3 January 2026
ش
19:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح


روی حسین، مهر دل‌آرای زینب است
مـوی حسین، لیلۀ اسـرای زینب است

زیباتریــن مطـاع بــه بـازار روز حشر
در نـزد اهـل‌بیت، تـولای زینب است

دارالزیــاره و حــرم قـدس کبریاست
هر سینه‌ای که طور تجلای زینب است

دوزخ تنـم بسـوزد اگـر غیـر از ایـن بوَد
نـقش بهشت، جای کف پای زینب است

نامـی کـه مـی‌برد همـه‌جا دل ز پنج‌تن
بـاور کنیـد، نــام دل‌آرای زینـب است

در روز حشــر، آینــۀ نـــور مــی‌شود
پرونده‌ای که پای وی امضای زینب است

گـر در خرابــه خُفـت، نکاهـد مقـام او
چون سینۀرسولِ خدا جای زینب است

جبـرانِ جـای خــالی، زهرا کنـد علی
او را نظاره تا که به سیمای زینب است

بگشـوده دست، بهـر قنـوت نمـاز شب
نام حسین بـر روی لب‌های زینب است

خــون حسیــن یافــت بقـا از خطابـه‌اش
دیــن سرفــرازِ همـت والای زینـب است

!شب‌های بی‌حسین که ذکرش بوَد حسین
شب‌هـای قـدر و لیلۀ احیـای زینب است

رأس حسین: طــور تجـلا بـه نــوک نی
بــازار کوفـه: سینـۀ سینـای زینب است

"یک بوسه مثـل بوسۀ پرمهـر فاطمه
بــر حنجــر بریـده، تمنـای زینب است

چــون جــای تازیانــه بــر انــدام مــادرش
آثــار کعــب نیــزه بــه اعضـای زینب است

وقتــی کنــار طشـت طــلا ایستــاده است
چشـم حسیـن بــر قــد و بالای زینب است

دشنام و خنده و کف و خاشاک و خاک و سنگ
در شــام و کوفــه بهــر تســلای زینب است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


همه رفتند و من جا ماندم اي دوست
ز بخت بد به دنيا ماندم اي دوست

چرا رفتي مرا با خود نبردي
ببين بعد از تو تنها ماندم اي دوست
........

ببين از داغ تو خيلي شكستم
شكستم كه چنين از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسي كه هستم
........

به يادت در نواي آب آبم
چنان تو زير تيغ آفتابم

تو راحت خفته اي در خانه ي قبر
ولي من از غمت خانه خرابم
.........

لباس تو در آغوشم برادر
صدايت مانده در گوشم برادر

تو ماندي بي كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر
..........
ببين در ديده سوي ديدنم نيست
توان دادن جان در تنم نيست

چنان آبم نموده آتش تو
گمانم جسم در پيراهنم نيست
........

من وكابوس شمشير و تن تو
تماشاي به غارت رفتن تو

تو را سر نيزه ها بردند و مانده
براي من فقط پيراهن تو
.......

سراسر نيزه ميبينم به خوابم
سر و سرنيزه ميبينم به خوابم

همين كه پلك بر هم مي گذارم
تو را بر نيزه ميبينم به خوابم


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_دودمه
#دودمه


ای امام بی کفن بنگر کفن پوشم حسین
شمع خاموشم حسین ۲
رفتم و پیراهنت باشد در آغوشم حسین
شمع خاموشم حسین ۲

........

لحظهء آخر بگریم با غم زخم تنت
ای برادرجان حسین ۲
می دهم تسکین دلم را با همین پیراهنت
ای برادرجان حسین ۲

#علی_اصغر_انصاریان

@raziolhossein
@raziolhossein1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


نفس آخرم حسین حسین
نام تو می برم حسین حسین

گفته بودم که بی تو میمیرم
ناز تو میخرم حسین حسین

وقت جان دادن همه بودم
حال ؛بی یاورم حسین حسین

سر پیری چه بی عصا شده ام
کو علی اکبرم حسین حسین

بعد تو بی پناه شد زینب
ای پناه حرم حسین حسین

روضه ها زنده میشود یک یک
پیش چشم ترم حسین حسین

با زمین خوردنت زمین خوردم
چه کنم خواهرم حسین حسین

بین گودال در کنار سرت
شد بریده سرم حسین حسین

پای بوسیدنت لگد خوردم
جلوی مادرم حسین حسین

آنکه پا روی سینه تو گذاشت
کرده خاکی پرم حسین حسین

مانده شش ماه جای چکمه شمر
بر روی پیکرم حسین حسین

تا لباس تورا درآوردند
پاره شد معجرم حسین حسین

ابن ِ کعبِ حرام زاده زده
چنگ بر زیورم حسین حسین

راهش افتاد بر سر بازار
زینبِ محترم حسین حسین

گیر کردم میانِ بزمِ شراب
یادِ تشتِ زرم حسین حسین

اذیتم کرده چشمهای حرام
دختر حیدرم حسین حسین

فکرِ آن سرخ مویِ مجلسِ شام
میکند مضطرم حسین حسین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
درود باد به ابنا و جدّ اطهر من

منم پیمبر خون خدای عزوجلّ
که وحی می دمد از نطق روح پرور من

مرا به تربیت حیدری کنار حسن
برای کرب و بلا پرورید مادر من

تنم سپر، سخنم ذوالفقار خشم علی
مصاف، بدر و احد، کوفه، شام، خیبر من

هماره بر گل روی عزیز زهرا بود
نگاه اول من تا نگاه آخر من

ز آفتاب قیامت اثر نمی ماند
اگر به حشر فتد سایه ای ز معجر من

منم پیمبر ثارالله و چهل معراج
به پیشباز بلا ثبت شد به دفتر من

کسی که بوسه به دستش زدی رسول خدا
نهاد بوسه به پیشانی منوّر من

نگاه نافذ بابا به صورتم میگفت
به حق که فاطمه دوم است دختر من

شب ولادتم آغوش خود گشود ز هم
به بر گرفت مرا همچو جان، برادر من

قسم به خون شهیدان، پیام خون خدا
رسد به گوش همه نسل ها ز حنجر من

حسین داشت بسی پاس احترام مرا
نمی نشست علمدار او به محضر من

جلال و عزت و عزم و ثبات و صبر و رضا
کنند خم سر تعظیم در برابر من

اگر چه حج من از مکه شد شروع ولی
سفر به کرب و بلا گشت حج برتر من

حسین کعبه شد و کربلا و کوفه و شام
شد این سفر عرفات و منا و مشعر من

ز دست رفتم و یکدم ز پای ننشستم
هماره محمل من گشته بود سنگر من

زمام ناقه من بود اگر به دست عدو
سر حسین، سر نیزه گشت رهبر من

سرم شکست ولی سرفراز برگشتم
اگرچه ریخت ز هر بام، سنگ بر سر من

خدا گواست ندیدم به غیر زیبایی
زهی عقیده و ایمان و عشق و باور من

می بهشت شد، از جام دیده ام جوشید
هر آنچه ریخت عدو خون دل به ساغر من

قدم قدم همه آب حیات جاری بود
به کام خشک شهیدان ز دیدة تر من

سخن ز فاطمه گوید به موج حادثه ها
نماز و چادر خاکی و ماه منظر من

چنان به خطبه گشودم زبان به بزم یزید
که لال شد ز سخن، دشمن ستمگر من

نمود کاخ ستم را خطابه ام ویران
اگر چه دامن ویرانه گشت بستر من

عجیب نیست اگر رأس یوسف زهرا
ز نوک نیزه بیاید چو روح در بر من

رواست مهر بسوزد ز آتش نفسم
که داغ ها همه در دل شدند آذر من

اگر چه آتش داغ حسین آبم کرد
به دادگاه قیامت خداست داور من

به جای چادر خاکی، ز طیّ ره گردید
غبار، مقنعة گیسوی معطر من

جمیل بود به حق خدا جمیل جمیل
بلا و داغ دل و غصّة مکرر من

نه شام و کوفه و کرب و بلا، قسم به خدا
زمانه تا گذرد عالم است محشر من

پس از شهادت عباس و اکبر و قاسم:
همین زنان اسیرند خیل لشکر من

به بیت بیت بلند قصیده ات "میثم"
بگیر حاجت خود را هماره از درِ من

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


ای نور دیده من و تاج سرم حسین
یک دم قدم گذار به چشم ترم حسین
بنگر چه آمد از غم تو بر سرم حسین
در زیر آفتاب ببین بسترم حسین
نام تو گشته زمزمه آخرم حسین


بالاسر همه تو دم آخر آمدی
بالین هر شهید به چشم تر آمدی
با زانو در کنار علی اکبر آمدی
بر دیدن سه ساله خود با سر آمدی
من خواهر توام بیا در برم حسین


یادش به خیر آن تب و تابی که داشتم
در طول آن مسیر رکابی که داشتم
در زیر سایه تو حجابی که داشتم
دیدی چه شد حسین نقابی که داشتم
دیدی چه شد  مقنعه و معجرم حسین


یک نیمه روز موی سیاهم سفید شد
یک نیمه روز امید دلم ناامید شد
هجده گلم مقابل چشمم شهید شد
از مادر تو خواهرت هر چه شنید...،شد
داغت هنوز هم نبود باورم حسین


هر دم به یاد حنجر تو گریه میکنم
بر زخم های پیکر تو گریه میکنم
دارم به جای مادر تو گریه میکنم
یاد وداع آخر تو گریه میکنم
گفتی به خواهرت که بمان در حرم حسین


گفتی به خیمه گاه بمانم ولی نشد
گفتم کنم فدای تو جانم ولی نشد
یک جرعه آب بر تو رسانم ولی نشد
پایت به سوی قبله کشانم ولی نشد
تو دست و پا زدی و زدم بر سرم حسین


منکه به جز تو پشت و پناهی نداشتم
دیدم تو را غریب و سپاهی نداشتم
تو زیر پا و تاب نگاهی نداشتم
جز رو زدن به شمر که راهی نداشتم
شرمنده توام چه کنم خواهرم حسین


هر کس رسید راه نفس بر تو بست و رفت
بر پیکر تو نیزه خود را شکست و رفت
شمر آمد و به سینه تنگت نشست و رفت
با دست خالی آمد و پر کرد دست و رفت
ای کاش کور بود دو چشم ترم حسین


دیدم تو را به سجده ولی سر نداشتی
ای سر بریده کاش که خواهر نداشتی
(ای تشنه لب تو طاقت خنجر نداشتی
گویا غربب بودی و مادر نداشتی)
قربان غربتت پسر مادرم حسین


نگذاشتند گریه بر آن پاره تن  کنم
نگذاشتند سایه ای بر آن بدن پکنم
نگذاشتند حسین خودم را کفن کنم
کاری برای یوسف بی پیرهن کنم
میخورد خاک پیکر تو در برم حسین


ما را پس از تو خار شمردند کوفیان
بر روی نیزه راس تو بردند کوفیان
نان علی مگر که نخوردند کوفیان
از من چه آبرو که نبردند کوفیان
دادند نان به ما صدقه ،دلبرم حسین


دیدی چگونه حرمت زینب به باد رفت
وقتی میان مجلس ابن زیاد رفت
صبر و قرار از دل زین العباد رفت
کاری رباب کرد ،که دردم زِ یاد رفت
چون جان بغل گرفت سر سرورم حسین


بر عکس کوفه هلهله کردند شامیان
خنده به اشک قافله کردند شامیان
ما را اسیر سلسله کردند شامیان
تحقیر پیش حرمله کردند شامیان
از هر که بگذرم از او نگذرم حسیم


بزم شراب و مجلس اغیار و خواهرت
چوب یزید و لعل لب خشک و اطهرت
بگذار بگذریم چه آورد بر سرت
خیلی دلم تنگ شده بهر دخترت
بعد از تو من صداش زدم دخترم ،حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود
پاره گريبان ، بی سر و سامان شدن بود
اول قرار ما دو تا قربان شدن بود
رفتی و سهم من بلا گردان شدن بود

 یکسال و نیم آتش گرفتن سهم من بود
تقدیر پروانه از اول سوختن بود

 یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم
با هر نخ پیراهن تو گریه کردم
خیلی برای کشتن تو گریه کردم
با خنده های دشمن تو گریه کردم

 هر شب بدون تو هزاران شب گذشته
دیگر بیا آب از سر زینب گذشته

گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کُن
کمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کُن
این آخر عمری مرا رو به وطن کُن
من را میان کهنه پیراهن کفن کُن

 با قاسم و عباسم و اکبر بیائید
من را بسوی کربلا تشییع نمائید

 آخر مرا در غصه ی ایام بُردند
با خاطرات سیلی و دُشنام بُردند
بين همان شهری که بزم عام.. بُردند
این آخر عمری مرا در شام ... بُردند

پروانه ها خاکسترم را جمع کردند
از زیر سایه بسترم را جمع کردند

حالا دگر بال وپري دارم،ندارم
در آتشت خاكستري دارم،ندارم
من سايه بالاي سرم دارم ندارم
چيزي بجز چشم تري دارم ندارم

آنقدر بين كوچه ها بال و پرم سوخت
آنقدر بعد كربلا موي سرم سوخت

باور نخواهي كرد با اغيار رفتم
باچادري پاره سر بازار رفتم
خيلي ميان كوچه ها دشوار رفتم
با ناسزاي تند نيزه دار رفتم

يادم نرفته دست بر پهلو گرفتم
با آستينم با چه وضعي روگرفتم

يادم نرفته دور تو جنجال كردند
جمعيتي را وارد گودال كردند
آن ده سواري كه تورا پامال كردند
در بين خيمه غارت خلخال كردند

دير آمدم كاري ز دستم بر نيامد
سرنيزه شمر از تن تو در نيامد

دير آمدم ديدم سرت دست كسى رفت
عمامه بيغمبرت دست كسى رفت
هم گوشوار دخترت دست كسى رفت
هم "نازنين انگشترت" دست كسى رفت

ضجه زدن هايم مرا راضي نمى كرد

.
#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

میان قبر بُرد این آرزو را
که بوسد باز هم زیر گلو را

دوسالی بود هرشب روضه میخواند
«گلی گم کرده ام میجویم او را»

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


«یک سال و نیم دوری و هجران چه سخت بود»
بعـــد از تو یا اخا غــم دوران چــه سخـت بود

رفتی حسین زینـب تو بی پنـــاه شــــد
با شمر و زجر راه بیابان چه سخت بود

یعقوب یک پســـر ز بـرش ناپدید شــد...
در نصف روز داغ عزیزان چه سخت بود

«من را به سخت جانیِ خود این گمان نبود»
شـب های بعــد شام غــریبان چه سخت بود

زین العبــاد گفـت «عَلَیکُنَّ بِالْـفِــــــرار»
پای برهنه روی مغیلان چه سخت بود

پنجــاه سال سایه‌ی مـن را کسی ندید
بر ناقه ها مقابل مردان چه سخت بود

مــن که میــان هـــودجی از نور آمـــــدم
تا شام روی ناقه‌ی عریان چه سخت بود

گفتــم میان مجلس مستی که «ما رَأَیْتْ...»
اما حسین از تو چه پنهان...چه سخت بود...

دیـدی چگـونه حرمـت تو پایـمـال شـــد...؟
دور ســر تو رقص کنیــزان چه سخت بود

آیـات کـهـف بود و لب و خـیـــزران و می
در طشت رأس قاری قرآن چه سخت بود

می‌گفت عمه کی ز سفر می‌رسد پدر؟...
اما جواب طفل پریشان چه سخت بود!

میکَنْد قبر طفل ، به سر پنجه اش رباب
دفن رقیه گوشه‌ی ویران چه سخت بود

دارم هنــــوز بیـن دلــم غـــم‌کده حسین
داغش شرر به سینه‌ی زینب زده حسین

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


ای بی کفن تو فکر کفن کن برای من
هر چند چیزی از تن زینب نمانده است

یک دسته گل برای مزارم تهیه کن
دیگر گلی به گلشن زینب نمانده است
 
#جواد_حیدری

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


امان ز هجر امان از نبودن تو حسین
گرفت جان مرا غصه ی تن تو حسین

چقدر اشک بریزم نیامدی پیشم
دلم گرفته عزیزم نیامدی پیشم

دلم هوای تو کرده بیا در آغوشم
هنوز بعد عزایت سیاه میپوشم

برای تو همه زندگیم سینه زدم
کنار دخترکان یتیم سینه زدم

برات روضه ی هرروزه میگرفتم من
به یاد تشنگی ات روزه میگرفتم من

کسی مقابل من آب خورد غش کردم
و گاهواره کمی تاب خورد غش کردم

اگرچه از همه کس احترام میبینم
به خواب اگر بروم خواب شام میبینم

به احترام سرت چشم من نشد روشن
تنور خانه ی من مطلقا نشد روشن

پس از تو داغ کفن میکشد مرا آخر
شتر سوار شدن میکشد مرا آخر

 زمان خواندن قرآن زدم بروی لبم
به یاد آن لب و دندان زدم بروی لبم

 میان خانه غمِ آفتاب را چه کنم
به سایبان بروم من رباب را چه کنم

چقدر شام، سرت را عذاب میدادند
به قاتلت جلوی من شراب میدادند

لباس مادری ت را گرفتم‌ از دستش
مرا زیاد زد اما گرفتم از دستش

در آفتاب نشانی غربتم برگشت
شبیه صورت تو رنگ صورتم برگشت

 نگو دوباره چرا من به شام سر زده ام
پی زیارت قبر رقیه آمده ام

همینکه نیست سرم سایه ی سری سخت است
بدان برادر من بی برادری سخت است


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_مدح


کربلا بیت الحرام زینب است
رکن آن مات مقام زینب است

در کتاب عشقبازی با حسین
بعد بسم الله ، نام زینب است

زندگی یعنی حسینی زیستن
با حسین بودن پیام زینب است

آیه های صبر در قرآن تمام
شرح صبر ناتمام زینب است

حافظ دین است شمشیر علی
تیغ حیدر در کلام زینب است

پیش پایش سرور هفت آسمان
در قیام از احترام زینب است

آن هلال پشت ابر خون به نی
آفتاب روی بام زینب است


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


تا که کهنه پیرهن در دستهایم جا گرفت
نیمه ی ماه رجب هم بوی عاشورا گرفت

روضه خوانت بوده ام یک سال و نیم ای بی کفن
از صدای ناله ی زینب دل دنیا گرفت

گودیِ زیر دو چشمم! یادگار گودی است
تا که شمر آمد به مقتل کار دل بالا گرفت

جای سالم در تنت پیدا نکردم، لا جرم
خواهر غمدیده ی تو بوسه از رگ ها گرفت

هر کسی در کربلا از هر کجایی کینه داشت
انتقام خویش را از ما بنی الزهرا گرفت

دست نامحرم به روی خواهرت تا شد بلند
بر فراز نیزه خون چشمان سقا را گرفت

تا که بر گهواره ی نیزه بخوابد اصغرت
مادر بی شیرخواره نغمه لالا گرفت…


#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_مدح


روی بام آفرینش آفتاب زینب است
 رونق هر سفره ای از نان و آب زینب است

 تو بگو چادر ولی در اصل این شمشیر اوست
فاتح کرببلا تیغ حجاب زینب است

"ما رایتُ" گفت؟! نه! کوبید برروی یزید.
وحشت آل امیه از جواب زینب است

گرچه شد پوشیه اش غارت رخش مستور ماند
بال جبراییل در واقع نقاب زینب است

گریه کرد و گریه کرد و شام را ویرانه کرد
گریه کردن درس اول از کتاب زینب است

دستهایش در طناب افتاده اما بسته نیست
تا ابد حبل المتین ما طناب زینب است

پرچم زینب به دست کوچک ام البکاست
پس رقیه رهبر این انقلاب زینب است

چادر خاکیش خاک سینه زنها را سرشت
هرکسی اباد شد خانه خراب زینب است

تا همه گفتند زینب گفت زینب یا حسین
این نگین زیبنده بر روی رکاب زینب است

ای که دنبال برات کربلایی اربعین
کربلا رفتن فقط با انتخاب زینب است

جای شلاق و اسارت یا لباس پاره نه
دیدن یک سر روی نیزه عذاب زینب است

#حسین_قربانچه
#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی #عامیانه

• عصر

غمات پایان ندارن...آه زینب
دو چشمت خون میبارن...آه زینب
ابالفضل و که زانوش شد رکابت
به زانو در میارن...آه زینب

• غروب

غروب کربلا زینب اسیره
جهان باید از این ماتم بمیره
ابالفضل و علی اکبر که رفتن
رکاب محملش رو کی میگیره

• شام

چی یاد مردم صد رنگ دادن
تو افتادی نوید جنگ دادن
به استقبال زینب روی هر بوم
به دست بچه هاشون سنگ دادن


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت


اگر دلواپسِ من بوده ای من بیشتر بودم
میان بستگان خود به تو وابسته تر بودم

رسیده لحظه ی مرگم سراغم را نمیگیری؟!
به شوق دیدنت از صبح هی خیره به در بودم

میان بسترم جان میدهم حالا تک و تنها
منی که لحظه ی جان دادن چندین نفر بودم

نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم
از آن بدو تولد با تو یک جور دگر بودم

نگاه آخرم گودال بودی گریه میکردم
وَ از موی سرِ آشفته ات آشفته تر بودم

هنوزم با مرور خاطراتت جان به لب هستم
سه ساعت زخم خوردی و سه ساعت محتضر بودم

میان التماس من تو را هر کس که آمد زد
چه بر می آمد از این دستِ تنها؟! یک نفر بودم

به ابن سعد رو انداختم آخرسر از غربت
منی که از سخن با یک غریبه بر حذر بودم

به پیش چشم من ده اسب از روی تنت رد شد
تو خونین پیکر و من بیشتر خونین جگر بودم

تو شأنت دامن زهراست نه مخروبه ی خولی
سرت را از تنورش در میاوردم اگر بودم

بهانه تا نگیرند از نبود تو یتیمانت
برای بچه ها هم عمه بودم هم پدر بودم

سوار ناقه ها کردم همینکه دخترانت را
برای محملم دنبال مَحرَم در به در بودم

تویی که شرط ضمن عقد من بودی، خبر داری؟!
که من از کربلا تا شام با که همسفر بودم

مرا بازار بردند و مرا آزار میدادند
منی را که به عصمت در دو عالم مفتخر بودم


#یا_مظلوم

@raziolhossein
1
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


با شعله‌ی شمعِ نیزه‌ات در سخنم
مشغول به پروانگی و سوختنم

ای کاش جدا نمی‌شدم از وطنم
پیراهن خونی تو می‌شد کفنم


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت



آن بانویی که داشت نورش جلوه ی رب
آن بانویی که بود نامش زینتِ أب
آن بانویی که جلوه بخشیده به مکتب
در بستری بی سایه بان می سوخت در تب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

با صبرِ زهرایی حماسه آفریده
یک زن چگونه این همه غربت چشیده؟!
بی بی چه زجری بین نامحرم کشیده
در ازدحام دشمنانش شد معذب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

آن قدر بر دستش، نشانِ ریسمان دید
آن قدر داغ و روضه های بی کران دید
آن قدر در جسم عزیزانش، سنان دید
بر کعبه ی داغ و رزایا شد ملقب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

ای وای از داغِ چهل منزل اسیری
در شام، شرمنده شدن با سر به زیری
آیا شده با آستینت رو بگیری؟!
در شام و کوفه قامت او شد مورّب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

دارد بساط گریه بر ارباب هر روز
یک سال و نیم آشفته و بی تاب هر روز
هم ناله می شد با رباب و آب هر روز
یاد حسینش، تشنه خوابیده است هر شب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

می دید در گودال غرق خون، تنش را
می دید با چشمان تر، جان کندنش را
می دید، دشمن می کِشد پیراهنش را
می دید جسمش می رود در زیر مرکب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

یاد حسین تشنه اش، وقت اجل کرد
یاد نظاره کردنش از روی تل کرد
پیراهن خونی دلبر را بغل کرد
جانش رسید از داغِ آن لب تشنه، بر لب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
19:07
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح



بر حسین بن علی آیینه دار
زین أب یا زینت پروردگار
کرد کسب فیض از او، اقتدار
می نویسم نام او را با وقار

یک نفر اما هزاران لشکر است
ذوالفقار در نیام حیدر است


گرچه دورش لشکری ولگرد  بود
شیر بانویی که غوغا کرد بود
یک تنه فرمانروای درد بود
نام زینب داشت اما مرد بود 

اقتدارش اقتدار مکتب است
زهره ی زهرا و حیدر زینب است


صبر ، تربیت شد از ایمان او
شد نجابت دست بر دامان او
عاشقی که عشق شد حیران او
او که بود ؟عباس شد قربان او

محضرش عرض ارادت می برم
نام او را با طهارت می برم


نور بود‌ و نور را سر کرد او
شام رفت و فتح خیبر کرد او
با خطابه کار حیدر کرد او
کربلا را کربلا تر  کرد او

در اسارت شوکتی شاهانه داشت
بانویی که جوهر مردانه داشت


خاطرش هرجا مکدر بوده است
کاشف الکربش برادر بوده است
محضر ارباب، بهتر بوده است
قبله ی او روی دلبر بوده است

از ازل بوده ست  قربان حسین
جان زینب بسته بر جان حسین ...


خم نشد هرچه سرِ بر نیزه دید
هم رسالت بود با شاه شهید
کوچه کوچه بار غربت را کشید
با صلابت بود ، در بزم یزید

در خرابه حالتش تغییر کرد
داغ طفلی ، عمه اش را پیر کرد

روزگار،  آن زینب مرد آفرین
قد خمیده بود ظهر اربعین
از شکسته بودن او ، بس همین:
آمد استقبال او ام البنین ...

گفت : زینب را ندیدم، او کجاست ؟!
این شکسته کیست ؟ خیلی آشناست


گفت : مادر  نیمه جان برگشته ام
زینبم من ، قد کمان  برگشته ام
آه... بی شیرین زبان بر گشته ام
سوی تو مرثیه خوان برگشته ام


کوچه کوچه بود بر دستم  طناب
واردم کردند در بزم شراب ....


پیر گشتم ، شرم دارم از بیان
من کجا و مجلس نامحرمان
بین  تشت زر ، بزرگ خاندان
با که گویم مست بود آن میزبان

چوب بر روی لب یارم نشست
خیزران که نه ، ولی  دندان شکست ...
.
.

یاد آن یار قدیمی گریه کرد ...
چشم او با هر نسیمی گریه کرد
داشت اوضاع وخیمی گریه کرد
بعد از او یک سال و نیمی گریه کرد

شب به شب بر آنچه دیده ضجه زد
یاد رگهای بریده ضجه زد ...


بوسه زد  بر پاره ای از پیرهن
گریه کرد از آنکه خود دارد کفن
زد به سینه گفت: ای عریان بدن
رفتنی ام ، کشته ی صد پاره تن ....

مثل ظهر اربعین بد حال بود
مدفن او  شام نه ، گودال بود


محتضر  دارد میان  سینه آه
بر نمی دارد اگر از در ، نگاه
هست چشمش وقت جان دادن به راه
صورتش چرخید سمت قتلگاه

دارد این قصه به آخر  می رسد
قبل جان دادن ، برادر می رسد ...


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
2
19:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
901×1280, 200.0 KB
یازینب


از پنج‌تن هر آن چه ودیعت که داشتی
آن را به پنج نقطه‌ی نامت گذاشتی

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
2
ش
21:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#حضرت_زینب
#رباعی


سوگند به هر کلام زینب، یارب
بر ذکر علی الدوام زینب، یارب

از کار فرج گره گشایی فرما
امشب تو به احترام زینب، یارب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
21:28
#امام_زمان
#حضرت_زینب_شهادت


زبانحال حضرت صاحب الزمان

شد غرق در غم روزگارت عمه جانم
خیلی دلم شد بیقرارت عمه جانم

در پیش چشمت زیر خنجر دست و پا زد
در خاک و خون دار و ندارت عمه جانم

بر روی تل، در غربتِ شام غریبان
ایکاش بودم در کنارت عمه جانم

تنها و بی محرم شدی دیگر ندیدی
مرهم برای حال زارت عمه جانم

جانم فدایت! عصرِ عاشورا به سختی
دیدم گره خورده به کارت عمه جانم

مانند قلبت چند جای چادرت سوخت
در شعله هایِ پُر حرارت عمه جانم

چشم عمو عباسمان را دور دیدند
شد پیش چشمت خیمه غارت عمه جانم

لعنت بر آنکه بست دست خسته ات را
در بین آتش؛ با جسارت...عمه جانم

بین تمام داغ هایی را که دیدی
می سوزم از داغ اسارت عمه جانم

#م_عاطفی

@raziolhossein
3
21:29
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت



شاکله‌ی اِنَّما ، قابِ دعا زینب است
گنج نهان جهان ، سِرِّ خدا زینب است
اُسوه‌ی ایوب‌ها ، وقت بلا زینب است
بر لب ما بهترین ، زمزمه "یا زینب" است

ما همگی نوکریم ، سرور ما زینب است

دُرِّ گران‌سنگ حِلم ، بین صدف دیده شد
در دل دریای صبر ، موج شعف دیده شد
دفتر خِلقت نوشت: لوح شرف دیده شد
پای ضریح دمشق ، شاه نجف دیده شد

زائر هر روزِ آن ، شخصِ اَبازینب است

از برکات علی ، هیچ فقیری نماند
پای همین سفره ها ، فاطمه ما را کشاند
دست گدا را گرفت ، پیش حسن‌جان رساند
سائل این خانه را ، نزد حسینش نشاند

کارِ پذیرایی از ، این همه با زینب است

محور عرش است او ، اهل جنان شاهدند
ساحت صبر است او ، مُلک و مکان شاهدند
راوی فتح است او ، نُطق و بیان شاهدند
مادر اشک است او ، گریه‌کنان شاهدند

اهل بکا واقفند ، اُمِّ بُکا زینب است

مایه ی آرامشش ، بوده صدای حسین
سایه ی امنیتش ، بوده عبای حسین
زندگی‌اش وقف شد ، وقف برای حسین
هرچه که در چَنته داشت ، کرد فدای حسین

قُلّه ی ایثار گفت: کوهِ وفا زینب است

واژه ی مظلوم را ، اول غربت نوشت
هرچه بلا دیده بود ، وقت اسارت..، نوشت
قصه‌ی اندوه را ، با چه شهامت نوشت
با قلم گریه اش ، شعر مصیبت نوشت

روضه‌ی منظوم در ، کرببلا زینب است

اهل و عیال حسین ، در دل آزار بود
کوفه و شامات بود ، کوچه و بازار بود
در دل نامحرمان ، کارِ حرم زار بود
تا خودِ بزم یزید..، شمر جلودار بود

همسفر خولی و ، حرمله ها ، زینب است

در وسط بزم کُفر ، ساحت ایمان شکست
حرف کنیزی که شد ، قلب یتیمان شکست
با لگد خیزران ، حُرمت قرآن شکست
ضربه چنان سخت بود ، آن همه دندان ..،شکست

دغدغه‌ی قاریِ تشتِ طلا..،زینب است


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
21:29
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت



دختر حیدر که باشی صاحب دم می شوی
بی برو برگرد پرچمدار عالم می شوی

دختر حیدر که باشی با تمام زخم ها
عصر عاشورا برای «یار» مرهم می شوی

معجرت نه، سایه اش را هم نمی بیند کسی
اینچنین الگوی صد حوّا و مریم می شوی

زینب کبری شدن کار کسی غیر از تو نیست
زینب کبری که باشی اسم اعظم می شوی

اولین گریه کن اربابی و با گریه هات
سفره دار اشکِ شب های محرم می شوی
.
.

رو به روی چشم تو هجده سرِ بر نیزه بود
سرو بی تکرار! حق داری اگر خم می شوی

تشنه ی در خاک و خون افتاده را می بینی و
بر لب خشکیده اش باران نم نم می شوی

حالِ گودالِ تو را اصلا نمی فهمد کسی
آه! وقتی خیره بر آن جسم دَرهم می شوی


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1
21:29
#حضرت_زینب_شهادت



یاد هر گه کنم از زینب و سوز جگرش
کشم آهی که فتد در دل گردون، شررش

کام نادیده ز ایّام که در اوّل عمر
سوخت از داغِ غمِ مادر و جدّ و پدرش

بود در ماتم جدّ و پدر و مادر خویش
که شد از بهر حسن، معجر نیلی به سرش

پاره‌های جگر ‌زار حسن را در طشت
چون نظر کرد ز غم، پاره شد از غم، جگرش

چشم او بود هنوز از غم دوران، خونین
که سوی کوفه کشانید، قضا و قدرش

خیمه‌اش گشت به پا، چون به لب شطّ فرات
جاری آمد شط دیگر ز دو چشمان ترش

چاک زد پیرهن و خاک به سر کرد، چو دید
بی‌‌سر افتاده تن پاک دو نورس‌ پسرش

شش برادر به یکی روز همه بی‌‌سر دید
که ز بار غم هر یک، چو کمان شد، کمرش

اکبر و قاسم و عبّاس و حسین کشته و شد
خولی و حرمله و شمر و سنان، هم‌سفرش

روزِ وارد شدن شام، شب از گریه نخفت
بس که بارید به سر، سنگ ز هر بام و درش

«جودیا»! اشک تو و آه تو، بی‌حاصل نیست
این نهالی است که در حشر، بیابی ثمرش


#جودی_خراسانی


@raziolhossein
1
21:29
#حضرت_زینب_مدح



عشق از روز ازل آینه دار زینب است
صبر ما از صبر و عزم استوار زینب است

در جهان آفرینش بین زن ها روزگار
تشنه شهد ولایت از وقار زینب است

جدّ او باشد محمّد باب او باشد علی
عصمت کبریِ حق، آموزگار زینب است

کس ندیده داغ رو داغ و غم بر روی غم
آنکه دیده قلب زار و داغدار زینب است

از دم گرمش نفس ها می شود در سینه حبس
اختیار جان مگر در اختیار زینب است

کوفه را تبدیل کردن بر دیار مردگان
نیست کار هیچ کس این کار کار زینب است

هر که فیض از چشم مستش می کند شرم و حیا
شرم از فرط خجالت شرمسار زینب است

هر بهاری را خزانی هست امّا در جهان
گر بهار بی خزان خواهی بهار زینب است


#ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
1
21:29
#حضرت_زینب_مدح


بعدِ عباس علمدار شدن کار تو بود
اینچنین قافله سالار شدن کار تو بود

هر چه کاخ اُموی بود خرابش کردی
زینبا !  فاتحِ پیکار شدن کار تو بود

کوفه تا شام علی گونه رجز می خواندی
دخترِ حیدرِ کرار شدن کار تو بود

از کسی غیرِ حسین بن علی دَم نزدی
به غمِ یار گرفتار شدن کار تو بود

اُسْکُتویِ  تو جهان را به تَحَیُّر آورد
همه گفتند جگر دار شدن کار تو بود

یک تنه جای همه جام بلا نوشیدی
از ازل قله ی ایثار شدن کار تو بود

ای که در وصف تو حیران همه ی شاعرها
شاه بیتِ همه اشعار شدن کار تو بود


چه لگد ها که به جای همه طفلان خوردی
بعد از آن دست به دیوار شدن کار تو بود..


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
21:29
#حضرت_زینب_مدح


آن که با عشق حسینی گشته هم‌دم زینب است
آن که بر سرّ شهادت بوده محرم زینب است

 آن که شور افکنده با شور حسینی بر جهان
از ازل خو کرده با صد محنت و غم زینب است

 آن که نامش زین اَب خوانده رسول کردگار
چون نگویم من صفای اسم اعظم زینب است 

آن که بر خواند حدیث امّ ایمن بر امام
من به جرأت گویم آن زن هم حسین هم زینب است

آن که کاخ ظلم و استبداد را با یک خطاب
کند و افکند از پی و بن ریخت بر هم زینب است

دامن شير خدا بين شيرزن می‌پرورد
در شهامت برتر از سارا و مريم زينب است

آن که اندر مجلس گردن‌کشان قد کرد علم
چون حسین بر دشمنان یک‌دم نشد خم زینب است

با برادر درد دل مي‌كرد اين‌سان تا سحر
آن كه ريزد از فراقت اشک ماتم زينب است

وصف زینب را ز من مشنو بیا در کربلا
خود بین چون حامی ناموس عالم زینب است

ملجا اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است

پرچمت گر سرنگون شد من نگه می‌دارمش
غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است 

منزوی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

#رحیم_منزوی

@raziolhossein
3
21:29
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


شاعرم، کاتبِ وحی‌ام به زبانی دیگر
می‌کِشم پای قلم را به جهانی دیگر

هر چه جان بود سرِ روضه نوشتن دادم
گفتن از مدحِ تو می‌خواهد جانی دیگر

شأنِ نامِ تو کجا و دهن‌آلوده‌سگان
باید از نامِ تو گفتن به دهانی دیگر

تو که هستی که به یک تن همه‌ی پنج تنی؟
"کُلُّهُم نورٌ واحد" به بیانی دیگر

روی دستانِ حسینت دلت آرام گرفت
گفت در گوشِ تو انگار اذانی دیگر

در حسینیّه‌ی قلبت تپشِ نوحه به پاست
حرم‌اللهِ تو دارد ضربانی دیگر

دفترِ عمرِ تو تقویمِ به غارت رفته‌ست
می‌رسد فصل خزانش به خزانی دیگر

کاسه‌ی صبر هم از صبرِ تو لبریز شده
بر تنِ تاب نمانده‌ست توانی دیگر

هدفِ هر چه بلا بود شدی، تا نخورَد
تیری از چلّه‌ی غم‌ها به نشانی دیگر

سوگواریم و به سر رختِ سپید است، ببخش
بین ما از غم تو نیست جوانی دیگر

#رضا_قاسمی


@raziolhossein
1
21:29
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


فیضِ محض است رحمت زینب
چشم ما و عنایت زینب

مشرقِ عالَم است صبحِ دمشق
صحن نور است ساحتِ زینب

بس که آئینه‌ی صفات خداست
صبر آمد به صورت زینب

هر سحر جبرئیل می آید
پا برهنه..، زیارت زینب

از ازل حاکم است تا به ابد
پای‌برجاست دولت زینب

دفترِ زُهد اگر خلاصه شود
می شود یک عبادتِ زینب

هر زمان صحبت از شجاعت شد
گفته ایم از شهامت زینب

دخترِ شیر باطناً شیر است
به علی رفته قدرت زینب

نبض اسلام دست این بانوست
زنده شد دین به برکت زینب

عِلم پرسید : کوه عرفان کیست؟!
عشق فرمود: حضرت زینب

او چه دیده است غیر زیبایی
عقل ماند از بصیرت زینب

پرچم کُفر را به زیر کشید
تا فلک رفت رایَت زینب

اُسکُتوا گفت..، لال شد دنیا
تو ببین چیست هیبت زینب!

سلسله هم دخیل دامن اوست
فرق دارد اسارت زینب

دور ناقه فرشته ها جمع‌اند...
عرش آمد عیادت زینب

عرقِ شرمِ چوبِ مَحمِل ریخت
سُرخ شد از خجالت زینب

سرِ بر نیزه ، سایه ای انداخت...
آه! از استراحت زینب

خواهشش روسریِ سالم بود
سوخت در شعله حاجت زینب

گذرِ کوفه پُر شد از اوباش
سخت طِی شد مسافت زینب

سِرِّ مَستور رفت در بازار
شُد لگدمال حُرمت زینب

حرمله با رباب هم‌سفر است
آب شد کوهِ غیرت زینب!

" دَخَلَتْ زِینَبُ عَلَی بْنِ زیاد "
کُشت ما را مصیبت زینب

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
21:29
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب_اسارت

با غصه های آل عبا گریه می کنی
در اوج روضه های عزا گریه می کنی

ما با گناه اشک تو را در می آوریم
از سوز بی وفایی ما گریه می کنی

ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما
می آیی و بدون صدا گریه می کنی

«گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»
در مشهد امام رضا گریه می کنی

بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا
بر داغ سید الشهدا گریه می کنی

این روزها به حال دل زینب اسیر
در ماجرای شام بلا گریه می کنی

بر رأس های رفته به بالای نیزه ها
با خیزران و طشت طلا گریه می کنی

حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است
با غصه های آل عبا گریه می کنی


#وحید_محمدی

@raziolhossein
2
21:29
#امام_زمان
#حضرت_زینب
#دوبیتی

داغ است و گرفتاری و اشکِ ناگاه
روز و شبمان میگذرد با غم و آه

درگیر بلائیم! بحق الزینب-
عجل لولیک الفرج یاألله!

#م_عاطفی

@raziolhossein1
2
21:29
#امام_زمان
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


میون خیمه هرشب روضه داره
نداره خوابُ برلب روضه داره

اگه چشمای مهدی غرق خونه
به یاد عمه زینب روضه داره

#سیدسجاد_حسینی

@raziolhossein
1
21:32
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


نبودی... شمر بی بال و پرم کرد
خبر داری چه با اهل حرم کرد؟...

به دست بسته رفتم شام ویران...
«غمِ عشقت بیابان پرورم کرد»

#محمدعلی_انصاری
......

چو روی خاک رویش را نهادند
بیاد عصر عاشورا فتادند

هنوز از قبر می‌ آمد نوایی:
«اگر کشتند چرا آبت ندادند»

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
3
21:32
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


گر چه صحبت از او کار ما نیست
شاعرش نا امید از خدا نیست

لال بودم زبان باز کردم
یاعلی گفتم آغاز کردم

هر بیان مؤدب عزیز است
شعر در وصف زینب عزیز است

او که آیینه دار علی شد
وارث اقتدار علی شد

بین زن هاست بالاترین او
بعد زهراست زهراترین او

روی لب های جبریل نامش
نیست در فهم عالم مقامش

ماه شرمنده نور رویش
روز و شب سجده آرد به سویش

عزت و رفعتش بی نظیر است
آسمان پیش او سر به زیر است

از ازل عشق دیوانه اوست
جود هم سایل خانه اوست

تازه روز دهم نوبتش شد
صحنه آماده غیرتش شد

بار دیگر قیامی به پا کرد
کوفه و شام را کربلا کرد

دست حق بود همواره یارش
ذره ای کم نشد از وقارش

آنکه سیری در افلاک دارد
کی ز اهل زمین باک دارد

خطبه اش کوفه را زیر و روکرد
شام را خار و بی آبرو کرد

شهر را از هیاهو درآورد
مرد و زن را به زانو درآورد

پرچم کفر را بر زمین زد
مهر خفت به آن سرزمین زد

گفت در بندتان نیست زینب
رفته از یادتان کیست زینب؟

از خودم بارها نان گرفتید
پیش من درس قرآن گرفتید

گیرم اصلا بدون نقابیم
ما درخشان تر از آفتابیم

عرش روشن ز تابیدن ماست
چشمتان کور از دیدن ماست

یک نفر از شما با خدا نیست؟
این سر روی نی آشنا نیست؟

یادتان هست قحطی که آمد
آسمان دست رد بر شما زد

این سر روی نی با خدایش
درد دل کرد در ربنایش

ابر رحمت به گریه که افتاد
سوی این خاک باران فرستاد

آن همه لطف ها یادتان رفت؟
عزت و شأن ما یادتان رفت؟

مردمی که همیشه حقیرید!
شأن ما را به بازی مگیرید

ما در این شهر سختی کشیدیم
حرف های بدی را شنیدیم

بین بازار که جای ما نیست
خارجی خواندن ما روا نیست

سخت تا کرد این شهر با ما
چشمتان تا ابد خیس بادا


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
21:32
#حضرت_زینب_شهادت


دلدار من کجاست که حاجت روا شدم
آمد اجل ز راه و من از غم رها شدم

بعد از امیر علقمه من بوده ام امیر
با دست بسته قافله را رهنما شدم

تیغ زبان خواهر تو ذوالفقار بود
در شام و کوفه من علی مرتضی شدم

یک سال و نیم زخم زبانها شنیده ام
یک سال و نیم در بدر کوچه ها شدم

در شهر شام خارجی ام خوانده اند همه
در ازدحام طالب مرگ از خدا شدم

ممنون سنگ های سر بام کوفه ام
قدری شبیه آن سر از تن جدا شدم

یک پیرهن تمامی هست من است و بس
ای یوسفم به پیرهنت من رضا شدم

مشکل کفن شود تنم ای یار بی کفن
از بسکه مثل مادر خود من دوتا شدم

آخر دلم به مثل خرابه خراب شد
آنجا که بر سه ساله تو من عصا شدم

تو کعبه دخترت حجرالاسود تو بود
کنج خرابه محرم حج وفا شدم

در اول طواف به زانو در آمدم
گفتم به خود که مُحرم این حج چرا شدم


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
1
21:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 113.2 KB
🏴 یازینب

یاحسینی که جهان یکسره بر لب دارد
یادگاری‌ست که از حضرت زینب دارد

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
4
4 January 2026
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


راحت شدی زمحنت دنیا سفربخیر
راهی شدی به عالم بالا سفربخیر

دیگر تمام شدغم هجران واشک وآه
حالا که میروی تو زدنیا سفربخیر

خلوت نشین حجلۀ غم، بعد کربلا
بانوی صبر ومظهر تقوا، سفربخیر

یکسال ونیم ماندی و این غربت وفراق
عمری گذشت برتو وحالا ، سفربخیر

یادت نمی رود که تو گفتی حسین من
آهسته تربرو سوی صحرا، سفربخیر

ای با خبر زلحظۀ سخت وداع گُل
گل می چکد زدیدۀ گل ها، سفربخیر

ای وارث مصیبت گودال قتلگاه
ای بوسه داده حنجرگل را ، سفربخیر


چشم انتظار توست حسین عزیز تو
ای نور چشم حیدرو زهرا ، سفربخیر

هرگز جدا نشد زتو پیراهن حسین
ای داغدار آن گل رعنا، سفربخیر

در زمزمی زاشک «وفایی» شب وداع
می گفت دل به زینب کبری ، سفربخیر


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
02:14
#حضرت_زینب_شهادت
#رباعی

درکرب وبلا به دردها درمان داد
جان داد ولی جان به ره جانان داد

بربرگ گل لاله نوشتند به خون
ازهجر حسین زینب آخر جان داد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
6
ش
15:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

اگر خواهی شوی بر رب، مقرّب
تو و مشق عزا هر روز و هر شب
همه روزه: حسینم وا! حسینا!
همه شب: وای زینب! وای زینب!


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
2
15:56
#حضرت_زینب_مدح


زینب تو کیستی که به هنگام هر بلا
نامِ حسين قلبِ تو را می دهد جلا

از وصفِ صبرِ تو همه ی خلق عاجزند
بادا بلند نامِ تو زهرای کربلا

عشقِ حسین را تو به ما هدیه داده ای
عالم ندیده است حسینی تر از تو را

ای شیر دخترِ اسدالله ، غیرِ تو
در کشتیِ حسین کسی نیست ناخدا

مانند ذوالفقار به غرش درآمدی
خون علی ست در رگِ تو ! بنتِ مرتضی

ارثِ علی ست اینکه چنین با صلابتی
از فاطمه ست این همه حجب این همه حیا

عالم  کجا و مدحِ تو ای بانویِ دمشق
وقتی خدا به صبرِ  تو گفته ست مرحبا

ای کوه ایستاده ،تویی آنکه تا ابد
نامت نمی شود دمی از یار خود جدا

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 1
16:11
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها

آن‌ آیت بردباری و آیه‌ی صبر
در پرتو اقتدار و در سایه‌ی صبر،

بازار دمشق و کوفه را رونق داد
با نقد شکیبایی و سرمایه‌ی صبر



#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
3
16:11
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

غمی تیره به دل ها چون شب آید
که امشب نیمه جانی برلب آید

تماشایی است این دیدار وقتی
حسینش پیشواز زینب آید

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
😢 2
ش
23:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مقتل‌_الحسین
#حضرت_زینب_مقتل


در کتاب تظلم الزهراء آمده است:

وقتی حضرت زینب از فرو افتادن امام حسین از اسب خبردار شد بی هوش گردید.

وقتی که به هوش آمد به طرف معرکه دوید و لباس هایش بر زمین می کشید و گاهی از دهشت بر زمین می افتاد تا به معرکه رسید به طرف راست و چپ نگاه می نمود
برادرش را دید که در میان خاک و خون می غلتد و خون مانند ناودان از جراحاتش سرازیر است، خود را روی بدن مبارکش انداخت و گفت:
«أ أنت الحسین أخی؟ أ أنت ابن أُمی ؟ أ أنت نور بصری؟ أ أنت مهجة قلبی؟ أ أنت حمانا ؟أ أنت رجاءنا ؟ أ أنت کهفنا ؟ أ أنت عمادنا ؟ أنت ابن محمد المصطفی أ أنت ابن علی المرتضی أ أنت ابن فاطمة الزهراء؟»
«آیا تو حسین برادر من هستی؟ آیا تو پسر مادر من می باشی؟ آیا تو نور چشم و میوهٔ قلب من هستی؟  آیا تو حامی ما و امید ما و پناه و تکیه گاه مایی؟ آیا تو پسر محمد مصطفایی؟ آیا تو پسر علی مرتضایی؟ آیا تو پسر فاطمه زهرایی ؟»

این سخنان را با سوز و گداز می گفت ، جوابی نمی شنید و امام حسین با او سخن نمی گفت زیرا در اثر جراحات زیاد در حال غش بود.
حضرت زینب باز به خطاب و ندبه و گریه ادامه داد تا وقتی که حضرت به هوش آمد و با گوشه چشم به وی اشارتی نمود و علیا مخدره بی هوش شد وقتی که به هوش آمد عرض نمود :

«أخی بحق جدی رسول اللّٰه إلا ما کلَّمتنی و بحق أبی أمیر المؤمین إلا ما خاطَبتَنی یا حشاش مهجتی بحق أُمی فاطمة الزهراء إلا ما جاوَبتنی یا ضیاء عینی کَلّمنی یا شقیق روحی جاوبنی»
«برادرم! به حق جدم رسول خدا با من سخن بگو . به حق پدرم امیر المومنین مرا طرف خطابت قرار بده . ای پارهٔ جگرم به حق مادرم فاطمهٔ زهرا جوابم را بده. ای نور دیده ام ! با من تکلم کن . ای روح و روانم جواب بده».

با این سخنان جانسوز حضرت امام حسین به هوش آمد و فرمود:
خواهر عزیزم! امروز روز جدایی و فراق است. این همان روزی است که جدم وعده داده است و آن حضرت مشتاق ملاقات من می باشد سپس حضرت غش نمود در این وقت حضرت زینب نشست و برادرش را در بغل گرفت و به سینه چسبانید .
امام حسین التفاتی فرمود و گفت : خواهر عزیزم ! زینب !دلم را شکستی و داغ بالای داغم گذاشتی تو را به خدا آرام باش و ساکت شو .

حضرت زینب صیحه ای زد و گفت:

«واویلاه ! أخی یابن أمی ! کیف أسکن و أسکت و أنت بهذه الحاله تعالج سکرات الموت تقبض یمیناً و تمدّ شمالاً ، تُقاسی منوناً و تلاقی احوالاً روحی لروحک الفداء و نفسی لنفسک الوقاء».

«وای برمن! ای برادر عزیزم و ای پسر مادرم! چگونه آرام گیرم و چگونه ساکت شوم در صورتی که تو در این حال در سکرات موت هستی و در خون خود می غلتی ، جانم فدایت و نفسم به قربانت».
حضرت زینب با برادر و برادر با وی سخن می گفت ناگهان احساس تازیانه بر کتف خود نمود و کسی گفت:
از او دور شو و گرنه تو را با او می کشم .
حضرت زینب متوجه شد که شمر بن ذی الجوشن (لعنة اللّٰه علیه) است پس دست بر گردن برادرش امام حسین انداخت و فرمود:

«یا عدو اللّٰه لا انتحی عنه إن ذبحته فاذبحنی معه».

«ای دشمن خدا از برادرم دور نمی شوم اگر می خواهی او را ذبح نمایی مرا با او ذبح کن».

شمر لعین با خشونت و ضرب شدید او را از برادرش جدا کرد وبه حضرت زینب گفت:
اگر نزدیک بیایی با این شمشیر گردنت را می زنم.

📚زندگی نامه نائبة الزهراء حضرت زینب کبری ،صفحه ۱۵۱ـ۱۵۳

✍🏻 مرحوم حاج شیخ عباس حاجیانی

@raziolhossein
7 😭 5 😢 1
23:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 99.0 KB
◼️رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمودند؛

حاضرین و غائبین أمّتم را به حفظ احترام زینب وصیّت میکنم ، همانا او همانند خدیجه کبری است.

📕خصائص الزینبیّة / ۶۰.

@raziolhossein
4
23:45
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#حضرت_زینب_اسارت


این ماه عالم است که در تب نشسته است
یا دختـر علــی کـه بـه مـرکـب نـشسته است؟

این گـــل ز بــاغ کـیـسـت کــه از عــطـر دامـنـش
بر خـــاک تـفـتـه، لالـــه و کـوکــب نشسته است

این بحر بـی‌کرانـه چـه دیـده‌سـت کـــایـنـچـنـیــن
از مـوج خـون و خـشـم، لبـالـب نشـسـته اسـت

آیـــا اسـیـــر می‌بــری ای شــام تــیــره‌بــخـت؟
این سوره‌ی نساست که در شب نشسته است

این زن همان زن اسـت کــه بر خـــاک درگــهـش
روح الامین همــــاره مـــؤدب نشــستــه اســـت

طوفـان خــشـم فاطـــمــه مــی‌پــرورد بــه جــان
امشــب اگــرچــه زمــزمـه بر لب نشسته است

بار امـــانـتــی کـــه فــلـک تاب آن نداشت
بر شــانــه‌هـای زخـمــی زینـب نشسته است

زنـــجـــیــر را بـــگـــو کـــــه مـــــدارا کـنــد دمــی
این ماه عالم است که در تب نشسته است...


#افشین_علا

@raziolhossein
23:49
#حضرت_زینب_مدح


قسم به ماه به خورشید، آسمانی تو
در احتجاب ترین نور جاودانی تو

کدام واژه به توصیف تو سزاوار است
فراتر از سخنی؛ اوج هر بیانی تو

چه چیز بهتر از این در ستایشت بانو
که بعد مادر خود سرور زنانی تو

کدام پاکی و عفت که وامدار تو نیست
برای لفظ حیا مظهر عیانی تو

به ذوالفقار علی در حماسه‌ها سوگند
رساترین و بُرنده‌ترین زبانی تو

رسالت تو صبوریست در نهایت شکر
که سربلندتر از هرچه امتحانی تو

امانت همه‌ی انبیا به دوش تو بود
که انتظار تمام پیمبرانی تو

عقیله، کامله، ام المصائبی زینب
که هست شرح مفصل بر این معانی؟ تو

هزار بار برای خدا شهید شدی
خدا هر‌ آنچه که می‌خواست از تو- آنی تو

کدام حنجره در سوگ تو نمی‌سوزد ؟
که جانگدازترین لحن روضه خوانی تو

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
23:51
#حضرت_زینب_شهادت


با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم
بر روز و ماه و سال خودم گریه می‌کنم

این پلک ها به روضه‌ی تو‌ زخم شد حسین
بس با زبان حال خودم گریه می‌کنم

حالا دگر بدون عصا می‌خورم زمین
گاهی خودم به حال خودم گریه می‌کنم

می‌پرسم از خودم که چرا بی کفن شدی؟
بر پاسخ سوال خودم گریه می‌کنم

گاهی که یاد عصر دهم می‌کند دلم
بر غارت جلال خودم گریه می‌کنم

ای بهترین برادر دنیا برای تو
تا وقت ارتحال خودم گریه می‌کنم

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
3
23:52
#حضرت_زینب_مدح


چه رنج‌ها که به پیشانی تو دیده نشد
که غم برای کسی جز تو آفریده نشد

چه بغض‌ها که گلوی تو را فشرد ولی
صدای گریۀ تو لحظه‌ای شنیده نشد

دلی نبود که هم‌رزم تیغ‌ها نشود
گلی نماند که با دست زخم چیده نشد...

به استواری لحن تو در حماسه قسم!
به قامتت که دمی زیر غم خمیده نشد،

قسم به صبر! به داغی که تازه است هنوز
دلی صبورتر از زینب آفریده نشد


#م_اکبری

@raziolhossein
2
23:53
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#حضرت_زینب_شهادت


این زن که از برابر طوفان گذشته بود
عمرش کنار حضرت باران گذشته بود

صبرش امان حوصله‌ها را بریده بود
وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

باران اشک بود و عطش شعله می‌کشید
آب از سر تمام بیابان گذشته بود

آتش گرفته بود و سر از پا نمی‌شناخت
از خیمه‌های بی سر و سامان گذشته بود

اما هنوز آتش در را به یاد داشت
آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود...

می‌دید آیه آیهٔ آن زیر دست و پاست
کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

بر صفحه‌های سرخ مقاتل نوشته‌اند
این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود


#احمد_حسین‌پور_علوی

@raziolhossein
4 😭 2
5 January 2026
ش
18:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


به جز نگاه حسینش پیِ چه بود؟ بهشت؟
بهشت، باغچۀ کوچک حیاطش بود

کریمه بود ولی از شما چه پنهان که
پس از حسین فقط آه در بساطش بود

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
😭 3 1
18:26
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب


جان آمد از فراق تو بر لب، نیامدی!
امروز هم سرآمد و شد شب، نیامدی

چتر سیاهِ غم، همه‌جا را فرو گرفت
ای در سپهر عاطفه کوکب! نیامدی

از آه و اشک و ناله و سوزِ دل و دعا
کردم بساط خویش مرتّب، نیامدی

گفتند در رواج ستم می‌کنی ظهور
دنیا شد از فساد لبالب، نیامدی

خواندیم هر چه ندبه و عهد و کمیل را
گفتیم هر چه یا حق و یارب نیامدی

گفتم بیا به خاطر زهرا، اثر نداشت
گفتم قسم به حرمت زینب، نیامدی

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
4 😢 1
18:29
#حضرت_زینب_مدح


بعد از حسين جلوه ايثار زينب است
از معرفت هر آينه سرشار زينب است

آئينه بر نجابت او رشك مى‌برد
بر تاج صبر گوهر شهوار زينب است

زهرا شمایلی که حیا پرده‌دار اوست
آئینه دار عترت اطهار زینب است

در هيئت زن است ولى مرد و استوار
از كربلا به شام علمدار زينب است

سر تا به پاست فاطمه پا تا به سر حسن 
در يك كلام حيدر كرار زينب است

روز ازل كه سكه به نام حسين خورد
معلوم شد كه رونق بازار زينب است

در خطبه‌اش حقيقت توحيد جلوه كرد
بر فرق كفر تيغ شرربار زينب است

ام المصائبى كه از آن عهد كودكى 
ديده غم و مصيبت بسيار زينب است

يك داغ نه دو داغ نه هجده شهيد داد
در كربلا شهيد به تكرار زينب است

تا پاسدار حرمت آلاله‌ها شود
در خيمه‌هاى سوخته بيدار زينب است

آن كس كه شد به دوش دلش كوه دردها 
در نينواى بى كسى آوار زينب است

در حنجرش صدای علی موج می‌زند
فریاد خشم بر سر اشرار زینب است

دلداده‌ای که دل به بلا داد و صبر کرد
هرچند دید غربت و آزار زینب است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
😭 2
18:30
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#رباعی

زینب که دل و جانِ دلیری دارد
در یاریِ دین سهمِ کثیری دارد

چون احمد و زهرا و علی و حَسَنیْن
نیروی شکست ناپذیری دارد
......

زیباییِ گلشنِ علی زینب بود
پرورده ی دامنِ علی زینب بود

بر خصم شکست داده و خود نشکست
آئینه ی نشکنِ علی زینب بود
.....

زینب که على با جلوات دگری‌ست
زهراى بتول، در حیات دگری‌ست

از عشق حسین و فیض هم‌صحبتی‌اش
او نیز سفینه النّجات دگری‌ست


مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
😭 2 1
18:31
#حضرت_زینب_شهادت
#رباعی

زینب همه‌ی رنج و بلا را دیده‌ست
در کوچه گریز کربلا را دیده‌ست

یک‌روز درِ خانه و روزی خیمه
او سوختن فاطمه‌ها را دیده‌ست

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
😭 4 2
18:32
◼️عَنْ رَسولِ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قال ؛

مَن بَكى عَلَيها وَ عَلى مَصائِبِها كانَ لَهُ أجرُ مَن بَكى عَلى الحَسَنِ وَ الحُسَينِ.

ثواب کسی که بر زينب و مصائب او گریه کند ، مانند ثواب کسی است که بر حسن و حسین گریسته باشد.

📕العقیلة و الفواطم / ۱۱.
😭 5 3
18:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 46.5 KB
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#حدیث

◼️عَنْ رَسولِ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قال ؛

مَن بَكى عَلَيها وَ عَلى مَصائِبِها كانَ لَهُ أجرُ مَن بَكى عَلى الحَسَنِ وَ الحُسَينِ.

ثواب کسی که بر زينب و مصائب او گریه کند ، مانند ثواب کسی است که بر حسن و حسین گریسته باشد.

📕العقیلة و الفواطم / ۱۱.

@raziolhossein
14
20 January 2026
ش
20:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 120.2 KB
20:57
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 117.8 KB
20:57
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 99.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
21 January 2026
ش
06:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_ولادت
#رباعی

جان ها به فدات یا اباعبدالله
دنیا و مَمات یا اباعبدالله

در روزِ ولادتت بده عیدیِ ما
جانانه برات ... یا اباعبدالله

#احمد_دلجو

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_مدح
#امام_حسین_ولادت
#رباعی


از روی حسین تا نقاب افکندند
در کشور عشق، انقلاب افکندند
تبریک به توفان‌زدگانِ غم و درد
کشتی نجات را به آب افکندند


من در بر کشتی نجات آمده‌ام
در ساحل چشمه‌ی حیات آمده‌ام
تا زودتر از زود گناهم بخشند
قبل از عرفه در عرفات آمده‌ام


سرچشمه‌ی خیر و برکات است حسین
معراج صلات‌ و صلوات است حسین
فرمود نبی: نوشته بر ساقه‌ی عرش
مصباح هدی، فُلک نجات است حسین

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_ولادت


خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست 
الـبشاره لیلۀ میلاد مصباح الهـداست 

بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر 
پیش روی فاطمه، مرآتِ حسنِ ابتداست 

فاطمه آورده فرزندی که در قدر و جلال 
هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست 

چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین 
کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست 

این همان مصباح نور غیب رب العالمین 
این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست
 
چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه 
پای تا سر غرق در گلبوسه‌های مرتضاست
 
با وجود آنکه باشد رحمت حق بی حدود 
این نمای رحمت بی حدِّ ذات کبریاست 

سبط احمد، نجل حیدر، آرزوی فاطمه 
جان قرآن، رکن ایمان، قلب دین، روح دعاست 

قطره‌ای از بحر لطفش چشمۀ آب حیات 
ذره‌ای از خاک کویش درد عالم را دواست
 
وصف او باید کسی گوید که قرآن آورد 
مدح او باید کسی خواند که او را خونبهاست 

هر چه می‌بینم جمالش را، نبی پا تا به سر 
هرچه می‌خوانم ثنایش را، علی سر تا به پاست 

هر سری تقدیم جانان گشت، خاک پای او 
هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست 

هر چه از او خواست ذات کبریا تقدیم کرد 
درعوض او از خدای خویش بگرفت آنچه خواست  

خواهـر مظلومۀ او مـادر آزادگی است 
تـا قیامت بر همه آزادمردان مقتداست
 
اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق 
دختری دارد که دست بسته‌اش مشکل گشاست 

مادری دارد که در قرآن، خدا مدّاح اوست 
مدح او تطهیر و قدر و فجر و نور و «اهل‌أتی»ست
 
قامتی دارد، قیامت گوشه‌ای از سایه‌اش 
صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست
 
بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین 
هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاست
 
شهریار کشور دل‌ها «حسین بن علی» 
زادۀ ام‌البنین فرمانـدۀ کل قـواست 

روز محشر ذکر کل انبیا یا فاطمه است 
فاطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟ 

آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا 
گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست
 
گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست 
هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست 

اینکه خنـدانیم و گریـانیم در میلاد او 
می‌کند ثابت، گِل ما از زمین کربلاست 

قبر: کعبه، رکن: مقتل، تربت عشاق: حِجر 
مضجع او «مروه» و ایوان عباسش «صفا»ست

آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است 
کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست 
 
گو یکی گردد دو عالم از برای قتل او
قامتش تنها برای خالق یکتا دوتـاست
 
وصل جانان از دم شمشیر می‌آید به دست 
این همان معنای رمز «البلاءُ لِلولا»ست
 
"میثم" این مصراع را با خط خون باید نوشت 
رأس او از تن جدا شد، دوست کی از او جداست؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
 
2 👍 1
06:09
#امام_حسین_ولادت
#امام_حسین_مدح

.
عاشق شديم و خون جگري خواستيم ما
در جاده تو دربدري خواستيم ما
بى دردسر ، وصال گوارا نميشود
در راه وصل ، دردسرى خواستيم ما
سنگ ملامت از همه خورديم سالها
در كوچه ات اگر گذرى خواستيم ما
از دربدر شدن بخدا خسته نيستيم
آوارگى بيشتري خواستيم ما
گويا خود تو هم نظرى داشتي به ما
وقتيكه كه گوشه نظرى خواستيم ما
در خانه راه دادى و بالا نشانده اي
ورنه گليم پشت درى خواستيم ما
حالا شبيه فطرس پرسوخته ، همه
زانو زديم و بال و پرى خواستيم ما
.
باليم و در هواي تو پر در مياوريم
امشب ز كربلاى تو سر در مياوريم
.
واژه به واژه شعر و غزل داده اي به ما
اين گنج را تو روز ازل داده اي به ما
اينجا كسى به عاشقى ما محل نداد
تنها تو بوده اى كه محل داده اى به ما
اين روزگار يكسره سم داد دست ما
اما تو نه ، هميشه عسل داده اى به ما
مردم كه جاي خود ، چقَدَر حسن آبرو
نزد خداى عز وجل داده اى به ما
ما پنج وعده وقت قنوت از تو گفته ايم
خيرت قبول ، خيرالعمل داده اى به ما
نامت چقدر گريه ز چشمان ما گرفت
تو گوهر بدون بدل داده اى به ما
يكبار دست خالى از اين در نرفته ايم
يك كربلا كه حداقل داده اى به ما
.
يادش بخير دفعه اول ، چه خوب بود
تصوير گنبد حرمت در غروب بود
.
يادش بخير گوشه ايوان حسين جان
يادش بخير نم نم باران حسين جان
پايين پا درست زمينگير تو شديم
يادش بخير ديده گريان ، حسين جان
يك پيرمرد رو به حرم گريه اش گرفت
ياد مدينه گفت حسن جان ، حسين جان
ما در همان زيارت اول عوض شديم
يادش بخير توبه و غفران ، حسين جان
يادش بخير كودكي ام بين دسته ها
پرچم به دوش بين خيابان ، حسين جان
يادش بخير پشت در تكيه محل
دعواى كودكانه طفلان ، حسين جان
يادش بخير نوحه تركى روضه ها
با لحن آذرى سنه قربان ، حسين جان
.
ما در همين حسينيه ها قد كشيده ايم
با چشم خويش معجزه بسيار ديده ايم
.

ديديم در خدا بخدا ما حسين را
خوانديم در يك آيه خدا را حسين را
اين اعتقاد ماست كه در عالم وجود
گفتيم لا موثر الا حسين را
تكليف با حسين مني انا من حسين چيست؟
ديديم ما رسول خدا يا حسين را؟
بايدنجف رويم و زيارت كنيم ما
بالاسر عمارت مولا ، حسين را
يكجور ديگري بخدا دوست داشته
در بين خانه حضرت زهرا ، حسين را
ما با تمام سينه زنان شرط كرده ايم
باهم صدا زنيم حسن با حسين را
اينها مقدس اند ولى ما شناختيم
در انقلاب زينب كبرى حسين را
.
دنياي ما بنام حسين است هرچه هست
در كيش ما غلام حسين است هر كه هست
.
بر تو رسول با دل بي تاب گريه كرد
تكبير هفتمين تو محراب گريه كرد
روز تولد تو كفن ها گريستند
روز نخستِ آمدنت آب گريه كرد
آنقدر از لبت اناالعطشان شنيده شد
تشنه گريست بهر تو سيراب گريه كرد
مقتل نوشته است غروب دهم كه شد
بر غربت تو مركب اصحاب گريه كرد
بر حال جسم بى كفنت روى خاكها
خورشيد سينه ميزد و مهتاب گريه كرد
مقتل نوشته است كه در مجلس شراب
خيلي سر بريدهء ارباب گريه كرد
قربان آن سه ساله كه كنج خرابه ها
وقتي پريد، نيمه شب از خواب ، گريه كرد
.
ماهم براى غربت تو گريه ميكنيم
گوشه كنار هيات تو گريه ميكنيم

.
#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
2
06:09
#امام_حسین_ولادت

فرشته آمده تا دورت ازدحام کند
بگو مسیح به قنداقه ات سلام کند

به شاعرت بده اذن غزل که بعد از این
دوات تیره بپوشد، قلم قیام کند

بیا و خال لبت را نشان بده به خلیل
بگو براین حجر الاسود استلام کند

شده ست زائر تو زائر خدا در عرش
به جبرئیل بگو وصف این مقام کند

برو به دوش رسول خدا که میخواهد
از این طریق تو را باز احترام کند

تو نور چشم خدایی، علیست عین الله
خدا بناست که نسل تو را امام کند

به نص لحمک لحمی پیمبر آمده است
به شوق روی تو خورشید با سر آمده است

بعید نیست نگاهت به مرده جان بدهد
و یا به دست سلیمانِ عصر، نان بدهد

بعید نیست ز نامت بلال مست شود
به عشقت از سر شب تا سحر اذان بدهد

بعید نیست که روزی سه بار قبله نما
به جای کعبه ضریح تو را نشان بدهد

طلای اصل بریزد به جای گرد و غبار
اگر عبای تو را یکنفر تکان بدهد

اجل اسیر غم توست، کشته مرده ی توست
بگو که ابرویت اینبار را امان بدهد

تو کیستی که جهان مست شد از آمدنت
رسول اکرم ما خورد از می دهنت

بکش در آینه ای روی دلربایت را
برای آنکه ببینیم ما خدایت را

گذاشته ست از این شانه روی آن شانه
نبی به فخر عوض کرده باز جایت را

تو را زمین بگذارد دلش نمی آید
به دست باد دهد گرد رد پایت را!

گرفته ای سر یک دوش کیسه ی اطعام
و روی دوش دگر عشق مرتضایت را

به کوری همه ی دشمنان دین، تک تک
علی گذاشته ای اسم بچه هایت را

دل من این دل سرمست باز حیران شد
ز نام نامی او شعر من پریشان شد

علی امام ابوذر، علی معلم سلمان
علیست اسم خدا طبق نقل های فراوان

علیست مظهر توحید و قلب سوره ی انسان
کتاب مدح علی هم خلاصه اش شده قرآن

علیست مالک یوم الجزا و معنی میزان
و نام عشق علی را خدا گذاشته ایمان

علی امیر علی شیر حق علی یل میدان
دوباره معرکه و شاه و ذوالفقار پریشان

شده ست با رجزش بین جنگ هجمه ی طوفان
نگاه با جبروتش شده ست معرکه گردان

نداشته زرهش پشت و لشکری شده حیران
شنیده اند که سربند زرد گشته رجزخوان
نظر به تیغ دو دم هم نبوده ساده و آسان

به سادگی نرسد کار کارزار به پایان
شده ست لذت توصیف این نبرد دوچندان

که بعد کشتن کفار آمد و همه دیدند
علی گرفته ابالفضل را دوباره به دامان!

که خورده است گره جان او به جان ابالفضل
چقدر بوسه علی زد به بازوان ابالفضل

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت
#رباعی

خورشید در آسمان زهرا آمد
کشتی نجات سوی دریا آمد

هر کس پیِ دنیای خودش هست ولی
دنیای من امروز به دنیا آمد

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت


اگر پنج نوبت اذانم علی است
اگر خاکم و آسمانم علی است
اگر قبله‌ی آستانم علی است
اگر روز و شب بر زبانم علی است

علی دردِ عشق است و درمان حسین
علی گفت و گفتیم ای جان حسین


مرا آفریدی که حیران شوم
مرا چشم کردی که باران شوم
مرا جذبه دادی غزل خوان شوم
مرا آینه کردی ایوان شوم

زدم نعره در زیرِ ایوان حسین
که ای جانِ من جانم ای جان حسین


همانکه دلم شعله‌ور آفرید
همانکه مرا در به در آفرید
همانکه به شوقِ تو پَر آفرید
به عشقت برایم جگر آفرید

کسی نیست ما را به قرآن حسین
خدا گفت و گفتیم ای جان حسین


تو هستی محمد محمد تویی
وَ حَی و علی هم به اَبجَد تویی
براتِ نجف لطفِ مشهد تویی
فقط آرزویِ مجدد تویی

مدینه شد امشب چراغان حسین
نبی گفت با تو که ای جان حسین


اگر لطف زهرا مسلمان شدیم
اگر ما سلیمان و سلمان  شدیم
اگر در حسینیه درمان شدیم
اگر عاشقیم از حسن جان شدیم

حسن جان نوشتیم و جانان حسین
حسن گفت و گفتیم ای جان حسین


نشسته است موسی عصایش دهی
رسیده است یوسف که جایش دهی
دویده است یحیی عطایش دهی
به خاک است عیسی عبایش دهی

حرم شد قُرقُ از گدایان حسین
حرم پُر شد از ذکر ای جان حسین


شبی که حرم مادرم رفته بود
پُر از یادِ تو هر قدم رفته بود
شبی که پُر آه و غم رفته بود
شبی که برایم حرم رفته بود

مرا نذر او کرد گریان ، حسین
که قربان سَنَ طفلیم ای جان حسین


اگر رود یا که کویرت شدم
جوانم ولی زود پیرت شدم
اگر کنج شش گوشه گیرت شدم
من از نانِ بابا اسیرت شدم

تو آبی تو نانی تو سامان حسین
تویی برکتِ خانه ای جان حسین


اگر آمدم عشق یادم دهید
اگر خواستم کم ، زیاد دهید
مرا منصبِ خانه زادم دهید
به بادم دهید و به بادم دهید

منم کاهِ ناچیز و طوفان حسین
مرا می‌کُشی آخر ای جان حسین


سه شب آمدم تا که چیزی بَرَم
بهاری پیِ برگ ریزی بَرَم
دعایی برای عزیزی بَرَم
شفایی برای مریضی بَرَم

سه شب آمدم زیر باران حسین
که هرشب بگویم که ای جان حسین

تو بی‌انتها‌... نقطه چین میدهی
که از پشتِ در بیش از این میدهی
چنان میدهی و چنین میدهی
که حتی به قاتل نگین میدهی

نگینت چه شد ای سلیمان حسین
که نالید زینب  که ای جان حسین

رسید و صدا زد پَرَش را مَبَر
زِره را که بُردی سرش را مَبَر
از انگشتش انگشترش را مَبَر
براین ناقه‌ها دخترش را مَبَر

صدا زد به لبهای سوزان حسین
که عریان حسین و که ای جان حسین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت
#رباعی #صلوات

حق برگ برات میفرستد امشب
کشتی نجات میفرستد امشب

فطرس دم گهواره ی ثار الله‌است
دارد صلوات میفرستد امشب

#عبدالزهرا

@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_ولادت



امشب شب تبسم و اشک پیمبر است
بی‌شبهه از هزار شب قدر بهتر است
امشب خدا به وسعت ملک وسیع خویش
با جلوۀ حسینی خود نورگستر است
جان محمّد است در آغوش مرتضی
یا روی دست فاطمه قرآن دیگر است

امشب وجود، گرم نیاز است با حسین
امشب ز کائنات رسد بانگ یا حسین

امشب خدا ولیمه به خلق جهان دهد
امشب خدا به پیکر توحید جان دهد
امشب خدا گشوده ز رخ پرده بر رسول
روی حسین را به محمّد نشان دهد
تنها به یک ملک ندهد باز بال و پر
امشب حسین بر همه خط امان دهد

«فطرس» به فوج فوج ملک ناز می‌کند
دور حسینِ فاطمه پرواز می‌کند

ماه رسول، ماه خدا را نظاره کن
خورشید آسمان هدا را نظاره کن
بر گرد کعبۀ دلِ ختم رسل بگرد
سعی آور و صفای صفا را نظاره کن
بر روی دست فاطمه با صدهزار چشم
رخسار سیدالشهدا را نظاره کن

این نفس مطمئنهء قرآن فاطمه است
ریحانهء رسول خدا، جان فاطمه است

مادر، حسین زاده بر این مادر آفرین
این حیدرِ علی است، بر این حیدر آفرین
این منظر جمال خداوند سرمد است
بر منظرآفرین و بر این منظر آفرین
گوهر بوَد حسین و صدف، قلب فاطمه
بر این صدف سلام و بر این گوهر آفرین

امشب رسول، سورهء والفجر باز خواند
امشب علی به شور حسینی نماز خواند

ملک وجود بسته به یک تار مـوی او
گل کرده بوسه‌های محمّد به روی او
این است کعبـه‌ای که تمامی کائنات
بگرفته‌انــد دست توسـل به سوی او
هرجــا کـه انبیـا بنشیننـد دور هـم
باشد چراغ محفل‌شان گفت‌وگوی او

او روح انبیا و روان محمد است
او دست مرتضی و زبان محمد است

خرّم کسی که در دو جهان با حسین زیست
گمراه، آن کسی که امامش حسین نیست
این است آن امـام شهیـدی که همچنان
بایـد شـب ولادت او هـم بـر او گریست
ایـن کشتـۀ خـداست وگرنــه بــرای او
بعد از چهارده صده این‌ های‌وهو ز چیست؟

یک بنده و هـزار خصـال خدایی‌اش
در عین بندگی‌ست جلال خدایی‌اش

خوبــان روزگـار همـه خـاک راه او
آزادگی‌ست عبــد غــلام سیــاه او
فرهنگ ما نتیجـۀ صبـر و مقـاومت
دانشگــه تمــام مــلل قتلگــاه او
تنهاترین امام بزرگی که بود و هست
در عین بی‌کسـی همـه عالم سپاه او

این است آن حسین که آقای عالم است
آقایـی تمـامی عالـم بــر او کـم است

پوشیده شد به پیکر توحید، جوشنش
قرآن مـاست مصحف صدپارۀ تنش
خواهند دیــد روز قیــامت تمام خلق
ریــزد بــرات عفــو الهــی ز دامنش
از بس از او کرامت و قدر و جلال دید
کفو کریم خوانـد بـه گودال، دشمنش

کی غیر او که داغ عطش بود بر لبش
با کام تشنه آب خورانـد بـه مرکبش؟

ما بی‌قـرار او شده‌ایم ایـن قــرار ماست
هرجا که هست خـاک ره او مزار ماست
تا بر حسین، سینۀ خـود سـرخ کرده‌ایم
فـردا لبـاس سینه‌زنـی افتخــار ماست
بر سنگ قبـر مـا بنویسید و حک کنید
ذکر حسین تا صف محشر شعار ماست

روز ازل کـه آب و گل ما سرشته‌ شد
نامش به صدر لوح دل ما نوشته شد....

تو از خدا جلال خدایی گرفته‌ای
بر عالمی برات رهایی گرفته‌ای
در بین انبیا و امامان تو از خدا
عنوان سیدالشهدایی گرفته‌ای
هم خود فدای دوست شدی با هزار زخم
هم روی دست خویش فدایی گرفته‌ای

ملک وجود گوشۀ صحن و سرای توست
دل‌های انبیا حرم باصفای توست

ای بر تن مطهر تو جای نیزه‌ها
آوای دلربای تو در نای نیزه‌ها
غیر از سر مقدس تو در چهل مقام
خورشید را که دیده به بالای نیزه‌ها؟
قرآن بخوان که تا در دروازه‌های شام
آیند مرد و زن به تماشای نیزه‌ها

از بـس زدنـد بـر تـن پاک تو نیشتر
زخمت ز حلقه‌های زره گشت بیشتر

ای خون زخم‌های تو فرش عبادتت
لطف و کرم، سجیّه و ایثار، عادتت
هر چند چهره در مه شعبان گشوده‌ای
میلاد توست روز بزرگ شهادتت
تا بامداد روز جزا روح انبیا
آیند کربلا پی عرض ارادتت

تنها نه در طریق تو «میثم» حسینی است
عالـم حسینی انـد و خـدا هم حسینی است

گلچین و تلفیق سه شعر


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
06:09
#امام_حسین_علیه_السلام


ای نفس حضرت زهرا حسین
ای نمک خانه مولا حسین
ای سبب خلقت دنیا حسین
نوشته بر عرش معلی حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

نام خوشت نغمه شیرین من
باعث آرامش و تسکین من
مذهب من دین من آیین من
بود همین عشق و تولا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

چون که پِیِ چرخ و فلک ریختند
آب و گل جن و ملک ریختند
به نام تو فقط نمک ریختند
که میدهد شور به دلها حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

عبد تو بوده اند اجداد من
نوکریت داده پدر یاد من
کاش زِ من رسد به اولاد من
که این بود ارثیه ما حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

خوش آنکه نام توست ورد لبش
وقف عزای توست تاب و تبش
شنیده ام که در نماز شبش
کرده دعا حضرت زهرا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

کرببلایت حرم کبریاست
کرببلای دوّمت قلب ماست
کرببلای دگرت در کجاست؟
برده شود نام تو هرجا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

تا که توسل به تو آدم گرفت
نام تو را برد و دلش غم گرفت
برات عفو را همان دم گرفت
قبول شد توبه او با حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

نوح نبی پیرغلام تو بود
کلیم عاشق کلام تو بود
ذکر لب مسیح نام تو بود
کز نفسش مرده شد احیا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

در این جهانی که بلا خانه است
مامن ما همین عزا خانه است
که هر عزا خانه شفا خانه است
به برکت نام تو مولا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

زائر توست ایمن از هر عذاب
خداست ضامنش به یوم الحساب
دعاست تحت قبه ات مستجاب
شفاست در تربت اعلا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

فلک نجات اند بنی فاطمه
کشتی تو وسیع تر از همه
رحمت تو رحمت بی خاتمه
دریاب از کرم تو مارا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

ای دو جهان عاشق و دیوانه ات
شمع تویی و همه پروانه ات
تمام خیر است درِ خانه ات
گدای تو شاه دو دنیا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

بهای خون تو فقط با خداست
حساب تو از همه عالم جداست
عرصه جولان تو روز جزاست
ندا رسد زعرش اعلا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

روز قیامت همه در واهمه
سوی پیمبر است چشم همه
ذکر پیمبر است یا فاطمه
ذکر لب حضرت زهرا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

پناه و مامن گرفتارها
یار همه بی کس و  بی یارها
امیدِ آخرِ گنهکارها
هیچ کسی نباشد الّا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

زندگیت با کرم آغاز شد
فطرس با لطف تو ممتاز شد
همینکه بال بسته اش باز شد
فریاد زد در آسمانها حسین
رحم الله من نادی یاحسین

فطرس بعد از آن ، از آنِ تو شد
محو نگاه مهربان تو شد
کبوتر نامه رسان تو شد
تا ببرد سلام مارا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)

در غم تو ارض و سما گریه کرد
هر که رسید کربلا گریه کرد
شنید تا نام تو را ، گریه کرد
نوح و خلیل و خضر و یحیی حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)

همیشه در قلب منی یاحسین
اگر چه دور از وطنی یاحسین
که گفته تو بی کفنی یاحسین
شد کفن تو خاک صحرا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)

ای به فدای لب عطشان تو
فدای آن پیکر عریان تو
فاطمه در شام غریبان تو
پیش تنت گرفت احیا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)

گریه کنم در غم تو زار زار
یک تن خسته این همه نیزه دار
گودی قتلگاه شد نیزه زار
شد بدن تو اربااربا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)

آه چه آمد به سر پیکرت
که دید و نشناخت تو را خواهرت
همینکه بوسید رگ حنجرت
سوخت دل زینب کبری حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)

هرآنچه آمد به سرت یک طرف
داغ علی اکبرت یک طرف
داغ علی اصغرت یک طرف
که سوخت حتی دل اعدا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)

سه شعبه بی هوا رسید آه آه
گلوی طفل تو درید آه آه
(مِنَ الوَرید اِلَی الوَرید)آه آه
داد خدا بر تو تسلا حسین
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ واحسین)
.......

حک شده روی سینه ما علی
ما همه بنده ایم و مولا علی
(غَفَرَالله مَن نادىٰ یاعلی)
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)
(رَحِمَ‌الله مَن نادىٰ یاحسین)


#عبدالحسین

@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_ولادت


زیباترین ستاره ی خلقت رسیده است
سجده کنید ، روح عبادت رسیده است
نور خدا، چراغ هدایت رسیده است
باید قیام کرد ، قیامت رسیده است

امشب که مست می شوم از بوی کربلا
فطرس! ببر سلام مرا سوی کربلا

تاج سر ملائکه ی آسمان حسین
تنها دلیل خلق زمین و زمان حسین
ذکر زمان سختی پیغمبران حسین
زهرا سپرده است بگوییم: جان حسین

گفتم حسین و ولوله افتاد در جهان
گفتم حسین و فاطمه با خنده گفت جان

در مشکلات پشت و پناهم حسین شد
بیراهه رفته بودم و راهم حسین شد
تنها دلیل گریه و آهم حسین شد
زهرا اجازه داد که شاهم حسین شد

فهمیده ایم طبق روایات معتبر
از کشتی حسین نباشد بزرگتر

از کودکی "حسین" مسیحای زینب است
یعنی تمام لذت دنیای زینب است
غیر از حسین کیست که مولای زینب است
کنج دل حسین فقط جای زینب است

زینب... همان که سیطره دارد به عالمین
زینب نگو، بگو همه ی هستی حسین

ما تشنه ایم تشنه ی باران کربلا
ما سائل ایم سائل سلطان کربلا
دل برده از ملائکه ایوان کربلا
دست تمام عالم و دامان کربلا...

