
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

بنیان کن ظلم ظالمین می آید
با شوکت و جاه شاه دین می آید

عدل علوی به پا شود وقتی که
فرزند امیرمومنین می آید

#مرتضی_کربلایی

@raziolhossein
07:49
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


جمعه رسید و باز تو آقا نیامدی
مرهم گذار زخم دل ما نیامدی

کردم کنار کعبه تو را آرزو ز دوست
ای کعبه ی امید احبا نیامدی

از خستگان هجرتو پرسیده ام مدام
گفتند سوی خسته جگرها نیامدی

ما با شمیم وصل تو شاداب می شویم
ای عطر ناب گلشن طاها نیامدی

نزدیکتر زما تو بمایی وباز هم
گوئیم روز وشب که تو مولا نیامدی

درشام ظلمت است جهان بی حضور تو
خورشید آفتابی دنیا نیامدی

با ناله گفت حضرت صادق شب فراق
تعجیل کن قرار دل ما نیامدی

کرب وبلاست منتظر انتقام تو
ای آخرین نواده ی زهرا نیامدی

با اشک می نوشت "وفایی" به لوح خاک
عمرم به سر رسید وتو اما نیامدی

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
07:49
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان
آرامش دلهای حزین مهدی جان

در هر سحر جمعه تو را می خوانیم
یابن النجباءالاکرمین مهدی جان


#ابوذر_رییس_میرزایی

@raziolhossein
07:51
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی

دستان علی ز کینه بسته است بیا
از دست غم زمانه خسته است بیا

حالا که شده روضه ی زهرا... برگرد
حالا که دل حسن شکسته است بیا

#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
07:55
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه


با گریه مانوسم نه یک ماه و دو ماهی
شد گریه ام باب فیوضات الهی

هر روز و شب کارم سلامِ برحسین است
با این امیدی که کنی سویم نگاهی

من بار ها دیدم که با یک قطره ی اشک
با آبرو گردید ، عبدِ رو سیاهی

شرمنده ام یک عمر قلبت را شکستم
در زندگی ام نیست روزِ بی گناهی

اصلاً محبت های تو بد عادتم کرد
تنبیه کن این بی ادب را گاه گاهی

دردِ دلم را جز شما با که بگویم
تنها تو هستی که برایم تکیه گاهی

پایانِ کارم گشته و رویت ندیدم
واکن ز قلبم رو به سوی خویش راهی

آقا قسم بر صورت نیلیِ مادر
آن چهره ای که دارد از سیلی گواهی

آقا قسم بر خانه ای آتش گرفته
آنجا که پشت در به پا شد قتلگاهی

ای انتقامِ کشته ی مسمار بر گدر
جانِ گرفتارِ در و دیوار برگرد

#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
07:56
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه

در انتظار تو چشمم هميشه بارانيست
وبی تو حال وهوای دلم چه طوفانيست

بيا که  خیری از این زندگی نمی بینم
كه لحظه لحظه ی عمرم پراز پريشانيست

هوای خيمه ی قلبم بدون تو سرد است
بهار،پيش دوچشمم شب زمستانيست

زجاده ای که گذركرده ای مسافرعشق
ببين كه جای قدمهای تو چه نورانیست

درون سينه ی من پر ز آه تب دارست
حديث غيبت تو بين سينه زندانيست

دعای ندبه ی هر صبح جمعه ام آقا
به قصد آمدنت خانه ام به مهمانيست

دوباره روضه ی زهرا و غربت حیدر
بياو روضه بخوان بزم مرثیه خوانيست

خدا زیاد کند اشک چشم های مرا
چراکه فاطمیّه روضه هاش طوفانیست


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
07:56
#امام_زمان_مناجات


تا برنگردی آقا؛ اینجا صفا ندارد
لبریزِ اضطراب است دنیا صفا ندارد

ایکاش همنشینت بودیم چونکه بی تو
دنیا وفا ندارد، عقبی صفا ندارد

تقویم چند قرن است فریاد می‌زند که:
امروز اگر نیایی فردا صفا ندارد

این زندگی به والله؛ عمریست با فراقِ
فرزندِ آخرینِ زهرا صفا ندارد

بودیم امشب ایکاش مهمانِ خیمه گاهت
آغازِ این زمستان، تنها صفا ندارد

ایکاش که می آمد کوتاه؛ انتظارت
وقتی شبِ بلندِ یلدا صفا ندارد!



#م_عاطفی

@raziolhossein
07:58
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_زمزمه


دور از تو ای شاه زمن ، بیزارم از باغ و چمن
دل شد زهجرت پر محن یابن‌الحسن یابن‌الحسن

تا کی بگویم ای خدا این معز الاولیا
بازآ عزیز ذوالمنن یابن‌الحسن یابن‌الحسن

ای مهدی زهرا بیا آواره صحرا بیا
بنگز زمانه پر فتن یابن‌الحسن یابن‌الحسن

شاها امان از بی کسی پس کِی به داد ما رسی
بادا فدایت جان من یابن‌الحسن یابن‌الحسن

درد مرا درمان بده کار مرا سامان بده
بگشا گره از کار من یابن‌الحسن یابن‌الحسن

شاها نگر در کربلا از ظلم و جور اشقیا
جسم حسینِ بی کفن یابن‌الحسن یابن‌الحسن

افتاده بر روی زمین نعشِ حسینِ نازنین
اشکی فشان بر آن بدن یابن‌الحسن یابن‌الحسن

تاجِ سرِ حبل المتین شد از جفا نقش زمین
گشته جدا راسش زتن یابن‌الحسن یابن‌الحسن



@raziolhossein1
👍 1
07:59
#امام_زمان_فاطمیه
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند

تا منتقم فاطمه آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
07:59
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

در غیبت تو دربدری ها باشد
ما را زغمت خونجگری ها باشد

شاید که همین جمعه بیایی شاید
تا باشد از این خوش خبری ها باشد

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
7 December 2024
ش
07:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
07:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم

هرکسی جسم عزیزش روز بردارد ولی
ما که نعش مادر خود را به شب برداشتیم

کاش آن روزی که تنها مادر مارا زدند
ما یکی را در میان کوچه یاور داشتیم

کاش محسن را نمی کشتند تا ما غنچه ای
یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم

کاش آن ساعت که دانستیم بی مادر شد یم
جای آغوشش به خاک تیره بستر داشتیم

این درو دیوار می گرید به حال ما که ما
مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم

مادر ما رفت از دنیا  در آن حالی که ما
گریه بر حالش سر قبر پیمبر داشتیم

#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
2
ش
08:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای کشته ی ولایت من آه فاطمه
تنها انیس غربت من آه فاطمه

حالا که می روی اسدالله را ببین!
درهم شکست هیبت من آه فاطمه

من با یتیم های تو روضه گرفته ام
یک سر بزن به هیئت من آه فاطمه

من زخم خورده ی اُحُدم،  زخم بازویت
سنگین ترین جراحت من آه فاطمه

شرمنده ام من از تو که زهرای من تورا
خیلی زدند بابت من آه فاطمه

خارم به چشم و در گلویم استخوان نشست
رفتی و رفت قدرت من!  آه فاطمه

رفتی و خنده های مغیره شروع شد
دشمن کند شماتت من آه فاطمه

من راضی ام به هر چه خداوند راضی است
هجران توست قسمت من آه فاطمه

در قلب توست غربت من یا حبیبتی
در قبر توست تربت من آه فاطمه

حالا چه پاسخی بدهم من به مصطفی؟!
"استُرجِعَت" امانت من آه فاطمه


طبق وصیت خود تو گریه بر حسین
گشته تمام همت من آه فاطمه

زهرا به پهلوی پسرم نیزه می زنند..
از روی بغض و نفرت من آه فاطمه

مثل تو زینبینِ مرا سخت می زنند
بر می خورد به غیرت من آه فاطمه..


#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
08:30
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دنیا به چشم گریه کنان تار می شود
تا روضه، روضه ی در و دیوار می شود

زخم هزار ساله ی مان تیر می کشد
تا صحبت از حرارت مسمار می شود

بی اختیار یاد غم محسنت کنیم
تا یک گلی به شعله گرفتار می شود

"دیوار می کند کمکش راه می رود"
وقتی جوان ز حادثه ای زار می شود

با بغض و درد یاد مغیره کند دلم
تا بین خلق، صحبت کفتار می شود

زخمی که تیغ خنده ی کفتار می زند
بد تر ز هر چه زخم شرر بار می شود

یثرب چه شهری است که بعد از پیمبرش
زهرا فقط برای علی یار می شود


#حسن_کردی

@raziolhossein
08:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل


دارد بهشت از نور او روی نکو را
طوبی گرفته هدیه از او آبرو را

بر شانه ی او تکیه کرده مرتضی هم
داده قوام این قامت خم وحدهُ را

از چه تنش را پنج دفعه غسل دادند
او که زلال طُهر بوده است و طهورا

آری صداق آیه ی تطهیر، آب است
او معتبر کرده است کوثر را، وضو را

تسنیم هم هنگام غسلت گریه می‌کرد
خون گریه کرده سلسبیل این شستشو را

دیگر نیامد بند خون زخم حورا
شستند زیر پیرهن رازی مگو را

در حائر بازوی او آب ایستاده
از دور می باید زیارت کرد او را

عرش خدا هم آستین بین دهن داشت
او هم فرو خورده است این بغض گلو را

ماندیم ما در آب و آتش تا قیامت
آتش کشیدند این بهشت آرزو را

#محسن_حنیفی
@raziolhossein
👍 1
08:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #تشییع
#دوبیتی

سکوت و اشک و احیا و  علی بود
کبودی ها  و   غم ها  و  علی بود

به روی دوش یک تابوت ، اما
شب تشییعِ  زهرا  و  علی بود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
08:47
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


من که از سایۀ اندوه، حذر می‌کردم
رنگ غم داشت به هرجا كه نظر مى‌كردم

شوق دیدار پدر بود، پس از هجرت او
آرزویى كه من سوخته‌پر مى‌كردم

«چون صدف، قطرۀ اشكى كه به من مى‌دادند
مى‌زدم بر لب خود مُهر و، گهر مى‌كردم»

شعلۀ آهی اگر از دل من سر می‌زد،
روز را شام غریبانِ دگر می‌کردم

خسته‌دل بودم و با صوت دل‌انگیز بلال
زنده در خاطر خود یاد پدر مى‌كردم

تا شنیدم ز پدر مژدۀ‌‌ رفتن، خود را
از همان روز مهیاى سفر مى‌كردم

من و اندیشه ز طوفان حوادث؟ هیهات!
پیش امواج بلا سینه، سپر می‌کردم

من و این پهلوى آزرده، خدا می‌داند،
شب خود را به چه تقدیر، سحر مى‌كردم

محرم سرّ جهان بود على، اما من
فضه را باید از این راز خبر مى‌كردم

یادم از خاطرۀ غصب فدک مى‌آمد
گاه‌گاهى كه از آن كوچه گذر مى‌كردم


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
08:50
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


اَجر و پاداشِ رِسالَت، شُعلِهء آذَر نَبُود 
اِين هَمه آزار، حَقِ دُختِ پِيغَمبَر نَبُود

چِهرِهء اِنسيِه الحُورا و ضَربِ دَستِ دِيو
فاطِمِه آخَر مَگَر مَحبُوبهء داوَر نَبُود

فاطِمِه نَقشِ زَمِين گردِيد و مُولا گُفت آه
حِيف، حِيف، آنجا جَنابِ حَمزِه و جَعفَر نَبُود

از فِشارِ دَر هَمِه اَعضایِ او دَرهَم شِكُست
فِضّه را می‌خواند و بالایِ سَرَش مادَر نَبُود

دَستِ او بِشكست اَمّا دَستِ مُولا را گُشُود
غِيرِ او كَس را تَوانِ يارِی حِيدَر نَبُود

فاطِمِه تَنهایِ تَنها دَر پَسِ دَر اوُفتاد
هِيچ كَس جُز فِضّه آن مَظلُومِه را ياوَر نَبُود

دَر مِيانِ آن هَمِه دُشمَن كه زَهرا را زَدَند
سَنگ دِل تَر هِيچ كَس از قُنفُذِ كَافَر نَبُود

قاتِلِ بيدادگر با پا صَدَف را می‌شِکَست
دَر ميانِ آن صَدَف آخَر مَگر گُوهَر نبود

بَر تَسَلای دِلِ صاحِب عَزا گُل می‌بَرَند
گُوييا اِينجا زِ هِيزُم دَستِه گُل بِهتَر نَبُود

ميثم اِين مِصراع را تَرسَيم كُن بَر بِيتِ وَحی
تازِيانِه اِحتِرامِ سُورِهء كُوثَر نَبُود


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ش
18:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دیروز بود انگار عشقت در گلم رفت‌
گفتی علی!غم‌های عالم از دلم رفت..

دیروز بود انگار با تو پا گرفتم
خندیدی و آرام دستت را گرفتم

دیروز بود انگار شب را کور کردیم
یک خانه کوچک به زحمت جور کردیم

دیروز بود انگار رونق داشت باغم
با بودن تو غم نمیامد سراغم

دیروز بود انگار گل با شمع بودیم
شب‌ها سر یک سفره باهم جمع بودیم

دیروز بود انگار دنیا کام من بود
در شهر عنوانم علی صف شکن بود

دیروز بود انگار دادم این خبر را
گفتم که زهرا هست بفروشم سپر را

دیروز بود انگار فکرم ماندنت بود
زیباترین اوقات من نان پختنت بود

دیروز بود انگار با شور جوانی
می ایستادی تا نماز شب بخوانی

امروز اما غم گرفته خانه ام‌ را
سر درد اذیت میکند ریحانه ام را

امروز اما هر نمازش بی قنوت است
هرچیز میگویم جواب او سکوت است

امروز اما راه من بن بست خورده
بانوی من سیلی ز مردی پست خورده

امروز اما بخت حیدر واژگون است
هرجای بستر را که میبینیم خون است

امروز اما سوخت مغز استخوانم
با من وصیت کرد بانوی جوانم

امروز اما غم دلم را زیرو رو کرد
از حال زهرایم مغیره پرس و جو کرد

امروز اما کوثر من در مدینه
زخم عمیق میخ در دارد به سینه

امروز اما خاک شسته جامه ام را
گم کرده ام در کوچه ها عمامه ام را..

امروز اما سر به زیر شهر هستم
دنیا بدان من با تو دیگر قهر هستم

امروز اما داغ زد بر روی داغم
فرمود وای از کشته ی خاک عراقم..

گفتم حسین دیدم دو چشمان ترش را
فرمود میبرند لب تشنه سرش را


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
18:04
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مرا به خانۀ زهرای مهربان ببرید
به خاكبوسی آن قبر بی‌نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
كبوتر دل ما را به آشیان ببرید

كجاست آن جگر شرحه‌شرحه تا كه مرا
به سوی سنگ مزارش كشان‌كشان ببرید

مرا كه مهر بقیع است در دلم چه شود
اگر به جانب آن چار كهكشان ببرید

كجاست آن در آتش گرفته تا كه مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید

كسی صدای مرا در زمین نمی‌شنود
فرشته‌ها! سخنم را به آسمان ببرید

نه اشتیاق به گُل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید


#افشین_علا

@raziolhossein
18:06
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت #فاطمیه

دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت

ز پشت پنجره‌ها دیدگان پر اشکم
سراغ مدفن پنهان و بی‌نشانه گرفت

نشان شعله و درد و نوای زهرا را
توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت

مصیبتی‌ست علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت

چه گفت فاطمه؟ کآن‌گونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت

فراق فاطمه را بوتراب باور کرد
شبی که چوبۀ تابوت را به شانه گرفت


#سیدفضل‌الله_قدسی

@raziolhossein
1
ش
18:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


چو گنج از چه به خاك سیه نهان شده ای
گل همیشه بهارم چرا خزان شده ای

تو زهره ی فلكی زیر خاك جای تو نیست
برآر سر ز لحد، خشت متكای تو نیست

كنون ز خانه به خوشحالی تو آمده ام
برآر سر كه به جا خالی تو آمده ام

مرا ببر كه مقامات عالی‌ت بینم
چسان به خانه روم جای خالی‌ت بینم

گرفته از چه ترا خاك تیره در آغوش
تو ای چراغ نبوت چرا شدی خاموش

ز همدمی من غم رسیده ی مهجور
چه دیده ای كه شدی نو عروس حجله ی گور

ز چیست گشته ترا خاك تیره منزلگاه
مرا برای چه بنشانده ای به خاك سیاه

ز جای خیز كه با هم همی شبانه رویم
مرا ز داغ مكش، خیز تا به خانه رویم

كه طفلهای یتیم تو بی قرار تواند
دو چشم من، حسنینت در انتظار تواند

#فصیح_الزمان_رضوانی

@raziolhossein
👍 2
8 December 2024
ش
17:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


دخترم، بی‌تو بهشتِ جاودان شیرین نبود
بیش از این دوری، سزای صحبتِ دیرین نبود...

آمدی ای مهربان، اما چرا افسرده‌ای؟
با تو در دنیا که بودم، خاطرت غمگین نبود

در مدینه تا تو را می‌دیدم ای نخل امید،
صحبت از گل بود، اما حرفی از گلچین نبود

لالۀ باغ مرا دیدند مردم،‌ داغ‌دار
این‌که رسم تسلیت، این شیوۀ تسکین نبود...

میهمان من شدی با گوشۀ چشم کبود
راستی آن‌جا مگر چشم حقیقت‌بین نبود؟

صورت نیلی و بازوی کبود، ای روزگار!
آن سفارش‌ها که من کردم، جوابش این نبود


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1 👍 1
17:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


کیست این حنجرۀ زخمیِ تنها مانده؟
آن که با چاه در این برهه هم آوا مانده

از پی کیست؟ که چشمان یتیمش این‌سان
کم فروغ آمده در غربت خود وامانده...

بعد از آن واقعه ما را نه به دیوار و نه در
طاقت و حسرت یک پلک تماشا مانده

آسمان چهره به خون شست در آن شب تا دید
مادرم رفته ولی مویۀ مولا مانده

پلک خونین افق، چشم من و ما تا حشر
خیره بر مرقد گم‌گشتۀ زهرا مانده


#سیدحسین_موحد_بلخی

#@raziolhossein
👍 2
18:01
#حضرت_زهرا_شهادت
#مقتل_الزهرا #بعد_شهادت


💔يقولون فعظم ذلك على عمار وسلمان و المقداد
وأبي ذر واجتمعوا في المسجد ثم بعثوا إليه
عمار بن ياسر ليكلمه، يقول عمار: دخلت على
أميرالمؤمنين‌وجدته‌جالساً‌جلسة‌الحزين‌الكتيب،
واضعاً رأسه بين ركبتيه، دموعه جارية،‌الحسن
والحسين بين يديه، وزينب وأم كلثوم عنده،
ينظر إليهم ودموعه جارية فاختنقت بعبرتي
لما رأيته، قلت: مولاي أراكم تأمرون الناس
بالصبر وتجزعون قال : يا عمار إن الصبر عمن
فقدته لعزيز، يا عمار إني فقدتُ رسول‌الله‌بفقد
فاطمة، يا عمار كانت لي فاطمة عزاء وسلوى
بعد رسول الله، كانت إذا مشت حكت كريم
قوامه وإذا نطقت ملأت سمعي بكلامه يا عمار
والذي آلمني إني لما وضعتها‌على‌المغتسل‌رأيت
ضلعاً من أضلاعهامكسوراً‌ومتنها‌اسود‌من‌ضرب
السياط، يا عمار وكانت تُخفي‌علي ذلك لألا
أحزن و يشتدّ وجدي.

صاحت والدمع سكاب
يا فضة الضلع مني انصاب


می‌گویند این‌خبر [مصائب حضرت زهرا علیها
السـلام] بـر عمار، سلمان، مقداد و ابوذر بسیـار سنگین آمد. آن‌ها در مسجد جمع شدند و عمار
یاسر را فرستادنـد، تا با امیرالمؤمنین صحبـت
کند. عمار می‌گوید که وقتی وارد خانه شدم،
دیدم امیرالمؤمنین نشسته است، مانند کسـی
کـه اندوه سنگینـی بر او چیره شده، سـرش را
بین زانوهایش گذاشتـه و اشک می‌ریـزد. امام
حسن و حسین -علیهما السلام- در مقابل مولا
نشسته بودند و زینب و ام‌ کلثـوم در کنـارش
بودند. به آن‌ها نگاه می‌کرد و اشک می‌ریخت.

عمار ادامه می‌دهد: وقتی این صحنه را دیدم،
بغضم گرفت و با گریه گفتم: مولای من، شما
مردم را به صبر امر می‌کنید، اما حالا خودتان
بی‌تابی می‌کنید؟ حضرت فرمودند: ای عمار!
صبر بر کسی که از دست داده‌ام بسیار دشوار
است. ای عمار، من با فقدان فاطمه، رسول
خدا -صلی‌الله‌علیه‌وآله- را از دست داده‌ام.
ای عمار! فاطمه پس از رسول خدا تسلی و
آرامش من بود. وقتی راه می‌رفت، مرا به یاد
قامت رسول خدا می‌انداخت و وقتی سخن
می‌گفت، گوشم از صدای او پر می‌شد، گویی
رسول خدا سخن می‌گوید.

ای عمار، آنچه بیش از همه دلم را به درد آورد،
این بود که وقتی بدن او را برای غسل آماده
کردم، دیدم یکی از دنده‌هایش شکسته و
پشتش از ضرب تازیانه‌ها سیاه شده است.
ای عمار، او این دردها را از من پنهان می‌کرد
تا مبادا اندوهگین شوم یا دلتنگی‌ام شدت گیرد.

و گویا زهرا -سلام الله عليها- با اشک می‌گفت:
“ای فضه، دنده‌ام شکسته شد!”

📚 العبرة الساکتة، دهینی، ج۲، ص۸۱


@raziolhossein
😭 2 1
18:05
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #غسل


خزان گرفت گل نازکِ وجودت را
گرفته بود غم و درد تار و پودت را

تو دست شستی و رفتی از این جهان زهرا
علی چگونه بشوید تن کبودت را…

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
👍 1
18:07
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آنکه خوانده خداش مُمتَحَنَش
چل نفر خسته اند از زدنش

لگد دومی به پهلو خورد
آه از ضربه‌ی کمرشکنش

مقتل آورده است: مادر سوخت
عالم آتش گرفت از این سخنش

فاطمه بین شعله ، گیر افتاد
چنگ انداخت "در" به پیرهنش

بی پناه است جان‌پناه علی
میخ رفته به جنگ تن به تنش

غرق خون است باغ سبزِ نبی
له شده زیر چکمه ها چمنش

فاطمه زیر دست و پا..،کوشید
نام حیدر نیفتد از دهنش

وسط کوچه گوشواره شکست...
این بلا را که دیده ؟! جز حسنش

به عیادت نیامده اَحَدی
اُف به همسایه‌ها..،به مرد و زنش

خیره به خونِ بستر است حسین
کُشته ما را نگاهِ بی کفنش
.
.
دوره اش می کنند در گودال
تک و تنها..،به دور از وطنش

نوکِ مسمار می شود نیزه...
وای از وضعِ درهم بدنش


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😢 2 1 👍 1 😭 1
ش
21:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح



جای آن اَست کِه شاهان زِ تُو شَرمَندِه شَوَند
سَلطَنَت را بِگُذارَند و تُو را بَندِه شَوَنَد

گر به خاکِ قَدَمَت سَجدِه مُیسّر گردد
سَرفَرازانِ جَهان جُمله سَراَفکَندِه شَوَند

بَر سَر خاکِ شَهیدان اَگر اُفتَد گُذَرَت
کُشتِه و مُردِه هَمِه از قَدَمَت زِندِه شَوَند

جَمعِ خُوبان هَمِه چُون کُوکَب و خُورشِید تُویی
تُو بُرُون آی، کِه اِین جُملِه پَراکَندِه شَوَند

هِیچ ذُوقی بِه ازین نِیست که از غایَتِ شُوق
چِشمِ مَن گِریَد و لَب‌های تُو دَر خَندِه شَوَند

گر تُو آن طَلعَتِ فَرّخ بِنَمایی رُوزِی
تِیره‌رُوزان هَمِه با طالِع فَرخُندِه شَوَند

اَگر اِین اَست، #هلالی شَرَفِ پایهء عِشق
هَمِه‌کَس طالِب اِین دُولَت پایَندِه شَونَد


#هلالی_جغتایی

@raziolhossein
3 👍 3 😭 1
10 December 2024
ش
08:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


از  چه خاموشيد ای سادات زهرا کشته شد
وای بر ما دختر پيغمبر ما کشته شد

يا محمد هيچ کس از دخترت ياری نکرد
در ميان کوچه آن مظلومه تنها کشته شد

هر يتيمی را سر قبر پدر تسکين دهند
دخت پيغمبر کنار قبر بابا کشته شد

خصم می گويد که با مرگ طبيعي داد جان
من به قرآن می خورم سوگند زهرا کشته شد

بشکند دستت مغيره از چه زهرا را زدی
قاتل زهرا تويی زهرا همانجا کشته شد

اولين قربانی راه ولايت فاطمه است
يار مولا بود و پيش چشم مولا کشته شد

قنفذ و ثانی، مغيره هر سه زهرا را زدند
بارها آن عصمت باريتعالی کشته شد

با صدای ناله ايی کآمد بگوش از پشت در
بر همه معلوم شد زهرا همانجا کشته شد

با هجوم دشمنان «ميثم» به بيت مرتضی
عدل و داد و عصمت و ايمان و تقوا کشته شد


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
08:35
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

شرح‌ غمت نمی‌شود این بیت‌های لال
باید نوشت از غم تو سالیان سال

آن روز کاش پشت در خانه مثل قبل
سائل رسیده بود به دنبال عرض حال

هیزم و شعله‌های حسد هم قسم شدند
تا روسیاهی اش بشود قسمت ذغال

این خانواده منتظر یک مسافرند
با استعاره روضه بخوانم در این مجال

با استعاره روضه‌ بخوانم که بهتر است
با دست باد‌ می‌شکند زودتر نهال

آیینه‌ی تمام نمای پیمبری
اما چرا شکستن آیینه شد حلال؟

از آسمان چشم تو غم چکه می‌کند
مرثیه خواندن است اذان گفتن بلال

دلتنگ اقتدا به قد و قامت پدر !
دلتنگ یک قنوت شدی با فراغ بال

بازوی تو دوباره دری وا نمی‌کند ؟
پر باز کرده‌ای بروی  ای شکسته بال؟

یعنی بدون بدرقه‌ات می‌رود علی ؟
باور نمی‌کنم بشود ممکن این محال؟

مثل پری سبک شده ‌ای از وبال تن
بگذار بگذرم دگر از شرح کالخیال


#س_کرمانی

@raziolhossein
08:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


دست ميگيري براي كار بر زانو چرا
من كه هستم خانه را خود ميزني جارو چرا

دسته ي دستاس شد شرمنده ي دستان تو
كار داري ميكشي اينقدر از بازو چرا

با وجودي كه گذشت از عمر تو هجده بهار
ميزند شمع وجود اطهرت سوسو چرا

من نديدم پلك روي هم گذاري تا به صبح
ميشوي دائم از اين پهلو به آن پهلو چرا

پيش بابا راه كمتر ميروي اين روزها
هست بابا محرمت،از او گرفتي رو چرا

بيشتر شانه به گيسوي برادر ميزدي
شانه كمتر ميزني ديگر به آن گيسو چرا

ميشود پيراهنش را من ببافم جاي تو
مي نمائي اينقدر اين پيرهن را بو چرا

بسكه هر آن فكر او هستي برايم شد سوال
پس كفن نگذاشتي مادر براي او چرا...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
08:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


از آسمان علی یک هلال مانده فقط
چهار زهره‌ی آشفته‌حال مانده فقط

بگو سروده‌ی نازکتر از خیال چه شد
از آن قصیده‌ی زیبا، خیال مانده فقط

از آن همه غزل دلگشا چه شد امروز
"مرا به جان حسن کن حلال" مانده فقط

جلالت تو زمین خورد بین آن کوچه
گل بنفشه به قاب جمال مانده فقط

فقط تویی سبب اتصال عرش به فرش
که جای دست تو، بر روی شال مانده فقط

چگونه دست شکسته دلیل مرگ کسی است؟
هزار روضه در این یک سؤال مانده فقط

برای گریه تو غیر بیت الاحزانت
اذان مرثیه های بلال مانده فقط

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
08:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

دوباره بغض گرفته گلوی جان مرا
زدند پیش نگاهم زن جوان مرا

به خانه صورت یاس مرا کتک زده اند
صبور بودم و صبر مرا محک زده اند

زن رشیده ی من را خمیده کردند آه
میان خانه ام او را شهیده کردند آه

چقدر مردم شهر مدینه نامردند
مقابل حرم وحی، هیزم آوردند

چگونه فاطمه ام زیر دست و پا افتاد
به درب خانه لگد خورد و بی هوا افتاد

چهل نفر گل باغ مرا لگد کردند
به آیه های الهی چقدر بد کردند

میان کوچه می آمد برای یاری من
مغیره طعنه زد آنجا به بی قراری من

به جای هر که در آن روز هم نبود، زدند
برای آنکه شود بازویش کبود، زدند

همین که زنده ام اکنون، نشان صبر من است
مقابلم به خدا قبر او نه! قبر من است...


#علی_میرحیدری

@raziolhossein
08:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


هزار بار شکستند رکن مولا را
یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را

همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد
سیاه دید علی روی آسمان‌ها را

کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا
خدا گواست که کشتند مادر ما را

فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود
روا نبود ببندند دست مولا را

هزار مرتبه نفرین بر آن ستم‌گستر
که کشت حامی تنها امام تنها را

برای مادر سادات گریه منع شده
که بهر گریه گرفته‌است راه صحرا را

علی چگونه ببیند بر آن رخ نیلی
شرار تابش خورشید و سوز گرما را

کنار سایۀ نخلی در آفتاب گریست
شب از عناد بریدند نخل خرما را

رواست عالمیان جان دهند از این غصه
که جای پنجۀ دیو است روی حورا را

قسم به سورۀ یاسین و هل‌اتی میثم
که پیش چشم علی می‌زدند طاها را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
09:00
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


ستمگران همه از خشم، شعله‌ور بودند
به خون چلچله از تیغ تشنه‌تر بودند...

همان گروه که با دعوی مسلمانی
اسیر پنجۀ تزویر و زور و زر بودند،

همان گروه که از فیض صحبت معصوم
به زعم خود، همه اصحاب معتبر بودند

اگر نبود طلوع ستارۀ اسلام
هنوز در طلب کفر، ره‌سپر بودند

اگر نبود فروغ هدایت نبوی،
هنوز دشمن خون‌ریز یکدگر بودند

بهار وحی که چشم از جهان فرو می‌بست،
معاشران گل، از غصه خون‌جگر بودند

هنوز روی زمین بود چلچراغ امید،
که این گروه در اندیشۀ دگر بودند

در سقیفه گشودند و چشم دل بستند،
تمام مدعیانی که فتنه‌گر بودند

چه زود خاطره‌های غدیر رفت از یاد
چه زود در پی ایجاد شور و شر بودند

برای بستن دست برادر خورشید،
سپیده‌دم دَم دروازۀ سحر بودند

خدا گواست که در کوچۀ بنی‌هاشم
ز قدر و حرمت آن خانه، باخبر بودند

ولی دریغ که آن دست‌های نامحرم،
برای چیدن گل، همدم تبر بودند

بَدا به حال کسانی که روز غارت باغ
سکوت کرده و تنها نظاره‌گر بودند

کسی نگفت که نوغنچه‌های یاس کبود
درختِ طیبۀ وحی را ثمر بودند

کسی نگفت که این آیه‌های نورانی،
برای شوکت اسلام، بال و پر بودند...

شکست شاخۀ طوبی در آستانۀ در،
و خلق، شاهد الماس‌های تر بودند

به جز حمایت از باغبان چه می‌کردند؟
سه‌چار غنچه و یک گل، که پشت در بودند...


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
ش
09:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

به میدان میرود جنگاوری گویا به پیکاری
به مسجد میرود زهرا امامش را دهد یاری

به مسجد میرود تا پایه هایش را بلرزاند
که مسجد بی علی چیزی ندارد جز ستمکاری

که مسجد بی علی بتخانه‌ی محض است ای مردم  
علی اسلام و جز زهرای اطهر نیست دینداری

شکسته پهلویش اما به ابرو خم نمی آرد
چنان شیر جوانی خورده زخم از گله کفتاری

صلابت یعنی یکصد زخم خوردی و سر پایی
که ظالم را بکوبی و به مظلومان دهی یاری

آهای اهل مدینه فاطمه سر خم نخواهد کرد
برای هیچ طاغوتی برای هیچ جباری

زبان وا کرد تا نفرین کند مسجد تنش لرزید
عجب شمشیر برانی عجب زهرای کراری

اگر بند طناب از دست حیدر وا نمیکردند
نمیماند از همان مسجد براشان غیر آواری

فدک را غصب کردند و ندانستند در واقع
علی سرمایه‌ی زهراست نه باغ و زمین ، آری

چنان دور علی میگشت در مسجد که در عمرش
نگشته هیچ حاجی دور کعبه با سبکباری

خلاصه عاقبت زهرا نجاتش داد حیدر را
ولی جان خودش را داد پشت در به مسماری

گذشت از محسنش پشت در اما از علی هرگز
و بار انداخت تا کم کرد از دوش علی باری

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
ش
09:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#مقتل_الزهرا #بعد_شهادت



💔علی جان به خانه برگرد!

و ظل يأتـي ليلاً إلـى زيـارة قبـر فاطمة كـمـا
أوصته. في ليلة من الليالي وبينما هو عندها
وإذ به يسمع صوت فاطمة يا ابن العم إرجع
إلى الدار، وانظر إلى حال أولادي. رجع أمير
المؤمنين مهرولاً إلى‌داره، وجدالحسين‌واقفاً
عند‌باب‌الدار و هو يخاطب أمه فاطمة بلسان
الحال: الموت قِدَامِكَ خَدوني ضِلْعِكَ ذَوَّبُنِي..

و أمیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)شب ها بـه دیـدار قبـر حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
می‌رفت، همان‌طور که به‌او وصیت کرده بود،
در یک شب و در حالی که در کنار قبر او بود،
ناگهان صدای‌ حضرت فاطمه‌را شنید: «ای پسرعمو، به خانه برگرد و به حال فرزندان من نگاه کن.»
امیرالمؤمنین به سرعت به خانـه برگشـت و
امام حسین(صلوات الله علیه)را دیـد کـه در کـنـار در ایستـاده و بـازبان حال به‌مادرش فاطمه را خطاب می‌کند:
«مادرم، دور نشو، به من نگاه کن، تـو رفتـی و
مـن از تـو جـدا شدم، دور نشـو، قلبم در آتـش
است، من حسینم، ای مادر دهر مرا یتیم کرده
و بـه مـن آسیـب رسانـده، ای مادر تـو مـرا در
آغوش بگیر؛ کجا باید تو را پیدا کنم؟ تو، مـرا
به‌آغوش بکش؛ پهلوی تو مرا از هم می‌پاشد.»

📚 العبرة الساکتة، دهینی، ج۳، ص۴۰

@raziolhossein
😭 4
11 December 2024
ش
02:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه #رباعی

جز نام تو را به لب نبُردم... زهرا
غیر از تو به کس دل نسپُردم... زهرا

در آخر روضه های تو می گویم...
شرمنده که از غمت نمُردم زهرا

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
😭 1
03:00
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی

اگر چه زیر پرچم گریه کردم
به هر روضه دمادم گریه کردم

حلالم کن حلالم یابن زهرا
برای مادرت کم گریه کردم

#علی_سلطانی


@raziolhossein
03:01
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 59.3 KB
03:01
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 28.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
03:02
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای شده محرم به ولای ولی
فاطمۀ دوّم بیت علی

اختر تابندۀ برج ادب
شیر زن خیل زنان عرب

امّ بنین امّ ادب امّ نور
چشم بد از قدر و جلال تو دور

اختر تابندۀ برج شرف
همسر ارزندۀ شاه نجف

یار علی مادر صدق و صفا
مرّوج مکتب عشق و وفا

باغ گل یاس، سلامٌ علیک
مادر عبّاس، سلامٌ علیک

فخر تمام شهدا کیست تو
شیر زن شیر خدا کیست تو

معرفتت زبانزد عالم است
هر چه بگویند به وصفت کم است

مقاوم و صابر و آزاده ای
چار پسر بهر علی زاده ای

چار پسر نه، چار قرص قمر
چار ستاره چار نور بصر

ای به علی پس از وفات بتول
همچو خدیجه در سرای رسول

درود بر سه سرو بستان تو
بر گل عبّاسی دامان تو

تو گفته ای، ای گل باغ عفاف
با پسر فاطمه شام زفاف

کی همه جا چشم و چراغ همه
منم کنیز مادرت فاطمه

همدم نور احدی فاطمه
عروس بنت اسدی فاطمه

تو بانوی بیت ولی گشته ای
دور حسین ابن علی گشته ای

تا که در آن بیت مقرّب شدی
از دل و جان عاشق زینب شدی

به پاس اخلاق ز گل بهترت
خواند بهین دخت علی، مادرت

حق بتو یک بهشت احساس داد
دسته گلی بنام عبّاس داد

دید چو بر عشق ادب قائمت
داد خدا ماه بنی هاشمت

حق به تو در بیت ولا راه داد
تا بتو سه ستاره یک ماه داد

ماه تو از ماه فلک خوبتر
پیش علی از همه محبوب تر

ستارگانت همه خورشید نور
چشم بد از جمالشان باد دور

سزد که ناموس خدا خوانمت
مادر کلّ شهدا خوانمت

در بغلت بود گل یاس تو
یعنی قندانۀ عبّاس تو

بود چو خورشید رخش منجلی
خواستی دهی به دست علی

مشام تو شنید بوی حسین
چشم تو افتاده به روی حسین

فدایی خون خدا خواندیش
دور سر حسین گرداندیش

ای ادب از تو ادب آموخته
به پای مصباح هدی سوخته

دلم گرفته ذکر امّن یجیب
زیارت مدینه ام کن نصیب

که گریم از برای تو در بقیع
به یاد گریه های تو در بقیع

بقیع از اشک تو آید به جوش
صدای گریۀ تو آید بگوش

کرده به داغ چار فرزند صبر
کشیده ای چهار تصویر قبر

اشک مصیبت ز بصر ریختی
به یادشان خون جگر ریختی

چشم تو از بسکه فراوان گریست
به گریۀ تو چشم مروان گریست

تو نالۀ وا ولدا می زدی
اهل مدینه را صدا می زدی

بدین سخن فکند آهت طنین
که کس نگوید به من امّ البنین

منکه دگر امّ بنین نیستم
مادر چار نازنین نیستم

چار گلم ز تیغ پرپر شدند
چار مهم به خون شناور شدند

امّ بنین باغ گل یاس داشت
دسته گلی سرخ چو عبّاس داشت

ای ثمر دل گل احساس من
ساقی اهلبیت عبّاس من

شنیده ام دست تو از تن زدند
به فرق تو عمود آهن زدند

شنیده ام تا که تو رفتی ز دست
پشت حسین ابن علی هم شکست

شنیده ام که جای من فاطمه
به دیدنت آمده در علقمه

شنیده ام شعله به خشمت زدند
شنیده ام تیر به خشمت زدند

شنیده ام سکینه بی تاب بود
جام به کف منتظر آب بود

شنیده ام که دشمنان صف زدند
کنار جسم بی سرت کف زدند

شنیده ام که شد ز شمشیر تیز
پیکر تو چو برگ گل ریز ریز

گریه کنم روز و شب ای نور عین
بهر تو نه بلکه برای حسین

تو در مدینه مادری داشتی
مادر خونین جگری داشتی

اگر که پاره پاره شد پیکرت
بود به دامان برادر سرت

حسین فاطمه برادر نداشت
کشته شد و مثل تو مادر نداشت

تو را فراق اشجع النّاس کشت
داغ حسین و داغ عبّاس کشت

جز غم و اندوه و فغانت نبود
حیف که آن چار جوانت نبود

تا که بگریند برایت همه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

سلام بر اشک تو یا فاطمه
جزای تو اجر تو با فاطمه

گریه تو به جز عبادت نبود
وفات تو کم از شهادت نبود

داغ تو یک شرارۀ نار بود
برای اهلبیت دشوار بود

مدینه در وفات امّ البنین
ناله اش افکند به گردون طنین

ز ناله و سوز پر آوازه شد
دوباره داغ فاطمه تازه شد

سلام «میثم» به گل یاس تو
به دست و چشم و سر عبّاس تو

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
03:04
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



قسم به گريه ي صاحبْ عزاي أمّ بنين
من آفريده شدم با دعاي أمّ بنين

قسم به كعبه كه از كعبه حُرمتم بيش است
چنان كه سوختم از ماجراي أمّ بنين

شبيه مشك اباالفضل ، ميچكد اشكم
به پاي غربت بي انتهاي أمّ بنين

اگرچه دست ندارد به تن، ز راه كرم
گرفته دست مرا مرتضاي أمّ بنين

به ياد چادر زهراست بالشان خاكي
كبوتران حريم هواي أمّ بنين

شِفا شبيه گدايي كه سخت محتاج است
نشسته بر درِ دارالشفايِ أمّ بنين

ادب به رسم ادب آمده ز سمت فُرات
و سر گذاشته بر خاك پايِ أم بنين

نخورده آب زماني كه روضه ميخوانده
گرفته بوده يقيناً صداي أمّ بنين

براي دفعه ي سوّم شكسته زينب را
نوا و ناله و واويلتاي أمّ بنين

سه سال سوخت بياد سه ساله و پدرش
فداي آن همه مهر و وفاي أمّ بنين

حسين دست اباالفضل را كه مي آورد
رباب سينه زد آن دم به جاي أمّ بنين

خميده بود زماني كه عزم رفتن داشت
شبيه فاطمه قد رساي أمّ بنين

مكان گريه براي حسين اگر حرم است
مگو بقيع بگو كربلاي أمّ بنين

به جان دست قلم ، در جزا نمي سوزد
دلي كه سوخته در نينواي أمّ بنين

پس از ظهور اگر آمدم مدينه ! رفيق
قرارمان دمِ ايوان طلايِ أمّ بنين...

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
03:04
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



گمان مکن پسرت ناتنی‌برادر بود
قسم به عشق، کنارم حسین دیگر بود

منال ام بنین و ببال از عباس
تو شیرمادر و شیر تو شیرپرور بود

سقوط قلعه‌ی خیبر اگر به نام علی‌ست
فرات، خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود

ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت
که ماه هاشمیان بود و مهرپرور بود

به لرزه بود از او پشت هفت‌پشت ستم
یل تو یک‌تنه یک تن نبود، لشگر بود

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت
ببین که تا به چه حدی مطیع رهبر بود

اگر فتاد روی خاک می‌شود پرپر
ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود

#علی_انسانی

@raziolhossein
03:04
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



دل تو جز به غم و درد آشیانه نبود
انیس و یار تو جز اشک دانه دانه نبود

زبعد واقعه کربلا تو را راحت
زگریه سحر و ناله شبانه نبود

اگر چه بود به دل ماتم عزیزانت
به غیر وای حسین بر لبت ترانه نبود

تمام گریه تو بود از برای حسین
وگرنه داغ اباالفضل جز بهانه نبود

برای گریه چرا در بقیع میرفتی
تو را به شهر مدینه مگر که خانه نبود

کسی نگفت به تو روز گریه کن یا شب
اگرچه یاور تو کس در آن زمانه نبود

به دوش گرچه غریبانه رفت پیکر تو
ولی به جسم تا آثار تازیانه نبود

نبود گر چه یکی از چهار فرزندت
دگر مراسم تشییع تو شبانه نبود

اگر چه سرخ شد از گریه دیده ات اما
به چشم و روی تو از دست کین نشانه نبود

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
03:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 149.2 KB
#یا_ام‌البنین

ذکری به لبت نبوده جز یازهرا
با هر نفست گفتی: زهرا زهرا
هرلحظه از این داغ دلت‌میسوزد
تو سنگ مزار داری اما! زهرا...

#حسین_نادری

@raziolhossein
5
ش
19:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


قسمت این بود که تو محرم حیدر باشی
به علی مونس و هم خانه و همسر باشی

قسمت این بود که در زندگی مشترکت
به عزیزان دل فاطمه مادر باشی 

آفرین بر تو که هنگام ورودت گفتی
آمدی خادمۀ خانه کوثر باشی

قسمت این بود که در بین تمامی زنان
تو فقط صاحب یک ماه و سه اختر باشی 

قمرت یک نفره لشگر انصار خداست
پس عجب نیست که تو مادر لشگر باشی

خاک این خانه تو را قبلۀ حاجات کند
متعجب نشو گر شافع محشر باشی 

غم این خانه زیاد است زیاد است زیاد
سعی کن مرهم زخم دل دختر باشی

 این یتیمان همه به واژۀ در حساس اند
نکند در بزنند و تو پس در باشی

 چار تا بچه این خانه همه مادری اند
نکند تب بکنی گوشۀ بستر باشی

 سعی کن بیشتر از زینب و کلثوم و حسن
فاطمه دور و بر این شه بی سر باشی

سعی کن ثانیه ای تشنه نماند این گل
یار این سوخته دل تا دم آخر باشی

#مهدی_نظری

@raziolhossein
19:37
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


.
ابالفضلش چنان باشد که این زن اینچنین باشد
فقط عباس او کافی ست تا ام البنین باشد

همانطوری که تنها فاطمه گشته حسین آور
فقط این زن توانسته ابالفضل آفرین باشد

رباب و زینب کبری عروس و دخترش هستند
که بعد از فاطمه او باید ام المؤمنین باشد

به دورنام او از چار سو عمری پسرهایش
رکاب از نام خود دارند تا این زن نگین باشد

تمام بچه هایش بهترند از دیگران اما
یکی این بین چون عباس باید بهترین باشد

رباب و زینب از عباس می خواندند قبل از او
که قطعا روضه خوانِ خبره باید آخرین باشد

وَ مادر روضه ی عباس را تا آب می خواند
چرا که آخر این روضه باید نقطه چین باشد

به سطح آب، عکس ماه می ریزد به هم گاهی
ولی ماهش چگونه ارباً اربا بر زمین باشد

حضورِ چار امامِ در بقیع و مادری یعنی؛
که بعد از مرگ هم باید که او ام البنین باشد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
👍 1
12 December 2024
ش
01:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دودمه

پیش تو تعظیم کرده آسمان ها و زمین

الدخیل ام البنین

مادری کردی تو بر نسل امیرالمومنین

الدخیل ام البنین

____

باتو می شد عطر و بوی فاطمه احساس کرد

الدخیل ام البنین

عصمت دامان تو عباس را عباس کرد
الدخیل ام البنین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


در سِــير راه خويش ، اگر بهترين شدم
از شاخسار فضل پدر خوشه چين شدم

در دست كردگار كه دســتم نهاده شد
دست حسيـنِ فاطـمـه در آستيـن شدم

آمد بهشت نور مرا در بغـــل گرفت
اين گونه آرزوي بهشــت برين شدم

ديني به جز حسين نكردم چون اختيار
گفتند اهل شرع كه سقّايِ دين شدم

تطهير ، كار من شده زيرا كه از نخست
با اهل بيتِ پاك نبي ، هم نشين شدم

مي خواستم به خلق بگويم كه كعبه كيست؟
گـر فصل حج روانه ي آن سرزمين شدم

نذر حسين كرد تمامي خويش را
شـــادم كه خرجِ نـذريِ اُمّ البنين شدم

در معرفت چو مادر من آن چنان شده ست
من در وفا و عشق و ادب اين چنين شدم

آب فُرات سوخت به دستان من كه خورد
مانــندِ آه اهل حرم ، آتــشـين شدم

اصلاً به فكر بال نبودم خُــداي مـن
محض رضاي فاطمه ، قطعُ اليَمين شدم

شــرم از رُباب كُشت اگر مادر مرا
من از سكينه دختر او شرمگين شدم

با چشم تير خورده و فرق شكسته ام
مقتل شدم ، مصيبتِ اشك آفرين شدم

مَردم ، دوباره فاطمه او را صدا زدند
از بس كه گفت "أمّ بنين"بي بنين شدم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


من و این یک نفس بشتاب مادر
مرا این لحظه ها دریاب مادر
شدم مثلِ رباب این روزِ آخر
عذابم می‌کند این آب ، مادر


نه دل گرمی نه تسکین مانده باقی
که داغی سخت و سنگین مانده باقی
ببین از پنج فرزندم  برایت
فقط یک مَشکِ خونین مانده باقی


زِ تو حیف است بازویت بیاُفتد
و زخمی بینِ اَبرویت بیاُفتد
چه می‌شد وقتِ جان دادن عزیزم
سرم بر رویِ زانویت بیاُفتد


زمین خوردن تنت را هم بِهَم ریخت
حرامی پیکرت را هم بِهَم ریخت
حرم با تو زمین اُفتاد عباس
عمود آمد سرت را هم بِهَم ریخت


تو را بست از سرِ گیسو به نیزه
مگر تابَت دهد هر سو به نیزه
الهی بشکند دستانِ خولی
تو را محکم زد از پهلو به نیزه


سرت بر خاک بود و دردسر شد
که سرگرمیِ چندین رهگذر شد
سرت برگشت بر نیزه ولیکن
شکافِ اَبرویِ تو بازتر شد


هزاران تیر بر تَن تا پَر آمد
هزاران تیر بود و مادر آمد
مگر کم بود حجمِ تیر این سو
که غلطیدی و از آن سو در آمد


پُر است اینجا پَری آتش گرفته
لباس و مَعجری آتش گرفته
شنیدم روضه‌ات را بارِ اول
خودم از دختری آتش گرفته


چقدر آن قافله شرمنده‌ام کرد
نشانِ سلسله شرمنده‌ام کرد
تو را نه ، کاش مَشکَت را نمیزد
بمیرد حرمله شرمنده‌ام کرد


ببین این روزهای آخری را
شنیدم روضه‌ی انگشتری را
خداوندا سنان از من گرفته
تمامِ لذتِ نامادری را
 
#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 3
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


دیده‌ای از اشکْ تر دارم، تماشا کردنی
دو صدف، صدها گهر دارم، تماشا کردنی

«فاطمه»، «امّ بنین»، «لاتَدْعُوِنّی»، آه! آه!
واژه‌هایی در نظر دارم، تماشا کردنی

باغبان بذر اشکم، راهی باغ بقیع
گریه‌ها در رهگذر دارم، تماشا کردنی

لاله‌هایی چیده شد از باغ من، بس دیدنی
داغ‌هایی بر جگر دارم، تماشا کردنی

آسمان در خود ندیده آن‌چه در من دیده است
سه ستاره، یک قمر دارم، تماشا کردنی

یک عصا در دست من نگذاشت دست سرنوشت
حال دستی بر کمر دارم، تماشا کردنی

روزگاری بر لب خود این ترنّم داشتم:
مادرم؛ چندین پسر دارم، تماشا کردنی

بی خبر از قصّه‌ی عبّاس و اصغر نیستم
بس خجالت زآن خبر دارم، تماشا کردنی

شب ز راه دور با یاد رخ عبّاس خود
بوسه‌ها از ماه بردارم، تماشا کردنی

رفت از کنعان چشمم یوسف زهرا، حسین
«ماه مصری در سفر دارم، تماشا کردنی»

^*^*^*

بینِ خانه، دور از چشم امیرالمؤمنین
دیده بر دیوار و در دارم، تماشا کردنی

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1 👍 1
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


از غم یار سرشک مژه دریا کردند
دل من خون،چو دل زینب کبرا کردند

این شنیدم که ابوالفضل من از پا افتاد
یوسف فاطمه را بی کس و تنها کردند

این شنیدم که همان ها که به تو تیر زدند
تا که خوردی به زمین،نیزه مهیا کردند

این شنیدم که تو رفتی و پس از رفتن تو
کودکان در وسط خیمه خدایا کردند

باورم نیست که از نیزه زمین خورد سرت
و ز پهلو سر نیزه سر تو جا کردند

باورم نیست که با بودن تو عباسم
زینبم را سر بازار تماشا کردند

شیر من باد حلال همه فرزندانم
که سر و جان به فدای گل طاها کردند

اشک میریزم اگر در غم طفلانم نیست
اشک ریزم که چه با یوسف زهرا کردند

نه فقط بر بدنش زخم روی زخم زدند
نیزه را در بدن زخمی او تا کردند

گر که مضمون جدیدی است به طبع شایق
نظر لطف بر او حیدر و زهرا کردند

#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein
1
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها

زیبا ستاره و قمری داشتی چه شد
بر مهر و ماه جلوه گری داشتی چه شد

از نور ماه خانه تو بی نیاز بود
از ماه ماه خوبتری داشتی چه شد

ای شیرزن ز شیر خدا مرتضی علی
آخر تو چار شیر نری داشتی چه شد

گفتی مدینه ام بنینم دگر نخوان
ای ام بی بنین پسری داشتی چه شد

زینب رسیده از سفر از او سوال کن
همراه خود تو همسفری داشتی چه شد

زینب نگفت اگر زسکینه سوال کن
آخر تو مهربان پدری داشتی چه شد

تنها چرا رسیده ای ،مادر رقیه کو
با خود تو خواهر دگری داشتی چه شد

رویت کبود گشته ، عمویت مگر نبود
با بودن عمو سپری داشتی چه شد

مادر، بگو رباب چرا پس نیامده
تو مادر نکو سیری داشتی چه شد
.......

آه ای بشیر قافله اخبرنی عن حسین
از نور عین من خبری داشتی؟ چه شد؟

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بعد از تو دیگر هیچ کس ام البنین نیست
یعنی زنی مانند تو مرد آفرین نیست

ام الادب ، ام الوفا ، ام الاباالفضل
غیر از تو وصف هیچ شخصی این چنین نیست

شاگرد درس صبر مولا بوده ای که
با این همه غم روی پیشانیت چین نیست

در گریه ات جایی ندارد داغ فرزند
قصد تو از این کار غیر از حفظ دین نیست

وقتی که اشک دشمنانت را درآورد
پس خطبه ای چون خطبه هایت آتشین نیست

مدح تو چون با مدح عباست گره خورد
دیگر گریز روضه ات هم غیر از این نیست

شور رجزهایش نمی آمد به آن که
در راه حفظ دین خود قطع الیمین نیست

آه ! ای خوشا بر حال آن مردی که در جنگ
وقتی که دستش قطع شد بر روی زین نیست!

این چند برگ از متن قرآن است بر خاک؟
یا دست های اوست که در آستین نیست؟

یا روی پای فاطمه یا روی نیزه است...!
یعنی سر عباس بر روی زمین نیست

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای مادر بهشت تو را غصه ها شکست
هر بار بی قراری زینب تو را شکست

بر سر گرفت چادر زهرا... سکوت کرد
آهی کشید و بغض لبت بی هوا شکست

هر بار یاد فاطمه کردی دلت شکست
وقتی دلت شکست، دل مرتضی شکست

ای هم نفس ترین علی بعد فاطمه
قلبت میان غربت یک ماجرا شکست

پیشانی ات که گنبد محراب را شکافت
وقت هجوم تیغ به شیر خدا شکست

ده سال پیر قصه ی اشک حسن شدی
از زخم هر زبان که دل مجتبی شکست

وقتی حسین رانده شده از شهر مادریش
باید نوشت حرمت آل عبا شکست

عباس شد ستاره دنباله دار تو
تا کربلا رسید، و در کربلا شکست

یک عمر گریه کردی و گفتی فقط حسین
ای مادر بهشت تو را غصه ها شکست

#وحید_محمدی


@raziolhossein
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



خوب است بانوان جهان این چنین شوند
چون خاک پای فاطمه بالانشین شوند

چون فاطمه ست حجت کبرای اهل بیت
خوب است خاک مقدم امّ‌البنین شوند

یعنی ادب کنند به زهرا و مرتضی
یعنی که در مصیبت آنان حزین شوند

آه از حرم نداشتنش از غریبی‌اش
باید که خلق در غم او شرمگین شوند

می‌خواستم دخیل ببندم برای او
دیدم که او ضریح ندارد فدای او



آئینه‌ی مزارش اگر چه مکدر است
از آسمان پریدن بالش فراتر است

دنیا کنیز آنکه به کرّات گفته بود
عمرم تمام وقف کنیزی حیدر است

خواندش به نام فاطمه او گفت یا علی
امّ‌البنین بگو به من اینگونه بهتر است

در وصف او بس است بگوییم با غرور
او شیر بانویی است که عباس‌پرور است

روزی که پا گذاشته در خانه‌ی علی
جز غم ندیده در دل ویرانه‌ی علی

 

گاهی به دور حیدر کرّار گشته است
گاهی به دور یک در و دیوار گشته است

هی پشت در به سینه زده گریه کرده است
با چشم خیس خیره به مسمار گشته است

هر روز صبح گردش دستاس شاهد است
دستش به یاد فاطمه هر بار گشته است

زهرا نبود زینب او حال خوش نداشت
امّ‌البنین همیشه پرستار گشته است

این زن که بی‌قرار علی بود و دخترش
با این سخن فدای غم یار گشته است:

مولا؛ فدای دست به ناچار بسته‌ات
زینب؛ فدای مادر پهلو شکسته‌ات

#مجید_تال

@raziolhossein
👍 2
01:56
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

چقدر آن قافله شرمنده ام کرد
نشان سلسه شرمنده ام کرد

تو را نه،کاش مشکت را نمی زد
بمیرد حرمله شرمنده ام کرد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:05
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
ش
18:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
18:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×518, 173.5 KB
#حضرت_ام‌_البنین
#شب_جمعه

ازغم ام بنین دیده پر از الماس است
صحن بین الحرمین غرق شمیم یاس است

تسلیت تا که بگوید به علمدار حسین
فاطمه این شب جمعه حرم عباس است

#ابوذر_رییس_میرزایی

@raziolhossein
18:10
▪️روز هفتم شهادت بی‌بی علیهاسلام است:

🥀زهرای من!!!🥀

یک هفته گذشت در جدایی
ای ماه دو هفته‌ام! کجایی؟

✔️اللّهمّ کن الطّالب لها ممّن ظلمها...


