12 April 2025
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه_علیه_السلام


میان معرکه مثل سپاه بی عددی
چرا که ذکر لبت بود یا علی مددی

تو را رسول خدا خواند سید الشهدا
تویی که یار خدا و رسول ، تا ابدی

لب و زبان و ... چه گویم چه گردن آویزی
امان ز هند جگرخوار ، امان ز بی خردی

عبا و خار بیابان به جسم تو چو کفن
برای اینکه نبیند تن تو را احدی

به نیزه کشته شدی و تنت برهنه نشد
کنار جسم تو مادر نگفت یا ولدی

هزار شکر که خواهر ندید جسم تو را
هزار شکر به گودال دست و پا نزدی

هزار شکر که خنجر به حنجر تو نرفت
هزار شکر به جسمت نزد کسی لگدی


@raziolhossein
👍 1
19:13
#حضرت_حمزه_علیه_السلام
#حضرت_عبدالعظیم_علیه_السلام
#دوبیتی


مـرا بـا اَشـک اُلفـت از قـديــم اسـت
که مرغ دل به صحن غم مقيم است

مُحبّـيـن ! خــون زِ اَبـر ديــده بـاريـد
عــزاي حمــزه و عبـدالعظيــم اســت

#رضا_رسولی


@raziolhossein
1
19:13
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×553, 112.5 KB
#امیرالمومنین
#ردالشمس


این معجز ردشمس از حیدر بود
روی علی ازشمس فروزانتر بود

چون روی علی دو باردر روزی دید
فرداش فروغ شمس زیباتر بود

#محمد_علی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
1
19:13
#حضرت_عبدالعظیم_علیه‌_السلام
#رباعی

آئینه ی پر نور حدیث وسخنی
راوی احادیث همه پنج تنی

پیداست ز نقش پرچم گنبد تو
برما، که نواده ی امام حسنی

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
19:13
#حضرت_عبدالعظیم_علیه‌_السلام



به هرکه می نگری ذکر ربنا دارد
دراین حریم وفا، یا الهنا دارد

قنوت عشق دراین جا چقدردیدنی است
دراین محیط نفس، عطر ربنا دارد

صفا و مروه ندارد صفای این جارا
توکعبه ای و حرمخانه ات صفا دارد

تو از قبیله ی عشقی، نواده ی حسنی
زیارت حرمت اجر کربلا دارد

نسیم صبح سعادت وزد ازاین گلزار
به روی بال ، شمیم تو را صبا دارد

سزاست گرکه تو عبد العظیم گردیدی
که بندگان بزرگی چنین خدا دارد

زفیض خدمت درگاه عترت یاسین
چقدر خاک تو تأثیر کیمیا دارد

تو از سلاله ی نوری و سید الکرمی
به پاس جود تو این آستان گدا دارد

شمیم ناب احادیث نورتو جاری ست
هنوز عطر کلام تو را فضا  دارد

چراغ مهرتو در هر دلی که روشن گشت
رهی زلال به سرچشمه ی بقا دارد

نمی رود ز دل اهل معرفت بیرون
کسی که قدر وشرافت ز اولیا دارد

تومثل آینه ی آفتاب پر نوری
که جان شهر ری ازجلوه ات ضیا دارد

بده به دست«وفایی» نخ عبایت را
که روز حشر بگویند آشنا دارد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1 👍 1
19:13
#حضرت_حمزه_علیه_السلام



برای اوج نوشتند بال وا شده را
نزول نیست به معراج آشنا شده را

تو همزهء أَحَد و حمزهء اُحُد هستی
چگونه شرح دهم جلوه ی دوتا شده را

قسم به حُرمت جعفر تو نیز طیاری
قفس چگونه بگیرد تن رها شده را

خودی شکستی و آوازه ات فراتر رفت
خدا بلند کند خاکِ مصطفی شده را

تو ایستاده ای و ایستاده می مانی
شکست نیست ، به دست نبی بنا شده را

به بازویت اسداللهیِ علی وصل است
سپاه نیست جلودار، مرتضی شده را

به روی خاکی و پیغمبر خدا مانده است
چگونه جمع کند این جدا جدا شده را

کفن که برتن تو کرد، گریه کرد و نشست
کنار پیکر تو دید بوریا شده را

خدا به خواهر غمدیده ی تو رحم کند
اگر نگاه کند جسم جابجا شده را


#على_اكبر_لطيفيان

@raziolhossein
19:13
#امیرالمومنین_مدح
#ردالشمس



قرآن به دست، بین صلاتین ظهر و عصر
افتاد چشم من به همین آیه از کتاب

«نمرود اگر خداست، خلیل خدا! بگو
کاری کند ز غرب برون آید آفتاب»

لبخند با کنایه نشاندم به روی لب
ناگاه در خیال خودم کردمش خطاب:

فرمان رد شمس علی را چه می‌کنی؟
خورشید برده‌است از آقای ما حساب!


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
2
19:16
#امیرالمومنین_مدح
#ردالشمس

ای ردّ شمس،معجزه‌ی بی مثال تو
آیات ذوالجلال،به وصف جلال تو
شمسِ غروب کرده،دوباره طلوع کرد
برگشت تا دوباره ببیند جمال تو
......

یامرتضی علی من و لطف و عنایتت
ارض و سماست جمله محیط ولایتت
ثابت شد از اشاره‌ی دست و ز ردّ شمس
نظم فلک بود به یَدِ با کفایتت
......

ای رَدّ شمس معجزه‌ی کمترین تو
خورشید خوشه چین ز روی نازنین تو
وقت طلوع ، بر گلِ رویت سلام کرد
برگشت در غروب،ببوسد جبین تو
....

هرجا که حق بود زتو تکریم میشود
جنت به روی ماه تو ترسیم میشود

باردشمس گشت عیان برتمام خلق
افلاک با نگاه تو تنظیم  میشود


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
2 👍 1
19:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1094, 143.0 KB
السلام علیک یا سیدالشهدا
السلام علیک یا سیدالکریم
13 April 2025
ش
16:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالعظیم


ای مأمن اهالی ری سایه‌سار تو
بوی حسین می‌شنوم از مزار تو

دست تهی نیامده‌ام ای عزیز ری
آورده‌ام دلی به امید نثار تو

تا سفره‌ی تو هست گدایان کجا روند
وقتی که می‌رسد به کریمان تبار تو

هم کربلای دیگر مایی و هم بقیع
آیینه‌ی حسین و حسن شد مزار تو

با امر هادی آمدی از سامرا به ری
تو برقرار عشقی و ما برقرار تو

برخی نوشته‌اند تو را زهر داده‌اند
گشتند لاله‌های عجم داغدار تو

تاریخ گفته زنده تو را دفن کرده‌اند
ای چشم دختران عرب اشکبار تو

اما کسی نگفته که مرکب دوانده‌اند
بر پیکر شریف تو در احتضار تو


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
2 👍 1
16:27
#حضرت_حمزه


طبعی که هوای تو به سر داشته باشد
در وصف تو بر وحی نظر داشته باشد
هر واژه که نیت کند از حمزه بگوید
بایست که آن واژه جگر داشته باشد
باید قلم از شهپر جبریل بگیرد
تا از سر کوی تو خبر داشته باشد
جز سینه تو که شده افلاک اسیرش
ما سینه ندیدیم که پر داشته باشد
در وصف تو این گریه عجز است نوشتیم
جز اشک مگر ابر هنر داشته باشد

تو حمزه ای و عز ملک سجده به نامت
لا حول ولا قوه الا به مقامت

ای هیبت چشمان تو شمشیر پیمبر
در چله ابروی خمت تیر پیمبر
چون حیدر کرار که شد شیر خداوند
زیبد که بگویند تو را شیر پیمبر
لشگر صف مژگان تو را دید به هم ریخت
برخاست از این رزم تو تکبیر پیمبر
هر سو که زدی گام در آن صحنه پیکار
شد میمنه تا میسره تسخیر پیمبر
عاشق شود آیینه معشوق سرانجام
پیداست به رخسار تو تصویر پیمبر

با قامتت افراشته شد پرچم عشاق
با خون تو سرخ است دل مغرب و اشراق

در لحظه افتادن تو عرش زمین خورد
پیشانی پیغمبر از این ثانیه چین خورد
جرات به دل دشمنت افتاد پس از تو
سنگی به نبی زد که شکافی به جبین خورد
اول نفرِ ایل که پهلوش شکستند
سر رشته این روضه به نام تو چنین خورد
آهی که به پا خاست ازآن قلب دریده
تیری شد و بر بال و پر روح الامین خورد
پیغمبر دین ماند و علی شد سپر آن قدر ...
نزدیک نود زخم به سرتا سر دین خورد

بر روی تن مثله ات افتاد پیمبر
دل خون شده از داغ تو، دلواپس خواهر

  ای کاش که خواهر به کنار تو نیاید
قران مجلد به عبا را نگشاید
ای کاش نبیند تن مثله شده ات را
ورنه زتنش جان به یکی آه در آید
کس تاب ندارد تن صد پاره ببیند
از زینب کبری فقط این کار بر آید
این داغ فقط سهم دل زینب کبر است
آشفته کنار تن آشفته بیاید
جز زینب کبری نتوان یافت کسی را
با داغ در آغوش خدا را بستاید

بر حال عقیله دل افلاک بر آشفت
با کعبه نی آن روز عدو تسلیتش گفت


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
16:29
#شهادت_حمزه_علیه‌_السلام


مانند شمع بر سر جسمت گداختم
این جنگ برده بر سپه خویش باختم

بر یک سری فرار از اینجا چه راحت است
تو جان سپرده ای و علی پر جراحت است

بستی میان کوه احد بار خویش را
دادم زدست خویش علمدار خویش را

دل داده‌ای به دلبر و تن داده‌ای به خاک
افتاده‌ام به گریه که افتاده‌ای به خاک

حا ، میم ، ز ، ه ، پیکرت از هم جداجداست
کل تنت به جز سرت از هم جداجداست

با اشک ، پاره‌های تنت را که بافتم
گشتم عمو ولی جگرت را نیافتم

زن‌ها به چنگ ، پیرهنت را بریده اند
مردان به تیغ تیز ، تنت را بریده اند

هر کس سر شهید خودش گریه میکند
احمد به غربت احدش گریه میکند

بعد از تو داغ سینه‌ی احمد چه میشود
گرخواهرت صفیه بیاید چه میشود

پوشاندمت سریع که خواهر نبیندت
در قتلگاه مثله و پرپر نبیندت

اینطور اگر ببیندت از حال میرود
انگار خواهری لب گودال میرود

انگار میرود به سراغ برادرش
تا بوسه از گلو بزند بار آخرش

انگار میکِشند یکی را به قتلگاه
یک مرد بی سپاه گرفتار یک سپاه

یک دسته نیزه‌دار دگر دسته با عصا
یک دسته تیر دسته‌ی دیگر به ضرب پا

از قتلگاه رفت سپاه از پی سپاه
وقتش رسیده شمر بیاید به قتلگاه

سنگ اینچنین زدند بر آیینه‌ی حسین
شمر لعین نشست روی سینه‌ی حسین

احمد به سینه‌ی عمویش بوسه ها زده
بر سینه‌ی حسین هم این بوسه را زده

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
1
16:35
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_حمزه


قرار بود به ما فیضی از سحر بدهی
به قدر بال مگس اشک مختصر بدهی

ضمانتی است برای سلوک اهل سحر
اگر زمان مناجات چشم تر بدهی

میان شعله نشستن عروج پروانه است
مرا تو عاقبت از پای شمع..،پر بدهی

وصال عاشق و معشوق دردسر دارد
به دست و پات می افتم که دردسر بدهی

کجای شهرِ نفس گیر ندبه می خوانی؟
بناست گاه‌گداری به ما خبر بدهی

نشسته ام سر این کوچه..،گریه می خواهم
نشسته ام که به من اشک بیشتر بدهی

دل شکسته ی عُشّاق را ندیده بخر
چه می شود اگر این مرتبه ضرر بدهی

من آه می کشم آنقَدر تا که پاک شوم
اگر به آه جگر سوز من اثر بدهی

قسم به حضرت زهرا درست خواهم شد
به این خراب‌ترین مُهلتی اگر بدهی

شناسنامه ی من را بگیر از من تا
برای کرببلایی شدن،"گُذر" بدهی

به حقِ پاره‌جگرهای تشنه‌کام اُحُد
ببخش تا که به من فرصتی دگر بدهی
.
.
ندید حمزه‌ی خود را..،چگونه مُثلِه شد!
چطور خواهر مظلومه را خبر بدهی

امان ز قلب عقیله..،چه دید در گودال
تنی بدون سر و نیزه‌خورده و پامال


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
16:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×332, 46.6 KB
حضرت عبدالعظیم حسنی
حضرت حمزه ابن موسی الکاظم
حضرت طاهر ابن علی ابن الحسین


سه اخترِ آسمان سرشت است اینجا
سه شافعِ روز سرنوشت است اینجا

سه گنبد و یک حرم در اینجا یعنی
سه پنجره ی رو به بهشت است اینجا

#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
6 👍 1
16 April 2025
ش
16:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
16:22
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#جنگ_خندق
#هفدهم_شوال


«هل من مبارز»... نعره دنیا را تکان می‌داد
در خندقی خود کنده، شهر از ترس جان می‌داد

اینک سوار کفر، زیر رقص شمشیرش
لبخند شیطان را به پیغمبر نشان می‌داد

«یک مرد آیا نیست؟»... این را کفر می‌پرسید
آن روز ایمان مدینه امتحان می‌داد

هرکس قدم پس می‌کشید و با نگاه خود
بار امانت را به دوش دیگران می‌داد

با شانه خالی کردن مردان پوشالی
کم کم رجزها مزهٔ زخم زبان می‌داد

«رخصت به تیغم می‌دهی؟»... این را علی پرسید
مردی که خاک پاش بوی آسمان می‌داد

فرمود نه بنشین علی جان! تو جوان هستی
آری همیشه پاسخش را مهربان می‌داد


«هل من مبارز»... نعره گویا از جگر می‌زد
فریاد او بر قامت شهری تبر می‌زد

او می‌خروشید و رجز می‌خواند و بر می‌گشت
او مثل موجی بود که بر صخره سر می‌زد

کم کم هوا حتی نفس را بند می‌آورد
نبض مدینه پشت خندق تندتر می‌زد

زن‌ها میان خانه‌ها شیون به‌ پا کردند
انگار تک‌تک خانه‌ها را نعره در می‌زد

فریاد بغض بچه‌های شهر را بلعید
ساکت که می‌شد، دیو فریادی دگر می‌زد

یکبار دیگر اذن میدان خواست از خورشید
لب‌های شیرین علی حرف از خطر می‌زد

فرمود: «نه» هرچند که قلب علی را دید
مثل عقابی در قفس که بال و پر می‌زد


«هل من مبارز»... باز زانوی علی تا شد
این بار دیگر اذن میدان یک تمنا شد

فرمود پیغمبر: «علی جان! یا علی! برخیز»
خندید، بند از دست‌های شیر حق وا شد

شمع شهادت شعله‌ور بود و خدا می‌دید
پروانه در آتش بدون هیچ پروا شد

برقی زد آهن، پاره شد بند دل دشمن
تا تیغه‌های ذوالفقار از دور پیدا شد

تا انعکاس صورتش بر ذوالفقار افتاد
ابرو گره زد تیغ روی تیغ زیبا شد

مثل عقابی در نگاه عَمرو می‌چرخید
فرصت برای تیز پروازی مهیا شد

اینک رجزها تن به لالی داده بودند و
طوفانی از نام علی در دشت برپا شد

اعجاز یعنی ضربهٔ دست علی آن روز
دشمن اگر که رود، او مانند موسی شد

تا لا فتی الّا علی را آسمان می‌خواند
لا سیف الّا ذوالفقار این گونه معنا شد

در وصف این ضربت خدا حتی غزل دارد
آری علی با ضربتی عالی اعلا شد

#مهدی_مردانی

@raziolhossein
1 👍 1
16:22
#امیرالمومنین_مدح
#جنگ_خندق
#هفدهم_شوال



اشک می‌بارید از چشمان سلمان مثل ابر
گفت من یک قطره‌ام پیش تو ای دریای صبر!

ای خوشا «اللهُ نور»ی که توای پروانه‌اش
خوش به حالش که تو دنیا آمدی در خانه‌اش

همچنان از طرح آنروزم پشیمانم هنوز
آنهمه خندق چرا کندیم؟ حیرانم هنوز

در سپاه ما مگر آنروز شیر حق نبود
حاجتی دیگر به حفر آنهمه خندق نبود

خویش را در کام شیر انداخت او با پای خود
تا پرید اینسو و جولان داد «عمرو عبدِوُد»

هی رجز می‌خواند و هی بی‌قراری می‌کنی
وای از آن ساعت که تو قصد شکاری می‌کنی

«لا فتی» ! پیش آمدی «لا سیف» در دستان تو
گفت احمد: نه، ولی نه از هراس جان تو

گفت نه، تا دیگری با «عمرو» رو در رو شود
گفت نه، تا دست آن پر ادعاها رو شود

دیدمت شیر جوان! تا ‌آمدی غرّان ز  رَه
گفتی: اِنّی فارِسٌ، سَمَّیتُ اُمّی حیدَرَه

عمرو! آن «هل من مبارز» شد صدای آخرت
خوب می‌بینم که می‌چرخد اجل دور سرت

گیرم از جنگاوران بر تو کسی غالب نبود
اسم آنها که علی ابن ابی طالب نبود

در زمین با هر که جنگیدی تو بردی پهلوان!
دور دور ماست دیگر، ما یلان آسمان

قلب حق در سینه‌ی من در پس این جوشن است
جنگ با «قهار» تکلیفش از اول روشن است

آمدم تا جان بگیرم یا که از جان بگذرم
آمدم با ضربتی از جن و انسان بگذرم

روز خندق را همان روز الستم می‌کنی
خون فرقم را تو می‌ریزی و مستم می‌کنی

فرق من باز و سپر باز و دهان تیغ باز
با سه لب، لبیک می‌گویم در این راز و نیاز

باده مست و باده نوشان مست و ساقی مست مست
مست می‌چرخد به دورش عالمی ساغر به دست

پس «الا یا ایها الساقی ادر کاساً» عظیم
تیغ را برگیر، بسم الله رحمن الرحیم

برق هیبت در نگاهت چشم او را خیره کرد
ناگهان گردی به پا شد که هوا را تیره کرد

تا به راه انداختی آن گردباد حیدری
عمرو جای جنگ شد مبهوت آن جنگاوری

دم به دم چرخیدی و چرخاندی آن تیغ دو دم
هم چپ و هم راست بودی، پلک تا می‌زد به هم

در زمین با لرزه‌ی گامت قیامت می‌کنی
«یا قسیم النار والجنت»! چه قسمت می‌کنی؟

می‌زنی شمشیر همچون آذرخشی مرگبار
نه، نمی‌فهمد زبانی عمرو، الا ذوالفقار

تیغ با آن وزن در دستان تو مثل پر است
پر درآورده‌ست، حق دارد، به دست حیدر است

یک نفس بر عمرو می‌تازی و او درمانده‌ است
تیغ هم مثل سپر در دست دیگر مانده است

هر چه دارد در دفاع از جان خود رو می‌کند
پیش تو شیر قدیمی کار آهو می‌کند

باورش می‌شد اگر رزم تو در بدر و احد
پیش تیغت وا نمی‌ماند اینچنین در کار خود

گفت با خود بی رقیبم چون که دیگر حمزه نیست
او نمی‌دانست سیف الله بعد از این علی‌ است

باورش شد پنجه‌ها وقتی اسیر شیر بود
باورش شد قدرت بازویت اما دیر بود

تیغ برّان بود، اما تیغِ ایمان را زدی
پای او نه پایه‌های کفر و عصیان را زدی

نقشه‌ی اهل تکاثر باز نقشی شد بر آب
شرّ به خاک افتاد و سر خم کرد پیش بوتراب

آمدی چون عید نو تا قفل زندان بشکنی
دیو مردم خوار را چنگال و دندان بشکنی

پای آن دیو سیه از روی زانو شد دو نیم
چیست پا، وقتی نیاید در صراط المستقیم؟

مثل بت آن کوه آهن بر زمین افتاده بود
کفر بر پای امیر المومنین افتاده بود

عمرو! عُمرت را غرورت از کفت بیرون کشید
عبدِ «ود» بودی و عبد «رَب» تو را در خون کشید

خویش را بر باد با دستان خود دادی چرا؟
عمرو! ـ چشمت کورـ با حیدر در افتادی چرا؟

عرش هم تکبیر گفت از شور پیکارت علی!
عقل انگشتش به لب، وامانده در کارت علی!

در دلم توفان اسرار تو دامن می‌کشد
وای اگر گویم، ابوذر تیغ بر من می‌کشد

آن که پیش ضربتش اعمال ما فانی‌ست؟ کیست؟
آن که می‌داند در این عالم که حیدر کیست؟ کیست؟

من کم آوردم، ببین لبریز شد دریای من
باز هم با چاه رازت را بگو مولای من!


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
16:22
#امیرالمومنین_مدح
#جنگ_خندق #فتح_خیبر
#هفدهم_شوال


سرّ توحید احمدی این ست: که علی را فقط خطاب کند
عرصه‌ی جنگ هم که تنگ شود روی حیدر فقط حساب کند

آی مرحب! برو کنار بایست، هدف انگار کندن در نیست
شیر حق این چنین که می‌غرّد آمده قلعه را خراب کند

روح انگار روح تازه گرفت، آمد از فاطمه اجازه گرفت
تا که در عرش، عکسِ حیدر را ـ درِ قلعه به دست ـ قاب کند

با دَم یا علی به هر دو دَمش، با هجوم سریع و پشت همش
ذوالفقار برهنه کاری کرد، ملک الموت اعتصاب کند

می‌پری آن طرف سواره، ولی عمرو! آن سوی خندق است علی
جنگجویی ندیده‌ام چون تو سوی مرگش چنین شتاب کند

دلت از او شنید و نرم نشد؟ پیش خورشید بود و گرم نشد؟
پس لب ذوالفقار او تنها می‌تواند تو را مجاب کند

تیغ بر عمرو، پهلوان حیدر آن چنان زد که حضرت داور
ضربه‌ی روز خندقِ او را، بهترین ضربه انتخاب کند

در میان عرب خبر پیچید، در دلش هر مبارزی فهمید
خاک خود را به باد خواهد داد رزم اگر با ابوتراب کند

همه دیدند امیر می‌آید زودتر از غدیر می‌آید
کی شود یک امینیِ دیگر شرح آن ضربه را کتاب کند؟

بیشتر بین عاشقانِ علی، حرف سلمان و مالک است ولی
رقص خرمافروش بر سرِ دار، دل ما را همیشه آب کند

قلب ما در لحد که می‌بویند، به رقیب و عتید می‌گویند
بنده‌ی حیدرند بگذارید او بیاید خودش حساب کند

شعرم از برق ذوالفقار رسید، روشن و گرم و بی‌قرار رسید
تا به ذره‌ نگاه یار رسید، می‌رود کار آفتاب کند

شعر شمعی برای تو که نشد، قد گلدسته‌های تو که نشد
شادم اما، مگر شنیده کسی شاعرش را علی جواب کند؟


#قاسم_صرافان


@raziolhossein
2 👍 1
16:22
#امیرالمومنین_مدح


آیینه‌ی کبریا، علی بود
مرآت خدانما، علی بود

پیری که به بر نمود تشریف
از خلعت «هل اتی» علی بود

شاهی که به سر نهاد دیهیم 
از افسر «إنّما»، علی بود

هر نامه که شد فرود از حق
در مدحت مرتضی علی بود

هر جلوه که کرد چهره‌ی دوست
بر خاطر اولیا، علی بود

هر نامه که از خدایْ جبریل
آورد به مصطفی علی بود

یک حرف بس است اگر کسی هست
در خانه که حرف «باء» علی بود 

آن نقطه‌ی «باء» که پیش یکتا
پشتش به دعا دوتا، علی بود

آن کس که به نام اوست «بسمل»
بر مصحف إصطفا، علی بود

با ختم رسل عیان و پنهان
با سایر انبیا، علی بود 

دستی که به جود کشتی نوح 
آورد به استوا، علی بود

آن کو به خلیل نار نمرود
بنمود گل و گیا، علی بود

آن حرف ندا که گفت یونس 
در ظلمت بحر، یا علی بود

آن کس که به دستش از دل حوت
ذوالنّون بشد رها، علی بود

آن کس که عصا به دست موسی
بنمود چو اژدها، علی بود

کام همه را روا علی بود
درد همه را دوا علی بود 

بر دوش نبی که برتر از عرش
آن کس که نمود جا، علی بود

آن کش به احد نمود احمد
از «نادعلی » ندا ، علی بود

مقصود ز طوف حجّ و عمره
وز کعبه و از منا ، علی بود 

مطلوب ز رکن و زمزم و حجر
از مروه و از صفا، علی بود

شایسته‌ی «هل اتی» علی بود
زیبنده‌ی «لافتی» علی بود

آن پرده‌فکن که پرده برداشت 
از «لو کُشِفَ الغِطا»، علی بود

بر موضع خاتم نبوّت
آن کس که نهاد پا، علی بود 

مجموعه‌ی ماسوی علی بود
أنموزج ماورا علی بود

هم اول و مبتدا علی بود 
هم غایت و منتهی علی بود 

گر پرده ز چهره برفکندی
گفتی همه کس خدا علی بود

بی پرده بگو علی خدا نیست
لیكن ز خدای هم جدا نیست 


#میرزا_حبیب_خراسانی

@raziolhossein
👍 3 1
16:22
#امیرالمومنین_مدح


نه تنها هیچ کس از خاک محشر بر نمیخیزد
که گردی از زمین بی اذن حیدر بر نمیخیزد

غلامی داشت ، شاهان جهان خاک کف پایش
ذلیل است آن که پیش پای قنبر برنمیخیزد

علی آن بیت بی غل و غش عشقیست کز بامش
اگر دانه نباشد هم کبوتر بر نمیخیزد

به امر مرتضی معروف بر میخیزد از جایش
به نهی مرتضی از جاش منکر برنمیخیزد

ندای فتح از  رزمندگان غزوه ها یک دم
نگوید تا علی الله اکبر بر نمیخیزد

به زیر چانه‌ی دشمن تامل میکند تیغش
اگر حیدر نخواهد از تنی سر بر نمیخیزد

علی با زور ایمانش دری را میکند از جا
که یک لشکر تقلا میکند در بر نمیخیزد

سگ حیدر شرف دارد به اولاد ابوسفیان
که محصول درست از بذر کافر بر نمیخیزد


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
8 👍 2 😍 1
17 April 2025
ش
00:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه‌_السلام
#رباعی

جانا! نفسی مباش بی یاد علی
گوش دل خویش پر کن از نادعلی

در هر دو جهان اگر سعادت طلبی
دامان علی بگیر و اولاد علی

#نظمی_تبریزی

@raziolhossein
9 👍 2
ش
16:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#امام_حسین_علیه_السلام


از مهر علی بر دل هر کس اثری نیست
در نزد خدا طاعت او را ثمری نیست

جز حیدر و ذریّهٔ او نیست پناهی
غیر از علی و آل علی راهبری نیست

همچون اسد الله پی نصرت احمد
در بیشهٔ ایجادِ خدا شیر نری نیست

از بهر رهایی ز سِهام ستم خصم
جز یاری داماد پیمبر سپری نیست

اندر صدفِ قلزمِ امکانِ ولایت
چون آن دُر یکتای امامت گهری نیست

از کثرت دانش به سوی حضرت بی‌چون
از روی مَثَل دوریِ راه این‌قدَری نیست

ای سرّ خدا! یا علی! از چنبر حُکمت
بیرون به خدا یک‌سرِ مو هیچ‌سری نیست

جایی که بوَد مدح‌سرای تو خداوند
سر کردن اوصاف تو حدّ بشری نیست

انوار تو گر مطلع انوار نباشد
تابان به فلک شمس و به گردون قمری نیست

شد سدره‌نشین روح الامین از کرم تو
پیداست که این مرتبه کار دگری نیست

در میمنت ظلّ هماموهبت توست
ورنه هنر این‌قدر به یک‌مشتِ پری نیست

جز درگه امّید تو در روز قیامت
از آتش دوزخ به سوی خلد، دری نیست

ای شاه نجف! بهر چه با این‌همه اجلال
در کرب‌وبلا سوی حسینت گذری نیست؟

چون زینب تو دید که شاهد شهدا را
جز دادن جان در ره جانان نظری نیست

بی‌یارومعین مانده به دست سپه شام
دیگر ز پی نصرت او یک‌نفری نیست

زد دست به دامان شه تشنه‌لب و گفت:
ای آن‌که به غیر تو نبی را پسری نیست!

اکنون که رَوی فکر پرستاری ما کن
غیر از تو مددکار غریبان دگری نیست

بعد از تو به هنگام اسیری به ره شام
جز شمر و سنان همره ما هم‌سفری نیست

می‌سوزم از این غم که برای تو پس از قتل
در قتلگه‌، ای تشنه‌جگر! نوحه‌گری نیست

تنها نزد آتش به درون تو و لیلی
بی‌شعله ز داغ علی‌اکبر جگری نیست

بر حال لب خشک و کبود از عطش تو
بی‌گریه‌وماتم به جهان خشک‌وتری نیست

خنجر ز پی حنجر خشک تو کشیده‌ست
از شمر به احوال تو بی‌رحم‌تری نیست

از گندم ری بر نخوری، ای عمر سعد!
خون‌ریختن سبط پیمبر هنری نیست

بنمای علاج دل پردرد سکینه
کز بعد تو چون وی به جهان دربه‌دری نیست

«صامت»! مکن اندیشه ز عصیان، که به کونین
مدّاح حسین بن علی را خبری نیست


#صامت_بروجردی

@raziolhossein
16:53

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
16:53
#امام_حسین_مناجات
#سفینة‌النجاة   #رباعی

خاک قدمش آب حیات است حسین
مهریه‌ی مادرش فرات است حسین

غرقیم به دریای معاصی امّا
شادیم که کشتی نجات است حسین

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
16:54
#امام_حسین_مناجات


بوی بهشت می‌وزد از کربلای تو
ای کشته! باد جانِ دوعالم فدای تو

رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا
شد کعبهٔ حقیقی دل، کربلای تو

اجر هزار عمره و حج در طواف توست
ای مروه و صفا به فدای صفای تو

تو هر چه داشتی به خدا دادی ای حسین
فردا خداست جلَّ جلالُه جزای تو

با گفتن «رضیً بِقضائِک» به قتلگاه
شد متحد، رضای خدا با رضای تو

دیوانه‌وار آمده‌ام تا به قتلگاه
وقتی به استغاثه شنیدم صدای تو

نقدینه‌ای که داشتم از اشک و خون دل
تقدیم کرد دیده به گنبدنمای تو

در حیرتم چه شد که نشد آسمان خراب
وقتی شنید نالهٔ وا غُربتای تو

خورشید و ماه و جن و ملک خون گریستند
وقتی میان لجّه‌ی خون بود جای تو

تا با نماز خوف تو گردد قبول حق
شد سجده‌گاه اهل یقین خاک پای تو

اندر منا ذبیح یکی بود و زنده رفت
ای صد ذبیح کشته شده در منای تو

برخیز باز بر سر نی آیه‌ای بخوان
ای من فدای آن سر از تن جدای تو

خون خداست خون تو و جز خدای نیست
ای کشته‌ی خدا به خدا خون‌بهای تو

ما را خشوع بندگی آموز، چون خداست
در مجلس عزای تو صاحب‌عزای تو

سائل چو دید کفِّ کریم تو گریه کرد
ای کائنات، بنده‌ی خوان عطای تو

ما را هم ای حسین گدایی حساب کن
آخر کجا رود به جز این در گدای تو

دست دعا بر آر ریاضی که شد قبول
در بارگاه قدس حسینی دعای تو

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
👍 1
16:54
#امام_حسین_مناجات



چشم یک شهر به دست کرم توست حسین
بهترین شادی ما اشک غم توست حسین

سوخت از عمر هرآن لحظه که بی عشق گذشت
عشق نابی که، فقط در حرم توست حسین

از گزند همه آفات سلامت باشد
آنکه تا هست گرفتار غم توست حسین

دل ویرانه که در معرض نابودی بود
سبزی زندگی اش از قدم توست حسین

فکر تنهایی ما بوده ای از صبح ازل
تا قیامت دل ما ملتزَم توست حسین

تا جهان چشم گشوده است تو حاضر بودی
آنچه در ذهن نگنجد عدم توست حسین

لحظه ی آخر و پیراهن خونینی که
شاهد رنج دم و باز دم توست حسین

مثل عباس،سرِ نیزه نشینت، قاری
بر روی نیزه نگین علم توست حسین


#حسن_کردی


@raziolhossein
👍 2
16:54
#امام_حسین_مناجات


سرم خاک کف پای حسین است
دلم مجنون صحرای حسین است

بود پرونده ام چون برگ گل پاک
در این پرونده امضای حسین است

بهشت ارزانی خوبان عالم
بهشت من تماشای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید
که چشم من به سیمای حسین است

تمام هستیم باشد دل من
که لبریز از تولاّی حسین است

در این عالم تمنّایی ندارم
تمنّایم تمنّای حسین است

چراغ از بهر قبر من نیارید
چراغم روی زیبای حسین است

خوش آن صورت که در فردای محشر
بر آن نقش کف پای حسین است

از آن با گریه دائم خو گرفتم
که اشکَم دُرّ تجلاّی حسین است

دلی جای خدا باشد که آن دل
پر از نور تجلاّی حسین است

نترسانیدم از روز قیامت
قیامت قدّ و بالای حسین است
 

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3 👍 1
ش
19:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات



صد شکر غبار حرمت تاج سر ماست
نامت همه شب ذکر قنوت سحر ماست

گفتند بسوزید... سَمِعنا و اَطَعنا
عمری‌ست که سرمایه‌ی ما، چشم تر ماست

از نوکری توست به هر جا که رسیدیم
یعنی که غلامیِّ تو تنها هنر ماست

هر جا عَلَمی هست همان‌جا حرم توست
پس کرب و بلایت همه‌جا در نظر ماست

از دار جهان هیچ نداریم به جز اشک
اشکی که خودش روز قیامت سپر ماست

ای کشته‌ی بی غسل و کفن، تشنگی تو
داغی‌ست که تا روز ابد بر جگر ماست

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1 👍 1
19:24
#امام_حسین_مناجات


ای هزار آینه حیران تو یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو یا ثارالله...

عجبی نیست اگر از سر جان برخیزد
هر که زد دست به دامان تو یا ثارالله

چشم تاریخ ندیده‌ست و نبیند دیگر
به وفاداری یاران تو یا ثارالله

رو به منظومۀ چشمان تو سر زد خورشید
ماه شد آینه‌گردان تو یا ثارالله...

ریخت در دامن شب آینه در آینه نور
شور تو، عشق تو، ایمان تو یا ثارالله

به فتوّت، به عدالت، ابدیت بخشید
شرف و غیرت و وجدان تو یا ثارالله

آب از خون گلو خورد که سرسبز شود
چمن لاله و ریحان تو یا ثارالله

خون شد از غم جگر دجله که هرگز نگرفت
بوسه‌ای از لب عطشان تو یا ثارالله

حنجرت چشمۀ خون بود ولی می‌ترسید
خنجر از سایۀ مژگان تو یا ثارالله

هَیجان داد به قاموس شهادت به خدا
شوق آمیخته با جان تو یا ثارالله...

آخرین لحظۀ تو اوّل معراج تو بود
بود آغاز تو پایان تو یا ثارالله

خیمۀ عترت یاسین و دل اهل حرم
سوخت در شام غریبان تو یا ثارالله

می‌کند خاطر طوفان‌زدگان را آرام
صوت داوودی قرآن تو یا ثارالله...


#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
19:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
400×533, 53.2 KB
🥀 یا اباعبدالله...

نگاه از زائرِ خود بر نداری
ز گریه نوحه‌ای بهتر نداری
زیارت‌نامه‌ی بالایِ سر را
کجا باید بخوانم؟ سر نداری

#میثم_مؤمنی_نژاد

✿‍ اَللّهُمَّ ارْزُقنـٰا زِیٰارَۃَ الْحُسَیْن ✿‍

@raziolhossein
3 👍 1 😭 1
18 April 2025
ش
02:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1 👍 1
02:46
#امام_زمان_مناجات


پناهگاه همه شیعیان امام زمان
تویی به پیکردین،روح وجان امام زمان

عزیز فاطمه برگرد ای گل نرگس
نبودنت زده بر دل خزان امام زمان

فراق تو چقَدَر خون به قلبها کرده
نمانده در تن شیعه توان امام زمان

چقدر بی تو همین شام جمعه دلگیر است
ز دوری ات شده اشکم روان امام زمان

غروب جمعه به یاد غروب گودالم
به یاد نیزه و تیر و سِنان امام زمان

خدا کند که بمیرم از این غم عظما
که رو زد عمه‌ی تان بر سَنان امام زمان

به یاد شام غریبان کربلا هستم
به یاد آهِ دل بانوان امام زمان

قسم به خیمه‌ی زنها که بین آتش سوخت
بده تو خیمه‌ی خود را نشان امام زمان

#محمود_اسدی_شائق


@raziolhossein
1
02:46
#امام_زمان_مناجات


در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است

وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است

آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است

ای یاس باغ نرگس! باز آ که می‌کنم حس
بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است

بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است
وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است

عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد
آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است

ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم
ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است

از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم
کو مرد انتظاری «یابن‌الحسن» شعار است

گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟

میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:46
#امام_زمان_مناجات


بکش به روی سرم دست مهربانت را
که باز حس کنم آن لطف بیکرانت را

عجیب نیست از این چشم هرچه را دیده
ندیده است اگر جلوه‌ی عیانت را

غریبه راه ندارد به خلوتت اما
به روضه یافته‌ام بارها مکانت را

"رواق منظر چشم من آشیانه‌ی توست"
کرم نما و نگاهی کن آشیانت را

به این امید که باشم اسیر دستانت
کبوترانه رها بودم آسمانت را

هزار جاده مرا می‌رساندم تا عشق
اگر که گم نکنم راه جمکرانت را

به زیر سایه‌ی الطاف تو بزرگ شدم
مگیر از من کوچک تو سایه‌بانت را
.
بگو حسین و درآور دوباره اشک مرا
که سیر گریه کنم چشم روضه‌خوانت را


#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
1
02:48
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

کس درد مرا دوا نکرده جز تو
حاجات مرا روا نکرده جز تو

باید تو دعا کنی که در غم نروم...
در پیش کسی خدا نکرده جز تو

......

نه بهر تو همدم است این منتظرت
نه عاشق هر دم است این منتظرت

یک لحظه نگاهش نکنی می بینی…
بیچاره ی عالم است این منتظرت

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:50
#امام_زمان_مناجات


به کجا می‌رود امروز جهانم بی تو؟
من به آینده‌ی دنیا نگرانم‌ بی تو

از فراق تو اگر دق بکنم‌ نیست عجیب
این عجیب است که من زنده بمانم بی تو

سینه‌ام تنگ و دلم خون و نگاهم ابری‌ست
چشمِ کم‌سو و دلی بی‌ضربانم بی تو

اشک سرخ از رخ زردم به زمین می‌ریزد
آه، عمری‌ست که همرنگ خزانم بی تو

کیست تا اشک بریزیم غمت را با هم؟
رفته از دست ببین تاب و توانم بی تو

تا تماشای تو در هر نفسم افسوس است
آه می‌خیزد از آیینه‌ی جانم بی تو

با تو می‌مانم و از عشق تو دم خواهم زد
هرچه دنیا بزند زخم‌زبانم بی تو


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
02:53
#امام_زمان_مناجات

یارب چه شود گمشده ما زدر آید
آن یار سفر کرده ما از سفر آید

یعقوب صفت چشم به ره دوخته‌ایم ما
تا آنکه از آن یوسف زهرا خبر آید


@raziolhossein
8
19 April 2025
ش
04:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 99.0 KB
04:58
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 14.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
05:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 135.7 KB
#امام_صادق_شهادت
#رباعی

مائیم و هدایت امام صادق
مدیون روایت امام صادق

ای کاش که در مدینه بودیم همه
در روز شهادت امام صادق


#سیدمحمد_شجاع

@raziolhossein
😍 1
05:01
#امام_صادق_شهادت

بياموزند تا در مكتبت ، مردم صداقت را
به نام تو سند كردند شش دانگ ولايت را

تورا از شش جهت خواندند مولاي ششم چونكه
به دست خويشتن داري زمام كلّ خلقت را

به ميليونها چنان سقراط يا صدها چنان لقمان
عطا كردند از درياي تو يك قطره حكمت را

ميان آن همه شاگرد هم باشي غريبي تو
نميفهمند وقتي اين جماعت شأن عصمت را

هَلِ الدّين،غير حبّ و بغض،مذهب چيست غير از اين ؟
خدا از ما نگيرد اين ولايت ، اين برائت را

تو از بس از حسين و كربلا رفتن به ما گفتي
به پا كردي درون سينه ها شور قيامت را

گرسنه،تشنه،خاك آلود،غمگين زائرش گشتي
چه خوب آموختي بر شيعيان رسم زيارت را

نمي ماند گنه كاري ميان عرصه ي محشر
اگر در پاي ميزان رو كني حكم شفاعت را

اگر مي گفت يازهرا كسي در پيش روي تو
عوض مي كرد ياد پهلويش حال و هوايت را

پس از زهرا گمانم رسم شد در شهر پيغمبر
بسوزانند در آتش ، درِ بيت سيادت را

شبانه با سر و پاي برهنه ، بُردن از خانه
ز حدّ خود به در كردند نامردان جسارت را

به هرگامي كه ميرفتي بسوي قصرِ آن ملعون
گمانم با دو چشم خويش ميديدي شهادت را

عذاب اوّلين و آخرين بادا بر آن قومي
كه سوزاندند از كين ، قلب خورشيد امامت را

كــلام آخرت وقــف نمــاز با توجّه شـد
عجب شرمنده ي خودكرد اين حرفت عبادت را

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 3 1
05:02
#امام_صادق_شهادت

از سوز زهر آب شد از پاي تا سرم
با اشك همقدم شده ساعات آخرم

پايم به سوي قبله ، لبم غرق خون شده
ديگر رمق نمانده به اعضاي پيكرم

آه اي بقيع باز كن آغوش خويش را
من آخرين امانت شهر پيمبرم

بار سفر به دوش گرفتم وَ با خودم
يك عالَمه مصيبت و اندوه مي‌برم

از غصه آه مي‌كشم و ناله مي‌زنم
يا رب ببين زمانه چه آورده بر سرم

دشمن شبي كه پاي برهنه مرا دواند
داغ رقيه بود عيان در برابرم

رحمي نكرد بر من و بر سنّ و سال من
انداخت ريسمان به روي دست لاغرم

ارث علي به من ز همه بيشتر رسيد
سوزانده شد دو بار ، حريم مطهرم

كاشانه‌ام اگرچه به آتش كشيده ‌شد
امّا نسوخت چادر و گيسوي همسرم
 
وقتي كه دود خانه‌ي ما را گرفته بود
ديدم فرار مي‌كند از شعله دخترم

آنجا به ياد كرب و بلا روضه خواندم از
طفل يتيم و عمّه‌ي محزون و مضطرم
 
طفلي كه ضجّه مي‌زد و از ترس مي‌دويد
مي‌گفت پس كجاست عموي دلاورم
 
عمّه ! عمو كجاست ببيند كه بعد از او
غارت شده‌ست زيور و خلخال و معجرم

#علی_صالحی

@raziolhossein
05:02
#امام_صادق_شهادت


به منبر می‌رود دریا به سویش گام بردارید
هلا اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلم ها جا بیافتد واژه‌ای، اینک
که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

سلونی را هدر کردند روزی مردمان امروز
بپرسیدش از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران چشمان او آرایه وحی است
برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق
از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان به اهل خانه جز ایشان
که می‌گوید:
غلام خسته‌ام خفته، قدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد نباید پلک بر هم زد
به سوی شعله چون هارون مکی گام بردارید

رُویَ عن إمامِِ جعفرِِ صادق (له الرحمة)
به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا کج کن مسیرت را
کفن باید به جای جامه احرام بردارید

اگر در گوش نوزادی اذان می‌گفت می‌فرمود:
که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد
میان گریه ختم سوره انعام بردارید


#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
1
05:02
#امام_صادق_شهادت


نور را در کوچه ی ظلمت کشیدن مشکل است
پا برهنه در پی مرکب دویدن مشکل است

آسمان گر بر زمین افتد ، قیامت میشود
آسمانی را به روی خاک دیدن مشکل است

خوشه ی انگور ، تیره چون دل منصور بود
دانه دانه مرگ را بر لب چشیدن مشکل است

خانه ی آتش گرفته ، روضه خوان مادر است
ناله ی زن را زپشت در شنیدن مشکل است

قاتلی برادشت یک شمشیر....پیغمبر رسید
ده نفر با اسب در مقتل رسیدن مشکل است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
05:02
#امام_صادق_شهادت


هنگامۀ هجوم غم از هر کرانه بود
مردی غریب بود که در ترک خانه بود

در بین آشیانه چو صیّاد پا نهاد
مرغ سحر نشسته و گرم ترانه بود

با قامت کمانی‌اش از راه میگذشت
محنت‌کشی که تیر بلا را نشانه بود

اشک وداع پشت سرش ریخت جای آب
این بار حرف مرگ فقط در میانه بود

می‌خواست اهل خانه ندانند قصّه چیست
شاید ز خصم، خواهشِ مهلت، بهانه بود

بر روی مرکب ابن ربیع و ز پشت سر
شیخ الائمّه پای پیاده روانه بود

می‌رفت و اشک‌هاش روی خاک می‌چکید
یاد غمی که بینِ مصائب یگانه بود

آخر اگرچه خانۀ او شد محاصره
یارش کسی نگفته که در آستانه بود

یا آنکه دشمنش طرف اهل خانه رفت
یا حرفی از غلاف وَ یا تازیانه بود...

#علیرضا_قاسمی


@raziolhossein
👍 1
05:02
#امام_صادق_شهادت
#دوبیتی

مزارت غرق در غمهاست ای وای
زِ انبـوه مـلــک آواســت ای وای

صـدای نـالـه آیــد از بقیعت
گمانم ناله زهراست ای وای


@raziolhossein
05:04
#امام_صادق_شهادت


یا رب از زهر جفا پا تا سرم آتش گرفت
سوختم پرپر زدم بال و پرم آتش گرفت

پوستی بر استخوانی مانده باقی از تنم
همچو شمعی آب گشتم پیکرم آتش گرفت

من همان فرزند زهرایم که از جور عدو
خانه ام چون بیت زهرا مادرم  آتش گرفت

بر روی سجاده بودم نیمه شب گرم دعا
ناگهان دیدم همه دور و برم آتش گرفت

کودکان را دیدم از این سو به آن سو در فرار
گریه کردم انقدر چشم ترم آتش گرفت

پا نهادم بین آتش زیر لب گفتم حسین
یادم آمد عصر عاشورا حرم آتش گرفت

یک بیابان دشمن و یک مشت طفل بی پناه
خاطرم بر عمه های مضطرم آتش گرفت

دختری فریاد می زد سوخت عمه دامنم
دیگری می گفت عموجان معجرم آتش گرفت

دختری این راز را کنج خرابه فاش کرد
در میان شعله ها موی سرم آتش گرفت

از میان آنچه غارت شد دل پر درد من
بیشتر بر گاهوار اصغرم آتش گرفت

مادرش در پشت خیمه ناله می زد اصغرم
تو نبودی آب خوردم حنجرم آتش گرفت

#عبدالحسین

@raziolhossein
1 👍 1 😢 1
05:04
#امام_صادق_شهادت


آقاى بى كسى كه غم ارثيه داشته
اُنسى به داغِ مادرِ اِنسيه داشته
كنج اتاقِ خويش حسينيه داشته
با اهل خانه مجلسِ مرثيه داشته
حالا گرفته روضه غريبانه بازهم

نشناختند خشكِ مقدس مئآب ها
خورشيدِ علم را پَسِ ابر حجاب ها
مُشتى، رُفوزه در پىِ درس و كتاب ها
شاگردهايشان همه در رختخواب ها
آتش زدند بر در يك خانه بازهم

حق ميدهيم مرد اگر گريه ميكند
تنها ميانِ چند نفر گريه ميكند
با ترسِ دختران چقدر گريه ميكند
افتاده يادِ مادر و در گريه ميكند
تكرار شد مصيبت پروانه بازهم

آتش به بيتِ اطهرش افتادُ گفت آه
يادِ صداى مادرش افتادُ گفت آه
عمامه اش كه از سرش افتادُ گفت آه
وقتِ فرار، دخترش افتادُ گفت آه
ترسيده است دخترِ دردانه بازهم

يك نانجيب خنجرِ آماده مى كشيد
يك بى حيا عمامه و سجاده مى كشيد
بندِ طناب را كه زنازاده مى كشيد
شيخ الائمه را وسط جاده مى كشيد
آسيب ديد غيرت مردانه بازهم

دستِ عيالِ او به طنابى نرفت نه!
دست كسى به سوى حجابى نرفت نه
از صورتى عفيفه نقابى نرفت نه
ناموسِ او به بزم شرابى نرفت نه
رفتيم سمت مجلس بيگانه بازهم

بي احترام رفت ولى عمّه زينبش
بينِ عوام رفت ولى عمّه زينبش
در ازدحام رفت ولى عمّه زينبش
بزم حرام رفت ولى عمّه زينبش
وقت گريز شد دل ديوانه بازهم

بالاى تخت قائله اى بود، واى من
پيش رباب حرمله اى بود، واى من
زينب ميان سلسله اى بود، واى من
چوبِ بدونِ حوصله اى بود، واى من
خون شد روان از آن لب جانانه بازهم

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
05:04
#امام_صادق_شهادت


ازمهر؛ آسمان مدینه اثر نداشت
من سفره ام کباب؛ به غیر از جگر نداشت

(ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم )
جز داغ دل نصیب ؛ جگر بیشتر نداشت

بردند اگر به بزم عدو نیمه شب مرا
آن جا یزید و؛چوب تر وتشت زر نداشت

از کودکان لرزه به پیکر فتاده ام
یک تن؛ امید دیدن روی پدر نداشت

گویی مدینه رسم شده ؛ خانه سوختن
سهمی دگر ؛زمادر خود این پسر نداشت

غم نیست خانه ام اگر آتش گرفت ؛شکر
گر خانه سوخت ؛فاطمه ای در پشت در نداشت


#علی_انسانی

@raziolhossein
😢 2 😭 1
05:05
#امام_صادق_شهادت

کسی که حکم ولا از خود پیمبر داشت
دلی شبیه بهشت خدا معطر داشت

کسی که نور نگاهش زلال باران بود
میان قاب دوچشمش همیشه کوثر داشت

کسیکه نیمه ی شب حرمتش شکسته شد و
دلی شکسته و چشمی زغصه ها تر داشت

سه بار دشمن او قصد جان او را کرد
ولی ز ترس پیمبر از او نظر بر داشت

زمان سوختن درب خانه اش تنها
نفس نفس روی لبها نوای مادر داشت

دل خودش به کنار حرم سرایش سوخت
ز داغ اینکه در آن خانه چند دختر داشت

در آن کشاکش و در بین آن همه آتش
دلی به یاد غم کربلا چه مضطر داشت

به یاد ساعت آخر میان قربان گاه
که شمر آمد و قصد بریدن سر داشت

و باز پیش دو چشمان او مجسم شد
کسی که نیت حمله به سمت معجرداشت

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
2
05:05
#امام_صادق_شهادت


از كار غربتت گره‌اي وا نمي‌كند
اين شهر ، با دل تو مدارا نمي‌كند

اين شهر ، زخم بي‌كسي‌ات را...عزيز من
جز با دواي زهر مداوا نمي‌كند

اين شهر ، در ميان خودش جز همين بقيع
يك جاي امن بهر تو پيدا نمي‌كند

اينجا اگر كسي به سوي خانه‌ات رود
در را به غير ضرب لگد وا نمي‌كند

اين شهر ، شهرِ شعله و هيزم به دستهاست
با آل فاطمه به جز اين تا نمي‌كند

ابن ِربيع ِ پست چه آورده بر سرت؟
شرم و حيا ز سِنّ تو گويا نمي‌كند

بالاي اسب در پيِ خود مي‌كشاندت
رحمي به قامتِ خَمَت امّا نمي‌كند

تا مي‌خوري زمين به تو لبخند مي‌زند
اصلاً رعايت رَمَقت را نمي‌كند

زخم زبانش از لب شمشير بدتر است
يك ذرّه احترام به زهرا نمي‌كند

#علی_صالحی

@raziolhossein
👍 1 😭 1
05:05
#امام_صادق_شهادت

ز هر طرف به کمان تیر غم  زمانه گرفت
دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت

چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند
ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت

هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد
که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت

سپاه کفر به کاشانه ام حجوم آورد
مرا بزمزمه و ناله شبانه گرفت

زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را
دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت

سر برهنه و پای پیاده برد مرا
پی اذیت من بارها بهانه گرفت

هنوز خستگی راه بود در بدنم
که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت

هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد
مرا بموج غم از مردم زمانه گرفت

چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول
که گه بزهر جفا گه به تازیانه گرفت

گرفت تاسمت نوکری زما«میثم»
مقام سروری و جاودانه گرفت


#غلامرضا_سازگار #میثم

@raziolhossein
👍 3 1
05:05
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×789, 195.5 KB
#یا_جعفر_بن_محمد_الصادق

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
👍 2
05:16
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
20 April 2025
ش
02:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

مولای من سلام خدا هدیه محضرت
گلبوسه ی ملايکة الله بر درت

یا صادق الائمه که قران ناطقی
عالم فدای آن نفس روح پرورت

تا از تو کسب فیض کنند ای شکوه علم
زانو زنند خیل ملک پای منبرت

بر کرسی خطابه لبت چونکه باز شد
باغ بهشت مصطفوی شد معطرت

از تو گرفت درس بصیرت ابوبصیر
صدها زراره کاتب و اندیشه گسترت

سرچشمه ی زلال حقیقت کلام توست
شد جرعه نوش ، علم و فضیلت ز کوثرت

معراج توست علم و در آن سیر نور شد
هفت آسمان عالم معنا مسخرت

تنها جهاد ، عرصه ی شمشیر و تیغ نیست
روز ازل جهاد سخن شد مقدّرت

در دست تو کتاب خدا بود ذوالفقار
فقه و اصول ، نیزه و شمشیر دیگرت

مدیون توست مکتب شیعه الی الأبد
در این جهاد ، لطف خدا بود یاورت

دشمن که بست دست یداللهی تو را
رد شد تمام خاطره ها از برابرت

رفتی سرِ برهنه و پای پیاده لیک
سیلی نخورد پیش تو در کوچه همسرت

در طول عمر ، داغ فدک با دل تو بود
می زد حدیث حادثه زخم مکررت

باشد برای اهل ولا ، جلوه ی حضور
در گوشه ی بقیع ، مزار مطهرت

گاهی نگاه کن به دل بیقرار من
دست «کمیل » دامن تو ، جان مادرت


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 2 😢 1
02:50
#امام_صادق_شهادت

خورشید تاریک است پیش روی صادق
محراب اهل آسمان ابروی صادق
جبریل زانو میزند پهلوی صادق
عالِم شده هرکس گذشت از کوی صادق

پیداست اسرار عوالم از نگاهش
پلکی زند میریزد عالِم از نگاهش

از کفر، مردم را گرفت و باخدا کرد
قفل مسائل را برای خلق وا کرد
با تیغ علم غیب خود غوغا به پا کرد
ظلم بنی عباسیان را برملا کرد

علمش حجاب جهل ها را پاره کرده
صادق بنی عباس را بیچاره کرده

در راه حق گرچه کشیده زحمتش را
اما ندانستند قدر و قیمتش را
دشمن شکسته پیش مردم حرمتش را
با ناسزا دادند مزد خدمتش را

در کوچه های شهر یوسف را کشیدند
این گرگ ها پیراهن او را دریدند

میسوخت در آتش پر شیخ الائمه
از بسکه زد بر پیکر شیخ الائمه
عمامه افتاد از سر شیخ الائمه
حرمت شکست از مادر شیخ الائمه

مردی که در محشر دو عالم را شفیع است
ناراحت از نامردی ابن ربیع است

آتش گرفته رشته های دامنش را
ابن ربیع پست لرزانده تنش را
در بین مردم میکشد پیراهنش را
با ریسمان بستند دست و گردنش را

همسایه ها اینبار هم کاری نکردند
یعنی ولی الله را یاری نکردند

او صبح صادق بود و در دست شب افتاد
خیس عرق شد، عرش در تاب و تب افتاد
صدبار تا بغداد پشت مرکب افتاد
در راه چندین بار یاد زینب افتاد

چه بر سرش آورده اند ایام پیری
زیر لبش میگفت ای وای از اسیری

آن لحظه که شمشیر بر رویش کشیدند
خشم رسول الله را با چشم دیدند
با اینکه ناله های زهرا را شنیدند
در کربلا اما سر از جدش بریدند

در کربلا جد غریبش تیر میخورد
بر بوسه های مصطفی شمشیر میخورد

#آرش_براری

@raziolhossein
👍 1
02:50
#امام_صادق_شهادت
#بقیع


نه حرف من سخن هر فقیه آگاه است
عزای حضرت صادق شعائر الله است

بهشت مقصد هر دسته ی عزاداری ست
سلوک شیعه در این شاهراه، کوتاه است

مدینه منتظر دسته های سینه زنی ست
مدینه چشم به راه بقیة الله است

به ذوالفقار قسم فتح مکه نزدیک است
به شرطه ها برسانید بدر در راه است

بقیع جنت الاعلاست در سراسر روز
بقیع عرش خداوند در سحرگاه است

چراغ را چه حضوری در آن حریم شگفت
که ماه بنده و خورشید عبد درگاه است

چه شمع ها به بقیع از خجالت آب شدند
نگاه کردن قبر غریب، جانکاه است

به جعفر ابن محمد چنین نخواهد ماند
مدینه چشم به راه بقیة الله است

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 2
02:50
#امام_صادق_شهادت
.
تصور کن امامی دور تو مأمور هم باشد
به ضرب و شتم تو مأمور هی معذور هم باشد

درون خانه با ناموس خود باشی و جز اینها
به هتک حرمت از بالا بر او دستور هم باشد

به غیر از هتک حرمت در میان ناسزاهایش
به جز فریاد و فحاشی کلام زور هم باشد

تصور کن که در برخوردٍ با ماهی که در سجده ست
به جز توهین به دستش حکم از منصور هم باشد

تصور کن که حالا این تصورهای شرم آور
برای آدمی از جنس خاک و ‌نور هم باشد

تصور کن امام صادق است و بر سکوت و صبر
به رغم لشکر شاگردها مجبور هم باشد

به جز تصویر میخی داغ در چشم امام ما
در آن تصویر حالا چکمه ای در دور هم باشد

چه خواهد شد اگر آتش بگیرد درب و بعد از آن
کسی که هی لگد را می زند مغرور هم باشد

به روی ساقه ی زردش دو چندان می شود دردش
اگر آن که لگد را می زند منفور هم باشد

برای خود نه٬ می گرید برای مادرش زهرا
بساط گریه پشت «در»اگر که جور هم باشد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
👍 1
02:50
 #امام_صادق_شهادت

تنها نشد ز زهر ستم آب ، پیکرت
یک عمرریخت آتش اندوه برسرت

هر روز بود روز تو از دود آه شب
هر لحظه ریخت خون دل از دیده ترت

چشمت زدور بود به ذریّه رسول
بردند سوی مقتلشان از برابرت

آن شب که شعله گشت زکاشانه ات بلند
یاد آمد از شکستن پهلوی مادرت

بردند دست بسته تو را چون علی ، ولی
سیلی نخورد پشت در خانه همسرت

خصمت نگاه داشت سه ساعت به روی پا
دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت

تیغ ستم سه بار به قتلت کشیده شد
دیگر نخورد چوب به لب های اطهرت

بودند اهل بیت تو بعد از تو بس عزیز
دیگر اسیر خصم نگردید دخترت

این غم مرا کشت که به شهر مدینه نیست
جز بوسه نسیم به فبر مطهّرت

غربت نگر که  پشت در بسته بقیع
صورت نهد به دامن دیوار ، زائرت

در حیرتم چگونه کفن شد جنازه ات
چیزی نمانده بود از اندام لاغرت

میثم گدای تواست مرانش از کوی خویش
     ای مهر و مه ، دو خاک نشین سائل درت  

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
02:50
#شهادت_امام_صادق

دارد ميان هيئت خود گريه ميكند
با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند
با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند
دارد براي غربت خود گريه ميكند

آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت
بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت

مشعل به دستها وسط خانه ريختند
يك عده بي هوا وسط خانه ريختند
اموالِ خانه را وسط خانه ريختند
جمع ِحسودها وسط خانه ريختند

بين نماز بود و مجالش نداده اند
حتي امان به اهل و عيالش نداده اند

بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است
ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است
تنها ميان درد سر و يادِ مادر است
افتاده است پشت در و يادِ مادر است

شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد
بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد

اين پير ِسالخورده عصا بر نداشته
آرام تر هنوز عبا بر نداشته
نعلين خويش را به خدا بر نداشته
شيخ ِ حرم عمامه چرا بر نداشته

اورا كشان كشان وسط كوچه ميكِشند
در پيش اين و آن وسط كوچه ميكِشند

اين غُصه را به نام مدينه سند زدند
بر آه آهِ خستگي اش دستِ رد زدند
در كوچه ها چقدر به آقا لگد زدند
ميگفت نام فاطمه و حرف بد زدند

از بس دويده خميده شده،بي رمق شده
اين پير ِمردِ غمزده خيس ِ عرق شده

گيرم خميده در بر انظار رفته است
پاي برهنه از سر بازار رفته است
گيرم به پاي هر قدمش خار رفته است
با دستِ بسته مجلس اغيار رفته است

شكر خدا كه پيرهنش پا نخورده است
در زير چكمه ها بدنش پا نخورده است

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
👍 4 😭 2
02:50
#امام_صادق_شهادت


گر چه در خاک رفت، پیکر تو
دیگر از تن جدا نشد سر تو

دود آتش زخانه ات برخاست
پشت در جان نداد همسر تو

ظلم بر عترتت رسید ولی
به اسیری نرفت دختر تو

بدنت آب شد ززهر، ولی
تازیانه نخورد خواهر تو

قامتت گشت خم ولی نشکست
پشت تو در غم برادر تو

ظلم دیدی ولیک کشته نشد
کودک شیرخواره در بر تو

سوخت قلبت ولی نشد صد چاک
تن فرزند در برابر تو

زهر دادند بر تو لیک نخورد
چوب کین بر لب مطهّر تو

سوخت پا تا سرت ززهر ولی
پاره پاره نگشت پیکر تو

می سزد در غم تو گریه کند
چشم شیعه به جدّ اطهر تو

بوده یک عمر در عزای حسین
اشک، جاری زدیدۀ تر تو

نه از این غم سرشک (میثم) ریخت
اشک خونین زچشم عالم ریخت

 
#غلامرضا_سازگار #میثم
@raziolhossein
😭 1
02:50
#شهادت_امام_صادق

باز هم نوبتِ مدینه شُدو
در غَمَش باز کربلا میسوخت
باز در کوچه یِ بنی هاشم
خانه ای بینِ شعله ها میسوخت

نیمه شب ریختند در خانه
مو سپیدی به ریسمان بستند
درِ آتش گرفته را اما
ناگهان رویِ کودکان بستند
َ
به پَرِ دامنی ولی اینبار
آتشِ چوبِ شُعله وَر نگرفت
پدر از خانه رفت شُکرِ خدا
پهلویِ او به میخِ در نگرفت

نَفَسَش بند آمده نامرد
در پِیِ خود دوان دوان نَبَرش
پیرمرد است میخورد به زمین
بینِ کوچه کِشان کِشان نَبَرش

شرم از رنگِ این محاسن کُن
رحم کُن حالِ کودکانش را
این چنین رفتن و زمین خوردن
درد آورده اُستُخوانش را

حق بده که به یادِ او انداخت
گَرد و خاکی که بر محاسن داشت
مادرش را که تا درِ مسجد
داغِ بابا عزایِ محسن داشت

حق بده که به یادِ او انداخت
عرقِ سردِ رویِ پیشانیش
خونِ رویِ جبینِ جدش را
عمه و رنجِ کوچه گردانیش

حق بده که به یادِ او انداخت
عمه اش را گُذر گُذر بردند
از مسیری که ازدحام آنجاست
یعنی از راهِ تنگ تر بردند

حق بده که به یادِ او انداخت
گیسوانش که خاک آلود اند
گیسویی را که در دلِ گودال
غرقِ خون رویِ خاکها بودند

رویِ این کوچه ای که از سنگ است
همه جایش نشانیِ او بود
یادِ یک حنجر است این دفعه
نوبتِ روضه خوانی او بود

هرچه او بیشتر نَفَس میزد
بیشتر می زدند زینب را
تیغ شان مانده بود در گودال
با سپر می زدند زینب را

سَرِ شب کودکان همه در خواب
تا سحر میزدند زینب را
یک نفر در میانِ گودال و
صد نفر میزدند زینب را


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 3 1
02:50
#امام_صادق_شهادت

شدي شهيد ولي پيكر تو دست نخورد
ميان معركه ي خون سر تو دست نخورد

اگرچه در اثر زهر مي زدي پــر و بال
ز تير و نيزه به بال و پر تو دست نخورد

هزار شكر، به پيراهن و عباي شما
برابر نگه خواهر تو دست نخورد

اگرچه دست تو شد بسته با طنابِ ستم
به نقش آيه ي انگشتر تو دست نخورد

سه بار تيغ به رويت كشيده شد ، امّا
به مُصحف بدن اَطهر تو دست نخورد

نفس نفس زدنت سخت شد ولي آقـــــا
به ضرب تيغِ كسي ، حنجر تو دست نخورد

كسي نديد جسارت شود به ناموست
دگر به زينتيِ دختر تو دست نخورد

غروب روز دهم بود ، عمّه ات مي گفت:
رقيّه حرف بزن ، معجر تو دست نخورد ؟؟؟

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1 👍 1
02:50
#امام_صادق_شهادت
#دودمه

از سرِ شانه عبایش را زمین انداختند
پشتِ مرکب می‌دود

پیرمرد است و عصایش را زمین انداختند
پشت مرکب می‌دود


#حسن_لطفی

@raziolhossein
😢 1 😭 1
02:50
#امام_صادق_شهادت

می سوخت بین شعله ها بال و پر تو
آتش نشد شرمنده از موی سر تو

از نعره مستانه یک نامسلمان
آن شب پرید از خواب شیرین دختر تو

دست خدا را باز بستند این جماعت
آقا چه خالی بود جای مادر تو

با رفتن تو آسمان هم گریه می کرد
آن شب نبود عمامه ای روی سرتو

پای برهنه پشت یک مرکب دویدن
نگذاشت نایی در میان پیکر تو

در کوچه های خلوت شهر مدینه
تنها غریبی بود یار و یاور تو

دیدند خیلی داغدار کربلایی
شام غریبان شد به پا در محضر تو

جای هزاران سجده شکرانه دارد
خنجر نیامد بر ضریح حنجر تو

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
02:50
#شهادت_امام_صادق


کس از دل امام غریبم خبر نداشت
با او مدینه هم سر یاری دگر نداشت

سوگند میخورم به مظلومی علی
دنیا زآل فاطمه مظلومتر نداشت

از آن زمان که سوخت در خانه علی
آتش زدرب خانه شان دست بر نداشت

آتش کجا و خانه فرزند مصطفی
آنروز روزگار مسلمان مگر نداشت

تنها نه روزها پی آزارش آمدند
شبها امان زدشمن بیدادگر نداشت

گرم دعا و راز نیاز شبانه بود
مهلت ولی برای دعای سحر نداشت

آتش زدند خانه او را ولی دگر
بر سینه اش جراحتی از میخ در نداشت

بردند دست بسته اش از خانه با عذاب
حتی عبا به دوش و عمامه به سر نداشت

میزد نفس نفس پی مرکب ولی چه سود
آهش به قلب سنگ عدویش اثر نداشت

پایش برهنه بود ولی جای شکر داشت
چون خاک کوچه خار مغیلان دگر نداشت

بیچاره دختری که روی خار میدوید
بیچاره عمه اش که از او خبر نداشت

پایش که خسته بودو دو دستش که بسته بود
در زیر تازیانه دشمن سپر نداشت

دختر به هر خطر به پدر میبرد پناه
آن دختر سه ساله بمیرم پدر نداشت

از درد گوش پاره اگر ناله میکشید
بر گوشوار رفته به غارت نظر نداشت

تا دید در خرابه لب چاک خورده را
لب را گذاشت بر لب بابا و برنداشت

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 2
02:50
#امام_صادق_شهادت

عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است
خونِ جگر به دیده ي آلِ پیمبر است

شهر مدینه گشته عزاخانه ي وجود
رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است
 
گفتم چه روی داده که از خاطرم گذشت
امشب شب یتیمی موسی ابن جعفر است

گِریَند بر امام ششم هفت آسمان
در نُه فلک قیامتِ عظمای دیگر است

جسمی که آب شد از جفا زیر خاک رفت
در قلب آب و خاک از این داغ آذر است

خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او
قبرش کنار تربت زهرای اطهر است

آتش زدند خانه او را حرامیان
این اجر خوبی پدر و ارث مادر است

جز تل خاک نیست نشانی از آن مزار
الحق که ننگ آل سعودِ ستمگر است

قامت خمیده،تن شده مانند شمع آب
این شاهد جنایت منصور کافر است

بر او بریز اشک که این گریه نزد حق
با گریه بر حسین ثوابش برابر است

با آنکه بسته است به رویش در بقیع
"میثم" هماره چشم امیدش به این در است

#غلامرضا_سازگار #میثم

@raziolhossein
👍 1
02:50
#امام_صادق_شهادت


خونین دلی که با تو ستمگر به سر بَرَد
سر می برد، ولیک به خون جگر برد

آنجا که هیچ لب به حمایت نگشت باز
مظلوم،  داوری  به  برِ  دادگر  برد

بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک
اینگونه ارث مادر خود را پسر برد

مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب
از  نزد  چند  کودک  لرزان  پدر  برد

کردند دست خویش به سوی خدا بلند
تا بابشان ز دست عدو جان به در برد

دیگر امید آمدن من کسی نداشت
یک  تن  نبود  در  بر  آنان  خبر  برد

ای دادگر خدای غیور، این روا مدار
تا نام پاک مادر ما، بی پدر برد

#علی_انسانی

@raziolhossein
02:50
#امام_صادق_شهادت

دارم هوای تربت شیخ الائمه
چشمم به دست رحمت شیخ الائمه

منت خدایی را که ما را خلق کرده
از خاک پای حضرت شیخ الائمه

اسلام ناب جعفری سرمایه ی ماست
جانم فدای نهضت شیخ الائمه

شاگردهای مکتبش روزی گرفتند
از بحث و علم و حکمت شیخ الائمه

هرکس نمازش را سبک دارد بداند
بی بهره است از رحمت شیخ الائمه

کونوا لنا زینا...” ولی ای وای بر من
یک عمر گشتم زحمت شیخ الائمه

با اینکه سربارش شدم دیدم کریم است
آقا شدم با عزت شیخ الائمه

یک روز دسته” می برم در کوچه هایش
تحت لوای `هیئت شیخ الائمه”

وقتش رسیده باز هم روضه بخوانم
از دردها و غربت شیخ الائمه

دیروز حیدر دست بسته... بی عمامه...‌
امروز آمد نوبت شیخ الائمه

پای برهنه پشت مرکب ها دویدن...‌
...برده توان و طاقت شیخ الائمه

بر مو سفیدان ناسزا گفتن روا نیست
کردند هتک حرمت شیخ الائمه

صاحب عزای روضه های کربلا بود
در روضه خم شد قامت شیخ الائمه

شکر خدا که دخترش اینجا ندیده
در بین مقتل غارت شیخ الائمه

شکر خدا که اهل بیتش را نبردند
بازی نشد با غیرت شیخ الائمه...‌

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
02:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×700, 192.0 KB
#امام_صادق_شهادت

به پای خس چوگلی زردوخسته افتادم
بدست خصم دنی دست بسته افتادم
چوتازیانه ی ابن ربیع را دیدم
بیاد مادر پهلوشکسته افتادم

@raziolhossein
😭 4 👍 2
21 April 2025
ش
08:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت


آتشی باز فراهم شده و بر در خورد
دست زهرا وسط عرش به روی سر خورد

بی عبا بود که در کوچه کشیدند او را
پسر حضرت حیدر به غرورش بر خورد

چند باری پی مرکب نفسش بند آمد
چند باری وسط کوچه زمین، با سر خورد

به همه اهل جهان موی سفیدش می گفت:
چه قدر خون دل از کینه ی این لشکر خورد

داشت با آن همه اندوه، تجسم می کرد
غصه هایی که در این شهرِ بلا، حیدر خورد

بی قرار است چرا او؛ نکند تازه شده
داغ آن ضربه ی آنروز که بر مادر خورد

خانه ی سوخته اش ارثیه از خیمه گه ِ
کشته ای بود که بر حنجره اش خنجر خورد

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
08:10
#امام_صادق_شهادت


باغبان باشد و گلزار بسوزد سخت است
لانه مرغ گرفتار بسوزد سخت است

غربت و وحشت و تاریکی و دود و آتش...
آشیانت که شب تار بسوزد سخت است

بر روی آتش این خانه کسی آب نریخت
دلت از این همه آزار بسوزد سخت است

این در سوخته داند ،که زن حامله‌ای
در میان در و دیوار بسوزد سخت است

روضه اینجاست اگر صورت آتش دیده
باز با سیلی اغیار بسوزد سخت است

وسط شعله فقط داد زدم وای حسین....
خیمه عترت اطهار بسوزد سخت است

ترس طفلان حرم دیدم و فهمیدم که
خیمه‌ها بعد علمدار بسوزد سخت است

دور از چشم عمو بین بیابان تنها
دامن طفل عزادار بسوزد سخت است

تنش از کعب نی و صورتش از سیلی کین
پایش از آبله و خار بسوزد سخت است

همه در حال فرارند به غیر از زینب
در حرم عابد بیمار بسوزد سخت است

شرم کن شعله آتش ،نکند پیش رباب
چوب گهواره‌اش اینار بسوزد سخت است

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 2 1 👍 1
08:10
#امام_صادق_شهادت
#اول‌جلسه‌ای

تشنه‌ی زمزمه‌ام کاش به زمزم برسم
میوه‌ی کالَم و ای کاش که من هم برسم

فاطمه چشم به راه هست سیاهی بزنم
ای اجل صبر نما تا به مُحَرم برسم

پس از آن جانِ مرا هم ببری حرفی نیست
نه ، فقط باش که یکبار حرم هم برسم

دست من نیست گریبان بدرم یا ندرم
هر زمان که به سرِ سوره‌ی مریم برسم*

آه ای راهِ نجف کرببلا دستم گیر
‌اربعین باز بر آن سیلِ دمادم برسم

هر قدم می‌شمرم تک‌تکِ تیرَکها را
تا که بر موکبِ عباس معظم برسم

اربعین وقتِ قرار است بگو یا عباس
کاش بر سایه‌ی آن صاحبِ پرچم برسم

کَم‌کم ای ناله بیا موقع مقتل خوانی است
وای کم مانده به گودالِ مقرم برسم

ای بقیع تربتی از خود به سرم می‌ریزی
کاش ای کاش به این خاک پُر از غم برسم
*کهیعص

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:10
#امام_صادق_شهادت


گر چه جز ظلم بر تو دیده نشد
گل یاست به تیغ چیده نشد

بین شعله دوید ناموست
گیسوی دخترت کشیده نشد

میخ بر سینه ای نزَد آسیب
ناله ی همسرت شنیده نشد

سر برهنه به کوچه ات بردند
ولی از تن سرت بریده نشد

پشت مرکب تو را کشاند عدو
پهلویت ازسنان دریده نشد

تیغ بر قتل تو کشید ولی
خون ز لبهای تو چکیده نشد

شکر حق خواهر عزادارت
بین نامحرمان خمیده نشد

#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein
👍 1
08:10
#امام_صادق_شهادت


ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو
دل‌های دوستان همه صحن و سرای تو

چشمم سوی مدینه دلم جانب بقیع
گرم زیارت حرم با صفای تو

از لحظه‌ای که خاک لحد بر تو چیده شد
خاک بقیع نه!دل ما گشت جای تو

آیا در بقیع شبی باز می‌شود
تا در کنار قبر تو گریم برای تو؟

بردند دست‌بسته تو را سوی قتلگاه
با آنکه بود عرش خدا جای پای تو

ای صد مسیح زندۀ ذکر شبانه‌ات
خاموش شد چگونه صدای دعای تو

آخر ز زهر کین جگرت پاره پاره شد
ای پاره‌های دل، گُل بزم عزای تو

تشییع شد چو پیکر پاک تو تا بقیع
می‌کرد گریه ختم رسل در قفای تو

چون شمع، آب شد بدنت از شرار زهر
ای جان عالمی همه بادا فدای تو

تنها نه «میثم»...از غم و اندوه و غربتت
آگه کسی نگشت به غیر از خدای تو

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:10
#امام_صادق_شهادت

مگر رسول به وصفش بیان کند سخنی
که وصف ذات خدا نیست کار همچو منی

جواب هر چه که باشد نوازش است مرا
خدا کند بنوازد مرا ولو به " لن " ی

بساط حوزه کرم میکند ، چه ذوالکرمی
بساط روضه عطا میکند ، چه ذوالمننی

به دست شیخ الائمه غدیر جان بگرفت
بله ؛غدیر جوان شد ز باده ی کهنی

ببین حدیث حدیث و ببین که بحث به بحث
چگونه یک تنه رفته به جنگ تن به تنی

به جعفر بن محمد بگو بسوز و بساز
مباش فکر حرم گر نواده ی حسنی

سیاه تر ز همه روزگار پروانه ست
اگر که شمع بسوزد میان انجمنی

نخست آنچه صدا میکند سر زانوست
اگر کشیده شود ناگهان سر رسنی

ببین چه بر سر زن یا که مرد میاید
طناب را بکشی ، تازیانه هم بزنی

عبا نداشت که از خجلتش به سر بکشد
پناه برد به یک آستین پیرهنی

چه سخت میگذرد مرد آبروداری
طی طریق کند با غلام بددهنی

اگر چه سوخته در ، جای شکر آن باقی ست
که میخ در نگرفته به گوشه بدنی

اگر چه از نفس افتاده باز هم راضی ست
که بین کوچه نیفتاده است هیچ زنی

چه حرفها نشنید و چه چیزها که ندید
شکسته دل شد و آمد ولی چه آمدنی

غریب نیز از اینجا نمیرود عریان
برای تو کفن آورده اند ، عجب کفنی

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
08:10
#امام_صادق_شهادت
#رباعی

او گریه به غصه های مادر می کرد
وقتی که نظر به آتش در می کرد

از خانه چو دست بسته او را بردند
یاد از غم تنهایی حیدر می کرد

#محمد_مبشری

@raziolhossein
08:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1225×1280, 227.5 KB
#امام_صادق_شهادت
#رباعی

گلزار بقیع مدفنی را کم داشت
در هجر امام شیعیان ماتم داشت

می ریخت ز تابوت امام صادق
خاکی که مدینه بر سر عالم داشت

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
👍 1
08:12
#امام_صادق_شهادت


از مسیر در نه ، از دیوارِ خانه ریختند
روز نَه این قومِ نامحرم شبانه ریختند
حتم دارم با قلاف و تازیانه ریختند

یک نفر آمد به محراب و نمازش را شکست
بی حیایی بی هوا راز و نیازش را شکست

نیمه شب هست آه فکر سن و سالش نیستند
ریسمان‌ها می‌کشند و فکر بالش نیستند
بینِ این خانه مگر اهل و عیالش نیستند

او خدای غیرت است از درد میریزد بِهَم
پیش طفلانش مَکِش نامرد می‌ریزد بِهَم

باز هم صد شُکر آتش بر سر و رویش نخورد
این درِ سوزان حیا کرد و به پهلویش نخورد
سنگ بی احساسِ دیواری به اَبرویش نخورد

باز هم صد شُکر در ، آئینه‌اش را خط نزد
در میانِ شعله میخی سینه‌اش را خط نزد

در میانِ کوچه‌ها با زور او را می‌کِشند
بر زمین می‌اُفتد و بدجور او را می‌کِشند
روی مرکب میروند از دور او را می‌کِشند

پیرمرد شهر با هر زحمتی پا می‌شود
آه می‌گوید فقط " یا عَمَّتی" پا می‌شود

دخترک میگفت با نِی حنجرش را پس بده
من یتیمم طشتِ زر یک شب سرش را پس بده
جان بابا ، ساربان انگشترش را پس بده

حرمله وقتی که می‌آید پریشان می‌شوم
پشتِ عمه ، زجر وقتی هست پنهان می‌شوم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
08:12
#امام_صادق_شهادت


نیمه شب بود و وقت راز و نیاز
بین سجاده بود، بین نماز

با تأسی به مادرش زهرا
دست خود برده بود سوی خدا

داشت همسایه را دعا می کرد
گره ها را دوباره وا می کرد

ذکرِ ارباب عالمین گرفت
بوسه از تربت حسین گرفت

ناگهان صحبت از تهاجم شد
خلوتش بین نعره ها گم شد

داد و فریاد، بی دلیل زدند
شعله بر خانه ی خلیل زدند

حرمت این حرم شکسته شد و
دست او بین خانه بسته شد و

پا شد از جای خود ولی افتاد
یاد مظلومی علی افتاد

از غریب مدینه دم می زد
وسط شعله ها قدم می زد

خاک و خاکستر از عباش تکاند
اشک بر مادرش دوباره فشاند

حرف داغِ گران زهرا بود
میخ در روضه خوان زهرا بود

پیر مردی وحید را بردند
آن محاسن سپید را بردند

باز هم روضه ها به کوچه کشید
آه... آقای ما بگو چه کشید؟!

پیر را طاقت دویدن نیست
می رود..‌. حاجت کشیدن نیست

فلک از غصه شرمگین شده بود
شیخ ما نقش بر زمین شده بود

پیکرش را چقدر آزردند
تا که شیخ الائمه را بردند

خوب شد بر سرش جدال نشد
غارت پیکرش حلال نشد

تشنگی تاب و قدرتش نگرفت
تیر و نیزه به قامتش نگرفت

رخش از خون تازه رنگ نشد
صورتش آشنا به سنگ نشد

خوب شد قاتلی سویش نرسید
پنجه ای بین گیسویش نرسید

خواهری با شکستنش نشکست
بر روی سینه اش کسی ننشست


#محمد_جواد_شیرازی


@raziolhossein
08:12
#امام_صادق_شهادت


به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید
نظارۀ تو ابوحمزه و زراره کشید

غریب هستی و چون مادرت نشد آقا
سر مزار شما گنبد و مناره کشید

به زخم های دلت مرهمی نشد پیدا
که زهر از جگرت طرح پاره پاره کشید

تو را میان دعا، بی نمازها بردند
تو را پیاده به کوچه یکی سواره کشید

میان کوچه تن خسته ات زمین تا خورد
نکرد رحمی و دشمن تو را دوباره کشید

سریع خانه برو دختر تو ترسیده است
که ارث مادریت را کسی شراره کشید

گرفته خانۀ تو رنگ خیمه های حسین
دوباره گریۀ چشمت به سوگواره کشید

دوباره آتش و خیمه غروب عاشورا
دوباره کرببلا را به استعاره کشید

تمام اهل و عیالش فرار می کردند
و دختری که خودش را به یک کناره کشید

به چند زخم پدر مرحمی ز گریه گذاشت
دوباره در بر خود جسم پاره پاره کشید

به پیش پیکرش از دشمنی شکایت کرد
که معجر از سر و از گوش گوشواره کشید

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 1
08:12
#امام_صادق_شهادت
#رباعی

خاکستر داغ لاله‌ها گشت بقیع
مأوای عزیزان خدا گشت بقیع

وقتی که جنازۀ تو را آوردند
انگار زمین کربلا گشت بقیع

#عباس_شاه_زیدی

@raziolhossein
08:12
#امام_صادق_شهادت

کسی که عرش و فرش و چرخ ، بوده تحت فرمانش
چه شد که نیمه شب بردند با حال پریشانش

همان بیتی که روز و شب ، ملک در رفت و آمد بود
بدون اذن وارد گشت خصم نامسلمانش

مقامش را نفهمیدند آنهایی که از خانه
به دست بسته می بردند ، مانند اسیرانش

عدویش بی ادب ، دنبال مرکب ، جان به لب ، خسته
یکی دو تا نبود ای وای ، غمهای فراوانش

کسی که بود فرزند خلیل الله ، یاالله
چه مظلومانه از غم سوخت در آتش گلستانش

در آتش ، روی لبهایش ، دم یافاطمه بود و
دوباره زنده می شد داغ مادر پیش چشمانش

چو می رفتند اطفالش ، میان شعله ها هر سو
تداعی شد برایش کربلا و خیمه سوزانش

به یاد دختری که با دو دست کوچکش می زد
به روی شعله ها بلکه ، شود خاموش دامانش

سر و پای برهنه شد روان در کوچه ها ، اما
نزد بوسه به پای او لب خار مغیلانش

چنان از داغ جدش اشک می بارید از چشمش
مدینه کربلایی بود ، از ذکر حسین جانش

به هرجا می شنید آوای طفل شیر خواری را
به یاد حنجر اصغر بهم می ریخت سامانش

اگر بردند او را ، کاخ حمراء در بر منصور
نزد با چوب دیگر میزبان بر لعل مهمانش

فدای آن سری که بود در طشت و یزید دون
به لب می می زد و هی می زد او را پیش طفلانش

#علی_سلطانی

@raziolhossein
08:12
#امام_صادق_شهادت


عمریست زیر منت شیخ الائمه ایم
ما شیعه ایم و امت شیخ الائمه ایم
سرشار از محبت شیخ الائمه ایم
ریزه خور کرامت شیخ الائمه ایم

ما را ولاش سینه زن و بی قرار کرد
بر کشتی نجات حسینی سوار کرد

آقا اگر نبود که آدم نمی شدیم
از دودمان بانوی عالم نمیشدیم
این گونه بی قرار محرم نمی شدیم
دیوانه علامت و پرچم نمی شدیم

او عمر خود گذاشت که عاشق ترین شدیم
خواندیم قال صادق و روضه نشین شدیم


امشب دلم گرفته برای بقیع او
خون گریه می کنم به هوای بقیع او
جان مرا گرفته عزای بقیع او
امشب به یاد حال و هوای بقیع او

در مجلس مصیبت او گریه می کنیم
با فاطمه به غربت او گریه می کنیم

هم ماجرای آن در و دیوار زنده شد
هم ماجرای آتش و مسمار زنده شد
هم بی کسی حیدر کرار زنده شد
هم کینه مغیره و اشرار زنده شد

ابن ربیع مثل مغیره است ، بی حیاست
کارش همیشه طعنه و آزار و ناسزاست

ظالم ، شکست حرمت بیت الحرام را
از کینه برد پای پیاده امام را
آن مرد سالخورده ی والا مقام را
شاه بزرگ زاده با احترام را

او روی اسب و پای پیاده امام دین
در کوچه ها دوباره علی می خورد زمین

واویلتا به کوچه کشیده است ماجراش
خاکی شبیه چادر زهراست جامه هاش
این حلقه های اشک، گرفته ره نگاش
افتاده است لرزه چرا بین دست و پاش

پای پیاده ناله زند ، یاد عمه هاش
این پیرمرد شهر مدینه است کربلاش


شکر خدا که شهر مدینه سنان نداشت
خولی و زجر و حرمله و ساربان نداشت
سیلی برای دختر شیرین زبان نداشت
بزم شراب داشت ولی خیزران نداشت

شکر خدا که در جگرش نیزه ها نرفت
بعد از شهادتش بدنش زیر پا نرفت

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
08:12
#امام_صادق_شهادت


میان آتش نمرود پیکرِ تو نسوخت
شبیه‌مادرمظلومه‌ات‌ پرِ تو نسوخت

اگرچه‌از سر دوشت‌کشیده‌شد؛امّا
هزار شُکر عبای مُطهّرِ تو نسوخت

تو با کهولت‌ سِن،پابرهنه،در دل شب
به‌حیرتم‌دلِ‌خصمِ‌ستمگر‌ِ‌‌‌ تو نسوخت؟

اگر‌چه‌ سوخت‌درِخانه‌ی‌تو در آتش
هزارشُکردرآن‌بین‌همسرِ تو نسوخت

پی‌طواف‌تو شعله به خانه وارد شد
شبیه‌کعبه‌ولی‌پای‌تا‌ سرِ تو نسوخت

اگرچه‌زهر‌ تورا آب کرد همچون شمع
در آفتاب ولی جسم لاغر تو نسوخت

سه‌بار تیغ به رویت کشید آن نامرد
ولی ز کُندی خنجر که حنجرِ تو نسوخت

نرفت راس شریف تو بر سرِ نیزه
ازاین‌طریق‌دلِ‌خون‌خواهرِ تو نسوخت

به‌ دست‌ دشمن‌تو بود بی‌گمان‌شَلّاق‌
ولی‌برابر تو‌ پُشتِ‌ دخترِ تو نسوخت

نریخت‌بعدِتوآتش‌کسی‌به فرق‌ سرش
دگرعمامه‌ی‌مُوسی‌بن‌جعفرِ تو نسوخت

هزار مرتبه باقی‌ست‌جای‌شُکرش‌ که
از اهل‌بیت‌تو یک‌تن‌ برابر‌ِ تو نسوخت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
08:12
#امام_صادق_شهادت


هیاهویی به پا گشت و ، میان شهر طوفان شد
مناجاتت به هم خورد و ، بساط غم فراوان شد

شده تکرار تاریخ و ، نصیب کعبه آتش شد
امان از این مدینه ، باز هم همدست شیطان شد

تو را ترساند از آتش ، فراموشش شده انگار
به عشق خادم ِ درگاه تو آتش گلستان شد**

ندارد شهر زهرایی ، که یار سرورش باشد
دوباره دست بستن شیوه ی دنیا پرستان شد

پیاده ، پا برهنه ، پیر مردی در پی مرکب
تمام عالم بالا ، ازین غصه پریشان شد

نوایت گاه وا اماه بود و ، گاه وا جداه
بگو یاد چه افتادی چرا چشم تو گریان شد

تو را بردند از آن کوچه ای که مادرت افتاد
دلیل روشنی دارد اگر زانوت لرزان شد

چه آورده سرت این روزگار بی مروت ها
چه دردی داشتی آقا ، چرا با زهر درمان شد

میان خانه ای که سوخته تا آخر عمرت
به پا هر روز و هر شب روضه شام غریبان شد

تو گریه می کنی جور دگر این آخر عمری
بر آن جسمی که بی سر شد ، بر آن جسمی که عریان شد

چه می شد گر نبود آن شب میان کربلا زینب
همین که سر جدا شد بی حیایی ها دو چندان شد



**جریان هارون مکی که در تنور رفت

#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 1
08:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 56.9 KB
#یاشیخ_الائمه

به لطف کُرسی درس تو جَعفری شده ام
من از دعای شما بوده "حیدری" شده ام

@raziolhossein
👍 2
ش
23:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت

مزنیدم مبریدم ندهید آزارم
بگذارید عمامه به سرم بگذارم

قبل از آنیکه مرا در بر منصور برید
بگذارید حرم را به کسی بسپارم

پیرمردم پی مرکب ندوانید مرا
نه مرا پای دویدن نه عصایی دارم

بگذار ابن ربیع تا نفسی تازه کنم
بس کن اینقدر نکش بر روی سنگ و خارم

تازیانه بزن اما لب خود باز مکن
نام زهرا مبر اینقدر مده آزارم

به زمین میخورم و ذکر لبم یازهراست
یاد افتادن او بین در و دیوارم

سوخت در شعله در خانه ام و شکر خدا
که نیفتاد در سوخته روی یارم

پیش چشم پسرش مادر ما را می زد
از مغیره به خدا تا به ابد بیزارم


#عبدالحسین

@raziolhossein
2 😭 1
23:16
#امام_صادق_مدح
#امام_صادق_شهادت


ای رتبه ات فراتراز ادراک ازعقول
آیینه ی بصیرت چشمت جهان شمول
حلم توبی نهایت و علم تو لایزول
یاکاشف الحقایق ویا جامع الاصول

کوچکترم ازآنکه بخواهم بخوانمت
یا برترین سروده ی عالم بدانمت

علم اصول و علم قرائت ازآن توست
تفسیر و فقه پله ای ازنردبان توست
علم نجوم در رصد کهکشان توست
راز علوم کل جهان برزبان توست

شیخ الائمه هستی و دریای بی کران
ای باقرالعلوم ترین صادق جهان

مردان سرزمین تو عاشق نبوده اند
در باب عشق با تو موافق نبوده اند
چون آشنا به کُنه حقایق نبوده اند
در پیشگاه درس تو صادق نبوده اند

تو درعلوم عقلی و نقلی سرآمدی
تا روز حشر صادق آل محمدی

حکام جور خلوتتان را به هم زدند
گردونه ی زمین و زمان را به هم زدند
سرچشمه های اشک روان را به هم زدند
باکشتن تو نظم جهان را به هم زدند

ای جای پای غربت تو در دل بقیع
هرکس که گشت دور تو گردید مستطیع

#احمد_علوی

@raziolhossein
1
23:16
#امام_صادق_شهادت


باید غزل سرتاسرش آتش بگیرد
شاعر بسوزد دفترش آتش بگیرد

از داغ پی در پی سزاوار است شیعه
با گریه مژگان ترش آتش بگیرد

وقتی کبوتر در قفس محبوس باشد
ای وای اگر بال و پرش آتش بگیرد

وقتی زنی پشت در خانه ست هرگز
خانه نبایستی درش آتش بگیرد

سخت است پیش چشم مردی که به نیزه ست
دار و ندار خواهرش آتش بگیرد

گیرم به غارت رفت گردنبند طفلی
دیگر چرا پس معجرش آتش بگیرد؟

فرزند ابراهیم در آتش بعید است
یک تار از موی سرش آتش بگیرد

مرد خراسانی! ببین هارون مکی
حاشا که یکدم باورش آتش بگیرد

تا پنج تن یار حقیقی نیست باید
شیعه نگاهِ بر درش آتش بگیرد

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
👍 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


شب ظلمت شب مرگ سحر است
شب آتش زدن خشک و تر است

شب طوفانی زهری جانسوز
شب خندیدن زخم جگر است

باز تاریخ به تکرار رسید
در و دیوار حرم شعله ور است

اشک طفلی که بخود می لرزید
شاهد بستن دست پدر است

نیمه شب سایه کنار خورشید
در دل شهر به حال گذر است

پای عریان و سر بی دستار
آن غریب از همه مظلوم تر است

ترس شمشیر شهادت میداد
او امام است و نبی را پسر است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein1
👍 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


السلام ای دل و دلدار اباعبدالله
ششمین سید و سالار اباعبدالله

همه با دیدن تو یاد حسین افتادند
ای حسینیه سیار اباعبدالله

ما حسینی شدگان ِ نفس گرم توایم
به تو هستیم بدهکار اباعبدالله

کار تو داده نتیجه چه قیامت کردند
اربعین لشکر زوار اباعبدالله

در و دیوار مدینه ز غم بی کسیت
می زند تا به ابد زار اباعبدالله

مادری بودی و کوبید در ِ بیت ِ تو را
آتش آن در و دیوار اباعبدالله

یعنی از آن همه شاگر در آن شب آقا
یک نفر با تو نشد یار اباعبدالله ؟!

تا که بستند دو دستان تو را شد زنده
غربت حیدر کرار اباعبدالله

تو علی گشته ای و ابن ربیع هم قنفذ
وای از این همه تکرار اباعبدالله

این چه سری است که شد ذکر لبت وا اماه
با زمین خوردنت هر بار اباعبدالله

سر ِ پیری گذر ِ تو به چه جاها افتاد
وای از آن همه آزار اباعبدالله

هر چه هم بر سرت آمد دم آخر ز عطش
چشم های تو نشد تار اباعبدالله

خواهر تو نشد ای شاه برای پسرت
در دل شعله پرستار اباعبدالله

کفنت خار بیابان نشد و بی تو نرفت
دخترت بر سر بازار اباعبدالله

#محمدحسين_رحیمیان

@raziolhossein
23:16
#امام_صادق_شهادت


حضرت صادق مگر فرزند پیغمبر نبود 
یا مگر ریحانه ی صدیقه ی اطهر نبود 

با چه تقصیر و گنه بر خانه اش آتش زدند 
اجر نشر دانش او شعله ی آذر نبود 

اجر و پاداش رسول و عترت مظلوم او 
در دل شب حمله بر باب اله اکبر نبود 

نیمه شب کز خانه می بردند صاحب خانه را 
بر روی دوشش عبا عمامه اش بر سر نبود 

از برای بردن مولا کس از ابن ربیع 
سنگدل تر، بی حیاتر، بلکه ظالم تر نبود 

او پیاده می دوید و این به اسب خود سوار 
گوئیا در سینه ی تنگش نفس دیگر نبود 

دیدن بابا در آن حالت پسر را می کشد 
خوب شد همراه بابا موسی جعفر نبود 

از شرار زهر مثل شمع سوزان آب شد 
غیر تصویری بجا ز آن نازنین پیکر نبود 

پاره پاره قلبش از انگور زهر آلوده شد 
از بنی العباس جز این شیعه را باور نبود 

بعد عمری سوختن بر قلب او آتش زدند 
این ستم باله روا بر آل پیغمبر نبود 

«میثم» آن روزی که شد آن پیکر پاکیزه دفن 
محشر شهر مدینه کمتر از محشر نبود 


#غلامرضا_سازگار #میثم

@raziolhossein
1 👍 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


باز هم آتش و آزار خدا رحم کند
فاطمیه شده تکرار خدا رحم کند

دید تا سوخته در باز هم افتاد آقا
یاد آن شعله و مسمار خدا رحم کند

تا ابد باد به شورای سقیفه لعنت
باز مولا شده بی یار خدا رحم کند

باب آمرزش ما را به چه حق ابن ربیع
می برد مثل گنهکار خدا رحم کند

خورده انگار قسم تا بدهد آقا را
با همه قدرتش آزار خدا رحم کند

دل شب ، پای برهنه ، پی مرکب راهی است
پسر حیدر کرار خدا رحم کند

نفس ِ پیر ِ مسیحا نفسان را که برید؟
سر درهم ، سر دینار خدا رحم کند

آبرودار زمین نقش زمین می گردد
وسط کوچه به کرار خدا رحم کند

رسم ها گشته عوض ، اجر خداوند وفا
بی وفایی شده انگار خدا رحم کند

بر لبش هست چرا عمتی المظلومه
وسط مجلس اشرار خدا رحم کند
.....

گریه ی بچه یتیم ، عربده مستانه
خیزران ، سید احرار خدا رحم کند

به عزیزان خدا ، حرمله گوید اُسرا
جلوی راس علمدار خدا رحم کند


#محمدحسين_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


اولین حادثه این بار نبود
ولی انگار که تکرار نبود

صحنه انگار شبیه آن روز ...
شهر را طاقت دیدار نبود

وقتی آمد که تو تنها باشی
نیمه شب بود و تو را یار نبود

در دل ابن ربیع نامرد
رحم و مردانگی انگار نبود

من بمیرم که برایت آقا
فرصت بستن دستار نبود

خوب شد وقت عبورت از در
حرفی از تیزی مسمار نبود

لااقل وقت عبور از کوچه
شادی و هلهله در کار نبود

سر تو روی نی و ناموست
سر هر کوچه و بازار نبود


#وحید_محمدی

@raziolhossein
2
23:16
#امام_صادق_شهادت


هرچه از درد و بلا بر سر حیدر افتاد
داد بیداد که یک روز به جعفر افتاد

یا رب این شعله چرا ول کن این طایفه نیست؟!
باز از خیمه گذشت و روی این در افتاد

سجده اش خورد به هم بس که تکانش دادند
سر سجاده خود با دل مضطر افتاد

با عصا هم بدود باز زمین می افتد
بی عصا رفت و به هر کوچه مکرر افتاد

پس کجایند دراین واقعه شاگردانش؟
پیش چشمان همه حرمت منبر افتاد

تا زمین خورد صدا زد ز جگر وا اماه
پشت در یاد زمین خوردن مادر افتاد

مادرش خورد زمین خورد زمین خورد زمین
جلوی چشم علی فاطمه با سر افتاد

فضه امد کمکش ورنه مصیبت میشد
فضه با دیدن او پهلوی کوثر افتاد

گریه غربت زن قاتل شوهر باشد
پس عجب نیست بگوییم که حیدر افتاد

آخر روضه ما حرف حسین است حسین
دشنه با حنجر خشکیده ی او در افتاد

ولی الله به یک ضربه تنش برگشته
گذر شمر به این ناحیه اخر افتاد

کینه اش با دوسه تا ضربه به پایان نرسید
انقدر زد روی تل یکسره خواهر افتاد

بانوک چکمه تنش این سو وآن سو می شد
بانوک نیزه سرش این ور و آن ور افتاد

آنکه درسجده فقط پای خدا می افتاد
وقت قتل علی اکبر شد و بدتر افتاد


#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
😢 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


قسم به غربت خاكي كه فوق تفسير است
هواي شعر براي بقيع دلگير است

نفس كشيدن بين غبارها سخت است
سرودن از حرم بي مزارها سخت است

چگونه شعر بگويد دلي كه مي گيرد
الا بقيع! چرا شاعرت نمي ميرد

قرار نيست تو را بي سبب بهانه كنم
ولي بگو كه دلم را كجا روانه كنم

كبوتري كه در اين خانه لانه داشته است
در آستان رضا آشيانه داشته است

چگونه باخبر از آن سراي درد و غم است
دلش خوش است كه نامش كبوتر حرم است

بقيع، سامره و كربلا و مشهد نيست
در اين سرا خبري از رواق و گنبد نيست

بقيع مثل نجف نيست تا كه مهمانش
به راحتي بنشيند ميان ايوانش

ولي بقيع، بهشتي ست با چهار مزار
بقيع مژده سالي ست با چهار بهار

چهار مظهر غربت چهار تن مظلوم
چهار قبر غريب از چهارده معصوم

فقط ميان بقيع است اين قرار و تمام
به يك سلام شوي زائر چهار امام

ولي نه، آه دلم ناتمام مانده هنوز
به سينه حسرت عرض سلام مانده هنوز

سلام از عمق دل ديده اي كه پُر ابر است
به مادري كه بدون حرم نه بي قبر است

اگر سلام تو آتش به سينه ات افروخت
از آن دري ست كه روزي ميان آتش سوخت

مرا ببخش! نمي خواهم آتشت بزنم
چگونه گويم از آن روز، خاك بر دهنم

ز هرُم شعله ي در ياس را كه پژمردند
در آن هجوم علي را به ريسمان بردند

ميان تلخي آن صحنه ي غبارآلود
شكست قامت مرد و مدينه شاهد بود

از آن غروب غم انگير چند سال گذشت
كه باز خاطره ي كوچه از خيال گذشت

مدينه همدم اندوه دودمان علي ست
و باز شاهد مردي ز خاندان علي ست...

...كه باز آمده آتش در آستانه ي او
هزار شكر كه محسن نداشت خانه ي او

رسيده اند كه از باغ، لاله را ببرند
امام صادق هفتاد ساله را ببرند

تصورش چقدر سخت مي شود اي واي
بزرگ طايفه در كوچه مي دود اي واي

كسي نگفت مگر پيرمرد بردن داشت؟!
تن نحيف مگر تازيانه خوردن داشت؟!

ميان گريه ي آرام او بلند نخند
به دست بي رمقش لااقل طناب مبند

ميان سينه ي او روضه ي مدينه به پاست
طنين روضه اش از واي مادرش پيداست

عزيز فاطمه را بي اراده مي بردند
همه سواره و او را پياده مي بردند

دويد و از نفس افتاد پشت آن مركب
دويد و از نفس افتاد گفت يا زينب

اگرچه رفت ولي قامتش خميده نبود
به ني مقابل چشمش سر بريده نبود

اگرچه رفت ولي سلسله به شانه نداشت
به جاي جاي تنش رد تازيانه نداشت


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
23:16
#امام_صادق_شهادت


از بسكه او از داغ مادر گريه ميكرد
آن شب براي داغ او در گريه ميكرد

با آتش بيت علي مي سوخت اين در
در اين مصيب ها پيمبر گريه ميكرد

شيخ الائمه،پا برهنه،دست بسته
با اين غمش در عرش حيدر گريه ميكرد

با اينكه آسيبي نديده همسر او
اما امام ما مكرر گريه ميكرد

ظالم سواره،مي كشيد او را پياده
با روضه هاي زجر آور گريه ميكرد

هر بار در كوچه زمين ميخورد حضرت
با ياد يك مظلومه دختر گريه ميكرد

تنها نه اين آقا كه حتي روي نيزه
از كربلا تا شام غم سر گريه ميكرد

در مجلس منصور ياد حضرت آمد
در تشت زر راس مطهر گريه ميكرد...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
23:16
#امام_صادق_شهادت


تمام عمر به لطف خدای حضرت صادق
نشسته ایم به زیر لوای حضرت صادق

قسم دهیم خدا را به جعفربن محمد
که اشک چشم دهد در عزای حضرت صادق

رواست سر بگذارم به روی خاک بقیع و...
ز دیده اشگ ببارم برای حضرت صادق

فدای غربت و مظلومیَش ، که سجاده
کشیده خصم ، از زیر پای حضرت صادق

خدا زابن ربیع نگذرد که رحم نکرد و...
نرفت چند قدم پا به پای حضرت صادق

خدا ز ابن ربیع نگذرد که بی ادبی کرد
به حال سجده و «یارَبّنا»ی حضرت صادق

خدا زابن ربیع نگذرد ، که بی ادبی کرد
به نام مادر درد آشنای حضرت صادق

زخانه با سر و پای برهنه می بَرد او را
خدا کند که بمیرم برای حضرت صادق

دوان دوان پی مرکب به سمت دارالاماره
فدای غربت آقا ، فدای حضرت صادق

نفس نفس زد و یک لحظه یاد مادرش افتاد
چکید اشگ غم از چشم های حضرت صادق

همینکه شعله‌ی آتش بلند شد ز حریمش
رسید ناله‌ی واویلتای حضرت صادق

به گریه گفت حسیناً و ما نَسیتُ حسیناٰ
شد آستانه‌ی در نینوای حضرت صادق
ــــــ
شکست حرمتش اما نخورد سنگ به رویش
شکست حرمتش اما نه استخوان گلویش

شکست حرمتش اما نشد شکسته جلالش
نرفت دست حرامی به سمت اهل و عیالش

سر مطهر اورا کسی به نیزه ندیده
فدای خواهر مظلومه ای که ناله کشیده

«سری به نیزه بلند است در برابر زینب»
«خدا کند که نباشد سر برادر زینب»


#محمدعلی_قاسمی_خادم


@raziolhossein
1
23:16
#امام_صادق_شهادت


بقیع ! باز کن آغوش روح پرور را
که در برت بِکِشی میهمان آخر را
 
بقیع ! غسل زیارت کن و ضریح بساز
که بوسه‌ها بزنی پیکری مطهر را
 
بقیع ! این تنِ مولای سالخورده‌ی ماست
بگیر در بغل آرام یاس پرپر را
 
بدان که شرح غم این غریب دشوار است
غمی که کاسه‌ی خون کرد دیده‌ی تر را
 
بمیرد آنکه در این سنّ و سال، زهرش داد
که آتشی زد و سوزاند، پای تا سر را
 
شرار زهر شبی را به خاطرش آورد
که دید شعله‌ی بر چار چوبه‌ی در را
 
میان دود، درِ خانه با لگد وا شد
که باز زنده کند روضه‌های مادر را
 
چه ضربه‌ای که سَر و روی میخ را خون کرد
شکست شیشه‌ی عمر عزیز حیدر را
 
بقیع ! روضه‌ی شیخ الائمّه سنگین است
ولی بیا که بگویم از این فراتر را
 
چه گویم از شب و پای برهنه‌ی آقا؟
که زنده کرد عزای سه ساله دختر را
 
گمان نکن که تمام است مقتل‌ الصّادق
بقیع ! گوش بده حرفهای آخر را
 
به قصد کُشتنش آن شب که تیغ بالا رفت
خدا رساند پیِ یاری‌اش پیمبر را
 
همین رسول خدا دید شمر ملعون را
که بُرد زیر گلوی حسین خنجر را
 
تلاش کرد، ولی جای بوسه را نَبُرید
به زورِ پا زد و گرداند پاره‌ پیکر را

#علی_صالحی

@raziolhossein
23:16
#امام_صادق_شهادت


به تعلیم بشر مولای مکتب هرزمان برخاست
به تاییدش خدا فرمود برپا پس جهان برخاست

شگفت انگیز توحید مفضل شعله ور می شد
که وقت خواندنش دود از سر افلاکیان برخاست

میان شیعیان با او حکومت فتنه می انداخت
تقیه نشر پیدا کرد و فتنه از میان برخااست

و مفتاح الحقیقه قفل های بسته را وا کرد
و مصباح الشریعه نور شد تا آسمان برخاست

چنان مور و ملخ عرفان کاذب رخنه در دین کرد
که صادق با لوای حق به جنگ غالیان برخاست

کسی که کربلا را در قیام علم او آموخت
در این مکتب همیشه سربلند از امتحان برخاست

زراره حمیری جابر امینی مجلسی طوسی
تبار دوستان در اصل از این دودمان برخاست

غبار قبر حیدر را نخستین بار او بوسید
پس از آن بوسه، در شهر نجف آن آستان برخاست

چو هارون در تنور امتحانش می توان افتاد
ولی از سفره مهرش چگونه می توان برخاست


پسر یک بار دیگر ارث غربت برد از مادر
دوباره در مدینه آتشی از آشیان برخاست

میان کوچه می افتاد و هی مگفت وااُماه
بمیرم من که از جانش نوای الامان برخاست

دل اولاد او خون شد که او در کاخ حمرا رفت
همینجا بود که آه از نهاد روضه خوان برخاست

گمانم روضه ی شیخ الائمه این سخن باشد
کجا در مجلس منصور چوب خیزران برخاست

امان از مجلس شام و امان از خاطرات تلخ
که طفلی بر زمین افتاد هرجا ساربان برخاست
.
.
رقیه گوشه ای زانو بغل کردو به خود می گفت
چرا بابا سرت آمد ولیکن بوی نان برخاست

#مجید_تال

@raziolhossein
👍 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


آن طایر بهشتی تنها در آشیانه
چون شمع در دل شب می سوخت عاشقانه

سوزش شرار سینه، ذکرش ترانه ی دل
آهش به اوج افلاک اشکش برخ روانه

کی دیده زاهدی را وقت عبادت شب
با دست بسته دشمن بیرون برد ز خانه

او با کهولت سن با قامت خمیده
این با قساوت قلب در دست تازیانه

کاهیده بُد تن او کز بهر کشتن او
منصور لحظه لحظه بگرفت از او بهانه

آن زادۀ پیمبر ارثیّه اش ز حیدر
این بود کز سرایش آتش کشد زبانه

هر چند خانه اش سوخت از دود و شعله افروخت
دیگر نخورد یارش سیلی در آستانه

آوخ که کشت منصور او را به زهر و انگور
دردا که گشت خاموش آن گریۀ شبانه

هفتاد سال عمرش هفتاد سال غم بود
هر لحظه دید بیداد از فتنۀ زمانه

آن عزّت رفیعش آن غربت بقیعش
جز تلّ خاک نبود از قبر او نشانه

«میثم» اگر چه در خاک مدفون شد آن تن پاک
تا روز حشر باشد این نور جاودانه


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
23:16
#امام_صادق_مدح



ای خوشه‌ای ز خرمن فیضت تمام علم!
با منطق تو اوج گرفته مقام علم
با صد زبان به علم کلامت، سلام علم
هر جا که علم بود، تو بودی امام علم

تو وارث کمال و جلال محمّدی
مصداقِ صدق و صادقِ آل محمّدی

آیینۀ تمامِ کمالات روی توست
یادآور رسول خدا خلق و خوی توست
دارالشفای هر دل بیمار، کوی توست
گلواژه‌های وحی، پر از رنگ و بوی توست

بی‌منطق رسای تو قرآن زبان نداشت
بی‌همت تو دین، شرف جاودان نداشت

توحید معتبر شده از اعتبار تو
گلخانۀ وسیعِ امامت، بهار تو
«بحرالعلوم»، قطره‌ای از جویبار تو
«شیخ مفید»، لاله‌ای از لاله‌زار تو

«طوسی» و «مجلسی» و «صدوقت» سه آیت‌اند
با نور دانش تو چراغ ولایت‌اند...

با آنکه خاک پاکِ مدینه دیار توست
ویرانۀ بقیعِ دلِ ما مزار توست
تا روز حشر، سینۀ ما دغدار توست
هر شیعۀ شکسته‌دلی اشکبار توست...

ای آفتاب، زائر صحن و سرای تو!
خاموش شد چگونه صدای دعای تو؟...


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
23:16
#امام_صادق_مدح
#امام_صادق_شهادت


مردی که جبریل امین در محضرش بود
دریای علمش هدیه ی پیغمبرش بود

نام شریفش اسم نهری در بهشت است
خلد برین هم جلوه ای از مظهرش بود

فقه و کلام و منطق و عرفان و حکمت
این چشمه ها جاری ز چشم کوثرش بود

وقتی که در میدان دین آماده می شد
تازه زمان رزم و فتح خیبرش بود

هر احتجاجش چشم ها را خیره می کرد
تیغ کلامش ذوالفقار دیگرش بود

حتّی به همراه هزاران طالب علم
«نعمان ثابت»*پای درس منبرش بود

هارون مکّی ها کجا بودند آن روز
روزی که دست شعله سدّ معبرش بود

فرزند ابراهیم را آتش نسوزاند
این معجزه از معجزات محشرش بود

یاد مدینه بود و عکس آتش و دود ...
... دائم میان قاب چشمان ترش بود

پای پیاده، پشت مرکب، آه افتاد
آثار افتادن به روی پیکرش بود

شکرخدا چشمی به ناموسش نیفتاد
شکرخدا که بین حجره همسرش بود

مویی نشد کم از سر اهل و عیالش
هر چند که بغضی درون حنجرش بود

در آن شلوغی روضه می خواند اشک می ریخت
اشکش برای عمّه های مضطرش بود

او بیشتر یاد رقیّه بود آن جا
این روضه ها هم حرف های آخرش بود:

از کاروان جا مانده بود و اندکی بعد ...
... با تازیانه زجر، بالای سرش بود

یک دست خود را حائل سیلی نمود و
یک دست دیگر هم به روی معجرش بود

آتش، هجوم ناگهانی، درد پهلو
این ها همه ارثیه های مادرش بود


#محمد_فردوسی

@raziolhossein
👍 1
23:16
#امام_صادق_مدح
#امام_صادق_شهادت


ای پیر خرد طفل دبستان کمالت
ارباب بصیرت همه مبهوت جلالت
دیدار الهی به تماشای جمالت
خلق دو جهان تشنه دریای زلالت 
وجه‌الهی و نیست نه پایان نه زوالت
وصف تو فزون است ز توصیف و ز گفتار
 

ای گشته صداقت همه جا دور سر تو
روییده گل معرفت از خاک در تو
شب منتظر زمزمه‌های سحر تو
وحی است سراسر سخن چون گهر تو
عالم چو کف دست به پیش نظر تو
ای چشـم خـدای احـد قــادر دادار
 

تو ماه و تلامیذ تو دور تو ستاره
گفتار حکیمانه‌ات افزون ز شماره
هر روز... نه! هر لحظه بود بر تو هزاره
علم تو روان‌بخش کمال است هماره
دو مطلع الانوار تو حمران و زراره
یک جابر حیان تو و آن همه آثار


چون مهر که پیوسته کند جود خود انفاق
چون نور که سر برکشد از سینه آفاق
علم تو عیان است در اوراد و در اوراق
عقل و خرد و علم و فضلیت به تو مشتاق
در علم و ادب مؤمن طاقت همه جا طاق
هارون تو گل داد برون از شرر نار


در کوی تو بر جنت اعلا چه نیاز است؟
با نور تو بر مهر دل‌آرا چه نیاز است؟
با قطره جود تو به دریا چه نیاز است؟
با خاک تو بر وسعت دنیا چه نیاز است؟
با درس تو بر علم دودنیا چه نیاز است؟
ای عبد تو بر لشکر دانش سر و سردار


ای کرسی درس تو تجلای قیامت
آویزه گوش همه تا حشر، کلامت
نوشیده همه کوثر توحید ز جامت
در ملک خدا وحی خداوند، پیامت
بر قلب عدو تیر بلا نطق هشامت
گویی سخن اوست همه تیغ شرربار


جز راه شما راه دگر سوی خدا نیست
در ملک خدا نور به جز نور شما نیست
جز خط شما مشی شما مذهب ما نیست
این است و جز این نیست درست است و خطا نیست
درس تو کم از نهضت شاه شهدا نیست
آن نهضت پاینده از این درس دهد بار
 

خلقت، نه فقط خالق منان به تو نازد
مؤمن نه، خدا داند ایمان به تو نازد
فضل و ادب و دانش و عرفان به تو نازد
 زهرا و علی، احمد و قرآن به تو نازد
والله قسم شاه شهیدان به تو نازد
کز هر سخنت نهضت دیگر شده تکرار


تنها نه فقط زهر شرربار، تو را کشت
هر لحظه غمی آمد و صدبار تو را کشت
بیداد عدو نیمه شب تار تو را کشت
گه یاد فشار در و دیوار تو را کشت
بیش از همه منصور ستمکار تو را کشت
هر روز از او شد به تن و جان تو آزار


گه برد سوی قتلگهت پای پیاده
گه لب به جسارت به حضور تو گشاده
گه کرد ز بیداد، به قتل تو اراده
با هر سخنش بر جگرت زخم نهاده
او بر روی تخت و تو سر پای ستاده
حرمت نگرفت از تو و از احمد مختار


ای ماه فلک شمع شب تار بقیعت
صد قافله دل آمده زوار بقیعت
مرغ دل من گشته گرفتار بقیعت
هرچند که ویران شده آثار بقیعت
باشد که شبی در پی دیدار بقیعت
«میثم» ز ره دور نهد چهره به دیوار


 #غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
👍 1
23:16
#امام_صادق_شهادت


چون لحظه ای که صیاد در کف گهر بگیرد
ای صبح! شب برآن است از تو خبر بگیرد

دزدان ز روی دیوار حمله به خانه کردند
میخواست هرکس از تو خون جگر بگیرد

زهراست پشت این در یا که عزیز زهرا؟!
بار دگر قراراست خانه شرر بگیرد

من اعتقادم این است تو ناجی خلیلی
راضی مشو که این بار شعله به در بگیرد

دور سرت بگردم خیلی تورا کشیدند
ای کاش یک نفر بود راه گذر بگیرد

گفتند پشت مرکب خیلی تورا دواندند
شیعه دگر چه خاکی زین غم به سر بگیرد

با اینهمه مصیبت صدجای شکر باقیست
قسمت نشد دلت را داغی دگر بگیرد

ناموس تو به خانه در حجره های بسته
کس نیست این زنان را تحت نظر بگیرد

ترسیده اند امشب این دخترانت اما
آیا کسی قرار است درد کمر بگیرد؟

فرق است بین آنکه در خانه گریه کرده
با آنکه در خرابه یاد پدر بگیرد

فرق است بین آنکه رفته به مجلس می..
با انکه پشت پرده حس خطر بگیرد


#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
23:16
#امام_صادق_شهادت



مرهمی نیست که این زخم مداوا بکند
کاشکی با جگرش زهر مدارا بکند

زهر آهسته تمامِ جگرش را سوزاند
حق بده اینهمه از درد تقلا بکند

چند روز است که کارش شده از بسترِ مرگ
خانه‌ای سوخته را خوب تماشا بکند

غربت این است که در شهرِ مدینه هرشب
باید او با درِ آتش زده احیا بکند

رسم این است در این شهر که حرمت شکنند
چقدر روضه مهیاست که برپا بکند :

این حرامی که رسیده است که او را بکشد
از زن و بچه‌اش ای کاش که پروا بکند

پیرمرد است عصا یا که عبا با نعلین
فرصتی حیف ندادند مهیا بکند

عادتش بود که در آخرِ هر مجلسِ درس
رویِ زانو بزند وای حسینا بکند

عمه‌اش تا دل گودال ندارد راهی
باید او داد زنَد یک تنه غوغا بکند

تا مگر بعدِ سه ساعت برسد پیشِ حسین
قبل از آنیکه بر آن سینه کسی جا بکند

بعد از آن هم بدود خیمه به خیمه تنها
تا مگر دخترِ آتش زده پیدا بکند ...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2 😢 2
23:16
#امام_صادق_شهادت


بر سر سجاده خورشید است در حال قیام
ناگهان دزدانه شب آمد روی دیوار و بام

فرصت اینکه عبا بر دوش بگذارد نداد
هان مگر پیک اجل بوده است در بیت امام

نه اگر پیک اجل هم بود بی اذن دخول
حق ندارد تا شود داخل در آن دارالسلام

جای دارد هر مسلمان خاک غم ریزد به سر
پا نهاده کافری خون ریز در بیت الحرام

قلب یاسین خون شده با گریه ی روح الامین
ناکسان قرآن ناطق را نکردند احترام

ای ملائک بال بگشایید بر خاک زمین
پا برهنه می‌رود در کوچه آن والا مقام

او زنسل ذوالفقار است و بود مامور صبر
صبر باید داشت چون شمشیر مانده در نیام

این مصیبت نسل در نسل آمد از غصب فدک
این مصیبت می‌رسد کم کم به روز انتقام


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
😭 1
23:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×600, 115.2 KB
.

یا جعفر بن محمد الصادق

زقبر خاکی او در بقیع معلوم است
امام صادق علیه السلام مظلوم است

@raziolhossein
😭 3 1
22 April 2025
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_شهادت
#دودمه

جد ما گریه کنانش را تماشا میکند
نوحوا علی الحسین

هر که گرید بر حسین یاری زهرا میکند
نوحوا علی الحسین

@raziolhossein
😭 1
19:34
#امام_صادق_شهادت

عزیز فاطمه را از حرم کجا بردند
خدا به خیر کند نیمه شب چرا بردند

خدا به خیر کند بی عبا و عمامه
امام ارض و سما را به کوچه ها بردند

پیاده در پی مرکب نفس نفس میزد
غریب و بی کس و تنها چو مرتضی بردند

خدا کند که به خانه دوباره برگردد
تمام اهل حرم دست بر دعا بردند

به فاطمه نرسد این خبر ، عزیزش را
میان مجلس منصور بی حیا بردند

ستاده شیخ الائمه نشسته قاتل او
قرار از کف آن حجت خدا بردند

غریب بود و به دادش رسید پیغمبر
همین که دست به شمشیر از جفا بردند

غریب بود ولی بعد از آن جسارتها
به سوی خانه دوباره امام را بردند

به ما بگو که کجا بودی یا رسول الله....
...که حمله بر تن مظلوم کربلا بردند

تن مطهر او بی کفن رها کردند
سر مقدس او را به نیزه ها بردند

هنوز جان به تنش بود برهنه اش کردند
هنوز سر به تنش بود عمامه را بردند

هنوز سوی حرم بود چشم خونینش
هجوم بر حرم آل مصطفی بردند

تمام صورت یک نازدانه پر خون شد
دو گوشواره او را که بی هوا بردند

از آن چه رفت به غارت نداشت شکوه ولی..
به عمه گفت چرا معجر مرا بردند

#عبدالحسین

@raziolhossein
3 😢 2 😭 1
19:35
#امام_زمان_مناجات
#امام_صادق_شهادت


به گریه‎های یتیمانه‎ی گدایانت
اراده کن برسد، دست ما به دامانت

بریده‎ایم ز شهر و به خاک‎راه زده‎ایم
به این امید که باشیم در بیابانت

گناه‎کاری ما خشک‎سالی آورده
نمی‎رسد به نفس‎های شهر بارانت

«بُطونُهم مُلِئت بِالحَرام» هم شده‎ایم
که نیستیم زمان عمل مسلمانت

چقدر گریه‎ی یعقوب شب به شب برسد
ولی تو راه نیفتی به سوی کنعانت

ز ره نیامدی و جمعه جمعه پیر شدند
تمام پیر غلامان ز داغ هجرانت

بیا بهار به پا کن بهار یعنی تو
بیا که گل بدهد دانه دانه گلدانت

عزای حضرت صادق رسیده آقاجان
فدای شال عزا و دو چشم گریانت

برات کرب و بلا را بیا محبّت کن
به حقّ خشکی لب‎های جدّ عطشانت

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:36
#امام_صادق_علیه_السلام



ما غلامیم غلام دو اباعبدالله
دل ما خورده به نام دو اباعبدالله

شیعه را داد نجات از همه طوفان ها
کشتی لطف مدام دو اباعبدالله

تا قیامت به خدا هر که مسلمان بشود
هست مدیون قیام دو اباعبدالله

از همه شادی و غم های جهان آزاد است
دل افتاده به دام دو اباعبدالله

هر شب و روز فقط فکر هدایت بودند
خرج دین گشت تمام دو اباعبدالله

آسمانی شده بی چون و چرا هر کس که
پر گرفت از سر بام دو اباعبدالله

دم به دم ، دم بزن از مهدی موعود فقط
شیعه این است پیام دو اباعبدالله

چه در آن کوچه ، چه گودال نشد ای دشمن
ذره ای کم ز مقام دو اباعبدالله

هر چه دیدند نکردند گلایه اصلا
ای به قربان مرام دو اباعبدالله


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:36
#امام_صادق_شهادت



فسرده اند چرا جان پُر بهایت را
شکسته اند چرا حرُمت عبایت را

سرنماز تو ناگه، هجوم آوردند
بهم زدند همه ذکر ربنّایت را

صدا زدی ز دل خود اَنا بنُ ابراهیم
شرر زدند چو نمرودیان سرایت را

دوباره دست پلیدی بُرون شد و دیدند
به ریسمان ستم بسته دست هایت را

حدیث غُربت حیدر ز تو شنیدن داشت
رسانده ای به همه عاشقان صدایت را

هنوز کوچه ی غمدیده ی بنی هاشم
نکرده هیچ فراموش، ردّ پایت را

دعای روی لبان تو حِرزجانت بود
خدا شنید درآن نیمه شب دعایت را

رسید شعله ی زَهری به جانت آتش زد
برید رشته ی عُمر پُر از صفایت را

چه می شود که میان بقیع تان مهدی
علم کند به فَلک گنبد طلایت را

به ناله گفت «وفایی» که شکرحق ،یزدان
زده به صحن دلم خیمه ی عزایت را

#سیدهاشم_وفایی


@raziolhossein
19:36
#امام_صادق_شهادت


نيمه شب زادهء مصباح هدى را بردند
بی عبا نور دل آل عبا را بردند

سر و سامان همه بر سرش عمامه نداشت
مهلتی خواست که عمامه گذارد نگذاشت

شان اورا همگی بهر خدا حفظ کنید
احترام پسر فاطمه را حفظ کنید

پیر مرد است به کوچه نکشانید او را
لااقل پای برهنه ندوانید او را

به زمین خورد و عجب روضه غمناکی شد
خاک عالم به سرم پیرهنش خاکی شد

بی عصا مانده کسی یار و هواخواهش نیست
پسرش حیف که در کوچه به همراهش نیست

به زمین خوردن او مرثیه زهرا بود
خانه سوخته هم ارثیه زهرا بود

ظلمت محض کجا ، نور علی نور کجا
حجة الله کجا ، مجلس منصور کجا

کوه از غصه اگر آب شود جا دارد
بی حیا با پسر فاطمه دعوا دارد

داد پیشِ کِه بَرَم زین همه ظلم و بیداد
نسبت کذب به آن حجت صادق می‌داد

غضب آلود همان لحظه که شمشیر کشید
در جنان باز پیمبر جگرش تیر شد

آمد از راه پیمبر نگذارد این بار
که شود روضه گودال حسینش تکرار

آمد از راه نبی فاطمه گریان نشود
پسری دیگر از او بی سر و عریان نشود

تا ابد بر دل زهرا غم گودال بس است
روضه آن بدن زخمی و پامال بس است

دید زهرا به حسینش چقدر نیزه زدند
پیش چشمش سر او را روی سرنیزه زدند


#شعرمذهبی‌رضیع‌الحسین


@raziolhossein
👍 5 1 😭 1
19:36
#امام_صادق_شهادت
#رباعی


در روضه حریف گریه ات بحر نشد
غمخوار تو جز غصه در این دهر نشد

این زهر اگر چه حنجرت را سوزاند
لب تشنه دگر گلوی تو نحر نشد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
19:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#رباعی


ای هردو جهان قبضه به مشتت زهرا
 از داغ  پدر  خمیده  پشتت  زهرا

رازی که نگفتی  پسرت  صادق گفت
آن  ضرب غلاف تیغ  کشتت  زهرا

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
😭 2
19:37
#امام_صادق_شهادت


غریب مانده ام و با کس آشنا نشدم
شبی نبود که شب گرد کوچه ها نشدم

قسم به قامت همچون کمان مادر خود
شبی نبود که همچون کمان دوتا نشدم

نفس نفس زدم از بس مرا نمانده نفس
تمام دردم و یک لحظه ام دوا نشدم

منی که از همه عالم بلا بگردانم
شبی نبود گرفتار صد بلا نشدم

دو دست بسته من دیده اند و خندیدند
تمام عمر من از دست غم رها نشدم

مرا به مثل علی بین کوچه گرداندند
ولی غریب تر از شاه لافتی نشدم

میان کوچه دگر همسر مرا نزدند
منم که با خبر از کل ماجرا نشدم

شنیده ام که علی روی او عبا انداخت
که گفته است که من آگه از عبا نشدم

اگر چه این جگر پاره پاره من سوخت
ولیک به مثل شهیدان کربلا نشدم

ز یاد رفتم و اما به یاد گودالم
به مثل جد غریبم جدا جدا نشدم

دوباره سوخت دلم تا مرا کفن کردند
کفن شدم من و محتاج بوریا نشدم

تنم که بود روی خاک برنگرداندند
چو جد خویش دگر ذبح از قفا نشدم

به دست و پا زدنش دست می زدند همه
چرا نمردم از این غم چرا فدا نشدم

شنیده ام که به بازار رفت عمه من
چنان ز غصه فتادم ز پا که پا نشدم

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
1 👍 1
19:37
#امام_صادق_شهادت



ما تا قیامت نوکر شیخ الائمه
هستیم پای منبر شیخ الائمه

مدیون قال الصادقیم و بر سر ماست
الطاف سایه گستر شیخ الائمه

در سایه سار او پر و بالی گرفتیم
هستیم زیر شهپر شیخ الائمه

مانند دنیا، آخرت هم سربلندیم
با التفات دیگر شيخ الائمه

گردد حسینی بودن ما مُهر و امضا
روز جزا با جوهر شیخ الائمه

شمع وجود او فروزانست و عالَم
پروانه ای دور سر شیخ الائمه

دنیا چه باشد؟ دانه ی تسبیح دستش!
خورشید هم انگشتر شیخ الائمه

از عالمان عصر خود گردیده هرکس
زانو زده در محضر شیخ الائمه

با احتجاج خود به قلب دشمنان زد
جانم به فتح خیبر شیخ الائمه

آن لوح محفوظی که در عرش خدا هست
برگی بُوَد از دفتر شیخ الائمه

در صدر تسبیحات و تعقیبات مان است
ذکر تبری محور شيخ الائمه

بعد از نماز خویش لعنت می فرستیم
بر قاتلان مادر شیخ الائمه

وقتی که دائم میوزد عطر پیمبر
همچون صبا دور و بر شیخ الائمه -

- با مصطفی گردد طرف آن که بگیرد
شمشیر بالای سر شیخ الائمه

عمری مصیبت ها کشید اما چه گویم
از لحظه های آخر شیخ الائمه

مقتل نوشته مثل شمعی آب گردید
از زهر کاری پیکر شیخ الائمه

زهرا چو آمد لحظه ی آخر کنارش
کرب و بلا شد بستر شیخ الائمه

ما را عزادار غریب کربلا کرد
در روضه حال مضطر شیخ الائمه

از شدت گریه برای داغ گودال
خونبار شد چشم تر شیخ الائمه

نقل سر و تشت طلا و خیزران بود
مرثیه ی دردآور شیخ الائمه

قطعا حمیده در مدینه امنیت داشت
بزمی نرفته همسر شیخ الائمه

در مجلس نامحرمان ناموس او رفت؟
کی رفت اسارت خواهر شیخ الائمه؟

ناگفته ها را باید از زینب بپرسیم
از عمه جان مضطر شیخ الائمه


#محمدحسین_رحیمیان
#طاها_تحقیقی
#میلاد_فاروقی
#سیدمهدی_بنی_هاشم

@raziolhossein
👍 1
19:41
#امام_صادق_شهادت
#امام_صادق_علیه_السلام


باز ما را چشمه‌ای از اشک جاری داده‌اند
روز و شب خاصیت ابر بهاری داده‌اند

سینه شد کانون آه و دیده شد دریای اشک
آب و آتش باز با هم دست یاری داده‌اند

در غروب صبح صادق، ماه پنهان کرد روی
شب‌نشینان فلک را بی‌قراری داده‌اند

بر زمین سیل بلا جاری نشد، یا قدسیان
آسمان را در عزایش بردباری داده‌اند؟

کعبه هم، در هجر اسماعیلِ زهرا، ندبه کرد
زین سبب او را ردای سوگواری داده‌اند

شد شهید آخر، مسیحایی که از انفاس او
دانش و دین را قوام و استواری داده‌اند

پیروان مذهب این آفتاب عشق را
معرفت آموختند و رستگاری داده‌اند..

