16 December 2021
ش
06:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اين روزگار نيست چو دگر به کام من
عجل وفاتي است دعاي مدام من

با آن همه سفارش پيغمبر خدا
امت به تازيانه گرفت احترام من

ممنونم از خدا که دگر رفتني شدم
بوي پدر رسيده کنون بر مشام من

خسته شدم وگرنه علی بین دشمنان
تنها نهادنت نبُوَد در مرام من

جانم به لب رسيده و سيرم ز زندگي
لبريز گشته از غم و از غصه جام من

گويند گریه کم کن اگر، چونکه ديده اند
اين گريه هاي روز و شب است التيام من

در پيش پاي تو من اگر کرده ام رکوع
از من مرنج زانکه بُوَد این قيام من

گر رخ نشان دهم به تو گردد دلت کباب
گشته کبود روي چو ماه تمام من

گر روي من کبود شد و پهلويم شکست
غصه نخور فداي سرت اي امام من

صد بار اگر به پاي تو دشمن کُشد مرا
نام تو يا عليست به هرجا کلام من

اين زخم ها به هیچ مداوا نمي شود
تا گيرد از عدو پسرم انتقام من

#محمد_معارف‌وند

@raziolhossein
06:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

خسته ام ،منتظرم ،لحظه شماری سخت است
روز و شب از غم تو گریه و زاری سخت است

می روم گاه به صحرا که فقط گریه کنم
گریه وقتی به سرت سایه نداری سخت است

می روم تا در و همسایه نگویند به تو
گوش دادن به غم فاطمه کاری سخت است

طاقت آوردن این زخم زبان ها دیگر
بیش از آن سیلی و آن ضربه ی کاری سخت است

فرض کن در بر تو یار تو را آزردند
بعد از آن سر به بیابان نگذاری سخت است

بال و پر زخم ، قفس تنگ ، در این وضعیت
زندگی از نظر هر دو قناری سخت است

منتظر باش علی جان پدرم می آید
تک و تنها دل شب خاکسپاری سخت است

#کاظم_بهمنی

@raziolhossein
06:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
از زبان امام حسن علیه‌السلام
#کوچه

گفتم این اشک که مرهم بشود حیف نشد
مرهم آتشِ قلبم بشود حیف نشد

مادرم گفت نگو ،  سوختم از خاموشی
زینب ای کاش که مَحرم بشود....حیف نشد

فدک  و خانه‌ی امن و جگری بی آتش
گفتم ای کاش که با هم بشود حیف نشد

رفته بودیم بیاییم  مگر مادرمان
ذره‌ای راحت از این غم بشود حیف نشد

هرچه کردم به کناری بروند و برویم
راهی از کوچه فراهم بشود حیف  نشد

خواستم چادرِ مادر نخورَد خاک که خورد
جایِ او قامتِ من خم بشود حیف نشد


خواستم نشکند آنروز غرورم که شکست
مانع آنهمه ماتم بشود حیف نشد

کوچه‌اش سنگ و دلش سنگ و دو دستش سنگین
خواستم ضربت او کم بشود حیف نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
06:38
#امیرالمومنین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


از ابتدا تا انتها دعوا سر علی بود
از کوچه تا کرببلا دعوا سر علی بود

آنجا که ناموس خدا ، پرده نشین ِ عصمت
افتاد زیر دست و پا دعوا سر علی بود

آنجا که جای بوسه احمد غلاف می خورد
در زیر ضرب بی هوا دعوا سر علی بود

آنجا که پشت در تنی شش ماهه دفن می شد
در کشتن شش ماهه ها دعوا سر علی بود

آنجا که بر دست پدر با پنجه سه شعبه
میشد سری از تن جدا دعوا سر علی بود

آنجا که از شرمندگی آقای ما بدن را
می بُرد در زیر عبا دعوا سر علی بود

آنجا که وقت دفن او آمد رباب از راه
بوسید رگ‌را بی صدا دعوا سر علی بود

آنجا که دنبال سرش آمد رباب بازار
از کوفه تا شام بلا دعوا سر علی بود

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
06:38
#حضرت_زهرا_شهادت


افتاده ام بالين اين بستر به گريه
خو كرده ام هر شب به چشم تر،به گريه

ميخواست آرامم كند،اما بميرم
مشغول شد با ديدنم مادر به گريه

با بغض رفتم پشت در من را نبيند
بغض ام مبدل شد كنار در به گريه

ديگر مرا محكم نمي گيرد در آغوش
اين را به خواهر گفت آن خواهر به گريه

چند آيه از قرآن برايش نذر كردم
افتاد با من سوره ي كوثر به گريه

بابا رسيد و بازهم زانو بغل كرد
گفتم نكن زانو بغل ديگر به گريه

ما را در آغوشش گرفت و گفت با ما
خيلي غريبم حضرت حيدر به گريه

اين روزها كاري به جز گريه ندارم
افتاده ام بالين اين بستر به گريه...

.
#محسن_صرامی

@raziolhossein
06:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بعد از نبی به فاطمه امت وفا نکرد
اجر رسالت پدرش را ادا نکرد

از میخ در مپرس که با سینه اش چه کرد
از سینه اش بپرس که با او چها نکرد

در این جهان که ذکر زمین خورده ها علی است
زهرا زمین که خورد علی را صدا نکرد

با قصد کشت دخت نبی را مغیره زد
آن بی حیا؛حیا زرسول خدا نکرد

هر چه زدند فاطمه را بین کوچه ها
دستش شکست و دامن مولا رها نکرد

شمشیر را که دید به روی سر علی
طاقت زدست داد و چه غوغا به پا نکرد

آنقدر داد زد که علی را رها کنید
تا سوی خانه شوهر خود را روانه کرد
‌‌‍‌‍...
زهرا مگر نبود به گودال قتلگاه
یا بود،عدو به ناله او اعتنا نکرد

دشمن حیا نداشت که نادیده اش گرفت
رحمی چرا به فاطمه شمشیرها نکرد

قاتل کشبد خنجر و زهرا کشید آه
این از نفس فتاد ولی او حیا نکرد

این صحنه را چو دید به گودال خواهرش
آهی کشید و گفت که بیچاره مادرش

#عبدالحسین

@raziolhossein
06:41
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×671, 27.5 KB
هر کس به عیادت من آمد بگریست
پرسید زحال من نپرسید ز چیست

زنها ز عیادتم چو بر می‌گشتند
گفتند که این فاطمه آن فاطمه نیست
 

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
06:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

هر کس به عیادت من آمد بگریست
پرسید زحال من نپرسید ز چیست

زنها ز عیادتم چو بر می‌گشتند
گفتند که این فاطمه آن فاطمه نیست
 

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
06:43
#حضرت_زهرا_شهادت


خستند پرت را و شکستند سرت را
ای وای که کشتند حسودان پسرت را

پشت در آن خانه چه گویم که چه ها شد
با ضرب لگد چید حرامی ثمرت را

فریاد زدی فضه بیا بال و پرم سوخت
جز اشک چه سازد شرر بال و پرت را

باید که به گوش همه عالم برسانم
غمنامه ی پهلوی به خون غوطه ورت را

ای مادر غم دیده که در اوج شقاوت
بردند به یغما همه ارث پدرت را

پنهان شدی از ظلمت این عالم خاکی
حاشا که بیابند خلایق اثرت را

مردانه چو زنها به غمت اشک بریزم
ای وای که کشتند حسودان پسرت را

#ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
1
06:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

من رفتم ازاین خاك كه‌دریا باشد
مولای همه ؛ همیشه مولا باشد

در پای علی موی سپیدم دادند
تا باشد، از این پیر شدن ها باشد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
06:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

نالیدن یک مادر مایوس کُشنده ست
بغضی که شودیکسره محبوس کشنده ست

سیلیِ به زهرا سبب مرگ حسن شد
آری بخداغصه ی ناموس کشنده ست

#ع_رجبی

@raziolhossein
06:47
#حضرت_زهرا_شهادت


وقتی شد آتش شعله ور ، افتاد مادر
در بین آن دیـــــوار و در ، افتاد مادر

وقتی لگـــد زد بــر در خانـه حرامی
ناله کشیـــدم از جگــــــر ، افتاد مادر

در کنده شد ، روی زمین افتاد اما
ای وای ، از در زودتر افتاد مادر

لشگر که رَد شد از روی در،دیدم ای وای
در خانه مثل مُحتضَـــــــــــر افتاد مادر

دربین دود و ازدحام نانجیبــــــان
یک لحظـــه کلا از نظـر افتاد مادر

در کوچه نامحرم سر او داد می زد
از نعـــره‌ی بیـــدادگـــــر افتاد مادر

وقتی صدا زد آه ، یافضّه خُذینی
فهمیده بودم در خطر افتاد مادر

شاخه شکست و غنچه از شاخه جداشد
سقط جنیـــــن شد پشت در ، افتاد مادر

بازحمت از روی زمین برخاست اما
شد دست ثانی کارگر ، افتاد مادر

آنقـــدر زد در کـــــوچه قنفذ مادرم را
انقـــدر زد از بال و پـَـــــــر افتاد مادر

این درد بابای غربیــــــم را زمین زد
در پیش چشـــم رهگـــذر افتاد مادر

هرچه صدا زد بیشتر«خَلّوا بنُ عَمّی»
می زد مغیـــره بیشتـــــر ، افتاد مادر

آنقدر ضربه خورد بر پهلــــو که دیدم
در کوچه ها از پا دگر افتاد مادر

کی می شود آقای ما روضه بخواند
گوید که از دست عمر ، افتاد مادر

ــــــــــ
اینجا به پای شوهر مظلــــــوم افتاد
در کربلا پیش پســــــــــر افتاد مادر

وقتی حسین از روی زین افتادو، می دید
حامی نــدارد یک نفـــــــــــر ، افتاد مادر

تا دید می خواهد که آن تیر سه پر را
در آورد از پشت ســـــــــر ، افتاد مادر

تادید لشگــر حمله کرده بر حسینش
یا بِالعَصـــا یا بِالحَجــــر ، افتاد مادر

تا دید شمر بی حیـــارا بین گودال
خنجر کشیده از کمــــر، افتاد مادر

دربین مقتــل داد می زد یا بُنَیَّ
برسر زنان فریاد می زد یا بُنَیَّ


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
👍 2
ش
16:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1277, 197.4 KB
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه

رو بِه شِشْ گوشه ی
اَربابْ کِه چِشمَمْ اُفتادْ
جُزْ حُسِینْ هَرْ چِه که
بوده استْ زِ چِشمَمْ اُفتادْ

#رضا_کلاهدوز
@raziolhossein
16:14
#امام_حسین_مناجات


هر که برگردانْد رو از راه تو گمراه شد
آنکه دورت گشت، در چشمانِ تو دلخواه شد

فطرس آمد از پرِ قنداقه ات حاجت گرفت
خوش به حال آنکه از آقایی ات آگاه شد

بد زمین خوردم! بد آوردم! به وٱلله ِ قسم-
هر کجا دست من از دامان تو کوتاه شد

شهرت شش گوشه ات آنقدر بسیار است که؛
زائرت افلاک و عرش و کهکشان و ماه شد

آمدند و تو نگاهی کردی و رفتند و من
روزگارم روزگارم روزگارم آه شد

ناخدای نابِ کشتی نجاتی تا ابد
نوح آمد در حریمت خادم ِ درگاه شد

سایه ات روی سرش افتاد و پای ذکر تو
یوسف آزاد از شب و بی سرپناهِ چاه شد

پیش از آنکه دستِ مادر طفل بسپارد به نیل
تربتت را داد... پس موسی کلیم الله شد

#م_عاطفی

@raziolhossein
1
16:14
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


دل آشفته اگر حسین می‌گه
درد داره که انقدر حسین می‌گه

پر پروانه می‌خواد بسوزه که
پای شمع تا به سحر حسین می‌گه

گرچه نخ نماس ولی خیلی ساله
پرچمه سرِ گذر حسین می‌گه

روز محشر چندقدم جلوتره
نوکری که بیشتر حسین می‌گه

کار استجابت دعاش یقینیه
هرکسی با چشم تر حسین می‌گه

این چه رسمیه پدر که می‌میره
جلو تابوتش پسر حسین می‌گه

این چه عشقیه پسر که جون می‌ده
پشت تابوتش پدر حسین می‌گه

ما توی سینه‌زنی حسین می‌گیم
مادرش هم دم در حسین می‌گه

ماها دست به سینه اسمشو می‌گیم
مادرش دست به کمر حسین می‌گه

خواهرش نفس نفس نفس‌زنان
داره روبروی سر حسین می‌گه

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
16:14
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

دوباره آمده‌ام، پس کسی صدا کرده
میان این همه مردم مرا سوا کرده

دعای خیر کسی پشت سینه‌زن‌ها هست
چقدر فاطمه در حق ما دعا کرده

همیشه حب تو جاری است در دل شیعه
خدا اراده‌ی خیری برای ما کرده

به حق گریه‌ی زینب خدا بیامرزد
هر آنکسی که مرا با تو آشنا کرده

به این حرارت در سینه‌ها قسم آقا
غم تو در دل ما کربلا به پا کرده

تمام خلق به فردای حشر گریانند
به جز هر آنکه برای تو گریه‌ها کرده

دو ماه گریه نوشتیم پا به پای لهوف
دو ماه با غم تو شیعه‌ات صفا کرده

کم است گریه‌ی ماها که گریه بر غم تو
به آب ماهی و مرغان در سما کرده

رضا نموده خدا را برای محشر خود
هر آنکسی که تو را از خودش رضا کرده

قسم به چادر زهرا تو حاجتم هستی
همیشه اشک غمت حاجتم روا کرده

شنیده‌ایم سرت را گذاشت کنج تنور
تنور با سر از تن جدا چه‌ها کرده

#وحید_محمدی

@raziolhossein
ش
17:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

دل تاریخ در این ماجرا سوخت
بر این غربت ، غریب و آشنا سوخت

مدینه هیزم آوردند اما
در آتش خیمه های کربلا سوخت

#میثم_مومنی_مژاد

@raziolhossein
ش
18:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

ﺣﺴﻴﻨﻢ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﺁﺫﺭﻡ ﻣﺰﻧﻴﺪ
ﻧﻤﻚ ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﭘﺮﻭﺭﻡ ﻣﺰﻧﻴﺪ

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎ ﺳﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﺒُﺮﻳﺪ
ﻏﻠﺎﻑ ﺗﻴﻎ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻭﻱ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺰﻧﻴﺪ

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 94.3 KB
#تک_بیتی

آن خضر اهل بیت به صحرای کربلا
نوشید آبِ تیغ زبس تشنه کام بود

#حزین_لاهیجی
#شب_جمعه

@raziolhossein
17 December 2021
ش
08:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
08:18
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات

دوباره در دلم آشوب عالم آمده است
قیامت آمده یا که مُحرّم آمده است

عزای کیست که حتی خود مُحرّم هم
به سر زنان و پریشان و درهم آمده است

عزای اشرف اولاد آدم است آری
عزای بنت نبی مکرم آمده است

تمام خلق دچار مُحرّمند ولی
برای فاطمه دل‌های مَحرم آمده است

دوباره فاطمیه آمد و یقین داریم
در این حسینیه صاحب عزا هم آمده است

وضوی گریه بگیر و بیا که در روضه
عزیز فاطمه با قامت خم آمده است

رواست مردن از این غم که پشت درب بهشت
برای سوختن گل جهنم آمده است

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
08:18
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


گدای اهل بیت تا به آستانه می رسد
عطا و لطف هل اتی ز هر کرانه می رسد

چرا دو دست ما به سوی دشمنان دراز شد؟!
مگر که رزق و روزی از سوی سما نمی رسد؟

ولیِ عصر هر کجا همیشه شد گره گشا
به سوی ما عنایتش به هر بهانه می رسد

اگرچه بی لیاقتم، برای یار زحمتم
خوشم سلام هر سحر به آن یگانه می رسد

به خاک غم نشسته ام، چراکه پر شکسته ام
مگر پرنده این چنین به آشیانه می رسد؟!

شده امید من همه، نوای یابن فاطمه
به داد من همین نوای عاشقانه می رسد

رسیده وقت پا شدن، به هوش باش سینه زن
به شهر ما دوباره خیر مادرانه می رسد

فقط نه بیت هل اتی، به شعله سوخت از جفا
تمام نار دوزخ از همین زبانه می رسد

بس است بهرِ گل همین، که خوب پرپرش کند
به سمت صورتش که باد تازیانه می رسد

به روی خاک مادری نشسته است ای خدا
گمان کنم به سختی آخرش به خانه می رسد

دلیل غاضریه در وجود فاطمیه است
بدون فاطمیه کس به کربلا نمی رسد

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
08:18
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


مبین ز فاطمیه شورشی در عالم نیست
به روضه راه ندارد دلی که محرم نیست

اگر مصائب زهرا نبود می گفتم
غمی عظیم تر از ماتم محرّم نیست

دوباره سفرهٔ اشک و به لطف صاحب عزا
برای اهل مصیبت غذا و نان کم نیست

هزار شکر که در روضهٔ خصوصی تو
نشسته ایم و به تن جز لباس ماتم نیست

دلم به لطف تو پیوند خورده با روضه
مرا بیخش که این رشته گاه محکم نیست

مگر تو گریه کنی زخم دست و پهلو را
به درد فاطمه جز گریه ی تو مرهم نیست

بیا بگو که نیفتاد بین کوچه ی تنگ
بیا بگو که رخش نیلی و قدش خم نیست

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
ش
16:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


کاری کن ای در
من مانده‌ام تنها، مرا یاری کن ای در

خود را سپر کن
در حق من قدری فداکاری کن ای در

از همسر من
در بین دشمن‌ها نگه‌داری کن ای در

من که غریبم
حدّاقل تو آبروداری کن ای در

او باردار است
ازضربه بر پهلوش خودداری کن ای در

در بستر افتاد
حالا بیا از او پرستاری کن ای در

از شرم زهرا
از چشم‌هایت اشک خون جاری کن ای در

زهرای من رفت
فکری به حال این گرفتاری کن ای در

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
16:47
#حضرت_زهرا_شهادت

چشم گشا یاور بیمار من
ای همه ی عمر طرفدار من

کنار بسترت علی پیر شد
به جان تو علی ز جان سیر شد

دو چشم بسته ات مرا می کشد
دست شکسته ات مرا می کشد

بگو چه کرده با تو دشمن بگو
ز سینه و تیزی آهن بگو

پرستوی علی در آنجا چه شد
شروع کوچ تو از کوچه شد

به یاس من جوهر نیلی زدند
میان کوچه بر تو سیلی زدند

به کوچه تا دو دست من بسته شد
دست تو از غلاف بشکسته شد

آه که پروانه ی پر سوخته
صورتت از شعله در سوخته

یکی نگفت خُرد شد آیینه اش
شکست از ضربت پا سینه اش

یکی نگفت، ضربه بر در مزن
اگر زدی به پیش شوهر مزن

یکی نگفت، پشت در یک زن است
و بدتر اینکه زن آبستن است

بود نگاهم به تو در بین دود
در به روی تن تو افتاده بود

به غیر زینب و حسین و حسن
یکی نگفت ای مغیره نزن

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
17:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


امام صادق علیه السـلام فرمـــودند:
«نَحَلَ جِسْمُهَا حَتَّى صَارت كَالْخَيَال‏»
«جـســمـش آنچـنــان تحـلـیـل رفـت
تـا اینکــه مـانند سـایه و شَـبَح شـد»

📚دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۳۲
.
.
.
جانی نمانده در تنت از بس گریستی
هم بین بستری و هم انگار نیستی

این بار چندم است به دیوار رو زدی
تا حیدرت به در نرسیده بایستی

این رخت چیست رج به رجش آه میکشی
مادر به فکر روز مبادای کیستی؟

پیراهنت ز فرط تقلا به خون نشست
تا نخ برای پیرهن کهنه ریستی

زینب ببیند آتش اگر، گریه می‌کند
مادر چرا تو آب که دیدی گریستی؟

#م_نعیم_امینی
#اللهم_العن_صنمی_قریش

@raziolhossein
17:50
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

می آید استجابت اگر پیشواز تو
فخر خداست محفل راز و نیاز تو

محراب خانه نور علی نور می‌شود
از جانماز و وصله ی چادر نماز تو

فهم بشر به ساحت درکت نمی‌رسد
پنهان شده به دست خداوند راز تو

این آن حقیقتیست که کتمان نمی‌شود
غیر از علی نبوده کسی هم‌ تراز تو

ای ساده زیستی تو تدریس بندگی
ای شوکت بهشت گلیم ِ جهاز تو

نامت سلام داشت،قیامت قیام داشت
زنده است آن شهادت تاریخ‌ ساز تو

فردا که‌اختیار شفاعت به‌دست‌توست
داریم ما امید به برگ جواز تو


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
17:51
#حضرت_زهرا
#امام_زمان
#تبری #دوبیتی


یافاطمه، ای مَلَک ارادتمندت
ای باغ بهشتِ علوی لبخندت

ای‌کاش که باشیم و ببینیم آن‌روز ...
با آن« دو نفر» چه می کند فرزندت

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
17:52
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی #فاطمیه

مادر بیفتد کنج خانه درد دارد
این گریه های مخفیانه درد دارد

میخواست برخیزد ز جایش باز افتاد
جای غلاف و تازیانه درد دارد

#محمود_تاری

@raziolhossein
18 December 2021
ش
04:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

از خاك اگر كه عــزمِ سـفر داشت فاطمه
از دَردِ بـوتُــراب ، خـبر داشـت فاطمه

با چشم بسته هم ز علي چشم برنداشت
حق را چه خـوب مَـدّ نـظـر داشت فاطمه

از داغِ رفـتنِ پـدر و ظـلمِ بر عـلـي
ازبسكه سوخت ، خون به جگر داشت فاطمه

ما را كه بسته ايم كمر بر غلامي اش
درد است اين كه دردِ كمر داشت فاطمه

يك جو حيا اگر به دلـش بـود دوّمي
در خانه ي علي سه پسـر داشت فاطمه

تنها نـداشت اشكِ روان چشم سالمــش
سيلابِ خون به چشم دگر داشت فاطمه

پـيوسته بود ناله ي او "واي مُحـسنم"
وقــتي نـظر به جانـب در داشت فاطمه

آنجا كه كار هر نَفَـسش ، خَـلقِ خِيرِ بود
آهـش به حال خلق ضـرر داشت فاطمه

جوشنِ كبيرِ شـيرِ خُـدا بود و وقت جنگ
كِي حاجتي به حملِ سپر داشت فاطمه ؟

از دستِ ريسمان خدا ، بند ، بـاز شــد
چادر به قـصدِ رزم چــو برداشت فاطمه

از مهلكه ، علي به سلامت به خانه رفت
از بس كه وقـتِ حمـله هنر داشت فاطمه

عجّل وفاتي اش به پدر كرد مُلـحقــش
چون كه دعـــاش ، زود اثـر داشت فاطمه

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
04:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بعد احمد حرمت دین خدا پامال شد
دین جدا، ایمان جدا، قرآن جدا پامال شد

بیت وحی آتش گرفت و دست مولا بسته شد
آیهء تطهیر زیر دست و پا پامال شد

ای تمام انبیا خاک عزا بر سر کنید
در حریم وحی، ناموس خدا پامال شد

گیرم آنکه جرم زهرا بود یاریّ علی!
محسن ششماهه اش دیگر چرا پامال شد!؟

کشت یک ضرب لگد یک سوّم سادات را
خون این سادات تا روز جزا پامال شد

"میثم" آن روزی که ناموس الهی را زدند
کل قرآن در زمین کربلا پامال شد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
04:35
#حضرت_زهرا_شهادت
#احراق_بیت #فاطمیه


آتش‌!حیا‌ کن‌ دور شو،در را مسوزان
کاشانه‌ی اَمن کبوتر را مسوزان

"برداًسلاما"باش بر ناموس حیدر
پیش کتاب الله،کوثر را مسوزان

خاکستر مارا به دست باد بسپار
پوشیّه‌ی زهرای اطهر را مسوزان

دل‌سوخت،پهلوسوخت،دست‌وسینه‌اش‌سوخت
بس‌نیست‌ این‌حجم از بلا؟سر را مسوزان

ازجان‌این‌خانه‌چه‌میخواهی‌؟حیاکن
شعله مکش، آل پیمبر را مسوزان

از روی محسن شرم کن ای بی‌مروّت
این‌غنچه‌ی نشکفته پرپر را مسوزان

صدّیقه‌ی‌کبری شده بیهوش بس کن
با ناسزا ، صدّیق‌اکبر را مسوزان

از لای در او را مزن با تازیانه
ای‌بی‌شرف،بازوی مادر را مسوزان

زهرا به آتش گفت اگر در وادی طف
رفتی به سمت خیمه،معجر را مسوزان

حالا که سوزاندی تو موی مادرش را
در کربلا دامان دختر را مسوزان

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
04:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

در‌این‌ دوماه‌ونیم که سهمت عذاب بود
حجم‌ِ غمی‌که داشت دلم بی‌حساب بود

در این دوماه و نیم ، تبسّم نکردنت
داغی بزرگ روی دل بوتراب بود

در این‌مدینه‌ای‌که‌علی‌بود و بی‌کسی
با بودنت ، برای سلامم جواب بود

خیلی برای مَرد‌ِ تو سنگین تمام شد
در‌خانه ، ماهِ صورت تو در حجاب بود

یک‌بار هم شفای خودت را نخواستی
با اینکه از تو هرچه دعا مستجاب بود

از شاخه‌ی‌شکسته‌و این رنگ‌ زرد تو
پیداست بادهای خزان پُر شتاب بود

هرشب کنار بستر تو تا اذان صبح
چشمم‌به‌لاله‌های روی رختخواب بود

تو ذرّه ذرّه آب شدی در نگاه من
ای‌کاش‌آنچه‌دیدی و دیدم سراب بود

قدِّ خمیده قسمت تو در بهار عُمر
پیری مرا نصیب به فصل شباب بود
...
در دین کافران سقیفه ، خدا گواه
زهرا زدن مقابل حیدر ثواب بود

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19 December 2021
ش
09:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی #شام_غریبان #غسل

چشمان پر از بهت حسن را چه کند
این سوختن و دم نزدن را چه کند

گیرم که علی دست بشوید از تو
خونابه جاری از کفن را چه کند

#صادق_میرصالحیان

@raziolhossein
09:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×756, 82.3 KB
از من نکردی خواهشی نُه سال زهرا جان
حالا که چیزی خواستی تابوت میخواهی؟

#فاطمیه
#وا_اماه
#میلاد_حسنی

@raziolhossein
09:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×493, 23.5 KB
#تک_بیتی

لطف شب عروسي دختر به مادر است
پس لااقل به خاطر اين دخترم مرو

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
09:25
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت


درس کرامت پیش او حاتم ببیند
درس حیا و مادری مریم ببیند

إنسیة الحوراست و قطعا محال است
کُنه کمالش را بنی آدم ببیند

تا پای جان پای امامش ماند زهرا
حیدر سپر دارد همه عالم ببیند

آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت
حالا هجوم چند نامحرم ببیند

با میخ و آتش داده شد اجر رسالت
باید بیاید حضرت خاتم ببیند

در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه
از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند

دیگر حسن در خواب مادر را همیشه
با صورتی نیلی و قدی خم ببیند

از غربت کوچه غم گودال پیداست
جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند

بین حرامی ها سر عمامه دعواست
حالا تصور کن که مادر هم ببیند

ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟
زهرا چگونه غارت خاتم ببیند؟

#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
09:26
#حضرت_زهرا_مدح


وحی خیرالنساش می‌گوید
خود مدیحش خداش می‌گوید

آنکه وحی ست منطقش صد بار
جان بابا فداش می‌گوید

مصطفی بر جلال او قائل
مرتضی از وفاش می‌گوید

در تکامل کمال، حیرانش
نقص، از خود جداش می‌گوید

کعبه آیینه‌دار رخسارش
مروه هم از صفاش می‌گوید

وحی حق را ز بعد ختم رسل
جبرئیل از براش می‌گوید

روز از کارِ خانه و دستاس
نیمه شب از دعاش می‌گوید

با فقیران بگو که شام زفاف
پیرهن از سخاش می‌گوید

کوه از بار درد او به ستوه
ابر از گریه‌هاش می‌گوید

کارِ در خانه و عبادت حق
آبله‌یْ دست و پاش می‌گوید


وصف او گرچه گفته‌اند بسی
آنچه شاید، نگفته است کسی

#علی_انسانی

@raziolhossein
09:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

جزداغ تو،هیچ کس مرا پیر نکرد
اینگونه،شکسته و زمین گیر نکرد

کاری که غم تو کرد ، با سینۀ من
شمشیر و سپاه و نیزه و تیر نکرد

@raziolhossein
09:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای کاش کار کوچه به اینجا نمی رسید
دست کسی به صورت زهرا نمی رسید

میخواست تا سپر بشود بهر مادرش
بیچاره مجتبی قدش اما نمیرسید

آن لحظه ای که پشت در افتاد فاطمه
با فضه کاش زینب کبری نمیرسید

می برد سوی خانه علی را ،ولی اگر
قنفذ در آن کشاکش و غوغا نمیرسید

میخواست خصم کار علی را کند تمام
زهرا اگر به یاری مولا نمیرسید

ای کاش وقت غسل تن لاغرش دگر....
دست علی به بازوی زهرا نمیرسید

دست علی به بازوی زهرا رسید و کاش...
دست حسین به بازوی سقا نمیرسید

قبل از حسین فاطمه آمد به علقمه
ای کاش وقت خنده اعدا نمیرسید

دست بریده بر روی دست شکسته بود
نوبت به دست بوسی سقا نمیرسید

در خیمه ها سکینه لب تشنه منتظر
اما عمو به همره بابا نمیرسید

عباس اگر که بود حرم تکیه گاه داشت
کارش دگر به غارت و یغما نمیرسید

عباس اگر که بود که زینب غمی نداشت
پای عدو به خیمه زنها نمیرسید

عباس اگر که بود کجا دست زجر دون
بر صورت رقیه دردانه میرسید
.....

آه ای فرات بر لب شش ماهه رباب
یک قطره آب از آن همه دریا نمیرسد!؟

#عبدالحسین

@raziolhossein
09:27
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


سوزم و سازم و ناید ز درون فریادم
کاش من زودتر از فاطمه جان می‌دادم

از زمانی كه شریك غمم از دستم رفت
هردم آید غمی از نو به مبارك‌بادم

تا قيامت نه، پس از واقعۀ محشر هم
نالۀ يا ابتايش نرود از يادم

مرگ در خانۀ بي‌توست مرا در شب تار
بِهْ از آن روز كه در كعبه ز مادر زادم

کاش روزی که زدی ناله کنار دیوار
چون در سوخته می‌سوخت همه بنیادم

كس نداند‌كه‌ درآن‌دم به تو و من چه‌گذشت
تو نفس می‌زدی و من ز نفس افتادم

خصم خوشحال كه بال و پر من بشكسته
رفتي و از غم خود كرده‌اي دشمن شادم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
09:27
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه
#دوبیتی


دعائی زیر لب دارم شبانه
تو آمین گوی ای ماه یگانه

الهی هیچ مظلومی نبیند
عزیزش را به زیر تازیانه

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
09:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه

ای خیالت، خلوت‌آرای علی!
رؤیت رویت، تمنّای علی

ای چراغ خلوت شب‌های من!
وی طلوع نامت از لب‌های من!

خاکت، ای قبله‌مقام و کعبه‌جاه!
باد بر مولود کعبه، قبله‌گاه

گر نه بیم از طعن مردم داشتم
بر مزارت خیمه می‌افراشتم

نیستی، ای هستی من! در برم
زآن چه می‌ترسیدم، آمد بر سرم

دست هجران تو، ای آزرده دست!
پای صبر من به بند آورده است

شد کتیبه، مثنویّ یاد تو
بر در و بام غزل‌آباد تو

کعبه‌ی قبر تو میقات من است
تربتت طور مناجات من است

كار و بارم چيست بر بالين قبر
غير اشک و غير آه و غير صبر؟

کاش! ای طالع ز جود تو وجود!
این شبم را مطلع الفجری نبود

کاش! عمرم بعد تو آنی شود
بیم آن دارم که طولانی شود

می‌کشم ای ماه من! از سینه آه
بی تو چشمم تا که می‌افتد به ماه

بي تو گر رو آورم بر آفتاب
چشمم ای خورشید من! گردد پرآب

بی تو با شادی مرا کار است؟ نه
از دلم غم دست بردار است؟ نه

بعد تو غم‌ها به هم پیوسته‌اند
بر مبارک‌باد من صف بسته‌اند

غیر غم کز رفتنت شد حاصلم
کس نمی‌آید به سروقت دلم

غصّه‌ها اندوه‌ها غم‌ها همه
دور من جمعند بی تو فاطمه

خود ببین جمع پریشان مرا
گریه‌ی سر در گریبان مرا

بی تو تنها آه، همراه من است
چاه هم دل‌خسته‌ی آه من است

از گل اشک است گلشن، دامنم
دیده‌ای بی گل ندیده گلشنم

با تو هم پاییز دارم، هم بهار
بی تو فرقی نيست در ليل و نهار

مهر، بی تو پشت ابر قهر رفت
روشنی از كوچه‌های شهر رفت

بی تو يثرب، روستای بی‌كسی است
كوچه در كوچه همه دلواپسی است

شد بهار و باغ، سرسبزی گرفت
مانْد باغ من خزانی، ای شگفت!

شد بهار و لاله، سوسن، یاسمن
سر برون کردند الّا یاس من

آه من آتش زند افلاک را
باد را و آب را و خاک را

روزهای انّمایی یاد باد!
روزه‌های هل اتایی یاد باد!

یاد جبریل و سلام آوردنش
وز بهشت حق، طعام آوردنش

یاد دستاسی که از احسان تو
بوسه‌ها می‌چید از دستان تو

یاد چادر در گرو بگْذاشتن
بس یهودی را مسلمان داشتن

یاد باد! ای کعبه‌ی ستر و عفاف!
بخشش پیراهن شام زفاف

یاد گردن‌بند پرخیرت به خیر!
چون ز خانه رفت و چون آمد ز سیر،

هم گرسنه، هم برهنه شاد کرد
هم غلام زرخرید آزاد کرد

یاد در مسجد خطابه خواندنت
بیت الاحزان رفتن، اشک افشاندنت

هر چه در خانه است خالی جای تو
پر ز یادت جنّة المأوای تو

هر چه غم بر مرگ بسپارد مرا
خاطراتت زنده می‌دارد مرا

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
09:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دفن_شبانه
#دوبیتی

علی جسم حبیبش خاک میکرد
حسن ازغم گریبان چاک میکرد

میان ژاله های اشک باخون
حسینش اشک زینب پاک میکرد

#حبیب_الله_موحد

@raziolhossein
ش
16:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


اینجا ، در این خانه قنوت آغاز می شد
مرغ دعا آرام در پرواز می شد

همسایه ها هم فیض خود را می گرفتند
وقتی نماز فاطمه آغاز می شد

موی حسن روی حسین و دست زینب
با دست زهرا صبح تا شب ناز می شد

جبریل پیغمبر علی می آمدند و
این در فقط با دست زهرا باز می شد

سِرّ خداوند است و جبرائیل ، آنقدر
می ماند تا از محرمان راز می شد

بیمار را درمان ، یهودی را مسلمان
در خانه زهرا فقط اعجاز می شد

او جای خود ، تفسیر قرآن می نوشته است
هرکس فقط با فضّه اش دمساز می شد

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
16:46
#حضرت_زهرا_شهادت


زیر غلاف و تازیانه خورد شد بازو
زهرا به مسجد رفت اما دست بر پهلو

زهرا به مسجد رفت ، اما گرم فریاد است
سلمان ! بگو مسجد چرا در لرزه افتاد است

فریادهای فاطمه دیوار را لرزاند
سلمان بگو دیدی که مسجد را صدا لرزاند

زهرا اگر نفرین کند دنیا نمی ماند
مسجد فرو می ریزد و بر پا نمی ماند

تنها نمی ماند علی وقتی که زهرا هست
- پهلوی او‌ هم‌ بشکند - زخمی است ، اما هست

سرباز مولا می شود وقتی علی تنهاست
زهراست حیدر ، ای جماعت ! مرتضی زهراست

وقتی که مسجد در دل لات و هبل شد گم
بتخانه با مسجد چه فرقی می کند مردم!

منبر بدون مرتضی چوب است و جز این نیست
بی مرتضی هرجا که باشی حرفی از دین نیست

مردم ! فدک ارثیه ی قانونی زهراست
آیا غلاف و تازیانه اجر ذی القرباست؟!

زهرای مجروح علی آن روز غوغا کرد
دست علی را فاطمه با خطبه اش وا کرد

حیدر به زهرا گفت ؛ ما بی هم چه می کردیم؟!
زهرا بیا با هم به سمت خانه برگردیم

می دانم از بس درد داری ناتوانی تو
اما عزیزم با علی باید بمانی تو

با من بیا این روزها غوغاست در خانه
زهرا به زینب فکر کن تنهاست در خانه

همپای حیدر ! دست در دست علی بگذار
حالا که اذیت می شوی کم کم قدم بردار

هم صحبت تنهائیم ! تا خانه راهی نیست
باید بمانی ، بی تو حیدر را پناهی نیست

من بی تو بغضم ، گریه ام ، فریاد خاموشم
باید بمانی بار غم برداری از دوشم

زهرا چرا هی دست را بر گونه می گیری
زهرا بگو از مرتضایت رو نمی گیری

الجار ثم الدار می‌خواندی تو قبل از این
حالا چرا عجّل وفاتی می کنی تلقین

هر شب دعایت می کنم ، با من بمانی کاش
زهرا بمان ، شبها تو سقای حسینم باش


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
16:47
#حضرت_زهرا_شهادت


این خانه در کرم مَثل خاص و عام بود
بر روی زخم ، رویِ علی التیام بود

مسکین اگر رسید ، تهی دست برنگشت
از مَسکنی که مامن چندین امام بود

افسوس چشم دیدن این خانه را نداشت
چشم حسود ، دشمنِ خیر الانام بود

بعد از رسول ، چهرهٔ جمله منافقان
چون دشنه ی کشیده شده از نیام بود

برخواستند اهل مرض شعله آورند
بر ساحتی که شهره به دارالسلام بود

لب می گزید ، لعن به لب داشت مصطفی
آنشب که پشت خانهٔ وحی ازدحام بود

زد عربده منافقِ یثرب ، امیر کفر
بر آنکه با فرشتهٔ حق هم کلام بود

آسیب دید ، فاطمه در پشت در ولی
دیوانه باز درصدد انتقام بود

پهلو شکست سینه شکست ، آه فاطمه
دیگر گذشت که هدف احترام بود


#حامد_آقایی

@raziolhossein
20 December 2021
ش
00:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


پشت و پنـاه فاتح خیبـر بلند شو
بنگر به حال غربت حیدر بلندشو

برخیــزو باز کارو کَسَـم باش فاطمه
مثل گذشته هم نفسم باش فاطمه

یادش به خیر راز و نیازی که داشتی
بر روی جانمــــاز ، نمــازی که داشتی

نُه سال زندگی علی رو به راه بود
این خانه باتو خانه نبود ، بارگاه بود

باکشتن تو بر جگــرم نیشتــر زدند
مردم بهشت خانه‌ی مارا نظر زدند

رفتی و همدم سحرم اشگ و آه شد
رفتی و زندگانی حیـدر تبـــــــاه شد

برخیز ، حال زار علی را نگاه کن
چشمان اشکبار علی را نگاه کن

برخیز و باش مثل گذشته قرار من
خانه خراب گشته ام ای خانه دارمن

مرحم به زخمِ این دل شیدا نمی دهی
زهـــرا چـرا جـواب علی را نمی دهی؟

یادم نمـــی رود ابتــــــا گفتـــــــن تو را
در بین کوچه ها به زمین خوردن تو را

آتش به سینه‌ی علی مرتضی زدند
خاکم به سر که یار مرا بی هوا زدند

یادم نمی رود که تورا سوخت دومی
مسمار را به سینه‌ی تو دوخت دومی

یادم نمی رود که به تو حرف بد زدند
حـوریــــه‌ی بهشت مـرا با لگــــد زدند

یادم نمی رود که به تو سَدّ راه کرد
یک ضربه زد تمام رخت را سیاه کرد

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
ش
01:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_بعد_شهادت



چو گنج از چه به خاك سيه نهان شده ای
گل هميشه بهارم چرا خزان شده ای

تو زهره ي فلكي زير خاك جاي تو نيست
برآر سر ز لحد، خشت متكاي تو نيست

كنون ز خانه به خوشحالي تو آمده ام
برآر سر كه به جا خالي تو آمده ام

مرا ببر كه مقامات عاليت بينم
چسان به خانه روم جاي خاليت بينم

گرفته از چه ترا خاك تيره در آغوش
تو اي چراغ نبوت چرا شدي خاموش

ز همدمي من غم رسيده ي مهجور
چه ديده اي كه شدي نو عروس حجله ي گور

ز چيست گشته ترا خاك تيره منزلگاه
مرا براي چه بنشانده اي به خاك سيه

ز جاي خيز كه با هم همي شبانه رويم
مرا ز داغ مكش، خيز تا به خانه رويم

كه طفلهاي يتيم تو بي قرار تواند
دو چشم من، حسنينت در انتظار تواند

#فصیح_الزمان_رضوانی

@raziolhossein
ش
02:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#تبری


هی پیش کمال کوه از کاه بگو
از راه خلیفه های گمراه بگو

راضی نشده فاطمه از او ، حالا
هی تو پسِ نامش رضی الله بگو

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
ش
10:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


گفتم چگونه از همه برتر بخوانمت
آمد ندا حبیبۀ داور بخوانمت

دیدم رسول, اُمّ أبیهات خوانده است
گفتم کم است دخت پیمبر بخوانمت

دیدم تویی هر آینه, آیینۀ علی
گفتم عجب به جاست که حیدر بخوانمت

دیدم قیامت است درِ خانه شما
گفتم رواست بانوی محشر بخوانمت

گفتم مفصل است سخن, مجملش کنم
جبریل گفت سوره کوثر بخوانمت

ای مادر حسین و حسن! مام زینبین!
من هم اجازه هست که مادر بخوانمت؟

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی

یا فاطمه جان! دست من و دامانت
ای چشم امید همه بر احسانت

بادا به فدایت پدر و مادر من
ای گفته پیمبر، پدرت قربانت

 #سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد
فاطمه مادر دلسوز محمد می شد

گاه با تیغ زبان یک تنه حیدر بود و
گاه در خواندن خطبه خود احمد می شد

برساند به نبی، یا به علی، یا زهرا؟
حامل وحی در این بیت مردد می شد

چه یتیم و چه اسیر و چه فقیر و مسکین
بهره مند از کرمش هر که می آمد می شد

چادر فاطمه از گبر مسلمان می ساخت
لاابالی درِ این خانه مقید می شد

پشت این در ملک الموت سه بار اذن گرفت
آتش و دود به اذن چه کسی رد می شد؟

چه گذشته است مگر در پس این در؟ که علی -
حرف در می شد اگر، حال دلش بد می شد

پاره ی جان نبی داشت به همراه پسر
روزی از کوچه ی شهر پدرش رد می شد

ناگهان شیشه ی عمر پسر افتاد و شکست
وسط کوچه همان شد که نباید می شد

مانده ام! دشمنش آخر چه گره داشت مگر؟
وا نمی شد اگر اینگونه نمی زد؟... می شد!

کاش می آمد و با کندن بنیان ستم
بانی ساختن مرقد و گنبد می شد

#داوود_رحیمی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه

در شعله ور شد ، وای اگر دیوار هم باشد
بر روی درب سوخته مسمار هم باشد

حالا تصور کن میان آن در و دیوار
با بار شیشه بانویی بی یار هم باشد

گل با نسیم کوچکی آسیب می بیند
ای وای اگر دورش هزاران خار هم باشد

شد تازیانه حق آن که در قنوت شب
روی لبش الجار ثم الدار هم باشد

دستی که سنگین است تاثیرش دو چندان است
با این نظر حتما دو چشمش تار هم باشد

زهرا زدن داغی عظیم و سخت سنگین است
سنگین تر این که حیدر کرار هم باشد

قنفذ چنان زد بازوی زهرا ز کار افتاد
دیگر چه سازد آن که خانه دار هم باشد

کوچه ، شلوغی ، داغ مادر ، شد سبب روزی
دختر اسیر کوچه و بازار هم باشد

از این همه ظلم و جسارت سخت تر این است
ناموس حق در مجلس اغیار هم باشد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه

حديث مادر مارا كبود ميفهمد
كشيده خوردهء دست يهود ميفهمد

نفس نفس زدنش را كبوتري زخمي
كه تنگ شد نفسش بين دود ميفهمد

درست اول كوچه حسن به خود پيچيد
وقوع حادثه را ، طفل ، زود ميفهمد

چقدر گفت نزن پابه ماه هست - مگر
حرامىِ عصبانى حدود ميفهمد؟

ز خاك پوشيه ء او تمام واقعه را
على اگرچه در آنجا نبود ، ميفهمد

#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مانندِشمعي تا سحر بيمار مي سوخت
از دردِ سـر با پيكري تب دار مي سوخت

وقتي نفس از سينه اش مي رفت بيرون
يك شهر از آن انفاس آتـشْ بار مي سوخت

در سوخت و خاموش شد امّا نَود روز
بر حالت دستش دلِ ديوار مي سوخت

خون از دوچشم كاشفِ اَسرار مي ريخت
وقتي كه آن ديباچه ي اَسرار مي سوخت

"ريحانه در آتش" نمي گويم چه ها شـد
وقتي كه در آتش تنِ مسمار مي سوخت

با دست بسته باغبان از بـاغ مي رفت
وقتي كه غنچه با گُل و گُـلزار مي سوخت

حَقِّ ذَوِي القُربا به نحوي شد اَدا كـه
در عرش قلبِ احمد مُختار مي سوخت

آبي كه مِهـرش بود مي داند چه شد كه
هنگامِ غُـسلش،حيـدرِ كَرّار مي سوخت !!!

اين سوختن ها بعدها شكلش عوض شد
در كربلا لب تشنه اي بي يار مي سوخت

با ازدحـام نـيـزه ها نـاچـار مي ساخت
با تـيرهاي آتشـين ، ناچـار مي سوخت

ميراث دارِ چـادرِ مـادر بُـزرگ است
دامان آن طفلي كه بين نار مي سوخت

زينب ، به يـادِ مـادر و آن كوچه ي تنگ
وقتِ عـبور از كوچه و بازار مي سوخت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه
#دوبیتی

چون «فاطمه» هیچ واژه‌ای ناب نبود
روشن‌تر از او، آینه و آب نبود

شب‌ها که به محراب عبادت می‌رفت
محتاج، کسی به نور مهتاب نبود

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

ای ذکر مناجات و شب خلوت حیدر
ای شیر ِ زنان ، بانوی با هیبت حیدر

جز حیدر کرار ، که قدر تو شناسد ؟
غیر از تو که داند به جهان قیمت حیدر

یا فاطمه یا فاطمه یا حضرت زهرا
شد اذن دخول حرم حضرت حیدر

مهمان تو گردید شب اول قبرش
هر کس به جهان کرد فقط خدمت حیدر

من باورم این است که حتما تو می آیی
هر جای ز عالم که شود صحبت حیدر

قنفذ عددی نیست که جان تو بگیرد
از پای در آورده تو را غربت حیدر
.
مثل تو در آن کوچه زمین خورد و زمین خورد
برده خبر رفتن تو طاقت حیدر

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای نگین نبی ، نگار علی
بی قرار علی ، قرار علی

گلشنِ وحی را صفا ، زهرا
نوجوان یار و نوبهار علی

مِهرِ مهری در آسمانِ وفا
گردشت بود بر مدار علی

مصطفی جان فداییِ تو و تو
جانِ خود کرده ای نثار علی

ایستادی به پیشِ سیل ستم
همچنان کوه ، در کنار علی

آن زمانی که بسته شد دستش
باز کردی گره ز کار علی

خطبه های تو بود در رتبه
لبه‌ی تیز ذوالفقار علی

خطبه ات سوخت خرمن دشمن
زد رگ پر ز خونِ اهریمن

دل ز قبله ربودنت خوش بود
کبریا را ستودنت خوش بود

در نماز نشسته ، نیمه‌ی شب
فکر همسایه بودنت خوش بود

سینه ، پهلو ، شکسته ، دل ، خسته
وا علیّا سرودنت خوش بود

بینِ یک شهر ، دشمنِ بدخواه
دل حیدر به بودنت خوش بود

خسته چون سوی خانه بر می گشت
لحظة در گشودنت خوش بود

با سلامی ز قلبِ پر دردش
گرد غربت زدودنت خوش بود

با نگاهی به چشمِ چشمِ خدا
روشنایی فزودنت خوش بود

رفتی و رکنِ رکنِ دین بشکست
پشت مولی الموحدین بشکست

#امیر_ایزدی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

وقتی تمام آبروی کائناتی
یعنی برای بندگان باب النجاتی

دستت گره از کار عالم باز کرده
یعنی تو حلّال تمام مشکلاتی

تو هر دعایی می کنی باشد، دعا کن
اما برای خود نگو عجل وفاتی

این گریه های بین بستر بر خودت نیست
یاد لبانی تشنه و آب فراتی

آه ای پناه بی پناهان روز محشر
رمز عبور از سختی راه صراطی

#احمد_قاسمی_راد

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه
#چارپاره

🔹دل سنگ آب شد🔹

کوه بودم، بلند و باعظمت
روی دامان دشت جایم بود
قد کشیدم ز خاک تا افلاک
ابرها، فرش زیر پایم بود

شب که چشم ستاره روشن بود
نور مهتاب، دل ز من می‌برد
صبح، چون آفتاب سر می‌زد
اولین پرتوش به من می‌خورد

دفتر وحی حق که روز به روز
جلوه‌اش سبز و سبزتر بادا
در بیان شکوه من، دارد
آیۀ «والجبال اوتادا»

سینه‌ام را اگر که بشکافند
لعل و الماس دیدنی دارم
از گذشت زمان و «دحو الارض»
خاطراتی شنیدنی دارم...

صبح یک روز چشم وا کردم
ضربۀ تیشه بود گوش خراش
تخته سنگی شدم جدا از کوه
اوفتادم به دست سنگ تراش

پتک سنگین و تیشۀ پولاد
سهم من از تمام هستی شد
حکم تقدیر و سرنوشت این بود
نام من «آسیای دستی» شد

گرچه از بازگشت خویش به کوه
پس از آن روزگار نهی شدم
این سعادت ولی نصیبم شد
که جهیز عروس وحی شدم

گوشۀ خانه‌ای مرا بردند
که حضور بهشت آن‌جا بود
برترین سرپناه روی زمین
بهترین سرنوشت آن‌جا بود

دستی از جنس یاس و نیلوفر
شد در آن خانه آسیاگردان
گرچه سنگم، ولی دلم می‌خواست
جان او را شوم بلاگردان

هر زمان گرد خویش چرخیدم
می‌شنیدم تلاوت قرآن
روح سنگین و سخت من کم‌کم
تازه شد از طراوت قرآن

راز خوش‌بختی مرا چه کسی
جز خداوند دادگر داند
کی گمان داشتم مرا روزی
جبرئیل امین بگرداند

به مقامی رسیده‌ام که چنین
بوسه‌گاه فرشتگان شده‌ام
مثل رکن و مقام کعبه عزیز
در نگاه فرشتگان شده‌ام

بارها شد که با خودم گفتم:
ای که داری به کار نان دستی!
کاش هرگز ز خاطرت نرود
وام‌دار چه خانه‌ای هستی؟

خانۀ آسمانی خورشید
خانۀ روشن ستاره و ماه
خانۀ وحی، خانۀ قرآن
خانۀ «انّما یُریدُ الله»

از همین خانه تا ابد جاری‌ست
چشمۀ فیض، چشمۀ احسان
سایبانِ معطّرِ این جاست
سورۀ «هل أتی علی الانسان»

آسیابم ولی یقین دارم
که پناهنده‌ام به سایۀ نور
سرنوشت مرا دگرگون کرد
اشک زهرا و ذکر آیۀ نور

یاس یاسین که با دعای پدر
آیۀ نور بود تن‌پوشش
داشت دستی به دستۀ دستاس
دست دیگر گلی در آغوشش

در محیطی که هر وجب خاکش
فخر بر آفتاب و ماه کند
آرزو می‌کنم که گاه به من
دختر کوچکی نگاه کند

گرچه از بازتاب گردش من
نان این خانه برقرار شده‌ست
شرمسارم از این‌که می‌بینم
دست زهرا جریحه‌دار شده‌ست

رفت خورشید وحی و آمد شب
سر نزد از ستاره سوسویی
صبح از کوچۀ‌ بنی‌هاشم
شد بلند آتش و هیاهویی

تا بدانم چه اتّفاق افتاد
تا ببینم هر آنچه بوده درست
دل به دریا زدم به خود گفتم:
«چشم‌ها را دوباره باید شست»

دیدم آن روز صبح منظره‌ای
که به خود مثل بید لرزیدم
آتشم زد شرار دل وقتی
شعله‌ها را به چشم خود دیدم

در همان آستانه‌ای کز عرش
قدسیان را به آن نظرها بود
اشک چشم ستارگان می‌ریخت
بین دیوار و در خبرها بود

من به حسرت نگاه می‌کردم
باغ گل را میان آتش و دود
جز خدا هیچ‌کس نمی‌داند
که چه آمد به روز یاس کبود

با همان دست عافیت‌پرور
که پرستاری پدر می‌کرد
از امام زمان خود یاری
در هیاهوی پشت در می‌کرد

هیزم آوردن، آتش افروزی
سهم هر رهگذر نبود ای کاش
خبر ناشنیده بسیار است
خبر میخ در نبود ای کاش

دست خورشید را که می‌بستند
شرح این ماجرا کبابم کرد
آنچه پشت در اتّفاق افتاد
سنگم امّا ز غصّه آبم کرد

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

فاطمه پشت در زمين افتاد
شرم بر امت پيمبر باد

آنچنان ناله زد به پشت در
همه گفتند فاطمه جان داد

درد سقط جنين و آن همه درد
از زيادي درد زد فرياد

دخت پيغمبر است اين بانو
هست اين مرد بر نبي داماد

پيش حيدر زدند زهرا را
بی مهابا چهل نفر ز عناد

امت اجر نبي به فاطمه را
با غلاف و لگد و سيلي داد

خانه ی حیدر است می سوزد؟
آه از اين ظلم و اين همه بيداد

آتش از آتش سراي علي
کربلا هم به خيمه ها افتاد

بعد از آن زينب و تمام حرم
شد اسير عدوي بد بنياد

گريه بهر حسين شد ممنوع
زدن دختر يتيم آزاد

حتک حرمت ز فاطمه شد که
دخلت زينبُ علي ابن زياد

#محمد_معارف‌وند

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ﺗﻮ ﺍﻱ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﻩ ﻭ ﻓﻐﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ
ﻣﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻜﺸﺘﻲ ﻣﺼﻄﻔﻲ ﺭﺍ ﺑﻲ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﺍﮔﺮ ﺻﻴﺎﺩ ﺻﻴﺪﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﻭﺍﺯﺵ
ﺗﻮ ﺍﻱ ﺑﻴﺮﺣﻢ ﺻﻴﺪﺕ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﺷﻴﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﮔﻞ ﺍﺭ ﭼﻴﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﺍﺯ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﺶ ﻋﺬﺭ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺗﻮ ﮔﻞ ﭼﻴﺪﻱ ﻭ ﺑﺎﻍ ﺁﺗﺶ ﺯﺩﻱ ﻭ ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﻣﺮﺍ ﻛﺸﺘﻲ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺁﻧﻜﻪ ﻳﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻋﻠﻲ ﻛﺮﺩﻡ
ﭼﻪ ﻋﺬﺭﻱ ﺁﻭﺭﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺗﻮ ﻃﻔﻠﻲ ﺑﻲ ﺯﺑﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺁﻣﺪﻱ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻮﻟﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻱ ﻣﺴﺠﺪ
ﭼﺮﺍ ﺯﻫﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺘﻲ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻱ ﻧﺎﺭﺱ ﺟﺪﺍ ﻛﺮﺩﻱ
ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻟﮕﺪ ﻳﻚ ﺳﻮﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ کشتی

#علی_انسانی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد
غم به جان دخت پیغمبر ص نمی دانم چه کرد

شعله ی آتش چو از بیت خدا بالا گرفت
باغبان با غنچه ی پرپر نمی دانم چه کرد

از صدای ناله ی زهرا مدینه گفت آه
این صدا با ساقی کوثر نمی دانم چه کرد

سینه ی دخت نبی آیینه ی وحی خداست
با چنین آیینه میخ در نمی دانم چه کرد

بر سر یک بانوی تنها، چهل نامرد ریخت
این ستم با فاتح خیبر نمی دانم چه کرد

فاطمه س دنبال حیدر زینب س از دنبال وی
مادر افتاد از نفس دختر نمی دانم چه کرد

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست
دست های بسته ی حیدر نمی دانم چه کرد

با نگاه دو کبوتر بچّه ی بی بال و پر
در میان دشمنان ، آذر نمی دانم چه کرد

سالها «میثم» ، علی در خانه ی بی فاطمه
بی کس و تنها و بی یاور نمی دانم چه کرد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اگر چه خصم، درِ خانه ریخت بر سر من
رواست گریـه کنیـد از بـرای شوهر من

مدینه گریۀ مـن سخـت خسته‌ات کرده ؟
حلال کـن کــه بُــوَد روزهای آخر من

خدا گــواست مــرا می‌زدند و می‌لرزید
چو گوشواره که لرزد به گوش، دختر من

ز تازیانــه بُــوَد سخـت‌تر نگـاه علی
کــه ایستــاده غریبــانه در برابـر مـن

علی! که گفته غریبی؟ به این گروه بگو
که هست فاطمه تنها، تمام لشکر مـن

برای یاری من خویش را مده زحـمت
که پشت در شده ششماهۀ تو یاور من

پنـاه مـن شــده دیوار و، در شده سنگر
شکست پهلو و آتـش گـرفت سنگـر من

خدیجه نیست که از من کند پرستاری
از این به بعد دگر زینب است مادر من

دگــر زنــان مدینــه عیــادتم نکنند
مگــر کــه قاتلـم آیــد کنار بستر من

کنم ز لطف و کرامت شفاعت از «میثم»
که ریـزد از قلمش اشـکِ دید‌ۀ تر من

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خرمن آسودگی شرار بگیرد
چادر مادر اگر غبار بگیرد

وای از آن لحظه ی بدی که ببینی
گوشه ای از دامنش به خار بگیرد

فصل خزانش، بهار خوشه ی اشک است
فاطمیه باغ گریه بار بگیرد

شام عروسی به فکر سائل خویش است
جامه ی نوداده، وصله دار بگیرد

حُرمت میلش ببین که تا به کجاهاست!
رفته برایش خدا انار بگیرد

دست علی گرچه بسته دراُحد امروز
دست ورم کرده ذوالفقار بگیرد

بد لگدی بود! محسن ازنفس افتاد
خواست که طفلی ز در فشار بگیرد

گریه ی زهرا به اختیارخودش نیست!
از دروهمسایه اختیار بگیرد

ماندم ازآن بازوی شکسته، چگونه
آمده پای تنورکار بگیرد؟

گودی چشمش مرا کشانده به گودال
تا مژه ام زخم بیشمار بگیرد

با دلِ خون رفت ازمدینه، علی هم
مانده برایش کجا مزار بگیرد؟

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اي ستمگر بيت آل الله را آذر نزن
آتش از اين آتشت بر قلب پيغمبر نزن

خويش را تو جانشين مصطفي پنداشتي
دختر پيغمبر است، او را تو اي کافر نزن

هست این در بوسه گاه اشرف خلق خدا
بدترین خلق خدا! با پای خود بر در نزن

پیش کوثر دستهای ساقی کوثر نبند
پیش چشم ساقی کوثر تو بر کوثر نزن

دیدن این صحنه ها بی شک پسر را میکشد
پيش چشمان حسن ديگر تو بر مادر نزن

دخترش زينب ندارد طاقت اين داغ را
سنگ دل او را به پيش ديده دختر نزن

سينه و پهلويش از ضرب لگد مجروح شد
با غلاف تيغ بر بازوي او ديگر نزن

ای مغیره بشکند دستت، از او بردار دست
تازيانه بر تن صديقه اطهر نزن

#محمد_معارف‌وند

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

می خواست بشوید او ز غم ، دست نشد
لبخند دمی با لبش هم دست نشد

از کوچه و ماجرای قنفذ دیگر
این دست برای مادرم دست نشد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

هیزم رسید و آتشی از در بلند شد
ای وایِ من که ناله‌ی مادر بلند شد

مامور شد به صبر علی ، از سکوت او
سو استفاده کرد ستمگر بلند شد

با جمعی از ارازل و اوباش ریخت و
پایش برایِ کُشتنِ مادر بلند شد

در را شکست او ، کمرِ شیعه را شکست
طوری که وای وایِ پیمبر بلند شد

طوری زدند خاطرشان جمع جمع شد
طوری زدند ناله‌ی حیدر بلند شد

با این همه همینکه علی بین کوچه رفت
دیوار را گرفت از آن در بلند شد

دستش رسید دامن مولا ولی شکست
از بس غلافِ تیغ مکرر بلند شد

زینب شنید گریه‌ی در آهِ میخ را
زینب گریست دادِ برادر بلند شد

کُنج خرابه هم چقدر یاد مادر است
وقتی دوباره گریه‌ی دختر بلند شد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


با گریه عقده از دل من وا نمی‌شود
زخم جگر به اشک، مداوا نمی‌شود

تا دست من ورم نکند از غلاف تیغ
بند ستم ز دست علی وا نمی‌شود

شرمنده‌ام ز شوهر مظلوم خود علی
دست شکسته حامی مولا نمی‌شود

بر روی قبر من بنویسید دوستان
سیلی زدن مودت زهرا نمی‌شود

بر باب خانه‌ام بنویسید رهبری
مثل امام فاطمه تنها نمی‌شود

گفتم ز حبس دل کنم آزاد ناله را
دیدم کنار زینب کبری نمی‌شود

جز طفل من که یار علی گشت پشت در
شش‌ماهه‌ای فدایی بابا نمی‌شود

من پشت در ز پای فتادم یکی نگفت
زهرا چرا ز روی زمین پا نمی‌شود

سقط ‌جنین و سیلی و ضرب غلاف تیغ
این احترام ام‌ابیها نمی‌شود

میثم بدون لطف و عنایات فاطمه
یک بیت از کتاب تو امضا نمی‌شود

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
10:14
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چه کنم؟ آتشی افتاده به جانم، چه کنم؟
آتش از آب دو چشمم ننشانم، چه کنم؟

با حضور تو، به من خانه‌نشینی سهل است
گر نمانی تو و،‌ من بی‌تو بمانم، چه کنم؟

تو در این شهر فقط در به رخم باز کنی
ای همیشه نگرانم، نگرانم، چه کنم؟

زرِهم پشت ندارد،‌ به تو پشتم گرم است
بی سپر بعد تو، با خصم گرانم، چه کنم؟

گوشه خانه، من و چار جگر گوشه تو
غم ز شش سمت، گرفته به میانم، چه کنم؟

زود ای عمر علی می‌روی از دست علی
بی‌تو بر ماندن خود نیست گمانم، چه کنم؟

#علی_انسانی

@raziolhossein
10:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گمان کنم دگر این دردها دوا نشوند
و کودکان تو با شادی آشنا نشوند

اگر قرار به رفتن شده دعایی کن
که نیمه های شب از بین خواب پا نشوند

شنیده ام که به مژگان تو گره خورده
تلاش میکنی و پلکهات وا نشوند

زمان آه کشیدن کمی مواظب باش
که شیشه های ترک خورده جابجا نشوند

صدای آینه ی خُرد ، سینه ات دارد
ولی دعای من این است بیصدا نشوند

به جای من به مغیره همه سلام کنند
همان که دید که شهری حریف ما نشوند

شکست دست تو را و غرور حیدر را
چنان شکست که این زخمها دوا نشوند

دعا نما که پس از دود و آتش و سیلی
پس از شکستن تو سهم کربلا نشوند

اگرچه کوچه ی ما را گرفت نامحرم
حرامیان همه در قتلگاه جا نشوند

خدا کند که نبینی چه میکند قاتل
و گیسوان حسینت ز نی رها نشوند

خدا کند که پس از غارت حرم ،خیره....
....به دختران تو یک مشت بی حیا نشوند

دعا نما که دعای غریب میگیرد
دعای قلب شکسته عجیب میگیرد

#حسن_لطفی


@raziolhossein
10:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه

زندگی با من مظلوم مدارا نکند
مرگ هم عقده‌ای از مشکل من وا نکند

ای امید دل من تا که تو رفتی ز برم
دل ماتم‌ زده‌ام جز تو تمنّا نکند

کارم از گریه گذشته‌ست، غمم نیز ز حد
دل غمگین مرا نیز تسلّی نکند

غمگسار دل من بعد تو جز زینب نیست
غیر از او اشک مرا پاک ز سیما نکند

شمع‌سان سوزم و زینب شده پروانۀ من
آخر از سوختن، این غمزده پروا نکند

این در سوخته را کز تو نشان‌ها دارد
چه کنم تا که حسین تو تماشا نکند

مخفیانه دل شب سوی مزارت آیم
که کسی قبر تو را فاطمه! پیدا نکند

«رستگار» آرزوی طوف حریمت دارد
در ره کعبه جز این قبله تماشا نکند

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
10:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 49.9 KB
#فاطمیه

تازیانه دنیامو ازم گرفت
آتیش آرزوهامو ازم گرفت

خدا لعنت کنه این مغیره رو
مادر بچه هامو ازم گرفت

@raziolhossein
10:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی

تازیانه دنیامو ازم گرفت
آتیش آرزوهامو ازم گرفت

خدا لعنت کنه این مغیره رو
مادر بچه هامو ازم گرفت

@raziolhossein
21 December 2021
ش
11:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت

نیمه جان علی جوان علی
گل نیلوفر کمان علی
فاطمه جان بمان بجان علی
سخنی حرفی همزبان علی
.....رو نگیر از من اینقدر زهرا
...
پشت من تکیه گاه نیست بمان
همدمی غیر چاه نیست بمان
دور حیدر سپاه نیست بمان
خانه ام روبراه نیست بمان
....یا بمان یا مرا ببر زهرا
....
با من خسته خوب تا کردی
سر شب مرگ را دعا کردی
پای تابوت را که وا کردی
کفنت را چرا سوا کردی
به دلم میزنی شرر زهرا
......
صبح را تو چطور شب کردی
دخترت سوخت بسکه تب کردی
لعن حماله الحطب کردی
همسرت را که جان به لب کردی
آنقدر گفتی از سفر زهرا
......
غم گرفتی و حرف غم نزدی
تا سحر سوختی و دم نزدی
شانه بر موی دخترم نزدی
حرفی از زخم سینه هم نزدی
باتو بد کرد میخ در زهرا
......
با مدینه تو بی حساب شدی
خانه به خانه اش عذاب شدی
چقدر رو زدی جواب شدی
سر من از خجالت آب شدی
جلوی مردم گذر زهرا
.....
من که یادم نرفته چین خوردی
جلوی دخترت زمین خوردی
هم کشیده از آن لعین خوردی
هم به دیوار با جبین خوردی
که علی را شوی سپر زهرا
....
با چه وضعیتی رسیدی تو
وسط کوچه می دویدی تو
شال من را که می کشیدی تو
حرفهای بدی شنیدی تو
وسط آن چهل نفر زهرا
......
بعد کوچه پرت ز کار افتاد
به روی بازویت شیار افتاد
تا ز گوش تو گوشوار افتاد
لرزه بر جان ذوالفقار افتاد
...دست من باز بود اگر ... زهرا
.....
کاش دست دعا بلند کنی
طلب دوری از گزند کنی
خانه را گرم و دلپسند کنی
باز با من بگو بخند کنی
با من زار خونجگر زهرا
.....
تو بمان گریه حسن بامن
کفن طفل بی کفن با من
گفتی از هر دری سخن بامن
حرف تابوت را نزن بامن
طاقتم کم شده دگر زهرا
......
صحبت حنجر حسینت شد
حرف انگشتر حسینت شد
هرچه که شد سر حسینت شد
نوبت خواهر حسینت شد
...تشنه میمیرد این پسر زهرا

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت


سراپا دردم و جان کندن دائم شده کارم
نهادم چشم بر در، تا اجل آید به دیدارم 

به وقت راه رفتن آنچنان لرزد قدمهایم
که هم دستم، سرِ زانوست، هم محتاج دیوارم

برو ای عُمر از دستم که من با مرگ، مأنوسم
بیا ای مرگ، یاری کن که من از عُمر، بیزارم

طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن
نشد جز شعلهء آتش کسی آنجا طرفدارم

گهی در خانه، گه بین در و دیوار، گه کوچه
خدا داند چه آمد بر سرم! کشتند صدبارم

گرفتم دامن مولای خود در چنگ و میگفتم
بزن قنفذ که من دست از امامم برنمیدارم

دلم بر همسرم می سوخت چون قنفذ مرا می زد
نگاه غربت او بیشتر می داد آزارم

نگفتم راز خود با هیچکس، اما خدا داند
نمی آید به هم از درد، یک شب چشم بیدارم

 #غلامرضاسازگار

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت

ای روی دل‌فروز تو شمع شبانه‌ام!
شد بی فروغ روی تو تاریک، خانه‌ام

ای آرزوی گم‌شده! زهرا! کجاستی؟ 
تا بنگری فغان و نوای شبانه‌ام

ای بنت سیّد قرشی! در فراق تو
از دل، هزار تیر بلا را نشانه‌ام

بعد از تو نیست خیر به قاموس زندگی
ترسم که طول عمر شود در زمانه‌ام

در تنگنای تن شده محبوس، روح من
ای کاش! مرغ جان بپرد ز آشیانه‌ام

زهرا! تو رفتی؛ از غم و محنت رها شدی
من بی تو چون پرنده‌ی گم کرده لانه‌ام

مِن بعد درد دل به که گویم که هم‌چو من
باشد شریک درد دل محرمانه‌ام

پروانه‌وار بال و پرم سوخت ای عجب!
کس باخبر نشد ز شرار زبانه‌ام

زهرا! چرا جواب علی را نمی‌دهی؟
ای باخبر ز سوز دل عاشقانه‌ام!

اندر حیات عاریه شرمنده‌ام ز تو
تا دیده‌ام فتد به در و آستانه‌ام

بر حقّ خود دهم قَسَمَت بگذر از علی 
بس جور روزگار کشیدی به خانه‌ام

از تازیانه، ساعد سیمین تو شکست
دل‌خسته من هنوز از آن تازیانه‌ام

کی می‌توان تحمّل این بار غم نمود؟
در پشت در نهاد عدو نازدانه‌ام

از بهر گریه در غم هجران تو بس است
رنگ پریده‌ی حسنینت بهانه‌ام

منسوب بر شما و «حسینی» است شهرتم
آن بلبلم که نام تو باشد ترانه‌ام

مدّاح آستانه‌ی قدس شماستم
افسوس! غرق بحر غم بی کرانه‌ام

بر «سعدی زمانی» خود نیست فخر من
این فخر بس که چاکر آن آستانه‌ام

#سید_رضا_حسینی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه_بعد_شهادت

شده ام بی کس و بی یار خدایا چه کنم
شده روزم چو شبِ تار خدایا چه کنم

من که عمری گره از کاره همه وا کردم
شده ام سخت گرفتار خدایا چه کنم

خانه ام گشته عزا خانه زهرای جوان
زینبم گشته عزادار خدایا چه کنم

ترسم این است شود عمر علی طولانی
بعدِ زهرا گلِ بی خار خدایا چه کنم

بعد زهرا یلِ خیبر به چه روزی افتاد
وای از این طعنه اغیار خدایا چه کنم

شب که آیم به مزارش نگرانم نشود...
زینب غمزده بیدار خدایا چه کنم

از حسن چادرِ خاکی شده پنهان کردم
مانده ام با در و دیوار خدایا چه کنم

لخته خونِ روی پیرهنش را شستم
مانده ام با سرِ مسمار خدایا چه کنم
.....

تا ستون حرم افتاد زمین زینب گفت
بعد عباس علمدار خدایا چه کنم

بی اباالفضل روی ناقه نشستن سخت است
بین نامحرم و انظار خدایا چه کنم

دید این قافله را قافله سالاری نیست
شمر شد قافله سالار خدایا چه کنم

زینب پرده نشین را به اسیری بردند
من کجا کوچه و بازار خدایا چه کنم

#عبدالحسین

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مانندِشمعي تا سحر بيمار مي سوخت
از دردِ سـر با پيكري تب دار مي سوخت

وقتي نفس از سينه اش مي رفت بيرون
يك شهر از آن انفاس آتـشْ بار مي سوخت

در سوخت و خاموش شد امّا نَود روز
بر حالت دستش دلِ ديوار مي سوخت

خون از دوچشم كاشفِ اَسرار مي ريخت
وقتي كه آن ديباچه ي اَسرار مي سوخت

"ريحانه در آتش" نمي گويم چه ها شـد
وقتي كه در آتش تنِ مسمار مي سوخت

با دست بسته باغبان از بـاغ مي رفت
وقتي كه غنچه با گُل و گُـلزار مي سوخت

حَقِّ ذَوِي القُربا به نحوي شد اَدا كـه
در عرش قلبِ احمد مُختار مي سوخت

آبي كه مِهـرش بود مي داند چه شد كه
هنگامِ غُـسلش،حيـدرِ كَرّار مي سوخت !!!

اين سوختن ها بعدها شكلش عوض شد
در كربلا لب تشنه اي بي يار مي سوخت

با ازدحـام نـيـزه ها نـاچـار مي ساخت
با تـيرهاي آتشـين ، ناچـار مي سوخت

ميراث دارِ چـادرِ مـادر بُـزرگ است
دامان آن طفلي كه بين نار مي سوخت

زينب ، به يـادِ مـادر و آن كوچه ي تنگ
وقتِ عـبور از كوچه و بازار مي سوخت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

به درد و غم گرفتارم چه سازم
پس از تو بی کس و یارم چه سازم

زجا برخیز و کاری کن عزیزم
گره افتاده در کارم چه سازم
_

پریشانم پریشانم پریشان
بیا و قلب یارت را مسوزان

به پای هم دوتایی پیر گشتیم
دهد امشب نگاهت بوی هجران



خدا داند که من طاقت ندارم
میان قبر جسمت را گذارم

چگونه من لحد چینم به رویت
مرو از دستم ای دار و ندارم
_

علی جان کن نظر آشفته حالم
ببین ای همسفر بشکسته بالم

در این نه ساله هرچه دیدی ای یار
حلالم کن حلالم کن حلالم
_


پس این بر غم غربت اسیری
علی جان گریه کن آرام گیری

از آن ترسم که غم گیرد گلویت
تو با این حال، قبل از من بمیری
_

خدا لعنت کند آنکه مرا زد
اراذل های یثرب را صدا زد

همین که دید سرگرم تو هستم
به جان تو لگد را بی هوا زد



نفس های گرفتار من افتاد
به دست خادمه کار من افتاد

بدان آقا مقصر من نبودم
تکانی خوردم و بار من افتاد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 1
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

روزی که غیر نام تو از بر نداشتیم
حرفی برای صحبت دیگر نداشتیم

شأن نزول آیه لولاک، فاطمه است
زهرا نبود احمد و حیدر نداشتیم

زهرا اگر نبود نشان از نبی نبود
زهرا اگر نبود پیمبر نداشتیم

زهرا اگر نبود علی ناشناس بود
ما هم خبر ز ساقی کوثر نداشتیم

زهرا اگر نبود حسین و حسن نبود
یار کریم و سید محشر نداشتیم

زهرا اگر نبود خدا هم غریب بود
در بندگی نمونه برتر نداشتیم

گمراه میشدیم در این ظلمت غریب
گر پرتویی ز زهره اطهر نداشتیم

زهرا اگر نبود سما بارشی نداشت
از خاک مرده رزق مقرر نداشتیم

زهرا اگر نبود دگر خلقتی نبود
این عرش و فرش وکرسی و دفتر نداشتیم

روزی که هست: "یوم یفروا من الاخیه"
بیچاره می شدیم، چو مادر نداشتیم

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


تنها نه کوثر است که تفسیر فاطمه است
قرآن قرائتي ست که تقریر فاطمه است

اینکه ندیده سایه ی او را کسی ، خودش
شرح بلیغ آیه ی تطهیر فاطمه است

نانی به غیر سفره ی زهرا نخورده تا
ثابت کند علی که نمک گیر فاطمه است

تنها نه اینکه گردش دستاس دست اوست
گرديدن زمانه به تدبیر فاطمه است

آیینه ی جمال خدا احمد و علی ست
در بین این دو آینه تصویر فاطمه است

پشت علی به فاطمه گرم است هر کجا
بین کمان عمر علی تیر فاطمه است

هم دوش ذوالفقار علی رزم می کند
تيغ دعای نافله شمشیر فاطمه است

آیینه گشت کوثر و خیر کثیر شد
عالم هزار مرتبه تکثیر فاطمه است

پای ولایت علی از جان گذشتنش
زیباترین روایت تقدیر فاطمه است

#علی_کاوند

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

دست نَیازم مگر به دامنِ مادر
باده نگیرم مگر ز ساقی کوثر

کس نتواند در این مسیر نهد پای
تا نگذارد به خاک فضه ی او سر

مدحت او را کم است قُطرِ سه دیوان
آن که شده نازلش سه آیه ی کوثر

هر دَمِ او خالق هزار مسیحا
هر شب او چله ی هزار پیمبر

آتشِ کفار را نشانده به خطبه
وز کلماتش به جانشان زده آذر!

علّتِ خلقِ جهان و کون و مکان را
کرده اشارت به نشرِ قدرتِ داور

سبحه به ذکرش گرفته ام لبِ خمره
باده به یادش کشیده ام دمِ منبر

دست مرا هم بگیر عزتِ اعظم!
گَردِ گناهم زُدای! عصمتِ اکبر

ای که سجودت مدام، هستیِ هستی
وی که قیامت تمام، محشرِ محشر

پای مدیحت کُمیتِ شعرم لنگ است
زآن که بوَد مادحِ تو "سیّدِ حمیر"

دختر و هم مادرم فدات که هستی
دخت پیمبر نه بلکه امّ پیمبر

کفوِ تو مولاست زآنکه او همه زهراست!
هیچ کسی جز تو نیست با تو برابر

آب اگر روشنایی است به تمثیل
باشد از آن رو که بوده مهر تو مادر

مدحِ تو باید سرود لیک قلم هم
خود به خود از داغ دوست میشکند سر

آه چه گوید دلم از این جگرِ خون؟
آه چه نالم ز داغِ لاله ی پر پر؟

نیست عجب گر ز ارث منع کنندت
امّتی آنگونه که به گفته ی حیدر:

"چون پشه در باد می روند به هر سو"
چون شته در خاک می خزند به هر ور

امّتی از بیخ و بن مخالفِ معروف
امتی از جان و دل موافقِ منکَر!

امّ ابیها کجا و بی پدران؟ هان!
صورت زهرا کجا و سیلیِ کافر؟

کاش بسوزد هر آنچه میخ که داغ است
پاش بلنگد هر آنکه می شکند در

بر تنِ چادر نشست ردّ چهل پا
شعله ی آتش گداخت گوشه ی معجر

آیه به آیه شکست قدرِ شبِ قدر
زیرِ لگد ها خمید قامتِ کوثر

آه که گل کرده است یک گل میخک
بر چمنِ چادرِ بهارِ پیمبر

جاه طلب بودنِ خلیفه ی اول
بین که چه آورد بر سر علی آخر

بسته به دستِ طناب، دستِ خداوند
در به درِ کوچه فاتحِ درِ خیبر

فاطمه پشت سرش به ناله زمین خورد
پیش رُخَش لیک گشت گوش فلک کر

در مگذر یا رب از مهاجر و انصار
سهل مگیر ای خدا بر آن دو ستمگر

تا نرسد روزگار منتقم یاس
نقطه نخواهم گذاشت آخرِ دفتر...

#حسین_نادری

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت
چشم وا کن مگر افتاده علی از نظرت

تو سپر بهر علی در وسط کوچه شدی
پشت در هم سپر سینه ی تو شد پسرت

کاشکی زودتر از تو بروم تا؛بانو
خبر سوختنت را ببرم بر پدرت

دستمالی به سرت بسته ای و میسوزم
به گمانم که در سوخته خورده به سرت

حسن از غصه ی تب کردن تو تب کرده
نکند باز به آن کوچه فتاده گذرت

دست بردار زدیوار و کمی راه برو
سخت باشد به تو؛ انگار شکسته کمرت

#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ظاهرا زهرا به احمد، جان به جانان می رود
پشت پرده باطنا قرآن به قرآن می رود

دختر خیرُ البشر اُم ابیها می شود
رحمت موصوله ی باران به باران می رود

بین محرابش که مشغول عبادت می شود
نور زهرایی او تا عرش رحمن می رود

جود و ایثار و کرم یک گوشه از اوصاف اوست
شرح این اوصاف تا آیات انسان می رود

خادمان خانه اش خیل ملائک می شوند
این کرامت ها مگر از یاد سلمان می رود؟!

گرچه شأن فاطمه همواره معراج است و بس
در کنار مرتضی بالاتر از آن می رود

حرف حیدر که وسط باشد هزینه می دهد
با تمام هستی اش زهرا به میدان می رود

ننگ بر دنیا و بر اهلش که ناموس خدا
وقت گریه کردنش تا بیت الاحزان می رود

آبرویش را وسط آورد زهرا ای دریغ
حرف حق اصلا مگر در گوش اینان می رود؟!

دست در دست پسرهایش به سختی فاطمه
بر مزار حمزه با چشمان گریان می رود

بانویی که قامتش مثل رسول الله بود
در میان چادرش حالا چه پنهان می رود

از فضای خانه مولا مشخص می شود
دارد عمر یاس حیدر رو به پایان می رود

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

هر چه در بسته شود خانه مادر باز است
این دری هست که در سوره ی کوثر باز است

در این خانه به روی احدی بسته نشد
از همان روز ازل، روز مقدّر باز است

همه ی اهل جهان هم که بیایند اینجا
سوخته گرچه، ولی چند برابر باز است

ننویسید در خانه ی زهرا بسته ست
بنویسید در خانه ی حیدر باز است

دل مولاست همان قلعه محکم که درش
به روی هر که که دلبسته شود در باز است

اندرون دل او جای همه نیست، ولی
رو به سمت دل سلمان و ابوذر باز است

چنگ بر در زد و افکند به سویی آن را
بعد از آن روز در قلعه ی خیبر باز است

سفره ی فاطمه و نان نمک گیرانش
به روی هر که شود مالک اشتر باز است

از غلامان علی معجزه بر می آید
به دلیلی که در خانه ی قنبر باز است

خانه اش بیشترین فوج کبوتر دارد
دل ما نیز به این عشق، کبوترباز است

دل ما شیشه ی سرخی ست پر از عطر حرم
در این شیشه ی زیبای معطر باز است

ای که درهای زمینی به رویت بسته شده
غم مخور چون که در خانه ی مادر باز است

#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


نگاهت می کند قلبم ز غم آزاد یا زهرا
دو چشم خویش بگشا کن دلم را شاد یا زهرا

رخ خود را مپوشان از من ای سنگ صبور من
که غربت می کند این روزها بیداد یا زهرا

نرفته یادم آن روزی که در بین در و دیوار
چگونه محسن ششماهه ات جان داد یا زهرا

بساط فتنه دستم بست وپهلوی تورا بشکست
مدینه حرمت ما زود برد از یاد یا زهرا

خدا داند چه آمد بر سرم در پیش طفلانت
چو چشمم بر حجاب خاکی ات افتاد یا زهرا

عدو تا دید غیر از تو کسی یاری گر من نیست
به کوته کردن دست تو فرمان داد یا زهرا

تمام عمر می سوزم که دستم بسته بود و تو
به زیر تازیانه می زدی فریاد یا زهرا


#سعید_نسیمی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


قلب پیمبر سوخت آن وقتی که در سوخت
باید که پای این مصیبت از جگر سوخت

ریحانه ی احمد پس از او تا نوَد روز
شب ها درون بستر خود تا سحر سوخت

خورشید حیدر آتشی بر جانش افتاد
از سوز آن آتش ستاره با قمر سوخت

ذکر لبش در پشت در یا مرتضی بود
با عشق حیدر فاطمه در پشت در سوخت

مادر درون آتش نمرودیان رفت
آری ولی در گوشه ی خانه پدر سوخت

با یک لگد افتاد در بر روی زهرا
آتش به جانش شعله زد تا موی سر سوخت

دیگر نباید زد به بالش تازیانه
پروانه بی جان است در آتش اگر سوخت

این شاخه ی طوبای پیغمبر ثمر داشت
فضه فقط دیده که پشت در ثمر سوخت

اجر رسالت را ادا کرده است امت
مادر درون خانه در پیش پسر سوخت

آن روز کل اهل بیت آتش گرفتند
قطعا غلط گفته کسی که: یک نفر سوخت


#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


قرار من چه کسی بعد تو قرار علیست
پس از تو بانوی خانه! که خانه دار علیست

تو جسم و جان منی بین قبر خوابیدی
و این مزار، مزار تو نه مزار علیست

دلیل خیسی این خاک، اشک نیست فقط
کمی هم از عرق روی شرمسار علیست

تو یاس بودی و در باغ، پرپرت کردند
عجیب نیست اسیر خزان، بهار علیست

پس از تو آنچه سپید است گیسوی حسن است
پس از تو آنچه سیاه است روزگار علیست

غذای دیشبمان دستپخت زینب بود
چنان تو و پدرت، دخترت کنار علیست

دری که سوخته، دارد هنوز می سوزد
چرا که مستمع روضه های یار علیست

منم که ماندم و لبخند و طعنه ی یک شهر
وگرنه خانه ی تو نزد کردگار علیست

به روی شانه ی تو چند موی سوخته بود
نه موی سوخته بلکه طناب دار علیست

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

مرا که درد مداوا نمیشود دیگر
به غیر غم به دلم جا نمیشود دیگر

گره گشای علی بعد تو یقین دارم
گره ز کار علی وا نمیشود دیگر


صفای خانه ام از بودن تو بود اما
پس از تو خانه مصفا نمیشود دیگر

من اشتیاق تماشای روی تو دارم
بگو که قسمتم آیا نمیشود دیگر؟

پس از شکستن پهلوی تو در این خانه
لبی به خنده ببین وا نمیشود دیگر

به گریه زینب تو گفت با حسن، مادر
چرا ز بستر خود پا نمیشود دیگر؟

ز خون تازه پیراهن تو فهمیدم
که زخم سینه مداوا نمیشود دیگر

#عبدالزهرا


@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #اذان_بلال


بس کن بلال جان پیمبر اذان نگو
از حال رفت فاطمه دیگر اذان نگو

بس کن بلال مادرم از دست میرود
نام پدر دوباره اگر از تو بشنود

بس کن بلال خاک عزا بر سرم مکن
پایین بیا زماذنه بی‌مادرم مکن

ترسم که جان رود زتن مادرم بلال
زود است خانه دار شود خواهرم بلال

حیدر حریف گریه زهرا نمی‌شود
اینها برای فاطمه بابا نمی‌شود

حالا که روی ماذنه هستی ،بیا بلال
بهر شفای مادرما کن دعا بلال

دست دعا بگیر سوی آسمان بلال
امن‌یجیب بهر شفایش بخوان بلال

شاید خدا دعای تو را مستجاب کرد
رحمی به حال ما و دل بوتراب کرد

بس کن بلال مادر ما داغدیده است
روز خوشی زبعد پیمبر ندیده است

جدم که بود مادر ما احترام داشت
این خانه نیز حرمت بیت‌الحرام داشت

یادش به خیر اذان تو را تا که می‌شنید
قبل از نماز بر در این خانه می‌رسید

جدم که رفت فاطمه بی‌احترام شد
در پشت درب‌خانه او ازدحام شد

وقتی شرار کین زسرایش بلند شد
زهرا صدای یاابتایش بلند شد

بابا ببین که شعله به کاشانه ام زدند
بابا ببین لگد به در خانه ام زدند

بابا ببین که پهلوی زهرای تو شکست
ضرب غلاف بازوی زهرای تو شکست

بابا ببین به گفته تو پشت پا زدند
سیلی به روی فاطمه‌ات بی‌هوا زدند

____

دختر دلش زنام پدر زیر‌ و رو شود
ای وای اگر که با سر او رو به رو شود

زهرا شنید نام پدر را زتاب رفت
کی باسر بریده به بزم شراب رفت

زهرا غم اسیری و رنج سفر ندید
طشت طلا و راس جدای پدر ندید

زهرا ندید راس پدر در برابرش
چوب جفا خورد به لبهای اطهرش

#عبدالحسین

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

حسن حق داره که بی خواب باشه
برای مادرش بی تاب باشه

شبونه می‌ره مادر کاش از امشب
حسینش تشنه میشه آب باشه

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

اگر کشند در این بیت وحی صدبارم
من از امام خودم دست بر نمی‌دارم

من از برای دفاع علی سپر شده‌ام
بگو که چهره بسوزد ز شعلۀ نارم

هزار شکر که من مادر شهید شدم
چهار کودک دیگر به یاری‌اش دارم

نه بر پسر نه به پهلو نه سینه نه بازو
علی، برای تو اشک از دو دیده می‌بارم

به تازیانه اگر چه مرا کنار زدند
تو را میانۀ دشمن چگونه بگذارم

به قبر گمشده‌ام این حدیث بنویسید
که من به سن جوانی شهیدۀ یارم

دو مه ز قصۀ دیوار و در نرفته هنوز
نفس‌نفس زده شب تا به صبح بیدارم

به دردهای علی گریه می‌کنم بسیار
اگر چه باشد از آن ضربه درد بسیارم

برای آنکه کنم ظلم خصم را ثابت
به حشر محسن خود را به روی دست آرم

شرار آه شما خیزد از دل میثم
خدا کند که شود جاودانه آثارم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

مصحف حق سایه بر کوثرش افتاد
کل جهان لرزه بر پیکرش افتاد

مادر خود را حسن، تا که نهان کرد
ولوله ای در دل مضطرش افتاد

دست کسی شد بلند از سر کینه
سایه ی نحسی سرِ معبرش افتاد

از سر او رد شد آن سیلی و ناگه
پیش نگاه حسن مادرش افتاد

تا که بفهمد چه شد، برگ قباله
پاره شد و ناگهان در برش افتاد

خورد به یک گونه اش ضربه، چه شد پس...
سایه روی گونه ی دیگرش افتاد؟!

هرچه تلاشِ پسر بود نیفتد
تا به حرم روی خاک، آخرش افتاد

فاصله ای نیست از کوچه به خانه
آه چرا این همه زیورش افتاد؟!