#حسن_دهلوی

@raziolhossein
😭 2 👍 1
ش
22:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


آن روز اگر خيمۀ ماتم می‌زد
بر مُلک ادب دوباره پرچم می‌زد

هر قدر هم از مشک و علم می‌گفتند
تنها ز حسين فاطمه دم می‌زد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


با نور استجابت و ایمان عجین شدی
وقتی که با ولی خدا همنشین شدی

عطر بهشت در نفست موج می‌زند
حالا دگر تو بانوی خلدبرین شدی

زهرا که رفت دلخوشی از خانه رفته بود
تو آمدی و این همه شورآفرین شدی

بی‌شک برای مادری زینب و حسین
شایسته‌ای که فاطمهٔ دومین شدی...

با خود دوباره خاطره‌ها را مرور کن
از روزهای خوب مدینه عبور کن

این روزها که خاطره‌ها همدمت شدند
تنها انیس قلب پر از ماتمت شدند

چندی‌ست پاره‌های دلت رفته‌اند آه
تو مانده‌ای و نم‌نم این اشک گاه‌گاه

با قلب تو حکایت هجران چه‌ها نکرد
یک لحظه هم تو را غم و غربت رها نکرد

تنگ غروب بود و دلت ناگهان گرفت
مانند چشم ابری تو آسمان گرفت

پر شد ز عطر سیب غریبی هوای شهر
پیچید بوی پیرهنی در فضای شهر

مثل نسیم کوچه به کوچه خبر وزید:
مادر بیا که قافلهٔ کربلا رسید

یک شهر چشم منتظر و اشک بی‌امان
برگشته است از سفر عشق کاروان

برگشته با تلاطم اشک و خروش آه
دارد هزار خاطره از دشت و خیمه‌گاه

تو می‌رسی و روضه هم آغاز می‌شود
بغض از گلوی خاطره‌ها باز می‌شود

هرکس نشسته گوشه‌ای و روضه‌خوان شده
اما سکینه با دل تو همزبان شده

هم‌ناله با دو چشم ترت، حرف می‌زند
از جای خالی پسرت حرف می‌زند:

یادش بخیر لحظهٔ شیرین گفتگو
یادش بخیر زمزمه‌های عمو عمو

یادش بخیر دیدهٔ بیدار کربلا
شب‌ها صدای پای علمدار کربلا

یادش بخیر مشک و علم در دو دست او
آرامش تمام حرم در دو دست او

در چشم‌هاش عشق و نجابت خلاصه بود
او ترجمان شور و شکوه و حماسه بود

سقای عشق و آب و ادب بود ماه تو
نام‌آور تمام عرب بود ماه تو

داغ تو تازه‌تر شده با حرف‌های او
وقتش شده تو روضه بخوانی برای او

رو می‌کنی به او که فدایت سکینه جان
جانم فدای حُجب و حیایت سکینه جان

شاید نگاه توست به قدّ خمیده‌ام
یا این‌که شرم می‌کنی از اشک دیده‌ام

دیگر شکسته قامت ام‌البنین، بخوان
از روضه‌های ماه من ای نازنین، بخوان

نام‌آوران به شوکت او بُرده‌اند رشک
در علقمه چه شد که به دندان گرفت مشک؟

از چشم خون گرفته برایم سخن بگو
از ماجرای تیر سه‌شعبه به من بگو

آخر چگونه بر سر ماهم عمود؟... آه
دستی مگر به پیکر سقا نبود؟... آه

شرمنده‌ام ز روی تو و مادرت رباب
شرمنده‌ام اگر نرسیده به خیمه آب

قلب مرا ولی تو رها از ملال کن
آرام جان من! پسرم را حلال کن

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

چه شان و رتبه ای ، الله اکبر
تو را یک عمر زینب خوانده مادر

ندیدم خوب تر از این مقامی
تو هستی بانوی عباس پرور
__

به ما ام البنین درس وفا داد
چه ثروت ها که در راه خدا داد

خدایا قبر خاکی نیست حق ِ
کسی که چار یل در کربلا داد


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


عمری برای داغ زهرا گریه کردی
هرنیمه شب همپای مولا گریه کردی

درپای تو خاک بقیع ازاشک گل شد
وقتی که گفتی واحسینا گریه کردی

اول برای زینب و داغ حسینش
بعدش برای دست سقا گریه کردی

یکبار دیدی که رباب از حال رفته
صدبار مثل موج دریا گریه کردی

دیدی رقیه نیست جای اوسکینه
هربارکه میگفت بابا گریه کردی

خوب است که شام غریبان راندیدی
باروضه های خارصحراگریه کردی

حرف سه شعبه آمدوازحال رفتی
دیدی کسی می افتد از پا گریه کردی

گرم عزای بچه های خود نبودی
باگریه های زینب اما گریه کردی

تشت طلاو خیزران را که ندیدی
ابری شدی با حرف زنها گریه کردی

حرف کنیز آمد سکینه زود تب کرد
لطمه زدی هی صورتت را گریه کردی

بی بی  نبودی موی دختر بچه ها سوخت
قد تمام سینه زنها گریه کردی

#مهدی_نظری


@raziolhossein
👍 1
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


زن رشک حور بود و تمنّای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

اسمی عظیم بود که چون رازِ سر به مُهر
در خانۀ علی، سَرِ افشای خود نداشت

ام‌ّالبنین کنایه‌ای ازشرم عاشقی‌ست
کزحُجب، تابِ نامِ دل‌آرای خود نداشت

در پیش رویِ چار جگر گوشۀ بتول
آیینه بود و چشم تماشای خود نداشت

زن؟نه، همای عرش‌نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

در راه عشق چار پسر داده بود و لیک
بعد ازحسین میل تسلّای خود نداشت

عمری به سوگ زیست، که عبّاس وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت

#افشین_علا

@raziolhossein
3
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#مربع_ترکیب


تو شاهکار عشق بازی در زمینی
تو دست پنهان خدا در آستینی
اُمُّ الادب ، اُمُّ الوفا ، اُمُّ البنینی
دلگرمی نسل امیرالمومنینی

در پیشگاه تو ادب تعظیم کرده
قرص قمر میر عرب تعظیم کرده

مانند نوری آمدی تابیدی و بعد
با دست زهرا مورد تأییدی و بعد
خود را دم بیت ولایت دیدی و بعد
آن چارچوب سوخته بوسیدی و بعد

گفتی اگرچه در حرم تازه عروسم
من آمدم دستان زینب را ببوسم

دیدی چگونه گریه کن ها گریه کردند
غمدیده ها با یاد زهرا گریه کردند
با نغمه ی لب های مولا گریه کردند
یا فاطمه می گفت هر جا گریه کردند

آن روز تنها خواهش قلبت همین شد
یا فاطمه تبدیل بر اُمُّ البنین شد

شهر مدینه در هیاهو زین خبر شد
شکر خدا ام البنین صاحب پسر شد
اما کلامی باعث خون جگر شد
زخم زبان ها بر دل تو؛ نیش تر شد

گفتند: بانو بعد ازین کم میگذارد
بر این یتیمان دیگر او کاری ندارد

اما دهان یاوه گویان را تو بستی
پای قرار خویش با زهرا نشستی
دیدند از جام رضای یار مستی
چون رشته ی فرزند و مادر را گُسستی

گفتی اگرچه بین تان خیلی عزیزم
در خانه عباسم غلام و من کنیزم

زینب تو را با نور ایمان آشنا کرد
با یک نظر دلداده ی آل عبا کرد
برآتش عشقش تو را هم میتلا کرد
آن قدر؛ پیشت صحبت کرببلا کرد

تا اینکه شاخ و برگ هایت پر ثمر شد
دار و ندارت چهار فرزند پسر شد

کم کم پسرهای تو بال و پَر گرفتند
دور و بَرَت را مثل یک لشگر گرفتند
درس شجاعت از خود حیدر گرفتند
بوی امیر فاتح خیبر گرفتند

گویم ز اوصاف عظیم تو همین حد
زینب پس از زهرا تو را مادر صدا زد

ای وای از روزی که قلبت را شکستند
حجاج زهرا بار بیت الله بستند
دیدی همه سرها گرفته روی دستند
با چه شکوهی بین محمل ها نشستند

بر زانوی عباس زینب پا گذارد
شُکر خدا که محمل او پرده دارد

اما پس از شش ماه شام غم سحر گشت
با دیدن یک صحنه ای چشم تو تر گشت
از این مصیبت عالمی خونین جگر گشت
باور نمی کردی ولی دل با خبر گشت

بالاترین روضه همین در عالمین است
از راه آمد زینب اما بی حسین است

فریاد زد اُمُّ البنین گیسو سپیدم
مادر نبودی عصر عاشورا چه دیدم
از خیمه تا گودال با زحمت دویدم
با دست خود از پهلویش نیزه کشیدم

اُمُّ البنین تاج سرم را سَر بریدند
پیراهنش را از تَنَش بیرون کشیدند

مادر نبودی گوش کن پس این خبرها
از داغ عباس تو خم گشته کمرها
واشد به روی من نگاه رهگذرها
چادر به سر؛ دارد دویدن دردسرها

عباس رفت و آبروی خواهرش رفت
دعوا شد و چادر ز روی خواهرش رفت

اُمُّ البنین اول دو بازویش بهم ریخت
تیری رسید و چشم و ابرویش بهم ریخت
ضرب عمودی آمد و رویش بهم ریخت
تا روی نیزه رفت گیسویش بهم ریخت

عباس نامردی عمود آهنین خورد
بی دست از بالای مرکب بر زمین خورد

دروازه ی کوفه قیامت ساختم من
بر مرکب طوفانِ خطبه تاختم من
تا چشم روی نیزه ها انداختم من
در یک نظر عباس را نشناختم من

از درد غیرت صورتش چرخاند مادر
بستند او را تا به نیزه ماند مادر

مادر دعا کن منتقم دیگر بیاید
چون او گره از اَبروی زهرا گشاید
صحن و سرایی در بقیع بر پا نماید
پایان هر روضه دعا کردیم شاید

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


شرمنده ام که سوخت میان شرر پرت
آتش گرفت باغ گل لاله در برت

شرمنده ام که مشک ابالفضل پاره شد
شرمنده رباب شد و کام اصغرت

مهلت نداد عمود به قولش وفا کند
عباس من که آب شد از آه آخرت

زینب حلال کن پسرم را حلال کن
قسمت نشد صدات کند چون برادرت

دست شکسته خون ز دو چشمان خون گرفت
خیلی شدم دوباره بدهکار مادرت

ای من فدای ناله ی روی بلندی ات
شرمنده ام که رفت ز دستت برادرت

سم ستور قسمت آن جسم پاک شد
بالای نیزه رفت سرش در برابرت

عباس رفت و آتش لشکر بلند شد
آتش گرفت چادر و دامان و معجرت

#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 1
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نسیم علقمه پیوسته می‌دهد خبرم
که پاره‌پاره چو گل گشت پیکر پسرم

به خون طپید لب تشنه ماه علقمه‌ام
نشد که قطرۀ آبی برای او ببرم

به وقت مرگ غریبانه سر به خاک نهم
که از چهار پسر نیست یک پسر ببرم

هزار بار الهی! شود فدای حسین
نه جسم چار پسر، جان مادر و پدرم

خدا گواست که باشد فقط برای حسین
هر آن چه خون جگر می‌چکد ز چشم ترم

چون شمع سوزم و در سوز خویش آب شوم
چنان‌که محو شود در شرار دل اثرم

خدا گواست که اشک خجالت عبّاس
ز خون دیدۀ او بیشتر زند شررم

الهی! آنکه کنار دو دست عبّاسم
فتد به خاک قدم‌های اهلبیت سرم

برای شیر خدا چهار شیر آوردم
هزار حیف که امروز خم شده کمرم

ز دیدن سر مجروح دخترم زینب
بسان پیکر عبّاس پاره شد جگرم

چنان که خون چکد از «نخل میثم» زینب
ز دیده خونِ جگر ریزم از غم زینب

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها

منم بانوی آقای مدینه
پس از صدیقه ، زهرای مدینه
که میگفتم به زنهای مدینه
حدیث درد و غمهای مدینه
من و رنج و مصیبت ها کشیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

چه خوش بود ای مدینه روزگارم
شنیدم از پدر شد بخت یارم
امیرالمومنین شد خواستگارم
به قربانش همه ایل و تبارم
نمی شد باورم این برگزیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

خدارا شاکرم الحمدلله
علی شد شوهرم الحمدلله
من و شاهِ حرم! الحمدلله
کنیز حیدرم الحمدلله
از او فرمان زِمن با سر دویدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

چه خوش بودم که در بیت ولایم
انیس و مونس شیر خدایم
کنیز خانه خیرالنسایم
حسینش میزند مادر صدایم
چه ذوقی داشت این مادر شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

دگر ام البنین ام البنین شد
نصیبم چار ماهِ نازنین شد
یکی بهتر یکی بهتر از این شد
اباالفضلم ولی زیباترین شد
زروی ماه هر شب بوسه چیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

زمانی سایه بر سر داشتم من
کنارم چار اختر داشتم من
حسین و عون و جعفر داشتم من
اباالفضل دلاور داشتم من
پس از آن روز خوش دیگر ندیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

همه شور و نوایم را گرفتند
سر پیری عصایم را گرفتند
توان زانوهایم را گرفتند
حسین و بچه هایم را گرفتند
دگر من ماندم و حسرت کشیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

شنیدم علقمه غوغا به پا شد
تن سقا پر از تیر جفا شد
دو دستش بی هوا از تن جدا شد
حسین فاطمه قدش دو تا شد
به پیش چشم یک لشکر خمیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

شنیدم دشمن او را از کمین زد
گلم را از یسار و از یمین زد
به فرق او عمود آهنین زد
علمدار مرا آخر زمین زد
نبود این راه و رسم لاله چیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

شنیدم هلهله در لشکر افتاد
همین که از سرِ زین با سر افتاد
در آن لحظه به یاد مادر افتاد
همان مادر که در پشتِ در افتاد
ززینب گفتن و از من شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

شنیدم ناله ادرک اخا زد
زمین افتاد و زهرا را صدا زد
شرر بر قلب شاه کربلا زد
که با دست بریده دست و پا زد
که دیده این چنین در خون طپیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

شنیدم بعد عباسم چها شد
علم افتاد و دشمن بی حیا شد
میان خیمه پای شمر وا شد
دو دختر زیرِ دست و پا فدا شد
به روی خار صحراها دویدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

زنم بر سینه با زنها بگویم
علی العباس واویلا بگویم
به جای حضرت زهرا بگویم
حسینم وا حسینم وا بگویم
من و این ناله ها از دل کشیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

شنیدم که حسینم بین گودال
به زیر دست و پا میزد پر و بال
تنش در پیش زینب گشت پامال
شنیدم ماجرا را رفتم از حال
اگر این است تاثیرِ شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 3
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



اي دلت بند امير المومنين
رشته هاي چادرت حبل المتين
مادر ماهي و خورشيد زمين
اي كنيز فاطمه ام البنين

يك رباعي داشته ديوان تو
چار گل روييده بر دامان تو
چارقُل خوانديم در قرآن تو
همسر شيري و خود شير آفرين

مثل قطره آمدي،دريا شدي
خاك بودي،تربت اعلي شدي
تا كنيز خانه زهرا شدي
خانه ات شد قبله عرش برين

اي به روح تو سلام اهل بيت
عارفي تو بر مقام اهل بيت
بچه هاي تو غلام اهل بيت
اي غلام خانه ات روح الامين

تو همه تن بودى و جان شد علي
در كوير تشنه باران شد علي
تو شدي قاري و قرآن شد علي
اي مفاتيح الجنان بي قرين

آنكه حكم صبر از الله داشت
پيش چشمت سر درون چاه داشت
نيمه شبها روضه اي كوتاه داشت:
پيش چشمم خورد زهرا بر زمين

وقت رفتن پيش چشم زينبين
گفته اي عباس را،اي نور عين
بر نميگردي مدينه بي حسين
جان تو جان امام من،همين

حال آورده بشير از ره خبر
كاروان عشق آمد از سفر
نه ستاره مانده ديگر نه قمر
آه اي ام البنين بي بنين

بند قلب دختر زهرا گسست
تا كنار علقمه افتاد دست
با عمودي فرق عباست شكست
خورد با صورت زمين آن مه جبين

تا علمدار حرم از حال رفت
يوسف زهرا سوي گودال رفت
دست دشمن جانب خلخال رفت
حمله كردند از يسار و از يمين

روز،سينه زن شد و شب گريه كرد
شمر تا خنديد زينب گريه كرد
نعل مي رقصيد و مركب گريه كرد
ذوالجناح آمد به خيمه شرمگين

تو نبودي خيمه را آتش زدند
عشق را در كربلا آتش زدند
بچه ها را بي صدا آتش زدند
سوخت آن شب قلب ختم المرسلين

خوب شد مادر نبودي،ناگهان
سرخ شد از خشم چشم آسمان
تا كه در گودال آمد ساربان
خاتم آل عبا شد بي نگين

خوب شد مادر نبودي،سر شكست
در حرم گهواره اصغر شكست
بعد سقا حرمت معجر شكست
راهي بازار شد پرده نشين

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
22:16
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


گرچه فرقی هست از این فاطمه تا فاطمه
ذکرِ یا اُم‌البَنین یعنی همان یا فاطمه

خانه‌ی بی فاطمه هرگز نمی‌خواهد علی
هست شیرینیِ مولا در دو دنیا فاطمه

حضرتِ اُم‌البَنین از جلوه‌های فاطمه‌است
گرچه زهرا رفت اما هست اینجا فاطمه

بچه‌های فاطمه بر دامنِ اُم‌البَنین
خواب می‌رفتند و می‌دیدند رویا: فاطمه

از همان اول همه گفتند مادرجان به او
چشمشان می‌دید در این خانه تنها فاطمه

با ادب فرمود : آقاجان بگو اُم‌البَنین
وَرنه نامش را صدا می‌کرد مولا  فاطمه

او کنیزی آمد و زهرا عزیزِ خویش کرد
او زمین بوسید و زینب گفت اُمّا فاطمه

مریم و آسیه و حوا و هاجر کیستند
مادر عباس وقتی می‌رسد با فاطمه

روز محشر چادر او هم شفاعت می‌کند
تا که می‌آید به محشر پشت زهرا فاطمه

بچه‌های او هم آری بچه‌های فاطمه‌اند
نیست او در کربلا و هست اما فاطمه

 بسکه یا اُم‌البَنین از ما گره وا می‌کند
هست بر لبهای ما یافاطمه یافاطمه



دورِ زهرا بچه‌ها بودند و مولا بود حیف
وای از اُم‌البَنین این‌بار تنها بود حیف


#حسن_لطفی

@raziolhossein
13 December 2024
ش
01:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
2
ش
16:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


از غمت ویرانم امّا خانه آبادم حسین
می رسد با ناله اش زهرا به فریادم حسین

می روم آشفته و زخمی سرِ خاک بقیع
می رود تا کربلایت داد و بیدادم حسین

بسکه بین گریه هایم جلوه کرده اسم تو
اسم عباس خودم را بُردی از یادم حسین

آنقدر از خشکی لبهای تو شرمنده ام
یاد خشکی لب سقا نیفتادم حسین

مشک پاره دیدم و گفتم که بیچاره رباب
می زند بر سر رباب تو که نوزادم...حسین

مادرت زهرا به جایم رفت بین علقمه
ای فدای مادر تو هرچه اولادم حسین

ذره ذره آب شد عباس و آب مشک ریخت
قطعه قطعه ریخت آنجا شاخ شمشادم حسین

من شنیدم فاطمه تا بین آن گودال رفت...
سوخت از ذکر بُنیَّ عالم و آدم حسین

زیر پا ذکر لبت را بی وضو برهم زدند
ای فدای نالهء جدّ تو اجدادم حسین

روی نی با خواهرت رفتی ز کوفه بین شام
معجرش را پاره دیدی در میان ازدحام

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
2
16:57
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


چار جوان بود مرا دلفروز
و الیوم أصبحت و لا من بنین

لا خیر فی الحیاه من بعدهم
فکلهم أمسی صریعاً طعین

خون بشو ای دل که جگرگوشگان
قد واصلو الموت بقطع الوتین

نام جوان مادر گیتی مبر
تذکرینی بلیوث العرین

چونکه دگر نیست جوانی مرا
لا تدعونی ویک ام البنین

#آیت_الله_غروی_اصفهانی

@raziolhossein
16:57
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


میاید صـــدای زنی داغ دیده
صدایی حزین و بریده بریده

بغل کرده زانوی غم بانویی که
ز داغ ابالفضل قدّش خمیده

زنی که دلش از زمانه گرفتـــه
کنــــار بقیـــع آه از دل کشیده

و چندی است از کربلای حسینی
خبرهای تلخی برایش رسیده

صدا می زند آه...«لاتَدعُوَنّی»
روی خاک ها اشک چشمش چکیده

نبوده است در کربلا و اسارت
ولی روضه ها را ز زینب شنیده

برای دو دستی که از تن جداشد
شبیه عقیله گریبان دریده

صدا می زند سوختم در عزایت
ابالفضل ، مادر ، بمیرم برایت


در این باغ غیر از خزانی ندارم
به غیر از بقیع آشیانی ندارم

جوانان من را گرفتند از من
به روی سرم سایبانی ندارم

چنان سوخت جانم ز داغ جوانم
که بر زنده بودن گمانی ندارم

به جز یک سپر که پر ازخاک و خون است
ز عباس خود ارمغانی ندارم

ابالفضل من بود آرام جانم
ببینید آرام جانی ندارم

نگویید ام البنینم از این پس
چه ام البنینی؟! جوانی ندارم

به غیرازهمین‌چهارتاصورت قبر
ز ام البنینی نشــــــــانی ندارم


برای من ازکربلا گفت زینب
زبی تابی خیمه ها گفت زینب

از آن دم که بی دست خوردی زمین و
زدی ناله‌ی یا اخا ، گفت زینب

از آن دم که پیش نگاه رقیه
سرت رفت برنیزه ها ،گفت زینب


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
1
16:57
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



او حضرت خاتون عالم ما گدایش
شد دستگیر عالمی دست دعایش

باید بگیرد چادر ام البنین را
هر کس که افتاده عقب کرببلایش

پیر و جوان کربلا را داده حاجت
شنبه به شنبه سفره های بی ریایش

مادربزرگم بچه هایش را سپرده
بر معجزات سفره ی مشکل گشایش

هر سال می گیرند اجر نوکری را
گریه کنان فاطمیه در عزایش

دار و ندار او فدای کربلا شد
دار و ندار کربلایی ها فدایش

عباس در دامان این مادر ادب شد
رحمت به شیر پاک و شیر با وفایش

این شیر زن با گریه دنیا را به هم ریخت
مروان کشد آه از جگر با های هایش

تازه نکن داغ دلش را ای مدینه
دیگر نزن ام البنین او را صدایش

ای آسمان خون گریه کن بر غربت او
این پیر زن در علقمه مانده عصایش

اشک بشیر از این همه ایمان در آمد
او نیست اصلا فکر آقازاده هایش

ای کاش او پیری زينب را نمی دید
شد مرگ ، بعد از کربلا تنها دعایش

ام البنین ِ بی بنین را عاقبت کشت
داغ حسین و راس از پیکر جدایش


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
16:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×791, 134.2 KB
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ندارم هیچ یاری وای بر من
ندارم سوگواری وای بر من

بیا بردار تابوت من ، اما ...
تو که دستی نداری وای بر من


#عبدالحسن_رضایی


@raziolhossein
16:57
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


محرمانِ این حرم هستیم با اُم‌البنین
معنیِ یافاطمه یعنی که یا اُم‌البنین

عقل از درک مقامات بلندش عاجز است
عشق می‌گوید سلام‌الله علی اُم‌البنین

زائزِ زهرا فقط این راز را فهمیده است
مصطفی بالاسر و پایینِ پا اُم‌البنین

مرقد این فاطمه پایینِ پای فاطمه است
نیست از آن قبرِ پنهان راه تا اُم‌البنین

زندگی‌ات شد علی و بندگی‌ات شد علی
آمدی تا قرب  تا حق  تا خدا  اُم‌البنین

با تو باید دید  زهرایی شدن  زینب شدن
با تو باید خواند ما اَدراک ما اُم‌البنین

در نجف نقشِ ضریح مرتضی یافاطمه است
در حرم دیدم به ایوانِ طلا اُم‌البنین

ابتدای این غزل از  بیت زهرا شد شروع
ابتدایی که ندارد انتها اُم‌البنین

آمدی گفتی به اذن الله عشق آغاز شد
نامِ تو شد مادرِ آیینه‌ها اُم‌البنین

از همان روزی که زینب گفت مادرجان به تو
از همان روزی که دختر شد تو را اُم‌البنین

مادری کردی برای تشنگی‌های حسین
مادری کردی برای مجتبی اُم‌البنین

با کنیزان می‌نشستی و کنیزی کرده‌ای
از خودت حتی زِ نام خود رها  اُم‌البنین

"ای تمام مادران قربان این نامادری"
ای پس از سوءُ القضا حُسن القضا اُم‌البنین

چهار فرزندت فدای چهار فرزند علی
زندگی را ساختی با هشت تا اُم‌البنین

آه از روزی که آمد بین آغوشت حرم
تکیه می‌دادی پس از آن بر عصا اُم‌البنین

 در میان کاروانِ بچه‌هایت رفتی و...
یک نفر اما ندیدی آشنا اُم‌البنین

تا که گفتی پیرزن دنبال زینب آمدم
گفت حق داری که نشناسی مرا اُم‌البنین


جانِ من داغ کجا اینقدر پیرت کرده است
گفت رفتم قتلگاهِ کربلا اُم‌البنین

ای بلا دیده  کدامش در کجایش سخت بود
گفت وای از شام از شام بلا اُم‌البنین

کربلا بود و هجومِ نیزها در نیزها
شام بود و ضربه‌هایی بی هوا اُم‌البنین

کربلا و خندها بر رو زدن‌های حسین
شام بود و ناسزا در ناسزا  اُم‌البنین

خوانده‌ای ویلی علی شبلی علیک یاحسین
خوانده‌ای لاتدعونی ویک یا ام البنین


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 3 2
17:00
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ام البنین دیگر پسر داری؟! نداری!
دور و بر خود شیر نر داری؟! نداری!

یک آسمان ماه و ستاره داشتی، حال
در آسمان خود قمر داری؟! نداری!

شبهای مهتابی که راهی بقیعی
غیر از دل خون، چشم تر داری؟! نداری!

مثل حسین بن علی، بال و پرت ریخت
عباس رفته؛ بال و پر داری؟! نداری!

بین مسیر علقمه تا کف العباس
افتاد دستانش، خبر داری؟! نداری!

«آیا عمود آهنین روی سرش خورد؟!»
جز این سوالی توی سر داری؟! نداری!

تا چشم شمر افتاد بر چشمان او گفت
ای حرمله تیر سه پر داری؟! نداری؟!

سر را به نیزه می زد و با خنده می گفت
زینب ببین، دیگر تو سرداری نداری!


#امیر_عظیمی


@raziolhossein
👍 1
17:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
882×1280, 104.4 KB
یا حضرت امّ البنین

شاعر نشدم بر آن و این گریه کنم
بر دوزخ و فردوس برین گریه کنم

شاعر شده ام که با تماشای بهار
بر چار گل ام بنین گریه کنم

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
2
14 December 2024
ش
00:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



مادرم در گوش من خوانده است:«یا ام البنین»
ذکر من تا روز محشر هست:«یا ام البنین»

هرکسی که توبه‌اش در محضر ربّ شد قبول
قبل از آن در زیر لب گفته است:«یا ام البنین»

مستجاب الدعوه شد هرکس که در این روزگار
بر گدایان درت پیوست یا ام البنین!

ما همیشه محضر تو عرض حاجت کرده‌ایم...
...هرکجا خوردیم بر بن بست یا ام البنین!

هفت پشتم را نظر کردم تماماً بوده اند
نوکر عباس تو دربست یا ام البنین!

در حمایت از غریب کربلا ، عباس تو
دست داده تا بگیرد دست یا ام البنین!

فرق او را با عمودی تا دم ابرو شکافت
آن «حکیم بن طُفِیلِ» پست یا ام البنین!

خون چکید از چشمهایش روی نیزه تا که دید
دست زینب را کسی می بست یا ام البنین!

بعد عباست برای غارت اهل حرم
حرمله با شمر شد همدست یا ام البنین!

گرچه قدّت تا شده از غصه‌ی زینب ولی
حرمتت با کعب نی نشکست یا ام البنین!

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
👍 4
00:54
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#رباعی

تو شعر وفایی و شعارت"عشق "است
یا امِّ بَنین... ایل وتبارت"عشق " است

ای شاعر چهارپاره ی کرب وبلا
ولله، که نامِ مستعارت "عشق"  است


#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
01:01
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


به چشم علی چون نگین بوده است
همین بس که او بهترین بوده است

ادب پای درسش به جایی رسید
ادب درس ام البنین بوده است

نه تنها که مرد آفرین گشته است
که او نورِ نور آفرین بوده است

کدامین زنی بعد زهرا چنین
برای علی همنشین بوده است

پس از فاطمه قلب ام البنین
به دنیای حیدر امین بوده است

در آفاق خلقت کجا دیده اند
که نامادری اینچنین بوده است

اگر گفت من خادم زینبم
یقین در کلامش یقین بوده است

در اوصاف ام البنین یک کلام...
که عباس او بی قرین بوده است

همیشه به همراه ایثار و عشق
ابالفضل نامش عجین بوده است

ولی بعد از عباس و بعد از حسین
دلش لحظه لحظه حزین بوده است

علمدار گریه پس از کربلاست
پس از کربلا بانیِ روضه هاست


#حسن_کردی

@raziolhossein
2
01:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



مادر عشق و ادب ام البنين
همسر شاه عرب ام البنين

از تبار شير مردان كلاب
لايق همصحبتى با بوتراب

در كمال و حُسن بيش از انتظار
در وفادارى به حيدر پايدار

خوانده‏اى خود را چو بر مولا كنيز
پيش فرزندان زهرايى عزيز

اى گذشتت شهره بين خاص و عام
چشم پوشى كرده‏اى حتى ز نام

فاطمه نام تو بود اى بى قرين
خواستى نامت شود ام البنين

بعد زهرا بر على همسر شدى
آشناى خلوت حيدر شدى

برق چشمان تو نور عشق داشت
قلب پاكت شوق و شورعشق داشت

در نجابت در فصاحت بى بديل
آفرين بر بينش و راى عقيل

دامنت باغ بهار ياس شد
دست تو گهواره عباس شد

شير سرخ كربلا را زاده‏اى
شير ايثار و وفايش داده اى

تا بلا گردان ثارالله شد
تشنه لب قربان ثارالله شد

جعفر و عثمان و عبدالله تو
با ابالفضل آن فروزان ماه تو

مادرى كردى به جاى فاطمه
مهربان با بچه‏هاى فاطمه

در عوض آمد كنار علقمه
پيش عباس تو بى‏بى فاطمه


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
2 👍 1
ش
20:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


مادرِ اندوه‌ها بی‌بیِ غم اُم‌البَنین
بی نفس  بی همنفس ای بی حرم اُم‌البَنین

ما گرفتاریم، اما از گرفتاری چه غم
تا تو را داریم در هر بیش و کم اُم‌البَنین

ما چه می‌خواهیم غیر از ریشه‌های چادرت
روزِ محشر جمعِ ما و یک قسم: اُم‌البَنین

جانِ ما این مادر است و   جان ما آن مادر است
تا که دم یا‌فاطمه است و  باز دم اُم‌البَنین

ای پس از زهرا  پس از آتش  پس از در ، فاطمه
ای برای فاطمه هم محترم اُم‌البَنین

ای جوانمُرده کمی هم از جوانِ خود بخوان
می‌رسد هِی واحسینت پشتِ هم اُم‌البَنین

در  مدینه بودی اما این سه‌شعبه زد تو را
چشمِ خون، مشکِ تُهی ، دستِ قلم اُم‌البَنین

از زمانی که شنیدی کم‌کم  عباسِ تو ریخت
می‌خوری هِی بر زمین در هر قدم اُم‌البَنین

سربه‌زیری مثل زینب، شرمگین مثل رُباب
ای فدای گریه‌هاتان پیشِ هم اُم‌البَنین

چشمِ عباس و گلویِ اصغر و قلبِ حسین
ای بمیرد حرمله با این سه غم اُم‌البَنین


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4 2
20:06
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



خدا چون دید آن لب تشنگان بیت دریا را
تفضل کرد بر ساقی کوثر امّ سقا را

خدا شیر آفرینان را کند دمساز با شیران
کند ام البنین روشن تنور بیت زهرا را

دخیل چادرش هستند مادرهای این عالم
که سر کرده‌ست این زن چادر ام‌ابیها را

کدامین زن لیاقت داشت در عقد علی باشد
علی که سه طلاقه کرده بود آن روز دنیا را

من این ام البنین را کمتر از مریم نمیدانم
اگر مریم نباشد که نمی‌آرد مسیحا را

جزاک الله یا ام البنین با این اباالفضلت
چه خوش درس وفا دادی یل خوش قد و بالا را

سرش را تکه تکه داد روی نیزه تا دشمن
نگیرد معجر زینب سلام الله علیها را

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
6 👍 1
15 December 2024
ش
01:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 60.1 KB
.

شنیدم تا گل چشم تو پژمرد
حسینم دست خود را بر کمر بُرد
عمود از روبرو بر فرقت آمد
چرا رأس تو از پهلو به نی خورد؟

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
😭 6 1
ش
01:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



کسی که خواستگار او امیرالمومنین بوده
یقینا خادم درگاه او، روح الامین بوده

کمال همنشین او را به اوج کبریا برده
چه فخری بهتر از اینکه علی را همنشین بوده

همیشه خدمت اولاد زهرا بود و ثابت کرد
ادب اینگونه و رسم وفاداری چنین بوده

لیاقت داشت باشد مادرِ عباس این بانو
که‌ هم اهل شجاعت بوده، هم اهل یقین بوده

قمر پروده ی دستِ عنایت پرور این زن
که این زن آسمانی بود، گر چه در زمین بوده

قمر پروده ی دستِ عنایت پرور این زن
شبیه انبیا، او معجزه در آستین بوده

قمر پروده ی دستِ عنایت پرور این زن
چه اعجازی ازین برتر که عباس آفرین بوده

قمر پروده ی دستِ عنایت پرور این زن
که نور چشم عباسش هدی للمتقین بوده

قیامت میهمان سفره عباس میگردد
کسی که ریزه خوار سفره ام البنین بوده

سپر میخواست تا دورِ حسین بن علی باشد
غرض از چار فرزندش در این دنیا همین بوده

بشیر از داغ اولادش خبر آورد امّا او
فقط پرسیده از حال "حسین" و ذکرش این بوده

تمام عمر این‌ مادر ز داغ چار فرزندش
حزین‌ بوده حزین بوده حزین بوده حزین بوده


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
👍 7 2
17 December 2024
ش
20:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 41.6 KB
20:21
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 17.8 KB
20:21
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 47.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
20:21
#حضرت_زهرا_ولادت


امشب که نبی سپاس سرمد گوید
بر کودک یک روزه خوش آمد گوید

تبریک به هم ولادت زهرا را
احمد به علی علی به احمد گوید

این فخر بود بس که خدا هم تبریک
بر مهدی و بر آل محمد گوید

مرحوم #سیدرضا_موید


@raziolhossein
👍 2
20:23
#حضرت_زهرا_ولادت


نعمت تمام شد به نبی و بنی بشر
منت گذاشته است خدا بر سر پدر
با خلق دختری که می‌ارزد به صد پسر
دختر که دیده است بدین جایگاه و فرّ؟
این فاطمه است، فاطمه همتا نداشته

در خواب، این جهان فرو مایه مانده بود
شعر خدا سروده شد آرایه مانده بود
ارکان دین مشخص و یک پایه مانده بود
قرآن معطل دو سه تا آیه مانده بود
قرآن بدون فاطمه معنا نداشته

نه سال با پیمبر و نه سال با علی
"یا فاطمه" قرائتی از ذکر "یا علی"
هم فاطمه‌اند هر دو و هم هر دوتا علی
زهرا برای شیعه امام است یا علی؟
منکر توان فهم معما نداشته!

فرقی نمی‌کند دم زهرا دم علی
زهراست ذوالفقار علی همدم علی
یک بار هم گلایه نکرد از کم علی
مدیون مادرم که شدم آدم علی
ور نه گدا لیاقت این را نداشته

حیدر به نام نامی تو ناز می‌کند
جبریل زیر پای تو پرواز می‌کند
گرد و غبار مقدمت اعجاز می‌کند
نخ‌های چادر تو گره باز می‌کند
لطف شما یهودی و ترسا نداشته

موسی نداشته است کرامات اینچنین
حتی ملک نداشت عبادات اینچنین
مانده خلیل هم ز مقامات اینچنین
اصلا علی تمام فتوحات اینچنین ...
جز با دعای حضرت زهرا نداشته

بی‌فاطمه شفاعت محشر قبول نیست
با فاطمه که شیعه دچار افول نیست
جز فاطمه، کسی همه چیز رسول نیست
زهرا که باشد عالم و آدم ملول نیست
جز مرحمت برای گدا ها نداشته

#داوود_رحیمی

@raziolhossein
20:26
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 29.3 KB
👍 1
18 December 2024
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت


ای که به جسم نبی، قلب تویی جان تویی
ای که به جان علی، جلوۀ جانان تویی
روضۀ احمد تویی جنّت و ریحان تویی
سیرتِ ختم رسل، سورۀ انسان تویی
در دو جهان صاحبِ سفرۀ احسان تویی

بطن نبوت تویی، باطن قرآن تویی

کیست ز نور دعا، ساخته مصباح کیست؟
در دل ظلمات جان، فالق الاصباح کیست؟
جز تو که ریحانه‌ای، روح که و راح کیست؟
حضرت موسی چه نام خواند بر الواح، کیست؟
در دل مشکات کیست، آنسوی مصباح کیست؟

دوازده چشمۀ دُرِّ درخشان تویی

تو باطن نمازی، حقیقت حج تویی
آن که امامت از او آمده منتج تویی
آنکه به قلب نبی آمده مدرج تویی
صحیفۀ عرش را نام مدرّج تویی
چراغ روشن تویی، سراج منهج تویی

به لوح محفوظ حق، صاحبِ عنوان تویی

زهرۀ زهرا تویی نور الهی تویی
مرکزِ منظومۀ لایتناهی تویی
به بحرِ وحی خدا فرشته ماهی تویی
به جانبِ کبریا همیشه راهی تویی
آن که خدا عصمتش داد گواهی تویی

سالکۀ واصلِ متصل الان تویی

فخر تبار قریش، الفتِ ایلاف توست
دست شه اولیاست که بوریاباف توست
ستاره سجّاد تو، فرشته طواف توست
رهایی بندگان، رهین الطاف توست
هر چه بخوانم تو را، کمتر از اوصاف توست

هر چه بگویم تو را، خوبتر از آن، تویی

آن که بر او مصطفی گشته ثناگو تویی
شاخۀ مریم تویی، خوشۀ شب‌بو تویی
سرّ ضمیر علی، «تو» تویی و «او» تویی
حقِ هوالحق تویی، هوی هوالهو تویی
مــادر آزادۀ ضامن آهو تــویی

جلوۀ طوس الرضا، نور خراسان تویی

در صدف آسمان نام تو «راحیل» بود
همدم روح و ملک محرم جبریل بود
بطن تو یا فاطمه، باطنِ تنزیل بود
حجّت تورات‌ بود آیت انجیل بود
جلوه‌گهِ قهر تو «طیراً ابابیل» بود

قبلۀ توحید تو، کعبۀ ایمان تویی

جان عزیز علی، جنّت الاعلی تویی
شاخۀ طوبی ز عرش رفته به بالا تویی
یار علی هیچکس، نباشد الّا تویی
چشمۀ غیرت تویی، اصل تولا تویی
مادر شش‌ماهۀ شهید مولا تویی

صاحب شش‌گوشۀ شاه شهیدان تویی

تویی تو امِّ موسی که خُلق کاظم از توست
نبوه الباقیه که وحی دائم از توست
قائمه العرشی و قیامِ قائم از توست
در دو جهان پایۀ کاخ مکارم از توست
بیت معالی از تو، قصر معالم از توست

عالمۀ عالمِ عالمِ یزدان تویی

خصم محمد ز تو، ابتر و منکوب شد
نزد حبیب خدا که چون تو محبوب شد؟
به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد
جنین شش‌ماهه‌ات مسیح مصلوب شد
غباری از چادرت شفای یعقوب شد

معجز پیراهنِ یوسف کنعان تویی

هجر من الخلق تو، سیرالی الله: تو
به جانب کبریا، راست‌ترین راه: تو
منطقه البروجِ دوازده ماه: تو
حجت، خونخواهِ تو، حجتِ خوانخواه: تو
غنچۀ نشکفته را برده به همراه: تو

پیش از مقتلِ شهید عطشان، تویی

پایۀ مسجد بلند، به لرزۀ شیونت
منکر حق کور شد، به خطبۀ روشنت
دست زده مصطفی، به گوشۀ دامنت
دوستِ او دوستت، دشمن او دشمنت
حسرت یوسف شده، معجزِ پیراهنت

یک شبه هفتاد تن، کرده مسلمان تویی

فرشته سیب بهشت، به تو تعارف کند
نزد تو روح الامین، قصد تشرّف کند
پشت در خانه‌ات، نبی توقّف کند
حیف که این خانه را شعله تصرّف کند
چشم علی را پر از اشک تأسّف کند

که ماهِ غمگین‌ترین شامِ غریبان تویی

تمامیِ اولیا گوش به دستورِ تو
کلیمه الحق تویی، مدینه شد طورِ تو
به لوح عرش خدا، کتاب مسطورِ تو
دلیل یوسف شده، جلوۀ مستورِ تو
به پشت هم هفت قفل، باز شد از نور تو

به عین حجب و حیا، مطلق برهان تویی

کلید رحمت تویی، منجی امت تویی
عین کرامت تویی، اصل مودت تویی
گنج نهان خدا در دل ظلمت تویی
اسوۀ مهدی تویی، حجّتِ حجّت تویی
قرب قریب خدا، صاحب قربت تویی

اذنِ اذانِ بلال، امامِ سلمان تویی


#محمدسعید_میرزایی

@raziolhossein
1 👍 1
18:27
#حضرت_زهرا_ولادت


وسعت ام القرى آنشب بسيط نور بود
شوق در سعى صفا، كعبه محيط شور بود
از طلوع مهر ايمان چشم شيطان كور بود
چشم بد از خانه بى‏ بى خديجه دور بود
همنفس با شب پيمبر تا سحر احيا گرفت
كوثر تسبيح را از دست اعطينا گرفت
 
راز هستى تا در آغوش پيمبر پا نهاد
نقش صد گلبوسه بر باغ لبش طاها نهاد
داغ حسرت بر دل عاص بن وائل‏ها نهاد
حضرت حق نام اين مولود را زهرا نهاد
قدسيان در وجد و حال اين نام را نجوا كنند
اين معما را بگو تا اهل دل معنا كنند
 
كيست زهرا كوثر فياض رب العالمين
كيست زهرا عصمت الله در روى زمين
كيست زهرا رشته‏ هاى چادرش حبل المتين
كيست زهرا خلوت آراى اميرالمؤمنين
آفرينش جلوه‏ اى از يك نگاه فاطمه است
روز محشر خلق عالم در پناه فاطمه است
 
كيست زهرا هل اتى و قدر را شأن نزول
كيست زهرا طاهره انسية الحورا بتول
كيست زهرا خيره بر اوج مقام او عقول
كيست زهرا آنكه شد ام ابيهاى رسول
مصطفى مأمور تكريم مقام فاطمه
پيش پا برخاست بر عرض سلام فاطمه
 
كيست زهرا آنكه شمع عشق را پروانه بود
كيست زهرا آنكه او را از بلا پروا نبود
كيست زهرا آنكه بر باغ نبى ريحانه بود
كيست زهرا آنكه جان وحى را جانانه بود
جبرئيل افتاده بر خاك درش بهر سلام
شعر خلقت راست حسن مطلع و حسن ختام
 
ياس پيغمبر كه عطرش در فضا پيچيده است
مصطفى از شوق جنت سينه‏ اش بوئيده است
دست او را مثل قرآن  بارها بوسيده است
ليلة القدر است و قدرش بر همه پوشيده است
قدر او را مصطفى و مرتضى دانند و بس
نور او شد انبيا را در بلا فرياد رس
 
فاطمه آمد امير المومنين را يار شد
حجم فريادش به فرق تيرگى آوار شد
نور او تكثير شد يعنى نبى تكرار شد
در دفاع از عشق مجروح در و ديوار شد
پشت در فرياد يا حيدر شعار فاطمه است
شيعه تا روز قيامت وامدار فاطمه است


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1 👍 1
19 December 2024
ش
19:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت


المنت لله که من هستم گدای فاطمه
شد خانه ی امّید من ، دولت سرای فاطمه
شرمنده ام از این همه ، لطف و عطای فاطمه
اسباب زحمت بوده ام عمری برای فاطمه

هستیم عمری پشت این ، باب نجات فاطمه
المنت لله که ، هستیم مات فاطمه

شکر خدا نان مرا ام ابیها می دهد
او آبرو و عزتم در هر دو دنیا می دهد
در دین ما با فاطمه هر چیز معنا می دهد
من عاشق جنت شدم ، چون بوی زهرا می دهد

از قبل میلادم شدم سایه نشین چادرش
از من خریده آبرو ، حبل المتين چادرش

مثل خدایت برتر از درک همه دنیا تویی
آن که حکومت می کند بر عالم بالا تویی
آنکه ز نورش دیدنی شد جنت الاعلا تویی
حورا ترین انسان تویی ،انسان ترین حورا تویی

ای خاکیان را فاطمه ، منصوره افلاکیان
تو کیستی که مدح تو اصلا نچرخد در زبان


آنکه ز خلق آدم و حوا خبر دارد تویی
آن دختری که دست در خلق پدر دارد تویی
آن کس که جا روی سر ِ خیر البشر دارد تویی
آن آسمان که یازده ، قرص قمر دارد تویی

آنکه حسینش عشق را داده است بال و پر تویی
رحمت به شیر پاک تو ، شیر جمل پرور تویی

آن زن که دارد قبه ای در آسمان هفتمین
آن زن که دارد خادمی مانند جبریل امین
آن زن که در عالم بُوَد صدیقه کبری ترین
باید که باشد شوهرش ، تنها امیرالمومنین

مولود کعبه خلق شد تا شوهر زهرا شود
هیهات اگر این شیر زن ، سهم فراری ها شود


تو هم ستاره گشته ای ، هم مهر و ماه مرتضی
تا روز محشر یک تنه ، هستی سپاه مرتضی
تکیه گه عالم علی ، تو تکیه‌گاه مرتضی
بعد از خدا مثل نبی ، هستی پناه مرتضی

در وصف حیدر بس بُوَد ، اینکه هوادارش تویی
ماه شب تارش تویی ، گرمی بازارش تویی


ای همدم ِ بی همدمی ، ای چاره درد ِ مگو
دیدم من از تو معجزه، منزل به منزل کو به کو
من با تو تنها می رسم بر قله های آرزو
ای ذکر تسبیحات تو ، بر هر نمازم آبرو

سبحانَ سبحان مرا ، حب تو معنا می کند
این قطره را الطاف تو ، راهی دریا می کند

ای شیر بانوی علی ، ای قهرمان جاودان
عمر کم تو آبرو ، برد از سقیفه در جهان
از جان گذشتی فاطمه، تا که نیاید دین به جان
تو با مزار بی نشان ، دادی به ما حق را نشان

تشییع سوت و کور تو ، فریاد زد حق با علیست
ای مردم عالم فقط ، آقای این دنیا علیست

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
19:10
#حضرت_زهرا_مدح



ای همه عصمت و تقوا زقــــــــدم تا به سرت
سرمه ی چشم ملائک همه از خــاک درت

زن به شــایستگی ات دیــــده ی تاریخ ندید
ای که وصف تو به قرآن شده از دادگــرت

اولین شخص جهــانِ بشــــــــــــریت، احمد
بارهـــا گفت: به قـــــربان تـو جـــان پــــــدرت

غیر زینب که به دامــــــان تو تحصیلش بود
دیده ی چــــرخ ندیده است نظیــــر دگــــرت

چه خلوصی،چه خضوعی،چه خشوعی‌ست تو را که خـــــدا فخــــــــر نماید به نماز سحــرت؟

مجلسی را کــه تــو وارد شـــــوی از امر خدا
انبیــــا برســـــر پا پیش تو حتی پــــــــــدرت

دختــــــــــران درهمه جادست پدر می‌بوسند
توکه هستی که زندبوسه به دستت پدرت؟

تو که هستی که به فرمان خداوند مجید
قد به تعظیم برافراشته خیرالبشرت

بیشتر شیفته‌ی روی منیرت می‌شد
هرچه می‌دید نبی بیشتر از پیشترت

بخداوند دو عالم، به دو عالم نبوَد
چون تو و امّ و اَب و شوهر و دخت و پسرت

رخت بندد به دیارِ عَدَم از شرم، عذاب
گر به محشر فتد ای مظهر رحمت گذرت

در مقامی که تو فرمان دهی و نهی کنی
دو غلامند به تعظیم قضا و قدرت

با تحیر بسوی ختم رسل برگردید
تا علی یافت ز سرّ دو جهان باخبرت

صفحه صفحه چو بقرآن نظرم می‌افتد
آیه آیه است بتوصیف کتاب دگرت

زیر این چرخ کهنسال، تو در شام زفاف
جامۀ نو پی انفاق در آری ز برت

شعله‌ها لاله شود در نظر دوزخیان
فتد ای چشم خدا تا سوی دوزخ نظرت

به کتاب و به رسول و به علی داد بقا
عمر کوتاه تو و زندگی مختصرت

تو که مرآت خدایی به چه جرم و گنهی
نیلگون گشته ز سیلی رخ همچون قمرت

تو که سر تا به قــــــدم احمد مرسـل بودی
از چه خم گشت درایام جوانی کمـــــرت؟

بسته شد دست علی، تا تو ز پــــا افتـــــادی
آه از بی کسیِ همســـر خونین جگــــرت

به نگاه علّی و ناله‌ی زینب سوگند
پسرت دید در آن کوچه چه آمد بسرت

خانه‌ات نِی، که همه هستی عالم می‌سوخت
گر نمی‌ریخت بر آن شعله، سرشک بصرت

همه اوصاف تو نادیـده گــرفتم اما
فخرت این بس که بود همچوحسینی پسـرت...


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:10
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


نورِ تو تا رسید به بامِ دیارِ عرش
خورشید را نِشاند به روی مدار عرش

در "فاطمه" جمال خدا دیده می شود
آئینه ی نبی شده آئینه‌دار عرش

ذکرِ تو شغلِ دائمیِ جبرئیل هاست
تسبیح نامِ "فاطمه جان" است،کار عرش

نه حضرت رسول..،نه حیدر..،برای تو
"لولاک" را نوشته خداوندگارِ عرش

با ربَّنای تو دو ستون آفریده تا
از این طریق حفظ شود ساختار عرش

جانم به میوه ای که بُود بابِ میل تو
آن میوه ای که نام گرفته :"اَنارِ عرش"

گفتند:انبیای خدا هم پیاده اند...
آن دَم که روز حشر تویی تک سوار عرش

ما را به سقفِ "قصرِ بهشتی" نیاز نیست
کافی است چادر تو شود سایه‌سار عرش

بعد از هجومِ کوچه خدا حُکم کرده است
دیگر به دامنت ننشیند غبار عرش

در گوشه ی بهشت،تنورِ تو روشن است
مشغول طبخ نان شده ای ،"خانه‌دارِ" عرش

شُکر خدا به دستِ تو ظرف غذای ماست
شُکر خدا که نان تو در سفره های ماست


خندیدی و خدا همه را شادکام کرد
غم را برای اهل غمِ تو حرام کرد

با تو گشود بابِ توسل به خویش را
در حقِّ خلق،لطف خودش را تمام کرد

قبل از تو سهم دخترکان سنگ قبر بود
نور تو این معامله را بی دوام کرد

زنده به گور کرد وجودِ تو ``جهل`` را
دیگر عرب به شأن زنان احترام کرد

فهمیده ایم حدِّ مقام اَت قیامتی است...
وقتی رسول پیش قدومت قیام کرد

با ``بَضعَهُ النَّبیِ`` خودش ختم مرسلین
در بابِ جایگاهِ تو ختم کلام کرد

هم مادر رسولی و هم دختر رسول...
باید که سجده را به کدامین مقام کرد؟!