شد پریشان، خاطرِ صدیقۀ زهرا که دید
از نمک مرهم برای زخم کاری داده‌اند

دل بدین گلشن چه می‌بندی پس از تاراج گل؟
این چمن را آب از بی‌اعتباری داده‌اند

سرمه کن خاک بقیعش را که در آن آستان
عرشیان را رتبۀ خدمت‌گزاری داده‌اند

شب که تاریک است آنجا، پرتو مهتاب را
در گذرگاه نسیم آیینه‌داری داده‌اند

گر چراغ لاله‌ای روی مزار او نسوخت
لاله‌ها پایان به این چشم‌انتظاری داده‌اند

آب شد شمع وجودش پشت دیوار بقیع
هر که را پروانۀ شب‌زنده‌داری داده‌اند

تا محبان را فراخواند به پابوس امام
اشک‌های ما به دل، امیدواری داده‌اند
 

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
👍 2 1
19:43
#امام_صادق_علیه_السلام
#رباعی


ای صبح که خورشید به شام تو گریست
آفاق به پاس احترام تو گریست

قبر تو غریب مانده اما باید
بر غربت مکتب و مرام تو گریست

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
19:44
#امام_صادق_شهادت


بین آتش دیده‌ات بارانی است
خانه‌ات در معرض ویرانی است

باز هم کوچه، تهاجم، ریسمان
قصهٔ این واژه‌ها طولانی است

جنس مظلومیتت مثل علی‌ست
ساکتی اما دلت طوفانی است

دردهایت مثل مادر آشکار
اشکهایت چون پدر پنهانی است

بگذریم، امشب به بزمی دعوتی
کاخ، امشب گوییا مهمانی است

نزد تو هرچند که این حرف‌ها
باعث یک اضطراب آنی است

گرچه اینها خود گریز محرزِ
روضه‌هایی که خودت می‌دانی است

حرفم ای مولا  ولی اینها نبود
حرف من یک سطر مقتل خوانی است

خواستم تنها بگویم غم مخور
بی عبایی بهتر ازعریانی است

#محمدعلی_کردی

@raziolhossein
👍 2 1
19:44
#امام_صادق_شهادت


اگر چه روز تو با عزّ و احترام گذشت..
شب تو زیر لگد های انتقام گذشت

نماز تو به مدینه صلای غم می‌زد
غرور نافله ات را کسی به هم می‌زد

غم قدیمی تو در سجود می آمد
شنیدی از همه جا بوی دود می آمد؟!

به فاطمه پسر فاطمه توسل کرد
دوباره هیزم کهنه به پشت در گل کرد

آهای پیر مدینه عصا نمیخواهی؟!
زدی به کوچه..عمامه..عبا نمیخواهی؟!

به گردن همه از لطفهای تو دین است
چه شد که پای مبارک بدون نعلین است؟!

محاسن تو سپید است کاش رحم کنند
قدت ز درد خمیده ست کاش رحم کنند

کجاست آن همه شاگرد مدعی حالا..
که ناله ی تو پی اسب می‌رود بالا!

بخاطر دل زهرا نرو نرو به شتاب
چقدر مثل علی می‌شوی میان طناب!

اگرچه کوچه به کوچه دویدنت سخت است
نفس نفس زدی و روضه خواندنت سخت است

اگرچه خسته ی راهی.. به زور میگردی..
در این مسیر تو یاد رقیه هم کردی!

میان آنهمه اوباش روز هم‌ شب بود
چقدر دختر ارباب ما معذب بود

آهای گریه کنان رقیه روضه تمام!
قرار ما شب سوم...دم خرابه شام!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
19:47
#امام_صادق_علیه_السلام


در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را،
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را

شد دشمن تو معترف، انگار خداوند،
در گوش تو گفته همه اسرار جهان را

با رایحهٔ خِطّهٔ سرسبز عبایت
کوتاه کن از باغ دلم دست خزان را

با امر تو هر چند در آتش ندویدم،
هر چند فدای تو نکردم سر و جان را

هر چند مرید تو شدن شأن زراره‌ست
ای کاش که این عاشق بی‌نام و نشان را...

بگذار که تا ظِلّ بنی‌ساعده یک‌بار
من جای تو بر دوش کشم کیسهٔ نان را

ماندم که در خانه‌ات آن روز چرا سوخت
آتش که نسوزاند تن خادمتان را

در کوچه زمین خوردی و شعر از نفس افتاد
سخت است تحمل کند این داغ گران را

با لحن حجازی شبی از حضرت موعود
خواهیم شنید از حرمت صوت اذان را

#حسين_عباسپور

@raziolhossein
👍 1
19:51
#امام_صادق_شهادت


ریزد سرشکِ زهرا ، از دیده چون ستاره
داغ امام صادق ، زد بر دلش شراره

با چشم دل نظر کن ، یک لحظه در مدینه
بر تربتش که دارد ، بر غربتش اشاره

دل تنگِ مادرش بود ، آن یادگار زهرا
مهمان مادرش شد ، با قلب پاره پاره

هر شب به یک بهانه ، می بُردنش زخانه
از ظلم و جور منصور ، خون شد دلش هماره

کی دیده پیرمردِ هفتاد ساله ای را
در کوچه ها پیاده ، دنبال یک سواره

ابن ربیع نامرد ، رحمی به او نمیکرد
می دید که نفس هاش ، افتاده در شماره

شد فاطمیه تکرار ، آتش گرفت گلزار
اما زنی نبوده ، در پشت در دوباره

میزد قدم در آتش ، میگفت وای مادر
جز سوختن چه راهی ، جز ساختن چه چاره

یکبار منزلش سوخت ، صد مرتبه دلش سوخت
بر حال کودکانش ، بنمود تا نظاره

صد شکر دخترانش ، بابا کنارشان بود
غارت نشد از آنها ، خلخال و گوشواره



@raziolhossein
👍 1
19:53
#امام_صادق_علیه_السلام
#حدیث #صلوات #رباعی

امام صادق(علیه‌السلام)
«لَا یَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى یُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»
پیوسته دعا در حجاب است (و به اجابت نمی‌رسد) تا زمانی که بر محمد و آلش صلوات فرستاده شود.
📗 الکافی، ج‏۲، ص۴۹۱

هرچند دعای عاشقان پر دارد
زیباییِ پرواز کبوتر دارد

در پرده بُوَد اجابت اما صلوات
بفرست که آن حجاب را بر‌دارد


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
👍 2
19:53
#امام_صادق_شهادت


لبریز کرده اند ز خون ساغر مرا
صیاد چیده بال مرا و پر مرا

از بس دویده ام نفسم بند آمده
حس می کند اجل نفس آخر مرا

خندیده اند بر من و موی سپید من
با آنکه دیده اند دو چشم تر مرا

هرچند بسته شد چو علی دستهای من
اما چهل نفر نزدند همسر مرا

مانند مادرم سر من درد می کند
دیوار ها گرفته به دامن سر مرا

مادر میان کوچه نمی دید کوچه را
کشتند پشت در به خدا مادر مرا

مادر به زیر در، پسرش زیر سم اسب
دیدن به قتلگاه همه دلبر مرا

افتاده ام به خاک ولی برنگشته ام
از هم جدا نکرد کسی پیکر مرا

در پیش مادرم سر او را بریده اند
باور کنید اهل ولا باور مرا

یک نصف روز یوسف ما دست و پا زده
بد کشته اند جد ز جان بهتر مرا


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
         
👍 2
19:53
#امام_صادق_شهادت


کسی که ساحت آیینه ای منور داشت
دلی شبیه بهشت خدا معطر داشت

کسی که نور نگاهش زلال باران بود
میان قاب دو چشمش همیشه کوثر داشت

کسیکه نیمه‌ی شب حرمتش شکسته شد و
دلی شکسته و چشمی ز غصه‌ها تر داشت

قدم قدم وسط کوچه یاد حیدر بود
نفس نفس به روی لب نوای مادر داشت

سه بار دشمن او قصد جان او را کرد
ولی ز ترس پیمبر از او نظر بر داشت

خود امام گمانم دلش گریز زده
به اینکه خنجر کندی بنای حنجر داشت

به یاد ساعت آخر میان قربان گاه
که شمر آمد و قصد بریدن سر داشت

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
👍 2 😭 1
19:54
#امام_زمان_مناجات
#امام_صادق_علیه_السلام


گم کرده ام به ظلمت شب نور ماه را
حس می کنم بدون تو سختی راه را

تا کی بناست از غم و داغ مُفارقت
هر صبح و شام سر بکشم جام آه را

هر هفته ای که می گذرد آه می کشم
طی می کنم بدون تو هر سال و ماه را

آقا اگر چه نوکر خوبی نبوده ایم
از ما مکن دریغ تو نیمه نگاه را

آخر چگونه بی مدد مهربانیت
جبران کنیم این همه عمر تباه را

آقا به حق شیخ الائمه دعا کنید
بخشد خدا معاصی این روسیاه را

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
2 👍 1
23 April 2025
ش
01:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_علیه_السلام


ذره در درگاهِ او مشهود بالا می رود
هر که خاکِ راهِ او شد زود بالا می رود

می شود هنگام قرآن خواندنش احساس کرد
نغمه‌ی ربانی داود بالا می رود

در قیامت عابد و عاصی چه فرقی می کند؟
پرچمِ هر کس که او فرمود بالا می رود

آتشِ عشقش کجا، سهلِ خراسانی کجا
هر کسی هارونِ مکی بود بالا می رود

لطف و احسان بر در این خانه سائل می شود
از در و دیوار بیتش جود بالا می رود

از در و دیوار گفتم سینه ام آتش گرفت
از درِ یک خانه دارد دود بالا می رود

[باغبان در باغ بود و باغ را آتش زدند]
از گلستان آتشِ نمرود بالا می رود

کاش باشم تا ببینم روزهایی را که از
روی منبر مهدی موعود بالا می رود

#محمدمعین_پوریلان

@raziolhossein
2 👍 1
24 April 2025
ش
02:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_علیه_السلام



دل می زنم دوباره به دریای دیده ها
سر میزنم به خانه حسرت کشیده ها

ما را خیال منزل محبوب هم نبود
خاکیم، خاک راه به مقصد رسیده ها

لالیم و در سرای علی ناله می کشیم
از نسل آتش جگر داغدیده ها

ما شعله می کشیم و همه گریه می کنند
با یاد داغ فاطمه آتش چشیده ها

تا پای حوض کوثر همراه می شود
با روضه دیده ها، دل روضه شنیده ها

دنبال گریه ایم که در رفت و آمدیم
شاگرد درس صادق آل محمّدیم
___
وقت حسین گفتن ما جلوه می کند
هر جا شدیم عبد‌‌، خدا جلوه می کند

گرچه مدینه است مزار منوّرش
در روضه های کرب و بلا جلوه می کند

در این صدا، سکوت قیامت مشخص است
از این سکوت محض، صدا جلوه می کند

اِی که چنین بدون عبا می کشانی اش
در این لباس، آل عبا جلوه می کند

تن را به راه می کشد و آه می کشد
در بین کوچه فاطمه تا جلوه می کند

چون بوده بر تمام دلایل دلیل هم
افتاده از نفس زدنش جبرییل هم
___

در کار خلق، آینه ربّ دوان دوان
دنبال صبح صادق ما، شب دوان دوان

خاکم به سر نشسته به زین دشمن علی
او پا برهنه در پی مرکب دوان دوان

از پیشِ رو حمایت زهرا به انتظار
از پشت سر دعای مجرّب دوان دوان

دارد به روی صورت او اشک می دَوَد
او هم به یاد روضه زینب دوان دوان

ما را دوباره بُرد به گودال قتلگاه
رفتیم پیش صاحب مذهب دوان دوان

از خیمه گاهِ اهل حرم کیست می دَوَد؟
این با وقار دخت علی نیست می دَوَد؟!
___

این تن نخورد زخمی و آن تن هزار زخم
هر کس شمُرد، ناله زد اِی بیشُمار زخم

اِی وای... با سر از سر زین خورد بر زمین
وقتی که زد به پهلوی او نیزه دار زخم

صورت به رمل داغ بیابان نهاده بود
از بسکه خورد در وسط گیر و دار زخم

دست پیاده ها به تنش می کشید تیغ
می زد به نعل اسب به رویش سوار زخم

زخم زبان شمر و سنان خورد بر دلش
تا روز حشر بر جگرش یادگار زخم

از آنهمه عزیز به بر هیچکس نداشت
یا ایهاالرسول، حسینت نفس نداشت


#حبیب_اولیایی_فر

@raziolhossein
6 👍 2
ش
19:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
19:42
#امام_حسین_مناجات
#سفینة‌النجاة #رباعی


اسباب نجات کائنات است، حسین
فیاض جمیع ممکنات است، حسین

چون کشتی چار موجه شد در شط خون
با آن که سفینة النّجاة است حسین


#میرزا_یحیی_اصفهانی

@raziolhossein
19:42
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

کربلا کعبۀ دلهاست خدا می دا ند
دیدنش آرزوی ماست خدا می داند

کربلا گلشن سرسبز علی وزهراست
تاچه حد وقف تماشاست خدا می داند

کربلاراچه نیـازست که تفسیر کنند
عشق حرفیست که گویاست خدامی داند

ماعـزادارحسینیـم،که اشک غـم او
آبـروی همۀ ماست خدا می داند

اولین مستمع مجلس پُرفیض حسین
مادرش حضرت زهراست خدا می داند

تاابد ازغم او دردل ذراّت وجود
کس نداند که چه غـوغاست خدا می داند

حرزجانست مراعشق حسین واین عشق
قیمتش جنّت اعلاسـت خدا می داند

نگه آخراو سوی خیام است ولی
چه دراین آینه پیداست خدا می داند

یـوسف فاطمه افتاد به خاک ودردا
چه خبـردردل صحراست خدا می داند

چشمۀ چشم «وفائی»شده دریا ازاشک
قدرآن دیـده که دریاست خدا می داند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
😭 1
19:42
#امام_صادق_علیه_السلام
#دوبیتی

امام صادق آن فرزند زهرا
که لطفش دم به دم شد شامل ما

به ما او یاد داده تا بگوییم
اَبـد وَللّه مـا ننسیٰ حُسینا

#حسن_کاتب

@raziolhossein
19:42
#امام_حسین_مناجات
#رباعی


ای جان کلام یا اباعبدالله
وی حسن ختام یا اباعبدالله

حالا که مرا تا حرمت راهی نیست
از دور سلام یا اباعبدالله


#علی_سلطانی

@raziolhossein
1
19:42
#امام_حسین_مناجات


خدا به این جهان اگر،رنگ و لعاب می‌دهد
به عشق خانواده‌ی ابوتراب می‌دهد

قرار شد بهشت را به نام نوکران کنند
وگر نه مزد گریه را علی الحساب می‌دهد

خدا به احترام تو به هر که زائر ات شود
به زیر قُبّه‌ات دعای مستجاب می‌دهد

به هر کسی که رو زدم،فقط مرا جواب کرد
ضریح توست،خواهشِ مرا جواب می‌دهد

ورود،باب قبله و خروج،باب علقمه
هر آنچه باب میل بود، از این دو باب می‌دهد

تو تشنه‌ی فرات نه، فرات تشنه‌ی تو بود
لبِ کویرِ خشکِ تو ،به آب، آب می‌دهد

چقدر در خیال خود دروغ روضه خوانده‌ام
هلال می‌رسد به تو ،دو قطره آب می دهد


@raziolhossein
19:43
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_صادق



قال الصادق (علیه السلام): نوحوا علی الحسین نوح الثَکلی علی ولدها؛ برای حسین (علیه السلام) مثل مادر جوان از دست داده گریه کنید

با اشک و آه و زمزمه نوحوا علی الحسین
با اضطراب و واهمه نوحوا علی الحسین

فرموده است حضرت صادق به شیعیان
ای شیعیان من همه نوحوا علی الحسین

باید پس از سلام به تو زود گریه کرد
یعنی که بی مقدمه نوحوا علی الحسین

باید تمام وقت برای تو ضجه زد
ممتد، بدون خاتمه نوحوا علی الحسین

در مجلس حسین نباید سکوت کرد
در ازدحام و همهمه نوحوا علی الحسین

شب های جمعه فاطمه هم نوحه میکند
با ناله های فاطمه نوحوا علی الحسین

پشت حسین فاطمه در علقمه شکست
پس در کنار علقمه نوحوا علی الحسین

هم ناله صدای غم انگیز زینبیم
با زینب مکرمه نوحوا علی الحسین

#آرش_براری

@raziolhossein
1
19:43
#امام_صادق_شهادت


قال الصادق:نوحوا علی الحسین ...

نوحوعلی الحسین که این کارفاطمه است
این اشک دیده ها همگی یار فاطمه است

نوحوعلی الحسین که جدم غریب بود
گودال قتلگاه پُر از بوی سیب بود

نوحوعلی الحسین که لب تشنه جان سپُرد
بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد

نوحو علی الحسین درخاک وخون نشست
هرکه رسید دربدنش نیزه را شکست

نوحوعلی الحسین که مویش کشیده شد
جان داشت جدِ من که گلویش بریده شد

نوحو علی الحسین که در بین ازدحام
با ضربة دوازدهم کار شد تمام

نوحو علی الحسین که ذبحش حرام بود
چشمان او هنوز به سوی خیام بود

نوحوعلی الحسین که می دید خواهرش
تاراج می شود همه هستش برابرش

نوحوعلی الحسین که باصورتی کبود
چشم ِ سرِ بریدة او باز مانده بود

نوحوعلی الحسین که با ضجر کُشتَنَش
چیزی نمانده بود ز رگهای گردنش

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
19:43
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی #شب_جمعه


گفتی که غمم مدام باشد باشد
جز وصل توام حرام باشد باشد

خواهم به تو رخ به رخ سلامی بدهم
گر مرگ در آن سلام باشد باشد


@raziolhossein
1
ش
20:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


ای آفتاب چرخ! کزین سقف بی‌ستون
چندین هزار سال به هر ذرّه تافتی

گشتی تمام دیده و هر صبح بهر سیر
از مشرق آمدی و به مغرب شتافتی

مظلوم و داغ‌دیده و لب‌تشنه کشته‌ای
هم‌چون حسین در همه‌آفاق یافتی؟

ای دست‌وتیغ ظلم! شوی منقطع، چه‌سان
فرق علیّ اکبر او را شکافتی؟

ای باد گرم کرب‌وبلا! بر تو آفرین
کز خار و خس کفن به تن شاه بافتی


محمدحسین #صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
😭 1
20:23
#امام_صادق_علیه_السلام

 
خورشید فلک خاک درِ حضرت صادق
ماه است غلام قمر حضرت صادق

دریا کمی از جوشش سرچشمه ی فیضش
باران نمی از چشم تر حضرت صادق

سرسبز و شکوفا شد اگر نخل تشییع
این نیست مگر از اثر حضرت صادق

اسلام پس از کرببلا عزت خود را
دارد همه از رهگذر حضرت صادق

ای اهل ولا گریه کنید آه که گردید
از زهر جفا خون ، جگر حضرت صادق

حتی دل سنگ آب شد از غربت و داغش
قربان دل شعله ور حضرت صادق

از کینه و بدعهدی منصور ستمگر
ای وای چه آمد به سر حضرت صادق

می خواست که شمشیر به قتلش کشد اما
شد ختم رسالت سپر حضرت صادق

ما هیچ نداریم ز خود آنچه که داریم
باشد به یقین از نظر حضرت صادق

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
3 👍 1
25 April 2025
ش
03:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1 👍 1
03:05
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


افسرده مباش، یار خواهد آمد
آن وارث ذوالفقار خواهد آمد

سردیِ خزان ظلم هم میگذرد
نومید مشو، بهار خواهد آمد

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
03:07
#امام_زمان_مناجات


سوختم ز آتش هجران تو ای یار بیا
تا نکشته است مرا طعنهٔ اغیار بیا

من همه عمر تو را جستم و نایافته‌ام
تو عنایت کن و یک لحظه به دیدار بیا

من‌که از کوی طبیبم نگرفتم خبری
تو که دانی چه گذشته است به بیمار بیا

جان به تنگ آمده بس در قفس کهنهٔ تن
بهر آزادی این مرع گرفتار بیا

همه جا گشتم و دستم به وصالت نرسید
تو بنه پای به چشم من و یک بار بیا

یوسف فاطمه عالم همه مشتاق تواند
رخ بر افروز دمی بر سر بازار بیا

با وجودی که همه مست تماشای توأند
لحظه‌ای را به تماشای من زار بیا

چه شود جلوه دهی خانهٔ تاریک مرا
روز من شب شده اینک به شب تار بیا

خواب را راه ندادم به حرمخانهٔ چشم
ز انتظارم مّکُش، ای دولت بیدار! بیا

در فراقت نه همین سوختم از اوّل عمر
تا دم مرگ همین است مرا کار بیا

سخن آخر «میثم» سخن اول اوست
سوختم ز آتش هجران تو ای یار بیا


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:07
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی

یک روز نسیم خوش خبر می آید
بس مژده به هر کوی و گذر می آید

عطر گل عشق در فضا می پیچد
می آیی و انتظار سر می آید

@raziolhossein
03:07
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


آقای ما بیا و دعا کن برای ما
جز تو نمیرسد به کسی این صدای ما

ما تحبس الدعا شده از فرط غفلتیم
یاربنا بگو گل زهرا به جای ما

ما غایبیم و حاضر عالم فقط تویی
ای اوج التماس دل مبتلای ما

بستم دخیل گریه به شبهای جمکران
بشنو صدای گریه و این های های ما

یابن الحسن پناه تمام غریب ها
بنگر به استغاثه و ذکر و دعای ما

در ندبه های هفته به هفته به نام تو
آغاز می شود همه ی روضه های ما

شبهای جمعه "زائر" جدت اگر شدی
مُهری بزن به تذکره کربلای ما

#محمد_قاجار_زائر

@raziolhossein
03:07
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد
بنشسته سر راهش ، شايد ز سفر آيد

تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش
كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن
بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

از ديده نهان اما اندر دل من جايش
او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش
كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما
تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد

"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم
یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

#علامه_میر_جهانی

@raziolhossein
👍 2
03:07
#امام_زمان_مناجات


کسی که بی تو سر صحبت جهانش نیست 
چگونه صبر و تحمل کند؟ توانش نیست
 
بسوز هجر تو سوگند، ای امید بشر            
دل از فراق تو جسمی بود که جانش نیست
 
اسیر عشق تو این غم کجا برد که دلش                  
محیط غم بود و طاقت بیانش نیست
 
نه التفات به طوبی کند، نه میل بهشت      
که بی حضور تو حاجت به این و آنش نیست
 
کسی که روی تو را دید یک نظر چون خضر    
چگونه آرزوی عمر جاودانش نیست؟
 
کسی که درک کند فیض با تو بودن را          
بحق حق که عنایت به دیگرانش نیست
 
بهار زندگیم در خزان نشست، بیا   
بهار نیست به باغی که باغبانش نیست
 
کنار تربت زهرا تو گریه کن، که کسی          
بجز تو باخبر از قبر بی نشانش نیست
 
بیا و پرده ز راز شهادتش بردار        
پسر که بی خبر از مادر جوانش نیست
 
بجز ولای تو ای ماه هاشمی طلعت 
« شفق » ستاره به هر هفت آسمانش نیست
 
#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
03:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 71.7 KB
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#تک_بیتی

خوش‌آن ‌مُردن،‌ که‌ بر ‌بالینِ‌ خویشم ‌بینم‌ و باشد!
اجل ‌در‌قبضِ‌ جان،‌ تن مضطرب ،‌ من‌ در تماشایت

#محتشم‌_کاشانی

@raziolhossein
1
03:10
#امام_زمان_مناجات


دلم گرفته حاجت مرا روا نمی‌کنی؟
در این دل شکسته‌ام برو بیا نمی‌کنی؟

بهار آمده ولی خزان‌تر از خزان شدم
حقیقت بهارها نظر به ما نمی‌کنی؟

امیر بی‌قرینه‌ام، نشسته غم به سینه‌ام
غم فراق را بگو چرا دوا نمی‌کنی؟

همیشه خوبی مرا بزرگ جلوه می‌دهی
بدی این خراب را تو بر ملا نمی‌کنی

ز روی تو شدم خجل، نشسته کشتی‌ام به گل
مرا برای بندگی چرا جدا نمی‌کنی؟

اگرچه بنده‌ای بدم ولی نمی‌کنی ردم
اگر تو را رها کنم مرا رها نمی‌کنی

مرا برون ز خانه‌ات نکرده‌ای عجیب نیست
عجیب این که بنده را عزیز خانه می‌کنی

به عبد رو سیاه خود همیشه لطف می‌کنی
اگر به تو جفا کنم به من جفا نمی‌کنی

منم گدای مادرت، سرم فدای مادرت
به‌خاطر همین مرا ز خود جدا نمی‌کنی

پس از گناه‌کردنم همیشه گفته‌ام به خود
کمی ز روی حجت خدا حیا نمی‌کنی؟

طبیب من حبیب من، مسافر غریب من
فدای غربتت که گریه‌ی شبانه می‌کنی

کنم به ناله زمزمه اغثنی یابن فاطمه
به حق شاه علقمه، مرا دعا نمی‌کنی؟!

من آشنای زینبم، متی ترانا... به لبم
دلم گرفته حاجت مرا روا نمی‌کنی؟


@raziolhossein
2 👍 2
03:11
#امام_زمان_مناجات


ای غائب از نظرها، کی می‌شود بیایی؟!
بُرقع* زِ رُخ بگیری، صورت به ما گشایی

هم دست تو ببوسیم، هم دور تو بگردیم
هم رو نما ستانی، هم رو به ما نمایی

آیا به کوهِ رَضوی؟! آیا به طورِ سینا؟!
آیا به بیتُ الاقصی؟! آیا به ذی طُوایی؟!

در مکه یا مدینه، یا در نجف مقیمی؟!
در شهر کاظمینی؟! یا سُرَّ مَنْ رَآیی؟!

در کعبه در طوافی؟! یا زائر بقیعی؟!
در مشهد مقدس؟! یا دشت کربلایی؟!

جانم شود فدایت، تا بشنوم ندایت
دائم زنم صدایت: یابن الحسن کجایی؟!

تنها مسیح عالم! تنها نجات آدم!
تنها وصیِّ خاتم! تنها امید مایی

ای اِنس و جان سپاهت! محتاج یک نگاهت
چشم همه به راهت، شاید زِ در درآیی

هم «پرچم حسینی» بر دوش خود بگیری
هم قبر مادرت را، بر شیعیان نمایی

در قلب ما حبیبی، بر زخم ما طبیبی
بر جان ما قراری، بر درد ما دوایی

باشد شعار «میثم»، ای شهریارِ عالم!
کی می‌شود بیایی؟! کی می‌شود بیایی؟!

#غلامرضا_سازگار #میثم


@raziolhossein
👍 1
03:13
#امام_زمان
#دوبیتی

ای خالق ثامن الحجج یا الله
معبود صلاة و صوم و حج یا الله

سوگند به احمد و علی و زهرا
عجل لولیک الفرج یا الله

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
03:14
#امام_صادق_علیه_السلام
#حدیث #رباعی


امام صادق(علیه‌السلام)
«إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُصَ»
هنگامی که دلتان شکست دعا کنید، زیرا دل تا صاف و خالص نشود، نمی‌شکند.
📗 الكافی، ج‏۲، ص۴۷۷


سرچشمۀ فیض، آرزو کن به دعا
تحصیل امید و آبرو کن به دعا

دل‌های شکسته چشمۀ رحمت اوست
هرگاه دلت شکست رو کن به دعا


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
👍 2
ش
19:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 38.5 KB
19:39
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.7 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:43
#حضرت_معصومه_ولادت
#رباعی


گل وا شد و شد فاطمه ی معصومه
زیبا شد و شد فاطمه ی معصومه

علم و ادب و نور و کرامت امشب
یکجا شد و شد فاطمه ی معصومه

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1 👍 1
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت

ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک
ای همه روح مطهّر عید میلادت مبارک
ای رخت مرآت مادر عید میلادت مبارک
ای گل باغ پیمبر عید میلادت مبارک
-ای قم از خاکت معطّر عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

ای سلام چارده معصوم بر جان و تن تو
نام تو معصومه و، عصمت گلی از دامن تو
بضعۀ موسایی و قم گشته طور اَیمن تو
پا به چشم قم نهادی قلب قم شد گلشن تو
-یافت این خاک از تو زیور عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

نور از هرسو به ایوان طلایت سجده آرد
حور بر خاک قدوم زائرت صورت گذارد
جود با کلِّ وجودش هرچه دارد از تو دارد
دانش از گلدسته‌هایت بر سر فیضیّه بارد
-علم را صحن تو سنگر عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

دخت و اخت و عمۀ‌ سه حجت داور تویی تو
پارۀ تن بر رسول و احمد و حیدر تویی تو
فلک استقلالِ مُلک شیعه را لنگر تویی تو
گر در جنّت ز قم وا می‌شود، آن در تویی تو
-بضعۀ یاسین و کوثر!عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

قبه‌ات را اقتدار قبة الخضراست، آری!
تربت تو تربت گمگشتۀ زهراست، آری!
زائر تو زائر صدیقۀ کبراست، آری!
صورتت را صورت انسیةالحوراست، آری!
-نخل «میثم»از تو پُر بَر، عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت

رحمت بی وقفه ای ایجاد شد
آمد و عرش خدا آباد شد
خانه ی موسی بن جعفر شاد شد
غصه و غم از دلم آزاد شد
اشکِ شادی روی مژگان آمده
خواهر شاه خراسان آمده

می چکید آیات توحید از رخش
بوی ناب یاس پیچید از رخش
شاه هشتم بوسه می چید از رخش
می دمید انوار خورشید از رخش

بس که در عصمت مقامش داده حق
حضرت معصومه نامش داده حق

ذکرِ بر روی لبانش یا رب است
بانوی معصومه ی این مکتب است
وصف او مانند وصف زینب است
نزد حق از بس که والا مرتبه است

حجت حق، جان فدایش می شود
عرش حق مست دعایش می شود

در حریم او دعا می آورند
عقده بر عقده گشا می آورند
حاجت کرب و بلا می آورند
ناتوان، بهر شفا می آورند

معجزاتش سهل و رایج هست او
دختر باب الحوائج هست او

از گناه و معصیت طاهر شدم
تا میان صحن او حاضر شدم
روی خاک افتادم و شاکر شدم
چهارده معصوم را زائر شدم

چون مرادم بانوی قم می شود
قبر زهرا هم تجسم می شود

بی نوا آمد مقام از او گرفت
پادشاهی را غلام از او گرفت
اعتبار و احترام از او گرفت
آبرویی مستدام از او گرفت

زائرانش را بهشتی می کند
عاری از هر نوع، زشتی می کند

ما فقیر رحمت معصومه ایم
ریزه خوار و رعیت معصومه ایم
زیر بار منت معصومه ایم
خاک پای حضرت معصومه ایم

روز و شب بر او توسل می کنیم
بر خدای او توکل می کنیم

آمد و قم میزبان عشق شد
بر سرش گل ها نشان عشق شد
آمد و مرثیه خوان عشق شد
روضه خوان قدکمان عشق شد

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 3 1
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت

ذیقعده ماه فیض خداوند اکبر است
میلاد پارة تن موسی ابن جعفر است

میلاد دخت هفت امام بزرگوار
یا لیلة ولادت زهرای دیگر است

از ثامن الحجج بستانید رو نما
کورا نظاره بر گل رخسار خواهر است

آیینة تمام نمای رضاست این
معصومه یا که زینب صدیقه منظر است

آن فاطمه بتول رسول خدا بود
این فاطمه بتول بتول مطهر است

گر بنگرد ذبیح به اوج جلال او
گوید هزار مرتبه این فوق هاجر است

برتر ز آفتاب و نکوتر ز قرص ماه
ذیقعده را ز بیت ولایت دو اختر است

آن روز اول مه و این روز یازده
آن خواهر خجسته و اینش برادر است

این است کوثری که قم از فیض اوست پر
آخر مگر نه دختر ساقی کوثر است

این است فاطمه که ثواب زیارتش
در اصل با زیارت زهرا برابر است

یک دختر، این همه عظمت، این همه جلال
الحق که جای گفتن الله اکبر است

بر آن پدر درود که این است دخترش
بر مادری سلام که معصومه پرور است

جز عمه اش که زینب کبراست در جلال
از دختران فاطمه در هر زمان سر است

قم چون مدینه تربت او مسجد الرسول
زهرای آن سلالة زهرای اطهر است

تنها نه خاکیان به حریمش نهاده رو
یک آسمان ملائکه مسکین این در است

گو پادشاه ملک جهان باش یا گدا
آن را که نیست خاک درش خاک بر سر است

ریزند عرشیان به زمین دسته دسته گل
گلدسته هاش تا که به قم سایه گستر است

نعلین خود چو موسی عمران ز پا در آر
کاینجا مزار دختر موسی ابن جعفر است

وقتی نسیم می کند از شهر قم عبور
از عطر آن روان مسیحا معطر است

چون باب خویش بر همه باب الحوائج است
چون مادرش شفیعة فردای محشر است

بی مهر او که مهر تمامی عترت است
طاعات جن و انس و ملک نخل بی بر است

اقرار می کنم که به پایش نمی رسد
با آنکه سر به سر سخنم عقد گوهر است

ما را به شهر قم چه نیازی است بر بهشت
قم بیت یازده خلف پاک حیدر است

خواهی جلال زائر قم را بیا ببین
در هر قدم هزار بهشت مکرر است

“میثم” خدا کند که شود مدفن تو قم
همسایگی فاطمه از خلد بهتر است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت
#رباعی

گفتند گلي عرش مقام آمده است
آئينه نور ذوالكرام آمده است

از يُمن قدوم حضرت معصومه
لبخند به لب هاي امام آمده است

#سیدهاشم_وفایی
.....

در صبر و وفا حليمه اي آمده است
در علم و عمل فهيمه اي آمده است

در گلشن پُر نور امام كاظم
معصومه اي و كريمه اي آمده است

#سيدهاشم_وفايی
.....

از خاک در عشق تیمم گیرید
در دست گلی غرق تبسم گیرید

از یمن قدوم حضرت معصومه
عیدی زکف امام هشتم گیرید

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
👍 2
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت


آن كه در شـأن نزول خود به كوثـر رفته است
فاطمه نامش شده از بس به مـادر رفته است

از مقام نجمه چيزي كم نخواهد شد كه هيچ
افتخارش نيز شد مادر به دختر رفته است

عجز خود را در بيان كردن ، نموده آشكار
هركسي در وصف اين بانو به منبر رفته است

سر درآوردم به ناگـاه از دل سُلـطانِ طـــوس
هر زمان ذهنم فرو در فكر خواهر رفته است

با "فداها" گفـتنِ موسيِ بن جعفر ، شك نكن
شأن او بسيار از مــريـم ، فراتر رفته است

او تحمّـل كـرده ما را ســالهاي سـال ، چون
وقت كظم غيض به موسي بن جعفر رفته است

زائر او رتبه اش با زائر سُلطـان يكي ست
چونكه اين خواهر تماماً به برادر رفته است

با سروري بي نظير آمد برون از آن حرم
هر دلي كه وقت پابوسي مُكــدّر رفته است

مرقدش ، خاصيّتش اين است، زائر دفعتــاً
پـايْ بـوس يازده فــرزند حيـــدر رفته است

نه فـقـط او را زيارت كــرده زائــر ، باطــناً
---در مدينه خانه ي زَهراي اطهر رفته است

پيش از محشر ، به جنّات خُدا داخل شده
هركسي يك بار حتّي سمت اين در رفته است

در طريق وصـل چون ما راه رفتن خوب نيست
خوشبحال آنكه در اين راه با سر رفته است

دم به دم در قــبر مهمانـــند او را اهل بيت
هر كسي بر آستانْ بوسي مكرّر رفته است

كفش را از پا در آر اينجا كه اين محدوده را
هر سحر پيش از اذان جبريل با پَر رُفته است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت


شجر نور، نوبر آورده
بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت
بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش
صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام
یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی
بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله
زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد
که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام
عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده
آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش
بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر
صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را
با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور
که به معصومه آمده مشهور

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت

عصمت داور است این دختر
گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب
بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او
بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟
از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف
تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر
سورة کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا
موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران
در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن
شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد
بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارة تن احمد
بضعة حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا
بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام
نقش گلبوسه دارد از سه امام

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت

بياريـد بالا دو دست دعا را
بخوانيد يك بار ديگر خُدا را

به نصّ كلام الهي ، به قرآن
تسلّي دهد ذكر او قلب ما را

خُدا در(إلَيهِ الوَسيلَه)به ما گفت:
بگيــريم دامـان آل عـبا را

كه ما با توسّل به اين خانواده
گـرفـتيم امـان از قضا هر بلا را

به قُربان اين چارده نور رفتيم
نديديـم با اين كه دشت مِنا را

رئوف ازل خواست ظاهر شود كه
به ما داد علي بن موسي الرّضا را

كه رأفت به معنا و مفهوم كامل
ببينـد در ايران به خـود اعتلا را

و با نيّت اينكه در خطّه ي قـم
ببيـنيم الطــافِ خيرُ النّسـا را

ز فيض قـدمهاي معصومه آورد
به اين شهر ايمان و حُجب و حيا را

سپس گفت هر زائري دوست دارد
زيارت كنـد بضعةُ المُـصطفي را

مشـرّف به درگاه معصومه گردد
كه او مظهر است عصمت كبريا را

نجف قالب كوچكش هست قم ، پس
---ببينــد اينجا شـه لافتيٰ را

بكوبيد با در زدن در حـريمـش
در خانه ي حضرت مُجتــبي را

به مهمان سرايش بياييد تا باز
ببينــيد يك جلوه از "هَلْ اَتيٰ"را

دُرست است درباره ي عصمت او
اگر پـيك وحي آورد "إنّـمـا" را

شـده شهر قم مأمن فاطميّون
كه او مادري كرده اهل ولا را

نشستيم در خلوت دنج صحنش
كه ما در بهشت عاشقيم انـزوا را

همه اوست ، ما كمتر از هيچ بايد
بريــزيم دور اين هـمه ادّعـا را

وضويي بگيريم با آب حوضش
كه بخشند نورِ خُـدا چهره ها را

به زر احتياجي نداريم َمـردم
ببوسيم تا سنگ ايوانْ طلا را

به بوي ضريحش ز سر هوش ما رفت
كه هستيم اين گونه مست و سُكارا

بگرديم هر قدر در شهر قمصر
نَـبوئيم عطري چنين غم زُدا را

بچسبيم بر پرده هاي رواقش
بگيريم سر رشته هاي شفا را

نبودند اگر در جـوار حـريمش
نبود آن چنان قدر،فيضيّه ها را

پس از طوس بايد بيارند تا قم
تـمامِ غـريبــانِ درد آشنا را

حسينيّه ها بي شُمارند دورش
نـداريم اگر حـسـرت كربلا را

كرم ديده ايم از مُحرّم دمـادم
گرفتيم از او چونكه اذن عزا را

به يك ياحسين آمده اشك چشمش
گرفته از او هر كه رزق بُكـا را

نمانده ست چيزي به ماه محرّم
بـخوان روضه ي كُشته ي سرجُدا را

بخوان از همان دم كه زينب در آورد
از آن پيكر غرق خون نيزه ها را

برو سائل بي نوا خادمـش شو
كه قارون كند گنج عشقش ، گدا را

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:44
#حضرت_معصومه_ولادت
#رباعی

امشب که گلی نجمه به بر آورده
بر ماه جهانیان قمر آورده

گویند به گوش هم، در افلاک و زمین
حق، حضرت زهرای دگر آورده

#حسن_ثابت_جو

@raziolhossein
19:46
#حضرت_معصومه_مدح


چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 

قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می‌شود
 
فهمیده‌ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب‌ساز می‌شود 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست
قلب تپنده حرم قم، حریم توست 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه شهود و تجلی معطر است 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه است
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است 

صحن تو غرق بوی گل یاس می‌شود
اینجا حضور فاطمه احساس می‌شود 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی‌اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
 
فرمود آشیانه امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می‌رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می‌شدم 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می‌آورم دو دست دعا إشفعی لنا

روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه‌ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه‌ای 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده 

سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌ زده
 
از چشمه‌های فیض تو سیراب می‌شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده 

شب‌های جمعه طوف حرم می‌کنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره‌ی کربلای ما


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
19:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


عمریست که سرنوشتِ ما دستِ شماست
پاکیزگیِ سرشتِ ما دستِ شماست

"یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه"
ای بانوی قم! بهشتِ ما دستِ شماست

#عادل_حسین_قربان
.......

مانند کویر، تشنه‌‌ی دریاییم
بی تو ـ به خدا! ـ همه تک و تنهاییم

انگار کنار قبر زهرا هستیم
هر وقت زیارت شما می‌آییم

#حسین_جعفری
........

آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه

یا فاطمه  اشفعي  لنا فی الجنة
باب الکرم  شفاعتی معصومه

#محمد_حسن_بیات_لو
.....

با روی سیاه و بار سنگین گناه
با خجلت و شرمساری و حال تباه

در حضرت معصومه گزیدیم پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عند الله


@raziolhossein
1 👍 1
19:47
#حضرت_معصومه


تو کیستی؟ سلاله ی زهرای اطهری
معصومه ای، کریمه ی آل پیمبری

ممدوحه ی ائمّه و محبوبه ی خدا
احمد خصایل استی و صدّیقه منظری

باب الکرم سلاله ی باب الحوائجی
امّ العفاف دختر موسی بن جعفری

امروز قبله ی دل خوبان روزگار
فردا همان شفیعه ی فردای محشری

تو سوّمین ملیکه ی اسلام فاطمه
آیینه دار زینب و زهرای اطهری

یک مام تو خدیجه دگر مام فاطمه
پاکیزه تر زمریم و حوّا و هاجری

مریم پی زیارتت آید اگر به قم
اقرار می کند که همانا تو برتری

بر نُه سپهرِ عصمت و تقوی ستاره ای
در هفت بحر نور فروزنده ی گوهری

هم چار نجل پاک رضا را تو گوهری
هم هشتمین ولیّ خدا را تو خواهری

مصباح علم و دانش و توحید و معرفت
مصداق هل اتی ثمر نور و کوثری

عمر کم تو خاطره ی عمر فاطمه است
یادآور مقاومت و صبر مادری

گویند باز می شود از قم در بهشت
تو خود بهشت قرب خداوند اکبری

مادر نگشته، بانوی خلق دو عالمی
شوهر نکرده، مادر آغاز و آخری

بانو ولی چه بانو، بانوی نه سپهر
دختر ولی چه دختر، اسلام پروری

بر هشت آفتاب ولایت ستاره ای
در نه سپهر نور مه نور گستری

پیراهن تو عصمت، تقوی ست چادرت
زهد مجسمّی و عفاف مصوّری

در بحر بی کرانه ی ایمان دُرِ کمال
در آسمان زهد فروزنده اختری

باب المراد دختر باب الحوایجی
اخت الوقار دخت بتول مطهری

زهرا بهشتِ روح لطیفِ محمّد است
اولاد او همه شجر نور و تو بری

گویند سایه ی حرمت بر سر قم است
قم را نه، بلکه مُلک جهان را تو محوری

زانو زنند خیل فقیهان به محضرت
آری تو شهر فقه و احادیث را دری

روزی اگر به خطبه گشایی زبان خویش
باور کنند خلق که در نطق حیدری

اسلام را به منطق گرمت مروّجی
توحید را به نیروی علمت بیانگری

عطر تو بر مشام محمّد اگر رسد
با خنده بوسدت که بهشت مکرّری

از نخل های سبز فدک می رسد ندا
این باغ از آن توست که زهرای دیگری

«میثم» اگر ثنای تو گوید محال نیست
زیرا تو در قصیده سراییش رهبری

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
19:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×450, 91.6 KB
خوشبخت قوم و طایفه، ما مردم قمیم
جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

خدام حرم مطهر حضرت معصومه
۱۳۱۳ه.ق

@raziolhossein
10 👍 2
27 April 2025
ش
02:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح


ای حــج دل بــر گــرد حائـر تـو
وی چـــارده معصــوم، زائـر تــو

گنج خــدا پنهان بــه سینۀ قم!
معصومـــه! زهــرای مدینـۀ قم!

درّ یتیـــم گنــجِ مهـــر عصمت!
انسیه‌الحــورا، سپهــر عصمت!

ســــر تـــا قـــدم آیینـــۀ ولایت
قـــــرآن روی سینـــۀ ولایــــت

زهــرای مرضیــه است مـادر تو
مریــم توســل جستـه بر در تو

جبـــریل اگــر رو جـانب قــم آرد
در وصف تو یذهب عنکــــم آرد

آینـــــۀ روی امـــــام هفتــــــم
روح دو پهلـــوی امـــام هفتـــم

فیضیه را بر تربتت سجود است
فیضیـــۀ تـــو عالـم وجـود است

زهــرا کتـــاب الله، کوثـرش تــو
قم مسجـدالحرام و هاجـرش تو

نـــور جهانتـــاب ائمـــه‌ای تـــو
معصــومه‌ای بــاب ائمـــه‌ای تو

بــا آن که در قلب زمیــن نهانی
بــاب‌المــــراد اهــــل آسمانـی

زهــرا و زینب و تــو یــک جمـالید
مــرآت حسـن ذات ذوالجلالیــد

توحیـــد، دریــا و تــو دُر نـــابش
زهـراست خورشید و تو آفتابش

عصمت گلـی از نقش دامـن تو
پیــراهن زهـــراست بــر تـن تو

بـالای هـر گلـدستۀ تــو جبریل
زیبـد که بگشایـد زبان به تهلیل

بایــد در ایــوان تــو بــا حــلاوت
روح‌الامیـن قــرآن کنــد تــلاوت

صحنین تــو برتــر ز عـرش اعلا
قبـر تـو قبـر زینب است و زهــرا

ایوان تــو ای دخت پـاک موسی
دارالسلام مریم است و عیسی

شفیعـــۀ فــردای محشـری تو
نایبــــۀ عمّــــه و مـــادری تـــو

خورشیــد را نـور رخت وضـو داد
ذی القعـــده را میـــلادت آبــرو داد

آیینـــــۀ بـــــرادری و بـابــــی
یـک مـــاه در بیـــن دو آفتـــابی

در سیــر مصحف رخـت، بـــرادر
یـــاد آورد از قــدر و نور و کوثر

پدرکه چون جان به برت کشیده
بوی بهشت از نفست شنیده

زیبـد که‌ ای یـاس بهشت طاها
گویــد پــــدر دربـــاره‌ات فـداها

بستــان علــم و حکـمت ائمــه
شـایستـــۀ تــو عـصمت ائمــه

مـدح تــو از نطـق بشـر نیـــاید
جــــز از بــــرادر و پـــدر نیـــاید

باید ز طــوس آیـد امـام هشتم
وصف تــو را گویـــد به مردم قم

بالاتـری از مدح خلـق عالـم
اوصاف تو کجا و وصف «میثم»؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
02:05
#حضرت_معصومه_مناجات


دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم
مگر که پاسخ این ((اشفعی لنا))بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم

#مجید_تال

@raziolhossein
1 👍 1
02:05
#حضرت_معصومه



هم آفتابی و هم سایه بر سرم داری
یک آسمان کرم و لطف دم به دم داری

تو آیتی ز بهشتی که آمدی ایران
به روی دوش خودت بیرق کرم داری

امامزاده ی موسی بن جعفری اما
برای فاطمه در شهر قم حرم داری

برای بخشش هر چه گناه، ای بانو
به روی نامه ی اعمال ما قلم داری

تو مثل عمه ی سادات بر فراز حرم
به عشق گنبد سلطان خود علم داری

به زیر پای تو گل ریخت قم ولی پیداست
برای روضه ی زینب همیشه غم داری

نه ازدحام حرامی، نه بزم نامحرم
چه قدر دور و برت چشم محترم داری

شراب بود و کباب و رباب هم بود
یزید گفت به مطرب بزن، چه کم داری؟!

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
👍 1
02:05
#حضرت_معصومه_مدح


رواق دختر موسى بن جعفر است این جا
حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا

درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
ببوس با ادب آن را که آن در است این جا

زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى
وجود حضرت معصومه گوهر است این جا

ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع
که جاى گفتن الله اکبر است این جا

مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ
براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا

حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على
یگانه دختر زهراى اطهر است این جا

ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
که مورد نظر حىّ داور است این جا

مسیح زنده شود در حریم این بانو
عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا

ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر
که درّ تاج سر هفت کشور است این جا

فروغ روضه‌ی او پرتو افکن است به مهر
چرا که مطلع خورشید انور است این جا

اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى
که مهر و ماه هم از ذرّه کم‌تر است این جا

از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
که خاک درگه او زیب افسر است این جا

کند به درگه او سجده صبح‌دم خورشید
که از فروغ ولایت، منور است اینجا

اگر تجلى حق بینى از در و دیوار
عجب مدار که دخت پیمبر است این جا

تبارک الله از این روضه ی بلند رواق
که از تصوّر و از وصف برتر است این جا

برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او
که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا

از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو!
که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا

مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت
چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا

زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود
که نور حق به جمالت برابر است این جا

ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود
مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا

سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد
چرا که دختر موسى بن جعفر است این‌جا

#حیدر_تهرانی_معجزه (فرزند مرحوم #مرشد_چلویی_ساعی)


@raziolhossein
2
02:05
#حضرت_معصومه_مدح


اى دختر عقل و خواهر دین!
وى گوهر درج عزّ و تمکین!

عصمت شده پاى‌بند مویت
اى علم و عمل مقیم کویت!

اى میوه‌ی شاخسار توحید!
همشیره‌ی ماه و دخت خورشید

وى گوهر تاج آدمیّت!
فرخنده نگین خاتمیّت

شیطان به خطاب «قم» براندند
پس تخت تو را به قم نشاندند

کاین خانه بهشت و جاى حوّاست
ناموس خداى، جایش این جاست

اندر حرم تو عقل مات است
زین خاک که چشمه‌ی حیات است

جسمى که در این زمین، نهان است
جانى است که در تن جهان است

این ماه منیر و مهر تابان
عکسى بُوَد از قم و خراسان

ایران شده نوربخش ارواح
مشکاة صفت به این دو مصباح

از این دو حرم دِلا! چه پرسى؟
حق داند و وصف عرش و کرسى

هر کس به درت به یک امیدى است
محتاج تر از همه «وحیدى» است


#آیت_الله_وحید_خراسانی

@raziolhossein
1 👍 1
02:05
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


بس در حرم تو سوز و آهم دادند
تخفیف به نامۀ گناهم دادند
با اذن تو، ای فاطمۀ معصومه
در وادی فاطمیه راهم دادند
_

از کفش کنِ تو طور موسی پیداست
در هیبت تو زینب کبری پیداست
ای از حرم تو باز ، باب الزهراء
از تربت تو تربت زهرا پیداست
___


کاش از حرمت صدای ما را ببرند
پیغام بسوی قبر زهرا ببرند
ما عقدۀ بانوی مدینه داریم
ما را سرِ قبر مخفی آیا ببرند

#محمود_ژولیده
......

جز درگه معصومه مرا نیست پناه
بردوش دلم کوله ای ازبار گناه

چشمم به شفاعت شما باشدوبس
یافاطمه اشفعی لنا عندالله

#مصطفی_نظری_طهرانی


@raziolhossein
02:05
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


" این بارگاه قدس که از عرش برتر است
آرامگاه دختر موسی بن جعفر است "

جانم فدای گنبد زردش که سال هاست
خورشید از تشعشع نورش ، منّور است

بر شانه های گرم حرم تکیه کرده مست
این دو مناره که به بلندای محشر است

در چشم ما ، زمرّد و درّ و عقیق و لعل
گر چه رواق ها همه از سنگ مرمر است

جایی که شهر قم ، حرم آل فاطمه ست
تولیّتش به عهده ی او تا به محشر است

عطر مزار گم شده را پخش می کند
قبری که عکس واضحی از قبر مادر است

او خواهر امام رضا نه ، که عشق اوست
اصلاً بگو که دار و ندار برادر است

از اشتیاق آمدنش سمت شهر طوس
فهمیده ام امام رضا ، جان خواهر است

مثل برادرش شده ، یعنی که پلک هاش
زخمی ز فرط گریه بر آقای بی سر است

با گریه خو گرفته کنارش دو چشم ما
جایی که اشک دیده ی او روضه پرور است

خیلی شبیه حال رباب است حال او
از بس به یاد خشکی لب های اصغر است

زهر جفا چه ها که نکرده ست با دلش
در این دقایقی که نفس های آخر است

هر چند داغ دیده و هجران کشیده ، باز
شکر خدا که روی سرش ، دست مَعجر است

یک لحظه رو به جانب گودال کن ببین
زینب هنوز خیره به رگ های حنجر است

شلاّق و کعب نیزه و سیلی به یک طرف
زخم زبان شمر ز هر چیز بدتر است

#محمد_قاسمی


@raziolhossein
👍 1
02:05
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


روزگارم با گدایی از شما سر می شود
با زیارت حالِ من هر بار بهتر می شود

کیمیا گرد و غبارِ سنگفرشِ صحنِ توست
هرچه می آید در اینجا قیمتی تر می شود

خاک را گوشه نگاهی از شما زر می کند
یک کلاغِ رو سیاه اینجا کبوتر می شود

"من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم"
سگ اگر در کهف تو آید مطهّر می شود

دور تا دور ضریحت سائلان صف بسته اند
رزق و روزی گدا اینجا مقدّر می شود

در حضور گنبدت خورشید سوسو میزند
آسمان با نورِ این گنبد منوّر می شود

زائرِ قبرِ کریمه زائرِ قبر رضاست
زائرِ قبرِ تو محبوبِ برادر می شود

می شود تسکین دردم عطرِ یاسِ این حرم
هر زمانی که دلم بی تابِ مادر می شود

گریه در گریه به یادِ آن مزارِ بی نشان
زائرِ تو زائرِ زهرای اطهر می شود

دم به دم در این حرم رزق مکرر می رسد
"فیض قبر مادری از قبر دختر می رسد"

آمدی با حضورت عاشقی آسان شده
قم به یُمنِ مَقدمِ تو وادی ایمان شده

چادرت را تا تکاندی مثلِ دریا شد کویر
روزیِ ما روز و شب از لطفِ تو باران شده

مهرِ تو سایه زده روی سرِ ما سالهاست
فخرِ ما همسایگی با خواهرِ سلطان شده

هر زمان که سینه ای پر درد آوردم حرم
دردهایم با سلامی محضرت درمان شده

دستِ خالی بر نمی گردد یقیناً از بهشت
زائری که آمده در محضرت مهمان شده

گرچه عمرِ تو شبیه فاطمه کوتاه بود
گرچه سهمِ تو از این دنیا فقط هجران شده

آمدی و بر سرِ تو اهل قم گل ریختند
ببین جمع عاشقانت ناقه ات پنهان شده

اذن روضه می دهی بانو؟! بگویم از غمت؟!
یادِ زینب کرده ای؛ چشمانِ تو گریان شده

دست بسته؛ در میان سایه ی نامحرمان
دختر خورشید کوچه کوچه سرگردان شده

جای گل از کربلا تا شام در هر کوی و بام
سنگ و خاکستر نثار قاری قرآن شده

***

بارها از کار قلب من گره وا کرده ای
رخصت کرب و بلایم را تو امضا کرده ای


#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
1 👍 1
02:05
#حضرت_معصومه_ولادت
#رباعی


یزدان به بشر آینه ای انور داد
یک عالِمه و کریمۀ دیگر داد

امروز خدا به دست جبریل امین
یک دستۀ گل به موسیِ جعفر داد

#سیدهاشم_وفایی
......

از گلشن دین نسیم جان می آید
خاتون و شفیعه جنان می آید

با یک صلوات شاد کن مولا را
چون عمه صاحب الزمان می آید

#محسن_قاروبی


@raziolhossein
02:05
#حضرت_معصومه_مدح


ای بـه قـم آفتـــاب قلـب جهـان
دخـت مـــوسی سـلالـۀ قــــرآن

عمه و دخت و خواهر سه امام
مـــــادر کـــــل عــــالـم امکــــان

تــو بــه چشـــم ائمـه زهـــرایی
بعـد زهـرا بـه قدر و عزت و شان

زینـــب دوم بنــــــی الــــــزهـــرا
عمـــۀ چــــــار حجــــت یـــــزدان

هـــم وجـــودت کـــریمـۀ عتــرت
هـــــم ولایـــت حقیـقت ایمــــان

فیـض فیضیـه از کــرامت تـوست
شهـر قـم از تو گشته مهد امان

حـــــــرم یـــــــازده ولــــی خـدا
حــرم تــوست ای سپهــر مکـان

مـــدح تـــو ای ملیکـــۀ هستـی
وصـــف تــــــو ای یگـــــانـۀ دوران

نـه تـوان بـا هـزار دسـت نوشت
نــه تـــوان گفت بــــا هــزار زبـان

صحـن تـو مسجـد الرسول همه
حـــرم امـن تــوست کعبــۀ جـان

پـــدر و مـــــــادرم بـــــه قـربانت
نـه، همــه جـــان عــالمت قربان

کــــوثـر کــــوثـر رســـــول خـــدا
عصــمـت عصــمـت الله منّــــــان

قـــم جـــلال مدینـــه پیــدا کـرد
تـــا نهـــــادی قــدم بـه دیـدۀ آن

گشــت روز ورود تـــــــو در قـــم
روز عیــــد کــــرامت و احســــان

روز عیــد نـــــــزول رحمــت هـــا
روز عفــــو و عنــــایـت و غفـــران

اهـــل قـــم از بـــرای استقبــال
همـه بـا دستـه گـل شدند روان

مــرد و زن دور محملـت گشتنـد
اشــک شوق همـه ز دیـده روان

قـم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بس که گشت گل باران

همـه گفتنـد فــاطمه در حشــر
پــای بنهــــاده ای گنـــه کــاران

حــرمت شیعیـــان قـم ز تـو کرد
ستــم اهــــل شــــام را جبــران

کاش زینب به قم سفر می کرد
تــا نمی دیــد آن همـــه طغیــان

اهــل قــم کـی بـــرند مهمان را
گـه بـه بـــزم شـراب و گه زندان

جــای تــو بیـت مـــوسی خـزرج
جــای زینـب بـــه گـوشۀ ویـــران

دور تــو عـــالمان فقــه و اصــول
دور او ابن سعد و شمر و سنان

دور تو دسته های گل در دست
دور او سنـگ بـــود و زخــم زبان

#غلامرضا_سازگار #میثم

@raziolhossein
02:05
#حضرت_معصومه_ولادت


رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت
چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را
به نام فاطمه آورده است زینب را

و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد
دخیل های ضریح برادری وا شد

ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد
برای شاه خراسان چه زینبی آورد

مقامش آینه ای از مدارج پدر است
عجیب نیست که باب الحوائج پدر است

برای تشنه لبان باده را به خم آورد
مزار مادر خود را به شهر قم آورد

عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده
که سنگ مادر سادات را به سینه زده

چه باشکوه به دستان خود علم دارد
از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد

من فراری از این و آن بریده کجا
پناه چادر سر تا فلک کشیده کجا

مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست
به مدح فاطمه ها بهتر از علی ها نیست

تویی تو فاطمه مدح تو نیز قرآن است
برادرت به حقیقت علی ایران است

#مجیید_تال

@raziolhossein
👍 1
02:05
#حضرت_معصومه_مدح



ای دُر یمِ عصمت یا حضرت معصومه
ای فاطمه ی عترت یا حضرت معصومه
ای خاک رهت جنّت یا حضرت معصومه
ای سایه ی تو عفّت یا حضرت معصومه
قم از تو یم رحمت یا حضرت معصومه
محتاج دمت حکمت یا حضرت معصومه

تو در حرم موسی انسیّه ی حورایی
انسیّه ی حورایی محبوبه ی یکتایی
محبوبه ی یکتایی ممدوحه ی طاهایی
ممدوحه ی طاهایی ریحانه ی بابایی
ریحانه ی بابایی آیینه ی زهرایی
در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه

تنها نه محیط قم، ایران به تو می نازد
عصمت به تو می نازد، ایمان به تو می نازد
عترت به تو می نازد، قرآن به تو می نازد
تفسیر و اصول و دین، عرفان به تو می نازد
جنّ و ملک و حور و انسان به تو می نازد
بانوی همه خلقت یا حضرت معصومه

شمس و قمر و النجم، جنّ و ملک و انسان
جنّ و ملک و رضوان، حور و پری و غلمان
هم حوری و هم غلمان هم مالک و هم رضوان
هم عالم و هم حاکم هم بنده و هم سلطان
دارند به تو چشمِ، لطف و کرم و احسان
گیرند زتو حاجت یا حضرت معصومه

نبوَد عجب ای بانو شاهی به گدا بخشی
وز گرد حریم خود بر روح شفا بخشی
بر روح، شفا بخشی بر سینه صفا بخشی
حاجات خلایق را از لطف و عطا بخشی
بر خلق زمین بخشی بر اهل سما بخشی
داری زحق این قدرت یا حضرت معصومه

ای کعبه ی اهل دل ایوان طلای تو
ای سرمه ی حور العین خاک کف پای تو
قم نه همه ی عالم مرهون عطای تو
فیضیّه بُود دائم در ظلّ همای تو
گردد درِ جنّت باز از صحن و سرای تو
یک بذل تو صد جنّت یا حضرت معصومه

ای بانوی نُه افلاک ای مادر اهل قم
ای خاک حریم تو تاج سر اهل قم
ای کوثر فیض تو در ساغر اهل قم
آید زنسیمت جان در پیکر اهل قم
گلدسته ی صحنینت روشن گر اهل قم
ای قم حرم امنت یا حضرت معصومه

آنانکه به شهر قم بر عرض ادب آیند
آنانکه به پای جان رو سوی تو بنمایند
در صحن تو روگردان از جنّت اعلایند
هر گام که ای بانو در صحن تو پیمایند
هر زائر قبر تو هم زائر زهرایند
نازند بدین رتبت یا حضرت معصومه

ای دسته گل زهرا زیحانه ی اهل البیت
ریحانه ی اهل البیت دُردانه ی اهل البیت
زوّار حریم تو پروانه ی اهل البیت
قبر تو بوُد کعبه در خانه ی اهل البیت
قم گشته زفیض تو کاشانه ی اهل البیت
نازند به تو عترت یا حضرت معصومه

ای چشم رضا دیده در حُسن تو زهرا را
هم صورت زهرا را هم زینب کبری را
خاک حرمت دارد اعجاز مسیحا را
دل می بری از رفعت صد مریم عذرا را
معصومه ای ای بانو ذرّیه ی طاها را
ای فاطمه در فطرت یا حضرت معصومه

تو جان سجود استی تو روح قیام استی
موسای محمّد را تورات تمام استی
دخت صلوات ستی فرزند سلام استی
فخریّه ی اجداد و آباء عظام استی
الحق که یکی مریم از هفت امام استی
ای فاطمه را زینت یا حضرت معصومه

تو پاکی و معصومه من عبد گنه کارم
تو بحر کرم داری من دست تهی دارم
سرمایه ی من تنها اشکی است که می بارم
گر اهل بهشت استم گر مستحق نارم
هم بنده ی این کویم هم «میثم» این دارم
ممنونم از این منّت یا حضرت معصومه

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:05
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
633×633, 115.7 KB
#السلام_علیک_یا_بنت_موسی_بن_جعفر
#رباعی


ای ماه! تو نور خود ز دنیا مستان
یک لحظه محبتت ز دلها مستان
«همسایگی» تو نعمت‌ست ای بانو
این نعمت«همسایگی»ازما مستان


#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:08
#حضرت_معصومه_ولادت
#حضرت_معصومه_مدح


بر درگهی سلام که ذلت ندیده است
آن را خدا چو عرش عزیز آفریده است

بر حضرتی سلام که از حُسنِ تربیت
در روزگار از عظمت یک پدیده است

بر نخله‌ای سلام که در لاله‌زار علم
از شاخه شاخه‌اش گل عرفان دمیده است

بر هاجری سلام که در کعبۀ عفاف
اوصاف او ز قبلۀ هفتم رسیده است

بر مریمی سلام که موسای اهل بیت
او را به نور عشق و دعا پروریده است

بر دختری سلام که چون جده‌اش بتول
او را خدا ز رجس و پلیدی بریده است

معصومه‌ای که پاس حریمش دهد فلک
معصوم نیست لیک به عصمت رسیده است

بر ماه آسمان امامت ستاره است
بر نور دیدگان علی نور دیده است

در اهل بیت فاطمۀ دیگر است او
او را خدا ز خیل زنان برگزیده است

خورشید تابناک خراسان عشق را
این ماه قم به چرخ وجاهت سپیده است...

بر خواهری سلام که گردون مثال او
جز زینبش به عاطفه دیگر ندیده است

زینب قدش ز داغ برادر شکسته شد
او هم قدش ز هجر برادر خمیده است

بر هجرتش سلام که هجر برادرش
او را ز شهر وحی به ایران کشیده است

آمد برای دیدن روی رضا ولی
او را ندید و بر لب او جان رسیده است

ای در حجاب نور خود از دیده‌ها نهان!
کو دیده‌ای که روی تو بی‌پرده دیده است؟

دامان سبز هر ملکی باغ گل شده است
از چشم زائرت چو گل اشک چیده است

امشب به شوق بوسه به درگاه عزتت
مرغ دلم به سوی حریمت پریده است

خوانم تو را به زمزمۀ «إشفعی لنا»
لطفی که بر ولای تو ما را عقیده است

بر درگهت نهاده «مؤید» سر نیاز
جایی ز درگه تو که بهتر ندیده است

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
02:08
#حضرت_معصومه_مدح


تو مجموعه‌ی لطف‌ و جود و عطایی
تو یک چشمه از جوشش هَل اَتایی
تو دریاچه نه ؛ بَحر بی انتهایی
چه‌گویم‌که‌هستی؟چه‌گویم‌چه‌هایی؟
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو زهرا خصالی تو زهرا جمالی
تو زهرا مَآبی تو زهرا جلالی
تو زهرا سِرشتی تو زهرا مثالی
تو در دوره‌ی خویش خیرالنّسایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تویی راحت جان موسی بن جعفر
تویی روح و ریحان موسی بن جعفر
تویی یاس بُستان موسی بن جعفر
تو بنت الامامی تو بنت الهُدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو عَذراترین مریم اهل بیتی
تو در هر دمی همدم اهل بیتی
در اسرار حق، مَحرم اهل بیتی
تو تندیس آن چارده مُقتدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

هُمای بهشتی و عرش آشیانی
که در عُشّ دین صاحب آستانی
تو باب الرّضایی تو بابُ الجَنانی
بهشت خداوند در خاک مایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو مانند کلثوم، زینب ترینی
خدیجه وقار اَستی و بی‌قرینی
وفادار مانند اُمّ البنینی
تو منظومه ی جمع معصومه هایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

چه گویم؟که بابا ثنای تو گفته
((فداها ابوها))برای تو گفته
به مدحت ولیّ خُدای تو گفته
که در حشر تو شافع شیعه هایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

در اطراف صحنت غُباریم بانو
به درگاه تان خاکساریم بانو
به لطفت در این شهر داریم بانو
عجب کاظمینی؛عجب کربلایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو نَفس نفیس اَنیس النّفوسی
تو همشیره‌‌ی شخصِ شَمس الشّموسی
درِ خانه ات از پی خاکبوسی
رسیدند صدها چو شیخ بهایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

از این در چو بُردیم فیض دوچندان
طمع‌کار گشتیم ما مستمندان
به اقرار ما فرقه‌ی دردمندان
تو با درد هر بینوا، آشنایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

اگرچه در این خاک کم غم ندیدم
در این شوره زار آب زمزم ندیدم
به من درد دادند و مرهم ندیدم
ولی از قُمم نیست مِیل جُدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

به این خسته حال مجاور نظر کن
تو ای روح شعرم به شاعر نظر کن
به من هم به عنوان زائر نظر کن
تو رُخصت دهی۰ می‌شوم نینوایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 3
02:08
#حضرت_معصومه_مدح


شبی جان ناقابل خویشتن را
برِ دخت موسی بن جعفر رساندم

جبین ادب را پی جبهه‌سایی
بدان آستان مطهّر رساندم

دل خسته را تا که آرام گیرد
به آرام قلب پیمبر رساندم

چسان شکر گویم خدا را؟ که در قم
سلام برادر به خواهر رساندم

#قاسم_رسا

@raziolhossein
02:08
#حضرت_معصومه_ولادت


به گلزار نبوت نو گلي گرديد وا امشب 
 كه عرش و فرش را بنمود اين گل با صفا امشب

معطر شد ز عطر و بوي اين گل عالم هستي
منور شد ز نور روي او ارض و سما ‌امشب

نه تنها خاكيان دارند بزم شادماني را  
بود بزم شعف در عالم قدسي به پا امشب

خداوند تعالي داده موسي را مهين دختي
 كه او با جلوه اش دل برده، از هر دلربا امشب

بلي از لطف بي اندازه خود ذات سبحاني
به مولانا الرضا يك خواهري كرده عطا امشب

به يُمن مقدم فرخنده اين نازنين دختر 
هزاران تن شوند از آتش دوزخ، رها امشب

به قلب من چنين الهام شد اي دوستدارانش
كه شد بخشيده از يُمن قدومش جرم ما امشب

بخوان او را تو از سوز درون اي عاشق خسته
كه بنمايد تمام دردهايت را دوا امشب

براي اهل معنا خاصه بر يوسف زهرا  
دعا كن اي پريشان دل، كه شد وقت دعا امشب

#مرحوم_علی_اصغر_یونسیان #ملتجی

@raziolhossein
👍 1
02:08
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


سر تا به قدم زهرا ، یا حضرت معصومه
تاج سر کرمنا ، یا حضرت معصومه

ای آینه ی عصمت ، ایمان و حیا ، عفت
در حسن تو شد پیدا ، یا حضرت معصومه

مهر تو سرشت ما قم از تو بهشت ما
از خاک تو خشت ما ، یا حضرت معصومه

ای کهف امان کویت وی باغ جنان بویت
ای روح تو روح افزا ، یا حضرت معصومه

چون بنده ی درگاهت افتاده سر راهت
صد موسی «واعدنا» ، یا حضرت معصومه

هم دختر موسایی هم خواهر دریایی
دریاب دل ما را ، یا حضرت معصومه

صبر از تو رضا از تو ، آمین دعا از تو
ماییم همه نجوا ، یا حضرت معصومه

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×686, 132.2 KB
#حضرت_معصومه_ولادت
#رباعی

بر آینه بتول اطهر صلوات
بر فاطمه موسیِ جعفر صلوات

قنداقه معصومه در آغوش رضاست
بفرست به خواهر و برادر صلوات

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:10
#حضرت_معصومه_ولادت


طی شد شب هجران و مبارک سحر آمد
مژده بده ای دل که صبا خوش خبر آمد
در گلشن دین باز گل یاس در آمد
بانوی قم آمد ، غم عالم به سر آمد

درد همگان باز نگفته شده درمان
آمد به جهان ، جان ِ علی جان ِ خراسان

یک بار دگر سوره کوثر شده معنا
فریادرس هر لب ِ تشنه شده دریا
ای حیدریون فاطمه برگشت به دنیا
تا کور شود هر که بُوَد دشمن مولا

ای مردم عالم پس ازین عرش نشینید
از فاطمه هر چیز شنیدید ، ببینید

ماییم همه ملت ایران ِ کریمه
هستیم کنیزان و غلامان کریمه
در سفره ی ما هست فقط نان کریمه
موریم ولی مور سلیمان ِ کریمه

هر قدر جهان رنگ عوض کرد به کَرّات
جز لطف ندیدیم ازین عمه سادات

او کیست که صاحب نفسانند گدایش
او کیست که معصوم کُنَد جان به فدایش
والله فقط کار ائمه است ثنایش
جمع ِ حرم آل کسا صحن و سرایش

چون کعبه بُوَد عزت این روضه ی رضوان
این فخر بهشت است که قم گشته در ِ آن

ای فاطمه ی فاطمه ای بانوی جنت
دلبسته ی دار الکرمت اهل کرامت
دارند بزرگان ز تو امّید شفاعت

قم مرد خدا دیده چه بسیار ، چه بسیار
شیعه چه قَدَر هست به این شهر بدهکار

بر سینه که مثل تو زده سنگ رضا را
آوازه ی عشق تو گرفته همه جا را
کوتاهی عمر ِ تو بر افراشت وفا را
رفتی تو ره ِ زینب ِ شاه ِ شهدا را

مانند عقیله تو وفادارترینی
بر یوسف مشهد تو خریدار ترینی

من گرچه بَدَم سائل درگاه شمایم
گردیده قم و مشهدتان سعی و صفایم
بی نان و نوایم نه تویی نان و نوایم
من بنده ی دربار معین الضعفایم

بانو چو گذشته بده رنگی به حنایم
بیچاره شدم ، دیر شده کرببلایم



#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
02:10
#حضرت_معصومه_ولادت


شوق نماز شکر پدرها چه محشر است
وقتی خبر رسیده که نوزاد دختر است
دختر چه دختریست کریمه مطهر است
در یک کلام مظهر الله اکبر  است.
.
ریحانه بهشتی موسی بن جعفر است

بار دگر نشسته به منظور دیگری
موسای دیگری وسط طور دیگری
تابیده شد به عرش خدا نور دیگری
زهرا هبوط کرده زمین جور دیگری

خیر کثیر خانه باباست کوثر است

لولاک آمدست برای دو فاطمه
پیغمبران شدند گدای دو فاطمه
عالم فدای شرم و حیای دو فاطمه
ما سجده میکنیم به پای دو فاطمه

معصومه مثل مادر خود از همه سر است

نشنیده اند از لب او جز رضا رضا
دارد تپش تپش دل او یک صدا...رضا
طوری دل کریمه گره خورده با رضا
وابسته اش شدست دراین سالها رضا

خواهر نگو که دارو و ندار برادر است


آمد به قم رسید گلستان درست کرد
چادر تکاند رحمت باران درست کرد
چه جنتی میان بیابان درست کرد
نوکر برای حضرت سلطان درست کرد

بختش بلند هرکه براین خانه نوکر است


جاده به جاده پشت سر یار راه رفت
بیمار بود با تن تبدار راه رفت
شکر خدا که دور ز اشرار راه رفت
در یک مسیر راحت و هموار راه رفت

این شان واقعی نوامیس حیدر است


پادرد میکشید ولی خون جگر نبود نبود
با مست های بی سرو پا همسفر نبود
آزرده از شلوغی بین گذر نبود
یعنی اسیر طعنه ی صدها نفر نبود.

حالا گریز روضه به یک جای دیگر است

آنجا که آفتاب بدون حجاب بود
رنگ کبود بر رخ زنها نقاب بود
پایین نیزه زیر کتک ها رباب بود
درآن میانه صحبت بزم شراب بود

بازین چه شورش است که هردیده ای تر است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
02:10
#حضرت_معصومه_مدح



چنان پوشیده در نور است آن تندیس زیبایی
که باشد یک به یک شایسته ی القاب زهرایی

به دنیایش رضا سوگند، از بس محو حق بوده
جدا گردیده از آمال او امیال دنیایی

سواد معجرش آموخت بر شب پرده داری را
غبار مرکبش شد توتیای چشم بینایی

نخوانده نامه را پاسخ بگوید دختر موسی
به حیرت مانده ابناء بشر از این توانایی

چو بیند حضرت کاظم جواب نامه را گوید:
پدر قربان او گردد از این اِشراف و دانایی

بپرس از حضرت موسی بن جعفر این کرامت را
مگر علم لدنی گفته او را جای لالایی؟

شفاعت می کند از شیعیان در عرصه محشر
تصور کن چقدر آنروز میگردد تماشایی

دمی که دید در غربت گرفتار است مولایش
علم بر دوش شد در یاری مولا به تنهایی

کنیز شوکت شاهانه ی او مادر گیتی
غلام همت مردانه ی او بود آقایی

مسیر راه از فیض شما شد جاده ی رحمت
به هر جایی که رفتی سبز شد باغ شکیبایی

حضور با شکوهت آبروی اهل ایران شد
حیا و غیرت ما ثبت شد در چرخ مینایی

قسم بر زینب کبری که در این کشور مولا
ز فرزندان زهرا میشود با گل پذیرایی

تویی آن زن که بعد از حضرت صدیقه و زینب
خدا شایسته اش دیده برای حکم فرمایی

غبار قبرت از علم لَدُن پر بوده تا رفته
فقاهت از سر کویت به سر حد شکوفایی

به دریای علومت دیده ام جمع فقیهان را
چنان غواص ها در حال اقیانوس پیمایی

دلم با آرزوی "اشفعی لی" میشود آرام
که من را جز تولا و تبری نیست دارایی

گنه کارم من و ای عصمت حق پرده پوشی کن
پناه آورده ام در سایه ات از بیم رسوایی

#سید_روح_الله_مؤید


@raziolhossein
1
02:10
#حضرت_معصومه_ولادت


شب ميلاد تو در قم شب ميلاد زهرا شد
مدينه بوده اي اما قم از عطر تو احيا شد

شدي زهرا شدي زينب شدي جان در تن بابا
زمان شد تحت فرمانت زمين از جاي خود پا شد

يقينأ عصمت اللهي كه نامت هست معصومه
صفات حضرت زهرا تمامأ در تو پيدا شد

فداهاي پدر يعني فدايت عالم هستي
پس از آن جايگاه تو يقينأ قلب بابا شد

به يمن مقدمت قم هم شده يك قطعه از جنت
كويري بود قبل از تو كه با نورت مصفا شد

ملائك خادمين تو مراجع آستان بوست
به واقع صحن آيينه چنان عرش معلا شد

كريمه بودي و هستي شفيعه بودي و هستي
گدا آمد به دربارت براي خويش آقا شد...

#محسن_صرامی

@raziolhossein1
👍 1
02:10
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

رو کن به سوی قبله‌ی دل‌ها در قم
باشد حرم عترت طاها در قم

ای عاشق قبر فاطمه! تربت او
پنهان به مدینه گشت و پیدا در قم

........

در کشور ما بُوَد به تقدیر اله
یا حضرت معصومه! رضا مهر و تو ماه

گویند تویی شفیعه‌ی روز جزا
یا فاطمة! اشفعی لنا عندالله

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
02:10
#حضرت_معصومه_ولادت
#حضرت_معصومه_مدح


والشمس ضحها شب ما را سحر آمد
المنت لله که این غصه سرآمد
صد چله گرفتیم که آخر خبر آمد
از کعبه ما جلوه توحید درآمد

با آمدنش ناظم منظومه ما شد
تاج سر ما حضرت معصومه ماشد

ریحانه موساست! تجلی به زمین کرد
پس اهل زمین را همگی عرش‌نشین کرد
خود را بغل معدن فیروزه نگین کرد
چشمان پدر را چقدر فاطمه‌بین کرد

بانی شده این فاطمه معراج پدر را
جبرییل به پابوسی او ریخته پر را

در بین کریمان شده مشهور کریمه!
زهراست چه نزدیک و چه از دور کریمه
سجاده‌نشین در وسط طور کریمه
یا فاطر و یا فاطمه یا نور کریمه

این آرزوی ماست سلیمان شده باشیم
با چادر تو تازه مسلمان شده باشیم

ارثیه زهراست که پای تو ورم داشت
محراب به یک جلوه تو قامت خم داشت
با بودنت این قوم چه می‌خواست؟ چه کم داشت؟
احساس عجیبی به شما قوم عجم داشت

در پای شما مردن ما عین حیات است
صحن تو برابر به تمام عتبات است

از آینه بندان حرم نور به ما خورد
در صحن تو بی بی سر ما خوب هوا خورد
در قم به مشام دل ما بوی رضا خورد
هرکس گذرش خورد به درگاه تو جا خورد

دیدند همه مرقد تو مرقد زهراست
بی بی به خدا گنبد تو گنبد زهراست

نومید رسیدیم که امید بگیریم
هر نیمه شب از ماه تو خورشید بگیریم
خوبست به امضای تو تأیید بگیریم
یعنی که ازین خانه روادید بگیریم

بیمارترینیم شفا را بده بی بی
پس تذکره کرببلا را بده بی بی

در کشور شیعه سفرت امن و امان بود
هر کوچه زمان گذرت امن و امان بود
بر روی شتر دور و برت امن و امان بود
افتاد به هرجا نظرت امن و امان بود

چشمان کسی خیره به محمل نشد اصلا
سد گذرت جمع اراذل نشد اصلا

جز گل به سرت از روی بامی نرسیدست
بر محمل تو چشم عوامی نرسیدست
پایت طرف بزم حرامی نرسیدست
راه تو به دروازه شامی نرسیدست

شلاق سراغ تن تو هیچ نیامد
آتش طرف دامن تو هیچ نیامد

اما به سر عمه به جز زخم ندیدند
قدیسه ما را سر بازار کشیدند
با هلهله و خنده از او خطبه شنیدند
بند دل او را ته گودال بریدند

قداره کشی آمد و سرزیر عبارفت
برنیزه ی اولاد زنا نورخدا رفت..

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
02:10
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


عجب بـارگاه عظیـمی چه نـــوری
مَلَک چشم بر راهِ فیضِ حضـــوری
چه عِطرِ بهشتی  چه وادیِّ طوری
زصدیقــه‌ی طاهـــره چه ظهــوری
قدومش مُنـــوّر ، حریمش مُطهّــر
سلامٌ عَلیٰ بِنتِ موسیَ بن جعفـــر

همه ســائل آستــــانش وَ من هم
همه در حرم میهمـانش وَ من هم
همه عاشــق خانـدانش وَ من هم
همه اَمنْ در سایبانش وَ من هم...
...ندیدم از این سایبان جای بهتر
سلامُ علیٰ بنتِ موسیَ بنِ جعفـر

به دنیـا کریمــه به عقبـــا شفیعة
کلامش بَلیغــة ، مقـــامش رفیعة
بنــازم به این جودو  طبـعِ مَنیعة
شفــاعت کند دوستـان را جمیعة
قیـامت به پا می کند روز محشر
سلام علی بنت موسی بن جعفـر

در اینجــا نمــــوده چه با آبــرو ها
به یـافـاطمــــــــه اِشفَعـــیٖ آرزوها
چه زیباست در محضرش گفتگوها
به نَصِّ کلامِ «فـِداهـا اَبـُوهــــا»...
در این رُتبه هم قُرب دارد به مادر
سلامٌ عَلیٰ بنتِ موسیَ بنَ جَعفــر

مرا اُلفتــی هست با خاکِ کــویش
عجب نعمتی!من کجا ، گفتگویش
قســم بر تَهَجُّد ، به آب وضــویش
دورکعت نمـازِ سحــر پیشِ رویش
زِ لَـذّاتِ دنیــا و عُقبــاست بهتــــر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بنِ جعفــر

به قـم آمد و شهــر شد میـزبانش
چه حقی اَدا کرد از میهمــــــانش
همــه می گـرفتنــد ازهـم نشانش
بمیـــــرم بـــرای دل عمــه جانش
گـرفتـــــار شـد بین اَنظار و مَعبَر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسی بن جعفـر

بمیــرم که اورا سلامش نکردند
به شام آمد و احترامش نکردند
تـوجّـه به اشگِ مُدامَش نکردند
ترحـــم در آن ازدحامش نکردند
جسارت کجا چادر دخت حیدر
سلامٌ علیٰ بنت موسی بن جعفر

.کسی دیده اورا گـرفتـــار ؟ هرگز
ز سنگ جفـــــــا دیده آزار ؟ هرگز
کشیـــدنــد اورا به بـــازار ؟ هرگز
به بزم مِی و جمعِ اغیـــار ؟ هرگز
ندیده روی نیـــــــــزه رأس برادر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

غم دوری و هجر محبوب دیده
ستـــــــم از جفای زمانه کشیده
چرا رنگ از روی بی بی پریده؟
مگر حرف زشتِ کنیزی شنیده؟
مگر دختری برده در دامنش سر؟
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

غمی هجر یارش به سینه نهفته
اگرچه زغم گوهر از اشگ سفته
سخن باکسی غیــر محرم نگفته
و حتی شبـی در خـــرابه نخفته
و نشنید او نــاســــزای مکــــــرر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

نه خون سرش بود بر رو نقابش
نه یک چادر پاره بـوده حجابش
نه دادند با چشــم مردم عذابش
نه بردند در بیـــن بـــزم شرابش
ندیده جســـــارت به رأس برادر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

نبــوده به طشت طلایش نظاره
نکــرده گــریبــان خود پاره پاره
نگفتـه نزن خیــــزران را دوباره
ندیده رباب و ســر شیــر خواره
سر طفل در طشت! بیچاره مادر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
👍 4
02:10
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

عمریست که در سینه‌ی قم یک راز است
رازی که پُر از کرامت و اعجاز است

برخیز و بگیر هرچه را می خواهی
تردید مکن ، کریمه دستش باز است

#علی_ساعدی

@raziolhossein
3 👍 1
02:10
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


ما را خدای حضرت معصومه
خوانده گدای حضرت معصومه

انگار روی عرش خدا هستیم
زیر لوای حضرت معصومه

قم شوره‌زار بود و گلستان شد
از خاک پای حضرت معصومه

عمری به او "کریمه" لقب داده‌ست
جود و سخای حضرت معصومه

وا می‌کند هزارگره، دستِ
مشکل‌گشای حضرت معصومه

در زندگی غریب نشد هرکس
شد آشنای حضرت معصومه

معصومه‌ی امام‌رضا بانوست
مولا، رضای حضرت معصومه

مثل حریم شاه خراسان است
صحن‌وسرای حضرت معصوم

در این حریم ذکر ملائک چیست؟
مدح‌وثنای حضرت معصومه

" مَن زارَها بِقُم فَلَهُ‌الجَنَّه "
این شد بهای حضرت معصومه

در این حرم طلا شده مس‌هامان
با کیمیای حضرت معصومه

شب‌های جمعه زائر اربابیم
در کربلای حضرت معصومه

درمان دردهای دوعالم شد
دارالشفای حضرت معصومه

شکر خدا ضریح دلم بوده‌ست
یک‌عمر جای حضرت معصومه

ناقابل است هدیه‌ی من، اما؛
جانم فدای حضرت معصومه

تعجیل در ظهور امام ماست
تنها دعای حضرت معصومه


#مجتبی_خرسندی


@raziolhossein
1 👍 1
02:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1026×1026, 127.2 KB
کرامتت، همه را ياد او می‌اندازد
به تو چقدر می‌آيد، که خواهرش باشی

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
1 👍 1
ش
07:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری


بسوزد دلی که محبت ندارد
به اولاد زهرا ارادت ندارد

پشیزی نیارزد به میزان اعمال
نمازی که مُهر ولایت ندارد

علی هست صدّیق و فاروق اعظم
کسی غیر از او این لیاقت ندارد

تولا بدون تبرا مُحال است
نیازی به برهان و حجت ندارد 

کسی که نباشد علی راضی از او
پیمبر هم از او رضایت ندارد

به چاه ضلالت فرو افتد از سر
دلش بهره ای از هدایت ندارد

علی دوست پرونده اش پاک پاک است
غمی از حساب قیامت ندارد

به هر ناکسی گوهر عشق مفروش
که این گوهر ناب قیمت ندارد

(کمیل) از دل و جان مرید علی باش
که این راه روشن ندامت ندارد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 6 1
ش
21:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح



دلی که عشق و ارادت به راستان دارد
در آستانهء قم ، سر بر آستان دارد

در آستانهء قم ، از سلالهء خورشید
ودیعه ای است که انوار جاودان دارد

به یُمن مقدم این تابناک اختر پاک
تمام خطهء قم، رنگ آسمان دارد

یگانه دختر معصومه ای که فرمودند
زیارت حرمش اجر بیکران دارد

کسی که اشک ارادت در این حرم افشاند
دو چشم تر ، نه که "عینان تجریان" دارد

در این حریم چرا موج میزند ملکوت
که سایه از پر و بال فرشتگان دارد

گرفته رخصت پرواز بین مشهد و قم
کبوتری که در این روضه آشیان دارد

از این حریم مقدس اجازه می طلبد
کسی که شوق نیایش به «جمکران» دارد

چه مسجدی که ز گلدسته های زیبایش
بلال هم هوس گفتن اذان دارد

کسی که می رود آنجا می آورد با خود
دلی که رایحهء صاحب الزمان دارد

میان شهر قم و جمکران جدایی نیست
خوشا کسی که سفر سوی این و آن دارد

ثنای حضرت معصومه حدّ معصوم است
به شأن و شوکت او، شعر کی توان دارد؟

به پاکدامنی مریم است این بانو
که از مسیح نسب دارد و نشان دارد

هنوز جای قدمهای اوست بیت النور
هنوز چشم به آن خانه کهکشان دارد

و از مجاورت او ز شهر قم، تابش
فروغ علم به شش گوشهء جهان دارد

قسم به عشق که شایستهء نثار اینجاست
اگر که اشک شما رنگ ارغوان دارد

بهشت خواب و خیالی است بی محبت او
ولای اوست که پروانهء جنان دارد

در آزمایش علم و عمل بکوش اینجا
که سرسپردگی دوست، امتحان دارد


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
👍 2
21:07
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

ای روح محبت که به قم قائمه ای
یادآور زهد و عفت فاطمه ای

معصومه و خواهر محبوب رضا
اوعالم اهلبیت و تو عالمه ای 

@raziolhossein
1
21:07
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی

بانوی کرامت و حیا معصومه
آئینه ی حضرت رضا معصومه

بر رشته ی چادر تو بستیم دخیل
في الجنة اشفعي لنا معصومه


#کمیل_کاشانی

......


غوغای اجابت ، حرم معصومه است
هر گوشه سخن از کرم معصومه است

در روز جزا قبول پرونده ی ما
وابسته به ( لا و نَعَم ) معصومه است

#کمیل_کاشانی
......


ای روح محبت که به قم قائمه ای
یادآور زهد و عفت فاطمه ای

معصومه ای و خواهر محبوب رضا
او عالم اهلبیت و تو عالمه ای 

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
21:08
#حضرت_معصومه_مدح



دریا به دریا  رفته و  گوهر به گوهر
دختر به مادر رفته یا مادر به دختر

دختر که دارد صحن ، مادر بی حرم نیست
شد زائر قم ،  زائر زهرای اطهر ...


قم خانه زهراست ، جایی هم مگرهست
از خانه ی زهرا و حیدر با صفاتر ...


تا مشهد و قم هست چیزی کم ندارد
دنیای جا خوش کرده های پشت این در ...

برفرض اگر صدبار هم ما را نخواهند ...
در می زنیم این خانه را، صد بار دیگر


جلد حرم شد، این در و آن در نچرخید
درس وفاداری گرفتیم از  کبوتر ...


هستند سفره دارهای کشور ما
فرزندهای حضرت موسی بن جعفر

منت کشیدیم از کریم و از کریمه
هستیم زیر دین این خواهر برادر ...

عرض ارادت های شب های زیارت
قدرش مشخص می شود در صبح محشر


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
😍 2 1
21:08
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی

بالطف خدامن این سعادت دارم
ازکودکی ام به قم اقامت دارم

این مرحمت ولطف رضاهست، که من
برحضرت معصومه ارادت دارم

#محمد_خرمفر
.....

معصومه ای و بر تو ارادت داریم
عمریست به احسان تو عادت داریم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست
ما از تو توقع شفاعت داریم

#سیدجواد_محمدی


@raziolhossein
👍 1
21:09
#حضرت_معصومه_مدح



ما را برای گدایش شدن آفریدند
قُمریِ آب و هوایش شدن آفریدند
 
او را برای طواف و برای عروج و
ما را برایِ برایش شدن آفریدند
 
این خانم با کرم، محترم را برای
وقف امامِ رضایش شدن آفریدند
 
اصلاً تمامی ایران زمین را برای
مِلک خصوصی پایش شدن آفریدند
 
هرچند نانی نداریم، گندم که داریم
گیرم مدینه نرفتیم، ما قم که داریم
 
زهرا حضورش نیازی به مردم ندارد
اصلاً ظهورش مدینه وَ یا قم ندارد
 
بالی که این آسمان را ندارد، چه دارد؟
آن کس که این آستان را ندارد چه دارد؟
 
من حاجتم را به دست مسيحا ندادم
بال و پرم را به اين آسمان ها ندادم

جبريلم و در كرم خانه ، لانه گرفتم
من حاجتم را از اين آستانه گرفتم
-
عصمت تباری که همسایه‌اش را ندیده
همسایه‌اش نیز هم، سایه‌اش را ندیده
 
بانوی بالا مكانى که مافوق نور است
خورشید هفت آسمانی که ما فوق نور است
 
جبريل حتى حريف كمالش نمى شد
آئينه هم روبرو با جمالش نمى شد

پروازها با قنوتش به بالا رسیدند
اعجازها با نگاهش به عیسی رسیدند
 
غیر از خدایا خدایا صدایی ندارد
روی زمین غیر محراب جایی ندارد
 
سجاده‌اش با مناجات کردن گره خورد
هر صبح با نور خیرات کردن گره خورد
 
در بارگاه جلالى ؛ تعبّد تعبّد
در آستان جلالى ؛ تهجّد تهجّد

امروز باران‌ترین عنایت به دستش
فردا فراوان‌ترینِ شفاعت به دستش
 
با لطف بسيار و دستِ بگيرى كه دارد
چه خوب تا مى كند با فقيرى كه دارد

خورشيدِ شب هاى تنهاى محتاجى ماست
يا رحمة اللهِ فرداى محتاجى ماست

بالا پريدند پرهاى ما با نگاهش
چه سر به زيرند سرهاى ما با نگاهش

از یک طرف دخترِ مردِ مشکل گشاهاست
از یک طرف خواهرِ آبروی گداهاست
 
او حلقۀ اتصال رضا با جواد است
باب الحوائج ترینی که بابِ مراد است
 -
وقتی که می‌خواست از خانه‌اش دربیاید
یعنی به سمتِ حریم پیمبر بیاید
 
دور و برش از برادر برادر قُرُق بود
راه از پسرهای موسی بن جعفر قُرُق بود
 
دست پسرهای موسی ابن جعفر نقابش
پای پسرهای موسی ابن جعفر رکابش
 
تا چادرش خاکی از ردّپایی نگیرد
تا معجر با حجابش به جایی نگیرد
 
او آمد و مایۀ افتخار همه شد
دسته گل مریمیِ بهار همه شد
 
گیرم نبودیم امّا سلامش که کردیم
گیرم ندیدیم، ما احترامش که کردیم
 
ما سربلندیم از اینکه گلابش نکردیم
با ازدحام سر کوچه آبش نکردیم
 
او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و
قربانِ قبل از برادر شدن را نوشت و
 
چه خوب شد که مسیرش به مقتل نیفتاد
چه خوب‌تر بارها از روی تل نیفتاد
 
گودالی از کشمکش‌های لشگر ندید و…
اى واى ؛ بالای سرنیزه‌ها سر ندید و...
-
اى واى از آن خواهرى كه برادر ندارد
بوسه زند بر گلويش ؛ اگر سر ندارد


#على_اكبر_لطيفيان

@raziolhossein
4 👍 2
21:10
#حضرت_معصومه_ولادت



امشب ازآسمان ،مه انور رسیده است
آئینه ای زنورپیمبر رسیده است

این جلوه و جلال کدامین ستاره است
کزآسمان به جلوه ی دیگررسیده است

کم کم طلوع صبح وفا دیدنی شود
گوئی شب فراق به آخر رسیده است

ازمشرق مدینه پی عرض احترام
مهرفلک به دامن پر زر رسیده است

وقتی طنین بال ملائک بلند شد
آمدخبرکه جلوه ی داور رسیده است

یک گل به نام حضرت معصومه ازخدا
امشب به دست موسی جعفر رسیده است

هفت آسمان نظاره گراو بود که او
باشوکت وجلالت وبا فر رسیده است

آئینه دار زُهرۀ زهرارسید و باز
گفتند نورزُهره ی ازهر رسیده است

این است بانویی که مقام رفیع او
تا بام عرش خالق اکبررسیده است

این است گوهری که زدریای علم ودین
برساحل حقیقت ِباوررسیده است

این است آن کریمه که ازجودومکرمت
فیضش به ناتوان وتوانگررسیده است

این است آن شفیعه که ازقدر ومنزلت
آوازه اش به عرصه ی محشر رسیده است

کم گفته ام اگرکه بگویم برای او
همچون مقام ساره وهاجر رسیده است

هرچه رسیده است برآن حضرت ازخدا
ازقدرروزگارفزون تر رسیده است

ازداستان غُربت درد آشنای او
موجی ز درد برمژه ی تر رسیده است

کی نا امید می رود ازدرگهش برون
هرکس که باامید به این در رسیده است

برزائر بهشتی کویش ندا دهند
لب تشنه ای به چشمه ی کوثررسیده است

با التفات اوست«وفایی»اگرتو را
ازکردگار رزق مقدّررسیده است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 5 2
21:10
#حضرت_معصومه_ولادت
#رباعی


محبوبه ی محبوب خدا آمده است
معصومه ی گلشن ولا آمده است

با دیدن خواهری بدین قدر وجلال
لبخند به لب های رضا آمده است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
21:10
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


اى جوهر عقل! عشق را مفهومی
هم‌چون شب قدر، قدر نامعلومی

قم با تو مدینهٔ ولایت شده است
تو، فاطمهٔ‌ چهارده معصومی
.....

یافاطمه اشفعی لنا فی‌الدنیا
یافاطمه اشفعی لنا فی‌العقبا

یافاطمه اشفعی لنا فی‌الجنه
یعنی همه‌جا، هوای ما را همه‌جا...
......

ای دختر «عصمت» و «ولی‌الحسَنات»
بانوی کریمه، گنج لطف و برکات

یا ایتها الفاطمةُ  المعصومه
تقدیم به محضرت، هزاران صلوات...

#سیدمهدی_حسینی_رکن‌آبادی

@raziolhossein
4 👍 2
30 April 2025
ش
01:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_ولادت


اول ذی‌القعده در تقویم ما جاوید شد
حضرت معصومه آمد! مژده یاران! عید شد!

روی دست نجمه خاتون می‌درخشد گوهری
چشم عالم خیره بر نوری که می‌تابید شد

خانه‌ی موسی ابن جعفر بود دریای کرم
دامن ساحل‌نشینان غرق مروارید شد

قصه‌ی عشق برادر خواهری در اهل بیت
با رضا و با تو بعد از کربلا تجدید شد

پایه‌های شهر قم قبل از تو مستحکم نبود
با رواج سکه‌ات قم دولت جاوید شد

سربلند از لطف تو افتادگان عالم‌اند
در رواق آینه هر شبنمی خورشید شد

کودکی از درس، خارج شد به شوق صحن تو
در اصول عشق روزی مرجع تقلید شد

سائلی می‌خواست تا حاجت روا باشد نشد
تا صدا زد نام نامی شما را… دید شد


#سیدمیلاد_حسنی


@raziolhossein
👍 4 1
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح

بندی از یک ترکیب بند

نجم و نور و قمر و شمس و ضُحا معصومه
تالی حضرت اُمُّ النُّجبا معصومه

شعر می خوانم و از محضر تو شرمنده م
"تو" نشسته ست اگر جای "شما" معصومه

بر در خانه ی تو دست توسل بزنم
باز کن پنجره ای رو به خدا معصومه

در دلم پهن شده سفره ی ختم صلوات
هر نفس زمزمه ام صَلِّ عَلی معصومه

چه قدر راضیه و مرضیه و زهرایی
چه بخوانیم تو را فاطمه یا معصومه ؟

ما به نام تو بخوانیم امام خود را
حضرت کاظم ما هست اَبامعصومه

نامه در نامه جواب همگان را دادی
در غیاب پدر خود حبذا معصومه

ان یکاد لب ما عرض سلامی به تو شد
می کنی از همگان دفع بلا معصومه

مرده هم در وسط صحن تو جان می گیرد
عطر و بوی حرمت روح فزا معصومه

اِشفَعی لی که به غیر از تو ندارم یاری
چشم امید همه روز جزا معصومه

کاش می شد که خودت عیدی مان را بدهی
کاظمین و نجف و کرببلا معصومه

دل بی تاب تماشای دو تا مرقد رفت
قبل مشهد سفری جانب قم باید رفت


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 5 4
01:39
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


ای کوثر موسی،به شما محتاجیم
آیینه زهرا به شما محتاجیم

(یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه)
یعنی که دو دنیا به شما محتاجیم

#عباس_جواهری_رفیع

@raziolhossein
👍 3 😭 1
1 May 2025
ش
19:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
19:30
#امام_حسین‌_مناجات
#رباعی #سفینة‌النجاة


سالار جمیع ممکنات است حسین
فرمانده دین، اصل حیات است حسین

دنیا ز بلیات بود بحر عظیم
بر دوست چو کشتی نجات است حسین


#مدرسی_صادقی

@raziolhossein
👍 1
19:30
#امام_حسین‌_علیه_السلام



سوی محشر توشه ای هرچند نفرستاده ام
هست امیدم به این اشک به ظاهر ساده ام

جای حیرت نیست بعد از روضه حالم بهتر است
مادرم در روضه شیرم داده، هیئت زاده ام...

هر زمان جز او ندیدم هیچکس را، عاشقم
چشم اگر بستم به جان و مال خود دلداده ام

فاطمه چندین برابر خرجی ام را داده است
در عزای بچه هایش هرچه نذری داده ام

روز محشر پیرهن مشکی نجاتم می دهد
دست گیری می کند این جامه از سجاده ام

راهِ رفتن تا خدا، راه نجف تا کربلاست
چندسالی می شود دیوانه ی این جاده ام

از خطر هرگز هراسی نیست در راه وصال
من برای دیدنش تا پای جان آماده ام

صورتم هر بار در این راه خاکی می شود
یاد آن خد التریب روی خاک افتاده ام


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
19:30
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#شب_جمعه


پس از تو ابر  به دنبال ماه می اید
دل رمیده ی عالم براه می اید

دوباره نیمه . شب ِجمعه حرم غوغاست
صدای مادری از قتلگاه می اید


#محمدصادق_باقی_زاده

@raziolhossein
19:30
#امام_حسین_علیه_السلام


تا خدایی خدا! در دل و‌جان است حسین...
ما پناهنده به اوییم امان است حسین

یک حسین گفتم و غم‌ها همه از یادم رفت
همه دلخوشی ما ز جهان است حسین

بیشتر از خود ما غصه ما را خورده
شکر دارد!پدر سینه زنان است حسین

تا براین سینه زدی بار گناهت را شست
بیشتر سینه بزن!خانه تکان است حسین

او‌صدا کرده که امشب همه اینجا هستیم
مردی اش بیشتر از حد بیان است حسین

وارد روضه شدی محضر زهرا هستی
روضه هایش بخدا عین جنان است حسین..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2
19:30
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

دلم از ازل آشنای حسین است
سرم تا ابد خاک پای حسین است

من و شکر این موهبت ، کی توانم
وجودم پر از غصه های حسین است

خنک کی شود تا ابد این حرارت
دل شیعه ماتم سرای حسین است

رضا شد قضای خدا را عجب نیست
رضای الهی رضای حسین است

پدر گفت از اول به گوشم که باشم
گدای کسی که گدای حسین است

محب شه کربلا هر که باشد
یقین دوستدارش خدای حسین است

بهشتی که حق وعده داده به خوبان
قسم می خورم کربلای حسین است

الهی که لال از جهان پر نگیرد
زبانی که گرم ثنای حسین است

"مرا کیست یاری نماید" ، هنوزم
به گوش فلک این ندای حسین است

بود عاشق واقعیش کسی که
روی ناقه ها در قفای حسین است

شب جمعه شد باز مرغ دل من
هوایی ایوان طلای حسین است

#علی_سلطانی

@raziolhossein
👍 2
19:30
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

چشمی که دریا می شود شبهای جمعه
محبوب زهرا می شود شبهای جمعه

توبه همان اشک است، با اشکی که دارم
این دیده زیبا می شود شبهای جمعه

گرچه گنهکارم، ولی با دست زهرا
این نامه امضا می شود شبهای جمعه

درد فراق کربلا، درد گناهم
این دو هم آوا می شود شبهای جمعه

خیلی دلم حال و هوای گریه دارد
در سینه غوغا می شود شبهای جمعه

از اول هییت همیشه رسم این است
با روضه معنا می شود شبهای جمعه

عطر حرم تا بر مشام من می آید
دردم مداوا می شود شبهای جمعه

فرقی به فرزندان زهرا نیست اما
باب الحسین وا می شود شبهای جمعه

هرجا که نامی از حسین آید یقیناً
عرش معلا می شود شبهای جمعه

با روضه های شاه بی لشکر همیشه
غم خانه بر پا می شود شبهای جمعه

چون قامت زهرا خمید از زخم حنجر
هر قامتی تا می شود شبهای جمعه

اصلاً نميخواهم دگر روضه بخوانم...
...مادر که تنها می شود شبهای جمعه

شبهای جمعه سوختن را دوست دارم
گریه به شاه بی کفن را دوست دارم

#رضا_باقریان

@raziolhossein
👍 3
19:30
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#قتلگاه #عاشورا


از حَرَم تا قَتلگه زِینَب صَدا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین

سُوی دُشمَن عِصمتِ کُبرا هَراسان آمَدِه
پا بِرهنِه وا اَخا گُویان بِه میدان آمَدِه
زِینَبِ بی خانمان با چِشمِ گریان آمَدِه
از بَرای دِیدَنِ شاهِ شَهیدان آمَدِه

دِید دَر دُریای خونِین دَست و پا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین

اَمر بَر آن دُختَرِ زَهرا چِنِین دُشوار شد
دَر میانِ مَعرکه بی یار و بی غَمخوار شد
چارِهء دِیگر نَدِیدِه عاقِبَت ناچار شد
مُلتجی بَر اِبنِ سعدِ کَافَرِ غدّار شد

دِید دَر دَریای خُونِین دَست و پا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین

دَستها بَر سَر بِزَد با نالِه و فَریاد و آه
گُفت زِینب اِی عُمر سَعدِ لَعین و رُو سیاه
می‌کُشند اِین قُوم حُسینم را تُو می‌نمائی نِگاه
یک مُسلمان نِیست آیا دَر میانِ اِین سِپاه

دِید دَر دَریای خُونِین دَست و پا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین

صُوتِ زِینَب را شِنیدِه چِشمِ خُونِین کَرد وا
بَر تَکَلّم آمَدِه گُفتا غَرِیبِ کَربَلا
تو مَکُن اِینجا تَوَقُف رُو بِخیمِه خواهرا
از بَرای قَتلِ مَن می‌آیَد آن شِمرِ دَغا

دِید دَر دَریای خُونِین دَست و پا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین

مُنتَظِر بَرگشت آن غَمخوارِه بَر سُوی خِیام
جَمع می‌کَرد آلِ طاها را بیک خِیمِه تَمام
شد بُلَند آوازِ تَکبِیرِ صَدای اَهلِ شام
بانگ زَد از آسمان رُوح الاَمین قُتِل الاِمام

دِید دَر دَریای خُونِین دَست و پا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین

#غمگینا زِین مُحنَتِ غَم جُمله ذَرّاتِ جَهان
ضَجِه و نالِه کُنان بودِه هَمِه قُدُوسیان
فاطمِه بَر سَر بزَد آمَد بفَریاد و فَغان
گُفت یا جَدّا بِبین آیا چِه کَردِه است اُمّتان

دِید دَر دَریای خُونِین دَست و پا می‌زَد حُسین
دَست و پا می‌زَد حُسین زِینَب صَدا می‌زَد حُسین


#ملا_عبدالله_غمگین_اردبیلی


@raziolhossein
ش
19:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#کربلا


باز آیدم نسیم ز بستان کربلا
دارد حکایت از گل و ریحان کربلا

بگْشوده است خازن جنّت مگر دری
از باغ خلد و روضهٔ رضوان کربلا؟

یا بر زمین چکیده از آن خون که ریختند
اهل عناد در صف میدان کربلا؟

آید به گوش نالهٔ طفلان که می‌دوند
از خوف دشمنان به بیابان کربلا

مانند شمع سوزم و ریزم ز چشم، اشک
یاد آورم ز شمع شبستان کربلا

روزی که جان دهیم، به یاد تو جان دهیم
ماراست قبله خاک درخشان کربلا

روزی که سر ز خاک بر آریم، آرزوست
نور جمال صاحب ایوان کربلا

فطرس! سلام ما برسان چون که بگذری
بر تربت مطهّر سلطان کربلا

این چند بیت، تحفهٔ مور است و «آیتی»
آورده است نزد سلیمان کربلا


محمدحسین #آیتی_بیرجندی

@raziolhossein
👍 3
2 May 2025
ش
05:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
05:00
#امام_زمان
#رباعی

با لطف اله ، گُل به مهدی بدهید
با نور پگاه ، گُل به مهدی بدهید

خواهید که هدیه ای حضورش ببرید
با تَرک گناه ، گُل به مهدی بدهید

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
05:00
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_مناجات


جان بر لب است از غم جانان دعا كنيد
شايد به سر رسد شب هجران دعا كنيد

با چشمه هاي خالي و خشكيده نگاه
در حسرت رسيدن باران دعا كنيد

روزي هزار بار دعاي فرج كم است
در آرزوي يار فراوان دعا كنيد

هر جا كه ميرويد نجف مكه كربلا
اينجا كنار شاه خراسان دعا كنيد

يا ايهاالرئوف! شما واسطه شويد
ما بي كسيم حضرت سلطان! دعا كنيد

ما آمديم اذن محرم به ما دهيد
آقا براي ماه عزامان دعا كنيد

ما گريه مي كنيم كه يك روز جان دهيم
از داغ خشكي لب عطشان دعا كنيد

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
3 👍 1
05:00
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان
شرم دارم خجلم من ز شما آقا جان

با چه رویی بنویسم ز غم دوری تو
که گناهان من آزرده تو را آقا جان

مهربانانه به یاد همه ی ما هستی
آه از غفلت روز و شب ما آقا جان

صحن چشمان ترم منتظر مقدم توست
قدمی رنجه نما ، بهر خدا آقا جان

صبح آدینه قلم کوی تو را می پوید
می شود همسفر باد صبا آقا جان

قلم و دست غلامانه ی من می لرزد
با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان

#مرتضی_روح_افزا

@raziolhossein
05:00
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی


بر حنجر خشکِ شیعه خنجر بس نیست؟
بر آل علی ظلمِ ستمگر بس نیست؟

جا دارد از این هجر گریبان بدریم
ای صاحب صبر ، صبر دیگر بس نیست


#حامد_آقایی

@raziolhossein
2
05:00
#امام_زمان_مناجات



قرار دل! ز فراقت دگر قرار ندارم
به انتظار قسم، تاب انتظار ندارم

به احتضار مبدّل شد، انتظار ظهورت
اجل رسیده دگر؛ تاب احتضار ندارم

ز بس گریستم و دیده‌ام ندید رخت را
گمان برند گروهی به من که یار ندارم

اگر بهار شود، چارفصل سال برایم
خدا گواست که بی‌روی تو، بهار ندارم

به سلطنت ندهم رتبه‌ی گدایی خود را
که در زمین و زمان، جز تو شهریار ندارم

نه مانده تاب فراق و نه هست طاقت صبرم
چگونه صبر کنم؟! دیگر اختیار ندارم

دیار من نبود غیر خاک مقدم یارم
چو دُورِ غیبت یارم بود، دیار ندارم

به اشک دیده بیارم مگر به دست، دلت را
عزیز دل! چه کنم؟! چشم اشک‌بار ندارم

اگر تو سوز دهی، جز به آتشت نگدازم
اگر تو اشک دهی، غیر گریه کار ندارم

به دار عشق تو، میثم مگر قرار بگیرد
وگرنه تا به تنم جان بود، قرار ندارم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
05:03
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_علیه_السلام
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها



پیش تو هستیم و صدها فیض بر ما می رسد
قطره ی ناچیز هم آخر به دریا می رسد

التماست می کنم این گریه را از من نگیر
بر وصال یار، سائل با تمنا می رسد

هر کجا هم رفته برمیگردد اینجا صبح زود
نوکر بد آخرش به حرف مولا می رسد

آن کسی که دوستش دارم همین نزدیکی است
قول داده زودتر ... امروز و فردا می رسد

از هوای شهر بیزارم، هوایت کرده ام
کی به روی چشم تارم گرد صحرا می رسد

یوسفی و من شدم سرگرم بازاری شلوغ
در صف عشاقت از دستم تماشا می رسد

یا ابانا! با همین اعمال زشتم آمدم
زحمت من که گنهکارم به بابا می رسد

یک نفر حال مرا می پرسد و آنهم تویی
فکر من هستی که دائم لطف زهرا می رسد

ریزه خوار سفره ی سلطانم و معصومه اش
روزی من از کنار خوان آنها می رسد


#رضا_دین_پرور


@raziolhossein
👍 2
05:08
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_علیه_السلام


دردهایم غالباً پیش تو درمان می‌شود
با کریمان کارهای سخت آسان می‌شود

پلک بر هم می‌زنی و روز را شب می‌کنی
چشم اگر برداری از دریا، بیابان می‌شود

خوب می‌دانم جهان وابسته‌ی الطاف توست
در حقیقت ابر با اذن تو باران می‌شود

بی گمان وقتی بیایی از سر شرمندگی
پشت ماه روی تو، خورشید پنهان می‌شود

دستِ پُر برگشته هرکس دستِ خالی آمده
هر چه کم آورده‌ام اینجا فراوان می‌شود

هرکسی آمد به “قم” اما نیامد "جمکران"
وقت برگشتن به شهر خود پشیمان می‌شود

روز جمعه نامه‌ی اعمال مارا وا نکن
حتم دارم واکنی، حالت پریشان می‌شود

در قیامت دلخوشم اما به لطف جد تو
ضامن من نیز "آقای خراسان" می‌شود


#مجید_تال

@raziolhossein
2
05:09
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

ای مِهر تو کیش و عشق تو مذهب ما!
در راهِ طلب تو آخرین مطلب ما

بی‌روی تو خورشید نهان گشته به ابر
باز آی که یکسان شده روز و شب ما

محمدحسین #صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
3 May 2025
ش
07:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1061×1196, 235.3 KB
#امیرالمومنین_علیه‌_السلام
#حدیث

از حضرات أئمّهٔ معصومین { صلوات‌الله وسلامه علیه وعلیهم اجمعین} حدیث است که رسولِ خدای { صلّی اللهُ علیه وآله} فرمود که: یاعلیّ، قصّهٔ تو میانِ امّت من، قصّهٔ عیسیِ مریم است.که متفرّق شدند قوم او به سه فرقه، مؤمنان بودند، ایشان حواریّونند، فرقه ای دشمنی کردند با وی ، آنها یهود بودند، فرقه ای غلوّ کردند دراعتقاد و پس بیرون رفتند از ایمان، زیرا که بعضی اورا اله و بعضی ابنُ الله گفتند« تعالی عن ذلک علوّاً کبیرا». پس به تحقیق امّت من زود باشد که سه فرقه شوند به محبّت وعداوت تو،فرقه ای شیعه ومحبّ توباشند وآنها مؤمنان باشند وفرقه ای دشمن تو باشند وآن گروه اهل شکّند وفرقه ای غلوّ کنند در اعتقاد ومحبّتِ تو وآن جماعت، منکران حقّ باشند یعنی درحقّ تو اعتقاد الوهیّت کنند وخدای را نپرستند وتو ای علیّ، دربهشت خواهی بود وشیعهٔ تو ومحبّان شیعهٔ تو ولکن دشمن تو وغلو کننده در اعتقاد تو بر وجهِ الوهیّت درآتش دوزخ خواهند بود.

#رباعی

با شیرِ خدا ، شاهِ رُسُل گفت صریح
خلق از تو شود سه فرقه چون قومِ مسیح

شکّاک ونصیری به وَیل اند زکُفر
شیعی که به خُلد است زایمانِ صحیح

@raziolhossein
8
4 May 2025
ش
01:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 179.9 KB
ششم ذی القعده
سالروز بزرگداشت احمد بن موسی الکاظم
برادر حضرت امام رضا
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ

ایینه ی روشن رضاشاه چراغ
شیراز گرفته نور ,با شاه چراغ

سوگندبه جان خواهرت معصومه
دست من دامان تو یاشاه چراغ


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
01:10
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ
#زندگی‌نامه

🌸🌸🌸احمد بن موسی الکاظم علیه السلام :

برادر گرامی امام هشتم که به شاهچراغ شهرت دارند و مدفن‌شان در شهر شیراز است.

به «امین ولایت» نیز مشهورند؛ زیرا پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام موسی کاظم علیه السلام، عده ای از شیعه به سبب شخصیت والای احمد بن موسی که فقیه و‌زاهدی ‌پارسا و‌عابدی کم همتا بود گمان می‌کردند، احمد امام بعدی است و بر در خانه‌اش تجمع کردند تا با او بیعت کنند.
احمد بن موسی از آنان بیعت گرفت و سپس با سخنانی در کمال فصاحت و بلاغت فرمود: «ای مردم، هم چنان که اکنون تمامی شما با من بیعت کرده‌اید، بدانید که من خود، در بیعت برادرم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هستم، او پس از پدرم، امام و خلیفه ی به حق و ولی خداست، از طرف خدا و رسولش بر من و شما واجب است که از او اطاعت کنیم.» پس مردم با احمد بن موسی همراه شدند و خدمت علی بن موسی علیه السلام رسیدند و به امامت آن بزرگوار اعتراف نموده بیعت کردند.

امام رضا (علیه السلام) نیز در حق برادر چنین دعا کردند:
«همچنان که حق را پنهان و ضایع نگذاشتی، خداوند در دنیا و آخرت تو را ضایع نگذارد.»

(الملل و النحل، ص170-169؛ بحارالانوار، ج8، ص308) احمد در نهایت و در راه پیوستن به مولای خویش امام رضا (علیه السلام) که در خراسان حضور داشتند وارد شیراز شد و در آنجا بعد از نبردی سخت با سپاهیان قُتلُغ خان حاکم فارس به شهادت رسید.

@raziolhossein
👍 1
01:10
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ



صدای ذکر تو شب را فرشته باران کرد
عبور تو لب «شیراز» را غزل خوان کرد

«کرم نما و فرود آ که خانه خانهٔ توست»
بیا که چشم و دلت شهر را چراغان کرد

چو خواهرت که ز «دریاچهٔ نمک» دل برد
هوای زلف تو دریاچه را «پریشان» کرد

نه شیخ شهر، تو شاهی که با چراغ رسید
و برق عشق تو ما را گرفت و انسان کرد

ولی چه حیف که آن طرهٔ خیال انگیز
چه زود آمد و دل برد و روی پنهان کرد

چه اشک ها که ضریحت به گونه ها جاری
چه دردها که خدا با دل تو درمان کرد

و گنبد تو برای دل کبوترها
چه مهربان شد و پرواز را چه آسان کرد

سفر اگرچه چنین ناتمام ماند، ولی
صدای پای تو «شیراز» را «خراسان» کرد


#قاسم_صرافان



@raziolhossein
01:10
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ


چه روضه ای ست، که دل ها کبوتر است اینجا
به هر که می نگرم، محو دلبر است اینجا

غریبه نیستی ای دل، در این مقام کسی ست
که با تو از همه کس آشناتر است اینجا

ستاره سحری از حریم شاهچراغ
به آفتاب بگو مهر پرور است اینجا

از این حرم طلب نور کن، در اول صبح
چه احتیاج به افشاندن زر است اینجا؟

فرشتگان همه گرمِ طواف این حرم اند
شکوهِ سعی و صفا حیرت آور است اینجا

به صدق کوش و دو رکعت نماز عشق بخوان
«حریم سوم آل پیمبر» است اینجا

بِبال شیراز، «اقلیم آفتاب»! به خود
که از «شهید خراسان» برادر است اینجا

به نام نامی «احمد» قیام باید کرد
که آب و آینه با هم برابر است اینجا

به آیه آیه «والشمس والضحی» سوگند
که نقش روشنِ آیات «کوثر» است اینجا

به عطر گلشن یاسین، به بوی یاس قسم
که از شمیم ولایت معطّر است اینجا

بیار سینه  سینا در این حرم با خود
حریم «زاده موسی بن جعفر» است اینجا

اگر به دیده دل بنگری، به شهپر خویش
امین وحی خدا، سایه گستر است اینجا

بگو بلال بیاید اذان بگوید باز
که جای گفتن «اللّه اکبر» است اینجا


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
01:10
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ


ای بر سر سروان سری کرده
بر تارک چرخ افسری کرده

ای طاق سپهر از سر تعظیم
در پیش تو پشت چنبری کرده

ای قبله بارگاهت از رفعت
با عرش برین برابری کرده

نور تو فروغ زهره را بازار
خالی ز هجوم مشتری کرده

ای کشتی خاندان عصمت را
با تقوی خویش لنگری کرده

بر گردن شرع جعفر صادق
عقد سخن تو زیوری کرده

بر زائر آستان خویش از مهر
مولایی و بنده پروری کرده

بر چرخ بلند عصمت و تقوی
بر شهپر دل سبک پری کرده

در پهنه بحر دین نهنگ آسا
چالاک و قوی شناوری کرده

میخانه حکمت الهی را
تا نفحه صور ساغری کرده

بر دیو تباهکاری و خذلان
با عسکر علم قادری کرده

هر روز مکان و آستان تو
خلقی به امید یاوری کرده

و ز بوسه به خاکت ای عجب
دل را شاداب چو غنچه طری کرده

از تیغ حوادث آستان تو
بر جبهه خلق مغفری کرده

ای از شرف تو بنده درگاه
جا بر سر چرخ چنبری کرده

ای جمله فعل های نیکو را
با سیرت پاک مصدری کرده

انوار جمال پاک یزدان را
با مهر وجود مظهری کرده

ای مرکب باد پای جان تو
در عرصه دین تکاوری کرده

بر افسر پاک دین یزدانی
با رأی منیر گوهری کرده

ای عرش برین به زیر پای تو
با آن همه قدر منبری کرده

اسرار نهان دین احمد را
بر صفحه سینه دفتری کرده

در جنب شکوه بحر علم تو
علم همه خلق فرغری کرده

بر تشنه لبان وادی عرفان
از فیض وجود کوثری کرده

بر خاک در تو اولیاء الله
چون پیش نبی اباذری کرده

از گوهر پاک حیدر کرار
در دین همه فتح خیبری کرده

مانند حسین سرور احرار
در عرصه دین دلاوری کرده

در طاعت حق چو سید سجاد
شب های دراز اسپری کرده

مانند نیا محمد باقر
در کشف علوم باقری کرده

افراشته رایت شریعت را
آباد بنای جعفری کرده

افروخته شمع بزم مشتاقان
بر خرمن جهل آذری کرده

ای همچو علی عالی اعلی
در عرصه دین غضنفری کرده

دیباچه دفتر فتوت را
با خلق کریم مسطری کرده

ای کنگره ای که بیت معموریت
در عزّ مقام اصغری کرده

شیراز ز فیض بارگاه تو
بر هر چه دیاری برتری کرده

با این سخن بلند نورانی
در بارگه تو شاعری کرده

و ز یمن در تو درُ معنی را
در رشته چامه دری کرده

وین گونه درین چکامه با اخلاص
بر رسم نیا سخنوری کرده


#عبدالوهاب_نورانی #وصال_شیرازی

@raziolhossein
01:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
510×624, 53.5 KB
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ
#رباعی

از رویِ کفن خاکِ بلا را بتکان
یک حمد بخوان و ترس ِ دل را بنِشان

یا شاهچراغ در شبِ اول قبر
با دست خودت نور به قبرم برسان!

#م_عاطفی

@raziolhossein
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ


آنان که در غدیر زمین خم گذاشتند
راهی برای حاجت مردم گذاشتند

هر جا که قابلیت دار و پاک بود
آیینه ای برای تبسم گذاشتند

مشهد نماد عشق شد و بوی گل گرفت
تا سیب را مجاور گندم گذاشتند

سنگینی امانت پروردگار را
بر شانه های کعبه هشتم گذاشتند

در چشم سبز آبی و مشتاق زائران
دریاچه ای برای تلاطم گذاشتند

جاری شد از بهشت نسیمی شبیه یاس
تا یک ضریح گمشده در قم گذاشتند

در سومین حرم که غم اهل بیت شد
شاهچراغ و شعر و ترنم گذاشتند

هر جا امامزاده ای از خاک سر کشید
روی لب السلام علیکم گذاشتند

در بارگاه کوچک فضل بن آفتاب
سهمی برای مردم جهرم گذاشتند

اذن دخول خوانده و با دل روانه ام
من ذره ام غبار همین آستانه ام

#ایوب_پرندآور
@raziolhossein
02:15
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ #رباعی


دل برده ز دهر، خط و خال شیراز
دنیاست و حسرت وصال شیراز

با شاهچراغ، روز و شب محشورست
این چیز کمی ست؟ خوش به حال شیراز

......