یک تن بیمار داشت رحم نکردند
مادر ما بار داشت رحم نکردند


@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


به خدا علت ایجاد دو عالم زهراست
پاره ی پیکر پیغمبر خاتم زهراست

بهترین مایه ی آرامش جانِ مولا
شادی قلب نبیُّ الَه اعظم زهراست

و بهشت است که زیر قدمش خلق شده
جلوه ی معنوی کوثر و زمزم زهراست

گریه کن های حسین بن علی می دانند
اولین گریه کن ماه محرم زهراست

هر که آمد سر این سفره خودش آورده
بانی اصلی این بیرق و پرچم زهراست

اشک را روزی ما کرد خود این بانو
صاحب اصلی این بارش نم نم زهراست

حیف از این فاطمه که پشت در افتاد زمین
آن که شد قامتش از جور و جفا خم زهراست

آه ما گریه کن قد خم زهراییم
آه ما گریه کن عمر کم زهراییم

#وحید_محمدی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


من می‌روم دگر ز کنارت پسر عمو
دیدار ما به روز قیامت، پسر عمو

من می‌روم و مونس شب‌هات می‌شود
یک چاه و قبر مخفی و غربت، پسر عمو

من حاضرم قسم بخورم که ندیده‌ام
از تو به غیر مهر و محبّت پسر عمو

زانو گرفته‌ای به بغل مثل کودکان
خیبرشکن به روز شجاعت پسر عمو

دنیای تو مگر که به آخر رسیده است
برخیز! جان من به فدایت پسر عمو

چشمت کجاست قطرۀ اشکی به من بده
می‌خواهمش برای شفاعت پسر عمو

گریه مکن، فدای سرت هرچه شد، علی!
کاری نبود عمق جراحت پسر عمو

شرمنده‌ام غلاف عدو دست من شکست
بر دوش مانده بار خجالت پسر عمو

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر

چه کنم درد و بلای تو به‌جانم، چه کنم
به نگاه نگرانت نگرانم، چه کنم

اهل یثرب ز من و گریه من بیزارند
ناگزیرم که در این شهر نمانم، چه کنم

تا سحر از غم تنهایی تو بیدارم
مانده‌ام من بروم یا که بمانم، چه کنم

دو قدم راه نرفته نفسم می‌گیرد
عمری از من نگذشته است،جوانم، چه کنم

سعی کردم قد خم را ز تو پنهان سازم
هرچه قد راست کنم، باز کمانم، چه کنم

دست تو وا نشد و دست من از کار افتاد
خجلم از تو همین بود توانم، چه کنم

#سعید_خرازی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


یافتم میقات من پشت دَر است
حفظ «ربُّ البَیت» از حج برتر است

رَمی شیطان کردم از امر جلیل
تا بگیرم کعبه از اصحاب فیل

بسته بودم پشت در احرام خود
رهسپَر کردم به مسجد گام خود

سعی کردم تا نماند فاصله
از صفا تا مروه کردم هروَله

گفتم او شمع است و من پروانه‌‌ام
بر نگردم بی ‌علی در خانه‌ام

حجّ من رخسار حیدر دیدن است
طوف من دور علی گردیدن است

آنقدر ای قبله ‌بیت‌‌الحرام
دور تو گشتم که شد حجّم تمام

#علی_انسانی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت


به غیر از اجل هیچ راهی ندارد
کسی که به جز آه ، آهی ندارد

سه ماه از علی رو گرفتن که کم نیست
خسوفی چنین قرص ماهی ندارد

گل و دست سنگین گلچین ، عجب نیست
اگر دیده نور نگاهی ندارد

به پیش علی شد به زهرا جسارت
غمی این چنین هیچ شاهی ندارد

زنی را که دارد به بر بار شیشه
توانی ، بخواهی نخواهی ندارد

کسی که لگد زد به در خوب فهمید
که زهرا به جایی پناهی ندارد

فدای دل دختری که صدا زد
نزن مادرم را گناهی ندارد

.........
مزارش دل شیعه باشد غمی نیست
اگر فاطمه بارگاهی ندارد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

شنیدی بارها بیداد با یاس پیمبر شد
ندیدی غنچه ی نشکفته اش یکباره پرپر شد

شنیدی در حریم کبریا افروختند آتش
ندیدی شعله اش با صورت زهرا برابر شد

شنیدی شد مدینه زیر و رو از نالهء زهرا؟
ندیدی از فشار در چه با آیات کوثر شد

شنیدی مرغ روح فاطمه آزاد شد از تن
ندیدی خانه ی بی فاطمه زندان حیدر شد

شنیدی مادری با روی نیلی رفت از دنیا؟
ندیدی یک شکسته گوشواره ارث دختر شد

شنیدی شد قباله پاره و زهرا به خاک افتاد
ندیدی زان ستمگستر چه با دخت پیمبر شد

شنیدی در کفن پیچید مولا هستی خود را؟
ندیدی جان پاکش بارها بیرون ز پیکر شد

شنیدی بارها و بارها کشتند زهرا را؟
ندیدی سال ها مولا علی بی یار و یاور شد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


مدح زهرا را همین جمله کفایت می کند
چادرش حتی یهودی را هدایت می کند

ظاهرا روی زمین آمد و الا بین عرش
تکیه بر کرسی زده بر ما حکومت می کند

نور زهرا ابتدائا خلق عالم کرده است
عاقبت هم نور او روزی قیامت می کند

انبیا هر یک گروهی را شفاعت می کنند
انبیا را یک به یک زهرا شفاعت می کند

گفت پیغمبر که زهرا پاره‌ی جان من است
این روایت بر همه اتمام حجت می کند

محو نورانیت او می شود هفت آسمان
ساعتی که بین محرابش عبادت می کند

روزه می گیرد سه روز اما طعام خانه را
بین مسکین و یتیم و بنده قسمت می کند

ظاهرا نان می دهد دست گدا و باطنا
سائلش را فاطمه صاحبْ کرامت می کند

پای حیدر که وسط باشد هزینه می دهد
هرچه دارد فاطمه خرج ولایت می کند

ماجرای کوچه و مادر بیانش مشکل است
بغض پنهانِ حسن آن را روایت می کند

درد زهرا را کمی مقداد می فهمد فقط
رو گرفتن هایش از چیزی حکایت می کند

ضربه ای خورد و سرش بدجور بر دیوار خورد
تنگیِ کوچه بر این صحبت دلالت می کند

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

گلی که از نبوت ریشه دارد
به روی برگ، زخم تیشه دارد

بگو با سنگ‎دل‎های مدینه
که این آیینه بار شیشه دارد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

از حیدر خود گرفته ای رو ، زهرا
چیزی تو نگفته ای ز بازو ، زهرا

ای کاش مرا کنار تو خاک کنند
ای حوریه‌ی شکسته پهلو ، زهرا

#مصطفی_محمدی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

دختر طبعم به مدح حضرت زهرا
داد سخن می دهد ز وحی یوحی

حضرت زهرا که نیست عارف حقش
غیر ابیها و بعلها و بنیها

فاطمه محجوبه در حجاب تقدس
فاطمه محبوبه ی خدای تعالی

قول رسول مصدق است که فرمود
فاطمه باشد بتول و مریم عذرا

هردو بتول اند و پاک لیک به عصمت
حضرت مریم کجا و حضرت زهرا

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

روو گرفتي از من و درد نهانی داشتی
بشکند دستی کزو بر رخ نشانی داشتی

ماجرای کوچه را با من نمی گوید حسن
من نمی دانم چرا قد کمانی داشتی

جان حیدر, گریه های های هایم را ببخش
تازه فهمیدم شکسته-استخوانی داشتی

میخ در, دیوار, آتش, ضربه ی سیلی, لگد
یاس هجده ساله پشت در چه جانی داشتی؟

تا نیفتد شعله در جان ولایت, سوختی
ایستادی روی پایت تا توانی داشتی

تو دعاشان کردی و کاری نکردند, ای دریغ
من بمیرم... تو عجب همسایگانی داشتی

نه ضریحی مثل زینب, نه حریمی چون حسین
کاش مانند حسن, سنگ نشانی داشتی .

#ن_سادات_موسوی


@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

درجواب التماس دخترت مادر بمان
من قسم دادم تو را جان علی دیگر بمان

بیشتر در خانه پیش کودکان خسته باش
گوشه ی این بیت الاحزان مادرم کمتر بمان

نا امید و خسته ای از دست این نامردمان
رفته گرچه کاسه ی صبرت عزیزم سر بمان

استخوان های تنت هم آب شد کم کم ولی
با همین بیماری واین پیکر لاغر بمان

یک طرف زانو بغل کرده پدر در گوشه ای
یک‌طرف دارد برادر چشم هایی تر بمان

کار های خانه را بگذار روی دوش من
استراحت کن کمی مادر نرو مادر بمان

ما همه یک سو؛پدر دق میکند از رفتنت
مادر خوبم به عشق ماندن حیدر بمان

تو جوانی گفتن عجل وفاتی خوب نیست
وارث حلم و صبوری های پیغمبر بمان

#محسن_صرامی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


صبح تا شب كار و شب تا صبح عبادت مى كنى
اى جراحت ديده! پس كى استراحت مى كنى

گفته بودم كه ميا پشت در استقبال من
يار بيمارم چرا خود را اذيت مى كنى

ديدن قدّ كمان تو على را مى كُشد
رو كه مى گيرى در اين كُشتن شراكت مى كنى

فكر كردم رو به بهبودى ست حال خانمم
ناگهان ديدم كه تو دارى وصيت مى كنى

زينب از عجل وفاتى گفتنت تب كرده است
اين دعاها چيست پيش بچه هايت مى كنى

هر چه مى خواهى بگو امّا "حلالم كن" نگو
من خجالت مى كشم اينگونه صحبت مى كنى

خانه دارى مى كنى دستاس خونى مى شود
با چه اوضاعى به ما لطف و محبت مى كنى

نان بپز باشد ولى ديگر چرا پاى تنور
از سرى خاكسترى ذكر مصيبت مى كنى

فكر دورى از حسينت را نكن مى بينى اش
قتلگاهش را تو قبل از ما زيارت می کنی

#علی_صالحی

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

نگاه آینه وارت چرا کبود شده
نگاه میکنی ام منتها کبود شده

دوپلک بی رمقت را ببند و باز نکن
چرا که هر مژه ات گوئیا کبود شده

گرفته هاله ای از رنگ دود رویت را
به من بگو که چگونه؟کجا؟کبود شده

کبودی تو صدای مرا در آورده !!
ولی چه حیف رخت بیصدا کبود شده

نشان نداده ای اما خودم که می دانم
دو گونه ات وسط کوچه ها کبود شده

خداست شاهد ایثار تو ؛ که پیکر تو
به خاطر "علی مرتضی" کبود شده


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بهتر از اشكِ برا فاطمه نيست
كار من امر به اين معروفه
ولى سخته بخونم اى مردم
روضه ى مادرمو مكشوفه!

برا گوشه گوشه ى مرثيه هاش
مثه اسفندِ روى آتيشم
شماها بلند بلند گريه كنيد
ولى من زود ميگم و رد ميشم!

الهى ديگه به گوش بچه اى
صداى ناله ى مادرش نياد
آرزوم اينه كه ديگه مرگشو
مادر جوونى از خدا نخواد

الهى پيش نگاه باغبون
باغچه اى بى گل سر سبد نشه
جلو چشم خيس طفل مضطرى
راه مادرى توو كوچه سد نشه

الهى شاخه ى ياسِ باغچه اى
ديگه با كبودى دمساز نشه
آرزوم اينه در هيچ خونه اى
ديگه با ضربِ لگد باز نشه

مادرى جوون كى ديده تا حالا
با هزارتا درد و غم خو بگيره
برسه كار به يه جايى كه ديگه
حتى از محرمشم رو بگيره

مادر جوون كى ديده تا حالا
رد خون توو هر قدم جا بذاره
نفسش بالا نياد،حتى ديگه
دستشم نتونه بالا بياره

ديگه ساكت ميشم و آرزومه
قصه رو توو حرمش بياد بگه
خيلى حرفارو نميشه زد بايد
پسر منتقمش بياد بگه!

#محمدحسين_مهدى_پناه

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

درد تنم به ضعف تنم گريه مي کند
بر درد هاي من بدنم گريه مي کند

از چشم زخم سینه من اشک خون چکد
بر اين نفس نفس زدنم گريه مي کند

امشب به زخم سينه من پيرهن گريست
فردا به زخم من کفنم گريه مي کند

پروانه وار زینب من دور بسترم
بر اين چو شمع سوختنم گريه مي کند

از درد شانه آه کشم آه میکشد
شانه به موی او نزنم گریه میکند

کشته مرا غمش که نشسته کنار من
اين شير مرد بت شکنم گريه مي کند

گاهي برای اين پر و بال شکسته ام
گاهي براي پر زدنم گريه مي کند

هربار روي خود ز علي مي کنم نهان
گويد که رو نگیر، منم! گريه مي کند

من میکنم نهان زعلی روی خویش را
بيش از علي ولي حسنم گريه مي کند


#محمد_معارف‌وند

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بیمارت ای علی جان جز نیمه جان ندارد
میلی به زنده ماندن در این جهان ندارد

غم چون نسیم پائیز برگ و بر مرا ریخت
این لالۀ بهاران غیر از خزان ندارد

بگذارد تا بمیرد، زین باغ پر بگیرد
مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد

خواهم که اشک غربت از چهره ات بگیرم
شرمنده ام که دیگر دستم توان ندارد

بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت
من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد

هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا
قدرش عیان نگردید قبرش نشان ندارد

شهری که در امانند حتی یهود در آن
در بین خانۀ خود زهرا امان ندارد

ای ناله ها برآئید ای لاله بریزید
گلزار وحی دیگر سرو روان ندارد

روز جزا مسلّم گیریم دست (میثم)
زیرا پناه غیر از ما خاندان ندارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
11:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه
#دوبیتی

ای یاس که رنگ و بوی طاها داری!
فخر و شرف از «أُمِّ أَبیها» داری

مریم که مقدّس است، یک عیسی داشت
اَحسن به تو، یازده مسیحا داری

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
22 December 2021
ش
07:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


تنها نه کوثر است که تفسیر فاطمه است
قرآن قرائتي ست که تقریر فاطمه است

اینکه ندیده سایه ی او را کسی ، خودش
شرح بلیغ آیه ی تطهیر فاطمه است

نانی به غیر سفره ی زهرا نخورده تا
ثابت کند علی که نمک گیر فاطمه است

تنها نه اینکه گردش دستاس دست اوست
گرديدن زمانه به تدبیر فاطمه است

آیینه ی جمال خدا احمد و علی ست
در بین این دو آینه تصویر فاطمه است

پشت علی به فاطمه گرم است هر کجا
بین کمان عمر علی تیر فاطمه است

هم دوش ذوالفقار علی رزم می کند
تيغ دعای نافله شمشیر فاطمه است

آیینه گشت کوثر و خیر کثیر شد
عالم هزار مرتبه تکثیر فاطمه است

پای ولایت علی از جان گذشتنش
زیباترین روایت تقدیر فاطمه است

#علی_کاوند

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


به روایت حضرت سلمان

ناگهان پشت در شلوغ شدو
کفر آتش به جان دین افتاد
یک نفر با لگد به در زدو بعد
مادری پشت در زمین افتاد

من که سلمان اهلبیتم، پس
چشمهایم به دست مولا بود
من اجازه نداشتم آنروز
فقط این کار ،کار زهرا بود

وسط خانه بودم و دیدم
داشت زخم علی نمک می خورد
دست مولا به ریسمان بود و
فاطمه پشت در کتک می خورد

یک طرف فاطمه که یاس علیست
یک طرف میخ در که شعله ور است
کاش می شد مرا کتک بزنند
فاطمه دختر پیامبر است

وای از دست نامسلمان ها
تازیانه زدند بر قرآن
گفتم ای وای یا رسول الله!
دخترت را زدند نامردان

بین آتش نفس نفس زد و گفت
گرچه من دست بر کمر دارم
محسنم هم اگر شهید شود
از علی دست بر نمی دارم

#مجید_تال

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بلبلی سوخت در آتش به فغان هیچ نگفت
لاله پژمرد و، ز بیداد خزان هیچ نگفت

و کسی ـ هیچ‌کسی ـ لب به سخن باز نکرد
آن همه ظلم عیان دید و، از آن هیچ نگفت

عدل شد خانه‌نشین، ظلم سراپا بر پای
لب فروبست زمین؛ هیچ زمان هیچ نگفت

قامت فاطمه از باد حوادث خم شد
لیک از آن همه اندوه گران هیچ نگفت

همگان چشم شدند و به تماشا هر یک...
همه دیدند و، کسی زان همگان هیچ نگفت!

گریه فاطمه را دید مدینه هر شب
چشم را بست و از آن اشک روان هیچ نگفت

صبر لرزید به خود، فاطمه از پا افتاد
باز آن غیرت حق با دگران هیچ نگفت

زخم سنگینی شد حادثه در او، اما
با علی حتّی زان زخم نهان هیچ نگفت

ذوالفقار علی و بازوی خیبر شکنش...
این چه سرّی‌ست که در آن هیجان هیچ نگفت؟

مصلحت، نیزه برّان خلافت شده بود،
این‌که تاریخ از آن ظلم عیان هیچ نگفت

گشت ایمان همه، ترس و طمع بر زر و زور
و کسی جز سخنی از غم نان هیچ نگفت

می‌توان بغض فرو خفته خود را نگریست
از غم فاطمه اما نتوان هیچ نگفت

صبر در صبر سکوتیم و سراپا غربت
آری، اما نتوان از غمشان هیچ نگفت

شرم چون عشق به پیشانی این شعر نشست
سوخت کز ماتم زهرای جوان هیچ نگفت...

#سید_مهدی_حسینی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

غروب بود که از سوز دل دعا کردم
گریستم، طلب مرگ از خدا کردم

به سینه ام چه گذشته که دختر خود را
بغل گرفته و زود از خودم جدا کردم

مدینه روز قیامت گواه باش که من
به حفظ جان علی جان خود فدا کردم

علی در آن همه دشمن مرا صدا می زد
ولی من از پس در فضه را صدا کردم

ز پا فتادم و قنفذ شکست دستم را
ولی ز دست امامم طناب وا کردم

برای حفظ علی بین آن همه دشمن
چهار کودک معصوم را رها کردم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خواستم یاری کنم اما در آن غوغا نشد
خواستم من هم بگیرم دست بابا را نشد

مادرم او را گرفت و تازیانه پشت هم،
هی فرود آمد، ولی دستان مادر وا نشد

دست مادر آخرش واشد، نمیگویم چطور
اینقدر گویم که زهرا دیگر آن زهرا نشد

من فقط میدانم آن روز و در آن کوچه، چه شد
من فقط دیدم، چرا افتاد مادر، پا نشد

حال و روزش فکر میکردم که بهتر میشود
هر چه ماندم منتظر، فردا وفرداها ... نشد

هر چه گشتم کوچه را، فردا و فرداها ... نبود
هر چه گشتم گوشواره آخرش پیدا نشد

من عصای پیری مادر شدم در کودکی
پیر هجده ساله، جز با تکیه بر من، پا نشد

آخرش خم شد به درگاه علی، ماه علی
آری، آن قامت به جز در پای یکتا، تا نشد

تا که مادر رفت، انگار از پدر چیزی نماند
در جهان هرگز امیری این قدر تنها نشد

پیش زینب بغضهایم در گلویم گیر کرد
خواستم زاری کنم، پیش حسین، اما نشد

چشم امید یتیمان! چشم را وا کن ببین
ناله هم سهم یتیمان تو از دنیا نشد

خون نشد پاک آخرش از برگ لاله، هر چقدر
ریخت بر دست علی آب روان، اسماء، نشد

#قاسم_صرافان
@raziolhossein
1
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


نیمه شبها دردها انگار درد آورتر است
حال و روز زخمی تب دار درد آورتر است

لا به لای گریه های بچه های داغ دار
ناله های مادر بیمار درد آورتر است

یا علی می گوید و پهلو به پهلو می شود
ظاهرا اینبار از هر بار درد آورتر است

از زمین خوردن همیشه زن خجالت می کشد
گر ببیند شوهرش بسیار درد آورتر است

پشت در افتاده باشد یا میان کوچه ها
در دو حالت ضربه ی دیوار درد آورتر است

در قبال زخم های جنگجویان احد
حمزه می داند چرا مسمار دردآور تر است

حرف ها دارد در این بغض گلوگیرش ولی
با جراحات لبش گفتار دردآور تر است

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت


کشته شدمحسن وآنان که تماشاکردند
سندتیر به اصغر زدن امضا کردند!

آن قدَرکرد ستم بعدنبی امت او
که دوتاقامت محبوبه‏ء یکتاکردند!

آب غسلش نشده خشک، که تردامن ها
کینه ورزی به عزیزشه بطحاکردند

درگرفت آتش وزهرا وپسر در پسِ در
کوزبانی که بگویم چه به زهراکردند؟!

زده بودندبه لبهاهمه چون قفل سکوت
چاکران،خیره شده حمله به مولاکردند

باغبان بند به گردن،گل وغنچه‏ پرپر!
باغ سرسبزنبی را همه یغما کردند

کودکان گه به پدرگاه به مادرگریان
دست خودسوی سمابرده،خدایاکردند!

#علی_انسانی

@raziolhossein
😭 1
07:49
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

شاه شد با تو هر گدا زهرا
چاه شد بی تو راه ها زهرا

از چه روز و کجا؟ ٬ نمی دانم
بوده ام با تو آشنا زهرا

ناسپاسی است با محبت تو
حاجتی دیگر از خدا زهرا

کاش همسایهٔ شما بشوم
بشوم لایق دعا زهرا

هرچه اشک تو بود با فریاد
درد تو بود بی صدا زهرا

فدک تو کمک به خیبر کرد
کفو سلطان لافتی زهرا

نگرانی حسین تشنه شود؟
کاش بودی به کربلا‌ زهرا

از همان میخِ سینه سوخته بود
خیمه هایی که شد به پا زهرا

تازیانه چقدر ارث گذاشت
سنگ ، شمشیر ، تیر ، عصا زهرا

پیرهن دوختی؟ بیا و ببین
بدنش بین بوریا زهرا

ذکر لب های ماست یا مهدی
ذکر مهدی شده است یا زهرا

شده از حُبِّ او گناه ، ثواب
در دلم هست کیمیا زهرا

دشمنم با کسی که بی زهراست
دوستم آن که هست با زهرا

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ای ز دست و سینه و بازوی تو حیدر خجل
هم غلاف تیغ، هم مسمار در، هم در خجل

با غروب آفتاب طلعت نورانیت
گشته‌ام سر تا قدم از روی پیغمبرخجل

هم صدف بشکست هم دُردانه‌ات از دست رفت
سوختم بهر صدف گردیدم از گوهر خجل

همسرم را پیش چشم دخترم زینب زدند
مُردم از بس گشتم از آن نازنین دختر خجل

خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد
مادر از دختر خجل شد دختر از مادر خجل

باغ را آتش زدند و مثل من هرگز نشد
باغبان از غنچه و از لاله پرپر خجل

بانگ "یا فضّه خُذینی" تا به گوش خود شنید
از کنیز خویش هم شد فاتح خیبر خجل

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


لبم خموش دمی از فغان نمی‌گردد
زبان به کام علی یک زمان نمی‌گردد

اگر تو لب بگشایی دلم گشاده شود
وگر تو خنده کنی گل خزان نمی‌گردد

نگویمت که مکش آه چون که می‌دانم
بدون آه تو این آسمان نمی‌گردد

به غیر محنت‌ و اندوه و درد و داغ و فراق
کسی دگر پیِ این آشیان نمی‌گردد

هلال قامت من! کم بگو حلالم کن
مگر کلام دگر در زبان نمی‌گردد

غریب مانده‌ام و سخت رفته‌ام از یاد
به بی‌نشانی من کس نشان نمی‌گردد

#سید_محسن_حسینی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت


در‌این‌ دوماه‌ونیم که سهمت عذاب بود
حجم‌ِ غمی‌که داشت دلم بی‌حساب بود

در این دوماه و نیم ، تبسّم نکردنت
داغی بزرگ روی دل بوتراب بود

در این‌مدینه‌ای‌که‌علی‌بود و بی‌کسی
با بودنت ، برای سلامم جواب بود

خیلی برای مَرد‌ِ تو سنگین تمام شد
در‌خانه ، ماهِ صورت تو در حجاب بود

یک‌بار هم شفای خودت را نخواستی
با اینکه از تو هرچه دعا مستجاب بود

از شاخه‌ی‌شکسته‌و این رنگ‌ رزد تو
پیداست بادهای خزان پُر شتاب بود

هرشب کنار بستر تو تا اذان صبح
چشمم‌به‌لاله‌های روی رختخواب بود

تو ذرّه ذرّه آب شدی در نگاه من
ای‌کاش‌آنچه‌دیدی و دیدم سراب بود

قدِّ خمیده قسمت تو در بهار عُمر
پیری مرا نصیب به فصل شباب بود
...
در دین کافران سقیفه ، خدا گواه
زهرا زدن مقابل حیدر ثواب بود

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


وقتی که راهم داده یعنی که نظر دارد
یعنی ز حال و روز نوکر ها خبر دارد

وقتی که راهم داده یعنی میخرد مارا
پشت در این خانه بودن هم ثمر دارد

این گریه های فاطمیه سربلندم کرد
اشک عزای حضرت زهرا اثر دارد

عمر بدون گریه بر زهرا، نمی ارزد
دنیای بی روضه برای ما خطر دارد

وقتی که رزق سال ما در روضه های اوست
سخت است بی روزی بمانم درد سر دارد

با خطبه هایش پایه های عرش را لرزاند
هر چند بعد از کوچه دستی بر کمر دارد

هر چند مجروح جسارت های عدوان شد
ثابت نمود اما چو حیدر او جگر دارد

یک دست بر دیوار و دست دیگرش بر در
بر لب شکایت بر پدر زان خیره سر دارد

انسیه الحورا کجا و آتش کینه
زهرا کجا و چادری که لای در دارد

با پا لگد بر در زد و آتش به او افتاد
برگ شقایق تاب آتش هم مگر دارد؟

یک یک وصیت های خود را بر علی فرمود
اما سفارش بر حسینش بیشتر دارد:

یک روز می آید حسینم بین یک لشکر
فریاد "هل من" بین مشتی کور و کر دارد

انگشترش را ساربانی می برد آخر
دردانه اش را کاروانی می برد آخر

#مهدی_جلالی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#احراق_بیت

ثانی شرر بر قلب احمد تا ابد زد
آتش به ببت وحی از روی حسد زد

(لاتَرفَعوا اَصواتَکُم) گفتم ولی باز
هم بر سر من داد زد هم حرف بد زد

گفتم برو من داغدارِ مصطفایم
با میخ در بر سینه من دست رد زد

بغض علی را داشت در دل بی مروت
تا گفت زهرای تو (یا حیدر مدد) زد

بر در نهادم دست و ،خود را پس کشیدم
فهمید بارِ شیشه دارم با لگد زد

هر کس که دستش میرسید بر من ، که میزد
قنفذ به جای هر که زهرا را نزد ، زد

نامردتر از این مغیره من ندیدم
دستم شکست از بس که این نامرد بد زد

#عبدالحسین

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است
هستی بدون حضرتش نقشی بر آب است
اصلاً بدون فاطمه بودن، عذاب است
هرکس که بی زهرا شود، در اضطراب است
هرکس که شد بی فاطمه تنهاست، تنها
سرمایه‌ی هستی فقط زهراست، زهرا

زهرا کجا و آن همه آزار، ای وای
زهرا کجا و در کجا، دیوار، ای وای
انسیه ی احمد کجا و نار، ای وای
حورا کجا و ضربه ی مسمار، ای وای
بین در و دیوار و آتش بود زهرا
با دشمنان هم در کشاکش بود زهرا

افسوس مشتی دیو و دد از او گذشتند
با ضربه ی مشت و لگد از او گذشتند
بر دست او شلاق زد، از او گذشتند
فریاد زد: "بابا مدد!" از او گذشتند
یک لحظه یاد محسنش افتاد و افتاد
یک صیحه از عمق جگر سر داد و افتاد


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مادرم پشت در افتاد به دادم برسید
پشت در با پسر افتاد به دادم برسید

‌ ضربه آنقدر به پهلوی گلش کاری بود
که زشاخه ثمر افتاد به دادم برسید

در زجا کنده شد افتاد به روی مادر
جان او در خطر افتاد به دادم برسید

مادرش نیست به داد دل دختر برسد
فضه در دردسر افتاد به دادم برسید

با همان حال به دنبال علی رفت ولی
چند قدم پیشتر افتاد به دادم برسید

هر چه کردند نمی کرد رها حیدر را
کار با ده نفر افتاد به دادم برسید

یک نفر نیست بگیرد غلاف از قنفذ
ضربه اش کارگر افتاد به دادم برسید

آنقدر در وسط کوچه زدند زهرا را
مثل یک محتضر افتاد به دادم برسید

مردم شهرمدینه چقدر نامردید
دخت خیرالبشر افتاد به دادم برسید

#عبدالحسین

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی


انگار گل سفیدِ مریم گم شد
یا خاتم ِبی بدیل خاتم گم شد

یک فاطمه بود و یک علی فاطمه رفت
یک مصرعِ شاه بیت عالم گم شد

#بیژن_ارژن
@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

کبوتر من مپر ز لانه
مبر صفا را ز آشیانه
زجوجه‌هایت چرا بریدی
روی ز لانه چرا شبانه

مزن شرارم مبر شکیبم
تمام، دردم تویی طبیبم
میان دشمن ببین غریبم
مکن کناره ازین میانه

کتاب عشم ورق ورق شد
غروب گونه رخ شفق شد
چه شد که دست تو بی‌رمق شد
که موی زینب نکرده شانه

کسی چه داند چه کرده دشمن
چه گشته با تو چه کرده با من
ترا کشاند میان کوچه
مرا نشانده به کنج خانه

#علی_انسانی

@raziolhossein1
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای مرا مونس جان همدم و غمخوار مرو
ای طبیب دل من با تن بیمار مرو

رخ مپوش از من غمدیده به جان زینب
چه کنم بعد تو با غربت بسیار مرو

لااقل صبر نما زخم تنت خوب شود
با رخ سوختۀ خورده به دیوار مرو

خون تازه به روی پیرهنت می‌بینم
با چنین سینۀ مجروح ز مسمار مرو

می‌کشد خندۀ قاتل به خدا حیدر را
چه کنم بعد تو با طعنۀ اغیار مرو

#مجتبی_روشن_روان


@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

چشم تو حال و روز مرا در نظاره است
شب‌های من ز اشک غمت پرستاره است

هستی مرا طبیب و به خود ناز می‌کنم
ای عمر من! نگاه تو عمری دوباره است

تو کعبه‌ای و من به طواف توأم علی
مَنعم مکن طوافم اگر نیمه‌کاره است

خود مانده‌ام که ماندنی‌ام یا که رفتنی
دل یک دو روز هست که در استخاره است

بخشیده حق به فاطمه دو گوشوار عرش
دیگر مرا کجا غمی از گوشواره است؟

ماه شبم! ببین به چه روزی فتاده‌ام؟
بر تو سلام کردن من با اشاره است

ای قبله‌ام! بیا و مرا رو به قبله کن
عیسی نفس! ببین نفسم در شماره است

#سید_محسن_حسینی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_مدح


زهرا آن اختر سپر رسالت
کاو را فرمانبرند ثابت و سیار

فاطمه ، فرخنده مام یازده سرور
آن بدوگیتی پدرش سید و سالار

پرده نشین حریم احمد مرسل
صدر گزین بساط ایزد دادار

عرفان عقد است و اوست واسطهٔ عقد
ایمان پرگار و اوست نقطهٔ پرگار

بر همه اسرار حق ضمیرش آگاه
عنوان از نام او به نامهٔ اسرار

از پی تعظیم نام نامی زهراست
این که خمیده است پشت گنبد دوار

بر فلک ایزدی است نجمی روشن
در چمن احمدیست نخلی پربار

بار ولایش به دوش گیر و میندیش
ای شده دوش تو از گناه گرانبار

قدر وی از جمله کاینات فزونست
نی نی ، کاو راست زبن فزونتر مقدار

چندش مقدار باید آنکه جهانش
چون رهیان ایستاده فرمانبردار

راستی ار بنگری جز این گهر پاک
از دو جهانش غرض نبود جهاندار

عصمت ، چرخست و اوست اختر روشن
عفت ، بحر است و اوست گوهرشهوار

آدم و حوا دو بنده ایش به درگاه
مریم و عیسی دو چاکریش به دربار

کوس کمالش گذشته از همه گیتی
صیت جلالش رسیده در همه اقطار

فرو شکوه و جلال و حشمت اورا
گر بندانی به بین به نامه و اخبار


#ملک_الشعرای_بهار

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت


نُه سال با پیغمبر و نُه سال با من
من با تو خوشحال و تو هم خوشحال با من

دنیای من از عشق مالامال با تو
دنیای تو از عشق مالامال با من

یک یا علی گفتی و عشق آغاز کردی
عهد وفا بستی تو در آن سال با من

از ذوالفقارم دورم و باکی ندارم
هستی دلیرانه در این جنجال با من

گریه برای دست های بسته با تو
گریه برای چادر پامال با من

برخیز تا با هم دوباره پر بگیریم
میل پریدن با تو زهرا ، بال با من

تعبیر شد رویای تلخ این سه ماهم
از مرگ میگویی زبانم لال با من

عجل وفاتیِ تو شد مقبول تر از
اَمّن يُجيبُ المضطرِ اطفال با من

حالا که دیگر تو نمیمانی کنارم
باشد قرار بعدی ات گودال با من

شیون برای زخمی گودال با تو
ضجه برای غارت خلخال با من

#محسن_همتی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است
آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول
زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

هرگز کسی به مرتبه اش پی نمی برد
از ظرف عقل قدر مقامش فراتر است

با وحی و با حدیث و روایات یا به شعر
مدحش به هر زبان بشود نامکرر است

توحید بی ولایت او غیر شرک نیست
اصلاً ولای فاطمه توحید آور است

سِّرُالصّلات، حضرت صدّیقه هست و پس
ذات نماز مشتقِ انوار حیدر است

زهرا که انبیاء متوسّل به او شوند
حتماً مقامش از همه ی انبیا سر است

احمد برای دیدن او اذن می گرفت
جبرییل وحی بر در او حلقه بر در است

مثل قیامت است قیامش کنار در
این ابتدای قائله ی روز محشر است

از آتشی که بر در او شعله ور شده
در خون و اشک مردم دیده شناور است

در را شکست دشمن و رویش خراب کرد
از ضرب درب، تیزی مسمار بدتر است

تقصیر میخ بود که جان از تنش گرفت
از بس که ردّ ضربه ی آن، زخم پرور است

از داغ فاطمه دل سنگ آب می شود
اما حسین جنس غمش جور دیگر است

در قتلگاه تیزی مسمار دشنه شد
آن دشنه ای که روی سپیدی حنجر است

صورت به خاک خورده و در پنجه های شمر
موی حسین روبروی چشم خواهر است

زینب بیا و مادر ما را کمک بده
در قتلگاه این که فتاده است مادر است

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

جوان خانهء من خم شد ازغمت کمرم
زسوز ماتم تو شمع خلوت سحرم

گمان روز فراق تو را نمی‌کردم
ببین زداغ تو زهرا چه آمده به سرم

تو لاله بودی و من بلبل غزل‌خوانت
شدی تو پرپر و بی‌تو شکسته بال و پرم

مزار مخفیت ای دخت مصطفی سندی است
که تو غریبی و من از تو هم غریب‌ترم

کبودی رخ تو قاب عکس غربت ماست
امان زکوچه و سیلی و نالهء پسرم

به هر کجای مدینه گذار من چو فتد
نشانی از ستم خصم هست در نظرم

تمام عمر غمت را نمی‌برم از یاد
ز کوچه و در و دیوار چون بود گذرم

امانتیِّ پیمبر، گل محمدیم
گلاب گشتی و پرپر، به پیش چشم ترم

کشید دست ستم تا کمانِ قدّ تو را
شکست پشتم و داغت نشست برجگرم

#سعید_نسیمی


@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

از آب گذشته است و دریا دارد
از خلق جهان دل بکند جا دارد

یک شهر اگر که رو بگرداند از او
در خانه دلش خوش ست زهرا دارد

#امیرحسین_آکار

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

شب شد و مادرمان گفت: کجایی زینب؟
گفت: سجاده ی من را تو بیانداز امشب

کمکم کن که به محراب نمازم بروم
تا به آرامگه راز و نیازم بروم

گفت خواب دل عشاق حرام است عزیز
من به سجده برسم کار تمام است عزیز

تا به محراب بیاید دل من غوغا شد
چند باری وسط راه نشست و پا شد

تا خود صبح فقط غصه ی مردم را خورد
آن قدر آه کشید و جگرم را آزرد

در کنارش چقدر آیه ی قرآن خواندم
تا کمی خوب شود ذکر فراوان خواندم

وسط معرکه ی خوف و رجا خوابم برد
وسط گریه و ما بین دعا خوابم برد

حق، نگاهی به دعای دل غم بارم کرد
بوی نان آمد و این رایحه بیدارم کرد

بسترش جمع شده مطمئنا خوب شده
فضه جان گریه نکن مادر من خوب شده

شاد بودم که غم و ماتم مان می میرد
مادرم باز مرا در بغلش می گیرد

تشنه ی دیدن او تشنه ی ماه رویش
با چه شور و شعفی باز دویدم سویش

نظرم بر رخ رنجور و صبورش افتاد
بر دل خونی دستاس و تنورش افتاد

خاک غم ریخت سرم تا که نگاهش کردم
دل من ریخت به هم تا که نگاهش کردم

سرفه می کرد ولی باز خودش نان می پخت
شد رخش زرد ولی باز خودش نان می پخت

چقدر در وسط دود تنش می لرزید
وقت برداشتن نان بدنش می لرزید

تا که جارو بزند پا شد و بازو را بست
به روی دست خودش دسته ی جارو را بست

بین جارو زدنش بازویش از کار افتاد
وسط کار نگاهش سوی مسمار افتاد

گفت: ای دست مدارا کن عزیزم با من
گفت: باید که بشویم حسنینم را من

آب می ریخت حسن، بی کفنش را می شست
آب می ریخت حسین و حسنش را می شست

لاله ها دور و برش ریخت، خدا رحم کند
آب بر بال و پرش ریخت، خدا رحم کند

بار پرواز خودش را به روی دوش گرفت
آخرین بار مرا مادرم آغوش گرفت

بوسه را حضرت حنانه به گیسویم زد
با پر زخمی خود شانه به گیسویم زد

رنگ از چهره ی غمگین شده ی کوثر رفت
با دل غم زده ی خود به سوی بستر رفت

ناگهان ناله ی اسما همه جا را پر کرد
داغ جانسوز عظیمی دل ما را پر کرد

اهل یثرب به خدا حاجت تان گشت روا
بعد از این وای بر احوال دل شیر خدا

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
1
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

نگاهی گرم سوی کودکانش
نگاه دیگرش بر همزبانش

علی را بیشتر شرمنده میکرد
همین لبخندهای نیمه جانش

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی
#فاطمیه


نه ، فکر نکن که یک نفر سوخته بود
از هیزم کینه خشک و تر سوخته بود

دانی که چرا رخ از علی می پوشاند؟
چون صورتش از آتش در سوخته بود


#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اي همه دار و ندارم فاطمه
از غم تو بي قرارم فاطمه

جان من هستي من جانان من
جان تو گشته فداي جان من

بودن تو در کنارم دلخوشي
من به غير از تو ندارم دلخوشي

ديدن تو از دلم غم مي برد
از دلم غمهاي عالم مي برد

اينقدر از چشم حيدر رو مگير
جان حيدر دست بر پهلو مگير

چون رسيد آن لحظه هاي آخرش
شد عوض حرف علي با همسرش

هرچه خواهي رو بگير اما مرو
دست بر پهلو بگير اما مرو

هرچه ميخواهي بگو اي جان من
با من اما حرفي از رفتن مزن

بي گل رويت ز جان سيرم مرو
جان حيدر بي تو مي ميرم مرو

#محمد_معارف‌وند

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


روزگاریست که جان بر لبِ خونبار رسید
آه ای مرگ بیا نوبتِ دیدار رسید

زحمتِ خانه شدم بسکه زمین گیر شدم
وقتِ شرمندگی از دخترکی زار رسید

باز هم پیرهن تازه‌ی من خونین شد
باز با پیرهنِ تازه پرستار رسید

ولی از بسکه نخوابید زِ بی خوابیِ من
جانبِ بستر من دست به دیوار رسید

گرچه دلتنگِ تماشای حسینم اما...
چشمِ زخمیِ مرا نیمه شبی تار رسید

لابه لای نَفَسم لخته‌ی خون می بینم
از همان روز که بر سینه‌ام آزار رسید

از همان روز که آتش به سراغم آمد
از همان روز که در بود و ستمکار رسید

شعله‌ای حلقه زد و چادر من را سوزاند
ناله‌ای تا که زدم خنده‌ی انظار رسید

خویش را در پَسِ در جمع نمودم شاید
نرسد زخم به محسن ولی انگار رسید

خویش را در پَسِ در جمع نمودم اما
در به من خورد و به او ضربه‌ی مسمار رسید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

شامل الطاف بی حدّ علی گردیده است
هر که را در این عزا با دیده ی تر دیده است

نوکر زهرا مقامش از مَلَک هم برتر است
خاک پاهایش مقدس ، جای آن بر دیده است

هر گنهکاری که آمد عبد این دربار شد…
…رحمت حق را به خود چندین برابر دیده است

لحظه ی جان دادنش هرکس که نوکر بوده است
صاحب این خانه را ساعات آخر دیده است

چندسالی می شود در فاطمیه چشم من
در میان روضه ها تا دیده نوکر دیده است

هرکه شد سینه زن او در قبالش خیر دید
منکر زهرا فقط در زندگی شر دیده است

با عنایات خود زهراست گر هر بنده ای
شیعه و دیوانه ی کوی علی گردیده است

همچو زهرا لعن کرده شیعه بعد از مصطفی
هرکسی را جای حیدر روی منبر دیده است

علت اسلام آن مرد یهودی روشن است:
دستهای بسته ی سردار خیبر دیده است

بعد از آن کوچه گرفته مجتبی لکنت زبان
پیر شد وقتی که خون سینه بر در دیده است

باید از فضه بپرسی که چه شد در پشت در
ماجرای پشت در را فضه بهتر دیده است

زخم پهلو ، خون سینه ، بازوی مجروح را
گر ندیده هیچ چشمی… چشم دختر دیده است

دخترش دق کرده از بس لاله های سرخ را…
…بر لباس مادر و بر روی بستر دیده است


#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

هرکه جانانه به پای غم دلبر مانده
نام‌ او در همه ایام سراسر مانده

لبمان با قدح ساقی‌کوثر تر شد
آنچنانی که لب از باده‌ی او تر مانده

کیست زهرا که درخشنده‌‌تر از خورشید است؟
ماه از شمس رخ اوست منور مانده

قرن‌ها گفته‌ شد از وصف مقامش اما
آنچه گفتند همه، باز فراتر مانده

خطبه‌اش در وسط معرکه غوغا میکرد
شیر از غرش زهرایی او درمانده

آن‌قدر دشمن او بغض علی در دل داشت؛
که عدو بود و دلی سخت مکدر مانده

با لگد زد به در و نعره‌زنان گفت: علی؛
این تلافیِ اُحد، کینه‌ی خیبر مانده

میخ از دیدن این واقعه خون میبارید
شاهدم لخته‌ی خونی‌ست که بر در مانده

دود، مسمار، لگد، فاطمه، آتش، ای‌وای
کمر صبر هم از غصه مکسر مانده

آن طرف قنفذ و در دست غلاف آشفته
این طرف چشم حسن، خیره به مادر مانده!

دست از دامن مولا نکشد او هرگز
فاطمه پای علی تا دم آخر مانده

چه کنم؟! شعر به گودال تمایل دارد
دست من نیست اگر قافیه «سر» مانده

ته گودال اگر پیرُهنی را بُردند
جای آن نیزه و شمشیر به پیکر مانده

ضربه زد شمر و سر شیشه‌ی عطری افتاد
از همان لحظه، حرم نیز معطر مانده


@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
..
بزرگ مدينه بزرگ همه
دعاى قنوت شب فاطمه
.
بيا خانه را آب و جارو زدم
به عشقت خودم پشت در آمدم
.
خودم آمدم تا سلامت كنم
به جاي همه احترامت كنم
.
بيا احترامت فقط با من است
جواب سلامت فقط با من است
.
تو خورشيد زهراى اين خانه اى
عزيزم تو آقاى اين خانه اى
.
مهياي تو خانه را ساختم
علي جان بيا سفره انداختم
.
بيا سير امشب نگاهت كنم
تماشاى اين روى ماهت كنم
.
نگاه تورا از خدا خواستم
من از دار دنيا ترا خواستم
.
تمناى دستان سرد منى
تو دلگرمى من ، تو مرد منى
.
اگر گيسوانم بهم ريخته
كمى كارِ خانه سرم ريخته
.
سرم را اگر پيش تو بسته ام
اگر گريه كردم ، كمى خسته ام
.
خيال تو راحت رويم زرد نيست
اگر گريه هم كردم از درد نيست
.
كه اينگونه دلگير كرده ترا؟
چه كس اينچنين پير كرده ترا؟
.
به امر پيمبر عمل ميكنى
بميرم كه زانو بغل ميكنى
.
ببينم ترا روبراهى علي؟
بميرم برايت الهى علي
.
غمت را روى شانه ام برده ام
نگو از غريبى مگر مرده ام؟
.
مدينه اگر نيست ، گريان تو
من و بچه هايم به قربان تو
.
به دنيا پرستى عمل ميكنند
شنيدم ترا كم محل ميكنند
.
اگر بى قرارى ، به مسجد نرو
اگر غصه دارى ، به مسجد نرو
.
كنار من و بچه هايت بمان
همينجا نماز جماعت بخوان
.
تو مولاى والا مقام منى
بدان تا قيامت امام منى
.
اگر چه در خانه ات هم شكست
على خانه تو بهشت من است
.
يل خيبر اينقدر گريه نكن
جلوى در اينقدر گريه نكن
.
من از اشك مردانه دق ميكنم
همين گوشه خانه دق ميكنم
.
مگر مرده باشم تو گريه كنى
زمين خورده باشم تو گريه كنى
.
تو به حد كافى پريشان شدى
همان كوچه بس بود گريان شدى
.
زمين خوردن من فداى سرت
كتك خوردم اصلا فداى سرت
.
بر آن خون ديوار خيره نشو
به تيزى مسمار خيره نشو
.
به جان على پهلويم بهتر است
عزيز دلم بازويم بهتر است
.
تو حرف از مدينه شنيدى على
سر من خجالت كشيدى على
.
حلالم كن از غم شكستى على
تو از فاطمه راضى هستى على؟
.
جواب كسى را نده هرچه گفت
ببين رفتنى ام به زحمت نيفت
.
نمى مانم اينقدرها همسرم
بزودى از اين كوچه ها مي پرم
.
همين صبح تابوتم آماده شد
لباس حسينت هم آماده شد
.

.
#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آزار داده‌اند ز بس در جوانی‌ام
بیزار از جوانی و از زندگانی‌ام

جانانه‌ام که رفت، چرا جان نمی‌رود؟
ای مرگ! همتی که به جانان رسانی‌ام

هر شب به یاد ماه رخت تا سحرگهان
هر اختری‌ست شاهد اخترفشانی‌ام

بر تیرهای کینه، سپر گشت سینه‌ام
آرَم گواه پیش تو پشت کمانی‌ام

یاری ز مرگ می‌طلبم، غربتم ببین
امت پس از تو کرد عجب قدردانی‌ام!

موی سپید و فصل جوانی خبر دهد
کز هجر خود به روز سیه می‌نشانی‌ام

دیوار می‌کند کمکم راه می‌روم
دیگر مپرس از من و از ناتوانی‌ام

سوزنده‌تر ز آتش غم غربت علی‌است
ای‌مرگ! مانده‌ام که ز غم‌ها رهانی‌ام

#علی_انسانی

@raziolhossein
07:49
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه
#دوبیتی


هَم کُفوِ عَلی اُمِّ اَبیها زَهراست
بانوی زَنانِ هَر دو دُنیا زَهراست

روزی که حِسابِ خَلق با حَق باشد
ما فاطِمیون حِسابِمان با زَهراست

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
07:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
856×1280, 26.8 KB
یا زهرا


هَم کُفوِ عَلی اُمِّ اَبیها زَهراست
بانوی زَنانِ هَر دو دُنیا زَهراست

روزی که حِسابِ خَلق با حَق باشد
ما فاطِمیون حِسابِمان با زَهراست

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
ش
18:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


تا نهان زیر گِلت ای گل رعنا کردم
نفسم حبس شد و مرگ تمنّا کردم

اینکه در خاک نهادم تن پاک تو نبود
جان خود را دل شب دفن بصحرا کردم

تا ندانند که یار من مظلوم کجاست
دل شب رو بسوی قبر تو تنها کردم

تو شدی کشتهٔ من، من نشدم حامی تو
که کتک خوردی و در کوچه تماشا کردم

بس که تنها شده‌ام نیمهٔ شب در دل چاه
سر فرو برده‌ام و عقدهٔ دل وا کردم

بجز از قاتل تو مردم این شهر همه
پشت کردند به من روی به هر جا کردم

زینبت جای تو میکرد ز رخ اشکم پاک
هر زمان گریه ز هجران تو زهرا کردم

مردم و زنده شدم لحظه به لحظه صد بار
تا وصایای تو را یکسره اجرا کردم

غم دل با که بگویم که بخندد به دلم
منکه زخم دل خود با تو مداوا کردم

به امیدی که اجل سوی تواَم بازآرد
لاجرم صبر در این ماتم عظمی کردم

تا بسوزد به عزای تو دل عالم را
من به «میثم» جگر سوخته اعطا کردم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


در جواني پيري اش را دست بر زانو زده
آن كه اين چرخ كُهن در محضرش زانو زده

آنچنان خَم گشته است از داغ كه وقت قيـام
بارها بر شانه ي طفـل غريبــش رو زده

آسمان چشم حيدر ، آه ، آبي تر شده ست
هر زماني شمع هجده ساله اش سوسو زده

حل نشد آخر برايم از غلاف آزرده است
يا كه با شمشير قنفذ ضربه بر بازو زده ؟

تا شياطين ، شاه را از هستي اش ساقط كنند
بي شك آن "عفريته زن"هم دست بر جادو زده

بشكند دستي كه دستش را جدا كرد از علي
بشكند پايي كه با شدّت به آن پهلو زده

تا غُبار پاي مولايــش نماند زيرِ پــا
فــاطمه با دردِ پهلـو ، خانه را جارو زده

هر زمان با در تكلّم كرده باب اللهِ ما
شك ندارم حرفي از داغ دل بـانو زده

روضه ي سنگين زهرا كرده كاري با علي
كه سپيدي آمده خود را به آن گيسو زده

آبـرو در محضرِ ارباب پيدا كرده است
هركسي خود را ميان روضه هاي او زده

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای همه شب به گوش تو، گریه بی صدای من
مانده به سینه با نفس، ذکر خدا خدای من

اشک تو ریزد از بصر، بغض تو مانده در گلو
کشته مرا سکوت تو، گریه کن از برای من

هر نفسی که می کشم، آه تو خیزد از دلم
گشته علی علی علی زمزمه دعای من

عقده به سینه دارم و منع ز گریه می شوم
حبس شده است در گلو گریه های های من

کوه فراق و قدّ خم، موی سفید و عمر کم
عمْر برو که بعد از این مرگ بود دوای من

گریه دگر نمی کند باز ز کار من گره
غیر اجل دگر کسی نیست گره گشای من

ای به فدات هست من گو شکند دو دست من
یک سر موی تو اگر کم شود از تو وای من

من به کفم گرفته جان می دوم از قفای تو
زینب چارساله ات می دود از قفای من

من به تو اشک داده ام من به تو سوز داده ام
“میثم” از آن فشانده ای خون جگر به پای من

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

آنروز سوخت پای علی زندگانی ات
آتش گرفت جان من از نیمه جانی ات

ای آرزوی سوخته از تند باد درد
ای مرهم غریبی من، هم زبانی ات

آیینه ی شکسته ی مجروح مرتضی
شلاق آتش از تو گرفته جوانی ات

نقش خراش سامریِّ شهر مانده است
_ماه کبود من_به رخ آسمانی ات

از مردمی که سفره ی شان پر شد از فدک
هیزم رسید در عوض مهربانی ات

با خاطرات کوچه به مسجد رسید ی و
چشم سقیفه کور شد از خطبه خوانی ات

"دیوار میکند کمکت راه می روی"
مسمار بوده باعث این ناتوانی ات

#حسن_کردی

@raziolhossein
23 December 2021
ش
10:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خواستم دست تو را باز نمایم که نشد
پا به پای تو در آن کوچه بیایم که نشد

همه همدست شدند دست خدا را بستند
خواستم این گره کور گشایم که نشد

ریختند بر سر من، دست زتو بردارم
هر چه کردم نکنند از تو جدایم که نشد

سعی کردم که به پیش تو نیفتم به زمین
قنفذ آنقدر زد ، انداخت زپایم که نشد

دست خود را به در سوخته حائل کردم
جان شش ماهه خود حفظ نمایم که نشد

حیف شد بعد سه ماهی گل من وا می شد
می شد امروز بخوابد روی پایم که نشد

خواستم زودتر از این بروم نزد پدر
زینب اینقدر دعا کرد برایم که نشد

دست بشکسته اگر یاری زهرا می کرد
میشد این قطره اشک تو شفایم که نشد

به همین پهلوی بشکسته حلالم کن علی
خواستم دست تو را باز نمایم که نشد

#عبدالحسین

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


شنیده ام خبر از کوچه بنی هاشم
که سوخته جگر از کوچه بنی هاشم

اگر که کوچه معشوقه سر شکستن داشت
شکسته شد کمر از کوچه بنی هاشم

اعوذ بالله اگر بین روضه زهرا
درآوریم سر از کوچه بنی هاشم

ستاره ای به روی خاک کوچه افتاد و
کبود شد قمر از کوچه بنی هاشم

مسیر رفتن تا خانه را دو چندان کرد
مصیبت گذر از کوچه بنی هاشم

فقط نه حرمت مادر شکسته شد آنجا
شکسته شد پسر از کوچه بنی هاشم

حسن گرفته به زحمت دو بال زخمی را
و جمع کرده پر از کوچه بنی هاشم

ببین که فاطمه چشمش دگر نمی بیند
چه دیده او مگر از کوچه بنی هاشم

سه ماه، پیش علی روی خود نمی پوشاند
نرفته بود اگر از کوچه بنی هاشم

گمان کنم که برای دل علی داغی
نبوده بیشتر از کوچه بنی هاشم

به کربلاست همان آتش در و دیوار
به نیزه رفته سر از کوچه بنی هاشم

#محمد_رسولى

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت


ابلیس، بهشت وحی را آذر زد
آتش به نماد عشق، پا تا سر زد

چون دید بر آن خانه کسی سر نزند
آتش جگرش سوخت و بر در سر زد

اما در خانه را نسوزاند فقط
بر هر چه که بود، رنگ خاکستر زد

آن مهبط وحی بود و حرمت‌ها داشت
آن بی‌سر و پا بود، که با پا در زد

#علی_انسانی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

من ز«ثانی» اشاره را دیدم
ضربه‌های دوباره را دیـدم

مـادرم رو نشـان نداد، ولی
قطعـۀ گوشـواره را دیـدم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
10:59
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×881, 53.5 KB
#تک_بیتی

دختر اگر این بُوَد نداشتی ای کاش
دایه امکان به بطن الا دختر

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بیمار خسته است بیا و ثواب کن
جز مرگ هرکه خواست عیادت، جواب کن

آتش به جان من زند آب دو دیده‌ات
کمتر مرا ز غصّه از این بیش، آب کن

نه سال خاطرات، عجب زود سر رسید
بدرود با ورق ورق این کتاب کن

گر باز هم عدو به در خانه حمله کرد
تا زنده است فاطمه، رویش حساب کن

از نقش صورتم اثری روی در به‌جاست
پس بعد من نظارۀ عکسم به قاب کن

دیگر توان روی گرفتن نمانده است
ای سیل سرخ اشک! تو کار نقاب کن

پیراهنی که دوخته‌ام بهر محسنم
زینب بگیر! بر تن طفل رباب کن

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

مادر گل وجودت پرپر شدن ندارد
بی تو طراوتی این باغ و چمن ندارد

با شوهر غریبت حرفی بزن به خانه
جز تو علی در این شهر یک هم سخن ندارد

ببین چگونه بابا زانو بغل گرفته
حتی دگر توان برخواستن ندارد

بردل مزن شراره یک خنده کن دوباره
بی خنده ات صفا این( بیت الحزن) ندارد

با تو دگر نگویم شانه بزن به مویم
دسته شکسته تاب شانه زدن ندارد

چرا زکودکانت نهان کنی رخت را
کسی خبر از این راز غیر از حسن ندارد

اشک ‌‌از دو دیده می سفت با آه و ناله میگفت
پیش پسر که مادر سیلی زدن ندارد

دادی به گریه دیشب سه تا کفن به زینب
مادر بگو حسینم چرا کفن ندارد

این پیرهن که دادی جای کفن برایش
سخت است اگر ببینم ان را به تن ندارد

عریان کنند اورا تا خواهرش بسوزد
ورنه لباس کهنه غارت شدن ندارد

طاقت نداشتی بر مویش غبار بینی
ای وای اگر ببینی سر در بدن ندارد

#عبدالحسین

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هنگام دردسر که گذر میشود شلوغ
درخانه بیشتر دم در میشود شلوغ
مادر جلوست دور پدر میشود شلوغ
این کوچه ها چقدر مگر میشود شلوغ؟

چندین نفر بزور دراین کوچه جا شدند
نمرودها مزاحم پروانه ها شدند

دریا خروش کرد تلاطم شروع شد
دوران جاهلیت مردم شروع شد
وقتش رسیده بود تهاجم شروع شد
انگار کار آتش و هیزم شروع شد

در پشت در زبانه ی آتش که پا گرفت
دودش بلند شد همه جارا فرا گرفت

دربسته بود درشکنی ایستاده بود
در جنگ نور اهرمنی ایستاده بود
در بین خانه  ممتحنی ایستاده بود
نامرد رو بروی زنی ایستاده بود

فریاد میکشید ولایت گرفتنی ست
بازور هم اگر شده بیعت گرفتنی ست

مشغول حرف بود که باپا به در زدو...
صدیقه را مقابل مولا به در زدو...
فهمید مانده پشت در اما به در زدو...
همراه مادری پسرش را به در زد و...

گل را گلاب کرد و بدستان خار داد
مسمار را به پهلوی زهرا فشار داد

فضه اگر نبود به دادش که میرسید؟
چادر بروی پیکر زهرا که میکشید؟
در بین شعله بانوی این خانه را که دید
محکم بصورتش زد و به سمت در دوید

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


آفرینش ز دولت زهراست
کعبه مات عبادت زهراست

نخل های فدک که چیزی نیست
دوجهان ملک حضرت زهراست

هرکه پیغمبر و وصی شده است
بی تعارف عنایت زهراست

همه خدمت گذار فضه شدند
فضه اما به خدمت زهراست

پدرش هم که رفت تا معراج
شک ندارم به دعوت زهراست

گرچه با آب روزه اش وا شد
نان عالم ز برکت زهراست

زهد اورا ببین که کهنه حصیر
بالش استراحت زهراست

فاطمه در حمایت علی است
و علی در حمایت زهراست

"طاعت مفترض" که میخوانیم
در حقیقت اطاعت زهراست


شرح و تفسیر داده مادر را
عمر زینب روایت زهراست

راضیه عالمه اغیثینی
مادرم فاطمه اغیثینی


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


اگرچه كاهم از آتش إبا نخواهم كرد
نماز سوختنم را قضا نخواهم كرد
.
بدون مهر تو خورشيد را نمي خواهم
بدون نام تو حتي دعا نخواهم كرد
.
به كيمياگري چشم فضه ات سوگند
كه غير خاك تورا توتيا نخواهم كرد
.
به جز به دشمن مولا،به جز به دشمن تو
نثار هيچ كسي ناسزا نخواهم كرد
.
در آن مقام كه مادر گريزد از فرزند
بگو كه نوكر خود را رها نخواهم كرد
.
بگو چكار كنم تا صدا كني"پسرم"
كه من به نوكري ام اكتفا نخواهم كرد
.
تو مادر مني و صاحب اختيار مني
مني كه غير شما را صدا نخواهم كرد
.
مني كه كشته عشق حسين تو هستم
به جز رضاي تورا خونبها نخواهم كرد
.
علي كه تكيه عالم به اوست،مي فرمود:
كه جز به فاطمه ام إتكا نخواهم كرد
.
تو رو به قبله ترين كعبه و علي قبله ست
به غير تو به كسي اقتدا نخواهم كرد
.
چنين كه خاطرت آزرده است از كوچه
به حشر كوچه براي تو وا نخواهم كرد

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت

باور نمی کنم که تو بی بال و پر شدی
خسته شدی شکسته شدی مختصرشدی

شرمنده ام بخاطر من زخم خورده ای
روزی که در مقابل دشمن سپر شدی

افتادی از نفس– نفست بند آمده
افتاده ای به بستر ؛غم محتضر شدی

هیزم به دست های مدینه که آمدند
مجروحِ دودِ آتش و زخمیِ در شدی

آتش زبانه می زد و در نیمه باز بود
فهمیدم از صدا زدنت بی پسر شدی

این شهر چشم دیدن ما را نداشتند
ازدست هم محلی خود خونجگر شدی

#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

از آتش غم در تب و تاب است علی
چون شمع عزا نقش بر آب است علی

بعد از تو گرفت انس با تربت تو
حالا پس از این ابوتراب است علی

#سید_مهدی_حسینی_رکن‌آبادی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت

ضعفی شدید نیروی او را گرفته بود
دیگر توان ز زانوی او را گرفته بود

در ازدحام پشت در و دود و شعله ها
آتش سراغ گیسوی اورا گرفته بود

می خواست تا جدا شود از پشت در ولی
تیزی میخ , پهلوی او را گرفته بود

مولا چه می کشید چو می دید لشگری
در کوچه دور بانوی او را گرفته بود

باید به وضع خانه کسی می رسید پس
زینب به دست جاروی او را گرفته بود

فرصت نکرده بود که چادر به سر کند
شکر خدا که در روی او را گرفته بود

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


برخیز ای کبوتر من فکر لانه کن
رحمی به بی نشاطی این آشیانه کن

وقت نماز شب شده از جا بلند شو
بر من دعا به راز و نیاز شبانه کن

آتش زند به جان علی اشکهای تو
پس گریه بر غریبی من مخفیانه کن

یک یاعلی مدد بگو مثل همیشه،باز
برخیز خانه دار علی کار خانه کن

زینب که بی تو شانه به مویش نمیزند
با شانه شکسته سرش را ،تو شانه کن

این گریه ها برای تو محسن نمیشود
کمتر نظر به مقتل این نازدانه کن

لعنت به آنکه پیش حسن با مغیره گفت
کوتاه دست فاطمه با تازیانه کن

#عبدالحسین

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


من بیمار، مداوا نکند خوشنودم 
غم طبیبم شده و مرگ شده بهبودم 

هیچ کس نیست، که باری ز دلم بردارد 
عاقبت داغ و غم و درد کند نابودم! 

اشک بس ریخته ام، هرکه ببیند گوید 
سرو بشکسته ی خم گشته، کنار جویم! 

گه ز حق، مرگ طلب می کنم و گه گویم 
کاش می بودم و غمخوار علی می بودم 

زیر این چرخ علی دوست تر از فاطمه نیست 
سند مستندم: بازوی خون آلودم! 

من نفس می زدم و او کف افسوس به هم 
من چه سان گویم و او چون شنود بِدرودم؟! 

ای اجل! پا به سر من ز محبت بگذار! 
جز تو کس نیست که از لطف کند خوشنودم. 


#علی_انسانى 

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه

شب و کابوس از چشمِ منِ کَم سو نمی‌اُفتد
تبِ من کَم شده اما تبِ بانو نمی‌اُفتد

غرورم را شکسته خنده‌ی نامحرمی یارَب
چه دردی دارد آن کوچه که با دارو نمی‌اُفتد

جماعت داشت می‌آمد دلم لرزید می‌گفتم
که بیخود راهِ نامردی به ما این سو نمی‌اُفتد

کِشیدم قَد به رویِ پایم و آن لحظه فهمیدم
که حتی ردِ بادِ سیلی اش بر گونه می‌اُفتد

نشد حائِل کند دستش  گرفته بود چادر را
که وقتی دست حائِل شد کسی با رو نمی‌اُفتد

به رویِ شانه‌ام دستی و دستی داشت بر دیوار
به خود گفتم خیالت تخت باشد او نمی‌اُفتد

سیاهی رفت چشمانش  سیاهی رفت چشمانم
وَگَرنه مادری در کوچه بر زانو نمی‌اُفتد

میانِ خاک می‌گردیم و می‌گویم چه ضربی داشت
خدایا گوشواره اینقَدَر آنسو نمی‌اُفتد

دو ماهی هست کابوس است خواب هر شَبَم ، گیرم
تبِ من خوب شد اما تبِ بانو نمی‌اُفتد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

با رفتنت خالی مکن دور و برم را
پاشیده تر از این مگردان لشگرم را

ای نیمه ی مجروح من ای کاش با تو
در خاك بگذارند نیم دیگرم را

بعد از تو ای سرو شکسته تا قیامت
از خجلتم بالا نمی گیرم سرم را

باور نمي كردم كه روزي پيش چشمم
از پا بيندازد غلافي همسرم را

تو بین آتش رفتی و من گُر گرفتم
حالا بیا و جمع کن خاکسترم را

هرشب حسن در خواب میگوید مغیره
دست از سرش بردار کشتی مادرم را
_____
ديروز اگر در پيش طفلانم حرم سوخت
فردا بسوزانند با طفلان حرم را

از كربلا ديشب صدايي را شنيدم
انگار طفلي گفت عمه معجرم را...

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بازو شکسته ایی تو ولی کار میکنی
لطفی تو بر من و دل خونبار میکنی

دیگر نمانده تاب و توانی به پیکرت
چون یاد غربتِ من ِ بی یار می کنی

آرام جان من نکند رفتنی شدی؟
دائم دعا به محضر دادار میکنی

عَجِّل وَفاتیِ تو مرا کشته ٬ از چه رو
بر مرگ خود تو این همه اصرار میکنی؟

خانه خراب می شوم از پر کشیدنت
پرپر مزن که خون به دل ِ یار میکنی

دلگرمیِ علی تویی ای نور خانه ام
این خانه را ز رفتن خود تار میکنی

#مرتضی_شاهمندی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

کن نظر بر من و بر چشم ترم مادر جان
جان زينب مرو امشب ز برم مادر جان

بعد تو اي همه جا سنگ صبور زينب
دل پر غصه به پيش که برم مادر جان

هم غمت میکند اين قلب مرا غمخانه
هم سيه جامه ماتم به برم مادر جان

گر روي از بر حيدر که دگر پاک کند
اشک غم از رخ ماه پدرم مادر جان

بهر ياري پدر دست تو را بشکستند
که دگر شانه نشد موي سرم مادر جان

ز چه رو مرگ طلب مي کني از بهر شفا
سوزد از سوز دعايت جگرم مادر جان

مي شود شمع وجودت ز غم و غصه آب
پیش تو سوختنت را نگرم مادر جان

تو بکش دست نوازش به سرم چون گردد
بعد تو خاک عزايت به سرم مادر جان

ياد آن ناله جانسوز تو من مي گريم
به در خانه چو افتد نظرم مادر جان

تو به سينه غم مظلومي حيدر داري
من شکسته ز غم تو کمرم مادر جان

#محمد_معارف‌وند

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


درمقامي كه عقيق سرخ از زر بهتر است
اشكهايم بال معراج است،از پر بهتر است
.
با زبان دل فقط حرف خودم را مي زنم
نامه بر اين روزها باشد كبوتر بهتر است
.
گرچه بالا مي برد سجده مقام بنده را
چند ثانيه نشستن پاي منبر بهتر است
.
منبري را كه دلش با مهر مولا گرم نيست
در همان مسجد بسوزاني برادر...بهتر است
.
از سر اخلاص حمدش را به جا مي آورم
آنكه از آغاز يادم داده كوثر بهتر است
.
گرچه فرقي نيست بين ساقي وكوثر ولي
بارها فرموده پيغمبر كه مادر بهتر است
.
مصحف زهرا به غير از سينه معصوم نيست
سر مستور خدا در پرده آخر بهتر است
.
وقت بالا بردن در حرز نام فاطمه
از همه عالم براي مرد خيبر بهتر است
.
هر كسي بو برده از غيرت شهادت ميدهد
در نگاه مرد مرگ از اشك همسر بهتر است
.
از زماني كه شنيدم در به پهلويت گرفت
حس من اين است،اصلاً خانه بي در بهتر است

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

هر زمان کردم نظر دیدم که بیداری چرا؟
پیشِ رویم چادر از رو بر نمیداری چرا؟

کس نمیگوید سلامم...کس نمیگوید جواب
بین این غمها تو قفلِ غم به لب داری چرا؟

رنگِ رخسارت خبر از روزگارت می دهد
کارِ خانه پس چرا لبخندِ اجباری چرا؟

هر چه پرسیدم ز حالت زود گفتی بهترم
پس بگو دستت ز پهلو بَر نمیداری چرا؟

ردِّ خونی پشتِ در روی زمین بینم... ولی
خیره با چشمان کم سو سوی مسماری چرا؟

یارِ هجده ساله ام رنگت چنان صد ساله هاست
دست بر زانو خمیده سمت دیواری چرا؟

این دعایت را شنیدم مرگ میکردی طلب
نوبهارِ خانه ام از عمر بیزاری چرا؟

ای همه پشت و پناهم عزم رفتن کرده ای؟
قصدِ این داری که از من دست برداری ؟ چرا؟

صبح تا شب کارِ خانه نیمه ی شب گرمِ آه
هر زمان کردم نظر دیدم که بیداری چرا؟

#حبیب_الله_موحد

@raziolhossein
10:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چون شمع، قطره‌قطره، وجود تو آب شد
آخر دعای نیمه شبت، مستجاب شد

پروانه‌وار دور تو گشتم ولی دریغ
پروانه مانْد و در بر او، شمع، آب شد

با بودنت، سلام علی یک جواب داشت
آن یک سلام هم پس از این بی‌جواب شد

با من حساب داشت عدو از غدیر خم
از من تو را گرفت و دگر بی حساب شد

یاد جوانی تو، مرا پیر می‌کند
آخر چه کس خمیده به عهد شباب شد؟

خانه‌نشینِ روزم و خانه به دوشِ شب
گر چه علی بدون تو، خانه خراب شد

گلچین به طعنه گفت که دیدی به دست‌من
هم غنچۀ تو پرپر و هم گل، گلاب شد

دیگر شبی به خواب، دو چشمم نمی‌رود
چون چشم تو برای همیشه به خواب شد

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
11:01
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

ای خاک ره تو تاج سرها،‌ زهرا!
وی قبر تو مخفی از نظرها،‌ زهرا!

تا باب شفاعت تو باز است،‌ چه غم
گر بسته شود تمام درها، زهرا!

........

ای روح مسیح، زنده از فیض دمت!
ای جان جهان، فدای خاک حرمت!

ماییم و دل سوخته‌ای با گل اشک
ای کوثر عصمت،‌ کمِ ما و کرمت

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
ش
12:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی


این یاس به خون نشسته پژمردنی است
این قامت دلجو ، ز محن ، منحنی است

زنها به عیادت آمدند و گفتند
ای دختر خسته مادرت رفتنی است

#علی_سلطانی

@raziolhossein
ش
16:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
16:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1028×1280, 132.8 KB
شب جمعہ دلِ ما میهمان اسٺ
حرم ، جایے که زهرا روضہ خوان اسٺ

ولے امشب فقط مے گوید ارباب
"بمیرم مادرم زهرا جوان است"

@raziolhossein
16:49
#امام_حسین_مناجات
#فاطميه
#شب_جمعه #دوبیتی


شب جمعہ دلِ ما میهمان اسٺ
حرم ، جایے که زهرا روضہ خوان اسٺ

ولے امشب فقط مے گوید ارباب
"بمیرم مادرم زهرا جوان است"

@raziolhossein
16:50
#مناجات
#شب_جمعه


از اینکه بی وفایم، خیلی دلم گرفته
باید به خود بیایم، خیلی دلم گرفته

«أُدعونی أَستجب» را خواندم ولی از اینکه
لنگ است هر دو پایم، خیلی دلم گرفته

در خود شکستم از بغض، گفتم میانِ سجده:
با اشکِ بی صدایم، خیلی دلم گرفته

یارب «ظَلمتُ نفسي»، یارب «إلهی ٱلعفو»
درمانده و گدایم، خیلی دلم گرفته

یک عده با چه شوقی زائر شدند امّا؛
من تحبسُ الدّعایم، خیلی دلم گرفته

دل ذکرِ «لاطبیبَ مَن لاطبیبَ» دارد
قدری بده شفایم، خیلی دلم گرفته

ردّم نکن! به وٱلله جز تو کسی ندارم
کاری بکن برایم، خیلی دلم گرفته

«دست از طلب ندارم» اینها همه بهانه ست
دلتنگِ کربلایم، خیلی دلم گرفته
¤
شب های جمعه، ایکاش بیتاب سمتِ مقتل-
با مادرت بیایم! خیلی دلم گرفته

روضه بخواند و من گریه کنان بگویم:
اربابِ سر جدایم؛ خیلی دلم گرفته

#م_عاطفی

@raziolhossein
16:50
#امام_حسین_مناجات


زندگی کائنات، بسته به موی حسین
زائر بیت خداست، زائر کوی حسین

زخم جبینش زند، خنده به سنگ بلا
خون جبین می‌شود، آب وضوی حسین

چشمۀ زخم تنش، چشمۀ فیض خداست
آب بقا را بقاست خون گلوی حسین

تیر بلا، شمع دل، مُهر جبین، سنگ دوست
روز ازل خون گرفت، آب ز روی حسین

بذل کند همچنان میوۀ مهر و وفا
هر چه پَراند عدو، سنگ به سوی حسین

آب بقا خورده آب از دو لب خشک او
خضر بوَد تا ابد تشنۀ جوی حسین

حنجر خشک حسین، تشنۀ جام الست
مجلسیان الست، مست سبوی حسین

مصحف زهرا کجا؟ سم ستوران کجا؟
پنجۀ قاتل کجا؟ طرۀ موی حسین

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
16:50
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

سينه و مسمار در هيهات يارب الحسين
مادري در پشت در هيهات يارب الحسين

يک طرف يک مادر و سمت دگر هفتاد مرد
او کِشد شال کمر هيهات يارب الحسين

يک طرف يک شعله و يک آتش و روي عدو
آن طرف چشم پدر هيهات يارب الحسين

يک طرف يک ضربه از پاي عدوي فاطمه
آن طرف سقط پسر هيهات يارب الحسين

اين طرف يک بازو و يک زخم از ضرب غلاف
ان طرف اشک پدر هيهات يارب الحسين

اين طرف چشمان خونبار پدر از آن طرف
زينب خونين جگر هيهات يارب الحسين

سيلي و يک مادر و گرد و غبار کوچه ها
مادر نيلي بصر هيهات يارب الحسين

غربت يک مادر و قبر پدر در نيمه شب
گريه بر قبر پدر هيهات يارب الحسين

زينب و ياد وصيتهاي مادر از کفن
بي کفن شد يک پسر هيهات يارب الحسين

غسل زير پيرهن در نيمه شب آه اي خدا
يک شهيد بي اثر هيهات يارب الحسين


@raziolhossein
16:52
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی

منم که حرف دلم را مدام می گویم
ثنای حضرت عالی مقام می گویم

همیشه رو به حرم می شوم به عشق حسین
به شوق پاسخ مولا سلام می گویم

#اسماعیل_شبرنگ
@raziolhossein
16:53
#امام_حسین_علیه_السلام


بیا به نور دل بوتراب گریه کنیم
به تشنه بین دو دریای آب گریه کنیم

دلیل گریه همین بس: عزیز ماست حسین
دریغ از آنکه به قصد ثواب گریه کنیم

بیا مصیبت شیب الخضیب را خوانیم
بر آن محاسن و بر آن خضاب گریه کنیم

به خاتمی که به تاراج برد اهرمنش
تمام عمر، عقیق مذاب گریه کنیم

به آن زمان غم افزا که آب شد آزاد
 به کودکی که نمیخورد آب گریه کنیم

به روضهٔ دخلت زینبٌ علی ابن زیاد
سزاست تا دم روز حساب گریه کنیم

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
16:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 207.9 KB
لطفی بنما که خاک پایت گردم
دامن بتکان تا که گدایت گردم

دلتنگ زیارت توام اربابم
من را به حرم ببر فدایت گردم

#عبدالزهرا

@raziolhossein
16:53
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی

لطفی بنما که خاک پایت گردم
دامن بتکان تا که گدایت گردم

دلتنگ زیارت توام اربابم
من را به حرم ببر فدایت گردم

#عبدالزهرا

@raziolhossein
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسین #دوبیتی

روزی که مدینه هتک حرمت کردند
در کرببلا ظلم و جسارت کردند

زینب به دل شکسته میگفت ، حسین
لشکر تو را دوشنبه غارت کردند

#علی_سلطانی

«بِأَبِی مَنْ أَضْحَى عَسْکَرُهُ فِی یَوْمِ الْإِثْنَیْنِ نَهْباً»؛ سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 133

@raziolhossein
24 December 2021
ش
10:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
10:56
#امام_زمان_فاطمیه
#فاطميه

صاحب عزای حضرت خیر النسا، بیا
ای بانی شکسته دل روضه ها، بیا

آقا به حقّ چادر خاکی مادرت
آقا به حقّ داغ دل مرتضی، بیا

@raziolhossein
10:56
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


امید دل چرا در جیب غم بردی سر خود را
بیا بنما به عالم روی از گل بهتر خود را

چه شبهایی که همچون شمع سوزان تا سحر کردی
نثار قبر زهرا اشک چشمان تر خود را

بیا ای یوسف گمگشتۀ مصر ولا مهدی
نشان شیعیان ده قبر زهرا مادر خود را

بیا با هم بگرییم از برای غربت جدّت
که شب بنهاد زیر گل گُل نیلوفر خود را...

بیا و در کنار جسم خونین برادر بین
به زیر تازیانه عمّۀ غم پرور خود را

بیا مگذار تا جدّت به پیش خنده ی دشمن
بگیرد در بغل با گریه نعش اکبر خود را

بیا از جدّ خود بستان عموی شیر خوارت را
که می نوشد به جای شیر خون حنجر خود را

بیا مگذار جدّت از فراز نیزه ی دشمن
ببیند زیر کعب نیزه، اشک دختر خود را

بیا بنگر چگونه عمّۀ مظلومه ات زینب
نهاده در بیابان لاله های پرپر خود را

بیا چشم تر و لب های خشک تشنگان را بین
که گم کردند در دشت بلا آب آور خود را

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
10:57
#امام_زمان_فاطمیه
#دوبیتی

سحر خیز مدینه کی می آیی
امیر بی قرینه کی می آیی

عزیزم مادرت چشم انتظارست
دوای زخم سینه کی می آیی

#جواد_حیدری

@raziolhossein
10:57
#امام_زمان_فاطمیه


کویر تشنه شده قلبم، ای سحاب، بیا
تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا

هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی
به جان فاطمه این جمعه بی نقاب بیا

مباد آنکه بیایی و مرده باشم من
شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری
کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا

به کوچه کوچة شهرم ز خون دل همه شب
برای آمدنت ریختم گلاب بیا

گناه من ره دیدار بسته بر رویت
تو بهر دیدن من از ره ثواب بیا

غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم
به صبح جمعة من همچو آفتاب بیا

به دردهای به حیدر نگفتة زهرا
به ناله های سحرگاه بوتراب بیا

به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم
به صورتی که شد از خون سر خضاب بیا

سرشک دیدة میثم به سیل شد تبدیل
هنوز ناله‌ی او مانده بی جواب بیا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
25 December 2021
ش
07:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

هستیم آتش زدی ای شمع خاکستر مکن
باخزانت ای گل من باغ را پرپر مکن

تو که میدانی غم بی مادر سخت است سخت
کودکانم را به این زودی تو بی مادر مکن

ای تو تنها یاور من بین این نامردمان
بین که تنهایم مرا دیگر تو تنهاتر مکن

من علیم شوهر تو محرم تو فاطمه
تاکه می ایم به خانه چادرت را سر مکن

دیدن روی تو غم از سینه من می برد
اینقدر صورت نهان از دیده حیدر مکن

#عبدالحسین

@Raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف
چادر تو یک طرف افتاده معجر یک طرف

هرچه اینجا هست چشمان‌مرا خون کرده‌است
رنگ این دیوار خانه یک طرف، در یک طرف

گاه دلخون توایم و گاه دلخون پدر
وای بابا! یک طرف، ای وای مادر! یک طرف

از کنار تو که می‌آید به خانه ناگهان
با سر زانو می‌افتد مرد خیبر یک طرف

من چگونه پیرهن کهنه تن یارم کنم
غُصّۀ تو یک طرف، داغ برادر یک طرف

مثل آن‌روزی که افتادی می‌افتد بر زمین
پیکر من یک‌طرف،او یک‌طرف، سر یک‌طرف

من دو بوسه می‌زنم جای تو و جای خودم
زیر گردن یک‌طرف، رگ‌های حنجر یک‌طرف

وای از آن لحظه که می‌ریزند بین خیمه‌ها
گوشواره یک‌طرف خلخال و معجر یک‌طرف

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است
هستی بدون حضرتش نقشی بر آب است
اصلاً بدون فاطمه بودن، عذاب است
هرکس که بی زهرا شود، در اضطراب است
هرکس که شد بی فاطمه تنهاست، تنها
سرمایه‌ی هستی فقط زهراست، زهرا

زهرا کجا و آن همه آزار، ای وای
زهرا کجا و در کجا، دیوار، ای وای
انسیه ی احمد کجا و نار، ای وای
حورا کجا و ضربه ی مسمار، ای وای
بین در و دیوار و آتش بود زهرا
با دشمنان هم در کشاکش بود زهرا

افسوس مشتی دیو و دد از او گذشتند
با ضربه ی مشت و لگد از او گذشتند
بر دست او شلاق زد، از او گذشتند
فریاد زد: "بابا مدد!" از او گذشتند
یک لحظه یاد محسنش افتاد و افتاد
یک صیحه از عمق جگر سر داد و افتاد


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

آن بزرگ آیت که مرآت جمال داور است
پای تا سر ذات پاک کبریا را مظهر است

حضرت صدّیقۀ مرضیه، زهرای بتول
کش صفات نیک پیدا در وجود اطهر است

زهرۀ زهرا که روشن شد ز نورش عالمی
ذرّه‌ای در سایه‌اش خورشید پرتوگستر است

زادۀ بنت خُویلد، جان ختم الانبیاء
دختر طاها و در رتبت به یاسین مادر است

باعث پیدایش هستی بود از نیستی
رازهای آفرینش در وجودش مُضمر است

بانوی ناقه سوار عرصه‌گاه رستخیز
دستگیر دوستان در دادگاه محشر است

کیست زهرا؟ آنکه اوصافش به قرآن مبین
آیت تطهیر و قدر و هَل أَتی و کوثر است

هدیۀ حق بود زهرا بهر ختم‌المرسلین
او جواب طعنه‌های نیش‌دار ابتر است

مریم عَذرا کجا و رتبۀ زهرا کجا؟
کلّ نسوان دیگر و این پاک گوهر دیگر است

گر که یک عیسی به عالم زاد مریم، فاطمه
مام پاک یازده پور مسیحاپرور است

گر نبودی مرتضی،‌کس لایق زهرا نبود
کفو کوثر در جهان ساقیِّ حوض کوثر است

گشت مَهر او شفاعت از گنه‌کاران به حشر
بین که فکر امّت، او را در چه حالی بر سر است

جامۀ شام زفاف خویش را انفاق کرد
آیۀ «مِمّا تُحِبّون» را چنین فرمانبر است

در رضای مرتضی شد صرف عُمر فاطمه
کاین میسّر قرب درگاه خدای اکبر است

کرد پرسش خواجۀ لولاک از داماد خویش
یا علی!‌ برگو که زهرایت چگونه همسر است

مرتضی گفتش که «نِعمَ العون» باشد فاطمه
چون که او در طاعت الله بهرم یاور است

فاطمه آن ناخدای فُلک هستی کز خدای
کشتی اسلام را در موج طوفان لنگر است

پرورش در مکتب او یافت شاه کربلا
آنکه کاخ ظلم را با نهضتش ویرانگر است

زینب از او شیوۀ گفتار را آموخته
خطبه‌هایش خرمن ظلم و ستم را آذر است

گوهر دریای بینش، حاصل عمر رسول
در سپهر معرفت، زهرا فروزان اختر است

ای که اوصاف تو باشد برتر از ادراک ما
از حدیث دردهایت قلب ما پراخگر است

آتش آوردند و درگاه سرایت سوختند
کس نگفت این خانه بیت دختر پیغمبر است

#امیر_ایزدی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

رازهایی که خدا ریخته در کوثری‌ات
شد دلیلی که ببینند همه برتری‌ات

همه‌اش سورۀ قدر است، نخ مقنعه‌ات
همه‌اش سورۀ نور است گل روسر‌ی‌ات

تو که هستی که دل از حضرت خاتم برده
لحن‌های عربی،‌ لهجۀ پیغمبری‌ات

معدن دُرّ نجف را به تو بخشید خدا
تا شود نام علی حک روی انگشتری‌ات

قوّت بازوی مولا همه از نام تو بود
چقدر معجزه دارد نفس حیدری‌ات

مادر صلح زمین! دختر آرامش آب!
ای بنازم به تو و طرز حَسن‌پروری‌ات

بچّه‌های تو شگفتند شگفت‌انگیزند
نیست اینها مگر از معجزۀ مادریت

جمعه‌ها چشم به راهیم که با شاخۀ نور
بفرستی که بیاید پسر عسکریت

#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت


ویران شود آن کوچه که مادر زمین خورد
بین گذر با دیده های تر زمین خورد

زهرا و حیدر آینه بودند ، هم را
زهرا زمین که خورد ، پس حیدر زمین خورد

در سر وقار مرتضی را با خودش داشت
بد شد ؛ میان جمعیت با سر زمین خورد

اهل زنا که صحبت از دینِ خدا کرد
هم حرمت محراب ، هم منبر زمین خورد

می گفت اگر صدیقه ای ، شاهد بیاور
چه طعنه ها از مردم این سرزمین خورد

حوریه ای که با اشاره لطمه می دید
با پا لگد که خورد محکم تر زمین خورد

هر جا پیمبر بوسه اش می زد کبود است
یعنی سفارش های پیغمبر زمین خورد

آری حسن در کوچه خیلی دست و پا زد
تا پا شود مادر ، ولی آخر زمین خورد

این رفتن و این آمدن ، چه دردسر داشت !
یک گوش سنگین شد ، دو تا گوهر زمین خورد

خیلی دلش می خواست که زینب نفهمد
امّا ؛ نرسیده به پشت در زمین خورد

یک روز زیر دست و پا مادر زمین خورد
یک روز زیر دست و پا دختر زمین خورد

زهرا زمین که خورد ، با معجر زمین خورد
زینب ولی ، صد بار بی معجر زمین خورد


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت


مگر ز اهل مدينه چه ديدي اي مادر؟
كه دل ز زندگی خود بريدي اي مادر

اميد ما، به وجود تو بستگي دارد
چرا ز زندگي ات نااميدي اي مادر؟

چرا نماز شبت را، نشسته مي خواني؟
چرا به فصل جواني، خميدي اي مادر؟

دگر به همره ما تا احد نمي آيي
چرا ز قبر عمو پا كشيدي اي مادر؟

دعا به مردم همسايه كرده اي، اما
چه طعنه ها كه از آنان شنيدي اي مادر

من از تو، درس شهامت گرفتم و ديدم
چه رنج ها كه در اين ره كشيدي اي مادر

پيِ دفاع ز حقّ امام خويش، به جان
هزار گونه بلا را خريدي اي مادر

دگر به سينه و پهلو مرا نمي گيري
مگر به سينه و پهلو چه ديدي اي مادر؟

ز بس كه مرگ خودت از خدا طلب كردي
گمانم اينكه به مقصد رسيدي اي مادر

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ای بال و پر شکسته مرا بال و پر مبند
بردار بارم از دل و بار سفر مبند

جانم بگیر از من دل خسته رو مگیر
راه نگاه را به رخ چون قمر مبند

پای فراق را تو در این خانه وامکن
دستی که بسته گشت، تو بار دگر مبند

چشمت بهشت باشد و مژگان در بهشت
بگشا مژه، ز باغ بهشتم تو در مبند

ای قبلۀ علی ز چه‌رو رو به قبله‌ای؟
راه امید را به من ای محتضر مبند

اي حاصل علي نشوي قاتل علي
آه اي كمر شكسته به قتلم كمر مبند

#سید_محسن_حسینی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هر چند غیر آه به بستر نداشتم
دردی به غیر غربت حیدر نداشتم

از کار من مپرس که دستاس شاهدست
بر دست، غیر آبله دیگر نداشتم

اکنون دو سرو قد، دو برادر کنار توست
من پشتوانه‌ای ز برادر نداشتم

دیگر برای ماندن مادر دعا مکن
من هم عروس گشتم و مادر نداشتم

مادر نداشتم که زدم فضّه را صدا
نزدیک‌تر از او به پس در نداشتم

از بعد کوچه، کوچ پرستو شروع شد
دیگر به لانه انس کبوتر نداشتم

#علی_انسانی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


شکوه معرفت از پای تا سری زهرا
به رتبه از همه افلاکیان سری زهرا

مقام قدر تو را فهم خاک نشناسد
 ز مرز باور انسان فراتری زهرا

بهشت خانه ی تو جبرئیل باران است
خدای مهر و حیا را پیمبری زهرا

نشان بوسه ی گرمش به دست و رو داری
 که از برای پدر مثل مادری زهرا

ز سینه ی تو پیمبر بهشت می بوئید
 که از شمیم کرامت معطری زهرا

تو آن حقیقت نابی که در تموج نور 
دل از ملائکة الله می بری زهرا

حطیم و خیف و مقام و منا و حجر و حجر
مطاف و سعی صفا مروه مشعری زهرا

بتول و فاضله صدیقه بضعه ی احمد
زکیه طاهره مرضیه کوثری زهرا

به هودجی ز جلال و جمال بنشینی
که روز واقعه خاتون محشری زهرا

در آستان خدا مادرانه می آیی
و آبروی من از لطف می خری زهرا

نمی رسد به بلندای مدح تو غزلم
ز  آنچه گفته و ناگفته برتری زهرا

حدیث کوچه و دیوار و در شهادت داد
که چون امیر حماسه دلاوری زهرا

شکسته پهلوی پاک تو را نفهمیدند
که در خزانه ی لولاک گوهری زهرا

شکفت بغض علی در نگاه ابری و گفت :
مرو مرو که مرا یار و یاوری زهرا

چگونه با پر و بال شکسته و خسته
کبوترانه از این خانه می پری زهرا

"کمیل" در حرم لطف توست بی بی جان
که بر زمین و زمان سایه گستری زهرا ...