روح الامین به لفظِ ``علیکِ`` تو دلخوش است
هرگاه رو به خانه ی امن ات سلام کرد

وللهِ یک شبه همه ی آن یهود را
این چادر تو بود،مسلمان‌مرام کرد

از قصه ات حکایتِ ایمان درست شد
با گردوخاک چادرت انسان درست شد


روح تو خلق شد،قَلَمی "هَلْ أَتَا" نوشت
دستت بلند شد،مَلَکی رَبَّنا نوشت

"پرده نشین آل نبی"..،لوحِ کردِگار
قُربِ تو را برابر قُربِ خدا نوشت

تنها سه آیه سهم تو از قِصّه ی خداست
امّا چِقَدر شرح بر این ماجرا نوشت

معراج ،ابتدای رسیدن به فیضِ توست
این را رَسول ، سَردرِ غارِ حرا نوشت

عیسی اگر که کور شفا داده..،با یَقین
بالای نسخه ذکر شریفِ تو را نوشت

ذُرّیه ی تو را که خدا "پادشاه" خواند
ذرّیه ی مرا همه از دَم "گدا" نوشت

حالِ تو را مدیحِ "علی" خوب می کند...
باید به خاطر دلت از "مرتضی" نوشت

ذکر تو شیعیان تو را پایبند کرد
ما را علی علیِ تو از جا بلند کرد


دروازه ی بهشت غلامِ دَرِ علی است
افلاک تشنه ی نمِ چشمِ ترِ علی است

رازِ نهان خلقت این خاک "مرتضی" است
سِرِّ تمام کُون و مکان در برِ علی است

دستی بلندتر ز یدالله دیده ای؟!
بالاتر از تمامی سرها سرِ علی است

در صدر شاهکارِ رشادت هنوز هم
فَتحُ الفتوحِ معرکه ی خیبرِ علی است

امّا پناه حیدر کرّار "فاطمه" است
بانوی آب و آینه ها،سنگر علی است

با بودنش به جوشنِ جنگی نیاز نیست
جوشن کبیرِ او زره پیکر علی است

عمری برای عُمر کمش گریه می کنیم...
هِجده بهار، نُه نَفَسَش ،همسر علی است

این یاس را چگونه عدو زیر پا فِشُرد!
این لاله ی کبود ، گُلِ پرپر علی است

در گُر گرفت..،میخ کج از شرم سرخ شد...
پِی بُرده بود بال و پر دلبرِ علی است

او باغ لاله کاشت..،بگو وای مادرم
او بار شیشه داشت..،بگو وای مادرم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
19:10
#حضرت_زهرا_مدح


تو بالاتر از درکِ اِندیشه‌هایی
تو پیش از همه با خُدا آشنایی
تو آغازی از جنس بی انتهایی
که‌نورِ تو در لحظه‌ی خودنمای
نشان‌داده بر خلق اهل کجایی!
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

تو ممدوحه‌ی سوره‌ی هل‌اَتایی
تو محبوبه‌ی خاتم الانبیایی
تو حوریّه‌ی سَیّد الاوصیایی
تو جانان شاه نجف مرتضایی
تو هم اُمّ و هم بنتِ خیرُالوَرایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

تو را در حقیقت خُدا می‌شناسد
تورا حضرت مُصطفی می‌شناسد
به وَجهِ اَتَم مُرتضی می‌شناسد
که‌صدّیق ؛ صدّیقه را می‌شناسد
تو در چشم حیدر؛ نُمودِ خُدایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

تو مشکات نورِ خداوندگاری
تو بالای عرش خدا خانه داری
شنیدم که تو خواهر ذوالفقاری
تو اوج شکوهی تو اوج وقاری
تو در ارض فرمانروای سمایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

کسی که بُوَد وحیِ مُنزَل کلامش
کسی که خدا می‌فرستد سلامش
همان که علی می‌کند حترامش
و در قاب قوسین باشد مُقامش
برای تو خوانده‌ست خودرا فدایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

علی‌خَلق‌شد تا برای‌تو باشد
که آیینه‌دار خُدای تو باشد
که آقای دار الولای تو باشد
رضای‌علی‌در رضای تو باشد
تواز‌ هرکسی او بگوید رضایی‌
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

کسی نیست هم‌رُتبه‌ی والدینَت
کرامت گدای حسن نور عینت
شجاعت دخیل وجودِ حسینت
حیا خاکبوسِ تو و زینبینَت
تو تاج سر جمع اهلُ الکِسایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

وجود تو از بس اثردار باشد
ز نسل تو احمد پسردار باشد
علی از مقامت خبردار باشد
به‌لُطف تو طُوبی ثمردار باشد
تو سر منشاء سِدرةُ المُنتهایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

فدای تو و خاندان کریمت
شده شامل خَلق لُطفِ عَمیمت
مُعطّر بُود هشت خُلد از شَمیمت
بهشت‌است‌درسایه‌سارِ حریمت
از این ‌خانه بهتر ندیدیم جایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

بُوَد سوره‌ی فجر مُهر گواهی
خدا بر تو می‌بَخشد آنچه بخواهی
اگر تو شفاعت کنی؛ هر گُناهی
--شود عفو در دادگاه الهی
همینکه کنی قصدِ قدرت‌نمایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

کریمه؛رشیده؛شهیده؛شریفه
حمیده؛علیمه؛صفیّه؛عفیفه
به‌عشق‌تو‌دشمن‌شدم‌با‌سقیفه
بسوزد در آتش تن آن خلیفه
که‌ حقّ تورا خورده با حیایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))

به آیات پُر نُورِ سَبعُ المَثانی
یقین دارم ای بانوی آسمانی
به‌این‌گُفته‌که‌؛هرنمازی‌بخوانی
در آن گرمِ لعن فلان و فلانی
برای تَبرّی تو معیار مایی
((تو اُمّ‌الائمه تو خیرُالنّسایی))


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:10
#حضرت_زهرا_مدح


شرح خیرالعمل ولایت توست
زندگی وام دار خلقت توست

ای معمای آفرینش که...
قبل هر نور نور رحمت توست

ای قدیمی ترین بهار خدا
هر چه دارد زمین به برکت توست

بیشتر از هزار اقیانوس
شرح یک قطره از سخاوت توست

جمله ها کوچک اند وقتی که
صحبت از عزت و کرامت توست

به نمازت نماز زینت یافت
بسکه محض خدا عبادت توست

چه نیازی به سیم و زر داری
عشق حیدر شکوه ثروت توست

چه مقامی برای جبرائیل
بهتر از اینکه پای صحبت توست

از کمالت شرف کمال گرفت
شرفی که غبار عفت توست

بی نظیر خدا چه اعجازی
در قنوت پر از لطافت توست

گوشه چشمت چه می کند بی بی
فضه یک گوشه از صناعت توست

تو مگر روز حشر دیده شوی
چون قیامت فقط قیامت توست

افتخار بزرگ اهل البیت
به تو و آیه های عصمت توست

ما به نامت همیشه حساسیم
این هم از لطف بی نهایت توست

بهترین احتجاج بر حق ما
صحبت از نحوه ی شهادت توست

قبر پنهانی تو چون خورشید
سند محکم برائت توست


#حسن_کردی

@raziolhossein
19:10
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


روزی که از تجسم امکان خبر نبود
روزی نبود و گردش شمس و قمر نبود
حتی مجال لحظه برای گذر نبود
جز نور احمد از دم خالق اثر نبود

در ظلمتی که صبر ملک را ربوده بود
شد نور پاک فاطمه روشنگر وجود

زهرا رسید و نور جهان را فرا گرفت
در آسمان تجلی توحید پا گرفت
ظلمت کنار رفت و جهان روشنا گرفت
این نور محض را به بغل مصطفی گرفت

احمد که بوده نور رخش روح کائنات
کامل نبود بی گل او گلشن حیات

عالم در انتظار هبوط فرشته بود
حوریه ای که نور، گِلش را سرشته بود
خاکی که از شعاع الهی برشته بود
دست قضا به نامه ی این گُل نوشته بود

این آفتاب جلوه ای از نور سرمد است
این نسترن ملیکه ی باغ محمد است

کوثر، یکی از آن همه الطاف داوری است
او مریم است و لایق شأن پیمبری است
چون آفتاب، سُنت او ذره پروری است
قرآن ناطق است که از هر بدی، بری است

قدیسه هست و بانوی ملک قداست است
قدرش فراتر از شب قدرِ فِراست است

دختر که بود ام ابیها لقب گرفت
همسر که شد حبیبه ی یکتا لقب گرفت
مادر که گشت سرور زن ها لقب گرفت
در زندگی یگانه ی دنیا لقب گرفت

با آنکه درک شوکت او کار خاتم است
فرصت برای شرح مقامات او کم است

دنیا مجال نیست که او بی نهایت است
هر نکته از کرامت او صد حکایت است
این شاعرانگی سندش در روایت است
روز ظهور فاطمه، صبح قیامت است

آن روز قدر فاطمه فهمیده می شود
با حکم او بساط جزا چیده می شود

روزی که چشم ها همه حیران رحمت اند
یک مشت دل‌سپرده به دنبال فرصت اند
حتی پیمبران که بزرگان امت اند
چشم انتظار شافع روز قیامت اند

زهراست آنکه کار شفاعت به دست اوست
آری که اختیار قیامت به دست اوست

ای سیب دلربا که نصیب علی شدی
محبوب مصطفی و حبیب علی شدی
با گوشه ی نگاه طبیب علی شدی
در شورش زمانه، شکیب علی شدی

نامت کنار نام خداوند خورده است
جان علی به جان تو پیوند خورده است

در مردمی که جهل به آن ها سوار شد
دختر به گور کردنشان افتخار شد
تو آمدی و عزت زن آشکار شد
این روح غرق عاطفه، صاحب وقار شد

در مکتبی که نام تو در صدر نام هاست
یک زن، تجلی صفت رحمت خداست

خورشید سر گذاشته بر پای شوکتت
جبریل پر کشیده به بام ارادتت
سجاده چهره سوده به درگاه طاعتت
ایاک نعبد است گواه عبادتت

مادر ندیده ایم به این اوج بندگی
در بندگی نمونه و در کار زندگی

تیغ علی که شهره به هر کارزار شد
خم شد به پای بوسی تو، ذوالفقار شد
برخواست موج و در قدمت آبشار شد
پاییز سمت خانه ات آمد بهار شد

در هر چمن طراوت گل ها به بوی توست
حتی صفای جنت الاعلی به بوی توست

تو آن ملیکه ای که سراپا وقار بود
حوریه ای که چادر او وصله دار بود
همسایه با دعای شبت برقرار بود
آل عبا به محور تو استوار بود

قرآن ناطقی تو و قرآن داورت
بوده است همچون آینه ای در برابرت

ای رشک ساکنین جنان بیت ساده ات
دست قضا و پای قدر در اراده ات
زرین رکاب چرخ غلام پیاده ات
صبر وحیا دو ویژگی فوق العاده ات

صبر تو در مسیر خدا بی نظیر بود
سعی تو داد خواه امیر غدیر بود

روزی که خطبه خواندی و قرآن زبان گرفت
جان دادی و به سعی تو اسلام جان گرفت
آهی کشیدی و نفس آسمان گرفت
آهت رسید و دامن طاغوتیان گرفت

این ننگ بر حکومت شان ماند تا ابد
باید که شرح داغ تو را خواند تا ابد

می سوختی هرآینه، پروانه شاهد است
دستاس گریه کرد به تو، شانه شاهد است
بر غربت تو گریه ی مردانه شاهد است
از چاه آب آوری و خانه شاهد است

وقتی به سمت چاه می افتاد راه تو
بالا می آمد آب، به شوق نگاه تو

روزی که کارنامه ی اسلام دود شد
سکان دین اسیر هوای یهود شد
بی حرمتی، جوابِ سلام و درود شد
دستت به دستگیری امت کبود شد

راه علی گرفتی و گشتی فدای او
بودی در اوج غربت او آشنای او


#سیدروح_الله_موید

@raziolhossein
2 👍 1
19:10
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


زمستان دوره اش سر شد ، بهار بی خزان آمد
تمام علت خلق ِ کران تا بی کران آمد

چه غوغایی شده بر پا ، که دنیا آمد امشب که 
سراسیمه جنان بهر زیارت بر جنان آمد ؟!

همان که چون شب قدر است قدرش تا ابد پنهان
همان که چون خدا دارد نشان در بی نشان آمد

نماید نوش جان قرآن ، سه جرعه آیه ی کوثر
بگو بر ابتران نسل ِ رسول انس و جان آمد

بزن بر طبل شادی شیعه ی اثنی عشر امشب
دلیل محکم حق بودن ِ آیینمان آمد

مبارک باشد عید سهله ای ها ، جمکرانی ها
که امشب الگوی آقای ما صاحب زمان آمد

خدا پر کرده از عطر گل یاسش دو دنیا را
دهد جور دگر امشب جواب مادری ها را


به عشق تو خدا بخشید بر فردوس، کوثر را
نمی بیند دو عالم تا قیامت از تو بهتر را

تو دنیا آمدی گویی ، فقط کفوت علی باشد
نباید با کسی جز تو ، برابر کرد حیدر را

برای شرح قدری از ، کتاب قدر تو مادر
یقین دارم خدایت آفریده روز محشر را

نگاهت نه ، خودت نه ، رشته ای از چادرت کافی است
کند تا که مسلمان در شبی ، یک ایل ، کافر را

مقام چادر تو نه ،مقام چادر فضه
به مِن مِن بی شک اندازد زبان اهل منبر را

کسی که خورده شیر پاک ، غیر از روز میلادت
نداند روز مادر مطمئنا روز دیگر را

سلام ای بهترین چاره ، سلام ای بهترین یاور
چه بیچاره است آن کس که ، نمی گوید به تو مادر


خوشا بر آنکه یار او ، شود زهرای مرضیه
قرار او ، بهار او شود زهرای مرضیه

کسی که چون خدیجه ، خرج دین دار و ندارش شد
همه دار و ندار او شود زهرای مرضیه

و تنها حکمت تنهایی مولای ما این است
که تنها بی قرار او ، شود زهرای مرضیه

یقین دارم که بر عهده ، بگیرد کل عالم را
کسی که عهده دار او ، شود زهرای مرضیه

امید ِ زندگی بخشد جهان را جمعه تا جمعه
جهانی که مدار او ، شود زهرای مرضیه

جهان یک جمعه می بیند امید آخر ما را
خدا رسوا نماید قاتلین مادر ما را



علی گویان ِ عالم را ، شفاعت می کند زهرا
علی گویان ، قیامت را ، قیامت می کند زهرا

هزار و چهار صد سال است با این قبر پنهانش
ز آن دو دارد اظهار برائت می کند زهرا

الا ای شیعه بعد از هر ، نماز خویش لعنت کن
همان ها را همان ها را که لعنت می کند زهرا

اگر عیسی سخن گفته است در گهواره ای مردم
تکلم روزها قبل از ولادت می کند زهرا

خدا هر وقت می نازد به خود گویند عرشی ها
یقینا در زمین دارد عبادت می کند زهرا

همانند خدایش بی همانند است این بانو
نگو فخر زنان ، فخر خداوند است این بانو



منم مدیون ِ چشمان ِ حسین و مجتبی مادر
مسلمانم مسلمان ِ حسین و مجبی مادر

صفایم کربلا گشت و ، مدینه مروه ام باشد
منم یک عمر حیران ِ حسین و مجتبی مادر

اگرچه دامن آلوده ، اگر چه روسیاه اما
بُوَد دستم به دامان حسین و مجتبی مادر

گهی یاد حرم گریم ، گهی یاد کفن گریم
پریشانم پریشان حسین و مجتبی مادر

دوشنبه در مدینه یا ، شب جمعه دم مقتل
صدایم کن مرا جان حسین و مجتبی مادر

به جان حضرت حیدر ، مرا هم در صف محشر
بخوانم دیده گریان ِ حسین و مجتبی مادر

زبان از شرح غم های دو آقازاده ات شد لال
بمیرم از کدامین غم ، غم آن کوچه یا گودال ؟




#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 2
19:11

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20 December 2024
ش
07:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
07:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1047, 46.6 KB
#تک_بیتی

دو روز آخر عمر است و گوش بر زنگ است
بیا که وقت تو بسیار و وقت ما تنگ است

#م_جانی

@raziolhossein
07:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×707, 210.8 KB
.
از نور جمال توست نور مهدی
میلاد تو عید پر سرور مهدی

بردار تو دست بر دعا یازهرا
تعجیل شود روز ظهور مهدی

#حبیب‌الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
3 👍 3
21 December 2024
ش
02:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت



از آسمان قدوّسیان آواز کردند
درهای رحمت را دوباره باز کردند

درموسم میلاد یاس باغ عصمت
درباغ جنت بلبلان آواز کردند

درآسمانهاعرشیان با شور وشادی
جشن سرور وشادمانی ساز کردند

در وصف ومدح کوثر ختم رسولان
امشب تمام قدسیان لب باز کردند

اومحرم راز خدا بعد از نبی بود
گر مکه را آئینه دار راز کردند

امشب ملائک برنبی تبریک گفتند
تا صبح گرد خانه اش پرواز کردند

آن دم که سرزد آفتاب روی زهرا
سادات زین مادر به عالم ناز کردند

حیرت مکن ای دل اگر گویم به عالم
پیغمبران با مهر او اعجاز کردند

درهر گرفتاری وغم حتی امامان
با ذکر نامش درد خود ابراز کردند

امروز آمد ازجنان امّا «وفایی»
خلق جهان رابعد از او آغاز کردند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 👍 1
02:36
#حضرت_زهرا_مدح


تو را با نور همزاد افریدند
تو را در حیدر آباد آفریدند

تو زهرایی تو ام الانبیایی
تو بانو اولین خلق خدایی

خودت صدیقه ای و یار صدیق
تو جمعی با علی با غیر تفریق

قنات مهر جاری در قنوتت
قیامت محو حی لایموتت

تو آن قندیل نور بام عرشی
تو بالایی ترین بانوی فرشی

تو بودی راضیه او مرتضی بود
تو از او راضی او از تو رضا بود

تو ای سر منشأ اشراق زهرا
تمام برکت انفاق زهرا

تو ای الگوی تکریم امیران
به مسکینان و ایتام و اسیران

تو فریاد عدالت در نفیری
تو پرچمدار تبلیغ غدیری

نفسهای تو هر دم یا علی گفت
خمیر و آردت هم یا علی گفت

برای عشق خیلی خرج کردی
که بر صفحه علی را درج کردی

نگاهت با شعف میگفت حیدر
دو تا دُر در صدف میگفت حیدر

کلام ناطقت پای ولایت
به جای لاتخف میگفت حیدر

سر سجاده که می ایستادی
ملک صف پشت صف میگفت حیدر

گلیمت ، آسیابت ، ظرفهایت
جهازت هر طرف میگفت حیدر

عبایش را که میشستی دمادم
درون ظرف کف میگفت حیدر

در و دیوار بیت تو شرف داشت
که در بیتت شرف میگفت حیدر

تو زحمتها کشیدی بنده ای گر...
در ایوان نجف میگفت حیدر

نظام عشق از زهرا گرفتیم
که زهرا با هدف میگفت حیدر

سر سفره‌ت نشسته عالمینت
نمکدان است در دست حسینت

ولیکن این نمک پخش و پلا شد
حسینت راهی کرب وبلا شد

به زیر منتت دنیا منظم
ولیکن شد عزیزت نامنظم

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
👍 8 3
23 December 2024
ش
22:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
778×973, 75.5 KB
#تبری
#عیدالزهرا

۲۲ جمادی‌الثانی، سالمرگ غاصب اول و بانی احراق بیت حضرت زهرا سلام الله علیها، تبریک و تهنیت باد
👍 6 1
22:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×997, 65.6 KB
#تبری

من آن امام نخواهم که بهر باغ فدک
کند ز ظلم بفرزند مصطفی ابرام

من آن امیر نخواهم که آتش افروزد
بر آستانه ی کهف انام و صدر کرام

من آن امام نخواهم که در خلا و ملا
برند تا به ابد مردمش به لعنت نام

قبول عایشه بگذار و بیعت اجماع
چه اعتبار بقول زن و تعصب عام
.
.
.
.
.


امام اوست که خلق جهان غلام وی‌اند
نه آنکه از هوس افتد به زیر بار غلام

#بابافغانی_شیرازی

@raziolhossein
👍 2
22:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 114.0 KB
#تک_بیتی
#تبری

بر سر "آهی"، علی خواهد نهد تاج ولا را
چون ابارکب و رمع را بر خدا کافر گرفته

#عبدالحسین_وکیلی_ (آهی قمی)

@raziolhossein
3
22:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 433.8 KB
#تک_بیتی_علوی

مشکل گشای بی سر و پایان عالمی
خوش گشته‌ایم بی سر و پا یاعلی مدد

#اسیر_شهرستانی

@raziolhossein1
👍 6 2
22:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🚩, 14.0 KB
👍 4
26 December 2024
ش
17:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 5
17:49
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


از خدا آمده ام تا به خدا برگردم
پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم ؟

می روم پشت سرم آب مریز ای مادر
وطن مادری آنجاست ، چرا برگردم ؟

من به پابوسی آن سرور بی سر برسم
وای اگر از حرمش بی سر و پا برگردم

کفن و چادر و انگشتر ، سوغاتم نیست
بگذارید که با شرم و حیا برگردم

سر پرواز به سوی غم دیگر دارم
می روم شام مگر با اسرا برگردم

دل بیمار فقط از تو شفا می خواهد
شب جمعه است دلم کرب و بلا می خواهد


#مجید_تال


@raziolhossein
👍 4
17:49
#گریه


سودش فراوان ست و خیرش نیز بسیار است
آنکه تو را با قیمت جانش خریدار است

یاد من و دربدری های دلم باشید
پروانه ای دیدید اگر تا صبح بیدار است

معشوق زیر منت عاشق نخواهد بود
صدبار قربانش شوم بازم طلبکار است

عاشق شدن هم سوختن هم ساختن دارد
بیخود نفرمودند راه عشق دشوار است

از شش جهت گیسوی تو راه مرا بسته ست
هرکس که عاشق میشود ذاتاً گرفتار است

بی تو همین که زنده میمانم گنهکارم
بین خلایق بیشتر عاشق گنهکار است

فکر من جامانده ی وامانده هم باشید
ای کاروان آهسته تر؛ در پای من خار است

با گریه کار طفل بهتر راه میافتد
گر کار ما زاری نباشد کارمان زار است

امروز باید یار را با گریه راضی کرد
فردا که اعلامیه ی ما روی دیوار است

چشمی که گریان نیست نابینا شود بهتر
در مجلس تو دیده یا تر هست یا تار است


جز گریه از ما فاطمه چیزی نمیخواهد
نوکر که گریان نیست نوکر نیست ؛ سربار است

گریه کن تو زینب است و مادرت زهرا
این گریه های ما فقط گرمی بازار است

.
.
.
دخت علی مرتضی اینجا چه میخواهد؟!!
زینب کجا اینجا کجا؟ اینجا که بازار است


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
👍 2
17:49
#امام_حسین_مناجات


با گریه های ماتم تو بس که خو کردم
ازآب روی دیده کسب آبرو کردم

یک بار تا مهمان من باشی تمام عمر
صحن و سرای دیده ام را شستشو کردم

پاره گریبانی که از دوری تو دارم
با تار و پود گریه و آهم رفو کردم

گفتم همه حاجات خود را ابتدا اما
درانتها تنها حرم را آرزو کردم

مویم پریشان شد اگر تقصیر دلتنگی است
بس درد و دل با خویش هر شب موبه مو کردم

دیوانه ام گفتند این مردم ز بس آقا
با عکس های کربلایت گفتکو کردم

هر زائری آمد گرفتم بین آغوشم
از سینه اش شش گوشه ات را خوب بو کردم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
17:49
#امام_حسین_مناجات
#دیر_راهب


عقیدۀ همه یاران به اتفاق این‌ست
که اشک شور بیاد حسین شیرین‌ست

کنار قتلگه تو به گریه جان دادن
ز وعده‌ها که به‌خود داده‌ام یکی این‌ست

تو سیدالشهدایی، تو کشتۀ اشکی
منم که مذهبم عشق تو گریه‌ام دین ست

سلام حضرت صادق به هر که از داغت
همیشه سفرۀچشمش به اشک رنگین‌ست

ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست
کنون که مرهم تو گریۀ محبّین ست

گرفتم اینکه سرت را به‌دیر، راهب شست
ز تشنگی لب پاکت هنوز پُر چین‌ست

لبی که بر سر نی آیه‌ها تلاوت کرد
لبی که از ضربات یزید خونین‌ست

جبین‌شکسته‌به‌سنگ ولبت نشسته به‌خون
بمیرم این‌که سرت مجمع‌المضامین ست

سرم فدای سرت کان سر منوّر تو
گهی میان تنور وگهی به خرجین ست

شکست پشت فلک خواهرت اسارت رفت
شکست پشت فلک بسکه داغ سنگین ست

به آب دیدۀ خود غرق می‌شوم نه عجب
شنیدم اینکه به زخم تو اشک تسکین‌ست

عقیدۀ همه یاران به اتفاق این است
که شور گریه بیاد حسین شیرین ست


مرحوم #ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
😢 4 👍 2 😍 1
17:49
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

خواهم ز خدا كه بی ولايم نكند
غرق گنهم ولی رهايم نكند

يك خواسته دارم از خدای تو حسين
در هر دو جهان از تو جدايم نكند


#سیدرضا_موید

@raziolhossein
👍 3
17:49
#امام_حسین_مناجات


به هر که روزِ ازل نعمتی عطا کردند
مرا به روضه ی ارباب مبتلا کردند

دلم خوش است گره های زندگی مرا
به حُرمتِ قسمِ «یا رقیه» وا کردند

بهشت از نظرِ آسمانیان افتاد
همین که کرببلای تو را بنا کردند

کبوترِ دلِ من را درست روز ازل
حوالیِ حرمِ کربلا رها کردند

منِ خراب کجا و هوای روضه ی تو
مرا به لطف «حسن» با تو آشنا کردند

برای زخم تنت گریه کردم و دیدم
علی و فاطمه عمری مرا دعا کردند

جماعتی که تو را می زدند در گودال
فقط به تو نه، به انسانیت جفا کردند

کسی نگفت چرا نعل تازه آوردند
کسی نگفت سرت را چرا جدا کردند

چه ها که زینب کبری ندید در گودال
سنان و حرمله با پیکرت چه ها کردند


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
😭 7 👍 1
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1920×1080, 255.2 KB
یااباعبدالله


حال و هوا به آب و هوا خوش نمی شود
بی کربلا بهشت برین هم بساز نیست

#محمود_ژولیده


@raziolhossein
7 👍 2
27 December 2024
ش
18:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
29 December 2024
ش
01:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.8 KB
01:09
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.0 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی

تا بوسه‌ی خنجری به حلقوم نشست
بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ‌های حسین
آن نیز به قلب «امّ‌کلثوم» نشست

#قاسم_صرافان

......

شأن تو و درک ما، همان سنگ و سبوست
نشناخته‌ایمت آن چنانی که نکوست

در نای تو، نطق مرتضی جاری بود
«از کوزه همان برون تراود که در اوست»

#علی_زمانیان_عارف

......

او نور چراغ خانه‌ی حیدر بود
در شام ستم، چراغ روشن‌گر بود

آن روز که تکیه‌گاه آن قافله شد
یک شانه برای گریه‌ی خواهر بود

#قنبر_یوسفی

.....

الگوی فرشتگان معصوم است او
بر واژه‌ی صبر و عشق، مفهوم است او

از خطبه‌ی آتشین او پیدا شد
بانوی قیام، «امّ‌کلثوم» است او

#سیدمحمد_میرهاشمی

.....

در چرخ وجود، محور خورشید است
خاک قدمش تاج سر خورشید است

باید که فروغ چشم زهرا باشد
در خانه‌ی ماه، دختر خورشید است

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
1
01:10
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


هر آنکه آمده را رهگذر تصور کن
چهل نفر همه را شعله ور تصور کن

ببند چشم و ببین چکمه ای بلند شده
و بعد فاطمه را پشت در تصور کن

برای اینکه بفهمی چطور شد روضه
فضای حادثه را تنگ تر تصور کن

برای خاطر محسن بیا و حیدر را
برای دفعه پنجم پدر تصور کن

و بعد حادثه را تا به کربلا برسان
کنار عمه ولی همسفر تصور کن

برای این زن تنها که ام کلثوم است
به وقت جنگ عمو را پسر تصور کن

برای آنکه بفهمی کی است این خانم
فرشته را به لباس بشر تصور کن

علی و فاطمه و زینب و حسین و حسن
خلاصه کن همه را یک نفر تصور کن

کنار زینب کبری به هر فراز و فرود
از این به بعد علیِّ دگر تصور کن

از این به بعد هر آنجا که می زنند او را
کنار زینب کبری سپر تصور کن

پس از حسین بمیرم مخدراتش را
به مجلسی همه را در خطر تصور کن

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


می نویسم به اذن ثارالله
از زنی با وقار همچون ماه

راوی صادق بنی هاشم
از علوم خفی حق آگاه

مهد علم و مفسر قرآن
کوه عصمت، مقرب درگاه

چون حسین و حسن سخاوتمند
مثل زینب صبور آل الله

مثل زینب بلا چشیدن را
ام کلثوم بوده خاطرخواه

با صلابت مبارزه می کرد
با سلاح دعا و اشک و آه

خطبه مانند مرتضی می خواند
خطبه هایی پر از غم جانکاه

مدح او را بس است چون بوده
دختر فاطمه، سخن کوتاه

دختر دوم ولی خدا
ام کلثومِ حضرت زهرا


آن قدر داغ و دردسر دیده
قد کمان و نحیف گردیده

بعد داغ غم رسول الله
یاس را در دل شرر دیده

وسط کوچه ی بنی هاشم
یک نفر به چهل نفر دیده

خاک غم روی چادرش مانده
چون شکاف سر پدر دیده

جگرش پاره شد کنار حسن
طشت لبریز از جگر دیده

چادر خواهر بزرگش را
وسط خیمه شعله ور دیده

لب گودال بر زمین خورده
غارت جسم محتضر دیده

کوفه و شام پر بلا رفته
بر سر نیزه ها قمر دیده

نیزه ها را ببر از این جا شمر
دور کن چشم بی حیا را شمر


با دلی پر شراره و گریان
لقمه ها را گرفت از طفلان

خطبه اش شام و کوفه را لرزاند
دشمنش شد از این بیان حیران

داغ بازار شام را حس کرد
وسط چشم های بی ایمان

با دو چشم خودش تماشا کرد
خیزران خورد بر لب و دندان

رفت ویرانه ای که شامش بود
سرد و روزش جهنمی سوزان

گریه می کرد پا به پای رباب
تا دهد بر دلش سر و سامان

چه فراقی کشید این خواهر
اربعین بود آخر هجران

درد، این است قدر این بانو
مانده حتی میان ما پنهان

ما بدهکار ام کلثومیم
عبد دربار ام کلثومیم

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی


داغ است، دل لاله‌ی صد چاک دمشق
زآن گل که بُوَد به تربت پاک دمشق

خورشید به سوگ «امّ‌کلثوم» گریست
تا ماه مدینه خفت در خاک دمشق

#سیدمحمد_رستگار
....

در دفتر عشق، حرف منظوم شدم
تا آینه‌دار پنج معصوم شدم

هر کس به ردیف عشق نامی را خواند
من خادم بیت «امّ‌کلثوم» شدم

#حسین_دیلم_کتولی

....

هم دختر خورشیدی و هم دختر ماه
هم خواهر مجتبی و هم خواهر شاه

بعد از سخنان تو بگفتا زینب:
لا حول و لا قوّة الّا بالله

#محمدرضا_یزدی_آینه


@raziolhossein
👍 1
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



چون در آغاز،که اسلام پیمبر مخفی ست
جایگاه تو در اوهام سخنور مخفی ست

طبع را تیشه زدم تا که به گنج تو رسم
رگه در معدن یاقوت سراسر مخفی ست

کم نوشته ست ز تو در دل تاریخ قلم
در دل خاک سیه چهره ی گوهر مخفی ست

فاطمه چون شب قدر است اگر پنهانی
تو شدی آیه ی چارم که به کوثر مخفی ست

رؤیت رب ز بزرگیش نگردد حاصل
شأن تو نیز چنان مرقد مادر مخفی ست

ذره دانست اگر مدعی وصل شود
آتش کینه ی خورشید مطهر مخفی ست

پس نگویید که مرداب به مهتاب رسید
دوزخی پشت همین تهمت ابتر مخفی ست

ناخدا هست اگر زینب و کشتی ست حسین
ام کلثوم در این بحر چو لنگر مخفی ست

خواهر کوچک زینب شده کز روی ادب
هرچه شمشیر برافراخته خنجر مخفی ست

نعره ی شیر نگردید به زنجیر مهار
پشت هر خطبه ی او جلوه ی حیدر مخفی ست

قدرت نطق تو از کوفه خرابه سازد
زور بازوی علی بر در خبیر مخفی ست

دامن عصمت تو در دل بازار سرود
شرف زن به همین ساحت معجر مخفی ست

مادرانه تو مرا لطف نمودی که مدام
پشت ارباب کرم داشته نوکر مخفی ست

با تو وحشت ز قیامت ننموده ست غریب
دانه کی از نظر لطف کبوتر مخفی ست

#محسن_قاسمی_غریب

@raziolhossein
👍 1
01:10
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی


در حجب و حیا وارث زهرا هستی
در مرتبه چون زینب کبرا هستی

افسوس که بین شیعه هم مهجوری
مظلومه ترین بانوی طاها هستی

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی

بانو همه جا نام شما عقده گشاست
مسکین تو از قید غم و غصه رهاست

در خانه سگ پری نیاید هرگز
تزویج تو با خلیفه از ریشه خطاست

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#رباعی

در فصل بهار خود خزان را دیدی
آن غصه که میبرد امان را دیدی

از کرببلا و از مصیبت‌هایش
ما هرچه نوشتیم تو آن را دیدی

#سیدمحمد_مظلومان

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای نامه سربه مهر مکتوم
ای مادر صبر، ام کلثوم!

ای میوه بوستان احمد
ای حاصل وصلت دو معصوم

مجهول جهانیان، چو زهرا
چون زهره، ولی به عرش،معلوم

هرچند که غافل از تو تاریخ
ما گرچه به غفلت ازتو محکوم

مانند حسین، گشته جاری
عطر تنت از حجاز تا روم

در صبر و وقار، همچو زینب
پرونده ظلم کرده مختوم

خدمت شده افتخار جبریل
وقتی تو و زینبید، مخدوم

شرمنده خطبه بلیغت
منظومه هر کلام منظوم

"" نان و نمک تو خورده مولا
درآن شب واپسین محتوم""

دیدی تو اگر چه داغ زهرا
هم غربت دفن، در شبی شوم

هم داغ برادری که بی سر
هم داغ برادری که مسموم

هم داغ برادری که بی دست
افتاده به خاک از آب، محروم

هم اکبر خود که گشته پرپر
هم قاسم خود که گشته مقسوم

اما زتو صبر گشته عاجز
زیرا تو فراتری ز مفهوم

هم ظلمت کوفه از تو نابود
هم شام سیاه، ازتو معدوم

جانم به فدای خاک پایت
ای سرو خمیده، ام کلثوم!...

#افشین_علا

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


كيست او؟ خواهرِ امام حسين
زينــبِ ديگرِ امام حسين

امّ كلثوم ، دخترِ حيدر
نائبِ مادرِ امام حسين

مثل زينب ز هر نظر باشد
بهترين مَظهرِ امام حسين

بعد زينب مليكه ي عشّاق
اوست در كشورِ امام حسين

بعد زينب ركاب حضرت اوست
پاي آب آورِ امام حسين

تكيه گاه رشيد او هم هست
شانه ي اكبرِ امام حسين

بغلش بوده تا سحر اصغر
در شب آخرِ امام حسين

آخر كار كرده دقْ مرگش
روضه هاي سرِ امام حسين

ديدن نيزه زار گودال و
خنجر و حنجرِ امام حسين

ديدن ساعتي كه از سُم اسب
خُرد شد پيكرِ امام حسين

چه وفاتي ؟ كه اين همه داغ است
قاتل خواهرِ امام حسين

رفت وقتي كه معجرش ، ديدند
رفت انگشترِ امام حسين

ناقه ي بي جهاز، منبر او
نيزه شد منبرِ امام حسين

پير شد در خرابه يك شبه از
---رفتن دخترِ امام حسين

غربتش جنس غربت زهراست
أُمّ كلثوم ، آه ، أُمّ بُكاست


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:10
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


خروش گریه ی او شهر را تکان می داد
و پای روضه ی او هر که بود جان می داد

میان قوم عرب یک نسب شناس کجاست
که لحن خطبه علی را فقط نشان می داد

نگاه کرد به تسبیح خواهرش زینب
که این حماسه به او قدرت بیان می داد

کلام دختر نهج البلاغه نافذ بود
و درس غیرت و مردی به کوفیان می داد

خطاب کرد: «شما تا ابد دو رو بودید
اگر خدا به شما عمر جاودان می داد

به پاس این همه مدت که دم تکان دادید
خلیفه کاش همان قدر استخوان می داد

در این معامله کوفی سفیه بود سفیه
که دین خویش نفهمیده رایگان می داد

نشسته اید سر سفره ی حرام آن قدر
که نامه های شما نیز بوی نان می داد

و رود های روان را بر آن کسی بستید
که اذن ریزش باران به آسمان می داد

به بی پناهی اهل خیام در صحرا
فقط حرارت خورشید سایبان می داد

شما به نام محمد چقدر می کشتید
خدا اگر به علی همچنان جوان می داد»

و کاش خطبه او تا همیشه جاری بود
و کاش گریه کمی بیشتر امان می داد

نوشته اند که شورش به راه می افتاد
اگر زمانه کمی بیشتر زمان می داد


#محمدمهدی_خان‌محمدی

@raziolhossein
01:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 159.1 KB
.

ای پشت و پناه قافله چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب
در شام نیفتاده‌اي از پا، بانو!
یک لحظه در این مقابله چون زینب

#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


رزق سحر را پای چشم تر نوشتند...
دل را فدایی ِ غم دلبر نوشتند...

درد و بلای یار را بر جان خریدن...
دیدیم که هم معنی خواهر نوشتند...

میخواستی از خواهرت زینب بگویند...
اینگونه شد از نام تو کمتر نوشتند...

ما را فدایی های زینب آفریدند...
ما را به پای نام تو نوکر نوشتند...

ای چارمین آیه به روی دست زهرا
با پنجمین حرف شما کوثر نوشتند...

کوری چشم دومی از نسل جعفر...
در سرنوشت پاک تو همسر نوشتند...

این آیه را اَلطَّیِّبین لِطَّیِباتُن...
بی شک برای دختر حیدر نوشتند...

#سیدمصطفی_عبداللهی

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای دختر خیر النساء ، یا_ام_کلثوم
دُردانة شیر خدا ، یا ام کلثوم
در خُلق همچون احمدی ، در نطق حیدر
حلم حسن را بوده ای شایسته مظهر

زهرای اطهر را عزیزی ، نور عینی
پیغمبر فرهنگ عاشور حسینی
با صبر خود پیوسته یار مکتبی تو
وقت شدائد ، غمگسار زینبی تو

قلبی خدا باور ، پر از احساس داری
عزم ستم سوزی چنان عباس داری
از برتر و بالاتر از تمجید و تعریف
کج باوران تاریخ را کردند تحریف

دادند بینِ خلق این گفتار ، ترویج
که با «عمر» حیدر تو را کرده است تزویج
گیرم علی بیداد او کردی فراموش
واندر جواب خواستگاری ماند خاموش

کی عاقلی این حرف را باور نماید
دختر قبول از قاتل مادر نماید
کاورا شود یار و شریک زندگانی
با او شود همراه و سازد مهربانی

کی دختری با قاتل مادر نشیند
حتی اگر بر خاک و خاکستر نشیند
دُردانة زهرا کجا فرزند خطّاب
کی جمع می گردند با هم آتش و آب

دختی که بابش حیدر کرار باشد
زوجش عزیز جعفر طیار باشد
کفو تو شد ، ای بی قرین عون بن جعفر
آنسان که می فرمود پیش از آن پیمبر

عونی که یار دین حق در کربلا شد
در یاری فرزند پیغمبر ، فدا شد
یا ام کلثوم ، ای خطیب کوفه و شام
تا روز محشر هست مدیون تو اسلام

از خردسالی داغ روی داغ دیدی
تو آتش بیداد را در باغ دیدی
روزی به سوگ خواجة اسرا نشستی
روز دگر در ماتم زهرا نشستی

دیدی به بیت وحی آتش زد زبانه
بر مادرت زد خصم قرآن تازیانه
دیدی که دونان ، پهلوی زهرا شکستند
از کین امیرالمومنین را دست بستند

در کودکی گشتی یتیمه ، ناله کردی
گریه بر آن بانوی هجده ساله کردی
هر چند یادِ مادر دل خسته بودی
از بعد او بر مرتضی دل بسته بودی

وقتی که هجرت کرد آن مولا به کوفه
همراه دست حق نهادی پا به کوفه
یک شب که حیدر میهمان خانه ات بود
روشن ز نور روی او کاشانه ات بود

دیدی امیر عشق بازان در نماز است
گرم نیایش با خدای چاره ساز است
پس سفرة افطار را کردی مهیّا
نان و نمک با شیر بُردی بهر مولا

شاهی که اجرا امرِ او مهرِ فلک کرد
افطار خود را باز با نان و نمک کرد
آن شب ، شب قدر و شب ذکر و دعا بود
امّا پریشان خاطر شیر خدا بود

از دیده دُر بارید و اشک افشاند حیدر
«انّا الیه راجعون» می خواند حیدر
وقت سحر شد سوی مسجد شاه مردان
بشکسته شد رکن رکین کاخ ایمان

وقتی که در محراب آن مولا قدم زد
بر فرق او شمشیر دشمن از ستم زد
شمشیر زهر آلود دشمن کار شه ساخت
دست خدا را عاقبت از پای انداخت

بعد از علی دیدی غریبیّ حسن را
بی مهری اصحاب ، بر آن ممتحن را
دیدی به دست همسرش در بین منزل
مقتول کین گردید از زهر هلاهل

دیدی که جسم اطهر او پیش یاران
شد در برِ قبر پیمبر تیر باران
ای وای بر من بعد از این غمهای جانکاه
افتاد عترت را به سوی کربلا راه

وقتی در آن دشت بلا کردی اقامت
دیدی عیان با چشم خود شور قیامت
آنجا عزیز مصطفی را تشنه کشتند
آرام جان مرتضی را تشنه کشتند

شد همسر تو کشته در راه امامت
در راه دین چون باب خود کرد استقامت
از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام
با صبر خود گشتی معین یار اسلام

بر «ایزدی» بنگر که او در شور و شین است
از مرثیه خوانان دربار حسین است

#امیر_ایزدی

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


از این که دختر شیر است و خواهر شیر است
بدیهی است بیانش شبیه شمشیر است

برای شیرزن عصر خود شدن کافی ست
همین که خون علی در رگش سرازیر است

ظهور دیگری از فاطمه ست وقتی که
مقابلش همه ی فتنه ها زمین گیر است

شبیه خواهر خود بی معلم عالمه است
که خود معلم فقه و بیان و تفسیر است

نعوذ بالله اگر همنشین ناپاکی ست
کسی که آینه آیه های تطهیر است

به سربلندی او لطمه ای نخواهد زد
سلاح اهل زنا گرچه طعن و تحقیر است

اگر اسیر خطابش کنم زبانم لال
که شیر شیر بماند اگر به زنجیر است

هزار داغ به جانش نشست در یک روز
عجیب نیست اگر در جوانی اش پیر است

برای از نفس افتادنش همین کافی ست
که روبروش سری روی نیزه تصویر است

((گشاد کار دو عالم به یک اشارت اوست))
که چشم عالم و آدم به دست او خیره است

#مجتبی_خرسندی
@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


شش ماه در عزای تو گریانم ای حسین
شش ماه در غم تو پریشانم ای حسین

شش ماه خاطرات تو از خاطرم نرفت
شش ماه بوده ذکر لبم جانم ای حسین

شش ماه آب خوش ز گلویم فرو نرفت
از بس که فکر آن لب عطشانم ای حسین

جسمم کبود از اثر کعب نی ولی
فکر تن تو و سم اسبانم ای حسین

زنهای شام بر سر من سنگ میزدند
آخر یکی نگفت که مهمانم ای حسین

چوب و لب مطهر تو ؛کاش بسته بود
دشمن به جای دست دو چشمانم ای حسین

ای کاش می زدند در آن بزم ،خیزران
جای لب تو بر لب و دندانم ای حسین


#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


دوسالش بوده وقتي شعله با آن در، درافتاده
دوسالش بوده وقتي مادرش پشت در افتاده

دوسالش بوده امّا خوب حس كرده ست دردي را
كه از سنگيني اش مادر ميان بستر افتاده

دوسالش بوده امّا ديده وقت غسل ياس آنشب
چه بوده ماجرا ، لرزه به دست حيدر افتاده
...
و در كوفه پدر را ديده در محراب ، خون آلود
كه با فرق دوتا گشته كنار منبر افتاده

نديده تشتِ از خونِ جگر ، پُرلاله را امّا
يقيناً ديده تشتي را كه بين آن سر افتاده

گمانم،روي ناقه زير لب"وامحسنا" گفته
نگاهش تاكه بر رأس عليِّ اصغر افتاده

دليل پيري اش را از خودم پرسيدم و گفتم:
گمانم چشم او ، بالاي تل بر حنجر افتاده

صداي مادري پيچيده در گودال ، از ترس است
---اگر از دست شمر بي مروّت ، خنجرافتاده

فقط او ديده و زينب كه طيِّ آن چهل منزل
چه قدْر از پيكرِ بچّه كبوترها پر افتاده

براي كودكان هر بار كه خود را سِپر كردند
حسين از روي ني چشمش به هردو خواهر افتاده

رقيّـه راه رفته دست بر ديوار با زحمت
خدايا امّ كلثوم از چه ياد مادر افتاده ؟

و شايد قيد عمرش را زده آن لحظه كه ديده
سر بابايي از دست ضعيف دختر افتاده

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:16
#حضرت_زینب_مدح


فهم هر کس که رسیده خاک‌سار زینب است
قلب ما گر درد دارد بی‌قرار زینب است

چشم ما از خود ندارد اشک زهرا لطف کرد
مثل چشمه چشم شیعه اشک‌بار زینب است

ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او
در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد
این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

ما رأیت گفته است الّا الحسین کی دیده است
روی خونین حسین آئینه‌دار زینب است

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن
گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

هر که می‌گوید ندارد معجری باور نکن
نور هجده سر حجاب باوقار زینب است

مشکل امر فرج با دست او وا می‌شود
بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است

#جواد_حیدری

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



سالیان سال من هم سایه‌ی سر داشتم
خاطری آسوده با چندین‌ برادر داشتم

سایه‌ام‌را هم نمی‌دیدندحتّی‌قوم‌وخویش
تا پناهی چون اباالفضلِ دلاور داشتم

کربلا تا شام رفتم با سپاه اَشقیا
من‌که‌روزی پاسداری مثل اکبر داشتم

خواهرم با نُطق‌ِ حیدروار فتحِ‌کوفه کرد
من‌ولی‌درخُطبه‌خواندن‌لحنِ‌ مادر داشتم

شمر را با امر من بلعید خاکِ شامِ شوم
در اسارت معجزاتی فوق باور داشتم

خیره‌بر رأسِ‌أباالفضلم‌شدم‌بی‌اختیار
تا که چشم از آستین پاره‌ام برداشتم

باز هم شُکرِخدا پوشیّه‌ام گرچه نبود
درهجوم‌چشمهای هرزه مَعجر داشتم

با‌ سکینه، با رُقیّه تا که همدردی کنند
کاش‌درجمعِ‌اَسیران‌،چند دختر داشتم

کاش‌وقتی‌کعب‌نِی‌بر پهلویِ‌زینب زدند
من‌در آنجا،حقّ‌ِحفظ‌ِجانِ‌خواهر داشتم

ازهمان‌روزی‌که‌چشم‌ِمادرم‌را خون‌گرفت
تا زمان پرکشیدن ؛ دیده‌ی‌ تَر داشتم

من‌که‌ خاکِ‌ زیرِ پایم آبروی‌ِ عرش بود
در دل ویرانه‌ها از خاک‌،بَستر داشتم

‌‌خولی‌و زَجر و سَنان...این‌اسمهایعنی‌که‌من
لحظه‌هایی‌سخت‌و تلخ‌و زَجرآور داشتم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


دست من و دامان تو یا ام کلثوم
جان و تنم قربان تو یا ام کلثوم
درد من و درمان تو یا ام کلثوم
چشم من و احسان تو یا ام کلثوم

تو جلوه ی زهرا و نور مرتضایی
تو نور قلب فاطمه نور خدایی

هم جان زهرایی و هم جانان حیدر
هم روح زهرایی و هم ریحان حیدر
شد جان احمد مرتضا تو جان حیدر
ای جان به قربان تو و قربان حیدر

تو دلبر ارباب های عالمینی
جان علی جان حسن جان حسینی

تو ام کلثومی نشد قدر تو پیدا
قدر تو پیدا می شود در صبح فردا
ای زینب دیگر به اهل بیت طاها
مدح تو بس نور علی هستی و زهرا

وصف تو را باید بهشتی ها بگویند
باید نبی و حیدر و زهرا بگویند

از کودکی با درد و غصه آشنایی
مثل حسن تو غصه دار کوچه هایی
از غصه ی مادر همیشه در نوایی
تو شاهد اشک روان مجتبایی

تو بودی و آهی که مانده کنج سینه
تو بودی و زخم غم یاس مدینه

گویند در را دیده ای و میخ در را
در پشت در یک مادر کشته پسر را
با دست بسته حیدر خونین جگر را
در بین آن کوچه چهل بی پا و سر را

دیدی به مسجد مرتضا را می کشیدند
کفتارها شیر خدا را می کشیدند

تو محو الطاف خدا بودی همیشه
با سینه ای غرق بلا بودی همیشه
غرق غم و صبر و رضا بودی همیشه
تو روضه خوان کربلا بودی همیشه

دیدی به دشت کربلا راس بریده
دیدی ز غصه قامت زینب خمیده

#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


بیان وصف تو در واژه ها نمیگنجد
چرا که خواهر صبری و دختر نوری
شبیه شان تو، نامت غریب و پنهان است
تو مثل سوره قدری، تو سر مستوری

تو خواستی که فقط، ذکر خواهرت باشد
میان مرثیه ها از تو گر نشانی نیست
اگر چه عالمه ای خود، ولی نشان دادی
به وقت تابش شمس، از قمر نشانی نیست

تویی مفسر خون «حسین» و اصحابش
که روضه خوان شده عالم ز فیض تفسیرت
«علی ز سفره افطار تو نمک برداشت»
که تا ابد همه عالم شود نمکگیرت

عقیله در ره روشنگری قدم برداشت
در این مسیر تو بودی هماره همگامش
اگر چه خون «حسین» آیه بصیرت شد
تو و عقیله رساندید بر سرانجامش

چگونه است که اولاد حضرت «زهرا»
گهی چو «زینب» و مثل «حسین» مظلوم اند
و گاه در اثر بی وفایی مردم
غریب مثل «حسن»، مثل «ام کلثوم» اند

تو در مدینه جدت چه روضه ای خواندی؟
که شعله بر دل و جان جهانیان زده است
مدینه قافله عشق را به خود مپذیر
چرا که جانب تو بی «حسین» آمده است

#نوید_اطاعتی
@raziolhossein
👍 1
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



پرورده‌ي‌زهراست‌ از اين‌رو رشيده‌ست
درياي بي پايانِ اوصاف حميده‌ست

او زينب‌صُغري‌ست اين‌يعني‌خدا،باز
"زینت"براي شاه مردان آفريده‌ست

مانند زهرا مثل زينب چون خديجه
او افتـخارِ بانوانِ برگُـزيده‌ست

آنسان که ما زهرا تر از زینب ندیدیم
چشم فلك زینب تر از او را نديده‌ست

وقتي‌كه دِق كرده‌ست از داغ حُسينش
فرض‌است برما كه بگوييم او شهيده ست

او‌ از طفولیت شبیه خواهر خویش
ماتم‌كشيده زجردیده داغ دیده‌ست

پیری قبل از موعد او بی سبب نیست
بر شـانه از آغـاز بار غـم كشيده ست

اين سرو پابرجا اگر قدّش كماني ست
ميراث‌دارِ مادری قامت خميده ست

خاكم به سر، زخم زبان از شمر خورده
وقتي دم دروازه ي ساعت رسيده ست

خاكم به سر، از آفتاب گرم و سوزان
هم چادرش پوسيده هم رنگش پریده ست

از كعب ني بايد بپرسي چند منزل
جان يتيمان برادر را خريده ست ؟

اينكه رقيّـه تشـنه جان داد و گرسنه
در بينِ ويرانه امانش را بُريده است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


رزق سحر را پای چشم تر نوشتند...
دل را فدایی ِ غم دلبر نوشتند...

درد و بلای یار را بر جان خریدن...
دیدیم که هم معنی خواهر نوشتند...

میخواستی از خواهرت زینب بگویند...
اینگونه شد از نام تو کمتر نوشتند...

ما را فدایی های زینب آفریدند...
ما را به پای نام تو نوکر نوشتند...

ای چارمین آیه به روی دست زهرا
با پنجمین حرف شما کوثر نوشتند...

کوری چشم دومی از نسل جعفر...
در سرنوشت پاک تو همسر نوشتند...

این آیه را اَلطَّیِّبین لِطَّیِباتُن...
بی شک برای دختر حیدر نوشتند...