صبح است و ندای ربنا می آید
گلبانگ خوش خدا خدا می آید

اندر حرم شاه‌چراغ شیراز
بوی خوش «مشهد الرضا» می آید

#رضا_اسماعیلی

@raziolhossein
1
02:19
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ #شیرازی


ای شاه نور و چلچراغ، اقوی اقام یا شاچراغ
یی کش دیگه جارم بزن، بکن صدام یا شاچراغ

از در بگی، بو پا میام، از دار بگی، بو پر میام
می خوام به پابوست بیام، بو سر میام یا شاچراغ

بسه ت منم، خسه ت منم، پابند گلدست منم
زنجیر عشقت همه جو بسه به پام یا شاچراغ

شیدا ترین شیدا منم، شوق زیارت در تنم
طوق وفا در گردنم، کاکوی امام یا شاچراغ

تاریخ حالش خوب نیس، دنیا به جز آشوب نیس
شیراز مام حالش بده، کاکوی کاکام یا شاچراغ

شیراز ما، چویمون داره، اهلش به تو ایمون داره
حفظش بکن نیذ بچاد، نیذ بچام یا شاچراغ

شیرازی یارو دشته باش، هوی اینارو دشته باش
ببه ببم، بوی بوام، اقوی اقام، یا شاچراغ

#بیژن_سمندر


@raziolhossein
02:23
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ


در آسمان آبی چشمت شناورم
از بارش نگاه بهارانه ات، ترم

چشم تمام ثانیه ها بر ضریح توست
آورده ام هدیه گل اشک پرپرم

بر صفحه خیال دلم می کشم به شوق
از بارگاه پاک تو طرحی برابرم

فیض دعای ندبه کنار ضریح تو
شد قسمتم، که منتظر نور کوثرم

درسایه سار امن تو مأوا گزیده ام
ای سیدالاعاظم و ای روح باورم

این واژه ها که هیات زائر گرفته اند
امید بر نگاه تو دارند، سرورم

گلهای نور چیده ام از باغ مرقدت
شاه چراغ، ای حرم سبز خاطرم

آه ای نگین حلقه شیراز! باز هم
لطفی نما که پا بگذارم در این حرم


#عبدالرضا_مروتی_اردکانی

@raziolhossein
1
02:29
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ


عاشقان را کوی تو میعاد یا شاهچراغ
قلب ویران با شما آباد یا شاهچراغ
یاد تو کرد از غمم آزاد یا شاهچراغ
خواهش از ما از شما امداد یا شاهچراغ
با شما هستیم باداباد یا شاهچراغ

گنبدت انگشتر شیراز را مثل نگین
معجزاتت را شنیدم از زبان آن و این
چشم بگشا جای جای کشور ما را ببین
هر طرف یک بقعه از نسل امیرالمومنین
بچه های فاطمه پخشند در این سرزمین
گشته ایران اهل بیت آباد یا شاهچراغ

عشق اهل البیت گنجی در دل ویران ماست
زین نظر ما شهره ایم و عالمی حیران ماست
مشهد و شیراز و قم در عاشقی ارکان ماست
این مثلث تا قیامت حافظ ایران ماست
این محبت از ازل در تار و پود و جان ماست
عاشقت هستیم مادرزاد یا شاهچراغ

عکس صحنت را به روی لوح دل باید کشید
ذکر اوصاف تو را هر روز وشب باید شنید
با دو بال عشق سوی گنبدت باید پرید
یابن الزهرا تا حریم تو به سر باید دوید
کرده توصیف تو و تعریف تو شیخ مفید
در کتاب مطرح ارشاد یا شاهچراغ

من از اینکه شیعه هستم میکنم حس غرور
عشق شیرین تو در دل، در سرم افتاده شور
از درون گاهواره تا میان خاک گور
از تو و اجداد پاکت می نمایم کسب نور
لذتی بردم به تو دادم سلام از راه دور
از کنار پنجره فولاد یا شاهچراغ

هر کجایی منتسب باشد به زهرا جنت است
این حرم یا آن حرم اینجا و آنجا جنت است
کربلا صحن حسین و صحن سقا جنت است
کاظمین و سامرا سرداب آقا جنت است
صحن ها فرقی ندارد کل آنها جنت است
خواه قدس وخواه گوهرشاد یا شاهچراغ

می دهی حاجت به عشاقت اگر لب تر کنند
باید این موضوع را عشاق تو باور کنند
حافظان باید که اوصاف تو را از بر کنند
ذاکران باید که در مدح شما محشر کنند
منبری ها روی منبر جای دارد گر کنند
خطبه ها در شأن تو ایراد یا شاهچراغ

جان خود پیوند با اولاد زهرا می زنم
تا نفس دارم به سینه دم از آنها می زنم
تا جنون راهی نمانده دل به دریا می زنم
آخر از عشق شماها سر به صحرا می زنم
گر که دست رد ببینم من خودم را می زنم
عشق، آخر کار دستم داد یا شاهچراغ


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
02:34
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ #رباعی


ای کاش که برگی از بهارت باشم
مانند کبوتران کنارت باشم

یک عمر تمام آرزویم این است
یا شاهچراغ کفش دارت باشم

#شاعر؟

@raziolhossein
1 👍 1
ش
05:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه_چراغ


افروختیم تا که در این خانه ما چراغ
آشفت خواب ظلمت دیرینه را چراغ

چشمان ما به ظلمت شب خوگرفته بود
دخمه کجا، سپیده کجا و کجا چراغ؟

اینجا سه چلچراغ به ما نور می‌دهند:
شمس‌الشّموس و حضرت معصومه، شاچراغ

معصومه شمع و احمد موسی فروغ او
در تنگنای ظلمت شب‌ها رضا چراغ

خاموش کی شود به هیاهوی بادها
وقتی که روشن است به نور خدا چراغ

هرقدر ظلمت شب یلدا غلیظ‌تر
تابد فزون به وسعت آیینه‌ها چراغ

هرگز نبیند این وطن آسیب از بلا
تا روشن است در دل او این سه‌تا چراغ


#محمدرضا_ترکی

@raziolhossein
👍 1
ش
19:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#احمد_بن_موسی_علیهما_السلام
#شاه‌چراغ


درحریمی کز شرف آئینه بسته ساحتش
مات ومبهوت است انسان از جلال وحشمتش

کوثرنوری دگراز چشمه سار موسوی است
می تراود نور یزدان دم به دم از ساحتش
 
از زمین تا آسمان یک خط ممتد  بسته است
پُل زده تا عرش اعلا جلوه های  شوکتش

خاکبوس احمد بن موسی جعفر  شوند
زائران هرگه شرف یابند  نزد حضرتش

زمزمه دارد صبا درگوش گل ها صبح دم
عطر گُل پاشیده  در شیراز باغ هجرتش
 
منظر فردوس بیند، عطر جنت بشنود
هرکه را افتد گذر ، از کوچه باغ جنتش

رهروان معرفت را رهنمای راه اوست
عارفان را میدهد عرفان کلام و حکمتش

خستگان را میدهد آرامش روح وروان
تشنگان را می کند سیراب  ابر رحمتش

هیچ نومیدی نمی بینم در این  باغ امید
سائلان را فیض می بخشد مرام و رأفتش

آرزومندند اهل نور بر دیدار او
آبرومندند خُدام حرم  از خدمتش

بس که گُل کرده حدیث نور بر باغ لبش
می چکد عطرکلام وحی حق ازصحبتش

گرچه درغُربت شهادت یافت ،امّا تا ابد
آشنای اهل بینش شد محیط غُربتش

من چه دارم تاکه آرم این جلیل القدر را
کی رسد سیمرغ فکر ما به قاف رفعتش

چشمه طبع«وفایی» باز جوشید و سرود
شد شهادتگاه او، آئینه دار عزّتش


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
19:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 52.5 KB
👍 1
19:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 31.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
#امام_رضا
#رباعی #صلوات


دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
3 👍 1
19:30
 
#امام_رضا_ولادت

ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید 
شب را در این بهشت الهی سحر کنید 
با زائرین این حرم الله سر کنید 
مدح رضا چو آیة قرآن ز بر کنید 
عید بزرگ شیعة آل پیمبر است 
میلاد هشتمین حجج الله اکبر است 

ای دل بگیر جان و به جانان نظاره کن 
بر چهرة حقیقت ایمان نظاره کن 
یک لحظه بر تمامی قرآن نظاره کن 
در دست نجمه نجم فروزان نظاره کن 
میلاد پارة تن زهرا و احمد است 
شمس الشموس عالم آل محمد است 

این مظهر جمال خداوند اکبر است 
آیینة تمام نمای پیمبر است 
خورشید نجمه یا مه افلاک پرور است 
قرآن روی سینة موسی ابن جعفر است 
بر خلق آسمان و زمین مقتداست این 
جان رو نما دهید که روی خداست این 

روشن هزار سینة سینا به نور او 
چشم هزار موسی عمران به طور او 
صف بسته اند خیل رسل در حضور او 
دل بحر بی کرانه ای از شوق و شور او 
ریزد برات عفو خدا از نظاره اش 
دوزخ بهشت می شود از یک اشاره اش 

هر قامتی که سرو لب جو نمی شود 
هر صورتی که وجه هوالهو نمی شود 
هر پادشه که ضامن آهو نمی شود 
هر کس که نام اوست رضا، او نمی شود 
در طوس پارة تن احمد بود یکی 
آری رئوف آل محمد بود یکی 

ای خلق خاک پای تو یا ثامن الحجج 
جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج 
قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج 
ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست 
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست 

گردون هماره دور زند در طریق تو 
خورشید خشت گوشة صحن عتیق تو 
با آن همه کرامت و لطف دقیق تو 
خود را شمرده اند گدایان رفیق تو 
دستی که دست لطف خدا می شود تویی 
شاهی که خود رفیق گدا می شود تویی 

یکسان بود به وقت عطای تو خاص و عام 
فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام 
سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام 
پیش از سلام زائر خود را کند سلام 
پیوسته دست بر سر زوار می کشی 
تو کیستی که ناز گنه کار می کشی 

پاییز بوستان دل ما بهار توست 
در شهر طوسی و همه عالم دیار توست 
گل بوسة امام زمان بر مزار توست 
شیعه به هر کجا که رود در کنار توست 
چشم و چراغ و محفلم اینجاست یا رضا 
هر جا سفر کنم دلم اینجاست یا رضا

شرمنده ام از این که بپرسند کیستم 
از ذره کمترم نتوان گفت چیستم 
در پرتو کرامت خورشید زیستم 
روزی که نیستم به کنار تو نیستم 
با یک دم تو صبحدم عید می شوم 
در آفتاب صحن تو، توحید می شوم 

گل از نسیم صبح بهشت تو بو گرفت 
خورشید پیش روی تو از شرم رو گرفت 
ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت 
بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت 
من دور گندم کرم تو کبوترم 
ردّم نکن که از همه بی آبروترم 

ای نقش دیده و دل ما جای پای تو 
روح الامین کبوتر صحن و سرای تو 
مضمون بده که از تو بگویم برای تو 
"میثم" کجا و گفتن مدح و ثنای تو 
راهم بده که ذاکر ناقابل توام 
انگار اینکه خاک ره دعبل توام

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 3 1
19:30
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح

ماه را در شب هجران برسانید فقط
مژده ای در دل طوفان برسانید فقط
به کویری که ندیده است به خود برگ و بری
خبر از بارش باران برسانید فقط
من همان گمشده ام ،راه بلدها من را
به در خانه جانان برسانید فقط
همه درهای جهان را به روی ما بستند
دست ما را به خراسان برسانید فقط
گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را
به عزیز دل ایران برسانید فقط
شب عید است و خراسان چه قیامت شده است
مرغ دل باز هوایی زیارت شده است

چاره آخر ما پنجره فولاد رضا
می کند معجزه پنجره فولاد رضا
گفت تا زائر دلسوخته ای : جان جواد
همه را داد شفا پنجره فولاد رضا
ملجا خوب و بد مردم ایران اینجاست
دردها کرده دوا پنجره فولاد رضا
آی شش گوشه ندیده نشو مایوس بیا
می دهد کرببلا پنجره فولاد رضا
به تلافی مسلمان شده سلمان بود
که به ما داد خدا ،پنجره فولاد رضا
پشت این پنجره ها معجزه ناممکن نیست
شک ندارم که تمام گره ها واشدنی است

کرده وابسته مرا حال و هوای حرمت
خیر دیدم به خدا از همه جای حرمت
روز و شب اهل یقین دور سرت میگردند
همه صاحب نفسانند گدای حرمت
بهترین ثانیه ها با تو رقم خواهد خورد
بهترین خاطره ها خاطره های حرمت
حال آدم وسط صحن تو جا می آید
به خدا مست کننده است هوای حرمت
بطلب باز من بی سر و پا را سلطان
شده بدجور دلم تنگ برای حرمت
حرمت تکیه گه من شده از کل وجود
به ضریحت برسان دست مرا زود به زود

شکر لله شدم نوکر خانه زادت
گشته آرام همیشه دل من با یادت
تو پناه منی و نسل من و اجدادم
من گرفتار تو و نسل تو و اجدادت
به تو هر روز سلامی ندهم میمیرم
من اگر خوب اگر بد به تو کردم عادت
در میان همه دلباختگانت مشهور
به شب معجزه ها گشته شب میلادت

جمع شد در حرم تو همه زیبایی ها
هیچ جا بین جهان نیست شبیه اینجا


زائر تو به جهان رغبتش از یادش رفت
زندگی و همه ی لذتش از یادش رفت
هر که آرامش اطراف ضریحت را دید
به خدا آرزوی جنتش از یادش رفت
سائلی آمده بود از تو بگیرد حاجت
تا سلامی به تو داد حاجتش از یادش رفت
در ِ این خانه نداری است که قیمت دارد
بُرد کرد آنکه همه ثروتش از یادش رفت
هر که شد چشم به راه تو شب اول قبر
به خدا زیر لحد وحشتش از یادش رفت
خیره شده چشم همه ، نعمت ازین بهتر چیست
ترسی از مرگ میان دل زوارت نیست


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
19:30
#امام_رضا_ولادت
#دهه_کرامت
#رباعی


ایران که بهشت در دل قم دارد
در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور
خورشید به خورشید تبسّم دارد

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
1
19:31
#امام_رضا_ولادت

برای نجمه برای موسی
چه شاه بیتی خدا سروده
چگونه وصف کسی کنم که
خدا به مدحش زبان گشوده
همان که در لطف و مهربانی
کسی به آقاییش نبوده
هوای بالاسر ضریحش
دوباره خواب از سرم ربوده

علی دوباره اباالحسن شد
به نام شمس الشموس آمد
بگو به شاه نجف، مبارک!
جناب سلطان طوس آمد

منی که لبریز التماسم
دگر سرازپا نمیشناسم
شدم همان آهوی رمیده
نفس نفس کو به کو دویده
رضا خودش دست این گدارا
گرفته و تا حرم کشیده
گمان کنم خواهرش دوباره
برای سلطان مراخریده
شبیه آن پیرزن که خودرا
کشیده با قامت خمیده
به زور تا این حرم رسیده
صدای نقاره حرم را
دوباره با گوش جان شنیده

و التماسی نجیب دارد
نگاه هایی غریب دارد
ولی امیدی عجیب دارد
گره زده دست های خود را
به پنجره چون که نا امیدی
مریض اورا جواب کرده
و او شفاخانه ی رضا را
بدون شک انتخاب کرده
که پیرزن روی لطف آقا
برای کارش حساب کرده

دراین هیاهو به چشم خیسم
نشسته آواز بی کلامی
رسیده ام تا رسانده باشم
به شاه ، از خواهرش سلامی
رسیده بر خاکِ پای شاهی
دوبار پیشانی غلامی
دم گهرشاد سجده کردم
ببین عجب مسجدالحرامی

کسی که مِهر رضا ندارد
یقین که اصلن خدا ندارد
کسی که باب الجواد ، دیده
نظر به سعی و صفا ندارد

نخست در این حرم بخوانم
دعای تعجیل در فرج را
چراکه آل سعود ملعون
به دوش بردند بار کج را
اگر چه بر روی اهل ایران
همیشه بستند راه حج را
نمی فروشیم ما به عالم
زیارت ثامن الحجج را

که قبله ی مردمان ایران
فقط بُوَد جانب خراسان
رضاست شرط و شروط ایمان
رضاست تفسیر اصل قرآن
طواف عشاق شیعه باشد
قدم زدن روبروی ایوان

شبیه آن خاک مرده ای که
به خانه ی کیمیا رسیده
دوباره دستم به دست های
ضریح مشکل گشا رسیده
غریب ، نه آشنا رسیده
گدا به نان و نوا رسیده
به دست دعبل عبا رسیده

ولی دراین لحظه ی زیارت
به من ازین سفره کرامت
برات کرب و بلا رسیده

سلام آقای مهربانم
سلام ای راحت روانم
سلام ای جان! سلام جانان!
ببین که بر لب رسیده جانم

اجازه دارم کمی برایت
به یاد کرب و بلا بخوانم

تویی که یا بن الشبیب گفتی
از آن امیر غریب گفتی........

مریضی لا علاج دارم
به کربلا احتیاج دارم

#مجید_تال

@raziolhossein
👍 1
19:31
#امام_رضا_مناجات

قرار ما حرم توست يا امام رضا
اميد ما كرم توست يا امام رضا

خوشا به حال دل عاشقى كه در همه حال
كبوتر حرم توست يا امام رضا

قسم به قبلهء هفتم،كه كعبهء فُقر
حريم محترم توست يا امام رضا

تو بوستان هميشه بهارى و خورشيد
گل سپيده دم توست يا امام رضا

به عجز خم نشود،منّت از فلك نكشد
سرى كه در قدم توست يا امام رضا

خط امان بنويسد براى اهل نظر
قلم اگر قلم توست يا امام رضا

ضريح سبز تو اى از مدينه دور،هنوز
طلايه دار غم توست يا امام رضا

دلش قرار ندارد(شفق)كه ميگويد:
قرار ما حرم توست يا امام رضا

#محمدجوادغفورزاده #شفق

@raziolhossein
1 👍 1
19:31
#امام_رضا_ولادت
#رباعی

گل کرده بهار سبزِ تقدیر و قضا
پُر شد ز شمیم عطر توحید فضا

لبهاست پر از ذکر و سلام و صلوات
حقا که رئوف اهل بیت است رضا


#محمود_ژوليده
......

میلاد رضا خسرو طوس آمده است
آیینه حق شمس شموس آمده است

جبریل زعرش حق به بیت موسی
با خیل ملک به پای بوس آمده است


@raziolhossein
👍 1
19:31
#امام_رضا_ولادت

نور از کاینات می بارد
یا که نقل و نبات می بارد
تا سحر بر سر زمین از عرش
لوح سبز برات می بارد
بارش رحمت الهی بین
جلوه های صفات می بارد
گوش جان باز کن که از ملکوت
نغمه های حیات می بارد

تا فرو بارد از افق برکات
بفرستید تا سحر صلوات

جان اندوه بر لب است امشب
آن شب قدر ، امشب است امشب
درِ میخانه ی جنون باز است
جام مستی لبالب است امشب
نور در نور و سور در سور است
بزم شادی مرتب است امشب
دل موسی بن جعفر ، آباد است
غرق در ذکر یارب است امشب

نجمه خورشید در بغل دارد
روح امید در بغل دارد

هر طرف عطر آشنا آمد
هدیه از جانب خدا آمد
علی سوم از تبار علی
که پس از مرتضی رضا آمد
در رگ وحی ، نور جاری شد
نفس و نفس انما آمد
خاتم معرفت در انگشتش
شرف الشمس اولیا آمد

آمد و ضامن غریبان شد
قبله ی عشق در خراسان شد

هشتمین مقتدا امام رضا
شرط ایمان ما امام رضا
ای که خورشید می شود هر روز
خاکبوس تو یا امام رضا
سنگ با یک اشاره ی تو طلا
دردها را دوا امام رضا
بر سر سفره ات نشسته فقیر
ای غریب آشنا امام رضا

حرم پاک تو بهشت من است
مِهر تو مُهر سرنوشت من است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
19:31
#امام_رضا_ولادت

بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای 
وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای 
در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای 
یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای 
از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای 
گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟ 
با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای 
در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای 
**** 
این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است 
این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است 
این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است 
تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است 
این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است 
این پسر قرآن بابا روی دست مادر است 
ایـن شـه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست 
این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست 
****
بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این 
بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این 
قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این 
من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این 
جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این 
شمع جمع انبیا در بزم امکان است این 
لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل 
بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل 
**** 
ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش 
آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش 
ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش 
حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش 
جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش 
عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش 
موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین 
آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین 
**** 
چار صحن او پناه چار رکن عالم است 
گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است 
گنبد زرین او خورشید ماه مریم است 
پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است 
در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است 
شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است 
خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند 
انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند 
**** 
سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب 
آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب 
جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب 
از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب 
پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب 
باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب 
بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند 
از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند 
**** 
از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو 
بار خیل انبیا افتاده در دربار تو 
من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟ 
خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو 
می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو 
گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو 
هر چه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا 
من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا 
**** 
رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟ 
از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی 
زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی 
همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی 
نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی 
قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی 
این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما 
عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما 
**** 
کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا 
در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا 
من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا 
تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا 
بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا 
هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا 
تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت 
میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت 
**** 
من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا 
بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا 
با تولای شما دادند شیرم یا رضا 
وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا 
بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا 
لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا 
هر چه بودم هر چه هستم«میثم»کوی توام 
از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام 


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
19:33
#امام_رضا_ولادت

به دامان آسمان دُر و گُوهر،داشت
ستاره دسته دسته گل به بَر،داشت
ز لبخند ملاٸک،نور می ریخت
سحر از وقتِ موعودی ،خبر داشت
قسم بر فجر،در صبحِ مدینه
خدا از چهره ٔخود پرده،برداشت

عیان شد از قضا،الله اکبر
گل روی رضا الله اکبر

خدا را نجمه امشب مظهر آورد
دوباره،آمنه،پیغمبر آورد
علیِ دیگری از کعبه،آری
حسن یا که حسینِ دیگر آورد
همان مادر که صد مریم کنیزش
مسیحایی مسیحا پرور آورد

عروس فاطمه(س)،قُرص قَمر زاد
به مدحش هرچه گویم،خوبتر زاد

الا ای حضرت سلطان هشتم
که عشقت بُرده خواب از چشمِ مردم
زند بر شانه هایت بوسه خورشید
به تعظیم تو داٸم ماه و انجُم
بهشت ارزانی آنکه بگیرد
ز دستِ لطفِ تو یک دانه گندم

تو مولای سریرِ اِرتضایی
اَبا الجودی،علی موسی الرضایی

امیدِ اولین و آخرینی
تو وجه الله بر روی زمینی
نه تنها عالم آل محمد(ص)
رٸوفِ اهل بیتِ طاهرینی
به نامت،سِکّهٔ لطف و کرامت
تو حَبل الهی و حِصنِ حَصیِنی

تمامِ ماسِوا ، مَحوِ جَمالت
همه سر گشتهٔ جاه و جَلالت

زمین و آسمان،پروانهٔ تو
کریمان،مستمندِ خانهٔ تو
حیات جاودانی دارد آنکه
لبی تَر کرده از پیمانهٔ تو
نگاهِ آرزویِ هشت،جَنَّت
به سوی صَحنِ سقا خانهٔ تو

نگهبان حَریمت،اَشجَعُ الناس
عموی مهربانی مثلِ عباس(ع)

جدایی از شما،عینِ عذاب است
دُعا پای ضریحت مُستجاب است
حریمِ امنِ تو،اهل گُنَه را
بهشتِ بی حساب و بی کتاب است
به استقبال زَوّارِ حریمت
به دست انبیا، عطر و گلاب است

تو را حُور و مَلک گَرمِ طوافند
در ایوان طلا در اعتکافند

کسی در کوی تو دیگر گدا نیست
نگفته میدهی گفتن رَوا نیست

اگر که هر دو عالم را ببخشی
که با ز اندازهٔ جودِ شما نیست
اگر اِذنِ زیارت از تو باشد
زمشهد فاصله تا کربلا نیست

گرفتارم،اسیری مُستمندم
بُود نامِ تو ذکر بَند بَندَم

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
2
19:33
#امام_رضا_ولادت
#صلوات


به گنبد وعلم حضرت رضا صلوات
به جلوه حرم حضرت رضا صلوات

زگرمی نفسش مرده زنده می گردد
به معجزات دم حضرت رضا صلوات

فرشتگان سما کفشدار این حرم اند
به رتبه خدم حضرت رضا صلوات

گدایی در او را به سلطنت ندهم
به رحمت و کرم حضرت رضا صلوات

جواز کرببلا میدهد به زوارش
به جوهر قلم حضرت رضا صلوات

@raziolhossein
👍 3 2
19:33
#امام_رضا_ولادت



یا ربِ وقت سحر تقرب شب هاست
رو به کریمان زدن عبادت لبهاست
بستر بیمار وعده گاه طبیب است
خیری اگر میدهند برکت تب هاست
نوکر گمنام هم بنام شد اینجا
آنچه مهم نیست پیش یار لقب هاست
سِیر الهیِ اهل عشق همیشه
رحمت ذی القعده هاست لطف رجب هاست
ذکر رضا قند کرده تلخی مارا
شهد نبات است اینکه بین رطب هاست

مادرم امد مرا به دست رضا داد
آبرویم را خرید خانه اش آباد!

محضر سلطان می آورند اگر دست
میشکنند عاشقان به شوق نظر دست
دست به دامان حلقه های ضریحم
کودکم و میدهم به دست پدر دست
بین قنوتم افاضه کرد مکرر
خیر کثیر است در زمان سحر دست
عقل چکارست تا گدای تو هستم
فیض به من بیشتر رسانده ز سر... دست
تر شده از دیدن حرم چقدر چشم
پر شده از محضر شما چقدر دست

سفره گشا تا رضاست سفره نشینم
ضامن آهو نوشته روی نگینم

پشت سر زائران دعاست،دعایت
دلخوشی دعبل است خاک عبایت
سلسله بر گردن روات کشیدی
جان بفدای کلام مثل طلایت
کعبه تویی مسجدالحرام بهانه
قبله تویی قم شدست قبله نمایت
قصر به هم ریخت در مناظره وقتی..
آبروی جاثلیق ریخت به پایت
کن فیکونِ تو فاش شد سر سفره
شیر میاید برون ز پرده برایت

روی دو چشم ترم قدم بزن ای ماه
تا که مطهر شود شبیه قدمگاه..

آمدم ای شاه با نشان و نشانی
پیش تو باشد دلم به حکم امانی
وقت نماز است صف پر است کمک کن
کاش مرا هم کنار خود بنشانی
هرچه کنی از درت جدا نشوم من
خواه بخوانی مرا و خواه برانی
جاروی خدام را ببخش به زوار
تا که دراین دل کنند خانه تکانی
ابن شبیب آمدست دیدنت آقا
موقع روضه شدست و مرثیه خوانی

ناله ان کنتَ باکیاََ بزن آقا
سینه برآن شاه بی کفن بزن آقا

یابن الشبیب عمه ام دلش پر غم شد
چادر و پوشیه بین قافله کم شد
جد غریبم ز روی اسب زمین خورد
پیرهنش بر فراز نیزه علم شد
دامنشان گر گرفت صورتشان سوخت
آتش خیمه بلای اهل حرم شد
چرخش شلاق ها به بازویشان خورد
قامت معصومه ها شکسته و خم شد
بعد هزاران هزار زخم جگر سوز
نوبت بازار شام و هلهله هم شد

زخم غرورم ز ماجرای حجاب است
گریه ی من بیشتر برای رباب است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 5 3
19:33
#امام_رضا_مدح


سلام ای برازنده‌ات کبریایی
سلام ای که داری شکوه خدایی
سلام ای مقامات‌ تو ماوَرایی
تو مافوق اِدراک اَمثال‌ مایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

تو آن نور محضی که سایه ندارد
تو دینی و دین بی تو پایه ندارد
کتابُ اللهِ بی تو آیه ندارد-
-که ما بندگان را کند رهنمایی
تو مولاعلیّ بن موسی‌الرضایی

به نام تو هرکس توسّل نکرده
به ذات الهی توکّل نکرده
کسی چون تو مارا تحمّل نکرده
تو بالاترین حدّ صبر و رضایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

امام الرّئوف و انیس النّفوسی
توخورشیدهشتم؛توشمس‌الشّموسی
که خورشید دارد سرِ خاکبوسی
دم صبح بر پای ایوان طلایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

امامی‌ به این مهربانی ندیدم
نگاری به این دل‌سِتانی ندیدم
و چون این حرم آستانی ندیدم
که درچشم عالم کند خودنمایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

توعالی‌مقامی‌ توعالی‌جنابی
تو هم‌کنیه با حضرت بوترابی
توزهرا سرشتی تو زهرا مَآبی
تو هم مثل او بضعةُ المُصطفایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

تورا عدّه‌ای گفته شاه‌ خراسان
تورا دسته‌ای خوانده سُلطان ایران
به‌موسی‌بن‌جعفر‌به‌موسی‌بن‌عمران
تو در اصل سُلطان‌ارض‌وسمایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

تو بی‌نسخه درمان‌کُنی‌درد ما را
شفا می‌دهی هرچه بی‌دست‌ و پا‌را
فَلج‌ها؛کر و لال‌ها؛کور ها را
کجا‌هست‌این‌گونه‌دارالشفایی؟
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

شدم عازم مشهد ای شاه هربار
نوشتند در نامه ام حجّ بسیار
برایم رقم خورد در وقت دیدار
چه‌زیباطوافی؛چه‌سعی‌وصفایی!
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

بهشت‌است‌ محدوده‌ی حائر تو
بُوَد زائر ذات حق ؛ زائر تو
بواللهِ یک ذرّه هم چاکر تو
ندارد کنار تو ترس از بلایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

شبیه تمام گرفتارها ؛ من
به پابوسی‌ات آمدم بارها من
دلم قُرص باشد چو زوّارها من
سه‌جا‌وعده‌دادی‌ و حتماًمی‌آیی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

به‌غیر از تو من تکیه‌گاهی‌ندارم
به‌غیر از حرم سرپناهی ندارم
به‌جز گریه پیش تو راهی ندارم
ببخشا اگر سر زد از من خطایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

ببین فصل کالی مارا ؛کرم کن
ببین خسته‌حالی مارا کرم کن
ببین دست خالی مارا کرم کن
تصدّق‌کن ای‌ذوالکرم؛کربلایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

مدد کن‌که‌پای تو مُحکم بمانم
به پای تو تا پای جانم بمانم
اجازه بده تا مُحرّم بمانم
که از شوق مشّایه هستم هوایی
تو مولاعلی‌ّبن‌موسی‌الرّضایی

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 2 1
19:33
#امام_رضا_ولادت
#رباعی



هنگام سرور مومنین است امشب
عالم همه چون خلد برین است امشب

تبریک بگو به خواهرش معصومه
میلاد امام هشتمین است امشب


@raziolhossein
3 👍 1
6 May 2025
ش
03:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت
#حضرت_نجمه_خاتون


تقدیم به خاک پای حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها، مادر امام رضا علیه السلام

ز خاطر برده ماه هفتمِ هفت آسمان، غم را
حمیده مادرش وقتی به او بخشید تکتم را ١

زنی که کنیه ی او حضرت ام البنین بوده ٢
کسی که پرورانده در بغل، سلطانِ عالم را

همان نجمه که عطر حضرت معصومه را دارد
همان که کرده جاری در کویر شور، زمزم را

همان که کودکش قبل از تولد در سحرگاهان
برایش خوانده با صوت جلی، آیاتِ محکم را ٣

همان خورشید هشتم که پناه بی پناهان است ۴
همان که برده بالا تا فراز عرش، پرچم را

علی صورت علی سیرت علی ظاهر علی باطن
دوباره غصب کردند از علی حق مسلم را

چه فرزندی، همان که ناله ی یابن الشبیب او
دمادم زنده کرده روضه ی باز محرم را

کسی که مادر خورشید شد، فرزندِ فرزندش
کشد بر خاک ذلت بینی یحیی بن اکثم را

عجب شمس الشموسی از نگاه نجمه جاری شد
که روشن کرد تا روز قیامت کل عالم را

#احمد_علوی

1_عیون اخبار الرضا علیه السلام جلد ١ ص ١٢
2_الوافی بالوفیات جلد ٢٢ ص ١۵۴
3‌_عیون اخبار الرضا علیه السلام جلد ١ ص ١٧
4_عیون اخبار الرضا علیه السلام جلد ١ ص ٢٠

@raziolhossein
2 👍 2 😍 1
03:08
#امام_رضا_ولادت


بار دیگر شب گذشت وجلوه گرنورسحرشد
با پرستوهای عاشق، دل مهیای سفرشد
با هزاران شوروشادی تا مدینه رهسپرشد
دیدآن جا شوق وشوری، شادمانی وسروری
وادی سینا وطوری، برفلک تابیده نوری
سینۀ سینا شد آنجا ازقدوم پورموسی

آمد آن مهری که باشد ، روشنای کهکشان ها
نوراو رنگین کمانی،بسته روی آسمان ها
حُسن او شوری فکنده، دربیانها برزبان ها
ازعطا ولطف ایزد، ازبهشت سبزوسرمد
هیچ می دانی که آمد، عالم آل محمد
آن که علم خویش رابخشیده براو حق تعالی

کهکشانی ازستاره، مهردارد رونمایش
آسمانی نورونقره، ماه می ریزد به پایش
مهرومه ماتند وحیران، درتماشای لقایش
این سراسر روشنایی،با فروغی کبریایی
با نسیم دلربایی، جلوه ای دارد خدایی
جلوه ای که گلشن هستی شده ازاو مصفا

روشنای چشم هاشد ، ذره ای ازخاک طوسش
ناز دارد برخلایق، هرکسی شدخاکبوسش
خوانده اند اورا به دنیا، شمس نه، شمس الشموسش
مهرآمد، ماه آمد، با جلال وجاه آمد
با دلی آگاه آمد، نورنورالله آمد
نورخورشید همه خورشیدهای عالم آرا

اوامیر عشق باشد،ملک ایمان کشوراو
حک شده نام خدابر،خاتم انگشتراو
عرش اعلا مسنداو،تاج تقوا افسر او
بنگرای دل عّزو جاهش،برفروغ جلوه گاهش
نورایمان درنگاهش،هرکه آید درپناهش
کی کند وصل بهشت آرزو ازحق تمنا

آن که باشد روضه ای از،باغ جنت مشهد او
اجرحج وعمره دارد، یک طواف مرقد او
با کبوترها زند پر، به گرد گنبد او
هرکه می گردد ندیمش، سائل طبع کریمش
مست گردد ازشمیمش، می کند طوف حریمش
سعی کن تاگوهری برداری ازاین موج دریا

هرکه دارد مهراورا، گوهری شهوار دارد
درحریم سینه ی او، مشرق الانوار دارد
روکند بردرگه او، هرکه با او کار دارد
هرکه می گرددگدایش،زودمی بیند عطایش
شرط دین باشد ولایش، من چه گویم درثنایش
بضعة منی رسول الله گفتش همچوزهرا

روی خاک اونهادی ، چون که روی منفعل را
با زلال اشک توبه، صاف کن این آب وگل را
وامکن هرگز «وفایی» ازضریحش قفل دل را
رو به او هر روز وشب کن، درشرار عشق تب کن
نام اورا ذکر لب کن،حاجت خود را طلب کن
تا گشاید او گره ازکار ما امروز وفردا


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
03:08
#امام_رضا_مدح

هوای دولتِ مشرق سفیر ِباران شد
و چترهای دل ما سریر ِباران شد
كویر سربه‌هوای به آسمان محتاج،
دچار مرحمت سربه‌زیر باران شد
قناتِ مرده‌ی ما را دوباره احیا كرد
و دشت‌های ترك‌خورده، سیرِ باران شد
و چشم‌ها -كه همه در مسیر او خیس‌اند-
شگفت بدرقه‌ای در مسیر باران شد
چه رنگ‌ها كه به هم دستِ بیعت آوردند
كمانی از بركات غدیرِ باران شد

ترانه‌های بهاری دل مرا برده‌ست‌
صدای سوت قطاری، دل مرا برده‌ست

مسافرم به دیاری؛ ببند بار مرا
به عزم دیدن یاری، ببند بار مرا
سفر، شروع فراق است، باخبر هستم
اگرچه دوست نداری؛ ببند بار مرا
بیان قصّه دراز است؛ اندكی بنشین
بگویمت به چه كاری ببند بار مرا؟
مرا هوای گُلی در سر است، می‌بینی
برای منصب خاری، ببند بار مرا
ببین درون دلم شوق و بی‌قراری را
به قصد كسب قراری ببند بار مرا

تمام راه، من و جاده حرف‌ها زده‌ایم
غریب گرچه، ولی سر به آشنا زده‌ایم

پس از سلام، جواب سلام لازم نیست؟
برای زخمی راه التیام لازم نیست؟
رسیدنم به تو واجببترین نیازم بود
وگرنه باقی درخواست‌هام، لازم نیست
برای حاجی احرام بسته‌ی حَرَمت
دگر زیارت بیت‌الحرام لازم نیست
كبوترانه، هوای تو را به پر دارم
برای كفتر جَلدت كه دام لازم نیست
اگرچه زشت و سیاهم، ولی مگر آقا
در این عمارت شاهی، غلام لازم نیست؟!

اگرچه ساكن اینجام، خانه‌ام آن‌جاست
كبوتری شده‌ام كآشیانه‌ام آن‌جاست

چه بارگاه قشنگی! چه مرقدی داری!
عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری!
که گفته است غریبی میان ما؟ وقتی
همیشه دوروبرت رفت‌وآمدی داری
جناب گل‌پسر هفتم از قبیله‌ی یاس
شمیم روح‌نواز محمّدی داری
به آبروی تو شرمنده آبرومندست
رئوف هستی و الطاف بی‌حدی داری
میان این همه خوبان که دورتان جمع‌اند
خودم که معترفم نوکر بدی داری

و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد
ضریح نیست؛ که کندویی از عسل دارد

سپاس آن که به دنیا ابا الجوادم داد
سپس گداشدن خانه‌زاد یادم داد
ورودم از در باب الجواد واسطه‌ای‌ست
همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد
به من چه شاعرم اصلاً خودش که می‌دانست،
نه دعبل‌ام نه فرزدق نه باسوادم، داد
جهان سراغ ندارد رئوف‌تر از او
هنوز کاسه‌ی دستم نشان ندادم داد
در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند
فدای آن‌که چنین حُسن انتخابم داد

کشید دست مرا ثامن‌الحجج رفتم
فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم...

#مصطفی_صابر_خراسانی
#صابر_خراسانی

@raziolhossein
1 👍 1
03:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×701, 120.4 KB
#امام_رضا

گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم
از روز الست با رضا، گفتم چشم

من آمده بودم به ولايت برسم
گفتي "انا من شروطها" گفتم چشم


#مرتضی_آخرتی

@raziolhossein
👍 2
03:09
#امام_رضا_مناجات


آن خالقي که بر تن بي روح جان دهد      
مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد

شخص کريم، جودِ بلاشرط مي کند
آري خدا هر آنچه دهد رايگان دهد

هر نعمتي که داد خدا، بي سوال داد      
وصل تو را که خواسته ام بي گمان دهد

از خلقت تو خواست خداوند لامکان 
ما را کنار رحمت عامش مکان دهد

گر جان دهم به يک نگهت سود با من است     
کالاي خويش را که بدين حد گران دهد؟
 
بي امتحان مرا به غلامي قبول کن 
رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد
 
دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من       
دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد
 
می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما
ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟

آن پرچمي که بر سر بام حريم توست     
راه بهشت را به محبان نشان دهد

قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است 
در انتظار اين که به پاي تو جان دهد

روز جزا که در صف قرآن و عترتيم            
ما را امام ثامن ضامن امان دهد

مرحوم #حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
👍 2 😍 1 😭 1
03:09
#امام_رضا_ولادت



آی دنیا آی دنیا لحظه ای بشنو مرا
که فقط یک حرف دارم ،حرف بی چون و چرا
کوری چشم حسودان تا خدا باشد خدا
نیست مولا جز علی و نیست سلطان جز رضا

این علی و آن علی در دو جهان جان‌ منند
این علی و آن علی ، مولا و سلطان منند

دوره ی غم ها سر آمد،  آمده دوران ما
در دو عالم پهن گشته سفره ی سلطان ما
آمده کشتی چاره ساز هر طوفان ما
آمده امشب حسین ِ زینب ِایران ما

بوی رحمت بوی نعمت بوی باران آمده
البشارت فاطمه ! سوم علی جان آمده

ای همیشه سرپناه بی پناهان السلام
ای امید آخر نامه سیاهان السلام
تکیه گاه محکم ِ بی تکیه گاهان السلام
شهریار ملک ایران ، شاه شاهان السلام

ظلمت محضم ولیکن رو به ماه آورده ام
"بر امام مهربان خود پناه اورده ام "

ما نمیخواهیم از تو جز تو را ، حاجت تویی
صبح ِ چاره ساز ما در هر شب وحشت تویی
اهل تو هستیم ما ، بابای این ملت تویی
نعمت از این چیست بالاتر، ولی نعمت تویی

چاره مایی چه در قنداق چه بین کفن
رعیتت هر که نباشد نیست با ما هم وطن

دست و دلبازی که آهو را ضمانت می کند
با گدایانش چه در روز قیامت می کند؟
بیش از این دنیا در آن دنیا کرامت می کند
مثل جدش قاتلش را هم شفاعت می کند

غم مخور عمخوار ما سلطان علی موسی الرضا ست
در دو عالم یار ما سلطان علی موسی الرضاست

غصه هامان بود بی پایان اگر مشهد نبود
دردهامان بود بی درمان اگر مشهد نبود
عمرمان می شد شب هجران اگر مشهد نبود
اصلا آقاجان چه بود ایران اگر مشهد نبود

از تو ممنونیم اعلی حضرت ایران شدی
در دو عالم آبروی ملت ایران شدی

چایخانه های تو سرچشمه ماء معین
چایخانه های تو میخانه ی اهل یقین
چایخانه های تو مانند فردوس برین
چایخانه های تو دارد هوای اربعین

چایی ِ بعد از زیارت از عسل شیرین تر است
همچنان چایی ِ موکب هاست چیزی دیگر است

ای که چشم مهربانت چاره ساز هر غم است
ای که دست ِ رافتت ، ضرب المثل در عالم است
هر چه از لطف تو و حال بدم گویم کم است
مشهد من دیر گشته روزگارم درهم است

ساقیا لبریز از دوری شده پیمانه ام
من خمار جرعه ای از آب سقاخانه ام

باز سامانم بده دارد محرم می رسد
مرده ام جانم بده دارد محرم می رسد
درد و درمانم بده دارد محرم می رسد
رزق بارانم بده دارد محرم می رسد

از من این دلواپسی های محرم را نگیر
این حسین‌‌ جانم‌ حسین ، این اسم اعظم را نگیر



#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 6 1
03:09
#امام_رضا_علیه_السلام
#رباعی


آنجا که ورق سریع بر می‌گردد
افتاده از آن رفیع بر می‌گردد

مشهد، که بر آستانه رحمت او
عاصی برود، شفیع بر می گردد

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
👍 1
03:09
#امام_رضا_ولادت



ای دل امشب آسمان ها دیدنی است
رقص نور کهکشان ها دیدنی است

اختران چون خوشه دسته دسته اند
درمیان آسمان صف بسته اند

مهرومه را نورافشان کرده اند
آسمان ها را چراغان کرده اند

رنگ شب زیباتراز هرروز شد
سینه ی مه پرزنور وسوز شد

ناگهان لب های مه چون گل شکفت
با هزاران شوق با خورشید گفت

ای مرا امید ای آئینه رو
کیست این مهر جهان آرا بگو

لعل لب خورشید رخشان باز کرد
ازلب پرنور خود آواز کرد

این که می آید امید ماسواست
نورخورشید همه خورشید هاست

چلچراغ آسمان ها اوبود
روشنی کهکشان ها او بود

هشتمین مهرجهان آراست او
مهر تابان همه دل هاست او

آسمان عشق را او رهنماست
جلوۀ نورخدا، شمس الضحاست

وارثی ازعلم احمد اوبود
عالم آل محمد او بود

او امید وآرزوی ما بود
اوتمام آبروی ما بود

انقضاء نورمن نزدیک بود
گرنمی آمد جهان تاریک بود

مقصد من صبحگاهان کوی اوست
درشب تاریک چشمم سوی اوست

هست نوراو چراغ راه من
بارگاهش خانه ی دلخواه من

می کنم هرروز طوف مرقدش
می ربایم بوسه ها از گنبدش

روشنایی یافتم ازچهر او
مهربانی یافتم ازمهر او

زائر صحن وحریم او شدم
سائل طبع کریم او شدم

روز وشب مشتاق دیدارش منم
خاک راه پای زوارش منم

باغی از فردوس باشدخانه اش
اوچو شمع وعرشیان پروانه اش

قدسیان برخاک او زانو زنند
صحن او را با مژه جارو زنند

عرشیان هر روز با صوتی ملیح
یا رضا گویند درپای ضریح

گشته موسای نبی دربان او
هست عیسی گوش برفرمان او

جبرئیل این جا کبوتر می شود
با ارادت خاک این در می شود

خاک این درگاه رحمت کیمیاست
آب سقا خانه اش آب بقاست

زائرش را رتبه ای والا دهند
آفرین ازعالم بالا دهند

گررهائی خواهی از هرقید وبند
قفل دل را برضریح او ببند

هرکه براو دل دهد دلبرشود
ذره گر باشد مه انور شود

این همان خورشید ذره پرور است
درسپهر عشق مهری انوراست

جلوه کرده آسمان نوراو
درحدیث صبح نیشابور او

جذب علم او همه ارباب فضل
باز شد ازاو هزاران باب فضل

ای «وفایی»هرکه چون من خاک اوست
زائردولت سرای پاک اوست


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
03:09
#امام_رضا_مدح
#امام_رضا_مناجات


ای سند نجات من ولایت تو یا رضا
صحن نو و عتیق تو کعبه و کربلا رضا
دلم بود به یاد تو مدینة الرضا رضا
زیارتت به دین من زیارت خدا رضا
تو و کرامتت مرا ز خود مکن جدا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

شهی که خاک طوس از او آمده محترم توئی
مهی که نور می‌دهد بر عرب و عجم توئی
رؤف اهلبیتی و ولّی ذوالکرم توئی
به مسجد‌الحرام دل قبله توئی حرم توئی
صفا و مروه می‌کند با حرمت صفا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

منم که بین طوطیان گرم ترانة تواَم
کبوتری شکسته پر در آشیانة تواَم
نیازمند گندمی در آستانة تواَم
بال زنان دورو برِ نقاره خانة تواَم
اگر پرم ز کوی تو بگو پرم کجا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

الا الا ثنای تو، ذکر علی الدّوام من
رؤف من، عطوف من، امید من، امام من
لحظه به لحظه دمبدم، بر حرمت سلام من
به غرفه‌های مرقدت، خورده گره زمام من
در حرمت گرفته‌ام ذکر رضا رضا رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

حیات جان پراکند بوی خوش نسیم تو
مادر خلقت آمده سائلة قدیم تو
صراط اولیای حق صراط مستقیم تو
دل ز فرشته می‌برد کبوتر حریم تو
ملک بسوی این حرم آورد التجاء رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

ناز کنم به سلطنت اگر تو را گدا شوم
نه لایقم گدا شوم گدات را فدا شوم
چه می‌شود قبول تو بخاطر خدا شوم
نه تو ز من جدا شوی نه من ز تو جدا شوم
نه من تو را رها کنم نه تو مرا رها، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

توئی که درد روح را ز فیض تن دوا کنی
عقده ز کار عالمی به یک کرشمه وا کنی
کلیم را عصا دهی مسیح را دعا کنی
چه می‌شود که یک نظر به قلب سنگ ما کنی
ای که بیک اشارهات سنگ شود طلا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

ولایت تو دین من نه دین من که دِین، هم
محبتت فروغ دل چراغ هر دو عین، هم
عنایت تو بیشتر ز ظرف عالمین، هم
مقام زائرت فزون ز زائر حسین، هم
رشک برد بزائرت زائر کربلا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

خزان شدم که بخشم ز اشک و خون بهارها
به هر دقیقه عمر خود کشیدم انتظارها
که در طواف مرقدت مرا رسد فشارها
کنم دراز دست خود به عجز و ناله بارها
که پنجه‌ام گره خورد به غرفة تو یا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

گلی که شد خزان تو بهار لاله چید از او
دلی که شد از آن تو، فروغ حق دمید از او
کسی که زائر تو شد عطا ز تو امید از او
ز لطف و مرحمت کنی سه بار بازدید از او
تو را سزد تو را سزد تو را چنین عطا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

مرا به مهر خود ببر که با ولات زیستم
به تربتت شتافتم به غربتت گریستم
در آفتاب صحن تو اگر دمی بایستم
بسایة بهشت هم نیازمند نیستم
جهنّم است بهر من بهشت بی‌رضا، رضا

رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا
مرا تقرب خداست ولای تو سبب شده
مدح تو و ثنای تو دعای روز و شب شده
هر نفسی که می‌زنم سلسلةالذهب شده
کبوتر تو از ازل بذکر تو ادب شده
زبان من که باز شد تو را، زدم صدا، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا

توئی توئی که چون خدا نظر به بنده می‌کنی
توئی که جان مرده را دوباره زنده می‌کنی
تو شام تیره را سحر ز فیض خنده می‌کنی
تو نقش شیر پرده را شیر درنده می‌کنی
تو مور خسته را رهی بال و پرهما، رضا
رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا رضا


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 4
03:09
#امام_رضا_ولادت
#رباعی #صلوات

با عشق عجین شده ست آب وگل ما
روشـن شده از نور ولایت دل ما

ازیمن شکفتن گُل روی رضا
بوی صلوات می دهد محفل ما

....

خورشید اگر به پایبوس آمده است
آرامش جان روح نفوس آمده است

تاصبح  بریز نور ونقره به رهش
ای ماه ببین شمس شموس آمده است

#سیدهاشم_وفایی


@raziolhossein
👍 3
03:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
654×1280, 181.9 KB
یاامام‌رضا

مولا! خوش آن کسی که غلام حریم توست!
وآن کس که روزوشب به سلام حریم توست!
این کعبه‌ی دل است و به نام حریم توست
《آن پرچمی که بر سر بام حریم توست
راه بهشت را به محبّان نشان دهد》
بر عاشقان کوی تو خطّ امان دهد


✔یک بند از مربع‌ترکیبِ مرحوم #سیدرضا_مؤید که کم‌تر دیده شده با تضمین بیت معروفی از #حسان👆


🌹بعلیّ بن موسی عجّل لولیّک الفرج🌹


@raziolhossein
👍 4
03:13
#امام_رضا_علیه‌_السلام



امید چشم بیابان فقط امام رضاست
که استجابت باران فقط امام رضاست

تواب حج تمتع اگر به ما نرسید
بیا که حج فقیران فقط امام رضاست

عجیب نیست اگر زعفران سحرخیز است
که آفتاب خراسان فقط امام رضاست

بیار کاسه ی خالی که دست پر بروی
که نان سفره ی بی نان فقط امام رضاست

هنوز اول راهیم تا به او برسیم
بیا که آخر ایمان فقط امام رضاست

چه بی دلیل پی تاج و تخت می گردند
در این دیار که سلطان فقط امام رضاست

به‌ احتضار مرا رو به او بخوابانید
که روح این تن بی جان فقط امام رضاست..


#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
2 👍 2
03:13
#امام_رضا_مناجات

ماییم و انس و الفت تو یا اباالجواد
در جان ماست محنت تو یا اباالجواد

با اذن فاطمه به دل ما رسیده است
سرمایه محبت تو یا اباالجواد

این قلبهای ما که بنام تو می تبد
جامی است از ولایت تو یا اباالجواد

ای نیت تو یاری زوار خسته ات
قربان قصد قربت تو یا اباالجواد

بیمار لاعلاج نداری در این مطب
محشر کند طبابت تو یا اباالجواد

هر شاخه گل ز گلش بالای مرقدت
داروی درد امت تو یا اباالجواد

صحن و رواق و باب و ضریحت بهشت ما
دارالشفاست تربت تو یا اباالجواد

باب الجواد روزی هر صبح و شام ماست
کو دوری از ضیافت تو یا اباالجواد

آنچه ز وصف جنت اعلا شنیده ایم
بالاتر است جنت تو یا اباالجواد

ما دل بریده ایم ز دولت مدارها
ماییم و صبح دولت تو یا اباالجواد

هر کس که بعد مشهد تو کربلا نرفت
از دست داده فرصت تو یا اباالجواد

با اينهمه هنوز غریبی امام من
ای جان فدای غربت تو یا اباالجواد

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
👍 2
03:26
امامزاده واجب التعظیم
حضرت #صالح_بن_موسی_الکاظم_علیه_السلام


شکر حق جز عاشقی چیزی نمی دانیم ما
عاشقیم و یادگاری های سلمانیم ما
با کسی جز آل پیغمبر نمی مانیم ما
نوکر معصومه خاتون و رضا جانیم ما

کشور ما  تا قیامت کشور دلداه هاست
کشور ما بیمه موسی بن جعفر  زاده هاست


نیست چیزی بهتر از این فاطمه غمخوار ماست
رو زدن بر مردم دنیا همیشه عار ماست
صالح بن حضرت ِ موسای کاظم یار ماست
مثل سلطان خراسان ، محرم اسرار ماست

هر که در این شهر ، دلتنگ خراسان می شود
چون کبوتر جَلد ِ آقای شمیران می شود

این حرم ، لبریز  ِ بوی کاظمین و مشهد است
این حرم مانند قم باشد ، عطایش بی حد است
خیر ، اینجا دم به دم در حال رفت و آمد است
افتخار شهر ما ، شهر ری و این مرقد است

عطر جنت می وزد از این حیاط با صفا
دردها ناگفته در این خانه می گردد دوا


مردم عالم بُوَد آقای این دارالشفا
مثل معصومه کریم و مهربان مثل رضا
دست خالی کِی رود از این کرمخانه گدا
هر که باشی ، هر چه باشی ، می شوی حاجت روا

آی مردم، آی مردم این حرم ، جای همه است
آی مردم صاحب ِ این خانه ، آقای همه است


ای عزیز حضرت موسی بن جعفر ، السلام
یابن یاسین ، یابن طه ، یابن حیدر السلام
یادگار حضرت زهرای اطهر السلام
ای بلند آوازه ی دنیا و محشر السلام

سفره داری تو خیلی بر رضا جان رفته است
کِی پشیمان از سر ِ این سفره مهمان رفته است


ای همیشه آشنای هر غریب و آشنا
یابن موسی  ، ای دوای دردهای بی دوا
دست من بر دامنت ای حضرت مشکل گشا
مثل زهرا مادرت همسایه ات را کن دعا

خواهشی دارم تو را جان علی موسی الرضا
حضرت صالح مرا ، یار اباصالح نما

ای عزیز حضرت زهرا خدایی کن مرا
دست و پا گیرم ،زمین گیرم ،هوایی کن مرا
یابن زهرا ، در جوار خود ، فدایی کن مرا
اربعین دارد می آید کربلایی کن مرا

از تو خواهم روزی ِ اشک محرم ، سیدی
آرزو دارم بمیرم‌ پای پرچم ، سیدی

آه کم کم محشری در قلب دنیا می شود
کاروان کربلا دارد مهیا می شود
آه کم کم ، بین آن گودال غوغا می شود
یا بُنی یا بنی ذکر زهرا می شود

آه کم کم بی حیایی از قفایش می زند
از حرم تا قتلگه زینب صدایش می زند


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 4
03:27
#امام_رضا_علیه_السلام
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


این جا که پراز فروغ باور شده است
گنجینۀ نور حق مصور شده است

از شعشعه ی مشهد وقم دانستم
ایران ز دو خورشید منور شده است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
03:29
#حضرت_نجمه_خاتون
#ام_الشمس


دوباره دست بر سینه ، به درگاه تو ، رو کردم
سلام ای همسرِ باب الحوائج ، قبله هفتم

تو آن مستوره ای هستی که عقل از درک تو عاجز
شبیه فاطمه مخفی است قدر ات نزد این مردم

تویی آن نجمه ای که در شب ظلمانیِ دنیا
به لطف نورِ تابان ات نمی گردیم سردرگم

همیشه زیر چتر رحمت ات بوده است ایران چون
شده گسترده خوانِ فیضِ تو در مشهد و در قم

فقط کافیست در صحن گوهرشاد از تو نام آرَم
محال است اینکه از من رو بتابد ، اختر هشتم

برای اینکه از برکت نماند سفره ام خالی
به نیت از تو دادم بر کبوترهای او گندم


#یونس‌_وصالی‌  (یونس)

@raziolhossein
👍 2
03:43
#امام_رضا_ولادت


اوّل سخن به نام خداوندِ ذوالکرام
نامِ خداست چون همه جا بهترین کلام
وآن‌گه ز روی صدق و ارادت دهَم سلام
بر آستان قدس رضا، هشتمین امام

امروز در حضور کریمش نشسته‌ایم
هر یک به نیّتی به حریمش نشسته‌ایم

این روضه کز شکفتن دل‌هاست باغِ دل
روشن ز ذرّه ذرّه ی خاکش چراغِ دل
ای، دل ز دست داده، که گیری سراغِ دل!
اینجاست آن که هست خریدار داغِ دل

اینجا مدال مُقبلی مُقبلان دهند
داروی زخم سینه ی صاحب‌دلان دهند..

امشب بهشت محو تماشای مشهد است
قندیل‌های نور به هر جای مشهد است
هستیْ تمام، چشم به سیمای مشهد است
قلب پیمبران به تمنای مشهد است

مشهد که جلوه‌گاه جمال محمد است
آرام‌گاه عالِمِ آل محمد است

فردا سپیده با دمِ جبریل می‌دمد
محشر نگشته، صور سرافیل می‌دمد
از مشهد الرضا، گل تهلیل می‌دمد
خورشید بر قبیله ی هابیل می‌دمد

تا کور، چشم دوده ی قابیلیان شود
رازی دگر، ز خلقت عالم، عیان شود..

امشب مدینه عرش معلای دیگر است
آن شهر وحی، طور تجلای دیگر است
تورات نور، در کف موسای دیگر است
موسای عشق را ید و بیضای دیگر است

امشب مدینه وآن همه آیات روشنش
بوی رسول می‌دهد و پاره ی تنش

یاد مدینه بر دل و بر جان صفا دهد
خاک مدینه، دیده ی دل را جلا دهد
این شهر، عطر سامره و کربلا دهد
وین لاله‌زار بوی حسین و رضا دهد

گاه نزول موکب اجلال احمد است
یا عید جشن عالِمِ آل محمد است..

قدوسیان تجلی توحید بنگرید
نوری که هر وصی و نبی دید بنگرید
در طور جلوه‌ای که درخشید بنگرید
در دامن ستاره به خورشید بنگرید

خورشید آسمانِ ولایت رضا رسید
در لاله‌زار نجمه، گل "اِنّما" دمید

این وارث یگانه ی موسی‌بن‌جعفر است
فرزند نازدانه ی موسی‌بن‌جعفر است
در هر صفت، نشانه ی موسی‌بن‌جعفر است
این آفتابِ خانه ی موسی‌بن‌جعفر است

روح نبی، روان علی، بر جهان امام
امر جهان و اهل جهان در کَفَش تمام

آیینه ی خداست جمال صبیح او
یوسف در آرزوی نگاه ملیح او
فرموده است حضرت صادق مدیح او
پیغمبران نشسته به پای ضریح او

تا افکند نگاه عنایت به سویشان
تا پُر کند ز کوثر رحمت سبویشان

این ماه را که شمسِ ضحی آفریده‌اند
نورآفرین آینه‌ها آفریده‌اند
باب‌ُالمرادِ خلقِ خدا آفریده‌اند
او را برای کشور ما آفریده‌اند

ایران که پایگاه ولایت به عالَم است
در سایه‌سار پرچم او سبز و خُرّم است

نام رضا صفای دل اولیا بُوَد
دست رضا هر آینه دست خدا بُوَد
تنها نه سایه‌اش به سر مُلک ما بُوَد
عالَم به زیر پرچم سبز رضا بُوَد

این یک حقیقت است و کسی درک می‌کند
کاین روضه را به اشک روان ترک می‌کند..

مهری که ماه، سِیْر کند در پناه او
ماهی که مِهر موج زند در نگاه او
"وَالشمسُ وَالقمر" خبر از روی ماه او
"واللّیل" سایه‌پرور خال سیاه او

او هشتمین امام و دهم عصمت خداست
نامش علی، سلاله ی موسی، لقبْ رضاست

سبز است پرچمت که دلیل هدایت است
زرد است گنبدت که به خورشید، غیرت است
سرخ است خاتمت که نشان شهادت است
در هر نگاهِ مهرِ تو صدها کرامت است

خورشید، هر سحر که ز مشرق کند طلوع
با بوسه‌ها به گنبد تو می‌کند خشوع..

در این حرم، فروغ خدا دیده می‌شود
در لحظه لحظه معجزه‌ها دیده می‌شود
نور اجابت از همه‌جا دیده می‌شود
آیات لطف و فیضِ رضا دیده می‌شود

از فرش تا به عرش، تجلای رحمت است
در انعکاس آینه‌ها نورِ رأفت است..

ای آفریده ذات تو را حق، برای خیر
هم خیرخواه خلقی و هم ره‌نمای خیر
هم ابتدای خیری و هم انتهای خیر
دارد "موید" از تو امیدِ دعای خیر

تا التفات بر پدر و مادرش کنی
در آستان خویش مقرّب‌ترش کنی


مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
👍 7 4 😍 1
ش
07:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
719×1280, 87.1 KB
#یاعلی

فقط حق ، فقط حق مسیر علی است
دل بهترین ها اسیر علی است
مگر بهتر از این خبر هست که
چهل روز دیگر غدیر علی است

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 4 3 😍 1
8 May 2025
ش
04:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح


جانِ جهان ز آمدنش جان گرفته است
عمري دوباره واژه ی احسان گرفته است
باران عشق بر سر ایران گرفته است
ایران چه برکتی ز خراسان گرفته است
موسای اهل بیت به دستش ستاره داشت
با او خبر ز معجزه های دوباره داشت

تو آمدی و زندگی ما شروع شد
با تو علی برای عجم ها شروع شد
ایران نفس گرفت و تولا شروع شد
پرچم زدی، محرم دنیا شروع شد
ای گفتن از علی همه ی اهتمامتان
نوری بده به معرفت این غلامتان

هر جا که می روم به شما ختم می شود
دنیای ما به صحن رضا ختم می شود
راه رضا به راه خدا ختم می شود
مشهد تهش به کرببلا ختم می شود
عمری به این محیط کرم خو گرفته ایم
مثل کبوتری به حرم خو گرفته ایم

ای آسمان مسافر پایین پای تو
رضوان کجاست؟ عابر پایین پای تو
خضر نبی مجاور پایین پای تو
ای خوش به حال زائر پایین پای تو
صحنت بهشت آرزوی ما غلام هاست
نامت همیشه آبروی ما غلام هاست

با افتخار خادم این آستانه ایم
از لطف هم جواری تان جاودانه ایم
مثل کبوتران حرم بی کرانه ایم
روزی خور همیشه ی این آب و دانه ایم
ما بی نیاز از همه محتاج این دریم
روزی خور کرامت موسی ابن جعفریم

دریاب روزگار مرا ایها الرئوف
این قلب بی قرار مرا ایها الرئوف
روشن کن اعتبار مرا ایها الرئوف
جانی بده بهار مرا ایها الرئوف
دستی برار و باز قضا را رقم بزن
بر صحن چشم شیفتگانت قدم بزن

در گوش من پدر فقط از عشق دم زد است
اینگونه شد که قبله ی من سمت مشهد است
دست توسلم همه شب رو به گنبد است
دور از حرم خرابم و حال دلم بد است
صحن تو دیده عشق مرا با نگاه تو
من آمدم ز کودکی ام در پناه تو

باب الجواد با کرمت آشنا تر است
اینجا دلی که می شکند پر بها تر است
فریاد اشک سوختگان بی صدا تر است
دنیای بی حرم ز جهنم فراتر است
ای با خبر ز ماتم زخم عمیق من
ای در خوشی و نا خوشی ام هم رفیق من

ای بهترین ستاره ی بخت و حیات ما
مرهم ترین توسل و راه نجات ما
واجب تر از اقامه ی صوم و صلات ما
اشک زیارت است شکوه نشاط ما
تنها مجال راحتی ام در کنار توست
این قلب بی قرار قرارش مزار توست

شمس الشموس، نور به کاشانه ام بده
گرد ضریح خود پرِ پروانه ام بده
دستی به التیام، سرِ شانه ام بده
آرامشی به زندگی و خانه ام بده
بیچاره آنکسی که نشد مستمند تو
خوشبخت آنکه هست اسیر کمند تو

با گوشه گوشه ی دلِ در غم نشسته ام
چشم امید بر تو و این خانه بسته ام
اندازه ی تمام جهان دل شکسته ام
آغوش مهر باز کن آقا که خسته ام
شیرین ترین خیالِ من آغوش مهر توست
من زندگانیم همه بر دوش مهر توست

رزق حلال سفره ی ما با دعای توست
ایران بلند مرتبه از خاک پای توست
در گوش ما ترنّمِ یا مرتضای توست
هر کس که دل دهد به حسین آشنای توست
فرموده ای به هر نفسی فبکِ لِلْحسین
خواهی به قرب حق برسی فبکِ لِلْحسین

یابن الشبیب گفتی و دلها کباب شد
یک خط حدیث خواندی و آن، یک کتاب شد
در عالمِ حسینیه ها انقلاب شد
تو روضه خوان شدی و، مخالف جواب شد
با اشک چشم و خون جگر گفته ای حسین
ای پیر روضه خوان چقدر گفته ای حسین...

مانند نیزه زار تنش زخم خورده بود
با تیر بی شمار تنش زخم خورده بود
با سنگ های هار تنش زخم خورده بود
از نعل آب دار تنش زخم خورده بود
تا قبل کربلا غم غارت نداشتیم
قبل از حسین داغ اسارت نداشتیم


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 9 1
04:16
#امام_رضا_مدح

دین من را فقط قوام ، رضاست
عشق یک حرف ، والسلام ، رضاست
صبح و شب ذکر من مدام ، رضاست
نام اصلی من غلام رضاست

هرچه دارم من از امام رضاست

خلقتم را غلامی اش مقصود
مادرم نذر او مرا بنمود
پدرم صبح و شام میفرمود
کوری چشمِ کینه توز و حسود

هرچه دارم من از امام رضاست

نور چشمِ پیمبر است و بتول
معدن رحمت است و اصلِ اصول
شکر حق که مرا نموده قبول
به غلامی او شدم مشغول

هرچه دارم من از امام رضاست

رونق افتاده گر به بازارم
عزت و آبرو اگر دارم
یا اگر که ز عشق سرشارم
تا ابد من به او بدهکارم

هرچه دارم من از امام رضاست

دل خود را به دستِ او دادم
او سه جا میرسد به فریام
هر زمان که به یادش افتادم
این مهم آمده است در یادم

هرچه دارم من از امام رضاست

شمس تابان من ، امام رضا
شرط ایمان من ، امام رضا
جان و جانان من ، امام رضا
سر و سامانِ من ، امام رضا

هرچه دارم من از امام رضاست


#یونس‌_وصالی‌

@raziolhossein
👍 4 3
04:18
#امام_رضا_مدح

در طوف کعبه ی تو صفا موج می‌زند
در زمزم تو آب بقا موج می‌زند

شاها! ز لطف توست که روز و شب اين همه
بر آستانه ی تو گدا موج می‌زند

دست نوازشت به سر زائرت گواست
اين جا عطا به روی خطا موج می‌زند

کس نارضا نرفته از اين آستان برون
در چشم زائر تو رضا موج ميزند

دارالشّفاست کوی تو، جای شگفت نيست
اين جا اگر که شهد شفا موج می‌زند

اين جا اگر دعا به اجابت نمی‌رسد
تا عرش از چه دست دعا موج می‌زند

از هر دل شکسته صدا ميرسد به گوش
در اين حرم هميشه صدا موج می‌زند

با دست خالي از حرمت کس نمی‌رود
تا روي گنبد تو طلا موج می‌زند

کويت بهشت ماست که هرجا رويم باز
در ديده اشک حسرت ما موج می‌زند

دادی به «رستگار» هم اذن حضور را
زآن بر لبش سپاس خدا موج می‌زند


#سيد_محمد_رستگار

@raziolhossein
2 👍 1
04:19
#امام_رضا_مدح

مرقد او بهشت رضوان است
پیش او خوش به حال مهمان است

بی نیاز دوعالمی با او
هرکه شد زائرش سلیمان است

کوچه باغ از نگاه ما اینجاست
عشق ما کوچه های نوغان است

رعیتم شاه من امام رضاست
شاه تاریخ من، رضا جان است


حال من در کنار او خوب است
مقصدم هر سفر  خراسان است

سجده ی من نشان شرکم نیست
جنتم  زیر  پای سلطان است

روز محشر که روز حسرت هاست
هرکه خاکش نشد پشیمان است

عقب افتاده کربلای کسی ... 
اشک در چشم او پریشان است

اصلا آغوش  پنجره فولاد
جای جامانده های گریان است

زائر او حسین را دیده ....
مشهدش کربلای ایران است


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
👍 4 1
04:28
#امام_رضا_مناجات


ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش‏
پيوسته در حمايت لطف اله باش‏
 
از خارجی هزار به يک جو نمی‌خرند
گو کوه تا به کوه منافق سپاه باش‏
 
چون احمدم شفيع بوَد روز رستخيز
گو اين تن بلاکش من پر گناه باش‏
 
آن را که دوستی علی نيست کافر است‏
گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش‏
 
امروز زنده‏ام به ولای تو يا علی
فردا به روح پاک امامان گواه باش‏
 
قبر امام هشتم سلطان دين رضا
از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش‏
 
دستت نمی‌رسد که بچينی گلی ز شاخ‏
باری به پای گلبن ايشان گياه باش‏
 
مرد خدا شناس که تقوی طلب کند
خواهی سفيد جامه و خواهی سياه باش‏
 
«حافظ» طريق بندگی شاه پيشه کن‏
وآنگاه در طريق چو مردان راه باش‏

منسوب به #حافظ_شیرازی

@raziolhossein
1
ش
07:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح


برید باد صبا خاطری پریشان داشت
مگر حدیثی از آن زلف عنبر افشان داشت

نسیم زلف نگار از نسیم باد بهار
فتوح روح روان و لطافت جان داشت

صبا ز سلسلۀ گیسوی مسلسل یار
هزار سلسله بر دست و پای مستان داشت

بیام یار عزیز ملیج روح افزا است
دم مسیح توان گفت بهره ای زان داشت

حدیث آن لب و دندان چه دُر فشانی کرد
شکست رونق لؤلؤ، سبق ز مرجان داشت

یمن کجا و بدخشان؟! مگر صبا سخنی
از آن عقیق درخشان و لعل رخشان داشت

بیادم از نفس خرم صبا آمد
گلی که لعل لبی همچو غنچه خندان داشت

بخضرت خطش از خضر جان و دل می برد
چه طعنه ها که دهانش به آب حیوان داشت

خطا است سنبله گفتن به سنبل تر او
به اعتدال قد و قامتی به میزان داشت

هزار نکتۀ باریکتر از مو اینجاست
به صد کرشمه ز اسرار حسن جانان داشت

مهی کلاه کیانی بسر چو کیکاوس
که افسر عظمت بر فراز کیوان داشت

بخسروی، همۀ بندگان او پرویز
جهان بصحبت شیرین به زیر فرمان داشت

ز نای حسن همی زد نوای یا بُشری
جمال یوسفی اندر چه زنخدان داشت

صبا دمید خور آسا ز مشرق ایران
مگر که ذره ای از تربت خراسان داشت

محل امن و امانی که وادی ایمن
هر آنچه داشت از آن خطۀ بیابان داشت

مقام قدس خلیل و منای عشق ذبیح
که نقد جان بکف از بهر دوست قربان داشت

مطاف عالم امکان ز ملک تا ملکوت
که از ملوک و ملک پاسبان و دربان داشت

بمستجار درش کعبه مستجیر و حرم
اساس رکن یمانی ز رکن ایمان داشت

بمروه صفۀ ایوان او صفا بخشید
حطیم و زمزم از او آبرو و عنوان داشت

مربع حرمش رشک هشت باغ بهشت
که پایه برتر از این نُه رواق گردان داشت

به قاف قبهٔ او پر نمی‌زند عنقا
بر آستانهٔ او سر همای گردان داشت

درش چو نقطه محیط مدار کون و مکان
هر آفریده نصیبی بقدر امکان داشت

شها سمند طبیعت ز آمدن لنگست
بدان حظیره امید وصول نتوان داشت

فضای قدس کجا رفرف خیال کجا
براق عقل در آن عرصه گرچه جولان داشت

در تو مهبط روح الامین و حصن حصین
ز شرفۀ شرف عرش و فرش، ایوان داشت

قصور خلد ز مقصورۀ تو یافت کمال
ز خدمت در آن روضه، رتبه رضوان داشت

توئی رضا که قضا و قدر سر تسلیم
بزیر حکم تو ای پادشاه شاهان داشت

تو محرم حرم خاص لی مع اللهی
ترا عیان حقیقت جدا ز اعیان داشت

تجلی احدیت چنان ترا بربود
که از وجود تو نگذاشت آنچه وجدان داشت

جمال شاهد گیتی بهستی تو جمیل
که از شعاع تو شمعی فلک فروزان داشت

کتاب محکم توحید از آن جبین مبین
به چشم اهل بصیرت دلیل و برهان داشت

حدیث حسن ترا خواند فالق الاصباح
که از افق غسق اللیل را گریزان داشت

تو باء بسمله ای در صحیفۀ کونین
ز نقطۀ تو تجلی نکات قرآن داشت

ز مصدر تو بود اشتقاق مشتقات
ز مبدء تو اصالت اصول اکوان داشت

مقام ذات تو جمع الجوامع کلمات
صفات عز تو شأنی رفیع بنیان داشت

حقایق ازلی از رخ تو جلوه نمود
دقایق ابدی از لب تو تبیان داشت

نسیم کوی تو یحیی العظام و هی رمیم
شمیم بوی تو صد باغ روح و ریحان داشت

مناطق فلکی چاکر تراست نطاق
ز مهر و ماه بسی گوی زر بچوگان داشت

فروغ روی ترا مشتری هزاران بود
ولی که زهرۀ آن زهره روی تابان داشت

بمفتقر بنگر کز عزیز مصر کرم
به این بضاعت مزجاه چشم احسان داشت

به این هدیه اگر دورم از ادب چه عجب
همین معامله را مور با سلیمان داشت


#غروی_اصفهانی

@raziolhossein
3 👍 2
ش
09:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 145.3 KB
ای وا شدن هر گرهی با دمت آسان
یا ضامن آهو مدد ای شاه خراسان

#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
5
ش
12:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


آب و جارو می‌کنم با چشمم این درگاه را
ای که درگاهت هوایی کرده مهر و ماه را

چشم‌هایی را که حیران‌اند پشت «لا اله»
در خراسان تو می‌بینند «اِلّا الله را»

این تجلی‌گاه سلطان ازل، این کوه نور
برده است از یادها الماس نادرشاه را

با زبان بی‌زبانی بشنو از نقّاره‌ها
«وال من والاه» را و «عاد من عاداه» را

ای خراسانی‌ترین خورشید، روشن کن مرا
ما که می‌دانی نمی‌دانیم راه و چاه را

من زیارت‌نامه خواندم، شعرهایم مانده است
وقت داری تا بخوانم چند دفتر آه را؟

بیت‌هایم خانه بر دوش‌اند مانند خودم
راستش دعبل شدن سخت است این درگاه را

راز پهلوی تو ماندن را نمی‌دانم ولی
آخرش می‌پرسم از شیخ بهایی راه را...

شعر من با دوستت دارم به پایان می‌رسد
کاش می‌دادی جواب این جملهٔ کوتاه را

#عباس_شاهزیدی


@raziolhossein
4 👍 3
9 May 2025
ش
01:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح


نمی‌پرسند جز نام رضا را بین خواب از هم
رسولانی که می‌گیرند با حیرت جواب از هم

توکل می‌کند هر صبح قبل از لمس ایوانت
وَ اِلّا می‌گسست از نور گنبد آفتاب از هم

مرا با ناامیدی اتحادی بود و در صحنت
شبیه جِنّ و بسم‌الله کردیم اجتناب از هم

لباسم هر چه باشد زائرم آری به جز عنوان
ندارند امتیازی ابر و باران و حباب از هم

به رغم مرزها دنیا سراسر زیر مهر توست
جدا کی می‌توان کرد آسمان را با طناب از هم؟

"علی آری علی آری علی آری علی مولاست"
می‌آید در اذان گلدسته‌هایت را خطاب از هم

وضو می‌گیرم و اشکم درون آب می‌ریزد
من و حوض حرم گویی که داریم انشعاب از هم

چنان اسم تو را با وجد می‌خوانم که نزدیک است
بپاشد مثل یک‌تسبیح صحن انقلاب از هم

به غیر از خطّ باران بر بسیط صفحه‌ی صحرا
روایت کرده چشمان تو را صدها کتاب از هم

چه تصویری! ضریحت در دل و دل در ضریح تو
دو آیینه هنرمندانه می‌بندند قاب از هم


#سعید_مبشر

@raziolhossein
4 👍 4
ش
09:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:47, 14.1 MB
یا امام الرئوف...

بی اعتنا به گنبد و گلدسته و ضریح
اینبار آمدم که ببینم تو را فقط
صد جا شمرده ام که به دادم رسیده ای
دور است از تو اینکه بیایی سه جا فقط

#مهرداد_مهرابی

@raziolhossein
8 👍 3 😭 3
11 May 2025
ش
02:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


نسوزد تا که دل، چشمی به عالم تر نمی‌گردد
نبارد تا که ابری، نخل بارآور نمی‌گردد

ملاک خاتمیت قابلیت هست انسان را
وگرنه هر یتیم مکه پیغمبر نمی‌گردد

اگر بارد ز ابر آسمان هر روز و شب باران
لیاقت گر نباشد، قطره‌ای گوهر نمی‌گردد

ز هر ساقی مکن خواهش که می در ساغرت ریزد
که هر ساقی به عالم ساقی کوثر نمی‌گردد

به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن
کز این در هیچ کس با دست خالی بر نمی‌گردد

میسر گر نشد لطفش برو خود را ملامت کن
که کم لطفی ز اولاد علی باور نمی‌گردد

کسی که ضامن آهو شود، وقت گرفتاری
یقیناً زائرش بی بهره از این در نمی‌گردد

من ژولیده می‌گویم دو صد بار دگر ای دل
نسوزد تا که دل، چشمی به عالم تر نمی‌گردد


مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
👍 12 3 😢 1
15 May 2025
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 3
18:50
#امام_حسین
#دوبیتی #سفینة‌النجاة


خاک قدمش آب حیات است حسین
مهریه‌ی مادرش فرات است حسین

غرقیم به دریای معاصی اما
شادیم که کشتی نجات است حسین

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
4
18:50
#امام_حسین_علیه_السلام


کیست این خسرو مظلوم؟ که خونین بدن است
وز دم نیزه و شمشیر، دو صد پاره تن است

کیست این مظهر جان‌بازی و ایثار و وفا؟
که به آزادگی و عدل و شرف، ممتحن است

او بُوَد چشم و چراغ دل زهرای بتول
روشنی‌بخش جهان، نور رخ «ذو‌المنن» است

گبر و ترسا و یهودش، چو مسلمان خواهد
یار و محبوب ملل، شمع همه انجمن است

چه غم ار حسرت دیدار وطن داشت به دل؟
وطنش در دل یاران، شه دور از وطن است

او شهید است و نیازش نبُوَد گر چه به غسل
آب غسلش همه از خون گلو و بدن است

«کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون
تا نگویند کسان، جسم حسین بی‌کفن است»

«استخوانی اگر از سینۀ او باقی ماند
آن هم از ضرب سمّ اسب، شکن در شکن است»

دفن کردی چو پدر را پسر بیمارش
آن‌ که یعقوب‌صفت، شهرۀ «بیت ‌الحزن» است،

با سر‌انگشتِ مبارک بنوشتی بر خاک
این همان قبر شهیدی است که عطشان دهن است

این مکان قبلۀ عشّاق جهان خواهد شد
«خوشدل»! این تربتِ معشوقِ زمین و زمن است


مرحوم #خوشدل

@raziolhossein
👍 2 😭 2 1
18:50
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا


تنگ غروب بود و هوا پر غبار بود
آمد به خیمه اسب ولی بی سوار بود

با دامنی به آتش نمرود شعله ور
سوی فرات دخترکی در فرار بود

دلبند فاطمه که عزیز مدینه بود
در بند یک حرامی بی بند و بار بود

در پیش پای پست پلیدی چونان یزید
راس حسین پاک پیمبر تبار بود

میرفت زیر بیرق زینب به فتح شام
آن کاروان که زار ولی باوقار بود

با خنده روز حشر به باغ بهشت رفت
هر کس به بزم ماتم او اشکبار بود


#کاظم_سرلک

@raziolhossein
😭 2
18:50
#امام_حسین_مناجات


من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آن‌چه کند از تو ام جدا نکند

صفای دل توئی و دل زهر چه داشت صفا
صفا ندارد اگر با غمت صفا نکند

جواب ناله دل‌های خسته بر لب تو است
که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند

هزار مرتبه حیف از نماز مرده بر او
که زنده ماند و جان در رهت فدا نکند

رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر
تو را به قطره اشکی ز خود رضا نکند

رهایی همه عالم بود به دست کسی
که هر چه بر سرش آید تو را رها نکند

کشیدم از دو جهان آستین که دولت عشق
مرا به جز در این آستان گدا نکند

کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود
چگونه از کرم خود نگه به ما نکند

گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم
بمیرم و نروم کربلا خدا نکند

تو درد داده‌ای و تو طبیب درد منی
به جز تو درد مرا هیچ‌کس دوا نکند

هزار مرتبه میثم اگر رود سردار
به جز علی و به جز آل را ثنا نکند

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 3 1
18:50
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

ای زائر روضهٔ پر انوار حسین
بشنو سخنی ز قدر و مقدار حسین

از سوزن مژگان، ملک آرد بیرون
خاری که رود به پای زوار حسین

@raziolhossein
1
18:50
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه

 در دل خیمه گل یاسمنی داشت حسین
کودک تشنه ی شیرین سخنی داشت حسین

کاش مانند برادر حرمی داشت حسن
کاش مانند برادر کفنی داشت حسین

هر دو نور اند و تفاوت سرِ همسر دارند
بد زنی داشت حسن شیر زنی داشت حسین

سر به زانوی برادر حسن آخر جان داد
کاش بالای سر خود حسنی داشت حسین

پسر مادر آب است که از فرط عطش
خشک تر از لب صحرا دهنی داشت حسین

دید خواهر تن عریان برادر را گفت
خواست میدان برود پیرهنی داشت حسین

نعلها سخت روی سینه او کوبیدند
تهِ گودال خودش سینه زنی داشت حسین

ساربان زود خودش را تهِ گودال رساند
یادش آمد که عقیق یمنی داشت حسین


#یامظلوم

@raziolhossein
5 😭 2
ش
19:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#گودال #رباعی


شاهی که از او بقا کمک میگیرد
از او قَدَر و قضا کمک میگیرد

پیش نظر حرامیان در گودال
از نیزه شکسته ها کمک میگیرد

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
😢 2 1 👍 1
16 May 2025
ش
12:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2
12:38
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

امير بى قرينه كى مى آيي؟
كشم ناله ز سينه كى مى آيي؟

عزيزم فاطمه چشم انتظاره
سحر خيز مدينه كى مى آيي؟
....

امان از درد سخت نا اميدى
چه سازم هرچه بد كردم تو ديدى

تو دانى آن چه را مردم ندونند
گمونم ديگه از من دل بريدى


#جواد_حيدرى

@raziolhossein
1 👍 1
12:38
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


برای دیدن روی تو ناله ها دارم
خوشم اگر چه غریبم ولی تو را دارم

تمام سوز دل من ز ناله های شماست
ز درد هجر تو سوز ی در این صدا دارم

گدائی در این خانه آبروی من است
به نام توست اگر ذره ای بها دارم

به نامۀ عملم نیست جز گناه گناه...
ولی به وقت سخن کوهی ادعا دارم

الا امیر سحر ای مسافر صحرا
امید وصل تو را بین هر دعا دارم

به کام خویش چشیدم غم جدایی را
نشان رحمتی از یار آشنا دارم

مرا میان قنوت سحر مَبر از یاد
که احتیاج شدیدی بر این دعا دارم

به آه نیمه شب تو قسم عنایت توست
اگر زبان مناجات با خدا دارم

بیا و نامه اعمالِ من مرور نکن
که بر جبین عرق شرم از شما دارم

بدست خود بده خرج زیارت ما را
هوای بوسه ای از خاک کربلا دارم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1 👍 1
12:38
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


حضور دارد و ما فکر غیبتش هستیم
غریب مانده و غافل ز غربتش هستیم

سراغ از او نگرفتیم! او سراغ گرفت!
گله نکرده ز ما گرچه رعیتش هستیم


چقدر همتمان بوده محرمش باشیم؟!
چقدر مونس شبهای خلوتش هستیم؟!

همیشه و همه جا او هوای مارا داشت
همیشه و همه جا زیر منتش هستیم

قرار بود بسوزیم ما! ولی نگذاشت
علی الدوام اسیر رفاقتش هستیم!

خدا کند که به ما کربلا افاضه کند...
که سالهای زیادی به حسرتش هستیم

چه کربلاست که عالم به هوش می آید
چه کربلاست که فکر زیارتش هستیم

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
12:38
#امام_زمان_مناجات


این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ...
... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا

چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده
عقده ها می شود آزاد به امّید خدا

دل ما که به خدا تنگ شده، منتظریم
تا که از ما بکند یاد به امّید خدا

گِره از کار گِره خورده ی ما باز شود
فرصتی می شود ایجاد به امّید خدا ...

... که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم
یک به یک با همه اولاد به امّید خدا

خبر آمدنش را همه جا پخش کنید
می رسد لحظه ی میعاد به امّید خدا

منتقم می رسد و روز ظهورش حتماً
می شود فاطمه دلشاد به امّید خدا

حرم خاکی خورشید و قمرهای بقیع
عاقبت می شود آباد به امّید خدا

مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب کنیم ...
... دو سه تا پنجره فولاد به امّید خدا

.... وعده ی بعدی ما «شارع بین الحرمین»
دم بگیریم همه با «لک لبّیک حسین»

#محمد_فردوسی

@raziolhossein1
👍 3 1
12:38
#امام_زمان_مناجات


اگرچه معصیتم پیش تو خرابم کرد
ولی نگاه تو از لطف انتخابم کرد

بگیر دست مرا جان تو کم آوردم
به هرکه رو زده ام غیر تو جوابم کرد

بیا به مجلس ما..سر بزن به ما آقا
بیا که داغ فراقت ز غصه آبم کرد

تورا به فاطمه دادم قسم،گره وا شد
گناه بودم و لطف شما ثوابم کرد

به لطف حضرت زهرا،منم غلام علی
نگاه مادر تو عبد بوترابم کرد

گریز شعر چه بهتر به کربلا برود
که گریه های زنی در حرم کبابم کرد

رباب ناله زنان پای نیزه ی خورشید
به گریه گفت که مادر غم تو آبم کرد

تو بر فراز نی و حرمله به من خندید
به طعنه و به کنایه مدام عذابم کرد


#آرمان_صائمی


@raziolhossein
1 👍 1
12:38
#امام_زمان_مناجات


این روزهای بی تو ما را مرهمی نیست
وقتی تو باشی مهربان ما را غمی نیست

ای همدم دلهای خسته از جدایی
دور از هوای وصل، ما را هم دمی نیست

بر کار دنیا اعتمادی نیست ای دوست
برگرد جز تو تکیه گاه محکمی نیست

بار فراقت را به دوش دل کشیدیم
سنگین تر از بار جدایی ماتمی نیست

حرف دلم را خواستم با تو بگویم
من هر چه گشتم جز تو آقا محرمی نیست

پرونده ام را باز هم دیدی! ببخشید!
مثل منِ آلوده گفتم آدمی نیست

شاید به دردت خوردم آقا در نهایت
با این که اعمال بدم چیز کمی نیست

دل خوش به اشک روضه ی جدت حسینم
غیر از همین گریه که ما را عالمی نیست

تو پرچمت بالاست تا روز قیامت
در نه فلک اینگونه بی شک پرچمی نیست


#صابر_عابدی

@raziolhossein
12:41
#امام_زمان_مناجات


پر کن دوباره کیل مرا، ایّها العزیز!
دست من و نگاه شما، ایّها العزیز!

رو از من شکسته مگردان! که سال هاست
رو کرده ام به سمت شما، ایّها العزیز!

جان را گرفته ام به سرِ دست و آمدم
از کوره راه های بلا، ایّها العزیز!

وادی به وادی آمده ام، از درت مران
وا کن دری به روی گدا، ایّها العزیز!

چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود
این کاسه را فَاَوفِ لنا، ایّها العزیز!

ما، جان و مال باختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما، ایّها العزیز!

خالی تر از دو دست من این چشمِ خالی است
محتاج یک نگاه شما، ایّها العزیز!


#م_سقلاطونی

@raziolhossein
17 May 2025
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 28.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
20:01
#امام_رضا_مناجات
#رباعی

از کوی تو ای قبلۀ عالم! نرویم
با دست تهی و دل پُر غم نرویم

از درگه تو که کعبۀ امّید است
نومید کسی نرفته، ما هم نرویم

#سید_محمد_رستگار
.....

نزدیکیِ این کویر،آبادی هست
از عالم غیب،دست امدادی هست

روزی که پزشکها جوابت کردند
لبخند بزن؛ پنجره فولادی هست

#وحید_قاسمی
....

این بــار گُنه حــال مــرا بـَدکـــرده
انگـــار کـه اربــاب مــرا رَدکـــرده

یارّب دلِ من پیش حسین است ولی
بـدجــور دلـم هـوای مَشهدکـــرده

#محمد_حسین_رحیمی
.......

ما سوی تو از روز الست آمده ایم
با جلوه و جان حق پرست آمده ایم

ما  را به کرامتی  دگر  مهمان  کن
امروز همه کاسه به دست آمده ایم

#سیدهاشم_وفائی


@raziolhossein
1
20:01
#امام_رضا_مناجات


ببار ای روح باران بر بیابانی که من دارم
بتاب ای ماه در شام غریبانی که من دارم

بگیر از گونه ام اشک ملالی را که آوردم
بخوان از چهره ام حال پریشانی که من دارم

غریب و خسته از دنیا به پایین پا رسیدم تا 
بگیری باز هم  دستان لرزانی که من دارم

به سویت آمدم با غصه هایی تازه می دانم
که آگاهی تو از اندوه پنهانی که من دارم

به جز تو ای امید مردم درمانده ی عالم
که درمان می کند درد فراوانی که من دارم

جواب التماسم را بده ای ضامن آهو
ببین  در اشکها قلب هراسانی که من دارم

دلم مثل کبوتر می پرد در صحن آزادی
به کاخ آسمان می ارزد ایوانی که من دارم

ندیدم زائری را از حرم نومید برگردد
همیشه سفره اش پهن است سلطانی که من دارم

امین الله می‌خوانم به چشم خیس و می گویم 
امانت پیش تو ای شاه ایمانی که من دارم

قدم بگذار بر چشمان من هنگامه ی مردن
به صدق وعده روشن ساز پایانی که من دارم


#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
20:01
#امام_رضا_مناجات


من اگر خوب یا بدم آقا
در این خانه را زدم آقا
جان زهرا مکن ردم آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه آلوده و خطا کارم
رو سیاه از گناه بسیارم
به همه گفته ام رضا دارم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای شده بین اهلبیت کرم
رافت و مهربانی تو علم
مهربان تر زمادر و پدرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ضامن آهوی بیابانی
به من روسیاه احسانی
مثل آن پیرمرد سلمانی
*یا امام الرئوف ادرکنی*

از تو نوری به سینه می خواهم
دل پاکی زکینه می خواهم
کربلا و مدینه می خواهم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی به نازنین پسرت
که کرم کن به سائلان درت
چه شود بر من اوفتد نظرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاک این نامه سیاهم کن
غرق در رحمت الاهم کن
به جوادت قسم نگاهم کن
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه روی سیاه آوردم
کوله بار گناه آوردم
به حریمت پناه آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

این شنیدم که ای گل زهرا
دوست داری تو زائر خود را
گر بدم ،زائر توام آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

روی در این مقام آوردم
من زخواهر پیام آوردم
به برادر سلام آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

رفتم اما بدان که منتظرم
لحظه مردنم بیا به برم
تا گذارم به دامن تو سرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی حدیث "یابن شبیب"
گریه کردی برای شاه غریب
به تن غرقه خون و "خد تریب"
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاره پاره ززهر شد جگرت
بر روی خاک حجره بود سرت
به سرشک دو دیده پسرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

جمع کردی تو فرش حجره چرا
یاد کردی مگر زکرببلا
یاد آن سر که شد جدا زقفا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
20:01
#امام_رضا_مدح

باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»

هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند

بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند

«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند

هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند

دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند

از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»

#سیدحسن_رستگار

@raziolhossein
3
20:01
#امام_رضا_مناجات

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم
من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام
من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین
جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام
اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو  

#علی_انسانی

@raziolhossein
1
20:01
#امام_رضا_مناجات
#رباعی


سلطان سریر ارتضا را عشق است
آیینه ی روشن صفا را عشق است

هرچند که خوبان جهان بسیارند
در بین همه فقط رضا را عشق است

#کمیل_کاشانی
......

بیمارم و دنبال شفا آمده ام
محتاجم و در پی عطا آمده ام

سوگند به تک تک کبوترهایت
با آرزوی کرب و بلا آمده ام

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
1
20:01
#امام_رضا_مناجات


هرسو که رو نهادم و هرجا قدم زدم
دیدم کشد امام رضا سوی مشهدم

روزم سیاه رو سیه و نامه ام سیاه
زوار قبر او همه خوبندو من بدم

آنقدر لطف و مرحمتش داد رو به من
تا باز آمدم در این خانه را زدم

گفتم امام رانده مرا دیگر از درش
از بس رؤف بود صدایم زد آمدم

صد بار دید جرم و خطای مرا ولی
یکبار هم نکرد از این آستان ردم

وقتی که با امام رؤف آشنا شدم
گررو کنم به درگه بیگانه مرتدم

اول رساند دست مرا برضریح او
آنگه گرفت دست ، خداوند سرمدم

گفتم گناه کارم و آلوده دامنم
گفتا بمال صورت خودرا به مرقدم

این است هست و نیست و دارو ندار من
پرونده از گنه پرو خالی بود یدم

آلوده دامنم ولی اعلام می کنم
من میثم محمد و آل محمدم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:01
#امام_رضا_مدح
#رباعی

دل را به تو داده آمده تا مشهد
با روی گشاده آمده تا مشهد

آن کس که فلج بود و شفایش دادی...
این بار پیاده آمده تا مشهد

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
😍 1
20:02
#امام_رضا_مناجات


ماییم هم جوار تو یا حضرت رضا
پروانه ی مزار تو یا حضرت رضا
چون ذره بر مدار تو یا حضرت رضا
هر لحظه بی قرار تو یا حضرت رضا
داریم زیر سایه ات ارامش بهشت
بی معنی است در حرمت خواهش بهشت

آقای من سلام غریب غریب ها
درمانده ایم و دل زده ایم از طبیب ها
زخمی مشت واشده ی نا حبیب ها
لبخند توست پاسخ امن یجیب ها
ای قبله ی همیشه ی دستِ توسلم
با تکیه بر نگاه تو مستِ توکلم

در شهر با دعای تو باران گرفته است
مهر تو سایه بر سر ایران گرفته است
هر دل شکسته راه خراسان گرفته است
دلمرده بود زائرتان جان گرفته است
اینجا گدای ساده پر آوازه می شود
با هر زیارتی نفسش تازه می شود

اینجا شکسته بالی زائر سعادت است
هر قطره اشک واسطه ی استجابت است
عاشق تر آنكه خواهش جانش شفاعت است
سرمایه ی قیامت ما این زیارت است
با اینکه شهر از نفس افتاده در گناه
در زیر آسمان تو داریم سر پناه

یادش به خیر حال خوش بی گناهی ام
حالا که روسیاه جهان تباهی ام
از تو جدا نکرده مرا روسیاهی ام
یادت رفیق دوره ی بی تکیه گاهی ام
اذن ورود،اشک زلال است در حرم
رؤیای ناامید، محال است در حرم

با هر بهانه سمت حرم می کشانی ام
از لطف هم جواری تان آسمانی ام
مهرت چه نقش ها زده بر زندگانی ام
طی گشته پای آینه هایت جوانی ام
این اشک های داغ که فریاد بی صداست
با گونه های پنجره فولادت اشناست

زائر شدم دوباره جلال امام را
از من گرفته اشک مجال کلام را
آقا ببخش سادگی این سلام را
می خواهم از تو وعده ی حسن ختام را
عمریست از هوای هیاهو بریده ایم
از هر که غیر ضامن اهو بریده ایم

#حسن_کردی

@raziolhossein
20:02
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ما را به کسی جز تو نظر عیب بود 
کوبیم اگر در دگر عیب بود 

با دست تهی آمدنم عیبی نیست 
با دست تهی روم اگر عیب بود 

#علی_انسانی 

@raziolhossein
20:02
#امام_رضا_مناجات


ای شه طوس که سلطان سریر دو سرائی
ماسوالله همه ظل تو و تو ظل خدائی
.
تا خلایق همه در روی تو بینند خدا را
پرده بردار که بی پرده خدا را بنمائی
.
خازن مخزن اسماء تعالی و تقدس
والی ملک قدر منشی دیوان قضائی
.
ثقل اکبر که به فرمان نبی تا لب کوثر
در میان تو و قرآن به خدا نیست جدائی
.
نظری هم به گدائی چو من خاک نشین کن
ای که در پادشهی صاحب ایوان طلائی
.
به گدا قدر بیفزاید و از شاه نه کاهد
گاهگاهی که کند شاه نگاهی به گدائی
.
عرش رحمان بود این روضۀ سلطان خراسان
پای بر عرش خدا هشته ای ای دوست کجائی
.
در حریم حرم زادۀ موسی به ادب رو
نه زنی تا بسر و دوش ملائک سر پائی
.
زانکه در بارگه اقدس سلطان سلاطین
خالی از فوج ملائک نبود گوشه جائی
.
آمدم قبر تو بوسیده و رفتم به امیدی
که شب اول قبرم تو به دیدار من آئی
.
وای فردای « ریاضی » اگرش دست نگیری
ای که خود دست خدا و پسر خون خدائی

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
👍 2
20:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 258.3 KB
#امام_رضا_علیه_السلام
#تک_بیتی_رضوی

خورشید پا به خشت حریم تو چون نهد؟
ننهاده است بر سر مصحف کسی کتاب

#صائب_تبریزی


@raziolhossein
5 👍 2
18 May 2025
ش
17:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


یا غریب الغـربا،بـده در راه خدا
یا معین الضعفاء،بـده در راه خدا

تـو پنـاه همـه‌ای،پســر فاطمـه‌ای
نظری کن به گدا بـده در راه خدا

 من اگـر روسیهم غرق بحـر گنهـم
 تو زدی مرا صـدا بـده در راه خدا

 نگشـایی در اگـرنروم جـای دگر
 به جـوادت ابـدا  بده در راه خدا

 من گنهکار و بدم نه تو می‌کنی رَدَم
نه شوم از تو جدابـده در راه خدا

 بـه هـوای کرمت آمدم در حرمت
غمـم از دل بزدا  بده در راه خدا

من تهی‌دست و فقیر از خجالت سربه‌زیر
تـو امـام و مقتــدا  بـده در راه خدا

بـه امـامتت قسم به کرامتت قسم    
به مقــام شهـداء بده در راه خدا

یابن‌الطور وعادیات پسـر والذاریات
یـابن‌مصباح‌الهدی بده در راه خدا

نگهی به «میثمت» که گدای حرمت 
بــوده‌ام از ابتــدا  بـده در راه خدا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
17:51
#امام_رضا_مناجات

خیرت رسید و آدم عاصی بقاگرفت
پست و حقیر عالم امکان بها گرفت

رو بر تو کرد با همه ی روسیاهی اش
ازگوشه چشم نافذتان او شفا گرفت

آقا ردش نکن که امیدش فقط تویی
باصد امید کوبه ی بیت الولا گرفت

جانی دوباره در تن بی جان او نشست
تا عشقتان میان دلش را فرا گرفت

یاایهالرءوف و زلطف مجسمت
بی دست و پاترین بشردست و پا گرفت

بخشیده شد تمام گناه و خطای او
وقتی قدم در آن حرم باصفا گرفت

شبنم ز دیده ی تر او بر زمین چکید
بازائرین تو چو دم یارضا گرفت

یا ایهاالکریم و به عشق نگاه تو
بنگر دراز دست خودش این گدا گرفت

قربان نام تو که گره را گشایش ست
باید که نام اطهرتان را طلا گرفت

هرکس زآب دلکش این بارگه چشید
دیگر کجا نشانه ز آب بقا گرفت

من از لبان عاشق رندی شنیده ام
اینجا ز رأفت تو شود کربلا گرفت

بی شک نشسته در دلتان مهر نوکری
کو در حرم نوای شه سر جدا گرفت

گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما
یابن الشبیب گریه ی تو هر کجا گرفت

ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم
هرجا کسی زماتم جدت عزا گرفت

شعرم تمام، حرف دلم ناتمام ماند
نوکر زیاده تر ز سرش از شما گرفت

#رضا_آهی
.

@raziolhossein
17:51
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


دوباره مرغ این سینه به فکر سِیر در طوس است
خدا را شکر می گویم که این دل با تو مأنوس است

رجب...ذی القعده... می چسبد زیارت کردنت آقا
زیاراتی که منصوص و زیاراتی که مخصوصه است

چنان که قبل ذی الحجه رسیده ماه ذی القعده
بدون طوف در مشهد طواف کعبه منحوس است

‌"برو" یعنی "بمان پیشم"، "نمی خواهی نمی آیم"
تکلم کردن عاشق پر از افعال معکوس است

میان زندگیِ تک تک ما را که می گردی
عطایای تو ملموس و کرامات تو محسوس است

سگ ولگرد در مشهد، نگاهش خورد بر گنبد
به یمن این نظر کردن، مقرّب تر ز طاووس است

عَسیٰ أنْ تَکْرَهوا شیئًا...هُوَ خیرٌ لَکم... باشد...
...شده روزی من خیری، که در دوری و افسوس است

مرا بیست و سه ی ذی القعده دعوت کن دلم تنگ است
تمام حاجتم این روزها یک اذن پابوس است

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
17:51
#امام_رضا_مناجات

به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست
اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست

به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف
کبوتر دل من جلد هیچ جایی نیست

بدون پَرتُوِنور تو ای جناب ضُحی
فقط سیاهی محض است روشنایی نیست

سرت همیشه شلوغ است وهیچ سلطانی
به خواب صاحب همچین برو بیایی نیست

اگر که نوکر این درگهم حساب کنی
مرا به شاهی عالم هم اِعتنایی نیست

خدا گواست که دردستهای محتاجم
به جز به محضرتان کاسهٔ گدایی نیست

همه قبیلهٔ من رفته اند قربانت
به غیر تیر نگاهت که آشنایی نیست

بدون آبرویی که شما به من دادید
به قدر پول سیاهم مرا بهایی نیست

دلم گره به ضریح تو خورده میدانم
به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست

هزار سال نمیخواهم آن بهشتی را
که دل سپردهٔ این گنبد طلایی نیست

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
17:51
#امام_رضا_مناجات


مستحقم بده در راه خدا آقاجان
آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام
رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما
حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است
داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد
مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم
بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما
چه کنم با هوس کرببلا آقاجان
**

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت
مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم
قربون کفترای صحن رضا...آقاجان

#حسن_کردی


@raziolhossein
17:51
#امام_رضا_مناجات


اگر چه غرق گناهم اگر خطادارم
ولی به رافت تو من امیدهادارم

ببین به شانه من کوهی از پشیمانی ست
نبین به نامه اعمال خود چها دارم

یقین که در حرمت پا نمی نهم به زمین
که من ز بال ملک فرش زیر پا‌ دارم

هنوز مورد لطف و عنایتت هستم
هنوز در حرم تو برو بیا دارم

مریز آبرویم را تو ای امام رئوف
که گفته ام به همه من امام رضا دارم


مرا ز نوکری کوی خود مکن محروم
که از غلامی تو دارم آنچه را دارم

اگر که از تو نگیرم بگیرم از چه کسی
منی که حاجت رفتن به کربلا دارم

همیشه مهر تو بامن چنان نموده شها
که بی خیال ز خوفم فقط رجا دارم

عنایتی تو به این عبد بی نشانت کن
چو آهویت سگ خود را بیا ضمانت کن

#عبدالزهرا

@raziolhossein
1 👍 1
17:51
#امام_رضا_مناجات


من کیستم گدای گدایان این درم
گر پا نهم به جای دگر خاک بر سرم

روزی اگر بناست از این در جدا شوم
از هم جدا شوند سر و جان و پیکرم

محتاج دام و شیفته ی دانه ی توام
هر چند در حریم تو کم از کبوترم

زوار عارفند به حقّ تو یا رضا
ای وای من که از همه بی معرفت ترم

بر پادشاهی دو جهان ناز می کنم
از آن خوشم که بر در این خانه نوکرم

مهر تو گشت شیره ی جان و روان روح
از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

فیض زیارت تو و آلوده ای چو من
گر لطف تو نبود نمی گشت باورم

هر کس که دشمن است تو را دشمنش منم
حتّی اگر بود پدرم یا برادرم

از صدق و پاکی پدر و مادرم بود
گر عاشق پیمبر و آل پیمبرم

یک عمر از تو گفتم و خواهم که وقت مرگ
خیزد رضا رضا ز نفس های آخرم

پای مرا ببند که پابند خود کنی
دست مرا بگیر که مسکین این درم

من «میثمم» که با همه بیدست و پائیم
جز دار عشق تو نبود دار دیگرم

#غلامرضا_سازگار

@Raziolhossein
17:51
#امام_رضا_مناجات

سلام گرم مرا چون ز راه دور شنیدی
کـرم نمـودی و بهـر زیارتت طلبیدی

برای آنکه گل از اشک دیده بر تو بیارم
دل مـرا تـو شکستی، غم مرا تو خریدی

بـه نـامه سیه‌ام لحظه‌ای نگاه نکـردی
مـرا صـدا زدی و پـرده مـرا ندریـدی

چگونه راه به من دادی ای رئوف رئوفان
مگـر سیـاهی پـرونده مـرا تو ندیدی

در آستان تو من روی آورم به چه رویی
که من چو خار سیه رویم و تو یاس سفیدی

نیاز بـر کـه بیارم؟- تو حاجتی تو نیازی
امید بـر کـه ببندم- تو آرزو تـو امیدی

چـه رازهای نهانی که بود در دل تنگم
نگفتـه بـودم و دیدم تمام را تو شنیدی

به حیرتم که نکرد این همه گنه ز تو دورم
من از تو هر چه بریدم، تو از کرم نبریدی

چه می‌شود گره از کار «میثمت» بگشایی
مگـر نـه قفـل مهمـات را فقط تو کلیدی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:51
#امام_رضا_مناجات

دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره دربزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدا ی را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مبادآنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت بگل ندارم باز
خوشم که گاه گداری بباغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان بمن برسد
معاشران بخدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند
که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد
که در مجاورت گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست
مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
17:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×749, 161.0 KB
#امام_رضا_مناجات

ما عاشق سر گشته ی ایوانِ طلاییم
ما نوکر دربارِ غریبَ الغُرباییم
تا صبحِ قیامت اَ گَرَم زنده بمانیم
درمانده و مسکین معین الضعفاییم

#رضا_ترابی_گلیده

.
👍 2
19 May 2025
ش
02:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح

حریم طوس مگر طور وادی سیناست
که روی پاک ، جلوه گاه نور خداست

چو کعبه ساحت قدسش مطاف اهل یقین
رواق صحن نو و کهنه مروه است و صفاست

پیمبران به طواف و فرشتگان در سعی
یکی به ذکر نماز و دگر به فکر دعاست

شرف برد به مقامش مقام ابراهیم
غبار او به رخ زمزم آبرو افزاست

به خاک او حجر الاسود استلام کند
که پاره ی تن پیغمبر خدا این جاست

چنان که در عرفاتت گنه ببخشایند
نگاه او قلم محو جرم و عفوخطاست

غبار خاک قدم های زائر حرمش
صبا برد به شفاخانه ها که محض شفاست

شعار نور خدا جلوه ی جمال نبی
کمال علم علی نور دیده ی زهراست

هماره این در رحمت به سوی مردم باز
که حج ملّت ایران و کعبه ی فقراست

بگوبه موسی عمران ب کوه طور مرو
وگرنه با(ارنی)(لن ترانتیت)اولی است

زکوه طوربیاخدمت رضا درطوس
که درجمال خدایی اوخداپیداست

چه اختلاف لطیفی ب موقع اعجاز
میان موسی عمران و زاده ی موساست

برای خلقت آن اژدهای هوا انگیز
همیشه تکیه ی موسا برآن بلند
عصاست

ولی امام. نگاهی به نقش پرده فکند
زهیبت نظرش شیرزنده شد برخاست

یکی به فیض عصاو یکی به نور نگاه
ببین تفاوت ره ازکجای تا به کجاست

زمین ببوس «ریاضی» که این فضای بهشت
حریم حرمت سلطان دین، امام رضاست

#محمدعلی_ریاضی_یزدی

@raziolhossein
2
02:05
#امام_رضا_مدح

کعبه ی اهل ولاست صحن و سرای رضا
شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا

در صف محشر خدا مشتری اشک اوست 
هر که در اینجا کند گریه برای رضا

کیست پناه همه جز پسر فاطمه؟ 
چیست رضای خدا غیر رضای رضا؟

بر سر دستش برند هدیه برای خدا 
ریزد اگر دُرّ اشک، دیده به پای رضا

زهر جفا ریخت ریخت، شعله به کانون دل
خونِ جگر بود بود، قوت و غذای رضا

نغمه ی قدّوسیان بود به آمین بلند 
حیف که خاموش شد صوت دعای رضا

یاد کند گر دَمی ز آن جگرِ چاک چاک 
خون جگر جوشد از خشت طلای رضا

آر در باب الجواد می شنوم دم به دم 
یا ابتای پسر، وا ولدای رضا

بوسه به قبرش زدم، تازه زطوس آمدم 
باز دلم در وطن کرده هوای رضا

گر برود در جنان یا برود در جحیم 
بر لبِ میثم بُوَد مدح و ثنای رضا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:05
#امام_رضا_مناجات
#رباعی

تـا در کنف لطف تو مأوای من است      
خـــــاک در تو عرش معلای من است

ای خسرو طوس، این بود مَسلک من     
آنکس که بود عبد تو، مولای من است

#ثابت

@raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مناجات


ای که دل غریب من، با تو شد آشنا، رضا
اشک من است پنجه در پنجرۀ تو یا رضا
من که کبوتر دلم انس گرفته با رضا
می‌شنوم ز قدسیان زمزمۀ رضا رضا

ای به فدای جان تو، جانِ به لب رسیده‌ام
من که گل بهشت را از حرم تو چیده‌ام
من به بهای هستی‌ام، مهر تو را خریده‌ام
عشق تو می‌برد مرا، تا حرمِ خدا، رضا

ای که به باغ مکرمت، گل تویی و گلاب، تو
ذکر تویی، دعا تویی، اجر تویی، ثواب، تو
علم تویی، حلم تویی، فاتحة الکتاب، تو
می‌دمد از ضریح تو جلوۀ ربنا، رضا

آن‌که وجود را به خود، از عدم آوَرَد تویی
بارقۀ امید ما روز نشاط و غم تویی
مروه تویی، صفا تویی، قبله تویی، حرم تویی
تویی شمیم سورۀ کوثر و هل‌اَتی، رضا

فدای خاک پای تو، خدای را ولی تویی
تداوم ولایت مطلقۀ علی تویی
مراد اهل بینش از ذکر «سینجلی» تویی
بی‌تو کسی نمی‌برد، ره به سوی خدا، رضا

شبی که سر زد از افق جمال ماهت آمدم
پناه ماسوا تویی، که در پناهت آمدم
کبوترانه پر زدم، بر سر راهت آمدم
اگر ز در برانی‌ام، کجا روم، کجا رضا؟

به پیشگاه قدس تو اگر چه دست‌خالی‌ام
اگر کسی نمی‌خورد، غم شکسته‌بالی‌ام
هست اگرچه اشک من، گواه خسته‌حالی‌ام
خوشم که دارم از جهان ولایت تو را رضا

ای که به این شکسته‌دل فرصت آه داده‌ای
ای که مرا به این حرم خوانده و راه داده‌ای
اگرچه در جوار خود مرا پناه داده‌ای
بخوان مرا به دیدن روضۀ کربلا، رضا


#محمدجواد_غفورزاده


@raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مدح


مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم
کرامت تو به بالای دست می بردم

اگر جدا کنی از خود مرا، کم از صفرم
و گر کنار تو باشم فزون تر از عددم

گدایی درت از خلق، بی نیازم کرد
که در سؤال کسی جز تو را صدا نزدم

هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز
فزونی کرمت سوی این حرم کشدم

زکثرت کرمت ای رئوف اهل البیت
خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم

زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی
بجای آنکه گذاری به سینه دست ردم

مرا میان سگان درت پناه بده
و گر نه گرگ گنه حمله کرده می دردم

بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک
به لطف خویش امام رئوف می خردم

مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا
اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم

نهاده ام به روی خویش نام «میثم» را
بهانه ایست قبولم کند، اگر چه بدم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:06
#امام_رضا_مناجات

 این جا ره امید کسی سد نمی شود
کس نا امید از حرمت رد نمی شود

این جا دعا به مرز اجابت رسیده است
راه دعای اهل دعا سد نمی شود

مهمان این حریم بهشتی، بهشتی است
حال کسی که با تو بود بد نمی شود

بین همه ز رأفت تو صحبت است وکس
مانند تو به مهر زبانزد نمی شود

ای انعکاس مهر چنان تو کسی دگر
آئینه دار خُلق محمدّ نمی شود

حسرت بَرد کسی که به چندین بهار عمر
بهر زیارت تو مقیّد نمی شود

هرکس رسیده است به جائی ز لطف توست
بی التفات تو که مؤید نمی شود

بی بهره از ولایت تو روز رستخیز
مستوجب عنایت ایزد نمی شود

بسیار رفته است «وفائی» سفر ولی
جائی دگر به خوبی مشهد نمی شود

#سیدهاشم_وفایی


@Raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مدح

کتیبه های حریم تو مصحف نورند
کبوتران تو در چشم اهل دل حورند

نوشته بر در صحنت حدیث زیبایی
که زائرین تو در حشر با تو محشورند

نجات، دور سر دوستانتان گردد
هلاکت است بر آنان که از شما دورند

به زائرین تو نازم که با غم دو جهان
به یک نگه که به قبرت کنند مسرورند

به راهیان حریم تو می برم حسرت
که گرم عمره ی مقبول و سعی مشکورند

فرشتگان الهی برای کسب شرف
به خاک بوسی این آستانه مأمورند

هزار عیسی مریم در این حرم زائر
هزار موسی عمران مقیم این طورند

سیاه روزی وهابیان ببین که ز تو
هزار معجزه دیدند و باز هم کورند

گدایی سر کوی تو فوق سلطنت است
خوش آن گروه که در این مقام مشهورند

ندا دهند در این بقعه روز و شب «میثم»
که نارها همه از فیض این حرم نورند

#غلامرضا_سازگار

@Raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مناجات
#رباعی

بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من

#سیدرضا_موید
.......

روزی به طبیب عشق از صدق و صفا
گفتم که بگو درد مرا چیست دوا

گفتا که اگر دوای دردت طلبی
بشتاب به دربار شه طوس رضا


@raziolhossein
1
02:06
#امام_رضا_مناجات

دامن آلوده و بار گناه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام

هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آورده ام

هر که آرد تحفه ای در محضر مولای خود
من دو دست خالی و کوه گناه آورده ام

در کرم شه را گدا باید گدا را نیز شاه
من گدا دست گدایی سوی شاه آورده ام

بر کبوترهای صحنت هدیه ی ناقابلی است
گندم اشکی که در این بارگاه آورده ام

ناله ام در سینه، اشگم در بصر، سوزم به دل
نامه ای چون دود آه خود سیاه آورده ام

نی عجل با کوه عصیان عفو، نازم را کشد
رو به سوی مظهر عفو اله آورده ام

ذرّه بودم زائر شمس الشّموسم کرده اند
قطره ای بودم به این دریا پناه آورده ام

گر چه هستم قطره ای ناچیز، یک دریای اشک
هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده ام

هر فقیری هست دست خالیش سرمایه اش
من فقیرم دست خالی را گواه آورده ام

«میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو
سر به خاک زائرت از گرد راه آورده ام

#غلامرضا_سازگار

@Raziolhossein
1
02:06
#امام_رضا_علیه_السلام
#زیارت_مخصوص
#رباعی

با ذکر قبول   صلوات آمده ایم
دنبال رسول  صلوات  آمده ایم

امشب به زیارت تو از باب جواد
با اذن دخول  صلوات  آمده ایم

#میثم_مومنی_نژاد
.....

از غیب صدای رفت و آمد آید
کعبه به طواف شهر مشهد آید

در طوس ، مدینه را زیارت کردیم
از مرقد او بوی محمد آید

#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مناجات



شبی از داغ دل برآشفتم
با مژه دُرّ اشک می‌سفتم
اشک از دیده سُفتم و گفتم:
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

......

هشتمین حجّت خدایی تو
به همه دردها دوایی تو
همه را قبله‌ی دعایی تو
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

....

از همه رسته با تو پیوستم
با تو پیوسته از همه رستم
ز عنایت رها مکن دستم
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

.....

من که حال تباه آوردم
یک جهان اشک و آه آوردم
به حریمت پناه آوردم
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

....

همه شب سر بر آستان توام
«محرمم»، ریزه‌خوار خوان توام
به امید خط امان توام
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی


#محرم_خراسانی

@raziolhossein
02:06
#امام_رضا_شهادت

ای باده ی طهور، از این باده سر نکش
آتش به حالِ درهم ماه صفر نکش

عالم بدون روی تو تاریک و تیره است
خورشید مشرقین، عبا روی سر نکش

پنجاه بار، در وسط این گذر نیفت
پنجاه بار، بر دل عالم شرر نکش

اینقدر پیش چشم همه، یاد مادرت
در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش

بال و پر هزار مَلک فرش راه توست
شمسُ الشموس، روی زمین بال و پر نکش

دیگر شبیه مارگزیده به خود مپیچ
دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش

خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب
وقت وداع، دردِ فراق پسر نکش

با قطره قطره بارش چشم بهاری ات
تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش

هرکار هم کنی پسرت پا نمی شود
بس کن حسین، این همه آه از جگر نکش

بس کن حسین، زینبت از هوش می رود
پنجه به خاک در برِ او اینقدر نکش

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
02:06
#امام_رضا_مناجات

(هر بار کارم زار شد
گفتم علی موسی الرضا)
وقتی گره در کار شد
گفتم علی موسی الرضا


آهویم و در دام تن
وقتی به گرداگرد من
غم حلقه ی پرگار شد
گفتم علی موسی الرضا

ای بضعه ی مدفون به طوس
ای آسمانت خاک بوس
نامت امان از نار شد
گفتم عای موسی الرضا

باب حرم اذن دخول
اادخل یاابن الرسول
تا فرصت دیدار شد
گفتم علی موسی الرضا

بر زائرانت ای صنم
گفتی سه جا سر می زنم
من نیز بختم یار شد
گفتم علی موسی الرضا

ای شاهد بزم ازل
ای نامت احلی من عسل
چه لذتی تکرار شد
گفتم علی موسی الرضا

صد رنگ و بو دادی مرا
تو آبرو دادی مرا
یک بار چون اظهار شد
گفتم علی موسی الرضا

دیوارها شد پنجره
با اشک خود بستم گره
چشمم پر از گفتار شد
گفتم علی موسی الرضا

ای عرش از تو منجلی
ای اسم اعظم یا علی
مکشوف این اسرار شد
گفتم علی موسی الرضا

هر بار با یاد غریب
با روضه ی ابن شبیب
این دیده گوهر بار شد
گفتم علی موسی الرضا

.(مصرع اول از آقای غفور زاده شفق است)

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


همان‌قَدَرکه‌ ز اهل زمانه مایوسم
امیدوار به الطاف خسرو طوسم

هنوزهم‌که‌هنوزاست‌مثل‌کودکی‌ام
تمام سال پُر از اشتیاق پابوسم

حواس‌اوهمه‌جا‌به‌من‌است‌؛پس‌غم‌نیست
اگر کسی نگذارد محل به افسوسم

مرا صدازده‌ آقا دراین‌شب‌به‌خصوص
دلم‌خوش‌است‌که‌از؛زائرانِ‌مَخصوصم

من‌وزیارت‌ِاو؛خواب یاکه بیدارم؟
غلام‌این‌همه‌ بخشندگیِ مَلمُوسم

همین‌که‌درحرمش‌شد‌صدای‌من‌آزاد
چشید طعمِ اجابت؛دعایِ محبوسم

سگ‌ِسیاهم‌وخُدّام‌؛جای سنگ زدن
نموده اند نوازش به بال طاووسم

اگرنفس‌نکشم در هوای آبی صحن
همان‌صنوبر بیچاره‌ام‌که‌می‌پوسم

مرا ز طعن زَراندوزها کُجا باکی‌ست؟
که‌کاسه‌لیسی‌‌این‌سُفره‌است‌قاموسم

به لطف او که اَمینُ‌اَلله ست دور شده
گزند از سر دنیا و دین و ناموسم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:06
#امام_رضا_مناجات
#رباعی

بیمارم ومن از تو شفا میخواهم
من نوکری کوی تورا میخواهم

یا حضرت ثامن الحجج ادرکنی
یک تذکره کرببلا می خواهم

#محمد_خرمفر

@raziolhossein
02:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
653×625, 163.0 KB
#السلام‌علیک‌یاعلی‌ابن‌موسی‌الرضا

بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من


#سیدرضا_موید
02:10
#امام_رضا_شهادت


نم نم کنار حجره دربسته میرسید
کم کم به قتلگاه خودش خسته میرسید

مانند شخص مار گزیده به پیچ و تاب
فریاد یا جواد چه پیوسته میرسید

پهلو بخاک حجره که از درد میگذاشت
آهی بیاد پهلوی بشکسته میرسید

از کام تشنه و جگر پاره پاره اش
انگار حرف روضه سر بسته میرسید

این جسم خسته زیر سم اسبها نرفت
اما صدای حمله یک دسته میرسید

خواهر نبود یار برادر شود ولی
یک خواهری به مقتلی آهسته میرسید

اینجا جواب زمزمه یابنیی از...
یک نوجوان ز پشت در بسته میرسید

اما صدای یا ولدی بی جواب ماند
هرچند صوت یک پدر خسته میرسید

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


شکسته آمده در رأس ساعتی مخصوص
دوباره زائری و عرض حاجتی مخصوص

به چشم اشک و به دل خنده و به لب شِکوه
رسیده است به وقت زیارتی مخصوص

برای توست که با خشت قلب ساخته اند
شمال شرقی ایران عمارتی مخصوص

به روضه خوانی نقاره و به گریه ی حوض
گرفته اند در این صحن هیئتی مخصوص

رسیده ام که بگویند مشهدی هستم
به روی من بگذارند قیمتی مخصوص

امام من تویی و شرح کاملی دادی
امام را تو خودت در روایتی مخصوص

تو نیز طعم خوش منحصر به خود داری
حسینی و حسنی،طعم غربتی مخصوص

برای گرگ هم این مرتبه قرار بده
میان این همه آهو ضمانتی مخصوص

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_شهادت


روضه شد مُجمل و كوتاه"نشست و برخاست"
رفـت در قـصـر به اكـراه نشـست و برخاسـت

وقتِ برگشت ، سـرش زيرِ عـبا پنهـان بـود
بـاز با يك غم جانكاه نشست و برخاست

ياد آن لحظه كه مادر به زمين افتـاد و---
پـسري ديد كه با آه نشست و برخاست

تا رسـد بر درِ خـانه ز جـفاكاريِ زهـر
بارها در وسـط راه ، نشـست و برخاسـت

وسط حجره ي خود گاه به خود مي پيچيد
و به شوق پسرش گاه نشست و برخاست

مـثلِ خورشيد ، روان جانب مغرب مي شُد
آنكه پيش قـدمش ماه ، نشست و برخاست

غبطه بر شـأن اباصلت ، مـسيحا مي خورد
داشـت چون با ولي الله ، نشست و برخاست

كس نديده ست سرِ خوان كـسي سائل را
كه سرِ سفره ي اين شاه نشست و برخاست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
02:10
#امام_رضا_مدح
#زیارت_مخصوص
#رباعی

می خواست که زنده از شمیم تو شود
یا زائر جنت النعیم تو شود

آدم اگر از بهشت گندم می خورد
می خواست کبوتر حریم تو شود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات


دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم باز
خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان به من برسد
معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند
که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد
که در مجاورتِ گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست
مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات



من گدای حرم سلطانم
همه جادرحرم سلطانم
در هوای حرم سلطانم

یا غریب الغرباادرکنی
....

پیش تو حال تباه آوردم
نامه ی جرم وگناه آوردم
به حریم تو پناه آوردم

یاغریب الغربا ادرکنی

.........
نظری بردل بیمارم کن
باغلامان خودت یارم کن
دراین خانه گرفتارم کن

یاغریب الغربا ادرکنی

......

من به عشق توهیاهودارم
هرچه دارم زتومه رو دارم
ذکریاضامن آهودارم

یاغریب الغربا ادرکنی

......

زگدایت توهواداری کن
جان زهراتومرایاری کن
تو رهایم گرفتاری کن

یاغریب الغربا ادرکنی

.......
دیده ی خشک مرادریاکن
دل شیدای مراشیداکن
کربلاونجفم امضا کن

یاغریب الغربا ادرکنی

........
دل به یادتوصفایی دارد
حرمت حال و هوایی دارد
جلوه ی کرببلایی دارد

یاغریب الغربا ادرکنی
.......

توغریب الغربایی آقای
تومعین الضعفایی آقا
تو که حج فقرایی آقا

یاغریب الغربا ادرکنی
........

عاقبت پاره شدازغم جگرت
درغریبی چه نیامد به سرت
ولی آمددم آخرپسرت

یاغریب الغربا ادرکنی

........
وای درکرببلاجای پسر
پدرآمدسربالین پسر
ناله ی واولدازدزجگر

یاغریب الغربا ادرکنی
......

من که دلداده ی تکبیرتوام
(ای پسر من پدرپیرتوام
پدرپیروزمین گیرتوام )

یاغریب الغربا ادرکنی

......

(ای جگر گوشه من ای پسرم
هیچ دانی که چه آمد به سرم)
خون دل میرودازچشم ترم

یاغریب الغربا ادرکنی


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
👍 1
02:10
#امام_رضا_شهادت

جگرم پاره شد از زهر کجایی پسرم
چشم من مانده به در تا تو بیایی پسرم

از عبایی که کشیدم به سرم معلوم است
کار ما و تو کشیده به جدایی پسرم

حسرت بوسه بابا به دلت می ماند
تو به بالینم اگر دیر بیایی پسرم

مثل یک مار گزیده به خودم می پیچم
جگر سوخته را نیست دوایی پسرم

بسکه در کوچه زمین خوردم و برخاسته ام
نه توانی به تنم مانده نه نایی پسرم

هی زمین خوردم و هی ناله زدم وااماه
دارم از کوچه عجب خاطره هایی پسرم

مثل آن چادر خاکی شد عبایم خاکی
مثل زهرا سرم آمد چه بلایی پسرم

مادرم را پسرش برد سوی خانه ولی
من سوی خانه روم با چه عصایی پسرم

سر نهادم به روی خاک که از جدم حسین
برده ام ارث غریب الغربایی پسرم

آب هم گر بدهی باز دلم میسوزد
شده این حجره عجب کرببلایی پسرم

جگرم پاره شد اما بدنم پاره نشد
کس نزد بر سر من سنگ جفایی پسرم

دست و پا میزنم و سینه من نیست دگر
زیر پا و لگد بی سر و پایی پسرم

گریه بر بی کفن کرببلا کن در قبر
چونکه بند کفنم را بگشایی پسرم

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 2
02:10
#امام_رضا_علیه_السلام
#زیارت_مخصوص


کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید

داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم

باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست

در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما

شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد

در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید

ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن

آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد

آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست

یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_شهادت


این زهر کاری کرد من از نا فتادم
در کوچه مثل مادرم از پا فتادم

با احتیاط از درد، خود را میکشدم
تا خانه چندین بار چون زهرا فتادم

در خانه گفتم زود درها را ببندید
تا داخل حجره شدم، درجا فتادم

پیراهنم را از عطش بالا گرفتم
یاد آمد از جدّ غریبم تا فتادم

نیزه نخورده پیکرم میسوخت از درد
یادِ تن صد چاک عاشورا فتادم

یاد هزار و نهصد و پنجاه زخمش
بیخود ز خود گشتم، ز پا آنجا فتادم

گر چه سر من را جدا از تن نکردند
یاد سرِ بر نیزه در نجوا فتادم

تا که جوادِ من سرم از خاک برداشت
یاد علیِ اکبر لیلا فتادم

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا
#زیارت_مخصوص
#رباعی

بهتر ز‌بهشت خطه ی‌‌طوس رضاست
جنت به خدا قسم زمین بوس رضاست

مردم همه سوی حرمش می آیند
زیرا که زیارتی مخصوص رضاست

...

از گریه پرم شبیه اقیانوسم
محتاج سفر به نقطه پابوسم

ای کاش میان زائرانش بودم
جامانده ای از زیارت مخصوصم


@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


در محل هرجا صدای عبد گریان شد بلند
قامت صاحب کرم از روی ایوان شد بلند

نوکری سخت است اما سختیش عشق است عشق
پای ما با عشق بر خارمغیلان شد بلند

من که هرجایی کم آوردم صدا کردم رضا
رعیت آنجایی که کم آورد، سلطان شد بلند

بیشتراز سائل آقابی قرار سائل است
بیشترازشهرما، آه ازخراسان شد بلند

کافری بودم که باشرط تو رفتم برسجود
بسکه ازخاک توعطروبوی ایمان شد بلند

 خاک ایران قبل تو لطفی برای کس نداشت
تو به ایران آمدی و بخت ایران شد بلند

جذر و مد صحن تو یعنی که رو به گنبدت
هرملک افتاد روی خاک و انسان شد بلند

شانه برزلف تو زد منای اهل البیت شد
بعد مرگش مرد سلمانی چو سلمان شد بلند

هرکسی که سخت دامان جوادت را گرفت
بابرات کربلای خویش آسان شد بلند

گریه بی حد میکنی وروی زانومیزنی
بابت دستی که برروی عزیزان شد بلند

نام زینب را پس از عباس نامحرم که برد..
از ته گودال داد شاه عطشان شد بلند!

#حسین_قربانچه
#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2
02:10
#امام_رضا_علیه_السلام
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

دلم باید پُر از منظومه باشد
به یاد خواهری مظلومه باشد

زیارت میشود مخصوصه وقتی؛
به نام ِ حضرت معصومه باشد!

#م_عاطفی
@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات


دل من کبوتر صحن و سرات امام رضا
پر می گیره عاشقونه به هوات امام رضا

خوش به حال کفتری که از همه زرنگ تره
لونه کرده روی گنبد طلات امام رضا

هیچکی از در خونت دست خالی رد نمیشه
آقا میشه هر کسی که شد گدات امام رضا

خستگی ها مو در خونه ت زمین گذاشتم و
تو گذاشتی بارمو رو شونه هات امام رضا

غریبی خودت ولی غریب نوازی کارته
چه گرافتارایی رو میدی نجات امام رضا

ضامن آهو شدی دست دل منم بگیر
همه عالم میشه صید یه نیگات امام رضا

قدمی رنجه کن آقا دم جون دادن من
تا که سر بذارم اون لحظه به پات امام رضا

غریبونه جون دادی گوشه ی حجره ، الهی
بمیرم عزیز فاطمه برات امام رضا

گوشه ی دفتر لطفت بنویس اسم ( کمیل )
پیش دعبل و بقیه شاعرات امام رضا


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 2
02:10
#امام_رضا

یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین
در کربلا شکسته شده حرمت حسین
شد زخم از مصیبت او پلک چشم ما
خنده رود ز لب چو شود صحبت حسین
بر تن نداشت جد غریبم توان و تاب
یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب
٭٭٭
یابن الشبیب نیزه به حلقوم دیده شد
چون گوسفند سر ز تن او بریده شد
یابن الشبیب پیکر جد غریب ما
در زیر نعل اسب به هر سو کشیده شد
یابن الشبیب چکمه به پهلوی او زدند
در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند
٭٭٭
یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت
یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت
از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند
یک جای سالمی به تمام بدن نداشت
یابن الشبیب تَر َک روی آئینه دیدهای؟
جای سم ستور به یک سینه دیدهای؟
٭٭٭
یابن الشبیب گریه به جز داغ او مکن
این حرف را به پیش کسی بازگو مکن
ناموس جد ما روی تل با اشاره گفت
ای بی حیا حسین مرا زیر و رو مکن
یابن الشبیب تیغ به حنجر کشید شمر
رگها وگوشتهای گلو را برید شمر
٭٭٭
یابن الشبیب آتش قلبم زبانه زد
نامحرمی به عمه ی ما تازیانه زد
هر دختری بهانه ی بابا گرفته بود
دشمن حیا نکرده و باهر بهانه زد
یابن الشبیب لاله ی پژمرده دیده ای
یابن الشبیب طفل کتک خورده دیده ای

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
👍 1
02:10
#امام_رضا_شهادت


میرسد روی لبم آهسته جان یأبن الشبیب
در وجودم آتشی دارم نهان یأبن الشبیب

نا ندارم! با تو دارم در خیالم گفتگو
با نگاهی نیمه باز و نیمه جان یأبن الشبیب

زهرِ در انگور جانکاه است و از فرطِ عطش
شعله ور شد هم دهانم، هم زبان یأبن الشبیب

دستهایم را که برمیداشت روز و شب قنوت
ناتوان؛ افتاده از کار آنچنان یأبن الشبیب

با دو پایِ سرد و لرزان بیهوا خوردم زمین
حال و روزِ احتضارم شد عیان یأبن الشبیب

روی خاکِ حجره مثل مار می پیچم به خود
بود جسمَم کاش زیر آسمان یأبن الشبیب

بود جسمم کاش خنجر خورده؛ زیر آفتاب
جانِ من از جدّ عطشانم بخوان یأبن الشبیب

بیقرارم از غمش! باید پریشان جان دهَم
از غم ِ آن پیکرِ نیزه-نشان یأبن الشبیب

از غم ِ سنگی که محکم خورد بر پیشانی اش
از هجوم ِ نعل ها بر استخوان یأبن الشبیب

از تنِ عریان که شد خونِ قفا بر آن کفن
از عقیقِ سرخِ دستِ ساربان یأبن الشبیب

از طناب و دستهایِ عمه زینب(س)وای...نه...
از غروب و غربتِ وقتِ اذان یأبن الشبیب

جان سپردم! از نفس انداخت بیطاقت مرا-
روضهٔ بزم یزید و خيزران یأبن الشبیب!


#م_عاطفی

@raziolhossein
👍 1
02:10
#امام_رضا_علیه‌_السلام



نسیم قدسی یکی گذر کن به بارگاهی که لرزد آنجا
خلیل را دست، ذبیح را دل، مسیح را لب، کلیم را پا

نخست نعلین ز پای برکَن، سپس قدم نِه به طور اَیمَن
که در فضایش ز صیحهٔ لَن فتاده بیهوش هزار موسی

ز آستانش ملایک و روح رسانده بر عرش صدای سبّوح
به خاک راهش چو شاتِ مذبوح رُسُل به ذلت همی جبین‌سا

نسیم جنّت وزان ز کویش، شراب تسنیم روان ز جویش
حیات جاوید دمیده بویش به جسم غلمان به جان حورا

فلک به گردش پی طوافش، ملَک به نازش ز اعتکافش
ز سربلندی ندیده قافش صدای سیمرغ نوای عنقا

مهین مطاف شه خراسان، امین ناموس، ضمین عصیان
سلیل احمد خلیل رحمن، علی عالی، ولیّ والا

بگو که «نیّر» در آرزویت کند ز هر گل سراغ بویت
مگر فشاند پری به کویت چو مرغ جنّت به شاخ طوبی


#نیر_تبریزی

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات



تا یوسف اشکم سَرِ بازار نیاید
کالای مرا هیچ خریدار نیاید

در سوز جگر مصلحت ماست که ما را
غیر از جگر سوخته در کار نیاید

خارم من و در سینۀ من عشق شکفته‌ست
تا خلق نگویند گل از خار نیاید

بیمار فراقم من و وصل است دوایم
تدبیر، به کار مَنِ بیمار نیاید

یک عمر به درگاه رضا رفتم و حاشا
بر دیدن این دلشده یک‌بار نیاید...