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سایه ی روی سرش را دوست دارد فاطمه
قهرمان خیبرش را دوست دارد فاطمه

با تمام دردها در را خودش وا میکند
خنده های همسرش را دوست دارد فاطمه

عاشقان از جلوه های عشق لذت می برند
لاله های بسترش را دوست دارد فاطمه

پر که شد خاکستری پروانه می بالد به خود
خاک روی معجرش را دوست دارد فاطمه

فضه خواهش میکند اما خودش نان میپزد
آنقدر که حیدرش را دوست دارد فاطمه

گرچه دارد می رود اما می‌آید علقمه
چون امیر لشگرش را دوست دارد فاطمه

#علی_حسنی

@raziolhossein
07:02
#امیرالمومنین_مدح


کیست علی؟ زینت هر منبر است
ذکر قسم خوردن پیغمبر است
"هر که در این دهر مقرب تر است"
سینه زن فاطمه و حیدر است

دلخوشی ام چیست؟ به جز نوکری
حیدری ام حیدری ام حیدری

در دل میدان یل بی باک اوست
آن طرف قله ی ادراک اوست
علت خلق همه افلاک اوست
ساده بگویم پدر خاک اوست

نام تو لالایی هر مادری....
حیدری ام حیدری ام حیدری


تا نفسی هست گدای توایم
معتکف صحن و سرای توایم
بنده ی بی چون و چرای توایم
خیره به ایوانِ طلای توایم

یک تنه اندازه ی یک لشکری...
حیدری ام حیدری ام حیدری

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


امام خانـه‌نشین مدینـه! شوهر من!
حلال کن که رسیده است روز آخر من

مرا بـه طور نهانی شبانه غسل بده
اگرچه آب شده مثل شمع، پیکر من

سیاهی بدن و صورت کبود مرا
خدا کند که نبیند خدیجه، مادر من

از این به‌ بعد شود خانه‌دار خانۀ تو
به جای مادر خود، چارساله دختر من

هنوز حامی تو چشم خود نبسته علی!
چرا غریب نشستی کنار بستــر مـن؟

سکوت و صبر تو آتش زده است بر جگرم
چقدر صبر؟ کمی گریه کن به خاطر من

برای یاری تو بیـن آن در و دیوار
کسی نبود به جز محسن تو یاور من

هزار بار شدم کشته باز هم از تو
دفاع کردم و گفتم: علی‌ست رهبر من

شرار آتـش و رخسار فاطمه «میثم!»
خدای من! شـود آیا چگونه باور من؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


شده هلالی مه منیرم
کمانِ قدّش، زند به تیرم
اگر روَد همسر جوانم
کند برایِ، همیشه پیرم

برای گریه، بهانه دارم
که چار کودک، به خانه دارم
پرستوی من، اگر کند کوچ
سراغ او از کجا بگیرم

کتاب عشقم، ورق ندارد
نماز شب را، رمق ندارد
برای عمرم، نمانده عمری
بدون او من زعمر سیرم

به گوش او تا صدایم آید
به زحمت آید که در گشاید
خدا کند بیش از این نمانم
خدا کند پیش از او بمیرم

مرا اگر دست بسته دیدی
به کنج خانه نشسته دیدی
امیر صبرم، نه من اسیرم
اسیر یارم ولی امیرم

#علی_انسانی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بیمار من که درد تو آخر دوا نشد
از دامن اجل، ز چه دستت جدا نشد

این غم کجا برم؟ که ز شب تا دم سحر
دیدم به چشم خویش که چشم تو وا نشد

با آنکه بوده‌ای تو پناه علی، ولی
هرگز کسی پناه تو در کوچه‌ها نشد

گاهی میان کوچه و گاهی به پشت در
کس مثل تو شهیدۀ راه ولا نشد

شرمنده‌ام که خانۀ امنی نداشتم
شرمنده‌ام که حور از آتش رها نشد

#سید_محسن_حسینی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم

بهشت و شعله آذر خدا به خیر کند
هجوم و خانه حیدر خدا به خیر کند

در شکسته و مسمار داغ و ضرب لگد
شد اجر و مزد پیمبر خدا به خیر کند

صدای فضه خذینی او علی را کشت
چها گذشت به مادر خدا به خیر کند

برای بردن حیدر چه ازدحام شده
میان کوچه و معبر خدا به خیر کند

سر برهنه علی را زخانه می‌بردند
غریب شد یل خیبر خدا به خیر کند

زراه آمده قنفذ مغیره همراهش
نداشت فاطمه یاور خدا به خیر کند

فتاد روی زمین دختر رسول الله
میان آن‌همه کافر خدا به خیر کند

رسید با کمک فضه بر در مسجد
چه دید بر سر منبر خدا به خیر کند

به پیش فاطمه شمشیر بر علی نکشید
که برده دست به معجر خدا به خیر کند

به مادر هر‌چه گذشت آخرش به خیر گذشت
برای زینب مضطر خدا به خیر کند

نگاه می‌کند از روی تل حسینش را
میان آن‌همه لشکر خدا به خیر کند

وفرقةٌ بسیوفِ وفرقةٌ برماح
به دور جسم برادر خدا به خیر کند

همینکه صحنه وَالشِّمْرُ جالِسٌ را دید
گذاشت دست روی سر خدا به خیر کند

امان نداد مناجات او تمام شود
که برد دست به خنجر خدا به خیر کند

#عبدالحسین

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گیرم آتش به جفا، در که نباید می‌سوخت
آشیان سوخت، کبوتر که نباید می‌سوخت

آتش این‌بار گلستان نشد انگار، ولی
باغ و بستان پیمبر که نباید می‌سوخت

کینه دارند اگر مردم شهر از پدرم
وسط حادثه مادر که نباید می‌سوخت

زیر خاکسترِ در شعله گرفت آتش باز
خیمه‌ها سوخته، معجر که نباید می‌سوخت

ظهر اگر سوخت برادر وسط معرکه، عصر
چادر خاکی خواهر که نباید می‌سوخت

از تنور آمده بابا وسط طشت، ولی
این‌قدر هم دل دختر که نباید می‌سوخت

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

سیلی زد و مادر به روی خاک افتاد
روح پدر با سر به روی خاک افتاد

از روی ماه فاطمه در کوچه‌ای تنگ
دیدم هزار اختر به روی خاک افتاد

یک گل در این دنیا ز پیغمبر به‌جا بود
آن هم ولی پرپر به روی خاک افتاد

مادر زمین افتاد امّا شکر می‌کرد
با چادر و معجر به روی خاک افتاد

ای وای از کربُبلا و عصر غارت
ای وای از بی معجری، وای از جسارت

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


پرواز آسمانی او را مَلک نداشت
ماهی که در اطاعت خورشید شک نداشت

سنگش زدند و دست ز افشای شب نَشُست
آن نور ناب واهمه‌ای از محک نداشت

مهتاب زیر سیلی شب بود و آفتاب
حتی دو دست باز برای کمک نداشت

این بود دستمزد رسالت؟ زمینیان!
ای خلق خیره! دست محمد نمک نداشت؟

می‌پرسد از شما که چه کردید؟ مردمان
گلدان یاس باغچهٔ من ترَک نداشت

خورشید و ماه را به زمینی فروختند
ای کاش خاک تیرهٔ یثرب فدک نداشت

#امید_مهدی‌نژاد

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه

هرچند دیگر خسته ای از زندگانی
راهی اگر دارد بمان خیلی جوانی

حتی هنوزم با نگاه نیلی خود
غمهای عالم را ز دوشم می تکانی

خورشید چشمت را رها از چادرت کن
این روزها مثل کسوف ناگهانی

من با سکوتت انس میگیرم شما هم
با درد پهلو سعی کن پیشم بمانی

تسبیح هم می افتد از انگشتهایت
ای جان من اینقدر یعنی نیمه جانی؟

دیوار و در هر روز هنگام عبورم
گفتند از تو با زبان بی زبانی

از مجتبی پرسید زینب راز کوچه
او گفت خواهر بهتر است اینکه ندانی

#حسن_کردی

@raziolhossein
07:02
#امیرالمومنین_مدح
#فاطميه


بیمار عشق تکیه به دارو نمیزند
شیعه به جز علی به کسی رو نمیزند

آدم هبوط کرد که همسایه اش شود
یعنی بهشت با نجفش مو نمیزند

حق با علی ست در همه احوال پس خدا
هر جا علی ست حرف ترازو نمیزند

تعظیم می کنم به نجف صبح و ظهر و شام
قلبم خدا گواست که بی او نمیزند

آیینه دار غیرت هر کس که مرتضاست
از تنگنای حادثه زانو نمیزند

...
یک تن نگفت در وسط کوچه ها کسی
در پیش مرد لطمه به بانو نمیزند

این روزها پرستوی مجروح مرتضی
از درد شانه شانه به گیسو نمیزند

#حسن_کردی

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


از میخ خون جاری شد و دیوار لرزید
عرشِ خدا در کوچه‌ها انگار لرزید

روزی که ناموسِ خدا نقشِ زمین شد
در اوجِ غربت مخزنِ اسرار لرزید

از ناله‌ی پشتِ درِ یک قد خمیده
چشمِ بشر با حالتی خون‌بار لرزید

یک‌بار سیلی خورد زهرا، در ازایش
هِی شانه‌های حیدرِ کرار لرزید

هم روز گریان بود، هم شب، در مصیبت
آن چشم‌های دائما بیدار لرزید

دیدند مردم موقعِ غوغای کوچه
شیرِ دلیرِ عرصه‌ی پیکار لرزید

جریانِ آن قامت‌کمان، واژه به واژه
در آسمانِ ابریِ اشعار لرزید

#عادل_حسین_قربان

@raziolhossein
07:02
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


میان بستر افتادم ز پا و سخت بیمارم
من بیمار می‌گریم بر احوال پرستارم

ز هجر روی‌چون‌ ماه تو،ای‌جان‌پدر! هرشب
ستاره می‌چکد از دیدۀ تا صبح بیدارم

قسم بر عمر کوتاهم،چنان‌از‌عمرِخود سیرم
که گر آید اجل، از شوق، سربرسجده می‌آرم

چه غم دارم ز بیماری؟که‌هرشب تاسحرگاهان
پرستاری کنار بستر خود چون علی دارم

سبب این است اگر پیش علی‌ازجانمی‌خیزم
نمی‌خواهم بداند او که من محتاج دیوارم

اگر شد بسته‌چشمانم، مگوبیماردرخواب است
توان نبود اگر تا چشم خود را باز بگذارم

#سید_محسن_حسینی

@raziolhossein
07:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 29.4 KB
#تک_بیتی

عابد صدساله را جحیم بود جای
گر نبوَد در دلش محبت زهرا...

#موزون_اصفهانی

@raziolhossein
ش
08:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×499, 63.7 KB
#تبری

باری که به دوش شیعیان سنگین است
از ماحصل جنایتی ننگین است

وحدت یعنی فشردن دستی که
یک عمر به خون فاطمه رنگین است

#عالیه_رجبی
@raziolhossein
08:29
#تبری
#دوبیتی

باری که به دوش شیعیان سنگین است
از ماحصل جنایتی ننگین است

وحدت یعنی فشردن دستی که
یک عمر به خون فاطمه رنگین است

#عالیه_رجبی
@raziolhossein
ش
20:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی


فقدالنبی از غصه چنین ساخت مرا
ظلم الوصی ، این از نفس انداخت مرا

با صورت من دست ستم (عمر) کاری کرد
همسایه مرا دیده و نشناخت مرا


#علی_سلطانی

@raziolhossein
26 December 2021
ش
08:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


برخیز ای کبوتر من فکر لانه کن
رحمی به بی نشاطی این آشیانه کن

وقت نماز شب شده از جا بلند شو
بر من دعا به راز و نیاز شبانه کن

آتش زند به جان علی اشکهای تو
پس گریه بر غریبی من مخفیانه کن

یک یاعلی مدد بگو مثل همیشه،باز
برخیز خانه دار علی کار خانه کن

زینب که بی تو شانه به مویش نمیزند
با شانه شکسته سرش را ،تو شانه کن

این گریه ها برای تو محسن نمیشود
کمتر نظر به مقتل این نازدانه کن

لعنت به آنکه پیش حسن با مغیره گفت
کوتاه دست فاطمه با تازیانه کن

#عبدالحسین

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


مي‌خواستم كه با تو بمانم ولي نشد
در غربت تو اشك فشانم ولي نشد

مي‌خواستم شرار دل داغديده را
ساكن كنم به اشك روانم ولي نشد

مي‌خواستم كه زينب خود را بغل كنم
بر روي زانويم بنشانم، ولي نشد

گفتم كه در زبانۀ آتش، خليل‌وار
نام تو گُل كند به زبانم ولي نشد

گفتم به كوچه‌ بند ز دست تو وا كنم
از دست دشمنت برهانم ولي نشد

گفتم براي دلخوشي تو نماز را
يك‌بار ايستاده بخوانم ولي نشد

#حسین_خدایار

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


چون سوختم به مسجد و گفتم سخن، علی!
جان مدینه سوخت از آن سوختن، علی!

تو از سکوت مصلحتی غم مخور، که من
با مردم از زبان تو گفتم سخن، علی!

این خانه گشته انجمن درد و ما و تو
پروانه‌ایم و شمع، در این انجمن، علی!

کردم دفاع از تو که بازوی من شکست
زین بیشتر نیامده از دست من، علی!

تنها نه یک مغیره که در کوچه هر که بود
کردند اتّحاد به زهرا زدن، علی!

از تازیانه‌ها که به جانم نواخت خصم
نام تو نقش بست به بازوی من، علی!

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

پر از دردی و پیش من صدایت در نمی آید
دلم میسوزدو کاری زدستم بر نمی آید

به شب آهسته گریانی گمانت من نمیدانم
شبیه شمع میسوزی ولی شب سر نمی آید

به قلبم میزند آتش به چشم خود که میبینم
چنان گردیده جسمت آب در باور نمی آید

قنوتت را که میبینم به یاد کوچه می افتم
زتو شرمنده ام دست تو بالاتر نمی اید

چرا اصرار  داری تا که برخیزی زجا‌پیشم
چرا پا میشوی وقتی به همره سر نمی آید

کنارسفره ایم و تو میان بستری زهرا
نگاه زینبت گوید چرا مادر نمی اید

نفس بادرد میگیری ولی ارام میخندی
واین لبخند آرامت به این بستر نمی اید

نمیدانم حسن جانت چه زخمی بر جگر دارد
از آن روزی که افتادی، پشت در نمی اید 

#محمدجواد_مطیع‌ها

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_سلام‌الله
#فاطمیه


اگر به شکوه، لب خویش وا کند زهرا
مدینه را به خدا کربلا کند زهرا...

مدینه! با چه امیدی پس از پیمبرِعشق
دل شکستۀ خود را رضا کند زهرا؟

به سوی کلبۀ احزان اگر روان نشود؛
علاج عقدۀ دل را کجا کند زهرا؟

به احترام حریم ولایت علوی‌ست؛
که سینه را سپر صد بلا کند زهرا

همین که می‌کند آهنگ‌خطبه در مسجد
قیامت از سخنانش به پا کند زهرا

مدینه! خاطر همسایه کی خبر دارد؟
که در نماز شب، او را دعا کند زهرا

مدینه! باز مکن بال مرغ آمین را
اگر که خواهش مرگ از خدا کند زهرا

مدینه! با چه زبانی به یاس کوچک خود
حکایت دل دردآشنا کند زهرا؟

دعا کنید که یک‌لحظه هم اگر شده است
ز روی لطف نگاهی به ما کند زهرا...

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_سلام‌الله
#فاطمیه

صحبت از دستی که رزق خلق را می‌داد شد
هر کجا شد حرف از بانو به نیکی یاد شد

او که جای خود، گلوبندش اسیر آزاد کرد
حُر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد...

با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود
دست او روزی‌رسان خانۀ صیاد شد

این در آتش گرفته زود حاجت می‌دهد
این در آتش گرفته پنجره‌فولاد شد

بعد پیغمبر اگر چه با تبسم قهر بود
لحظه‌ای با دیدن تابوت، زهرا شاد شد

اشک‌‌هایش‌گاه‌می‌گویدحسن،گاهی‌حسین
گریه‌‌های آخرش موقوفۀ اولاد شد

روضۀمظلومه بعد از رفتنش مکشوفه شد
تا مصیبت‌خوان کوچه صورت مقداد شد

مریم آمد تا شریک گریۀ کوثر شود
روضۀ او کاف‌وهاء‌ویاء‌وعین و صاد شد

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گير كرد و به خانه راه نداشت
وسط كوچه ها پناه نداشت

او سر جنگ با مدينه نداشت
بين نامحرمان پناه نداشت

بر روي خاك بي صدا افتاد
مادر ما مجال آه نداشت

غير ديوار كوچه ها آن روز
فاطمه هيچ تكيه گاه نداشت

به چه جرمي ؟ چرا كتك خورده
بخدا مادرم گناه نداشت

كاشكي به مغيره ميگفتند
كه زمين خوردنش نگاه نداشت

كاش ميشد غلاف كاري با
زنِ تنهاي پا به ماه نداشت


#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خانه تاریک شد و بر در خانه شرر است
جلوی یک زن مظلومه هزاران نفر است!

کاش لولای در از سمت دگر باز شود!
در اگر باز به داخل بشود دردسر است..


اتش! از در نرو بالا!دم در فاطمه است...
حرمتش را تو نگه دار!ببین خون جگر است..

دخت پیغمبرتان است!مراعات کنید
میزند فاطمه را هرکه در این دورو بر است..

آه مسمار حیا کن!سوی پهلوش مرو!
صبر کن صبر !علی چشم براه پسر است

فضه چادر برسان فاطمه افتاد زمین
کمکش کن!همه هستی من در خطر است

قنفذ اینقدر نخند!این که زدی یک زن بود
تو نگفتی بخودت سوخته و بی سپر است؟!

باز برخواسته و پشت علی می آید
هرچه او را بزنی پای علی بی اثر است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


فاطمه سرچشمه‌ی وحی است، کوثر شاهد است
باء بسم‌اللهِ قرآن تا به آخر شاهد است

فاطمه سوغاتی عرش است، در تندیس سیب
لیلة‌المعراج، می‌داند؛ پیمبر شاهد است

«اشهد انَّ علیّاً حجة‌ الله» است، نیست ؟!
فاطمه آیینه‌ی مولاست، حیدر شاهد است

شأنش از هر مأذنه گویاست، با شعرِ اذان
نیست بالاتر از آن؛ الله‌اکبر شاهد است

روضه‌اش اشکِ قلم را ریخت، کاغذ گُر گرفت
داغش آتش زد به جانِ شعر، دفتر شاهد است

لشکرِ هیزم به دستان آب را آتش زدند
آتش از هرمِ خجالت آب شد؛ در شاهد است

سنگ‌های کوچه بارِ شیشه را انداختند
غنچه‌ی نشکفته پرپر؛ روزِ محشر شاهد است

گریه‌اش انداخت، مسجد را به هق‌هق عاقبت
شانه‌ی محراب هم لرزید، منبر شاهد است

بال‌هایش ریخت، در شمعِ مریضی ذوب شد
محو شد خاکسترِ پروانه؛ بستر شاهد است

تا نوشتم کاشکی این روضه‌ها افسانه بود
روضه‌خوان فریاد ‌زد «نه نیست»، مادر شاهد است

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گلشن فسرده گشته،صفای چمن کجاست؟
امّید جان خسته و نیروی تن کجاست؟

کو آنکه گیرد از سر زانو، سر مرا؟
ای روزگار! حامی و غم‌خوار من کجاست؟

تا طفل اشک از رخ طفلان کنند پاک
آن دست‌ها که گشت برون از کفن کجاست؟

تبدیل گشته، خانۀ بی‌نورِ من به گور
شمعی که برده روشنیِ انجمن کجاست؟

از دست‌بسته، خانه‌نشسته، چه انتظار؟
دیگر مپرس بازویِ خیبرشکن کجاست؟

دیگر حسین، لب به سخن وا نمی‌کند
آئینه بهر طوطیِ شیرین سخن کجاست؟

هر گوشه‌ای ز خانه پر از خاطرات اوست
آن آشنای غربت من در وطن کجاست؟

#علی_انسانی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی‌دیدم
تنها تو به پشت در، ای کاش نمی‌دیدم

وقتی که در خانه،‌ با ضرب لگد واشد
تو بودی و یک لشکر، ای کاش نمی‌دیدم

دیدم که در‌‌ آن غوغا، در پشت درِ‌ خانه
شد محسن تو پرپر، ای کاش نمی‌دیدم

وقتی که زد آن ملعون، سیلی به رُخت دیدم
خون می‌چکد از معجر، ای کاش نمی‌دیدم

ای وای چه بی‌رحمند، آنان که به‌هم بستند
دستان یل خیبر، ای کاش نمی‌دیدم

آن لحظه که زد قنفذ، بر بازوی تو دیدم
فریاد زدی حیدر، ای کاش نمی‌دیدم

آن شب که تو را شستند،‌تا جسم تو بابا دید
می‌زد به فغان بر سر، ای کاش نمی‌دیدم

ای وای خودم دیدم،‌ از چوبۀ تابوتت
جاری شده خونِ تر، ای کاش نمی‌دیدم

#مصطفی_رب‌دوست

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


رخ مپوشان ز من و فرصت دیدار مگیر
آه، خورشید علی! پرده به رخسار مگیر

از تو، این سوخته گلزار طراوت دارد
همۀ عشق و صفا را تو ز گلزار مگیر

راه این‌گونه مرو، ورنه علی می‌میرد
کمکم کن، کمکی از در و دیوار مگیر

زانوی غم به بغل داشتنم دیدنی است
لحظه‌ای چشم ز دیدار من ای یار! مگیر

#سید_محسن_حسینی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


شکستنت کمرم را شکست، فاطمه جان!
علی کنار تو از پا نشست، فاطمه جان!

تمام ماحصل عمرمان در این نه سال
هر انچه بافته بودم گسست، فاطمه جان!

هجوم و هیزم و بی‌حرمتی بعید نبود
از آن جماعت آتش‌پرست، فاطمه جان!

رفیق راه عبورم شده‌ست نامردی
که راه را به تو در کوچه بست، فاطمه جان!

نشسته بر رخ تو جای پنج انگشتش
چها ندیدی از آن ضرب دست، فاطمه جان!

خوشا به حال علی که محبّتش به دلت
نشسته است ز روز الست، فاطمه جان!

کجاست هدیۀ شام زفاف‌مان بانو؟
بگو به گوش علی هرچه هست، فاطمه جان

بگو چکار کنم با خودت مرا ببری؟
مدینه بی‌تو عذاب‌آور است، فاطمه جان

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مرهم‌گذار زخم کبود کبوترم
کوچک ولی ستارۀ شب‌های بسترم

جای دعای نیمه شبش طعنه می‌زنند
همسایگان به گریۀ بیمار مضطرم

امروز هم گذشت و نشد شانه موی من
امروز هم گذشت و نشد خوب مادرم

گفتم میان شعله کم از فضّه نیستم
رفتم ولی از آتش در سوخت معجرم

امشب میان خواب،حسن بغض‌خود شکست
برخیز مادرم که نمیرد برادرم

چندی است نان تازه نخوردم از این تنور
امشب هوای پخت تو افتاده در سرم

چندی است جای غنچۀ لبخندت ای عزیز
گل کرده زخم پهلوی تو در برابرم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


از غم شدم کباب، پرستار کوچکم!
وز تب در التهاب، پرستار کوچکم!

نیمی ز شب گذشته و در خواب رفته شهر
قدری تو هم بخواب، پرستار کوچکم!

تا پیچ و تاب موی تو با شانه وا کنم
افتم به پیچ وتاب، پرستار کوچکم!

شیرینی جوانیِ من را گرفته است
غم‌های بی‌حساب، پرستار کوچکم!

شکر خدا که بهر دفاع علی مرا
کردند انتخاب، پرستار کوچکم!

شرمنده از وفا و پرستاری توام
گشتم ز خجلت آب، پرستار کوچکم!

من رو نبسته‌ام ز تو مادر که بر رخم
دشمن زده نقاب، پرستار کوچکم!

یادم نمی‌رود که علی را چگونه دست
بستند در طناب، پرستار کوچکم!

با یاد کربلای حسین و تو سوختم
دادی به من چو آب، پرستار کوچکم

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چرا مادر نماز خویش را بنشسته می‏‌خواند؟!
ز فضّه راز آن پرسیدم و، گویا نمی‌‏داند!

نفَس از سینه‏‌اش آید به‌سختی گشته‌معلومم
که بیش‌ از چندروزی پیش ما مادر نمی‏‌ماند!

به جان من، تو‌ لب‌بگشا مرا پاسخ‌بده فضّه!
که دیده مادری از دختر خود رو بپوشاند؟!

الهی! مادرم بهر علی جان داد، لطفی کن
که جای او، اجل جان مرا یک‌باره بستاند!

به چشم نیمه‌باز خود،نگاهم می‏‌کند گاهی
کند از چهره تا اشک غمم را پاک، نتواند!

کنار بسترش تا صبح‌دم او را دعا کردم
که بنشیند، مرا هم‌ درکنارخویش بنشاند

بسی آزار از همسایگانش‌ دید و می‏‌بینم
دعا دربارۀ همسایگانش بر زبان راند!

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


گفتی صدف شکست، بگو گوهرش چه شد!؟
گفتی که باغ سوخت، گل پرپرش چه شد!؟

از باغبـان وحــی بپــرسید دوستــان!
با بـرگ نـازک گـل نیلوفـرش چه شد؟

قـرآن آیـه‌آیـۀ مـــولا ز دسـت رفــت
پس آیۀ جـدا شـده از کوثرش چه شد!؟

زهرا کـه در پـس در آتـش گرفتـه بود
یاللعجب! به روی ز گل بهترش چه شد!؟

تا ابرهای تار رخ ماه او گرفت
افتاد آسمان به زمین، اخترش چه شد!؟

پـاسخ بـده مدینه! بگو نیمه‌هـای شب
قبری که می‌گرفت علی در برش چه شد؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


تو بیقراری و من نیز بیقرارترینم
که من غریب ترین مرد در تمام زمینم

کشیده است از آن سو مدینه تیغ به رویم
نشسته است از این سو فراق تو به کمینم

به حال و روز تو گیرم که اشک شرم نبارم
چه سازم این عرقی را که مانده روی جبینم

علی به خاطر بسترنشینی تو بگرید
تو هم به خاطر من گریه کن که خانه نشینم

به چادرت متوسل شدم که باز بمانی
منی که کهف امانم منی که حصن حصینم

برای سنگ مزارم پس از فراق تو بگذار
ز باغ پیرهنت لاله های سرخ بچینم

مرا شکستن پهلو مرا شکستن بازو
چنان شکست که من بعد با شکست عجینم

تو را زدند و خدا خواست من ببینم و دیدم
خدا کند که فراق تو را به چشم نبینم

#محمد_علی_بیابانی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بر سر مادر ما داد نزن ای نامرد
پیش من این همه فریاد نزن ای نامرد

یک زن و این همه آزار و کتک ، واویلا
مادرم از نفس افتاد نزن ای نامرد

#عبدالحسین

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


میخ داغ و سینه زهرای من ای وای من
سیلی و انسیه الحورای من ای وای من

خانه و کاشانه و شمع و گل و پروانه نه
سوخت در آتش همه دنیای من ای وای من

آیه های کوثرم افتاده زیر دست و پا
لرزه افتاده به دست و پای من ای وای من

ابر سیلی هر دو روی روی یارم را گرفت
تار شد خورشید مه‌سیمای من ای وای من

در شکست و پشت در این غصه پشتم را شکست
خورد با صورت زمین طوبای(زهرای) من ای وای من

کشتن یک زن ، چهل نامرد میخواهد مگر؟!
داد از بی رحمی اعدای من ای وای من

کینه از من داشتند و همسرم را میزدند
فاطمه افتاد از پا ، پای من ای وای من

بشکند دست مغیره دست یارم را شکست
پیش چشم زینب کبرای من ای وای من

میکشد این غم مرا آخر که شد کاشانه ام
قتلگاه همسر تنهای من ای وای من

فاطمه با دیدن تابوت وقتی خنده زد
رفت دیگر خنده از لبهای من ای وای من

بعد زهرا این من و این میخ و این دیوار و در
وای من ای وای من ای وای من ای وای من


#عبدالحسین

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#عامیانه


بهتر از اشكِ برا فاطمه نيست
كار من امر به اين معروفه
ولى سخته بخونم اى مردم
روضه ى مادرمو مكشوفه!
...................................
برا گوشه گوشه ى مرثيه هاش
مثه اسفندِ روى آتيشم
شماها بلند بلند گريه كنيد
ولى من زود ميگم و رد ميشم!
...................................
الهى ديگه به گوش بچه اى
صداى ناله ى مادرش نياد
آرزوم اينه كه ديگه مرگشو
مادر جوونى از خدا نخواد
..................................
الهى پيش نگاه باغبون
باغچه اى بى گل سر سبد نشه
جلو چشم خيس طفل مضطرى
راه مادرى توو كوچه سد نشه
..................................
الهى شاخه ى ياسِ باغچه اى
ديگه با كبودى دمساز نشه
آرزوم اينه در هيچ خونه اى
ديگه با ضربِ لگد باز نشه
..................................
مادرى جوون كى ديده تا حالا
با هزارتا درد و غم خو بگيره
برسه كار به يه جايى كه ديگه
حتى از محرمشم رو بگيره
..................................
مادر جوون كى ديده تا حالا
ردّ خون توو هر قدم جا بذاره
نفسش بالا نياد،حتى ديگه
دستشم نتونه بالا بياره
..................................
ديگه ساكت ميشم و آرزومه
قصه رو توو حرمش بياد بگه
خيلى حرفارو نميشه زد بايد
پسر منتقمش بياد بگه!

#محمدحسين_مهدى_پناه

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

جذبه از یاقوت و گوهر میرود
سورۂ اخلاص و کوثر میرود

زجرها دیده ست اما غرق شوق؛
محض ِ دیدار پیمبر میرود

لرزه می افتد به جانِ مرتضی
هر زمان که جانبِ «در»... میرود

گرچه خوانده مجتبی أمن یُجیب
خوب میداند که آخر میرود...

نیمه شب «عجّل وفاتی» خوانده و
دیگر از آغوش بستر میرود

با چه حالی حضرت دارالشّفا
مضطر و بشکسته پیکر میرود

از دو چشمش اشک جاری میشود
تا که زینب سمتِ معجر میرود

روضه بر پا میشود وقتی حسین؛
تشنه در آغوش ِ مادر میرود!

#م_عاطفی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


روبهان بر همسر شیر خدا سیلی زدند
در بهشت وحی بر خیر النّسا سیلی زدند

نا مسلمانان که دم از دین و قرآن می زدند
بر رخ تطهیر و قدر و هل اتی سیلی زدند

گر من آزاها فقد آزانیت خورده به گوش
آن ستمکاران به روی مصطفی سیلی زدند

فاطمه آیینۀ توحید و وجه کبریاست
بر رخ توحید و وجه کبریا سیلی زدند

صورت انسیّة الحورا کجا سیلی کجا؟
با که گویم دیوها حوریّه را سیلی زدند

اینکه رویش نیلگون گردیده ناموس خداست
فاش می گویم به ناموس خدا سیلی زدند

چارده قرن است می پرسند آل فاطمه
اهل عالم مادر ما را چرا سیلی زدند؟

روی زهرا س شد کبود و سوخت رخسار حسن
بر گل روی امام مجتبی سیلی زدند

«میثم» آن سیلی به روی فاطمه تنها نخورد
بر تمام انبیا و اولیا سیلی زدند

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی


از تابش مستقیم هم میسوزد
در سایه‌ی یاکریم هم میسوزد

زخمی که به رویِ مادرم افتاده
از رد شدن نسیم هم میسوزد
.....

بالی که شکست ، آشیانه نرسد
مرغی که زمین خورده به لانه نرسد

از من که گذشت مادری باز ای کاش
بر شانه‌ی کودکش به خانه نرسد
......

آئینه‌ی قیمتیِ بابا برخیز
ای زخمیِ غیرتیِ بابا برخیز

حالا چه جوابی بدهم در خانه
ای وای امانتیِ بابا برخیز

......

بر زخمِ دلم به خنده‌ات نیش نزن
ای دست ، قلم شوی از این بیش نزن

او طاقتِ برگِ گُل ندارد نامرد
تو سنگی و او آینه کُشتیش نزن

........

پا را به رویِ چادرش ای پَست نزن
ما را تَهِ این کوچه‌ی بن‌بست نزن

دستت شکَنَد مرا بزن سخت ، ولی
نامرد به ناموسِ علی دست نزن

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سه ماه می شود این چشم ها نخوابیده ست
سه ماه شمس جمالت به من نتابیده ست

چه اتفاق کبودی ست در حضور علی
سه ماه چادرت از سر جدا نگردیده ست

دوباره زخم تنت روضه های باز شده؟
که این همه به لباست بنفشه روئیده ست

بخند راحت جانم که بعد خنده ی تو
کسی به غیر مغیره به من نخندیده ست

سه ماه زینب مان داد می زند مادر
چه پیش آمده گوش تو را که نشنیده ست؟

صدای خنده ی همسایه ها، دل زینب
چقدر روی سرش سنگ طعنه باریده ست

شکسته است غرورم شبیه پهلویت
شکستنم خبرش بین شهر پیچیده ست

از آستانه ی در هر زمان گذر کردم
هزار مرتبه مُردم کسی نفهمیده ست

#حسن_کردی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه

هرگاه دیده تر من گریه میکند
اشکم به ماه منظر من گربه میکند

با هر نفس که میکشم من زخم سینه ام
بر زخم های دیگر  من گریه میکند

با شانه شکسته زدم شانه موی او
دیدم چو ابر دخترمن گریه میکند

چون میکند نظاره به مسمار در حسین
گوید که وای مادر من گریه میکند

زانو بغل گرفتن حیدر زد اتشم
میسوزم او برابر من گریه میکند

سخت است مرد گریه کند پیش همسرش
غربت ببین علی بر من گزیه میکند

من گریه می کنم به غم غربت علی
او هم به حال مضطر من گریه میکند

میزد مرا مغیره و دیدم به چشم خویش
با دست بسته شوهر من گریه میکند

ای کاش بین کوچه حسن همرهم نبود
کاین سان کنار بستر من گریه میکند

#عبدالحسین

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خواست خاموش کُنَد دور و بَرَش را که نشد
پشتِ در جمع کُنَد بال و پَرَش را که نشد

در آتش زده شد ضربدرِ ضربه‌ی پا
خواست تا دفع کند ضربِ دَرَش را که نشد

تاکه در خورد به او داد علی در آمد
هرچه او کرد نفهمد اثرش را که نشد

آتش ، جمعیت ، داد ، در ، دود ، علی
خواست از اینهمه گیرد خبرش را که نشد

خم شده تا نرسد بر پسرش زخمی تیز
تا به گهواره ببیند پسرش را که نشد

***

تاکه فهمید کشیدند علی را بردند
رفت با دست بگیرد کمرش را که نشد

تا به مسجد برسد آنقدری راه نبود
رفت... بستند مسیرِ گذرش را که نشد

 قنفذ آمد نگذارد برسد تا مسجد
تا مغیره شکند بال و پَرَش را - که نشد

گرچه او رد شد و تا خانه علی را آورد...
خواست پنهان بکند زخمّ سرش را که نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:24
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مادری از نفس افتاده و غوغا شده است
وسط همهمه گم ناله زهرا شده است

فی بیوت اذن الله فراموش شد و
پای آلوده ترین ها به حرم وا شده است

آتشی که همه جا آب زمینش زده است
بانی سوختن ِ خانه دریا شده است

بین این چل نفر و آتش و مسمار و غلاف
بر سر کشتن ریحانه چه دعوا شده است

ناله زد فضه خذینی پسرم را کشتند
یل شش ماهه فدای سر بابا شده است

دست خیبر شکن و بند ؟ خدا رحم کند
قامت فاطمه از شرم علی تا شده است

ای یهودی مدینه تو مسلمانی کن
اسدالله ، درین معرکه تنها شده است

فتنه قد کرده عَلَم ، غیر دو تن یا که سه تن
همه ی شهر درین حادثه رسوا شده است

معجر فاطمه یک بار دگر غوغا کرد
بند با معجزه از دست علی وا شده است

بند شد باز ولی حرمت سادات شکست
وقت دلواپسی زینب کبری شده است

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein1
ش
20:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح

آن زهره‌ای که مهر به نورش منور است
دردانه پیمبر و زهرای اطهر است

بر تارک زنان جهان ، تاج افتخار
بر گردن عروس فلک عِقد گوهر ست

بانوی بانوان جهان ، سرور زنان
درج عفاف و عصمت کبرای داور است

او را پدر ، رسول خدا ، صدر کاینات
او را علی ، ولی خداوند همسر است

بحری ست پر ز دُر و گهرهای شاهوار
یزدان ورا ، ستوده به قرآن که کوثر است

کیهان تابش دو فروزنده آفتاب
گردون گردش دو رخشنده اختر است

خونی که داد سرور آزادگان حسین
مرهون حسن تربیت و شیر مادر است

خواندش پدر به ام ابیها که نور او
فیض نخست و صادر اول ز مصدر است

زین رو ز جمع اهل کسا ، نام فاطمه
در گفته ی خدای تعالی مکرر است

تا روزگار بوده و تا هست پایدار
عرش خدا ، ز زهره ی زهرا منور است

نور مقدسی که به گرداب حادثات
کشتی نوح را وسط موج ، لنگر است

نوری که زیب بخش مکان است و لامکان
از باختر ، فروغ رخش تا به خاور است

حورای انسی است و ز مشکین شمیم او
گیسوی حور و روضه ی رضوان معطر است

شه بانوی حجاز ، ولی کارِ خانه را
با فضه ی کنیز ، شریک و برابر است

در خانه‌ای که رد قدم های جبرییل
گاه نزول وحی خدا ، زیب و زیور است

از رنج کار ، آبله می‌زد به دست او
دستی که بوسه گاه لبان پیمبر است

پیراهن عروسی خود را به مستمند
بخشد شب زفاف که مهمان شوهر ست

در منتهای اوج بلاغت ، خطابه اش
آهنگ، چون پیمبر و منطق، چو حیدر است

با آن جلال و رتبه ی والا شنیده ام
پهلوی او شکسته به یک ضربت در است

آن هم دری که روح الامین اذن می‌گرفت
والله ، جای گفتن الله اکبرست

گویند تهمتی ست که ما شیعه می‌زنیم
پس آتش خیام حسین از چه اخگر است؟

خواهد چو خونبهای جگرگوشه ‌های خویش
فردای حشر ، محشر کبرای دیگر است

خون خداست خون حسین عزیز او
هر قطره خونش از دو جهان پربهاتر است

این افتخار بس که ریاضی به درگهش
عبد و غلام و بنده و مولا و چاکر است


 #ریاضی_یزدی

@raziolhossein
27 December 2021
ش
05:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴السلام علیکِ ایتها الصديقة الشهيدة🏴

جهت دسترسه به تصنیف های فاطمیه(واحد،زمینه،شور و ...)
به کانال نوحه رضیع الحسین علیه السلام
بپیوندید
👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
ش
16:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


ای حجازی بانو! از یثرب مرو
آفتابا! جانب مغرب مرو

روشن از خورشید رخ، عالم کنی
از سرم سایه مبادا کم کنی!

نرگس بیمار خود بیدار دار
تا نگردد کار این گلزار، زار

باز مانده پلک‌های چشم من
تا تو بگشایی دو چشم خویشتن

کوثرا! تا کی تو را جوش و خروش؟
این قَدَر از زمزم اشکت منوش

زهره‌ی من! مشتریّ غم مباش
این قَدَر بر ماه خود اختر مپاش

در دلم هر روزه گل می‌کاشتی
خنده‌هایی بس معطّر داشتی

مدّتی از تو ندیدم جز گریست
قصّه‌ی تابوت و لبخند تو چیست؟

نیست ما را غم در این غربت‌سرا
تو مرا داریّ و من دارم تو را

نفس احمد من؛ تو من را هم‌نفس
جفت ما طاق است و چون ما نیست کس

قدر نشناسند این امّت ولی
قدر تو تنها علی داند، علی

یک سلامت صد غم از دل می‌ربود
کاش یارای سلامت باز بود!

شهر، توفانی؛ مرا ساحل تویی
مایه‌ی آرامش این دل تویی

تا تو هستی، کی غمی دارد دلم؟
با نگاهت عالمی دارد دلم

با تو هم پاییز دارم، هم بهار
بی تو فرقی نیست در لیل و نهار

ای مرا بر صبر خوانده! می‌روی؟
حرف‌ها ناگفته مانده؛ می‌روی؟

با تو صاحب‌اقتدارم؛ پس بمان
من کسی جز تو ندارم؛ پس بمان


#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چه زخمی؛ بی هیاهو... مادرِ من
گرفته دردِ پهلو مادرِ من...

نگو که این جراحت های ِ تازه
ندارد هیچ دارو مادرِ من

خودم دیدم میانِ کوچه محکم-
زمین خوردی دو زانو مادرِ من

نشسته روبرویت؛ بغض کرده
گرفتی از پدر، رو مادرِ من

نکش از دستِ کار افتاده ات کار
نزن با اشک؛ جارو مادرِ من

دعا کردی همه همسایه ها را
میانِ دردِ بازو مادرِ من

حسین آمد به من گفت ای برادر
چرا پوشانده اَبرو مادرِ من؟!

نخورده شانه بر موهایِ زینب
به هم پیچیده گیسو مادرِ من

تو را جانِ حسن ، دیگر به بابا-
نگو تابوتِ من کو!؟ مادرِ من!

#م_عاطفی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


همین که سوخت در بیتِ وحی و هیزم شد
مقدساتِ علی زیر دست و پا گم شد

غلاف تیغ،لگد،تازیانه،مشت، زدند
زن جوان علی را به قصد کشت زدند

چه آمده ست سر این جماعت گمراه
وصیِ احمد مختار و این همه بدخواه؟

حسن چه دیده که موی سرش سفید شده؟
علی چه کرده مگر که زنش شهید شده؟

#شایان_مصلح

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت


در کوچه سد کردند راه مادرم را
کشتند طفل بی‌گناه مادرم را

گرچه برای ادعای خود سند داشت
رد کرده‌اند اما گواه مادرم را

با ناله‌هایش شهر یاد حق می‌افتاد
طاقت نیاوردند آه مادرم را

پشت سر حیدر زمین افتاد زهرا
بردند چون پشت و پناه مادرم را

دلگیرم این شب‌ها هوای گریه دارم
پوشانده ابری روی ماه مادرم را

با چشم‌ها منظور خود را می‌رساند
زیر نظر دارم نگاه مادرم را

هروقت بابا می‌رود از خانه بیرون
باید ببیند قتلگاه مادرم را

#آرش_براری

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد
به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد

هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه
ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد

در ازدحام هجوم ستم ، در خانه
خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد....

به آن عبا که علی روی همسرش انداخت
زنی مقابل نامردها زمین نخورد

به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر
که مادری جلوی بچه ها زمین نخورد

زدند فاطمه را هر چه ، باز هم میگفت
که من زمین بخورم ، مرتضی زمین نخورد

پس از مدینه و این مادر و زمین خوردن
خدا کند پسرش کربلا زمین نخورد

خدا کند که کسی نیزه بی هوا نزند
خدا کند که دگر بی هوا زمین نخورد

خدا کند که دگر پیش خواهری مضطر
سر برادری از نیزه ها زمین نخورد

سر بریده به نیزه خدا خدا میکرد
رقیه ام زروی ناقه ها زمین نخورد

رباب هم به روی ناقه ها دعا میکرد
علی اصغرم از نیزه ها زمین نخورد


#عبدالحسین

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خانه تاریک شد و بر در خانه شرر است
جلوی یک زن مظلومه هزاران نفر است!

کاش لولای در از سمت دگر باز شود!
در اگر باز به داخل بشود دردسر است..


اتش! از در نرو بالا!دم در فاطمه است...
حرمتش را تو نگه دار!ببین خون جگر است..

دخت پیغمبرتان است!مراعات کنید
میزند فاطمه را هرکه در این دورو بر است..

آه مسمار حیا کن!سوی پهلوش مرو!
صبر کن صبر !علی چشم براه پسر است

فضه چادر برسان فاطمه افتاد زمین
کمکش کن!همه هستی من در خطر است

قنفذ اینقدر نخند!این که زدی یک زن بود
تو نگفتی بخودت سوخته و بی سپر است؟!

باز برخواسته و پشت علی می آید
هرچه او را بزنی پای علی بی اثر است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت


چشمه كوثر اگر به راه بيفتد
از سر عالم تب گناه بيفتد

پرده بگيرد اگر خدا ز مقامش
از سر عقل همه كلاه بيفتد

حسن نبي فاطمه است"بل هي اعظم"
حق بده عاشق به اشتباه بيفتد

غضوا أبصاركم...خدا مپسندد
روز قيامت به او نگاه بيفتد

كاش گذارم به صبح روز قيامت
زير پر چادري سياه بيفتد

فكر كن...آنكه پناه عالميان است
پشت در خانه بي پناه بيفتد

دست نخواهد كشيد از ولي الله
گرچه گذارش به يك سپاه بيفتد

فاطمه حوريه است،پنجه ماه است
واي اگر پنجه روي ماه بيفتد

ماه زمين خورده بين راه عجب نيست
شاه هم از روي ذوالجناح بيفتد

تنگ غروب است و شمر گرم بريدن
تا كه سري بين قتلگاه...بيفتد

سر بود ان سر كه در ركاب عزيزِ
فاطمه ارواحنا فِداه بيفتد

#سعید_پاشازاده

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#رباعی


هر کس به عیادت من آمد بگریست
پرسید زحال من نپرسید ز چیست

زنها ز عیادتم چو بر می‌گشتند
گفتند که این فاطمه آن فاطمه نیست
 

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی


ای باخبر از آه و فغانم...فضه
ای شاهد اشک دیدگانم...فضه

این "جامه" و این کمی"غذا"…من رفتم...
جان تو و جان کودکانم...فضه

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#رباعی

ای کاش که در تمام عالم احدی
بر صورت یار خود نچیند لحدی

ای کاش نبیند یل غیرتمندی
بر چادر همسرش نشانِ لگدی

#حسین_نادری

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای کاش آه عمرِ مرا سر بیاوَرَد
یا یار رفته را دمِ آخر بیاوَرَد

ای کاش باز پا شود اینبار فاطمه
آبی برای شستنِ حیدر بیاوَرَد

ای کاش ردِ خونِ تو می‌شُست فضه‌ات
یا محرمی به خانه‌ی من در بیاوَرَد

آتش گرفته لانه‌ام و هیچکس که نیست
مرحم برای زخمِ کبوتر بیاوَرَد

دیدی چگونه جفتِ مرا بی هوا زدن
بالت شکست داد مرا در بیاوَرَد

من چند بار شسته‌ام هم نیامده
ای وای اگر که زخمِ تو سر بر بیاوَرَد

در زیرِ نورِ ماه کبودیت دیدنی است
باید که فضه چادر و معجر بیاوَرَد

این یک کفن کم است جراحات خونی است
باید که چند تکه‌ی دیگر بیاوَرَد

رفته حسن به گریه که سلمان خبر کند
تا او مرا به دوشِ ابوذر بیاوَرَد

غرق تَرَک تویی و به جبریل گفته‌ام
تابوت را چو ابر روی پَر بیاورد

آهسته میروی به رویِ بالِ جبرئیل
تاکه تو را کنارِ پیمبر بیاوَرَد

من که توان نداشتم ای کاش دستِ او
این میخ را زِ پهلوی تو در بیاوَرَد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد
شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه، نه حوا و نه مریم، تا قیامت هم،
کسی هم‌رتبۀ صدیقۀ کبری نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا؛ خیر کثیری تو
به غیر از تو کسی تأویل أعطینا نخواهد شد...

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه
زمین روشن بدون زهرۀ زهرا نخواهد شد...

«بحق فاطمه» گفتیم بعد از ذکر «یا فاطر»
که «یا فاطر» بدون «فاطمه» معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می‌دانست
کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد...

علی که نام او رمز ورود در سماوات است
بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست در هر دم
بدون عشقشان امروزِ من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی این است
که هر کس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

زمانی که همه لال‌اند در محشر، زبان ما
به جز با ذکر زهرا و علی گویا نخواهد شد...

#سیدعلیرضا_شفیعی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت
پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت

یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت

آتشی را به در خانه ی آب آورد و
بین دیوار و در سوخته دعوا انداخت

ضربه ی پای در و بی ادبی های غلاف
بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت

گره انداخت به کار همه دنیا؛ آن که
ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت


در قیامت جلوی چشم همه می اُفتد
آنکه در کوچه تو را بین تماشا انداخت


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

از حیدر خود گرفته ای رو ، زهرا
چیزی تو نگفته ای ز بازو ، زهرا

ای کاش مرا کنار تو خاک کنند
ای حوریه‌ی شکسته پهلو ، زهرا

#مصطفی_محمدی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای نگین نبی ، نگار علی
بی قرار علی ، قرار علی

گلشنِ وحی را صفا ، زهرا
نوجوان یار و نوبهار علی

مِهرِ مهری در آسمانِ وفا
گردشت بود بر مدار علی

مصطفی جان فداییِ تو و تو
جانِ خود کرده ای نثار علی

ایستادی به پیشِ سیل ستم
همچنان کوه ، در کنار علی

آن زمانی که بسته شد دستش
باز کردی گره ز کار علی

خطبه های تو بود در رتبه
لبه‌ی تیز ذوالفقار علی

خطبه ات سوخت خرمن دشمن
زد رگ پر ز خونِ اهریمن

دل ز قبله ربودنت خوش بود
کبریا را ستودنت خوش بود

در نماز نشسته ، نیمه‌ی شب
فکر همسایه بودنت خوش بود

سینه ، پهلو ، شکسته ، دل ، خسته
وا علیّا سرودنت خوش بود

بینِ یک شهر ، دشمنِ بدخواه
دل حیدر به بودنت خوش بود

خسته چون سوی خانه بر می گشت
لحظة در گشودنت خوش بود

با سلامی ز قلبِ پر دردش
گرد غربت زدودنت خوش بود

با نگاهی به چشمِ چشمِ خدا
روشنایی فزودنت خوش بود

رفتی و رکنِ رکنِ دین بشکست
پشت مولی الموحدین بشکست

#امیر_ایزدی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خانه ی صدیقه ی اطهر پناه اولیاست
چشم امید تمام انبیاء بر این سراست
بر در این خانه رفتن کار ختم الانبیاست
فاطمه دلبستگیِ شیر مردان بود... حیف!
خانه ی زهرا پناه بی پناهان بود... حیف!

آتش دنیاپرستان شد از این در شعله ور
در میان قبر شد قلب پیمبر شعله ور
شد دل شیر خدا از داغ همسر شعله ور
هتک حرمت شد به قرآن، کوثری در شعله رفت
پیش چشم اهل خانه مادری در شعله رفت

خصم پای درب خانه پافشاری می کند
مادر ما داغ دیده بی قراری می کند
این وسط مسمار در هم کج مداری می کند
با لگد در جابجا شد، پهلوی زهرا شکست
بار شیشه داشت مادر، دشمنش آن را شکست

داغ روی داغ، پیوسته شده، فضه بیا
دست های مرتضی بسته شده، فضه بیا
بازوان فاطمه خسته شده، فضه بیا
از فشار درب زهرا هستی اش را باخته
گل میان دود و آتش غنچه را انداخته

سینه ها آتش گرفت از رفتن شش ماهه ای
وای از بی تابی و آشفتن شش ماهه ای
کربلا، در قلب بابا خفتن شش ماهه ای
در حقیقت هر چه شد بین در و دیوار شد
ریشه ی تیر سه شعبه، تیزی مسمار شد

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

شاه شد با تو هر گدا زهرا
چاه شد بی تو راه ها زهرا

از چه روز و کجا؟ ٬ نمی دانم
بوده ام با تو آشنا زهرا

ناسپاسی است با محبت تو
حاجتی دیگر از خدا زهرا

کاش همسایهٔ شما بشوم
بشوم لایق دعا زهرا

هرچه اشک تو بود با فریاد
درد تو بود بی صدا زهرا

فدک تو کمک به خیبر کرد
کفو سلطان لافتی زهرا

نگرانی حسین تشنه شود؟
کاش بودی به کربلا‌ زهرا

از همان میخِ سینه سوخته بود
خیمه هایی که شد به پا زهرا

تازیانه چقدر ارث گذاشت
سنگ ، شمشیر ، تیر ، عصا زهرا

پیرهن دوختی؟ بیا و ببین
بدنش بین بوریا زهرا

ذکر لب های ماست یا مهدی
ذکر مهدی شده است یا زهرا

شده از حُبِّ او گناه ، ثواب
در دلم هست کیمیا زهرا

دشمنم با کسی که بی زهراست
دوستم آن که هست با زهرا

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

شهر غم آلود مادر از نفس افتاد
کوچه ی پر دود مادر از نفس افتاد
فضه بیا زود! مادر از نفس افتاد
بدلگدی بود...مادر از نفس افتاد

دلهره بر جانِ اهل خانه نریزید
از درودیوار وحشیانه نریزید
بر سرِ مظلوم، ظالمانه نریزید
بدلگدی بود... مادر از نفس افتاد

دوروبرِ کعبه با سپاه نریزید
ابرهه ها خون بیگناه نریزید
بر سر بانویِ پابه ماه نریزید
بدلگدی بود...مادر از نفس افتاد

خیر ندیده ز رویِ خیره سری زد
فاطمه را در محله ی پدری زد
با کمک لشکری چهل نفری زد
بدلگدی بود... مادر از نفس افتاد

محسنش آمد که ذوالفقار بگیرد
سینه سپر کرد تا شرار بگیرد
خواست که طفلی ز در فشار بگیرد
بدلگدی بود... مادر از نفس افتاد

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آهی کشید آتش و از شرم آب شد
آن دم که قاتل نفس بوتراب شد

وقتی که فاطمه به دفاع از علی شتافت
هرچه که بود نقشه ی دشمن برآب شد

دست خدا که دست جهان را گرفته بود
آخر چه شد که قسمت دستش طناب شد

تنها نه اینکه شهر سلامش نمی کند
حتی سلام کردن او بی جواب شد

اما گذشت...بعد سه ماه اشک وآه و درد
آخردعای فاطمه اش مستجاب شد

آن دم که رفت فاطمه ازخانه ی علی
انگار آسمان به سر او خراب شد

انگار آسمان جهان بی ستاره ماند
از آن زمان که کشتن معصوم باب شد

#احمدجوادنوآبادی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

آیینه ی پلک ها ترک می خواهد
زخم جگر انگار نمک می خواهد

با گریه بیایید به دادش برسیم
مادر وسط کوچه کمک می خواهد

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

نالیدن یک مادر مایوس کُشنده ست
بغضی که شودیکسره محبوس کشنده ست

سیلیِ به زهرا سبب مرگ حسن شد
آری بخداغصه ی ناموس کشنده ست

#ع_رجبی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


افتخارم ز نام فاطمه است
ورد و ذكرم مدام فاطمه است.

شيعگي مذهب و طريقت ماست
بخدا اين مرام فاطمه است

مردمان شيعه علي باشيد
تا ابد اين پيام فاطمه است

به دو عالم خديجه ي كبري
فخر دارد كه مام فاطمه است

جبرئيلي كه مير لاهوت است
در مدينه غلام فاطمه است

بعد احمد كسي امام من است
كه توان گفت : امام فاطمه است

كيست زينب ؟ خداي ميداند
كه سراپا تمام فاطمه است

فكر و فهم و بيان و شعر و سخن
عاجز ان مقام فاطمه است

حامدا غم مخور كه ديدي تو
صله ي تو سلام فاطمه است


#حامد_رضا_معاونیان

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



خیر با اولاد شر درگیر شد
آه با سیل شرر درگیر شد

کم کم آوردند هیزم پشت در
خانه با موج خطر درگیر شد

ساقه ی گل زیر پا افتاد، آه
یاس حیدر با تبر درگیر شد

آتش بیداد بالا رفت و بعد
شعله ها با موی سر درگیر شد

بازویش با ضربه ی های پشتِ هم
سینه اش با میخ در درگیر شد

ناگهان مادر زمین افتاد و بعد
ناله هایش با جگر درگیر شد

راه بند آمد، نمی دانم چه شد
صد نفر با یک نفر درگیر شد

کوچه من را تا دل گودال برد
لشکری با یک نفر درگیر شد

شمر آمد در میان قتلگاه
دست او با موی سر درگیر شد

خنجری با حنجری درگیر شد
خواهری بالای مقتل پیر شد

#وحید_محمدی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

شبانه بغض گلو گیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت

کنار پنجره‌ها دیدگان پر اشکم
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت

نشان شعله و درد و نوای زهرا را
توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت

مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت

چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت

فراق فاطمه را بوتراب باور کرد
شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت


@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

مرغ بهشت وحیم و سوخته آشیانه ام
دانه سرشک دیده و ناله شده ترانه ام

منکه دمد ز حجره ام نور به چشم قدسیان
دود به آسمان رود از در آستانه ام

اجر رسالت نبی ثبت شده به صورتم
محفل غربت علی گشته محیط خانه ام

زنده ترین شهود من این بدن کبود من
من به محبّت علی عاشق تازیانه ام

منکه بهشت احمد و باغ و بهار حیدرم
مانده ز سیلی خزان بر گل رو نشانه ام

سر و ز پا نشسته ام طایر پر شکسته ام
قاتل سنگدل مرا کشته کنار لانه ام

من و حمایت از ولی گواه باش یا علی
شهید اوّل تو شد محسن ناز دانه ام

هر چه عدو زند مرا رها نمی کنم تو را
گر چه ز کار اوفتد بازو و دست و شانه ام

درد، مرا کشد ولی نیست به غیر یا علی
زمزمۀ شبانه و گریۀ عاشقانه ام

منم همیشه همدمت تا که بگریم از غمت
گاه به تربت پدر گه به اُحد روانه ام

«میثم» ما ز سوز دل ساز کند غم مرا
سر زده از درون او شعلۀ جاودانه ام

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
16:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×681, 62.0 KB
#تک_بیتی

از آن ز دیده ی ما در حجاب خواهد ماند
که چشم را نزند آفتابِ مدفن او

مرحوم‌ #غلامرضا_شکوهی

@raziolhossein
ش
16:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

تا بسوزد پردهٔ کعبه بسوزد بیت وحی
کینه ، هیزم برد در پشت در بیت رسول

زد ملک آرام این در را ، عمر هم با لگد
نه فقط بر در که بر پهلوی زهرای بتول


میخ هم از شرمساری محمد سرخ شد
پیش آن بانو که در زهد و حیا در قله بود

مالک فردوس فورا سمت انسیه دوید
دید آنکس که شفاعت می کند در شعله بود


چونکه می دانست یاغی جان حیدر ، فاطمه است
در هجوم ظلم ، زهرا قصدِ از این حمله بود

اوکه خاکی کرد چادر را نمی دانست که
آبروی خاک هم این چادر پر وصله بود


#حامد_آقایی

@raziolhossein
16:43
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#دوبیتی #فاطمیه

ما قطره ولی وصل به دو دریائیم...
ما ذره ولی مهر جهان آرائیم...

خوشبخترین مردم دنیا مائیم...
چون گریه کُن فاطمه ی زهرائیم

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
16:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

اصل و فرع آفرینش درخور ذاتش نبود
هیچکس شایسته‌ی درک مقاماتش نبود

ذکر یا‌فاطر همان آیینه‌ی یافاطمه است
جوهر فهم بشر یارای اثباتش نبود

سوره‌ی کوثر برابر با تمام سوره‌هاست
فرصتی اما برای شرح آیاتش نبود

بانی عالم کجا و زندگی بر روی خاک؟
عالم خاکی که در سطح ملاقاتش نبود

عرش‌لبریزِسکوت و سرد از تسبیح‌بود
گوشه‌ی خانه اگر سوز مناجاتش نبود

او دعایش‌ شامل‌ همسایه‌ها هم‌ شد‌ولی
در مدینه هیچ کس فکر مراعاتش نبود

زخم‌هایش ترجمان بی‌کسی مرتضاست
غصه‌های مادر از درد جراحاتش نبود

روضه‌سنگین‌میشود باواژه‌های روضه‌اش
کاش‌حرف‌ازکوچه‌ و میخ‌در و آتش‌نبود


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
16:47
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

درِ ورودیِ جَنَّت،حریم ساحت توست
بهشت؛گوشه‌ی دنجِ حیاط‌خلوت توست

صدای پهنه ی لاهوت،ذکر یا زهراست
میان عالم بالا همیشه صحبت توست

خدا به خاطر یک خنده ی تو،می خندد
رضای حضرت حق در یَدِ رضایت توست

پیمبری که نماد اصول بندگی است
زمان نافله‌ات،محو در عبادت توست

به فکر سفره ی همسایه های خود بودی
چقدر رنگ عطوفت در این روایت توست

غذای گرم حسن را فقیر کوی‌ات خورد...
همین نشانه‌ای از لطف بی نهایت توست

هنوز نان‌تنور تو قوت غالب ماست
هنوز رونق اطعام ما به برکت توست

فقط اجازه بده تا بگویمت: "مادر"
تمام آرزویم دیدن محبت توست

تمام گریه‌‌کنان حسین،مادری‌اند...
شروع عاطفه‌ی اشک از مصیبت توست

یکی ز مستمعین عزای تو؛جبریل
خدای عزوجل روضه‌خوان هیئت توست

توان نداشته ای تا سری تکان بدهی...
همین نشانگر اوضاع پر وخامت توست

هجوم کوچه ‌ی باریک،میخ در،آتش
چگونه این همه غم در دلِ شهادت توست؟!


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
16:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
498×1080, 35.7 KB
#حضرت_زهرا_مناجات
#دوبیتی

از روز ازل چشم تری داشته ایم
سودا زده در رهت سری داشته ایم

از ما به جزا فاطمه س یادت نرود...
ما با تو حساب دگری داشته ایم

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
28 December 2021
ش
04:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#اذان_بلال


کرد رحلت سوی جنت چو رسول قرشی
تنگ شد وسعت یثرب به بلال حبشی

کافری را به سر مسند دین والی دید
ز نبی مسجد و محراب نبی خالی دید

طاقتش طاق شد از گردش دور ایام
کرد هجرت ز مدینه به سوی کشور شام

بود در شام شبی خفته دل از غصه کباب
گفت با وی نبی امی مکی در خواب

کای وفاپیشه بدینسان ز چه مهجور شدی
که جفا کرده که از مرقد من دور شدی

کرد از شام به فرمان رسول مختار
باز رو سوی مدینه دل بی‌صبر و قرار

گفت روزی به علی فاطمه با درد و ملال
که فتاده بسر من هوس صوت بلال

غم هجران نبی ساخته پرخون جگرم
خواهم از او شنوم نام نکوی پدرم

ز علی کرد بلال از پی تسکین بتول
آخر از کثرت اصرار به ناچار قبول

شد چو آواز بلال از پی تکبیر بلند
بانک تکبیر دل فاطمه از جای بکند

صوت تهلیل چو برداشت به توحید اله
روز شد در نظر فاطمه چون شام سیاه

بعد توحید خدا چون پی تکمیل اذان
برد با گریه بلال اسم محمد به زبان

یاد ایام پدر کرد و برآورد خروش
رفت طاقت ز دل فاطمه و شد مدهوش

گشت دامان وی از خون جگر مالامال
از اذان گفتن خود شد ز محن لال بلال

ای دریغا که مرا شد جگر از غصه کباب
یادم آمد ز سکینه به ره شام خراب

که بُد آن غمزده را هر قدمی مد نظر
به سر نیزه خولی سر پر خون پدر

فرصت گریه نمی‌داد بر آن طفل صغیر
سیلی شمر ستم پیشه‌ی مردود شریر

بلکه می‌برد اگر نام حسین را به زبان
آمدی بر سر او از همه سو کعبِ سنان

زد شرر بر جگر او یکی از بی‌ادبی
خارجی گفت به اولاد رسول عربی

گشت در شام چو آرامگه آل رسول
در گذرگاه یهودان بنمودند نزول

یکی از لشگر بی‌دین یزید مردود
اینچنین کرد ندا سوی زن و مرد یهود

کاین اسیران که چون شیرند به قید زنجیر
همه هستند ز نسل علی خیبر گیر

آنکه بنمود زن و مرد شما را به جهان
قتل و غارت همگی را به طریق عدوان

ز پی کینه دیرینه این بد عملی
حالیا وقت تلافی شده از آل علی

جمع گشتند یهودان سیه‌دل به تمام
پی آزار حریم نبوی از سر بام

آن یکی سنگ زد آن سوختگان را بر سر
دیگری خاک بیفشاند و دگر خاکستر

آن یکی آتش بیداد بنی بر می‌زد
به سر عترت مظلوم پیمبر می‌زد

داد از آن لحظه که با روی بسان خورشید
کرد جا زینب دلخون شده در بزم یزید

هر طرف کرد نظر حوصله شد بر او تنگ
ز تماشایی انبوه نصارای فرنگ

برد بی‌طاقتی وی ز کفش صبر و عنان
به میان اسراء کرد رخ از شرم نهان

آن زمان قلب و دل دختر زهرا بطپید
که شد آشنا به لب لعل حسین چوب یزید

شد سراسیمه و مانند سپند از جا جست
باز از خوف نظرکردن حضار نشست

(صامتا) حشر از اشعار تو کرده است قیام
بهتر آنست که یک بار کنی ختم کلام


#صامت_بروجردی

@raziolhossein
ش
12:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

تا كه تسليميم ، تسليـمِ رضاي فاطمه
راضي از اعمال ما باشـد خُداي فاطمه

شاه بانوي دوعالم اوست از اين رو خُدا
آفريده شـاه مـردان را براي فاطمه

كسر شأن اوست اينكه ما فدائي اش شويم
گفته وقتي كه محمّد هم فداي فاطمه

انبيايي كه اولوالعزمند غير از مصطفي
عاجزند از درك شأن بچّه هاي فاطمه

فضّه ي او موقع جارو زدن مي گفت كه
كيـمـيا را يافتـم در خاك پاي فاطمه

باعث فخر خدا پيشِ ملائك مي شود
مي رود تا عرش وقــتي ربّناي فاطمه

چادر او از يهودي ها مسلمان ساخته
بوده وقتي كه رواجِ دين بناي فاطمه

نو عروسي كه ميان حجله شد تسليم مرگ
يافت يك عُمر دوباره از دعاي فاطمه

كور مادر زاد را چشم خُدا بين مي دهد
ذرّه اي از تُربت دارُالشّـفايِ فـاطمه

ترسي از بيگانگي با مردم دنيا نداشت
هر كسي از ابتدا شـد آشناي فاطمه

از بعيدات است اينكه شيعه ي غيرت مدار
خاكســار مادري باشـد سِواي فاطمه

روز مرگ من بُود روزي كه اشك چشم من
گونه ام را تر نسازد در عزاي فاطمه

بسكه اين ايّام دارد درد و زخم و ضعف و تب
وقت صحبت سخت مي لرزد صداي فاطمه

پيشتر از كربلا پيري زينب مي رسد
شانه هاي او اگر باشـد عصای فاطمه

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
12:33
#حضرت_زهرا_شهادت


شمعم که با شرار خودم گریه میکنم
دریایم و کنار خودم گریه میکنم

بی اختیار جای نفس آه میکشم
با آه بی شمار خودم گریه میکنم

روز مرا کبودی رویی سیاه کرد
هر شب به روزگار خودم گریه میکنم

بی تاب میشود حسن از یاد کوچه ها
با طفل بی قرار خودم گریه میکنم

بر جان خویش نیمه ی شب چیده ام لحد
حالا سر مزار خودم گریه میکنم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
12:33
#امام_زمان_فاطمیه

مانند یک ابر بهاری یابن الزهرا
حال و هوای گریه داری یابن الزهرا

این روزها خیلی دلت را غم گرفته
دلخسته از این روزگاری یابن الزهرا

با واژه ی «مادر» شود آهت کشیده
در لا به لای اشک و زاری یابن الزهرا

ای وای مادر های تو می گوید آقا
خیلی برایش بی قراری یابن الزهرا

آقا مگر من مرده ام که مثل حیدر
سر را به زانو می گذاری یابن الزهرا 

آقا! تنم، جانم، همه چیزم فدایت
آماده ام بر جان نثاری یابن الزهرا

گریه مکن که طفل اشک بی قرارم
با گریه ات گردیده جاری یابن الزهرا

جز اشک دیده مرهم دیگر ندارم
با عرض پوزش از «نداری» یابن الزهرا

از این که هستم دوستدار مادر تو
حتماً مرا تو دوست داری یابن الزهرا

تا این که باشم زائر قامت خمیده
دنبال یک سنگ مزاری یابن الزهرا

«زهرا» به «زهراها» شده تبدیل... یعنی :
در کوچه شد آیینه کاری یابن الزهرا

#محمد_فردوسی


@raziolhossein
12:33
#حضرت_زهرا_مدح



روی کاغذ دل نوشته شد، با مداد تابنده: فاطمه
نامه را فرستنده شاعری، در مدینه گیرنده فاطمه

بسته شد به پای کبوتری، مُهر نامه ام مِهر مادری
باز می کند ذره پروری، در حق نویسنده فاطمه

می نویسم از آنچه دیده شد، روح تا به خلقت دمیده شد
ناگهان بهشت آفریده شد، از بهار لبخند فاطمه

نور ذات الله را ببین، ماه هم به حرف آمد این چنین
اَظهرُ مِن الشمس باشد این، زهره ی درخشنده فاطمه

مریم است و معبد که ناگهان، شد به سجده تا گشت بی امان
عطر یاس چادر نماز تو، در فضا پراکنده فاطمه

گفته حضرت عسکری چنین، "نَحنُ حجةُ الله"... پس یقین
"حجةٌ علينا" نمی شود، جز تو را برازنده فاطمه*۱

ای که از مقامات برتری، کار فضه ات کیمیاگری
پس کنون که خورشید پروری، سایه ی تو پاینده فاطمه

ای قرار حیدر قرار تو، ذوالفقار او ذوالفقار تو
بوده فتح آن قلعه کار تو، با تو در علی کنده فاطمه

خاطرات دلتنگ کوچه را، می نگارم اما بگو چرا
بی هوا به دیوار می خورد، نامه ی سراینده فاطمه

تو برای مظلومیِ علی، شب به شب به هر در زدی ولی
هیچ کس جوابی نمی دهد، غیر از اینکه شرمنده فاطمه

لااقل نپرسید یک نفر، ماجرا چه بوده ست پشت در
بسته شد پس از تو به سادگی، در مدینه پرونده فاطمه

_______________

۱*  قال امام عسکری علیه السلام: نَحْنُ حُجَةُ اللّه‏ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا
ما حجّت‏ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش ميباشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مي‏باشد. تفسیر أطیب البیان/ ج 13/ ص 236
_________________

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
1
12:33
#حضرت_زهرا_شهادت


گمان دارم كه حال مادرم بهتر نخواهد شد
كمي از درد او يك لحظه هم كمتر نخواهد شد

ندارد خانه اصلأ رنگ و بوئي بي وجود او
براي اهل خانه هيچ كس مادر نخواهد شد

نمي دانم بگويم از كجاي روضه هاي او
تمام روضه ها چون روضه هاي در نخواهد شد

براي دلخوشي گاهي كنار بستر مادر
به خود گفتم كه ياس مصطفي پرپر نخواهد شد

هزاران آيه نازل شد به پيغمبر ولي هرگز
از اين چندين هزار آيه يكي كوثر نخواهد شد

غريبي اش دو چندان ميشود بابا بدون او
غريبي بعد از اين پيدا چنان حيدر نخواهد شد

شبيه مادرم بايد صدا زد مهدي او را
نيايد تا كه او حال كسي بهتر نخواهد شد...


@raziolhossein
12:33
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


شدی شهید که غربت عیار داشته باشد
مدینه بعد تو شب های تار داشته باشد

سه آیه ات حسن و زینب و حسین شد اما
نشد که آخر کوثر چهار داشته باشد

چهل نفر وسط کوچه آه فکر نکردند
علی به خانه زنی باردار داشته باشد

چهل نفر همه مست سقیفه اند و مولا
به یاری از چه کسی انتظار داشته باشد

گمان نمی کنم این سان که در شکسته به دیوار
به کوچه فاطمه راه فرار داشته باشد

شفاعتم نکنی در حضور مرگ خوشم که
به احترام تو قبرم فشار داشته باشد

نه در حدود مدینه ست نه به سینه نگردید
مگر که می شود این زن مزار داشته باشد

#مهدی_رحیمی


@raziolhossein
12:34
#حضرت_زهرا_شهادت


آري حقيقت بي وفا دنياست دنيا
اين بي وفائي هر كجا پيداست پيدا

بد كرد دنيا با همه هست پيمبر
با اينكه خلقت باعث اش زهراست زهرا

حتي كنيزش ميكند مشكل گشائي
از بس مقام فضه اش بالاست بالا

بي حب زهرا ادعاي دين دروغ است
او بر امامان حجت كبراست كبرا

آرام رد ميشد نسيم از پهلوي او
چون فاطمه انسيه الحوراست حورا

لعنت به آنكس كه جسارت كرد بر او
بر آستان بوسي او دعواست دعوا

زهرا كجا و تازيانه واي بر من
هر ديده اي از داغ او درياست دريا

عجل وفاتي روي لب صديقه دارد
با اينكه خيلي زندگي زيباست زيبا

امروز و فردا بايد از اين شهر ميرفت
دلشوره دارد مرتضي تنهاست تنها...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
12:34
#حضرت_زهرا_مدح


ای گوهر جان که جان طاهائی
ای دُّر محمّدی که دریائی

ممدوحۀ شخص اوّل خلقت
محبوبۀ ذات حی یکتائی

هم آینه کمال والشّمسی
هم والقمر اذا تلاهائی

در بیت محقّر گلین خود
بر کلّ وجود حکم فرمائی

هم سیّدة النساء امروزی
هم شافعة الرّجال فردائی

از حیّز وصف و مدح بیرونی
این بس به جلالتت که زهرائی

از سر تا پا محمّدی دیگر
وز پا تا سر علّی اعلائی

ترسم که کنم پرستشت زیرا
آئینه حسن حق تعالائی

در عزّ و کمال دخت توحیدی
در قدر و جلال مام بابائی

ما ذره، تو جاودانه خورشیدی
ما قطره، تو بیکرانه دریائی

ما تیرگی و تو مطلع الانوار
ما خار ره و تو باغ گل هائی

هم پروردی دو نازنین مریم
هم مادر یازده مسیحائی

از هر چه نگفتنی است آگاهی
بر هر چه ندیدی است بینائی

خورشید بلند بام توحیدی
بالله قسم تمام توحیدی


مدح تو زهمچو من کجا آید
این کار آید خداست از خدا آید

اوصاف تو ای ملیکه هستی
وحی است که باید از سما آید

تا حق سخن ادا کند جبریل
با کوثر و قدر و ها اتی آید

خیزد پی دست بوسیت احمد
از دور اگرت صدای پا آید

این نیست عجب اگر کنیزت را
چون مریم از آسمان غذا آید

یا بهر طواف حجره ات کعبه
با زمزم و مروه و صفا آید

بر دست تو بوسه زد نبی کاین دست
بر دست خدا گره گشا آید

منّت نبرد زپادشاهان هم
هر کس که گدات را گدا آید

جائی که دوباره بر درت هر روز
بر عرض سلام مصطفی آید

جا دارد اگر برای دربانی
مؤسای کلیم با عصا آید

عیسی برد آرزوی بیماری
کاین جا به بهانه شفا آید

از تو همه عفو و بخشش و رحمت
از ما همه عجز و التجا آید

با اشک دو دیده شستشویم ده
وز خاک مدینه آبرویم ده


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
12:34
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت


قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در
می نشیند منتظر بانوی محشر پشت در

خانه وقتی خانه زهراست، پس هر سائلی
بعد دق الباب خندان می شود در پشت در

آنقدر از صاحب این خانه احسان دیده بود
سجده کرد و اشهدش را گفت کافر پشت در

در زدند و با خودش می گفت حتما سایل است
باز هم با کیسه نان رفت مادر پشت در

در کمال حیرت اما دید بانوی کرم
جای سائل آمده اینبار لشکر پشت در

در زدند و در زدند و در زدند و در شکست
آه شد آغاز جنگی نا برابر پشت در

با غضب شیطان به سوی اهل جنت حمله برد
پا نهاد ابلیس بر آیات کوثر پشت در

غنچه یاس و هجوم آتش و مسمارِ داغ
شد چنین یک سوم سادات پرپر پشت در

نیست پاسخ همچنان این پرسش تاریخ را
از چه بابت رفت فضه جای حیدر پشت در

کار دنیا را ببین در رفت و آمدهای خود
ناگهان از پا می افتد مرد خیبر پشت در

گر هزاران بار برگردد به دنیا باز هم
می رود زهرا هزاران بار دیگر پشت در

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
12:34
#حضرت_زهرا_شهادت


دری که بوسه گه انبیای عظمی شد
چگونه بود که با ضربه ی لگد وا شد

به جای دسته گل و جای احترام و سلام
شرار قسمت آن خانه ی معلّی شد

مقابل نفس بانوی عفیفه علی
صدای عربده ی یک غریبه پیدا شد

آهای سینه زنان فاطمه زمین افتاد
کمک دهید که در بین کوچه دعوا شد

امان ز میخ که کج رفت سمت پهلو رفت
امان ز در که شکست و بلای زهرا شد

غلاف تیغ یکی و دو تا نه خیلی بود
چگونه این همه ضربه به دست او جا شد

اگرچه پشت در خانه رفته بود از حال
به احترام نگاه علی ز جا پا شد

همیشه فاطمیه زینبیه هم شده است
میان آتش در خیمه ها تماشا شد


#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت


@raziolhossein
12:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 60.2 KB
#تک_بیتی

صبح تا شب کار و شب تا صبح عبادت می کنی
ای جراحت دیده، پس کی استراحت می کنی؟

#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

@raziolhossein
12:34
#حضرت_زهرا_شهادت


جوری زدند آینه از چند جا شکست
در بین خلق حرمت شیر خدا شکست

ای کاش می شکست...نه ...آیینه خورد شد
در پیش چشم های علی سینه خورد شد

تا دست های حیدر کرار بسته شد
گویی که ذوالفقار غرورش شکسته شد

می سوخت بی صدا پر پروانه ی علی
آتش گرفته بود در خانه ی علی

سخت است باورش که چهل مرد، هم زمان
در کوچه می بَرَند علی را کشان کشان

افسوس ...غیرِ فاطمه ی در میانِ دود
یک شهر روبه روی علی ایستاده بود

از ذوالفقار حیدر کرار کینه داشت
آن کس که روی چادر زهرا قدم گذاشت


یاس علی! بریده بریده نفس نکش
با قامتی که سخت خمیده نفس نکش

بودی به دور حیدر کرار در طواف
شد ناتمام حج تو با ضربه ی غلاف

در شعله دیدنی شده راز و نیاز تو
آتش دخیل بسته به چادر نماز تو

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
12:34
#حضرت_زهرا_دودمه

چشم بگشا تا که حالم را ببینی فاطمه
کلمینی فاطمه
بعد تو من ماندم و خانه نشینی فاطمه
کلمینی فاطمه

یازهرا

مادر سادات یا رب در میان بستر است
لحظه های آخر است
تازه آغاز زمان بی کسی حیدر است
لحظه های آخر است

یازهرا

بند نامردان کجا، دست علی مرتضی
یا اباصالح بیا
مادرت دنبال حیدر در میان کوچه ها
یا اباصالح بیا

یازهرا

می شود خاموش امشب ناله های یاربم
جانم آمد بر لبم
یا علی! جان تو و جان حسین و زینبم
جانم آمد بر لبم

یازهرا

من امیرالمؤمنینم پهلوان خیبرم
خورده سیلی همسرم
جسم بی جان گلم را روی دوشم می برم
خورده سیلی همسرم

یازهرا

شعله ی آتش کجا و جسم ناموس خدا
مهدی زهرا بیا
بین دیوار و در خانه شده محسن فدا
مهدی زهرا بیا

یازهرا

بین کوچه مادرم افتاده می‌خواهد کمک
زخم من خورده نمک
بشکند دستی که زد او را سر راه فدک
زخم من خورده نمک

یازهرا

نوگل شش ماهه یا رب پرپر از مسمار شد
حال حیدر زار شد
قتلگاه فاطمه بین در و دیوار شد
حال حیدر زار شد

یازهرا

بین که خورده مادرت سیلی ز اشقی الاشقیا
یا ابا صالح بیا
بین آن دیوار و در می زد صدا زهرا تو را
یا ابا صالح بیا

یازهرا

بین این دیوار و در شد قتلگاه فاطمه
وای از آه فاطمه
شد حمایت از علی تنها گناه فاطمه
وای از آه فاطمه

یازهرا

ثانی ملعون زده سیلی به ناموس خدا
یا ابا صالح بیا
زین مصیبت می زند بر سر امام مجتبی
یا ابا صالح بیا

یازهرا

قلب زهرا پشت در سوزد ز مسمار ای خدا
پیش چشم مرتضی
غنچه اش با ضربه ی ثانی شد از ساقه جدا
پیش چشم مرتضی

یازهرا

همسر مولی الموالی آبروی محشری
دختر پیغمبری
قدرت زانوی حیدر تک سوار خیبری
دختر پیغمبری

یازهرا

گرچه دستت بسته شد چاره گر هر مشکلی
یا علی و یا علی
از زبان فاطمه نامت نمی افتد علی
یا علی و یا علی

یازهرا

من به خانه فاطمه اما به کوچه حیدرم
دختر پیغمبرم
آبروی دشمنان مرتضی را می برم
دختر پیغمبرم

یازهرا

حرف رفتن را مزن با غصه درگیرم مکن
فاطمه پیرم مکن
پیش چشم دشمنت زهرا زمین گیرم مکن
فاطمه پیرم مکن

یازهرا

شیعه فردای قیامت تکیه گاهش فاطمه است
یا علی یا زهرا
در دو عالم فاتح خیبر سپاهش فاطمه است
یا علی یا زهرا

یازهرا

در میان شعله های آتش و دیوار و در
مادرم شد بی پسر
با صدای ناله های زینب آمد این خبر
مادرم شد بی پسر

یازهرا

در میان کوچه ها دشمن گرفته راه من
ای ولی الله من
غم ندارم مجتبایم آمده همراه من
ای ولی الله من

یازهرا

دست بسته بین کوچه حال زارم را ببین
یا امیرالمؤمنین
آسمان دور سرم چرخید و افتادم زمین
یا امیرالمؤمنین

یازهرا

تا تو سر بالا بگیری با سر افتادم زمین
یا امیر المؤمنین
یک تنه هستم سپاهت تا وداع آخرین
یا امیر المؤمنین

یازهرا

کوچه را پای علی محشر کبری کردم
لک لبیک علی
یک تنه دور علی گشتم و غوغا کردم
لک لبیک علی

یازهرا

چشم خود را باز کن ای دختر پیغمبرم
حیدرم من حیدرم
قامتم را خم مکن من قهرمان خیبرم
حیدرم من حیدرم

یازهرا

من برای تو بگریم تو به حالم یا علی
کن حلالم یا علی
می برم زخم کبودی روی بالم یا علی
کن حلالم یا علی

یازهرا

چادر بانوی تو گردید خاکستر نشین
یا امیر المومنین
گوشوار همسرت افتاده بر روی زمین
یا امیر المومنین

یازهرا

عصمت کبرای حق ناموس پیغمبر منم
عاشق حیدر منم
کشته ی راه ولایت؛ لاله ی پرپر منم
عاشق حیدر منم

یازهرا

پهلویم بشکسته دیگر در پس این در شده
فضه بر دادم برس
با علی چیزی نگو که غنچه ام پرپر شده
فضه بر دادم برس

یازهرا

تسلیت یابن الحسن گشته عزای مادرت
دیده هایت گشته تر
بر مزار مخفی او خاک ریزی بر سرت
دیده هایت گشته تر

یازهرا

التماست می کنم زهرایِ من پیشم بمان
اِی جوانِ قد کمان
خیز و یک بارِ دگر با من نمازِ شب بخوان
اِی جوانِ قد کمان

یازهرا

در میانِ کوچه بند آمد صدایِ مادرم
پیشِ چشمانِ تَرم
شانه هایِ کوچک من شد عَصایِ مادرم
پیشِ چشمانِ تَرم

یازهرا

بین دیوار و درِ خانه شدی یارِ علی
ای علمدارِ علی
بازویت اُفتاده از کار اِی کس و کارِ علی
ای علمدارِ علی

اللهم عجل لولیک الفرج...

@raziolhossein
1
12:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

سجاده ام معطر از بوی ربنا بود
آنچه شنیده میشد از من فقط خدا بود

یک عمر آه و نفرین ، از این و آن شنیدم
تنها به جرم اینکه نفرین من دعا بود

دیشب برای مردم تا صبح گریه کردم
ای کاش یک نفر هم دیشب به فکر ما بود

طفلان من به جای مردم گرسنه بودند
افطار خانه ما در سفره شما بود

امروز را نبینید این بی حیا لگد زد
دیروز پشت این در جمعیت گدا بود

من هیچ شکوه ای از بیگانگان ندارم
آنکه به حال و روزم خندید آشنا بود

من درد مرتضی را با جان خود خریدم
در راه دوست باید آماده بلا بود

دستم شکست اما من درد حس نکردم
اسم علی دوا بود ، ذکر علی شفا بود

رفتم برای مردم حجت تمام کردم
او را که می کشیدید او حجت خدا بود

ای کاش می شکستند این دست دیگرم را
اما به جای این دست آن دست بسته وا بود

با کفش های خاکی در خانه ام قدم زد
آن خانه ای که فرشش بال فرشته ها بود

ای کاش ماجرا را حیدر ندیده باشد
وقتی سرم به در خورد ، فضه ! علی کجا بود ؟!!

تازه میان کوچه قلبم به درد آمد
حیدر برهنه سر بود ، حیدر برهنه پا بود
.
.
.
تا قبر بردنم را همسایه هم نفهمید
از بسکه مردن من چون شمع ، بیصدا بود

از بسکه قطره قطره بر پای تو چکیدم
تابوت من سبک تر حتی ز بوریا بود
.
.
.

ای آخرت وفا کن با ما شکسته دلها
با ما شکسته دلها دنیا که بی وفا بود


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
12:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


بی علی ، فاطمه جان پرزدنت ، می کُشدم
اینکه گردیده اجل هم سخنت ، می کشدم

چه زنی غیر تو از شوهر خود ، رو گیرد ؟
آخر این روی گرفتن ز منت ، میکشدم

زینبم مانده کمک حال تو باشد یا من
یاس من ، عاطفه ی یاسمنت ، میکشدم

هر شب از خواب حسن می پرد و ، فریادِ
مادرم را نزنید ، حسنت ، میکشدم

پیش چشمت به چه حالیست حسینم که مرا
پیرهن بر تن او دوختنت میکشدم

رحم کن بردل من ، نام ز تابوت مبر
که همان حرف ز غسل و کفنت میکشدم

کمکم کن بتوانم بدنت غسل دهم
نیمه شب شستن زخم بدنت میکشدم

#حیدر_توکلی

@razilhossein
12:36
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آهای ریش بلندانِ تیغ خورده سبیل!
آهای غار نشینانِ بی سواد و فسیل!

آهای بار کِشانِ صِحاحِ سِتِّه ی خویش!
آهای گرگ ترین های در حقیقت میش!

آهای راهزنان عقیده ی مردم!
خدا فروش ترین هایِ تشنه ی گندم!

کجای دین خدا گفته بی شرف باشید؟
زمان ظلم به مظلوم بی طرف باشید؟

نخوانده اید مگر آیه های قرآن را؟
ندیده اید مگر فرق حق‌ و بطلان را؟

که با مودت آل رسول باید زیست
کسی که دشمن زهرا شود،مسلمان نیست!

نخوانده اید مگر؟ گریه های تاریخ است
بلای جان علی، داغ بودن میخ است

همین که سوخت در بیت وحی و هیزم شد
مقدسات علی زیرِ دست و پا گم شد

غلاف تیغ،لگد،تازیانه،مُشت، زدند
زنِ جوانِ علی را به قصد کُشت زدند

چه آمده ست سر این جماعت گمراه؟
وصیِ احمدِ مختار و این همه بدخواه؟

که دیده است که یک بی پناه را بزنند؟
چهل سواره زنی پا به ماه را بزنند

سوال دارم! وجدانتان و باورتان!
قسم به هر که پرستید ، جان مادرتان!

چگونه یک شبه موی حسن سفید شده؟
جوانِ هجده ساله چرا شهید شده؟

چرا شبانه علی دفن کرده زهرا را؟
چرا ندیده کسی قبر مادر ما را؟

چرا کسی که وجودش کمال ایمان است
مزار انورش از چشم خلق پنهان است؟

چرا؟ چرا و هزاران چرا طلبکاریم
از آن دو بی غیرت با دلیل بیزاریم!

#شایان_مصلح

@raziolhossein
12:37
#امام_زمان_فاطمیه


رو بگرداني زِ ما دنيا جهنم مي شود
روزيِ ما روز و شب اندوه و ماتم مي شود

پلكهايت باز كن درهاي رحمت را نبند
بي نگاه تو دل ما خانة غم مي شود

عاقبت هركس دلش را شستشو داد از گناه
در حريم آية تطهير ، مَحرم مي شود

در سر و رويم شده پيدا دگر موي سپيد
فرصت ديدار دارد روز و شب كم مي شود

چون خَمِ گيسوي تو اي ليليِ صحرا نشين
قامت چشم انتظاران شما خم مي شود

با كمان ابرُوانت زود مي ريزد به هم
نبض عالم با نگاه تو منظم مي شود

يا ولي اله راضي مي شوي از دست من ؟ !
با رضاي تو رضاي حق فراهم مي شود

هر كه زهرا مادرت را الگوي راهش كند
وقت لبخند تو مشغول دعا هم مي شود

خاك پاي مادر تو سرمة چشمان ماست
دست بوسِ او رسول اللهِ خاتم مي شود

شك ندارم كه حسين هم با دعاي مادرش
صاحب كرب و بلا ، اربابِ عالَم مي شود

گرية ما باعث تسكين قلبِ فاطمه است
اين حسين جانها به زخم سينه مرهم مي شود

فاطميه كربلا شبهاي جمعه ديدني ست
مادرت صاحب عزاي ذبح اعظم مي شود

روضة گودال مثل روضة مسمار شد
ماجراي كوچه زير چكمه ها تكرار شد


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
12:37
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


شوريده دليم و سر سوداى تو داريم
با اين دل سر گشته تمناي تو داريم

با خون جگر ديده بشوئیم که عمرى
اى پرده نشين ميل تماشاى تو داريم

سوگند به يک موى سرت هر چه که داريم
از دولتى خاک کف پاى تو داريم

ما زنده بر آنيم گرفتار تو باشيم
دل بسته به گيسوى چليپاى تو باشيم

اى کاش که بر نامهء اعمال همه عمر
بينيم که خوشنودى و امضای تو داريم

ما روضه گرفتيم که تشريف بيارى
اين گرمى روضه ز نفس هاى تو داريم

دیگر تو بيا روضه بخوان صاحب روضه
ما حسرت آن صوت دل آراى تو داريم

قدرى بگو از غربت جان دادن مادر
ما چشم تر از ماتم عظماى تو داريم

کم کم کفن فاطمه را پهن نمایند
دلشوره ای از شدت غمهای تو داریم


امشب شب غمهاست امان از دل حيدر
ذکر لب زهراست امان از دل حيدر

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


آبروی اولیا و انبیا از فاطمه
مرگ یعنی زندگانی جدا از فاطمه

آی زاهد فاطمی باشی بهشتی می شوی
جنت الاعلای حق دارد صفا از فاطمه

اشهد ان علیا حجت الله ِ اذان
تا قیامت در جهان مانده به جا از فاطمه

کور و بینا هست یکسان در مرام عفتش
هست ممنون تا ابد شرم و حیا از فاطمه

زندگانی چیست غیر از درد حیدر داشتن
درد می خواهیم ما جای دوا از فاطمه

ای سقیفه ! عرصه سیمرغ دین جای تو نیست
نیست فانی هر که می گیرد بقا از فاطمه

بعد بابا قد سی سال این سه ماهه پیر شد
آه که دیگر نمانده جز صدا از فاطمه

یک مدینه از صدای گریه اش دارد گله
خسته هستند این در و همسایه ها از فاطمه

درد پهلو شب به شب پهلو در این ساحل نگیر
شرم کن از مرتضی ،از بچه ها ،از فاطمه

از مغیره یا که قنفذ انتظاری کس نداشت
میخ در می خواست چه، دیگر خدا از فاطمه....