#سید_مصطفی_عبداللهی

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای دختر خیر النساء ، یا_ام_کلثوم
دُردانة شیر خدا ، یا ام کلثوم
در خُلق همچون احمدی ، در نطق حیدر
حلم حسن را بوده ای شایسته مظهر

زهرای اطهر را عزیزی ، نور عینی
پیغمبر فرهنگ عاشور حسینی
با صبر خود پیوسته یار مکتبی تو
وقت شدائد ، غمگسار زینبی تو

قلبی خدا باور ، پر از احساس داری
عزم ستم سوزی چنان عباس داری
از برتر و بالاتر از تمجید و تعریف
کج باوران تاریخ را کردند تحریف

دادند بینِ خلق این گفتار ، ترویج
که با «عمر» حیدر تو را کرده است تزویج
گیرم علی بیداد او کردی فراموش
واندر جواب خواستگاری ماند خاموش

کی عاقلی این حرف را باور نماید
دختر قبول از قاتل مادر نماید
کاورا شود یار و شریک زندگانی
با او شود همراه و سازد مهربانی

کی دختری با قاتل مادر نشیند
حتی اگر بر خاک و خاکستر نشیند
دُردانة زهرا کجا فرزند خطّاب
کی جمع می گردند با هم آتش و آب

دختی که بابش حیدر کرار باشد
زوجش عزیز جعفر طیار باشد
کفو تو شد ، ای بی قرین عون بن جعفر
آنسان که می فرمود پیش از آن پیمبر

عونی که یار دین حق در کربلا شد
در یاری فرزند پیغمبر ، فدا شد
یا ام کلثوم ، ای خطیب کوفه و شام
تا روز محشر هست مدیون تو اسلام

از خردسالی داغ روی داغ دیدی
تو آتش بیداد را در باغ دیدی
روزی به سوگ خواجة اسرا نشستی
روز دگر در ماتم زهرا نشستی

دیدی به بیت وحی آتش زد زبانه
بر مادرت زد خصم قرآن تازیانه
دیدی که دونان ، پهلوی زهرا شکستند
از کین امیرالمومنین را دست بستند

در کودکی گشتی یتیمه ، ناله کردی
گریه بر آن بانوی هجده ساله کردی
هر چند یادِ مادر دل خسته بودی
از بعد او بر مرتضی دل بسته بودی

وقتی که هجرت کرد آن مولا به کوفه
همراه دست حق نهادی پا به کوفه
یک شب که حیدر میهمان خانه ات بود
روشن ز نور روی او کاشانه ات بود

دیدی امیر عشق بازان در نماز است
گرم نیایش با خدای چاره ساز است
پس سفرة افطار را کردی مهیّا
نان و نمک با شیر بُردی بهر مولا

شاهی که اجرا امرِ او مهرِ فلک کرد
افطار خود را باز با نان و نمک کرد
آن شب ، شب قدر و شب ذکر و دعا بود
امّا پریشان خاطر شیر خدا بود

از دیده دُر بارید و اشک افشاند حیدر
«انّا الیه راجعون» می خواند حیدر
وقت سحر شد سوی مسجد شاه مردان
بشکسته شد رکن رکین کاخ ایمان

وقتی که در محراب آن مولا قدم زد
بر فرق او شمشیر دشمن از ستم زد
شمشیر زهر آلود دشمن کار شه ساخت
دست خدا را عاقبت از پای انداخت

بعد از علی دیدی غریبیّ حسن را
بی مهری اصحاب ، بر آن ممتحن را
دیدی به دست همسرش در بین منزل
مقتول کین گردید از زهر هلاهل

دیدی که جسم اطهر او پیش یاران
شد در برِ قبر پیمبر تیر باران
ای وای بر من بعد از این غمهای جانکاه
افتاد عترت را به سوی کربلا راه

وقتی در آن دشت بلا کردی اقامت
دیدی عیان با چشم خود شور قیامت
آنجا عزیز مصطفی را تشنه کشتند
آرام جان مرتضی را تشنه کشتند

شد همسر تو کشته در راه امامت
در راه دین چون باب خود کرد استقامت
از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام
با صبر خود گشتی معین یار اسلام

بر «ایزدی» بنگر که او در شور و شین است
از مرثیه خوانان دربار حسین است

#امیر_ایزدی

@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


از این که دختر شیر است و خواهر شیر است
بدیهی است بیانش شبیه شمشیر است

برای شیرزن عصر خود شدن کافی ست
همین که خون علی در رگش سرازیر است

ظهور دیگری از فاطمه ست وقتی که
مقابلش همه ی فتنه ها زمین گیر است

شبیه خواهر خود بی معلم عالمه است
که خود معلم فقه و بیان و تفسیر است

نعوذ بالله اگر همنشین ناپاکی ست
کسی که آینه آیه های تطهیر است

به سربلندی او لطمه ای نخواهد زد
سلاح اهل زنا گرچه طعن و تحقیر است

اگر اسیر خطابش کنم زبانم لال
که شیر شیر بماند اگر به زنجیر است

هزار داغ به جانش نشست در یک روز
عجیب نیست اگر در جوانی اش پیر است

برای از نفس افتادنش همین کافی ست
که روبروش سری روی نیزه تصویر است

((گشاد کار دو عالم به یک اشارت اوست))
که چشم عالم و آدم به دست او خیره است

#مجتبی_خرسندی
@raziolhossein
01:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


دوسالش بوده وقتي شعله با آن در، درافتاده
دوسالش بوده وقتي مادرش پشت در افتاده

دوسالش بوده امّا خوب حس كرده ست دردي را
كه از سنگيني اش مادر ميان بستر افتاده

دوسالش بوده امّا ديده وقت غسل ياس آنشب
چه بوده ماجرا ، لرزه به دست حيدر افتاده
...
و در كوفه پدر را ديده در محراب ، خون آلود
كه با فرق دوتا گشته كنار منبر افتاده

نديده تشتِ از خونِ جگر ، پُرلاله را امّا
يقيناً ديده تشتي را كه بين آن سر افتاده

گمانم،روي ناقه زير لب"وامحسنا" گفته
نگاهش تاكه بر رأس عليِّ اصغر افتاده

دليل پيري اش را از خودم پرسيدم و گفتم:
گمانم چشم او ، بالاي تل بر حنجر افتاده

صداي مادري پيچيده در گودال ، از ترس است
---اگر از دست شمر بي مروّت ، خنجرافتاده

فقط او ديده و زينب كه طيِّ آن چهل منزل
چه قدْر از پيكرِ بچّه كبوترها پر افتاده

براي كودكان هر بار كه خود را سِپر كردند
حسين از روي ني چشمش به هردو خواهر افتاده

رقيّـه راه رفته دست بر ديوار با زحمت
خدايا امّ كلثوم از چه ياد مادر افتاده ؟

و شايد قيد عمرش را زده آن لحظه كه ديده
سر بابايي از دست ضعيف دختر افتاده

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:16
#حضرت_زینب_مدح


فهم هر کس که رسیده خاک‌سار زینب است
قلب ما گر درد دارد بی‌قرار زینب است

چشم ما از خود ندارد اشک زهرا لطف کرد
مثل چشمه چشم شیعه اشک‌بار زینب است

ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او
در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد
این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

ما رأیت گفته است الّا الحسین کی دیده است
روی خونین حسین آئینه‌دار زینب است

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن
گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

هر که می‌گوید ندارد معجری باور نکن
نور هجده سر حجاب باوقار زینب است

مشکل امر فرج با دست او وا می‌شود
بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است

#جواد_حیدری

@raziolhossein
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



پرورده‌ي‌زهراست‌ از اين‌رو رشيده‌ست
درياي بي پايانِ اوصاف حميده‌ست

او زينب‌صُغري‌ست اين‌يعني‌خدا،باز
"زینت"براي شاه مردان آفريده‌ست

مانند زهرا مثل زينب چون خديجه
او افتـخارِ بانوانِ برگُـزيده‌ست

آنسان که ما زهرا تر از زینب ندیدیم
چشم فلك زینب تر از او را نديده‌ست

وقتي‌كه دِق كرده‌ست از داغ حُسينش
فرض‌است برما كه بگوييم او شهيده ست

او‌ از طفولیت شبیه خواهر خویش
ماتم‌كشيده زجردیده داغ دیده‌ست

پیری قبل از موعد او بی سبب نیست
بر شـانه از آغـاز بار غـم كشيده ست

اين سرو پابرجا اگر قدّش كماني ست
ميراث‌دارِ مادری قامت خميده ست

خاكم به سر، زخم زبان از شمر خورده
وقتي دم دروازه ي ساعت رسيده ست

خاكم به سر، از آفتاب گرم و سوزان
هم چادرش پوسيده هم رنگش پریده ست

از كعب ني بايد بپرسي چند منزل
جان يتيمان برادر را خريده ست ؟

اينكه رقيّـه تشـنه جان داد و گرسنه
در بينِ ويرانه امانش را بُريده است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
01:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1205, 170.3 KB
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها

مثل مزار فاطمه قدرش نهان است
توصیف شأنش فوق توضیح و بیان است
خود را دخیل رشته های چادرش كن
او عمه مظلومه صاحب‌زمان است

#محمدحسن_بیات‌_لو
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



از حسن هرچه که در مرثیه کمتر سخن است
ام کلثوم غریب است چنانکه حسن است

غمش آنقدر بزرگ است که یک روضه ی آن
مثنوی گر بشود دفتر هفتاد من است

شیر دل می شود آن مرد که فرزند علی است
دختر فاطمه هر کس بشود شیر زن است

زینب دیگری از کرببلا رفت به شام
دختر دیگر زهراست که دور از وطن است

کربلا دید زنی را که قد افراشت و شد
مرثیه خوان حسینی که بدون کفن است

خیمه می سوزد و او حال عجیبی دارد
شاهد آتش در ، باخبر از سوختن است

شام بازار بدی دارد و گرز سخنش
هرکجا حرف کنیز آمده دندان شکن است


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



تفسیر بی پایان کوثر ام کلثوم
تصویر ناپیدای مادر ام کلثوم
نور خدا را دیده ام در ام کلثوم
اول بگو زهرا و آخر ام کلثوم

مثل صدف در آب که گوهر پسند است
حجب و حیایت بیشتر حیدر پسند است

در یاعلی یافاطمه یارب عیان است
مستور هستی در دعا، مطلب عیان است
نور قنوتت در نماز شب عیان است
در بارگاه قدسی ات زینب عیان است

باید که چشم دشمن تو کور می شد
روزی به نام نامی ات منظور می شد

قرب تو را اشک سحر آورده بالا
آه غمت را میخ در آورده بالا
دیدی حسن، خون جگر آورده بالا
با دست لرزانش سپر آورده بالا

گرچه تو با این روضه ها خوب آشنایی
در اصل، دلخون شهید کربلایی

ای کاش که نذر رباب انجام می شد
وحشی ترین خورشید صحرا رام می شد
حالا مگر شش ماهه اش آرام می شد
باب الحوائج بود و وقف عام می شد

دلبستگی مادرش را می گرفتی
وقتی علی اصغرش را می گرفتی

باریدی و باریدی و باران نیامد
سقا که رفته بود از میدان نیامد
از خیمه رفت اصغر ولی عطشان نیامد
برگشتنش بر هیچ کس آسان نیامد

آمد حرم ارباب ما، اما چگونه؟
بین عبا پیچیده بود او را چگونه؟

از دور دیدی که سواری بر زمین خورد
آنکه پس از داغ علی اکبر زمین خورد
در زیر تیغ و نیزه ها با سر، زمین خورد
در ازدحام و خندهء لشکر، زمین خورد

عصر عجیبی بود در گودال رفتی
خوردی زمین با زینب و از حال رفتی

تصویری از نیلوفرت را می کشیدند
ازحال رفتی، معجرت را می کشیدند
بعضی تو، بعضی خواهرت را می کشیدند

در کوچه و بازار شام....اصلاً بماند!
بگذار شعرم ناتمام اصلاً بماند

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 3
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



اگـر چه حـال و هـوایـم ز اشـک معـلوم است
خدا گواست که شیعه همیشه مظلوم است

بـه صـبـح و شـام بـگـویـیـم یـکـصـدو ده بـار
عـدوی حـضـرت حـیدر به مرگ محکوم است

زدیــم فــالــی و قــرعــه بــه نـام او افــتــاد
دوبــاره کـار دل مـا بـه دسـت خـانـوم است

ثــنــا و حــمـد و سـتـایـش نـثـار بــانــویــی
که درشکوه وبزرگی ست گرچه مغموم است

الا کـه بــنــده نـوازیــت ارثــی از مــولاســت
همیشه عـادت تـو مـرحـمت به محروم است

تـویـی سـتـاره دوم به آســمــان عـلـی
بـدون مِـهـر تـو هـر دل ز نـور مـحروم است

بـه شـام و کـوفـه تـاریک خطبه خواندن تو
تـمـامـی از جـلـوات امـام مـعـصـوم است

کـسـی کـه نـسـبت پیوند گل به خار دهد
سـزای ایـن عـمـلـش مـیـوه هـای زقّوم است

رواسـت شـیـعـه بـرایـت حـسینیه سازد
فدای نام تو بانو که ام کلثوم است

چه می شودکه قبول ازظفرکنی این شعر
صله زدست کریمان همیشه مرسوم است

#حامد_ظفر

@raziolhossein
👍 2
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



دیار عشق و جنون پر ز آه مظلوم است
روایت غمشان صد کتاب منظوم است

هر آنچه کرببلا بر سر حسین آورد
حکایت دل پر خون ام کلثوم است

شریعه بسته شد و آب شد دگر نایاب
علی اصغر شش ماه از چه محکوم است

یکی فتاده به هامون ز خاک و خون غلطان
یکی اسیر و پریشان، ز یار محروم است

اگر چه زینب ثانی بود ولی او هم
همیشه در کنف ضل چهار معصوم است

نصیب زینب و تو شد فراغ و خون جگری
گواه صبر شما ذات حی قیوم است

تو دخت شیر خدایی تو شیر زن هستی
عناد با اسد اله چقدر مرسوم است

تو خطبه خواندی اگر در رثای مظلومان
کلام نافذ تو هم به گریه مختوم است

به شام و کوفه اسیران حقیر گردیدند
چقدر شام بلا نامبارک و شوم است

کسی که نسبت پیوند با حرامی داد
نفاق و دشمنی او همیشه معلوم است

نگشته بوته خاری هنوز لایق گل
نصیب هرزه فقط میوه های زقوم است

تو و سکینه به باب الصغیر سوریه اید
مزارتان حرم دوفقید مغموم است

تو عین صبر جمیلی تو زین اب هستی
که حسرت تو فقط بوسه ای ز حلقوم است

#جواد_کلهر

@raziolhossein
1
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


عاشقان را غمِ سر نیست که سر ناچیزست
داغ این رنگ به سیمای جگر ناچیزست

تیر این راه بر آیینه نشستن دارد
سینه تا هست و دلی هست سپر ناچیزست

ذرّه را جذبه‌ی خورشید قمر خواهد کرد
در بقا، نیستی ذره مگر ناچیزست؟

سر خورشید به نیزه‌ست بزرگ است خبر
راه بستند ولی پیش خبر ناچیزست

بادیه بادیه آواره شدن چیزی نیست
تا برادر همه جا هست، سفر ناچیزست

راوی قصّه‌ی دردست سخن کوتاه است
بار این داغ گران، کفّه اگر ناچیزست

او چه کرده‌ست که از سنگ عرق می‌ریزد
پیش اکسیر دمش قیمت زر ناچیزست

رد شدن از دل این شام بسی طولانی‌ست
گرچه با بودن خورشید و قمر ناچیزست

#مجید_لشکری

@raziolhossein
👍 1
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


در کـودکـــیّ اش دیـــد بابا از نفـــس افتــاد
حیدر زمین تا خــورد زهرا از نفــس افتـاد

«لا»از نفـــس افتـــاد،«اِلّا»از نفـــس افتـاد
مفهــــوم «إلّااللّه»آن جا از نفــــس افـــتاد

دنبال زینب می دویـــد از خیمه تا گـــودال
در زیر پایش خــــاک حتّی از نفــس افتـاد

قطعه به قطعه ،دید اذان در ازدحــام تیـر
مثـــل مــــؤذن إرباً اربا از نفــس افتــــاد

ممسوس فی ذات خــدا ،مجنـــون بابا شــد
این گونه گفت از عشق ولیلا از نفـس افتاد

رخت اسارت را به تـــن می کرد وقتــی کـه
در بیــن تــن ها ، مــــرد تنها از نفــس افتــاد

تا نوحه خوان شد نوح و آدم دم زد از نامش
از شـــدّت گـــریــــه مسیحا از نفـــس افتـــاد

ماه از نفـــس افتــــاد، وللّه از نفـــس افتــاد
نفــــس علــی و فاطمـــه تا از نفـــس افتــاد

#سیدحسین_سقازاده

@raziolhossein
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



اسیر و زخمی و غم‌دیده سرشار از تالم تو!
به روی کودکان در اوج غمگینی تبسم تو!

رباعی ساخت در اوج‌ بلاغت حضرت زهرا
برای این رباعی چیست مصراع چهارم، تو!

تو هم چون خواهرت محبوس زندان همان حاکم
عزیزِ بین مردم او، غریبِ بین مردم تو!

غریبی مثل مولایم علی بعد از رسول الله
سلام ما به تو آه ای سلام بی علیکم تو!

سلام ما به تو ای مهر پشت مهربان پنهان
سلام ما به تو ای برف ساکت دختر باران

سلام ما به غم وقتی که همراه شما باشد
به صحرایی که با آل محمد آشنا باشد

نمی‌دانیم و در این جهل ما تاریخ محکوم است
تو زینب بوده‌ای یا خواهر تو ام‌کلثوم است؟

ستیغ خطبه‌ات دارد گواهی می‌دهد مارا
کلامی این چنین از کیست غیر از دختر زهرا

الا ای شعرهایت مطلع مرثیه‌خوانی‌ها!
الا ای مهربان در کثرت نامهربانی‌ها!

چرا مارا به بغضی ناگهانی می‌برد تاریخ
و نامت را کنار آن فلانی می‌برد تاریخ

معاذالله! وصل نور با ظلمت؟ چه می‌گویند؟
ببین پشت سر دخت علی ملت چه‌ می‌گویند؟

چه جای شکوه از بعضی روایت ها که می‌بینم
مگر یک‌عده در تاریخ جز تهمت چه‌ می‌گویند؟

بگو آن را که می‌گویید نسبت داشت با مولا
به او اولاد پیغمبر به جز لعنت چه‌ می‌گویند؟

چه پرسم بعد از این از عامّه وقتی که می‌بینم
میان شیعیان یک‌ عده بی‌غیرت چه می‌گویند

چه نسبت داشت کلثوم علی با قاتل زهرا
چه نسبت بود کفر محض را با زینب صغری

توحش را چه نسبت با حریر فاطمی اصلاً
چه نسبت زاده‌ی صحاک را با زاده‌ی گلشن

ببخشا شیعیانت را اگر کم گفته‌اند از تو
فقط گه‌گاه در ماه محرم گفته‌اند از تو

تو خود در سایه‌ی خورشید زینب مستتر بودی
نبودیم اهل کشف امّا تو هم از اهل سر بودی

مرا بشناس من کوهم که نزد تو حقیر آمد
منم آن ابر پر باران که در باب‌الصغیر آمد

به قربان برادر خواهرت، بانو مرا دریاب!
فدای خاک پای مادرت، بانو مرا دریاب!

اگر شعر مرا دیدند از حسن کلام توست
که پای شعر شیعی تا ابد امضای نام توست

#سیدمحمدحسین_حسینی

@raziolhossein
👍 3
01:40
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


گلوی هجر فشردم که داده آزارم
فراق یار چه کرده است با دل زارم

سلام صبح امیدم، سلام مطلع فجر
هنوز منتظر صبح روز دیدارم

برای من که گدایم جهان نمی ارزد
اگر ز دامن لطف تو دست بردارم

به اینکه آبرویم ریخته نگاه نکن
نگاه کن چقدر بی پناه و ناچارم

گره به کار من افتاده است بازش کن
مرا ز خانهء خود رد نکن گرفتارم

کسی نبودم و قدر و بها به من دادی
کسی نبوده بجز فاطمه خریدارم

تمام نوکریم را به روضه مدیونم
تمام زندگیم را به تو بدهکارم

صدای خواهر زینب می آید از کوفه
دوباره سینه زن خواهر علمدارم

هنوز گریه کن کوچه های شام و یهود
هنوز مضطر راه شلوغ بازارم


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
😭 2
01:40
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



ام کلثومم و صد داغ به پیکر دیدم
از همان کودکی ام داغ مکرر دیدم

طفل بودم که ز خانه پدرم را بردند
ریسمان دور سر فاتح خیبر دیدم

پدرم در دل محراب دو تا شد فرقش
جای یک ضربه ی شمشیر روی سر دیدم

بعد بابا وسط طشت ز ظلم جعده
پاره های جگر و خون برادر دیدم

هر چه را دیده دو چشم تر من از طفلی
بخدا کرب و بلا چند برابر دیدم

ارباً اربا شدن ماه حرم کشت مرا
مثل تسبیح تن پاره ی اکبر دیدم

چه بگویم که چه دیدم که سه شعبه تیری
گیر کرده به گلوی علی اصغر دیدم

سخت تر از همه نحر گلوی آقا بود
نیزه را در وسط گودی حنجر دیدم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
😭 3 👍 1
01:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×513, 81.0 KB
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟
از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟

زهرا! تو مگر که چند دختر داری؟
پنهان شده نام امّ کلثوم چرا؟

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
01:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
۲۷جمادی الثانی سالروز شهادت حضرت #حضرت_سلطانعلی_بن_امام_محمدباقر علیه السلام در اردهال
#حضرت_سلطانعلی

عطر حضور داشت نفس های آخرش
آغوش جان گشود جنان در برابرش

تنگ غروب "درهء ازناوه " شوق وصل
پیچید شور نعرهء الله اکبرش

سلطانعلی ادامهء خط حسین بود
در این مسیر خون خدا بود رهبرش

جان داد یک قبیلهء عاشق به پای او
در غربتی عجیب که سخت است باورش

کرب و بلای دیگر شیعه شد اردهال
یک باغبان و این همه گلهای پرپرش

حُسن ختام بهتر از این می شود مگر ؟
در سجده بود کز تن او شد جدا سرش

در جمعه ای که جلوهء شور و شعور بود
پیچیده شد به قالی اندوه پیکرش

جان ها فدای غربت جدش که بارها
سیلی زدند بعد شهادت به دخترش

اشک "کمیل" اگر که نمی‌شد روان ز چشم
می‌سوخت در شرارهء اندوه دفترش...


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
1
ش
02:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
566×1020, 107.2 KB
شهادت علیاءمخدّره حضرت #ام_کلثوم سلام‌الله علیها

🥀 وكَانَتْ (اُمُّ کُلثومٍ) أوَّلُ مَن لَحِقَ بِالْحُسينِ عَلَيْهِ‌السَّلامُ مِنَ الْهاشِمِيّاتِ و الْهاشِميّينَ بَعدَ رُقَيَّةِ الَّتي تُوُفِّيَتْ بِالشّامِ.

🥀 بعد از حضرت رقيه سلام‌الله‌علیها، که در شام جان سپرد، اولین بانویی که از غم امام حسین صلوات الله علیه‌ از هاشمیات جان داد، حضرت ام کلثوم سلام‌الله‌‌علیها بود، که به امام حسین صلوات الله علیه‌ ملحق گردید.

📕 معالی‌السّبطين، جلد ۲ صفحه ۲۲۵

#تاریخ

@raziolhossein
😭 5 👍 3
30 December 2024
ش
01:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.0 KB
01:56
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×720, 109.3 KB
السلام علیک یا سبع الدجیل یا سید محمد بن علی الهادی ادرکنی

@raziolhossein
@raziolhossein1
01:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1251, 158.2 KB
⚫۲۹جمادی الثانی شهادت باب الحوائج حضرت سید محمد فرزند امام هادی و عموی بزرگوار امام زمان علیهم السلام تسلیت باد

@raziolhossein
@raziolhossein1
7 👍 1 😭 1
31 December 2024
ش
07:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 37.2 KB
07:53
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 39.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
07:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×768, 136.0 KB
رجبـــــ آمد کہ امشبـــــ با طلوعش

دهــد مــژده "امام باقر آمد...

#ولادت_امام_محمد_باقر_علیه_السلام
07:55
#امام_باقر_ولادت


جلوه می بارد از جمال علی
جذبه می‌جوشد از جلال علی

همه خیراتِ آسمان و زمین
نوشِ جانِ علی و آل علی

هرچه دارد خدا به خاطر اوست
هرچه دارد خدا حلالِ علی

مرتضی را چه کار با عالم
هست عالم فقط وبال علی

ای نفسهات در خصال صدوق
ای بزرگیت از خصال علی

همه‌ی حرف توست قال نبی
همه‌ی حال توست حال علی

آمدی تا که با تو ما برسیم
ما همه میوه‌هایِ کال علی

لطف زهرا تو را به ما دادند
از کَرَمخانه‌ی عیال علی

شب شب عشق آفرین ، علی است
شب لبخند پنجمین علی است

ای نمازِ مطهر زهرا
سجده‌های معطر زهرا

خیره ای خیره بر مقاماتش
مثلِ قابی برابرِ زهرا

می‌وزد در هوای گیسویت
عطرِ گلهای قمصرِ زهرا

آسمانی و مژده‌ات را داد
به زمینها پیمبرِ زهرا

بی خودی نیست فاطمی هستی
پُری از نورِ کوثر زهرا

می‌زند موج در احادیثت
جلوه‌های مکرر زهرا

با شما جبرئیل نام مرا
 می‌رساند به محضر زهرا

فاطمه عاشق همین علی است
شب لبخند پنجمین علی است

ای طلوع علی الدوام حسن
آفتاب بلندِ بام حسن

جابر آورده‌ات سلام رسول
مادرت گفته‌ات سلام حسن

می‌رسند از تبارِ مادری‌ات
هفت معصوم بر امام حسن

حسنی زاده‌ای از آلِ حسین
ای حسینی ترین کلامِ حسن

دست تو دست مجتبای کریم
به تو زیبنده است نام حسن

به عمویت ارادتت پیداست
در بقیعی به احترام حسن

چارتا مجتبی کنارِ همید
ای تمام شما تمام حسن

هم حسن هم حسین این علی است
شب لبخند پنجمین علی است

ای محمد ترین دعای حسین
دومین احمد حرای حسین

آمدی تا به انتها برسد
امتدادی از ابتدای حسین

از پدر ارث بُرده‌ای داری
به سرِ شانه‌ات رَدای حسین

آنکه روزی "حسین منی "گفت
گفت مثلش تویی برای حسین

ای علی اکبر امام شده
اکبر بعد کربلای حسین

تو حسینیه‌ی خدا هستی
با تو ماندیم در هجای حسین

عشق دنبال آخرین علی است
شب لبخند پنجمین علی است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
07:55
#امام_باقر_ولادت


بال خود را پهن كرده بر زمين روح الامين
تا شود فرش حريم قُدسِ زين العابدين

اوّل ماه رجب دنياي ما زيباتر است
چونكه ماه ديگري پا مي گذارد بر زمين

"يامحمّد"در شروعش،"يا نبي"در آخرش
نيست بيخود شد رجب ، ماه اميرالمؤمنين

فاطمه بِنتُ الحَسن درخانه ي إبنُ الحُسين
كودكي آورده از هرحيث بي مِثل و قرين

آن چنان دارد شباهت بارسول الله كه
---مي شود او را بخوانم رَحمةٌ للعالَمين

خاك جاي خود،ببين افلاك هم روشن شده
بسكه نوراني ست اين خورشيد هستي آفرين

تا بگردند آسمانيها به گردش هفت بار
مي برند اين كعبه را با شوق تا عرش بَـرين

كوريِ چشمانِ شورِ خيلِ اصحابُ الشِّمال
روز ميلادش عجب شادند اصحابُ اليَمين

عيدي امروز ما را يا علي اكبر بده
لحظه اي كه بر تو مي گويد عمو اين نازنين

"ديدني"يعني تبسّم كردن او بر حُســين
ديدني تر، سجده ي شُكرِ امام السّاجدين

پنج تن را گِرد گهواره به چشم باطنش
در ميان حجره مي بيند امام پنجمين

هفتمين معصوم آمد،هفتمين باراست كه
دست حق بي پرده بيرون آمده از آستين

عقل عالم پيش عقل حضرتش جهل عظيم
علم خلق الله پيش دانش او شرمگين

"باقر علم نبيّين"شُهرت عامش بُوَد
اين مُحمّد هم،كريم است و حَليم است و اَمين

ظاهراً شد قاتل او زين آغشته به سَم
باطناً كُشتش غم سلطان مَقطوعُ الوَتين

اختصاصاً با رقيّه داشت دردي مشترك
او هم از پُشت شُتر افتاد با صورت زمين...


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
2 👍 1
07:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
535×764, 60.5 KB
.

امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزندامیرمومنین می آید

تبریک که ماه برج حکمت ،باقر
درخانه ی زین العابدین می آید

@raziolhossein
07:56
#امام_باقر_مدح


مولای هر سرا تویی یا باقرالعلوم
از نسل هل اتی تویی یا باقرالعلوم

یک جلوه ات به ظاهر و باطن بیانگر است
پیدای هر کجا تویی یا باقرالعلوم

با آن همه روایت سبزت مشخص است
پـروازِ تا خـدا تویی یا باقرالعلوم

دیگر پی طبیب و دوایش نمیرویم
درد و دوای ما تویی یا باقرالعلوم

با لطف تو همه سرِ این سفره آمدیم
بانـیِ روضه ها تویی یا باقرالعلوم

ما نوکریم و بر دل عالم نوشته ایم؛
مـولا و مقتدا تویـی یا باقرالعلوم

در چهره ات همیشه دعا موج میزند
منظومه ی دعا تویی یا باقرالعلوم

ما غصه ی عذاب جزا را نمیخوریم
تا شافـع جــزا تویی یا باقرالعلوم

ذکر مصیبتی کن و ما هم به سر زنیم
راوی ماجـرا تویـی یا باقرالعلوم

از کوفه و خرابه و دروازه ها بگو
مشروح غصه ها تویی یا باقرالعلوم

ازکربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
در بند دست و پا تویی یا باقرالعلوم

#محمد_حسن_بیات‌لو
#روح‌_الله_نوروزی

@raziolhossein
07:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 45.9 KB
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
1 January 2025
ش
01:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام


یک لحظه هم از غیب، نگاه تو جدا نیست
این دانش بی‌حد مگر از سوی خدا نیست

در محضر تو پاسخ هر عالم و عارف
جز آیۀ «سُبحانَکَ لا عِلمَ لَنا» نیست

هر تیر نگاهت به هدف می‌خورد، آری
در ترکش چشمان تو یک تیر خطا نیست

از لطف احادیث و تفاسیر بلندت
در دین خدا تا به ابد شبهه روا نیست

تا اینکه سلامی برساند به تو از عشق
جابر همۀ عمر دلش در نگرانی‌ست

یک عمر گذشته‌ست ولی خاطر پاکت
یک لحظه جدا از سفر کرب‌وبلا نیست

هنگام اذان است و چه رؤیای قشنگی
در صحن تو اینقدر شلوغ است که جا نیست


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
2 January 2025
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 94.1 KB
18:32
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
18:33
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی
وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی
ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی
ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه اجلال نبی کیست تویی تو
چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی
ماه علوی آینه ی حسن خدایی
فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی
آری تو علیّ ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند
ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کلّ وجودی
تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی
تو نیّت و تکبیر و قیامیّ و قعودی
تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

ای گوهر توحید به درج دهن تو
روییده به هر سو گل وحی از چمن تو
انوار خدا در تو و حسن حسن تو
ما جامعه داریم ز فیض سخن تو

زین جامعه دل سوی تولای تو راهی است
هر جمله آن جلوه ای از وحی الهی است

از سامره خیزد به فلک نور حقایق
دل ها به طواف حرم قدس تو شایق
مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق
روزی خور خوان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی
نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

من آبرو از خاک در سامره دارم
من خاطره ها از سفر سامره دارم
من جلوۀ طور از شجر سامره دارم
من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست
چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجّت حق خلق به تأیید تو بنده
توحید و نبوّت به تولاّی تو زنده
جبریل به بام تو یکی مرغ پرنده
در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره
پروانه صفت دور تو گشتند هماره

نور تو که از صبح ازل تافته در دل
خاموش نگردد به هزاران متوکّل
هرگز نشود محو، حق از فتنه باطل
آری نرسد بار کج خصم به منزل

قرآن همه را با سخن وحی دهد پند
هر چیز بود فانی جز وجه خداوند

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت
آوخ که رسید از ستم خصم عذابت
گریم به تو و غصّه بی حدّ و حسابت
افسوس که بردند سوی بزم شرابت

برخیرگی خصم و به بی شرمی او اُف
خاکم به دهن جام مِی اَت کرد تعارف

تو آیه تطهیری و رجس از تو به دور است
دل جای خدا و دهنت چشمه نور است
وای از متوکّل که چه بی شرم و جسور است
مست می و مست ستم و مست غرور است

با آن شرف و عزّت و اجلال معانی
می خواست که در محفل او شعر بخوانی

خواندی دو سه بیتی که بهم ریخت سرورش
از روی سرش خورد زمین تاج غرورش
گفتی سخن از آدمی و تنگی گورش
افتاد به تن لرزه بدان قدرت و زورش

لرزید ولی در پی اظهار ندامت
می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت
افسوس که مسموم شدی چون پدرانت
آوخ که ز تن رفت برون تاب و توانت
سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

«میثم» که به دل سوز و به سر شور تو دارد
باشد که به خاک حرمت چهره گذارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
18:35
#امام_هادی_شهادت


بی هوا درب خانه ات وا شد
عده ای نانجیب آمده اند
بین سجده، بدون عمامه
پیِ تو ای غریب آمده اند

می کِشد با دو دستِ بسته تو را
دل به تقدیر داده بودی تو
دشمنانت سوار بر مرکب
پشت مرکب پیاده بودی تو

جان فدایت که روضه خوان بودی
یادِ نور دو عین افتادی
عقب قافله زمین خوردی
یادِ بنتُ الحسین افتادی

تا رسیدی به کاخ آن ملعون
پر و بالت تمام خاکی شد
ذره ای از بها نمی افتد
گیرم اصلا امام خاکی شد

متوکل شراب آورد و...‌
بعد از آن هم کمی به تو خندید
طعنه زد لااقل بخوان شعری
شعر خواندی...وجودِ او لرزید

دل زهراییت شکست آن جا
یادت افتاده بود بزم شراب
یاد دندان و خیزران بودی
یادت افتاده بود اشک رباب

یادت آمد شراب را می ریخت
به روی زخم دیده ی جدت
چشم عباس خیره شد ناگه
سوی رأس بریده ی جدت

می چکید اشکش از نوک نیزه
همه ی های و هویم این جا بود
دختری زیر لب فقط می گفت:
کاش الآن عمویم این جا بود

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
18:35
#امام_هادی_شهادت


در آسمان سامرا پیچیده بوی من
یادِ مدینه مانده بُغضی در گلوی من

هرشب بیادِ مادرِخود جامعه خواندم
شرحِ صفاتِ مادرم شد گفتگوی من

با دستِ بسته از مدینه راه افتادم
در هرنمازم اشک شد آبِ وضوی من

با بی ادب های عرب تبعید مشگل شد
رویِ سپاهی واشده دیگر به روی من

منزل به منزل رفته ام با پیکیری سالم
بر هم نخورده با تکانِ نیزه موی من

طعمِ شبِ سردِ خرابه را چشیدم من
بازی شده در چند جا با آبروی من

شکرِ خدا ناموسِ من در پرده پنهان بود
آن شب میانِ خانه وقتِ جستجوی من

چون عمه در بزم شرابی گیر افتادم
شد مرگ آن لحظه تمام آرزوی من

بی تربیت ظرفِ شرابش را تعارف کرد
چشمان یک جمعیتی خیره به سوی من

بر خورد بر شخصیتم با آنکه مَردَم من
تصویر ِ زنها زنده شد در روبروی من

قرآن نه، شعری خواندم ومجلس عوض گردید
اصلا نخورده دست بر ترکیب روی من

شکر خدا بازی نکرده با لبم چوبی
باخیزران ضربه نخورده بر سبوی من

بر خیزران و طشت و هرچه مست لعنت
بر آنکه دندان حسین بشکست لعنت

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
18:35
#امام_هادی_شهادت


درخانه اش غریب شدویاوری نداشت
در سینه اش بجز جگر پرپری نداشت

مظلوم مانده بود درآن شهر بی حیا
او هم امام بود ولی لشگری نداشت

میگفت آب آب و در آخرین نفس
جز ذکر یاحسین دم دیگری نداشت

درلحظه ی نفس زدن و جان سپردنش
شکرخداکنار خودش خواهری نداشت

برپیکرش نبود رد تیغ و خنجری
دیگرکسی نگاه به انگشتری نداشت

بر اهلبیت او نشد آنجا جسارتی
میرفت تشنه کام و غم معجری نداشت

بزم شراب دید ولیکن عدوی او
دیگر میان تشت طلایی سری نداشت...

#امیر_قربانیفر

@raziolhossein
18:35
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


تمام اهل نظر بر تو التجا بکنند
به نام پاک نقی خاک را طلا بکنند

هنوز بردن نامت کمال بی‌ادبی است
به لفظ "حضرت آقا" تو را صدا بکنند

فرشته‌ها همه هنگام سجده حیرانند
که رو به قبله و یا رو به سامرا بکنند

چقدر روی دلت زخم کهنه بسیار است
به زهر زخم دلت را چرا دوا بکنند

دوباره یک دو نفر را به کربلا بفرست
که زیر قبه برایت کمی دعا بکنند

خدا کند که شبانه تو را دگر نبرند
ز نام مادرتان لااقل حیا بکنند

خدا کند که غریبانه دست و پا نزنی
ملائک از پرشان فرش دست و پا بکنند

دوباره از لب خشکت سلام می‌ریزد
همین‌که روی تو رو سوی کربلا بکنند...

سلام بر بدنی که سه روز بعد آن را
ز دست نیزه گرفته که بوریا بکنند...

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 1
18:39

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
ش
23:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


آتش زهر اثر تا به دل و جانش کرد
باز هم یاد حسین و لب عطشانش کرد

جگرش سوخت و، از زهر ولی شکوه نکرد
منّتش داشت که بر فاطمه مهمانش کرد

خوش به حالش روی دامان پسر جان می‌داد
غم دور از وطنی گر چه پریشانش کرد

نه کسی آمد و با نیزه به پهلویش زد
نه کسی بی‌ادبی با تن بی‌جانش کرد

بدنش آب شد از زهر ولی سالم بود
نه کسی سر زتنش برد نه عریانش کرد

نه غم اهل حرم داشت به وقت رفتن
نه کسی بعد جسارت به عزیزانش کرد

پسرش گریه کنان پیرهنش پاره نمود
کی دگر کعب‌‌نی از گریه پشیمانش کرد

نیمه شب که در آن بزم شرابش بردند
یاد از بزم یزید و سر مهمانش کرد

خیزران و سر شاه شهدا واویلا
خواهرش دید چها با لب و دندانش کرد

زینبی که همه جا مثل علی صبر نمود
عاقبت چوب جفا پاره گریبانش کرد

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:42
#امام_هادی_شهادت


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد
با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خورد و جگرش سوخت لبش را سوزاند
چه کند از دل اگر ناله‌ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما...
کاش می‌شد به کنارِ پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نَفَست می‌گیرد
نیست امید که کارش به تَقَلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش
چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرفِ آبی به لبش دید فقط گفت حسین
نَفَسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسید و به زمین اما ریخت
خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید
لحظه‌ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه‌ها اینهمه بر صورت آقا نزنید
هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما
می‌دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می‌شود آتش اگر اینقدر دَوَد
عمه ای‌کاش که این شعله به بالا نکشد

می‌بَرد هرچه دلش خواست حرامی باشد
کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که
حالِ این خواهرِ تنها به تماشا نکشد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
23:42
#امام_هادی_شهادت

آیا که شود باز ببینم وطنم را
آرام کنم سینه ی پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم
با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم
آخر چه کنم ؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی
سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشه ی ویرانه نشستم
لرزاند ، غم عمه ی سادات تنم را

من کشته ی بی حرمتی بزم شرابم
با آن که نبسته لب چوبی ، دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی
سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا ، خیره سری ، چشم حرامی
سر بسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم
زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد
غارت ننموده است کسی پیرهنم را


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
23:42
#امام_هادی_شهادت

علت روی زمین ریختنم معلوم است
اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است

جگرم سوخته از زهر... تنم می سوزد
لخته های جگرم در دهنم معلوم است

چقدر درد از این شهر به خاطر دارم
از دل سوخته درد و محنم معلوم است

حق من رفتن در خان صعالیک نبود¹
در نگاهم غم هجر وطنم معلوم است

وسط سجده به کاشانه ی من ریخته اند
رد پا روی عبا و بدنم معلوم است

از همین کوچه و توهین و دو دسته بسته
روضه ی ارثیه از پنج تنم معلوم است

هتک حرمت جلوی اهل و عیالم شده ام
شرم در چهره ی هر یاسمنم معلوم است

مردک پست به من باده تعارف کرده
خجلتم در دل شعر و سخنم معلوم است

یک نفر هست کنار من و شکرش باقی است
دور بالین من اشکِ حسنم معلوم است

حسنم روضه بخوان، روضه ی جسمی عریان
من که بر روی تنم پیرهنم معلوم است

در میان کفنم تربت یک بی کفن است
غربت جد من از این کفنم معلوم است

یاد تشنه شدن و پا زدنش افتادم
تشنه ام علت پر پر زدنم معلوم است

#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
23:42
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

سرِ ما محفلِ سودايِ عليّ النّقي است
جانِ ما نـذرِ قدمهاي عليّ النقـي است
دلِ ما غـرقِ تــمـنّايِ عـليّ النّقـي است
دين ما چيست؟ تولّاي عليّ النّقي است
ما كه از روز ازل عاشق و خاطرخواهيم
زيرِ دِيْــنِ كَـرمِ هــٰادي آل الّلهيم

از هدايتگري اش اهل هدايت شده ايم
لطف او بوده كه اينقدر"عنايت شده ايم"
خار راهش شده و صـاحبِ عزّت شده ايم
كاسـه ليسان سـر خوان ولايت شده ايم
عشق ما بر پسر فاطمه ، مادرْ زادي ست
هــرچه داريم از الطاف امام هادي ست

دل ما گُم شده در پيچ و خمِ سامرّاست
چون كبوتر شـده،جلد حرمِ سامرّاست
ســائل صحن ملائك خَدَم سامرّاست
چون گره خورده به اسمت عَلَم سامرّاست
يادِ ايــّامِ تو و خاطره ات را عشق است
خشتْ خشتِ حرم سامره ات را عشق است

نوه ي حضرت سُـلطاني و آقاي همه
پُر شــده از نـفـسِ حقِّ تو دنياي همه
با تو تضمين شـده آبادي فرداي همه
نامه داديم براي تو به امـضاي همه
كوري چشم هر آنكس كه خبيث و شقي است
مُهر آن هم "لكَ لبيّك عليَّ النّقي"است

پسر حضرت جودي و سراپايت لطف
مي چكد از عرق چهره ي زيبايت لطف
ما كه ديديم فقط از يــد طولايت لطف
گشته صادر همه ي عمر ز لبهايت لطف
جامعه با جملات تو عجب شيرين است
حرفهاي تو همه مثل رطب ، شيرين است

در غم دوري خود از حرمت مي سوزيم
سوّم ماه رجب شد ز غمت مي سوزيم
با نفسهاي تو از بــازدمت مي سوزيم
پا برهنه مرو مثل قدمت مي سوزيم
پا برهنه شدي و موي پريشان كرديم
يادِ دردانه ي سالار شهيدان كرديم

مي دواندند تورا از پي مركب اي واي
داغ ميخورد به قلب تو مُرتّب اي واي
پابرهنه ؛وسط كوچه؛ مُعذّب اي واي
چه قدر سوخت دلت از غم زينب اي واي
گـرچه در بزم شــراب متـوكّل رفــتي
شكر، زيرا به سلامت سويِ منزل رفتي

سينه ي سوخته ي سينه زنت شد پاره
جگر مادرت از سـوختنت شد پاره
از درون آه ، تمام بدنت شـده پاره
چون كشيدند تورا پيرهنت شد پاره
پيرهن چاك زدم تا حسني زار زنم
همرهت بر بدن بي كفني زار زنم

تن صد پاره ي جدّت به زمين افتاد و
وسط گودي گودال زِ زين افتاد و
از ركاب شه افلاك نگين افتاد و
شمر زد قهقهه ، در دشت طنين افتاد و
نيزه ها كشته ي خونين بدني را بردند
از تن بي سر او پيرُهني را بردند

#محمد_قاسمی

@Raziolhossein
23:42
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


هزار شُکر که بُردیم نامِ هادی را
هزار شُکر که داریم امامِ هادی را

هزار شُکر که دارد در این شبِ نوروز
لباسِ مشکیِ ما احترامِ هادی را

سلامِ ما برسانید ای کبوترها
که بشنویم علیک السلامِ هادی را

چقدر جلوه به جبریل میرسد وقتی
خطاب می کند: آقا ، غلامِ هادی را

بیا رویم که جز سامرا پناهی نیست
نیاز نیست به فطرس بیا که راهی نیست



بر آستان تو مژگانِ ما که عادت کرد
به خاک بوسی ما آسمان حسادت کرد

کسی که روضه برایت گرفت بالا رفت
کسی که رفت به این روضه‌ها عبادت کرد

همینکه زائرت از جامعه زیارت خواند
سبوی خویش پُر از چشمه‌ی سعادت کرد

برای عمه سادات  در قفس رفتی
و شیر عرض اردت به این سیادت کرد*

پسر فراقِ پدر را چگونه چاره کند
روا بود که گریبان امام پاره کند*



تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بند زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امام زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند


شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند
به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند

*اشاره به روایت داخل قفس شیرها رفتن امام‌هادی(علیه‌السلام)

*اشاره به گریبان چاک زدن امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السلام)در فراق پدر
#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:42
#امام_هادی_شهادت


خبر گریه ی گرفتاران..
میرسد شب به شب به دلداران

این قبیله به فکر ما هستند
پیرشان کرده غصه یاران

نخ تسبیحشان که میچرخد
سرِ پا میشوند بیماران

سر به دیوار اهل بیت زدیم
خوش به احوال سر به دیواران

ما گنهکارهای آلوده
پشتمان گرم شد به غفاران

دل ما تنگ سامرا شده است
ما و آقا و نم نم باران!

ما طلبکار این کریم شدیم
بس که رو داده بر بدهکاران

یوسف سامرا نگاهی کن
ناز بفروش بر خریداران

شیرها پوزه میکشند به پات
تشنه ی کشتن تو خونخواران

اهل عالم غم و محن بس ماست
این که بی کس شده همه کس ماست

گرچه از زهر حال مضطر داشت
به دلش داغهای بدتر داشت

حجره از ناله ی انا العطشان
حال و روزی شبیه محشر داشت
 
علی بن جواد این آخر
ذره ای خاک کربلا برداشت

آب شرمنده ی لبانش شد
اثر تشنگی به حنجر داشت

انقدر بین حجره می غلطید
جای خونمردگی به پیکر داشت

بعد ازآن مجلس شراب فقط
از غم عمه دیده ی تر داشت

این لباسش اگر چه خاکی شد!
باز آقا لباس دیگر داشت!

گرچه سردرد اذیتش میکرد
هرچه هم بود لااقل سر داشت

دور و بر خنجری به دستی نیست
قاتلش را کجا برابر داشت؟!

دخترش گرچه داغدارش بود
پشت صد پرده بود معجر داشت

روضه من فقط همین جمله ست
پسرش را کنارش آخر داشت

کربلا داغ بر دلم خورده
وای از آن تشنه ی پسر مرده!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2 👍 2
23:42
#امام_هادی_شهادت


نمی دیدند غیر از التهاب و اضطراب آنجا
در یک خانه وا شد بارِ دیگر با شتاب آنجا

امام شیعه را با دستهای بسته می بردند
دوباره باز شد در کوچه ها پای طناب آنجا

کجا خانِ صَعالیک است شأن حضرت هادی
از این غم شد دل صدیقه کبری کباب آنجا

به هر صورت امام شیعه را تحقیر می‌کردند
تعارف شد به جان شیعیان جام‌شراب آنجا

علی الظاهر دوشنبه زهر جانش را گرفت اما
لبش تر شد خدا را شکر با یک جرعه آب آنجا

امام عسکری آمد نمازی خواند و دفنش کرد
تن او را سه روز و شب نسوزاند آفتاب آنجا

اگرچه زهر جانسوز است اما لااقل دیگر
محاسن را نکرد از خون پیشانی خضاب آنجا

نشد بی حرمتی هرگز به اهل خانه بعد از او
نشد توهین به فرزند و زن و ناموس باب آنجا

خدا را شکر بین این همه آدم نبود ای دل
یکی مثل علی اصغر یکی مثل رباب آنجا
.
.
.
«جوان حضرت هادی به بالینش رسید اینجا
جوانش دست و پا زد سید اهل شباب آنجا»

#محمود_یوسفی

@raziolhossein
👍 1
23:42
#امام_هادی_شهادت


دلم بدون تو محکوم بر پریشانی است
همیشه گوشه نگاهت علاج حیرانی است

سلام حضرت ابن الرضای دوم ما
فدای تو چه قَدَر رافتت خراسانی است

تو در تمام حرم ها کنار من هستی
زیارتم همه لطفش به جامعه خوانی است

علی ِچارم ِ دین ، هر که بنده تو نشد
تمام بندگی اش کفر و نامسلمانی است

به میوه ی دلت آقا بگو که برگردد
بهار گم شده اینجا ، هوا زمستانی است

زخشکسالی و قحطی چه غم که دل بستم
به خانه ای که همیشه در آن فراوانی است

چه در کنار گدایان ، چه کاخ آن ملعون
به هر کجا که رود کار او سلیمانی است

عزیز مصر بریز اشک بر عزیز جواد
میان سامره مانده  ، غریب و زندانی است

چه آمده است به یادش میان بزم شراب
هوای حضرت دریا چه قدر طوفانی است

دوشنبه ، گریه ، حسن ، سامرا مدینه شده
دوشنبه های حسن ها همیشه بارانی است

حسن به گریه فقط زیر لب بگوید شکر
که دست دیو و دد اینجا عقیق بابا نیست


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 1
23:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×714, 90.7 KB
#امام_هادی_علیه_السلام
#تک_بیت

کاش چون شیر که در پای تو افتاد به خاک
اسب ها از تنِ جدّ تو حیا می کردند

#حامد_آقایی

@raziolhossein
3 January 2025
ش
08:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
6 January 2025
ش
07:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
#با_آل‌علی_هرکه_درافتاد_ورافتاد
#تبری

حکایتی کنمت بشنو و شناسا شو
که این حدیث ز پیر شریعتم یاد است:

مجو طهارت مولد ز دشمنان علی
که حمل مادر این قوم از دو داماد است!


#فیض_کاشانی

@raziolhossein
👍 6
ش
08:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یاامیرالمومنین


‏مناره چاهِ عذابِ مؤذنش بشود
‏اگر بدون تو گفته‌ست یک اذان حتی

‏جماعتی که مسلمانِ دینِ غیر توأند
‏جهنم است سزای ثواب‌شان حتی


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 7 4
ش
22:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
718×1280, 183.7 KB
خدا کند ز کرم من هم انتخاب شَوَم
غبار کاشی صحن ابوتراب شَوَم

#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
13 👍 2 😍 1
7 January 2025
ش
10:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 83.3 KB
10:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
10:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
10:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
708×451, 33.4 KB
#امام_جواد_ولادت

ما راه علی و آل را میپوییم
حق را ز طریق پاکشان میجوئیم
میلاد جواد ابن رضا را امشب
تبریک به ثامن الحجج میگوییم

@raziolhossein
10:11
#امام_جواد_ولادت


در هواى سينه سودائيم
شد كبوتر اين دل هرجائيم
يك مدينه مستى و شيدائيم
مست مست از كوثر زهرائيم
كوثر امشب غيرت دريا شده
ضامن آهو مگر بابا شده

آسمان گرديده امشب خاكبوس
مى‏تراود عطر شادى از نفوس
در اجابت غرق شد شمس الشموس
شد شكوفا جلوه ی سلطان طوس
باز شد بر روى دل باب المراد
كور چشم ابتران ، آمد جواد

اين پسر سر تا به پا پيغمبر است
اين پسر آئينه دار حيدر است
اين پسر سرّ خداى اكبر است
سلسله جنبان روز محشر است
اين پسر ملك ولايت را ولى است
در نگاه او محمد منجلى است

او كه ايثار و كرم آئين اوست
دلنوازى عادت ديرين اوست
دشت و اقيانوسها مسكين اوست
دام دلها گيسوى مشكين اوست
كهكشانها و زمين آواره‏اش
كعبه ی خيل ملك گهواره‏اش

روى ماهش معنى الله و نور
خال رويش محشر يوم النشور
مى‏برد دل يك نگاه او ز حور
چشم بد از حسن وجه الله دور
جبرئيل امشب بخواند ان يكاد
دود كرد اسپند در پاى جواد

#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
10:11
#امام_جواد_مدح


تو بي ابتدايي و بي انتهايي
تو واضح ترين جلوه ي كـبريايي
همان علّت غائيِ خَلقِ مايي
ندانم كه هستي ! چه گويم چه هايي ؟
تو درياي جودي تو جـودِ خُــدايي
تــو بابُ المراديّ و بابُ الرّجايي

تو را مي شناسم تو خوبي تو خوبي
تو خورشيد هستي ولي بي غروبي
تو مثل رضــايي ، طبيبُ القـُلوبي
مُنادايِ من ، قبــلِ "إكشـفْ كـُروبي"
تو دست خداونــدِ مُشكل گُٰشايي
تــو بابُ المراديّ و بابُ الرّجايي

خـُدا مُنْــزِل و نعمت نازلش تو
نبي واصل و جلوه ي كاملش تو
علي مُقبِــل و وارث قابلش تو
چهل سالِ عُمرِ رضا ، حاصلش تو
جگر گوشه ي بضعةُ المصطفايي
تو باب المرادي و بابُ الرّجايي

به مولا ، رجب را مُرَجّب تو كردي
به مولا ، ادب را مؤدّب تو كردي
به مولا ، جهان را مُرَتّب تو كردي
به مولا ، دعا را مُجرّب تو كردي
تو در استجابت جواب دعايي
تو بابُ المرداي و بابُ الرّجايي

به ذكـر علي بين محراب ، سوگند
به شبهاي روشن ز مهتاب ، سوكند
به چشمان بيدار در خواب ، سوگند
به ربّ تو اي ربّ الاَرباب ، سوگند
خُدا كرده با خلقتت خودْنمــايي
تو بابُ المُرادي و بابُ الرّجـايي

به تهمت دهان باز كردند آسان
همان آشنايان همان ناسپاسان
كه هستند تا صبح محشر هراسان
به ازعــانِ حتّــيٰ ، قيــافه شناسان
تو شكــل عليّ بن موسي الرّضايي
تو بابُ المرادي و بابُ الرّجـايي

تويي صاحب گيسوان مُجعّد
كه شرح جمال تو صدها مُجلّد
به قـرآنِ نازل شده بر محمّد
توسّل به تو هست امري مؤكّد
تو اولاترين حاجت دستِ مايي
تو بابُ المرداي و بابُ الرّجايي

من از جود تو صاحب شور و شينم
من از لطف تو خاكسار حسينم
به اسمت قسم تا ابد زير ديــْنم
كه مشتاق پابوسي كاظميــنم
تو مولای اين عبد بي دست و پايي
تو بابُ المرادي و بابُ الرّجايي

#محمد_قاسمی


@raziolhossein
2 👍 1
10:11
#امام_جواد_مدح


روشن تر از روز است خیلی بامرامند
وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند
الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم
وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم
پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد
این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»
فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند
این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند
وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
10:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×465, 33.4 KB
نام تو حلاوت است مثل صلوات
جود است و اجابت است مثل صلوات

ریزد گل نور ، از آسمان هشتم
میلاد تو برکت است مثل صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مدح

-
نیست فقط روز مبادا کریم
هست همه روز و شبم با کریم

یاد گرفته است که بر هیچ کس
رو نزند این دلم الا کریم

هر‌چه گره بیشترم میزند
کم شود این فاصله ها... تا کریم

خواهشِ ما جرعه‌ای از آب بود
داد ولی پهنه‌ی دریا کریم

بس که درِ بسته زدم خسته‌ام
باز نشد هیچ در امّا کریم...
-
در نزده در به رویَم باز کرد
باز همین طایفه اعجاز کرد
-
فیضِ مسیحایی‌ات عیسیٰ بَرَد
دست به دامان تو موسیٰ بَرَد

از همه دل می‌بَرد آقای ما
بیشتر از حضرت زهرا بَرَد

رویِ پَرَش لطف کن و پا گذار
رتبه‌ی جبریل به بالا بَرَد

شُکر براتِ حرم آخر رسید
ناله‌ی مجنون دل لیلا بَرَد
-
بال بده تا حرمِ کاظمین ...
با نَفَسِ وای حسینم...حسین
-
مثل همیشه دَمِ ایوان طلا
نام تو شد نامِ تو سوگندِ ما

نام تو را گفتم و باران گرفت
خیس شد از گریه‌ی ما صحن‌ها

پنجره فولاد گره باز کرد
از منِ اُفتاده به لطف شما

مثل همیشه دَمِ باب الجواد
حاجت ما بود که آقا رضا ...