بی صبح کربلا شب عالم سحر نداشت
دنیا چه داشت؟ کرب و بلا را اگر نداشت

افلاک زیر سایه ی گنبد طلای اوست
جبریل معتکف شده کربلای اوست
دنیا و هر چه هست درآن خاک پای اوست
اصلا بهشت گوشه صحن و سرای توست

عشق "حسین" در دل ذرات عالم است
دنیای بی حسین شبیه جهنم است

از اشک روضه، چشم مگر سیر می‌شود؟
بی کربلا زمانه زمین گیر میشود
خوشبخت آن که پای علم پیر میشود
عالم به آب علقمه تطهیر می شود

امشب بساط گریه برایت فراهم است
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد
#حضرت_اباالفضل


عالم آراست چو از پرتو انوار حسین‌
هرکجا بود دلی گشت هوادار حسین

ای خوشا سوّم شعبان که در این روز عزیز
هستی آرایش نو یافت ز انوار حسین

عقل سرگشته از آن است که چون در عالم‌
رسم شد دایره‌ٔ عشق ز پرگار حسین

نور حق بود که خاموش نگردد هرگز
هست در هر دو سرا گرمی بازار حسین

نامش آتش به دل عارف و عامی زد و باز
با خبر کس نشد از حرمت بسیار حسین

از سر صدق قدم چون به ره دوست نهاد
محو تا حشر نخواهد شدن آثار حسین

پرتو ذات خدا هست حسین بن علی‌
منکر حقّ شود آن کو کند انکار حسین

تا نمودار شود جلوه‌ٔ یزدان خوشتر
اهرمن صحنه بیاراست به پیکار حسین

او حیات ابدی داشت توان گفت آری‌
کرد با خویش ستم خصم ستمکار حسین

فاتح هر دو سرا کشته‌ٔ عاشورا بود
گشت مغلوب ابد دشمن خونخوار حسین

زنده از نهضت خونین حسین است اسلام‌
عقل و عشقند ستایشگر کردار حسین

چشم گردون که بود خیره‌ٔ جانبازی‌ها
کس نبیند به وفاداری انصار حسین

اشک مهلت ندهد تا به لب آرم سخنی‌
از جوانمردی جانسوزِ علمدار حسین

ای ابا الفضل که فضل از تو فضیلت‌ها یافت‌
نخل آراسته بودی تو به گلزار حسین

دو علی را پسر فاطمه در راه خدای‌
داد و سجّاد بشد قافله سالار حسین

دشمن رذل، ستم هرچه فزونتر می‌کرد
غافل از دوست نمی‌شد دل بیدار حسین

من که شرمنده‌ٔ بی‌حاصلی خویشتنم‌
کی توانم سخنی گفت سزاوار حسین

فخرم این است که بدانند که «ناظر زاده»
چاکری هست کمر بسته به دربار حسین

#احمد_ناظرزاده_کرمانی«ره»

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت


پا نهادی بر زمین و عرش اعظم گریه کرد
آسمان لبخند زد ، بارانِ نم نم گریه کرد

عطر گیسویت رسید و صبحگاهان ، تواَمان
غنچه لب وا کرد با لبخند و شبنم گریه کرد

جمع اضدادی و پیغمبر شب میلاد تو
تا به رویت بوسه زد هم شاد شد، هم گریه کرد

پیش از اینها بوده ای ورد زبانها ، جبرئیل...
نام زیبای تو را آورد و آدم گریه کرد

یک سر شوریده یحیی داشت، بر پایت گذاشت
دم به دم با یاد تو عیسی ابن مریم گریه کرد

آمدی، شد روز و ماه و سال بی تابت حسین
ماه شعبان شاد شد ، ماه محرم گریه کرد


@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_ولادت
#رباعی


بر ختم رسل نور دوعین است حسین
والله  پناه عالمین است حسین

امضاء برات کربلا می خواهی
ذکر صلوات بر حسین است حسین

#سیدمهدی_حجازی

@raziolhossein
2
06:09
#امام_حسین_ولادت


امشب خبر ز عالم بالا رسیده است
روشن ترین ستاره ی دنیا رسیده است
این بار دوم است که شاعر نوشته است
خورشید خانواده ی زهرا رسیده است
دیروز نور شبّر و امروز هم به خاک
نور شبیرحضرت مولا رسیده است
در نیل غصه مانده بیا،مرده دل بیا
موسی رسیده است،مسیحا رسیده است
بیراهه رفته اید اگر اي رودهای اشک
راهی شوید،حضرت دریا رسیده است
دنبال کاروان ملائک پریده بود
جا مانده بین راه دلم یا رسیده است؟
شوق دلم نه شوق شفا مثل فطرس است
ميلش در آن هوا دو سه جرعه تنفس است


در آن هوا که بوی خدا میرسد از آن
در خانه ای که نور دعا میرسد از آن
اطراف گاهواره ی طفلی که نیمه شب
لالای جبرئیل خدا میرسد از آن
در آن هوا که فاطمه در آن نفس کشید
آنجا که عطر آل عبا میرسد از آن
ما را دخیل بر پر قنداقه اش کنید
قنداقه ای که شوق شفا میرسد از آن
در پشت درب خانه ی زهرا نشسته ایم
نجوای چند مرد گدا میرسد از آن
این خانه ی علی ست پسردار گشته است
آخر صدای گریه چرا میرسد از آن
شاید صدای گریه ی...نه کودکانه نیست
جز یا حسین زمزمه ی اهل خانه نیست


دنیا به دام نام شريفش فتاده است
دل نیست آن دلی که به او دل نداده است
روشن شده است طبق روايات اهل بيت
کار خداست؛ عشق به او بی اراده است
هرکس سوار کشتی عشقش نمیشود
سوگند میخورم که قیامت پیاده است
ما رعیتیم رعیت باغ ولایتیم
امشب شب تولد ارباب زاده است
شیرین شده ست با قدمش کام اهل بیت
هرچند این پسر نمک خانواده است
معراج جبرئیل شبی بوده است که
در پای گاهواره ی او سر نهاده است
یک شب مرا مجاور گهواره اش کنید
چون جبرئیل زائر گهواره اش کنید


جز آب چشم آب حیاتی نخواستم
جز شور اشک شهد نباتی نخواستم
جز معرفت به ساحت خاک قدوم او
من از خدای خود عرفاتی نخواستم
تنها کرامت قفس عشق اوست او كه
من از کسی مسیر نجاتی نخواستم
یک شب که سخت تشنه شدم از خدا به جز
گریه کنار نهر فراتی نخواستم
بی حسّ عطر سیب شب جمعه ی حرم
هرگز زیارت عتباتی نخواستم
امشب مدینه آمده پا بوس کربلا
امشب حسین آمده"حی علی العزا"


آمد حسین و اوج تألّم شروع شد
باران گریه جای تبسم شروع شد
آمد حسین و از شب میلاد، روضه اش
با گریه ی زنانه ی مردم شروع شد
آمد حسین و در سر هر کمتر از جوئی
عشق ری و حکومت گندم شروع شد
آمد حسین و در دل دریایی علی
با موج غصه هاش تلاطم شروع شد
در ذهن مادرانه ی زهرا که از پدر
از کربلا شنیده تجسم شروع شد
در قتلگاه، دردل نیزه شکسته ها
از حنجری بریده تکلم شروع شد
از زیر نیزه ها بدنم را در آورید
یک بوریا برای تن بی سر آورید


#محسن_عرب_خالقی


@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت
#رباعی #صلوات


بوی گل سرخ تا صبا را پُرکرد
شوق آمد وجان اولیا را پُرکرد

با آمدن مژدۀ میلاد حسین
عطر صلوات ما فضا را پُر کرد
.
.
برعرش دوباره زیب وزین آمده است
محبوب رسول ثقلین آمده است

از کنگرۀ عرش به ذکر صلوات
گفتند حسینیان حسین آمده است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت



تو‌ حسینی که تو را اهل دعا
می شناسند  به باران عطا ...
پنجمین اختر تابان کسا
شاه بیت غزل کرب و بلا

السلام ای همه دارایی من
بهترین همدم  تنهایی من


ای حسینی که سراپا حسنی
با خبر باش که دنیای  منی ...
روشنی بخش شب پنج تنی
کور گشتم برسان پیرهنی ...

پر دهی نامه برت خواهم شد
ندهی خاک درت خواهم شد


در خورت بود دُر ناب شدن
در دل خاطره ها قاب شدن
قبله گاه دل احباب شدن
ناگزیری تو به ارباب شدن

ورنه خاکی تر از این القابی
همنشین با همه ی اصحابی



چوب،  منبرشد از این خانه نرفت
خاک تو ، زر شد از این خانه نرفت
پر ، کبوتر شد از این خانه نرفت
هرکه نوکر شد از این خانه نرفت

آبرو یافته از این خانه
زندگی کرد گدا شاهانه


لطف ، سر می رود از محضر تو
فطرس آورد نیازی برِ تو
پر در آورد به زیر پر تو
هر دری بسته شود جز در تو

نگرفته ست کسی جای تو را
از تو داریم تمنای تو را


ما هم از آمدنت خرسندیم
به پر شال تو دل می بندیم
اشک داریم ولی می خندیم
گریه کن های ارادتمندیم ...

پر به شوق علمت آوردیم
سر برای قدمت آوردیم

بر نداریم سر از دامانت
همه هستیم بلا گردانت
آمدی جان جهان قربانت
روضه می خواند :( أنأ العطشانت)

غم تو قبل تو آمد به وجود
از ازل گریه کنت فاطمه بود

دل مادر به عزیزش بند است
لذتش بوسه ی بر فرزنداست
شاد از  آمدن دلبند است
شب میلاد شب لبخند است

پس چرا مادر تو گریان بود ؟
وقت بوسیدن تو نالان بود


جمله ات بغض به ما داد حسین
کردم از غصه ی تو یاد حسین
کربلا یاد من افتاد ، حسین
نمک روضه ی میلاد : حسین ...

ای مرتب شده در بین حصیر
از پریشان شده ها دست بگیر


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_ولادت



امشب ازقافله ی نور خبردارم من
از سواران سلحشور خبردارم من
از نشاط وپری وحور خبردارم من
از شکوه دل پُر شور خبردارم من
شب زیبایی و روز طرب انگیز رسید
ساقی میکده با ساغر لبریز رسید

امشب از نور دل دل فاطمه صحبت دارم
با شما صحبتی از جلوه ی عصمت دارم
سخن از شادی گل های مسرت دارم
خبر از آینه ی عشق و محبت دارم
غرق شیدایی و شورم اگراز شور حسین
جبرئیلم که خبرمی دهم از نور حسین

شهر یثرب ز رُخش نور علی نور بود
رشک فردوس برین رشک دل طور بود
خاطر اهل ولایت همه مسرور بود
خانۀ فاطمه پُر ولوله و شور بود
مرتضی شکر خدا کرد و رویش بوسد
مصطفی گریه کنان زیر گلویش بوسد

این گل سرخ که زیبنده ی زهرا وعلی ست
لالۀ گلشن ارزنده ی زهرا وعلی ست
این همان چشمه ی جوشندۀ زهرا وعلی ست
این همان مهر درخشنده ی زهرا وعلی ست
از فروغ رخ او تا که تکلم کردند
بررُخش این دو گل یاس تبسّم کردند

نور او منبع وسرچشمه ی خورشید بود
روی او خوب تر از ماه شب عید بود
مهراو آینه ی روشن توحید بود
حُب او روز جزا مایه ی امیّد بود
هرکه  شد ذره ی این مهر به خورشید رسد
پیروش عاقبت الأمر به توحید رسد

آی فطرس به خدا قبله ی حاجات رسید
خیز از جا که کنون وقت ملاقات رسید
بنگر لاله ای از گلشن سادات رسید
نور سبزی ز جمالش به سماوات رسید
نور این مهر چراغ سحرت خواهد داد
عطر این گل  ز وفا بال وپرت خواهد داد

روی او آینه ی صبرو ثبات است بیا
نفسش باعث احیاء حیات ست بیا
در دو عالم همه را فلک نجات ست بیا
بهر آزادی تو برگ و برات است بیا
کائنات از دم او زنده وجاوید شوند
گم رهان با نگهش پیرو توحید شوند

این همان است که دل در طلبش می کوشد
کوثر عشق ز انگشت پیمبر نوشد
به تنش جامه ی گلرنگ شهادت پوشد
این همان است که خونش همه دم می جوشد
دل جبریل «وفایی» زغم او خون است
این حسین است که اسلام به او مدیون است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_ولادت



مژده بده از زندگانی سیر ها را
آمد به سر عشق جوانی  پیرها را

امشب شب مخصوص ما دیوانگان است
آماده سازید عاقلان ، زنجیر ها را

در فطرس دل شد قیامت ، آمد آنکه
این رو به آن رو می کند تقدیرها را

قربان نقاشی که اینگونه کشیده
از عشق در یک رخ ، همه تصویرها را

شیر علی بن ابیطالب رسید و
لرزاند دلهای تمام شیر ها را

روح الامین گوید بزن فریاد با من :
یا عشق ، یا نعم الامیر اهلا و سهلا
.....

ای عشق شد تشریف فرما  سفره دارت
ای کربلا دیده گشوده شهریارت

یا مرتضی دوم عصای دستت آمد
آسوده شد زین پس خیال ذوالفقارت

یا فاطمه برده است دل از باغ رضوان
این عطر سیبی که وزیده در بهارت

کوری چشم هر چه بدخواه حسود است
یا مجتبی ! آمد قرارت ، بی قرارت

مولای مظلومان این عالم رسیده
ای ظلم از این پس سیه شد روزگارت

ای شمر از حالاست او دل ناگرانت
ای حر از امروز است او چشم انتظارت

مستانه می آید ندایی ای منابر
آمد حبیبت ای حبیب بن مظاهر
.......

تو زنده ی دیروز و امروزی و فردا
تو بوده ای از قبل خلقت ، مثل مولا

السابقون السابقون عاشقانت
نوح و خلیل و آدم و عیسی و موسی

ای عرش تا فرش خدا در اختیارت
ای آبرودار زمین و آسمان ها


نام من از قبل ولادت هست نوکر
نام تو از قبل ولادت هست آقا

آقای من وقتی تو کشتی نجاتی
در موج طوفان میزنم دل را به دریا

راه نجاتی نیست جز راه نجاتت
تنها صراط المستقیم ما صراطت

.......

ما در غلامی تو دیدیم آبرو را
نامت دوا کرده است هر درد مگو را

نا اهل ها را هم محل دادی همیشه
بنده نوازا ! سرورا ! سنگ صبورا

ای مهربان تر از پدرها مهربانیت
نگذاشت بر دل حسرت یک آرزو را

ناکام یعنی آن کسی که وا نکردند
با تربت کرببلایت کام او را

آقا دم چایی موکب های تو گرم
حتی خیالش می کند کار سبو را

هر چیز که خرج تو شد بالا نشین شد
بد در بهشت روضه آمد ،  بهترین شد

......

ای سایه ی خورشید ِ چشمت سرپناهم
من رو به تمثال تو تنها رو به راهم

جان همین پیراهن ِ مشکی ِ کعبه
تنهاست باب القبله ی تو قبله گاهم

من هر چه باشم بد ، تو خوب خوب خوبی
من هر چه باشم شب ، تو هستی قرص ماهم

جان ابوفاضل صدایم کن ، صدایم
جان زهیر آقا نگاهم کن ، نگاهم

هرگز سوا کردن نباشد در مرامت
لطفت خریدار بد و خوب است با هم

پایین نیاید پرچم آوازه ی تو
عاشق ندارد هیچ کس اندازه ی تو

......


ای فوق ادراک ، ای قیامت در قیامت
ای آبروی عشق ، ای فخر شهادت

عیسای آنها حرف زد در گاهواره
عیسای ما وا کرده لب ، قبل از ولادت

شش ماه زهرا بود و اشک و بی قراری
شش ماه می خواندی برای او مصیبت

شش ماه مادر گریه کرده ،گریه کرده
قربان این سوز ِ اناالمظلوم هایت

شش ماه ، تنها بود کار مادر و تو
گریه برای زینب و داغ اسارت

یک مقتل و یک پیکر و یک کربلا درد
شش ماه گفتی ماجراها ، از سه ساعت

مادر بهارش از غمت رنگ خزان شد
دیگر انا العطشان نگو ، او نصفه جان شد


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_ولادت



شب رحمت ، شب توبه ، شب فطرس شدن آمد
در این غوغای عجز از معجزه امشب سخن آمد
بخوانید انما حُسن ِ ختام پنج تن آمد
کرم باران شده عالم ، علمدار حسن آمد

دوباره یاس بی مثل مدینه یاسمن دارد
جناب حیدر کرار از امشب دو حسن دارد

گنهکاران گنهکاران برات آمد برات آمد
برای هر چه لا ممکن ، خبر از ممکنات آمد
بگو بر خضرهای تشنه لب ، عین الحیات آمد
چه غم از موج طوفان ها ، که کشتی نجات آمد

رسیده حضرت معشوق ِ بی پایان ِ دوران ها
همان ساده ترین راه ِ رهایی بخش ِ حیران ها

سلام ای لطف بی پایان ، خدای مهربانی ها
پر ِ پرواز خاکی ها ، حسین ِآسمانی ها
امانی امن تر از تو ، ندارد بی امانی ها
چه لذت بخش تر از این ، شود نذرت جوانی ها


تو آن پیری که پیران طریقت ، پیر این دیرند
غلامانت چو اربابان، رها از منت غیرند


سلام ای ناب تر از لحظه های آشنایی ها
سلام ای خوش تر از ساعات ِآغازِ رهایی ها
سلام ای یوسف مصر بقای کربلایی ها
سلام السابقون السابقون ِ مجتبایی ها

تو آن ضرب المثل بین ِ کرامت آفرین هایی
چه غم از بی کسی وقتی ، کس ِ بی کس ترین هایی



تو آن هستی که تا محشر ، جهان باشد به فرمانت
تو آن شاهی که مادر می کند فرزند قربانت
نبودی آدم و حوا ، شدند اول مسلمانت
نبودی شد خدا سر حلقه ی مرثیه خوانانت

نبود ارض و سما اما ، تو مثل مرتضی بودی
نبودی ظاهرا اما ، رفیق انبیا بودی


فدای آن پیمبر که ، تو هستی زینت دوشش
فدای کعبه ای که عشق تو کرده سیهپوشش
منم مجنون ِ آن مجنون که تقدیم تو شد هوشش
خوشا رندی که در روضه قدح نوشیده با گوشش


تو ای ساقی کریمانه به خوب و بد سبو دادی
تو ای با آبرو حتی جنون را آبرو دادی


من آن رودم که خیلی تشنه ی دیدار دریایم
حلالم کن که گم گشته ، حسین بچگی هایم
چه شد آن حال رویایی، چه شد آن عشق زیبایم
چه شد آن روضه گردی ها ، چه شد آن شور و غوغایم

تمام دلخوشی من ، به الطاف مدام توست
عوض کن حال و روزم را ، عوض کردن مرام توست


محرم حال عالم، احسن الاحوال می گردد
به گِرد روز عاشورا تمام سال می گردد
همین که بین ما حرف از غم گودال می گردد
زبان ها از بیان ماجرایت لال می گردد

تو را که آسمانی ها ، به جسمت پیرهن کردند
چرا از خاک و خون اینجا ، تنت آقا کفن کردند



@raziolhossein
1
06:09
#امام_حسین_علیه_السلام


ای بال و پر و پهنه و پرواز حسین
ای خون خدا خون سرافراز حسین

بی نام تو نامه کی کنم باز حسین؟
ای نام تو بهترین سرآغاز حسین


#مرتضی_امیری_اسفندقه


@raziolhossein
06:09
#امام_حسین_علیه_السلام



نام او را بر زبان آور حلاوت را ببین
خاکبوس آستانش باش عزت را ببین

در جهان فانی ما نیست خیری بی حسین
نان خور شاه شهیدان باش، برکت را ببین

گر چه خیلی بی وفایی دید اما باز هم
دستگیری میکند از ما مروت را ببین

معصیت میگیرد و خوبی به جایش می دهد
در ازای قطره اشکی، تجارت را ببین

راه من سوی تباهی بود سوی او نبود
ناگهان چشمم به پرچم خورد، قسمت را ببین

نوکر عاصی او گر راهی دوزخ شود
زود بانگی می رسد برگرد حضرت را ببین

در جهانی که همه از پشت خنجر می زنند
سِیر در سینه زنانش کن رفاقت را ببین

اینقدر دریا و دشت و کوه را زیبا مخوان
در حریم او قدم بگذار جنت را ببین

حُرِّ بی او را تصور کن هلاکت را نگر
حُرِّ با او را تصور کن شهادت را ببین

روز محشر که بیاید روضه خوان او خداست
اشک ریزش مادرش زهراست، هیئت را ببین

تحت امرش بود باران و برای جرعه ای
منت از دشمن کشید اوج مصیبت را ببین

روی محتاجان همیشه باز بود آغوش او
نیزه ها را هم پذیرا شد سخاوت را ببین

ساربان با اینکه دیر آمد به دیدارش ولی
دست پر برگشت از مقتل کرامت را ببین

آه بعد از بوسه شمشیرها بر صورتش
دخترش نشناخت بابا را جراحت را ببین


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
6
06:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×467, 83.7 KB
صلی‌الله علیک یا اباعبدالله


امشب به کف دل درِ نایاب آمد
میلاد حسین فخر احباب آمد

گویید به نوکران دربار حسین
خیزید و ادب کنید ارباب آمد

#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
4
22 January 2026
ش
09:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
2
23 January 2026
ش
13:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_ولادت


جبریل آمده خبر داده
به همه مژده سحر داده
خبر از فیض مستمر داده
نغمه ای عاشقانه سر داده
که خدا رزق بیشتر داده
(نخل ام البنین ثمر داده)

نسل عشق است و پا به پای ادب
مادرش هم شده خدای ادب
روشنی بخش کوچه های ادب
(پسر کعبه) نا خدای ادب
ماه شب های عشق آمده است
پاسدار دمشق آمده است

هر کسی بوسه از لبش می چید
در نگاهش حسین را می دید
بغل شاه لافتی که رسید
دست و بازوش را علی بوسید
مادرش گفت او فدای حسین
پسرم نذر بچه های حسین

عبد صالح شد و خدایی شد
بس که مشغول دلربایی شد
روی خورشید از او طلایی شد
سبک جنگش که مجتبایی شد
با حسن گشت و عاقبت یل شد
کسب بازار عشق مختل شد

خطبه ای خوانده در سفر با عشق
از کلامش رسیده ام تا عشق
پای وعظش نشسته حالا عشق
عشق هم داد میزند: یا... عشق!
باب نه، نه، نه، که بیت حاجاتی
تو مفاتیحی از مناجاتی

بیکرانی شبیه دریایی
خوش قد و قامتی و بالایی
قبله گاه هزار لیلایی
در نمازت عجیب شیدایی
درس غیرت به آب میدادی
آب را پیچ و تاب میدادی

جرعه جرعه حیات می ریزد
یک نظر... کائنات می ریزد
پای مشکت فرات می ریزد
از نگاهت صفات می ریزد
باد و باران مسخّرت هستند
جمله سرباز لشگرت هستند

تو که بازوی حیدری داری
وای اگر تیغ و نیزه برداری
نیزه را توی خال می کاری
تو تگرگی که سخت میباری
دشمنان از تو سخت میترسند
پیش تو مثل بید میلرزند

یاعلی یاعلی رجز خواندی
جای شمشیر چشم چرخاندی
خیل سگ های کوفه را راندی
برنگشتی و علقمه ماندی
خواستی از همه جدا بشوی
منشی صحن کربلا بشوی

روز آخر رسیده... بیماری
حال عشق و تب سفر داری
توی خیمه نگاه تر داری
می روی تا که مشک برداری
جای دستت دو بال میخواهی
رخصت اتصال میخواهی

بر تن تو برو بیا شده است
جای شمشیر و نیزه ها شده است
دشمن تو چه بی حیا شده است
قصد اصلیش خیمه ها شده است
فصل عشق و جنون سرازیر است
از نگاه تو خون سرازیر است

#ایمان_کریمی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#رباعی


خورشید دمیدُ شامِ غم باطل شد
در خانۀ حیدری دُّری حاصل شد

با صوتِ جلی سر بده بانگِ صلوات
چون روز ولادت ابوفاضل شد

#احمد_دلجو

.


ای سرو  که با تو  باغ ها  بالیدند
معصوم به معصوم تو را تا دیدند

چون شاخه گل محمدی ، دست تو را
بر دیده ی خود نهاده و بوسیدند


#میثم_مومنی_نژاد
...

امشب به حسین ابن علی یار آمد
سرمایه و سرلشکر و سردار آمد

گویید به لشکر اباعبدالله
تعظیم نمایید علمدار آمد

#عبدالحسین


@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


خندیدی و لطافت باران درست شد
یک گوشه از طراوت ایمان درست شد

سلمان در این مقایسه بی آبرو شده است
پلکی زدی و حضرت سلمان درست شد

صد ارمنی شده است مسلمان لطف تو
با عشق تو هزار مسلمان درست شد

تا چشم روزگار ببیند قیامتت
حیدر شدی، برای تو میدان درست شد

این شیوه ی نبرد، همان شیوه ی علی است
از باد رقص تیغ تو طوفان درست شد

باب الحوائجی و برای فقیرها
با دست های تو چِقَدَر نان درست شد

یا کاشف الکروب، ابالفضل مرتضی
خورشید بی غروب، ابالفضل مرتضی


ای بنده ی خدا علمت تا ابد بلند
امید خیمه ها علمت تا ابد بلند

دستم گرفتی از سر لطفت رها مکن
بی دست کربلا علمت تا ابد بلند

لبخند های تو سبب خنده ی حسین
به به از صدا ... علمت تا ابد بلند

خون علی و فاطمه جاریست در رگت
ای شیر مرتضی علمت تا ابد بلند

بی اذن شاه تشنه نخوردی تو آب را
سقای با وفا علمت تا ابد بلند

از او جدا نمی شوی حتی اگر شود
دستت ز تن جدا، علمت تا ابد بلند

یا کاشف الکروب، ابالفضل مرتضی
خورشید بی غروب، ابالفضل مرتضی

#وحید_محمدی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


ای نخل ادب! ثمر مبارک
وی بحر شرف! گهر مبارک
ای شمس ولا! قمر مبارک
ای طور علی! شجر مبارک
ای عشق و وفا! پدر مبارک
ای شیر خدا! پسر مبارک

میلاد حسین دیگر آمد
الحق که دوباره حیدر آمد

این کیست؟ برادر حسین است
این شیر دلاور حسین است
این پارۀ پیکر حسین است
این ساقی ساغر حسین است
این روحِ مطهر حسین است
فرماندۀ لشکر حسین است

این ماه امیر مؤمنین است
این صورتِ صورت آفرین است

حیدر، گل و این پسر، گلاب است
مه بر سر دستِ آفتاب است
از نور، به صورتش نقاب است
سر تا به قدم، ابوتراب است
سردارِ رشیدِ انقلاب است
در دست پدر به پیچ و تاب است

اشکش همه جاری از دو عین است
چشمش همه حال، بر حسین است

شیرین لب و شور آفریده
از دیده و دست، دل بریده
مرغ دلش از قفس پریده
آوای حسین را شنیده
خون در دل و اشک، در دو دیده
پیراهن صبر را دریده

آهنگ وصال یار دارد
با خون خدا قرار دارد

آغوش علی بوَد مقامش
از حضرت فاطمه، سلامش
ما سائل و او کرم، مرامش
او ساقی و چشم ماست، جامش
عشق و ادب و وفاست، نامش
بگرفت چو در بغل امامش

دیدند دو مِهر منجلی را
رخسار محمّد و علی را

عباس، همان عزیز زهراست
عطشان لب او همیشه دریاست
او ماه ستارگان صحراست
فرمانده و پاسدار و سقاست
دور از شهدا، اگر چه تنهاست
تا حشر، چراغ انجمن هاست

دل، مشت گِلی ز کربلایش
جان، زائرِ گنبدِ طلایش

دریا چو کفش کرم ندارد
بی او که حرم، حرم ندارد
اسلام به کف، علم ندارد
تا هست، حسین، غم ندارد
در بین سپاه، کم ندارد
باک از عرب و عجم ندارد

او شیر خدای را بوَد شیر
فرزند کرامت است و شمشیر

ای حیدرِ حیدرِ ولایت!
ای صاحبِ سنگرِ ولایت!
ای حامی و یاور ولایت!
سر لشگر بی سر ولایت!
فرزند و برادر ولایت!
عباس دو مادر ولایت!

تو چار امام را معینی
از روز نخست، یار دینی

ماه شهدا! به نی سر توست
قرآن حسین، پیکر توست
باب همه انبیا دَرِ توست
آغوش حسین، سنگر توست
دریا نگهش به ساغر توست
خون گلوی تو کوثر توست

سردار سپاه دین به هر عصر
تنها رجز تو سورۀ نصر

ای بحر ز آتش تو بی تاب
ای آب هم از خجالتت آب
سر تا قدمت حقیقت ناب
ابروی تو عشق راست محراب
ما بندۀ کوچک و تو ارباب
دریا گوید: مرا تو دریاب!

من آبم و تشنۀ تو هستم
سقای حرم! بگیر دستم

ما و کرمِ تو یا اباالفضل!
طوف حرم تو یا اباالفضل!
خاک قدم تو یا اباالفضل!
دریای غم تو یا اباالفضل!
مرهون دم تو یا اباالفضل!
زیر علم تو یا اباالفضل!

ای عالم و آدمت سپاهی!
بر «میثم» خویش هم نگاهی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#حضرت_اباالفضل_مدح


کنارِ نامتان زبانِ شعر لال می شود
قلم شبیه مرغکی شکسته بال می شود
و بین عقل و عشق باز هم جدال می شود
همیشه وصفتان برای من محال می شود
ولی شروع می کنم که عشق انتخاب شد

سلام ماه طایفه؛ سلام حضرت قمر
به یمن مقدم تو شام عاشقان شده سحر
و می رسد زلطف تو به ما جنون مستمر
برای آنکه دور باشد از تو چشم بدنظر
و ان یکاد، ذکر دائم ابو تراب شد


کمی ز وسعت نگاه او شده است آسمان
شبیه کوه استوار و مثل موج بی کران
چه حاجت است بر بیان نکته ای که شد عیان
فراتراست مثل مرتضی ز وصف این و آن
به ذره ای نگاه لطف کرد و آفتاب شد

به پیش پای او تمام کائنات سائل است
چه قدر با ابهت و چه قدر خوش شمایل است
وفا و غیرت و ادب جمیع این خصایل است
چه گویم از مقام او که او ابوالفضایل است
به وصف یک کِرامتش نوشته صد کتاب شد

به وقت رزم او به پا شدست محشری دگر
به کارزار آمده دوباره حیدری دگر
نمانده است بین معرکه دلاوری دگر
سری فِتاد روی خاک و پشت آن سری دگر
هزار شکر چهره اش کشیده در نقاب شد

در آسمان عاشقی حسین مهر و ماه تو
علم به دوش آمدی، امیر این سپاه تو
برای کلِ لشکر حسین، تکیه گاه تو
برای اهل بیت او پس از خدا پناه تو
و زانوان تو برای خواهرت رکاب شد

به سمت آب می روی به عهد خود وفا کنی
گره ز کار تشنگی اهل خیمه وا کنی
علم به دوش می روی حماسه ای به پا کنی
چه می شود که ذره ای به آب اعتنا کنی
و بوسه بر لب تو تا همیشه رشک آب شد

***
همیشه بوده نام تو برای من گره گشا
نگاه کن که آمده دوباره محضرت گدا
من ازل شدم به عشق تو اسیر و مبتلا
دعا و التماس هر شبم شدست کربلا
و باز با نگاه تو دعام مستجاب شد

#محمدصادق_ابراهیمی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#حضرت_اباالفضل_مدح


شاه صفین اگر مالک اشتر دارد
خسرو ماریه عباس دلاور دارد

حمزه گر شیر نبی بود و علی شیر خدا
او هژبری چو ابوالفضل غضنفر دارد

با ابوالفضل،حسین ابن علی دانی کیست؟
مصطفایی ست که خود حیدر دیگر دارد

قد اگر راست کند در فلک عشق و جمال
روی خورشید به یک جلوه مُزَعفر۱ دارد

دلِ عیّوق نسوزد دگر از سوز عطش
به لبش ساقیِ لب تشنه چو ساغر دارد

دانش آموز دبستان علی بود عبّاس
درس آزادگی از خواجۀ قنبر دارد

مادرش ام‌بنین شیرزن شیر خداست
آفرین باد صدف را که چه گوهر دارد

چشم بد دور از آن چهرۀ چون قرص قمر
که ز خال لبش اسپند به مجمر دارد

آسمان گر نگرد ماه بنی هاشم را
به نثارش بکند هر چه که اختر دارد

جان فدایش که در آن معرکۀ عشق و وفا
حملۀ حیدری‌اش صولت صفدر دارد

با ابوالفضل چه غم خسرو بی‌لشکر را
که حسین‌بن علی یک تنه لشکر دارد

تیغ شمشیر وی از صاعقه سوزانتر بود
خاصه بر خرمن قومی که سَرِ شر دارد

دست او دست خدا بود و خدا می‌داند
که بر آن دست خدا، بوسه پیمبر دارد

وصف عباس جز عباس نباشد آری
زآنکه الماس جز الماس چه جوهر دارد

آه از آن ساعت جان‌سوز که در راه حرم
زخم صد ناوک دل‌دوز به پیکر دارد

نه به رُخ چشم، که راهی به مقابل سپرد
نه به تن دست، که بر چهره برابر دارد

آنکه شه را همۀ عمر نمی‌خواند اخا
دانی آن لحظه چرا بانگ برادر دارد؟

مادرش ام‌بنین را به دلش می‌طلبید
دید در کرب‌و‌بلا مادر دیگر دارد

دستش از تن یله در علقمه افتاد و نخواست
دست از تن قلم از دامن شه بردارد

گفت هرکس که در آغوش حسینش می‌دید
آه از این شمع که پروانۀ بی‌پر دارد

خامه اندر کف من لنگ‌زنان است «یتیم»!
بس‌که شعر تو بیاض و رقم تر دارد

۱: زرد رنگ

#مرتضی_جام_آبادی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


امشب از بیت علی بوی گل یاس آمد
بوی عشق و ادب و غیرت و احساس آمد
اشجع النّاس ز صلب شرف النّاس آمد
جان بگیرید به ایثار که عبّاس آمد

بر علی نور دو عین دگری پیدا شد
همه گفتند حسین دگری پیدا شد

بحر موّاج ولایت گهری دیگر زاد
نخل سرسبز امامت ثمری دیگر زاد
یا مگر حضرت زهرا پسری دیگر زاد
فَلَک مجد و کرامت قمری دیگر زاد

دامن گلبن توحید بهار آورده
فاطمه بر پسر فاطمه یار آورده

قامتش نخلۀ طوباست، فدایش گردم
هیبتش هیبت باباست، فدایش گردم
صورتش جنّت اعلاست، فدایش گردم
پسر سوّم زهراست، فدایش گردم

از ولادت خط ایثار نشانش دادند
الف قامت دلدار نشانش دادند

صورت‌وخال‌ولبش مصحف حُسن ازلی است
پای تا فرق جمال احد لم یزنی است
از طفولیّت، شاگرد کلاس سه ولی است
پدرش شیرِحق،این شیرحسین‌بن‌علی است

او ولی اللّه و این زادۀ خیرالنّاس است
او علیّ‌بن‌ابی‌طالب و این عبّاس است

نه عجب مِهر برد سجده به خاک راهش
نه عجب از مه رخ نور ستاند ماهش
مادرش فاطمه مبهوت جلال و جاهش
بُرد و گرداند به دور سر ثاراللّهش

گفت: ای مادر عبّاس فدایت گردد
دست و چشم و سر عبّاس فدایت گردد

من نگویم به جهان قرص قمر آوردم
یا که خورشید در آغوش سحر آوردم
یا که بر شیرخدا شیر دگر آوردم
تا کند جان به فدای تو پسر آوردم

این امیر سپه توست قبولش فرما
این فداییّ ره توست قبولش فرما

ای فروغ دل مصباح هدی یا عبّاس!
ای همه جان جهانت به فدا یا عبّاس!
ای حسین دگر شیر خدا یا عبّاس!
رتبه‌ات فوق تمام شهدا یا عبّاس!

پسر شیرخدا، شیر حسین بن علی
دست رزمنده و شمشیر حسین بن علی

ای همه خون علی در رگ و در پیکر تو!
پدرم باد فدای پدر و مادر تو!
یوسف فاطمه دلباختۀ منظر تو!
هدیۀ‌دوست شده دست‌تو،چشم‌وسرتو

چه بیارم چه بگویم چه بخوانم به ثنات
پسر فاطمه فرمود که جانم به فدات

تو به رخ لالۀ عبّاسی دو فاطمه‌ای
تو حسین دگر و باب نجات همه‌ای
مرگ، شمع تو، تو پروانۀ بی واهمه‌ای
میزبان علی و فاطمه در علقمه‌ای

گرچه زهرا به کنارت عوض مادر بود
اوّلین زائر دیدار تو پیغمبر بود

ای همه خلق جهان بندۀ آقایی تو!
خضر با آب بقا تشنۀ سقّایی تو!
خجل از تشنه لبان دیدۀ دریایی تو!
شهدا داده دل از کف به دل آرایی تو!

بحر از شوق کف دست تو بی‌تاب شده
آب با یاد لبت سوخته و آب شده

آب می‌گفت مرا از لب خود آب بده
موج می‌گفت مرا با تب خود تاب بده
بحر می‌گفت ز اشکم گهر ناب بده
مشک می‌گفت بتاز آب به ارباب بده

دشت‌وصحراومه‌وماهی‌وموج‌ویم‌ومشک
همه گشتند بر احوال تو تبدیل به اشک

تو ابوفاضلی و فضل و شرف را پدری
تو شهید و ز تمام شهدا خوب تری
هاشمیّون قمرند و تو بر آنان قمری
زادۀ امِّ بنیّنی و به زهرا پسری

باء بسم اللَّه ایثار ز خال لب توست
مرغ شب شیفتۀ اشک نماز شب توست

آب‌ها تشنه‌لب لعل گهر بار تواند
بحرها شیفتۀ لحظۀ ایثار تواند
خلق‌ها جان به سر دست،خریدار تواند
ناله‌ها شعله کشیدند و علمدار تواند

نخل«میثم» همه در وصف تو بار آورده
برگ برگش شده باغیّ و بهار آورده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


گلزار زمین خوب تر از خلد برین است
هر سو نگرم نور خداوند مبین است
دامان زمین سجده گه روح الامین است
در بیت ولایت پسری ماه جبین است
این شمع فروزان حرمخانۀ دین است
این نخل علی دسته گل ام بنین است

در باغ ولا عطر گل یاس مبارک
آمد به جهان حضرت عباس مبارک

امروز بنی هاشمیان را قمر آمد
از بحر خروشان ولایت گهر آمد
گلزار امید علوی را ثمر آمد
یا فاطمۀ ام بنین را پسر آمد
گویی ملکی بود و به شکل بشر آمد
بر حیدر کرّار، حسینی دگر آمد

لبخند حسن بر گل رخسار حسین است
خیزید که میلاد علمدار حسین است

ای شیر خدا بوسه بزن بر سر و رویش
ای فاطمه با خنده بزن شانه به مویش
ای مهر ببر سجده به خاک سر کویش
ای ماه ز گردون بگشا دیده به سویش
ای خضر ببر آب بقا از لب جویش
ای بحر بگیر آبرو از خون گلویش

او یوسف دو فاطمه و پنج امام است
در بین تمام شهدا ماه تمام است

عبّاس که شد فوق بشر قدر و جلالش
عباس که گردیده ملک محو جمالش
هرگز نرسد دست به دامان کمالش
عطر نبوی می دمد از باغ خصالش
بر قامت رعنا و به حُسن و خط و خالش
دائم صلوات نبی و احمد و آلش

بنوشته به پیشانیش از روز ولادت
عباس بود عاشق ایثار و شهادت

من روز ازل رشتۀ آمال گسستم
من دل به ولای پسر فاطمه بستم
من عاشق و دل باختۀ عهد الستم
من درهم و دینار عدو را نپرستم
من منتظر تیر بلا بودم و هستم
این سینه و پیشانی و چشم و سر و دستم

من در طلب شیر نی ام، تشنۀ دردم
من کودک گهواره نی ام، مرد نبردم

قنداقه ام از دامن گهواره برآرید
در زیر قدم های امامم بگذارید
شیرم به چه کار آید!؟ شمشیر بیارید
بر دامن گهواره به خونم بنگارید
عباس، حسینی است حقیرش نشمارید
بر گوش دل این نکتۀ شیرین بسپارید

آن لحظه که عاشق به جهان چشم گشاید
از لعل لبش زمزمۀ عشق برآید

از روز ازل دست تو تقدیم خدا شد
هر چند که در صحنۀ عاشور جدا شد
جسمت به زمین قبلۀ جان شهدا شد
بر نی سرت آئینۀ مصباح هدی شد
افسوس که حقّ تو به شمشیر ادا شد
یکبار نگو، جان تو صد بار فدا شد

آن لحظه شدی کشته تو ای ماه مدینه
کافتاد نگاهت به لب خشک سکینه

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#حضرت_اباالفضل_مدح


ای حرمت قبلۀ حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی
دست علی ماه بنی هاشمی

ماه کجا روی دل آرای تو
سرو کجا قامت رعنای تو

ماه و درخشنده تر از آفتاب
مطلع تو جان وتن بوتراب

هم قدم قافله سالار عشق
ساقی عشّاق و علم دار عشق

سرور و سالار سپاه حسین
داده سر و دست به راه حسین

عمّ امام و اَخ و ابن امام
حضرت عبّاس علیه السّلام

ای علم کفر نگون ساخته
پرچم اسلام برافراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفبای تو صدق و صفاست

مکتب جان‌بازی و سربازی است
بی‌سری آن‌گاه سرافرازی است

شمع شده آب شده سوخته
روح ادب را ادب آموخته

آب فُرات از ادب توست مات
موج زند اشک به چشم فُرات

یاد حسین و لب عطشان او
و آن لب خشکیدۀ طفلان او

تشنه برون آمده از موج آب
ای جگر آب برایت کباب

ساقی کوثر پدرت مرتضی است
کار تو سقّایی کرب و بلاست

مشک پر از آب حیاتت به دوش
طفل حقیقت ز کفت آب نوش

درگه والای تو در نشأتین
هست در رحمت و باب حسین

هر که به دردیّ و غمی شد دچار
گوید اگر یک صد و سی و سه بار

ای علم افراشته در عالمین
اکشف یا کاشف کرب الحسین

از کرم و لطف جوابش دهی
تشنه اگر آمده آبش دهی

چون نهم ماه محّرم رسید
کار بدان جا که نباید کشید

از عقب خیمۀ صدر جهان
شاه فلک جاه ملک پاسبان

شمر به آواز، ترا، زد صدا
گفت کجایید بَنُو اُختنا

تا برهانند ز هنگامه‌ات
داد نشان خطّ امان نامه‌ات

رنگ پرید از رخ زیبای تو
لرزه بیافتاد بر اعضای تو

من به امان باشم وجان جهان
از دم شمشیر و سنان بی امان

دست تو نگرفت امان نامه را
تا که شد از پیکر پاکت جدا

مزد تو زین سوختن و ساختن
دست سپر کردن و سر باختن

دست تو شد دست شه لافتی
خطّ تو شد خطّ امان خدا

پنج امامی که ترا دیده‌اند
دست علم گیر تو بوسیده‌اند

طفل بدی مادر والاگهر
برد ترا، ساحت قُدس پدر

چشم خداوند چو دست تو دید
بوسه زد و اشک ز چشمش چکید

با لب آغشته به زهر جفا
بوسه به دست تو بزد مجتبی

دید چو در کرب و بلا شاه دین
دست تو افتاده به روی زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده‌اش
بوسه بزد با لب خشکیده‌اش

حضرت سجّاد هم آن دست پاک
بوسه زد و کرد نهان زیر خاک

حضرت باقر به صفّ کربلا
بوسه به دست تو بزد بارها

کای تو به اطفال حرم غم‌گسار
جان ز عطش در تب و دل بی قرار

مطلع شعبان همایون اثر
بر ادب توست دلیلی دگر

سوم این ماه چو نور امید
شعشعۀ صبح حسینی دمید

چارم این مه که پر از عطر و بوست
نوبت میلاد علم دار اوست

شد به هم آمیخته از مشرقین
نور ابوالفضل و شعاع حسین

وقت ولادت قدمی پشت سر
وقت شهادت قدمی پیش‌تر

ای به فدای سر و جان و تنت
وین ادب آمدن و رفتنت

مدح تو این بس که شه ملک جان
شاه شهیدان و امام زمان

گفت به تو گوهر والانژاد
جان برادر به فدای تو باد

شه چو به قربان برادر رود
کیست «ریاضی» که فدایت شود

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


اگر نقطه‌ی با تنزُّل نمی‌کرد
اگر اسمِ اعظم تغزل نمی‌کرد
اگر بر ظهورش تفَئُل نمی‌کرد
دو عالم نبود و جهان گُل نمی‌کرد

علی بود و خلقت سراسر علی دید
خدا عکسِ خود را فقط در علی دید


علی با خدا رمز و رازش یکی بود
علی ذوالفقار و نمازش یکی بود
علی جبهه و جانمازش یکی بود
علی گریه و رویِ بازش یکی بود

خدا شد علی و پیمبر علی شد
علی در علی در علی در علی شد


که هست اینکه حق غَرقِ اوقاتِ او شد
خدا جلوه‌های مناجاتِ او شد
همینکه زمانِ ملاقاتِ او شد
خدا ماتِ او شد علی ماتِ او شد

دلم بُرد و هربار گفتم اباالفضل
صد و سی و سه بار گفتم ابالفضل


ببین بند آمد نفسها سخنها
ببین بازمانده نظرها دهنها
از این پس تمام است این در زدنها
نیازی نباشد به این آمدنها

که می‌بیند امشب دلم پر زدن را
که می‌بینم امشب دوباره حسن را


اگر آبِ دریا مرَّکب شود باز
زمین از غزلها لباب شود باز
ادب پیشِ مدحش مودب شود باز
رسیده است جا پایِ زینب شود - باز

که زینب بگوید که ای جان من تو
که باب الحسین و که بابُ الحسن تو


دعا کرد میدان علَم برندارد
در این معرکه یک قدم برندارد
دعا کرد تیغ دو دَم برندارد
که لشگر سر از خاکِ غم برندارد

فقط یال و کوپال یکسر بریزد
فقط سر بریزد فقط سر بریزد


علی بین میدان که تصویر می‌شد
چنان ضربه‌های تو تکثیر می‌شد
زمان فرارِ همه دیر می‌شد
که لشگر به خاکت  زمین گیر می‌شد

پناه حرم دست آب آورِ توست
دعاهایِ زینب به پشتِ سرِ توست


خدا این حرم را عجب دیدنی گرد
پُر از دست خالی پر از ارمنی کرد
وَ لطف تو درد مرا گفتنی کرد
دلم را به زلف تو پیوستنی کرد

مرا دست خالی رها میکنی  نه
مرا دور از کربلا میکنی  نه

تو نور قمرهای ام‌البَنینی
دعای سحرهای ام‌البَنینی
تو شاه پسرهای ام‌البَنینی
یل شیرِ نرهای ام‌البَنینی

 فقط بوسه زد روی بالت عزیزم
فقط گفت شیرم حالت عزیزم


نظر میخوری رویِ خود را بپوشان
از این تیر اَبروی خود را بپوشان
از این نیزه پهلوی خود را بپوشان
از این تیع بازوی خود را بپوشان

 زمین می‌خورم تا زمین می‌خوری
به روی زمین با جبین می‌خوری

 #حسن_لطفی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


جهان شد غرق نور از طلعت پرنور یک دلبر
که او از دلربایان دو عالم برده دل ، یکسر
عجب نوری خدا بخشیده بر این قرص نورانی
که شد شرمنده روی منیرش ، خسرو خاور
عجب بوی دلاویزی گل امّ البنین دارد،
که عطر آگین فضای عشق شد زین بوی جان پرور
زمین گویا صفای جنّت الفردوس بگرفته
شکوفا تا که این گل گشت در گلخانه حیدر

به پاس جشن میلاد همایون ابو فاضل
گرفته عرش و فرش و کرسی و لوح و قلم زیور
برای عرض تبریک ولادت ، جانب یثرب
گشوده با دو صد شوق و شعف جبریل بال و پر
علی بگرفته در آغوش جان قنداقه ی او را
بگیرد بوسه ها از دست او با چشم پرگوهر
علی داند که در راه حسین این دست ها از تن
جدا گردد ز تیغ خصم سفّاک ستم گستر
از آن روزی که از مادر ولادت یافت تا آخر
بود او وقف یاری حسین فرزند پیغمبر

مطیع محض فرمان حسین بن علی آمد
بود در محضر سالار خود چون عبد فرمانبر
اگر چه بهر این گوهر صدف ام البنین باشد
ولی زهرای اطهر خوانده خود را بهر او مادر
عیان شد شیرزادی از درون بیشه ی قدرت
که دارد بهره های وافری از حیدر صفدر
خطیب کعبه آمد تا که با یک خطبه ی غرّا
به هم ریزد بساط ظلم و جور خصم بد اختر
علمدار حسین آمد که تا در کربلا او را
بود درگیرو دارنیزه و شمشیروخون ، یاور

به دنیا آمد آن جنگاور غرّان که در میدان
فقط از یک نهیب او بلرزد پیکر لشکر
خدای صولت و قدرت که در میدان خونریزی
ندارد خوفی از شمشیر و تیر و نیزه و خنجر
اگر اذنش دهد در عرصه پیکار مولایش
به جا ماند ز برق تیغ او صد تل خاکستر
بود این نازنین سقّای طفلان پریشانی
که از سوز عطش افتد به جسم و جانشان آذر
بود سقّای دشت نینوا اما چه سقّایی
که خود ازتشنه کامی پای تاسرمی شود اخگر

نظر کن دفتر عشّاق سالار شهیدان را
ببین نام ابالفضلش بود در صدر آن دفتر
نه تنها نخل دین از خون او سیراب میگردد
که باغ عشق از او می شود بسیار بار آور
نگاه لطف او سازد تمام خلق را سلمان
مپندار این که سلمان است از عبّاس والاتر
به قول حضرت سجّاد ؛ بر قدر و جلال او
یقیناً هر شهیدی غبطه خواهد خورد در محشر
شود کار خدایی از گل امّ البنین ظاهر
مگر او قدرت ذات الهی را بود مظهر؟!

به دست آوردم از گفتار نغز آل پیغمبر
که اسرار الهی در دل پاکش بود مضمر
ندیده چشم گردون همچو او جان برکفی صادق،
نبوده مثل او فانی کسی در حجّت داور
بود بر حلقه فضل و کمال و معرفت ، مرکز
بلی گردونه ی عشق و وفا را بهترین محور
سر تعظیم بر درگاه آن سرور فرود آرد
صفا و مروه و بیت و منا و زمزم و مشعر
بود این نازنین دلبر همای تیز پروازی
که بگشاید فراز قلّه قاف ادب ، شهپر

ندارد در وفاداری و ایثار و ادب ، همتا
نباشد غیر اهل البیت از او هیچ کس ، بهتر
جوانمردی ، شرافت ، فضل و احسان را پدر باشد
نزاید مادر هستی اباالفضلی چو او ، دیگر
به گوش جانم از پیر خرد اکنون ندا آمد
مشو ای عاشق عبّاس غافل از علی اکبر
بماند شرح اوصافش که از دید ولیّ الله
بود ممسوس با ذات الهی آن گل احمر
بخوان عبّاس را باب المراد هر گرفتاری
چرا چون نا امید از او نگردد مؤمن و کافر

نه تنها پیروان راستین عترت طاها
که هر کس میزند چون حلقه بر درگاه لطفش سر
توسّل بر ابوفاضل بود اکسیر ذواالقدری
که جان مرده را القا نماید باز در پیکر
یقیناً وا شود هر عقده ی سر در گم از کارش
اگر گردد دخیل حضرتش هر بنده ی مضطر
یهود و گبر و زرتشتی و آسوری و نصرانی
زند از تربت پاکش به فرق جان خود ، افسر
به روز حشر از بهر شفاعت از گنهکاران
دو دست نازنین اوست با صدّیقه اطهر
برای شیعیان ای "ملتجی" عبّاس در محشر
به فرمان پدر از حوض کوثر پر کند ساغر

#علی‌اصغر_یونسیان #ملتجی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#رباعی #صلوات

لب تشنه ی تو همیشه دریای فرات
نام تو به هر درد و بلا حرز نجات

حیدر صفتی و غیرت اللهی تو
ای شیر علی به روی ماهت صلوات

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح


ماه شب چارده، ابالفضل
مهرست حسین و مه ابالفضل

فرمود خدا اذا تلاها
تا رفت کنار شه ابالفضل

آن قِسم قَسَم که عاشقان راست
گه نام خداست گه ابالفضل

برخواست ندا بنفسی انت
تا زد به دل سپه ابالفضل

شمشیر به کف نمی نهد شیر
آمد غران ز ره ابالفضل

صف می شکند به تیغ ابرو
باری که کند نگه ابالفضل

چون اوست فلک اگر قدم داشت
چون اوست قمر اگر علم داشت

دریا نبرد به ذات او راه
کوه است کنار او پر کاه

وقتی که علم به شانه میبرد
می شد قدِ آفتاب کوتاه

یادم آمد ز خطبه ی او
الله از آن خطابه الله

ذی الحجه ی سال شصت هجری
میرفت به بام کعبه آن ماه

میرفت چنان عقاب بر اوج
از بهر شکار فوج تا فوج

میرفت به حکم شاه عالم
آنسان که علی به دوش خاتم

ساقی چو قدح به دست گیرد
بازار بتان شکست گیرد

فرمود خدای کعبه را شکر
میریخت ز خطبه سربه سر سکر

بر خانه ی کعبه قبل ایجاد
خاک قدم علی شرف داد

گر سرّ خدا نبود هرآن
مانند پرنده ای شتابان

پا میشد و پرزنان از این دشت
کعبه دور حسین می گشت

دل را ز خطابه زیر و رو کرد
وانگاه به قوم فتنه رو کرد

چون عزم شکار کرد آن باز
یک بیت بگویمت به ایجاز:

آنجا که عقاب پر بریزد
از پشه ی لاغری چه خیزد؟

خورشید جمال او برآشفت
با بانگ بلند این چنین گفت:

ای ذره چه ات به خودنمایی؟
بسم الله اگر حریف مایی

عباس که در مصاف باشد
شمشیر عرب غلاف باشد

ای ملک سخن همه به نامت
تیغ دو دم علی کلامت

آگاه ز جهل و وهمشان کرد
شمشیر تو شیر فهمشان کرد

یاد آنکه دل از علی ربودی
بر چهره نقاب بسته بودی

سن تو قریب سیزده بود
محو تو نگاه مهر و مه بود

صفین صف بست بر تماشات
هیهات از آن نگاه، هیهات

مالک آمد ولی چنان بید
تا دید تو را به خویش لرزید

تیغ تو رسید بی محابا
مبهوت تو بود ابن شعثا

از نسل علیست گرچه شک نیست
پرسید کسی که این جوان کیست

قربان تو ای نقاب بر رخ
بگذار بگویمش به پاسخ

عباس علی کارزار است
عباس، غریو ذوالفقار است
عباس تمام افتخار است
عباس امام اقتدار است
عباس مه طلایه دار است
عباس بلندی وقار است
عباس بلاغت شعار است
عباس شکوه آشکار است
عباس چه گویمت ز عباس
حبس است مرا به سینه انفاس
حبس است مرا به سینه انفاس
لب بستم و گفت شیخ عباس:

این شعرِ به سینه نقش بسته
هستم سگگی ز حبس جسته

از مدح تو با قلاده ی زر
زنجیر وفا به حلقم اندر

خود را به قبول رایگانت
بستم به طویله سگانت

افکن نظری بر این سگ خویش
سنگم مزن و مرانم از پیش

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


عشق زیباست خداونداز آن زیباتر
عرش بالا ست ولی بنده از آن بالاتر
هرکسی سائل درگاه خداوند شود
میشود بین خلائق به خدا آقا تر
درِ درگاه خداوند حسین است حسین
هرکه دلباخته اوست شود لیلاتر
به خداگر که بگردی همه عالم را
غیر عباس کسی نیست به او شیداتر
اینچنین شد که خدا کرد تجلی آری
عشق زیباست ابالفضل ازآن زیباتر

تا قیامت علم عشق ابالفضل به پاست
آری آن عشق که فانی نشود نور خداست

نام عباس که آمد دهنم آب افتاد
گوییاروی لب من عسل ناب افتاد
دل به دریا زدگانت چه فراوان شده اند
تاکه تصویر رخ ماه تودر قاب افتاد
نمک بین نگاهت چقدر شیرین است
دل فرهادی ام از عشق تو در تاب افتاد
طاق ابروی تورا کافر بی ایمان دید
سجده کرد و همه عمر به محراب افتاد
بگذارید که یک عمر عسل نوش شوم
نام عباس که آمد دهنم آب افتاد

ازهمان روز که چشمت به جهان وا گشته
ساقی عشق در این معرکه سقا گشته

روز میلاد توجبریل خبر آورده
که خدا از صدف عرش گهر آورده
انقدرشور شعف خانه مولا دارد
گوییا حضرت زهراست پسرآورده
آسمان شب مولاپس از این مهتابی است
حق برای دل خورشید قمر آورده
این که با خنده خود دارد اشاره به همه
کاشف کرب حسین آمده سرآورده
پاسبان حرم زینب کبری آمد
این که در سینه خود کوه جگر آورده


پسرم گوش بده حرف دل ام بنین
آبرویم همه در دست تو باشد پس از این
ایستاده است فلک قد تورا سیر کند
ولی از روی ادب محضر مولا بنشین
گرچه برچشم تو مشتاق شده ارض وسما
محضر آل علی چشم بینداز زمین
هرکجا خواست که زینب بشود ناقه سوار
تو رکابش بشو عباس ,که او هست نگین
نکند لفظ اخارا توبگویی به حسین
من کنیزم تو غلامش همه جا هست همین

آنقدر خاک نشین قدم یار شدند
هر دو در هردوجهان صاحب دربار شدند

با قدمهای ابالفضل زمین می لرزید
دشمن از طرز رجزخواندن او می ترسید
وسط معرکه می رفت که محشر بشود
شاه شمشاد قدان تا که کمی می غرید
راه و بیراهه اش از هول ولا گم میشد
تا که چشمش به غضب سوی کسی میچرخید
همه آهنگ عقب گرد به لب می خواندند
تا که شمیر ابالفضل کمی می رقصید
میزد از میمنه از میسره میرفت برون
با هجومی همه لشگریان می پاشید

هرکسی بر قد و برجنگ تو کرده است نگاه
گفته لا حول و لا قوت الا بالله

بنویسید ابالفضل بخوانید حیا
بنویسید علمدار بخوانید وفا
هیچکس مثل ابالفضل نگیرد دستی
بنویسید زحاجات بخوانید روا
دیده او همه را یاد جنان می انداخت
بنویسید از آن چشم بخوانید بلا
بنویسد که سقاست بخوانید خجل
قول دادست که آبی برساند اما
مشک افتاد و تو افتاد ی وارباب افتاد
پای گهواره طفلش زنی افتاد از پا

بعد تو دشمن تو اهل جسارت بشود
بعد تو زینب تو سوی اسارت برود

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#رباعی


این بادیه پر نور اگر میگردد
نوریست که از علقمه بر میگردد

دیروز قمر دور زمین میگردید
امروز زمین دور قمر میگردد
....

هر حاجتمان بسته به نامش آمد
صد شکر که قلبمان به دامش آمد

سلطان ادب ببین که میلادش هم
از روی ادب پس از امامش آمد

#ز_آراسته_نیا

@raziolhossein1
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


نیست کم مادر، که در عالم پسر دارد
جای آن، ام‌البنین قرص قمر دارد

در میان هاشمی‌ها، شاخ شمشاد است
از جوانی، در کنار پیر و استاد است

هم معلم، هم پدر، وقتی علی باشد
آن پسر باید که یک همچون یلی باشد

کم در این عالم، به غیر از او برادر نیست
هست، از عباس اما، باوفاتر نیست

او نه تنها برده با نامش، دل ما را
عاشق خود کرده حتی، ارمنی‌ها را

این جهان کوچکتر از درک مقام اوست
این که عالم دید، یک مو، از مرام اوست

در جوانمردی، جوانمردی نظیرش نیست
هیچکس چون او، علمدار امیرش نیست

عشق مثل عقل، حیران مقامش بود
این برادر، کاشف الکرب امامش بود

کیست این ساقی؟ که گشته عالمی مستش
او که زد دست خدا هم، بوسه بر دستش

او نمی‌نوشد، از آبی که به لب دارد
چون که یکجا، قد یک عالم، ادب دارد

عشق اگر دارد بهایی، آبرویش اوست
یوسف زهرا، بنازد که عمویش اوست

بر لب مستان عالم، یا اباالفضل است
خوش به حال آن دلی که با اباالفضل است

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح


ماه در کنج شبستان تو سوسو می کند
باد دور پرچمت یاحق و یاهو می کند

آسمان با ابرهایش هر سحر در صحن تو
زیر پای زائرت را آب و جارو می کند

آنچه را یک عالم از انجام دادن عاجزند
خادم تو با اشارت های ابرو می کند

ساعتی پیش از زیارت لال مادرزاد بود
این که بین جمعیت دارد هیاهو می کند

وزنه سنگین است و مردافکن ولی در معرکه
پهلوان با نام تو انگار جادو می کند

لاجرم ای شاه بیت بی مثال معرفت!
لطف تو این کمترین را هم غزل گو می کند

این همه یک ذره از فضل اباالفضل علی ست
روز محشر تازه دست خویش را رو می کند

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح


زبانزد همه خوبان عالمی عباس
اگر غلط نکنم اسم اعظمی عباس

برای شاه شهیدان تو کاشف الکربی
که مانع محن و رافع غمی عباس

سرت گرفته به زانو به کربلا زهرا
که پیش او تو یکی بس مکرمی عباس

نظر به صورت ناموس کبریا کردی
قسم به عصمت زهرا که محرمی عباس

به رتبه ی تو شهیدان تمام غبطه خورند
چرا که تاج شهیدان عالمی عباس

کسی ندید برای حسین پشت و پناه
که از تو شیر خدا ساخت ضیغمی عباس

اگر هلال محرم به نیمه کامل شد
تو ماه کامل ماه محرمی عباس

اگر که مرده بود زنده میشود بی شک
نفس به صورت هر کس که میدمی عباس

تمام اهل حرم چشم شان به دست تو بود
که ساقی همه از نهر علقمی عباس

عجیب نیست امید حرم شدی زیرا
تو قرص ماه در آن روز مظلمی عباس

به زیر آنهمه باری که روی دوش تو بود
به ابروان تو نیاورده ای خمی عباس

ایا منادی انی احامی عن دینی
که در رکاب امامت مصممی عباس

خدا قلم کند آن دست بی مروت را
که زد به دست تو شمشیر محکمی عباس

به روضه ی شهدا بعد سیدالشهدا
تو در مقام مصیبت مقدمی عباس

نگفته بود که پشتم شکست اما گفت
حسین دید چو بی دست و پرچمی عباس

همینکه رفت و حرم بی تو شاه دین برگشت
نشست بر دل زینب چه ماتمی عباس

از آنچه بر سرت آمد خدا خبر دارد
هنوز راز مگوی محرمی عباس

ز قبر کوچک تو با کسی نگفت حسین
هنوز راز مگوی محرمی عباس

خدا به نام تو کم عزتی نبخشیده است
چه میشود که ببخشی به ما کمی عباس

مسیح هر چه سرود از تو کم سروده هنوز
که در تمام فضائل مسلمی عباس

ازین دو چشم که دارم چه طرف بربندم
که من بمردم و رویت ندیدمی عباس

#مرتضی_جام_آبادی #یتیم

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#حضرت_اباالفضل_مدح



باد در عرش که پیچید خبر شکل گرفت
از پر و بال ملک فرش گذر شکل گرفت
نور خورشید به شب خورد..،سحر شکل گرفت
آسمان پرده برانداخت..،قمر شکل گرفت

ماه از جلوه ی گیراش چه حظی می برد
علی از فرط تماشاش چه حظی می بُرد

نخل پر برکت توحید ثمردار شده
نسل تابنده ی خورشید،قمردار شده
کهکشان های خداوند خبردارشده
پدر خاکیِ افلاک پسردار شده

صورتش هودج نور است..،پدر می بوسد
دست آب‌ور خود را چِقَدَر می بوسد

ابرویش جلوه‌ی ربّ است اُبُهَت دارد
زلف او آیه ی نوری است که حرمت دارد
چشم او ابر بهاری است که رحمت دارد
نام او جامِ طهوری است که شربت دارد

صاحب شهد شکرریزِ سبو می آید
چِقَدَر نام اباالفضل به او می آید

گونه ی آینه بر دوده ی آهش خیره
چشم فانوس به پیچ و خم راهش خیره
برکه ی آب به رخساره ی ماهش خیره
پلک باران به تماشای نگاهش خیره

آسمان خیره به چشمان تر این ماه است
چشم او چشمه ی توحیدی آل الله است

رشته‌ ی وصلت عُشاق،نخ دامن او
رختی از جنس پر و بال ملک بر تن او
دَرِ جنّات عَدَن،دُکمه ی پیراهن او
ساقه ی طاقِ فلک بازوی شیر افکن او

غرشش غرش طوفانیِ شاه عرب است
پسر شیر خدا،شیر نباشد عجب است

هرکه در زندگی اش غصه ی بسیاری داشت
اگر از خانه ی مولا طلب یاری داشت
بی گمان با پسرش نیز سر و کاری داشت
سیزده ساله چه رزم علوی واری داشت

سیزده ساله یلِ با جَنَم حیدر شد
وارث بر حق تیغ دو دم حیدر شد

دست عباس به دامان امام حسن است
سند قلب اباالفضل به نام حسن است
سالیانی است که درگیر مرام حسن است
گرچه ساقی است ولی تشنه ی جام حسن است

چِقَدَر خصلت دلدار به دلبر رفته
کرم حضرت ساقی به برادر رفته

ساحل امن یقین بود که دریا را ساخت
شانه اش بود که زُلف شب یلدا را ساخت
کوهی از غیرتِ حساس به زهرا را ساخت
دامن اُمِّ بَنین حضرت سقا را ساخت

گیسویش را به سر زلفِ حسینِ خود دوخت
کاشف الکرب شدن را به اباالفضل آموخت

آفریده شده عباس برای زینب
سینه ی او سپر دفع بلای زینب
جان عشاق اباالفضل،فدای زینب
ما گدایانِ حسینیم،گدای زینب

همگی بنده ی عشقیم به عباس قسم
ما گدایانِ دمشقیم به عباس قسم

سیل اشکیم به دنبال نمِ دریایش
دست ما را برسانید به اعطینایش
این که خوانده است حسین بن علی آقایش
ارمنی های محلّه اند علم‌کِش هایش

هرکه را جَذبه ی این عشق به زنجیرش کرد
نمک سفره ی عباس نمک گیرش کرد

کاش ما را به ردای کرمش وصل کنند
مثل وصله به نخِ شال غمش وصل کنند
مثل پَر،کنج ستون علمش وصل کنند
دست ما را به ضریح حرمش وصل کنند

تا که آب و گِلمان خرج عزایش باشد
تنمان تکه ای از صحن و سرایش باشد

آبرو داده به سرچشمه،به دریا،دستش
از زمین پُل زده تا عرش مُعَلّی،دستش
مرده را زنده کند همچو مسیحا،دستش
چقدر مُعجزه ها خلق شده با دستش

آن که از خاک درش کور شفا می گیرد
با همان دستِ قلم دست مرا می گیرد

سرو سبز علویّات برومند شده
شانه ی او به بلندای دماوند شده
چهره اش بانی پیدایش لبخند شده
خطبه خوان حرم امن خداوند شده

مکه را شیفته ی عشقِ امام خود کرد
کعبه را بنده ی اعجاز کلام خود کرد

آیه ی نور به پیشانی او مکتوب است
با وجودش بخدا وضع حرم مطلوب است
بین اطفال حسین بن علی،محبوب است
سر دوشش چقدر حال رقیه خوب است

طفل از ذوق تماشای عمو پر می زد
هر زمان بوسه به دست علی اصغر می زد

آه!از لحظه ی شومی که بلا نازل شد
بین مهتاب و حرم ظلمت شب حائل شد
اشک افلاک فرو ریخت زمین ها گِل شد
کار برگشتن سقا به حرم مشکل شد

دامن شیر به سرپنجه ی کفتار گرفت
ناگهان تیغ به بازوی علمدار گرفت

رود فریاد زد ای اهل حرم..،دریا سوخت
مطمئناً جگر تشنه ی دخترها سوخت
وسط معرکه ی جنگ دل بابا سوخت
آخرین مشک که افتاد زمین..،سقّا سوخت

چقدر بعد علمدارِ حرم هق هق کرد
بنویسید رباب از غم اصغر دق کرد

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مناجات


ای ماهِ بنی هاشم خورشید لقا عبّاس
وی نور دل حیدر، شمـعِ شهدا عبّاس

با محنت و درد و غم، ما رو به تو آوردیم
دست من محزون گیر، از بهر خدا عبّاس


@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#تک_بیت

رسیده ماه ولی جای شب سحر شده است
ابوتراب از امشب ابو قمر شده است


#محمد_حسین_رحیمیان


@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح



ای در شجاعت مثلِ حیدر؛ یا أباالفضل
آیینهٔ ساقیِ کوثر؛ یا أباالفضل

ای مشکِ تو رؤیایِ دریایِ خروشان
آقاترین سقّایِ برتر؛ یا أباالفضل

دُرّ ادب شخصیَتَت را داده جلوه
ای بر رکابِ شیعه گوهر؛ یا أباالفضل

باب الحوائج هستی و با ذکرِ نامت
آرام شد هر قلبِ مضطر؛ یا أباالفضل

ای تشنهٔ عشقِ به فرزندانِ زهرا
فرمانپذیرِ امرِ مادر؛ یا أباالفضل

أم البنین میگفت: آقایت حسین است
این را بدان تا روز محشر؛ یا أباالفضل

روز مبادایِ حسینم زود بگذر-
از دست و چشم و بلکه از سر؛ یا أباالفضل

نانِ علی باشد حلالت جانِ مادر
جان را فدایش کن سراسر؛ یا أباالفضل

باید سپر باشی برای خیمه... باید-
باشی علَمدارِ دلاور؛ یا أباالفضل

مادر! حواست بیشتر باشد به زینب
خیلی محبّت کن به خواهر؛ یا أباالفضل

بر چادرش تقدیم کن هر روز، بوسه
ای حافظِ ناموس و معجر؛ یا أباالفضل

من آرزو دارم شوَد هر لحظه جانت
قربانِ این خواهر- برادر؛ یا أباالفضل



#م_عاطفی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح



عشّاق چون به درگهِ معشوق رو کنند
از آبِ دیدگان تنِ خود شستشو کنند

اول قدم ز جان و سرِ خویش بگذرند
در خونِ دل، تهیه ی غسل و وضو کنند

قربانِ عاشقی که شهیدانِ کوی عشق
در روزِ حشر رتبه ی او آرزو کنند

عباسِ نامدار که مردانِ روزگار
از خاکِ کوی او طلبِ آبرو کنند

بی دست ماند و داد خدا دست خود به او
آنان که منکرند بگو رو به رو کنند

گر دستِ او، نه دستِ خدایی است، پس چرا
از شاه تا گدا، همه روسوی او کنند

درگاه او چون قبله ی ارباب حاجت است
بابُ الحوائجش همه جا گفتگو کنند


@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت



باردیگر ساحت باغ توّلا دیدنی است
گلشن ایمان به چشم اهل تقوا دیدنی است

این چمن گردیده غرق لاله عباسی ، ببین
دامن سرسبز گلزار توّلا دیدنی است

غنچه های باغ می خندند بر روی نسیم
خنده ی این غنچه های ناب وزیبا دیدنی است

گوش عالم پُرشده از نغمۀ عشق وادب
باچنین عشق ونشاط وشوردنیا دیدنی است

می زند لبخند برروی علی عباس او
گوهری شهواردرآغوش دریا دیدنی است

تاعلی زد بوسه بردست پسر، جبریل گفت
روز شادی وتبسم،اشک مولا دیدنی است

روز میلاد گُل اُمّ البنین باید سرود
دربهشت آرزو لبخند زهرا دیدنی است

درلقب گرچه بود ماه بنی هاشم،ولی
دربر خورشید دین این ماه  سیمادیدنی است

تابه گلشن می گذارد پا تماشایی بود
چون به صحرامی رود اودشت وصحرادیدنی است

ازسراپایش ادب می بارد این استاد عشق
هرکه می بیند ورا گوید سراپا دیدنی است

روز میدان رفتنش دشمن هراسان می شود
بس که هم چون برق شمشیرش به هیجادیدنی است

ازادب رخسارۀ او بس که گل انداخته
لعل عطشانش کنارآب دریا دیدنی است

علقمه جزچشمه ای شرمنده بی عباس چیست؟
علقمه با آن گل زیبا ورعنا دیدنی است

ای«وفایی»اشک شوقی ریز براین آستان
هرگل اشکی که می افتددراین جا دیدنی است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#رباعی

چون مهر، نگاه زر فشان بایدکرد
چون چشمه ی نوری فوران بایدکرد

منظومه ی پُرستاره ای ازصلوات
نذر قمر هاشمیان باید کرد
....


باغ علوی را گُل دلخواه رسید
عبدی که بود مطیع الله رسید

درخانه ی خورشید ولایت امروز
از سلسله ی هاشمیان ماه رسید


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#حضرت_اباالفضل_مدح


ظرف خالی، دوباره پر شده است
آسمان از ستاره پر شده است

هر دو چشم ستاره بارانم
از شعف، از نظاره پر شده است

همۀ شهر گوششان امشب
از اذان مناره پر شده است

برگ برگ تمام دفترم از
غزل و چارپاره پر شده است

یادت افتاده‌ام که این گونه
شعرم از استعاره پر شده است

نوبت شعرخوانی من شد
سالن جشنواره پر شده است

من به نامت شروع خواهم کرد
به مقامت خضوع خواهم کرد

آسمان زیر دست دستانت
ماه و خورشید، هر دو مهمانت

نه فقط شیعه، ارمنی هم شد
شامل سفره‌های احسانت

هرکسی می‌خورد گره کارش
به تو رو می‌زند، به قربانت

در امان نیست دشمنت هرگز
از رجز‌های تیغ برّانت

عجبی نیست از دلاوری‌ات
همۀ دشت گشته حیرانت

به مصاف تو هر که می‌آید
می‌زند جا، ز ترس  پیکانت

پدر مشک، صاحب دریا
السلام علیک یا سقا

حس خوب پریدن پرها
آسمان همه کبوترها

اوج فهمیدن من و مایی
ای تو بالاتر از فراترها

سرو بالا بلند طوبایی
باعث رویش صنوبرها

حاجت پشت هر در بسته
ای کلید تمامی درها

گره کور مادرم با توست
ای مجیب تمام مضطرها

بانی سفره‌های نان و پنیر
آش نذری دست مادرها

از تبار دلاوران عرب
از نژاد امیر خیبرها

پسر ذوالفقار صفین و
پدر رزم مالکْ  اشترها

تیغ تو تا نیامده بخشید
خاتمه بر تمامی شرها

معنی لا فتایی، یا عباس
دومین مرتضایی یا عباس


آنقدر شان حضرتت والاست
مادح تو امام عاشوراست

نفسی هم قدم شدن با تو
آرزوی اهالی بالاست

رسم مردانگی تو مثل است
ادبت هم  زبانزد  دنیاست

مشک خالی تو جواب همه است
لب خشک تو حسرت دریاست

اذن میدان نداشتی ورنه
هنر تو حماسه در هیجاست

آه از آن زمان تلخی که
دید ارباب دور تو بلواست

بین یک مشت کوفی بی رحم
سر سردار لشگرش دعواست

خوش به حالت که لحظۀ آخر
سر تو روی دامن زهراست

آنکه می‌خواستی برت آمد
فاطمه جای مادرت آمد


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


امشب که چلچراغ سماوات دیدنی است
ماه سپهر عشق وفضیلت دمیدنی است
از انعکاس آینۀ عشق ومعرفت
زیباترین پدیدۀ اخلاص دیدنی است
فوج فرشته روی زمین جمع گشته است
هرسو صدای بال ملایک شنیدنی است
پیوسته بوسه بررخ او می زند علی
گل بوسه ازجمال ابوالفضل چیدنی است
مهرش نصیب هردل غافل نمی شود
بانقد جان ولایت این گل خریدنی است
آید به گوش جان نغمات فرشتگان
پیوسته می رسد صلوات فرشتگان


آمد خبرکه فصل نشاط وطرب رسید
ایام شادمانی میرعرب رسید
دل های حق شناس که غرق سرور شد
شوقی دگر به سینۀ هرحق طلب رسید
شیواترین سرور دوعالم سروده شد
زیباترین پدیدۀ عشق وادب رسید
با زر نوشته اند به هفت آسمان عشق
این ماه هاشمی است که حیدر نسب رسید
اندوه عالم از دل ما بار بست و رفت
وقتی که نام نامی او روی لب رسید
غرق تجلیات گل یاس می شود
هرکس مرید حضرت عباس می شود


امروز آمدی  که به فردا علم  شوی !
درپیشگاه  حضرت حق محترم شوی!
روزی پس ازحسین به دنیا قدم زدی
تا با عزیز فاطمه تو هم قدم است!
نسل تو در کرامت وعزت زبان زدند
دیگر عجیب نیست که صاحب کرم شوی!
ازکودکی خویش نشان  داده ای بناست
یک روز ساقی همۀ این حرم شوی!
هرگز به زیر بار مذلت نمی روی
حتی اگر به دست اجانب قلم شوی!
جبریل با پرش به روی آسمان نوشت
فانی فی الحسین شدی روز سرنوشت


روزی که جان نثار مسیر بلا شدی!
تو حمزة الحسین به کرب وبلا شدی!
در رزمگاه عشق حسینی به مرتبت
گاهی حسن شدی وگهی مرتضی شدی!
ازچشمۀ فرات گذشتی تو تشنه کام
آن گاه ساقی لب آب بقا شدی!
ازبس مقام ومنزلت تو رفیع بود
شایستۀ دعای همه اولیا شدی!
باب المراد خلق تو بودی وباز هم
باب الحوائج همۀ ماسوا شدی!
ای کاشف الکروب غم از دل تو می بری!
دل را زموج غصه به ساحل تو می بری!


روح حیات می دهد آقا نسیم تو
یعنی دوباره زنده شدم ازشمیم تو
درمصحف همیشۀ جاوید روزگار
نورانی است قدروجلال عظیم تو
بر روی دامن همۀ سائلان عشق
دائم کرم چکیده زدست کریم تو
دلدادگان مهرو وفا وشرف شدند
مدیون مهربانی وخُلق رحیم تو
زائر به بارگاه تو احساس می کند
عطر حضور فاطمه دارد حریم تو
لطفی کن و«وفایی» خود را نوا بده
برما کرامتی کن و کرب وبلا بده

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
13:44
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#رباعی #سه_میلاد


صحبت زفروغ سرمدی باید کرد
روبرجلوات ایزدی باید کرد

سه دستۀ گل زباغ سبز صلوات
نذر سه گل محمدی باید کرد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح



ای نبی‌طلعت، ای علی‌مرآت!
وی حسن‌خصلت، ای حسین‌صفات!

ملكوتی‌جمال هستی و هست،
در جبین تو جلوۀ مَلَكات

مادرت فاطمه‌ست، اُمّ بنین
خواهرت زینب است، خیر بنات

عشق از جلوۀ تو شد مبهوت
عقل از آفرینشت شد مات

من و وصف کمال تو؟ حاشا
من و شرح جلال تو؟ هیهات

بر تو ای حُسن دلفریب، درود
بر تو ای ماهِ هاشمی، صلوات

هر که چون تو غریق بحر خداست
می‌شود ناخدای فُلک نجات

هیچ‌کس روسپید عشق نشد
چون تو در امتحان صبر و ثبات

تو چه شب‌ها به روز آوردی
در مناجات قاضی الحاجات

ای علمدارِ دشت سعی و صفا
دعوتم کن به وادی عرفات

به من از خرمن عنایت خویش
خوشه‌ای هدیه کن به رسم زکات

به سویت آمدم ز روی نیاز
به بَرَت آمدم به بوی برات

کربلا را ندیده‌ام اما
موج اشک من است شطّ فرات

منِ بی‌مایۀ سخن‌نشناس
تو بگو با بضاعت مزجات،

چه بگویم كه گفت خیرالناس:
«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»


ای فدایی به راه دین، عباس
شاهد مکتب یقین، عباس

هست آیینۀ دل و جانت
روشن از نور «یا و سین»، عباس

وَه چه زیبا کشید نقش تو را
قلم صورت‌آفرین، عباس

به جمالت حسین می‌نگریست
با دو چشم خدای‌بین، عباس

تو ابوفاضلی و اُمّ بنین
فخر دارد به آن و این، عباس

جز تو در مذهب وفاداری
کیست سردار راستین، عباس؟

داشتی در قیام عاشورا
ید بیضا در آستین، عباس

مثل ماه شب چهاردهم
جلوه‌های تو دلنشین، عباس

طوق مهر تو دلنواز، ولی
تیغ قهر تو آتشین، عباس

غیرت و همت تو می‌بخشد
خاتم عشق را نگین، عباس

پرچم عشق را به دست تو داد
رهبر عادل و امین، عباس

تو علمدارِ «فَضَّلَ اللّهی»
در سپاه مجاهدین، عباس

کیستم من؟ ز خرمن فیضت
در همه حال خوشه‌چین، عباس

کمترین نقش‌بند مدح توام
در مدیح تو بیش از این، عباس،

چه بگویم كه گفت خیرالناس:
«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»..


به جمال تو ای حبیب خدا
دل جدا عاشق است و دیده جدا

شیرمرد جهادی و جاری‌ست
در رگ و ریشۀ تو خون خدا

سعی خورشیدی‌ات مُبَدَّل کرد
ظلمت کفر را به نور هُدی

تو و با ظلم آشتی؟ هرگز
تو و بر ظالم اعتنا؟ اَبَدا

از تب و تاب تو به وادی عشق
شجر طور آمده به صدا..