کرد کارش را غلاف و تیغ مانده منتظر
تا بگیرد باز جان در کربلا از فاطمه

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

چشم علی به صورت زهرا فتاده است
گویا چوشمع گریه ی او بی اراده است

تنها شده غریب وطن بین دشمنان
تنها مدافعِ علی از پا فتاده است

دستی که در حمایت مولا شکسته شد
ماتم چه گونه فاطمه بررخ نهاده است

آورده سرفرود حسین از غم پدر
بوسه به پای مادر مظلومه داده است

دختر به پیش چشم پدر گریه می کند
زینب عنان صبر خودازدست داده است

از کثرت فرشته زمین گشته پُر ولی
با هفت تن مراسم تشییع، ساده است

از پا فتاد فاطمه و آسمان خمید
درحیرتم هنوز علی ایستاده است

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


قبل خلقت بود وقتی که خدا زهرا نوشت
پیشتر از پیش  قبل از ابتدا زهرا نوشت

با ظهورِ او کمالاتِ خدا اظهار شد
دستِ حق از ابتدا تا انتها زهرا نوشت

آفرینش امتدادِ نورِ لولا فاطمه است
چارده دفعه خدا  با کبریا زهرا نوشت

قلعه‌ی خیبر خودش فهمید دَرهم می‌شود
روی بازوبندِ خود تا مرتضی زهرا نوشت

بر درِ بیتش علی حک کرد بیت‌ُالفاطمه
در نجف هم رویِ ایوان‌ِطلا زهرا نوشت

آنقدر جبریل نازل شد به قلبِ فاطمه
تا که  قرآن را علی در خانه با زهرا نوشت

شد مفاتیح‌الجنان تازه مفاتیح‌الجنان
شیخ عباس اولین خطش که تا زهرا نوشت

ما کجا ، فیضِ سحر‌های حرم این سالها
مادری کرد و براتِ کربلا زهرا نوشت

ما گرفتار حسینِ بین گودالش شدیم
نامِ مارا تا که  رویِ بوریا زهرا نوشت

در میانِ شعله‌ها یک سوم سادات رفت
محسنش با میخِ در انگار یازهرا نوشت

#حسن_لطفی

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_مدح

به هرجا بنگری چون کربلا پیدا نخواهد شد
شکوهی اینچنینی جمع در یکجا نخواهد شد

اگر در شور خون لب واکند پیوسته هر زخمی
لب از شیرینی مرگی بدینسان وانخواهد شد
.
به دل آتشفشان‌ داریم‌ اگر از او نشان داریم
شرار ماتمش در قلب ما اطفا نخواهد شد
.
کم آوردند ایّوبان و جان‌دادند یعقوبان
ولیکن هیچ‌شخصی زینب کبری نخواهد شد
.
چه بانویی‌ست! غم‌پرور، چه بانویی! جگرآور
به چشم هیچکس چون او بلا زیبا نخواهد شد
.
زبانش ذوالفقارین‌خو، که را یارای رزم او؟
علی‌زادست پس درمانده‌ی اعدا نخواهد شد
.
به رغم کوهی از ماتم، به ابرویش نیامد خم
که موجی باعث بی‌تابی دریا نخواهد شد
.
چه می‌گوییم حرفش را، چه می‌جوییم ظرفش را
که‌ دریا در میان استکانی جا نخواهد شد
.
به اقیانوس ژرفی لامکان وصل‌ست این دریا
که رازی از دل اعماق آن افشا نخواهد شد
.
چه اقیانوس؟ بی‌پایان، چه اقیانوس؟ بی‌عنوان
که نامی در خور توصیف آن پیدا نخواهد شد
.
همین‌قدری که می‌دانیم، اقیانوسی اینگونه
مسمّا جز به نام‌ حضرت زهرا نخواهد شد
.
زنی علم الیقین، حقّ الیقین، عین الیقین با او
که تاویلی به حدس و شاید و امّا نخواهد شد
.
شمیمش در جلالی کبریایی می‌شود پنهان
نصیب شامه‌ی بینا و نابینا نخواهد شد
.
نه تنها از تعلّق دور باشد ساحت قُدسش
که حتی فضّه‌اش دلبسته‌ی دنیا نخواهد شد
.
کم از معراج هرگز نیست دیدار پدر با او
به غیر از مصطفی مهمان "اَو‌ اَدنی" نخواهد شد
.
در آن روزی که می‌گردد به هرسو چشم محتاجان
شفاعت بی‌ حضور فیض او معنا نخواهد شد
.
بیاور "جوهرالذّاتی" که مصحف می‌شود نازل
علی جان! جز به دستت این سخن املا نخواهد شد
.
مدینه! از چه رو بانو مزاری بی‌نشان دارد؟
نشان اعتراضش تا ابد حاشا نخواهد شد
.
حقیقت دارد امّا باورش سخت‌است ای شاعر
خدا در کوچه سیلی‌خورده‌ی عُزّی نخواهد شد
.
مگر با کوثر لطفش بشوید واژه‌هایم را
وگرنه برگ بی‌باری چنین، امضا نخواهد شد

#مجید_لشکری

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آنروز سوخت پای علی زندگانی ات
آتش گرفت جان من از نیمه جانی ات

ای آرزوی سوخته از تند باد درد
ای مرهم غریبی من، هم زبانی ات

آیینه ی شکسته ی مجروح مرتضی
شلاق آتش از تو گرفته جوانی ات

نقش خراش سامریِّ شهر مانده است
_ماه کبود من_به رخ آسمانی ات

از مردمی که سفره ی شان پر شد از فدک
هیزم رسید در عوض مهربانی ات

با خاطرات کوچه به مسجد رسید ی و
چشم سقیفه کور شد از خطبه خوانی ات

"دیوار میکند کمکت راه می روی"
مسمار بوده باعث این ناتوانی ات

#حسن_کردی


@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_وداع
#فاطمیه

جان علی! جانم فدایت کَلِّمینِی
کُشتی مرا با گریه‌هایت کَلِّمینِی

حرفی بزن، آهی بکش، بیچاره‌ام کرد
این اشک‌های بی‌صدایت کَلِّمینِی

بسته‌ست جان من به پلک نیمه جانت
می‌میرد آخر مرتضایت کَلِّمینِی

از غصّه‌هایت با علی هم درد دل کن
ای در صبوری بی‌نهایت کَلِّمینِی

روضه بخوان امشب بخوان از داغ محسن
با من بگو از آن حکایت کَلِّمینِی

از ماجرای کوچه که چیزی نگفتی
تا دق نکرده مجتبایت کَلِّمینِی

پلکي بزن تا قلب‌هامان جان بگيرد
جان شهید کربلایت کَلِّمینِی

ذکر شب و روزت شده «عَجِّل وَفاتِی»
آوای جانسوزت شده «عَجِّل وَفاتِی»

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
👍 1
12:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_وداع
#فاطمیه

جان نبی به جان پیمبر بلند شو
زهرای من به خاطر حیدر بلند شو

در مشکلات ذکر نبی بود یاعلی
تو یاعلی بگو و زبستر بلند شو

کار درون خانه که با مرد خانه نیست
ای خانه دار خانه ام آخر بلند شو

گفتم که رو نگیر ،نگفتم دگر برو
بی تو علی است بی کس و یاور بلند شو

صورت نهاده بر کف پایت حسین تو
هی دارد التماس که مادر بلند شو

تا خانه اینقدر به زمین خورده ام ،نپرس
از پا فتاد فاتح خیبر بلند شو

من شوهر توام علیم دیده باز کن
کوثر،به پیش ساقی کوثر بلند شو

باشد قرار بعدی ما 《مقتل الحسین》
آندم زخواب ناز تو دیگر بلند شو

بنشین به قتلگاه و سرش را بغل بگیر
وقتی رسید شمر ستمگر بلند شو

هر چه زدند سنگ ز گودال پا نشو
وقتی کشید کار به خنجر بلند شو

وقتی که نعل تازه به اسبان خود زدند
تو از کنار آن تن بی سر بلند شو

در قتلگه به شام غریبان بیا ولی
تا ساربان رسید تو دیگر بلند شو


#عبدالحسین

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#دودمه


عاقبت بود و نبودم همه رفت از دستم
وای بر حال علی

مردم و زنده شدم تا که دو چشمش بستم
وای بر حال علی

#علی_مهدیزاده

@raziolhossein
12:37
#حضرت_زهرا_شهادت


رفتی و مانده ام از هجر تو آخر چکنم
همدمم بی تو شدم بی کس و یاور چکنم

کوثرم ساقی کوثر ز نفس افتاده
تو بگو بعد تو ای سوره ی کوثر چکنم

تو نه تنها سپرم،لشکر حیدر بودی
بی سپر بعد تو با اینهمه لشکر چکنم

مثل تو در وسط کوچه زمین می خوردم
قوت و تاب و توان رفته ز پیکر چکنم

زینبت چادر خاکی تو بر سر دارد
می زند داد که از داغ تو مادر چکنم

گر که آرام شوند از غم تو طفلانت
حسنت سخت به قلبم زند آذر چونم

گوشه ای می رود و گریه امانش ندهد
مات و مبهوت شود خیره سوی در چکنم

#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein1
12:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی

داغ تو تلخ ترین حادثه تاریخ است
قتل عمد پسرت مستحق توبیخ است

سبب کشتن محسن که فقط میخ نبود
از در آمیختن ضرب لگد با میخ است

#جواد_کلهر

@raziolhossein
12:39
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه


ای آن که بر شکسته دلانت امان دهی
آیا شود که گوشه ی چشمی نشان دهی

آیا شود ز کوچه ی چشمت گذر کنم
یعنی مرا به خیمه ی لطفت مکان دهی

عالم در انتظار نماز ظهور توست
کی می شود به کعبه در آیی ، اذان دهی

خود را به خاک پای تو اندازد از شعف
رخصت اگر به عاشق دامن کشان دهی

باید شما بیایی و در این بهار درد
ما را برای بردن نامت زبان دهی

رفتی که باز در غم زهرای خسته دل
گلهای اشک خویش به دست خزان دهی

چشمم براه مانده ، به غمگین ترین صدا
تا شرح داغ فاطمه را خون فشان دهی

باشد بعید روز ظهوری که می رسد
حتّٰی دمی به قاتل مادر امان دهی

زخمی عمیق دارد و چشم انتظار توست
تا مرهمی به مادر قامت کمان دهی

"یاسر" بریز پای نهال دو دیده اشک
تا بر نهال خشک ، تو آب روان دهی

#محمود_تاری
@raziolhossein
12:40
#حضرت_محسن
#فاطمیه


شاید او یوسف ذریه ی طاها می شد
روشنی بخش دل و دیده ی بابا می شد

شاید او در دل گهواره زبان وا می کرد
همدم فاطمه -فی المهد صبیا- می شد

شاید او بین مناجات و نماز شب خویش
جلوه ی روشنی از حضرت موسی می شد

شاید او از همه ی اهل جهان دل می برد
مثل پیغمبرمان خوش قد و بالا می شد

شاید او در سکنات و وجنات و حسنات
اشبه الناس به صدیقه ی کبرا می شد

شاید او مثل اباالفضل میان صفین
ذوالفقار علی عالی اعلی می شد

شاید او مشک به دوش از وسط نخلستان
از حرم با رجزی راهی دریا می شد

شاید اما چه بگویم که چه شد در آتش
کاش او پاسخ این شاید و اما می شد

#رضا_خورشیدی

@raziolhossein
12:40
#حضرت_زهرا_شهادت


ای کاش وقتی شعله ور شد در، نیفتد
افتاد اگرهم، بر روی مادر نیفتد

زهراست آن بانو که بین دود و آتش
یک لحظه حتی چادرش از سر نیفتد

افتاد بین شعله ها کوثر که یک وقت
شعله به موی ساقی کوثر نیفتد

ای کاش در وقت هجوم لاله چین ها
از شاخه ی گل، غنچه اش آخر نیفتد

"فضه خُذینی" یعنی ای فضه بیا تا
صدیقه در مقتل به دردسر نیفتد

ای کاش وقتی می بَرد دشمن علی را
بر روی زهرا، دیده ی حیدر نیفتد

افتاده ناموسش زمین، آخر چگونه...
جسمش به لرزه، فاتح خیبر نیفتد؟!

می سوخت ای کاش آن غلاف و صاحبش تا
از کار، دستِ نفس پیغمبر نیفتد

همسایه ها گفتند با فضه، محال است
زهرا دگر برخیزد از بستر، نیفتد


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
12:41
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
704×528, 45.2 KB
#حضرت_زهرا_شهادت


یک عمر شکست دشمنش را دیدند
آن جلوه خیبر شکنش را دیدند

افسوس که داغ فاطمه کاری کرد
زانو به بغل گرفتنش را دیدند

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت

زبان حال مولانا امیرالمومنین علیه السلام
با حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها


ای گرامی گوهر درج عفاف
حوریان را خاک درگاهت مطاف

عصمت کبرای حی دادگر
دختر نیک اختر خیرالبشر

باز گردون حیله‌ای انگیخته
طرح نو بهر جدایی ریخته

می‌زند دهر از عداوت دم به دم
رونق غمخانه ما را به هم

سخت در بستر نزار افتاده‌ای
از چه رو ای جان، ز کار افتاده‌ای

از چه ترک آشنایی کرده‌ای
وز علی فکر جدایی کرده‌ای

دیده‌ای اندر جدایی حاصلی؟
یا ز درد ابن عمت غافلی؟!

بر میفکن ای به محنت یار من
پرده طاقت ز روی کار من

بس بود خاکی که ما را شد به سر
جان من نام جدایی را مبر ...

گر بنای صبر را دادی به آب
می‌کنی از گریه عالم را خراب

کار صبر و طاقتم در دست تست
رشته امید من پا بست تست

بعد پیغمبر ز اشرار عرب
هر چه دیدم ظلم و طغیان و غضب

بودم از هر ابتلا بی‌ واهمه
شاد کام از وصل تو ای فاطمه

گر ز خون، دامانِ دل‌آلوده بود
تا تو بودی خاطرم آسوده بود

چون تو بندی از جهان بار سفر
در فراقت بگذرد آبم ز سر

ای انیس غصه پنهانی‌ام
وی دوای درد بی‌سامانی‌ام

از تو خواهم عذر عمر رفته را
رنج‌های سال و ماه و هفته را

تا قدم در کلبه‌ام افراختی
با همه بیش و کم من ساختی

از غم و زحمت نیاسودی دمی
داشتی هر دم غمی و ماتمی

با چه زحمت‌ها و غم‌ها نو به نو
اکتفا کردی به قرص نان جو

ای انیس و مونس دیرینه‌ام
داغ خود چون مینهی بر سینه‌ام

نزد باب ای آفتاب منجلی
در جنان منما شکایت از علی

لیک بر گو در بر ختمی مآب
شد گلوی شوهرم اندر طناب

گو برای بیعت ارباب فجور
جانب مسجد کشیدندش به زور

گو نهاد ای جان به قربان سرت
پای، هر بیگانه روی منبرت

گو نهادند امتت ای سرفراز
در به روی دخترت بعد از تو باز

نیست یارای نوشتن خامه را
مختصر کن (صامت) این هنگامه را

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
18:03
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هر چه بود از در و دیوار خودم فهمیدم
حاجتی نیست به انکار خودم فهمیدم

راز حبس نَفَس و علت جوشیدن خون
از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم

این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ
از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم

همه گویند دگر رفتنی است این بیمار
به قیامت شده دیدار خودم فهمیدم

این که دیگر نزنی شانه به موی زینب
از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم

از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟
حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم

#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
18:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت
رفت پای جانمازش؛ روی دنیا پا گذاشت

با قیامش آسمان می‌رفت زیر چادرش
قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت

سجده‌اش را بُرد آنجایی که جز مسجود نیست
سر به خاکِ سجده‌دارِ مسجدالزهرا گذاشت

با صدای آب آب؛ از عرش، باران شد چکید
رفت بالای سرِ لب‌تشنه‌اش دریا گذاشت

باز تا نان‌آورش برگشت از شب‌گردی‌اش
مرهمِ اشکی به زخمِ شانه‌ی مولا گذاشت

گرچه رویش سرخ بود از ردّ سیلی‌های اشک
گوشه‌ای هم جا برای خنده‌ی حاشا گذاشت

در هجومِ سنگ‌ها با آنکه بار شیشه داشت
پای اینکه نشکند آیینه جانش را گذاشت

مشکِ‌‌ اشکش را غمِ روز مبادا آب کرد
گریه‌هایش را برای روز عاشورا گذاشت

چارده قرن است، می‌گردد زمین دنبال او
آرزوی تربتش را بر دلِ دنیا گذاشت

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
18:07
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آورده دسـتـي را كـمي بـالا به زحمت
دستي گرفته زيـرِ دستي را به زحمت

دستِ دعايِ دختري هم رفــته بالا
بلكـه نيـفتـد مادرش زهرا به زحمت ...

سخت است دردِ بازويـش را از عـزيزش
پنهان كُند صدّيقه ي كُبري به زحمت

زينب نكن اين گونه گيسو را پريشان
مويت مُرتّـب مي شود حالا به زحمت

برخاسته از جايِ خود قطعاً به سختي
خوابيده در بستر اگر شبها به زحمت

خونِ جگر از زخـم پهلويش مي اُفتـد
مي ايستد وقتي كه رويِ پا به زحمت

از تاولِ پايش مُشخص مي شود كه
يا با مـشِقّــت راه رفـتـه يا به زحمت

پيراهنش هم زار خواهد زد بـرايش
آن شب كه غُسلش مي دهد مولا به زحمت

مظلومِ عالم بيـش از الان خواهد اُفتاد
بـا رفـتنِ انسـيّـة الحـورا به زحمت

در آخرت آسايش و آرامش از اوست
افتاد اگر سائل در اين دنـيا به زحمت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
20:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

چنان زدند به هم روز و روزگار مرا
گرفته دست خودش گریه اختیار مرا

زن جوان که نباید عصا بدست شود
گرفت جور فلک لذت بهار مرا

شکسته است غرورم میان این خانه
شکسته اند سر یار خانه دار مرا

نفس نداشت ولیکن به من نفس میداد
و باز کرد گره های سخت کار مرا

لباسها به تنش زار میزند دیگر
که آب کرده جراحت تن نگار مرا

قرار بود که باهم‌ دوباره حج برویم
به هم‌ زدند حسودان من قرار مرا

عجیب نیست که شب دیر میروم خانه
برای آنکه نبینند حال زار مرا

بدون فاطمه بودن نمیخورد به علی
خدا زیاد کند طول عمر یار مرا

آهای اهل مدینه زن مرا کشتید
شکسته اید دگر بغض ذوالفقار مرا

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
29 December 2021
ش
11:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


به خود گفتند پیمان عداوت بسته خواهد شد
و با این عقده دستان ولایت بسته خواهد شد

خیال خامشان این بود اگر در را بسوزانند
به روی خلق دیگر باب رحمت بسته خواهد شد

دری که شأن آن “لا تقنطوا من رحمة الله” است
به رأفت باز می‌گردد به غفلت بسته خواهد شد

زمین افتاد بین کوچه بانویی که در محشر
به یک نیمه نگاهش بار خلقت بسته خواهد شد

نمی‌دانست میخ در چه زخمی را به پهلو زد
که در شام غریبان هم به زحمت بسته خواهد شد

گره می‌زد به دست مرتضی و خوب می‌دانست
که چشم بخت عالم تا قیامت بسته خواهد شد

علی مامور بر صبر است، بی پروا بزن قنفذ!
که در این کوچه حتی دست غیرت بسته خواهد شد

فدای چشم‌های نیمه جانی که در این ایام
به ندرت باز می‌گردد به سرعت بسته خواهد شد

اگر بستند دستان علی را بین آن کوچه
دو دست دخرش هم در اسارت بسته خواهد شد


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
11:07
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#عامیانه


شب به شب داری شکسته تر می شی
بد جوری داره دلم شور می زنه
چشمای بی رمقت به من میگه
آخرین روزای با هم بودنه

نرو تنها کس دنیای علی
دشمنامون و حاجت روا نکن
دنیا داره رو سرم خراب میشه
برا مرگت این همه دعا نکن

شب تا صبح می میری و زنده میشی
حال و روزت از چشام سو می گیره
ای خدا دردم و من به کی بگم
تو خونه زنم ازم رو می گیره

الهی دست مغیره بشکنه
بد جوری شکسته احترامم و
من مسلمونم چرا تو مدینه
نمیدن دیگه جواب سلامم و

تو و جون کندن و آه زیر لب
من و غصه خوردن و خون جگری
علی حیرونه : اینا دیگه کیَن
زن و می زدن کتک و چل نفری

دیدی فاطمه چه جوری این دوتا
به من و تو درد بی امون دادن
زیر چشمی موقع عیادتت
خون مسمار و بهم نشون دادن

زن هیجده ساله باید سر چی
دو سه ماهه بشه قامت کمونی
جون من رسید به لب وقتی دیدم
تو نماز ِتو نشسته می خونی

می دونم داری به چی فکر می کنی
وقتی خیره ای به چشمای حسین
خونمون کربلا میشه وقتی که
می زنی شونه به موهای حسین

بَده حالت داری انگار می بینی
پنجه شمر و تو گیسوی حسین
وای من پهلو شکسته پیش تو
می زنن لگد به پهلوی حسین

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
11:07
#حضرت_زهرا_شهادت

نذر حضرت فاطمه بنت اسد سلام الله علیها


ابرها بر سقفِ ما بارانِ نم‌نم ریختند
در میان آشیانم یک جهان غم ریختند

خانه‌ام را سیل دارد می‌برد کاری بکن
در نگاه بچه‌هایم آب زمزم ریختند

یک بغل واکردی و گفتند مادر خوب شد
چار طفلم بینِ آغوشِ تو باهم ریختند

تو خودت دارالشفایی پس شفایت را طلب
در نفسهایت عزیزم اسم اعظم ریختند

اشکهایم ای شکسته سینه رویت خیس کرد
سرفه‌هایت لکه خون‌ها را به رویم ریختند

هم نمی آید چرا زخمت چرا بهتر نشد
فضه و اسماء و زینب هرچه مرحم ریختند

چند روزی هست دارد بچه‌ام جان می‌دهد
چه شده؟ انگار در کامِ حسن سم ریختند

مادرم را در بقیع گفتی چه شد با کودکت
کاش می‌گفتی سرت یکباره باهم ریختند

فاطمه بنت‌اسد حالِ عروست را ببین
بر سرِ شیرخدا چند ابن‌ملجم  ریختند

در به رویت فاطمه اُفتاد و از آن رد شدند
بار شیشه داشتی با ضرب محکم ریختند

از تو چادر خاکی و از من محاسن روی خاک
تو زمین خوردی سرِ من خاکِ عالم ریختند

ریسمان بر گردنم بود تو هم درشعله‌ها
تازه وارد‌ها  سرِ طفلانِ ما هم ریختند

**

دادم از حالا برای زینبِ بی مَحرم است
آه می‌بیند که در گودال یکدم ریختند

نیزه‌ها با تیغ‌ها بسیار بسیار آمدند
آب را در پیش آن لب تشنه کم‌کم ریختند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:08
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اگر آرام بگيرد سرش ان شاالله
مادرم پا شود از بسترش ان شاالله

خوانده ام يكصد و ده بار خودم حمد شفا
تا شود دلخوشي همسرش ان شاالله

خوب خواهد شد و با دست خودش خواهد زد
شانه بر موي سر دخترش ان شاالله

مثل سابق من و كلثوم و برادرهايم
مي نشينيم به دور و برش ان شاالله

دردها ميرود و مادر من مي ماند
فيض ها مي برم از محضرش ان شاالله

از خدا خواسته ام دست به پهلو نشود
تا نبينيم دو چشم ترش ان شاالله

حال و روز پدرم كاش شود مثل قديم
گفت پشت سر او مادرش ان شاالله...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
11:09
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


در میان خلق با او بوده هم‌سر فاطمه
از ازل ساقی علی بوده ست، کوثر فاطمه

نام زهرا می درخشد در میان اهل بیت
سیزده معصوم ما دُرّند، گوهر فاطمه

چون کلام حق که با "هُم فاطِمَه" آغاز شد
در میان پنج تن هم بوده محور فاطمه

در بهای آفرینش از نبی و از علی
با حدیث قدسی "لولاک" شد سر فاطمه

هردو یک روحند اما در دوتن، با این حساب
فاطمه شد حیدر کرّار و حیدر فاطمه

سیب در معراج با دست پیمبر شد دو نیم
نیم آن شد ذوالفقار و نیم دیگر فاطمه

مرتضی با ذوالفقار انگار جولان می دهد
خطبه خوانی می‌کند تا روی منبر فاطمه

هر خطیبی که دم از فضل و دم از ایثار زد
انتهای منبر او ختم شد بر فاطمه

هرکسی در روضه های بچه هایش کار کرد
پاسخش را می دهد چندین برابر فاطمه

بر قلوب شیعیان مهر شفاعت می زند
می تکاند چادرش را روز محشر فاطمه

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
11:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی


با هیزمِ آن طایفه ی چون نمرود
میسوخت حریم وحی در آتش و دود
آه ای أمَة الله مگر خانه ی تو
مصداق بیوتٍ أذِنَ الله نبود؟
_
نشنید زمانه خطبه اش را مردم!
کارش به کجا کشید دنیا مردم!
او گفت ولی خلیفه تکذیبش کرد
صدیقه مگر نبود زهرا مردم؟!
_

در ذهن زمانه روضه ای ناب گذاشت
صد داغ در این سینه ی بی تاب گذاشت
قبل از سفر شبانه اش چندین بار
بالای سر حسین خود آب گذاشت
_
در میزد و با دست نه، با پا میزد
با نیت سیلی، آستین تا میزد
قبل از درِ خانه، مرد هیزم در دست
آتش به دل زینب کبری میزد
_

زینب از کودکی بلا را دیده ست
در کوچه گریز کربلا را دیده ست
یکروز درِ خانه و روزی خیمه
او سوختن فاطمه ها را دیده ست
_
در آتشِ خیمه، آتشِ در می دید
هم سوخت هم افتاد زمین، زجر کشید
کیفیت درد بازو و پهلو را
از فاطمه ی سه ساله باید پرسید
_

افتاد دلش به یاد داغی جانکاه
با هر نفسش هماره میسوخت در آه
دلتنگ پدر بود، ولی در آتش
زهرای سه ساله زد صدا: وا اماه
___
ای داد از آن خرابه ی غم، ای داد
هر لحظه به یاد مادرش می افتاد
بازوی کبود و چشم کم سویی داشت
زینب بدن سه ساله را غسل نداد


#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
11:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
704×528, 45.2 KB
#حضرت_زهرا_شهادت


یک عمر شکست دشمنش را دیدند
آن جلوه خیبر شکنش را دیدند

افسوس که داغ فاطمه کاری کرد
زانو به بغل گرفتنش را دیدند

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
11:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی


یک عمر شکست دشمنش را دیدند
آن جلوه خیبر شکنش را دیدند

افسوس که داغ فاطمه کاری کرد
زانو به بغل گرفتنش را دیدند

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
11:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


کار زار بین کوچه کار ما را زار کرد
حال گل را زار کرد و کوچه را گلزار کرد

دیده شیر خدا را دور دید و شیر شد
آن که روز مادرم را همچو شام تار کرد

داشت مادر حرف می زد بی حیا مهلت نداد
ناشنیده وحی را با سیلی اش انکار کرد

مادر نازک تر ازبرگ گل مارا زدند
سنگ می داند چه با ان شیشه رخسار کرد

نیمی از گلبرگ او پژمرد از سیلی خصم
نیم دیگر را چو لاله ضربه دیوار کرد

او رشیده بود آه افتاد و آن افتادنش
زخم هایی را به زخم کهنه اش تکرار کرد

شکر من بودم عصای مادرم در کوچه ها
بعد ازآن ظلمی که در کوچه بر او اغیار کرد

وای اما از رقیه در شب تاریک دشت
خواب بود و زجر او را بی هوا بیدار کرد

هیچ کس در آن سیاهی های شب یارش نشد
زیر دست پای زجر او مرگ را دیدار کرد

قد او تا زانوان زجر هم حتی نبود
بی حیا اما برای زجر او اصرار کرد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
11:16
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


تویی مادرانه هوادار ما
طبیب نفس های بیمار ما

فقیر و یتیم و اسیر آمدیم
ببین حالت سخت غمبار ما

به جایی به جز آستان شما
الهی نیافتد سر و کار ما

نباشد در این تنگنای درد
به غیر از توسل در افکار ما

در این روزگار پُر از بی کسی
کسی غیر یادت نشد یار ما

کسی جز دل مهربانت نخورد
غم زندگانی دشوار ما

الا فاطمه فاطمه فاطمه
شده نام تو حُسنِ تکرار ما

فقط دست پر مهر تو وا کند
گره های پیچیده در کار ما

بیا مادری کن ببخشای اگر
که در شأن تو نیست رفتار ما

چه ها می کند نام دیوار و در
در این روضه ها با دل زار ما

فدای غم روضه ی کوچه ات
تپش های قلب عزادار ما

غم کوچه تا خون به رگ های ماست
صدای بلند تبرّای ماست


#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
23:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت


آمد بیادم از غم زهرا و ماتمش
آن محنت پیاپی و رنج دمادمش

آن دیده پر آبش و آن آه آتشین
آن قلب پر ز حسرت و آن حال درهمش

آن دست پر ز آبله وان شانه کبود
آن پهلوی شکسته و آن قامت خمش

دردی که بود داغ پدر آخرالدواش
زخمی که تازیانه همی بود مرهمش

از دیده ی سرشگ فشان در غم پدر
وز دیده نظاره بحال پسر عمش

یکسو سریر و تخت سلیمان دین تهی
یکسو بدست اهرمن افتاده خاتمش

توحید را بدید خراب است کشورش
اسلام را بدید نگون است پرچمش

مصحف ذلیل و تالی مصحف اسیر غم
بسته بریسمان گلوی اسم اعظمش

ام الکتاب محو و امام مبین غریب
منسوخ نص واضح و آیات محکمش

گه یاد کردی از حسن و هفتم صفر
گه از حسین و عاشر ماه محرمش

آتش زدی بجان سماعیل و هاجرش
خون ریختی ز دیده عیسی و مریمش

از گریه اش ملایک گردون گریستند
کروبیان بماتم او خون گریستند

#ادیب_الممالک

@raziolhossein
30 December 2021
ش
13:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی

زهرا که ندیده آسمان سایه‌ی او
کس غیر علی نبود هم پایه‌ی او

جز فاطمه و چهار فرزندش نیست
مقصود ز کوثر و چهار آیه‌ی او

#مهدی_آصفی

@raziolhossein
13:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بی بی سلام آمدم امشب عیادتت
باران شوم برای تو و داغ غربتت

بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی
با گریه های هِجر پیمبر چه می کنی

بی بی سلام راهی بستر شدی چرا؟
بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا؟

چیزی نمانده است دگر از وجود تو
رنگی نمانده است به روی کبود تو

سر درد داری و سر تو تیر می کشد
اصلا تکان نخور، پَرِ تو تیر می کشد

می ترسم اینکه پیرهنت لاله گون شود
می ترسم اینکه بستر تو غرق خون شود

پهلو شکسته، درد تو را آب کرده است
خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است

ای نور آشیانه چرا پیر گشته ای؟
آه ای جوان خانه چرا پیر گشته ای؟

جانم فدای پلکِ تَرِ نیمه جان تو
بی بی فدایِ روضه ی قدِّ کمان تو

بی بی سلام با غم زینب چه می کنی؟
با قصّه سه تا کفن امشب چه می کنی؟

انگار سوزِ آه تو در شور و شین شد
ذکر لبانِ خشک تو نام حسین شد

تو می روی ولی پسرت بی کفن شود
در قتلگاه، کشته ی صد پاره تن شود

پس با زبان پر گله زینب در آن میان
رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان:

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست ...

#وحید_محمدی

@raziolhossein
13:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی

درکوچه به غم که مبتلایت کردند
اجداد تو با ناله صدایت کردند

ای یاس علی همینکه سیلی خوردی
گلهای فدک گریه برایت کردند

#حامد_آقایی

@raziolhossein
13:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

نام علی را هر نفس تکرار می کرد
افلاک را از نور خود سرشار می کرد

بر عهده رزق عالم لاهوت را داشت
روح الامین در منزل او کار می کرد

هر روز مانند نبی معراج می رفت
تا خویش را در آینه دیدار می کرد

آیینه بود و در تجلی کمالش
نور حسین خویش را اظهار می کرد

درگاه قدس از مقدم او نور می خواست
پس به غبار راه او اصرار می کرد

درکش برای خاطر خورشید سخت است
آتش چرا با چادرش پیکار می کرد

بی اذن آتش در رواق خانه آمد
ترغیب بی شرمانه ی مسمار می کرد

تا میخ در راه دگر را پیش گیرد
از او تمنا حیدر کرار می کرد

دستار زهرا در تب او سخت می سوخت
خیلی گلایه از در ودیوار می کرد

ای کاش قدری تازیانه نرم خو بود
با دست زهرا مهربان رفتار می کرد

با چارچوب در غمش را قاب کردند
رنگ کبودی، جلوه اش را تار می کرد

باغ فدک گلزار گلهای بنفشه است
یاد از رخ نیلی او بسیار می کرد

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
13:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1200×1200, 88.9 KB
بیـــزارم از دینــی ، که از بعـــد پیمــبر
گوسـاله باشـد جایِ هارون روی منبـــر

من کینه دارم زانکه در مسجد صدا زد:
«زهــرا اگر صـدیقـه ای شاهــد بیاور!»

محمدعلی انصاری

@raziolhossein
13:35
#حضرت_زهرا
#دوبیتی #تبری

بیـــزارم از دینــی ، که از بعـــد پیمــبر
گوسـاله باشـد جایِ هارون روی منبـــر

من کینه دارم زانکه در مسجد صدا زد:
«زهــرا اگر صـدیقـه ای شاهــد بیاور!»

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
ش
17:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1277, 197.4 KB
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه

رو بِه شِشْ گوشه ی
اَربابْ کِه چِشمَمْ اُفتادْ
جُزْ حُسِینْ هَرْ چِه که
بوده استْ زِ چِشمَمْ اُفتادْ

#رضا_کلاهدوز
@raziolhossein
17:21
#امام_حسین_مناجات


هر که برگردانْد رو از راه تو گمراه شد
آنکه دورت گشت، در چشمانِ تو دلخواه شد

فطرس آمد از پرِ قنداقه ات حاجت گرفت
خوش به حال آنکه از آقایی ات آگاه شد

بد زمین خوردم! بد آوردم! به وٱلله ِ قسم-
هر کجا دست من از دامان تو کوتاه شد

شهرت شش گوشه ات آنقدر بسیار است که؛
زائرت افلاک و عرش و کهکشان و ماه شد

آمدند و تو نگاهی کردی و رفتند و من
روزگارم روزگارم روزگارم آه شد

ناخدای نابِ کشتی نجاتی تا ابد
نوح آمد در حریمت خادم ِ درگاه شد

سایه ات روی سرش افتاد و پای ذکر تو
یوسف آزاد از شب و بی سرپناهِ چاه شد

پیش از آنکه دستِ مادر طفل بسپارد به نیل
تربتت را داد... پس موسی کلیم الله شد

#م_عاطفی

@raziolhossein
1
31 December 2021
ش
12:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
12:12
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه



صاحب عزای حضرت خیر النسا، بیا
ای بانی شکسته دل روضه ها، بیا

درد فراق تو به خدا می کشد مرا
رحمی نما به حال دل این گدا، بیا

از بس به هجر روی تو عادت نموده ایم
دل می رود به سمت گناه و خطا، بیا

ما در میان بحر گنه غوطه می خوریم
آقا نجاتمان بده از این بلا، بیا

مشغول خویش و بندۀ دینار و درهمیم
فکری به حال نوکر زهرا نما، بیا

لطف تو بوده گریه کن مادرت شدیم
ای سفره دار واسعۀ هل اتا، بیا

ای آخرین نگار دل آرای فاطمه
آقای من! برای رضای خدا، بیا

آقا به حقّ چادر خاکی مادرت
آقا به حقّ داغ دل مرتضی، بیا


@raziolhossein
12:13
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه


با گریه مانوسم نه یک ماه و دو ماهی
شد گریه ام باب فیوضات الهی

هر روز و شب کارم سلامِ برحسین است
با این امیدی که کنی سویم نگاهی

من بار ها دیدم که با یک قطره ی اشک
با آبرو گردید ، عبدِ رو سیاهی

شرمنده ام یک عمر قلبت را شکستم
در زندگی ام نیست روزِ بی گناهی

اصلاً محبت های تو بد عادتم کرد
تنبیه کن این بی ادب را گاه گاهی

دردِ دلم را جز شما با که بگویم
تنها تو هستی که برایم تکیه گاهی

پایانِ کارم گشته و رویت ندیدم
واکن ز قلبم رو به سوی خویش راهی

آقا قسم بر صورت نیلیِ مادر
آن چهره ای که دارد از سیلی گواهی

آقا قسم بر خانه ای آتش گرفته
آنجا که پشت در به پا شد قتلگاهی

ای انتقامِ کشته ی مسمار بر گدر
جانِ گرفتارِ در و دیوار برگرد

#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
👍 1
12:14
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه

در انتظار تو چشمم هميشه بارانيست
وبی تو حال وهوای دلم چه طوفانيست

بيا که  خیری از این زندگی نمی بینم
كه لحظه لحظه ی عمرم پراز پريشانيست

هوای خيمه ی قلبم بدون تو سرد است
بهار،پيش دوچشمم شب زمستانيست

زجاده ای که گذركرده ای مسافرعشق
ببين كه جای قدمهای تو چه نورانیست

درون سينه ی من پر ز آه تب دارست
حديث غيبت تو بين سينه زندانيست

دعای ندبه ی هر صبح جمعه ام آقا
به قصد آمدنت خانه ام به مهمانيست

دوباره روضه ی زهرا و غربت حیدر
بياو روضه بخوان بزم مرثیه خوانيست

خدا زیاد کند اشک چشم های مرا
چراکه فاطمیّه روضه هاش طوفانیست


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
12:15
#امام_زمان_فاطمیه
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند

تا منتقم فاطمه آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
12:15
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_زمزمه


دور از تو ای شاه زمن
بیزارم از باغ و چمن
دل شد زهجرت پر محن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن

....

تا کی بگویم ای خدا
این معز الاولیا
بازآ عزیز ذوالمنن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
.....

ای مهدی زهرا بیا
آواره صحرا بیا
بنگز زمانه پر فتن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
......

شاها امان از بی کسی
پس کِی به داد ما رسی
بادا فدایت جان من
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
.....

درد مرا درمان بده
کار مرا سامان بده
بگشا گره از کار من
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
.....

شاها نگر در کربلا
از ظلم و جور اشقیا
جسم حسینِ بی کفن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن

.....

افتاده بر روی زمین
نعشِ حسینِ نازنین
اشکی فشان بر آن بدن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
......

تاجِ سرِ حبل المتین
شد از جفا نقش زمین
گشته جدا راسش زتن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن


@raziolhossein1
12:15
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

در غیبت تو دربدری ها باشد
ما را زغمت خونجگری ها باشد

شاید که همین جمعه بیایی شاید
تا باشد از این خوش خبری ها باشد

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
12:22
#امام_زمان_فاطمیه


بيا كه گنبد خضراست ديده بر راهت
بيا كه حيدر تنهاست ديده بر راهت

چقدر منتظران تو بي صدا رفتند
نگاه مضطرب ماست ديده بر راهت

به هر ديار عزادار مادرند همه
بيا كه عترت طاهاست ديده بر راهت

قسم به خاك نشسته به چادر مادر
سكوتِ غربتِ دنياست ديده بر راهت

هنوز نالة مادر به گوش مي آيد
ببين كه حضرت زهراست ديده بر راهت

ميان كوچه به دنبال گوشواره حسن
شهيد سيلي اعداست ديده بر راهت

كنار بستر غرق به خون مادرتان
هنوز زينب كبراست ديده بر راهت

ميانِ گوديِ مقتل حسين افتاده
هنوز زير لگدهاست ديده بر راهت

به ناله هاي بُنَيَّ كنار آن گودال
زني كه غرقِ تماشاست ، ديده بر راهت

نشسته بي ادبي رويِ سينة ماهش
ببين كه مادرت آنجاست ديده بر راهت

زمان كشتن لب تشنه آب مي خوردند
لباس هاي تنش را يكي يكي بُردند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
12:22
#امام_زمان_فاطمیه


سپیده سر زده آیا تو بر نمی گردی؟
برای دلخوشی ما تو بر نمی گردی؟

ببین که خشک شده صحن آبی چشمم
تمام وسعت دریا تو بر نمی گردی؟

همیشه حسرت و تنهایی و غم و دوری
شده َست قسمت من تا تو برنمی گردی

ز بس که طول کشیده زمان آمدنت
چه بدگمان شده دنیا تو بر نمی گردی

تمام ثانیه های شب تو پرسیدند ...
طلوع روشن فردا تو بر نمی گردی؟

اگر قسم بدهم بر دعای نیمه شبِ
قنوت خسته ی زهرا تو برنمی گردی

اگر شبی وسط روضه ام بخوانم از
دودست حضرت سقّا تو بر نمی گردی

نشسته ام همه ی شب به راه آمدنت
سپیده سر زده حالا؛ تو بر نمیگردی؟



#محمد_حسن_بیاتلو

@raziolhossein
ش
22:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین
#حضرت_زهرا
#فاطمیه


ماجرای عیادت سلمان و وصیت علیک بهذا الغریب

ولای حیدر کرار اصل ایمان است
محبت علی و آل ، حکم قرآن است

نوشت اجر رسالت ، مودّت قُربیٰ ست
کسی که اهل وِلا نیست نامسلمان است

علی حقیقت ایمان ، علی تمام یقین
علی به درد زمین و زمانه درمان است

علی کسیست که زهرا فدای او گردید
گواه و شاهد من آن مزار پنهان است

طبیب عالم امکان ، طبیبة اش زهراست
صدای فاطمه او را مفرِّح جان است

(صدا زد اشهد ان علی ولی الله )
نوای او به دل خصم ، تیغ برّان است :

علی امام من است و منم کنیز علی
هزار جان گرامی فدای جانان است

به هر مصیبت و زحمت ز جا بلند شده
چه پیش آمده مشغول پختن نان است

به موی زینب خود شانه میزند امشب
و گرم شست و شوی جامه های طفلان است

علی گرفت ز دست شکسته اش جارو
کمی بخواب عزیزم چه وقت احسان است

به گریه فاطمه گفت ای پسرعموی غریب
رسیده وقت جدایی و دل پریشان است

کجاست آن که به عشق تو‌ شد از اهل البیت
چرا که فاطمه چشم انتظار سلمان است

به امر حضرت مولا رسیده سلمانش
نظاره کرد که بی بی چقدر گریان است

هدف از اینکه صدایت نمودم ای سلمان
سفارشیست که وقت تذکر الآن است

وصیتم به تو این است ای مرید علی
علی غریب تر از جملهٔ غریبان است

ببین که فاطمه جان میدهد به راه علی
سزاست یک‌ تنه باشی تو‌ هم سپاه علی

اگر چه درد شدیدی به پهلویم دارم
اگر چه ناحلة الجسم و سخت بیمارم

اگر چه بازوی من جا به جا نمیگردد
اگر چه آتش و مسمار داده آزارم

ببین معصبة الراس گشته ام سلمان
هنوز از اثر تازیانه تب دارم

ببین که از مژهٔ سوخته ببارم اشک
منم که باکیة العینم و گرفتارم

دگر ز خالق خود مرگ خود طلب کردم
دعا کنم که بیاید پدر به دیدارم

هزار درد دل من بماند ای سلمان
شب از غریبی یار غریب بیدارم

ببین که فاطمه جان میدهد به راه علی
سزاست یک‌ تنه باشی تو‌ هم سپاه علی


#سیداحمد_هاشمی_شهیدی

@raziolhossein
22:48
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


سلام ای ذکر خاص حق ثنایت
درود ای گفته احمد من فدایت

تو فرقانی تو یاسینی تو طاها
تو زهرایی تو زهرایی تو زهرا

تو حبل محکم حبل المتینی
امید رحمه للعالمینی

تو بسم الله سماواتت کتابند
تو خورشیدی و عالم آفتابند

جنان یک ذره از دامان باغت
جهان یک شعله از نور چراغت

ملک موج لطیفی از نگاهت
فلک گرد حقیر از گرد راهت

حیات عشق از خون حسینت
بلندی خاکبوس زینبینت

شرافت مستمند صبح خیزت
حیا تصویری از ظلّ کنیزت

نیایش سائل بیت گلینت
دعا را سجده بر خاک زمینت

مزار مخفی ات مخفی است در دل
سبک مغزان تو را خوانند در گل

کرامت حسنی از قصر بلندت
سخاوت تا قیامت مستمندت

امامان آبرومند جلالت
امیر مؤمنان محو کمالت

پیمبر عاشق راز و نیازت
خدا فخریه دارد بر نمازت

بهشت قرب احمد سینه توست
ضمیر خلق در آیینه توست

مکان عبد ذلیلی در ره توست
زمان مرهون عمر کوته توست

همه دشت کویرند و تو گلشن
همه شام سیه تو صبح روشن

همه سوز درونند و تو داغی
همه تاریکی اند و تو چراغی

همه جسم ضعیفند و تو جانی
همه قطره تو  بحر بیکرانی

تو دریا کشتی ات دل های آگاه
تو کوثر ساقی فیضت ید الله

ملک یا حور یا آدم که هستی
که می داند که هستی یا چه هستی

جهان از رازها بس پرده انداخت
سر مویی تو را نشناخت نشناخت

تو سر ناشناس انبیایی
تو آن  عبدی که سر تا پا خدایی

تو استاد و جهان دانشگه توست
تو قرآن و علی بسم الله توست

الا ای مام باب آفرینش
همه ذریه ات ارباب بینش

تو چونان دختی ای دادار منظر
که باب خلقتت فرمود مادر

تمام آفرینش پای بستت
پیمبر خم شد و بوسید دستت

گنهکاران چو رو در محشر آرند
همه چشم شفاعت بر تو دارند

به جز باب عنایاتت دری نیست
تو گر نایی به محشر محشری نیست

اگر گیرد کسی از خلق دستی
تو هستی و تو هستی و تو هستی

به محشر ناقه ات چون پا گذارد
سحاب رحمت از هر سو ببارد

عقوبت در نگاهت سایبانی
شفاعت ناقه ات را ساربانی

به محشر از فراز چرخ گردون
ندا خیزد که این الفاطمیون

همه حوران به استقبال خیزند
برات عفو پیش پات ریزند

شود تا نازنین قلب تو خرسند
ببخشند و ببخشندو ببشخند

چنان گردد که از فرمان دادار
بگردد عفو دنبال گنه کار

بهشت خویش را تا در گشاید
خدا را هم شفیعی چون تو باید

تو سر تا پا بهشت مصطفایی
تو جانان علی مرتضایی

سرایت جنت ای خاکم بدیده
بهشت و شعله آتش که دیده

که دیده حور در آتش بسوزد
که دیده باغ جنت بر فروزد

چه گویم با که گویم منطقم لال
که قرآن شد به بیت وحی پامال

چه نیکو  با تو هم دردی نمودند
که با آتش در بیتت گشودند

عدو حق ذو القربی ادا کرد
ز قرآن قل هو الله را جدا کرد

گمانم مرتضی شد کشته آن روز
که بشنید از تو آن فریاد آن روز

از آن اعدا تو را حرمت شکستند
که یارانت همه خامش نشستند

در اینجا بسته نطق(میثم)توست
سخن کوچکتر از شرح غم توست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 January 2022
ش
03:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان

بیت وحی و شعله های نار أَینَ المُنتَقِم
سوخت در آتش گل و گلزار أَینَ المُنتَقِم

این صدای ناله زهراست می آید به گوش
از میان آن در و دیوار أَینَ المُنتَقِم

مادر و شش ماهه باهم پشت در افتاده اند
کار شد بر خادمه دشوار أَینَ المُنتَقِم

خون محسن می‌چکد از آن درِ آتش زده
خون زهرا ریزد از مسمار أَینَ المُنتَقِم

با چهل نامرد شد در کوچه زهرا رو به رو
وایِ من از این همه آزار أَینَ المُنتَقِم

در کنار قبر زهرا نیمه شبها تا به صبح
ناله میزد حیدر کرار أَینَ المُنتَقِم

دید تا طشت پر ازخونِ حسن را خواهرش
گفت با چشمان گوهر بار أَینَ المُنتَقِم

نیزه داران آنقدَر بر پیکر اکبر زدند
شد تنش مانند نیزه زار أَینَ المُنتَقِم

با عمود آهنین افتاد آخر بر زمین
با سر آن سر لشکر و سردار أَینَ المُنتَقِم

خون اصغر را که می پاشید سمت آسمان
گفت جدّت با دل خونبار أَینَ المُنتَقِم

کرد با خون دلش مویِ سفیدش را خضاب
بین مقتل سیدالاحرار أَینَ المُنتَقِم

در میان قتلگه که دست و پا میزد حسین
در حرم شد کار زینب زار أَینَ المُنتَقِم

از حرم تا قتلگه میزد صدا (أَینَ الحسین)
تا تنش را دید میزد زار أَینَ المُنتَقِم

زجر ملعون دختر از قافله جا مانده را
می‌کشد با زجر روی خار أَینَ المُنتقم

زینبی که سایه اش را چشم نامحرم ندید
شد تماشایی سرِ بازار أَینَ المُنتَقِم


@raziolhossein
ش
15:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

آتش در بی مهابا عمر زهرا را گرفت
دود این آتش تمام اهل دنیا را گرفت

ضربه ی سیلی جوان مرتضی را پیر کرد
ضربه ای که روشنی چشم حورا را گرفت

در سکوت شهر، دود و آتش و بی حرمتی
جان زهرا را نه تنها جان مولا را گرفت

پاره کرد افسار خود را مردکی که بی صفت
در خیانت پیشگی جای یهودا را گرفت

صفحه ای خون رنگ در تاریخ دنیا باز شد
یک لگد از مادری فرزند فردا را گرفت

بین کوچه دامن مولا به دست فاطمه
بود تا وقتی که قنفذ راه آنها را گرفت

خانه تا مسجد قلاف پُر به پهلویش زدند
آن قلاف پُر که جان مادر ما را گرفت

جاهلیت در لباس اولی و دومی
انتقام خندق و بدر و احد ها را گرفت

برنخواست از شهر فریادی به یاری علی
باز بُت جای خداوند تعالی را گرفت


#حسن_کردی

@raziolhossein
15:29
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


آنکه تابید رخش در شب یلدای علی
کیست جز فاطمه نوریّه ی شبهای علی

همه بر پاش میوفتند پیمبرها هم..
ولی افتاد خود فاطمه بر پای علی

بارها گفت پیمبر که علی جان من است
و شده فاطمه هم جان گوارای علی

هرچه گفته ست علی بود علی بود علی
نیست بر لوح دلش غیر تولای علی

ما گدایان علی ریزه خور فاطمه ایم
جان فدای کرمت حضرت زهرای علی!

حکم لولاک خدا بود که فهماند به ما..
اوست تنها سبب خلقت دنیای علی

این دوسه ماه چه آمد به سر بانو که..
بسته شد بر رخ او راه تماشای علی

یک در سوخته و یک زن سیلی خورده
ما بمیریم برای غم عظمای علی

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
15:32
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


طعم بهار را نچشیدم خزان شدم
یاسم ولی به رنگ گل ارغوان شدم

این روزها, قیام و رکوعم شده یکی
مثل هلال ماه, خمیدم کمان شدم

آمد به خانه دختر طلحه به دیدنم
گفتم ببین که پوستِ بر استخوان شدم

یک روز اگر زمین نخورم شب نمی شود
نیرو ز دست داده ام و ناتوان شدم

من بازویم شکسته ولی کار می کنم
حیدر ببیندم که دوباره جوان شدم

گیرم وضو جبیره, مقصر مغیره شد
بس ضربه زد به بازوی من نیمه جان شدم

#سعید_خرازی

@raziolhossein
2 January 2022
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه


نامت همیشه زمزمه ی بی امان ماست
ما اهل خاک و روضه ی تو آسمان ماست

در زیر سقف روضه ات ای صبح بی غروب
تنهاترین مجال تنفس، از آن ماست

محتاج نور نیست هر آنکس تو را شناخت
مهرت چراغ خانه ی هر دو جهان ماست

مادر شدی و لحظه به لحظه حواس تو
در پیش "اعتقاد دل" و "آب و نان" ماست

ذکر شریف فاطمه، ای خیر دستگیر
سنگین ترین عبادت روی زبان ماست

داغ تو را نه اینکه فقط گریه می کنیم
امروز درس فاطمیه، امتحان ماست

واجب ترین فریضه ی ما فاطمیه است
این اعتقاد قاطبه ی دوستان ماست

صورت کبود روضه ی دیوار و کوچه ایم
این زخم های سرخ همیشه نشان ماست

جان داده ای به راه امامت که همچنان
نام علی هنوز بلند از اذان ماست


#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
05:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#اذان_بلال


به بزم روضه زهرا ملک عزادار است
به هر مصیبت و حزنش فلک گرفتار است

هوای گریه کنش را همیشه خواهد داشت
همان کسی که برای علی هوادار است

تمام دلخوشی مرتضاست این بانو
برای مکتب حق بهترین طرفدار است

به وصف او چه نویسم که در خورش باشد
همین بس است که ناموس حی دادار است

اگر که دیده ببارد بر این غم و اندوه
یقین که مهدی زهرا خودش خریدار است

میان گریه بخواهم من از خدا فرجش
در انتظار ظهورش در است و دیوار است

خدا کند برسد آن امام منتظران
شمیم جامهٔ یوسف رسد به عالمیان

عزیز فاطمه با دیدهٔ ترش آمد
به روضه ای که عزادار مادرش آمد

برای مادر خود مثل ابر میبارید
به گریه گفت خدایا چه بر سرش آمد ؟

چگونه بهر تسلّی به خانه اش رفتند ؟
چقدر آتش و هیزم برابرش آمد !

چگونه رفت ز یاد همه که پیغمبر
«وضو‌گرفته» به بیت مطهرش آمد ؟

اگر چه داغ پدر تازه بود بر جانش
هزار داغ دگر نیز در برش آمد

دمی که فاطمه دلتنگ یک اذان شده بود
بِلال ، خدمت دخت پیمبرش آمد

مؤذنی که صدایش هزار خاطره داشت
به قصد گفتن لبیک‌ محضرش آمد

نگفته بود پس از مصطفی اذان اما
دوباره نغمهٔ الله اکبرش آمد

همین که اشهد ان محمدا را گفت
دوباره فاطمه غش کرد و همسرش آمد

چقدر بعد پیمبر ضعیف شد زهرا
شبیه شمع شد آب و نحیف شد زهرا

همین که نام پدر را شنید رفت از هوش
همین که فاطمه غش کرد شد علی مدهوش

مدینه غرق محن گشت با صدای اذان
صدای شهقه مادر رسید بر هر گوش

گمان نمود مدینه که فاطمه جان داد
بلال از نفس افتاد و از اذان خاموش

علی دوباره صدا زد که باز کن چشمت
چگونه ماتم دوریّ تو کشم بر دوش ؟

به هوش آمده زهرا ولی دلش خون است
مدینه نیست چرا فکر صورت و پهلوش؟

میان کوچه زمین میخورد ز ضرب جفا
پی علی بدود عاشقانه بر زانوش

چگونه دستْ شکسته کسی بغل گیرد
چگونه زینب خود را گرفت در آغوش

غلاف و سیلی و مسمار و دود یا آتش
کدام بود علی را نمود مشکی پوش


#سیداحمد_هاشمی_شهیدی

@raziolhossein
05:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



درد و دل با رسول الله صلی‌الله علیه و آله و سلم


رفتی و آب شدنم رو ندیدی
بابا بی تاب شدنم رو ندیدی
چشم زخمیم دیگه رو هم نمیاد
شبا بی خواب شدنم روندیدی

توی بستری یه طوری زمین گیرم
دعام این شده که زودتر بمیرم
دو قدم می رمو می خورم زمین
اگه دستمو به دیوار نگیرم

بس که پیر شدم میون غصه ها
که نمیشناسیم دیگه حتی بابا
نفسام خوب دیگه بالا نمیاد
از همون سیلی که خوردم بی هوا

طاقت گریمو مردم ندارن
حرفی جز شکایت این قوم ندارن
یه طوری خونمونو آتیش زدن
دیگه توی خونه هیزم ندارن

یادته دست منو می بوسیدی
از سینم بوی بهتشتو میشنیدی
جای بوسه ها تو دشمنت شکست
بابا خوب شد نبودی و ندیدی

پشت در هیچکی به دادم نرسید
شعله آتیش تو چادرم پیچید
اومدم تو شعله ها صدات کنم
میخ در رسید نفسهامو برید

شعله ها راه نفسهامو که بست
یه دفه دردی به پهلوهام نشست
بی حیایی زد و عمدا شیشه ی
عمر محسنم رو پشت در شکست

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
06:01
#امیرالمومنین_مدح


مایی که گشته ایم پریشانش این چنین
باید شویم خیره بر ایوانش این چنین

بیرون زده است خوشه ی انگور از ضریح
او رزق می دهد به فقیرانش این چنین

ما قصد کرده ایم که خاک رهش شویم
گر دست می بریم به دامانش این چنین

باید هر آن چه هست به قربان او شود
وقتی که گشت فاطمه قربانش این چنین

راهی به غیر راه علی مستقیم نیست
آری خدا نوشته به قرآنش این چنین

غیر از شب ولادت او کعبه هیچ گاه
پاره نبوده است گریبانش این چنین


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
06:03
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


جهان و هر چه در آن، مبتدا،خبر، زهراست
شبیه و مثل ندارد،‌ که یک نفر، زهراست

دلیل خلقت عالم فقط همین کلمه است
دلیل محکم ایجاد، مختصر، زهراست

تمام قاعده‌ها را به هم زده این زن
که دختر پدر و مادر پدر زهراست

غمی به قلب علی می‌رسد مگر؟ هرگز
برای غربت مولا، اگر سپر زهراست

برای وسعت او کوچک است این دنیا
بریده از همه دل، عازم سفر زهراست

به‌روی بال و پرش، زخم‌های بسیاری است
شکسته‌بال و پر و خسته‌بال و پر زهراست

خروش خطبۀ زینب به گوش هر که رسید
نهیب زد به خود و گفت: او مگر زهراست

رسیده ارث به او تیغ خطبۀ مادر
عجیب‌نیست که این‌دختر اینقدر زهراست

#سید_محمدعلی_نقیب

@raziolhossein
ش
17:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه


هرچه دیدم همه ی دنیا را
کس ندانست غم مولا را
پیش چشمان گهربار علی
همه در کوچه زدند زهرا را
(آن یکی گفت ببر مولا را
دومی گفت بزن زهرا را)

به دلش آه ولبش زمزمه بود
همه غصه ی او فاطمه بود
دگر ای وای شده خانه نشین
آنکه مولا وعزیز همه بود
(بر همه خلق جهان معلوم است
رهبر شیعه علی مظلوم است)

انبیا غصه برایش خوردند
دست او بسته به مسجد بردند
کشته شد شیر خدا وقتی که
پشت در فاطمه را آزردند
(هر که در دل غم مولا دارد
اگر آواره شود جا دارد)

کوه غم ها به دل مولا بود
کاراو گریه و واویلا بود
خصم او را که به مسجد می برد
نگران گل خود زهرا بود
(گل نورسته ی او را چیدند
دشمنان جمله به او خندیدند)

(گفت من بی کس و یارم چه کنم
گره افتاده به کارم چه کنم)
وسط کوچه زدستم رفته
همه ی دارو ندارم چه کنم
دید زهراش فتاده به زمین
عرق شرم فتادش ز جبین


تیره از کینه رخ ماه شده
مونس عمر علی آه شده
دیدتا فاطمه از دستش رفت
همدم راز دلش چاه شده
(گفت مظلوم تر از من به جهان
نیست گر هست تویی فاطمه جان)


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
17:33
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #اذان_بلال


چو دید نقش زمین همسر جوانش را
ز دست داد همه طاقت و توانش را

به پیش دیدۀ او چون زدند زهرا را
هزار مرتبه دشمن گرفت جانش را

هزار حیف که یارش نداشت یارایی
ز دیده پاک کند اشک دیدگانش را

نه با علی نه حسن نه حسین نه زینب
نگفت درد و غم و غصه ی نهانش را

به حیرتم که اگر در مدینه رو آرم
کجا نشان بدهم قبر بی‌نشانش را

چگونه پیر نگردد علی به فصل شباب
کزاو گرفت عدو همسر جوانش را

که دیده بین قفس طایر شکسته‌پری
که ظالمانه بسوزند آشیانش را؟

به جز به باغ امید علی و زهرایش
که دیده غنچه نشکفتۀ خزانش را

حسین مادر مظلومه را دهد از دست
اگر بلال به پایان برد اذانش را

چه قرن‌ها که ستم بر علی شده میثم
که ریختند بسی خون شیعیانش را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


باور کنید قصه ی زهرا دروغ نیست
سیلی زدن به ام ابیها دروغ نیست

انصافتان کجاست که انکار می کنید
گلمیخ داغ و سینه ی حورا دروغ نیست

گیرم که ما دروغ نوشتیم و گفته ایم
قول عمر که پیش شماها دروغ نیست

در نامه ای نوشته برای معاویه :
در را زدم به پهلوی زهرا ، دروغ نیست

هیزم بیار معرکه اقرار کرده است
احراق بیت و غربت مولا دروغ نیست

طوفان وزید پشت درِ باغ هل اتی
درهم شکست شاخه ی طوبی ،  دروغ نیست

دفن شبانه شاهد و شرح حقیقت است
زهرا نبود راضی از آن ها ، دروغ نیست

صدها کتاب اهل تسنن نوشته اند
عین حقیقت است ، ببین ! ها ، دروغ نیست

" ابن ابی الحدید " و " دینوری " و " بلاذری " *
آورده اند در کتب آن را ، دروغ نیست

سوگند می خورم به تمام مقدسات
شد غصب حق عترت طاها ، دروغ نیست

* نام سه نفر از علما و مورخین اهل تسنن

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
3 January 2022
ش
06:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#تبری


نقل‌ست در صحاح و روایات معتبر
از راویان ضابط و مقبول، این خبر

تاریخ سال یازده هجرة الرسول
در آن شب سه‌شنبه که بود آخر صفر

وقتی رسول حق که درود خدا بر او
در بستر شهادتش افتاد محتضر

مسموم زهر کین شده‌ بود و رمق نداشت
بودند گرد بستر او جمع، سی نفر

فرمود کاغذی و دواتی بیاورید
تا جمله‌ای رقم بزنم گرچه مختصر

باید وصیتی بنویسم که بعد من
از راه راستین نروند امّتم به در

اصحاب در صدد که کنند امتثال امر
نزدیک شد نهال رسالت دهد ثمر

ناگاه باز کرد خلاف ادب دهان
فرعون امّت آن دغل پست خیره‌سر

انّ الرجل به شاه دو عالم حواله کرد
شاهی که از لبش نتراود به جز گهر

حرفی گزافه گفت که قد حسبنا کتاب
آخر حرامزاده که گفتت دهی نظر؟

بذر نفاق در دلشان رشد کرده ‌بود
قومی که داشتند تمایل به راه شر

بی‌مایه‌گان مگر نشنیدند این سخن؟
مَن لا یُطیعُ اَمرَ رسولٍ فَقَد کَفَر

بی‌شک دهان سامری آنجا شکسته‌ بود
در قلبشان نبود کمی حبّ عجل اگر

امر مطاع پیک خدا ماند بر زمین
پس بار بست با دل پر خون پیامبر

مرتد شدند بعد نبی، خلق، جز سه تن
نزدیک بود زحمت احمد رود هدر

در عرصه‌ای که قدر ندانند شیر را
کفتار ادعای خلافت کند مگر!

شیر خدا علی‌ست که دنیای خلق را
می‌دید از آب بینی بزغاله پست‌تر

جز بضعة النبی که فقط در خورَش علی‌ست
چشمی ندیده حوریه در قامت بشر

پس شادمان به مهبط جبریل صف زدند
در وقت سوگواری زهرای خون‌جگر

رفتند کرکسان به حریمی که بر درش
جبریل بی‌اجازه نمی‌ریخته‌ست پر

زهرا مگر که در حق آنان چه کرده‌ بود؟
غیر از دعای خیر که می‌کرد تا سحر

می‌کرد ریش‌تر دل ریش بتول را
از شویَش آنکه کینه به دل داشت بیش‌تر

روزی برای او سپرش را علی فروخت
امروز خود شده‌ست برای علی سپر

از آل مصطفیٰ به در بسته کس نخورد
جز بانوی بهشت که افتاد پشت در

چندان فشار ضربت سیلی شدید بود
فضّه نیافت ردّی از آن گوشوار زر

یک‌ تن نرفت از اهل مدینه عیادتش
جز خون پهلو و غم بازو و درد سر

مظلوم بود فاطمه و مُهر این سند
در خون محسن بن علی گشت غوطه‌‌‌ور

محسن امام می‌شد اگر میخ در نبود
کافی‌ست در مصیبت عترت همین ‌قدر

آن روز اشک فاطمه بر چوب خشک ریخت
این‌گونه بین شعله کین سوخت خشک و تر

کو مردمی که فاجعه را درک می‌کند؟
جز چشم مجتبیٰ‌ که هنوزست شعله‌ور

از آتش سقیفه که آن روز دم گرفت
افتاد بر خیام شه کربلا شرر

من کیستم که دم زنم از آتش حرم؟
حور و پری‌ست در غم این دوده نوحه‌گر

میراث فاطمه‌ست گران و عجیب نیست
طفل سه ساله‌‌ای بزند دست بر کمر

هرکس کشید بار علی را شهید شد
آری! علی اصغر شش ماهه را نگر

غرق ولای شمس که ساقی کوثرست
لب‌تشنه جان سپرد، لبِ علقمه،‌ قمر

بعد از نبی ندیده به خود شیعه روز خوش
دیده‌ست اگر، به ناله و اندوه و چشم تر

تاریخ شاهدست که در این معادلات
هرگز نمی‌کند علی و آل او ضرر

پنداشتند شاخه طوبیٰ شکستنی‌ست
دست که می‌‌رسد به بلندای این شجر؟

کار بشر گشوده نگردد به هیچ وجه
جز با گشاده‌رویی مهدی منتظر

آزادگان گدایی هر در نمی‌کنند
الّا درِ نبی که بر آنیم مفتخر

#سیدمهدی_طباطبایی

@raziolhossein
1
06:19
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


مجال دیدن خورشید؛شب میسر نیست
چنان که رویت تو تا ابد مقدر نیست

چگونه از تو بگویم؟ همیشه می مانم
که‌شعر پیش تو جز واژه‌های ابتر نیست

نسیم‌وار سزایش همیشه در به دری‌ست
کسی‌که برسر و رویش‌ غبار این در نیست

چه بوسه‌ها که پیمبر به دست تو می‌زد
چه‌بوسه‌ای‌و چه‌دستی،شگفت‌آور نیست؟

به رغم آن همه غم فکر این و آن بودی
چرا که مادری و از تو مهربان تر نیست

چه روضه ای بشود خانه ی علی وقتی
که بچه ها همه هستند آه مادر نیست


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
06:28
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


منم زهرا همان که از سوی حق کوثر آوردم
سُروری بی بدل در خانه‌ی پیغمبر آوردم

علی جان از سوی جنت به عشقت آمدم دنیا
خودت گفتی برایت روزگاری دیگر آوردم

قرارت بودم ای مولا، کنارت بودم ای دریا
برایت لؤلؤ و مرجان، برایت گوهر آوردم

زمان عقدمان یادت نمی آید که می گفتم:
سپر را دادی و جایش حفاظی بهتر آوردم؟

گمان کردی که در سختی فراموشت کنم... هرگز
برایت بین کوچه شاخه ای نیلوفر آوردم

سر من را اگر بر زانویت افتاده می بینی
پرم پر پر شده... جایش برای تو سر آوردم

به نفرین و به اشک و هر توانی داشت بازویم
از آن مسجد به این خانه، تو را آخر سر آوردم

بهارش را خزان کردم، نفاقش را عیان کردم
همین که از خیالات خلیفه سر در آوردم

نبین آشفته احوالم، بدان امروز خوشحالم
تو را از کنج خانه ماندن و غربت در آوردم

بزن بر موی خود شانه، برو مسجد بیا خانه
برایت امنیت سرتاسرِ این معبر آوردم

دلم می خواهد اشک از گونه ی مظلوم بردارم
بیا که دست زخمی را سوی پلکِ تر آوردم

پر از دلشوره ام امشب، برای دخترم زینب
چرا که کار یک مادر برای دختر آوردم

کنار پیکری بی سر، به لب دارد نوا خواهر:
لبم را سوی این حنجر به جای مادر آوردم

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
06:32
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


وقتی هوای روضه ما باز مادری است
حال و هوای گریه ما جور دیگری است

وقتی که مادر همه ماست فاطمه
حسی که بین ماست، همانا برادری است

مداح و روضه خوان و سخنران و چای ریز
کارِ تمام ما درِ این خانه نوکری است

شاهان روزگار به ما غبطه می خورند
این نوکری خودش به خدا عین سروری است

این اشک ها نشان دل بی قرار ماست
عالم بداند اینکه دل شیعه مادری است

زهراست آن که وصف شکوهش نگفتنی است
زهراست آنکه شأنِ مقامش پیمبری است

زهراست آن که ام ابیهای احمد است
زهراست مادر همه ما، چه مادری است

زهراست آن که شیعه به او کرده اقتدا
از لطف فاطمه است، اگر شیعه حیدری است

زهراست آنکه در ره حیدر خمیده شد
بگذاشت سر به پای ولایت ... شهیده شد


#وحید_محمدی

@raziolhossein
06:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


كاش ميشد پيش ما قدري بماني بيش از اين
خوب ميدانم بخواهي ميتواني بيش از اين...

خانه ام را با گل و با غنچه اش آتش زدند
باغ ما ديگر نمي بيند خزاني بيش از اين

تازه هجده راز كوثر را بيان كردي،بمان
تا براي مرتضي كوثر بخواني بيش از اين

هم قضا و هم قدر هر دو به فرمان تواند
ميتواني پيش ما باشي زماني بيش از اين

زهره الزهرا من از نور تو ميگيرم توان
پس عطا كن بر من خسته تواني بيش از اين

با زمين افتادن تو بارها خوردم زمين
بر زمين هرگز نخورده آسماني بيش از اين

دخترت هم مثل من با گريه ميگويد به تو
كاش ميشد پيش ما قدري بماني بيش از اين...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
ش
07:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسن


افتاده آتش در حرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم
سوزد درِ بیت‌الکرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

تنها نه دربِ خانه سوخت ، شمع و گل و پروانه سوخت
مثلِ دلِ غم‌پرورم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

بایک لگد هم در شکست ، هم پهلوی مادر شکست
هم کشته شد برادرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

افتاد مثل محتضر ، میگفت با سوز جگر
فضه بگو کو شوهرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

مادر به دنبال علی ، پشت سرش من با حسین
فریاد میزد خواهرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

با خود علی را برده بود ، قنفذ اگر آنجا نبود
از این حرامی نگذرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

با تازیانه با غلاف ، آنقدر زد بر مادرم
که بازویش کرده ورم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

.....

با کس نگفتم ای خدا ، من ماجرای کوچه را
آنجا چه آمد بر سرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

در کوچه شد مویم سفید ، دیدم که نامردی پلید
زد بی هوا بر مادرم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

ای کاش قدّم میرسید ، تا می شدم آنجا سپر
بر مادرِ بی یاورم ، ، وای‌مادرم وای‌مادرم

یک ضربه زد نامردِ پست ، دو گوشوارش را شکست
در پیش چشمانِ ترم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

سیلی اگر یک بار خورد ، یک ضربه از دیوار خورد
نقش زمین شد در برم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

مادر دو چشمش تار شد ، کار حسن دشوار شد‌‌
چگونه مادر را برم ، وای‌مادرم وای‌مادرم

#عبدالحسین

@raziolhossein
ش
16:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بی اختیار دل رود آنجا که مادری
پهلو شکسته خفته در آغوش بستری
جوشیده است چشمه چشمان دختری
ابر بهار، دیده ی گریان همسری
وقتی هوای بیت علی تار میشود
زینب به درد و غصه گرفتار میشود

باغ و بهار فاتح خیبر خزانی است
سرو قد حبیبه ی حیدر کمانی است
پایان عمر یاس نبی در جوانی است
داغ پس از شهادت او بی نشانی است
این غصه ها به روی دل آوار میشود
زینب به درد و غصه گرفتار میشود

زهرا ، بدون نور تو خاموش میشوم
افسرده حال و زار و سیه پوش میشوم
با زانوان خسته هم آغوش میشوم
با یاد زخم دست تو بیهوش میشوم
با رفتنت حسین تو بیمار میشود
زینب به درد و غصه گرفتار میشود

حالا که غربتم شده ضرب المثل بمان
با آرزوی مرگ نگو العجل بمان !
کوری چشم شور مرید هُبَل بمان
شش ماهه ات فدا شده تو لااقل بمان
بعد از تو حال و روز علی زار میشود
زینب به درد و غصه گرفتار میشود

این کینه از مدینه به کرب وبلا رسید
شش ماهه ای دوباره غریبانه پرکشید
زینب صدای ضجه ی غمدیده ای شنید
آهسته کرد زمزمه با مادر شهید
بس کن رباب حرمله بیدار میشود
زینب به درد و غصه گرفتار میشود

#سیداحمدهاشمی_شهیدی


@raziolhossein
👍 1
4 January 2022
ش
16:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

بسته شد راه من و مادر میان کوچه ای
نه،به پا شد عاقبت محشر میان کوچه ای

ناکسی بغض خودش را بین دستش جمع کرد
گل شد از سیلی او پرپر میان کوچه ای

آنقدر این ضربه را بد زد که زهرا مادرم
خورد محکم بر زمین با سر میان کوچه ای

چشم های مادرم دارد سیاهی میرود
دور خود گشتیم ما هی در میان کوچه ای

چادرش خاکی شده خاک دوعالم بر سرم
خون تازه ریخت از معجر میان کوچه ای

کاش تا وقتی خدا هست و خدائی میکند#یا_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
مادری دیگر نیفتد در میان کوچه ای...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

همه امور جهان تحت اختیارت بود
ملک به گرد تو هر لحظه بی قرارت بود
از آن زمان که گمانم علی کنارت بود
زمین خاکی ما چشم انتظارت بود

اگرچه بر همه ی خلق برتری دارد
علی کنار تو تعریف دیگری دارد

قسم به بضعه منی تویی نبی را جان
شبیه سوره ی قدر است قدر تو پنهان
برای نوکری ات آفریده شد انسان
به کوثر تو خلاصه شده همه قرآن

به منسب تو کدامین رسول قائل نیست؟
بدون سوره ی کوثر کتاب کامل نیست

زمین وجب به وجب تیره و تو ماه منیر
به جز علی تو ما را کسی نباشد امیر
ندیده ایم برای سخاوت تو نظیر
گرسنه بودی و بخشیده ای غذا به فقیر

فقیر از در این خانه کی پشیمان رفت
رعیت آمده بود و شبیه شاهان رفت

نشسته چشم به دیوار گریه می کردی
در این سه ماه که بسیار گریه می کردی
نه از جراحت مسمار گریه می کردی
برای شهر گنه کار گریه می کردی

قنوت سبز دعایت برای مردم بود
جواب آن همه خوبی هجوم هیزم بود

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
16:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

ای حجازی بانو! از یثرب مرو
آفتابا! جانب مغرب مرو

روشن از خورشید رخ، عالم کنی
از سرم سایه مبادا کم کنی!

با تو هم پاییز دارم، هم بهار
بی تو فرقی نیست در لیل و نهار

تا تو هستی، کی غمی دارد دلم؟
با نگاهت عالمی دارد دلم

باز مانده پلک‌های چشم من
تا تو بگشایی دو چشم خویشتن

نرگس بیمار خود بیدار دار
تا نگردد کار این گلزار، زار

در دلم هر روزه گل می‌کاشتی
خنده‌هایی بس معطّر داشتی

مدّتی از تو ندیدم جز گریست
قصّه‌ی تابوت و لبخند تو چیست؟

کوثرا! تا کی تو را جوش و خروش؟
این قَدَر از زمزم اشکت منوش

زهره‌ی من! مشتریّ غم مباش
این قَدَر بر ماه خود اختر مپاش

نیست ما را غم در این غربت‌سرا
تو مرا داریّ و من دارم تو را

قدر نشناسند این امّت ولی
قدر تو تنها علی داند، علی

ای مرا بر صبر خوانده! می‌روی؟
حرف‌ها ناگفته مانده؛ می‌روی؟

من که هر پیکار داند کیستم
مرد میدان جدایی نیستم

با تو صاحب‌اقتدارم؛ پس بمان
من کسی جز تو ندارم؛ پس بمان

امشبی را _ شمع محفل! _ صبر کن
ناصبوری می‌کند دل، صبر کن

بعد پرواز تو از این غم‌سرا
هم‌سرای من! کجا بینم تو را؟


#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
ش
21:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


اى على صُوْلَت اى نبى جَلَوات
اى خدائى جمال و جلوهء ذات
اى كه هستى تو علّت خِلقت
اى وجود تو مايهء بَرَكات
سرِ سجّاده در دلِ شب ها
بهر همسايه مى بَرى خِيْرات
پدر و مادرم فداى تو باد
كه پدر گفت: "جانِ من به فدات"
فاطمه بر خصائل تو درود
فاطمه بر فضائلت صلوات
بى وجود تو ما همه مَعدوم
با دَمِ تو گرفته ايم حَيات
هر كه دنيا مُحِبِّ تو باشد
كارِ او راحت است در سَكَرات
هر كه در راه تو قدم برداشت
پاىِ او مُحكم است در عَرَصات
هر كه بر تو سلام مى گويد
مى دهى پاسُخش به وقتِ مَمات

اى شفاعت كنندهء فردا
ألسّلامُ عَلَيْكِ يا زَهْرا

فاطمه اى حبيبهء داور
فاطمه اى بهشتِ پيغمبر
بانوى بانوان هر دو جهان
مُفتَخَر از كنيزى ات هاجَر
اى كه معناى لَيْلَةُ الْقَدرى
دَرْك كرده فقط تو را حيدر
به حسين و به زينبين و حسن
بهترين ، مهربانترين مادر
اى به وصفِ تو سورهء انسان
اى به مدحِ تو سورهء كوثر
من گنهكارم و پشيمانم
اى كه هستى شفيعهء محشر

نَفَسِ پاكِ توست انسانْ ساز
چادرت مى شود مسلمانْ ساز

اى كرامت هميشه عادتِ تو
اى به كُوْن و مَكان سِيادت تو
به نمازت خداىْ فَخْر كند
عرشيان عاشقِ عبادت تو
اى تو تنها مُدافعِ مولا
جانْ فداىِ تو و رشادت تو
دستِ تو بوسه زد نبى و زَنى
كور شد چشمش از حسادت تو
من سِيَه پوشِ ماتمت هستم
آمدم تا كه در شهادت تو

بر غروبِ مدينه گريه كنم
بر جراحاتِ سينه گريه كنم

ياس بودى و أرغوان گشتى
اى بهارِ على خزان گشتى
اى رُخَت ماهِ آسمانِ على
پُشتِ أبرِ سِيَه نهان گشتى
اثرِ ضربه هاىِ قنفذ بود
كه تو در كوچه نيمه جان گشتى
قَدْرِ تو خاكيان ندانستند
عازمِ روضهء جَنان گشتى

صبر مبهوت مانده از صبرت
سينهء عاشقان بُوَد قبرت


#على_اصغر_انصاريان

@raziolhossein
5 January 2022
ش
11:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1220×1280, 319.9 KB
محتاج توئیم از ره الطاف نگاهی
یا فاطمة الزّهرا إنّا بِکَ نَشْکُو

#حکیم_صفای_اصفهانی

@raziolhossein
ش
16:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

اين آستان كه هست فلك سايه افكنش
خورشيد شبنمي است به گلبرگ گلشنش

تا رخصت حضور نيايد شب طلوع
مهتاب از ادب نتراود به روزنش

جاري است موج معجزه جويبار غيب
در شعله شقايق صحراي ايمنش

اينت بهشت عدن كه دور از نسيم وحي
بوي خدا رهاست به مشكوي و برزنش

كو محرمي كه پرده ز راز سخن كشد
دارد زبان ز سبزه توحيد سوسنش

تا زينت هماره هفت آسمان شود
افتاده است خوشه پروين ز خرمنش

سر مي‌نهد سپيده دمان پاي بوس را
فانوس آفتاب به درگاه روشنش

جاي شگفت نيست كه اين باغ سرمدي
ريزد شميم شوكت مريم ز لادنش

روز نخست چون گل اين بوستان شكفت
عطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش

محتاج نقش نيست كه گردد بلند نام 
گوهر، جهان فروز بر آيد ز معدنش

اينجاست نور آينه عصمتي كه بود
بر نقطه نگين نبوت نشيمنش

هم باشدش بهار رسالت در آستين 
هم مي‌چكد گلاب ولايت ز دامنش

مرد آفرين زني كه خليلانه مي‌شكست
بتخانه خلاف خلافت ز شيونش

از سدره نيز در شب معراج مي‌گذشت
حرمت اگر نبود عنانگير توسنش 

تا كعبه را ز سنگ كرامت نيفكند
از چشم روزگار نهانست مدفنش

احرامي زيارت زهراست اشك شوق
يا رب نگاهدار ز مژگان رهزنش

دارم گواه كوتهي طبع را به لب
بيتي كه هست الفت ديرينه با منش:

"من گنگ خوابدیده و عالم تمام كر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش"

#خسرو_احتشامی

@raziolhossein
16:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


داغ تو را بهانه گرفتم گریستم
از قبر تو نشانه گرفتم گریستم

یک گوشه از محلّه ی غم آشنای تو
با یادت آشیانه گرفتم گریستم

ازکوچه های شهر گذشتم یکی یکی
وقتی سراغ خانه گرفتم گریستم

نامحرمان زدند تو را من‌هم از غمت
یک روضه محرمانه گرفتم گریستم

لازم نشد سوال کنم رفته‌ای کجا
از ردّ تازیانه گرفتم - گریستم

مقتل نوشته شانه ات از کار مانده بود
بر موی خود که شانه گرفتم گریستم
▪︎
مضمون تو عنایت محض است بی‌گمان
تا حسّ ِ شاعرانه گرفتم گریستم


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
16:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×776, 95.2 KB
#حضرت_زهرا_شب_شهادت

جانانِ علیست...فاطمه...یک امشب
گریانِ علیست...فاطمه...یک امشب

ای صبح نیا، دلت مگر می آید!!!
مهمانِ علیست...فاطمه...یک امشب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
ش
16:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مغتنم ديدند صبر رو به پايان مرا
آتش آوردند نمرودان گلستان مرا

بيت من در آتش و مصراع من افتاده بود
بي ادبها خوب سوزاندند ديوان مرا

آرزوهاي مرا در پشت در آتش زدند
كاش ميبستند جاي دست چشمان مرا

دست من بسته ولي دست مغيره باز بود
زد تو را تا که بگيرد زودتر جان مرا

حرف ناموسش كه شد ايوب صبرش سر رسيد
باتو سنجيدند بين كوچه ايمان مرا

در نهان چشم من اشك است مهمان سالها
ظلم بيرون ميكشد از خانه مهمان مرا

#محسن_عرب_خالقی

@raziolhossein
ش
18:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×716, 42.5 KB
#لعن_الله_قاتلیک_یافاطمه‌الزهرا


کسی که شیعه مولاست دشمن عمر است
که خونِ مادرِ سادت گردنِ عمر است


@raziolhossein
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای کاش بر صحیفه‌ی حق پا نمی زدند
آتش به آشیانه‌ی طاها نمی زدند

ای کاش دستِ رِجس و نجس را حرامیان
بر آیه های کوثر و طوبی نمی زدند

ای کاش پیش چشم علی بین کوچه ها
سیلی به روی حضرت زهرا نمی زدند

زینب میان گریه صدا می زند حسین
درکوچه کاش مادر ما را نمی زدند

حورا به یک اشاره تنش سرخ میشود
ای کاش تازیانه به حورا نمی زدند

ای کاش دست ثانی و قنفذ شکسته بود
تا بی هوا به عصمت کبریٰ نمی زدند

حتی زمان جهلِ عرب ، در دیارتان
یک لشگری به یک زنِ تنها نمی زدند!

با پا کتاب عُمرِ علی را ورق زدند
ای کاش بر کتاب علی پا نمی زدند

نامرد بود عُمَر ، که به زن راه را گرفت
مردم چرا به کوچه عمر را نمی زدند؟!
.....

بالای تَل صدای سکینه بلند شد
ای کاش داد بر سر زن ها نمی زدند

دریا ز تشنگی نفسش بند آمده*
ای کاش گرد و خاک به دریا نمی زدند

دیگر رمق ندارد و افتاده است،کاش
بانیزه اینقَدَر پدرم را نمی زدند

خواهر به گریه گفت که ای کاش سُمِّ اسب
بر این تنِ «مُقَطّعُ الاعضا» نمی زدند

ای کاش پیش قافله ، رأس بریده را
بر نیزه ها برای تماشا نمی زدند

می گفت دختری وسط مجلس یزید
ای کاش چوب برلب بابا نمی زدند

درگوشه خرابه ، شب غسل عمه گفت
ای کاش که رقیه‌ی ما را نمی زدند

#محمدعلی_قاسمی_خادم


*منظور ازدریا حضرت اباعبدالله علیه السلام بوده
و گرد و خاک باعث خشکی گلو و شدت عطش می گردد

@raziolhossein
20:58
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


تنها شديم گر چه به ظاهر خدا كه هست
نفرين نكن به خاطر حيدر دعا كه هست

مرگ از خدا براي چه دائم طلب كني
ديگر نخواه مرگ خودت را شفا كه هست

گفتي علي سلامت اگر بي جواب ماند
غصه نخور كنار تو خيرالنسا كه هست


حالا چرا براي رفتنت اصرار ميكني
در خانه ام هر آنچه نباشد صفا كه هست

تا پشت در ميايي و شرمنده ميشوم
ديگر نيا عزيز دلم مجتبي كه هست

نان پخته اي كه اشك مرا در بياوري
زحمت نده به دست شكسته غذا كه هست

دارم براي غربت تو گريه ميكنم
درمان اگر چه نيست برايم دوا كه هست

حال علي بد است بمان در كنار ما
بودن كنار نور خدا حق ما كه هست

بودي امانت پدرت دست مرتضي
تو بگذري خجالتم از مصطفي كه هست...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
6 January 2022
ش
06:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


جز در ِ خانه ی زهرا خبری جایی نیست
به خدا جای دگر این همه زیبایی نیست

مرده دل ها به خدا جز در ِ بیت الزهرا
هیچ جایی خبر از فیض مسیحایی نیست

هیچ کس جز پسران و پدر و همسر او
تا قیامت به جهان لایق آقایی نیست

زد پدر بوسه به دستش که بفهمند همه
هیچ کس همچو نبی،  حضرت ِ زهرایی نیست

آی دنیا نتوانی دل حیدر ببری
آنکه دنیاش بُوَد فاطمه دنیایی نیست

یک تنه با همه جنگید و به اثبات رساند
حیدری های جهان را غم ِ تنهایی نیست

داده است او پسر و جان و جوانی اش را
تا بدانند همه جز علی آقایی نیست

آه آن سیده که روی گرفته از کور
زدنش در وسط کوچه تماشایی نیست

بشکند دست عدو ؛ نور دو چشمان نبی
در دو چشمش اثر از قدرت بینایی نیست

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
14:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه_شام_غریبان
#دوبیتی

اندازه ی عمر دهر غم دید علی
مظلوم تر از همیشه گردید علی

یک بار هم از کسی نترسید اما
از خانه ی بی فاطمه ترسید علی

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
ش
17:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
7 January 2022
ش
12:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
12:42
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه

همه هست آرزویم شرف لقاے مهدے
چه خوشست گرببینم رخ دلرباے مهدے

چه خوشست روزجمعه زکناربیت کعبه
به تمام اهل عالم برسدصداے مهدی

@raziolhossein
12:42
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#فاطمیه

بگیر دست گرفتارهای راهت را
مگیر از دل دلدادگان نگاهت را

غیاث مضطر مسکین جناب کهف وری...
ببخش بر سر آوارگان پناهت را

شکسته ایم در این عصر سخت وانفسا
بیا که با تو ببینیم روز راحت را

دلم گرفته کجایی به هر کسی گفتم...
خبر نداشت نشانی خیمه گاهت را

بیا که با تو بسوزیم در غم مادر
بریز در دل ما نیز سوز آهت را

پری که سوخته بود و! شکسته و! زخمی!
گرفته بود از او وقت استراحت را
**
به گریه گفت علی: فاطمه! عزیز دلم
مپوش از نظرم زخم روی ماهت را

وباز مادر خسته به فکر مولا بود
چگونه غسل دهد جسم پر جراحت را


#مجتبی_روشن_روان

@raziolhossein
1
12:42
#امام_زمان_فاطمیه
#دوبیتی

روزی که خلیلِ آل طاها برسد
هنگامِ شکستِ لات و عزّی برسد

زیباست عجب - که دست در دست حسن
بانوی جهان بهر تماشا برسد

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
12:46
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بهاران از پی فصل دی آیو
نوای بلبلان پی در پی آیو

خدایا! هر گلی روید به فصلی
ندانم آن #گل_نرگس کی آیو

#غلام‌رضا_دبیران

@raziolhossein
1
12:46
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات

شب گذشت از نیمه ای دل همدم و مونس کجاست؟
شمع می پرسد ز پروانه گل نرجس کجاست؟

بر عزای مادرت یابن الحسن خود هم بیا
تا نگویند این جماعت بانی مجلس کجاست؟
 
#ولی‌الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
12:46
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


فراق تو درد است و درمان ندارد
چرا قصه ی هجر پایان ندارد

تو جان جهانی تو صاحب زمانی
بدون تو جسم جهان جان ندارد

بیا ای که در سال های ظهورت
پر است از بهار و زمستان ندارد

خودت را مگیر از دل بیقرارم
که بودن بدون تو امکان ندارد

تو این روزها باز هم غرق اشکی
و اشک تو را چشم باران ندارد

خدا را دوصد شکر آقا تو هستی
اگر زائر آن قبر پنهان ندارد

در این روزهای غریبی سپاهی
بجز همسرش شاه مردان ندارد

و بستند دستان خیبرگشا را
شنیدند و گفتند امکان ندارد

یهودی در آن کوچه دادش درآمد
مگر که مدینه مسلمان ندارد

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
1
ش
17:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه_بعد_شهادت
#دوبیتی

بی تابم و زینب به دلم تاب دهد
این طفل تسلی دل باب دهد

ای مادر آب خاطرت جمع که او
هر شب عوض تو بر حسین آب دهد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
17:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×948, 116.5 KB
#تک_بیتی

مردی که کنده بود در قلعه را زجا
وا می کند پس از تو،دَرِ خانه را به زور...