... جان جوادت ببرم کاظمین
تا که بخوانیم به پایین پا ...
-
..." آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده "
-
وای اگر غصه‌ی مادر نبود
حالِ تو اینقدر مکدر نبود

مثلِ حسن شد جگرت ریز ریز
حیف که بالین تو خواهر نبود

کاش زمین آب نمی‌ریختند
حیف به جز خنده پسِ در نبود

سخت کشیدند تو را رویِ بام
وای اگر بالِ کبوتر نبود

شُکرِ خدا قسمت تو بام شد
گودی و نامحرم و خنجر نبود

خوب شد از حنجره‌ات خون نریخت
حرمله در لحظه‌ی آخر نبود

شُکرِ خدا پیشِ نگاهت زِ بام
بر سرِ نیزه سرِ اصغر نبود

شُکرِ خدا پیکرت عریان نشد
زیر سُم اسب پریشان نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_مدح
#دوبیتی

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست
پایان هر چه خواستم از او نداد نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح
جایی به باصفائی باب المراد نیست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_مدح

شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا
عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم
چه سفره دار کریمی چه سفره ای چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟


*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 1
18:14
#امام_جواد_مدح
#دوبیتی


مهر شما در دل مجنون فتاد
خیر دو دنیا به من این فیض؛داد

سائل یک نیمه نگاهت منم
اسئلک بجودک یا جواد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت


در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته

مي‌بارد انوار کرم از هر کرانه
شب‌هاي دلگير زمين پايان گرفته

از سوی جنت سوره‌ی ياسين رسيده
خاک مدينه عطر الرّحمان گرفته

داده خدا ماهي به خورشيد رئوفش
آري دعاي حضرت جانان گرفته

نسل امامت مي‌شود پاينده با او
از برکتش دل‌هاي شيعه جان گرفته

او می رسد جود و سخا معنا بگیرد
در قلب عالم نور و رحمت پا بگیرد

عالم همه قطره اگر دريا تو هستي
کل خلائق عبد اگر مولا تو هستي

فيض وجود توست رزق اهل دنيا
باران جود عالم بالا تو هستي

مانده‌ست ابتر کيدِ بدخواهان شيعه
روشن‌ترين تفسير أعطيناهستی

مانند کوثر چشمه‌ی جاري نوري
با اين حساب آئينه‌ی زهرا تو هستي

ای که دل از بابا ربوده خنده‌هایت
آرامش هر لحظه‌ی بابا تو هستي

ابن الرضایی، تو کريم بن کريمي
ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی

چشمان تو خورشيد هر اهل يقيني‌ست
چشمان تو جنت! نه جنت‌آفريني‌ست

با عشق تو قلبي نمي‌سوزد در آتش
در هر نگاه روشنت خلدبريني‌ست

گويا گره خورده دلم با عرش اعلي
هر رشته از مهر شما حبل‌المتيني‌ست

من روزي هر ساله‌ام را از تو دارم
چشمان من بر دست‌هاي نازنيني‌ست

جود تو دارد جلوه‌های هل اَتایی
مولا! شفيع ما به درگاه خدايي

هر شب دل من سائل باب المراد است
آنجا که حاجتمند درگاهش زياد است

آنجا که اميد و پناه آخر ماست
آنجا که اوج هر توسل «يا جواد» است

جز آستان تو پناهي که نداريم
اين استغاثه با تمام اعتقاد است

بي لطف تو از دست خواهد رفت عبدت
يک گوشه‌چشمي، سائل تو خانه‌زاد است

در مشهد خورشيد ايران هم که هستيم
دل‌هاي ما پروانه‌ی باب الجواد است

هر شب دل من در هواي کاظمين است
در حسرت يک بوسه بر قبر حسين است

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
😭 1
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

خدا هم فقط از شما گفته است
گمانم خدا هم خدایِ شماست

گدایی برازنده‌یِ ایلِ ماست
برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا می‌رسی
که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است
گره‌هام دست دعای شماست
-
مرا پای حیدر هلاکم کنید
به عشق رضا سینه چاکم کنید
-
دلی دارم و خانه زادِ رضاست
فقط یاد دارد که یاد رضاست

کم اینجا ندیده برایش بد است
دلم مستحقِ زیادِ رضاست

فقط می‌نویسد رضا تا ابد
و شُکرِ خدا بی سوادِ رضاست

نجف ، کربلا رفتم و گفته‌اند
که راهش دهید از بلادِ رضاست

گره می‌خورد زندگی ام ولی
همین نا مُرادی مُرادِ رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم
رویِ خاکِ بابُ الجوادِ رضاست
-
جوادش درِ بسته را باز کرد
گره‌های من را رضا باز کرد
-
خبر را مسیح از مسیحا شنید
خبر را زِ جبریل موسیٰ شنید

اگر گوشِ دل را دهی می‌توان
که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی تَرک خورده بود
ولی ناگهان بویِ دریا شنید

دلِ انبیا بر دری می‌تپید
که از آن صدایِ شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد
شبی که رضا ذکرِ بابا شنید

تو هم مادری هستی و می‌شود
که از قلبِ تو نامِ زهرا شنید
-
فدایِ نفسهایِ بابایی‌ات
فدایِ تپش هایِ زهراییت
-
زِ تو کوچه‌ها تا معطر شدند
حسودانِ این شهر ابتر شدند

به کوریِ چشمان ناباوران
همه محوِ رویِ پیمبر شدند

عسل‌های کندویِ لبهای توست
گر این روزها شهد و شِکر شدند

برای تماشای لبخند توست
علی اکبری‌ها کبوتر شدند

کریمی  کرامت  جوادی و جود
چه خوش کُنیه‌هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه
پُر از یادِ میلادِ اصغر شدند

خدا دید چشم پُر احساس تو
از آن ابتدا غرقِ مادر شدند
-
کسی را نگاهت معطل نکرد
دو دست مرا هیچ معطل نکرد
-
تو دریایی و در تماشا رُباب
تو در خوابی و غرقِ لالا رُباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش
که خندید با تو به زهرا رُباب

شبیه حسینی و ماتِ تو اند
همه دورِ گهواره حتی رُباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند
تو را داده بر دوشِ سقا رُباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن
بیا زنده کن عمه را با رُباب

به دستان بابا هواست نبود
که چشمش به راه است آنجا رُباب
-
نگو مادرت را صدا می‌زدی
به دست پدر دست و پا می‌زدی


#حسن_لطفی

@Raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت


شب میلاد تو دعا گل کرد
روی دست فرشته ها گل کرد

تا خبر دار شد جواد آمد
خنده روی لب گدا گل کرد

کوچه در کوچه شهر پیغمبر
کعبه و مروه و صفا گل کرد

تا وزید " انما یرید الله"
کوثر دوم خدا گل کرد

سال ها در قنوت حضرت عشق
اشک در شور ربنا گل کرد

به اجابت رسید نجوایش
صبر و امید در " رضا" گل کرد

آن شبیکه " سبیکه* " زاد تو را
شوق در دامن صبا گل کرد

سوره در سوره قدر و اعطینا
آیه در آیه هل اتی گل کرد

چشم تو امتداد چشمه ی نور
در زلال تو " انما" گل کرد

موسوی زاده ، بر ولایت تو
کرد اقرار تا عصا گل کرد

یا جواد الأئمه ، شعر " کمیل"
تا که شد مدحت شما گل کرد

کمیل کاشانی

------------
* ﺳﺒﯿﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻮﺍﺩ است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_مدح


من از ازل گدایم و او از ازل جواد
مثل‌ رضا و مثل‌ خودش‌ بی بَدَل جواد
با روی خوش گذاشت به سائل مَحل جواد
در جُود و در کرم شده ضَربُ المَثَل جواد
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

دست خُداست دست امامِ جوادِ من
عرش خُداست روضه‌ی باب المُرادِ من
لطف زیاد اوست که مانده‌ به یادِ من
یک‌جمله است نغمه‌ی هر بامدادِ من
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

او را دلیل بارش باران نوشته اند
در مدح او ملائکه قرآن نوشته اند
چشم و چراغ شاه خراسان نوشته‌اند
روی عقیق دست کریمان نوشته اند
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

با‌ مَست حُبِّ او سخن از مُستَحَب مگو
شهد لبش که هست به ما از رُطب مگو
ما با غمش خوشیم بیا از طرب مگو
در پرده‌ای بلند بخوان ؛ زیر لب مگو
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

دل یاکریم گفت و زبان یاجواد گفت
باید نیاز خویش به بابُ المراد گفت
گنبد زبان گشود و دم گوش باد گفت
شد برکتش زیاد کسی که زیاد گفت
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

ماییم سائل سر بازار کاظمین
هستیم تا همیشه بدهکار کاظمین
بیچاره‌ی رضا و گرفتار کاظمین
گفتیم با تمامی زوّار کاظمین
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

تنها به بذل دست تو دارد نظر فقیر
اینجا نیامده‌ست پی سیم و زَر فقیر
پُرکرده‌است‌ کیسه‌ی‌خود را اگر فقیر
یک بار گفته از سر شب تا سحر فقیر
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

ای دل به شادی دل آل عبا بخوان
پیوسته با اهالی ارض و سما بخوان
در صحن با صفای امامِینِ ما بخوان
مصراع آخرست بیا با رضا بخوان
((صَلِّ‌ عَلی مُحمّد و صَلِّ عَلی‌َ الجَواد))

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
18:14
#امام_جواد_ولادت


امشب شب گدایی و عرض ارادت است
باب المراد آمده و وقت حاجت است

امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است
وقت نزول آیه ی ناب امامت است

یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت
نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است

یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن
بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است

وقت زیارتت همه در فکر مشهدند
از بس میان این دو عمارت شباهت است

حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد
با این حساب عاشقتان با سعادت است

ما را ولایت تو زآتش نجات داد
خواندی مرا که عادت این در مروّت است

ما سائلان سفره ی پر برکت توایم
هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است

توحید بی ولای شما کفر مطلق است
دین بدون نام تو عین ضلالت است

تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند...
...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است

بر خشم و کینه های تو از آن دوتن قسم
لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است

صد مرده زنده می شود از نام نامی ات
عیسی دخیل توست که اهل کرامت است

با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود
نامت برای قلب سیاهم طهارت است

شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت
آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
1
18:14
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


جلوه ها بسیار اما دل یکی، دلبر یکی
بین این میخانه ها، باده یکی ساغر یکی
ریشه های ما یکی، مصدر یکی، محشر یکی
تا ابد حیدر یکی، کوثر یکی، مادر یکی

چارده تا جلوه دیدیم از خدا، مطلب یکی است
سجده کن چون حضرت معشوق ما امشب یکی است

وا شده امشب به سمت آسمان ها پنجره
میشود گفت از نگاه یار، صدها خاطره
میرسد گاهی از آنجا که نباید تذکره
من گدای این درم، من کار دارم با گره

از گره هایی که کورند عشق پیدا میشود
خوش بحال ما رضا این بار بابا میشود

عشق را وقتی خدا در بین عالم باب کرد
ابروی دلدار ما را قبلهء محراب کرد
تا رضا را دیدن این گل پسر بی تاب کرد
خنده ای کرد و دل بابای خود را آب کرد

او که عشقش بوده از حالا به زهرا آمده
آن یکی یکدانهء آغوش بابا شده

جان فدای آنکسی که مست و حیرانش شده
هرچه حور است و ملک گهواره جنبانش شده
بارها خورشید، محو نور ایمانش شده
عالمی دلبستهء ذکر رضاجانش شده

خوب شد اصلا" کسی امشب جوابم را نداد
چون عریضه میبرم مشهد دم باب الجواد

اینکه میگویند دستش سفرهء جود خداست
آینه قدّی سلطان سریر ارتضاست
عاشقش کعبه است، ذاتاً قبله و روح دعاست
کاظمینش چون خراسان، چون نجف، چون کربلاست

ابتدای حاجت است و انتهای حاجت است
سائل و مسکین کنار سفره او راحت است

از زیارت دور شش گوشه، چه چیزی بهتر است
کعبهء مشکل گشا، باب الحوائج اصغر است
من فدای آنکه تا دنیاست، عشق مادر است
خنده اش شیرینی بزم علی اکبر است

از میان عرش، نور محشری آورده اند
جلوه ای از جلوه های حیدری آورده اند

می درخشد ماه شب های کویری حسین
می شود دید از دو چشم او دلیری حسین
می کند در وقت وقتش دستگیری حسین
می شود سرباز عصر روز پیری حسین

از لب خشکیده اش گفتم که آب آتش گرفت
بر فراز نیزه ها قلب رباب آتش گرفت


#رضا_دین‌پرور

@raziolhossein
2
18:14
#امام_جواد_ولادت


سلام برگلِ رویش بگوبه قصدِبرات
نثار گل پسر حضرت رضا "صلوات"

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
18:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1080, 195.3 KB
#امام_جواد_ولادت


باز هم نغمه ی لب آیه ی اعطینا شد
صلواتی بفرستید رضا بابا شد

#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
18:27
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 103.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
18:30
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی #صلوات

بر غنچه گلشن پیمبر صلوات
بر آل حسین و آل حیدر صلوات

شادی دل رباب امشب بفرست
ناز قدم علی اصغر صلوات

#عبدالزهرا

@raziolhossein
18:32
#حضرت_علی_اصغر


ای اهل ولا اجر شما با علی اصغر
مهمان حسینیم  بگو یا علی اصغر

این کودک شش ماهه گل باغ رباب است
پر پر شده در گلشن زهرا علی اصغر

هر کس که به گهواره ی دل جا دهد او را
او را بدهد در حرمش جا علی اصغر

ای سینه زنان دامن شش ماهه بگیرید
چون کرده به هر درد مداوا علی اصغر

طفلش مشماری که بُود باب الحوائج
پروندۀ ما را کند امضاء علی اصغر

احرام عزا بند که با ناله بگوییم
لالا پسر فاطمه لالا علی اصغر

بر مجلس یاران حسین سر زند از لطف
همراه عمو گیرد اگر پا علی اصغر


#استاد_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
18:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 33.5 KB
#حضرت_علی_اصغر

یا رباب...

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است
شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
👍 2
18:32
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

رسیدی بین آغوش رقیه در شعف باشی
رسیدی تا برای بوسه ی عمه هدف باشی
علی اکبر رسید و چون عقیق دست بابا شد
ولی تو آمدی در دست او دُرِّ نجف باشی
گرفتی خو تو با بوی عبای حضرت ساقی
تو باید مثل مروارید در قلب صدف باشی
علی حق است و حق هم باعلی من خوب می دانم
که تو معیار حق هستی اگر در هر طرف باشی

تویی که از پر جبریل پیراهن به تن داری
بنازم هیبتی مثل عمو جانت حسن داری

نوشته بر سر هر طاق و هر منبر، علی اصغر
تو هستی ساقی و خم و می و ساغر، علی اصغر
رقیه گوشه ای او را به روی پاش می گیرد
و می خواند که ای همبازی خواهر، علی اصغر
تویی که با نوازشهای پیغمبر صفا کردی
شدی در بند آغوش علی اکبر، علی اصغر
ربابه بوسه های پشت هم می زد به لبهایت
تو هستی آشنا با بوسه ی مادر، علی اصغر

ز رویت موج می زد هیبت مردانه ی حیدر
چه غوغا می کنی ای بچه شیر خانه ی حیدر

برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد
زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد
چه رویی دلربا داری، چه گیسویی رها داری
قیامت زودتر از موعدش انگار بر پا شد
چنان باب الحوائج می شوی کز مهر و احسانت
غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد
خدا را شکر ما هم نوکر این آستان هستیم
که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

تویی که پیش پاهایت پر پروانه می ریزد
کسی بی بردن نامت ز جایش بر نمی خیزد

زمین دور سرم چرخید و شعرم را رها کردم
برای مادرت نذر عجیبی ادعا کردم
که شاید عاقبت روزی کنار این حسینیه
مکانی را به عنوان "ربابیه" بنا کردم
دلم می خواست روزی خادم صحن شما باشم
نمی دانم چرا اینگونه نذرم را ادا کردم
تویی باب الحوائج، استجابت می کنی ما را
فقط با چشم بارانی دعا کردم دعا کردم

شب عید است و ما هم نوکر آل عبا هستیم
کرامت کن که ما چشم انتظار کربلا هستیم..


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
1 👍 1
18:32
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


کیست این طفل که این قدر تماشا دارد
با همین کوچکی اش هیبت مولا دارد

چه قدر رفته به حيدر بر و رويش ، جانم
چشمهايش شده مانند عمويش ، جانم

او كه آمد چه قَدَر شهر مصفّاتر شد
عرش كاشانه ي ارباب مُعلّيٰ ترشد

چشمها باز جمال ازلي را ديدند
سوّمين بار،در اين خانه علي را ديدند

چونكه آئينه ي سلطان ولايت باشد
ديدن چهره ي او نيز عبادت باشد

اي خوش آن طايفه كه از غم او دل نكنند
"قل هوالله " بخوانيد كه چشمش نزنند

مرغ عشقي ست كه بر شانه ی ثارالله است
سرِّ مَستور نهانخانه ی ثارالله است

ناز این دلبر دُردانه کشیدن دارد
طعم شيرينيِ لبهاش ، چشيدن دارد

خیره مانده به سراپای علی چشم رباب
شده روشن به تماشای علی چشم رباب

آنچه بیش از همه در دیده ی سقّا زیباست
ذوق و شوقیست که از حال سکینه پیداست

خواهرش گفت : عجب پيچش مويي دارد
مادرش گفت:عجب زيرِ گلويي دارد

علی اکبر زده گلبوسه بر او با احساس
آب و آئينه به دست آمده از راه ، عبّاس

سايه ي لطفش اگر بر سر عالم با قي ست
آفتابي ست كه در سايه ي دست ساقي ست

آب در كاسه ي دستان عمويش خورده است
نفس گرم رقيّه به گلويش خورده است

بنويسيد رباب است و غمي همواره
همه ي زندگي اوست همين مه پاره

بنویسید رُباب از جگرش گفت حسین
بااذانی که به گوش پسرش گفت حسین

وسط ذکر اذان بود که طفلش خندید
أشهدُ انّ علیّاً ولی الله شنید

گر علي اصغر او شاه جهان خواهد شد
*عالم پيــر دگر باره جوان خواهد شد*

#محمد_قاسمي

@Raziolhossein
18:32
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

ای که چون آمدی آماده ی پرواز شدی
غنچه ای بودی و چون شاخه ی گل باز شدی

در گلستان و سراپرده ی زیبایی ها
زینت و زیور باغی ز گل ناز شدی

قاصدک بودی و اما به مسیر معشوق
توسن عشق شدی رفتی و تکتاز شدی

کودکی بودی و بر جمله ی پیران طریق
رهنمای حرم و جلوه ی ایجاز شدی

در کرمخانه ی انبوه کریمان جهان
باب حاجات دو صد حاتم و ایّاز شدی

ظاهراً کوچکی اما به زمان پرواز
نه کبوتر که عقابی ، ز پی باز شدی

چون ستاره برِ خورشید تجلّی کردی
بر سر دست پدر مایه ی اعجاز شدی

گوشه چشمی به تو شد از رخ زیبای حسین
محرم راز شدی دلبر طنّاز شدی

در دل خیمه نماندی که پدر تنها بود
تا که سرباز شدی کودک جانباز شدی

رفته ای قافله ی دل ببری همراهت
یا که با محسن شش ماهه تو همراز شدی

این که جان از بدن کوچک تو بیرون رفت
نیست پایان ، به خداوند تو آغاز شدی

خون تو هدیه شد از دست حسین تا به خدا
روی دست پدر آماده ی پرواز شدی

#محمد_مبشری

@raziolhossein
18:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 44.0 KB
شب تاریک را مهتاب آمد
قرارِ هر دل بی تاب آمد
بگو‌ تبریک بر زهرا و حیدر
که آقازاده ی ارباب آمد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
👍 1
8 January 2025
ش
22:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


یکباره‌اشکِ‌ شوق ز چشمم روانه شد
تا عطر گیسوی تو در عالم روانه شد

حُسن تو یوسفانه به بازار رخنه کرد
عشق‌ِ تو در ضمیرِ منِ زار رِخنه کرد

حُسن تورا به‌قیمت‌ِجان مشتری‌شدم
خوشبخت‌عالمم‌که(علی‌اصغری)شدم

کوچک‌ترین مسیح شفاخانه‌ی حسین
ای‌ گونه‌ی لطیف تو بر شانه‌ی حسین

دُردانه، نور عین شدن را نشان بده
ممسوس در حسین شدن را نشان بده

در مُنتهای‌ چشم‌نوازی؛ جهان توست
بوسیدنی‌ترین لب عالم از آن توست

جان علی و فاطمه بودن برای توست
باب الحوائج همه‌ بودن برای توست

آغوش گرم عمّه‌ی سادات ؛ محملت
طفلی ندیده ایم به این جاه و منزلت

یاقوت سرخ بودی و الماس هم شدی
در کسوت علی شدن عباس هم شدی

حق می‌دهی که آینه‌ی محشرت کنم؟
یعنی که هم ردیف علی اکبرت کنم

آب‌ِحیات؛خضر ز جوی تو خُورده‌است
گل‌بوسه‌ی رُقیّه‌ به‌روی تو خورده‌است

تا نقش لاله‌ی تو به گلشن اضافه شد
آرامش سکینه یقینا اضافه شد

محتاج نور بودم و مهتاب من شدی
قرآن روی سینه‌ی ارباب من شدی

جشن تولّد تو اگر گریه‌آور است
این اشک شَهد و شِکّر و قند مُکرّر است

نَه‌آیه‌ای؛ نَه سوره؛ که قرآن من تویی
اصلاً طبیب و دارو و درمان من تویی

تو خواستی اگر که خدا را شناختم
در روضه‌ی تو راه شفا را شناختم

ای تکیه‌گاه آخر بی سرپناه‌ها
با تو نمی‌رسند به بن‌بست راه‌ها

تا هست بزم روضه‌ات؛ آوارگی چرا؟
تو چاره‌ی منی ؛ غمِ بیچارگی چرا؟

باتو گشوده‌ شد گره‌هایی‌ که‌داشتم
از کف نرفت حال‌‌وهوایی‌ که داشتم

از عشق تو خراب خرابیم تا ابد
مدیون مادر تو ربابیم تا ابد

با مادر مطهر تو گریه می‌کنیم
هرشب برای حنجر تو گریه می‌کنیم

روزی سه‌وعده در غم تو غصّه می‌خوریم
با یاد فرصت کم تو غصه می‌خوریم

می‌خواستی که کاری از این بیشتر کنی
فرصت نشد درست گلو را سپر کنی

لبخند آخرت چه قَدَر جانگداز شد
از گوش تا به گوش تو یکدفعه باز شد

مجبور شد که گریه کند بی صدا رباب
با آب قهر کرد پس از کربلا رباب

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
22:17
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


چقدر مشکل ما را نگفته حل کردی...
در این مقوله که باب الحوائجی شک نیست

رسیده اند پس از تو تمام اهل لغت
به اینکه معنی "اصغر" همیشه "کوچک" نیست

#مسعود_یوسف‌پور

@raziolhossein
22:17
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_مدح


شرح تو در قلم نمیگیرد
هستی ات را عدم نمیگیرد
دل لبریز از محبت تو
حسرت و درد و غم نمیگیرد
وقت احسان شبیه بارانی
کرم تو به کم نمیگیرد
معجزات علی اصغری ات
تا ابد وقفه هم نمیگیرد
مهربانی ت زندگی بخش است
هیچ پایانی ام نمیگیرد
از کریمان روزگار کسی
جای تو در کرم نمیگیرد
نوکرت در تمام سختی ها
غیر ذکر تو دم نمیگیرد
غصه دار است انکه ماه رجب
از شما یک حرم نمیگیرد

یا من ارجوه من علی اصغر
راحت روح من علی اصغر

لب تو اعتبار زمزم داشت
چشم تو ایه ایه مریم داشت
اخرین سوره ی حسینی تو
و شفاعت فقط تو را کم داشت
ای که فصل الخطاب بودی و
کربلا با تو مهر خاتم داشت
سند غربت پدر با تو
تا همیشه حدیث محکم داشت
مادرت با تو بدو امدنت
ذکر لالایی محرم داشت
نام باب الحوائجي شما
روی هر زخم کهنه مرهم داشت

نام تو استجابت دعوات
بر بلندای نام تو صلوات

با تو راه غدیر خواهد ماند
ذکر نعم الامیر خواهد ماند
با تو در اوج بام مأذنه ها
یا علی یا امیر خواهد ماند
هر که اخر گدای تو نشود
مستمند و فقیر خواهد ماند
هر کسی که نشد گرفتارت
تا همیشه اسیر خواهد ماند
دست های تو کوچک اما پر
کرمت بی نظیر خواهد ماند
نام باب الحوائجی یعنی
دست تو دست گیر خواهد ماند
در بنی هاشم اینچنین بوده
کودکش مثل شیر خواهد ماند
بر ابالفضل و بر علی اصغر
نام ماه منیر خواهد ماند

افتاب حقیقتی مولا
تو جواز شفاعتی مولا

روضه ی کربلا علی اصغر
خون بهایت خدا علی اصغر
گره ای نیست تا که وا نشود
با نگاه شما علی اصغر
رو به معراج میرود روحم
وقت فریاد یا علی اصغر
ذکر امن یجیب مضطر ها
دم مظلومنا علی اصغر
پدر و مادرم به قربانت
جان من رو نما علی اصغر

روی دست پدر رفیع شدی
ناگهان سوختی رضیع شدی

گل عمر تو در خطر باشد
گل چرا دائم السفر باشد
متمایز ترین شهیدانی
حرمت سینه ی پدر باشد
امده عصر روز عاشورا
لب خشک تو جلوه گر باشد
تیر بی رحم حرمله نامرد
از گلوی تو پهن تر باشد
کوفه ای یا هنوز زیر خاک؟
مادرت از تو بی خبر باشد
مادرت بعد داغ لبهایت
دائمأ زخم بر جگر باشد

بیت اخر ستاره میخواهم
کربلایی دوباره میخواهم


#حسن_کردی

@raziolhossein
1
22:17
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


دوباره سر زده از بامِ عشق آثاری
خدا ز نور خودش کرده پرده برداری
طلوع کرده دوباره مسیح رخساری
یقین که خون خدا هست در رگش جاری

ضریحِ قبله خلق است گاهوارهٔ او
رسد به خیر ، دوعالم به یک اشاره او

رسیده است پسر هدیهٔ نکوی خدا
همه به حالت شکر و به گفتگوی خدا
علی به معنی این است، روبه سوی خدا
که نور روی گلش آمده ز کوی خدا

حسین اگر چه شده بر جهانیان رهبر
حسین ، کودکی اش می شود علی اصغر

هرآنچه پیر شده پای بستِ این کودک
هوای خانه دلهاست مستِ این کودک
تمامِ هستی شاه است هستِ این کودک
کلید خانه زهراست دست این کودک

همینکه گفت به چشمان او قمر لبیک
به گریه گفت از اول که ای پدر لبیک

برای دیدن او آفتاب خوشحال است
به شوق دیدن این گل ، گلاب خوشحال است
برای بوسه به لبهاش آب خوشحال است
فراتر از همه دنیا رباب خوشحال است

به مهر مادری اش گشته قافیه نایاب
رباب آه رباب و رباب آه رباب

علی که بردن نامش حلاوت باباست
به حق که حاجت این طفل حاجت باباست
ادای حاجت فرزند بهجت باباست
ادا نگشت دلیلِ خجالت باباست

چو آب کودک او را بخوان تو هست فقط
گلوی نازک او بهر بوسه است فقط

نه بوسه ایی ز سه شعبه نه بوسه ایی ز خدنگ
که نیست جای عزیزی چو این میانهٔ جنگ
خدا کند نرسد روبروی یک دل سنگ
که جای سینهٔ مادر ، زند به خنجر چنگ

جواب تشنگیِ طفل ، آب نیست مگر؟
مگر تر است سه شعبه که رفته در حنجر


#حامد_آقایی

@raziolhossein
22:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 45.9 KB
امروز نشسته پای گهواره رباب
بوسیدنِ نوگلش شده کار رباب

شش ماه، دوام دارد این خوشبختی
وای از غمِ عاشورا؛ بیچاره رباب ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
9 January 2025
ش
02:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


مدینه آینه ای غرق روشنایی داشت
شب ولادت تو نور کبریایی داشت

زمین ز یمن وجود مطهرت چون عرش
به چشم اهل ولا، جلوه ی خدایی داشت

شمیم روح فزایت دل از محبان برد
نسیم کوی تو آهنگ دلربایی داشت

به آسمان هدایت نهم ستاره دمید
که خلق را ز خدا نور رهنمایی داشت

به پاس آمدنت، باغبان گلشن قدس
زاشک ،دسته گل ازبهر رونمایی داشت

کبوتر دل یاران اسیر غم ها بود
نسیم مقدم تو مژده ی رهایی داشت

تویی جواد و ز جود تو بهره ور گردید
ز بذل و جود تو هرکس که آشنایی داشت
 
همیشه دست یداللهی تو در همه جا
زعقدة دل عارف گره گشایی داشت

پناه برد  ز امواج خشم طوفان، نوح
برآن سفینه که لطف تو ناخدایی داشت

ز بی نیازی خود منت از فلک نکشد
هرآن که بردر تو کاسة گدایی داشت
 
به سایه ی دگران کی رود ،که این ذرّه
از آفتاب تو امید روشنایی داشت

دلم به مهر تو پیوسته بود از آغاز
کجا زخاک قدومت سرجدایی داشت

هماره شکرخدا بر لبان او جاری ست
از آن زمان که ولای تو را« وفایی» داشت


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2 👍 1 😍 1
ش
18:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
3
ش
19:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


الا خورشید عالمتاب ، ارباب
قرار هر دل بی‌تاب ، ارباب

نه تنها من که بینم آفرینش
تو را می‌خواندت ارباب ، ارباب

تو آن نوری که هر شب ماه از تو
گدایی می‌کند مهتاب ، ارباب

من این در را که غیر از آن دری نیست
کنم با قلب دق‌الباب ، ارباب

بیاد چشم تو بیمارم امشب
طبیبا بر سرم بشتاب ، ارباب

اگر چه ریزه خوارم باز گویم
بیا امشب مرا دریاب ، ارباب

به بیداری اگر قابل نباشم
مرا امشب بیا در خواب ، ارباب

چو شمعی در هوای کربلایت
دلم شد قطره قطره آب ، ارباب

ز چشمانم از این چشم انتظاری
چکد هم اشک هم خوناب ، ارباب

#حیدر_توکل

@raziolhossein
1 👍 1
10 January 2025
ش
05:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
11 January 2025
ش
12:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
12:44
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 102.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
12:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
#امیرالمومنین
#رباعی  #صلوات

گفتم‌که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات‌من بود حب‌علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

#محمدعلی_قاسمی

@raziolhossein
12:46
#امیرالمومنین_ولادت


خدا می‌خواست چشمِ او فقط عین‌الیقین باشد
خدا می‌خواست دستِ او فقط حَبل‌المَتین باشد
خدا می‌خواست تیغِ او میانِ کُفر و دین باشد
خدا می‌خواست نامِ او به نامِ خود قَرین باشد

خدا خود را که مومن خواند *منظورش همین باشد
که می‌خواهد علی تنها امیرالمومنین باشد


خدا تصویری از خود را زمانی که به قاب انداخت
خدا را شُکر ما را هم به پایِ بوتراب انداخت
"صبا خاکِ وجودِ ما به آن عالیجناب" انداخت
رُطب‌های نجف وقتی دهان‌ها را به آب انداخت
ضریح غرقِ انگورش مرا شَطِ شراب انداخت

صُراحی می‌کشم وقتی  شرابش اینچنین باشد
دلم مست است تا ساقی  امیرالمومنین باشد

خدا وقتی بهشتی رویِ دامانِ نجف دارد
بهشت از دور رویایِ بیابانِ نجف دارد
چه غم دارد کسی که خُرده‌ای نانِ نجف دارد
که زهرا هم دو چشمش را به ایوانِ نجف دارد
چه کم دارد خدا وقتی که سلطان نجف دارد

خدا را می‌توان بینی اگر آئینه این باشد
خدا را شُکر مولایم امیرالمومنین باشد


به حیرت  کعبه  می‌بیند شکوهی آسمانی را
ظهورِ نقطه‌ی بسم‌الله سَبْع‌الْمَثانِى را
نبی می‌بوسدش از لب همین جامِ دهانی را
به میدان می‌رود بیند زمین خانه تکانی را
به تیغ آبدارا و به هر سو سر پَرانی را

همیشه مرکبش دُل‌دُل برای فتح زین باشد
رمیدنهای لشکر از امیرالمومنین باشد


نه تنها وقت رزمش زَهره هاشان از جگر ریزد
نه تنها وقتِ مِیدان‌داریَش کوه از کمر ریزد
که از جبریل و عزرائیل حتی کُرک و پَر ریزد
نه تنها پیشِ او صحرایی از تیغ و سپر ریزد
که از تیغ و سپرشلوارهاشان بیشتر ریزد

نمی‌اُفتیم از پا تا علی حِصنِ حَصین باشد
نمی‌اُفتیم از پا تا   امیرالمومنین باشد


اگر توفیق باشد سر به پای قنبر اندازیم
"فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
بُوَدکان شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم"
که از خاکِ نجف خود را به حوضِ کوثر اندازیم

به نامش  بشکند هر سَد اگر دیوارِ چین باشد
اگر که رهبرم مولا  امیرالمومنین باشد

*آیه ۲۳ سوره مبارکه حشر

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
12:46
#امیرالمؤمنین_مدح

نه مراست قدرت آنکه دم، زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی
شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی
نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی

هله ‌ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری
که ندیده‌ام به دو دیده‌ام ، چو تو گوهری چو تو جوهری
هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری
چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم¬سَری
به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی

توئی آنکه غیر وجود خود ، به شهود وغیب ندیده‌ای
فَقرات نفس شکسته‌ای ، سُبحاتِ وَهم دریده‌ای
همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای
ز حدودِ فصل گذشته‌ای ، به صعودِ وصل رسیده‌ای
ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی

چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
همه گفته‌اند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف
ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف
فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطقِ خود ، شده‌اند لالِ تو یا علی

تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین
شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین
تویی آن که از کُشِفَ الغطا ، نشود ترا زیاده یقین
ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن بدلیل این
که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی

تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقه‌ی دنیوی
أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی
ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخله‌ی موسوی
ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانه‌ی معنوی
که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی
تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی
هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی
ز بروز جلوه ما‌خلق ، به مقام و رتبه مقدّمی
به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی
همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی

تو چه بنده‌ای که خدائیت ، ز خداست منصب و مرتبت
احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت
رسدت ز مایه‌ی بندگی ، که رسی به پایه‌ی سلطنت
همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت
شده ختم دوره‌ی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی 

تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک
پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک 
شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنه‌ی مَلَک
به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی

تویی آن¬که تکیه‌یِ سلطنت ، زده‌ای به تخت مؤبّدی
ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی
به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی
متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی
تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی

به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان
به پیاله‌ی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان
ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان
نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان
همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی

منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو می زنم 
ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو میزنم 
به همین نفس که تو دادیم نفس از ثنای تو می زنم 
شب و روز حلقه التجا بدر سرای تو میزنم 
نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی

تویی آن¬که سِدره‌ی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان
به مکان نیائی و جلوه‌ات ، به مکان ز مشرقِ لا‌مکان
رسد استغاثه‌ی قدسیان ، به درت ز لانه‌ی بی‌نشان
چو به اوج خویش رسیده‌ای ‌، ‌ز عِلوّ قدر و سُموشّان
همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی

نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی
تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی
نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی
به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی
نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی

تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون
به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و ما‌یکون
فلک و زمین به اراده‌ات ، شده بی‌ سکون شده با سکون
تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق ، که من الظّواهر و البطون
بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی

تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت
نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت
تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت
نشناخت غیر تو هیچ‌کس ، ازّلیتت ابدّیتت
تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی

تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی
تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی
تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی
به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی
بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی 

#فواد_کرمانی

@raziolhossein
2
12:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×840, 131.9 KB
#امیرالمؤمنین‌


عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
👍 2 1
12:50
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#رباعی  

ای قبلۀ اقلیم ولایت کویت
محراب بلند طاق دین ابرویت

در خانۀ کعبه آمدی زان به وجود
تا روی کنند از همه جانب سویت

#ظهوری
.......

این سیزده رجب عجب محترم است
چون روز طلوع آفتاب كرم است

حاجی! به طواف كعبه آرام برو
چون سید اوصیا درون حرم است

#ولی_الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
12:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 164.0 KB
#یاعلی

نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
در وصف علی بس، که بوَد دست خدا
در وصف خدا بس، که علی بندۀ اوست

#شیخ_بهایی


@raziolhossein
ش
18:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 128.0 KB
#تک_بیتی_علوی

در آن ساعت که درمانند خلقِ مشرق و مغرب
بُوَد دستم به دامانِ علی ابن ابی طالب...

#هلالی_جغتایی

@raziolhossein
👍 1
18:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×816, 101.0 KB
تیغ از سر خود غلاف برداشته است
شب پرده ی اعتکاف برداشته است

در پوست خود بدان نمی گنجیده است
این خانه اگر شکاف برداشته است...

#سعید_بیابانکی

.
18:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×852, 133.3 KB
🏳 ولادت امیرالمومنین علیه السلام

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیرِ حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#یا_علی
#میلاد_حسنی

.
18:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
714×1280, 169.1 KB
#تک_بیتی_علوی

چو پای بست ولای ابوتراب شدم
به دوزخ ابدی ایمن از عذاب شدم

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
18:47
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
👍 2
12 January 2025
ش
01:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×1041, 52.9 KB
#تک_بیتی_علوی

بنای خانه كعبه خليل الله نهاد اما
علي در كعبه ظاهر گشت و صاحب خانه پيدا شد

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
01:43
#امیرالمومنین‌_ولادت
#دوبیتی

روزی که علی به کعبه آمد به وجود
از بهر علی خدا در از کعبه گشود 

در بسته بداد خانه خود به علی
حقا که علیست خانه زاد معبود 


#سیدعلی_اصغر_صائم_کاشانی
.....

عرش آینه دار مهد علیای علی است
کونین نشانی ز کف پای علی است

چون کعبه بود مولد آن مظهر حق
معمار خدا، خلیل بنّای علی است

#حسین_نورس
.......

ای دُرّ ولادت تو را کعبه صدف
معراج تو دوش فخر عالم ز شرف

از مولد تو قبلۀ عالم کعبه
وز مرقد تو قبلۀ کعبه است نجف

#میر_محمد_باقر_داماد
....

چشمان علی، دو چشمه خورشید است
لبهای علی، لبالب از توحید است

سوگند به کعبه! خانه میلادش
اسلام محمّد، ز علی جاوید است

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
01:43
#امیرالمومنین‌_ولادت
#امیرالمومنین_مدح



«سه روز» بود، که در مکّه بی‌قراری بود
نگاه کعبه، پر از چشم‌انتظاری بود

«سه روز» صبح شد و، سایبان «حِجر و حَجَر»
سحابِ رحمت و ابرِ امیدواری بود

به احترام شکوفایی گل توحید
«سه روز» کار حرم عشق و رازداری بود

زِ هجر روی علی، کار «حِجر اسماعیل»
در این سه روز و سه شب، ندبه بود و زاری بود

پس از «سه روز» از آن روی ماه پرده گرفت
حرم که محرم اسرار کردگاری بود

صفای آینه از چشم «مَروه» می‌تابید
شمیم عاطفه از، «مُستَجار» جاری بود

زمین به مقدم مولود کعبه، می‌نازید
هوا هوای بهشتی، زمان بهاری بود

فرشتگان خدا، در مقام ابراهیم
سرودشان، غزل عشق و بی‌قراری بود

سحر به زمزم توحید، آبرو بخشید
علی، که زمزمۀ چشمه در صحاری بود
::
قسم به وحی و نبوّت که در کنار نبی
علی تمام وجودش، وفا و یاری بود

نشست بر لبش آیات «مؤمنون» آری
علی که جلوۀ آیات جان‌نثاری بود

چگونه نخل عدالت نمی‌نشست به بار
که اشک چشم علی، گرم آبیاری بود

امیر ظلم‌ستیز، افسر یتیم‌نواز!
یگانه آینۀ عدل و استواری بود

همین نه «مکّه» از او عطر ارغوانی یافت
«مدینه» از نَفَس او بنفشه‌کاری بود

علی، تجسّم اخلاص و صبر بود و امید
علی، تبلور ایمان و پایداری بود

علی، به واژۀ آزادگی تَقدّس داد
علی، تجلّی ایثار و بردباری بود

جهان کوچک ما حیف درنیافت که او
پر از کرامت فضل و بزرگواری بود!؟

قسم به کعبه که سجّادۀ گل‌افشانش
زِ خون جبهۀ او باغ رستگاری بود...


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
2 👍 1
01:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 121.4 KB
از زیر و بم جهان خبر داشت علی
زیر قدمش دُّر و گهر داشت علی
هنگام خطر جای پیمبر خوابید
جای خلفا نیز جگر داشت علی

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 2
01:43
#امیرالمومنین_مدح



مرده هم باشد خیالی نیست ، احیا می کند
کمترین کاری که با دل، مدح مولا می کند

کعبه او را جار زد ، تکلیف ما هم روشن است
سنگ بر مدح علی وقتی دهان وا می کند

معرفت را آن کسی دارد که قبل از خواستن
از علی ، ظرفیت آن را تمنا می کند

در نجف بودیم و باز از او نجف می خواستیم
عقل حیران بود از آنچه عشق با ما می کند

تازه می فهمد که ساقی کیست ، میخانه کجاست
مست ، انگور نجف را که تماشا می کند

رو به ایوان طلا باید که جان می باختیم
گاه عزرائیل هم با ما مدارا  می کند ...


#ناصر_دودانگه


@raziolhossein
👍 2
01:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×636, 145.6 KB
یاعلی


اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هرچه بود آمد

@raziolhossein
@raziolhossein1
4
ش
18:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#رباعی

در ماه رجب ازصدفی پاک رسید
یک گوهر دیگری زلولاک رسید

خورشیداگر نظربه کعبه دارد
دادنـد خبر نگین افلاک رسید

......

توحیدری وعشق بود مذهب تو
با ذکر خـدا شروع شدمطلب تو

گویند محمد زده بوسه به لبت
عطر صلـوات می رسد ازلب تو

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
18:29
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 25.9 KB
18:30
#تبری
#دوازدهم_رجب
به درک واصل شدن معاویه بن ابوسفیان


آیة الله سید نصرالله مستنبط در حرم امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه خدمت امام عصر صلوات الله علیه مشرف شد، شنید که امام علیه السلام در قنوت نماز خود چنین می خوانند:
«اَللّهـم انّ معاویةَ بنَ ابی سفیان قَد عادی علی بن ابیطالب( صلوات الله علیه) فالعنه لعناً و بیلاً»
* خدایا!
همانا معاویه پسر ابی سفیان دشمنی سر سختانه ای با علی بن ابیطالب صلوات الله علیه کرد،پس او را به شدت لعنت کن *
📚 معجم رجال الفکر و الادب فی النجف ۱۱۹۹/۳.
عرض نیاز به درگاه بی نیاز / ۵۰ و ۵۱.


@raziolhossein
2
18:30
#تبری
#رباعی

امشب که دل علی و زهر شاد است
از غصه دل شیعه شان آزاد است

تبریک بگویید به مولا کامشب
مرگ پسر آکلة الاکباد است


@raziolhossein
ش
18:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🚩, 14.0 KB
ش
19:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت


پیک شادی بشرتاکه زدر می آید
زآسمان بهربشر باز خبرمی آید
همه ذرات به وجد آمده اند وگویا
شوقی از شعشعۀ شمس وقمر می آید
سه شب وروز همه منتظران می گویند
عاقبت از صدف کعبه گهر می آید
خبراز بارش انوار هدایت دارد
اعتکافی که درآن جا به نظر می آید
این بشر کیست که  گویند همه خلق جهان
ها علی بشر کیف بشر می آید
هاتفی برهمۀ اهل ولا زیبا گفت
صدوده مرتبه باید که علی مولاگفت

ردّ پایی که به دیوار حرم جا مانده است
راه حلیّ است که برحلّ معما مانده است
جزعلی کیست که درخانۀ توحید سه روز
میهمان حرم حیّ تعالا مانده است
ازحرم آمده بیرون و نگاه احمد
مثل خورشید براو غرق تماشا مانده است
لب قرآنی او را به دو بوسه بوسید
بازهم تشنۀ یک بوسه درآنجا مانده است
مثل آئینۀ حیرت زده ای جبرائیل
مات ودلدادۀ آن صحنۀ زیبا مانده است
حرم الله از او آینه ای پُر نور است
هرفرشته به زمین بوسی او مأمور است

کعبه با زمزم جوشنده علی می گوید
آسمان با دل آکنده علی می گوید
بی علی هیچ کسی راه به جایی نبرد
هرکه دارد دل ارزنده علی می گوید
جزعلی نیست یدالله ، که در ملک وجود
هرکسی که شده  درمانده علی می گوید
میکند سیر علی الله درآفاق جهان
سرفرازی که سرافکنده علی می گوید
این مسیحا شدن عیسی مریم ازچیست؟
مرده را گرکه کند زنده، علی می گوید
راز اعجاز مسیحا زتولای علیست
بهتراز عطر جنان عطر نفسهای علی است

بس که گل برسر تو خیل ملک می ریزد
دسته دسته گل شادی زفلک می ریزد
صف به صف خیل فرشته به زمین می آید
پر زخاک قدم تو زملک می ریزد
ساقی چشمۀ توحید به جام جانت
شهدی از ساغر الله معک می ریزد
ای مه سیزدۀ ماه رجب لطف خدا
سیزده بار براین سفره نمک می ریزد
جزتو از چشمۀ کوثر چه کسی درمحشر
برجگرسوختگان آب خنک می ریزد
هرکه جانش تهی از شعشعۀ مهرشماست
میتوان گفت که لب تشنۀ صحرای جزاست

من کیم تاکه زحالات شما دم بزنم
آمدم تا ز روایات شما دم بزنم
همه نورید و درانوار الهی محوید
حد من نیست ز آیات شما دم بزنم
باید از اشک وضو داشته باشم که دمی
بتوانم زعبادات شما دم بزنم
کاش درمسجد کوفه بنشینم یک روز
تا که از ذکرمناجات شما دم بزنم
من که جزخیرندیدم زشما درهمه عمر
بهتر آنست زخیرات شما دم بزنم
کرمی کن زدل ماهمه رفع غم کن
نذر این سائل درمانده یکی خاتم کن

بال جبریل امین فرش ره پای توبود
راه شیری متبرک به قدمهای تو بود
درجهان هیچ کسی درخورشأن تونبود
یک نفر بود فقط فاطمه همتای توبود
شجره نامۀ تو آیۀ تطهیرنُبی است
هل اتی پرتوی از جلوۀ تقوای توبود
اسد اللهی وعین اله و وجه الهی
این همه نکته ای از علم الا سمای توبود
غزوات تو همه عطر خدایی دارد
که خدا شاهد دستان توانای توبود
کاش برجان ودلم عطر خدایی بزنی
مُهر بر  نامۀ اعمال «وفایی» بزنی 
 
 
#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 👍 1
ش
19:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


زد شیر به یک گله ی کفتار دوباره
آمد به غضب حیدر کرار دوباره

بی خوْد و زره رفت به سمتِ درِ خیبر
بی خوْد ... ولی فاتحِ پیکار دوباره

در جنگِ جمل تا که حسن رفت به میدان
گفتند که حیدر شده تکرار دوباره

ای کوه اُحُد! شاهد این باش که مردی
دَر می رَود از معرکه اینبار دوباره!

دَر می رَود از معرکه، غم نیست، علی هست
افتاده به دستانِ علی کار دوباره
.
.

بر مأذنه از حیدرِ کرار بگویید
تا زنده شود میثمِ تمار دوباره!

آنقدر نشسته ست عبا بر تنِ مولا
انگار شده کعبه ی سیار دوباره

در سیزده ماهِ رجب، بُرد دلم را
نوری که شد از کعبه پدیدار دوباره


#احسان_نرگسی


@raziolhossein
👍 1
19:26
#امیرالمومنین_مدح



سرّ الاسرار علی سید الابرار علی است
در شبستان زمین مشرق الانوار علی است

مظهر قدرت حق دست یداللهی اوست
بین مردان جهان حیدر کرار علی است 

وسط معرکه ها پرچم سبزش بالاست
بازوی صف شکن احمد مختار علی است

پشت در پشت اگر دشمن باشد غم نیست
تا که در لشگر دین میر و علمدار علی است

احد و خیبر و احزاب شهادت دادند
شیر و شمشیر خدا فاتح پیکار علی است

کاتب لوح قضا حاکم فرمان قدر
سالکان را به خدا قافله سالار علی است

شک به دل راه مده شافع یوم الدین است
روز محشر به یقین گرمی بازار علی است

تا که آسان بشود لحظه جان دادن من
آن که داده است به من وعده دیدار علی است


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
19:31
#امیرالمومنین
#رباعی


از مهرِ علی طینتِ هرکس که سرشت
هرچند بود منزل او دیر و کِنِشت

در دوزخ اگر درآورندش به مثل
جا گرم نکرده می برندش به بهشت

#میرزاطاهر_وحید_قزوینی
.......

ازمهرِ علی خلقِ جهان را شرف است
درّیست که بحرِ نجف اورا صدف است

حق گفته به حضرتِ نبی سرّ مگو
آن سرِّ مگو که گفته شاهِ نجف است

#طایرا
.....


سنبل خَجِل از زلفِ سمن سایِ علی است
گل منفعِل از رویِ دلارایِ علی است

سروی که به سربلندی افراخته سر
پایش به گِل از قامتِ رعنایِ علی است

#شاعر؟؟؟


@raziolhossein
19:35
#امیرالمومنین_مدح


چقدر سخت می گذشت روزگار بی علی
نبود در جهان دلی امیدوار بی علی

همینکه از علی سرود طعم عشق را چشید
به عاشقی نبود شهره شهریار بی علی

بدون عشق او طواف کعبه بت پرستی است
که خانه خدا ندارد اعتبار بی علی

بنا به نص معتبر سه تا خلیفه زودتر
هلاک می شدند در شروع کار بی علی

به لافتی علی قسم زمان جنگ با ستم
سپاه مسلمین نداشت اقتدار بی علی

هراس داشت دشمن از خود علی نه تیغ او
که آهنی قراضه بود ذوالفقار بی علی

قیام کربلا بدون او نتیجه ای نداشت
نبود نامی از حسین ماندگار بی علی

بهشت در زمین نمیشد آشکار بی نجف
خدا به دیده ها نمیشد آشکار بی علی

نمی شوم از او جدا همیشه خواهم از خدا
نفس کشیدن مرا روا مدار بی علی


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
👍 3
ش
19:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


باید اول خدا علی گوید
بعد از آن مصطفی علی گوید

با دمش همصدا شود هستی
تا که خیر النسا علی گوید

جبرئیل از خدا به رسم ادب
اذن گیرد که یا علی گوید

همه ی انبیا علی گفتند
نفس اولیا علی گوید

کعبه و مستجار و حجر و حجر
مروه زمزم صفا علی گوید

شرح و تفسیر کل قرآن است
نه فقط هل اتی علی گوید

تا گره باز گردد از کارش
هر که شد مبتلا علی گوید

شیعه از کودکی می آموزد
ابتدا ، انتها علی گوید

جز خدا و پیمبر و زهرا
کیست کز مرتضی علی گوید

پایدار است میثم تمار
پای دار بلا علی گوید

(لک لبیک) از خدا شنود
هر کسی هر کجا علی گوید

قبل (خیر العمل) موذن عرش
ذکر ( حَیّ عَلی علی ) گوید  

کاش می شد "کمیل" لحظه ی مرگ
با صدای رسا علی گوید 

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
ش
20:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


به نام نامی الله، آن خبیرِ قدیر
سپس درود خدا بر نبی، بشیرِ نذیر

ز خوابِ غفلت برخیز، آفتاب آمد
بشارت آمده شاعر تو را ز سمتِ بشیر

به حشر خواهی اگر در کنار حق باشی
ز هرچه غیر ولایِ علی، کناره بگیر

اسیر لحنِ کدامین صدای فتّانی؟!
"تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر"

مرا ز کنگره عرش مقصدم نجف است
مرا دوباره به درگاه خویش خوانده امیر

اگر که دورم و دیر آمدم، خیالی نیست
نه دور معنا دارد برای او نِی دیر

اگر که ساقی ما اوست غم مخور ای دل
به محضرش مکنی صحبت‌ از قلیل و کثیر

مگر‌ که روح قدس نطق را کند امداد
وگرنه شعر در این آستانه هست خطیر

مرا کجاست توان مدیح او گفتن
که قطره محضر خورشید می شود تبخیر

اسیر لفظم و درمانده مضامینم
رسیده محضر آن شاهِ بر کلام امیر

به پیش هیبت او بند بند می لرزم
بیا و بر سخن خُردِ بنده خرده مگیر

علی الخصوص که مضمون ز لفظ افزون است
که پیچش سر زلفش نمی شود تقریر

شکست بیت الله از قدوم سیف الله
غلاف پاره شد از فرط تیزی شمشیر

اگر خداش بخوانم، که خائفم ز غلو
بشر اگر‌ که بگویم چه سازم از تقصیر

همان که عرش، خودش را به پای او انداخت
نبوده است ولی زیر پاش غیر حصیر

همان که از ازل آقای هر دو عالم بود
اگر چه باز بیان‌ گشت حق به روز غدیر

همان که از خُم او، هر موحدی مست است
نداشت هیچ میی مثل نام او تاثیر

همان امیر که آزادگان اسیر وی اند
همان که حاتم طائی به پیش اوست فقیر

همان‌ لطیف چو باران، همان کرامت محض
که لطف او برسد بر همه، صغیر و کبیر

همان‌که "انفسنا" خوانده گشته در قرآن
که‌ غیر او احدی نیست وجهِ جمعِ ضمیر

همان علی که به جز گامِ استوارش نیست
به سوی حضرت الله، شاهراه و مسیر

همان‌ که روز قیامت قسیم جنت و نار
همان به محکمه ی روز حشر گشته دبیر

همان شجاع که "ما فَرّ قَطُّ فی الحرب" است
همان که ضربت تیغش نداشت هیچ نظیر

به کار غزوه خیبر گره فتاد آن روز
نمانده بود برای ظفر دگر تدبیر

نبی همین که عَلَم را به دست حیدر داد
به تیغ حیدر کرار شد عوض تقدیر

ز ترس حمله شغالان گریختند ز رزم
همین‌که‌ پای به میدان گذاشت همچون شیر

که عرصه عرصه شیر است جای هر کس نیست
بگو فرار نمایند آن سگ و خنزیر

رسیده آیه این المَفَرّ بگو به عدو
ز ذوالفقار نباشد دگر گریز و گزیر

چنان به ضربت تیغش به فرق مرحب زد
که رفت از دل میدان، عدو به قعرِ سعیر

سپس دری که چهل مرد عاجزند از او
گرفت و کند ز جایش فقط به یک تکبیر

ز جای کند در قلعه را به آسانی
چنانکه موی کشد گویی از میان خمیر

خلاصه اینکه مفصل بود فضایل او
جمال کامل او برتر است از تصویر

بیا و عاصی خود را هلاکِ خویش نما
اگر چه لایق تیغ تو نیست صید حقیر

اگر چه توبه شکستم هزار بار ولی
به حق فاطمه اینبار هم مرا بپذیر


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
👍 6 1
13 January 2025
ش
18:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#نجف


تجلی کرده از هر سو جمال کبریا اینجا
اگر دیدار حق داری طلب ای دل بیا اینجا

نگاهِ بر ضریح او حجاب از دیده بردارد
خدا را دیده اند اهل حقایق بارها اینجا

ز آدم تا به خاتم را در این درگاه می بینی
که مهمان ولی الله هستند انبیا اینجا

میان صحن او می گردم و با خویش می گویم:
بهشت اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا*

دل خورشید هم از سایه ایوان او گرم است
پناه آورده چون طفلی تمام ماسوا اینجا

به زیر سایه ایوان، سعادت می رسد بر خلق
گدایی سعادت می کند مرغ هما اینجا

حریمش جلوه "لاتقنطوا‌ من رحمه الله" است
که حتی خوف می آید به امید رجا اینجا

چنان بوی غنا آید ز کشکول گدایانش
گدایی از گدایانش نمایند اغنیا اینجا

نِعَم می جوشد از فیض نَعَم های ولی الله
که هرگز از زبان او کسی نشنیده لا اینجا

ملائک بال خود را فرش راه زائرش سازند
به نرمی زائرانِ نور بگذارید پا اینجا

خیال قامتش باشد عصای دست مشتقان
نمی گیرند پیران هم به دست خود عصا اینجا

نه تنها از غم دنیا شود فارغ در این درگاه
که زائر می شود از خویش هم حتی رها اینجا

چنان احسانِ او بی حدّ و بی حصر است ای عاصی
که داده راه آن شاه کرم حتی تو را اینجا


#عاصی_خراسانی


@raziolhossein
1 👍 1
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#نجف

نه در نجف، زیارت حیدر به من رسید
بر تخت عرش، دیدن داور به من رسید

تاج جلال، خلعت عزّت، شُکوه عشق
از فیض خاک‌بوسی این در به من رسید

در ازدحام آن همه زائر، عجیب بود
یک بوسه از ضریح مطهّر به من رسید

گر دیگران به حَبّه‌ی انگور سرخوشند
مستی ز حُبّ ساقی کوثر به من رسید

تنها نشد نصیب من از نام تو نمک
شکر خدا! ز عشق تو شکّر به من رسید

افسوس می‌خورم که چرا خاک می‌خورند
نهج البلاغه‌ها که مکرّر به من رسید

مدح علی رسد به خدای علیّ و بس
یارب! چه شد که بر سر منبر به من رسید؟!