جان پاک تو شد فدای کسی
که «لَهُ رُوح العالَمین فِدا»

چون تو در راه انقلاب حسین
دِیْن خود را کسی نکرد اَدا

در صف رستخیز رشک بَرَند
به شکوه و جلال تو شهدا

خنده بر لب، منادیان بهشت
عاشقان تو را، دهند ندا

که بیایید ای خداجویان
در پناه سلالۀ سُعَدا

گر شوم خاک درگهت آن روز
در مقام تو ای حبیب خدا

چه بگویم كه گفت خیرالناس:
«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»


چشم از آن لحظه‌ای که وا کردی
در دل از راه دیده جا کردی

به «یَدُ الله فَوقَ اَیدیهِم»
که تو تسخیر قلب‌ها کردی

سر نهادی بر آستان رضا
پشت تسلیم را دو تا کردی

هدف تو ثبوت «اِلا» بود
بعد از آنی که نفی «لا» کردی

تو به امضای خون خود، به حسین
دل سپردی و اقتدا کردی

خاک پای مقدس او را
سرمۀ چشم و توتیا کردی

ترک سر در طریق حق گفتی
بذل جان در ره خدا کردی

کربلا دشت شور و عشق نبود
کربلا را تو کربلا کردی

چون نسیم سحر به همت عشق
گره از کار خلق وا کردی

دل بیگانه از ولایت را
با نگاه خود آشنا کردی

ای که بر گِردِ خیمۀ خورشید
سعی در مروه و صفا کردی

ای که آزادگان عالم را
آگه از سرّ نینوا کردی

ای که با جذبۀ محبت خویش
خانه در روح و جان ما کردی

در شگفتم به پاس این همه لطف
که تو ای مهر دلربا کردی،

چه بگویم كه گفت خیرالناس:
«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»


دل و جانی خدای‌جو داری
قبلۀ عشق پیش رو داری

ای محبت‌شعارِ مهرآیین
سیرت و صورت نکو داری

تو همانی که چشم در همه حال
به عنایات و فضل هو داری

فیض‌ها برده‌ای تو از سه امام
یعنی از وحی، رنگ و بو داری

مُعتَصِم گشته‌ای به «حَبلُ‌الله»
صحبت از «لا تَفَرَّقُوا» داری

به عطشناکی فرات قسم
مِی وحدت سبو سبو داری

شده‌ای محو شاهد ازلی
جز شهادت چه آرزو داری؟

گر دو دستت جدا شود از تن
سر پیکار با عدو داری

گر امید تو ناامید شود
زمزمه «اِن قَطَعتُموا» داری

نشوی تا شهید، وا نشود،
عقده‌هایی که در گلو داری

گرچه زهرا نبود مادر تو
به‌خدا رنگ و بوی او داری

ما که شرمنده‌ایم، بهر ظهور
تو دعا کن که آبرو داری

ساقیا! گرچه موجی از دل‌ها
بسته بر هر شکنج مو داری

با چنین جلوه و جلال و جمال
که تو خورشیدِ ماه‌رو داری،

چه بگویم كه گفت خیرالناس:
«رَحِمَ الله عَمّیَ العَباس»


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
13:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1231, 60.8 KB
#یااباالفضل

سرو را قامتِ خوب است و قمر را رخ زیبا
تونه آنی ونه اینی که هم این است وهم آنت


@raziolhossein
13:44
#امام_حسین_علیه_السلام


دنیای بعد ازاو شده دنیای دیگری
اینک حیات، یافته معنای دیگری
از پیش او چرا بروم جای دیگری
هرکس امید بسته به آقای دیگری
عمری ضرر نموده فقط زیر دین ماند
خوشبخت آن کسی ست که پای حسین ماند


#مجید_تال

@raziolhossein
13:44
#حضرت_اباالفضل_مدح


دلم مدیون چشماته اباالفضل
لبم مهمون دریاته اباالفضل

یل بالاقد ام البنینی
که عباس اسم زیباته اباالفضل

دل زهرا ،دل زینب، عزیزم
اسیر قد و بالاته اباالفضل

به تو گفتن عمو جونم عموجون
تموم عشق ساداته اباالفضل

تو سرو قد کشیده تا خدایی
سرم افتاده در پاته اباالفضل

شفا بارونه دستای تو امروز
شفاعت کار فرداته اباالفضل

فراته؟ پرچمه ؟ یا تیغ حیدر؟
حسین حیرون دستاته اباالفضل

توی ویرونه ها خوابه رقیه
هنوزم گرم رویاته اباالفضل

#سیدفرید_احمدی

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_عليه_السلام


دل به دستت می‌سپارم ای «امانت‌دارْدست»
خاکِ پایت می‌شوم، می‌شویم از اغیار دست

امتحان کن تا ببینی مرگِ یک دلداده را
پا بکش از خانه‌ی دل، از سرم بردار دست

جانِ بر لب می‌رسد آخر به پابوست، اگر ...
وقتِ جان دادن نگه دارند یک مقدار دست

تازه می‌فهمم گرفتی بارها دستِ مرا
لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار دست

قیمتِ پابوسی تو هر چه باشد روی چشم
مثلِ وقتی که جدا کردند از زوّار دست

آبروی بی‌خریدارانِ مُفلس را بخر
لابلای زرخریدان روی ما بگذار دست

نوبتِ اعجازِ "یا باب‌َالحَوائج" می‎رسد
تا طبیبان می‌کشند از ماندنِ بیمار دست

دست‌گیرا! روز محشر دستِ ما را هم بگیر
ای که حتی عاقبت می‌گیری از کفار دست

تیربارانِ تنت را اشک‌باران می‌کنم
حالتِ مشکت به چشمم می‌دهد هر بار دست

چشم‌هایت روی دیدارِ برادر را نداشت
با گلابِ اشک، شست از آخرین دیدار دست


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
2
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت


تا روز محشر پرچم بالا اباالفضل
بعد از علی اسطوره ی یل ها ابالفضل
زیباترین ماه بنی الزهرا اباالفضل
لا کاشف الکرب الحسین الا اباالفضل

ارباب ما با این برادر غم ندارد
یاری ازین بهتر که در عالم ندارد


ام البنین ، ماه بنینت جلوه گر شد
شهزاده ی حیدر ترینت جلوه گر شد
شیر امیرالمومنینت جلوه گر شد
در عشق همراهت ، معینت ،جلوه گر شد

آمد که با تو دور آل الله گردد
پس هیچ کس جز او نباید ماه گردد


آمد شب مشکل گشای ارمنی ها
امشب نگردد رد دعای ارمنی ها
آرَد مسیح عیدی برای ارمنی ها
گشته چراغان کاج های ارمنی ها

عیساتر از ، عیساتر از ، عیسی رسیده
عباس ِ کل ِ مردم دنیا رسیده


این ماه ، در ایثار  شمع انجمن شد
شهزاده بود اما غلام پنج تن شد
پشت حسینش ، قوت قلب حسن شد
از افتخارات ِ علی ِ بت شکن شد

در مدح او باشد زبان شعر کوتاه
این کیست که بوسیده دستش را یدالله


قربان آن که داده درس عشق یادش
بوی امیرالمومنین دارد جهادش
تعارف ندارد با کسی در اعتقادش
بی خود نگردانده خدا باب المرادش

این سرو ،در گلزار زهرا سر به زیر است
گفته همیشه نوکر نعم الامیر است


با نام او حاجت به آسانی روا شد
هر چه که آمد در بساطش پر بها شد
خاکستر اسفند دسته ، کیمیا شد
لات محل در هیئتش مرد خدا شد

دیدیم کلی توبه با نام گرامش
در لیله القدری که تاسوعاست نامش

خیلی به من داده بها ، عشق است اباالفضل
خیلی ازو دیدم وفا عشق است اباالفضل
شد چاره سازم هر کجا عشق است اباالفضل
او برده من را کربلا عشق است اباالفضل

تنها رفیق من در این دنیاست عباس
ساده بگویم یک کلام ، آقاست عباس


این کیست که اعجاز می بارد ز نامش
این کیست که زنده است تا محشر مرامش
این کیست که حمزه است حیران مقامش
این کیست که تکیه کند بر او امامش

عالم ، غلام همت ِ این شیر نستوه
این کیست که داغش کمر بشکسته از کوه


این آسمان را آه ، بی مهتاب کردند
خنده به چشمان تر ارباب کردند
شش ماهه ای را از عطش بی خواب کردند
سقای دشت کربلا را آب کردند

ای کوفه بس کن درد که خنده ندارد
شرمندگی مرد که خنده ندارد

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
13:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 258.4 KB
#یاقمربنی‌هاشم


پیش رخ او ماه چه قابل باشد
ماه عاشق این ماه شمائل باشد

در ماه، شبی است ماهْ کامل اما
این ماه، تمامِ ماه کامل باشد

#ز_محمدی

@raziolhossein
1
13:44
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#رباعی


روئید دوباره گل احساس حسین
پُرشد همه جا زنکهت یاس حسین

وقتی که نظر کرد براو گفت علی 
آئینۀ عاشقی است عباس حسین

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
24 January 2026
ش
05:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 117.8 KB
05:24
#امام_سجاد_مدح
#غزل_مثنوی


بسته‌ست همه پنجره‌ها رو به نگاهم
چندی‌ست که گم‌گشتۀ در نیمۀ راهم

حس می‌کنم آیینۀ‌ من تیره و تار است
بر روی مفاتیح دلم گرد و غبار است

از بس که مناجات سحر را نسرودم
سجادۀ‌ بارانی خود را نگشودم

پای سخن عشق دلم را ننشاندم
یعنی چه سحرها که ابوحمزه نخواندم

ای کاش کمی کم کنم این فاصله‌ها را
با خمسه‌عشر طی کنم این مرحله‌ها را

بر آن شده‌ام تا که صدایت کنم امشب
تا با غزلی عرض ارادت کنم امشب

ای زینت تسبیح و دعا زمزمه‌هایت
در حیرتم آخر بنویسم چه برایت؟

اعجاز کلام تو مزامیر صحیفه‌ست
جوشیده زبور از دل قرآن به دعایت

در پردۀ‌ عشاق تو یک گوشه نشسته‌ست
صد حنجره داوود در آغوش صدایت

از بس که ملک دور و برت پر زده گشته‌ست
«پیراهن افلاک پر از عطر عبایت»

تنها نه فقط آینه در وصف تو حیران
باشد حجرالاسود، الکن به ثنایت

من کمتر از آنم که به پای تو بیفتم
عالم شده سجاده و افتاده به پایت

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
2
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مدح


دل فرشته در اطراف آسمان می رفت
به خواب شاه زنان ، سرور زنان می رفت

به خواستگاری والا عروس خود زهرا
سحر به خطه ایران نظر کنان می رفت

خدا ، برای حسین انتخاب کرده عروس
به خواب ناز دلش تا دم اذان می رفت

به گِردِ مادر داماد با سلام و درود
فرشته بود که مانند کاروان می رفت

زمان ، زیاد ز رویای ناز او نگذشت
میان جمع اسیران به بیکران می رفت

نشان فاطمه بود و نگاه های علی
در آن میانه نگاهی دوان دوان می رفت

همین که چشم علی نو عروس خود را یافت
حسین بود و نگاهش که خوش گمان می رفت

چه خواستگاری نابی عجیب جاذبه ای است
عروس در پی داماد ناگهان می رفت

خلاصه پای عروسِ علی به خانه رسید
و نو عروس پی ، مادری جوان می رفت

نبود، بانوی رؤیاییِ شب وصلش
و یادش آمد از آن شب که قد کمان می رفت

کجاست فاطمه بیند که میهمان آمد
چه زود ، شاه زنان سوی میزبان می رفت

خبر رسید که پور حسین در راه است
پسر رسید ولی مادرِ جوان می رفت

چه با صفا پسری آمده ولی مادر
به شوق فاطمه هنگام زایمان می رفت

گزاف نیست ، بگوییم این عبارت را
ز هیبت پسرش مادر از جهان می را



به دست حکمت گلچین چو باغبان می رفت
ز ره رسید گلستان و گل ستان می رفت

چه بانویی که شده نُه امام را مادر
چه کودکی که از او نور تا جنان می رفت

چه کودکی که جهان شد ز نور او روشن
شعاع روشنی اش تا به کهکشان می رفت

امامِ بعد حسین آمده خدا را شکر
و گرنه کرب و بلا نیز بی گمان می رفت

ارادة ازلی در سرشت او پیداست
شهادتین ز لعلش ، چه خوش بیان می رفت

گرفت عمه در آغوشِ خویش آقا را
چه خوش ز هوش به لالای عمه جان می رفت

تمام عمر دلش با عمو هم آوا بود
دلش به گفتنِ ذکر حسین جان می رفت

□□□

به همنشینیِ هر بینوا عنایت داشت
کنار سفرة سائل چه مهربان می رفت

دعای خیر دریغ از کسی نمی فرمود
به یاری فقرا با همه توان می رفت

به خانه ، دشمن خود را پناه و جا می داد
اگر که خصم به امید یک امان می رفت

گهی به درد غریبان رسیدگی می کرد
گهی به دیدن بیمار بی نشان می رفت

صحیفه اش همه دریایی از معارف اوست
به جنگ دشمن دین با دعا ، عیان می رفت

□□□

حقوق جملة ذرات را بیان فرمود
اگرچه حقِّ خودش دست ساربان می رفت

تمام زندگی و هستی اش به غارت رفت
کسی که یاری هر پیر و هر جوان می رفت

یکی ز سلسلة قتلِ صبر اینجا بود
که در عبور ، ز یک قتلگاه ، جان می رفت

صدای عمه رسد : یا بقیه الماضین
ز آه تو همة جان کاروان می رفت

تحملی که دل خواهر صغیرت سوخت
صبور باش که جانت از این فغان می رفت

به تازیانه و تحقیر ، قافله برخاست
بهار عالَم اسلام چون خزان می رفت

میان سلسله یک کاروان ز عصمت بود
بدون قافله سالار و سایبان می رفت

عفاف بود که آنجا مقاومت می کرد
و زیوری که در آنجا به ارمغان می رفت

به نیزه بود که هجده سر بریده چو ماه
کنار زینب و سجادِ قهرمان می رفت

ز کربلا سوی کوفه ز کوفه تا سوی شام
هزار کرب و بلا بود کز توان می رفت

هزار جا ، جگر زین العابدین خون شد
گهی که نالۀ یا صاحب الزمان می رفت


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت

ای اهل دعا!روح دعا باد مبارک
در دیـده تجلای خدا باد مبارک
این عید مبارک، به شما باد مبارک
لبخند امـام شهدا بـاد مبـارک
-جان در بدن عالم ایجاد، مبارک
-میلاد علی، حضرت سجاد، مبارک

ای بانوی ایران!پسر آورده‌ای امشب
طوبای ولایت!ثمر آورده‌ای امشب
از برج هدایت، قمر آورده‌ای امشب
الحق که حسین دگر آورده‌ای امشب
-این گوهر رخشندۀ دامان سه دریاست
-چارم وصی ختم رسل، یوسف زهراست

حجروحجر وحلّ ومقام وحرم است این
دریای خروشندۀ جود و کرم است این
در مجمع خوبان دو عالم، علم است این
دردانۀ شهبانوی ملک عجم است این
-گردیـد عیـان، کوکب اقبـالِ محمّد
-چشم و دلتـان روشن، ای آل محمّد

این ماه تمام است، تمام است، تمام است
فرزند قیام است، قیام است، قیام است
ذکراست وسلام است و سلام است،سلام است
بر خلق، امام است، امام است، امام است
-بی‌پرده ببینید جمال ازلی را
-تبریک بگویید حسین‌بن‌علی را

ایـن ماه، چراغ مـه شعبان حسین است
این بضعۀ ثارالله و این جان حسین است
این لالـۀ خنـدان گلستان حسین است
این آیه بـه آیـه همه قرآن حسین است
-این جان حسین است بـدانید بـدانید!
-قرآن حسین است بخوانیـد بخوانیـد!

خیزید که از اشک شعف آینه شوییم
چون لالۀ خندان سر هر شاخه بروییم
پرواز کنان تـا حرم الله بپـوییم
مانند فرزدق بخروشیم و بگوییم
-ریزد بـه ثنایش دُر نـاب از دهن ما
-تا شام شود روز «هشام» از سخن ما

این است که توحید از او یافت ولادت
دارد بـه وجودش حـرم الله، ارادت
داده بـه مقامش ز ازل کعبه شهادت
کردند به مهرش همه حجاج، عبادت
-این سیـد و مولا و امام حرمین است
-این سبط نبی، پور علی، نجلِ حسین است

این سورۀ قدر و زُمر و یوسف و طاهاست
این سیـد بطحا پسر سیـد بطحاست
این نـور دل فاطمـۀ ام‌ابیـهاست
این‌نوح و خلیل است و کلیم است، مسیحاست
-رخشنده چراغ دل هر انجمن است این
-سر تـا بـه قدم آینۀ پنج تن است این

ای یـوسف زهرا شده مبـهوت کمالت!
ای عرش خدا گوشه‌ای از قصر جلالت!
یـادآور خُلق نبـوی، خلق و خصالت
بـا آنکه بـوَد حلقـۀ زنـجیر، مدالت
-با آنکه بـه گردن اثـر سلسله داری
-آقایی و اشراف بـه هر سلسله داری

غیر از تو که در شام بلا خطبه بخواند؟
در حلقۀ زنـجیر، عـدو را بـکشانـد؟
در کاخ ستم، یکسره آتش بفشاند؟
بـر خاک مذلت همگان را بنشاند؟
-تو صاحبِ فریـادِ تـمامِ شهدایی
-بر جان ستمگر، شرر خشم خدایی

غیر از تو که در سلسلۀ سخت اسارت
بـر فرق ستمکار زنـد مشت حقارت؟
ویـرانـه کند کاخ ستم را بـه اشارت؟
تـازد بـه سپاه ستم و ظلم و شرارت؟
-در خطبۀ تـو خشم خدای ازلی بـود
-فریاد خروشانِ «حسین‌بن‌علی» بـود

ای سرزده از سینۀ هـر نسل، نـدایت
ای زمزمۀ وحی خداونـد، صدایـت
اسلام، رهیـنِ نـفسِ روح‌فزایـت
در سلسله پیوسته به لب، ذکر خدایت
-روزی که نبودی خبری از گل «میثم»
-شد بسته بـه زنجیر ولایت دل «میثم»

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


روز میلادتان چه روزی بود!
چشم عالم به دستِ آقا بود
سر تبریک گفتنِ به حسین
بین خورشید و ماه دعوا بود

روز میلادتان زحل با شوق
غسل درآب حوضِ کوثر کرد
شادباشش به آسمانی ها
گوش آل امیه را کَر کرد

روز میلادتان نسیم بهشت
غنچه ها را یکی یکی وا کرد
خنده های تو بسکه شیرین بود
هوسِ شیر و شهدِ خرما کرد

ای کلیم مدینه ی نبوی
مرد شب زنده دار سجاده
همه ی عرش تحت سلطه ی توست
حضرت شهریار سجاده

آمد ابلیس، شکل یک افعی
نقشه ای شوم را رقم بزند
عددی نیست این فرومایه
که نماز تو را به هم بزند

پوزه اش را به خاک مالیدی
مرحبا خیبری، چه پیکاری!
تا سلاح البکاء به دستت هست
چه نیازی که تیغ برداری

بنده گی را به من بیاموزید
نروم سمت لااُبالی ها
کاش با یک نگاه می گشتم
از ابوحمزه ی ثُمالی ها

سیدالعابدین نگاهی کن
بی پناهم، مرا تو یاری کن
نوکرت کربلا نرفته هنوز!
تا نمُردم ز غصه کاری کن

کربلا گفتم و...دلت خون شد
یاد گودال ودشنه افتادی
جگرت سوخت از عطش،آقا
یاد اطفالِ تشنه افتادی

خنده ی نحسِ حرمله؛ آقا
شده کابوس هر شبت، ای وای
پیش چشم ترت به یغما رفت
معجر عمه زینبت، ای وای

کاش می مُردم و نمی خواندم
سرِ بازارها تو را بُردند
نیزه داران عبایِ دوشت را
جایِ سوغات کربلا بُردند

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#رباعی


صهبای ولایت از ولی می‌خواهیم
سرمستیِ جام ازلی می‌خواهیم

در عید ولادت علی‌ّبن حسین
عیدی ز حسین‌بن‌علی می‌خواهیم

#سید_محمد_رستگار
......

سجاده و تسبیح فرستد صلوات
آیینه به تلمیح فرستد صلوات

میلاد صحیفه های سجادیه است
قرآن و مفاتیح فرستد صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#مسمط
.

ماییم مست جام تو یا زین العابدين
خانه خراب نام تو یا زين العابدين
هستیم مرغ بام تو یا زين العابدين
مست علی الدوام تو یا زين العابدين
پس می دهم سلام تو یا زین العابدین

دردم همینکه باتو دوا میشود بس است
ذکرم همینکه نام شما میشود بس است
لطف تو دستگیر گدا می شود بس است
وقتیکه مستجاب دعا می شود بس است
با رحمت مدام تو یا زین العبادین

با خاک تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟
آب دهان کیست چنین کیمیا گری
آورده ام برات اگر دیده تری
فهمیده ام شکسته دلی خوب می خری
به به به این مرام تو یا زین العابدین

نزدیک شمس مثل عطارد شدیم ما
سنگیم و از دعات زمرد شدیم ما
کردی نگاه و مرد تهجد شدیم ما
فطرس که نه کنار تو هدهد شدیم ما
با اشتیاق دام تو یا زین العابدین

مهر غلامی پدرت بر جبین ماست
حب الحسین روز قیامت نگین ماست
شهبانوی مجلله شورآفرین ماست
نامش شرافت همه سرزمین ماست
ایران فدای مام تو یا زین العابدین


روشن ترین ستاره پس از ماه شد فقط
آواره حسین دراین راه شد فقط
مهریه اش بهشت روی شاه شد فقط
دلبست بر امام تو یا زین العابدین

نخل بهشت از رطبت بوسه ميگرفت
جبریل از نماز شبت بوسه ميگرفت
سجاده نیز از لقبت بوسه ميگرفت
آنقدر حسین از دولبت بوسه ميگرفت
جانم به این مقام تو یا زین العابدین

نزدیک ذات، جای سجودت مشخص است
بالای ساق عرش عمودت مشخص است
یکپارچه علیست وجودت ، مشخص است
زهرا در این قیام و قعودت مشخص است
حق کرده احترام تو یا زین العابدین

ذکر عروج حلقه رندان صحیفه ات
شد روشنایی شب ایمان صحیفه ات
نهج البلاغه ایست فروزان صحیفه ات
شد خط به خط برادر قرآن صحیفه ات
دارد شکر کلام تو یا زین العابدین

کیسه به دوش شب به شب مهربان شهر
آه ای یتیم دوست خرما و نان شهر
آقای دوستان خدا ای امان شهر
ابری شده است بار دگر آسمان شهر
با سجده غلام تو یا زین العابدین

مشتاق بوسه بر رخ ماه تو زینب است
ازاین به بعد پشت و پناه تو زینب است
یک اربعین تکیه گاه تو زینب است
وقتی علم به دوش سپاه تو زینب است
شد استوار گام تو یا زین العابدین

کشتی عشق را تو به ساحل رسانده ای
با دستهای بسته اگر خطبه خوانده ای
ابن زیاد را سرجايش نشانده ای
کاخ یزید را تو به خاری کشانده ای
احسنت بر قیام تو یا زین العابدین

آویز دست مادر من نذر مرقدت
دو گوشوار دختر من نذر مرقدت
فرشی که هست در بر من نذر مرقدت
چیزی نداشتم سر من نذر مرقدت
قبر بدون بام تو یا زین العابدین

شاید دوباره صحن و سرایی درست شد
بین مدینه نیز بنایی درست شد
یک گنبد امام رضایی درست شد
آخر ضریح های طلایی درست شد
آنجا به احترام تو یا زین العابدین

با ما ز دردهای شب قافله بگو
از زخم گردن و اثر سلسله بگو
از خار و پا و سوختن و آبله بگو
از طرز خنده های بد حرمله بگو
دور و بر خیام تو یا زین العابدین

با تو حدیث کرببلا ترجمة شد و
دانه به دانهء شهدا ترجمه شد و
با یک حصیر مرثیه ها ترجمه شد و
جسم مرمل بدما ترجمه شد و
با اشک صبح و شام تو یا زین العابدین
.
#محمد_جواد_پرچمي

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مناجات

شب در حضور تو صفاي ديگري دارد
پيـشت ، دلم حال و هواي ديگري دارد
عشقم به زلفت ، ماجراي ديگري دارد
ذِبحَـم به پـاي تو مِـنايِ ديگـري دارد
پس مـرگ در راهت بهاي ديگري دارد

تاصبح،امشب با تو سرگرم مناجاتم
اي بهـترين تكليف در باب عباداتم
از تو گرفته رنگ ، الفـاظـم ، عباراتم
در سجده فهميدم كه مي آيي ملاقاتم
امشـب سـجودم رَبّــناي ديگري دارد

ذهنم پُر از تصويرهايي از خيال توست
دستم دخيل تار و پود سبز شال توست
مَستم ولي مَستْيم از انگور كـال توست
امشـب تمام حاجتم ، سِيـرِ جمال توست
"سائل"به محـرابش دعــاي ديگري دارد

هركس خُدا را بي تو مي خواهد مسلمان نيست
مُفتـي وهّـابي مسلمان نه ، كه انسـان نيست
خويي كه دارد دشمنت در ذات حيوان نيست
در بين دريا ايمـن از امواجِ طـوفان نيست
هركـس به جُز تو ناخُـداي ديگــري دارد

وقـتي كه تو فرزند ختم المُرسلين بـاشي
وقتي كه هم نـام امـيرالمؤمنين باشي
وقـتي كه در بالاترين حدّ يقين باشي
بايد جواب "أين زينُ العابدين؟" باشي
با تو عبادت اِعـتِــــلاي ديگري دارد

نام تو را آوردم اي شيرين سُـخن از عمد
تا بشـكـنم نرخ عـسل را در وطـن از عمد
تو خلقِ مضمون مي كني در ذهن من از عمد
تو در بقيع مدفون شدي نزدِ حسن از عمد
چـون با عـمو بودن صفايِ ديـگري دارد

بَرده خـريدي ، بنده ي حق پرورش دادي
تحـويل عـالم نوكراني با مَنِش دادي
تو با دعا سـطح تـديُّن را جَهِـش دادي
بر قلب دين داران به اين صورت تپش دادي
اعجـاز تو ميـلِ عصـاي ديگري دارد

از جانب تو هرچه صادر گشته استثناست
فقري كه گفتي در صحيفه عين استغناست
بي شك توسّـل بر تو از اركان استشفاست
وقتي كه تُربت هست داروخانه بي معناست
تو آن طبيبي كه دواي ديگـري دارد

اين ناجوانمردان چه مي خواهند از جانت ؟
اي يوسفي كـه كوفــيان بُردند زندانـت
از فرط گريه رنگ عوض كرده ست چشمانت
گفـتم دمي كه شد خرابه بيت الاحزانت
يعقــوب ما دارُ العـزاي ديگري دارد

چِـل سال ياد لاله هاي پرپرت بـودي
چِـل سال محو سُرخي انگشترت بودي
هم ناله ي زينب ، به يادِ خواهرت بودي
وقتي حرم مي سوخت ياد مادرت بودي
هر كس علي شـد كربلاي ديگري دارد

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


...نور عرش امشب ، تنزل کرده است
در کویر خاکیان ، گل کرده است

قدسیان عرض ارادت می کنند
در مدینه نور قسمت می کنند

با طلوع نور ، همزاد آمده
باز کن سجاده ، سجاد آمده

سجده هایش خاک را شرمنده کرد
بندگی اش آسمان را بنده کرد

غم مخور داری اگر "ذنب عظیم"
"یحسن العفو" است کار این کریم

آنچنان در قرب ، جای تام داشت
در نمازش رعشه بر اندام داشت

در مصلایش ، ز رب العالمین
شد خطاب "انت زین العابدین"

وقت حج او میان ازدحام
باز شد راهش برای استلام

باز شد راهش ولی باشد غلط
این سخن در نزد اهل معرفت

چونکه در اسرار حق دردانه اوست
در حقیقت ، صاحب آن خانه اوست

کعبه زد از پیش ، مردم را کنار
تا به چشمش ، قبله گردد آشکار

تا بگیرد اعتبار بیشتر
بوسه ها می زد به دست او حجر

تا نماید در مقامش احترام
ایستاد آنجا به روی پا مقام

تا بگیرد در بغل او را مطاف
خواست دیوار حرم ، گیرد شکاف

...کاش من هم حنجر حق می شدم
کاش که من هم "فرزدق" می شدم

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


سلام! ای سلام خدا بر سلامت!
درود! ای کلام الهی، کلامت!

تو هم سجده؛ هم سیدالساجدینی
که قلب حسین است بیت‌الحرامت...

سلام خدا بر سجود و رکوعت
درود خدا بر قعود و قیامت

حجر بر در خانه‌ات قطعه سنگی
مقام آورد سر به پای مقامت

تو حَجّی، صلاتی، زکاتی، جهادی!
تو ممدوح با نامِ زین العبادی!


تو در تیرگی‌ها سراج المنیری
تو همچون پیمبر، بشر را بشیری

سماوات و عرش‌اند در اختیارت
تو آزادۀ عالمی، کی اسیری؟

تو در کنج ویرانه‌ها هم بهشتی
تو در زیر زنجیرها هم امیری

به پای تو سر کرد خم «سربلندی»
تو تنها به نزدِ خدا سر به زیری

یمِ هشت بحری و دُرِّ سه دریا
ولی خداوند حیّ قدیری

تو «قدر» و «تبارک» تو «فرقان» و «نوری»
تو عیسی تو گردون تو موسی تو طوری...


تو زمزم، تو مروه، تو سعی و صفایی
تو فرزند کعبه، تو خیف و منایی

تو قرآن، تو احمد، تو حیدر، تو زهرا
تو در حُسن، آیینۀ مجتبایی

امامی و پیغمبری از تو زیبد
که تنها پیام‌آورِ کربلایی

کلامت بُوَد وحیِ صاعد چه گویم
تو از پای تا سر کلامِ خدایی

دعا بر دهان و لبت بوسه آرد
همانا همانا تو روح دعایی

چه بهتر که «میثم» ثنای تو گوید
برای تو خواند، برای تو گوید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
05:24
#امام_سجاد_ولادت


طوطی طبع من! بخوان با من
طایر خوش سخن! بخوان با من

من گشایم زبان و تو منقار
تا بخوانیم هر دو با دمِ یار

نغمه سر کن که گل شکفته شود
آنچه ناگفته مانده گفته شود

نغمه سر کن که روح، مست شود
روح نه، مست هر که هست شود

نغمه سر کن که نخل ها خوانند
با تو در باغ، گل برافشانند

نغمه سر کن بخوان بخوان با من
که ندانند این تویی یا من

با دم عبدی و کمیت بخوان
مدح سجّاده اهل بیت بخوان

نغمه سر کن که پنج شعبان است
شش جهت غرق روح و ریحان است

نغمه سر کن که جان دین آمد
حضرت زین العابدین آمد

عین حقّ ار فروغ عین است این
علی دوّم حسین است این

این پسر یادگار پنجِ تن است
شمع محفل فروز انجمن است

این پسر جان سیّد الشّهداست
روح و ریحان سیّد الشّهداست

دل نورانیش یم رحمت
هر دو چشمش دو زمزم رحمت

بوسه های دعا به لعل لبش
گشته بر دور سر نماز شبش

لطف، عادت، کرم، وظیفه ی او
کلّ توحید در صحیفه ی او

سخنانش همه اخ القرآن
سر به سر نور و سر به سر برهان

وحیِ مُنزَل نهفته در نگهش
وحی صاعد دعای شامگهش

این گل سرخ دامن ززهراست
بعد بابا امام عاشوراست

کعبه ی عابدین، سلام سلام
سیّد السّاجدین، سلام سلام

قطب عرفان و قبله ی ایمان
جان دین و حقیقت قرآن

یوسف یوسف رسول خدا
جان شیرین سیّد الشّهدا

خون خون خدا به رگ هایت
شاهدم! خطبه های غرّایت

از دهان تو بانگ یا سُبّوح
می دهد بر تن عبادت روح

ای مسیح دعا دعای مسیح
ای نفس هات خوشتر از تسبیح

تو به عرش جلال، قائمه ای
تو حسین حسین فاطمه ای

پنج میقات و چار رکن و حرم
حجر و مروه و صفا، زمزم

به مقام تو عارفند همه
از جلال تو واقف اند همه

هر گیاهی به مدح اهل البیت
دعبل است و فرزدق است و کمیت

حجّ کعبه طواف خانه ی توست
رکن، خشتی زآشیانه ی توست

حجر الاسودت سلام کند
بر کف دستت استلام کند

وارد مسجد الحرام شدی
بهتر از کعبه احترام شدی

کعبه و خیل حاجیان به مطاف
همه دور سرت به حال طواف

پور عبد الملک از این تجلیل
ایستاده به سان عبد ذلیل

نه رهی تا که استلام کند
نه کسی از وی احترام کند

مانده بر جای خویشتن چو جسد
بر دلش سخت خورده تیر حسد

عربی از هشام کرد سؤال
این که باشد بدین مقام و جلال؟

با تجاهل به سوی او نگریست
گفت نشناسمش ندانم کیست

شد فرزدق خروش، سر تا پا
جست از جای خود سپند آسا

خواند در شأن یوسف زهرا
با فصاحت قصیده ای غرّآ

گفت هی هی! تجاهلت از چیست
گوش کن تا بگویمت این کیست

حجر و رکن و زمزم و میقات
مروه، سعی و صفا منی، عرفات

کوه های حجاز سر تا سر
ریگ های مقدُی مشعر

مستجار و مقام و حجر و حطیم
مکّه تا هز کجا که هست حریم

ناودان و مطاف و شادروان
کلّ حجّاج بیت، پیر و جوان

جبل الرّحمه خیف غار حرا
می شناسد یک به یک او را

همه دل بر ولایتش بستند
در مسیر هدایتش هستند

این فروغ حقیقت ازلی است
این جگر گوشه ی نبیّ و علی است

دل مؤمن پُر از محبّت اوست
نصّ حکم خدا موّدت اوست

با تولاّی او گرفته حیات
حجّ و صوم و صلات، خمس و زکات

این گل سرخ گلبن زهراست
میوه ی قلب سیّد الشّهداست

کرم از بذل او کرم گشته
حرم از فیض او حرم گشته

از دم او دعا کند پرواز
بی ولایتش قبول نیست نماز

حجّت حیّ سرمدش خوانند
گل باغ محمّدش خوانند

این خداوند را ولی است ولی
نام نیکوی وی علی است علی

حق فرستاده در همه اوقات
به اب و جدّ و مادرش صلوات

تا جهان بوده است و خواهد بود
به فرزدق درود باد درود

چوبه ی دار خود به شانه گرفت
سینه ی خصم را نشانه گرفت

بین دشمن سرود، مدح امام
«میثمش» می دهد هماره سلام


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
1
05:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 249.7 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

جمال حق ز رویش منجلی بود
علیِ دومِ بیت الولی بود
در این خانه اگر صدتا پسر بود
علی بود و علی بود و علی بود


@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


مرا در هوای نجف آفرید
مرا حق برای نجف آفرید
خدا خواست عاشق شوم پس مرا
به یا مرتضای نجف آفرید
ستونهای این آسمان را خودش
زِ گلدسته‌های نجف آفرید
خدا خواست دنیا بهشتش شود
که ایوان طلای نجف آفرید

رُطب های آنجا مرا مست کرد
مرا چاییِ کربلا مست کرد


تو دامادِ ایرانیِ ما شدی
تو مهمان مهمانیِ ما شدی
تو زیباترین جلوه‌های خدا
مناجات شعبانیِ ما شدی
گرفته است بوی تو این سرزمین
دلیل مسلمانیِ ما شدی
 اگر خاک ما خاک عشق علی است
خودت آمدی بانیِ ما شدی

به ایران صفا را تو آورده‌ای
امام رضا را  تو آورده‌ای


زمین پُر شد از عطر گلخانه‌ات
که بوی حسن می‌دهد خانه‌ات
علی هستی همسرت فاطمه*
کَرَم در کرم داشت کاشانه‌ات
پس از تو رسیدند تا مجتبی
کریمان زِ فیض کریمانه‌ات
اگر هشت معصوم ما می‌رسند
به بیتِ حسن بیت فرزانه‌ات

زِ تو بر حسین و حسن منتصب
حسن زاده‌اند و حسینی نصب


نسیمی مرا سمتِ سجاده‌ات
سحر می‌برد تا سرِ جاده‌ات
هوای زیارت سرم زد ربود
دلم را سرِ زُلف اُفتاده‌ات
خدا را در این خانه دیدم فقط
من از برکت سفره‌ی ساده‌ات
میانِ علی‌اکبر و اصغری
که تا دل بری از دو دلداده‌ات

پدر گفت تاج سرم آمده
علیِ علی اکبرم آمده


تو جام بلا با بلا می‌زدی
تو قالوبلا با رضا می‌زدی
اگر جلوه می‌کردی آقا خودت
سرِ لشکرِ کینه را می‌زدی
 بنا این نبود و خدا این نخواست
اگر نعره یا مرتضی می‌زدی
علمدار محوِ تو می‌شد فقط
به تیغِ علی ضربه تا می‌زدی

زمین می‌شود خاک طوفان زده
که فرزند حیدر به میدان زده


تو پنهان به حجِ خدا می‌روی
به دنبال جامانده‌ها می‌روی
تو خود کعبه‌ای مکه‌ای زَمزمی
برای زیارت کجا می‌روی
تو بر دوشتان بارِشان می‌کشی
شبیهِ شبِ مرتضی می‌روی
تو بر زخمِ زنجیر نان می‌بَری
کنارِ فقیر و گدا می‌روی

کریمی به بیتت حرامی نشست**
سر سفره‌ی تو جذامی نشست


مرا می بَری تا ملاقات خود
به سوی خدا با مناجات خود
مرا مسجد و کعبه و دِیر کن
ببر تا تماشایِ میقاتِ خود
بیا فارغ از قیل و قالم نما
مرا پُر کن از نورِ اوقات خود
صحیفه گشودم به درکَت رِسَم
لبم آشنا کن به سوقات خود

بیا جان من سر به راهم نما
ابوحمزه خوان و نگاهم نما


الهی وَ رَبی نعیمی نعیم
و نحن المَسیئونَ ذنبی جَحیم
وَ اِن کانَ جُرمی عظیمُ کبیر
و عفُّک قدیم و لطفک عظیم
و ابکی علی ضیغ قبری و حشر
تَرَحَّم علی عبدک یا رحیم
وَ غَفِّر ذنوبی و سَتِّر عیوب
وَ حَقِّق رجایی اَلا یا‌کریم

فقط آمدم با سری سربِزیر
امیری حسین فنعم الامیر

*فاطمه بنت الحسن علیهما السلام مادر جلیله امام باقرعلیه ااسلام

**اشاره به پناه بردن مروان حکم ملعون در واقعه حره به بیت امام سجاد السلام

#حسن_لطفی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_مدح
#دوبیتی


عرفان به کلام آمده و بندهٔ توست
قرآن و قنوت و قبله شرمندهٔ توست

ازخط به خطِ صحیفه ات فهمیدم؛
سجّاد شدن فقط برازندهٔ توست!

#م_عاطفی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#رباعی

بر سجده سجاد و به احمد صلوات
بر نور دو دیده محمد صلوات

او زینت عابدان اهل البیت است
بر زینت عاشقان سرمد صلوات


@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_شهربانو


ماه در حاله خود اختر ایرانی داشت
ساحل فاطمه یک گوهر ایرانی داشت

چه خوشایند تر از این که عجم میبالد
پسر فاطمه یک همسر ایرانی داشت

حسن از همسر خود هر چه جفا دید . حسین
در دل خانه خود یاور ایرانی داشت

مونس دختر زهرا شده ، یعنی زینب ....
میتوان گفت که یک خواهر ایرانی داشت

انتخاب علی و فاطمه بود و زهرا ...
چشم امید بر این دختر ایرانی داشت

افتخار عجم است این که علی بن حسین
سر به دامان همین مادر ایرانی داشت


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


سپاس و حمد بی حد حضرت دادار منان را
که تابیده به قلب اهل ایمان نور ایمان را

جمال خویشتن را بازهم بی پرده ظاهرکرد
ببین وجهِ هوالهو را ، ببین تفسیر قرآن را

خداوند تعالی دستگیر ماست،از این رو...
برای بار چهارم باز کرده بابِ احسان را

ببین نور علی نور وُ ببین آیات تطهیروُ
ببین دربیت ثارالله این لبهای خندان را

ملائک با خود آوردند تشریفات مهمانی...
به روی بال های خویشتن تخت سلیمان را

ببین در عرش رحمان نور بی بی شهربانو را
ببین بر دست بی بی شهربانو عرش رحمان را

تبسم می کند زهرا به جنت،تاکه میبیند
حسین بن علی در بر گــــرفته جان جانان را

ببین برصورت فرزند جای بوسه‌ی بابا
و در چشمان بابا اشگِ شوقِ روی مژگان را

علی نامد پسرها را اگر صدها پسر آرد
زبسکه دوست دارد این پدر ، ذکر علی جان را

امینِ دین ، امانِ دل ، به کویش قلب ها راغب
علی بن حسین بن علی بن ابی طالب

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_مدح
#امام_سجاد_مناجات


ارادت به نام علی دارم و
پناهی به بام علی دارم و
دلی مست جامِ علی دارم و
مدال غلامِ علی دارم و

به این نوکری و ارادت خوشم
خوشم در هوایت نفس می کشم

دخیلم به موی تو یا بن الحسین
دو دستم به سوی تو یابن الحسین
من و آرزوی تو یابن الحسین
فدای عموی تو یابن الحسین

دخیلم دخیل ضریحی که نیست
پناه من خسته غیر از تو کیست

به نام ابالفضل راهم بده
نگاهی دمی بر نگاهم بده
ببین خسته جانم، پناهم بده
برات خلاص از گناهم بده

فدای تو و نام تو یا علی
رسیدم سر بام تو یا علی

تو که آمدی سجده ها پا گرفت
عبادت به لطف تو معنا گرفت
دعا با دعای تو بالا گرفت
دعای قنوت تو ما را گرفت

به یک ربّنایت حسینی شدیم
به لطف دعایت حسینی شدیم

خودت حیدری، خطبه ات حیدری
تو خود در عمل حیدر دیگری
لبی تر کنی، بس که دل می بری،
به پا می کنی در دلم محشری

اگرچه تو را بین زنجیر دید
تو را کوفه در هیبت شیر دید

شب ظلمت و غم به سر می رسد
زمان طلوع سحر می رسد
شبی از مدینه خبر می رسد
از این خاندان یک نفر می رسد

که بانی ایوان طلا می شود
مدینه خودش کربلا می شود

#وحید_محمدی

@raziolhossein
05:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1251, 331.5 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

شکر خدا که هم‌وطن مادر توایم
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_شهربانو
#رباعی

تو قطره نه ، رودخانه نه ، دریایی
انسان هستی ، فرشته یا حورایی؟ا

این جمله به وصف و قدر و شأنت کافی است
این که تو عروس حضرت زهرایی

#علی_سلطانی

......

ما نــوکــــــر حضـــرت اباعبدالله
خــــــاکِ دَرِ حضـــــرت اباعبدالله

فَخراست که شهر بانویِ کشورما
شد همســــرحضـــرت اباعبدالله

#محمدعلی_قاسمی_خادم
.......

ای مام علی بن حسین بن علی
آرام علی بن حسین بن علی

از برکت تو شدند اهل ایران
اقوام علی بن حسین بن علی

#عبدالحسین
.......

خورشید میان خواب تو بود حسین
آرامش و انقلاب تو بود حسین

زهرا که به انتخاب خود ایمان داشت
میدید که انتخاب تو بود حسین

#میثم_مومنی_نژاد
...

امشب سه شب است عرش گلباران است
تبریک که پنجمین شب شعبان است

از امشب در گوش علی بن حسین
لالایی شهر بانوی ایران است

#عباس_شاه_زیدی #خروش



@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


گفتند که در جاه و جلالت جبروت است
دیدیم که در ماهِ جمالت ملکوت است

سوگند که در باغِ بهشتی که نباشی
آدم همه‌ی عمر به دنبال هبوط است

تو جامع ابعاد کمالات خدایی
یک دست به شمشیری و یک دست قنوت است

آن خانه که قرآن نشنیده است خراب است
آن دل که نخوانده است صحیفه برهوت است

دیدیم در آئینه‌ی تو جانِ علی را
در طاق دو اَبروی تو ایوانِ علی را


می‌خواست خدا ما همه از ایلِ تو باشیم
یعنی که نوشتند که فامیل تو باشیم

یک بار نگاه از تو و یک بال هم از ما
تا فطرسِ تو ، حضرت جبریل تو باشیم

بگذار که ما عین دعاهای تو گردیم
بگذار که در چشمه‌ی تنزیل تو باشیم

آیات تو دلبازتر از هرچه زَبور است
ای کاش که همسُفره‌ی ترتیل تو باشیم

تا نوح تر از صالح و موسی و مسیحا
یعقوب تر از یوسف و حِزقیل تو باشیم


اَبروی تو محراب و دو چشمت ثقلین است
قربان لبت که شرف‌الشمس حسین است


بر باد مده عقلِ مرا خانه‌ات آباد
فریاد از این جلوه و آن جاذبه فریاد

گفتیم نشان از سرِ راه تو بگیرد
آنقدر که جبریل پرید از نفس اُفتاد

زهرا گره‌اش را زده از اولِ خلقت
هر دل که گره خورده به سجاده‌ی سجاد

سجاده‌ی ما را بتکان تا که بریزند
این خیلِ خیالیِ خدایانِ پری زاد

سجاده‌ی ما را بتکان تا بتکانی
دلهای غم آلوده‌ی آشفته به هر باد


بگذار که در سایه‌ی اوقات تو باشیم
ای کاش سرِ راه مناجات تو باشیم


تا صبح سرا پرده‌ی اشراق رسیدند
آنان که سحر از میِ این چشمه چشیدند

صد پنجره وا شد به تماشای خدا تا...
از خط ابوحمزه‌ی تو نور دمیدند

نام تو که بردیم همان لحظه‌ی اول
بر این دل بیچاره‌ی ما دست کشیدند

چشمان تو چون چشمِ ترِ زینب کبراست
جز عشق نگفتند بجز عشق ندیدند

گفتیم حدیثی و تو گفتی که هلاک‌اند
آنانکه نفسهای حکیمی نچشیدند

"همت طلب از باطن پیرانِ سحرخیز
زیرا که یکی را زِ دو عالم طلبیدند"

بر دوشِ خَمَت کیسه‌ی نان است بمیرم
نانِ تو ولی  زخمِ زبان است بمیرم

یکبار بگو با تنِ بیمار چه کردی
ای مرد در آن خیمه‌ی تب‌دار چه کردی

آن لحظه که اُفتاد سرت خیمه‌ی آتش
با خواهر در شعله گرفتار چه کردی

وقتی که غُلِ جامعه پیچید دو دستت
با آنهمه آزار در انظار چه کردی

یک مرد تو و قافله‌ای بانوی بی یار
در کشمکش کوچه و بازار چه کردی

این ظرفِ پُر از آب که شد کاسه‌ی خون باز....
با چشم ترت موقع افطار چه کردی


ای تکیه گه خستگیِ دوش تو زینب
ای گریه کن خسته‌ی  آغوش تو زینب

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
05:24
#امام_سجاد_ولادت


ای پسر بی بدل آفتاب
دیده تو وصف زلالی آب
پلک تو باشد ورقی از کتاب
پلک بزن سوره نوری بتاب

مصحف رویت بخدا خواندنی است
قاری ان غیر خداوند نیست

سوره حمد است ثنا گوی تو
واقعه ساطع شده از بوی تو
سوره والشمس ضحی روی تو
سجده واجب به دو ابروی تو

والقمر آن طره بر شانه ات
ارض و سما دور تو پروانه ات

جلوه حق بین دو دنیا علی
هرپسر خانه زهرا علی
معنی هم نامی تو با علی
لعن علی عدوک یا علی

عشق علی در پدرت منجلی
ای علی بن العلی بن العلی

هر کسی از لطف وعنایات گفت
چشم تورا قبله حاجات گفت
ذره به خورشید مباهات گفت
از نفس گرم کرامات گفت

ذات شما ذات کریم خداست
ذات غلام تو فقیرشماست


ان حرم قدس تو افلاکی است
جلوه جنات از آن حاکی است
چیست ضریحی که به این پاکی است
چادر زهرا است اگر خاکی است

پهن شده بر حرمت چادرش
گشته به عالم علمت چادرش

چون علی اکبر توعلی اکبری
اینه حیدر و پیغمبری
گرچه نشد تیغ به کار آوری
تیغ کلام تو کند حیدری

کرببلا را تو نگه داشتی
دین خدا را تو نگه داشتی

بعد پدر کرببلا کار تو
این همه درداست و دل زار تو
غم نخوری عمه غمخوار تو
بعد ابالفضل علمدار تو

تک یل این قافله آقا تویی
مثل حسن شاهد غمها تویی

تو همه دلخوشی خواهری
غم نخوری کم نشده معجری
کم نشده از پدرت جز سری
پیرهنی رفته و انگشتری

آب بخور گریه نکن اینقدر
روضه نخوان از لب خشک پدر

خصم گمان کرد که صبرت گسست
دست تورا با غل زنجیر بست
صبر ولی پای تو از پا نشست
کی بتوان پشت علی را شکست

گرچه که صبرت نشدآقا تمام
زخم تو کاری شده در شهر شام

سخت ترین جای سفرشام بود
سنگ به دست همه بر بام بود
تلخ ترین باده در جام بود
زخم زبان ،طعنه و دشنام بود

دور تو و قافله ات صف زدند
برغم و بر گریه تو کف زدند

وای ازان دم که گرفتار رفت
قافله ات بی کس بی یار رفت
اشک از آن دیده خونبار رفت
بنت علی بر سر بازار رفت

تا که ابالفضل نفس می کشید
سایه اورا به خدا کس ندید

از سر هر بام تورا میزنند
سنگ بر این آیینه ها میزنند
وجه خدا را به خدا میزنند
دست تو بسته است چرا می زنند

بام چه داغی به دل ما نهاد
بر سر عمامه ات آتش فتاد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
05:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 142.1 KB
#امام_سجاد_ولادت

بنیاد غم و فراق ، بر باد آمد
امشب به زمین لطف خدا داد آمد
سجاده و تسبیح و عبا خوش حالند
زیرا به جهان سید سجاد آمد

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مدح


عزیز کرده‌ی ارباب ماست حضرتِ سجّاد
حُسین‌سیرت‌وحیدرنِماست‌حضرتِ سجّاد

پس‌ازحُسین که سلطان اولیای الهی‌ست
یگانه‌ مالکِ مُلکِ‌ خُداست‌حضرتِ سجّاد

قسم‌به‌یکصد و بیست‌و‌چهار هزار پیمبر
که‌یک‌تنه‌ همه‌ی انبیاست حضرتِ سجّاد

همان‌قَدَر که علی‌اکبر است مثل پیمبر
همان‌قَدَر علیِ‌مُرتضاست حضرتِ سجّاد

به‌این‌‌دلیل‌که‌میراث‌دارِ حضرتِ مولاست
فضائلش‌ یَمِ بی‌اِنتهاست‌؛حضرتِ سجّاد

زبانزد است‌در آقایی‌و کرامت‌و احسان
اِدامه‌ی‌حسن مُجتباست حضرتِ سجّاد

حدیث‌لوح‌بخوان‌تا بفهمی ای‌دل‌غافل
حسابش‌ازهمه‌عالم‌جُداست‌حضرت‌سجاد

امام؛‌حاکم‌دین؛اصل‌دین؛تمامی‌دین‌است
نماز‌ و روزه‌وحجّ‌ودُعاست‌حضرِت‌سجّاد

به اقتضای مَشیّت به تب نشسته وگرنه
به‌دردِخَلق‌دوعالم‌دواست حضرتِ‌سجاد

به‌ روز‌ حشر که جمعند خلق اول و آخر
شنیدنی‌ست‌ندایِ(کجاست‌حضرت‌ِسجّاد؟)

یزید را به حقارت کشید خُطبه‌ی‌ تُندش
به‌طرز جنگ‌اگر برنخاست حضرت‌ِسجّاد

پس‌از گذشت‌سی‌وچندسال‌هر نفسش را
به‌یاد‌ تشنه‌لب‌ کربلاست‌حضرت‌ِسجّاد

پس‌از حسین‌واباالفضل‌وعون‌وقاسم‌واکبر
پناه بی کسی عمّه‌هاست‌حضرت‌ِسجّاد

هزار و یک‌غم‌سنگین‌نشسته‌ بر دلش امّا
شکسته‌ از غم شامِ بلاست‌حضرت‌ِسجّاد

*فرازی از حدیث شریف لوح
((أَوَّلُهُمْ عَلِی سَیدُ الْعَابِدِینَ وَ زَینُ أَوْلِیائِی الْمَاضِینَ))

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مدح


ای علـی اوّل از آل علـی
وارث اِكرام و اِجلال علی

پيشتاز و پيشواي اهل دين
مظهر توحيد فخرُ العارفين

حُجّةُالله و امامُ المَشرِقين
سيّدسجّاد عليّ بن الحُسين

نور چشمِ نور عينِ فاطمه
يادگاريِ حُســينِ فـاطمه

رونوشت زُهد شاه لافتي
ماه داماد امام مجتبي

عرش حق آئينه ي سجّاده ات
سجده و ذكر و دعا دلداده ات

محوِ سعيِِ تو صفا و مروه است
تو غلامت مُستجاب الدّعوه است

عقل ها در باب تو سر در گُم اند
نقطه اي در آسمان چارُم اند

مادر تو خاك بوس فاطمه ست
فخرش اين بس كه عروس فاطمه ست

مادرت ناموس شاه كربلاست
خطبه خوان عقد او شير خداست

شهـربانو عزّت ما مَردُم است
شاهـدُخت يزدگِرد سـوّم است

من ز توصيفش زبانم قاصر است
مادر معصوم قطعاً طاهره ست

مادري اين گونه بابايي چنين
جمع اين دو كيست؟زين العابدين

گر چه از اكبر كمي كوچك تري
در حقيقت تو عليِ اكبري

روح ما را كرده ذكرت صيقلي
يا عليّ بن الحُسين بن علي

كوري چشم نمك نشناس ها
پيش مرگت مي شوند عبّاس ها

گرچه در دشت بلا تب داشتي
عمّه اي مانند زينب داشتي

دم به دم داغ مُكرّر ديده اي
ذبح هفتاد و دو تا سر ديده اي

با چه حالي پيكر بابات را
جمع كردي در ميان بوريا ؟

تو چهل منزل اسارت ديده اي
خيمه ي در حال غارت ديده اي

درد با هر عضو تو درگير بود
دست و پايت در غُل و زنجير بود

شاهدم دروازه ها ، بازارها
كُشته اند اين مرد را آزارها

آه از آن آتش كه در شام بلا
هم سرت را سوخت هم عمّامه را

آه از آن ساعت كه در بزم شراب
خيزران مي خورد بر لب با شتاب

چوبدستي يزيد از پا نشست
چون كه دندان ثنايا را شكست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مدح


سلامٌ علی آلِ طاها و یاسین
به این خلق و این خوی و این عزّ و تمکین

رخش مصحف فاطمه، حُسن، قرآن
پُر از «قدر» و «وَاللَّیل» و «وَالشَّمس» و «وَالتّین»

درود الهی بر آن خُلق نیکو
سلام محمّد بر آن خوی شیرین

نماز از خضوعش به پرواز آید
دعا از نفس‌های او بسته آذین

به سجاده‌اش آسمان آورد سر
به ذکر دعایش خدا گوید آمین

سلام خدا بر خضوع و خشوعش
قیام و قعود و رکوع و سجودش


درود خداوند حَیّ جلیلش
به قدر و کمال و جمال جمیلش

عجب نیست در مسلخ عشق و ایثار
اگر بوسه بر دست آرد خلیلش

عجب نیست کز عرشۀ عرش اعلا
طواف آرد از چارسو جبرئیلش

سلاطین غلامش، خواتین کنیزش
طوایف مریدش، قبایل دخیلش

حَجَر شاهد عزت و اقتدارش
هشام بن عبدالملک‌ها ذلیلش

بسا تخت شاهی فرو رفت در گل
کجا حاکم گِل شود حاکم دل؟


«هشام» استلام حجر تا نماید
در آن ازدحامِ خلایق نشاید

نه قدری که از وی شود قدردانی
نه کس بود تا کس بر او ره ‌گشاید

به ناگاه دیدند آمد جوانی
که پیوسته او را حَجَر می‌ستاید

گشودند حُجّاج از چار سو، ره
که آن شاهدِ حُسن یکتا بیاید

یکی خواست تا سر به پایش گذارد
یکی رفت تا جان نثارش نماید

یکی گفت نامش چه باشد هشاما!
- حسد را نگر- گفت: نشناسم او را


به ناگه «فرزدق» خروشید در دم
که: این است نجل رسول مُکَرّم!

تو چون می‌کنی در مقامش تجاهل؟
من او را بِه از خویشتن می‌شناسم

نماز است بی او گناه کبیره
ثواب است بی او خطای مسلّم

تعالیم اسلام از اوست جاری
قوانین توحید از اوست محکم

چراغی‌ست بر قلۀ آفرینش
امام است بر جملۀ خلق عالم

سلام و رکوع و سجود است از او
قنوت و قیام و قعود است از او


امامی‌ست کو را اُمَم می‌شناسد
کریمی‌ست کو را کرم می‌شناسد

صفا، مروه، مسعی، حَجَر، حِجر، زمزم
طواف و مطاف و حرم می‌شناسد

بیابان مکه، منا، خیف، مشعر
سماوات و لوح و قلم می‌شناسد

زمین می‌شناسد، زمان می‌شناسد
عرب می‌شناسد، عجم می‌شناسد

یم و قطره و ماه و خورشید، او را
به ذات الهی قسم می‌شناسد

سلام خدا بر اَب و جَدّ و مامش
مسلمان بود هر که داند امامش


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#رباعی

وقـتی که فروغ ازلی دیدن داشت 
انوار خداوند جلی دیدن داشت

با دیدن فرزند عزیزش سجـاد
لبخند حسین بن علی دیدن داشت


#سیدهاشم_وفایی
......

مرآت جمال ازلی را عشق است
گل خنده والی الولی را عشق است

در نام گذاری پسر باز حسین
فرمود فقط نام علی را عشق است

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
05:24
#حضرت_شهربانو_سلام_الله_علیها
#تک_بیت


یگانه دختر ایـران تو انتـخاب حســینی
سپـیدبخت‌تر از تــو عجم عروس ندارد


#السلام‌علیــك‌یا‌سیدالساجدین

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت



مثل گل ها واشدی ، عطر جنان آورده ای
شادی و لبخنـد بهر بـاغبـان آورده ای
خطی نوری تا زمین از آسمان آورده ای
نورایمان کهکشان درکهکشان آورده ای
آمدی تا جلـوۀ دیگر ببخشی خـاک را
مات نور خویش گردانی همه افلاک را

تا رسیدی شادی مولای ما تکرار شد
شهر پیغمبر زنورت مطلع الانوار شد
رفت وآمد درمسیر آسمان بسیار شد
عرشیان را لحظه های دلخوش دیارشد
قدسیانی که تو راوقت زیارت دیده اند
چشمه سارکوثرو غـرق طهارت دیده اند

ازتبار نور بـودی نور بـاران شـد زمین
عطر تو پیچید وبهتر ازبهاران شد زمین
باصدای تو پُراز شور هزاران شد زمین
با تو محراب دل سجده گزاران شد زمین
چون خدا از عالم  بالا نگاهت می کند
فخر برحال نماز واشک وآهت می کند

آمدی تا عـابدان را زینتی پیــدا شود
ساجدان را در عبادت عـزّتی پیدا شود
عاشقان را شور عشق وطاعتی پیدا شود
بندگی را جلــوگـاه و رفعتی پیدا شود
آسمان ها را نـوای  ربنّــایت پُرکند
عطر اخلاص ومناجات ودعایت پُرکند

بندگی درنغمه های یاربت معنا گرفت
ازمناجات و دعای هرشبت معنا گرفت
زندگی درسایه سار مکتبت معنا گرفت
دین شناسی ازمرام ومطلبت معنا گرفت
تا خدا بایک دعای خویش راهی کن مرا
چون ابوحمزه بیا امشب الهی کن مرا

درزمینی که خدا گنجینۀ اسرار کرد
حکمت یزدان حکیمانه تورا بیمار کرد
با قیام گریه هایت حفظ آن آثار کرد
خطبۀ ویرانگر تو دشمنان را خوار کرد
سینه ات هرچند بین آتش غم تفته بود
گرنبودی کربلا ازیاد مردم رفته بود

بعد چندین قرن از شور و قیام کربلا
گُل کند هر روز از اشک تو نام کربلا
جاودان مانده به لوح دل پیام کربلا
گشته دل ها مُحرم بیت الحرام کربلا
کربلا گفتم هوایی شد دلم بار دگر
چون همیشه کربلایی شد دلم باردگر

سوی گلزار شما دل را هوایی می کنم
برغبار درگه تو جبهه سایی می کنم
کی از این در لحظه ای فکر جدایی می کنم
من ز درگاه شما تنها گدایی می کنم
چون «وفایی» با توّلای تو غرق نعمتم
تا قیامت سائل این آستان رحمتم


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
05:24
#حضرت_شهربانو_سلام_الله_علیها


اگر چه در ره حق صدهزار دشواریست
میان حادثه ها کار حق نگهداریست

اگر چه جنگ، اگر چه اسارت است ولی
همیشه کار خدا یاری و مددکاریست

خوشا اسارت اگر آخرش حسین بُوَد
که بی حسین شدن اول گرفتاریست

سخن به مدح زنی می کنم شروع، که شعر
به مدح و منقبتش متهم به کم کاریست

سخن به مدح زنی می کنم شروع،‌ بلی
که از گناه، تمام وجود او عاریست

همان‌ که چشم و دلش رو به عالم بالاست
که قصر در نظرش جلوه ی دل آزاریست

همان که جلوه صد قصر غافلش ننمود
همان که چشم و دلش، پُر ز نور و هشیاریست

زبان و مرز به درگاهِ نور بی معناست
یگانه محور و معیارِ حق سزاواریست

به خاستگاری او فاطمه به خواب آمد
"زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست"*

به هر کسی نرسد اینچنین مقام رفیع
که این نتیجه ی یک عمر خویشتن داریست

خدا برای حسین آفریدش از اول
جواب او به حسین از همان ازل آری ست

شرافتیست بلی مادر امام شدن
ز عشق بو نبرد آن دلی که زنگاریست

همین که دامن او مهد حجت الله است
نشان رفعت شان و بلندمقداریست

" دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر"*
که خُلق مادر در خُلق بچه ها جاریست

بُراق عشق تو را تا خود مدینه رساند
که در مسیر خدا مرکبت سبکباریست

که خواستی وطنت خانه‌ی حسین شود
کجای قصه هجرت ز جبر و ناچاریست؟!

تو آمدی که به زن شأن دیگری بدهی
به نُه امام نشان تو جاری و ساریست

"هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب"
هنوز از تو سرودن کمال دشواریست


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#امام_سجاد_مدح


کیستی ای که چنین بویِ علی را داری
روی چشمان خود اَبرویِ علی را داری

پرده مَنداز کمی مانده تو را سجده کنیم
بسکه در خویش سر و روی علی را داری

در قنوتِ تو رسیدیم  و مسلمان گشتیم
واژه واژه اثرِ هویِ علی را داری

بینِ سجاده‌ی تو عشق نفَس می‌گیرد
شاخه‌ای از گلِ شب‌بوی علی را داری

هر سرِ موی مرا با تو هزاران کار است*
 که تو عطرِ سرِ گیسوی علی را داری

نخِ تسبیحِ تو ما را به خداوند رساند
ای که در قُرب  هیاهویِ علی را داری

کاش یکبار به خیبر بروی تا گویند
چشمِ بد دور که بازوی علی را داری


ما در این معجزه تصویرِ علی را دیدم
آمدی و همه تکثیرِ علی را دیدیم


تا شنیدیم تویی جان اَباعَبْدِاللّه
همه رفتیم به قربان اَباعَبْدِاللّه

ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم*
که تویی آینه‌گردان اَباعَبْدِاللّه

فاطمه سخت پسند است ولی بُرده عروس
از همین خاکِ تو  ایرانِ اَباعَبْدِاللّه

همه‌ی خطه‌ی ما گوشه به گوشه حرم است
هست دامادِ همین خانه اَباعَبْدِاللّه

چادری روی سر از هدیه زینب دارد
شهربانوی شبستان اَباعَبْدِاللّه

ماه من آمدی و اهل مدینه تا صبح
می‌شنیدند علی‌جانِ اَباعَبْدِاللّه

شانه‌اش را به گمانم که تکان داد حسن
بسکه مات است دو چشمان اَباعَبْدِاللّه

سفره‌داری تو بوده است نخوردیم اگر..‌
..نان هر سفره بجز نانِ اَباعَبْدِاللّه


من تو را خواسته‌ام وقت دعا  دیگر هیچ
برسانید مرا سمت خدا  دیگر هیچ

از خدا عمر طلب کرده‌ام آقا که شوَم
عاقبت کارگرِ صحن شما دیگر هیچ

حرمی مثل نجف... لحظه‌ی آخر آنجا
سر گذارم زیرِ ایوان طلا دیگر هیچ

غرق در کاشی و فواره و آئینه که نه
غرق در نور تو  از هرچه رها... دیگر هیچ

هیچم و کاش که بر هیچ نظر اندازی
بس بوَد این  من و اجدادِ مرا دیگر هیچ

این سه‌شب کاش که زهرا بنویسد عیدی
ما و یک عمر نجف کرببلا دیگر هیچ

هرچه خواندیم به غیر از تو زیان بود زیان
ما چه خواهیم از این عمر ، تو را دیگر هیچ


کیسه بر دوش قدم باز به ویرانه بزن
ما گداییم شبی هم درِ این خانه بزن


اِذن اگر بود به شمشیر نشان می‌دادی
دشت را با دَمِ تکبیر تکان می‌دادی

اِذن اگر بود علی را به اُحد می‌دیدند
وقت پیکار به میدان هیجان می‌دادی

یا حسن می‌شدی و قلبِ جمل می‌لرزید
بر رگِ خشکِ شجاعت ضربان می‌دادی

اِذن اگر بود به هنگامِ علمداریِ خویش
با دَمِ تیغ چه حالی به یَلان می‌دادی

تو بنا نیست بجنگی که ببینند که بر..‌.
...ملک‌الموت در این معرکه جان می‌دادی

تا رسد بر تو و تا رَدِ تو را گُم نکند
صبر می‌کردی و بر مرگ امان می‌دادی

گرچه تیغی نزدی  جامع‌الاضدادِ  زمین
درسِ مردی و شرافت به جهان می‌دادی


در مناجاتِ تو شمشیرِ علی را دیدیم
با تو الطافِ نفس‌گیرِ علی را دیدیم


من که از خاکِ خراباتِ توام بسم‌الله
سائلِ کوچه‌ی خیراتِ توام بسم‌الله

که ابوحمزه شوم تا سحرت درک کنم
آمدم بر سرِ میقات توام بسم‌الله

یا سعید ابن جُبَیرَت بشوم داد زنم
جرعه‌ای تشنه‌ی آیاتِ توام بسم‌الله

روزیِ ماتَ سعید عاشَ سعیداً با توست
چشم بر زلفِ عنایات توام بسم‌الله

گرچه پنهان زِ همه  خادمِ حجاج شدی
کعبه‌ای رو به ملاقاتّ توام بسم‌الله

که مرا اهل فیوضاتِ خداوند کنی
سالها پایِ مناجات توام بسم‌الله

مُصحفِ فاطمه را مُصحفِ تو معنی کرد
با صحیفه همه شب مات توام بسم‌الله


خط به خط پیش تو تعبیرِ علی را دیدیم
سال‌ها اشکِ سرازیرِ علی را دیدیم


سحرِ فاطمه ما را به سحر برگردان
 سمتِ سجاده‌ی خود بارِ دگر برگردان

چشمِ شوریده‌ی ما را تو به دریا برسان
چشمِ خود را سوی ما نیم نظر برگردان

خاکِ ما خورده تَرَک حضرت باران دریاب
نخلِ خشکیده‌ی ما را به ثمر برگردان

یک نفَس آه بکش تا که بسوزیم از آه
باز این سوزِ جگر را به جگر برگردان

از درِ خیمه صدایت چقدر بی‌جان است
ای به امر تو قضا زود قَدَر برگردان

عمه می‌گفت که رحمی ، پسرِ سعد ببین
او که اُفتاده زمین  تیغ و تبر برگردان

گفت با شمر سنان بوسه به حنجر زده‌اند
پیکرش را تو بیا  سمتِ دگر برگردان


آه بیمارِ حرم  اینهمه از حال نرو
با عصا خاطرِ زهرا سویِ گودال نرو

#حسن_لطفی

@raziolhossein
3
05:24
#حضرت_شهربانو_سلام_الله_علیها



سلام ای گنجِ برجا مانده از شاهان ساسانی
تویی باغِ بهشتِ کاخ‌های رو به ویرانی

سفر از خانه‌ی اجدادی‌ات شد سِیرِ معراجت
سفر از فرش تا عرش، از اهورا تا مسلمانی

اسیرت خوانده‌اند آنان که از نسلِ اسیرانند
به بندِ بانی آزادی‌ات دنیاست زندانی

تو اهلِ خانه‌ی اسرارِ عرشی مَحرم سِرّی
غریبه نیستی، همشهری مِنّای سلمانی

از این پس رعیتت هستند شاهان، شاه‌بانوها
از این پس شهربانویی و شه‌بانوی سلطانی

تو اُم‌ُّالسَّجده‌ای اُم‌ُّالدُّعایی مادرِ نوری
فراسوی زبان، اُم‌ُّالصَّحیفه اُم‌ِّقرآنی

تو اُم‌ُّالرّوضه‌ای اُم‌ُّالبُکایی مادرِ ابری
تویی اُم‌ُّالخِطابه، مادرِ باران و طوفانی

عروسِ خاندانِ آبی اما تشنه‌ی اشکی
برای آب، از روزِ مبادا روضه می‌خوانی

تو اقیانوسِ اشکِ روضه‌خوانان را عَجَم‌رودی
تو پیوندِ شهیدِ کربلا با خاکِ ایرانی


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
05:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 236.3 KB
#ياعلى_بن_الحسين🌺

همه سرمستِ چراغانیِ بین الحرمین
با بقیعِ تو و با قبر ِ خرابت چه کنیم؟


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
05:24
#امام_حسین_ولادت



بعد بسم الله گفتن، چشم ما تر میشود
حال ما بیچاره ها با گریه بهتر میشود

هر سحر از چاه چشمم، آب بیرون می کشم
قطره قطره گریه در این نهر، کوثر میشود

در تقرب باید از اظهار فضلم کم کنم
هرکسی اینجا زمین خورده است، سرور میشود

آبروی خویش را خرج ولایت می کنم
یک برابر خرج من، صدها برابر می شود

کام من با خاک تربت وا شد و آب فرات
این شده که طفلِ طفلم نیز نوکر میشود

دلبری که پیر شد از چشم می اُفتد ولی
نوکری که پیر شد، بسیار دلبر می شود

سائل گنبدْ طلا ... چیزی نمیخواهد جز او
زائر او بی نیاز  ... از معدن زر میشود

هرچه داریم از گدایی حسین فاطمه است
پشت این در خستگی ما فقط در میشود

روسیاهان را خبر کن ... بال در می آورند
صاحب جرم است فطرس، صاحب پر میشود

حاجت صدها نفر افتاده دست یک نفر
یک نفر که روح و ریحان پیمبر میشود

سوم شعبان تجلی امام کربلاست
آن کسی که دومین فرزند حیدر میشود

کف بزن! به کوری چشم حسودان حسن
فاطمه بعد از حسن هم، باز مادر میشود

هرکجا ابن الحسن دیدی بگو ابن الحسین
زنده نسل مجتبی از این برادر میشود

ما کجا و کشتی نوح نبی ... آقا که هست
در میان موج غم، این اسم ... لنگر میشود

کشتی ارباب در موج بلا افتاده است
آنچه می ترسید از آن زینب، مقدر میشود

کاروان راهی شد و اصغر ز خواب خوش پرید
از همه غمگین تر این ایام، هاجر میشود

دخترش با گوشواره گرچه زیباتر شده
این دو تا زیور بلای جان دختر میشود

گفت زینب ای برادر؛ این چه حج واجبی است
که بجای موی سر، جسم تو بی سر میشود

با همین انگشترت، دستی سر زینب بکش
دستِ بی انگشترت، کابوس خواهر میشود

فکر قحط آب بودی، مشک هم برداشتی
چه کنم بعد تو تا قحطی معجر میشود


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
2
05:24
#امام_حسین_ولادت
#رباعی

آواز خوش رسیل نوش جانت
آن نغمه‌ی بی بدیل نوش جانت

یا مَن هوَ مهدهُ ضیاء الملکوت
لا لایی جبرئیل نوش جانت


#مصطفی_هاشمی_اهری


ان فی‌الجنة نهر من لبن
لعلیٍ و حسین و حسن

@raziolhossein
1
05:24
#امام_حسین_ولادت
#امام_حسین_علیه_السلام


آمد همان که علتِ شیدایی من است
از وصف این شکوه زبان نیز الکن است
چشمِ علی به دیدنِ این ماه روشن است
فطرس بیا !  که لحظه ی حاجت گرفتن است
دریا رسیده است که سیراب مان کنند
امشب بناست صاحب ارباب مان کنند

امشب بناست خاک زمین کیمیا شود
درهای آسمان به رویِ خلق وا شود
امشب دوباره فاطمه حاجت روا شود
امشب بناست کل زمین کربلا شود
مجنون کجاست ؟حضرت لیلا رسیده است
تنها پناهِ زینب کبری رسیده است


قنداقه ی حسین که حبل  المتین ماست
هر جا که نام اوست بهشت برین ماست
ما نوکریم... نوکری اش کُلِ دین ماست
مُهر غلامی اش همه جا بر جبین ماست
بی راهه نیست محو شکوهش شدیم ما
آری سوار کشتی نوحش شدیم ما


همراه با تلاطم دریا بگو حسین
شادی قلبِ حضرت زهرا بگو حسین
تا بشنوند مردم دنیا.. بگو حسین
امشب کنار زینب کبری بگو حسین
این نامْ تا همیشه جنون می دهد به ما
حی علی الحسین، سلیمانِ کربلا


در خاکِ ماست ذره ای از خاکِ تربتش
بی انتهاست تا ابد الدهر رحمتش
اما چه شد شکسته شد آن روز حُرمتش
در قتلگاه بود و ندادند مهلتش
در کنج قتلگاه تنش چاک چاک بود
رأسش به روی نیزه ، تنش روی خاک بود


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
05:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 192.6 KB
هرکس که دلش شوروشعف می گیرد
فانوس امید را به کف می گیرد

ازیمن ولادت حسین بن علی
عیدی زکف شاه نجف می گیرد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت
#رباعی


آیینه‌ای و درست مانند حسین
لبخند تو انعکاس لبخند حسین

در محضر فاطمه عزیزی تو چقدر
داماد حسن هستی و فرزند حسین

#سیدمحمدجواد_شرافت
@raziolhossein
05:24
#امام_سجاد_ولادت


دل از خدا نَبَرد کس مگر علی باشد
و بر شکوهِ محمد نگر علی باشد

حقیقت است که زهرا چنان علی شده که..
..برای فاطمه نام دگر علی باشد

علی و فاطمه، احمد شدند این سه نفر
کمیست فاطمه و بیشتر علی باشد

میان خلقت حق دوزخی نخواهی یافت
امامِ جمعِ خلائق اگر علی باشد

قرار هست که در خانه‌ی حسین از عشق
پدر چنان که علی شد پسر علی باشد

کم است هرچه بگویم، کم است پیش حسین
میان خانه‌ی او هر قدر علی باشد


رسید مثل پیمبر  رسید عین علی
سلام ای علی  دوم حسین علی


مدینه است اسیر حدیث گیسویش
و مکه غرق نماز است رو به اَبرویش

سلامِ صبح و شبِ شهرها و بانوها
نفَس نفَس به حسین و به شهربانویش


عروس، فاطمه  آورده است از ایران
که گشت کل جهان و  ندید چون رویش

علی‌است عاقد و شاهد علی‌است رو به عروس
حسین این طرفش زینب است آن سویش

به جای فاطمه، ام‌البنین بغل کردش
شده است هدیه‌ی ام البنین النگویش


بهشت با همه خوبی  هلاک ایران است
حسینِ فاطمه داماد خاک ایران است


اگر حسین علی ضرب در حسن بشود
امام بعدی‌اش  از هر نظر حسن بشود

امام چهارم ما لب به لب حسین است و
امام چهارم ما سر به سر حسن بشود

عزیز فاطمه داماد مجتبی گردید
پدر حسین و پدرزن اگر حسن بشود

امام‌ها همگی بعد از این  حسن زاده‌اند
که هشت امام از این رهگذر حسن بشود

قسم به فاطمه بنت‌الحسن که فاطمه خواست
زِ هشت امام اگر جلوه‌گر حسن بشود


امامِ راه حسن، ای  دوامِ راه حسین
سلام حضرت سجاد خانه‌ی حسنین


بنا نبود بجنگی اگر بنا می‌شد
تمام قامت تو شکل مرتضی می‌شد

بنا نبود وگرنه زمان رزم تو هم
زمین کرب و بلا غرق لافتی می‌شد

چه سخت است علی باشی و نگیری تیغ
که با تو تیغ دودَم غرق مرحبا می‌شد

اگر علَم به زمین می‌زدی به تو سوگند
که کوفه با همه‌ی شام جابجا می‌شد

خدا نخواست وگرنه خدای شاهد هست
زمین کرب و بلا تازه کربلا می‌شد

و امتحان تو از جنگ سخت‌تر شده بود
همان زمان که حسین از حرم جدا می‌شد


شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت


من از تبار کویرم از این سفالی‌ها
تو از دیار خدایی از آن حوالی‌ها

کریم هرچه بریزد دوباره می‌‌ریزد
تصدقت نظری کن به دستْ خالی‌ها

بکش عبای سپیدت شبی به روی سرم
که صبحدم بشوم من هم از ثمالی‌ها

چه حیف شد که برایت حرم درست نشد
که سر به سجده گذاریم روی قالی‌ها

چه حیف شد که نداری ضریح تا برسد
مسیر برکه‌ی اشکت به خشکسالی‌ها


اگر ضریح نداری صحیفه که داری
هنوز حضرت اشکی هنوز می‌باری


کنار گریه‌ی تو صبح و شام  کم آورد
دو چشم زخمی تو نه، غلام کم آورد

همه به روی حسین و حسین زیر قدم
که سینه‌اش نفَس از ازدحام کم آورد

رسید عمه ولی تازه سر جدا شده بود
دوید سمت حرامی... دوگام کم آورد

زِ پشت، ضربه‌ی سنگ و زِ پیش رو شلاق
بگو عزیزِ دلِ ما کدام کم آورد

رها نمود و خودش رفت از میان گذر
که نیزه‌دار هم از سنگِ بام کم آورد

نه کربلا و نه کوفه  نگفت زینب هیچ
ولی حراجیِ بازارِ شام کم آورد

هنوز در جگر شیعه  های هایِ تو است
و کربلا همه مدیون گریه‌های تو است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
3
05:24
#امام_سجاد_ولادت


از عشق عـلی شد دل ما سرخوش وآباد
ما باغمش افسرده ایم ...از شادی او شاد

اَلمِنَتُ و لِلّه...که در این قافله هستیم
از طایفه ی مادریِ حضرت سجّـاد


#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
29 January 2026
ش
02:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 34.4 KB
02:33
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 51.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 135.8 KB
این شعر ، سرود عالم بالا شد
تبریک ، حسین بن علی بابا شد
همنام علی ، شبه محمد یعنی
میلاد علی اکبر لیلا شد

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


آسمان باز پر قمر شده است
شب اندوهمان سحر شده است
به همه سائلان نظر شده است
چونكه اربابمان پدر شده است
آمد از راه قرص ماه حسين
دومين حيدر سپاه حسين

خلق و خويش پيمبرى ديگر
على اكبر نه،حيدرى ديگر
پهلوان دلاورى ديگر
تو بگو شير لشكرى ديگر
هست پيغمبرى سراپايش
به عمو رفته قدوبالايش

چهره اش ماه آسمان حرم
سايه اش قوت زنان حرم
حنجرش گرمى اذان حرم
چشم بد دور از جوان حرم
مثل عباس سايه ی سرهاست
سرپناه تمام خواهرهاست

آمد از هر نظر على باشد
از همه بيشتر على باشد
بازهم يك نفر على باشد
چقدر اين پسر على باشد!
مثل حيدر قويست او عزمش
چند بيتى بگويم از رزمش

بين گرد و غبار مى آيد
روى مركب سوار مى آيد
پسر ذوالفقار مى آيد
حيدر روزگار مى آيد
عشق مى ريزد از سر و رويش
ذوالفقار است تيغ ابرويش

پاش تا در ركاب مى افتد
دشت در پيچ و تاب مى افتد
سر ز تن بى حساب مى افتد
به تلاطم عقاب مى افتد
بهت در چشمهاى اين دشت است
بسكه در حال رفت و برگشت است

خوب فهميده رزم فن دارد
هنر جنگ تن به تن دارد
فن از روبرو زدن دارد
اين شگرد از عمو حسن دارد
آى لشكر ببين جوان اين است
پسر شير نهروان اين است

خشم او تيغ و نيزه وشدير است
هرنگاهش دو قبضه شمشير است
چقدر رزم او نفسگير است
نوه ی شير غالبا شير است
تيغ مى زد همين كه از چپ و راست
ازحرم بانگ ياعلى برخاست

رزم با اين جوان گره خورده
حنجرش با اذان گره خورده
در دهان ها زبان گره خورده
ابرويش آنچنان گره خورده
كه همه ياد حيدر افتادند
ياد آن روز خيبر افتادند

رعد و برق است يا كه طوفان است
كه دقيقا ميان ميدان است
يا جوان حرم رجز خوان است
روى لب هاى عمه ها جان است
شور و غوغاست در دلش هرچند
دارد ارباب مى زند لبخند

مى رود دشت را به هم بزند
وسط معركه علم بزند
خواست تا حرف مى روم بزند
ديد بايد كمى قدم بزند
پيش چشم پدر جوان مى رفت
داشت ازجسم شاه جان مى رفت

رفت در نيزه زارها افتاد
بين گرد و غبارها افتاد
زير پاى سوارها افتاد
وسط نيزه دارها افتاد
پاى نيزه به پيكرش وا شد
به زمين خورد اربااربا شد

#علی_زمانیان

@raziolhossein
1
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

از صورت چون ماه پيمبر خواندند
از هيبت و اقتدار حيدر خواندند

شد جلو‌هٔ احمد و على، آینه‌ای
آن آينه را علیِّ اکبر خواندند

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

فروغ چهره خوبان، شعاع طلعت توست
کمال حُسن تو، مدیون این ملاحت توست

به خَلق و خُلقِ رسول و به منطقِ نبوی
فزون‌تر از همه کس، در جهان شباهت توست

از این شباهت بی‌حد، در اشتباه افتند
که این ولادت طاهاست، یا ولادت توست

ز خال روی تو، پیدا سیادت تو بود
ز حُجب فاطمه، یک سایه هم به طلعت توست

ز احمد و ز حسین و، ز حیدر و زهرا
نشانه‌ای به سراپای سرو قامت توست

به پیکر تو مجسم، لطافت روح است
عجب بود که درین خاکدان، قامت توست

نگاه مهر تو، غارتگر دل پدر است
عیان به چشم سیاهت، غم شهادت توست...

عجب نباشد اگر، بر «حسان» کنی احسان
که لطف و مرحمت بی‌شمار خصلت توست


#حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


در آن وادی که می‌خوانند اهل آسمان از تو
به جانش لرزه می‌افتد اگر گوید زبان از تو

رها شد گیسویت شب شد؛ رخت رو گشت صبح آمد؛
زمین نقشی ندارد پس پدید آمد زمان از تو

به دنیا آمدی درهای جنّت یک به یک وا شد
گرفته اعتبارش را مفاتیح الجنان از تو

شب میلاد تا معراج آغوش پدر رفتی
عجب اوجی که جا مانده‌ست هر چه کهکشان از تو

منم تسلیم حکم قاطع ابرو و مژگانت
بیا صیاد! جان از من؛ بزن تیر و کمان از تو

جوانم، آرزو دارم کنم وقفت جوانی را
بگیرم حاجتم را کاش در روز جوان از تو

به قدری لحن تو در خاطر هر مأذنه مانده‌ست
که صحبت می‌کند انگار بانگ هر اذان از تو

خدا عباس را هم‌رزم تو کرد و به این ترتیب
میان پهلوانان ساخت مردی قهرمان از تو

چنان از هر نظر همچون نبی هستی، که حیرانم
تو داری از پیمبر یا که او دارد نشان از تو؟

"طریق عجز می‌پویم؛ نمی‌دانم چه می‌گویم؟"
همان بهتر که می‌گویند اهل آسمان از تو

تویی در جمع فرزندان زهرا کوکب الثّاقب
علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب


#حامد_تجری

@raziolhossein
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


شاه امروز آفریده شاهکار دیگری
احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری
لشکر ارباب میگیرد وقار دیگری
مرتضی باید بسازد ذوالفقار دیگری
بیشتر امشب شب خوشحالی سقا شده
چونکه حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده

او برای زینب کبری رکاب آورده است
عمه زینب هم برای او نقاب آورده است
هدیه ای را هم برایش بوتراب آورده است
مرکبی در شان پیغمبر....عقاب آورده است
نیست جایی خوش قدو بالاتر از این آینه
ام لیلا تکیه زد بر جایگاه آمنه

از فراز خانه اش نور کرامت می گذشت
قدر او که هیچ قدش از قیامت می گذشت
غرق در ذات خدا بود از علامت می گذشت
شیر دارد بی امان با شیر بازی می کند
تا که اکبر با عمو شمشیر بازی می کند

پهن کرد از دست خود بر خواهرش سجاده ای
بعد پیغمبر به او دل داده هر دل داده ای
ای فقیران سفره دارد ، سفرۀ آماده ای
اوست آقا زاده ام آن هم چه آقا زاده ای
در مقام او جهانی بانگِ یا هو می زند
وقت مدحش ناصرالدین شاه زانو می زند

وقت معراجش رسول و وقت خیبر مرتضی
بین خانه چون پیمبر ؛ بین لشکر مرتضی
سر ، رسول الله هست و هست پیکر مرتضی
نیمی از پیکر نبی و نیم دیگر مرتضی
دست هایش چون که بر هم سخت محکم می شود
باز هم عید غدیر خم مجسم می شود

مثل مادر آسمان ها را تماشا میکند
آسمان در گیسویش خورشید پیدا می کند
کیست این آقا که ما را نیز آقا می کند
خواهر کوچکترش هم کار زهرا می کند
صاحب بالاترین عنوان و منصب می شود
شانه ی او تکیه گاه عمه زینب می شود

کعبه از شش گوشۀ ارباب کم می آورد
نام او افلاک را زیر قدم می آورد
صحبت از شش گوشه شد ؛حرفی که غم می آورد
باز هم دارد مرا سمت حرم می آورد
هرچه باداباد من این روزها لیلایی ام
هرکه جایی را پسندد من که پایین پایی ام

مرهمی بعد از تو بر داغ پدر پیدا نشد
خواست برخیزد حسین بن علی از جا نشد
خواست جسمت را بگیرد در بغل اما نشد
آخرش هم پیکر تو در عبایش جا نشد
داد زد بابای پیرت ، آه زینب ، اکبرم..
ای جوانان بنی هاشم بیایید از حرم

#مجید_تال

@raziolhossein
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

این شعر ، سرود عالم بالا شد
تبریک ، حسین بن علی بابا شد

همنام علی ، شبه محمد یعنی
میلاد علی اکبر لیلا شد

#محمود_ژولیده

...


عطر تنشان عطر نسیم است انگار
بوی خوش قرآن کریم است انگار

سیمای علی‌اکبر و پیغمبر
سیبی‌ست که از وسط دو نیم است انگار

#هادی_فردوسی
......


الله عیان به هیبت اکبری اش
بوسید اذان از آن لب کوثری اش

مصداق برای آیه ی اَنفُسَنا ست
با نام علی ، جمال پیغمبری اش

#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح


ای که بر روشنای چهره‌ی خود نور پیغمبر سحر داری
نوری از آفتاب روشن‌تر رویی از ماه خوب‌تر داری

تو کدامین گلی که دیدن تو صلواتی محمدی دارد
چقدر بر بهشت چهره‌ی خود رنگ و بوی پیامبر داری

هجرتت از مدینه شد آغاز کربلا شاهد مقام تو بود
کوفه چون شام ماند مبهوتت تا کجاها سر سفر داری

باوری سرخ بود و جاری شد «اَوَلَسْنا عَلَی الحَق» از لب تو
چه غرور آفرین و بشکوه است مقصدی که تو در نظر داری

با لب تشنه بودی و می‌سوخت در تف کربلا پر جبریل
وقت معراج شد چه معراجی، ای که از زخم بال و پر داری

از میان تمام اهل جهان عرش پایین پا نصیب تو شد
عشق می‌داند و جنون که چقدر شوق پابوسی پدر داری

شوق پابوسی تو را داریم حسرت آن ضریح شش‌گوشه
گوشه‌چشمی، عنایتی، لطفی، تو که از حال ما خبر داری

در مدیح تو از مدایح تو یا علی هر چه بیشتر گفتیم
با نگاهی پر از عطش دیدیم حُسن ناگفته بیشتر داری

#محمدجواد_شرافت

@raziolhossein
02:35
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست
هر جا تب عشق است، دل در به دری هست

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند
هر جا که شلوغ است یقینا خبری هست

اجداد من از دیر زمان عاشق عشقند
دیدید که در طینت ما هم هنری هست

بازار مرا با قدمت گرم نکردی
یک چند غلامی که بیایی ببری هست

در غیبت شه روی به شهزاده می آرند
صد شکر که در خانه آقا پسری هست

هر جا قد وبالای رشیدی است، یقینا
دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

یا حضرت ارباب،دمت گرم و دلت شاد
یا حضرت ارباب کرم،خانه ات آباد

داریم همه محضر تو عرض سلامی
تو شاهی و ما نیز هر آنچه تو بنامی

تا خانه ی آباد شما بنده پذیر است
نامرد ترینم نکنم میل غلامی

ای قامت قد قامت تو عین قیامت
قربان قدت صد قد و بالای گرامی

تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی
پس لطف بفرما وبفرما که کدامی؟

تو مفترض الطاعه ترین واجب مایی
هر چند امامت نکنی، باز امامی

هر کس که هوای پدری داشته باشد
خوب است که همچین پسری داشته باشد

انگار رسول است، نمایی که تو داری
انگار بتول است ،صدایی که تو داری

بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی
با این قد انگشت نمایی که تو داری

باید که برای تو کرم خانه بسازند
از بس که زیاد است گدایی که تو داری

از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است
از سفره ی پر جود و سخایی که تو داری

تو آنقدر از خویشتن خویش گذشتی
که منتظر توست، خدایی که تو داری

کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند
بگذار که عشاق به پای تو بمیرند

ای سیر کمالات همه تا سر کویت
ای آب فرات لب من آب وضویت

ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی
مانند حسن جود بود عادت و خویت

عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند
ماتند ابوالفضل و حسین از گل رویت

پایین قدمهای حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت

اینقدر مزن آب به سرخی لب خود
حیف است که پیچیده شود اینهمه بویت

حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند
باید که مرا عبد غلامان تو خوانند

ای زاده ی زهرا جگرت میرود از دست
امروز که دارد پسرت می رود از دست

ای کاش که بالای سرش زود بیایی
گر دیر بیایی ثمرت می رود از دست

بد نیست بدانی اگر از خیمه می آیی
با دیدن اکبر کمرت میرود از دست

افتادنت از زین پدرت را به زمین زد
برخیز و گرنه پدرت می رود از دست

برخیز که عمه نبرد دست به معجر
بر خیز به جان من و این عمه ات، اکبر

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1058×1280, 294.5 KB
پایین قدم‌های حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر قبطه خورٙد بر تو عمویت

#علی_اکبر_لطفیان

@raziolhossein
1
ش
03:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


امشب به زمین خلد مخلد شده پیدا
نادیده رخ خالق سر مد شده پیدا
در بیت ولا روی محمد (ع) شده پیدا   
با خلق بگوئید که احمد شده پیدا
حق داده به شاه شهدا دسته گل امشب                      
تبریک بگوئید به ختم رسل امشب

خیزید که حورا غزل عشق سروده          
آئید که از کعبه علی جلوه نموده
فرزند حسین بن علی چهره گشوده       
دل از پدر و زینب و عباس ربوده
                         
پیداست در او جلوه پیغمبر و الش                  
گل بوسه گرفته حسن از ماه جمالش

بر ، داد به هستی شجر عصمت لیلا      
حورا ز بهشت آمده بر خدمت لیلا         
انداخت گل از وجد و شعف طلعت لیلا  
لبخند زند فاطمه بر صورت لیلا
                                
با آمنه گوئید عروست پسر اورد                       
سر تا به قدم مثل تو پیغامبر اورد

در ظلمت شب مرغ سحر خوش خبری کرد          
خورشید حسین بن علی جلوه گری کرد
بیرون شد و بر نسل جوان راهبری کرد                
طفلی که به مخلوق دو عالم پدری کرد
                                
بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد                   
بر درد شفا داد شفا داد شفا داد

او باقی و خوبان دو عالم همه فانیش                          
پیران همه مرهون عنایت به جوانیش
تا آن سوی عالم اثر لطف نهانیش            
صد باغ بهار است به یک برگ خزانیش
                       
او قلب نبی عشق علی جان حسین است              
جانش نتوان گفت که جانان حسین است

زینب شده محبوب به سیمای نکویش                
لیلا زده از پنجه دل ، شانه به مویش
به خنده گشودند همه دیده بسویش       
از بوسه عباس گل انداخته رویش
                               
تا دید پدر طلعت نورانی او را
بوسید سر و صورت و پیشانی او را

این است که رخ رنگ شد از خون خدایش
این است که بوسند سر و رو ، شهدایش
لین است که جان همه عالم بفدایش       
این است که گفته است معاویه ثنایش
                    
نامش علی و اشبه مردم برسول است                             
ریحانه ریحانه زهرای بتول است

این یوسف لیلاست که یوسف شده ماتش          
پیوسته فرستاده ز کنعان صلواتش
هم محو کمال آمده هم محو صفاتش                            
آثار محمد (ع) متجلاست ز ذاتش
                                    
یعقوب اگر صورت زیباش ببیند                              
از شوق دگر بر یوسف ننشیند

ای خیل ملائک ز سما لاله فشانید           
امشب شب عید است همه مدح بخوانید
عیدی خود از یوسف زهرا بستانید       
از جام طهورا همگان را بچشانید
                             
با شادی و با خنده و با زمزمه امشب       
تبریک بگوئید به زهرا و به زینب

ای سایه ای از قامت و قد  توقیامت      
وی موکب دل را سر کوی تو اقامت
اسلام ز زخم بدنت یافت سلامت          
زیباست بر اندام تو دیبای امامت
                             
لطفی که به سوی حرمت راه بپوئیم      
میلاد تو را پیش تو تبریک بگوئیم

تو مهر فروزان سماوات هدائی          
تو مثل عمو چشم و چراغ شهدائی
تو زنده به عشقی و در این راه فدائی   
تو خون خدا و پسر خون خدائی     
                     
با عشق تو ز آغاز سرشته گل "میثم                  
تو در دلی و هست مزارت دل "میثم"

                                    
#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×490, 65.4 KB
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


از عرش صدای یاعلی می آید
اینگار که مرتضی علی می آید

با دیدن رخسار علی اکبر
گفتند که مصطفی علی می آید


@raziolhossein
03:53
#حضرت_علی_اکبر_ولادت



الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن

ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی
****
مبارک باد بر ثارالله‌ این جانِ حسین است این
ببوسیدش بخوانیدش که قرآن حسین است این
دُرِ دریای رحمت زیب دامان حسین است این
چراغ ماه، یا خورشید تابان حسین است این؟

شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم
حسن بینم علی بینم نبی بینم خدا بینم

امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش
صدای «یا علی» آید به گوش از تـار هر مویش
علی خصلت،علی هیبت،علی خلقش،علی خویش
عجـب نبْـوَد که بابـا بوسـه آرد بـر دو بازویش

علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین
به روی دست لیلا حضرتِ عباسِ دیگر بین
****
خداوندا چه خوانم گر نخوانم روح ایمانش
حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش
دهان و چشم و ابرو: کوثر و تطهیر و فرقانش
حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش

وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید
یقین دارم که صورت‌آفرینش آفرین گوید


سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او
عجب نبْوَد اگر جبریل وحی آرد برای او
دوای درد جان ارا دل در خاک پای او
بهشـت روح ثـارالله حسـن دلربــای او

امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد
امام مجتبی همچون برادر دوستش دارد
****
قیامت قامتان بستند قامت بهر تعظیمش
هزاران بوذر و مقداد و سلمانند تسلیمش
سر و جان همه خوبان عالم باد تقدیمش
علـوم اوّلیــن و آخـرین محتاج تعلیمش

نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این
حسین‌بن‌علی را جان، علی‌بن‌الحسین است این

چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش
چه خورشیدی که از خورشید دل برده است تصویرش
بـه هنگـام رجـز تکبیـر مـی‌نازد بـه تکبیرش
شجاعت رنگ می‌بازد به پیش برق شمشیرش

«کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش
«ادب»خاک کف پایش،«شرف»ریگ ته جویش
****
الا ای خضرِ رحمت تشنه‌کامِ لعلِ لب‌هایت!
خجل گردیده زیبایی، ز شرم روی زیبایت
زیــارت نامــۀ زوار ثــارالله، سیمــایت
حسین ابن علی گردیده محو قد و بالایت

جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت
سر و جان خاک درگاهت، دل بابا به دنبالت


همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو
شهیدان فضیلت را چراغ راه یعنی تو
محمّد را تجلای جلال و جاه یعنی تو
ولــی‌الله فرزنــدِ ولــی‌الله یــعنی تو

تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی
تو هم دلبند توحیدی تو هم فرزند قرآنی
****
تو وجه اللّهی و از احمد مختار دل بردی
تو سیف اللّهی و از حیدر کرار دل بردی
تو از خون خدا در مکتب ایثار دل بردی
تو حتی از عدو در عرصۀ پیکار دل بردی

تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را
تو از بار مضامین سبز کردی نخل «میثم» را

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:53
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

گربعدرسول ديده تركردحسين
باغم شب خويش راسحركردحسين

هرگاه كه دلتنگ رسول الله شد
برچهره اكبرش نظركردحسين

#سیدهاشم_وفایی
.......