نومیدی و درگاه تو؟! بی‌سابقه باشد
از سوی تو جز رحمت و ایثار نیاید

آخر به کجا روی کند؟ ای همه رحمت!
گر در بَرِ تو شخص گرفتار نیاید

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت
جایی ننوشته‌ست گنه‌کار نیاید

جاروکش درگاه توام همچو «مؤید»
زین بیش از این بندۀ دربار نیاید


#سیدرضا_مؤید


@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_مناجات
#رباعی

با خود چمدانی از گناه آوردم
همراه خودم روی سیاه آوردم

اینجا نمی‌آمدم کجا می‌رفتم ؟
از دست خودم به تو پناه آوردم

#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
02:10
#امام_رضا_علیه_السلام


قلبم کبوتر وار سویش پر گشوده
خواب از دو چشمم صوت نقاره ربوده

باب الجوادش بین بن بست زمانه
درهای رحمت را به رویم وا نموده

نوشیدن یک جرعه، چای از چایخانه
در سینه ام انداخت شعری نو سروده

حتی نوای ساعتش مُحیِ القُلوب است
زنگش چنان زنگار از قلبم زدوده

زاغ سیاهی در حرم فهماند بر من
اینجا فقط جای کبوترها نبوده

مغموم می آیند سویش زمره زمره
آرام می گیرند نزدش توده توده

کار کسی چون من ثنایش نیست، وقتی...
روح الامین هر روز و شب او را ستوده

حالم که گشته منقلب را دوست دارم
این روزی لا یَحتَسِب را دوست دارم


با هر گدا مأنوس بودن، این مرامش...
دارد حکایت از سخای مستدامش

جیره خورش هستیم و روزی در ید اوست
برکت گرفته زندگی ما به نامش

فردا زمین خورده نخواهد بود هرکس
امروز برخیزد به رسم احترامش

ترجیح دارد نیم طوفِ مرقد او
بر صد طواف مکه و بیت الحرامش

سلمانی اش گوهرشناس خبره ای بود
در وقت جان دادن، دو دنیا شد به کامش

حس می کند هر کس که از او کربلا خواست
یک روز بوی کربلا را بر مشامش

با روضه خوانی و دم یابن الشبیبش
ابلاغ فرموده به هر نوکر، پیامش

فرمود در هر غصه، با ما هم نوا باش
گریان برای ماجرای کربلا باش


یاد حسین و روضه ای آخر دلم سوخت
یاد غمش نزد علی اکبر، دلم سوخت

وقتی زمین افتاد با گریه میانِ...
داد و هوار و خنده ی لشگر، دلم سوخت

پیش تمام حاصل عمرش زمین خورد
عمامه اش افتاد چون از سر، دلم سوخت

وقتی که هر جا را نظر می کرد، می دید
یک عضوی از آن لاله ی پرپر، دلم سوخت

تا که تمام هستی اش را در عبا چید
وقتی عبا پُر شد از آن دلبر، دلم سوخت

وقتی به زانو رفت تا اینکه گذارد...
گونه به روی گونه اش مضطر، دلم سوخت

پیغمبری کرد و به میدان زد عقیله
طوری صدا زد: "هستی خواهر" دلم سوخت

آه از حسین این داغ اعظم قاتلش شد
داغ علی، زخم عمیقی بر دلش شد


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
👍 3 2
02:10
#امام_رضا_علیه_السلام
#رباعی #زیارت_مخصوص


انگار به خانه ی خدا آمده است
گویا که به مروه و صفا آمده است

مشغول زیارت خدا در عرش است
هر کس به زیارت رضا آمده است



#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
02:15
#امام_رضا_علیه_السلام


هم كراماتش مجاور را كفايت ميكند
هم نگاهش هر چه زائر را كفايت ميكند

هر كسي با ديدن این صحن شاعر ميشود
رقص پرچم شعر و شاعر را كفايت ميكند

گنبدش لبريز نور است و براي عاشقي
هر هنرمند معاصر را كفايت ميكند

ذره اي از گرد و خاك اين حرم تا روز حشر
كوله بار هر مسافر را كفايت ميكند

آب و دانه نيست مخصوص كبوترهاي او
لطف او مرغ مهاجر را كفايت ميكند

ورشكسته آمدم در محضر آن شاه كه
نه فقط بيچاره تاجر را كفايت ميكند

از رئوف اينقدر ميفهمم كه لطف بي حدش
حاجت بي حد عابر را كفايت ميكند

گوشه اي از صحن آزادي كنار روضه خوان
صد حبيب ابن مظاهر را كفايت ميكند..


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 2
02:19
#امام_رضا_مناجات



ای همه دل‌ها، حرمت یا رضا
خلق خدا و کرمت یا رضا
جنّ و بشر، حور و ملک می‌برند
سجده به خاک حرمت یا رضا
بر سر این مملکت از بام طوس
سایه فکنده، عَلَمَت، یا رضا
نیست عجب گر که طواف آورد
کعبه به دور حرمت یا رضا
زاده موسایی و عیسا کند
زندگی از فیض دمت، یا رضا
بس‌که بوَد، لطف و عطایت زیاد
ظرف وجود است کَمَت، یا رضا
گر تو قبولم نکنی، می‌دهم
به جان زهرا قسمت یا رضا

ضــامن آهــو بــه فـدایت شوم
جود و کرم کن، که گدایت شوم

تو هشت بحر نور را، گوهری
تو مطلع الفجر چهار اختری
تو شمع جمعی، به شبستان طوس
تو بر تن عالم خلقت، سری
نام علی بُوَد برازنده‌ات
بلکه تو یک محمّد دیگری
ضامن آهویی و پیش خدا
ضامن خلقی به صف محشری
هم پدر چهار ابن‌الرضا
هم پسر موسی ابن جعفری
ابوالجواد استی و باب‌المراد
ابوالحسن بضعه پیغمبری
ای به فدایت پدر و مادرم
که خوبْ‌تر از پدر و مادری

دست کرم بر سر ما می‌کشی
پادشهـی نـاز گـدا مـی‌کشی

سائل درگاه تو، سلطان ماست
خاک درت، دارو و درمان ماست
روی تو! آفتاب عرش خدا
سایه تو بر سر ایران ماست
جان همه عالمی و از کرم
جای تو در قلب خراسان ماست
زهی کرم، که ضامن کلّ خلق
ضامن آهوی بیابان ماست
عنایتت آمده، کل نعَم
ولایتت، تمام ایمان ماست
بهشت، نه که با ولای شما
جحیم هم روضه رضوان ماست
مهر تو ای با همگان، مهربان
در تن ما خوبْ‌تر از جان ماست

سلسلة الذهب، تجلّای توست
کمـال توحید، تولاّی توست

مرغ دلم، خدا خدا می‌کند
رضا رضا، رضا رضا می‌کند
قبله من کعبه، ولی قلب من
روی به ایوان طلا می‌کند
حضرت معصومه علیها‌سلام
به زائران تو دعا می‌کند
نگاه تو، چشم تو، دست تو، نه
نام تو هم دردْ، دوا می‌کند
جز تو که رأفتت خدایی بوَد
حاجت ما را که روا می‌کند
دلت نیاید که جوابش کنی
زائر تو، هر چه خطا می‌کند
اگر چه آلوده و شرمنده‌ام
باز رضا نگه به ما می‌کند

تـو از کرم دست بگیری مرا
صـدا نکـرده می‌پذیری مرا

تو از گدا گرفته‌ای، احترام
تو می‌کنی زائر خود را سلام
بر در این خانه، امید آورند
یأس به درگاه تو باشد حرام
عادت تو، کرامت و عفو و جود
عادت من عجز و گدایی مدام
با چه گنه، ای پسر فاطمه
زهر ستم ریخت عدویت به کام
با که بگویم که به یک نیمْروز
آب شد اعضای وجودت تمام
از چه غریبانه زدی، دست و پا
ای به همه عالم خلقت، امام
داغ تو زائل نشود از جگر
تا که بگیرد پسرت انتقام

تو مهدی فاطمه را صدا کن
تو از بـرای فـرجش دعا کن

سوخت در آن حجره ز پا تا سرت
خون جگر ریخت ز چشم ترت
بر دل زارت، جگر زهر سوخت
آب شد ای جان جهان، پیکرت
مرد و زن و پیر و جوان، سوختند
در پی تشییع تن اطهرت
بر سر و بر سینه خود، می‌زدند
زنان نوغان همه چون خواهرت
پشت سر جنازه، انبوه خلق
پیش روی جنازه‌ات، مادرت
جسم شریف تو، اگر آب شد
دگر نشد بریده از تن، سرت
غریب بودی دم رفتن ولی
بود یگانه پسرت در برت
سنگ نزد کسی به پیشانیت
خون سرت نریخت بر منظرت

کـاش چکـد خـون دلـم، از دو عین
صبح و مسا، در غم جدّت حسین

تو هشتمین حجّت کبریایی
غریبی و با همه، آشنایی
مسیح نه، طبیب صد مسیحی
کلیم نه، کلام کبریایی
کنار حجره، لحظه شهادت
اشکْفشان به یاد کربلایی
کشت تو را به زهر کینه مأمون
نگفت تو عزیز مصطفایی
چگونه شد، زهر ستم دوایت؟
تو که به درد عالمی، دوایی
چشم و چراغ شیعه‌ای در ایران
گر چه ز جدّ و پدرت جدایی
دست خدا، همیشه بر سر ماست
تا تو، امام مهربان مایی

گر چه بوَد بنده روسیاهی
میثم دلباخته را نگاهی


#غلامرضا_سازگار #میثم

@raziolhossein
👍 2 1
02:21
#امام_رضا_مناجات


همین که میدهی در بارگاه قدسی ات راهم
به چشمم مینهم چون توتیا خاک حرم را ، هم

صراط المستقیم عالمی،غیر از تو راهی نیست
مسیرم هر کجا باشد به جز این خانه، گمراهم

نمک گیر است از بس آب سقاخانه ات، با شور
از اینجا می‌بَرد محض تبرک آب، دریا هم

چه اکسیری میان بارگاه خویش داری که
توسل می‌کنند اینجا مریضان هم، اطبا هم؟

مرامت کرده مبهوت خودش شیخ بهایی را
که داری اینچنین لطفی به زائر بین رویا هم

من آن اشکم که می‌ریزد به دامان پر از مهرت
که از چشم خودم افتاده ام، از چشم دنیا هم

سراپا عذر تقصیرم، پناه آورده ام ای شاه
نگاهی میکنی بر این گدای بی سر و پا هم؟؟

کلاغی روسیاهم در سپیدیِ کبوترها
و دل گرمم به اینکه خوب و بد را میخری با هم


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
1
02:23
#امام_رضا_مناجات


همیشه با تو از این راه گفتگو کردم
زبان گریه...که با آن چو طفل خو کردم

نیافتم غزلی در خورت کنار ضریح
چه کاغذی که من این گوشه زیر و رو کردم!

سپید بخت شدم مثل مرمر این صحن
از آن زمان که به این آستانه رو کردم

گواه می‌دهد ای شاه! قالی درگاه
که از غبار حرم کسب آبرو کردم

حدیث قول و قرار تو را و سلمانی
همیشه با دل خود، وصف مو به مو کردم

میان صحن تو امروز عود چرخاندند
شمیم کرب و بلا را دوباره بو کردم

زیارت تو الهی شود نصیب همه
به جای هرکه حرم نیست، آرزو کردم


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
02:29
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 100.5 KB
‌‌﷽
با پایِ دلم، پای ضریـح افتـادم
من مُعتکف گوشه‌ی گوهرشادم

حاجات مـرا زود اجابت کــردی
وقتی که تو را قسم به زهرا دادم

#روح‌الله_نوروزی


@raziolhossein
1
02:29
#امام_رضا_مناجات


ای گوهر یگانه، امام رئوف من
دریای بی کرانه ،امام رئوف من

هرروز در مدیح تو از آسمان رسد
آوای عارفانه، امام رئوف من

دین را حقیقتی است، که شرطش ولای توست
بی زارم از فسانه، امام رئوف من

بوی بهشت  می وزد از تو، بر این حرم
تا می شوم روانه امام رئوف من

از یک نگاه گرم تو  ،دل زنده می شود
ای عشق جاودانه، امام رئوف من

گاهی مرا ز گلشن تو دور می کند
دل گیرم از زمانه ،امام رئوف من

مثل کبوتران به حریم مقدست
سر می نهم شبانه، امام رئوف من

گُل می دهد به حشر ، ز مژگان خسته ام
اشکی که شد روانه، امام رئوف من

من از عنایت و کرم و جود و رأفتت
دارم بسی نشانه ،امام رئوف من

مارا بیا ببخش به جان جواد خویش
تنها به این بهانه، امام رئوف من

در بین زائران تو ذکر رضارضاست
زیباترین ترانه، امام رئوف من

حاجت رواست هرکه «وفایی» صدا زند
با اشک دانه دانه ،امام رئوف من

 
#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
3
02:29
#امام_رضا_علیه_السلام


دل داده‌اند مردم ایران به مرقدش
از بس که دیده‌اند عنایات بی‌حدش

ماه و ستاره گرد حریمش کند طواف
خورشید گشته محو تماشای گنبدش

در کودکی نشست به جانم هوای او
شوقی است بی‌نظیر، رسیدن به مشهدش

پر می‌زند دلم به هوای حرم کنون
آنجا که مرغ دل بشود مست مقصدش

خورشید زیر سایه‌ی او گرم و روشن است
من زنده‌ام به لطف و کرامات سرمدش

جز روسیاهِ در‌به‌درِ دونِ بدسرشت
هرگز ندیده‌ام که بگوید کسی بدش

از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش
داری اگر همیشه به دل شوق مرقدش

خواهی که نیش و نوش جهان بر تو خوش شود
طی کن طریقتی که رضا گشته مقصدش

او دست رد به سینه‌ی زائر نمی‌زند
هر دفعه که صدا زدی، از شوق آمدش

هر چند روسیاهم و آلوده، هیچ وقت
بد تا نکرده با دل این زائر بدش

بی‌شک جواب می‌دهد از روی لطف اگر
او را قسم دهیم به جان محمدش


#مهدی_پرنیان
#حسن_نجفی
#سیدمحمدرضا_آقایی
#عبدالغنی_دهقانی_زاده
#محمدعلی_هادیان
#محمد_سرچشمه
#م_خوشحال
#محمدعلی_زارعیان
#علی_رمضانی


@raziolhossein
02:29
#امام_رضا_مناجات


درد و دل های من فروان است
بگذریم از شما چه پنهان است
پیش تو هر کسی که مهمان است
درد هایش نگفته درمان است

پسری کور گنبدت را دید
دختری کر صدات را فهمید
با چه نازی در آسمان چرخید
کفتری که به روی ایوان ست

بسته ام دل به مهر تو تنها
جز تو من را کسی نشد مولا
شمسِ تبریز مالِ مولانا
شمس من ساکن خراسان است

نور تو می درد سیاهی را
نچشم طعمِ بی پناهی را
بر سرش کرده تاج شاهی را
هر کسی که گدای سلطان است

باز هم آمدم پناهم ده
زائر مشهدم پناهم ده
من اگر چه بدم پناهم ده
دلم از کرده اش پشیمان است

در حرم تا که آب نوشیدم
لب خشک حسین را دیدم
مردم از شرم تا که فهمیدم
گفته مقتل ذبیح العطشان است

خویش را باز سینه زن کردم
یاد ارباب بی کفن کردم
من نوکر سیاه تن کردم
شاه عالم به خاک عریان است


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 1
02:31
#امام_رضا_علیه_السلام



به سودای وصال تو
گره خوردم به شال تو
من از شمس جمال تو
شدم دیوانه مولانا ....

میان پنجه ی صیاد
چنان آهو زدم فریاد
مکن از بند ِخود آزاد
خوشا بند ِ تو سلطانا....


سکوتم تو ، صدایم تو
غریبم آشنایم تو
که میماند برایم ؟ تو
امیرا ماندنت مانا ....


گرفتم از خدا رخصت
نوشتم نامه در غربت
که ای سلطانِه بی منّت
بخوان این خط ناخوانا ....


جَنان ؛ مِحراب ِ اَبرویت
خُتن عطر خوش ِ مویت
شدن دیوانه ی کویت
هزاران عاقل و دانا...

در این بزم ِ سراسر نور
صدایت میزنم از دور
به کاه ِ در دهان ِ مور
نگاهی کن سلیمانا....

چه دربار ِ گهرباری
عجب زلفی ، عجب یاری
مرا از این گرفتاری
رها هرگز مکن جانا .....

مَلَک چنگی به گیسو زد
جهان یکباره زانو زد
امیر ِ عشق  میسوزد
بسوز از غم خراسانا ...



فدای آن رُخِ زردت
جهان کرده ست دل سردت
کنار ِ جان ِ پُر دردت
جوانی مانده حیرانا ...

همه عالم به قربانت
فدای چشم گریانت
به یاد جد عطشانت
بگو با گریه ریّانا ....


چرا زخمیست پهلویش؟
شکسته کُنج اَبرویش
بگو در وصف گیسویش
پریشانا .... پریشانا...

نداند کَس مقامش را
خدا داده سلامش‌ را
وَ مقتل برده نامش را
چه عطشانآ...چه عریانآ....


#حمید_عربخالقی

@raziolhossein
😭 2
02:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×720, 282.0 KB
.

در طوس جلال کبریا می‌بینم
بی‌پرده تجلی خدا می‌بینم

در کفش‌کَنِ حریم پور موسی
موسی کلیم با عصا می بینم

#ناصرالدین_شاه

@raziolhossein
😍 1
02:37
#امام_رضا_مناجات


هر چه دارم از تو دارم یا علی موسی الرضا
ای تمام اعتبارم یا علی موسی الرضا

بارها و بارها دیدم قرار من شدی
تا که دیدی بی قرارم یا علی موسی الرضا

بین کل شهرهای کشورم جور دگر
مشهدت را دوست دارم یا علی موسی الرضا

کم می آرد در جوار بی نهایت لطف تو
دردهای بی شمارم یا علی موسی الرضا

ای زمادر مهربان تر  ، از پدر نزدیک تر
ای همه ایل و تبارم یا علی موسی الرضا

بیشتر از خواهشم حاجت روایم می کنی
از تو خیلی شرمسارم یا علی موسی الرضا

چه در این دنیا چه آن دنیا نباشد هیچ کس
مثل تو دنبال کارم یا علی موسی الرضا

گر تو می آیی دم مرگم منم لحظه شمار
بهر روز احتضارم یا علی موسی الرضا

مرگ را بر زندگی من میدهم ترجیح اگر
در حرم باشد مزارم یا علی موسی الرضا


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 3
02:37
#امام_رضا_علیه_السلام
#رباعی

ای سرور دین، خسروِ اقلیمِ رضا!
سلطان خراسان و غریب الغربا!

در شأن تو این بس که رضا در اِعداد
یکسان شده با هزارویک‌نامِ خدا


میرزا محمدباقر #صامت_بروجردی

@raziolhossein
2
02:42
#امام_رضا_مناجات


  
سر و سامانِ ما ، سلامٌ علیک
شرط ایمانِ ما ، سلامٌ علیک
روح و ریحانِ ما ، سلامٌ علیک
جان و جانانِ ما ، سلامٌ علیک
شمس تابانِ ما ، سلامٌ علیک

در سر ما هوای مشهدِ توست
دل نمک گیرِ لطف بی حدِ توست
دست بر سینه رو به مرقدِ توست
زائری که اسیرِ گنبدِ توست

روحِ قرآنِ ما سلامٌ علیک
شمسِ تابانِ ما سلامٌ علیک

چشم ما تا به پرچمت افتاد
رفت غم ها و غصه ها از یاد
از قفس روح ما که شد آزاد
پر زد و رفت صحن گوهرشاد

شاه و سلطان ما سلامٌ علیک
شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک

با تو از درد و غصه ها دوریم
با تو سرشار رحمت و نوریم
ما به دربانیِ تو ماموریم
گرچه در نزد حشمت ات ، موریم

ای سلیمانِ ما ، سلامٌ علیک
شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک

گرچه ما عمری است سرباریم
ای شفا بخش ، سخت بیماریم
تشنه ی یک دقیقه دیداریم
به جز از تو مگر که را داریم؟

اصلِ درمانِ ما ، سلامٌ علیک
شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک

روضه خوانی کن ای امام رضا
در غم و سوگِ سید الشهدا
اَلسَّلام ای مُقَطَّعُ الاَعضا
السلام ای شهیدِ عاشورا

جدِّ عطشانِ ما ، سلامٌ علیک
شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک


#یونس‌_وصالی‌ (یونس)

@raziolhossein
2
02:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 197.1 KB
#یا_امام‌الرئوف


من از گرد ‌و غبارِ زیرِ جاروهای خُدّامت
پس از افتادگی؛ پرواز را هم یاد می‌گیرم


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
2 👍 2 😍 2
21 May 2025
ش
20:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×997, 74.0 KB
#امام_رضا_علیه_السلام
#رباعی


سویِ دل بی‌قرار خواهد آمد
در لحظهء احتضار خواهد آمد

یک‌بار اگر به پای بوسش بروی
بر دیدن تو سه بار خواهد آمد

@raziolhossein
5
20:38
#امام_رضا_علیه_السلام
#زیارت_مخصوص
#استقبال_محرم

آمدم مرهم زخم جگرم را ببرم
باز از دست تو امضای حرم را ببرم

بی طمع نیست سلام فقرا بر شاهان
آمدم رزق محرم صفرم را ببرم

#عبدالحسین

@raziolhossein
6 😢 1
20:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
927×1280, 329.1 KB
#امام_رضا

حالا كه نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آن جا كرمت را بفرست
گفتم كه مریضم و دوا می خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست

#علی_اکبر_لطفیان


@raziolhossein
14 👍 2
22 May 2025
ش
03:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×719, 74.1 KB
#یاامیرالمومنین


بیست و سه سال این همه حرف پیمبر است
اصل و اساس دین خدا حب حیدر است


#محسن_صرامی
@raziolhossein
12 👍 2
ش
20:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:57
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


پای هرروضه ی توگریه نمودن زیباست
از  گدایان  سر  کوی  تو بودن زیباست

جز در خانه ی تو هیچ کجا بهتر نیست
نوکر هیچ کسی جز تو نبودن زیباست

داشت فطرس به تمامی ملائک میگفت
در حوالی  حرم  بال گشودن زیباست

هرکه را طبع روان است به آن میگویم
بر تو و کرببلا شعر سرودن زیباست

هیچ کس مثل تو محبوب دل عالم نیست
هرکه دیوانه ی عشق تو نشد آدم نیست

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
1 👍 1
20:57
#امام_حسین_مناجات
#استقبال_محرم


غمخوارِ کربلا غم عالم نمی‌خورد
دنیایِ بی حسین به دردم نمی‌خورد

هرکس که خورد نان تو جایی نمی‌رود
هرکس که خورد داغِ تو را غم نمی‌خورد

شأنِ دو چشمِ خیسِ عزادار عرشی است
این حرفها به چشمه‌ی زمزم نمی‌خورد

آنکه به زیر سایه‌ی زهرا نشسته است
غمهای روزِ حشر مسلم نمی‌خورد

آنکس که جای بستر بیماری ، از غمت
آتش گرفت حسرت عزیزم نمی‌خورد

من با محرم تو نفَس می‌زنم هنوز
هرچند طعنه نوکرتان کم نمی‌خورد

من حتم دارم از نفسِ گرمِ مادرت
این سینه باز داغِ محرم نمی‌خورد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
20:57
#امام_حسین_مناجات



ای سرو رشید یا اباعبدالله
آقای شهید یا اباعبدالله

ظلمت زده ایم رحم کن بر دل ما
ای نور امید یا اباعبدالله

غیر از تو که رحمت خدایی ما را
یک تن نخرید یا ابا عبدالله

دل خون شد و خون اشک غریبی تو شد
از دیده چکید یا ابا عبدالله

ما روضه شنیدم و چنینیم بگو
زینب چه کشید یا ابا عبدالله

از جانب خیمه با تمامی توان
سوی تو دویید یا ابا عبدالله

هی خورد زمین و پا شد و خورد زمین
فریاد کشید یا ابا عبدالله

وقتی که رسید شمر بود و بدنت
از غصه خمید یا ابا عبدالله

لعنت به کسی که چنگ زد بر مویت
آن موی سپید یا ابا عبدالله

سر تا سر دشت پر شد از آیاتت
قرآن مجید یا ابا عبدالله

بعد از تو نبودی که ببینی در شام
طفلت چه شنید یا ابا عبدالله

دنبال کنیز بود مستی بی شرم
در بزم یزید یا ابا عبدالله

#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
😢 1
20:57
#امام_حسین_علیه_السلام



هر که با خاک درت کام لبش بردارد
از همان کودکیش چشم به کوثر دارد

اولین آرزویم هست همانی باشم
که به لب نام تو تا لحظه ی آخر دارد

چند صد حج پیادست ثواب آنکه
قصد پا بوسی شش گوش تو در سر دارد

پادشاهان همه مبهوت مقامت گویند
این چه شاهی است مگر این همه نوکر دارد

چشم هایم شده چون شاخه ی پر باری که
چار فصلش زغمت میوه ی نوبر دارد

هر که بر داغ تو نگریسته پیغمبر نیست
گریه بر توست مدالی که پیمبر دارد

تکیه بر نیزه ی غربت زدی و فرمودی
چشم غارت به حرم این همه لشکر دارد

خواهرش گفت سرش را سر نیزه نزنید
کین هلال سر نی آمده دختر دارد


@raziolhossein
👍 2
20:57
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#رباعی


تا بازدم و دم است این دم باقی است
روی سر ما سایه پرچم باقی است

سوگند به شیرینی نامت آقا
در سینه ما شور محرم باقی است

#علی_سلطانی

@raziolhossein
21:00
#امام_حسین_علیه_السلام



صبر از قرار رفت و سکوت از صدا گذشت
آب فرات از سر کرب و بلا گذشت

از کشتنت دریغ نکردند کوفیان ...
از حقّ خون حنجر تو آشنا گذشت

آنجا که آفتابِ بلندت غروب کرد
بر بانوان و دخترکانت چها گذشت

الله اکبر از جگرِ آب دیده ات
کز قید آب و نان به امید بقا گذشت

بر ساحتِ شریفِ ذبیحی که ذبح شد ...
لشکر جدا گذشت و مرکب جدا گذشت

ای جوشنِ کبیر که آیاتِ جسم تو ،
از یک هزار و نهصد و پنجاه تا گذشت

دادی رکاب و مرکب خود را به ساربان
ای شهریار عشق ، جوانمردِ با گذشت
....
دیدی غریقِ معصیت و روسیاهی ام
آغوش باز کردی و گفتی : بیا گذشت


#محمدجواد_توحیدی #سکوت

@raziolhossein
👍 2
21:02
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه

رنگ خوشی از قوم جهانبخت در آمد
آن روز کز اندام حسین رخت در آمد

آنقدر بر آن پاره بدن نیزه فرو رفت
پیراهن آقای حرم سخت در آمد

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
😭 7 😢 1
23 May 2025
ش
03:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
04:00
#امام_زمان_مناجات


افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم

ما تشنه‌لب اندر لب دریا متحیر
آبی به‌جز از خون دل خود نچشیدیم

ای بسته به زنجیر تو دل‌های محبان
رحمی که در این بادیه بس رنج کشیدیم

چندان که به یاد تو شب و روز نشستیم
از شام فراقت چو سحرگه ندمیدیم

تا رشته‌ی طاعت به تو پیوسته نمودیم
هر رشته که بر غیر تو بستیم بریدیم

ای حجت حق پرده ز رخسار برافکن
کز هجر تو ما پیرهن صبر دریدیم

ما چشم به راهیم به هر شام و سحرگاه
در راه تو از غیر خیال تو رهیدیم

شمشیر کجت راست کند قامت دین را
هم قامت ما را که ز هجر تو خمیدیم

شاها! ز فقیران درت روی مگردان
بر درگهت افتاده به صدگونه امیدیم

#نوغانی_خراسانی

@raziolhossein
2 👍 1 😢 1
ش
04:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات

ز غم تو گشته ويران دل زار عاشقانت
ز فراق رويت ای گل شده‌ايم نغمه خوانت

دل عالمی و دل‌ها ز غم تو غرقه در خون
مكش از ملال شاها دگر ابروی كمانت

تو كه بال رحمتت بر سر ما فكنده سايه
ز چه رو نهانی از ما به‌كجاست آشيانت

همه از پی تو پويان همه خسته‌ايم و بی‌جان
كه تو جان ماسوائی ملِكا قسم به جانت

چه خوش است ديدهٔ ما شود از رخ تو روشن
چه خوش است گوش ما را بنوازی از بيانت

به غلامی تو شاها نه لياقت است ما را
كه خوريم غبطه‌ها بر سگ درب آستانت

همه ريزه‌خوار خوان كرم توئيم و اكنون
مپسند نا اميد از تو شوند سائلانت

غزلي نگو «حسانا» چو بنام شاه گفتی
نرود ز يادها اين نغمات جاودانت

مرحوم #حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
👍 3
ش
04:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


  
اگر که دیده ات آن دلربا نمی بیند
مگو که دیده ی او هم ، تو را نمی بیند

تو خود جدا شده ای از امام ، شکوه مکن
مگو که نوکر خود را چرا نمی بیند

برای دیده شدن ، خالصانه نوکر باش
ثواب پر شد اگر از ریا ، نمی بیند

برای پاک شدن ، روضه خوانِ جد اش باش
که بعد گریه گناه تو را نمی بیند

سلام کن به حسینی که از عطش ، گفتند
به غیر دود دگر در هوا نمی بیند

هلال ، آب کجا میبرد ؟ برای حسین؟
مگر که او سر از تن جدا ، نمی بیند؟

پس از حسین دگر چشم خواهرش زینب
از آن جماعت ملعون حیا نمی بیند


#یونس_وصالی

@raziolhossein
😭 2 1
04:58
#امام_زمان_مناجات



ای وسعتِ نازِ  نظرت  لایتناهی
از لطف به ما نیز  بینداز  نگاهی

تنها و غریبیم در این شهرِ دَرندشت
بد نیست بما سر بزنی گاه به گاهی

بیتاب شدند اهلِ دعا از تبِ دوری
وقتش شده از این غمِ جانکاه بکاهی

انصاف نباشد که تو باشی و زمانه ...
ما را به اسارت ببرد سویِ تباهی

تو شمسِ فروزانی و ما شُعله ی شمعیم
تعجیل کن ای یار که بندیم به آهی

سختست که هر شب به دری چشم بدوزی
درد ست ببینی که نیارزی  پَرِ کاهی

ای مویِ تو تاریکتر از شامِ غریبان
خواهانِ تو هستیم چه خواهی چه نخواهی

ما پیشتر از خلقتِ دل ، دل به تو دادیم
دلتنگی مان ست به این امر گواهی

هر چند اگر پای نهی بر نگهِ ما ...
در چنته نداریم  بجز روی سیاهی


#مهران_ساغری

@raziolhossein
4 👍 2
05:00
#امام_زمان_مناجات


اهل ولا چو روی به سوی خدا کنند
اول به جان گمشدۀ خود دعا کنند

شد عالمی اسیر جمال تو، رخ نما
تا عاشقانه سیر جمال خدا کنند

روی تو را ندیده خریدار بوده‌اند
«تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند؟»..

آهسته چون نسیم گذر کن در این چمن
تا غنچه‌ها به شوق تو آغوش وا کنند..

عهدی که بسته‌ایم، فراموش کی کنیم؟
صاحبدلان به عهد امانت وفا کنند

از ما جمال خویش مپوشان که گفته‌اند:
«اهل نظر معامله با آشنا کنند»..

«پروانه» سوخت ز آتش هجران ولی نگفت:‌
«شاهان کم التفات به حال گدا کنند»


#محمدعلی_مجاهدی

@raziolhossein
2
05:01
#امام_زمان_مناجات


جز رحمتِ چشمانِ تو، دنیا چه می‌خواهد
تشنه به غیرِ آب، از دریا چه می‌خواهد

حالا که موسایم شدی، راهی نشانم دِه
غیر از نجات، این قوم از موسی چه می‌خواهد

شاید بپرسی از چه دنبال دَمَت هستم
دل مرده نوعاً از دَمِ عیسی چه می‌خواهد

پیراهنی بفرست؛ شاید زنده ماندم من
جز دلخوشی، یعقوبِ نابینا چه می‌خواهد

تا کیسه‌ی ما پُر شود احسان تو کافی‌ست
مِسکین به جز خیرات از آقا چه می‌خواهد

چیز مهمی نیست این که ما چه می‌خواهیم
باید ببینیم آن جناب از ما چه می‌خواهد!

ای انتقامِ پهلویِ پُشتِ دَرِ خانه!
غیر از ظهور تو مگر زهرا چه می‌خواهد..


#علی‌اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
5 👍 1
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 55.1 KB
20:24
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 101.2 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
20:38
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد
شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

دائم ز کار خلق گره باز می‌کند
دست گره‌گشای تو یا حضرت جواد

زیباترین دعای سماواتیان بود
مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

پیش از شب ولادتم ای آشنای دل
دل بود آشنای تو یا حضرت جواد

چون آیه‌های نور، پدر بوسه می‌زند
بر روی دلربای تو یا حضرت جواد

زوار پا نهند به بال ملایکه
در صحن باصفای تو یا حضرت جواد

پر می‌زند کبوتر دل‌ها ز هر طرف
پیوسته در هوای تو یا حضرت جواد

جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است
رخ بر در سرای تو یا حضرت جواد

تو کیستی؟ همیشه جواد الائمه‌ای
من کیستم؟ گدای تو یا حضرت جواد

باید هزار زادۀ اکثم به وقت بحث
صورت نهد به پای تو یا حضرت جواد

مامون در آتش حسدش آب می‌شود
چون بشنود صدای تو یا حضرت جواد

بخشی به قاتل پدرت حرز مادرت
ای جان ما فدای تو یا حضرت جواد

بگشای لب که لحظه به لحظه اجابت است
دلدادۀ دعای تو یا حضرت جواد

هرکس زده است دست توسل به دامنی
ما را بود ولای تو یا حضرت جواد

قبر مطهر تو در آغوش کاظمین
دل‌های ماست جای تو یا حضرت جواد

بالله قسم هر آنچه بگوییم نارسات
بر قامت رسای تو یا حضرت جواد

هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا
یک لحظه بی‌رضای تو یا حضرت جواد

این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم
از یار بی‌وفای تو یا حضرت جواد

با تو هر آنچه شد ستم و ظلم بی‌حساب
داند فقط خدای تو یا حضرت جواد

تو در میان حجره زدی ناله و گریست
قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

آتش گرفت حجرۀ دربسته چون دلت
از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

قلب تو پاره‌پاره شد و شهر کاظمین
گردید کربلای تو یا حضرت جواد

بالله قسم رواست که مرغان آسمان
گریند در عزای تو یا حضرت جواد

با آن همه وفا و محبت که داشت او
شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

«میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا
شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5 👍 1
ش
23:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟
یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد

ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر
بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد

این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد
دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟

شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل
گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد

گه نام باب برد و گهی آب آب کرد
لب‌تشنه داد جان و جوابش کسی نداد

آن کس که اَنفُس از نَفس او نَفس گرفت
زد همچنان نفس نفس و از نفس فتاد

#علی_انسانی

@raziolhossein
👍 3
23:45
#امام_جواد_مناجات


دلم در هوای جواد الائمه
گرفته نوای جواد الائمه

بهشت صفا هر که خواهد ، ببیند
به صحن و سرای جواد الائمه

بلند است بر بام قصر سخاوت
هماره لوای جواد الائمه

بزرگی بوسد زمین ادب را
که افتد به پای جواد الائمه

رها شد " اباصلت" از کنج زندان
ز فیض دعای جواد الائمه

به " یحیی ابن اکثم" عصا کرد اقرار
که دارم ولای جواد الائمه

دل سنگ شد آب حتی
ز غمناله های جواد الائمه

گل باغ طاها ، جوانمرگ زهرا
بمیرم برای جواد الائمه

نوای " کمیل" است گاه توسل :
گدایم گدای جواد الائمه


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت


بر شعله ی جگر، نم باران می آورند
باران نبود، دیده ی گریان می آورند

با هلهله کنار حرم دف نمی زنند
در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند

فکری برای غربت یوسف نمی کنند
این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند

دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است
مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است

تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی
رخت سیاه بر سر افلاک می کشی

حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن
نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن

خاکی شده تمام عبایت بلند شو
هر طور هست روی دو پایت بلند شو

در آسمان چشم یتیمان قمر بمان
ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان

رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد
از سرفه کردنت دل عالم کباب شد

خون جگر به دامن زهرایی ات نریز
ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز

این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش
حالا که می پری، پر خود را زمین نکش

خنده بس است در وسط خانه بس کنید
افتاده بین حجره غریبانه بس کنید

ای حامل امام به قدش نظاره کن
پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن

تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن
در بین راه پله کمی احتیاط کن

دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام
او را رها کن و برو از روی پشت بام

این پشت بام از ته گودال بهتر است
در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است

از روی پشت بام کسی رد نمی شود
یا این که لااقل فرسی رد نمی شود

رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد
با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد

این جا کسی برای اسیری نمی رود
جسم امام بین حصیری نمی رود

این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد
نیت برای بردن شال کمر نکرد

یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد
داغی شبیه غارت خون خدا نشد

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت

میان حجره غریبانه دست و پا میزد
همان که روضه اش آتش به جان ما میزد

میان اشهد خود گاه یا رضا میگفت
و گاه مادر مظلومه را صدا میزد

تمام حاجت او انتقام سیلی بود...
....از آن که مادرشان را به کوچه ها میزد

صدای ناله ی او: آه سوختم ،جگرم
شراره ها به دل حضرت رضا میزد

صدای هلهله و تشنگی و کاسه آب
گریز روضه او را به کربلا میزد

دلش گرفت برای کسی که در گودال
عدو به پیکر او نیزه بی هوا میزد

همین که چشم به هم میگذاشت او می دید
که روی نیزه سر شیر خواره را میزد

همان که سر شاه را جدا کرده
سه ساله را طرفی برده و جدا میزد

برای اینکه نبیند دوباره این ها را
میان حجره غریبانه دست و پا میزد


#مهدی_نظری

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت

شرحی کنار سوره کوثر گذاشتی
بر روی صفحه لاله پرپر گذاشتی

طرز نفس نفس زدنت میکشد مرا
آقا چه شد به روی زمین سر گذاشتی؟

جانی نداشتی و به هنگام هلهله
سر را به روی دامن مادر گذاشتی

کمتر به در بزن سر خود را دلم شکست
با قطره های خون که روی در گذاشتی

یک آب گفتی و بغلش چند یاحسین
پهلوی آب روضه ی دلبر گذاشتی

کف میزدند دور تو گرچه کنیزها
کِی یک گلوی تشنه به خنجر گذاشتی؟

با این تنی که رفته غریبانه روی بام
غصه برای چند کبوتر گذاشتی؟

خواهر نداشتی بخورد سیلی از همه
جایی برای روضه معجر گذاشتی


@raziolhossein
👍 1
23:46
#امام_جواد_شهادت

از بس که پای تا سرم آتش گرفت و سوخت
شیرازه های پیکرم آتش گرفت و سوخت

آتش ز جان سوخته ام شعله می کشد
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت

از کودکی ز خاطره ی رنج مادرم
تا پای مرگ خاطرم آتش گرفت و سوخت

زهرم دهید باز، مگر راحتم کنید
در کنج حجره بسترم آتش گرفت و سوخت

مثل کبوتری که فقط بال و پر زند
این بازمانده ی پرم آتش گرفت و سوخت

از احتضار من پسرم شد به اضطرار
وای از دلش که در برم آتش گرفت و سوخت

خواهر نداشتم که عزاداری ام کند
از راه دور دخترم آتش گرفت و سوخت

جسم مذاب را چه غم از هُرم آفتاب
خورشید هم ز پیکرم آتش گرفت و سوخت

این چند ساعتی که عطش را چشیده ام
با یا حسین، حنجرم آتش گرفت و سوخت

دل پای مرگ حضرت لیلا به ناله گفت:
مجنون منم که دلبرم آتش گرفت و سوخت

انگار می شنیدم عزای رباب را
می گفت: کام اصغرم آتش گرفت و سوخت

با این که جان تازه و جسم جوان من...
از کینه های همسرم آتش گرفت و سوخت...

بالای تربتم بنویسید: عمر من...
از غصّه های مادرم آتش گرفت و سوخت

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_مناجات

امام الهدی یا جواد الائمه
ولی خدا، یا جواد الائمه

سپهر کرم، ابر رحمت، یم جود
محیط سخا، یا جواد الائمه

چگویم به وصفت که فرموده آن را
بقرآن خدا، یا جواد الائمه

به کشتیّ ایمان در امواج طوفان
توئی ناخدا، یا جواد الائمه

چه در هفت گردون چه در هشت جنّت
توئی مقتدا، یا جواد الائمه

سماواتیان راست مدح تو، بر لب
به صبح و مسا، یا جواد الائمه

بود نقش خاک ره کاظمینت
رخ اولیاء یا جواد الائمه

ز شاهیست عارم که در آستانت
گدایم گدا، یا جواد الائمه

بود بی ولای تو طاعات عالم
سراسر هبا، یا جواد الائمه

اگر بود واقف ز علمی که داده،
تو را کبریا یا جواد الائمه

نه بگشودی اندر برت پور اکثم
لب خویش را، یا جواد الائمه

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد
دل از تو جدا، یا جواد الائمه

بغیر از خدا هر که گوید ثنایت
بود نارسا، یا جواد الائمه

خدا داد پاسخ به هر بینوا کو
تو را زد صدا، یا جواد الائمه

ببازار محشر ولای تو آرم
بروز جزا، یا جواد الائمه

ثنای تو گویم عطا از تو جویم
به هر دو سرا، یا جواد الائمه

رهایی به مهر تو خواهم که گشتم
اسیر هوا، یا جواد الائمه

خوش آن ملتجی را که در آستانت
کند التجاء، یا جواد الائمه

جوادی، جوادی، گدایم، گدایم
عطا کن، عطا، یا جواد الائمه

بخوان جانب کاظمینم وز آنجا
ببر کربلا، یا جواد الائمه

بمانم، بمیرم سپس زنده گردم
به مهر شما، یا جواد الائمه

به جان پیمبر به زهرای اطهر
به بابت رضا، یا جواد الائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت
مگردان جدا، یا جواد الائمه

گرفتم که راندیّ و راهم ندادی
روم در کجا، جواد الائمه

تهی دستم و هستیم هست، تنها
گناه ورجا، جواد الائمه

قدم گشته خم، پا فرو مانده در گل
ز بار خطا، جواد الائمه

به یاد تو اشک از بصر می‌فشانم
به صبح و مسا، جواد الائمه

دریغا که از یار نامهربانت
کشیدی چه‌ها، جواد الائمه

تو را کشت، آخر به فصل جوانی
ز زهر جفا، جواد الائمه

به هنگام مرگ تو می‌زد به هم کف
بجای عزا، جواد الائمه

تو را کشت، اما لب تشنه آخر
ندانم چرا؟ جواد الائمه

ز بس ناله کردی در آن حجره تنها
فتادی از پا، جواد الائمه

تنت بیکفن ماند بر خاک از چه
در آن کوچه‌ها، جواد الائمه

ولی دیگر از جسم پاکت نشد سر
جدا از قفا، جواد الائمه

به قربان جسمی که گردید او را
کفن بوریا، جواد الائمه

به قربان آن سر که می‌خواند قرآن
به طشت طلا، جواد الائمه

به قربان آن رخ که شد شسته با خون
به دشت بلا، جواد الائمه

ببین نخل «میثم» که بر داده عموی
بوصف شما، جواد الائمه

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

دلخسته و بی شکیب بودن سخت است
هم صحبت نانجیب بودن سخت است

هر مرد غریب مأمنش خانه اوست
در خانه خود غریب بودن سخت است


@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت

به وسعت همه عالم، به من جفا کردند
خبر نداشت کسی با دِلم، چه ها کردند

به میهمانی هِرمان و هجرَم، آوردند
به دردِغربتِ این شهرم آشنا کردن
د
چِقدر پُشتِ سَرم ناروا سُخَن گفتند
چقدر طعنه، چه بَد با امام ،تا کردند

برای کُشتنِ من طَرحشان قدیمی بود
هر آنچه باپدرم،با امام رضا کردند

ز سوز زَهر دِلم گُر گرفت، افتادم
وَحُجره را به من خَسته کربلا کردند

فقط بُریدنِ با تیغ و مو گرفتن نیست
که بند بند مرا با عَطَش جُدا کردند

هر آنچه آه کشیدم، به طشت کوبیدند
به آب آبِ منِ تشنه ، خنده ها کردند

ز دست وپا زدنم، نه دلی به رحم آمد
نه بر سِرِشکِ غریبی اَم، اِعتنا کردند

به خانه ای که پُر از عِطر ذکرو قرآن بود
تمام کف زده وهلهله به پا کردند

در انتظارِ جوانمرگ گشتَنَم ،ماندند
عجیب، حُرمت نان ونمک ،اَدا کردند

مرا کِشانده روی پُشت بام آوردند
در آفتاب، غریبانه ام رَها کردند

به روی پیکر من گرچه پیرهن هَم بود
کبوتران پَرِخودرا به سایه وا کردند

رسیده است به ما،ارث بَر زمین خُوردن
پس از سه روز، مرانَقشِ کوچه ها کردند


 #علیرضا_شریف

@raziolhossein
3 👍 1
23:46
#امام_جواد_شهادت


من جوادم که خدا خوانده جواد
من چه کردم به تو اى بد بنیاد

عوض آنکه مرا یار شوى
بر دل غم زده غم خوار شوى

رفتى و در به روى من بستى
با کنیزان همگى بنشستى

گفتى از آب مرا منع کنند
شادى و هلهله آن جمع کنند

تو که آتش به دلم افکندى
حال استاده ‏اى و مي خندى!

حجره در بسته و من تنهايم
به خدا من پسر زهرايم

تن بى تاب مرا تاب بده
جگرم سوخت مرا آب بده

بدن زارِ منِ تشنه جگر
بعد قتلم به روي بام ببر

تا که لب تشنه به زیر خورشید
جان سپارم چون حسین شاه شهید

#غلامعلی_رجبی

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت

اُفتاده است رویِ زمین و برابرش
لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او
اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او
از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن
خاکی شده است حیف لبان مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید
از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد
کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای
تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر
با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش
****
سخت است فکر این غم و سخت است باورش
مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
23:46
#امام_جواد_شهادت


رسیده جان به لب اطهرت ؛ اَبَالهادی!
نشسته پیک اجل در بَرَت ؛ اَبَالهادی!

دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی
کبود شد همه ی پیکرت ؛ اَبَالهادی!

لباس شمر به تَن کرد و منع آبت کرد
چه کرد با دل تو همسرت ؛ اَبَالهادی!

شبیه فاطمه دستی گرفته ای به کمر
مگر خدای نکرده پَرَت ... ؛ ابالهادی!

میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و…
بریده شد نفس آخرت ؛ اَبَالهادی!

مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد
صدای خسته ی بی جوهرت ؛ اَبَالهادی!

کنیزها بدنت را کِشان کِشان بردند
گرفته بر لبه ی در سَرَت ؛ اَبَالهادی!

سه روز بر تَن تو آفتاب می تابید
ولی بریده نشد حنجرت ؛ اَبَالهادی!

دگر به زیر سُم اسب های تازه نَفَس
ندید جسم تو را دخترت ؛ اَبَالهادی!

اگر چه دور و برت خیره سر فراوان بود
ولی نظاره نشد خواهرت ؛ اَبَالهادی

چه خوب شد که در آن همهمه کسی نرسید
برای غارت انگشترت ؛ اَبَالهادی!

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
23:46
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


كمتر از هيچم اگه زياد ميخوام
از خوده باب المراد،مراد ميخوام
ميدونم كمم نميزارن آخــه
حاجتامو از امام جواد ميخوام
.....

عشق من به اين آقا اراديه
فارغ از تعصّب نژاديه
مطمئنّم كه رضا ميخَردش
هركي مثل من امام جواديه
.....

نميرم مثل گداها هـر كُــجا
رو نمي زنم به بنده هات خُـدا
شنيدم جواد به اون كسي ميگن
كه خودش ميگرده دنـبــال گـدا
.....

حالا كه ميشنوه خواهش منو
كاش خودش درد و دوا بشه منو
واسه چي رو بزنم به اين و اون؟
عــمّه شون كرده سفارش منو
....

گريه دَرمونمه پس گريه ميخوام
تو مُحـرّم يه نفس گريه ميخوام
همه چيم خلاصه ميشه توي اشك
به دادِ چشام برَس گريه ميخوام
.....

دوس دارم مُحـرّما گريه كُـنم
جايِ باباتون رضـا گريه كُنم
قول ميدم اشكم اگه زياد بشه
به نيابت از شما گريه كُـنم
....

دين من يقين مو ازت ميخوام
مشهد و مدينه مو ازت ميخوام
ميدونم رو مو زمين نميزني
رزقِ اربعين مو اَزت ميخوام


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
23:46
#امام_جواد_شهادت

سه روز گر چه روی بام خانه ماند تنش
کبوتران همه کردند سایه بر بدنش

زبام خانه تنش گرچه روی خاک افتاد
ولی نشد زسم اسب توتیا بدنش

لبش ز سوز عطش گرچه بود خشکیده
ولی نخورد دگر چوب بر لب و دهنش

هزار شکر که خواهر نداشت تا بیند
میان حجره در بسته دست و پا زدنش

غریب بود و سرش از بدن نگشت جدا
غریب بود و به غارت نرفت پیرهنش


#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
23:46
#امام_جواد_شهادت

شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم
کسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم

من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردم
که از هر ناله می جوشد هزاران درد پنهانم

میان حجرۀ دذر بسته مثل شمع، می گریم
مگر با قطرۀ اشکی شود تر چشم گریانم

تمام عمر با تنهائی و غربت گرفتم خو
ولی وقت شهادت مادرم زهراست مهمانم

که دیده صید، دست و پا زند، صیاد کف بر کف
اَلا صیاد من صید توام دیگر مسوزانم

اَلا ای آه، از زندان تنگ سینه بیرون شو
که من با ناله داد خویش از صیاد بستانم

گهی نام محمّد بر لبم گه یا رضا گویم
کهی رو به مدینه گه بود سوی خراسانم

شریک زندگی گردیده قاتل، خانه ام مقتل
انیسم اشک چشم و حجرۀ در بسته زندانم

مرا کشتی دگر شادی مکن ای دختر مأمون
گرفتم نیستم فرزند پیغمبر، مسلمانم

زسوز خود سرودن سوز دل دادم تو را (میثم)
که خورده نظم تو پیوند با اشک محبّانم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
23:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
450×643, 143.1 KB
یاجوادالائمه ادرکنی

تا نفس هست در حجره مبندید به من
مرگ را با لب تشنه مپسندید به من

گریه بر بی کسی ام گر نشود دردی نیست
مادرم فاطمه اینجاست نخندید به من

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
3 👍 1
24 May 2025
ش
19:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

زَهرى اُفتاده بجانم كه نمانَداثرم
دست وپاميزنم ونيست كنارم پدرم

جِگرم پاره شُد، اَمّا به دِلِ تَشت نريخت
خواهرى نيست مَرا لَختِه ببيند جِگرم

زَهر در آب نمود و آب را زَهرَم كرد
روزه بودَم من و اِفطار به دِل زَد شَررَم

مى كِشَم سينه و دِل را به زَمين ميخَندد
فَرقى انگار ندارد كه چه آيد بِسَرَم

آب آوَرد زَنى ، يادِ هِلال اُفتادم
كَربَلا آن به آن ميگُذَرَد از نَظَرَم

خاكِ اين حُجره كُجا و تَهِ گودال كُجا
به تَنَم نِيزِه نَخُورده است وجُدانيست سَرَم

پِدَرَم بود ، مَرا بِينِ عَبا مى پيچيد*
گرچِه پاشيده زِهم نيست تَنَم دورو بَرَم*


#سعید_خرازى

@raziolhossein
👍 3 1
19:14
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


ماییم در پناه تو یا حضرت جواد
محتاج یک نگاه تو یا حضرت جواد
هستیم عذر خواه تو یا حضرت جواد
قربان روی ماه تو یا حضرت جواد
ما زنده از عطای جوادالائمه ايم
يك عمر خاك پای جوادالائمه ایم

هر کس که خاک پای تو شد سرفراز شد
از منت عطای همه بی نیاز شد
حرزت در این زمانه ی غم چاره ساز شد
گفتیم یا جواد و در بسته باز شد
غیر از جواد واژه ای اندازه ی تو نیست
لطفی شبیه لطف پر اوازه ی تو نیست

بر این دل شکسته ام ای جان نگاه کن
ماییم و این زمانه ی بحران نگاه کن
بر حال روزگار پریشان نگاه کن
اقا به جان شاه خراسان نگاه کن
ای مرهم همیشگی خسته جانی ام
لطفی نداشت بی کرمت زندگانی ام

ای در شکوه نام تو درمان درد ها
سر میرسد کنار تو کتمان دردها
هرچند بر دلم زده باران دردها
درمان اگر تویی که به قربان دردها
اقا تمام زندگی ام زیر دین توست
در دل همیشه حرف تو و کاظمین توست

دست جواد خسته ی بخشش نمی شود
وقت عطا معطل خواهش نمی شود
اقام جز به نور ستایش نمی شود
مدحش به صد کتاب نگارش نمی شود
درمانده ایم و خنده ی مولا علاج ماست
این اشک شوق در شب دنیا سراج ماست

وقتی که غم به شانه سرازیر می شود
حتی جوان ز زندگی اش سیر می شود
در عنفوان زندگی اش پیر می شود
لبخند دشمنان به دلش تیر می شود
مثل پدر دلش به غریبی دچار شد
زهرا زا داغ عمر کمش داغدار شد

جان می دهد غریب ترین غریب ها
دف می زنند دور سرش نانجیب ها

افتاده بود و طاقت برخواستن نداشت
جز خاک و خون نشانه ی دیگر به تن نداشت

از بس که در غریبی خود دست و پا زده
تنها و خسته جان نفسش بند امده

می سوزد از عطش ولی ابش نمی دهند
هستند اهل خانه،جوابش نمی دهند

خون می چکد ز لعل لب اسمانی اش
گویا خنک شده جگر یار جانی اش

از خاک تا به بام تنش را کشیده اند
حالا کبوتران خدا سر رسیده اند

بی احترام شد بدن حجت خدا
اما سرش نشانه نشد روی نیزه ها

هرچند تا سه روز تنش افتاب خورد
از نعل تازه کی بدنش خاک و اب خورد؟

هرچند خاک و خون ز لبانش جدا نشد
دیگر به خیزران لب او اشنا نشد

#حسن_کردی

@raziolhossein
2
19:14
#امام_جواد_شهادت


کسی خبر نشد از غربت نهانی من
نیامده به سرم بهر همزبانی من

فقط غریب مدینه غم مرا فهمد
که همسرم شده در خانه خصم جانی من

کجایی ای پدرم؟حال و روز من بینی
کمی تو گریه کنی بهر ناتوانی من

برای مادرم انقدر گریه کردم تا
غم جوانی اش امد سر جوانی من

بیا و خوب ببین کوچه ی بنی هاشم
به جلوه آمده در وقت قد کمانی من

بیا و در رخ من روی مادرت را بین
کبود گشته چو او روی ارغوانی من

میان هلهله ها گمشده نوای دلم
ز بسکه کف زنند وقت روضه خوانی من

هزار بال کبوتر نیابتا ز حسین
رسید تا که کند کار سایه بانی من

سلام بر بدن بی سر عزیز خدا
سلام بر تن عریان سیدالشهدا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1 👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت


سوخت از زهر هلاهل جگرم مادر جان!
تیره شد روز به پیش نظرم مادر جان!

من در این حجره ‏ى در بستۀ خود مى ‏پیچم
کس نداند که چه آمد به سرم مادر جان!

نکشد گر که مرا زهر جفا، خواهد کشت
خنده‏ ى همسرِ بیدادگرم مادر جان!

من جوادم که به یاد تو سخن مى‏ گویم
چون تو را از همه مشتاق ترم مادر جان!

همچو شمعى اثر زهر ستم آبم کرد
سوخت پروانه صفت بال و پرم مادر جان!

همسرم پشت در خانه به دست افشانى
من به یاد تو و مسمارِ درم مادر جان!

چون تو در فصل جوانى ز جهان سیر شدم
که زده داغ تو بر جان شررم مادر جان!

به لب خشک منِ غمزده آبى برسان
کز عطش سوخته پا تا به سرم مادر جان!

شعر (ژولیده) گواهى دهد از غربت من
دوست دارم که بیایى به برم مادر جان!


مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت


سر را زِ خاکِ حُجره اگر بَر نداشتی
تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

خواهر نداشتی كه اگر بود می‌شكست
وقتی كه بال می‌زدی و پَر نداشتی

از طوس آمدند بِگِریند در غمت
یاری به غیرِ چند كبوتر نداشتی

وقتی كه زهَر بر جگرَت چَنگ می‌كشید
جُز یاحسین ناله‌یِ دیگر نداشتی

ختمی گرفته‌اند برایَت كنیزکان
لبخند می‌زدند و تو باور نداشتی

تو تشنه كام و آب زمین ریخت قاتلت
چشمت به آب بود و از آن بَر نداشتی

كف می‌زدند دور و بَرَت تا كه جان دهی
كف میزدند و تاب به پیكر نداشتی

كف می‌زدند ولیكن به روی دست
دستِ زِ تن جُدایِ برادر نداشتی

شُكرِ خدا كه پیرهنی بود بر تنت
یا زیرِ نیزه‌ها تنِ بی سر نداشتی

شُكرِ خدا كه لحظه‌ی از هوش رفتنت
خواهر نداشتی ، غمِ معجر نداشتی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود
اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده
با گریه هات هیچ مدارا نمی شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب
با آب گفتن تو کسی پا نمی شود

این قدر پیش چشم کنیزان به خود مَپیچ
با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود

گیسو مکش به خاک ؛دلی زیر و رو شود
در این اتاق عاطفه پیدا نمی شود

باور کنم به در نگرفته است صورتت؟
این جای تنگ و این قد و بالا...نمی شود!

با ضرب دست و پا زدنت طشت می زنند
جز هلهله جواب مهیا نمی شود

با غربتی که هست تو غارت نمی شوی
نیزه به جای جای تنت جا نمی شود

خوبیِ پشت بام همین است ای غریب
پای کسی به سینه تو وا نمی شود

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت


از شـرار زهــر کـیـنـه پـیـکــرم آتـش گــرفـت
از جـفـای همسـرم خـاکـستـرم آتـش گـرفـت

هـمــدم نــا آشنــایــم قــاتــل جـــانــم شـده
از جسـارت هـای او پـا تـا سـرم آتـش گـرفـت

بــا کـنیـزان خـنده بـر لـب دارد و کـف می زنـد
قلب من از خنده هـای همسرم آتـش گـرفـت

در مـیـان حجـره ام پــا می کـشم روی زمـیـن
از شــرار آه سیــنــه، بــسـتـرم آتـش گـرفـت

روضه ی شهـر مـدیـنـه ذکـر لـب هـایـم شـده
خـاطـرم از غـصّـه هـای مــادرم آتـش گـرفـت

یــاد آن روزی بـسـوزم کــه ابَــر مــرد حـنـیـن
بـا قـد خـم نــالـه می زد کـوثـرم آتـش گرفـت

آن قـدَر گـــریــه نــمــودم از غـم سـنـگـیـن او
ای خـدایـا پـلک چـشمـان تـرم آتـش گـرفـت

تـشـنـگـی تــاب و تــوانــم را رُبــوده ای خــدا!
می بـرم نــام حسین و حنجـرم آتـش گـرفـت

روز عـاشورا حسین می گـفـت در زیـر لـبـش
حـنـجـر خـشک عـلـیّ اصـغــرم آتـش گـرفـت


#محمد_فردوسی

@raziolhossein
1 👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت
#رباعی


در حجره ميان روضه ها مي سوزى
با غصه ى ظهر كربلا مى سوزى

شمع تنت آب مى شود هر لحظه
با ذكر رضا رضا رضا مى سوزى

#رضا_محمدی
......

جان دارد و زير آفتاب افتاده
لب تشنه شده به ياد آب افتاده

بغداد چو كوچه ی بنی هاشم شد
بر خاک گُل ابوتراب افتاده

.....


بد جور به اشک و ناله اش خنديدند
پرپر زد و دور بدنش رقصيدند

ای كاش كه يک ذره حيا ميكردند
بالای سرش رئوف را ميديدند


@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت


غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود
مرهم زخم دلت؛زخم زبانها نشود

جگرت سوخته از زهرو دلم می سوزد
جگر سوخته با خنده مداوا نشود

به لب تشنه ی تو همسر تو می خندید
طعنه می زد که دگر ابن رضا پا نشود

بازهم شکر که با نیزه نخوردی به زمین
خاطرت جمع سرِ راس تو دعوا نشود

هلهله بود به دور تو ولی حرمله نه
به روی سینه ی تو پای کسی وا نشود

دور ناموس تو را جمع حرامی نگرفت
دخترت در ملاعام تماشا نشود

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

در سینه دوباره ابتلا می آید
غم باز به اُردوی ولا می آید

دلهای شکسته کاظمینی شده است
اینجاست که بوی کربلا می آید

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت


معبود من خدای من ای حیّ داورم
دیگر به لب رسیده نفس های آخرم

همچون رضا به حجره ی در بسته جان دهم
در شهر غربت از پدرم ارث می برم

پیچم چو شخص مار گزیده به خویشتن
آتش گرفته یکسره از پای تا سرم

در بسته، دل شکسته، بدن خسته از ملال
این غم کجا برم که مرا کشت همسرم

ای ام فضل می شنوی ناله ی مرا
یک جرعه آب چیست که ریزی به حنجرم

آنکَس که کشت باب مرا دخترش تویی
نبود جز این ز نسل پدر کشته باورم

رویم بود به قبله و چشمم بود به در
ای کاش نازنین پسرم بود در برم

طاقت نمانده تا بزنم دست و پا دگر
بهتر که دست و پا نزنم نزد مادرم

هر چند سال ها پدرم خورد خونِ دل
یارب ببین من از پدرم خون جگر ترم

از سوز زهر و سوز عطش سوخت جان من
آبم نداد قاتل و شد آب پیکرم

«میثم» بگو به خلق که ساقیّ روزگار
یک عمر ریخت خون دلم را به ساغرم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
19:14
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت

به لطف خــدايِ جوادالائــمّه
گدايم ، گـــدايِ جوادالائــمّه

غريبم نخوانيد ياايّهاالنّاس
شدم آشنايِ جوادالائــمّه

رسيدم به آزادگي تا دلم شد
اسيــرِ ولايِ جوادالائـــمّه

ازآن صورت گندمين عطر گندم
گرفتــه هوايِ جوادالائـــمّه

رضايِ خُدايِ امامِ رضا را
بِـجُوْ در رضـايِ جوادالائـــمّه

اگر عاشقي هر نفس مثل سايه
برو در قفايِ جواد الائـــمّه

تو و جنّت و قصر و حور،آي زاهد
من و خـاك پــايِ جوادالائــمّه

مَلَـك در لباس كبوتر مي آيد
به ايوانْ طلايِ جوادالائـــمّه

نه تنها فلك،عرش هم تكيه داده
به گلدسته هايِ جوادالائــمّه

شميم دل انگيز مشهد مي آيد
ز صحن و سرايِ جوادالائـــمّه

در اين آخر ماه ذي القعده بايد
بسوزم برايِ جوادالائـــمّه

مرا بيمه ام مي كند تا مُحرّم
لباسِ عــزايِ جوادالائـــمّه

زني بود و ظلم و دَف و پايكوبي
عطش بود و نايِ جوادالائـــمه

در حجره را بسته اند، آه خانه
شده كــربلايِ جوادالائــــمّه

بريده بريده ، شكسته شكسته
مي آيد صدايِ جوادالائــــمّه

دم العطش شد دم وا حسينا
عوض شد نوايِ جوادالائـــمّه
.
شبيه حسين ، آه آبـــش ندادند
صدا زد ، بميرم جوابش ندادند

كنيزان شنـيدند آهش بلند است
جوابي به حــالِ خـرابش ندادند

اگر منع كردند از شُـرب آبش
ولي جا به بزم شرابـش ندادند

تنش را رها بر روي بام كردند
ولي تيغ و نيزه عذابش ندادند

دم آن همه كفـتر باوفـــا گرم
كه تحـويل بر آفتابش ندادند

تنش از سر بام در كوچه افتاد
ولي نعل ها پيچ و تابش ندادند

دگر سنگها بغض خود را نشانِ
گُلِ رويِ از خون خضابش ندادند

زماني كه تشيـيع شد،رهگذرهـا
عذابي به عاليـجنابش ندادند

ولي آه ، در گوديِ قتله گــاهي
غروبي ، غريبي پس از بي سپاهي

تنــش زير سُمّ ستوران رهــا شد
به بغض علي يكصد و ده هجا شد

همين كه سرش رفت روي سنان ها
نشستند در موج خون آسمان ها

در آمد ز عمق جگـر ، آه زنــها
كه در بين گودال مي گفـت تنها---
---زني قد خميده : بُنـيّ بُـنـيّ
گُل سر بُـريده : بُـنيّ بُـنيّ

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
2
19:14
#امام_جواد_شهادت

ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی
عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی

آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است
یابن الرضا !تو ضامن آهو نمی شوی ؟

جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند
آقای بندگان سیه رو نمی شوی

از کودکی به فکر تقاس مدینه ای
تو بی خیال قصه پهلو نمی شوی

باشد میان خون و رگت شور انتقام
راضی به گریه در غم بانو نمی شوی

سلطان سپرده دل به غضب های حیدریت
ارثیه رضاست به تو قلب مادریت

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_شهادت

دوستان بر من و رنج و محنم گریه کنید
بهر مظلومی و تنها شدنم گریه کنید

نیست یک روز که من یاد مدینه نکنم
بر غریبیم که دور از وطنم گریه کنید

هر کجا روضه جانسوز حسین است و رباب
بر من و بهر عمویم حسنم گریه کنید

یاد آن لحظه که گفتم جگرم می‌سوزد
با همین زمزمه دل‌شکنم گریه کنید

بهر این روضه که مجبور شدم مثل حسین
تا که بر قاتل خود رو بزنم گریه کنید

جای آن عده که در پشت در حجره من
خنده کردند به پرپر زدنم گریه کنید

پسرم نیست که از خاک سرم بردارد
بر من و سوختن و ساختنم گریه کنید

بر روی بام تنم را به چه وضعی بردند
همره فاطمه پیش بدنم گریه کنید

در همان لحظه که افتاد تنم در کوچه
کاش بودید که بر زخم تنم گریه کنید

هر چه بود عاقبت کار کفن شد بدنم
همه بر جد بدون کفنم گریه کنید

#عبدالحسین

@raziolhossein
1 👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

مظلوم تر از جواد بغداد نداشٺ
آن مظهر داد، ٺاب بیداد نداشٺ

مےخواسٺ ڪہ فریاد ڪند تشنہ لبم
از سوز عطش طاقٺ فریاد نداشٺ
.......

هرچند كه زخم جگرش خوب نشد
صد شكر لبش شكسته از چوب نشد

هر چند به روی بام افتاد ولی
مانند حسين تنش لگد كوب نشد

@raziolhossein
👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت


به دیوار قفس بشکسته ام بال و پر خود را
زدم تنهای تنها ناله های آخر خود را

درون شعله همچون شمع سوزان آتشی دارم
که آبم کرده و آتش زدم پا تا سر خود را

قفس را در گشوده، صید را آزاد بگذارید
که در کنج قفس نگذاشت جز مشتی پر خود را

کنیزان لحظه ای آرام، شاید بشنوم یکدم
صدای نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

لبم خشکیده یارم گشته قاتل حجره در بسته
مگر با قطره اشکی تر نمایم حنجر خود را

بزن کف، پایکوبی کن، بیفشان دست، امّ الفضل
که کشتی در جوانی شوهر بی یاور خود را

بیا و این دم آخر به من ده قطرۀ آبی
که خوردم سال ها خون دل غم پرور خود را

چه گوئی ای ستمگر در جواب مادرم زهرا
اگر پرسد چرا لب تشنه کشتی شوهر خود را

اجل بالای سر، من در پی دیدار فرزندم
گهی بگشوده ام گه بسته ام چشم تر خود را

به یاد شعله های نالۀ ابن الرّضا (میثم)
سزد آتش زنی هم نخل، هم برگ و بر خود را

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت


میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت

درست مثل فدک پاره پاره شد جگرش
شبیه مادر خود حال رو به راه نداشت

میان حجره کسی وقت احتضار نبود
چرا که فاطمه هم طاقت نگاه نداشت

بگو به آب که پاکی همیشه دعوی اوست
به تشنه ای نرسیدن مگر گناه نداشت

سپاه حرمله در پشت در به صف بودند
حسین بود و عطش ، یک نفر سپاه نداشت

نبود نیزه به دیوار تکیه زد یعنی
پناه عالمیان بود و خود پناه نداشت

برای کشتن او زهر بی اثر می ماند
میان سینه اگر داغ قتلگاه نداشت

برای غربت او چشم هیچ کس نگریست !!
کبوتر حرمش اشک ذوالجناح نداشت


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
1
19:14
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


خون شد از غم، دل خدا جویم
درد بسیار و نیست دارویم
می‌فشانم سرشک و می‌گویم
یا جواد الائمّه! ادركنی

سینه‌ای پُرشرار دارم من
دل و جانی فكار دارم من
از جهان با تو كار دارم من
یا جواد الائمّه! ادركنی

روزگارم ز غم، تباه شده
قلبم از معصیت، سیاه شده
راه من منتهی به چاه شده
یا جواد الائمّه! ادركنی

خسته و دل‌شكسته و زارم
گره افتاده است در كارم
جز به كویت كجا پناه آرم؟
یا جواد الائمّه! ادركنی

ای همه خلق، بنده‌ی راهت!
من ندانم به جز یداللّهت
باز هم آمدم به درگاهت
یا جواد الائمّه! ادركنی

ای كه روح عبادتی ما را!
عذرخواه قیامتی ما را
جان زهرا! عنایتی ما را
یا جواد الائمّه! ادركنی

تشنه‌ام، تشنه؛ بر من آب بده
گنهم را ببر، ثواب بده
به گدای درت جواب بده
یا جواد الائمّه! ادركنی

ای مسیحا نفس! حیاتم بخش
خائفم از گنه، براتم بخش
زین پریشان‌دلی، نجاتم بخش
یا جواد الائمّه! ادركنی

یاد كوی تو می‌كنم امشب
گفتوگوی تو می‌كنم امشب
رو به سوی تو می‌كنم امشب
یا جواد الائمّه! ادركنی

حسرت قبر توست بر دل ما
دوری كربلاست مشكل ما
زین دو، رنج و غم است حاصل ما
یا جواد الائمّه! ادركنی

عزّت عالمین می‌خواهم
سفر كاظمین می‌خواهم
طوف قبر حسین می‌خواهم
یا جواد الائمّه! ادركنی

من كه چون شمع برفروخته‌ام
از غم غربت تو سوخته‌ام
چشم بر رحمت تو دوخته‌ام
یا جواد الائمّه! ادركنی

همسرت كرد نامراد، تو را
ساخت مسموم از عناد، تو را
ای كه خوانده پدر، جواد، تو را!
یا جواد الائمّه! ادركنی

من «مؤیّد»، اسیر دام توام
مترنّم به ذكر نام توام
گر قبولم كنی، غلام توام
یا جواد الائمّه! ادركنی

#سيدرضا_مؤيد
@raziolhossein
👍 2
19:14
#امام_جواد_شهادت


تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید
هر دم هزار نوبت، جانم ز تن برآید

بس کوه غصه بردم، بس خون دل که خوردم
پیوسته از لبم جان جای سخن برآید...

از بی‌وفایی یار، این بود قسمت من
من گریه‌کن بمیرم، او خنده‌زن برآید

دیگر نمانده هیچم تا کی به خود بپیچم
ای مرگ همتی کن تا جان ز تن برآید

امروز بین حجره، فردا کنار کوچه
فریاد غربت من از این بدن برآید

نیکوست زهر دشمن در راه دوست کز من
هم ساختن به آتش، هم سوختن برآید

از بس‌که رفتم از تاب، از بس‌که گشته‌ام آب
فریاد آه آهم از پیرهن برآید

جا دارد از غم من هنگام دفن این تن
خون در لحد بجوشد اشک از کفن برآید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت


از دل حجرۀ تاریک که بسته است درش
می‌رسد ناله‌ای و دل شده خون از اثرش

چیست؟این نالۀ سوزنده و از سینۀ کیست؟
صاحب ناله مگر سوخته پا تا به سرش

این فروغ دل زهراست که خون‌ست دلش
این جگر گوشۀ موساست که سوزد جگرش

این جواد است که از تشنگی و سوزش زهر
جان سوزان بود و نالۀ جانسوز ترش

خانه‌اش قتلگه و همسر او قاتل اوست
بارالها تو گواهی که چه آمد به سرش

همسر مرد برایش پر و بال است ولی
همسر سنگدل او بشکسته است پرش

آتش زهر چنان کرده به جانش تأثیر
که کند هر نفس سوخته‌اش تشنه ترش

شهر بغداد بود شاهد مظلوم دگر
پسری را که دهد جان ز ستم چون پدرش

کاش می‌بود غریب الغربا در آنجا
تا زمانی نگرد غربت تنها پسرش

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

زدست خاتم پیغمبران نگین افتاد
که جسم پاک تو از بام بر زمین افتاد

از این غمت دل من رفت کربلا، دیدم
بلتد مرتبه شاهی زصدر زین افتاد


@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت


بی مهری اش کاشانه را دلگیر کرده
غم را میان سینه ام تکثیر کرده

غربت میان شهر، جای خود بماند
غربت در این خانه دلم را پیر کرده

خیلی برای قتل من زحمت کشیده
خیلی برای کشتنم تدبیر کرده

با تیغ... نه... اما به من زهری که داده
کار هزاران ضربه ی شمشیر کرده

مثل امام مجتبی چیزی نگفتم
پاره جگر این زهر را تفسیر کرده

سر روی پای خواهری باشد چه خوب است
خواهر ندارم تا بگویم دیر کرده

من آبرودارم دراین خانه نرقصید
این سوت و کِل خیلی مرا تحقیر کرده

فریاد من شد العطش، با خنده هایش
فریاد من را سخت بی تأثیر کرده

حرف از عطش شد یاد جدم می کنم باز
داغش دل و جان مرا تسخیر کرده

بستند، تنها آب را بر روی جدم
آبی که گرگ تشنه را هم سیر کرده

یاد وداع عمه ام از قتلگاهش
این لحظه ها فکر مرا درگیر کرده

زینب مدینه خواب هجران دیده و شمر
در کربلا این خواب را تعبیر کرده

عمه برادر را اگر نشناخت حق داشت
وقتی که هر عضو تنش تغییر کرده

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 2
19:14
#امام_جواد_شهادت

شرار زهر جفا تا به پیکرش افتاد
دوباره خنده به لبهای همسرش افتاد

به ام فضل بگو کف مزن مکن شادی
که در شماره نفسهای آخرش افتاد

نهاد سر به روی خاک و دست و پا میزد
چه آتشی به دل درد پروش افتاد

به خاک حجره خودش را کشید با زحمت
رسید پشت در و یاد مادرش افتاد

به یاد مادر پهلو شکسته ای ،که به در ....
...چنان زدند لگد پیش شوهرش افتاد

هنوز نقش زمین بود پشت در زهرا
که درب سوخته ناگاه بر سرش افتاد
....
به جای واعطشا واحسین بر لب داشت
که یاد تشنگی جد اطهرش افتاد

به پیش دیده او ظرف آب را تا ریخت
به یاد آن عموی آب آورش افتاد

به یاد مشک پر آب و هجوم تیر عدو
به یاد ضرب عمودی که بر سرش افتاد

شباهتش به حسین غریب کامل شد
ز بام پیکر پاک و مطهرش افتاد

چه خوب شد که خواهر نداشت مثل حسین
که روی خاک ببیند برادرش افتاد

برادری ته گودال بر زمین افتاد
سنان که خورد به پهلوش ، خواهرش افتاد

به قتلگه تنش افتاد بر زمین یکبار
هزار مرتبه از روی نی سرش افتاد

چرا ز نیزه نیفتد سر پدر وقتی
که از بلندی آن ناقه دخترش افتاد

.
#عبدالحسین

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد
#دوبیتی

حرم می رفت دنبال مرادش
دعا می خواند در حد سوادش

پدر هر وقت عرض حاجتی داشت
مشرف می شد از باب الجوادش


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت

میان حجره خود زار و‌مضطر افتاده.
دوباره همسری از ظلم‌ همسر افتاده

تمام حجره پر از لخته های خون شده است
اگرچه‌ پا شده اما مکرر افتاده

کنیزها همه مشغول رقص و هلهله اند
جوان بی رمقی در برابر افتاده

بس است طشت‌ نکوبید فاطمه اینجاست
کنار جسم‌ پسر باز مادر افتاده

غریب طوس کجایی که پاره ی جگرت
بروی بام غریبانه پرپر افتاده

هزارشکر تنش زیر آفتاب‌ نرفت
به پیکرش پروبال کبوتر افتاده

هزارشکر سرش روی نیزه بند نشد
کسی نگفته تنش بین لشگر افتاده

کسی نگفت زن و بچه اش اسیر شدند
کسی نگفت گلویش به خنجر افتاده

فدای تشنه لبی که لبش ترک‌ میخورد
و در کنار تنش خواهرش کتک میخورد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

بر شمس شموس نورعین است جواد
خورشید سپهر کاظمین است جواد
تا حشر سزد که شیعه گرید بر او
لب تشنه چو جدّخود حسین ست جواد

چرخ از غم زندگانی‌ات گریه کند
از کینۀ خصم جانی‌ات گریه کند
کم عُمرترین امامِ‌معصوم تویی
زهرا به تو و جوانی‌ات گریه کند

امروز در اضطراب باشد خورشید
درسایۀ التهاب باشد خورشید
بر شمس‌شموس تسلیت باید گفت
زین غم که در آفتاب باشد خورشید

از آتش غم، سینه کباب ست امروز
بغداد ز سیل غم، خراب ست امروز
جا دارد اگر کبوتران سایه کنند
خورشید میان آفتاب ست امروز

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت


روی خاک حجره افتاده سر ابن الرضا
آه ، آه از لحظه های آخرِ ابن الرضا

جای جای خانه را پر کرده اند از هلهله
تا نیاید ذکر مادر مادر ِابن الرضا

بر جوانیش بریزد چشم ِ پیری ، اشک خون
گشته دیگر زندگی ، درد سر ابن الرضا

بی کسی شد قسمت آن که کس هر بی کس است
ای اجل تنها تو هستی یاور ابن الرضا

بس کن ای ملعونه این بی حرمتی ها را که نیست
جای این رقاصه ها در محضر ابن الرضا

هم شهیدش کرده ، هم خندد به خشکی لبش
جعده و شمر است با هم ، همسر ابن الرضا

هر چه هم آمد سرش شکر خدا دیگر نبود
نیزه و سنگ و عصا دور و بر ابن الرضا

گرچه او مانند جدش دفن شد بعد از سه روز
کس ندیده جای پا بر پیکر ابن الرضا

شکر حق جان بر لب بابا نیاورده است با
کاکل ِ خونین ، علی ِ اکبرِ ابن الرضا*

هر چه در بغداد شد ، شکر خدا دیگر نگشت
چادر خاکی نصیب دختر ابن الرضا

*امام هادی علیه السلام

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

ما در غم و محنت تو گفتیم...حسین
با گریه به غربت تو گفتیم...حسین

وقتی که شنیدیم تو هم... تشنه لبی..
در اوج مصیبت تو گفتیم ...حسین

.......

با یاد شما به شور و شینم...هر شب
دلتنگ حریم کاظمینم...هر شب

در فکر غریبی تو هستم...هر روز
گریه کن روضه ی حسینم...هر شب

#سیدمجتبی_شجاع
......


لب تشنه ز عمق جگرش می گفت : آه
می سوخت به ظلمت غریبی چون ماه

شد ورد لبش لحظه ی آخر ، ناگاه
لا یوم کیومک ابا عبدالله 

#محمد_مبشری

@raziolhossein
👍 1
19:14
#امام_جواد_شهادت


حجره تاریک شده یا که دو چشمم تار است
هرکجا مینگرم دوروبرم دیوار است

 ناله ی العطش من نرسیده ب کسی
چه کنم هرچه کنم هلهله ها بسیار است

 صورت خاکی مارا برو از کوچه بپرس
در زمین خوردن ما دست دگر در کار است

علتش چیست که بالاسر من میرقصند
پیش معصوم مگر جای زن بدکار است؟!

نه مرا سنگ زدند و نه سرم برنیزه است
جای این اذیت وآزار فقط بازار است

 به روی بام اگر رفت تنم سالم رفت
 از روی اسب بیافتی ب زمین دشوار است

جان به قربان تنی که همه اش غارت شد
بیش از پیرهنش پیکر پاکش پاره است


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×824, 130.9 KB
#امام_جواد_شهادت

ای زجر کِشیده به خودت می پیچی
با قدِّ خَمیده، به خودت می پیچی

ارث از پدرت بُرده ای انگار جواد،
چون مار گَزیده به خودت می پیچی!

#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
ش
19:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×719, 140.0 KB
#یاامیرالمومنین


با بغض دشمنان علی میکشم نفس
حال دل خراب من اینگونه بهتر است

#محسن_صرامی

@raziolhossein
9 👍 1
25 May 2025
ش
19:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مدح
#امام_جواد_شهادت



ای گل بوستان اهل البیت
حجتِ نوجوان اهل البیت

ای امام نهم که نه ساله
جلوه کردی میان اهل البیت

از همان کودکی شدی در جود
شهره ی خاندان اهل البیت

حرف ما نیست، جود و بخششتان
آمده در لسان اهل البیت

در عطای تو جلوه گر شده است
رحمت بیکران اهل البیت

بعد زهرا جوان ترین هستی
ای گل بوستان اهل البیت

ای جوانیّ ما به قربانت
یا جواد ای جوان اهل البیت

بر مریدان حق مرادی تو
مظهر نام یاجوادی تو


ای نگاه تو عافیت آمیز
وارث آستین معجزه خیز

پیش جودت همه گدا هستند
پادشاه و وزیر و عبد و کنیز

نامه ای آمد از پدر سویت
که ای جواد ای به چشم خلق عزیز

دِرهم از قبل بیشتر بردار
کیسه ها را کن از طلا لبریز

گرچه زحمت شود ولی هرگز
مکن از راه سائلان پرهیز

تو جوادی و کار تو جود است
زر به دامان هر فقیر بریز

آبرو می دهی به هر سائل
ای امید همه به رستاخیز

دست بر دامن تو دارم و بس
سر بر این آستان گذارم و بس


ای اسیر عطای تو حاتم
مستمند شفاعتت آدم

کعبه از احترام توست عزیز
محترم از ولای تو زمزم

چه شد آنروز در کنار حرم
بر زمین مشت می زدی محکم

بغض کردی و زیر لب گفتی:
مادرم ... تازیانه... نامحرم

آتش افتاد بر دلت اما
با دل مجتبی چه کرد این غم

وسط کوچه ی بنی هاشم
تا که بالا گرفت کار ستم

پیش چشم حسن زمین افتاد
بضعه ی قلب حضرت خاتم

آه از آن روحِ عصمت و پاکی
مادری ماند و چادری خاکی


یا جواد ای غریب چون حیدر
ای دل آزرده از غم مادر

ای که مثل حسن شدی مسموم
 از عناد و جنایت همسر

ای که مثل حسین جان دادی
با لب تشنه لحظه ی آخر

پیکرت رفت روی بام ولی
پاره پاره نبود آن پیکر

جسم تو پایمال اسب نشد
پیش چشمان دختر و خواهر

ساربانی نبوده تا که بَرد
ای سلیمان ز دستت انگشتر

سرت از تن جدا نشد که رَوَد
در خرابه به دیدن دختر

کسی آقا نبود تا بکشد
از سر دخترانتان معجر

جدتان گفت با دل زارش:
آه از شام و کوچه بازارش

#سید_روح_الله_مؤید

@raziolhossein
1
19:50
#امام_جواد_شهادت
#امام_زمان


خسته ام از زمانه بی مهدی
بغضی از جنس بی کسی دارم
مثل یک مادر جوان مرده
مثل ابر بهار می بارم

چند روزی است بی طبیب شده
دردِ دنیا و دردِ آخرتم
از طبیب زمانه دور شدم
چه شد آن ادعای معرفتم؟

آمدم تا دوباره توبه کنم
از خودم از همین پریشانی
باز کن در به رویم ای مولا
سائلی آمده است مهمانی

از همه دل بریدم الا تو
یا جواد الائمه ادرکنی
کار ها دارد این دلم با تو
یا جواد الائمه ادرکنی

من غریبم، غریبه اما نه
از محبان این سرا هستم
سال ها آشنای این حرمم
سائل حضرت رضا هستم

ای که با مقدمت در این دنیا
نور چشم ابالحسن شده ای
جلوه ی قدرت خدا گُل کرد
جلوه گر تا در انجمن شده ای

کیستی تو که هر کجا هستی
صحبت از جود میشود آن جا
هر کجا ختم "یاجواد" کنند
غصه نابود می شود آن جا

پیش هر دشمن و گرفتاری
"حرز" تو شیعه را نگه دارد
به دعای تو ای امین الله
شیعیان را خدا نگه دارد

گر چه از ظلم و حیله ی مامون
بار ها قلب خسته ات خون شد
باز هم ای کمال جودِ خدا
جود و لطفت نصیب مامون شد

از همان کودکی نشان دادی
غیرت دودمان حیدر را
گفتی آتش زنم به باد دهم
پیکر قاتلین مادر را

به من از کودکی پدر می گفت:
تا همیشه به زیر دیْن تو ام
دعوتم کن برای مهمانی
باز دلتنگ کاظمین تو ام

عزت عالمین مان دادی
نجف و کاظمین مان دادی
طوف قبر حسین مان دادی
جان فدای تو یا ابالهادی

گرچه پیش تو عده ای بد دل
چند چهره شناس آوردند
ولی آقا به محض دیدارت
محضرت التماس آوردند

دیده وا کرده در رخت دیدند
جلوه ی لایزال داور را
جذبه ی چشم های حیدری و
چشمه ی رحمت پیمبر را

ای علی اکبرِ رضا، دشمن
پیش حسنت به سجده افتاده
ولی انگار کربلا آقا
اتفاقی جدید رخ داده

تا که خورشید سر زد از خیمه
تازه شد بغض دشمن از حیدر
تا که دیدند حُسن احمد را
حمله کردند بر علی اکبر

سوره ای، آیه آیه می افتاد
پیش چشم پدر زمین می خورد
تا به میدان امام صبر آمد
ارباً اربا پیمبرش را بُرد

در غم شاهزاده ی ارباب
داشت صبر زمانه سر می رفت
زینب آنجا اگر نمی آمد
پدرش نیز با پسر می رفت

#سید_روح_الله_مؤید

@raziolhossein
19:50
#امام_جواد_شهادت
#امام_زمان_مناجات


نمازِ اولِ وقتم که با شما باشد
حضورِ قلب ، یقیناً نصیبِ ما باشد

جمالِ وجهِ خدا را مکن دریغ از ما
نظر به چهره تو طاعتِ خدا باشد

ز کوی حجِ فقیران بسویت آمده ام
رضای تو ، ثمرِ زائرِ رضا باشد

به حجِ کوی خودت ، حاجی اَم کن ای قبله
طوافِ کعبه ی روی تو حجِ ما باشد

خدا کند که ترا در مسیر گم نکنیم
که راهِ گم شدگان ، سوی ناکجا باشد

به خُلق و خوی خودت ، عادتم بده آقا
وَگرنَه رَه زنِ دل ، در کمینِ ما باشد

نه اختیار ز خود دارم و نه تدبیری
بدونِ یاریِ تو کیست آشنا باشد ؟

تو شاخصِ شهدایی ، تو نور معرفتی
نگاهِ توست که هادی و رهنما باشد

ترا قسم به جوادالائمه ، دریابم
که کاظمینِ من ، اقبالِ یک دعا باشد

قدم بجای قدمهای تو نهادن چیست؟
نشانِ طیِ طریقت ، به کربلا باشد

هِلالِ ماهِ محرم ، حلولِ ذیحجه است
که حاجیِ عرفه ، مستِ نینوا باشد

از این طواف که دارد حسین ، می‌ترسم
که صاحبِ حرم انگار در بلا باشد

چو گفت مسلخِ ما کربلاست ، افشا کرد
که حجِ کاملِ ما ، کِی در این منا باشد

خدا منای مرا خواسته تَهِ گودال
طوافِ اصلیِ من زیر نیزه ها باشد

طوافِ خواهرِ من ، قصه اسیریِ اوست
نگاهِ مادرِ من ، سوی سر جدا باشد


@raziolhossein
1
19:50
#امام_جواد_شهادت


جواد آل فاطمه ، که جود بوده عادتش
فدای این کرامت و ، فدای این سیادتش
گریست حضرت رضا ، براو شب ولادتش
به بی کسی و غربت و ، تشنگی و شهادتش
بود اگرچه روضه اش ، مثل غریب کربلا
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا

زد به دلش چه آتشی ، همسر بی وفای او
کسی نبود تا کشد ، به سوی قبله پای او
رضا کجاست جرعه ای ، بیاورد برای او
اگر چه مثل جدّ خود ، شد العطش نوای او
حجره غم فزا کجا ، گودیِ (قتلگه) کجا
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا

غریب بود و هیچ کس ، لحظه آخرش نبود
زسوز زهر و تشنگی ، رمق به پیکرش نبود
ولی چه خوب شد دگر ، به حجره خواهرش نبود
موقع دست و پا زدن ، پیش برادرش نبود
به پیش خواهرش دگر ، نشد سرش زتن جدا
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا

کسی که دست التجا ، ملک زند به دامنش
روا نبود عاقبت ، رو بزند به دشمنش
خنده کنند عده ای ، به وقت جان سپردنش
دلش اگرچه پاره شد ، زخم نداشت بر تنش
کسی نزد به جسم او ، نیزه و خنجر و عصا
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا

کار غریبی‌اش ببین تا به کجا کشیده
تنش به بام با چه زجری و بلا کشیده شد
بی خبرم ولی به روی دستها کشیده شد
چرا دوباره روضه ام ، به کربلا کشیده شد
امان زنعل تازه و ، امان زسمّ اسبها
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا

سه روز بود پیکرش ، در آفتاب بی امان
جمع شدند دور او ، کبوتران آسمان
شدند سایه تنِ ، مطهر امامشان
فدای کشته ای شوم ، تنش نداشت سایبان
نذاشتند خواهرش ، کشد روی تنش عبا
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا

زروی بام بر زمین ، فتادنش روا نبود
شکر خدا که عضو عضوِ او زهم جدا نبود
جای کفن تنش دگر ، میان بوریا نبود...
مگر حسین بی کفن ، عزیز مصطفی نبود
مگر کفن به کربلا ، نبود غیر بوریا
غریب بغداد کجا ، غریب کربلا کجا


#مسلم_حسینی
@raziolhossein
👍 3
19:50
#امام_جواد_شهادت


هزار نقشه کشیدید دام بگذارید
عزیز فاطمه را تشنه کام بگذارید

همان عزیز که بعد از نوشتن نامش
موظفید علیه السلام بگذارید

همان کسی که در این شهر آبرودار است
رواست سر به قدومش مدام بگذارید

همان که بی کرم او میان سفره خود
محال بود کمی هم طعام بگذارید

همان که قبله عرش است و رو به او باید
قدم به نیت بیت الحرام بگذارید

میان خانه او نیست جای رقاصه
حیا کنید به او احترام بگذارید

بد است پیکر او را کنیزها ببرند
برای او دو سه تایی غلام بگذارید

میان قعر جهنم بسوزد آنکه سپرد
جنازه را به روی پشت بام بگذارید

پیام آمدن این کبوتران این است
که احترام به جسم امام بگذارید

فدای جد غریبش که نیمه جان می گفت
به جسم من عوض خیمه گام بگذارید

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
19:50
#امام_جواد_مناجات


دلم در هوای جواد الائمه
گرفته نوای جواد الائمه

بهشت صفا هر که خواهد ، ببیند
به صحن و سرای جواد الائمه

بلند است بر بام قصر سخاوت
هماره لوای جواد الائمه

بزرگی ببوسد زمین ادب را
که افتد به پای جواد الائمه

رها شد " اباصلت" از کنج زندان
ز فیض دعای جواد الائمه

به " یحیی ابن اکثم" عصا کرد اقرار
که دارم ولای جواد الائمه

به پایش وجودم متاعی حقیر است
دو عالم فدای جواد الایمه

اگر درد داری به اخلاص رو کن
به دارالشفای جواد الایمه

خوشا حال آن کس که با اشک آید
به بزم عزای جواد الایمه

جزای کسی که دلش با جواد است
فقط با خدای جواد الایمه

دل سنگ شد آب حتی برایش
ز غمناله های جواد الائمه

گل باغ طاها ، جوانمرگ زهرا
بمیرم برای جواد الائمه

نوای " کمیل" است گاه توسل :
گدایم گدای جواد الائمه

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
19:50
#امام_جواد_علیه‌_السلام


عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی
ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی

آهوی روسیاه و فراری رسیده است
یابن الرضا تو ضامن آهو نمی شوی؟


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1 👍 1
19:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1126×749, 163.4 KB
#امام_جواد_شهادت

ای ولی نعمت ایران پسرت را کشتند
تسلیت شاه خراسان پسرت را کشتند


.
👍 2
19:53
#امام_جواد_شهادت


بردار از خاک کف حجره سرت را
از بی‌کسی کمتر صدا کن مادرت را

اینجا جواب ناله‌هایت نیشخند است
اصلاً نمی فهمند چشمان ترت را

با هلهله با پایکوبی خنده کردند
سوز صدای خسته‌ی بی جوهرت را

حتی توان ایستادن هم نداری
قوّت نداری وا کُنی بال و پرت را

پیداست از حال وخیمت زهر بدجور
آتش زده باغ گل نیلوفرت را

داری به خود می‌پیچی اما حیف اینجا
چشمی نمی بارد دل غم پرورت را

باید که تنها در غریبی بگذرانی
در خانه‌ی خود لحظه‌های آخرت را

در پیش رویت آب را روی زمین ریخت
می‌بینی آقا دشمنی همسرت را ؟

بی‌حرمتی شد به مقامت آه - اما
خنجر نزد بوسه ضریح حنجرت را

میدانم اما شرم دارم که بگویم
بردند پشت بام خانه پیکرت را


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
😭 3
19:53
#امام_جواد_شهادت


ز خون دل سر مژگان تو گلستان است
ز تشنگی لب خشک تو چون بیابان است

تمام پیکر تو آه می کشد گویا
که مو به موی تن تو ز غم نیستان است

فتاد داغ عظیمی به شانه های فلک
که زلف خاکی تو در زمین پریشان است

زبس که چنگ زدی روی خاک این حجره
تمام دور و برت نقش کندن جان است

میان حجره در بسته بس تنت غلطید
که گوییا به صدف همچو در غلطان است

حروف واژه محرم چو میله های قفس
صدای هلهله و خنده قفل زندان است

نمک به زخم دلت ریخت کاسه آبش
که کاسه در کفش انگار چون نمکدان است

پدر زطوس فرستاد سایبانت  را
که آفتاب عراقی عجیب سوزان است

خدا کند که نسوزد تنت شبیه حسین
شبیه ان بدنی که چون نیستان است

به زیر تابش خورشید داغ کرببلا
سه روز سوخت همان پیکری که عریان است


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
19:53
#امام_جواد_شهادت
#تک_بیت


تشنه لب در قتلگاه خانه اش ابن الرضا
گاه می گوید حسن ، گاهی حسین ، گاهی رضا

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
2 👍 1
19:53
#امام_جواد_علیه_السلام


ای که حسنت شوردر هفت آسمان انداخته
یوسف مصری به پای تو عنان انداخته

بس که شیرین وحلاوت زاست ذکریاجواد
شور عشقت را خدا در قدسیان انداخته

می توان آیات قرآن را به رخسار تو دید
آیه آیه نور بر رویت نشان انداخته

آفتابا بارش باران اشکت درنماز
در میان آسمان رنگین کمان انداخته

ای ولی الله اعظم ای جواد اهل بیت
سائلا ن را جود تو شوری به جان انداخته

جلوه ای از دانش بی حد و مرز علم تو
پور اکثم را به پای فضلتان انداخته

پیروی ازمکتب توحیدی وایثارتان
روی دوش شیعیان باری گران انداخته

دربهار آرزوی عمر ،گلچینی تو را
روی خاک تیره چون برگ خزان انداخته

پیکرت برخاک غربت مانده امّا برتنت
بال مرغان هوایی سایبان انداخته

بس که نوراز گنبد زرین تو تابیده است
درفلک نور تو نقش کهکشان انداخته

پیرو آل علی باش ای «وفایی» ، چون خدا
طوق گُل برگردن این خاندان انداخته


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
19:53
#امام_جواد_شهادت


ماندي غريب و هيچ كسي برسرت نبود
درآن محيط درد كسي دربرت نبود

آتش گرفت سينه ات از زهر جانگداز
يك جُرعه آب برلب شعله ورت نبود

تا آن كه ناله اي به كنارتنت زند
دردا كنارپيكرتوخواهرت نبود

وقتي رسيد پيك شهادت  به گريه گفت
جزمادرتوفاطمه نوحه گرت نبود

چندين كنيز هلهله كردند پشت در
آتش بيار معركه ، جزهمسرت نبود

اُف برچنين زني كه تو رازهردادوكشت
آنگاه درگشود كه بال وپرت نبود

بالا بلندبودي وجز بام خانه ات
جايي مگربراي تو و پيكرت نبود

آن جا كبوتران به طواف توآمدند
اي كعبه ، خاك جاي تن اطهرت نبود

تواز نفس فتادي و بعدازشهادتت
جزغم به جان نوگل غم پرورت نبود

آمدبه كاظمين «وفایي»،به گريه گفت
اين جلوه گاه نور ،به جزمنظرت نبود


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
19:53
#امام_جواد_شهادت



دفن شد آفتاب با لَحَدی
حُجره اش بود خانه‌ی ابدی

مُشتِ دیوار خورد بر سر او
روی پیشانی اش نشسته رَدی

نا ندارد نفس‌نفس بزند
ناتوان مانده..،یا علی مددی!

باغبان را خبر کنید از طوس
سوخت سروی در آتش حسدی

به عمویش حسن کشیده چِقَدر
جگرِ پاره اش شده سندی

خِیر‌ِ عالم اسیر‌ شَرها شد
دور او پُر شد از زنان بدی

تا زمین خورد،گفت: وا اُمّاه...
دومی ضربه زد..،عجب لگدی!

مَحرَمَش هم شریک‌ِ قتلش بود...
پیش او نیست هیچ معتمدی

این حسین است..،تشنه افتاده
کاسه‌آبی نمی دهد اَحَدی

پدرش وقت پا کشیدن نیست
تا که او را صدا کند: ولدی!

خوبیِ پشت‌بام در این است
سُمِّ مرکب نمی خورد جسدی


نَعل ، تحت فشارها ، خم شد
تن عریانِ شاه درهم شد


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 2
19:53
#امام_جواد_علیه_السلام
#امام_جواد_شهادت


باران گریه های شبانه که  پا گرفت
دست مرا دوباره جوادُ الرِّضا گرفت

یادش بخیر تا که رسیدم به کاظمین
از چشم من دو مرتبه گنبدْ نما گرفت

گفتم سلام حضرت احسان بی کران
در سایه سار مهر تو دیدم دعا گرفت

فرصت برای عرض حوائج نمیدهی
چیزی نگفته حاجت خود را گدا گرفت

آه ای جوان آل علی روضه ی تورا
باید که از مدینه و از کربلا  گرفت

مانند مادرت به زمین خورده ای اگر
زهر جفا رسید و توان از شما گرفت

صورت مکش به خاک زمین،  نور عالمین
از موی خاکی ات دل عرش خدا گرفت

فریاد العطش که کشیدی تو از جگر
با سوز ناله ات همه عالم عزا گرفت

هی دست و پا زدی وسط هلهله ... فقط
مادر بخاطرت  دم واغربتا گرفت

از آه و ناله ات شده این حجره کربلا
گفتی حسین و گریه امان تو را گرفت
.
.

ذکرش خدا خدا ... که همان دم  سنان رسید
با نیزه راه صحبت او را چرا گرفت؟

والشِّمرُ جالسٌ... سر او را ز پیکرش
با ضربه های خنجر کند از قفا گرفت

#حسین_رحمانی

@raziolhossein
😭 3
19:53
#امام_جواد_مناجات


باز در کارم گره افتاد «یا باب المراد»
می زنم نام تو را فریاد «یا باب المراد»

در گرفتاری و بیماری و سختی و بلا
خوشترین دم ، بهترین اوراد «یا باب المراد»

جدّ تو باب الحوائج ، بابِ تو باب الکرم
تو جوادی وارث اجداد «یا باب المراد»

تو جوادی از شب میلاد ای دریای جود
ما گدا هستیم مادر زاد «یا باب المراد»

(با توسل بر تو هر بی خانه ای شد خانه دار
تا قیامت خانه ات آباد «یا باب المراد»)

(دست خالی از خراسان بر نگشته هرکسی
گفته پشت پنجره فولاد ، «یا باب المراد»)

آبرویش میرود هر کس گدایی میکند
من گدایی آبرویم داد «یا باب المراد»

گفته بابایت کسی را دست خالی رد نکن
جان بابایت نما امداد «یا باب المراد»

جای لبخند اشک جاری بود از چشم رضا
بر غریبی‌ات شب میلاد «یا باب المراد»

مثل مظلوم مدینه مقتلت شد خانه ات
ای غریب دوم بغداد «یا باب المراد»

یاور بیچاره ها یارت تورا بیچاره کرد
ای به ام الفضل لعنت باد «یا باب المراد»

تو که دربِ خانه ات وا بود بر روی همه
در به رویت بست از بیداد «یا باب المراد»

میزدی تو دست و پا و دست میزد قاتلت
کس نشد مثل تو دشمن شاد «یا باب المراد»

سر نهادی روی خاک اما کجا مثل حسین
پیکرت در زیر پا افتاد «یا باب المراد»

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 3 1
19:53
#امام_جواد_علیه‌_السلام


قدمش ناگهان شتاب گرفت

طرفش رفت و ظرف آب گرفت

آب را بر روی زمین تاریخت
درهمان لحظه قلب زهرا ریخت

روضه کوتاه نکته سربسته
حجره تاریک حجره دربسته

جگری رفته رفته سم می خورد
پشت در دستها به هم می خورد

عرش راناله ای تکان می داد
تشنه ای روی خاک جان می داد

زهر بی تاب کرد جانش را
سوخت تا آب کرد جانش را

مثل اکبر شده ولی بهتر
ظاهرجسمش از علی بهتر

این جوان آن جوان تفاوت داشت
زخم زهر و سنان تفاوت داشت

این جوان پیکرش که سالم بود
جگرش نه سرش که سالم بود

موقع دفن لااقل سرداشت
بدنش می شد از زمین برداشت

به تنش پای نیزه بازنشد
در نهایت عبا نیاز نشد

بگذرم؟نگذرم؟نمی دانم
وسط چند روضه حیرانم

تابفهمم گریز اخر را
می روم بیت های دیگر را

تشنه در آفتاب بنویسم
از زبان رباب بنویسم

آدم تشنه تار می بیند
همه جا را بخار می بیند

بدتر اینکه غبارهم باشد
یک بیابان،سوار هم باشد

تازه حالا حساب کن دورش
چند تا نیزه دار هم باشد

در میان هجوم نامردان
خواهری بیقرار هم باشد...

#علی_زمانیان

@raziolhossein
😭 1
19:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×913, 193.8 KB
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

هرچند که زیر آفتاب است تنت
صد شکر که غارت نشده پیرهنت

دیدند کبوتران تو را بر روی بام
با گریه شدند سایبانِ بدنت


#مهدی_شریفی

@raziolhossein
😭 4 👍 2
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×718, 74.9 KB
#یاامیرالمومنین


یک جانشین پیمبر ما دارد و تمام
مولی الموحدین اسدالله حیدر است


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 5 2 😍 1
26 May 2025
ش
02:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


در کنج حجره درد و غمی بی‌حساب داشت
ای کاش آب خواستن او جواب داشت

آبی به تشنگی لب او کسی نداد
با اینکه آب دادن تشنه ثواب داشت

نه چون حسن کنار خودش داشت خواهری
نه چون حسین تا دم آخر رباب داشت

همچون حسن شهید شد از زهر همسرش
همچون حسین از عطشش التهاب داشت

بس که دلش ز مردم دنیا شکسته بود
مثل پدر برای شهادت شتاب داشت

با یاد جدّ و روضه‌ی خدالتریب او
صورت به خاک حجره‌ی خود آن جناب داشت

دنیا برای ناله‌ی ابن الرضا فقط
با رقص و خنده های کنیزان جواب داشت

از زهر و تشنگی و غریبیش بیشتر
لبخند امّ رذل برایش عذاب داشت

انداختند سایه به جسمش کبوتران
اما حسین روی تنش آفتاب داشت


#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
02:44
#امام_جواد_شهادت


بعد بسم الله، گفتم یا جواد و یا حسن
شد جواد ابن الرضا اینبار، سر تا پا حسن
میگذارد سر، روی دیوارِ خانه با حسن
نیست مردی باخبر، از غصه اش الّا حسن

قدرتِ بار مصیبت را ندارد شانه ها
نیست از او و حسن، مظلوم تر در خانه ها

ناله از سوز جگر، با آه گیرا دیده ای
تشنه ای را بر زمین افتاده تنها دیده ای
دست و پا گم کرده ای را تا بحالا دیده ای
دور خود پیچیدنِ اولاد زهرا دیده ای

نور چشمان رضا، کم نور شد چشم ترش
فاطمه می گفت آنجا هم؛ بمیرد مادرش!

لحظه های احتضارش شد کنارش غلغله
بسته شد در روی او، تا سر بیاید حوصله
کاش کمتر بود، بین طوس و اینجا فاصله
لب بهم زد ... گفت آب و شد جوابش هلهله

از نجابت سر به زیر انداخت، چون دف می زدند
گریه می کرد و کنیزان، دور او کف می زدند

زخم، بر اعضای آن بالانشین انداختند
پیش زهرا، لرزه بر عرش برین انداختند
پیکرش را از بلندی بر زمین انداختند
وای از آنجا که حسینش را ز زین انداختند

هیچکس بعد سه روز از پیکرش سر بر نداشت
غم، فراوان داشت، اما غصه ی خواهر نداشت

دید زینب که برادر رفت و صحبت، وقت بُرد
بین گودالی زخون، غسل زیارت، وقت بُرد
سر بریدن از حسین او سه ساعت، وقت بُرد
تنگ شد جا ... غارتش در آن مساحت، وقت بُرد

خواهرش می دید آنجا دست و پا می زد حسین
مادرش را در ته مقتل صدا می زد حسین


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 2 😭 1
02:47
#امام_جواد_علیه_السلام



درمانده بودم؛ او پناهم داد
مهتاب به شام سیاهم داد

ننگ برادرخوانده‌ها بودم
در چاه رفتم؛ عشق، جاهم داد

بیراهه می‌رفتم تمام عمر
راه مرا سد کرد و راهم داد

دنیا مقابل بود و من تنها
حرز جواد آمد، سپاهم داد

درمان گرفتم ساده از دستش
وقتی رسید و سوز و آهم داد

اَفنَیتُ عُمری گفتم و آمد
برکت به روز و سال و ماهم داد

گفتم که رزقم تنگ شد، خندید
از سهم خود، رزق مرا هم داد

گفتم که از زمزم بنوشانم
یک‌قطره اشک قتلگاهم داد

گفتم که سِیر عرش می‌خواهم
در کربلا، پابوس شاهم داد

جان مرا دنیا بگیرد هم
عشق تورا هرگز نخواهم داد

ای مهربان‌تر با حسینی‌ها
باب‌المراد کاظمینی‌ها

بر خاک حجره، دست‌وپا می‌زد
آرام مادر را صدا می‌زد

بر خویش می‌پیچید و اُمّ فضل
بر ناله‌هایش خنده‌ها می‌زد

دورش کنیزان هلهله کردند
او ناله‌ی واغربتا می‌زد

لب‌هاش خشک از زهر بود امّا
ناله ز داغ کربلا می‌زد

در لحظه‌های آخرش با اشک
دم از شهید سر جدا می‌زد

ای وای از سرهای بر نیزه
از حنجر شش‌ماهه، بر نیزه


@raziolhossein
👍 2
02:50
#امام_جواد_شهادت



ماه باشی، روز وشب در آسمان باشی اگر
لحظه لحظه، روشنی بخش جهان باشی اگر

روضه‌ات یکجور دیگر می‌شود، در حجره‌ات
خود ولیِ عهد سلطان زمان باشی اگر

روضه‌ات حتما علیِ اکبری هم می‌شود
موقع رفتن از این دنیا جوان باشی اگر

بر مشامت می‌رسد از کوچه بوی دود و یاس
درجوانی‌ات خصوصا قد کمان باشی اگر

زهر ده تا اسب خواهد گشت و خواهی شد حسین
شمر وقتی رفت و در دست سنان باشی اگر

تازه بعدش روضه در ناحیه‌ی انگشتر است
درمسیر چشم‌های ساربان باشی اگر

روضه دارد می‌رود ازکربلا سمت دمشق
با سر ماهت دلیل کاروان باشی اگر

مادرت شد «خیزران» و بیشتر حق با شماست
اشک ریز روضه‌های خیزران باشی اگر


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
02:52
#امام_جواد_علیه‌_السلام



ای ریخته نسیم تو گل‌های یاد را
سرمست کرده نفحه‌ی یاد تو باد را

افراشته ولای تو در هشت سالگی
بر بام آسمان علم دین و داد را

خورشید فخر از آن بفروشد که هر سحر
بوسیده آستان امام جواد را

خورشیدِ بی غروب امامت که جود او
آراسته است کوکبه‌ی بامداد را

جود و سخا جواز تداوم از او ستاند
تقوا از او گرفت ره امتداد را

آن سر خط سخا که به جود و کرم زده
بر لوح آسمان رقم اعتماد را

بیرنگ کرده بد دلی دشمنان او
افسانه‌ی سیاه دلی‌های «عاد» را

تنگ است دل به یاد امام زمان مگر
بوییم از امام نُهم عطر یاد را

وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم
عطر بهارِ وحدت و باغِ وداد را؟

جز آستان جود و سخایت کجا برم
این نامه‌ی سیاهِ گناه این سواد را

بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش
بار ثواب اندک و جرم زیاد را

خط امان خویش به ما ده که بشکنیم
دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را

ای آن‌که هرگز از درِ جودت نرانده‌ای
دلدادگان خسته‌دلِ نامُراد را

بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود
جدت امام ساجد زین‌العباد را

تا روز حشر یار غریبی شوی که بست
از توشه‌ی ولای تو زادالمعاد را

#حسین_منزوی

@raziolhossein
1
02:52
#امام_جواد_شهادت


شمع حیات از گوشه‌های بسترش رفت
لب تشنه بود و آب و تاب از حنجرش رفت

پشت سرش رقاصه ها کل می‌کشیدند
هر بار اشک از گوشه چشم ترش رفت

نفرین به ام الفضل با آن خنده‌هایش
هر بار با طعنه کنار همسرش رفت

دیوار و در می‌دید و لعنت می‌فرستاد
بر آنکه با هیزم سراغ مادرش رفت عدد

گرچه سه روز افتاد زیر نور خورشید
اما کنار او کبوتر با پرش رفت

وای از غریبی که میان یک بیابان
غارت که شد انگشت با انگشترش رفت

بازار ،کوچه ،مجلس می ، شام ،کوفه
از هر مسیری نیز رد شد خواهرش رفت


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
👍 1
02:54
#امام_جواد_علیه_السلام
#رباعی

ای دوست به درگهت مراد آوردم
از دست ستم‌ها به تو داد آوردم

نام تو جواد است و خدای تو جواد
امّید به لطف دو جواد آوردم


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
02:57
#امام_جواد_شهادت


میان حجره چنان ناله از جفا می‌زد
که سوز ناله‌اش آتش به ماسوا می‌زد

به لب ز کینۀ بیگانه هیچ شکوه نداشت
و لیک داد، ز بیداد آشنا می‌زد

شرار زهر ز یک‌سو، لهیب غم یک‌سوی
به جان و پیکرش آتش، جدا جدا می‌زد...

صدای نالۀ وِی هی ضعیف‌تر می‌شد
که پیک مرگ بر او از جنان صلا می‌زد

برون حجره همه پای‌کوب و دست‌افشان
درون حجره یکی بود و دست و پا می‌زد

ستاده بود و جواد الائمّه جان می‌داد
از او بپرس که زخم زبان چرا می‌زد
 
#علی_انسانی

@raziolhossein
03:00
#امام_جواد_شهادت


وقتی از داغِ جوان مرگ خبر می آید
گاهی از دیده ی تر خونِ جگر می آید

دارد از طوس به بغداد گریبان صد چاک
پدری بر سر بالین پسر می آید

ناخودآگاه دلم رفت چرا کرب و بلا !؟
ارباً اربا شده ای پیش نظر می آید

این چنین هلهله کردن وسط اشکِ امام
فقط از طایفه ی حرمله بر می آید !

اُم رذل است نگویید که اُم الفضل ست
لقب جعده به این زن چقدر می‌آید !

آب را پیش نگاهش به زمین ریخت و رفت
عمر ما پای همین روضه به سر می آید


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
4
ش
05:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_علیه_السلام
#امام_جواد_شهادت


کارم به لطف تو به گدایی نمی رسد
بی تو گدا به نان و نوایی نمی رسد

وصف تو در خیال نمی گنجد ای بزرگ
تنها مقام تو به خدایی نمی رسد

حال و هوای نوکرتان رو به راه نیست
از سمت کاظمین هوایی نمی رسد؟

نه دِعبِلم، نه حِمیَری ام، نه فَرَزدَقَم
بیچاره ام... به من که ردایی نمی رسد

ابن الرضای من، به خدا دوست دارمت
جز این صدا ز سینه صدایی نمی رسد

چشمم به راه توست دم مردنم بیا
جانم به لب اگر تو نیایی... نمی رسد

آه ای جوان شهر چه کردند با دلت
آه از جگر نکش که دوایی نمی رسد

گم شد میان هلهله ها ناله های تو
ناله نزن، صدات به جایی نمی رسد

کف میزنند دور و بر حجره ات... کسی
اینجا برای نوحه سرایی نمی رسد

شکر خدا به موی تو دستی نمی رسد
شکر خدا به حنجره پایی نمی رسد

شکر خدا که دست به پیراهنت نخورد
اصلا کسی به عقده گشایی نمی رسد

شکر خدا اگر چه جوانی ولی دگر
جسمت به خیمه روی عبایی نمی رسد


#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 4 3 😭 2
ش
23:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1263, 139.9 KB
نگران محرم و صفریم
یا جواد الائمه ادرکنی

@raziolhossein
9 😭 6
27 May 2025
ش
02:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


هزار نقشه کشیدید دام بگذارید
عزیز فاطمه را تشنه کام بگذارید

همان عزیز که بعد از نوشتن نامش
موظفید علیه السلام بگذارید

همان کسی که در این شهر آبرودار است
رواست سر به قدومش مدام بگذارید

همان که بی کرم او میان سفره خود
محال بود کمی هم طعام بگذارید

همان که قبله عرش است و رو به او باید
قدم به نیت بیت الحرام بگذارید

میان خانه او نیست جای رقاصه
حیا کنید به او احترام بگذارید

بد است پیکر او را کنیزها ببرند
برای او دو سه تایی غلام بگذارید

میان قعر جهنم بسوزد آنکه سپرد
جنازه را به روی پشت بام بگذارید

پیام آمدن این کبوتران این است
که احترام به جسم امام بگذارید

فدای جد غریبش که نیمه جان می گفت
به جسم من عوض خیمه گام بگذارید

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
😭 4 3
ش
12:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


چه کرده بود مگر زهر با اباالهادی
که میزد از عطشش دست و پا اباالهادی

میان حجره، پر از درد بود و شد بی تاب
ز بس که با جگر سوخته صدا زد آب

همین که تشنگی اش در حرم مضاعف شد
تسلیِ دلش آوای خنده و دف شد

کسی به خواندنِ ذکری، بر او نشد تسکین
کسی نخواند کنارش دو آیه از یس

بها و ارزش خورشید را ندانستند
زدند و هلهله کردند تا توانستند

شبیه او احدی هم بلا کشیده نشد
وصیتش وسط هلهله شنیده نشد

دوا نداشت مصیبات بی شمار دلش
نداشت خواهری اصلا شود قرار دلش

همین که ریخت زمین آب، داغش افزون شد
چقدر حضرت ابن الرضا دلش خون شد

غمش ستون سماوات را تکان می داد
ز بس که تشنه، شبیه حسین جان می داد

اسیرِ شانه ی چندین غلام شد بدنش
کشان کشان به سوی پشت بام، رفت تنش

سه روز مانده تنش روی بام اما باز
نکرد نیزه و شمشیر سینه اش را باز

کبوتران خراسان به محضرش رفتند
برای عرض ادب سوی پیکرش رفتند

زدند جای جسارت، به سینه، سنگش را
که زیر و رو نکند آفتاب، رنگش را

امان ز کرب و بلا و امان ز روز حسین
امان از آن تن عریان و سینه سوز حسین

چه داغ ها که نصیب عزیز زینب شد
تن حسین، پر از رد نعل مرکب شد

گواه این سخنم شخص حضرت زهراست
فقط حسین در عالم مُقطع الاعضاست



#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
😢 1
12:46
#امام_جواد_علیه_السلام



چه حاجتی مگر این قوم خواستند و ندادی؟
که سنگ بود جوابِ تویی که آینه‌زادی

تو لب گشودی و بوزینه‌های رفته به منبر
خجل شدند؛ چه عُمرِ کمی! چه عِلم زیادی!

لب از حلاوت نامت شکر شکن شده شاها
که هم جوان‌الائمه و هم امام جوادی

نوشت از دَرِ پشتی مرو که خلق بداند
تو بعد من پسرم! تا همیشه باب مرادی

شهیدْتشنه‌شدن ارث خاندان تو بوده
که قاتل تو نفهمیده بود از چه نژادی

و روضه‌خوان چه بخواند به غیر روضهٔ اکبر؟
و خاک بر سر دنیا که از سرش تو زیادی 


#سعید_تاج‌محمدی

@raziolhossein
2
12:47
#امام_جواد_شهادت


زهر به جـان زد شـررم ای پدر 
سوخت ز پا تا به سرم ای پدر

جواد مظلـوم تو از دست رفت    
نمــانده دیگـــر اثـــرم ای پـدر

من که غریبانه زدم دست و پا    
مگر تـو گیــری به بــرم ای پدر

شمع شدم آب شدم سوختم     
لختۀ خـون شـد جگـرم ای پدر

حجرۀ دربسته مـرا شد قفس     
ریخت همـه بـال و پرم ای پدر

کاش که می‌بود به بالای سر     
ایـن دم آخــر پســرم ای پـدر

یار مـرا کشت به فصل شبـاب    
زد بــه جگــر نیشتــرم ای پدر

تشنه‌ام و به یاد جـدم حسین    
اشک‌فشــان از بصــرم ای پدر

بــا نفس «میثـم» دلسـوخته
ریخت به دل‌ها شررم ای پدر

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
3 👍 3
ش
23:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 282.3 KB
.
سه روز پیکر او روی خاک بود... ولی ،
شبی به نیزه سرش طی نکرد صحرا را...

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
9 😭 6
28 May 2025
ش
04:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت



بی گمان سوی مدینه نظری داشته است
از غم مادر خود چشم تری داشته است

نه فقط کشته ی زَهرَ اَست که مانند حسن
از رخ نیلیِ زهرا خبری داشته است

چشم او منتظر آمدن مادر بود
دم آخر نظری سویِ دری داشته است

ناله اش بی رمق افتاده وگرنه آن روز
کوچه یِ منزلِ او رهگذری داشته است

محتضر بود و کنیزان همه می رقصیدند
قاتلش جمعیتِ خیرهِ سری داشته است

آتشِ زهر سراپای وجودش را سوخت
شجرِ طور یقینا شرری داشته است

روضه اش مثل حسین است که از فرط عطش
لبِ خشکیده و خونین جگری داشته است

بهتر از این چه گریزی که بگوییم رضا
چو علی اکبر لیلا پسری داشته است


#علیرضا_نوروزی

@raziolhossein
1
04:09
#امام_جواد_شهادت


در برگ ریز فصل خزان مثل مادرش
افتاده است امام جوان مثل مادرش

شب را امام خسته ی ما صبح می کند
با چشمه های اشک روان مثل مادرش

غم خیمه می زند به دلش صبح و ظهر و شام
با هر فرازهای اذان مثل مادرش

از کودکی که داغ پدر دیده قوت او
خون دل است و زخم زبان مثل مادرش

از جای تازیانه نه ؛ از غربت علی
دارد به دوش بار گران مثل مادرش

امشب به حال دختر خود گریه می کند
دلواپس است و دل نگران مثل مادرش

در بند وارثان سقیفه بعید نیست
قدش شود به کوچه کمان مثل مادرش

خیلی شبیه مادر خود می خورد زمین
در پای او نمانده توان مثل مادرش

قلب جریحه دار امام جوان ما
افتاده است از ضربان مثل مادرش

بر پیکر رهاشده بالای پشت بام
باید گریست با دل و جان مثل مادرش

راهی کربلاست جوادالائمه هم
شب های جمعه گریه کنان مثل مادرش

در ماتم حسین همه صیحه می کشند
از هوش رفت امام زمان مثل مادرش

" الشِّمرُ جالسُ..." همه خیره به قتلگاه
زینب رسید لطمه زنان مثل مادرش

شاعر بیا و محتشم عصر خویش باش
با احتیاط روضه بخوان مثل مادرش


"کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون تپیده به میدان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا "


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
😢 2
04:13
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

کبوتر باشی و پربسته باشی
میان حجره‌ی دربسته باشی
امیدت را دم آخر چه تلخ است
به ظرف آب همسر بسته باشی

بیا از مادرم زهرا حیا کن
جفا کردی ولی باری وفا کن
به طعنه گفت اگر لب تشنه هستی
چرا من اُمِّ هادی را صدا کن

امام آهسته قبض روح می‌شد
بیانش روضه‌ای مشروح می‌شد
به سوی بام با بی‌احترامی
تنش می‌رفت و سر مجروح می‌شد

به زهری بند بندش را گسستند
دل سلطان عالم را شکستند
کبوترهای مشهد دسته دسته
رسیدند و بر آن تن سایه بستند

تو هم از جنس آیات عجیبی
چه بر بام و چه در معبر غریبی
به صورت روی خاک افتاده بودی
تو هم اینگونه پس خَدُّالتریبی

رضا آمد ببیند اکبرش را
ببوسد روی ماه دلبرش را
رضا داغ جوان دیده است اما
ندیده اِرباً اِربا پیکرش را


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 1
04:16
#امام_جواد_شهادت


باز به امید نگاه آمدم
مثل سگ کهف به راه آمدم

نیّتم این نیست جنابم کنند
با تو نشستم که حسابم کنند

گفت کسی،کیستی ای خوش مراد؟
داد زدم کلب سرای جواد!

نسل به نسلیم همه زیر دین
خانه اجدادی ما کاظمین

کرده به من توصیه سلطان طوس
پای جواد ابن رضا را ببوس

سائل او را بده امشب نوید
دشمن او دست ردش را ندید

آمدم از پیش رضا با شتاب
ناله زدم پشت درش بی حساب

جز تو مرا هیچ پناهی مباد..
دست من و دامن تو یا جواد!

کارگرم مزد مرا لطف کن
مزد به من کرببلا لطف کن

رحم بکن رو به تو انداختم
زندگی ام را به خودم باختم

حق بده اینقدر دلم پرغم است
حال تو در حجره چرا درهم است؟!

این خبر آتش به دل افروخته
تازه جوانی جگرش سوخته

بی کس و تنها جگر چاک چاک
صورت ماه تو شده غرق خاک

وا جگر از آن لب عطشان بلند
هلهله جمع کنیزان بلند

محرم تو شاد ز جان دادنت
بوی حسن میدهد امشب تنت

پیش رویت تا که زمین ریخت آب
داغ دلت گفت که وای از رباب

راستی ای حضرت نور تمام
جسم تو رفته ست چرا روی بام؟!

روضه خورشید و تنت باز بود
بین تو و جد تو یک راز بود

گرچه تنت گرمی خورشید دید
نیزه به هرجای تنت هم رسید؟!

سنگ نخورده روی آیینه ات
پای کسی نیست روی سینه ات

صحبت زهر است نه حرف از سنان
شکرخدا نیست دگر ساربان

پیرهن خاکی تو پاره نیست
دختر معصوم تو آواره نیست


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2
04:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×721, 112.4 KB
#یاامیرالمومنین


عشق من الیوم اکملت و لکم دینکم است
بی علی قاری تلاوت میکند قرآن چرا

#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
ش
23:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
23:45
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 73.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
23:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1041×1280, 90.7 KB
۶ ذی الحجه؛
سالروز ازدواج آسمانی
عـ﷽ـلی💞فـا﷽ـطمه
بر همگان مبارک

لباس یاس بر تن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند, زهرا بلی گفت
غلط گفتم بلی نه،یا علی گفت

.
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


تبریک وصالشان ز دادار رسید
از سفره ی شان به خلق بسیار رسید

بر عالمیان ملک علی می باشد
امروز ملیکه اش به دربار رسید

حق فاطمه هست و مرتضی حق دار است
ای شکر خدا که حق به حق دار رسید

دلدار علی نداشت دلدار آمد
غمخوار علی نداشت غمخوار رسید

در شام زفاف خود چه انفاقی کرد
با رخت عروسی به گرفتار رسید

صد حیف که این وصل دوامش کم بود
صد حیف خلافت به جفاکار رسید

از گوشه ی چشم شعر خون می ریزد
ای وای که قافیه به مسمار رسید

#محمد_حسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
1
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


امشب شب ساغر زدن با ساقی کوثر شده
امشب عروس آسمان خاک در حیدر شده
امشب علی محو رخ صدیقه اطهر شده
امشب به بیت فاطمه غلمان ثنا گستر شده
امشب شب آمرزش خلق از سوی داور شده
زیرا امیر المومنین داماد پیغمبر شده
جن و بشر و حور و ملک گویند امشب با علی
دامادیت ، دامادیت ، بادا مبارک یا علی

مهر و مه اینجا اختری ، گردون هلالی میکند
یا آسمان با اختران بذل لئالی می کند
دل در سرای فاطمه سیر خیالی میکند
طوطی جان در بزم او شیرین مقالی می کند
روح الامین مداحی مولی الموالی میکند
حور و ملک را با دمش حالی به حالی میکند
ریزد چو باران از سما آیات رحمت بر زمین
در مجلس دامادی مولا امیر المومنین

جبریل نازل از سما گردیده بر فخر بشر
آورده پیغام از خدا کی بهترین پیغامبر
ما از ازل این عقد را بستیم در لوح قدر
تو در زمین این خطبه را انشاد کن بار دگر
گیتی ز انجم پر شد با وصل این شمس و قمر
او مادر است و این بود بر یازده مولا پدر
این وصل ، وصل کوثر و ساقی کوثر میشود
این عقد ، عقد حیدر و زهرای اطهر میشود

وصل دو دریا حاصلش دولولوی مرجان شود
کز هر دو تا شام ابد روشن چراغ جان شود
بر پای آن در راه این جان جهان قربان شود
او دین ز صلحش زنده و این کشته قرآن شود
مرجان حسن کز حسن او جان مشعل تابان شود
لولو حسین است و از او دل شعله سوزان شود
مرجان که دیده آنچنان لولو که دیده اینچنین
آدم گدای کوی او عالم فدای روی این

ای فاطمه بنت اسد ناموس حی ذوالمنن
امشب عروس خویش را بنگر کنار بوالحسن
بر روی حیدر خنده کن بر دست زهرا بوسه زن
بنشین و بنشانش ببر مانند جان خویشتن
گردیده در بیت الولاماه رخش پرتو فکن
گوش خدا یعنی علی تا بشنود از او سخن
تهلیل گو ، تقدیس کن تسبیح خوان دل باخته
در سر به شوق فاطمه شوری دگر انداخته

امشب خدیجه در جنان لبخند دیگر می زند
روحش بشوق دیدن داماد خود پر می زند
در خانه شیر خدا با مصطفی سر می زند
گه بوسه بر دست علی ساقی کوثر می زند
گه خنده بر ماه رخ زهرای اطهر می زند
گاهی تبسم بر گل روی پیمبر می زند
ارواح پاک انبیا دور سرای فاطمه
خوانند از بهر علی مدح و ثنای فاطمه

آدم ستاده بر در بیت امیر المومنین
خواند ثنای فاطمه با نوح شیخ المرسلین
خنجر بکف دارد خلیل ان شاهد شور آفرین
تا از ذبیحش شر برد در مقدم آن نازنین
استاده موسی روی پا افتاده عیسی بر زمین
داود مداحی کند با نغمه های دل نشین
یوسف به حسن دلربا خدمتگذاری می کند
یعقوب با ذکر علی شب زنده داری می کند

می خواست تا آید عروس آن شب به بیت شوهرش
پر شد ز افواج ملک هم ایمنش هم ایسرش
جبریل از پیشش رود و میکال از پشت سرش
پا در رکاب ناقه و جا در دل پیغمبرش
رضوان شده جاروب کش با زلف خود در معبرش
سبحانه سبحانه خالی است جای مادرش
حیدر به شوق مقدمش دل بیقراری می کند
استاده در پشت در و لحظه شماری می کند

بگرفت دست مرتضی تا پرده از رخسار او
نقش تبسم شد عیان از لعل گوهر بار او
یار دو عالم را ببین گردیده زهرا یار او
غم خوار عالم را نگر شد فاطمه غم خوار او
افکنده چشمی جانب بیت و در و دیوار او
یاد آمد از حرق در و از قصه ایثار او
گردید دور مرتضی آهسته گفتا با علی
من آمدم تا جان خود سازم فدایت یا علی

در حجله بنهادند پا آن دخت عم این ابن عم
آن روح از سر تا بپا این جان از سر تا قدم
آن وحی را خیر تاکلام این بیت را صاحب حرم
بنهاد دست هر دو را ختم رسل در دست هم
گفتا بزهرا کاین علی شوی تو باشد دخترم
گر او شود از تو رضا راضیست حی ذوالکرم
پس با علی گفتا علی انسیه الحور است این
سر خدا ، روح نبی ناموس تو زهراست این

امشب امانت میدهم من بر تو جان خویش را
بگذاشتم در دست تو روح و روان خویش را
روح و روان خویش ر ا تاب و توان خویش را
پاینده میبینم د راو ، نام و نشان خویش را
در دامن او یافتم من دودمان خویش را
چون جان نگهدای علی ، جان جهان خویش را
هرکس بیازارد و را خسته دل زار مرا
آنکس که آزارد مرا آزرده دادار مرا

ای بوده پیش از پیشتر ناموس داور فاطمه
ای مدحت از سوی خدا تطهیر و کوثر فاطمه
ای دست بوست مصطفی ای کفو حیدر فاطمه
ای زینب کبری تو را پاکیزه دختر فاطمه
ای بر حسین بن علی آزاده مادر فاطمه
ای یازده فرزند تو بر خلق رهبر فاطمه
در شام قدر وصل تو روشن دل عالم شده
مدح تو ذکر علی شیرینی "میثم " شده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی

در باغ بهشت،زمزمه جاری شد
لبخند به لبهای همه جاری شد

ذکر صلوات در زمین راه افتاد
تا عقد علی و فاطمه جاری شد

#کمیل_کاشانی
.....

تا گل به نسیم راه در می‌آید
از خاک بوی گیاه در می‌آید

امشب به ستاره‌ها بگو که لبخند زنید
خورشید به عقد ماه در می‌آید

.......