#حسین_زحمتکش

@raziolhossein
17:47
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه_شام_غریبان
#دوبیتی

آن شب به خدا قسم که من هم مُردم
در غسل تنت چه خون دل‌ها خوردم

تابوت تو را به دوش بردم اما
در اصل جنازه‌ی خودم را بردم

#حسین_رضائیان

@raziolhossein
17:48
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سینه‌ای کز معرفت گنجینه اسرار بود
کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

طور سینای تجلّی مشعلی از نور شد
سینه سینای وحدت مشتعل از نار بود

ناله بانو زد اندر خرمن هستی شرر
گویی اندر طور غم چون نخل آتش‌بار بود

آن که کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی
از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود؟

گردش گردون دون بین کز جفای سامری
نقطه پرگار وحدت مرکز مسمار بود

صورتش نیلی شد از سیلی که چون سیل سیاه
روی گردون زین مصیبت تا قیامت تار بود

شهریاری شد به بند بنده‌ای از بندگان
آنکه جبریل امینش بنده دربار بود

از قفای شاه بانو با نوای جان‌گداز
تا توانی به تن و تا قوّت رفتار بود

گر چه بازو خسته شد و ز کار دستش بسته بود
لیک پای همتش بر گنبد دوّار بود


#آیت_الله_محمدحسین_غروی_اصفهانی

@raziolhossein
17:49
#حضرت_زهرا_شهادت


روزي كه رُكـنِ دوّم حـيدر شكسـته شد
از شَرمْ، ذوالفقارِ علي سرشكسته شد

در اين سه ماه،چهره اش،اندازه ي سه قرن
از بـس كه ديـد داغِ مُكـرّر شكسته شد

آن شب كه ديد داغ شب قدرِ خويش را
مـولاي مـا ، هزار بـرابـر شكسته شد

مردي كه بود عُصاره ي قرآن ، كـلام او
هنگام دفنِ سوره ي كوثر شكسته شد

آن شب كه كُلّ هستي او زيرِ خاك رفت
سرمايه دار هر دوجهان وَرشكسته شد

وقتي كه از علي"لَقَدْ اِسْتُرجِعَت"شنيد
از حجمِ درد ، قلبِ پيمبر شكسته شد

شد پـير در طفوليتش "گوشوارِ عرش"*
چون ديد گوشواره ي مادر شكسته شد

اي خاك بر سـرم سرِ مادر شـكسته بود
از ضربه اي كه در پي آن در شكسته شد

از ضربه اي كه در پي آن در شكسته بود
در كربلا سـرِ دو برادر شكسته شد

در كربلا سرِ دو برادر شكست و بعد
از سنگِ شاميان سرِ اصغر شكسته شد

يك عمر صبر كرد ولي زينب آخـرش
از روضه ي سه ساله و يك سر شكسته شد

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
20:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


ای دخت مصطفی که پدر خوانده مادرت
صف بسته انبیا به ادب در برابرت

تو کیستی که خواجۀ لولاک می‌شنید
بوی بهشت از نفس روح پرورت

حورا نهاده دست به دامان فضّه‌ات
غلمان گشوده چشم به احسان قنبرت

تا صبح حشر سلسلۀ اولیای حق
مدیون صبر و نهضت شبّیر و شبّرت

گوش علی به زمزمه‌های سحرگهت
چشم نبی به ماه جمال منّورت

عالم ز بحر فیض تو گشتند جرعه‌نوش
زان رو خدای عزّوجل خوانده کوثرت

میکال ملتجی به در آستانه‌ات
جبریل ایستاده چو عبدی به محضرت

با آن‌که انبیا ز کمالش به حیرتند
در حیرت اوفتد زجلال تو همسرت

در اقتدار مادری و حُسن تربیت
این بس که همچو زینب کبراست دخترت

در هل اتی و کوثر و تطهیر و قدر و نور
پیوسته بوده ذات خدا مدح گسترت

هرگز تو را به باغ فدک احتیاج نیست
ای باغ خلد عاشق سلمان و قنبرت

باشی سه شب گرسنه به سائل کنی عطا
قوت خود و غذای عزیزان دیگرت

کی در هوای اخذ فدک می‌کنی تلاش
ای بوده از نخست دو گیتی مسخّرت

ای حامی ولایت و ای یار شیر حق
ای از احد گرفته الی خانه سنگرت

باللّه قسم عجب نبود گر به روز حشر
پیغمبران تمام بخوانند مادرت

ریزد برات عفو، زدامان فضّه‌ات
خیزد شمیم خُلد، زگل‌های پرپرت

روید گل شفاعت از خون محسنت
جوشد محیط رحمت از حلق اصغرت

یک‌سو حسن ستاده کنارت به احترام
یک‌سو حسین با تن بی‌سر برابرت

نبود عجب گناه تمامی خلق را
بخشد به خون محسن تو، ذات داورت

تو بر سوار ناقه بپوئی ره بهشت
دنبال‌سر پیاده همه خلق محشرت

دردا که دائم از ستم بی‌شمار خلق
دریای اشک موج زد از دیدۀ ترت

آتش زدند بر در دارالولایه‌ات
سیلی زدند بر رخ از گل نکوترت

یک فرد نه دو تن نه، شنیدم چهل نفر
در پیش دیدگان علی ریخت بر سرت

از پای اوفتادی و کردی قیام، لیک
دستت به تازیانه جدا شد ز رهبرت

ای شمسۀ سپهر نبوت روا نبود
ابر سیه کشند به روی منوّرت

با خصم دین مبارزه حتّی به پشت در
بر شیر حق مجاهده حتّی به بسترت

باید گرفت درس علی دوستی ز تو
آن‌سان که از تو درس گرفته است دخترت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:57
#حضرت_زهرا_مدح

*از اشعاری که مرحوم #حاج_محسن_عسکری زیاد و زیبا میخواندند


کرده خدا بهشت را خلق برای فاطمه
بوی بهشت نشنوی جز به ولای فاطمه
 
منطق لال من کجا مدح و ثنای وی کجا
کرده خدای لم یزل مدح و ثنای فاطمه
 
خلقت کائینات را پنج نفر که علتند
کیست میان پنج تن رکن، سوای فاطمه
 
جمله بنام فاطمه کرده خدا معرفی
معتبر است این سخن، قول خدای فاطمه
 
فاطمه است و باب او فاطمه است و شوهرش
فاطمه است و آل او، آل عبای فاطمه
 
از رخ تابناک او منفعل است آفتاب
منفعلم بگویم از شرم و حیای فاطمه
 
معنی لفظ کوثر است ام شبیر و شبر است
طاهره و مطهره کنیه برای فاطمه
 
دختر ختم انبیاء همسر شاه اولیاء
چشم امید ما سواء سوی عطای فاطمه
 
عفت و عصمت و شرف از ید قدرت خدا
دوخته جامه ای است بر قد رسای فاطمه
 
گر خود او نمی شدی جزء عوالم جهان
کون و مکان نمی شدی جزء بهای فاطمه
 
عقل بسیط کی کند درک جلال و شوکتش
سجده برند قدسایان بر کف پای فاطمه
 
عرض صراط می شود پهن تر از درازیش
وصل شود اگر بدو تار ردای فاطمه
 
گفته نبی ابطحی علت غائی جهان
جان من و جهانیان باد فدای فاطمه
 
جسم من است فاطمه، روح من است فاطمه
باعث رنجشمم بود رنج و اذای فاطمه
 
مهر خدا است مهر او، قهر خداست قهر او
علت لطف لم یزل لطف و رضای فاطمه
 
گر بتو(سعدی زمان)خود نکند عنایتی
کی بودت لیاقتی بهر رثای فاطمه
 
یافته است از او بهاء عزت و رفعت و شرف
قدر و شرافتش شده درد و بلای فاطمه
 
صورت حور او کجا سیلی ملحدی کجا
گشته کبود صورت ماه لقای فاطمه

#سیدرضا_حسینی

@raziolhossein
2
20:57
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

خلقت کون و مکان از کرم فاطمه است
آفرینش رَشَحات قلم فاطمه است

عدم از سایه او یافته تشریف وجود
زندگی بسته به تسبیحِ دمِ فاطمه است

دیده بر خاک رهش آب زند از سر شوق
مژه، جاروکش خاک قدم فاطمه است

به خداوند قسم! قبلۀ ارباب یقین
خاک درگاه ملائک‌خدمِ فاطمه است

در امان از تب خورشید قیامت باشد
هر کسی سایه‌نشین علم فاطمه است

خاک را گر که کند فضّۀ او زر چه عجب؟
آبرومند غبار قدم فاطمه است

ما ولای علی از فاطمه آموخته‌ایم
شکر و صد شکر که این از نِعَم فاطمه است

بهر ابقای ولایت گذرد از سر جان
هر که در راه علی هم قسم فاطمه است

گر به ظاهر حرمی نیست برایش به جهان
دل هر شیعۀ مولا حرم فاطمه است

به دو عالم نفروشیم غم زهرا را
چه متاعی‌ست که هم‌سنگ غم فاطمه است

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
3
9 January 2022
ش
00:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


گل، بی تو رخصت چمن‌آرا شدن نداشت
گل نه که غنچه نیز دل وا شدن نداشت

بی مهر ماه روی تو، هرگز ستاره‌ای
ای زُهره روی! زَهره‌ی زهرا شدن نداشت

خیر کثیر! قدر تو این بس که غیر تو
کس افتخار کوثر طاها شدن نداشت

تطهیر، بی طهارت تو لفظ بود و بس
لفظی که هیچ مایه‌ی معنا شدن نداشت

غیر از تو هیچ دختری، ای مادر پدر!
شایستـگیّ «امّ ابیها» شدن نداشت

نخلی که بود سایه‌نشینِ سرشک تو
در ریشه هیچ حسرتِ طوبی شدن نداشت

دانم چرا ز خاک تو لاله نمی‌دمید
سرّ مگوی تو، سرِ گویا شدن نداشت

گم‌گشته تربت تو اگر چهره می‌نمود
تا حشر، کعبه فرصت پیدا شدن نداشت

تنهاست چاه، همدم تنهایی علی
او بی تو، میلِ همدمِ تن‌ها شدن نداشت

تابوت تو، علی، غم هجران، چهار طفل
«شب، مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت»

#جواد_هاشمی_تربت
#سلمان_هراتی

@raziolhossein
5
ش
00:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
618×1056, 146.2 KB
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه_بعد_شهادت
#دوبیتی


آشفته ی سوگواری ام من
از غیر غم تو عاری ام من

بر تیغه‌ی ذوالفقار خاک است
مشغول یتیم داری ام من...

#مرتضی_روستایی

@raziolhossein
😢 5 2
ش
22:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


اگر چه خصم، درِ خانه ریخت بر سر من
رواست گریـه کنیـد از بـرای شوهر من

مدینه گریۀ مـن سخـت خسته‌ات کرده ؟
حلال کـن کــه بُــوَد روزهای آخر من

خدا گــواست مــرا می‌زدند و می‌لرزید
چو گوشواره که لرزد به گوش، دختر من

ز تازیانــه بُــوَد سخـت‌تر نگـاه علی
کــه ایستــاده غریبــانه در برابـر مـن

علی! که گفته غریبی؟ به این گروه بگو
که هست فاطمه تنها، تمام لشکر مـن

برای یاری من خویش را مده زحـمت
که پشت در شده ششماهۀ تو یاور من

پنـاه مـن شــده دیوار و، در شده سنگر
شکست پهلو و آتـش گـرفت سنگـر من

خدیجه نیست که از من کند پرستاری
از این به بعد دگر زینب است مادر من

دگــر زنــان مدینــه عیــادتم نکنند
مگــر کــه قاتلـم آیــد کنار بستر من

کنم ز لطف و کرامت شفاعت از «میثم»
که ریـزد از قلمش اشـکِ دید‌ۀ تر من

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
22:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ﺗﻮ ﺍﻱ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﻩ ﻭ ﻓﻐﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ
ﻣﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻜﺸﺘﻲ ﻣﺼﻄﻔﻲ ﺭﺍ ﺑﻲ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﺍﮔﺮ ﺻﻴﺎﺩ ﺻﻴﺪﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﻭﺍﺯﺵ
ﺗﻮ ﺍﻱ ﺑﻴﺮﺣﻢ ﺻﻴﺪﺕ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﺷﻴﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﮔﻞ ﺍﺭ ﭼﻴﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﺍﺯ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﺶ ﻋﺬﺭ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺗﻮ ﮔﻞ ﭼﻴﺪﻱ ﻭ ﺑﺎﻍ ﺁﺗﺶ ﺯﺩﻱ ﻭ ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﻣﺮﺍ ﻛﺸﺘﻲ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺁﻧﻜﻪ ﻳﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻋﻠﻲ ﻛﺮﺩﻡ
ﭼﻪ ﻋﺬﺭﻱ ﺁﻭﺭﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺗﻮ ﻃﻔﻠﻲ ﺑﻲ ﺯﺑﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺁﻣﺪﻱ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻮﻟﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻱ ﻣﺴﺠﺪ
ﭼﺮﺍ ﺯﻫﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻛﺸﺘﻲ

ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺘﻲ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻱ ﻧﺎﺭﺱ ﺟﺪﺍ ﻛﺮﺩﻱ
ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻟﮕﺪ ﻳﻚ ﺳﻮﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ کشتی

#علی_انسانی

@raziolhossein
22:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#اذان_بلال
#فاطمیه


صدای گریه خواب از دیده ی همسایه ها برده
همان هایی که مادر نامشان را در دعا برده

همیشه نام این و آن در آغاز دعا گفته
همیشه نام اهل خانه را در انتها برده

نماز فاطمه باریست روی دوش این عالم
همان باری که روی شانه هایش مرتضی برده

نماز فاطمه اشکی ست که هر قطره ی آن را
به قصد فخر، جبرائیل تا عرش خدا برده

نماز فاطمه رودیست جاری در دل دنیا
که هرجا رفته گویی چشمه ی آب بقا برده

نماز فاطمه _وقتی به حیدر اقتدا کرده_
دل از محراب و رکن و کعبه و سعی و صفا برده

بلال! آهسته رد کن اشهد ان محمد را
اذان تو قرار از مادر غمگین ما برده

اذان گفتی نفهمیدی چه کردی با دل زهرا
نفهمیدی اذان تو دل ما را کجا برده

اذان می گفتی و رد می شد از اینجا عزیزی که
سلامش سالها از خانه ی ما غصه را برده

کدامین خانه؟ آری خانه ای که صبح و شب هر روز
ملائک خاک فرشش را به قصد توتیا برده

کدامین فرش؟ آری پوستین پینه داری که
غبارش را مسیحا بابت دارو دوا برده

من از این خانه می گویم که هر کس حاجت خود را
درِ این خانه آورده ست بی چون و چرا برده

درِ این خانه را عمری ملائک سجده آوردند
درِ این خانه را یک روز شیطان زیر پا برده

نه تنها آدمی آتش هم از این در نشد نومید
همان آتش که عمری آبروی اشقیا برده

همان آتش که هُرمش تا جهان باقیست در عالم
نقاب از روی زشت کینه و جور و جفا برده

همان آتش که کوهی مثل حیدر در دلش دارد
همان آتش که رنگ از صورت آل عبا برده

همان آتش که دستی شد میان کوچه ناغافل
که نور از چشم حیران امام مجتبی برده
...

گرفت از پشت در این شعله ای را دست ناپاکی
غروبی سرخ، آتش را به دشت کربلا برده
...
در آن شب ماه با دست خدا در خاک پنهان شد
شب قدری که تقدیر جهان را در خفا برده


#سعید_تاج_محمدی

@raziolhossein
11 January 2022
ش
05:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

کیستی تو؟ صدف گوهر مکنون خدایی
دختر احمدی و مادر مصباح هدایی
نه همین امّ ابیهایی و ناموس الهی
همسر حیدری و مادر کلّ شهدایی
بشری و همه جا کار خدایی ز تو دیدم
چه بگویم؟ کمکم کن که نگویم تو‌خدایی
به‌سخن ریخته از درج دهان گوهر‌ وحیت
به نگه زنگ ز آئینۀ دلها بزدایی

در تماشای رخت حُسن خدا دید محمّد
دست تو دست خدا بود که بوسید محمّد

خانۀ کوچک خشت و گِل تو کعبۀ آدم
حجره‌ات قبلۀ ارواح رسولان مکرّم
چادر خاکی تو خوب‌تر از پردۀ کعبه
دامن عصمت تو پاک‌تر از پاکی مریم
اوّلین شخص همه عالم خلقت به حضورت
خیزد از جای و به‌تعظیم کند قامت خود‌خم
به ملائک، به نبیّین، به رسولان، به محمّد
به همه دوستی‌ات واجب، حتّی به علی هم

تویی آن روح که در بین دو پهلوی رسولی
تو بتولی، تو بتولی، تو بتولی، تو بتولی

حُسن پوشیده‌ات از چشم خدا دل برباید
پلک چشمت به محمّد در رحمت بگشاید
گریه‌ات غرق‌ کند‌ در یَم‌رحمت دو جهان‌ را
خنده‌ات زنگ ملال از دل حیدر بزداید
گو شود‌ وصف‌تو بر حضرت جبریل‌ محوّل
چه بگوید چه بخواند چه بیارد چه سراید

گرچه‌ یک عمر فشاندم گهر مدح به پایت
چه بگویم که پدر گفت: پدر باد فدایت

بی‌قیام تو قیامت نشود روز قیامت
افتد آن روز به خاکت ملک عفو و کرامت
تو به فرمان خدا می‌کنی آن روز خدایی
تو همانند امامت، کنی آن روز امامت
ملک‌العرش کند دیدۀ خود فرش قدم‌ها
جبرئیلت پی تعظیم برافراشته قامت
طاعت خلق نباشد اگر از پرتو مهرت
ثمرش نیست بجز آتش‌وخسران‌وندامت

با ولای تو قیامت اگر آغاز نگردد
تا خدایی خدا باب جنان باز نگردد

ای عیان از حرم مخفی تو اشک غم تو
جگر سوختۀ شیعه، چراغ حرم تو
قلب تو خون‌شد‌و‌جوشید زچشم‌حَسنِینت
تا چهل سال علی آب شد از عمر کم تو
چاه غم های علی، سینۀ مجروح تو، مادر
سرو بشکستۀ باغ نبوی قدّ خم تو
خصم‌ بر مصحف زیبای رخت کردجسارت
عوض آنکه زند بوسه به خاک قدم تو

آنچه با روی تو شد با گل رخسار نبی شد
نه به رخسار که با چشم گهربار نبی شد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
05:08
▪️روز هفتم شهادت بی‌بی علیهاسلام است:

🥀زهرای من!!!🥀

یک هفته گذشت در جدایی
ای ماه دو هفته‌ام! کجایی؟

✔️اللّهمّ کن الطّالب لها ممّن ظلمها...


#حسین_دهلوی

@raziolhossein
😢 2
ش
07:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 19.6 KB
07:13
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 22.9 KB
07:13
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 18.7 KB
07:13
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 149.2 KB
#یا_ام‌البنین

ذکری به لبت نبوده جز یازهرا
با هر نفست گفتی: زهرا زهرا
هرلحظه از این داغ دلت‌میسوزد
تو سنگ مزار داری اما! زهرا...

#حسین_نادری

@raziolhossein
😢 3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 106.0 KB
هرچه سرایند ز تو شاعران
یا که بخوانند ز غم مادحین
نمیرسد به سوز آنکه گفتی
لا تدعونی ویک #ام_البنین

#صمد

@raziolhossein
12 January 2022
ش
02:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
668×399, 24.0 KB
آن روز اگر خيمۀ ماتم می‌زد
بر مُلک ادب دوباره پرچم می‌زد
هر قدر هم از مشک و علم می‌گفتند
تنها ز حسين فاطمه دم می‌زد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
13 January 2022
ش
03:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1161, 87.6 KB
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

در دفتر عشق کز سخن سرشار است
هر چند، قصیده و غزل بسیار است
از امّ بنین چهارگل پرپر شد
این ناب‌ترین رباعی ایثار است

#محمدجواد_غفورزاده

.
03:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
560×400, 39.4 KB
زنی شیرآفرین ،مردآفرین بود
زنی که تاروپودش ازیقین بود

زنی که بی پسرماندست امروز
زمانی حضرت ام البنین بود

#احمدعلوی
.
03:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×774, 31.9 KB
#سیدتی_یاام‌البنین

سه ستاره داشتم، یک ماه
بفــــــــــدای ابیـــعبدالله...

@raziolhossein
ش
09:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴 السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده 🏴


جهت دسترسی و استفاده از تصنیف های(زمینه،شور،زمزمه و ...) فاطمیه و
وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها به
کانال نوحه رضیع الحسین علیه‌ السلام بپیوندید

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
ش
16:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
16:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
745×1080, 139.2 KB
#شب_جمعه
#شب_هفت_مادر


درسینه‌ی عاشق شب جمعه غوغاست
غــوغـــــــــای زیــارتِ اباعبداللٰه است

بااینکه شب هفتـــــــــم زهراست ولی
مادرشب هفت عازم کـــــــــــرببلاست

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein1
ش
18:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×1013, 51.6 KB
هرچند با خدا نَبوَد کس شریک لیک
جای خداست در دل و جای تو یاحسین

#طرب_اصفهانی

@raziolhossein
ش
23:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×518, 173.5 KB
#حضرت_ام‌_البنین
#شب_جمعه

ازغم ام بنین دیده پر از الماس است
صحن بین الحرمین غرق شمیم یاس است

تسلیت تا که بگوید به علمدار حسین
فاطمه این شب جمعه حرم عباس است

#ابوذر_رییس_میرزایی

@raziolhossein
3
14 January 2022
ش
06:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
06:44
#امام_زمان_مناجات


روشنى بخشِ شب تار نيامد چه كنم
رفت عمر من و دلدار نيامد چه كنم

قلب من مخزن الأسرار فراقش باشد
حضرت ِمطلع الأنوار نيامد چه كنم

"عجل الله تعالى فرجه" مى خوانم
حجتِ مطلقِ دادار نيامد چه كنم

شور اين سينه ى شيدا به كجا خيمه زده؟
نور اين ديده ى خونبار نيامد چه كنم

درد بى صاحبى و غصه ى بى مولايى
واى از اين دو خبر از يار نيامد چه كنم!

هجر او بند شد و پاى سلوكم را بست
چاره ى عبد گرفتار نيامد چه كنم

با كلاف دلم عمريست پى اش مى گردم
يوسف من سر بازار نيامد چه كنم

من ز هجران رخش اشك فشاندم هر شب
گريه ام نيز كه به كار نيامد چه كنم!

آن غلامم كه شدم چشم به راهش اما
شهريارم كه به دربار نيامد چه كنم

ذوالفقار علوى منتظرِ خون خواهى است
وارث حيدر كرار نيامد چه كنم

آتش درد كشد شعله و مادر گويد:
مرهم داغى مسمار نيامد چه كنم

روضه كرب و بلا شعر مرا جمع كند
گفت زينب كه علمدار نيامد چه كنم

#محمد_حسين_مهدى_پناه

@raziolhossein
😢 1
06:44
#امام_زمان_مناجات


دُنيا چه زیبا می شود، وقتی بیایی
خوشحال، زَهرا می شود، وقتی بیایی

نورِ تو می تابَد به عالم با ظُهورَت
خورشید رُسوا می شود، وقتی بیایی

فَصلِ خَزانِ زِندگی پایان بِگیرد
هَر غُنچه ای وا می شود، وقتی بیایی

وَقتِ نَمازت از مُلازم هایَت آقا
هَر روز، عیسی می شود، وقتی بیایی

با ذوالفقاری که به دستِ خود بِگیری
حِیدر تَماشا می شود، وقتی بیایی

زَخمی که روی سینه ی مادَر نِشَسته
حَتماً مُداوا می شود، وقتی بیایی

گُنبَد بِسازی دَر بَقیع مِثلِ خُراسان
یَثرِب مُصَفّا می شود، وقتی بیایی

دَر کوفه وقتی روضه ی زِینب بِخوانی
هَر دیده دَریا می شود، وقتی بیایی

شبهای جُمعه روضه دَر صَحنِ اَبَاالفَضل
هَر هَفته بَرپا می شود، وقتی بیایی

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
06:44
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


جمعه رسید و باز تو آقا نیامدی
مرهم گذار زخم دل ما نیامدی

کردم کنار کعبه تو را آرزو ز دوست
ای کعبه ی امید احبا نیامدی

از خستگان هجرتو پرسیده ام مدام
گفتند سوی خسته جگرها نیامدی

ما با شمیم وصل تو شاداب می شویم
ای عطر ناب گلشن طاها نیامدی

نزدیکتر زما تو بمایی وباز هم
گوئیم روز وشب که تو مولا نیامدی

درشام ظلمت است جهان بی حضور تو
خورشید آفتابی دنیا نیامدی

با ناله گفت حضرت صادق شب فراق
تعجیل کن قرار دل ما نیامدی

کرب وبلاست منتظر انتقام تو
ای آخرین نواده ی زهرا نیامدی

با اشک می نوشت "وفایی" به لوح خاک
عمرم به سر رسید وتو اما نیامدی

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
06:45
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل


ای قلب داغ دیدهٔ عالم بیا بیا
صاحب عزای ماه محرم بیا بیا

خیمه به خیمه، روضه شدم‌ در فراق تو
ای همنشین گریهٔ نم‌نم بیا بیا

اشک فراق، شور شعور آفرین بود
شیرین شود ز فیض تو زمزم بیا بیا

شد شامل دعای تو هر کس به روضه ها
بهر فرج دعا کند هر دم بیا بیا

در خیمه ای که روضه عباس شد به پا
من با امید قول تو ماندم بیا بیا

ما نوکریم، خوب و‌ بد از هم سوا نکن
ما را ببر به علقمه درهم بیا بیا

*
افتاد سرو علقمه و گفت یا اخا
نه مشک مانده است و نه پرچم بیا بیا

گر مشک تیر خورده صدا زد نرو نرو
اما گرفته است حرم، دم بیا بیا

چشم و دو دست و فرق سرش، وای مادرم
طوبای من گسسته شد از هم بیا بیا

#سعید_نسیمی

@raziolhossein
06:45
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل


بیا که محفل ما بی تو آسمانی نیست
اگر نظر نکنی اشک دیدگانی نیست

تو پیر گریهء مایی مرا دعائی کن
که بی دعای تو خیری در این جوانی نیست

بهار بودن من دیده های نمناک است
به روضه ها که ببارم دگر خزانی نیست

چقدر دوری از تو ز گریه دورم کرد
برای وسعت این رزق جُز تو بانی نیست

شباهت من و تو این لباس مِشکی شد
وگرنه بهر رسیدن به تو توانی نیست

گذشت هم رمضان و گذشت هم عرفه
هنوز غرق گناهم غمم نهانی نیست

به دستهای عمویت بگیر دست مرا
که بهتر از تو مرا چاره و اَمانی نیست

بیا به روضهء دستِ قَلم سراسیمه
بیا و روضه بخوان جز تو روضه خوانی نیست

بیا بگو که علمدار بر زمین اُفتاد
ز چشم پاره بگو قدرت بیانی نیست

بگو چه شد که ز پهلو سرش به نیزه نشست
که بعد از آن به تن اهل خیمه جانی نیست

ز علقمه که می آمد حسین شَک کردند
صدا زدند که بابای ما کمانے نیست

#مجتبی_صمدی_شهاب

@raziolhossein
06:47
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان
آرامش دلهای حزین مهدی جان

در هر سحر جمعه تو را می خوانیم
یابن النجباءالاکرمین مهدی جان


#ابوذر_رییس_میرزایی

@raziolhossein
👍 1
ش
17:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
667×1280, 111.7 KB
🌹السَّلامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمِينَ🌹


جهت دسترسی و استفاده از سرودهای ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها به
کانال نوحه رضیع الحسین علیه‌ السلام بپیوندید

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
16 January 2022
ش
00:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×791, 134.3 KB
ای مـاه بنی هاشــم ، ای قافلـه را سـالار
در بیـن مــزارِ مـن ، از تربـت خـود بگذار

بردار سر از خاک و ، رو کن به بقیع مادر
با دسـت جـدا از تـن ، تابـوت مـــرا بردار

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
4
18 January 2022
ش
11:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
717×1280, 266.2 KB
#تک_بیتی_علوی

رفتند هر یکی زحریفان به‌درگهی
ما را بجز رهی به‌در مرتضی نبود

#آشفته_شیرازی

@raziolhossein
19 January 2022
ش
02:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 41.6 KB
02:42
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 17.8 KB
02:42
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 105.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت
#دوبیتی


درکش سخت است و فکرها کوتاه است
از شان و مقام او خدا آگاه است

در بدو تولد به سخن آمد و گفت
بعد از پدرم علی ولی الله است

#آرش_براری

@raziolhossein
7
ش
23:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×707, 210.8 KB
.
از نور جمال توست نور مهدی
میلاد تو عید پر سرور مهدی
بردار تو دست بر دعا یازهرا
تعجیل شود روز ظهور مهدی

@raziolhossein
20 January 2022
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:45
#مناجات
#شب_جمعه


از اینکه بی وفایم، خیلی دلم گرفته
باید به خود بیایم، خیلی دلم گرفته

«أُدعونی أَستجب» را خواندم ولی از اینکه
لنگ است هر دو پایم، خیلی دلم گرفته

در خود شکستم از بغض، گفتم میانِ سجده:
با اشکِ بی صدایم، خیلی دلم گرفته

یارب «ظَلمتُ نفسي»، یارب «إلهی ٱلعفو»
درمانده و گدایم، خیلی دلم گرفته

یک عده با چه شوقی زائر شدند امّا؛
من تحبسُ الدّعایم، خیلی دلم گرفته

دل ذکرِ «لاطبیبَ مَن لاطبیبَ» دارد
قدری بده شفایم، خیلی دلم گرفته

ردّم نکن! به وٱلله جز تو کسی ندارم
کاری بکن برایم، خیلی دلم گرفته

«دست از طلب ندارم» اینها همه بهانه ست
دلتنگِ کربلایم، خیلی دلم گرفته
¤
شب های جمعه، ایکاش بیتاب سمتِ مقتل-
با مادرت بیایم! خیلی دلم گرفته

روضه بخواند و من گریه کنان بگویم:
اربابِ سر جدایم؛ خیلی دلم گرفته

#م_عاطفی

@raziolhossein
ش
18:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


اگر با من نبود این ابر و بارانی که من دارم
برایم دردسر می شد گناهانی که من دارم

من از وقتی که یادم هست غرق معصیت بودم
چه اندوهی است در حال پریشانی که من دارم

دل شیطان نفسم را به دست آوردم و دیدم
چه سودی می برد از بار خسرانی که من دارم

ضرر کردم ، سر بازار هم بی مشتری ماندم
خودت گاهی بخر از جنس ارزانی که من دارم

من از بی کربلایی گم شدم در شهر ، کاری کن
دلت آیا نمی سوزد به هجرانی که من دارم

بمیران و به دیدارم بیا تا اهل گورستان
به پا خیزند از دیدار مهمانی که من دارم

عجب رازی است در نامت یقین دارم همین دنیا
نجاتم می دهد ذکر حسین جانی که من دارم

شروعم با تو‌ بود و با تو خواهد بود پایانم
ندارد هیچ‌کس آغاز و پایانی که من دارم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
21 January 2022
ش
14:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
16:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×480, 86.4 KB
#تک_بیتی

با رسول الله ختم سوره ی کوثر بگیر
رو در ایوان نجف کن عیدی از حیدر بگیر

#عبدالحسین

@raziolhossein
5
22 January 2022
ش
12:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
667×1280, 111.7 KB
🏴آجرک الله یا صاحب الزمان🏴

جهت دسترسی و استفاده از تصنیف های(شور، زمینه و...)‌شهادت حضرت امام هادی علیه السلام به کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه‌ السلام بپیوندید

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
23 January 2022
ش
02:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 29.3 KB
ش
12:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×852, 97.7 KB
#تک_بیتی_علوی

بر کائنات آنچه یقین‌است و واجب است
مهــــر و محــــبتِ اســـدلله غـالب است

#بابافغانی_شیرازی

@raziolhossein
ش
18:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
890×890, 123.6 KB
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی

اسرار ‌حقیقی حیاتم زهراست
معنای عبادتم، صلاتم زهراست

دیگر چه غم از کشاکش این دنیا
وقتی که فرشته نجاتم زهراست

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
4
24 January 2022
ش
01:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 53.1 KB
#یازهرا

دنیا حفظش نکرد، اگرچه به ظاهر
هجده بیت است آن قصیده‌ی غَرّا

#محمدرضا_طهماسبی

@raziolhossein
😢 4
ش
19:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
778×973, 75.5 KB
#تبری
#عیدالزهرا

۲۲ جمادی‌الثانی، سالمرگ غاصب اول و بانی احراق بیت حضرت زهرا سلام الله علیها، تبریک و تهنیت باد
6
27 January 2022
ش
15:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
15:45
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اکبر


میزنم دم ز ولای تو اباعبدالله
دلم افتاده به پای تو اباعبدالله

پیش هر بی سرو پایی که گدایی نکنم
من گدایم گدای تو اباعبدالله

با همه خیل گدایی که در خانه توست
کم ندیدم ز عطای تو اباعبدالله

مادرم گفت اگر این همه عزت داری
پدری کرده برای تو اباعبدالله

ای که آرامش جان علی و فاطمه ای
جان عالم به فدای تو اباعبدالله

کعبه دور سر شش گوشه تو میگردد
مروه دنبال صفای تو اباعبدالله

این ورودی جنان یا در باب القبله است.!؟
چه بهشتی است سرای تو اباعبدالله

بی جهت نیست حرم هر شب جمعه غوغاست
زائر توست خدای تو اباعبدالله

کاش محشور شوم روز قیامت آقا
با تو و با شهدای تو اباعبدالله

زودتر از همه سیراب شود از کوثر
زائر کرببلای تو اباعبدالله

یاری مادر تو حضرت زهرا کرده
هر که گرید به عزای تو اباعبدالله

مادرت هر شب جمعه به حرم می آید
میزند ناله برای تو اباعبدالله

مادرت هر شب جمعه به حرم میشنود
ناله واولدای(واعطشای) تو اباعبدالله

پیش چشمان تر تو پسرت را کشتند
جگرم سوخت برای تو اباعبدالله

بی جهت نیست زمینگیر شدی پیش تنش
تکه تکه شد عصای تو اباعبدالله

خواستی موی سفید تو نبیند زینب
خون او گشت حنای تو اباعبدالله

اولین مرتبه بود از حرم آمد بیرون
خواهر تو زقفای تو اباعبدالله

این همه دیده نامحرم و زینب، ای وای
خوب شد بود عبای تو اباعبدالله

#عبدالحسین

@raziolhossein
15:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 184.4 KB
سیدنا العطشان ...

طالب جنت شدم نه محضِ ناز و نعمتش
آرزو دارم ببینم آب مینوشد حسین

#م_نعيم_امينی

@raziolhossein1
ش
16:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


امیر قافله دشت کربلاست حسین
به راه بادیه عشق، آشناست حسین

ببین که در پی قربان شدن به تیغ ستم
چو نخل سر زده از باغ کربلاست حسین...

به قامتی شرف‌آموز آسمان بلند
ستاده در بر شمشیر کینه راست حسین...

چو آسمان، تنش آذین به گُل‌ستاره زخم
صبور مانده به نیزار نیزه‌هاست حسین

به راه دوست، گذشت از جهان و جان بنگر
به استقامت و ایثار، تا کجاست حسین

رها ز رنگ تعلق، به ملک استغنا
رضا به داده حق داده و رضاست حسین

چو شیر شرزه، شکارافکن است و دشمن‌گیر
به کارزار، همانند مرتضاست حسین

خدای را، مشو از موج حادثات ملول
که در سفینه تقدیر، ناخداست حسین

به خون پاک شهیدان کربلا سوگند
که در حریم وفا رحمت خداست حسین

#مشفق_کاشانی

@raziolhossein
ش
18:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×719, 90.1 KB
#شب_جمعه

خاک این در شو که پیش همت دریا دلش
زایران را پاک کردن از گنه کمتر سخاست

#صائب_تبریزی

@raziolhossein1
😢 3
28 January 2022
ش
15:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1047, 46.6 KB
#تک_بیتی

دو روز آخر عمر است و گوش بر زنگ است
بیا که وقت تو بسیار و وقت ما تنگ است

#م_جانی

@raziolhossein
4
29 January 2022
ش
02:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×854, 98.0 KB
#تک_بیتی_علوی

ماییم از سگان در مرتضی علی
شیر درنده فَلَک امروز رام ماست

#جویای_تبریزی

@raziolhossein
3
ش
15:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 114.0 KB
#تک_بیتی
#تبری

بر سر "آهی"، علی خواهد نهد تاج ولا را
چون ابارکب و رمع را بر خدا کافر گرفته

#عبدالحسین_وکیلی_ (آهی قمی)

@raziolhossein
15:48
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.0 KB
15:48
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 70.9 KB
15:48
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 30.3 KB
15:49
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

تا بوسه‌ی خنجری به حلقوم نشست
بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ‌های حسین
آن نیز به قلب «امّ‌کلثوم» نشست

#قاسم_صرافان

#######

شأن تو و درک ما، همان سنگ و سبوست
نشناخته‌ایمت آن چنانی که نکوست

در نای تو، نطق مرتضی جاری بود
«از کوزه همان برون تراود که در اوست»

#علی_زمانیان_عارف

######

او نور چراغ خانه‌ی حیدر بود
در شام ستم، چراغ روشن‌گر بود

آن روز که تکیه‌گاه آن قافله شد
یک شانه برای گریه‌ی خواهر بود

#قنبر_یوسفی

#######

الگوی فرشتگان معصوم است او
بر واژه‌ی صبر و عشق، مفهوم است او

از خطبه‌ی آتشین او پیدا شد
بانوی قیام، «امّ‌کلثوم» است او

#سید_محمد_میرهاشمی

#######

در چرخ وجود، محور خورشید است
خاک قدمش تاج سر خورشید است

باید که فروغ چشم زهرا باشد
در خانه‌ی ماه، دختر خورشید است

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
15:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 159.1 KB
ای پشت و پناه قافله چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب
در شام نیفتاده‌اي از پا، بانو!
یک لحظه در این مقابله چون زینب

#یوسف_رحیمی
.
ش
20:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
۲۷جمادی الثانی سالروز شهادت حضرت #حضرت_سلطانعلی_بن_امام_باقر علیه السلام در اردهال

عطر حضور داشت نفس های آخرش
آغوش جان گشود جنان در برابرش

تنگ غروب "درهء ازناوه " شوق وصل
پیچید شور نعرهء الله اکبرش

سلطانعلی ادامهء خط حسین بود
در این مسیر خون خدا بود رهبرش

جان داد یک قبیلهء عاشق به پای او
در غربتی عجیب که سخت است باورش

کرب و بلای دیگر شیعه شد اردهال
یک باغبان و این همه گلهای پرپرش

حُسن ختام بهتر از این می شود مگر ؟
در سجده بود کز تن او شد جدا سرش

در جمعه ای که جلوهء شور و شعور بود
پیچیده شد به قالی اندوه پیکرش

جان ها فدای غربت جدش که بارها
سیلی زدند بعد شهادت به دخترش

اشک "کمیل" اگر که نمی‌شد روان ز چشم
می‌سوخت در شرارهء اندوه دفترش...


#کمیل_کاشانی
30 January 2022
ش
00:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 39.9 KB
#تک_بیتی_علوی

اقتدا هست پسر را به پدر، حب علی
من خلف بوده ام و از پدر آموخته ام

#محیط_قمی

@raziolhossein
3
ش
05:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴به مناسبت رحلت جناب امام‌زاده #سید_محمد_بن_علی_الهادی علیهماالسّلام (۲۹جمادی الثّانیه)؛ ايشان عموی بزرگوار مولایمان حضرت امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه و مدفون در سامرا هستند


ای قلم! در خویش جاری کن مرا
بر وفای عهد، یاری کن مرا

آمده وقت ادای نذر من
مزرعه، دفتر؛ مضامین، بذر من

با وضوی اشک و غسلِ در سبو
«هر چه می‏‌خواهد دل تنگت، بگو»

السّلام ای میر والا احتشام!
حضرت سیّد محمّد! السّلام!

ای محمّد نام! اباجعفر لقب!
بر رسول و خاندانش منتسب

از تبار حیدر و زهراستی
روشنای سامرایی، راستی

حُسن صورت از حسن داری ولی
حُسن سیرت از حسین بن علی

ای گل بُستان زین العابدین!
وی به باغ علم باقر، خوشه‌چین!

رنگ صدق صادق و گفتار تو
عطر کظم کاظم و رفتار تو

ای علی موسی الرّضا را پور راد!
وی جواد بن جواد بن جواد!

آفرین بر این همه پیوند پاک!
هم به هادی، هم به تو فرزند پاک!

بر تو زیبنده، سریر سروری
مثل عبّاسی، برای عسکری

شیعه باید با وضو خوانَد تو را
حضرت صاحب، عمو خوانَد تو را

خلق در اوج کرامت داندت
لایق شأن امامت داندت

داده حق بر بارگاهت، امتیاز
قبله‏‌ی حاجاتی و باب نیاز

دوست تنها نه ز تو دردش دوا
بلکه دشمن هم شود حاجت‌روا

از «زلال» فیض، جامی ده مرا
بار دیگر قسمتم کن سامرا


#علی‌ا‌‌‌صغر_مؤمن‌نیا_زلال

@raziolhossein
05:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1205, 170.3 KB
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها

مثل مزار فاطمه قدرش نهان است
توصیف شأنش فوق توضیح و بیان است
خود را دخیل رشته های چادرش كن
او عمه مظلومه صاحب‌زمان است

#محمد_حسن_بیات‌_لو
😢 1
ش
16:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×752, 189.3 KB
😢 6 5
1 February 2022
ش
19:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×513, 81.0 KB
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟
از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟

زهرا! تو مگر که چند دختر داری؟
پنهان شده نام امّ کلثوم چرا؟

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
2 February 2022
ش
01:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
854×1280, 79.0 KB
#تک_بیتی_علوی

جویا ز شوق جان سپرد یا علی، اگر
داند که با سگان تو محشور می شود

#جویای_تبریزی

@raziolhossein
ش
01:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
996×569, 46.2 KB
یاصاحب‌الزمان

هست سگی #صافی صافی ضمیر
بر در لطف و کرمت گشته پیر
ما که همه روی به سوی توائیم
منتظر دیدن روی تواییم


#مرحوم_آیت‌الله_صافی‌گلپایگانی


@raziolhossein
@raziolhossein1
01:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 54.0 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 37.2 KB
ش
01:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×768, 136.0 KB
رجبـــــ آمد کہ امشبـــــ با طلوعش

دهــد مــژده "امام باقر آمد...

#ولادت_امام_محمد_باقر_علیه_السلام
01:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
535×764, 60.5 KB
امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزندامیرمومنین می آید

تبریک که ماه برج حکمت ،باقر
درخانه ی زین العابدین می آید

@raziolhossein
01:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 45.9 KB
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد
02:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×720, 186.2 KB
#تک_بیتی

هم به آدم شد مُغيث و هم به نوح آمد مُعين...
هم به عيسى گفت: كلّم،هم به موسى گفت: لَن

#صغیر_اصفهانی


@raziolhossein
ش
20:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 39.2 KB
#امام_حسین_علیه_السلام
#ماه_رجب

مادرم کرده سفارش که بگـو اول ماه
بابی انت وامی یا اباعبدالله



@raziolhossein
@raziolhossein1
3 February 2022
ش
04:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×718, 207.0 KB
#این_الرجبیون

رجب چیست؟ نهری میان بهشت
که آخر به بَحرُالنَّجَف می‌رسد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
1
04:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
820×541, 127.0 KB
#این_الرجبیون

رجب چیست؟ نهری میان بهشت
که آخر به بَحرُالنَّجَف می‌رسد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
ش
17:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
4 February 2022
ش
02:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 34.3 KB
02:35
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 94.1 KB
02:35
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.9 KB
02:36
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 17.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی
وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی
ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی
ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه اجلال نبی کیست تویی تو
چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی
ماه علوی آینه ی حسن خدایی
فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی
آری تو علیّ ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند
ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کلّ وجودی
تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی
تو نیّت و تکبیر و قیامیّ و قعودی
تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

ای گوهر توحید به درج دهن تو
روییده به هر سو گل وحی از چمن تو
انوار خدا در تو و حسن حسن تو
ما جامعه داریم ز فیض سخن تو

زین جامعه دل سوی تولای تو راهی است
هر جمله آن جلوه ای از وحی الهی است

از سامره خیزد به فلک نور حقایق
دل ها به طواف حرم قدس تو شایق
مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق
روزی خور خوان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی
نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

من آبرو از خاک در سامره دارم
من خاطره ها از سفر سامره دارم
من جلوۀ طور از شجر سامره دارم
من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست
چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجّت حق خلق به تأیید تو بنده
توحید و نبوّت به تولاّی تو زنده
جبریل به بام تو یکی مرغ پرنده
در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره
پروانه صفت دور تو گشتند هماره

نور تو که از صبح ازل تافته در دل
خاموش نگردد به هزاران متوکّل
هرگز نشود محو، حق از فتنه باطل
آری نرسد بار کج خصم به منزل

قرآن همه را با سخن وحی دهد پند
هر چیز بود فانی جز وجه خداوند

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت
آوخ که رسید از ستم خصم عذابت
گریم به تو و غصّه بی حدّ و حسابت
افسوس که بردند سوی بزم شرابت

برخیرگی خصم و به بی شرمی او اُف
خاکم به دهن جام مِی اَت کرد تعارف

تو آیه تطهیری و رجس از تو به دور است
دل جای خدا و دهنت چشمه نور است
وای از متوکّل که چه بی شرم و جسور است
مست می و مست ستم و مست غرور است

با آن شرف و عزّت و اجلال معانی
می خواست که در محفل او شعر بخوانی

خواندی دو سه بیتی که بهم ریخت سرورش
از روی سرش خورد زمین تاج غرورش
گفتی سخن از آدمی و تنگی گورش
افتاد به تن لرزه بدان قدرت و زورش

لرزید ولی در پی اظهار ندامت
می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت
افسوس که مسموم شدی چون پدرانت
آوخ که ز تن رفت برون تاب و توانت
سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

«میثم» که به دل سوز و به سر شور تو دارد
باشد که به خاک حرمت چهره گذارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:44
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 56.7 KB
ش
08:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
5 February 2022
ش
02:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
433×433, 48.7 KB
رد پایش همه جا قبله نما می سازد
خطی از جامعه اش جامعه را می سازد
خادم خانه اش از خاک، طلا می سازد
کرمش نیز به شدت به گدا می سازد

بی سبب نیست اگر عادتش احسان شده است
نوه ی ارشد آقای خراسان شده است


برسرم سایه ی ایوان طلایی دارم
گوشه ی صحن عجب حال و هوایی دارم
ازسر سفره ی او نان و نوایی دارم
سامراییم و عادت به گدایی دارم
سامرا ، کرب و بلایی به نظر می آید
این دو شش گوشه به دنیا چقدر می آید

#مجید_تال

@raziolhossein
ش
03:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
667×1280, 111.7 KB
🌹 اسعدالله ایامکم 🌹

جهت دسترسی و استفاده از تصنیف های ایام شعبانیه به کانال نوحه رضیع الحسین علیه‌ السلام بپیوندید

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
8 February 2022
ش
18:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 83.3 KB
18:30
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
2
18:30
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
708×451, 33.4 KB
#امام_جواد_ولادت

ما راه علی و آل را میپوییم
حق را ز طریق پاکشان میجوئیم
میلاد جواد ابن رضا را امشب
تبریک به ثامن الحجج میگوییم

@raziolhossein
18:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×465, 33.4 KB
نام تو حلاوت است مثل صلوات
جود است و اجابت است مثل صلوات

ریزد گل نور ، از آسمان هشتم
میلاد تو برکت است مثل صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
18:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 33.5 KB
#حضرت_علی_اصغر

یا رباب...

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است
شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:40
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.6 KB
3
9 February 2022
ش
15:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 44.0 KB
شب تاریک را مهتاب آمد
قرارِ هر دل بی تاب آمد
بگو‌ تبریک بر زهرا و حیدر
که آقازاده ی ارباب آمد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
15:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 45.9 KB
امروز نشسته پای گهواره رباب
بوسیدنِ نوگلش شده کار رباب

شش ماه، دوام دارد این خوشبختی
وای از غمِ عاشورا؛ بیچاره رباب ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
😢 1
10 February 2022
ش
20:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×926, 131.9 KB
به سرم تا همیشه منّت توست
فَخرِ من نوکریِ هیئتِ توست
کاش می شد که زائرت بودم
آرزویم فقط زیارتِ توست...

#شب_جمعه
20:20
#مناجات


دستهای خالی ام را با کریمان کارهاست
گریه طفلانه کردن عادت سربارهاست
هرچه اینها میدهند از برکت اصرارهاست
دردمندان را بگو امشب شب بیمارهاست

یا طبیب لا طبیب له شفایم را بده
رحم کن بر من جواب گریه هایم را بده

روی خوش دادی نشانم با بد من‌ ساحتی
رو گرفتم‌ آمدم عمدا مرا نشناختی
پرده رحمت روی اعمال من انداختی
با خودم آرام گفتم زندگی را باختی

حیف از عمری که سوزاندم به پای این و آن
ریخت پای غفلتم‌ خون گریه ی صاحب زمان

دم به دم گفتم که جبران میکنم اما نشد
توبه بر درگاه منان میکنم اما نشد
گفتم این دل را گلستان میکنم اما نشد
نیمه شب گریه فراوان میکنم اما نشد

بی کس و کارم نگاهم کن الهی بالحسین
بار دیگر سربراهم کن الهی بالحسین

در رجب شوق ملاقات خدا داریم ما
شوق پابوسی شاه لافتی داریم ما
یاعلی از دست تو میل عطا داریم ما
در رغایب رغبت کرببلا داریم ما

سیر عرفانی بده عشاق را با کربلا
تا شود معراج ما راه نجف تا کربلا

ای مسمای خدا جانم‌امیرالمومنین
بنده ی خالق نما جانم امیرالمومنین
تکیه گاه مصطفی جانم‌امیرالمومنین
کعبه اصلی ما جانم امیرالمومنین

حق علی رازق علی دنیا علی محشرعلی
مظهر تام و تمام خالق اکبر علی

هرکجا حرف علی شد خیر چشم تر رسید
ماجرا از کوفه سمت کربلا یکسر رسید
از علی مرتضی تا به علی اکبر رسید
زد به میدان و همه گفتند پیغمبر رسید

سروقامت ماهرو بالانشین بالابلند
رفت وقتی از حرم شد ناله زنها بلند

سوره کوثر به میدان آیه هایش شد جدا
عین لام و یا علی اکبر هجایش شد جدا
از دهانش ناله ی بابا بیایش شد جدا
دست و پا زد دست و پا زد دست و پایش شد جدا

روی زانوی پدر رفت و ز هم وا شد سرش
یک عبا نه!صد عبا کم بود بهر پیکرش


@raziolhossein
20:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×1280, 76.8 KB
کبوترِ دلِ عُشّاق هَر شَبِ جُمعه
نِشَسته است روی گُنبدِ طَلای حُسِین
.
#رضا_رسول_زاده
.
@raziolhossein
11 February 2022
ش
07:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
07:18
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


دوباره فاصله افتاد بین ما آقا
دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا

ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه
بگیر دست گدای همیشه را آقا

حلال کن که بجز دردسر نبودم من
عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا

سلام من به قنوت نماز نیمه شبت
مرا میان قنوتت دعا نما آقا

بگو شبی تو میان قنوت نافله ات
به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا

خودت برای ظهورت بیا دعایی کن
اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا

رسید سال نو و چشم ما نشد روشن
بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا

ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار
که تا ببینمت ای یار آشنا آقا

بهار کن دل ما را محول الاحوال
که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا

بیا و درد دل بیقرار و شیدا را
دوباره کن به نگاه خودت دوا آقا

دلم دوباره برای نجف پریشان است
برای هرم گنه سوز مرتضا آقا

"دلم برای مدینه بهانه می گیرد"
برای لطف خدایی مجتبا آقا

خدا کند که به اذن علی و مادرتان
روم دوباره شب جمعه کربلا آقا

طواف قبر حسین آن شهید بی لشگر
طواف قبر علمدار باوفا آقا

گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد
نشسته بر لب من یا رضا رضا آقا

#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
07:20
#امیرالمومنین
#امام_زمان


عیش ما کاش مستدام شود
باعلی عیش ما مدام شود

کاش اشکم شبیه دُر نجف
لایق وادی السلام شود

دست ایزد چنین رقم زده است
که علی اولین امام شود

هان بترسید دشمنان علی
عاقبت وقت انتقام شود

مهدی فاطمه به اذن الله
صاحب اختیار تام شود

با نوای بقیه اللهی
وارد مسجد الحرام شود

ماه بر پله ی چهاردهم
مینشیند که احترام شود

با طلوع جمال حیدری اش
شعر باید چنین تمام شود

که علی دست قادر ازلی ست
خلقت ماسوا به دست علی ست

#احمد_علوی

@raziolhossein
12 February 2022
ش
18:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
18:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 102.1 KB
18:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
ش
18:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

گفتم‌که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات‌من بود حب‌علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

#محمد_علی_قاسمی

@raziolhossein
18:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×840, 131.9 KB
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان
18:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 169.3 KB
#امیرالمومنین_ولادت

یافاطمه جان دلم گدای در توست
عالم همه محو طلعت حیدر توست
عیدی مرا نجف مقدر فرما
امشب که شب ولادت شوهر توست

#عبدالزهرا

.
13 February 2022
ش
06:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 128.0 KB
#تک_بیتی_علوی

در آن ساعت که درمانند خلقِ مشرق و مغرب
بُوَد دستم به دامانِ علی ابن ابی طالب...

#هلالی_جغتایی

@raziolhossein
ش
18:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 164.0 KB
#یاعلی

نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
در وصف علی بس، که بوَد دست خدا
در وصف خدا بس، که علی بندۀ اوست

#شیخ_بهایی

.
18:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
392×455, 39.1 KB
ای‌ خوانده تورا به‌چشم تر طفل یتیم
ای #مهر تو، دلگرمی هر #طفل یتیم
دلتنگ توییم یا #علی، هر شب و روز
آن‌ گونه که در #روز_پدر ؛ طفل یتیم

#میلاد_عرفان_پور

.
18:22
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

ای‌ خوانده تورا به‌چشم تر طفل یتیم
ای #مهر تو، دلگرمی هر #طفل یتیم

دلتنگ توییم یا #علی، هر شب و روز
آن‌ گونه که در #روز_پدر ؛ طفل یتیم

#میلاد_عرفان_پور

@raziolhossein
18:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×816, 101.0 KB
تیغ از سر خود غلاف برداشته است
شب پرده ی اعتکاف برداشته است

در پوست خود بدان نمی گنجیده است
این خانه اگر شکاف برداشته است...

#سعید_بیابانکی

.
ش
20:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×723, 58.6 KB
#جاااانم_علی🌷🌷

دائم به سرم فکر علی نیست که هست
هرشب به لبم ذکر علی نیست که هست

دیگر چه سعادتی بود بهتر از این
در سینه ی من مِهر علی نیست که هست

.
20:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×852, 133.3 KB
🏳 ولادت امیرالمومنین علیه السلام

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیرِ حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#یا_علی
#میلاد_حسنی

.
20:21
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
06:10, 2.9 MB
#امیرالمومنین_مدح


یاعلی نام تو بردم نه همی ماند و نه غمی بابی انت و امی

#شعرخوانی...
#شهریار

@raziolhossein
20:29
#تبری
#دوازدهم_رجب
به درک واصل شدن معاویه بن ابوسفیان


آیة الله سید نصرالله مستنبط در حرم امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه خدمت امام عصر صلوات الله علیه مشرف شد، شنید که امام علیه السلام در قنوت نماز خود چنین می خوانند:
«اَللّهـم انّ معاویةَ بنَ ابی سفیان قَد عادی علی بن ابیطالب( صلوات الله علیه) فالعنه لعناً و بیلاً»
* خدایا!
همانا معاویه پسر ابی سفیان دشمنی سر سختانه ای با علی بن ابیطالب صلوات الله علیه کرد،پس او را به شدت لعنت کن *
📚 معجم رجال الفکر و الادب فی النجف ۱۱۹۹/۳.
عرض نیاز به درگاه بی نیاز / ۵۰ و ۵۱.


@raziolhossein
😢 1
20:30
#تبری_دوبیتی
#دوبیتی

امشب که دل حضرت مولا شاد است
از غصه دل شیعه او آزاد است

تبریک بگویید به زهرا کامشب
مرگ پسر آکله الاکباد است


@raziolhossein
14 February 2022
ش
04:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
714×1280, 169.1 KB
#تک_بیتی_علوی

چو پای بست ولای ابوتراب شدم
به دوزخ ابدی ایمن از عذاب شدم

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
04:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×1041, 52.9 KB
#تک_بیتی_علوی

بنای خانه كعبه خليل الله نهاد اما
علي در كعبه ظاهر گشت و صاحب خانه پيدا شد

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
👍 1
15 February 2022
ش
02:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×737, 96.9 KB
یاعلی‌مدد

آری اگر نبود مراعاتِ حال خلق
او مینمود جای دری ، قلعه را بلند

در ابتدای لشکر ، علی تیغ را که زد
شد لشکر از اصابت آن ز انتها بلند

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein1
ش
03:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین‌_ولادت
#دوبیتی

مولود حرم بوده تفکر نکنید
حق است و به غیر از این تظاهر نکنید

مزد خبر خوش عاقبت زر باشد
با خاک دهان کعبه را پر نکنید

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
ش
18:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین‌_ولادت
#دوبیتی

کعبه _ به خدا! _ طبع ولایی دارد
در مدح علی، غزل‌سرایی دارد

حرف دل این بیت، همین مصراع است:
"ایوان نجف، عجب صفایی دارد"

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
18:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.9 KB
18:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 18.3 KB
18:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.5 KB
18:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1066, 357.6 KB
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی


ای کاش که در خدمت زینب باشیم
گریان غم و محنت زینب باشیم

یکشب حرم رقیه جان باشیم و...
یکشب حرم حضرت زینب باشیم

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:21
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت

در آسمان فراقت، هلال را دیدم
نمردم و سرِ نیزه، هلال را دیدم

منی که روی تو را بی بهانه می دیدم
به صد بهانه فراق و ملال را دیدم

صدای قاری من از تنور می آمد
چه شد که بر سر نی این محال را دیدم

دلم ز رأس تو جویای شام هجران شد
ز عطر یاس، جواب سؤال را دیدم

بدون شرح و بیان، وصف حال تو گویاست
به زخم ابروی تو شرح حال را دیدم

اگر چه گیسوی خاکستری کبابم کرد
ز جلوه ی تو شکوه و جلال را دیدم

به من چو از سر نیزه نظاره می کردی
نگاه ملتمس خردسال را دیدم

تمام داغ و فراق تو داشت زیبایی
چرا که در رخ تو ذوالجلال را دیدم

مرا به مجلس ابن زیاد سنجیدی
ز هیبتم به رخت وصف حال را دیدم

چنان غم تو به ایراد خطبه ام وا داشت
که خود صلابت یک سرو دال را دیدم

منم معلّم تفسیر سوره ی مریم
که پاره پاره کتاب زلال را دیدم

ببین که دست خدا با سپاه کوفه چه کرد
در این سپاه شکست و زوال را دیدم


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
18:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1244×1280, 215.5 KB
#جانم‌زینب

حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند
قدسیان ناله برآند که "جانم زینب

@raziolhossein
18:22
#حضرت_زینب_شهادت


پسر فاطمه من خواهر نالان توام
کشته بی سر من بی سر و سامان توام

سوز هجران تو چون شمع سحر آبم کرد
شکر این هجر به سر آمد و مهمان توام

از همان لحظه که گفتی جگر میسوزد
تا دم مرگ به فکر لب عطشان توام

لب من خشک به یاد لب خشکت اما
در غم چوب یزید و لب و دندان توام

گو به خورشید بتابد به روی پیکر من
که جگر سوخته پیکر عریان توام

تو در آن طشت اگر گریه برایم کردی
به تلافی همان اشک تو گریان توام

باد موی تو به نی این سو و آن سو می برد
مو سفید از غم آن موی پریشان توام


#عبدالحسین

@raziolhossein
18:22
#حضرت_زینب_شهادت



زینبم یار آشنای توام
جای مانده ز کربلای توام

شعله سر می کشد ز ناله ی من
من عزادار نینوای توام

تشنه لب لحظه های آخر عمر
یاد سقای با وفای توام

بسترم زیر تابش خورشید
روضه خوان یاد بوریای توام

یاد گل های پرپر باغ و
بدن زیر دست و پای توام

وای از آن دم که حنجر تو شکست
یاد آن آخرین صدای توام

یاد راس تو روی نیزه و آن
پیکر بر زمین رهای توام

زخم خورده ز وقت وا شدن
پای دشمن به خیمه های توام

دم آخر بیا به بالینم
که دوباره رخ تو را بینم


#رضارسول_زاده

@raziolhossein
18:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1090, 128.4 KB
طبق فتوای تو در عشق نمازی ست خمیده
سجده در دین تو بوسه است به رگهای بریده
پشت در، فرق پدر، تشت و جگر، دلبر بی سر
چار نوبت شده ای در گذر عمر، شهیده

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_شهادت


اي طبيب دل غمديده ي غم پرور من
نظري كن به تن خسته ي در بستر من

آنچنان آتش هجران تو سوزاند مرا
كه بجا مانده فقط بعد تو خاكستر من

پيش از آني كه اجل بر سر من سايه زند
تو بيا بار دگر سايه فكن بر سر من

ياد داري بدنت در يم خون بوسيدم
به تلافي همان بوسه بيا در بر من

نه فقط بر لب من نام تو جاري است حسين
بخدا ذكر تو گويد همه ي پيكر من


@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_مدح

نطقى كه كوفه شير زن كربلا نمود
مكر و فساد دشمن دين برملا نمود

ثابت نمود منزلت خاندان خويش
مشت يزيد و زادۀ مرجانه وا نمود

دادِ سخن بِداد در آن جمع آن چنان
با خطبه ‏اش قيامتى آنجا بپا نمود

با آن دل شكسته و اندوه بيكران
بر عهده آنچه داشت رسالت ادا نمود

در آن محيط وحشت و خوف او بدون بيم
ذمّ يزيديان به بيان رسا نمود

از غدر و مكر مردم كوفه نمود ياد
تحذيرشان زكردۀ زشت و خطا نمود

گفت و نمود خلق خطا كرده سر بزير
در حسرت و تأسف از آن كرده ها نمود

هم داد بيمشان ز مكافات اين جهان
هم يادشان قيامت و روز جزا نمود

يك شهر پر ز ضّجه و يك دشت صيحه شد
دخت على چو قِصّۀ پر غُصّه وا نمود

او با كلام خود همه را كرد منقلب
روز سرورِ خصم، شب غم فزا نمود

زينب سخن نگفته همه گرم عيش و نوش
با آنچه گفت يكسره غرق عزا نمود

تا ساكتش كنند سر انور حسين
آورد نيزه دار و بر آن بينوا نمود

افتاد آفتاب جمالش به محملش
خواهر ز ديدنش سخن خود رها نمود

از غصّه سر به چوبۀ محمل زد و شكست
گلگون ز خون خويش ز سر تا به پا نمود

بس كن (على) كه زينب كبرى در اين ميان
با آنچه كرد پرچم دين را بپا نمود


#آیت_الله_حاج_اقا_علی_صافی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_زینب_مدح


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم "یازینب"است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما "رأیت الا جمیلا" زینب است

هاله ای از نوردورش راهمیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دور از تماشازینب است

آنکه ازحجب و حیا وپاکی وشرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده است درطوفان درد
آنکه صبر از دست او افتاد از پازینب است

آنکه باآن خطبه ی غراّی خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوازینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجازینب است


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
18:23
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:01, 59.4 KB
آه یا زینب

در برج ولایت است کوکب زینب
علّامه نارفته به مکتب زینب

گفتم به فلک دلت به احوال که سوخت
بی‌پرده دو بار گفت زینب زینب

@raziolhossein
18:24
#حضرت_زینب_مدح



هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است
غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود
شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا
کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی
ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش
حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا
مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین
او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود
پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری
شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام
لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق
چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن
دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
18:24
#حضرت_زینب_مدح

به شیعه ابرو داده وجود زینب کبری
یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری

اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا بگذاشت
نماد پنج تن را در وجود زینب کبری

نه تنها زینت باباست بلکه زینت دنیاست
علی پیداست در حین شهود زینب کبری

پس از چشمان مادر_ان همیشه محرم حیدر_
غم از رخسار بابا می زدوده زینب کبری

حسین از یاد ها می رفت و پرچم ها زمین می خورد
نبود از عشق ردی در نبود زینب کبری

کسی که هستی اش را داد تا که معجرش باشد
نمی داند قلم حد و حدود زینب کبری

شهادت خواستگاه کربلا بود و حسین اما
اسارت شد عروج بی فرود زینب کبری

اسارت رفت اما معنی اش ذلت نمی باشد
اسارت را خدا کرده صعود زینب کبری

چه محکم ما رایت الا جمیلا ضربه زد انجا
به گوش دشمن کور و حسود زینب کبری

چنان کوهی که از طوفان نیاید خم بر ابرویش
حرم را تکیه گاه امن بوده زینب کبری

طنین خطبه اش را کوفه فهمیده است یعنی چه
هراسان شد دل شام از ورود زینب کبری

به اشک شرم می شوید به نی خورشید چشمش را
ببیند هر زمان چشم کبود زینب کبری

#حسن_کردی

@raziolhossein
18:24
#حضرت_زینب_شهادت


به روی دل، غم و داغ تو را گذاشته ام
به روی شانه ی خود كربلا گذاشته ام

برای آنكه مرا غُصه ی تو پیر كند
به روی كُلِّ جوانیم پا گذاشته ام

برای آنكه بگویم هنوز فكر توام
ببین كه پیرهنت را كجا گذاشته ام

شكسته تر شده این دل، دل بدون حسین
شكسته تر شده هر چه دوا گذاشته ام

اگر بناست ببینی مرا بیا گودال
که خویش را لب گودال جا گذاشته ام

هنوز خون گلوی تو رنگ موی من است
گمان مبر كه به مویم حنا گذاشته ام

نشد اگر چه تنت را كفن كنم اما
هنوز هم كفنت را سوا گذاشته ام

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
18:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1085, 69.9 KB
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️

به‌زینب هرزمان این‌چرخ ظلم تازه‌ای‌ دارد
فلک انصاف کن آخر ستم اندازه ای‌دارد

#یاحسین_آجرک_الله

@raziolhossein
18:25
#حضرت_زینب_مدح


دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه هم‌چون ابر، خسته
ز دست صبر زینب، صبر، خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین موج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه‌ی صوت علی بود

چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن!

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه‌ی اهل تناسخ:

حلول روح او، در جسم زینب
علیّ دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی این‌گونه عاشق
زنی، پیغمبر قرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیمبر
زن و پیغمبری؟ الله اکبر!

#قیصر_امین_پور

@raziolhossein
18:25
#حضرت_زینب_شهادت


من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم
چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم

ای باغ که داری تو بسی گل به گلستان
این خرمن گل را به تو بخشیدم و رفتم

در کرببلا زینت آغوش نبی را
آوردم و غلطیده‌به‌خون دیدم و رفتم

ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم
آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم

یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت
چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم

چون همره ما هست سر غرقه‌به‌خونت
من یاد لب تشنه‌ی تو بودم و رفتم

بگسست اگر دشمن دون، ریشه‌ی دین را
با موی پریشان همه سنجیدم و رفتم

بس کن تو دگر کاه ربائی سخن خود
من یک گلی از گلشن دین چیدم و رفتم

#ربائی

@raziolhossein
18:25
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

بانوی عشق حضرت زينب
بی كران‌ست رحمت زينب

همه عالم به دست من باشد
می كشم باز منت زينب

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
18:26
#حضرت_زینب_مدح


ادا هرگز نخواهد کرد شعری حق مطلب را
همان بهتر بدوزد شاعرش در مدح او لب را

کجا من میتوانم مدح او گویم اگر عباس
به غیرت پاک میکرده است جای پای زینب را

نخواهم گفت از رنج اسیری یا غم معجر
سزاوار است شان حضرتش شعر مودب را

اگر زینب عنان گیر است حتی سید الاحرار
به رسم عشق پیش او نخواهد راند مرکب را

پرستاری به جز زینب ندارد حضرت سجاد
که در آغوش گرم او تحمل میکند تب را

ندارد شام با خود قدرت خاموشی او را
که خورشید است و بی تردید روشن میکند شب را

به جز زهرا و زینب در توان کیست در زنها
که وادارد به تحسین شکوه خویشتن رب را

قدش خم شد بلی اما مصیبت ها دلیلش نیست
قدش خم شد که بردارد ز روی خاک مذهب را

#سیدمحمدحسین_حسینی

@raziolhossein
18:26
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


امروز شبیه مادرت می گردم
دنبال تن مختصرت می گردم

جسم تو که پیدا بشود از فردا
در کوفه به دنبال سرت می گردم

#مهدی_محمدی

@raziolhossein
18:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1269, 47.2 KB
شکست پشت فلک خواهرت اسارت رفت
شکست پشت فلک بس که داغ سنگین است

#ابراهیم_روزبهانی
@raziolhossein
😭 1
18:27
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح
ْ

آمدم سوی غمکده خانم !
که عزای تو آمده خانم !
اذن سینه زدن بده خانم!
جبل الصبر ! سیده خانم !

کوه ایمانی و یقین زینب!


خواهر غصه ! مادر غم ها !
رونوشت صلابت زهرا
ای شکوهت همیشه پابرجا
السلام علیک یا حلما

خانمی مؤمن و متین زینب!


معجزه به وضوح میکردی
هر نفس کار نوح میکردی
با دمت قبض روح میکردی
خوب فتح الفتوح میکردی

اسدالله چندمین زینب !


تو معلم ندیده استادی
پی تفسیر عدل و بیدادی
دو جوان در مسیر حق دادی
آه ، بانو به زحمت افتادی

درد داری درد دین زینب !


از لبت دائما گوهر میریخت
از دل خطبه ات جگر میریخت
با خروش تو کرک و پر میریخت
رنگ از چهره ی خطر میریخت

زن ندیدم من اینچنین زینب!


عزت و آبروی مکتب من
اسم پاکت نشسته بر لب من
مدح تو نغمه ی مرتب من
شصت و نه بار ذکر هر شب من

فقط إیاک نستعین زینب !


هاشمی زاده زینت بابا
در مسیر ولایت بابا
وارث درد و غربت بابا
عمه جان به روایت بابا...

بهترینی تو بهترین زینب !


راه تو راه سرخ عاشوراست
اخت الارباب پرچمت بالاست
عمه جان از خطابه ات پیداست
کربلا در نگاه تو زیباست

به نگاهت صد آفرین زینب!


تا ابد هست نوکرت محتاج
به دعای مکررت محتاج
به نگاه برادرت محتاج
و به الطاف مادرت محتاج

أنا مسکین و مستکین زینب !


رنگ و بویی ببخش محفل را
باخبر کن دوباره مقبل را
تا روایت کند مقاتل را
جان زهرا بیا و این دل را

کربلا کن ، فقط همین زینب !


درد ها را به جان خریدی ، آه
دم دروازه تا رسیدی -آه-
طعنه از این و آن شنیدی ، آه
خیری از زندگی ندیدی ، آه

با مصیبت شدی عجین زینب!


عاقبت شام میهمان شده ای
سر بازار نیمه جان شده ای
دل پریشان و قد کمان شده ای
همه دیدند ناتوان شده ای

بچه ها از غمت غمین زینب!


ای بزرگ عشیره افتادی
در بلایی کبیره افتادی
در شبی سرد و تیره افتادی
پیش چشمان خیره افتادی

با لگدهای سهمگین زینب !


روضه را بغض در صدایت گفت
تاول روی دست و پایت گفت
ورم زیر چشم هایت گفت
دختر شام ناسزایت گفت

گریه ی شهر را ببین زینب !


همه ی عمر موکنان خواندی
گریه کردی و بی امان خواندی
از یهودی بد دهان خواندی
از سر و تشت و خیزران خواندی

مرثیه هایت آتشین زینب !


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
18:27
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

غمِ دوری چه بی رحمِ برادر
غمِ ما رو کی میفهمه برادر

زِ بسکه تیغ از جسمت کشیدم
ببین دستم پُر از زخمِ برادر

#حسن_لطفی

@raziolhossein
18:27
#امام_حسین_مناجات
#روضه
#دوبیتی


سر تا به پاست درد و مداوای ما حسین
ما جملگی مریض و مسیحای ما حسین

رو کن به سوی خیمه‌ی سلطان کربلا
دارالشفاست روضه‌ی مولای ما حسین

#م_ع_خادم

@raziolhossein
👍 1
18:27
#امام_حسین
#روضه
#دوبیتی


ای‌کاش که بی‌ریا و بی‌کینه شویم
پاکیزه‌تر از پاکیِ آیینه شویم

ما راه نجات‌مان همین است حسین
در مجلس روضه‌ات قرنطینه شویم

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:28
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


ای آن‌که نیست غیر خدا خون‌بهای تو!
خونِ سرشکستهٔ من رونمای تو

«زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست»
سر خَم نکرده پیش کسی جز خدای تو

قرآن بخوان اگرچه تو را سنگ می‌زنند
دین خدا نفس بکشد با صدای تو

زینب نفس نمی‌کشد‌ ای نفس مطمئن
یک لحظه در هوای کسی جز هوای تو

تو سربلند بر سرِ نیزه بخوان، بدان
زینب هم ایستاده بمیرد برای تو

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
18:28
#حضرت_زینب_شهادت


دیدم آخر آنچه را باور نبود
شاهدم جزدیدگان ترنبود

درهمان وقتی که افتادی به خاک
قلب من از داغ تو شد چاک چاک

دشتی از دشمن بسویت آمدند
گرد تو چون خاروخس حلقه زدند

گاهی از راه ستم تیرت زدند
گه سنان وگاه شمشیرت زدند

زینب از روی بلندی دیده است
پیکرت درخاک وخون غلطیده بود

چهره ات بر روی خاک تیره بود
سوی خیمه چشم هایت خیره بود

شد بلند از مقتل تو همهمه
گاه من نالیدم وگه فاطمه

این مصیبت را کسی باور نداشت
پیکرت برخاک بود وسر نداشت

با همان دستی که زهرا را زدند
درکنار جسم تومارا زدند

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
18:30
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

تمام دشت به حالم نظاره ميكردند
به يكدگر پيِ غارت اشاره ميكردند

برای ِ بردنِ يك گوشواره ی ناچيز
حراميان به خدا گوش پاره ميكردند

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
18:30
#حضرت_زینب_شهادت


وقتی که همسفر شده با نیزه ها سرت
دیگر ندیده روز خوشی چشم خواهرت

تو جای من ..نمیشکنی سر به سوز عشق
وقتی سر شکسته ببینی برابرت؟

ای ماه یک شبه که به ”خون“ کرده ای "خسوف"
حداقل بگو تو کلامی به دخترت

دختت ندیده غیر 'ستم' ، 'خیـر' دیگری
اصلا نپرس از او که کجا رفته زیورت..

حتی”نماز“ کرده ˝مواسات˝ با سرم
وقتی شکسته است نماز مسافرت

از بغضشان به فاطمه این یک عمل بس است
بر میخ نیزه رفت سرت پیش مادرت

پر خاک و خون شدی چقدر سنگ خورده ای
بر نِی تشرفات زیاد است محضرت..

با صورتی کبود ،و تنی بس کبودتر
دارم چقدر وَجه شباهت به مادرت..

دیگر نمانده بر تن من جای سالمی...
زینب چشید طعم جراحات پیکرت

بازار بود و زینب و تیر نگاه ها...
ای کاش مانده بود علمدار لشگرت..

#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
18:30
#حضرت_زینب_شهادت

با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم
بر روز و ماه و سال خودم گریه می‌کنم

این پلک ها به روضه‌ی تو‌ زخم شد حسین
بس با زبان حال خودم گریه می‌کنم

حالا دگر بدون عصا می‌خورم زمین
گاهی خودم به حال خودم گریه می‌کنم

می‌پرسم از خودم که چرا بی کفن شدی؟
بر پاسخ سوال خودم گریه می‌کنم

گاهی که یاد عصر دهم می‌کند دلم
بر غارت جلال خودم گریه می‌کنم

من آن کبوترم که ز شلاق ها هنوز
هر شب ز درد بال خودم گریه می‌کنم

ای بهترین برادر دنیا برای تو
تا وقت ارتحال خودم گریه می‌کنم

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
18:34
#حضرت_زینب_شهادت


تا آخرین نفس که توانی در این تن است
داغت امانتی است که همراه با من است

رفتی و داغ دامن من را رها نکرد
یاد تو در دل من و اشکم به دامن است

چون شمع ذره ذره دلم آب شد ولی
در من هنوز شعله ی امید روشن است

جان می سپارم و دم آخر دلم خوش است
دیدار تو مقارن این جان سپردن است

یک سال و نیم خواهر تو مرد و زنده شد
یک سال و نیم کار دلم غصه خوردن است

سنگ از مصیبت تو دلش آب می شود
دل های دشمنان تو از جنس آهن است

مویی که شانه بود به آن دست فاطمه
دیدم که غرق خون شده در چنگ دشمن است

رفتی و بین این همه نامرد و بی حیا
یک مرد هم نبود بگوید مزن زن است

#هادی_ملک_پور


@raziolhossein
18:34
#حضرت_زینب_شهادت


در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
شلاق بود و سلسله زینب اگر نبود

میداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه را
آن شب میان قافله زینب اگر نبود

ما بین کربلا و همین روضه های ما
تا حشر بود فاصله زینب اگر نبود

بین صبور های جهان در کتاب ها
یک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبود

ذخرالحسین بود برای مسیر شام
در قصه ی مباهله زینب اگر نبود

از شام تا به کوفه از این بیشتر یقین
پا می گرفت آبله زینب اگر نبود

قطعا پیام کرببلا جاودان نبود
یک پای این معادله زینب اگر نبود

صبر سکینه نیز به سر می رسید زود
در کوچه ها محصل زینب اگر نبود

کشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بود
در شام و کوفه ساحل زینب اگر نبود

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
18:34
#حضرت_زینب_مدح

هركسي در وادي زينب قدم برداشته ست
جاي شكّي نيست كه رخصت ز حيدر داشته ست

در شُكوه ، آئينه ي گردان خديجه بوده است
فاطمه در خانه ي خود هرچه دختر داشته ست

تالي اُمّ نبي را خوانده ايم اُمّ ولي
مرتضي در خانه دختر نه كه مادر داشته ست

مَحض گَشتن دور او بوده ست ، جبريل امين
---گر به قدر وسعت افلاك شهپر داشته ست

كلّ خواهرهاي عالم را "برادر دوست" كرد
آن همه مِهري كه زينب با برادر داشته ست

ظاهراً ارباب ما مدفون به ارض كربلاست
باطناً شش گوشه اي در قلب خواهر داشته ست

از صداي حيدري اش كه صداي ذات هوست
"أُسٍْكُتُوا" بازار شهر كوفه را برداشته ست

فتح شام از فتح خيبر هيچ چيزي كم نداشت
يك تفاوت داشته ، قلعه فقط در داشته ست

خطبه هايش را اگر چه چون پدر ايراد كرد
سطرْ سطرش بي گُمان بوي پيمبر داشته ست

بانويي كه پيش مرگ گيسويش عبّاس شد
بر سرش در باد و طوفان نيز معجر داشته ست

پيري اش ، قد كمانش ، حاكي از اين مطلب است
شاه را ديده كه حنجر زير خنجر داشته ست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
18:34
#حضرت_زینب_شهادت

ببین زمانه چه آورده است بر سر من
نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست
نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود
تمام دشت پر از لاله های پر پر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو
چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا
همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری
هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز
سری به نیزه بلند است در برابر من

#مجتبی_خرسندی


@raziolhossein
18:34
#حضرت_زینب_شهادت


نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من
که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو
جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو
میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من

تو زیر خنجرش بودی و محکوم تماشا من
گلوی زیر خنجر از تو دست و پا زدن از من

دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت
پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو
که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

(ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق)
کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست
طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو
پس از این اسوه می سازند اساطیر کهن  از من

#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
18:34
#حضرت_زینب_شهادت


از غم دوری ات ای یار به هم ریخته ام
ای مرا دلبر و دلدار به هم ریخته ام

کاش این لحظه ی آخر به کنارم آیی
بی تو ای شمع شب تار به هم ریخته ام

این به هم ریختنم گشت شروع از کوچه
مادرم خورد به دیوار به هم ریخته ام

بعد پرپر شدنت ای گل زهرا و علی
آتش افتاد به گلزار به هم ریخته ام

زخم پهلوت مرا یاد مدینه انداخت
من از آن نیزه و مسمار به هم ریخته ام

تو به گودال و سه ساله به خرابه،من هم
از شلوغی سر بازار به هم ریخته ام

بود برگرد نوامیس خدا نامحرم
آه از دیده ی انظار به هم ریخته ام


#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein
18:35
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

بعد از تو دگر ز زندگی سیر شدم
از غصه دوریت زمینگیر شدم

از داغ سر بریده ات بر نیزه
از بس که گریستم دگر پیر شدم

#علی_سلطانی


@raziolhossein
😢 1
18:35
#حضرت_زینب_مدح
#تک_بیتی

هر چند نام نیک فراوان شنیده ایم
نامی به باشکوهی زینب ندیده ایم

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
😢 3
16 February 2022
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


تمام عمر برای تو یا اخالمظلوم
گریستم به عزای تو یا اخالمظلوم

چرا به خواهر مظلومه ات سری نزنی
فدای مهر و وفای تو یا اخالمظلوم

بیا در این دم آخر کنار بستر من
که سر نهم به پای تو یا اخالمظلوم

قدم کمانی و موی سرم سپید شده
زداغ کرببلای تو یا اخالمظلوم

هر آنچه سعی نمودم نشد فراموشم
نوای واعطشای تو یا اخالمظلوم

شکسته باد دو دستی که پیش دیده من
برید سر زقفای تو یا اخالمظلوم

مگر نه اینکه تو قرآن به نیزه میخواندی
شد از چه سنگ جزای تو یا اخالمظلوم

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


سايه اي مانده فقط بعد تو از خواهر تو
من فقط مانده ام و داغ تن بي سر تو

كهنه پيراهني از توست فقط مونس من
يادگاري كه دهد عطر تو و مادر تو

تو خميدي پس از عباس ولي باور كن
كمرم صاف نشد بعد علي اكبر تو

مردم و زنده شدم،پير شدم،افتادم
چشمم افتاد همينكه به سر اصغر تو

لشگري دور و بر قتلگه ات حلقه زدند
ديدم آن روز،كه پاشيده شده پيكر تو

جاي تسبيح پس از نافله ام ميگفتم
حيف از انگشت تو و حيف از انگشتر تو

تو شدي پير پس از داغ علي اكبر و من
شده ام پير پس از پر زدن دختر تو

اين خداحافظي آغاز سلام است،سلام
باز هم ميرسد امروز به تو خواهر تو

#محسن_صرامی

@raziolhossein
😢 2
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


عزیز کرده ی زهرا ز بعد سوختنت
دگر به حالت سوسو ست،شمع انجمنت

بیا ببین که نفسهای آخرم شده است
به بر گرفته ام،ای یار کهنه پیرهنت

دلم شبیه تنت گشته پاره پاره حسین
مدام پیش رویم تازه هست هر محنت

نرفته است ز یادم که روی تل دیدم
به دست شمر لعین گیسوی شکن شکنت

چو نیزه خورد به حلقوم تو زمین خوردم
هنوز مانده به یادم نفس نفس زدنت

هنوز مانده برای من این سوال حسین
چگونه تیر فرو رفته بود در دهنت

نرفته است ز یادم چگونه مرکبها
به پیش چشم تر من به خاک دوختنت

مرا کنار تنت می زدند و می بردند
نشد که جمع کنم از میان جمع تنت

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


یک سال و نیم می شود اینگونه مضطرم
یک سال و نیم منتظرم ... چشم بر دَرم

یک سال و نیم روز و شبم غرقِ غم گذشت
حالا ببین که بی رمقم ... بین بسترم

یادم نمیرود که تو ماندی به روی خاک
من ماندم و اسارت و بی تابی حرم

وقت غروب بود ... رسیدم به قتلگاه
دیدم به خون نشسته تن تو برادرم

"ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم
آیا تویی برادرِ من... نیست باورم"

از کربلا به شام به پیش نگاه من
از روی نیزه بود سرت، سایه ی سرم

مانده برای خواهرِ تو از تو یادگار
پیراهنی که بافت برای تو مادرم

حالا بیا که باز دلم تنگ روی توست
با گریه بر تو می گذرد روز آخرم...


#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


شبی دراز شبی خالی از سپیده منم
طلوع تلخ غروبی به خون تپیده منم

پی نظاره‌ات ای یوسف سرا پا حسن
کسی که دست و دل از خویشتن بریده منم

خوشا به حال تو ای سرو رسته بر سر نی
نگاه کن منم این بید قد خمیده منم

کسی که از همه سو زخم تیغ دیده تویی
کسی که از همه زخم زبان شنیده منم

اگر به کوره‌ی داغ تو سوختم خوش باش
غمت مباد که شمشیر آبدیده منم

فتاده آتش غم بر دوازده بندم
غزل تویی و سرآغاز این قصیده منم

خوشا به حال تو این ره به پای می‌پویی
کسی که این همه ره را به سر دویده منم


#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


یک سال می شود که تو هم پر کشیده‌ای
من هم به سوگ پر زدن تو نشسته‌ام
شاید به جا نیاوری‌ام آشنای من
می‌بینی از فراق تو خیلی شکسته‌ام

چون آفتاب بر لب بامم که مثل تو
مانده به زیر صورت خورشید پیکرم
ای تشنه لب به یاد ترک‌های لعل تو
لب تشنه مانده‌ام به نفس های آخرم

بی تو تمام باغ تو رنگ خزان گرفت
بی تو پری برای پریدن نمانده بود
صحرای داغ، پای برهنه، لباس خشک
نایی دگر برای دویدن نمانده بود

چندی ست رفته قوت دیدن ز دیده‌ام 
بنگر به راه رفتن خواهر که دیدنی ست
دارم هنوز بر تنم از آن مسافرت
یک باغ پر بنفشه برادر که دیدنی ست 

دل پاره پاره از همهٴ طعنه‌هایشان
پایم هنوز آبله دار از شتاب ها
جا خوش نموده بر بدنم جای سلسله
ردی ست بر تمام تنم از طناب ها 

پیراهنی که خون تو آغشته اش بود
هرگز نَشُسته‌ام نرود عطر و بوی تو
دارم هنوز با خودم از کوچه‌های شام
سنگی که خورد بر سر نیزه به روی تو

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


نام زینب می‌برم شعرم پریشان می‌شود
نام زینب می‌برم این ابر باران می‌شود

نامِ زینب بردم و دریا مودب ایستاد
باز اقیانوس نا آرام  طوفان می‌شود

چادرش قدری بتابد آب می‌گردد زمین
روزها در سایه‌اش خورشید پنهان می‌شود

در دعا می‌ایستد محراب حیرت می‌کند
از مناجات شبش سلمان مسلمان می‌شود

در مدینه سالها زهرا صدایش می‌کنند
وقت تفسیرش خود جبریل دربان می‌شود

خم نشد زانوی عباسش بجز در پای او
تا به محمل می‌رود اکبر شُتربان می‌شود

یک قدم خانم بیاید کوفه می‌پیچد بهم
یک قدم بی‌بی بکوبد شام ویران می‌شود

واژه‌هایش خطبه شد نهج البلاغه جمع شد
خطبه نه تیغ علی انگار عریان می‌شود

کیست این؟زهرا علی؟شایدحسن شاید حسین
حق بده آئینه از این اوج حیران می‌شود

***

بادهایِ کربلا خاکسترش را پس دهید
نیزه‌داران سایبانِ بسترش را پس دهید

لحظه‌های آخرش چشمش به این درخُشک شد
تیرهایِ حرمله آب آورش را پس دهید

خوب شد پیراهنی دارد گذارد بر دلش
گفت از بس یادگار مادرش را پس دهید

آه خیلی پیش او جایِ رقیه خالی است
می‌شود ای شامیان نیلوفرش را پس دهید

پیشِ او می‌گفت دختر_مرد شامی می‌زدش
لااقل انگشترش انگشترش را پس دهید

این طرف او داد می‌زد آن طرف  با او رباب
نیزه‌های بی مُروت حنجرش را پس دهید

آفتاب و نیزه و سنگ است... چیزی مانده است؟
کاشکی می‌شد بگوید اصغرش را پس دهید

ساعتی در دستتان اُفتاد دندانش شکست
خیزران در دستها  دیگر سرش را پس دهید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت



زینبم نائبة الزهرایم
مادرم گفته که بی همتایم
بشنوید ارض و سما! آوایم
این حسینی که بُوَد، آقایم ...
... تا که دیده به روی من وا کرد
مهر خود را به دل من جا کرد

کوثر حضرت کوثر هستم
زین اَب هستم و زیور هستم
زیور فاتح خیبر هستم
خطبه ام گفت: که حیدر هستم
همه دیدند هنر دارم من
مثل عباس، جگر دارم من

ذوالفقار سخنم برّان است
یکی از لشکر من طوفان است
دشمن از «مردی» من حیران است
بی سبب نیست که سرگردان است...
... دیده هر بار، حریف همه ام
پروش یافته ی فاطمه ام

ای برادر! به دلم غم دارم
دل سوزان و قدی خم دارم
دم آخر شده ماتم دارم
خاطراتی ز محرّم دارم
لرزش دستم اگر جلوه نماست
همه اش زیر سر عاشوراست

همه جا پای به پایت بودم
دائماً زیر لوایت بودم
مثل یک کوه برایت بودم
شاهد کرب و بلایت بودم
من که بازیچه ی تقدیر شدم
از غم تو به خدا پیر شدم

روضه ی باز شنیدن سخت است
بار بر دوش کشیدن سخت است
تلخی آه چشیدن سخت است
سوی گودال دویدن سخت است
دیدم آن جا که چه غوغا کرده
بی حیا، کار خودش را کرده

حنجری سوخته شد بعد از آن ...
جگری سوخته شد بعد از آن ...
مادری سوخته شد بعد از آن ...
معجری سوخته شد بعد از آن ...
زیر و رو شد بدنت با نیزه
تا که شد در تن تو تا نیزه

وای از آن سفر شام، حسین!
وای از آن ملأ عام، حسین !
وای از طعنه و دشنام، حسین !
وای از سنگ لب بام، حسین !
آن دیاری که پر از بیداد است
شام نه، کشور کُفر آباد است

ذرّه ای رحم در آن ناس نبود
بینشان عاطفه بشناس نبود
حرفی از غیرت و احساس نبود
کاش آن جا سر عبّاس نبود ...
... تا نبیند سر بی معجر را
پای پر آبله ی خواهر را

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
😢 1
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


هنگامه وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمه آخرم شده

چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده

از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده

موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده

من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده

از خاطرم نمی رود آن لحظه فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده

داغیِ بوسه از لب تو مانده بر لبم
خون گلوی تو نفس حنجرم شده

من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین!
این چند ماهه جان تو درد سرم شده

می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده

من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سر تا به پا تمام تنم پر ورم شده

دشمن همین که پا به روی چادرم گذاشت
گفتم به خویش ارثیه مادرم شده

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت



مادر گریه! مادر غم ها! جان از غصه آمده بر لب!
روضه دار شبانه روز حسین! السلام علیکِ یا زینب!

چشم های تو از نجابت و نور، چشم های تو جنس باران است
گریه های زیاد آبت کرد، بس که زخم دلت فراوان است

بین بستر که روضه میخوانی، وسط گریه میروی از حال
وسط روضه ی در و دیوار، وسط روضه ی سر و گودال

رو به کرببلا بکن بانو، لحظه های وداع سنگین است
درد دل کن تو با برادر خود، روضه بی شک دلیلِ تسکین است

خاطرم مانده ای برادر من، زلف هایت به چنگ گرگ افتاد
گره در بین زلف تو می خورد، روی سینه نشست یک صیاد

حرمتت را حرامیان بردند، غارت پیکر تو یادم هست
دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست

نیزه ای میخ را به یاد انداخت، ناله ی مادر تو درآمد
آن قدر سعی کرد خواهر تا، نیزه از پیکر تو در آمد

ازتو سر ولی زخواهرتو ،پیش چشمت غرور میبردند
دل من را که خوب سوزاندند، سر تو تا تنور می بردند

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت



زمین کربلا و ... وای زینب
نوای نینوا و .... وای زینب

سر هجده بنی هاشم ز کینه
به روی نیزه ها و وای زینب

اباالفضل رشید و مشک بی آب
دو دست از تن جدا و وای زینب

رباب از داغ طفل شیر خوارش
شده صاحب عزا و وای زینب

سکینه نوحه خوانِ داغ بابا
رقیه در کجا و وای زینب

به زیر بوته ای از شدت ترس
دو کودک شد فدا و وای زینب

سر پاک حسینش نور عینش
جدا شد از قفا و وای زینب

تن صد پاره بر روی زمین و
کفن شد بوریا و وای زینب

هجوم دشمنان بی مروت
به سوی خیمه ها و وای زینب

اسیری و غم بی معجری و
عدوی بی حیا و وای زینب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


همه رفتند و من جا ماندم اي دوست
ز بخت بد به دنيا ماندم اي دوست

چرا رفتي مرا با خود نبردي
ببين بعد از تو تنها ماندم اي دوست
........