آیینه وجه ازلی می آید
مرآت رسول و هم ولی می آید

از کعبه خانه اباعبدالله
چون کعبه ببین فقط علی می آید

#عبدالحسین
......

از هر چه جوان در عالم او سَرتر بود
حیدر صفت و دلاور و دلبر بود

با چهره ی او "غدیر" ثابت میشد
از بس که "علی" شبیه "پیغمبر" بود...!

#محسن_کاویانی
.......

این لیله میلاد مبارک ارباب
این شاخه شمشاد مبارک ارباب

لیلا پسر آورده برایت امشب
بابا شدنت باد مبارک ارباب

#عبدالحسین
.......

نوزاد حسین جلوه اش مصطفویست
دقت که کنی خَلقاً و خُلقاً نبویست

تبریک بگویید به ارباب که او
نامش ، نسبش ، خودش ، جمالش علویست

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
03:53
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


جمال حضرت حق بی نقاب می آید
ز مشرق دلمان آفتاب می آید
به ربنای قنوتم جواب می آید
گل محمدی بوتراب می آید
خدا به خانه ی ارباب احمد آورده
بیا حسین که لیلا محمد آورده

رسیده تا که شود جلوه ی جلال حسین
جلال ذات خداوندی جمال حسین
علی اکبر آقا، بزرگ آل حسین
موذن پسر فاطمه، بلال حسین
حسین، اکبر خود را بگیر از لیلا
خودت به گوش علی ات، اذان بگو آقا

چه آفتاب نجیبی، چه مهربان قمری
چه سرو خوش قد و بالایی و عجب ثمری
تبارک الله از این معجزه، از این هنری
کسی که هستی خلقت، طفیلی سر اوست
تمام هستی او این علی اکبر اوست

«علی اکبر ربّ و علی اکبر بالا
علی اکبر یاسین، علی اکبر طاها
علی اکبر حیدر، علی اکبر زهرا
علی، علی حسین و علی زینب کبری»۱
به لوح سینه نوشته حسین، این مضمون
شدند عالم و آدم به این علی مجنون

علیست کوثر زهرا، حقیقت حیدر
عنایتش به دو عالم، عنایت حیدر
کسی که در جگر اوست، جرأت حیدر
شجاعتش شده مثل شجاعت حیدر
علیست جلوه ی حیدر، علیست خیرالناس
شده است محو نبردش، عموی او عباس

ظهور کرده که حق بر کفش علم بدهد
به دشمنان پدر، کیفر عدم بدهد
علی شده که شکوهی به باورم بدهد
خدا هزار پسر بر حسین هم بدهد
به اذن اُمّ اَبیها، همه علی هستند
شبیه حضرت حیدر همه یلی هستند

اگر که باد بیفتد به سمت گیسویش
اگر که موج نشیند به طره ی مویش
خدا نکرده، خم افتد به روی ابرویش
حسین می شود آشفته، می دود سویش
مباد آنکه علی زخمی گزند شود
تنش به ناز طبیبان نیازمند شود

کنار اهل حرم سایه اش نقاب شده
به دور زینب کبری، علی حجاب شده
برای عمه ی خود، چون عمو رکاب شده
چقدر حال حرم بعد او خراب شده
نوشته اند سه ساله بدون او خسته است
رقیه بر علی اکبر چقدر وابسته است


۱-تغییر وزن عمدی بوده است

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
1
03:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×439, 88.6 KB
یاعلی‌بن‌الحسین

خدا هر چه پسر بر او بیارد
"حسین" اسم "علی" را میگذارد
الهی کور باشه چشم دشمن
حسین اسم "علی" را دوست دارد🌹


@raziolhossein
03:54
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


جان تازه به تن خسته و بی تاب تویی
ما همه خاک ترین و گهر ناب تویی
چهره ات داد گواهی خودِ مهتاب تویی
نو رسیده ؛ پسر حضرت ارباب تویی


نفس و هستی آرام دل و جان حسین
جان ِعالم به فدای لب خندان حسین


آمدی روز کنی نیمه شب دنیا را
بنِشانی سر جا هیمنه ی دریا را
بکشانی پی خود دلشده ی شیدا را
خنده آورده ای امروز لب لیلا را


در ِ این خانه کرم روی کرم بار شده
همه جا پخش شده شاه پسردار شده


پای تو سرو قدی نیست مگر افتاده
دلبری نیست که با دیدن تو دل داده
در حصار تو که ماندیم شدیم آزاده
مات و مبهوت صدای تو موذن زاده


ای به قد قامت تو نماز قامت بسته
به قد و قامت ِ تو کارِ قیامت بسته


از بزرگیت به هر کوچه و برزن گفتند
به تو با آن قد و بالات تهمتن گفتند
به پیمبر شدنت خَلقا و خُلقا گفتند
بخدا مدح تو را دوست و دشمن گفتند


هیچکس لایق آن نیست شود بالا دست
تا زمانی که در این خاک علی اکبر هست


پدرت خیره شده بَه چه نگاهی داری؟
با همان تیغه ی ابروت سپاهی داری
فنّ مخصوص خود توست سلاحی داری
غیر حفظ حرم عشق گناهی داری !؟


به هم آمیخته ای میمنه تا میسره را
وا کن از صفحه پیشانی بابا گره را

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
03:54
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#رباعی

در کربلا شمیم گل یاس آمده
لرزه به جان دشمن خناس آمده

از میمنه به میسره طوفان به پا شده
شاگرد رزم حضرت عباس آمده

--------

هردم که لب به لعل لبت واکنم علی
اسرارعشق خویش هویداکنم علی

از بس شبیه مادرمان راه میروی
قدری قدم بزن که تماشا کنم علی

-------

در سرزمین عشق تو سامان عالمی
جان حسین فاطمه جانان عالمی

ارباب زاده ای و همه نوکر توییم
تو سرور تمام جوانان عالمی

------

امشب سخن ز جام می ناب میکنم
کی اعتنا به صورت مهتاب میکنم

نذر قدوم یوسف لیلائی حسین
خود را ذبیح خانه ارباب میکنم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
03:54
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح


واژه ها در هیجان اند علی گفتن را
صرف کن بر لب من خواهش فهمیدن را
ای که واداشته مدحت به سخن دشمن را
بنویسید غلام علی اکبر من را
از هیاهوی جهان نوکری ات ما رابس
قحط عشق است،ولی دلبری ات ما را بس

مثل یک شیشه ی عطری که درش وا میشد
از لبت شهد بهارانه شکوفا میشد
چشم یک شهر به تو گرم تماشا میشد
در تو صد یوسف گم گشته هویدا میشد
امدی سهم پدر شادی بی اندازه ست
با تو لبخند مسیحای پیمبر تازه ست

چشم عالم مگر از روی تو بهتر دیده ست؟
در تو دیده ست هرانچه به پیمبر دیده ست
یا که در چشم تو پیغمبر دیگر دیده ست
اینه مانده علی،یا علی اکبر دیده ست
تاب گهواره ی تو روزی جبراییل است
شعر لالایی تو قسمت میکاییل است

از دو سر سلسله توفیق سیادت داری
حسنی هستی و معیار کرامت داری
چون ابالفضل هر ایینه شهامت داری
بر سر گم شدگان دست عنایت داری
از مزامیر جهان لحن اذانت بوده
پدرت بند دلش بند به جانت بوده

اتش بام تو فانوس بیابان ها بود ۱
خانه ات در قرقِ خنده ی مهمان ها بود
دست بخشنده ی تو مصدر احسان ها بود
گرمْ اغوش تو مأوای پریشان ها بود
شعر بخشندگی ات ورد زبان ها شده بود
چشمهایت غزلی فوق بیان ها شده بود

امده مرد مسیحی به تماشای نبی
خواب دیده است مسلمان شده در پای نبی
هست در او عطش دیدن سیمای نبی
ناگهان شهر نشان داد تو را جای نبی
مستِ مبهوتِ علی اکبری ات را عشق است
اشهدُ انكَ پیغمبری ات را عشق است

هم جوار پدرت مقصد میقات شدی
چون ابالفضل تو هم قبله ی حاجات شدی
نفس طاهایی و بی معجزه اثبات شدی
بر لب خواهش ما ذکر مناجات شدی
در بنی هاشمیان مظهر احساسی تو
کاشف الکرب مسیحایی عباسی تو

سر تعظیم تو در پیش پدر دیدنی است
طرز جنگ اوری ات وقت خطر دیدنی است
چرخش تیغ به دستت چقدر دیدنی است
بر لب دشمن تو اَينَ مَفر دیدنی است
ایه های رجزت داغ تر از شمشیر است
در کمان خم ابروت هزاران تیر است

گرد باد است چنین پا به رکابت باشد
دشت در سیطره ی چنگ عقابت باشد
صولت مصطفوی پشت نقابت باشد
لشکر سنگ دلان خانه خرابت باشد
کوه با چرخش تیغت ز کمر می شکند
چقدر گردش چشمان تو سر می شکند

گره خورده ست نگاهت به نگاه پدرت
سایه ات مثل ابالفضل پناه پدرت
تیغ ابروی کجت بود سپاه پدرت
رفتی و رفت به دنبال تو اه پدرت
نا امیدانه نگاهی ز پی ات می دوزد
دست بر اشک محاسن زده و می سوزد

ای که ممسوس خدایی کمی اهسته برو
پیری ام را تو عصایی کمی اهسته برو
بر دلم عقده گشایی کمی اهسته برو
دلبر کرب و بلایی کمی اهسته برو
می روی و پدر پیر زمین خواهد خورد
زخم از خنده ی این قوم لعین خواهد خورد

از نسیم تن تو دشت گلستان شده است
جای جای بدنت فرش بیابان شده است
پدرت زائر این پیکر بی جان شده است
اربن اربایی تو سهم جوانان شده است
اولین داغ حرم اینه ی یاس شده
ملتهب تر ز همه غیرت عباس شده


#حسن_کردی

@raziolhossein
03:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×490, 65.4 KB
یا ابوعلی

امشب همه های و هو علی می گوید
لبهای حسین گو علی می گوید
با آمدن علی اکبر ،دیگر
زینب به حسین ابوعلی می گوید

.
03:56
#حضرت_علی‌_اکبر_ولادت


نَبی خَلق و نَبی خُلق و نَبی سیما،علی اکبر
چه غوغایی نموده حق تعالیٰ باعلی اکبر!

جمالش حضرت طاها،جلالش رَبِّیَ الاعلا
رخش‌جنت،لبش کوثر،قدش طوبی،علی اکبر

امیرالمومنین برحضرت زهراتبسم کرد
همینکه خنده زد برصورت لیلا،علی اکبر

خدادیدم،نبی دیدم،علی دیدم به یک صورت
شدم مجنون،زدم فریاد مولاناعلی اکبر...

نمیدانم بگویم یاعلی بن ابیطالب؟
ویاگویم رسول الله حالا،یاعلی اکبر؟

تمنادارد این لحظه،تماشادارداین صحنه
روی دست علــیِّ عــالیِ اعـــلا،علی اکبر

بنی هاشم وصال مصطفی راخواستنداز حق
نــدا آمــد کــه «اِنّا نَحنُ نَزَّلنٰا» علی اکبر

بنازم این شرافت را،بنازم این اصالت را
علی بن حسین بن علی ،آقا علی اکبر

قمر می گفت لٰاحَولَ ولٰا...تا دیدخوابیده
به روی دستهای حضرت سقا،علی اکبر

شبی درمحفلی ذکرعلی بود،عاشقی فرمود
علی مولا علی مولا علی مولاعلی اکبر

اَوَلَسْنا عَلیَ الحَق گفت،بااین جمله ثابت کرد
که حیدر جای خود دارد،بگوحق* باعلی اکبر

حسین بن علی اسم علی رادوست می دارد
دلش میخواست گیردازخداصدها علی اکبر

حسین بن علی مَمسوسْ فی ذات اللَّهَش گوید
عجب نزدیک شد باحضرت مولا،علی اکبر

اگرمَمسوسْ درذات خداونداست،پس حتماً
بودعالِم به عِلمِ عَلَّمَ الاَسمٰا،علی اکبر

چنان مانندحیدر یک تنه می تاخت درمیدان
که لشگرنعره می زد«لافتی الا»علی اکبر

اَنابنُ قاتلُ الکُفار،انابن حیدرِالکَرّار
بود ذکر رجزخوانیِّ مولانا علی اکبر

نوای اشهداَنَّ علیـّــاً حُجت اللَّــه را
شنیدن دارد ازلعل لب آقاعلی اکبر

قسم‌برحرمت‌مُصحَف،ابوفاضل‌به‌یُومُ الطَٓف
کَفیلِ زینبِ الحَوراست، اما باعلی اکبر
ـــــــــ
هم آقایی هم آقازاده، اِی جانم به قربانت
چه نسلی!هل اتی،تطهیر،اعطینا،علی اکبر

سِزدگوئی به گهواره سَلامُ الله عَلَیّْ یَومَ
وُلِدتُ وَ اَموتْ ، وَ اُبعَثُ حَیّٰا،علی اکبر

نقابی زن به سیمایت.که ترسم جای پیغمبر
بَرَندَت تا مقام قُربِ اَو اَدنی،علی اکبر!

چه کردی بادل زینب،چه کردی بادل لیلا
چه کردی باپدر بااین قدوبالا علی اکبر

دلت انگوراگرخواهد،خداوندامرفرماید
شود انگور کل جنت الاعلی علی اکبر

همیشه سفره ات مثل امام مجتبی پهن و
زهردروازه نور خانه ات پیدا،علی اکبر

حرم رفتم،زیارت خواندم وعرض ادب کردم
وپرسیدم‌چراخوابیده‌پایین‌پا،علی‌اکبر؟

ندایی آمداز پایین پا،این است جُبرانِ
محبتهای پایانی بابا، باعلی اکبر

پدر بوسیدرویم‌رامیان‌خاک‌وخون،باید
ببوسد پای بابای غریبش را،علی اکبر

مرومیدان که بابایت به حال احتضارافتاد
ترحم کن به اشگ زینب کبری،علی اکبر

به یوم الطف تمامی شهیدان،لحظه ی آخر
درآغوش حسین جان باختند،الاّعلی اکبر

دوچشم اوسیاهی رفت،ومرکب اشتباهی رفت
خدایا مانده بین لشگری تنها...،علی اکبر

پسرتنهای تنها شد،زمین خوردارباارباشد
پدر برسرزنان می گفت واویلا علی اکبر


*اشاره به علی مع الحق و الحق مع علی


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
1
03:56
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

مرغ دل من میل پریدن دارد
آوای علی علی شنیدن‌دارد
با دیدن صورت علی اکبر
لبخند لب حسین‌دیدن دارد

.......

آیینه طلعت پیمبر آمد
این است نبی و‌یا که حیدر آمد
با دسته گلی برو به دیدار حسین
تبریک بگو علی اکبر آمد

.......

بر آینهٔ حضرت طاها صلوات
بر نور دل حسین زهرا صلوات
شاد است دل حسین و‌ام لیل
بر روی علی اکبر لیلا صلوات

.......

امشب سخن از عشق ولی می گوییم
تبریک به نور ازلی می گوییم
ناز قدم علی اکبر امشب
همراه حسین علی علی می گوییم

......

امشب به علی نور دوعین آمده است
مرآت رسول عالمین آمده است
به به چه‌تبسمی است بر روی حسین
آرامش سینه حسین آمده است


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
03:56
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#دوبیتی

گویی هنوز چشم پدر در قفای اوست
میدان‌نرفته اهل حرم در عزای اوست

پایین پای قبر پدر خفته باادب
این عذرِ برنخاستنش پیش پای اوست..

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
03:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1266, 270.5 KB
جهان را شور دیگر در سر آمد
فلک را امشب از غیب اختر آمد
بگو تبریک بر آل پیمبر
که میلاد علی اکبر آمد

@raziolhossein
ش
06:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

جهان را شور دیگر در سر آمد
فلک را امشب از غیب اختر آمد

بگو تبریک بر آل پیمبر
که میلاد علی اکبر آمد

#عبدالزهرا
......

دل ارباب ما تاراج رفته
پی زلفش جهان محتاج رفته

علی اکبر در آغوش حسین است
پیمبر باز هم معراج رفته

#عصمت_پرست
......

علی را ذاتِ ایزد می‌شناسد
اَحد را درکِ احمد می‌شناسد

چه گوییم از علی‌اکبر که تنها
محمد را محمد می‌شناسد

#حسن_لطفی
......

ادب را حد اعلا می‌پسندد
قدم را پشت بابا می‌پسندد

ببین بالا بلند کربلا را
خودش پایین پا را می‌پسندد

#س_کرمانی

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


جهان هست آفرین را صفای دیگر مبارک
به بیت شمس ولایت نزول اختر مبارک
طلوع حُسن محمّد که شد مکرّر مبارک
جمال احمد مبارک جلال داور مبارک
نشاط زهرا مبارک سرور حیدر مبارک
ولادت نجل احمد علیّ اکبر مبارک

به بزم آل محمّد بیا که احمد به بینی
بیا که احمد ببینی فروغ سرمد به بینی
فروغ سرمد ببینی جمال بی حد به بینی
جمال بی حد ببینی رسول امجد به بینی
رسول امجد ببینی علی محمّد به بینی
علی، محمّد، شما را طلوع دیگر مبارک

به چشم چشم الهی دمی که صورت گشاید
به هر نگاهش زبابا هزار دل می رباید
سزد که شخص محمّد ثنای او را سراید
سلام بر آن جمالی که دشمن او را ستاید
به وقت دیدار او دل به یاد پیغمبر آید
چنین شکوه و جلال و جمال و منظر مبارک

حسین و عبّاس و زینب گرفته بر روی دستش
زنند گل بوسه بر رخ به یاد عهد الستش
سر بشر خاک راهش دل ملک پای بستش
دل از پدر می رباید دو چشم یکتا پرستش
فدای یک تار گیسو وجود، با کلّ هستش
ملاحت طلعت او به صنع داور مبارک

حسین و لیلا و زینب شکفته از خنده ی او
چراغ آل محمّد جمال رخشنده ی او
کمال ایمان، شهامت، وفا ادب، زنده ی او
جلال، عزّت، کرامت، شرف، کمین بنده ی او
هماره نام نکوی علی برازنده ی او
به خاندان ولایت علیّ دیگر مبارک

تمام خلقش محمّد تمام خویش محمّد
بهار حسنش محمّد بهشت رویش محمّد
شعاع چشمش محمّد شکنج مویش محمّد
چه عطر و بویش محمّد چه گفتگویش محمّد
به دیده ی جدّ و مام و اب و عمویش محمّد
بر او شکوه محمّد زپای تا سر مبارک

حقیقت مصطفی و جلالت چار امامش
سلام داور به جدّ و به جدّه و باب و مامش
جلال زهرا جلالش مقام عصمت مقامش
علی است آری، از آن رو، علی نهادند نامش
زحیّ داور درودش زکلّ خلقت سلامش
ولادت این پسر را بگو به مادر مبارک

به کلّ مخلوق، مولا به ملک معبود، والی
وجود او کربلایی زدوره ی خردسالی
زشوق و شور شهادت هماره حالی به حالی
شبیه جدّش محمّد نظیر مولی الموالی
به پیش سر و قد او قد شهادت هلالی
هزار زخمش به پیکر زتیر و خنجر مبارک

به دل تجلاّی داور به چهره تصویر حیدر
به سینه اخلاص زهرا به دست شمشیر حیدر
دعا مناجات بابا، صداش تکبیر حیدر
جبین و خال و خط و رخ تمام تفسیر حیدر
به بزم ها عبد صالح به رزم ها شیر حیدر
امام سجّادِ ما را چنین برادر مبارک

فتاده آتش به دریا زهرم داغ لب او
به سینه ها تا قیامت شرار تاب و تب او
گرفته روح عبادت شب از نماز شب او
ملک دل از دست داده به نغمه ی یارب او
چراغ جان جوانان تجلّی مکتب او
به نسل پاک جوان این خجسته رهبر مبارک

عروج ایثار و ایمان علیک منّی سلامش
به ذات معبود، ممسوس، زهی جلال و مقامش
پیام احمد رسانده به موج خون بر امامش
تمام کرب و بلاهات کتاب خون و قیامش
به نخل «میثم» دهد بر، فضیلت ناتمامش
به طبع او این عنایت به نخلش این بر مبارک

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی‌_اکبر_ولادت



به جهان بار دگر لطف دگر داده خدا
تا که بر دوحۀ دین باز ثمر داده خدا

قمری سر زده از بُرج ولایت کامشب
جلوه بر دهر از این طرفه قمر داده خدا

شب میلاد علی‌اکبر و زهرا شاد است
که به نور بصرش نور بصر داده خدا

به حسین‌بن‌علی داده خداوند علی
پسر فاطمه را نیز پسر داده خدا

پدری همچو حسین و پسری همچو علی
گهری پاک به این پاک‌گهر داده خدا

به تو یا فاطمه تبریک و تهیت بادا
که به فرزند تو فرزند دگر داده خدا

رحمت و مکرمت و علم و حیا، فضل و کمال
این همه حُسن به این تازه پسر داده خدا

اَشبَه‌ُالنّاس به پیغمبر و ماتم که مگر
باز پیغمبر دیگر به بشر داده خدا؟

صاحب شوکت و فر، اوست که ملک دین را
از شکوه قدمش شوکت و فر داده خدا

ای که قد قامت عشاق بُوَد قامت تو!
ز قیامت به قیام تو خبر داده خدا

خُلق و خَلق نبوی، علم و کمال علوی
ای علی جان!همه را بر تو مگر داده خدا؟

در شجاعت چو حسین و به صبوری چو حسن
ارث بر تو ز عمو و ز پدر داده خدا

حکم‌بردار تو گردیده قضا هم چو قدر
آری‌آری به تو این گونه هنر داده خدا

ناصر دین خدایی تو و دِین خود را
به فداکاری تو فتح و ظفر داده خدا

شاهد زندۀ جانبازی تو کرب و بلاست
بر تو میراث شجاعت ز پدر داده خدا

بهتر از دولت مهر تو و آبائت نیست
هر متاعی که بر ابناء بشر داده خدا

همه دردی به دوا می‌رسد از خاک درت
وه که در خاک تو این قدر اثر داده خدا

من تو را فطرسم ای آن‌که ز مهد پدرت!
باز بر فطرس پر سوخته پر داده خدا

از دو عالم به تو دل بستم و دارم ز تو چشم
حَمدلله به من این حُسن نظر داده خدا

دست از دامن لطفت نکشم تا به ابد
که مرا مهر تو در عالم ذر داده خدا

این هم از نعمت شیرینی تمجید شماست
که سخن‌های مرا شهدِ شکر داده خدا

بر «مؤید» ز غم عشق تو همچون «خسرو»
سینۀ سوخته و دیدۀ تر داده خدا

بهر مدّاحی اجداد گرام تو بُوَد
طبع وارسته که بر این دو نفر داده خدا

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

از بس که شبیه مصطفایی اقا
در منطق و در خلقت و خُلق و سیما

با دیدن روی تو ملائک گفتند.....
صلّوا علیه، وسلّموا تسلیما

#عبدالحسین
.......

در دست برات دارد امشب ارباب
شادی و نشاط دارد امشب ارباب

شکرانه میلاد علی اکبر
ختم صلوات دارد امشب ارباب

#عبدالحسین

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

تا آمدم مَدحِ علی اکبر بگویم
دیدم فقط باید زِ پیغمبر بگویم

از خُلق و خو و مَنطقِ مانندِ احمد
حتّی از اینها هم بَسی بَرتر بگویم

با این جَلال و این جَمال و این کَمالات
لایق ترین باشد به او حِیدر بگویم

از هر کدام از پَنج تَن دارد صِفاتی
باید که اوصافَش به صَد دفتر بگویم

او وارثِ اَلقاب و اَذکارِ شَریفَه است
"ذِکراً کَثیرا" هَر دَم از کوثر بگویم

شَرحی بر اَسماءِ اِلهی جُز عَلی نیست
دیگر تَوانم نیست گویاتر بگویم!

ایثار کرد و جِلوه اش مَستور مانده
بَر این "عَلی" باید فَقط "اَکبر" بگویم

مثلِ حَسَن او هم کَریم و سُفره دار است
از خِیلِ حاتم های پُشتِ دَر بگویم

تو مَظهَرِ "یا حَیّ" و "یا قَیّوم" هستی
"اوّل" بگویم بَر تو یا "آخَر" بگویم؟

من "یاعَلی" گفتم وَ "یا اَعلی" شِنیدم
"باطِن" بگویم بَر تو یا "ظاهِر" بگویم؟

"یا سابِق" و "یا رازِق" و "یا فَرد" و "یا وِتر"
سِرّی و جایِز نیست اَفزون تر بگویم!

اِمشب سَرِ سَجّاده ماندَم دَر تَحَیُّر
"اَللهُ اَکبَر" یا "عَلی اَکبَر" بگویم؟!

بعد از اَبَاالفَضلی، عَلمدارِ قَبیله
باید به تو آب آورِ دیگر بگویم

فَرزندِ لِیلا هستی و لیلیِ مایی
مَجنونم و دَر سَجده "یا دِلبَر" بگویم

از اِنتِسابِ مادَریِ خود گُذَشتی
بر این بَصیرت، مَرحَبا یِکسَر بگویم

رَزم آوَرانه می زَدی بَر قَلبِ لَشگر
حَقّ است بَر تو فاتِحِ خِیبَر بگویم

با جَذر و مَدِّ تیغِ تو از بَس که سَر ریخت
بر این زمین باید که "کوهِ سَر" بگویم

اَصلاً نمی آید دِلم از قتلگاه و
از رَفتنَت تا آخَرِ لَشکر بگویم

اصلاً نمی آید دلم از پِیکری که
شُد اِرباً اِربا با لَبِ خَنجَر بگویم

رفتی و بابای تو شُد پیر و شِکَسته
حالا چِگونه از حَرَم دیگر بگویم...

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


مدینه و گل لبخند سیدالشهداست
شب است و خانه ثارالله و چراغ هداست

خدا عجب پسری داده بر امام حسین
که پای تا به سر آیینۀ رسول خداست

علی است نام و علی جلوه و علی آئین
علی جلال و علی صورت و علی سیماست

تمام چشم شده بـاغبان گلشن وحی
نگاهش از همه جانب به لالۀ لیلاست

تمامِ نـور بـود ذرّه، روی او خورشید
تمامِ حسن بود قطره، حسن او دریاست

خدا بـه یوسف زهرا دوباره یوسف داد
چه یوسفی که سراپای یوسف زهراست

هر آنکه دید جمال ورا به حیرت گفت
محمد است ؟علی؟ یا که سیدالشهداست؟

محمد است علی؟ یاحسین؟ یاحسن است؟
به پنج تن قسم این حُسن کلِّ پنج تن است

ز بـحر نـور درخشید گوهری دیـگر
و یا به دست خدیجه است کوثری دیگر

مـدینه مکه شده، مکه بیت عبـدالله
کنـار آمنه بینـم پیمبـری دیـگر

و یا که مکه شده خانۀ امام حسین
و یا ز کعبه درخشیده حیدری دیگر

دوباره فاطمه آورده یک امام حسن
و یا عیان ز حسین است منظری دیگر

مـگر که ام‌بنین بـاز زاده عبـاسی
ظهـور کرده زعبـاس، منظری دیـگر

مگر دوبـاره حسینی دگـر ظهور کند
که بـاز جلوه کند روی اکبری دیـگر

به جز درِ حرمش را که باب قرب خداست
خداشناس نیـم گر زنـم دری دیـگر

همین بس است مرا لطف و رحمت وکرمش
که جان کبوتر بام و دلم بود حرمش

قدش چو نخلۀ طوبا و هر دلی چمنش
رخش چراغ وجود و وجود، انجمنش

عجب مدار اگر آید از ریاض بهشت
زند رسول خدا بوسه بر لب و دهنش

ز مکتبِ «اَوَلَسنا عَلَی الحق‌»اش پیداست
که جان تازه دهد بر حسین، با سخنش

هزار قـافـله دل از پیمبران خـدا
زدند چنگ محبت به زلف پر شکنش

تن مطهـرش از جان پاک نیکوتـر
سلام خلق و سلام خدا به جان و تنش

عجب نـدارم اگر بشنوند بوی بهشت
هزار یـوسف مصری ز بوی پیرهنش

قرار می‌دهد از دست، روی دست پدر
زبس که عاشق شمشیرها بـود بدنش

گشوده دیده به رخسار دلربای حسین
به عالم آمده تا جان کند فدای حسین

نخورده شیر بـود تشنه کامِ جامِ الست
به غیر دوست زده پشت پا به هر چه که هست

علی، حسین، حسن، زینبین یـا عباس
به هم دهند او را همچو لاله دست به دست

دو دست در دل قنداقه و دو چشم به دست
دلش بـه سلسلۀ زلف یـار شد پـا بست

گرفت جان به کف و ایستاد بر سر پا
به زخم‌های تنش چوبه‌های تیر نشست

سلامِ عشق بـر آن عاشق خداجـوئی
که هر چه را به جز عهد دوست بود،شکست

روا بود که ننوشند خلق، آب حیات
زجام او که زجام عطش بود سرمست

اگـر نبـود خطا، آشـکار می‌گفتم
که این پسر بود از کودکی حسین پرست

جهان فداش که تا پای جان حسینی بود
هنوز نامده در این جهان حسینی بـود

الا تمام محمد به خلق و خوی و مرام
به خلق و خوی و مرام محمدیت سلام!

تـوئی شهید ولایت که از ولیت درود
توئی علی که ولیِّ خدات گفته سلام

شب ولادت تو آسمان به حیرت گفت:
که صبح یازدهم کس نـدیده مـاه تمام

قیام‌ها بـه قیـام تـو متصل بـایـد
که زندگیت سراسر قیام بـود قیام

توئی که از شب میلاد بر قد و قامت
قُماط بـود بـه حج شهادتت احـرام

شهادت تـو بـه تـوحید آبـرو بخشید
ولایت تو همان دین ماست در اسلام

اگر چه نیست نکوتر عبـادتی ز نماز
بدون مهر تـو حتی بـود نماز حرام

هماره نـور دهد مشعل هدایت تـو
تمام طاعت "میثم" بود ولایت تو

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


شیعه وقتی که امامش شاد است
روحش از سلسله ها آزاد است
تا که شش گوشه ی دل کرببلاست
دل که دل نیست، حسین آباد است

نخل زهرا ثمری آورده
حیدری، شیر نری آورده
از چه رو شیعه چنین مجنون است
ام لیلا پسری آورده

بنویسید که مهتاب آمد
باز خورشید جهان تاب آمد
این خبر مشتلق قیمتی است
پسر اول ارباب آمد

باید امشب همه خوشه خوشه
بستانند ز رویش توشه
این جگرگوشه پسر آمده تا
قبر باباش شود شش گوشه

این پسر کیست که برتر گشته
در علی بودنش اکبر گشته
این امامت و رسالت زاده
گاه علی، گاه پیمبر گشته

لحظه لحظه جلواتش شد وحی
شان تنزییل صفاتش شد وحی
بنویسید که این شبه نبی
آیه آیه کلماتش شد وحی

جلواتش همه پیغمبری است
کارش از اهل حرم دلبری است
چیست در کنه وجودش که حسین
تا دم مرگ علی اکبری است

ای به حق بسته ز خود رسته علی
برو میدان ولی آهسته علی
می دهی جان ولی یادت باشد
جان ارباب به تو بسته علی

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


فلک یک آسمان خورشید و ماه و اختر آورده
ملک ساغر به بزم عاشقان از کوثر آورده
به مکّه آمنه بار دگر پیغمبر آورده
و یا بنت اسد از جوف کعبه حیدر آورده
و یا امّ البنین ماه محمّد منظر آورده
عروس فاطمه لیلا علیّ اکبر آورده

جمال بی مثال حیّ سرمد زاده ای لیلا
خدا را بهترین عبد مؤیّد زاده ای لیلا
پسر زادی و یا روح مجرّد زاده ای لیلا
به خُلق و خوی و منطق هر سه احمد زاده ای لیلا
محمّد را محمّد را محمّد زاده ای لیلا
قیامت قامتی زادی که با خود محشر آورده

الا ای رهروان حقّ چراغ راه پیدا شد
جوانان جهان را رهبری آگاه پیدا شد
بشارت اهل دل را ملک دل را شاه پیدا شد
به روی شانۀ شمس ولایت ماه پیدا شد
ولیّ الله، فرزند ولیّ الله پیدا شد
زهی مامی که فرزند ولایت گستر آورده

جمال بی مثال حضرت ربّ جلیل است این
حسین و حیدر و زهرا و احمد را سلیل است این
رخش جّنت، لبش کوثر، دهانش سلسبیل است این
کلیم است این، مسیح است این، ذبیح است این، خلیل است این
ز آل الله در دشت بلا اوّل قتیل است این
برای هدیه در راه خدا دست و سر آورده

سزد جبریل از کوثر وضو گیرد زبان شوید
مگر از غنچه ی لبهاش گل در وصف او روید
ملک در مصحف رخسار او روی خدا جوید
بشر عطر محمّد را ز باغ خُلق او بوید
نه تنها یوسف زهرا، که دشمن مدح او گوید
به حیرت خصم را هم این خدایی منظر آورده

سلام انبیا بر غیرت و اخلاص و ایمانش
درود جان و تن تا صبح محشر بر تن و جانش
چه قابل جان من همه عالم به قربانش
حسین ابن علی بگرفته و بوسد چو قرآنش
سزد تفسیر گردد سوره ی والشّمس در شانش
مگو، کز مهر گردون هم رخی زیباتر آورده

رخش جنّت، قدش طوبی، دلش کعبه، لبش زمزم
پیامش روح قرآن و کلامش آیت محکم
به تار طرّه اش بسته حیات عالم و آدم
نه تنها بیت ثارالله جهان از او شده خرّم
ملایک در سما بگرفته اند این ذکر را با هم
که لیلا بر حسین ابن علی پیغمبر آورده

سلام الله بر لیلا و این پاکیزه فرزندش
به بازوی ولی الّلهی وجه خداوندش
ملایک دستبوس و انس و جان تا حشر پابندش
شرافت آستانبوس و شهادت آبرومندش
حسین و مجتبی و زینب و عبّاس بوسندش
سپهر حسن را این پاک مادر محور آورده

نبّوت بر جمال کبریایی منظرش نازد
امامت بر دم گرم شهادت پرورش نازد
بزرگی سر فرود آورده بر خاک درش نازد
شفاعت بر کرامت های روز محشرش نازد
شهادت بر همه گلزخمهای پیکرش نازد
شجاعت بر دو بازویش سلام از حیدر آورده

جوانان جهان آیینه دار خطّ و آیینش
ندیده تا شهادت جز خدا چشم خدا بینش
به وقت حمله دشمن هم گشاید لب به تحسینش
عجب نبود اگر خون بگذرد از عرشه ی زینش
عطش گلبوسه ها بگرفته از لبهای شیرینش
اگر چه بر پدر دریایی از چشم تر آورده

زمین رزمگاه معرکه بدر و پیمبر او
قتال پهندشت کربلا صفّین و حیدر او
به رزم صحنه ی عاشور ثارالله دیگر او
زعیم و اسوه ی رزمندگان تا صبح محشر او
ز آل الله روز جان فشانی پیشروتر او
به حق ایمانی از کوه گران محکمتر آورده

سلام ای آفتاب سرخ عاشورا علی اکبر
درود ای آرزوی یوسف زهرا علی اکبر
گل باغ جنان در دامن صحرا علی اکبر
تویی در بزم جان ماه جهان آرا علی اکبر
کرامت کن برات کربلا ما را علی اکبر
که داغ کربلایت ناله از دلها برآورده

تو قرآنی تو فرقانی تو یاسینی تو طاهایی
تو در کوی ذبیح الله اعظم ذبح عظمایی
تو اوّل کشته در دشت بلا از آل زهرایی
تو از صبح ولادت تا شهادت عشق بابایی
تو در دشت بلا همچون شجر در طور سینایی
که نخل «میثم» از باغ کمالاتت بر آورده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح


رخش چه صبح ملیحی لبش چه آب حیاتی
علی اکبرلیلاست به چه شاخه نباتی

بدون چشمه ی لعلش نبود در همه هستی
نه چشمه ای نه قناتی نه دجله ای نه فراتی

دمیده برسردنیا چه آفتاب بلندی
رسیده درشب لیلا چه ماه بابرکاتی

قدش چه سروبلندی چه گیسویی چه کمندی
چه مرتضی سکناتی چه مصطفی وجناتی

چه دلبری چه دلیری چه بی مثال و نظیری
چه یوسفی چه عزیزی چه ماورای صفاتی

حواس قافله رفته است در صدای اذانش
هلا چه حی علایی چه عجلوا بصلاتی

حسین با پسرش رد شدند از غزل من
پسر چه ماه جمیلی پدر چه باب نجاتی

چه روز ها که به لیلا گذشت ورفتی و می گفت
مضی الزمان وقلبی یقول انک آتی

#عباس_شاه_زیدی

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


سلامٌ علی لیلا که پیغمبر آورده
گلی از گلستان جنان بهتر آورده
حسین و حسن زاده و یا حیدر آورده
و یا چارده معصوم به یک منظر آورده
ز گلزار سر سبز ولایت بر آورده
که بر یوسف زهرا علی اکبر آورده

سلامٌ علی لیلا که امشب قمر زاده
ز خورشید تابنده فروزنده تر زاده
بتول دگر امشب حسین دگر زاده
خداوند زیبایی به شکل بشر زاده
فرشته ملک یا حور چه زیبا پسر زاده
فروغ دو صد خورشید به یک اختر آورده

سلام خدا بادا به لیلا و فرزندش
چه فرزند دلبندی که نبود همانندش
دهد جان به ثارالله ز گل های لبخندش
جمال رسول الله جلال خداوندش
خرد آستان بوسش شرف آبرومندش
ادب در پی تعظیم به خاکش سر آورده

الا ماه کنعانی بیا ماه زهرا بین
تمام ملاحت را به یک روی زیبا بین
به مصر محمّد آی، رخ حق تعالی بین
دو صد نخل طوبی را به یک قد و بالا بین
جمال علی اکبر در آغوش لیلا بین
به حق می توان گفتن که او حیدر آورده

قدش سرو پوینده رخش ماه تابنده
دمش نفخۀ توحید کفش ابر بارنده
فلک بر درش سائل، ملک بر درش بنده
رسالت بدو باقی، ولایت از او زنده
هزاران مسیحا را دهد جان به یک خنده
صفات خدا با خود چو پیغمبر آورده

خلوص و شهامت را به پیکر روان بخشد
به عزمی جهان گیرد به بذلی جنان بخشد
ز بابا ستاند دل عمّه توان بخشد
نگاه دل انگیزش به عبّاس جان بخشد
صدافت، صفا، پاکی، به نسل جوان بخشد
به بذل و به عزم و به رزم ید داور آورده

نوای ولایت را به قامت بر افرازد
زهر کربلا خیزد به هر شمر خو تازد
که بنیاد باطل را به گیتی بر اندازد
هنوز از خروشش خصم، ز رخ رنگ خود بازد
جوان از دمش زنده جوانی به او نازد
جوانمردی از او سر به گردون برآورده

فروغ مه رویش قمر را کند سیراب
شرار دل خونش جگر را کند سیراب
عقیق لب خشکش گهر را کند سیراب
نماز شب وصلش سحر را کند سیراب
دهان پر از خونش پدر را کند سیراب
ز میدان خون با خود یم کوثر آورده

قضا دست او بوسد قدر دور او گردد
فلک خاک او بوید قمر دور او گردد
ملک وصف او گوید بشر دور او گردد
عدو دل به او بازد ظفر دور او گردد
عمو روح از او گیرد پدر دور او گردد
لب عمّه در مدحش دُر و گوهر آورده

علی نام نیکویش ولی در مقام اعلا
جلال و مقام او ز وصف بشر اولا
به دستش نوشته حق به تیغش نوشته لا
به پیر خرد سرور به نسل جوان مولا
بگو دمبدم «میثم» سلامٌ علی لیلا
که بر نسل عاشورا چنین رهبر آورده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


امشب دل نسل جوان دارد سرور دیگری
امشب خدا در هر سری افکنده شور دیگری
امشب به جان اهل دل تابیده نور دیگری
دل پیش دلبر یافته فیض حضور دیگری

ماه محمد طلعتی از برج زهرا آمده
یا بار دیگر در حجاز احمد به دنیا آمده

لیلا در آغوش سحر شمس الضحی آورده ای
قرآن گرفتی در بغل یا مصطفی آورده ای
زادی علی دیگری یا مرتضی آورده ای
حسن خداوند است این یا مجتبی آورده ای

یا لله عجب شوری تو در نسل بتول انداختی
الحق که آل الله را یاد رسول انداختی

تکرار کن و الشمس را عکس جمالش را ببین
بگشای قرآن را سپس خلق و خصالش را ببین
با بال جان پرواز کن اوج کمالش را ببین
در بین آل فاطمه قدر و جلالش را ببین

آری تو ثارالله را مرآت داور زاده ای
گوئی که همچون آمنه امشب پیمبر زاده ای

در بوستان فاطمه سرو روان است این پسر
جان رسول الله را آرام جان است این پسر
هم یک جهان جان است و هم جان جهان است این پسر
در پیشه قرآن و دین شیر ژیان است این پسر

هم اشرف الخلق است این هم اشجع الناس است این
هم در ره عشق و وفا همگام عباس است این

این است کاندر کودکی روح عبادت یافته
پا در جهان نگذاشته را سعادت یافته
نا کرده تر از شیر ، لب رمز شهادت یافته
رشد و نمو نایافته درس رشادت یافته

نسل جوان را این پسر در هر زمان رهبر بود
چشم و چراغ فاطمه نامش علی اکبر بود

در ماه شعبان کامده آئینه دل منجلی
بر زاده خیرالبشر زاده دو مادر دو علی
آن شمع بزم عارفان این شیر میدان یلی
آن در ولا حق را ولی این بربلا گفته بلی

ان ماه تابانی بود ، در دست لیلای عرب
این مهر رخشانی بود ز ان مام ایرانی نسب

یاد آرد از حسن نبی عشق رخ دلجوی او
تفسیر ایات نبی در خال و خط روی او
نور نبوت جلوه گر در خلق و خلق و خوی او
بس دل که گم گردیده در پیچ و خم گیسوی او

آری مه لیلاست این کز پرده بیرون آمده
وز شوق دیدارش جهان یکباره مجنون آمده

ماهی که می بخشد بجان فیض لقاء الله را
ماهی که برق خنده اش سورانده مهر و ماه را
ماهی که مجنون ساخته یادش دل آگاه را
ماهی که بر نسل جوان روشنگر آمد راه را

ماهی که خط سبز ، آن از وهم ها بالا شده
ماهی که در معراج خون ، مهر سپهر لا شده

ماهی که چشم مست دل گردیده و شد گردون او
دردا که با خون شسته شد رخساره گلگون او
روی حسین ابن علی شد لاله گون با خون او
لیلا به صحرای بلا از غصه شد مجنون او

مهری که از تیغ ستم فرق منیرش چاک شد
در محشر کرب و بلا یک نی بلند از خاک شد

تا پیکر صد چاک او گردید در خون غوطه ور
آمد کنار کشته اش ریحانه خیرالبشر
بگرفته همچون جان خود ، آن جسم خونین را ببر
آنسان که گویی داد جان آنجا پسر هم با پدر

بر بند لب خاموش شو "میثم" ز شرح ماتمش
ترسم که بگذارد جهان جان بر سردار غمش

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت



آن که تا حشر مرا نوکر حیدر کرده
روزی شعر مرا چند برابر کرده
یا علی های مرا یا علی اکبر کرده

روزی ما همه در دست علی افتاده
سربلندیم درْ این خانه، ولی افتاده

رحمت واسعه از عرش خدا می بارد
گل لبخند به لب های زمین می کارد
پسر ارشد ارباب خوش آمد دارد

بنویسید که فرزند حسین آمده است
بنویسید به او نور دو عین آمده است

ما که دیدیم همه قوت ایمانش را
ما که دیدیم همه رحمت چشمانش را
ما که دیدیم همه سفره ی احسانش را

صف کشیدند گداها که کریم آمده است
صاحب سفره ی احسان قدیم آمده است

صبح امید پس از شام سیاه آمده است
بنویسید که خورشید که ماه آمده است
حسن دوم این قوم ز راه آمده است

دل ارباب جهان در هیجان آمده است
حسنی خُلق ترین، خلقِ جهان آمده است

چه بگوییم در اوصاف حسین و پسرش
چه بگوییم در اوصاف سجود سحرش
چه بگوییم در اوصاف رخ چون قمرش

کرده روشن مه او راه بنی هاشم را
می شود دید در او ماه بنی هاشم را

این پسر نیز همانند علی شیر خداست
ضربه ی تیغ علی ضربه ی شمشیر خداست
در نفس هاش فقط نغمه ی تکبیر خداست

بنویسید که او مست حسین بن علی است
ذوالفقاری است که در دست حسین بن علی است

این پسر یک تنه خود قدرت لشکر دارد
باید او مثل علی تیغ دو دم بردارد
هر چه خوبان همه دارند، فراتر دارد

بنویسید که از رویش علی می بارد
*چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد*

بنویسید علی بن حسین و حسن است
احمد و فاطمه و حیدرِ در یک بدن است
به خداوند که او بند دل پنج تن است

همه ی پنج تن آل عبا را یک جا
هدیه داده است خداوند به ام لیلا

#وحید_محمدی

@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


دل که شد خرسند چیز دیگری ست
چهره با لبخند چیز دیگری ست

تا که کام عشق را شیرین کنی
بوسه ای چون قند چیز دیگری ست

من اسیر تیغ ابرویم ولی
آنچه دل را کند چیز دیگری ست

حرف بسیار است اما موی دوست
موقع سوگند چیز دیگری ست

نخل تنها هم ثمر دارد ولی
میوه ی پیوند چیز دیگری ست

گرچه فرقی نیست در فرزندها
اولین فرزند چیز دیگری ست

علت لبخند ارباب آمده
اولین فرزند ارباب آمده

رود نه از راه ، دریا آمده
آسمان نه عرش اعلی آمده

من نوشتم ماه امشب سر زده
تو بگو خورشید فردا آمده

طاق کسری ناگهان لرزید و گفت
باز پیغمبر به دنیا آمده

چون که صد آمد نود هم پیش ماست
پس بگو امشب مسیحا آمده

خواب رویش را نمی‌ بیند کسی
بس که او مانند رویا آمده

آی مجنون کوری چشم حسود
کف بزن فرزند لیلا آمده

حُسن دلخواه بنی هاشم رسید
دومین ماه بنی هاشم رسید

آنکه از نامش دوا برداشته
نسخه ی خود را به جا برداشته

من یقین دارم که خاک کربلا
از مزار او شفا برداشته

نه فقط حُسنش حجاز و کوفه را
سرزمین شام را برداشته

تیر مژگانش خطا هرگز نکرد
چون کمانش را خدا برداشته

در رگ او خون مولا می‌ دود
از عموی خود وفا برداشته

کمتر از یک لشکر آید در مصاف
دشمن او را هوا برداشته

در دل لشگر زده در کربلا
کوفه را بانگ عزا برداشته

ای علمدار علمدار حسین
نیست مدح تو به جز کار حسین

بی تو هر قدیس شیطان می‌ شود
با تو شیطان هم مسلمان می‌ شود

روز محشر با پیمبر برنخیز
بینتان جبریل حیران می‌ شود

معتقد هستم که با چشم تو هم
عالم ایجاد ، سلمان می‌ شود

گوشه ی چشمت اگر لب‌ تر کند
هر ستون انگورباران می‌ شود

میوه ی عمر پدر آهسته تر
دارد اربابم هراسان می‌ شود

گفت در پشت سرت بابای تو
ای به قربان قد و بالای تو

جز لب خونریزی از سرنیزه ها
من ندیدم چیزی از سرنیزه ها

با قیامت قامت خود می روی
سوی رستاخیزی از سرنیزه ها

من به هم می ریزم از وضع تنت
تو به هم می ریزی از سرنیزه ها

از سر نیزه صدایت می زنم
باز برمی خیزی از سرنیزه ها

#محسن_عرب_خالقی


@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


سحر آمد كبوتريم همه
اكثراً ناز ميخريم همه

عاشقي دردسر كشيدن داشت
غالباً ما گِران سَريم همه

به گريبانِ ما نگاه مكن
جامه از شوق ميدريم همه

به پدر مادرِ تو مديونيم
رعيت هستيم ، نوكريم همه

كُنهِ الله اكبريد شما
ما گدايان اكبريم همه

بردن نام تو طَرَب دارد
گر نميرد كسي عجب دارد


سَلَّم الله لطف دستانت
كَثَّر الله لقمه نانت

عَوَضم کرد گوشه ى چشمت
طَيِّب الله بر دو چشمانت

من و غير از شما مَعاذَ الله
قَدَّسَ الله عشقِ سوزانت

هرچه ميخواستم دو چندان داد
نَوَّرَ الله بِيت احسانت

بَسكه مَمْسوسِ ذات، جلوه شدي
قُل هو الله شد غزل خوانت

حضرت مرتبط بذاتُ الله
اَشهد اَنّك صِراطُ الله


وَ فَدَيْناه جُرعه نوشِ دَمت
و اِذا الشّمس ميدهد قَسَمَت

ما به إِنَّ اصْطَفا گرفتاريم
مصطفي هم به اَبروانِ خَمَت

بي جهت نيست جلوه يِ حَسَنيت
مجتباييست سفرهِ ى كَرَمت

خوش اذان حسين ، والِه شد
مأذنه زيرِ سايه ى علمت

ما عَرَفناكَ حَقَّ مَعرِفَتِك
هرچه گوييم باز هست كَمت

اى وَرا از سخن علي اكبر
همه ى پنج تن علي اكبر


در نگاهت شراب ريخته اند
جَذبه مستجاب ريخته اند

دورِ ميخانه ى لَبت چِقَدَر
مستِ خانه خراب ريخته اند

خون ما را به پاي خوب كسي
بي سوال و جواب ريخته اند

زير سجّاده ى نمازِ شبِ ...
تو زِبَرجدّ ناب ريخته اند

كيست غير تو اين همه حيدر
در رَگت بوتراب ريخته اند

اي جلالت تمام قد زهرا
خنده هاي تو مى شود زهرا


كوثر آواره تو، زمزم هم
عِيش بيچاره تو شد، غم هم

همه دورِ سرِ تو مي گردند
نوح و هود و خليل ، آدم هم

بي تو يك دَم نميتوانم ، نه
نه ، اضافيست بي تو يك دَم ، هم

لیله القدرِ ما ولادت توست
روضه ى هشتمِ محرّم هم

مستِ تو، هم حسين، هم زينب
عاشق تو، خودِ خدا هم، هم

كربلا نام توست سرتاسر
مست پايينِ پاست، بالا سر


نَفحِه نابِ نوبهارى تو
ما كويريم، تا بِبارى تو

يك بنى هاشمند در طلبت
كُشته مُرده زياد دارى تو

اسدُ الله زاده اى حتماً
يِكّه تازى و تكسوارى تو

ابرويت ،گيسويت، لبت، چشمت
صاحب چند ذوالفقاري تو

اَوَلَسْنا عَلَي الْحَقَت ميگفت
صاحب منبر ِقصاري تو

نوكرىِ تو شد نشانىِ ما
اى به قربانِ تو جوانى ما


از لبت آبشار، بوسه گرفت
پدرى بي قرار، بوسه گرفت

عمه ات با نواىِ لالايي
از تو در گاهوار، بوسه گرفت

عطشِ كامِ تو بهانه شد و
لبت از كامِ يار بوسه گرفت

دیدی آخر سَرَت نظر خوردی
از تنت نيزه دار بوسه گرفت

ارباً اربا شدن بدين معناست
نيزه اش چندبار بوسه گرفت

دست و پايى زدي دلي خون شد
عمه از خيمه گاه بيرون شد


مرغِ بِسْمِل بدونِ پر سخت است
گريه ى دیدگانِ تر سخت است

ديدن دست و پا زدن هايت
وسط اينهمه نظر سخت است

ديدنِ شاه بر روى زانو
به تو سوگند، بيشتر سخت است

بين اين خنده ها و هلهله ها
ولدي گفتنِ پدر سخت است

پیش چشمِ پدر به روي زمين
تنِ پاشيده ى پسر سخت است

از بني هاشم او عبا ميخواست
پیرمردي غمين، عصا ميخواست

#محمد_جواد_پرچمي

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_مدح


از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست
یعنی پس از علی، علی‌اکبرتر از تو نیست

منطق قبول داشت که با خُلق و خوی تو
شخصی میان خَلق، پیمبرتر از تو نیست

آنان که در شجاعت تو شک نموده‌اند
خیبر بیاورند که حیدرتر از تو نیست

آخر خلیفه خسته شد و اعتراف کرد
از مردمان شهر کسی برتر از تو نیست

ساقی کنار حوض نشسته‌ست منتظر
حالا برو بهشت که کوثرتر از تو نیست

هر کس که بویی از تن تو برده گفته است
در دشت کربلا گل پرپرتر از تو نیست

#مجید_تال

@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_مدح


یم فاطمی دُر سرمدی، گل احمدی،مه هاشمی
ز سرادقـات محمـدی طلـعت ظهـور جلالتی

به سما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه دُر ،به علی گهر
به حسن جگر،به حسیـن پسرچه نجابتی چه اصالتی

به مَلک مُطاع ، به خدا مطیع ، به مرض شفا به جزا شفیع
چُه مقام بندگیش مَنیع به چه بندگی و اطاعتی

خم زلف او چه شکن شکن به مثال نقره فام و تَن
سپری به کتف و کفن به تن به چه قامتی چه قیامتی

ز جلو نظر سوی قتلـگه ، ز قفا نظر سوی خیمه گه
که نموده شه به قدش نگه ، به چه حسرتی و چه حالتی

ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گفت و یکی پسر
که نما به جانب ما نظر، به اشارتی و نظارتی

#ناصرالدین_شاه

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

بر جلوه ی خلقت پیمبر صلوات
بر چهره ی غرق نور اکبر صلوات
تقدیم به آن جوان رعنا که بود
سر تا به قدم شبیه حیدر صلوات

از خانه ی ارباب خبر می آید
بر آل علی تازه پسر می آید
در خُلق و مرام و منطق و حُسن و جمال
انگار محمدی دگر می آید

می بارد از این جمال دلجو صد ماه
سر تا به قدم، علی میاید از راه
حق است اگر کعبه ترک بردارد
لا حول و لا قوة الا بالله

#وحید_محمدی

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_مدح


ای قد تو سرو ریاض حسین
نور دل فاطمه را نور عین

آینهء تمام‌قد رسول
امید لیلا و عزیز بتول

گرفته در دست، قمر آینه
تا تو کنی نگاه، در آینه

قدرِ شبِ قدر ز گیسوی تو
قبلهء ارباب یقین روی تو

ملاحت روی نبی در رخت
کلیم، دلباختهء پاسخت

گل ز رخ تو رنگ و بو وام کرد
چهر تو روز مهر را شام کرد

جوانی و به رهروان پیر عشق
اکبری و طنین تکبیر عشق

یم چو حبابی ست به پیش نمت
مسیح را چشم شفا از دمت

ماه، خجالت‌زدهء چهر توست
مهر، دلش لبالب از مهر توست

مور تو را فخر سلیمانی است
خضر پی لبت بیابانی است

سرو، سرافکندهء بالای تو
چشم ملائک به کف پای تو

یوسف اگر روی تو را دیده بود
بساط حُسن خویش بر چیده بود

داغ دل لاله به صحرا تویی
مایهء مجنونی لیلا تویی

حسین، خود به عالمی دلبرست
و آن که برَد دل از حسین اکبرست

ای حجرالاسود ما خال تو
قبله نمای کعبه تمثال تو

چشم و دل خامس آل عبا
قامت تو قیامت کربلا

اذن جهاد اگر تو را داده بود
هزار سر به پایت افتاده بود

ز پیش چشم اخترافشان او
رفتی و بردی ز قفا جان او

بانگ خدا حافظی ات چون شنید
موی پدر به لحظه ای شد سپید

شد چو نسیمی به سویت رهسپر
ندید از شکفتن گل اثر

نرگس دیدگان خود چو بستی
سرو قد پدر ز غم شکستی


#علی_انسانی

@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_مدح


اى ورق روى تو عنوان حُسن
خال و خطت نقشه ى ايوان حسن

نسل جوان را به جهان رهبرى
جلوه ى توحيد على اكبرى

ريخته از شرم رخت در شفق
گل به گلستان عرق از هر ورق

گر چه خداوند وجود و عدم
خلق نكرده دو نفر مثل هم

ليك چو رخسار تو را آفريد
نقش تو را شكل محمد كشيد

چشم تو بيناى همه ماسوا
گوش تو گنجينه ى صوت خدا

روى تو از آب بقا صاف تر
وز دل عشاق تو شفاف تر

صبح تو از شام ابد دلرباست
شام تو تا صبح ازل جان فزاست

هر كه هواى رخ احمد كند
در تو تماشاى محمد كند

باد نقابت چو به بالا زند
فاطمه لبخند به ليلا زند

منطق شيواى جهانگير تو
در لبه ى تيغه ى شمشير تو

بسكه خدا خوب تو را ساخته
خصم تو در مدح تو پرداخته

دشمن سرسخت شما انجمن
بود معاويه كه گفت اين سخن

تاج خلافت كه ز پيغمبر است
ساخته بر فرق على اكبر است

هر چه سخن گشت برازنده تر
مانده به مدح تو سر افكنده تر

حق سخن گشت به مدحت ادا
از لب جانبخش شه كربلا

گفت تويى اى پسر باوفا
اشبه مردم به رسول خدا

قبر تو شد اى همه را نور عين
جلوه ى شش گوشه ى قبر حسين

جان تو و جان حسين بُد يكى
قبر تو و قبر حسين شد يكى

اى ز تمام شهدا خوب تر
پيش حسين از همه محبوب تر

بين جوانان بنى هاشمى
جانى و جانان بنى هاشمى

بسكه بُدت شور شهادت به سر
كشته شدى از همگى زودتر

خون سرت تا به جبينت چكيد
موى سياه پدرت شد سپيد

خواست شود موى سپيدش خضاب
روى به روى تو نهاد آن جناب

روى تو و روى پدر رنگ شد
عاشق و معشوق هم آهنگ شد

چهره به رخسار منيرت گذاشت
تا دلش آرام نشد برنداشت

زينب مظلومه به حفظ امام
صيحه زنان گشت برون از خيام

تا كه نبازد پدرت جان پاك
ناله كشيد از جگر چاك چاك

گفت كه‏ اى تازه جوانم على
ميوه ى دل، قوت جانم على

ميثم اگر وصف تو را میسرود
جز تو و الهام تو در او نبود

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


شب رحمت ، شب احسان اباعبدالله
باز عالم شده حیران اباعبدالله
عرض تبریک به طه و به یاسین امشب
آمده قاری قرآن اباعبدالله
چه مبارک سحری ! قسمت عالم شده است
دستگیری ِ حسن جان ِ اباعبدالله
عرض تبریک به عباس ِعلمدار آمد
شیر جنگاور گُردان اباعبدالله
آسمان و قمرش سجده کنانند امشب
پیش این شمع شبستان اباعبدالله

حضرت خسرو دین ! نغمه ی شیرین آمد
چشم بد دور ، علی جان ِ نخستین آمد


کیست این بانی ِ الطاف ِ نهانی کردن
عادتش مثل حسن خیر رسانی کردن
طیب الله به این رحمت پیغمبری اش
کار او گشته محبت به جهانی کردن
ما نخواهیم از او غیر خودش را که خطاست
از کریمان طلب لقمه ی نانی کردن
زندگی چیست به جز لحظه ی شیرینی که
به فدای سر و جانش ، سر و جانی کردن
شهدا روز قیامت همگی می گویند
این جوان داد به ما یاد جوانی کردن

با سر و جان سوی این حضرت ِ جان باید رفت
"زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت"

حرکات و سکنات تو تجلای نبی
با تو یک شهر نشسته به تماشای نبی
چشم بد دور که تو آمدی و بار دگر
همه دیدند نشسته است علی ، جای نبی
تو فقط راه برو سرو خرامان حسین
تا مدینه بکند یاد ز زهرای نبی
شهد ِ دیدار دوباره ز پیمبر کردن
نوش جان ِ علی ِ عالی ِ اعلای ِ نبی
ای مسلمان ِ تماشای تو نصرانی ها
فیض روح القدست فیض مسیحای نبی

پسر ِ باب نجاتی و خودت باب نجات
بر تو و این همه فیض و برکاتت صلوات

آفریدند تو را تا که قیامت بکنی
چون پدر بر دل عشاق حکومت بکنی
حسرتی مانده میان دل عالم که نشد
تا بر آن چند صباحی تو امامت بکنی
از کرامات اباالفضل همین ما را بس
که تو زیر علمش مشقِ رشادت بکنی
قصد کردی چو پدر دست بگیری زهمه
تا قیامت به بد و خوب محبت بکنی
آی شهزاده ترین قصد نمودی انگار
به پدر بیشتر از "جَون" تو خدمت بکنی

گرچه بر کون و مکان ، سید و مولا بودی
بیشتر از همه تو ، همدم بابا بودی


ای که فرموده علی تا ابد همتایت نیست
زینت دوش حسین ، روی زمین‌ جایت نیست
زودتر از همه عازم شده ای چون که تو را
بیش از این طاقت ِ تنهایی ِ بابایت نیست
اف به دنیا که برای پدر بی تابت
جای یک بوسه میان همه اعضایت نیست
عطش و نیزه و شمشیر چه کردند حتی
رمق آه کشیدن روی لب هایت نیست
...
آه یعقوب حرم ! دل بکن از یوسف خود
محرمی دور و بر زینب کبرایت نیست

یک تنه لشکر ارباب ، شده لشکر ها
ام لیلا شده آه ام ِ علی اکبر ها


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
4
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی‌_اکبر_مدح
#رباعی

آن تازه جوان که هاشمی گوهر بود
در روز دغا چو حیدر صفدر بود

پرسی اگر از شمایلش می‌‌گویم
سر تا به قدم شبیه پیغمبر بود

#اختر_طوسی
.......

باخلق پیمبر آمده...ای جانم
باهیبت حیدر آمده... ای جانم

تبریک ملائکه بهم می گویند
زیرا علی اکبر آمده...ای جانم

#سیدمجتبی_شجاع
.......

این طفل چه حسن دلربایی دارد
پیداست که اوصاف خدایی دارد

روی نبی و روی علی را دیدن
در یک صورت عجب صفایی دارد

#علی_سلطانی
........

این گل که شکفته ،عطر جنت دارد
انــدازۀ  فـردوس طراوت دارد

از یمـن شکفتـن علـی اکبـر
ارباب به خانه اش ضیافت دارد

#سیدهاشم_وفایی


@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


منت خدای را که شب غم سرآمده
صبح وصال با همه خوبی بر آمده

درمشرق جلالت خورشید کربلا
ماهی ز آفتاب فروزانتر آمده

خورشید هم به گرد شکوهش نمیرسد
این ماه کز حریم حسینی بر آمده

زیبا رخی که آمده درخانه ی حسین
پیغمبر است یا که علی اکبر آمده

درخلق و خلق و صورت و سیرت چنان نبی
باور کن ای مدینه که پیغمبر آمده

تبریک بر حسین که امشب پدر شده
لیلا عروس فاطمه هم مادر آمده

سرچشمه ی جدا شده از کوثر بهشت
آئینه ی تمام پیام آور آمده

دارد حسین شوق مضاعف که بهر او
تنها نه یک پسر که بر او یاور آمده

نام علی برای حسین است افتخار
این افتخار با پسرش اکبر آمده

آن خال هاشمی که ز زینب ربوده دل
سیراب بوسه ی پدر و مادر آمده

عشق مجسم است که در دیده جلوه کرد
روح مجرد است که در پیکر آمده

گیسوی او روایت حبل المتین کند
ابروی ذوالفقاری او صفدر آمده

کمتر گلی به خوبی او دیده شهر وحی
گلخانه ای که آن همه گل پرور آمده

زیبایی جمال علی را نداشته است
هرجا ملک به صورت انسان در آمده

یوسف که دلبرانه دل از مصریان ربود
دیوانه ی کرشمه ی این دلبر آمده

قرآن کند وجاهت یوسف بیان ولی
یوسف بیا ببین ز تو زیباتر آمده

اکبر که حُسن از رخ او وام برده است
اکبر که چرخ در بر او اصغر آمده

از منطقش مپرس که چون مصطفی بود
از صولتش مگوی که چون حیدر آمده

انگشتر رسالت خیرالانام را
از مخزن مشیت حق گوهر آمده

بهر دفاع از حرم قدس کربلا
این تکسوار عشق به جان و سر آمده

شش گوشه قبر حضرت او عقل دید و گفت
جانم که پیش پای پدر با سر آمده

از ما سلام باد به شش گوشِ مرقدش
آنجا که قبله ی حرم داور آمده

فردا بهشت عاشق و مشتاق زائری است
که امروز عاشقانه سوی این در آمده

منت خدای را که موید دوباره هم
مدحتگر حسین و علی اکبر آمده

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

با آمدنت وا شده باب حسنات
نازل شده از بهشت خیر و برکات

آنقدر به مصطفی شباهت داری
که دیدنِ صورت تو دارد صلوات

#عبدالحسین
......

هم صورت زیبای تو دارد صلوات
هم قامت رعنای تو دارد صلوات

سر تا به قدم عین محمّد هستی
پس نام دل آرای تو دارد صلوات

#عبدالحسین
......

از بهر نظاره آمده پیغمبر
با ماه و ستاره آمده پیغمبر

ذکر لب هر فرشته باشد صلوات
انگار دوباره آمده پیغمبر

#سیدمجتبی_شجاع
.......

ناز قــدم عزیـز زهــــرا صلـوات
بر مـاه رخ شبـیــه طاها صلوات

تا شاد شود قلب علی بن حسین
بفــرست به روح ام لیلا صلوات

#محمدعلی_انصاری

......

در باغ خدا گلی معطر دادند
یا آل رسول را پیمبر دادند

دیدند که دلتنگ نبی هست حسین
بر دامن او علی اکبر دادند

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
3
06:10
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی


عطر تنشان عطر نسیم است انگار
بوی خوش قرآن کریم است انگار

سیمای علی‌اکبر و پیغمبر
سیبی‌ست که از وسط دو نیم است انگار

#هادی_فردوسی

@raziolhossein
1
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی


اکبر که رخش جلال سرمد دارد
این آینه زیبایی احمد دارد

چون اوست شبیه مصطفی دیدارش
پاداش زیارت محمد دارد


#غلامرضا_سازگار
@raziolhossein
1
06:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1074, 212.6 KB
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی

با آمدنت وا شده باب حسنات
نازل شده از بهشت خیر و برکات

آنقدر به مصطفی شباهت داری
که دیدنِ صورت تو دارد صلوات

@raziolhossein
2
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی


ازجان وجهان عزیزتر آمده است
با نور سپیده وسحر آمده است

همرنگ گل محمدی از فردوس
از بهر حسین یک پسر آمده است
.....

برگونه ی گلفام علی خال علی است
درقامت اوجلوه واجلال علی است

با دیدن رخسار علـی اکبـر
گفتند که این محمد آل علی است
....

درعرش فرشتگان چه غوغا کردند
بزم طرب وعشق مهیا کردند

با آمدن علی اکبر، با شوق
رخسار محمّدی تماشا کردند

#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
06:10
#حضرت_علی_اکبر_ولادت


ام لیلا در بغل دارد چه زیبا گوهری
آفرید او را خدای او برای دلبری
 
جان به آقای جهان و خنده ی روی لبش
شاه بود و شاه تر شد با چنین تاج سری

بی علی گویا نمی چرخید چرخ روزگار
رو نمایی کرد ارباب از علی دیگری

قبل از او و بعد از او خلقت به چشم خود ندید
از علیِ اکبرش مولود خوش سیما تری

دیدنی که هست اما دیدنی تر  می شود
سیرت حیدر کنار صورت پیغمبری....

با عمو عباس خود ، یک روز غوغا می کند
انتظار این است بی شک از چنین رزم آوری

او عصای دست بابا می شود در کربلا
ضجه در می آورد شمشیر او از لشکری

یا علی اکبر کرم کن دست مارا هم بگیر ....
عیدی ما را حرم کن دست مارا هم بگیر .....


لایق مهری،  به آغوش نجابت می روی
روی دست عمه ها نوبت به نوبت می روی

روی تو یاد آور  روی پیمبر می شود
در دل عشاق او با این شباهت می روی

ما حرم را دیده ایم و تو خود ارباب را
محضر ارباب ما ساعت به ساعت می روی

نوش جان تو ، بغل های حسین بن علی
خوش به حال تو که اینگونه زیارت می روی

کار دل کندن ز خود را سخت مشکل می کنی
تا به قربان پدر با این ملاحت می روی

بین مردم پخش شد قربانی میلاد تو
با کرامت آمدی و با کرامت می روی

نوبت پخش خودت هم بین صحرا می رسد
آه روزی بر عبا  ، قسمت به قسمت می روی

با همین اندازه ای که روز میلاد آمدی
بلکه از این ریزتر ، روز شهادت می روی


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
4
06:10
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام


بی ذکر یا علی دلمان وا نمی شود
اذن زیارت حرم امضا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف لیلا نمی شود

#وحید_محمدی

@raziolhossein
2
06:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 156.6 KB
.


کار قد و قامت تو دلبری است
هرکه حسینی است علی اکبری است


 #حبیب_اولیایی_فر


@raziolhossein
ش
19:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
19:04
#امام_حسین_علیه_السلام


شاه است حسین پادشاه است حسین
دین است حسین دین‌پناه است حسین

سر داد و نداد دست بیعت به یزید
حقا که بنای لا اله است حسین

#معین‌الدین_چشتی

@raziolhossein
1
19:04
#امام_حسین_علیه_السلام


شاه است حسین پادشاه است حسین
دین است حسین دین‌پناه است حسین

سر داد و نداد دست بیعت به یزید
حقا که بنای لا اله است حسین

#معین‌الدین_چشتی

@raziolhossein
19:05
#امام_حسین_علیه_السلام


چه حاصل است، دلا! باغ و راغ گردیدن؟
ز غم بنال که آمد زمان نالیدن

گشای دیده به گلزار کربلا، ای دل!
به سر فتاده تو را گر هوای گل‌چیدن

شها! مرا ز لب خشگ و دیدهٔ ترِ تو
حرام باد گر آب حیات نوشیدن

ز نوک تیر، دریغا‌! نبود در بدنت
ز بهر زینب مظلومه جای بوسیدن

پس از نگون‌شدنِ نخلِ قامتِ عبّاس
چه‌سان به سایهٔ طوبی توان خرامیدن؟

ز داغ عشرت قاسم به بزم عیش و سرور
ز فرط گریه ندارم مجال خندیدن

ز تیر حرمله و حلق اصغر بی‌شیر
ببسته بر گلویم عقده راه نالیدن

ز بهر زینب و بزم یزید و مجلس عام
سزد ز پنجهٔ غم آن‌که جامه بدریدن

از آن زمان که برون کرد شمر پیرُهنت
حرام کرد به «جودی» لباس‌پوشیدن


#جودی_خراسانی

@raziolhossein
4 😭 1
31 January 2026
ش
09:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_مدح

مِهر او فانوس‌ها را ماه تابان می‌کند
شمع بزمش کار خورشید فروزان می‌کند

این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است
روزبه را با گل لبخند، سلمان می‌کند

ابرویش تشریح بسم‌الله رحمان رحیم
بی‌سخن گفتن لبش تفسیر قرآن می‌کند

از صنوبرها شکوه قامتش دل می‌برد
خواب گندم‌زار را مویش پریشان می‌کند

با دم عیسی اگر مردم مسیحی می‌شدند
چهره‌ی اکبر مسیحی را مسلمان می‌کند

هر که شعری گفت در وصفش ولی لیلا سرود
“من گُلی دارم که عالم را گلستان می‌کند”

یوسف اولاد خاتم بس که دارد منزلت
خاتم شاهی در انگشت سلیمان می‌کند

گرچه می‌دانیم “در بهداری قُرب حسین
دردها را بیشتر عباس درمان می‌کند”

اکبر لیلا هم اینجا دستگیری دیگر است
از همان پایین پا بی‌وقفه احسان می‌کند

دل بریدی از همه عالم برو پایینِ پا
گریه کن چون او نظر بر چشم گریان می‌کند

یاد آن ساعت که دیدند آسمانی‌ها حسین
جان خود را در عبا تقدیم جانان می‌کند

#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
09:15
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

جان تازه به تن خسته و بی تاب تویی
ما همه  خاک ترین  و گوهر ناب تویی
چهره ات داد گواهی خود مهتاب تویی
نو رسیده ؛ پسر حضرت ارباب تویی

نفس و هستی آرام دل و جان حسین
جان ِ عالم به فدای لب خندان حسین
 
آمدی روز کنی نیمه شب دنیا را
بنِشانی سر جا هیمنه ی دریا را
بکشانی پی خود دلشده‌ی شیدا را
خنده آورده ای امروز لب لیلا را

در ِ این خانه کرم روی کرم بار شده
همه‌جا پخش شده شاه پسردار شده
 
پای تو سرو قدی نیست مگر افتاده
دلبری نیست که با دیدن تو دل داده
در حصار تو که ماندیم شدیم آزاده
مات و مبهوت صدای تو موذن زاده

ای به قد قامت تو صلاة قامت بسته
به قد و قامت ِ تو  کار قیامت بسته
 
از بزرگیت به هر کوچه و برزن گفتند
به تو با آن قد و بالات تهمتن گفتند
به پیمبر  شدنت  خَلقاً و خُلقاً گفتند
بخدا مدح تورا دوست و دشمن گفتند

هیچکس لایق آن نیست شود بالا دست
تا زمانی‌که در این خاک علی‌اکبر هست *
 
پدرت خیره شده بَه چه نگاهی داری؟
با همان تیغه ی ابروت سپاهی داری
فنّ مخصوص خود توست سلاحی داری
غیر حفظ حرم عشق گناهی داری !؟

به هم آمیخته ای میمنه تا میسره را
وا کن از صفحه پیشانی بابا گره را


#محمدحسن_بیات_لو

*اشاره به مدح جناب حضرت علی اکبر از زبان معاویه لعنت الله علیه

@raziolhossein
4
09:17
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 69.9 KB
09:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 43.3 KB
09:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 48.1 KB
2 February 2026
ش
08:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر
وز زمزمه‌ام بر دل ماند اثری دیگر
در سامره می‌بینم قرص قمری دیگر
وز بیت ولا بر لب دارم خبری دیگر
از نسل علی آمد خیر البشری دیگر
یا آمنه آورده پیغامبری دیگر
-طوبا ثمر آورده سینا شجر آورده
-چشم همگان روشن نرجس پسر آورده

من رحمت بیحد را در سامره می‌بینم
من خلد مخلّد را در سامره می‌بینم
من جلوه‌ی سرمد را در سامره می‌بینم
من عبد مؤیّد را در سامره می‌بینم
من طلعت احمد را در سامره می‌بینم
من حسن محمّد را در سامره می‌بینم
-ای منتظران خیزید با خصم درآویزید
-در مقدم مهدی گل از پارۀ دل ریزید

ای گمشده پیدا شو پیدایش حق را بین
آیینه شو و آنگه آئینه‌ی یکتا بین
رخسار دو صد یوسف در آن رخ زیبا بین
بالای دو صد آدم در آن قد و بالا بین
هم نوح پیمبر را در دامن دریا بین
هم موسی عمران را در وادی سینا بین
-در یک رخ زیبا بین خوبان دو عالم را
-خوبان دو عالم نه پیغمبر خاتم را

امشب من و دل گشتیم در کوی گل نرگس
برگرد گل روی دلجوی گل نرگس
خُلق نبوی دیدیم در خوی گل نرگس
خوردیم شراب نور از جوی گل نرگس
تا روی خدا دیدیم در روی گل نرگس
دل گشته بهشت گل از لوی گل نرگس
-ای دسته گل نرگس از مات سلام ﷲ
-ای زینت هر مجلس از مات سلام ﷲ

پیوسته درود از ما بر نرجس و مولودش
بر نرجس و مولودش بر مهدی موعودش
بر مهدی موعودش بر حجّت معبودش
بر حجّت معبودش بر مقصد و مقصودش
بر مقصد و مقصودش بر سیرت محمودش
بر سیرت محمودش لطف و کرم و جودش
-لطف و کرم و جودش حکم و سخن و عزمش
-حکم و سخن و عزمش تیغ و عَلَم و رزمش

مهر رخ دلجویش هنگام سحر تابید
روشنتر و زیباتر از قرص قمر تابید
از قلب ملک سر زد در چشم بشر تابید
گفتی یم هستی را پاکیزه گهر تابید
چون شعله به کوه طور از شاخ شجر تابید
هنگام طلوع فجر بر دست پدر تابید
-در طلعت او دیدند آئینه‌ی احمد را
-مانند علی می‌خواند قرآن محمّد را

اوّل سخن توحید از خالق اکبر گفت
هم حمد الهی کرد هم وصف پیمبر گفت
هم آیه‌ی قرآن خواند هم مدحت حیدر گفت
هم نام امامان را تا خویش سراسر گفت
از ظاهر و باطم گفت از اوّل و آخر گفت
آنگه به زبان دل آن حجّت داور گفت
-من شاهد و مشهودم من حجّت معبودم
-من مقصد و مقصودم من مهدی موعودم

من طوطی گویای گلزار شهیدانم
من روشنی چشم بیدار شهیدانم
من آینه سرخ رخسار شهیدانم
من محیی ایثار و آثار شهیدانم
من وارث مظلوم انصار شهیدانم
من منتقم خون سالار شهیدانم
-گلواژه‌ی جاء الحق بر دست جهانگیرم
-نقش زهق الباطل بر تیغه‌ی شمشیرم

حق وعده به من داده تا ملک جهان گیرم
بر دوست امان بخشم از خصم امان گیرم
مهر آرم و خشم آرم جان بخشم و جان گیرم
یار همگان باشم داد همگان گیرم
در سلک شبان آیم در کعبه مکان گیرم
حلقوم ستمگر را در پنجه چنان گیرم
-تا نقش زمین گردد اهریمن خود کامی
-وز ظلم و ستم هرگز باقی نبود نامی

ای روی تو نادیده دل برده ز دلداران
ای کار تو پنهانی یاری ز همه یاران
بشکفته دل از نامت چون لاله که در باران
از جام تولاّیت سر مستی هوشیاران
باز آکه بر اندازی بنیاد ستکاران
با تیغ تو ریزد خون از سینۀ خونخواران
-خورشید رخت در ابر پوشیده چرا مهدی
-ای کعبۀ دل رویت از کعبه درآ مهدی

ای با همگان مونس ای در همه جا تنها
ای بی تو ز خون دل دریا شده دامن‌ها
تا چند زمام دین در سلطه‌ی رهزنها
تا چند جهان لبریز از گریه و شیون‌ها
تا چند خزان حاکم در دامن گلشن‌ها
تا چند بود قرآن بر نیزه‌ی دشمن‌ها
-ای نالۀ مظلومان در گوش تو یا مهدی
-ای پرچم ثارالله بر دوش تو یا مهدی

باز آی که بنمائی بر ما رخ زیبا را
باز آ که کنی از عدل پُر عرصه‌ی دنیا را
باز آ که همه بینند آن روی دل آرا را
باز آ که کنی پیدا دو گمشدۀ ما را
هم تربت محسن را هم تربت زهرا را
حیف است نبیند عبد رخسار تو مولا را
-من «میثم»این کویم اوصاف تو را گویم
-اوصاف تو را گویم تا وصل تو را جویم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
ش
08:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


باز دل، چلّه‌نشین حرمِ راز شده‌ست
مرغ شب، با نفس صبح هم‌آواز شده‌ست
باز با دست سحر، پنجره‌ها باز شده‌ست
باز فصلِ سفرِ چلچله آغاز شده‌ست

با نسیمی که به دل‌جویی من می‌آید
باز عطر گل نرگس ز چمن می‌آید

این گل لاله، که زیبایی بی‌حدّ دارد
در چمن تازگی و لطف مجدّد دارد
نکهت فاطمه و عطر محمّد دارد
آفرینش به لبش، ذکر خوش‌آمد دارد

این گل سرخ، که از گلبن توحید شکفت
هر که دیدش، «زَهَقَ الباطِلُ و جاءَ الحَق» گفت

جلوۀ «وَالقمر» و آیت «وَالعصر» آمد
رحمت واسعۀ بی‌حد و بی‌حصر آمد
فتح نزدیک شد و، زمزمۀ نصر آمد
کارفرمای دوعالم، ولیِ‌ عصر آمد

گرچه در خوشدلی فاطمه، تردیدی نیست
زادروز پسرش هست، ولی عیدی نیست

چه بگویم که مرا عقدۀ عالم به گلوست
داستان من وغم، خاطرۀ سنگ و سبوست
کی شود پرده به یک سو رود از چهرۀ دوست
«آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست»

عید روزی‌ست، که بارد به جهان ابرِ کَرم
مصلح کل بزند تکیه به دیوارِ حرم

عیدی روزی‌ست، که آفاق گلِ نور شود
از جهان، سایۀ بیدادگران دور شود
روز نابودی تزویر و زر و زور شود
یعنی از پرتو موسی، همه جا طور شود

عیدی روزی‌ست، که آفاق منوّر گردد
باغ سرسبز شود، باز ورق برگردد

عید روزی‌ست، که دل‌ها شود از غصه جدا
روز آغاز ثمربخشی خون شهدا
برسد پرتو روشنگر مصباح هدی
تکیه بر کعبه زند منتقم خون خدا

بشنود گوش فلک، صوت خوش تکبیرش
دولت عدل شود، دولت عالم‌گیرش

عید روزی‌ست، که با عشق، هماهنگ شود
عرصه بر تهمت و تزویر و ریا تنگ شود
نرم، چون آب، دلِ سخت‌تر از سنگ شود
باغ سرسبز و نشاط‌آور و گل‌رنگ شود

عید روزی‌ست، که ایمان و امان تازه شود
یک چمن لالۀ پرپر شده، شیرازه شود

ای که جبریل امین، پیک پیام‌آور توست
ای که عیسای نبی، روز فرج، یاور توست
سرمۀ چشم ملائک، همه خاک در توست
چشم بر راه ظهورت به خدا، مادر توست

تو بیا! تا غم عالم، همه از دل برود
کشتی از دامن توفان، سوی ساحل برود

#محمد_جواد_غفورزاده


@raziolhossein
08:31
#امام_زمان_ولادت
#حضرت_نرجس_خاتون


اسیرِ خار ولی مثلِ گُل معطَّر بود
گلی که تشنه ی پیوند با صِنوبر بود

شبیه آسیه ایمان به چشمِ‌ موسی داشت
ملیکه ای‌ که معمّایِ قصرِ قیصر بود

کنیز نه ... بنویسید ماه بانویی
اسیرِ جاذبه ی آفتابِ دیگر بود

به شب نشینیِ ‌‌خورشیدِ سامرا می رفت
به سویِ آنچه که در طالِع اش مقدَّر بود

بهشت فرشِ قدم‌هایِ ساده اش‌ میشد
بهشت‌ با خبر از احترامِ ‌‌ مادر بود

و ناگهان خبری سبز مثلِ گُل رویید
گلی که ناب ترین یادگارِ کوثر بود

رسید‌ مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
در آن‌ سیاهیِ شب آسِمان منوّر بود


ستاره ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
انیس و مونسِ شب هایِ تارِ نرجس شد


به نام‌ دلبرِ خوش قد و قامتِ نرجس
ردیف شد غزلی با قیامتِ نرجس

سرش به زیر ولی سَربلند می آید
اسارت است شروعِ اصالتِ نرجس

چقدر رفته به زهرا شباهتِ زینب
چقدر رفته به زینب شهامتِ نرجس

عزیزِ حضرتِ‌ مولاست مهدیِ موعود
کنیزِ حضرتِ زهراست حضرتِ نرجس

حسن ‌شبیه حسن بوده است امّا نه
جفایِ جعده کجا و نجابتِ نرجس ؟

به جای اشک دو رکعت نمازِ باران خواند
جوانه زد گلِ نرگس به حرمتِ نرجس

بهارِ منتظران بی خبر رسید از راه
شبیه معجزه ای با کرامتِ نرجس


ستاره ای بدرخشید و ماهِ‌ مجلس شد
به غمزه مسئله آموزِ صد مدرِّس شد


پیاده آمده تا تک سوارِ ما باشد
قرار شد گلِ نرگس قرارِ ما باشد

امامِ صُلح غزل پوش می رسد از راه
که ‌ مهربانی او ذوالفقارِ ما باشد

سپاهِ گیسوی او تا رها شود در باد
مسیح شانه به شانه کنارِ ما باشد

به قلبِ آینه ای کاش آه ننشیند
مباد زخمیِ گرد و غبارِ ما باشد

عَجَم قبیله ی نام ‌آشنایِ عشقِ علیست
طلایِ حضرتِ سلمان عیارِ ما باشد

خدا‌ کند که شکوفایی گُل نرگس
طلوعِ تازه ای از روزگارِ ما باشد

خدا کند که بمیریم انتظارش را
و این ‌نوشته ی سنگِ مزارِ ما باشد ‌:


ستاره ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
دل رمیده ی ما را انیس و مونِس شد

#ابراهیم_زمانی

@raziolhossein
08:31
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

فجر است و صبا مشک فشان می آید
آرام دل و شفای جان می آید

ای دل به هواخواهی سردار امید       
برخیز که صاحب الزمان می آید

#عبدالحمید_رحمانیان

.....