بر هر چه به غیر عشق می‌تاخت علی
با خوب و بد زمانه می‌ساخت علی

از غم خبری نداشت تا وقتی که
بر فاطمه‌اش نظر می‌انداخت علی

#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می کند
امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می کند
یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می کند
با چشم دل در صورت او سیر معنا می کند
امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان
خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوش دل زمین؛ خرم زمان

در دست اسرافیل بین، صورش شده ساز و دُهُل
با نور، دعوت نامه بفرستاده هادیّ سُبُل
امضا، ز ختم المرسلین؛ گیرندگان، خیل رُسل
هر کس که آید همرهش نی دسته گل؛ یک باغ گل
در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا
ای غصّه و ای غم برو؛ ای شوق و ای شادی بیا

از بهر این ساعت زمان لحظه شماری کرده است
وز بهر این وصلت زمین نابردباری کرده است
چشم فلک شب تا سحر اختر شماری کرده است
ایوب دهر از شوق امشب، بی قراری کرده است
دست خدا ، وجه خدا را خواستگاری کرده است
امشب علی ،آن عدل کل بر عقل کل داماد شد
شاگرد ممتاز نَبی، داماد بر استاد شد

خوان کرم مخلوق را دعوت به مهمانی کند
صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزانی کند
وز طور موسی آمده تا آن که در بانی کند
آید خلیل، آرد ذبیحِ خود که قربانی کند
یوسف گرفته مِجمر و اسپند گردانی کند
کرّوبیان در هلهله، قدوسیان در همهمه
عیسی به دنبال علی، مریم کنار فاطمه

امشب به ملک اهل دل مولی الموالی، والی است
بر سینه غم دست رد، شب موسم خوشحالی است
شام سیه بختی شد و روز همایون فالی است
کوثر، کنار ساقی کوثر علیّ عالی است
زهرا به خانه بخت شد، جای خدیجه خالی است
امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کرد
آن دل گر از غم مرده بود، از خنده ی خود زنده کرد

میخانه باز و هر کسی جام مکیّف می زند
ناهید، پا می کوبد و تندر به کف دف می زند
رنگین کمان چون مشتری خود را در این صف می زند
لبخند وصل امشب چه خوش کوثر به مصحف می زند
آری نه تنها خاکیان ، هر آسمان کف می زند
منشین غمین امشب دلا، شادی دل کن بر ملا
خیز و مِس خود کن طلا، آیینه ات را ده جلا

عقد علی و فاطمه در آسمان ها بسته شد
در آسمان ها بسته شد در کهکشان ها بسته شد
زین نرگس و سوسن دگر چشم و زبان ها بسته شد
راه یقین ها باز شد، پای گمان ها بسته شد
بازاریانِ حُسن را ، دیگر دکان ها بسته شد
خورشید و ماه و آسمان، آیینه گردانی کنند
چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند

بزمی که حق آراسته الحق تماشایی بُوَد
جبریل مأمورست و فکر مجلس آرایی بود
میکال از عرش آمده گرم پذیرایی بود
چشم کواکب خیره گر از چرخ مینایی بود
درشهر یثرب لاجرم، خوش گِرد هم آیی بُوَد
خیل مَلک از عرش، سوی فرش فرش آورده اند
بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند

امشب ز شادی هر وجودی خویش را گم کند
گردون تماشای زمین با چشم اَنجُم می کند
دریای لطف سرمدی، بی حد تلاطم می کند
اهل زمین را آسمان غرق تَنَعُّم می کند
هر غنچه بهر وا شدن چون گل تبسم می کند
امشب که گاه شادی بی حدّ و بی اندازه شد
با دست جانان دفتر عشق علی، شیرازه شد

امشب صدف، بر گوهری، یک بحر گوهر می دهد
یک گوهر اما از دو عالم پر بهاتر می دهد
صرّاف کل، دردانه ای بر دُرج حیدر می دهد
خود دست دختر را پدر بر دست شوهر می دهد؟
نی نِی ، فلک خورشید را بر ماه انور می دهد؟
تبریک گو بر مصطفی، جبریل از دادار شد
زهرا امانت باشد و حیدر امانت دار شد

امشب علی در خانه خود شمع محفل می برد
کشتی عصمت، نا خدا را سوی ساحل می برد
مشکل گشای عالمی، حل مسائل می برد
انسان کامل را ببین، با خود مکمل می برد
هم آن به این دل می دهد؛ هم این از آن دل می برد
با نغمه ی جادویی اش، داوود مداحی کند
با خامه مانی کِی توان این نقش طراحی کند؟

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان
خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان
شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان
لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان
شیعه مبارک باد گو، بر یازده فرزندشان
ای شیعه، دست افشان شو و تبریک بر دل ها بگو
بر پای خیز و تهنیت بر مهدی زهرا بگو

ای ساقی کوثر کنار خود بهشتی رو ببین
قامت قیامت را نگر طوبا ببین مینو ببین
زین پس هلال خویش را در آن خَم ابرو ببین
هم روز را در چهره او، هم شب در آن گیسو ببین
هم لاله زار رو ببین ، هم نافه بارِ مو ببین
هر چند ماهِ رُخ عیان امشب به تو آسان کند
روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند


#علی_انسانی

@raziolhossein
23:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1139×1280, 253.8 KB
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

شراب عشق نوش مرتضی شد
که زهرا یاس پوش مرتضی شد

علی را دید همتایی ندارد
خدا خود ساقدوش مرتضی شد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

شراب عشق نوش مرتضی شد
که زهرا یاس پوش مرتضی شد

علی را دید همتایی ندارد
خدا خود ساقدوش مرتضی شد
.....


علی در رزم و آتش با خدا بود
شُکوهِ معجزاتش با خدا بود

مگو چیزی ندارد که عروسیش...
تماماً سور و ساتَش با خدا بود
......

علی و جلوه‌ی پروردگاری
ندارد هیچ غیر از ذوالفقاری

به کوریِ فلانی و فلانی
خدا می‌رفت با او خواستگاری

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


صدای به هم خوردن بال و پر بود
گمانم که جبریل آن دور و بر بود

نگاهش به در بود مهمان بیاید
صدای در آمد ، علی پشت در بود

علی بود امّا نه مثل همیشه
که رخسارش از شبنم شرم تر بود

گُل افتاد بر گونه ی حیدر امّا
مگر خواستگاری از او خوبتر بود؟!

علی خواست لب وا کند،لب فروبست
نگفت و محمّد خودش با خبر بود

فداها ابوها ، نگاهش به زهراست
به نوری که در خانه اش جلوه گر بود

به زهرا که قالو بلی خواند و خندید
به زهرا که شاد از قضا و قدر بود

علی رفت و زهرا جهیزیّه می خواست
علی مردِ میدان و جنگ و خطر بود

زره داشت ، شمشیر و اسب و دگر هیچ
که داراییِ او همین مختصر بود

زره شد جهیزیّه ی عشق اما
از آن روز زهرا برایش سپر بود

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
23:46
#ازدواج_حضرت_علی_و_حضرت_زهرا


درود!طلعت خورشید روزگار علی
سلام مادر آب و سلام یار علی

کسی که گفته نیاید بهار با یک گل
خبر نداشته اصلاً ز نو بهار علی

کلید جنت و فردوس زیر لفظی بود
برای عقد تو از سمت کردگار علی

عروس خانه ی حیدر مبارکت باشد…
شروع زندگی مشترک کنار علی

سپر فروخت برای عروسی ات مولا
خبر شدند دو عالم ز شاهکار علی

طبق طبق سبد یاس جبرئیل آورد
به افتخار شما و به افتخار علی

دخیل بخت ببند ای ملیکه با چشمت
به چشم های سراسر امیدوار علی

قسم به (واقعه)،(کوثر)پسند کرده (نباء)
و جای باطن (قدر) است در جوار علی

سه بار جلوه گری کن ز صبح تاخود شب
سه بار دیدن این جلوه هاست کار علی

بدون اذن تو دستی به قبضه زد نه نزد
که هست فاطمه مِن بعد ذوالفقار علی

رضایت است سکوت اختیار کردی تو!
که انتخاب گذاری به اختیار علی

خدا کند نظر تنگ چشمتان نزند…
خدا کند نرود طاقت و قرار علی

#علیرضا_وفایی_خیال

@raziolhossein
1
23:46
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی

زهرا که شبیه یاس نوخواسته شد
تا گفت بلی... غم علی کاسته شد

در مجلس عقدشان ملائک گفتند:
"گل بود به سبزه نیز آراسته شد"

#حامد_عسگری
.....

با اذن پدر جان جهان گفت: بلی!
بخشیده نبی ولای خود را به ولی

پیوند زمین و آسمان است! همه
تبریک بگویید به زهرا و علی!


#محمد_فرخ_طلب_فومنی
.....


خورشید شدی که ماه کامل برسد
باید که دلت به صاحب دل برسد

بانوی علی شدی! همین کافی بود
تا رخت عروسی ات به سائل برسد!


@raziolhossein
23:46
#امیرالمومنین_مدح


گرچه مـقـامِ رَفْعَت او را كسي نداشت
هنگام خشم، رأفت او را كسي نداشت

شمشير خويش را به عدو داد وقت جنگ
پس شك نكن،مروّت او را كسي نداشت

وقت ركوع بود كه فهــميد آن فقــــير
يك خَرْدَل از سخاوت او را كسي نداشت

بُت هاي كعبه بر قدمش سجده كرده اند
يعني شكوه و هيبت او را كسي نداشت

از قامت رشيد پسرهاي او بِـفَـــهم
"قدْ قامتِ" قيامتِ او را كسي نداشت

هرشب هزار ركعت او تا به عرش رفت
يك لحظه از عبادت او را كسي نداشت

با اينكه شاه بود و جهان زيرِ سُلطه اش
آزاديِ رَعـيّـــتِ او را كسي نداشت

بر كفش وصله دار خودش وصله زد علي
در بُرهه اي كه ثروت او را كسي نداشت

انشاء كرده خطبه ي بي نقطه،بي الف
اقرار كن ، فصاحت او را كسي نداشت

محضِ دعـــايِ فاطمه نورش طلوع كرد
روزي كه درك عصمت او را كسي نداشت

ناموس كردگار، بلي گفت اگر به او
چون غيرِ او لياقت او را كسي نداشت

محراب كوفه ، بهر علي قتــله گاه شد
چون طاقتِ عدالت او را كسي نداشت

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
1
23:46
#امیرالمومنین_مدح


بدان ردای خلافت فقط سزای علی‌ست
که جایگاه پیمبر فقط برای علی‌ست
.
که حرف های علی جملگی صدای خداست
که حرف های خدا نیز با صدای علی‌ست
.
خوشم که بین من و او شباهتی‌ست بزرگ
خوشم به این که خدایم همان خدای علی‌ست
.
نیاز نیست به اثبات اقتدار خدا
همین بس است برایم که مقتدای علی‌ست
.
‌قسم به جان علی آیه های قرآن را
اگر درست بخوانیم ماجرای علی‌ست
.
مگر نه اینکه "یدالله‌ فوق ایدیهم" ؟
مگر نه اینکه یدالله دست های علی‌ست؟
.
به کفر می‌کشد آیا سوال ساده‌ی من؟؟
"خدا" برای چه هم نام و هم هجای "علی"ست؟
.
قسم به صاحب عرش عظیم ! عرش عظیم،
بعید نیست بفهمیم بوریای علی‌ست
.
به نخ نمایی پیراهنش نگاه نکن
ستون اصلی عالم نخ عبای علی‌ست
.
صفای خانه‌ی پروردگار را بنگر
که ابتدای‌ علی بود و انتهای علی‌ست
.
پس از ولادت او سر به آسمان سایید
زمین از اینکه زمانی‌ست زیر پای علی‌ست
.
هوایی کس و ناکس نمی‌شوم هرگز
مرا هوای کسی نیست تا هوای علی‌ست
.
بگو به آنکه فراری‌ست سمت کوه از جنگ
میان معرکه جای تو نیست! جای علی‌ست
.
بگو سوار جمل را فرار بیهوده‌ست!
که در قفای شتر اسب تیزپا‌ی علی‌ست
.
خروج کرده از اسلام هرکسی گفته‌ست:
مگر ملاک مسلمان شدن ولای علی‌ست؟؟!
.
قسم به غربت طولانی اش دل شیعه
هنوز هم که هنوز است آشنای علی‌ست
.
هنوز یک نفر از خاندان مولا هست
کسی که شادی زهراست ، دلگشای علی‌ست
.
همان که یوسف گمگشته‌ی زمانه‌ی ماست
همان عزیز که پشت سرش دعای علی‌ست
.
#علیرضا_نورعلیپور


@raziolhossein
1
23:46
#حضرت_زهرا_مدح


ﮐﺲ‌ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺯَﻫﺮﻩ مدحت ﺯﻫﺮﺍ ﺭﺍ؟
ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻪ بلکه امّ ‌ابیها ﺭﺍ
 
ﻣﺪﺣﺶ ﭼﺴﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺁﯾﻢ-
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯ ﻋﻬﺪﻩ ﻣﺪﺣﺖ ﺍﺳﻤﺎ ﺭﺍ
 
ﻣﺪﺣﺶ ﭼﺴﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻨﺠﺎﻧﻢ
ﺩﺭ ﺑﻄﻦ ﻟﻔﻆ ﺁنهمه ﻣﻌﻨﺎ ﺭﺍ
 
ﻣﺪﺣﺶ ﭼﺴﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺬﺍﺭﻡ
ﺁنسوﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻠﯿﻢ ﺍﺩﺏ ﭘﺎ ﺭﺍ
 
ﻣﺪﺣﺶ ﭼﺴﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪﻡ
ﮐﺲ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺯﻫﺮﻩ ﻣﺪﺣﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺭﺍ؟
 
ﮐﻮچکتر ﺍﺳﺖ ﻭﺻﻒ ﺯ ﺗﻮﺻﯿﻔﺶ
ﺩﺭ ﮐﻮﺯﻩ ﮐﺲ ﻧﺮﯾﺨﺘﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ
 
ﯾﺎﻟﻠﻌﺠﺐ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺗﺸﺒﯿﻬﺶ؟
ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺍﻭ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﻫﻤﺘﺎ ﺭﺍ
 
ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ
ﻣﻌﺬﻭﺭ ﺩﺍﺭ ﻣﺮﯾﻢ ﻋﺬﺭﺍ ﺭﺍ
 
ﭼﻮﻥ ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺯ ﺟَﯿﺐ ﺳﺤﺮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ
ﻣﻮﺳﯽ ﻧﻬﺪ ﺯ ﮐﻒ ﯾﺪ ﺑﯿﻀﺎ ﺭﺍ

ﭼﻮﻥ ‌ﺍﻭ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﯾﺠﻪ‌ﯼ ﮐﺒﺮﺍ ﺯﺍﺩ؟
ﺟﺰ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺯﺍﺩ ﺯﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮﺍ ﺭﺍ؟
 
ﻫﻢ ﻫﻤﺴﺮ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﻗﯽ ﮐﻮﺛﺮ ﺭﺍ
ﻫﻢ ﮐﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻃﺎﻫﺎ ﺭﺍ

ﺗﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻠﯿﻞ ﻣﺤﻤﺪ ﺷﺪ
ﻗﯿﻤﺖ‌ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﺟﺮ ﻭ ﺳﺎﺭﺍ ﺭﺍ
 
ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻧﺎﻃﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺮﻫﺎﻧﯽ
ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻣﺮ ﺧﺪﺍﯼ‌ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺭﺍ

ﭼﺸﻢ ﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﺳﻮﺭﻩ‌ﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﻭﯼ ﻧﮕﻪ ﮐﻦ ﺁﯾﺖ ﻋﻈﻤﺎ ﺭﺍ

ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻓﺨﺮ ﺑﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ‌ﻓﻘﺮ ﺍﻧﺪﺭ
هرگز ﻧﮑﺮﺩ ﻋﺮﺿﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺭﺍ

ﺩﺭ ﺍﻭ ببین ﺣﯿﺎﯼ ﻣﺠﺴﻢ ﺭﺍ
ﺑﻨﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﻭ ﺗﺠﺴﻢ ﺗﻘﻮﺍ ﺭﺍ

ﻋﻤﺮﺵ ﭼﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ
ﭘﻬﻠﻮ ﺯﺩﻩ‌ﺳﺖ ﻻﻟﻪ‌ﯼ ﺣﻤﺮﺍ ﺭﺍ
 
ﺩﯾﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ
ﮔﻮ ﻣﺪﻋﯽ ﺯﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﺷﺎ ﺭﺍ
 
ﻫﺎﻥ ﺍﯼ ﻋﺼﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﺳﺨﻦ ﺍﯼ ﮐﻠﮏ!
ﻣﺸﮑﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺣﻨﺠﺮﻩ ﻫرّا ﺭﺍ

یکرویه ﮐﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﻭﭘﻬﻠﻮ ﺭا
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﮑﻦ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﺭﺍ

ﻣﺮﻫﻢ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺍﺳﺖ ﺟﺮﺍﺣﺖ ﺭﺍ
ﯾﮑﺴﻮ ﻓﮑﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻭ ﺍﯾﻤﺎ ﺭﺍ
 
"ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻣﻬﺮﻩ‌ﯼ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﺭﺍ
ﺑﮕﺬﺍﺷﺘﻨﺪ لؤلؤ ﻻﻻ ﺭﺍ"

ﺑﺮ ﺳﺮ کله ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺭﺍ
ﺣﺮﻣﺖ ﻧﮕﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻣﻮﻻ ﺭﺍ
 
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﻓﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺍ
ﺑﺮ ﭘﺎﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍ ﺭﺍ
 
ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩﻩ ﺣﺮﻑ ﭘﯿﻤﺒﺮ ﺭﺍ
ﺁﺯﺭﺩﻩ ﭘﺎﺭﻩ‌ﯼ ﺗﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍ
 
ﺗﺸﻮﯾﺶ ﻭقت ﭘﯿﺮ ﻣﻐﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ
ﺗﻔﺘﯿﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺧﺎﻧﻪ‌ﯼ ﺯﻫﺮﺍ ﺭﺍ

ﺍﺯ ﮐﻒ ﺳﺘﺎﻧﺪﻩ ﻣﺎﻝ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ
ﻣﯿﺮﺍﺙ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺘﻮﻓﺎ ﺭﺍ
 
ﮐﺞﺑﺮﻧﻬﺎﺩﻩ ﺧﺸﺖ نخستینند
ﺩﯾﻮﺍﺭِ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﺞ ﺑﻪ ﺛﺮﯾﺎ ﺭﺍ

ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﻭ ﺍﻧﺼﺎﺭﻧﺪ
ﭘﺲ ﻭﺍ ﻣﻬﺎﺟﺮﺍ ﻭﺍ ﺍﻧﺼﺎﺭﺍ
 
"ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ پیش ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺴﻮﺯﻧﺪﺵ
ﺧﺮﻣﻦ ﺑﺴﻮﺧﺖ ﻭﺣﺸﺖ ﻭ ﭘﺮﻭﺍ ﺭﺍ"
 
ﺑﺮ ﻓﺮﻕ ﺁﻥ ﺧﻠﯿﻔﻪﯼ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻧﺪﻩ
ﺁﻭﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺧﻄﺒﻪ‌ﯼ ﻏﺮﺍ ﺭﺍ

ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺩﺭ ﻭﺣﺪﺕ ﻧﯿﺰ
ﺣﯿﺪﺭ ﻧﺪﺍﺩ ﺩﺳﺖ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﺭﺍ

ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻨﺎﺯﻣﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﯼ
ﺍﺷﮏ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺭﺷﮏ ﺣﻤﯿﺮﺍ ﺭﺍ

ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻨﺎﺯﻣﺖ ﮐﻪ ﻧﻬﺎﻥ ‌ﮐﺮﺩﯼ
ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻏﯿﺮ ﻻﻧﻪ‌ﯼ ﻋﻨﻘﺎ ﺭﺍ

ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻨﺎﺯﻣﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﯽ ﺍﻣﺎ
ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﻟﻔﺒﺎ ﺭﺍ
 
ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﻥ ﺳﺮﮐﺶ و سیل‌آسا
ﮐﻨﺪﯼ ﺯ ﺟﺎﯼ ﺻﺨﺮﻩ‌ﯼ صمّا را
 
"ﺍﻟﺤﻖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺨﻦ ﻫﻨﺮﯼ ﮐﺮﺩﯼ
ﺩﺍﺩﯼ ﻧﺸﺎﻧﺸﺎﻥ ﯾﺪ ﻃﻮﻻ ﺭﺍ"
 
ﺗﺎ ﺷﻌﻠﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﺷﺐ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ
ﺯﺍﺩﯼ ﺣﺴﯿﻦ ﺻﺎﻋﻘﻪﺁﺳﺎ ﺭﺍ

ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻧﮑﻪ به‌ جا ﻣﺎﻧﺪﯼ
ﺁﻥ ﺷﯿﺮ ﺷﺮﺯﻩﯼ ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍ

ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﻓﺮﺱ ﺭﺍﻧﺪﯼ
ﺁﻥ ﺗﮑ‌‌ﺴﻮﺍﺭ ﺩﻟﺪﻝ ﺷﻬﺒﺎ ﺭﺍ

ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﻠﺮﺯﺍﻧﺪﯼ
ﺳﻘﻒ ﻭ ﺳﺘﻮﻥ ﺳﻘﯿﻔﻪﯼ ﺭﺳﻮﺍ ﺭﺍ

ﺩﺭ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﭘﯽﺍﻓﮑﻨﺪﻡ
ﺑﻨﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﭼﮑﺎﻣﻪﯼ ﺷﯿﻮﺍ ﺭﺍ

ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺳﻮﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﻩﯼ ﺷِﻌﺮﺍ ﺭﺍ

#سیدحامد_احمدی

@raziolhossein
23:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×1010, 180.5 KB
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

علی و جلوه‌ی پروردگاری
ندارد هیچ غیر از ذوالفقاری

به کوریِ فلانی و فلانی
خدا می‌رفت با او خواستگاری

#حسن_طفی

@raziolhossein
23:47
#امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


ماه هر شب تا سحر محو تماشای علی‌ست
تازه در این خانه زهرا ماه شب‌های علی‌ست

چشم دنیا روشن از ماه جمال مرتضاست
چشم زهرا روشن از روی دلارای علی‌ست

با شگفتی‌های دنیای علی بیگانه‌ایم
این‌که دنیا پیش او هیچ است دنیای علی‌ست

بارها با اشک خود زخم علی را بسته است
گرمی این دست‌ها تنها مداوای علی‌ست

روز وانفساست محشر، شیعیان لاتحزنوا
این که محشر خاک پای اوست زهرای علی‌ست

یا "علی" امضا کند یا "فاطمه" فرقی که نیست
آخرش امضای زهرا عین امضای علی‌ست

#عباس_شاه_زیدی

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


ابرهای رحمت حق درّ و گوهر ریختند
نقد هستی را به خاک پای حیدر ریختند

شب نشینان فلک از چشم گوهر بار خویش
بهر فیض خاکیان از شوق گوهر ریختند

در چنین شب آرزومندان ز شور اشتیاق
صد هزاران دل به پابوسی دلبر ریختند

ساقیان بزم عشق و شور و مستی از شعف
عاشقان را شهد شیدائی به ساغر ریختند

در شب تزویج زهرا با علی از آسمـــان
قدسیان گل بر سر زهرا و حیدر ریختند

تا که چشم مهر و مه افتاد بر انوارشان
بر نثار راه آنان نقره و زر ریختند

در فلک خیل ملائک بال بر هم می زدند
پیش پای شمع دل پروانه سان پر ریختند

در بهشت آرزو از یمن این پیوند نور
حوریان گل در کنار حوض کوثر ریختند

از درخت سبز طوبی بر محبّان علی
برگه آزادی از غوغای محشـر ریختند

ای «وفائی» ماه و خورشید فلک از آسمان
در قدوم مهر و ماه عشق اختر ریختند

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی


شکفتنِ گلِ لبخندتان مبارک‌باد
زمانِ وصل به دلبندتان مبارک‌باد

عروس: فاطمه؛ داماد: ساقی کوثر
ندا رسید که پیوندتان مبارک‌باد

#عادل_حسین_قربان

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



علی از فاطمه قبل از تولد خواستگاری کرد
پیمبر عقدشان را ظاهرا امروز جاری کرد

علی در قبضه ی زهرا، علی با جذبه ی زهرا؛
جوابش را به تصمیم خودش در اصل آری کرد

علی از خانه راه افتاد و زهرا در پسِ خانه؛
به رسم نوعروسانش نشست و بیقراری کرد

خود تصویر آمد سمت چشم آینه اما؛
نگاهش در دل آیینه هم آیینه داری کرد

به عقد خود درآورد انسیه، زهرا و حورا را
تمام خانه اش را اینچنین آیینه کاری کرد

خیالش داشت راحت می شد از گمراهی مردم
همینکه عقد را خواندند شیطان گریه زاری کرد

قدم برداشت زهرا با علی این سو و ازآن سو؛
بدون زین،اثاث خانه اش دُلْدُل سواری کرد

علی اصل نبوت را و زهرا هم ولایت را
علی خود را و زهرا خویش را اینگونه یاری کرد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


خدا برای علی آستین که بالا زد
ز اوج عرش در خانه ء نبی را زد

بدون واسطه ناز کنیز خویش کشید
تمام کون و مکان را به نام زهرا زد

برای اینکه بخندد عروس؛روی حریر
هرآنچه خواست نوشتند و مهر و امضازد

نوشت حیدر و زهرا همیشه مال همند
کنار صفحه ء این روز را خودش تا زد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی

از بحر ِخطر موجِ نجاتی بفرست
مرغِ دل خود را عتباتی بفرست

تا صحن مدینه و نجف پر بگشا
بر حيدر و زهرا صلواتی بفرست

#مجتبی_دسترنج

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


شروع نامه‌ام نامی کریم است
که بسم‌الله الرحمن الرحیم است

به آن نامی کزان عالم برافروخت
بشر اسماء حُسنی را بیاموخت...

به آن نامی که بر ما روح بخشید
ز نورش زُهره زهرا درخشید

چه زهرایی؟ که معنی‌بخش اسماست
همانا اسم اعظم، اسم زهراست

خدا گر مدح او نازل نمی‌کرد
کتاب خویش را کامل نمی‌کرد

به نام کوثرِ قرآن ستودش
که لفظی بهتر از کوثر، نبودش

حساب نام یازهرا به ابجد
برآید یا علی و یا محمد

که زهرا ز آن‌دو هست و آن‌دو، زهرا
جدایی نیست آری مهر و مه را

کسی‌که کُفوِ آن نور جلی بود
علی بود و علی بود و علی بود

خوش آن روزی که با اذن خداوند
به دلخواه پیمبر یافت پیوند

جهان رحمت و علم و کرامت
به دنیای جمال و عشق و عصمت

رسیدش در شب جشن عروسی
عروس آسمان، بر خاکبوسی

به سائل داد چون پیراهنش را
به حکم «لن تنالو البر حتی...»

اگرچه خانهٔ زهرا گِلین بود
حریم افتخار مسلمین بود

محبت، پایهٔ کاشانه او
شرف، خشت بنای خانه او

جهاز بانوی دنیا و عقبا
بُد از پشم و سفال و لیف خرما

سفالین کوزه‌ای و مشکی از پوست
اساس چشم‌گیر خانهٔ اوست!

سپهر، آیینه‌دار هستی‌اش بود
رهین آسیای دستی‌اش بود

حصیری گرچه فرشِ زیر پا داشت
به روی سر، همه نور خدا داشت

شُکوه آسمان‌ها صیت او بود
گواه «فی بیوتٍ» بیت او بود

سلام هر شب و صبحِ پیمبر
شُکوه خانه‌اش کردی فزون‌تر

سلام، ای وحی منزل در کلامت
که حق از کودکی گفته سلامت

به وحدت داده هر مویت شهادت
ورم کرده‌ست پایت از عبادت

زیارت‌گاه انجُم، خاک پایت
زیارت‌نامهٔ حوران، ثنایت

تویی یاسین تویی طاهای قرآن
تویی رمز اشارت‌های قرآن

زنان را با عمل، ارشاد کردی
جهاد المرأه را فریاد کردی...

خدا را بنده‌ای یک‌دانه بودی
پدر را دل‌خوشی در خانه بودی

دو تن بودید او را پشتوانه
تو در خانه، علی بیرون ز خانه

رسالت را گلستانی، بهاری
امامت را نگهبانی، قراری

خروش بی‌امان مسجدی تو
رسول خطبه‌خوان مسجدی تو

چو تو از دین طرفداری که کرده‌ست؟
امام خویش را یاری که کرده‌ست؟

خروشت حامی جان علی شد
کلامت تیغ بُرّان علی شد

الا، ای راز رحمت در دو دنیا
تویی مشکل‌گشای هر دو دنیا

نخستین زن که در جنت در آید
تو هستی، کز قیامت محشر آید

چو در صحرای محشر پا گذاری
شفاعت را چو خورشیدی بر آری

ملائک صف به صف در چار سویت
علی و مصطفی در پیش رویت

مهار ناقه‌ات در دست جبریل
خلایق محو این اکرام و تجلیل

به حیرت، کاین هیاهو چیست، یارب؟
کسی کاین‌سان در آید، کیست یارب؟

که از درگاه عزت در چپ و راست
ندا آید که این زهراست! زهراست!

در آن‌جا شیعیانت می‌درخشند
نه تنها دوستانت را ببخشند،

که می‌بخشد خدای مهربانت
گناه دوستانِ دوستانت

در آن روزی که عالم بی‌قرارند
رسولان نیـز امید از تو دارند

در آن غوغا که بهر کس، مَفَر نیست
ز بیم جان، پدر فکر پسر نیست

زهر سو بانگ وانفسا بلند است،
ز ما فریاد یازهرا بلند است

تو دستِ دست‌گیری چون برآری
«مؤید» را مبادا واگذاری!

#سيدرضا_مؤيد

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی

از واژه اگر ریسه ببندید کم است
از شوق دو چشم آسمان غرقِ نم است

شاباش دهید و دائما گل ریزید
دست علی و فاطمه در دست هم است

#ن_قادری

....


شاد است دل ولية الله و ولی
پیوند مبارکی‌ست، زهرا و علی

بالای سر عروس نه در دل حق
قند آب شد آن زمان که فرمود: بلی


#میلاد_حسنی
.....

از عرش فرشته ها اگر می آیند
به جشن دل پیامبر می آیند

زهراست عروس و شاه داماد علی
این دو چقدر به یکدگر می آیند

#علی_اکبر_لطیفیان
......


دل در طَبَق نور به دلدار رسید
چشمان دو آیینه به دیدار رسید

زهرا به علی؟!، علی به زهرا؟!، آری
در هر دو وصال، حق به حقدار رسید

#رضا_قاسمی


@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



لحظه ها خرم و زیباست مبارک باشد
عرش تا فرش ، شکوفاست مبارک باشد

بر سر اهل مدینه برکت می بارد
شادی حیدر و زهراست مبارک باشد

«مَرَجَ البَحرَینِ یَلتَقیان» یعنی که :
جشن پیوند دو دریاست ، مبارک باشد

خطبه جاری شد و زهرا که «قَبِلتُ» فرمود
هر طرف زمزمه برخاست : مبارک باشد

ساقی و کوثر ، امروز به هم پیوستند
مستیِ عالم بالاست ، مبارک باشد

نه فلک خیره بر این لحظه ی موعود شده
چشم ها وقف تماشاست ، مبارک باشد

فاطمه مرتضوی ، حیدر هم مصطفوی است
وحدت اسم و مسماست ، مبارک باشد

بهترین خاطره ی عمر علی خورد رقم
ماه ذی الحجه گل آراست ، مبارک باشد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#امام_حسین
#دوبیتی

فاطمه رخت عروسی را به سائل میدهد
در نماز انگشترش مولا به سائل میدهد

خاتم و عمامه و پیراهنش را کربلا
بین مقتل زاده زهرا به سائل میدهد

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
23:47
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


کلبه ی عاطفه ها داشت مصفا می شد
همه‌ی ارض و سما داشت مُهیا می شد

حضرتِ خاکیِ محرابِ عباداتِ سحر
راهیِ ساحل آرامش دریا می شد

تا کمی تربت اعلای نجف بردارد
پر جبریل به زیرِ قدمش وا می شد

چشم "خورشید" به رخساره ی "مهتاب" افتاد
کهکشان بُهت زده غرق‌تماشا می شد

گذرِ نور اگر آینه کاری شده بود
نیمه شب "کوچه ی پیوند" چه زیبا می شد

و خدا زیر لب آهسته به خود می گوید:
چه کسی غیر علی هم دم زهرا می شد؟!

زیر آن چادر خود فاطمه تا می خندید
یل خیبر شکن آنقَدر دلش وا می شد

رمز سرزندگی ام یا "علی" و یا "زهراست"
وسط این دودمه نبض من احیا می شد

در حقیقت سند عقدِ "علی" و "زهرا"
سندِ نوکری ماست..،که امضا می شد

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
23:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×400, 75.1 KB
.
غیر زهرا که به جز حق
به کسی راغب نیست
اَحدی ، کفو علی بن
ابی‌طالب نیست...

#مجید_تال
@raziolhossein
23:48
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



شکر حق که مادرزاد بندگان یکتاییم
با ولایت مولا ، عبد کوی طاهاییم
افتخار ما این است ما اسیر مولاییم
از ازل گرفتار ساربان زهراییم

ما همه عنان دار ناقه عروس او
با سرود "من مثلی" جمله خاک بوس او


سر فراز هر قومیم سربزیر دلداریم
از عروس و داماد آسمان نشان داریم
در عروسی اش دعوت با تمام حضاریم
حرمت عروسش را تا ابد نگهداریم

ما غلام زهراییم عبد حیدر کرار
جان ،به رسم تبریک است نذر احمد مختار


شرح حال این زوجین سوره های قرآنی
ذکر و وصف این هر دو آیه های رحمانی
حمد و مدح زیباشان خطبه های طولانی
جایگاه والاشان غرفه های رضوانی

حاصل همین تزویج یازده امام دین
مهرشان کمال دین فعلشان پیام دین


حجت خدا حیدر عصمت خدا زهرا
لنگر زمین حیدر لنگر سما زهرا
محور فلک حیدر محور کسا زهرا
صاحب جزا حیدر شافع جزا زهرا

هردو مظهر توحید هردو مظهر کوثر
هردو کفو هم یعنی هردو محو یکدیگر


صوت خطبه خوان این عقد آسمانی را
بشنو با صدای هو نغمه نهانی را
خوش به غمزه میخواند بانوی جنانی را
این چنین روایت شد عقد جاودانی را

گفته حق: وکیلم من؟ گفت فاطمه بله
بر شما دلیلم من؟ گفت فاطمه بله


این عروس و این داماد عاشقند و دلداده
شد اثاث این بانو یک جهیزیه ،ساده
ظرف و چادر و معجر یک حصیر و سجاده
ذوالفقار مولا و یک غلاف آماده

بی سپر علی آمد چون سپر نمیخواهد
او مدافعی غیر از پشت در نمیخواهد



بهر نو عروسان است فعل فاطمه مصداق
عطر این خبر پیچید در تمامی آفاق
در شب عروسی هم فاطمه کند انفاق
داده بر محبانش درس برترین اخلاق

فاطمه به یک سائل داد بهترین رختش
با دو کهنه پیراهن رفت خانه بختش


حرف کهنه پیراهن گر چه ماجرا دارد
لا اقل به مقدار یک گریز جا دارد
ذکر کهنه پیراهن یاد کربلا دارد
دستباف مادر هم جای بوسه ها دارد

نیزه کی دهد بوی بوسه های مادر را
زخمه میکشد روی بوسه های خواهر را

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
2
23:48
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



دیده ام جلوه ای از روشنی محشر را
سحری نور دل فاطمه و حیدر را
ببرید آینه و جام و می و ساغر را
ریخت ساقی به کفم جرعه ای از کوثر را

آب پاشی شده از اشک ملائک در عرش
چه قیامت شده دور و بر زهرا در فرش

جبرئیل آمده تا باز کند پر اینجا
موقع خندهء داماد پیمبر اینجا
لوح از عالم بالاست و جوهر اینجا
خطبه خوان گشته خود خالق و محضر اینجا

نُقل لبهای محمد، مَرَج البحرین است
آیهء لوء لوء و مرجان، دم حور العین است


متن وحی است علی و دو جهان حاشیه اش
چه عروسی است که گفتند همه حوریه اش
ماسوی الله بود از صدقه جاریه اش
از گل یاس بهشت است گل پوشیه اش

مرتضی عاشق اشک سحر فاطمه است
همهء روزی خلق از نظر فاطمه است


دل مجنون گذری از دل لیلا دارد
پس اگر ناز کند باز تماشا دارد
سجدهء شکر علی اینهمه معنا دارد
چونکه با فاطمه اش خیر دو دنیا دارد

مثل دو زائر هم که ز حرم می آیند
دوش بر دوش همند و چه بهم می آیند


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
23:48
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


عرق شرم بر جبینش بود
دست حاجت در آستینش بود

در هبوتی نجیب سر می کرد
در سکوتی عجیب سر می کرد

گرچه بر کار خویش یکدله بود
کار او بر مدار حوصله بود

فاطمه، ذکر هر قنوتش بود
یک جهان حرف در سکوتش بود

مصطفی گفت: صحبتی داری؟
به گمانم که حاجتی داری!

سخن آغاز کن امیر سخن!
باز بنشین تو بر سریر سخن

مرتضی گفت: یا رسول الله
تو که هستی ز قلب من آگاه

کودکی بودم و جوان شده ام
پهلویت بوده پهلوان شده ام

سخنت بوده است گفتارم
سیره ات بوده است رفتارم

وقت آن است فکر یار کنم
همسری خوب اختیار کنم

خواستگارم، غلامتان هستم
عبد دار السلامتان هستم

در وجودم تمام همهمه است
رونق زندگیم فاطمه است

آیه ی "انّما" شکوفا شد
گل لبخند مصطفی وا شد

گفت احمد که حسن خاتمه است
حرف آخر کلام فاطمه است

پیک جان جای کوثرش آمد
مصطفی پیش دخترش آمد

گفت با او کلام دلبر را
میشناسی تو خوب حیدر را

دخترم ای بهشت مینویم
من که خوشبختی تو می جویم ...

ای یگانه حبیبه ی ازلی
راضی استی به ازدواج علی؟

عرق شرم بر جبینش بود
دست بیعت در آستینش بود

در هبوتی نجیب سر می کرد
در سکوتی عجیب سر می کرد

"یاعلی" ذکر هر قنوتش بود
یک جهان حرف در سکوتش بود

احمد از پیش کوثرش برخواست
بانگ الله اکبرش برخواست

قند شد آب در دل خورشید
ماه آمد به منزل خورشید

سائل از خاکبوسی اش می گفت
از لباس عروسی اش می گفت

امّ سلْمه قصیده ای می خواند
غزل نو رسیده ای می خواند

در هیاهوی خانه ی زهرا
گوشه ای بغض کرده بود اسماء

آرزوی خدیجه در یادش
وعده داده است تا کند شادش

تا رسیدند جان و جانانه
جا گرفتند کنج یک خانه

رو به محراب راز آوردند
هر دو با هم نماز آوردند

هر دو تا رو به یک خدا کردند
خالق عشق را صدا کردند

اشک شوق بهشت دیدن داشت
لذت سرنوشت دیدن داشت

ماه با آفتاب زیبا بود
تابش و بازتاب زیبا بود

لیف خرما اگر چه فرش شده
با شما خانه مثل عرش شده

اصلا این خانه خالی اش بهتر
آب زمزم زلالی اش بهتر

رونق خانه ی علی زهراست
جان و جانانه ی علی زهراست

خانه خالی ولی صفا دارد
مروه هم رو به این سرا دارد

خانه ای همطراز عرش خدا
قبلگاه نماز عرش خدا

خانه ای دلگشا تر از عالم
خانه ای "هل اتی" تر از حاتم

خانه ای جان پناه مظلومان
خانه ای دلنواز محرومان

کاش این بیت ساقی کوثر
در امان باشد از گزند خطر

دور باد از کرانه اش آتش
نرود سمت خانه اش آتش

خانه ای را که وحی در می زد
دست نامحرمی شرر می زد

در این خانه ازدحام شود
کاش این قائله تمام شود

بانوی خانه در امان باشد
شمع و پروانه در امان باشد

ولی افسوس کار بدتر شد
آنچه باید نمی شد آخر شد

#سید_روح_الله_مؤید


@raziolhossein
23:48
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


نبی نشاند دو آیینه را برابر هم
شدند این دو چنین چهره‌ی مکرر هم

چگونه مرد و زنی نوع غایی از هر دو
علی و فاطمه هستند شکل دیگر هم

علی ز فاطمه آغاز و فاطمه ز علی
مقیدند به هم این دو اند مصدر هم

کدام از این دو شرافت به آن دگر دارد
کدام از این دو نبودند گاه رهبر هم

امام و مرشد و پیر و بزرگ یکدیگر
امیر و راضی و مرضیه اند و حیدر هم

وقوف و طائف و قربانیان هم هستند
منا و کعبه‌ی یکدیگرند و مشعر هم

چه یافت میشود آیا در این دو اقیانوس
در عمق این دو ندیدیم غیر گوهر هم

نجف زیارت زهرا مدینه طوف علی
که عاشقان جهان رفته‌اند در بر هم

#زخم_حسینی


@raziolhossein
23:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
888×1274, 232.3 KB
.

دل در طَبَق نور به دلدار رسید
چشمان دو آیینه به دیدار رسید

زهرا به علی؟!، علی به زهرا؟!، آری
در هر دو وصال، حق به حقدار رسید

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
😍 1
23:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



ابرهای رحمت حق دُرّ وگوهر ریختند
نقد هستی را به خاک پای حیدر ریختند

شب نشینان فلک از چشم گوهربار خویش
بهر فیض خاکیان از شوق گوهر ریختند

درچنین شب آرزومندان زشور اشتیاق
صدهزاران دل یه پابوشی دلبر ریختند

ساقیان بزم عشق وشور ومستی از شعف
عاشقان را شهد شیدائی به ساغر ریختند

در شب تزویج زهرا با علی از آسمان
قدسیان گُل برسر زهرا وحیدر ریختند

تا که چشم مهر ومه افتاد بر انوارشان
برنثار راه آنان نقره و زر ریختند

درفلک خیل ملائک بال برهم می زدند
پیش پای شمع دل، پروانه سان پر ریختند

در بهشت آرزو ازیمن این پیوند نور
حوریان گُل در کنار حوض کوثر ریختند

از درخت سبز طوبا برمحبان علی
برگة آزادی از غوغای محشر ریختند

ای «وفایی»ماه وخورشید فلک از آسمان
درقدوم مهر وماه عشق اختر ریختند

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
23:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



کلبه ی عاطفه ها داشت مصفا می شد
همه‌ی ارض و سما داشت مُهیا می شد

حضرتِ خاکیِ محرابِ عباداتِ سحر
راهیِ ساحل آرامش دریا می شد

تا کمی تربت اعلای نجف بردارد
پر جبریل به زیرِ قدمش وا می شد

چشم "خورشید" به رخساره ی "مهتاب" افتاد
کهکشان بُهت زده غرق‌ تماشا می شد

گذرِ نور اگر آینه کاری شده بود
نیمه‌شب "کوچه ی پیوند" چه زیبا می شد

و خدا زیر لب آهسته به خود می گوید:
چه کسی غیر علی همدم زهرا می شد؟!

زیر آن چادر خود فاطمه تا می خندید
یل خیبر شکن آنقَدر دلش وا می شد

رمز سرزندگی ام یا "علی" و یا "زهراست"
وسط این دودمه نبض من احیا می شد

در حقیقت سند عقدِ "علی" و "زهرا"
سندِ نوکری ماست..، که امضا می شد

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
23:50
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



جلوة خورشید و روی ماه واختر دیدنی است
رقص نور کهکشان ها بار دیگر دیدنی است

درمیان آسمان رنگین کمانی بسته عشق
جلوة نورانی خورشید انور دیدنی است

حرف شیرین می زنند اکنون همه خلق جهان
موسم شادی بود دنیا سراسر دیدنی است

باغبان پیوند زد امشب نهالی با نهال
در بهار عشق، این نخل تناور دیدنی است

در شب تزویج زهرا با علی ای دل بگو
تارُک نورانی و روی پیمبر دیدنی است

درکنار حوض کوثر گفت جبریل امین
ازدواج کوثر وساقی  کوثر دیدنی است

آسمان درآسمان با چشم دل گر بنگری
بال وپر بگشودن این دو کبوتر دیدنی است

بهتر از بشکفتن هر غنچه ای درباغ عشق
روی لب لبخند نورانی حیدر دیدنی است

پای میزان عمل وقت شفاعت شیعه را
چهرة مولا و زهرای مُطهّر دیدنی است

چون «وفایی» درهوایش ذرّه ای باش وببین
جلوه ی مهر منیر و ذرّه پرور دیدنی است

#سیدهاشم_وفایی


@raziolhossein
23:50
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


سحر روی پلک تماشا نشسته
سرشب به امید فردا نشسته

به امید فردا که دنیا ببیند
خدا پای وصل دو دریا نشسته

حیا زیر چادر نماز شرافت
شده قرص ماهی که بالا نشسته

ولی رو به روی بهشت مجسم
سر چشمه سار تولی نشسته

سپر می فروشد چه باکی ز دشمن
به بازو اگر حرز زهرا نشسته

سرسفره ی عقد در وصف این دو
هر آیینه آیینه از پا نشسته

پی دیده بوسیِ دختر٬ پیمبر
سر راه ام ابیها نشسته

کمی دیر شد بین سجاده‌ی اشک
گمانم که زهرا به نجوا نشسته

و یا سائلی بر سر راه بانو
پی مسألت با تمنا نشسته

در این شادی اما ز دوری مادر
غمی در دل تنگ زهرا نشسته


#ع_سادات_موسوی


@raziolhossein
23:50
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی

تا پرچم توحید برافراشت علی
بذری زمحبّت ووفا کاشت علی

با داشتن فاطمه در گلشن وحی
یک باغ گل محمّدی داشت علی

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
23:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×1010, 191.5 KB
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیان
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
معنی اسم اعظم حق بود
یا علی‌های حضرت زهرا

بینشان هرچه بود خوبی بود
مثلشان در تمام دنیا نیست
زندگی های مشترک دیدیم
زندگی "علی و زهرا" نیست

#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
5
29 May 2025
ش
16:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



جهان برای شکوفا شدن مهیا بود
و این قشنگ ترین اتفاق دنیا بود
که دست فاطمه در درست های مولا بود
به اعتقاد من اصلا غدیر اینجا بود

پدر به فاطمه رو کرد ، اینچنین فرمود
دلیل خلقت لاهوت ازدواج تو بود

قرار شد که شما بی قرار هم باشید
جهان دچار شما شد دچار هم باشید
تمام عمر دمادم کنار هم باشید
و در مصاف خطر ذوالفقار هم باشید

دعای من همه این بوده تا به هم برسید
که خلق گشته زمین تا شما به هم برسید

نفس نفس همه جا عاشقانه همدم هم
خدا نکرده اگر زخم بود مرهم هم
صفا و مروه و رکن و مقام و زمزم هم
چرا که قبله ی من هم علیست فاطمه هم

و رو به اهل مدینه چنین سفارش کرد
نوشته ام که سفارش نه بلکه خواهش کرد

همیشه نام علی را امام بگذارید
به خانواده ی من احترام بگذارید
برای فاطمه سنگ تمام بگذارید
و روی زخم دلش التیام بگذارید

جهان بدون علی رنگ و بو نخواهد داشت
بدون فاطمه هم آبرو نخواهد داشت

شنیده می شود از آسمان صدایی كه...
كشیده شعر مرا باز هم به جایی كه ...
نبود هیچ كسی جز خدا،خدایی كه...
نوشت نام تو را ،نام اشنایی كه

پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد
و از شنیدنش افلاك دست و پا گم كرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد
نوشت فاطمه تكلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل  قصیده ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درك خاك مقام فراتری دارد
خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه كنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت

چرا كه روی زمین واژه ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف این چنینی نیست
و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه ها كشیده تو را
گمان كنم كه تورا، اصلا آفریده تو را

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند
و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف كند
ملك ببیند وآنگاه اعتراف كند
كه این شكوه جهان را پر از عفاف كند

كتاب زندگی ات را مرور باید كرد
مرور كوثر و تطهیرو نور باید كرد

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاكم التكاثر بود
درون خانه ی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

به حكم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی
چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشك علی ساختی، به نان علی

از آسمان نگاهت ستاره می خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
كنار شعر دو ركعت نشسته بنویسم
شكسته آمده ام تا شكسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری كن و اینبار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم كه هنوز است بی قرار توایم
اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
كنار حضرت معصومه در كنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی كرانه ی توست
كرم نما و فرود آ كه خانه خانه ی توست


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
2
16:11
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


یک مرد و زن ، مکمل هم ، در کنار هم
آیینه‌وار هر دویشان بی‌ قرار هم

معنای اصلیِ لغت "خانواده‌" اند
همرازِ عهدِ یک‌دلی و غمگسار هم

این زندگی بنا شده بر پایه‌های عشق
بی‌اعتنا به ثروت و دار و ندار هم

کانون گرم پرورش غنچه‌های یاس
پیوندشان وقوع و طلوع بهار هم

یک خانه‌ی محقر و یک قطعه‌ی حصیر
سرمایه‌های اصلی‌شان اعتبار هم

در آسمان عاطفه این ماه و آفتاب
چرخیده‌اند تا به ابد در مدار هم

عاقد خدا و مهریه آب و سکوت محض
آری ؛ شدند هم‌ نفس روزگار هم


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
16:11
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی


در گوش فرشته‌ها اذان باید گفت
تفسیر خوشِ «یَلْتَقِیان» باید گفت

روزی‌که علی و فاطمه خوشحالند
تبریک به صاحب الزمان باید گفت

#سیدمحمد_میرهاشمی
.....

از شهر مدینه بانگ شادی برخاست
در عرش، بساط شادمانی برپاست

بفرست مدام بر محمد صلوات
هنگامه ی پیوند علی با زهراست

#اکبر_اسماعیلی_وردنجانی


@raziolhossein
16:11
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


..خوش آن‌روزی که با اذن خداوند
به دل‌خواه پیمبر یافت پیوند

جهان رحمت و علم و کرامت
به دنیای جمال و عشق و عصمت

رسیدش در شب جشن عروسی
عروس آسمان، بر خاکبوسی

به سائل داد چون پیراهنش را
به حکم «لن تنالو البر حتی...»

اگرچه خانۀ زهرا گِلین بود
حریم افتخار مسلمین بود

محبت، پایۀ کاشانۀ او
شرف، خشت بنای خانۀ او..

سفالین کوزه‌ای و مَشکی از پوست
اساس چشم‌گیر خانۀ اوست!

سپهر، آیینه‌دار هستی‌اش بود
رهینِ آسیای دستی‌اش بود

حصیری گرچه فرشِ زیر پا داشت
به روی سر، همه نور خدا داشت

سلام هر شب و صبحِ پیمبر
شُکوه خانه‌اش کردی فزون‌تر

سلام، ای وحی منزل در کلامت!
که حق از کودکی گفته سلامت

به وحدت داده هر مویت شهادت
ورم کرده‌ست پایت از عبادت

زیارت‌گاه انجُم، خاک پایت
زیارت‌نامۀ حوران، ثنایت

تویی یاسین تویی طاهای قرآن
تویی رمز اشارت‌های قرآن

زنان را با عمل، ارشاد کردی
جهاد المرأه را فریاد کردی

خدا را بنده‌ای یک‌دانه بودی
پدر را دل‌خوشی در خانه بودی

دو تن بودید او را پشتوانه
تو در خانه، علی بیرون ز خانه

رسالت را گلستانی، بهاری
امامت را نگهبانی، قراری

خروش بی‌امان مسجدی تو
رسول خطبه‌خوان مسجدی تو

چو تو از دین طرفداری که کرده‌ست؟
امام خویش را یاری که کرده‌ست؟

خروشت حامی جان علی شد
کلامت تیغ بُرّان علی شد

الا، ای راز رحمت در دو دنیا!
تویی مشکل‌گشای هر دو دنیا

نخستین زن که در جنت در آید
تو هستی، کز قیامت محشر آید

چو در صحرای محشر پاگذاری
شفاعت را چو خورشیدی بر آری

ملائک صف به صف در چار سویت
علی و مصطفی در پیش رویت

مهار ناقه‌ات در دست جبریل
خلایق محو این اکرام و تجلیل

به حیرت، کاین هیاهو چیست، یارب؟
کسی کاین‌سان در آید، کیست یارب؟

که از درگاه عزت در چپ و راست
ندا آید که این زهراست! زهراست!

در آن‌جا شیعیانت می‌درخشند
نه تنها دوستانت را ببخشند،

که می‌بخشد خدای مهربانت
گناه دوستانِ دوستانت

در آن غوغا که بهر کس، مَفَر نیست
ز بیم جان، پدر فکر پسر نیست

زهر سو بانگ وانفسا بلند است،
ز ما فریاد «یا زهرا» بلند است

تو دستِ دست‌گیری چون برآری
«مؤید» را مبادا واگذاری!


#سیدرضا_موید

@raziolhossein
1
16:11
#امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#رباعی


بر هر چه به غیر عشق می‌تاخت علی
با خوب و بد زمانه می‌ساخت علی

از غم خبری نداشت تا وقتی که
بر فاطمه‌اش نظر می‌انداخت علی

#ایوب_پرندآور

...........

خورشیدِ علی به سینه من قاب است
اما نفسم از نفس مهتاب است

گفتند چرا فاطمه می گویی هی!؟
یک سوم من، خاک و... دو سوم، آب است!

#محمد_عابدی

@raziolhossein
ش
16:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



یاعلی گفت با تمام وجود تا همه‌عمر با علی باشد
با علی باشد و طنین دلش دم‌به‌دم ذکر یاعلی باشد

آمد و چشم خانه روشن شد از حضورش، تلألؤ نورش
آمد و جلوه کرد تا با عشق، محو نور خدا، علی باشد

خانه یعنی بهشتی از احساس، زن این خانه تا که فاطمه است
خانه یعنی جهانی از امید، مرد این خانه تا علی باشد

شرح این زندگی فقط عشق است داستانی که خط‌به‌خط عشق است
حرفی از درد نیست وقتی که یار دردآشنا علی باشد

شب جشن است آمدم مادر! شاعر لحظه‌هایتان باشم
شعر زیباست تا زمانی که نور این بیت‌ها علی باشد

به دعای تو سخت محتاجم! مهربانِ علی دعایم کن!
تا دلم آنچان که می‌خواهی شیعۀ مرتضی علی باشد

ورد لب‌های من به لطف شما از ازل ذکر یاعلی بوده
لطف کن باز تا که ذکر لبم تا ابد نیز یاعلی باشد
 

#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
16:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 600.0 KB
.

علت خلق آسمان ها بود
ماجرا مال قبل دنیا بود

بهترین اتفاق عمر بشر
ازدواج علی و زهرا بود

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
7
30 May 2025
ش
01:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
01:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×833, 63.6 KB
#شب_جمعه

در وادی کربلا به چشم نمناک
میگفت جناب فاطمه با دل چاک

"گلها همه سر ز خاک بیرون کردند
الا گل من که سر فرو برده به خاک"

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@raziolhossein
01:56
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
01:59
#امام_زمان_مناجات


دل بسته‌ام! مرا ز سر خویش وا مکن
از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر
گویم گرفته‌ای، ز عنایت رها مکن

من با تو پیش از آمدنم آشنا شدم
ای آشنا! مفارقت از آشنا مکن

تنها بود به دست تو طومار جرم من
این مشت بسته را به بر خلق وا مکن

درمان درد من نَبُوَد غیر درد عشق
این درد را ز لطف بی‌افزا، دوا مکن

در من اگر سعادت ترک خطا نبود
در تو کرامت است، تو ترک عطا مکن

خواهی اگر ز لطف به من اعتنا کنی
دیگر به کثرت گنهم اعتنا مکن

نزد کریم فرق ندارند خوب و بد
یکجا قبول کن همگان را، سوا مکن

عمری به زخم تیر بلا سینه‌ام بسوز
آنی به هجر خویش مرا مبتلا مکن

«میثم» اگرکه ترک تن و ترک جان کنی
ترک محبت علی مرتضی مکن


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:01
#امام_زمان_مناجات
#امام_جواد_علیه_السلام


نفسِ آلوده، بد عذابم کرد
محضرت از خجالت آبم کرد

پدر مهربان، پشیمانم
کثرت معصیت، خرابم کرد

حائلِ بین مان، خودم بودم
خودپسندی چنین حجابم کرد

چاهِ تاریکِ غفلت از یادت
دور از فیض آفتابم کرد

ذره ای خوار و بی بها بودم
نظرِ رحمتت، حسابم کرد

نَفَس فاطمیِ نیمه شبت
خارج از بین منجلابم کرد

ای فدایت که رزق واسعه ات
ریزه خوار ابوترابم کرد

در نجف، دیدن ضریح علی
عوضم کرد و دُر نابم کرد

بوسه بر خوشه های انگورش
بی نیاز از مِی و شرابم کرد

عرفه کاش بین صحن حسین
گویم ارباب، انتخابم کرد

یاد إبن الرضا و تشنگی اش
زار و گریانِ آن جنابم کرد

ناله زد: هر چقدر گفتم آب
همسر بی وفا جوابم کرد

عطش بی حساب، گریان بر
حنجر کودک ربابم کرد


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
3
02:04
#امام_زمان_مناجات


آنقدر آلوده ام که بار خفت می کشم
باخودم این درد را تا بی نهایت می کشم

بسکه گریه کرده ای از دیدن پرونده ام
هرکجا نام تو می آید خجالت می کشم

تا نگاه مهربانت قسمت من هم شود
لحظه لحظه از دوتا چشم تو منت می کشم

جای تو بانفس اماره رفاقت کرده ام
هرچه دارم می کشم ازاین رفاقت می کشم

می شود گاهی نگاهی هم به حال من کنی!!!
هرچه باشد من درِ این خانه زحمت می کشم

باهمه آلودگی هرطور ممکن که شده
هرشب جمعه خودم را سمت هیئت می کشم

می روم یک گوشه ای در روضه هق هق می کنم
آخرش در روضه های کربلا دق می کنم


#مهدی_نظری

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤️, 128.0 KB
19:54
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 58.4 KB
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:55
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

امان از محنت تـو یابن الزهرا
شکسته حرمت تو یابن الزهرا

مزار تو چه خاموش و غریب است
«فدای غربت تـو» «یابن الزهرا»

#محمد_مبشری

@raziolhossein
1
19:57
#امام_باقر_شهادت


ای پنجمین امام که معصوم هفتمی
از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»

بر درد جهل خلق، ز عالم طبیب‌تر
نامت غریب و قبر، ز نامت غریب‌تر

وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش
باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش

آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت
دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت

گلدسته‌ای نداشت حرم، مرقدی نبود
صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود


این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟
غم‌های عهد کودکی از یاد کی رود

آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود
یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود

از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه
اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه

تو دیده‌ای چه‌ها به اسارت به عمه شد
در شهر شوم شام، جسارت به عمه شد

تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای
بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته‌ای

تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای
بر روی خار، همره طفلان دویده‌ای

دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را
داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را


#علی_انسانی

@raziolhossein
😭 2
19:57
#امام_باقر_شهادت

نینوا را سوزاند
ناله‌ام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند

به عبا پیچیدم
میکشم آه ، همین آه عبا را سوزاند

بازهم سوخت لبم
کفِ آبی ، عطشم کربُبلا را سوزاند

کربلا گفتم باز
جگرم را نَفَسم را ، سر و پا را سوزاند

شد غروب و گودال
دیدم آتش همه‌جا را ، همه‌جا را سوزاند

خیمه‌ای اُفتاد و
بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند

مشعلی روشن شد
دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند

شعله تا بالا رفت
گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند

وای از نامحرم
حرمله باز دلِ عمه‌ی ما را سوزاند...

نینوا را سوزاند


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
19:57
#امام_باقر_شهادت

در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام
بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام

از غروب روز عاشورای سال شصت و یک
بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام

حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا
عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام

در منا آب گوارا دست زائر ها دهید
حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام

زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!
من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام

شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام
بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام

خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست
مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام

کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام
یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام

آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام
آن قدر در پای خود خار مغیلان دیده ام

چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است
آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام

خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت
خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام

یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من
عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام

با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ
عمۀ هم بازی ام را کنج ویران دیده ام


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1 😢 1
19:57
#امام_باقر_شهادت

هر جا کلاس درس شما برگزار شد
با شور و شوق روح الامین رهسپار شد

هر حرف غیر حرف شما فانی است، شکر
حرف شماست بین کتب ماندگار شد

یا باقرالعلوم، فقط با کلام توست
افکار پوچ مرجئه* بی اعتبار شد

ای قیمتی ترین گهر دین بگو چرا
سهمت مزار خاکی از این روزگار شد؟

آن زین زهر خورده چه ها کرده با شما
آثار مرگ در بدنت آشکار شد

آقا شنیده ایم که ازدست زهر زود
جسمت ورم کرده دلت داغدار شد

جسمت ورم که کرد دلت رفت کربلا
آن خاطرات له شده رویت هوار شد

بر تن سری نبود ولی جدتان حسین
ده اسب تازه نعل به سمتش قطار شد

از دستباف فاطمه بر پیکر حسین
پودی نماند و پیرهنش تار تار شد

تقصیر شمر بود که سر روی نیزه رفت
زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت


کودکی باغی از ریاحین است
آسمانش ستاره آذین است

کودکی فصل خوب خاطره هاست
و پر از روزهای شیرین است

روزهایی شبیه یک رویا
مملو از خوابهای رنگین است

ولی انگار خاطرات شما
راوی زخم‌های دیرین است

توی تصویر چار سالگی ات
کودکی بغض کرده غمگین است

با سوالی که ذبح شش ماهه
راه و رسم کدام آیین است؟

یا سوالی شبیه اینکه چرا
عمه پیشانی‌اش پر از چین است

چه بگویم خودت که می‌دانی
روضه‌ی قتلگاه سنگین است

دستهایی که می‌رود بالا
دستهایی که رو به پایین است


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت

منکه داغ بی حساب رو دلمه
غصه و درد و بلا حاصلمه
منو کشت زهر جفا گرچه ولی
خاطرات کودکی قاتلمه

دیگه حالا لحظه رفتنمه
دیگه وقت درد دل گفتنمه
یادگاری دارم از کرببلا
جای کعبه نی هنوز رو تنمه

از غریب و آشنا جفا دیدم
توی زندگی فقط بلا دیدم
هنوزم جلو چشامه به خدا
کی می دونه کربلا چها دیدم

من حال مضطر جدمو دیدم
لحظه ی آخر جدمو دیدم
رنگ آسمون همینکه تیره شد
روی نیزه سر جدمو‌ دیدم

من دیدم که اسبا نعل تازه شد
کینه ی دشمنا بی اندازه شد
تن جدمو دیدم به زیر پا
که چجوری تشییع جنازه شد

صبر آل طاها رو محک زدن
همگی به زخم ما نمک زدن
بعد از اون که کشته شد عموی ما
به خدا خیلی مارو کتک زدن

تو‌ دلم یه دنیا درده بی حساب
چقدر فاطمه رو دادن عذاب
مارو بازار که کشوندن بمونه
مارو بردن وسط بزم شراب

من دیدم آینه سلاله رو
من دیدم خرون باغ لاله رو
گوشه ی خرابه بین شهر شام
من دیدم جون دادن سه ساله رو


#عبدالزهرا

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت

بسكه تصويري از اندوه به هر مرحـله داشت
خوشيِ كودكي از خاطر او فاصله داشت

بــه حسـابي كه پـسر آيــنه دار پـدر است
او هم از كوفه و از شـام، فراوان گِـله داشت

صنــم سلسله مويي كه دل ما با اوست
سالها دور گــلويش اثـر از سلسله داشت

چون ولي بود بَـلا ديد ، ولي سنگين تر
پاي او بيشتر از عمّه ي خود، آبلـه داشت

بعد پنجاه و سه سال از غمِ جانسوز عطش
جگر سوخته ، با آب خُنــك مسئله داشت

دل او محفل يك روضـه ي زهـــرايي بود
اُنـس با فاطمه ي سوخــته ي قافله داشت

كينه از شمر به دل داشت ولي بيش از آن
نفرت از خولي و بُغضي به دل از حرمله داشت

شام ديده ست كه در بـزم شرابِ اُمَــوي
نطق كوبنده ي او حالت يك زلزله داشت

لب به نفرين نگشود اين نوه ي شاه كرم
بسكه در صبر همانند حسن حوصله داشت

آه برعكس همه ، موقعِ طفليش ، اين مَـــرد
خاطرات بدي از سـاز و كف و هلهله داشت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت

عاقبت آه کشیدم نَفسِ آخر را
نفسِ سوخته از خاطره‌ای پرپر را

روضه‌خوانیِ مرا گرم نمودی امشب
روضه‌یِ آنهمه گُل ، آنهمه نیلوفر را

آخرین حلقه‌یِ شب‌هایِ محرّم هستم
شُکر اِی زَهر ندیدم سحری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده‌است
باورم نیست تماشایِ تَنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدنِ سوختنِ چـارقَدِ دختر را

غارتِ خود و عَلَم ، غارتِ گهواره و مَشک
غـارتِ پیرهن و غارتِ انگشتر را

ذوالجَناحی که زِ یالَش به زمین خون می‌ریخت
نیزه‌هایی که رُبودند سَرِ اکبر را

آه در گوشه‌ی ویرانه که دِق مرگ شدیم
تا که همبازیِ من زد نَفسِ آخـر را

کمکِ عمّه شدم تا بدنَش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهان کرد تَنی لاغر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش ، تکّه‌ای از معجر را

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1 😢 1
19:57
#امام_باقر_شهادت

پا به پای پدر سفر کردم
در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و
با رقیه پدر پدر کردم

عمه ام تا به رویِ خاک افتاد
دیده ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز
گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه ام آن روز
از دلِ نیزه ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت
از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد
پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم
که از این زهر، خون، جگر کردم

#رضا_باقريان

@raziolhossein
1
19:57
#امام_باقر_شهادت

بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی
با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی
می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد
اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
با ناله های وا عطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت
پیوسته ملک سائل زوار بقیعت

جان و دل وماشمع شب تار بقیعت
تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت


نگاه کودکی ات دیده بود قافله را
تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،
ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر
به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می برد پا به پای خودش
نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری
تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
19:57
#امام_باقر_شهادت

من غصّه دار غصّه های بی قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم

من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره های لاله گونم

من تشنگی را در حرم احساس کردم
یاد دو دست خونی عبّاس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه
خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گرچه کنون مسموم از زهر هشامم
من کشته ی ویرانه ای در شهر شامم

من روضه خوانی در منا برپا نمودم
خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوی مدینه
سنگ مدینه می زدم هر دم به سینه

حالا که نقش زهر کین در سینه مانده
از جسم پاک من فقط یک اسم مانده

یارب قرارم را ز نیرنگش ربوده
در مجلس مستی مرا دعوت نموده

زهر عدو خون کرده قلب آتشین را
گریان نموده چشم زین العابدین را

#حبیب_الله_موحد

@raziolhossein
1
19:57
#امام_باقر_شهادت
#رباعی

ای اهل ولا دراین عزا گریه کنید
باعرش نشینان خدا گریه کنید

چون گریه کننده ای ندارم به بقیع
ده سال برایم به منا گریه کنید

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
😭 1
31 May 2025
ش
06:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح



شب وصال چنان می‌رمد غم از دو طرف
که گرم دوست شود چشم پر نم از دو طرف

نه راه پیش و نه پس دارم از دو ابرویش
به قصد کشتنم آورده آدم از دو طرف

به اوست بسته حیاتم که نسبتِ نَفَسش
رسیده‌است به عیسی بن مریم از دو طرف

عرق نشسته بر آن رخ در آفتاب تموز
به گُل نشسته تو گویی که شبنم از دو طرف

نگو شکاف و ترک، کعبه آن مطافِ ملک
به حرمت پدر خاک، شد خم از دو طرف

میان ما و ولایش، مباهله‌ست و غدیر
شده‌ست رشتۀ پیوند، محکم از دو طرف

مسیحیان جهان «ایلیا» به او گفتند
یکی‌ست خوانی اگر، نقش پرچم از دو طرف

به شرق و غرب نماند پناهگاهی راست
اگر برآورد آن تیغ خم، دم از دو طرف

علی‌ست آینه ذات حق و نفس نبی
خدا گذاشته آئینه، آنهم از دو طرف

بهشت اوست، مرو راهِ آن دو دیگر را
جهنّم است برادر! جهنّم از دو طرف

میان ما و رسیدن به آن مقام، دری‌ست
دری که بسته خداوندِ عالم از دو طرف


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
6
ش
19:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


حریم سینه ی من در شراره افتاده
در انعکاس نگاهم ستاره افتاده

زحجله گاه لبم خون تازه می ریزد
دگر نفس زدنم در شماره افتاده

شکست هجمه ی بغض گلو گرفته ی من
به یاد خاطره هایی دوباره افتاده:

به یاد کرب وبلا و غروب عاشورا
خزان به جان تباری بهاره افتاده

به پیش چشم ترم پیکر سلاله ی عشق
به زیر مرکب صدها سواره افتاده

کفن به وسعت دشت و میان یک صحرا
قدم قدم بدن پاره پاره افتاده

هجوم دست پلید و نگاه بی پروا
و زینبی که پِی راه چاره افتاده

…از آن زمانه که همبازی رقیه شدم
ز خون مرثیه بر دل نگاره افتاده

خرابه بود و من و دختری که بر پایش
نشان آبله ها بی شماره افتاده

نشان پنجه به رویش حکایت از آن داشت
زگوش نازک او گوشواره افتاده

نفس زد و گل سرهای او به خاک افتاد
و باز در دل عمه شراره افتاده

#هاشم_طوسیان

@raziolhossein
1 😭 1
19:52
#امام_باقر_شهادت

لحظه آخر است می سوزم
از غم بیشمار کرببلا
گوش کن روضه مرا که منم
آخرین یادگار کرببلا

من ز آغاز کودکی تا حال
غربت و غصه و جفا دیدم
همره کاروان خون خدا
دشت خونین نینوا دیدم

دم به دم در فرات چشمانم
ماتم کربلا مجسم بود
چشم من لحظه ای نیاسوده
همه عمر من محرم بود

کودکی چهارساله بودم که
داغ جانسوز کربلا دیدم
راس جدم حسین را هر دم
وای من روی نیزه ها دیدم

چه کشیدم در آن غروبی که
نیزه ها ازدحام میکردند
سنگ ها بر لبی ترک خورده
دسته دسته سلام میکردند

از همان کودکی به همراه
مادرم روی ناقه ها بودم
گاه مثل سه ساله های حسین
نیمه شب زیر دست و‌پا بودم

همرهِ عمه سه ساله خود
بار غم را به شانه میبردم
همه عمر آرزو کردم
کاش کنج خرابه میبردم

کربلا تا به کوفه شام بلا
زجرهایی کشیده ام که مپرس
بر روی ناقه های بی محمل
صحنه ها دیده دیده ام که مپرس

مادرم روی ناقه با یکدست
بغلم کرده بود واویلا
با یکی دست دیگرش چادر
روی سر برده بود واویلا

هر کجا کودکی زمین میخورد
زجرها بی حساب میدادند
هر که می کرد خواهش بابا
تازیانه جواب میدادند

دست ها بسته بود و نامردان
می‌کشیدند دست قافله را
وای از سوز گریه های رباب
تا که میدید روی حرمله را
.

#محمدعلی_قاسمی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت
#رباعی

غم آمده در عزای تو گریه کند
با زمزم اشکهای تو گریه کند

ای کعبه ، تو را چگونه آتش زده اند؟
ده سال منی ، برای تو گریه کند

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت

دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم
گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما
همیشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث می برند ومن
بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام! زخم دلم که برای حالا نیست
من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شکسته ام بردار
من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید
میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پیش است
همیشه یک سر بر نیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت
ولی ز شام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم و اصغر ز نیزه می افتاد
غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام
ز روی دست رقیه طناب بردارم

#مهدی_نظری

@raziolhossein
1
19:52
#امام_باقر_شهادت


هجوم ِ موجِ بلا را به چشم خود دیدم
غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم

به سر زنان پیِ عمه به روی تل رفتم
ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم

میانِ آن همه نیزه به دست در گودال
سنان ِبی سروپا را به چشم خود دیدم

به زورِ نیزه زِرِه را ز تن در آوردند
مُرَملٌ بدماء را به چشم خود دیدم

زقتلگاه همه دستِ پُر که می رفتند
به دوشِ خولی عبا را به چشم خود دیدم

زمان حملة آن ده سوارِ تازه نفس
غبارِ رویِ هوارا به چشم خود دیدم

میانِ پنجة هر نعل تازه و میخش
لباسِ خون ِ خدارا به چشم خود دیدم

سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد
تنِ به خاک ،رها را به چشم خود دیدم

میانِ طایفه ها رأسها که قسمت شد
سرِهمه شهدا را به چشم خود دیدم

عمو که خورد زمین رویِ حرمله واشد
تمام واقعه هارا به چشم خود دیدم

به پشتِ خیمه به دنبال ِ قبر اصغربود
شکارِ رأسِ جدارا به چشم خود دیدم

فرارِ دختری آتش گرفته در صحرا
میانِ هلهله را به چشم خود دیدم

گذشته از همه اینها به شهرِ بد نامان
زمانِ قحطِ حیارا به چشم خود دیدم

میانِ مجلسِ نامحرمان وبزمِ شراب
ورودِ آل عبا را به چشم خوددیدم

ضریحِ صورتِ جدم دوباره ریخت به هم
شتابِ چوبِ جفارا به چشم خود دیدم

عزیز کردة زهرا کنیزِ مردم نیست
اشارة دو سه تا را به چشمِ خود دیدم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
2 😢 1 😭 1
19:52
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

دل او آشنا با سوختن بود
هماره با غریبی هم سخن بود

کفن شد با لباس خویش اما
به یاد آن شهید بی کفن بود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


بار بلا به شانه کشیدم به کودکی
از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه
دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که در مقابل من عمه را زدند
فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی
من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که درخرابه سر آمد میان مان
چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد
بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست
این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست
من آستین صبر جویدم به کودکی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


لاله زارى كه به خون بود شناورديدم
هم سَرِبى بَدن و هم تنِ بى سرديدم

حَسَن ازواقعه ى كوچه نه شب داشت نه روز
آنچه را ديدحسن منكه مكرّر ديدم

غارتِ خيمه به سختىِ امان نامه نبود
من جِگر خون شُدَنِ ساقىِ لشگرديدم

مى دَويدم ، كه نِگاهم به مَزارى اُفتاد
عدّه اى را زِ پِىِ ، غارتِ گوهر ديدم

نِيزه دارى به پَسِ خيمه زمين راميگشت
كز دلِ خاك در آوردَنِ اصغر ديدم

#سعید_خرازی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت

تو که بر چشم خلق جا داری
نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد
ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب
ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی
سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش
بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی
عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند
با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو
سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند
سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها
دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم
روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمد
کودکیِ تو را رقم می زد

#علی_صالحی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


طفل باشی غم بسیار ببینی سخت است
غنچه باشی ستم خار ببینی سخت است

غربت و غارت و داغ و عطش و در به دری
نصف روز این همه آزار ببینی سخت است

اربا اربا تن داماد و اذان گوی حرم
به زمین دست علمدار ببینی سخت است

روی تل بر سر و سینه زدن و بی کسیِ.......
دختر حیدر کرار ببینی سخت است

زیر پا و ته گودال امان از گودال
یک تن و آن همه اشرار ببینی سخت است

بعد از آن بوسه لب عمه ما خونی بود
مثل او حنجر خونبار ببینی سخت است

بین یک خیمه آتش زده بابایت را
با تن خسته و تبدار ببینی سخت است

سر هجده پسر فاطمه را بر سر نی
با دو تا چشم گهربار ببینی سخت است

روضه ام حرف رباب است اگر حرمله را
در همه عمر تو یکبار ببینی سخت است

به خدا هیچ کجا سخت تر از شام نبود
عمه ات را سر بازار ببینی سخت است

پایکوبی و کف و هلهله و خنده و رقص
دور یک مشت عزادار ببینی سخت است

بین نامحرم و بر ناقه و طفلت به بغل
مادرت را که گرفتار ببینی سخت است

پرده پوشان حریم علی وفاطمه را
وسط مجلس اغیار ببینی سخت است

طفل باشی ولی همبازی خود را دیگر
خسته و دست به دیوار ببینی سخت است

نیمه شب به رخت زجر که سیلی بزند
همه جا را پس از آن تار ببینی سخت است

#عبدالحسین

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


تو یکسره در چشم لشکر بودی و من نه
چون صاحب خلخال و زیور بودی و من نه

فهمیدم آن لحظه که نامحرم تو را می زد
از چند صورت مثل مادر بودی و من نه

ما هر دو از بازار شامی‌ها گذر کردیم
با این تفاوت که تو دختر بودی و من نه

در معرض چشم حرامی بوده‌ایم اما
آن لحظه تو محتاج معجر بودی و من نه

حاجت گرفتی در خرابه من دلم میسوخت
آنشب تو درآغوش یک سر بودی و من نه

#مجید_تال

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت
#بقیع
#دوبیتی

نه گنبد نه حرم نه آستانی
نه خادم تا از او پرسی نشانی

زیارت نامه ی این چار قبر است
عزا و اشک و آه و نوحه خوانی

__

دل آیینه گریان بقیع است
غم و اندوه مهمان بقیع است

مدینه شمع روشن کن که هر شب
شب شام غریبان بقیع است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


دیدم به دو چشم تر ای کاش نمی دیدم
بر خاک تن بی سر ای کاش نمی دیدم

از کودکی ام دایم غم دیدم و رنج و درد
یک کوه بلا یکسر ای کاش نمی دیدم

باسنگ و سنان و تیر با چوب و عصا،شمشیر
زد خصم برآن پیکر ای کاش نمی دیدم

دیدم که چسان قاتل بیرون شده از مقتل
در دست گرفته سر ای کاش نمی دیدم

از دور خودم دیدم می دیدم و لرزیدم
خون می چکد از حنجر ای کاش نمی دیدم

تنها نه فقط خلخال بردند ز پای طفل
بردند ز سر معجر ای کاش نمی دیدم

دیدم به سر نیزه هجده نی و هفده سر
ای وای سر اصغر ای کاش نمی دیدم

از حلق نمی شد جا دیدم که زپهلو رفت
بر نی سر آب آور ای کاش نمی دیدم

تا قافله را بردند بازار یهودی ها
شد عمه ی ما مضطر ای کاش نمی دیدم

در گوشه ی ویرانه آن دختر دردانه
گردید چو گل پرپر ای کاش نمی دیدم

از بس که عدو سیلی زد بر رخ او؛ گردید
رویش چو رخ مادر ای کاش نمی دیدم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
😭 1
19:52
#امام_باقر_شهادت


ای جان جهان امام باقر
وی قبله جان امام باقر
وی کهف امان امام باقر
وی فوق بیان امام باقر
وی نور عیان امام باقر

مولای زمان امام باقر

تو باقر علم کبریایی
تو اینه خدا نمایی
تو قبله جان انبیایی
حق است که حجت خدایی
ما یکسره درد و تو دوایی

ما جسم و تو جان امام باقر

تو مظهر رب العالمینی
تو هستی زین العابدینی
عیسی مسیح افرینی
سر تا قدم ایت مبینی
سلطان جهان امام دینی

در کون و مکان امام باقر

ای دوستی تو اعتبارم
من ارزوی مدینه دارم
تا روی به درگه تو ارم
تا چهره به تربتت گذارم
شاید به بقیع جان سپارم

با اشک روان امام باقر

ای قله عرش خاک پایت
ای جان جهانیان فدایت
گلواژه وحی در صدایت
تو پادشهی و ما گدایت
چشم همه بر دره سرایت

از پیر و جوان امام باقر

افسوس که حرمتت دریدند
بعد از نبی از شما بریدند
در شام غریبی تو دیدند
ننگ ابدی به خود خریدند
بر قتل تو نقشه ها کشیدند

پنهان و عیان امام باقر

بودی ز حقوق خویش محروم
تا شد جگرت به زهر مسموم
با یاد تو ای امام مظلوم
گردید قلوب شیعه مغموم
از قبر غریب توست معلوم

صد رنج نهان امام باقر

گریه به عزای تو ثواب است
دل ها ز مصیبتت کباب است
قبر تو میان افتاب است
از کینه دشمنان خراب است
این حرمت ال بوتراب است

کی بود گمان امام باقر

تو جور و جفای شام دیدی
خاکستر و سنگ و بام دیدی
بر نیزه سر امام دیدی
خوشحالی خاص و عام دیدی
بیداد و ستم مدام دیدی

از خورد کلان امام باقر

ای وصف تو بار نخل میثم
وی خاک رهت به زخم مرحم
وی ریزه خور عطات ادم
وی لطف و کرامتت مُسَلَّم
در حشر ز اتش جهنم

ما را برهان امام باقر


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


چه تفاوت بکند ناله کند یا نکند
که دل سوخته را ناله مداوا نکند

چه تفاوت بکند پا بکشد یا نکشد
کاش می‌شد خودش اینقدر تقلا نکند

زهر اینبار چه دارد متورم شده است
زهر با این تنِ بیمار مدارا نکند

این جوانی که کنار پدر اُفتاده زمین
چه کند گریه اگر بر سر بابا نکند

اینهمه جای جراحات برای شام است
زهر هرچند که سخت است چنین تا نکند

نفس آخر و با روضه‌ی ویرانه گریست
نشد او یادِ غمِ عمه‌ی خود را نکند

یادش اُفتاد که هم بازی او می‌اُفتاد
سنگ رحمی به سر دختر نوپا نکند

گفت دستم...سر زنجیر به دستش بستند
کاشکی صحبتی از آبله‌ی پا نکند

کاش می‌شد که سرِ بام کسی ننشیند
کاش می‌شد که کسی سنگ مهیا نکند

چادر عمه پناهش شد و نالید : سرم....
چه کنم تا که مرا زجر تماشا نکند
....
زن غساله چه فهمید که می‌گفت به خود
بهتر این است که این مقنعه را وا نکند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


ازشرار زهر کین پا تا سرم آتش گرفت
آه ای مادر بیا بال و پرم آتش گرفت

هر نفس از سینه ام شعله زبانه میکشد
سوختم از تب تمام پیکرم آتش گرفت

روز من با خاطرات کربلا شب می شود
بسکه گریه کرده ام پلک ترم آتش گرفت

هر طلوعی را غروبی عاقبت پایان دهد
ای امان از آن غروبی که حرم آتش گرفت

شعله بر جان همه اهل حرم افتاده بود
دختری فریاد میزد معجرم آتش گرفت

بعد داغ کربلا و تشنگی بچه ها
هر کجا که آب دیدم حنجرم آتش گرفت

#نوید_طاهری

@raziolhossein
1 😭 1
19:52
#امام_باقر_شهادت


چقدر ناله ی بی جان و بی صدا داری
به زیر لب تو فقط ذکر ربنا داری

گمان کنم که رسیده زمان پرزدنت
که زهر کینه اثر کرده و نوا داری

چه کرده با تو که اینگونه محتضر شده ای
"شهادتین"به لب های خود چرا داری ؟؟

نفس کشیدنت آقا چه سخت تر شده است
میان هر نفس خسته ات دعا داری

کشانده پای تو را روبه قبله ، زهر جفا
گمان کنم که شما درد بی دوا داری

کنار بستر تو مادری عزا دارد
که گشته غرق غم و نوحه و عزاداری

لبان خشک تو ذکر " حسین " می گویند
دوباره گریه و مرثیه را بنا داری

هنوز هم تو به یاد سه ساله غمگینی
هنوز هم به دلت داغ کربلا داری

تو در لباس اسارت چه صحنه ها دیدی...
چه زخم ها که تو از کعب نیزه ها داری

دل شکسته ی من وقف ماتم تو شده
شما هوای دل خسته ی مرا داری

به خواب دیده ام آقا که مرقدی زیبا
شبیه صحن و سرای امام رضا داری

کبوتر دل من پرکشیده چون زائر
به قصد مرقد خاکی حضرت باقر

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
2
19:52
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی


تو را غرق محن کردند اما..
غریبت در وطن کردند اما...

غریبانه تو جان دادی، ولیکن
تو را غسل و کفن کردند اما...

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


ای ولــیّ‌الله داور، السـلام
ای سلامت از پیامبر، السلام
حجّت خلاق اکبـر، السلام
زادۀ زهـرای اطهر، السلام

-السلام ای باقـر آل‌رسـول
-چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی بـر تو فرستاده سلام
وی به زین‌العابدین، ماه تمام
هفتمین معصومی و پنجم امام
مکتبت تا صبح محشر، مستدام

-تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را
-روح می‌بخشد مرامت، حلم را

ای سـلام ذات حـیّ داورت
بر تو و نطـق فضیلت‌پرورت
علم آرد سجده بر خاک درت
حلم گردیده است بر دور سرت

-نسل نوری هم ز باب و هم ز مام
-خـود امام و مـادرت بنـت الامام

کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟
تو هم از نسل حسینی، هم حسن
تو امـامت را روانـی در بـدن
ای ولایـت را چـراغ انجمـن

-علم تو، علـم خداونـد جلیل
-وحی باشد بر لبت بی‌جبرییل

از درخـت علم، بَـر داریم ما
وز تو صد دریا گهر داریم ما
بس حـدیث معتبـر داریم ما
از شما کی دست برداریم ما؟

-یابن زهرا سر برآور باز هم
-«جابر جُعفی» بپرور باز هم

یابن زهرا گر چه با بغض تمام،
حرمتت گردید پامال «هشام»،
بر تنت آزار آمد صبح و شام،
تو امامـی، تو امامی، تو امام

-نور از هر سو که خیزد، دیدنی است
-چهرۀ خورشیـد کی پوشیدنی است؟

تو خـزانِ بـاغ زهـرا دیده‌ای
تو تن بی‌سر به صحرا دیده‌ای
گـردن مجـروح بابا دیده‌ای
بر فراز نیـزه سرهـا دیده‌ای

-کاش می‌دیدم چه آمد بر سرت
-یا چه کرده کعب نی با پیکرت؟

تو چهل‌منـزل اسارت دیده‌ای
از ستمکاران جسـارت دیده‌ای
خود عزیزی و حقارت دیده‌ای
تشنگی و قتل و غارت دیده‌ای

-چارساله، کـوه ماتم برده‌ای
-مثل عمه، تازیانه خورده‌ای

شـام بـود و مجـلس شوم یزید
چشم تو چوب و لب خشکیده دید
گـه سکینه ناله از دل می‌کشید
گاه زینب جامـه بـر پیکـر درید

-چشم بر رگهای خونین دوختی
-سـوختی و سـوختی و سوختی

ای دل شیعـه چـراغ تــربتت
دیده‌هـا دریـای اشک غـربتت
سالهـا بـر دوش کـوه محنتت
روز و شب پامال می‌شد حرمتت

-ظلم دیـدی در عیـان و در خفا
-تـا شـدی مسمـوم از زهر جفا

ای به جانت از عدو رنج و عذاب
هم به طفلی، هم به پیری، هم شباب
قلبت از زهـر ستـم گردیــد آب
قبــر بـی‌زوّار تــو، در آفتــاب

-وسعت صحن تو مُلک عالم است
-لالۀ قبـر تو اشک «میثم»است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
19:52
#امام_باقر_شهادت


آن روزهایِ شعله ور یادم نرفته
دستان تبدارِ پدر یادم نرفته

دریا همان نزدیکی اما تشنه بودیم
بیتابی و چشمانِ تر یادم نرفته

شش ماهه را تیر سه شعبه بُرد با خود
داغِ عجیب ِ این خبر یادم نرفته

گهواره را بردند بعدِ گوشواره
هول و وَلایِ دور و بر یادم نرفته

افتاد خیمه دستِ یک عدّه حرامی
آن لحظهٔ پر دردسر یادم نرفته

بعد از جسارت ها اسارت ها کشیدیم
یک تکه نانِ مختصر یادم نرفته

یکریز در آغوش عمه بغض کردیم
زخم زبانِ رهگذر یادم نرفته

یک گوشه خوابید و صدایش درنیامد
اشک رقیه تا سحر یادم نرفته

دیدم به عینه روضه ها را پیشِ چشمم
لحظاتِ تلخِ آن سفر یادم نرفته!

#م_عاطفی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت
#رباعی

هم ریختن خون خدا را دیدی
هم آتشِ بین خیمه ها را دیدی

یک عمر به هر سو که نگاهت افتاد
یک گوشه ی داغ ماجرا را دیدی

#حسن_اسحاقی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


باقر علم مصطفا هستم
وارث حلم انبیا هستم
ساکن عرش کبریا هستم
از اهالی کربلا هستم

سینه ام‌از غم و بلا چاک است
سنگ روی مزار من خاک است

نورم از نور حضرت زهراست
پدرمن شفیع روز جزاست
عشق من در تمامی دلهاست
جدمن آفتاب عاشوراست

سینه ام مملو از تب عشق است
مکتبم چونکه مکتب عشق است


قطره قطره شبیه بارانم
من امام حدیث و قرآنم
ازهمان کودکی پریشانم
بسکه باگریه روضه میخوانم

اشک جاری و سوزو گریه منم
چونکه همبازی رقیه منم

همه خاطرات من درد است
زندگی و حیات من درد است
دفترم که دوات من درد است
تاقیامت بساط من درد است

آفتاب غمم غروب نداشت
عمرمن لحظه های خوب نداشت

من خودم مشک پاره را دیدم
گلوی شیرخواره رادیدم
غارت گاهواره را دیدم
تن روی قناره را دیدم

اربا اربای اکبر آبم کرد
زخم پهلوی او کبابم کرد

علم افتاد و عمه جان افتاد
ناگهان دیدم آسمان افتاد
تازیانه به جانمان افتاد
روی جسم همه نشان افتاد

قسمتم زخم خار صحرا شد
روی عمه شبیه زهرا شد

می شود نیزه دیدو اشک‌نریخت؟
روی مقتل رسید و اشک نریخت؟
میشود دل برید و اشک نریخت؟
از گلو بوسه چید و اشک نریخت؟

دیدم از تل تنی که لرزان شد
وقتی افتاد نیزه باران شد

من خودم قتل شاه را دیدم
خیمه بی سپاه را دیدم
عمه بی پناه را دیدم
من خودم قتلگاه رادیدم

پدرم‌را اسیر تب دیدم
روزهارا تمام، شب دیدم

گریه های رباب را دیدم
ناقه بی رکاب رادیدم
کل بزم شراب رادیدم
محمل بی حجاب رادیدم

دردلم زخمهای دشنام است
قاتل من خرابه شام است

روی دست گلی سربابا
دختری مثل مادر بابا
پای اوبود منبر بابا
سربه اوگفت دختر بابا

می برم باخودم تورابابا
چشم خود را ببند با بابا

#مهدی_نظری

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_مدح
#امام_باقر_شهادت


ای نام تو قرارِ دلِ بیقرارها
حرف تو ماندگارترین یادگارها

درک بشر به فهم مسائل نمی رسید
از علم تو شکسته تمام حصارها

تعبیرهای ناب تو راه عبور ماست
ای معتبرتر از همه ی اعتبارها

سیل فرشتگان خدا پای درس تو
شاگردی ات بزرگترین افتخارها

از هر طرف به مادر سادات می‌رسی
محوِ سلاله ی تو تمام تبارها

ای سومین امام ستمدیده ی بقیع
قربان خاک قبر تو سنگ مزارها

از کوچه های شام تو هم شکوه ای بکن
ای بازمانده ی سفرِ نی سوارها

اصلا خودت بگو چقدَر بین ازدحام
خورده ست بر سرت لگد نیزه دارها

بی شک تو هم میان بیابان دویده ای
مثل رقیه رفته به پای تو خارها

با آنکه تو مراقب او بوده ای، ولی
از دستهای زجر، کتک خورده بارها

ای وای از آن دمی که به دست حرامیان
از گوشها کشیده شود گوشوارها

#محسن_مراد_نوری

@raziolhossein
1
19:52
#امام_باقر_شهادت


از سوزِ زَهر، پیکَرَم آتش گرفت و سوخت
یا رَب، زِ پای تا سَرَم آتش گرفت و سوخت
.
مَسمومم و زَبانه کِشد شُعله از تَنَم
از این شَراره بَستَرَم آتش گرفت و سوخت
.
من یادگارِ کرب و بَلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطِرَم آتش گرفت و سوخت
.
می سوخت بِينِ تَب تَنِ بابا به خيمه ها
همواره قَلبِ مُضطَرَم آتش گرفت و سوخت
.
هنگامه ی غُروب که غارت شُروع شد
هَرکَس که بود دَر حَرَم آتش گرفت و سوخت
.
یک زَن نمانده بود که شُعله به تَن نداشت
چادُر نَمازِ مادَرَم آتش گرفت و سوخت
.
مَعجَر دِگَر به روی سَرِ دُختَری نماند
دیدم که موی خواهَرَم آتش گرفت و سوخت
.
خنده دِگَر نَدید کَسی بَر لَبِ رُباب
تا جایِ خوابِ اَصغَرَم آتش گرفت و سوخت
.
دَر کوفه تا كه رَاسِ حُسينِ شَهيد را
دیدم به نِیزه، حَنجَرَم آتش گرفت و سوخت
.
می سوزم از مَدینه و آن خاطراتِ تَلخ
از آن زمان که مادَرَم آتش گرفت و سوخت
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein1
19:52
#امام_باقر_شهادت


ایندم آخر خود دیده چو دریا کردم
دائما یاد،ز روی گل طاها کردم

زهر سوزاند تمام بدنم را،اما
یاد از غربت و مظلومی بابا کردم

نرود هیچ زمان از نظرم روز دهم
از تماشای پدر شیون و غوغا کردم

چار ساله به دلم داغ روی داغ ولی
ناله بر بی کسی زینب کبرا کردم

کربلا سخت ولی سخت تر از آن کوفه
چقدر صبر در آن وادی غم ها کردم

تا که در طشت سر جد مرا آوردند
مردم و زنده شدم تا که تماشا کردم

به دلم آنهمه غم بود ولی ابن زیاد
چوب زد تا که به لبهاش،خدایا کردم

بعد کوفه به یقین سخت تر از شام نبود
مرگ خود را ز خداوند تمنا کردم

تا در آن بزم،عدو اسم کنیزی آورد
گریه ها بر غم ذریه ی زهرا کردم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
2
19:52
#امام_باقر_شهادت


یک عمر داغ کربلا یادش نمیرفت
دلشوره هایِ عمّه را یادش نمیرفت

درس و حدیثش مانعِ روضه نمیشد
برپاییِ بزم عزا یادش نمیرفت

بر دوش ِ دل، بار مصیبت داشت عمری
جان دادن خون خدا یادش نمیرفت

بالاسرِ هر پیکر بر خاک خفته
لبخندِ شمرِ(لع) بی حیا یادش نمیرفت

بردند بی صبرانه بعد از گوشواره-
گهواره را بینِ عبا... یادش نمیرفت

تب داشت بابا! سوخت خیمه! زجر(لع) آمد!
زد تازیانه بیهوا! یادش نمیرفت

هنگام غارت بود و در بین شلوغی...
افتاد زیر دست و پا یادش نمیرفت

لعنت بر آن دستی که هجده نیزه آورد
سرهای روی نیزه ها یادش نمیرفت

کنج خرابه...زیر نور ماه...آرام...
شب-گریه هایِ بیصدا یادش نمیرفت

¤
در کنج حجره، داشت جان میداد امّا
کهنه حصیر و بوریا یادش نمیرفت!

#م_عاطفی

@raziolhossein
1
19:52
#امام_باقر_شهادت


ستم روزگار یادش هست
غم لیل و نهار یادش هست
دیده ی اشکبار یادش هست
آنهمه قلب زار یادش هست

روضه بی شمار یادش هست

نیمه جان بین بستر افتاده
 باز تب کرده مضطر افتاده
به لبش ذکر مادر افتاده
یاد یک جای دیگر افتاده

چادر پرغبار یادش هست

زهر کرده اثر به اعضایش
ناتوان دست و بی رمق پایش
ترک افتاده است لبهایش
العطش العطش شد آوایش

لب زخمی یار یادش هست

پیر بود و خمیده قامت بود
خانه اش کل سال هیات بود
به تنش ردی از جسارت بود
قاتلش روضه اسارت بود

لحظه های فرار یادش هست

سالها قلب بی قراری داشت
گله ها از شتر سواری داشت
با رقیه چه روزگاری داشت..
با غمش آه و گریه زاری داشت

آبله بود و خار یادش هست

همه ی عمر خود پریشان بود
یاد جدش همیشه گریان بود
آی مردم حسین عطشان بود
آبروی قبیله عریان بود

یک تن و ده سوار یادش هست

عمه هایش چقدر ترسیدند
کوچه های شلوغ را دیدند
مست ها آمدند رقصیدند
به سر روی نیزه خندیدند

زینب بی قرار یادش هست

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_مدح
#امام_باقر_شهادت


مولای هر سرا تویی یا باقرالعلوم
از نسل هل اتی تویی یا باقرالعلوم

یک جلوه ات به ظاهر و باطن بیانگر است
پیدای هر کجا تویی یا باقرالعلوم

با آن همه روایت سبزت مشخص است
پـروازِ تا خـدا تویی یا باقرالعلوم

دیگر پی طبیب و دوایش نمیرویم
درد و دوای ما تویی یا باقرالعلوم

با لطف تو همه سرِ این سفره آمدیم
بانـیِ روضه ها تویی یا باقرالعلوم

ما نوکریم و بر دل عالم نوشته ایم؛
مـولا و مقتدا تویـی یا باقرالعلوم

در چهره ات همیشه دعا موج میزند
منظومه ی دعا تویی یا باقرالعلوم

ما غصه ی عذاب جزا را نمیخوریم
تا شافـع جــزا تویی یا باقرالعلوم

ذکر مصیبتی کن و ما هم به سر زنیم
راوی ماجـرا تویـی یا باقرالعلوم

از کوفه و خرابه و دروازه ها بگو
مشروح غصه ها تویی یا باقرالعلوم

ازکربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
در بند دست و پا تویی یا باقرالعلوم

#محمدحسن_بیات_لو
#روح‌الله_نوروزی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


ببار بر سرمن شوق مستجیر شدن را
بگیر از دل من فرصت کویر شدن را

جهان به غیر سیاهی _خدا گواه_ ندارد
به ماه اگر که نبخشی سر منیر شدن را

چه علم‌ها که شکافنده اش تو بودی و هستی
چه جمع کرده خدا در تو بی نظیر شدن را

سیادت حسنین است در وجود تو جاری
که ارث برده ای از مرتضی امیر شدن را

گدا که سر زده باشد به خانه‌‌ی تو نبیند
تمام عمر دگر صورت فقیر شدن را

شفا کنار تو مفهوم دیگریست چراکه
به کور می‌دهی اذن ابوبصیر شدن را

پیامبر به پیامی سلام بر تو رسانده
چشانده ای تو به جابر شکوه پیر شدن را

سه ساله بودی و همراه عمه جان سه ساله
تویی همان که به بازی گرفت اسیر شدن را

به اقتدای سران به نیزه رفته چهل شب
ادا نموده‌ای آداب هم مسیر شدن را

رسید بر سر و دست تو روزگار و گره زد
به سنگ خار شدن را به غُل حقیر شدن را

چقدر گریه کنار پدر به چشم کشیدی
به پای نقل به جای کفن حصیر شدن را

#س_کرمانی

@raziolhossein
19:52
#امام_باقر_شهادت


سوغات ما از کربلا درد و محن بود
پژمردگی لاله های در چمن بود

من غصّه دار غصّه های بی قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم

من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره های لاله گونم

من تشنگی را در حرم احساس کردم
یاد دو دست خونی عبّاس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه
خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گرچه کنون مسموم از زهر هشامم
من کشته ی ویرانه ای در شهر شامم

دیدم که پرپر میزند هم سنگر من
در خاطرم شد زنده داغ مادر من

من روضه خوانی در منا برپا نمودم
خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوی مدینه
سنگ مدینه می زدم هر دم به سینه


حالا که نقش زهر کین در سینه مانده
از جسم پاک من فقط یک اسم مانده

یارب قرارم را ز نیرنگش ربوده
در مجلس مستی مرا دعوت نموده

زهر عدو خون کرده قلب آتشین را
گریان نموده چشم زین العابدین را

#حبیب_الله_موحد

@raziolhossein1
19:52
#امام_باقر_شهادت


مگر میشود گریه بسیار کرد..
مگر میشود دیده خونبار کرد..
مگر میشود صحبت از خار کرد..
مگر میشود نقل بازار کرد..

ولی از غم و غصه اش دق نکرد!

مگر میشود خیمه سوزان شود..
درآن شعله ها عمه حیران شود..
کشیده نصیب یتیمان شود..
رد دست هاشان نمایان شود..

ولی از غم و غصه اش دق نکرد

مگر میشود گفت از سوختن
چه ها میکشید عمه خوب من
ز توهین آن خولی بددهن
مگر میشود گفت از زن زدن

ولی از غم و غصه اش دق نکرد

مگر‌میشود لشگر نیزه دار
بیوفتد به دنبال یک طفل زار
ببینی سر شاه را نی سوار
ز داغ رقیه شده بی قرار

ولی از غم و غصه اش دق نکرد

حرم شد گرفتار رنج و عذاب
چه ها کرد با دستهامان طناب
مگر میتوان روضه خواند آب آب
مگر میشود حرف زد از رباب

ولی از غم و غصه اش دق نکرد

شبی که حرم سمت غمخانه رفت
به مهمانی قصر شاهانه رفت
ز شوق پدر طفل دردانه رفت
مگر میتوان گفت ویرانه رفت

ولی از غم و غصه اش دق نکرد

کنون این من و این دل گریه خیز
نشستم به بستر مریض مریض
چه باید کنم با غمش یا عزیز
مگر میشود گفت حرف از کنیز

ولی از غم و غصه اش دق نکرد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
19:52
#امام_باقر_شهادت
#رباعی

ای شاهد ماجرا ، امام باقر !
راویِ شکنجه ها ، امام باقر !

از حاشیه ی چادر زینب می دید
سرهای بریده را امام باقر


#سید_روح_الله_باقری

@raziolhossein
1 June 2025
ش
23:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


از کودکی با آهِ سوزان گریه کردم
با کاروانی دیده گریان؛گریه کردم

هربار با مویی سپید و قامتی خم
عمه صدامی زد«حسین جان»...گریه کردم

یادم نرفته تا که دیدم مرکب آمد
با یالِ غرقِ خون ز میدان گریه کردم

دنبال مرکب پا برهنه می دویدم
دنبال زن ها در بیابان گریه کردم

دیدم که دسته دسته در گودال رفتند
شد شاه عالم سنگ باران گریه کردم

دیدم یکی زانو زده بر روی سینه
گیسوی جدم شد پریشان گریه کردم

دیدم که آب مشک را روی زمین ریخت
سر می برید از ذبح؛عطشان؛ گریه کردم

پیراهن یوسف به چنگ گرگ افتاد
میر بنی هاشم شد عریان گریه کردم

دیدم سپاهی حمله کرده سوی خیمه
تا صبح ؛من شام غریبان گریه کردم

همبازی ام را پیش چشمم ضجر می زد
گُم شد رقیه در بیابان گریه کردم

  پیداکه  شد تا صبح باعمه کشیدم
از گیسویش خار مغیلان گریه کردم

با چشمهایم کوچه های شام دیدم
کوچه به کوچه با اسیران گریه کردم

دیدم که ناموس خدا گشته گرفتار
برحال عمه من فراوان گریه کردم

دیدم که می بندد یکی با خیزرانش
لبهای یک قاری قرآن گریه کردم


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
23:08
#امام_باقر_شهادت


بیابان بود و صحرا بود آنجایی که من بودم
هزاران خیمه بر پا بود آنجایی که من بودم

شمیم یاس یاسین دشت را پر کرده بود اما
گلاب اشک زهرا بود آنجایی که من بودم

قیام عاشقان راست‌قامت بود عاشورا
قیامت آشکارا بود آنجایی که من بودم

تمام سورۀ ایثار و آیات جوانمردی
به هفتاد و دو معنا بود آنجایی که من بودم

پیام روشن «اَلموت اَحلی مِن عسل» یعنی
شهادت هم گوارا بود آنجایی که من بودم

چرا آتش بگیرند از عطش گل‌های داودی
اگر بین دو دریا بود آنجایی که من بودم

کسی از اسب می‌افتاد پشت نخل‌ها، آری
علم در دست سقا بود آنجایی که من بودم

صدای بت شکستن در فضا پیچیده بود اما
خلیل‌الله تنها بود آنجایی که من بودم

شعاع آفتاب از مشرق گودال سر می‌زد
که ثارالله پیدا بود آنجایی که من بودم

عدالت زیر سم اسب‌ها پامال شد، آری
ستم در حد اعلا بود آنجایی که من بودم

شدم محو نگاه عمه‌ام زینب که در چشمش
تمام دشت زیبا بود آنجایی که من بودم

چرا آن روز تل زینبیه اوج عزت شد
که چشم‌انداز فردا بود آنجایی که من بودم

چه گل‌هایی که زیر بوته‌های خار پرپر شد
مگر پاییز گل‌ها بود آنجایی که من بودم؟

هلال ماه نو وقتی نمایان می‌شد از محمل
فقط یک نیزه بالا بود آنجایی که من بودم...


#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
7
23:08
#امام_باقر_علیه_السلام


نور است بر مدار تو یا باقرالعلوم
خورشید ریزه خوار تو یا باقرالعلوم

هستی است در تصرف دست اشاره ات
"جبر" است اختیار تو یا باقر العلوم

در جبهه ی جهاد ، علی ذوالفقار داشت
علم است ذوالفقار تو یا باقر العلوم

تا که یزید خطبه ی غرای تو شنید
شد مات اقتدار تو یا باقر العلوم

آقا شنیده ام که در اندوه و درد بود
«یا فاطمه» شعار تو یا باقر العلوم

باغ وجود در غم تو شد سیاهپوش
تا شد خزان بهار تو یا باقرالعلوم

تنها نه من که خاطر هفت آسمان شده است
آشفته ، بیقرار تو یا باقر العلوم

سر می کشد ز سینه ی من شعله های آه
دل گشته داغدار تو یا باقر العلوم

گلقطره های پرپر اشک مرا ببین
همراه جان ، نثار تو یا باقر العلوم

طوف بقیع و تربت افلاکی تو را
خواهم ز کردگار تو یا باقر العلوم

شعر "کمیل" را ز محبت قبول کن
لطف و صفاست کار تو یا باقر العلوم


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
23:08
#امام_باقر_شهادت



گرچه آتش به دل شعله ورم افتاده
شرر زهرستم ،برجگرم افتاده

یادم از کرب وبلا آمد و یک بار دگر
انقلابی به دل شعله ورم افتاده

آه از آن گلشن خونین ،که به چشمم دیدم
گل پرپر، همه جا دور و برم افتاده

ثمری از شجرطیبه هستم ، امّا
آتشی برهمه ی برگ و برم افتاده

از تن جّد غریبم چه بگویم، وقتی
به سوی قتلگه او گذرم افتاده

کودکی بودم و دیدم که به پیش نظرم
غل و زنجیر به پای پدرم افتاده

از همان روز که خورشید به نی جلوه نمود
سایه ای ازغم و محنت به سرم افتاده

دیده ام از اثر ضربت سنگ بیداد
ز روی نی سر شمس وقمرم افتاده

عمه ی کوچک من پیش نگاهم جان داد
درد این بار گران برکمرم افتاده

آه دیگر ز فلک پیک شهادت آمد
زین خبر اشک ز چشم پسرم افتاده

ای «وفایی» همه جا درغم ما گریه کنید
لخته های دلم از چشم ترم افتاده

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
23:08
#امام_باقر_مدح
#امام_باقر_شهادت


منم که زنده نمودم خدا پرستی را
منم که شیخ و مرادم تمام هستی را

منم که زنده نمودم علوم قرآن را
کشانده ام به تماشا بهشت ایمان را

منم که زنده نمودم قیام جدّم را
منم که زنده نگه داشتم محرّم را

در اوج عرش مقامی رفیع دارم من
و غربتی چو غروب بقیع دارم من

منم که سنگ مزارم پر کبوترهاست
منم که زائر تنهای هر شبم زهراست

منم که در نفسم عطر کربلا جاری است
شمیم غربت من در دل منا جاری است

هزار حرف نگفته میان دل دارم
هزار درد نهفته میان دل دارم

هزار حرف نگفته ز ماجرای حسین
چقدر روضه گرفتم فقط برای حسین

هزار حرف نگفته ز ظهر روز عطش
ز ماجرای رباب و ز داغ سوز عطش

سه چار ساله ولی ماجرا که یادم هست
سری که رفت روی نیزه ها که یادم هست

همین که رفت عمو، قامت حسین خمید
همین که رفت عمو، ضرب تازیانه رسید

میان سلسله ها یک به یک قطار شدند
به روی ناقه ی عریان همه سوار شدند

چه زلف ها که در این ماجرا سپیده شدند
چه حرف ها که در این کوچه ها شنیده شدند

هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز
هنوز بر کف پا زخم آبله است هنوز

هنوز قصّه ی بازار شام یادم هست
هنوز سنگ سرِ پشت بام یادم هست

چه ناله ها که در این سینه ها بریده شدند
چه موی ها که سر هر گذر کشیده شدند

هنوز قصّه ی آن نیزه دار یادم هست
صدای دخترکی بی قرار یادم هست

هنوز در دل ما بغض حرمله است هنوز
هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز

شکست پهلوی آن دختری که خورد زمین
شبیه پهلوی آن مادری که خورد زمین

«سه ساله بود ولی پیر عشق بابا بود»
سه ساله بود ولیکن شبیه زهرا بود


#وحید_محمدی

@raziolhossein
1
23:08
#امام_باقر_علیه_السلام


ای دوّمین محمّد و ای پنجمین امام
از خلق و از خدای تعالی تو را سلام

چشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نور
روح روان احمد و فرزند چار امام..

وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار
نام تو را نبرده نبی جز به احترام..

حکم خدا به همّت تو گشته پایدار
دین نبی به دانش تو مانده مستدام

با آن همه جلال و مقامی که داشتی
دیدی ستم ز خصم ستمگر علی الدوام

گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید
گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام

گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن
سوزند از برای تو هر روز خاص و عام

گاهی به دشت کرب‌وبلا بوده‌ای اسیر
گاهی به کوفه بر تو شده ظلم، گه به شام

خواندند سوی بزم یزیدت، بدان جلال
بردند در خرابۀ شامت بدان مقام

گه کف زدند اهل ستم پیش رویتان
گه سنگ ریختند به سرهایتان ز بام

راحت شدی ز جور و جفای هشام دون
آن‌دم که گشت عمر تو از زهر کین تمام

داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی
بر قبر بی‌چراغ تو گوییم یک سلام..

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
23:08
#امام_باقر_علیه_السلام
#امام_باقر_شهادت


کسی که عشق بُوَد محو بردباری او
روان به پیکر هستی‌ست لطف جاری او

بزرگ آینۀ قدرت خدایِ بزرگ
که شاهد است جهان بر بزرگواری او

امام پنجم و معصوم هفتم آن مولا
که چرخ یافته رفعت، ز خاکساری او

بر او سلام که باشد سلام پیغمبر
گواه روشن فضل و طلایه‌داری او

جهان علم بُوَد یادگار او، صد حیف،
به درد و داغ نوشتند یادگاری او

ز کربلا سند زنده‌ای به کف دارد
گواه من دل خونین و اشک جاری او

هزار خاطره دارد ز راه کوفه و شام
ز مهربانی زینب، ز غمگساری او

پیاده رفتن او پای نیزۀ سرها
مصیبتی‌ست که پیداست ز آه و زاری او

به دل ز داغِ بسی کشته، زخم کاری داشت
عدو ز زهر، نمک زد به زخم کاری او

هشام دست به آزار حضرتش بگشود
چو دید در ره اسلام، پایداری او

ره شکنجه و تبعید او گرفت چو دید
قرار دولت خود را به بی‌قراری او

مهی که بوسه زند بر رکاب او خورشید
فتاده در کف دشمن، رکاب‌داری او..

شرار زهر ستم همچو شمع آبش کرد
که یافت رنگ خزان، چهرۀ بهاری او

دلا بسوز ز داغش که خویش فرموده‌ست
به حاجیان که بگیرند سوگواری او..

خدا کند که بیفتد قبول درگاهش
غم «مؤید» و اخلاص و جان‌نثاری او


#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
23:08
#امام_باقر_علیه_السلام



تو را در کاروانی سرخ دیدم در بیابانت
الا در کاروان گل سپردم دست بارانت

چو ابراهیم سوی شام میرفتید در آتش
به اعجاز خلیلی آتش آن‌سان شد گلستانت

خزان دیدی خزان دیدی شراب و خیزران دیدی
همین برهان کفایت میکند بر چشم گریانت

حسینی و حسن یعنی تلاقی دوتا نوری
که من باید بخوانم از شهیدان از کریمانت

برای مرقدت خورشید گنبد شد زمین شد صحن
بدین سان جمع کردی شیعیان را زیر ایوانت

کدامین حوزه‌ی علمیه دارد فهم درست رت
رئیس مذهب شیعه است شاگرد دبستانت

هزاران طایفه تومارشان پیچیده شد در هم
تشیع ماند از یمن احدایث‌ فراوانت

سلام آورده جابر محضرت از سوی‌ پیغمبر
ندارم قاصدی دادم سلامم را به مهمانت

مزارت موسم ذی‌الحجه بیش از پیش خاموش است
سلام ما به تو‌ ای حج و اعمالش به قربانت


#زخم_حسینی

@raziolhossein
23:08
#امام_باقر_شهادت


کربلا ؛ کرب و بلا را با دو چشمم دیده ام
ابتدا تا انتها را با دو چشمم دیده ام

جدم از اهل و عیال خود خجالت می کشید
غربت خون خدا را با دو چشمم دیده ام

بغض بود و اهل خیمه چشم در چشم رباب
گریه های بی صدا را با دو چشمم دیده ام

من خودم گهواره جنبان علی اصغر شدم
تشنگی بچه ها را با دو چشمم دیده ام

یک عمویم شد صد و ده تا عمو؛ای وای من
پیکر بین عبا را با دوچشمم دیده ام

کشته ی گودال مان را یک نفر آبی نداد
کوفیان بی وفا را با دو چشمم دیده ام

کاش اصلا کور بودم تا نمیدیدم ؛ ولی
من ذبیح بالقفا را با دو چشمم دیده ام

روضه ی سنگین ما در کربلا تنها نبود
سخت تر از نینوا را با دو چشمم دیده ام

عمه ام را مثل مادر سیلی محکم زدند
ضربه های بی هوا را با دو چشمم دیده ام

نیمه شب از سوز تاول هیچ کس خوابش نبرد
زخم روی دست و پا را با دو چشمم دیده ام

"صد پسر در خون بغلطد غم نبیند دختری "
طفل محتاج عصا را با دو چشمم دیده ام

روضه ی بزم شراب اخر شهیدم میکند
خیزران بی حیا را با دو چشمم دیده ام

یک طرف جام شراب و یک طرف راس الحسین
سفره ی شام بلا را با دو چشمم دیده ام



#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
3 😭 1
23:08
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

ذکرِ دلِ شب: زیارتِ عاشورا
اسبابِ طلب: زیارتِ عاشورا

یک عمر به برکتِ امامِ باقر
داریم به لب زیارتِ عاشورا

#عادل_حسین_قربان

@raziolhossein
4
23:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
859×1080, 150.2 KB
بر زین زهر خورده نشست آن که دیده بود
جدش چگونه از سرِ زین بر زمین فتاد

#محمدسعید_عطارنژاد

@raziolhossein
😢 1
2 June 2025
ش
02:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام


زخمی نشسته بر‌ جگرِ باقرُالعلوم
غم بود و رنج همسفرِ باقرُالعلوم

می‌خوانده است مرثیه ها روی منبر او
چون بوده شیوه پدرِ باقرُالعلوم

عمریست گریه کرده به پای سر حسین
زخمی شده ست چشم ترِ باقرُالعلوم

آثار مجلسی و کلینی و عامِلی
هستند خط به خط اثرِ باقرُالعلوم

هستند روز حشر همه عالمان دهر
محتاج لحظه‌ای نظرِ باقرُالعلوم

دور بقیع خیل عظیم ملائکند
مرثیه خوان و نوحه‌گرِ باقرُالعلوم

از غصه های غافله‌ی غم نشسته است
زهری کشنده بر جگرِ باقرُالعلوم


#عباس_گودرزی


@raziolhossein
ش
03:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


چو نوری هستی و دیدن نداری
بنایی جز درخشیدن نداری
عقیقی و تراشیدن نداری
تو در فقهت ندانستن نداری

لباس علم خود را بر تنم کن
دوباره با کلامت روشنم کن 

تو آقایی که دست رد ندارد
گدا پیشت نمیخواهد ندارد
کبوتر، دور تو گنبد ندارد
بقیعت زائری دارد؟ ندارد!

فدای داغ و درد بیشمارت
نشانی از حسن دارد مزارت

سبیل اللهی و سمت خدایی
امیر مروه و سعی و صفایی
دلیل گریه های روضه هایی
شهید زندهء کرببلایی

اگر از کودکی در شور و شینی
تو گریان با علی بن الحسینی

ترا در روضهء افلاک بردند
ضریحت را به جائی پاک بردند
تنت را با دلی غمناک بردند
ولی با سه کفن در خاک بردند

کنارت روضه بود و سینه زن بود
حسین اما سه روزی بی کفن بود

سیاهی عزا را می شناسی
بلای کربلا را می شناسی
زبان نیزه ها را می شناسی
تو سرهای جدا را می شناسی

به قلب پاره پاره تیر دیدی
زنان را در غل و زنجیر دیدی

اگرچه دیدی از دشمن جسارت
اگرچه رفته ای بین عمارت
خجالت می کشی از بعد غارت
رقیه با تو بوده در اسارت

تو هم دور و برش آتش گرفتی
برای معجرش آتش گرفتی

کنار او به پایت خار رفته
حواست پیش نیزه دار رفته
کسی که کوچه و بازار رفته...
ز جسمش، جان هزاران بار رفته

میان شام، سرها سنگ می خورد
به صورت های زن ها چنگ می خورد


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1 😢 1
03:38
#امام_باقر_علیه_السلام


ای شیعه ی ثانی عشرحضرت باقر
دین زنده شده از هنر حضرت باقر

بخشید به اسلام مبین گرمی ورونق
گنجینه ی غرق گهر حضرت باقر

تا روز قیامت همه چون آینه ماتند
از دانش و علم و هنر حضرت باقر

زینت ده توحید پرستان جهان است
گلزار گل و بارور حضرت باقر

قدسی نفسان حرم قدس ندیدند
جز نور خدا در نظر حضرت باقر

مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند
درسجده ی شام وسحر حضرت باقر

جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر
آورده سلامی به بر حضرت باقر

عمری زغم کرب وبلا خون جگر خورد
قربان دل وچشم تر حضرت باقر

داغ غم زهرا وعلی درهمه ایام
آتش زده بر بال وپر حضرت باقر

زهر ستم وکینه ی بیداد چه کرده است
با جان و دل و با جگر حضرت باقر

افسوس که در سوک نشستند ملائک
زین داغ گران با پسر حضرت باقر

دادند مرا کوثر توفیق «وفایی»
تا آن که شوم نوحه گر حضرت باقر


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
ش
04:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام
#حدیث

اگرچه در نظرت آنچه نیست، ظاهر ماست
سیاه‌جامۀ سوگت لباس فاخر ماست

سلام می‌دهم و دلخوشم که فرمودید
هرآن‌که در دل خود یاد ماست، زائر ماست

تویی که نام غریبت خودش به تنهایی
اثرگذارترین روضۀ منابر ماست

بگو چگونه نگویم که دوستت دارم
که این حدیث شریف از امام باقر ماست:

«خبر کنید کسی را که دوستش دارید»*
خدا کند برسد، این پیام آخِر ماست

مرا که در سفر آخرت امیدی نیست
مگر به این‌که بگویید: او مسافر ماست

اگرچه درخورتان شعر، ناسرودنی است
بگو به لطف خود این روسیاه، شاعر ماست


#مصطفى_تبريزى

* در روایت است که مردی از مسجد گذر کرد، در حالی که امام باقر و امام صادق(علیهماالسلام) نیز در مسجد نشسته بودند. یکی از اصحاب امام باقر(علیه‌السلام) گفت: به خدا قسم من این شخص را دوست می‌دارم. امام فرمود: «اَلا فَأَعْلِمْه فَاِنَّهُ اَبْقی لِلْمَوَدَّهِ وَ خیرٌ فی الأُلفه؛ پس به او خبر بده، چرا که این خبردادن، هم مودّت و دوستی را پایدارتر می‌کند، هم در ایجاد الفت، خوب است». (بحارالأنوار، ج۷۱، ص۱۸۱)

@raziolhossein
04:24
#امام_باقر_شهادت


غمگین زمین، گرفته زمان، تیره‌گون هواست
امروز روز گریه و امشب شب عزاست

تا خوشه‌های بغض، گل گریه می‌دهند
از تنگنای سینۀ ما ناله‌ها رهاست

در سوگ آفتاب مدینه، به سوز و آه
با صاحب‌الزمان دل ما نیز همنواست

داغی‌ست سینه‌سوز غم باقرالعلوم
گر خون بگریَد از غم او آسمان رواست...

هم وارث تمامی اوصاف حیدر است
هم مخزن تمامی اسرار مصطفاست

ذکرش امیدبخش دلِ هرچه ناامید
نامش شفادهندۀ هر درد بی‌دواست

ای روح آسمانی از این داغ جانگداز
فریاد خاک امشب تا عرش کبریاست

سوزی که قطره قطره تو را آب کرد و سوخت
این زهر نیست بلکه همان داغ کربلاست

ای جان ما فدای غم غربت بقیع
قبرت بقیع نیست که در سینه‌های ماست...

امشب هزار پنجره دل گریه می‌کنیم
با غربت بقیع، دل شیعه آشناست

شمعی به روی تربت پاک تو نیست... آه
این‌جا مگر نه این‌ که مزار امام ماست

تنها نه از غم تو مدینه عزا گرفت
در بارگاه قدس کنون محشری به‌پاست

امشب «خروش»! آن نفس حق که تا سحر
دریای گریه را به خروش آورد کجاست؟


#عباس_شاه_زيدى #خروش


@raziolhossein
3
04:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
960×1280, 126.9 KB
#امام_باقر_شهادت

یک بار مرا به زهر کین دنیا کُشت
صد بار زداغ روز عاشورا کُشت

مانند حسن به کودکی پیرم کرد
مانند حسن به کوچه ها من را کُشت

او را غم کوچه بنی هاشم کُشت
من را غم کوچه یهودیها کُشت


@raziolhossein
😭 8 2
ش
19:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


طفل بودم که تمام جگرم سوخته شد
رفته بودم سفر اما سفرم سوخته شد
خیمه ای، دشت عجیبی، شط آبی... اما
همه ی منظره ها در نظرم سوخته شد
هنر من، همه خنداندن اصغر بوده
حرمله قهقهه ای زد هنرم سوخته شد
خواستم از پی اصغر بزنم پر بروم
آتش افتاد به گهواره پرم سوخته شد
هر کسی رفت به میدان، خبرش آوردند
بعد از آن حرف و حدیث و خبرم سوخته شد
ظهر داغی شد و داغ از همه جا می بارید
آنقدر داغ که شمسم قمرم سوخته شد
روی هر نیزه سری در پی زینب می گشت
نیزه ای خورد به من پا و سرم سوخته شد

بعد از آن حادثه دیگر کمرم راست نشد
خواستم خنده کنم، خنده.. دلم خواست... نشد


آه از کوفه ی بی شرم و حیا... واویلا
شام صد مرتبه شد کرببلا... واویلا
هر قدم سنگ پذیرای سر بابا بود
کوچه در کوچه بلا بود بلا... واویلا
داغ زنجیر که بر گردن بابا بستند
زخم آن آمده تا گردن ما... واویلا
آی نامرد! پدر را زده ای ما را هم
آی بی شرم و حیا!... عمه چرا... واویلا
شرم کن شرم... رقیه چه گناهی دارد؟
جان زهرا نزن این فاطمه را... واویلا

قصه ی فاطمه و سیلی و آن در بس نیست؟
غارت خیمه و پیراهن و معجر بس نیست ؟

اول شام، به اسماء خدا سنگ زدند
به سر سرخ غریب الغربا سنگ زدند
در دروازه ساعات، زنان با شادی
به سر پاک تمام شهدا سنگ زدند
از خدایم طلب مرگ نمودم صد بار
در همان کوچه که بر عمه ی ما سنگ زدند
به امیدی که خداوند غنی شان سازد
به سر پاک عمویم، فقرا سنگ زدند
قصد قربت به لب آورده و با حال وضو
درِ مسجد – چه بگویم- علما سنگ زدند
مادر و عمه و بابا سپر من بودند
وقتی از بام به سمت اسرا سنگ زدند
با رقیه همه جا ضجه کنان ناله کنان
گریه کردیم ولی... باز به ما سنگ زدند
شامیان بغض علی در دلشان بود چقدر
نرسیدند اگر کرببلا ... سنگ زدند
نرسیدند درِ خانه به آتش بکشند
مردم شام به عشق خلفا سنگ زدند
یکنفر آه... نپرسید چرا سنگ زدید
یکنفر نیز... نمی گفت چرا سنگ زدند

نزده هیچکسی زخم چنین تا حالا
بر دل و پیکره ی دین مبین تا حالا

#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
3 😢 1
3 June 2025
ش
07:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام
#امام_باقر_شهادت


شب دنیا اگر که تاریک است
چاره ای نیست جز ستاره شدن
از دل صومعه به لطف امام
راه باز است تا زُراره شدن

راه را هر زمان که گم کردی
از دلیلی در آن مسیر بپرس
او دلش روشن است می بیند
قصه را از ابابصیر بپرس

قصه آنکه خواست تا شیعه
نرود سمت مقصدی دیگر
آری آری جهان دگرگون شد
با حضور محمدی دیگر

پدر علم بود و زاده زهد
چشمهایش طلوع پیغمبر
فخر خلقت محمَّد بن علی
مرد میدان دین اباجَعفر

جمع نور حسین بود و حسن
روی منبر شبیه حیدر بود
اولین بانی حدیث و کلام
قلمش ذوالفقار دیگر بود

از مدینه به کربلا وا شد
با حضورش تمام پنجره ها
بغض، یک عمر در گلویش بود
خسته بود از هجوم خاطره ها

از همان کودکی به خود می گفت
کربلا را ادامه خواهم داد
روضه می خواند اول هر درس
یاد آن خاطرات می افتاد

یاد روزی که جدّ تشنه لبش
بین گودال دست و پا می زد
او که سنی نداشت، در خیمه
عمه جان را فقط صدا می زد

دید هر دم به روی نی سر ها...
دید در بین ناقه خواهر ها...
دید خلخال ها و زیور ها....
دید زخم است گوش دخترها...