ببين از داغ تو خيلي شكستم
شكستم كه چنين از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسي كه هستم
........

به يادت در نواي آب آبم
چنان تو زير تيغ آفتابم

تو راحت خفته اي در خانه ي قبر
ولي من از غمت خانه خرابم
.........

لباس تو در آغوشم برادر
صدايت مانده در گوشم برادر

تو ماندي بي كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر
..........
ببين در ديده سوي ديدنم نيست
توان دادن جان در تنم نيست

چنان آبم نموده آتش تو
گمانم جسم در پيراهنم نيست
........

من وكابوس شمشير و تن تو
تماشاي به غارت رفتن تو

تو را سر نيزه ها بردند و مانده
براي من فقط پيراهن تو
.......

سراسر نيزه ميبينم به خوابم
سر و سرنيزه ميبينم به خوابم

همين كه پلك بر هم مي گذارم
تو را بر نيزه ميبينم به خوابم


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت



از غمت قلب پر از شعله ورم می سوزد
باغبانا بنگر برگ و برم می سوزد

آخرین لحظه عمر من غمخوار رسید
نظری کن که جهان در نظرم می سوزد

ای برادر به تو اینقدر بگویم که بدان
از غم دوری تو بال و پرم می سوزد

از همان روز دهم گریه امانم ندهد
سبب این است اگر،چشم ترم می سوزد

نرود از نظرم آب طلب کردن تو
هر شب و روز به یادت جگرم می سوزد

خاطرم هست هنوز آتش سوزان و غروب
دیدم از ظلم حرامی که حرم می سوزد

یاد آن روز که با چکمه به من می زد شمر
مثل مادر شده ام من،کمرم می سوزد

بس که در شام ز هر سو به سرم سنگ زدند
با تو سر بسته بگویم که سرم می سوزد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


لحظه ی آخر عمرت شد و تنها شده ای
بی اباالفضل و علی اکبرِ لیلا شده ای

یاد آن عصر دهم عصر پر از حادثه ها
کمرت تا شده و ثانیِ زهرا شده ای

نصف روزی و هزاران غم عظمی و بلا
جبل الصّبر ی و مانند معما شده ای

به خدا وصف مقام تو توان نیست مرا
که خدا خوانده تو را زینب کبری شده ای

تو همانی که در آخر به گلو بوسه زدی
نائب فاطمه ی ام ابیها شده ای

روی تل رفته و با آه و فغان ناله زدی
شاهد غارت پیراهن مولا شده ای

یاد خشکی لبانش به لبت آب نخورد
در وفاداری خود اُسوه ی سقا شده ای

کوه صبری که تو را دیده خدا بعد بلا
نیمه شب بهر مناجات و دعا پا شده ای

من بمیرم که تو رفتی سفر کوفه و شام
همسفر با شبث و شمر و سنان ها شده ای

وسط حُجره نیامد به دلت جان بدهی
همچو آن پیکر افتاده به صحرا شده ای

"مهدی" از داغ تو گر جان بدهد باز کم است
که تو در آخر عمرت تک و تنها شده ای

#مهدی_جلالی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


زینب که بود ؟ واژه برایش نیامده‌است
زینب که هست ؟ وقت ادایش نیامده‌است

زینب چه کرد کار فقط کار مرتضاست
زینب چه گفت خطبه به پایش نیامده‌است

زینب نه بلکه شیر اُحُد بانگ میزند
آری صدا شبیهِ صدایش نیامده‌است

زینب چه داشت آنچه که زهرا ظهور داد
زینب چه خواست  آه رسایش نیامده‌است

تفسیری از حماسه‌ی شامش نگفته‌اند
شرحی برای کرببلایش نیامده‌است

از خواهش حسین گرفتیم تا ابد
دستی به روی دستّ دعایش نیامده‌است

عالم تمام حیرت محض است پیشِ او
چون او کسی به پیش خدایش نیامده‌است

بویِ حسین داشت تمامیِ دستهاش
رنگی شبیهِ رنگِ حنایش نیامده‌است

زینب شناسی است قیامِ امامِ عصر
باید به سوز گفت که جایش نیامده‌است

در بِینِ روضه گریه‌ی عباس را ببین
باور مکن برای عزایش نیامده‌است

پیراهن حسین در آغوش دارد و
با گریه گفت حیف عبایش نیامده‌است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:51
#امام_حسین
#حضرت_زینب


سینه های ما پریشان حسین و زینب است
درد ما دنبال درمان حسین و زینب است

زمزم و کوثر همیشه طالب چشمان ماست
 دیده ی ما تا که جوشان حسین و زینب است

روح و جان مصطفا جان علی و فاطمه ست
جان زهرا و علی جان حسین و زینب است

در مسیر کربلا خوش آنکه محرم می شود
خوش به حال آن که سلمان حسین و زینب است

چون زهیر و چون وهب باید که سوی یار رفت
ای خوش آن کس که مسلمان حسین و زینب است

دست هر کس سوی دامان کسی گر شد دراز
دست ما عمری به دامان حسین و زینب است

یا من ارجوه لکل خیر ، روزی کن حرم
خیر نوکرها به دستان حسین و زینب است

گفت مولای رئوف ما که فابک للحسین
ای خوش آن چشمی که گریان حسین و زینب است

روضه ی سربسته ای که بسته باشد بهتر است
روضه ی موی پریشان حسین و زینب است

#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
1
01:51
#حضرت_زینب_مدح


جلوه‌ی مُشترک حیدر و زهرا ؛ زینب
فیض جاری شده از عالم بالا ؛ زینب

نه‌‌ فقط‌ فخرِ تو؛فخرِ پدرت‌ هم بوده
به تو گفتند اگر زینت بابا ؛ زینب

نیمی‌از هیمنه‌ی‌تو به‌خدیجه‌‌‌رفته‌ست‌‌
نیمه‌ی‌ دیگر تو رفته به طاها؛ زینب

مادرت اُمِّ‌أَبیهاست از این رو باید
لقب تو بشود "سِرّ أَبیها" ؛ زینب

مادرت مرتبه‌‌ی عصمت کبری دارد
توازاین‌روشده‌ای‌عصمت‌ِصغری؛زینب

کعبه‌راضی‌ست؛اگرمَضجع‌ِتوسَمت‌خودش
بِکشد عقربه‌ی قبله نما را؛زینب
....
اشتباه است اگر فکر کنم در عالم
فاطمه نائبه‌ای داشته اِلّا زینب

مِنّت از هیچ‌طبیبی‌ نکشم چون که مرا
اشک‌ در داغ تو کرده‌ست مداوا ؛ زینب

سینه‌ام را که ببویند ملائک در قبر
می‌نویسند به روی کفنم "یا زینب"

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
😢 1
01:51
#حضرت_زینب_شهادت


هنوز رخت سیاه عزا به تن دارد
هنوز در دل خود غصه ی کفن دارد

هزار خاطره از کوچه ی بنی هاشم
هزار خاطره از مادر و حسن دارد

شکسته بال و پرش را فراق جانکاهی
دو چشم خیس و دو تا دست سینه زن دارد

هزار حرف نگفته است در دلش از شام
هزار غصه ز دوری اش از وطن دارد

هنوز هم که هنوز است پلک او زخمی است
هنوز در بر خود پاره پیرهن دارد

هنوز هم که هنوز است، چشم او تار است
و ردّ سلسله ها را به روی تن دارد

هنوز هم که هنوز است روضه می خواند
چه روضه های عجیبی از آن بدن دارد

همان بدن که میان حصیر پیچیدند
هزار بوسه از آن تیر و نیزه ها چیدند

#وحید_محمدی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_مصیبت

بگذار ناله از جگرِ خود برآورم
جانم بگیر تا شبِ غم را سرآورم

وقتی برایِ گریه ندارم ، نگاه كن
باید كه كودكانِ تو را دربرآورم

جسمی نمانده تا كه سپر بیشتر شود
چشمی نمانده تا كه دو چشمی تر آورم

باید دو طفلِ بی نفسِ زخم خورده را
از زیرِ خارهای بلا، پَرپَر آورم

باید كه چند كودك ترسیده‌ی تو را
از خیمه‌های مانده در آتش در آورم

تا ساربان نیامده در بین قتلگاه
باید روم زِ دست تو انگشتر آورم

باید برای دختركانِ یتیم تو
قدری بگردم و دو سه تا معجر آورم

پیراهن امانتی مادرم كجاست
گشتم نبود تا كه بر این پیكر آورم

نامحرمی به ناقه‌ی عریان اشاره كرد
باید روَم به علقمه آب آور آورم

گیسوی مادرت زِ گلوی تو سرخ شد
باید كه چادری به سرِ مادر آورم

تا بازهم نگاه كنم بر حسینِ خویش
باید هزار نیزه شكسته درآورم


#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:51
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

او درست آنگونه كه زهرا سفارش كرد بود
با هزاران درد ،درمان هزاران درد بود

كربلا تا شام ثابت كرد زينب بر همه
ميتوان چادر به سر هم مردتر از مرد بود

#حيدر_توكل

@raziolhossein
👍 1
01:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1163, 139.6 KB
آه یا زینب

همه با دست پُر از
كرب و بلا مى رفتند

غير زينب كه همه
زندگى اش غارت شد🍂

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
ش
18:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


زینب از تل دید دارد بی برادر می شود
آستین بر سر گرفت و گفت معجر می شود

کاش آن خنجر نمی برّید اما ای دریغ
« ما رأیت إلّا جمیل ِ » کیست بی سر می شود؟

داد از این تقدیر و نفرین بر قضا ، در کربلا
بی برادر ماندن زینب مقدّر می شود

غم یکی نه غم دو تا نه غم پی غم می رسد
با کدامین داغ آیا روز او سر می شود؟!

آن طرف بر خاک افتاده علمدار این طرف
خود علمدار سپاه چند دختر می شود

آه از شام آه از شام آه از شام از ستم
این چه رفتاری است با ناموس حیدر می شود؟!


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
18:16
#حضرت_زینب_شهادت


شعله آه مرا هر دلی ادراک کند
دود ان رخت عزا بر تن افلاک کند

یوسفی بود مرا پیرهنی باقی ماند
تا که تشریح غم سینه صد چاک کند

جان اگر هم بدهم پیرهنش را ندهم
کاش یارم به همین جامه مرا خاک کند

دست از چاک گریبان نکشیدم بی او
کاش دستش برسد اشک مرا پاک کند

تن عریان شده او نرود ازیادم
خواستم باد تنش را پر خاشاک کند

بی رمق خسته دویدیم به غارت نرویم
صید را دیدن صیاد چه چالاک کند

سر او را که شکستند سرم نیز شکست
آینه می شکند جامه اگر چاک کند

خیزران بود لب و آیه تطهیر شراب
یاد آن مرثیه خون بر جگر تاک کند

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
18:19
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب


چقدر منتظر و بی قرارمانی تو
شبیه ابر بهاری ز مهربانی تو

حضور گرم تو احساس می شود دائم
همیشه و همه جا در کنارمانی تو

بگیر دست مرا تا به آسمان برسم
منم که اهل زمینم‌، وَ آسمانی تو

کریمی و همه جا حرف این کرامت هاست
خدا کند که مرا هم زِ در نرانی تو

سه شنبه های توسل، میان زائرها
گمان کنم که در این صحن جمکرانی تو

دعای پشت سر ما دعای وتر شماست
شبیه فاطمه در فکر نوکرانی تو

چه حاجتم به دو دنیا، که من تو را دارم
خوشم چو بنده، نوازی، به تکه نانی تو

به یاد نوکری و نوکرت به یادت نیست
به جان فاطمه امّا عزیزمانی تو

خدا کند که بیایی شبی به این روضه
خدا کند که شبی روضه را بخوانی تو

بخوان به یاد غم عمه ای که می فرمود:
عزیز فاطمه، مضروب خیزرانی تو

عزیز فاطمه‌، خواهر نداشتی تو مگر
که جای دامن من، دست این و آنی تو


#وحید_محمدی

@raziolhossein
ش
22:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


میداند آسمان که کبوتر چه نعمتی ست
پرواز کن که پی ببری پر چه نعمتی ست
سرگشته شو که درک کنی سر چه نعمتی ست
از خواهران بپرس برادر چه نعمتی ست
خواهر همیشه محو نگاه برادر است
کنج حیاط، چشم به راه برادر است

اصلا مصیبتی ست برادر نداشتن
حسّی شبیه بودن و دلبر نداشتن
مشتاق آسمان شدن و پر نداشتن
حسّ غزل سرودن و دفتر نداشتن
صد بار اگر زمین و زمان زیر و رو شود
مهر برادر از دل خواهر نمی رود

تا چشم باز کرد جمال حسین دید
خود را همیشه مست وصال حسین دید
با چشم دل شکوه و جلال حسین دید
گوهرکلام شد چو کمال حسین دید
زینب تمام دار و ندارش حسین بود
بعد از حسن همه کس و کارش حسین بود

این روزها مدام دلم پیش زینب است
تا میدهم سلام، دلم پیش زینب است
از کوفه تا به شام، دلم پیش زینب است
سیراب و تشنه کام، دلم پیش زینب است
لب تشنه بین زخم زبان ها چه می کند!؟
با چشم زخمِ شمر و سنان ها چه می کند!؟

ناموس خاندان طهارت کجا رود!
در ازدحام ظلم و جسارت کجا رود!
خورشید در لباس اسارت کجا رود!
آواره ی دیار محبت کجا رود!
با دستهای بسته و قلب شکسته اش
بغض نهان و نافله های نشسته اش

باید پیاده محو تماشای سر شود
با قاتل برادر خود همسفر شود
از حال تک تک اسرا باخبر شود
گاهی میان زجر و رقیه سپر شود
باید شود مراقب ایتام در مسیر
باید رباب را کند آرام در مسیر

#محسن_مرادنوری

@raziolhossein
22:10
#حضرت_زینب_شهادت


گرچه چهل منزل فقط طعنه شنیده ست
شمشیر را پیش یزید از رو کشیده ست

سِرِّ ابیها ذوالفقارش شد زبانش
انگار در روحش خدا حیدر دمیده ست

فریاد زد ای بی وفا مردم بدانید
این بی حیا راس حسینم را بریده ست

نفرین به دنیای شما مردم که در آن
آل علی طعم اسارت را چشیده ست

ولله کوه صبر را خم می کند آن
بار غمی که او به دوش خود کشیده ست

ما از مصیبت های عاشورا شنیدیم
زینب تمامش را به چشم خویش دیده ست

او غیر زیبایی ندیده در اسارت
گویی که پشت کاروان با سر دویده ست

از آیه ی تطهیر فهمیدم که هر کس
قائل شود به عصمت او خوش عقیده ست

در عفت زینب همین بس که بگویم
خورشید حتی روی ماهش را ندیده ست

دق کرد یا مسموم شد فرقی ندارد
نص روایات ست که زینب شهیده ست

#شایان_مصلح

@raziolhossein
17 February 2022
ش
05:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#کوفه

کوفه دیدی زینب آمد زیر و رویت کرد و رفت
با کلامی آتشین بی آبرویت کرد و رفت

دیدی آخر اول دروازه ات با خطبه ای
تا قیامت لال از هر گفتگویت کرد و رفت

گرچه بستی دست و راه چاره از هر سو به او
آمد و بیچاره از هر سمت و سویت کرد و رفت

او فقط با موجی از طوفان اقیانوس خود
در هَمَت کوبید و در حیرت فرویت کرد و رفت

کوه را میخواستی با سنگباران بشکنی
او شکستت داد و رسوا کو بکویت کرد و رفت

هم تو را توبیخ کرد و هم همه تاریخ را
باخبر از خُلقِ خَلقِ کینه جویت کرد و رفت


#حیدر_توکلی

@raziolhossein
05:22
#حضرت_زینب_شهادت


با داغ مادرش غم دختر شروع شد
او هرچه درد دید، از آن «در» شروع شد

مادر به او که پیرهن کهنه را سپرد
دل شوره های زخمی خواهر شروع شد

باور نداشت آتش اين اتفاق را
تا عصر روز حادثه باور شروع شد

جمعه حدود ساعت سه بین قتلگاه
تکرار صحنه ى در و مادر شروع شد

اینجا بجای میخ در و قامتی کبود
اینبار جنگ خنجر و حنجر شروع شد

زینب! بلند گریه کن اینجا مدینه نیست
حالا که سوگواری حیدر شروع شد

بر خاک سر گذاشت حسين آسمان گرفت
زينب گريست، خنده ى لشگر شروع شد

می خواستم تمام کنم شعر را، نشد
یک غم تمام شد، غم دیگر شروع شد

زينب نشست و خاک عزا ريخت بر سرش
والشمرُ جالسٌ ... سر و خنجر ... تمام شد

خنجر سوی گلوی برادر بلند شد
وقت فرود، طاقت خواهر تمام شد

وقتی غريو شیون خواهر به عرش رفت
فهمید عرش کار برادر تمام شد

پنجاه و چار سال فقط با حسين بود
پنجاه و چار سال که ديگر تمام شد

پنجاه و چار سال معطر به عطر او
وقتی حسین شد گل پرپر، تمام شد

تازه هجوم و قصه ی آتش شروع شد
وقتی که قصه ی سر و خنجر تمام شد

فریاد زد امام: "علیکُنّ بالفرار"
حجت بر اهل بیت پیمبر تمام شد

زینب میان شعله و خون می دوید آه
این شعر تا رسید به معجر .......


#محمد_میرزایی

@raziolhossein
ش
05:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح


خدا را شکر ما عبدِ خدا گشتیم با زینب
شدیم عاشق حسینش را بِاذنِ الله تا زینب

اگر چه معرفت داریم بر آن بانوی عظما
ولیکن مُعترف هستیم، ما اَدراکَ ما زینب

خدا فرمود نامش را، نبی واکرد کامش را
که ناموسِ خدا هست و حیاتُ المصطفا زینب

تمام ریشه اَش مولا، همه اندیشه اَش زهرا
چو پرسی کیست این بانو، همان خیرُالنّسا زینب

صدایش ناطقِ حیدر، صفای سوره ی کوثر
صبورِ آل پیغمبر، شبیهِ مجتبا زینب

ز احمد تا حسین از هر یکی صدها صفت دارد
شکوهِ عصمت و آئینه ی آل عبا زینب

نخوانش مضطرِ مقتل، بخوان پیغمبرِ مقتل
شهیدِ نینوا را جان، سفیرِ کربلا زینب

تمامِ منطقش قرآن، خطابش خطبه اَش ایمان
نفیرِ حنجرِ سرخِ شهیدِ سرجدا زینب

پس از سالارِ مظلومش، حرم را قافله سالار
ز کوفه نایبِ معصوم، تا شام بلا زینب

هدایت را همه معنا، ولایت را یدِ بَیضا
امامت را بقا زیرا، که شد کنزُالوِلا زینب

درایت کرد چون مادر، امامت کرد چون حیدر
امامش را چو بی سر دید زیرِ دست و پا زینب

دو دستش بُرد زیرِ پیکرِ صد پاره در مقتل
و شد در قلّه ی عرفان، پیِ شکر خدا زینب

از آن گودال تا کوفه، بلا را دید مکشوفه
هزاران بار مضروبه شد از جور و جفا زینب

به خون هفتاد پیکر دید و بر نِی هیجده سر دید
وغم را تا به آخر دید و زیبا دید، وا زینب

گهی در گوشه ی زندان، گهی در گوشه ی ویران
یتیمان را نوازش کرد با اشک و دعا زینب

میانِ مجلسِ دشمن، سرِ خونِ خدا را دید...
به چوبِ خیزران، مضروب در تشتِ طلا زینب

در آن بزمِ شراب آری، بپا شد انقلاب آری
ز عنوانِ کنیزی! چون یتیمی گفت یا زینب

سه ساله دختری را در خرابه جانِ خود خواند و ...
در آن ویرانه مدفون ساخت جانِ خویش را زینب

قیامش پرچمِ دین را نگهبان تا قیامت شد
غمش در جانِ ما جاوید، مکتب را بقا زینب

ظهورِ مهدی آل علی بسته به نجوایش
بخوان همراهِ او "یا منتقم اَلغوث" با زینب

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
05:43
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


سروی بود و خمیده شد روز دهم
بر قله صبر دیده شد روز دهم

گفتند شهادتش وفات است بگو
هجده دفعه شهیده شد روز دهم


#علی_اکبر_نازک_کار
@raziolhossein
05:43
#امام_حسین_شهادت
#امام_حسین_قتلگاه
#گودال


اول شعر چرا شمر!سخن ریخت بهم
با سنان است سنان وای دهن ریخت بهم

روضه خوان گفت که با چکمه کسی می آید
مادری را وسط سینه زدن ریخت بهم

کهنه پیراهن او را نکشید و نبرید
روضه عریان ننویسید کفن ریخت بهم

حمله کردند به گودال خدا رحم کند
حمله کردند به گودال بدن ریخت بهم

کسی از نسل حسن آمده یارش باشد
دست افتاد،پسر رفت،حسن ریخت بهم

نعل تازه چه نیاز است به تن جانی نیست
نعل ها تازه که شد یکسره تن ریخت بهم

ساربان آمده با خنجر خود نیمه ی شب
برد انگشتر و انگشت یمن ریخت بهم...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
05:46
#امام_حسین_مناجات
#شام_غریبان


هر چند زار و زرد و زمین گیر می  شود
نوکر به پای روضه ی تو پیر می شود

با تو سرش همیشه بلند است یا حسین
بی تو میان خلق چه تحقیر می شود

ما را بس است این نمک سفره ی غمت
نوکر کنار سفره ی تو سیر می شود

من بی تو زود می روم از دست یا حسین
دنیا بدون یار نفس گیر می شود

امشب برای ما شب قدر است یا حسین
امشب زیارت همه تقدیر می شود

امضای کربلای مرا زودتر بزن
دارد زیارت نجفم دیر می شود

حیف از تنت که نقش زمین می شود حسین
طعمه برای نیزه و شمشیر می شود

تو می خوری زمین و حرم می خورد زمین
آن وقت هر سگ نجسی شیر می شود

آری تمام عرش خدا گریه می کنند
دستان زینب تو که زنجیر می شود

#وحید_محمدی

@raziolhossein
05:49
#حضرت_زینب_شهادت


گوشه ی خانه ی خود جای به بستر دارد
مثل زهرا شده و دست روی سر دارد

دختر فاطمه و حیدر کرار است این
عفت فاطمه و هیبت حیدر دارد

زینت حیدر و پیغامبر کرببلاست
این که در جان خود اوصاف پیمبر دارد

گریه گریه همه ی بستر او تر شده است
مثل یک لاله ی مجنون، دل پرپر دارد

لحظه لحظه همه ی خاطره ها در ذهنش
یادی از پر زدن سوره ی کوثر دارد

گُر گرفته بدنش، در تب و تاب است تنش
یاد دیوار و دری روضه ی مادر دارد

همه ی عمر به دل عشق حسینی پرورد
به لبش ذکر حسین تا دم آخر دارد

ظرف یک سال غم کرببلا پیرش کرد
قامتش تا شده، درد کمر و سر دارد

بدنش را طرف سایه نیارید فقط
سینه ای داغ تر از داغ برادر دارد

به روی سینه ی او پیرهن خونین اش
زیر لب زمزمه ی روضه ی حنجر دارد

زیر لب زمزمه می کرد: خدایا... نزنید
«این هلال سر نی آمده دختر دارد»

دختران علی و فاطمه در بازارند
صورتش سوخته زینب... غم معجر دارد

#وحید_محمدی

@raziolhossein
ش
09:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


من آن آئینه‌ام آئینه‌ای از غم ترک خورده
من آن زخمم همان زخمی که از هجران نمک خورده

من آن داغم که مهمانی ندارد  غیر غمهایت
من آن دردم که درمانی ندارد جز تماشایت

من آن اشکم که خونین می‌کند دامانِ هجران را
من آن آهم که آتش می‌کِشد این شامِ ویران را

من آن جانم که بر لب آمده روزی هزاران بار
بیا از بِینِ دستانم خودت پیراهنت بردار

 من آن پایم که دنبالت دویدم  حیف رفتی تو
من آن دستم که شالت را کشیدم حیف رفتی تو

من آن موی سیاهم که تماشایت سپیدش کرد
من آن دلشوره‌ام که حرمله بد نا اُمیدش کرد

من آن بندِ دلم که پاره شد وقتی زمین خوردی
هزار و نهصد و پنجاه زخم از آن و این خوردی

همان که دید اُفتادی زمین و کارها پیچید
همان که زیرِ پایش چادرِ او بارها پیچید

شدم آن معجری که خاکِ عالم بر سرش آمد
همان مادر که اُفتاد و  کنارش مادرش آمد

 میان علقمه اَبرو کمانش را ندیده رفت
منم آن مادری که دو جوانش را ندیده رفت

خلاصه خواهرم  آن خواهری که بی برادر گشت
حرامی دست خالی آمد  اما دست پُر برگشت

من آن چشمم که دیدم  ناکسی پیراهنت را بُرد
کسی دزدید خودَت   نانجیبی  جوشَنت را بُرد

همان چشمانِ تاری که به دنبالِ تو می‌گردید
همان غارت زده که در پیِ شالِ تو می‌گردید

به زور از پیش تو با کودکت با داغ راهی شد
من آن دوشم که از پیش تو با شلاق راهی شد

در این بازار و آن بازار چون آواره می‌گشتم
رُبابت بود وقتی که پِیِ گهواره می‌گشتم

کنارِ دخترانت بودم و غم نامه‌ات دیدم
ندیدی  در حراجی‌ها خودم عمامه‌ات دیدم

خلاصه خواهرم آن خواهری که بی برادر گَشت
حرامی دست خالی آمد اما دست پُر برگشت

نگفتی خواهری دارم  که می‌بیند که می‌غلطی
نگفتی دختری دارم که می‌بیند که می‌غلطی

میان باد و طوفان  اضطرابِ باغ یادم هست
به زیر آفتابم آفتابِ داغ یادم هست

نگاهم مانده بر در حیف از این در نمی‌آیی
نمیبینی که می‌سوزم  چرا آخر نمی‌آیی

رُبابت نیست اما ناله‌هایش مانده در گوشم
ببین شیر آمده مادر  علی‌اصغر نمی آیی....


#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
17:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


تا که کهنه پیرهن در دستهایم جا گرفت
نیمه ی ماه رجب هم بوی عاشورا گرفت

روضه خوانت بوده ام یک سال و نیم ای بی کفن
آنقدر من ناله سر دادم، دل دنیا گرفت

گودیِ زیر دو چشمم! یادگار گودی است
تا که شمر آمد به مقتل کار دل بالا گرفت

جای سالم در تنت پیدا نکردم، لا جرم
خواهر غمدیده ی تو بوسه از رگ ها گرفت

هر کسی در کربلا از هر کجایی کینه داشت
انتقام خویش را از ما بنی الزهرا گرفت

دست نامحرم به روی خواهرت تا شد بلند
بر فراز نیزه خون چشمان سقا را گرفت

تا که بر گهواره ی نیزه بخوابد اصغرت
مادر بی شیرخواره نغمه لالا گرفت…

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
17:22
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
757×504, 91.8 KB
#شب_جمعه

خدا کند که بمیرم به بارگاه نجف
کنند جسم مرا دفن بین راه نجف

چو می‌رود شب جمعه علی به کرببلا
رسد به سنگ مزارم قدوم شاه نجف

@raziolhossein
17:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×652, 42.9 KB
#یااباعبدالله

گریه کردم که فقط زخم تنش خوب شود
گیرم این اشک به درد صف محشر نخورد


#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
17:35
#امام_حسین_علیه_السلام
#دوبیتی


در کرب وبلا که آب نایاب نشد
ناکام سپاه شام از آن آب نشد

گردید چو شاه کربلا زان محروم
از خجلتِ آن آب چرا آب نشد

......

یک مرتبه آب کاش نایاب شدی
یا تشنگی و خشک لبی باب شدی

اولاد نبیّ و حسرتِ یک دم آب
ای کاش که آن دم دو جهان آب شدی

......

روبه صفتان وادی کرب و بلا
کردند چها با پسر شیر خدا

یک دشت سپاه دشمن و او تنها
ای شیر خدا تو بودی آن روز کجا
......

باجانِ حزین به دامنِ آن صحرا
زینب می گفت کای حبیبِ زهرا

درقتلِ توکردند چوخاکم برسر
پس من به سرِخاک توام زنده چرا

#میرزا_ربیع

@raziolhossein
17:37
#امام_حسین_مناجات


آن خداوندی که عالم را منظم ساخته
نوکرِ کویِ تو را آقای عالم ساخته

بنده ای را که خدایش دوستش دارد حسین
در دلش والله از جنسِ غمت ، غم ساخته

کشته ی اشکی و خالق هم میانِ خیرها
گریه کردن در عزایت را مقدّم ساخته

بس که آرامش دهد ذکر تو بر افلاکیان
دستِ حق در عرش با نامِ تو پرچم ساخته

نیستم دنبالِ جنت ، با تو من در جنّتم
روضه های تو بهشتم را فراهم ساخته

فخرِ من این است محتاجِ غذای روضه ام
سفره ام را نذریِ ماهِ محرّم ساخته

هر که اهلِ روضه رفتن نیست ای آقای من
عالمی را از برای خود جهنّم ساخته

هر چه می خواهد بشر ، در دستِ تو باشد حسین
پس خسارت دیده آن نوکر که با کم ساخته

پر شده دور و بر تو از رسول ترک ها
سفره ی عشقِ شما بسیار آدم ساخته

تا که دستم را بگیری با بلاها ساختی
دستِ تو با ساربان و زخمِ خاتم ساخته

روی نی هم خلقِ عالم را هدایت کرده ای
نایِ حلقومِ تو از آیاتِ حق ، دم ساخته

هر که گریانِ تو باشد مَحرَمِ اسرارِ توست
شکرِ حق ما را خدا بهرِ تو مَحرم ساخته

#رضا_یزدی_اصل

@raziolhossein
1
18 February 2022
ش
15:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
15:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 278.8 KB
#امام_زمان_مناجات

دلم را به لطف نگاهت رفو کن
دعایی بر احوال بی آبرو کن
تو را جان جدت علی یابن زهرا
در این ماه غفران مرا زیر و رو کن

.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@raziolhossein1
1
19 February 2022
ش
22:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
22 February 2022
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

با قلب کباب می‌فرستم صلوات
با دیدن آب می‌فرستم صلوات

چشمم که به چشم کودکی می‌افتد
بر روح رباب می‌فرستم صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

#ایوب_پرندآور
@raziolhossein
01:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1047, 206.1 KB
آه یا رباب

دارد رباب صحبت سربسته با فرات
لب تشنه بود اصغرم ای بی وفا فرات

@raziolhossein
@raziolhossein1
01:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.4 KB
01:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
01:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 30.8 KB
ش
02:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 98.9 KB
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


من و توسل به صحن و سرای موسی بن جعفر
سر ارادت ‌نهادم بپای موسی بن جعفر

جهان هستی و جانش فدای نطق و بیانش
که لب گشاید به مدح و ثنای موسی بن جعفر

قسم به جان رضایش بکوش بهر رضایش
رضای حق را بجو در رضای موسی بن جعفر

به ذات حق کن توکل به سوی او بر توسل
که کل رحمت بود در عطای موسی بن جعفر

هزار خاقان و قیصر کم از غلام غلامش
هزار حاتم گدای گدای موسی بن جعفر

کلیم مدهوش طورش عصا به کف در حضورش
مسیح بیمار دارالشفای موسی بن جعفر

نه می دهم دل به طور و نه می کنم رو به سینا
که سینه ام گشته دارالولای موسی بن جعفر

عدوست مرهون فیضش به حیرت از کظم غیظش
کع فیض گیرد به غیظ از دعای موسی بن جعفر

کجا نیازم به درمان و یا به ناز طبیبان
که درد خواهم به شوق دوای موسی بن جعفر

ز عالمی پا کشیدم به کوی جانان رسیدم
ز ما سوی دل بریدم سوای موسی بن جعفر

نه عاشق خنده ی گل نه مستم از صوت بلبل
که خیزد از بند بندم نوای موسی بن جعفر

خوشم که صورت گذارم شبی به دیوار زندان
که بشنوم نغمه ی دلربای موسی بن جعفر

ز دیدگان اشک ریزد ندای العفو خیزد
دل سحر از طنین صدای موسی بن جعفر

به سجده آن جان جانان چنان شده نقش زندان
که گشته تن در نظر چون عبای موسی بن جعفر

ز خاندانش جدا شد به یاری دین فدا شد
الا که جان دو عالم فدای موسی بن جعفر

نگشت با آن غم دل ز دوست یک لحظه غافل
نبود زنجیر قاتل سزای موسی بن جعفر

خدا گواهی ز دردم چه می شود دفن گردم
به دامن تربت با صفای موسی بن جعفر

ز گریه بسته گلویم کجا روم با که گویم
که خون روان شد به زندان ز پای موسی بن جعفر

سیاه چال، آشیانه به کتف و گردن نشانه
غروبها تازیانه غذای موسی بن جعفر

چو باغبان در غم گل ز هجر و سنگینی غُل
خمیده گردیده قدّ رسای موسی بن جعفر

جنازه بر تخته ی در مشیّعش گشته مادر
فتاده زاری کنان در قفای موسی بن جعفر

سرشک غم آب و دانه شراره ی دل ترانه
خموش شد مخفیانه صدای موسی بن جعفر

رضا کند آه و زاری به موج غم گشته جاری
ز چشمه معصومه اشک عزای موسی بن جعفر

به سینه تا هست آهش به ناله تا هست سوزش
هماره «میثم» بگرید برای موسی بن جعفر

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


قحطی پر و بال فرشته است گمانم
کاین گونه سر تخته روان است روانم

این ساقه ی طوباست که آویخته از عرش
یا ساق تو از تخته تابوت؟ندانم

سنگین شده تابوت تو هر چند نحیفی
ای یار گران یار گران یار گرانم

در قاب فلز آینه آیینه ی محض است
زنجیر چه کم می کند از صیقل جانم

گویند که موسای خدا هفت کفن داشت
باید که کنون روضه به مقتل بکشانم

معنی،کفن شاه شهیدان ز حصیر است
ای خاک ره مرکب آن شه به دهانم

"جا داشت کفن کردن اموات ور افتد
یا در کفن اهل دو عالم شرر افتد"

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


زندان سرد وتنگ ، در اینجا هوا که نیست
اینقدر ظلم ، بر من بی کس روا که نیست

بوی غریبی ام همه جا را گرفته است
تنها خوشم به خلوت خود ، آشنا که نیست

خون جدید ریخته بر روی گردنم
این لکه های سرخ به رویم حنا که نیست

قبر مرا به قعر سیه چال کنده است
در فعل سندی هر چه که باشد ، حیا که نیست

زنده به گور می شوم و دم نمی زنم
کارم شبانه روز به غیر از دعا که نیست

ساقم اگر چه خم شده وصل است بر تنم
شد خرد استخوان من ، اما جدا که نیست

پایم شکسته است و مرا جابجا کنند
هی می خورم زمین و به دستم عصا که نیست

یاد عزیزهام نفس تازه میکنم
معصومه ام که نیست کنارم ، رضا که نیست

بهتر که در مدینه بمانند دختران
زندان که جای آمدن بچه ها که نیست

وقتی که زردی کف دستم طبیب دید
گفتا که غیر مرگ به دردم دوا که نیست

غربت اگر که هست ، کفن هست بعد من
اینجا که کشته اند مرا کربلا که نیست

این هفت تا کفن به خدا روضه ی من است
بغداد را بگرد ، یکی بوریا که نیست

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
😢 1
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


هر قدر پير ميشوي و موسپيدتر
وا ميشود به روي تو زخمي جديدتر

در سجده ديد هركه تورا،جز عبا نديد
هر روز ميشوي ز چه رو ناپديدتر؟

جدّت به بوريا و تو در هفت پارچه !
انصاف دِه كدام شما شد شهيدتر؟

يك لنگه در براي تو تابوت ميشود
قحطي رسيده يا كه رسوم جديدتر

دريا به روي تخته شكسته چه ميكند؟
از تو بعيد نيست از اينهم بعيدتر

زانوي تو دوتا شده يا عيبِ چشم ماست؟
كوته شده است تخته و يا تو رشيدتر

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
😢 1
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


به روی تخته ی در جسم تو را می بردند
چار حمال تنت را به کجا می بردند

تخته ی در شده تابوت تنت واویلا
خون تازه به روی پیرهنت واویلا

دخترت نیست ببیند بدنت آقا جان
که سرت هست از آن تخته ی در آویزان

مثل تشییع تنت دیده ی تاریخ ندید
به روی تخته ی در هیچ کسی میخ ندید

سلسه بود ولی نیزه به پهلوت نخورد
باز هم شکر خدا چنگ به گیسوت نخورد

غیر زنجیر کسی بهر تو پابوس نبود
شکر حق دور و برت صحبت ناموس نبود

به تن زخمی تو نیزه و خنجر نزدند
به سر و گردن تو ضربه مکرر نزدند

دخترت را بخدا بزم حرامی نبرند
به اسیری سفر کوفه و شامی نبرند

ساق پای تو گر از سلسه ساییده شده
زیر گلها بدن پاک تو پوشیده شده

همه اعضای تو از ضرب لگد گشت کبود
بازهم شکر تنت زیر سم اسب نبود


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
😢 1
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


به حيرت مي كشاند صحبت از نامش سخن را هم
گرفتار خودش كرده است لطفش مثل من را هم

وضو كه جاي خود دارد براي بردن نامش
هزاران بار شستم با گلاب امشب دهن را هم

نشان از پنج تن دارد چه در حسن و چه در غربت
در آورده است اين آقا غمش اشك حسن را هم

براي آنكه تصويري بسازد ذهنت از روضه
اضافه كن به زنداني،سيه چال و زدن را هم

يهودي،تازيانه،ضربه ي سيلي،غل و زنجير
اضافه كن به اينها ناسزاي بد دهن را هم

براي جد خود اغلب چنين او روضه ميخواند
به غارت برده از جدم پليدي پيرهن را هم

غريب عطشان،غريب عريان،غريب بي كس و تنها
اضافه كن به القابش غريب بي كفن را هم

#محسن_صرامی

@raziolhossein
02:02
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


به حيرت مي كشاند صحبت از نامش سخن را هم
گرفتار خودش كرده است لطفش مثل من را هم

وضو كه جاي خود دارد براي بردن نامش
هزاران بار شستم با گلاب امشب دهن را هم

نشان از پنج تن دارد چه در حسن و چه در غربت
در آورده است اين آقا غمش اشك حسن را هم

براي آنكه تصويري بسازد ذهنت از روضه
اضافه كن به زنداني،سيه چال و زدن را هم

يهودي،تازيانه،ضربه ي سيلي،غل و زنجير
اضافه كن به اينها ناسزاي بد دهن را هم

براي جد خود اغلب چنين او روضه ميخواند
به غارت برده از جدم پليدي پيرهن را هم

غريب عطشان،غريب عريان،غريب بي كس و تنها
اضافه كن به القابش غريب بي كفن را هم

#محسن_صرامی

@raziolhossein
02:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 144.5 KB
یا موسی بن جعفر

بر روی دریا تخته پاره هست اما
بر روی تخته هیچکس دریا ندیده

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
ش
14:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


مثل شمع است ولی سوختنش پیدا نیست
یا چو پروانه ! ولی پر زدنش پیدا نیست

پایش از این طرف افتاده سرش از آن سو
حرفم این است چرا حجم تنش پیدا نیست

بس که در پنجه ی صیّاد گرفتار شده
پیچش موی شکن در شکنش پیدا نیست

بس که سبز است تنش در اثر زهر ستم
آنچه پیداست خزان در چمنش پیدا نیست

جسر بغداد بلند است ولی از بس که
ریختند از همه سو گُل ، بدنش پیدا نیست

آن چنان سایه ی گل ها به سرش افتاده
که از این فاصله حتّی کفنش پیدا نیست

امر کرده ست همه گریه به ارباب کنند
چه کسی گفته دلیل سخنش پیدا نیست

کاش می مردم از این غصّه که بر دشت حسین
پیکرش هست ولی پیرُهنش پیدا نیست

سنگ باران شدنش آخر سر کاری کرد
که دگر روضه ی عریان شدنش پیدا نیست

رفته خون از تنش آن قدر که در انگشتش
چهره ی سرخ عقیق یمنش پیدا نیست

بس که بر صورت او زخم به شدّت خورده
بین آن دشت شقایق ، دهنش پیدا نیست

غربت اینجاست که در عصر دهم زینب دید
نقشی از کُشته ی دور از وطنش پیدا نیست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
14:05
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


تمام آرزویم هست ببینم بچه هایم را
ببینم که خدا کرده اجابت ربنایم را

دراین مدت که زندانم همیشه زار وگریانم
از اینکه من نمی بینم رخ ماه رضایم را

دلم تنگ است میخواهم کنار دخترم باشم
بیندازد به روی سر دوباره این عبایم را

بگیرد دستهایم را؛بگیرم دست هایش را
اگرچه خوب میدانم که میگیرد عزایم را

ندارم یک ملاقاتی به غیر یک نفر-آن هم
که با شلاق می آید ببوسد جای جایم را

در اینجاسندی نامرد بلائی بر سرم آورد
که جز مُردن نمی‌بینم علاجِ زخم هایم را

ندارم قوتی حتی که برخیزم به روی پا
فشارِضربه ی پایی شکسته ساقِ پایم را

ندارد روزنی زندان امان ازدست زندانبان
بیا ای مادرم زهرا ببینی کربلایم را


#محمد_حسن_بیات_لو


@raziolhossein
14:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×936, 80.8 KB
عالم گدای خوان تو‌موسی بن جعفر
ایران بُوَد ایران تو موسی بن جعفر
این کشور ما سالیان سال گشته
مدیون فرزندان تو موسی بن جعفر

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:06
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

عالم گدای خوان تو‌موسی بن جعفر
ایران بُوَد ایران تو موسی بن جعفر

این کشور ما سالیان سال گشته
مدیون فرزندان تو موسی بن جعفر

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


یارب از گوشه زندان بلا خسته شدم
دگراز این همه بیداد و جفا خسته شدم

همچو زهرا زخدایم طلب مرگ کنم
ای اجل بر سرمن زود بیا خسته شدم

چارده سال از این حبس به آن حبس بس است
که از این دربه دریها به خدا خسته شدم

من به سنگینی این سلسله عادت کردم
ولی از دوری و هجران رضا خسته شدم

دل من خون شده از کینه زندانبانم
دگر افتاده ام از شور و نوا خسته شدم

شده افطاری من سیلی و شلاق و کتک
من از این سفره و این آب و غذا خسته شدم

ناسزا گفت زبس بر من و بر مادر من
من از این سندی بی شرم و حیا خسته شدم
ء--- --- ---- ---- ---
عمه ام خواند نماز شب خود بنشسته
گفت از بس که دویدم به خدا خسته شدم

بسکه دنبال یتیمان به بیابان گشتم
بسکه خوردم کتک از حرمله ها خسته شدم

#عبدالحسین

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


انیسِ این شب تاریک چهارده سالم
شب است و گریه به حالم کند سیه چالم

اگر چه رفته زِ دستم حسابِ این شبها
نرفته از نظرم خاطراتِ اطفالم

اُمیدِ دیدنِ رویِ رضا ندارم حیف
از این دو چشمِ نحیف و دو پلکِ بی حالم

چنان فشرده مرا در میانِ خود زنجیر
که حلقه حلقه فرو رفته در پَر و بالم

دوباره کعبه نِی امشب سری به من زد و رفت
دوباره طعنه گرفته سراغِ احوالم

به رویِ خاک مسیرِ کشیدنم پیداست
شکسته میروم و هر دو پا به دنبالم

رسیده سندی شاهک،دوباره می خندد
و من بخاطرِ مادر دوباره می نالم

حیا نمی کند و بعدِ زخمِ سیلیِ او
به یادِ داغِ مدینه به یادِ نُه سالم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


از ماتم اولاد علی بود ،کز اول
چشم همه بارانی و دل سوختنی شد

دل سوخت ازین غصه که از یوسف زهرا
در دام بلا آن همه حرمت شکنی شد

آغاز شد از کوچه و از مادر سادات
اینگونه جسارت به ائمه علنی شد

هر روز بلا دید و جفا دید و کتک خورد
هر روز بر او و پدرش بد دهنی شد

یک جلوه حسینی شد و جسمش به زمین ماند
مسموم شد و شیوهء قتلش حسنی شد

جا ماندنِ جسمش روی خاکِ پُلِ بغداد
یادآورِ جا ماندنِ صد پاره تنی شد

سهم پسر فاطمه شد گوشۀ زندان
سهم پسر دیگر او بی کفنی شد

سادات ببخشند پس از غارت خیمه
با بردنِ خلخال ، جسارت به زنی شدد


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


از داغ دوری پسرش پیر بود و بس
از این فراق، گریه گلوگیر بود و بس

با اشک ، آن چه از لب او ، گوش می شنید
تسبیح و حمد و آیه و تکبیر بود و بس

آن یار و غمگسار که تا آخرین نَفَس
از او جدا نشد غل و زنجیر بود و بس

از آن همه شکنجه، فقط بر دل جگر
دشنام ها به مادر او تیر بود و بس


#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها


کنج سیاه چاله به این فکر می کند
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دردی شدید سوی دو پهلوش می رود
وقتی که یاد فاطمه و کوچه می کند


لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد


گر چه میان مَحبس تاریک مانده بود
اما چه خوب شد که کنارش کسی نبود
با یاد عمه زینب خود زار می زند
وقتی که دست بسته کنارش سکینه بود


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


کنج زندان چه بلائی به سرت آوردند؟
چه بلائی به سرِ چشم ترت آوردند ؟

شدی آزاد دگر از قفس ِ تاریکت
ولی افسوس که بی بال و پرت آوردند

دخترانت همگی چشم به راهت بودند
آخر از گوشه ی زندان خبرت آوردند

عجبی نیست که چیزی زتنت باقی نیست
حمله بر زانو و ساق و کمرت آوردند

تاکه بر تخته ی در جسم تو را میبُردند
آن در سوخته را در نظرت آوردند

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


هر پاره سنگی در دِلِ دریا که گوهر نیست
بیچاره آن چشمی که از داغ شما تر نیست

زندان عقول ناقص این اهل دنیا بود
زندان مکانی هست که موسی ابن جعفر نیست

حتی زن بد کاره هم ایمان به او آورد
تا صورتش را دید فهمید او ستمگر نیست

هر، روزه اش با تازیانه می شود افطار
در قعر زندان های هارون چیز بهتر نیست؟

زنجیر ها با شوق جسمش را بغل کردند
آنقدر که جایی برای بوسه دیگر نیست

خورشید را بر تخته ای کوتاه می بردند
تابوت او دست کم از زنجیر و خنجر نیست

در روز عاشورا برای اشک ثارالله
قطعا دلیلی بهتر از لبخند اصغر نیست

در آن هیاهو یک مسیحی گفت: ای مردم!
این جسم خونین جسم فرزند پیمبر نیست؟

اسلام را در روز روشن زیر پا بردند
شاید گُمان کردند در گودال مادر نیست

زینب نگاهی کرد سوی علقمه وقتی
می خواست در محمل رَوَد اما برادر نیست

#علی_اصغر_یزدی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


گوشه زندان که جای موسی جعفر نبود
گوئیا او یوسف صدیقه اطهر نبود

روزهایش چون شب و شبهاش از شب تیره تر
جز غل و زنجیر او را مونس و یاور نبود

هر پسر از مادرش ارثی برد اما مگر
غیر سیلی خوردن او را ارثی از مادر نبود

من نمی دانم که زنجیر جفا با او چه کرد
آنقدر گویم رمق بر پیکرش دیگر نبود

عاقبت زیر غل و زنجیر او جان می سپرد
احتیاج قاتلی چون سندی کافر نبود

تا نبیند جسم بابا روی تخته پاره ای
خوب شد پشت در زندان دگر دختر نبود

وای بر حال سکینه دید بین قتلگاه
بر تن بابای مظلوم و غریبش سر نبود

خواست بوسد دست بابا را به هنگام وداع
دید در دست پدر انگشت و انگشتر نبود


#عبدالحسین

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم
لحظه لحظه، ذره ذره، آب گردیده تنم

بس که لاغر گشته ام چون می گذارم سر به خاک
خصم پندارد که این من نیستم پیراهنم

در سیه چال بلا با دوست خلوت کرده ام
این نماز این حال خوش این اشک دامن دامنم

هر که زندانی شود باید ملاقاتش روند
این که ممنوع الملاقات است در زندان، منم

قاتل دل سنگ می خندد به اشک دیده ام
حلقهء زنجیر می گرید به زخم گردنم

بس که جسمم آب گشته مثل شمع سوخته
محو گشته جای نقش تازیانه بر تنم

روزه دارم، وقت افطار است و گویی قاتلم
کرده با خرمای زهر آلوده قصد کُشتنم

گاه گاه از ساقهای پای من خون می چکد
بس که پا ساییده گشته بین کند و آهنم

دوستان! از گریهء من حبس هم آمد به تنگ
با وجود آنکه خندیدم به روی دشمنم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

امشب رضا ز سوز جگر گریه میکند
مانند سیل ز ابر بصر گریه میکند

تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم
از داغ جانگداز پدر گریه مى ‏كند


@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بعد پیغمبر اگر خانه نشین حیدر نمی شد
کنج زندا قتلگاه موسی جعفر نمی شد

خصم اگر در کوچه سیلی بر رخ زهرا نمی زد
نیلی از سیلی سندی روی آن سرور نمی شد

کس نمی زد کنج زندان بر تن او تازیانه
گر سیه از تازیانه بازوی مادر نمی شد

زیر زنجیر گران کی خرد می شد ساق پایش
سینه زهرا اگر مجروح میخ در نمی شد

دست و پا و گردنش کی بسته با زنجیر می شد
بسته. بین کوچه ها گر بازوی حیدر نمی شد

#عبدالحسین

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


در اين سياه چال جلوه ي قمر نشسته بود
چو ناله اي كه صبح و شام بي اثر نشسته بود

به وقت گريه كردنش زمان غصه خوردنش
قضا ز كار ایستاده و قَدَر نشسته بود

نفس كه مي كشيد سرفه بي امان ادامه داشت
ز بسكه در سياه چال محتضر نشسته بود

بلند ميشد و ز خون بر زمين مشخص است
چه قدر رد تازيانه بر كمر نشسته بود

ز فرش ، خاك را به عرش مي رساند ربناش
نماز هاي او اگر چه بيشتر نشسته بود

صداي بچه هاي كوچه آمد و دلش شكست
چه قدر منتظر به ديدن پسر نشسته بود

شكستگي ساق پاي او به گردن قل است
به انزجار استخوان منكسر نشسته بود

كمال بندگيش را اسير خويش كرده بود
تمام روز روزه بود و تا سحر نشسته بود

به جبرئيل گفته اند از اين طرف نيا كه او
بدون بال مانده و بدون پر نشسته بود

به روي تخته ي دري به سوگ مادرش نشست
به سوگ ضربه هاي پاي چهل نفر نشسته بود

#حامد_خاكي

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

دستش به زنجير است و پايش را شكستند
با ناسزا بغض صدايش را شكستند

سجاده را از زير پايش مى كشيدند
تا حرمت ياربّنايش را شكسته اند

اين چند زندان بان كه دورش را گرفتند
زير لگدها چندجايش را شكستند

برخاست امّا ناگهان با صورت افتاد
نامردها حتّى عصايش را شكستند

حتّى دمِ افطار هم چيزى نمى خورد
وقت اذان ظرف غذايش را شكستند

سِندى و همدستان او، تا روضه مى خواند
با خنده قلب مبتلايش را شكستند

هرچه زدند او را به ياد كربلا بود
حتّى گريز كربلايش را شكستند

ياد دمى كه زير سم ها رفت جدّش
ياد دمى كه دنده هايش را شكستند

از ابتداى صبح تا پايان مغرب
از ابتدا تا انتهايش را شكستند

#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

دل شکسته ی خود را مجدد آوردیم
چقدر غصه در این رفت و آمد آوردیم
طواف کوی تو قسمت نشد ، بد آوردیم
بنا به سنت مان رو به مشهد آوردیم

به تربت تو قسم کاظمین ما اینجاست
شروع یک سفر ناب کربلا اینجاست

گهی به شوق شب کاظمین در سفریم
گهی به پنجره فولاد عرض دل ببریم
میان این دو حرم از نخست در به دریم
اسیر و خانه به دوش شما پدر- پسریم

رعیت ات شده ایم و جهان رعیت ماست
غلامی پسرت افتخار و عزت ماست

دو عالم است گدای تو یا اباالسلطان
گدای دست رضای تو یااباالسلطان
در انتظار عطای تو یا اباالسلطان
نشسته ایم به پای تو یا اباالسلطان

فقیر تو چه غنی شد به عرض یک هفته
کرامت و کرم تو به مادرت رفته

صبیه هات دعاگوی نسل سلمان اند
نواده هات همه صاحبان ایران اند
همان قبیله که دروازه های قرآن اند
تمام خلق سر سفره ی تو مهمان اند

هر آنچه هست ز الطاف دخترت داریم
به خانواده ی تو ما همه بدهکاریم

بلندمرتبه ، پیروز ، سرفراز تویی
شکوه پرچم در حال اهتزاز تویی
اسیر بند ، ولی تشنه ی نماز تویی
کریم زاده ی از خلق بی نیاز تویی

به خاطر تو زمین جان تازه میگیرد
به احترام تو باران اجازه میگیرد

چقدر اهل گذشتی چقدر آقایی
چه قدر مثل رسول خدا شکیبایی
حسینی و حسنی و علی و زهرایی
چه خوب حضرت باب الحوائج مایی
 
به زیر سایه ی تو رو به دیگران نزنیم
کنار سفره ی تو حرف آب و نان نزنیم

اگر تو صید کنی آرزویمان قفس است
اسیر دام تو با جبرئیل هم نفس است
بدون مرحمتت زندگی ما عبث است
 نگاه لطف تو یا کاظم الائمه بس است

محبت به تو مرز میان خوب و بدی ست
مطیع امر تو بودن سعادت ابدی ست

قسم به حضرت زهرا نگاه کن ما را
نگاه کرده و پاک از گناه کن ما را
هر آینه بری از اشتباه کن ما را
بیا و راه بلد رو به راه ما را

ببین که ما و معاصی مان دچار همیم
نظر نما همگی "بشر حافی" تو شویم

رسیده پیک اجل گوئیا سر آورده
خبر ولی خبری گریه آور آورده 
ببین فراق چه بر روز دختر آورده
غم تو گریه ی معصومه را در آورده

چقدر درد و مصیبت به جانش افتاده
ببین به عالم و آدم جواب رد داده

 قد رشید تو را بار غصه خم کرده
شبیه چشم ترت بازویت ورم کرده
چقدر مرد نگهبان به تو ستم کرده
به زیر سلسه پای تو را قلم کرده

شکنجه دادن تو روزی یهود شده
تمام دور و بر گردنت کبود شده

در آسمان نگاهت شراره حد میزد
به سینه ی تو چرا مرگ دست رد میزد؟
چقدر "سندی" ملعون تو را لگد میزد
به مادر و پدرت حرف های بد میزد

به رنگ لاله شدی و ز غصه پژمردی
شبیه مادر خود فاطمه کتک خوردی

شبیه مادر خود فاطمه پرت زخم است
شبیه مادر خود فاطمه سرت زخم است
ز بی حیایی شلاق پیکرت زخم است
و پلک خسته ی هر دیده ی ترت زخم است

دم غروب نشستی خدا خدا کردی
همیشه روزه ی خود را به گریه وا کردی
 
اگرچه درد و غم و غربتی کهن داری
اگرچه غصه ی دوری از وطن داری
به روی شانه ی خود کوهی از محن داری
و از شکنجه ی دشمن نشان به تن داری

سرت به نیزه تماشا نشد ولی آقا
سر عبای تو دعوا نشد ولی آقا

به روی سینه ی تو چکمه ی شرور نرفت
و در دهان تو سر نیزه ای به زور نرفت
میان راه سرت داخل تنور نرفت
بدون پوشیه طفلت دیار دور نرفت

نگاه اهل و عیال تو قحط آب ندید
چه خوب فاطمه ات مجلس شراب ندید


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم
تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم

سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو
روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم

گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق
هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم

زائران دختر تو زائران فاطمه اند
تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم

ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست
درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم

بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند
حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم

شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف
امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم

بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود
دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم

ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم
پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم

قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_
بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم

عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای
ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم...

#مجید_تال

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی


نگاهی کن به این چشمانِ مضطر
هزار امید آوردم بر این در

من و این اشک، یا باب‌الحوائج
من و این آه، یا موسی بن جعفر

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


من کیستم؟ فرشتۀ عرش‌آشیانه‌ام
دردا که گشته قعر سیه‌چال، لانه‌ام

از حلقه‌های سلسله باشد نشانه‌ها
بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام

مخفی است زخم‌ها به درون دلم، ولی
پیداست بر بدن، اثرِ تازیانه‌ام

من در کنار قبر نبی خانه داشتم
کردند بی‌گناه به زندان روانه‌ام

گر شیعه‌ای به شهر مدینه کند عبور
جرأت نمی‌کند که زند سر به خانه‌ام

هر شب بوَد چهار ملاقاتی‌ام به حبس
زنجیر و کند و قاتل و اشک شبانه‌ام

از بس که تیرگی نگهم را گرفته است
روز و شبم یکی شده در آشیانه‌ام

دیدم بسی شکنجه و خواهند اگر شهود
این زخم‌های سلسله باشد نشانه‌ام

نشنیده ماند نالۀ شب‌های تار من
خاموش در میان قفس شد ترانه‌ام

«میثم» ز سوز سینه سرودی برای ما
سوز دلت قبولِ خدای یگانه‌ام


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

ای روضه ی پر کشیدنت عالم گیر
کرده ست دعای سحرت ما را پیر

باید نظری کنی که خون گریه کنیم
آنگونه که چشم زخم هات از زنجیر

#هادی_قاسمی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

دم مغرب مرا آزار می داد
به من دشنام او بسیار می داد

الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی به من افطار می داد
__

چه مظلومانه بردند پیکرم را
به تخته پاره جسم لاغرم را

برای دختر چشم انتظارم
نبردند در طبق دیگر سرم را

#عبدالحسین


@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ازجفای زمانه در زندان
مانده مردی یگانه در زندان

برتن پیرمرد خاک نشین
زده زخمی جوانه در زندان

سرسجاده ی سحرگاهش
میکند یاد خانه در زندان

یاد معصومه و رضا هردم
دارد اشکی روانه در زندان

بین خلصنی یاربش بغضیست
جاری و بی کرانه در زندان

زن رقاصه هم هدایت شد
از دعای شبانه در زندان

سندی شاهک مغیره صفت
میزدش بی بهانه در زندان

روزه دارست و وقت افطارش
میخورد تازیانه در زندان

#مجتبی_عسکری

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

محبوس کرده در وسط سینه آه را
کرده اسیرخود دل خورشید و ماه را

او بانی نجات تمام اسیرهاست
یوسف اگرچه سهم خودش کرده چاه را

بر میله ی قفس زده بال شکسته را
تا که رفیق گریه کند هر نگاه را

ازجور تازیانه تن او کبود شد
بایاد کوچه کرده تنش این سیاه را

راه نفس کشیدن او بسته می شود
هنگام نقل اینکه...کسی بسته راه را

پایش شکست و پایه ی کرسی کشید آه
برپای سلسله بنویس این گناه را

یک سو سپاه سندی و یک سو سپاه شمر
هم دست کرده سلسله هردو سپاه را

برروی تخته پاره لهوفی نهاده اند
که گریه کرده دم ب دم قتلگاه را

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


امام هفتم ما پاره پاره شد جگرش
نشست گرد یتیمی به چهره ی پسرش

بدن کبود، جگر پاره، ساقِ پا مجروح
مگر چه آمده زیر شکنجه ها به سرش

هزار حیف که از جمع نوزده دختر
یکی نبود کنار جنازه ی پدرش

انیس و مونس او بود در سیاهی شب
صدای حلقه ی زنجیر و ناله ی سحرش

سیاه چال کجا طایر بهشت کجا؟
هزار حیف که یکباره ریخت بال و پرش

نیاز نیست ببندند چشم هایش را
که نیست تاب نگاهی دگر به چشم ترش

به هر کجا که روی قبری از زُراره ی اوست
نشان غربت فرزندهای دربدرش

شراره ی دل او گشت اجر روزه ی او
درست موقع افطار پاره شد جگرش

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


عمري زديم از دل صدا باب الحوائج را
خوانديم بعد از ربنا باب الحوائج را
روزي ما كرده خدا باب الحوائج را
ازمانگيردكاش "يا باب الحوائج " را

هركس صدايش كرد بي چاره نخواهد شد
كارش به يك مو هم رسد پاره نخواهد شد

يادش بخيرآن روزها كه مادر خانه
گه گاه ميزد پرچمي را سردر خانه
پرمي شداز همسايه ها دور وبر خانه
يك سفره نذري، قدروسع شوهر خانه

مادر پدرهامان همينكه كم مياوردند
يك سفره موسي بن جعفر نذر ميكردند

عصرسه شنبه خانه ما رو به را ميشد
يك سفره مي افتادو درد ما دوا ميشد
با اشك وقتي چشم مادر آشناميشد
آجيل هاي سفره هم مشكل گشا ميشد

آنچه هميشه طالبش چندين برابر بود
نان وپنير سفره موسي بن جعفر بود

گاهي ميان روضه ما شور مي آمد
پيرزني از راه خيلي دور مي آمد
با دختري از هردوچشمش كور...مي امد
بهر شفاي كودك منظور مي آمد

يك بار در بين دعا مابين آمينم
برخاست از جا گفت دارم خوب مي بينم

آنكه توسل ياد چشمم داد مادر بود
آنكه ميان روضه مي زد داد مادر بود
آنكه كنارسفره مي افتاد مادر بود
گريه كن زنداني بغداد مادر بود

حتي نفس در سينه او گير مي افتاد
هر باركه ياد غل و زنجير مي افتاد

مي گفت چيزي برلبش جز جان نيامد...آه
در خلوت او غير زندانبان نيامد...آه
اين بار يوسف زنده از زندان نيامد آه
پيراهنش هم جانب كنعان نيامد...آه


از آه او درخانه زنجير شيون ماند
بر روي آهن تا هميشه ردّ گردن ماند

اين اتفاق انگار كه بسيار مي افتاد
هرشب به جانش دست بد كردار مي افتاد
نه نيمه ي شب موقع افطار مي افتاد
انقدر ميزد دست او از كار مي افتاد

وقتي كه فرقي بين شان در چشم دشمن نيست
صدشكر كه مرد است زيردست وپا،زن نيست

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
😢 1
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بر روی خاک بس که تنش را کشیده بود
خونش به نقطه نقطه ی زندان چکیده بود

عجل وفات و روضه ی مادر زیاد داشت
موسی بن جعفر این دم آخر بریده بود

جسمی که در هجوم بلا روز خوش ندید
حالا به روی تخته چه خوش آرمیده بود

جان داد بین غربت و حالا کفن به دست
جمعی برای عرض ارادت رسیده بود

هر کس برای دیدنش آمد نمی شناخت
از بس شکسته پیکر و از بس خمیده

صبرش گواه , عاقبتش را رقم نزد
زخم عمیق و درد فراقی که دیده بود

‌او را شبیه جد غریبش زمین زده
دشنام مادری که از اینها شنیده بود

جسمش دگر ولی به بیابان رها نشد
جای کفن نصیب تنش بوریا نشد

دشمن تنش به معبر مرکب بدل نکرد
معصومه رأس غرق به خونی بغل نکرد

این هفتمین مصیبت و پیوست کربلاست
این دل هر آنچه میکشد از دست کربلاست

#حمیدرضا_محسنات

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

باب الحوائجی و گرفتار آمدیم
درمانِ دردهایی و بیمار آمدیم

ما سال هاست در به درِ مشهد و قمیم
با رزق و روزی تو چنین بار آمدیم

در ساحل نجاتِ تو پهلو گرفته ایم
آلوده آمدیم .... گنهکار آمدیم

دستانمان تهیست ؛ به بازار عشق تو
تنها به این خوشیم خریدار آمدیم

چیزی برای عرض ارادت نداشتیم
با یک کلاف بر سرِ بازار آمدیم

اینبار آمدیم کمی یارتان شویم
میثم شدیم و در طلبِ دار آمدیم

دیر آمدیم...قلب تو لبریزِ ماتم است
این روزها نصیبِ دلت غصه و غم است

یک عُمر در قفس نفست بند آمده
گر جان دهیم از غمِ تو باز هم کم است

"آه ای رها کننده ی گل از میان سنگ"*
این ناله های کیست که جانسوز و مبهم است؟!

زندان به حال و روز تو خون گریه می کند
با تو صدای ضَجّه ی زنجیر همدم است

در زیرِ تازیانه فقط یادِ مادری
مانندِ فاطمه شده ای قامتت خم است

از سوزِ زهر تشنه شدی بی رمق شدی
حالا بساط روضه برایت فراهم است

"کرب و بلای تو شده قعرِ سیاه چال"
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

باران گرفته چشمِ تو با یاد روضه ها
آه ای غریب ... اشک به زخم تو مرهم است


*ترجمه فرازی از مناجات امام موسی کاظم سلام الله علیه در زندان

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
14:07
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ای بنای حرم عدل و امان را بانی
ای ز انوارِ تو، آفاق همه نورانی

ای تو در مکرمت و جود، نبی را مانند
ای تو در منزلت و قدر، علی را ثانی...

آن جمال ملکوتی که تو داری، به مَلَک،
از تماشای رُخت دست دهد حیرانی...

تویی آن نوح، که خود روح نجاتی هر گاه
گیتی از سیل حوادث بشود توفانی

گردش چشم تو و گردش افلاک یکی‌ست
نکند چرخ ز فرمان تو نافرمانی

که گمان داشت که با آن همه تشريف و جلال
یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟

آب شد شمع وجود تو و خون شد جگرت
آه از ظلمت زندان و شب ظلمانی

از هجوم غم و اندوه به تنگ آمده بود
روح قدسی تو در کالبد انسانی

جان فدایت که به يک عطف نظر زنده کنی
در دل و جان جهان عاطفۀ عرفانی

از لب لعل تو، انوار هدایت جاری‌ست
ای سحاب کرمت، در همه‌جا بارانی

ای کلامُ اللَّه ناطق که تو را می‌خوانند
شجر طیبه در معرفت قرآنی

حبس و تبعید به فتوای تو محبوب‌تر است،
از قبول ستم و سلطۀ بی‌ایمانی

بر در قاضی حاجات مناجات‌کنان
عرض حاجت بری ای سجدۀ تو طولانی

آفتابی و سفر می‌کنی از شرق به غرب
عجب از صبر تو در سایۀ سرگردانی...

اهرمن گرچه بسی بهر فنایت کوشید
حاش لِلَّه که شود جلوۀ یزدان، فانی

شاهد مکتب توحیدی و در راه هدف
بِاَبی اَنت و اُمّی که شدی قربانی

روح و ریحان حریم تو دل از دستم برد
باز ممنونم از آن رایحۀ روحانی

تا مرا رخصت پابوس تو پیدا نشود
منم و دست و گریبان غمی پنهانی...

«گر چه دوريم به یاد تو سخن می‌گوییم
بُعد منزل نبود در سفر روحانی»

با تولّای تو، تا گلبن طبعم گل کرد
عوض گریه کند دیده گلاب‌افشانی...

چه بخواهم که تو خود حال مرا می‌بینی
چه بگویم که تو خود درد مرا می‌دانی

نظری کن که «شفق» محرم کوی تو شود
ای بنای حرم عدل و امان را بانی

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
14:11
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


از آتش دل سینه ی سوزان گله دارد
این زورق بشکسته ز طوفان گله دارد

یک بار پرم را به قفس بار نکردند
این صید ز صیاد ، فراوان گله دارد

در سینه دلی تنگ مرا مانده و صد غم
این خانه ز بسیاری مهمان گله دارد

ریزد شب و روز اشک غم عشق ز چشمم
زین سیل روان گوشه ی دامان گله دارد

هر یک دلشان سوخت به مظلومی ام ، از خصم
زنجیر کند شکوه و زندان گله دارد

معصومه اگر بر سرم آید نشناسد
وز جانِ به لب آمده ، آن جان گله دارد

#علی_انسانی

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


صبح - از بی رحمی بسیار زندانبان من
تیره تر از ظلمت شام است در چشمان من

آتش تنهایی ام را شعله ورتر می کند
اشک وقتی می چکد از دیده ی گریان من

قتلگاه مادر من خانه ی او شد اگر
قتلگاه من هم آخر می شود زندان من

ارثم از عجّل وفاتی گفتن او این شده
دوست دارم زودتر از تن درآید جان من

چند وقتی می شود که موقع افطاری ام
خوردن شلّاق باشد سهم آب و نان من

آنچنان لاغر شدم در کُنج این مطموره که
نیست دیگر پیکرم یک لحظه به فرمان من

مثل آن مظلومه که در گوشه ی ویرانه مُرد
دخترم دِق می کند از غُصّه ی هجران من

زَهر هارون کارگر شد از جگر چیزی نماند
شرحه شرحه شد خدایا سینه ی سوزان من

آب میخواهم ولی حالا که ظرف آب نیست
"وا ذبیحا" نقش بسته بر لبِ‌ عشطان من

تازه وقتی می روم بر شانه ی حمّال ها
خلق می سوزند از اندوه بی پایان من

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


در سپهر نیلی زندان ماتم‌زای من
کهکشان اختر است از زخم، سرتاپای من

از بیاض استخوانم صبح آزادی امید
بس که زنجیر سیه شد استخوان‌فرسای من

همچو نیلوفر که پیچد بر قد و بالای سرو
پای تا سر ردّ زنجیر است بر اعضای من

از رسوب اشک خون‌آلود بر اطراف چشم
شاخۀ مرجان شده از زخم مژگان‌های من

اشک‌ها چون گل‌فروشان، گل به دامن می‌زند
از بنفشه‌زارِ باغِ نیلیِّ سیمای من

رنگ مروارید اشکم می‌شود فیروزه‌فام
چون که دامن می‌کشد روی کبودی‌های من

من که چون دریای نیلی پیکری دارم کبود
نی عجب فیروزه باشد لؤلؤ لالای من

قصّۀ اندوه من را نیل از موسی شنید
شد گریبانش دوتا از نیلیِ دریای من

حلقه‌حلقه سرمه در چشم سلاسل می‌کشد
توتیای استخوانِ سرمه رنگ پای من

بندبندم شد سیاه و عضوعضوم شد کبود
بس‌که گل‌چین چید گل از ساقۀ رعنای من

سیلی دست عدو بینایی از چشمم ربود
روی زهرا دید آن‌دم چشم نابینای من

برق سیلی کرد روشن ماجرای کوچه را
گر از این دست است سیلی خوردن او، وای من

در رثایم شعرتر گفتی و درك سُفتی «یتیم»
آفرین بر همّتت ای شاعر غم‌های من

#مرتضی_جام_آبادی #یتیم

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


کسی که بوسه زند عرش، آستانش را
قضا به گوشۀ زندان نهد مکانش را

کسی که روح الامین است طایر حرمش
هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را

به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد
به جان خرید بلاهای شیعیانش را

قسم به سجدۀ طولانی‌اش ز شب تا صبح
بسود، حلقۀ زنجیر استخوانش را

چو از مدینۀ پیغمبرش جدا کردند
به‌هم زدند دریغا که خانمانش را

اَمان خلق جهان بود و سِندی شاهک
بریده بود ز بیداد خود امانش را

بجز عبای فتاده به خاک در زندان
نبینی آن كه بجویی اگر نشانش را


#سید_رضا_موید

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی


دلت سوی خدا پرواز کرده
غم خود رابه او ابراز کرده

تویی تنها کسی که روزه اش را
به ضرب تازیانه باز کرده
.........

همیشه دردلت غم میهمان بود
دوچشم خسته ی تو خون فشان بود

نه تنها ساق پایت خرد گردید
ز رگ های گلویت خون روان بود

............

زبس جان ودلت رنجیده می شد
چو زهرا پیکرت کاهیده می شد

چنان لاغرشدی که وقت سجده
زتو تنها عبایی دیده می شد

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


احساس از هفت آسمان می‌بارد، احساس
بوی گل سرخ است يا  بوی گل ياس؟

عالم همه تفسير لبخند تو ای عشق
از بای بسمِ اللَّه بخوان تا سينِ وَ النّاس

باب الحوائج تشنه‌تر از ديگران است
اين راز را تنها تو می‌دانی و عباس

تاريخ را هر جا ورق زد باد، ای داد
پايی به زنجير است يا دستی به دستاس

امّا تو می‌بخشی، تو بابای رضايی
والكاظمينَ الغيظ وَ العافينْ عنِ الناس

#مهدی_جهاندار

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مناجات

در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم
 
فیضش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم
 
هستی ماست نوکری اهل بیت او
ما خانه زاد زینب موسی بن جعفریم
 
قم آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم
 
با مهر و رأفتش دل ما را خریده است
ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم
 
چشم امید اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم
 
حتی قفس براش مجال پرندگی ست
مدیون ذکر و یارب موسی بن جعفریم
 
دلسوخته ز ندبۀ چشمان خسته‌اش
دل‌خون ز ناله و تبِ موسی بن جعفریم
 
آتش زده به قلب پریشان، مصیبتش
با دست بسته غرق سجود است حضرتش


 
از طعنه‌های دشمن نادان چه می‌کشید
بین کویر، حضرت باران چه می‌کشید
 
در بند ظلم و کینۀ قوم ستمگری
تنها پناه عالم امکان چه می‌کشید
 
خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود
در بین این قبیلۀ عصیان چه می‌کشید
 
با پیکرش چه کرده تب تازیانه‌ها
با حال خسته گوشۀ زندان چه می‌کشید
 
شکر خدا که دختر مظلومه‌اش ندید
بابای بی شکیب و پریشان چه می‌کشید
 
اما دلم گرفته ز اندوه دیگری
طفل سه ساله گوشۀ ویران چه می‌کشید
 
با دیدن سر پدرش در میان طشت
هنگام بوسه بر لب عطشان چه می‌کشید
 
وقتی که دید چشم کبودش در آن میان
خونین شده تلاوت قرآن چه می‌کشید
 
می گفت با لب پر از آهی که جان نداشت:
ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مدح


تا عشق، کارِ حضرت موسی بن جعفر است
دل در مدار حضرت موسی بن جعفر است

عیسی نفس کشیده به لطف شفای او
موسی دچار حضرت موسی بن جعفر است

مردی که با اشارۀ او نیلِ قلب ما
وا شد دوباره، حضرت موسی بن جعفر است

آن‌که رئیس مذهب عشق است در جهان
آموزگار حضرت موسی بن جعفر است

لبخند و مهر در عوض خشم، این صفت
در انحصار حضرت موسی بن جعفر است

زندان حصار روح امام‌ست؟ نه... جهان
خود در حصار حضرت موسی بن جعفر است

تنها نه ما که شاه خراسان امام عشق
دل بی‌قرار حضرت موسی بن جعفر است

امشب کلید قلب رضا جان و خواهرش
در اختیار حضرت موسی بن جعفر است

از هر امام‌زاده که حاجت گرفته‌ای
ایل و تبار حضرت موسی بن جعفر است

دوری نبود مانع من در زیارتش
قلبم مزار حضرت موسی بن جعفر است

آمادۀ عزای حسین است بعد از این
هر کس که یار حضرت موسی بن جعفر است

#حسین_اسحاقی

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_مدح
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت


خورشید تا به کوی تو ره باز می‌کند
از صبح تا غروب به خود ناز می‌کند

یک بام تا به حال، ندیده دو آفتاب
جز بام تو که عقده ز دل باز می‌کند

ای قبلۀ مراد! که باب‌الحوائجی
دل را غم تو آینه‌پرداز می‌کند

موسای کاظمی و خدا خلق خویش را
با پیروی ز مشی تو ممتاز می‌کند

گر ذرّه‌ای به سایۀ گلدسته‌ات رسد
از کار آفتاب گره باز می‌کند

دل در حریم قدسِ تو با سوزِ ناله‌ای
معراج خویش تا به خدا ساز می‌کند

هر زائری که رو به حریم تو آورد
با اشک دیده، راز خود ابراز می‌کند

دل بس‌که دیده است کبوتر نوازی‌ات
بین کبوترانِ تو پرواز می‌کند

خورشید ریزه‌خوار جواد تو می‌شود
وقتی که ذرّه‌پروری آغاز می‌کند

شمس‌الشّموس از سر دست تو شد بلند
کین‌سان فراتر از همه اعجاز می‌کند

سایید سر به درگه تو «رستگار» و گفت
از پا فتاده را که سرافراز می کند؟

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


کسی آیا از آن چاه و از آن یوسف خبر دارد
تمام شهر شد یعقوب و چشم از اشک، تر دارد

چنان هر حلقه زنجیرش فرو در استخوان رفته
که خون‌هایی که می‌ریزد ز پا، راه از جگر دارد

تو ای بغداد! ننگت باد و تختت واژگون هارون!
امام بحر و بر، تابوت از یک تخته در دارد

برد آثار جرم خصم، نزد مادرش زهرا
مباد از پای او کس حلقۀ زنجیر بردارد

نه در تشییع او خیل ملائک اشک می‌بارند
که جبریل امین هم در غمش آتش به پر دارد

پی تشییع او بغداد تعطیل عمومی شد
ز غم هر دیده اشک و هر دلی در خود شرر دارد

#علی_انسانی

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مدح
#دوبیتی

ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید «حرمین کاظمین» آری یاد

درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین باب حوائج است و آن باب مراد

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
14:11
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


پروانه به زنجیر کشیدن هنری نیست
پر سوختۀ فاطمه را بال وپری نیست

از سیلی و زنجیر ندارم گله هرگز
جز بددهنی های عدو دردسری نیست

با ساقِ بهم ریخته با گردن مجروح
عمریست هماهنگم و جز چشم تری نیست

مانند شجر زیر زمین ریشه دواندم
جز دانه ی زنجیر به نخلم ثمری نیست

چون پیرهنی کهنه نمایان شوم از دور
از جسم نحیفم ته زندان اثری نیست

اینجا همه ی خاطره ها کوفی و شامی است
جز کرب و بلا خاطره های دگری نیست

هر بار که با کعب نی آمد به سراغم
دیدم که بجز ساعد دستم سپری نیست

پیشانی من سنگ نخورده شده مجروح
با اینکه سرم دسترس رهگذری نیست

از جسم لگد خورده ی من هیچ نمانده
گرچه زسم اسب در اینجا خبری نیست

"لا یوم کیومک" به لبم آمد و دیدم
اصلا به حریم حرم من خطری نیست

کشتند مرا گرچه سرم ذبح نکردند
چون جد غریبم سرِ نی هیچ سری نیست

من هفت کفن دیدم و او بی کفنی دید
اینجا سخن از غارت و انگشت بری نیست

افطار به اصرار مرا زهر جفا داد
آشفته تر از این جگر من جگری نیست

جز روی رضا نیست مرا مرهم دردی
تقدیر رضا نیز بجز دربدری نیست


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


پربسته بود و وقت پریدن توان نداشت
مرغی که بال داشت ولی آسمان نداشت

خو کرده بود با غم زندانِ خود ولی
دیگر توان صبر در آن آشیان نداشت

جز آهِ زخم‌های دهان ‌باز‌ کرده‌اش
در چارچوب تنگ قفس هم‌زبان نداشت

آنقدر زخمیِ غل و زنجیر بود که
اندازۀ کشیدن یک آه، جان نداشت

زیر لگد صداش به جایی نمی‌رسید
زیر لگد شکست و توان فغان نداشت

با تازیانه ساخت که دشنام نشنود
دیگر ولی تحمّل زخم زبان نداشت

هرچند میزبان تنش تخته‌پاره شد
هرچند روی پل بدنش سایبان نداشت

دیگر تنش اسیر سم اسب‌ها نشد
دیگر سرش به جانب نیزه مکان نداشت

#محمد_علی_بیابانی

@raziolhossein
14:11
#امام_کاظم_مدح
#حضرت_موسی_بن_جعفر_مدح
#امام_کاظم_شهادت


ای جلوۀ جلال مبین در جبینِ تو
دست خدا برون زده از آستینِ تو

ای هفتمین امام که هفت آسمان حق
هفتاد بار گشته به گرد زمین تو

تو خرمنِ جمال و جلالیّ و آفتاب
با آن سَخاش، خُردترین خوشه‎چین تو

وی شب گرفته آینه‎ها از ستارگان
در پیش روی شعشعۀ راستین تو

ای کاظمی که غیظ و غضب هر دری که زد
پیدا نکرد راه به حصنِ حصین تو

نشنیده از زبانِ تو نفرین و ناسزا
هرچند بسته خصم، کمرها به کین تو

ای مژدۀ بهشت رسانده به شیعیان
حق با حدیثِ «عاقبه المتقین» تو

زندان، نمازگاهِ تو بود و سپرده گوش
افلاکیان به صوتِ دعای حزین تو

دیوارها به ذروۀ توحید می‌رسند
از بانگِ نعبدوی تو و نستعینِ تو

لرزاند سنگ سنگ ستون‎های عرش را
ظلمی که بر تو رفت ز خصم لعین تو

ای هفتمین امام همام! ای جهان و جان
جمع آمده تمام به زیر نگین تو

رنگین کمانِ شعرِ من اینک زده است پُل
در پیشگاهِ کوکبۀ‎ راستین تو


#حسین_منزوی

@raziolhossein
14:11
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


هستی غریب و با تو کسی آشنا نشد
همدم کسی به سوز دلت جز خدا نشد

خرما به زهر کینه شد آغشته وای من
جز سوز زهر،زخم دل تو دوا نشد

معصومه خوب شد که نبود و ندیده است
روح از تنت جدا شد و زنجیر وا نشد

جان دادی ای غریب،به دور از وطن ولی
اما غمی به مثل غم کربلا نشد

شکر خدا که هفت کفن داشتی به تن
دیگر برای تو کفن از بوریا نشد

بر تخته پاره جسم تو تشییع شد ولی
تشییع تو به زیر سم اسبها نشد

آویخته به تخته ی تابوت شد سرت
اما سرت به دست کسی جابجا نشد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
14:11
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


مهتاب را به خلوت انس تو راه نیست
آنجا که دوست جلوه کند جای ماه نیست

بر محبس تو راه به سختی برد نسیم
پروانه را به این قفس بسته راه نیست

تو عبد صالحی و به محراب بندگی
یک لحظه جز به وجه خدایت نگاه نیست

نجوای یاری‌ات نشود قطع لحظه‌ای
گویی که عرش را به جز این تکیه‌گاه نیست

چشمت به انتظار جگر گوشه‌ات رضاست
امّا به سینه جز نفس نیمه راه نیست

هستی مگر ز دیدن معصومه ناامید؟
کز دیدۀ تو بر درِ زندان نگاه نیست

در زیر تازیانه چو جانم به لب رسید
شرمنده شد چو دید تو را نای آه نیست

جز تو که یکنواخت بود روز با شبت
روز کسی چو شام غریبان سیاه نیست

از «رستگار» جان رضایت نظر مگیر
کاو را کسی به غیر شما عذرخواه نیست


#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
14:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
225×225, 22.3 KB
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#دوبیتی

گریان پسرت ابوالحسن شد آخر
معصومه دلش پر از محن شد آخر

با آنکه مصیبت شما جانسوز است...
اما بدنت غسل و کفن شد آخر

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
23 February 2022
ش
03:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

من که بی تقصیر در زندان گرفتارم خدایا
ازچه دشمن می‌دهد این‌قدر آزارم خدایا

من که از زندان زمین گیرم نباشد
حاجتی دیگر به زنجیر گرانبارم خدایا

آه از این زندان ظلمانی و زندانبان ظالم
وه کجا افتاده در غربت سرو کارم خدایا

جز فروغ گوهر اشکی که با یاد تو ریزم
کس نیفروزد چراغی در شب تارم خدایا

عاشقان را خواب در چشمان نمی‌آید از آنرو
روز و شب با ذکر تو مشغول و بیدارم خدایا

ای که می‌بخشی نجات از بین آب و گل شجر را
کن خلاص از مَحبَس هارون تن زارم خدایا

جان ز حسرت بر لب آمد وندرین ساعات آخر
دیدن روی رضا را آرزو دارم خدایا

کو رضا آرام جانم کو رضا روح و روانم
تا از او روشن شود چشم گهربارم خدایا

بر مؤید مرحمت فرما طواف مرقدم را
چونکه اشعراش بود مقبول دربارم خدایا


#سید_رضا_مويد

@raziolhossein
03:23
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


فارغ از بغض گلوی ناشی از تحقیرها
بند می آید نفس از حلقه ی زنجیرها
گاه زنجیر است برّنده تر از شمشیرها
بالاخص وقتی که می افتد بجان پیرها...

حاصلش این میشود تاب قیامش میرود
قدرت تشخیص بین صبح و شامش میرود!

گوشه ای افتاده اما زار دارد میشود
چشمش از خون مردگی ها تار دارد میشود
روزه اش زیر کتک افطار دارد میشود
روضه های مادرش تکرار دارد میشود

مثل زهرا درد حالش را مشوش میکند
هرزمان پهلو به پهلو میشود غش میکند!

ضعف وقتی که میاید تن نمیماند دگر
راهی اصلا غیر افتادن نمیماند دگر
زیر این شلاق پیراهن نمیماند دگر
غل که سنگین میشود گردن نمیماند دگر

پیکر اورا ز دستانش به سقف آویختند
عده ای هرروز برروی سرش میریختند

از عبا رد میشود هرکس به اینجا میرسد
پای هرنامحرمی بر جسم آقا میرسد
بین هرجلاد کار اینجا به دعوا میرسد
باز دارد کار توهین ها ب زهرا میرسد

بددهن ها حرف های بد به مادر میزنند
با تمسخر حرف از مسمار و از در میزنند

قصد کرده روز خود را مثل عاشورا کند
رازهای غربتش را یک به یک افشا کند
پیکرش را بر روی یک تخته پاره جا کند
با همین یک کار باب روضه هارا وا کند

ساق پا وقتی شکسته ایستادن مشکل است
راه رفتن هیچ حتی تکیه دادن مشکل است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
03:23
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

فدای چشم ترت یا موسی بن جعفر
چه آمده بر سرت یا موسی بن جعفر

نشد جدا از لبت زمزمه یاربت
تا نفس آخرت یا موسی بن جعفر

زیر غل جامعه چو مادرت فاطمه
آب شده پیکرت یا موسی بن جعفر

از غل و زنجیرها نشانه ها داشتی
بر بدن لاغرت یا موسی بن جعفر

سفره افطار تو سیلی و شلاق بود
زدشمن کافرت یا موسی بن جعفر

چه خوب شد دخترت لحظه جان دادنت
نبود بالاسرت یا موسی بن جعفر

بر روی یک تخته در رفت تن تو ولی
نرفت بر نی سرت یا موسی بن جعفر

غریب بودی ولی پنج کفن داشتی
به پیکر اطهرت یا موسی بن جعفر

غریب بودی ولی تن تو عریان نشد
مقابل خواهرت یا موسی بن جعفر

غریب بودی ولی کسی زانگشت تو
نبرد انگشترت یا موسی بن جعفر

غریب بودی ولی دگر اسیری نرفت
با سر تو دخترت یا موسی بن جعفر

#عبدالحسین

@raziolhossein
03:23
#حضرت_موسی_بن_جعفر_مدح
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت


ای باب حوائجِ الی الله
در ملک خدا امام آگاه

ای بـاب مـراد خلق عالم          
سر تا به قدم رسول‌اکرم

در هـر سخنت پیام قرآن
بر هر نفست سلام قرآن
 
در دیدهء دل چراغ نوری
موسای هزار کوه طوری

قبر تو چراغ اهل بینش
صحن تو بهشت آفرینش

کعبه است هماره زیر دِینت
تعظیم کند به کاظمینت

در حبس، به نُه سپهر ناظم
مشهورتر از همه به کاظم

ارباب کرم گدای کویت
چشم دل اهل دل به سویت

تو دسـت عنـایت خـدایی         
از خلق جهان گره گشایی
 
در حبسی و خلق، پای‌بستت
سررشتۀ آسمان به دستت

حبس تو نهان ز چشم یاران
از اشک شبت ستاره باران

بر خاک، جمال نازنینت
گلبوسهء سجده بر جبینت

پیشانی خود نهاده بر خاک
بگذاشته پا به فرق افلاک

زندان تو محفل دعا بود
میعادگه تو و خدا بود

 زنجیـر، سلام بر تو می‌داد
 از دوست پیام بر تو می‌داد

اینجا که فراق نیست در بین
بر توست مقام قاب قوسین

اینجا که تجلی خدایی‌ست
تاریکی حبس، روشنایی‌ست

قرآن زده بوسه بر لب تو
العفو، نوای هر شب تو

در حبس به جز خدا ندیدی
خود را ز خدا جدا ندیدی

دردا که بدان جلال و جاهت
زندان تو گشت قتلگاهت

ای روح لطیف رنجه دیده
هر صبح و مسا شکنجه دیده

آب وضوی تو اشکهایت
خون بود روان ز ساق پایت

افسوس که حرمتت شکستند
بازوی تو را به حبس بستند

ای پاسخ مهربانیت قهر
ای قلب تو پاره پاره از زهر

آثار شکنجه در تنت بود
زنجیر ستم به گردنت بود

با آن همه دختـر و پسرها
رفتی ز جهان غریب و تنها

معصومه کجاست؟ تا که آید
زنجیـر ز گـردنت گشاید

ای یوسف عترت پیمبر
تابوت تو بود تختهء در

آخر بدنت به اوج عزّت
تشییع شد ای غریب عترت

کردند ز پیکر تو تجلیل
می رفت به عرش، بانگ تهلیل

بس نوحه که در غمت سرودند
زنجیر ز گردنت گشودند

با آن همه زخم حلقهء غُل
کردند نثار پیکرت گُل

دیگر نزدند بر تنت سنگ
از خون جبین نشد رخت رنگ

دیگر به سرت نخورد شمشیر
دیگر نزدند بر دلت تیر

دیگر نبرید کس سرت را
در خون نکشید پیکرت را

دیگر سر تو نرفت بر نی
در طشت طلا و مجلس می

بردند به دوش پیکرت را
دیگر نزدند دخترت را

دارم به دل آه سینه سوزی
چون روز حسین نیست روزی

تا شیعه توان گریه دارد
باید به حسین اشک بارد

تا از دل شیعه ناله خیزد
«میثم» به حسین اشک ریزد

گلچین و تلفیق سه مثنوی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:23
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

حدیث غربت او کرده خون جگرها را
نشانده روی دل سنگ هم شررها را

شکسته بال و پری نیست حق آن مردی
که داده رخصت پرواز ، بال و پر ها را

چه آمده سر آقا ، به گوش فاطمه اش
خدا کند نرسانند این خبرها را

یکی فقط شده مامور تا که با دشنام
زَنَد همیشه بهم خلوت سحرها را

رسیده یک زن رقاصه تا کُنَد تکمیل
تمام بی ادبی ها و درد سرها را

نگاه کن چه غریبانه داد جان آن که
پناه بود غریبی محتضر ها را

به روی تخته ی در رفت و بُرد این دنیا
جلوی فاطمه باز آبروی درها را

تنی نحیف و پر از زخم بر پل بغداد
گرفته جان تمامی رهگذرها را

هر آنچه دید ولیکن هزار مرتبه شکر
ندید لحظه ی جان دادن پسرها را

#محمد_حسین_رحیمیان


@raziolhossein
03:24
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


باب الحوائجی و گرفتار آمدیم
درمانِ دردهایی و بیمار آمدیم

ما سال هاست در به درِ مشهد و قمیم
با رزق و روزی تو چنین بار آمدیم

در ساحل نجاتِ تو پهلو گرفته ایم
آلوده آمدیم .... گنهکار آمدیم

دستانمان تهیست ؛ به بازار عشق تو
تنها به این خوشیم خریدار آمدیم

چیزی برای عرض ارادت نداشتیم
با یک کلاف بر سرِ بازار آمدیم

اینبار آمدیم کمی یارتان شویم
میثم شدیم و در طلبِ دار آمدیم

دیر آمدیم...قلب تو لبریزِ ماتم است
این روزها نصیبِ دلت غصه و غم است

یک عُمر در قفس نفست بند آمده
گر جان دهیم از غمِ تو باز هم کم است

"آه ای رها کننده ی گل از میان سنگ"*
این ناله های کیست که جانسوز و مبهم است؟!