رحمت به شاعری که ز دریای شعر او
این بیت تابناک چو گوهر به من رسید:

《منّت خدای را که سخن‌های آب‌دار
صائب! ز فیض ساقی کوثر به من رسید》

"تربت"! کلام "صائب" دیدی چه صائب است؟!
او گفت و بهره چند برابر به من رسید


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
👍 2
ش
21:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


نشسته ام به دعا گر علی قبول کند
مرا غبار کف شارع الرسول کند

تمام روز به او فکر میکنم ای شیخ
که هر خیال به جز این مرا ملول کند

علی نبوت و عدل و معاد و توحید است
اکر بناست کسی صحبت از اصول کند

علی ستاره و خورشید و ماه هرگز نیست
که دیده است خداوندگار افول کند

پناهگاه جهان است شهر شیر خدا
و شوقش اهوی تصویر را عجول کند

در عمق سینه‌ی من جا گرفته مهر علی
طبیعی است کتاب خدا نزول کند

دوباره مثل علی در جهان نمی آید
خدا به صورت انسان مگر حلول کنید

در احتضار توام ای فمن یمت یرنی
مباد عادلی از وعده اش عدول کند

#زخم_حسینی

@raziolhossein
21:15
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


از بس خيالت بالش غم را پُر از پَر كرد
آخر دلم را كنج ايوانت كبوتر كرد

قحطي مضمون بود و من هم تشنه لب بودم
شوق حرم چشم قلم را ناگهان تر كرد

از روز دحوالارض كعبه محترم بوده است
اما قدمهاي تو او را محترم تر كرد

آنكه به دست تو سپرده كار عالم را
گهواره خواب تو را دست پيمبر كرد

باري ،پيمبر نيز سيب سرخ قرآن را
وقتي كه جاري بر زبانت بود نوبر كرد

رد مي شدي و پشت هم بت ها مي افتادند
چشم تو را خالق، خليل الله اكبر كرد

هر بار خم شد ذوالفقار ابرويت در جنگ
تيغ تو ميدان را پر از پيكر، پر از سر كرد

نشكسته جز تيغت ترازوي عبادت را
يك ضربه ات اينگونه عالم را مسخر كرد

فرقي نمي كرديم ما هم آب و گل  بوديم
تا مهر تو تابيد و خاك شيعه را زر كرد

خوشبوتر از بوي دهان غنچه هم داريم
آنكه دهانش را به نام تو معطر كرد

باور نمي كردم كه شيشه در دل سنگ است
اما دلم با بردن نام تو باور كرد


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
14 January 2025
ش
01:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#نجف

این خانه که مشهور به بیت الله است
رمزی است که روشن‌دل از آن آگاه است
بر شکل علی چو حق، تجلّی می‌کرد
محتاج به خانه بودن از آن راه است


رفتم به #نجف، ثواب، غارت کردم
از فخر به حاجیی اشارت کردم
تو گردیدی ز دور بر دور حرم
من صاحب خانه را زیارت کردم


#بسمل_کرمانشاهی

@raziolhossein
👍 1
01:32
#امیرالمومنین_مدح
#نجف

.
سوختیم از آتش جانسوز هجران نجف
مثل زلف یار باید شد پریشان نجف

از غم بی آبرویی خاک بر سر میکند
هر که سر نگذاشت بر خاک بیابان نجف

دین اصحاب طریقت را ولایت گفته اند
می پسندد مصطفی ما را مسلمان نجف

حاکم صبح قیامت کیست؟ اعلا حضرتش
صاحب امر شفاعت کیست؟ سلطان نجف

نقش بر تخت سلیمان بن داوود است این
جان فدای حشمت مُلک سلیمان نجف

سفره دار اینجا خداوند است کز روی ادب
استخوان آدم و نوح است مهمان نجف

ما چه می ارزیم دیگر در مقام خدمتش
تا که جبرییل امین گردیده دربان نجف

از سرش افتاد دیگر شور و شیرین بهشت
هر کسی افتاد راهش سمت ایوان نجف

بر مشام اهل دل تا روز محشر هر سحر
عطر زهرا میرسد از روح و ریحان نجف

دست عباس از برای زائران کربلا
بسته جان استجابت را به باران نجف

سخت دلتنگیم ای دست خداوند مبین
دست ما را هم بگیر ای دستگیر نازنین


#حبیب_اولیایی‌فر


@raziolhossein
01:34
#امیرالمومنین_مدح


بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد
بجاست کعبه برای طواف برخیزد

علی ست پاسخ "هل من مبارز" دشمن
که ذوالفقار سه بار از غلاف برخیزد

به عمرو عاص بگو راه چاره عریانیست
اگر علی به هوای مصاف برخیزد

همیشه هست "یدالله فوق ایدیهم"
که هرچه هست از این ائتلاف برخیزد

به جای نور؛ گروهی به تیرگی رفتند
چه فتنه ها که از این انحراف برخیزد

چه جای بحث زمانی که از لب دشمن
برای فضل کسی اعتراف برخیزد

که "گر نبود علی من هلاک میگشتم.....!!"
....


منم همان مسکینی که در صف عشاق
برای دیدن او با کلاف برخیزد


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
3 👍 1
ش
02:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 386.5 KB
.
💐علی ولید الکعبه💐


رفتم به #نجف، ثواب، غارت کردم
از فخر به حاجیی اشارت کردم
تو گردیدی ز دور بر دور حرم
من صاحب خانه را زیارت کردم

#بسمل_کرمانشاهی

@raziolhossein
6
ش
17:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 18.3 KB
17:49
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
17:50
#حضرت_زینب_شهادت
#رباعی

جا دارد اگر فلک کنون گریه کند
با زخم دل و سوز درون گریه کند

تو زینبی و مهدی زهرا شب و روز
از بهر اسارت تو خون گریه کند



در کرببلا به دردها درمان داد
جان داد ولی جان به ره جانان داد

بر برگ گل لاله نوشتند به خون
از هجر حسین، زینب آخر جان داد

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
👍 1
17:51
#حضرت_زینب_مدح


کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیه ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است

رتبه ممسوسة فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است

کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو
کربلا تا شام ، ام المومنين اش زینب است

واقعا زن نیست این ، آموزگار مردهاست
انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است

.
خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است
کشته های نینوا ام البنین اش زینب است

فاطمه زينب حسن زينب پیمبر زينب است
حيدر كرار لحن آتشين اش زينب است

مستجير بيرق عباس گرچه شد حسين
پرچم صاحب لوا حبل المتين اش زينب است

آنكه بين ازدحام چشم هاي خيره سر
رو گرفت از دشمنان با آستينش زينب است

گرچه در بزم عبيدالله او پايين نشست
صبح محشر بانوي بالانشين اش زينب است


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_شهادت


حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی

غریب تا که نمانَد حسینِ بی‌عبّاس
به جای خواهری آنجا برادری کردی

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین
چه خواهری تو؟ برادر! که مادری کردی

تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر
تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی

پس از حسین، چه بر تو گذشت؟ وارث درد!
به خون نشستی و در خون شناوری کردی

به روی نیزه سرِ آفتاب را دیدی
ولی شکست نخوردی و سروری کردی

چه زخم‌ها که نزد خطبه‌ات به خفّاشان
زبان گشودی و روشن سخنوری کردی

زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود
سخن درست بگویم، تو حیدری کردی

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان
یگانه قاصد امّت! پیمبری کردی

بدل به آینه شد خاک کربلا با تو
تو کیمیاگری و کیمیاگری کردی

من از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟
تو ای بزرگ! خودت ذرّه‌پروری کردی


#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


ببین از داغ تو خیلی شكستم
شكستم كه چنین از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسی كه هستم

*

به یادت در نوای آب آبم
چنان تو زیر تیغ آفتابم

تو راحت خفته ای در خانه ی قبر
ولی من از غمت خانه خرابم

*

لباس تو در آغوشم برادر
صدایت مانده در گوشم برادر

تو ماندی بی كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر

*
سراسر نیزه میبینم به خوابم
سر و سرنیزه میبینم به خوابم

همین كه پلك بر هم می گذارم
تو را بر نیزه میبینم به خوابم
*

دلم هر روز سوی نیزه میرفت
كه خونت در گلوی نیزه میرفت

چه می شد مثل سرهای شهیدان
سر من هم به روی نیزه میرفت

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_شهادت
#رباعی

من در حرمت اشاره ها را دیدم
مرگ همه ی ستاره ها را دیدم

از اسب همینکه بر زمین افتادی
وا کردن گوشواره ها را دیدم

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_شهادت


این مدتی که می گذرد در عزای تو
روزی نبوده اشک نریزم بپای تو

با یاد آخرین شب پیش تو بودنم
یک شب نبوده روضه نگیرم برای تو

یکسال و نیم شمع شدم سوختم حسین
یک سال و نیم آب شدم در ازای تو

ای کاش لحظه ای که رسد جان من به لب
بودم کنار قبر تو در کربلای تو

ای کاش لحظه ای که می آیی به دیدنم
از تن سرم بریده شود پیش پای تو

جان می دهم به بستر مرگم در آفتاب
مثل تن به خاک بیابان رهای تو

بر روی سینه پیرهنت را گرفته ام
تا اینکه باز زنده شود ماجرای تو

گودال بود و ولوله ی نیزه دارها
گم بود بین هلهله هاشان صدای تو

گودال بود و پیرهن و نعل اسب ها
ای کاش بود خواهرت آنجا به جای تو

چیزی برای ما ز تو باقی نذاشتند
تقسیم شد عمامه و خود ردای تو

من بودم و نظاره ی تاراج خیمه ها
در دست باد روسری بچه های تو

عباس چون نبود به سیلی سپرده شد
بوسه زدن به دخترک بینوای تو

جز آن شبی که دور شدم از تو در سفر
تو روی نیزه بودی و من پا به پای تو

بر دامنم نیامدی آن شب دگر گذشت
اما حسین، کنج تنور است جای تو؟

یادم نرفته سنگ لب پشت بام بود
پاداش هر کسی که بپا کرد عزای تو

یادم نرفته وقت تلاوت نمودنت
شد خنده ها جواب صدای رسای تو

ما را مدام خارجی آنجا صدا زدند
ای غیرت خدا همه عالم فدای تو

تا رفع اتهام کنی از حریم خویش
با آیه های سرخ بر آمد ندای تو

اما یزید حرف تو را زود قطع کرد
با خیزران مقابل طشت طلای تو

#علی_صالحی

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_شهادت


یک سال و نیم بعد تو سالار تشنه لب
زینب به آب لب نزده یار تشنه لب

یک سال و نیم بعد تو سوخت جان زینبت
شانه نخورده موی پریشان زینبت

یک سال و نیم گریه برای تو کرده ام
با عالمی که غرق عزای تو کرده ام

یک سال و نیم ناله زدم ای حسین من
یاد قدیم ناله زدم ای حسین من

یک سال و نیم خنده به زینب شده حرام
جز نام دوست نشنود از من کسی کلام

یک سال و نیم روضه گودال خوانده ام
از دست و پای زخمی اطفال خوانده ام

یک سال و نیم یاد گلوی تو بوده ام
وقت نماز محو وضوی تو بوده ام

یک سال و نیم یاد لبت از دلم نرفت
یاد نماز نیمه شبت از دلم نرفت

یک سال و نیم بعد تو سینه زدم حسین
آتش به جان اهل مدینه زدم حسین

یک سال و نیم بعد تو فریاد می زدم
در مسجدالنبی ز دلم داد می زدم

یک سال و نیم با پدر خسته گفته ام
از محمل برهنه و کف بسته گفته ام

یک سال و نیم با حسن از کوچه گفته ام
یک کوچه نه از غم صد کوچه گفته ام

یک سال و نیم نیمه شب بهر مادرت
گفتم حکایت سم اسبان و پیکرت

یک سال و نیم بعد تو خوابم نبرده است
زینب طعام سیر پس از تو نخورده است

یک سال و نیم زینب تو بود و زمزمه
خجلت ز روی مادر سردار علقمه

یک سال و نیم ناله ام البنین حسین
می زد مرا کنار بقیع بر زمین حسین

یک سال و نیم پیرهنت اشک من گرفت
شیب الخضیب اشک تنت از من گرفت

یک سال ونیم فکر سرت روی نیزه ها
یک لحظه ام نکرد برادر مرا رها

یک سال و نیم یاد سرت در میان تشت
از قلب پاره پاره خواهر جدا نگشت

یک سال و نیم زینب تو بود و اضطراب
یک خاطره است کشته مرا مجلس شراب


@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_شهادت


لحظه ها لحظه های آخر بود
آخرین ناله های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود
خنجری خشک و دیده ای تر بود

چقدر سینه اش مکدر بود

دستش رو به قبله تا کرده
روی خود را به کربلا کرده
مجلس روضه را بپا کرده
باز هم یاد درد ها کرده

یاد باغ گلی که پرپر بود

پلکهایش کمی تکان دارد
رعشه ای بین بازوان دارد
پوست نیروی استخوان دارد
یادگاری ز خیزران دارد

چشم از صبح خیره بر در بود

تا علی اکبرش اذان ندهد
سروِ قدش تا نشان ندهد
تا علمدار سایبان ندهد
تا حسینش ندیده جان ندهد

انتظارش چه گریه آور بود

زیر این آفتاب می سوزد
تنش از التهاب میسوزد
یاد عباس و آب میسوزد
مثل روی رباب میسوزد

یاد لبهای خشک اصغر بود

میزند شعله مرثیه خوانیش
زنده ماندن شده پشیمانیش
مانده زخمی به روی پیشانیش
آه از روز کوچه گردانیش

چقدر در مدینه بهتر بود

سه برادر گرفته هر سورا
و علی هم گرفته بازو را
دور تا دور قد بانو را
تا نبینند چادر او را

آه از آن دم که پیش اکبر بود

ناگهان یک سپاه خندیدند
بر زنی بی پناه خندیدند
او که شد تکیه گاه خدیدند
مردمی با نگاه خندیدند

بعد از آن نوبت برادر بود

آن همه ازدهام یادش هست
جمع کوفیُ شام یادش هست
چشمهای حرام یادش هست
حال و روز امام یادش هست

چشمها روی چند دختر بود

یک طرف دختری که رفته از حال
یک طرف تل خاک در گودال
زیر پای جماعتی خوشحال
یک تن افتاده تا شود پامال

باز دعوا میان لشکر بود

جان او تا ز صدر زین افتاد
خیمه ای شعله ور زمین افتاد
نقش یک ضربه بر جبین افتاد
گیسویی دست آن و این افتاد

حرمله هم کمی جلوتر بود

یک نفر گوئیا سر آورده
زیر یک شال خنجر آورده
عرق شمر را در آورده

وای سر روی دست مادر بود


#حسن_لطفی

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زینب_مدح

سرّ نِی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب‌تشنگان
در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی‌ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می‌ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی‌لگام
در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود


#قادر_طهماسبی

@raziolhossein
17:51
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:01, 59.4 KB
آه یا زینب

در برج ولایت است کوکب زینب
علّامه نارفته به مکتب زینب

گفتم به فلک دلت به احوال که سوخت
بی‌پرده دو بار گفت زینب زینب

@raziolhossein
17:54
#حضرت_زینب_شهادت


یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم
با هر نخ پیراهن تو گریه کردم
خیلی برای کشتن تو گریه کردم
با خنده‌های دشمن تو گریه کردم

هرشب بدون تو هزاران شب گذشته
دیگر بیا آب از سر زینب گذشته

آخر مرا با غصّه‌ی ایّام بردند
با خاطرات سیلی و دشنام بردند
بین همان شهری که بزم عام بردند
این آخر عمری مرا در شام بردند

پروانه ها خاکسترم را جمع کردند
از زیر سایه بسترم را جمع کردند

گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کن
کمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کن
این آخر عمری مرا رو به وطن کن
من را میان کهنه پیراهن کفن کن

با قاسم و عباسم و اکبر بیائید
من را بسوی کربلا تشییع نمائید

حالا دگر بال و پری دارم، ندارم
در آتشت خاکستری دارم، ندارم
من سایه‌ی بالاسری دارم، ندارم
چیزی به جز چشم تری دارم، ندارم

آنقدر بین کوچه‌ها بال و پرم سوخت
آنقدر بعد کربلا موی سرم سوخت

باور نخواهی کرد با اغیار رفتم
با چادر پاره سر بازار رفتم
خیلی میان کوچه‌ها دشوار رفتم
با ناسزای تند نیزه‌دار رفتم

یادم نرفته دست بر پهلو گرفتم
از دشمنان تو چگونه رو گرفتم

یادم نرفته دور تو جنجال کردند
جمعیتی را وارد گودال کردند
آن ده سواری که تو را پامال کردند
دیدم تنت را زنده‌زنده چال کردند

یادم نرفته دست و پا گم کرده بودم
در گوشه‌ی مقتل تو را گم کرده بودم


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
👍 2
17:54
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت
#دوبیتی

سر ِ تورا به رویِ نيزه آشيان دادند
مرا به مجلس نامحرمان مكان دادند

جماعتي كه نمک خورده یِ علی بودند
به خواهرت سر ِ بازار ِ كوفه نان دادند

#سعيد_خرازی

@raziolhossein
17:54
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


ما همه نوکر دربار حسین و زینب
نسل در نسل بدهکار حسین و زینب
همه پشت سر انصار حسین و زینب
الگوی ماست علمدار حسین و زینب
نام ما سینه زن طایفه ای بی همتاست
کربلا، زینبیه ، کعبه و میخانه ی ماست

ما که هستیم سیه پوش عزای زینب
کاش یک روز بمیریم به پای زینب
روز و شب عادت ما گریه برای زینب
هر چه شادی است در عالم به فدای زینب
ما عزادار ولی تا به ابد دلشادیم
در غم عمه سادات جوانی دادیم

وای از آن روز که شد بی کس و یاور زینب
ماند تنها وسط آن همه لشکر زینب
لب گودال ، غریبی ، تن بی سر ، زینب
خیره بر پیکر زخمی برادر زینب
زیر لب فاطمه یا فاطمه با خود می خواند
آن همه نیزه و شمشیر تنش را لرزاند

غم او گفتنش حتی به اشاره سخت است
ماجرای بدنی غرق ستاره سخت است
به خدا بوسه زدن بر رگ پاره سخت است
سخن از مرکب ده مرد سواره سخت است
داشت می سوخت همه ارض و سما واویلا
یک زن و این همه اندوه و بلا واویلا

روز و شب داشت ازین رسم زمانه گله ها
دختر فاطمه شد همسفر حرمله ها
وای از خواندن روضه وسط هلهله ها
آه ، بی حرمتی کعب نی و سلسله ها
وای از آتش اشرار که سوزاند پرش
وسط کوچه و بازار شکستند سرش

وای از خون دل و اشک مدام و زینب
وای از آن همه سنگ لب بام و زینب
خیزران ، تشت طلا ، بزم حرام و زینب
وای از قصه ویرانه ی شام و زینب
دردها دارد و نشنیده کسی فریادش
تا ابد داغ رقیه نرود از یادش

دم رفتن چه قدر غم به دلش جا دارد
قامتی خم شده چون حضرت زهرا دارد
گله پشت گله از مردم دنیا دارد
به بغل پیرهن کهنه آقا دارد
وقت مهمان شدنش پیش حسین و حسن است
گفت لبیک حسین چشم ازین دنیا بست

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 3 1
17:54
#حضرت_زینب_شهادت


به سر رسید دگر داستان غربت من
کجایی ای سبب خنده ولادت من
عزیز مادر من ، یار با محبت من
همیشه دیدن روی تو بوده عادت من
مریض درد فراقم بیا عیادت من


چقدر بار مصیبت به شانه بردم من
خدا گواست که یکسال و نیم مردم من
چه غصه ها که برای تنت نخوردم من
تو روی خاک و به بادها سپردم من
مرتبت کند ای نخل سرو قامت من


تو رفتی و غم داغ تو بر جبین افتاد
چقدر پشت سرت خواهرت زمین افتاد
به ضرب تیر گلوی تو از طنین افتاد
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
دم شهادت تو شد دم شهادت من


ز خاطرم نبرم چشمهای گریان را
نگاه حسرت و سوز دل یتیمان را
به کوفه طرز پذیرایی ز مهمان را
به دست مردم ، خرما و لقمه نان را
سرت به نیزه تلاوت نمود قرآن را
شکست رأس تو ، از دست رفت طاقت من


شدیم وارد شام خراب یادت هست؟
به بازوی من خسته طناب یادت هست؟
به آستین که گرفتم حجاب یادت هست؟
تو را زدند به قصد ثواب یادت هست؟
زدند لطمه به روی تو و به عزت من


من و غم و من و ناله ، امان از این غربت
کفن نداشت سه ساله ، امان از این غربت
فدک نبود و قباله ، امان از این غربت
رخش کبود چو لاله ، امان از این غربت
گذاشت داغ روی داغ بی نهایت من


غروب و خیمه و غارت خدانگهدارت
فراق یار و اسارت خدا نگهدارت
عزای شام و جسارت خدانگهدارت
غم نگاه حقارت خدا نگهدارت
هزار شکر که آخر روا شد حاجت من

#علی_سلطانی

@raziolhossein
17:54
#حضرت_زینب_شهادت


گرچه از کودکی‌اش داغ مُکرّر دیده
قامتش‌خَم شده‌چون‌داغِ‌برادر دیده

همه در طایفه‌‌ی‌مادری‌اش‌غَم دیدند
او ولی غُصّه و غم چند برابر دیده

نیم‌قرن است که‌هرروزعذابش داده
جای‌آن‌پنجه‌که‌بَر صورت مادر دیده

از دل معرکه او را به مدینه بُرده‌ست
آن‌ شکافی‌که‌ روی پهلوی‌ِ اَکبر دیده

خاطرآزُرده‌ی‌آن‌زخم‌عمیق‌است‌هنوز
که شب‌ِ قدر به پیشانی‌ِ‌ حیدر دیده

آه‌ازآن‌ساعت‌ِجانسوز که‌او باخبر از
---تیرباران شدن نعش‌ِحسن‌ گردیده

چه‌قدرسخت‌گذشته‌ست‌به‌او وقتیکه
تیر را دوخته بر حنجر اصغر دیده

مرگِ‌خود را زِ خدا خواسته‌درنافله‌اش
بوسه‌ی‌ تیغ‌وسنان‌را که‌به‌حَنجر دیده


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
17:54
#حضرت_زینب_مدح


صبر از زبان عجز ثناخوان زینب است
عقل بسیط واله و حیران زینب است

ایوب صابر است ولیکن درین مقام
انصاف ده که ریزه خور خوان زینب است

در قتلگاه، جسم برادر به روی دست
بگرفت کای خدای من این جان زینب است

قربانی تو است بکن از کرم قبول
کاری چنین به عهده ایمان زینب است

در خطبه‌اش که‌کوفه از‌آن‌شد سکوت محض
گفتی که ممکنات به فرمان زینب است

ابن زیاد شوم به دار الإماره اش
رسوا ز منطق شرر افشان زینب است

با اینکه با عیال برادر به شهر شام
در دست اهل ظلم، گریبان زینب است

بر هم زن اساس جفاکاری یزید
لحن بلیغ و نطق درخشان زینب است

افزون بود ز حوصله خلق عالمی
درد و غمی که در دل سوزان زینب است

دارد «صغیر» امیدی و از روی اعتقاد
چشمش به لطف بی حد و پایان زینب است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
17:54
#حضرت_زینب_مدح


کوه از کمر خم می شود در پای زینب
پیدا نگردد واژه ای همتای زینب

مثل چکاچک های ناب ذولفقار است
هر خط به خط از خطبه ی غرای زینب

یک شهر ساکت می شود وقتی بخواهد
طوفان کند فریاد یا زهرای زینب

تهدید تاج و تخت حتی در اسیری
هست از کلام معجزه آسای زینب

پرچم به دوش کربلای بی حسین است
نامی نبود از کربلا منهای زینب

عطر حماسه می وزد هر جا که باشد
صدها قصیده می شود غوغای زینب

مریم تر از مریم به عفت رنگ و بو داد
دارد به زهرا می رسد تقوای زینب

از بس قنوت عرش پیما داشت هر شب
شد ملتمس بر وتر او مولای زینب

غمهای عالم غم نخواهد بود هرگز
در پیش یک غم از همه غمهای زینب

جا داشت یک دریا ببارد آسمان اشک
وقت مرور صبر پر معنای زینب

دین در کُمای بدعت بوزینه ها بود
امروز زنده مانده با احیای زینب

با دست بسته معجرش را حفظ کرده
غیرت از او آموخته سقای زینب

سر می سپارم زیر تیغ غیرت عشق
فتوا نمی خواهم به جز فتوای زینب


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
17:54
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی #عامیانه


عطر سیب صحن دلبرم میاد
بخدا همینه باورم..،میاد
نفسای آخره..،مطمئنم
دم آخری برادرم میاد

دست غم تو رو ازم جدا کشید
زینب از دوری تو چیا کشید
من چجوری زیرِ سایه جون بدم...
وقتی جسم تو سه روز گرما کشید

از عذابِ بعدِ تو نترسیدن
نیزه‌ها امونتو می بُریدن
روی تل دست و پا گُم کرده بودم...
دست و پا که میزدی می خندیدن

کاش اینا خداشونو عوض کنن
دین بی بهاشونو عوض کنن
خدا لعنتش کنه..،فکر کی بود
نعل مرکباشونو عوض کنن!

دور خیمه‌های تو غُلغُله بود
چشم بد دور و بر قافله بود
خولی و شمر و سنان..،جای خودش
بددهن تر از همه حرمله بود

حرمله عذاب بی اموون میداد
مشک عباسمونو نشوون میداد
تا که دِقِّمون بده..،گهواره رو
جلو چشمای رباب تکوون میداد

کوفه زخم دلمو نمک می زد
سنگ غم آئینه‌مو محک می زد
نزدیکِ محلّه‌ای که درس دادم...
منو شاگرد خودم کتک می زد

کوچه های تنگ و اون همه فشار...
هتک حرمتِ منو به‌روم نیار
منی که پرده‌نشین بودم یه عُمر
با سرِ بازارِ برده ها چیکار؟!

یه بُزُرگی..،زندگیش خراب میشه
دلِ سنگَ‌م واسه اون کباب میشه
بخدا روم نمیشه سوال کنم...
آستینِ پاره مگه حجاب میشه؟!

مرهم هیچ‌کسی التیام نبود
شونه ای پناه گریه‌هام نبود
اون همه بلا توو کربلا دیدم...
هیچ مصیبتی شبیه شام نبود

داغ بی حسابشو یادم نیار
اون همه عذابشو یادم نیار
مستای شامی چه بی حیا بودن...
مجلس شرابشو یادم نیار

اگه با غم تو همدم می شدن
این حرامیا هم آدم می شدن
میدونم زیر سر خیزرونه...
دندونات یکی یکی کم می شدن

باید این شب‌و به روز بدل کنم
مشکل فراقِمونو حل کنم
حالا که تو نیستی پیشم..،بایدَم
یادگار مادرو بغل کنم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
17:54
#حضرت_زینب_شهادت


شکر خدا نشسته اجل دربرابرم
تا همرهش بَرَد، به جوار برادرم

گر آشنا نمانده کنارم ملال نیست
باشد سرم به دامن پر مهر مادرم

همت کنید و بستر من را برون برید
تا سوزد از شراره ی خورشید پیکرم

ازپیش من برون ببرید این سبوی آب
تاچون حسین،تشنه دهم جان به داورم

پیراهن حسین مرا بر کفم دهید
کارام گیرد این، دل درخون شناورم 

بر سنگ قبر من بنویسید،این کلام
من کشته ی حسین و جدايی ز دلبرم

#‌حیدر_توکلی

@raziolhossein
                  
👍 2 1
17:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
901×1280, 200.0 KB
یازینب


از پنج‌تن هر آن چه ودیعت که داشتی
آن را به پنج نقطه‌ی نامت گذاشتی

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
1
ش
20:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت



چون کویرِ بدون باران بود
سیلی صورتش نمایان بود
همه موهای او پریشان بود
بیقرار حسینِ عطشان بود

کفنی پاره مانده در مُشتش
درد شلاق و نیزه ها کُشتش!

حال و روزی عجیب و درهم داشت
در رجب غصهء مُحرّم داشت
گرچه در زینبیه مَحرم داشت
دم آخر، حسین را کم داشت

حرز زهرا "وَ اِن یَکادَش" بود
لحظه های وداع، یادش بود

قلب زارش ز کار می افتاد
یاد حلقوم یار می افتاد
بین آن نیزه زار می افتاد
پیش ده تا سوار می افتاد

آنهمه شور و شین را کشتند
زنده زنده حسین را کشتند

یوسفش را که برنگرداند و
پیکرش بین گرگ ها ماند و
شب شد و عرش را که لرزاند و
یا اُخیَّ اِلیَّ می خواند و

زیر نیزه شکسته تب می کرد
آب از خواهرش طلب می کرد

بین هفت آسمان قمر می سوخت
خیمه ها تا دم سحر می سوخت
دل زهرای خونجگر می سوخت
در میان تنور، سر می سوخت

بعد آن بی حیایی دشمن
مطبخ خانه اش نشد روشن

تنِ بی سایه بان عوض شده بود
نیّت ساربان عوض شده بود
لحن زجر و سنان عوض شده بود
سر و وضع زنان عوض شده بود

گوش های بدون زیور، وای!
دختران بدون معجر، وای!

مُشت و سیلی ز پیش و پی خورده
سنگ عُشاقِ مُلک ری خورده
بعد هر گریه، کعب نی خورده
پیش او یک سپاه، مِی خورده

ناله هایش به آسمان رفته
بین بازار شامیان رفته

بی علمدار خود، کشیده عذاب
رفته در کوچه ها بدون نقاب
شده آب از غم و جنایت آب
خواب گهواره دیده مثل رباب

چون رباب ز جنگ، برگشته...
صورتش بوده رنگ، برگشته
.
.
گذرش در خرابه ها افتاد
دم دیوار، بی عصا افتاد
سر که آمد، طبق جدا افتاد
دختری از سر و صدا افتاد

مثل بابا شکست حرمت او
جای بوسه نداشت صورت او


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 7
20:30
#حضرت_زینب_شهادت



کوه درهم خُرد شد  تسخیرِ زینب را که دید
سایه‌ای از سایه‌ی تصویرِ زینب را که دید

نیمه‌شب باید بیاید  تا نسوزد آفتاب
آب شد خورشید تا تاثیرِ زینب را که دید

مَا رَأَیْت إِلَّا جَمِیلا گفت  حیرت کرد عشق
کربلا شد کربلا  تفسیرِ زینب را که دید

غیرتش مثل خودش می‌ساخت از اهل حرم
دشمنش مغلوب شد  تکثیرِ زینب را که دید

ذوالفقارِ مرتضی با خطبه‌هایش شد یکی
شام یکجا خاک شد  شمشیرِ زینب را که دید

فاطمه إِنّٰا فَتَحْنٰا خواند دنبالِ سرش
کوفه شد مخروبه‌ای  تکبیرِ زینب را که دید

حق بده با شش برادر آمد و بی کَس گذشت
غم به حالش زار زد  تقدیرِ زینب را که دید

پیش عباسش چرا دستان او را بسته‌اید
هِی زمین اُفتاد سر  زنجیرِ زینب را که دید

اینکه اُفتاده‌است در این بی کَسی‌ها خواهر است
آه با پیراهنی پاره نگاهش بر در است


آنقدر غم دید  تابِ داغِ دیگر را نداشت
تابِ جان دادن ولی  در بین بستر را نداشت

ماه‌ها می‌شد مُهیا بود  تا جانش رود
کاش می‌شد جان دهد  اما برادر را نداشت

کاش می‌شد لااقل مثلِ رقیه جان دهد
یادِ آن لبهاست اما  در بغل سر را نداشت

چند روزِ آخری می‌خورد خانوم بر زمین
پیر بود و بینِ دستش  دستِ اکبر را نداشت


تشنه است و بسترش در آفتاب و سایه نیست
حیف ایندفعه  کنارش آب آور را نداشت

طاقتِ هر داغ را او داشت  اما با حسین
طاقتِ گودال را  آن ضربِ آخر را نداشت

طاقت آوارگی را داشت  اما قامتش
طاقت بوسیدن از  رگهای حنجر را نداشت



#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
23:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح


عشق تا روز قيامت بيقرار زينب است
عاشقى كار من و تو نيست كار زينب است

كربلا در صحنه تاريخ اگر جاويد ماند
تا ابد مديون صبر و اعتبار زينب است

تخت و تاج ظلم را با خطبه‏اى تحقير كرد
كاخ شب ويرانه شد اين شاهكار زينب است

با شهادت روح او مأنوس بود از كودكى
از نژاد درد قلب داغدار زينب است

دست تزوير عبيد الله را از پشت بست
(ما رأيت الا جميلا) اقتدار زينب است

بسته در بند اسارت دست هاى او ولى 
گردن فتنه اسير ذوالفقار زينب است

باغبان لاله‏اى پرپر دشت بلاست
سبز باغ دين ز چشم اشكبار زينب است

خون پيشانيش بر محمل نوشت اين جمله را
مردم دنيا حسين دار ندار زينب است

مرگ زينب هم شهادت در مسير عشق بود
يك كلام ، اصلا شهادت از تبار زينب است

مهدى زهراست هر شب زائر مخصوص او
قطره هاى اشك او شمع مزار زينب است


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 3 1
16 January 2025
ش
17:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
4
18:14
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه #رباعی

ای رحمتِ عام، یااباعبدالله
مولای کِرام یااباعبدالله

با وعدهٔ فطرس ، همه دل خوش کردیم
از دور، سلام، یااباعبدالله

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
1 👍 1
18:14
#امام_حسین
#گودال #قتلگاه
#شب_جمعه

شمیمِ اشک و آه ای وای مادر
زِ هر سو بسته راه ای وای مادر

زِ تَل می کرد نگاه ای وای خواهر
میانِ قتلگاه ای وای مادر

@raziolhossein
18:14
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


“مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد”
علی‌الخصوص که باشد در این حرم شب جمعه

خوشا بر آنکه به تمرین از صراط گذشتن
مقابل حرمت می‌زند قدم شب جمعه

خدا به داد ملائک رسد که محشر کبراست
شروع مرثیه‌خوانی محتشم شب جمعه


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 1
18:14
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه


شبهای جمعه کربلا غوغاست ای وای
چشم امیرالمۅمنین دریاست ای وای
ذکـــر بُنَیَّ بـرلب زهــــراست ای وای
مرثیه خوانش زینب کبراست ای وای
گــوید کــه یا اُمـاه آهــم را شنیـدند
مادر حسینــم را همین جا سربریدند


فرصت به اولاد و به اصحابش ندادند
مَــرهَـــم به زخـمِ قلبِ بی تابش ندادند
می گفت«اُسقـــــونی» ولی آبش ندادند
مهمان که بود ، حتی از این بابَش ندادند
اصحاب را بر خاک، خون آلود می دید
از تشنگی ارض و سما را دود می دید


تنها میان معرکه ، واغُربَتاٰ ، که...
با گریه می زد ناله‌ی «واقِلَّتاٰ»که...*
واحَســرتا،واضَیعَتــا،واویلتــا که...
«فَوَقَفَ لِـیَسْتَـــریحَ سٰاعَتــاٰ» که...
سنگ جفـــا آیینـــه را بشکست مادر
تیر سه شعبه سینه را بشکست مادر


از یک طرف خولی به استقبال می رفت
ازیک طرف لشگر پیِ خلخال می رفت
مادر نبــودی شمـــر در گـــودال می رفت
مادر خودم دیدم حسین از حال می رفت
بالای تَل بودم ، پُر از آه و پُر از درد
من که نمی رفتم ، حسینم گفت برگرد


برگشتـــم اما پیکـــــرم می سوخت مادر
انگار کــــه بال و پـــرم می سوخت مادر
احساس می کردم سرم می سوخت مادر
در خیمه بودم ، حنجرم می سوخت مادر
احساس می کردم تن من را دریدند
احساس می کردم گلویم را بریدند

*واقلة ناصراه


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
👍 2
ش
20:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 113.2 KB
🏴 یازینب

یاحسینی که جهان یکسره بر لب دارد
یادگاری‌ست که از حضرت زینب دارد

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
5 👍 1
17 January 2025
ش
16:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
16:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


نِگاهِ رَحمَتَت بَر ماست می‌دانَم که می‌آیی
زِ اَشگِ دُوستان پِیداست می‌دانَم که می‌آیی

گُذشتِه چاردَه قَرن و هَنُوز اِی یُوسِفِ زَهرا
تُو تَنها و علی تَنهاست می‌دانَم که می‌آیی

به گُوشِ شِیعه از پُشتِ دَرِ آتَش زَدِه گُویی
صَدای نالِهء زَهراست می‌دانَم که می‌آیی

به یادِ کَربَلا، کَربُ بَلا شُد عالَمِ اِمکَان
زَمان، هَر رُوز عاشُوراست، می‌دانَم که می‌آیی

هنوز آیاتِ قرآن از لَبِ جَدّت به نُوکَِ نِی
به گُوشِ زِینَبِ کُبراست، می‌دانَم که می‌آیی

به یادِ آب آبِ تِشنِگان، چشمِ مُحبّانَت
زِ اشگ و خُونِ دِل دَریاست، می‌دانَم که می‌آیی

هنوز آن زخمِ پیکانی که بر چِشمِ عَمُویَت خُورد
به چشمِ خُون فِشانِ ماست می‌دانَم که می‌آیی

تماشای خیالیّ سر اصغر به نُوکَِ نری
شرارِ آتشِ دل‌هاست می‌دانَم که می‌آیی

به خونِ پاکِ مظلُومانِ عالَم می‌خُورَم سیوگند
که مَهدِی مُصلحِ دُنیاست می‌دانَم که می‌آیی

اگر چه غایبی #میثم به چشم خویش می‌بیند
لوای دولتت برپاست می‌دانَم که می‌آیی


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
👍 1
16:56
زیارت امام زمان در روز جمعه.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
03:55, 3.6 MB
زیارت امام زمان
عجل الله تعالی فرجه‌ الشریف
در روز جمعه

باصدای محسن فرهمند
@raziolhossein
21 January 2025
ش
02:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.3 KB
02:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 56.8 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#رباعی

با قلب کباب می‌فرستم صلوات
با دیدن آب می‌فرستم صلوات

چشمم که به چشم کودکی می‌افتد
بر روح رباب می‌فرستم صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

#ایوب_پرندآور
@raziolhossein
02:12
#حضرت_علی_اصغر
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


آزاد گشت آب امان از دل رباب
افزون شد التهاب امان از دل رباب

افسوس می‌خورَد که دعاهای دیشبش
شد دیر مستجاب امان از دل رباب

احساس شیر کرد و برون شد ز خیمه‌گاه
با هول و اضطراب امان از دل رباب

در بین قتلگاه چو زینب گلایه کرد
با قبر بوتراب امان از دل رباب

می‌گفت ای فرات حلالت نمی‌کنم
شد خانه‌ام خراب! امان از دل رباب

دیدی برای جرعه‌ی آبی عدو گرفت
از غنچه‌ام گلاب امان از دل رباب

لبهای بی تبسم و آغوش بی علی
لالای بی جواب امان از دل رباب

نزدش چو می‌رود سخن از آب، شعله سان
افتد به پیچ و‌ تاب امان از دل رباب

امشب بعکس دیشب، گوید به طفل خویش:
«بیدار شو‌ ز خواب!» امان از دل رباب

پیراهن دو سالگی‌اش را گرفت و رفت
تا افکند به آب... امان از دل رباب

تا شام، نیشِ زخم زبانهای حرمله
او را دهد عذاب امان از دل رباب

گویند بانوان حرم جمله یکصدا
وای از دل رباب امان از دل رباب

حاجت روا روی تو از این درگه ای «رحیق»
کن ناله بی‌حساب: امان از دل رباب

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein1
1
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


با روضه خطبه خواند به لحن محن رباب
زینب ترین روایت یک شیرزن رباب

رویم ندیده روی سپیدم نموده ای
با توست روی فاطمه در این سخن رباب

یکسال گرچه سوخته ای زیر آفتاب
در سایه ات نشسته بهشت عدن رباب

با اینکه کربلا وطنش شد پس از حسین
دیگر نماند بعد پسر در وطن رباب

در مجلسی که مرثیه خوانش رقیه است
زینب خطیب میشود و لطمه زن رباب

در راه شام خیره به گهواره ی فراق
گاهی سکینه است ولی عمدتا رباب

بر نیزه رفته است ولی بی کفن که نیست
قنداقه شد به قامت طفلت کفن رباب

قربان سوز آذری روضه های تو
"سولموش علیِّ اصغره لای لای دیَن رباب"

بس کن عروس فاطمه از دست میروی
تازه عروس را چه به لطمه زدن رباب

#سید_ابوالفضل_عصمت_پرست

@raziolhossein
👍 2 1
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


حال او سخت خراب است مراعات كنيد
دلش از داغ كباب است مراعات كنيد

نكش اينقدر!زمين خورد،زمين خورد رباب
دست و پايش به طناب است مراعات كنيد

اين عروس پسر دختر پيغمبر ماست
فرض كن اهل كتاب است مراعات كنيد

همه ي طايفه اش تشنه به خون غلتيدند
درد او ديدن آب است مراعات كنيد

خواهشأ پاي نكوبيد،گمان كرده به ني
كودكش خسته و خواب است مراعات كنيد

نيزه ي راس علي اصغر او را ببريد
اينكه اينجاست رباب است مراعات كنيد

نگذاريد به سر حرمله نزديك شود
بي حيا مست شراب است مراعات كنيد

لب گزيدي كه نگو،چشم،نميگويم،چشم
ادب روضه ثواب است مراعات كنيد

#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 3
02:12
#حضرت_علی_اصغر
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


دو جرعه آب ندیدی رباب را کُشتی
سه جرعه تیر مکیدی رباب را کُشتی

نگاه سمتِ حرم نه، به سویِ علقمه کن
بگو عمو نرسیدی رباب را کُشتی

برات رو زدم و رویِ من زمین اُفتاد
تو خواهشم نشنیدی؟ رباب را کُشتی

نشست ضربه ی تیر و کمی تو را چَرخاند
زِ خوابِ ناز پریدی رُباب را کُشتی

صدایِ حنجرِ تُردَت رسید زینب گفت
سه شعبه را چو کشیدی رُباب را کُشتی

بگو به تیر کمی جا برای بوسه نماند
چرا عمیق بُریدی رُباب را کُشتی

به رویِ دست چرا جمع کرده ای خود را
زِ دردِ تیر خمیدی رُباب را کُشتی

تو را نهان کنم اما من این عبا چه کنم
از این لباس چکیدی رُباب را کُشتی

امانتیِ ربابم،بگو به مادرِ من
چه جایِ شیر چشیدی؟رباب را کُشتی

همین که گریه نکردی حسین را کُشتی
همین که آب ندیدی رباب را کُشتی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
02:12
#حضرت_علی_اصغر
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


دادم پس از تو ديگر از كف راه چاره
من ماندم و يك آسمان بي ستاره

فرقي ندارد زنده باشم يا نباشم
وقتي ندارم روي دوشم شيرخواره

آغوش مادر بود روزي جايت اما
حالا سرت بر نيزه،دست آن سواره

ديگر صداي هر دوتاي ما گرفته
تو پلك بر هم ميزني من با اشاره

تو سهم آغوش خودم هستي عزيزم
آخر بغل ميگيرمت يك شب دوباره

از نيزه مي آئي كمي هم پيش مادر
تا بوسه گيرم از گلوي پاره پاره

اصغر دعا كن تا بميرم در غم تو
تا كي كنم راس تو را بر ني نظاره

#محسن_صرامی

@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#حضرت_علی_اصغر
#دوبیتی

چرا قهری مگر تقصیر دارم
بِجایت بر کَفَم زنجیر دارم
کفِ آبی فقط خوردم عزیزم
بیا از نیزه پایین   شیر دارم



دلم مِیلِ دو اَبروی تو دارد
ببین که شانه‌ام مویِ تو دارد
در آغوشم فقط پیراهنِ توست
لباس تازه‌ات بویِ تو دارد



 نمی‌آید پس از توخواب ، ای کاش...
که می‌مُردم منِ بی تاب ای کاش
دوباره شیر آوردم ولی حیف...
نمی‌خوردم پس از تو آب ای کاش



 مرا آزار با زنجیر می‌داد
به من او نان با تحقیر می‌داد
زنِ شامی مرا سوزاند وقتی
کنارم طفل خود را شیر می‌داد



 دوباره روضه می‌گیرم عزیزم
در این ویرانه می‌میرم عزیزم
دوباره حرمله رد شد از اینجا
دوباره خشک شد شیرم عزیزم



 نگفتند آه داغِ بچه دیده‌است
نگفتند از بلا پُشتش خمیده است
ولی گفتند این تازه عروسان
عروسِ فاطمه مویش سفید است



 گُلِ یاسِ مرا از ساقه بستند
مرا با ریسمان بر ناقه بستند
نمی‌ماندی به نیزه چاره کردند
سَرَت را با نخِ قنداقه بستند



چه حسرتها جشیدم بچه‌ام را
چه سختیها کشیدم بچه ام را
کنارِ بچه‌های  نیزه دارش
به روی نیزه دیدم بچه ام را



 فقط لالا کنم لالا بخوابی
ندارم غصه دیگر تا بخوابی
از آغوشم جدا گشتی و رفتی
که رویِ سینه‌ی بابا بخوابی



 نه رحمی بر پدر ، نه شرم کردند
بساطِ غارتش را گرم کردند
برای آنکه راحت‌تر بخوابی
زدند و سینه‌اش را نَرم کردند



سرم شد خاکِ عالم نیزه رَد شد
به پشتِ خیمه دیدم نیزه رَد شد
به دنبالِ تو می‌گشتند بر خاک.‌‌..
چنان زد از تنت هم نیزه رَد شد



به پشتِ خیمه‌ام قلبم گرفته
تمام چهره‌ام را غم گرفته
زِ بس نازی که تیری با سه‌شعبه
در آغوشش تو را محکم گرفته



 عبا را روی تو افکند بابا
دلش را از غمت آکند بابا
چنان با تیر چسبیدی به قلبش
تو را  از سینه‌ی خود کَند بابا

#حسن_لطفی
@raziolhossein
👍 1
02:12
#حضرت_علی_اصغر
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


ای طفل شیرخواره ی من،یاس پرپرم
با دیدن سرت،سر نی سوخت حنجرم

شرمنده ام که بی تو کمی آب خورده ام
این آب آتشی شده بر قلب مضطرم

حالا که شیر آمده در سینه ی رباب
از چه به روی نیزه نشستی برابرم

این نیزه ها توان سر کوچکت نداشت
نیزه بزرگ تر ز سرت،خاک بر سرم

آندم که حرمله به تنم تازیانه زد
از روی نیزه داد زد ای وای مادرم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#حضرت_علی_اصغر


علیِ اصغر من، طفل ناز و شيرينم
چگونه رأس تو را بر فراز نی بينم

گداخت اين دل من بعد رفتنت جانا
ز بعد تو من و اين روضه هاي سنگينم

سرت به روي ني و پيكرت به پشت خيام
فداي تو، به كنار كدام بنشينم؟

چه ناله هاي جگر سوز بعد تو بكشم
چه خواب هاي پريشان كه بعد تو بينم

نشد كه بشنوم حرفي از اين دو غنچه ي لب
مگر به خواب دهي اندكي تو تسكينم

از اين به بعد من و ناله هاي پي در پي
من و خيال تو و لاي لاي غمگينم


#مسعود_صفارنژاد

@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات
چه زود این همه تغییر کرد آب فرات

چه کرد با جگر تشنه‌ها؟ نمی‌دانم
رباب را که زمین گیر کرد آب فرات

رباب را چقدر در حرم خجالت داد
همان دو لحظه که تأخیر کرد آب فرات

سفید شد همۀ گیسویش یکی به یکی
عروس فاطمه را پیر کرد آب فرات

همان که آبرویت را ز گریه‌اش داری
سه شعبه در گلویش گیر کرد آب فرات

دو قطره آب ندادی و شاه عطشان را
چقدر حرمله تحقیر کرد، آب فرات!

دوباره آب رسید و دوباره شیر آمد
ولی چه سود، کمی دیر کرد آب فرات

تمام اهل حرم تشنه، اسب‌ها سیراب
سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#حضرت_علی_اصغر

لالا بر آن که خواب ندارد چه فایده
ماندن بر آن که تاب ندارد چه فایده

گیرم تو را حسین بگیرد، بغل کند
وقتی دو قطره آب ندارد چه فایده

احساس مادری به همین شیر دادن است
آری ولی رباب ندارد چه فایده

انداخته حِرز، اگر چه به گردنت
تا صورتت نقاب ندارد چه فایده

پرسش نکن سه شعبه برایم بزرگ بود
وقتی کسی جواب ندارد چه فایده

با چه سر تو را به نی بند می کنند
زلفی که پیچ و تاب ندارد چه فایده

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


رباب بودی با گریه رَبِّ آب شدی
در این یکی دوسه ماهه چقدْر آب شدی

بجای جعده شدی هدیه بر بنی الزهرا
دعای فاطمه بودی که مستجات شدی

بنا نبود که جلوه کنی در این عالم
کنار نور عقیله تو در حجاب شدی

زبسکه خاک سرت ریختی زداغ حسین
ترک ترک شده همرنگِ با تراب شدی

عروس فاطمه بودی که رفتی از یثرب
همین مدینه !!!کنیز حرم خطاب شدی

زگریه زیر دو چشمت شیار افتاده
بیاد لب لبِ ششماهه ات کباب شدی

چنان حسین عوض گشته شکل صورت تو
زبسکه سوخته در زیر آفتاب شدی

دمی که  حنجرِ پاشیده را بغل کردی
توهم زخون گلوی علی خضاب شدی

به دست ِ خالی و لالایی تو خندیدند
به روی ناقه تو یک لحظه غرق ِ خواب شدی

زنی مقابل تو شیر داد؛ طفلش را
چقدر یادعلی اصغرت عذاب شدی


میان طشت، خجالت کشید از تو حسین
دمی که وارد آن مجلس شراب شدی

اشاره کرد یکی بر سکینه دختر تو
برای حفظ امانت در اضطراب شدی

عروسِ حضرت زهرا زمانه با تو چه کرد
به شهر شام زنِ خارجی خطاب شدی


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها



بدون معجر هم می‌کند حجاب رباب
ز نور فاطمه دارد به خود نقاب رباب

کدام قافیه خوب است شعر مرثیه را
بدون وقفه دلم داد زد رباب رباب

ز داغ سینه‌ی خشکیده از عطش بی شک
تمام عمر به خود می‌دهد عذاب رباب

به التماس، اباالفضل زیر لب می‌خواند
به گوش مشک علی و به گوش آب رباب

از آن زمان که به دنبال آب رفته حسین
ندیده است علی را مگر به خواب رباب

پس از امام که مانده‌ست پیکرش بر خاک
نشسته است فقط زیر آفتاب رباب

نجات بخش حسین است از جفای یزید
چه کرده است در آن مجلس شراب رباب

به گوش او نرسد کاش گریه‌ی نوزاد
که از صداش میوفتد به اضطراب رباب


#زخم_حسینی

@raziolhossein
02:12
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


در عزایت آیه ی تطهیر گریه میکند
دوست‌‌ و دشمن ، جوان و پیر گریه میکند

زود میفهمم که حال و روزم اصلا خوب نیست
تا که چشمم پیش نامت دیر گریه میکند

روضه خوان تا گفت یا مظلوم، دیدم فاطمه
بر تو ای مظلوم بی تقصیر گریه میکند

گریه‌کن‌ها رفته اند اما حسینیه هنوز
در سکوتی محض دارد سیر گریه می‌کند

گوشه ای تنها نشسته اشک میریزد رباب
آه، این زن واقعاً دلگیر گریه می کند

یاد آن ساعت که پشت خیمه ها شاه غریب
قبر را میکَند با شمشیر.... گریه میکند

بین خیمه ناله میزد ظهر از بی شیری اش
شب چرا با سینه ی پر شیر گریه میکند

سنگ ها بوسه به پیشانی طفلش میزنند
مادرانه پای این تصویر گریه میکند


#یا_مظلوم

@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#حضرت_علی_اصغر


شکسته پشت غم از بار غصه های رباب
از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب

به سوز سینه ی گهواره داغ غم زده است
شرار زخم دل خون لای لای رباب

و تار صوتی آتش گرفته می فهمد
که آمده چه بلایی سر صدای رباب

برای کودکش آنقدر آه و ناله نکرد
که چشم مشک پر از اشک شد بجای رباب

به جان گریه ی شش ماهه روی دست حسین
کسی نریخته اشکی مگر به پای رباب

قنوت صبر گرفته برای حلق علی
خدا کند به اجابت رسد دعای رباب

میان هلهله ی چنگ و های و هوی رباب
سه شعبه زخم زد و ناله شد نوای رباب

و ناگهان پر و بال فرشته ها تر شد
به خون کشته ی مظلوم کربلای رباب

"رقیه" آمده از یک فرشته می پرسد
پیام تسلیت آورده ای برای رباب؟

و فکر می کنم آب فرات گل شده است
که ریخته به سرش خاک، در عزای رباب

خدا به داد دل خاطرات او برسد
چه می کشند خیالات انزوای رباب

#مرتضی_پور_رجب

@raziolhossein
02:12
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#حضرت_علی_اصغر


از تیر بر گلو بود، بغضی که در گلو داشت
یادش بخیر روزی ، این مادر آرزو داشت

با یاد حنجری که شد پاره گریه می کرد
لالا همین که می خواند گهواره گریه می کرد

دندان نداشت وقتی ،  جان داد طفل شیری
از حنجرش در آمد ، دندانه های تیری

تیر از کمان که آمد، اول به حنجرش خورد 
بعد از گلو در آمد ، بر قلب مادرش خورد

یک سال داغدار پاشیدن گلو بود
با کودکی خیالی مشغول گفتگو بود ...

از زه صدا در آمد ، از حلق پاره ات  نه !
بر نیزه بند آمد ، اشک از نظاره ات ؟ نه !

در معرکه به دور از چشم رباب رفتی
آغوش من چه کم داشت ،بر نیزه خواب رفتی

سنگت زدند و حتی ، یک آه هم نگفتی
بالا نشینم ای کاش ، از روی نی نیفتی


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
1
02:14
#حضرت_علی‌_اصغر_علیه‌_السلام


در آسمان کرببلا، کم ستاره نیست
امّا به دل‌رباییِ این ماه‌پاره نیست

گهواره‌اش به بحر گنه، دست‌گیر ماست
این کشتی نجات بُوَد، گاهواره نیست

"در یک شکوفه نیز شکوه بهار هست"
نامش علی است، شیر بخوان، شیرخواره نیست

قنداقه را به معرکه‌ی عشق می‌برند
"در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست"

با یک نظر گرفت گلوی سه‌شعبه را
نازم به تیغ طفل که جز یک نظاره نیست!