ای باد صبـا بوی حیــات آوردی
روحی به تمــام کـائنـات آوردی

درسـامره از گلشن نرگس ،بر ما
عطـر دگـری از صلــوات آوردی

#سید_هاشم_وفایی
........

بر نرجس و بر قلب صبورش صلوات
بر مهدی و روی پر زنورش صلوات

ای کاش که با دعای زهرا امشب
تعجیل شود روز ظهورش صلوات

#عبدالحسین

......


نرجس به رخ پسر فرستد صلوات
با دیدنشان پدر فرستد صلوات

یارب، شب جمعه کربلایی بشود
هرکس که بلندتر فرستد صلوات

#عبدالحسین

@raziolhossein
08:31
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


بر تو و بوی آشنات ، سلام
بر تو و شهر سامرات سلام

بر تو و بر محبت تو درود
بر تو و بر نشانه هات سلام

خانه های شما فراوانند
هم نجف هم به کربلات سلام

مسجد سهله مسجد کوفه
به قم و مشهدالرضات سلام

تو ستاره تو مهری و ماهی
تو عزیزی بقیت اللهی

ای برازندهء وجود شما
لفظ مولا و واژهء آقا

جان فدا می کند به روز ظهور
در رکاب تو حضرت عیسی

بند قنداقۀ بهشتی تو
می دهد بوی مادرت زهرا

چهرهء تو به مادرت رفته
قد و بالا به حضرت سقا

مات مانده امام عسکریت
از جمالِ چو ماه حیدریت

آیت اللهِ بی کرانِ خدا
حضرت صاحب الزمانِ خدا

عرش حق آستان خانۀ توست
خانۀ توست جمکران خدا

نورِ امّیدِ آخر زهرا
آخرین تیر در کمان خدا

دست خالق کشیده ریسۀ نور
از زمین سمت آسمان خدا

چه کسی هم تراز و پایۀ توست
شمس ، یک گوشه ای ز سایۀ توست

آسمان ، مِی اگر ببارد ، کم
سر به پایش اگر گذارد ، کم

بر قدومش تمام سطح زمین
یاس و نرگس اگر بکارد ، کم

سرِ تعظیم ، پایِ آقائیش
خلق عالم فرو بیارد ،کم

درب و دیوار شهر ثابت کرد
عاشقِ در به در ندارد ، کم

شامل ما عنایت و بذلش
جان فدای عمو ابالفضلش

چه بزرگان که در برت بودند
خادمِ دست پرورت بودند

چه کسانی که مثل بحرالعلوم
همۀ عمر نوکرت بودند

حائری ها طباطبائی ها
همه خدّام محضرت بودند

علمایی که با تمام وجود
خاک پاهای مادرت بودند

در رثای تو خطبه ها خواندند
عهد خواندند ، ندبه ها خواندند

ای همه شور ای سراسر نور
چشم بد از تو تا قیامت دور

ماکه خواهان روز موعودیم
چشم هر کس تو را نخواهد کور

تا سپاهی به مثل ما داری
پای خصم تو هست در لب گور

گرچه داری حضور بین ما
هست شیرینی حضور ، ظهور

گر اشاره کنی به پا خیزیم
سرِ دشمن به پای تو ریزیم

عرشیان باید اعتکاف کنند
دور قنداقه اش طواف کنند

به بزرگیّ و بی نظیریِ او
همگی باید اعتراف کنند

در ظهورش که تیغ بر دارد
همه شمشیرها غلاف کنند

ناتوانند دشمنانش تا
با یل فاطمه مصاف کنند

پشت ، بر کعبه می دهد آن روز
ریشۀ ظلم می کَند آن روز

عاقبت تکسوار می آید
شیر حیدر تبار می آید

پرچم یا حسین بر دوشش
در کفش ذوالفقار می آید

سیصد و سیبزده نفر دارد
با همه اقتدار می آید

وعدهء حق شود برآورده
این زمین را قرار می آید

پس بخوانید در همه ساعات
یک دعای فرج پس از صلوات


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
08:31
#امام_زمان_مناجات


چه میخواهد لب تشنه به غیر از لطف بارانی
چه میخواهد شکسته دل به غیر از چشم گریانی

شب طولانی و تسبیح و سجاده چه میچسبد
بهار زود هنگام اند ، شبهای زمستانی

توکل بر توسل کن ، توسل بر توکل کن
درین دنیای حیرانی ، درین دریای طوفانی

اگر تا شام میخندی ، اگر تا صبح میخوابی
تو از مردن چه میفهمی؟ تو از برزخ چه میدانی؟

خلاصه بار باید بست ، یا امروز یا فردا 
مده از کف مجال این دو روزی را که مهمانی

نیاز مستمندان را بنه بر دیده منت
مباد آنکه بگیرد دامنت را آه انسانی

اگر آشفته ات کردند یعنی لایق وصلی 
به او نزدیکتر هستی زمانی که پریشانی

من و پروانه در آغوش هم تا صبح میسوزیم
که با این سوختن روشن شود کنج شبستانی

مرا هر وقت میدیدی گریبان پاره میدیدی
از اول نیز می آمد به من پاره گریبانی

به دامان تو دست انداختم شاید که این دفعه 
بگیرد دامنت دستی از این آلوده دامانی

به جز تو جور عاشق را کسی گردن نمیگیرد
گناهش را زلیخا کرد ، یوسف گشت زندانی

به لطف گریه کار طفل بهتر راه می افتد
چه بهتر بیشتر از دیگران ما را بگریانی

اگر چه گریه هجران شکسته میکند ما را
ولی از آب پیشانی ست بهتر ، چین پیشانی

گره هایی ست در عالم که بی تو وا نخواهد شد
نمیاید به کار این گره ها هیچ دندانی

دگر فرقی ندارد جمعه یا شنبه...فقط برگرد 
گرفتاریم ما از دست این هجران طولانی

پشیمان میشود آنکه برای تو نمیمیرد
چرا عاقل کند کاری که بعد آرد پشیمانی

خبر داری تو که رفتی به کوچه گردی افتادم ؟!!
به من از تو فقط هجران رسید...آنهم چه هجرانی
.
.
.
همه با دامن آتش گرفته رو به گودالند
عجب شام غریبانی ، عجب شام غریبانی

سر پیراهن تو ، گریه ی ما را درآوردند
میان این همه کشته چرا تنها تو عریانی

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
2
08:31
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


خوشا لحظه ای بال و پر داشتن
سر کوی دلبر گذر داشتن

خوشا با خدا بودن و زیستن
به یاد خدا چشم تر داشتن

همیشه به سوی خدا رو زدن
همیشه صفای سحر داشتن

چه خوب است عاشق ز معشوق خویش
تمنای یک دم نظر داشتن

چه خوب است دنبال تو آمدن
و از جایگاهت خبر داشتن

چه خوب است دائم صدایت زدن
همیشه هوایت به سر داشتن

چه خوب است یک شب به همراه تو
به سرداب تو یک سفر داشتن

من امشب هوای تو دارم به سر
کرم کن مرا در کنارت ببر

در آسمان در سحر باز شد
فرشته مهیای پرواز شد

ملک در دل آسمان زد صدا:
و میلاد خورشید آغاز شد

شنیدم شبیه کلیم آمدی
و موسایی تو خبرساز شد

حسن بر گل روی تو خنده زد
پدر با وجودت سرافراز شد

برای دل مادر پاک تو
زمان سحر کشف صد راز شد

رسیدی و در سجده افتادی و
زبانت به توحید حق باز شد

پدر با تو می گفت ناگفتنی
چه اسرارهایی که ابراز شد

تو باطل ستیزی تو جاءالحقی
ولی خدا حجت مطلقی

کنار دلم گاه گاهی بیا
تو از جاده های الهی بیا

سیاه گناهم بیا نور عشق
در این دورۀ روسیاهی بیا

بیا از مدینه بیا از نجف
بیا از دل این دو راهی بیا

اگر چه فراهم نگشته هنوز
برای قیامت سپاهی بیا

بگو کی مرا می بری با خودت
چه روزی چه سالی چه ماهی بیا

ببین حال و روز دل شیعه را
شده کشته ی بی گناهی بیا

اگر تو نیایی چه کس می شود ؟
برای دل ما پناهی ؟ بیا

بیا قبل از اینکه بیاید اجل
بگیری مرا لحظه ای در بغل

مرا گاه در خاطرت فرض کن
مرا گرد و خاک درت فرض کن

من از چشم پاک تو افتاده ام
مرا اشک چشم ترت فرض کن

من ِروسیاه زمین خورده را
سیاهیّ در لشگرت فرض کن

اگر اولین عاشقت نیستم
مرا عاشق آخرت فرض کن

اگر چه لیاقت ندارم ولی
مرا کمترین زائرت فرض کن

به وقت ظهورت بیا و مرا
نگهبان در سنگرت فرض کن

بکش دست خود را به روی سرم
مرا نوکر مادرت فرض کن

ببخشا به من این خیالات را
مگیر از لبم این مناجات را

تو مرگ ستم را رقم می زنی
تو زنجیر محکم به غم می زنی

زمان ظهورت به اذن خدا
صف مشرکان را به هم می زنی

می آیی مدینه میان بقیع
به دنبال قبری قدم می زنی

میان مدینه به سمت نجف
تو طرح حرم تا حرم می زنی

می آیی سر قبر ام البنین
به یاد علمدار علم می زنی

ضریح بزرگی بنا می کنی
به روی طلایش قلم می زنی

تو با یاد و نام حسین و حسن
حسینیه های کرم می زنی

زمان طلوعت که بر خواستی
خبر کن مرا کارگر خواستی

بیا وعدۀ هر چه پیغمبر است
ز هجران ، نگاه دو عالم تر است

بیا نالۀ آه آه علی
زمانه پر از غربت حیدر است

بیا موقع اشک دشمن شده
بیا وقت خندیدن مادر است

بیا و خداهای ما را بگیر
بزن مهر باطل به هر بت پرست

بیا کربلا چشم در راه توست
و غرق نوای تو یک حنجر است

بیا ای دعای دل نیزه ها
به دنبال تو چشم هجده سر است

بیا انعکاس صدای رباب
پی تو نگاه علی اصغر است

بیا و ببین در دل علقمه
صدایت زند مادرت فاطمه

#مجتبی_شکریان


@raziolhossein
08:31
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×600, 30.0 KB
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند
تا منتقم حسین آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
08:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت


امشب بهشت را به تماشا گذاشتند
امشب نمک به سفره ی دنیا گذاشتند
امشب به روی دامن نرجس از آسمان
ماهی به نام مهدی زهرا گذاشتند
امشب به خانه ی حسن عسکری برو
چون راه را برای همه وا گذاشتند
از بس که آمدند پی دستبوسی اش
از بس زیاد دل روی دل جا گذاشتند!
یوسف ببین که آخر صف ایستاده است
او را برای نوبت فردا گذاشتند
لیلا صفات ها همه مجنون صفت شدند
از عشق، سر به دامن صحرا گذاشتند

امشب پدر به خال پسر بوسه می زند
کعبه به روی سنگ حجر بوسه می زند


از یک طرف شبیه نبی با ملاحت است
از یک طرف شبیه علی با عطوفت است
از یک طرف چو مادر سادات غرق نور
از یک طرف شبیه حسن با صلابت است
با این همه صفات جمال و جلالی اش
درسی که از حسین گرفته شجاعت است
چشمش غضب ز حضرت عباس دارد و
ابروی این پسر خودِ تیغ ولایت است
مثل علی اکبر ارباب قد رشید
مانند عمه زینب خود با ابهت است
دست توسل همه انبیا به اوست
از بس که کار دست کریمش کرامت است

طاووس جنت آمده زیباتر از همه
آقای آسمانی و آقاتر از همه


او می رسد که عدل علی را به پا کند
درد طبیب های جهان را دوا کند
او می رسد که تربت مادر عیان شود
بعد از مدینه روی به کرببلا کند
دارم به روز آمدنش فکر می کنم
وقتی برای فاطمه گنبد بنا کند
عیسی مسیح می رسد از قلب آسمان
تا این که در نماز به او اقتدا کند
بر کعبه تکیه می زند و قصد کرده است
با صوت حیدری همه مان را صدا کند
ای کاش روز آمدنش بین آن همه
ما را خودش برای سپاهش سوا کند

چون صاحب صفات جلالی حیدر است
او لایق عماعه ی سبز پیمبر است


آقای من تمامی جان ها به دست توست
رمز عروج عالم بالا به دست توست
ای وارث تمام ذوات مقدسه
باران و رود و چشمه و دریا به دست توست
ما غصه ی بهشت خدا را نمی خوریم
وقتی کلید جنت الاعلی به دست توست
پرونده ی قبولی ما را رقم بزن
مهر قبول و جوهر و امضا به دست توست
هرگز زمین نخورده عَلَم یابن العسکری
روز ظهور پرچم سقا به دست توست
تعجیل کن که فاطمه چشم انتظار توست
چون انتقام حضرت زهرا به دست توست

تو می رسی و ارض و سما می شود بلند
در زیر پات عرش خدا می شود بلند


ماندم چگونه نام شما را صدا کنم
ماندم چگونه روی به سوی شما کنم
چندی ست جمکران، دل ما را نبرده ای
تا این که در نماز برایت دعا کنم
کارم بدون تو همه دم معصیت شده
من در گناه هم نشد از تو حیا کنم
شرمنده ام که نوکر خوبی نبوده ام
آقا نشد که دِین خودم را ادا کنم
شرمنده ام به جای دعای سلامتی
روزی هزار بار به قلبت جفا کنم
با حال معصیت به خدا می شود مگر
شب های جمعه رو به سوی کربلا کنم

برگرد و مردهْ دل من را حیات بخش
برگرد و جان بده به دلم ای نجات بخش...

#مهدی_نظری

@raziolhossein
08:33
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_مدح


ای آفتاب عشق و عدالت شتاب کن
باز آ قنوت باغچه را مستجاب کن

این خاک تشنه بی‌تو به باران نمی‌رسد
باغ خزان زده به بهاران نمی‌رسد

خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست
مولای من بیا که جهان بی‌قرار توست

تنها تو منجی بشر و آدمیتی
اصلاً تویی که فلسفه‌ی خاتمیتی

تو سِرّ سجده‌های ملائک بر آدمی
تو رازِ سر به مُهرِ سحرهای عالمی

ماتمکده‌ست کعبه‌ی بی‌تو، خلیل عشق
چشمان توست کعبه، بیا ای دلیل عشق

با صد هزار جلوه‌ی مشهود می‌رسی
با نغمه‌ی الهی داوود می‌رسی

موسی شدی و طور به سویت شتافته‌ست
نیل است که به شوق تو سینه شکافته‌ست

سیمای تو ز یوسف مصری ملیح‌تر
همراه تو مسیح و تو از او مسیح‌تر

آیات حسن و فضل و کمال تو بی‌حد است
خوی و خصال تو همه عین محمد است

همراه توست معجزه‌های محمدی
داری به روی شانه عبای محمدی

مولا بیا به دین بده روح دوباره‌ای
با ذوالفقار فتح، شکوه دوباره‌ای

برپاست نهروان و جمل‌های دیگری
بیت الحرام و لات و هُبَل‌های دیگری

هر سنگ را نگاه تو سجّیل می‌کند
یا هر پرنده را چو ابابیل می‌کند

باز آ که دست ظلم و ستم را قلم کنی
باز آ که باز عدل علی را علم کنی

باز آ که در مدینه قیامت به‌پا شود
صحن و سرای حضرت زهرا بنا شود

در چشم تو شکوه الهی خلاصه است
صلح و جهاد تو همه عین حماسه است

در هر نگات نور خدا موج می‌زند
امید سیدالشهدا موج می‌زند

آمیزه‌ی صلابت و احساس دیدنی‌ست
در قامتت رشادت عباس دیدنی‌ست

سمت تو آب‌های روان سجده می‌کنند
بر خاک پات مُلک و مکان سجده می‌کنند

بی‌انتهاست نامتناهی‌ست علم تو
آئینه‌ی علوم الهی‌ست علم تو

تا واژه واژه‌ات ملکوت حقایق است
در هر نگات جلوه‌ی صد صبح صادق است

داری به دوش پرچم باب الحوائجی
در دست توست خاتم باب الحوائجی

چشم رئوف توست بهشت برین ما
نور ولایتت شده حصن حصین ما

دلبستگی به رحمت تو در نهاد ماست
پلکی بزن، نگاه تو باب المراد ماست

شوق تو در هدایت ما بی‌نهایت است
چشمان روشن تو چراغ هدایت است

برپا شده‌ست در دل عالم چه محشری
دیگر بتاب ماه خدا! یابن عسکری

من تشنه‌ی نگاه توأم أیها العزیز
دلتنگ روی ماه توأم أیها العزیز

تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»
کی می‌شود نوای «اَنا المَهدی» تو را ...

از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان
«عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
08:33
#امام_زمان_ولادت


دمی که سیر وجودم الی السما می شد
تمام صفحه ی شعرم پر از خدا می شد
گمان کنم خبر از یار می رسد امشب
که باب فیض الهی به سینه وا می شد
به زخم کهنه ی چشم انتظارها دیگر
نگاه مرحمت دلبری دوا می شد
چه جلوه ای شده بر ظرف کوچک قلبم
که بند بند وجودم زهم جدا می شد
کنار سفره ی زیباترین مسافر عرش
دلم ز پنجه ی تنگ قفس رها می شد
به هر نسیم که در زلف یار می پیچد
به هر کرشمه گره ها زکار وا می شد
در این زمانه که مردم همه غریبه شدند
در این سکوت کسی با من آشنا می شد
چه بیقرار دلم میل سامرا کرده
خدا به حضرت نرگس پسر عطا کرده



حریم کوچک سرداب ، عرش اعلا شد
نگار آمد و لبخندها شکوفا شد
سلام من به کسی که ز کاخ رم آمد
به ریسمان محبت اسیر آقا شد
خدا چه بخت بلندی به او عطا فرمود
ز راه دور رسید و عروس زهرا شد
عروس خانه غریب و امام خانه غریب
چقدر شادی این خانواده زیبا شد
نشسته یک پدری در کنار گهواره
ترنم لب او نغمه های لالا شد
شهادتین به لبهای او چه دیدن داشت
در ابتدا جلواتش شبیه عیسی شد
همه ذخیره ی حق در میان گهواره است
عصا بدست نگهبان خانه موسی شد
صدا صدای رسول خداست می آید
طنین یارب او مثل پور لیلا شد

ستاره ی سحر خانواده سر زده است
خلاصه ی همه ی اهل بیت آمده است


دل شکسته بداند قرار یعنی چه ؟
خبر نیامدن از تکسوار یعنی چه ؟
نگاه حضرت یعقوب می کند تفسیر
تمام عمر غم انتظار یعنی چه
بدست باد سحر بوی پیرهن آید
نسیم صبح بداند بهار یعنی چه ؟
فقط ز خون شهیدان به جلوه می آید
به تیری از مژه طعم شکار یعنی چه
ندیده عاشق رویت شدم که فاش کنم
اسیری دل و گیسوی یار یعنی چه ؟
کسی که طعم وصالت چشیده می داند
نگاه مرحمت سفره دار یعنی چه ؟
بگفت سید بحرالعلوم کی دانید
بغل گرفتن قد نگار یعنی چه

دگر برای وصالت بهانه میگیرم
اگر که دیر بیایی زغصه میمیرم



ز درد دوریت ای دوست شکوه ها دارم
خوشم اگرچه غریبم ولی تو را دارم
تمام سوز دل من زناله های شماست
ز درد هجر تو سوزی در این صدا دارم
گدایی در این خانه آرزوی من است
زنام توست اگر زره ای بها دارم
الا امیر سحر ای مسافر زهرا
امید وصل ترا بین هر دعا دارم
بیا و نامه ی اعمال من مرور نکن
که بر جبین عرق شرم از شما دارم
به کام خویش چشیدم غم جدایی را
امید رحمتی از یار آشنا دارم
بیا میان قنوتت مرا ز یاد مبر
که احتیاج شدیدی بر این دعا دارم
به آه نیمه شب تو قسم عنایت توست
اگر زبان مناجات با خدا دارم
قرار ما همه تنگ غروب صحن حسین
هوای بوسه ای از خاک کربلا دارم
چه می شود به نگاهی دلم تکان بدهی
چه می شود شب نیمه رخی نشان بدهی


رسیدی و دل ما غرق نور کردی تو
کلیم گشتی و جلوه به طور کردی تو
قسم به خون روی دستمال اشک تو
برای روضه دلم را جسور کردی تو
شبانه روز شده اشک تو شبیه به خون
ز بس مصیبت کوچه مرور کردی تو
همان زمان که لگد خورد مادرت زهرا
ز کو چه های مدینه عبور کردی تو
در آن دمی که به هم خورد گیسوان حسین
دل شکسته مادر صبور کردی تو
لبان تشنه ی زینب به خون حنجر خورد
زمان بوسه کنارش ظهور کردی تو
پی سری که به نیزه زدند نامردان
لسان عمه ی خود را شکور کردی تو
میان کوفه شبی کنج خانه ی خولی
چه گریه ها که کنار تنور کردی تو

تمام حاجتم این است با دلی پر درد
ترا به حق اسیری عمه ات برگرد


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
08:33
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

ای نور خداوند مبین در ظلمات
وی آن که توئی آل علی را جلوات

گفتم به دلم چه هدیه داری امشب
گفتا به گُل چهرۀ مهدی صلوات
......

امروز ملک ز آسمان گل ریزد
رضوان بهشت از جنان گل ریزد

جبریل به شادی دل آل علی
در مقدم صاحب الزمان گل ریزد
.......

یوسف ز تماشای تو دل باخته است
جبریل زحُسنت عَلَم افراخته است

نرگس چو نظر کرد به تو دید رخُت
از بوسۀ عسکری گُل انداخته است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
08:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×820, 116.8 KB
یا صاحب الزمان

برای آنکه به راه تـو مانده است نگاهش
غروب جمعه و عصر سه‌شنبه فرق ندارد

#سیدمصطفی_فهری

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_ولادت


قسم به سوره ی "والفجر" یار می آید
سپیده دم پس از این شام تار می آید

زغال ، روی سیاهش سیاه تر شده است
خزان گذشته و کم کم بهار می آید

زبور شاهد ما شد "لقد کتبنا ... "را
بخوان که وارث این روزگار می آید

نوشته است که مستضعفین به پاخیزید
ز مشتهای گره کرده کار می آید

غباری از پس هر حادثه پدیدار است
اگر غلط نکنم آن سوار می آید

اَلا به ذکر کسی که به نامش آرامش
به سینه های شده بی قرار می آید

قسم به واژه ی "خیرلکم" علی خواهان
"بقیه الله" با ذوالفقار می آید

چه فرق مذهب و آئین ، هر آنکه منتظر است
به شیوه ی علوی شیعه بار می آید

چقدر خواندن "امن یجیب" اثر دارد
که استجابت این اضطرار می آید

زمان آمدنش وقت "مطلع الفجر" است
و ناگهان به سر این انتظار می آید


«وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُون‏» (انبیاء/105)

«و ما در زبور- پس از تورات- نوشته‏ ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد.»


#سید_حسن_رستگار

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات


هر کوچه و هر خانه‌ای از عطر، چو باغی‌ست
در سینهٔ هر اهل دل و دلشده داغی‌ست
آویخته بر سر درِ هر خانه چراغی‌ست
بر هر لبی از موعد و موعود، سراغی‌ست

از شوق، همه رو به سوی میکده دارند
یاری ز سفر، سوی وطن آمده دارند

کی یار سفر کردهٔ ما از سفر آید
بعد از شبِ دیجورِ محبان، سحر آید
از باب صفا، قبلهٔ ما کی به در آید
بی‌بال و پران را پر و بالی دگر آید

کی پرده گشاید ز رخ آن روی گشاده
کز رخ کند از اسب، دو صد شاه، پیاده

ای عطر بهشت از رخ تو ای گل نرگس
ای روشنی محفل و ای رونق مجلس
ای راز غمت درس مدرّس به مدارس
تو منعم کل هستی و ما فرقهٔ مفلِس

جز تو، به زمان نیست کسی مصلح و صاحب
یا مهدیِ بِن عسکری ای حاضر غائب!

تو در پی خود، قافله در قافله داری
در سلسلهٔ زلف، دو صد سلسله داری
با آن‌که خود از منتظرانت گله داری
سوگند به آن اشک که در نافله داری

با یک نگه خود مس ما را تو طلا کن
آن چشم که روی تو ببیند تو عطا کن

ای گمشدهٔ مردم عالم به کجایی؟
کی از مه رخسارهٔ خود پرده گشایی؟
ما ریزه‌خوریم و تو ولی‌نعمت مایی
هر جمعه همه چشم به راهیم بیایی

یک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامد
بیش از ده و یک قرن شد، آن جمعه نیامد...

بشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ما
کس نیست در این قافله، وامانده‌تر از ما
ما بی‌خبریم از تو و تو باخبر از ما
ما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ما

ما شب‌زده‌ایم و تو همان صبح سپیدی
تنها تو پناهی، تو نویدی، تو امیدی

عشق ابدی و ازلی با تو بیاید
شادی ز جهان رفته، ولی با تو بیاید
آرامش بین‌المللی با تو بیاید
ای عِدلِ علی! عَدلِ علی با تو بیاید

عمری‌ست که در بوتهٔ عشقت به‌گدازیم
هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم

هرچند که ما بهره‌ور از فیض حضوریم
داریم حضور تو و مشتاق ظهوریم
نزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریم
با دیدهٔ آلوده چه بینیم؟ که کوریم

در کوه و بیابان ز چه رو دربدری تو؟
هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو...

#علی_انسانی


@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_مناجات


اومدم دعا کنم تا که بیای
هی خداخدا کنم تا که بیای
بعداز این میخوام که همراه دعا
دوری از خطا کنم تا که بیای
*
اومدم بگم منو نگا کنی
تو نمازشب برام دعا کنی
اومدم که التماست بکنم
نشه یک لحظه منو رها کنی
*
اگه تو بیای آقا بهار میاد
تو دل منتظرات قرار میاد
یه روز عاشقات بهم خبر میدن 
آقامون داره با ذوالفقار میاد
*
میای و لبارو خندون می کنی
مهربونی رو فراوون می کنی
شب انتظار دیگه تموم میشه
میای و دردا رو درمون می کنه
*
میایو غم از تو سینه می بری
میاری صفا و کینه می بری
کاشکی که زنده باشیمو ببینیم
که میای مارو مدینه می بری
*
میای و با چشمای تر میخونی
میای از غربت حیدر میخونی
چه قیامتی میشه وقتی آقا...
برا ما روضه ی مادر میخونی
*
کاشکی از باغ خزونت بخونی
از عموی مهربونت بخونی
ما چقد لطمه بصورت می زنیم
وقتی که از عمه جونت بخونی


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_مدح
#امام_زمان_مناجات


اى صاحب ولایت و والاتر از همه
اى چشمه حیات و افاضات دائمه

اى ابتداى خلقت و سر حلقه وجود
اى انتهاى سلسله اولیاء همه

از جلوه تو، خلقت عالم شروع شد
 از عمر تو، به دور زمان، حُسن خاتمه

شاها به افتخار قدوم شریف تو
 شد سامرا به عالم ایجاد عاصمه

یابن الحسن بیا، كه شد از روز غیبتت
دنیا پر اضطراب و بشر در مخاصمه

از سینه هاست، نعره صلح و صفا بلند
وز كینه هاست، فكر همه در مهاجمه

مشكل بود، كه جمله حق بشنود كسى
كز باطل است، گوش بشر پر ز همهمه

قرآن، كه «لا یَمسُّه اِلاّ المُطهَّرُون»
با رأى هر كسى، شده تفسیر و ترجمه

تا دولتِ جهانىِ خود را به پا كنى
 دادت خدا شجاعت و نیروى لازمه

حكم تو عدل مطلق و فرمان داور است
حاجت نباشدت به شهود و محاكمه

ز آن سركشان، كه مردم دنیا به وحشتند
 قلب سلیم و پاك تو را نیست واهمه

با این قواى جهان گیر ظالمان
تنها تویى امید بشر، یابن فاطمه

اى پرچم شكوه تو بر آسمان بلند
یك ره، نظر فكن به علمدار علقمه

بنگر به خاك و خون، عَلَم سرنگون او
گویى كه با درفش تو دارد مكالمه

امشب "حسان" به یاد تو از غصّه فارغ است
هر دم كند دعاى ظهور تو، زمزمه


#حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_ولادت



ای زمین سامره طور تجلّا خوانمت
یا بهشت حضرت باری تعالا خوانمت
سرزمین مکّه یا گلزار بطحا خوانمت
جبهه هفت آسمان با عرش اعلا خوانمت
کعبۀ پیغمبران یا طور سینا خوانمت
قبلۀ امید فرزندان زهرا خوانمت
هر چه هستی طور دل سینای جان می‌دانمت
زادگاه مهدی صاحب زمان می‌دانمت

نو عروس فاطمه امشب محمّد زاده‌ای
دختر شاهنشه رومی و احمد زاده‌ای
اختر برج ولایی، ماه امجد زاده‌ای
هیکل توحید یا روح مجرّد زاده‌ای
عابدی معبود و یا عبدی مؤید زاده‌ای
پای تا سر مظهر دادار سرمد زاده‌ای
انبیا را اولیا را، جان جان است این پسر
مصلح کل مهدی صاحب الزمان است این پسر

کودکی نورس مپندارش که پیر آدم است
رهنمای آدم است و مقتدای عالم است
انبیا را اوّل است و اولیا را خاتم است
هم خطاب مبرم است و هم کتاب محکم است
هم بدرد جان دوا هم زخم دل را مرحم است
نوح دل، یوسف لقا، موسی بیان، عیسی دم است
شیعه تنها مصلح کلّ بشر می‌داندش
عالم خلقت امام منتظر می‌داندش

نرگس امشب تا سحر با مرغ شب بیدار باش
صبحدم چشم انتظار وعدۀ دیدار باش
دیده بگشا در تمشای رخ دلدار باش
در رخ دلدار محو جلوۀ دادار باش
شاهد لبخند گل در دامن گلزار باش
در نشاط و شور و شادی باغبان را یار باش
شب دعایت روح را غرق حلاوت می‌کند
صبح مهدی در برت قرآن تلاوت می‌کند

ای عروس فاطمه ام العلوم الکامله
ای جهان قربان حملت ای بمهدی حامله
ای تو را سادات زنهای بهشتی قابله
خیز از جا و بجا آور نماز نافله
نور شد بین تو و چشم حکیمه فاصله
کاروان دل به پا آمد امید قافله
حبذّا یار آمده یار آمده یار آمده
یوسف گم گشتۀ زهرا به بازار آمده

نرگس امشب موسِئی با نور طور آورده‌ای
یا مگر داور دیگر باز بور آورده‌ای
آدم است این یا ملک یا آنکه حور آورده‌ای
یا بدامن مظهر الله نور آورده‌ای
آفرینش را به شوق و وجد و شور آورده‌ای
سید الاشهاد را بدر البدور آورده‌ای
از زمین یک آسمان توحید داری در بغل
ماه دورت گردد و خورشید داری در بغل

قلب امکان، رکن ایمان، جان جان ماست این
ناخدای کشتی دین مصلح دنیاست این
لنگر و طوفان و موج و ساحل و دریاست این
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیساست این
نور و طور و فجر و قدر و کوثر و طاهاست این
ای دو صد یوسف فدایش یوسف زهراست این
نامش از اهل زمین و آسمان دل می‌برد
چهره‌اش نادیده از خلق جهان دل می‌برد

والد خلق خدا در نقش مولود آمده
در جمال عبد پیدا، حُسن معبود آمده
آفتاب ظلّ جان یا ظلّ ممدود آمده
بحرهای آرزو را دُرّ مقصود آمده
با لوای حمد بشتابید محمود آمده
آی مظلومان بپا مهدی موعود آمده
روز عشق و وحدت و ایثار و هم عهدی رسید
از کنار کعبه فریاد انا المهدی رسید

ای وجودت بر تن بی جان عالم جان بیا
ای ظهورت دردها را خوشترین درمان بیا
ای جواب نالۀ مظلومی قرآن بیا
ای همه جانها بخاک مقدمت قربان بیا
ای امید بی کسان ای یار مظلومان بیا
ای نجات هستی ای گمگشته انسان بیا
زینب کبرا سر بازار می‌خواند تو را
فاطمه بین در و دیوار می‌خواند تو را

آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا بکی؟
ماهتابا جلوه‌ای شبهای هجران تا بکی؟
باغبانا بی تو خون آب گلستان تا بکی؟
یوسفا از دیدنت محروم کنعان تا بکی؟
احمدا تنها میان جمع قرآن تا بکی؟
مهدیا بر نیزه سرهای شهیدان تا بکی؟
از جگرها آه می‌جوشد که یا مهدی بیا
خون ثارالله می‌جوشد که یا مهدی بیا

گاه دور کعبه با اشک روان می‌جویمت
گه چو بلبل نغمه زن در بوستان می‌جویمت
گه کنار خانه برگرد جهان می‌جویمت
در منی من در زمین و آسمان می‌جویمت
که به بزم دوستان با دوستان می‌جویمت
گه درون خویشتن مانند جان می‌جویمت
هرچه می‌گردم در این گلشن نمی‌بینم تو را
تو مرا می‌بینی امّا من نمی‌بینم تو را

دیده‌ها اختر شمار صبح دیدار تؤاند
اختران آئینه‌دار ماه رخسار تؤاند
گلعذاران بی قرار سیر گلزار توأند
شهریاران خاکسار پای زوّار توأند
سربداران پایدار دار ایثار توأند
دوستان چشم انتظار صبح پیکار توأند
یا بن مولانا العلی یا بن النبی المصطفی
از تو عالم می‌شود چون نظم «میثم» با صفا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_ولادت


امشب خبر ز عالم بالا رسیده است
زیباترین ستاره ی دنیا رسیده است
 
امشب حکیمه باش و ببین پور عسکری
با هیبت و شمایل طاها رسیده است
 
در او خلاصه گشته خِصال پیمبران
موسی رسیده است، مسیحا رسیده است
 
جبریل با هزار فرشته از آسمان
کرده نزول، بهر تماشا رسیده است
 
سر را بُرید یوسف کنعان به جای دست
وقتی شنید یوسف زهرا رسیده است
 
امشب دلم به مأذنه اینگونه داد اَذان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 
در پیش سَرو قامت تو، تا شدن خوش است
در فصل غیبت تو شکیبا شدن خوش است
 
دست کسی به دامن نرجس نمی رسد
وقتی صدف به گوهر یکتا شدن خوش است
 
روزی امیرزاده و روزی کنیز شد
حالا عروس حضرت زهرا شدن خوش است
 
ما ذرّه ایم و کار شما ذرّه پروری است
در زیر آفتاب تو پیدا شدن خوش است
 
وقتی شناسنامه ی ما مُنتسَب به توست
در سایه سار مهر تو معنا شدن خوش است
 
هرکس شنید نام شما را قیام کرد
در راه بندگیّ تو آقا شدن خوش است
 
در شرح وصف تو چه برآید از این زبان؟!
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 
ای که کرم سجیّه و لطف است عادتت
بالاتر است از همه عالم سیادتت
 
حالا هزار و یکصد و هشتاد و چند سال
بگذشته ای عزیز خدا از ولادتت
 
پنهان شدی اگرچه تو در پشت ابرها
هردم رسیده است به دلها عنایتت
 
هر صبح وعده ی من و تو در دعای عهد
هر عصر جمعه زمزمه های زیارتت
 
آقا سلام ما به رکوع و سجود تو
آقا درود بر تو و ذکر و عبادتت
 
کِی می رسد ندای أنا المَهدی ات به گوش؟
بالاتر از تمام عَلَم هاست رایتت
 
کانون عدل و داد شود با تو این جهان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 
بار فراق یوسف زهرا کشیدنی است
گر وصل او به جان بخَرم من،خریدنی است
 
ای آنکه طعنه میزنی ـ آقای تو کجاست؟
روز ظهورمنجی عالم رسیدنی است
 
آن روز ذوالفقار علی دست او بود
یعنی که رنگ از رُخ کافر پریدنی است
 
یا فارس الحجاز!،من از مشهدالرّضا
بیتی بیاورم ز شفق،که شنیدنی است
 
(سوگند می خورم گل باغ تو چیدنی است
چشم سیاه و خیمه ی سبز تو دیدنی است)
 
ای آخرین امام من،ألغوث ألاَمان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 
 وقتی که نیستی تو،خزان است روزگار
وقتی که می رسی،همه جا می شود بهار
 
تقصیر ماست اینکه بیابان نشین شدی
محروم مانده ایم ز درک حضور یار
 
ما از چه نیستیم شب و روز یاد تو؟!
وقتی که هست أفضل أعمال انتظار
 
وقتی که بیست مرتبه حج رفت،کسب کرد
إذن طواف خیمه ی تو،پور مهزیار
 
آقا چقدر جمعه گذشت و نیامدی!
دیگر نمانده است برای دلی قرار
 
این اشک ماست کز غم هجران شده روان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 
ای هر غریبه ای همه جا آشنای تو
این بند را مدینه سرودم برای تو
 
این شهر بوی غربت خورشید می دهد
این کوچه هاست منتظر ردّ پای تو
 
رفتم به پشت پنجره های بقیع و بعد
خواندم به اشک چشم زیارت به جای تو
 
گویا هنوز مادر تو درد می کِشد
در بستر است چشم به راه دوای تو
 
وقتی کِشی ز قبر تن آن دو را برون
باشیم کاش ما همه زیر لَوای تو
 
ای شاد از ظهور تو بانوی بی نشان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 
ای مظهر صفات خدا أیهالعزیز
بی تو چه عیدی و چه عزا؟!،أیهالعزیز
 
تو خود کریم هستی و از نسل ذوالکِرام
پُر کن دو دست خالی ما أیهالعزیز
 
یک نَظرَةً رَحیمَة بر این قلب پر گناه
کافی است با نگاه تو،یا أیهالعزیز
 
فرموده اند نیمه ی شعبان بگو:حسین
ما را ببر به کرب و بلا أیهالعزیز
 
یک روضه از اسارت زینب بیا بخوان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
 

#علی_اصغر_انصاریان

@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_مناجات



ای قبله ی نمازگذاران آسمان 
ای خلق عالمت به سر سفره مهمان 
هجر تو کرده قامت اسلام را کمان 
الغوث یا بن فاطمه الغوث الامان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
----
ای روح دین حقیقت ایمان بیا بیا 
ای جان جان و مصلح کل جهان بیا 
تنها دمید عترت و قرآن بیا بیا 
خورشید تا به کی به پس ابرها نهان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 
----
ای غائب از نگاه و چراغ دل همه 
داغ فراغ تو شده داغ دل همه 
گل کرده این شراره به باغ دل همه 
آه از جگر بر آمده آتش گرفته جان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 
----
ای پر ز اشک چشم تو صحرا بیابیا 
ای سینه سوز ناله زهرای بیا بیا 
ای آرزوی زینب کبرا بیا بیا 
تا چند سرو قامت دخت علی کمان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 
----
مولا کنار چاه صدا می زند تو را 
زهرا به سوز و آه صدا می زند تو را 
زینب به قتلگاه صدا می زند تو را 
زخم عزیز فاطمه گوید به مرزبان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
----
از قلب داغدیده ندا می رسد بیا 
از ناله ی کشیده ندا می رسد بیا 
از حنجر بریده ندا می رسد بیا 
ای داغدار لعل لب و چوب خیزران 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
----
تا کی ز دیده اشک نشانیم سیدی 
تا کی در انتظار بمانیم سیدی 
تا کی دعای ندبه بخوانیم سیدی 
تا کی سر بریده ی جد تو بر سنان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 
----
یاران دعا کنید که دلدار می رسد 
خورشید از درون شب تار می رسد 
صبح ظهور و وصل رخ یار می رسد 
میثم بریز اشک و دعای فرج بخوان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

ای کاش دلم فرش عبورت گردد
یک روز شرفیاب حضورت گردد

تاریخ ولادتت شود زیباتر
این جمعه اگر روز ظهورت گردد

#محسن_زعفرانیه
......

شاید که به پیکر جهان جان آمد
شاید که شب غصه به پایان آمد

آماده پی ظهور او باید شد      
شاید که همین نیمۀ شعبان آمد

#سید_مجتبی_شجاع
.......

از عـصـر قـدیم با تو عهدی دارم
وز نام شما به کام شهدی دارم

ایــام ولادتــت امـــام حـــاضـــر
بـر لب شب و روز ذکر مهدی دارم

#مهدی_صفی_یاری

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_ولادت


سامرا ازبس که زیبا شد شب میلاد تو
آسمان غرق تماشا شد شب میلاد تو

با طلوع نورت ای خورشیدایمان، شور عشق
در دل هر ذره پیدا شد شب میلاد تو

ای گل نرگس که از دامان نرگس آمدی
گلشن هستی مصفا شد شب میلاد تو

بعد دیدار جمال تو امام عسکری
گرم شکر حق تعالی شد شب میلاد تو

تا خبر آمد که طاووس بهشتی آمده است
آفرینش باز زیبا شد شد شب میلاد تو

تا که با یک گل بهار آمد، سروش غیب گفت
روز رستاخیز گل ها شد شب میلاد تو

چون تو را سوی خدا می برد جبریل امین
مرغ دل ها عرش پیما شد شب میلاد تو

حاکی ازآن بود دین با سعی تو احیا شود
عهد وپیمانی که امضا شد شب میلاد تو

عطر ایمان درفضا پیچید ازبشکفتنت
گلبن تقوا شکوفا شد شب میلاد تو

عطر بیداری زتو پاشید در آفاق دوست
چشم صبح آرزو وا شد شب میلاد تو

ازدل زمزم به جای آ ب می جوشید عشق
کعبه با مروه هم آوا شد شب میلاد تو

یابن طاها، یابن یاسین، نورآیات مبین
آیه های نور معنا شد شب میلاد تو

گه زمین از سجده ی نورانیت پرنور شد
گه فلک بهرت مصلا شد شب میلاد تو

تاکه روزی از نفس هایت مدد پیدا کند
شادمان قلب مسیحا شد شب میلاد تو

موسی ازطورش دگر حرفی نزدوقتی شنید
آسمان غرق تجلا شد شب میلاد تو

عدل وایمان وشرف درانتظار تو نشست
منتظر بر صبح فردا شد شب میلاد تو

برظهور تو دعا می کرد با سوز درون
هرکه درهرجا لبش وا شد شب میلاد تو

ساقی جام محبت ،تشنه ی مهر توام
صحبت ازجام تولا شد شب میلاد تو

روشنی بخشید برجان «وفایی» مهرتو
گرکه طبعش باز گویا شد شب میلاد تو

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_ولادت
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

نـمی دانم بـگریم یـا بخندم
به شـادی دل ببندم یـا نبندم

که صدها نیمه شعبان آمد و رفت
نیامـد دلـبـر گـیسـو کـمنـدم...

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

با رايت فتح و نصر خواهد آمد
بنيان‌كن كاخ و قصر خواهد آمد

«والشّمس»! جمال دوست خواهد تابيد
«والعصر»! ولیّ عصر خواهد آمد

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
08:35
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

بر عسکری و بر قمر او صلوات
بر نرگس و نور بصر او صلوات

تا شاد شود حضرت زهرا بفرست
بهر فرج گل پسر او صلوات
......
#حضرت_نرجس
#حضرت_نرگس

نرجس،خورشید عالمین آوردی
بر آل رسول نورعین آوردی

زهرا به تو و کودک تو مینازد
ابن‌الحسنی مثل حسین آوردی

.......

شد مات فرشته از کمال نرگس
مبهوت ز شوکت و جلال نرگس

تا دید به دامنش گل زهرا را
میگفت حکیمه خوش به حال نرگس

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_ولادت


آفرینش از گل نرگس گلستان است امشب
آسمان دریا ولی دریای غفران است امشب
سامره سرسبزتر از باغ رضوان است امشب
گام گامش بوسه گاه حور و غلمان است امشب

گوش جانم این شنفته جبرئیل وحی گفته
قوموا ای دلهای خفته لاله نرگس شکفته
قبله کن بیت الحسن را تا ببینی ذوالمنن را


گوش شو تا بشنوی مدّاحی روح الامین را
چشم شو تا بنگری آئینه حق الیقین را
سرو بستان تمام لاله های باغ دین را
طفل دلبند عروس رحمة للعالمین را

پای تا سر داور است این یا مگر پیغمبرست این
حیدر است این، حیدر است این، یا حسین دیگر است این
یا که نرگس در بغل بگرفته چون زهرا حسن را

هستی از نور خدا شد نائره با یاد مهدی
لحظه‌ها دارند صدها خاطره با یاد مهدی
لاله افشانده بتول طاهره با یاد مهدی
کعبه می‌گردد بدور سامره با یاد مهدی

شاهد مقصود آمد، جودبخش جود آمد
حجت معبود آمد، مهدی موعود آمد
انجمن انجم شده جوئید ماه انجمن را

بوی گل در بوستان می‌آید از پیغام نرگس
زنده گردیدند خونین لاله‌ها از نام نرگس
حُلّه‌های نور پوشاندند بر اندام نرگس
نور مهدی می‌رود بر آسمان از بام نرگس

آسمان‌ها چون ستاره، گرد آن دارالزّیاره
زائر آن ماه پاره، تا مگر با یک اشاره
غرق در موج نگاه خود کند چرخ کهن را


تا گل روی حسن را داد با حُسنش طراوت
لب گشود و کرد چون جدّش علی قرآن تلاوت
محو او شد مست او شد هم ملاحت هم حلاوت
لاله را گفتم قضاوت کن قضاوت کن قضاوت

سرو دیدی گل فشاند؟ گل سخن بر لب براند؟
نسترن هستی ستاند؟ یاسمن قرآن بخواند
من به چشم خویش دیدم گرم قرآن یاسمن را

آمد آن شیری که عالم را به بر بگرفته شورش
عیسی از گردون سلام آورده و موسی ز طورش
یافته داوود عکس خال او را در زبورش
انبیا آماده ایثار جان روز ظهورش

داغداران بیقرارش بی قراران داغدارش
رهسپاران خاکسارش، خاکساران رهسپارش
می‌کند دارالسرور خلق این بیت الحزن را

ای هزاران آفرین بر حُسن از حُسن آفرینت
ای زده گلبوسه وجه الله اعظم بر جبینت
ای به گرد شمع رخ پروانه جبرئیل امینت
کعبه عمری چشم در راه صدای دل نشینت

پر گشا و دلبری کن، رخ نما روشنگری کن
سر بر آر و سروری کن، داوری کن داوری کن
داوری کن تا بر آری ریشه نخل فتن را

رخ نما ای یوسف گم گشتة کنعان کعبه
جلوه کن ای آفتاب حُسن از دامان کعبه
بازآ تا بازگردانی به پیکر جان کعبه
سر برآور تا به سرآید غم هجران کعبه

ای خدا پیدا ز ذاتت ای ملک محو صفاتت
ای همه حجّاج ماتت کعبه مشتاق صلاتت
بر سرم پانه که تقدیم تو سازم جان و تن را

آفتاب عالم آرایی نمی‌دانم کجایی
دور از مائی و با مائی نمی‌دانم کجایی
در دل جمعی و تنهایی نمی‌دانم کجایی
پیش من با من هم آوایی نمی‌دانم کجایی

تو امام عالمینی، جان جانی عین عینی
سامره یا کاظمین، زائر قبر حسینی
کعبه را گردم به شوقت یا مزار بوالحسن را

ای خزان دین بهار از فیض چشم اشکبارت
ای بسان لاله‌ها دل‌های خونین داغدارت
ای معطّر آفرینش یاد گلهای بهارت
مصلح عالم بیا ای عالمی چشم انتظارت

وارث ملک نبوّت سرو بستان مروّت
مشعل بزم اخّوت گوهر بحر فتوّت
کی شود عدل تو گیرد هم زمین را هم زمن را

تا به کی از لاله‌های باغ خون عطر تو بویم؟
تا به کی با اشک هجران گرد غم از رخ بشویم؟
تا به کی در اشک خود گم گردم و روی تو جویم؟
تا به کی نادیده وصف روی زیبای تو گویم؟

ای به خاکت جان فدایی، از تو زیبد مقتدایی
تا به کی اشک جدایی؟ بت زند لاف خدایی
کن برون از آستین یکباره دست بت شکن را

چشم شیعه پر بود از اشک گوهر بار تا کی؟
آه زهرا آید از بین در و دیوار تا کی؟
صوت جدت بر سر نی از لب خونبار تا کی؟
شیعه بر مظلومی اسلام گرید زار تا کی؟

سینه ها را آه تا کی؟ پشت پرده ماه تا کی؟
هجر وجه الله تا کی؟ یوسف اندر چاه تا کی؟
پاک کن از دیدگان «میثمت» اشک مَحَن را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein1
1
08:35
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

امشب حسنات می فرستد… حسنات
صدها برکات می فرستد… برکات

نذر پسرش، حضرت نرجس خاتون…
دارد صلوات می فرستد…صلوات

#سیدمجتبی_شجاع
......

امشب به نگاه خسته جان می آید
شوری به تن خسته دلان می آید

آورد صبا مژده که ای منتظران
الوعده که صاحب الزمان می آید

#قاسم_یزدانی

@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_مناجات


گفتم به دل، که وقت نیایش شب دعاست
پرواز کن که مقصد من «سُرّ من رآ»ست

آنجا که هست، آینهٔ شادی و سرور
اشراق عشق و عاطفه و جلوه‌گاه نور...

آنجا که انبیا همه هستند در طواف
آنجا که عشق و عاطفه دارند اعتکاف...

آنجا که دیده‌ها، پلی از آب بسته‌اند
یعنی دخیل اشک به «سرداب» بسته‌اند...

چشم هزار ماه جبین، مشتری اوست
نقش نگین وحی، در انگشتری اوست

محبوب نازنین سراپردهٔ خداست
در کائنات، رحمت گستردهٔ خداست

چون روح، در تمامی اعصار جاری است
جان جهان، ذخیرهٔ پروردگاری است

سنگ بنای کعبه، سیاهی خال اوست
وجه خدای جَلَّ جَلالُه جمال اوست

جان بی‌فروغ طلعت او جان نمی‌شود
او حجت خداست که پنهان نمی‌شود

روزی که ظلم پر کند آفاق دهر را
احلی من العسل کند این جام زهر را

آن روز، روز سلطنت داد و دین رسد
یعنی زمین، به ارث به مستضعفین رسد...

پر می‌کند ز عدل خود این خاک تیره را
آیینهٔ بهشت کند، این جزیره را

یوسف به بوی پیرهنش زنده می‌شود
دل‌های مرده با سخنش زنده می‌شود...

او را بخوان در آینهٔ ندبه و سمات
فرزندی از سلالهٔ طاها و محکمات

روی لبش تلاوت لبیک دیدنی‌ست
آری دعای او به اجابت رسیدنی‌ست

احیاگر معالِم دین خداست او
شمس‌الضحای روشن و نورالهداست او

الهام، کم گرفتی از آن فاطمی‌نَفَس
با خود حدیث نَفْس کن، ای مانده در قفس

یک‌بار خوانده‌ای، که جوابت نداده‌اند؟
آتش گرفته‌ای تو و آبت نداده‌اند؟

تکرار کن به زمزمه در سجده و رکوع
ای دیدگان شب‌زده! «فَلْتَذْرَفِ الدُّموع»...

ای حُسن مطلع همهٔ انتخاب‌ها
تو آفتاب حُسنی و ما در حجاب‌ها

مضمون بکر و ناب «مناجات جوشنی»
فرزند اختران درخشان و روشنی...

دیشب به خوابم آمدی ای صبح تابناک
خواندم «متی ترانا» گفتم «متی نراک»

«یا ایها العزیز» ببین خسته حالی‌ام
چشمان پر ستاره و دستان خالی‌ام

ماییم آن خسی که به میقات آمدیم
شرمنده با «بضاعت مزجات» آمدیم

شام فراق سورهٔ والیل خوانده‌ایم
یوسف ندیده «اَوفِ لَنا الکَیل» خوانده‌ایم

یا ایها العزیز به زیبایی‌ات قسم
بر حسن بی‌بدیل و دل‌آرایی‌ات قسم

دل‌ها ز نکهت سخنت، زنده می‌شود
عالم به بوی پیرهنت، زنده می‌شود

صبح وصال تو، شب غم را سحر کند
آفاق را نگاه تو زیر و زِبَر کند

موسی تویی، مسیح تویی، مکه طور توست
شهر مدینه چشم به راه ظهور توست

تنها نه از غمت دل یاران گرفته است
چشم بقیع تر شده، باران گرفته است

شعر «شفق» حدیث زبان دل من است
تکرار نام تو ضربان دل من است

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
08:35
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

جان و دل حق پرست دارد نرگس
با حجت حق نشست دارد نرگس

خورشید زمین و آسمان میگردد
ماهی که به روی دست دارد نرگس

#سیدرضا_مؤید

.......

آن شب که گل باغ ولا چیدن داشت
گلهای امید و عشق بوییدن داشت

وقتی که نظر بر روی مهدی می کرد
لبخند امام عسکری دیدن داشت

#محمدجواد_غفورزاده
.......

برخیز که حجت خدا می آید
رحمت زحریم کبریا می آید

در گلشن عسکری گذر کن امشب
بوی گل نرگس از فضا می آید

#قاسم_رسا

@raziolhossein
1
08:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
914×1072, 186.7 KB
#اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

روشن شده در شهر ، چراغ صلوات
گیرند فرشتگان سراغ صلوات

تقدیم به یک نگاه گرم مولا
صد دسته گل از بهار باغ صلوات

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein1
08:36
#امام_زمان
#رباعی #صلوات


گفتم : یارب ، مرا براتی بفرست
طوفان زده ام ، فلک نجاتی بفرست

گفتند : که با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست 


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein1
2
08:36
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

از سامره جلوه بر رُسُل کرد خدا
شب را به سوی بهشت پُل کرد خدا

می‌رفت که کفر، باغ را خشک کند
از بیت حَسَن دوباره گُل کرد خدا
.......

نه نوحی و نه خلیل و نه موسایی
نه شیثی و نه شعیب و نه عیسایی

من ماه ندیده‌ام شبیهت کامل
خورشید ندیده‌ام به این زیبایی

.......

یک روز شبیه ابرها گریانم
یک روز چنان شکوفه‌ها خندانم

دیروز کتیبه‌ی محرم بودم
امروز چراغ نیمه‌ی شعبانم
......

از بدر، هنوز هم خبر می‌آید
با سیصد و سیزده نفر می‌آید

تا پر شود از قسط و عدالت دنیا
تیغ دو سر از غلاف در می‌آید


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
08:36
#امام_زمان_ولادت


صبحدم پیک مسيحا دم جانان آمد
گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد

سحر از پرده نشينان حريم خلوت
نغمه برخواست كه شاهنشه خوبان آمد

عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش
كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد

مى ‏كند مرغ سحر زمزمه بر شاخه گل
كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد

وارث تاج نبى اوست كه با دعوت حق
بهر افراشتن پرچم قرآن آمد

شهسواريست كه با صولت و بازوى على
از پى كشتن كفار به ميدان آمد

مظهر صلح حسن اوست كه با حلم حسن
پى آرامش دلهاى پريشان آمد

آنكه اندر رگ او خون حسين بن عليست
پى خونخواهى سالار شهيدان آمد

در ره زهد و پرستش چو على بن حسين
سوى حق قافله راسلسله جنبان آمد

علم باقر همه در اوست كه با مشعل علم
رهبر جامعه بى سر و سامان آمد

تا ز ناپاک كند مذهب صادق را پاك
مظهر راستى و پاكى و ايمان آمد

همچو كاظم كه بود قبله حاجات و مراد
دردمندان جهان را پى درمان آمد

چون رضا تا كه كند از رنگ علوم
وارث افسر سلطان خراسان آمد

اوست سرچشمه تقوا و فضيلت چو جواد
منبع فيض و جوانمردى و احسان آمد

هادى وادى حق كز پى ارشاد بشر
با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد

يادگار حسن عسکرى پاك سرشت
كه جهان را كند از عدل گلستان آمد

قائم آل محمد شه اقليم وجود
كه بفرمانده ى عالم امكان آمد

طبع خاموش رسا باز چو مرغان چمن
پى تبريک چنين شاد و غزلخوان آمد

#قاسم_رسا

@raziolhossein
2
08:36
#امام_زمان_ولادت
#رباعی


در چرخ امامت است اَنجُم مهدی
ماه  فلکِ  یُذهِبَ  عنکُم   مهدی

تنها  دو نفر شبیه احمد  هستند
اول علی اکبراست و دوم مهدی

مرحوم #سیدرضا_موید
.....

شادے و شَعف بہ جاےِ غم مےآید
رحمٺ عوضِ ظُلم و ستم مےآید

اےڪاش بگویند شب میلادت
دارد پسر فاطمہ هم مےآید

#لاادری
......

باران شده و هوای نم نم داریم
درد وغم وغصه های مبهم داریم

در جشن تولدی که برپا کردیم
آقا بخدا فقط تورا کم داریم

  #م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
08:36
#امام_زمان_ولادت


بهار آمد و عطری به هر دیار زدند
به جای‌جایِ زمین نقشی از بهار زدند

فرا رسیدن نوروز و موکب گل را
به نغمه، جارچیانِ بهار، جار زدند...

به هر کجای در آید نسیم، عطرافشان
مگر که بر نَفَسش بوی زُلف یار زدند؟

به روی جامۀ سبزی که بر تنش کردند
هزار برگ به پیراهن چنار زدند

هزارها عَلَم سرخ و زرد و آبیِ گل
به این نوید به گلزار و کوهسار زدند...

شکوه موکب میلاد حضرت مهدی‌ست
که بر زمین و زمان این همه نگار زدند

رسید مهدی موعود کز ولادت او
به فرق عشق و وفا تاج افتخار زدند...

عصارۀ همه گل‌های احمدی مهدی‌ست
گُلِ همیشه بهار محمدی مهدی‌ست
::
طلایه‌دار سحرگاه نور می‌آید
امير قافلۀ شوق و شور می‌آید...

گشوده پنجرۀ نور بر زمین و زمان
امام نور که در سال نور می‌آید

امام يازدهم را به شادی و تبريک
مَلَک ز هر طرفی در حضور می‌آید

به منزل دل ویران ما بُوَد نزدیک
طنین قافله کز راه دور می‌آید

ز شوق تابش این آفتاب آزادی
ز ذرّه ذرّه سرود سرور می‌آید

پس از سه روز سفر در عوالم ملکوت
ز ميهمانی ربِّ غفور می‌آید

ز غیب یافته اَلواح مهدویّت را
کَلیم عالَم رَجَعت ز طور می‌آید...

بُوَد کريم و همين بس کرامتش که مدام
از او عنايت و از ما قصور می‌آید

عصارۀ همه گل‌های احمدی مهدی‌ست
گُلِ همیشه بهار محمدی مهدی‌ست
::
نظام‌بخش جهان و جهانِ جان، مهدی‌ست
امام منتقم و صاحب‌الزمان، مهدی‌ست

کسی که عدل علی را به معنی اعلی
برای نوع بشر آرَد ارمغان، مهدی‌ست

کسی که با کلماتش به ظاهر و باطن
کتاب حُسن خدا راست ترجمان، مهدی‌ست

کسی که رجعت والای صالحان زمین
برای یاری او می‌شود عیان، مهدی‌ست

کسی که فیض نگاه ولایتش امروز
نگاهدار زمین است و آسمان، مهدی‌ست

وجود او همه لطف است و غیبتش همه لطف
کمال لطف خدا بر جهانیان مهدی‌ست...

کسی که زمزمۀ عاشقانه‌اش آرد
نزول بارش رحمت به انس و جان، مهدی‌ست...

عصارۀ همه گل‌های احمدی مهدی‌ست
گُلِ همیشه بهار محمدی مهدی‌ست...


#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
1
08:36
#امام_زمان_ولادت


سامرا امشب ز شب‌های دگر زیباتری
در جلال و در شرف اُمّ القرای دیگری
سر به سر لبریز از عطر گل پیغمبری
مهدی از تو، تو دل از خلق دو عالم می‌بری

هست و بود کبریا را در بغل بگرفته‌ای
جان ختم الانبیا را در بغل بگرفته‌ای

کعبه را در بر گرفتی، قبلۀ دل‌ها شدی
با صفاتر از حرم، خُرّم‌تر از سینا شدی
روح‌بخش روح عیسی، طور صد موسی شدی
نوربخش چشم خورشید جهان‌آرا شدی

مهدی آمد تا جهان را جنّت اعلی کند
مهدی آمد تا گره از کار عالم وا کند

چشم وا کن نقش جاء الحق به بازویش ببین
ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش ببین
یک جهان توحید در چشم خداجویش ببین
صوت قرآن بشنو و لعل سخن‌گویش ببین

اوست آقایی که بر عالم امامت می‌کند
قائم است و با قیام خود قیامت می‌کند

عاشقان با بذل جان گلبانگ جانان بشنوید
بانگ تبریک از خدای حیّ منّان بشنوید
ذکر جاء الحق ز نخل و باغ و بستان بشنوید
اهل قرآن از زبانش صوت قرآن بشنوید

سورۀ قدر از دهان او طنین انداخته
شورها در آسمان و در زمین انداخته

او چراغ آرزوی دودمان آدم است
او نه یک آیت که در معنی کتاب محکم است
انبیا را اوّل است و اولیا را خاتم است
او مسیحای عزیز یازده عیسی‌دم است

او همه بود و همه هست امام عسکری‌ست
همچو قرآن بر سر دست امام عسکری‌ست...

ای کویر دل بهار از ابر رحمت‌بار تو
ای چراغ آفرینش روشن از رخسار تو
آفتاب آورده سر بر سایۀ دیوار تو
عید ما یک لحظه، آن هم لحظۀ دیدار تو

«یوسف گمگشته» تو، «کنعان» همه عالم، بیا
ای یگانه منجی ذرّیۀ آدم بیا

آفتاب کعبه! کعبه بی‌قرارت تا به کی؟
باغبانا! تشنه گل‌های بهارت تا به کی؟
چشم مظلومان عالم اشک‌بارت تا به کی؟
پرچم ثاراللَّهی چشم انتظارت تا به کی؟

کی شود عدل تو در کلّ زمین کامل شود؟
با ظهورت آیۀ اکمال دین کامل شود

ای خدا را دست و بازو! دست بر شمشیر کن
آیۀ فتحاً مبین را بر همه تفسیر کن
آفرینش را پر از گل‌واژۀ تکبیر کن
کلّ عالم را به تیغ عدل خود تسخیر کن

ای خدا را دست قدرت! ای علی را نور عین!
تا به کی فریاد ما اَین الحسن اَین الحسین؟...


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
08:36
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

تا معجزه ای از کلمات آوردم
منظومه ای از تجلیات آوردم

یک دسته ی گل به پاس میلاد شما
از گلشن سبز صلوات آوردم

#سیدهاشم_وفایی
......

ای عشق بیا که موسم میلاداست
آل علی وآل محمّد شاداست

دور و بر گهواره ی مهدی از شوق
نجوای فرشتگان مبارک باد است

#سیدهاشم_وفایی
.....

وَالفجر بخوان که صبحِ مسعود آمد
خورشید سپهر کرم و جود آمد

حق وعده نموده بود او می آید
اَلوعده وفا مهدی موعود آمد


@raziolhossein
08:36
#امام_زمان_ولادت
#رباعی


این گلبن نرگس از کدامین چمن است ؟
کز نور جمال، ماه هر انجمن است

سر تا سر کائنات در نور و سرور
از یمن قدوم حجه بن الحسن است

#قاسم_رسا

.....

ای دلشدگان ، شاهد مقصود آمد
در پرده ی غیب آن که نهان بود آمد

گر بوی گل محمدی می شنوید
محبوب خدا ، مهدی موعود آمد

#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
08:36
#امام_زمان_مناجات



من همان چشم امید امت پیغمبرم
مهدی صاحب زمانم ، بی کسان را یاورم
وارث بر حق تیغ ذوالفقار حیدرم
آمدم دنیا برای انتقام مادرم

اهل عالم الگوی من هست زهرا مادرم
از فلانی و فلانی آبروها می برم

می شود این عالم از دلدادگی سرشار باز
می شود بخت همه بیچارگان بیدار باز
می شود در خانه ها عشق و صفا بسیار باز
می شود تکرار، عدل حیدر کرار باز

بدترین ها دور گردد ، بهترین دوران رسد
من به دنیا آمدم تا حق به حق داران رسد

آمدم تا کشتی دین ، روی بر ساحل کند
حق رسیده تا که باطل را به زیر گِل کند
باز محشر در جهان نام ابوفاضل کند
انقلاب کربلا را کار من کامل کند

شاهکاری می کنم چون خیبر و بدر و حنین
من به دنیا پا نهادم ، یا لثارات الحسین

من به دستور خدا کار خدایی می کنم
من شکسته بال و پرها را هوایی می کنم
مثل جدم از همه مشکل گشایی می کنم
من تمام این جهان را کربلایی می کنم

چشم امّید قیام زینب کبری منم
مقصد پایانی کشتی عاشورا منم


وعده ام با مجتبایی های امت در بقیع
هر دوشنبه می شود معنا قیامت در بقیع
شیعه گریه می کند یک روز ، راحت در بقیع
روضه می گردد به پا ، ساعت به ساعت در بقیع

کن مهیای ظهورم آستانت را بقیع
می کَنَم شر ِ تمام دشمنانت را بقیع

من قرار بی قراران ، من امید نا امید
قبل خلقت داده حق ، روز ظهورم را نوید
اولیا که جای خود ، در انبیا دارم مرید
حضرت صادق ز جا برخاست تا نامم شنید

ای مسلمانان ! همه اسلام یاری من است
زاهدان! طاعت فقط چشم انتظاری من است

تشنگان من آبم و هر چه به غیر از من سراب
آی سائل از کسی جز من نمی گیری جواب
هست آمینم کلید هر دعای مستجاب
رو مزن بر هر سیه رو ، شب ندارد آفتاب

نیست حرف از آشنایی تا که من در غربتم
روز دنیا را سیه کرده است شام غیبتم

آی مردم نیمه شعبان های سابق پس چه شد
ندبه ها و جمعه های غرق هق هق پس چه شد
در غم معشوق ، بی تابی عاشق پس چه شد
صبح ها و چله ها و عهد صادق پس چه شد

جان فداها یادتان رفته چرا جانانتان
بوی هر چه غیر یوسف می‌دهد کنعانتان

الامان از بی وفایی ، وای بر بی عارها
چون حسن از دوست و دشمن کشم آزارها
آه افتاده عقب امر ظهورم بارها
رسم یاری این نبود ای یارها ، ای یارها

در نیاید از فراق من چرا فریادتان
غافلید از من که هستم لحظه لحظه یادتان

خوش به حال آنکه دردش چشم خونبار من است
شعبه ای از کربلا در قلب انصار من است
در زمین هر جا حسینیه است ، دربار من است
هر که کارش گریه بر زینب بُود یار من است

اهل عالم عمه ما در اسارت پیر شد
عمه ما دست هایش بسته با زنجیر شد

اهل عالم عمه ما غم فراوان دیده است
اهل عالم عمه ما داغ طفلان دیده است
اهل عالم عمه ما شام ویران دیده است
اهل عالم عمه‌ ما چوب و دندان دیده است

اهل عالم عمه ما دل پریشان گشت آه
اهل عالم عمه ما سنگ باران گشت آه


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
3
08:36
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

در کشتیِ امن قصد مقصود کنید
با واسطه رو به سوی معبود کنید

خواهید اگر نشانِ  کشتیِ نجات
پس رو به سوی مهدی موعود کنید

#رضا_خوبرو

فرق است میانِ لفظِ "آری" با "نه"
آری تو به پای وعده ماندی ما  نه

انگار که رخت بسته بخت از نظرم
دیدم همه را و آنکه باید را نه

#رضا_خوبرو
....

شهر آینه‌دار می‌شود با یک گل
پروانه‌تبار می‌شود با یک گل

گفتند نمی‌شود، ولی می‌بینند
یک روز بهار می‌شود با یک گل

#هادی_فردوسی

@raziolhossein
08:36
#امام_زمان_ولادت
#رباعی


خورشیدِ امید، جلوه گر آمده است
میلاد امامِ منتظَر آمده است

با اینکه دو روز مانده تا فروردین
امسال بهار زودتر آمده است

#مهدی_شریفی
.......

خورشید فدای روی تابان تو باد
جان همه ی جهان به قربان تو باد

تو حضرت صاحب الزمان هستی پس
هر ماه فدای ماه شعبان تو باد

#عاصی_خراسانی
......

برگمشده گان نشانگرراه آمد
مهدی امم رهبرآگاه آمد

لاحول ولاقوه الابالله
(عطرنفس بقیت الله آمد)

#محمد_خرمفر

@raziolhossein
08:36
#امام_زمان_مناجات

درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود
تا نیایی گره از کار بشر وا نشود

تا تو ای منتظَر! از پرده نیایی بیرون
شادمان، مادر تو حضرت زهرا نشود

"ملتجی"! وای به حال تو و بخت بد تو!
نظری گر به تو از جانب مولا نشود

مرحوم #علی‌_اصغر_یونسیان #ملتجی

«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج»

@raziolhossein
2
08:36
#امام_زمان_ولادت



از لطف جهان‏‌دار جهان‌‏بخش جهانبان
در نیمه‌‏ی شعبان
آمد به جهان، جان جهان، مظهر یزدان
در نیمه‌‏ی شعبان

ای منتظران! مژده که سرزد گل طاها
از گلشن زهرا
از مقدم او سامره شد غیرت رضوان
در نیمه‌‏ی شعبان

طفلی که ز یمن قدمش داده گواهی
ادیان الهی
در مصحف و تورات و به انجیل و به فرقان
در نیمه‌‏ی شعبان

طفلی که بُوَد منتظرش عیسی و الیاس
هم خضر دهد پاس
او بر فلک، این در یم و آن یک به بیابان
در نیمه‌‏ی شعبان

در شام ده و چار شد آن ماه ده و چار
چون بدر، پدیدار
از عارض نورانی‏اش عالم شده رخشان
در نیمه‌‏ی شعبان

امشب که به قدر و عظمت چون شب قدر است
زآن روی چو بدر است
بشتاب که باز است در رحمت و غفران
در نیمه‌‏ی شعبان

گویید به شمعون صفا چشم تو روشن
کز قدرت ذوالمن
ماه حسن از مشرق نرجس شده تابان
در نیمه‌‏ی شعبان

در وجد و شعف، آسیه و ساره و حوّا
چون مریم عذرا
بستند میان بهر پذیرایی مهمان
در نیمه‌‏ی شعبان

شاها! چه شود گر نظر لطف نمایی؟
بر بی سر و پایی
چون هست ورا بر کرمت دیده‏ی احسان
در نیمه‌‏ی شعبان

بخشی صله‌‏ی «احمدی» بی سر و پا را
ای میر دل‏‌آرا!
طبع سخن‌‏آرا و سخن‌‏سنج و سخن‏‌دان
در نیمه‌‏ی شعبان


#صفرعلی_احمدی_افغانی


@raziolhossein
5
08:36
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

گفتند ز میلاد و ز نورت امسال
افتاده به این طرف عبورت امسال؟

ای کاش که درمأذنه ها می پیچید
گل نغمه ی مژده ی ظهورت امسال

....

قدسی نفسان که پرکشیدند همه
از عرش حضور گل رسیدند همه

آخر گل آسمانی  زهرا  را
در گلشن آفتاب دیدند همه
......

تا معجزه ای از کلمات آوردم
منظومه ای از تجلیات آوردم

یک دسته ی گل به پاس میلاد شما
از گلشن سبز صلوات آوردم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
08:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 155.7 KB
#امام_زمان_ولادت


ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
تمام هستی زهرا، نصیب نرجس شد

🌹🌹ولادت با سعادت حضرت ولی عصر، حجت بن الحسن المهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»
به شیعیان و منتظرین حضرتش مبارکباد🌹🌹

@raziolhossein
6
3 February 2026
ش
06:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت



بوی خوش بهاری دارد شمیم شعبان
دل زنده می شود با عطر نسیم شعبان
دنیا شود به کامش عقبا شود به کامش
شد هر که بهره مند از فیض عظیم شعبان
تا که شریکِ شادیِ اهل بیت باشد
یک ماهِ سالِ خود را دل شد مقیم شعبان
برعکس ماه گردون ماه حسن بر آید
وقتی رسیده باشد دیگر به نیمه ؛ شعبان
قصد طواف دارد دور بقیه الله
احرام بسته ذیِ الحجّه در حریم شعبان

مهمان خانه ی حق مهمان آن جناب است
ماه مبارک من یک پنجه آفتاب است

دارد خبر می آید از دلبری دوباره
می بارد اشک شوق از چشم تری دوباره
جشن و سرور دارم جامی طهور دارم
مستم ز تاک انگور عسگری دوباره
این نرگس است و دارد مهدی به دامن خود؟
یا آمنه ست و دارد پیغمبری دوباره؟
مثل حکیمه چشم حور و پری و غلمان
محو نزول اجلال حیدری دوباره
دردانه ی یَشوعا نه ؛ نوعروس زهرا
آورده هم شبیر و هم شَبَّری دوباره

هم تالی حسین و هم ثانی حسن اوست
یک تن ولیکن آیینه دار پنج تن اوست

ای بی مثال مهدی ای بی نظیر مهدی
عمری به دام عشقت هستم اسیر مهدی
انگار برد بالا دست تو را پیمبر
جاری ست بر زبان نامت از غدیر مهدی
میراث دار زهد مولی الموحدینی
شاهی و می نشینی روی حصیر مهدی
دریای عشق و احساس سیب دو نیم عباس
مثل عمو دلیری خیلی دلیر مهدی
بحرالعلوم ها را از برکت تو داریم
ای بانی کرامت خیر کثیر مهدی
در دولت کریمه با نَظرَةً رَحیمه
کاری بکن برای رعیت امیرمهدی!

آقا بیا که دیگر وقت قضاوت توست
چشم همه به سوی حکم عدالت توست

تفسیر مهربانی گل خنده ی ملیح ات
اقا اجازه دارد یوسف شود شبیه ات ؟
دل داده هر که بر تو دل برده از خلایق
راهب ، کشیش و اُسقُف دلداده ی مسیح ات
ای حکمت خروشان جهل مرا بپوشان
از معرفت بنوشان بر تشنه ی نصیحت
هر کس رسید پابوس شد سید بن طاووس
با شیوه ی نوین تربیت صحیح ات
قطعا امام کعبه بر روی بام کعبه
روزی اذان بگویی با لهجه ی فصیحت
نُطق تو بی تقیّه تفسیر شقشقیه
آغاز خطبه های بی پرده و صریحت

بر بیرقت نوشته تنها علی امیر است
سیلی تو به جبت و طاغوت بی نظیر است

پُر کرده عالمی را حُسن تو یوسف من
آخر چه شد عزیزم اذن تشرف من ؟
در ذره ذره ی دل مهر تو رخنه کرده
شد رحمت نگاهت خرج تصرف من
دیدم به خواب هستم مهمان سفره ی تو
در خیمه سیب سرخی کردی تعارف من
شاعر خطاب کردند امروز عاشقت را
وقتی قلم نهادی دیروز در کف من
دیدم به چشم خود که با نام دلربایت
سرشار عشق شد شعر بی تکلف من
مثل همیشه نامت بسیار خوش نشسته
زیباترین ردیف شعر مُردّف من

بردیم نام قائم را احترام کردیم
مثل امام هشتم ما هم قیام کردیم

با اینکه در سر خود موی سپید دارم
اما به دیدن تو هر شب امید دارم
روح القدس به اذنت دیشب مرا  بغل کرد
از لطف توست اگر من شعری جدید دارم
وقتی تویی عزیزم هستم عزیز مردم
وقتی تویی مرادم کلی مرید دارم
هر روز روز غیبت هر روز درد غربت
من روزهای سختی در سررسید دارم
روز وصال با خود عطر بهار دارد
بعد از ظهورت آقا هر روز عید دارم
ارشاد کرده دل را تا خیمه گاه سبزت
قلباً ارادتی بر شیخ مفید دارم
من پا به پای چشمت هر صبح و شام اشکی
در روضه های سخت شاه شهید دارم

اسم حسین آمد دل راهی حرم شد
اسم حسین آمد یکباره تشنه ام شد


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
3
06:04
#امام_زمان
#امام_زمان_ولادت


عاقبت فیض طراوت به بیابان برسد
چتر در دست گرفتیم که باران برسد

قبل از اینکه به سر دشت ببارد باران
به دل ای کاش که یک قطره از ایمان برسد

دل خود چون به سر زلف تو دیدم گفتم
ای خوش آن دم که پریشان به پریشان برسد*

علف هرز سرش را به گریبان ببرد
نفس سرو اگر سوی گلستان برسد

کار تفسیر مفسّر به تماشا بکشد
به شبستان اگر آیینه‌ی قرآن برسد

عدل بر تخت ترازوی جهان بنشیند
عدد منتظرانش که به میزان برسد

با وجودش همه‌ی ارض‌ و سما پابرجاست
و به یمنش به همه‌ رزقِ فراوان برسد

وزن و آهنگ اَنَا المَهدیِ قائم عشق‌ست
وسط رکن و مقام او که غزل‌خوان برسد

شرق ایران به دو خورشید مزیّن بشود
بگذارید فقط او به خراسان برسد

نه فقط منجی اسلام و مسلمانان‌ است
می‌رسد تا که به داد دل انسان برسد

همه دنیا چه بسا «لَومَةَ لائِم» ، غم نیست*
کشتی نوح مهیّاست که طوفان برسد

تیغ بر تارَک هرچه پسر عَبدَوَد است
بر سر کفر اگر حیدر دوران برسد

سکّه با نام خدا نام علی ضرب شود
صاحب عالم امکان که به سکّان برسد

چشم با نور شب جشن که روشن نشود
کاش آن ماه شب نیمه‌ی شعبان برسد


* صائب تبریزی

* سوره‌ی مائده/وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ:
از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای نمی‌ترسند


#سید_امیرحسین_موسوی

@raziolhossein
3
06:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×507, 83.9 KB
#امام_زمان_ولادت

شد ذکر لب عالم بالا صلوات
آمد دنیا منجی دنیا دنیا صلوات

شد سامره «سُرّ مَن رَأیٰ» از قدمش
ناز قدم مهدی زهرا صلوات

@raziolhossein
6
4 February 2026
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

با عشق تو از الست عهدی داریم
از نام تو در دهان چه شهدی داریم

غم نیست زمانه بر سر جنگ بود
ما با همه گفتیم که مهدی داریم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
ش
18:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#رباعی

آغوش گشوده‌ایم فریاد تو را
زیبایی و هیبت خداداد تو را

یک روز کنار کعبه خواهیم گرفت
ای قبله‌ی عشق، جشن میلاد تو را

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
1
5 February 2026
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 117.9 KB
20:24
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 49.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
20:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
989×1280, 334.4 KB
 السَّلامُ عَلَیکِ یَا عَزِیزَة الحسین


جلب کرمِ رقیه خاتون صلوات
بر عمر کمِ رقیه خاتون صلوات

با آمدنش غم از دل بابا رفت
بر پاقدمِ رقیه خاتون صلوات

#عبدالحسین

@raziolhossein
20:26
#حضرت_رقیه_ولادت


بهار ، رویشِ او را به صحنِ گلها خواند
نسیم ، آمدنش را به گوشِ دریا خواند
 
شبی که آمد و گُل شد  سپیده می‌بارید
فرشته بر قدمِ نو رسيده می‌بارید

طلوعِ طلعتِ او را بنفشه آذین بست
هزار دستِ شقایق هزار نسرین بست

سحر ستاره‌ی گُل را به باغها پاشید
زمین غبارِ رَهَش را به آسمان بخشید
 
هزار خرمنِ خوش رنگِ خوشه‌یِ خورشید
هزار دامنِ گُل از هزار یاسِ سفید

چه دلنشین و شگفت و چه ناز و زیبا گفت
شبی که غنچه‌یِ لب را گشود و بابا گفت

طراوتِ نَفَسش جان به باغبان می‌داد
تبسمش به خداوندِ عشق ، جان می‌داد
 
گرفت تنگ در آغوش و بوسه اَفشاندش
چو جانِ رفته زِ تَن رویِ سینه خواباندش

دوباره آتشِ شوقش زِ دل زبانه گرفت
شکُفت خنده‌ی ارباب و این ترانه گرفت

بگو دوباره قرارم ... بگو بگو بابا
ستاره‌یِ شبِ تارم ... بگو بگو بابا

چه عاشقانه به گوشِ سما ثریا گفت
دل از حسین ربود و دوباره بابا گفت

#حسن_لطفی

@raziolhossein
20:26
#حضرت_رقیه_ولادت


یک جلوه کرد نور منور درست شد
نورش تلالو کرد ، که گوهر درست شد
از گرد و خاک مقدم او زر درست شد
بهر ثناش این همه منبر درست شد
محبوبه ای به هیبت حیدر درست شد

یا ذوالجلال رکن جلال آفریده ای
اعجوبه ی وقار و کمال آفریده ای
او را فقط برای سه سال آفریده ای
یعنی برای کار محال آفریده ای
پیغمبری ز نسل پیمبر درست شد

سر می دهند پای تو ایل و تبار ما
وفق مراد می شود این روزگار ما
کر شد دو گوش عالم و آدم ز جار ما
افتاده دست دختر ارباب کار ما
او لطف کرد و مشکل نوکر درست شد

یک یا رقیه گفته ام و جان گرفته ام
آشفته حال بودم و سامان گرفته ام
از دست این کریمه خودم نان گرفته ام
نذر سه ساله سفره ی احسان گرفته ام
نذرم قبول حاجتم آخر درست شد


مریم کجا و حضرت لیلای پنج تن
در تو حلول کرده سراپای پنج تن
هستی چکیده ای تو ز سیمای پنج تن
تکیه زدی تو یکتنه بر جای پنج تن
قدیسه ای به دامن کوثر درست شد

تا روز حشر قبله ی حاجات میشوی
تو سربلند عرصه ی شامات میشوی
همپای زینب عمه ی سادات میشوی
والله نور ارض و سماوات میشوی
شاهد مثال قصه هم اختر درست شد

حورای کربلایی و زهرای دیگری
بنت الحسین ، ام ابیهای دیگری
جای تو نیست روی زمین ، جای دیگری
باید قدم زنی تو به دنیای دیگری
صرفا برایت عالم دیگر درست شد

ای جان فدای سوریه ، قربان کربلا
ما هم شدیم جمله مسلمان کربلا
خون شد دهان دیده ی مهمان کربلا
آتش زدند خیمه ی سلطان کربلا
از خیمه های سوخته معجر درست شد

با تازیانه دور و بر تو یکی یکی
خون کرده اند بر جگر تو یکی یکی
وقتی که ریخت بال و پر تو یکی یکی
گشته سپید موی سر تو یکی یکی
ای وای من مدینه ی دیگر درست شد

بال شکسته قصد پریدن نداشته
دنبال پای خسته ، دویدن نداشته
ظالم نفس نفس که ، بریدن نداشته
موی یتیم ، زجر ! کشیدن نداشته
درد سر است آمدنت... شر درست شد

#علیرضا_وفایی #خیال


@raziolhossein
1
20:26
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح


هر اهل دلی یافته راهی به رقیه
پس رو زده با کوه گناهی به رقیه

هروقت نشسته س سر شانه ی عباس
تقدیم شده منصب شاهی به رقیه

هر جا سخن از راه رسیدن به خدا شد
داده دل ما زود گواهی به رقیه

هرکس که امیدش شده از کل جهان قطع
انداخته با گریه نگاهی به رقیه

وا شد گره از مشکل ما تا که شب قدر
ده مرتبه گفتیم : الهی به رقیه

مدیون حسینیم که داده دل ما را
گاهی به علی اصغر و گاهی به رقیه

تا روز ابد در دل ما کینه ی شام است
وقتی که ندادند پناهی به رقیه

هر جا به زمین خورده در آن شب ، سر عباس
انداخته از نیزه نگاهی به رقیه ...