ناگهان پیر می شود هر کس
اول کودکی اسیر شود
جان سالم به در نخواهد برد
هر که با زجر هم مسیر شود

بارها با سه ساله در صحرا
مثل گل های تشنه پژمُردند
دست هاشان میان یک زنجیر
پیش هم تازیانه می خوردند

می دویدند در دل صحرا
روضه خوانِ عزای هم بودند
بارها جای هم کتک خوردند
زخمی ماجرای هم بودند


#مجید_تال

@raziolhossein
😭 1
07:17
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 34.9 KB
07:17
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 37.2 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
07:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
#یوم‌الترویه

عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

.
07:18
به مناسبت حرکت کاروان سیدالشهدا علیه السلام از مکه به سمت کربلا
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه

مپرس از من چه مظلومانه رفتند
کبوترها به شب از لانه رفتند

حرامی ها چه با این زمره کردند؟
که حج خود بدل بر عمره کردند

صفا و مروه آن شب بی صفا شد
که روح کعبه از کعبه جدا شد

به شب از خانه، صاحب خانه می رفت
پی یک شمع صد پروانه می رفت

حرم شد از حرم یک باره خالی
شده آواره مولا با موالی

نگویم می رود مهمان کعبه
رود از جسم کعبه جان کعبه

نه بیت و حِجر و زمزم گریه می کرد
که سنگین دلْ حَجَر هم گریه می کرد

مقام از هجر، سوزی در جگر داشت
که مولایش ز چشمش پای بر داشت

به سوی حج اکبر رو گذارد
که مُحرم اصغری شش ماهه دارد  

روان با شوق دل سرو روان ها
کنار محمل مادر جوان ها

ز محمل می رود چون پرده بالا
تبسم می کند بر نجمه، لیلا

که هر کس خواست پیغمبر ببیند
بگو آید رخ اکبر ببیند

تفاخر، با تبسم گشت چون جفت
نگاه نجمه با لیلا سخن گفت

که بنگر در برم سرو چمن را
در این وجه حسن، بنگر حسن را

رباب آسا، رباب اندر خروش است
دلش غوغا کنان و لب خموش است

جوانان گرد مهدش جمع آیند
همه شش ماهه را از هم ربایند

ندانم از چه دستی آب خورده ست
که یک غنچه دل صد باغ برده ست

ادب را گرد او صف می کشیدند
صدای عمه را تا می شنیدند

به شب، مه چاکر و روز، آفتابش
به کف قاسم عنان، اکبر رکابش

کنار دیده از گریه یمی داشت
دمی چشم از حسینش برنمی داشت

خلاف بخت او، چشمش نمی خفت
دل او با برادر، فاش می گفت:

غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای وصل بی بال و پرم کرد

اگر چه شد عجین با غم گِل من
ولی در این سفر، لرزد دل من

از آن ترسم به غم دم ساز گردم
تو را بگذارم و خود باز گردم

خسان شادابی گلشن بگیرند
همه بود و نبود من بگیرند

کریم از خوشه چین خرمن نگیرد
الهی حق تو را ازمن نگیرد

اگر چه این سفر باشد خدایی
ولی آید از آن بوی جدایی

بیا و در کنارم ره سپر باش
به نخل آرزوی من ثمر باش

مگر با چشم و دل سیرت ببینم
ز گلزار رخ تو گل بچینم



#علی_انسانی

@raziolhossein
1
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه

کعبه محروم شد ز دیدارت
یـابـن زهـرا خدا نگهدارت

کربـلا مـی‌روی و یـا کوفه؟
یا به شام اوفتد سر و کارت؟

چه شود ای امام جود و کرم
یک نگاه دگـر کنـی به حرم

ای ز جــام بـلا شــده سـرمست
دست و دل شسته از هر آن چه‌ که ‌هست

چه شتابان روی به دیدنِ دوست
جای گل سر گرفته‌ای سر دست

از حریمت برون شدی مولا
عازم حج خـون شدی مولا

هشتِ ذیحجه مردم عالم
همه رو آورند سوی حرم

تو دل شب ز بیت امـن خدا
سر به صحرا نهی قدم به قدم

کعبه تا صبح ناله سر می‌کرد
پســر فاطمــه مــرو برگرد

کعبه با سوز و اشک و ناله و آه
بـر نمـی‌دارد از تـو چشم نگاه

سفر تیر و نیـزه و عطـش است
طفل شش ماهـه را مبـر همراه

از سفیدی حنجرش پیداست
این پسر ذبح سیدالشهداست

نظری کن به غنچه یاست
ثمـر سرخ بـاغ احسـاست

اصغـرت را بگیـر از مـادر
بسپارش به دست عباست

چون صدایت زند جوابش ده
از سـرشک دو دیده آبش ده

نالـه‌ای بـر لـب سـلاله تـوست
کـه شبیـه صـدای نالـه توست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


#محمدحسین_بهجت_تبریزی
#شهریار

@raziolhossein
1
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه

آقا چه شد كه حج شما نيمه كاره ماند
شبهاي شهر مكه چرا بي ستاره ماند

 بار سفر مبند، دلم شور مي زند
 گويا قيامت است،مَلك صور مي زند

 من خواب ديده ام، سرتان را به ني زدند
 گرگان تشنه، زوزه كشان لب به مِي زدند

 ديدم نسيم شانه به گيسوت مي زند
 مَرهم به زخم گوشه ي ابروت مي زند

 اينجا بمان كه حرمت كعبه تويي حسين
 آقا مرو، كه عزت كعبه تويي حسين

 حالا كه مي روي سفري پرخطر حسين
 پس لااقل سه ساله ي خود را مبر حسين

 پاشيدم آب پشت سر محمل رباب
 با ظرف اشك ديده ي خونين جگر حسين


 اين ساربان به درد مسيرت نمي خورد
 يك ساربان اهل نظر را ببر حسين

 او نقشه ها كشيده كه دور وبر شماست
 چشمش مدام خيره به انگشتر شماست

 با بردنش نمك به جگر مي خورد حسين
 شش ماهه ي تو زود نظر مي خورد حسين

 با اينكه مست ذكر خوش يارب توأم
 اما هنوز مضطرب زينب توأم

 يعقوب چشم آينه ها پير مي شود
 اين شهر بي حضور تو دلگير مي شود

 دارد ز ديده قافله ات دور مي شود
 كم كم بساط  روضه ي ما جور مي شود

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه

هر دم به گوشم می‌رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا، دیگر ندارد فاصله

از کعبه‌ی گل آمده، تا کعبه‌ی دل می‌رود
این کاروان غم فزا؛ منزل به منزل می‌رود

یک زن میان محملی، بر ناقه در تاب و تب است
عباس و اکبر دور او، این زن خدایا زینب است

لحظه به لحظه می‌شود درد و غمش در دل فزون
گوید حسینش زیر لب، انّا الیه راجعون

نجمه نمی‌گیرد نگاه از روی ماه قاسمش
با اشک حسرت میزند، شانه به موی قاسمش

در مهد آغوش رباب؛ رفته علی‌اصغر به خواب
بوسد گلوی نـاز او؛ امّا دلش در اضطراب

وقتی رقیه پرده محمل به بالا می‌برد
دل می‌برد از قافله، چون نام بابا می‌برد

@raziolhossein
2
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه

می‌خواست کفر، افکند از جوش، کعبه را
تا اهل دین، کنند فراموش، کعبه را

بگرفت جا به دامن کرب‌وبلا، حسین
با درد و غم نمود هم آغوش، کعبه را

شد زنده دین حق ز قیامش اگر چه، کرد
اندر عزای خویش سیه‌پوش، کعبه را

خون خدا به کرب‌وبلا موج می‌زند
بینم ولیک، ساکت و خاموش، کعبه را

بوی خوشی، که می‌وزد از تربت حسین
گویی که برده تا ابد از هوش، کعبه را

بنگر مقام و رتبه، که در پیش کربلا
شد حلقۀ ارادت، در گوش، کعبه را

از بس که اشک ریخته، در ماتم حسین
چون زمزم است، چشمۀ پر جوش، کعبه را

یا نیست جز خیال شه کربلا، به سر
یا خاطرم نموده فراموش، کعبه را

#حسین_آهی

@raziolhossein
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه


اى مُحرمان مَحرم! بار سفر ببندید
احرام حجّ خونین بار دگر ببندید

من خود خلیل عشق و چاووش کربلایم
چاووش کربلا را بار سفر ببندید

عشق خداى خوانَد ما را به حجّ برتر
دامان عشقبازى نک بر کمر ببندید

ما را رضاى جانان،اصل‌است و غیر از این‌فرع
از آنچه او نخواهد، باید نظر ببندید

بر پرده‌هاى محمل، آیات خون نویسید
بر گردن شترها زنگ خطر ببندید

در حجره‌هاى جنّت ماییم و وصل حوران
از حِجر، دل بگیرید؛ چشم از حَجَر ببندید

هر کس شهید باشد، جاوید زنده باشد
با پنجۀ شهادت بر مرگ در ببندید

در پیش تیغ و پیکان، جان را به کف بگیرید
وز سوز تشنه‌کامى، دل در شرر ببندید

بر موج آب دریا داغ عطش گذارید
وز داغ نوجوانان زخم جگر ببندید

اى دختران معصوم! دل از پدر ببرّید
وى مادران مظلوم! چشم از پسر ببندید

عبّاس و اکبر من! بر گرد خواهر من
بر هر که جز محارم، راه نظر ببندید

تقدیر ما «مؤیّد»! باشد چو در شهادت
هرگز نمی‌توانید دست قدر ببندید


#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه


از کعبه رو به کرببلا می‌کند حسین
وآنجا دوباره کعبه بنا می‌کند حسین

گر ساخته‌ست خانه‌اى از سنگ و گل،خلیل
آن جا بنا ز خون خدا می‌کند حسین

روزى که حاجیان به حرم روى می‌نهند
پشت از حریم کعبه چرا می‌کند؟ حسین

آن حجّ ناتمام که بر عمره شد بدل
اتمام آن به دشت بلا می‌کند حسین

آنجا وقوف در عرفات ار نکرده است
فریاد معرفت همه جا می‌کند حسین

آنجا اگر که فرصت قربانیاش نبود
اینجا هر آنچه هست،فدا می‌کند حسین

آنجا که سعى بین صفا در دویدن است
این جا به قتلگاه، صفا می‌کند حسین

آنجا حنا حرام بُوَد بهر حاجیان
اینجا ز خون خویش حنا می‌کند حسین

وقتى به خیمه‌گاه رود از پى وداع
اینجا دوباره حجّ نسا می‌کند حسین

بعد از هزار سال به همراه حاجیان
هر سال رو به سوى منا می‌کند حسین

از چار سوى کعبه ز گل‌دسته‌ها هنوز
هر صبح و ظهر و شام ندا می‌کند حسین

بشنو دعاىِ در عرفاتش که بنگرى
با سوز دل هنوز دعا می‌کند حسین

سر داده‌است و حکم شفاعت گرفته‌است
بر وعده‌اى که داده، وفا می‌کند حسین

در اوج منزلت که «مؤیّد»! از آن اوست
گاهى نگاه سوى گدا می‌کند حسین

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
1
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه


این قافله را راحله جز عشق و وفا نیست
در سینهٔ آیینه، جز آیین صفا نیست
جز در بَرِ یکتا قدِ این فرقه دو تا نیست
حتّی جرس قافله، غافل ز خدا نیست

رکن و حَجَر و حِجر، ز هجر است پریشان
زمزم ز دو چشم آب بریزد پیِ ایشان

اینان که روانند، همه روح و روانند
این سلسله هر یک‌تنشان جان جهانند
این طایفه از طفل و جوان، پیر زمانند
این قافله شب تا به سحر، نافله‌خوانند

بازار جهان این همه سرمایه ندارد
گلزار جِنان این قَدر آرایه ندارد

این قافله جز عشق، ره‌آورد ندارد
عشقی که به جز سوز و غم و درد ندارد
یک آینه، بر چهرهٔ خود گَرد ندارد
جز شیرزن و غیر جوانمرد ندارد

مُحرِم شده از کعبهٔ گِل، راه فتادند
از گِل به سوی کعبهٔ دل، روی نهادند

اینان همه از خانهٔ خود، دربدرانند
بر باغ دل فاطمه، یکسر ثمرانند
اینان پسر عشق و، محبّت پدرانند
با شور حسینی به نوا، جامه‌درانند

دین را به فداکاری این طایفه، دِیْن است
وین قافله را قافله‌سالار، حسین است

این قافله را بانگ جرس، گریه و ناله‌ست
این قافله نی، باغ گُل و سوسن و لاله‌ست
از نور، به گِرد رُخشان حلقهٔ هاله‌ست
در محمل خود، حاجیه بانوی سه‌ساله‌ست

با سورهٔ عشق آمده، هفتاد و دو آیه
چون ماه و ستاره پی هم، سایه به سایه

این طفل، به غیر از دُرِ دُردانه نبوده‌ست
دردانهٔ من، با موی بی‌شانه نبوده‌ست
جایش به جز از دامن و بر شانه نبوده‌ست
گنج است، ولی گوشهٔ ویرانه‌ نبوده‌ست

این دختر من، نازترین دختر دنیاست
دختر نه، که در مِهر و وفا، مادر باباست

ای کعبه ببین، غرق صفا مُحرِمشان را
ای کوفه چه کردی بدنِ مُسلمشان را؟
ای ماه ببین ماه بنی‌هاشمشان را
ای سَرو ببین سروِ قدِ قاسمشان را

ای صبح کجا آمده صادق‌تر از اینان؟
ای عشق بگو نامده عاشق‌تر از اینان

چاووش عزا همره من روح الامین است
ای خصم اگر تیر و کمانت به کمین است
در دستت اگر کعب نی و نیزهٔ کین است
سردار سپاهم پسر اُمّ بنین است

آورده‌ام از جان شما تاب بگیرد
چشمی که ز چشمان شما، خواب بگیرد

ای قوم هوس! عشق، هواخواه حسین است
سرهای سران، خاک به درگاه حسین است
خورشید فلک، مشتری ماه حسین است
ای روبَهیان، شیر به همراه حسین است

آن فضل که در قافله‌ام نیست،کدام است؟
عبّاس، ترازوی مرا سنگ تمام است

ای روشنی چشم و، چراغ دل زینب
کشتی نجات همه و ساحل زینب
وی ماه رخت روشنی محفل زینب
دوری مکن از دیده و از محمل زینب

دارد سفر ما سفر دیگری از پی
من روی شتر راه کنم طی، تو سر نی

#علی_انسانی

@raziolhossein
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه


بار بربندید آهنگ سفر دارد حسین
نیّت رفتن در آغوش خطر دارد حسین

خنجر نامردمی خوردن ز اهل کوفه را
خوب می‌داند که میراث از پدر دارد حسین

وای من! مابین رود دجله و رود فرات
لب ز شن‌های بیابان خشک‌تر دارد حسین

اهل‌بیتش را ببین همراه خود آورده است
چون‌که از پایان کار خود خبر دارد حسین

تا بگوید شرط دینداری فقط آزادگی‌ست
روی دستش غنچه‌ای بی‌بال و پر دارد حسین

بانگ بر زد پیکری بی‌دست «اَدرک یا اَخا!»
ناگهان دیدند دستی بر کمر دارد حسین

کوه صبر است او که هم داغ برادر دیده است
هم تک و تنهاست، هم داغ پسر دارد حسین

بر فراز نی نگاهش را به صحرا دوخته‌ست
آه اگر از اهل‌بیتش چشم بردارد حسین

کاروانی نیزه و شمشیر و خنجر پیش رو
کاروانی اشک و ماتم پشت سر دارد حسین

تا که حج ناتمام خویش را کامل کند
ترک سر کرده‌ست، احرامی دگر دارد حسین

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
07:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
460×243, 9.8 KB
#و_بدأت_حكاية_زينب

در سینه غمی غریب و جانکاه افتاد
غلطید ستاره بر رخ ماه افتاد
آماده شوید گریه کن های حسین
ارباب به سمت کربلا راه افتاد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه


حاجیان جمعند دور هم همه
پس کجا رفته حسین فاطمه

اوست صحرای بلا قربانگهش
بلکه هفتادودو قربان همرهش

او به جای موی سر، سر می دهد
قاسم و عباس و اکبر می دهد

حج او داغ جوانان دیدن است
دور نعش اکبرش گردیدن است

مسلخ او خاک گرم کربلاست
موقف او زیر سمّ اسب هاست

سعی حج او صفا با خنجر است
مروه اش قبر علی اصغر است

کعبه اش خون، زمزمش اشک شب است
در فقایش ناله های زینب است

او رود حجّی که قربانش کنند
در یم خون سنگ بارانش کنند

سجده اش از صدر زین افتادن است
بوسه از حنجر به خنجر دادن است

تا کند در موج خون با حق صفا
سر دهد بر دوست اما از قفا

تا قیامت حج از او بر پاستی
چشم (میثم) در غمش دریاستی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein1
1
07:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#یوم_الترویه
#رباعی

رفتی زحرم خدا نگهدار حسین
با زینب و اکبر و علمدار حسین

در قافله طفل شیرخواره داری
خیلی صدقه کنار بگذار حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
07:18
#امام_حسین
#یوم_الترویه



به يوم الترويه محمل ببستند 
خواتين اندر آن محمل نشستند

حرم را از حرم كردند بيرون 
همه سرگشته اندر دشت و هامون

کسانی را که بر عالم پناهند
برون کردند از بیت خداوند

همه قربانیان کعبه ی دل
برون خرگه زدند از کعبه ی گل

مهار ناقه‌ی بانوی ذيجود 
به دستان طرمّاح عدی بود

حُدی با زنگ اشتر گشت چون جفت
طرماح عدی با آن شتر گفت

همين بانو كه در محمل نشسته
دل از قيد علايق ها گسسته

مهين دخت اميرالمؤمنين است 
که او فرمانده روی زمين است

مبادا آن كه آزارش نمايی
هم آزار دل زارش نمايی


#تاج_الواعظین

@raziolhossein
3 😭 1
07:18
#امام_حسین_مناجات
#استقبال_محرم



به حکم این که فقط کربلاست منزل ما
معطر است به ذکر حسین محفل ما

به زرق و برق جهان دل نبسته ایم دمی
خوشیم ، تا که همین نوکری ست حاصل ما

برای سینه زنان تا ابد همین کافی ست
همین که ذره ای از تربت است در گِل ما

صدای پای محرم به گوش می آید..
دوباره عکس ضریح است در مقابل ما

گناه با دل ما هر چه کرده بود گذشت...
از این به بعد حسین است صاحب دل ما

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
07:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 53.9 KB
#یوم_الترویه

این سفر بى حساب غم دارد
دل از این رو بسى الم دارد
می کشد این کلام عالم را
کاروانت رقیه هم دارد

#عرفان_ابوالحسنی

@raziolhossein
07:24
#امام_حسین
#یوم_الترویه


برای هشتم ذیحجّه، نُه سپهر گریست
غریب رفتن آن کعبه را حرم نگریست

هزار داغ بنا شد بر این قبیله رسد
خدا به داد دل حضرت عقیله رسد

...

فقط نه داغ علی‌اکبر و علی‌اصغر
غم حسین، سر بی تن و تن بی سر

برادری دل مقتل وَ خواهری روی تل
"تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل"


#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
4 June 2025
ش
00:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.3 KB
00:43
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 119.8 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
00:45
#حضرت_مسلم_شهادت


مسلم که از حسین سلام مکرّرش
باید که خواند حضرت عبّاس دیگرش

فرموده مدح و منقبتش را به افتخار
ثاراللّهی که بوده نبی مدح گسترش

ایثار و عزم و غیرت و آزادی و شرف
تعظیم می کنند همه در برابرش

حیرت برند اهل فضیلت به رتبه اش
زانو زنند اهل کرامت به محضرش

مبهوت گشته آدمیان و فرشتگان
از عزّتی که کرده عطا حیّ داورش

نایب مناب یوسف زهرا که عرشیان
حسرت برند بر شرف خادم درش

اوّل شهید هاشمیان کز جلال و قدر
در شهر کوفه مهدی زهراست زائرش

از سنگ کمتر است به پیش قدوم او
گیرم به خاک ره بفشانند گوهرش

عشق حسین شیرۀ جان گشت در بدن
از لحظه ای که شیر به او داد مادرش

هم خود فدایی ره فرزند فاطمه
هم شد شهید پنج پسر سه برادرش

تقدیم کرد پنج پسر در طریق دوست
حتّی به همره اُسرا رفت دخترش

تعریف کرد و داد خبر از شهادتش
با دیدن عقیل همانا پیمبرش

این است آن شهید که در یاری حسین
تا روز محشر مسجد کوفه است سنگرش

بالای دار رفت و همه سربدارها
گلبوسه می زنند به قبر مطهّرش

زیبد روند خیل شهیدان به پیشباز
افتد اگر عبور ز صحرای محشرش

ذیحجّه گشت مفتخر از حجّ سرخ او
از حجّ کعبه گشت عطا حجّ برترش

پیوسته بوی عطر گل نینوا گرفت
زان دسته های نی که عدو ریخت بر سرش

لبّیک او حسین و طوافش به موج خون
تکبیرها بلند ز هر زخم پیکرش

خونش در آب ریخت و لب تشنه داد جان
در اتّحاد با لب عطشان به رهبرش

لب تشنه داد جان و عجب نیست وقت مرگ
ریزد به کام ختم رسل آب کوثرش

بالای دار و دار ندا داد بر همه
کاین میثم است و یوسف زهراست حیدرش

سر داد و سر نکرد به جز بر حسین خم
ای جان فدای پیکر در خون شناورش

یک میهمان و این همه زخمش ز میزبان
بالله نبود هیچکس اینگونه باورش

هرگز گمان نبود که آن خوب تر ز جان
در کوچه ها کشیده شود جسم اطهرش

نام حسین بر لب او بود و بود و بود
تا آنکه ریخت خون شریفش ز حنجرش

این است آن شهید که دیوارهای شهر
گلبوسه ها زدند به روی منوّرش

این است آن غریب که او را پناه داد
یک پیرزن شبانه به بیت محقّرش

این است آن قتیل که بر زندگان دهد
روح حیات از نفس روح پرورش

«میثم» قصیده ای که سرودی به وصف او
فیضی بود ز لطف خداوند اکبرش

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5
00:47
#حضرت_مسلم_دودمه

آی بگریزید صبرِ تیغِ من سر رفته است
من عمویم مرتضی است
این برادرزاده‌ی حیدر، به حیدر رفته است
من عمویم مرتضی است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
00:47
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
#حضرت_مسلم


هر آن کسی که نَدارد به دِل غَم، از ما نیست
به سِرِّ عِشق نَشُد هَر که مَحرَم، از ما نیست

غَمِ تو را به دِلِ ما خُدا زیاد کُنَد
هر آنکه خواسته اَز تو غَمِ کَم، از ما نیست

دَلیلِ خِلقَتِ ما خوردنِ غَمِ عِشق اَست
مُخالفِ غَمِ ماهِ مُحَرَّم از ما نیست

فَقَط هَوای حُسِینیه را هَوَس داریم
اَسیرِ بَندِ هَوا و هَوَس هَم، از ما نیست

سیاهیِ عَلَمَش پاک و روسِفیدَم کَرد
دَخیل نیست هَرآنکه به پَرچَم، از ما نیست

سیاه لَشکَرِ اوییم و اِدّعامان نیست
شُکوهِ لَشکرِ شاهِ دوعالَم از ما نیست

لِباسِ مِشکیِ او داده آبِرو ما را
هَر آنکه نیست در اِحرامِ ماتَم از ما نیست

بَرای "اِرثِ پِدَر" تا همیشه مَمنونیم
نَصیبِ آنکه نَشُد "اِرثِ آدَم" از ما نیست

تَمامِ شادیِ دُنیا خُلاصه دَر گِریَه اَست
هر آنکه اَشک نَریزَد دَر این غَم از ما نیست

اِجازه اَز طَرَفِ مادَرَش شُده صادِر
وَگرنَه این هَمه اَشکِ دَمادَم از ما نیست

برای گِریه تَوَسُّل به "یا رُباب" کُنیم
"رُباب" بانیِ اَشک اَست و این نَم از ما نیست

حُضورِ "حَضرَتِ زَهرا" به روضه ها حَتمی ست
یَقین نَدارد اَگَر کَس به این هَم از ما نیست

نَمَک به زَخمِ دِل از غُصّه ی تو می پاشیم
هر آنکه اَست به دُنبالِ مَرهَم از ما نیست

تو گِریه کَردی و ما گِریه کَرده ایم حُسِین
تویی مُقابلِ ما، این دو زَمزَم از ما نیست

تو را بِخاطِرِ دُنیا فُروخت کوفه وَلی
هِزار شُکر، که دَربَندِ دِرهَم از ما نیست

"سَرِ سَفیرِ تو از پُشتِ بام خورد زَمین"...
نوشته اَست به مَقتل، مُقَرَّم... از ما نیست!

نوشته؛ "شُد تَنَش اَز یِک قَناره آویزان"
هَر آنکه خون نَکُنَد گِریه زین غَم از ما نیست

برای مُسلِم تو جَدِّ تو گِریسته اَست
وَ بَر مَصائِبِ بی حَدِّ تو گِریسته اُست


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
00:47
#حضرت_مسلم_شهادت



دل پیغمبر از این غم شکسته
دو تن شد راهشان در کوچه بسته

بر آن دو تا ابد گرید پیمبر
یکی مسلم یکی زهرای اطهر

یکی بر روش درب خانه بستند
یکی با درب پهلویش شکستند

یکی داده ز کف کاشانه اش را
یکی گم کرد راه خانه اش را

یکی از طفل هایش بی خبر بود
یکی دستش به دستان پسر بود

یکی از سنگ دندانش ترک خورد
یکی از دست نامحرم کتک خورد

یکی بر سینه کوهی از شرر داشت
یکی بر سینه زخم از میخ در داشت

یکی آشفته از حال حسین است
یکی زائر به گودال حسین است


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
00:47
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#حضرت_مسلم_شهادت


سر دارالعماره زار و بی جانم، حلالم کن
نوشتم که بیا اما پشیمانم، حلالم کن

نکردم لحظه‌ای گریه برای غربتم اصلاً
برای غربتت اینگونه گریانم، حلالم کن

فقط یک پیرزن در کوفه از مسلم حمایت کرد
اسیر خدعه‌های ابن مرجانه‌م، حلالم کن

سر فرزند یک بدکاره عهد خود رها کردند
من از این قوم کوفی روی گردانم، حلالم کن

هر آن کس حرف حق گوید، دهانش سنگ خواهد خورد
به فکر زینبین و سنگ بارانم، حلالم کن

علی اکبر، علی اصغر، نبینی داغ اولادت
فدای بچه‌هایت جان طفلانم، حلالم کن

همینکه بی هوا چشمم به چوب خیزران افتاد
میان ظرف آب افتاد دندانم، حلالم کن

به قطره قطره خونی که میان مشت من پُر شد
نوشتم بر زمین، با دست لرزانم حلالم کن

اگر این آب، خونی شد فدای کام عطشانت
مُواساتم شد اینگونه که عطشانم، حلالم کن

شهیدانت همه بر روی پایت جان دهند اما
غریبانه اسیر درد هجرانم، حلالم کن

اراذل با منِ مسلم چه‌ها کردند در کوفه
به یاد خواهرت خیلی پریشانم، حلالم کن

تنم را بر زمین در پشت مرکب می‌کشند اما
برای پیکرت پاره گریبانم، حلالم کن

زبانم لال این‌ها تشنه‌ی تاراج تو هستند
بخوان این نکته را از جسم عریانم، حلالم کن


#محمدجواد_شیرازی



@raziolhossein
3 😢 2 😭 1
00:47
#عرفه
#مناجات


چشمم امروز اگرخیس شد و بارانی..
 علت این است که مهمانم و در مهمانی
 کرده حق رحمت خود را ب گدا ارزانی
عرفه روز حسین است و خداهم بانی

همه درسایه ی الطاف حسین آمده ایم
اصلا انگار به بین الحرمین آمده ایم

سهمم از زندگی بی تو‌ بداقبالی شد
کار من بعد گنه مستی و خوشحالی شد
بعد ماه رمضان کاسه من خالی شد
ولی امروز که خواندی تو مرا عالی شد!

بعد یک عمر که هی این در و آن در گشتم
دیدی آخر  که سرانجام به تو برگشتم!

به رویم هیچ نیاور که زمین افتادم
من برای هوسم رشوه به شیطان دادم
باغ خشکیده شدم فاطمه کرد آبادم
من ازآن روز که عبد علی ام آزادم

جان آقام علی عفو کن الان همه را
کم نکن از سر ما مادری فاطمه را

هرچه شد مهرعلی را که ندادم زکفم
موقع نوکریم گم نشد اصلا هدفم
خاکم اما به روی دامن شاه نجفم
با هرآنکس که علی دوست نباشد طرفم!

با علی وعده گرفتم دم ایوان طلا
اربعین از نجف او بروم کرب و بلا

گریه هرشبه و ناله توام داریم
همه سال به دل شور محرم داریم
ما فقط یک شب سوم بخدا کم داریم
با رقیه شرف هردوجهان هم داریم

اوکه امروز خودش قبله حاجات شده
روی دوش عمویش گرم مناجات شده

روزی ازعرش خداوند نگین می افتد
زینت دوش عمو روی زمین می افتد
با لگدها ب یسارو به یمین می افتد
طفل با ضربه سیلی به یقین می افتد

گرچه امروز به دستش زر و زیور دارد
بعد یک ماه دگر غصه معجر دارد


#سیدپوریا_هاشمی
#حسین_قربانچه


@raziolhossein
👍 2 1
00:47
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#حضرت_مسلم_شهادت


من کوفه را چون مردگان بی‌درد دیدم 
نـامردهاشان را بـه شکل مـرد دیـدم 

ایـن نـاسپاسان جمـله اشبـاه‌الرجالند 
خصم رسـول و حیـدر و قـرآن و آلند 

اینان به آن دستی که بـا من عهد بستند 
عهـد مـن و فـرق مـرا با هم شکستند
 
تنهـا نـه در کوفـه مـرا آواره کردنـد 
قـلبم دریدنـد و لبـم را پـاره کردنـد 

این شهر را پیوسته نـامردی بـه من بود 
این قوم تنها مـردشان یـک پیرزن بود
 
زن‌هـا ز نـامردان کوفـه وانماندنـد 
از بام‌ها بر فرق من آتش فشاندنـد 

مـن جـان نثار عترت خیرالانـامم 
صید بـه خـون غلطیده‌ی بـالای بامم 

وقتی که خود را از عطش بیتاب دیدم 
عکس لب خشک تـو را در آب دیدم 

در موج خون دریای لارا دیدم امروز 
از بـام کوفـه کربلا را دیـدم امروز 

انگـار می‌بینم جراحـات تنـت را 
خونین به چنگ گرگ‌ها پیراهنت را
 
انگـار ‌بینـم لاله‌های پـرپـرت را 
پاشیده از هم عضوعضوِ اکـبرت را
 
انگار می‌بینم که بعد از قتـل یـاران 
هم تیرباران می‌شوی، هم سنگ باران
 
انگـار مـی‌بینم ذبیـح کـوچکت را 
زخم گلوی شیرخواره کودکت را 

انگار می‌بینم که با اشک دو دیـده 
داری به روی دست خود دست بریده 

انگار بینم غرق خـون آیینه‌ات را 
جای سم اسبان و زخم سینه‌ات را
 
انگار بینم شمـر مـی‌آید بـه گودال 
انگار بینم می‌زنی در خون پر و بال 

...انگار دیدم جان شیـرینت فـدا شد 
زهرا نگه کرد و سرت از تن جدا شد
 
من بهترین مهمان شهـر کوفـه هستم 
مهمـان قصابـان شهـر کـوفـه هستم 

لب تشنـه از پیکر جـدا گردد سر من 
آویـزه گـردد بـر قنـاره پیکـر من 

تنهـا نـه ایـن نامرد مردم می‌کُشندم 
در کـوچه‌های شهر کوفه می‌کِشندم 

«میثم» شرار از نظم جانسوزت فشاندی 
بس کن که دل‌ها را به بحر خون نشاندی


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
00:47
#حضرت_مسلم_شهادت


چه قدر فاصله دارد سر من و سر تو
‏خدا کند که بیفتد دوباره محضر تو

به راه آمدن تو نشسته دلخسته
فراز دار الاماره سر کبوتر تو

اگر که نامه نوشتم بیا، پشیمانم
میا، که کوفه گرفته بهانهٔ سر تو

میا که نقشه کشیدند مردمان یهود
برای بردن خلخال پای دختر تو

‏میا که نیزه فروشان شهر می‌خوانند
دعای رزق به پای گلو و حنجر تو

میا که نعره کشان سوی تو روانه شدند
برای هلهله پیش علی اکبر تو

عمود آهن و نیزه فراهم آوردند
برای فرق علمدار و چشم حیدر تو

میا که حرمله دارد سه شعبه می‌سازد
برای بوسه گرفتن ز حلق اصغر تو

#علی_اشتری

@raziolhossein
1
00:47
#حضرت_مسلم_شهادت

اینجا سخن از نیزه و شمشیر و سنگ است
بازار کوفه تیر و خنجر می فروشند

چشم ابالفضل و گلوی اصغرت ، آه
تیر سه شعبه را گرانتر می فروشند


#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
@raziolhossein
😭 1
00:47
#امام_زمان
#عرفه #رباعی
#مناجات

گر بردل ما نور امیدی برسد
بر قفلِ دل بسته کلیدی برسد

ای کاش که در دعای روز عرفه
از صاحب ما به ما نویدی برسد

#سیدهاشم_وفایی


@raziolhossein
1
00:47
#حضرت_مسلم_بن_عقیل


سفیر نور به دار الاماره گفت حسین
شد آسمان دلش پر ستاره‎، گفت حسین

به رغم مصلحت اندیش‎های شهر فریب
نداشت حاجت هیچ استخاره گفت حسین

سرود شعر بلند حماسه و ایثار
بدون پرده و بی استعاره گفت حسین

اسیر بود ولی مثل شیر زد فریاد
کشید از دلش آه و دوباره گفت حسین

دو رکعت عشق به محراب وصل نیت کرد
ز خون گرفت وضو بر مناره گفت حسین

غروب بود و غریبانه، تشنه و زخمی
دو دست بسته نفس پر شراره گفت حسین

سرش جدا شد و از بام قصر شب افتاد
نگاه آخر او با اشاره گفت حسین

کمیل ، روضة مسلم چقدر جانسوز است
شکست در غم او سنگ خاره گفت حسین


#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی

@raziolhossein
1
00:47
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


گرچه دیدم از همه آزار «أبکی لِلْحسین»
سنگ خوردم از در و دیوار «أبکی لِلْحسین»

مرد پیش دشمنش از گریه خودداری کند
من که چشمم هست گوهربار «أبکی لِلْحسین»

من پسر دارم چه غم دارم اگر آواره ام
وای این آقاست دختر دار «أبکی لِلْحسین»

گرچه دست و پا زدن با دست بسته مشکل است
فکر گودالم به روی دار «أبکی لِلْحسین»

آنقدر که نی سفارش داده اند این کوفیان
قتلگاهش میشود نیزار «أبکی لِلْحسین»

آنقدر بغض علی دارند ، بعد از کشتنش
باز هم دارند با او کار «أبکی لِلْحسین»

کاش میشد می نوشتم با علی اصغر نیا
داغ شش ماهه بود دشوار «أبکی لِلْحسین»

کاش میشد مینوشتم بیشتر از مشک آب
بهر زینب پوشیه بردار «أبکی لِلْحسین»

ترس آن دارم که اینجا پای زینب وا شود
کنج زندان و سرِ بازار «أبکی لِلْحسین»

ترس آن دارم سرش سر دربیارد از تنور
عاقبت آن سرور و سالار «أبکی لِلْحسین»

...

وقتی گریه مسلم را دیدند از روی طعنه گفتند
کسی که داعیه سلطنت و طمع حکومت دارد
این طور گریه نمیکند حضرت مسلم فرمودند
وٰلكِن أبكي لِأَهلِيَ‌ المُقبِلينَ‌ إلَيَّ‌،
(أبكي للِحُسَين وآلِ‌ الحُسَين)
ریاض القدس ج ۱ ص ۵۶۶

#عبدالحسین

@raziolhossein
3 👍 1
00:47
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


آن روزهای خوب کنار حبیب بود
این روزهای آخر عمرش غریب بود

از آن جماعتی که به پابوسش آمدند
یک تن نمانده بود خدایا عجیب بود

در روضه‌اش برای علی گریه می‌کنم
در مرکز خلافت مولا غریب بود

مضطر شد آنقدر که به دیوار سر گذاشت
“آقا میا”ی او دم اَمَّن یُجیب بود

گاهی زنان غیورتر از مرد می‌شوند
چون طوعه‌ای که بین لئيمان نجیب بود

سر روی بام و تن پی مرکب به کوچه‌ها
این هم حکایتی ز فراز و نشیب بود

دیدند روی خاک، سری غلط می‌خورد
القصه اولین سر خَدُّالتَّريب بود


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
1
00:47
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه #عامیانه


اینجا فکر همگی سیم و زره
بحثشون همه رو قیمت سره
الهی که نشنوه اینو رباب
سرشیرخوار از همه گرونتره

اگه حالا توی زنجیر افتادم
توی کوچه ها زمین گیر افتادم
مثل مادر تو بی پناه شدم
توی تنگی کوچه گیر افتادم

الهی که غم تورو پیر نکنه
تورو غصه ها زمین گیر نکنه
الهی علی اکبرت حسین
توی تنگی گذر گیر نکنه


اینجا غم از در و دیوار می‌باره
کوچه بنی هاشم زیاد داره
مادرت یه کوچه دید ای وای اگه
زینبت تو کوچه هاش پا بزاره

الهی که من فدای دخترات
دور نکن سقارواز مخدرات
حرف گوشواره و خلخال شنیدم
فکر سوغاتن تموم دشمنات


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
00:49
#حضرت_مسلم_شهادت


من عاشقم و غیر تو دلدار ندارم
جز دار در این دار هوادار ندارم

من مشتری عشق تو ام یوسف زهرا
ورنه سر و کاری سر بازار ندارم

میثم به علی نازد و من بر تو حسین جان
دیگر تو مگو میثم تمار ندارم

گر سنگ زنندم به سر دار غمی نیست
جز سنگ در این کوفه خریدار ندارم

زین طایفه عهد شکن با تو چه گویم
کز گفتن آن قدرت اظهار ندارم

آن قدر بگویم که در این شهر پر آشوب
من ایمنی از سایه دیوار ندارم

#ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
00:51
#حضرت_مسلم_شهادت


کمال عشق در اندوه غوطه‌ور شدن است
ز هر چه در دو جهان است بی خبر شدن است

جماعتم به فرادا رسید و فهمیدم
که زحمتم همه در حالت هدر شدن است

ببین که سیلی اول به صورت من خورد
ولی چه باک که این رسم نامه بر شدن است

تو را به سوی بیابان کشانده نامه‌ی‌ من
سزای مسلمت ای یار در به در شدن است

به خون نشسته لبم رسم عاشقی این است
لبم شبیه تو در گیر و دار تر شدن است

خوشم که خورد به من سنگ و نیزه و شمشیر
که در بلای تو روزی من سپر شدن است

میان داغی بازار کوفیان دیدم
که مقصد تو در این راه خون جگر‌ شدن است

سلام من به تو از بام مسجد پدرت
میا که آخر این  راه بی پسر شدن است

به دختران علی رحم کن میاورشان
که آخرش همه با شمر همسفر شدن است

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی

@raziolhossein
2 😭 1
00:51
#حضرت_مسلم_شهادت

غیر از ستم ندیدم غیر از جفا ندیدم
در مردمان کوفه هرگز وفا ندیدم

مسلم غریب مانده تنها حبیب مانده
در بین این اهالی جز ادعا ندیدم

روح و روان مسلم! دردت به جان مسلم
سوگند میخورم جز درد و بلا ندیدم

چوب از غریبه خوردم عیبی نداشت اما
افسوس هیچ خیری از آشنا ندیدم

هرجا محل ندادند رفتم از آن محله
من اعتنا نکردم چون اعتنا ندیدم

از کوفیان بریدم دست از همه کشیدم
وقتی صداقتی در " آقا بیا" ندیدم

در امتحان مردم روی لبان مردم
نذر سلامتی ات حتی دعا ندیدم

من کوچه گرد بودم دنبال مرد بودم
بسیار گشتم اما جز طوعه را ندیدم

شرمنده ام از اینکه گفتم بیا به کوفه
این حجم دشمنی را قبلا چرا ندیدم؟

آهنگران کوفه سرنیزه می فروشند
دکّان خلوتی در بازارها ندیدم

قول و قرار دارند قصد شکار دارند
من خولی و سنان را از هم جدا ندیدم

در رزم کهنه کار اند تیر سه شعبه دارند
چیزی که دیدم اینجا در هیچ جا ندیدم

ترسم به دخترانت یک ناسزا بگویند
در بین بددهان ها شرم و حیا ندیدم

بهتر همان که رفتم بهتر که من نبودم
هجده سر بریده بر نیزه ها ندیدم

بهتر همان که رفتم بهتر که من نبودم
روی تن شریف ات جای عصا ندیدم

حداقل می آیی با خود کفن بیاور
در خانه های این ها جز بوریا ندیدم


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
2
00:51
#حضرت_مسلم_شهادت


هوا هوای غم است و هوای خونجگری
به هر طرف که نظر می کنم تو در نظری

ز عشق گفتم و این شهر در به رویم بست
همیشه عاقبت عاشقی است دربدری

به مسجدی که امام جماعتش بودم
نماز مغرب من شد اقامه یک نفری

دوباره نامه نوشتم برای تو اما
به غیر آه ندامت نبود نامه بری

تو احتیاج نداری به نامه مسلم
که بهتر از همه از حال کوفه با خبری

به هر طریق تو آخر به کوفه می آیی
در این مسیر به جز عشق را نمی نگری

بیاور اکبر خود را که کوفیان بینند
در این مسیر کنار خودِ پیامبری

بیاور اصغر خود را که با شهادت او
ز کوفیان ریاکار آبرو ببری

جمل به پاکن و همراه خویش قاسم را
به سوی رزم بیاور برای جلوه گری

ولی فدای تو گردم میار زینب را
که شهر پر شده از مردمان خیره سری

کسی به خواهرت اینجا محل نخواهد داد
اگرچه می گذرد از محله پدری

از این مسیر گذر می کند، عجب گذری
به سوی شام سفر می کند، عجب سفری

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
😢 6 3
ش
12:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_شهادت

دست هایم در این سیاهیِ شب به دعا می شود بلند حسین من که آب از سرم گذشته ! ولی پسرانم چه می شوند حسین ؟

کاش اشک مرا نمی دیدند پا گذارم چگونه بر دلِ خویش ؟ این دو دلبندِ پاره ی تن را می سپارم به دستِ قاتل خویش !

موج می زد سرِ نماز عشاء جمعیت در سجود پشت سرم وقتی از مسجد آمدم بیرون یک نفر هم نبود پشت سرم !!!

تا سحر، خانه های در بسته غربتم را نظاره می کردند میزبان ها به نیتِ قتلم با وضو استخاره می کردند

از علی کینه ی بدی دارد جهلِ کوفه به وحشتم انداخت تنگی کوچه هایِ تاریکش جانِ زهرا ! به زحمتم انداخت

بدترین درد ، درد حیرانی ست بُرده هر درد دیگر از یادم بعد تنها شدن ، غریب شدن تازه به کوچه گردی افتادم !

آخرِ داستان این بیعت شده کابوس مسلمت هر شب کوچه گردیِ من فدای سرت ! وای از کوچه گردیِ زینب....

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
2
12:07
#عرفه


جان عاشق شده امروز گدای عرفه
بر سر سفره ی پر فیض دعای عرفه

میشود محرم اسرار محرم آن کس
که شود بهره ور از لطف و صفای عرفه

هرکه از اشک وضو گیرد و تطهیر کند
دل او میشود آماده برای عرفه

بهتر از این نفسی خرج مناجات شده است ?
چه بخوانیم بگویید به جای عرفه

لحظه ی ناب مناجات حسین زهرا
دیدنی بود در آن حال و هوای عرفه

عرفات است و منا شاهد این شیدایی
خورده امضای ابالفضل به پای عرفه

جبل الرحمه گواه است که در استغفار
به یقین توبه پذیر است خدای عرفه

جان به قربان غریبی که در آن شهر فریب
پیکرش غرقه ی خون شد به منای عرفه


#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی

@raziolhossein
12:12
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#مسلمیه


من منایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین
ماجرایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین

من سرِ دارالاماره تو ته گودال خون
کربلایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین

من رخم رنگین زخون سر ، تو از خون جوان
پس حنایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین

خانه طوعه کجا و مطبخ خولی کجا
کوفه جایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین

من پریشان تو هستم تو پریشان حرم
غصّه هایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین

من سرِ بازار رفتم دخترم با من نبود
وای وایم با تو خیلی فرق دارد یاحسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 11 3
ش
20:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
حرم نرفته بمیرم...خجالتش این است

«سلام می دهم از بام خانه سمت حرم
ببخش نوکرتان را بضاعتش این است»

هنوز توبه نکرده، مرا خرید آقا
محبت و کرم یار سرعتش این است

به ذکر و نام قشنگش لبم شده شیرین
تمام لذت فرهاد و خلوتش این است

رقیق شد دل آلوده از گناهم باز
کمی ز معجزه ی چای هیئتش این است

به قطره قطره ی اشکم ملک خورَد غبطه
که اشکِ روضه ی ارباب قیمتش این است

شفای هر مرضی گشت، خاک تربت دوست
چه ها کند نظرش آنکه تربتش این است

عجیب نیست که بدکاره هم شود زاهد
که جذبه ی نظرِ یار، قدرتش این است

محبتش زِ ازل با گلم شد آغشته
که ماجرای من و عشق قدمتش این است

خوشا میانِ عزا جان دهم، همه گویند:
غلامِ کویِ حسینیه قسمتش این است


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 2 1
ش
22:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
674×1280, 223.7 KB
#حضرت_مسلم_بن_عقیل


نه دشمن می‌کشاند کوچه کوچه
تنِ غرقه‌به‌خونِ میهمان را
که خود مشتاق آنم تا زنم آب
به خونِ خود مسیر کاروان را

#رحیق

@raziolhossein
😭 1
5 June 2025
ش
00:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#مسلمیه


گل بودم و به بزم خزان میهمان شدم
پژمردم و شکستم و افسرده جان شدم

کوچه به کوچه خانه به دوشم در این دیار
همچون نسیم طائر بی آشیان شدم

افتاده ام زچشم همه کوفیان حسین
در کوچه های شهر چو اشک روان شدم

هر صبح شاهد است نسیمی گذر نکرد
از من مگر که دست به دامان آن شدم

دارد صدای قافله ات می رسد که من
با گریه های خود جرس کاروان شدم

از بس که سنگ خوردم و آقا شکسته ام
سر تا به پا چو حجره شیشه گران  شد

با دیدن سه شعبه  ای اندازه علی
تیر آنچنان کشید دلم تا کمان شدم

از بس که پاره های تنم بین شهر ریخت
چون دانه های سبحه بی ریسمان شدم

ای کشتی نجات به دادم نرس برو
آخر تو را به موج بلا بادبان شدم

ای کاش کس اسیر نیاید در این دیار
من که چنین نیامده بودم چنان شدم

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
3
ش
09:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیفتد
موی سفید تو در خضاب نیفتد

راه نبندند بر تو مردم کوفه
پرده نشینت در اضطراب نیفتد

سر به بیابان کربلا نگذاری
جسم تو بی سر در آفتاب نیفتد

دوره نگیرند کوفیان پسرت را
اکبرت از اسب با شتاب نیفتد

نشکند از بی برادری کمر تو
دست اباالفضل بر تراب نیفتد

داغ عطش بر دلت دمی ننشیند
حنجر طفلت به التهاب نیفتد

تشنگی از نای اصغرت نبرد  نا
از عطش آن چشمها به خواب نیفتد

دختر شیرین زبانت آب بنوشد
تا به لبش هول آب آب نیفتد

راهی گودال اگر شدی نظری کن
تا که سکینه به آب و تاب نیفتد

سنگ نگیرد نشانه‌ات روی مرکب
پای نگین تو از رکاب نیفتد

گردن باریک تر ز موی تو ای گل
مثل در شیشه‌ی گلاب نیفتد

کار به عمامه و عبات ندارم
پیرهنت دست شیخ و شاب نیفتد

زینبت از خیمه قتلگاه نیاید
چشم حرامی بر آن جناب نیفتد

کاش در آن های و هو به جای النگو
دست زنان حرم طناب نیفتد

فاصله‌ی ناقه تا تراب زیاد است
دخترت از ناقه بر تراب نیفتد

معجر و چادر که هیچ در دل بازار
سایه‌ی زنها هم از نقاب نیفتد

راهت بر مجلس شراب نیفتد
چشمت در تشت بر رباب نیفتد

یابن الزهرا سفر به خیر ، الهی
زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیفتد

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
4
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست

     به هر شبی که به نزد خدا فضیلت داشت
       نگاه کردم و دیدم شب زیارت توست

         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
ش
20:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


روایت است که رحمت کند خدای حسین
هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین

روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است
دل گرفته و مهموم غصه های حسین

روایت است که آیاتی از کتاب الله
فقط برای حسین است و ماجرای حسین

روایت است زیارت کند خدایش را
کسی که رفت زیارت به کربلای حسین

روایت است بگیری عنان اشک از چشم
مگر زبیم خدا و مگر برای حسین

روایت است که یاری کننده زهراست
کسی که گریه نموده است در رثای حسین

روایت است که این اشک را نگه دارد
برای روز مبادایمان خدای حسین

ببار چشم و خودت را نشان بده امشب
چرا که هست رضای خدا رضای حسین

بگیر مجلس روضه بریز آب روان
که مرهم است به هر زخم سید عطشان


@raziolhossein
2
20:12
#امام_حسین_علیه_السلام
#عرفه
#دوبیتی

دریا خجل از رحمتِ بسیار حسین
عالَم متحیر است در کار حسین

روز عرفه ، خدا عنایت دارد
پیش از عرفاتیان به زوار حسین

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
1
20:12
#امام_حسین
#کعبه_وکربلا


گفت با کرب و بلا کعبه من از تو برترم
تو بیابانیّ و من بیت خدای اکبرم

کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای
من همه خون خدا می جوشد از بام و درم

کعبه گفتا مرد و زن بر گرد من آرد طواف
من مَطاف مسلمین از کِهتر و از مِهترم

کربلا گفتا چه گویی هر شب آدینه من
میزبان انبیا از اوّلین تا آخرم

کعبه گفتا انبیا بر گرد من گردیده اند
تو کجا و من کجا تو دیگری من دیگرم

کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ای است
آن منم، زیرا مزار زاده ی پیغمبرم

کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده
این شرافت بس، که من خود زادگاه حیدرم

کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو
من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم

کعبه گفتا من صفا و مروه دارم در کنار
وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم

کربلا گفتا منم در خیمه گاه و قتلگاه
سعیِ هفتاد و دو ثارالله را یاد آورم

کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین
سالها و قرن ها جوشد ز دامان کوثرم

کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین
زمزم تو آب و من خون خدا را ساغرم

کعبه گفتا بوده دَحوُ الارض در دامان من
من همانا بر تمامِ آفرینش محورم

ناگهان از حقّ ندا آمد، حرم خاموش باش
تو کجا و کربلا هر چند هستی محترم

هستی تو خلقت تو از طفیل کربلاست
چند می گویی که من از کربلا بالاترم

کربلا دارد به کلّ آفرینش افتخار
کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم

من مزار پاک هفتاد و دو ثاراللّهیم
من هم آغوش ابوالفضل و علیِّ اکبرم

مضجع العشّاق فرموده علی نام مرا
شاهدم این دامن سرخ شهادت پرورم

اشگ زهرا ریخته در دامن گلزار من
عِطر جنّت می دمد از لاله های پرپرم

ذره ای از خاک من، درد خلایق را دواست
خون ثارالله می جوشد زهر نخل ترم

اینکه می بوسند با هم انبیا و اولیا
دست عبّاس است کافتاده به خاک معبرم

گر چه در قلبم فرات و دجله می جوشد مدام
آب آب تشنه گان افکنده بر جان آذرم

در بغل دارم فرات و تا قیامت شرمگین
از رباب و حنجر خشک علیِّ اصغرم

نخل «میثم» نخله ای باشد ز نخلستان من
بیت بیت آتشین آن بود برگ و برم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
20:12
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_زیارتی

فطرس غم ما به دلبر ما برسان
حرف دل این شکسته دل را برسان

من بال و پرم شکسته ، دورم زحرم
تو عرض سلام من به آقا برسان

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
20:13
#امام_حسین_گودال
#گودال


«یا صاحبی فی وحدتی» یاور ندارم
با تو ولی باکی از این لشکر ندارم

از ابتدای راه گفتم «حَسبِیَ الله»
نقشی به‌جز این، روی انگشتر ندارم

یک کهکشان جان را به تو تقدیم کردم
ماه و ستاره داشتم، دیگر ندارم

«یا رادَّ یوسف عَلی یعقوب» بنگر
دیگر علی اکبر، علی اکبر ندارم

«یا رازقَ الطّفل الصَغیر» اصغر فدایت
حالا به‌غیر از غنچه‌ای پرپر ندارم

دارم سر و سرّی در این هنگامه با تو
می‌آید آن ساعت که دیگر سر ندارم

با عضو عضو پیکرم می‌گویم اینک
ترسی ز تیر و نیزه و خنجر ندارم

هر زخم با تو حرف‌هایی تازه دارد
یا رب! مناجاتی از این بهتر ندارم

این‌گونه می‌خواهی مرا، این‌گونه زیباست
فکری به‌جز خشنودی‌ات در سر ندارم

«فَاللّهُ خیرٌ حافظاً» وقت وداع است
دلشوره‌ای در این دم آخر ندارم

هم زنده‌ام با اشک، هم مقتول اشکم
آری به‌جز این اشک‌ها یاور ندارم


#عباس_همتی

@raziolhossein
20:14
#امام_حسین_گودال
#گودال


این نیزه در نیامده آن نیزه میرود
داد از فلک که داد تورا در مى‌آورد

مثل دو تکه چوب لبت را به هم نزن
الآن برات آب پیمبر مى‌آورد

بعد از تو من زیاد نمیمانم اى حسین
داغت ببین چه بر سرم آخر می‌آورد

خواهر نگشته‌اى که بدانى برادرى
با داغ خود چه بر سر خواهر مى‌آورد

من هرچه داد میزنم اى شمر نانجیب
سر را کنار خیمه نیاور مى‌آورد

پا بر زمین کشیدن تو میکشد مرا
جان دادن تو جان مرا در مى‌آورد


#حامد_جولازاده
#هانی_امیرفرجی

@raziolhossein
3
ش
21:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


بوی بهشت می‌وزد از کربلای تو
ای کشته! باد جانِ دوعالم فدای تو

رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا
شد کعبهٔ حقیقی دل، کربلای تو

اجر هزار عمره و حج در طواف توست
ای مروه و صفا به فدای صفای تو

تو هر چه داشتی به خدا دادی ای حسین
فردا خداست جلَّ جلالُه جزای تو

با گفتن «رضیً بِقضائِک» به قتلگاه
شد متحد، رضای خدا با رضای تو

دیوانه‌وار آمده‌ام تا به قتلگاه
وقتی به استغاثه شنیدم صدای تو

نقدینه‌ای که داشتم از اشک و خون دل
تقدیم کرد دیده به گنبدنمای تو

در حیرتم چه شد که نشد آسمان خراب
وقتی شنید نالهٔ وا غُربتای تو

خورشید و ماه و جن و ملک خون گریستند
وقتی میان لجّه‌ی خون بود جای تو

تا با نماز خوف تو گردد قبول حق
شد سجده‌گاه اهل یقین خاک پای تو

اندر منا ذبیح یکی بود و زنده رفت
ای صد ذبیح کشته شده در منای تو

برخیز باز بر سر نی آیه‌ای بخوان
ای من فدای آن سر از تن جدای تو

خون خداست خون تو و جز خدای نیست
ای کشته‌ی خدا به خدا خون‌بهای تو

ما را خشوع بندگی آموز، چون خداست
در مجلس عزای تو صاحب‌عزای تو

سائل چو دید کفِّ کریم تو گریه کرد
ای کائنات، بنده‌ی خوان عطای تو

ما را هم ای حسین گدایی حساب کن
آخر کجا رود به جز این در گدای تو

دست دعا بر آر ریاضی که شد قبول
در بارگاه قدس حسینی دعای تو

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
3
6 June 2025
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
00:50
#امام_زمان_مناجات



نگاه رحمتت بر ماست؛ می‌دانم که می‌آیی
ز اشک دوستان پیداست؛ می‌دانم که می‌آیی

گذشته چارده قرن و هنوز ای یوسف زهرا
تو تنها و علی تنهاست می‌دانم که می‌آیی

به گوش شیعه از پشتِ در آتش‌زده گویی
صدای نالۀ زهراست می‌دانم که می‌آیی

به یاد کربلا، کرب و بلا شد عالم امکان
زمان، هر روز عاشوراست، می‌دانم که می‌آیی

هنوز آیات قرآن از لب جدّت به نوک نی
به گوش زینب کبراست، می‌دانم که می‌آیی

به یاد آب‌ آب تشنگان، چشم محبانت
ز اشک و خون دل دریاست، می‌دانم که می‌آیی

هنوز آن زخم پیکانی که بر چشم عمویت خورد
به چشم خون‌فشان ماست می‌دانم که می‌آیی

تماشای خیالیِّ سر اصغر به نوک نی
شرار آتش دل‌هاست می‌دانم که می‌آیی

به خون پاک مظلومانِ عالم می‌خورم سوگند
که مهدی مصلح دنیاست می‌دانم که می‌آیی

اگر چه غایبی «میثم» به چشم خویش می‌بیند
لوای دولتت برپاست می‌دانم که می‌آیی


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
4 😭 1
00:52
#امام_زمان_مناجات


خدا کند به سر این انتظارها برسد
زمان مرگ، خزانِ بهارها برسد

نشد اگر برسم من به پای‌بوسی تو
خدا کند که از آن سو غبارها برسد

توجهی، نظری، گوشه‌چشمی ای آقا
یکی به داد دل بی‌قرارها برسد

خدا کند خبر همسفر نداشتنت
به گوش پر ز هیاهوی یارها برسد

غروب جمعه تو را خوانده‌ایم و فردا صبح
دوباره هر که رود تا به کارها برسد

بمان كه شايد اويسی كه وقت كم دارد
برای دیدنت از این دیارها برسد

سحر ندارم و باید دعا کنی که دلم
به میهمانی شب‌زنده‌دارها برسد

گنهکاری من را ببخش جان حسین
همیشه رحمت شه بر ندارها برسد

اگر که عمر وفایم نکرد، پای تو کاش
شبی چو رهگذری بر مزارها برسد


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
2
00:55
#امام_زمان_مناجات


الا که راز خدایی خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی خدا کند که بیایی

شب فراق تو جانا خدا کند به سر آید
سر آید و تو برآیی خدا کند که بیایی

دمی که بی تو بر آید خدا کند که نباشد
الا که هستی مایی خدا کند که بیایی

تو از خداست وجودت ثبات دهر ز جودت
رجایی و همه جایی خدا کند که بیایی

به گفت و گوی تو دنیا به جست و جوی تو دلها
تو روح صلح و صفایی خدا کند که بیایی

به هر دعا که توانم تو را همیشه بخوانم
الا که روح دعایی خدا کند که بیایی

نظام و نظم جهانی! امام عصر و زمانی!
یگانه راهنمایی خدا کند که بیایی

فِسرده عارضِ گل ها فتاده عقده به دل ها
تو دست عقده گشایی خدا کند که بیایی

دل مدینه شکسته، حرم به راه نشسته
تو مروه ای تو صفایی خدا کند که بیایی

تو احترام حریمی تو افتخار حطیمی
تو یادگار منایی خدا کند که بیایی

تو مشعری، عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی
تو رمز آب بقایی خدا کند که بیایی

بیا و پرده بر افکن، به ظلم شعله در افکن
که نور عدلِ خدایی خدا کند که بیایی

الا که جان جهانی، جهانِ جان و نهانی
نهان ز دیده ی مایی خدا کند که بیایی

به سینه ها تو سُروری به دیده ها همه نوری
به دردها تو دوایی خدا کند که بیایی

فضا گرفته ز غم ها، جهان شرار ستم ها
تو ماه عصر فضایی خدا کند که بیایی

ز هر دری به تظلّم ز هر سری به ترنّم
رسد به گوش نوایی خدا کند که بیایی

اسیر بندِ جفا را، دچار رنج و بلا را
به دست توست رهایی خدا کند که بیایی

تو بگذر از سفر خود ببین به پشتِ سر خود
چه محشری چه بلایی خدا کند که بیایی

قسم به عصمت زهرا بیا ز غیبت کبری
دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی

"مؤید" است و دعایت اگر قبول خدایت
فتد دعای گدایی خدا کند که بیایی

مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
6
00:58
#حضرت_علی_اکبر
#عید_قربان


 غصه‌ات هاجر شبیه غصۀ لیلا نشد
عید قربانت شبیه روز عاشورا نشد

تو خراشی بر گلوی نوجوانت دیده‌ای
تار مویی از سرش برگو که کم شد یا نشد

روی دامان تو سر بنهاده و آرام بود
چون عزیز من سرش بر نیزۀ اعدا نشد

گرچه با پای خودش راهی قربانگاه شد
لیک سویت بازگشت و مادرش تنها نشد

گرچه در گرمای مکه اندکی آزار دید
پیکرش دیگر پراکنده در آن صحرا نشد

جای اسماعیل تو ذبحی دگر آمد زحق
 من دعا کردم ولیکن دیگری پیدا نشد

در منا تکبیرگو جبریل با شادی رسید
کربلا جز خندۀ دشمن نصیب ما نشد

در منا خنجر به فرمان خدا گردید کند
از چه رو این ماجرا در کربلا اجرا نشد

دلبر تو شادمان آمد به همراه پدر
اکبرم از صدر زین افتاد و دیگر پا نشد

پیکر فرزند من از بس که قطعه قطعه بود
در عبایی جای دادند و تمامش جا نشد

خواستم تا بوسه‌ای گیرم ز ماه روی او
جای یک بوسه میان تیر دشمن‌ها نشد

خواستم با یک نظر  جانی دهد بر مادرش
چشم زیبای علی دیگر به رویم وا نشد

خواستم تا آخرین دفعه بگیرم در برش
تیغ و تیر و نیزه را سازم جدا اما نشد

تا نگاه من به عمق زخم  پهلویش فتاد
ذکر لب‌هایم به جز ای وای یا زهرا نشد

#مرتضی_کربلایی

@raziolhossein
😭 16 3 👍 1
ش
17:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حج


هر بنده‌ای که روی به سوی خدا کند
او را خدای جلّ جلاله رضا کند

خوش‌بخت آن کسی که به دربار بی‌نیاز
بهر نیاز خویش دل شب دعا کند

فیض عظیم از آن کسی کاو به صدق دل
عزم سفر به جانب بیت خدا کند

با قلب پاک و سینه‌ی سوزان و اشک چشم
روی نیاز بر حرم مصطفی کند

بعد از سلام در حرم حضرت رسول
پرسش ز قبر فاطمه خیر النّسا کند

وآن گاه در بقیع، برِ قبرِ چار امام
ریزد سرشک و ناله‌ی واغربتا کند

احرام چون به تن بنماید برای حج
یاد از شهید بی‌کفن کربلا کند

در وقت طوف کعبه در آن ازدحام خلق
یاد از قیام عرصه‌ی روز جزا کند

هنگام ذبح کردن قربانی منا
یاد از منای خامس آل عبا کند

هر جا دلش شکسته و اشکش روانه شد
هستم امیدوار که یادی ز ما کند

در زیر ناودان طلا از صمیم قلب
از بهر «کربلایی» و یاران، دعا کند

#نادعلی_کربلایی

@raziolhossein
3
17:49
#عید_قربان
#رباعی


حیرانِ علی مرتضی کن ما را
مهمانِ علی مرتضی کن ما را

حالا که رسیده عید قربان ، یارب
قربانِ علی مرتضی کن ما را

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
6
17:52
هشت روز تا #غدیر
#عید_قربان


شب کجا پوشاندن ِخورشید تابان غدیر
نیست در عالم مسلمان جز مسلمان غدیر
صد سلیمانند چون مور سلیمان غدیر
ای هزاران عید قربان باد قربان غدیر

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
5
7 June 2025
ش
19:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.3 KB
19:52
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 101.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 120.7 KB
#امام_هادی_ولادت
#غدیری‌ #رباعی

از هر چه به غیر عشق سیرم گردان
در بند ولایتت اسیرم گردان

راوی زیارت غدیریه بیا
یک عمر مبلغ غدیرم گردان

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت

باز دلم در هوايِ حضرت هادي
پرزده تا سامرايِ حضرت هادي

مي كِـشدم سمت بارگاه رفيعش
جَذْبه ي گنبدْ طلايِ حضرت هادي

پَر زده ام تا كــه آشيانه بگيــرم
گوشه ي صحن و سرايِ حضرت هادي

بارِ سفر بسته از دلم ، غمِ عالَم
در دلِ بيتُ الــولايِ حضرت هادي

جامعه را خط به خط،به چشم كشيدم
با نَفَسِ دلگُشـــايِ حضرت هادي

بلكه هدايت شَوَم ، مُدام مي اُفتم
مُلتمــسانه به پايِ حضرت هادي

چاييِ شيرينِ مُوكبِ دَمِ صحن است
دارويِ دارُ الشّـــفايِ حضرت هادي

زاده ي إبنُ الرّضاست،حضرت حق هم
---هست رضا، با رضايِ حضرت هادي

نيمه ي ذي الحجّه مي رسد،چه قشنگ است
---ذبح شَدن ، در مِــنايِ حضرت هادي

نيمه ي ماه است و بين ماه هويداست
عكــسِ رُخِ دلــرُبايِ حضرت هادي

بُرده دل از حضرت جوادُ الائمّـــه
چهره ي چون مرتضايِ حضرت هادي

اي به فداي لبــش كه غنچـه ي بوسـه
---كـــاشته بر گونه هايِ حضرت هادي

"فاطمــه" آورده گُـل براي "سمــانه"
در عــوضِ رو نــمايِ حضرت هادي

گرچه زمينش كشيده است در آغوش
مســـندِ عرش است جايِ حضرت هادي

كوريِ چشمان شورِ خصم،بلند است
---قامـتِ سبـــزِ لوايِ حضرت هادي

كاش كه "سائل"شبي كنار ضريحش
شعــر بخواند برايِ حضرت هادي


#محمد_قاسمی
@raziolhossein
2
20:06
#امام_هادی_ولادت
#رباعی

گلنغمۀ شادی از منادی آمد
از سوی مدینه بانگ شادی آمد

با آمدن طنین بال جبریل
عطر نفس امام هادی آمد

#سیدهاشم_وفایی
......


امشب به سما دُرِّ هما میریزد
چون برگ خزان گناه ماه میریزد

از یمن ولادت امام هادی
رحمت ز حریم کبریا میریزد


@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت
#رباعی

هردم به دم امام هادی صلوات
هم بر کرم امام هادی صلوات

ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام هادی صلوات

......

هردم دل مرده را حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست

ایام ولادت امام هادی ست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت

شمیم عطر رحمت می وزد از کوچه ها امشب
دوباره دیده شد در آینه وجه خدا امشب

میان گاهواری که ملک گهواره جنبان است
به جلوه آمده روی علیِ مرتضی امشب

بخوان چندین فراز از جامعه در نیمه ای از شب
که حال دیگری دارد مناجات و دعا امشب

چرا باید به دارو و دوا و نسخه دل بندم
چرا که نام هادی می شود درد و دوا امشب

ز یمن مقدم مولود زهرا حضرت هادی
شده آیینه بندان خانه ی ابن الرضا امشب

شبیهِ کنج ایوانِ طلا، در کنج این هجره
نشستن پای گهواره عجب دارد صفا امشب

دخیل دامن این نازدانه شهرِ پیغر
نمایان شد که فرقی نیست در شاه و گدا امشب

نه اینکه در مدینه کوچه های شهر روشن شد
چراغان می شود از نور او عرض و سما امشب

شب میلاد، ساقی پر کند جام مرا از می
چه شوری در زمین و آسمان گشته به پا امشب

شده عرش برین شهر مدینه، لیک می دانم
خبرهایی است در هر جای جایِ سامرا امشب

دمِ بابُ الجواد آنگونه خیلِ زایران دیدم
که گفتم هست این میخانه هم دارالشفا امشب



#رضا_باقریان

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت


جلوه ای از جبروت آوردند
سوره ای از ملکوت آوردند

اَبری از جنس بهار و باران
به سر این بَرَهوت آوردند

به درِ خانه ی آقا یک شهر
همگی دست قنوت آوردند

به تماشای تو آدم را باز
از بهشتش به هبوط آوردند

از سرِ سفره ی زهرا امشب
محضِ لبخند تو قوت آوردند

آب و آیینه و قرآن این است
نوه یِ شاهِ خراسان این است

قبله خوب است همین در باشد
علیِ آلِ پیمبر باشد

چارمین نادِعلی را گفتند
باید این نام مکرر باشد

چار دیواری کعبه یعنی
چارسو جانب حیدر باشد

جامعه خواندم و گفتند که آن
با مفاتیح برابر باشد

بگذار از لب بامت نرویم
دل ما مثل کبوتر باشد

گیسویی دین و دلِ ما برده
خاصه وقتی که معطر باشد

آی همنامِ رضا آمده است
مغزِ بادامِ رضا آمده است

زلف تو کاش مجعد نشود
دل در این شام مُردد نشود

تو علی هستی و مانند علی
هیچکس صاحبِ مسند نشود

هست تاسامره و سردابش
حالِ ما شکر خدا بد نشود

جز نسیمی که پُر از عطر شماست
کاش از کوچه ی ما رد نشود

دلِ من رفت به کویَت گفتم
رفتِ تو کاش که آمد نشود

گره ام دستٍ تو بود و واشد
کار دستِ تو نباشد نشود

صدو ده مرتبه ممتد گفتیم
یاعلی ابن محمد گفتیم

دیدنت جامه دریدن دارد
یا که انگشت بریدن دارد

مژه ام خاکِ مسیرت را خورد
الحق این سُرمه،کشیدن دارد

ارزشش داشت پریشان باشیم
نازِ این زلف خریدن دارد

دلِ من میتپد آقا چه کنم
آهویی میلِ رمیدن دارد

ما رسیدیم و زمین اُفتادیم
بوسه از خاکِ تو چیدن دارد

آنچه گفتند در اوصافِ شما
دیدن و دیدن و دیدن دارد

علیِ عالیِ اعلیٰ هادیست
دهمین معنیِ زهرا هادیست

مثل یک آینه ام می شکنم
که تَرَک خورده ترین قلب منم

سامرایِ تو بنا شد اما
من پریشانِ امام حسنم

بعد تو وقف بقیع،کاش شود
عمر من صرفِ حرم ساختنم

حضرت هادی ما مهدی کو
من اویسم به هوایِ قرنم

گریه ام را به محرم برسان
کشته ی روضه ی یک پیرهنم

خواهری گفت که ای وای حسین
مادری گفت که ای بی کفنم

کاروان آه که آمد از راه
هرکه دارد هوسش بسم الله


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
20:06
#امام_هادی_ولادت

لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشد عبادتش

افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نا امید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو را نشان خدمت آل محمد است

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت

امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده
گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده
یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده
چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده
از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده
نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم


کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا
رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی
قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا
هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا
هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا
آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم



از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او
نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او
در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او
دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او
جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او
عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم


چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش
یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش
نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش
قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش
شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش
بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم


باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره
مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره
تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره
سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره
ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره
هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم


ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو
ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو
روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو
نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو
دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو
در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم


تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم


من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی
ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی
گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی
علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی
لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی
باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم


تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی
تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی
در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی
بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند
برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی
ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم


ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر
جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری!
جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری
از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری
«میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری
باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت
#امام_هادی_مدح

ای دهم حجّت خدای ودود
هادی ملک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو
هادیان بندۀ هدایت تو

ای فدایّی تو اب و اُم ما
ای تو ابن الرّضای دوّم ما

همه عالم یم عنایت تو
اولیا تشنۀ ولایت تو

ای تو باب المراد اهل البیت
نور چشم جواد اهل البیت

آفتاب رخ هو القیّوم
همه ی حسن چارده معصوم

معرفت سایه ای ز قامت تو
نور، یک جلوه از کرامت تو

روی تو آیت هوالموجود
به وجود تو بسته کلّ وجود

حلم ها لاله ای ز گلشن تو
علم ها خوشه ای ز خرمن تو

روح، قربانی تن پاکت
تن، غباری به دامن خاکت

بال جبریل فرش مجلس تو
گل نرگس نثار نرگس تو

ابر بارنده فیضی از جامت
شیر درّنده در قفس رامت

چشم دشمن به لطف و رحمت تو
متوکّل حقیر عزّت تو

نور الانوار کلّ اجدادی
سیّدی یا علیّنا الهادی

جامعه سطری از عبارت تو
انبیا عاشق زیارت تو

در خراسان، مدینه، سامرّا
نجف و کاظمین و کرب و بلا

زائرین هر کجا که مهمانند
جامعه با دم تو می خوانند

کیست ابن الرّضای دوّم، تو
در امامان علیّ چارم، تو

به مزار مطهّر تو سلام
به عروس و به خواهر تو سلام

بوی احمد دمد ز یاسمنت
از رواق مقدّس حسنت

زده بر سر هوای سامره ام
خاک پای گدای سامره ام

سامره آفتاب سینه ی من
کربلای من و مدینۀ من

سامره شهر نور، شهر شرف
سامره باغی از بهشت نجف

سامره در زمین بهشت اله
آسمان دو آفتاب و دو ماه

تو ولیّ خدای دادگری
تو جوادالائمّه را پسری

تو ز هر وصف خوب، خوب تری
تو به یک چهره چارده قمری

تو علیّ علیّ و فاطمه ای
تو چراغ هدایت همه ای

به دعای تو سنگ گل آرد
به ولای تو ابر می بارد

هم تو گفتیّ و هم خداست گواه
من اطاکم فقد اطاع الله

تو زعیمی تو رهبری تو امام
حق بود از تو با تو در تو مدام

ذکر حق چیست ذکر خیر شما
کیست میزان حق به غیر شما

بی دمت آدمی نمی ماند
به خدا عالمی نمی ماند

طایر وحی از تو دانه گرفت
در ریاض تو آشیانه گرفت

من اتاکم نجی سرود سرود
به شما خاندان درود درود

شمع بزم اخوّتید شما
اهلبیت نبوّتید شما

در زمین در سپهر در افلاک
هر که شد بی شما هلاک هلاک

چشم دل بی چراغتان کور است
شاهد من کلامُکم نور است

به خداوندی خدا سوگند
به محمّد به انبیا سوگند

به کتاب و به مکّه و به حرم
به صفا و به مروه و زمزم

به مدینه به خاک قبر رسول
به مزاری که گم شده ز بتول

به شهیدان بدر تا امروز
به شهادت به مرگ ظالم سوز

این کلام خدای دادار است
مهرتان خلد و بغضتان نار است

روح قرآن بود بیان شما
جان «میثم» فدای جان شما

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
20:06
#امام_هادی_ولادت


لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشد عبادتش

افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نا امید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو را نشان خدمت آل محمد است

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت
#امام_هادی_مدح


آمده تا سخن از چشم خود آغاز کند
دهمین پنجره را سمت خدا باز کند

تا که یک پرده، خدا را به من ابراز کند
جگر شیر بیارید که اعجاز کند

دهمین مرتبه امروز، قیامت آمد
علیِ آخرِ دنیای امامت آمد

ردّ پایش همه جا قبله‌نما می‌‌سازد
خطّی از جامعه‌اش، جامعه را می‌‌سازد

خادم خانه‌اش از خاک، طلا می‌‌سازد
کرمش نیز به شدت به گدا می‌‌سازد

بی‌سبب نیست اگر عادتش‌احسان شده‌است
نوۀ ارشد آقای خراسان شده است

گوشۀ صحن عجب حال و هوایی دارم
برسرم سایۀ ایوان طلایی دارم

از سر سفرۀ او نان و نوایی دارم
سامرایی‌ام و عادت به گدایی دارم

سامرا، کرب و بلایی به نظر می‌آید
این دو شش‌گوشه، به دنیا چقدر می‌آید


#مجید_تال

@raziolhossein
20:06
#امام_هادی_ولادت
#رباعی

یک جلوه ی دلپذیر تکرار شده است
لبخند مهی منیر تکرار شده است

بر دست محمد است انوار علی
آیینه ای از غدیر تکرار شده است

#میثم_مومنی_نژاد

......

بر پایه اصول را بنا باید کرد
بر هادی راه اقتدا باید کرد

پیش از نجف و قدم به وادی غدیر
تعظیم به سوی سامرا باید کرد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
20:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 186.7 KB
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح

من جای آب عمری رو بر سراب کردم
در آتش گنه سوخت هر چه ثواب کردم

هز چند از کفم رفت ، ماه خدا ، شب قدر
روی غدیر اما خیلی حساب کردم

#محمدحسین_رحیمیان

#تبلیغ_غدیر_واجب_است

@raziolhossein
1 😍 1
8 June 2025
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
 #امام_هادی_ولادت

دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین
چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین
ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین
فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین
عروس حضرت زهرا بهار شادی آورده
برای شیعیان امشب امام هادی آورده

دو چشم دل ز هم بگشا که حسن دادگر بینی
در ابناء بشر آیینۀ خیر البشر بینی
در آغوش جواد ابن الرّضا قرص قمر بینی
بیا تا نخل سر سبز ولایت را ثمر بینی
دوباره شیعه را از نور حق دل منجلی آمد
که از سوّم محمّد (ص) در جهان چارم علی آمد

فروغ حسن غیب ذات سبحانه پیدا شد
یگانه لالۀ ریحانه را ریحانه پیدا شد
همه گیرید جان بر کف رخ جانانه پیدا شد
به گرد شمع رویش یک جهان پروانه پیدا شد
زمین، در سینه خورشید خداوندت مبارک باد
جواد ابن الرّضا میلاد فرزندت مبارک باد

موحّد گشته دل با یاد بسم الله ابرویش
زبور، انجیل، قرآن را بخوان در مُصحف رویش
جواد ابن الرّضا چون شاخۀ گل می کند بویش
دل پیغمبران یکسر اسیر طُرّۀ مویش
چه خوانم مهر یا مه یا چراغ انجمش خوانم
همان بهتر که خود ابن الرّضای دوّمش خوانم

به سیرت مظهر واجب به صورت صورت امکان
به رخ و الشّمش و مو و اللّیل و دل عرش استوی الرّحمان
فیوضاتش رسد هم بر ملک پیوسته هم انسان
عبارات و کلام روح افزایش اخ القرآن
به بازار ولایت پوسف زهراست این مولود
یم دو گوهر است و دُرّ نُه دریاست این مولود

علی نام و محمّد (ص) صورت است و بوالحسن کنیت
بیانش دُرّ، دلش دریا، کفش باران، دمش رحمت
کلامش نور و مهرش دین و حبّش معنی طاعت
ولیّ خالق منّان امام عالم خلقت
امامت جاودان از او قیامت را امان از او
حقیقت را زبان از او طریقت را نشان از او

به کویش بندگی کن خواهی ار عبد خدا گردی
بخوان اوصاف او تا با پیمبر هم صدا گردی
مبادا لحظه ای در عمر خود از او جدا گردی
بکوش انسان که در خطَّ تولاّیش فدا گردی
بقا خواهی فنا در مکتب سرخ ولایت شو
جمال هادی آل محمّد (ص) بین هدایت شو

خرد را آبرو با آبرویش بستگی دارد
وجود عالم هستی به مویش بستگی دارد
حیات جاودان بر آب جویش بستگی دارد
شفای دردها بر خاک کویش بستگی دارد
وجود ما به مهر آن امامی مفتخر گردد
که شیر وحشی از آهو به گردش رام تر گردد

زهی بحری که همچون عسکری در دل گهر دارد
زهی ماهی که از خورشید رویی خوب تر دارد
به پیشانی فروغ حجّت ثانی عشر دارد
به صلب خویش مولانا امام منتظر دارد
سلام ما به ابناء و به آباء گرام او
خوشا آن کس که شد آن هادی عترت امام او

خوشا آنکو کنار تربتش اشک رجا دارد
شرار ناله، سوز سینه، حال التجا دارد
بدل حال مناجات و به لب ذکر دعا دارد
خداوندا دلم پیوسته شوق سامرا دارد
امامی گز نگاهش درد انس و جان دوا گردد
عجب نبود که «میثم» هم از او حاجت روا گردد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
00:48
#امام_هادی_مدح

ای چارمین علیِّ ولیّ و دهم امام
وی بر فراز عرش ولایت تو را مُقام

وه! ای به کنیه بوالحسن و در لقب نقی
خورشید و ماه، آینه‌دار تو صبح و شام

خصمانِ تو که یکسره خصم ولایتند
انداختند سنگ شقاوت تو را به جام

می‌خواستند تا تو نباشی و بستُرند
از لوح روزگار تو را نقش هرچه نام

پس زهر سینه‌سوز به کام تو ریختند
پس تیغ کینه‌ساز کشیدند از نیام

«هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده‌شد به‌عشق»
ای زنده همیشه و ای جان مستدام

ای با همه جوانیِ خود آنچه خضر دید
در آینه پدید، تو دیده به خشت خام

ای رهنمای گمشدگان، هادی‌البشر
وی این لقب به نام تو ظرفیتش تمام

ماییم و زخم‌های گرانی که تا ابد
در سینه‌های‌مان نپذیرند التیام

زخم عمیق سینه سوزان کربلا
این خون‌چکان که تازه نماید علی‌الدوام

ماییم و انتظار، اماما، که کی کشد
از آستین نوادۀ تو تیغ انتقام

#حسین_منزوی


@raziolhossein
3
00:48
#امام_هادی_ولادت
#رباعی


سرچشمه فیض حی سرمد آمد
آئینۀ نور حُسن احمد آمد

تبریک به ثامن الحجج باید گفت
چارم علی آل محمّد آمد

#سیدهاشم_وفایی
......

امشب به جهان نور مبین می آید
بر شیعه بگو حبل متین می آید

از بیت جواد ابن رضا هادی دین
همنام امیر مومنین می آید

#رضا_یعقوبیان

......


در نیمه ماه ، ماه نو  پیدا شد
تابید به هستی و جهان آراشد

آمد نوه امام هشتم به به
تبریک که فرزند رضا بابا شد

#علی_ساعدی

@raziolhossein
2
00:48
#امام_هادی_ولادت


عشق در جانم شرار انداخته
شوق ، ذوقم را به كار انداخته

مى‏ زنم پر در هواى اهل بيت
مى‏ سرايم در ثناى اهل بيت

طبع من امشب گل افشانى كند
از دلم رفع پريشانى كند

نه فقط من ، عالمى در شادى است
گاه ميلاد "امام هادى" است

نُه فلك در نور سامرا گم است
جلوه ی ابن الرضاى دوم است

مشرق چشمش طلوع آفتاب
سينه ی او دفتر ام‏ّ الكتاب

دامن شرم و حيا گهواره‏ اش
بوسه گيرد حُسن از رخساره‏ اش

بس كه دارد حُسن روى او نمك
بسته بر بازوش حرز جان، ملك

آستين افشانده بر هستى جواد
ذكر لب پيوسته دارد «ان يكاد»

كيست او ؟ كاينسان زمين مشتاق اوست
هفت دريا تشنه انفاق اوست

اين پسر خضر تمام انبياست
امتداد خط سرخ كربلاست

اين پسر گمگشتگان را هادى است
اين پسر آئينه ی آزادى است

اين پسر شور و شعور حيدرى است
بر سرش زيبنده تاج سرورى است

مكتب او رهگشاى جامعه است
معنى و روح "دعاى جامعه" است

شیر ، صید یک نگاه ساده اش
"طرفة العيني" شود دلداده اش

خاک راهش توتیای چشم حور
قطره قطره اشک او " شُرباً طهور "

همچنان که نقش نام او علی است
سیرت و صورت ، مرام او علی است

غرق شادی در شب میلاد او
عهد الفت بسته دل با یاد او


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
00:48
#امام_هادی_ولادت
#امام_هادی_مدح


بهشت اهل ولا را ثمر مبارک باد
طلوع عید بزرگ دگر مبارک باد
بر آسمـان ولایت قمر مبارک باد     
محمدبن‌علی را پسر مبارک باد

خدای عـزّوجـلّ را ولـی تمـاشایـی است
به روی دست محمّد، علی تماشایی است

سلام باد بـه ابن‌الرضـا و فـرزندش     
شفای روح مسیحا ز فیض لبخندش
ندیده چشم بشر جز ائمه مانندش     
 سزد که مدح بگوید فقط خداوندش

جمــال او همــه آیینــۀ امــام جـواد
علی است این، پدر و مادرم فدایش باد

سخن‌وران جهان مست یک عبارت او
جحیم بـاغ چنــان گــردد از اشارت او
سر سـران همـه در حلقـۀ اسـارت او
 دعــای «جامعـه» زیباتـرین زیـارت او

زیارتی که سزد وحی سرمدش خوانند
شنـاسنـامــۀ آل محمّــدش خواننـد

مهی که مهر هم از ماه عارضش خجل است   
چـو آفتاب بـه دل‌های پاک مشتعل است
گـل محبـت او زینــت بهشــت دل است
عدو هم از کرمش شرمگین و منفعل است

جهانیان همه مرهون لطف او من هم
نه من گای در او شـدم که دشمن هم

الا حـرم حرمِ سـامرات را زائر     
بهشت، زائر صحن و سرات را زائر
فرشتگان حرم باصفات را زائر
جــواد مـاه رخ دلـربـات را زائـر

عجب نه گر به قفس شیر وحشی‌ات شد رام
مطیــع سلسلـۀ تـو اســـت گــردن ایــام

تو چارمین علی از عتـرت پیامبری
تو خـود امـام و امام جواد را پسری
تو بـر امــام رضا نیــز پارۀ جگری       
تو چون حسین چراغ هدایت بشری

ائمه هادی و تو خود به کنیه‌ هادیشان
بـه شـاه راه هـدایت شـدی منادیشان

اگر چه بــر حرم حضـرتت جسارت شد
حـریم محترمت در جهان زیارت شد
نصیب شیعه در این امتحان بشارت شد
نصیب دشمن تو ذلت و حقارت شد

شکست شیعه محال است چون به حصنِ ولاست
همیشه پــرچـم فتـح شمـا بـه دسـت خـداست

تمام خلقت هستی بوَد برای شما     
 نهاده سربه زمین آسمان به پای شما
سعـادت همه عالم بود ولای شما           
بـوَد «بـکُـم فَتَـح‌الله» در ثنـای شما

خدا بــرای شما خلق کرد عالم را
ز خاک پـای شمـا آفریــد آدم را

به غیر بـاب شما حق نیـافریده دری             
خدا پرست نـی‌ام گر زنـم در دگری
نبود و نیست به جز بر درِ شما خبری           
اگـر کنید بـه کـل جهانیـان نظـری

قسم به هر که گذارد قدم به راه شما
شونـد خلق، ابـوذر به یک نگاه شما

مصیبت است اگر یک نظر به ما نکنید            
مـرا ز دامـن پر مهرتان جدا نکنید
رهم دهیـد در ایـن خانه و رهـا نکنید           
مرا به دوری خود دور از خدا نکنید

من و جدا شدن از دامن شما هرگز
طریـق دوستـی دشمـن شما هرگز

حیاتِ بود و نبود از برای یک دمتان
خـدای داده شرافت به کل عالمتان
خد گواست که اوصاف ما بود کمتان           
عطا کنیـد مضامین نـو به میثمتان

که همچو «میثم» تمار مدحتان گوید
همیشـه در همه احوال راهتان پوید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
7
00:48
#امام_هادی_ولادت
#رباعی

پیغام بشارت از منادی آمد
هنگامه ی شوق و شور و شادی آمد
بفرست به شکرانه پیاپی صلوات
در بیت جواد امام هادی آمد
......

از روز ازل زمین غلام هادی است
مرهون کرامت امام هادی است
" العبد و ما فی یده مِنْ مولاه"
یعنی سند دلم به نام هادی است


#کمیل_کاشانی
......

سمت حرم امام هادی صلوات
دست کرم امام هادی صلوات

همراه فرشتگان پیاپی بفرست
خیرقدم امام هادی صلوات

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
00:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×384, 43.4 KB
#امام_هادی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
4
00:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
450×315, 70.8 KB
#تبلیغ_غدیر

خواهی که شود خوب همیشه حالت
پاکیزه شود تمامی اعمالت

تبلیغ کن از غدیرخم با مالت
تا آنکه دوچندان بشود اموالت


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
4
9 June 2025
ش
06:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه_السلام



آیینه ی زلال خدا ایها النقی
می خوانمت به زمزمه ، یا ایها النقی

پا تا به سر پیمبر و زهرا و حیدری
سر تا به پا جواد و رضا ایها النقی

در امتداد کوثر و تطهیر و هل اتی
دست تو اعتبار عطا ایها النقی

در هر فراز «جامعه» ات موج می زند
مضمون آیه های ولا ایها النقی

تفسیر و شرح و ترجمه ی سوره های وحی
زیباست از زبان شما ایها النقی

در گوشه گوشه ی حرمت معتکف شوند
هر شب فرشته های دعا ایها النقی

دریاب ای کرامت والای اهلبیت
یک لحظه التجای مرا ایها النقی


#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی

@raziolhossein
5
06:30
#امام_هادی_ولادت



آن شب مدينه غرق تجلاّی نوربود
آيات نوردرهمه جادرظهور بود
گـردون دوباره جلوه ی وادی طوربود
هرسوفرشته ای به فلك درعبوربود
آئينه ای زنورخدا داشت شهرنور
گنجينه ای زصدق وصفاداشت شهرنور

كروبيان به شوق قدومش صلازدند
دم ازفروغ چهره ی شمس الضحی زدند
باهرنفس كه درره صدق وصفازدند
گم كرده گان راه وفاراصدا زدند
گفتند گرنشاط سماوات بی حداست
فصل ظهور هادی آل محمّداست

خيز وببين سُلالة خيرالأنام را
آئينه ای زلال، زحُسن تمام را
دربرگرفته است امامی امام را
دادند بارعام تمام عوام را
دستي برآروعيدی ازآن مقتدا بگير!
ازدرگه جواد جواز جزا  بگير!

اوجلوه ی هميشه بهار ولايت است
خورشيد تابناك سپهر هدايت است
چارم علی زآل رسول عنايت است
الطاف اين امام مبين بی نهايت است
ای تشنه كام لب به لب كوثری بزن!
ازچشمه ی كرامت اوساغری بزن!

آئينه ی نجابت گل های نوراوست
فلك نجات وگوهردريای نور اوست
مشعل فروز سينه ی سينای نوراوست
شمس هدايت همه، معنای نور اوست
اين انعكاس نوردر آئينه ی خـداست
معنای نور آيه ی والشمس والضحاست

اوراخدای عزّوُجل برگزيده است
بهربشر امام هُدا آفريده است
وقتی دعای جامعه ازاورسيده است
يعنی زلال وحی ازآن گل چكيده است
اين كوثر هميشه زلالی كه  جاری است
هرگز خزان نداردو دائم بهاری است

ايمان شكوفه ای ست به گلزارجان او
تقوا نشانه ايست زحُسن بيان او
اخلاص چشمه ايست ز چشم روان او
ايثار آيتی است  درعالم شان او
قدرش اگركه نامتناهی است اين امام
مجموعه ی صفات الهی است اين امام

اين است آن امام كه ازنورباورش
ظلمت شده اسير هميشه به محضرش
عطرحيات می دهد انفاس اطهرش
شيران نشسته اند همه دربرابرش
درپای آن امام مبين سر نهاده اند
سررا به خاكبوسی دلبر نهاده اند

اشكی زشوق درقدم او فشانده ام
خود را به آستانه ی آن گُل کشانده ام
دل را به راه سامره ی اونشانده ام
من هرچه خواستم از او  ستانده ام
اين بارهم كرامت اوراطلب كنم
باردگربه درگهش عرض ادب كنم

ای واجب السّلام نثارت سلام من
شيرين شده زجام ولای توكام من
نامت هميشه موج زند دركلام من
تو باخبر زحال منی ای امام من
چشم«وفایی»است به بخشيدن شما
روز حساب دست من و دامن شما


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
4
06:30
#امام_هادی_علیه_السلام


خُوشا سَری کِه شَود خاکِ پای حَضرَتِ هادِی
خُوشا دِلی کِه پَرَد دَر هَوای حَضرَتِ هادِی

به چِشمِ بَستِه خُدا را به رُوی باز بِبینَد
به دِیدِه هَر کِه نَهَد خاکِ پای حَضرَتِ هادِی

زِ قَبر و بَرزَخ و فَردای مَحشَرَش نَبُود غَم
کَسی که زادِ رَهَش شُد وِلای حَضرَتِ هادِی

به سِیم و زَر نَکُند اِعتنا کَسی کِه به عالَم
طَلب کُند نظرِ کیمِیای حَضرَتِ هادِی

به سَعی بَندِه نَیایَد به دستِ، قُربِ خُداوَند
مَگر کِه دَرک کُند دِل، صَفای حَضرَتِ هادِی

کَسی که جانِ جَهان بُود، داد جان به غَرِیبی
هِزار جانِ مُقدّس فَدای حَضرَتِ هادِی

نَدانَم اِین کِه به دُوران چِه ها رَسید به جانَش
زِ کینهء مُتوَکّل، دَغای حَضرَتِ هادِی

به یادِ بَزمِ شَرابِ یَزیدِ سُفلَه فِتادَم
کِه بِزمِ خَمر شُد از کِینِه، حَضرَتِ هادِی

به یادِ چُوب و لَبانِ حُسین گِریَم و گُویَم
نبُود چُوبِ جَفا از بَرای حَضرَتِ هادِی

چِه خِیر بِهتَر از اِین رستگار را کِه زِ تُوفِیق
رِسید بر دَرِ سُلطان، گِدای حَضرَتِ هادِی


#سیدمحمد_رستگار


@raziolhossein
2
06:30
#امام_هادی_علیه_السلام
#دوبیتی

خوشا یِک دَم تُو را هَمراه باشِیم
که با تُو دَر طَریق‌ الله باشِیم

شُدِی هادِی کِه ما تا روزِ مَحشَر
مَبادا لَحظِه ‌اِی گُمراه باشِیـم


#ه_علی_نیا

@raziolhossein
06:30
#امام_هادی_علیه_السلام


آسمانیست جلوه های شما
روی سرهای ماست جای شما

حضرت جبرئیل با بالش
طاق نصرت زده برای شما

هرکسی که شنیده گفته چنین
بی نظیرست ربنای شما

همه‌ی برگ های پاییزی
میشود سبز زیر پای شما

با همین دست خالی‌ام دارم
چشم امیّد بر عطای شما

و برای قیامتم کافیست
نخی از گوشه ی عبای شما

از مسیر خطا برم گرداند
روشنایی ردّپای شما

شب برای خودش سلیمان است
زائر صبح سامرای شما

عشق ما بر شما ارادی نیست
عشق ما جز امام هادی نیست


ای صفا بخش انجمن هادی
رونق یاس و یاسمن هادی

گل خوش عطر و بوی زیبارو
علت رویش  چمن  هادی

دهمین نور محض آل الله
پدر  دومین  حسن  هادی

در جمال تو منعکس شده است
روشنایی  پنج  تن  هادی

در قنوتت فرشته ها بودند
به دو دست تو بوسه زن هادی

شیر در پرده را که جان دادی
جان تازه  بده به من هادی

روز محشر در ازدحام بیا
نام ما را صدا بزن هادی

همه محتاج یک دعای توایم
حاجت قلب مرد و زن هادی

واکن از کاروبار ما گره را
تا  ببینیم  ماه  سامره را


آستانت همیشه پا بر جا
ابتدایت همیشه نا پیدا

ای علی چهارم شیعه
نوه‌ی اول امام رضا

ایها الهادی ای امام نقی
دهمین حجت ای امام هدی

صاحب اقتدار و شوکت حق
رهبر و مقتدای مذهب ما

با وجودت همیشه می‌نازیم
به تمام اهالی بالا

اعتقادات ما درست شده
با فرازهایی از دعای شما

جامعه‌ساز ماست جامعه‌ات
نسخه‌ی رشد روح انسان ها

نگذاری به سینه ها داغِ
دیدن صحن سامرایت را

در زمانت سه بار شد تخریب
بارگاه شریف کرب و بلا

ای ولی خدا زبانم لال
تو کجا مجلس شراب کجا؟

ظرف غم های تو لبالب بود
اشک تو نذر اشک زینب بود



#محمدحسن_بیات_لو


@raziolhossein
06:30
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیر


مشغول تو بودن خودش گیراترین پند است
تلخ است کامم، مدح تو شیرین تر از قند است

انگشترت قسمت نشد ما خاک پا بردیم ..
خاکی که پایت را ببوسد آبرومند است

دستی که انگشتر به او دادی که جای خود
دستی که قطعش کرده ای هم از تو خرسند است

خوبان ندارند آنچه را در چنته داری تو
آنچه نداری و  همه دارند، مانند  است

آن که تحیر را به چشمش دیده اعجاز است
آن که کمر بسته به اثبات تو سوگند است

درک من  از الیوم اکملت لکم ... این است
در زیر دینت تا ابد  دین خداوند است


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
06:30
#امام_هادی_علیه_السلام


محمد بانی آبادی ماست
علی هم عشق مادرزادی ماست

اگر اهل صراط‌المستقیمیم
علی ابن محمد هادی ماست

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 2
06:30
#امام_هادی_علیه_السلام

باز وقت عطای زهرا شد
گره هامان یکی یکی وا شد
تو رسیدی و روز میلادت
پیشواز غدیر مولا شد

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
06:30
#امام_هادی
#دوبیتی


در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم

هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم

#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
👍 2
06:30
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی

زیبنده ترین سخن کلام هادی است
حیرت زده خلقت از مقام هادی است

امضا‌‌‌‌ برات سامرا در گروِ
ذکر صلوات بر امام هادی است

#سیدمهدی_حجازی

@raziolhossein
👍 1
06:30
#امام_هادی_ولادت


پای برگ ِ براتم امضا شد
گرهی کور داشتم وا شد
خوش به حال تمام سائل ها
خبر آمد «جواد» بابا شد

جای سلطان چقدر خالی بود
خبر آمد جواد بابا شد

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
06:30
#امام_هادی_ولادت
#غدیری‌ #رباعی

از هر چه به غیر عشق سیرم گردان
در بند ولایتت اسیرم گردان

راوی زیارت غدیریه بیا
یک عمر مبلغ غدیرم گردان

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
22:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_ولادت


سرچشمةفیض حی سرمدآمد
آئینة نور حسن احمد آمد

تبریک به ثامن الحجج بایدگفت
چارم علی آل محمّد آمد
......

گلنغمة شادی ازمنادی آمد
از سوی مدینه بانگ شادی آمد

با آمدن طنین بال جبریل
عطر نفس امام هادی آمد

آئینه‌ی صبرو استقامت تبریک
گنجینة احسان وکرامت تبریک

با نوربه صفحه‌ی فلک حک کردند
میلاد دهم مهر امامت تبریک

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
3
10 June 2025
ش
05:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شق_القمر
#دوبیتی

شب چاردهم ذی‌الحجه
معجزه شق‌القمر

(إقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ )

چه إعجازی نبی دادگر کرد
مه ذی حجه را او معتبر کرد

همه دیدند که با یک اشاره
رسول الله ما شق‌القمر کرد


#محسن_قاروبی

@raziolhossein
10
11 June 2025
ش
19:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 102.1 KB
2
19:55
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 57.9 KB
2
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


هوالغنی الحمید هو العلی الکبیر
هو الغفور الرحیم هو اللطیف الخبیر
هوالولی الودود هو السمیع البصیر
هو الرئوف الکریم هو الولی القدیر
که در تمام وجود گرفته عید غدیر
عیدی بس جانفزا عیدی بس دلپذیر
عید خدای جلی عید ولای علی
عید رسول خدا عید بزرگ علی


عید تمام نعم نعمت بی حد شده
ملک خدا سر به سر خلد مخلد شده
شادتر از خلق خود، خالق سرمد شده
آیة اکمال دین هدیه به احمد شده
معرف شیر حق رسول امجد شده
بلکه محمد علی، علی محمد شده
ثنای حیدر کنید علی علی سر کنید
بَلّغ ما اُنزل اِلیکَ از بر کنید


ندای اکمال دین عیدی خاص خداست
حیات دین خدا از این مبارک نداست
تمام عالم پر از علی علی یک صداست
وجودش از هم جدا هر که ز حیدر جداست
علی سراج المنیر علی طریق الهداست
طریق تا انتها سراج از ابتداست
عروج حق تا علی است تمام دین یا علی است
بخوان بخوان جبرئیل بگو که مولا علی است


زعیم خلق جهان علی است آری علی است
رسول را جان جان علی است آری علی است
کتاب حق را زبان علی است آری علی است
خطاب حق را بیان علی است آری علی است
امام پیش از زمان علی است آری علی است
بهشت را میزبان علی است آری علی است
جان پیمبر یکی است ساقی کوثر یکی است
چه باک از دشمنان بگو که حیدر یکی است


ندای قرآن علی نظام قرآن علی است
حروف قرآن علی کلام قرآن علی است
صلاة قرآن علی صیام قرآن علی است
پیام قرآن علی امام قرآن علی است
قوام قرآن علی نظام قرآن علی است
تمام دین نه، بگو تمام قرآن علی است
قیام یعنی علی قعود یعنی علی
رکوع یعنی علی سجود یعنی علی


امیر پیش از وجود امیر شد در غدیر
سفیر ملک ازل سفیر شد در غدیر
به خاتم الانبیا وزیر شد در غدیر
مدار شد در غدیر مدیر شد در غدیر
مشار شد در غدیر مشیر شد در غدیر
بشیر شد در غدیر نذیر شد در غدیر
الا تمام ملل به ذات حی ازل
علی است خیر البشر علی است خیرالعمل


امام ما کیست کیست فاتح خیبر علی است
فاتح خیبر علی جان پیمبر علی است
جان پیمبر علی ساقی کوثر علی است
ساقی کوثر علی مظهر داور علی است
مظهر داور علی اول و آخر علی است
اول و آخر علی حیدر، حیدر علی است
شیعه فقط حیدری است ز خصم حیدر بری است
هر که علی را فروخت دوزخ را مشتری است


مشام خصم علی کجا و بوی بهشت
علی است بوی بهشت علی است روی بهشت
شیعة او راست پا بر سر کوی بهشت
علی است خلق بهشت علی است خوی بهشت
شیعه کند کار خضر بر لب جوی بهشت
آی علی دوستان پیش به سوی بهشت
نجاتتان سرنوشت بهشت تان در سرشت
بهشت یعنی غدیر غدیر یعنی بهشت


سقیفه آن سو برو غدیر از آن ماست
غدیر توحید ما غدیر ایمان ماست
غدیر پیوند ما غدیر پیمان ماست
غدیر در روز حشر صراط و میزان ماست
غدیر تفسیر نور غدیر فرقان ماست
غدیر فردوس ماست غدیر رضوان ماست
مپرس ما کیستیم چه بوده و چیستیم
به جان مولا قسم سقیفه ای نیستیم


بت شکن کعبه بر دوش نبوت یکی است
برادر مصطفی روز اخوت یکی است
امیر خیبر ستان به دست قدرت یکی است
علی اگر شد امام تمام امت یکی است
رسول اگر حکم کرد حکم رسالت یکی است
اگر دوبین نیستی غدیر و بعثت یکی است
هماره این یاد ماست فیض خداداد ماست
حرا و خم غدیر کعبه میلاد ماست


اگر چه بین دو یار سه یار شد فاصله
فقط به شأن علی است روایت منزله
محمد است و علی حلقة یک سلسله
هر که جدا از علی است جداست از قافله
نامة اعمال اوست نوشتة باطله
به دوزخش نیست جز شرار آتش صله
"میثم" اگر میثمی، میثم تمار باش
دل بِبُر از جان و سر در طلب یار باش

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی_علوی


جوابم شد بلي، ألحمدلله
برایم شد «ولی» ألحمدلله

به دستور خداوند و پیمبر
امامم شد علی ألحمدلله!

#م_عاطفی

@raziolhossein
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

امروز روز عید خدا روز یا علی است
فریاد جنّ و انس و ملک یکصدا علی است
نزدیک و دور شیعه به هرجاست با علی است
شور و دعا و زمزمه و ذکر ما علی است
ای جبرئیل مدحت مولا علی بگو
پرواز کن به دور علی یا علی بگو

عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
آوای وحی و مژدۀ رحمت خجسته باد
اکمال دین، تمامی نعمت خجسته باد
این قول احمد است چه نیکو روایتی
یوم الغدیر افضل اعیاد امّتی

عید غدیر عید خدا و پیمبر است
عید غدیر عید تولّای حیدر است
عید غدیر عید امامان سراسر است
عید غدیر از همه اعیاد برتر است
عیدی شیعه، آیۀ اکمال دین شده
مولا علی امام همه مسلمین شده

ما دل به مهر حیدر کرّار باختیم
با نای جان نوای ولایت نواختیم
چون شمع در شرار محبّت گداختیم
با خطبۀ غدیر علی را شناختیم
تا شیعه ایم بار ولایت به دوش ماست
این خطبه تا قیام قیامت به گوش ماست...

تنها تویی به ختم رسل جان و جانشین
تنها تو را رسول خدا خوانده کلِّ دین
تنها تویی تو دست الهی در آستین
تنها تویی امیر تمامیّ مؤمنین
بر منبر رسول، سلونی تو گفته ای
در بستر رسول، به جایش تو خفته ای

قرآن کتاب م دح و خدا مدح خوان توست
قرآن نیازمند به نطق و بیان توست
هم تو زبان حقیّ و هم حق زبان توست
جاویدی و هماره زمان ها زمان توست
قرآن به وصف توست که تکمیل می‌شود 
كى غير تو معلم جبریل می‌شود؟

حج و زکوة و صوم و صلوة و قیام، تو
حمد و رکوع و سجده، تشهد، سلام، تو
سعی و صفا و مروه تو، ركن و مقام، تو
تکبیر تو، طواف تو، بیت الحرام، تو
ای در تمام ملک خدا ذکر خیر تو
مولود کعبه، رکن حرم کیست غیر تو؟

دنیا هزار چهره بیاراست یاعلی
با صد کرشمه وصل تو را خواست یاعلی
کی در دلت محبت دنیاست یاعلی
از کفش وصله‌دار تو پیداست یاعلی
دیدم همه حکومت دنیات در نظر
حتـی ز آب بینـی بز بود پست‌تر...

مولای اولیای خدا کیست جز علی
دست گره گشای خدا کیست جز علی
مصداق "هل اتا"یِ خدا کیست جز علی
ممدوح "انّما"ی خدا کیست جز علی
انصاف کو مروّت و مردانگی کجاست؟!
آیا لباس کعبه بر اندام بت رواست؟!

غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد؟
غیر از علی که صاحب "علم الکتاب" شد؟
غیر از علی که هم سخن آفتاب شد؟
غیر از علی که روی زمین بوتراب شد؟
غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد؟
غیر از علی که قاتل خود را پناه داد؟

غیر از علی که خوانده محمّد برادرش؟
غیر از علی که حضرت زهراست همسرش؟
غیر از علی که زینب کبری است دخترش؟
غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش؟
مرد نبرد خیبر و ننگ اُحد کجا؟!
حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟!

آن مدعی که چون بز کوهی فرارکرد
ننگ فرار را به جهاد اختیار کرد
ترک نبی به معرکهء کارزار کرد
خود را نهان به پیچ و خم کوهسار کرد
می دید رزم تو به یسار و یمین علی
می گفت بر شجاعت تو آفرین علی
 
وقتی که او به جنگ احد گفت الفرار
آورد جبرییـــل بــرای تــو ذوالفقــار
بر لیلة المبیت تو حق کرده افتخار
تو یار یار بودی از اول نه یار غار
تو بر دفاع ختم رسل پا فشرده ای
دور رسول گشته نود زخم خورده ای...

ممدوح جبرئیل به ارض و سما علی است
در ذوالفقار زمزمهء لافتی علی است
قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا علی است
دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است
مرد غدیر پیرو خطّ سقیفه نیست
با غصب منبر نبوی کس خلیفه نیست

مرد فرار فاتح خیبر نمیشود
بیگانه با رسول، برادر نمیشود
جز تو كسى كه نفس پیمبر نمیشود
جز تو به شهر علم نبی، در نمیشود
بگذار تا رود به سر دارها سرم
من خاک پای "میثم" تمار حیدرم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

سر چیست اگر در آستان بگذارد
باید که به پای عشق جان بگذارد
مجنونِ علی همین همان بگذارد
از هرچه که هست بیش از آن بگذارد
این بیت به روی دیدگان بگذارد:

"هرکس که علی علی علی می‌گوید
پا بر سرِ دوشِ آسمان بگذارد"


در مصحف خویش حَیِ سرمد فرمود
در عیدِ غدیرِ خم محمد فرمود
یک روز دو روز نَه که ممتد فرمود
فرمود به اصحاب و مجدد فرمود
باید که شبیه آلِ احمد فرمود
 
مولاست علی و با علی حق میخواست
منت به سر هر دو جهان بگذارد


شد منبرشان از همه جا بالاتر
بر دستِ نبی دست خدا بالاتر
گویید : علی... یکصدا... بالاتر
تکبیر بگویید شما ....بالاتر

آنقدر خدا دست علی بالابرد
تا دست به دست این جوان بگذارد


این تیغ بنازم که دو سر می‌ریزد
می‌چرخد و باز کُرک و پر می‌ریزد
با جوهر خویش هِی جگر می‌ریزد
از جمع سپاه بیشتر می‌ریزد
از هر نفرش دوتا نفر می‌ریزد

صد بار سپاه را بهم می‌دوزد
یک تیر اگر که در کمان بگذارد


از در بگرفت و گفت خود : یاحیدر
تا کَند تمامِ قلعه از جا حیدر
گفتند همه وقتِ تماشا : حیدر
لاحول ولا قوه الا حیدر
تا گفت خداوندِ تعالی حیدر

هرگز نرسد به تار و مارت هرچند
از جان ملک الموت توان بگذارد


این غُلغله چیست در مصاف اُفتاده
دشتی سپر و تیغ و قلاف اُفتاده
سرها به روی قله‌ی قاف اُفتاده
این همهمه در وقتِ طواف اُفتاده
بر سینه‌ی کعبه گر شکاف اُفتاده

تا منکر مرتضی طَوافش بکند
حق خواست که بر کعبه نشان بگذارد


از عشق تو شُکر باده را فهمیدیم
دلداده‌ی بی اراده را فهمیدیم
اجر دو قدم پیاده را فهمیدیم
ما از نجفِ تو جاده را فهمیدیم
معنیِ حلال زاده را فهمیدیم

فرمود حسین تو : فقط می‌خواهد
تا نام علی به کودکان بگذارد


بر سیره‌ی مرتضی به جان پابندیم
سربندِ علی و فاطمه می‌بندیم
ما بر گُل روی مرگ هم می‌خندیم
ما گورِ حرامزاده‌ها را کندیم
گفتیم و جهان از این سخن آکندیم

یک روز رسد که ذوالفقارش را حق
بر دامنِ صاحب الزمان بگذارد


آیینه شدیم زیر بارانِ نجف
خاکیم ولی اسیرِ طوفان نجف
ما دُر شده‌ایم در بیابانِ نجف
دستیم همه دست به دامانِ نجف
تا نعره زنیم پیشِ ایوان نجف

"هرکس به ولایت علی شک دارد
بامادرخویش درمیان بگذارد"

#حسن_لطفی
@raziolhossein
1
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


باده بده ساقیا! ولی ز خُمِّ غدیر
چنگ بزن مطربا! ولی به یاد امیر
تو نیز ای چرخ پیر! بیا ز بالا به زیر
دادِ مسرّت بده، ساغر عشرت بگیر

بلبل نطقم چنان قافیه پرداز شد
که زُهره در آسمان به نغمه دمساز شد
محیط کون و مکان، دایرۀ ساز شد
سَرور روحانیان هو العلیّ الکبیر

وادی خمّ غدیر، منطقۀ نور شد
یا ز کف عقل پیر، تجلّی طور شد؟
یا که بیانی خطیر ز سرّ مستور شد؟
یا شده در یک سریر قِرانِ شاه و وزیر؟

چون به سرِ دست شاه، شیر خدا شد بلند
به تارک مهر و ماه، ظلِّ عنایت فکند
به شوکت و فرّ و جاه، به طالعی ارجمند
شاه ولایت پناه، به امر حق شد امیر

فاتح اقلیمِ جود به جای خاتم نشست
یا به سپهرِ وجود نیّر اعظم نشست؟
یا به محیط شهود مرکز عالم نشست؟
روی حسود عنود سیاه شد همچو قیر

جلوه به صد ناز کرد لیلی حسن قِدَم
پرده ز رُخ باز کرد بدْر منیر ظُلَم
نغمه‌گری ساز کرد معدن کلِّ حِکم
یا سخن آغاز کرد عنِ اللَّطیفِ الخبیر:

به هر که مولا منم، علیست مولای او
نسخۀ اسما منم، علیست طغرای او
سرِّ معمّا منم، علیست مَجْلای او
محیط انشا منم، علی مَدار و مدیر

طور تجلّی منم، سینه سینا علیست
سرِّ انا اللّه منم، آیت کبرا علیست
درّۀ بیضا منم، لؤلؤ لالا علیست
شافع عقبی منم، علی مُشار و مُشیر

حلقۀ افلاک را، سلسله جنبان علیست
قاعدۀ خاک را، اساس و بنیان علیست
دفتر ادراک را، طراز و عنوان علیست
سید لولاک را، علی وزیر و ظهیر

دایرۀ کن فکان، مرکز عزم علیست
عرصۀ کون و مکان، خطّۀ رزم علیست
در حرم لا مکان، خلوت بزم علیست
روی زمین و زمان به نور او مُستَنیر

یوسف کنعان عشق، بندۀ رخسار اوست
خضر بیابان عشق، تشنۀ گفتار اوست
موسی عمران عشق، طالب دیدار اوست
کیست سلیمان عشق بر درِ او؟ یک فقیر

ای به فروغ جمال آینۀ ذوالجلال
«مفتقر» خوش مقال مانده به وصف تو، لال
گرچه بُراق خیال در تو ندارد مجال
ولی ز آب زلال، تشنه بُوَد ناگزیر


#آیت_الله_غروی_اصفهانی

@raziolhossein
1
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


درظهر غدير تا كه موسای نبی
بوسه به رخ منور هارون زد
چشمان حسودان و بخيلان عرب
از شدت غم ، از حدقه بيرون زد

از مشرق دستهای پر مهر نبی
خورشيد ولايت و امامت تابيد
با شوق ملائک همه فرياد زدند:
« تا كور شود هر آنكه نتواند ديد»

فرمود نبی به امر معبود وَدود
بر امت من علی امام است امام
اين مژده ی من به شيعيانش، دوزخ
بر شيعه ی مرتضی حرام است حرام

گُل كرد سپيده ی تبسم به لبش
تا آيه ی «اكملتُ لكُم» نازل شد
فرمود: خوشا به حالتان ای مردم
با حُب علی دين شما كامل شد

فرمود خدا ولايت حيدر را
بر آدم و نسل بعد او واجب كرد
در روز ازل كليد فردوسش را
تقديم ِ علی بن ابيطالب كرد

فرمود: برادرم علی مَحرم ماست
از عالم غيب مثل من آگاه است
قرآن چقدر مدح و ثنايش را گفت
او نقطه ی زير باء بسم الله است

فرمود كه يادگار من بين شما
تا روز حساب، عترت و قرآن است
بايد كه به هر دوشان تمسک جوييد
اين راه نجات اصلی انسان است

ذكر صلوات عرشيان می آمد
تا رفت به سوی آسمان دست ِ علی
از عرش بلند و يک صدا می گفتند:
اَلحَق كه اميرمومنان است علی

جبريل به خدمت علی آمد و گفت
تبريک؛ كه اين مقام زيبنده ی توست
ای حضرت بوتراب درهر دو جهان
هارونی ِ اين قوم برازنده ی توست

جبريل به جانشين پيغمبر گفت
ای مظهر افتادگی و آقايی
مردم اگر امروز امامت خوانند
عمريست امام عالم بالايی

از فتنه ی بين كوچه ها می ترسم
از سيلی و بغض يک پسر می ترسم
دلواپس غربت تو هستم آقا
از آتش و ميخ پشت ِ در می ترسم

با ديدن اين بركه و گودال غدير
يكباره به ياد كربلا افتادم
در گودی قتلگاه خود را ديدم
بر پای حسين سر جدا افتادم

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


شهادت می دهم حبل المتین عین الیقین هستی
صراط مستقیم حقی و یعسوب دین هستی
شهادت می دهم دست خدا در آستین هستی
شهادت می دهم مولا امیرالمومنین هستی

علی! حکم ولی اللهی‌ات در عرش امضا شد
خدا دستور داد و مصطفی مأمور اجرا شد

تمام عمر بودی گوش به فرمان پیغمبر
پیمبر جان تو بود و تو بودی جان پیغمبر
هزاران بار رفتی که شوی قربان پیغمبر
خدا مدح تو را گفته است در قرآن پیغمبر

خدا در شأن و مدح تو هزاران آیه نازل کرد
"علی بین نماز انگشتری تقدیم سائل کرد"

علی! چشم خدا هستی و یک لحظه نخوابیدی
علی! خشم خدا هستی و از ظالم نترسیدی
شهادت می دهم اول خدا را تو پرستیدی
خودت گفتی خدا را با دو چشم خویش می دیدی

شهادت می دهم اول تو سجده بر خدا کردی
نخستین مرد بودی که به احمد اقتدا کردی

شهادت داد هرکس به ولای تو مسلمان است
ولای تو نشان قطعی تکمیل ایمان است
کسی که از محبینت نباشد عبد شیطان است
علی حب تو شرط لازم عفو گناهان است

خدا هرگز نمی بخشد بدون تو گناهی را
بدون تو نمی بیند کسی عفو الهی را

قسیم النار و الجنه تو هستی ساقی کوثر
ولی الله اعظم هستی و داماد پیغمبر
نداری هیچ همتایی به جز صدیقه اطهر
علی ابن ابیطالب امیر المومنین حیدر

نه این حرف پیمبر نیست این حکم خداوند است
امیرالمؤمنینی به علی تنها برازنده است

به احمد وحی آمد که علی مولا الموالی شد
چه وحیی بود جبرائیل هم حالی به حالی شد
امیرالمومنین حیدر شد و اوضاع عالی شد
هر آنچه بود در مشت خدا امروز خالی شد

علی تصویر شفاف خدا در صفحه دنیاست
علی مولا علی مولا علی مولا علی مولاست

امام جن و انسان است علی بن ابی طالب
به روز حشر میزان است علی بن ابی طالب
پناه بی پناهان است علی بن ابی طالب
ولی امر و سلطان است علی بن ابی طالب

به گوشم میرسد امروز از هر سو "علیٌ حق"
ملائک ذکر میگویند" علیٌ هو علیٌ حق"

علی عالی اعلا، یل حق، حیدر کرار
علی شمشیر اسلام است بر فرق سر کفار
کسی جرات ندارد که بجنگد با تو در پیکار
علی مولاالموالی و علیٌ قاهر القهار

امام العارفین خیر الوصیین منتهی الآمال
بگو حیدر مدد ذکر علیٌ افضل الاعمال

#آرش_براری

@raziolhossein
1
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیریم

دستان تو حالا شده بالاترین دست
جبریل بوسه می زند بر اینچنین دست

خلق ازل ، کارِ ابد بر عهده یِ توست
ای اولین دستِ خدا ، ای آخرین دست

آن دست ها را آنقدر بالا گرفتند
تا داد یزدان با امیرالمؤمنین دست

یادِ تو و دست تو افتادم وقتی
در علقمه افتاد بر روی زمین دست

هر سه حکایات نگاهت را نوشتند
پس آفرین آب، آفرین مشک، آفرین دست

این دست ها که پیش روی ما باز است
از پشت ، بسته میشود روزی همین دست

پشت و پناه محکمی بودند این ها
زهرا توقع داشت در کوچه از این دست

دست مغیره ، دست زهرا ، دادِ بی داد
افتاد دست بدترین ها بهترین دست

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
19:59
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

قدمتی که شاه دارد را گداهم داشته
حکمتی که فقر دارد را غنی هم داشته
تازمین خوردیم با نام تو سرپا میشدیم
دردهامان از طفولیت دوا هم داشته
سجده بر پای تو کردن منشا توحید ماست
یاعلی در باطنش یا ربنا هم داشته
باز شد آغوش کعبه تا تورا دیده علی
پس بگو کعبه در اینجا اشنا هم داشته
رد شدی از کوچه و قومی مسلمانت شدند
کیمیای اصل را این خاک پا هم داشته

پیچش عمامه ات تا کهکشانها میرسد
یاعلی تنها به داد ناتوانها میرسد

یاعلی و یاعلی و یاعلی و یاعلی
مرتضی یعسوب دین کرار علی مولا علی
هرچه خوبی هست را دادست او یکجا به ما
هرچه خوبی هست را داریم یکجا با علی
انبیا را دیده هرکس که علی را دیده است
نوح ابراهیم یوسف یونس و عیسی علی
اسم اعظم را که میگویند بر لبهای ماست
السلام ای حق مطلق عالی اعلی علی
هرچه میبینم تفاوت نیست بین این دوتا
هم علی زهرا شده هم میشود زهرا علی

وصله ی روی عبایت آبروی خلقت است
به تماشای عباداتت عبادت دعوت است

.برق چشمان تو گه جبراست گاهی اختیار
با سرانگشت تو میگردد مدار روزگار
وقت رد الشمس آمد تو فقط یک اخم کن
دست و پا گم میکند از هیبتت لیل و نهار
در نجف خاکی شدن یعنی که معراجی شدن
جلوه ی نورخدا دارند ذرات غبار
بی همای رحمتش آوازه ای دیگر نداشت
ای تمام آبروی شعرهای شهریار
لا کریم الا علی لا فیض الا نوکری
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

نور پیشانیت نوری داد بر آفاق ما
دست خالی آمدیم ای حضرت رزاق ما

پشت تو هرکس که راه افتاد سلمان میشود
سائل خورشید هم یکروز تابان میشود
من نمیخواهم عقیقت را!فقط راهم بده
آنکه آمد زیر سقف تو سلیمان میشود
آخر معراج احمد هم تو پیدا میشوی
آخر معراج هم پیش تو مهمان میشود
من نمیگویم خدایی تو ولی آخر چرا
باصدای تو خدا حتی نمایان میشود
لطف اگر لطف تو باشد دست اگر که دست تو
قنبر بی خانمان یکروزه سطان میشود

از همان اول فقط دل برشما دادیم بس
تا که در بند توایم آزاد آزادیم و بس

ازهمین حالا هجوم غصه ها سر میرسد
روز شادی میرود روز  عزا سر میرسد
هر سلامی میکنی بی اعتنا رد میشوند
طعنه مردم جدا غربت جدا سر میرسد
همسرت را پیش چشمت تازیانه میزنند
لحظه ی افتادن خیرالنسا سرمیرسد
آتش در میرود تا خیمه ها روز دهم
بعد بلوای مدینه کربلا سر میرسد
آنزمانیکه ته گودال می افتد حسین
یک نفر با کهنه خنجر بی هوا سر میرسد

شهر تو با دخترت افسوس بد تا میکند
آل عصمت را به چه وضعی تماشا میکند


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
19:59
#امیرالمومنین_مدح
#غدیریم

امیرُالحق، امیرُالعشق، امیرُالمومنینی تو
خدایی یا بشر؟ حیدر! نه آنی تو، نه اینی تو

تو را خواندند بی‌همتا و رقصیدند در آتش
علی! تقصیر اینان چیست؟ وقتی این‌چنینی تو

زبان شاعرانت می‌شوم، می‌پرسم از خالق:
چگونه آفریدت؟ کاین‌چنین شورآفرینی تو

گواهی می‌دهد خاتم، که خاتم‌بخشِ عشّاقی
الا یا ایها السّاقی! سخاوت را نگینی تو

من از میلاد تو در کعبه، از معراج، دانستم:
علیِ آسمان‌‌ها اوست، اعلای زمینی تو

تو را نفسِ نبی خواندند و حیرانم، غدیر خم
امیر است او؟ امیری تو؟ امین است او؟ امینی تو؟

من از گمراهی بعضی به حیرت آمدم، آخر
گواهی داد حتی دشمنت، که بهترینی تو

فقط بر «لافتی الا علی» باید پناه آورد
چو با «لاسیف الا ذوالفقار»ت در کمینی تو

در ایمان و نبرد و هر فضیلت، اولین هستی
فقط در بازگشت از جنگ، حیدر! آخرینی تو

چه جای حیرت؟ او باید که شیر کربلا باشد
اگر استاد پیکار یل ام‌البنینی تو

امیدت شاید از این چاه کندن، آه! روزی بود
که از نخلی برای کوثرت، خرما بچینی تو

تو را با دست‌های بسته می‌بردند و می‌پرسم:
دلیل خلق عالم! پس چرا تنهاترینی تو؟

فراری‌های خیبر، پیش یک زن، نعره زن، اما
بمیرم فاتح خیبر! بلاگردان دینی تو

چه حکمت‌هاست در این قصه؟ ای مولای نازک دل!
که هر روز، این در و این کوچه را باید ببینی تو
.
«یمین» را می‌شمارم، تا صد و ده می‌رسم، یعنی:
که معنای یمین، مولای اصحاب‌الیمینی تو

تو فاروقی، تو فرقانی، تو میثاقی، تو میزانی
صراط‌المستقیمی تو، امام‌‌المتّقینی تو

قسیمُ النّار و الجنّت، امیر هیبت و غیرت
امانی تو، امینی تو، علی! حِصن حصینی تو

تو شیر حق، تو کراری، ولی‌‌الله و قهاری
درِ علم نبی و نفس ختم‌المرسلینی تو

یداللهی و سیف‌الله، روح‌الله و سرّالله
امین‌اللهی و یعسوبی و حبل‌المتینی تو

مع‌الحقی و وجه‌الله، نورالله و عین‌الله
چه می‌ماند دگر از حق؟ همین است او، همینی تو

همه یک سو، تویی ساقی، تو در عین‌البقا، باقی
علی! عین‌الحیاتی تو، علی! عین‌الیقینی تو

خراب آباد شعر من کجا؟ ناز قدمهایت؟
چرا اینگونه شاها! با گدایان می‌نشینی تو؟

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
2
20:07
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
03:24, 9.4 MB
#بشنوید

ابیاتی از قصیده‌ای از #ملا_حسن_کاشی
با صدای حاج حسن خلج

@raziolhossein
20:07
In reply to this message
#امیرالمومنین_مدح

خورشید آسمان بیان مرتضی علیست
جمشیدِ دارِ مُلک امان مرتضی علیست

اصل وجود و مایه جود و جهان جود
نور زمین و زین زمان مرتضی علیست

با صد هزار نور و براهین و عقل و نقل
بگذشته از صفات و بیان مرتضی علیست

شاهی که در قبیله آدم نیافرید
همتای او خدای جهان، مرتضی علیست

میری که زیر سایه فرّ همای اوست
عرش برین چو سایه نهان مرتضی علیست

آن منبع کمال که همتای او به فضل
جز مصطفی دگر نتوان مرتضی علیست

آن گوهری که مایه اقبال آدم است
این را خلاف نیست که آن مرتضی علیست

نوری که استقامت عالم به ذات اوست
نزدیک اهل عقل عیان مرتضی علیست

قدرش ز قدر صدر نشینان سدره را
بر آستان نداده مکان مرتضی علیست

ارواح انبيا همه در بارگاه قدس
در مدح او گشاده زبان مرتضی علیست

اندر دل موحد پاکیزه اعتقاد
خوش‌تر هزار بار ز جان مرتضی علیست

در سینهٔ مشبّهیِ ناصبی به درد
جانسوزتر ز تیغ و سنان مرتضی علیست

داده طلاق دنیی و بخریده هشت خلد
اندر سه شب به بيع سه نان مرتضی علیست

مال قطار چهارصد اشتر به یک سؤال
داده به دست سايل نان مرتضی علیست

دریادلی که سایل یک نان به یک سؤال
برد از كفش ذخایر كان مرتضی علیست

اصل همه فضایل و فهرست هر هنر
در ذات او روان چو روان مرتضی علیست

ناسوده از عبادت و ننشسته از جهاد
نامیخته يقين به گمان مرتضی علیست

از گفته قدیم در این شعر مصرعی
می آورم که مقصد از آن مرتضی علیست

«آن بیش از آفرینش و کم ز آفریدگار»
میدان ز روی فایده كان مرتضی علیست

نفس رسول بوده و دیده پس از رسول
ظلمی صریح از همگان مرتضی علیست

در دست او نهاده خداوند لم يزل
روز جزا جواز جنان مرتضی علیست

"سالار "لافتی" و خداوند "هل اتی
بی شایبه همین و همان مرتضی علیست

کاشی" به اعتقاد چو بعد از نبی تو را"
عقل و ضمیر و هوش و توان مرتضی علیست

چون عین فرض دان تو خود فرض عین دان
شعری که اعتقاد در آن مرتضی علیست

پوشیده دار حال و مخور غم که رزق را
از روی لطف کرده ضمان مرتضی علیست


#ملا_حسن_کاشی

@raziolhossein
1
20:07
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام


پیام نور به لب های پیک وحی خداست
بخوان سرود ولایت که عید اهل ولاست

خم از غدیر خم و می ، می ولای علیست
و گرنه صحبت ساقی و جام و باده خطاست

غدیر ، عید خدا،عید احمد، عید علی
غدیر عید نیایش غدیر عید دعاست

غدیر صبح سپید همه سپیدی ها
غدیر ، نور خدا، دشمن سیاهی هاست

غدیر سید اعیاد و اشرف ایام
غدیر خوبتر از عید روزه و اضحی است

غدیر سلسله دار کمال دین تا حشر
غدیر آینه دار علی ولی الله است

غدیر عید همه عمر با علی بودن
غدیر جشن نجات از عذاب روز جزاست

غدیر بر همه حق باوران تجلی حق
غدیر ببر همه گم گشتگان چراغ هداست

غدیر کعبه مقصود شیعه در عالم
غدیر جنت موعود خلق در دنیاست

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر
غدیر میوه توحید اولیا همه جا است

غدیر آیینه لا اله الا هو
غدیر ایت سبحان ربی الاعلی است

غدیر هدیه نور از خدا به پیغمبر
غدیر نقش ولای علی به سینه ماست

غدیر بر کعبه اهلل سما و اهل زمین
غدیر قبله خلق زمین و خلق سماست

غدیر یک سند زنده یک حقیقت محض
غدیر خاطره ای جاودانه و زیباست

غدیر روشنی چشم پیروان علی
غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست

غدیر با همگان هم سخن ولی خاموش
غدیر با همه کس آشنا ولی تنهاست

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه
غدیر آیه توبیخ عاد من عاداست

هنوز از دل تفتیده غدیر بلند
صدای مدح علی بانوای روح فزاست

هنوز گوهر وصف علی بود در گوش
هنوز لعل لب مصطفی مدیحه سراست

هنوز لاله اکملت دینک روید
هنوز طوطی اتممت نعمتی گویاست

هنوز خواجه لولاک را نداست بلند
که هر که را پیمبر منم علی مولاست

چنانکه من همگان را به نفس اولایم
علی وصی من از نفس او به او اولاست

علی علیم و علی عالم و علی اعلم
علی ولی و علی والی و علی اولاست

علی حقیقت روح و تمام عالم جسم
علی سفینه نوح و همه جهان دریاست

علی مدرس جبریل در شناخت حق
علی معلم آدم به علم الا سماست

علی تمامی دین ، بغض او تمامی کفر
علی ولی خدا ، خصم او عدوی خداست

علی بود پدر امت و بردار من
علی سغیر خدا و علی امیر خداست

علیست حج و علی کعبه و علی زمزم
علی سفا و علی مروه و علی مسعاست

علی صراط و علی محشر و علی میزان
علی بهشت و علی کوثر و علی طوباست

علی چو شخص پیمبر هماره بی مانند
علی چو ذات اللهی همیشه بی همتاست

علی شهید و علی شاهد و علی مشهود
علی پناه و علی ملجا و علی منجاست

علی اذان و اقامه ، علی رکوع و سجود
علی قیام و قعود علی سلام و دعاست

علی حقیقت توحید بر زبان کلیم
علی تجلی طور و علی ید بیضاست

علی وصی و دم و لحم و نفس پیمبر
علی ابوالحسنین است و شوهر زهرا

علی است حق و حقیقت بدور او گرد
علی است عدل و عدالت به خط او پویاست

علی محمد و فرقان و نور و کوثر ،قدر
علی مزمل و یاسین و یوسف و طاهاست

علی به قول محمد در مدینه علم
ز در درآی که راه خطا همیشه خطاست

حدیث منزله را از نبی بگیر و بخلق
بگو مخالف هارون مخالف موسی است

بود وصی نبی آنکسی که نفس نبی است
گرفتم (اینکه حدیث)غدیر یک رویاست

کننده در خبیر بود وصی رسول
نه انکه کرد فرار از جهاد ، عقل کجاست

کسی که گفت سلونی ، سزد امامت را
نه آن کسی که بلولا ، به جهل خود گویاست

کسی که جی نبی خفت جانشین نبی است
نه آنکه راحتی جان خویش را می ساخت

چگونه قاتل زهرا امام خلق شود
مدینه مرد شرف نیست یا علی تنهاست

چگونه مهر بورزند به آن ستم گستر
که دود آتش او دور خانه زهراست

چگونه غیر علی را امام خود داند
که او سراپا آیینه رسول خداست

حدیثی از دو لب مصطفی مراست به یاد
به آب زر بنویسم اگر رواست رواست

خدا گواه است پی دشمن علی نروم
حلال زاده رهش از حرام زاده جداست

کسی که بت شکند بر فراز دوش نبی
برای حفظ خلافت ز هر کسی اولاست

گواه من به خلافت همان وجود علی است
که آفتاب بتایید آفتاب گواه است

بود امامت او در کتاب حق معلوم
چنان که صورت خورشیددر فضا پیداست

به دیدگان خدا بین مرتضی سوگند
کسی که غیر علی دید دیده اش اعماست

عبادت ثقلینت اگر بود فردا
تو را بدون ولایت به ویل و اویلاست

به آن نبی که علی را وصی خود فرمود
به آن نبی که تمامش ثنای آن مولاست

ثواب نیست ثوابی که بی ولای علی است
نماز نیست نمازی که بی علی برپاست

شکسته باد دهانی که بی علی باز است
بریده باد زبانی که بی علی گویاست

تمرد است بدون علی اگر طاعت
تاسف است سوای علی ، اگر تقواست

به آیه آیه قران به حق پیغمبر
که راه غیر علی مرگ و نیستی و فناست

خدا گواست که هر کس رهش جدا زعلی است
بسان لشکر فرعون راهی دریاست

اگر تمام خلایق جدا شوند از او
خدا گواست که راه تمام خلق خطاست

به جای حور به بوزینه دست داده و بس
کسی که غیر علی را امام ورهبر خواست

به صد هزار زبان روح مصطفی گوید
که ای تمام امت علی امام شماست

من و جدا شدن از مرتضی خدا نکند
که هر که گشت جدا از علی جدا زخداست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
641×733, 170.0 KB
#یاعلـےمــدد

بر خود که مرید حیدرم می نازم
همـراه خدا به دلبـــرم می نازم

دیدم که حرام زاده شد دشمن تو
بردامـن پـــــــاک مـادرم می نازم


@raziolhossein
20:07
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد
کتاب عشق با نام علی شیرازه میگیرد

من از "الیوم اکملت لکم" اینگونه فهمیدم
خدا با مهر او دین مرا اندازه میگیرد

زمین خرسند از گمنامی ما میشود, باشد
که در اوج فلک مداح او اوازه میگیرد

جهان هر چند جولانگاه خصم مرتضی باشد
خدا اما گلویش را درِ دروازه میگیرد

علی میگویم و هر لحظه از این عشق سرشارم
دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد

#حسن_کردی

@raziolhossein
20:07
#امیرالمومنین_مدح
#عید_غدیر



بسم علی حضرت رحمان علی
باطن نورانی قرآن علی
نفس علی روح علی جان‌علی
منکر تو نیست‌ مسلمان علی

بنده الله شدم‌ با علی
یا علی یا علی‌ و یا علی

کیست علی آینه دار خدا
جان‌ نبی بود و نگار خدا
بوده به دستش همه کار خدا
در دل ما هست کنار خدا

ای نجفت کعبه دلها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

هرکه نشد خوار درت خوار شد
حب تو میزان شد و‌ معیار شد
خال لبت کعبه ی سیار شد
شیعه تو اصل و نسب دار شد

خورده به قنبر نسب ما علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

صدق تویی صادق و اصدق تویی
حیدری و قادر مطلق تویی
فاتح کارزار خندق تویی
حکم رسول است فقط حق تویی

پس همه باطلند الا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

گوش بفرمان لبت آفتاب
حب تو ایمان  شد و بغصت عذاب
باتو حساب بدی ام بی حساب
جای نبی در شب هجرت بخواب

گفت نبی بین خطرها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

سنگ تو بر سینه زدن دین ما
نوکریت مذهب و آیین ما
سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما
کاش بیایی دم تلقین‌ ما

زود به دادم برس آنجا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

روی جهاز شتران‌ ماه شو
روشنی آخر این راه شو
کوری آن‌ چند نفر شاه شو
رخ‌بنما و ولی الله شو

نیست کسی غیر تو مولا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

آه که هنگام‌ عداوت شد و..
بر ولی الله خیانت شدو..
پشت علی خلوت خلوت شدو..
پشت در خانه قیامت شدو..

گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی..
یاعلی و یاعلی و یاعلی..