با گریه‌اش ز مادر و با خنده از پدر
اشکی گرفته است که آن را شماره نیست

بر غربت حسین، گلوی علی گواست
با هیچ کس چنین سند پاره پاره نیست

دیشب صدای گریه‌‌اش از عرش هم گذشت
امشب علی کجاست که در گاهواره نیست؟

باید کنار گریه، صبوری کند رباب
جز اشک، غیر صبر، دگر راه چاره نیست

با نی بگو که زخمیِ تیر سه شعبه است
این حلق را که طاقت زخم دوباره نیست

در آسمان که سرخ شود موقع غروب
آیا به یاد حنجر او یادواره نیست؟

"تربت"! بس است شرح غم بی کرانه‌اش
بحری است بس عمیق که آن را کناره نیست


غزلی عاشورایی در ۱۲ بیت از ۹ شاعر، به ترتیب آقایان:

#مهدی_محب‌زاده
#فصیح‌الزمان_شیرازی_رضوانی
#فریدون_مشیری + #حمیدرضا_اسلام‌لو
#مهدی_محب‌زاده + #حافظ_شیرازی
#جواد_هاشمی_تربت
#مهدی_حسین‌قلیان
#احمد_گرجی
#علی_کاملی_کرمانشاهی
#جواد_هاشمی_تربت
#محمدحسین_مهدی‌پناه
#جواد_هاشمی_تربت
#عباس_بردبار


@raziolhossein
👍 1
02:14
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام



گفتم "حسین"، صفحه‌ی دل، پرستاره شد
راهِ نجات، دامنِ یک شیرخواره شد

گفتم که کیست، اکبرِ آیاتِ کردگار؟
فوراً به گاهواره‌ی اصغر، اشاره شد

باب‌الحوائج است و زود گره باز می‌کند
با اذنِ او، امورِ دو دنیا، اداره شد

هرچند کودک است، ولی بهرِ دردها
با دست کوچکش بنِگر، راهِ چاره شد
...
می‌سوخت در غمش همه‌ی هفت آسمان،
تیر از کمان پرید و جهان در نظاره شد

تیر از کمان پرید و گلوی علی که نه...
قلبِ پدر برای پسر، پاره پاره شد

بر ماتمش زمین و زمان، نوحه می‌کنند
دستِ حسین، مقتلِ این شیرخواره شد

#عادل_حسین_قربان

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#محاوره


دست و پا میزنه تقصیر نداره 
شیرخواره تحمل تیر نداره 
تقصیر منه که منت کشیدی
بمیرم که مادرش شیر نداره

اونیکه میره دلم براش میاد 
آبو خورده داره با باباش میاد
واسه اینکه زیر آفتاب نباشه 
بچه مو گرفته توو عباش میاد

تشنگی برده قرار و توونم 
سخته راه برم با قد کمونم
یکمی زمان بده منم بیام 
تا براش نماز میت بخونم

عرق پیشونیت از شرمه حسین
خون بچه مون هنوز گرمه حسین 
خاکو آروم رو تنش بریز آخه 
استخون شیش ماهم نرمه حسین

الهی براش بمیره مادرش
جای دستم خاک اومد زیر سرش 
نگا کن که روی صورتش هنوز 
مونده جای بوسه های خواهرش

خاک میگن سرده، نه خاک اصغرم
تشنه کشتنش، نمیشه باورم
روی میوهی دلم خاک نریزی 
خاکو باید بریزی روی سرم 

#یامظلوم

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


چگونه داغ تو باشد جگر کباب نباشد
چگونه نام تو باشد سخن از آب نباشد

به رغم خواندن لالایِ عمه خواب نرفتی
زمان غربت بابا که وقت خواب نباشد

به حنجر پسری اینچنین سه شعبه نخورده
محاسن پدری اینچنین خضاب نباشد

ز گبر و کافر و از هر شکارچی که بپرسند
بریدن گلوی نازکی صواب نباشد

خراب کرد گلوی تو را سه شعبه ی داغی
چگونه حال دل مادرت خراب نباشد

نداشت شیر تو بودی و شیر داشت نبودی
برای مادر از این سخت تر عذاب نباشد

کنار نیزه ی تو مادری دوباره کتک خورد
خدا کند که عروس ابوتراب نباشد

سرت به نیزه بلند است در مقابل محمل
خدا کند که فقط محمل رباب نباشد

نجات می دهد از دست نیزه دار سرت را
اگر رباب اسیر غل و طناب نباشد

شده ست مشکل زینب شده ست حاجت زینب
عروس فاطمه دیگر در آفتاب نباشد


#یامظلوم

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#رباعی

افسوس کبوترم دگر پر نگرفت
هر قدر دعا نمودم آخر نگرفت

نفرین به تو ای حرمله که طفلی را
با تیر ز شیر هیچ کافر نگرفت

#علی_سلطانی

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


رفت و سرش را روی نی دیدم؛ دلم سوخت
از کربلا تا شام رنجیدم؛ دلم سوخت

چشمم چهل منزل به سمتِ نیزه بود و
از اضطراب و ترس لرزیدم؛ دلم سوخت

ترسیدم از اینکه بیفتد با نسیمی
پشت سرش چون ابر باریدم؛ دلم سوخت

تیرِ سه پر را حرمله می شُست با آب
چشمان خود را زود دزدیدم؛ دلم سوخت

داغش تمام عمر از یادم نمیرفت
گاهی اگر یک لحظه خندیدم؛ دلم سوخت

شاید سه ماهش بود خندید اولین بار
در خاطراتم هر چه چرخیدم؛ دلم سوخت

دیدم که خوردم آب و شد سیراب از شیر
کابوس دیدم هر چه خوابیدم؛ دلم سوخت

در کارهای خانه خیلی گریه کردم
قنداقه را رویِ عبا چیدم؛ دلم سوخت

آهسته خواندم زیر لب لالا لالا لا
من شیرخواره هر کجا دیدم دلم سوخت


#م_عاطفی

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


مادري كه داغ شيش ماهه ديده
دستاشو حتي تو خواب تكون ميده
توي خواب و تو بيداري ميبينه
داره بچه ش پيش چشماش جون ميده

ميشينه گوشه ي تنهائي خود
تو خيالش شير ميده به پسرش
هيچ كسي حريف گريه ش نميشه
زخمه از گريه دوتا پلك ترش

گاهي با گهواره خلوت ميكنه
جاي بچه ش رو مرتب ميكنه
گاهي با گريه لالائي ميخونه
روزشو با اين كارا شب ميكنه

لحظه اي آروم نميگيره دلش
مگه يادش ميره اين داغ و رباب
ميگه اي حرمله آتيش بگيري
كاش بشه خونه ي ظلم تو خراب

توي آفتاب ميشينه از صبح تا شب
هي فقط با مشت به سينه ميزنه
ميگه اصغرم فدا سر حسين
كاش بميرم كه آقام بي كفنه...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


از غمی جانکاه سرشاری عروس مادرم
پا به پای من عزاداری عروس مادرم

داغ دیدی و کنارم می‌نشینی و مرا
میدهی هر روز دلداری عروس مادرم

روضه خوانی کن برایم جان زینب ، با همان-
-لحنِ لالاییِ تکراری عروس مادرم

صبح نزدیک است و...تو با حالِ آشفته هنوز
خیره بر قنداقه بیداری عروس مادرم

بر دلت یک زخم کاری از کمانِ حرمله
یادگاری داری انگاری عروس مادرم

گوش تا گوشِ علیِ اصغرت را خون گرفت
گریه کن آرام، حق داری! عروس مادرم

هر کجا شش ماهه می بینی در آغوش زنی
اشک هایت میشود جاری عروس مادرم

میدهی آغوشِ خالی را تکان بی اختیار
دست از غم برنمیداری عروس مادرم

تشنه ای بعد ازحسین و گاه با اصرارِ من
میخوری از آب مقداری عروس مادرم

جمع کن این بوریای کهنه را از آفتاب
سوختی در این وفاداری عروس مادرم!

#_عاطفی

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#رباعی

غمت غوغای محشر بود عزیزم
رخت مهتاب مادر بود عزیزم

سرت دیدم به نی با خویش گفتم
برایت تیر بهتر بود عزیزم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
02:14
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


افتد اگر به حشر نقاب از دل رباب
خورشید میرود به حجاب از دل رباب

بعد از خدا که با خبر از داغ هر دل است
دارد خبر به دهر رباب از دل رباب

در بزم می یزید به روی لب حسین
ساغر گرفت و خواست کباب از دل رباب

دندان به دل فشردن آن خسته جان که دید
با خیزران گرفت جواب از دل رباب

زینب که بود سنگ صبور دل همه
افتاده بود در تب و تاب از دل رباب

آتش شنیده ای که چه با موم میکند
دلهای اهلبیت شد آب از دل رباب

بعد از حسین شاد نشد خاطرش "یتیم"
شادی شده است خانه خراب از دل رباب


#مرتضی_جام‌_آبادی_یتیم

@raziolhossein
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#رباعی

از لشکر کوفه این خبر می‌آید
زخم است و دوباره بر جگر می‌آید
این‌بار هدف کیست؟ پدر یا که پسر؟
تیر است و به قصد سه نفر می‌آید!

پرسید پدر؟ پسر؟ هدف آخر کیست؟
انگار که دل توی دل مادر نیست
ای تیر! به غیر زخم بر جان رباب،
حرفِ درگوشی تو با اصغر چیست؟

می‌رفت به سمت لشکر بی‌خبران
می‌گفت رباب، مادرانه، نگران:
خورشید! متاب بر گلوی پسرم
می‌ترسم چشمی بزند زخم بر آن...

شب‌هایم مهتاب ندارد دیگر
مادر، بی‌تو خواب ندارد دیگر
گهوارۀ خالی از تو آغوش من است
گهوارۀ تو تاب ندارد دیگر

گفتند بر او داغ مجسم بزنند
یک تیر ولی سه زخم توام بزنند
حتی گهوارۀ علی را بردند
تا تیر به قلب مادرش هم بزنند

حالا من و، اشک و، شب مهتابی و او
لالایی خواب و، تب بی‌خوابی و او
گهوارۀ کودک مرا پس بدهید
من باشم و، تنهایی و، بی‌تابی و او

شش‌ماهه‌ام! ای طفل کفن‌پوش رباب!
جایت خالی‌ست توی آغوش رباب
در من انگار، کودکی می‌گرید
هر روز صدای توست در گوش رباب...

#سیدمهدی_حسینی


@raziolhossein
02:14
#حضرت_رباب
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی

حالا که هدف گلوی اصغر شده است
چشمان خود سه شعبه هم تر شده است

زیر لب خود کمان چنین می گوید
بیچاره رباب تازه مادر شده است

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
😢 1
02:14
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


بدون معجر هم می‌کند حجاب رباب
ز نور فاطمه دارد به خود نقاب رباب

کدام قافیه خوب است شعر مرثیه را
بدون وقفه دلم داد زد رباب رباب

ز داغ سینه‌ی خشکیده از عطش بی شک
تمام عمر به خود می‌دهد عذاب رباب

به التماس اباالفضل زیر لب می‌خواند
به گوش مشک علی و به گوش آب رباب

از آن زمان که به دنبال آب رفته حسین
ندیده است علی را مگر به خواب رباب

تمام روضه همین است: بعد از عاشورا
خطاب میکندش شمر با عتاب: رباب!

پس از امام که مانده‌ست پیکرش بر خاک
نشسته است فقط زیر آفتاب رباب

نجات بخش حسین است از جفای یزید
چه کرده است در آن مجلس شراب رباب

به گوش او نرسد کاش گریه‌ی نوزاد
که از صداش میوفتد به اضطراب رباب

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
👍 1
02:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


بیدار شو عزیز دلم وقت خواب نیست
حتی به خواب دیدنِ تو حرف آب نیست

مهمانِ تیغ و تیرِ سه شعبه شدیم ما
در این دیار خشک ، محبت ثواب نیست

می سوزد از غمِ تو فقط ظلّ آفتاب
قلبی دگر برای لبِ تو کباب نیست

شرمندهٔ حسین شدم تا که گفتم آب
شرمنده گشت گفت ببخشید آب نیست

هشتاد و چار مضطرب این سو نظاره گر
برعکس ، آن طرف به دلی اضطراب نیست

آب ست دور تو که به اسراف می رود
اما به جز سه شعبه برایت جواب نیست

این وقت آخری به خدا می کنی نگاه
قربان رتبه ات که به چشمت حجاب نیست

ای کوچکِ به نیزه بگو بر عموی خود
بر پای عمه هیچ کس اینجا رکاب نیست

آنقدر کربلا شده ام پیر که مرا
هر کس که دید گفت به خود این رباب نیست

باید به نام تو قسمش را بیاورد
زیرا پس از تو ذکر کسی مستجاب  نیست

#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 2
02:14
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


تو که هستی که محو نام تو شد
چشم لیلی و قلبِ عاشقِ قِیس*
تو که هستی که عشق می‌بالد
در هوایِ خیام امروالقیس**

خیمه خیمه قبیله‌ی پدرت
رج به رج غرقِ شوقِ نام علی است
روی پیشانیِ عشیره‌تان
خط به خط  عشق و احترام علی است

آسمان آسمان چراغان شد
از همان لحظه‌های آمدنت
سرنوشت تورا رقم می‌زد
عشق از ابتدای آمدنت

بارها بین عرشِ رویایت
جلوه‌های جلوس فاطمه است
آمدی و خدا به عالم گفت
این مقام عروس فاطمه است

خوشبحالت  نوشت دست خدا
که تو پروانه‌ی حسین شوی
نو عروس علی شوی یک روز
بانوی خانه‌ی حسین شوی

تا بیایی فرشته‌ها  با شوق
چادری بافتند از جبروت
از حریر تبسم گلها
محملی ساختند از ملکوت

مرتضی عاقدت و شاهدِ عقد
حضرت فاطمه است بین بهشت
دختر سر به زیرِ شرم و حیا
می‌شود همسرِ حسینِ بهشت

خطبه را مرتضی که انشاء کرد
زود ام‌البنین بغل وا کرد
چشم تو خیره شد به چشم حسین
فاطمه عشق را  تماشا کرد

دست تو بِین دست زینب بود
تا بیایی به خانه‌ی زهرا
مثل ام‌البنین تو هم دادی...
بوسه بر آستانه‌ی زهرا

گفت آقا لَعَُمرکِ ، یعنی...
با سکینه تمامِ جان هستی
هست  تنها میان قلب حسین
خانه‌ای که تو بین آن هستی

شعر اگر  گفت زینبش فهمید
حرف  پنهانیِ حسینت هست
احتیاجی نداشتی به چراغ
نور پیشانی حسینت هست


حیف از آن نور ، نور پیشانی
پیش چشم تو سنگ خورد و شکست
وای از آن سینه ، سینه‌ای که دوبار
پیش تو بین آن سه‌شعبه نشست

پدری  رو ‌زد و ولی عوض‌اش
کودک گرم خواب را کُشتند
در حرم کس نگفت اصغر رفت
گفت زینب  رُباب را کشتند

*قیس عامری به مشهور به مجنون
**نام پدر بزرگوار حضرت رباب سلام الله علیها


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
02:14
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها



آتش زده به جان همه اصغر رباب
مي سوخت در بيان غمش حنجر رباب

در زير آفتاب فقط گريه ميكند
بيزار بوده است ز سايه سر رباب

لب تشنه رفت اصغر او زير تيغ تير
حرف از عطش كسي نزند محضر رباب

شايد اگر كه حرمله در كربلا نبود
اصغر برای او شده بود اكبر رباب

هي لحظه هاي دفن علي را مرور كرد
شد نبش قبر داغ دل ديگر رباب

مي گفت و مي گريست كه آن ساربان پست
مي برد كاش جاي تو انگشتر رباب


راس پسر كنار پدر بود بين تشت
چوب از يزيد خورد سر دلبر رباب...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 3
ش
03:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×940, 206.5 KB
آه یا رباب

دارد رباب صحبت سربسته با فرات
لب تشنه بود اصغرم ای بی وفا فرات

@raziolhossein
@raziolhossein1
4
ش
23:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


از خواب ناز کودک من پا نمی شود
می خواستم که پا شود اما نمی شود

هاجر اگر دوید به زمزم رسید ، آه
سعی رباب ، ختم به دریا نمی شود

چسبیده حلق کودکم از تشنگی به هم
با تیر هم گلوی علی وا نمی شود

چشم امید من به ابالفضل بود آه !
عباسِ روی نیزه که سقّا نمی شود

بی فایده است سعی شما نیزه دارها
سر کوچک است بر سر نی جا نمی شود

من رو زدم به نیزه ، علی را به من نداد
این نی چه محکم است چرا تا نمی شود

خم شو برای خاطرم ای چوب ! رحم کن
از پای نیزه خوب تماشا نمی شود


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1 👍 1 😭 1
23:46
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#عامیانه

مادري كه داغ شيش ماهه ديده
دستاشو حتي تو خواب تكون ميده
توي خواب و تو بيداري ميبينه
داره بچه ش پيش چشماش جون ميده

ميشينه گوشه ي تنهائي خود
تو خيالش شير ميده به پسرش
هيچ كسي حريف گريه ش نميشه
زخمه از گريه دوتا پلك ترش

گاهي با گهواره خلوت ميكنه
جاي بچه ش رو مرتب ميكنه
گاهي با گريه لالائي ميخونه
روزشو با اين كارا شب ميكنه

لحظه اي آروم نميگيره دلش
مگه يادش ميره اين داغ و رباب
ميگه اي حرمله آتيش بگيري
كاش بشه خونه ي ظلم تو خراب

توي آفتاب ميشينه از صبح تا شب
هي فقط با مشت به سينه ميزنه
ميگه اصغرم فدا سر حسين
كاش بميرم كه آقام بي كفنه...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
2
23:46
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#عامیانه

شب و روزام اینطوری سر نمیشه
بدتر از این میشه بهتر نمیشه
دلمو به گهواره ش خوش نکنین
اینا واسم علی اصغر نمیشه

حرمله وصله جونمو گرفت
عصای قدّ کمونمو گرفت
مگه من چند تا دیگه پسر دارم
حرمله یکی یدونه مو گرفت

اشک ابر تو مگه یادم میره
قتل صبر تو مگه یادم میره
کفن و دفن تو اگه یادم بره
نبش قبر تو مگه یادم میره

نیزه میخواد بی نقابت ببره
بهره از بوی گلابت ببره
وقتی نیزه دار،داره تابت میده
لالایی میگم که خوابت ببره

سندی بودی که رو شدی علی
هق هق بغض گلو شدی علی
آرزوم بود ببینم بزرگ شدی
حالا هم قدّ عمو شدی علی


#یامظلوم


@raziolhossein
1 👍 1
23:46
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


رفت و سرش را روی نی دیدم؛ دلم سوخت
از کربلا تا شام رنجیدم؛ دلم سوخت

چشمم چهل منزل به سمتِ نیزه بود و
از اضطراب و ترس لرزیدم؛ دلم سوخت

ترسیدم از اینکه بیفتد با نسیمی
پشت سرش چون ابر باریدم؛ دلم سوخت

تیرِ سه پر را حرمله می شُست با آب
چشمان خود را زود دزدیدم؛ دلم سوخت

داغش تمام عمر از یادم نمیرفت
گاهی اگر یک لحظه خندیدم؛ دلم سوخت

شاید سه ماهش بود خندید اولین بار
در خاطراتم هر چه چرخیدم؛ دلم سوخت

دیدم که خوردم آب و شد سیراب از شیر
کابوس دیدم هر چه خوابیدم؛ دلم سوخت

در کارهای خانه خیلی گریه کردم
قنداقه را رویِ عبا چیدم؛ دلم سوخت

آهسته خواندم زیر لب لالا لالا لا
من شیرخواره هر کجا دیدم دلم سوخت


#م_عاطفی

@raziolhossein
1
23:46
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
23:46
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 98.9 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
بار ما از خانه‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم
مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

آنکه از کار پیمبرها گره وا می‌کند
دست و پایش در غل و زنجیر آخر بسته شد

ای خدا آزاد بودن پیشکش این ظلم چیست؟
در قفس حتی پر و بال کبوتر بسته شد

یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد
یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد

تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت
تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد

آه روی تخته پاره ساق پایش بند نیست
بیش از این حرفی ندارم روضه ها سربسته شد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 1
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

در دل حبسم و حبس است به دل فریادم
فرصتی نیست که از سینه برآید دادم

سال‌ها می‌گذرد رفته‌ام از یاد همه
کاش می‌کرد اجل گوشۀ زندان، یادم

طایر عرش کجا، قعر سیه‌چال کجا؟
من کجا بودم و یا رب به کجا افتادم

همه شب خُرم از آنم که در این گوشۀ حبس
«هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم»

زهر یکبار مرا کشت، خدا می‌داند
بارها سوختم و ساختم و جان دادم

به امیدی که رضا لحظه‌ای آید به برم
سال‌ها حلقه‌صفت چشم به در بنْهادم

بال پرواز، شکسته است و پرم ریخته است
چه نیاز است که صیاد کند آزادم

دل صیاد بوَد سنگ و ندارد اثری
گیرم از سینه برآید به فلک فریادم

منم آن لالۀ پرپر شدۀ دور از باغ
که چو گلبرگ خزان داد فلک بر بادم

مرهم زخم تن خستۀ من گریه بوَد
چشم «میثم» مگر از اشک کند دلشادم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده
خواست پرواز کند دید پرش افتاده

می شود گفت کجا تکیه به دیوار زده ست
بس که شلاق به جان کمرش افتاده

آدم تشنه عجب سرفه ی خشکی دارد
چقدر لخته ی خون دور و برش افتاده

گریه پیوسته که باشد اثراتی دارد
چند تاری مژه از پلک ترش افتاده

هر کس ایام کهنسالی عصا می خواهد
پسرش نیست ببیند پدرش افتاده

آن که از کودکی اش مورد حرمت بوده ست
سر پیری به چه جایی گذرش افتاده !

به جراحات تنش ربط ندارد اشکش
حتم دارم که به یاد پسرش افتاده


#حسین_رستمی

@raziolhossein
1 👍 1
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بیهوده قفس را مگشایید پری نیست
جز مُشتِ پری گوشه ی زندان اثری نیست

در دل اثر از شادی و امّید مجویید
از شاخه ی  بشکسته ی امّید ثمری نیست

گفتم به صبا دردِ دل خویش بگویم
امّا به سیه چال ، صبا را گذری نیست

گیرم که صبا را گذر افتاد ، چه گویم؟
دیگر ز من و دردِ دل من خبری نیست

امّید رهایی چو از این بند محال است
ناچار بجز مرگ، نجاتِ دگری نیست

ای مرگ کجایی که به دیدار من آیی
در سینه دگر جز نفس مختصری نیست

تا بال و پری بود قفس را نگشودند
امروز گشودند قفس را که پری نیست


#علی_انسانی

@raziolhossein
😭 2 1
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


باز شد موقع افطار خدا رحم کند
من و سندی جفا کار خدا رحم کند

باز شلاق به دست آمده بر دیدارم
به من زار وگرفتار، خدا رحم کند

بین تاریکی این حبس دگر با سیلی
هر دو چشمم نشود تار خدا رحم کند

نوک شلاق که بر زخم رسد میسوزد
زخمهایم شده بسیار خدا رحم کند

کند و زنجیر و غل و سیلی و شلاق و لگد
یک تن و این همه آزار خدا رحم کند

تازه فهمیدم در کوی یهودی چه کشید
دختر حیدر کرار خدا رحم کند

یک محل پر زیهودی و همه خصم علی
چه شود عاقبت کار خدا رحم کند

دختران علی و چشم حرامی ای وای
به اباالفضل علمدار خدا رحم کند

(ظرف خاکستر یک عده هنوز آتش داشت
آتش افتاد به گلزار خدا رحم کند)

رفت بر بام زنی سنگ دل و سنگ به دست
بر سر زخمی دلدار خدا رحم کند

شب و روز است دعایم ،که پس از من نبرند
دخترم را سر بازار خدا رحم کند

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


هرکس که "یا باب الحوائج" را صدا کرده
موسی بن جعفر حاجت او را روا کرده


غیر از خدا که شان او را خوب میداند
هرکس که مدحی گفته در حقش جفا کرده


در شان او نازل شده "والکاظمین الغیظ"
موسای کاظم جای نفرین هم دعا کرده


هر بی حیایی که به آقا بی حیایی کرد
با دیدن روی خوش آقا حیا کرده


با دوستان خود نمی دانم چه خواهد کرد
وقتی که قرض دشمنش را هم ادا کرده*


در کنج زندان نیست او در وادی طور است
اینجا کلیم الله خلوت با خدا کرده


با او زنی در سجده افتاده در این زندان
یعنی زلیخایی به یوسف اقتدا کرده

از کهکشان او گرفتند اخترانش را
این چند وقت اصلا ندیده دخترانش را

#آرش_براری

@raziolhossein
1 👍 1
23:47
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

آسمان را به روی تخته ی در می بردند
تاج سر بود که باید روی سر می بردند

سرو سامان همه بی سر و بی سامان بود
پا به یک سوی ، سر از یک طرف آویزان بود

او درست است که یک همدم و غمخوار نداشت
بدنش روی دری بود که مسمار نداشت

جگرش پاره شده اما به دل تشت نریخت
عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت

بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت
همره اهل و عیالش سر بازار نرفت

کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد
گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد

کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود
دخترش ثانیه ای در ملاء عام نبود

سر سجاده و در حال سجودش نزدند
هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند

تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد
تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد

بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن
گریه میکرد به جسمی که نشد و غسل و کفن

#سعید_خرازی

@raziolhossein
3 👍 1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


شبیه پیر کنعان نه... که من یوسف دو تا دارم
غم معصومه را دارم، به دل شوق رضا دارم

از این زندان به آن زندان جدا از اهل خود رفتم
در این شب ها هوای کوچ از این ویرانه را دارم

امان از سِجن هارون و امان از سندی ملعون
در این غربتکده دیوانی از درد و بلا دارم

به هم می ریزد احوال مرا با ناسزاهایش
خبر دارد که غیرت روی نام مرتضی دارم

برای هتک حرمت، سمت من بدکاره آوردند
دعا کردم به سجده رفت و شد حالا هوادارم

زمان سجده می افتم شبیه یک عبا بر خاک
به درگاه خدایم روز و شب دست دعا دارم

هزاران رد پا و چکمه بر روی عبا دارم
هزاران رد شلاقِ جفا زیر عبا دارم

کمی از چهره ام نیلی، کمی سرخ و کمی زرد است
شده رنگین کمان، رویم... خزانِ رنگ ها دارم

شبانه قعر این گودال، سرپا ماندنم سخت است
نمی فهمند انگاری که دردِ ساق پا دارم

میان هر نمازم خوانده ام "عجل وفاتی" را
تمسک بر طریق مادرم خیرالنسا دارم

لبان تشنه ام مثل دو تا چوب است و حق دارم
اگر که گریه بر لبْ تشنه ی کرب و بلا دارم

به دور گردنم جای غل و زنجیر می سوزد
گریز روضه بر شاه ذَبیحاً بِالْقَفا دارم

تنم بر روی تخته پاره ای رفته ولی دیگر
کجا جای کفن تکه حصیر و بوریا دارم؟!

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

خبر سازید دیگر دخترم را
که آید در بغل گیرد سرم را

تنی دیگر نمانده بهر تشییع
به تخته در چه حاجت پیکرم را

.................

به در ماند عاقبت چشم تر من
نیامد از مدینه دختر من

تنم گرچه یکی شد با عبایم
نشد پامال مرکب پیکر من

#علی_سلطانی

@raziolhossein
👍 2 😭 2 1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


منم آن گل که در گلشن حزین و پرپر افتادم
در این کنج سیه چالم که با چشم تر افتادم

اگر خون میچکد دائم ز زخم کند وزنجیرم
به یاد سینه مجروح و مسمار در افتادم

به استقبال من آمد در اینجا سندی بی دین
چنان سیلی به رویم زد که درجا باسر افتادم

مرا در یک نمد پیچید به حال و روز من خندید
لگد زد تا به پهلویم به یاد مادر افتادم

دگر چشمی به سمت و سوی ناموسم نمی چرخید
به یاد غارت خیمه به یاد معجر افتادم

نباشد دخترم تا که ببیند حالت بابا
به یاد حال زار یک سه ساله دختر افتادم

خراشیده،چواین زنجیرها زیر گلویم را
به یاد خنجر بران و نازک حنجر افتادم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بدنش را به روی در به کجا می بردند
چار حمال غریبانه چرا می بردند

پایش از یک طرف افتاده، سرش از طرفی
لااقل کاش تنش بین عبا می بردند

کاش معصومه خبردار نگردد، او را
باهمان سلسلهء بسته به پا می بردند

بدنش ماند روی خاک، ولی بعد سه روز
بر روی دست، چو قرآن و دعا می بردند

جسر بغداد، چو بازار گل و لاله شده
چقدر گل به هوایش به هوا می بردند

کاش آنها که بر او هفت کفن آوردند
یک کفن هم که شده کرببلا می بردند

کوفیان. بر تن صد چاک حسین ابن علی
عوض شاخهء گل سنگ جفا می بردند

بدنش روی زمین بود و به روی نیزه
سر او را به سوی شام بلا می بردند

یا اباالفضل: ببند بر سر نی چشمت را
دختر فاطمه را بزم حرامی بردند


#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 2 1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ناله ای سوخته از سینه ی سوزان آید
یا نوایی است که از گوشه ی زندان آید

آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شب و روزش به نظر تیره و یکسان آید

آی هارون که گرفتارتوشد موسی عصر
شب و روز تو و او هردو به پایان آید

سال ها این پسر فاطمه مهمان تو بود
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید

همدم آن پدر پیر ز چندین اولاد
طفل اشکی است که ازدیده به دامان آید

امشب از غربت او سلسله هم می نالد
کآن جگر سوخته را عمر به پایان آید

کند وزنجیر ازآن جان به زندان مانوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید

گرچه این زمزمه خاموش شود تابه ابد
بانگ مظلومی اش از سینه یاران آید


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


هركجا مرغ اسیرى است، ز خود شاد كنید
تا نمرده است، ز كنج قفس آزاد كنید

مُرد اگر كنج قفس، طایر بشكسته پرى
یاد از مردن زندانى بغداد كنید

چون به زندان، به ملاقاتى محبوس روید
از عزیز دل زهرا و على یاد كنید

كُند و زنجیر گشایید، ز پایش دم مرگ
زین ستمكارى هارون، همه فریاد كنید

چار حمّال، اگر نعش غریبى ببرند
خاطر موسى جعفر، همه امداد كنید

تا دم مرگ، مناجات و دعا كارش بود
گوش بر زمزمه ی آن شه عبّاد كنید

پسرش نیست، كه تا گریه كند بر پدرش
پس شما گریه بر آن كشته ی بیداد كنید

نگذارید كه معصومه خبردار شود
رحم بر حال دل دختر ناشاد كنید

"خوشدل" از ماتم آن باب حوائج گوید
تا شما نیز پس از مرگ ز وی یاد کنید

#خوشدل_تهرانی

@raziolhossein
1 😭 1
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


قاضی حاجات همه موسی بن جعفر
شور عبادات همه موسی بن جعفر
عشق تو در ذات همه موسی بن جعفر
مهرت مباهات همه موسی بن جعفر
با مهر تو ایمانمان را پروراندیم
بر ما نظر کردی و از عشق تو خواندیم

ای خانه ات آباد یا باب الحوائج
کارم به تو افتاد یا باب الحوائج
از دست دل فریاد یا باب الحوائج
داد آبرو بر باد یا باب الحوائج
اهل گناهیم و نکردیم اعترافی
بیدار کن ما را شبیه بُشر حافی

تو عاشق خلوت نشینی با خدایی
تو روح بخش رویش سبز دعایی
در سجده هایت مست ذکر ربنایی
وقت عبادت از همه عالم جدایی
هفت آسمان مشتاق ذکر یا مجیرت
در کنج زندان هستی و عالم اسیرت

تو در سیاهی های عالم نور هستی
در کنج زندان نه میان طور هستی
دُرّ امام صادقی مستور هستی
یک عمر هست از خانواده دور هستی
آقا همه دلتنگ دیدار تو هستند
یک عمر با گریه به پای تو نشستند

آقا خیال آمدن دارد؟ ندارد
آیا توانی در بدن دارد؟ ندارد
حتی رمق در پا شدن دارد؟ ندارد
جان لبی بر هم زدن دارد؟ ندارد
هر چند غرق جلوه های دوست مانده
از او فقط یک استخوان و پوست مانده

آقا بگو با ما از آن زندان آخر
شد دیده ها دریا از آن زندان آخر
خون شد دل زهرا از آن زندان آخر
خون می چکد از پا از آن زندان آخر
با تو چه کرده دشمن پست یهودی
خورده به روی صورتت دست یهودی

در کنج زندان ظلم ها تکرار می شد
با تازیانه روزه ای افطار می شد
آزارها دادند هر مقدار می شد
در نیمه ی شب با لگد بیدار می شد
دشمن ندارد بهر کار خود دلیلی
یا تازیانه می زند یا ضرب سیلی

آهسته آهسته خودش را جا به جا کرد
اول برای شیعیان خود دعا کرد
معصومه را با گریه های خود صدا کرد
افتاد بر روی زمین یاد رضا کرد
ای میوه ی قلبم ببین بابا چه حالی است
اینجا فقط جای تو با معصومه خالی است

روح تو را تا درگه محبوب بردند
هم زهر خوردی هم تو را مضروب بردند
جسم تو را بر تکه ای از چوب بردند
بد بود اما عاقبت شد خوب بردند
هر چند بر روی زمین مانده تن تو
غارت نکرده هیچ کس پیراهن تو

آقا خدایی بی کفن ماندی ؟ نماندی
در بین گرما پاره تن ماندی ؟ نماندی
آیا بدون پیرهن ماندی؟نماندی
در زیر دست و پا شدن ماندی ؟ نماندی
گرچه عزادار شهید کاظمینم
امشب پریشان پریشان حسینم

آیا کسی با مرکب از روی تو رفته؟
چنگ کسی آیا به گیسوی تو رفته؟
یا نیزه ای مابین پهلوی تو رفته؟
آیا سه شعبه روی بازوی تو رفته؟
قربان آن قامت که بر روی زمین خورد
قربان آنکس که عمود آهنین خورد

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
2 👍 2
23:48
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی


رسن بر پنجه ی تقدیر بستند
دو دست آیه ی تطهیر بستند

به گردن شال مشکی باید انداخت
که دور گردنش زنجیر بستند

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
😭 2 1
23:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 144.5 KB
یا موسی بن جعفر

بر روی دریا تخته پاره هست اما
بر روی تخته هیچکس دریا ندیده

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
😭 3 1
22 January 2025
ش
17:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


مشکل گشای کارها باب الحوائج
ذکر توسّل های ما باب الحوائج
دارد هوای شیعه را باب الحوایج
پیوسته می گوییم «یا باب الحوائج»

پر می کشد دل های ما تا کاظمینش
امشب عجب دارد تماشا کاظمینش

عیسای اهل البیت موسای کلیم است
مانند بابایش کریم ابن الکریم است
بین دعاهایش غریبه هم سهیم است
بابای سلطان خراسان از قدیم است

دارد دمی مثل مسیحا کظم غیظش
عبد خدا می سازد او با کظم غیظش

از هر بلایی شیعه ها را حفظ کرده
زیر عبای خویش ما را حفظ کرده
در سینه اش علم خدا را حفظ کرده
اعجازهای انبیا را حفظ کرده

با یک نگاهش زیر و رو شد بُشر حافی
مجذوب حُسن خُلق او شد بُشر حافی

آری وقار او وقار دیگری بود
اکسیر علم او عیار دیگری بود
هر احتجاجش افتخار دیگری بود
تیغ کلامش ذوالفقار دیگری بود

مانند زینب، عمّه اش، مرد سخن بود
در هر سؤالی پاسخش دندان شکن بود

آقای ما در کنج زندان چارده سال
محروم از خورشید تابان چارده سال
آزرده، زخمی، مو پریشان چارده سال
مثل هزاران سال بود آن چارده سال

«خلّصنی یارب» گفتنش از حد گذشته
پیداست در زندان به آقا بد گذشته

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
👍 3
17:16
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

دم مغرب مرا آزار می داد
به من دشنام او بسیار می داد

الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی به من افطار می داد

#عبدالحسین


@raziolhossein
😢 1 😭 1
17:16
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ای ولی نعمتِ ایران پدرت را کشتند
آه ، ای شاهِ خراسان پدرت را کشتند

در میان حرمت سینه زنان می گوییم ...
وامصییت که رضا جان پدرت را کشتند

آنقَدَر از نفس حیدری اش ترسیدند ...
آخر از ترس ، هراسان پدرت را کشتند

چارده سال ، سیه چالِ بلا جایش بود
عاقبت در دلِ زندان پدرت را کشتند

از بلا هر چه که می شد به سرش آوردند
امتِ دور ، ز انسان پدرت را کشتند

اشک ، در چشم و به لب ناله ی "خَلِّصْنی" داشت
در عوض با لب خندان پدرت را کشتند

تا که دیدند کسی نیست ، که یاری ش کند ...
چقَدَر ساده و آسان پدرت را کشتند

حتما آن لحظه که بارید ، برای جدش ...
موقع بارش باران پدرت را کشتند

گر چه از فرطِ شکنجه بدنش آب شده ...
تو بگو با لب عطشان پدرت را کشتند ؟

گر چه اصلا غُل و زنجیر ، لباسش شده بود
کِی دگر با تن عریان پدرت را کشتند

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
17:16
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#دودمه

تن تبدار کجا؟ پیکر پامال کجا ؟
یا حسین! یا جدّاه!

جسر بغداد کجا و ته گودال کجا؟
یا حسین! یا جدّاه!

#علی_اکبر_اطرافیان

@raziolhossein
17:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


دست کی این گل نیلوفر زهرا چیده است
ساق پا ساقۀ گل بوده چرا خشکیده است

رنگ مهتابی این ماه گواه است که هیچ
نور خورشید بر این چهره نمی‌تابیده است

دختر از دیدن و از بوسه به دستش محروم
در عوض سلسله‌ها پای پدر بوسیده است

گوهر سفته شده هدیه به جانان بهتر
ساق پا را اثر سلسله‌ها سائیده است

یوسف از چاه برون آمد و بر تخت نشست
یوسف فاطمه بر تختۀ در خوابیده است

#علی_انسانی

@raziolhossein
17:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#رباعی


گل بوسۀ تازیانه بر تن دارد
زنجیر به حالش آه و شیون دارد

از روی جنازه‌اش عبا بردارید
بینید هنوز غل به گردن دارد

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
17:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
225×225, 22.3 KB
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#رباعی

گریان پسرت ابوالحسن شد آخر
معصومه دلش پر از محن شد آخر

با آنکه مصیبت شما جانسوز است...
اما بدنت غسل و کفن شد آخر

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
17:17
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


روایت است که هارون به دجله کاخی ساخت
به وجد و عشرت و شادی خویشتن پرداخت

مغنّیان خوش آواز و مطربان، در آن
به گرد مسند او پای کوب و دست افشان

کنیزکان خوش آواز جام می در دست
خلیفه خود شده چون چشم مطربان سرمست

در آن سرور و شعف خواست شاعری خوش ذوق
که آورد همگان را زشوق بر سر ذوق

بگفت تا که بیاید ابوالعطا به حضور
به شعر ناب فزاید بر آن نشاط و سرور

ابوالعطاء که بر شعر و شاعریش درود
زبی وفائی دنیا زبان به نظم گشود

زمرگ و قبر و قیامت سرود اشعاری
که اشک دیدۀ هارون زچهره شد جاری

چنان به محفل مستان به هوشیاری خواند
که شعر او تن هارون مست را لرزاند

زبان گشود به تحسین، که ای بلند مقام
کلام نغز تو شعر و شعور بود و پیام

خلیفه را سخنان تو داد آگاهی
زما بگو صلۀ شعر خود چه می خواهی

بگفت گنج و درم بر تو باد ارزانی
مرا به حبس بود یک امام زندانی

مراست یار عزیزی چهارده سال است
گهی به حبس و گهی گوشۀ سیه چال است

ضعیف گشته به زیر شکنجه ها تن او
بود جراحت زنجیرها به گردن او

من از تو هیچ نخواهم مقام و مکنت و زر
به غیر حکم رهائی موسی جعفر

چو یافت خواهش آن شاعر توانا را
نوشت حکم رهائی نجل زهرا را

نوشته را به همان شاعر گرامی داد
بگفت صبح، امام تو می شود آزاد

ابوالعطاء زشادی نخفت آن شب را
گشوده بود به شکرانه تا سحر لب را

بدین امید کز او قلب فاطمه شاد است
به وقت صبح، عزیزش زحبس آزاد است

علی الصباح روان شد به جانب زندان
لبش به خنده و چشمش زشوق اشک افشان

اشاره کرد به سندی که طبق این فرمان
عزیز ختم رسل را رها کن از زندان

به خندۀ سندی شاهک جواب او را داد
که غم مدار امامت شود زحبس آزاد

ابوالعطاء نگاهش به جانب در بود
در انتظار عزیز دل پیمبر بود

که در گشوده شده و شد برون چهار نفر
به دوششان بدنی بود روی تختۀ در

هزار جان گرامی فدای آن پیکر
که بود پیکر مجروح موسی جعفر

گشوده بود ستم پیشه ای به طعنه زبان
که هست این بدن آن امام رافضیان

امام، موسی جعفر که جان فدای تنش
اگر چهار نفر شد مشیّع بدنش

مشیّعین تن پاک یوسف زهرا
شدند ده تن، هنگام ظهر عاشورا

به اسب ها زره کینه نعل تازه زدند
چه زخم ها که دوباره بر آن جنازه زدند

چنان زکینه عدو اسب بر تن او تاخت
که در میانۀ مقتل سکینه اش نشناخت

هماره کاز زمان بهر او عزا داریست
سرشک دیدۀ (میثم) به غربتش جاریست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
17:17
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

یا از قفس مرا ببرید و رها کنید
یا بر عزیز فاطمه کمتر جفا کنید

(پای شکسته را که توان فرار نیست)
از ساق پای من غل و زنجیر وا کنید

(دختر اگر یتیم شود پیر میشود)
فکر غم یتیمی معصومه را کنید

قعر سیاه چال نفس تنگ میشود
زنجیرها شما گلویم را رها کنید

دیگر امید نیست به آزادیم زحبس
با من برای مرگ من امشب دعا کنید

ای روزه دارها رمضان موقع اذان
یاد از من و رقیه به افطارها کنید

افطار من سیلی سندی شاهک است
پنهان ولی ز دخترم این ماجرا کنید

با ناسزا به مادر من میزند مرا
من را خلاص از کف این بی حیا کنید

بعد از شهادت این تن مجروح و خسته را
در خاک با همین غل و زنجیرها کنید

دیدید اگر به تخته در پیکر مرا
پای جنازه گریه به جای رضا کنید

شکر خدا که باز کفن میشود تنم
پس گریه بهر بی کفن کربلا کنید

ای کاش جای این کفن‌های قیمتی
مثل حسین جسم مرا بوریا کنید

جسمم سه روز روی زمین ماند و پا نخورد
یاد تن حسین و سم اسبها کنید

لعنت بر آن کسی که به گودال داد زد
با نعل تازه پیکر او توتیا کنید

بر تل زینبیه زند خواهرش به سر
ای کوفیان برادر من را رها کنید

خلوت کنید دور و برش را حرامیان
آمد زراه مادر او کوچه وا کنید

از آب آب او جگرم آب میشود
آبش دهید بعد سرش را جدا کنید

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:17
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

دواى درد بى تابى در اين زندان به جز تب نيست
كسى بين غل و زنجير مثل من معذب نيست

كسى غير از دو زندانبان سراغ از من نميگيرد
ميان آسمان من ستاره نيست كوكب نيست

غروبى گريه ميكردم ، به ياد دخترم بودم
اگر نامه ندادم غير خون اينجا مرّكب نيست

پر زخمى ، دل مضطر ، غل و زنجير ، جاى تنگ
همه اينها به جاى خود ، نگهبان هم مودب نيست

به كه گويم سر سجاده ام خيلي كتك خوردم
كه اينسان ناحوانمردى ميان هيچ مذهب نيست

خلاصه اينكه اين شبها نگهبان بدي دارم
كه حتي دست بردار از سر من نيمه شب نيست

لگد خوردم ، زمين خوردم ، دمادم خون دل خوردم
ولي اين چارده سالم ، چنان يك روز زينب نيست

نگهبان زد مرا اما ، نگهبان داشت ناموسم
زنى از خاندانم پا برهنه پشت مركب نيست

كسى معصومه من را به بزم مى نخواهد برد
شرابى نيست دستي نيست، چوبى بر روى لب نيست

تنى دور از وطن دارم ، ولى چندين كفن دارم
شبيه جد عطشانم ، تن من نا مرتب نيست

#محمد_جواد_پرچمی


@raziolhossein
👍 1
17:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1065, 115.2 KB
#امام_کاظم_شهادت

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی
تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
17:18
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


کیست این مرد که اوصاف پیمبر دارد
از قدم تا به سرش هیبت حیدر دارد

بی عصا آمده و حضرت موسی شده است
ریشه در سلسله ی حضرت جعفر دارد

بی سبب نیست اگر حاجت ما را داده
به لبش زمزمه ی سوره ی کوثر دارد

دلم از سوز غمش در تب و تاب افتاده
دلم از سوز غمش داغ مکرّر دارد

چند وقتی است که دنبال اجل می گردد
کنج زندان بلا روضه ی مادر دارد

چند وقتی است تنش سخت به هم ریخته است
اینقَدَر زخم، روی پیکر لاغر دارد

از روی تخته ی در، پیکر او بردارید
چند تا خاطره ی سوخته از در دارد

با عبا زود بپیچید به هم پایش را
اینکه اینگونه تنش ریخته دختر دارد

پیکرش از چه چنین بین گذر افتاده
یک نفر نیست تنش را ز زمین بر دارد

لا اقل چند کفن بهر تنش آوردند
دست کم روی تن سوخته اش سر دارد

پسرش آمده بالای سرش اما باز
روضه خوان دل من روضه ی اکبر دارد

همه جا را تن صد چاک علی می بینم
بس که در پیکر خود زخم ز خنجر دارد

#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 1
17:18
#امام_کاظم_شهادت
#امام_موسی_بن_جعفر

ای چاره هر کار (یا باب الحوائج)
(یا موسی بن جعفر)
کار دلم شد زار یا باب الحوائج

با کوله بار حاجتم رو بر تو کردم
غم از دلم بردار یا باب الحوائج

من سائل باب المراد کاظمینم
جز این ندارم کار یا باب الحوائج

هر جا گره افتاد در کار دل من
خواندم تو را هر بار یا باب الحوائج

تو کیستی باب الرضا باب المرادی
من عبد این دربار یا باب الحوائج

تو هفتمین شمس ولایت من چو ذره
تو باغ گل من خار یا باب الحوائج

موسی صدایت کرده یا موسی بن جعفر
عیسی تو را بیمار یا باب الحوائج

شد کاظمینت قبله حاجات از بس
دیدند از آن آثار یا باب الحوائج

افلاکیان اند آستان بوس در تو
ای حجت دادار یا باب الحوائج

جبریل کرده بال خود را در حریمت
فرش ره زوار یا باب الحوائج

والکاظمین الغیظ اوصاف خصالت
قرآن کند اقرار یا باب الحوائج

چشم امید ما به دست بسته توست
وا کن گره از کار یا باب الحوائج

جرمت چه بوده که تو را از شهر جدت
بردند با اجبار یا باب الحوائج

جرمت چه بوده سالها در کنج زندان
دیدی جفا بسیار یا باب الحوائج

هر روز تو بوده در آن قعر سیه چال
مانند شام تار یا باب الحوائج

چون مادر خود آرزوی مرگ کردی
دیدی زبس آزار یا باب الحوائج

هر روز روزه بودی و شلاق خوردی
در موقع افطار یا باب الحوائج

زیر غل و زنجیر بودی یاد مادر
یاد در ودیوار یا باب الحوائج

بر روی تخته پاره ای جسم تو بردند
گریم برایت زار یا باب الحوائج

بعد از تو دیگر دخترانت را نبردند
در مجلس اغیار یا باب الحوائج

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 2
17:18
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


تو را بردند نامردان؛ از این زندان به آن زندان
شدی با خونِ دل مهمان؛ از این زندان به آن زندان

شنیدم در غل و زنجیر با توهین ِ پی در پی
تو را انداخت زندانبان از این زندان به آن زندان

مناجاتت دو چندان شد! پس از هر سجده ات میرفت...
صدای جذبۂ قران؛ از این زندان به آن زندان

به جای آه و نفرین ذکر میگفتی و جاری شد-
دعای بارش ِ باران؛ از این زندان به آن زندان

عبایت را کشیدند و امان از هتک حرمت ها
شدی حیران و سرگردان؛ از این زندان به آن زندان

سرِ افطار خوردی تازیانه های محکم را
به جای آب و قدری نان؛ از این زندان به آن زندان

به دست سِندی بن شاهِک ملعون زمین خوردی
بمیرم! با تنی لرزان؛ از این زندان به آن زندان

سکوت و کظم غیظَت، زهرِ دشمن را دو چندان کرد
چه مظلومانه دادی جان؛ از این زندان به آن زندان

به یادِ جدّ لب تشنه گلویَت سوخت و خواندی-
چه روضه با لبِ عطشان؛ از این زندان به آن زندان

#م_عاطفی

@raziolhossein
17:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 186.0 KB
زیرعلم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یکشب حرم امام کاظم بودن

#سید_مجتبی_شجاع
17:20
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


من آن خورشید پنهانم که پشت ابر زندانم
زآهم شعله ور هستم ز اشکم غرق بارانم

نه یار و همدمی دارم نه غمخوار غمی دارم
نه حتی سایه ای را که کنار خویش بنشانم

اگر دلتنگ و دلگیرم چنان محبوس زنجیرم
نمی آید به دست من دگر چاک گریبانم

دمام ذکر من گشته خلصنی خدای من
شده این حلقه های سلسله تسبیح دستانم

شبیه غنچه ای در خود شدم جمع از غل و زنجیر
نمی آید دمی بیرون سرم از روی دامانم

به سان باغ پاییزی نمانده ازتنم چیزی
شبیه مادرم زهرا شبح در جامه ای مانم

اذان صبح من گریه اذان مغربم شلاق
به وقت شرعی آه است افطاری که مهمانم

از این دشنام زندانبان شده مویم سپید از غم
فشارغیرت از مویم کشیده شیره ی جانم

چه سنگین است دستانش نمی بیند دگر چشمم
که گویا سیلی او دوخت مژگان را به مژگانم

به روی تخته ی یک در مرا تشییع می کردند
نشد جمعیتی غیر از غبار ره پریشانم

مرا در کوچه و بازار امام الرافضین خواندند
تنم فریاد اما زد مسلمانان مسلمانم

شبیه آن اسیران که به آن ها خارجی گفتند
به یاد کوچه و بازار آن ها روضه می خوانم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
17:20
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

یارب به حق مادرم خَلِّصنی یارَب
یارب به جدّ اطهرم خَلِّصنی یارَب

او هم نوا با چاه شد من با سیه چال
من از علی تنهاترم خَلِّصنی یارَب

یارب به آن زندانیِ زندان کوفه
به عمه جانِ مضطرم خَلِّصنی یارَب

تا کی از این زندان به آن زندان خدایا
ذکر و دعای آخرم خَلِّصنی یارَب

تا کی نبینم ای خدا معصومه‌ ام را
دل تنگِ روی دخترم خَلِّصنی یارَب

زندان تاریک و نمورم مثل قبر است
خاک سیه شد بسترم خَلِّصنی یارَب

بین قفس بسته چرا صیاد بی رحم
زنجیر بر بال و پرم خَلِّصنی یارَب

زیر غل و زنجیر و ضرب تازیانه
چیزی نماند از پیکرم خَلِّصنی یارَب

شلاق خون گرید به حال غربت من
زخمی شده پا تا سرم خَلِّصنی یارَب

تا کی زند سیلی به رویم این یهودی
شد تار چشمان ترم خَلِّصنی یارَب

راضی به مرگ خود شدم از بس که گوید
او ناسزا بر مادرم خَلِّصنی یارَب


هر لحظه خون می ریزد از زخم گلویم
یاد گلوی اصغرم خَلِّصنی یارَب

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:20
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


خدا از ما نگیرد منت باب‌الحوائج را
غمِ او روضه‌ی او صحبت باب‌الحوائج را

سر هر روضه‌ای که گریه کردم سفره‌ای دیدم
خدا از ما نگیرد هیأت باب‌الحوائج را

سرِ راهش گرفتم کاسه‌ام را کاسه‌ام پُر کرد
گدا باید بداند عادت باب‌الحوائج را

کریمان چشم بر راه‌اند چیزِ کم نباید خواست
خدا پاینده دارد دولت باب‌الحوائج را

 از این نان و پنیر و سبزیِ نذریِ مادرهاست
اگر این خانه دارد برکت باب‌الحوائج را

سلامش کردم و دیدم رضایش هم جوابم داد
خدا را شکر دارم حضرت باب‌الحوائج را

برای قُرب لازم بود اگر ما سجده‌ای کردیم
نگیرید از سرِ ما عزت باب‌الحوائج را

وصیت کرده‌ام آنروز بگذارند بر چشمم
کنارِ مُهرِ تربت ، تربت باب‌الحوائج را

تمام زندگی مدیون این آقای مظلومیم
نمی‌دانیم اما قیمت باب‌الحوائج را

خدا لعنت کند سَندیِ شاهک را ، به در بگذاشت
نگاهِ دخترِ بی طاقت باب‌الحوائج را

سیه چال است جای یک نفر ، یعنی که حس می‌کرد
یقینا زیر پایش قامت باب‌الحوائج را

سیه چال آنقدر تاریک  زهرا هم نمی‌بیند
 کبودی‌های روی صورت باب‌الحوائج را

برای سقفِ کوتاهش شکسته ساق پایش را
حرامی کم نموده زحمت باب‌الحوائج را

دعاکن زیر این زنجیرها شلاق‌ها غُل‌ها
نبیند دختر او حالت باب‌الحوائج را

نمی‌شد پا شود اما زِ حالش خوب پیدا بود
کسی زخمی نموده غیرت باب‌الحوائج را

به روی تخته‌ای اُفتاده گِردش چار حمال است
نمی‌بیند رضایش غارت باب‌الحوائج را


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1 👍 1
17:20
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


قعر سجون، به واژه که معنا نمیشود
در چاه، جای یوسف زهرا نمیشود

چندین سیاه چال در اعماق یکدگر
اینجا که جای این قدِ رعنا نمیشود

تاریکتر ز شامِ سیه سِجنِ من شده
نور خدا، نهان دلِ شبها نمیشود

ممنوع شد اگرچه ملاقاتِ من، ولی
دیوار و در که مانعِ زهرا نمیشود

این گردنِ شکسته ی زنجیر بسته ام
حتی برای سجده کمی تا نمیشود

کوبیده ساقِ پای من از حلقه ی قیود
این استخوانِ خورده گِره وا نمیشود

با زهرِ کین، گلوی منِ روزه دار سوخت
افطار من که سیلیِ اعدا نمیشود

بر غربتم اگرچه رضا روز و شب گریست
اما غمم، مصیبت عظما نمیشود

با روضه های جدّ غریبم گذشت عمر
دردم بدونِ گریه مداوا نمیشود

این سالهای سخت به زندان، چو یک شبِ...
زندانِ سختِ زینب کبرا نمیشود

چندین کفن به جسم من، ای وای یک کفن...
بهر عزیز فاطمه پیدا نمیشود

زیر سمِ ستور، چه میمانَد از بدن
این جسمِ خاکمال شناسا نمیشود

چیزی نمانده تا سحرِ فجرِ انتقام
خورشید، پشت ابر تماشا نمیشود

یا صاحب الزمان بنما ذوالفقار را
چاره بجز قیام تو مولا نمیشود

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
17:20
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


افسرده شد از باد مخالف چمن من
کس نیست در این شهر شریک محن من
این گوشه ی زندان شده بیتُ الحزن من
در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من
آیا که کَنَد قبر و که دوزد کفن من

رحمی به غريبی من خسته برآرید
شرحی پی اِخبار به معصومه نگاريد
زان پیش که جسمم به دل خاک سپارید
تابوت مرا جای بلندی بگذارید
تا باد برد بوی مرا بر وطن من

افسرده و دلخسته و پابند ملالم
دور از وطن و حسرت دیدار عیالم
جز دیدن معصومه دگر نیست خیالم
محتاج به شرح است پریشانی حالم
آن شرح نهان فاش ز آه علن من

ای کاش که از این همه نعمای جهانی
می بود مرا در وطن امنیت جانی
تا نزد عيال خودم آسوده زمانی
بنشسته و قانع بُدمی بر لب نانی
بودی رخ اطفال حزینم سمن من


#حسینی_سعدی_زمان

@raziolhossein
17:20
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


فلک چیست ایوانِ موسی بنِ جعفر
مَلَک کیست دربانِ موسی بنِ جعفر

کند کسبِ نور آفتابِ منوّر
زشمعِ شبستانِ موسی بنِ جعفر

چو قُرصِ قمر را ببینی تو گوئی
که نانی است ازخوانِ موسی بنِ جعفر

به گاهِ تکلّم بُدی گوهر افشان
لبِ بِه زمرجانِ موسی بنِ جعفر

که دیده است درّی به دریایِ هستی
به از درّ دندانِ موسی بنِ جعفر

خدایش دهد جا به دوزخ هر آن کو
کشد سر زفرمانِ موسی بنِ جعفر

دراین خاک دان از غبارِ معاصی
بُدی پاک دامانِ موسی بنِ جعفر

به غیر از خدا هرچه گویند باشد
سزاوار درشأنِ موسی بنِ جعفر

خوشا آن که چون اخترِ طوسی ازجان
بود منقبت خوانِ موسی بنِ جعفر

کند لَعن بر ذاتِ هارونِ ملعون
که شد دشمنِ جانِ موسی بنِ جعفر

چو یاد آیدش حال گردد پریشان
زحالِ پریشانِ موسی بنِ جعفر

#اختر_طوسی

@raziolhossein
👍 1
17:20
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


پناه عالمـم اما خودم پنـــاه ندارم
به غیر خاک سیه چال تکیه گاه ندارم

غریب تر زمنِ خون جگر زمانه ندارد
از این سیاهیِ مطموره کس نشانه ندارد

ـــــــ
دگر به گوشه‌ی زندان نمانده جان به تن من
به زیر حلقه‌ی زنجیر خُرد شد بدن من

صبا اگر گذری افتدت به شهر مدینه
ببر سلام مرا سوی دختران حزینه

بگو که وعده‌ی دیدار ما شود به قیامت
بگو پدر نمیاید از این سفر به سلامت

ز قول من به رضایم بگو امان ز جدایی
رسیده لحظه‌ی آخر به دیدنم نمیایی؟

نگو به دخترم از دست و پای سلسله بسته
خبر نده زغل جامعه ، ز ساق شکسته

نگو زسندی شاهک وَ حرف بد زدنش را
نگو به پیکر رنجور من لگد زدنش را

نگو که خون شده از بیحیایی اش جگرمن
سـر نمــــــــازم و فـریـاد می زند به سر من

خبر نده ز غریبی ، زتنگیِ قفس من
نگو میان سیه چال حبس شد نفس من

نگو که خون شده جاری ز زخم های تن من
شبیــــــه مـادر مظلـــــومه آب شد بدن من

اگرچه از غم هجران اسیر درد و بلایید
هزار شکــــر خدارا که در پنـــاه رضایید

به روی خاکم و اما به یاد خدّ تریبم
وگریه می کنم اینجا به یاد جد غریبم

همیشه روضه‌ی گودال غصه‌ی جگرم بود
میان قتلگه افتاده چشم او به حرم بود

و می کشید روی خاکِ قتلگه پر و بالش
چه آتشی به دلش زد صدای اهل و عیالش

به قتلگاه نفس می کشد بریده بریده
خدا به خیر کند فاطمه خمیده رسیده

به سر زنان روی تل خواهر حزینه نشسته
خدا به خیر کند شمر روی سینه نشسته

#محمد_علی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
1 👍 1
17:20
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بر ناله های روز و شبش اعتنا نشد
هر روز آب تر شد و دردش دوا نشد

ابعاد جسم مختصرش وقت سجده اش
در یک نگاه، بیشتر از یک عبا نشد

خاک نمور و سرد سیهچال شد سبب
از دردهای کهنه، شبی هم رها نشد

دلتنگ بود سخت به دیدار دخترش
اما ندیدش آخر و حاجت روا نشد

بین فشارِ حلقه ی زنجیرها کسی
چون او به ساقِ خُرد شده مبتلا نشد

تا مغز استخوان تنش تیر می کشید
بی دردسر نشد که شود جابجا، نشد

بدکاره هم عوض شد و ذکر جلاله گفت
بیچاره آنکه با کرمش آشنا نشد

مردی که با حیا به نماز ایستاده بود
حتی زمان نافله از او حیا نشد

وقتی که زهر، تشنه لبش کرد، لحظه ای
گریان به جز به تشنه لب کربلا نشد

هرچند سینه اش به روی تخته پاره رفت
دیگر شکسته زیر سم اسب ها نشد

شکر خدا نماند تنش بر روی زمین
شکر خدا که سهم تنش بوریا نشد

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

به آیات خدا زنجیر بستند
به دستان دعا زنجیر بستند

چرا تابوت او سنگین نباشد
پر پروانه را زنجیر بستند
.......