زندان به حال و روز تو خون گریه می کند
با تو صدای ضَجّه ی زنجیر همدم است

در زیرِ تازیانه فقط یادِ مادری
مانندِ فاطمه شده ای قامتت خم است

از سوزِ زهر تشنه شدی بی رمق شدی
حالا بساط روضه برایت فراهم است

"کرب و بلای تو شده قعرِ سیاه چال"
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

باران گرفته چشمِ تو با یاد روضه ها
آه ای غریب ... اشک به زخم تو مرهم است

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
1
03:24
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

در کنج قفس هم پرت آزاد نبود
قوت تو به جز سیلی صیاد نبود

جسم تو چرا به تخته در بردند
تابوت مگر به شهر بغداد نبود

#عبدالحسین

@raziolhossein
1 😭 1
03:24
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


زنجیر از غریبی من داد می‌زند
دیگر به تنگ آمده، فریاد می‌زند

عرش‌آشیانم و به قفس جا گرفته‌ام
صیدم که بال و پر برِ صیّاد می‌زند

خود خلوتی برای مناجات خواستم
طعنه، عدو به لطف خداداد می‌زند

دل‌خسته‌ام ز دوری معصومه و رضا
آتش به جان، جدایی اولاد می‌زند

از داغ من، فرات بگرید به کربلا
لطمه به چهره، دجله به بغداد می‌زند

از بس دلم شهیدِ اسیرانِ نینواست
ناله به یاد زینب و سجّاد می‌زند

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
03:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1065, 115.2 KB
#امام_کاظم_شهادت

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی
تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
03:24
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مناجات
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی

تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
03:25
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


تو آن ماهی که بی تو می شود هفت آسمان زندان
تو آن رازی که پنهان کرده در زیر زبان زندان
به زیر گامهایت بهتر از باغ جنان زندان
بمیرم سالها رفتی ازاین زندان به آن زندان

غل و زنجیر می داند حدیث زخمهایت را
قریب سیزده سال است بوسد ساق پایت را

برای اشک ما کافیست یادی از مناجاتت
نکرده لحظه ای درحبس زندانبان مراعاتت
کتک خوردن دم افطار شد جزء عباداتت
بمیرم دخترت محروم گردید از ملاقاتت

تو آن خورشید تابانی که پشت ابرها محو است
زبس محو خدا هستی تنت زیر عبا محو است

تمام شهر می دانند سندی بدزبان باشد
دودستش نیز سنگین تر ز دستان سنان باشد
اگرچه پای شلاق و لگد هم در میان باشد
خیالت جمع آقا دختر تو در امان باشد

تو آن دریای آرامی که صد دریای آلام است
گریزروضه های تو همیشه روضه شام است

برای تو که از سوز نفسهایت خبر دارد
دعای إن یکاد دخترت حکم سپر دارد
زبانم لال سندی بر عقیق تو نظر دارد
بعیداست این یهودی از سرتو دست بر دارد

مبادا بازهم گل را بچیند چنگهای خار
مبادا قصه انگشت و انگشتر شود تکرار

تمام شهر می دانند مثل تو غریبی نیست
توسیلی خورده ای این کمتر از شیب الخضیبی نیست
دراین دم که مجال خواندن امن یجیبی نیست
توداری روضه می خوانی ولی ابن شبیبی نیست

رسیده لحظه آخر همان وقتی که زهرا هست
اگرچه بر تنت پیراهنی کهنه است اما هست......


#مهدی_محمدی_کرمانشاه

@raziolhossein
03:25
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


چند خطي دارم از زندان سخن خاكم به سر
چهارده سال است دوري از وطن خاكم به سر

باز نامردي يهودي،باز معصومي غريب
نيست كاري را بلد غير از زدن خاكم به سر

شد گريز روضه هايت روضه هاي پنج تن
ارث بردي از حسين و از حسن خاكم به سر

داشت اعضاي تنت در آن سيه چال نمور
با غل و زنجير جنگ تن به تن خاكم به سر

تخته ي در،چهار حمال و بماند باقي اش
اين هم از تشيع اين آقاي من خاكم به سر

چندتا دارد كفن در موقع دفن اين امام
مانده تنها يك امامم بي كفن خاكم به سر

پيش چشم مادرش پيراهنش را برده اند
بي كفن،دور از وطن،بي پيرهن خاكم به سر

#محسن_صرامی

@raziolhossein
03:25
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

احوالِ من از این تنِ تبدار روشن است
زندانِ من به چشمِ گُهَربار روشن است

از صبح تا غروب که حَبسم به زیرِ خاک
تا صُبح، حالم از دَمِ افطار روشن است

این سالها که سَخت گذشته برای من
هر لحظه اش زِ آهِ شَرَربار روشن است

یکجا بلای شیعه به جانم خریده ام
آثارِ آن به جسمِ منِ زار روشن است

معلوم تا شود به سرِ من چه آمده
از صورتم که خورده به دیوار روشن است

حرفی از استخوانِ صَبورم نمی زنم
از ساقِ پام شدّتِ آزار روشن است

جسمم کبود است، ولی غیرِ عادی است
حتّی به زیرِ سایه ی دیوار روشن است

زنجیر را که عُضوِ جدید تَنَم شده
پنهان نکرده ام، همه اسرار روشن است

من دیده بسته ام به همه غیرِ فاطمه
چشمم فقط به دیدنِ دلدار روشن است

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
03:25
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

زَهری که داده اند وَلو مُختصر تو را
باقی مگر گذاشته قدری جگر تو را؟

تِکیه دَهی به گوشه ی دیوار بهتر است
وقتی که نیست زانوی مهرِ پسر تو را

در این سیاه چاله اَمانت بُریده شد
از اِنحنا شکسته گَمانم کمر تو را

دردی که می کِشی تو، از این زخمها که نیست
این ناسِزا شکنجه دهد بیشتر تو را

بر روی تخته پاره که تشییع می شوی
یک سوش ساق خَم شده، یک سوش سر تو را

اینجا کفن به آلِ علی خوب می رسد
از هَر کَسی دهند کفن بیشتر تو را

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
03:26
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ما خاک پای حضرت موسی ابن جعفریم
در سایه سار رحمت موسی ابن جعفریم

داده به ما زیادتر از آنچه خواستیم
شرمنده ی عنایت موسی ابن جعفریم

مدیون لطف بی حد این خانواده ایم
ما نوکران عترت موسی ابن جعفریم

ما نسل پشت نسل گدایان سفره ی
دولت سرای عزت موسی ابن جعفریم

ایثار او عقیده ی ما را درست کرد
ما شیعه ی کرامت موسی ابن جعفریم

با یاد روضه های سیه چال سال ها
گریه کنان غربت موسی ابن جعفریم

زنجیر و ساق پا و نم خاک های سرد
خونین دل از اسارت موسی جعفریم


#حسن_کردی

@raziolhossein
03:26
#تبرا


شنيدم اينكه يكي روز عبد شيطاني
كه از ازل به خدا، دشمن نبي و ولي ست
دهان به ياوه چو سگ باز كرده و گفته
بلا نتيجه عصيان شيعيان علي ست

نخست اينكه سگي پارس كرده در بيشه
كجاست غيرت شيران پارسي!فرياااااااد
سپس بگو كه بلا امتحان مؤمن شد
كه آبديده شود بين شعله ها فولاد

بگو به"يَحْمِلُ أسْفاركُم"بفهم نفهم
كه آنچه را تو نفهمي -نخوانده-خر داند
چه ابتلا چه بلا،هر چه هست اين ويروس
نه شرق و غرب شناسد،نه خشك و تر داند

در انتها...به گناهان ما اميد مبند
كه روشن است ز نص روايتي ما را
گناه عالم و آدم به گردن آن "دو"ست
كه خورده اند چنان آب،حق مولا را

#محسن_عربخالقى

@raziolhossein
03:26
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


در کنج قفس با دل خون بار بمیرم
چون بسمل در بند ، گرفتار بمیرم

یک لحظه نشد باز برویم در زندان
دور از وطن و دلبر و دلدار بمیرم

دلواپس معصومه و دیدار رضایم
سخت است که در حسرت دیدار بمیرم

با سیلی و شلاق کنار آمده ام لیک
از زخم زبان ، طعنه ی اغیار بمیرم

جان کندن دائم شده کارم که به غربت
با هر نفس تب زده صد بار بمیرم

ای درد رهایم کن و ای غم دم آخر
بگذر ز من خسته و بگذار بمیرم

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
03:26
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


هر پاره سنگی در دِلِ دریا که گوهر نیست
بیچاره آن چشمی که از داغ شما تر نیست

زندان عقول ناقص این اهل دنیا بود
زندان مکانی هست که موسی ابن جعفر نیست

حتی زن بد کاره هم ایمان به او آورد
تا صورتش را دید فهمید او ستمگر نیست

هر، روزه اش با تازیانه می شود افطار
در قعر زندان های هارون چیز بهتر نیست؟

زنجیر ها با شوق جسمش را بغل کردند
آنقدر که جایی برای بوسه دیگر نیست

خورشید را بر تخته ای کوتاه می بردند
تابوت او دست کم از زنجیر و خنجر نیست

در روز عاشورا برای اشک ثارالله
قطعا دلیلی بهتر از لبخند اصغر نیست

در آن هیاهو یک مسیحی گفت: ای مردم!
این جسم خونین جسم فرزند پیمبر نیست؟

اسلام را در روز روشن زیر پا بردند
شاید گُمان کردند در گودال مادر نیست

زینب نگاهی کرد سوی علقمه وقتی
می خواست در محمل رَوَد اما برادر نیست

#علی_اصغر_یزدی

@raziolhossein
03:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 186.0 KB
زیرعلم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یکشب حرم امام کاظم بودن

#سید_مجتبی_شجاع
03:26
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

زیرعلم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یکشب حرم امام کاظم بودن

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
24 February 2022
ش
02:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مدح

من‌آن زاغم که‌مانند کبوتر زندگی کردم
از آنچه‌ انتظارم بوده بهتر زندگی کردم

منم‌آن‌بوته‌ی‌خاری‌که از بخت بلندِ خود
کنار کوچه‌ی زهرا و حیدر زندگی کردم

نه دنبال مُرادی رفته‌ام نه در پی پیری
خدا را شکر پایِ‌درسِ‌قنبر زندگی‌ کردم

من‌آن‌هیچم‌که‌‌‌در مُلکِ خدایِ مهربانی‌ها
اجازه‌‌داشتم در سِلک‌ِنوکر زندگی کردم

چه‌میگویندواعظ‌ها‌ی‌شهرازجنّت‌المأوی؟
برای‌من‌که‌عُمری‌پُشت‌این‌درزندگی کردم

اگر قُم آشیان آل پیغمبر بُوَد؛عُمری‌ست
کنار خانه‌ی‌موسی‌بن‌جعفر زندگی کردم

از‌ اینجا با تمام فرقه‌ها روی‌سخن دارم
کجا دارند مثلِ‌این‌ امامی‌را که‌من‌ دارم ؟
------------------------------------------------
چه‌‌موسایی!که‌می‌باشدکلیمُ‌ الله حیرانش
چه‌مولایی!که‌ می‌گردد‌ ذبیح‌ُ الله قربانش

چه‌میفهمم ! که‌وجه‌الله می‌خوانند رویش را
چه‌‌می‌گویم!به‌وصف‌آنکه‌مدحش‌کرده‌یزدانش

بنازم آن امامی را که طبق قول معصومین
خداتعریف‌‌ازاو کرده‌ است در ثُلث قرآنش

خلیل‌الله؛ اگر آتش بر او برداً سلاما شد
امامی را که من دارم بُوَد زندان گلستانش

تمام خاندان و دودمان و دوستان من
فدای گردِ خاکِ پایِ زوّار رضا جانش

بنازم زائر صحن‌وسرایت را که در رُتبه
خدا با زائر کرببلا کرده ست یکسانش

تو اصلِ‌کاظمینَ‌الغَیظ‌وعافینَ‌عَنِ‌النّاسی
توصدها‌ مرتبه‌ باب‌الحوائج‌تر از عبّاسی
------------------------------------------------
حدود چارده‌سال‌است‌در زندان گرفتاری
بمیرم‌گاه‌سر به‌سجده‌گاهی‌سر به‌دیواری

فقط از پیکر تو سایه‌‌ی تاری به‌جا‌ مانده‌
چقدراین‌روزهاوضعِ‌تو زهرایی‌ست‌انگاری

تومی‌خواهی‌ولی‌گویا‌توانی‌در وجودت‌نیست
اگر از صبح تا شب سر ز سجده‌ برنمی‌داری

ز‌ِ دردِاستخوان‌خوابی‌نمی‌آیدبه‌چشم‌آری
تو بااین‌ساق‌پای‌خُرد؛معلوم‌است بیداری

به‌زهراناسزامی‌گفت‌دشمن؛پیشِ‌چشم تو
ازاین‌بدتر‌چه‌توهینی‌؟ازاین‌بدترچه‌آزاری؟

شهادت می‌دهد پیراهنت؛که‌جای‌آب‌‌ونان
تو خیلی‌ تازیانه‌ خورده‌ای هنگام افطاری

اگرچه‌ روی‌ پهلوی تو ردّ‌ِ چکمه جا مانده
تنت‌را هیچ‌کس با ضربه‌ی‌ پا بر نگردانده...

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

معصومه بیا با غمِ من نجوا کن
این جا نظری به غربتِ بابا کن

معصومه بیا و لحظه ی جان دادن
زنجیرِ ستم از تنِ بابا وا کن!

#ه_محرابی

@raziolhossein1
02:21
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


مرد خدا اگر چه به غربت اسير بود
بر هفت شهر كشور امكان امير بود

حلمش شكوه حلم و شكيبايى رسول
جودش هماره جلوه ی خير كثير بود

زنجير همنواى غريبانه‏ هاى او
از صبر جان خسته ی او ناگزير بود

مى‏ خواست وقت ناب مناجات با خدا
زندان براى خلوت او دلپذير بود

اما چه شد كه يوسف زهرا به چاه درد
عجل وفاتى‏ اش به لب ، از عمر سير بود

كنج قفس شكسته پرى بود بى نفس
وقتى گشوده شد در زندان كه دير بود

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


خداوندا نگير از من نگاه مهربانش را
نگير از بنده ي او نوكري دوستانش را

بلا گردان خدام حريم كاظمينم من
گدايم روزي ام از سفره اش كن خرده نانش را

نيامد دست خالي يك تن از باب المراد او
ندارد هشت جنت هم صفاي آستانش را

همين يك نكته از پستي اين دنيا فقط كافي ست
چرا بايد بگيرم از سيه چالي نشانش را

به هارون تا قيامت لعن و نفرين پيمبر باد
كه با آزار آن حضرت نموده قصد جانش را

فقط با تازيانه ميكند از او پذيرائي
بريده سندي ابن شاهك ملعون امانش را

نشسته مثل عمه زينب خود نافله خوانده
ز بس نمناكي زندان گرفت از او توانش را

نمانده ساق پا حتي بماند معني مرضوض
قلم هرگز ندارد قدرت شرح بيانش را

غل و زنجير يا زندان بسوزم با كدامينش
شكست از او يكي حرمت يكي هم استخوانش را

ولي با اين همه روضه ولي با اين همه غربت
دم جان دادنش بالين خود ديده جوانش را

بميرم كربلا بابا به بالين پسر آمد
گرفت اين داغ از بابا توان زانوانش را

نگاه انداخت هر جائي از اين صحرا فقط مي ديد
جوانش را جوانش را جوانش را جوانش را...

#محسن_صرامی

@raziolhossein1
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


این طور اگر در غل و زنجیر اسیری
جرمت فقط این است که از نسل غدیری

امروز تو دیروزکسی غیر علی نیست
در بند هم ای مرد سرافراز امیری

حکم تو همان حکم رسول است بلاشک
شان تو همان شان وصیی و وزیری

عالم همه در بند توهستند و گرفتی
هر گوشه چشمت دو سرا را به اسیری

موسی و مسیحات کمر بسته به خدمت
تا کِی کرمی کرده و خادم بپذیری

در بارش رحمت به سر این همه محتاج
از جنس نگاه تو ندیدیم نظیری

محفوظ شد از رنج و بلا شیعه به لطفت
چون فاطمه فکر همه ای خیر کثیری

جز اینکه به دستان کریمت شده دارا
از خانه ی تو رد نشده هیچ فقیری

رفتار تو معلوم کند خوف و رجا را
قربان کلامت که نذیری و بشیری

از ناله ی جانسوز تو در گوشه ی زندان
پیداست که از جان به لب آمده سیری

پا راه ندارد دو قدم راه بیایی
هر قدر اگر دست به دیوار بگیری

در چشم تو تاریکی زندان شد اگر تار
از ضربه ی سیلی است نه از کثرت پیری

این پیرهن پاره برازنده ی تو نیست
شایسته ی پیراهنی از جنس حریری

از بس که نحیف است تنت،موقع سجده
مانند عبایی که رها بین مسیری

این تخته ی تشییع تو یادآور غمهاست
هم پشت درافتاده و هم روی حصیری

#محمدعلی_بقایی

@raziolhossein
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

یارب به حق مادرم خَلِّصنی یارَب
یارب به جدّ اطهرم خَلِّصنی یارَب

او هم نوا با چاه شد من با سیه چال
من از علی تنهاترم خَلِّصنی یارَب

یارب به آن زندانیِ زندان کوفه
به عمه جانِ مضطرم خَلِّصنی یارَب

تا کی از این زندان به آن زندان خدایا
ذکر و دعای آخرم خَلِّصنی یارَب

تا کی نبینم ای خدا معصومه‌ ام را
دل تنگِ روی دخترم خَلِّصنی یارَب

زندان تاریک و نمورم مثل قبر است
خاک سیه شد بسترم خَلِّصنی یارَب

بین قفس بسته چرا صیاد بی رحم
زنجیر بر بال و پرم خَلِّصنی یارَب

زیر غل و زنجیر و ضرب تازیانه
چیزی نماند از پیکرم خَلِّصنی یارَب

شلاق خون گرید به حال غربت من
زخمی شده پا تا سرم خَلِّصنی یارَب

تا کی زند سیلی به رویم این یهودی
شد تار چشمان ترم خَلِّصنی یارَب

راضی به مرگ خود شدم از بس که گوید
او ناسزا بر مادرم خَلِّصنی یارَب


هر لحظه خون می ریزد از زخم گلویم
یاد گلوی اصغرم خَلِّصنی یارَب

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


با شما این دل آشفته به سامان شده است
با کریمان جهان کار من آسان شده است

آخر سال شد و وقت گدایی آمد
آخر سال شد و موسم احسان شده است

از ازل ایل و تبارم همه سائل بودند
هرکسی نیست گدای تو پشیمان شده است

باب حاجات شدی تا به کسی رو نزنم
دردهایم همه با لطف تو درمان شده است

هر کجا می نگرم نور تو را می بینم
ملک اولاد تو هر گوشه ی ایران شده است

همه ی عمر نشستیم سر سفره ی تو
رزق ما پای همین سفره فراوان شده است

نه فقط ما که جهان ریزه خور دست شماست
عالم از روز ازل پیش تو مهمان شده است

سالیانیست که دل در طلب شیدایی
روز و شب در به در قم و خراسان شده است

آمدم در بزنم تا که نگاهم بکنی
بشر حافی ز نگاه تو مسلمان شده است

سال ها گوشه ی زندان نفست بند آمد
سال ها مامن تو گوشه ی زندان شده است

زلف آشفته تو حال مرا ریخت به هم
چه شده حال تو اینگونه پریشان شده اس

تشنگی آمده ای وای ترک خورده لبت
جگرت بر اثر زهر چه سوزان شده است

دم آخر دل تو پر زده تا کرب و بلا
کربلایی شدی و چشم تو گریان شده است

مانده جسمی به روی خاک، خدا رحم کند
خار و خاشاک، حجاب تن عریان شده است

باز غمخانه ی تو کنج سیه چال شده
مرهم زخم دلت، روضه ی گودال شده

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


مثل یک خنجر گران به گلو
داغش آورده است جان به گلو

کنج زندان چه می کند خورشید
بند بر پا و ریسمان به گلو

اشک مظلومی اش عیان بر رخ
بغض تنهایی اش نهان به گلو

گوئیا ارث هر ابالحسن است
خار در چشم و استخوان به گلو

غل و زنجیر جامعه یعنی
دستها بسته همزمان به گلو

با که گویم که تازیانه زدند
به جبین به لب و دهان به گلو

بوسه می زد زمین به زخم پا
گریه می کرد آسمان به گلو

دم آخر به نینوا رو کرد
داشت مانند نی فغان به گلو

میرود اسب ، خونفشان به حرم
میرسد شعر ، نوحه خوان به گلو

باز میدید با سنان زده اند
شمر بر پهلو و سنان به گلو

زیر باران کعب نی زیباست
بوسه ی قامتی کمان به گلو

شرح این غصه را تمامی نیست
روضه ها مانده همچنان به گلو

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
😢 2 👍 1
02:21
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#دوبیتی

شب تا سحر از عشق خدا می‌سوزی
ای شمع! چقدر بی‌صدا می‌سوزی

یک روز دلت هوایی معصومه‌ست
یک روز ز دوری رضا می‌سوزی

#عباس_شاه‌زیدی

@raziolhossein
02:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 27.5 KB
طبیبان برایش کفن مینویسند
مریضی که موسی بن جعفر ندارد

#ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
02:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 30.8 KB
السَّلامُ عَلَی الْمُعذَّبِ فی قَعرِ السُّجُون....

پر زخمى ، دل مضطر ، غل و زنجير ، جاى تنگ
همه اينها به جاى خود ، نگهبان هم مودب نيست

#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
ش
18:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:16
#امام_حسین
#شب_جمعه

شبهای جمعه میرسد با اشک و آه و زمزمه
زهرا کنار قتلگه ام‌البنین در علقمه

ام‌البنین گلبوسه بر دست بریده می‌زند
با گریه زهرا بوسه بر حلق دریده می‌زند


@raziolhossein
😢 2
18:17
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


هر شب جمعه صدای مادر آید از حرم
من تمام عمر دنبال صدای مادرم

میزند ناله بُنَیَّ کو لباس کهنه ات ؟
کو سرت کو حنجرت کو یاورت کو دخترم ؟

بشکند دست کسی که دست بر مویت زده
گیسویت خاکی شد و من خاک میریزم سرم

هرچه میگردم چرا ترکیب جسمت جور نیست
سالها دنبال آن انگشت بی انگشترم

مثل من پیشانیت با تیزی سنگی شکست
درد میگیرد کنار تو دوباره پیکرم

پیش چشمانم تو را با حوصله سر می برند
پیکر تو زیر و رو شد پیش چشمان ترم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
😢 2
18:17
#امام_حسین_مناجات

تا که در روضه ی ما گشت چراغی روشن
شد مشام همه از عطر اقاقی روشن

هر جگر داغ ببیند بشود فرسوده
جگر ما شده هرروز ز داغی روشن

کاش مارا به حسینیه تو خاک کنند
قبر مارا برسانند به باغی روشن

آخر این گریه چه خیریست که با یک قطره
ساخته از دل ویرانه اتاقی روشن

محضر پرچم تو خم شدم و خوب شدم
سر من خورد در این کوچه به طاقی روشن

تاج و تخت همه پادشهان آخر سوخت
ماند شمع حرم شاه عراقی روشن

بر دل سوختگان دیگ غذایت جوشید
پخت نذری تو بر روی اجاقی روشن

ای سر رفته به مطبخ! بغل زینب هست!
برو از خانه خولی به رواقی روشن

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
18:17
#امام_حسین_مناجات


دلم از روز ازل تنگ تو بوده است حسین
به لبم ذکر تو آهنگ تو بوده است حسین

در صف سینه زنان این همه سال از عمرم
آن چه بر سینه زدم سنگ تو بوده است حسین

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
18:17
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

هر کس که زیر بیرق تو پا گرفته است
جا در کنار حضرت زهرا گرفته است

اصلا غم شلوغی محشر نمی‌خوریم
زهرا برای گریه‌کنان جا گرفته است

@raziolhossein
18:17
#امام_حسین_مناجات


شمع هستم در عزای تو برای من بس است
اشک میریزم برای تو،برای من بس است

من به هر چیزی که دادی و ندادی راضی‌ام
تا ابد هستم گدای تو،برای من بس است

با دعایت زندگیم میشود ختمِ به خیر
تا قیامت یک دعای تو برای من بس است

دِرهم و دینار دنیا ،آخرت بی‌ارزش است
تربتی از کربلای تو برای من بس است

با تو حتی در هوای پادشاهی نیستم
زنده هستم در هوای،تو برای من بس است

از تمام اهل دنیا بی وفایی دیده ام
باوفا! تنها وفای تو برای من بس است

کاش که راضی شوی از نوکری نوکرت
نوکرم آقا رضای تو برای من بس است

هروله کردن میان روضه ها سعی صفاست
روضه های با صفای تو برای من بس است

احتیاجی نیست تا مرثیه‌ی مکشوفه خواند
بی کسیِ بچه‌های تو برای من بس است


@raziolhossein
18:17
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


اصلا حسین جنس تنش فرق میکند
ارباب بی کفن کفنش فرق میکند

بوسیدنی است قاری قرآن لبش ولی
ارباب ما لب و دهنش فرق میکند

زینب علم به دوش و ابالفضل غرق خون
اردوی عشق مرد و زنش فرق میکند

حر و حبیب و عابس بی دل، زهیر و جون
اصحاب عشق پنج تنش فرق میکند

در زیر قبه هیچ نمازی شکسته نیست
مهمان کربلا وطنش فرق میکند

با عمه گفت دخترک زجر دیده ای
این زجر سنگدل زدنش فرق میکند

#سید_روح_الله_موید

@raziolhossein
25 February 2022
ش
15:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
15:35
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


یوسف، کلاف اهل دعا را قبول کن
ناچیزی بضاعت ما را قبول کن

با دست خالی آمده ام ایّهاالعزیز
یاحضرت کریم، گدا را قبول کن

کاری نکرد ناله ی ما در فراق یار
پس گریه های اهل بکا را قبول کن

با اشتیاق خیمه ی سبز تو آمدیم
ما را میان خیمه، تو یارا قبول کن

همسایگان خانه ی آقای هشتمیم
در حق ما دعای رضا را قبول کن

حاجات دیگرم به کناری، ولی بیا
امضای رزق کرببلا را قبول کن

زحمت بکش سیاهی این پوشه را ببخش
آقا به من زیارت شش گوشه را ببخش

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
15:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


در این هوای بهاری شدم دوباره هوایی
بهار می رسد اما بهار من! تو کجایی؟

چه برکتی، چه نویدی، چه سبزه ای و چه عیدی؟
به سال نو چه امیدی؟ اگر دوباره نیایی

مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان
محوّلانه به حالم اشاره کن به دعایی

مقدرست به فالم مدبّرانه بتابی
خوش است لیل و نهارم اگر نظر بنمایی

اگر قرار چنین شد، تو را بهار نبیند
چنین نکو ز چه رویی؟ چنین خجسته چرایی؟

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده باشند
تو آبروی جهانی، تو روی ماه خدایی

خودت مگر که به زهرا توسلی کنی امشب
نمی رسد گل نرگس! دعای ما که به جایی

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
15:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
250×141, 9.3 KB
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#تک_بیتی

ز چشمِ خود گله دارم نه از تو ای گل نرگس
 که با منی همه جا و نبینمت به کجایی ..

#غلامرضا_سازگار
@raziolhossein
26 February 2022
ش
06:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت



شامگاهت نیز مانند پگاهت روشن است
محبس تاریک با نور نگاهت روشن است

کی حریفت می‌شود این کینه‌ی سرد و نمور
شعله‌ای در سینه‌ات داری از آهت روشن است

گرچه چشم تنگ زندان بر قیام‌ت کم گذاشت
لااقل قلبت به نور سجده‌گاهت روشن است

کنج زندان هم اگر باشی حکومت می‌کنی
ابن یقطین نسبتش با بارگاهت روشن است

قلب زندان‌بان به تو غرق محبت می‌شود
حال دل با رویت رخسار ماهت روشن است

از زن رقاصه هم قدیسه می‌سازی دگر
غم ندارد رهرو ات وقتی که راهت روشن است

دستگیری می‌کنی هرچند دستت بسته است
جلوه ات بر شیعیان بی پناهت روشن است

در خیالش دشمنت بر قدرتت غُل بسته است؟
نه ! که زنجیری به پای تو توسل بسته است

آه داوودی و فرمایش برآهن می‌کنی
آه موسایی و دل را دشت ایمن می‌کنی

خواست خاموشت کند دشمن نمی‌دانست تو
با لب خاموش هم تکلیف روشن می‌کنی

کاروانی را به دست ساربان پس می‌زنی
با کلامی رخنه در فرمان دشمن می‌کنی

ربنایت کافران را هم مسلمان می‌کند
با دعایت یاغیان را پاک دامن می‌کنی

باب حاجاتی و روزی را به عالم می‌دهی
صبح وقتی که شروعِ ذکر گفتن می‌کنی

زهر خرما را نکردی از لبت کوتاه پس
شک ندارم‌ بخششت را شامل من می‌کنی

شک ندارم اشک‌هایم را گواهی می‌دهی
کاهِ ایمان مرا یک‌باره خرمن می‌کنی

عادلی هستی که عالم از نگاهت داد خواست
صد کفن از پیکر پاک تو استمداد خواست

هیچ کس را دست خالی رد نکردی از درت
پس کدام این کفن ها می‌رسد بر پیکرت

تو کفن داری خدارا صدهزاران بار شکر
یاوران زنده داری لااقل دور و برت

ای بنازم معرفت را دخترانش را سپرد
بر تو طوری گریه کن باشند گویا دخترت ...


دختری را می‌شناسم داغ بابا را که دید
گفت بابا جان کجا مانده تن جنگاورت

گفت بابا پای من زخم است اما غم نخور
روی نی‌ تا می‌روی می آیم از پشت سرت

گفت بابا روسری دارم ندیدی گوش من
مثل انگشت تو شد در غارت انگشترت

گفت اگر مهمان من باشی بگیرم از کدام ؟
بوسه از لب‌های خشکت یا که از چشم ترت

دارد آدابی اگر دل‌جویی از اشک یتیم
دختری را می‌شناسم در خرابه بگذریم

#س_کرمانی

@raziolhossein
06:56
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


تجلی داده ای با هر دعایت روح عرفان را
فضیلت داده القابت تجلی‌گاه انسان را

تورا باب الحوائج! کاظم آل عبا خواندم
عبا بر سر کشیدی جان ببخشی جسم بی جان را؟

رسول الله را وقتی در آن لحظه پدر خواندی
کشیدی بر فضیلت های هارون خط بطلان را

پر و بال قنوتت را شکنجه داد با زنجیر
ولی نفرین نکردی در دعای خود نگهبان را

تو با این بردباری ها به اصحابت نشان دادی
برای کظم غیظ خود مصادیقی فراوان را

"شترها هم نباید خدمت ظالم کنند"، آری
تو روشن کرده ای با این سخن تکلیف صفوان را

اشداء علی الکفارُ کظم غیظ را با هم
نشان دادی چنین توصیه های ناب قرآن را

اگر چه ماه محبوسی و فی قعر السجون بودی
ولی روشن کند نامت در و دیوار زندان را

#ع_جعفری

@raziolhossein
06:59
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده
به روی پهلوی تو چند جای پا مانده

خدا کند تو دگر مثل فاطمه نشوی
خدای، رحم کند بر تنِ بجا مانده

به سجده می‌روی و مثل بید می‌لرزی
قیام کن که تسلّای ربّنا مانده

به‌فرض‌هم‌که‌خودت ازجهان،خلاص‌شوی
هنوز، غربتِ معصومه و رضا مانده

کمی اگر غُل و زنجیرها امان بدهد
صدا هنوز در این اشکِ بیصدا مانده

دوباره روضۀ جانسوز پنج تن داری
بخوان که روضۀ مکشوفِ کربلا مانده

بخوان که شمر، نشسته به سینه‌ای خسته
اگرچه سینه شکسته ولی صدا مانده

به التماسِ صدای حسین، یا زینب!
برو حرم که غم گوشواره‌ها مانده

#حمید_رمی
@raziolhossein
07:07
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


ای سیطره ی قدرت تو کُلّ عوالِم
ای تابع حُکم تو تمامی مَحاکِم

خورشیدی و از بُخل،وجودت شده عاری
یعنی که بُود مثل خُدا لطف تو دائم

جز عفوِ خطاکار کجا سر زند از تو ؟
جایی‌که"گذشت"است‌ به اخلاق تو حاکم

همراه رسولان اولوالعزم الهی
سادات ملائک به سر کوی تو عازم

هم عارف و هم زاهد و هم شیخ و هم عالِم
بُردند از انفاس شما فیضِ مُداوِم

هرگز ننشیند سر هر سفره ی رنگین
هرکس که سر سُفره ی تو شد مُتنعِّم

در رُتبه بُود همقدم موسیِ عمران
هرکس که کلیمت شده یا حضرت کاظم

از کُنهِ جلالت ؛ به خدا هیچ نفهمند
گیرم همه ی عالَم و آدم شود عالِم

اظهار وجود از من و ما فعل قبیحی ست
تا در حرمت شیخ مفید است مُلازم

مَحرم شدن مُجرمِ گریان شده قطعی ست
روزی که شود در حرم اَمن تو مُحرِم

مَخدوم ملائک! چه غمی تلخ تر از این ؟
زنجیر گران بود تورا مونس و خادم

جایی ننوشتند دم مرگ تو وا کرد
این سلسله را از بدنت قاتلِ ظالم

ساق تو گواه است که در محبس تاریک
این" کُند "چه اندازه شد از نَم ؛ مُتورّم...

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
07:09
#امام_کاظم_مدح
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


زمین دست توسل زد به پایش آسمان حتی
ستاره در ستاره پیرو اش شد کهکشان حتی

اگر چه دور تا دورش در و دیوار زندان بود
نشد خاموش خورشیدی که بوده نیمه جان حتی

تجلی داشت در والکاظمین الغیظ طوری که
تجری داشت پیش صبر او زخم زبان حتی

معین کرد با یک گوشه چشمش رزق عالم را
کسی که لب نزد آسوده بر یک لقمه نان حتی

کریم است آنچنان که باورم خواهد شد آن دنیا
اگر گویند بخشیده به زندانبان امان حتی

امام و دست بسته قصه تا کی میشود تکرار
مدینه شام یا بغداد؟ ساکت شد زمان حتی

مسیحا بود یا یوسف؟ همان مردی که در زندان
هدایت شد ز انفاسش زن آوازه خوان حتی

همه دیدند از این گل نمانده غیر گلبرگی
بعید است اینکه بشناسد تنش را باغبان حتی

غریبی یعنی آن شاهی که بعد از رنج زندانش
نشد تشییع روی شانه های شیعیان حتی

#احمد_حیدری

@raziolhossein
07:12
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


میسوزم بین تب خلّصنی یارب
ازین رنج و تعب خلّصنی یارب
تموم لحظه هارو در عذابم
میخونم روز و شب خلّصنی یارب

چهارده ساله تنهام کنج زندون
چشام ابر بهاری و دلم خون
اگه آزادیَم در مرگه ، یا رب!
خلاصم کن دیگه از دست هارون

«تو غربت بار غم روشونه دارم
مثه شبْ ، تاره روز و روزگارم
به امید وصال نور چشمام
شبا تا صبح لحظه می شمارم»

تو این زندون به چنگ غم اسیرم
کجایی دخترم؟...دارم میمیرم
شبا خیلی دلم میگیره بابا
دلم میخواد در آغوشت بگیرم

همش با یاد تو دل بی قرارم
چجوری با غمت طاقت بیارم؟
خبر دارم دلت تنگه عزیزم
خبر داری که من آروم ندارم

گذشته نیمه شب ، با چشم بیدار
میزارم سر روی دیوار نم‌ دار
گرفته جامعه راه گلومُ
بیا از گردنم زنجیرُ بردار

خدا میدونه این سندی چه پَسته!
عذابم میده این پاهای بسته
بهش میگم که این زنجیرُ وا کن...
کجا میخوام برم؟! پاهام شکسته!

شکسته با لگد بال و پرم رو
سِیا کرده تموم پیکرم رو
بهش گفتم بزن هرچی که میخوای
نَبَر اینجوری اسم مادرم رو

خبر به دختر بیچاره بردن
که از تو آسمون مهپاره بردن
زبونم لال ، نامردا با تحقیر
تنش رو رویِ تخته پاره بردن

منی که اسممه خَیرُالبَرِیّه!
میدونن گفته هام پیغمبریه
منی که اصل دینم ، درد اینه!
بهم گفتن امامُ الرافِضِیّه

تنم هرجوری بود اما کفن داشت
پر از خون بود ، اما پیرهن داشت
فدای اون تنِ عریانِ بی سر
که زخم از تیر و نیزه روی تن داشت

برای کشتنش شمشیر بردن
برای قلب زارش تیر بردن
جلو چشمای زینب روی نیزه
سرش رو با دم‌ تکبیر بردن

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
07:12
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بین هجومی از خفقان در سیاه چال
پیچیده باز صوت اذان در سیاه چال

درپشت ابر کینه ی ظلمت پرستها
خورشید کرده چهره نهان درسیاه چال

قلبی که قبله ی همه عشاق عالم است
افتاده است از ضربان در سیاه چال

ای ماه روزه دار خدا، با لبان تو
هر روزِ سال شد،رمضان درسیاه چال

دارد به حال وروز تو خون گریه میکند
زخمی که باز کرده دهان،درسیاه چال

لب تشنه بودی و سر تو داد میزدند
خولی وشمر وزجر وسنان در سیاه چال

چرخید با اصابت هرتازیانه ای
دور سرت زمین و زمان در سیاه چال

با اقتدا به حضرت مادر نماز را
این بارهم نشسته بخوان در سیاه چال

ما نان ز دستهای کریم تو میخوریم
گرد از عبای خود بتکان در سیاه چال

سهم دعای هرشب عجل وفاتی ات
شدغربت و سپردن جان درسیاه چال


#مهدی_کبیری

@raziolhossein
07:17
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت


بالاترین خورشید، گنجی در خفا بود
لبهای خشکش، تشنهء ذکر و دعا بود

بی جلوه هم از بندهء بد، عبد می ساخت
موسای ما در معجزاتش بی عصا بود

از ساق عرش افتاد در زندان ویران
آنکس که مجروحیتش از ساق پا بود

با ضربه ها هرچند که از حال می رفت
در سجده مدهوش ملاقات خدا بود

زیر عبایش جلوه های پنج تن داشت
هر جای جسمش روضهء آل عبا بود

بار قنوتش را ورم هایش کشیدند
هر وعده سیلی خورد آقا بی هوا بود

هرکس که آمد پیش او حاجت روا شد
هرچند حرفش نیشدار و ناروا بود

زنجیر، دور گردنش بود و زمین خورد
بسکه ردیف استخوانش جابجا بود

با زخم لبهایش به سختی آب می خورد
هرشب گریز روضه هایش کربلا بود

ای کاظمینی ها! جنازه بر زمین ماند
ای کاش در بین شما، یک آشنا بود

هرچند بی کس روی تخته پاره افتاد
در وقت تدفینش یقین دارم رضا بود

اینجا از ابریشم، کفن آماده کردند
در پیش مردم حرمت صاحب عزا بود

در کربلا یا سر به روی نیزه می رفت...
یا هر تنی صدپاره با سر نیزه ها بود

آنجا سری در دست قاتل بود اما
با خنجر کُندی بریده از قفا بود

بعد سه روز ارباب ما را دفن کردند
تجمیع جسم او به دست بوریا بود

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
ش
18:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


تو ای جان جهانم که کبود و نیمه جان هستی
به زیر پیرهن چون پوستی بر استخوان هستی

چه زخم سرخی از آهن به روی گردنت مانده
شبیه فاطمه تصویرِ محوی از تنت مانده

شکوه سجده هایت دشمنت را از نفس انداخت
خراش تازیانه ها تنت را از نفس انداخت

لبان روزه دارت را به سیلی باز می کردند
گلویت را به سنگینی آهن ناز می کردند

نمی پرسد کسی جز تازیانه حال پهلویت
لگد ها پشت هم آید به استقبال پهلویت

تنت را تخته های پاره روی دوش آوردند
تمام شهر از داغت گریبان چاک می کردند

هزاران شاخه گل با احترام اشک تسلیمت
کفن پشت کفن از هر کران گردیده تقدیمت

اگر چه زخم آهن بر تنت را شرح گفتن نیست
خدا را شکر اما ردِ پایی روی این تن نیست

اگر چه کشته ی غربت نشین شهر بغدادی
ولی پیش نگاه خواهرت از زین نیافتادی

کسی با چکمه بر صحن دلت آیا قدم بگذاشت؟
کسی انگشتر و انگشت از روی تنت برداشت ؟

#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


گفتم برای بار آخر می نویسم
یک بار دیگر ٬ بار دیگر می نویسم

بی اختیارم ناخودآگاه است اینکه
در هر غزل از نام دلبر می نویسم

موسی بن جعفر باز هم موسی‌بن‌جعفر
هی با خودم موسی‌بن‌جعفر می نویسم

این پشت هم آوردن نام شما را
تکرار نه قند مکرر می نویسم

تکرار نامت اشک‌هایم را در آورد
با گریه آن را بین دفتر می نویسم

روی غزل از مدح سمت روضه چرخید
انگار اصلا روضه بهتر می نویسم

تصویر تو در کنج زندان را ندیده
ترکیب های گریه آور می نویسم

ترکیبی از پشت در و از بین گودال
ترکیبی از مسمار و خنجر می نویسم

با تشنگی ٬ با خشکی لب ٬ یا حسین و
با درد سیلی وای مادر می نویسم

از بغض سنگین مقید بین زنجیر
بر شانه‌های تخته‌ی در می نویسم

از ساق پا نه ٬ ساقه‌ی یاس شکسته
سربسته‌تر در پیش دختر می نویسم

دختر ٬ پدر ٬ دلتنگی و چشم انتظاری
حق می دهید ازدیده‌ی تر می نویسم؟

با گریه بر دیوار حسرت در دل شام
کنج خرابه یاس پرپر می نویسم...


#سید_ابوالفضل_مبارز

@raziolhossein
1
27 February 2022
ش
10:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 82.4 KB
یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد
یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد...

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
ش
11:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


غصه پيش غم تو سر به گريبان شده است
صبر در محضر صبر تو پريشان شده است

چهارده سال فراق تو نصيب همه شد
لحظه اي ديدن تو حسرت كنعان شده است

از ازل عرش نشيني ست برازنده ي تو
حيف شد خانه ی تو گوشه ي زندان شده است

چقدر سجده ي تو مستحق حيراني ست
زن بدكاره از اين سجده مسلمان شده است

روزه ات باز شده با كتك زندان بان
اينچنين رسم پذيرائي مهمان شده است

ساق پاي تو شكسته ست بميرم،نکند
غل و زنجير همان سم ستوران شده است

حسرت ديدن روي پسرت را داري
دردهاي تو از اين غصه دوچندان شده است

شيعيان هفت كفن بر تن پاكت كردند
بوريائي كفن شاه شهيدان شده است...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
11:45
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت


همیشه سهم آب و نان ما چندین برابر بود
چرا که رزق ما از سفره‌ی موسی‌بن‌جعفر بود

اگر باب‌الحوائج خوانده می‌شد علتش این است؛
که با قلب شکسته مرهم دل‌های مضطر بود

زن بدکار و بشر حافی و مردان زندان‌بان
به لطف او برای هرکسی ایمان میّسر بود

عذاب شیعیان یا قعر زندان؟ انتخاب از او
به دوشش بار جرم دوستان تا روز محشر بود

اسیری که تمام مدت آزادی‌اش تنها
زمان رفتن از زندان به یک‌زندان دیگر بود

امام مهربان مسلمین افطار هر روزش
به دست سندی‌بن‌شاهک ملعون کافر بود

اگرچه عاقبت آزاد شد، اما همه دیدند
که بر یک تخته‌پاره در غل و زنجیر، پیکر بود

به یاد مادرش افتاد هرکس دید جسمش را
به او گفتند؛ "صارت کالخیال" از بس که لاغر بود

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
13:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مدح


🔸اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِيِّ الْأَبْرارِ، وَ إِمامِ الْأَخْيارِ، وَعَيْبَةِ الْأَنْوارِ، وَوارِثِ السَّكِينَةِ وَالْوَقارِ، وَالْحِكَمِ وَالْآثارِ، الَّذِي كانَ يُحْيِي اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُواصَلَةِ الاسْتِغْفارِ، حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ، وَالدُمُوعِ الْغَزِيرَةِ، وَالْمُناجاةِ الْكَثِيرَةِ...🔸


قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد
عمری کبوتروار جلد مشهدم مشهد
امیدوارانه همیشه پر زدم مشهد
هربار بعد از کاظمینش آمدم مشهد

باب الحوائج خیرخواهانه دعایم کرد
موسی بن جعفر استان بوس رضایم کرد

دل های مشتاقان همیشه ارزومندش
در محشر فردا همه محتاج لبخندش
او نیست در بند کسی ؛ دنیاست در بندش
اولاد من قربان این بابا و فرزندش

عمری بدهکارم بدهکار رضاجانش
شد بهترین سلطان عالم طفل دامانش

سلطان هوای رعیت اش را بیشتر دارد
ارباب از حال دل نوکر خبر دارد
هرقدر که مهر و محبت این پسر دارد
این رافت اش را یادگاری از پدر دارد

شمسی که خود می پرورد شمس الشموس این است
در چشم خاص و عام " زین المجتهدین "  است

موسای اهل بیت بود از هرکسی سر بود
گنجینه ی جمع کمالات پیمبر بود
او پنجمین ذریه ی زهرای اطهر بود
جانم به معصومی که خود معصومه پرور بود

مانند او اولاد او با ابرو هستند
سادات ایران بیشتر از نسل او هستند

از نسل زهرا از تبار " هاشم" اش خواندند
گاهی " وفیّ"  گفتند و گاهی " قائم " اش خواندند
اهل ادب اهل تدبر عالمش خواندند
میدانی اصلا از چه بابت کاظمش خواندند ؟

عمری به روی غیظ کردن بست چشم اش را
حتی ندیده دشمن او نیز خشم اش را

دارد نسیم مهرورزی عطر خوشبویش
تنها تبسم می چکد از روی دلجویش
سنی و شیعه گوید از اخلاق نیکویش
هدیه فرستاده برای شخص بدگویش

در هر قنوت خویش مردم را دعا می کرد
با جمع بدگویان خود اینگونه تا می کرد

او با زبان حق در این عالم تکلم کرد
حتی به روی دشمن خود هم تبسم کرد
عمری به هر درمانده ای مولا ترحم کرد
در پیشگاهش بشر حافی دست و پا گم کرد

این دستگیری ها به یمن التفاتش بود
احیای دل ها هم یکی از معجزاتش بود

همراه علم و منطق و برهان امامت کرد
بی مزد و منت بارها قصد هدایت کرد
جای پدر از منظر اسلام صحبت کرد
از پاسخ او بوحنیفه نیز حیرت کرد

در کودکی تندیس درک و فهم کامل بود
از خردسالی نیز حلال مسائل بود

من خرج مدحش میکنم ابیات موزون را
وقف وجودش میکنم طبع دگرگون را
کی چشم پوشی میکنم اینگونه مضمون را؟
باید که یاداور شوم اقرار هارون را

جز او کسی آیینه ی موسی بن عمران نیست
میراث دار دانش جمع رسولان نیست

همچون پدر بر روی منبر درس دین می گفت
با لحن زیبای امیرالمومنین می گفت
تفسیری از فحوای آیات مبین می گفت
شیخ الائمه مدح او را این چنین می گفت :

قطعا رحیم است و علیم است و حکیم است او
مانند اجدادش کریم بن کریم است او

افسوس اسیر دست جمعی بی مروت شد
عمری از این زندان به آن زندان...اذیت شد
سهمش از این دنیا فقط درد و مشقت شد
در هر سیه چالی مکرر هتک حرمت شد

شلاق زندان بان او خیلی به او بد کرد
لعنت به سندی ؛ سندی بن شاهک نامرد

هردفعه که راهی زندان بلا می شد
از دخترش معصومه با حسرت جدا می شد
در دخمه ای با درد غربت آشنا می شد ‌
از بی کسی هر روز دلتنگ رضا می شد

آزرده از تنهایی و رنج مصائب بود
شب تا سحر هم صحبتش تنها مسیب بود

یک عده با نامهربانی خسته اش کردند
با ضربه های ناگهانی خسته اش کردند
با چوب های خیزرانی خسته اش کردند
با ناسزا و بددهانی خسته اش کردند

هرصبح و شب وقتی به سمت قبله رو می کرد
بین قنوتش مرگ خود را آرزو می کرد

مانند زهرا مادر خود درد پهلو داشت
عمری نشان از تازیانه روی بازو داشت
در صورت نیلی خود زخمی به ابرو داشت
مرثیه در لفافه میگویم؛ دو زانو داشت

ساق شکسته در غل و زنجیر تا می‌خورد
سیلی شبیه مادر خود بی هوا می خورد

با اینکه رد سلسله بر پیکرش دارد
شکر خدا یک جای سالم در سرش دارد
حالا که جمعی بی حیا دور و برش دارد
الحمدلله جای امنی دخترش دارد

معصومه اش با چشم تر راهی زندان نیست
در هر دو پای دخترش خار مغیلان نیست


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
ش
17:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.2 KB
17:13
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 54.6 KB
17:14
#۲۶ #رجب #سالروز #وفات #حضرت #ابوطالب_علیه_السلام
پدرمظلوم مولای امیرالمومنین علیه السلام

@raziolhossein
@raziolhossein1
17:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×742, 71.0 KB
17:16
#حضرت_ابوطالب_علیه_السلام
#دوبیتی

آن کس که عدو به تهمتش راغب بود...
بر اهل سقیفه کینه اش غالب بود...

یک جُرم فقط داشت و آن هم این که
بابای علی بن ابی طالب بود

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
17:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 181.4 KB
یا ابوعلی...


هرکس که به ایمان تو ایمان دارد
اورا به جزا شرر نمی آزارد
زد طعنه ی کفر بر تو خصمت؛ آری
"کافر همه را به کیش خود پندارد"

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 167.8 KB
#حضرت_ابوطالب_علیه_السلام

ای باب علی! تو ز آفرینش به سری
زیرا که تو را بُوَد بدینسان پسری
بر جمله‌ی ماسوا علی هست پدر
حیران تو هستم که علی را پدری

#اشراق_آصفی

@raziolhossein
17:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×672, 100.9 KB
#حضرت_ابوطالب_علیه_السلام
#دوبیتی

حضرت صادق سخنش جالب است
درصفت وشأن أبوطالب است

کفه ایمان ودیانتش بر
کفه ایمان همه غالب است

@raziolhossein
1
17:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 83.1 KB
#حضرت_ابوطالب_علیه_السلام

کنار بسترت عالم حزین است
که داغت داغِ ختم‌المرسین است
دم آخر پیمبر گفت و گفتی
فقط حیدر امیرالمومنین است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
18:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1147, 125.4 KB
در صف محشر کف افسوس برهم میزند..
هرکسی گامی دراین دنیا برایت برنداشت..

#سید_پوریا_هاشمی

۲۶ رجب سالروز وفات مومن قریش حضرت ابوطالب تسلیت باد

@raziolhossein
@raziolhossein1
28 February 2022
ش
10:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 105.8 KB
10:10
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 73.9 KB
10:10
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 105.8 KB
10:11
#پیامبر_اکرم_مبعث
#مبعث
#دوبیتی

راه تو بود راه و بقیه ،چاه است
عشق تو و آلِ تو چراغ راه است

این است ، چکیده ی پیامِ «بعثت»
مَردم به خدا علی ،ولی الله است

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
10:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1197×1200, 238.4 KB
تا داشته‌ام فقط تو را داشته‌ام
با نام تو قد و قامت افراشته‌ام
بوی صلوات می‌دهد دستانم
از بس که گل محمدی کاشته‌ام

#سعید_بیابانکی

.
10:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1035×1280, 182.6 KB
#شب_زیارتی_امیرالمومنین

بود قبله ام کوی حیدر نجف
مرا از بهشت است خوش‌تر نجف
چو نور علی و پیمبر یکی است
نبی را زیارت کنم در نجف

💐💐💐💐
10:18
#پیامبر_اکرم_مبعث
#شب_زیارتی_امیرالمومنین
#مبعث

بر گوش میرسد ز حرا بانگ یا علی
باشد شب زیارت شیر خدا علی

پر میکشد دلم شب مبعث سوی نجف
در حیرتم نبی شده مبعوث یا علی

یک نور بوده اند از اول دو تا شدند
این مصطفی محمد و این مرتضی علی

پس میروی اگر به نجف زیر لب بگو
یا مرتضی محمد و یا مصطفی علی

#عبدالحسین

@raziolhossein
3
10:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 126.8 KB
امشب که شب بعثت احمد باشد
مشمول همه عطای سرمد باشد

یا رب چه شود طلوع فجر فردا
صبح فرج آل محمد باشد.......

@raziolhossein
@raziolhossein1
10:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×405, 31.2 KB
#مبعث
#دوبیتی

دل را بدهم به دست هر کس هرگز
بی حب دو یار، عاشقی پس هرگز

بی ذکر رسول ذکر مولا هیهات
بی یاد غدیر، یاد مبعث هرگز

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
1 March 2022
ش
16:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×472, 84.8 KB
🍃تٰازِه میخوٰاسْت دِلَم سَرخوشِ مَبعَثْ گَردَدْ

خَبَر آمَدْ کِه حُسـَینِ ابنِ عَلی رٰاهی شُد..

@raziolhossein
16:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

@raziolhossein
16:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 60.7 KB
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

کاش افتد به دلش خواهر خود را نبرد
یا اگر برد دگر دختر خود را نبرد
چند روزی است خدایا که پسردار شده
یا رب ای کاش علی اصغر خود را نبرد


@raziolhossein
16:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
788×788, 99.1 KB
صَلّی الله عَلیکَ یا اباعبدالله ...
عید مبعث شد و باز این دل من بی‌تاب است
آری انگار «شروع» «سفر» «ارباب» است

#محمد_مهدی_نسترن

@raziolhossein
16:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×709, 129.3 KB
چه کنم؟ دست خودم نیست ؛دلم بی تاب است
وقت آوارگی قافله ارباب است

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
460×243, 9.8 KB
#و_بدأت_حكاية_زينب

در سینه غمی غریب و جانکاه افتاد
غلطید ستاره بر رخ ماه افتاد
آماده شوید گریه کن های حسین
ارباب به سمت کربلا راه افتاد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
16:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
389×731, 61.6 KB
سفرت بی خطر مسافر عشق
دست حق باد یار و یاور تو
سایه ات هیچ وقت کم نشود
از سر کاروان و خواهر تو
#سید_پوریا_هاشمی

📜۲۸ رجب المرجب-حرکت کاروان امام حسین(ع) از مدینه به مکه
16:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 53.9 KB
#حرکت_امام_حسین_از_مدینه

این سفر بى حساب غم دارد
دل از این رو بسى الم دارد
می کشد این کلام عالم را
کاروانت رقیه هم دارد

#عرفان_ابوالحسنی

@raziolhossein
16:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×746, 119.9 KB
یاد عهد عالم قالو بلا دارد حسین
از مدینه رو به سوی کربلا دارد حسین

مرحوم #ذهنی_زاده

@raziolhossein
3 March 2022
ش
02:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 120.2 KB
02:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 117.8 KB
02:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 99.5 KB
02:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 150.1 KB
#امام_حسین_ولادت

خورشید شب فاطمه بالا آمد
شکل دگر علی و زهرا آمد
مشتاق زیارت حسن بود، حسین
این بود که شش ماهه به دنیا آمد


#علی_اکبر_لطیفیان
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
764×458, 82.4 KB
در روز‌اول فطرس‌و در روز آخرحُر
سرتاسر عمرش تماماً دستگیری‌بود


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×597, 305.8 KB
تا دین خداوند پی نصرت توست
عالم همه مدیون تو و خلقت توست

از عرش، خداوند جهان می فرمود:
برخیز حسین موقع بعثت توست

#سید_مهدی_وزیری
02:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
608×608, 64.2 KB
حسین جان...

تا بال وپر عشق به جانم دادند
در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه ‏ی اهل ولا
در گاه حسین را نشانم دادند

.
02:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1149, 242.9 KB
#امام_حسین_ولادت

شعبان شد و در پیکرمان جان آمد
در سوم ماه، آیتِ قرآن آمد

بفرست به حیدر و به زهرا صلوات
چون سید و سالار شهیدان آمد
02:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 359.8 KB
#امام_حسین_مدح

قدرش برتر ز ممكنات است حسین
قبرش اندر بر فرات است حسین

می‌گويم و از عهده برون می‌آيم
بالله! سفینة النّجاة است حسین

#يوسف_رحمانيان_عماد

@raziolhossein
02:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
762×1024, 91.3 KB
#امام_حسین_ولادت

هر کس به ره حسین بشْتافته است
آقایی عالمین را یافته است

در خلق، حسین بن علی بی‌همتاست
این تافته را خدا جدا بافته است

#سید_روح‌الله_موید

@raziolhossein
02:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×467, 84.8 KB
#امام_حسین

پیش رخ تو ماه هویدا نشود
بی چاره کسی که بر تو شیدا نشود

از نوکر بد هم که بپرسی گوید
ارباب به خوبی تو پیدا نشود
02:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 314.6 KB
از فطرس ملک به همه پر شکسته ها
حَیّ علی کرامت گهواره ی حسین

#میلاد_حسنی
1
02:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 150.8 KB
حق برگ برات میفرستد امشب
کشتی نجات میفرستد امشب
فطرس دم گهواره ی ثار الله‌است
دارد صلوات میفرستد امشب

@raziolhossein
1
02:31
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1211, 326.9 KB
#تک_بیتی

تا سلام من رسد از دور، فطرس را خرید
از همان بَدوِ ولادت هم به فکر نوکر است

#نعیم_امینی

@raziolhossein
1
02:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×720, 36.1 KB
چشم وا کردی و دادند به فطرس پر و بال
اولین کار تو تقدیر عوض کردن بود

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
226×223, 9.9 KB
امشب همه جا لطف خدا ریخته است
میلاد حسین رحمت انگیخته است

در این #شب_جمعه در حریم ارباب
گلخنده و اشک با هم آمیخته است

#سید_رضا_موید_خراسانی
17:38
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


هوا هوای حسینیه ها شب جمعه
رسیده این دل من تا خدا شب جمعه

شب زیارت مخصوص سیدالشهدا
شب زیارت ارباب ما شب جمعه

حوائج همگی مستجاب خواهد شد
رواست حاجت دل با دعا شب جمعه

"حسین" گفتم و در بین روضه می شنوم
صدای مادر سادات را شب جمعه

خدا کند که همین روزها حرم باشم
خدا کند برسم کربلا شب جمعه

حرم بیایم و بر سینه مُهر غم بزنم
کنار مرقد شش گوشه از تو دم بزنم

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
ش
19:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#رجب #شعبان #دوبیتی

از بنده ی روسیاه و رسوا ، بگذر
از  عاصیِ بی حیا ، خدایا بگذر

بگذشت رجب ، نشد ز عصیان گذریم
تو لطف نما ، بیا و از ما بگذر

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
4 March 2022
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 99.5 KB
02:37
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 34.4 KB
02:37
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی

میلاد ابوالفضل دلاور آمد
از بهر حسین امیر لشکر آمد

فرط ادبش همین که در چهارم ماه
از بعد ولادت برادر آمد

#فاخر

@raziolhossein
02:41
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 274.9 KB
#یاحامل‌اللواالحسین

ای اهل حرم میر و علمدار خوش آمد
علمدار خوش آمد
سقای حسین سید و سالار خوش آمد
علمدار خوش آمد

.
02:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
300×210, 16.9 KB
#حضرت_اباالفضل_ولادت


لب تشنه ی تو همیشه دریای فرات
نام تو به هر درد و بلا حرز نجات

حیدر صفتی و غیرت اللهی تو
ای شیر علی به روی ماهت صلوات
ش
07:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
07:44
#امام_زمان_مناجات


خدا کند ورق روزگار برگردد
امید‌ِ مردم‌ِ چشم‌انتظار برگردد

دعا‌کنیدکه‌بعدازهزارسال‌عطش
دوباره آب‌ به‌این‌ شوره‌زار برگردد

دعا کنید که این ابرها کنار روند
دوباره ماه به‌شبهای تار برگردد

سر‌ِ دوراهیِ‌سَر‌دَرگُمی‌نمی‌مانید
اگر نشانه‌ی پروردگار‌ برگردد

چهارفصل‌ِ زمین‌‌را بهار می‌گیرد
اگر در اوّل نوروز ؛ یار برگردد

چه‌قدر‌ مغرب‌ِهرجمعه‌ آرزوکردیم
خوشی‌ دوباره‌به‌ دلهایِ‌زار برگردد

دعا ‌کنیم برای ظهور و نگذاریم
به‌ضربِ‌تیر سرِ شیرخوار برگردد

دعا کنیم شبیه رباب شاید که
از آن گلو نظر نیزه‌دار برگردد

دعا کنیم سلامت به جانب خیمه
حسین از دل گرد و غبار برگردد

سوار ناقه‌ی‌عریان‌شوند‌اهل‌حرم
به‌خیمه‌اسب‌اگر‌ بی‌سوار‌ برگردد

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
07:45
#امام_زمان_مناجات


مادر اگر نبود که باید کنم قيام
تا گیرم از عدوی تو ای مادر انتقام

مادر اگر نبود دو چشم علی به راه
تا آیم و بگیرم تاوان قتلگاه

مادر اگر نبود که عمه زند صدا:
مهدی ببین حسین مرا زیر دست و پا

مادر اگر نبود نوای غم رباب:
تا موعد ظهور، علی اصغرم! بخواب!

گر از حسن نبود جگر پاره ها به طشت
گر از حسین نبود جگر پاره ها به دشت

عباس را سکینه نمی زد اگر صدا:
پای عدو به خیمه شده وا عمو بیا

از تل زینبیه اگر عمه زینبم
من را صدا نمی زد: در تاب و در تبم

می گفتمت دعا کنی از بهر مردنم
که از همه غريب ترِ این زمان منم

شاید کنند مدعیان از من این سؤال
با ما غریبی تو بود نکته ای محال

هر جا که رفته ایم به نام تو دم زدیم
با دم زدن ز تو همه عالم به هم زدیم

اما جواب حجت حق محض و روشن است
این کار ها کدام به دستوری از من است؟

حکم شما صریح روایات عترت است
هر چه به غیر از این همگی کفر و بدعت است

امر دعا برای فرج کرده ام زیاد
هر کار شد ولیکن رفت این یکی ز یاد

گفتم دعا کنند و نکردند این دعا
غافل شدند از من و کردند ادعا

یکبار هم نشد همه ی شیعیان من
با هم کنند گریه به داغ عیان من

یکبار هم نشد همه در تاب و تب شوند
چشم انتظار واقعی ام روز و شب شوند

دم می زنند از من و گم کرده اند راه
اغلب امام خویش گرفتند اشتباه

مادر ببین که شیعگی واقعی کم است
مهدی چو حیدر اول مظلوم عالم است

دم چون زدی :« و ما نقموا من ابی الحسن؟!»
می خوردی آن زمان غم بی یاوری من

این شد که چون تو صبح و مسا غرق ناله ام
داغ هزار و یکصد و هشتاد ساله ام

باشد تمام دلخوشی من علی الدوام
اذن فرج که از عدویت گیرم انتقام

پس باز هم تو یاور من باش فاطمه
آن اسوه ی برابر من باش فاطمه

ای شیعیان برای ظهورم دعا کنید
با هم سؤال اذن فرج از خدا کنید

هنگام شور و هروله و لطمه و دو دم
حق را قسم دهید به احوال عمه ام

یا رب به حال غربت بی بی به قتلگاه
خورشید را رسان که شده روزمان سیاه


@raziolhossein
07:45
#خروج_از_مدینه
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

دلها همه از غم فراقت خون شد
باز آ و ببین که بی تو عالم چون شد

رو سوی مدینه آور ای حجت عصر
صبحی که شبش جدّت از آن بیرون شد

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
07:45
#امام_زمان_مناجات


تا کی به اشک و آه تمنا کنم تو را
جانا بیادمی که تماشا کنم تو را

امید دل به راه وصالت نشسته ام
تا یک نظر به آن قد رعنا کنم تو را

وقت سحر امید اجابت رود که من
با سوز دل دعا به سحرها کنم تو را

گفتم چه چاره آتش سوزان عشق را
گفتا به آب دیده تسلی کنم تو را

ای مشعر و منی ز صفای تو با صفا
من از صفا و مره تمنا کنم تو را

از درد هجر تو دل مجروح ناله کرد
گفتم به وصل یار مداوا کنم تو را

ای غایب از نظر به خدا من هم از خدا
چون هاشمی همیشه تقاضا کنم تو را


#سیدحسین_هاشمی_نژاد

@raziolhossein
07:46
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

عمری‌ست كه از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا كه ما برگردیم
ماییم كه در غیبت كبری ماندیم

#ز_جاری_مورجان

@raziolhossein
07:46
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


کسی که بی تو سَرِ صحبتِ جهانش نیست
تحمّل غم هجر تو، در توانش نیست

کسی که سوخته از انتظار، می‌داند
دل از فراق تو جسمی بود، که جانش نیست

کسی که روی تو را دید یک نظر، چون خضر
چگونه آرزوی عمر جاودانش نیست؟!

کسی که درک کند دولت حضور تو را
نیاز گوشۀ چشمی به دیگرانش نیست

نه التفات به طوبی کند، نه میل بهشت
که بی حضور تو ، حاجت به این و آنش نیست

به خاک پای تو سوگند، ای همیشه بهار!
گلی که بوی تو دارد، غمِ خزانش نیست

بهار زندگی‌ام در خزان نشست بیا
«بهار نیست به باغی که باغبانش نیست»...

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
07:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 32.0 KB
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

ای ناله به جایی نرسیدن تا کی؟
وز باغ حضور، گل نچیدن تا کی؟

آه ای گل سرخِ مانده در خیمۀ سبز
دیدن همه را، تو را ندیدن تا کی؟

#محمدجواد_غفورزاده
07:46
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

ای ناله به جایی نرسیدن تا کی؟
وز باغ حضور، گل نچیدن تا کی؟

آه ای گل سرخِ مانده در خیمۀ سبز
دیدن همه را، تو را ندیدن تا کی؟

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
5 March 2022
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
06:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 117.8 KB
06:16
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 33.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
06:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_ولادت
#دوبیتی

خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی، نوری جَلی داد

حُسینِ بن عَلی چشم تو روشن
که امشب بَر تو ذات حق، "عَلی" داد...

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
06:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 249.7 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

جمال حق ز رویش منجلی بود
علیِ دومِ بیت الولی بود
در این خانه اگر صدتا پسر بود
علی بود و علی بود و علی بود
.
06:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
400×316, 23.0 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

بر سجده سجاد و به احمد صلوات
بر نور دو دیده محمد صلوات

او زینت عابدان اهل البیت است
بر زینت عاشقان سرمد صلوات
06:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1251, 331.5 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

شکر خدا که هم‌وطن مادر توایم
06:29
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 142.1 KB
#امام_سجاد_ولادت

بنیاد غم و فراق ، بر باد آمد
امشب به زمین لطف خدا داد آمد
سجاده و تسبیح و عبا خوش حالند
زیرا به جهان سید سجاد آمد

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
ش
19:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×467, 71.1 KB
#امام_حسین_ولادت

امشب به کف دل در نایاب آمد
میلاد حسین فخر احباب آمد

گویید به نوکران دربار حسین
خیزید و ادب کنید ارباب آمد

@raziolhossein
ش
23:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


در وقت شادی ، لحظهٔ غم گریه کردم
با تو به شعبان و محرم گریه کردم

توکشتهٔ اشکی و من هم مردهٔ اشک
عمری بگریم برغمت ، کم گریه کردم

دستِ مرا این اشک ها بی شک گرفته
آدم شدم با آه و با دم گریه کردم

ابرم که بارانم به هر جایی نبارد
شادم فقط در زیر پرچم گریه کردم

وقتی شنیدم حرمله خندید بر تو
با واژه شرمندگی هم گریه کردم

#حامد_آقایی

@raziolhossein1
6 March 2022
ش
03:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


در کام جهان عشق خوشایند حسین است
آنکس که دل از سینه ی ما کند حسین است

گفتیم که کوتاهترین راه به الله
ذرات جهان زمزمه کردند حسین است

آنکس که به خاک وگل ما روح دوانید
با گوشه نگاهی و به لبخند حسین است

در مذهب ما جز قسم راست نباشد
معصوم ترین آیه ی سوگند حسین است

چون دانه ی تسبیح جداییم و کسی که
مارا به خدایش زده پیوند حسین است

عباس و علی اکبر و سجاد و عقیله
این دایره، مجموعه ای از چند حسین است

در باغچه ها شاخه ی خشکیده زیاد است
در باغ خدا سرو تنومند حسین است

ما با احدی غیر خودش کار نداریم
چون خاصترین لطف خداوند حسین است

#مهدی_کبیری
#ع_رجبی

@raziolhossein
ش
06:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


در وادی حسین رفاقت عبادت است
اینجا به هر طریق ارادت عبادت است

بالاتر از نماز شب این روضه رفتن است
اشکم میان روضه و هیئت عبادت است

در روضه ات به گریه ی هم غبطه میخوریم
حتی در این میانه حسادت عبادت است

اسم تو را شنیدم و آهی کشیده ام
این آه نیز طبق روایت عبادت است

فرقی میان گریه کن و روضه خوان که نیست
فرقی نمیکند که... عبادت عبادت است


#سید_محسن_علوی

@raziolhossein
😢 2 1 👍 1
ش
15:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 99.5 KB
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1075×1280, 155.6 KB
.

این بادیه پر نور اگر میگردد
نوریست که از علقمه بر میگردد
دیروز قمر دور زمین میگردید
امروز زمین دور قمر میگردد

#حضرت_عباس_ولادت
19:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×872, 132.7 KB
یکی‌از قدیمی‌ترین‌ تصاویر ‌موجود از ایوان حرم حضرت عباس علیه السلام.

بیش از 120 سال قبل

@raziolhossein
7 March 2022
ش
01:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


باران ِ پُر مهرِ حرم را دوسـت دارم
الماس ِ چشمان ترم را دوست دارم

وقتی که دفتر نوحه خوانِ ماتم توست
خون گریه ی چشم ِ قلم را دوست دارم

کنج رواق عاشقی... در زیر باران
طوفانِ شعر محتشم را دوست دارم

غرقم میانِ موج موجِ روضه هایت
طوفانِ اشک و سیلِ غم را دوست دارم

عمری نمک گیرم کنار سفره ی تو
احسانِ این بیت الکرم را دوست دارم

چون از ازل مثلِ تمام خاندانم
این خاندانِ محترم را دوست دارم

هم پایِ جابر....اربعین... پایِ برهنه
تا کربلایت، هر قدم را دوست دارم

جانا اگر مقصد تویی تا پای جانم
این جاده یِ پر پیچ و خم را دوست دارم

نامت دلیلِ آشکار معجزات است
بر نام تو حتّیٰ قسم را دوست دارم

آقا به گیسویت قسم ،از عمقِ جانم
جان دادنِ زیرِ علم را دوست دارم

در بیت آخر یک صِله می خواهم ارباب
گرمایِ آغوشِ حــــــــرم را دوست دارم

#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
10 March 2022
ش
07:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی


یارب تو جدا ز دست غیرم فرما
مجذوب حسین چون زهیرم فرما

در بند گناهم و ، اسیر نفسم
حُرّم کن و عاقبت به خیرم فرما

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
07:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
595×405, 34.3 KB
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی


حق دارد اگر دور زمین میگردد
بی خود شده از خود و چنین میگردد

این قصه بهانه است در اصل قمر
دور قمر ام بنین میگردد

#عبدالحسین
@raziolhossein
ش
18:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:46
#امام_حسین_مناجات


عرشيان شور گرفتند به نام تو حسين
محشر عشق به پا كرده قيام تو حسين

غير پيغمبر و زهرا و على هيچ كسى
نرسيده است به معراج مقام تو حسين

كربلا عرصه ی آزادگى و غيرت و عزم
عزت نفس و شرف بود پيام تو حسين

دولت عشق تو تا روز قيامت باقى است
خورده چون سكه ی ايثار به نام تو حسين

به دو عالم ندهد لذت آقايى را
هركه شد خاك كف پاى غلام تو حسين

هر شب جمعه به همراه ملائك تا صبح
انبیا آيند بر عرض سلام تو حسين

ياوران تو عطش نوش شهادت بودند
جرعه ی فيض چشيدند ز جام تو حسين

آب لب تشنه تو بود ولى قوم سراب
قطره‏ اى ز آن نرساندند به كام تو حسين

هديه از باغ خدا بود كه تقديم تو شد
عطر آن سيب كه پر كرد مشام تو حسين

آن غروبى كه غريبانه سرت كرد طلوع
سوخت در شعله ی بيداد خيام تو حسين

صوت قران تو بر نيزه به زينب جان داد
فيض روح‏ القدسى داشت كلام تو حسين

چون كبوتر دل شيدايى و تنهاى (كميل)
آشيانه نكند جز لب بام تو حسين

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
18:47
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی


نگاهی کن به چشم بی‌قرارم
که بارانی‌تر از ابر بهارم

فقط یک آرزو در سینه مانده
هوای دیدن شش‌گوشه دارم

#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
18:48
#امام_حسین_مناجات


هر كجا نام تو آمد عشق حاضر ميشود
عشق حاضر ميشود ناپاك طاهر ميشود

دست بر سينه فقط كافي ست بر تو رو كنيم
با سلامي عاشقت از دور زائر ميشود

باطن كرببلا در قلب ها پنهان شده ست
با كمي اشك روان شش گوشه ظاهر ميشود

از غروب پنجشنبه تا غروب جمعه شب
هر كجا باشم دلم در صحن زائر ميشود

فاصله بايد گرفت از غير تو در اين جهان
با تو هر كس يكدله شد صاحب سر ميشود

من كبوتر نيستم اما به عشق گنبدت
دل از اينجا تا حرم مرغ مهاجر ميشود

هر كسي در كودكي سنگ تو را بر سينه زد
پير وقتي شد حبيب ابن مظاهر ميشود

هر كسي مثل رسول ترك شد كلب شما
در ميان شهر قم جزو مفاخر ميشود...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
18:50
#مناجات


در ماه شعبان آمدم، محزون و گریان آمدم
زار و پشیمان آمدم، یا ربنا اغفرلنا

من رو سیاهم یا اله، نامه تباهم یا اله
پر اشتباهم یا اله، یا ربنا اغفرلنا

من عبد بی ایمان شدم، دور از تو و قرآن شدم
من بنده ی شیطان شدم، یا ربنا اغفرلنا

شیطان هم آغوشم شده، ذکر دل و هوشم شده
مردن فراموشم شده، یا ربنا اغفرلنا

از نفس اماره ببین، خوردم خدا من بر زمین
گویم به حالی دل غمین، یا ربنا اغفرلنا

حاجیِّ احرام توأم، ممنونِ اکرام توام
من تشنۀ نام توام، یا ربنا اغفرلنا

هستی تو کاشف الکروب، هستی تو غفار الذنوب
هستی تو ستار العیوب، یا ربنا اغفرلنا

دیدی که در خلوت چه شد، آن لحظۀ لذت چه شد
پس لطف و غفرانت چه شد، یا ربنا اغفرلنا

من شیعه زاد حیدرم، من نوکر پیغمبرم
عبدِ حسینِ بی سرم، یا ربنا اغفرلنا

یارب به حق مصطفی، حق علی مرتضی
بگذر ز کوه جرم ما، یا ربنا اغفرلنا


#رضا_تاجیک

@raziolhossein
18:52
#امام_حسین_مناجات



سخن از عشق تو شد گرچه به اجمال آمد
گفتم از نام تو غم نیز به دنبال آمد

تا که گفتم بأبی أنتَ و أمی ، پدرم
بوسه زد روی لبم بسکه دلش حال آمد

بی سرو دست شد آن کس که تو را خواست حسین!
فطرس آن لحظه شفا یافت که بی بال آمد

ده شب از سال چنان ریخت گناهانم که
فکر کردم رمضان رفته و شوّال آمد

کشته ی اشک ! چه سرّی است که تا نام تو رفت
اشک جاری شد و با روزی هرسال آمد

آیه ها یک به یک افتاده مقطّع بر خاک
چه بلایی به سر سوره ی زلزال آمد

دو سه خط روضه نخوانم به خدا خواهم مرد
کاش زینب نرسد ، شمر به گودال آمد

گوشوار است و النگو طمع شومِ یکی
دیگری با طمع بردنِ خلخال آمد

غارت خیمه ی تو سهم حرامی ها بود
ساربان - آه ! زبانم بشود لال - آمد.

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1
18:53
#امام_حسین_مناجات


گر چه برای عرض ارادت رسیده ایم
پیش نگاه توست به قیمت رسیده ایم

نا برده رنج گنج میسر نمی شود
ما گریه کرده ایم و به ثروت رسیده ایم

یک پره اشک برکتِ باران بیاورد
با قطره ایی چقدر به رحمت رسیده ایم

پاداش خاک بوسیِ این خانه با خداست
با مستمندی تو به دولت رسیده ایم

اینجا تمامِ قاعده ها فرق می کند
بیمارتان شدیم و به صحّت رسیده ایم

تا روضه خوان اشاره به گودال کرده است
تا خانه از غم تو به زحمت رسیده ایم


#حامد_آقایی

@raziolhossein
😢 1
ش
19:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


وقتی مسیرِ راه به ‌سمت کرامت است
دیگر خیالمان ز همه سخت راحت است

با ما سخن ز صبح قیامت چه میکنی؟!
این‌ آفتاب رویِ تو صبح قیامت است

شرمندگیِ بعدِ گُنه دستِ ما گرفت
در سلک ما گناه‌ هم اهل شفاعت است

ما را ببین طبیب که‌ مدیون دردِ ماست
درمانِ تو اگر که چنین اهلِ شهرت است

قلّاب گشته ام‌ که بگیرم‌ ز دامنت
قدِّ خمیده زیرِ گُنَه نیز نعمت است

عاصی مگر گناه به فریاد ما رسد
"ابر سیاه حامل باران رحمت است"*

#عاصی_خراسانی

*صائب تبریزی

@raziolhossein
😢 2
ش
20:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


شادی هردو جهان بی تو مرا جز غم نیست
جنت بی تو عذابش ز جهنم كم نیست

در دم مرگ اگر پا به سرم بگذاری
عمر جاوید به شیرینی آن یك دم نیست

حرم قرب خدارا كه دل عاشق توست
طرفه بیتی ‌است كه روح القدسش محرم نیست

بگذار آدمیان طعنه زنندم گویند
هر كه خود را سگ كوی تو نخواند آدم نیست

نیست بر خامشی آتش دوزخ سیلش
از یم اشك غمت هر كه به چشمش نم نیست

تا خدایی خدا هست لوای تو به پاست
زانكه جز دست خدا حافظ این پرچم نیست

هم خدا داند و هم عالم و آدم دانند
كه به جز رأیت عشق تو در این عالم نیست

دوزخ ارزانی آنانكه ندارند غمت
با غمت هیچ مرا زآتش دوزخ غم نیست

ملك هستی همه ماتمكده ی توست حسین
جایی از ملك جهان خالی از این ماتم نیست

گوهر اشك عزای تو به هر كس ندهند
اهرمن را شرف داشتن خاتم نیست

گریه بر پیكر مجروح تو باید همه دم
كه جراحات تنت را به از این مرهم نیست

تو به جا ماندی و ظالم اثرش هم شد محو
پایه ظلم كه در دار جهان محكم نیست

سائل تو است كسی كز تو تو را خواهد و بس
آنكه شد طالب تو در طلب درهم نیست

سینه كردی هدف تیر كه میدانستی
زنده بی مرگ تو دین نبی اكرم نیست

هیچ مظلوم همانند تو در قلزم خون
سر جدا با گلوی تشنه كنار یم نیست

گو ببرند سر دار زبان در كامش
غیر مدح تو ثنایی به لب (میثم) نیست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:54
#امام_حسین_مناجات


غم كيمياست پس به همه غم نمي دهند
بي امتحان كه چشمه ي زمزم نمي دهند

بايد سكوت كرد و نشست و نگاه كرد
اين خاندان به سائل خود كم نمي دهند

درهم خريده اند گداهاي خويش را
اما به وقت لطف كه درهم نمي دهند

وقتي علم به دست اباالفضل بوده است
نابرده رنج يك نخ پرچم نمي دهند

ذكر مدام و اشك و مناجات لازم است
محرم نگشته شور محرم نمي دهند

بي گريه بر حسين نشد توبه ام قبول
توبه نكرده اشك دمادم نمي دهند

ديوانه ي اويسم و دندان شكستن اش
بي درد را كه نعمت ماتم نمي دهند...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
21:03
#امام_حسین_شهادت


مگر به كربُبلا آب قیمت جان بود
كه از عطش به فلك نالۀ یتیمان بود

كفن دریغ مگر بود بهر شاه شهید
كه تا سه روز تنش روی خاك، عریان بود

به زیر سایۀ چتر زر، ابن سعدِ لعین
عزیزِ فاطمه در آفتابِ سوزان بود

ز كینه فرقۀ بی آبرو زدند آتش
سُرادقی كه در او جبرئیل دربان بود

گلوی جمله تر از آب خوش گوارِ فرات
به حلقِ خشك علی اصغر آب پیكان بود

ز آب و نان همه سیر و ز كربلا تا شام
سكینه تشنۀ آب و گرسنۀ نان بود

سپاهِ شام سراسر سوار بر مركب
پیاده عابد بیمار زار و نالان بود

به شام جمله خلایق به خواب خوش همه شب
ز شام تا به سحر زینب اندر افغان بود

نهاد خولیِ بی دین به روی خاكستر
سری كه مهرِرخش رشکِ باغِ رضوان بود

فغان كه ریخت یزید شراب خوار، شراب
بر آن رخی كه لبش بِه ز آب حیوان بود

چه آتشی ست به نظم تو «جودیا» كه به دهر
به هر كه دیدمی از آتش تو سوزان بود

#عبدالجواد_جودی خراسانی

@raziolhossein
11 March 2022
ش
07:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
07:26
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


به سیل غم به جهان جز تو کوهساری نیست
به غیر پرچم عدل تو اعتباری نیست

هزار نرگس اگر رویَد ، ای گل نرگس
بدون گوشهٔ چشمت مرا بهاری نیست

اگر هزار بهار آید و رَوَد، از داغ
چو قلب عاشق تو باغ لاله زاری نیست

نوای بلبل رنجور خویش را بشنو
که غم فزاتر از آن، نغمۀ هَزاری نیست

ز دست رفت شکیب و قرار ایوبان
بیا بیا که دگر پای بردباری نیست

بیا که ساغر ظلم زمانه لبریز است
ز باده اش همه مست اند و هوشیاری نیست

بیا که جز تو ز امواج فتنۀ شیطان
پناهگاه و حریم و ره فراری نیست

بیا و گوشۀ چشمی به شاعرت انداز
کز اهل بیت نبی جز تو یادگاری نیست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
07:28
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


از ذکر لبت بزن ولی شعر بگو
از تاب و تبت بزن ولی شعر بگو

درباره ی صاحب الزمان ، ای شاعر
از نان شبت بزن ولی شعر بگو

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
07:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×576, 78.7 KB
#السلام_علیک_یا_اباصالح_المهدی

یک عمر به هر که جز تو، دل دادم، رفت
هر کهنه رفیق تا که افتادم، رفت

تنها تو انیس لحظه هایم ماندی
افسوس همیشه یادت از یادم رفت

#حسن_کردی

@raziolhossein
07:28
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

یک عمر به هر که جز تو، دل دادم، رفت
هر کهنه رفیق تا که افتادم، رفت

تنها تو انیس لحظه هایم ماندی
افسوس همیشه یادت از یادم رفت

#حسن_کردی

@raziolhossein
07:32
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه

فرج گشایش کار است و شاهراه نجات
برای آمدن صاحب الزمان صلوات

#شایان_مصلح

@raziolhossein
07:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
250×141, 9.3 KB
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#تک_بیتی

ز چشمِ خود گله دارم نه از تو ای گل نرگس
 که با منی همه جا و نبینمت به کجایی ..

#غلامرضا_سازگار
@raziolhossein
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 64.7 KB
1
17:27
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
💗, 112.4 KB
2
17:29
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

لبخند شعف بر لب ثارالله است
خورشید گرفته در بغل یا ماه است


این طفل علی ابن حسین ابن علی است
یا اینکه محمد ابن عبدالله است

#عبدالحسین

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1064×1280, 230.4 KB
"جـاءَ نورُ اشبه النّاس بِخَیـر الاولیـاء"
گوییا پیغمبر از غار حرا برگشته است

#فاضل_نظری

@raziolhossein
18:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 135.8 KB
این شعر ، سرود عالم بالا شد
تبریک ، حسین بن علی بابا شد
همنام علی ، شبه محمد یعنی
میلاد علی اکبر لیلا شد

#محمود_ژولیده
18:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1058×1280, 294.5 KB
پایین قدم‌های حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر قبطه خورٙد بر تو عمویت

#علی_اکبر_لطفیان

@raziolhossein
18:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×490, 65.4 KB
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

از عرش صدای یاعلی می آید
اینگار که مرتضی علی می آید

با دیدن رخسار علی اکبر
گفتند که مصطفی علی می آید


.
18:46
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#رباعی


 بر جلوه واجلال محّمد صلوات
برچهره وتمثال محّمدصلوات
دیدند چو رخسار علی اکبر را
گفتند که برآل محّمد صلوات

***

بر آیینه جمال طاها صلوات         
 بر نور دل زاده ی زهرا صلوات
در گلشن لیلا بشکفته یک گل      
بر روی جمال گل لیلا  صلوات


@raziolhossein
18:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×439, 88.6 KB
خدا هر چه پسر بر او بیارد
"حسین" اسم "علی" را میگذارد
الهی کور باشه چشم دشمن
حسین اسم "علی" را دوست دارد

🌹ولادت سرار نور
و با سعادات مولانا
حضرت علی اکبر علیه السلام
مبارکباد🌹
ش
19:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×490, 65.4 KB
یا ابوعلی

امشب همه های و هو علی می گوید
لبهای حسین گو علی می گوید
با آمدن علی اکبر ،دیگر
زینب به حسین ابوعلی می گوید

.
12 March 2022
ش
05:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1266, 270.5 KB
جهان را شور دیگر در سر آمد
فلک را امشب از غیب اختر آمد
بگو تبریک بر آل پیمبر
که میلاد علی اکبر آمد

@raziolhossein
13 March 2022
ش
19:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1074, 212.6 KB
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

با آمدنت وا شده باب حسنات
نازل شده از بهشت خیر و برکات

آنقدر به مصطفی شباهت داری
که دیدنِ صورت تو دارد صلوات

@raziolhossein
14 March 2022
ش
22:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 20.0 KB
22:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 100.2 KB
22:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 36.0 KB
15 March 2022
ش
01:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×588, 87.7 KB
یامهدی

برخیز که منجی جهان می آید
آن حجّت حق، امید جان می آید
شد دامن نرگس از گلستان حَسَن      
گل ریز، که صاحب الزمان می آید

#مشفق_کاشانی
.
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
540×753, 60.4 KB
بیا که جان به لب آمد،فراق ما را کشت
ببین سلاح نداریم غیر چشم امید !

#شایان_مصلح

@raziolhossein
2
02:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×600, 30.0 KB
حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند
تا منتقم حسین آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#عبدالزهرا
1
02:05
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1020, 117.2 KB
از تو هوس نگاه دارد دل من
چشمی به در و به راه دارد دل من

تا کی به فراق تو صبوری؟...برگرد
آقا ...بخدا گناه دارد دل من

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
02:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×820, 116.8 KB
یا صاحب الزمان

برای آنکه به راه تـو مانده است نگاهش
غروب جمعه و عصر سه‌شنبه فرق ندارد

#سید_مصطفی_فهری

@raziolhossein
1
02:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
350×350, 32.8 KB
#دوبیتی_صلوات

هنگام سرور کائنات است امشب
اوقات گرفت برات است امشب

بفرست مدام بر محمد صلوات
زیرا که بهار صلوات است امشب
1
02:12
#امام_زمان_ولادت
#دوبیتی
#صلوات

هنگام سرور کائنات است امشب
اوقات گرفت برات است امشب

بفرست مدام بر محمد صلوات
زیرا که بهار صلوات است امشب

@raziolhossein
1
ش
02:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
667×1280, 111.7 KB
🏴آجرک الله یا صاحب الزمان 🏴

جهت دسترسی و استفاده از تصنیف های شبهای قدر و شهادت امیرالمومنین بهکانال نوحه رضیع الحسین علیه‌ السلام بپیوندید

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
1
16 March 2022
ش
01:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1090×1280, 168.6 KB
#نیمه_شعبان

از عـصـر قـدیم با تو عهدی دارم
وز نام شما به کام شهدی دارم
ایــام ولادتــت امـــام حـــاضـــر
بـر لب شب و روز ذکر مهدی دارم

#مهدی_صفی_یاری

.
01:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
914×1072, 186.7 KB
#اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج

روشن شده در شهر ، چراغ صلوات
گیرند فرشتگان سراغ صلوات
تقدیم به یک نگاه گرم مولا
صد دسته گل از بهار باغ صلوات

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein1
01:59
#امام_زمان_ولادت

دوباره رحمـت حـق بر زمیــن حواله شده
به یُمـن مقــدم او خاک فــرشِ لاله شــده

«وَ إنْ یَکـاد...» بخـوانیــد یارِ ما امشــب،
هزار و یکصد و هشتاد و هشت ساله شده

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
17 March 2022
ش
19:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 155.7 KB
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
تمام هستی زهرا، نصیب نرجس شد

🌹🌹ولادت با سعادت حضرت ولی عصر، حجت بن الحسن المهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»
به شیعیان و منتظرین حضرتش مبارکباد🌹🌹

@raziolhossein
19:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 216.2 KB
هوای کرببلا دارد این دلم، آخر
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست

#اللهم_ارزقنا

@Raziolhossein
19:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 88.4 KB
شب بود و هوای کربلا عالی بود
در مصرع قبل جای ما خالی بود

#اللهم_ارزقنا_زیارة_الحسین
#منرابهحرمببرفدایتگردم

@raziolhossein
ش
21:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×834, 131.9 KB
🌷میلاد یگانه مُنجی عالَم بشریت مبارک باد


اَز پَسِ پَرده دَرآ اِی نورِ عین
بِالحُسینِ بِالحُسینِ بِالحُسین..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
@raziolhossein1
18 March 2022
ش
03:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 49.5 KB
.
"آقا بیا" های مـــرا امشب روا کــــن
آقا بیــــا درد دو عالـــم را دوا کــن
در این شب جمعه به یُمنِ نیمه شعبان
رزقِ همه چشم انتظاران کربــلا کــن

#سید_حسین_میرعمادی
.
03:26
#امام_زمان_ولادت
#دوبیتی

"آقا بیا" های مـــرا امشب روا کــــن
آقا بیــــا درد دو عالـــم را دوا کــن

در این شب جمعه به یُمنِ نیمه شعبان
رزقِ همه چشم انتظاران کربــلا کــن

#سید_حسین_میرعمادی
@raziolhossein
03:27
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
03:28
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


آن سروِ صنوبری می آید روزی..
در قامت سروری می آید روزی..