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
1
20:26
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح
#رباعی


خاك قدم رقیه باشی عشق است
زیر علم رقیه باشی عشق است

با مهدی صاحب الزمان از ره لطف
یك شب حرم رقیه باشی عشق است



هر جا سخن از رقیه جان می آید
صوت صلوات عرشیان می آید

در مجلس این سه‌ساله من معتقدم
عطر خوش صاحب الزمان می آید



امشب كرم رقیه را می بینیم
خیر قدم رقیه را می بینیم

این حرف تمام عاشقان است حسین
پس كی حرم رقیه را می بینیم



در محفل عشقتان ادب آوردم
غم از دلتان برده طرب آوردم

یادت نرود یك صلواتی بفرست
تا نام رقیه رابه لب آوردم


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
20:27
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

بیت الغزل هر غزل ناب رقیه ست
خورشید علی اصغر و مهتاب رقیه ست

نزدیک ترین راه به الله حسین است
نزدیک ترین راه به ارباب رقیه ست

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
20:27
#حضرت_رقیه_ولادت


آنجا که شور عشق نباشد کمال نیست
آنجا که گریه هست صحبت مجال نیست
آنجا که هجر نیست امید وصال نیست
در پیش ما مقام ، به سن و به سال نیست

اینجا سه ساله حجت حق بر بزرگ هاست
ارث نواده ، عصمت مادربزرگ هاست

آیینه ی مقابل زهراست صورتش
خیلی کشیده است به زینب نجابتش
اسلام را کشیده به دوش رسالتش
حوریه های عرش نشینند کلفتش

مانده دخیل چادر او مریم از نخست
محتاج یک دمش شده عیسی هم از نخست

برده حجاب درس حیا از حجاب او
خورشید رو گرفته ز شرم نقاب او
دارد هزار شرح سه جلد کتاب او
چشمان عالمی ست سوی انقلاب او

گرچه اسیر سلسله ها شد اسیر نیست
کوچه به کوچه رفت ولی سر به زیر نیست

پای برهنه پایه ی تکفیر را شکست
بت های شام و کوفه از این ردپا شکست
با دست بسته اش کمر فتنه ها شکست
کاخ یزید را شب موعود تا شکست

آمد خلیل و از برکاتش اثر گرفت
از قطره های اشک دو چشمش تبر گرفت

مجنون ترین شده است که لیلاترین شود
ویران نشین شده است که بالا نشین شود
او آمده است قبله ی این سرزمین شود
جا دارد اینکه مالک یوم الدین شود

در شام با وصیت بابا سفیره شد
از بس که در صغیره شدن هم کبیره شد

تکیه به عمه کرده است و فانی زینب است
یعنی عصای قد کمانی زینب است
تصویری از وقار جهانی زینب است
پا منبری مرثیه خوانی زینب است

هرگز ندیده است کسی این شکوه را
بالا گرفت پرچم فتح الفتوح را

تقدیر او شده است پر از در به در شدن
از طعنه ها شکسته شدن خون جگر شدن
با پلک زخم چشم به راه پدر شدن
با یک تبر ز روضه ی بابا خبر شدن

وقت عبور حس خطرداشتن بد است
در ازدحام درد کمر داشتن بد است

دارد دوباره گردن او تیر میکشد...
این درد را ز حلقه ی زنجیر میکشد
از کعب نی مصیبت شمشیر میکشد
صد روضه از مدینه به تصویر میکشد

رفته است چادر سر او بر سری به زور
از او گرفته مقنعه را لشگری به زور

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
20:27
#حضرت_رقیه_ولادت

به روى پر جبرئيل آرميده
همانكه دلم را به مستى كشيده
فرشته بيا در زمين بار ديگر
ببين كودكى هاى زهرا رسيده
عجب سيب سرخ قشنگى خداوند
براى خود سيب سرخ آفريده
گمان مى كنم اينكه مانند زهرا
فداها ابوها ز بابا شنيده
همانكه به پاكى بود شهره آمد
به دامان خورشيدمان زهره آمد

پدر، عاشق بوى پيراهنش بود
و گرم طواف ضريح تنش بود
ميان همه خانواده يكى هم
هميشه خراب عمو گفتنش بود
سحرها سرش روى دامان بابا
شبى هم پدر بر روى دامنش بود
شبى كه رد ريسمان هاى اين راه
به جامانده بر بازو و گردنش بود
همان شب كه از گريه او بى رمق شد
و يك مرتبه روبرو با طبق شد

سلام آنكه بى تو دلم وا نمى شد
كوير زمين مثل دريا نمى شد
اگركه نمى آمدى تا هميشه
كسى مثل تو شكل زهرا نمى شد
به غير از تو و عمه زانوى سقا
براى كس ديگرى تا نمى شد
تو در كربلا تشنه،بى آب بابا
ولى آب هم بود بابا نمى شد
چه شد در ميان بيابان بماند
چه بهتر كه اين راز پنهان بماند

مسيح از نگاه تو درمان گرفته
به يمن تو درشهر باران گرفته
براى سفر تا خدا بار ديگر
نخ چادرت را سليمان گرفته
نگاه شما مى برد سمت دريا
كسى را كه راه بيابان گرفته
تو مانند زهرا تو بانوى آبى
تو هم بازى طفل ناز ربابى

شبى كه بهارنگاهت خزان شد
زمان وداع تو با كاروان شد
زمين خوردى از ناقه،دربرهه اى كم
تمام تنت پاره اى استخوان شد
تو ديدى كه قران برنيزه رفته
ورق در ورق خيزران خيزران شد
تو ديدى كه بر نيزه مى رفت بابا
و انگشترش قسمت ساربان شد
خلاصه ترك خورد بغض گلويت
پدر آمد اما بدون عمويت

#علی_زمانیان

@raziolhossein
1
20:27
#حضرت_رقیه_ولادت

نسیمی آمد و درهای آسمان وا شد
در آسمان مدینه ستاره پیدا شد
همینکه غنچه‌ی یاسی دگر شکوفا شد
خبر رسید دوباره حسین بابا شد
سحر شد و شرف‌الشمسی از سما آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

عروس فاطمه این بار دختر آورده
برای حضرت صدیقه کوثر آورده
چه کوثری، چه بگویم چه گوهر آورده
برای حضرت ارباب، نوبر آورده
دهید مژده که نوری ز کبریا آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

لباس پولکیِ این بنفشه الماس است
و عطر و بوی تنش از عصاره ی یاس است
شبیه فاطمه این نازدانه حساس است
و در شگفتی‌اش این بس، عموش عباس است
بشیری آمد و گفتا گل خدا آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

به روی دست اباالفضل تا تبسم کرد
فرات، از هیجان در خودش تلاطم کرد
کبوتری به مناره شد و ترنم کرد
فرشته دور و برش، دست و پای خود گم کرد
حسین را گلی از باغ هل‌اتی آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

کشیده پای لبش قطره قطره دریا را
اسیر خویش نموده وجود سقا را
نوشته‌اند به پایش نگاه زهرا را
و زنده کرد به یک یاحسین، دنیا را
برای تهنیت از عرش، مرتضی آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

نگینِ شمسیِ انگشتر علمدار است
کنار حضرت ارباب، گرم اذکار است
علیِ اکبر لیلا بر او گرفتار است
جمال حضرت زهرا در او پدیدار است
ستاره‌ی شب تاریک نینوا آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

چه قدر غنچه‌ی لبهای او عسل دارد
گرفته شاخه‌ای از یاس و در بغل دارد
که گفته دختر ارباب ما بدل دارد ؟
به زیر هر قدمش کوهی از زُهَل دارد
کسی به شکل بشر با فرشته‌ها آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

کلام و حرف خدا بوده ذکر آغازش
همیشه و همه جا بوده عمه هم‌رازش
حسین، از دل و جان می‌خرد به دل نازش
به روی دوش ابالفضل اوج پروازش
بهشت گفت، بهشت من از کجا آمد؟
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

#رضا_باقریان

@raziolhossein
20:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
683×683, 136.1 KB
گفتند اصلاً نیستی
گفتم که ای جانم حسین
با دختری که نیست هم
دارد قیامت می کند...

#رقیه_بنت_الحسین
#دختر_ارباب

@raziolhossein
20:28
#حضرت_رقیه_ولادت

ﺭﺥ ﻣﻮﻟﻮﺩ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺭﺥ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ ﺳﻮﺭﻩ ﯼ ﮐﻮﺛﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ

ﺧﺎﻧﻪ ﻏﻮﻏﺎ ﺷﺪﻩ ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ

ﺯﯾﻨﺐ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺑﺮ ﻟﺒﺶ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﻥ ﻋﻠﯽ ﺩﺭ ﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺟﻠﻮﻩ ﯼ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺰﻧﺪ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ

ﻣﺤﺸﺮﯼ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﭘﺎ، ﺑﺎﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﺍﺭﯼ
ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﺩﺍﺭﯼ

ﺁﻣﺪﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﮔﻞ ﺍﮐﺒﺮ ﺑﺎﺷﯽ
ﻧﻔﺴﯽ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﻫﻤﺒﺎﺯﯼ ﺍﺻﻐﺮ ﺑﺎﺷﯽ

ﺑﺎﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻋﺸﻖ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﮐﺎﺷﻒ ﺍﻟﮑﺮﺏ ﺍﺑﺎﺍﻟﻔﻀﻞ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ

ﺯﺍﺋﺮﯼ ﺁﻣﺪﻩ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺍﻭ ﻣﺴﯿﺤﯽ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﻔﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ

ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ ﯾﮑﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻭﺭﺩ
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻧﺬﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁورد

یاد ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺳﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺍﻭﻝ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﺕ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﯿﺮﺕ کردند

#مجید_تال

@raziolhossein
20:28
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی


درکوچه ی خاندان تردد باشد
از فوج ملائک ؛ آمد و شد باشد

امروز گل از گل حسینی بشکفت
در خانه ی او جشن تولد باشد

_

آن
روی چوماه را تماشا می کرد
صد غنچه ی تنگ دل؛ شکوفا می کرد

خورشید ؛ رخی چو ماه را می بوسید
با بوسه واشک ؛ یاد زهرا می کرد

__

آمد که حسین ؛ غم فراموش کند
جادر بروروی دوش وآغوش کند

گیریم که در جشن بیاید مولود
کو؟ آن نفسی که شمع ؛ خاموش کند

_

امشب به چمن گلی شکوفا دارم
این طفل؛ رقیه نیست زهردارم

گر مانم واو کنار من خواهم گفت
من همچو نبی ام ابیها دارم
____

درچشم حسین ؛ازهمه کس ناز تر است
از سرو؛ نهال او سرافراز تر است

بستنداگر چه دست اورااما
دستش به کرم ؛ ازهمه کس باز تر است
____

تکبیر؛ ز کعبه با اذان خواهد گفت
تبریک؛ زمین وآسمان خواهد گفت

لب های ندیده خنده ؛ خواهد خندید
مهدی به رقیه ؛ عمه جان خواهد گفت

#علی_انسانی

@raziolhossein
20:28
#حضرت_رقیه_ولادت


دلم از عشق در به در شده است
شب تنهايي ام سحر شده است
مي پرم تا مدينه بي پروا
نوبت اين شكسته پر شده است
شعله هاي قديمي يك عشق
در وجودم چه بيشتر شده است
خبر آمد كه آمده از راه
آنكه بر عشق برگ و بر شده است
ملكي ميدهد ندا كه حسين
مژده اين بار هم پدر شده است
صحن خشك دو چشمم امشب از
قدم نو رسيده تر شده است
دختري كه قرار سينه ي ماست
حرمش مكه و مدينه ي ماست
دل ما و دل صنوبري ات
سر ما و سرير سروري ات
با دو دستت بيا هواييم كن
آرزويم شده كبوتري ات
پري خانه ي امام حسين
دست ما و عطاي كوثري ات
زلف ما از ازل گره خورده
به سر گوشه اي ز روسري ات
به در خانه ات گدا هستم
شده شغلم هميشه نوكري ات
چِقَدَر شكل فاطمه هستي
به فداي نگاه مادري ات
آسمان پاي مقدمت پا شد
با قدومت مدينه غوغا شد
هر دو چشمت هميشه شيداتر
هر يكي از يكيست درياتر
كسي مانند تو نيامده است
مثل خالق هميشه يكتاتر
اوج فهمت فراتر از درك است
از عروج خيال بالاتر
از تو گفتن چه كار دشواريست
واژه در واژه ات معماتر
بوده ارباب صاحب فرزند
تو رسيدي شده است باباتر
تو رسيدي و با وجودت شد
خانه اش از بهشت زيباتر
از زبانت پدر شنيدني است
چقدر ناز تو خريدني است
چشم خود را همين كه وا كردي
همه جا را پر از صفا كردي
با همين سن كوچكت كار
حضرت خضر و نوح را كردي
غير تو پرده دار عشق نبود
سر عشق را تو بر ملا كردي
با حضورت دل از همه بردي
همه را مست و مبتلا كردي
جاي گريه حسين ميگفتي
بعد از آن عمه را صدا كردي
لحظه اي بعد روي دوش عمو
تو خودت را چه خوب جا كردي
نذر تو يك سبد شكوفه و ياس
شده هم بازي ات عمو عباس
رونق بزم عرشيان شده اي
حسرت اهل آسمان شده اي
در زلال نگاه اين دنيا
رود جاري و بيكران شده اي
بانوي من درست مي بينم ؟
چه شده اين همه كمان شده اي ؟
كاش مي مُردم و نمي ديدم
هدف سنگ شاميان شده اي
سر بازار خنده مي كردند
خسته از دست اين و آن شده اي
كنج ويرانه پر زدي رفتي
بوسه بر زخم سر زدي رفتي


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
1
20:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×1280, 88.4 KB
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی

عطرش که رسید از همه هوش گرفت
گلبوسه حسین از سر و روش گرفت

گویا که نبی فاطمه را کرد بغل
اکبر چو رقیه را در آغوش گرفت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
20:28
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی

خورشید ز پشت ابر بیرون آمد
در جلوه دوباره ماه گردون آمد

با دسته گل برو به پابوس حسین
تبریک بگو رقیه خاتون آمد
......

این طفل سرور قلب ثارالله است
آیینه فاطمه سلام الله است

وقتی که در آغوش حسین است انگار....
زهرا به روی دست رسول الله است
.....

ریحانه ریحانه زهرا آمد
دردانه دردانه طاها آمد

می دید اگر خدیجه روی او را
میگفت که فاطمه به دنیا آمد

#عبدالحسین
.......

در چهرهء خود هیبت زهرا دارد
بر دوش ابالفضل علی جا دارد

با این که سه ساله است مانند عمو
در دادن حاجت ید طولا دارد

#مهدی_مقیمی
.....

آنروز که احرام تمتع می بست
برشانه ی عرشیه ی عباس نشست

با آنکه سه سال بیشتر جلوه نکرد
گفتند که فاطمه است دیدند که هست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
20:28
#حضرت_رقیه_ولادت


داشت آن روز زمین قصه ای از سر می خواند
قصه ی دیگری از یاس معطـر می خواند
رخ مولود چـنان بـا رخ مـادر می خواند  
که پدر زیر لبی سوره ی کوثر می خواند  

خانه غوغا شده، انگار زمان برگشته
نکند حضرت زهرا به جهان برگشته

نه فقط دور و بر خانه ی او همهمه است
عرض تبریک به ارباب برای همه است
زینب آیینه به کف بر لبش این زمزمه است
به خدا خون علی در رگ این فاطمه است

دختری که نفسش جلوه ی زهرا دارد
پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد

تو که بالای سرت نور امامت داری   
جزء این طایفه ای دست کرامت داری
محشری گشته به پا باز قیامت داری
چون که بر دوش ابالفضل اقامت داری

وقت پرواز تو افلاک به هم می ریزد
تا می آیی به زمین خاک به هم می ریزد

آمدی نازترین یاس معطر باشی     
در دل خسته ی ما عاطفه پرور باشی 
آمدی چند بهاری گل اکبر باشی   
نفسی هم شده همبازی اصغر باشی

باز لبخند بزن عشق خریدار تو است
کاشف الکرب اباالفضل شدن کار تو است

تو که در دلبری از ما مثَل بابایی         
اسم بابا که می آری غزل بابایی     
چشم بد دور چه شیرین بغل بابایی  
ساده، شیرین و صمیمی عسل بابایی

دم به دم می وزد از هر نفست بوی بهشت
دختر حضرت اربابی و بانوی بهشت...

#مجید_تال

@raziolhossein
20:28
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح


خورده گره به مویش دلهای خانواده
تعبیر شد به خوبی رویای خانواده

در این سه سال آخر باور کنید عوض شد
با بودنِ رقیه دنیای خانواده

یکباره زیر و رو شد دنیای آل هاشم
وقتی که شد رقیه زهرای خانواده

زینب حسین عباس ، اکبر رباب قاسم
مجنون زیاد دارد لیلای خانواده

می شد رقیه هر روز شیرین تر از گذشته
پر شور تر از امروز ، فردای خانواده

دستش ز دست بابا هرگز جدا نمی شد
دختر دلش بُود با ، بابای خانواده

یک آسمان ، دو تا ماه ، این که عجب ندارد
او را بغل گرفته سقای خانواده

بس که شبیهِ زهراست حق داشت باشد این طفل
دُردانۀ حسین و یکتای خانواده

هر جای بارگاهش یک قطعه از بهشت است
طفلی که بود روزی ، گرمای خانواده

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
20:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
820×1230, 243.5 KB
•|یابنت‌الحسین|•

میان نُه فلک و هفت‌تخت و ارض و سما
دَخیـل کـُـنـج ضریـح "رقیـه خاتـونم" …

@raziolhossein
20:29
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح


صاحب عطای‌خانه‌ی ارباب آمده است
زیباترین ترانه‌ی مهتاب آمده است
از بحر معرفت گوهر ناب آمده است
گویا مسبّب همه اسباب آمده است

چون او به مثل فاطمه چشمی ندیده است
زهراترین ستاره‌ی صبح سپیده است

در سایه سار او همه عالم مقیم شد
نوزاده‌ خانواده‌ی ذبح عظیم شد
با دست کوچکش به دو عالم کریم شد
گویا که فاطمه به شباهت دو نیم شد

زهرا در این میانه ظهوری دوباره کرد
زینب به روی ثانی مادر نظاره کرد

عاشقترین شقایق باغ ولا رسید
هنگامه‌ی ولادت مهر وفا رسید
گویاترین لسان به قالوا بلی رسید
زهراترین نشانه‌ی کرببلا رسید

لحن نوای گریه‌ی او لحن دیگر است
وقتی جدا ز دست علمدار و اکبر است

ای شانه بلند ابوالفضل جای تو
ای عرش کبریا به تمنای پای تو
شاهان عالمند همه چون گدای تو
مرغ دلم نشسته به صحن و سرای تو

آب و گلم به عشق شما تا سرشته شد
در لوحه‌ی نگاه تو نامم نوشته شد

من کمترین کجا و تو بالاترین کجا
لیلا کجا و جلوه‌ی لیلاترین کجا
بی تن کجا و یک تن نازکترین کجا
ناقه کجا و محمل حوراترین کجا

ای آسمان حسن، ز نور امامتی
درپیش خصم، کوه وقار و شهامتی

با زانوان خسته چرا راه میروی
از پشت نیزه‌ها ز پی ماه میروی
درددانه حسینی، دل آگاه میروی
ای لاله‌ی سه ساله چه دلخواه میروی

با رفتنت چنان دل ما آب میشود
عمه کنار جسم تو بیتاب میشود

دلبسته‌ی نگاه غریبانه‌ی توام
من جرعه نوش ساغر و پیمانه‌ی توام
من سائل و گدایِ درِ خانه‌ی توام
من روضه خوان خلوت ویرانه‌ی توام

یاسی، شقایقی، به مَثَل باغ لاله‌ایی
باب الحوائج همه‌ایی گر سه ساله ایی

بال و پرت شکسته، سرت درد میکند
از کعب نی هنوز کمرت درد میکند
گفتی به عمه چشم ترت درد میکند
از دوری پدر جگرت درد میکند

چشمان نیمه باز ترا باز بسته اند
در مجلس یزید حرمتتان را شکسته‌اند


#مرتضی_محمودپور

@raziolhossein
1
20:29
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح

عمریست روز و شب پِیِ این دودمانیم
محتاج اولاد علی شاه جهانیم
در حلقه سر مستی دیوانگانیم
از فتنه های این زمانه در امانیم

اصلا مگر داریم ازین بهتر حواله
ما را سپرده حق به خاتون سه ساله

ای نور چشم حضرت سقا رقیه
آرام جان زینب کبری رقیه
عشق رباب و ام لیلا یا رقیه
جانانه و دردانه بابا رقیه

ای شاهکار خلقت ای زهرای ثانی
تو افتخار سرور آزادگانی

ای کار اسم اعظمت مشکل گشایی
خُلقا و خَلقا حضرت خیرالنسایی
چیزی ندیدیم از تو غیر از باوفایی
با تو کدامین شغل بهتر از گدایی

ای روضه تو شاهراه استجابت
لطف تو را دیدیم قبل از عرض حاجت

عمر کم تو شیعه را بیدار کرده
از هر چه ظالم در جهان بیزاز کرده
کار تمام دشمنان را زار کرده
لعنت به هر کس که تو را انکار کرده

هرگز نشد نور حسینی تو خاموش
اصلا نگردد نام نامی ات فراموش

ما نوکرت آبا و اجدادی رقیه
ما زیر دینت در غم و شادی رقیه
هستیم مجنونت ز نوزادی رقیه
تو گریه کردن یاد ما دادی رقیه

ای بیت الاحزان تو در ویرانه شام
اشکت قیامت کرده در تاریخ اسلام

با اینکه دارد گریه شرح ماجرایت
با اینکه گشتی پیرتر از عمه هایت
با اینکه جان نگذاشت کعب نی برایت
اما عزیزت کرد تا محشر خدایت

تو کیستی ای از زبان من فراتر
آمد ولی الله ، دیدار تو با سر


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
20:29
#حضرت_رقیه_ولادت


سر زد از خانه خورشيد ولا ماه امشب
ز آسمان باز شده سوى زمين راه امشب

حلقه بر در زده شادى كه منم ، باز كنيد
ذكر تسبيح بخوانيد و غزل ساز كنيد

غزل شوق بخوانيد كه گل وا شده است
غنچه ی عصمت و تطهير شكوفا شده است

چشم بد دور عجب ماه جمالى دارد
چه نجيب است رقيه چه كمالى دارد

دختر ناز حسين است مبارك قدمش
كى فراموش شود خاطره عمر كمش

علوى زاده‏ اى از نسل و تبار زهراست
ياس نورسته‏ اى از باغ و بهار زهراست

آمده همسفر شاه شهيدان گردد
شمع دلسوخته كلبه ی احزان گردد

نمك خنده ی او برد دل مادر را
كرده حرز گل خود «چار قل و كوثر» را

عمه زينب به رويش صورت مادر را ديد
در خم ابروى او هيبت حيدر را ديد

چه صفا داشت در آن فرصت آئينه و ماه
ذكر «لاحول و لا قوة الا بالله»

بوسه از صورت ماهش على اكبر گيرد
عمو عباس چو جان او را در بر گيرد

شب شادى است به صد شوق سحر بايد كرد
غصه و اندوه را دست به سر بايد كرد

هر كه از دست رقيه طلبد فيض برات
بفرستد به صفاى قدم او صلوات

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
20:29
#حضرت_رقیه_ولادت

در نام رقيه فاطمه پنهان است
از اين دو يكي جان و يكي جانان است

در روي كبود اين دو پيداست خدا
آيينه بزرگ و كوچكش يكسان است


#سید_رضا_موید
......

از کودکی اش فاضله و عالمه بود
چون شیرزن قبیله بی واهمه بود

بر بوسه‌ی عمه بر جمالش سوگند
از بدو تولدش خودش فاطمه بود

#جواد_حیدری
......

ای چهره ات از نور نجابت گلگون
زد بوسه به دستان تو چرخ گردون

افتاده گره به کارمان! کاری کن...
زهرایِ حسین ؛ یارقیه خاتون!

#م_عاطفی

@raziolhossein
20:29
#حضرت_رقیه


حیدر نسب و فاطمه سیماست رقیه
آرام دل عمه و باباست رقیه

دلتنگ رخ فاطمه کمتر شود ارباب
تا آینهء حضرت زهراست رقیه

جز او چه کسی لایق این جملهء زیباست
دردانهء یکدانهء مولاست رقیه

انگار خداوند به او داده جنان را
وقتی که روی شانهء سقاست رقیه

یک لحظه اگر نیست روی دوش علمدار
بر دوش علی اکبر لیلاست رقیه

گر طفل سه ساله است تو کوچک مشمارش
آثار بزرگیش هویداست رقیه

یک قطره ز دریای حسین است ولیکن
در نوع خودش وسعت دریاست رقیه

در سوریه تا صبح قیامت همه فخرش
همسایگی زینب کبراست رقیه

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
20:29
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
400×500, 34.2 KB
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

السلام ای دستگیر عالمِین
ای به ارباب دو عالم نورعین

روز محشر چشم من بر دست توست
اشفعی لی فاطمه بنت الحسین

#مصطفی‌_محمدی

@raziolhossein
20:30
#حضرت_رقیه_ولادت



ارباب آمده ثمر باغ لاله اش
كرده ظهور فاطمه اى در سلاله اش
امد کسیکه مهجة قلب حسین را
دست خدا سند زده پشت قباله اش
نهج البلاغه هست و مقاتیح و کوثراست
یکروز اکر که ترجمه گردد رساله اش
یکراست میرود بغل شاه کربلا
دست کسی اگر برسد یک حواله اش
اندازه مسیح اولوالعزم زنده کرد
دلهای مرده را دم عمر سه ساله اش

عاشق شدیم و گفت رها کن بقیه را
بنویس روی سنگ نگین یا رقیه را

دختر نگو که مادر باباست بعدازاین
آیینه دار ام ابیهاست بعدازاین
دختر نگو که وارث شمشیر حیدر است
ارثیه دار حضرت زهراست بعدازاین
دختر نگو که غیرت دستان بسته اش
ویران کننده صف اعداست بعدازاین
در اشتیاق زمزمه عمه گفتنش
قلب صبور زینب کبراست بعدازاین
اصلا به گاهواره برایش نیاز نیست
جایش به روی شانه سقاست بعدازاین

غوغاست در ملائکة الله عالمین
دارد برای او صدقه می دهد حسین

در نسل عشق ، شوق سرآمد رقیه است
تفسیری از خدیجه و احمد رقیه است
داود و آدمند فقیران گریه اش
بنیانگذار گریه بی حد رقیه است
پیداست جلوه حسنی در کرامتش
مثل حسن ،کریم زبانزد رقیه است
دیدیم در حساب عدد که مساویِ
رزاق در رساله ابجد رقیه است
آنکس كه با شهامت زینب مدار خود
سیلی به روی حرمله ها زد ، رقیه است

جان باخت پای عشق ولی برد کرده است
چوب یزید را به سرش خرد کرده است

در راه عشق هم قسم زينب است او
كوچه به كوچه هم قدم زينب است او
در هاي و هوي مردم شام و ستمگران
تنها محافظ علم زينب است او
گريه نكرد هرچه كتك خورد ، گريه اش
بر ماجراي قدخم زينب است او
از كربلا به شام پس از رفتن پدر
دلواپسى دم به دم زينب است او
بعد از هزار سال خرابه حرم شدو
در زير سايه حرم زينب است او

دل بى قرار غصه و اندوه زينب است
كوچكترين مجاهد نستوه زينب است


چشمشش به پوشش طبق افتاد گریه کرد
بر مصحفی ورق ورق افتاد گریه کرد
لبهای چوب خورده اورا همینکه دید
یاد کبودی شفق افتاد گریه کرد
دستش توان نداشت كه سر را بغل كند
پس روى خاك بى رمق افتاد گريه كرد
بر حنجر بريده كه دستش رسيد سوخت
كنج خرابه مرغ حق افتاد گريه كرد
بر حال و روز دختر ويران نشين خود
سر از ميانه طبق افتاد گريه كرد

پروانه قسمت سحرش سوختن شده
او با همان لباس اسارت كفن شده

#محمدجواد_پرچمی


@raziolhossein
2
20:30
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


من غنچۀ نشکفته بستان حسینم
من نوگل پرپر به گلستان حسینم

پژمرده گلی ریخته از گلبن زهرا
 من طفل نوآموز دبستان حسینم

من کودک معصومم و مظلوم رقیه
از جسم حسینم من و وز جان حسینم

یک آه جگر سوز ز سوز دل زینب
 یک قطرۀ اشک از بُن مژگان حسینم

من گنج نهان در دل ویرانۀ شامم
من شمع شب افروز شبستان حسینم

آن شب که به دیدار من آمد به خرابه
 وقتی پدرم دید پریشان حسینم

همراه سر خویش مرا پای به پا بود
تا جنّت فردوس به دامان حسینم

جان بر سر سودای غمش دادم و شادم
کامروز حسین از من و من زانِ حسینم

قربانی حق شد پدرم شاه شهیدان
 فخر من از آن ست که قربان حسینم

روشن کن این شام سیاهم که شعاعی
 از روی چو خورشید درخشان حسینم

بر پادشهان فخر از آن کرد «ریاضی»
 کز لطف خدا بندۀ احسان حسینم

#سید_محمد_علی_ریاضی_یزدی

@raziolhossein
20:30
#حضرت_رقیه_ولادت


به روى پر جبرئیل آرمیده
همانكه دلم را به مستى كشیده
فرشته بیا در زمین بار دیگر
ببین كودكى هاى زهرا رسیده
عجب سیب سرخ قشنگى خداوند
براى خود سیب سرخ آفریده
گمان مى كنم اینكه مانند زهرا
فداها ابوها ز بابا شنیده

همانكه به پاكى بود شهره آمد
به دامان خورشیدمان زهره آمد

پدر، عاشق بوى پیراهنش بود
و گرم طواف ضریح تنش بود
میان همه خانواده یكى هم
همیشه خراب عمو گفتنش بود
سحرها سرش روى دامان بابا
شبى هم پدر بر روى دامنش بود
شبى كه رد ریسمان هاى این راه
به جامانده بر بازو و گردنش بود

همان شب كه از گریه او بى رمق شد
و یك مرتبه روبرو با طبق شد

سلام آنكه بى تو دلم وا نمى شد
كویر زمین مثل دریا نمى شد
اگركه نمى آمدى تا همیشه
كسى مثل تو شكل زهرا نمى شد
به غیر از تو و عمه زانوى سقا
براى كس دیگرى تا نمى شد
تو در كربلا تشنه،بى آب بابا
ولى آب هم بود بابا نمى شد

چه شد در میان بیابان بماند
چه بهتر كه این راز پنهان بماند

مسیح از نگاه تو درمان گرفته
به یمن تو درشهر باران گرفته
براى سفر تا خدا بار دیگر
نخ چادرت را سلیمان گرفته
نگاه شما مى برد سمت دریا
كسى را كه راه بیابان گرفته

تو مانند زهرا تو بانوى آبى
تو هم بازى طفل ناز ربابى

شبى كه بهارنگاهت خزان شد
زمان وداع تو با كاروان شد
زمین خوردى از ناقه،دربرهه اى كم
تمام تنت پاره اى استخوان شد
تو دیدى كه قران برنیزه رفته
ورق در ورق خیزران خیزران شد
تو دیدى كه بر نیزه مى رفت بابا
و انگشترش قسمت ساربان شد

خلاصه ترك خورد بغض گلویت
پدر آمد اما بدون عمویت

#علی_زمانیان

@raziolhossein
20:30
#حضرت_رقیه_ولادت


مژده مژده که زمین باز مصفا شده است
غرق در رائحه جنت الاعلی شده است
موسم شادی ذریه زهرا شده است
که دوباره پسر فاطمه بابا شده است

باز هم فاطمه در خانه ارباب آمد
گل بریزید که ریحانه ارباب آمد

گل بریزید محبان اباعبدالله
آمده روح و دل و جان اباعبدالله
سوره کوثر قرآن اباعبدالله
(عیدی ماست به دستان اباعبدالله)

جشن میلاد رقیه ست بگیرید برات
بفرستید به زهرای سه ساله صلوات

خانه وحی شد آباد مبارک باشد
به حسین این شب میلاد مبارک باشد
به علی اکبر و سجاد مبارک باشد
که خدا خواهرشان داد مبارک باشد

عمه بر گردن او چار قل انداخته است
رویش از بوسه عباس گل انداخته است

این جگرگوشه طاهاست خدا می داند
ناز پرورده باباست خدا می داند
مظهر ام ابیهاست خدا می داند
اشبه الناس به زهراست خدا می داند

پسر فاطمه رویش که تماشا می کرد
یاد از مادر خود حضرت زهرا می کرد

ای رخت ماه دل آرام و دل آرای حسین
باعث دل خوشی و خنده لبهای حسین
ذکر خوابت همه شب نغمه لالای حسین
جای خوابت همه جا سینه سینای حسین

وه چه زیباست در آغوش پدر خفتن تو
پدرت گفت به قربان پدر گفتن تو

(ای شکوفایی هر گل زشکوفایی تو)
قمر هاشمیون مات دل آرایی تو
دختر فاطمه محو رخ زهرایی تو
جان عالم به فدای دل بابایی تو

پدر از دیدن تو سیر نگردد هرگز
عمر صد نوح کند پیر نگردد هرگز

گر خداوند دو عالم به پیمبر نازد
مصطفی نیز به زهرا و به حیدر نازد
به حسین و حسنش ساقی کوثر نازد
پسر ساقی کوثر به تو دختر نازد

چقدر انس ، سکینه به تو خواهر دارد
نتواند که نگاه از رخ تو بر دارد

در تو شد فاطمه تکرار رقیه خاتون
دختر سیدالاحرار رقیه خاتون
زینت دوش علمدار رقیه خاتون
ملجا خلق گرفتار رقیه خاتون

آمدی تا گره از کار همه باز کنی
پدرت هی بخرد ناز و تو هم ناز کنی

حیف و صد حیف که عمر تو به دنیا کم بود
روز میلاد تو با گریه و غم توام بود
مادرت رفت زدنیا و نصیبت غم بود
بعد مادر پدرت بهر تو مادر هم بود

مثل امشب تو در آغوش پدر جا داری
یک شبی هم تو به دامن سر بابا داری

ای پدر دست نداری بکشی بر سر من
با سرت آمده ای نیمه شب در بر من
پُرِ زخم است شبیه سر تو پیکر من
شده یک دفعه بگو باز به من دختر من

خوب شرح سفرت از سر و رویت پیداست
جای سرنیزه هنوزم به گلویت پیداست

#عبدالحسین

@raziolhossein
3
20:30
#حضرت_رقیه_ولادت


خدا را شکر که در سینه ام شوری دگر آمد
ز سمت خانه خورشیدها نوری دگر آمد
بگو موسی ببیند جلوه طوری دگر آمد
دهید این مژده را امشب به هر حوری ، دگر آمد

کسی که بر علی و آل نورالعین می باشد
و فرش زیر پایش بال حورالعین می باشد



به منطق گر چه زینب اشبه الناس است بر حیدر
جمال حق ز سر تا پاست گر عباس نام آور
علی اکبر اگر دارد نشان از روی پیغمبر
بگو الله اکبر آمده آیینه کوثر

حسین بن علی تا دید او را گفت این زهراست
بیا زینب تماشا کن جمالش را ببین زهراست



بود این طفل پا تا سر تمام فاطمه ، جانم
بر آن سیمای زهرایی سلام فاطمه ، جانم
پس از نام علی ، شد وقت نام فاطمه ، جانم
نهادش فاطمه به احترام فاطمه ، جانم

نهادش فاطمه در خانه گرم زمزمه باشد
کنار یاعلی هایش دم یا فاطمه باشد



گهی ماه بنی هاشم نهد چون ماه بر دوشش
گهی زینب به یاد فاطمه گیرد در آغوشش
گهی بابا بگیرد بوسه از لبهای خاموشش
علی اکبر اذان گوید به شور و شوق در گوشش

که ای خواهر به جز اسلام دین راستینی نیست
و در عالم به جز حیدر امیرالمومنینی نیست



رقیه آنکه خصمش جا در اعماق درک دارد
کسی که حسرت پابوسیش چشم فلک دارد
هم آن که پاسبان در بارگاهش از ملک دارد
بداند ، بر وجود نازنینش هر که شک دارد

که دست مادرش آلوده دام هوس باشد
به هرکس که بود در خانه این یک جمله بس باشد



اگر آهی کشد غم از دل او می برد بابا
اگر لب تر کند هفت آسمان را می درد بابا
اگر خاری رسد بر پاش ، از جا می پرد بابا
اگر نازی کند دختر یقینا می خرد بابا

ولی افسوس اوقات خوشش دیگر گذشت و بعد
شب غمها رسید و ماند تنها بین دشت و بعد



پس از بابا نفس بر سینه ریحانه مشکل شد
یتیمی بی کسی این بار روی شانه مشکل شد
برای نازدانه خواب در ویرانه مشکل شد
به بابا گفت آخر زیور شاهانه مشکل شد

یکی ناز مرا با ضربه سیلی خرید و رفت
نبودی گوشواره دشمن از گوشم کشید و رفت

#علی_سلطانی

@raziolhossein
20:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 238.0 KB
دلم خوش است گره های زندگی مرا
به حُرمت قسمِ یا رقیه وا کردند

#احسان_نرگسی


@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها



تويى به باغ ولايت گل بهار ، رقيه
كبود صورت ماهت بنفشه زار ، رقيه

كتاب كرببلا را كه خود تو حسن ختامى
حديث مرگ تو بخشيده اعتبار ، رقيه

خراب ، كاخ يزيد از شرار آه تو اما
بناى دولت عشق تو برقرار ، رقيه

اگر چه در غم بابا تو بيقرارترينى
قرار خاطر دلهاى بيقرار ، رقيه

دل كويرى من حسرت نگاه تو دارد
ز ابر لطف ، کمى بر سرم ببار ، رقيه

حسين ، فاطمه را در نگاه گرم تو می ديد
به قاب چشم تو شد بوسه‏ اش نثار ، رقيه

سه ساله وارث زهرا به درد و داغ و مصيبت
خرابه بود و تو و داغ بيشمار ، رقيه


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#رباعی


نان از کرمِ رقیه‌جان… مارا بس
جانی ز دمِ رقیه‌جان… مارا بس

در بین تمام آرزوها... یارب
یک شب حرمِ رقیه‌جان… مارا بس


#سیدمجتبی_شجاع
......

(این ماه) دل از (ماهِ محرم) برده
شادی آورده با خودش غم برده

دل برده حسین از تمام عالم
این کیست دل حسین را هم برده

#عبدالحسین

.....

تابید حسین و قمرش هم آمد
سجاد و علیِ اکبرش هم آمد

گل بود به سبزه نیست آراسته شد
یعنی که رقیه دخترش هم آمد

ای کاش که در آخرِ ماه شعبان
گویند که ماهِ آخرش هم آمد
.....

جلب کرمِ رقیه خاتون صلوات
بر عمر کمِ رقیه خاتون صلوات

آمد غم و غصه از دل بابا رفت
بر پاقدمِ رقیه خاتون صلوات

#عبدالحسین
.....

گیرید به دست جان که جانانه رسید
ریزید ز عرش در که دردانه رسید

فردوس برین با همه سرسبزی خویش
انگشت به لب مانده که ریحانه رسید

#علی_سلطانی


@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_ولادت


ماه کم کم فروغ نورش را
به سوی فرش،خاک ره می کرد
نقره نقره بلور می افشاند
تا به شمس ولا نگه می کرد

آسمان با تمام زیبایی
از زمین می گرفت زینت وزین
زیر لب هر فرشته ای می گفت
عرض تبریک وتهنیت به حسین

تا ز رخساره ی رقیه ی او
محرم راز حق حجاب افکند
گرمی دیگری رخ ماهش
بر دل وجان آفتاب افکند

دختری آمده که از طفلی
غرق یاد خداست خلوت او
نقش توحید ،جلوه ی نابش
رنگ شرم وحیاست، طلعت او

ازهمان دوره ی طفولیت
شرف وعزت وفضیلت داشت
محو او بود زینب کبری
بس که بر فاطمه شباهت داشت

جای دارد که هاجر ومریم
محو قدر وجلال او باشند
عجبی نیست قدسیان فلک
مادحان کمال او باشند

فرصت این گل بهشت حسین
مثل عمر تمام گل ها بود
سه بهار تمام زندگی اش
غرق انوار حق تعالی بود

هرکسی حاجتی از او می خواست
با دعا از خدا تمنا کرد
با همان دست های کوچک هم
گره های بزرگ را وا کرد

سعی او درتعالی مکتب
داده عزت به نهضت اسلام
نقش بسته به دیده ی تاریخ
رد پایش زکربلا تا شام

هم صفات حمیده دارد او
هم سفیر قیام عاشوراست
زد شراره به خرمن بیداد
دختری که شهیده ی باباست

چون«وفایی» به هر کجا برسیم
ما به این خانواده مدیونیم
بی نیازیم ازجهان تا ما
سائلان رقیه خاتونیم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#حضرت_رقیه_شهادت

بود در شهر شام از حسین دختری
آسیه فطرتی، فاطمه منظری
تالی مریمی، ثانی هاجری
عفّت کردگار، عصمت اکبری

لب چو لعل بدخش، رخ عقیق یمن

او سه ساله ولی عقل چلساله داشت
با چهل ساله عقل روی چون لاله داشت
هاله برده ز رخ، رخ چو گل ژاله داشت
لاله روی او همچو مه هاله داشت

ژاله آری نکوست، بر گل نسترن

شد رقیّه ز باب نام دلجوی او
نار طورکلیم، آتش روی او
همچو خیر النساء، خصلت و خوی او
کس ندیده است و چون چشم جادوی او
نرگسی در ختا، آهویی در ختن

گرچه اندر نظر طفل بود و صغیر
گر چه می آمدی از لبش بوی شیر
لیک چون وی ندید چشم گردون پیر
دختری با کمال، اختری بی نظیر

شوخ و شیرین کلام، خوب و نیکو سخن

از نجوم زمین تا نجوم سما
دید در هجر او تربیت ماسوی
قره العین شاه، نور چشم هدا
هم ز امرش روان، هم ز حکمش بپا

عزم گردون پیر نظم دهر کهن

بر عموها مدام زینت دوش بود
عمّه ها را تمام زیب آغوش بود
خواهران را لبش چشمه نوش بود
خردیش را خرد حلقه در گوش بود

از ظهور ذکا، وز وفور فتن

بس که نشو و نما با پدر کرده بود
روی دامان او، از و پرورده بود
بابش اندر سفر همره آورده بود
پیش گفتار او، بنده پرورده بود

از ازل شیخ و شاب تا ابد مرد و زن

دیده در کودکی، سرد و گرم جهان
خورده بر ماه رخ سیلی ناکسان
کتف و کرده هدف، بر سنان سنان
در خرابه چه جغد ساخته آشیان

یا چه یعقوب و در کنج بیت الحزن

از یتیمی فلک کار او ساخته
رنگ و رخساره را از عطش باخته
از فراق پدر گشته چون فاخته
بانگ کوکوی او، شورش انداخته

در زمین و زمان از بلا و محن

داغ تبخاله را پای وی پایدار
طوق و درگردنش از رسن استوار
وز طپانچه بُدَش ارغوانی عذار
گریه طوفان نوح، ناله صوت هزار

نه قرارش بجان، نی توانش به تن

در خرابه سکون ساخته در کرب
شور اَیْنَ أبی؟ کار او روز و شب
شامگاهان به رنج، روزها در تعب
ای عجب ای سپهر از تو ثمّ العجب

تا کجا دون نواز شرمی از خویشتن

قدری انصاف و کن آخر از هرزه گرد
عترت مصطفی وینقدر داغ و درد
شد زنانشان اسیر یا که شد کشته مرد
آخر این بیگناه طفل بیکس چه کرد

تا که شد مبتلا اینقدر در فتن

در خرابه شبی خفته و خواب دید
آفتابی به خواب رفت و مهتاب دید
آنچه از بهر وی بود و نایاب دید
یعنی اندر به خواب طلعت باب دید

جای در شاخ سرو کرده برگ سمن

شاهزاده به شه مدّتی راز داشت
با پدر او بهرراه دمساز داشت
ناگهانش ز خواب بخت بد باز داشت
آن زمان با غمش چرخ و دمساز داشت

گشت و بیدار و ماند شکوه اش در دهن

در سراغ پدر کرد و آن مستمند
باز و چون عندلیب آه و افغان بلند
عرش را همچه فرش در تزلزل فکند
ساخت چون نی بلند ناله از بندو بند

جامه جان ز نو چاک و زد در بدن

زد درآن شب به شام برق آهش علم
سوخت برحال خویش جان اهل حرم
باز اهل حرم ریخت از غم به هم
گشته هریک ز هم چاره جو بهر غم

اُمّ کلثوم را زینب ممتحن

ناله وی رسید چون به گوش یزید
کرد بهرش روان رأس شاه شهید
آن یتیم غریب چون سر شاه دید
زد به سر دست غم وز دل آهی کشید

همچو ((صامت)) پرید مرغ روحش ز تن

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


آیینه دار زینب و زهرا رقیه
کوچکترین انسیة الحورا رقیه

پشت سرش بی شک دعای پنج تن بود
آدم اگر می گفت اول یا رقیه

خورشید در منظومه‌ی عشق حسینی
صد سال نوری راه دارد تا رقیه

سنش اگر کم هم طراز انبیا بود
مانند کوثر آیت العظمی رقیه

جا داشت روی شانه‌ی کعبه اباالفضل
جا داشت روی شانه‌ی سقا رقیه

آرام تر از هر زمانی بود اصغر
می خواند تا بالا سرش لالا رقیه

پا بر مغیلان می نهد اما محال است
روی سر موری گذارد پا رقیه

این طفل بی آزار را آزار دادند
زجر بدی را دید در دنیا رقیه

زینب ز پا افتاد وقتی دید در راه
طفلان همه بر ناقه اند اِلّا رقیه

مقتل که می خواندم شبی با خویش گفتم
پیدا نمی شد کاش در صحرا رقیه

وقتی که پیدا شد خمیده راه می رفت
شد پیرتر از زینب کبری رقیه

حتی در اوج ضعف هم چیزی نمیخواست
جز دست گرم و بوسه‌ی بابا رقیه

دیدار حاصل شد ولی دستی نیامد
تنها سر آمد دیدنش اما رقیه...

حیرت زده پرسید عمه این سر کیست؟
یاللعجب نشناخت بابا را رقیه!

خود را مرتب کرد تا در چشم بابا
باشد همان دردانه‌ی زیبا رقیه

از بوسه اش جان میگرفت، اینبار اما
جان داد با بوسیدن لب ها رقیه

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
2
20:32
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی

ای غنچه نوشکفته ای پاک سرشت
رضوان به سرت ریخت گل از باغ بهشت

تاریخ نویس آفرینش امروز
ازعمر سه ساله ی تو تاریخ نوشت

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی #صلوات

نور دگر از قبیله ی نور آمد؟
یا شعشعه ای به وادی طور آمد؟

با آمدن رقیه ی بنت حسین
بانگ صلواتی ز ره دور آمد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها



آنکو در این مزار شریف آرمیده است
ام‌البکا رقیه‌ی محنت کشیده است

این قبر کوچک است از آن طفل خردسال
کز دهر سالخورده بسی رنج دیده است

اینجا ز تاب غم دل زینب شده است آب
بس ناله‌ی یتیم برادر شنیده است

اینجا ز مرگ دختر مظلومه‌ی حسین
کلثوم زار جامه‌ی طاقت دریده است

اینجا ز داغ نوگل گلزار شاه دین
از چشم اهل‌بیت نبی خون چکیده است

اینجا ز پا فتاده و او را ربوده خواب
طفلی که روی خار مغیلان دویده است

اینجاست کز رقیه‌ی دلخسته مرغ روح
بر شاخسار روضه‌ی رضوان پریده است

یا رب به جز رقیه کدامین یتیم را
تسکین به دیدن سر از تن بریده است

گر بنگری به دیده‌ی دل بر مزار او
ریحان آرزو گل حسرت دمیده است

گشتند اهل بیت شهی خوار قوم دون
کز کائنات ذات حقش برگزیده است

نازم به آن که هستی خود داده وز خدای
روز ازل متاع شفاعت خریده است

تنها زمین نگشته عزاخانه‌ی حسین
پشت فلک هم از غم آن شه خمیده است

در امر صبر طاقت زینب عجیب نیست
حق صبر را ز طاقت وی آفریده است

از جد و باب و مام و برادر غم و بلا
ارث مسلمی است که بر او رسیده است

بر چیدنش محال بود تا ابد #صغیر
شاه شهید طرفه بساطی که چیده است


#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#حضرت_رقیه_ولادت


دلم می خواد یه دسته گل بیارم
روی سر ناز تو گل بریزم ...
کاشکی می شد تو حرمت می گفتم
تولدت مبارکه   عزیزم ...


نمی تونم چشمامو رو حقیقت
بعد یه عمری نوکری ببندم
تولدت ، حرم چراغونی نیست
روم نمیشه دست بزنم بخندم


کاشکی می شد زائر صحنت بودم
نترسی امشب کسی نیست کنارت
کاش منو آتیش می زدی جای شمع
اینجوری تاریک نباشه  مزارت


دلت گرفته بود و آرزوت بود
باباتو با خودت هم آغوش کنی ...
سر بریده اومد از راه نزاشت
چهارمین شمعتو خاموش کنی


فرشته ها گریه کناتن امشب
غمه تو حالا واسمون مبارک
خرابه که جای کبوترا نیست
تولدت تو آسمون مبارک ...


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
20:32
#حضرت_رقیه_ولادت


ماه کم کم فروغ نورش را
به سوی فرش،خاک ره می کرد
نقره نقره بلور می افشاند
تا به شمس ولا نگه می کرد

آسمان با تمام زیبایی
از زمین می گرفت زینت وزین
زیر لب هر فرشته ای می گفت
عرض تبریک وتهنیت به حسین

تا ز رخساره ی رقیه ی او
محرم راز حق حجاب افکند
گرمی دیگری رخ ماهش
بر دل وجان آفتاب افکند

دختری آمده که از طفلی
غرق یاد خداست خلوت او
نقش توحید ،جلوه ی نابش
رنگ شرم وحیاست، طلعت او

ازهمان دوره ی طفولیت
شرف وعزت وفضیلت داشت
محو او بود زینب کبری
بس که بر فاطمه شباهت داشت

جای دارد که هاجر ومریم
محو قدر وجلال او باشند
عجبی نیست قدسیان فلک
مادحان کمال او باشند

فرصت این گل بهشت حسین
مثل عمر تمام گل ها بود
سه بهار تمام زندگی اش
غرق انوار حق تعالی بود

هرکسی حاجتی از او می خواست
با دعا از خدا تمنا کرد
با همان دست های کوچک هم
گره های بزرگ را وا کرد

هم صفات حمیده دارد او
هم سفیر قیام عاشوراست
زد شراره به خرمن بیداد
دختری که شهیده ی باباست

چون«وفایی» به هر کجا برسیم
ما به این خانواده مدیونیم
بی نیازیم ازجهان تا ما
سائلان رقیه خاتونیم


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:33

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:33
#امام_حسین_مناجات
#سفینة‌النجاة #رباعی

سرچشمه‌ی خیر و برکات است حسین
معراج صلات‌ و صلوات است حسین

فرمود نبی: نوشته بر ساقه‌ی عرش
مصباح هدی، فُلک نجات است حسین

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مدح


لبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ حُسین است

تَعریفِ مَن از عشْق هـَمان بود ڪہ گُفتَم
در بَندِ ڪَسے باش ڪہ دَر بَندِ حُسین است

دَر مَعرڪہ اَز‌ سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هـُنَرمَندِ حُسین است

شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هـَمہ عُمْر
شورے ڪہ خُدا دَر دلَم اَفڪَندہ حُسین است

آهـَنگِ خوش و رَقصِ خوش و بویِ خوش اصلاً
طَبل و عَلَم و پَرچَم و اِسفَندِ حُسین است

بے روضہ ے  او حال خوشے نیست... ، اَگَرهـست
از حال ‌گُذَشتیم ڪہ آیَندہ حُسین است

اَز بَس ڪہ (عَلے) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سہ فَرزَندِ حُسین است

دَر جَنگ سَراَفڪَندہ نَبودیم و نَگَردیم
چون بَر سَرِمان یڪسَرہ سَربندِ حُسین است

پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است

#محسن_کاویانی

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_علیه_السلام


ای تکنواز نابغه‌ی نینوا، حسین!
وِای تکسوار واقعه‌ی کربلا، حسین!

ای از ازل نوشت سواد سرشت خویش
با سرنوشت غربت خود آشنا، حسین!

هم جان فدای راه وفا کرده، هم جهان
هم جان و هم جهان به وفایت فدا، حسین!

از امن و عافیت به رضایت جدا شدی
چون گشتی از مدینه‌ی جدّت، جدا حسین!

یک کاروان ذبیح به همراه داشتی
از فطرت خجسته‌ی شیر خدا، حسین!

یک کاروان اسیر به همراه داشتی
از عترت شکسته‌دل مصطفی، حسین!

جانبازی‌ات به منزل آخِر رسیده بود
در کربلا که خیمه زدیّ و سرا، حسین!

وز آستین لعنت ابلیس رُسته بود
دستی که رگ گسیخت ز خون خدا، حسین!

شسته‌ست خون پاک تو چرک جهان همه
تا خود جهان چگونه دهد خون‌بها؟ حسین!

در پیش روی سبّ و ستم، خیزران چه کرد
با آن سر بریده به جور از قفا، حسین؟

کامروز هم تلاوت قرآن رسد به گوش
زآن سر که رُست چون گل خون بر جدا، حسین!

چاک افق رسید به دامان آسمان
وقتی فلک گرفت به سوگت عزا، حسین!

حتّی کویرِ تف‌زده را اشک شسته بود
وقتی جهان گریست عزای تو را، حسین!

سوگ تو کرد زلزله، چندان که خواهرت
زینب فکند ولوله از "وا اخا" حسین!

من زین عزا چگونه نگریم؟ که در غمت
برخاست ناله از جگر سنگ‌ها، حسین!

"آزاده باش باری اگر دین نداشتی"
زیباترین سفارش مولای ما، حسین

از بعد قرن‌های فراوان هنوز هم
ما راست ره‌شناس‌ترین رهنما، حسین

 تو کشتی نجات و چراغ هدایتی
دریابمان در این شب تاریک، یا حسین!

#حسین_منزوی

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

پیش رخ تو ماه هویدا نشود
بی چاره کسی که بر تو شیدا نشود

از نوکر بد هم که بپرسی گوید
ارباب به خوبی تو پیدا نشود

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


ماه شبهای همه، خورشید ناپیدا حسین
هرکسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین

دستگیری میکند از عاشق بی دست و پا
می نشاند نوکر آلوده را بالا حسین

بر کسی دل بسته ام که دل نبسته بر کسی
از همه دل کنده ام در این جهان الاّ حسین

کار من گریه است از بدو تولد تا ابد
خیر دیگر که ندیدم من از این دنیا...حسین

بارها گفتم نمی بخشد ولی بخشید و گفت
بارآفت خورده ات را میخرد یکجا حسین

سیزده نور خدا را دوست دارم مثل هم
چون که میدانم در آنها هست استثنا حسین

چونکه محتاج خدا بودم میان روضه ها
وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین

هم امامت، هم قیامت، هم شفاعت میکند
روز محشر هم بیاید کار دارم با حسین

کاف، ها، یا، عین، صاد ِسورهء مریم جدا
سوره والفجر، روی نیزه شد معنا حسین

من فدای دختری که در خرابه بود و گفت:
با همان لکنت به سختی چند تا بابا حسین...

خورده ام از این و آن مشت و لگد حالا بگو
که شدم من پیرتر یا مادرت زهرا حسین؟!


#رضا_دین_پرور


@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


زینَت گرفته هَر سُخَنم، با دَمِ حسین
چون عَطردان شده دَهَنم، با دَمِ حسین

از کودکی برای غمش گریه کرده ام
تا روزِ مَرگ سینه زَنم، با دَمِ حسین

بر من دُعای حَضرتِ صِدّیقه می رسد
تا مِشکی است پیرُهَنم، با دَمِ حسین

عیسی نَفَس گرفته اگر با دَمِ علی
من کوهِ نَفس می شِکَنم با دَمِ حسین

من کربلایی از کَرمِ مُجتبی شدم
من عاشقِ دَمِ حَسَنم با دَمِ حسین

هنگامِ غُسلِ من بنِویسید: "کَربَلاء
با تُربتی روی کَفَنم" با دَمِ حسین

یک روضه ی رُقَیّه بخوانید دوستان...
دَر لحظه ی کَفَن شُدَنم... با دَمِ حسین...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


کنج عزلت گزین و تنها باش
بین گمنام هاش پیدا باش

پی سیر و سلوک‌ اگر هستی
خاک شو محضرش تمنا باش

آخرت میوه ی همین دنیاست
پس از امروز فکر‌ فردا باش

نمک عاشقی به رسوایی ست
با جماعت نباش و رسوا باش

دست، پیش کسی دراز نکن
سائل دست های سقا باش

علف هرز هم اگر بودی
در زمین حسین زهرا باش

گرچه اصلا به تو نیازی نیست
پای کار حسین اما باش

زیر خنجر به فکر ما بوده
ما به فکر گناه...، ما را باش

میل داری به روضه ی رضوان
هر کجا روضه بود آنجا باش

هدف از گریه خنده ی زهراست
بی خیال ثواب عقبی باش

گریه کن پا به پای طفلی که
گریه میکرد با سر باباش

گفت حالا که آمدی بابا
یا مرا با خودت ببر یا باش

به من و روسریم فکر نکن
فکر بی معجری زن ها باش


#یامظلوم

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


نوکر همیشه عشق خود ابراز می کند
با یا حسین نوکری آغاز می کند

دل خوش نکرده ایم به اعمال خیر خود
ما را غم حسین سرافراز می کند

هر کار کوچکی که در این خیمه می کنیم
زهرا به دست خویش، پس انداز می کند

دل، دور مانده از حرم اما در این دو ماه
تا کربلا دو مرتبه پرواز می کند

سرّ است روضه ها و دلم را امام عصر
محرم به درک قدری ازین راز می کند

ویرانه ی دلی که پر از معصیت شده
ذکر حسین، قلعه ی نوساز می کند

درهای معرفت که به عالم گشوده نیست
گریه به داغ دختر او باز می کند

ما را محبتی که به دل بر رقیه هست
نزد عزیز فاطمه ممتاز می کند

جانم فدای شأن عظیمش که سال هاست
با دست های کوچکش اعجاز می کند

فرمود رو به نیزه ی بابا ببین که زجر
با ضرب تازیانه مرا ناز می کند

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
2
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه

من به جز این روضه ها جایی ندارم خانه؛ نه!
کفتر جلد تو جز اینجا ندارد لانه؛ نه!

دیدن معشوق، طبعاً باعث دیوانگی‌ست
می شود آیا تو را دید و نشد دیوانه؟ نه!

از همان بدو تولد عاشقت گشتم حسین
داستان عشق من با تو نبود افسانه؛ نه!

در طریق نوکری جُون است پرچمدار من
نوکری را میدهم بر منصب شاهانه؟ نه!

من گدایی میکنم از تو فقط یک چیز را...
از تو میخواهم نگاهت را و آب و دانه نه!

فیض اشک من فقط با چای بعدش کامل است
هست جز فنجان چای روضه ات پیمانه؟ نه!

اربعینم لنگ امضای رقیه مانده است
کار من حل می شود بی اذن آن دُردانه؟ نه!

....

با گلایه گفت: پیش من بیا بابای من
به کلیسا سرزدی اما به این ویرانه نه!

تو همیشه موی من را شانه می کردی پدر
خوب میدانم که این دفعه نداری شانه؛ نه!

#علی_میرحیدری

@raziolhossein
2
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


این چشم ها جز از غم او تر نمی شود
جایی به باصفایی این در نمیشود

در روز حشر هم همه دنبال روضه ایم
محشر بدون روضه که محشر نمی شود

تا عمر هست گریه بر او کن که هیچ چیز
با گریه بر حسین برابر نمی شود

باید علی و فاطمه بر ما نظر کنند
هرکس در این حسینیه نوکر نمی شود

قربان کشته به یم خون کشیده ای
که خونبهاش جز خود داور نمی شود

در جایگاه عاطفه بر ساحت پدر
دریا حریف گریه دختر نمیشود

بابایی است دختر و بی دست مهر او
رفع ملال از دل مضطر نمی شود

..............

ای میهمان نشد که پذیرایی ات کنم
ویرانه است و بیت محقر ، نمی شود

میخواستم به پای سرت پا شوم ولی
با زخمهای آبله آخر نمی شود

بر من که روی دوش اباالفضل بوده ام
این خشت های داغ که بستر نمی شود

سیلی زجر خوبی اش این بود ، کس چو من
در قافله شبیه به مادر نمی شود

نیزه ، تنور ، طشت طلا ، چوب خیزران
از این دگر دهان تو بهتر نمی شود

#علی_سلطانی

@raziolhossein
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


مانده است ز فرصتم دراین دنیا کم
لب تشنه ام و بضاعت دریا کم

روضه است پناه ما، بیا از سر ما..
یارب مکن این سایه ی طوبا را کم
 
هرکس که رسید توپناهش دادی
در مجلس روضه ات نیامد جا کم
 
ما بغض که کردیم نوشتی گریه
حرفی نزدی زیاد باشد یا کم

وسع کم مابه وسع زهرا خورده
کم نیست کنار برکت زهرا کم

یک عمر زمن طی شد و حالا مانده
در نامه ی نوکریم یک امضا کم
 
تو رحمت مطلقی و از پیکر تو
بردند ولی نشد ازین معنا کم
 
فرمود که گریه مرهم زخم من است
باگریه کنم جراحت ازمولا کم

یارقیه

والله که شام را به هم میریزم
مویی بشود گر از سر بابا کم

زینب نگذاشت تا در آن بزم شود
یک دخترت ازباقی دخترها کم


#سیدپوریا_هاشمی
#حسین_قربانچه

@raziolhossein
3
20:33
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


زینَت گرفته هَر سُخَنم، با دَمِ حسین
چون عَطردان شده دَهَنم، با دَمِ حسین

از کودکی برای غمش گریه کرده ام
تا روزِ مَرگ سینه زَنم، با دَمِ حسین

بر من دُعای حَضرتِ صِدّیقه می رسد
تا مِشکی است پیرُهَنم، با دَمِ حسین

عیسی نَفَس گرفته اگر با دَمِ علی
من کوهِ نَفس می شِکَنم با دَمِ حسین

من کربلایی از کَرمِ مُجتبی شدم
من عاشقِ دَمِ حَسَنم با دَمِ حسین

هنگامِ غُسلِ من بنِویسید: "کَربَلاء
با تُربتی روی کَفَنم" با دَمِ حسین

یک روضه ی رُقَیّه بخوانید دوستان...
دَر لحظه ی کَفَن شُدَنم... با دَمِ حسین...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
2
20:33
#امام_حسین_مرثیه
#اسارت
#حضرت_رقیه


تصوّر کن که ظهری گرم باشد جنگ هم باشد
شمار دشمنان بسیار و عرصه تنگ هم باشد

تصوّر کن که بین لشکر دشمن نه تنها شِمر
که خولی باشد و صد حرمله نیرنگ هم باشد

کنارِ این همه جُرثومه‌های پست و بی‌احساس
فقط کافی‌ست اِبن‌سعْد پیشاهنگ هم باشد

جوانی بر زمین افتاده و دستِ حرامی‌ها
نه تنها نیزه باشد، چوب باشد! سنگ هم باشد

چگونه می‌شود آیا که روی صورت یک زن
کنارِ جای زخم تازیانه ، چنگ هم باشد

تحمّل کردن سرها به روی نیزه جانکاه است
اگر از کربلا تا شام ده فرسنگ هم باشد

شبیه مادری که طفل او دارد عطش ، امّا
به دشمن رو زدن خیلی برایش ننگ هم باشد

سر خونینِ بابا را برای دختر آوردند
تصوّر کن که دختر بچّه اش دلتنگ هم باشد

#مهدی_خداپرست

@raziolhossein
2
6 February 2026
ش
02:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2
02:45
#امام_زمان
#رباعی

پیچیده شمیم ندبه و عهد و سمات
طوفان‌زدگان! کجاست کشتی نجات؟

می‌آید و هر جای جهان خواهد شد
یک جمعه پر از عطر سلام و صلوات

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
02:46
#امام_زمان_مناجات


هر چند در فراق تو عمری گریستم
اما هنوز لایق وصل تو نیستم

عمری به انتظار نشستم نیامدی
باید به انتظار ظهورت بایستم

از شوق دیدن تو نفس می کشم هنوز
در زندگی به جز تو به دنبال چیستم

شرمنده ام که نوکر خوبی نبوده ام
آنگونه که تو خواسته بودی نزیستم

تا زنده ام بیا و به من رخ نشان بده
می ترسم آن زمان تو بیایی که نیستم


#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
02:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
782×939, 268.2 KB
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


ای رحمت و خیر بی کران ادرکنی
ای سوره ی پیدا و نهان ادرکنی

در دست زمان آینه و قرآن است
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
02:51
#امام_زمان_مناجات


ای آشکار از همه پنهان ظهور کن
تا جان به لب نیامده، ای جان! ظهور کن

خورشید آسمان علی آشکار شو
ماه تمام نیمهٔ شعبان ظهور کن

جاء الحق است زینت دیوارهای شهر
برگرد ای بشارت قرآن ظهپر کن

خشکیم، بایریم، کویریم، تشنه‌ایم
بی حاصلیم حضرت باران ظهور کن

من ظلمتم به تو نرسم دیر می‌شود
پس لطف کن به قلب من الآن ظهور کن

مسمار شاهد است که زهرای مرضیه
می‌گفت پشت آن در سوزان ظهور کن

آقا به حق دست بریده بیا بیا
آقا به حق ساقی طفلان ظهور کن

آقا به حق آن لب عطشان بیا بیا
آقا به حق آن تن عریان ظهور کن

آقا به حق آن سر مابین طشت زر
آقا به حق آن لب ودندان ظهور کن


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
1
02:54
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


آن دَرد می اَرزد، که دَرمانش تو باشی
آن هِجر می چَسبد، که پایانش تو باشی

دل آرزو دارد، در این تاریکیِ مَحض
یک شَب بیایی، ماهِ تابانش تو باشی

روحی که در سَردَرگُمی ها در عَذاب است
آرامشِ حالِ پریشانش تو باشی

یک عُمر مانده مُنتَظِر، پیرِ مَحَلّه
یک دَم ببیند پیشِ چَشمانش تو باشی

دل میخورَد حَسرت، به حالِ آن جُذامی
که نیمه شَب، هَم لُقمه ی نانش تو باشی

حالا برایت، روضه ای می خوانم آقا
آن روضه که، عُمریست گریانش تو باشی

دُختَر به بابا گُفت؛ "بابای عَزیزم
بَد نیست ویران هَم... چو مهمانش تو باشی...

...بد نیست، حَتّی شام هم خوب است، بی شام!
امّا به شَرطی که، پِدَرجانش تو باشی

تو چوب خوردی، دُختَرَت زَخمِ زَبان خورد
مَن غُصّه خوردَم، عَمّه هَم، سَنگ از زَنان خورد


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
02:54
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه

بی تاب وبی صبر و قرارم در فراقت
یابن الحسن ابربهارم در فراقت

در سینه آتش دارم و در دیده باران
این است حال و روزگارم در فراقت

یک عمر دردل بودی و از دیده پنهان
هم با منی ، هم غصه دارم از فراقت

هرصبح وشب درخلوت خود روضه دارم
شد روضه ها دار و ندارم در فراقت

یاد سه ساله دختری که گفت : بابا
رفتی ومن چشم انتظارم در فراقت

بابا منی که دست تو زیر سرم بود
برخاکها سر می گذارم در فراقت

می سازد عمه با من و با مشکلاتم
می سوزد عمه در کنارم در فراقت

امشب بیا باخود ببر جامانده ات را
بابا دگر طاقت ندارم در فراقت


@raziolhossein
02:55
#امام_زمان_مناجات
#اسارت #حضرت_رقیه


چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا

قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمی خار کجا

سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

منّتی بود نهادی که خریدی ما را
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا

هر کسی را که پسندی بشود خادم تو
خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا

مِهر من گر که فتد در دل تو می فهمم
شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا

به خدا چون دل زهرا نگران است دلم
یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا

کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین
زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا

یاد گیسوی رقیه جگرم می سوزد
دست عباس کجا پنجه ی اغیار کجا


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
1
02:55
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

لبخند تو فتح می‌کند دل‌ها را
نام تو امید می‌دهد فردا را

دستان گره‌گشای تو می‌آیند
چشمان تو امن می‌کند دنیا را

#ص_حبیبی

@raziolhossein
02:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
727×1280, 92.3 KB
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

تا نيّت قرب آسمان را داريم
در سينه هوای جمكران را داريم

ای شيعه از آخرالزمان تَرست چيست؟
ما مهدی صاحب الزمان را داريم

#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
02:58
#امام_زمان_مناجات



ای پادشاه حُسن و ملاحت! كه سال‌هاست
بر درگه جلال تو شاه و گدا، گداست

روزی رسد ز یمن وجودت به عالمی
اركان آسمان و زمین از تو پا به جاست

زمزم ز آب لعل لبت آبرو گرفت
سعی صفا و مروه به یاد تو با صفاست

محراب ابرویت چو به محراب رو كند
كعبه به پیش ماه رخت دست بر دعاست

قربان نرگست! كه به یاد قتیل اشک
خون‌بار و گریه‌خیز به هر صبح و هر مساست

آقا بیا! كه هرم نفس‌های ذوالجناح
بر آسمان هنوز ز صحرای كربلاست



#مصطفی_قربان‌علی

@raziolhossein
2
02:59
#امام_زمان_مناجات


هر بار گفته‌اند برای خدا بیا
این بار محض خاطر مشتی گدا بیا

ما عاشقان بی‌دل و شیدا كه نیستیم
ماییم: هیچ، پوچ، تهی، ناروا، بیا

هر جا دلت خوش است برو، هر كجا ولی
سالی یكی دو بار از آن هر كجا بیا

ما را ببین كه گرد یتیمی‌ گرفته‌ایم
آن وقت میل توست؛ نیا باز... یا بیا

عیب عیان كه طعنه نمی‌خواهد، ای عزیز!
ما هر چه هر كه گفت ولیكن شما بیا



#رضا_بیات


@raziolhossein
3
03:00
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

ای والی و ای ولی و ای شاه بیا
ای نور خوش وقت سحرگاه بیا

این حرف دل غروب جمعه ست یقین
ای صاحب روز و هفته و ماه بیا


#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
03:01
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه


شِکوه ها دارم از ایمانی که نیست
کُشت من را چشمِ گریانی که نیست

آی مردم! یار را گم کرده ام
خیمه دارم در بیابانی که نیست

از عذاب بچهء نااهل خود
نوح شد سرگرم طوفانی که نیست

ای بزرگ خاندان! ما بی کسیم
خانه ها ویران شده خانی که نیست

جای من را بر کس دیگر مده
چون که می ترسم از الآنی که نیست

مورم و جاروکش این روضه ام
کار دارم با سلیمانی که نیست

چون که مجنون حسینم شیعه ام!
بی خیال هر مسلمانی که نیست

در میان سفرهء ارباب مان
بی رقیه خیر و احسانی که نیست

دستهای زخم و با زحمت کشید...
شانه بر موی پریشانی که نیست

گفت بابا؛ اینهمه تیزی سنگ
ردّ مُهرت روی پیشانی که نیست؟

آخرش با آن دهان خونی اش
بوسه زد بر جای دندانی که نیست


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1
03:03
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

این سلسله عشق مراتب دارد
سیریست که تا همیشه طالب دارد

از حال بد زمانه ات شکوه نکن
یادت نرود که شیعه صاحب دارد

#امیر_فرخنده
@raziolhossein
03:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 35.6 KB
🌱 پایان شب سیه ...


تاریخ همیشه در مرور است
تاریخ نبرد «نار» و «نور» است
در نومیدی بسی امید است
پایان شب سیه ظهور است

#محسن_سلطانی

@raziolhossein
6
11 February 2026
ش
03:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت


ای جان! به پای این گل نورس نثار باش
قابل اگرچه نیستی امیدوار باش

یارب چه نور سر زده از خانه ی حسین
خورشید را بگو که سه سالی کنار باش

این گوهر شریف شهودی ز فاطمه ست
ای روح ذوالفقار به گِردش حصار باش

گوید نسیم کاش به تکریم مقدمش
با خاک ؛گلسِتان شو و عاری ز خار باش

آه ای فلک مچرخ به جز بر مراد او
ای عمر این سه سال برایش بهار باش

#علی_اکبر_رضوی


@raziolhossein
3
03:28
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها



دمشق چون صدف و ، گوهر است این بانو
تمام دلخوشیِ اکبر است این بانو

پیمبری به صبوری و حلم اگر باشد
خدا گواست که پیغمبر است این بانو

زبان الکن ما عاجز است از وصفش
چه خوانمش؟ نوه ی حیدر است این بانو

حسین کشتی عشق است و خوب می دانیم
برای کشتی او لنگر است این بانو

بدون خطبه هم او کوفه را به هم بزند‌..
چرا که فاتح صد خیبر است این بانو

دوباره دست به سینه،  به سمت گنبد او...
سلام هر شب هر نوکر است این بانو

کتاب زندگی او سه آیه داشت فقط
شبیه مادرمان،  کوثر است این بانو

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
2
03:29
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#رباعی

از غصه و غم تو را رها خواهد کرد
هر درد بیاوری دوا خواهد کرد

از نسل علی و فاطمه‌است این دختر
حاجات محال را روا خواهد کرد


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
03:38
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


نگاهت مست و مدهوشِ ابالفضل
سرَت...آرامِ آغوشِ ابالفضل

شکوهِ کهکشانِ کربلا را
رصد میکردی از دوشِ ابالفضل

#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
03:39
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی

خورشید فروزانِ جهان تاب آمد
از بهر حوائج همه، "باب" آمد

از عرشِ خدا ندا دهد جبرائیل:
تعظیم کنید! "بنتُ الاَرباب" آمد

#علی_بیرقدار

@raziolhossein
3
12 February 2026
ش
22:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
3
22:34
#امام_حسین_مناجات
#سفینة‌النجاة #رباعی


حلّال جمیع مشکلات است حسین
شوینده‌ی لوح سیئات است حسین

ای شیعه! تو را چه غم ز طوفان بلا؟
جایی که سفینة النّجاة است حسین

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
22:34
#امام_حسین_مناجات


در کام جهان عشق خوشایند حسین است
آنکس که دل از سینه ی ما کند حسین است

گفتیم که کوتاهترین راه به الله
ذرات جهان زمزمه کردند حسین است

آنکس که به خاک وگل ما روح دوانید
با گوشه نگاهی و به لبخند حسین است

در مذهب ما جز قسم راست نباشد
معصوم ترین آیه ی سوگند حسین است

چون دانه ی تسبیح جداییم و کسی که
مارا به خدایش زده پیوند حسین است

عباس و علی اکبر و سجاد و عقیله
این دایره، مجموعه ای از چند حسین است

در باغچه ها شاخه ی خشکیده زیاد است
در باغ خدا سرو تنومند حسین است

ما با احدی غیر خودش کار نداریم
چون خاصترین لطف خداوند حسین است

#مهدی_کبیری
#ع_رجبی

@raziolhossein
2
22:34
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه #رباعی


در صحنِ حرم حیرت ما دیدنی است
در وقت سلام، این صدا دیدنی است

دیدیم بهشت می‌وزد از حرمت
آری، شب جمعه کربلا دیدنی‌ است

#سیدمحمدجواد_شرافت


@raziolhossein
22:34
#امام_حسین_مناجات


عزیز فاطمه جان جهان به قربانت
سلام بر لب عطشان و چشم گریانت

سلام بر تن مجروح و حلق مذبوحت
سلام بر سر خونین و جسم عریانت

سلام بر جگر خون و داغ های دلت
سلام بر شرف و غیرت جوانانت

سلام بر در دندان و غنچۀ دهنت
سلام بر لب خونین و صوت قرآنت

سلام بر علی اصغر که وقت جان دادن
به خنده داد تسلاّ به قلب سوزانت

سلام بر لحظات وداع اکبر تو
که وقت رفتن او رفت از بدن جانت

سلام بر دل زینب که پیش دیدۀ او
عدو ز چار طرف کرد سنگبارانت

سرت بریده شد امّا هنوز جاری بود
به چهره اشک روان از دو چشم گریانت

سلام باد به شیری که سایه بانت شد
برون کشید به دندان ز سینه پیکانت

عجیب نیست اگر خصم را کنی سیراب
سجیّه ات کرم و عادت است احسانت


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
22:34
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

با گریه های ماتم تو بس که خو کرده ام
ازآب روی دیده کسب آبرو کرده ام

یک بار تا مهمان من باشی تمام عمر
صحن و سرای دیده ام را شستشو کردم

پاره گریبانی که از دوری تو دارم
با تار و پود گریه و آهم رفو کردم

گفتم همه حاجات خود را ابتدا اما
درانتها تنها حرم را آرزو کردم

مویم پریشان شد اگر تقصیر دلتنگی است
بس درد و دل با خویش هر شب موبه مو کردم

دیوانه ام  گفتند  این مردم ز بس آقا
با عکس های کربلایت گفتکو کردم

هر زائری آمد گرفتم بین آغوشم
از سینه اش شش گوشه ات را خوب بو کردم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
22:34
#مناجات #آخر_شعبان
#امام_حسین_علیه_السلام


سرمایه آه و این همه عصیان مرا ببخش
دردم گناه و توبه چو درمان مرا ببخش

یاغی نیَم به حال غریبان ترحمی
باز آمدم به حال پریشان مرا ببخش

یک عمر گفته ام که سریع الرضا تویی
امشب بحق شاه خراسان مرا ببخش

با این بلا که آمده، مرگ است بیخ‌ گوش
کم گوشمالی ام بده! الآن مرا ببخش

شاید که عمر من به شب قدر، قَد نداد!
پس در همین لیالی شعبان مرا ببخش

گریه برای کشته ی بی سر سلاح ماست
محض همین نوای حسین جان مرا ببخش
...
زینب به ناله گفت الا یا اخا الغریب:
ای مانده زیر پای ستوران مرا ببخش...

با چادرم نشد که تنت را کفن کنم
ای پاره پاره پیکرِ عریان، مرا ببخش

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
2
22:34
#مناجات
#آخر_شعبان


حضرت رضا علیه السلام به اباصلت فرمودند:
این دعا را در مابقی ماه شعبان زیاد بخوان
ـ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَى
مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ ـ


در غفلت خود ماندم و شعبان و رجب رفت
حال دل ما را تو خودت جور دگر کن

این چند سحرگاه که مانده ‌ست ز شعبان
ما را به سحر های علی اهل سحر کن

به حرمت حلقی که از آن تیر گذر کرد
از خواندن پرونده ی ما نیز گذر کن

ترس من از این است نبینم رمضان را
ای مرگ ز ما چند شبی صرف نظر کن


#محسن_سلطانی

@raziolhossein
1
22:34
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


گدا را تو با دیدهٔ تر ببخش
بکوبم سر خویش بر در ببخش

بیا قبل از آنیکه رسوا شوم
به پیش همه روز محشر ببخش

به أمن یجیب  امام زمان
تو را جان  آقای مضطر ببخش

شدم خاکِ نعلینِ شاه  نجف
مرا این سحر جانِ حیدر ببخش

گناهان فرزندها را بیا
دمِ آخری جانِ << مادر " >> ببخش

قسم می دهم جانِ آن که خودش
گرفتار شد پشت یک در ببخش

بحق زمین خوردهٔ کوچه ها
زمین خورده ها را تو بهتر ببخش

ولی مقصد روضه کرب و بلاست
مرا با غم شاه  بی سر ببخش

حسین ناجی ما گنهکار هاست
به ارباب مان هر چه نوکر ببخش

به گودال هم فکر ما بود و گفت :
محبان من را مطهر ، ببخش

همان لحظه زینب صدا زد حسین
اگر زنده ماندم برادر ببخش

نشد ای حسین جان بپوشانمت
تو عریان شدی بین لشکر ببخش



#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
22:34
#مناجات #آخر_شعبان
#امام_حسین_علیه_السلام


وای! بر آنکه سحر، دست به دامان تو نیست
در دلم هیچ غمی جز غم هجران تو نیست

هرکسی بر سر این سفره ی تو با ادب است
گرچه همچون من قحطی زده مهمان تو نیست

بدترین بنده منم، بنده ی شرمنده منم
صحبتی خوب تر از صحبت غفران تو نیست

دل وامانده ی من را بِشِکن، سنگ شده
هیچکس همسخنِ عبد پشیمان تو نیست

هرکسی جای تو بود آبرویم را می ریخت
از چه گفتی برو این برگه ی عصیان تو نیست!؟

دل ناپاک، کجا پاک شود مثل قدیم
هیچ جا پاک تر از درگه سلطان تو نیست

رشته ی عمر را بین حرم بافته اند
جان من، بند بجز ذکر علی جان تو نیست

قبل از آنکه رمضانت برسد اهلم کن
بهر من جا وسط حلقه ی خوبان تو نیست

عمل صالح من عشق حسین و حسن است
طعم این عشق، در آن روضه ی رضوان تو نیست

نذر کردم بروم کرببلا خوب شوم
وقت آن، خوب تر از باقی شعبان تو نیست

مادری دست به زانو و کمر گفت حسین ...
از چه پیراهنِ کهنه، تن عریان تو نیست؟

هست جسمت وسط اینهمه سرنیزه ولی
جای نیزه وسط حنجر عطشان تو نیست


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
3
22:34
#امام_حسین_علیه_السلام



خاک کف پات چشمه‌ی آب حیات
تر شد لب ما نیز ز خاک کف پات

بی ذکر تو رودخانه ها تشنه‌ی آب
بی روی تو‌ شفاف ترین آینه مات

در جمع نقیضین تو ماندم که شدی
هم آب حیات هم قتیل العبرات

سوغات سفر تحفه‌ی شهر سفر است
من خاک تو را به خانه بردم  سوغات

پیراهن قاسم تو یوسف پرور
گهواره‌ی اصغر تو کشتی نجات

داود ملازم علی اکبر توست
یحیی ببرد تبرک از خاک عبات

فطرس نرسد به گرد عبدالله‌ت
آنجا که دوید سمت مقتل به هوات

یعقوب دخیل گریه‌ی سجادت
ایوب به سر زنان می آید به عزات

تو حرّ ذلیل را عزیزش کردی
یا مبدل السیئات بالحسنات

با اهل و‌ عیال رفته ای مسلخ عشق
ای عشق ، من و اهل و عیالم به فدات

ای آب حیات آه ای آب حیات
عباس به عشق تو نزد لب به فرات

سرنیزه که شد قلم تو‌ را انشا کرد
پس اشک رباب و زینبت بود دوات


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
1
22:34
#امام_حسین_مناجات
#رباعی


از نوکری درت مرا سیر مکن
جز درگه خود جای دگر پیر مکن

من منتظر توام شب اول قبر
سوگند به جان مادرت دیر مکن

#علی_زمانیان

@raziolhossein
1
ش
23:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اکبر


هر کس که عمر خویش را با عشق سر کرد
از اوّل عمرش، هوای دردسر کرد

من به کسی از گر‌یه‌ام چیزی نگفتم
یک شهر را چشمان سرخم با خبر کرد

حتماً سرم را می‌گذارم زیر پایش
از کوچه‌ی ما هم اگر روزی، گذر کرد

هر چند من کمتر برایش کار کردم
مزد مرا هر روز امّا بیشتر کرد

این‌بار هم دیر آمدم روضه، ولیکن
مثل همیشه چشم من را زود، تر کرد
 
اینجا ادای گریه را هم می‌پذیرند
هر کس نشد مهموم در روضه، ضرر کرد

هر چند ما را عشق او دیوانه کرده
مهر علی‌اکبرش، دیوانه‌تر کرد

جان داد وقتی باغبان خسته فهمید
یک لشکر از روی گل باغش گذر کرد

با اکبر او نیزه کاری کرد مثل
کاری که با پهلوی زهرا، میخ در کرد
 
می‌ریخت بیرون از دهانش لخته‌ی خون
حال پسر، حال پدر را محتضر کرد
 
أولادُنا اَکبادُنا یعنی پدر را
مقراض اهل کوفه، تقطیع جگر کرد

بالای جسم اکبر خود، داد می‌زد
زینب که آمد، کار او را سخت‌تر کرد

پیش جوانش داشت، جان می‌داد امّا
محض حجاب خواهرش، صرف نظر کرد


#یامظلوم

@raziolhossein
2
13 February 2026
ش
03:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
03:51
#امام_زمان_مناجات


ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان
از درد ما که باخبری صاحب الزمان
 
ما ندبه های پشت سر مرکب توایم
پایان راه در به دری صاحب الزمان
 
دیدی نیامدی و نشد زائرت شویم؟!
شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان
 
عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟!
ای که امید چشم تری صاحب الزمان
 
عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست
ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟!
 
حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است
بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان
 
ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست
آقای سامرا نظری صاحب الزمان
 
امشب دعا به حال دل تنگ ما نما
از کربلا که میگذری صاحب الزمان


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1
03:51
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

با آن که به دیدار تو راغب هستیم
بس بی خبریم از آن‌چه طالب هستیم

تو در همه جای شهر، حاضر هستی
ما منتظرانیم که غائب هستیم

#قاسم_بای

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات



اگرچه غايبى، امّا حضورِ تو پيداست
چه غيبتى‌ست؟ كه عطرِ عبور تو پيداست

مقام گلشنِ اشراق، نافه‌خيز از توست
بلى! شفاعت انسان به رستخيز از توست...

تو كيستى كه قيامت، قيامتِ كبرا‌ست
تو كيستى كه قيامت ز قامتت پيداست

تو كيستى كه «يدالله» در تنت جارى‌ست
زبان قاطع شمشير عدل تو كارى‌ست

نگاه منتظرانت هنوز مانده به راه
سپيد شد ز فراق تو سنگ‌فرشِ پگاه

خدا به دست تو داده‌ست عدل عالم را
سپرده نيز به دستت حساب آدم را

ز هر چه هست به گيتى، سرآمدت خوانند
تويى كه قائم آل محمدت خوانند

ولادتت نه فقط آبرو به شعبان داد
كه در ضمير تمامى مردگان جان داد

اَلا ستارۀ موعودِ گرم و عالمتاب!
به دشت تيرۀ هستى چو آفتاب بتاب

بتاب و ظلمت ظلم زمانه را بردار
ز گرده‌‌هاى بشر تازيانه را بردار


#غلامرضا_شکوهی


@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

او شاهد اشک گاه و بیگاه من است
آرامش روز‌ و هفته و ماه من است

عمریست که در نبودنش هر لحظه
دلتنگی عصر جمعه همراه من است

#عباس_جواهری_رفیع

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات


بيا كه آتش خيمه هنوز شعله ور است
بيا كه شام غريبان، هنوز بي سحر است

بيا كه زينب و هشتاد و چار غمديده
اسير در دل صحرا هنوز دربدر است

هنوز ميچكد از تيغ، خون تازه، بيا
كه در برابر زينب به نوك نيزه سر است

هنوز دست رباب از تكان نيوفتاده
به ياد طفل خيالي هنوز نوحه گر است

بيا عزيز دلم، يوسف سفر كرده
بيا كه چشم به راه تو حضرت قمر است

هنوز منتظر وعده ي عمو هستند
بيا كه طفل رباب از بقيه تشنه تر است

بيا كه در شب تاريك و ظلمت صحرا
رقيه ي به زمين خورده دست بر كمر است

بدون تو نشود درد ها دوا آقا
بيا كه درد دل از اين شماره بيشتر است


#مسعود_صفارنژاد

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

ما خسته شدیم، یار را برگردان
دل‌گرمی روزگار را برگردان

معنای بهار، سبزی باغچه نیست
با آمدنش بهار را برگردان

#امیر_فرخنده
......

برهم زده ایم بی تو هر عهدی را
تفسیر کن آیه های "مَن یَهدی" را

مانند مدینة النبی میسازیم
با آمدنت مدینةُ المهدی را

#ع_رجبی
.......