دل او از سقیفه شعله ور شد
دو دست بسته اش ارث از پدر شد

تنش بر تخته ی در روضه می‌خواند
که او هم کشته ی دیوار و در شد

........

اگر چه بسته در زنجیر دستم
به یاد مادرم در خود شکستم

در و دیوارِ زندانم گواه است
که گریانِ در و دیوار  هستم

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#رباعی


از درد نبود اگر که از پا افتاد
هنگام وضو به یادِ زهرا افتاد

با این‌همه زنجیر، زمین‌گیر نشد
زنجیر به دست و پای مولا افتاد


#محمدعلی_درریز

@raziolhossein
👍 1
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


پربسته بود و وقت پریدن توان نداشت
مرغی که بال داشت ولی آسمان نداشت

خو کرده بود با غم زندان خود ولی
دیگر توان صبر در آن آشیان نداشت

جز آه زخم‌های دهان ‌باز‌ کرده‌اش
در چارچوب تنگ قفس هم‌زبان نداشت

آنقدر زخمی غل و زنجیر بود که
اندازه‌ی کشیدن یک آه، جان نداشت

زیر لگد صداش به جایی نمی‌رسید
زیر لگد شکست و توان فغان نداشت

با تازیانه ساخت که دشنام نشنود
دیگر ولی تحمل زخم زبان نداشت

هرچند میزبان تنش تخته‌پاره شد
هرچند روی پل بدنش سایبان نداشت

دیگر تنش اسیر سم اسب‌ها نشد
دیگر سرش به خانه‌ی نیزه مکان نداشت


#محمدعلی_بیابانی


@raziolhossein
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


شکر خدا جسم تو را بی سر ندیدند
زخم سنان بر روی آن پیکر ندیدند

شکر خدا که شیعیان بودند آن روز
مردم تو را بی یار و بی یاور ندیدند

شکر خدا آن روز دخترها نبودند
پای تو را آن لحظه ی آخر ندیدند

دوری تو از خانواده بد نبوده_
_وقتی تنت را این چنین لاغر ندیدند

ساقت شکسته بود اما سینه ات را
در زیر پای سرخ یک لشکر ندیدند

آقا خدا را شکر مردم حنجرت را
درگیر با کندی یک خنجر ندیدند

هر چند روی تخته ی در بود جسمت
اما در آن زخمی ز میخ در ندیدند

هم دخترت رنگ اسارت را ندیده
هم خواهرانت غارت معجر ندیدند

هم پیکرت عریان نمانده روی خاک و
هم غارت انگشت و انگشتر ندیدند

جانم فدای آن غریبی که به جسمش
جایی برای بوسه ی خواهر ندیدند


#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 2
17:21
#امام_کاظم_علیه_السلام
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#تک_بیت


چه کردی که رقاصه در سجده می‌گفت
به موسی ابن جعفر به موسی ابن جعفر

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح


بگو خورشید بین سایه‌ها پنهان نخواهد شد
که روح کبریا محصور در زندان نخواهد شد

شما هستی که ما هستیم بی تردید این وادی
بدون مشهد و شیراز و قم، ایران نخواهد شد

نگاه چون تویی عابد کند فحشای مطلق را
و بی‌مهرت مسلمان نیز با ایمان نخواهد شد

چنان بر خود بلا را خواستی در صبح محشر هم
سزای شیعیانت دادن تاوان نخواهد شد

تو را در طور تاریکی نگهدارند! عیبی نیست
اگر موسی تویی این قوم سرگردان نخواهد شد

الا موسی هارون دشمن! ای محبوس در عسرت
به فرمانی بگو گوساله چون یزدان نخواهد شد

علی حق است و ناحق غاصبان حق او هستند
به این حکم خداوندی ولی اذعان نخواهد شد

تو را با سندی شاهک چه نسبت بود در تاریخ
مگر در شعر بنویسم که زندان‌بان نخواهد شد

کفن آورده‌اند عریان نماند پیکرت اما
چه جای شکر وقتی کربلا جبران نخواهد شد


#سیدمحمدحسین_حسینی

@raziolhossein
👍 1
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


زندانیان عشق چو شب را سحر کنند
از سوز شمع و اشک روانش خبر کنند

مانند غنچه سر به گریبان در آورند
شور و نوای بلبل شوریده سر کنند

چون سر به خشت یا که به زانوی غم نهند
یکباره سر ز کنگرهٔ عرش بر کنند

با آن شکسته‌حالی و بی‌بال و بی‌پری
تا آشیان قدس به خوبی سفر کنند

چون رهسپر شوند به سینای طور عشق
از شوق سینه را سپر هر خطر کنند

آنان کزین معامله هستند بی‌خبر
برگو که تا به مَحبَس هارون نظر کنند

تا بنگرند گنج حقیقت به کنج غم
آن لعل خشک را به دُر اشک تر کنند

بر پا کنند حلقهٔ ماتم به یاد او
تا عرش و فرش را همه زیر و زبر کنند

آتش به عرصهٔ ملکوت قِدَم زنند
ملک حُدوث را ز غمش پر شرر کنند

تا شد به زیر سلسله سرحلقهٔ عقول
افتاد شور و غلغله در حلقهٔ عقول


#محمدحسین_غروی_اصفهانی #کمپانی

@raziolhossein
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی


غریبی گوشۀ زندان بغداد
(خلاصم کن خدایا) گفت و جان داد

چرا بال کبوتر را شکستی
الهی بشکنه دست تو صیاد

.....

غريبي کنج تاریکِ مطامير
سرش بر دامن کُند است و زنجیر

دل سنگ آب شد از ناله اش لیک
ندارد در دل صیاد تأثیر
.....

به زندان بلا سیلی که خوردم
غم دل را به دوش صبر بردم

کبود از تازیانه شد تن من
ز زهرا مادر خود ارث بردم
.....

رسیده موسم داغ جدایی
ندارم غیر غربت آشنایی

کجایی دخترم معصومه بابا
رضا ای راحت جانم کجایی ؟

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
17:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


اشک های ستاره ها می‌ریخت
کهکشان هم به گریه افتاده
از نحیفیِ پیکر خورشید
آسمان هم به گریه افتاده

جسم او ذره ذره آب شده
تازیانه چه کرده با بدنش!؟
این که افتاده گوشه‌ی زندان
پیرْهن‌خالی است یا بدنش!؟

حجم بال و پرش پُر از زخم است
جای سالم نمانده در پَرِ او
قفسش بس که کوچک و تنگ است
هی به دیوار می‌خورد سرِ او

درد تا مغز استخوان می‌رفت
بازویش را اگر تکان می‌داد
می‌توانست شب بخوابد اگر
درد پهلو کمی امان می‌داد

وای از آن دم که آرزو باشد
لحظه‌ای آه حسرتی بکشی
غل و زنجیر فرصتی ندهند
نفسی هم به راحتی بکشی

دمِ " عجِّل وفاتی " لب او
زنده کرده است داغ زهرا را
ظاهراً عادت نگهبان‌هاست
بی جهت می‌زدند آقا را

آه! با هر تنفسش می‌شُد
حس کنی دردِ در جِناقش را
بشکند دست سِندی نامرد...
خُرد کرد استخوان ساقش را

با هزاران عذاب جان داد و
با هزاران عذاب تشییع شد
روی یک تخته پاره‌ای کوچک
بدن آفتاب تشییع شد

باز هم جای شکر آن باقی است
مصحف‌اش را بهم نریخت کسی
طرح لب‌های نازنینش را
با سرِ نی بهم نریخت کسی

لحظه‌ی جان سُپردن او را
خواهرش روی تل نمی‌دیده
با عصا هیچ نامسلمانی
به سر و صورتش نکوبیده

احدی در پی غنیمت نیست
پیرهن از تنش کسی نَکِشید
بعد جان دادنش خدارا شُکر
مرکبی روی پیکرش ندوید


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 2
17:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 82.4 KB
یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد
یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد...

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 2
23 January 2025
ش
16:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت



شده شرمنده شمس از روی حضرت کاظم
قمر شد مات از چهر نکوی حضرت کاظم

بغیر از ذات حق آگه نباشد اندر این عالم
کسی از سر اسرار مگوی حضرت کاظم

بود او ششمین رهبر ز بعد ساقی کوثر
که باشد قبله حاجات کوی حضرت کاظم

نه بتوان توصیفش کرد که آسان نیست اوصافش
که ینکو هست وصف تار موی حضرت کاظم

ببیند یوسف از رویش بگوبد مرحبا بر حق
که ینکو خلق کرده حسن روی حضرت کاظم

بعالم رنگ و بوی گل بود از نور رخسارش
بود خوی محمد خلق و خوی حضرت کاظم

ولی از جور هارون دغا لبریز شد آخر
ز زهر خانمان سوزی سبوی حضرت کاظم

بدی در گوشه زندان چاارده سال آن مولا
بدی با حق تعالی گفتگوی حضرت کاظم

طلب میکرد او مرگ از خدا با دیده گریان
که وصل یار بودی آرزوی حضرت کاظم

خدایا دست گیری تو از ژولیده محزون
بحق قرب و قدر و آبروی حضرت کاظم


#ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#رباعی


ای آن که تجلای تو عالمگیر است
توصیف تو در آینة تطهیر است

آزاد شدی زمحبس غم ، امّـا
دسته گل گردنت چرا زنجیر است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


از بس تنت کاهیده از جور وجفا بود
گویی که بر سجاده، جای تو عبا بود

یک لحظه غافل از خدای خود نگشتی
لب های تو مشغول ذکر ربنا بود

موسی شدی و طور تو شد کنج زندان
موسی، همه شب، مات این طور وفا شد

برغُربتت زنجیرها خون گریه کردند
خوناب غم هایت روان، از ساق پا بود

هر روز  روزه بودی و هنگام مغرب
با تازیانه وقت افطار شما بود

در زیر زنجیر گران، خون گلویت
یادآور خون شهید کربلا بود

از معنی «قعرالسجون» گودال پیداست
گودال سرخی که برایت آشنا بود

چون فاطمه تو مستجاب الدعوه بودی
عجل وفاتی آرزویت از خدا بود

بی حُرمتی کردند بر جسم شریفت
جسمت به روی تخته ای از در چرا بود

هرجا «وفایی» با دل خونین نظر کرد
شیعه به پاس این مصیبت، در عزا بود


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


سر شب تا به سحر گوشه زندان چه کنم
دل آشفته چو گیسوی پریشان چه کنم

گاه پروانه صفت سوختم از هجر رضا
گاه چون شمع مرا سینه سوزان چه کنم

آرزویم به جهان دیدن روی پسر است
سوختم،سوختم از آتش هجران چه کنم؟

کنج زندان،بلا گشته ز هجران رضا
تیره روزم چو شب شام  غریبان چه کنم

نه رفیقی به جز از دانه زنجیر مرا
نه انیسی به جز از ناله و افغان چه کنم

به خدا دوری معصومه و هجران رضا
می کشد عاقبتم گوشه زندان چه کنم

از وطن کرده مرا دور،جفای هارون
من دل خسته سر گشته و حیران چه کنم

گلی از خار ندید،این همه آزار که من
دیدم از  طعنه این مردم نادان چه کنم

سرنگون کاش شود خانه هارون پلید
که چنین کرد مرا بی سرو سامان چه کنم؟

#خوشدل_تهرانی

@raziolhossein
1 👍 1
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


در شامِ تارِ بی کسی ام رَدِّ ماه نیست
اینگونه روزگارِ اسیری سیاه نیست

دارند زنده زنده مرا دفن می کنند
قعر سیاهچال کم از قتلگاه نیست

پلکی که ضربه خورده به آن..،وا نمی شود
چشم مرا توان همین یک نگاه نیست

با هر تکانِ سر..،نَفَسَم قطع می شود...
زنجیرِ دور گردن من بی گناه نیست

ساقی که ساق عرش خدا بوده..،خُرد شد
وضع وخیم زانوی من روبه‌راه نیست

تصویر جسم لاغر من را خیال کن :
یک کوه پُر غرور که هم‌وزن کاه نیست

آخر عذاب بددهنی می کشد مرا
زخمی شبیه زخم زبان نیست..،آه..،نیست

تشییع من به گردن یک تخته ی "در" است...
میخش ولی ز پهلوی من سهم‌خواه نیست

شکر خدا که چند کفن قسمت من است
عریان‌رهاشدن بخدا شأن شاه نیست

حتی لباس های تنم دست هم نخورد
در انتظار غارت من یک سپاه نیست

معصومه ام به بزم شرابی نمی رود
شکر خدا که دختر من بی پناه نیست


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2 👍 1
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت


بازهم خورشید پشت ابر پنهان می شود
باز هم مولایمان راهی زندان می شود

آری آن شب زنده دار تا سحر محو سجود
آنکه در وقت عبادت دیده گریان می شود

روزه دار روز ها و روضه دار شب به شب
جای جای صورت او جای باران می شود

ما گدایان را دعا کرده سر سجاده اش
درد نوکرها به لطف اوست، درمان می شود

حاجتش را بی برو برگرد می گیرد گدا
در حریم کاظمین او که مهمان می شود

بر در این خانه حتی انبیا جاروکشند
حضرت موسی درِ این خانه دربان می شود

واژه واژه حرف هایش چون چراغِ روشن است
بُشرحافی با کلامش اهل ایمان می شود

آن زن رقاصه آمد پیش او قدیسه شد
با نگاه لطف او کافِر مسلمان می شود

سِندیِ شاهِک چقدر آقای ما را زجر داد
ناله ی "خلصنی یا ربَ"ش دو چندان می شود

ساق پایش خرد شد در قعر این زندان تنگ
روزهای آخری رنجور و نالان می شود

عاقبت زهر خودش را ریخت زهر لعنتی!
حال آقا روز آخر چه پریشان می شود

روی یک تخته تنش افتاده، اما باز شکر
لااقل دارد لباس، این غُصه جبران می شود

کربلا اما تنی در قتلگاه افتاده بود
غرق تیر و نیزه و زخمی و عریان می شود



#علی_میرحیدری



@raziolhossein
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


هر کجا مرغ اسیرى است، ز خود شاد کنید
تا نمرده است، ز کنج قفس آزاد کنید

مُرد اگر کنج قفس، طایر بشکسته پرى
یاد از مردن زندانى بغداد کنید

چون به زندان، به ملاقاتى محبوس روید
از عزیز دل زهرا و على یاد کنید

کُند و زنجیر گشایید، ز پایش دم مرگ
زین ستمکارى هارون، همه فریاد کنید

چار حمّال، اگر نعش غریبى ببرند
خاطر موسى جعفر، همه امداد کنید

تا دم مرگ، مناجات و دعا کارش بود
گوش بر زمزمه ی آن شه عبّاد کنید

پسرش نیست، که تا گریه کند بر پدرش
پس شما گریه بر آن کشته ی بیداد کنید

نگذارید که معصومه خبردار شود
رحم بر حال دل دختر ناشاد کنید

"خوشدل" از ماتم آن باب حوائج گوید
تا شما نیز پس از مرگ ز وی یاد کنید



#خوشدل_تهرانی

@raziolhossein
👍 1
16:13
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


امام هفتم ما پاره پاره شد جگرش
نشسته گرد یتیمی به چهره ی پسرش

بدن کبود، جگر پاره، ساقِ پا مجروح
مگر چه آمده زیر شکنجه ها به سرش

هزار حیف که از جمع نوزده دختر
یکی نبود کنار جنازه ی پدرش

انیس و مونس او بود در سیاهی شب
صدای حلقه ی زنجیر و ناله ی سحرش

سیاه چال کجا طایر بهشت کجا
هزار حیف که یکباره ریخت بال و پرش

نیاز نیست به بندند چشم هایش را
که نیست تاب نگاهی دگر به چشم ترش

به هر کجا که روی قبری از زُراره ی اوست
نشان غربت فرزندهای دربدرش

شراره ی دل او گشت اجر روزه ی او
درست موقع افطار پاره شد جگرش

سیاه چال و نماز شب و غل و زنجیر
فراق روی رضا بود غصّه ی دگرش

بسوز ای دل «میثم» در آتش دل او
که سوز شعر تو دارد حکایت از شررش


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
ش
18:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:38
#امام_حسین_مناجات
#ماه_رجب
#زیارت_رجبیه

.
رجب! که ماه تو را فیض روز و شب دادند
رجب! که نهر بهشتی تو را لقب دادند:

حسین بین دو تا نهر آب عطشان بود
فرات اگر چه به دشت بلا خروشان بود

خروش اشک من از خشکی لبش باشد
حضور قلب من از فیض یا ربش باشد

همیشه از کرمش زیر منت اویم
به جانب حرمش السلام می گویم

سلام کرب و بلا! حاجتم شده این بار
زیارت رجبیّه! به زیر قُبّه ی یار

سلام کرب و بلا! کاش نیمه ی این ماه
به یاد داغ عقیله رِسَم به قربانگاه

شکست این دل عاشق به رسم هر روزی
دوباره آمده یادم چه بیت جانسوزی:

«چه کربلاست که آدم به هوش می آید
هنوز ناله ی زینب به گوش می آید»


#محمدحسین_مهدی‌پناه

@raziolhossein
👍 1
18:38
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


شیرینیِ داغت به دلی گر بنشیند
پای غم تو تا دمِ آخر بنشیند

جز تو چه کسی لایق این نام..؛ "حسین"..،است...
تنها به تو این واژه یِ دلبر بنشیند

آن آه که از سینه ی عُشّاق تو برخاست
هیهات که تا لحظه ی محشر بنشیند

بر خاکِ حسینیّه دو خط روضه نوشتم
حیف است که داغ تو به دفتر بنشیند

غیر دمِ این خانه محال است بسوزیم...
خاکستر ما پشت همین در بنشیند

یک عُمر میان دل او عشق تو جوشد
یکبار کسی پای سماور بنشیند

جز رخت عزاداری ات ای شاه..،ندیدیم
این‌قدر لباسی تن نوکر بنشیند

چشمی که محرم ز غمت خوب بگرید
مِهرش به دل فاطمه بهتر بنشیند

آن گریه ثواب است،که زهرا بپسندد
آن روضه‌ قبول است،که مادر بنشیند

یک واعطشای تو بس است ای پسر آب
در سوگ لبت زمزم و کوثر بنشیند

ای ابر! چه می شد وسط ظهر بباری
یک قطره ی تو بر لب اصغر بنشیند
.
.
شش‌ماهه‌گُلی را تبر حرمله ای چید...
نگذاشت به روی بدنش سر بنشیند

حلقوم نحیفی که علی داشت..،گمان کن...
تیری که سه‌شعبه شده،تا پر بنشیند


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
4 👍 1
18:38
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


السلام آقاجان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
ای پادشه خوبان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

از آب شدی محروم ، یاسَیّدَنَاالمَظلوم
لب تشنه شدی قربان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

از داغ تو ای بی سر ، ای غریب بی مادر
عالم شده بی سامان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هرکس که شود امروز ، در عزای تو گریان
فرداست لبش خندان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هم آب حیاتی تو ، هم فلک نجاتی تو
دیگر چه غم از طوفان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

این خطّ و نشان یک روز ، از داغ تو میمیرم
هستم سرِ این پیمان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

گفتی که بود اشکم ، بر زخم تنت مرهم
گریم به تو چون باران ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

من سینه زنِ شاهم ، پیرهن نمیخواهم
یاد آن تنِ عریان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

سینه میزنم یادِ ، سینه ای که بشکستند
در زیرِ سمِ اسبان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

جبرئیل بر آدم ، روضه عطش خوانده
با اشک و دلِ سوزان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هیچ جای این عالم ، هیچ کس نمی بندد
آب بر روی مهمان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

بعد کربلا دیگر ، آب هم گوارا نیست
شعله میزند بر جان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

مادرت چه حالی داشت ، آن لحظه که میگفتی
یا قوم اَناَالعطشان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

شمر و مرکبش سیراب ، اصغر از عطش بی تاب
ای دریغ از باران ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

یَابنَ ساقی کوثر ، مجبور شدی آخر
رو زدی به نامردان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

حرمله جوابت داد ، با سه شعبه آبت داد
من بمیرم آقاجان  ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

تیر بوده یا خنجر ، یک لحظه سرِ اصغر
شد به پوست آویزان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هی سمت حرم رفتی ، هی دوباره برگشتی
حیرانی و سرگردان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

با دست خودت کَندی ، قبر شیرخوارت را
از چشم همه پنهان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

مادرش چه حالی داشت ، روی نیزه وقتی دید
آن ستاره تابان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

این سر از روی نیزه ، با نسیم می افتاد
سنگی نخورد بر آن ، یاسَیّدَنَاالعَطشان



#عبدالحسین


@raziolhossein
18:40
#امام_حسین_مناجات


ما مصیبت زده‌ی کرب وبلاییم حسین
بال و پر سوخته‌ی آل عباییم حسین
   
بسکه خون دل از این دیده ز غم‌های تو رفت
همنشین لب دریای بکاییم حسین
   
عمر دنیا نرسد چون به عزاداری تو
تا قیامت ز غمت عقده گشاییم حسین
   
روز محشر که همان یوم یفرّالمرء ست
ما سراسیمه به سوی تو بیاییم حسین
   
چون که احداث شود منبر منصور ملک
باز پا منبری یار تو ماییم حسین
     
همه آبادی دل از کرم مادر توست
ورنه ویرانه دل از شام بلاییم حسین
   
ما خجالت زده‌ی غافله سالار غمیم
که سر افکنده‌ی «نحن الاسراءیم» حسین
 
چادر و معجر و عمّامه اگر سوخته شد
ما به جا مانده از آن سوخته‌هاییم حسین

چون برآریم به عشق تو سر از خاک مزار
گرد راه پسر خیر النسائیم حسین

تا شویم عارف و آماده‌ی ایام ظهور
بر سر و سینه زنان غرق دعاییم حسین


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
👍 1
18:40
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

این اشک رهایت از دل خاک کند
بالت بدهد راهی افلاک کند

تو اشک غم حسین را پاک نکن
بگذار که این اشک تو را پاک کند...

#محمدجواد_غفورزاده
#شفق

@raziolhossein
18:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×652, 42.9 KB
#یااباعبدالله

گریه کردم که فقط زخم تنش خوب شود
گیرم این اشک به درد صف محشر نخورد


#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
18:40
#امام_حسین_علیه_السلام
#دوبیتی


در کرب وبلا که آب نایاب نشد
ناکام سپاه شام از آن آب نشد

گردید چو شاه کربلا زان محروم
از خجلتِ آن آب چرا آب نشد

......

یک مرتبه آب کاش نایاب شدی
یا تشنگی و خشک لبی باب شدی

اولاد نبیّ و حسرتِ یک دم آب
ای کاش که آن دم دو جهان آب شدی

......

روبه صفتان وادی کرب و بلا
کردند چها با پسر شیر خدا

یک دشت سپاه دشمن و او تنها
ای شیر خدا تو بودی آن روز کجا
......

باجانِ حزین به دامنِ آن صحرا
زینب می گفت کای حبیبِ زهرا

درقتلِ توکردند چوخاکم برسر
پس من به سرِخاک توام زنده چرا

#میرزا_ربیع

@raziolhossein
18:40
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی


نگاهی کن به چشم بی‌قرارم
که بارانی‌تر از ابر بهارم

فقط یک آرزو در سینه مانده
هوای دیدن شش‌گوشه دارم

#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
1 😭 1
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


زندگی تکرارِ یک رنجِ ملال‌آور شده
حال ما اما به لطف روضه‌ات بهتر شده

من نمی‌دانم چه سِرّی در گدایی تو هست
هر کسی افتاده بر پایِ تو آقاتر شده

من به آغوشِ ضریحِ تو پناه آورده‌ام
هر کجا در بازیِ دنیا دلم مضطر شده

هر که با یک واسطه هر شب صدایت می‌زند
ضامنِ ما دل پریشان‌ها خودِ مادر شده

آبرویی هم اگر دارم به لطفِ فاطمه‌ست
با دعای مادرانه، سنگ هم گوهر شده

قرن‌ها اجدادمان نامِ تو را بردند که
حال بعد از سال‌ها فرزندشان نوکر شده

صبح محشر آتشِ دوزخ نمی‌سوزانَدَش
قَدرِ یک بالِ مگس چشمانِ هر کس تر شده

از خدا دیگر چه می‌خواهم که عمرم سال‌هاست
با گدایی کردن از این خانواده سر شده
.
.
در تنورِ خانه‌ی خولی چه آمد بر سرت
رأس تو ای ماه زینب! غرقِ خاکستر شده

خوب شد چشمانِ تو بر روی نیزه بسته بود
تا نبینی خواهرت اینگونه بی یاور شده


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 4 3 😭 1
24 January 2025
ش
10:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
10:58
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

دل هست مبتلای تو یاصاحب الزمان
دارد به سر هوای تو یاصاحب الزمان

تا جمعه ها به خاطر تو ندبه میکنم
سرمستم از دعای تو یاصاحب الزمان

لطفی کن از کرم که بیفتد نگاه من
یکدم به جای پای تو یاصاحب الزمان

چشمم به راه مانده و گوشم به کعبه است
تا بشنوم صدای تو یاصاحب الزمان

میثم فدای عشق علی شد قبول کن
من هم شوم فدای تو یاصاحب الزمان

تو پادشاه هر دو سرایی که گشته اند
شاه و گدا، گدای تو یاصاحب الزمان

باشد دعای حضرت زهرا به روز و شب
عجل فرج برای تو یاصاحب الزمان

"عاصی" بگو که عالم امکان برای وصل
دارد کجا بهای تو یاصاحب الزمان

#داود_تيموری

@raziolhossein
10:58
#امام_زمان_مناجات


شیعه غم هجـــر امام مُنتظَـــــــــر دارد
در چشمها اشگ و به دل سوز جگر دارد

باید توسل کرد و گفت «الغوث یامهدی»
مولا ازاین درد و  پریشـــانی خبـــر دارد

وقت سحر برخیز استغفار کن جانم
تـــوبه بــرای درد بی درمان اثر دارد

باور کن از درد وبلا دور است عبدی که
حال مناجات و دعا ،اشگِ سحــــر دارد

اصلا خبر داریم ؟سبکِ زندگیِّ ما...
بهر امامِ عصـرِ ما خونِ جگــر دارد

اصلا خبر داریم ؟ باتیرِ گناه ما...
گاهی زبانم لال، قلبش زخم بردارد

اصلا خبر داریم؟ مولا درنماز شب...
بهر خطای شیعیان اشگِ بصر دارد

ای وای بر حال رعیت که به جای خِیر
بهــــــرِ ولیِّ نعمتِ خود  دردِ سر  دارد

یک بار از دل بر ظهـــور او دعا کردیم؟!
مولا که از ما فِی الضمیر ما خبر دارد...

«عَجّل لِمُولانَا الفرج» گردیده تشریفات
کو عاشقی که واقعا دیده به دَر  دارد؟!

تازه دعای حضرت مهدی ا ست ،حِرزِ ما
ورنه گنـــــــــاهِ ما عـذابِ بیشتـــــر دارد

دائم بگو «مولاتی یازهــرا اغیثینی»
زهرا به احوال حسینی ها نظــر دارد


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
3
10:58
#امام_زمان_مناجات
 

دوریم از رخ ماه، أین بقیة الله
ماندیم در دل چاه، أین بقیة الله

دلتنگ یار بودیم، هر روز، وقت و بی وقت
گفتیم گاه و بیگاه، أین بقیة الله

یارب تفضلی کن، خسته شدیم ازین غم
با ما کمی بیا راه، أین بقیة الله

ماه علی است این ماه، از برکتش به مهدی
ما را رسان در این ماه، أین بقیة الله

یک شب نجف عطا کن، تا در حریم حیدر
گوییم تا سحرگاه، أین بقیة الله

مانند طفل لجباز دم میزنم مکرر
أین بقیة الله، أین بقیة الله

آب از سرم گذشته، عمرم به سر رسیده
از سینه می کشم آه، أین بقیة الله

هر بار روضه رفتیم، هربار گریه کردیم
گفتیم ناخودآگاه، أین بقیة الله

یک عمر این مصیبت، سوزانده قلب ما را
مانده است تشنه لب شاه... أین بقیة الله

افتاده گیسوی یار، آن رشته ی هدایت
در دست شمر گمراه، أین بقیة الله

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
10:58
#امام_زمان_مناجات
#ماه_رجب

دلم را به لطف نگاهت رفو کن
دعایی بر احوال بی آبرو کن

تو را جان جدت علی یابن زهرا
در این ماه غفران مرا زیر و رو کن

@raziolhossein
10:58
#امام_زمان_مناجات


دمِ صبح آمده ام، چون به دمت محتاجم
خیمه ات کو! به غبار قدمت محتاجم

گریه ام از سر بیچارگی و دربدری است
دلخوشی همه عالم! به غمت محتاجم

ریشهء رشد مرا خاک گناهم سوزاند
منِ تاریک، به نورِ حرمت محتاجم

آنقدر خیر رساندی که بدعادت شده ام
دست من نیست اگر بر کرمت محتاجم

شرم دارم به کسی رو بزنم غیر خودت
تا گدایم به زیاد و به کمت محتاجم

کمتر از مورم و مامور سلیمان نشدم
به حسین و نظری باعظمت محتاجم

یاعلی ماه رجب آمده دستم خالی است
به دعای تو و صاحب علمت محتاجم

کن نگاهی که پُر از دردم و بی درمانم
به طواف حرم محترمت محتاجم


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 2
10:58
#امام_زمان_مناجات



به خاطر گل نرجس گلاب می گرید
برای دیدن رویش سراب می گرید

به وقت زل زدنش گرم جست و جوی کسیست
به وقت سوختنش آفتاب می گرید

بر او که جانِ کلامِ خداست در هستی
حدیث چله گرفته ، کتاب می گرید

یقین برای کسی که نگین آفاق ست
محبِ والهِ پا در رکاب می گرید

لب مقدس او گفته گریه کار من است
برای جد خودش بی حساب می گرید

در انتهای غمش روضه ایست پر از غم
هنوز دیده ی او بر رباب می گرید

چو ساعتی که روی سینه ، نعل می نالید
به روی دست عقیله ، طناب می گرید


#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 2
ش
18:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
18:14
#امیرالمومنین_مدح
#بیست_چهار_رجب
#فتح_خیبر

سر بند زرد دور سر ماه دیدنی ست
با ذوالفقار آمدن شاه دیدنی ست

دیوار قلعه خورد تکان از پی تکان
خیبر گرفتن اسدلله دیدنی ست

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
18:14
#امیرالمومنین_مدح
#فتح_خیبر



همان شجاع که "ما فَرّ قَطُّ فی الحرب" است
همان که ضربت تیغش نداشت هیچ نظیر

به کار غزوه خندق گره فتاد آن روز
نمانده بود برای ظفر دگر تدبیر

نبی همین که عَلَم را به دست حیدر داد
به تیغ حیدر کرار شد عوض تقدیر

ز ترس حمله شغالان گریختند ز رزم
همین‌که‌ پای به میدان گذاشت همچون شیر

که عرصه عرصه شیر است جای هر کس نیست
بگو فرار نمایند آن سگ و خنزیر

رسیده آیه این المَفَرّ بگو به عدو
ز ذوالفقار نباشد دگر گریز و گزیر

چنان به ضربت تیغش به فرق مرحب زد
که رفت از دل میدان، عدو به قعرِ سعیر

سپس دری که چهل مرد عاجزند از او
گرفت و کند ز جایش فقط به یک تکبیر

ز جای کند در قلعه را به آسانی
چنانکه موی کشد گویی از میان خمیر


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
1 👍 1
18:14
#امیرالمومنین_مدح
#فتح_خیبر


اسدالله علی ، دست خداوند علی
غضب الله علی ، گریه و لبخند علی

فتح خیبر همه حیدر شدنش را دیدند
با دو انگشت در ِ قلعه ز جا کند علی


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
18:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×738, 111.6 KB
#فتح_خیبر

۲۴ رجب سالروز فتح قلعه خیبر

آری اگر نبود مراعاتِ حالِ خلق
او مینمود جای دری، قلعه را بلند



#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
18:14
#امیرالمومنین_مدح
#فتح_خیبر


چنان کند در را از آن حصن سنگین
که گر حلم او حلقه بر در نمی‌زد

زمین را هم از جا بکند و فکندی
به جایی که مرغ نظر پر نمی‌زد

#وفایی_شوشتری

@raziolhossein
18:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×681, 124.7 KB
#فتح_خیبر


مِیل اگر داشت با درِ خیبر
قلعه را هم زِ جای خود می‌کَند

#حسن_لطفی

۲۴رجب سالروز فتح قلعه خیبر توسط #مولا‌امیرالمؤمنین‌علی‌علیه‌السلام

@raziolhossein
18:14
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
18:14
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.0 KB
18:16
#شهادت_حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه‌_السلام
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت



تو موسایی اگر حتی نیاندازی عصا را هم
به زندان رفتی و گردن گرفتی جُرم مارا هم

تو در بندی ولیکن اختیار دَهر را داری
به دست بسته‌ات داده خدا ارض و سمارا هم

تو که دست جوان مست را در کوچه میگیری
توقع میرود آقا بگیری دست مارا هم

در این دنیا که تشخیص مسیر زندگی سخت است
خدا را شکر افتاده به دست آشنا راهم

دعاهایی که بالا رفته از دست شما رفته
و این یعنی که میگیری شما دست دعارا هم

شفا را غالباً از سفره‌ات بردند مادرها
که تحت الامر نان سفره‌ات کردی شفارا هم

زن بد کاره را سبوح و قدوس تو عابد کرد
مسلمان میکنی با دست بسته بی‌حیارا هم

قریب چارده سال است که کت‌بسته میخوانی
نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب را عشارا هم

جه بی رحمانه زندان بان شکسته در دل زندان
به مانند غرورت، استخوان ساق پارا هم

تو را با تازیانه میزند با اینکه میداند
شفاعت میکنی فردای محشر انبیارا هم

تو را زنده به گورت کرده‌اند اینجا که زندان نیست 
نه، اینگونه نمی‌سازند حتی قبرهارا هم

چنان با ساق پای تو غل و زنجیر ممزوج است
که با سختی جدا کردند از زخمت عبارا هم

عبا گفتیم و یاد جد عریان تو افتادیم
غم عریانی‌اش سوزاند حتی بوریارا هم


#یامظلوم


@raziolhossein
👍 2 😭 2 1
18:16
#امام_کاظم_شهادت
#امام_زمان_مناجات


از دو چشمت نگاه می‌خواهیم
در نگاهت پناه می‌خواهیم

خانه‌ای در محلهٔ خورشید
کوچه‌ای رو به ماه می‌خواهیم

خسته، تنها، غریب، آواره
گم شدیم از تو راه می‌خواهیم

ما تو را از خدا نخاسته‌ایم
ما فقط اشتباه می‌خواهیم

کوهی از لطف دیده‌ایم اما
باز هم از تو کاه می‌خواهیم

از نگاه تو گریه ای جاری
از گلوی تو آه می خواهیم

راهی کاظمین هستیم و
توشهٔ بین راه می‌خواهیم

توشهٔ کربلا شب جمعه
گریه در قتلگاه می‌خواهیم



#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت



هم دست بر پهلو و بر دیوار دارد
هم چشمی از سیلی دشمن تار دارد
محض نجات شیعیان بود از بلایا
زندان اگر رفته است و حال زار دارد
راضی نشد سندی به چندین تازیانه
با حضرت موسی بن جعفر کار دارد
از سر زدن هایش به آقا خوب پیداست
هارون ملعون هم سر آزار دارد
دیوار زندان جای خود زنجیر حتی
با دست و پای او سر پیکار دارد
اصلا مگر داریم غل بی میخ باشد
هر لحظه پیش چشم خود مسمار دارد
با نام زهرا اشک چشمش را جلا داد
در دل امید لحظه دیدار دارد
مال امام هفتم است این هفت خلعت
شایسته است اینکه کفن بسیار دارد

ای کاش در کرببلا هم یک کفن بود
در وقت دفن کشته دور از وطن بود
از آشنایان خواهر مظلومه اش بود
از ناکسان بر پیکرش شمشیر زن بود
با تیغ ها و تیر های کوفه جسمش
بی پیرهن مشغول جنگ تن به تن بود
آنقدر هم عریان نبود از آن جهت که
از خاک و خون بر جسم پاکش پیرهن بود
خورشید حتی داغ تر تابید آن روز
هر چه توجه داشت سمت آن بدن بود

میسوخت و میسوخت و میسوخت آری
خون از تمام زخمهایش بود جاری
جز دیدن و آتش گرفتن بر بلندی
از دست زینب برنمی‌آمد که کاری
از آن حسین خوش قد و بالا برایش
ماند آخر کاری لباسی یادگاری
چه یادگاری؟؟؟ پاره پاره پاره پاره
خون می‌چکید از آسمانش چون ستاره
این پیرهن را هر زمان میدید زینب
با رنگ سرخش می‌کشید از غم شراره
عطر تمام قوم را این پیرهن داشت
عباس اکبر عون قاسم شیرخواره
از خون هجده محرم زینب گرفته است
این پیرهن رنگ ملیحی استعاره
در بین آن نامحرمان از دست زینب
دیگر چه کاری بر می آمد جز نظاره
از بعد غارت جان زینب بر لب آمد
این یادگاری تا به دست آمد دوباره


#محمدعلی_بقایی

@raziolhossein
1 👍 1
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مناجات
#امام_کاظم_شهادت


آیینه صدق و صفا، موسی بن جعفر
روح مناجات و دعا، موسی بن جعفر

در بند، در تشویش، در طوفانِ ظلمت
کشتی ما را ناخدا، موسی بن جعفر

واشد گره از کار ما بی مزد و منت
تا زیر لب گفتیم: یا موسی بن جعفر

عاقبتش در دو جهان ختم به خیر است
هرکس مسیرش شد "الی موسی بن جعفر"

از ابتدا خورده گره حاجات شیعه
با حضرت عباس؛ با موسی بن جعفر

ذکر لب ما یک‌صدا: "جانم رضا جان"
ذکر علی موسی الرضا: "موسی بن جعفر"

در کنج زندان‌ها به ضرب تازیانه
افطار را می‌کرد وا، موسی بن جعفر

کار خودش را کرد سِندی ابن شاهک
جان داد با زهر جفا، موسی بن جعفر


#محمود_یوسفی

@raziolhossein
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت



دلْ مبتلای حضرت موسی بن جعفر است
دردْ آشنای حضرت موسی بن جعفر است

بر اهل آسمان و زمین سروری کند
هر کسی گدای حضرت موسی بن جعفر است

باب الحوائج است و دو چشمم همیشه بر،
دست عطای حضرت موسی بن جعفر است

شد بی نیاز از همه کس، هر که روزی‌اش
با بچه‌های حضرت موسی بن جعفر است

اصلا برات کرببلا، کاظمین، نجف
دست رضای حضرت موسی بن جعفر است

زهرا نظر نموده بر آن‌کس که سینه‌اش
ماتم‌سرای حضرت موسی بن جعفر است

من آرزوی روضه‌ی رضوان نمی‌کنم
تا روضه‌های حضرت موسی بن جعفر است

حال زن یهودی بدکاره را ببین
محو دعای حضرت موسی بن جعفر است

بی حرمتی به ساحت زهرای مرضیه
اوج بلای حضرت موسی بن جعفر است

او را به روی لِنگه دری حمل می‌کنند
این در نه جای حضرت موسی بن جعفر است

روی فلک سیاه که زنجیر و غل هنوز
بر دست و پای حضرت موسی بن جعفر است


#محمود_مربوبی

@raziolhossein
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح


زندان، رواق روشنی شد، غرق نورت
دیوارها، نمناک از شرم حضورت
دهلیزها مَستند، هنگام عبورت
زنجیر، تسبیحی به دستان صبورت

این بندها، در بند زلف دلپذیرت
موسای دربندی و هارون‌ها اسیرت

یوسف که ترس از تنگی زندان ندارد
مصر وجود است او، غم کنعان ندارد
نوح است و بیم از موج و از طوفان ندارد
جان جهان است او، هراس جان ندارد

عاشق دلش دریاست، حتی کنج زندان
آیینه‌ی دنیاست، حتی کنج زندان

ای هفت دریا، غرق در دریای صبرت!
هفت آسمان یک نقطه، در پهنای صبرت
ای هفت شهر عشق، در معنای صبرت!
زانو زدند ایوب‌ها، در پای صبرت

آقا! به این حجم از بلا عادت ندارم
باید بگویم: شاعرم، طاقت ندارم

سنگینی شلاق و آن بازو؟ خدایا!
زنجیر بر آن قامت دلجو؟ خدایا!
چنگال زندانبان و آن گیسو؟ خدایا!
خون و شکست طاق آن ابرو؟ خدایا!

هر چند در دستان او، جام بلا بود
از تشنگی، یک‌ریز یاد کربلا بود

معصومه دلتنگ است، چشمانش به راه است
فهمیده‌اند انگار یوسف بی‌گناه است
بر صورتش اما چرا ردی سیاه است؟
پایان این قصه، گمانم اشتباه است

یوسف می‌آید، روی تابوت است اما
از اشک یاران، دجله مبهوت است اما

موسای ما از طور سینا بی‌عصا رفت
این نوح، روی موجی از اشک و دعا رفت
دردا! که با دُردانه‌ی زهرا، چه‌ها رفت
تا پر کشید، اول دلش پیش رضا رفت

بی او، اگر چه عشق مشکی‌پوش می‌شد،
نور خدا بود او، مگر خاموش می‌شد؟

در بند بود و عالمی دربند اویند
بسیاری از سادات، از پیوند اویند
شهزادگان، فرزانگان، فرزند اویند
هر گوشه، فرزندانِ دانشمند اویند

وا می‌کند بر روی ما، بن‌بست‌ها را
باب‌الحوائج شد، بگیرد دست‌ها را

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
😭 2
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت


ای به زندان کرده خلوت با خدا موسی‌ ابن ‌جعفر
ای همه آزادگان را مقتدا موسی‌ ابن‌ جعفر

ای که در حبس بلا بودی به فرمان الهی
هم قدر را هم قضا را رهنما موسی ابن جعفر

با نگاه نافذت ای موسی آل محمد
شد عصا در دست موسی اژدها موسی ابن جعفر

در دل مطموره‌ها داری به فرمان الهی
حکمرانی بر سماوات العلی موسی ابن جعفر

کاظمینت از برای شیعیان و دوستانت
هم مدینه، هم نجف، هم کربلا موسی ابن جعفر

شب که تاریک است و تنهایی چراغ تو است با تو
حلقه زنجیر می‌خواند دعا موسی ابن جعفر

این عجب نبود که کوه و دشت و صحرا و بیابان
با تو گردد هم‌نوا و هم‌صدا موسی ابن جعفر

تا بود جانم به تن دست از ولایت بر ندارم
کز ولادت با تو بودم آشنا موسی ابن جعفر

ناز بر فیض مسیحا می‌کنم جایی که باشد
خاک درگاه تو بر دردم شفا موسی ابن جعفر

عضو عضوم گر ز هم گردد جدا صد بار بهتر
کز تو یک لحظه دلم گردد جدا موسی ابن جعفر

تربت و صحن و سرای تو است در شهر دل من
هر دلی بر تو است یک صحن و سرا موسی ابن جعفر

شُهرت باب‌الحوائج در امامان را تو داری
انس و جان آرند در کویت رجا موسی ابن جعفر

کل خلقت را دهی حاجت اگر آرند خلقت
بر درت پیوسته روی التجا موسی ابن جعفر

تو همان چشم خدای ذوالجلالی کز نگاهی
خلق عالم را کنی حاجت روا موسی ابن جعفر

دوست دارم کز دو چشم خویش در پای ضریحت
اشک ریزم بر تو هر صبح و مسا موسی ابن جعفر

دوست دارم گردنم در حلقة زنجیر باشد
تا کنم یاد از تن پاک تو یا موسی ابن جعفر

دوست دارم چون درختی بین آب و گل بمانم
تا بدانم با تو چون شد سالها موسی ابن جعفر

کُند بر پا، دست در زنجیر، اشکت در دو دیده
در دلت خون، بر لبت ذکر خدا موسی ابن جعفر

در دل تاریک زندان زیر ضرب تازیانه
بود خالی جای فرزندت رضا موسی ابن جعفر

کس نبود از هیفده دختر به بالای سر تو
تا بگرید بر تو و گیرد عزا موسی ابن جعفر

تو همای قله نوری و زندانت قفس شد
در قفس ماند از تو مشتی پر به جا موسی ابن جعفر

با کدامین جرم بعد از سالها حبس و شکنجه
سوخت قلب پاکت از زهر جفا موسی ابن جعفر

چون نگرید بر تو میثم ای همای وحی کآخر
گوشة زندان بدادی جان و گردیدی رها موسی ابن جعفر


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


این تخته ی در تیزیِ مسمار ندارد
این لنگه ی در آتش و دیوار ندارد

از چار غلامی که می آیند یکی هم
با حلقه ی انگشتر تو کار ندارد

باران گل آمد به سرت موقع تشییع
بازاری بغداد که آزار ندارد

آنقدر سبک گشته تنت آخر عمری
جز سلسله و پیرهنت بار ندارد

انکار اگر شد غم و دردی که کشیدی
این ساق شکسته دگر انکار ندارد

مامور رسیده است و برای تو غذایی
جز مشت و لگد موقع افطار ندارد

ملعون دهنش باز نشد جز به جسارت
یک ذره حیا پیش تو انگار ندارد

سردی غل جامعه را تاب و تحمل
این جسم نحیف این تن تب دار ندارد

یک لحظه ملاقات نکردی پسرت را
زندانی بغداد که دیدار ندارد

تو میروی و سایه ی سلطان به سرش هست
معصومه ی تو غصه ی بازار ندارد


#رضا_قربانی

@raziolhossein
1 👍 1
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


جام زهری داده و شادم کنید
خسته‌ام از بند آزادم کنید

بی‌ملاقاتی‌ترین زندانی‌ام
راحت از زندان بغدادم کنید

هیچ صیدی در غل و زنجیر نیست
فارغ از زنجیر صیادم کنید

جسم من را روی جسر انداختند
کاش بردارید و دلشادم کنید

مثل اجدادم به من رحمی نشد
لااقل رحمی به اولادم کنید

دوستان در تنگنا جان می‌دهم
کربلا رفتید اگر یادم کنید


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
18:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 111.7 KB
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح


این عشق آخر می کند کار خودش را
این دیده ی تر می کند کار خودش را

با دست خالی بر نمی گردیم،یعنی
موسی بن جعفر می کند کار خودش را

اشکی که جاری می شود در بین روضه
فردای محشر می کند کار خودش را



جان می سپارم آخرش در کاظمینت
اینبار نوکر می کند کار خودش را


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 1
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح


همانگونه که شب را روشنایی ماه میبخشد
خدا در ظلمت دنیا چراغ راه میبخشد

به حکم"البلاء للولاء"است اینکه در تاریخ
خدا به دوستان خود غمی جانکاه میبخشد

تو نور آسمانهایی که فی قعرالسجون هستی
خدا گاهی حضور ماه را به چاه میبخشد

تو از نسل همان مردی که هنگام رکوع خود
عقیقش را به سائل قربة لله میبخشد

نگاه مهربانت  آیه "والکاظمین الغیظ"
تو "عافین عن الناسی" که بی اکراه میبخشد
.
.
به کم قانع نشو امشب ،بخواه از او خود او را
به کم قانع نشو ای دل که دارد شاه میبخشد


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
👍 1
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت



ای آبروی اولیا موسی بن جعفر
دستم به دامان تو یا موسی بن جعفر

ای هفتمین خورشید در منظومه ی نور
روشن تر از شمس الضحی موسی بن جعفر 

بعد از پدر اندیشه روحانی ات بود
معمار ارکان الهدی موسی بن جعفر 

باب المراد صحن تو باب النجات است
بر دردمند مبتلا موسی بن جعفر 

ای یوسف زهرا ، عزیز مصر ایمان
مانده به زندان بلا موسی بن جعفر 

در غربت تقدیر زندان بود زنجیر
با سوز و سازت آشنا موسی بن جعفر 

روز و شب زندان برای تو یکی بود
در امتداد لحظه ها موسی بن جعفر

دست تو جاری در قنوت ربنا بود
در فرصت سبز دعا موسی بن جعفر 

رزق تو تسلیم و توکل بود و اخلاص
بر سفره ی صبر و رضا موسی بن جعفر 

ای وای ، قلب نازنینت عاقبت سوخت
در شعله ی زهر جفا موسی بن جعفر 

برغربتت بس این که روی تخته ی در
تشییع شد جسم شما موسی بن جعفر 

جسم تو در «سوق الرياحين» لاله باران
بر دوش اشک و ناله ها موسی بن جعفر 

آماج تیر و نیزه شد جدّ غریبت
در دشت سرخ کربلا موسی بن جعفر 

روز جزا دست تمنای (کمیل) است 
بر دامن لطف تو یا موسی بن جعفر


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 2
18:16
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت



شبیه آينه ای که جلا نیاز ندارد
عزیز فاطمه مدح و ثنا نیاز ندارد

کسی که مرقد موسی بن جعفر است مطافش
به طوف کعبه و سعی و صفا نیاز ندارد

به ازدحام گدا نیست اعتبار کریمان
کریم دور و بر خود گدا نیاز ندارد

اگر کمی ز غبار قدوم او برسانند
شفای درد مریضان دوا نیاز ندارد

کلیم وقت غریبی ز بی کسی نهراسد
به گفتگوی کسی جز خدا نیاز ندارد

از اژدهای زنی با دعا فرشته بسازد
برای معجزه اصلا عصا نیاز ندارد

نبود در خور شأنش سیاه چال وگرنه
نفس کشیدن او که هوا نیاز ندارد

برای سفره افطار او که هست گرسنه
بس است سیلی قاتل غذا نیاز ندارد

بس است دوری از دخترش برای شکنجه
دگر شکنجه جلاد را نیاز ندارد

نظاره بر غل و زنجیر اگر که داشته باشد
به روضه خوانی شام بلا نیاز ندارد

کسی که خود ملک الموت را صدا زده یعنی
مسافر است، به زهر جفا نیاز ندارد

به تخته پاره و این چند تا غلام چه حاجت
بزرگ عرش به این چیزها نیاز ندارد

هزار شکر که چندین کفن رسید و رضا هم
زمان دفن پدر بوریا نیاز ندارد


@raziolhossein
👍 4 2
18:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 41.1 KB
#عکس_قدیمی


حرم مطهر امام موسی کاظم و امام جواد علیهما السلام در شهر کاظمین

@raziolhossein
17 😭 3
25 January 2025
ش
18:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ای اسیر عشق داور السلام
سیدی موسی بن جعفر السلام

از چه در زندانِ تاریک و نمور
بسته شد دستانت ای آیات نور

برگ گل در حلقه ی آهن جفاست
بال مرغی در قفس بستن جفاست

سخت تر از روضه ی زندان تو
بود ظلم و جور زندان بان تو

وای من در پیش چشمان ترت
سندی بن شاهک آمد برسرت

آن یهودی شرم از زهرا نکرد
دستهای بسته ات را وا نکرد

دست بسته بودی ای نور خدا
تازیانه زد سر و روی تو را

از غمت گریان در و دیوار شد
روزه بودی سیلی ات افطار شد

یک یهودی جانت آورده به لب
مرگ خود را از خدا کردی طلب

یک یهودی گر چنین ظلمی نمود
پس چه کرده یک محله از یهود

یک محله از یهودی های شام
منتظر بودند بهر انتقام

تازیانه بود و چوب و سنگ بود
ازدحام و کوچه های تنگ بود

آه یا موسی بن جعفر الامان
از جفای شام و ظلم شامیان


#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
ش
19:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_مناجات
#حضرت_موسی_بن_جعفر


نوای بی نوا  موسی بن جعفر
به هر دردی دوا موسی بن جعفر 

منم از آن گدا های قدیمی
که هستم آشنا موسی بن جعفر

همیشه مادرم در مشکلاتش
صدا میزد تورا موسی بن جعفر

کنار سفره ات هر کس نشسته
شده حاجت روا موسی بن جعفر

اگر دارم دوصد مشکل غمی نیست
بُود مشکل گشا موسی بن جعفر

اگر در دل هزاران غصه آید
ندارم غصه با موسی بن جعفر

بیا دستم بگیر باب الحوائج
که افتادم زپا موسی بن جعفر

من امشب آمدم در روضه تو
شب قبرم بیا موسی بن جعفر

بگو با هر مریض ناعلاجی
بدان دارد شفا موسی بن جعفر

توسل کن توسل کن توسل
بگو با او که یا موسی بن جعفر

ندارم برکسی امید؛ دیگر...
فقط دارم ترا موسی بن جعفر

میان روضه ات الحمدالله
شدم اهل بکا موسی بن جعفر

تو می کردی دعا عجل وفاتی
مگر دیدی چه ها موسی بن جعفر

ندیده دخترت در کنج رندان
تورا شکر خدا موسی بن جعفر

اگر کشتند تورا اما سر تو
نشد از تن جدا موسی بن جعفر

تورا غسل و کفن کردند اما...
نه با یک بوریا موسی بن جعفر

نرفته بعد تو معصومه جانت
دگر شام بلا موسی بن جعفر


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
👍 2 1
26 January 2025
ش
16:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت


ناله و فریاد من سودی به حال من ندارد
از که آزادی بخواهم این قفس روزن ندارد

زخم گردن، جسم نیلی، پای خون آلوده گوید
آسمان زندانیی مظلوم تر از من ندارد

آن چنان افتاده ام از پا در این زندان که دیگر
دست من تابی که غل بردارد از گردن ندارد

کس نگوید آخر ای بیداد گر صیاد بس کن
مرغ بال و پر شسکته در قفس کشتن ندارد

طور زندان، آه آتش، اشک مونس، ناله همدم
موسی این حال و هوا در وادی اَیمن ندارد

دوستان یاد آورید از گریه ویران نشینی
کو تسلائی به غیر از خنده دشمن ندارد

نیست یکسان حبس تاریک من و زندان یوسف
او چو من آثار زنجیر ستم بر تن ندارد

او دگر نشکسته در هم استخوان ساق پایش
او دگر در گوشه مطموره ها مسکن ندارد


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
16:56
#امام_کاظم_مناجات
#رباعی

بابای رئوف عالمین ادرکنی
آقای عزیز کاظمین ادرکنی

برخاک زدی تو دست و با  لب تشنه
آیینه‌ی روضه‌ی حسین ادرکنی

@raziolhossein
16:57
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.2 KB