#سید_پوریا_هاشمی


@raziolhossein
2
20:07
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح


آیینۀ تمام نمایِ خدا علیست
نقشی که زد رقم، قلمِ ابتدا، علیست

دستِ خدا ، زبان خدا ، صورت خدا
در بندگیش ، بندۀ بی انتها علیست

جان رسول و لحمِ رسول و دم رسول
شیر خدا و شیر رسولِ خدا علیست

بعد از نبی به هر زن و مرد مومنی
مولا علی ، امام علی ، مقتدا علیست

ذکر علی به وقت دعا یامحمد است
ذکر نبی به درگه معبود یا علیست

مولایِ دیگران ، دیگری بود و دیگری
یا رب گواه باش که مولایِ ما علیست

زیباترین دعا به لب شیعۀ علی
یا مصطفی محمدُ یا مرتضی علیست

دانید جای شیعه به روز جزا کجاست
سوگند میخورم به خدا هر کجا علیست

نفس رسول ، آنکه به جای رسول خفت
تا جان کند به راهِ پیامبر فدا ، علیست

دشمن به دشمنی خود اقرار میکند
مردی که داشت بازویِ خیبر گشا علیست

بسم اله کتابِ خداوندگار را
هرکس که با علیست بداند که "با" علیست

چشم خدا ، قسیم جحیم و جنان به حشر
دست خدا و لنگر ارض و سما علیست

تنزیل و نور و مریم و طاها و مومنون
یاسین و توبه و زمر و هل اتی علیست

گفتم دعا کنم که نگاهی به ما کند
دیدم که استجابت و ذکر و دعا علیست

بر حشر چون لوایِ خدا سایه افکند
گردد عیان به خلق که صاحب لوا علیست

آن بت شکن که در حرم ذاتِ کبریا
بگذاشت جایِ دست خداوند پا علیست

در «انّما ولیکمُ الله» سیر کن
تا بنگری ولی دگرانند ، یا علیست ؟

روزِ غدیر گفت نبی در غدیر خم
یا رب تو باش ناصر هرکس که با علیست

آن کس که از ولادت خود تا شهادش
یک لحظه دل نداد به دست هوا علیست

این قول شافعی ست که در شعر ناب خود
گفتا مرا علیست خدا ، یا خدا علیست؟

میثم هنوز صوت پیامبر رسد به گوش
فریاد میزند که امام شما علیست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
20:07
AUD-20180825-WA0001.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
04:44, 1.8 MB
🔈 سخنرانی علامه امینی رضوان الله تعالی علیه در بیان مظلومیت مولانا امیرالمومنین علیه السلام

@raziolhossein
20:08
#امیرالمومنین_مدح
#د‌وبیتی


به دستم جز ولایت مشعلی نیست
که جز حیدر امام اوّلی نیست

بخوان قرانِ ناطق را که والله...
امیرالمومنینی جز علی نیست

#م_عاطفی

@raziolhossein
20:09
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

گفتم که خدایابرکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات من بود مهرعلی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

#محمد_علی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
20:09
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

جبریل، گل تبسّم آورد از عرش
راهی غدیر شد، خُم آورد از عرش

از باغ دل‌انگیز ولایت «اَلیَوم
اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم» آورد از عرش

.........

دل تشنۀ جامی از غدیر خم بود
در وادی اوصاف تو سردرگُم بود

خوانند تو را فاتح خیبر، اما
بالاتر از آن فتح دل مردم بود

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
20:09
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

...می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد
با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت
دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد
پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است
پله در پله از آن مأذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت اینبار ز پایان سفر می گویم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم

راز خلقت همه پنهان شده در عین علیست
کهکشانها نخی از وصله ی نعلین علیست

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش
بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هرچه در عالم بالاست تصرف کرده
شب معراج به من سیب تعارف کرده

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما
واژه در واژه شنیدند صدا را اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصه ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
1 😍 1
20:09
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام


جبرئیل وحی طبعم باز بال و پر گرفته
باز بال و پر گرفته زندگی از سر گرفته
زندگی از سر به عشق ساقی کوثر گرفته
ساقی کوثر که فیضش خلق را در برگرفته

شهریار ملک جان ها رهبر فرد جهان ها
حکمران آسمان ها شمع سوزان زمان ها

خیز و از خم غدیر او بزن جام بلا را

قدسیان را بر سر از شوق علی شور افتاده
آسمان گل بوسه بر خاک غدیر خم نهاده
یپک حق در محضر احمد به تعظیم ایستاده
رخ نموده لب گشوده دل ربوده حال داده

از خدا بر لب پیامش بر نبی ذکر سلامش
با علی عشق مدامش ذکر خاص و فیض عامش

در حضور مصطفی سر داده مدح مرتضی را

نخل طوبی در زمین و آسمان بر می فشاند
آسمان بر خاک، دامن دامن اختر می فشاند
یا امین وحی در بزم علی پر می فشاند
نقل بلغ بر سرو روی پیمبر می فشاند

مصطفی لب باز کرده حرف دل ابراز کرده
دم به دم اعجاز کرده مدح مولا ساز کرده

کرده خوشبو با مدیحش غنچه ی معجز نما را

وادی تفتیده صحرا و گرما بیش از حد
منبر از چوب جهاز اشتران گوینده احمد
مستمع حجاج و عنوان سخن فرمان سرمد
داده انصار و مهاجر را ندا شخص محمد

کی بقاتان آرزویم وی گرائیده به سویم
بشنوید اینک بگویم هر که من مولای اویم

خوانده مولا از برای او علی شیر خدا را

گر به قدر عمر دنیا کس کند حق را عبادت
روز و شب او را بود ذکر و نماز و روزه عادت
در صفا و مروه اش حاصل شود فیض شهادت
بی تولای علی هرگز نمی بیند سعادت

دشمن دادار باشد کافری غدّار باشد
حق از او بیزار باشد تا ابد در نار باشد

یا رب از خط ولای او جدا مگذار ما را

ای مهاجر ای همه انصار پاک و حق پرستم
خوب می دانید یاران من همان پیغمبر استم
کز پی ارشادتان با حق از اول عهد بستم
این علی که دست خیبر گیر او باشد بدستم

پای تا سر داور است این هستی پیغمبر است این
مسلمین را رهبر است این حیدر است این حیدر است این

خوب بشناسید این تنها وصی مصطفی را

این علی مخلوق اول بوده خلاق مبین را
این علی پیش از خلایق خوانده رب العالمین را
این علی دارد زمام آسمان ها و زمین را
این علی استاد و مرشد بوده جبریل امین را

این علی حق الیقین است این علی حبل المتین است
این علی فتح المبین است این علی حصن حصین است

این علی پیش از ولادت بوده رهبر انبیا را

این علی با حق و حق برگرد او گردد هماره
این علی از حق و حق از او نمیگیرد کناره
این علی از خاک برافلاکیان دارد نظاره
این علی جان گیرد و جان می دهد با یک اشاره

این علی غیب و شهود است این علی شمع وجود است
این قعود است این رکوع است این سجود است

این علی کامل کند با مهر خود دین شما را

بی ولای مرتضی نخل عبادت بر ندارد
آتش است و حاصلی جز دود و خاکستر ندارد
بی کس است آن کس که در روز جزا حیدر ندارد
سر فراز است آن که دست از دامن او بر ندارد

باش یا الله یا رب با علی همراه یا رب
وال من والاه یا رب عاد من عاداه یا رب

کن اجابت از برای ابن عمم این دعا را

یا علی ای بر سر دستت زمام آسمان ها
ای خدائی داده حی لامکانت در مکان ها
ای به گردون گوی چوگان ولایت کهکشان ها
نقل تو نقل سخنها ذکر تو ورد زبان ها

تو علی مرتضائی حیدری خییر گشائی
عبد پا تا سر خدائی نه خدائی نه جدائی

کبریائی کن که عالم در تو بیند کبریا را

ای کف پای تو را گلبوسه از مهر نبوت
ناقه ات را ساربان گردیده ایثار و فتوت
نقش سّم دلدلت تصویری از عدل و مروت
بسته حق بین تو و خیر البشر عقد اخوت

سایه ی تیغت عدالت آیه عشقت رسالت
پایه ی قصرت جلالت مایه ی حبت اصالت

نسبتی نبود به هم مهر تو و نسل خطا را

من نه مغرور از نماز و روزه و حج و زکاتم
نیست جز مهر تو و اولاد تو خط نجاتم
با تو بودم با توهستم در حیات و در مماتم
گشته گم در بحر غفران تو کوه سیاتم

ای به دامان تو دستم هر که بودم هر چه هستم
(میثمم) دل بر تو بستم بر سر راهت نشستم

دست گیر از لطف، این افتاده و بی دست و پا را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
4
20:09
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


تا علی هست با نسب تر نیست
صحبت از جانشین دیگر نیست
هیچ کس با علی برابر نیست
مرد میدان سخت خیبر نیست
دست بالای دست حیدر نیست

تکیه ی بر تخت کبریا داده
به جنون درس ابتلا داده
اذن افشایِ راز را داده
در ازل دست با خدا داده
دست بالای دست حیدر نیست

تیغِ طوفان سوار می گوید
قبضه ی کهنه کار می گوید
فاتح کارزار می گوید
تا ابد ذوالفقار می گوید
دست بالای دست حیدر نیست

نه فقط ذوالفقار می گوید
کعبه با افتخار می گوید
عاشقی روی دار می گوید
قنبر شهریار می گوید
دست بالای دست حیدر نیست

خسته از فتنه ها نشد جنگید
فارغ از روح و کالبد جنگید
تا که جان داشت،تاکه شد،جنگید
با نود زخم در اُحُد جنگید
دست بالای دست حیدر نیست

این مثل از زبان اغیار است
دست بالایِ دست بسیار است
شرح نقدش، هزار طومار است
شک نکن! عالمی خبر دار است
دست بالای دست حیدر نیست

در نجف، گبر و صوفی و هندو
مست از لا اله ألا هو
چه بگویم از آن خَم ابرو
می شود دست دشمنانش رو
دست بالای دست حیدر نیست

باغ در چنگ خاروخس افتاد
برق تیغش پیِ هرس افتاد
سر به سر، سر به پیش و پس افتاد
ملک الموت از نفس افتاد
دست بالای دست حیدر نیست

فارغ از قیل و قال می گویند
نطفه های حلال می گویند
مستند، با مثال می گویند
از «بحار» و «خصال» می گویند
دست بالای دست حیدر نیست

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
1
20:09
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

جهان مثل علی مولا ندارد
علیّ عالی اعلا ندارد

خدا گفتن به او کفر است اما
خدامی داند او همتا ندارد


#مهدی_صفی_یاری

@raziolhossein
20:10
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیریم


اي كه جز خانه تو خلوت ما نيست كه نيست
هر چه گشتيم دراين ميكده جا نيست كه نيست
من كه جز نام تو نامي نشنيدم بي شك
جز صداي تو در اين دهر صدا نيست كه نيست
كاسه اي اشك و دو جرعه نفسي با يادت
شهر ما را به جزاين آب و هوا نيست كه نيست
صبح در شهرتو يك مشت گدا آمد و شب
هرچه گشتيم نديديم،گدا نيست كه نيست
بسكه اخبار غديرت همه جا پيچيده است
خبري جز خبرت هيچ كجا نيست كه نيست
بر جهاز شتران حرف پيمبر اين بود
دست بالاتراز اين دست خدا نيست كه نيست
آنكه محمود صدا كرده صدا بايد زد
و فقط بوسه به دستان خدا بايد زد


بايد اين خطبه ميان همگان پخش شود
سينه سينه ضربان در ضربان پخش شود
بايد اين چشمه كه امروز به راه افتاده ست
مثل رودي كه بود در جريان پخش شود
چون نسيمي كه شده پيك بهاران خدا
اين خبر از پدران در پسران پخش شود
مادرم خواست كه با شير محبت دادن
نمك عشق تو در هر شريان پخش شود
چهارده قرن گذشته است ولي جا دارد
خبرش صدر خبرهاي جهان پخش شود
اين خبر را به مؤذن برسان تا هر روز
بر سر مأذنه مابين اذان پخش شود

از شبم كاش نگيري نفسي ماه مرا
أشهد أن عليً ولي اللهِ مرا


ما كه عمري دل در عشق اسيري داريم
چه غم از آتش دوزخ كه مجيري داريم
روزي ام را در اين خانه نوشته است خدا
بي سبب نيست كه چشم و دل سيري داريم
راست گفتند كه راه تو به خورشيد رسد
چه كسي گفته جز اين راه مسيري داريم؟
آب نه عين سرابند پس از تو"أديان"
ما فقط آب در اين خاك كويري داريم
همه ديدند پيمبر چه وزيري دارد
همه گفتند از اين پس چه اميري داريم
بعد هر ياعلي ام زمزمه يازهراست
بهتر از اين چه مراعات نظيري داريم

همرديف دل دريا كه به غير از درياست
بهترين قافيه خانه مولا زهراست


سفره را باز كن اي شاه گدا آماده ست
به يتيمان بگو امروز غذا آماده ست
سوره مائده نازل شد و ما فهميديم
لب اين بركه غذاي دل ما آماده ست
چه غديريست،چه عيديست،براي بخشش
بيشتر از همه اعياد،خدا آماده است
اختيار سر ما دست دو ابروي تو هست
بكِش آن تيغ دو دم را كه منا آماده ست
دردم اين است كه اي خواجه مرا دردي نيست
ورنه در دست طبيبانه دوا آماده ست
باز هم بوي محرم همه جا را پر كرد
هر كه دارد هوس كرببلا آماده ست

اي كه بر دشمني ات بغض وحسد گشت شريك
پسرت گفت: گناهم؟، همه گفتند :أبيك

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
20:10
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


پیمبر آیا ؟که نه وصی شد ، مُحمّد آیا ؟ که نه علی شد
درون آیینه نور تابید و روحِ آیینه صیقلی شد

ازل به نور نبی است روشن ، ابد به نور علی معیّن
اَلست، یعنی سوال از انسان علی که آمد سخن بلی شد

یکی به قرآن یکی به برهان یکی به آیه یکی به نامه
که این به نهج البلاغه غم برد و آن به قرآن سینجلی شد

به باطن امر ظاهر آمد ، به وحی منزَل مفسّر آمد
نبی به آیات وحی مُرسل ، علی به نهج سخن ولی شد

کتاب و عترت نمی تواند جدایِ از یکدگر بماند
صدا زمانی صدا شد آری که از سکوت آمد و جلی شد

کجاست همت کجاست غیرت؟ غریب ماند این کتاب حکمت
چنانکه صاحب سخن به غربت ، بنا نبود این شود ولی شد

چو علم خواهی به شهر آی و کلون دروازه را بکوبان
که هرکه از در درون نیامد برون در ماند و جنگلی شد

که راه را سیدِ رضی رفت و غیرِ این راه نیست راهی
که هرکه گمراه ابوحنیفه ، که هرچه بیراهه حنبلی شد

علی شناسی نشان دین است و حرف پایان شاعر این است
علی ولی شد علی ولی شد علی ولی شد علی ولی شد

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
20:11
#امیرالمؤمنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است
ارض و سما گوشه ی ملک وسیع علی است

یاد گرفتم من از محضر ابن الجواد
عبد و مطیع خداست، هر که مطیع علی است

چشم بصیر علی، چشم بصیر خداست
گوش سمیع خدا، گوش سمیع علی است

هیچ زمانی زره بر کمر خود نبست
راوی این ماجرا، تیغ سریع علی است

رهبر هر مکتبی عزت آن مکتب است
سینه سپر کن بگو، عزت شیعه علی است

منکر او تا ابد مُلحد و سردرگم است
شاهد این حرف ها، عید غدیر خم است

*

حضرت ختمی مآب، دست علی را گرفت
ولوله ای در میانِ همگان پا گرفت

بعد به امر خدا، پیش نگاه همه
دست علی را خودش یک تنه بالا گرفت

با همه ی قوتش، خطبه ای از عشق خواند
از نفس و خطبه اش مکتب حق پا گرفت

گفت علی بعد من، رهبر این امت است
در دل هر شیعه ای حب علی جا گرفت

امر مهمی است که، ختم رسل یک به یک
از همه ی جمعیت، بیعت و امضا گرفت

باید از این ماجرا گفت به هر بی خبر
باید از این راه گفت بیشتر و بیشتر

*

ریخت به هم نهضتش جهل فراگیر را
کرد عیان صولتش کفر اساطیر را

غیر علی هیچ کس حضرت فاروق نیست
خطبه به خطبه شکست پایه ی تزویر را

تیر ندانست او مست خدا بود و بس
برد ز هوش و حواس، معرفتش تیر را

وای از آن لحظه که در وسط کارزار
سر بدهد مرتضی نعره ی تکبیر را

غرق به خون در اُحد، پای نبی ایستاد
در کف خود می فشرد، قبضه ی شمشیر را

فوق ایادیِ خلق هست یَدُالله اوست
نیست حریفش کسی، چون أسَدُ الله اوست

*
راه نجات خدا، سلسله ی موی اوست
حلقه ی وصل دعا، حلقه ی گیسوی اوست

پور ابیطالب است، سجده بر او واجب است
قبله ی اهل یقین، در دو جهان روی اوست

مرده به پا می شود، شمس عقب می رود
کل جهان واله از یک خم ابروی اوست

مدح علی را بس است، این که میان زنان
حضرت خیرالنساء، همدم و بانوی اوست

جوشن حیدر فقط، نفس بتول است و بس
ذکر لب فاطمه، قدرت بازوی اوست

او که خودش پایه ی اصلی اسلام بود
همدم هر سائل و مونس ایتام بود

*

یثرب احمد چه شد این همه خاموش شد؟!
بیت ولی خدا از چه سیه پوش شد؟

جهل سقیفه گرفت جای اولوالامر را
بیعت روز غدیر، زود فراموش شد

یک نفر این جا فقط پای علی سوخته
همدم این عاشقی، نقشِ به بازوش شد

آه از این فاجعه، زیر در خانه اش
در وسط شعله ها فاطمه بیهوش شد

سوخت و پیروز شد، در دل تاریخ ها
تا به ابد عزت فاطمه منقوش شد

صبر کنید اهل دل، می رسد آقایمان
منتقم فاطمه، حضرت صاحب زمان

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
20:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1017×590, 51.7 KB
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

پُر شد اُفُق از مهر جهانتاب علی
نشناخت کسی گوهر نایاب علی

روزیکه رسول گفت: «سَدِّ الاَبْوابْ»
درها همه بسته شد به جز باب علی


سُدُّوا الْأَبْوَابَ الشَّارِعَةَ فِي الْمَسْجِدِ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ.
(الأمالي، للصدوق،ص334)

@raziolhossein
20:11
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری_ام
#رباعی


آن روز که خم ، به دست دو دریا رفت
فردوس به خاک بوسی صحرا رفت

فر یاد فلک به " اِکفِیانی " برخواست
تا دست محمد و علی بالا رفت

......

جبرییل مکرر این صلا را سر داد
بلغ ،  بلغ ،   ندا  به   پیغمبر داد

فرمان خداست بر سر دست بگیر
آن دست که در رکوع انگشتر داد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
3
20:11
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری_ام


ساقی شبیه ساقی کوثر نیامده
جز او کسی به جای پیمبر نیامده
جز او برای فاطمه همسر نیامده
از کعبه جز علی احدی در نیامده
یعنی کسی به پاکی حیدر نیامده

هر کس غلام فاطمه شد، در پناه اوست
شاهی که عرش ِ دوش ِ نبی جایگاه اوست
در معرکه سلاح ِ نبردش نگاه اوست
این گیسوی سیاه که تنها سپاه اوست
بر شانه چون سیاهی لشکر نیامده

ابروش وقت جنگ کم از ذوالفقار نیست
دنیا به جنگش آمده و بی‌قرار نیست
در مکتبش ضعیف‌کشی افتخار نیست
کرّار در مبارزه اهل فرار نیست
این کارها به فاتح خیبر نیامده

اولاد مرتضی همه ذاتاً مطهّرند
قرآن ناطقند و شفیعان محشرند
شاهان روزگار، غلامان قنبرند
خدّام عرش، گوش به فرمان حیدرند
دور و برش که قحطی نوکر نیامده

هرگز نمی‌شود عَلَم عشق سرنگون
عشقش کشیده‌است دلم را به خاک ‌و خون
پایان کار عاشق او چیست جز جنون؟
او گرد ِ خاک پای علی شد که تا کنون
سردار مثل مالک اشتر نیامده

گرچه نبی نبود، وصی ِ نبی که بود
مسند نشین ِ بی‌بدل ِ این اریکه بود
مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود
باید خدا شوی که بفهمی علی که بود
کاری که از بنی‌بشری بر نیامده

در حال احتضار ولی فکر قاتل است
مولای ما نمونه‌ی انسان کامل است
دل جای او نباشد اگر، کمتر از گل است
طوف بدون عشق علی دور باطل است
این سعی باصفاست؛ به کافر نیامده

بر راه کفر سد زده دیوار تیغ او
اصلاً هدایت است فقط کار تیغ او
هو، حق، علی مدد، همه اذکار تیغ او
دیدیم هر که رفت به دیدار تیغ او
با سر فرار کرده... ولی سر نیامده

استاد در فنون نبردی ابوتراب
فرمانروای کشور دردی ابوتراب
حتی به مور ظـلم نکردی ابوتراب
گفتم هزار مرتبه مردی ابوتراب
با تو هزار مرد برابر نیامده

دشمن هم از عنایت تو بی‌نصیب نیست
در کشور تو هیچ غریبی غریب نیست
بیچاره‌ای که در دل زارش شکیب نیست
با اینکه فکر آیه «أمّن یجیب» نیست
از بارگاه لطف تو مضطر نیامده

شد در غم تو چشم هزاران یتیم، تر
بعد از تو می‌شوند یتیمان یتیم تر
من از ازل اسیر تو ام یا قدیم تر؟
ای خانواده‌ات همه از هم کریم تر
از سفره‌ی تو پر برکت تر نیامده

#حامد_تجری

@raziolhossin
2
20:11
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری_ام


تو را از آسمان آورد، تا که روشنای این زمین باشی
خدا می خواست تا تفسیری از نورِ مبین باشی

تو را آورد و با تو عشق را معنای دیگر داد
خودت عشقی خدا می خواست تا عشق آفرین باشی

فراتر از بشر هستی نمی گویم خدا هستی
"خدا می خواست آن باشی، خدا می خواست این باشی"

امام المتقین باشی اساس و رکن دین باشی
امامت را نگین باشی خدا را همنشین باشی

یداللهی و دستی نیست بالاتر ز دست تو
"خدا میخواست تا دستِ خودش در آستین باشی"

شبی که غرق وحشت بود جسم و جانِ بزدل ها
تو ماندی تا که آن شب جای ختم المرسلین باشی

پر است از نام حیدر معرکه مولا به یک لحظه
چگونه میتوانی در یسار و در یمین باشی

الا ای دلبر زهرا بخوان "من کنت مولا" را
فقط تو می توانستی نبی را جانشین باشی

خلاصه می شود تفسیرِ قرآن در همین جمله
خدا میخواست تنها تو امیرالمومنین باشی

نمی دانم چرا اینگونه مجنون و پریشانم
گهی محزون و غمگینم؛ زمانی شاد و خندانم

الا یا ایهاالساقی بیا با ما مدارا کن
بریز از باده ی کوثر که امشب مست و حیرانم

چه گویم از کمالاتت که تو فوق کمالاتی
و من هم چیزی از شان و مقامِ تو نمی دانم

اذان گفتم پس از ذکرِ خدا و نام پیغمبر
به نام تو رسیدم تازه فهمیدم مسلمانم

علی اول علی آخر علی ظاهر علی باطن
بدونِ تو همه کفرم و با تو عین ایمانم

به وقت رزم با هر ضربه ی تیغ دودم مولا
نبی می گفت: "یا حیدر" خدا می گفت: "ای جانم"

غدیرِ تو شده اذنِ ورودِ ما به عاشورا
همانگونه که قبل از اربعین پیش تو مهمانم

شبی در خواب می دیدم که من هم زائرت هستم
نشستم گوشه ی صحنت امین الله می خوانم

حریمت برده دل ها را نجف کی می بری ما را؟!
خودت می دانی آقا جان که من دلتنگ ایوانم...

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
5
20:11
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


نفس نفیس مصطفی یا علی 
کعبه گرفت از تو صفا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

تو در زمین و آسمان رهبری 
عقده گشای دل پیغمبری 
تو شهر علم نبوی را دری 
پشت نبی روی خدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

یاد تو ذکر لب خاموش من 
مدح تو هنگام سخن نوش من 
لحمک لحمی است دُر گوش من 
از لب ختم الانبیا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

وجه خداوند تعالی تویی 
غیر نبی بر همه اولا تویی 
شیر خدا علی اعلا تویی 
یار نبی در همه جا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای حرم از مقدم تو محترم 
مادر تو زاده تو را در حرم 
مکه ز میلاد تو رشگ ارم 
جان جهانت به فدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ما زترابیم و تویی بو تراب 
ما همگان ذره و تو آفتاب 
آیه ی مدح تو بود در کتاب 
نص صریح انما یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

بعد نبی حضرت خیرالانام 
فاطمه را کیست بجز تو امام 
ای بتو از قادر منان سلام 
تویی تویی تو مقتدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

گاه سخن نوش محمد تویی 
یار و هم آغوش محمد تویی 
بت شکن دوش محمد تویی 
به بیت ذات کبریا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

با که نبی همدم و همراز بود؟ 
بیت که بر بیت خدا باز بود؟ 
دین زنبرد که سر افراز بود؟ 
نبی که را گفته ثنا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

کی به احد جان نبی را خرید؟ 
کی به احد جز تو نود زخم دید؟ 
بدر به شمشیر که فتح آفرید؟ 
جز تو که بد شیر خدا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

جز تو خدا را که ید و عین بود؟ 
مهر که غیر از تو بما دین بود؟ 
بازوی کی، بازوی ثقلین بود؟ 
در صف پیکار و غزا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای که خرد گشته بوصف تو گم 
آیه اکملت لکم دینکم 
مدح چه کس بوده به صحرای خم؟ 
از تو نمی شوم جدا یا علی 


یاعلی و یاعلی و یاعلی

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
5
20:11
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است
.....

خدا را شکر ایامم به کام است
امیرالمومنین بر من امام است

و هرکس که نمیداند بداند
نفس بی حب او شرعا حرام است

@raziolhossein
4
12 June 2025
ش
20:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


و بدانید که تا زنده ام و جان دارم
به خدای علی و فاطمه ایمان دارم

#شیعه ی_رافضی ام از سه نفر‌ بیزارم
کور خواندید که دست از سرشان بردارم

علوی ام،سر ناموس خدا حساسم
من مُرید پسر حضرت حق،عباسم

لب به آبشخور کفتار نخواهد زد شیر
آب خوردم فقط از چشمه ی جوشان غدیر!

از خدا خواسته ام اهل #برائت باشم
نه که با عامّه دنبال رفاقت باشم

مانده حرف پدرم تا به ابد در گوشم
غیرتم را به دو مثقال طلا نفروشم

سایه اش تا به ابد از سر من کم نشود
گردنم پیش کسی غیر #علی خم نشود

بهتر آن است سخن وصف مخاطب باشد
شعر من درد دل مادر زینب باشد

پشت کردی به #سقیفه که بگویی حق کیست
حق علی باشد و رفتار علی جز‌ حق نیست

خطبه خواندی به همه درس شهامت دادی
امر کردی به خودت اذن شهادت دادی

ای همه دل خوشی زندگی ام لبخندت
مادرم! کاش که من هم بشوم فرزندت

رو سیاهم ولی از حُب‌ِّ علی شعله ورم
تو قبولم کنی از قید خودم می‌ گذرم

عاقبت تکیه به شمشیر پدر خواهم داد
و به خونخواهی پهلوی تو سر خواهم داد

#شایان_مصلح

@raziolhossein
4
20:04
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#رباعی #صلوات

درمانده ای و اگر به دنبال نجات
دل خسته ای و چشم به راه برکات

تا حال دلت خوب شود پس بفرست
بر شمس جمال شاه مردان صلوات

#حسن_کردی
.......


برشیرخداحضرت حیدرصلوات
برلحم ودم ونفس پیمبرصلوات

درروزغدیرخم نجف میخواهی
بفرست به صدیقه اطهرصلوات

#ابوذر_رییس_میرزایی_بهار


@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


غدیر، خاطری از گل شکفته‌تر دارد
غدیر، یک چمن آلاله زیر پر دارد

غدیر، از سفر حجّة الوداع هنوز
هزار خاطرۀ ناب در نظر دارد

غدیر، چشم به راه حضور مهمانی‌ست
که جان عاشق و چشم خدانگر دارد

چه میهمان عزیزی، که در مدینۀ وحی
غم هدایت و آزادی بشر دارد

غدیر گفت: خدایا چگونه اقیانوس
به سوی «برکۀ خم» نیّت سفر دارد؟...

غدیر، جلوۀ سینا به خود گرفته، مگر
از اتفاق شگفت‌آوری خبر دارد؟

غدیر دید، که یکصد هزار دل لرزید
دل است و صحبت دلبر در او اثر دارد

غدیر و صبر و سکوت نبی مسَلّم بود
که پرده‌دار حرم، بیم پرده‌در دارد

در این مکاشفه، ناگاه دست غیب آمد
که از حقیقت اسلام پرده بردارد

امین وحی خدا گفت: یا رسول الله
بگو که شمس جمال تو یک قمر دارد

کنون که چلّه‌نشینان همسفر جمع‌اند
بگو که جامعه، حاجت به راهبر دارد

بگو به حکم صریح خدا علی مولاست
به هرکسی که ولای پیامبر دارد

عبادت دو جهان، ناز ضرب شصت علی‌ست
بگو کدام جوانمرد، این هنر دارد

حدیث منزلتش را بخوان در این صحرا
تلاوت از لب تو لذّت دگر دارد

بگو به عارف و عامی مراقبت بکنند
از این نهال، که هم سایه، هم ثمر دارد

غدیر و آیۀ «یا اَیُّها الرَّسول» و علی
چه ارتباط عمیقی به یکدگر دارد

دلش رضا نشود جز به دوستی علی
«مگر کسی که دل از سنگ سخت‌تر دارد»...

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


نشست بر سر دست نبی به منبر دست
زدند دست شعف آسمانیان بر دست

(روایت است که در حجه الوداع رسول
خبر رسید که جبریل نامه آورده است

نوشته بود بگو دست کیست دست خدا
نوشته بود بگو آنچه را که در پرده است)

برای بیعت او دست ها بلند شدند
شد آسمان و زمین ناگهان سراسر دست

کدام دست یداللهی است این دستی
که پیش آن نمی آید به چشم دیگر دست

رسول رفت به معراج و دید در پرده
نشسته است کسی سیب نیمه ای در دست

گرفته است به تحقیق دست موسی را
شده است در "ید بیضا" اگر منور دست

خلیل هم متوسل به او شد آن وقتی
که برد پیش گلوی پسر به خنجر دست

کدام دست؟ همان دست بی محابایی
که برد یک تنه بر چارچوب خیبر دست

کدام دست؟ که پرورده آنچنان پسری
که پای عهد بشوید ز دست آخر دست

به یک اشارت شق القمر چنان کرده
که مانده است در اعجاز دست او تردست

به کارگاه ازل هرکه رفته می داند
"ابو تراب" نشسته است آب و گل در دست

ز چیره دستی ساقی بس آن که هیچ کسی
نیافته است به جز او به راز کوثر دست

گرفته ام چو گدا دست خود به امیدی
که او بگیرد از این دست روز محشر دست..

#علی_فردوسی

@raziolhossein
😍 1
20:04
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#رباعی

از نام علی خوشتر و زیباتر نیست
والله که دشمنش به جز کافر نیست

در آتش دوزخت بسوزان یارب
هر دل که در آن محبت حیدر نیست


#عبدالزهرا
.......


خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی

بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی

@raziolhossein
20:04
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد
که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد

کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست
دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست

نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی...

نوشتم شمس... دیدم گنبدش زیباتر از آن است
نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است

به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است
نوشتم عرش...دیدم مرتضی اعلی تر از آن است

شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم
صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم

من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد
همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد

سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند
علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند

چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را

کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی...
گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی....
...به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز
کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز

نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت
زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت

نفس ها حبس شد...، در سینه ها خوف و رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد

زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود
همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود؟!

نبی فرمود بسم الله،ای ارض و سما بشنو!
گواهی باش ای تاریخ! پیغام مرا بشنو

دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه اتمام حجّت میکنم آری

تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است؟
بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است؟

نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم!
نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم!

نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد

نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد
علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد

برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست
شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست

شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟
طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول))

الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضی ها
الهی که بسوزد پنبه ی در گوش بعضی ها

پیمبر گفت آری انتظار آمد به سر دیگر
ازین دنیای فانی بسته ام بار سفر دیگر

وصیت می کنم هرکس که من مولای او هستم
بداند این علی هارون و من موسای او هستم

که عقبی بی علی فانی و دنیا باعلی باقی
غدیر خم به جوش آمد...الا یا ایها الساقی!

امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر
عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر

علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر
علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر

((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب... یعنی...
جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی...
...خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد
خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد

پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟
علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت

برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است
دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است

میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست
اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی ست

ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت
هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت

عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته
که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته...

علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را

#مجید_تال

@raziolhossein
1
20:04
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام

ز طریق پیروی على، نه اگر بشر به خدا رسد
به چه دل نهد؟ به که رو کند؟ به چه سو رود؟ به کجا رسد؟

ز خدا طلب دل مقبلى، به على بجوى توسلى
که اگر رسد به على دلى، به على قسم به خدا رسد

ازلى ولایت او بود، ابدى عنایت او بود
ز کف کفایت او بود ز خدا هر آنچه به ما رسد

به على اگر برى التجا، چه در این سرا چه در آن سرا
همه حاجت تو بشود روا، همه درد تو به دوا رسد

على اى تو یاور و یار ما، اسفا به حال فکار ما
نه اگر به عقده کار ما، مدد از تو عقده گشا رسد

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#رباعی

بر معرفت علی کسی را ره نیست
هر کور دلی محرم این درگه نیست

سربسته بگویمت: علی سِرِّ خداست
از سر خدا به جز خدا آگه نیست


#مرحوم_سید_مصطفی_آرنگ

شادی روح شاعر اهلبیت سید مصطفی آرنگ صلواتی هدیه نمائید
@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_غدیر
#رباعی_علوی  #غدیری‌ام
#تبری

بر اهل سقیفه تا قیامت لعنت
بر دشمن این بیت کرامت لعنت

فریاد بزن فاطمه خوشحال شود
بر منکر این عید ولایت لعنت

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_مدح

محمد است اگر شهر علم، در علی است
امامها همه یک پیکرند، سر علی است

ابوتراب علی و همه تراب علی
تمام اهل جهان خاک پا و زر علی است

کسی که یک شب واحد به اعتراف همه..
نشسته است کنار چهل نفر علی است

چه شد که گیوه ی موسی زپا درآمده است؟!
به او رسیده خبر صاحب شجر علی است..

اگر به غار حرا جبرئیل آمده است
بدان که یک خبر آورده  آن خبر علی است

به کوری همه ی منکران بی پدرش..
بر آنکه فاطمه شد مادرش.. پدر علی است!

ببین بجای پیمبر چه تخت خوابیده
آهای ترسوها! مرد هر خطر علی است

بگو علی و شناسایی منافق کن
که خط روشن ما بین خیر و شر علی است

به شیر خواره کرببلا سه شعبه زدند
یه یک دلیل فقط،نام این پسر علی است!

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_مدح

به فرزندت بگو مولای ما یک پهلوان بوده
بگو در جنگ با دشمن همیشه قهرمان بوده

بگو مولای ما با اینکه جنگ‌آورترین مرد است
ولی با دوستان خیلی کریم و مهربان بوده

همیشه روی دوشش گرم بازی بوده‌اند، آری
به فرزندت بگو مولا رفیق کودکان بوده

بگو مولای ما با این که حاکم بوده، هروعده
غذای سفره‌اش تنهای تنها شیر و نان بوده

بگو هر شب به شانه می‌کشیده  نان و خرما را
فقیران را غذا می‌داده ، فکر دیگران بوده

برای خادم خود می‌خریده رخت نو ، اما
عبای وصله‌دارش آبرو بخش جهان بوده

بگو وقتی پیمبر با خدا صحبت نمود آن شب
صدای صحبت مولای ما در آسمان بوده

شبی که مشرکان در نقشه‌ی قتل نبی بودند
بگو مولای ما در خواب حتی جان‌فشان بوده

به فرزندت بگو نقل مسیحی‌های نجران را
که مولا طبق قرآن بر پیمبر همچو جان بوده

بگو مولای ما بر قلب‌ این مردم حکومت کرد
بگو مولای ما تنها امیر مومنان بوده

#سعید_کرمانی

@raziolhossein
1
20:04
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_غدیر

"در رهِ اِبقای ولای علی"
عالم و آدم به‌فدای علی
گر شهدایند همه فاطمی
فاطمه هست از شهدای علی
کارِ رسالت به چه تایید شد؟
مُهرِ ولای کفِ پای علی
وحی به آوای که نازل شده؟
صوتِ الهی‌ست، صدای علی
چیست که اِتمامِ همه نعمت است؟
نورِ ولایت، ز عطای علی

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

اول و آخر به حقیقت علی است
حافظ قرآن و شریعت علی است
راهِ صراط است اگر مستقیمِ
سلسله جنبانِ طریقت علی است
پرتوِ خورشیدِ فروزانِ عدل
ضامنِ اجرای عدالت علی است
بابِ علومِ نبوی، قلبِ او
ماهِ شبستان هدایت علی است
سَروَر و مولای همه اولیاء
قافله سالارِ ولایت علی است

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

غدیر، شیرازه‌ی دینِ خداست
غدیر، نوروزِ همه انبیاست
غدیر، معراجِ رسول خدا
غدیر، روزِ سِدرةُ المُنتهاست
غدیر اُستوانه‌ی دینِ حق
غدیر پشتوانه‌ی اولیاست
غدیر اِحرازِ امامت به خلق
غدیر جاودانه در نسل‌هاست
غدیر ضامنِ بقای ولی
غدیر ضامنِ بقای وِلاست

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

کیست علی؟ جلوه‌گرِ آفتاب
کیست علی؟ نوردِهِ ماهتاب
کیست علی؟ زمزمه‌ی فاطمه
کیست علی؟ خواسته‌ی مستجاب
کیست علی؟ مالکِ روزِ جزا
کیست علی؟ بوالحسن و بوتراب
کیست علی؟ فصلِ حق و باطل است
کیست علی؟ مَرزِ ثواب و عِقاب

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

جانِ جهان، علی علیه السلام
شاهِ شهان، علی علیه السلام
مظهر اَسماءِ خدای بزرگ
نورِ جنان، علی علیه السلام
آن نَبَاءِ عظیم در عالمین
نبضِ زمان، علی علیه السلام
هم شهِ مردانِ جوانمرد، هم...
سِرّ نهان علی، علیه السلام علی
سایه ی سبحان به سرِ بندگان
اَمن و اَمان، علی علیه السلام

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

کیست معمای خدا؟ حیدر است
عبدِ سراپای خدا حیدر است
مَحرمِ اَسرارِ اَزل تا اَبد
مَردِ سحرهای خدا حیدر است
زینتِ محراب جمال علی
دستِ تمنای خدا حیدر است
عارفِ بِالله، بِوَالله اوست
عاشق و شیدای خدا حیدر است
دستِ خدا، چشمِ خدا، گوشِ حق
دیده ی بینای خدا حیدر است

سِرِ خداوند غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لِکُم دینَکُم

اُلگوی هر مؤمنِ پرهیزگار
اُسوه‌ی اخلاص و شکیب و قرار
محنتِ او محو کند از مُحِب
کوه‌ترین سَیئه‌ی روزگار
مُظهِرِ ایمان به همه مؤمنین
کاتبِ وحی و شهِ دُل دُل سوار
کاشفِ کرب از سَر و روی نبی
جانِ محمد، سپرِ جانِ یار
شیر خدا، دَمدَمه‌ی لافتی
صاحبِ تیغِ دو دمِ ذوالفقار

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

اوست امیرِ همه‌ی مؤمنین
اوست مبیرِ همه‌ی مشرکین
اوست مجیرِ همه پیغمبران
اوست مجیبِ همه‌ی مرسلین
اوست امیدِ همه مستضعفان
اوست کمینِ همه مستکبرین
اوست براتِ همه یاران ز نار
اوست نجاتِ همه اصحابِ دین
ختم کُنِ قائله‌ی نَهرَوان
کور کُنِ فتنه‌گر و قاسطین

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

"آنچه ز مخلوق، خدا طالب است
حبِ علی بنِ ابیطالب است"
وجهِ جمالِ اَزلی روی او
وَه که چه رخسارِ علی جاذب است
هر چه سئوال است بپرسید از او
پاسخِ او بر همگان جالب است
فاتحِ خیبر، همه جا پهلوان
مَرحب، مغلوب و علی غالب است
طبقِ فرامینِ رسولِ خدا
نشرِ غدیرِ علوی واجب است

سِرِ خداوند، غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم

قدرِ غدیر از چه شناسا نشد؟
اُمتِ دین، یاورِ مولا نشد!
بعدِ پیمبر، ز چه رو هیچکس
بر سرِ آن عهد، مهیا نشد؟
روزِ حمایت ز ولایت، چرا
یارِ علی، جز دلِ زهرا نشد؟
خانه نشین شد ولی الله، آه...
شیعه که جز فاطمه اِحیا نشد!
سیلیِ محکم که به رویش زدند
خورد زمین، جز به عصا پا نشد!
شد در و دیوارِ حرم شعله‌ور
هیچکسی مُعترضْ آنجا نشد!
در وسطِ شعله در آن اِزدحام
جز به لگد، دربِ حرم وا نشد!
دستِ علی بسته شد و باز هم
مردِ رهی، مانعِ شورا نشد!
باز کمربندِ علی را گرفت
مانعِ او صد صفِ اعدا نشد!
ضربِ غلاف آمد و دستش فتاد
باز علی یکه و تنها نشد!
قامت زهرا وسطِ کوچه‌ها
جز به غمِ غربتِ او تا نشد!
باز خروشید چو آتشفشان
کار بجز خطبه‌ی غرّا نشد!
با همه تأکیدِ رسول خدا
مزدِ رسالت ز چه اجرا نشد؟!
وای به بیعت‌شکنانِ غدیر
بیعتشان بهر چه ابقا نشد؟!
بعدِ علی و حسن و فاطمه
پرچمِ دین، جز به حسین پا نشد

کرب و بلا، یارِ غدیر است و خم
اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم


#محمود_ژوليده

@raziolhossein
1
20:04
#امیرالمومنین_مدح

سخت بي معناست،بي معنا عبادت بي علي
پس نصيب كس نمي گردد شهادت بي علي

فرق چنداني ندارد در قباحت با زنا
هر كه ميخواند نمازي با جماعت بي علي

آنكه با بغض علي مرده جهنم جاي اوست
پيش حق كي ميشود مشمول رحمت بي علي

بايد از باب علي شد وارد راز و نياز
پس دعا هرگز نخواهد شد اجابت بي علي

حب او ايمان،خدا را شكر من هستم محب
دين ندارد ذره اي ولله قيمت بي علي

هست آنجا كه علي باشد بهشت عاشقان
فرق با دوزخ ندارد باغ جنت بي علي

از علي بايد براتي در امان از نار داشت
رد نگردد از صراط آدم سلامت بي علي

در روايت ديدم از معصوم حتي انبياء
روز محشر كارشان افتد به زحمت بي علي


#محسن_صرامی

@raziolhossein
2
20:04
#امیرالمومنین_مدح

گفتیم اول از علی و آخر از علی
پُر شد ورق ورق ورقِ دفتر از علی

با خلقتش چکامه‌ی خلقت تمام شد
دیگر نیافرید خدا بهتر از علی

یک قطره‌اش به عمرِ زمین و زمان رسید
سیراب می‌شود عطشِ محشر از علی

از عرشِ ابرهای لبش وحی می‌چکید
در بارشِ تلاوتِ پیغمبر از علی

نهج‌البلاغه نقطه‌ی عطف خطابه شد
قیمت گرفت آبروی منبر از علی

از خاک رفت بر درِ افلاکیان نشست
تا بال و پر گرفت، درِ خیبر از علی

پا روی حقّ مورچگان هم نمی‌گذاشت
حتی خیالِ ظلم نمی‌زد سر از علی

در روزگارِ برده‌فروشان نمی‌خرید
جز آبروی نوکری‌اش قنبر از علی

حیّ علیَ الصلوة، زمان گدایی است
حیّ علیٰ گرفتنِ انگشتر از علی

از یا حسینِ‌ِ حل شده در اشک‌های آب
سیراب می‌شویم، چنان کوثر از علی

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_غدیر
#دوبیتی

نه وقت غم...به وقت احتضارش...
امیرالمومنین  آید کنارش

هر آنکس بانی « جشن غدیر» است....
خدا برکت دهد بر کسب و کارش

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
20:04
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی_علوی

دروصفِ علی خرد فرو می ماند
خاکِ قدمش به آبرو می ماند

ازراهِ نجف به کعبه هرکس نرود
حجّش به نمازِ بی وضو می ماند

#ملا_ناظم
.....

آن را که خرد دلیل و حرز راه است
بی شک که از این واقعه نیک آگاه است

کـز بعـد نبـی خـلافت و مـولایی
با نص نبی، علی ـ ولی الله ـ است

#محمدعلی_صاعد
......

جایی نروم که حقّ ،جلیّ نتوان گفت
دامادِ رسول را ولیّ نتوان گفت

بیزارم ازآن شهرودیاری که درآن
الله ومحمّد وعلی نتوان گفت


#قدسی_حکاک
.......

از شان علی فقط خدا آگاه است
از دامن او دست خرد کوتاه است

گفتیم علی بن ابی طالب کیست
گفتند محمد بن عبدالله است

#محمدجواد_شرافت
.......

یاشاهِ نجف آبِ حیاتِ همه ای
حاضر زکرم وقتِ مماتِ همه ای

آورده ازآن به مرقدت نوح پناه
یعنی که سفینهء نجات همه ای


@raziolhossein
1
20:13
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی_علوی

نوری به شبِ تار و سیاهش ندهند
در سایه ی امن حق پناهش ندهند

هرکس که نداشت "مهر حیدر" در دل
محشر که شود، بهشت راهش ندهند

#عبدالزهرا
......

با نام علی شیعه مدد خواهد شد
بی مهر علی زمانه بد خواهد شد

هرکس که علی دوست بُوَد در محشر
از روی پل صراط رد خواهد شد


#عبدالزهرا

@raziolhossein
1
20:13
#امیرالمومنین_مدح

#بخش_اول


ای دل مدبّر همه کار جهان یکیست
بر ماسوا، به حکم خرد، حکمران یکیست
چندین وقایع بد و نیک از قضای اوست
تیر ارچه بیشمار، ولیکن کمان یکیست
اَجرامِ چرخ را که مدبّر لقب دهی
گویی است چند، وآن همه را صولجان یکیست
سود از کسی مدان و زیان از کسی دگر
دستی که هست مَقسَم سود و زیان، یکیست
صد در زدی وز آن همه یک سر برون نشد
تا آیدت درست که روزی رسان یکیست
ناکامی‌ات از این کس و آن کس، دلیل بس
کآن کو تواندت که کند کامران، یکیست
در باغ دهر، تا بُوَدت خیره چشم و دل
روز و شبت ز الفت این بوستان یکیست
برچین چو سرو، دامن همت ز خار و گُل
کآزاده را هماره بهار و خزان یکیست
آن را که شد ریاضِ فلک، مَطمَح نظر
شک نی که عیش و طیش، در این خاکدان، یکیست
تا هر خسی به ملک دلت حکمران بود
این ملک با فَریسۀ درّندگان یکیست
چندین خدا رها کن و انداز کار خویش
با آن خدا که در زَمی و آسمان یکیست
همّت به کار بندگی‌اش کن که بنده‌اش
با خسروان و محتشمان در وِزان یکیست
لیکن به راه او قدمِ خودسری منه
مانند ذات او، ره او هم بِدان، یکیست
ابلیس‌وار، آنکه عبادت تراش شد
هم با بِلیس، عاقبتش بی‌گمان یکیست
آن داستان هماره مکرر شود به دهر
در زید و عمرو و بکر، ولی داستان یکیست
خیره مزن چو اهل هوس، چنگ در هوا
کاندر میان ارض و سما، ریسمان یکیست
راه خداست آنکه خدا راه داندش
وآن شاهراه در همه کون و مکان یکیست
باب مدینۀ نبوی، مرتضی علی
کاوصافِ ذاتِ ایزد و او، در بیان یکیست
شاه سریر «لو کشف» آن رازدان غیب
کز بینش‌اش به دیده عیان و نهان یکیست
دریادلی که در دل دریای همتش
حَصبای پست با گهر شایگان یکیست
خواهم به مطلعی دگر او را ثنا کنم
ور در قیاسِ منزلتش، این و آن یکیست

*

«مقصود از آفرینش کون و مکان یکیست»
در خلقِ خلق، واسطۀ «کُنْ فَکان» یکیست
هر ذات دارد از صفتی ایزدی، نشان
ذاتی که هست هر صفتی را نشان، یکیست
آنکس که از شمارِ مقامات حضرتش
گردیده است دستِ عدد، ناتوان، یکیست
آنکس که جز تفاوتِ مخلوق و خالقی
فرقی نبوده با حق‌اش اندر میان، یکیست
آنکس که کعبه فرش رهش کرد کردگار
چون خواست پا نهد به زمین ز آسمان، یکیست
آنکس که راز گفت به لحن کلام او
حق با رسول، در حرم لامکان، یکیست
آنکو به نصّ «انفسنا»، ذات اطهرش
نفس نفیس ختم رسل راست جان، یکیست
آن ماهِ دین که شمسِ نبوّت ورا بداد
با زهرۀ سپهر ولایت، قِران، یکیست
آنکو مقیم عاصمۀ شرک بود لیک
سر خم نکرد پیش بتی هیچ آن، یکیست
آنکو نبی به محفلِ «أَنْذِرْ عَشِيرَتَك»
خواندش «وصیّ» و بود یکی نوجوان، یکیست
در «قُلْ كَفىٰ» که صورت برهان احمدی‌است
شاهد که با خدا بُوَدش اقتران، یکیست
آن حصنِ بامناعتِ توحید کَاهل او
باشند از عذاب خدا، در امان، یکیست
آن کاشف رموز حقایق که بارها
داد خطابه داد «سلونی» زنان، یکیست
آن رهبری که دین خدا بی امارتش
حیرت دهد چو کشتی بی بادبان، یکیست
آنکس که بی قرائتِ منشورِ جاه اوست
تبلیغِ شایگانِ نبی، رایگان، یکیست
آن خسروی که طاعت او، بعد مصطفی
با طاعت خداست قرین در قُران، یکیست
شاهی که شهسوارِ فلک را نهیب او
تابد ز شیبِ جادۀ مغرب، عنان، یکیست
ماهی که در جمال‌سرای فلک، بُدند
دلتنگ او، ملائک عرش‌آشیان، یکیست
آن بی‌بدیل صورت کلک بدیع صنع
کایزد به خویش از او شده تسبیح‌خوان، یکیست
آن پادشاه ملک فنا کز غنای نفس
پیشش یکیست تختگه و آستان، یکیست
دریاکفی که هر دو جهان را به سائلی
آسان دهد چنان کفِ نانی ز خوان، یکیست
ز ارکان دین، زکات و نماز است و در جهان
بخشنده‌ای که این دو کند توامان، یکیست
آن معدن عطوفت کز کانِ دیدگان
با دیدنِ یتیم شود دُرفشان، یکیست
آن حاکمی که یاد فقیران کشورش
ناخفته سیر یک شب از آن خشک نان، یکیست
شاهی که داشت شوق یتیمی، رعیتش
تا باشدش چو او پدری مهربان، یکیست
آن مقتدا که پارۀ جان و تن رسول
پیش معاندان، سپرش کرد جان، یکیست
آن اسوۀ فتوت و رادی که میکند
با قاتلش معاملۀ میهمان، یکیست
آن محور ثبات عوالم که در عزاش
رفت از قرار، ارض و سما هردوان، یکیست
آن مایۀ فراغت جانها که در غمش
از ساکنان چرخ برآمد فغان، یکیست
آن بوالعجب که هست به محراب و حربگاه
از تیغ، خون و از مژه اشکش روان، یکیست
آن دادپیشه داور عادل که با وی است
در روز حشر، قسمت نار و جنان، یکیست
آن فارقِ سعید و شقی کاو به لعن خصم
سر می‌دهد به عرصۀ محشر اذان، یکیست
آن دادرس که گفت خدا کای رسول ما
در موج‌خیزِ حادثه او را بخوان، یکیست



#فقیر_تهرانی

@raziolhossein
20:13
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#تبری


سری ندیدم در این حوالی که خاک پای علی نباشد
که خاکِ چسبیده بر عبایش، دگر جدای علی نباشد

قسم به مالک قسم به قنبر "ولی" فقط حیدر است حیدر
موالیِ هیچکس نباشم اگر ولای علی نباشد

به شام معراج و عرش اعلی، خدایِ از گفت و گو مبرّا
چگونه خوانَد پیمبرش را اگر صدای علی نباشد؟

نه چون غُلاتش علی پرستم نه از خداییش دل گسستم
که من خدا را نمی پرستم اگر خدای علی نباشد!

عدو بغل در خرافه آمد، شمارشش در گزافه آمد
سه تا خلیفه اضافه آمد! عمر که جای علی نباشد!

علی شریعت علی طریقت علیست لا ینفک از حقیقت
علی قسیمِ جحیم و جنت، عمر که جای علی نباشد

علی ولایت علی عدالت علی صداقت علی اصالت
علی کند رزق را حوالت، عمر که جای علی نباشد

علی شفاعت علی سیادت علی سخاوت علی عبادت
علی ست در کعبه اش ولادت، عمر که جای علی نباشد

علی به لیل المبیت خفته، علیست سِرّ از نبی شنفته
علی شهادت نخست گفته، عمر که جای علی نباشد

علی ز موسی و آدم اکمل علی ز عیسی و نوح افضل
بگو برادر! مکن معطل، عمر که جای علی نباشد

شدم سراپا خجالت آن دم، که نام سگ نزد شیر خواندم
بسوزدم این سخن که راندم اگر سخای علی نباشد...

#حسین_نادری

@raziolhossein
3
20:13
#امیرالمومنین_مدح


اول ِ ابتدایِ آغاز است
درِ جنت برای او باز است
در مسیرش ملک به پرواز است
همه ی کارهاش اعجاز است
وقت پیکار شیر میدان است
او که همبازی یتیمان است

نقطه ی تحت باء بسم الله
شرف لااله الا الله
آسمان پیش قامتش کوتاه
در خیبر برای او پر کاه
دشمن از پیش و پس اگر دارد
ذوالفقار علی دو سر دارد

دست و بازوی او نمک دارد
به همه نیت کمک دارد
عشق ما ریشه در فدک دارد
به ولایت هرآنکه شک دارد
برود کعبه را طواف کند
و نگاهی بر آن شکاف کند

هر زمان فاطمه کنار علیست
هر کجا هست،بخت یار علیست
ملک الموت، ذوالفقار علیست
جبر حتی در اختیار علیست
آن همه اختیار داشت ولی
بر سر نفس، پا گذاشت علی

گفت"یا فاتح" و قرار گرفت
نفس خود را در اختیار گرفت
بعد در دست، ذوالفقار گرفت
جان کفار را دو بار گرفت
بار اول به چشم و ابرویش
بار دوم به تیغ و بازویش

ما همه قنبریم و غم بَر اوست
هم دلاور هم اینکه دلبر اوست
خصلت جمله انبیا در اوست
اوست از اول و در آخر اوست
پیش پاهاش کوه خم شده است
هر که با اوست محترم شده است

در کمیاب اگر که در صدف است
در نایاب، ریگی از نجف است
جلوی خانه اش همیشه صف است
شاهراه بهشت، اینطرف است
هر که دور ضریح مولا گشت
بی هراس از پل صراط گذشت

سعدی و مولوی و بیدل را
حافظ و عنصری و دعبل را
صایب و انوری و مقبل را
همه ی شاعران قابل را
خوانده ام، نزد او کم آوردند
هرقدَر بیت محکم آوردند


گوش خلق از علی علی پر شد
سنگ راهش یکی یکی دُر شد
راه رفت و خدا تصور شد
با علی راه ما میان بر شد
تا که پا روی عدل نگذاریم
به ولای علی نظر داریم

به خدا عالم یگانه علی ست
حاکم شهر و مرد خانه علی ست
برترین خلقت زمانه علی ست
عدل الله را نشانه علی ست
جورج جرداق وصف او کرده
سند از اهل سنت آورده

عشق را در غدیر یافته ایم
و علی را وزیر یافته ایم
سندی بی نظیر یافته ایم
بین دست امیر یافته ایم
آنچه داریم از علی ازلی ست
گل ما خاک زیر پای علی ست

با تمامی سربه زیری ها
سربلندیم ما غدیری ها
ختم گردد به خیر، پیری ها
دست ما را اگر بگیری، ها
هیچ سرداری از علی سر نیست
دست بالای دست حیدر نیست

راه شیری غبار راه علی ست
ریگ های نجف سپاه علی ست
به خدا که خدا گواه علی ست
شب به شب کوفه در پناه علی ست
کوفه دل را شکست یا سر را؟!
هیچ یک را ! نماز حیدر را


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
20:13
#امیرالمومنین_مدح


روز ایجاد که حق خلقت دنیا می‌کرد
در پس پرده علی بود تماشا می‌کرد

بلکه از آینه کنت نبیا چو نبی
سیر در آب گل آدم و حوامی کرد

بود سر منزل آدم بشبستان عدم
که دو تا قدرسا در بر یکتا می‌کرد

گهر پاک وی اندر صدف علم اله
مشق آموختن حکمت اشیا می‌کرد

به خیابان چنان سیر احبا می‌داد
بحر کیفر بسقر منزل اعدا می‌کرد

یاد می‌داد ره و رسم عیادت به ملک
چون به تمحید خدا درج دهن وا می‌کرد

یاور دین احد بود معین احمد
هر کجا روی به بازوی توانا می‌کرد

روز را روز عزا در بر چشم کافر
تیره و تار به مثل شب یلدا می‌کرد

ذوالفقار دو دمش از رک شریان عدو
دشت را سر به سر از موج چو دریا می‌کرد

بدرش دیده امید مه گردون داشت
زرخش کسب ضیاء بیضه بیضا می‌کرد

بهر ایتام و ارامل شب و روز و مه و سال
وقف آسایششان رنج سر و پا می‌کرد

کاش در یاری فرزند غریبش ز نجف
یک زمانی به صف کرببلا جا می‌کرد

اندر آن دم که سرسینه دلبند رسول
شمر بی‌واهمه می‌آمد و ماوی می‌کرد

یا علی ساقی کوثر توو از شمر حسین
قطره آبی بلب تشنه تمنا می‌کرد

بی‌کسی بین که بنزد پسر سعد پلید
التماس شه دین دختر زهرا می‌کرد

شمر حنجر به گلوی شه لب تشن نهاد
زینب غمزده با گریه تماشا می‌کرد

هر یتمی شرر شعله‌اش اندر دامن
روی از خیمه سراسیمه به صحرا می‌کرد

چادر آن یک ز سر زینب بی‌کس می‌برد
و آن دگر رو به حرم از پی یغما می‌کرد

کرد خولی چو سر خسرو دین زیب‌ تنور
کاش از دود دل فاطمه پروا می‌کرد

برد سیلاب فنا خرمن صبر (صامت)
اندر آن روز که این مرثیه انشا می‌کرد

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
1
20:13
#امیرالمومنین_مدح


ای قبله گاهِ مسلمین، مولا امیرالمومنین
ای کعبه ی اهلِ یقین، مولا امیرالمومنین

نفسِ محمّد یاعلی، روحِ مجرّد یاعلی
مهرِ تو بی حَد یاعلی، مولا امیرالمومنین

ای مُرشدِ روحُ الاَمین، تنها تویی حَبلُ المَتین
ای مصطفی را جانشین، مولا امیرالمومنین

پیدا وجود، از تو شده، نابود، بود از تو شده
هر چه شهود، از تو شده، مولا امیرالمومنین

هستی تو بابِ آلِ حق، تمثالِ تو تمثالِ حق
قالَ علیُ قالَ حَق، مولا امیرالمومنین

هم آب هم دریا تویی، هم خاک هم صحرا تویی
خَلّاقِ دو دنیا تویی، مولا امیرالمومنین

بر بی کسان یاور تویی، بر عاشقان دلبر تویی
اوّل تویی، آخر تویی، مولا امیرالمومنین

هم غائب و حاضر تویی، هم باطن و ظاهر تویی
در هر هُنر ماهر تویی، مولا امیرالمومنین

روحِ جهادی مرتضی، بابُ المُرادی مرتضی
والانِژادی مرتضی، مولا امیرالمومنین

شد هر نبی مدهوشِ تو، معراج، راهَش دوشِ تو
باغِ جنان آغوشِ تو، مولا امیرالمومنین

پیرِ بلال و بوذری، مقداد و میثم پروری
بر مالک اَشتر سَروری، مولا امیرالمومنین

زهرا نگین و تو رکاب، زهراست مَه، تو آفتاب،
ای صاحبِ روزِ حساب، مولا امیرالمومنین

سینه بُود چاکِ نجف، خاکم بُود خاکِ نجف
مَستم من از تاکِ نجف، مولا امیرالمومنین

قلبم به غمها مُبتلاست، دیوانه ی ایوان طلاست
دل هم نجف هم کربلاست، مولا امیرالمومنین

گرچه گُنهکارم علی، تنها تو را دارم علی
خیلی گرفتارم علی، مولا امیرالمومنین

از نسلِ سلمانم علی، گر غرقِ عصیانم علی
محتاجِ احسانم علی، مولا امیرالمومنین

#رضا_رسول_زاده
@raziolhossein
1
20:13
#امیرالمومنین_مدح

در دریای سرمدست علی
جانشین محمدست علی

اسدالله سرور غالب
شاه مردان علی ابوطالب

هر که با شیر حق زند پنجه
شنجهٔ خوشتن کند رنجه

ساقی شیرگیر سرمستان
زیر دستش همه زبردستان

در کف انگشت او کلیدی بود
در خیبر به آن کلید گشود

وز سر ذوالفقار آن فیاض
رشتهٔ کفر را شده مقراض

تا نجف به هر گوهرش صدفست
ریگ صحرای او در نجفست

زیب این گلشن از جمال علیست
گل این باغ رنگ آل علیست

بود عم‌زاده رسول خدا
چون رسول از خدا نبود جدا

چون دو کس ابن عم یکدگرند
چون دو فرزند کان ز یک پدرند

پدران در نسب برابر هم
پسران در حسب برابر هم

گه سر خصم را جدا کرده
گه سر خویش را فدا کرده

هر شهی وقت بزم زر بخشد
شاه ما روز رزم سر بخشد

کرم خلق بخشش درمست
گر کسی سر فدا کند کرمست

همه سرها فدای او بادا
همه شاهان گدای او بادا

#هلالی_جغتایی

@raziolhossein
1
20:13
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی_علوی #تبری


قدر علی و آلِ وی از داورش بپرس
عشقش چه میکند به دل؟ از قنبرش بپرس

هرکس که نیست مهر علی در نهادِ او
از او مپرس علتش از مادرش بپرس

#سیدرضا_موید
.......

هر لحظه تقیه کن! ولی لعنت کن
بر مستحق لعن، بلی لعنت کن

دستور ائمه است در هر حالی
بر دشمن مرتضی علی لعنت کن

#عبدالزهرا

.......

ای شیعه بیا از دل و جان همت کن
بر دشمن مرتضی علی لعنت کن

دست هر کس که لایق بیعت نیست
با دست خدا علی فقط بیعت کن

#عبدالحسین

@raziolhossein
20:13
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#رباعی_علوی

گر جمع شود غم به دلم...یک دنیا
افتد گره گر به مشکلم...یک دنیا

تا مهر علی به سینه دارم غم نیست
گر صف بکشد مقابلم ... یک دنیا

*
تو دين مرا اگر چه ياري کردي
در مکتب عشق جان نثاري کردی

ابلاغ ولايت علي گر نکني
انگار نه انگار که کاري کردي

*
بايد که به مومنين پيامم برسد
بر جمله ي مسلمين پيامم برسد

آن روز به حاضرين پيمبر فرمود:
بايد که به غائبين پيامم برسد

***
گر دم ز ولایش نزنم می میرم
گر پر به هوایش نزنم می میرم

در هر نفسی علی علی می گویم
یک لحظه صدایش نزنم می میرم

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
2
20:13
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 530.8 KB
#امیرالمومنین_غدیر

کسم علی ست در آن بی کسی که می خوانند:
به عزت و شرف لا اله الا الله

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
20:18
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#رباعی


ای دل به هوای حضرت صاحب باش
دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف
دلخوش به علی ابن ابی طالب باش
****

توحید، ولایت علی می باشد
اسلام، محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی
در سایه ی خدمت علی می باشد‌


#سیدمحمد_ميرهاشمی

@raziolhossein
20:18
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

صدای کیست چنین دلپذیر می‌آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟

صدای کیست که این‌گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر می‌آید؟

چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‌آید

خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید:‌ کسی دستگیر می‌آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هرچه در اوست
به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید

علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری نذیر می‌آید

کسی به سختی‌سوهان،به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می‌آید

کسی که مثل کسی‌نیست،مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید

خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر می‌آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‌آید

خبر دهید به یاران:‌ دوباره از بیشه
صدای زندۀ یک شرزه شیر می‌آید

خُم غدیر به دوش از کرانه‌ها، مردی
به آبیاریِ خاکِ کویر می‌آید

کسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‌آید

کسی حماسه‌تر از این حماسه‌های‌سبُک
کسی که مرگ به چشمش حقیر، می‌آید

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب
کسی سراغ منِ گوشه‌گیر می‌آید

کسی به کلبۀ شاعر، به کلبۀ درویش
به دیده‌بوسیِ عید غدیر می‌آید

شبیهِ چشمه کسی جاری و تپنده، کسی
شبیهِ آینه روشن‌ضمیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رَوَد سر به زیر می‌آید

شبیه آیۀ قرآن نمی‌توان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟
به این محلّه خبرها چه دیر می‌آید!

بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه‌گاه قیامت، اسیر می‌آید

بیا که منکِر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیرِ عشق همیشه امیر می‌آید

#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein
20:18
#امیرالمومنین_مدح


بی روی علی شعر من آرایه ندارد
بی اذن علی، نطق، درون‌مایه ندارد
بی نام علی قرآن یک آیه ندارد
بی حبّ علی دین به‌خدا پایه ندارد
عمری پدرم گفت که فرزند خلف باش
یعنی که فقط بندۀ سلطان نجف باش

یاسین رخ و رحمان دل و توحید مقام است
با حکم غدیر آمده، پس کار تمام است
"سلطان جهانش به چنین روز غلام است"
ذکر لب مولا صلوات است و سلام است
هم‌شأن علی کیست؟ اگر هست بیاید!
بالاتر از این دست محال است بیاید

هم جاذبه هم دافعه دارد، به تعادل
توصیف گر روی گل او شده بلبل
نقل‌است که شاعر شده حافظ به توّسل
"لاحَولَ و لاقُوّة الّا" به تغزّل
ایجاز رباعی‌ست، بلندای قصیده‌ست
از دفتر اشعار خدا، بیت گزیده‌ست

خورشید شده آینه گردان جمالش
خوردند ملائک همگی غبطه به حالش
گشتم، به خدا نیست کسی مثل و مثالش
میراث محمّد، صلواتی ست که آلش
کس نیست به جز فاطمه و حیدر و اولاد
با آل علی هرکه در افتاد بر افتاد

تاریخ عرب، فاتح خیبرشکن‌اش خواند
او بود که پیغمبر اسلام، "من"اش خواند
صدآیۀ نازل نشده از دهنش خواند
استادسخن،فاطمه، صاحب سخنش خواند
کو آنکه قدم جای قدومش بگذارد
جز او احدی خطبۀ بی‌نقطه ندارد

برده ست خدا نام از او داخل انجیل
موسی به لبش نادعلی داشت لب نیل
داده‌ست به فرمان علی گوش، ابابیل
پیغامبری را علی آموخت به جبریل
این‌ها همگی هیچ، بگو معجزه‌اش چیست
اعجاز علی اینکه کسی مثل علی نیست

عدل علوی، دست عقیل است در آتش
گیرم بزند دشمن او پشت در آتش
لطفش به گنهکار چو آبی‌ست بر آتش
شاعر! نزند دست بر این شعر تر، آتش
در آتش سوزنده و بی‌سایۀ محشر
بر چادر زهرا متوسّل شو و بگذر

عشق علی و فاطمه تکرار ندارد
جز فاطمه عالم گل بی‌خار ندارد
جز با در این خانه، گدا کار ندارد
این خانه دری دارد و دیوار ندارد
در کوچۀ باریک علی آه...چه‌ها شد
هر بار گدا حاجتی آورد، روا شد

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
5
20:18
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#رباعی_علوی

با رحمت و لطفِ خویش درگیرم کن
از باده ی نابِ ازلی سیرم کن

یاربّ قَسَمَت به نامِ حیدر دادم
با عشق و محبتِ علی پیرم کن...

#محسن_زعفرانیه
.....

در ظلمت و تاریکی شب، ماه علیست
از سر خداست آنکه آگاه، علیست

در گوش عدوی مرتضی داد بزن
والله فقط خلیفة الله علیست

#عبدالزهرا
......


جز عشق علی آب حیاتی نَبُوَد
جز راه علی راه نجاتی نَبُوَد

یک فاطمه  شد فدا که تفهیم کند
والله به جز علی صراطی نَبُوَد

#علی_ساعدی
.......

هَر حَنجَره ای که از عَلی دَم بزند
آتَش به دِلِ عالَم و آدَم بزند

این آرزوی ماست که هِنگامِ مَمات
مولا زِ کَرَم سَری به ما هَم بزند


@raziolhossein
4
20:18
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

برد پیمبر به شانه پای علی را
تا که ببینند خلق جای علی را

روز قیامت پناهگاه ندارد
هرکه ندارد به دل ولای علی را

در شب معراج می‌شنید پیمبر
جای صدای خدا صدای علی را

وجه خدا را ببین به صورت حیدر
ای که ندیدی رخ خدای علی را

از دو لب مرتضی کمیل چشیده...
لذت شیرینی دعای علی را

دست علی را به دست فاطمه دادند
تا به ابد دارد او هوای علی را

هست برازنده‌اش ردای خلافت
فاطمه چون دوخته قبای علی را

فاطمه تا آخرش کنار علی بود
خواهر خونی ذوالفقار علی بود

روشنی روز جلوه روی حیدر
هست شب قدر بین گیسوی حیدر

رو به علی سجده میکنند ملائک
قبله و محراب هست ابروی حیدر

تکیه به دستان مرتضی زده اسلام
مظهر دست خداست بازوی حیدر

کوه ترک خورد در جهاد ولیکن
هیچ نلرزیده است زانوی حیدر

هیچ گزندی نمیرسید به احمد
جای نبی امن بود پهلوی حیدر

پشت علی گرم بر حمایت زهراست
دختر پیغمبر است بانوی حیدر

خلق شد از هوی مرتضی دم عیسی
زنده شود مرده از دم هوی حیدر

گفت که میزان، علی‌است در صف محشر
کار همه هست با ترازوی حیدر

روز جزا سر در بهشت نوشته است
هرکه محب علی‌است اهل بهشت است

دست ملائک به دامن تو دخیل است
خاک قدم های تو طلای اصیل است

دوست مولا بزرگوار و عزیز است
دشمن حیدر همیشه خار و ذلیل است

راه تو تنها "صراط" راست حق است
هرچه به غیر از تو راه هست "سبیل" است

سرد شده با ولای‌ات آتش نمرود
"حصن ولایت" نگاهبان خلیل است

چشمه کُر دست توست ساقی کوثر
چشمه‌ی فیض بقیه آب قلیل است

جمع شده در علی صفات خداوند
نام علی مظهر جلیل و جمیل است

ذکر علی داروی مریضی روح است
هرکه صدایت نزد حسود و بخیل است

شأن تو هم شأن احمد است علی جان
وصف تو وصف محمد است علی جان

مستی نام تو را شراب ندارد
ذکر کمالات تو حساب ندارد

ذکر تو آرامش تمام قلوب است
هیچکسی با تو اضطراب ندارد

جار زدم عبد تو شدم همه مُردند
حرف حسابی ما جواب ندارد

گردن مارا بزن به دار نينداز
رشته مو طاقت طناب ندارد

محرم اسرار سر به مهر خدایی
فاطمه چون پیش تو حجاب ندارد

پلک زدی تا گناه خلق نبینی
چشم خدا هیچ گاه خواب ندارد

حد گناهکار اگر به دست تو باشد
زانیه هم ترسی از عذاب ندارد

شعر نگفتم که از تو اجر بگیرم
شاعر تو کار با ثواب ندارد

اجر من این است نوکر تو بمانم
مدح تو را در تمام عمر بخوانم

#آرش_براری

@raziolhossein
1
20:18
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#رباعی_علوی


آن دل که در او نیست ولایت دل نیست
پیش نظر اهل نظر قابل نیست

اکملتُ لکم بر همه عالم فهماند
بی حب علی دین خدا کامل نیست

#مجتبی_عسگری
.....

تا عشق ، به سرزمینِ دل غالب شد
معشوق ، علی بن ابیطالب شد

تا کلّ جهان عاشقِ این عشق شوند
تبلیغِ غدیر خم به ما واجب شد

#رضا_قاسمی


@raziolhossei
2
20:18
#امیرالمومنین_مدح


مردی که با جان و دلش پیکار می کرد
با ذوالفقارش دشمنان را خوار می کرد

وقت سحر که امتی در خواب بودند
پا می شد و سجاده را بیدار می کرد

از اینکه شاید یک یتیم امشب گرسنه ست
از احتمالاتش هم  استغفار می کرد

چون آبروی مومنانش محترم بود
گاهی گناه دیده را انکار می کرد

خوبی خود را با امید اینکه روزی
او هم هدایت می شود تکرار می کرد

قربان شاهی که به جای باج گیری
نان یتیمان را به دوشش بار می کرد

از وصله هایی که نمی چسبید غم داشت
نعلین خود را باز  وصله دار می کرد

واجب تر از نان شب ما مدح مولاست
کاری که با بدخواه او تمار می کرد

احمد به معراج خودش رفت و دو دل بود
با رب خود یا باعلی دیدار می کرد

من کنت مولا ی پیمبر علتی داشت
او با پیامش خلق را هشیار می کرد

دین با ولایت زنده می ماند که اینقدر
احمد به حیدرخواهی اش اصرار می کرد


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
2
20:18
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

وقتی که سپاه ،سمت حیدر می رفت
انگار به جنگ نا برابر می رفت

در معرکه ای که شیر حق می جنگید
روباه سقیفه مثل بُز در میرفت


#ع_رجبی

@raziolhossein
20:18
#امیرالمومنین_مدح


فی الیل و النهار بگو یا علی مدد
با ابرها ببار...بگو یا علی مدد

دلداده گی به «میثم تمار» بودن است
یک بار روی دار بگو یا علی مدد

گاهی به جای نافله و گریه ی سحر
هر شب هزار بار بگو یا علی مدد

سینه سپر کن و به گدا بودنت بناز
یعنی به افتخار بگو یا علی مدد

اینبار شاعرانه به گنبد نگاه کن
از قولِ شهریار بگو یا علی مدد

هر جا که حرف خیبر و بی باکیِ علی ست
همراه ذوالفقار بگو یا علی مدد

وقتی دلت برای نجف تنگ می شود
از جورِ روزگار بگو یا علی مدد

آنجا که جز علی احدی نیست پای تو
هنگام احتضار بگو یا علی مدد


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
4
20:18
#امیرالمومنین_مدح



جز گوشه ایوان ‌تو، دل بند ندارد
صد شُکر دلم غیرِ تو دلبند ندارد

از پندِ جهان خسته و دربندِ تو هستم
آری اثرِ بندِ تو را، پند ندارد

از عارف و عامی همه دل داده به زلفت
زنجیر کسی اینهمه دربند ندارد

با یک ‌مژه ات صید نمودی دل ما را
صیاد چنین تیر هدفمند ندارد

یک‌ چشم بُوَد مُحیی و یک چشم مُمیت است
چشمان کسی اینهمه ترفند ندارد
 
هنگامه خلقِ تو، «تبارک»‌ به خودش گفت
بهتر ز تو ‌در خَلقْ، خداوند ندارد

هنگام دعا گفت نبی هم «بعلیٍ»
او ‌پیش خدا غیر تو سوگند ندارد

از انفسنا گفتنش اینگونه عیان شد
جانش به کسی غیر تو پیوند ندارد

تشبیه‌ کنم‌ ذات علی را به چه جز حق
آری چه ‌بگویم‌ که همانند ندارد

با نام تو ‌ما آمده با نام تو رفتیم
جز اسم تو را گوش خوشایند ندارد


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
2
20:19
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


اسعدالله ایامکم

کلماتش همه بوسیدنی است
سائل کوچه ی مولا غنی است
با علی هرکه پی دشمنی است..
با پدر مادر خود ناتنی است!

در جوارش بَدی‌ام خاک شده
نسب ما به علی پاک شده!

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
20:20

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست

پسرانت همه را نام علی بنهادی
جان عالم به فدای دل باباییِ تو

         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:22
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#سفینة‌النجاة #رباعی


محبوب خدا چشمه‌ی جاری حیات
خورشید رسل که بر روانش صلوات،

فرمود به امّت که حسین بن علی
مصباح هدایت است و کشتیّ نجات

#قنبر_ثانی (محمّدرضا کوزه‌گر کالجی)

@raziolhossein
2
14 June 2025
ش
07:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 271.3 KB
یاصاحب الزمان

روز عید است همه دیدن سادات روند
ای بزرگ همه سادات کجا خیمه زدی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16 😭 1
15 June 2025
ش
21:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 107.4 KB
21:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 24.4 KB
21:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1275, 177.3 KB
#امام_کاظم_ولادت

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی
تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر


ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم
تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم

سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو
روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم

گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق
هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم

زائران دختر تو زائران فاطمه اند
تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم

ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست
درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم

بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور اند
در حقیقت اهل جمهوری ایران تو ایم

بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند
حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم

شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف
امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم

بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود
دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم

ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم
پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم

قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_
بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم

عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای
ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم

مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد
تو به دنیا آمدی مستی ما تمدید شد

#مجید_تال

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت


صالح ترین عبد خدا موسی بن جعفر
حق است هرکس هست با موسی بن جعفر
ما بنده و آقای ما موسی بن جعفر
محتاج‌ها گویند یا موسی بن جعفر

در پای جودش اغنیا محتاج هستند
قربانیش در ماه حج حجاج هستند

مستیم مست باده باب الحوائج
هستیم ما دلداده باب الحوائج
قربان خانواده باب الحوائج
آقاست آقا زاده باب الحوائج

با بچه هایش صاحب سرمایه هستیم
با مشهد و شیراز و قم همسایه هستیم

بال ملائک هست فرش زیر پایش
ایزد مسخّر کرده هستی را برایش
هستند در ایران ما فرزندهایش
معصومه‌اش آمد به دنبال رضایش

انوار او تقسیم شد بر مشهد و قم
او را زیارت میکنم در مشهد و قم

او آیت عظمای آیات خدا بود
شب تا سحر گرم مناجات خدا بود
مات رخش شد عرش او مات خدا بود
واضح ترین تصویر از ذات خدا بود

او جلوه رب بود اما بندگی کرد
انسان کامل بود و ساده زندگی کرد

«والکاظمین الغیض»، صبرش حد ندارد
خوب است و در بین صفاتش بد ندارد
در مومنینش یک نفر مرتد ندارد
در صحبتش با خادمان «باید» ندارد

خاری رَوَد در پای فرزند عزیزش
اخمی نخواهد کرد بر روی کنیزش

تابوده این بوده ست «آقا؛ تو، گدا؛ من»
مدح تورا گفتن کجا آقا کجا من؟
تو جان بخواه و مابقی کار با من
بدکاره آمد محضرت شد پاک دامن

با دیدنت ذکر خدا ورد لبش شد
از تو سرودن کار هر روز و شبش شد

تو آمدی از عرش بر دامان مادر
دست تو را دادند بر دستان مادر
مثل طلای خالص است ایمان مادر
جان امام کاظم است و جان مادر

وقت ولادت مادرت تکبیر می‌گفت
این عالمه بهر زنان تفسیر می‌گفت

در عشق حق عاشق ترین عاشق تو هستی
مجرای فیض عالمی، رازق تو هستی
مخلوقی اما مظهرخالق تو هستی
تنها وصی حضرت صادق تو هستی

علم لدنّی پدر در سینه توست
جود و کرامت عادت دیرینه توست

تا پای جانت پای قرآن ایستادی
در فتنه ها، ای کوه ایمان ایستادی
رودرروی بدعتگذاران ایستادی
با رنج و زحمت کنج زندان ایستادی...

...تا یازده رکعت نماز شب بخوانی
در کنج زندان روضه زینب بخوانی

جان ها فدای آستان عمه جانت
دارد میآید کاروان عمه جانت
ای کاش بودم در زمان عمه جانت
تا می‌شدم قربان جان عمه جانت

تا روضه گودال ها چیزی نمانده
تا غارت خلخال ها چیزی نمانده

#آرش_براری


@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#عامیانه

اون كه خـوب بنده نـوازي بَلده
دست رد هيچوقت به سينه م نزده
واســه ي همينه كه ذكـره لبـم
هميشه (موسي بن جعفر مدده)

چـه شرافتي تـو نامِ كاظمه !
آره ، كـظمِ غيظ ، مَرامِ كاظمه
هر كسي كه دلش اهل بيتيه
خيلي مديونه امامِ كاظمه

شايد اين حرفا يه جور تذكّـره
برا اونكه دل به غُصه مي سپُره
زشته نا اميدي واسه كسي كه
از سَرِ اين سُفره روزي ميخُوره

اگه ميگن خاك ما مثلِ طلاست
آسمون مون اگـه رنگ خُداست
يه دليل داره ، آخه كشوره مـا
مِلكِ طِلقِ باباي امام رضاست

ما كه توي خيل عاشقاش گُميم
فـقيرايِ صحن مشهد و قُـميم
سر هر سفره اي هم كه بشينيم
كاسه ليســايِ امام هـفتميم

توي مشهد پسرش امام رضا
سايه داره رو سـره كشـورِ ما
قم هم از بركت بي بي معصومه
شده سرپناه ، برا فـاطـميـا

نوكراي علوي رو دوس داريم
خادماي رضوي رو دوس داريم
ولي ما كه تو قُميم يه جور ديگه
سيّداي موسوي رو دوس داريم

توي كاظمين ، برام قــدم زدن
يعني پُشتِ پا به هرچي غم زدن
"يا امام رضا" تو صحـنِ پدرت
چه قَـدَر مي چسبه از تو دم زدن

كي ميگه تو دير گِـرِه وا مي كني؟
كي ميگه امروز و فـردا مي كني؟
مطمئنم همين الان آقـاجون
كاظمين منو امـضا مي كني...

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت

هر آنکه بر دلِ خود مُهرِ مِهرِ عترت داشت
قرین لطفِ خدا بود و بس سعادت داشت

ولای آل محمّد، رهِ نجات بُوَد
هر آنکه داشت ولایت، اجلّ نعمت داشت

سفینه های نجاتند و رهنمای بشر
که هرکدام به کف، مشعل هدایت داشت

چگونه وصف کنم خاندان پاکی را
که با گواهی داور ، مدال عصمت داشت

خدا ستوده به قرآن و گفته مدحتشان
بیان نموده که این دودمان، طهارت داشت

بر آستانۀ ایشان ، نهاده سر، خورشید
خوشا کسی که بر این در، سرِ ارادت داشت

من و محبّت این خاندان ! خدا را شکر
که مهرشان ز ازل در دلم اقامت داشت

دلم دوباره هواییِّ کاظمین شده
که آن دیار، مرا رنگ و بوی جنّت داشت

با یاد بارگهی که ربوده دل از عرش
به یاد آن حرمی که به بر، دو حجّت داشت

دو نورِ دیده، دو دریای بی کرانِ کرم
دو گل، که برگ و بر از گلشن رسالت داشت

به کاظمینِ جوادین، شهره گردیدند
طوافِ مرقدِ ایشان چقدر لذّت داشت!

دلم به سینه تپد با ولای آن سرور
که از صفای وجودش، جهان طراوت داشت

امام موسیِ جعفر، ولیّ جنّ و بشر
عزیز صادق و هر گفته اش صداقت داشت

به یک پیام ، رُباید ز بشر حافی دل
ز بسکه در سخنش نورِ معنویّت داشت

فرو برندۀ خشم است و روحِ بخشایش
به دشمنانِ قسم خورده هم عطوفت داشت

امام مفترض الطاعتی که در هر حال
به خاک بندگیِ حق، سر اطاعت داشت

کسی که سجدۀ طولانی اش به خلوت شب
به سجده های علیّ ولی ، شباهت داشت

نماز، محوِ خضوع و خشوعِ او می گشت
گهِ نماز، ز خود تا خدای، هجرت داشت

به یک اشارۀ خود، نقش پرده را جان داد
به شیر پرده نشین، حضرتش ولایت داشت

بداد حکم که حمله به ساحری آرد
که بر امامِ زمانش ، سرِ اهانت داشت

درید شیر، تنِ ساحری، نمک به حرام
که پشت کرده به خورشید و رو به ظلمت داشت

خلیفه دید چو این صحنه ، رنگِ رخ را باخت
چو بید، لرزه بر اندامِ خود ز وحشت داشت

ز عجز گفت بدان مقتدای آزاده
الا! که بخشش و عفوت به دهر شهرت داشت

بگو به شیر، پس آرَد دوباره ساحر را
اگر چه در بَرِتان قصد بر جسارت داشت

امام گفت به هارون : اگر عصای کلیم
که اژدها شد و اعجاز را دلالت داشت

هر آنچه خورد از آثار سِحر، پس می داد
بر این قضیّه ، همین شیر نیز، رخصت داشت

شکسته سحرِ دو فرعون از دو موسی شد
که هر کدام فزون از عدد، فضیلت داشت

فدای موسی کاظم، تمامِ هستیِ من
که با چنین جبروتی ، هزار محنت داشت

به جور گشت جدا از حریمِ پیغمبر
ز ظلمِ خصم، به جدّش بسی شکایت داشت

ز خانواده و یارانِ خود جدا افتاد
مکان به قعر سیه چال ، از عداوت داشت

شکنجه های فراوان کشید در زندان
به ساقِ پاش ز زنجیرِ کین، جراحت داشت

ز فرطِ ظلمت زندان و ظلم زندانبان
ز پیشگاه خدا، خواهشِ شهادت داشت

هزار حیف که مسموم شد ز زهر ستم
دلی شکسته ز بیدادها، به غربت داشت

اگرچه وقت شهادت، غریب و بی کس بود
به سمتِ شهر مدینه، نگاهِ حسرت داشت

پس از شهادتِ او ریخت گل به روی تنش
اگرچه بسته به زنجیر بود، حُرمت داشت

هزار شکر، سلیمان بر او کفن آوَرد
زمانِ دفن به همراه خود جماعت داشت

هزار شکر ، تنش زیر سمّ اسب نرفت
نه ساربانِ پلیدی، خیال غارت داشت

فدای آنکه شکستند استخوانهایش
"هزارونهصد و پنجاه و یک "جراحت داشت

به صبح روز قیامت ، گواه من باشید
که "ایزدی" ز فلان و فلان ، برائت داشت

#امیر_ایزدی

@raziolhossei
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

با آمدن ستاره باران آمد
گفتند که مورها; سلیمان آمد

با ذوق امامزاده ها میگفتند
در اصل پدربزرگ ایران آمد

#علی_رضوانی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت

مژده‏ اى دل که به ماتاج سرى داد خدا
شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا

شجرطیبه ى گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا

تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولارا گهرى داد خدا

اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبى را پسرى داد خدا

ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد
که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا

بهر آزادى ابناء بشر باردگر
به بشر رهبر فریادگرى داد خدا

تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل
مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا

شادمانم من ژولیده که از رحمت خود
به من بى هنر امشب هنرى داد خدا


#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#ژولیده_نیشابوری


@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#امام_کاظم_مناجات


ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر 
ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر

ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا 
ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر

ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش
ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر

ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا 
وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر

دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم
هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر

کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی زدشمن
همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر

می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری 
در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر

در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر 
چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر

پیش هفو و پای جود ونزد احسانت بود کم
هرچه باشد حاجتم بسیاریا موسی بن جعفر

هر که بودم با تو بودم هر که هستم با تو هستم 
در گلستان شمایم خار یا موسی بن جعفر

ای که دشمن داد دشنام و نوازش کردی از او 
دوستم دستی به سویم آریاموسی بن جعفر

نیست آن قدرم که گردم زائرصحن وسرایت 
خاک زوّارت مرابشماریاموسی بن جعفر

هدیه هر کس از برای یار آرد گوهری را 
این من واین چشم گوهرباریا موسی بن جعفر

من به عالم گفته ام خاک دراین آستانم
لطف کن پابرسرم بگذار یا موسی بن جعفر

از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری
ای به خلق عالمی غمخواریاموسی بن جعفر

با کدامین جرم شد ساییده ساق پات مولا
ازچه دیدی روزوشب آزادیاموسی بن جعفر

بر تو می گریم که زندان تو حتّی
روز روشن بوده تیرتر زشام تار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که از زنجیر و کند و تازیانه 
برتن پاکت بود آثار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که درخاک وطن ذرّیه ات را
گردغربت مانده بررخساریاموسی بن جعفر

برتو می گریم که بود ی روزه و هنگام مغرب 
کردی ازخون جگرافطاریا موسی بن جعفر

برتو می گریم که از خرمای زهرآلود دشمن
بود در قلبت شرارنار یا موسی بن جعفر

برتو می گریم که تابوت تو بود از تخته در 
در میان کوچه و بازار یا موسی بن جعفر

کند بر پا غل به گردن ، اشک بررخ ، زهردردل 
شدنصیب حضرتت هرچاریاموسی بن جعفر

من نمی دانم در آن زندان چه دیدی
لیک دانم مرگ خودرادیده صدباریا موسی بن جعفر

#حضرت_موسی_بن_جعفر
#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

زیر علم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یک شب حرم امام کاظم بودن

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت

بی تو کس تا خدا نخواهد رفت
تا خدا هم دعا نخواهد رفت

تا که "باب الحوائجی" آقا
جای دیگر گدا نخواهد رفت

واگر تو نخواهی این کعبه
سمت قبله نما نخواهد رفت

بی توسل به نام زیـــبایت
هیچ کس ‘کربلا’ نخواهد رفت

شیعه،" ذی حجّه '، بی تولدتان
پیشواز عـــزا ،نخواهد رفت

چه کسی گفته با تو این" مِس" دل
در هوای" طلا" نخواهد رفت؟

راه حج بسته ...کاظمین که هست..
زائرت تا منا نخواهد رفت

بی ولای شما، کلیـــم الله
دست او بر عصا نخواهد رفت

بی تو کس تا به کُـنـْه معرفت
"نقطه ی تحت با"نخواهد رفت..

#موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت


از جوار عرش سرزد آفتاب دیگری
وا شد از ابوا به روی خلق، باب دیگری

انّه شُرباً طهوراً طیّباً لاریب فیه
آمد از میخانه‌ی كوثر، شراب دیگری

بال وا كن لحظه‌ای در زیر باران شهود
از فراز عرش می‌بارد سحاب دیگری

بوی پیراهن شنیدم، دیده بستم تا مگر
یوسف شعرم ببیند باز خواب دیگری

ای غزل! امشب به دریای مدیحش دل بزن
دارد این امواج، گوهرهای ناب دیگری

ما خدا را در جمال چارده تن دیده‌ایم
خوانده‌ام این حرف‌ها را در كتاب دیگری

جمله از شهر و دیار و آب و خاكی دیگرند
این یكی هم می رسد از خاك و آب دیگری

بوی احمد، بوی زهرا، بوی حیدر، بوی عشق
بشنوید از این چمن، عطر گلاب دیگری

حضرت خورشید هفتم، آن كه چشم روزگار
با وجود او ندارد انتخاب دیگری

شك ندارم جبرییل امشب برای عرشیان
وصف او را می‌كند با آب و تاب دیگری

ماه كی بعد از نگاهش آفتابی می‌شود؟
می‌رود از شرم، شب‌ها در حجاب دیگری

شش كتابش را خدا آورد و امشب هم گشود
از كتاب معرفت، فصل الخطاب دیگری

یا نمی‌داند بلندای مقامش تا كجاست
یا ندارد منكرش حرف حساب دیگری

مثل بغدادش خرابم كرده درد اشتیاق
بسته بالم را فراقش با طناب دیگری

یا بگو باب الحوائج یا بگو باب المراد
نام او حیف است بردن با خطاب دیگری


#عباس_شاه‌زیدی_خروش

@raziolhossein
21:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1047×1280, 123.5 KB
ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید «حرمین کاظمین» آری یاد
درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین باب حوائج است و آن باب مراد


#جواد_هاشمی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم

دل هر کس به دلبر افتاده
دست ساقی کوثر افتاده

سروکار دلش در این دنیا
با شفیعان محشر افتاده

من بدم لیک در دل زارم
مهر اولاد حیدر افتاده

آنکه دنبال گوشه ی چشمش 
میثم افتاده قنبر افتاده 

تازه در کشورم خدا را شکر
شیعه از شمس اظهر افتاده

با حساب رضا و معصومه
ماه افتاده اختر افتاده

میشود گفت اینچنین ایران
دست موسی ابن جعفر افتاده
.
#سید_حجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#امام_کاظم_مدح

ای آفتاب حُسن به زیبائی‌ات سلام
وی آسمان فضل به دانائی‌ات سلام
در صبر شاخصی به شکیبائی‌ات سلام
تنها تو کاظمی که به تنهائی‌ات سلام

هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفو آتش خشمت فرو نشست


ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نماز
واجب بُود درود به جان تو در نماز

آن‌سان که نور عشق خدا در وجود توست
از صبح تا به ظهر، زمان سجود توست


تو عبد صالح و به کفَت قدرت خداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست

قدرت از آن توست که بر ابر پیل‌وار
فرمان دهی و شیعۀ خود را کنی سوار...


ای کشتی نجات به دریای حادثات
دارند شیعیان به شما چشم التفات
لب‌تشنه‌ایم تشنۀ یک جرعۀ فرات
بر ما ببخش از کرم خویشتن برات

در آستان قدس رضا نور عین تو
دل پر زند به سوی تو و کاظمین تو


چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست
چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست
سر تا به پای دردم و درمانم آرزوست
پا تا به سر نیازم و احسانم آرزوست

بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضا
سوگند می‌دهم به جگرگوشه‌ات رضا

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت

وجود آمده رشک بهشت، سرتاسر
به یمن مولد مسعود موسی جعفر

امام کلّ اعاظم، ولی حقّ کاظم
که کظم غیضش یادآورد ز پیغمبر

به جعفر بن محمّد عطا شده پسری
که بوده است به پیر خرد هماره پدر

هزار موسی عمران فدای آن موسی
که بود گوشة حبسش ز طور نیکوتر

امام هفتم، کز هشت خلد و نُه افلاک
رسد نداشکه ده عقل را تویی رهبر

خدیو هستی کز یک اشاره‌اش آید
قدر به جای قضا و قضا به جای قدر

چراغ دودۀ احمد که دیدة دل را
فروغ اوست به هر صبح و شام روشنگر

به عزم طوف حریم مقدّسش دارند
هماره قافلۀ دل، به کاظمین سفر

چگونه وصف امامی کنم که در قرآن
خدای عزّ و جلّ آمدش ثنا گستر

شرف بس است همین خاک پاک ایران را
که زیر سایة فرزند اوست این کشور

گرفته شهر قم از دخت او شرف آنسان
که خاک پاک مدینه ز دخت پیغمبر

بود بهشت خراسان، ز مقدم پسرش
چنانکه خاک نجف راست فیض از حیدر

اگر ولاش نباشد، عبادت ثقلین
به صاحبش ندهد سود در صف محشر

گدای درگه اویند اسفل و اعلی
رهین منّت اویند ز اصغر و اکبر

هم اوست باب حوائج هم اوست باب مراد
مراد و حاجت خود را بگیر از این در

خوش آن غبار که بر خاک او رسید و نشست
خوش آن نسیم که از کوی او نمود گذر

خوشا دلی که بگردد به گرد تربت او
خوشا کسی که بگیرد مزار او در بر

زمام سلطنتم گر دهند، نستانم
مرا خوش است گدایی به کوی آن سرور

اگر به جههۀ خورشید پای بگذارم
گمان مبر که از این آستان بگیرم سر

ز اهلبیت نگردد جدا دلم آنی
جدا کنند اگر جان هماره از پیکر

چراغ بزم عزای حسینیان «میثم»!
مه جمال منیرش بود به ماه صفر

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#تک_بیت

آنان که عاشق علی و فاطمه شدند
مدیون خانواده ی موسی بن جعفرند


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی


ای چشم و چراغ کاظمین! ادرکنی
ای فاطمه را نور دو عین! ادرکنی

ای خفته به خاک غربت! آیند مدام
پابوس تو زوّار حسین، ادرکنی

#محسن_حافظی


@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت


ايراني ام ، رعيّـتِ موسي بن جعفرم
من شهـروندِ دولتِ موسي بن جعفرم

دنـبال هيـچ فرقه و حذبي نمي روم
در حيطه ي ولايتِ موسي بن جعفرم

مأمومم و به كوري مأمون پرست ها
دل داده ي امامتِ موسي بن جعفرم

در اوج فقـر رو به سُليمان نمي زنـم
وقتي گداي ساحتِ موسي بن جعفرم

هم شُـغل با مَن اند تـمام ملائكـه
مشغول تا به خدمتِ موسي بن جعفرم

امروز،زير سايه ي الطـافِ دخترش
در حشر،جـزو أُمّتِ موسي بن جعفرم

با اين حُسين گفتن و زينب شنـيدنم
پيوسته در حمايتِ موسي بن جعفرم

مديون شدن به مردم دنيا بُـود گِـران
بر من كه زير منّتِ موسي بن جعفرم

با اينكه خاك پاي سگش هم نمي شوم
دربست وقفِ خدمت موسي بن جعفرم

ديديد اگـر كه بعد غديرم هـنوز شــاد
خوشحال از ولادتِ موسي بن جعفرم

بعد از غدير اگر كه به "ابـواء"* پر زدم
چون تشنه ي كرامتِ موسي بن جعفرم

يوسف ميا به جلوه گري پيش من كه من
ديوانه ي ملاحـتِ موسي بن جعفرم

گر پُشت هم به كعبه كنم روبه قبله ام
وقتي كه در زيارتِ موسي بن جعفرم

از اينكه با امام رضا آشنا شـدم
ممنونِ لطفِ حضرتِ موسي بن جعفرم


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مدح

واژه در واژه همه عمر غزل خوان بودی
سندِ محکمِ زیبایی قرآن بودی
چارده سال غریبانه به زندان بودی
همه ی عمر سرِ سفره ی باران بودی

حضرتِ گل چه قدَر خار که بر تَن داری
دوستی با همه و این همه دشمن داری

" کاظِم الغَیظ " شکوفا شدنِ لبخندی
الگویِ مهر و محبَّت به زن و فرزندی
شال و عمّامه شبیهِ پدرت می بندی
همه بیگانه ولی با همه خویشاوندی

هیچ مسکین و اسیری نرود از یادت
" بِشرِ حافی " شود آنکس که شود آزادت

خانه ات نورِ علی نور ... فقط زیبایی است
شعر در شعر بهشت است غزل آرایی است
پسرِ خانه عجب حیدرِ خوش سیمایی است
دخترِ حضرتِ موسی چه قدَر بابایی است

بنویسید سرِ خُم به سلامت باشد
حضرتِ فاطمه ی قم به سلامت باشد

مردمِ شهر به این واقعه اذعان دارند
همه از رایحه ی چشمِ تو باران دارند
سرِ این سفره نشستند اگر نان دارند
و مسلمانِ تو هستند که ایمان دارند

گوش کن گوش صدایِ جرسی می آید
دارد انگار از آن دور کسی می آید ...

کیست این مثلِ علی در دلِ شب آهسته
کیسه بر دوشِ شکسته دلِ قامت خسته
خانه خانه همه ی شهر به او وابسته
او که حتی دلِ دشمن هم از او نشکسته

شهر خاموش شد و نقشِ تو بر ماه افتاد
ماه هم کوچه به کوچه پیِ تو راه افتاد

کفر افتاد به پایِ تو مسلمان برگشت
مور آمد در این خانه سلیمان برگشت
زنِ بدکاره تو را دید و پشیمان برگشت
آه... وقتی که نگهبانِ تو گریان برگشت

دستِ یک شهر به دامانِ عبایت افتاد
اشک حلقه زد و زنجیر به پایت افتاد

مثلِ یک معجزه ای خوب که معلوم شدی
سوره شمسی و از نور که محروم شدی
روز ، زندانی شب بود که محکوم شدی
سوختن ارثیه ات بود که مسموم شدی

جگرت سوخت غمِ کرب و بلایی ها را
دشتِ لب های تو خشکاند لبِ دریا را

تو کریم بن کریمی پُرِ احسان هستی
پسرِ خاکی و از مادرِ باران هستی
جانِ عالم به فدایت که خودت جان هستی
پدرِ واقعیِ کشورِ ایران هستی

گندمی گونه ای و خوشه ی گندم داری
یک رضا مشهد و یک فاطمه در قم داری


#ابراهیم_زمانی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

فیض تو به ما ز والدینت برسد
ازمشهد وقم، دو نورعینت برسد

دلتنگ زیارت توهستم چه شود!
دستم به ضریح کاظمینت برسد

#علی_کرمی

@raziolhossein
21:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
890×1280, 157.7 KB
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر خنده ی خورشید مشارق صلوات
بر آینه ی جمال خالق صلوات

از مکه و از مدینه گل می بارد
بر دسته گل امام صادق صلوات

#میثم_مومنی_نژاد
21:14
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

من عبد و غلام والدینت هستم
تا روز ابد به زیر دینت هستم

تو باب حوائجیّ و من محتاجم
مشتاق سفر به کاظمینت هستم

#حمیدرضا_گل‌رخی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت


انفجار نور در عرش خدا رخ داده است
هفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده است

عشق در انوار حق او چو حیدر منجلیست
عالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیست

این مسیحا انقلابی تازه از پیغمبرست
حیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرست

لافتی ای تازه از نام آوری های علیست
ذوالفقارش برلبست و دُری از قلب نبیست

آیه هایش در دل قرآن تلاوت میشود
آیه های نور بر صادق عنایت میشود

امشب از گهواره ی ناهید می آید خبر
از میان حاله ی خورشید می آید خبر

در کنار بسترش موسی بن عمران آمده
آسیه زانو زده ، مریم خرامان آمده

با مسیح آمد محمد ، با محمد فاطمه
با حسن آمد حسین و پادشاه علقمه

شد اذان گویش علی و تا به أشهد میرسید
از پر قنداقه اش انگار باران میچکید

خنده هایش فاطمی و گریه هایش زینبیست
در کرامت چون حسن در عشق مانند علیست

رحمت از دست حسن وارش چوباریدن گرفت
سوره ی والشمس بر عالم تراویدن گرفت

دوخته پیراهنش را فاطمه خیرالنساء
اینچنین شد کاظمین او شبیه کربلا

#ن_غریبی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مناجات


نمیدانم چرا هر وقت قلبم زار و مضطر شد
دخیل گوشه ای از مرقد "موسی ابن جعفر" شد

جهان در چشم من تاریک تر بود از شب بی ماه
که بردم نام آقا را و دنیایم منوّر شد

به فکر گنبد زرد و سرای دلکشش بودم
که یکباره دو تا دستم مبدّل به دو تا پر شد

گشودم دیده ی خود را... فقط این جمله را گفتم
خدا را شکر چشمم با ضریح او برابر شد

همین که دیده هایم با ضریح او برابر شد
همین که درد و دلهایم به آه و گریه منجر شد

نمیدانم چرا مردم همه گفتند "یا زهرا"
نمیدانم چرا روضه شروع از نام "مادر" شد

شبیه مادرش زهرا از او یک سایه باقی ماند
تنش در بند " سندی ابن شاهک" بس که لاغر شد

چه با عزت از آن زندان پر از درد خارج شد
چه با عزت تنش تشییع بر یک لنگه ی در شد

کسی فریاد زد " هذا امام الرافضی" ای وای ...
به روی دست یک بد ذات تابوتش شناور شد

#جعفر_ابوالفتحی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

طور من است مرقد ِ موسای کاظمین
قربان آن دو گنبد ِ زیبای کاظمین

بعداز غدیر و جلوه مستانه نجف
تعظیم می کنیم به آقای کاظمین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#تک_بیت

این حرف بینِ مردمِ این خاک رایج است
چشمانِ ما به سفره یِ باب الحوائج است

#حسن_لطفی


@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مناجات
#امام_موسی_بن_جعفر

ای چاره هر کار (یا باب الحوائج)
(یا موسی بن جعفر)
کار دلم شد زار یا باب الحوائج

با کوله بار حاجتم رو بر تو کردم
غم از دلم بردار یا باب الحوائج

من سائل باب المراد کاظمینم
جز این ندارم کار یا باب الحوائج

هر جا گره افتاد در کار دل من
خواندم تو را هر بار یا باب الحوائج

تو کیستی باب الرضا باب المرادی
من عبد این دربار یا باب الحوائج

تو هفتمین شمس ولایت من چو ذره
تو باغ گل من خار یا باب الحوائج

موسی صدایت کرده یا موسی بن جعفر
عیسی تو را بیمار یا باب الحوائج

شد کاظمینت قبله حاجات از بس
دیدند از آن آثار یا باب الحوائج

افلاکیان اند آستان بوس در تو
ای حجت دادار یا باب الحوائج

جبریل کرده بال خود را در حریمت
فرش ره زوار یا باب الحوائج

والکاظمین الغیظ اوصاف خصالت
قرآن کند اقرار یا باب الحوائج

چشم امید ما به دست بسته توست
وا کن گره از کار یا باب الحوائج

جرمت چه بوده که تو را از شهر جدت
بردند با اجبار یا باب الحوائج

جرمت چه بوده سالها در کنج زندان
دیدی جفا بسیار یا باب الحوائج

هر روز تو بوده در آن قعر سیه چال
مانند شام تار یا باب الحوائج

چون مادر خود آرزوی مرگ کردی
دیدی زبس آزار یا باب الحوائج

هر روز روزه بودی و شلاق خوردی
در موقع افطار یا باب الحوائج

زیر غل و زنجیر بودی یاد مادر
یاد در ودیوار یا باب الحوائج

بر روی تخته پاره ای جسم تو بردند
گریم برایت زار یا باب الحوائج

بعد از تو دیگر دخترانت را نبردند
در مجلس اغیار یا باب الحوائج

#عبدالحسین

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مدح


هفتمین خورشید آفاق هدایت کاظم است
چشمه ی سیال فیض بی نهایت کاظم است

معنی روشن تر از خورشید قاموس جهاد
زندگی را تا نهایت از بدایت کاظم است

سالکان پایمرد وادی اخلاص را
با زلال کوثر حق در سقایت کاظم است

پیشوایی کز نفوذ حکمت و تدبیر او
منسجم گردیده ارکان هدایت کاظم است

«کاظمین الغیظ و عافین عن الناس» از کتاب
گفت پیر معرفت مصداق آیت کاظم است

بر فراز منبر دین محمد چون علی
استقامت را به تفسیر و روایت کاظم است

کاروان مانده در ظلمات را تا ملک نور
معنی ارشاد و مفهوم هدایت کاظم است

غیرت آموزی که از ناموس قرآن کریم
کرده با ایثار جان خود حمایت کاظم است

روز و شب درپهنه ی هستی چراغ افروزراه
تا به اقلیم سعادت با درایت کاظم است.

#عباس_خوش‌عمل_کاشانی

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت

هر دم به دم امام کاظم صلوات
هم بر کرم امام کاظم صلوات

ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام کاظم صلوات

ای کاش که قسمت بشود بفرستیم
ما در حرم امام کاظم صلوات

#عبدالزهرا

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر آینه جمال داور صلوات
بر نور دو‌دیده پیمبر صلوات

بفرست تو با امام صادق امشب
ناز قدم موسی جعفر صلوات

#عبداالزهرا
.....


بر احمد و آلش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست

اندر شب میلاد امام کاظم
بر ماه‌ جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا
......


عید آمده از شور و صفا باید گفت
از منقبت آل عبا باید گفت

میلاد سعید موسی جعفر را
تبریک به حضرت رضا باید گفت

#عبدالحسین


@raziolhossein
1
21:14
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

بعد از #غدیر ما همه بودیم متحد
وحدت از آن بخواه که او اختلاف کرد...


@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

در ساحل سخاوت دریای کاظمین...
مائیم و خاک پای مسیحای کاظمین

با دست‌های خالی از اینجا نمی‌رویم
ما سائلیم... سائل آقای کاظمین!

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

جهان ز نور خدائي منور است امشب‏
شب نشاط و سرور مکرر است امشب‏

بگو به حضرت صادق دلا مبارک باد
شب ولادت موسي ابن جعفر است امشب

#موسی_بن_جعفر_ولادت

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

هرگاه غمت به سینه با ناز آید
جان بر تن غمدیدۀ من باز آید

تا صحن و رواق کاظمینت با شوق
مرغ دل خسته ام به پرواز آید

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت


شد غزل آغاز در مدح رحيم ديگري
هفتمين بار است مستم از نسيم ديگري

هر كجا او هست آنجا ميشود عرش خدا
گوشه ي طور است در سجده كليم ديگري

با كدامين نام بايد نام تو خواند و نوشت
حضرت باب الحوائج يا كريم ديگري

نيست غير از كاظمين ات هيچ جا در عالمين
در كنار هم دو گنبد در حريم ديگري

نيست هرگز بر علي ابن ابي طالب قسم
جز شما هرگز صراط مستقيم ديگري

باز هم در ميزند اين خانه را در باز كن
هم فقيري هم اسيري هم يتيم ديگري

نيمي از دل گم شده از عمد در صحن رضا
گم شده در كاظمين انگار نيم ديگري

#محسن_صرامی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت


چو اشک دیدۀ عشّاق‌حق،دل‌ها مصفّا شد
قلوب شیعیان از روشنى چون طورسینا شد

اگر بینى فضاى آفرینش گشته عطر آگین
گل روى امام موسى کاظم شکوفا شد

قدم زد در جهان مولاى عالم موسى جعفر
که از یمن قدومش،غرق زیور،عرش اعلا شد

چه خورشیدى زمین و آسمان را کرده نورانى
چه ماه پر فروغى در سپهر مجد، پیدا شد

ز چرخ چارمین با موکب عزّ و شرف امشب
پى عرض ادب سوى زمین نازل مسیحا شد

نه تنها دیدۀ آل محمّد شد به او روشن
که چشم چرخ‌پیر از دیدن آن ماه،بینا شد

در این فرخنده میلاد وصىّ هفتم طاها
نزول رحمت بى‌منتهای ذات یکتا شد

نه تنها آشنایانش،که در سر تا سر گیتى
هر آن‌کس واقف از اوصاف او گردید شیداشد

حمیده مادر والا مقام و ارجمند او
بنازد زان که او هم مادر فرزند زهرا شد

به پاس مقدمش از جانب ربّ غفور امشب
براى دوستدارانش، برات عفو، امضاء شد

به آن باب‌الحوائج «ملتجى» شد هر گرفتارى
یقین‌دارم که از کار و دلش هر عقده‌اى وا شد

#ملتجی

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت


جبرییل امشب جمال حق تعالی را ببین
بر روی موسی گل لبخند عیسی را ببین
روح شو روح‌مسیحای مسیحا را ببین
موسی عمران بیا موسای زهرا را ببین
سیر دیدار جمال حضرت دادارکن
طور صادق را ببین والطور را تکرار کن

ای کلیم الله تماشا کن کلام الله را
برفراز دست خورشید ولایت ماه را
نورانوار نهم ، هفتم چراغ راه را
درزمین وآسمانها رهبری آگاه را
روح رحمان جان قرآن نخل طور است این‌پسر
گوهر رخشنده شش بحر‌نوراست این پسر

این پسر بدرالمنیرو این پسر شمس الضحاست
این پسر باب الکرم باب الولا باب العطاست
این پسر باب المراد انبیا و اولیاست
این پسر هم مصطفی هم مرتضی هم مجتباست
نی‌عجب زهرا اگر گیرد زنامش احترام
یاحسین ابن علی برحضرتش گوید سلام

درسپهر معرفت ماه تمام است این پسر
کاظمینش قبله بیت الحرام است این پسر
شعله های ناررا بردا سلام است این‌پسر
درزمین برآسمانی ها امام است این پسر
ازمحمدبرجمال نازنیش آفرین
دم به دم از خالق جان آفرنیش آفرین

ماه ذی حجه است محو آفتاب روی او
جنس آدم قبضه ای از خاک پای کوی او
چشم عیسی از فراز آسمانها سوی او
عروه الوثقای‌ارباب کرامت موی او
آیه عفو الهی برلب خندان اوست
کشور ایران زیارتگاه فرزندان اوست

ای جمال چهارده معصوم در رخسارتو
وحی ساعد خیزدازلبهاب گوهربارتو
آفرینش در پناه سایه دیوار تو
روح پاک انبیاو اولیا زوارتو
آسمان چشم انتظار ذکر یارب یاربت
حضرت معبود مشتاق مناجات شبت

هفتمین مرآت حسن حی سرمد کیست تو
صاحب خلق و خصال وخوی احمد کیست تو
انبیا راهم موید هم‌موید کیست تو
نفس پاک صادق آل محمد کیست تو
خاک زوارحریمت کیمیا می پرورد
خالق دادار درصلبت رضا می پرورد

ای در شش بحر و بحر پنج در روحی فداک
آسمان در صحن تو بنهاده پیشانی به خاک
با غبارکاظمینت روح هر ناپاک پاک
بی ولایت می شود رحمت عذاب دردناک
میثم آلوده ای عبدوثنای گوی شماست
هرکه بوده هر که باشد سائل کوی شماست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مدح


من که جلد بام شاه مشهدم
دست بر دامان پر مهرش زدم
نان خوبان‌ میخورم گرچه بدم
(مَن اَراد الله) خواندم آمدم

سفره دار ما گدایان السلام
کاظمین الغیظ قرآن السلام

هرکجا سخت آمده دنیا به ما
گوشه‌ چشمی کردی ای آقا به ما
یک علی دادی و‌یک‌ زهرا به ما
جور شد پس فیض دق الباب ما

گرچه دورم ای خدای کاظمین
طوس و قم‌ دارد هوای کاظمین

گریه آوردم‌ که خوشحالم کنی
میشود آیا سبک بالم کنی..
گر نشد صفوان‌ جمالم کنی..
راضیم براینکه حمالم‌ کنی

 دلخوشم‌ حمال کوی دلبرم
بار زوار شما را میبرم

تا نظر سمت کلافی میکنی
بر گلیمت عرش بافی میکنی
خوش بدیها را تلافی میکنی
بشر مطرب را تو حافی میکنی

کاش ای آقا که ذره پروری
یک سحر از کوچه ما بگذری

بنده نفسیم ایمانی بده
نسخه فوری درمانی بده
یاد ما رسم مسلمانی بده
سفره را وا کن به ما نانی بده

انیبیا هم مثل ما پشت درند
نان خشکت را تبرک میبرند

ای فدای اشکهای‌ جاریت
داغ بر دل شد شب از بیداریت
بین‌ آن بیتوته ی اجباریت
داد زندانبان عجب دلداریت

یا مخلص گفتی و دل‌زار شد
مادرت بالا سرت تبدار شد

هرکس آمد رد شد از روی عبا
وای من ماندی به زیر دست و پا
زیر لب گفتی امان از کربلا
ذبح شد جد غریبم بی هوا

تا سواران بین خیمه تاختند
عمه جانم‌ را زمین انداختند

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_مناجات


در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

فیضش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم

هستی ماست نوکری اهل بیت او
ما خانه زاد زینب موسی بن جعفریم

قم آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم

با مهر و رأفتش دل ما را خریده است
ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم

چشم امید اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت



امشب تمام مُلک و مَلک در ترنم است
چون موسم دمیدن خورشید هفتم است

آن فیض لایزال که مشتق ز نور او
خورشید آسمان رضا، نور هشتم است

آن پرتو جمال خدایی که طور او
آیینه‌زار حضرت معصومه در قم است

موسای طور قرب که در پیشگاه او
صدها کلیم بی «اَرِنی» در تکلم است

بگرفت دست عیسی مریم ولای او
کز پای دارِ فتنه، به چرخ چهارم است

هر صبحدم فریضۀ حق بر امین وحی
بر حضرتش ادای سلام ٌعلیکم است

دلتنگی‌اش مباد که در غنچۀ لبش
لطف شکوفه‌باری باغ تبسم است...

نور خدا در آینۀ آفتاب تو
حیرت‌فزای دیدۀ افلاک و انجم است

عدل مجسمی تو و هر دادخواه را
در بارگاه لطف تو شوق تَظَلُّم است

یزدان نخواست تا غم روزی خورد کسی
با لطف تو که قاسم الارزاق مردم است

آن سر که نیست خاک درت در تنزُّل است
وان دل که نیست جای تو، جای تألُّم است

طاعات منکران تو در روز رستخیز
آتش‌بیار معرکه مانند هیزم است

در روز حشر جز تو شفیعی مبادمان
جایی که آب هست چه جای تیمم است؟

با نعمت ولای تو «پروانه» را چه غم
عمری‌ست در بهشت که غرق تنعم است

#محمدعلی_مجاهدی #پروانه

@raziolhossein
21:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
911×911, 167.6 KB
#یا_موسی_ابن_جعفر

قاضی‌الحاجات بودن شان خدام شماست
با نگاهت عالمی باب الحوائج می شود

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_علیه_السلام
#دوبیتی

بر دیده ز اشک ، نور عینی بفرست
از دور نسیم کاظمینی بفرست
از راه رسید ماه جدت آقا
بر سینه ما شور حسینی بفرست
....

در مشهد و قم همیشه دل یاد شماست
این حنجره وقف آه و فریاد شماست
سوگند به دردانه تو معصومه
ما هر چه که داریم از اولاد شماست
.....
سر در قدم تو ، نیست بهتر از این
زیر علم تو ، نیست بهتر از این
با اذن رضا اگر نصیبم گردد
یک شب حرم تو ، نیست بهتر از این
......
اینجا همه بر شما ارادت دارند
بر خادمی درگهت عادت دارند
در کشور ما اغلب سادات آقا
ار نسل شما مهر سیادت دارند
....

#علی_سلطانی

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت


رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
بار ما از خانه‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم
مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_مناجات


آیینه صدق و صفا موسی بن جعفر
روح مناجات و دعا موسی بن جعفر

در بند، در تشویش، در طوفان ظلمت
کشتی ما را ناخدا موسی بن جعفر

واشد گره از کار ما بی مزد و منت
تا زیر لب گفتیم یا موسی بن جعفر

عاقبتش در دو جهان ختم به خیر است
هر کس مسیرش شد الی موسی بن جعفر

از ابتدا خورده گره حاجات شیعه
باحضرت عباس با موسی بن جعفر

ذکر لب ما یکصدا جانم رضا جان
ذکر علی موسی الرضا موسی بن جعفر

در کنج زندان ها به صرف تازیانه
افطار خود میکرد وا موسی بن جعفر

کار خودش را کرد سندی ابن شاهک
جان داد با زهر جفا موسی بن جعفر

#محمود_یوسفی

@raziolhossein1
21:14
#امام_کاظم_ولادت


امشب زمین ز نور وجودش منور است
امشب زمان ز عطر حضورش معطر است
امشب شب پیمبر و آل پیمبر است
امشب شب ولادت موسی بن جعفر است

موسی بن جعفری که رخش منظر خداست
باب الحوائج همه مشکلات ماست

امشب تمام عرض و سما زیر پای اوست
حالی اگر که هست به لطف هوای اوست
شیعه در اوج شورو شعف از ولای اوست
ایمان ما نتیجه یا ربنای اوست

او جلوه ای ز چشمه جوشان کوثر است
آیینه جلال و جمال پیمبر است

لحظه به لحظه با نفسش خو گرفته ایم
از عطر ناب پیرهنش بو گرفته ایم
ما ناگرفته های خود از او گرفته ایم
پس از تمام آینه ها رو گرفته ایم

همواره از عنایت او در تلاطمیم
ما پیروان حضرت خورشید هفتمیم

لطفش به ما چه ساده و آسان رسیده است
خوبی او به شیعه فراوان رسیده است
بیش از همه به کشور ایران رسیده است
یک جلوه قم یکی به خراسان رسیده است

جز خاندان او به کسی دل نداده ایم
جارو کشان خانه این خانواده ایم

شکر خدا که نوکر موسی بن جعفریم
در زیر سایه سر موسی بن جعفریم
همسایگان دختر موسی بن جعفریم
ما ساکنان کشور موسی بن جعفریم

این خاک تا به روز ابد زیر دین توست
دل، تنگ دیدن حرم کاظمین توست

#محمود_یوسفی

@raziolhossein
21:14
#امام_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_ولادت
#رباعی

بر ساحت کاظمین دائم صلوات
بر جود جواد و حلم کاظم صلوات

در محضر معصومه مداوم بفرست
نذر فرج امام قائم صلوات

#محمد_قاسمی
......

یک جرعه از آن نگاه لازم داریم
درسینه فقط حبِ اعاظم داریم

آن‌روز که بندگان همه حیرانند
روزی‌ست که ما امامِ کاظم داریم

#عادل_حسین_قربان
.......

شهری که شبش به عشق پر نور شده
بر آن دو نگین رکاب ، منظور شده

از بس ز امام آن کرامت دیدند
آن خاک به کاظمین مشهور شده


#حامد_آقایی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت



روز نخست مُشتِ غباری فرشته‌ها
بُردند با نسیمِ بهاری فرشته‌ها
قدری هم از طُفیلِ نگاری فرشته‌ها
قدری هم از گلاب دیاری فرشته‌ها

برداشتند و آب و گل ما درست شد
گفتند یاعلی و دل ما درست شد


سوگند بر تبسمِ مولای فاطمه
سوگند بر ترنم فردای فاطمه
ما و دمِ مسیح ، مسیحای فاطمه
با معجزات حضرت موسایِ فاطمه

شُکرِ خدا سرشته به خاکی مطهریم
از خشتهای خانه‌ی موسی‌بن جعفریم


رو برمدینه آهوی چشمم رمیده است
خورشیدی از فراز اُفقها  رسیده  است
از دامن حمیده* اُمیدی دمیده است
این نو رسیده  فاطمه را نورِ دیده است

از شادیِ فرشته زمین در طلاطم است
میلاد با سعادت مولای هفتم است


ای هفت هفته‌های دلم هفتمین امام
ای هفت‌سینِ لطف و کرم هفتمین امام
هفت آسمان عِلم و عَلَم هفتمین امام
هفت است اگر طواف حرم هفتمین امام

در هفتمین طواف سرم زیرِ دِین توست
سوگند بر حرم که حرم کاظمین توست


گرچه در از دحام گدایان این درم
عمری گدای سفره‌ی موسی‌بن جعفرم
واکرده است هر گره‌ام را برابرم
نان و  پنیر و سبزیِ  نذریِ مادرم

بر دست ما عنایتِ بالحوائج است
با ما همیشه برکت باب الحوائج است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#امام_موسی_بن_جعفر


چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت
عالم از نور جمالش جلوه ى دیگر گرفت

آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل
روشنى خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت

در مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف
شد حمیده خو چو خو، در دامن مادر گرفت

موسى کاظم امام هفتمین نور خدا
آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت

آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا
وآنکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت

هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت
هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت

شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا
دامن باب الحوائج موسى جعفر گرفت

از در باب الحوائج روى حاجت بر متاب
زآنکه فیضش چشمه از سر چشمه ‌ى داور گرفت

در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا
دامن موسى بن جعفر در صف محشر گرفت


#قاسم_رسا

@raziolhossein
21:14
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 139.5 KB
وا می‌کند بر روی ما، بن‌بست‌ها را
باب‌الحوائج شد، بگیرد دست‌ها را

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#امام_موسی_بن_جعفر


وقتی امام صاحب فرزند می شود
باغ جنان شکوفه ی لبخند می شود

صدها فرشته برقدمش بوسه می زنند
فصل بهار وموسم پیوند می شود

دل می تپد به سینه زشادی اهل بیت
آئینه دار لطف خداوند می شود

لبخند نور حضرت صادق که دیدنی است
نذر فروغ چهره ی فرزند می شود

دل در حضور حضرت کاظم رسیده است
یعنی که سرسپرده و پابند می شود

موسی کجا به طور مناجات با خدا
با او در این مقام همانند می شود

هرکس قدم نهاد به راه امام خویش
دراین مسیر نور هدفمند می شود

گفتم نمی شود که به پابوس او رسم
از آسمان ملائکه  گفتند ،می شود

خود را به کاظمین رسان درحضور او
آنجا ببین که ازتو چه خرسند می شود

با قلب پر سرور «وفایی» نوشت وگفت
امشب نصیب شیعه شکرخند می شود

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
21:14
#امام_کاظم_ولادت
#امام_موسی_بن_جعفر #رباعی


تنها نه بهشت روی تو، دیدن داشت
عطر خوش انفاس تو، بوئیدن داشت

بوسید اگر ،تو را امام صادق
گل بوسه، ز رخساره ی تو چیدن داشت

.....

دراین حرمی که قبله گاه دل هاست
مانند گلستان جنان ،روح فزاست

تبریک ولادت پدر بر فرزند
با ذکر سلام و صلواتی زیباست


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
4
16 June 2025
ش
21:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#فتح_خیبر
#رباعی

در کل جهان قوی تر از حیدر کو؟
محبوب تر از واقعه خیبر کو؟

آنقدر جدا کردنِ در سرعت داشت
گفتند یهودیان به هم پس در کو؟

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
17
17 June 2025
ش
18:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
3
23 June 2025
ش
08:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
08:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 67.9 KB
08:38
🏴صلی الله علیک یا اباعبدالله🏴

بسم الله الرحمن الرحیم

کیمیائی است عجب تعزیه‌ی شاه شهید
که نباید ز کسی منت اکسیر کشید

پس از گذشت روز ها و ماه ها بار دیگر نسیم دلربا و جانفزای ماهِ عزای سیدالشهدا علیه السلام بر دل و جان نوکران درگاه ملک پاسبانش روح تازه ای میبخشد

نزدیک است روزی که فرشتگان آسمان به امر خالق منان پیراهن خونین سیدالشهدا علیه السلام را در عرش بیاویزند و ...

جن و بشر و حور و ملک اشک بریزند

همچنان که تا امروز این چراغ پرفروغ و بی زوال روشنای راهِ عالمیان بوده امسال نیز پر فروغ تر از هرسال راهنمایی میکند
و بدا بحال آن گمراهانی که خود را از نور این چراغ هدایت محروم سازند و از راه به در شوند  و سر از چاه درارند

ما نیز امسال با استعانت از صدیقه کبری حضرت زهرا سلام الله علیها تلاش میکنیم تا دیده‌گانِ بیشتری را به انوار مصباح الهدی روشن نماییم

باشد که این نوکری مرضی حضرت زهرا سلام الله علیها  قرار بگیرد و تسکینی بر قلب داغدار بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد


التماس دعا

@raziolhossein1
@raziolhossein
8 😢 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
24 June 2025
ش
07:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#عامیانه


آی عاقلا آی عاقلا بیاین بیرون از خونه
منو تماشا بکنین به من میگن دیوونه

از کوچیکیم تا به حالا یه دوست خوبی داشتم
به پای این دوست خوبم جوونیمو گذاشتم

عشقای عالم دروغه عشق حقیقی اونه
عشقا دیگه تو خالیه تو این دور و زمونه

اسم مقدسش دل و می‌لرزونه به قرآن
من چی بگم دیوونه‌ها بهش میگن حسین جان

به جون مولا این آقا انقده مهربونه
درد ما رو خبر داره هرچی بگی می‌دونه

تو هر دلی جا داره و تو هر خونه راه داره
خاطرشو خیلی می‌خوان خیلی خاطرخواه داره

مردای عالمو ببین که مردشن به مولا
تموم پیغمبرامون خاطرخواشن به مولا

بیچاره‌ها افتاده‌ها مرده ی یک نیگاشن
اونایی که اهل دلن عاشق کربلاشن

میگن یه مشت تو کربلا خیمه‌هاشو سوزوندن
با اون آتیش سوزی دل بچه‌ها شوسوزوندن


مرحوم #قاسم_ملکی

@raziolhossein
1
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام



پیش به‌ سوی حسین پیش به سوی حسین
راه نجات است این راه نجات است این

پیش به سوی حرم پیش به سوی حرم
راز حیات است این راز حیات است این

دست به پرچم بگیر چشم به پرچم بدوز
پادوی این خانه باش از قُربات است این

گریه اگر میکنی کم نشمارش رفیق
بر سرو صورت بکش آب فرات است این

هرکه به هیات رسید از پل آتش گذشت
فرش حسینیه نیست‌ عین صراط است این

گریه برای حسین اصل عبادات ماست
واجب قلبی ماست صوم و صلات است این

روی نیازم کجاست روی حسین است و بس
رو به خدا کرده ام جلوه ی ذات است این

پای عزای حسین سنگ بخور از همه
غم به دل خود نده قندو نبات است این

خرج من و تو شده خون گلوی شریف
خرج عزایش کنید فوق زکات است این

پیرهن پاره اش آمده بر طاق عرش
فاطمه از حال رفت نَقل روات است این

شان بزرگی او سدره ی عرش خداست
نه روی کهنه حصیر مال دهات است این!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام


پاگیر ماتمیم..،عقب هم نمی کشیم
عمری گذشت و دست از این غم نمی کشیم

از بس شبانه دور و بر شمع میپریم
باران اشک هم برسد..،نم نمی کشیم

ای کشتی نجات!تویی مایه ی حیات
ما بی جهت تو را به رُخ یَم نمی کشیم

شرط گرفتنِ پرِ شال‌اَت..،طهارت است
ما بی وضو که دست به پرچم نمی کشیم

سرمایه ای به جز تو اگر سهم ما شود
پس میدهیم..،حسرت دِرهَم نمی کشیم

داغ تو روح خام گدا را قوام داد
هرگز بدون هُرم غمت دم نمی کشیم

عشق تو را همین که چشیدیم..،کافی است
نقشه برای سفره ی حاتم نمی کشیم

امروز زنده ایم اگر..،کار فاطمه است
بی لطف او..،به ماه محرم نمی کشیم

ما را کسی نخواست..،فدای سرت نخواست
تا با تواییم..،منت همدم نمی کشیم

تا آب‌های کُلمَن اطراف صحن هست
خود را به سمت چشمه ی زمزم نمی کشیم
.
.
از بعد آن که شمر به زلف تو چنگ زد
شانه به هیچ گیسویی،محکم نمی کشیم

اوج تحمل دل ما..،نعل تازه است...
دیگر به ساربان و به خاتم نمی کشیم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
07:10
#امام_زمان_مناجات
#استقبال_محرم


دیدم به خواب ، آن آشنا دارد می آید
دیدم كه بر دردم دوا دارد می آید

دیدم كه با شال عزا و چشم گریان
مولایمان صاحب عزا دارد می آید 

تو بانی این روضه ای دریاب ما را
آغوش خود بگشا گدا دارد می آید  

آقا سوالی داشتم، از سمت گودال
آوای وا اُمّا چرا دارد می آید 

آقا بگو جدّت مراقب باشد آخر
یك خنجر تیز از قفا دارد می آید 

آتش به جان خیمه ها افتاده از درد
پایان تلخ ماجرا دارد می آید 


#عباس_احمدی

@raziolhossein
3
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#حضرت_اباالفضل


بدون تو شب و روزم نمی شود سپری
به جز تو از تو نداریم خواهش دگری
 
 به عمق داغ تو واقف نگشته سوخته ایم
همین قَدَر که شنیدیم روضه ای گذری
 
 نه شعر که سخن ساده پیش تو سخت است
به غیر گریه ندارم برای تو هنری
 
 ز اشک دیده خود کسب معرفت کردم
تو را شناخته ام با مبانی نظری
 
 اگر غلط نکنم اوج سرّ لولاکی
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
 
 اگرچه یوسفی اما به شیوه ای دیگر
من آمدم سر بازار ، تو مرا بخری
 
 زهیر را وسط خیمه اش ز خود بردی
نمی شود بروی جایی و دلی نبری
 

 از آن زمان که دم علقمه قدت خم شد
شده ست مبدا تاریخ هجری قمری
 

#محمد_رسولی

@raziolhossein
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام


عاشق به اینجا آمدم عاشق ازینجا میروم
نوکر به دنیا آمدم نوکر ز دنیا میروم

قبل از تمام نوکران  زهرا به هیات می‌رود
وقتی به روضه می‌روم دیدار زهرا می‌روم

من دوست دارم‌ روضه را چون خانه ی امن من است
غمهام یادم می‌رود تا پیش آقا می‌روم

این کوچه آن کوچه حسین  این خانه آن خانه حسین
مجنونم و دنبال او صحرا به صحرا می‌روم

صدسال عارف هرچه کرد آخر نشد کارش درست
من این مسیر سخت را با گریه حالا می‌روم

مولا تنزل میکند  نوکر ترقی میکند
او رفته در گودال و من بالای بالا می‌روم

وقتی که چشمم بسته شد ارباب خاکم میکند
تا خانه ی قبر خودم کی گفته تنها می‌روم؟!