شد کار جهانیان فلج یا الله
کی میرسد آخرین حجج یاالله

مظلوم اسیر دست ظالم تا کی
عجل لولیک الفرج یاالله


#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات


غبار کوی تو هرجا که درهوا برخاست
نشست بردل و آه ازنهادهابرخاست

کجا زیارت ناحیه خوانده ای که چنین
ز جمکران تو هم عطر کربلا برخاست

گذشت یاد تو بر هرکویر باران زد
هزار تیر اجابت به یک دعا برخاست

به احترام تو بوده ست ای رسول قیام
اگر امام پس از نام تو ز جا برخاست

فدای آنکه ز نام تو سرسری نگذشت
گذاشت بر سر خود دست و روی پا برخاست

خوشا کسی که پس ازمرگ، شاهراً سَیفی
به عهد بسته خود چون کند وفا برخاست

#ع_جعفری

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

ما حلقه اگر بر در مقصود زدیم
از بندگی حضرت معبود زدیم

این الفت ما به دوست امروزی نیست
یک عمر دم از مهدی موعود زدیم

#محمدعلی_مجاهدی #پروانه

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات
#آخر_شعبان


گرچه شب تا سحرم بر سر سجاده هنوز
نشدم ثانیه ای عاشق و دلداده هنوز

من بجایی نرسیدم، همه ی عمرم رفت
مانده بر روی تنم خستگی جاده هنوز

گرچه خوبان به وصال تو رسیدند اما
این منم از صف وصلت عقب افتاده هنوز

آرزوهای دراز، آبروی من را بُرد
قسمتم نیست ز تو، یک نظر ساده هنوز

باغبان! رنجِ زمستانِ مرا کمتر کن
برگ، بی اذن تو از شاخه نیفتاده هنوز

کاش قبل از رمضان، نوکر خود را بخری
رفت شعبان، چکنم! نیستم آماده هنوز

باز شرمنده شدم، با همه آلودگی ام ...
به منِ بی سر و پا، فاطمه جا داده هنوز

ای گرفتار! برای گره وا کردن تو
هیچکس مثل رقیه نشده زاده هنوز

گره ی کار سه ساله، گره افتادن موست
چنگ خورده تر از آن سر، همه ی صورت اوست


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
03:55
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه


نمیدانم چرا دردِ دلم ، درمان نمی گیرد
غم هجرانِ جان‌فرسای تو ، پایان نمی گیرد

من از سختی دردِ دوری ات دق می کنم آخر
فراقِ تو به من یک لحظه‌ هم آسان نمی گیرد

برای خشکی چشمم علاجی نیست جز گریه
کویر من به هر در می زند ، باران نمی گیرد

تو را دنیا گرفت از من ، عجب دنیای نامردی!
چرا مَردی از این بی‌معرفت تاوان نمی گیرد

اگر بودی ، اَقلَّاً این گدایت سرپناهی داشت
دل سرگشته ام بی تو سر و سامان نمی گیرد

هزاران بار عهدم را شکستم ، مایه ‌ی ننگم...
تمام شهر از من حس اطمینان نمی گیرد

گناه آمد تمام اعتبارم را گرفت و بُرد
که حتّی سایه‌ی من از خودم فرمان نمی گیرد

بیا از شَرِّ شیطانی به نامِ "من" رهایم کن
تو که باشی کنارم ، این‌قَدَر میدان نمی گیرد

وَقَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى..،* عُمر من در خواب غفلت رفت
تو کاری کن...، اَجَل بی اذن تو که جان نمی گیرد

خلاصه با همین آلودگی‌ها ، دوستت دارم
برای هیچکس قلبم به این میزان نمی گیرد

میان صحن حیدر از سر عالَم کلاه افتاد
کدامین چشم‌ها را برق آن ایوان نمی گیرد؟

رگِ خوابِ منِ دلتنگ ، دست دختر شاه است
برات کربلا را جز رقیّه‌جان نمی گیرد
.
.
جهان می سوخت وقتی دختر از بابا بغل می خواست...
که بی آغوش ، حسِّ عاطفه جریان نمی گیرد

خدا را شُکر دیگر خیزرانی هم مزاحم نیست
لبش را لحظه‌ای از آن لب و دندان نمی گیرد


*وَقَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى...
وَ عمرم را در آزمندی بی‌خبری از تو نابود کردم
مناجات شریف شعبانیه

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
03:58
#حضرت_رقیه_شهادت


کنون که دامن من فرش آستانه ی توست
کرم نما و فرودا که خانه خانه ی توست

به روی نیزه دگر کشتی نجات مرو
خرابه ساحل دریای بیکرانه ی توست

بگو که کهف امانت شده است آغوشم
به آیه‌ای که سر نیزه‌ها ترانه ی توست

سرت به شاخه ی خشکی چنان بها بخشید
پس از تو میوه طوبی فقط بهانه ی توست

حرارت غم تو سرد می‌شود هرگز
تنور شعله ور از داغ جاودانه ی توست

چقدر پای من امروز در پی تو دوید
به رغم آبله ها باز هم روانه ی توست

کشید ناز مرا تازیانه بعد از تو
نگفت طفلک معصوم نازدانه ی توست

شبیه سدره مرا هم شکست دشمن تو
شکست بر سر این جرم که نشانه ی توست

خراج لعل لبت را به جان بپردازم
چقدر جان مقدس که در خزانه ی توست

بیا و پیکر من را به روی شانه بگیر
چرا که بار دو عالم به روی شانه ی توست


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
04:03
#امام_زمان_مناجات


از این خانه به آن خانه ، در این بی خانمانی‌ها
به دنبال تو می گردم ، به دنبال نشانی ها

نمیدانم چرا از دوری ات راحت نمی میرم
به جانت ، جان به لب کرده مرا این سخت‌جانی ها

پرم آتش گرفته ، سوختم از داغ هجرانت
ببین! خاکسترم افتاده پای شمعدانی ها

توان گریه کردن را ندارد چشم های من
چه آمد بر سر یعقوب تو از ناتوانی ها

به صرفِ چند قطره اشکِ روضه میزبانم باش
هنوز از دل نرفته لذت آن میهمانی ها !

غبار معصیت آئینه‌ام را ول نخواهد کرد
گرفتارم ، گرفتار همین خانه‌تکانی ها

گنهکارم ولی امیدوارم تا تو را دارم
رساندی خویش را هنگامه‌ی پادرمیانی ها

کسی غیر از تو این دیوانه را درکش نخواهد کرد
فدای حُسنِ ظَنِّ تو ، تمام بدگمانی ها!

همیشه نرخ عشقت در دل عُشّاق بالا بود
چه رونق‌ها گرفته جان من با این گرانی ها

به قربان قدم‌هایت ، منم خاک کف پایت...
دلت را گرم خواهم کرد با شیرین‌زبانی ها

دمِ پیری سرم دستی بکش..، سرزنده خواهم شد
کنار تو میفتم باز هم یاد جوانی ها

نمی خواهی زمان مرگ در آغوش تو باشم؟!
نمی خواهی زمان مرگ پیش من بمانی ، ها؟!

عجب حسِّ خوشی ، فردا ببینم در نجف هستم
دعا کن تا شود روزی ام از این ناگهانی ها

دلیل حال خوبم ، دیدن صحن علی جان است
فقط با مرتضی غرقم میان شادمانی ها

منِ رنجور را تنها حسین آرام خواهد کرد
اَعوذُ بِالحَرَم از دست این نامهربانی‌ها
.
.
تن ارباب ما هم‌سطح با ریگ بیابان شد
چه آمد بر سر این جسم با مرکب‌دوانی ها


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
04:06
#امام_زمان_مناجات


کجا روم به که گویم غم مدامم را
سرِ گناه، شکستم دل امامم را

اگرچه حرمت او را شکستم از غفلت
به چشم خلق، نگه داشت احترامم را

همین سحر که گذشت و نخواندمش به دعا
لب مبارک او بُرده بود نامم را

نشد خرابه‌ی کنعانِ من گلستان، حیف
تمام کرد فراق، عمرِ ناتمامم را

کجاست همدم و صاحب دلی چو شیخ مفید
به دلبرم برساند فقط سلامم را

به زیر سایه‌ی مهر علی است محترمم
نمی دهم به کس این فیض مستدامم را

نجف، ضریح علی، عاقبت از انگورش
به بوسه ای شده می گیرم انتقامم را

چقدر تشنه‌ی آب فراتم این شب ها
بخوان برای دلم شعر بر مشامم را

بیا و نیمه‌ی این ماه از گدا بپذیر
سلام ساده که دادم ز پشت بامم را

به اشکِ ماتم ارباب آبدیده شدم
حسین، پخته به این داغ، خشت خامم را

فدای زینب غمدیده، گفت وقت عروج
گرفته کرب و بلا یار و همکلامم را

به زیر تابش خورشید، تشنه می‌بویم
لباس خونی دلدارِ تشنه کامم را


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
6 😢 1
04:07
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

با عطر حضور یار انشاالله
آید به دلم قرار انشاالله

با بانگ انالمهدی او از کعبه
پایان رسد انتظار انشاالله

#مجتبی_باقی

@raziolhossein
1
14 February 2026
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#رباعی

بر شب زدگان جلوه مهتاب آمد
از بحر ولایت گهر ناب آمد

دیدند که ارباب گلم می خندد
وقتیکه رقیه گل ارباب آمد

#محمد_خرمفر

@raziolhossein
4 😭 1
02:15
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#رباعی

بَر لُطف خـدا هر که تَوَکل دارد
غـم‌هـای زمـانه را تَحَمّـل دارد

ناگفته رواست حاجتش؛ شک نکنید
هَرکس به "رقیه جان" تَوَسّل دارد

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
4 😭 2
15 February 2026
ش
03:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#رباعی


حاتم که زجود شهرتی پیدا کرد
تا بر تو رسید سفره اش را تا کرد

قربان دو دست کوچکت بی بی جان
کز خلق گره‌های بزرگی وا کرد

@raziolhossein
😭 4 2
18 February 2026
ش
05:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 38.6 KB
05:49
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 41.9 KB
05:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 296.4 KB
.
#ماه_مبارک_رمضان

به اذن عالی اعلی، به احترام علی...
شروع می کنم این ماه را به نام علی

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
3
05:51
#مناجات_با_خدا
#استقبال_ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی


از اشک، ترم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!
شوقم، شررم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!

گفتند "پذیرایی" و مهمان داری
من پشت درم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
05:51
#مناجات
#استقبال_ماه_مبارک_رمضان

روزه‌داران مؤمنین آماده! من ماه خدایم
ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبیح و دعایم
ماه حق، ماه نبی، ماه علی مرتضایم
ماه خیل انبیاء و اتقیا و اوصیایم
تا رساند بر همه عالم پیامم را محمد
خوانده از آغاز شهر الله نامم را محمد

من گرامی ماه عفو و رحمت پروردگارم
روزه‌داران الهی را همه باغ و بهارم
باشد از شعبان امیرالمؤمنین چشم انتظارم
در دل شب انس‌ها با حضرت صدیقه دارم
تا سحر گه بی قرار چشم گریان حسینم
هر شب و هر روز محو صوت قرآن حسینم

دامن سجاده گردد بزم اُنس یار با من
چشم مشتاقان بوَد تا صبحدم بیدار با من
نور بخشد شمع جمع محفل دادار با من
انس می‌گیرند مردان خدا بسیار با من
از نسیم آید سرود نغمۀ روح الامینم
همدم اشک و مناجات امیرالمؤمنینم

لحظه‌ها تسبیح و، خوابِ روزه‌دارانم عبادت
روزهایم روزهای صدق و اخلاص و ارادت
یوسف زهرا حسن در نیمه‌ام یابد ولادت
وز قدوم مادر زهرا مرا باشد سعادت
روزه‌داران را دهـم از سـاغر قـرآن حلاوت
ای خوشا آنکس که در من می‌کند قرآن تلاوت

ای خوشا آنکس که قدر لیلةالقدرم بداند
ای خوشا آنکس که اشک و معرفت در من فشاند
ای خوشا آنکس که شب‌ها تا سحر بیدار ماند
در دل شب افتتاح و جوشن و بوحمزه خواند
من همان ظرف عنایات خداوند کریمم
روح می‌بخشد دعای یا علیُّ یا عظیمم

وای بر آنکس که در من حق نیامرزد گناهش
یا نگردد شسته از اشک شبی روی سیاهش
آنچنان باشد که حق محروم سازد از نگاهش
در مه رحمت بوَد آغوش شیطان، جایگاهش
توشه‌ای با خود نیارد تا خدا از او پذیرد
می‌سزد از غصه در عید صیام من بمیرد

خوش به حال آنکه در من دامن دلبر بگیرد
در عروج خویشتن از زهد و تقوا پر بگیرد
در دل شب‌های قدرم نیز قرآن سر بگیرد
روی در محراب کوفه، دامن حیدر بگیرد
ای خوش آنکو پرکند از اشک چشم نازنین را
تـا بشویـد فرق خـونین امیـرالمـؤمنین را

ای خوش آنکو در معاصی، احترام از من بگیرد
با دهان روزه‌اش هر روز، کام از من بگیرد
دامن وصل خدا را در صیام از من بگیرد
در عبادت رفعت و شأن و مقام از من بگیرد
من همانا سفرۀ مهمانی ذات خدایم
با تمام انبیاء از صبح خلقت آشنایم

«میثم» از هر لحظۀ من فیض‌ها گردد نصیبت
روزه، دارو، ذکر، درمان، ذات حق گردد طبیبت
هست دامان تو هر شب دامن وصل حبیبت
هر نفس باشد دعای یـا حبیب یـا مجیبت
دوستت دارد خدا، گر تو خدا را دوست داری
صرف کن اوقات خود در روزه و شب‌ زنده‌داری

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
05:54
#مناجات


آمدم یک بار دیگر، باز هم راهم بده
بهر تأثیر دعایم شعله ی آهم بده

ای کریم آفرینش سائلی در مانده ام
درحریم رحمت و غفران خود، راهم بده

از تغافل من به چاه معصیت افتاده ام
ناجی عالم نجات از قعراین چاهم بده

بی نسیم مغفرت درخواب غفلت مانده ام
دیده ای بیدار و جان و قلب آگاهم بده

در دل شب بسته ام قامت به محراب نماز
یک سحر پروانه ی سیر الی اللهم بده

جذبه ی عفوت کشانده سوی این درگه مرا
ازغبار آستانت عزت وجاهم بده

چون «وفایی» تا کنم ابراز درد خویش را
درحضورت فرصتی هرچند کوتاهم بده

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
06:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
715×1280, 91.5 KB
#آخر_شعبان

در نامه‌ی ما نمانده خیرالعملی
ما فرق نکردیم همانیم؛ ولی
بگذار که امسال کمی فرق کند
قبل از رمضان ببخش ما را بِعَلی

#محسن_سلطانی


@raziolhossein
10
ش
21:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


بیایید بیایید دوباره خبر آمد
ببینید ببینید هلال قمر آمد

بریزید بریزید در خانه‌ی دلبر
شمیم خوش عطر نسیم سحر آمد

بیافتید به پایش سر کوچه‌ی قرآن
که آن حضرت یاسین سر این گذر آمد

بخوانید بخوانید ابوحمزه‌ی وصلش
که از باغ مناجات هزاران ثمر آمد

بجنبید بجنبید در خانه گشودند
مه سبزه قبایی از آن خانه در آمد

دم در که رسیدید ببوسید ببوسید
ز دستان کریمش که از پشت در آمد

بگیرید بگیرید ز دامان علی دست
که چون بچه کم آورد سراغ پدر آمد

علی شاه حجاز است علی بنده نواز است
که هر کس به سویش رفت علی بیشتر آمد

برای همه عالم نجف خانه‌ی امن است
ملک هم به توسل به صحن حیدر آمد

بگویید که ما از محبان حسینیم
که شاید عمل ما دمی در نظر آمد

بگریید بگریید به پیراهن یوسف
همان پیرهنی که به سر نیزه در آمد

نبرّند نبرّند خدایا سر او را
نخندند به زینب که آسیمه سر آمد

بمیرید بمیرید حرم رفت اسیری
بمیرید که زینب به خون جگر آمد

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
1
21:58
#مناجات


خدایا اگر جز تو با دیگری خو گرفتم
گه از ناامیدی اگر سر به زانو گرفتم

اگر گاه‌گاهی سرم پیش مخلوق خم شد
اگر دست حاجت به این سو و آن سو گرفتم

اگر سفره‌ی دل برای کسی باز کردم
سر سفره‌ات بودم و لقمه از او گرفتم

من این کشتی خسته با بادبان شکسته
اگر بر لب ساحلی جز تو پهلو گرفتم،

خطا کردم آری، که تنها کس من تو هستی
ببخشای اگر جز تو با دیگری خو گرفتم...


#افشین_علا

@raziolhossein
22:00
#مناجات



سفره تا باز شود زود گدا می آید
مثل هر بار به دنبال عطا می آید

آمد از عرش نوایی که بیایید همه
راه گم کرده به دنبال صدا می آید

همه سرمایه ی یک ساله ی خود باخته ام
بنده ی باخته ی بی سر و پا می آید

یک نفر نیست بگوید که میان پاکان
این گنه کار زمین خورده کجا می آید

آن کسی که همه جا رفته و طردش کردند
تا تعارف بزنی اَش که بیا ، می آید

به من و کاسه ی خالی تمنا کردن
به تو و دست کریم تو سخا می آید

هر دلی می شکند خانه ی تو می گردد
دل که از غیر تهی گشت خدا می آید

هر چه خیر است در خانه ی زهرا باشد
مادر ما صف محشر پِیِ ما می آید

تا که گفتیم حسین مجلسمان ریخت بهم
بوی سیب حرم کرب و بلا می آید

بی قرارم چه کنم من نجفم دیر شده
عطر زهراست ز ایوان طلا می آید

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
3
22:03
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


باز کن در که گدای سحرم یا الله
عبد خجلت زده و در به درم یا الله

شرمگینم که دری جز در این خانه زدم
سائلی خسته دل و خیره سرم یا الله

رفته بودم که دگر در پی عصیان نروم
رحم کن بر من و بر چشم ترم یا الله

دست خالی مرا جز تو کسی پر نکند
نخل خشکم تو ببخشا ثمرم یا الله

من سرافکنده ام و منتظر یک نگهم
دوخته شد به سوی تو نظرم یا الله

التفاتی کن و از مهر سبکبالم کن
که خمیده ز گناهان کمرم یا الله

گر به دادم نرسی رو به تباهی بروم
بر لب چاه گنه در خطرم یا الله

به ولای علی و آل مرا توشه ببخش
ورنه سخت است مسیر سفرم یا الله

به حسینی که جگر سوخته شد در صحرا
داغ او خیمه زده بر جگرم یا الله

به همان لحظه که چهره به روی خاک نهاد
در عزا و غم او نوحه گرم یا الله

نغمه ی وای «بُنی» چه شرر انگیز است
هم چو شمع از شررش  شعله ورم یا الله

تا بگویی به «وفایی »که تو را بخشیدم
لحظه لحظه همه جا منتظرم یا الله


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
22:04
#مناجات #عامیانه
#گودال


لب نمی زنم به اب از سر صبح
تشنگیا مست یارم می کنه ...
وقتی که گرسنه میشم سرشب
یه سه ساله‌ سفره دارم می کنه ....

روزه دارا نون عشقو می خرن
نون خوبی سر سفره می برن
روزه دارا همه عاشقن ولی
سفره دارا از همه لوطی ترن ...


یه کاری واسه دل یکی بکن
یا یه خیر بی حسابی برسون
دوس داری ثواب کنی، دم غروب
به لبای تشنه  آبی برسون ...


من سراغ دارم یه روزه دار و که
بدنش تو اوج گرما ، نیزه خورد
یه سلامی بده،  خرما می بینی
به کسی که جای خرما ، نیزه خورد



خنجر کُند ، رو گلو نمی کشن
حتی اونایی که از کینه پرن ...
ذبحم آدابی داره ، مسلمونا
قربونی رو تشنه سر نمی برن


کسی توو دنیا ندیده بعد ذبح
سر کشته ای بشه رو نیزه نصب
بسپرن به ده نفر دم غروب
بدنی رو له کنن با نعل اسب ...


داغ دوتا علی توی سینه داشت
که دلش یاد غدیر خم گرفت ...
فدای بابای غصه داری که ...
ختم بچه هاشو زیر سم گرفت ...


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
3
ش
22:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×796, 141.8 KB
#ماه_مبارک_رمضان
#قرآن
#رباعی

در ماه خدا که فصل ایمان باشد
باید دل عاشقان، گل‌افشان باشد

فرمود که: هرچیز بهاری دارد
ماه رمضان، بهارِ قرآن باشد

#حسین_شنوائی


@raziolhossein
19 February 2026
ش
20:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:48
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

رودیم و همیشه بی‌قرار آمده‌ایم
اشکیم و دوباره سوگوار آمده‌ایم

از لطف پدر همین برایم کافی‌ست
ما گریه‌کن حسین بار آمده‌ایم

#ع_جوشقانیان

@raziolhossein
20:48
#امام_حسین_مناجات



در دایره‌ی عشق گرفتار حسینم
حیران شده‌ی چرخشِ پرگار حسینم

انگشت‌نمایِ همه‌ی رهگذرانم
دیوانه‌ی زنجیریِ بازار حسینم

خوشبخت‌ترینم که نیازم به کسی نیست
من ریزه‌خور سفره‌ی دربار حسینم

در زندگی‌ام واسطه‌ی فیض الهی‌ست
من تا ابدالدهر بدهکار حسینم

فردایِ قیامت همه سرگشته، ولی من
آسوده میان صفِ زوار حسینم

در خُلد برین از کرم حضرت زهرا
همسایه‌ی دیوار به دیوار حسینم


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
20:48
#امام_حسین_مناجات


بار سنگيني ست روي شانه ام سر بي حسين
سر نميخواهد بماند روي پيكر بي حسين

گفت بابايم حلالت باد نانم با حسين
گفت شير من حرامت باد مادر بي حسين

زينت هر جا حسينيه بنا شد منبر است
تكه اي چوب است چوب خشك منبر بي حسين

مست مستم با اذاني كه موذن زاده گفت
نيست هرگز دلنشين الله و اكبر بي حسين

بر لبم هرگز نخواهد خورد در روز جزا
جرعه اي،نه قطره اي از حوض كوثر بي حسين

با حسین و منی احمد برایم روشن است
در جهان ما نمی آمد پیمبر بی حسین

بی سبب آدم گه از این در به آن در میزند
وا نخواهد شد به روی هیچ کس در بی حسین

کوه غم با او برایم کاه خواهد شد ولی
میرسد دنیا برای ما به آخر بی حسین...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
2
20:48
#مناجات
#رباعی


یا عظیم المنّ ، یا قدیم الاحسان...

اسم تو دواست ، راه و رسمت درمان
من طالب نعمت توام ، یا منّان

اشک آمد و اسم اعظمت را دیدم
در نام حسین ، یا قدیم الاحسان

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
20:48
#امام_حسین_مناجات


قطره ای گمشده ام در دل دریای حسین
چشم ِ دل می طلبم محض ِ تماشای حسین

هر که را خواسته باشد به جنون می کِشَدَش
سخت دیوانه کننده ست مداوای حسین

کوه هم از کرَمش تاب نیاورد و نوشت؛
بر عقیق یمنی نام دلارایِ حسین

خانهٔ بختِ من از لطف خدا شد هیئت
تا که خوشبخت شوم، پیر شوم ‌پایِ حسین

از گناهان من آگاه ولی راهم داد
مانده ام در کرم و سبکِ مُدارای حسین

میزبان گرچه خدا، لحظهٔ افطار بگیر؛
حاجت از مشک و علَم! از خودِ سقّای حسین

در مناجاتِ ابوحمزه تداعی شده است
سجدهٔ نیمه شب و غربتِ نجوای حسین

میدهد جان به تنِ مرده به یک پلک زدن
طفل شش ماهه؛ همان حضرتِ عیسای حسین

روزه واجب شده تا روضه مجسّم بشود
یاد سوزِ عطش و خشکی لبهای حسین

#م_عاطفی

@raziolhossein
4
20:48
#امام_حسین_مناجات


در دم مردن بیا یک دم کنارم یاحسین 
جان زهرا مادرت چشم‌انتظارم یاحسین
 
در سوال و پرسش قبرم بیا ای سرورم 
بی‌کس و بی‌مونس و بی‌غم‌گسارم یاحسین 

بی‌نوا را جان زهرا مادرت از در مران 
مجرمم چشم شفاعت از تو دارم یاحسین 

خادمم عبدم غلامم نوکرم درمانده‌ام 
سروری کن لحظه در احتضارم یا حسین 

رو سیه نامه سیه رفتار بد کردار زشت 
من پناهی جز تو در محشر ندارم یاحسین 

سایه‌ات را گر بگیری از سرم روز نشور 
من یقین دارم که اندر قعر نارم یاحسین
 
این لباس نوکری را ای شه از نوکر مگیر 
چون که یک عمری بود این افتخارم یاحسین 


@raziolhossein
20:48
#امام_حسین_مناجات


اینکه افتاده به سمتِ تو مسیرم کافیست
تا قیامت شده ای نِعمَ الأمیرم کافیست

جز حسین بن علی عشقِ دگر نیست مرا
در همین حد که به عشقِ تو فقیرم کافیست

شاعر و خادم و مداح ندارد فرقی
اینکه یک نوکرِ ناچیز و حقیرم کافیست!

من اگر با کرم و لطف و عطایت آقا
حاجتِ دیدنِ "شش گوشه" بگیرم کافیست

دستِ دل را به ضریحت برسانم روزی
آنقَدَر گریه کنم تا که بمیرم کافیست


#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
ش
21:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#امیرالمومنین


صدایت می زنم با نام زیبای علی یارب
که من را هم بخوانی از أحِبای علی یارب

کمک کن تا شوم آماده ی مهمانی و بزمت
مهیا کن مرا هم بر بفرمای علی یارب

ازین زندان که محبوس است در بندش دعاهایم
رهایم کن به حق صوت گیرای علی یارب

بر این آلوده دامانی که از نفسش رکب خورده
عطا کن قطره ای از بحر تقوای علی یارب

حسابی شرمسار و روسیاهم، زیر و رویم کن
به حق نورِ ربانیِ سیمای علی یارب

بر این سینه که دور افتاده از بحر مناجاتت
بده یک جرعه از جام گوارای علی یارب

بیا سی شب سر افطار ما را مرتضایی کن
تعارف کن به ما از نخل خرمای علی یارب

شب قدری مقدر کن که سرتاسر علی باشد
قسم بر گریه ی شب های احیای علی یارب

ز تاج و تخت فردوست برایم برتری دارد
نشستن زیر ایوانِ مُطلای علی یارب

دلم بی تاب دربار حسینش شد، فراهم کن
برات کربلایم را به اعطای علی یارب

گرفته کشتی شعرم به یاد روضه ای پهلو
به یاد روضه ی پهلوی زهرای علی یارب

نمی دانم در آن غوغای وانفسا چه پیش آمد
چه شد زهرا صدا زد فضه را جای علی یارب


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
21:58
#مناجات
#ماه_مبارک_رمضان

ای دوست ز رحمت، دلِ آگاهم ده
در ماه دعا سیرِ الی اللّهم ده

ماه رمضان و ماه مهمانی توست
در محفل مهمانی خود راهم ده

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
20 February 2026
ش
05:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
05:12
#امام_زمان_مناجات


از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نرسيديم و نديديم تو را

روزیِ ما فقرا شربت وصل تو نبود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را

شايد ايام کهن‌سالي ما جلوه کني
در جوانی که دويديم و نديديم تو را

چه‌قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه‌قدَر شمع خريديم و نديديم تو را

گاهي اندازه‌ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را

سعي کرديم  شبی خواب ببينيم تو را
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را

فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بُريديم و نديديم تو را

لااقل کاش دم خيمه‌ی تو جان بدهيم
تا بگوييم: رسيديم و نديديم تو را


#کاظم_بهمنی

@raziolhossein
2 😢 1
05:12
#امام_زمان_مناجات



به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
به امید روی تو آمدم که مگر ز تو کامروا شوم

نه رها ز بند هوا شدم، نه ز یار کامروا شدم
نه چنان دچار بلا شدم که دگر بفکر دوا شوم

همه روزه روزی من غم‌است، همهٔ شبم شب ماتم‌است
نه چنان کمند تو محکم است که امید آنکه رها شوم

نه مرا بخویش دهی رهی، نه ز خویشتن دهی آگهی
نه دلالتی و نه همرهی، متحیرم بکجا شوم

نه ز سفرۀ تو نواله‌ای، نه ز غمزۀ تو حواله‌ای
نه مرا بدرد پیاله‌ای، کرمی که ز اهل صفا شوم

نه تراست لطف و عنایتی، نه مراست قوت و طاقتی
بکدام شوری و حالتی، من بینوا به نوا شوم

نه به دلنوازیم آمدی، نه به‌ سرفرازیم آمدی
نه به نغمه سازیم آمدی، که ز شوق بی سر و پا شوم

نه به حال مفتقرت نظر که زند به سوی تو بال و پر
نه به سرپرستی او گذر که به زیر ظل هما شوم


#غروی_اصفهانی #کمپانی


@raziolhossein
😢 1
05:12
#امام_زمان_مناجات


بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
همیشه یار دل من! خدا نگه‌دارت!

چو اشک بر سر بازارِ دیده پای گذار
الا که گرم‌تر از محشر است بازارت!

نشسته‌اند به راه و ستاده‌اند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت

سلامت دو جهان را به هیچ انگارد
عنایتی که تو داری به جان بیمارت

مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست
که بوده این دل ما دم به دم گرفتارت

رسان به تُربتِ زهرا سلامِ ما و بگو
بِده زِ دور جوابِ سلامِ زوّارت

سری ز پنجرۀ خانه‌ات درآر و ببین
به صد امید نشستیم پشت دیوارت

قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است
قبول کن که نباشد جز این سزاوارت


مرحوم #سیدرضا_مؤید


@raziolhossein
1
05:12
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


دوباره تحت عنایات مستدام شما
شروع می‌کنم این ماه را به نام شما

سلام امام زمانم! سلام محبوبم!
امید بسته‌ام آقا به یک سلام شما

سلام من به قنوتت، به آن دو سجده‌ی‌تان
سلام من به قعودت، به آن قیام شما

چه ماه پر برکاتی! چه فرصت خوبی!
بیا که من بشوم باز هم‌کلام شما

نگاه کن که ز عبدت گناه سر نزند
به احترام نگاهت، به احترام شما

نگاه کن که فقط خرجتان شود عمرم
که غیر از این نبُوَد حاجت غلام شما

ببین که سفره‌ی هر سالمان به نام شماست
فقیر آمده‌ام که رسد طعام شما

سفارشت به روی چشم من، عزیزم! چشم!
بیا که روضه بخوانم به التیام شما

بیا که با تو بگریم به روضه‌ی اصغر
فدای داغ دل و گریه‌ی مدام شما

غم خجالت ارباب، داغ سنگینی‌ست
که مرهم است بر این زخم، انتقام شما


#رضا_تاجیک


@raziolhossein
05:12
#امام_زمان_مناجات #حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها



در‌سماواتش‌ اگر که خواستی پر وا کنی..
باید اول از تعلق های خود پروا کنی!

یوسف گم گشته الزاما که در بازار نیست
می‌توانی یار را در قلب خود پیدا کنی

آه وقتی می‌کشی از هجر ..پاکت میکنند
واجب است آیینه را نوبت به نوبت " ها" کنی

سنگ خوردن‌ اولین شرط شروع عاشقیست
عاشقی یعنی دلت را شب به شب رسوا کنی

نان مولا میخوری پس پشت بر‌ مولا نکن!
حیف باشد غیرِ اینجا‌ رو سوی هرجا کنی!

هیچ جا جز خیمه ی سبزش برایت امن نیست
خانه ات اینجاست هرچه سیر در دنیا کنی

ذکر تعجیل فرج یا فاطمه یا فاطمه ست
با امام عصر‌ باید یاری زهرا کنی

خاکِ چادرخاکیِ زهرا مسیحای همه ست
سجده کن برآن! که بین عرش سر بالا کنی!

کربلا یک جلوه از غوغای دیوار‌و در است
کاش حالا گریه ای‌ بهتر ز عاشورا کنی

کافری آمد به پشت در..کسی با او‌ نگفت
ای حرامی آمدی حوریه‌ را دعوا کنی؟!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
3
05:12
#امام_زمان_مناجات


بی تو بارانیست چشمانم ، بیا یابن الحسن
عشق ، توفانیست در جانم ، بیا یابن الحسن

مبتـلای درد هجـــرانم ، طبیبی غیـرِ تو
مَحرَمِ ما نیست ، درمانم ! بیا یابن الحسن

چشم سرگردان من در هر کجا دنبال توست
غرقِ حیرانیست ، حیرانم ، بیا یابن الحسن

ماه کنعانم ! بیــا از مصرِ غربت ، رُخ بتاب
شامِ ظلمانیست کنعـــانم ، بیا یابن الحسن

شانه ام بی تاب شد از بار سنگین غمت
رو به ویرانیست ارکانم ، بیا یابن الحسن

ذکر نامت "کیمیــا" می ســازد از خاک غزل
بی تو زیبا نیـست دیوانم ، بیا یابن الحسن

بر غم دلتنـگیِ هـر جمعـه اشکم شاهد است
بی تو بارانیــست چشمــانم بیا یابن الحسن


#ر_سعیدی #کیمیا

@raziolhossein
2 👍 1
05:12
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


با غم هجران تو هرچند که راه آمدیم
باز هم بی تو به استقبال این ماه آمدیم

پای ما را دعوت چشمت به مهمانی کشاند
ما به شوق تو به مهمانی الله آمدیم

آمدیم اما چگونه؟! آمدیم اما چطور؟!
پر گناه و رو سیاه و باز گمراه آمدیم

چند وقتی هست در ما رغبت دیدار نیست
ما که حتی گاها اینجا هم به اکراه آمدیم

خوب میدانی و میدانیم خیلی بد شدیم
خوب میدانی پشیمانیم، آگاه آمدیم

اوج آمال و امید ما در اینجا نوکری‌ست
ما بدین درگاه آری در پی جاه آمدیم

شاه را انداخت نیزه از بلندی بر زمین
روضه را دیدیم سنگین است کوتاه آمدیم


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
05:12
#امام_زمان_مناجات


ای پادشاه حُسن و ملاحت! كه سال‌هاست
بر درگه جلال تو شاه و گدا، گداست

روزی رسد ز یمن وجودت به عالمی
اركان آسمان و زمین از تو پا به جاست

زمزم ز آب لعل لبت آبرو گرفت
سعی صفا و مروه به یاد تو با صفاست

محراب ابرویت چو به محراب رو كند
كعبه به پیش ماه رخت دست بر دعاست

قربان نرگست! كه به یاد قتیل اشک
خون‌بار و گریه‌خیز به هر صبح و هر مساست

آقا بیا! كه هرم نفس‌های ذوالجناح
بر آسمان هنوز ز صحرای كربلاست



#مصطفی_قربان‌علی


@raziolhossein
2
05:12
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


باز در بغض صدایم آتش آه آمده
باز هم ماه خدا بی ماه از راه آمده

آه ماه فاطمه! برگرد که حتی نفس
از میان سینه ها بی تو به اکراه آمده

باز هم شب های بخشش آمد و با لطف تو
کوه سنگین گناهم رفت و چون کاه آمده

سفره ی افطار هم با آب و نان حسرتش
باز هم بی تو به استقبال این ماه آمده

از دل سنگ و سیاه خود صدایت میزنم
مثل فریاد ضعیفی کز دل چاه آمده

کیست مانند تو که در جاده های بی کسی
با من در راه مانده هر زمان راه آمده

تا به دست آرم دلت را باز می گویم حسین
آتش قهر تو با این نام کوتاه آمده

موقع افطار با لب های تشنه بازهم
در دلم یاد لبان تشنه ی شاه امده

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
ش
05:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


بهار خلسه ی فصلِ خزان من بودی
نسیم خوش خبر داستان من بودی

دوباره روح کهنسال من جوانی کرد
از آن زمان که تو‌ عشق جوان من بودی

همیشه از غم و سختی مرا هرس کردی
دلم شکفت که تو باغبان من بودی

همیشه دست کشیدی به لطف روی سرم
به جای هرکه نشد مهربان من بودی

گذشتم از همه ی مرزهای غربت و درد
که تو قدم به قدم مرزبان من بودی

سکوت کردم و اشکم به جای من دم زد
همیشه و همه جا هم زبان من بودی

اگر گرسنگی آمد کنار سفره نشست
غمی نبود که تو آب و نان من بودی

اگر که جان به لبم شد، اگر که جان کندم
هنوز زنده ام، آخر تو جان من بودی

به بود هیچ کسی قلبم احتیاج نداشت
که تا همیشه ی دنیا از آن من بودی

که تا همیشه خدای جهان من هستی
که از همیشه خدای جهان من بودی...


#سیده_ت_حسينى

@raziolhossein
3
05:57
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


شکر گویم که شب و روز گرفتار توام
درد هم دارم اگر ، شکر که بیمار توام

اشک می خواهم اگر لطف کنی ممنونم
منِ لب تشنه فقط تشنه ی دیدار توام

اشتباه است اگر فکر کنم پاک شدم
قدر یک عمر فقط گریه بدهکار توام

یوسفا ! مشتری پیر و ندارت آمد
بپذیر این همه کم را که خریدار توام

برسان رزق مرا تا به محرم برسم
وا کن آغوش که من حُرّ خطاکار توام

هرچه ام ، هرچه که بودم ، لب من گفت : حسین
روضه خوان سحر و لحظه ی افطار توام

ای حسینی که سرت رفت در آغوش تنور
بی جهت نیست اگر این همه تبدار توام


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
4
05:57
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


حمد شایسته ی ربّی است که نامحدود است
او که هر جا که بر آن می نگری موجود است

گرچه دیر آمدم و عمر هدر شد اما
بخشش صاحب این خانه، همیشه زود است

آخر کبر، تباهی است، گواهش این بس
پشه ای قاتل خودکامگیِ نمرود است

دل اگر نشکند و اشک مهیا نشود
توبه و ذکر و دعا بی ثمر و بی سود است

آخر سال، همه خانه تکانی کردند
دل من مانده که بدجور غبارآلود است

برسانید مرا زود به ایوان نجف
طفلِ آواره کنار پدرش خشنود است

بارها با مددش پا شدم از روی زمین
در همه زندگی ام لطف علی مشهود است

کاش تا هست زمان، کرب و بلایی بشوم
که اجل پشت سرم هست و زمان محدود است

روزه و ذکر و مناجات بهانه است رفیق
گریه بر تشنه لبِ کرب و بلا مقصود است

دید زینب بدن زخمی و بی جان حسین...
ته گودالِ بلا، بین سنان مفقود است

تشنه لب رفت به گودال و یقین دارم که
خونِ جاری ز تنش بر عطشش افزوده است

گیسویش هست معطر به شمیم مادر
شمر بس کن، مبر آخر سوی آن گیسو دست


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
😭 1
21 February 2026
ش
01:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها

لبریز شده است کاسه صبر بیا
شد ماه خدا ماه پس ابر بیا

سوگند به آن شبی که زینب در شام
می کند برای عمه ات قبر بیا

#علی_سلطانی

@raziolhossein
😭 3
ش
05:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#ماه_مبارک_رمضان


باز شد پنجرۀ روشنی از فصل حضور
فصل سرسبز دعا، فصل شکوفایی نور

دردمندان! به شما ماه خدا رو کرده‌ست
چه خدایی، که رحیم است و کریم است و غفور

به هلال مَهِ نو در رمضان باید گفت:
«قُل هُو‌الله اَحَد چشم بد از روی تو دور»..

گاه در پرتو قرآن، به تلاوت بنشین
ای نگاه تو طربناک‌تر از باغ بلور

عافیت چون طلبد؟ آن که گریزد ز طبیب
به خدا کی رسد؟ از خود نکند آن که عبور

صبر بر معصیت، از زهدِ ریایی بهتر
سعی کن تا که در این ماه شوی سنگ صبور

ای دلت در گرو آیۀ «فَاخلَع نَعلَیک»
در دلت مانده اگر آرزوی وادی طور

بی ریا، در پی تسکینِ دلِ مسکین باش
نشود مانع احساس تو، احساس غرور

ای صفای تو نوازشگر گل‌های یتیم
نذر این باغچه کن، شادی و شیدایی و شور

سعی کن لذت غفران خدا را بچشی
ای که ابر کَرَم از روی سرت کرده عبور

دل اگر یاد خدا کرد و شب از نیمه گذشت
می‌شوی غرق عنایت، سحر از فیض حضور

به دعا دست برآرید «شب قدر» مگر
بگشاید گره از کار شما صبح ظهور

ای که چشم دل تو در طلب راه خداست
رو به مهمانی او کن، رمضان ماه خداست


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
05:33
#مناجات


نوایت یا رئوف و یا رحیم است
ثنایت یا علی و یا عظیم است

اگر چه ناسپاسی کردی ای دل!
بیا امشب، خدای ما کریم است

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
05:34
#مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


امشب پناه داده، بر جمع ما رقیه
ما آمدیم یا رب، همراه با رقیه

حس کرده ایم جودت، بیش از همیشه بوده
هر بار در مناجات، گفتیم یا رقیه

بخشیدن گناهِ، ما را به او سپردی
امشب تمام ما را، کرده سوا رقیه

با پای لنگ لنگان، در راه مانده بودیم
ما پا شکسته ها را، داده عصا رقیه

دردیم و اوست درمان، کفریم و اوست ایمان
ما را ز دام شیطان، کرده رها رقیه

دلتنگ های صحنِ، کرب و بلا کجایید
امشب دهد براتِ، کرب و بلا رقیه

یک یا علی بگو تا، دست تو را بگیرد
از بس که دوست دارد، این ذکر را رقیه

غیر از حسین نامی، روی لبش نیامد
این است عشق این است، صد مرحبا رقیه

بعد از حسین او شد، بیگانه با محبت
با زجر و ضرب دستش، شد آشنا رقیه

در گوشه خرابه، حق داشت جان سپارد
سر را که دید بینِ، ظرف غذا رقیه


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
1
05:36
#امام_زمان_مناجات
#ماه_مبارک_رمضان


بیا که با تو به مهمانی خدا بروم
نگاه کن که سر سفره ی دعا بروم

نگاه توست که اذن دخول این ماه است
بیا که با تو به این ماه پر عطا بروم

بیا و راه بده این گدای بی جا را
اگر که راه ندادی بگو کجا بروم

دعا بکن که شود چون تو روزه داری من
دعا بکن که مسیری به جز خطا بروم

خدا کند که شبیه تو زندگی بکنم
قدم قدم به سویت مثل اولیا بروم

خراب کرده ام؛ آقا! بیا دوباره بساز
نخواه از در تو زار و بینوا بروم

نشسته ایم سر سفره ی علی امسال
بیا که با تو به ایوان مرتضی بروم

چقدر در تب و تاب زیارتش هستیم
بهشت ماست نجف جز نجف کجا بروم

برای توبه فقط ذکر "یا علی" گویم
علی‌ست راه سعادت که تا خدا بروم


#رضا_تاجیک

@raziolhossein
05:41
#مناجات
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_رضا_علیه_السلام


ای دل نشین و دامن اهل دعا بگیر
العفو یا الهی و یا ربنا بگیر

دل که شکست پنجره فولاد می‌شود
وقت سحر بسوز و دمِ یا رضا بگیر

دستی بلند کن وسط یا الهنا
رزق بقیع گوشه‌ی ایوان طلا بگیر

لطف کریم بیشتر از عرض حاجت است
هرچه که خواستی دمِ پایین پا بگیر

بین شلوغی حرمِ ثامن الحجج
یک روضه هم برای غم مجتبی بگیر

امشب برای خاطر زهرا ، حسن بگو
حالی بپرس ناله‌ی واغربتا بگیر

از طشت و پاره‌ی جگر و لخته‌خون بخوان
امشب سراغ کوچه و آن ماجرا بگیر

هفتاد تیر بر کفنش گریه می‌کنند
دست حسین را وسط تیرها بگیر

لایومکَ حسین.. بمیرم برای تو
جای کفن برای خودت بوریا بگیر

وقتی زمین میانه‌ی گودال می‌خوری
برخیز و باز ساقه‌ی یک نیزه را بگیر

قاسم که نیست تا که بگویی کنار شمر
چشمان عمه را بر این بی حیا بگیر


#حسن_لطفی
#احمد_شاکری


@raziolhossein
2
05:42
#مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


روی سیاه و بخت سیاه و دل سیاه
جز این سه تا نبرده دلم سهمی از گناه

محروم از آسمان خدا گریه میکنم
با این پر شکسته گرفتار قعر چاه

عمرم گذشت و خسته ام از این گذار عمر
عمری که شد برای به غیر از خدا  تباه

باید مسیر را به رضای خدای رفت
فرق است بین مسجد اسلام و خانقاه

سخت است وقت مرگ ببینی که باختی
دردا....مسیر طی شده اما به اشتباه

تنها و بی قرار و گرفتار وقت مرگ
با اذن فاطمه به علی میبرم پناه

راهی به جز حسین برایم نبود و نیست
تنها به راه اوست که دل هست رو به راه

بارم بلند شد به بلندای آسمان
کارم درست شد وسط روضه های شاه

بخت سیاه و روی سیاهم سپید شد
با اشک روضه و مدد ذکر آه .... آه ....

من شیعه ی  طریقت اشک رقیه ام
از گوشه خرابه رسیدم به قتلگاه

#محمدعلی_بقایی

@raziolhossein
1
05:45
#مناجات


در بسته بود اما، در را کریم وا کرد
از بس گدا بر این در، هرشب خدا خدا کرد

با یاکریم و یارب، حاجت گرفت سائل
از بس نشست اینجا، از بسکه پا به پا کرد

مولا به عبد رو داد، تا بنده رو نگیرد
بنده فقط جفا و، مولا فقط وفا کرد

دست مرا گرفت و، با خود به خانه‌اش بُرد
او این غریبه را هم، با خویش آشنا کرد

رو راست باشم اصلاً، خیلی به ما بها داد
بی قیمتیم و ما را، با اشک پُر بها کرد

از او مدام دعوت، از ما نشد اجابت
بی اعتنا شدیم و، او باز اعتنا کرد

با او وفا نکردیم، او را صدا نکردیم
با این وجود ما را، راهی به کربلا کرد

ما را به هیأت آورد، بین رعیت آورد
ارباب دید ما را، در را دوباره وا کرد...


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
2
05:47
#مناجات
#ماه_مبارک_رمضان


ماه چون ماه خدا شد جنس آن از رحمت است
میهمانی خدا طرزش به عکس امَّت است

میهمانی خدا با میزبانی خداست
هرکسی آمد خوش آمد ساحتش بی دعوت است

سفره‌اش چون پهن گردد جمع گردد بین خلق
ریشه‌ی خُلقی که در کبر و غرور و نخوت است

بایدش هم در نبایدهاست این ماه عزیز
‌دیدنش در چشم پوشیدن به روی نعمت است

در نخوردن، در نرفتن، در ندیدن، آری‌اش؛
نه به ناز و نه به آز و نه به خشم وشهوت است

مثل افطار و سحر، اللّه اکبر خلق را
در کمک کردن به مخلوقات، زنگ ساعت است

مثل حال جاری این ماه، مومن نیز هم
‌شادی‌اش در جلوت است و غُصه‌اش در خلوت است

روزه تمرین است اما حاصلش در طول سال
رد شدن با چشم باز از جلوه‌های لذت است

سفره‌ی روضه است روزه، روضه‌ی دوری‌ ز‌ خود
آن‌چه باید خورد از این سفره آه و حسرت است...

#مهدی_رحیمی_زمستان


@raziolhossein
2
05:51
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام
#گودال


شکر خدایی که تو ماه لطفش
باز سر سفره‌ش ما رو راهمون داد
ما هیچچی بودیم و تو سرگردونی
دستمونو گرفت پناهمون داد

شکر خدایی که کسی رو نداشت
اما خودش شد کس و کار همه
اون که دل شکسته خوب میخرید
رفاقتی میشِست کنار همه

شکر خدایی که تو اوج قدرت
رحم به بنده ‌ی ضعیفش میکرد
هرکی با گریه مشکلاشو میگفت
نه بش نمیگفت و ردیفش میکرد

شکر خدایی که از آدمیزاد
وقت گناهشم جدا  نمیشه
میبینه و هیچچی نمیگه حتی
به اون که بنده‌ی خدا نمیشه

شکر خداکه پای لطفش یه عمر
سجده کنی بازم کمه بندگی
اون میپوشونه زشتیای ما رو‌
ما میمونیم و داغ شرمندگی

شکر خدا خدای باد و بارون
خدای طوفان و خدای ساحل
گناهکارو نجات میده با حلمش
خیلی مدارا میکنه با جاهل

شکر خدایی که منو آفرید
همونجا رزقمم نوشت و دادش
مادر اگه بچه شو یادش بره
خدا ولی ما رو نمیره یادش

شکر خدای مهربون عاشق
خدای خوب مردم هراسون
خدایی که وا کرده آغوششو
بالای گنبد طلای خراسون

شکر خدا شکر خدای عالم
خدای زهرا و خدای حیدر
راحت میتونست بسوزونه منو
ولی منو آورد برای حیدر

ذلیل بودم دست منو گرفت و
گفت بگو حسین و عزتم داد
فقیر بودم گفت بگو یا حسین
لایق نبودم اما برکتم داد

خودش یادم داد که بگم یاحسین
گناهامم به این بهونه بخشید
من بی حسین قعره جهنم جامه
حتی اگه یه عمر بگم ببخشید

شکر خدایی که حسین به ما داد
حسینی که حتی تو قتلگاهش
صورتشم که میکشیدن رو خاک
سمت خدا بود فقط نگاهش

تو قتلگاه سجده کنان میگفتش
شکر خدایی که منو صبور کرد
حتی اگه شمر سرم رو برید
خولی سرم رو راهی تنور کرد

شکر خدا نشسته رو سینه شمر
اما نمیبینه پریشونیمو
شکر خدا حتی اگه صد دفه
بکوبه روی خاک پیشونیمو

شکر خدایی که به ما صبر داد
وقتی که زینبم میره اسارت
شکر خدایی که به ما صبر داد
وقتی که گوشواره ها میشه غارت

خدا اگه بخواد با سر رو نیزه
با تن سه روز تو آفتابم میرم
همیشه راضی به رضاشم آره
اگه بخواد بزم شرابم میرم


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
05:52
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


بر طشتِ طلا و باده لعنت
بر هر که عذاب داده لعنت

آمد سحرِ سوم این ماه ،
بر زجرِ حرامزاده لعنت

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
1
05:54
#امام_زمان_مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


ماه مبارک است ، ای ماه من بیا
مُردم از انتظار ، یابن الحسن بیا

راکد شده جهان ، ساکت شده زبان
جانی به ما بده ، ای روح تن بیا

فصل شکوفه ها ، بی تو کویری است
روح طراوتِ ، دشت و دمن بیا

آوای بلبلان ، نجوای قُمریان
ای نوسروده ی ، مرغ چمن .... بیا

عالم به التماس ، در جستجوی توست
منجیِ غایبِ ، هر انجمن بیا

در چامه ی خدا ، بیت الغزل تویی
یا مُنتَهَی مُنای ، روح سخن بیا

منظور هر نظر ، مطلوب هر طلب
موعود و مهدی ، هر مرد و زن بیا

از آه جانگداز ، کنعان به شعله سوخت
ای یوسف عزیز ، سوی وطن بیا

عمرم اگر گذشت ، اما ندیدمت
هنگام مردنم ، ای جان من بیا

قابل نبود اگر ، جانم به احتضار
هنگام غسل یا ، دفن بدن بیا

این التماس ها ، قابل نبود و نیست
آقا به خاطر ، آن بی کفن بیا

آن بی کفن که شد ، غارت لباس او
در دست شمر بود ، آن پیرهن بیا


#محمدعلی_بقایی

@raziolhossein
05:57
#مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


دست خالی نیامدم این بار
کوله بار من از گناه پُر است
نامه‌ای سر گشاده آوردم
که از اندوه و اشتباه پُر است

آه، می ریزد از سر و رویم
اشک می بارد از دو چشمانم
به حریمی پناه آوردم...
که همیشه زِ بی‌پناه پُر است

سر به دیوار‌ها بیا بگذار
یا به درهای چوبی‌اش هرشب
خوش بحال کسی که در حرم است
حرمی که زِ تکیه‌گاه پُر است

بنده‌ی بی پناه و عاصی را
گر نبخشی بگو چه کار کند
آبرویم مریز پیش همه
لبم از ذکر یا اله پُر‌است

بس که بخشنده و کریمی تو
اصلا اینها به تو نمی‌آید
دیگر از این خجالت آب شدم
سینه‌ی من ز آه آه پُراست

شب سوم رسیده و انگار
درد و دل‌هام بوی غم دارد
شب سوم رسید و در دل ما
آتش و داغِ خیمه‌گاه پُر است

با خودم عرض روضه آوردم
روضه‌ی دختری که می‌گوید
آه بابا بیا بیا که دلم
بی تو از زخم قتلگاه پر است

نیمه‌شب تا زِ ناقه اُفتادم
زجر آمد به هق‌هق اُفتادم
زیر پای مرا ببین بابا
همه از خارهای راه پُر است

پهلوی کوچک شکسته‌ی من
یادگاریِ زجر را دارد
جای دستان ساربان و سنان
روی این طفل بی‌گناه پر است

هرکجا دست می‌کشد عمه
ناله‌ی من بلند می‌گردد
لب عمه زِ وای وای پُر و
لب من هم ز آه آه پُر است


#حسن_لطفی
#احمد_شاکری

@raziolhossein
1
05:57
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


اگر میدید سرتا پا همه دردیم می آمد
اگر میدید. رخسار از غمش زردیم می آمد

اگر رنج یتیمی را همه احساس میکردیم
اگر مثل رقیه ناله میکردیم می آمد


#سیدتقی_موسوی #مداح

@raziolhossein
5
22 February 2026
ش
05:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام


باید در این شب‌ ها ببندم بار خود را
یعنی که بسپارم به لطفت کار خود را

یک بار دیگر بر سرم منت گذار و
از سر نکن وا بنده ی سربار خود را

با این که تو جای همه خوردی غمم را
نشناختم نشناختم غمخوار خود را

هر چه عوض گشتم ، عوض رفتم ولیکن
با من نکردی تو عوض ، رفتار خود را

دیگر گذشته کارم از عذر و بهانه
تنها خودم کردم چنین بیچاره خود را

تو هر چه کردی باز عقب انداختم من
با حضرت صاحب زمان ، دیدار خود را

من خوب می گردم کنم یک بار اگر پهن
در صحن سقا سفره ی افطار خود را
.
.
ای کاش دیگر هیچ آقایی نبیند
روی زمین دست سپهسالار خود را


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
05:09
#مناجات #رباعی

مهر تو مرا به سوی تو راهی کرد
بی‌تاب نیایش سحرگاهی کرد

ای جود و کرامتت زبانزد، یا رب!
این سائل را چگونه رد خواهی کرد؟

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1
05:13
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


منم آن گناهکاری، که به سوی تو دوان است
تویی آن بزرگواری، که کریم و مهربان است

تو همیشه در فرازی، تویی آن گدا نوازی
که در اوج بی نیازی، نگران بندگان است

به شب سیاه نوری، برسان پُلِ عبوری
که دلم برای دوری، ز گناه نا توان است

تو اگر مرا برانی در دیگری نکوبم
که به غیر از آستانت، همه جا پر از زیان است

همه عمر جز تو یارب! چه کسی رفیق من بود؟
تو امان من نباشی! چه کسی مرا امان است؟

تو خدای مرتضایی، تو همیشه با وفایی
به گدای بی نوایی، که ضعیف و ناتوان است

《برو ای گدای مسکین در خانه علی زن》
که امیر با خدا در نجفش هم آشیان است

بگذار جای کعبه، سر خود به پای حیدر
تو اگر بهشت خواهی، نجفِ علی جنان است

خوشم اینکه خاک پای پسر ابوترابم
همه عمر سایبانم علم حسین جان است

به فدای آن شهیدی که نخورد آب و جان داد
ز غمش هنوز زهرا، شب جمعه روضه خوان است

پسرم به تو جفا شد سرت از قفا جدا شد
اثرات خنجر شمر روی حنجرت عیان است

پسرم مگر به دشمن تو به غیر حق چه گفتی؟
که جواب حرف حقت، نوک نیزه سنان است

پسرم کسی در عالم کفن تو را ندارد
کفن تو خاک بوده، کفن تو بیکران است

به خدا عطش دلیلِ ترک لبت نبوده
ترک لبت برای ضربات خیزران است

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
3 😭 1
23 February 2026
ش
06:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#امیرالمومنین


پس از هر توبه‌ام بارِ گناهی تازه آوردم
پس از هر بخشش تو، اشتباهی تازه آوردم

مرا از چاله‌ی سخت گناهانم درآوردی
منِ سربه‌هوا رو سمت چاهی تازه آوردم

اگر با کوچه‌ای بن بست، هر بیراهه را بستی
به دنبال گناهم رو به راهی تازه آوردم

به اشک روضه، زنگار دلم را خوب می‌شستم
ببین بر سینه اوراق سیاهی تازه آوردم

همیشه در مسیر بندگی، دنیا شکستم داد
ببین با قطره‌‌ی اشکم سپاهی تازه آوردم

به جای اشک‌های بی‌صدا، با هق‌هق گریه
برای توبه‌های خود سلاحی تازه آوردم

بساط سینه‌ی آتشفشانم، آه سوزان است
که هر آهی خریدی، باز آهی تازه آوردم

مرا از سفره‌ی احسان خود بیرون نیندازی!
که من درد دلم را، یا الهی، تازه آوردم

من از روز ازل سرمست ایوان نجف بودم
کجا غیر از علی دیدی پناهی تازه آوردم!؟

اگر عمری زمین خوردم علی از جا بلندم کرد
دلِ آلوده را از قتلگاهی تازه آوردم


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
6
06:36
#مناجات
#امام_زمان_مناجات

تا دلم در حرم قرب تو یابد راهی
آتشی زن که برآید ز وجودم آهی

سفر از خویش نکردم که رهم دور افتاد
ور نه تا کعبۀ وصل تو نباشد راهی

تو به یک کاه، دو صد کوه گنه می‌بخشی
من بیچاره چه سازم که ندارم کاهی

گر شود عمر شبی، با توام آن شب گذرد
صبح، فریاد برآرم چه شب کوتاهی

چه شود نیمه‌شب از خواب کنی بیدارم
که برآید ز دلم نالۀ یا اللّهی

پشت بشکسته و پا خسته و چشمم بسته
راه پر پیچ و خم و گام به گامم چاهی

ای شب و روز و مه و سال به یادم، چه شود
من غافل ز تو هم یاد تو باشم گاهی؟..


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
ش
06:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات

﴿و أَنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ
اِلّا ‌أَنْ تَحجُبَهُمُ الأعمَالُ دُونَكَ﴾


این شام سیاه شرحی از حال من است
شرح شب و روز و هفته و سال من است

نور تو همیشه بر جهان می‌تابد
این ماه‌گرفتگی از اعمال من است

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
😢 1
24 February 2026
ش
06:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#دعای_ابوحمزه


بیا و قدر بدان دست‌های خالی را
و از شمیم دعا پر کن این حوالی را..

بیا که ماه خدا و بهار قرآن است
بیا که قدر بدانیم این لیالی را

مباد بی ثمر از این بهار برگردیم
ببار و یک‌شبه بردار خشک‌سالی را

بیا که موعد «اُدعونی اَستَجِب لَکُم» است
«تَعال» را بشنو، سِیر کن تعالی را

به جای حسرت پرواز در هوای وصال
وسیلهٔ سفرت کن شکسته‌بالی را

دوباره شب به دعا افتتاح شد، برخیز!
بخوان دعای ابوحمزه‌ ثمالی را


#سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل


@raziolhossein
06:59
#مناجات


من از عصیان و بلا بر تو پناه آوردم
هیچ در چنته نمانده‌ست که "آه" آوردم

چون غباری که به دامانِ نسیم افتاده
خویش را بی‌خبر از خویش، به راه آوردم 

از پس معرکه‌ی نفس، گریزان شدم و_
_ رو به آغوش پر از مِهرِ اِله آوردم

در دلِ ظلمت شب چونکه دلم می‌لرزید
سایه‌ام را به درِ خانهٔ ماه آوردم 

در دلِ ظلمت شب نور تو را حس کردم
تا که با اشک به سوی تو نگاه آوردم

این که هستم، همه خاکسترِ یک عمر خطاست 
یک دلِ سوخته‌ی سرد و سیاه آوردم

ای خطا پوش! بیا توبه‌ی من را بپذیر
پسر فاطمه را چونکه گواه آوردم

بگذر از من، به همان لحظه که زینب می‌گفت:
سرِ بر نیزه! ببین بر تو پناه آوردم

#ایمان_کریمی

@raziolhossein
07:00
#امام_حسین_مناجات


ما را نوشته‌اند به پای خودت حسین
پر می کشیم پس به هوای خودت حسین

زیر بلیط هر کس و ناکس نرفته ایم
سینه زدیم زیر لوای خودت حسین

اینجا کسی برای ثوابش نیامده
ما آمدیم محض رضای خودت حسین

شوق بهشت نیست، که ای کاش روز حشر
ما را سوا کنند برای خودت حسین

بیزارم از هر آنچه ندارد غم تو را
ما را ببر به صحن و سرای خودت حسین

افلاک و هر چه هست در آن آفریده شد
تنها به عشق کرببلای خودت حسین

مسپار قلب خسته ی ما را به هیچکس
ما را گره بزن به عبای خودت حسین

ما با محرم تو نفس تازه می کنیم
عشق است عشق! ماه عزای خودت حسین



زینب چه می کشید؟! که در کنج قتلگاه
تکیه زدی دگر به عصای خودت حسین

چیزی نمانده از بدنت، با هزار زخم
پر می کشی به سوی خدای خودت حسین


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1
07:02
#مناجات
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها


باز هم یک قطره اشکم پیش تو دریا شده
هر خطایی کرده بودم، زودتر حاشا شده

آنقدر درمانده ام، افتاده راهم پشت در
آمدم، اما جلوتر از خودم در وا شده

با همه بی آبرویی، آبرودارم تویی
هرکسی گفته که رسوا میشوم، رسوا شده

هرکه محتاجت نشد، دستش بجایی بند نیست
بد ضرر کرده اگر سرگرم این دنیا شده

رد شدم در امتحان هایت، شکستم در خودم
دیدم اما پیش مردم نمره ام بالا شده

حل هر پرونده ی سنگین من با مرتضاست
مُجرم عاصی، در ایوان نجف پیدا شده

بیشتر از هرکسی او را بغل کرده علی
کودکی که بیشتر، شرمنده ی بابا شده

از همه آواره تر، امشب حرم لازم شدم
آرزویم بوسه روی تربت زهرا شده

نیمه شب بشنو که می گوید به بابا فاطمه؛
من نماندم تا نبینم حیدرم تنها شده

گفتم آن تابوت را سلمان بسازد زودتر
تا نبیند شوهرم، قد رشیدم تا شده

من سفارش کرده ام شب غسل و تدفینم کند
تا نبیند میخِ سرخی در تن من جا شده

بارها جای لگد را از علی پوشانده ام
تا نبیند دنده ام از روی سینه پا شده

حرف پا و سینه ی زخمی شده، آه ای حسین ...
آه اگر بینم تنت غلطانده در صحرا شده

آنهمه سوزن زدم پیراهنت آماده شد
تا نبینم جسم صدچاک تو بوریا شده


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1
07:04
#مناجات
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها


"من" را بگیر از من و خود را به من بده
آیینه‌ای برای تماشا به من بده

این چشمه‌های خشک به دردی نمی‌خورد
پس رودهای راهی دریا به من بده

یا چشم خود بپوش و گناه مرا نبین
یا عاشقانه، فرصت حاشا به من بده

از این خزان سوخته چیزی نمانده است
با اشک، نوبهار شکوفا به من بده

امشب هرآنچه غیر تو در سینه‌ی من است
از من بگیر و وعده‌ی فردا به من بده

مثل همیشه حال مرا رو به راه کن
غم‌گریه را بگیر و تسلی به من بده

صدها قدم به سوی منِ خسته آمدی
گامی‌ به سوی عالم معنا به من بده

کنج فراق و اوج تقرب به دست توست
در راه عشق، جام بلایا به من بده

حتی عذاب کردن تو غیر لطف نیست
پس درد را بدون مداوا به من بده

حبل المتین عبد گنهکار فاطمه‌ست
پس رشته‌ای ز چادر زهرا به من بده

تنها پناه گریه‌ی فرزند، مادر است
مادر، کنار چادر خود جا به من بده

#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
07:11
#مناجات
#حضرت_قاسم_علیه_السلام


با عبادت آدم بیمار سالم می‌شود
‌‌در حریم قُدسیان جزو محارم می‌شود

می‌شود کم کم نَفَس تسبیح نامرئی تو
زیر لب ذکر و دعا وقتی که دائم می‌شود

در هوای شرجی هر روزِ لبریز از گناه
نفْس مانند بدن کم‌ کم مقاوم می‌شود

چشم مانند چراغ و اشک چون نور چراغ
در شب تاریک این ویرانه لازم می‌شود

هرچه هستی هرچه کردی در بزن، اینجا فقط؛
با دوام خود مُزاحم هم مُراحم می‌شود

لکه‌ای کافی‌ست تا گردد سپیدی‌ها سیاه
ای بسا مُحرم که با یک نقطه مُجرم می‌شود

بر «ظَلَمْتُ نَفْسِي» خود چیره شو چون عاقبت؛
هر کسی بر ظلم راضی گشت ظالم می‌شود

شد زمین کربلا سجاده و هر کس که رفت
با سر از میدان اگر برگشت نادم می‌شود

تازه دامادش هم از نزد عروسش با شتاب
آستین افشان به سمت مرگ عازم می‌شود

کعبه شد وقتی حسین و تیغ هم در طوف اوست
با کفن دور عموی خویش مُحرِم می‌شود

با شمار کهکشان زخم‌های قاسمش
نجمه در کرب و بلا دارد مُنَجِّمْ می‌شود

مثل گهواره شبیه گوشواره عاقبت
رخت دامادی او جزو غنائم می‌شود

آخرش برعکس شد وقتی که احلیٰ‌ مِنْ عسل
جمله‌ی هر نیزه در توصیف قاسم می‌شود


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
07:13
#مناجات


صدات می زنم الغوث ، مهربان یارب
مگر نه این که خودت گفته ای بخوان یارب

ببین که بنده ی سرگشته باز برگشته
چنان کبوتر گم کرده آشیان یارب

شکسته بالم و آشفته و زمینگیرم
سری به سجده و دستی بر آسمان یارب

نشسته است عطشناک جام رحمت تو
گدای نیمه شب تو بر آستان یا رب

به غیر حسرت و اندوه در بساطم نیست
که نقد عمر ز کف رفت رایگان یارب

چقدر لذت احلی من العسل دارد
گشوده ام به مناجات تا زبان یارب

قسم به اشک سحرگاه مهدی زهرا
از آستانه لطفت مرا مران یارب

تمام عمر دلم در تب حسین تو سوخت
ببخش از آتش دوزخ مرا امان یا رب

(کمیل) غرق گناه آمده است با امید
که هست جوشش فیض تو بی کران یارب


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
07:15
#امام_زمان_مناجات


جفا کردم جفا کردم جفا کردم جفا کردم
برای هرچه غیر از تو دعا کردم جفا کردم

زمان مشکلاتم سمت هر بیگانه ای رفتم
بجز تو هر که را دیدی صدا کردم جفا کردم

بهار من فقط در لحظه ی هم صحبتی با توست
اگر با دیگران هرجا صفا کردم خطا کردم

مرا در لحظه های غفلتم دیدی دعاکردی
گمان کردم که عصیان در خفا کردم جفا کردم

اگر در خلوتم عهد خودم را با تو یادم رفت
پشیمانم که در حقّت چه ها کردم جفا کردم

برایت نوکر خوبی نبودم ، خوب میدانم
اگر در جمع یاران ادعا کردم خطا کردم

نشد محض مراعات دلت دستی بجنبانم
منی که پشت اخلاصم ریا کردم خطا کردم

همیشه یاد من بودی و من از یاد تو غافل
جفا کردم جفا کردم خطاکردم جفا کردم

فقط با وصل تو غرق عدالت میشود دنیا
اگر در سیل دنیا آرزوها را بنا کردم جفا کردم


#مهدی_کبیری


@raziolhossein
07:20
#مناجات
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام


الهی! با نگاهی جلوه دادی صبحگاهان را
و بخشیدی به چشمان جهان، خورشید تابان را

شب تاریکِ دنیا را چراغان کرده آیاتت
میان آسمان آویختی ماه فروزان را

برای ما فرستادی چنان نورٌ عَلیٰ نوری
که روشن کرده شام تیره و تاریک انسان را

زمین گهوارۀ امنی‌ست در دستان پر مهرت
به ما بخشیده‌ای یک‌جا امان و امن و ایمان را

در آشوب و تلاطم‌ها به دستان تو دلگرمم
ندارد این پر و بال شکسته، تاب طوفان را

شبیه تو ندیدم مهربانی در همه عالم
در آغوشت بگیر این بار هم عبد پشیمان را

نگیر از من نگاهت را... نگاه مهربانت را
که با جان و دلم حس می‌کنم این مهر پنهان را

الهی «تُخرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیّت» که می‌خوانم
خبر دارم دلم مرده‌ست، یک دم زنده کن آن را

گمانم نیست برگردانی از سرچشمۀ لطفت
خدایا تشنه‌لب این بندۀ حیران و عطشان را

به حق دست‌هایی که به خاک علقمه افتاد
بگیر ای مهربان! این دست‌های سرد و لرزان را


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
5
25 February 2026
ش
07:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


چه گفته خوشۀ پروین، چه گفته ماه به تو؟
چه گفته است زمین هر شب سیاه به تو؟

تو را صدا زد و چشمان صبح روشن شد
و چشم پنجره‌ها پر شد از نگاه به تو

همیشگی‌ست قنوت درخت‌ها سویت
و سجده می‌کند از شوق هر گیاه به تو

ببخش نفس مرا این همیشه سر به هوا
که گاه دل به خودش بسته است و گاه به تو

خودت بخواه که این بار سر به راه شوم
فرار می‌کنم از هرچه کوره‌راه به تو..

اگر عذاب کنی باز دوستت دارم
قسم به اشک زلالم، قسم به آه، به تو

عبور می‌کنم از شب که صبح نزدیک است
دوباره می‌رسم ای خالق پگاه به تو


#ف_امجدیان

@raziolhossein
07:04
#مناجات
#امام_حسن_علیه_السلام


سائلی بر لب خود ذکر خدایا دارد
کرمت را دل بیچاره تمنا دارد

تو همان رب کریمی که همه میدانند
با گنهکار گرفتار ، مدارا دارد

ناله عبد گنهکار و نگاه  لطف و
کرم هر شبت ای  یار تماشا دارد

این چه ماهیست که حتی دل آلوده ی من
هوس رفتن تا عرش معلا دارد

دست پر آمده ام ، بار گنه آوردم
چه کسی محضر تو قدرت حاشا دارد ؟!

صید دنیا  نشود نوکر حیدر هرگز
که هوای دل ما را خود مولا دارد

هر که در خانه ی ارباب بیاید مردم
کی بدل واهمه از موج بلایا دارد ؟!!

از نمازم همه دم بوی حسین می آید
چونکه  سجاده ی من تربت اعلا دارد

یاحسن گفته ام و پیش کریم آمده ام
ذکر زیبای حسن معجزِ عیسی دارد
.
.
جان عالم بفدای دل بی تاب حسن
در دلش روضه ی نا خوانده ی زهرا دارد

هر سر موی سفیدش بخداوند قسم
خبر از قصه ی آن کوچه غم ها دارد

کوچه و مادر و مشت و لگدِ آن نامرد
من بمیرم برایش بخدا جا دارد

#حسین_رحمانی


@raziolhossein
3
07:08
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


کتاب زندگی ام رو به فصل پایان رفت
تمام حاصل عُمرم به پای عُصیان رفت

درخت یخ زده‌ی بخت من شکوفه نداد
کجاست میوه‌ی اقبال من ، زمستان رفت!

دوید پشت سر ابرها ، بیابانی
دلِ کویریِ من سوخت ، تا که باران رفت

بیا به اشکِ دمِ مشک من توجه کن
گره به کار گدا بود اگر که گریان رفت

دلیل وضع پریشان من ، پشیمانی‌ست
دلت نسوخت ، پشیمانِ تو پریشان رفت؟!

تقاصِ خیره‌سری را چه سخت پس دادم
مجال دوستی‌ات از کَفَم چه آسان رفت

به داد و قال منِ روسیاه گوش بده
نگو به بنده‌‌ی آلوده‌ ، وقت غُفران رفت

هزار بار ابوحمزه‌ات نجاتم داد
دلم به لطف دعایت به جنگ شیطان رفت

زمان بی کسی‌ام ضامنِ من است رضا
چِقَدر سائل سردرگم‌ات خراسان رفت!

کبوتر حرم طوس را نجف ببرید
خیال پَر زدنم تا دِل شبستان رفت

عجیب میل رطب‌های مرتضی کردم
به سوی نخلِ علی ، قنبری ، شتابان رفت

غروب‌ ، ذکرِ لبِ روزه‌دارهاست : حُـسَـیـن!...
کِشان‌کِشان ، تهِ گودال ، شاه عطشان رفت

لباس پاره‌ی او دست این و آن افتاد
حصیر کهنه در آغوش جسم عریان رفت


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
07:12
#مناجات
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


همان خطای همیشه ، خطای تکراری
چقدر توبه کنم؟ توبه های تکراری

چه ظلم ها که نکردم به خود در این همه سال
جفا به خویش نمودم ، جفای تکراری

از آن چه می گذرد در دلم که با خبری
همان حکایت خوف و رجای تکراری

طمع به رحمت تو اینچنین جسورم کرد
تو را شناخته ام با عطای تکراری

علاج درد مرا چاره کن که بیچاره م
دوباره نسخه بده با دوای تکراری

نمی شود که فرج را جلو بیندازی ؟
تمام عمر که خواندم دعای تکراری

به زندگانی من جان تازه خواهد داد
همین هوای زیارت هوای تکراری

کنار یار نشستن مکرراً خوب است
عطا کنید به من کربلای تکراری

به رفت و آمد سینی چای روضه قسم
حلاوتی ست در این طعم چای تکراری

ببین حسین حسین از لبم نمی اُفتد
نشان عاشقی است این نوای تکراری

به گوش مادر او آشناست هق هق من
فضای روضه پر است از صدای تکراری

دو بار گشت کمک حال سیدالشهدا
حسین بود و همان یک عبای تکراری

دوباره غنچه ی شش ماهه ای که پرپر شد
دلا بسوز به این ماجرای تکراری

تفکر اُمَوی مبتلا به تکرار است
چقدر تیر سه شعبه شبیه مسمار است


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
07:15
#مناجات

 
دلى خسته دارم الهى الهى
ندارم بجز تو پناهى الهى

چگويم برايت چه بودم چه هستم
كه بر حال و روزم گواهى الهى

قنوت و ركوع و سجودم بهانه است
كه يابم به كوى تو راهى الهى

تو كوهى به كاهى ببخشى ولى من
نياورده‌ ام پرّ كاهى الهى

تهيدستم و غير آهى ندارم
ز من آهى از تو نگاهى الهى

(قد افنيتُ فى شِرَّةِ السهو عمرى)*
كنون آمدم عذر خواهى الهى

(اعوذ بك من حلول سخطك)**
الهى الهى الهى الهى

مگر تو ببخشى گناهم وگرنه
«كميل» است و اين روسياهى الهى
 
#کمیل_کاشانی


* فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی
** فرازی از مناجت شعبانیه


@raziolhossein
1
07:16
#مناجات



امیدبندگان تویی الهی
به سوی تو آمده روسیاهی

قبلگه راز و نیازم تویی
با خبر از سوز و گدازم تویی

نیست به جز ذکرتو مطلب من
جواب ده به ذکر یارب من

بار دگر یاور این بنده باش
به بی پناه خود  پناهنده باش 

به بارگاه کرمت رهم ده
دلی به عشق خویش آگهم ده

اگر سیه رو و گناهکارم
دست ز دامن تو بر ندارم

ره به روی بنده ی خود سد مکن
دست تمنای مرا رد مکن

گرچه گناهان کمی ندارم
تاب چنین بار غمی ندارم

خاک دوعالم به سرم ریختم
به دامن لطف تو آویختم

یقینم این است نه شک و تردید
نمی شوم ز درگه تو نومید

جوانیم  رو به سیاهی گذشت
تمام عمرم به تباهی گذشت

با نظری اهل اطاعتم کن
با کرم خویش شفاعتم کن

دل مرا غرق گُل نور کن
ز هرچه غیر خود مرا دور کن

به بنده ات کرامتی دگر کن
مرا به چشم میهمان نظرکن

کن مددی اهل هوس نباشم
غیر تو وابسته به کس نباشم

مرا زعطر صالحان کرم کن
بیا مرا محرم این حرم کن

در حرم رحمت و لطف و وفا
حُجره ی ذکری تو مرا کن عطا

تو ای عزیز همه خوارم مکن
جان علی اهل شرارم مکن

اگرچه مستوجب هرعقابم
مکن به زهرا و علی عذابم

ازاین همه سرکشی وجدایی
شرم چکد زدیده ی «وفایی»


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
ش
16:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 80.8 KB
16:49
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
😢, 24.1 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
ش
22:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1099×1280, 155.0 KB
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


خدیجه در مسیر دین شترها داد بی منت
زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت

#مجید_تال

@raziolhossein
3
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

اسلام جز به مهر تو جانی به تن نداشت
عصمت به غیر نام خدیجه سخن نداشت

آن سالهای سخت اگر با نبی نبود
گوییی سپاه دین علی بت شکن نداشت

جز دامن بهشتی آن مادر شریف
گیتی توان مادر کوثر شدن نداشت

غار حراست چله نشین طعام او
جز او رسول محرم سر و علن نداشت

سرمایه دار اول شهر حجاز بود
اما زمان رحلتش حتی کفن نداشت

زخم زبان شهر به جانش خرید و باز
باکی زجان فشانیش آن شیر زن نداشت

چشم رسول در غم او بارها گریست
گویا به غیر لاله گلی این چمن نداشت

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

 شب گذشته کمی خوب شد سخن می گفت
برایم از خودش از حال خویشتن می گفت

از اینکه سنگ گرفته به معجرش به سرش
و یک به یک همه اش را برای من می گفت

به اهل بیت پیمبر چقدر ایمان داشت
کنار ما سه تن از نور پنج تن می گفت

برایم از همه اموال و مال داشتنش
برایم از کفنی هم نداشتن می گفت

درست مثل کسی که خودش خبر دارد
فقط حسین حسین و حسن حسن می گفت

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال
برایم از پسرم " شاه بی کفن" می گفت
 
بباف دختر من پیرهن برای غریب
به فاطمه ز حسین و ز پیرهن می گفت

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


گذشته از همه و پشت شوهرش ما
نده
پیمبرانه به پای پیمبرش ما
نده

درست!سوره ی نسل خدیجه کوتاه
ست
ولی ادامه آیات کوثرش مانده

نه داستان خدیجه ادامه خواهد دا
شت
هنوز سوختن خانه و درش مان
ده

به فرض اینکه شکستند دست زهرا ر
ا
هنوز بستن دستان همسرش مانده


نه ماجرا به همین روی سکه ختم نشد

خدیجه روضه بخوان روی دیگرش مانده

حسین لحظه ی آخر به فکر رفتن بود
ولی هنوز وصایای مادرش مانده

دلیل داشت صدای زنی ز خیمه رسید
رباب خواست بگوید که اصغرش مانده

سه شعبه آمد و در خیمه دختری میگفت
ببین سکینه که چیزی ز حنجرش مانده

گذشت و عمه سادات دید مردی را
ک
ه رد پای سری روی خنجرش مانده

رسید کار به جایی که روضه خوان غش کرد
خد
یجه روضه بخوان خط آخرش مانده

هنو
ز باقی نسل خدیجه در راه ست
هنوز
منتقم آل حیدرش مانده

#امیرحسین_آکار

@raziolhossein
1
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


ای خانه ی تو مطلع الانوار خدیجه
آرام دل احمد مختار خدیجه

شوی تو پیمبر گل دامان تو زهرا
داماد شما حیدر کرار خدیجه

هم مادر زهرا و هم ام الموءمنینی
نازند به تو عترت اطهار خدیجه

فرموده پیمبر که به اسلام از اول
شد مال تو و تیغ علی یار خدیجه

جبریل رسانده ز خداوند سلامت
الحق که بود بر تو سزاوار خدیجه

زهرای توافتاده میان در و دیوار
باز آ که شوی فاطمه رایارخدیجه

ازضرب لگدفاطمه افتاده به بستر
اسما شده جای توپرستارخدیجه

مادر تو دعا کن پسرت از سفر آید
آن منتقم عصمت دادار خدیجه

#محمدعلی_قاسمی_خادم


@raziolhossein
2
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

ما سائل لطف فراوان خدیجه
از کودکی خوردیم از نان خدیجه

در راه دین داده همه دار و ندارش
اسلام شد مدیون احسان خدیجه

خرج مسلمانی ما هستی او شد
پس هر چه ما داریم قربان خدیجه

در راه اهل بیت هر کس خرج کرده
فردای محشر هست مهمان خدیجه

جور دگر شد دستگیر ما پیمبر
هر جا قسم خوردیم بر جان خدیجه

شکر خدا هستیم امشب روضه خوانش
شکر خدا هستیم گریان خدیجه

دلشوره دارد یاد فرداهای زهرا
ابر بهاری گشت چشمان خدیجه

انگار دیده آتش و دیوار و در را
غم های زهرا برده سامان خدیجه

ای وای از روزی که با پهلوی زخمی
زهرا شود در عرش مهمان خدیجه

نیمه شبی در خانه خولی نامرد
صد پاره می گردد گریبان خدیجه

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم
آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم

سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمی خرم
نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم

بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم
دانهء عشق کاشتم، در قفست رها شدم

با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه ایست
با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم

ای که ملول می‌شوی از نفس فرشته‌ها
باور من نمی شود، همنفس خدا شدم

سفرهء دل برای من، باز کن آیه ای بخوان
حرف بزن که مَحرمِ زمزمهء حرا شدم

قطرهء من فرات شد، ذرّه ام آفتاب شد
پیش تو سیّدالبشر، سیّدة النّسا شدم

پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته ایم
تو همه مقتدا شدی، من همه اقتدا شدم

من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل
مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم

لحظه آخرین غزل، ترس ندارم از اجل
پیرهن تو در بغل، با تو دوباره «ما» شدم


#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
1
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

بخوان خدای نبی را بخوان خدای خدیجه
که سفره های سحرهاست از دعای خدیجه
بگیر درس وفا را هم از وفای خدیجه

سزاست اینکه بگوئیم از صفای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

خدیجه همسر طاها خدیجه مادر زهرا
خدیجه بانوی والا خدیجه شیعهٔ مولا
خدیجه قبلهٔ دلها خدیجه کعبهٔ جانها

رواست اینکه بریزیم جان بپای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

هر آنچه داشت خدیجه فدای دین خدا کرد
تمام هستیِ خود را نثار آل عبا کرد
به غیر عشقِ پیمبر هر آنچه بود رها کرد

خوش آنکه درس بگیرد ز ماجرای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

کسی که نزدِ مقامش رسد فرشته به تعظیم
به حصر و شِعب و جفا و بلا و فِتنه و تحریم
نکرد شِکوه ز سختی، نداشت از عدویش،بیم

و در محاصره نشنید کس صدای خدیجه
منم گداى خديجه شوم فداى خديجه

اَمان ز درد فراق و اَمان ز روز جدایی
چه مادری که ز غمهای دختر است فدایی
بپای فاطمه اَش ریخت هر چه داشت،خدایی

نثار فاطمه، بارانِ گریه های خدیجه
منم گداى خديجه شوم فداى خديجه

کنار بستر مادر اَمان ز گریهٔ دختر
حدیث بیت پیمبر کجا و خانهٔ حیدر
گریزِ روضهٔ مادر رسد به روضهٔ دختر

و چند مرحله خالیست باز جای خدیجه
منم گداى خديجه شوم فداى خديجه

نه در عروسیِ دختر، کنار فاطمه،مادر
نه پشت دربِ حرم، همجوارِ فاطمه،مادر
نه دید،روی زمین،وضعِ بارِ فاطمه،مادر

شد انتهای غمش همچو ابتدای خدیجه
منم گداى خديجه شوم فداى خديجه

به احترام وفاتش که چند تا کفن آمد
اگر چه پنج کفن بود، لیک،تا حسن آمد
کفن برای همه،جز برای بی کفن آمد

شروعِ کرب و بلا بود کربلای خدیجه
منم گداى خديجه شوم فداى خديجه

نرفته است به غارت هنوز معجر زینب
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب

و بر حسین بگِرییم پا به پای خدیجه
منم گداى خديجه شوم فداى خديجه


@raziolhossein
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین
#دوبیتی

نگاهت از غمی جانکاه می گفت
ز صدها داغ با هر آه می گفت

میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» می گفت

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

به خدا بعد عروج تو پرم مى سوزد
مادر من،تو نباشى، جگرم مى سوزد

امنیّت داشتن ما همه از یُمن تو بود
خانه با رفتن تو در نظرم می سوزد

چه کنم با غم فقدان تو که می دانم
بی تو قلب من و قلب پدرم می سوزد

خواستی تاکه عبایش کفنت باشد و آه
این خبر را به پیمبر -ببرم می سوزد

همه دارایی تو خرجِ در اسلام شده
پای بخشندگی ات دست کرم میسوزد

میروی نیستی آن روز ببینی که چطور
سرم آن لحظه که درپشت درم-میسوزد

شعله آن قدر زیاد ست در آن هنگامه
از نفس های پر آهم پسرم می سوزد
...
سال ها می گذرد؛؛ کرببلا وقت غروب
با همین شعله دل اهل حرم می سوزد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین
#دوبیتی

نبوت را نگینی یا خدیجه
شفاعت آفرینی یا خدیجه

برایم مادری کن روز محشر
تو اُم المؤمنینی یا خدیجه


تو داری آنچنان حق عظیمی
که در ایمان و دین ما سهیمی

نه تنها دخترت! بعد از تو دیدند
مسلمانان همه داغ یتیمی


نگاهت از غمی جانکاه می گفت
ز صدها داغ با هر آه می گفت

میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» می گفت

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


به روی زندگی خویش پا گذاشته است
قریش را به خداوند وا گذاشته است

از آن زمان که مسلمان شده است جانش را
دراختیار رسول خدا گذاشته است

اگر چه سنگ به احمد زدند اما او
به زخمهای پیمبر دوا گذاشته است

قد خدیجه به پای پیمبرش خم شد
اگر که دست به روی عصا گذاشته است

دعا نکرد برای خودش دعایش را
برای خانه همسایه ها گذاشته است

تمام روز برای فقیر نان می پخت
چقدر وقت برای گدا گذاشته است

کریمه بود و کرم داشت و کرامت را
برای ایل و تبارش بجا گذاشته است

خدا چه دید در این زن که نام پاکش را
خدیجه مادر خیر النسا گذاشته است

مقدمات عروسی فاطمه با اوست
کنار رخت عروسی حنا گذاشته است

خدا اجازه نداده است بی کفن باشد
برای دفن خدیجه عبا گذاشته است

#آرش_براری


@raziolhossein
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


بیخود نبی برای کسی پا نمی شود
بیجا محبتت به دلش جا نمی شود

تو مادر زلال ترین ها خدیجه ای
با هیچ واژه اسم تو معنا نمی شود

از درک جایگاه تو این سینه عاجز است
این کاسه ها به وسعت دریا نمی شود

مال و منال داشتن تو بهانه بود
قدر وفای تو که به اینها نمی شود

هر همسری که همدم و غمخوار و یار نیست
هر مادری که مادر زهرا نمی شود

این الخدیجه گفت نبی تا نشان دهد
حتی کسی شبیه تو پیدا نمی شود

چندین کفن برای تو آماده می شود
میخواستم که بگذرم اما نمی شود

گویا کسی به فکر کفن نیست کربلا
مادر بزرگ جای تو خالی ست کربلا

#حسین_صیامی

@raziolhossein
👍 1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

ای نور در شب تار یا حضرت خدیجه
مهر سپهر دوار یا حضرت خدیجه

بر تو سلام جبریل بر تو سلام احمد
بر تو سلام دادار یا حضرت خدیجه

ای بانوی بهشتی از دامن زلالت
کوثر شده پدیدار یا حضرت خدیجه

در مادران امت آن گوهری که خاتم
یاد تو بود بسیار یا حضرت خدیجه

مکه گواه باشد در یتیم او را
تنها تویی خریدار یا حضرت خدیجه

غار حرا چهل شب طعم محبتت را
بر لب نمود اظهار یا حضرت خدیجه

پیراهن گل سرخ جای کفن به تن کن
ای روح سبز گلزار یا حضرت خدیجه

سالی که رخت بستی کعبه شده سیه پوش
مکه شده عزادار یا حضرت خدیجه

نوحه سرا علی و افلاک سینه زن شد
چشم نبی است خونبار یا حضرت خدیجه

جای تو بود خالی شد دختر تو مادر
در بین درب و دیوار یا حضرت خدیجه

جای تو بود خالی که فضه را صدا زد
خون ریخت چشم مسمار یا حضرت خدیجه

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


جز نوای عشق هرگز نیست شوری در سرش
او که سرتا پا شده محو صفات دلبرش

شد مسلمانِ نگاه رحمه للعالمین
قبل از آنیکه بخواند آیه ای پیغمبرش

شان او بنگر، سلام از ذات حق می آورَد
تا که از معراج می آید به خانه همسرش

هرچه زن های عرب زخم زبانش میزدند
بیشتر از قبل ها میشد به احمد باورش

میرود اسلام تا اوج آن زمان که میشود
ثروت بانو و تیغ مرتضی بال و پرش

اشهد انَّ علی را گفته چون قبل از غدیر
اسوه ی عالم شد ایمان ولایت محورش

پاک تر از او نبوده پس خدا میخواسته
پرورش یابَد درآغوش خدیجه کوثرش

مادر زهراست ام المومنین، شاعر بگو
کوری چشم تمام دشمنان ابترش

تا قیامت زیر دین مادری هستیم که
مادری کرده برای اهل عالم دخترش

#احمدجوادنوآبادی

@raziolhossein
1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


تا زنده بود از رخ احمد غبار ریخت
هر لحظه بر خزان غم او بهار ریخت

باران هر تبسم او قلع و قمع کرد
هر آتشی که صاعقهٔ روزگار ریخت

با دست جبر ، مادر زهرا لقب گرفت
پای نبی که ثروتِ بااختیار ریخت

در هر نبرد ، ذکر لبش یا خدیجه بود
برقی که از لب دو دم ذوالفقار ریخت

آن قدر ذکر خیر برای رسول شد
تیری به چشم دختر اهل فرار ریخت

محصول اوست اشک فراقی که سالها
زاری کنان به چهرهٔ چشم انتظار ریخت

مدیون روضه های پسرهای فاطمه است
هر رحمتی که بر سر هر روزه دار ریخت

#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
2
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


سلام ما به تو ای مادر بهشت رسول
که پرورش به روی دامن تو یافت بتول

ملائک‌اند به مدحت در آسمان مشغول
امین وحی حقت کرده بر سلام نزول

سـلام ذات خـداوند و چارده معصوم
به تو که بوده مقامت همیشه نامعلوم

درود باد به روح و سلام بر تن تو
حجاب نور و دعای رسول، جوشن تو

بهشت وحی خداوندگار، گلشن تو
محیط پرورش فاطمه است دامن تو

به جز تو در غم و اندوه، یار احمد کیست؟
به غیـر تـو صـدف گوهـر محمّد کیست؟

خدای را به خدا لایق درودی تو
به یاری نبی آغوش خود گشودی تو

دل از رسول خدا همچنان ربودی تو
تمام لشکر ختم رسل تو بودی تو

تو سینه را سپر سنگ دشمنان کردی
به حفظ جـان محمّد نثار جان کردی

تو بهترین زن روی زمینی ای مادر
تو در جلال، جلال‌آفرینی ای مادر

تو مام همسر حبل‌المتینی‌ ای مادر
تو مادر همه مؤمنینی ای مادر

گل رسول خدایی و گل کجا تو کجا؟
زنـان دیگـر ختم رسل کجا تو کجا؟

تو آسمان فروزان یازده قمری
تو از زنان همه انبیا به رتبه‌ سری

هرآنچه وصف تو خوبان کنند خوب‌تری
زنان ختم رسل دیگرند و تو دگری

مگـر نگفت نبـی بیـن همسـرانش بسـی
که بهر من چو خدیجه نبود و نیست کسی


به جز خدا و نبی مدح تو نشاید گفت
تـو را چـو فاطمـه ام‌الائمه باید گفت

تو مادر همه سادات عالمی بانو!
تو نور چشم رسول مکرمی بانو!