یک چند وقتی میشود راهم نداده کربلا
از برکت نام حسن امسال اما می‌روم

زینب صدا می‌زد حسین خون گریه کن برحال من
دارم کنار قاتلت تنهای تنها می‌روم


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام


قلبم از بردن نامت ضربان می گیرد
فقط از روضه وجودم هیجان می گیرد

"بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری"
تن پوسیده ام از عطر تو جان می گیرد

قد کمان نوکر پیر تو بنازم که هنوز
چون جوانی دم تو سینه زنان می گیرد

کام ما را به جنون تربت تو باز نمود
شاعرت از نفست فن بیان می گیرد

قوت قلب جهان است زمین حرمت
عشق در کرببلا تازه زبان می گیرد

روضه ی هفتگی ام زندگی ام داده حسین
بی عزای تو دلم رنگ خزان می گیرد

خون رگ هام فدای تنِ درهم شده ات
خونم از گریه برایت جریان گیرد

روزی اشک مرا خواهرتان امضا کرد
مادرت دست دعا بر سرمان می گیرد


#حسن_کردی

@raziolhossein
4
07:10
#امام_حسین_مناجات


چقدر نام تو زیباست یا امام حسین
غم تو دلخوشیِ ماست یا امام حسین

غرض زخلقت من نوکری برای تو بود
مرا چه کار به دنیاست یا امام حسین

زکودکی پدرم یاد داد سینه بزن
بگو که جای تو اینجاست یا امام‌حسین

غلامی سر کوی تو عین آقایی است
خوش‌آن که عبد تو مولاست یا امام‌ حسین

خدای عزَّوجل سروری عالم را
فقط برای تو میخواست یا امام‌ حسین

تفاوت تو و شاهان روزگار این است
حکومت تو به دلهاست یا امام‌ حسین

چقدر عاشق و دیوانه در جهان داری
در اربعین تو پیداست یا امام حسین

به حُر که راه تو را بست هم نبستی راه
که جز تو اینقدر آقاست یا امام حسین

سرآمد همه شد هر چه منتسب به تو شد
گواه، تربت اعلاست یا امام حسین

زِگوشه گوشه شش گوش تو به گوش آید
که این حرم حرم الله‌ست یا امام حسین

هزار سال زِاُفتادنت گذشت و هنوز...
لوای عشق تو برپاست یا امام حسین

(به روضه های حسینم بلند گریه کنید)
سفارش خودِ زهراست یا‌ امام‌ حسین

ز تلّ زینبیه داشت خواهرت می دید
سر لباس تو دعواست یا امام‌حسین

چقدر نیزه مگر خورده ای که زینب گفت
تنت (مُقَطَّعُ الاَعظا)ست یا امام‌حسین

رسید شمر زراه و نشست روی تنت
نگفت مادرت اینجاست یا امام‌حسین


#عبدالحسین


@raziolhossein
3
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#طلیعه_محرم #محرم


سلام ماه محرم سلام ماه حسین ...
نوشته اند مرا سائل نگاه حسین
هزار شکر که هستیم در پناه حسین
نشسته ام که بسوزم ز سوز آه حسین

سلام ما به شهی که ز صدر زین افتاد
بلند مرتبه عرشی که بر زمین افتاد



نیامدم به حسینیه اش به شوق ثواب...
رساندم عرض سلامی به محض دیدن آب
هزار مرتبه شستم  دهان به مشک و گلاب
دو بیت روضه بخوانم برای طفل رباب

سلام ما  به حسین و به پاره ی جگرش ...
که داد حرمله پایان،  به عمر مختصرش ...


سلام ما به حسین و وفای سردارش
کسی که سر بدهد پای پرچم یارش ...
گره گشای جهان می شود گرفتارش
به دستگیری ما آمده علمدارش ...

کسی که ساقی تشنه شده ست عنوانش
بسوی خیمه کشد مشک را به دندانش


سلام ما به حسین و کتیبه و علمش
به استکان و به چای اش، به آن بساط غمش
سلام ما به جگر پاره های محترمش
سلام ما به علی های درهم حرمش...

که هر دو خیمه رسیدند با اگر اما
یکی به روی عبا و یکی به زیر عبا


سلام ما به حسین و عقیله خواهر او
که خواند خطبه کنار  سر مطهر او
سلام به حیا و غرور  همسر او
گرفت بوسه تلخی به زحمت از سر او

سلام ما به سری که به این و آن دادند
که قبل دخترش او را به خیزران دادند


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
2
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام



آرامش زمان و زمین کیست جز حسین
روی رکاب عشق نگین کیست جز حسین

اصل وجود و چشمه‌ی جود و جهان جود
اصلا بگو بهشت برین کیست جز حسین

شاهی که با تمام کرامت به دشمنش
در قتلگاه داد نگین کیست جز حسین

شاهی که تخت سلطنتش روی نیزه بود
فرمانروای نیزه نشین کیست جز حسین

گفتم کجا برم ز گرفتاری ام پناه
فرمود فاطمه که ببین کیست جز حسین

یعقوب گریه ای که به بالین یوسفش
در کربلا فتاد زمین کیست جز حسین


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام



بگو حسین که این زنگ خانه ی زهراست
بگو حسین که این اسم اسمِ خاص خداست

بگو حسین که اسمش عجیب شیرین است
بگو حسین که قند مکرّر لب‌هاست

فقط به یک نفر آن‌هم حسین گفتم چشم
من اختیار دلم دست سیدالشهداست

به شکر اینکه به ما اذن نوکری داده
تمام عمر اگر سجده اش کنیم سزاست

من از حسین به غیر خودش نمیخواهم
ز یار غیر خودش خواستن خطاست خطاست

آهای نوکر آقا مراقب خود باش!
که در مسیر تو صدجور بازی دنیاست

اگر حسین تو را رد کند زبانم لال
پناهگاه تو از این به بعد کیست؟! کجاست؟!

هزارسال به عرش است پرچم این شاه
هزار قرن دگر نیز پرچمش بالاست

به روز حشر که مردم فراری اند از هم
همه به دور حسینیم صحنه اش زیباست

برای کرببلا ثبت نام در روضه ست
بگو حسین قلم دست حضرت آقاست

میان آن‌همه زخم و میان آن‌همه خون
هنوز بر نی زیباییِ رخت پیداست..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
4
07:10
#امام_حسین‌_علیه_السلام


چنان که داده خدا اختیار را به حسین
بده عنان دل بیقرار را به حسین

ببین چگونه دعا مستجاب خواهد شد
فقط قسم بده پروردگار را به حسین

یقین به کام تو خواهد گذشت هر روزش
سپرده باشی اگر روزگار را به حسین

خودش دوباره تو را زود می‌برد به حرم
تو عاشقی کن و بسپار کار را به حسین

چنان که جانب خورشید می‌رود ذره
خدای من! برسان این غبار را به حسین

اگر محبّ حسینی نترس از محشر
چرا که داده خدا اختیار را به حسین


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
07:10
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم


مسلمان نیست هر کس که مسلمان محرم نیست
میان سفره ی شیعه به جز نان محرم نیست

فدای میزبانی که هزار و چارصد سال است
نگفته هر که آلوده است مهمان محرم نیست

مبارک تر از این غم را ،نمی بیند دگر دنیا
پشیمان می شود آنکه پریشان محرم نیست

در آن ماهی که جان داده ، به خلق الله جان بخشد
کسی با دست و دلبازی ِ سلطان محرم نیست

الا کشتی آرامش ، نیا دور و برم اصلا
مرا آرامشی خوش تر ز طوفان محرم نیست

تمام خاطرات بی نظیر من از این شبهاست
برایم هیچ دورانی،  چو دوران محرم نیست

ندیدم در تمام عمر شیرین تر ازین اشکی
برایم هیچ بارانی چو باران محرم نیست

نوشته سر در جنت خدا : اينجا حسینیه است
و اصلا جای جز خانه به دوشان محرم نیست

چه دیده مادرش در قتلگاه ، اینگونه می گرید
کسی چون حضرت زهرا پریشان محرم نیست


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
2
07:10
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم


حلقه زدن به خیمه‌ی ماتم شروع شد
یا صاحب الزمان! غم عالم شروع شد

در مجلس عزای حسینم خوش آمدید
این را که گفت فاطمه، این غم شروع شد

شکر خدا که با گذر از روزهای سخت
ما زنده مانده‌ایم و محرم شروع شد

این خیمه‌ی عزاست که آرام پا گرفت
این اشکِ نم نم است که کم کم شروع شد

در کوچه روی سردرِ هر خانه پرچمی‌ست
یعنی صفای روضه‌ی ما هم شروع شد

در پای دسته‌ها به لبِ پیرمردها
"باز این چه شورش است و چه ماتم " شروع شد

ماه محرم آمد و وقت گریستن
با مخزنُ البُکاء و مقرَّم شروع شد

ای مستمع! بیا به عزا دیر می‌رسی
مداح روضه خوانده، بیا، دم شروع شد

یک قطره هم ز مهریه‌ی مادرش نخورد
اشک فرات و دجله و زمزم شروع شد

کارِ بریدنِ سرِ حضرت تمام شد
دعوا ولی برای دو دِرهم شروع شد...

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
07:10
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم

به حکم این که فقط کربلاست منزل ما
معطر است به ذکر حسین محفل ما

به زرق و برق جهان دل نبسته‌ایم دمی
خوشیم تا که همین نوکری‌ست حاصل ما

برای سینه زنان تا ابد همین کافی‌ست
همین که ذره‌ای از تربت است در گِل ما

صدای پای محرم به گوش می آید..
دوباره عکس ضریح است در مقابل ما

گناه با دل ما هر چه کرده بود گذشت...
از این به بعد حسین است صاحب دل ما

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
07:10
#امام_حسین_مناجات
#اول_جلسه


زندگی یعنی نفس یعنی هوا یعنی حسین
زندگی در اصل یعنی کربلا یعنی حسین
زندگی یعنی رفاقت با خدا یعنی حسین
زندگی عشق است آری عشق ما یعنی حسین

اولین حرفی که وارد شد به دفتر حرف اوست
آنچه خواهد ماند با مردم در آخر حرف اوست
بر زبان عالم از ذر تا به محشر حرف اوست
ابتدا یعنی حسین و انتها یعنی حسین

یوسف من نیست از کنعان ، عزیز کربلاست
عشق من هم سرزمین اشک خیز کربلاست
لابلای هر مناجاتم گریز کربلاست
شرط مقبولیتم پیش خدا یعنی حسین

هرکجا نفس ضعیف افتاد دنبال هوا
با حسین بن علی کردیم تجدید قوا
در لغت باید بگویم معنی درد و دوا
درد ، دوری از حسین است و دوا یعنی حسین

کیست آن که بر همه عالم امیری میکند
سربلند است آن که پیشش سر به زیری میکند
کیست در بن بست آخر دستگیری میکند
دست گیر مردم بی دست و پا یعنی حسین

پیش هر کس رفتم از کربوبلایش دم زدم
یا حسین گفتم به درد مادرم مرهم زدم
هر کجا که بوسه بر دستان بابایم زدم
با شعف گفتم به خود این پینه ها یعنی حسین

گبر اگر دنبال کار او بیافتد عابد است
گر مسلمانی هواخواهش نباشد ملحد است
اکبر و اصغر ندارد ، ذات ، اینجا واحد است
روی سینه باشی یا پایین پا یعنی حسین

شان نوکر کلفتش بالاتر از صد پادشاه
شاه عالم بود و گیر افتاد بین قتلگاه
شد پناه هر دو‌عالم زینبش بی سر پناه
شاه بی انگشتر کربوبلا یعنی حسین

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
07:10
#ورود_به_محرم


بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین

بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم

باز هم فصل بهارِ گریه و آهم رسید
شکر می گویم دوباره ماه دلخواهم رسید

السلام ای بهترین ماه ای محرم السلام
السلام ای بهترین ارباب عالم السلام

از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین
با تمام روسیاهی دعوتم کردی حسین

تو مسیحای منی و روضه ات دارالشفاست
گریه بر داغ تو بر هر درد بی درمان دواست

قطره ی اشکی سبب شد کور بینا بازگشت
با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت

هست مدیون تو سر تا پا وجودم یا حسین
بی نگاهت صد کفن پوسانده بودم یا حسین

حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است
مثل او این حرف در طوفان فریاد من است

«هر که هستم هر چه هستم بر کسی مربوط نیست»
جود اربابم حسین بن علی مشروط نیست

پیرهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است
یا حسینِ ما همان قرآن تلاوت کردن است

واجب عینی است گریه قابل تبدیل نیست
کعبه هم تعطیل باشد روضه ات تعطیل نیست

گر چه دور افتاده ایم از کربلا، هیئت که هست
دست ما کوتاه مانده از حرم، تربت که هست

چادر زهرای اطهر سایبان روضه هاست
بانوی پهلو شکسته میزبان روضه هاست

روضه ای را که به پا کرده در این دنیا خودش
اختیارش نیست دست هیچکس الا خودش

بی اراده غرق ناله بی امان بی اختیار
گریه باید کرد مثل مادران داغدار

گریه های مادرانه یادگار فاطمه است
روضه خواندن کار ماها نیست کار فاطمه است

سوختی درآتش صحرا بُنَیّ سوختم
رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم

کاش در گودالِ خون عطشان نبودی لااقل
پیش چشم این و آن عریان نبودی لااقل

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
1
07:10
#ورود_به_محرم

به گوش می‌رسد از آسمان اذان حسین
زمین از آنِ حسین، آسمان از آنِ حسین

هزار سال گذشت و هنوز در گذر است...
کسی مرا برساند به کاروان حسین

عجیب نیست اگر بر کویر خشکِ یزید
ببارد ابر کرامت از آسمان حسین

مرا به دست کسی جز حسین نسپارید
قسم به جان عقیله، قسم به جان حسین

به ریگ‌های بیابان بگو قیام کنند
به احترامِ کفِ پای دختران حسین

حسن غریب‌ترین نام عالم هستی‌ست
و عاشقانه‌ترین نامِ عاشقانه: حسین

به کام ماست، اگرچه به نام او باشد
چه شعرها که نگفتیم از زبان حسین...

هزار سال گذشت و بلندتر از قبل
به گوش می‌رسد از نیزه‌ها اذان حسین

#مجتبی_حاذق

@Raziolhossein
2
07:10
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم


به استعانتِ اشکِ عَلَی الدَّوامِ حسین
شروع می کنم این ماه را به نام حسین

دوباره چشمه ی خونی ز عرش جوشیده
تمام عالمِ امکان سیاه پوشیده

هزار شکر عجینیم با غم تو حسین
رسیده ایم به ماه محرم تو حسین

هزار شُکر که درگیر ماتمت شده ایم
دوباره مُحرِم ماهِ مُحَرَّمت شده ایم

قَبای بندگیِ خویش را کفن کردیم
لباس نوکری شاه را به تن کردیم

اجازه داده خدا تا ثواب کسب کنیم
سیاهه های عزا را دوباره نصب کنیم

میان سینه ی ما آهِ تازه..،دم شده است
بساط چایی و اسپند هم علم شده است

چقدر فرش حسینیّه جا به جا کردیم
چقدر پادویی روضه ی تو را کردیم

بقای نوکری از ربَّنای فاطمه است
به روضه آمدن ما دعای فاطمه است

در این حسینیه تحت لوای مولائیم
به زیر سایه‌ی چادر نماز زهرائیم

خوشا به حال دو چشمی که غرقِ دریا شد
کسی که گریه‌کُن‌ات شد..،عزیز زهرا شد

قسم به کوثر و زمزم،شفاست گریه ی تو
برای هرچه مریضی،دواست گریه ی تو

قسم به تذکره‌ی قدسی خدای جهان
"حسین"..،راه علاج است..،آی بیماران

اسیر معصیتِ ممتدم نکن ارباب
تو را به جان رقیه ردم نکن ارباب

مرا فقیر نگاهت بدانی ام خوب است
گدای شاه خراسان بخوانی ام خوب است

رکوع اشک شدم،گریه‌ی نماز شدم
به جان دختر تو کربلا‌نیاز شدم

چه می شود که به سمتت قدم قدم برسم
چه می شود که دم اربعین حرم برسم


چراغ سرخ دم قتلگاه روشن بود...
هزار نیزه‌ی خونین درون یک تن بود

نفس نفس زدن او به آه بند شده
صدای چکمه ی یک بددهن بلند شده

به خشکی لب آقا لگد نزن ای شمر
به پیش مادر او حرف بد نزن ای شمر

سنان کشانده عقب جمع نیزه‌داران را...
خدا بخیر کند حلق شاه عطشان را

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
07:10
#ورود_به_محرم


با ذکر یاحسین دمادم گریستم
یک سال در فراقِ محرّم ‌گریستم

هنگام‌ آب خوردن و هنگام تشنگی
من هر زمان‌ که یاد تو کردم گریستم

با گریه بر تو، توبه آدم قبول شد
آری شبیه حضرت آدم گریستم

از داغ توست عالم و آدم به اشک‌ و آه
من‌ هم شبیه آدم و عالم گریستم

شکر خدا که چشم و سرم وقف روضه شد
هم بر سرم ‌زدم ز غمت، هم گریستم

هم در میان سینه زنی گریه‌ کردم و
هم بین روضه های تو نم نم گریستم

مُردم به پای خط به خط مقتلت حسین
از بس که با "لُهوف" و "مُقَرّم" گریستم

افتاد پادشاه دو عالم به قتلگاه
از داغ این مصیبت اعظم گریستم

تعداد زخم هات کجا؟! اشکِ من کجا؟!
شرمنده در مصیبت تو کم گریستم

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
1
07:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
613×847, 130.4 KB
#ورود_به_محرم
#رباعی

با اشک غمت خون دل آمیخته شد
بر فرق فلک خاک عزا ریخته شد

این صیحه‌ی فاطمه است یعنی از عرش
پیراهن خونین تو آویخته شد

#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
1
07:10
#ورود_به_کربلا
#ورود_به_محرم


چشمه‌چشمه می‌جوشد خون اطهرت این‌جا
کور می‌کند شب را، برق خنجرت این‌جا

چشمه‌چشمه می‌جوشد، از دل زمین هر شب
خون اصغرت آن‌جا، خون اکبرت این‌جا

می‏‌رسد به گوشم گرم، بانگ خطبه‏‌ای پُرشور
خطبه‌ای که بعد از تو، خواند خواهرت این‌جا

از فرات می‏‌جوشد موج و می‌زند بوسه
بر کرانۀ خشکِ حلق و حنجرت این‌جا

این فرشتۀ وحی است، وحیِ تازه آیا چیست؟!
روی نیزه می‌خواند، آیه‌ای سرت این‌جا

کیست این‌که ناآرام، در خرابه می‌گرید؟
موج می‌زند در خون، چشم دخترت این‌جا

کربلا چه پیوندی با فدک مگر دارد؟
غصب می‏‌شود از نو، سهم مادرت این‌جا

حجِّ ناتمام تو، راز دیگری دارد
در غدیر خم جاری‌ست، حجّ آخرت این‌جا

این ضریح شش‌گوشه، حجّ پاک‌بازان است
آب می‏‌شوم از شرم، در برابرت این‌جا

#مرتضی_امیری_اسفندقه


@raziolhossein
07:10
In reply to this message
#ورود_به_محرم
#رباعی

آورده به عرش روضه خوانش را حق
انداخته است سایبانش را حق

پیراهن پاره پاره آویزان شد
پرچم زده است آسمانش را حق


#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
ش
11:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 138.4 KB
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


رسید قافله در کربلا و ثارالله
به ماه طایفه اش رو نمود:بسم الله

بزن به خاک علم را که کربلا اینجاست
بگو به خواهرمان که قرار ما اینجاست

نگاه کن به حرم..با تو عالمی دارند
تو پیششان که بمانی،مگر غمی دارند؟

رقیه پیش تو دلخوش ترینِ دوران است
به روی دوش تو بر مسند سلیمان است

علم به دست تو تا هست،ساقی لشکر
سکینه را چه خیالی ز غارت معجر؟

رباب خیره به دریا و حال شیدایی
تمام دشت شده مات صوت لالایی

بنفسی انت عزیزم..تو تکیه گاه منی
به روز بی کسی ام ملجاء و پناه منی

ته مسیر همینجا و این بیابان است
و ظهر روز دهم روز عید قربان است

علیِ اکبر من روی خاک می افتد
به برگ های تنش جای چاک می افتد

امانت حسنم می شود چو گل پرپر
دوباره زنده شود روضه ی در و مادر

گلوی طفل مرا،تیر می شود همدم
چگونه بعد علی تا به خیمه برگردم؟

کنار علقمه خون می شود به پا عباس
و دست های تو از تن شود جدا عباس

تو بر زمین که فتادی،حرم به هم ریزد
کنار پیکر تو مادرم به هم ریزد

تو نیستی که ببینی چقدر بدحالم
تو نیستی که ببینی اسیر گودالم



#آرمان_صائمی
2
11:48
#امام_حسین_علیه_السلام
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


انگار سرنوشتِ  ما را جدا نوشتند
یا آرزوی من را  بر باد‌ها نوشتند
امروز بِینِ این دشت  مرگِ مرا نوشتند
آنان که مقتلت را  در کربلا نوشتند

ای هستی‌ام بگو که  هستی به خواب ، زینب


برخیز مرکبت را  از کربلا بگردان
بگذار یا بمیرم   یا راه را بگردان
هجران بلای ما شد  یارب بلا بگردان
خیمه مزن به صحرا  حکمِ قضا بگردان

تا جان نداده پیشت  از اضطراب زینب


فهمیده‌ام کجایی  از ناله‌های زهرا
من های های گِریَم  با وای وایِ زهرا
فهمیده‌ام کجایی  از جایِ پایِ زهرا
آنجاست جایِ گودال  آنجاست جای زهرا

نگذار تا گذارد  پا بر تُراب زینب


از حال بُرده ما را  هولِ سپاه دشمن
ترسیده‌اند طفلان  پیش نگاه دشمن
جمع حرامزاده  حجم سلاح دشمن
پیداست خیمه‌ی ما  از خیمگاه دشمن

می‌خواهد از لبانت  تنها جواب زینب


می‌ترسم ای برادر  از چشمِ آن کمانگیر
از شومیِ حرامی  از شعبه‌های آن تیر
از خنجران عریان  از تشنگیِ شمشیر
بی اختیار خوردم بر خاک ، دستِ من گیر

عباس‌جان نخواهد  اینجا رکاب ، زینب


ای کاش می‌نوشتی  ما شیرخواره داریم
یا دختران کوچک  در این عِماره داریم
در محملی  عروسی  با گاهواره داریم
نه پایِ راه رفتن  نه راهِ چاره داریم

اینجا نمان نگردد  رویش خضاب زینب


لبهای ما از امروز  از آفتاب خُشکید
هر قدر آب آمد  مثل سراب خُشکید
تا دید حجم لشکر  از اضطراب خُشکید
برگرد ای برادر  شیرِ رُباب خُشکید

دلشوره دارد از او  از قحط آب زینب


اینسو است خار تشنه  آنسو است آبِ جاری
اینسو است تاولِ پا  آنسواست زخمِ کاری
یک مرد باشد ای کاش  در قحط یار و یاری
از حرمله بپرسد  نامرد بچه داری؟

می ترسد از شکارِ  طفل رُباب زینب


منکه نرفته بودم  جز مجلس زنانه
برگرد تا نبینم  دشنام و تازیانه
بگذار تا گلویت  بوسم به این بهانه
سر می‌بُرند اینجا  از پشت ، وحشیانه

خانه خراب زینب  خانه خراب زینب


برگرد ورنه دیدم  اینجا غبار گردد
کوچه به کوچه این سر   با نیزه‌دار گردد
صندوقچه‌ی سرِ تو  میزِ قمار گردد
جای شراب‌خوار و  بی بند و بار گردد°

تو گیرِ نیزه دار و  گیرِ طناب زینب


° در مقاتل آمده روزها رأس مبارک بر نیزه و شامگاه داخل صندوقچه‌ای قرار می‌گرفت .


#حسن_لطفی

@raziolhossein
2
11:48
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


شش ماه راه آمد که راه غم بگیرد
شش ماه آمد بر دلش مرهم بگیرد
اما رسیده مجلس ماتم بگیرد
جایی که دلها را غم عالم بگیرد

حق دارد این خانوم قلبش غم  بگیرد
 
این کیست این نامی نفس‌گیر است زینب
این کیست معنای تفاسیر است زینب
بالاتر از درک تعابیر است زینب
او کاف و هاء و یاء تقدیر است زینب

باید که شام و کوفه را باهم بگیرد

با محملی که راهدار آن خلیل است
با کعبه‌ای که پرده‌دارش جبرئیل است
با پرده‌ای که آفتاب آنجا دخیل است
بر ناقه‌ای که   تحت فرمان کفیل است

بانو رسیده پهنه‌ی عالم بگیرد

 تا کربلا تا کربلا را دید زینب
آمد سرش از آنچه می‌ترسید زینب
بعد از حسن هرگز نمی‌خندید زینب
گرچه به این عالم نفس بخشید زینب

می‌گفت غم راهِ نفس‌هایم بگیرد

آنقدر دارد دلهره شاید بمیرد
راحت نمی‌گردد فقط باید بمیرد
پایش بر این صحرا اگر آید بمیرد
اکبر اگر این پرده بگشاید بمیرد

باید که دستش را علی محکم بگیرد

عباس زانو زد رکابش را گرفته است
اکبر دو دست مستجابش را گرفته است
حالا حسینش اضطرابش را گرفته است
با خواهرش دور رُبابش را گرفته است

بابا زِ چشم دختران شبنم بگیرد

عباس علم کوبید یعنی شیر اینجاست
یعنی که صاحب صولتِ شمشیر اینجاست
یعنی علی یعنی دَمِ تکبیر اینجاست
یعنی به مرگِ بی رگان تعبیر اینجاست

در پیش خانوم است تا پرچم بگیرد

سینه سپر کرده سواری را نبیند
قد راست کرده نیزه‌داری را نبیند
تا چادر خانوم غباری را نبیند
دامان طفلان ردِ خاری را نبیند

با تیغ خود ذکر هوالاعظم بگیرد

فرمود با بانو امیر کربلا من
با مرتضی تا مرتضی یا مرتضی من
پیش تو خاک و پیششان واویتلا من
هرقدر لشگر هرقَدَر نامرد با من

با غم بگو دارد جگر راهم بگیرد

اما هزاران بار غم را دیده زینب
از کودکی دست قلم را دیده زینب
پیشانی و ضرب علم را دیده زینب
بی او حرامی و حرم را دیده زینب

پنجاه سال این نوحه‌ها را دم بگیرد

در زیر لب می‌گفت با تکرار ای وای
از قتلگاه و تل و چشمِ تار ای وای
از ازدحام و خنده و انظار ای وای
از شعله و از خیمه و اشرار ای وای

دور مرا نامرد و نامحرم بگیرد

دارد دعا طفلی زِ محمل تا نیافتد
جسم حسینش پیش قاتل تا نیافتد
این سر به دستان اراذل تا نیافتد
دعوا سرش بین قبایل تا نیافتد

تا در بغل آن پیکر درهم بگیرد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:48
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


حسین آمد و حق را به کربلا آورد
برای ناله نی غم به  نینوا آورد

همین که قطره اشکش به خاک ها افتاد
به خاک غم زده کربلا شفا آورد

برای آن که نشیند به تخت خواهر شاه
به روی شانه علمدار عرش را آورد

نسیم بر سر گیسوی شیر خواره که خورد
به کار بسته عالم گره گشا آورد

زمان بعثت شبه پیمبرش بود و
حسین اکبر خود را به این حرا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی او به جا اورد

نبود شان و مقام تو ذبح اسماعیل
حسین آمد و حجت  به انبیا  آورد

تمام دخترکان را یکی یکی با ناز
امیر علقمه از عرش کبریا آورد

رقیه تا قدمش روی خاک ننشیند
عمو به چشم خوداو را چو طوطیا  اورد

حبیبه ای که ملک سرمه از رهش  می برد
نپرس  خار مغیلان سرش چه ها آرود

زکوچه ای که در آن بی هوا  زدن شد باب
عدو همان روشش را به کربلا آورد

یکی به پهلوی اکبر یکی به دیده ماه
چنین بلا به سر هر دو بی هوا آورد

حسین داشت ز طفل و تلظی اش می گفت
که حرمله سخنش را به انتها آورد

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
چنین سه شعبه  فلک را به خاک ها آورد

ز بس که پیکر او پاره پاره شد بر خاک
نسیم عطر تنش را جدا جدا آورد

تنی نماند دگر تا کفن نگه دارد
نداشت چاره که سجاد بوریا آورد


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


آخرش چشم تر تو خواهرت را میکشد
غربت نا باور تو خواهرت را میکشد

آن سیاهی مقابل ازدحام دشمن است
خلوت دور و بر تو خواهرت را میکشد

هم جوان،هم نوجوان،هم کودک‌ و هم پیرمرد
سن و سال لشکر تو خواهرت را میکشد

من خودم غمگینم و لبریزم از دلشوره‌ها
اضطراب دختر تو خواهرت را میکشد

چشم‌های اشکبارم خیره مانده بر رباب
تشنگی ِ اصغر تو خواهرت را میکشد

شد رکابم پای او هنگام پایین آمدن
غیرت آب آور تو خواهرت را میکشد

کرد اسفندی برایم دود و دستم را گرفت
"عمه جانِ" اکبر تو خواهرت را میکشد

باورش سخت‌است پایان قرار ما دوتاست
روزهای آخر تو خواهرت را میکشد

بیگمان این خاک تعبیر همان خواب منست
بر فراز نی سر تو خواهرت را میکشد

از همه شمشیرها سهمی به جسمت میرسد
پاره های پیکر تو خواهرت را میکشد

روزگاری بوسه‌اش میزد پیمبر - وای من
سرنوشت حنجر تو خواهرت را میکشد

واقعا سختست فکرش را نمیخواهم کنم
ناله های مادر تو خواهرت را میکشد


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
11:48
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


سرزمینِ کربلا غم در دلم انداخته
آسمانش کوهِ ماتم در دلم انداخته

ای عزیزِ مادرم با خواهرت چیزی بگو
خاکِ اینجا...درد؛ هر دم در دلم انداخته

هر چه می بینم تو را دلشوره میگیرم حسین
حنجرت داغِ دمادم در دلم انداخته

صحبتِ آهسته ات با خاکِ اینجا نیمه شب
غصه هایِ هر دو عالم در دلم انداخته

بر رقیه جان،نوازش هایِ بیش از حدّ تو
غربتی پیوسته، کم کم در دلم انداخته

حرف هایت با علی-اکبر ، عجب بیتابیِ
إرباً إربا...نامنظم در دلم انداخته

بوسه هایت بر گلویِ نازکِ طفلِ رباب
حسّ بغض و اشکِ نم نم در دلم انداخته

زل زدی بیتاب بر عباس و این طرزِ نگاه
بیقراری هایِ مبهم در دلم انداخته

این نگاهِ ممتد و پنهانی ات بر معجرم
لحظه لحظه حالِ دَرهم در دلم انداخته

در سرم افتاده روز و شب فقط فکرِ وداع
بسکه نام ِ کربلا؛ غم در دلم انداخته!



#م_عاطفی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه
#دودمه

زینب اینجا آمده یافاطمه یامرتضی
السلام ای کربلا

آمده تا کربلا گردد هزاران کربلا
السلام ای کربلا

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


طور سینا بوده گویا سینه ی این سرزمین
ساکن این خاک بوده مدتی عرش برین

هفت پرده خَرق شد از سجده بر این آستان
بارگاه قدس بر این خاک می‌ساید جبین

کعبه مشغول طواف خیمه گاه اقدسش
با نوای "ادخلوها بسلام آمنین"

فخر بفروشد زمین کربلا بر آسمان
چون که با خون حسین بن علی گشته عجین

نام هایش غاضِریه، عَقر یا کرببلا
هر کدام از نام‌ها با مقتلی گشته قرین

آیه ‌های قدر می‌آیند با هم کربلا
کاروان آیه‌های نور قرآن مبین

یک به یک حوریه‌ها مستوره و بین حجاب
پرده‌دار محمل آنها یل ام البنین

شد مطاف نُه فلک قنداقه شش ماهه‌اش
حاجی گهواره‌ ی او آسمان هفتمین

آمده زهرای مرضیه به استقبالشان
پیشواز کاروان آمد امیرالمومنین

پای بگذارد به روی خاک چون ناموس دهر
بال بگشاید به زیر پای او روح الامین

خیمه زد غم در دل زینب به هنگام نزول
آسمان‌ها نیز از اندوه او اندوهگین

گفت بانو این زمین بوی جدایی می‌دهد
میرسد بر گوش جان از این زمین آهی حزین

مریم و آسیه و هاجر عزادارت شدند
نوحه خوانی می‌کند زهرا برایت این چنین

گیسوانت را به دست باد دادی عاقبت
حنجرت را داده‌ای بر خنجر شمر لعین

خاک بر رخساره "خدّ التریب" من نشست
آه ای "شَیبُ الخَضیبم" آه "مقطوع الوَتین"

آه از وقتی که دست سفلگان افتاده بود
خیمه و عمامه و انگشتری شاه دین

"یا غیاث المستغیثینِ" لب تو چکمه خورد
نیزه ها خوردی به وقت گفتن "هل من معین"

خاک بر سر ریخته کرببلا وقتی شنید
رو بگیرد زینب پرده‌نشین با آستین

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


عباس آمده است و علی اکبر آمده است
وقتی رباب هست علی اصغر آمده است

جمعند خانواده زهرا کنار هم
اینجا برادری است که با خواهر آمده است

یک سو رسیده لشکری از کوفه سی هزار
یک سو عزیز فاطمه بی لشکر آمده است

صفین دیده اند که با دیدن حسین
آه از نهاد این همه لشکر برآمده است

اکبر رسید و دشمنش از روی بهت گفت
ایمان بیاورید که پیغمبر آمده است

حرف از فدک که نه سخن از غصب مهریه است!
با بچه های فاطمه آب آور آمده است

گیرم فرات بخل کند چشم ما که هست
رودی کشیده ایم که از کوثر آمده است

زینب پیاده شد، وسط دشت رفت و گفت
اینجا چقدر خار مغیلان درآمده است

شاید به شام می رسد این ره که هر زنی
در این مسیر با دو سه تا معجر آمده است

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


خیر را من باب نابودی شر آورده ام
خاندانم را به امداد بشر آورده ام

با بروز آشکار وجه ثاراللهی ام
کربلا را از دل تاریخ در آورده ام

داغ، هرچه دارد این صحرا خریدارم به دل
دل که جای خود برای دوست سر آورده ام

چشم کوفه کاش دنبال زر و زیور نبود
تا ببیند کاروانی از گهر آورده ام

طفل بودم با دعایم کوفه باران میگرفت
من چه حاجاتی که در این شهر برآورده ام

نامه هایی که فرستادند همراه من است
کودکان را از جفاشان بی خبر، آورده ام

چه نیازی هست به خورشید و ماه کربلا
کاروانی با خود از شمس و قمر آورده ام

هم برای خاکهای داغ این صحرا بدن
هم برای آن تنور داغ سر آورده ام

بعد عباسم بنا دارم علمداری کند
خواهرم را بیشتر از این نظر آورده ام

اکبرم را، اکبرم را، اکبرم را، اکبرم
آن که از جان خواهم او را بیشتر آورده ام

کاش شرمنده نگردم آخرش پیش رباب
اولین بار است اصغر را سفر آورده ام

اشک، بیش از خون، ز دین حق حفاظت میکند
دختران را از پسرها بیشتر آورده ام

تا نبیند صورت حوریه ها را آفتاب
از ملائک سایه ای از بال و پر آورده ام


#یامظلوم

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


ببر از کربلا ما را که اینجا جای ماندن نیست
مگر تکلیف عهد کوفه مثل روز روشن نیست !!؟؟

اگر خونت بگیرد دامن هر بی وفایی را
ندارد لاجرم تقصیر ؛ مادر پاکدامن نیست

مصیبت را خودم دارم به چشم خویش می بینم
اگر دلشوره ای هم هست نقل ام ایمن نیست

برایت میکنم گریه ولی این کمترین کار است
برایت میکنم زاری که راهی غیر شیون نیست

برایت از مدینه پیرهن باید می آوردم
که آوردم دگر اینک مرا دینی به گردن نیست

سپردی مردها را تا زره بر تن کنند اما
میان خیمه ها اندازه ی قاسم که جوشن نیست

چه خوب اینکه عنان مرکبم دست ابوالفضل است
امان از ساعتی که ساربانم محرم من نیست

نگاه شمر از حالا به سمت خیمه ام باشد
کسی اندازه ی او با من آشفته دشمن نیست

خودت فکری برای بددهانی مثل خولی کن
که زینب خواهر تو اهل هر حرفی شنیدن نیست


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


اینجا که ذوالجناح زمین گیر می‌شود
در خون غروب واقعه تصویر می‌شود

یا رب پناه می‌برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می‌شود

روزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می‌شود

اینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیر می‌شود

‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می‌شود

‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می‌شود

اینجا سر حقیقت الله و اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می‌شود

‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می‌شود

‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می‌شود

هرکس که زهره‌اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می‌شود

زینب که شرم می‌کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می‌شود


@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا

در بیابانی از عطش لبریز
کاروانی غریب می آید
از لب هر کجاوه ای با آه
ناله ی یا مجیب می آید

کاروانی ز مکه برگشته
آمده تا که حج تمام کند
کعبه دنبال قافله آید
تا به این قبله استلام کند

پای خورشید خسته تاول زد
بسکه دنبال نور قافله بود
آسمان با تمام وسعت خویش
خاک پای عبور قافله بود

کربلا در دلش چه غوغایی ست
که بهارش ز راه می آید
برسانید بی پناهان را
که جهانْ تکیه گاه می آید

بر تن ناقه ها حریر بهشت
گرمی آفتاب بی تآثیر
مشک ها سلسبیل می بردند
بادها بود تحت امر امیر

دور ماه قبیله وقت نزول
آسمانی پر از محارم بود
لشکری تا فدای او بشود
فقط از او اشاره لازم بود

چه صفی بسته اند زانوها
تا رکاب پرِ عقیله شوند
هیجده تا ستاره آمده اند
سایه سار سرِ عقیله شوند

آفتاب آمده به پابوسِ
ماه در پرده ی حیای حسین
اولین بار می رسد امروز
پای زینب به کربلای حسین

#حسن_کردی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا

چه بلایی قراره سرم بیاد؟
نمیخوام اشک برادرم بیاد!
چرا باید وسط خیمه زدن
صدای ناله مادرم بیاد؟

نگا کن بچه ها ترسیدن حسین
همشون تو شک و تردیدن حسین
اینا از برگ گلم لطیف ترن
تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین

هنوزم دیر نشده بیا بریم
هر جایی به غیر کربلا بریم
با تو از اینجا بریم درست تره؟
یا با نامحرما از اینجا بریم

خودتم میدونی پا به پات میام
مثه سایه دنبال عبات میام
مگه زینب میتونه رهات کنه؟
قتلگاهم که بری باهات میام

حاضرم سرم بره سر تو نه
پیکرم کبود شه پیکر تو نه
مگه ترسی دارم از تازیونه
بزنن ولی برابر تو نه

خاک اینجا بوی خون میده حسین
آخر کارو نشون میده حسین
نمیخوام تو باشی اون کشته ای که
زیر سم اسبا جون میده حسین

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


این جاکجاست ای گل زهرا به مابگو
گـرکـربـلاست، بامن غم مبتلابگو

سـرتاسـروجـودمرا غم گرفته است
ازاین زمیـن محنت ودردو بـلابگو

داری دعـا بـه زیـرلب وآه می کشی
زیـن آه سینـه سـوز برایم بیابگو

درگوش ذوالجناح چه گفتی که شدملول
من که غریبـه نیستم ای آشنا بگو

این جا اگرکه وعـده گه توست باخدا
بامـن زوصل دوست برای خدابگو

با آن که گفته اند برایم زماجرا
من صبرمی کنم توازاین ماجرابگو

صف بستـه انـد دربرمـا نیـزه دارها
یحیـای اهل بیت ازاین نیـزه هابگو

یک باغ لاله این همه گلچین دگـرچـرا
ای باغبـان برای من ازلالـه هابگو

کردی اشاره ای به من ازقتلگاه خویش
دیگرنگفتـه بودمت ازایـن منابگو

تنهاامیـدو دلخوشیم درجهـان تویی
بی توچگـونـه زنـده بمانم بیابگو

بااشک وآه ونـاله «وفایی» تمام عمر
از زینب وحسیـن وغـم کـربـلابگو

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
11:48
#ورود_به_کربلا


کاروان ستارگان سحر
کاروانی ز روز روشن تر

به زلالی آب و آیینه
به لطیفی برگ نیلوفر

صاحبان جلالت توحید
وارثان لطافت کوثر

اهل تسلیم و اهل اعطینا
تا فصل لربک وانحر

یک به یک این تبار معروفند
به نبردی همیشه با منکر

حیدرانی که میرسند از راه
در پی فتح صد جهان خیبر

پسران قبیله‌ی‌ کوهند
دختران عشیره‌ی گوهر

مردهاشان مقلدان علی
بانوان پای منبر مادر

در عبورند با طمأنینه
چون نسیم از کویر پهناور

آری آزادگان سبک‌بالند
نیست باری به دوششان جز سر

عاشقانند و می‌شوند مدام
همگی‌شان فدای یکدیگر

گوییا می‌روند سوی منا
گوییا آمدند از مشعر

روشنایی راه از ازلند
تا رسیدن به عرصه‌ی محشر

حوریان حوالی زهرا
شیرهایی ز تیره‌ی حیدر

همه‌ی پیرهایشان عاشق
همه‌ی کودکان جگرآور

مرگ بازیچه‌‌است در نظر
کودکانی چنان علی اصغر

مرحبا از اذان بلند شود
گر موذن شود علی اکبر

آخر کاروانشان ساقی
اول کاروانشان ساغر

مثل پروانه‌اند گرد حسین
همه جمعند حول این محور

دختر مرتضی‌ست بر ناقه
در حجابی ز نور چون معجر

در زمان نزول اجلالش
پای عباس پله‌ی آخر

حق نگهدار این همه دلدار
حق نگهدار این همه دلبر

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی


@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


ای از خدايت بهترين تمثال ! برگرد
چشمم شده از اشك ، مالامال برگرد

ای كعبه ی زينب ! به دورت در طوافم
بشنو ز من ، ای كعبه ی آمال ! برگرد

بعد از تو ماندن ، مرگِ تدريجی است ، امّا
با تو گذشته روز و ماه و سال برگرد

ای ميهمان كربلا ! من با تو گويم :
يك تن نمی آيد به استقبال برگرد

برگرد تا سيلی نخورده دخترِ تو
جانِ همان طفلِ پريشان حال برگرد

خَم می شود از داغِ اكبر ، پيکرِ تو
تا اين الف را كس نکرده دال برگرد

ای كاش برگرديم ما ، سوی مدينه
تا كس نکرده پيکرت پامال برگرد

برگرد تا من سُمّ مركب را نبينم
تا برنگشتی در تَه گودال برگرد

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


...این قافله را راحله جز عشق و وفا نیست
در سینهٔ آیینه، جز آیین صفا نیست
جز در بَرِ یکتا قدِ این فرقه دو تا نیست
حتّی جرس قافله، غافل ز خدا نیست

رکن و حَجَر و حِجر، ز هجر است پریشان
زمزم ز دو چشم آب بریزد پیِ ایشان

اینان که روانند، همه روح و روانند
این سلسله هر یک‌تنشان جان جهانند
این طایفه از طفل و جوان، پیر زمانند
این قافله شب تا به سحر، نافله‌خوانند

بازار جهان این همه سرمایه ندارد
گلزار جِنان این قَدر آرایه ندارد

این قافله جز عشق، ره‌آورد ندارد
عشقی که به جز سوز و غم و درد ندارد
یک آینه، بر چهرهٔ خود گَرد ندارد
جز شیرزن و غیر جوانمرد ندارد

مُحرِم شده از کعبهٔ گِل، راه فتادند
از گِل به سوی کعبهٔ دل، روی نهادند

اینان همه از خانهٔ خود، دربدرانند
بر باغ دل فاطمه، یکسر ثمرانند
اینان پسر عشق و، محبّت پدرانند
با شور حسینی به نوا، جامه‌درانند

دین را به فداکاری این طایفه، دِیْن است
وین قافله را قافله‌سالار، حسین است

این قافله را بانگ جرس، گریه و ناله‌ست
این قافله نی، باغ گُل و سوسن و لاله‌ست
از نور، به گِرد رُخشان حلقهٔ هاله‌ست
در محمل خود، حاجیه بانوی سه‌ساله‌ست

با سورهٔ عشق آمده، هفتاد و دو آیه
چون ماه و ستاره پی هم، سایه به سایه

این طفل، به غیر از دُرِ دُردانه نبوده‌ست
دردانهٔ من، با موی بی‌شانه نبوده‌ست
جایش به جز از دامن و بر شانه نبوده‌ست
گنج است، ولی گوشهٔ ویرانه‌ نبوده‌ست

این دختر من، نازترین دختر دنیاست
دختر نه، که در مِهر و وفا، مادر باباست

ای کعبه ببین، غرق صفا مُحرِمشان را
ای کوفه چه کردی بدنِ مُسلمشان را؟
ای ماه ببین ماه بنی‌هاشمشان را
ای سَرو ببین سروِ قدِ قاسمشان را

ای صبح کجا آمده صادق‌تر از اینان؟
ای عشق بگو نامده عاشق‌تر از اینان

چاووش عزا همره من روح الامین است
ای خصم اگر تیر و کمانت به کمین است
در دستت اگر کعب نی و نیزهٔ کین است
سردار سپاهم پسر اُمّ بنین است

آورده‌ام از جان شما تاب بگیرد
چشمی که ز چشمان شما، خواب بگیرد

ای قوم هوس! عشق، هواخواه حسین است
سرهای سران، خاک به درگاه حسین است
خورشید فلک، مشتری ماه حسین است
ای روبَهیان، شیر به همراه حسین است

آن فضل که در قافله‌ام نیست،کدام است؟
عبّاس، ترازوی مرا سنگ تمام است

ای روشنی چشم و، چراغ دل زینب
کشتی نجات همه و ساحل زینب
وی ماه رخت روشنی محفل زینب
دوری مکن از دیده و از محمل زینب

دارد سفر ما سفر دیگری از پی
من روی شتر راه کنم طی، تو سر نی

#علی_انسانی


@raziolhossein
1
11:48
#ورود_به_کربلا
#ورود_به_محرم


چشمه‌چشمه می‌جوشد خون اطهرت این‌جا
کور می‌کند شب را، برق خنجرت این‌جا

چشمه‌چشمه می‌جوشد، از دل زمین هر شب
خون اصغرت آن‌جا، خون اکبرت این‌جا

می‏‌رسد به گوشم گرم، بانگ خطبه‏‌ای پُرشور
خطبه‌ای که بعد از تو، خواند خواهرت این‌جا

از فرات می‏‌جوشد موج و می‌زند بوسه
بر کرانۀ خشکِ حلق و حنجرت این‌جا

این فرشتۀ وحی است، وحیِ تازه آیا چیست؟!
روی نیزه می‌خواند، آیه‌ای سرت این‌جا

کیست این‌که ناآرام، در خرابه می‌گرید؟
موج می‌زند در خون، چشم دخترت این‌جا

کربلا چه پیوندی با فدک مگر دارد؟
غصب می‏‌شود از نو، سهم مادرت این‌جا

حجِّ ناتمام تو، راز دیگری دارد
در غدیر خم جاری‌ست، حجّ آخرت این‌جا

این ضریح شش‌گوشه، حجّ پاک‌بازان است
آب می‏‌شوم از شرم، در برابرت این‌جا

#مرتضی_امیری_اسفندقه


@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


رسید قافله در کربلا و ثارالله
به ماه طایفه‌اش رو نمود: بسم الله

بزن به خاک علَم را که کربلا اینجاست
بگو به خواهرمان که قرار ما اینجاست

نگاه کن به حرم...با تو عالمی دارند
تو پیششان که بمانی، مگر غمی دارند؟

رقیه پیش تو دلخوش‌ترینِ دوران است
به روی دوش تو بر مَسند سلیمان است

علَم به دست تو تا هست، ساقی لشکر
سکینه را چه خیالی زِ غارت معجر؟

رُباب خیره به دریا و حال شیدایی
تمام دشت شده مات صوت لالایی

بِنَفسی‌اَنت عزیزم..تو تکیه‌گاه منی
به روزِ بی کسی‌ام  ملجاء و پناه منی

ته مسیر همینجا و این بیابان است
و ظهر روز دهم روز عید قربان است

علیِ اکبر من روی خاک می‌اُفتد
به برگ‌های تنش جای چاک می‌اُفتد

امانت حسنم می‌شود چو گُل پرپر
دوباره زنده شود روضه‌ی در و مادر

گلوی طفل مرا، تیر می‌شود همدم
چگونه بعدِ علی تا به خیمه برگردم؟

کنار علقمه خون می‌شود به پا عباس
و دست‌های تو از تَن شود جدا عباس

تو بر زمین که فتادی، حرم به هم ریزد
کنار پیکر تو مادرم به هم ریزد

به حال و روز من و تو بلند می‌خندند
به روی تک تک اعضات شرط می‌بندند

تو نیستی که ببینی چقدر بدحالم
تو نیستی که ببینی اسیر گودالم

برای ذبح سرم استخاره می‌گیرند
و جان محتضرم، چند باره می‌گیرند

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا

کوفیان! راه نبندید عذابش نکنید
پسر فاطمه را تند خطابش نکنید

مثل او هیچ کسی سر به بیابان نگذاشت
طرد کردید بیایید عتابش نکنید

وسط کرب و بلا خیمه زد از ناچاری
به زور نیزه و شمشیر مجابش نکنید

تیشه بر ریشه ی این شهر زند نفرینش
کوفه را این همه خوش رنگ و لعابش نکنید

طلب آب اگر کرد برایش ببرید
و خجالت زده از روی ربابش نکنید

به علی اصغر او هم که شده رحم کنید
عاطفه داشته باشید جوابش نکنید

او عزیز است نباید تنش عریان گردد
دیگر از زمره ی کفار حسابش نکنید

سرِ بر روی نی اش هم به حیا ماخوذ است
وارد مجلس ننگین شرابش نکنید

نکند زینب کبری به اسیری برود
کوفه تا شام گرفتار طنابش نکنید

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
11:48
#ورود_به_کربلا


خیر را من باب نابودی شر آورده ام
خاندانم را به امداد بشر آورده ام

با بروز آشکار وجه ثاراللهی ام
کربلا را از دل تاریخ در آورده ام

داغ، هرچه دارد این صحرا خریدارم به دل
دل که جای خود برای دوست سر آورده ام

طفل بودم با دعایم کوفه باران میگرفت
من چه حاجاتی که در این شهر برآورده ام

نامه هایی که فرستادند همراه من است
کودکان را از جفاشان بی خبر، آورده ام

چه نیازی هست به خورشید و ماه کربلا
کاروانی با خود از شمس و قمر آورده ام

هم برای خاکهای داغ این صحرا بدن
هم برای آن تنور داغ سر آورده ام

بعد عباسم بنا دارم علمداری کند
خواهرم را بیشتر از این نظر آورده ام

اکبرم را، اکبرم را، اکبرم را، اکبرم
آن که از جان خواهم او را بیشتر آورده ام

کاش شرمنده نگردم آخرش پیش رباب
اولین بار است اصغر را سفر آورده ام

اشک، بیش از خون، ز دین حق حفاظت میکند
دختران را از پسرها بیشتر آورده ام

تا نبیند صورت حوریه ها را آفتاب
از ملائک سایه ای از بال و پر آورده ام

#یامظلوم

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا
#دوبیتی

دراین جا کرده ای منزل برادر
نشاندی برزمین محمل برادر

دلم دراین بیابان غرق غم شد
چه آهی می کشی از دل برادر



درون سینه ام توفان به پا شد
دل غم دیده ام ماتم‌ سرا شد

شنیدم منزل آخر رسیدم
میان کربلا دل پربلاشد

#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


زینب رسید کرببلا اقتدار داشت ...
او نیز  با خدای حسینش قرار داست
آیینه بود و دور خود آیینه دار داشت
زانوی اکبراست گواهم ، وقار داشت


آمد حسین فاطمه را ماندگار کرد
آن شب خدا به خلقت او افتخار کرد


راه وصال را به خداوند ساده کرد
از جلوه های فاطمی اش استفاده کرد
بر یاری امام غریبش اراده کرد ...
از ناقه ها سه ساله ی خود را پیاده کرد


نام خیام محترمش را حرم گذاشت
بر چشم خاک زینب کبری قدم گذاشت


بر روی عرش سایه ی او‌مستدام بود
او را قمر ترین دو عالم غلام بود
پرده نشین خیمه به دور از عوام بود
حتی ملک ندیده که زینب کدام بود

مانند مادرش که ز کوران حجاب داشت
در پرده بود محمل او هم نقاب داشت


در خیمه نه ، که در دل ارباب جا گرفت
از خاک پای دوست شدن شد بها گرفت
جای همه ز میکده جام بلا گرفت
تنها نبود ، دور و برش را خدا گرفت

از بس اصیل بود چو ایل و تبار خویش
چون او کسی نرفت به قربان یار خویش


از بین روضه های مجسم عبور کرد
تا خاطرات غربت خود را مرور کرد
دلشوره را گرفت و ازآن خیمه دور کرد
گویا دوباره حضرت زهرا ظهور کرد

مادر که هست قافله ای هست پایدار
تاریخ ، زن ندیده به خود با چنین وقار


آه از دمی که سوخت پناه پیمبران
آن خیمه ای که سوخت دل مادری در آن
فرمود:  گوشواره درآرند گوهران
پای برهنه ، خار مغیلان و دختران

آتش به جان ما زد علیکن بالفرار
آه از دمی که پرده نشین شد شترسوار


بند دل امام زمانش گسسته بود
او دست بسته نیست ولی دست بسته بود
حتما دلیل داشت نمازش نشسته بود
با شمر همسفرشدن او‌را شکسته بود

با یک لباس کهنه که شد پاره پاره رفت
با گوشواره آمد و بی گوشواره رفت


می رفت سوی شام به همراهی سران
گرما زده ،شکسته شکسته نفس زنان
دورش کسی نبود به جز خولی وسنان
از صبح تا غروب معطل شد عمه جان

قلبش شکست از غم زخم زبان شهر ...
زینب کجا و مجلس نامحرمان شهر

#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
11:48
#حضرت_زینب_مدح
#ورود_به_کربلا


بعد بسم‌اللهِ ما هست تعالی زینب
آیت‌اللهِ علی  آیتِ عُظمی زینب

هاجر و آسیه نه  مریم و حوا هرگز
بنویسید فقط حضرت زهرا زینب

خرج یک صفحه از اوصافِ بلندش شده است
که فقط نقش کند جوهرِ دریا زینب

زینتی داشت اگر ، نام علی نامش بود
خوب گفتند که ای اُم‌ِابیها زینب

هرچه گفتیم از او در خورِ شأنش ، هیهات
هرچه خواندیم خدا گفت که حاشا زینب

کربلا کرب و بلا نیست فقط بی زینب
کربلا کرب و بلا هست فقط با زینب

ذوالفقار علوی پیش دَمَش کم آورد
آنکه زد ریشه‌ی هر کاخ ستم را زینب

مرتضی گفت: تویی فاطمه  یا اینکه منی
نفست گرم به هر خطبه‌ی غرا زینب

کس ندیده‌است تو را  خاصیتِ نورِ شماست
هست هر جلوه‌ی حق دیدنی  الّا زینب

نور که سایه ندارد که به آن دیده شود
چشم محجوب کجا  نورِ معلا زینب

ظلمتی هم اگر آمد که شما جلوه کنید
که ببینند چه کرده است به دنیا زینب

قدم اول خود را سرِ دنیا زدی و...
...قدم بعد روی زانوی سقا زینب

نسل در نسل همه  نسل حسینیم اگر
هفت پُشتم همه گفتند فقط یا زینب

سینه‌ی ماست حسینیه‌ی غمهای دلش
نفسِ ما جگرِ ما تپشِ ما زینب

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


آخرش چشم تر تو خواهرت را میکشد
غربت نا باور تو خواهرت را میکشد

آن سیاهی مقابل ازدحام دشمن است
خلوت دور و بر تو خواهرت را میکشد

هم جوان،هم نوجوان،هم کودک‌ و هم پیرمرد
سن و سال لشکر تو خواهرت را میکشد

من خودم غمگینم و لبریزم از دلشوره‌ها
اضطراب دختر تو خواهرت را میکشد

چشم‌های اشکبارم خیره مانده بر رباب
تشنگی ِ اصغر تو خواهرت را میکشد

شد رکابم پای او هنگام پایین آمدن
غیرت آب آور تو خواهرت را میکشد

کرد اسفندی برایم دود و دستم را گرفت
"عمه جانِ" اکبر تو خواهرت را میکشد

باورش سخت‌است پایان قرار ما دوتاست
روزهای آخر تو خواهرت را میکشد

بیگمان این خاک تعبیر همان خواب منست
بر فراز نی سر تو خواهرت را میکشد

با سلاح تیزشان سهمی به جسمت میرسد
پاره های پیکر تو خواهرت را میکشد

روزگاری بوسه‌اش میزد پیمبر - وای من
سرنوشت حنجر تو خواهرت را میکشد

واقعا سختست فکرش را نمیخواهم کنم
ناله های مادر تو خواهرت را میکشد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا_دودمه


شاه گفتا آمدم گویم که حق تنها علی‌است
کربلا حق با علی است
بین باطل فاصله تا حق فقط یک یا علی است
کربلا حق با علی است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:48
#ورود_به_کربلا


جانِ زینب ، به لبم آمده جانم چه‌کنم
نگرانم  نگرانم  نگرانم  چه‌کنم

خاک این دشت چرا قوَّت پایم را بُرد
قدمی تا که زدم رفت توانم چه‌کنم

تاکه دلشوره نکشته است مرا دستم گیر
بازگردان و به محمل بنشانم چه‌کنم

دور تا دور فقط خنجر و تیغ و تیر است
بند آورده تماشاش زبانم چه‌کنم

نگران توام و ضجه‌زدن‌های رُباب
فکر این حنجر و آن تیر و کمانم چه‌کنم

نگران تو و زانو زدنت پیش علی
وای دلواپس آن نیزه‌زنانم چه‌کنم

دست من نیست اگر هِی به زمین می‌اُفتم
فکرِ این خیمه و زنهای جوانم چه‌کنم

آی برگرد مدینه که نگویم در راه
بعد تو همسفرِ شمر و سنانم چه‌کنم

آه برگرد که در شام نگویم به سرت
بینِ یک شهر پُر از زخم زبانم چه‌کنم

مادرم گفته به حلقت دو سه تا بوسه زنم
جان زهرا نتوانم نتوانم چه‌کنم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:54
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.3 KB
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


اُف به دنیا ؛ رقیه سیلی خورد
بین صحرا رقیه سیلی خورد

دختری را برای سکه زدند
اُف به دنیا رقیه سیلی خورد

نیمه شب جای عمه خالی بود
تک و تنها رقیه سیلی خورد

هر چهل منزل از عمو پرسید
هر چهل جا رقیه سیلی خورد

کمتر از گل به او نمی گفتند
بعد سقا رقیه سیلی خورد

پهن شد شمر سفره اش هر شب
هر شب اما رقیه سیلی خورد

از شبث تازیانه ها اما
از سنان ها رقیه سیلی خورد

با همان لکنت زبان هربار
گفت: بابا ؛ رقیه سیلی خورد

به زمین خورد و گوشواره شکست
مثل زهرا رقیه سیلی خورد


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


چه تکریمی نموده شهر شام از باب حاجاتش
سه روزی مانده این حوریه پشت باب ساعاتش

سر بازار نُه ساعت سر پا ایستاده او
کسی که نُه فلک بنشسته بر خوان کراماتش

همای منزلت بود و خرابه منزل او شد
همان که شد بهشت آبادی کنج خراباتش

همان که مریم از نور رخش انجیل می‌خواند
که بوده پرده‌دار محملش در راه شاماتش

به جای گل نثار مقدمش خار مغیلان شد
چه استقبال گرمی کرد از او خاکستر و آتش

برای صورت حوریه برگ گل ضرر دارد
چرا پس ضربه سیلی نمی‌کرده مراعاتش؟!

کشیده آه را در بند خود زنجیری از آهن
اسیر سلسله هستند در این شهر ساداتش

نشسته سر به دامانی که عطر فاطمه دارد
سر زخمی "مصباح الهدی" در بین مشکاتش

تمام دردها را برد از یادش سر بابا
چگونه یک طبق زخم است مرهم بر جراحاتش؟!

هزار و نهصد و پنجاه تا زخم است بر جسمش
هزار و نهصد و پنجاه دفعه شد مواساتش

به فکر انتقام از چوب بود و بر لبش می زد
ببین پر کرده عالم را نوای یالثاراتش

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


بگو امشب به من از عصر عاشورا کجا بودی؟
مرا مهمانی آوردی خودت تنها کجا بودی؟

بگو وقتی چهل منزل مدام از ناقه افتادم
الا ای در نگاهم عروه الوثقی کجا بودی؟

اگر بر نیزه بودی من که چشمانم نمی‌دیدت
مرا بردند بازار یهودی‌ها کجا بودی؟

کلیسا رفته‌ای از شانه‌ی گیسوت معلوم است
چه کم دارند اطفالت از آن ترسا؟کجا بودی؟

من از بوی طعام خانه ها خوابم نمیگیرد
تو ای با بوی نان همراه تا حالا کجا بودی؟

شنیدم بر درختی تاب می‌خوردی ملالی نیست
مرا آن شب که زجرم داد در صحرا کجا بودی؟

تویی که مادرت افطار خود را خرج سائل کرد
تصدق نان که می‌دادند دست ما کجا بودی؟

تو معلوم است شبها جای گرمی داشتی بابا
من این شبها که می‌لرزیدم از سرما کجا بودی؟

پدر باید بگیرد دختر خود را در آغوشش
تو ای اندازه‌ی آغوش من بابا کجا بودی؟


#زخم_حسینی

@raziolhossein
😭 2
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


من ازبس غصه دارم که ، میشه صدتا کتابش کرد
کدومش رو بگم آخه نمیشه انتخابش کرد

دیدی تنهام و شبهای خرابه سرد و تاریکه
سر تو سرزده اومد مثه خورشید تابش کرد

تموم آرزوهامو گذاشتن پیش روم امشب
دعا کردم بیای پیشم خدا هم مستجابش کرد

میگیرم دستمو بابا، به دور صورت زخمیت
هنوزم میشه روی ماهتو اینجوری قابش کرد

اگه چشمام نمیبینه دلیلش دستای زجرِ
یه دونه سیلی زد اما باید صدتا حسابش کرد

خاک داغ صحرا با ، سرانگشتِ پر از زخمم
نوشتم اسمتو اما سنان با پا خرابش کرد

گذشت از من ولی کاشکی یکی بود یادشون میداد
نباید دختر شاهو بجز خانم خطابش کرد

نمونده معجری اما بجاش که آستینم هست
اگر دستم بیاد باال میشه اونو حجابش کرد

همه سوختن به پای من، منم واسه ِ تن سوختهت
تن افتاده رو خاکت دل من رو کبابش کرد

دیگه از هرچی اسبه من دلم خونه آخه اون روز
دیدم که ده تا اسب اومد گل من رو گالبش کرد

میسوزونه منو داغ تنور خونه ی خولی
کجا رفت اون محاسن که علی اصغر خضابش کرد؟!

رباب امروز طفلش رو توی رویا بغل کرد و
خیالی شیرشو داد و الالیی خوند و خوابش کرد

#یامظلوم

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


داغ دارم جگر ندارم که
غیر گریه هنر ندارم که

باغ های مدینه مال من است
از بیابان خبر ندارم که

پشت اسبش دویده ام خیلی
من که پای سفر ندارم که

اتش خیمه گیسویم را برد
جز همین مختصر ندارم که

این گل سرخ چیست روی سرم
من که سنجاق سر ندارم که

گوشواره النگو و خلخال
رفت، دیگر گهر ندارم که

دختران دمشق میگویند
من یتیمم، پدر ندارم که

من تورا از یزید میگیرم
یک پدر بیشتر ندارم که

#زخم_حسینی


@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


دلها گرفته
کنج خرابه روضه بابا گرفته

با گریه برخاست
در خواب خود دستان بابا را گرفته

بابا کجایی
قلب سه ساله دخترت اینجا گرفته

بعد از تو دشمن
با تازیانه ها سراغ از ما گرفته

بابا ببخشید
دارم صدایت میزنم ؛اما گرفته


از در در آمد
بابا برای دیدن او با سر آمد

این راس خونین
بعد از چهل منزل به سوی دختر آمد

بابا رسید و
این انتظار لعنتی آخر سر آمد

عمه به خود گفت
از آنچه ترسیدیم بر سر آخر آمد

سر درد دارد
از آن شبی که دست، سوی معجر آمد


غوغا شد آخر
کنج خرابه روضه ای بر پا شد آخر

دستش به دیوار
بعد از چهل منزل رقیه پا شد آخر

چشمش نمی‌دید
با دستها بابای او پیدا شد آخر

از بوی بابا
بغض گلوی نازدانه وا شد آخر

الحمدلله
طفلت شبیه مادرت زهرا شد آخر


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


خواهرت در قتلگه آمد سرت آنجا نبود
کوفه با تو روبرو شد پيکرت آنجا نبود

شام عاشورا که آمد دست بوست خواهرت
هم نبود انگشت هم انگشترت آنجا نبود

دفن کردي پيش چشم ما علي اصغرت
قبر خالي بود اما اصغرت آنجا نبود

در چهل منزل به جاي ما کتک خورد عمه ام
ما نمي مانديم اگر که خواهرت آنجا نبود

نيمه شب در آن بيابان مرده بودم بي گمان
گر در آن لحظه پدرجان مادرت آنجا نبود

بارها مرگ از خدا کردم طلب در بزم مي
واقعأ اي کاش ميشد دخترت آنجا نبود

صورتت هم جاي سالم محض يک بوسه نداشت
کاش يا من مرده بودم يا سرت آنجا نبود...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#دوبیتی

همه ی خرابه غرق غم شده
یه شیرین زبون دیگه کم شده

یه امامزاده توی خرابه موند
حالا دیگه خرابه حرم شده

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#دودمه

شام ویران می‌کنم از تو نشان می‌آورم
من زِ نسل حیدرم

اَشهدُ اَنَّ علی را در اذان می‌آورم
من زِ نسل حیدرم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


شدم بی خانمان دنبال تو چون باد اواره
رود از گریه های من جگر از چشم هر خاره

چنان بی کس شدم بابا پس از تو بین این صحرا
که میگیرم سراغ دوست را از خصم همواره

اگر بابا نباشی تا بخوابم بین آغوشت
چه فرقی می کند بر من چه تابوت و چه گهواره

اگرچه زخمهای من چو غنچه بسته شد اما
اگر آهی کشم هر گل گریبان می کند پاره

جوان از حادثه گاهی اگر که پیر میگردد
ندیدم کودکی گردد ز داغی پیر یکباره

اگر که آمدی  ومرده بودم بر  رخم بنگر
خبرها دارد از سر درونم رنگ رخساره

پر از زخمی چنان بابا که شد دردم فراموشم
بیا که دردهایت را به یک بوسه کنم چاره


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


چه عاشقانه پدر می کند تماشایش
که زنده است جهان با دم مسیحایش

صلابتش به عمو رفته است این بانو
خلاصه ی علی و فاطمه ست سیمایش

رواست سجده کند آسمان به چادر او
رواست گریه کند ابر پای نجوایش

رقیه فاتح شام است، چشم دشمن کور!
که زیر و رو شده افلاک با رجزهایش

کدام طایفه این گونه می توانستند
یزید را بِنِشانند بر سرجایش

شبیه مادر خود راه می رود یعنی
هنوز آبله دارد رقیه در پایش

بغل گرفته پدر را و تازه می فهمد
چه کرده است سنان با گلوی بابایش

هنوز هم که هنوز است غصه اش این است
چه می‌کند سرِ نیزه عموی رعنایش؟!


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


گوش کنید عاشقان قصه ی ناشنیده را
کس نشنیده در جهان قصه ی این قصیده را

خونجگر سه ساله ای با دل غرق ناله ای
میزند این چنین صدا باب گلو بریده را

وه چه شود اگر شبی بر لب من نهی لبی
تا به لب تو بسپرم جان به لب رسیده را

مانده سه غم به سینه ام شرح کدام یک کنم
سیلی و گوشواره یا گوش ز هم دریده را

ای لب تو ترک ترک زخمی چوب خیزران
داغ لب تو میکشد دختر داغدیده را

آه که داده در جهان؟ با سر باب تسلیت
دختر خورده سیلی و داغ پدر کشیده را

ای به فدای چشم تو جان سه ساله گوش کن
قصه ی غصه ی من و عمه ی قد خمیده را

موی تو داشت بوی جان از چه گرفته بوی نان
هر چه که بوی میکشم موی سر بریده را

اشکم اگر شود تمام دور سر تو ای امام
باش که خون فشان کنم از غمت این دو دیده را

گشته خرابه ام سرا هست وصیتی مرا
عمه خرابه دفن کن جسم تکیده ی مرا

عمه کفن مکن به تن مثل شهید بی کفن
چادر پاره پاره بس جسم من شهیده را

مرثیه ی یتیم را جز ز یتیم نشنوی
گوش کنی اگر غم تک به تک آفریده را



#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


آمدي جانم به قربانت ولي با سر چرا
نيست همراه سر خونين تو پيكر چرا

تا به يادم هست موهايت مرتب بوده است
هست در زلف پريشان تو خاكستر چرا

اين جراحت هاي لب هايت فقط از تشنگي ست
لخته خون خشكيده بر لب هاي تو ديگر چرا

با وجودي كه كريم و مهرباني مانده ام
داده اي هديه به اين نامرد انگشتر چرا

جز خودم ديگر براي هيچ كس قرآن نخوان
داشت ميزد بر لب خشك تو چوب تر چرا

هر چه گفتم دختر شاهم فقط خنديد و رفت
دختر شامي ندارد حرف من باور چرا

ارث برده روضه هاي مادرت را دخترت
خوب دانستم كه ميگفتي به من مادر چرا

دخترم بابائي ام لطفا مرا با خود ببر
بايد از باباي خود باشد جدا دختر چرا...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


آخر عُمرِ دخترت آمد
تازه پیشِ سَرم سرت آمد

عطری از شهرِ یاس آوردند؟
بوی رَاسِ مُعطّرت آمد!

من نمی بینم اِی پدر امّا
گفت عمّه که دلبرت آمد

گفت بابایت آمده زِ سفر
گفت رویای آخرت آمد

سیلِ دردی که آمده سویم
بیشتر سَمتِ خواهرت آمد

مثلِ عمّه برادرِ من هم
سَرِ نیزه، برابرت آمد

من خودم را دَر آیِنه دیدم
در بیابان که مادرت آمد

قاریِ در خَرابه مهمانم
موقعِ ختمِ کوثرت آمد

زودتر از خودش به شَهرِ شام
زیوَرآلاتِ دُخترت آمد

خوب شد خواب ماندم ای بابا
تا نَبینم چه بر سرت آمد

تا نبینم که تیر و نیزه و سنگ
مثلِ باران به پیکرت آمد

ولی از این سَرِ تو معلوم است!
چه بلاها به حنجرت آمد...

تو نَپُرس از رُقیِّه اَت بابا
که چه بَر روزِ معجرت آمد

تو بپرسی بدان که می پرسم
پیکرَت کو!؟ چِرا سَرَت آمد!؟

بوسه ی داغِ خاکهای تنور
بَر گلوی مُطَهَّرَت آمد

هِی لَبِ رِشته رِشته را بوسید...
رَفتنی شُد، فرشته را بوسید...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


شکست قامتم از طاق ابروی تو می آید
نگون بختی من از شام گیسوی تو می آید

به داغ گیسوی خاکستری ات این گواهم بس
که من می‌سوزم و بوی سرموی تو می آید

خبر دارم که یک شب نیز کنج دیر خوابیدی
همین بس که نسیمی گاه از سوی تو می آید

سوالی داشتم تنها که می دانم جواب آن
فقط از چشم های پر هیاهوی تو می آید

چرا از دامن خولی چرا از چکمه های شمر
چرا از دست‌های ساربان بوی تو می آید ؟


#محمدعلی_کردی

@raziolhossein
2
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


به شانه بار فراقت نبرده بودم و بردم
مرا به عمه سپردی تو را به خاک سپردم

شبی شبیه تو افتادم از بلندی مرکب
چه زجرها که ندیدم چه زخم‌ها که نخوردم

به روی خار دویدم که بی تو زود بمیرم
مرا ببخش پدر جان اگر هنوز نمردم

برای آنکه بخوابم تو را به خواب ببینم
هزار و نهصد و پنجاه تا ستاره شمردم

برای دیدنت امشب لباس تازه خریدم
در آن شلوغی بازار، تازیانه که خوردم

نشد به پای تو خیزم مرا ببخش عزیزم
گُل تو بوده‌ام اما شکسته ساقه‌ی خُردم

تو بوریا کفنت شد من این لباس سیاهم
به رسم عشق، کفن هم در این مزار نبردم


#سیدمیلاد_حسنی


@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


آمدی گوشه ویران چه عجب!
زده ای سر به یتیمان چه عجب!

تو مپندار که مهمان منی
به خدا خوبتر از جان منی

بس که از جور فلک دلگیرم
اول عمر ز عمرم سیرم

دل دختر به پدر خوش باشد
مهربانی زدو سر خوش باشد

تو بهین باب سرافراز منی
تو خریدار من و ناز منی

بعد از این ناز برای که کنم
جا به دامان وفای که کنم

اشک چشم من اگر بگذارد
درد دلهام شنیدن دارد

گرچه در دامن زینب بودم
تا سحر یاد تو هر شب بودم

گر نمی کرد به جان امدادم
از غم هجر تو جان می دادم

آنقدر ضعف به پیکر دارم
که سرت را نتوان بردارم

امشب از روی تو مهمان خجلم
از پذیرایی خود منفعلم

مژده عمّه که پدر آمده است
رفته با پا و به سر آمده است

دیدنی گوشه ویرانه شده
جمع شمع و گل و پروانه شده

آخر ای کشته راه ایزد
پدرت سر به یتیمان می زد

تو هم آخر پسر آن پدری
 تو پور آن نخل امامت ثمری

که به پیشانی تو سنگ زده؟
که زخون بررخ تو رنگ زده؟

ای پدر کاش به جای سر تو
می بریدند سر دختر تو


#علی_انسانی


@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


احوال من که جای شرح و بیان ندارد
از آن رقیه دیگر طفلت نشان ندارد

بعد از تو مبتلاییم پیری زودرس را
این کاروان پدر جان دیگر جوان ندارد

مهمانی تو در شام شب سرد و روز گرم است
این خانه هیچ سقفی جز آسمان ندارد

بوی غذا می آید خیلی گرسنه هستم
این شهر لامروت یک مهربان ندارد

ما پیش پات خوردیم از دستشان کتک را
با رفتن تو دیگر این سفره نان ندارد

بابا ببخش انقدر از دست من میفتی
باید تورا بگیرم دستم توان ندارد

شیرین زبانی ام نیز با گوشواره ام رفت
لکنت گرفته دختت، دیگر زبان ندارد

خون‌مردگی دستم از تنگی النگوست
این زخم ارتباطی با ریسمان ندارد

در حال جستجوی انگشتر تو هستم
غمگین نشو رقیه قد کمان ندارد

جز کاسه ای پر از خون در چهره‌ات نمانده
انگار صورت تو اصلا دهان ندارد

باید تقاص خود را از خیزران بگیرم
من را نبوس امشب؛ لبهات جان ندارد

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت

تو هستی باغبان و من گل نیلوفرم بابا
هنوزم تو پدر جان منی من دخترم بابا

طبق بیت و سر تو کعبه و من گرم اعمالم
نشسته من طوافم را به جا می‌آورم بابا

چه آمد بر سر چشمم سرت را تار می‌بینم
به سختی باز و بسته می‌شود چشم ترم بابا

چنان زد حرمله من را که با صورت زمین خوردم
همانجا او بلندم کرد با موی سرم بابا

مرا هم ای پدر مانند زهرا با لگد کشتند
چگونه درد پهلو را تحمل آورام بابا

سه ساله طفلم اما از خدایم مرگ می‌خواهم
ببین ناز اجل با قیمت جان می‌خرم بابا

قدم برداشتن‌هایم به مثل مادرت باشد
به مثل پیرها محتاج دیوار و درم بابا

ز بس دیرآمدی ای قبله ،رو به قبله‌ام کردند
به روی ماه توباشد نگاه آخرم بابا

بود پیدا ز رگهایت سرت را بد جدا کردند
خبر دارم ولی هرگز نیاید باورم بابا

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت

پای درد و دل دخترت بشین
با لبای پاره می خونم برات
لکنتم داره اذیّت میکنه
روضه با اشاره می خونم برات

اینطوری دست منو گره زدن
دستای عمه رو بستن اینطوری
سرتو نمیتونم بلند کنم
مچ دستمو شکستن اینطوری

وقتی توی تب میسوزم باباجون
لرزه بر تنم میفته اینطوری
با ته نیزه یه جور منو زدن
سر رو گردنم میفته اینطوری

روز و شب یه دست سنگینی بابا
روی گونه هام درازه اینطوری
نمیشه که خوب ببینمت دیگه
با چشی که نیمه بازه اینطوری

تو محله ی یهودیا سنان
خیره شد به قامت من اینطوری
یکی در میون نزد سیلی بهم
ضربه زد به صورت من اینطوری

تو کوچه پس کوچه های شهر شام
چکمه روی بالم افتاد اینطوری
یکی دید رمق نمونده تو پاهام
بی ادب اومد هولم داد اینطوری

تا خجالتم بدن زنای شام
هی به من اشاره کردن اینطوری
جلوی چشم همه میون راه
پیرهنم رو پاره کردن اینطوری

کمرم شکسته از غصه بابا
غم شده رو سرم آوار اینطوری
میدونی که بدتر از اینا چی بود؟؟
هو شدم میون بازار اینطوری

همه سنگ از روی پشت بوم زدن
ناز دخترو خریدن اینطوری
موهایی که عمه بافته بود برام
شمر و حرمله کشیدن اینطوری

با سر اومدی به دیدنم ولی
هیچ کجا بابا نمیاد اینطوری
گریه ی زیاد امونمو برید
نفسم بالا نمیاد اینطوری


پ.ن : با توجه به اینکه ردیف شعر تصویری است دوستان ذاکر در اجرا باید تصاویر مرثیه را به نمایش بگذارند.


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


آسمانت سرخ اما آسمان من کبود
بعد تو بابای خوبم آسمان آبی نبود

من تو را میخواستم دیدم تو با سر آمدی
آمدی جانم به قربانت ولی دیگر چه سود

در تنور آن شب که خاکستر شدی من سوختم
تو گرفتی بوی نان و من گرفتم بوی دود

داغ سنگین تو قد کوچک من را شکست
بعد تو یا در رکوعم دائما یا در سجود

فکر کردم بعد تو من را مدینه میبرند
نامسلمانان مرا بردند بازار یهود

از شتر وقتی که افتادم سؤالی داشتم
آه بابای من از مرکب چطور آمد فرود

با عمو عباس میگویم چه آمد بر سرم
شاید اخمی کرد از نیزه به شمر بی وجود

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


غیر از بیابان ها دگر جایی ندارم
آن قدر سیلی خورده ام نایی ندارم

باید بیایند و تو را اینجا ببینند
آن ها که می گفتند بابایی ندارم

در بین صحرا می کشیدم زجر و حالا
می خواهم از جا پا شوم پایی ندارم

با چشم دل روی تو را باید ببینم
من تازگی چشمان بینایی ندارم

این روزها گیسوی زیبایی نداری
این روز ها گیسوی زیبایی ندارم

تنها یک امشب را شدی مهمانم اما
شرمنده اسباب پذیرایی ندارم

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت

همه شادند دخترت گریان
همه خوابند دخترت بیدار
خیلی امروز مردم این شهر
دادنم با نگاهشان آزار

دخترت را ببر به همراهت
خسته از دست روزگار شده
یا که تشخیص تو شده مشکل
یا دو چشم رقیه تار شده

گر به دور سرت نمی گردم
پر و بالم ببین که بسته شده
مثل سابق زبان نمی ریزم
دو سه دندان من شکسته شده

وسط ازدحام و خنده ی شام
بغض تنهایی ام ترک میخورد
هر کجا تا که گریه میکردم
عمه‌ام جای من کتک میخورد

میکشم دست بر سر و رویت
چه  قدر پلک  تو ورم  دارد
بر لبت زخم تا بخواهم هست
ولی انگار  بوسه کم دارد

آن قدر روی خارها رفتم
به‌خدا هردو پای من زخم است
لرزش دست من طبیعی نیست
نوک انگشتهای من زخم است


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


حالا که برگشتی سرت پیکر ندارد
بابا رقیه طاقتی دیگر ندارد

وقتی که با سر آمدی پیداست برمن
بابا که دل از دختر خود بر ندارد

از بس که خورده سنگ وچوب وضرب خنجر
یک جای سالم این سر و حنجر ندارد

سرخی چشمم راببین از ضرب سیلی
حوریه ات سویی به چشم تر ندارد

ای گوشوار عرش بنگر دخترت را
گوشم شده پاره دگر زیور ندارد

از تازیانه با ل های من شکسته
دیگر کبوتر بچه ی تو پر ندارد

زهرا مرا بوسید درصحراکه دشمن
هرگز نگوید دخترت مادر ندارد

دردانه ات را با شهیدان هم سفرکن
تاب جدایی از علی اصغر ندارد

بس کن «وفایی»اضطرابم بیشتر شد
تاب سخن دیگر دل مضطر ندارد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#دوبیتی


مرادشمن به قصد کُشت می زد
به جسم کوچک من مُشت می زد

هرآن گه پایم از ره خسته می شد
مرا با نیزه ای از پُشت می زد



بیا بشنو پدرجان صحبتم را
غم تو بُرده از کف طاقتم را

دوچشم خویش را یک لحظه وا کن
ببین سیلی چه کرده صورتم را



مرا باتو سرگفت وشنود است
یتیمی من مظلومه زود است

بگو با دخترت دراین دل شب
چرا لب های توبابا کبود است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت

طفلی که بار محنت ایّام برده بود
در عین خردسالگی‌اش سالخورده بود

چون غنچه‌ای که در وسط آتش اوفتد
اعضای پیکرش همه در هم فشرده بود

سر زخم و شانه زخم و کمر زخم و چهره زخم
از زخم ها تمام وجودش فسرده بود

از بس که زخم داشت، شبانگاه وقت خواب
جای ستاره زخم تنش را شمرده بود

بر صورتش که برده شباهت به فاطمه
ردّی کبود داشت! مگر ارث برده بود؟

مُردم ازین مصیبت و جا داشت حین غسل
غساله گر ز غصه‌ی آن طفل مُرده بود

دانی چه بود علت جان دادنش "یتیم"
وقتی به سینه، راس پدر را فشرده بود...

... می‌خواست بر لبان پدر بوسه بسپرد
جان را به جای بوسه بر آن لب سپرده بود

ارزان لبانِ‌تشنه مپندار بوسه زد!
بوسیدنش به قیمتِ جان، آب خورده بود

#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
2
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#محاوره

از رو نی منو نگا کن بابایی
واسه دخترت دعا کن بابایی

دوباره بهم بگو "رقیه جان"
دوباره منو صدا کن بابایی

مثه اون روزایِ خوبِ مدینه
بیا دستامو حنا کن بابایی

از همون بالای نیزه هم شده
یه نگاه به این پاها کن بابایی

میدونی نمیتونم که راه برم
پس واسم فکر عصا کن بابایی

گلِ‌سَر دیگه به کارم نمیاد
گره‌ی موهامو وا کن بابایی

واسه اینکه زجر دیگه سر نرسه
مثه من خدا خدا کن بابایی

دردمو به هیچکی جز تو نمی‌گم
دردمو خودت دوا کن بابایی

من می‌خوام فقط که باخودت باشم
زود منو حاجت روا کن بابایی

سرِ تو جاش توی آغوش منه
هجرت از تشت طلا کن بابایی

تو کفن نداشتی من می‌خوام چکار؟
یه حصیری دست و پا کن بابایی

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت

به جرم اینکه ندارم پدر، زدند مرا
شبیه مادرِ در پشتِ در، زدند مرا

خبر نداشتم این‌ها چقدر نامردند
خبر نداشتم و بی خبر زدند مرا

خدا كند كه عمویم ندیده باشد، چون
پدر درست همین دور و بر زدند مرا

پدر! وقت غذا تازیانه می‌آمد
نه ظهر و شام، كه حتی سحر زدند مرا

سرم سلامت از این كوچه‌ها عبور نكرد
چقدر مثلِ تو ای همسفر زدند مرا

چه بینِ طشت، چه بر نیزه‌ها زدند تو را
چه در خرابه، چه در رهگذر زدند مرا

چه چشم زخم، چه زخمِ زبان، چه زخمِ سنان
اگر نظر كنی از هر نظر زدند مرا

فقط نه كعبِ نِیّ و تازیانه و سیلی
سپر نداشتم و با سپر زدند مرا

پدر من از سرِ حرفم نیامدم پایین
پدر پدر گفتم هر قَدر زدند مرا

مگر به یادِ كه افتاده‌اند دشمن‌ها
كه بینِ این همه زن، بیشتر زدند مرا؟

زدند مادرتان را چهل نفر یكبار
ولی چهل منزل، صد نفر، زدند مرا

#محسن_عرب_خالقی


@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت

عجب خوابی، عجب حالی، عجب رؤیای شیرینی
چه زیبا می‌شود وقتی، پدر را خواب می‌بینی

عجب عشقی، عجب شوری، عجب عطر دل انگیزی
چه رؤیایی‌ست با یاد پدر از خواب برخیزی

چه کس بیدار کرده دختری که گرمِ رؤیا بود
که در گلزار سرسبز پدر محوِ تماشا بود

چه کس حالا جوابی می‌دهد چشم پر آبم را
به بیداری نخواهم داد شیرینیِّ خوابم را

کجا رفته؟ کجا عمه؟ همین لحظه، همین جا بود
همین حالا، همین دلخسته در آغوش دریا بود

همین حالا کنارم بود و از غم‌ها رهایم کرد
دوباره جان به من داد و رقیه جان صدایم کرد

نیامد بر لبم لبخند و از غم‌ها دلم پوسید
به جبرانش پدر با گریه لب‌های مرا بوسید

دوباره دستِ گرمش را به دُورِ گردنم انداخت
نگاهی بر رُخِ زرد و کبودیِّ تنم انداخت

دویدم کودکانه باز هم دنبال من می‌کرد
لب خشکش به هم خورد و سؤال از حال من می کرد

رقیه دخترم خوبی؟ بیا بابا در آغوشم
اگر دردِ دلی داری بگو آهسته در گوشم

تو هر جایی که می‌رفتی، من از بالای نی دیدم
تو هر دفعه زمین خوردی، تو را از دور بوسیدم

زمین خوردی و چشمم را به گریه باز می‌کردم
تو را از روی نیزه با نگاهم ناز می‌کردم

من از بالای نی خون گریه می‌کردم به احوالت
خبر دارم چه شد آن شب که خونین شد پر و بالت

دعا کردم به احوالت، دعایی تو به حالم کن
اگر در راه صد دفعه کتک خوردی حلالم کن
::
چه می‌فرمایی ای بابا به قربان سر و رویت
هر آنچه شد به من جانا فدایِ تار گیسویت

نمی‌خواهم بیازارم تو را حالا که مهمانی
نمی‌خواهم تو را از کف دهم امشب به آسانی

چه باید گفت ای بابا از این اوضاعِ آشفته
هزاران درد و غم دارم، هزاران حرف ناگفته

تو را تا زنده‌ام در پنجه‌ی هر کس نخواهم داد
به دست این و آن هرگز، سرت را پس نخواهم داد

در آغوشم بخواب آرام عزیزم خسته‌ی راهی
چرا دیر آمدی بابا، مگر ما را نمی‌خواهی

بخواب آرام اینجا دشمنِ نامهربانی نیست
بخواب آغوش من امن است، اینجا خیزرانی نیست

گُلِ من! آمدی اما شمیم یاس جا مانده
تو را آورده‌اند اما عمو عباس جا مانده

پس از تو بارشِ بارانِ غم آغاز شد بابا
پس از تو دخترت با تازیانه ناز شد بابا

پس از تو سهم ما تُندی و خشم و اَخم شد بی حد
در این مدت، تمام پیکر ما زخم شد بی حد

تو رفتی و النگویم طنابِ شمر و خولی شد
دلیل درد بازویم، طنابِ شمر و خولی شد

پذیرایی به غیر از سیلی قاتل نمی‌بینم
نگاهت می‌کنم بابا، ولی کامل نمی‌بینم

مرا پای برهنه روی سنگ و خارها بردند
مرا کوچه به کوچه از دل بازارها بردند

شبی افتادم از ناقه که زجر آمد سراغ من
چنان آمد که گویی آتش افتاده به باغ من

نمی‌گویم چه شد بابا، سخن کوتاه و سربسته
پس از آن نیمه شب، از زندگی کردن شدم خسته

#مجتبی_شکریان


@raziolhossein
2
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


شبیه مادرم دیگه نمیشه هیچکس اما تو
نشون دادی به بابات جلوه‌ی اُمّ‌ابیهاتو

صدام‌ کردی و آخرسر ، کنارت اومدم با سر
میبینی کار دنیامو، میبینی کار دنیاتو

نباید با طبق من رو جلو روت پرت میکردن
نمیخواستم ببینی اینجوری تعبیر رویاتو

چرا چشماتو بستی پس؟ منم بابا.. نگاهم کن
خجالت میکشی از من؟ غریبم من مگه با تو؟

بیا بازی کنیم بابا بیا زخمامونو بشمار
ببین من بیشتر زخمی شدم توو این سفر یا تو

اگه لبهام پر از زخمه اگه خشک و ترک خورده‌ست
تحمل کن یه کم بابا ببوسم تاول پاتو

تو هم گوشواره هات گم شد منم انگشترم گم شد
گوشات زخمه، خدا رو شکر ندیدی دست باباتو

توی طشت دیدمت امروز که پاک کردی با آستینت
نخواستی که ببینم چشم خیس مثل دریاتو

خبر دارم شبا از درد پاهات دیر میخوابی
سرِشب دونه دونه بچه ها خوابیدن الا تو


میدونم که دلت تنگه میدونم که بغل میخوای
نبین رفتم پیش راهِب.. نمیگیره کسی جاتو

منو محکم بغل کردی میترسی باز تنها شی
نترس جایی نمیرم یا برم میرم فقط با تو

#یامظلوم

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


تا از غم تو نداده ام جان
به دیدن من بیا شتابان

تب کرده ام از ندیدن تو
کم حوصله ام ز درد هجران

گفتم به همه پدر می آید
گفتم به همه می آیی الان

شان تو خرابه هیچ اما
با بزم شراب نیست یکسان

من رخت مناسبی ندارم
شرمنده شدم ز روی مهمان

گفتند که در تنور بودی
از بوی غذا شدم گریزان

من دخترم انتظار دارم
که باز ببوسی ام دو چندان

گفتم که ببوسم از لب تو
با این لب پاره نیست امکان

رفتی و مرا بغل نکردی
باید بغلم کنی کماکان

با دیدن روی غرق خونت
هم مُردم و هم گرفته ام جان

من چوب یزید را شکستم
تا از عملش شود پشیمان

کوتاه نیامدم خلاصه
در پیش عدو به هیچ عنوان

دندان تو را شکست چوبش
طفل تو گرفت درد دندان

افتاد به جان دخترت زجر
شد شام غم تو عید قربان

من فاتحه بهر خویش خواندم
تا زجر رسید در بیابان

پاداش به حرمله ندادند
از دختر تو گرفت تاوان

در شام زدند بین بازار
ناموس تو را دکان به دکّان

یک مشت شرابخوار کافر
گفتند به عمه نامسلمان

یک عده دروغگوی بی عار
به آل نبی زدند بهتان

عمه که همیشه مقتدر بود
با حرف کنیز شد پریشان

تاراج شدی ، حراج کردند
اموال تو را ولی چه ارزان

من را تو ببر از این خرابه
اوضاع من است نابسامان

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


به شانه بار غمت را نبرده بودم و بردم
مرا به عمه سپردی تو را به خاک سپردم

شبی شبیه تو افتادم از بلندی مرکب
چه زجرها که ندیدم چه زخم‌ها که نخوردم

به روی خار دویدم که بی تو زود بمیرم
مرا ببخش پدر جان اگر هنوز نمردم

به جای آب گوارا شراب سهم لبت شد
به بزم شام چه زهری زمانه داد به خوردم

برای آنکه بخوابم تو را به خواب ببینم
هزار و نهصد و پنجاه تا ستاره شمردم

نشد به پای تو خیزم مرا ببخش عزیزم
گُل تو بوده‌ام اما شکسته ساقه‌ی خُردم

تو بوریا کفنت شد من این لباس سیاهم
به رسم عشق، کفن هم در این مزار نبردم

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_دودمه

گرچه در شام ولی در حرمت جا شده‌ام
یااباعبدالله     یااباعبدالله
هفتمین گوشه‌ی شش‌گوشه‌ی بابا شده‌ام
یااباعبدالله     یااباعبدالله

#حسن_لطفی
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#محاوره


دختر غم زده خرابه هام
آرزویی ندارم غیر بابام
می‌خوام امشب تا سحر صدات کنم
ولی لکنت افتاده توی صدام

من که تو آغوش تو می‌خوابیدم
قبل خواب باید تورو می بوسیدم
حالا سر به روی خاکا می‌زارم
دیدنت تو خوابه  تنها امیدم

اگه من پرم شکست بابا فدات
چشامم نمی‌بینه فدا چشات
پر زخمم ولی من یه درد دارم
بابایی خیلی دلم تنگ برات

روی خاکا بابایی کشیدمت
خم شدم یه دل سیر بوسیدمت
تموم غصه من همین شده
وقتی رفتی خواب بودم ندیدمت

رفتی و با سیلی از خواب پریدم
نفسم بند اومد از بس دویدم
تا صدات زدم بابا منو زدن
پناهی جز عمه زینب ندیدم

بابا کل حرم و آتیش سوزوند
چادر خواهرمو آتیش سوزوند
اگه شونه نمیشه موی سرم
معجر رو سرمو آتیش سوزوند

گل سر دیگه برا موهام نخر
دیگه خلخال واسه پاهام نخر
لاله گوشم ببین زخمی شده
گوشواره بابا دیگه برام نخر

من که بودم روز آهوی حرم
نمیتونم دیگه حتی راه برم
همش از قافله ها جا میمونم
تازیونه می رسه تا ببرم

بابایی بال و پرم درد می‌کنه
زخمای چشم ترم درد می‌کنه
از شبی که افتادم از رو ناقه
هنوزم موی سرم درد می کنه

مثل شمعی پیکر من آب شده
صورتم با زخم سیلی قاب شده
مثل مادرت که بی هوا زدن
بی هوا زدن تو این جا باب شده

شبی که گم شده بودم زجر اومد
عمو جون نشنوه بابا بد می زد
قد به من به چکمه هاش نمی رسید
بی هوا به پهلو هام .... می زد 

اومدی و گره من وا شده
آخرای  عمر این زهرا شده
هر کسی منو تورو دیده می گه
این سه ساله پیرتر از بابا شده

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت



تو بهشت این جهانی که به شوکتم می آیی
چه شبی شود شبی که ، تو  به خلوتم می آیی...

به دویدنت ز خیمه، دم احتضار اصحاب
تو درست لحظه ای که  پُرِ حسرتم می آیی ...

نه به وصل، ناز داری، نه به پا نیاز داری
پدر منی و با سر  به عیادتم می آیی

شده مرقد تو نیزه ، به طواف تو دویدم
شده مرقدم خرابه ، به زیارتم می آیی ؟!

تو شبی بدون دعوت به تنور رفته بودی
به سر مزار من نیز ، به دعوتم می آیی


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


این است پیامی از دردانه به دردانه
از نی بنگر ما را ویرانه به ویرانه

یک خانه پر از سنگ و یک خانه پر از هیزم
فرق است پذیرایی کاشانه به کاشانه

زخم است سرم از بس شانه نشود مویم
خون است دل شانه دندانه به دندانه

چون شمعم و از اهم  یک قافله می‌سوزد
شرمنده از آن هایم پروانه به پروانه

هم چوب لبت میخورد هم جام به دستش بود
می ریخت به دلها خون پیمانه به پیمانه


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
11:54
#امام_زمان_مناجات


جز ذکر توأم نیست ثنایی و دعایی
بی حال و هوای تو چه حالی؟ چه هوایی؟

بی زخم تو محروم بود سینه ز مرهم
گر درد نبخشی، چه طبیبی؟ چه دوایی؟

بگذار که چون گرد به خاکت بنشینم
تا بر سر پایم بگذاری، کف پایی

از مرتبه و قدر و جلالش نشود کم
گر پادشهی چشم گشاید، به گدایی

عمری گذراندیم و دریغا که ندیدیم
روزی که ز ما سر نزند، جرم و خطایی

از گوشِ کرِ خود، گله داریم وگرنه
هر لحظه به ما از تو رسیده است، صلایی

مرغان هوا، خلق زمین، ماهی دریا
هر یک به زبانی ز تو گویند ثنایی

ایمن شده از روز مکافات و نگفتیم
هر لحظة این عمر بود روز جزایی

افسوس که در کوی تو بودیم و نبودیم
از پرتو حسنت، نگرفتیم ضیایی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
11:54
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_علی_اکبر


زمان زمان عجيبي ست، امتحان سخت است
طي زمانه ي بي صاحب الزمان سخت است

ببخش عزيز خدا! جان ندادم از هجرت
چقدر منتظرت جانعزيز و جانسخت است

"و لا تُري و أري الخلق" اين چه تقديري ست
تو را نديدن و ديدار اين و آن سخت است

گريستم كه مشرف شوم به پابوست
بدون گريه رسيدن به آسمان سخت است

رسيده است شب اكبر و زمان نماز
براي من چقدر لحظه اذان سخت است

تو را قسم به غم "بعدك العفا..." ي حسين
بيا... بيا و خودت روضه را بخوان... سخت است

مرا زيارت پايين پا مبر امشب
چرا كه پيش پدر خواندن از جوان سخت است

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
11:54
#امام_زمان_مناجات


تب وصال تورا شب به شب به سر دارد
کسی که از غم تو گریه سحر دارد

هوایی تو هوایی هیچ بامی نیست
تعلقات برای گدا ضرر دارد

چگونه زندگی اش راحت است و آسوده؟!
یتیم اگر به دلش حسرت پدر دارد

بیا برای غریبی ش گریه کن هرروز
که او همیشه به خون جگر نظر دارد

بگیر پشت درش دست خالی خود را
فقیر وقت کرم فیض بیشتر دارد

بگرد روضه به روضه برای دیدن او
بگرد، یار به این روضه ها گذر دارد

خدا کند که برات مرا کند امضا
کنار او دل من میل یک سفر دارد

به یمن تربت اعلای کربلای حسین
نماز و سجده من لذتی دگر دارد..

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
11:54
#امام_زمان_مناجات
#اسارت



می‌شود هر روز اشکم در عزایت بیشتر
سوختم از روضه‌ات، از های هایَت بیشتر

می‌روم دنبالت اما از حرمهای شما
می‌رود تا کربلایت ردِ پایت بیشتر

از عبادت هم مُهمتر این اطاعت کردن است
می‌دهم سر را ولی دل را برایت بیشتر

میزنم بر سینه شاید که شبیهِ تو شوم
می‌نشیند بر کبودی بوسه هایت بیشتر


تا که میاُفتی به یاد مَشک و دست و علقمه
باز می گیرد دلت اما صدایت بیشتر

تا که می‌آید رَجزهایِ عمویت بر لبم
می شود سهمِ من از دستِ دعایت بیشتر

تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالا تری
رفته آری بر عمویت شانه هایت بیشتر


#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:54
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

از داغ غمت ڪمر خمیده ست،بیا
یڪبار دگر جمعه رسـیده ست،بیا

ای بـاخـبــر از راز دل بــیـمارم
تا عمر به آخر نرسیده ست،بیـا

@raziolhossein
11:54
#امام_زمان_مناجات

یا صاحب الزمان

تمام حاجتم این است با دلی پر درد
تورا به حق اسیریِ عمه ات  بر گرد...

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#رباعی

تو شام که رفتی دل صحرا ماندیم
بالای سر پیکر بابا ماندیم

پای غم‌ تو‌ پنج ‌صفر میمیرم
ما از شب سومت اگر جا ماندیم

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها



با تیغ اشک بر همه میتازم ای پدر
من با غم تو هیچ نمی سازم ای پدر

این مدتی که مانده به پایان عمر من
باید به گریه بر تو بپردازم ای پدر

صد بار خورده ام به زمین بین این مسیر
تا پرچم غم تو بر افرازم ای پدر

رفتی به روی نیزه و سر خم نکرده ای
در روز حشر هم به تو می نازم ای پدر

روزی که زنده می کند اسلام را غمم
ایمان می آورند به اعجازم ای پدر

اطناب رنجهای تو را جای شرح نیست
در شعر غصه های تو ایجازم ای پدر

هر بار خواست جان بپرد از حصار تن
سنگی زدند بر پر پروازم ای پدر

از اسب خورده ای به زمین حق بده که من
خود را ز روی ناقه بیندازم ای پدر
.

اینگونه که بریده سرت را نمیشود
بر گردن تو دست بیاندازم ای پدر


#محسن_عرب_خالقی


@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


آن شب که نگاهش به سربی بدن افتاد
ناله زد ویادش زتن بی کفن افتاد

فریاد زدای عمه ببین باب نکویم
یکبار دگرگوشۀ چشمش به من افتاد

ازنالۀ اوشد همه آفاق پرازغم
آتش به سراپردۀ بیت الحزن افتاد

وقتی که نگاهش به سر غرقه بخون بود
چون مرغک بی بال به پرپر زدن افتاد

چون شمع شب افروز شرر داشت دل او
پروانه صفت سوخت وازسوختن افتاد

دیدند که دُردانۀ سالار شهیدان
جان دادزداغ وپدروازسخن افتاد

با داغ رقیه دل شب اوشب امّ مصائب
یکبار دگر درغم ورنج ومحن افتاد

دیگر مگو ازاین غم جان سوز «وفایی»
بس کن که شرر بر دل هر مرد وزن افتاد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


من غنچۀ نشکفته بستان حسینم
من نوگل پرپر به گلستان حسینم

پژمرده گلی ریخته از گلبن زهرا
من طفل نوآموز دبستان حسینم

من کودک معصومم و مظلوم، رقیه
از جسم حسینم من و وز جان حسینم

یک آه جگر سوز ز سوز دل زینب
یک قطرۀ اشک از بُن مژگان حسینم

من گنج نهان در دل ویرانۀ شامم
من شمع شب افروز شبستان حسینم

آن شب که به دیدار من آمد به خرابه
وقتی پدرم دید پریشان حسینم

همراه سر خویش مرا پای به پا بود
تا جنّت فردوس به دامان حسینم

جان بر سر سودای غمش دادم و شادم
کامروز حسین از من و من زانِ حسینم

قربانی حق شد پدرم شاه شهیدان
فخر من از آن ست که قربان حسینم

روشن کن این شام سیاهم که شعاعی
از روی چو خورشید درخشان حسینم

بر پادشهان فخر از آن کرد «ریاضی»
کز لطف خدا بندۀ احسان حسینم


#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت



نیمه های شب نرفتم به  تماشای کسی
شاد هم بودم،  نخندیدم به غمهای  کسی

خانه ات هرجا که باشد احترامش واجب است
دخترت هرگز نزد طعنه به ماوای کسی

آب از سقای لشکر خواستم از شمر نه !
نیست روی دست من ، ننگ تمنای کسی

من به سیلی می خرم ناز سر بر نیزه را
عاشقی چون من نشد درگیر رویای کسی

قطعه به قطعه علی اکبر، تو از او ریز تر
مثل ما درهم نشد خوش قد وبالای کسی

تاول پای مرا ، ناز تو درمان می کند 
پس ندارم احتیاجی به مداوای کسی

آه خولی ، موی بابای مرا آتش زدی ...
بعد از این دیگر مزن آتش به دنیای کسی

از فراق یارهای رفته می رنجم ولی
ناسزا هرگز  نمی گویم به بابای کسی


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#دوبیتی

روی دامن رباب میزدنم
وسط بزم شراب میزدنم

کسی دختر و تو خواب نمیزنه
من و حتی توی خواب میزدنم

......

توی این خرابه بندم نکنید
پریشون موی کمندم نکنید

به خدا خیلی سرم درد میکنه
دیگه با موهام بلندم نکنید

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


آخرکمی بخواب چرا گریه می کنی
با سینۀ کباب چرا گریه می کنی

با ناله نبض توچقدرکُند می زند
با بغض درگلو نفست تُند می زند

آه ای رقیه، جان من آرام گریه کن
آهسته درسکوت دل شام گریه کن

با گریه های خویش قیامت بپا مکن
با ناله اینقدر پدرت را صدا مکن

ترسم برای گریۀ تو سر بیاورند
این جان مانده را زتنت در بیاورند

ای وای من که محشرکبری شروع شد
بار دگر قیامت عظما شروع شد

آرام شو ز گریه وشیون رقیه جان
بابا رسیده با سر بی تن رقیه جان

روپوش را زچهرۀ بابا تو پس بزن
جانت به لب رسیده شمرده نفس بزن

ازگریه های خویش به بابا سخن بگو
از آنچه دیده ای تو به صحرا سخن بگو

یکدم به سیل اشک روانت امان مده
رخسارۀ کبود به بابا نشان مده

بوسه زدی به لعل لب ازجا بلند شو
دیگر بس است دیدن بابا بلندشو

عمه چرا صدای تو دیگر نمی رسد
غمناله ات به گوش من آخر نمی رسد

عطر گلی شنیدی وبیهوش گشته ای
حرفی نمی زنی وتوخاموش گشته ای

درگوش باب خویش چه گفتی که پر زدی
مارا گذاشتی وتو ساز سفر زدی

پرپر شدی وطاقت هجران نداشتی
بر روی داغ های دلم غم گذاشتی

بگذار تا بگریم وکوته سخن کنم
این نیمه شب برای تو فکر کفن کنم

بردوش اهل بیت سه ساله بلند شد
خاموش شد«وفایی» وناله بلند شد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
11:54
#امام_حسین_علیه‌_السلام
#حضرت_رقیه


من به جز این روضه ها جایی ندارم خانه؛ نه!
کفتر جلد تو جز اینجا ندارد لانه؛ نه!

دیدن معشوق، طبعاً باعث دیوانگی‌ست
می شود آیا تو را دید و نشد دیوانه؟ نه!

از همان بدو تولد عاشقت گشتم حسین
داستان عشق من با تو نبود افسانه؛ نه!

در طریق نوکری جُون است پرچمدار من
نوکری را میدهم بر منصب شاهانه؟ نه!

من گدایی میکنم از تو فقط یک چیز را...
از تو میخواهم نگاهت را و آب و دانه نه!

فیض اشک من فقط با چای بعدش کامل است
هست جز فنجان چای روضه ات پیمانه؟ نه!

اربعینم لنگ امضای رقیه مانده است
کار من حل می شود بی اذن آن دُردانه؟ نه!
.
.
با گلایه گفت: پیش من بیا بابای من
به کلیسا سرزدی اما به این ویرانه نه!

تو همیشه موی من را شانه می کردی پدر
خوب میدانم که این دفعه نداری شانه؛ نه!


#علی_میرحیدری

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#رباعی


از غصه و غم تو را رها خواهد کرد
هر درد بیاوری دوا خواهد کرد

از نسل علی و فاطمه است این دختر
حاجات محال را روا خواهد کرد


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#عامیانه


رسیده به آرزوی سفرش ...
با هزار حرف نگفته دخترت
از رو ناقه افتاده ، مهم اینه
از چشای تو نیفته دخترت


دخترا منتظرن بابا بیاد
درداشونو ، تو بغل بهش بگن
سر تو اومد ولی بغل نداشت
کاری کرد که حرفا تو دل بمونن


گفت : به دیدن کسی که هیچکسو
مثل بابا دوس نداره اومدی
قربون اومدن نصفه شبی ت
چرا با رگای پاره اومدی ...


مگه من نگفته بودم که میای
با خودت بغل  بیار ، سر زدنی ...
اومدم که بپرم تو بغلت
دیدم اندازه ی آغوش منی ...


آخ ببخشید این چه حرفی بود زدم
تو به اندازه ی کافی خسته ای ...
ببوسم زخم گلوتو خوب بشه ...
صد برابر همه ، شکسته ای


نمک بچه ، شیرین زبونیشه ....
با نمک بودن به بچه ت نیومد
لکنتش نزاشت باهات حرف بزنه
همه ی حرفاشو با یه بوسه زد 


رو لبای پاره جون داد که بگه
کم  بابا هم  پناه دختره ...
دخترو تازیونه نمی کشه
لب بابا،  قتلگاه دختره ....


زن ها و دخترای شامی فقط
دنبال بهونه ی خنده بودن
خندیدن ...دخترتو که دق دادن
سر قبرش همه شرمنده بودن


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت
#رباعی


از غم نفس خرابه هم سر آمد
آن روز که آه سنگ‌ها در آمد

دیدند که اشک دخترک قطع شده
بابای رقیه بود، با سر آمد..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


با اِینکه دَر خَرابِهء شام است جای من
زَهراست زائرِ حرمِ با صَفای مَن

قِیمَت گُذارِ گُوهرِ اَشگش فَقَط خداست
هَر دِل شِکستِه اِی که بِگرَیَد بَرای مَن

طِفلِ سه‌ سالِه را که توانِ فَرار نیست
دِیگر چِرا به سِلسِلِه بُسته است پای مَن

دِیشَب نَماز خوانده اِم و اَشگ رِیختَم
شایَد پِدر سَری بره زَنَد بَر سَرای مَن

جان را بِه کَف گِرفتِه اَم و نَذر کردِه اَم
اِمشَب اَگر رَسد بِه اِجابَت دُعای مَن

دَر شام هَم که جان بِدَهَم کَربَلایی اِم
اِین گُوشِهء خَرابِه شدِه کَربَلای مَن

کارَم رَسیدِه اَست بِه جایی که کَعبِِ نِی
گَریَد بَرای زَمزَمِهء بی صَدای مَن

اَز بَس گِریستَم، دِگر اَز اَشگ، خِیس شد
خِشتی که دَر خَرابِه شده مُتّکَای مَن

یک لَحظِه دَر خَرابِه دو چِشمَم بِه خواب رَفت
دِیدَم که رُوی دامَنِ باباست جای مَن

میثم غَرِیب جان دَهم و نِیست هِیچ کَس
جُز تازِیانِه با خَبَر از دَردهای مَن


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


چکنم نیست نیست دگر صبروقرارم چکنم
بیش ازاین طاقت هجر تو ندارم چکنم

هرشبم تابه سحر؛ هر سحرم را تا شب
در هوای تو اگر اشک نبارم چکنم

با قد خم شده خواهم چو قدم بردارم
دست بر پهلو و زانو نگذارم چکنم

تا بدانم چقدر بیشتر از پیش تر است
زخمهای بدنم را نشمارم چکنم

شده بیدار یزید و به تلافیش اگر
باز بر  زجر بیفتد سروکارم چکنم

سخت باشد چه اسیری چه یتیمی چه فراق
یک دوماهست که برهر سه دچارم چکنم

بی تو شاید بتوان بر تن زخمی سرکرد
ولی ای راحت جان با دل زارم چکنم

در قدوم تو چو جان داده بسی دشمن و دوست
منکه دلبند توام جان نسپارم چکنم


#حیدر_توکلی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_دودمه


در قافله عشق سپهدار رقیه‌ است
علمدار رقیه است

در هیئت ویرانه میاندار رقیه است
علمدار رقیه است


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
2
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


امشب به دامن من خورشید آرمیده
یا ماه آسمان ها در کلبه ام دمیده

دختر همیشه جایش آغوش گرم باباست
کس روی دست دختر راس پدر ندیده

از دل چراغ گیرم از اشک گل فشانم
از زلف مشک ریزم بابا زره رسیده

از بس که چون بزرگان بارفراق بردم
درسن خردسالی سرو قدم خمیده

بابا چه شد که امشب، با سربه مازدی سر
جسمت کدام نقطه، در خاک و خون طپیده؟

هم کتف من سیاه است،هم روی من کبود است
هم فرق من شکسته،هم گوش من دریده

داغم به دل نشسته آهم زسر گذشته
چشمم به راه مانده اشکم به رخ چکیده

از بس پیاده رفتم پایم ز راه مانده
ازبس گرسنه خفتم رنگم زرخ پریده

تو رفع تشنگی کن از اشک دیده ی من
من بوسه می ستانم از حنجر بریده

انگشت های عمه بگرفته نقش گلزخم
از بس نشسته و خار از پای من کشیده

جسمم رود شبانه در خاک مخفیانه
یاد آورد ز زهرا دفن من شهیده

خفتم خموش و دادم بر بیت بیت میثم
صد محنت نگفته صد راز ناشنیده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
11:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
608×1080, 142.9 KB
لب‌هات شده کبود؛ بابای گلم!
جُرم تو مگر چه بود؟ بابای گلم!
هم‌رنگ دلم عقیق در دست تو بود
آن را چه کسی ربود؟ بابای گلم!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


چادرم را پس بگیر و فرش این کاشانه کن
عمه مهمان آمده موی سرم را شانه کن

از محالات است اما گیسویم را باز کن
فکر پنهان کردن گوش منه دردانه کن

آب و جارویی بزن ویرانه را زینت ببخش
من خجالت می کشم فکر من بی خانه کن

پادشاه عالم امشب روی دامان من است
گرد از رویم بگیر این بزم را شاهانه کن

عمه زحمت دادمت امروز راحت می شوی
گریه کمتر بر عروج سوخته پروانه کن


از روی پیراهنم امشب مرا غسلم بده
زخم بسیار است عمه همتی جانانه کن

موقع دفنم که شد منت ز نامردان نکش
نیمه شب این گنج را پنهان در ویرانه کن


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
3
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


چنان از غم دوری افسرده بودم
که از داغِ تو سخت پژمرده بودم

سپر گر نمیکرد عمه خودش را
همان عصر روز دهم مُرده بودم

فقط خون دل بود و اشک دو دیده
غذایی اگر هم که من خورده بودم

گرسنه نخفتم شبی در اسارت
که هر شب پدرجان، کتک خورده بودم

حسابش ز دستم برون گشته آخر
که من اینقدَر زخم نشمرده بودم

حلالم کن امشب اگر شکوه کردم
دلم تنگِ تو بود، آزرده بودم


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


از زخم مانده بر تن طفلت نشانه ها
شعله ور است از دل زارم زبانه ها

دختر اگرچه از سر مهر و لطافتش
دارد همیشه با پدرش عاشقانه ها…

دیگر گذشته ام به هوایت ز جان خود
از بس گرفته ام ز نبودت بهانه ها

مویم سفید و گونه ی سرخم سیاه شد
بی تو شکست حرمت سبز جوانه ها

نایی نمانده است مرا بهر پا شدن
مویی نمانده است مرا بهر شانه ها

بابا سه ساله ی تو گرسنه به خواب رفت
بوی طعام گرچه می آمد ز خانه ها…

بابا عجیب! مجلس ختم تو گرم بود
«طفل یتیم و تسلیت تازیانه ها»

اما عجیب!هر شب ویرانه سرد بود
بی تو گذشت سخت به ما نازدانه ها


#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossei
1
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


گنجشک وار کنج قفس در تپیدنم
حتی نمانده قدرت ناله کشیدنم

آخر به زور گریه رسیدم به تو پدر
اشک من است تا به تو راه رسیدنم

نشناختم اگر که در اول تو را، ببخش
اشکم شدست علّت این تار دیدنم

پایم نداشت طاقت صحرا و خار را
از حال برد از پی ناقه دویدنم

حتی صدای خویش به گوشم نمی رسد
سیلی اثر گذاشت چنان بر شنیدنم


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_شهادت


بیابان در بیابان دربیابان گریه می‌کردم
تمام راه را از تو چه پنهان گریه می‌کردم

تمام راه را با حرمله طی کرده ام بابا
کمان در دست او بود و کماکان گریه می‌کردم

خبر دارم که می‌دانی مرتب زجر می‌دیدم
پیاپی زخم میخوردم، فراوان گریه می‌کردم

صدای گریه هایم زجر را آزار می‌داد و
هراسان بی صدا با چنگ و دندان گریه می‌کردم

تو روی نیزه ها غرق تلاوت بودی اما من
بدون وقفه با صوتت به قرآن گریه می‌کردم

سرت خورشید بود و در میان آسمان بودی
ولی من ابر بودم مثل باران گریه می‌کردم

نمی‌خندند لبهایی که با آن ذکر می‌گفتم
نمی‌بینند چشمانی‌که با آن گریه می‌کردم

در آن ساعات پایانی شبیه مادرم زهرا
چه مشکل راه میرفتم، چه آسان گریه می‌کردم


#احمد_علوی


@raziolhossein
2
11:54
#حضرت_رقیه_ولادت

در نام رقيه فاطمه پنهان است
از اين دو يكي جان و يكي جانان است

در روي كبود اين دو پيداست خدا
آيينه بزرگ و كوچكش يكسان است


#سید_رضا_موید
......

از کودکی اش فاضله و عالمه بود
چون شیرزن قبیله بی واهمه بود

بر بوسه‌ی عمه بر جمالش سوگند
از بدو تولدش خودش فاطمه بود

#جواد_حیدری
......

ای چهره ات از نور نجابت گلگون
زد بوسه به دستان تو چرخ گردون

افتاده گره به کارمان! کاری کن...
زهرایِ حسین ؛ یارقیه خاتون!

#م_عاطفی

@raziolhossein
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها



تويى به باغ ولايت گل بهار ، رقيه
كبود صورت ماهت بنفشه زار ، رقيه

كتاب كرببلا را كه خود تو حسن ختامى
حديث مرگ تو بخشيده اعتبار ، رقيه

خراب ، كاخ يزيد از شرار آه تو اما
بناى دولت عشق تو برقرار ، رقيه

اگر چه در غم بابا تو بيقرارترينى
قرار خاطر دلهاى بيقرار ، رقيه

دل كويرى من حسرت نگاه تو دارد
ز ابر لطف ، کمى بر سرم ببار ، رقيه

حسين ، فاطمه را در نگاه گرم تو می ديد
به قاب چشم تو شد بوسه‏ اش نثار ، رقيه

سه ساله وارث زهرا به درد و داغ و مصيبت
خرابه بود و تو و داغ بيشمار ، رقيه


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
11:54
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


ابری گذشت و گفت که دریا رقیه است
طوفان وزید و گفت که صحرا رقیه است

کوهی قیام کرد و به طوفان و ابر گفت
این کوه این شکوه همانا رقیه است

رد شد نسیم و گفت که من روح بخشم و
اثبات می کنم که مسیحا رقیه است

در کوی عشق حرف صغیر و کبیر نیست
زینب در این مقام سراپا رقیه است

کوچکترین محجبه ی خانه حسین
آیینه نجابت زهرا رقیه است

سقا دلیل شادی قلب رقیه بود
پس دلخوشی حضرت سقا رقیه است

باب الحوائجان حرم وقت رفع غم
نامی که می‌برند به لب‌ها رقیه است

در این قبیله هر که به کاری است ملتزم
حلال مشکلات شدن با رقیه است

ما نوکران طایفه عشق تا ابد
ذکری که هست بر لبمان یا رقیه است


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


ماه شبهای همه، خورشید ناپیدا حسین
هرکسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین

دستگیری میکند از عاشق بی دست و پا
می نشاند نوکر آلوده را بالا حسین

بر کسی دل بسته ام که دل نبسته بر کسی
از همه دل کنده ام در این جهان الاّ حسین

کار من گریه است از بدو تولد تا ابد
خیر دیگر که ندیدم من از این دنیا...حسین

بارها گفتم نمی بخشد ولی بخشید و گفت
بارآفت خورده ات را میخرد یکجا حسین

سیزده نور خدا را دوست دارم مثل هم
چون که میدانم در آنها هست استثنا حسین

چونکه محتاج خدا بودم میان روضه ها
وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین

هم امامت، هم قیامت، هم شفاعت میکند
روز محشر هم بیاید کار دارم با حسین

کاف، ها، یا، عین، صاد ِسورهء مریم جدا
سوره والفجر، روی نیزه شد معنا حسین

من فدای دختری که در خرابه بود و گفت:
با همان لکنت به سختی چند تا بابا حسین...

خورده ام از این و آن مشت و لگد حالا بگو
که شدم من پیرتر یا مادرت زهرا حسین؟!


#رضا_دین_پرور


@raziolhossein
2
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


زینَت گرفته هَر سُخَنم، با دَمِ حسین
چون عَطردان شده دَهَنم، با دَمِ حسین

از کودکی برای غمش گریه کرده ام
تا روزِ مَرگ سینه زَنم، با دَمِ حسین

بر من دُعای حَضرتِ صِدّیقه می رسد
تا مِشکی است پیرُهَنم، با دَمِ حسین

عیسی نَفَس گرفته اگر با دَمِ علی
من کوهِ نَفس می شِکَنم با دَمِ حسین

من کربلایی از کَرمِ مُجتبی شدم
من عاشقِ دَمِ حَسَنم با دَمِ حسین

هنگامِ غُسلِ من بنِویسید: "کَربَلاء
با تُربتی روی کَفَنم" با دَمِ حسین

یک روضه ی رُقَیّه بخوانید دوستان...
دَر لحظه ی کَفَن شُدَنم... با دَمِ حسین...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


کنج عزلت گزین و تنها باش
بین گمنام هاش پیدا باش

پی سیر و سلوک‌ اگر هستی
خاک شو محضرش تمنا باش

آخرت میوه ی همین دنیاست
پس از امروز فکر‌ فردا باش

نمک عاشقی به رسوایی ست
با جماعت نباش و رسوا باش

دست، پیش کسی دراز نکن
سائل دست های سقا باش

علف هرز هم اگر بودی
در زمین حسین زهرا باش

گرچه اصلا به تو نیازی نیست
پای کار حسین اما باش

زیر خنجر به فکر ما بوده
ما به فکر گناه...، ما را باش

میل داری به روضه ی رضوان
هر کجا روضه بود آنجا باش

هدف از گریه خنده ی زهراست
بی خیال ثواب عقبی باش

گریه کن پا به پای طفلی که
گریه میکرد با سر باباش

گفت حالا که آمدی بابا
یا مرا با خودت ببر یا باش

به من و روسریم فکر نکن
فکر بی معجری زن ها باش


#یامظلوم

@raziolhossein
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


نوکر همیشه عشق خود ابراز می کند
با یا حسین نوکری آغاز می کند

دل خوش نکرده ایم به اعمال خیر خود
ما را غم حسین سرافراز می کند

هر کار کوچکی که در این خیمه می کنیم
زهرا به دست خویش، پس انداز می کند

دل، دور مانده از حرم اما در این دو ماه
تا کربلا دو مرتبه پرواز می کند

سرّ است روضه ها و دلم را امام عصر
محرم به درک قدری ازین راز می کند

ویرانه ی دلی که پر از معصیت شده
ذکر حسین، قلعه ی نوساز می کند

درهای معرفت که به عالم گشوده نیست
گریه به داغ دختر او باز می کند

ما را محبتی که به دل بر رقیه هست
نزد عزیز فاطمه ممتاز می کند

جانم فدای شأن عظیمش که سال هاست
با دست های کوچکش اعجاز می کند

فرمود رو به نیزه ی بابا ببین که زجر
با ضرب تازیانه مرا ناز می کند

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه

من به جز این روضه ها جایی ندارم خانه؛ نه!
کفتر جلد تو جز اینجا ندارد لانه؛ نه!

دیدن معشوق، طبعاً باعث دیوانگی‌ست
می شود آیا تو را دید و نشد دیوانه؟ نه!

از همان بدو تولد عاشقت گشتم حسین
داستان عشق من با تو نبود افسانه؛ نه!

در طریق نوکری جُون است پرچمدار من
نوکری را میدهم بر منصب شاهانه؟ نه!

من گدایی میکنم از تو فقط یک چیز را...
از تو میخواهم نگاهت را و آب و دانه نه!

فیض اشک من فقط با چای بعدش کامل است
هست جز فنجان چای روضه ات پیمانه؟ نه!

اربعینم لنگ امضای رقیه مانده است
کار من حل می شود بی اذن آن دُردانه؟ نه!

....

با گلایه گفت: پیش من بیا بابای من
به کلیسا سرزدی اما به این ویرانه نه!

تو همیشه موی من را شانه می کردی پدر
خوب میدانم که این دفعه نداری شانه؛ نه!

#علی_میرحیدری

@raziolhossein
1
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


این چشم ها جز از غم او تر نمی شود
جایی به باصفایی این در نمیشود

در روز حشر هم همه دنبال روضه ایم
محشر بدون روضه که محشر نمی شود

تا عمر هست گریه بر او کن که هیچ چیز
با گریه بر حسین برابر نمی شود

باید علی و فاطمه بر ما نظر کنند
هرکس در این حسینیه نوکر نمی شود

قربان کشته به یم خون کشیده ای
که خونبهاش جز خود داور نمی شود

در جایگاه عاطفه بر ساحت پدر
دریا حریف گریه دختر نمیشود

بابایی است دختر و بی دست مهر او
رفع ملال از دل مضطر نمی شود

..............

ای میهمان نشد که پذیرایی ات کنم
ویرانه است و بیت محقر ، نمی شود

میخواستم به پای سرت پا شوم ولی
با زخمهای آبله آخر نمی شود

بر من که روی دوش اباالفضل بوده ام
این خشت های داغ که بستر نمی شود

سیلی زجر خوبی اش این بود ، کس چو من
در قافله شبیه به مادر نمی شود

نیزه ، تنور ، طشت طلا ، چوب خیزران
از این دگر دهان تو بهتر نمی شود

#علی_سلطانی

@raziolhossein
1
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


مانده است ز فرصتم دراین دنیا کم
لب تشنه ام و بضاعت دریا کم

روضه است پناه ما، بیا از سر ما..
یارب مکن این سایه ی طوبا را کم
 
هرکس که رسید توپناهش دادی
در مجلس روضه ات نیامد جا کم
 
ما بغض که کردیم نوشتی گریه
حرفی نزدی زیاد باشد یا کم

وسع کم مابه وسع زهرا خورده
کم نیست کنار برکت زهرا کم

یک عمر زمن طی شد و حالا مانده
در نامه ی نوکریم یک امضا کم
 
تو رحمت مطلقی و از پیکر تو
بردند ولی نشد ازین معنا کم
 
فرمود که گریه مرهم زخم من است
باگریه کنم جراحت ازمولا کم

یارقیه

والله که شام را به هم میریزم
مویی بشود گر از سر بابا کم

زینب نگذاشت تا در آن بزم شود
یک دخترت ازباقی دخترها کم


#سیدپوریا_هاشمی
#حسین_قربانچه

@raziolhossein
11:54
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_رقیه


زینَت گرفته هَر سُخَنم، با دَمِ حسین
چون عَطردان شده دَهَنم، با دَمِ حسین

از کودکی برای غمش گریه کرده ام
تا روزِ مَرگ سینه زَنم، با دَمِ حسین

بر من دُعای حَضرتِ صِدّیقه می رسد
تا مِشکی است پیرُهَنم، با دَمِ حسین

عیسی نَفَس گرفته اگر با دَمِ علی
من کوهِ نَفس می شِکَنم با دَمِ حسین

من کربلایی از کَرمِ مُجتبی شدم
من عاشقِ دَمِ حَسَنم با دَمِ حسین

هنگامِ غُسلِ من بنِویسید: "کَربَلاء
با تُربتی روی کَفَنم" با دَمِ حسین

یک روضه ی رُقَیّه بخوانید دوستان...
دَر لحظه ی کَفَن شُدَنم... با دَمِ حسین...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
11:54
#امام_حسین_مرثیه
#اسارت
#حضرت_رقیه


تصوّر کن که ظهری گرم باشد جنگ هم باشد
شمار دشمنان بسیار و عرصه تنگ هم باشد

تصوّر کن که بین لشکر دشمن نه تنها شِمر
که خولی باشد و صد حرمله نیرنگ هم باشد

کنارِ این همه جُرثومه‌های پست و بی‌احساس
فقط کافی‌ست اِبن‌سعْد پیشاهنگ هم باشد

جوانی بر زمین افتاده و دستِ حرامی‌ها
نه تنها نیزه باشد، چوب باشد! سنگ هم باشد

چگونه می‌شود آیا که روی صورت یک زن
کنارِ جای زخم تازیانه ، چنگ هم باشد

تحمّل کردن سرها به روی نیزه جانکاه است
اگر از کربلا تا شام ده فرسنگ هم باشد

شبیه مادری که طفل او دارد عطش ، امّا
به دشمن رو زدن خیلی برایش ننگ هم باشد

سر خونینِ بابا را برای دختر آوردند
تصوّر کن که دختر بچّه اش دلتنگ هم باشد

#مهدی_خداپرست

@raziolhossein
3
11:54
#امام_زمان_مناجات
#اسارت #حضرت_رقیه


چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا

قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمی خار کجا

سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

منّتی بود نهادی که خریدی ما را
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا

هر کسی را که پسندی بشود خادم تو
خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا

مِهر من گر که فتد در دل تو می فهمم
شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا

به خدا چون دل زهرا نگران است دلم
یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا

کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین
زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا

یاد گیسوی رقیه جگرم می سوزد
دست عباس کجا پنجه ی اغیار کجا


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
2
11:54
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه


امشب گدایی ام ز تو آقا بهانه است
مارا نگاه کن که بهانه اعانه است

دست دلم برای گدایی دخیل توست
از پشت در ببین که گدا سر به شانه است

آقا ضریح خاکی و مخفی مادرت
تنها ترین نشانه ز تو بی نشانه است

هر جا که حرف از غم مادر بیان شود
اشکت روان و سوز دلت عاشقانه است

این روزها که مادرتان بستری شده
گرد غمی عجیب بر این آشیانه است

این روزها علی چقدر گریه میکند
چله نشین حاجت بیمار خانه است

حرفی نمیزند به کسی فاطمه چرا؟
اشکش سر نماز چرا مخفیانه است؟

پیشش حسین کاسه ی آبی می آورد
کار حسین او چِقَدَر مادرانه است..

.
کنج خرابه دخترکی ناله می زند
بر روی پیکرش اثر تازیانه است..

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
1
11:54
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


آن دَرد می اَرزد، که دَرمانش تو باشی
آن هِجر می چَسبد، که پایانش تو باشی

دل آرزو دارد، در این تاریکیِ مَحض
یک شَب بیایی، ماهِ تابانش تو باشی

روحی که در سَردَرگُمی ها در عَذاب است
آرامشِ حالِ پریشانش تو باشی

یک عُمر مانده مُنتَظِر، پیرِ مَحَلّه
یک دَم ببیند پیشِ چَشمانش تو باشی

دل میخورَد حَسرت، به حالِ آن جُذامی
که نیمه شَب، هَم لُقمه ی نانش تو باشی

حالا برایت، روضه ای می خوانم آقا
آن روضه که، عُمریست گریانش تو باشی

دُختَر به بابا گُفت؛ "بابای عَزیزم
بَد نیست ویران هَم... چو مهمانش تو باشی...

...بد نیست، حَتّی شام هم خوب است، بی شام!
امّا به شَرطی که، پِدَرجانش تو باشی

تو چوب خوردی، دُختَرَت زَخمِ زَبان خورد
مَن غُصّه خوردَم، عَمّه هَم، سَنگ از زَنان خورد


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
4
11:54
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه

بی تاب وبی صبر و قرارم در فراقت
یابن الحسن ابربهارم در فراقت

در سینه آتش دارم و در دیده باران
این است حال و روزگارم در فراقت

یک عمر دردل بودی و از دیده پنهان
هم با منی ، هم غصه دارم از فراقت

هرصبح وشب درخلوت خود روضه دارم
شد روضه ها دار و ندارم در فراقت

یاد سه ساله دختری که گفت : بابا
رفتی ومن چشم انتظارم در فراقت

بابا منی که دست تو زیر سرم بود
برخاکها سر می گذارم در فراقت

می سازد عمه با من و با مشکلاتم
می سوزد عمه در کنارم در فراقت

امشب بیا باخود ببر جامانده ات را
بابا دگر طاقت ندارم در فراقت


@raziolhossein
2