تو به ز هاجر و سارا و مریمی بانو!
دوازده گهر نور را یمی بانو!

خدای را به دعا و نیاز می‌خواندی
نزول وحی نبود و نماز می‌خواندی

سلام بر تو و اشک و دعا و زمزمه‌ات
سلام بر تو و روح بلند فاطمه‌ات

فروغ وحی عیان بود از مکالمه‌ات
هزار عایشه کم از کنیز خادمه‌ات

همیشه شیفته خصلت و صفاتت بود
که سال حزن رسول خدا وفاتت بود

هنوز بوی خدا می‌دمد ز پیرهنت
دمی که روح تو پرواز کرد از بدنت

زهی جلال سلام خدا به جان و تنت
که از بهشت فرستاد ذات حق، کفنت

گرفتـم آنکـه ز کوثـر دهـان خود شویم
مرا چه زهره که اوصاف چون تو را گویم

وفات تو نبود کم ز صبح میلادت
سلام بر تو و آباء پاک و اولادت

به شأن تو که بود رتبه خدادادت
همین بس است که مولا علی‌ست دامادت

امین وحی، سلامت به احمد آورده
که جز تو فاطمه را بر محمد آورده؟

که جز تو آورد از بهر مصطفی زهرا؟
که جز تو دختر او هست زینب‌کبری؟

که جز تو قابله‌اش بوده مریم عذرا؟
که جز تو شد سپر جان خواج? دوسرا؟

تویی که در رحمت فاطمه سخن می‌گفت
سخـن ز سـر خداونـد ذوالمنـن می‌گفت

به آن خدا که جهان وجود را آراست
به آن علی که پس از مصطفی به ما مولاست

به فاطمه که به غیر از خدا ندید و نخواست
که زائر تو همان زائر رسول خداست

چو در ثنای تو گیرد به دست خویش، قلم
ز خـود گذشتـه و پـرواز می‌کند «میثم»

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


به سیم و زر چه حاجت بود؟! از اینها فراتر داشت
پر از خورشید بود آری نگاهی کیمیاگر داشت

زنان از بی حجابی ها سر تسلیم افکنده....
ولی کنز الحیا از چادر خود تاج بر سر داشت

بزرگان عرب رایک به یک دیروز پس میزد
که این دوشیزه فکر خواستگاری از پیمبر داشت

زمانی که همه خورشید را تکذیب میکردند
خدیجه، چشم های مصطفی را خوب باور داشت

میان قوم خود شان و مقام او فراوان بود
ولیکن با پیمبر عزتی چندین برابر داشت

نبی افلاک را می دید از غار حرا اما
جهان مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت

نماز اولش را با علی پشت پیمبر خواند
شکوه این سه تن باهم هزار الله اکبر داشت

کنار مرتضی دین خدا را حفظ میکرده
که مالش نسبت همشیرگی با تیغ حیدر داشت

دوبازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند
خدیجه چون علی را داشت درواقع برادر داشت

لبالب بود از قران و آن روزی که مادر شد
به جای طفل در آغوش خود آیات کوثر داشت

همینجا میشود بر پاکی دامان او پی برد
فقط این زن وجودی لایق زهرای اطهر داشت

علی داماد او شد کاش بود آن روز را می دید
که زهرا در نبود مادر خود دیده ای تر داشت

خدیجه در مسیر دین شترها داد بی منت
زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت

حسن روز جمل بی شک به یاد مادرش افتاد
به یاد خاطراتی که مروری زجر آور داشت

کمک میخواست پشت در صدا زد خادم خود را
فدای فضه اما فاطمه ای کاش مادر داشت...

#مجید_تال

@raziolhossein
1 👍 1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

از اهل مکه کینه ی بسیار دیده ای
هم شانه با پیمبرت ازار دیده ای

در بذل جان و مال خودت کم نزاشتی
در راه دین اهانت اغیار دیده ای

زخم زبان به حد فراوان شنیده ای
جان مرا همیشه گرفتار دیده ای

با این وجود خانه ی تو بیت امن بود
در بین خانه حمله ی کفار دیده ای؟

همسایه از صدای تو شاکی نمی شود
زخم زبان به مرد عزادار دیده ای؟

از دوستان کنایه به جانت خریده ای؟
لبخند زهردار به بیمار دیده ای؟

اتش به جای تسلیت ایا شنیده ای؟
حوریه بین یک در و دیوار دیده ای؟

وقتی که غنچه ی تو زمان رسیدن است
جای کمک حرارت مسمار دیده ای؟


#حسن_کردی

@raziolhossein
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


سرلوحه ايمان وامان است خديجه
سرمشق ره حق طلبان است خديجه

بانوي حرمخانه وحي نبوي اوست
درچشم نبي گوهر جان است خديجه

گنجينه پُرگوهر تقوا و شرافت
آئينه توحيد نشان است خديجه

سرچشمه فضل وكرم وبخشش واحسان
برجمله ايثارگران است خديجه

سرسبزترين سرو سرافراز فضيلت
درفصل بهاران وخزان است خديجه

درگلشن ارزنده توحيد پرستي
چون كوثرجوشنده روان است خديجه

گرفاطمه اش بانوي زن هاي بهشتي است
نوردل گل های جنان است خديجه

پيداست شب آخرعمرش ، ز نگاهش
برفاطمه خود نگران است خديجه

درحسرت بي مادري فاطمه خويش
آزرده دل و اشك فشان است خديجه

آمد كفن ازسوي خداوند برايش
محبوب خداوند جهان است خديجه

قدرش به خدا هيچ نيايد ز "وفایی"
زيرا كه فراتر ز بيان است خديجه

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


حیا در چشمهایش بود غیرت داشت همت داشت
چنان آسیه و هاجر چنان مریم نجابت داشت

لباس کهنه میپوشید روی خاک میخوابید
تماما خرج دین میکرد هرچه مال و مکنت داشت

تجارتخانه های مکه از اموال او پر بود
ولی او با خدای خود فقط میل تجارت داشت

بجای مرغ بریان دانه ی خرما غذایش بود
به رعیت ها شباهت داشت ان بانو که رعیت داشت

وجودش را فدای راه حق میکرد بی وقفه
برایش پیشرفت دین همیشه ارجحیت داشت


گواهی میدهد شعب ابیطالب به ایثارش
گواهی میدهد این شیربانو استقامت داشت

چه ایمانی چه اخلاصی که بین بستر مرگش
خدیجه از رسول الله احساس خجالت داشت

کفن برتن نکرد و با لباس پاره ای پر زد
عجب این لحظه آخر به اربابم شباهت داشت

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
1 👍 1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


مادری پر غصه و درد آشنا دلواپس است
عزم رفتن کرده تا سمت خدا دلواپس است

مادری افتاده در بستر به حال احتضار
دختری کوچک شده غرق دعا، دلواپس است

بر لبش امن یجیب و دیده هایش غرق اشک
ترس دارد که نگیرد او شفا، دلواپس است

دخترش خورده زمین امروز تعبیرش بد است
از عبور نیلی اش در کوچه ها دلواپس است

شور افتاده دلش چون خواب دیده نیمه شب
گوهرش افتاده زیر دست و پا، دلواپس است

او که در شعب ابیطالب همیشه تشنه بود
تشنه، یاد تشنۀ کرببلا دلواپس است

او که مرهم روی زخم سنگ ها بگذاشته
خوب می فهمد هجوم سنگ را، دلواپس است

من یقین دارم که او بین کفن ها گریه کرد
بر شهید بی کفن، بر بوریا دلواپس است

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


سلام از طرف حیّ ذوالجلال خدیجه
به عصمت و شرف و عفت و کمال خدیجه

بگو به دخت فلان و فلان که گفت پیمبر
برای من نشود هیچ کس مثال خدیجه

نبود پرچم اسلام پایدار و سرافراز
بدون تیغ علی و بدون مال خدیجه

خودش مهریه اش داد تا رسد به محمد
شنیدنی است عجب قصه وصال خدیجه

چه شوهری ، چه زنی ، بَه چه دختری و چه نسلی
خوشا به حال پیمبر خوشا به حال خدیجه

چه اهلبیت خدیجه چه اهلبیت پیمبر
بگو که صلّ علی احمد و آل خدیجه

تمام هستی خود داد ( لِرّسول و لِلّله )
کفن چگونه نیاید( مِنَ السما لِخدیجه )

تو ای حبیبه داور مرو ز پیش پیمبر
که تازه دختر تو هست پنج ساله خدیجه

تو نیستی که ببینی به کوچه های مدینه
زنند فاطمه را بهر یک قباله خدیجه

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


ای سلام آورده جبریل از خداوندت، سلام
وی محمّد برده نامت را به لب با احترام

همسر و همسنگر و همگام با خیرالانام
سایه‌ات تا صبح محشر بر سر دین مستدام

ای شده وقف خداوند تعالی هست تو
وی تمام هستی خالق به روی دست تو

پاک‌تر از پردۀ بیت الهی دامنت
خلعت زیبای اُم‌المؤمنینی بر تنت

بوی عطر عصمت مریم دهد پیراهنت
نقش لبخند نبی در «یا محمّد» گفتنت

کیست تا مثل تو بانو کُفو طاهایش کنند؟
کفـو طاهـا، مـادر ام ابیهـاش کنند؟

این بوَد شأنت که حق روح مطهر خوانَدت
می‌سزد پیغمبر اسلام، همسر خواندت

نی عجب گر حیدر کرار، مادر خواندت
یا که جبریل امین زهرای دیگر خواندت

بین امت با وجود آن همه نعت و سپاس
ناشناسی ناشناسی ناشناسی ناشناس

ذات حق، دانندۀ اسرار داند کیستی
هر که هستی احمد مختار داند کیستی

بعد احمد، حیدر کرار داند کیستی
فاطمه، آن عصمت دادار داند کیستی

ای درود آفرینش بر تو و بر شوهرت
وی سلام الله بر دامان زهرا پرورت


در مقام زن ولی مردانگی قانون توست
تا قیامت هر کجا مؤمن بوَد، ممنون توست

بردباری، صبر، دینداری همه مرهون توست
هر که از اسلام دارد بهره‌ای، مدیون توست

مصطفی زآغاز، یاری جزتو وحیدر نداشت
در مقام و منزلت مانند تو همسر نداشت

این سه اصل آمد از اول باعث ترویج دین
هست تو، خُلق نبی، تیغ امیرالمؤمنین

از تمام هست خود یکسر فشاندی آستین
راستی این است در اسلام، دین راستین

با علی همگام در احیای قرآن بوده‌ای
پیشتر از بعثت احمد مسلمان بوده‌ای


مؤمنین از چون تو مادر تا قیامت سرفراز
مسلمین آرند بر خاک درت روی نیاز

بر تو می‌بالد محمّد، بر تو می‌نازد حجاز
با محمّد خوانده‌ای پیش از شب بعثت، نماز

مـادر زهرا سلام الله بر جان و تنت
یازده خورشید سر زد از سپهر دامنت


کرد در ماه خدا روح تو پرواز از بدن
گشت مهمان در جوار قرب حی ذوالمنن

بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن
جامۀ ختم رسالت شد بر اندامت کفن

گشت عام الحزن بر ختم رسل، سال غمت
شد روان از دیده‌اش بر چهره اشک ماتمت

ای در امواج بلاها با محمّد رهسپر
در هجوم سنگ‌ها جان محمّد را سپر

بر محمّد از همه زن‌های عالم خوب‌تر
مصطفی را سوز داغت ماند عمری بر جگر

بارها زین غصه چشم سید بطحا گریست
بلکه در شـام زفاف حیدر و زهرا گریست

مابه توگریان، تورا لب درجنان پر خنده باد
همچوجان درقلب یاران خاطراتت زنده باد

شوکت و جاه و جلال و عزتت پاینده باد
منطقت تا حشر بر بوجهل‌ها کوبنده باد

جان شیرین محمّددرلب خندان توست
میوه‌های نخل«میثم» مدح فرزندان توست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
22:05
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین
#رباعی

در بين ملائک از تو نام آورده‌ست
نام از تو شکوه ناتمام آورده‌ست

هر بار که آمده‌ست از سوی خدا
جبريل، به محضرت سلام آورده‌ست

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
2
27 February 2026
ش
00:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


پس از تو دخترت همدم ندارد
به شانه غیر بار غم ندارد
اگر چه در برم باباست اما
غم بی مادری مرهم ندارد

پس از تو با غریبی خو بگیرم
به خانه دست بر پهلو بگیرم
چنان نامحرمم سیلی زند که
دگر از شوهرم هم رو بگیرم

کنارم ناله بهرت میزد اسماء
شرار غم ز جانش خیزد اسماء
برو مادر که وقت غسل من آب
به جایت بر تنم میریزد اسماء

پس از تو سهم من آزار گردد
گلت پرپر ز نیش خار گردد
برو تا که نبینی سینه ام را
که زخم از تیزی مسمار گردد

همیشه در کنارم بودی ای کاش
به وقت اظطرارم بودی ای کاش
دمی که پشت در با ضربه پا
زمین افتاد بارم بودی ای کاش

#علی_سلطانی

@raziolhossein
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

بانوی صبح هستی و خورشید دیگری
خاتون آب هستی و پاک و مطهری

آری به اتنخاب خدا و گواه او
تنها تویی که لایق عشق پیمبری

در دامن تو مادر عالم سه ساله شد
شایسته از مقام تو شد شأن مادری

گرد و غبار راه تو معراج جبرئیل
تفسیر واژه واژه ی آیات کوثری

بانو شنیده ام که وخیم است حال تو
در کنج خانه گشته ای از غصه بستری

گرچه کتا ب زندگی ات رو به آخر است
شأن عیادت از تو مقام پیمبر است

وقتش شده که دختر خود را صدا کنی
بر روی نازدانه ات آغوش وا کنی

وقتش شده که شانه به گیسوی او زنی
با یک دو بوسه درد دلش را دواکنی

باید دو گوشواره خود را به او دهی
تا هدیه عروسی او را ادا کنی

چیزی به عمر خود ز پیمبر نخواستی
وقتش شده از او طلب یک عبا کنی

از عرش پنج تا کفن آمد برای تو
خوب است پنجمین کفنش را سوا کنی

رفتی و داغ تو به دلش کوه غم گذاشت
غصه شروع شد که دگر مادری نداشت

مادر نداشت حرف دلش را به او زند
حرف از غمی که مانده میان گلو زند

مادر نداشت در شب جشن عروسی اش
تا حرف دخترانه خود را به او زند

مادر نداشت پشت در او را صدا کند
ناچار شد به خادمه خویش رو زند

پیراهنش گرفت به مسمار و پاره شد
مادر نداشت پیرهنش را رفو زند

مادر نداشت زخم تنش را نشان دهد
با یک نفر دم از غم راز مگو زند

زهرا که رفت نوبت زینب دگر رسید
او میدوید و قاتل ارباب می دوید

#موسی_علمیرادی

@raziolhossein
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

خدیجه بذل کند مال و حق دهد کفنش
حسین جان دهد و می‌برند پیرهنش

بلی که پنج کفن را به شش نفر ندهند
حسین می گذرد بهر مادر از کفنش

#معنی_زنجانی
#محمد_سهرابی

@raziolhossein
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


رفتی و مثل من آزار ندیدی مادر
غربت و بی کسی یار ندیدی مادر

مردم کافر این شهر به تو بد کردند
بدتر از مشرک و کفار ندیدی مادر

مثل من خانه و کاشانه ات آتش نزدند
مثل من سُرخی مسمار ندیدی مادر

بین یک مشت عدو دست به گردن بسته
شوهرت را تو گرفتار ندیدی مادر

طعنه و زخم زبان گرچه شنیدی اما
تو فشار در و دیوار ندیدی مادر

روز آخر که رخ فاطمه ات را دیدی
جای یک پنجه به رخسار ندیدی مادر

.......

زبانحال حضرت زینب با مادر

سینه و پهلو و دست تو شکستند ولی
تو دگر مجلس اغیار ندیدی مادر

روضه های من و تو مثل هم استند ولی
کوچه دیدی تو و بازار ندیدی مادر

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 1
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


از غصه های تو نفس آسمان گرفت
در ماتم تو حال دل عاشقان گرفت

ای باغ و بوستان پیمبر! نگاه کن
رو به خزان شدی و دل باغبان گرفت

بانو! بمان که پشت و پناه نبوتی
تو سوختی که شمع رسالت توان گرفت

تا پای مرگ رفت پیمبر هزار بار
هر بار هم به لطف نگاه تو جان گرفت

تنها تویی که عشق محمد شدی و بس
دلداده ی تو بود و دل از دیگران گرفت

آنقدر گریه کرده ای از ترس قبر که
جسم تو را عبای نبی در میان گرفت

گفتم عبا چرا غزلم روضه خوان شده؟
زهرا رسید و با غزل من زبان گرفت _

ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین
ای وای بی عبایی و بی پیرهن حسین

شکر خدا که قسمت تو یک عبا شده
مادر! حسین من کفنش بوریا شده

زهراست روضه خوان و خدیجه است گریه کن
آرام چشم تر شده را بست گریه کن

می سوخت در حرارت دستان فاطمه
گفت ای رسول! جان تو و جان فاطمه

زنهای این قبیله همه بد تر از همند
دلسوزهای فاطمه در بینشان کمند

می ترسم از کنایه و زخم زبانشان
مردانشان، که پست ترند از زنانشان

می ترسم ابر تیره بیفتد به روی ماه
زهرای من تحمل سیلی ندارد آه

برگ گل است مثل نسیم است دخترم
نگذار حس کند که یتیم است دخترم

در عمر خویش هرچه بلا بود دیده ام
جانانه جور فاطمه را هم کشیده ام

نگذار حال و روز گلم مثل من شود
دیگر مباد قسمت او سوختن شود!

چون چاره نیست می روم و می گذارمش
بعد خدا و تو به علی می سپارمش

#داود_رحیمی

@raziolhossein
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


ميان غربت دستان مکه سر بر کرد
مُحمّد عربى، مکه را منوّر کرد

پس از گذشت چهل سال آن امين خدا
شروع امر رسالت به حکم داور کرد

به گوش هوش چو کس، آيه‌اى از او بشنيد
خداى را به تمام وجود باور کرد

يتيم مکه گر از مال، بهره‌مند نبود
خدا محمد را با خديجه همسر کرد

عفاف و پاکى آن بى‌نظير مادر دهر
دل رسول خداوند را مسخّر کرد

شگفت واقعه‌اى بود اين نکو پيوند
خداى عشق مه و مهر را برابر کرد

خديجه‌اى که در او نور فاطمه تابيد
همو که آمدنش خاک را معطّر کرد

بدان که آمدن فاطمه عنايت بود
که بر تمام جهان کردگار اکبر کرد

خدا به پاس گذشتى که در ره دين داشت
خديجه را به زنان قريش سرور کرد

چه رنج‌ها که به جانش خريد بهر خدا
چه خدمتى که به دين آن بلند اختر کرد

تمام هستى خود را به پاى احمد ريخت
خدا براى خديجه چنين مقدّر کرد

اگر که مهر محمّد نبود در دل او
چگونه آن همه اندوه و درد را سر کرد

به سوى حق شد و سر در نقاب خاک کشيد
دل رسول خدا را بسى مکدّر کرد

همان عبا که پيمبر در آن تهجّد داشت
خديجه موقع لبّيک دوست در بر کرد

درود و رحمت خاصان، «خروش»، بر او باد!
که هر چه داشت فدا در ره پيمبر کرد

#عباس_شاهزیدی #خروش

@raziolhossein
1
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


بوی جدایی آید از بستر خدیجه
شد بسته کم کم امشب چشم تر خدیجه

از پا فتاده است و دست از جهان بشوید
راز مگوی خود را با دخترش بگوید

گرچه دلش پر ازخون چون لاله‌های صحراست
تا لحظه‌های آخر چشمش به سوی زهراست

ای دخترم بیا و بنشین تو در کنارم
ای روی تو بهارم من جز تو کس ندارم

در سینه تو ای کاش اندوه و غم نباشد
مانند عمر گلها عمر تو کم نباشد

@raziolhossein
00:29
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین
#دوبیتی

دنیا به شما چه بی وفاشد آخر
پاداش شما چه طعنه ها شد آخر

سهم کفن شما بهشتی...اما...
سهم "نوه ی" تو بوریا شد آخر

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


آنشب از دیده ی گردون به زمین خون میریخت
اشک از داغ خدیجه همه گردون میریخت
اشک نه ، خون ز دو چشم همه بیرون میریخت
جان بلب لیلی و خون دیده ی مجنون میریخت
.
چشم پیغمبر و زهرا و علی گریان بود
فاطمه بر سر و بر سینه زنان حیران بود
.
مونس و همدم تنهائی طاها میرفت
حوریه از بر انسیه ی حورا میرفت
همرهش جان ز تن احمد و زهرا میرفت
مادر مادر سادات ز دنیا میرفت
.
روح نستوه ، تهی خواست کند غالب را
ماتمی تازه دهد شعب ابی طالب را
.
آشنای همه مظلوم و غریبانه رود
با لب تشنه ، گرسنه ، چه فقیرانه رود
صاحب گنج ، فقیرانه ز ویرانه رود
آب شد شمع و گل افسرد که پروانه رود
.
اولین بانوی اسلام شب آخر خود
گریه میکرد به زهرا و به پیغمبر خود
.
گریه میکرد به بی مادری زهرایش
گریه بر ماتم امروز و غم فردایش
غوطه ور بود به دریای مصیبتهایش
گوئیا میشنود ناله ی وا اُمایش
.
گوئیا فاطمه را در پس در می دیده
با رخ نیلی و دستی به کمر می دیده
.
نکند دختر خود زار و حزین دید آنشب
یا که با قد خم و قلب غمین دید آنشب
یا که گرگی سر راهش به کمین دید آنشب
نکند فاطمه را نقش زمین دید آنشب
.
تا نفس داشت اگر غصه ی او خورده رواست
از تماشای یکی زانهمه گر مرده رواست
.
خوب شد رفت و دگر بیشتر آزار ندید
دلش آرام گرفت و غم دلدار ندید
اشک گل دید ولی غارت گلزار ندید
گل خود پرپر و بین در و دیوار ندید

بود و می دید اگر صورت زهراش کبود
زینبش شاهد جان دادن دو مادر بود

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


زن است روح منزه , زن است جان مصفّا
به شرط آن که ملبس بود به جامه تقوا

زن است منبع الهام در بلوغ هنرها
زن است آیت اکرام در صحیفه دلها

زن است بارش رحمت به کشتزار طبیعت
زن است پرتو الطاف حق به ظلمت عمیا

زن است روح نموّ گل سلاله آدم
زن است فیض بهاران به باغ طینت حوّا

زن است زینت هستی زن است زیور خلقت
زن است در فلک زندگی چو مشعل بیضا

زن از مواهب غیبی است در طبیعت امکان
زن از شمائم علوی است در صحیفه غبرا

زن است یار و مددکار مرد , وقت شدائد
زن است یاور و غمخوار شوی , وقت بلایا

بهین عطیه حق است زن بعالم هستی
علی الخصوص زنی همچنان خدیجه کبرا

زنی که گوی سبق برده از فحول به همت
زنی که نادره ماسوا بود به سجایا

چراغ بیت نبوت به ماه چهره تابان
صفای باغ رسالت به سرو قامت رعنا

زنی که بود کنارش امان مامن هستی
زنی که بود سرایش ملاذ ملجاء دنیا

پی رواج شریعت به منتهای مناعت
نثار کرد به پای نبی طلا و مطلّا

زهی ز عزّ زنی کاوّلین ترانه وحی اش
طنین فکند به ماوا و سرکشید از آنجا

همه شدائد دعوت همه مصائب امت
ز لطف او به نبی بود جمله شهد و مهنا

کسی نبود حمایت کند زنفس رسالت
به جز خدیجه که بودش انیس , با تن تنها

تبارک الله از این قدرت و شهامت و شوکت
زنی و این همه شان و جلال و همت والا ؟!

رسول پشت و پناه همه عوالم امکان
خدیجه پشت و پناه رسول از همه دنیا

سخن چگونه توان گفت در مدیحت آن زن
که هست همسر خیرالانام و مادر زهرا

برفت و دیده احمد گریست در غم هجرش
نه مصطفی که همه کائنات گشت معزّا

دل بتول چنان سوخت در مصیبت مادر
که از سرشک روان شد کنار دیده چو دریا

#عابد_تبریزی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین
#تبری


شنیدم از روایتها که زن باید چنین باشد
برای تکیه‌ی همسر چو کوهی آهنین باشد
 
پناه مرد غیر از خانه و آغوش همسر چیست؟
نباید زن برای مرد مار آستین باشد
 
رسول‌الله اگر مرد است پس بانوی او باید
خودش با ثروتش با آبرویش خرج دین باشد
 
کسی غیر از خدیجه کفو احمد نیست بی‌تردید
خودش فرمود زن با شوهرش باید قرین باشد
 
نهال دین به یمن ثروت بانو تناور شد
و این یعنی که هم‌سنگ امیرالمومنین باشد
 
برای آیه‌ی السابقون تفسیر یعنی او
که در اسلام آوردن همانا اولین باشد
 
گرفت آن دم که زهرا را در آغوشش ندا امد
رکابی این چنین بی شک سزاوار نگین باشد
 
مرا مادر مرا همان بانوست که در عصر جاهل‌ها
امین مکه را بین قریشیون امین باشد
 
همان بانو که چندی پیش بر تخت مرصع بود
و حالا بسترش مثل گدایان بر زمین باشد
 
همان بانو که از بس ثروتش را خرج ایمان کرد
به فکر یک کفن در لحظه های واپسین باشد
 
حمیرا را چه نسبت با خدیجه جز هوو بودن
حمیرا را چه نسبت با خدیجه غیر از این باشد
 
هلا کی نسبتی باشد میان مومنین با آن
زنیکه نه به شوهر نه. به پیغمبر ظنین باشد
 
هلا کی نسبتی باشد میان مومنین با آن
که از شادی دخت شوهرش اندوهگین باشد
 
هلا کی نسبتی باشد میان مومنین با آن
که در روز جمل بر اشتری محمل‌نشین باشد
 
هلا کی نسبتی باشد میان مومنین با آن
که بر نص روایتهای معصومین لعین باشد
 
هلا کی نسبتی باشد میان مومنین با آن
که ام الناکثین و مارقین و قاسطین باشد
 
هلا کی نسبتی باشد میان مومنین با آن
که یک شب تا سحر با طلحه نامی همنشین باشد
 
خدایا خود تو شاهد باش مارا در مسلمانی
کدامین زن سزاوار است ام المومنین باشد؟

#سیدمحمدحسین_حسینی


@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین
#دوبیتی


ای قدر تو بر مردم دنیا پنهان
چون گوهر در سینۀ دریا پنهان

چون فاطمه‌ات غریب هستی اما
قبر تو عیان و قبر زهرا پنهان

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


دلِ عالم بود غم‌پرور امشب
که می‌گرید زغم پیغمبر امشب

زمین و آسمان نالند با هم
که زهرا می‌شود بی مادر امشب


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


بی اضطراب، جان بده بانو، کفن رسید
غیر از حسین... سهمیه پنج تن رسید

احمد. علی و فاطمه با تو چهارتا
این پنجمی به حکم خدا بر حسن رسید

مادربزرگ ِکرببلا،جان تو قسم
باهر فراز ِ روضه به لب جانِ من رسید

گودال قتلگاه کجایی دمِ غروب
کارِ کبوترِ تو به پرپر زدن رسید

بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد
بر تک تکِ سپاه کمی از بدن رسید

تا نیزه دارها زِرِهِ او در آوَرَند
صدها شکافِ نیزه به اعضای تن رسید

از دور پیکرش همه بادست پُر روند
بریک نفر عبا و یکی پیرهن رسید

دنبال ِ شال ِ دور ِ کمر بود ساربان
اما نگاه او به عقیق یمن رسید


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


رسول الله فرمودند
«انّی رزقتُ حُبّها»

خدا عشق او (حضرت خدیجه) را رزق من قرار داده است...


چه فرقی میکند در عرش یا روی زمین هستی
توهرجایی که‌باشی باخدایت همنشین هستی

چه‌جای بُهت وقتی‌که شکوه بی‌نظیرت را
نمی‌فهمند خاکی‌ها ز بس بالانشین هستی

نمی‌رنجی اگر از طعنه‌ها و بی محلی‌ها
که‌در تنهایی‌ات‌ هم‌صحبت‌ روح‌الامین‌ هستی

تودر آن ظلمت تاریخ و برآن طعنه‌ی کفار
شگفتا آشکارا پاسخی در آستین هستی

تمام ثروت خود را به‌او بخشیده‌ای‌جایش
به‌دست خاتم پیغمبری نقش نگین هستی

میان‌همسرانش‌افتخاری‌برتر ازاین‌چیست؟
که هستی مادر زهرا و امّ المومنین هستی

در ایثار و فداکاری - در آیین وفاداری
نخواهد دید مانند تورا روی زمین"هستی"


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1
00:33
#مناجات
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


بی تاب لقاییم الهی بخدیجه
دنبال فناییم الهی بخدیجه

ما را بِرَهان از قفس عُلقه به دنیا
تا پَر بگشاییم الهی بخدیجه

یک سوم مهمانی خوبت سپری شد
محتاج عطاییم الهی به خدیجه

شرمنده از اعمال خطاییم، مدد کن
تا توبه نماییم الهی بخدیجه

اذنی بده تا باز سوی مرقد سلطان
با گریه بیاییم الهی بخدیجه

محروم ز نوریم، خدا مرحمتی کن
دلتنگ رضاییم الهی بخدیجه

لطفی بکن امسال شب قدر ببینیم
در کرب و بلاییم، الهی بخدیجه

محتاج عطا و کرم مادر زهرا
در هر دو سراییم الهی بخدیجه

از اشک یتیمیِ غریبانه‌ی زهرا
در حال بُکاییم الهی بخدیجه
....

هر جا سخن از روضه و از داغ حسین‌ست
با آل کساییم الهی بخدیجه

با یاد غم غارت انگشترِ ارباب
مشغول عزاییم الهی بخدیجه

عمری‌ست که دل‌خون و پریشان شده از آن...
انگشت جداییم الهی بخدیجه


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


زن آن زنی که در اسلام، ثروتش همه رو
به ذوالفقارِ یدلله می زند پهلو

زن آن زنی که سلام آورَد بر او جبریل
زن آن زنی که ملک نزد او زند زانو

زنی که هست از القاب او بزرگ قریش
نداشته ست پیمبر زنی به رتبه ی او

زنی که معنی و مصداق صِبغةَ الله است
بدون جلوه ی او دین نه رنگ داشت نه بو

چه زن؟ زنی که تمام پیمبران خدا
برای بردن نامش گرفته اند وضو

خدیجه پشت نبی بسته بود قامت عشق
در آن زمان که کسان داشتند با بت خو

هر آنچه داشت شتر بذل کرد و داد، مکن
شتر سوار جمل را قیاس با بانو

خدیجه بود و علی پیشتاز در اسلام
دوبار آمده السابقون خود از این رو

خدیجه مادر شیعه ست، لفظ مادر را
به آن زنی که سزاوار لعنت است نگو

خدیجه مادر شیعه ست، مادر شیعه
بگو بلند اگر چه کرست گوش عدو

به سال رفتن او گفته است عام الحزن
غم خدیجه و قلب نبی‌ست، سنگ و سبو

خدیجه بود که در هجمه ی حسودان داشت
چنان عبای علی بر دلش نشان رفو

خدیجه بود کز آن ثروت عظیمِ نخست
به قدر یک کفنی هم نداشت رویارو

کفن مرا به کجاها نبرد در این شعر
به یاد داغ عزیزی شکست بغض گلو...


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها


مقدر بود زهرا جان ختم الانبیا باشد
علی هم دست در دست نبی دست خدا باشد

مقدر بود در دست رسول اله و اولادش
زمین باشد زمان باشد تمام ماسوا باشد

میان بانوان عالم اما یک نفر باید
که محبوب حبیب اله، عشق مصطفی باشد

علی آیینه احمد حسین آیینه زهرا
ولی آیینه روی خدیجه مجتبی باشد

به پاس زحمتش در راه دین زهرا نصیبش شد
علی داماد او گردید تا حقش ادا باشد

از او محروم شد دنیا و گرنه فاش می‌دیدند
که او هم در حدیث فاطمه تحت الکسا باشد

نه تنها خود کریمه، مادر نسل کریمان است
که هم خیرالنسا هم مادر خیرالنسا باشد

به این بانو فقط کافی‌ست چیزی منتسب گردد
پیمبر دوستش دارد خزف باشد طلا باشد

عجب حسن ختامی! ده شب ماه خدا دارد
نفس‌های خدیجه ضامن هر ربنا باشد

اجابت را میان دست خود ناگاه می‌بیند
اکر نام خدیجه مُهر آن دست دعا باشد

نه تنها ما حسین از تربت او توشه می‌گیرد
عجب شأنی! که قبرش ملجأ آل عبا شد

کسی که نام او قبل از انا بن الحیدر کرار
رجزهای حسین بن علی در کربلا باشد

چنان باغ فدک در روز روشن غصب شد نامش
که ام المومنین تنها بر این مادر روا باشد

کسی که هستی‌اش خرج خدا شد لحظهٔ آخر
تقاضایش ز احمد با خجالت یک عبا باشد

عبا را داد، اما جبرئیل آخر کفن آورد
عبا اما به گوش گریه کن‌ها آشنا باشد

**

سر حرف عبا غم در دلم لنگر می‌اندازد
مرا یاد عبای شانهٔ حیدر می‌اندازد

عبایی که  میان آتش پشت در خانه
علی با گریه آن را بر روی مادر می‌اندازد

عبا در کربلا هم آمد و مشکل گشایی کرد
عبا  ما را به یاد قامت اکبر می‌اندازد

عبا جای دگر ما را دوباره یاد آن تیری
که بیرون آمده از حنجر اصغر می‌اندازد


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
2
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


دستم به دامن تو, از این خانه پا مکش
اینگونه روی جسم غریبت عبا مکش

دیدم چگونه حق مقامت  شهید شد
دیدم به درب خانه دوچشمت سفید شد

این ظلم شهر گرچه تو را غم نصیب ساخت
توگوهری قدر تورا  گوهری  شناخت

ای روشنی خانه طاها بمان مرو
مادر به خاطر دل زهرا  بمان مرو

برخیز ناز دیده گریان من بکش
شانه به زلفهای پریشان من بکش

مادر بمان برای دلم مادری کنی
معجرببافی و به سرم روسری کنی

ازدست گریه  درد به پهلوی من نشست
آیینه  بود سینه ام ازآه تو شکست

ان دم تمام می شود آشفته حالی ام
رحمی  اگر کنی تو بر این خرد سالی ام

دیگر نفس به سینه تو سخت  می رسد
وقت به خواب رفتن  این بخت می رسد

رفتی و آسمان بلا ریخت برسرم
غم دید و غصه دید و جفا دیده ترم

روزی به درب خانه زهرایت آمدند
من پشت در رسیدم و شعله به در زدند

آتش تمام چادر من را گرفته بود
یاری برای یاری زهرای تو نبود

ناگه کسی به در لگدی زد که در شکست
دردی عجیب بین دو پهلوی من نشست

ظالم  که دید بی کسی ام را به چشم خود 
زد ضربه ای که ناله محسن بلند شد

حتی نفس به سینه من سخت می رسید
مسمار رشته نفسم را دگر برید

جانی که مانده بود برایم ز دردها
یک آه شد که ناله زدم فضه جان بیا


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


ای قرار احمد مختار ام المومنین
مادر دین ، مادر ایثار ام المومنین

اولین هم سنگر مولا امیرالمومنین
شیر بانو ، جده ی احرار ، ام المومنین

از تمام همسران ِ احمد خاتم سری
تا ابد هستی تو بی تکرار ام المومنین

کوری چشم همان هایی که می دانی خودت
دوستت دارد نبی بسیار ، ام المومنین

آری آری بی گمان غیر از تو و حیدر کسی
مصطفی را نیست یار غار ، ام المومنین

تو کجا و دیگری و دیگری و دیگری
جای گل را کی بگیرد خار ام المومنین

باقیات الصالحات توست بانوی نبی
هر چه در عالم بُوَد دیندار ام المومنین

رفتی و حق تمامی ِ محبت های تو
شد ادا بین در و دیوار ام المومنین

در سه ماه آخر عمر کم ریحانه ات
بی کسی های تو شد تکرار ام المومنین

نکته ای می گویم و رد می شوم ، خون گریه کرد
جای خالی تو را مسمار ام المومنین

آه روزی خارجی خوانند اولاد تو را
مسلمین ِ بدتر از کفار ام المومنین

بین ویران یاد از شعب ابیطالب کند
زینب بی سید و سالار ام المومنین


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

برای مادری شیعه آفریده شدی
برای همسری نور برگزیده شدی

در آن زمان که خدا را کسی مرید نبود
تو با نبی خداوند هم عقیده شدی

حیا ، نجابت و عفت ، کرم ، سخاوت و جود
چگونه این همه را یک تنه چکیده شدی؟

قرار داده خدا در دل تو فاطمه را
برای آمدن این غزل ، قصیده شدی

برای اینکه قد دین بلندتر باشد
گذشتی از خودت و آخرش خمیده شدی

قسم به جان خودت مرگ تو طبیعی نیست
قسم به جان خودت عاقبت شهیده شدی


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


ای بر نبی الله دل آرام خدیجه
ضرب المثل جودی و اکرام خدیجه
با حیدر کرار تو هم گام خدیجه
دین با تو رسیده به سرانجام خدیجه
در امت خویشی تو چه گمنام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه

قربان تو و حجب و حیا و ادب تو
طی گشت به اخلاص و وفا ، روز و شب تو
یاری ِ نبی بود همه تاب و تب تو
آن فتنه گر ِ در پی ِ غصب لقب تو
والله بُوَد در طمع خام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه

خوب است تو رفتی و ندیدی که چه ها شد
مثل تو چه مظلوم ، علی شیر خدا شد
حق نمکت خوب در آن کوچه ادا شد
سرو ِ قد ِ زهرای جوان تو دو تا شد
شد روز خوش فاطمه ات شام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه

یک خانه و یک کوچه و یک شهر ، مصیبت
آمد سر زهرات چه ها بر سر بیعت
وای از لگد و آتش و سیلی و جسارت
ای وای که قنفذ چه قَدَر کرد اهانت
بر فاطمه ات در ملا عام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه

اولاد تو هستند همه اهل کرامت
شد عرش خداوند ازین هدیه قیامت
آری کفنش را به تو بخشید حسینت
پوشید ز خون جامه ،  در آن حج شهادت
جای کفن و جامه ی احرام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه

گشته است عیان روی تو در طلعت زینب
رفته به تو بانو چه قَدَر غربت زینب
ای وای چه غم ها که شده قسمت زینب
کردند چهل روز چه با حضرت زینب
وای از حرم و سنگ سر بام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین



آن زن که عقل و عشق را پیوسته با هم داشت
شأنی فرا از هاجر و حوا و مریم داشت

ذات زلالش محو در نور  الهی  بود
روح صبورش ریشه در جسمی مکرم داشت

در روزگاری که جهان در جهل خود گم بود
اندیشه ای روشن‌تر از ادراک عالم داشت

روزی که حرف از بندگی و حق پذیری بود
در گفتن قالو بلی جانی مقدم  داشت

زخم زبان می خورد اما کم نمی آورد
بر یاری پیغمبرش عزمی مصمّم داشت

هر گاه پیغمبر میان کوچه زخمی بود
می آمد و در دست‌هایش مهر و مرهم داشت

تا بود او پیغمبر از غم ها نمی رنجید
تا بود او پشت و پناهی قرص و محکم داشت

هر جا که دشمن فکر تکذیب حقیقت بود
ختم رسل امید تنها بر دو محرم داشت

اول امیرالمومنین دلگرمی او بود
آنگاه ام المومنین قدری مسلم داشت

شِعب ابی طالب گواه دردهای اوست
اویی که چشمی خیس تر از چشم زمزم داشت

داراییش را نذر ترویج حقیقت کرد
آن ثروتی را که به دست خود فراهم داشت

از ثروتش قدر کفن باقی نماند آخر
از بس که لطف و بخشش و جود دمادم داشت

دلخوش به لبخند پیمبر بود از این عالم
با بودن او از جهان چیزی مگر کم داشت

دلدار هم،غمخوار هم ،آرام هم بودند
در پیش یکدیگر کجا دل هایشان  غم داشت

پرورد در آغوش خود آیات کوثر را
گل بود و بر دامان خود پاکی شنبم داشت

افسوس قدرش را زمینی ها نفهمیدند
نشناختند او را که جا در عرش اعظم داشت

بین عبا پیچید و دفنش کرد پیغمبر
شاخه گلی را که شمیم یاس و مریم داشت

زهرا کنارش گریه می کرد و رسول الله 
وقت وداعش چشم هایی خیس و  نم نم داشت

بگذار پایان گیرد این شعر سراسر غم
بگذار پنهان ماند آن رازی که خاتم داشت


#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


خسته شده خمیده شده خون جگر شده
لاغر شده شکسته شده محتضر شده

زهرا برای مادر خود گریه میکند
مادر برای دختر خود دیده تر شده

او پا به پای همسر خود سنگ خورده است
زخم زبان شنیده و بشکسته تر شده

قسمت نشد عروسی او را به پا کند
با حسرت عروسی او همسفر شده

زهرای خویش را که بر ما سپرد گفت
دلواپس هجوم دری شعله ور شده

وقتی کفن نبود و عبا خواست گریه کرد
وقتی کفن رسید غمش بیشتر شده

 او دوختن به دختر خود یاد میدهد
گویا ز غارت نوه اش با خبر شده

زهرا نبی خدیجه همه گریه میکنند
این یک کفن برای همه درد سر شده



@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


از درد غربت داشت كوثر گريه ميكرد
زهرا به روي قبر مادر گريه ميكرد
 
خاك مزار مادرش را ميگرفت و
با دست خود ميريخت بر سر گريه ميكرد
 
ياد گذشته ياد آينده براي
اين مادر و دختر، پيمبر گريه ميكرد
 
گرم تماشاي عزاداري آنها
يك گوشه اي آرام حيدر گريه ميكرد
 
تكرار شد اين قِصه اما در دل شب
اين بار زينب زار و مضطر گريه ميكرد
 
بر روي قبر مخفي مادر به ياد
آن شعله ها و ياس پرپر گريه ميكرد
 
وقتي كه خون تازه از مسمار ميريخت
انگار بر حال علي در گريه ميكرد
 
دست خدا را دست بسته ميكشيدند
زهرا به مظلومي شوهر گريه ميكرد
 
صيادها با تازيانه حمله كردند
كوچه قفس بود و كبوتر گريه ميكرد
 
يك روز هم زينب به زير تازيانه
در قتلگه پيش برادر گريه ميكرد
 
وقتي كه طفلان بين آتش ميدويدند
بر نيزه چشم آب آور گريه ميكرد
 

#علی_صالحی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین #رباعی


اسما ء که شاهد وصایایش بود
می گفت خدیجه بغض در نایش بود

یک غم به دلش بود به وقت رفتن
آن هم غم تنهایی زهرایش بود

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین



چنان از صبح تا شب مُهر ایمان بر جبین است او
که در اخلاص و پاکی اسوه ی روح الامین است او

به پابوس قدم های محمد سکه می ریزد
چنین از عاشقی دست کرم در آستین است او

به غیر از او کسی از کار کوثر بر نمی آید
که از پاکیّ دامن چشمه ی «ماء معین» است او

نیاورده است جز اندوه احمد خم به ابرویش
نه، جای هیچ شکی نیست، سر تا پا یقین است او

نخی از چادرش سرْنخ به دست عاشقان داده
مبادا گم کنید این رشته را، حبل المتین است او

نه باک از ساختن دارد، نه بیم از سوختن دارد
به پای دین اگر باشد چنان است او، چنین است او

به رسم مادری چشم محبت سوی ما دارد
الهی من به قربانش که «ام المومنین» است او


#سیده_ت_حسینی


@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین



کیستم من؟ بانوی اسلام، امّ المؤمنینم
مادر کوثر، امید رحمةً للعالمینم
آسمان معرفت بر روی دامان زمینم
بانوی باغ جنان، محبوبۀ جان‌آفرینم
مثل زهرا دخترم آیینۀ حقّ الیقینم
بارها از حق سلام آورده جبریل امینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

پیش‌تر از روز بعثت مصطفی را همسرم من
از نزول وحی، تنهاحامی پیغمبرم من
همسرش نه، ‌همدمش نه، ‌بهترین همسنگرم من
مؤمنین را، بل‌که ایمان را گرامی‌مادرم من
بحر ایثار و وفا و معرفت را گوهرم من
در جلالت هاجر و حوّا و مریم را قرینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

پیش‌تر از بودنم دل برد از دستم محمّد
در حقیقت روشنی‌بخش وجودم بود احمد
گشته بودم هم‌چنان مشتاق آن روح مجرّد
بی‌خبر بودم، که از لطف خدای حیّ سرمد
روزی آن یارِ تمامِ خلق با من یار گردد
می‌کند حق با نخستین‌شخص خلقت همنشینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

دختری دارم که خورشید و مه و گردون، هلالش
شوهری دارم که قرآن گشته نازل در کمالش
دختری دارم که می‌آید سلام از ذو الجلالش
حیدری گردیده دامادم که نبوَد کس مثالش
حجره‌ای دارم که جبریل امین روبد به بالش
نی عجب، گر چرخ گردون سجده آرد بر زمینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

گرچه هستم زن ولی مردانه حق را یاورم من
مصطفی را در شهامت بعد حیدر، حیدرم من
در دل یک شهر دشمن حامی پیغمبرم من
زن، ولی مردانه با ختم رسل همسنگرم من
اوّلین‌بانوی خلقت را یگانه‌مادرم من
بل‌که مام یازده‌عیسای عیساآفرینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

گرچه در ثروت کلید گنج‌ها بودی به دستم
گشت تقدیم محمّد روز اوّل بودوهستم
جز محمّد از خلایق رشتۀ الفت گسستم
جان به کف بگرفتم و دل بر رسول الله بستم
هم به عالم[مالم]، هم به جانم، پشت دشمن را شکستم
آری آری، دست پیغمبر بوَد در آستینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

من تمام هست خود دادم به راه حیّ ذو المن
تا خدا هم از کرامت هستِ خود بخشید بر من
ریخت دامن‌دامنم گل، دست لطفِ حق به دامن
بضعۀ ختم رسل، زهرا، مرا شد پارۀ تن
با جمال روی آن گل جان من گردید گلشن
بود حتّی در رحم هم‌صحبت و یار و معینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

می‌دهد تاریخ در هر عصر در عالم شهادت
من خدا را کرده‌ام پیش از شب بعثت عبادت
داشتم بر خواجۀ ”لولاک“ از اوّل، ارادت
با وصال عقل اوّل یافتم از نو ولادت
در همه زن‌های عالم شد نصیبم این سعادت
تا سر دستم گل رخسار زهرا را ببینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

من خروشان‌بحر عصمت، مادر فُلک نجاتم
در کنار خضرِ رحمت روح را عین الحیاتم
فاطمی‌خو، مرتضاتوحیدم و احمدصفاتم
دین حق شد متّکی بر همّت و صبر و ثباتم
سال عام الحزن شد بر مصطفی سال وفاتم
ریخت بر خاک لحد اشکِ امیر المؤمنینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

الغرض؛ تا زنده بودم، مصطفی را یار بودم
بهر حفظ جان او شب تا سحر بیدار بودم
جانِ جانِ آفرینِش را ز جان غمخوار بودم
لحظه‌لحظه بین مردم مورد آزار بودم
با جنایت‌پیشگان پیوسته در پیکار بودم
نظم «#میثم» شاهدی باشد ز عزم آهنینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم


#غلامرضا_سازگار #میثم

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین #رباعی


نسیم غم به بطحا موج می زد
چه اندوهی به دل ها موج می زد

غم بی مادری سخت است ودیدند
غمی درچشم زهرا موج می زد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


عقلم توان نداشت از او سر در آورد
مضمون ز شأن و منزلتش در سر آورد

چون او زنی کجاست که روح الامین ز عرش
بر او سلام از طرف داور آورد

آن زن که بود نقطه امن امین وحی
از راز و رمز حرف خدا سر درآورد

او را خدا برای نبی آفریده بود
تا خنده را به روی لب دلبر آورد

چشمان خویش را به روی هرچه داشت بست
تا در دلش محبت پیغمبر آورد

دنبال عشق بود نه دنبال سیم و زر
گوهرشناس روی سوی گوهر آورد

آن بانویی که چشم ملائک به دست اوست
وقت قنوت حاجتشان را برآورد

در خانه اش به فرش و گلیم احتیاج نیست
آن را که جبرئیل برایش پر آورد

از یاد رفته اند حسودان ولی از او
روح القدس قصیده و شعر تر آورد

غیر از خدیجه هیچ زنی ظرفیت نداشت
از بهترین زنان جهان بهتر آورد

هرگز توان مادر هستی نبود و نیست
دیگر شبیه دختر او دختر آورد

دختر چه دختری که پدر دستبوس اوست
حتی خدا به خاطر او محشر آورد

آن بانویی که وقت دفاع از ابوتراب
خود را زند به آتش و پشت در آورد

ای کاش بود مادر او تا در آن میان
مسمار را ز پهلوی زهرا درآورد


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
1
00:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×821, 90.6 KB
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#رباعی


در روز قیامت که همه تنهاییم
آنجا همگی در کـَنَف زهراییم

فرزند زِ مادرش گریزد، اما
ما در طلب خدیجهٔ کبراییم

#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
1
00:35

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
00:38
#امام_حسین_علیه_السلام


روزگاری پر از صفا بودیم
مرد میدان  هر بلا بودیم

دورمان هر چه بود خوبی بود
از دروغ و ریا جدا بودیم

بال پروازمان که وا می شد
از کران تا کران رها بودیم

دلمان صاف بود و بی کینه
مؤمن و پاک و با خدا بودیم

دلمان دل نبود دریا بود
سربه زیر و چه سر به را بودیم

بندگیمان به شرط مزد نبود
به قضا و قدر رضا بودیم

در پی کبر نه ریا هم نه
ولی دنبال کبریا بودیم

نیمه شب جانمازمان پهن و…
همه مشغول ربنا بودیم

اهل العفو گفتن و توبه
اهل پرهیز از خطا بودیم

صبح هرجمعه عهد میخواندیم
با مفاتیح  آشنا بودیم

کربلا هم اگر نمی رفتیم
زائر  مشهد الرضا بودیم

جایمان ازدحام هییت بود
عاشق  این برو بیا بودیم

لب‌مان از دعا نمی افتاد
ما که لبریز از دعا بودیم

دستمان میل مهربانی داشت
بهر هر کار خیر پا بودیم

آنقدر بین مان محبت بود
جای "من"ها  تمام  "ما" بودیم

هرشب جمعه بین سجاده
همه گریان روضه ها بودیم

هرچه بودیم هرچه که هستیم
ما بدون "حسین"  نابودیم


#محمدحسن_بیات_لو


@raziolhossein
00:40
#امام_حسین_مناجات


بگذار که از درد و بلای تو بمیرم
من حاضرم ای عشق به پای تو بمیرم

راضی نشدم هر چه برای تو سرودم
وقتش شده در حال و هوای تو بمیرم

تکمیل کنم قصه ی تکوین خودم را
من آمده ام تا که برای تو بمیرم

کارم ز پریشانی احوال گذشته است
 تا از اثر زلف رهای تو بمیرم

می میرم و شرمنده از اینکه نشد آخر
آنگونه که بوده است سزای تو بمیرم

نقد است و بهشت است سرای تو در این خاک
ای کاش که در صحن و سرای تو بمیرم

تقدیر رقم خورده و شادم که به هرحال
تقدیر من این است برای تو بمیرم


#علی_اکبر_رضوی

@raziolhossein
1
00:43
#امام_حسین_مناجات


گریان تو جز گریه هیچ آیین ندارد
حیران تو راهی به غیر از این ندارد

باید که از سرمای دوری سوخت ورنه
با شمع خاکستر شدن تحسین ندارد

اینجا همه شاهند از دم بی نیازند
آبادی ارباب ما مسکین ندارد

لفظ "بفرمایید بالا" اشتباه است
چون مجلس آقای ما پایین ندارد

مشق شبم صدمرتبه نام حسین است
جز نام زیبایش لبم تمرین ندارد

دل خوش نکردم به نماز و روزه هایم
جز گریه بر او که دلم تضمین ندارد

بالا سر قبرم فقط روضه بخوانید
نوکر به جز ذکر حسین تلقین ندارد

هرکس برایش روضه رفتن نیست واجب
درک صحیحی از اصول دین ندارد

هر جای روضه قابل جان دادن ماست
پس روضه خواندن که سبک سنگین ندارد

حتی به شمر از روی لطفش داد فرصت
آقا به لب دارد دعا، نفرین ندارد

نزدیک مغرب بود که دین خداوند
افتاد زیر پای آنکه دین ندارد

وقتی بگوید: راست می‌گفته‌ست جدم...
شمرِ لعین راهی به جز توهین ندارد

شمشیر خورده تیر خورده نیزه خورده
نای نشستن روی اسب و زین ندارد

ای کوفیان اجسادتان را دفن کردید
آیا عزیز فاطمه تدفین ندارد؟!


#یامظلوم

@raziolhossein
2
00:44
#امام_حسین_مناجات


ای حسین ای به فدایت همه ی زندگیم
پُر شد از گرد عزایت همه ی زندگیم

گرچه قابل به نثار قدمت نیست ولی
همچوگل ریخت به پایت همه ی زندگیم

کعبه ی دل تویی وسعی من وزمزم من
با صفا شدزصفایت همه ی زندگیم

همه ی دل خوشیم ازهمه عالم این است
که شده طی به عزایت همه ی زندگیم

ای حیات دوجهان بسته به جودو کرمت
شده مرهون عطایت همه ی زندگیم

مهر تو گرچه چراغ شب تاریک من است
شده روشن زولایت همه ی زندگیم

هستیم خورده گره برتو وصحن وحرمت
برخی کرب وبلایت همه ی زندگیم

ازهمان روز که گفتی جگرم می سوزد
سوخت از هُرم صدایت همه ی زندگیم

همره اشک «وفایی» به عزاخانه ی تو
گفت مولا به فدایت همه ی زندگیم


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:48
#امام_حسین_مناجات


از جهانی که پر از تیرگی ما و من است
می‌گریزم به هوایی که پر از زیستن است

می‌گریزم به جهانی که پر از یکرنگی‌ست
به جهانی که پر از گریه‌کن و سینه‌زن است

به همان‌جا که نفس قیمت دیگر دارد
اشک‌ها دُرّ نجف، سینه عقیق یمن است

به همان‌جا که در آن باد صبا بسته دخیل
به عبایی که پر از رایحۀ پنج تن است

چه خراسان چه مدینه چه عراق و چه دمشق
هر کجا پرچم روضه‌ست همان‌جا وطن است

دم من زندگی و بازدمم زندگی است
تا که روی لب من ذکر حسین و حسن است

قلب آن است که لبریز محبت باشد
تا ابد خانۀ اولاد علی قلب من است


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
2
ش
06:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
06:13
#امام_زمان_مناجات


جگرم سوخت دلم سوخت پرم سوخت بیا
باغ و بستان و تمام ثمرم سوخت بیا

آتش هجر زبانه زد و خاکستر کرد
باغبانا همه ی برگ و برم سوخت بیا

آه انگار همان آتش هجران تو بود
آه از این آه تمام جگرم سوخت بیا

خشک شد چشمم و آتش چه کند با خشکی؟؟؟
شعله بالا زد و پا تا به سرم سوخت بیا

عمر من شمع سحر بود و شب هجر دراز
طی نشد این شب و شمع سحرم سوخت بیا

گفتم از گریه لبی تر کنم اما افسوس
بیشتر شد عطشم پلک ترم سوخت بیا

داغ تر از خبر آمدنت نیست خبر
گرچه از هُرم حضورت ، خبرم سوخت ، بیا

قبل از آن روز اگر مُردم و رفتم در خاک
شاهدم باش کدامین شررم سوخت ، بیا

#محمد_علی_بقایی

@raziolhossein
06:18
#امام_زمان_مناجات


منتظر مانده‌ام از دور نگارم برسد
آرزوی همه‌ی ایل و تبارم برسد

دلم عمری‌ست گرفتار زمستان شده است
دارم امید همین جمعه بهارم برسد

رَبَّنا تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَــــوْعا خواندم
کاش کاری بکند دوست، که یارم برسد

مرگ هم چشم به راهی مرا پایان نيست
که بپا خیزم اگر او به مزارم برسد

"منتَظَر"، منتَظِرِ یک "لَکَ لَبَیکْ" وَ من
کاری از پیش نبردم که کنارم برسد

چارده قرن گذشته‌ست و صبوری کردم
چارده قرن قرار است قرارم برسد

#جابر_رمضان_نژاد

@raziolhossein
1
06:18
#امام_زمان_مناجات


دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت
صدای پای تو آید، صدای آمدنت

بهار با تو بیاید به خانه‌ی دل ما
سری به خانه‌ی ما زن، صفای آمدنت

هنوز مانده به یادم که مادرم می‌خواند
زمان کودکی‌ام قصه‌های آمدنت

حساب کردم و دیدم که با حساب خودم
تمام عمر نشستم به پای آمدنت

چقدر وعده‌ی وصل تو را به دل بدهم؟
چقدر جمعه بخوانم دعای آمدنت؟

نیامدی و دلم را شکستی ای مولا
چه نذرها که نکردم برای آمدنت


#محسن_عربخالقی


@raziolhossein
1
06:19
#امام_زمان_مناجات


دست ببر بر آسمان، تا مگر از دعای تو
یا نگرم به ماه رخ، یا شنوم صدای تو

روی به هر طرف کنی، نور دو دیده‌ی منی
پای به هر کجا نهی، قلب من است جای تو

من که رُخَت ندیده‌ام، دل رَوَد از دو دیده‌ام
وای بر آنکه بنگرد بر رخ دلربای تو

یا به دو دیده‌ام بنه پای ز لطف و مرحمت
یا بگذار لحظه‌ای دیده نَهَم به پای تو

سلسه‌ی فراق را باز نمی‌کند کسی
از دل زار من مگر دست گره‌گشای تو

ناز غم تو می‌کشم، هر چه کنی بدان خوشم
صاحب من توییّ و من خلق شدم برای تو

اشک به دیده کو به کو، بلکه شوند روبرو
گریه‌ی های‌های من، خنده‌ی بی‌ریای تو

گردن من به بند تو، تا چه بُوَد پسند تو
خرّمم از ولای تو، سرخوشم از بلای تو

زخم بزن که مرحمت، کار مسیح می‌کند
درد بده که گشته‌ام شیفته‌ی دوای تو

أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيا؟! یوسف فاطمه بیا!
تا ببرد دل از همه، روی خدانمای تو

ای به وجود قائمه، چشم و چراغ فاطمه
بیا که سایه افکند بر سر ما لوای تو

«میثم» کوی تو منم که پیشتر ز بودنم
تو بودی آشنای من، من شدم آشنای تو


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
06:20
#امام_زمان_مناجات


ای شمع بیا! سوختن بال و پر از ما
تو نیستی و  نیست کسی خسته تر از ما

هر چند  تمنای زیادی ست ولی باز
دل‌خوش به همینیم، بگیری خبر از ما

ما یار تو نه، بار تو هستیم همیشه
شرمنده! که دل‌خون شده ای اینقَدَر از ما

ما عهد شکستیم، ولی تو نگرفتی
اندازه ی یک پلک زدن هم نظر از ما

در خلوت شب یاد ظهور تو نبودیم
انگار گرفته شده رزق سحر از ما

بر کعبه بزن تکیه عزیز دل زهرا!
با صوت حسینیِ خودت دل ببر از ما


از گودی گودال بگو، از غم زینب
ای صاحب عزا روضه بخوان! چشم تر از ما


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1
06:21
#امام_زمان_مناجات


محبوب زمین و آسمان ادرکنی
ای مردترین مردجهان ادرکنی

از دست ستم ها به ستوه آمده ایم
یا مهدی صاحب الزمان ادرکنی

#مرتضی_عابدینی

@raziolhossein
1
06:26
#امام_زمان_مناجات


شمیم اهل نظر را به هر کسی ندهند
صفای وقت سحر را به هر کسی ندهند

کجاست دیدۀ روشن‌دلان باطن‌بین
نگاه نیک نظر را به هر کسی ندهند

شنیده‌ام ز بزرگان معرفت، یاران
خلوص و دیدۀ تر را به هر کسی ندهند

چه داغ‌ها چه بلاها چه رنج‌ها باید
یقین که سوز جگر را به هر کسی ندهند

قسم به راهب نصرانی و سه سالۀ شام
طواف کعبۀ سر را به هر کسی ندهند

سوی حسین به فردای محشر ای یاران
جواز و اذن گذر را به هر کسی ندهند

دعای عهد بخوان رجعتی اگر خواهی
که درک صبح ظفر را به هر کسی ندهند

#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
06:26
#امام_زمان_مناجات


ندیدم از خودم جز شرمساری غیر خودخواهی
نبودم یاد تو در زندگی حتی هرازگاهی

نمک خوردم نمکدان را شکستم اقلب اوقات
از این پر مدعا هرگز ندیدی غیر کوتاهی

اگر چه هر چه پل پشت سرم را کرده ام ویران
ولی هربار از سویت برایم باز شد راهی

توئی مولا توئی آقا توئی دلبر توئی رهبر
گدا بودم گدا هستم کماکان تو همان شاهی

یقین دارم در این عالم فقط تو صاحب الامری
نجاتم ده نجاتم ده مرا از دست گمراهی

به هر کس رو زدم جز تو پشیمانی نصیبم شد
بدون تو من افتادم فقط از چاله در چاهی

اگر که آمدی دیدی گدایت رفته از دنیا
نوازش کن مرا لطفا به حمد و قل هواللهی...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
06:32
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین



زنی فراتر از ادراک و برتر از اوهام
که جلوه کرده در او شأن زن به معنی تام
زنی چنان که خدا هم به او رسانده سلام
که بوده است مسلمان جلوتر از اسلام
کسی به درک مقامش نمی‌رسد هرگز
به درک معنی نامش نمی‌رسد هرگز

"فَأيَنَ مِثلُ خَدیجَه؟" نبود در عالم
خدیجه کیست؟ بپرس از پیمبر خاتم
گدای سفره‌ی اکرام اوست صد حاتم
از او اگرچه نوشتند عالم و آدم
ولی مدارج شأنش هنوز ناپیداست
همین مقام بس او را که "مادر زهراست"

امینه بوده اگر همسر امین شده است
تمام ثروت او خرج راه دین شده است
که جزء چار زن برتر زمین شده است
به امر حضرت حق "ام‌مومنین" شده است
تمام ثروت اسلام در خزانه‌ی اوست
چرا که عرش خداوند فرش خانه‌ی اوست

کسی که در عرب و در عجم مثال نداشت
فضائلش همه رو بود، پس سوال نداشت
که درک نور نیازی به قیل و قال نداشت
"خدیجه بیشتر از بیست‌و‌هشت سال نداشت"
به جهل و کینه از او خط به خط غلط گفتند
"صحیح"های دروغین فقط غلط گفتند

کنار نام رسول خدا و شیر خدا
نوشته است خدا نام نامی او را
چنان که بین رجزهای ظهر عاشورا
حسین‌ گفت؛ "أناابْنُ خَدیجَةَ الغَرّاء"
چرا که قبل همه بوده از غدیر آگاه
و گفته: "أَشْهَدُ أَنَّ عَلی وَلیُ الله"

چه بانویی که چنان ترس از خدا دارد
که از رسول خدا خواهش دعا دارد
و برخلاف بقیه چنان حیا دارد
که از گرفتن حتی عبا، إبا دارد!
ولی به خواسته‌ی خود رسید آخر سر
شفیع مادر خود شد شفیعه‌ی محشر

رسید روح‌الامین در دقایق آخر
گرفته بود ولی پنج‌تا کفن در بر
یکی برای خدیجه، یکی به پیغمبر...
به گریه گفت: قرار است این سه‌تای دگر
برای فاطمه و حیدر و حسن باشد
ولی حسین قرار است بی‌کفن باشد...


#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
3
06:40
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم

هرچه عالم فخر دارد نزد من یک ارزن است
من زنی هستم که در خانه پیمبر داشتم

روزهایم شب نمی‌شد چشم او تا باز بود
سایۀ خورشید را همواره بر سر داشتم

عاشق این مرد بودن معجزه لازم نداشت
چشم‌هایش را از اول نیز باور داشتم

راه‌های آسمان را از زبان همسرم
مثل آواز پر جبریل از بر داشتم

آیه‌ها تکرار او بودند و عمری بر لبم
با طنین نام او قند مکرر داشتم

چشم بر من دوخت در شعب ابی‌طالب گریست
ناگهان یک آسمان در خود کبوتر داشتم

جان خود را بر سر این عشق دادم عاقبت
هدیه می‌دادم اگر صد جان دیگر داشتم


#مهدی_مردانی

@raziolhossein
4
06:45
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


حسود حُسن تو برگ گل است، شبنم هم
اسیر عصمت تو آسیه‌ست، مریم هم

زِ هر دمت همه سر می‌رود عصارهٔ وحی
که با رسول خدا همسری و همدم هم

تو کیستی؟ جبل النور خانهٔ احمد
چو نور، روشنی و مثل کوه، محکم هم

همین بس است ز شأنت که دخترت زهراست
فدای دختر تو عالم است و آدم هم

قسم به آب! که تو خاستگاه تطهیری
گواه پاکی تو کوثر است، زمزم هم

دمید در برهوت حجاز یاس از تو
بهشت می‌شود از مقدمت جهنم هم

تویی تو سنگ صبور رسول آینه‌ها
برای درد دلش محرمی و مرهم هم

تو لایق لقب اُمّ مؤمنین هستی
رکاب دین نبی را نگین خاتم هم

کلید قلب نبی دست توست، با این گنج
دگر نیاز نداری به اسم اعظم هم

فقط نه گرد بیابان سِتُردی از رخ یار
که پاک کرده‌ای از روی مصطفی غم هم..

برای یاری دین مال دادی و جان نیز
به محضر کرم تو گداست حاتم هم

به شرح حال رسول و بتول بعد از تو
فغان کم است، تأسف کم است، ماتم هم

پس از تو فاطمه دیگر غریب ماند غریب
فقط نه فاطمه، بلکه نبی اکرم هم


#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
06:47
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


ای که جا در دل و در جان پیمبر داری!
رتبه از مریم قدّیس فراتر داری

چشم خورشیدِ رسالت به تو روشن که چه‌قدر
جلوه در آینه چون ماه منّور داری

سر‌ سپردی به غبار قدم پیغمبر
که خبر داشت، که آن روز، چه در سر‌ داری؟

چشم پوشیده‌ای از هستی خود در این راه
بس که ایمان به امین بودن رهبر داری

تا مگر مکتب توحید شود عالم‌گیر
عهد کردی که دل از مال جهان برداری

اولین بانوی پیوسته به اسلام تویی
که به آیین خدا این همه باور داری

شاهد همت تو «شِعبِ ابی‌طالب» بود
که عجب دست و دلی عاطفه‌پرور داری

همۀ سعی تو این بود که در طول زمان
بارِ اندوه و غم از دوش نبی برداری

گر که تنها بگذارند تو را مردم شهر
اُنس با آسیه و مریم و هاجر داری

می‌رسد وحی الهی به مبارک بادت
ای که در دامن خود «سورۀ کوثر» داری

ای خدیجه! به خدا هدیۀ زیبای خداست
این سعادت که تو «صدیقۀ اطهر» داری

آری از موهبتِ همسری یاسین است
این که در گلشن خود یاس معطر داری

در جهان هیچ زنی منزلت، این قدر نداشت
که تو از برکت زهرای مطّهر داری

ای که ذُریّۀ زهرا همه فرزند تواند
یازده آینۀ نور برابر داری

شب معراج برای تو سلام آوردند
بال بگشای که تا اوج خدا پر داری..


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
06:49
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


شعر را باید دوصد دیوان و دفتر داشتن
تا از آن بانو مگر یک واژه در بر داشتن

من به فهم ناقص خود اینقدَر دانسته‌ام
می‌توان در وصف او یک عمر منبر داشتن

دست رد بر سینه‌ی جاه و مقام خود زدن
خواستگاری از یتیم مکه در سر داشتن

طعنه‌ی اغیار را با جان خریدن، در عوض
جایگاه ویژه در قلب پیمبر داشتن

روزگاری که در آن فرزند دختر ننگ بود
سربلند و مفتخر بودن به کوثر داشتن

پاسداری کردن از دین با تمام مال خود
هم‌ترازی اینچنین با تیغ حیدر داشتن

مادری کردن برای مادر آیینه‌ها
شأنی از آسیّه و مریم فراتر داشتن

"من به جای کل این عالم مسلمان توام"
با همین جمله‌ غم از دوش نبی برداشتن

سال اندوه پیمبر بود سال رفتنش
او که لبخندش بری بود از برابر داشتن

هیچ‌کس مانند او شایسته‌ی این نام نیست
مؤمنین را می‌سزد اینگونه مادر داشتن


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
1
06:53
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


در قاب چشمانت نجابت می شود پیدا
گنجینه ای از نور عصمت می شود پیدا

هر بار مهمانت شدم با چشم خود دیدم
در خانه ات اسباب رحمت می شود پیدا

باب ورود من به سوی لیله ی قدری
با لطف تو حال عبادت می شود پیدا

تندیس ایثار و وفا کوه فداکاری
همسر شبیه تو به ندرت می شود پیدا

سرمایه از تو کار کارستانی از احمد
در فعل تو نوعی شراکت می شود پیدا

مُنتَهِیَ الامال پیغمبر شدی بانو
شان تو از بطن روایت می شود پیدا

مدح تو را در نصّ اَینَ مِثلُها خواندم
آوازه ات در این عبارت می شود پیدا

در قول و در تقریرت ای یار رسول الله
پیوسته تبلیغ نبوت می شود پیدا

ذریّه ی تو سرور دنیا و عقبایند
در نسل تو نور سیادت می شود پیدا

گفتم خدیجه ناگهان دست و دلم لرزید
در نام تو اندوه و غربت می شود پیدا

فردای بعد از مصطفی فردای بعد از تو
در شهر کلی بی مروت می شود پیدا

بر جای جای بوسه های مادری تو
افسوس آثار جراحت می شود پیدا


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
06:55
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


او سجده به پیش غیر معبود نکرد
در راه خدا کسی چو او جود نکرد

در راه نبی گذشت از دنیایش
مانند خدیجه هیچکس سود نکرد

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
06:57
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


سرلوحه ايمان وامان است خديجه
بر روی زمین عرش مکان است خديجه

بانوي حرمخانه وحي نبوي اوست
درچشم نبي گوهر جان است خديجه

گنجينه پُرگوهر تقوا و شرافت
آئينه توحيد نشان است خديجه

سرچشمه ناب کرم و فضل وسخاوت
احیاگر ايثارگران  است خديجه

سرسبزترين سرو سرافراز فضيلت
درفصل بهاران وخزان است خديجه

درگلشن ارزنده توحيد و نبوت
چون كوثرجوشنده روان است خديجه

گرفاطمه اش بانوي زن هاي بهشتي است
نوردل گل هاي جنان است خديجه

پيداست شب آخرعمرش ، زنگاهش
برفاطمه خود نگران است خديجه

درحسرت بي مادري فاطمه خويش
آزرده دل واشك فشان است خديجه

آمد كفن ازسوي خداوند برايش
محبوب خداوند جهان است خديجه

قدرش به خدا هيچ نيايد ز «وفایی»
زيرا كه فراتر ز بيان است خديجه

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
07:03
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


نه تنها مادرِ زهراست، ام‌المؤمنین هم هست
زنی از مردها برتر، زنی مردآفرین هم هست

نه تنها مادرِ زهراست در ظاهر، که در باطن
خدیجه مادرِ مولا امیرالمؤمنین هم هست

نه تنها اهل اسلام‌ است، در فضلش همین کافی
که در بین مسلمانان خدیجه اولین هم هست

فقط یاور برای حضرتِ ختم‌ِرسولان، نه
که حتی یاورِ پیغمبرانِ پیش از این هم هست

و او بر گردنِ اسلام گردنبند زیبایی‌ست
و بر انگشترِ پیغمبرِ خاتم نگین هم هست

خدیجه بعدِ زهرا برترین زن در سماوات است
خدیجه بعدِ زهرا برترین زن در زمین هم هست

و در راهِ خدا دارایی‌اش را داده و شاد است
برای اینکه جانش را نداد اندوهگین هم هست

زنانِ دیگری هم داشت پیغمبر ولی این زن
نه تنها اولین زن بود بلکه برترین هم هست


#مجتبی_حاذق

@raziolhossein
2
07:04
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


تو را در وادی توحید در اوج یقین دیدم
تو را کفو نبی، از اولین و آخرین دیدم

تو را یار رسول الله «فِی البَأسَاءِ وَالضَّرَّاء
وَ حِينَ البَأسِ» هم‌عهد امیرالمؤمنین دیدم

«تو را دیدم که می‌چرخد به گرد خانه‌ات کعبه»
خدا را در حرم خواندم، در آن بیت گلین دیدم

تو در روی امین مکه نور وحی می‌دیدی
تو را از قبل بعثت محو ختم‌المرسلین دیدم

تو را محبوبهٔ قلب حبیب‌الله از آغاز
تو را «اَلسّابقونَ السّابقون» در راه دین دیدم

بریدی از همه اموال و بردی سود مالامال
جزایت را به قرآن «نِعمَ اَجرُ العامِلین» دیدم

تو را تفسیر نورانی «وَالّیلَ اِذا یَغشی»
تو را در بیت قرآن لیلة‌القدرآفرین دیدم

قیاس شأن تو با ساره و هاجر، مع‌الفارق
تو را بالاتر از آن و تو را برتر از این دیدم

تو را در آیه‌های آل عمران برتر از مریم
تو را در بزم «الله اصطفی» بالانشین دیدم

به شأن زینب کبری همین بس که شبیه توست
تو را با فاطمه خیر نساء العالمین دیدم

تو را همراز سرّالله قبل از روز میلادش
تو را راضیّه و مرضیّه در اوج یقین دیدم

نه تنها مادر اُمّ اَبیها، مادر هستی
تو را در بیت وحی اُمّ امیرالمؤمنین دیدم

زبون بود آن زنی که بر نبی زخم زبان می‌زد
حسودان تو را مشمول لعنی آتشین دیدم

نه تنها در رجزهای حسینت روز عاشورا
تو را در خطبهٔ غرّای زین‌العابدین دیدم

هنوز از هودج نورت امان از نار می‌بارد
تو را دلواپس اُمّت به روز واپسین دیدم

به محشر پیکر خونین محسن روی دست توست
تو را با فاطمه در ماتم آن نازنین دیدم


#سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل

@raziolhossein
2
07:04
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


توهمسر شایسته ی طاها هستی
ارزنده ترین عروس دنیا هستی

گرمادر یازده مسیحا زهراست
تو مادر مادر مسیحا هستی

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
ش
21:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


به خدا بعد عروج تو پرم می‌سوزد
مادر من ؛ تو نباشى ؛جگرم می‌سوزد

امنیت داشتن ما همه از یمن تو بود
خانه با رفتن تو در نظرم می سوزد

چه کنم با غم فقدان تو که می دانم
بی تو قلب من و قلب پدرم می سوزد

خواستی تاکه عبایش کفنت باشد؛ آه
این خبر را به پیمبر ببرم می سوزد

همه دارایی تو خرج در اسلام شده
پای بخشندگی ات دست کرم می سوزد

میروی نیستی آن روز ببینی که چطور
سرم آن لحظه که در پشت درم-می‌سوزد

شعله آن قدر زیاد ست در آن هنگامه
از نفس‌های پر آهم پسرم می سوزد
.
.
سال ها می گذرد... کرببلا وقت غروب
با همین شعله دل اهل حرم می سوزد

#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
1
22:02
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین

من معتقدم حضرت زهرا اکنون...
با قلب شکسته و دلی از غم خون...

با حضرت صاحب الزمان می‌آید...
در روضه‌ی مادرش «خدیجه خاتون»
.....

گریان شده چشم مصطفی در محنت
قربان غریبی تو و یاسمنت

باشد کفن تو جامه ی پیغمبر
عالم بفدای "نوه ی" بی کفنت

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
28 February 2026
ش
06:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


در راه دین چه راحت ازین خاکدان گذشت
آن زن که سربلند ز هر امتحان گذشت

دنیا نبود در نظرش قابل نظر
رو بر جنان نمود که از این جهان گذشت

حتی خدا سلام‌ فرستد برای او
قدرش نه از زمین که ز هفت آسمان گذشت

در دل به غیر عشقِ پیمبر نداشت هیچ
این‌ گونه باید از غم سود و زیان گذشت

می گفت: جانِ من به فدای تو یا رسول
گر عشق مطلب است، ز‌ جان می توان گذشت

احمد تو جان بخواه، جهان قابل‌ِ تو نیست
"دنیا غم تو نیست که نتوان از آن گذشت"*

شد داغدار فاطمه از داغ مادرش
این غصه بر پیمبر خاتم، گران گذشت

می گفت "اَینَ مِثلُ خَدیجه؟!" به اشک و آه
کارِ نبی ز رفتن او از فغان‌ گذشت


#عاصی_خراسانی
*مصراع از بیدل

@raziolhossein
1
06:46
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


به نام آنکه به‌ نامش به نان و نام رسیدم
که تشنه بودم و با او به فیض جام رسیدم
پریدم از سر خاک و به اوج بام رسیدم
سلام دادم و سویش به یک سلام رسیدم

دلیل خلقت عالم رسول خالق سرمد
همو که حامد و محمود و احمد است و‌ محمد

خدا که بود خودش نیز بی قرار محمد
گذاشت کار جهان را به اختیار محمد
یقین که باز نمی شد گره ز کار محمد
اگر نبود زنی چون خدیجه یار محمد

به شعب رفت پیمبر ، خدیجه بود پناهش
نگو نداشت سپاهی ، خدیجه بود سپاهش

خدیجه هستی خود را فدای یار خودش خواست
نخواست پر بزند در هوای یار خودش ؟ خواست
هر آنچه خواست ز خالق برای یار خودش خواست
تمام ثروت خود را به پای یار خودش خواست

قوام دین خدا زیر دِین همت او بود
دوام یافت اگر دین ز بذل ثروت او بود

ز هر مناره بلند است اگر اذان مساجد
اگر که نام خدا می برند عابد و زاهد
دلیل دارد و‌ آن نیست جز همین که معابد
تمام خورده به نام خدیجه بنت خُویلد

سپرد هستی خود را به عشق و هیچ ندارد
رواست هرچه که دارد خدا ، به او بسپارد

یگانه یار محمد خدیجه بود ولاغیر
انیس و مونس احمد  خدیجه بود ولاغیر
زنی همیشه سرآمد خدیجه بود ولاغیر
زنی مؤیَد ایزد خدیجه بود ولاغیر

به رتبه و به مقامش خدیجه مثل ندارد
بگو به منکر نامش ؛ خدیجه مثل ندارد

چه رنجها که به جانش خرید و شد متحمل
سزای این همه ، او را چه عزتی شده شامل
برای فاطمه مادر فقط خودش شده قابل
نشسته ام بنویسم ، به او شدم متوسل

مرا که نیست لیاقت ولی نتیجه گرفتم
که شعر امشب خود را من از خدیجه گرفتم


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1
06:48
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


گاه تنها یک نفر هم یار دین باشد بس است
یک نفر بانوی سرشار از یقین باشد، بس است

مال و ثروت -هرچه هم باشد- فدای راه دوست
هم‌نشین رحمةٌللعالمین باشد بس است

در نگاه شوم مردم بدترین باشد، ولی
در دل پیغمبر خود بهترین باشد بس است

دیگران هم، همسر پیغمبرند اما فقط
مادر زهرا که «أمّ المؤمنین» باشد بس است

دخترش زهرا کجا و دختران این و آن؟!
حاصل عمرش اگر تنها همین باشد بس است

دختر او مادری کرده برای شیعیان
مادری مثل خدیجه در زمین باشد بس است

ما کجا و مدح او گفتن؟ معاذالله... نه
نام ما تنهاى «گدای خوشه‌چین» باشد بس است

واژه‌های گنگ و بی‌معنا چه می‌فهمند از او؟
انتهای شعر باید نقطه‌چین باشد... بس است


#محمد_میرزایی_بازرگانی


@raziolhossein
1
06:51
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#ام‌المومنین


بانوی بی همتای پیغمبر، خدیجه
از مریم و آسیه بالاتر، خدیجه
ظرف نزول سوره ی کوثر، خدیجه
بر شیعیان مرتضی مادر، خدیجه

طعم خوشی را مصطفی با او چشیده
جور زنان بی وفا را هم کشیده

بوده حیا و غیرت و عفت صفاتش
در عین مکنت، طی شده ساده حیاتش
بر مصطفی خیر فراوان داشت، ذاتش
ما را حسینی کرده او با التفاتش

نخل رسالت داد با مالَش نتیجه
رحمت بر ام المؤمنین، بانو خدیجه

وای از وداع آخر او با پیمبر
شد جایگاه هجمه ی غم ها، پیمبر
از هر زمان شد بیشتر، تنها پیمبر
گریان شده با گریه ی زهرا پیمبر

میخواست تا چاره کند پیش آمدش را
انداخت روی سر، عبای احمدش را

او که تمام خانه اش را مهد دین کرد
سرمایه اش را نذر این راه مبین کرد
با مرتضی یاری خیرالمرسلین کرد
تا غصه ای در دل، وجودش را حزین کرد...

مزد جهادش شد چه نیکو سرنوشتی
از عرش نازل شد کفن هایی بهشتی

رخت سفر را آفتاب مکه بست و
بند دل خیرالبشر از هم گسست و
وقت وصیت شد، دل زهرا شکست و
با چشم تر، در محضر مادر نشست و

حس کرد گرد غربت بی مادری را
او که ندارد طاقت بی مادری را

بانو خدیجه تا نظر سوی کفن کرد
ذکر حسین بی کفن با خویشتن کرد
گریه به داغ آخرین از پنج تن کرد
یاد غریب و تشنه ی دور از وطن کرد

تصویر آخر در نگاهش کربلا شد
شعب ابی طالب از آهش کربلا شد

ناله بر احوال ذبیحاً بالقفا زد
آن تشنه ای که بین خونش دست و پا زد
هر کس هر آنچه داشت سویش بی هوا زد
زهرا دلش خون شد، حسینش را صدا زد

با غارتش یک خیمه را کوچک شمردند
حتی لباسی را که مادر دوخت، بردند


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
1
06:51
#مناجات

با اشک دوباره آب و جارو کردم
گل‌واژه‌ی غصـه‌هام را بـو کردم

گفتی به دلِ شکسته سر خواهی زد
هرقدر که زخم داشتم، رو کردم...

#ن‌سادات_موسوی

@raziolhossein
2