چون وارث مرتضاست، از کعبه بُرون
با نغمه ی حیدری می آید روزی..

......

با تابش نور، یاعلی می گوید
شیوا و غیور، یاعلی می گوید

از مأذنه ی کعبه وصیّ حیدر..
در وقت ظهور، یاعلی می گوید

#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
03:28
#امام_زمان_مناجات


دوس دارم نگات کنم،یه بار تودنیا آقاجون
چی میشه جمالتو، کنم تماشا آقاجون

مگه چیزی کم میشه،یه روسیا نگات کنه؟
با یه جرعه کم نمیشه،آب دریا آقاجون

به خوبا سر میزنی،مگه بدا،دل ندارن؟
یه سرم به من بزن،یوسف زهرا آقاجون

غرق منتّم کن و،یه دستی روسرم بکش
تامنم دربیارم، سری توسرها آقاجون

به رقیبا گفته ام، هوامنو خیلی داری
من بی دست و پارو توبپا هرجا آقاجون

به جون حسینی که،هر دوتامون دوسش داریم
واسه دیدنت نمیشناسم، سر ازپا آقاجون

میدونم دیوار بین من و تو،دل منه
آبادم کن و،خراب کن دل ما را آقاجون

میدونم توعاشقی با تو،زیاد کم میارم
تومدد کن تابشه،عاشقیم امضا آقاجون

هر روزی خوشیم به اینه،تو رو فردا میبینم
به خدامُردم از این، امروز و فردا آقاجون

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
1
03:30
#امام_زمان_مناجات


شده ست آینه ی حیّ لایموت، صفاتش
کسی که خورده لب خضر هم به آب حیاتش

به غیر او که جمالش إذا تَنَفّسِ صبح است
کدام نور به خورشید میرسد برکاتش؟

بگو به کعبه عقب تر بایستد که تنِ طور
به لرزه آمده روزی مقابل جلواتش

میاید او که جهان روزه ی سکوت بگیرد
به زیر سایه ی نهج البلاغه ی کلماتش

ربیع الاول و آخر...تمام سال بهار است
اگر که ریشه دواند به فصل ها نفحاتش

کسی که گفت امام ششم به او "لَخَدِمتُه"
به راستی که محال است وصف کردن ذاتش

در الغدیر شریک است طبق قولِ امینی
کسی که بوی "وَعَجّل" میاید از صلواتش

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
2
03:30
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


یک روز ورق دوباره برمی گردد
موعود به یک اشاره بر می گردد

خورشید که پشت ابر پنهان شده است
با لشکری از ستاره برمی گردد

#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
03:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
617×557, 34.9 KB
یاصاحب‌الزمان

طاقتم طاق شد و از تو نیامد خبری
جگرم آب شد و از تو نیامد خبری
عاشقانی که مدام از فرجت می گفتند
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری

@raziolhossein
03:34
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

مجموعه ی انس و جان ، تو را میخواند
تنها نه زمین ، زمان تو را میخواند

هر گوشه که رفتم سخن از روی تو بود
برگرد ، ببین جهان تو را میخواند

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
03:39
#امام_زمان_مناجات


نگو که نیست بگو دیدها خطا دارد
به هر کجا بروی نور، ردّپا دارد

دروغ بسته به خورشید قاری غیبت
که نصّ اَشرَقتِ الارض، ماجرا دارد

به صف شوید امام نماز می‌آید
که با وجود جماعت شود فرادی رد

نشانی در او را مپرس از سگِ دِه
دخیل بر که شدی قریه کدخدا دارد

به برگ و بار ریاضت مبند دل بی او
که باد می‌برد آخر هر آنچه باد آرد

خبر دهید به دزدان کور دریایی
هنوز کشتی این قوم ناخدا دارد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein1
1
03:45
#امام_زمان_مناجات


سیدی یابن الحسن العفو مِن اَعمالِنا
ای فدای غربت و تنهایی ات اَروحُنا

ما گنه کاریم ، آقا از شما شرمنده ایم
یااَبانا، یا ولیَّ الله ، اِستَغفِر لَنا

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
ش
07:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

غیر از تو ندارم آشنایی بهتر
جز آمدنت نیست دعایی بهتر
تا درک کنم عطر قدم های تورا
از مسجد جمکران چه جایی بهتر؟

دلتنگی بی‌شمار دارد دل من
دلشوره‌ی یک قرار دارد دل من
در کوچه صدای پای تو ... اما نه
صد پنجره انتظار دارد دل من

دنبال توام - بهانه‌ را گم کردم
پیداست - اگر نشانه را گم کردم
تو پشت در خانه‌ی من منتظری
افسوس کلید خانه را گم کردم

هر روز به ذکر الامان این دل من
هر جمعه دعای ندبه‌خوان این دل من
دیریست که با شما قراری دارد
هرهفته؛سه شنبه؛جمکران این دل من

افسوس به انتظار عادت کردیم
خود را چقَدَر قشنگ راحت کردیم
هر جمعه ظهور کردی.. اما ما چه؟..
ما جمعه به جمعه بی تو غیبت کردیم

باید که به راه عشق فانی باشیم
این‌گونه مگر که جاودانی باشیم
حالا که در آخرالزمانیم ... بیا
یک شیعه‌ی صاحب الزمانی باشیم


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
👍 1
19 March 2022
ش
16:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


امسال هم گذشت تو از ما گذشت کن
اوضاعمان خراب شد آقا گذشت کن

هرجا شدیم بی خبر از تو حلال کن
هرجا شدیم بنده ی دنیا گذشت کن

از دوستان که خیر و محبت ندیده ای
ماندی میان ما تک و تنها گذشت کن

شرمنده ایم!شاهد ما گریه های ماست..
بدکرده ایم ما به تو اما گذشت کن

اقا بحق ساقی عطشان کربلا!
حرف از عموت آمده حالا گذشت کن

افتاد برزمین و صدا زد حسین جان..
آبی نرفت خیمه زنها گدشت کن

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
17:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×742, 119.4 KB
#دوبیتی_مهدوی

یا رب برسان تو حضرتِ صاحب را
فرزند علیّ بنِ ابوطالب را

از دوریِ او همیشه در فریادم
مانند سگی که گم کند صاحب را


#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@raziolhossein1
1
ش
21:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بر آه دل مهموم ، عجل لظهور
بر گریه هر مغموم ، عجل لظهور

جدت ته گودال تو را میخواند
آقا بدم المظلوم ، عجل لظهور

#علی_سلطانی

@raziolhossein
21:08
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

ای صاحب عشق و عقل، دیوانۀ تو
حیران تو آشنا و بیگانۀ تو

دیدار تو را همه نشانی دادند
ای در همه جا، کجاست پس خانۀ تو؟

#قیصر_امین_پور

@raziolhossein
20 March 2022
ش
02:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


دل و دین در گِرُوِ عترت و قرآن داریم
این‌دوچیزی‌ست‌که‌مادوست‌تر از جان‌داریم

به‌خُدایی‌که علی بندگی‌اش را کرده
ما به یکتایی این طایفه ایمان داریم

باکی از فَقر نداریم که صدهاسال‌است
روزی‌از سُفره‌ی‌اِحسان‌ِحَسَن‌جان‌داریم

شکرُلله که از دست ندادیم هنوز
غیرتی را که به سالار شهیدان داریم

نظر مرحمت توست جناب باران
در غم زینب اگر دیده‌ی‌گِریان داریم

پی‌ِدیدارت از آن روز که آواره شدیم
خلق دیدند که ما هم سر و سامان داریم

هرکسی‌گشته‌مُشرّف‌به‌حضورت؛دیده
دلبری ماه‌تر از یوسف‌کنعان داریم

ما رسیدیم به این نکته که زیر قَدَمَت
مَسندی خوب‌تر از تخت‌ِ سُلیمان داریم

عبد بی معرفتِ چند صباح قبلیم
ما که امروز تورا دست به دامان داریم

با ظهور تو برآورده شود شیرین است
حاجتی هم اگر از قادر منّان داریم

چونکه غیر از تو نداریم امیدی به کسی
اِنتظار فرج از نیمه‌ی‌ شعبان داریم

بوسه‌ای از کف پایت بده جان را بستان
ما بجز جان چه به پرداخت تاوان داریم؟

خیمه‌‌گاه دل ما سوخته از دوری تو
تا نیایی ز سفر شام غریبان داریم

مرد تنهای خُدا در غم صحرا گردیت
اُنس با گُریه‌ی در کوه و بیابان داریم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:12
#امام_زمان_مناجات


عیدم بدون وصل رویت شام هجران است
چشمان خشکم بیقرار فصل باران است

نزدیکی خیمه نشستن شرط وصلت نیست
هرچند تکریم گدا کار کریمان است

یک روز هم نگذاشتم سر در بیابانت
سجادهء عشاق تو خاک بیابان است

شد آبرو ریزی ولی باز آبرو دادی
گفتند آلوده شده، گفتی پشیمان است

طفلی که گریان شد محبت می چشد آخر
هرچند از دید همه عالم پریشان است

دیگر چنان اول سراغم را نمی گیری
لعنت به هرکس گفته که دل کندن آسان است

زندان که یوسف را نشانم داده زندان نیست
دنیا که ما را کنج عزلت بُرده زندان است

طعم تقرب را چشیدم در نجف بهتر
آنجا غریبه می رسد انگار مهمان است

سه سال دارد میشود دور از حرم هستم
انگور شیرین ضریحش زیر دندان است


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1
02:17
#امام_زمان_مناجات


سر می کنم بدون تو شب های تار را
هر شب قصیده می شوم این انتظار را

در حسرت بقیه ی خوبان روزگار
سر می کنم بقیه ی لیل و نهار را

هی چنگ می زنم به ِغزل های ناگزیر
هی شعر می شوم کلمات دچار را

خورجین من پر از غزل انتظار شد
هر شب به دوش می کشم این کوله بار را

با گریه گشته ام  صد و ده بار بیشتر
دنبال رد پای تو هر شب بحار را

(باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی)
تکرار می کنم غزل شهریار را

از بس که بی تو گل به نظر خار می رسد
ترجیح می دهم که نبینم بهار را

ای آرزوی گم شده باید نگاه کرد
بی تو کدام پنجره ی بی بخار را؟

سرشار غربتم به تو آورده ام پناه
دریاب این پرنده ی بی برگ و بار را

من بارها بدون تو در خواب دیده ام
کابوس بی پرندگی این دیار را

تا کی بدون روی تو گل های کاغذی
از خود در آورند ادای بهار را

هی جمعه های بی خبر از راه می رسند
باید چه کرد این خبر ناگوار را؟

سبحان آنکه در شب گیسوی تو کشید
زیبایی رها شده در آبشار را

ای کاش در مدار خودش زیر و رو شود
منظومه ای که با تو ندارد قرار را

چل شب کشیده ام به هوای تو مثل ابر
تا کوه خضر گریه دنباله دار را

در حسرت نگاه تو بیرون کشید اشک
از چشم من چهل غزل آبدار را

ایاک نعبد دل تسبیح پاره شد
ایاک نستعین چه کنم داغ یار را

ای آبروی هر دو جهان در قنوت من
آبی بریز این جگر داغدار را

کو آن‌نسیم جمعه ی موعود تا سحر
قد قامت الظهور بخواند بهار را

یا ایهاالعزیز مرا کشت این فراق
کوته کن این حکایت دنباله دار را

بعد از هزار و یکصد و هشتاد و چار سال
بر هم بزن معادله ی روزگار را

یک روز می رسد که به خونخواهی حسین
رو می کنی اراده ی پروردگار را

یک روز می رسد که به تاوان مجتبی
سیراب می کنی جگر ذوالفقار را

دنیا نشسته تا بتکانی فقط خودت
از چادر غریبی مادر غبار را

دارد غروب می شود و باز هم ندید
در امتداد جاده کسی آن سوار را

#عباس_شاه_زیدی

@raziolhossein
02:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 19.9 KB
02:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 117.9 KB
02:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌷, 49.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
537×720, 112.5 KB
پیوندِ گل و چمن مبارک باشد
این عید به مرد و زن مبارک باشد

ارباب! پدر شدن گوارایت باد
عباس! عمو شدن مبارک باشد

🌷ناز قدم نازدانه سیدالشهدا #حضرت_رقیه خاتون صلوات🌷

@Raziolhossein
02:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
683×683, 136.1 KB
گفتند اصلاً نیستی
گفتم که ای جانم حسین
با دختری که نیست هم
دارد قیامت می کند...

#رقیه_بنت_الحسین
#دختر_ارباب
02:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×1280, 88.4 KB
#حضرت_رقیه_ولادت

عطرش که رسید از همه هوش گرفت
گلبوسه حسین از سر و روش گرفت
گویا که نبی فاطمه را کرد بغل
اکبر چو رقیه را در آغوش گرفت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
820×1230, 243.5 KB
•|یابنت‌الحسین|•

میان نُه فلک و هفت‌تخت و ارض و سما
دَخیـل کـُـنـج ضریـح "رقیـه خاتـونم" …

@raziolhossein
02:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
400×500, 34.2 KB
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

السلام ای دستگیر عالمِین
ای به ارباب دو عالم نورعین

روز محشر چشم من بر دست توست
اشفعی لی فاطمه بنت الحسین

#مصطفی‌_محمدی

@raziolhossein
ش
09:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین
💐#سال_رضیع‌الحسین💐
#سال_حضرت_علی_اصغر
#تحویل_سال


یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

آغازِ هر سالم امیرالمومنین است
چون احسن ُ الحالم امیرالمومنین است

تقدیر واقبالم امیرالمومنین است
امضایِ اعمالم امیرالمومنین است

حُبِّ علی در سینة ما جا گرفته
دستانِ ما را حضرت زهرا گرفته


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
ش
18:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
💐#سال_رضیع‌الحسین💐
#سال_حضرت_علی_اصغر
#تحویل_سال


نام مبارک حضرت علی اصغر
به حروف ابجد: 1401


با نام علی اگر که لب باز شود
من مطمئنم در سخن اعجاز شود

این سال جدید، یا اباعبدالله...
با یاد علی اصغرت آغاز شود

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
18:17
💐#سال_رضیع‌الحسین💐
#سال_حضرت_علی_اصغر
#تحویل_سال

سلامِ لحظه ی تحویلِ من به مقصد اوست
به حضرت علی اصغر که عشق مَسند اوست

چه افتخار عظیمی نصیب این قرن است
هزاروچهارصدو یک حروف ابجد اوست

#محمدجواد_مطیع_ها

@raziolhossein
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#سال_حضرت_علی_اصغر
💐#سال_رضیع‌الحسین💐
#تحویل_سال

ذکر تحویل سال من این است
🌷یارضیع‌الحسین‌ادرکنی🌷

@raziolhossein
ش
19:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:15, 2.0 MB
ش
19:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#سال_حضرت_علی_اصغر
💐#سال_رضیع‌الحسین💐

یاد آور نور باشی ای کاش
دائم به سرور باشی ای کاش

ای سال "هزار ‌و چارصدو یک"
تو سال ظهور باشی ای کاش

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@raziolhossein
ش
22:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#سال_حضرت_علی_اصغر
💐#سال_رضیع‌الحسین💐


با توسّل بر علی‌ اصغر در این سال جدید
می‌شود حال دلم بهتر در این سال جدید

جای‌کم‌کاری‌ خود در طول‌سالی‌که‌گذشت
می‌نویسم چارده دفتر در این‌ سال‌ جدید

بیشتر نقش شریف "یاعلی" را با وضو
می‌تَراشم روی انگشتر در این سال جدید

از نجف تا کربلا ؛ مشّایه ؛اِن شاءَ الحُسَین
می‌رَوَم با ذکر یاحیدر در این سال جدید

مُنتقم از راه اگر آید ؛ مُحَقّق می‌شود
شادی صدیقه‌ی‌اطهر در این سال جدید

جُزهوای‌وصل‌تو یابن‌الحسن‌شایسته‌است
مابَقَی‌را وا کُنَم از سر در این سال جدید

از صمیم قلب می‌خواهم نِگارا تا شَوَد
ارتباطم با تو مُحکم‌تر در این سال جدید

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
22:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
💐#سال_رضیع‌الحسین💐

آمدم تا بگیــــــــرم از دستت
خرجِ یک سال را ، امام زمان

کاش تحــویلِ سال بودم من
درکنــــار شمـــــا ، امام زمان

کاشکی زندگی کنــم همه‌ی...
سال را با تو ، یا امام زمان

حیف که باز هم بدون شماست
سالْ تحــــویلِ ما ، امام زمان

کن دعا که شـــــوم وَلیِّ شما
ای ولیّ خــــــدا ، امام زمان

تو بخواه از خدا که من بشوم
یـــــارِ بی ادعـــــا ، امام زمان

ای بِــاِذنِــهْ ، مُحَـوّلُ الاَحوال
حَوِّلْ این حال را ، امام زمان

به منِ روسیـــه عنایت کن
حالِ تــــوبه ، دعا ، امام زمان

درفراق تو روزی ام بشود
اشگ و سوز و بُکا ، امام زمان

کنم امسال بیشتر از پیش...
بر ظهورت دعا ، امام زمان

چه شود سال نو ببینم آن...
صورت مَه لقــا ، امام زمان

چه شود همــره شما بشوم
زائــــر کـــــربلا ، امام زمان

روضه‌‌ی جسم بی کفن شنوم
از زبان شمــــــــا ، امام زمان

تو بخوانی «وَاَسرَعَ فَرَسُک»
جانبِ خیمه ها ، امام زمان

همه از خیمه ها دویده برون
بِاالعَویل ، وَالبُکا ، امام زمان

«ناشِــراتِ الشُّعـــور» واویلا
عمـــه های شمــا ، امام زمان

«لاطِماتِ الوُجوه» اهل حرم
بیــنِ نــامــردهـا ، امام زمان

«بَعدالعِِــزِّ مُزَلَّلات» بخوان
روضه‌ی عمه ها ، امام زمان

بانوی مضطری صدا می زد
واحسین ، وا اَخا ، امام زمان

فــرقــةٌ باالسّیوف، در مقتل
فــرقـــةٌ باالعَصا ، امام زمان

دید «وَالشمرجالسٌ»،چه کند؟
خواهـــرِ مُبتلا ، امام زمان

«مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِه»
پیش مادر چرا؟ امام زمان

بانگِ «هذا حسین» پیچیده
در زمین و سما ، امام زمان

بـدنش شد مُــــرَمَّلٌ بِـدِمــاء
کفنـــش بــوریـا ، امام زمان

جسم جدت میان گودال و...
سر روی نیزه ها ، امام زمان

زینت دوش مصطفی روی خاک
خاک بر فرق ما ، امام زمان

سوخت قلب حسین در مقتل
سوخت تا خیمه ها ، امام زمان

کــودکان گرسنــــه و تشنــــــه
خسته ، بی آشنا ، امام زمان

پابرهنه فرار می کردند
به روی خار ها ، امام زمان

دامن دختـــــــــران بی بابا
سوخت در شعله ها ، امام زمان

دختــــــری مثل بید می لرزید
من نگویم چرا ، امام زمان

مادری پشت خیمه ها می کرد
زیر و رو خاک را ، امام زمان

ناله می زد،چه شد!کجابردند؟
شیر خوار مرا ، امام زمان

ناگهان دید بر روی نیزه
سر شیر خواره را ، امام زمان

سیدی دست انتقام بر آر
العجل یابن حیدرِالکرار


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
21 March 2022
ش
11:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مدح
#حضرت_رقیه_ولادت


جان‌ و دل شاعر پی الهام حسین است
وقتی که سرآغاز غزل نام حسین است

چون آب که رفع عطش از تشنه نماید
آرام دلم نام دل‌آرام حسین است...

هر قاعده‌ای خورده به‌هم از سر لطفش
آزاد، اسيری‌ست که در دام حسین است

در زمره‌ی شاهان‌وبزرگان شده مکتوب
هر نام که در دفتر خدّام حسین است

اسلام ِ همه کفر شود روز قيامت
معيار خداوند اگر اسلام حسین است

آغاز خوش این است که با نام حسین و
پايان خوش آن است که با نام حسین است

با دست علی‌اکبر و با دست رقیه
رزق همه از سفره‌ی اکرام حسین است

آمد به جهان دختر ارباب، خوش آمد
ماه دوسرا، مهر جهان‌تاب، خوش آمد



بیت‌الغزل هر غزل ناب رقیه‌ست
خورشید علی‌اصغر و مهتاب رقیه‌ست

نزدیک‌ترین راه به الله حسین است
نزدیک‌ترین راه به ارباب رقیه‌ست

در باب برآوردن انواع حوائج
یک‌باب خدا دارد و آن باب رقیه‌ست

در زاویه‌ی عرش خدا قاب بزرگی‌ست
نامی که شده زینت این‌قاب رقیه‌ست

در خلوت خود معتکف‌اند اهل‌محبّت
در مسجد این طایفه محراب رقیه‌ست

دردانه‌ی ارباب که با دست اباالفضل
از چشمه‌ی کوثر شده سیراب رقیه‌ست

حاجت طلبیدند از او عالم‌وآدم
زیرا که فقط مهر جهان‌تاب رقیه‌ست

او آمده و خستگی عشق به در شد
با خنده‌ی خود ام‌ابیهای پدر شد



هر اهل دلی یافته راهی به رقیه
پس رو زده با کوه گناهی به رقیه

هر وقت نشسته‌ست سر شانه‌ی عباس
تقدیم شده منصب شاهی به رقیه

هرجا سخن از راه رسیدن به خدا شد
داده دل ما زود گواهی به رقیه

هرکس که امیدش شده از کل جهان قطع
انداخته با گریه نگاهی به رقیه

ساکن شده در کهف امان تا ابدالدهر
آورده هرآن‌کس که پناهی به رقیه

مدیون حسینیم که داده دل ما را
گاهی به علی‌اصغر و گاهی به رقیه

وا شد گره از مشکل ما تا که شب قدر
ده‌مرتبه گفتیم؛ الهی به رقیه...

هر کس که تو را دیده به لب زمزمه دارد
بر لب دم یافاطمه یافاطمه دارد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
1
22 March 2022
ش
15:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید
که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید

کسی که نسل او را می شناسد، خوب می داند
که او تنها نه با شمشیر، با لبخند می آید

همان تیغی که برقش می شکافد قلب ظلمت را
همان دستی که ما را می دهد پیوند می آید

همه تقویم ها را گشته ام، میلادی و شمسی
نمی داند کسی او چندِ چندِ چند می آید

جهان می ایستد با هرچه دارد روبروی او
زمان می ایستد، بوی خوش اسفند می آید

ولی الله، عین الله، سیف الله، نورالله
علی را گرچه بعضی بر نمی تابند، می آید

بله! آن آیت اللهی که بعضی خشک مذهب ها
برای بیعت با او نمی آیند می آید

برای یک سلام ساده تمرین کرده ام عمری
ولی می دانم آخر هم زبانم بند می آید

بخوان شاعر! نگو این شعربافی در خور او نیست
کلاف ما به چشم یوسف ارزشمند می آید

به در می گویم این را تا که شاید بشنود دیوار
به پهلوی کبود مادرم سوگند... می آید

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
ش
17:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#دوبیتی

آمین بلند بر دعایم ببرید
رحمی به صدای گریه هایم ببرید

سالی که نکوست از بهارش پیداست
این فصل بهار کربلایم ببرید

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
17:53
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


تو هر زمان که بیایی، بهار خواهد بود
مجالِ شادیِ بی اختیار خواهد بود

چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار:
یکی ظهور امام و یکی شروع بهار...




🌹السلام علی ربیع الأنام🌹

@raziolhossein
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


به اُمیدِ گوشه چشمت چقدر گدا نشسته
نه فقط گدا که حتی ، همه انبیا نشسته

"انا من شروط" یعنی که ولای توست توحید
حرمت نشسته هر کس ، حرم خدا نشسته

تو به هیچکس نگفتی "ز کجایی و که هستی؟"
که غریبه هم ز لطفِ تو چو آشنا نشسته

نه فقط که رو سپیدان به نماز ایستاده
به نیاز ، روسیاهان همه با حیا نشسته

همگی به دام لطف تو اسیر گشته آری
که کمند لطف و جودت به کمینِ ما نشسته

به جز از تو که نشستی سر سفره با گدایان
به خدا نبوده شاهی بغل گدا نشسته

چو نگین پادشاهی که نشسته بر رکابش
به دلم محبّتِ تو چقَدَر به جا نشسته

شده "فابک للحُسین" تو دلیل گریه هایم
که همیشه در دل تو غم کربلا نشسته

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
2
23 March 2022
ش
15:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


حال پرچم كرد طوفان آبروي باد برد
حال پرچم كل غم هاي مرا از ياد برد

گر چه شيرين در دل عشاق شور انداخته
بازي ديوانگي را عاقبت فرهاد برد

بايد اينجا ساكت و آرام بود و با ادب
آبروي خويش را هر كس كه زد فرياد برد

يادم آمد نغمه هاي آمدم اي شاه را
بي پناهي را به سوي مامني آباد برد

با خودش روشن دلي اين قلب تاريك مرا
محض درمان تا كنار پنجره فولاد برد

باخت هر كس روي پاي خود در اينجا ايستاد
هر كسي اينجا دم در بر زمين افتاد برد

هر كجاي اين حرم دل ميبرد از عاشقي
دل از اين مجنون عاشق صحن گوهرشاد برد...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
24 March 2022
ش
18:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:20
#امام_حسین_مناجات


مرغ دل پر می زند پیوسته سوی کربلا
گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا
پیش تر از آنکه مادر شیر نوشاند مرا
جام اشک و خون گرفتم از سبوی کربلا
کعبه و سعی و صفا و مروهء من کربلاست
هر کجا باشم دلم باشد به سوی کربلا
روز محشر چونکه سر از خاک بیرون آورم
می کند چشمم به هرسو جستجوی کربلا
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»


از فراق کربلا پیوسته دارم زمزمه
ترسم این هجران دهد آخر به عمرم خاتمه
دوست دارم تا بگریم در کنار قتلگاه
بشنوم در گوشهء مقتل صدای فاطمه
دوست دارم تا شود از گریه چشمم جام اشک
با سرشک دیده سقّایی کنم در علقمه
دوست دارم مرقد شش گوشه، گیرم در بغل
اشک ریزم بر رخ و باشم دعا گوی همه
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»


من کجا از دلبرم یک لحظه دل برداشتم!؟
پیش تر از خلقتِ دل مهرِ دلبر داشتم
پیش تر از بودن چشمم هزاران موج اشک
بهر گریه در غم آن جسم بی سر داشتم
پیش تر از بردن نام پدر گفتم حسین
مهر او را در دل از دامان مادر داشتم
شیر مادر را ننوشیده، به چشمم سیل اشک
بر گلوی تشنهء شش ماهه اصغر داشتم
پیش تر از نوجوانی سینه بر اکبر زدم
پاره های دل بر آن صدپاره پیکر داشتم
مادرم می گفت ای فرزند! من کام تو را
از ازل با خاک سرخ کربلا برداشتم
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»


عضو عضو پیکرم پیوسته گوید یا حسین
تا برات کربلایم را کند امضا حسین
با همین پروندهء سنگین و این بار گناه
می خرد ما را در این دنیا و آن دنیا حسین
از سنین کودکی پوشیده ام رخت سیاه
ریختم اشک و زدم بر سینه، گفتم یا حسين
من که از روز ولادت کربلایی بوده ام
دوست دارم وقت مردن هم بمیرم با حسین
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»


خاک را در قتلگه گِل کردم از اشک دو عین
ساختم مُهری و روی آن نوشتم یا حسین
اشك من بر یوسف زهراست، دین و دِین من
گریه کن ای دیده نگذاری بمانم زیر دِین
ای اجل مهلت بده یک لحظه سقّایی کنم
با سرشک دیده بر سقّای مقطوع الیدین
از نفس های شب و عطر نسیم صبحگاه
در مدینه در نجف در کربلا در کاظمین
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»


زخم دل، زخم بدن، زخم جگر، زخم زبان
آفتاب گرم و هرم تشنگی، داغ جوان
سنگ، مُهر و قتلگه سجّاده، خون آب وضو
ذکر بر لب، تیر بر دل، اشک بر صورت روان
داد زیر خنجر قاتل نمازش را سلام
گفت تسبیحات زهرا را به بالای سنان
هر کجا پا می گذارم، هر طرف رو آورم
از نسیم و از فضا و از زمین و آسمان
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»


کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا
در فراقت مبتلایم مبتلایم مبتلا
عاقبت با خون ثاراللّهیان تفسیر شد
قصّهء "ذبح عظیم" و آیهء "قالوا بلى"
آیهء قرآن نیفتاد از لب خشک حسین
از کنار قتلگه تا دامن طشت طلا
جان فدای کشته ای که با سر ببریده اش
بر فراز نی چهل منزل به دشمن گفت، لا
سال ها دیدم که در هر محفلی با سوزِ دل
خوانده اند این بیت را با یکدگر اهل ولا
«تشنهء آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا»
**
«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein1
18:20
#امام_حسین_مناجات


هيچ ايم و نداريم به جز روي سياهي
در كوله نداريم به جز بار گناهي
بر ما نظري كن،نظري گاه به گاهي
ما بي تو شبيه ايم به طفل سر راهي

بگذار كماكان سگ دربار تو باشيم
بگذار كه در سايه ي ديوار تو باشيم

ما بد،ولي از عشق تو ديوانه و مستيم
دل را به نخ پرچم زيباي تو بستيم
سر،صبح دهم از غمت اي شاه شكستيم
پس رخصت مان دادي و در روضه نشستيم

اينگونه خريدي دل ديوانه ي ما را
دادي سر و سامان بخدا بي سر و پا را

بر حرمت اين بزم عزا معتقدم من
در مجلس روضه به شفا معتقدم من
بر تربت پاكت بخدا معتقدم من
با حرف نه،قلبأ به شما معتقدم من

پس روضه ي تو امن ترين جاي جهان است
(چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است)

عاشق شده ام تا بپذيرم كه بميرم
اصلأ به غم عشق اسيرم كه بميرم
من آمده ام روضه بگيرم كه بميرم
(بگذار بميرم كه بميرم كه بميرم)

اين است و همين است و همين است و جز اين نيست
اين روضه ي ارباب كم از عرش برين نيست

اي عزت عالم ز تو،ما با تو عزيزيم
از غير تو عمريست كه در حال گريزيم
جائي به جز از روضه ي تو اشك نريزيم
والله و بالله كه ما بي تو مريضيم

تنها تو در اين عالم پر درد دوائي
تنها تو شفائي تو شفائي تو شفائي

دل تنگ حرم هستم و بي حوصله اقلب
دارم گله پشت پشت گله از فاصله اقلب
وا مانده و جا مانده ام از قافله اقلب
سخت است گذر كردن از اين مرحله اقلب

جز دوري ام از كرببلا غصه ندارم
نگذار كه دور از حرمت جان بسپارم

محتاج دعايت همه جا بوده و هستم
پشت در اين خانه گدا بوده و هستم
مجنون علم هاي شما بوده و هستم
در آرزوي كرببلا بوده و هستم

پس خواسته ام از تو فقط دفع بلا را
با جمع محبين سفر كرببلا را...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
18:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1021×613, 106.7 KB
نخواه منت بیگانه بر سرم باشد
خوش است خیر همیشه از آشنا برسد

شما دعا کن اگر عمر من کفاف نداد
جنازه ام شب جمعه به کربلا برسد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
18:21
#امام_حسین
#شب_جمعه

نخواه منت بیگانه بر سرم باشد
خوش است خیر همیشه از آشنا برسد

شما دعا کن اگر عمر من کفاف نداد
جنازه ام شب جمعه به کربلا برسد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
18:22
#امام_حسین_مناجات


ای که نور مهر و ماهی دوستت دارم حسین
مظهر لطف الاهی دوستت دارم حسین

هستی من را خدا با مهر تو پیوسته است
یا بخواهی یا نخواهی دوستت دارم حسین

تا شنیدم دوست می داری غلام خویش را
با وجود رو سیاهی دوستت دارم حسین

هر کجا نام تو آید می رود تاب از کفم
من چه گویم خود گواهی دوستت دارم حسین

گر بخواهی با کلامی در رهت جان میدهم
ور برانی با نگاهی دوستت دارم حسین

آن چنان خوبی که هر بد بسته بر لطفت امید
شرمگین از هر گناهی دوستت دارم حسین

ای که خواندت رحمه للعالمین فُلک نجات
تا که جویم بر تو راهی دوستت دارم حسین

بر تو گر رو کرده ام دارم امید مرحمت
تا به من بخشی پناهی دوستت دارم حسین

کرده ام با هر زبانی بر جلالت اعتراف
گفته ام در هر نگاهی دوستت دارم حسین

باز هم گوید مؤید با لسان نارسا
گر بخواهی، ور نخواهی دوستت دارم حسین

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
18:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 53.9 KB
#شب_جمعه

یاد تو به جان ودل من چیره شده ست
روزم ز فراق حرمت تیره شده ست

دیگر هوس دیدن جنت نکند
چشمی که به سمت گنبدت خیره شده ست

#ع‌_رجبی
18:22
#امام_حسین_منجات
#شب_جمعه
#دوبیتی

یاد تو به جان ودل من چیره شده ست
روزم ز فراق حرمت تیره شده ست

دیگر هوس دیدن جنت نکند
چشمی که به سمت گنبدت خیره شده ست

#ع‌_رجبی

@raziolhossein
18:23
#مناجات_شعبانیه
#مناجات

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْکَ بِذَلِکَ؟!


هر گز نشود جدا ، دل ما از تو
رحمی نکنی به بنده ؟! حاشا از تو

رحمانی و رحمتت رسیده به همه
بر بخششِ بنده کیست اولی از تو؟

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
18:25
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

هب لی کمال الانقطاع الیک


بر نورِ خداوند ، شعاع است حسین
فارغ ز غمِ هرچه متاع است حسین

انگشتر و پیراهن و سر را هم داد
تفسیرِ کمالِ انقطاع است حسین

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
18:26
#مناجات_شعبانیه
#مناجات


مگیر فرصت بارانی نگاهم را
مگر که پاک کنم نامه‌ی سیاهم را

جز اعتراف ببین آه در بساطم نیست
ولی تو می‌خری آیینه‌وار آهم را

گناهکارم و روزی که بازخواست کنی
به گردن کرمت می‌نهم گناهم را

برای آتش جرمم شفیع خواهم کرد
همین دو قطره مناجات گاه‌گاهم را

قسم به عفو تو هرگز خطا نمی‌کردم
چنانچه غیر تو می‌دید اشتباهم را

چنان رئوف و رحیمی که من طمع دارم
صواب ثبت کنی کرده‌ی تباهم را

بگیر تنگ در آغوش مهربانی خود
مگیر از منِ بی کس پناهگاهم را

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
18:27
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه #دوبیتی

حرم را پیش رویم فرض کردم
به اربابم ارادت عرض کردم

مسیر کربلا را باسلامی
به اشک شوق طی الارض کردم


@raziolhossein
25 March 2022
ش
07:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
07:18
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بهاران از پی فصل دی آیو
نوای بلبلان پی در پی آیو

خدایا! هر گلی روید به فصلی
ندانم آن #گل_نرگس کی آیو

#غلام‌رضا_دبیران

@raziolhossein
07:18
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


در این هوای بهاری شدم دوباره هوایی
بهار می رسد اما بهار من! تو کجایی؟

چه برکتی، چه نویدی، چه سبزه ای و چه عیدی؟
به سال نو چه امیدی؟ اگر دوباره نیایی

مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان
محوّلانه به حالم اشاره کن به دعایی

مقدرست به فالم مدبّرانه بتابی
خوش است لیل و نهارم اگر نظر بنمایی

اگر قرار چنین شد، تو را بهار نبیند
چنین نکو ز چه رویی؟ چنین خجسته چرایی؟

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده باشند
تو آبروی جهانی، تو روی ماه خدایی

خودت مگر که به زهرا توسلی کنی امشب
نمی رسد گل نرگس! دعای ما که به جایی

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
07:19
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


به سیل غم به جهان جز تو کوهساری نیست
به غیر پرچم عدل تو اعتباری نیست

هزار نرگس اگر رویَد ، ای گل نرگس
بدون گوشهٔ چشمت مرا بهاری نیست

اگر هزار بهار آید و رَوَد، از داغ
چو قلب عاشق تو باغ لاله زاری نیست

نوای بلبل رنجور خویش را بشنو
که غم فزاتر از آن، نغمۀ هَزاری نیست

ز دست رفت شکیب و قرار ایوبان
بیا بیا که دگر پای بردباری نیست

بیا که ساغر ظلم زمانه لبریز است
ز باده اش همه مست اند و هوشیاری نیست

بیا که جز تو ز امواج فتنۀ شیطان
پناهگاه و حریم و ره فراری نیست

بیا و گوشۀ چشمی به شاعرت انداز
کز اهل بیت نبی جز تو یادگاری نیست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
07:19
#امام_زمان_مناجات


مگر نه فصل بهار آمده، بهار کجاست
بهار ماست گل روي يار، يار کجاست

دل پياده ام از پا فتاد و رفت ز دست
نديدم عاقبت، آن يار تک سوار کجاست

زمانه در دل شب هاي تيره حبس شده
مهي که مي دمد از قلب شام تار کجاست

نوشته افضل اعمال انتظار فرج
زهي حديث، ولي مرد انتظار کجاست

به بي قراري دل هاي بي قرار قسم
قرار اين همه دل هاي بي قرار کجاست

يگانه ساقي لب تشنگان جام وصال
شفاي زخم جگرهاي داغدار کجاست

به برگ برگ شقايق نوشته اين مصراع
که باغبان گلستان روزگار کجاست

مگر که چهره گذارم به پاي زائر او
خداي من حرم ابن مهزيار کجاست

اميد گمشدة اهل بيت، رخ بگشا
بگو که مادر سادات را مزار کجاست

خزان گرفته تمام وجود ميثم را
گلي که عالمي از او شود بهار کجاست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
07:19
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


عیدی رسیده است که در آن امید نیست
صدها بهار هم برسد، بی‌تو عید نیست

تکراری و شبیه به هم، چون گذشته‌ها
امسال هم اگر تو نیایی جدید نیست

با جمعه سال آمد و با جمعه می‌رود
با این حساب آمدنت هم بعید نیست

هربار دوره می‌کنم این سال‌نامه را
جز حسرت ظهور تو در سررسید نیست

مارا ببخش اگر دلمان در سیاهی است
یا چشممان ز اشک فراقت سپید نیست

یک روز می‌رسد که تو از راه می‌رسی
آن روز قبر مادر تو ناپدید نیست

در خانه‌ای که مجلس ختم رسول بود
او را زدند... آه... که گفته شهید نیست

#محمد_بیابانی

@raziolhossein
07:20
#امام_زمان_مناجات


سال نو با بهار می آید
جشن سرو و چنار می آید

باغ در باغ ، گل جوانه زند
بلبل از شوق گل ترانه زند

غنچه ها خنده می کنند از شوق
دشت را زنده می کنند از شوق

آفرینش لباس نو پوشد
چشمه در چشمه از زمین جوشد

لحظه ها لحظه های تحویل است
فرصت انتقال و تبدیل است

هفت سین سلام گستردیم
آب و آئینه نور آوردیم

ذکر تحویل سال می خوانیم
به تمام و کمال می خوانیم

یا مقلب قلوب ما خسته است
در شادی به روی دل بسته است

چشمها گریه خیز هجران است
بی تو این سال رو به پایان است

سال نو شد غمی کهن داریم
سوز هجران به جان و تن داریم

سیصد و شصت و پنج روز فراق
باز هم مثل شمع سوز فراق

سوختیم آه بی تو آب شدیم
در لهیب غمت کباب شدیم

جمعه ها یک به یک غروب شدند
رودها چشمه ها رسوب شدند

یابن یاسین بهار یاس تویی
سند اعتبار یاس تویی

پسر طور و عادیات بیا
یابن طاها و محکمات بیا

تا نیایی بهار پائیز است
عید نوروزمان غم انگیز است

عید نوروز ما ظهور شماست
جشن ما لحظه ی حضور شماست

حال ما با تو احسن الحال است
با نگاه تو دل خوش اقبال است

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
07:20
#امام_زمان_مناجات
#شب_جمعه

گمان مدار که نام تو بردن عادت ماست
نسیم یاد تو در هر سحر عبادت ماست

زمین به زیر قدم‌های تو سر افراز است
سلامت تو، به جان همه، سلامت ماست

اگر که، عمر جهان هم تمام گردد باز
ندارد آنچه تمامی همین ارادت ماست

کنار خانه‌ی چون تو کریم بی‌منت
دری دگر بزنم... باعث خجالت ماست

چو طفل اشک دگر راستگو نمی‌بینم
بیا بپرس که این شاهد صداقت ماست

قسم به ضامن آهو که زائران توایم
ظهور طلعت تو بهترین زیارت ماست

قسم به ساقی لب تشنه‌ای که دستانش
به دست مادر تو ضامن شفاعت ماست

در اولین شب جمعه مرا به همراهت
ببر به کربُبلایی که عین جنت ماست

ببر به کربُبلا و بخوان که یا جداه
هنوز داغ لب تشنه‌ات مصیبت ماست

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
07:22
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

نومید مشو صبح امید آمدنی است
موعود ز ره می رسد ، عید آمدنی است

در سال جدید ، آری ، ان شاءالله
مهدی امم ، حق جدید آمدنی است

*السلام علی الحق الجدید و العالم الذی علمه لا یبید....

#علی_سلطانی

@raziolhossein
07:24
#امام_زمان_مناجات


آمد بهار اما بهار من نیامد
دنیای بی مهدی به کار من نیامد

در عصر غیبت باطنا فرقی ندارند
اسفند و فروردین من فرقی ندارند

چشمان بر در پلک شبنم خیز دارد
اردیبهشتم جلوه ی پاییز دارد

چشمان بر در با نگاهش جان بگیرد
از غصه حق دارد اگر باران بگیرد

در سینه حسرت روزگارم دارد امروز
چشمان بارانی من می بارد امروز

این برف سنگینی که بر مویم نشسته ست
بر آرزوی کودکی ام راه بسته ست

دلواپس ساعات عمر واپسینم
می ترسم آخر روی ماهش را نبینم

با اینکه هجران حسرتی بر جان من کاشت
امید دیدارش سرپای ام نگه داشت

تا دل شود سرشار از فیض حضورش
در هر قنوت سبز خود نذر ظهورش

باید خدا را نیمه های شب قسم داد
باید به حق عمه اش زینب قسم داد

رمز گشایش در دعای شیعیان است
منجی عالم مهدی صاحب زمان است

دنیا گلستان میشود وقتی بیاید
هر سختی آسان میشود وقتی بیاید

دردی که این شبها امانم را بریده
یک دفعه درمان میشود وقتی بیاید

عالم می اموزد از او بخشندگی را
احسان فراوان میشود وقتی بیاید

برکت به مال و عمرمان برگردد از غیب
روزی دوچندان میشود وقتی بیاید

جان های مُرده بی گمان سرزنده مثل
گل های گلدان میشود وقتی بیاید

از فرط شور و شوق و شادی جان عشاق
تقدیم جانان میشود وقتی بیاید

حتی دل اهل کتاب از دیدن او
سرشار از ایمان میشود وقتی بیاید

امروز اگر بر جامعه حاکم نشد عدل
مردم ! به قرآن میشود وقتی بیاید

روز ظهورش طاق نصرت ها ببندیم
ایران چراغان میشود وقتی بیاید

ساماندهی لشگرش بی شک نصیب
اولاد سلمان میشود وقتی بیاید

ال یهود ال سعود ال خلیفه
دشمن هراسان میشود وقتی بیاید

بی وقفه گردن می زند وهابیت را
اینگونه طوفان میشود وقتی بیاید

حتی بقیع و چهار قبر خاکی آن
دارای ایوان میشود وقتی بیاید

روزی بگیرد حق اولاد علی را
آتش زند هم دومی هم اولی را


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
07:24
#امام_حسین_علیه_السلام



حالا که جز به خواب زیارت نمی روم
ای چشم پر ز اشک، فقط خوابم آرزوست

سال هزار و چارصد بی کربلا گذشت
سالی پر از زیارت اربابم آرزویت

#محسن_عرب_خالقی

@raziolhossein
3
07:27
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بر درگه جود و لطفتان ملتمسم
چون تشنه به اشک آسمان ملتمسم

لطف علی و فاطمه شد، اول سال..
..بر دست تو صاحب الزمان ملتمسم


#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
👍 1
07:28
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

جز حلقه وصل حلقه در گوش نکن
این آتش انتظار خاموش نکن

فرموده به یادتان همیشه هستم
ای شیعه امام خود فراموش نکن


إِنَّا غَيْرُ مُهمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُم وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُم وَ لَو لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بكُمُ اللَّأوَاءُ وَ اصطَلَمَكُمُ الْأَعدَاءُ ؛
همانا، ما از رعايت حـال شما كوتاهى نمى ‏كنيم و شما را از ياد نمى ‏بريم، چه، در غير اينصورت سختيها و گرفتاريها برشما فرو مى ‏آيدو دشمنان شمارا ريشه‏ كن كرده و از بين مى‏برند.

احتجاج، ج2، ص497؛ بحارالانوار، ج53، ص175

@raziolhossein
4
ش
17:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

این شام سیاه ما سحر می گردد
می آیی و گوش کفر کر می گردد

بی روی تو سال نو ندارد دنیا
هی سال به سال کهنه تر می گردد

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
1
27 March 2022
ش
00:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
989×1280, 334.4 KB
 السَّلامُ عَلَیکِ یَا عَزِیزَة الحسین


جلب کرمِ رقیه خاتون صلوات
بر عمر کمِ رقیه خاتون صلوات

آمد غم و غصه از دل بابا رفت
بر پاقدمِ رقیه خاتون صلوات

@raziolhossein
28 March 2022
ش
09:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 281.0 KB
باسلام و عرض ادب و احترام 🌹

✅ فراخوان هفتمین محفل شعر ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
❗اشعار در مدح و منقبت و مرثیه و سیره زندگانی حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
✔️در سه بخش شعر فارسی (کلاسیک) شعر عربی (فصیح) و شعر آذری

📌مهلت ارسال آثار : ۱۳ فروردین ۱۴۰۱
نحوه ارسال اشعار :
- ارسال از طریق پیامک، واتساپ، تلگرام به شماره زیر :
09132041369
⚠️نکته :
-آثار ارسالی در دوره‌های قبلی ارسال نشده باشد.
📎جوایز
نفرات برگزیده کمک هزینه سفر به عتبات و مشهد مقدس
.
✅ قم المقدسه حریم مقدس و منور کریمه اهل البیت سلام الله علیها
31 March 2022
ش
16:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
ش
17:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مدح


چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قیامت
که زیر سایه ی این خیمه کرده ایم اقامت

شفیع گریه کنانش ائمه اند یکایک
به این دلیل که جمع است در حسین امامت

کسى که آه ندارد چه سود آه خجالت
کسى که اشک ندارد چه سود اشک ندامت

چه نعمتی است نشستن میان مجلس روضه
که جبرییل در آنجا فکنده رحل اقامت

کسى که بار علم را به شانه اش نکشیده ست
بعید نیست بمیرد به زیر بار ملامت

کسى که در پى کار حسین نیست ، محال است
که پشت سر بگذارد صراط را به سلامت

کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید
ز دوستی چه نشانی ز شیعگی چه علامت

کسی که در کفنش تربت حسین نباشد
چه خاک بر سر خود می کند به روز قیامت

کسی که قبر حسین را ندید و رفت ز دنیا
به نزد فاطمه ریزد ز دیده اشک ندامت

به روز حشر که جمله فقیر و کاسه به دستند
خدا به زائر تو می دهد مقام زعامت

غبار خاک عزاى تو را که بر سر ما شد
برابرش نکنم با هزار تاج کرامت

چه نا به جاست به وصف شهادت تو شهادت
چه نارواست به وصف شهامت تو شهامت

پس از قیامت عظمای تو به دشت غریبی
خدا قیامت خود را سند زده ست به نامت


#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
1
17:53
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


شب جمعه حرم غوغاست انگار
دوباره روضـه ها برپاست انگار
پریشان حضرت زهراست انگار
کنـارش زینب کبـــراسـت انگار
«گلی گم کرده و میجوید او را»
«به هر گل میرسد میبوید او را»

لباس کهنــه را زهــــرا بیارد...
به رگـهــای بریــده لب گـــذارد
زبان گیرد ، ز دیده خون ببارد:
«مسلمانان حسین مادر ندارد»
گل نیلـــوفــــرِ پرپر حسینـــم
سلام ای پیکر بی سر حسینم

امیرِ هردو عالم لشکرت کو؟...
گل لیــلا ، علیّ اکبــرت کـو؟...
علمــدار سپاه ، آب آورت کو؟...
سلیمانِ زمان ! انگشترت کو؟...
«چرا بر تن حسینم سر نداری؟»
«بمیــرم مـن مگر مادر نداری؟»

خودم دیـدم پرت میســوخت مادر
زمین خوردی،سرت میسوخت مادر
تمام پیکـــرت میســوخت مادر
بمیرم حنجرت میسوخت مادر
هوا را دود میــدیدی حسینـــم
سیاهی رفت چشمت نور عینم

به خاک و خون کشیده شد سپاهت
«الهــی شیعتــی...» گفتـی به آهـت
شــــرر زد بر دل زینــب نگاهــت...
دو چشمت بود سمت خیمه گاهت
تنت از خون سر رنگیــن شد ای وای
به ناگه سینه ات سنگین شد ای وای

تنت را زخمی و بی حال دید و...
میان قهـقـهــه خنجـر کشیـد و...
صــدای گریه هایـم را شنیــد و...
ســرت را روی زانویـم بریــد و...
تمام قتلگــه دریای خــون شد
ز مقتل قاتلت با سر بُرون شد

تو را کشتند و لشگر بی حیا شد
میـان خیمــه پای شمــر وا شــد
ســرت با هلهلـه بر نیــزه ها شد
به خاک کربلا جسمــت رها شـد
«اگر کشتنــد چرا خاکـت نکـردند؟»
«کفن بر جسم صد چاکت نکردند؟»

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
17:54
#امام_حسین_مناجات


«والشّمس» چیست؟ جلوهٔ روی تو یا حسین
«واللّیل» آیتی‌ست ز موی تو یا حسین

سرچشمهٔ بقاست به فتوای عاشقان
یک جرعه از زلالِ سبوی تو یا حسین

تو تشنهٔ جمالِ خدایی و دوخته‌ست
آب فرات، چشم به سوی تو یا حسین

محراب شاهد است، که وقت نماز عشق
خون گلوست، آب وضوی تو یا حسین

کرده‌ست لاله‌زار، بیابان و دشت را
«باغ کرامت است گلوی تو یا حسین»

وقتی که داد بوسه به رگ‌هایِ حنجرت
زینب شنید، راز مگوی تو یا حسین

ای بهترین شقایقِ پرپر، هنوز هم
آزادگی‌ست، زنده به بوی تو یا حسین

همچون دمِ مسیح، شفابخش عالم است
گرد و غبار و تربتِ کوی تو یا حسین

از ابتدا ضریح تو شش گوشه داشته‌ست
هر گوشه کعبه را به تماشا گذاشته‌ست

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
18:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 77.8 KB
ای شور تو در دلم دمادم ارباب
یک گوشه نگاه تو مرادم ارباب
من تازه گرفتار غم تو نشدم
از کودکیم دل به تو دادم ارباب

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
.
.
2
18:03
#امام_حسین

بــارالــها نــور عــینـم داده ای
اعــتبار نشــئــتــیــنم داده ای
می‌کنم سجــده به مُهرِ کــربلا
نعمتِ حُبّ الحسینم داده ای

#کلامی_زنجانی

@raziolhossein
18:06
#مناجات
#مناجات_شعبانیه


از هم اکنون که ماه شعبان است ، باید آماده ی حضور شوی
باید از قبلِ موقفِ رمضان ، پاک گردی و غرق نور شوی

بگذر از هر چه بیش و کم اکنون ، خیز و بردار یک قدم اکنون
بگذر از دیگران تو هم اکنون ، تا پسندیده ی غفور شوی

لحظه لحظه به یاد مُردن باش ، زودتر فکر توبه کردن باش
از هم اکنون به فکر رفتن باش ، عاقبت ساکن قبور شوی

گر شوی غافل از چنین رحمت ، عاقبت تو بمانی و حسرت
حیف باشد اگر در این فرصت ، صرف تقصیر یا قصور شوی

تا "تو" باشی چه جا برای "او"ست ؟! بگذر از خود رها شو از این پوست
نرسی تا مقامِ قُربِ دوست ، مگر از نفسِ خویش دور شوی

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
1 April 2022
ش
07:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه وحضرت نرگس هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2 April 2022
ش
01:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 57.5 KB
01:32
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 41.9 KB
01:33
#مناجات_با_خدا
#استقبال_ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی


از اشک، ترم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!
شوقم، شررم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!

گفتند "پذیرایی" و مهمان داری
من پشت درم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
01:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×1137, 86.7 KB
#استقبال_ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی

آمد رمضان و می‌دهد ماه نوید
کز مشرق آرزو گل نور دمید

هرکس که نهاد گام در راه علی
در خلوت دل به وصل دلدار رسید

#محمود_شاهرخی

@raziolhossein
01:39
#رمضان_المبارک
#مناجات


دوباره عطر مناجات در فضا پیچید
کنار سفره ی افطار ، ربنا پیچید

رسید مژده که هان عید اولیای خداست
حواله ی ازلی را برای ما پیچید

فرشته های خدا بال نور گستردند
و در بسیط زمین و زمان صدا پیچید

صدا صدای خدا بود : بنده ام برگرد
بیا اگر چه گناهت به دست و پا پیچید

چه میزبان رئوفی که لحظه ی اول
برای خستگی ام نسخه ی شفا پیچید

دوباره زمزمه ی " جوشن " و " ابوحمزه"
میان بغض گلوگیر ناله ها پیچید

چقدر جاذبه ی " افتتاح" سنگین است
دل رمیده ی من سمت التجا پیچید

غزل به یاد خرابه نشین شام افتاد
سه ساله ای که نفس را به نینوا پیچید

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
ش
17:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#استقبال_ماه_مبارک_رمضان
#مناجات


آنکس که اول ماه دست مرا گرفته
سی شب برای من در این خانه جا گرفته

با یار وعده دارم هرشب همین حوالی
شبهای ساکت من بوی خدا گرفته

هرکس بد مرا گفت او خوبی مرا گفت!
پشت مرا همیشه بی ادعا گرفته

صدبار گم شدم من در کوچه های دنیا
من کور بودم و او بهرم عصا گرفته

ای دوست قدیمی من را که خاطرت هست
من آن بدم که قلبم بوی خطا گرفته

تنگ است دست سائل! خرجی ما ز باباست
از دست مرتضی بود هرچه گدا گرفته

حق میدهی به چشمم غیر از علی نبیند
چشم مرا شکوه ایوان طلا گرفته

برکت به اشکمان زد رحمت به حالمان زد
زهرا برای عشاق دست دعا گرفته

یکسال هم گذشت و ما کربلا نرفتیم
خیلی دلم برای صحن و سرا گرفته

بالاترین عبادت خون گریه بر حسین است
عابد عبادتش را از کربلا گرفته

افطار سینه زن ها با گریه میشود باز
نوکر به یاد ارباب آب و غذا گرفته

ای روزه دار تشنه! تشنه فقط حسین است
جای فرات آن لب بر چکمه ها گرفته

با قاتلش بگویید ذبح غریب زشت است
پیش نگاه زهرا خنجر چرا گرفته


#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
17:29
#مناجات


وَاسْمَعْ دعایی با تو در دل حرفها مانده
وَاسْمَعْ ندایی که صدایم بی صدا مانده

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست
در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

دارم فراری می شوم از خود به سوی تو
در کشتی این ناخدا تنها خدا مانده

ناجی تویی راجی منم در دست های من
بی ربنا هایم فقط مشتی هوا مانده

وقتی که محرومم کنی روزی نخواهم خورد
باید بگیری دست من را که رها مانده

پوشانده ای امروز در دنیا عیوبم را
اما فَلا تَفْضَحْنیِ روز جزا مانده

از تو اگر دورم ولی نزدیک شد مرگم
در کوله ام تنها الهی قَدْ دَنا مانده

شعبان به پایان آمد و روی لبان من
وای من از فریاد لَمْ تَغْفِر لها مانده

خوبی تو آمال من را بیشتر کرده است
مِنْکَ رَجائی از وَلا تَقْطَع به جا مانده

لَمْ تَهْدِنی؟ می خواستی رسوا اگر باشم
لم تَهْدِنی؟ وقتی دلیل کربلا مانده

یک عمر قَدْ اَفْنَیْتُ عُمری بی حضور تو
پس فَاقْبَل عُذری که‌دلیل روضه ها مانده

جرم زیادم پیش عفو تو چه ناچیزو
تازه عنایات علی موسی الرضا مانده

بین جهنم هم تورا فریاد خواهم زد
تاثیر اشک شوق در قاموس ما مانده

تنها محبت راه ترک معصیت گشته
با دوستت دارم جهانی روی پا مانده

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
17:31
#مناجات
#امام_رضا_علیه_السلام


محضر اهل کرم حال پریشان میبرم
بهتر از گریه ندارم چشم گریان میبرم

لطف اینها بیشتر از دیدنی نادیدنی است
من ازین در چیزهایی بهتر از نان میبرم

نوح دستش را سویم اورد اما پس زدم
با چه امیدی خودم را سمت طوفان میبرم؟!

اینهمه گفتم رقیه اینهمه گفتم ز خار
نفس را پس کی روی خار مغیلان میبرم؟!

چرتکه پیش کریم انداختن دیوانگی ست
چون به یک العفو صدها برگ غفران میبرم

گفت هرکس که بیاید زود جایش میدهم
روی خوش دیدم اگر با خویش مهمان میبرم

ماه قرآن باطنا ماه علی مرتضی ست
خیر مولا بوده هر فیضی ز قرآن میبرم

در قیامت حکم دوزخ هم دهی اسوده ام
خویش را سمت جنان با یک حسین جان میبرم

چه حرم بسته شود چه باز آقایم که هست!
مثل سابق حاجتم را به خراسان میبرم

اینچنین دنیا نمی ماند حرم وا میشود...
آب سقاخانه اش را بهر درمان میبرم

ای امان از بی کسی در حجره تنها جان سپرد
نام اورا با هزاران آه سوزان میبرم

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
17:31
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


با غم هجران تو هرچند که راه آمدیم
باز هم بی تو به استقبال این ماه آمدیم

پای ما را دعوت چشمت به مهمانی کشاند
ما به شوق تو به مهمانی الله آمدیم

آمدیم اما چگونه؟! آمدیم اما چطور؟!
پر گناه و رو سیاه و باز گمراه آمدیم

چند وقتی هست در ما رغبت دیدار نیست
ما که حتی گاها اینجا هم به اکراه آمدیم

خوب میدانی و میدانیم خیلی بد شدیم
خوب میدانی پشیمانیم، آگاه آمدیم

اوج آمال و امید ما در اینجا نوکری‌ست
ما بدین درگاه آری در پی جاه آمدیم

شاه را انداخت نیزه از بلندی بر زمین
روضه را دیدیم سنگین است کوتاه آمدیم


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
17:31
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


دلمرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما
قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما

ماه خدا دومرتبه بی ماه روی تو
دارد بشارت رمضان می دهد به ما

برگرد! ای که لحظه ی افطار، عاقبت
یک روز دست های تو نان می دهد به ما

روزی سه بار غرق غریبی و بی کسی ست
حسی که بی تو وقت اذان می دهد به ما

این ماه، فرصتی ست که باز عاشقت شویم
ماه خدا دوباره زمان می دهد به ما

امسال میهمان جد تو هستیم، جان حسین
نامی که اشک های روان می دهد به ما

حالا که سفره، سفره ی عشق است پس خدا
هرچه بخواهد این دلمان می دهد به ما

بی شک حواله همه امسال کربلاست
مزدی که آخر رمضان می دهد به ما

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
17:31
#امام_حسین_مناجات
#امام_حسین_رمضان


قسم به خاك بیابان سیّدالشّهداء
شفاست،دست‌به‌دامان سیّدالشّهداء

خدا گواه،دوای هزار و یک درد است
غذای سفره ي احسان سیّدالشّهداء

فقط به ما نه،به‌زرتشتی‌و‌ به‌بودایی
رسیده لطف فراوان سیّدالشّهداء

اگرکه در پی دنياي اَمن مي‌گردی
بیا به روضه‌ی‌رضوان‌ سیّدالشّهداء

اگركه طالب فيضي بيا دمي بشنين
كنار پير غلامان سیّدالشّهدا‌ء

به‌چشمهای‌خودت‌امرکن‌که‌گریه‌کنند
برای پیکر عریان سیّدالشّهداء

به‌چوبدستی‌بدمست‌،وقت‌شُرب‌ِشراب
شکست گوهر دندان‌ سیّدالشّهداء

سلام لحظه‌ی افطار و موقع سحرم
به‌ساحت لب عطشان سیّدالشّهداء

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
17:31
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


ای کاش ببینیم همه ماه نهان را
همراه طلوع تو شروع رمضان را
 
با تلخی اشک غمت افطار نمودیم
از ماذنه هر بار شنيديم شنیدیم اذان را
 
چندیست که چشمان زمین بی تو ندیده است
از باد صبا آن نفس مشک فشان را
 
تلخند زبانها بگذار از تو بگویند
تا نام تو تغییر دهد طعم دهان را
 
قلبی که ز خاک کف پاهای تو دور است
صد سال نخواهیم برایش ضربان را

هرگاه که با تو به مناجات نشستیم
یک بار هم احساس نکردیم زمان را
 
گیریم که از دیدن تو چشم بپوشیم
آقای دل ما! چه کنیم این دلمان را؟
 
امسال رسیدیم که از سفره زینب
بر دست گدایان بدهی لقمه نان را
 
خون گریه روز و شبت از غصه زینب
باعث شده در کام بگیریم زبان را
 
 برگرد که از کوفه نه، از کرب و بلا نه
از شام بپرسی سبب قد کمان را

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
17:31
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


خورشید پشت ابر ! نشانی به ما بده
ای ماه ! مژده ی رمضانی به ما بده

مثل نسیم صبح از این جا گذر کن و
باد صبای مشک فشانی به ما بده

بی کس تر از همیشه رساندیم خویش را
آواره ایم ... جا و مکانی به ما بده

از بس که در پی همه غیر از تو بوده ایم
از پا نشسته ایم ... توانی به ما بده

از سفره ای که وقت سحر پهن می کنی
مانده غذا و خورده ی نانی به ما بده

" با روضه ی حسین نفس تازه می کنیم "
روضه بخوان دوباره و جانی به ما بده

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
17:31
#مناجات


هر وقت حرف دیدن یارست لن هم هست
دل کندن از دلبستگیها از وطن هم هست
گفتم همه جمعند شاید جاى من هم هست

در باغ اگر گل هست پهلویش چمن هم هست

وقتى که در باز است حرف باز کردن نیست
وقت گدایى که مجال ناز کردن نیست
پروانه بودن به همین پرواز کردن نیست

گر خواستى پروانه باشى سوختن هم هست

لازم نکرده هیچکس ما را نگه دارد
ما را دو عالم بس اگر مولا نگه دارد
سرمایه اى دارى بده زهرا نگه دارد

زیرا که در این راه حتما راهزن هم هست

هر وقت دردى هست یا هر وقت آهى هست
از جانب معشوق ما حتما نگاهى هست
در کوله بار ما اگر بار گناهى هست

اما خوشم زیرا دعاى پنج تن هم هست

داریم ما از دو برادر هر چه را داریم
پس کربلا را از حسین و مجتبی داریم
گیرم مدینه بسته شد ما کربلا داریم

قبرحسین بن على قبر حسن هم هست

نامى که هر شب با توسل میبرم زهراست
مهر على را دارم و بالاسرم زهراست
من بچه این خانه ام پس مادرم زهراست

آرى به فکرم هست زهرا دائما هم هست

آتش گرفته گلشنى در پیش همسایه
خاکى شده چه دامنى در پیش همسایه
این را که دارى میزنى در پیش همسایه

تازه پدر از دست داده تازه زن هم هست


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
3 April 2022
ش
06:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 296.4 KB
.
#ماه_مبارک_رمضان

به اذن عالی اعلی، به احترام علی...
شروع می کنم این ماه را به نام علی

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
06:38
#ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی

غافل بودم اگر چه ماه شعبان
یک بار دگر خدا فرستاد اَمان

تا خواست زمینم بزند عصیانم
اینبار به یاریِ من آمد رمضان

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
ش
17:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی

چون روح که در قالب جان می آید
باران به کویر تشنه گان می آید

ای آنکه وصال آسمان می خواهی
برخیز صدای رمضان می آید

#حسن_کردی

@raziolhossein
17:23
#مناجات


گناه، ظرفیتِ اشک را گرفت از تو
آهای کاسه ی چشمم ! چه آمده به سرت

شکسته‌ پَر شده ای یاکریمِ ، بامِ کریم
هوای نفس چه زخمی زده به بال و پرت

خدا ، خدای لبم را ز من مگیر ، خدا
بیا و رحم کن ای رب به عبد بی هُنرت

سزای آن که ز دَرک تو دور شد ، دَرَک است
به باد می رود آن‌کس که می دهد هدرت

تمام سود مناجاتِ تو ، دَمِ صبح است
ضرر نکرده کسی که نشسته تا سحرت

رفیقِ بنده نوازی و ما فقیرِ نیاز
نمی شود که بیفتد به حال ما ، نظرت ؟!

به حرمت رمضان کاسه مرا پُر کن
ببین گدای قدیمی رسیده پشت درت

امید طفل خطا کار مادر است فقط
فدای فاطمه ، آن باوقارِ معتبرت


@raziolhossein
17:24
#ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی


باران کرم از آسمان می ریزد
چون سیل همیشه ناگهان می ریزد

چون برگ درختان رها در پاییز
در وقت اذان ، گناهمان می ریزد

#محمدی_مزینان

@raziolhossein
1
17:30
#مناجات
#دوبیتی

با دیده‌ی تَر خُدا خُدا باید کرد
پیوسته‌تو را؛تو را صدا باید کرد

وقتی‌تو به‌فکرِشیعه در هر حالی
در حقّ‌ِ تو هر نفس دعا باید کرد

....

در غُربت اسیرم؛آشنا می‌خواهم
ای‌یاد تو مونسم‌ تورا می‌خواهم

ای نامه‌ی نانوشته‌ام را خوانده
من‌هم شب‌ِقدر کربلا می‌خواهم

.....

حاشا که‌ ز لُطف نا امیدم بکنید
من منتظرم که رو سپیدم بکنید

سوگند به آخرین نفسهای حُسین
در حال مناجات شهیدم بکنید

.....

ای‌کاش‌که‌صاحب‌الزْمان برگردد
آن‌ پیر به هیبت جوان‌ برگردد

یا‌رب سببی ساز که آن بدر تمام
تا نیمه‌ی شَهرُالرّمضان برگردد
.......

دارم همه دم روی تمنّا به‌حسین
محتاج‌ترم از همه ؛ امّا به‌حسین

نزدیک‌ترین جواب را می‌شنوم
از دور سلام می‌کنم‌تا به حسین

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
4 April 2022
ش
05:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#دوبیتی


هر چند گذشته ی تباهی دارم
عاصی ام و نامه ی سیاهی دارم

بخشید و کریمانه بغل کرد مرا
انگار نه انگار گناهی دارم

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein1
2
5 April 2022
ش
02:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


حالا که مهمان تو در ماه صیامم
بر تشنه کام کربلا اول سلامم

مانند طفلی که زبان تازه گشوده است
با اشک روضه وا شود بر توبه کامم

با بسم رب الکربلا روزه گرفتم
با روضه داری روزه‌داری شد مقامم

یعنی که مهمانی تو بزم حسین است
بوی محرمم می‌دهد ماه صیامم

مهمان نوازی می کند او از غلامش
آن که به مهمانی نکردند احترامش

رحمی به نوزاد و جوان او نکردند
رحمی به طفل نیمه جان او نکردند

هر جا که گریه کرد خندیدند بر او
شش ماهه ای آورد خندیدند بر او

تشنه شدم تا آب دیدم گریه کردم
یاد لبش آهی کشیدم گریه کردم

وقتی هلال ماه را دیدم به چشمم
گویا سری بر نیزه ها دیدم به چشمم

ماهی که زلفش آسمان را ریخت بر هم
زخم جبینش نقطه پرگار عالم

قرآن که خواندم روضه ای دیگر به پا شد
هر آیه آن روضه تشت طلا شد

با خیزران زد بر لبش قرآن نخواند
تا پرتو خورشیدی اش پنهان بماند

یارب عنایت کن به حق کشته اشک
در کاسه چشمم بریز اشک مدامم

گرچه رفیق نیمه راهش بودم اما
حق رفاقت را به من کرده تمامم

با آنکه بد بودم ولی رزقم دهد باز
نانی به غیر از نان او باشد حرامم

حتی نیاورده به رویم رو سیاهم
باز ابرو داده میان خاص و عامم

شرمنده ام شرمنده ام شرمنده او
پیش مرام و لطف او من بی مرامم

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
02:06
#مناجات


آمد سحر دوباره و حال سَهَر* کجاست؟
تا بلکه آبرو دهدم، چشم تَر کجاست؟

بیدار می‌نشینم و باشد دلم به خواب
با این درختِ آب نداده، ثمر کجاست؟

ای داوری که دست مرا کرده‌ای بلند
از من ز دستِ نفْس، زمین خورده‌تر کجاست؟

دارم دو دست سوی تو بالا و سر به زیر
کو دست دیگری که گذارم به سر؟ کجاست؟

با آب می‌کنند سیاهی ز صفحه پاک
پر گشته نامه‌ام ز گنه، چشم تر کجاست؟..

جز خانۀ تو، هر چه درِ خانه، بسته است
یک در، که وا شود به منِ دربه در کجاست؟

یک گوشۀ نگاه، عوض می‌کند مرا
در این میان، به گوشه‌نشین آن نظر کجاست؟

#علی_انسانی

*سَهَر: شب‌زنده‌داری، بیداری

@raziolhossein
👍 1
02:08
#مناجات


چه بهتر است ببخشم به لطف و احسانم
چگونه جسم ضعیف تو را بسوزانم؟

اگر تو خالق خود را خدا نمی‌دانی
منم خدا و تو را عبد خویش می‌دانم

شرار قهر مرا، آب بحر کافی نیست
مگر ز اشک تو، آبی بر آن بیفشانم

تو غافلی و مرا لحظه‌ای نمی‌خوانی
بیا منم که تو را سوی خویش می‌خوانم

هزاربار شدم از تو خشمگین امّا
تو کیستی که ز تو انتقام بستانم؟

به عزّتم قسم ار سوی من بیایی باز
تو را ز لطف در آغوش خویش بنشانم

ز بس که اشک تو را دوست دارم؛ از رحمت
بلا دهم که تو را لحظه‌ای بگریانم

هزاربار گنه کرده‌ای؛ بیا یک‌بار
بگو: اله من العفو، من پشیمانم

ز سال‌ها گنهت بگذرم به یک العفو
ببخشم و به تو ثابت کنم که رحمانم


@raziolhossein
2
02:09
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


اگرچه در‌به‌در کوچه‌ی خطا شده‌ام
شکسته‌بال‌ترین بنده‌ی خدا شده‌ام

ولی نشسته به چشم ‌ترم، ندامت‌ها
و نیمه‌راه‌ترین یار توبه‌ها شده‌ام

گناه من، نفسم را به سینه چسبانده
بعید نیست اگر تحبس‌الدعا شده‌ام

شکسته پشت من از بار معصیت‌هایم
ز خویش خسته‌ام؛ از خوب‌ها جدا شده‌ام

به آستان کریمت پناه آوردم
ز بس گناه نمودم چه بی‌حیا شده‌ام

مرا به‌خاطر اشک حسین خود بپذیر
مرا که نذر غم شاه کربلا شده‌ام

چه باک از شب و قبر و نکیر و منکرها
چرا که گریه‌کن شاه سرجدا شده‌ام

همیشه راه مرا کربلا رقم زده‌اند
اگرچه دربه‌در کوچه‌ی خطا شده‌ام

کفن به درد من مبتلا نخواهد خورد
منی که خون‌جگر داغ بوریا شده‌ام


@raziolhossein
02:11
#مناجات


که می داند چه پایانی است فصل آخر ما را
کدامین باد خواهد بست فردا دفتر ما را

تمام عمر در غفلت گذشت و آه از این حسرت
خدایا صرف خود کن چند روز دیگر ما را

زمین گیریم و جامانده به خاک آلوده، درمانده
به سوی آسمانها باز کن بال و پر ما را

به دنیا مبتلاییم و عطشناکیم، ای دریا
پر از آرامش خود کن سبوی باور ما را

دل ما با حسین توست باب توبه را بگشا
شهادت میدهد این روضه ها چشم تر ما را

لباس نوکری بر تن بگیر ای مرگ جان ما
مگر این جامه در محشر بپوشد پیکر ما را

میان بیم و امیدیم مثل -جوون- شاید که
حسین بن علی بر پای خود گیرد سر ما را

پس از عمری علی گفتن خدایا لحظه مردن
به سیمای علی بگشا نگاه آخر ما را

قیامت پهنه ی بیم است اما من یقین دارم
حسن آرام خواهد ساخت هول محشر ما را

به آتش در مکش ما را تو را سوگند بر زهرا
که آتش سوخته بد جور روزی مادر ما را

#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
02:12
#مناجات_با_خدا
#استقبال_ماه_مبارک_رمضان
#دوبیتی

ای نام تو شَهد سخنم یا الله
آرام دل و جان و تنم یا الله

ای لطف تو چاره‌ساز هر بیچاره
بیچاره‌تر از همه منم یا الله

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
02:20
#مناجات_با_خدا
#مناجات


باز آمدم با چشم‌های تر شب سوم
افتاده‌ام از پای پشتِ در شب سوم

بال و پری بشکسته آوردم نگاهم کن
چهره بپوشان از رویم کمتر شب سوم

توبه شکستم، پایِ عهدِ خود نماندم من
شرمندگیِ من شده بدتر شبِ سوم

بُهتَم زده از ترسِ روزِ رستخیز، اما
با گریه حالم می‌شود بهتر شب سوم

بسته شده بال و پرم در معصیت‌هایم
این معصیت‌ها گشته دردِ سر شب سوم

حال و هوایِ کودکیَّم رفته از دستم
مثلِ گذشته نیستم دیگر شب سوم

بینِ مناجات و دعاهای سحر دیدم
نامِ رقیه گشته جلوه‌گر شب سوم

آنقدر دلتنگِ مُحَرم می‌شوم شب‌ها
یاد رقیه می‌کنم در هر شب سوم

با روضه‌های شام و کوفه می‌زنم پرپر
در روضه‌اش جان می‌دهم آخر شب سوم

#رضا_باقریان

@raziolhossein
02:21
#اهل_بيت_عليهم‌‌السلام
#دوبیتی

آنان كه يمی را به شطی می‌بخشند
طاووس جنان را به بطی می‌بخشند

يك خط به مديحشان بگو تا نگری
يك عمر خطا را به خطی می‌بخشند

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
02:24
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


غروب بود که  "حَیِّ عَلی"رسید به ما
خوش امدیدِ خدا از سما رسید به ما

چه خوب شد رفقا!دور دور ما شده است!
دعا کنید،که اذن دعا رسید به ما

دوباره گوشه ی این خانه جایمان دادند
دراین شلوغی میخانه جا رسید به ما

غریبه دور و بر ما زیاد بود اما..
طراوت نفسی آشنا رسید به ما

دوباره شوق گرفتیم بنده اش باشیم
گرفته بود دل ما صفا رسید به ما

کجاست دست گدایان کریم آمده است
کریم  آمد و دست عطا رسید به ما

به جای ثروت دنیا نجف به ما دادند
خوشا به طالع ما! خاک پا رسید به ما

حساب سی شبه ی ما فقط به دست علیست
فقط به عشق علی اهدنا رسید به ما

علی مراقب ما بود و هست و خواهد بود
همیشه و همه جا این بها رسید به ما

برای سفره افطار هم حواسش بود
کمی هم از رطب مرتضی رسید به ما

شروع ماه مبارک صدا زدیم حسین
شروع ماه خدا  کربلا رسید به ما

عیار روزه ما گریه بر حسین باشد
هزار خیر در این گریه ها رسید به ما

به روزه ی رمضان روضه ی عطش دادند
غم لبان عزیز خدا رسید به ما

همان لبی که حرامی لگد به رویش زد
درآن میان خبر از نیزه ها رسید به ما

سپاه شام صدا زد که پیرهن اینجاست!
سپاه کوفه صدا زد عبا رسید به ما!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
ش
03:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


مجنون شدم اما غم لیلا ندارم
تشنه شدم راهی سوی دریا ندارم

دیروز من را حسرت یک عمر پُر کرد
در کوله ام جز نالهء فردا ندارم

با آتش عصیان، همه سرمایه ام سوخت
چیزی برای محشر کبرا ندارم

خشم تو هم هرچند از روی علاقه است
من طاقت ناراحتی ات را ندارم

این آخر عمری شتر دیدی ندیدی
سنگین شده پرونده ام، امضا ندارم

با اینهمه آلودگی اصلاً نگفتی
کاری به کار نوکر زهرا ندارم

بین نجف جان مرا باید بگیری
چون حاجتی جز دیدن مولا ندارم

دنیای بی کرببلا یعنی جهنم
بی کربلا امیّد به دنیا ندارم

مهمانی تو آمد و کاری نکردم
دیگر سلاحی غیر گریه ها ندارم

وا کن گره های مرا جان رقیه
آن دختری که گفت من بابا ندارم

با گریه با راس پدر می گفت عزیزم
حالا که با سر آمدی، من پا ندارم

حالا که دیدم سوخته تر بودی از من
دیگر گلایه از سر سقا ندارم

این شهر را روی سر خود می گذارم
هرچند از ضرب لگدها، نا ندارم

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1
03:04
#مناجات


کی می‌شود از مهر تو، شرمنده نشد؟
یا بنده‌نوازی تو را بنده نشد؟

از خشم تو بندۀ گنه‌کار گریخت
اما به کسی جز تو پناهنده نشد
 ......

اشک آوردم، آتش آه آوردم
هم نامه و هم روی سیاه آوردم

هرکس به تمنای تو چیزی آورد
من هیچ نداشتم، گناه آوردم
.....

با آن‌که دمی نبوده خرسند از من
هرگز نبریده است پیوند از من

از این همه عیب‌پوشی‌اش حیرانم
انگار حیا کرد خداوند از من!

#میلاد_عرفان_پور

@raziolhossein
03:10
#مناجات


از من ندیده است کسی بی پناه تر
روزم شده است از شب تیره سیاه تر

دست مرا بگیر که از خود فراری ام
راضی نشو ببینی ام ازاین تباه تر

زانو زدم مقابل تو چون اسیرها
این بار ازهمیشه ولی بی سلاح تر

مولاي انت تعلم ضعفی عن البلا
آری به جزتو کیست به ضعفم گواه تر

هرگز ندیدم از تو کسی را کریم تر
هرگز ندیدم از کرمت دلبخواهتر

با اشک آمدم که شنیدم پسند توست
چشمی که میشود به ازای گناه، تر

یاربِّ انت اکرم مِنْ اَنْ تُضيعُنی
حالا که از همیشه شدم بی پناه تر

#ع_رجبی

@raziolhossein
03:11
#مناجات


همیشه برایم دعا میکنی
گرفتاریم را روا میکنی

کثیرالخطایم ولی ازکرم
به عبد فقیرت وفا میکنی

ز بار گناهان خود نادمم
به نورت دلم را جلا میکنی

غفوری رحیمی کریمی خدا
خطاکرده ام تو عطا میکنی

به غفلت شده سر همه عمر من
نگاهی تو بر این گدا میکنی؟

زمانی که نام علی می برم
همه درد من را دوا میکنی

تو در روضه های شه بی کفن
مس قلب من را طلا میکنی

زآلودگی تا که پاکم کنی
مرا راهی کربلا میکنی

(( بهارم)) خزان گشته ازمعصیت
به رویم در لطف وا میکنی


#ابوذر_رییس_میرزایی_بهار


@raziolhossein
03:14
#مناجات


آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده
جان بی بی حضرت زهرا، جوابم را بده

من که می دانم چه کردم این همه رسوا شدم
روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده

بر نگردان روی خود را از غلام خسته ات
یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

تو نخواهی این همه شب زنده داری را چه سود؟!
تا دل من هم شود احیا جوابم را بده

دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم
بی نوایم، سائلم، آقا جوابم را بده

گرچه عمری شد سیه پرونده ی اعمال من
بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده

رو مگردان این قدر از این زمین خورده، بس است
یا بزن من را و رد کن یا جوابم را بده

"گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد"
ای عموی خیمه ها، سقا جوابم را بده

دختری با گریه در کنج خرابه ناله زد
ای فدایت دخترت، بابا جوابم را بده

#ف_سادات_معززی

@raziolhossein
03:18
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


روسیاهی آمده شاید که مهمانش کنید
این گدای بی نوا را غرق احسانش کنید

مژده ی درمان درد لاعلاجم داده اند
درد عصیان دارم امشب زود درمانش کنید

معصیت خشکانده چشمم را بحق فاطمه
این کویر چشم من را خیس بارانش کنید

من دل آلوده ام را روی دست آورده ام
بعد تطهیرش پر از تقوا و ایمانش کنید

بنده ی نفسم شدم این مشکل سخت من است
با نگاهی مشکلم را سهل و آسانش کنید

نو بهاران آمده اما نیامد دلبرم
پس تمام چار فصلم را زمستانش کنید

او پریشانِ پریشان حالی ما می شود
خواهشاً این ماه ما را هم پریشانش کنید

بر دل هرجایی ام ای کاش قلاده زنید
تا نجف برده همانجا کلب دربانش کنید

(سیزده را دوست دارم زاد روز حیدر است)
جان من را سیزده دفعه به قربانش کنید

نیمه ی ماه خدا ماه خدا هم میرسد
کام دل را مست ذکر یا حسن جانش کنید

نان ما را می رساند دست بی منت.. ولی
رزق مشهد، کربلایم را فراوانش کنید

راه کج رفتم ولی دلتنگ راه کربلام
پای من را همدم خار بیابانش کنید

روزه ی ما بی حسین فاطمه بی معنی است
روزه ام را تشنه ی آن کام عطشانش کنید
:

جار میزد بی حیایی : اهلبیتش را اسیر ...
سنگها را هم نثار ذکر قرآنش کنید


#حسین_رحمانی

@raziolhossein
03:21
#صلوات
#دوبیتی

وقتی که نباشد به حرم دسترسم
چون مرغ شکسته بال ، کنج قفسم

نام تو که در ماذنه ها می پیچد
باغ صلوات گل کند در نفسم

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
03:22
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

از من تو هر آنچه خواستی آن بدهم
جان پیش تو سخت،نه که آسان بدهم

زشت است بیایی و به بستر باشم
ای‌کاش بایستم سپس جان بدهم

#مجید_لشکری

@raziolhossein
6 April 2022
ش
02:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#رمضان_الکریم
#تبری
#دوبیتی

در ماهِ خدا ، عقده ز دل وا کردم
از دشمن مرتضی تبری کردم

از روزه ثواب بیشتر خواهد داشت
لعنی که به قاتلین زهرا کردم

#عبدالزهرا

@raziolhossein
ش
04:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


جاری‌ست چو باران عرق شرم به رویم
از عفو تو یا از گنه خویش بگویم؟

ترسم نگذارند به فردای قیامت
یک برگ گل از باغ وصال تو ببویم

کوری به از آن کز کرمت چشم بپوشم
لالی به از آنم که ثنای تو نگویم

تو زود رضا می‌شوی از بنده ولی من
دیر آمده‌ام تا که رضای تو بجویم

من رو به در غیر تو بردم، تو ز رحمت
آغوش گشودی که بیا باز به سویم

خواهم که حضور تو کنم سفرۀ دل، باز
ترسم که گناهان بفشارند گلویم

صد سالم اگر در شرر نار بسوزی
از دوستی‌ات کم نشود یک سرِ مویم

بر خاک درت ریخته‌ام اشک خجالت
این اشک نکوتر بود از آب وضویم

پروندۀ تاریک مرا اشک نشوید
بگذار که در چشمۀ عفو تو بشویم

صد بار خطا دیده‌ای از «میثم» و یک بار
نگذاشتی از لطف بیارند به رویم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
04:38
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


ازهمه خسته شدم، خستگی ام را در کن
مضطرم، لطف کن و فکر مَنِ مضطر کن

بی پناهم به جز این خانه پناهم ندهند
من پناهنده شدم بر تو مرا در بر کن

گر چه رویم سیه و دامنم آلوده شده
از خطایم بگذر حال مرا بهتر کن

حال اشکی بده من را که دلم بِشْکَسته ست
بعدازآن رحم بر این حال و به چشم تر کن

یا رئوف، از سر رأفت مددی کن بر من
یا کریم، از کرمت شاملِ این نوکر کن

بر سر سفره ی تو آمده ام، سفره گشا
بین خوبانِ درت جای مرا گستر کن

آمدم توبه کنم، قول دهم، خوب شوم..
توبه ام را بپذیر، حرف مرا باور کن

کوچکم محضر تو، ای تو بزرگِ همگان
من نه اصلاً؛ نظرم حقِ یلِ خیبر کن

به بزرگیِ علی دستِ مَنِ کوچک گیر
قلب من را حرم فاطمه و حیدر کن

علی و فاطمه بر روی حسین حساسند
نظری بر مَنِ نوکر، به شَهِ بی سر کن


زخمی اُفتاده به گودال و تنش درخون است
شمر صرف نظر از دشنه و از خنجر کن

خواهرش آمده از تل، نَبُر از شَه سر را
رحم برقلبِ پُراز خونِ چنین خواهر کن


#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
1 👍 1
04:41
#مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


دوباره آمده ام رو سیاه یا الله
اُمیدم است همه یک نگاه یا الله

اگرچه غیرِ دو خط آه..دربساطم نیست
ولی شدست دمم دائم آه یا الله

به غیرِ خانه تو جز عذابخانه نبود،
بِده مرا به حریمت پناه یا الله

تو راه را به رویم باز کرده ای عمری
خودِ منم که شدم سد ّراه یا الله

گذشت عمر من و، غرقِ معصیت هستم
به دست خود شده عمرم تباه یا الله

گناه و نَفسِ بدِ من، برادرم بودند
اگر فرو شده ام قعرِ چاه یا الله

به هر که غیرِ تو، گر اعتماد کردم من
سرم گذاشت به نحوی کلاه یا الله

ببین که آمده ام از گناه توبه کنم
پذیر توبه ام از هر گناه یا الله

بخوانَمَت به کدام اسم دلربای، تو را
کریم، غافر، اَحد، باراله، یا الله

تو نامه ی عملم را سفید امضا کن
اگر چه هست درونش سیاه یا الله

تمام آبرویم نوکری و عشق علیست
ببخشم از دمِ آن پادشاه یا الله

هوای صحن نجف دارم و دلم تنگ است
رسان مرا سحری بارگاه یا الله

قرار هرشب من گریه بر حسین شدست،
..بر آن شهیدِ تهِ قتلگاه یا الله

به قتلگاه تنش قطعه قطعه شد، ای وای
چنانکه ریخت سرش یک سپاه یا الله

سرش به نیزه و جسمش به روی خاک ولی
رسید خواهرش از خیمه گاه یا الله

رسید و خم شد و بوسه گرفت از رگهاش
رسید و بر غم او شد گواه یا الله


#مجتبی_دسترنج_ملتمس


@raziolhossein
1
04:41
#امیرالمومنین_مدح


ای ماهِ چارده چه بلند است جای تو
گویی نشسته هفت فلک زیر پای تو

بر بامِ آن خَدیوِ همایون چو بَر شدی
خورشید راست غبطه به فرّ همای تو

از خاک آن حرم کنی ار التماسِ نور
خورشید بی مضایقه گردد گدای تو

ای چرخ، پیش مرقد شمسِ ولا، یکیست
مهرِ تو، زهرۀ تو، مهِ تو، سُهای تو

ای بدر! آفتابِ اُحُد را چو ذرّه باش
تا در سپهرِ حُسن دهد اعتلای تو

کن سجده بر مزارِ ولی‌نعمتی که هست
از یمنِ او، وجودِ تو و روشنای تو

در بقعۀ منوره‌اش نیک کن نظر
تا دانی از کجا شده تابان ضیای تو

شمس الضحا در آن دل خاک آرمیده است
گر پرتوی از او نکنی وام، وای تو

از زحمتِ کَلَف شوی آسوده، رخ بسای
بر خاک او، که نیست جز آنجا، شفای تو

در پیشِ نیّرِ ازل از خویش دم مزن
ورنه فلک بخندد از این ادعای تو

پایین بیا و بوسه بزن خاکِ شاه را
بر قبّه جا مکن که نه آنجاست جای تو

گر جز برای رُفتنِ گنبد برآمدی
حقا که جز محاق نباشد سزای تو

*

باری، سلام ما برسان و بگو: شها
تا چند بی نصیب بمانَد گدای تو؟!

دستی پیِ شفاعتم از آستین برآر
ای آنکه هست عینِ اجابت، دعای تو

گر حاجتم نگشته مقدر، مرا چه باک
کی می‌جهد قَدَر ز کمندِ قضای تو؟!

این عبدِ تنگ حوصله مپسند تا شود
نومید از عنایت بی انتهای تو

گر نیست جز به معجزه سامان کار من
بسم اللَّـه این تو و یدِ معجزنمای تو

یک سال بیش رفت و سگِ پاشکسته‌ای
بردوخته است دیده به دست عطای تو

بیگانه‌وار از در خویشم مران که من
خود بوده‌ام ز روز الست آشنای تو

گفتم من این دعا به زبانی که لایزال
گردیده در دهان به ثنا و رثای تو

بر درگهت نشسته جهانی، «فقیر» هم
تا زین میانه با که بُوَد اعتنای تو

#فقیر_تهرانی

@raziolhossein
👍 1
7 April 2022
ش
15:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.
عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین
وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

لبیک یاحسین

🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1 😢 1
15:58
#امام_حسین_مناجات

در سینه مان حسینیه هایی مکرم است
هر شب برای روضه ات آقا محرم است

ما پای شعر محتشمت سینه زن شدیم
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

سر های ما چه قابل اگر بشکند حسین
"سر های قدسیان همه بر زانوی غم است"

این رستخیز سینه زدن هاست کز زمین 
"بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است"

هر دیده ای که گریه کند در غمت حسین
یک چشم او مطابق صد چشمه زمزم است

با یاد لحظه ای که علم خورده بر زمین
ما گریه می کنیم به هر جا که پرچم است

بی خود نمی دهند به کسی اشک ، این ثواب
مخصوص دیده ای است که با دوست محرم است

هر گوشه ای به داغ تو مشغول و بازهم
عالم برای روضه ی داغ شما کم است

ما را چه ارزشی است، به این چند قطره اشک
جایی که روضه خوان عزای تو آدم است

#رضا_رحمامی_آرانی

@raziolhossein
1
15:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×465, 65.3 KB
#امام_حسین

روزیکه گل آدم و حوا بسرشتند
بر نام حسین بن علی گریه نوشتند

فرمود نبی در صفت گریه کنانش
والله که این طائفه از اهل بهشتند

.
15:58
#امام_حسین_مناجات


قرار دل بی قرارم حسین
هوای همیشه بهارم حسین

"من از کودکی عاشقت بوده ام"
هنوزم تو را دوست دارم حسین

من و روضه ات زندگی می کنیم
تویی لحظه لحظه کنارم حسین

تویی عشق شیرین عمرم و من
بجز عشق کاری ندارم حسین

تویی آسمانی ترین واژه ام
تویی عزت و اعتبارم حسین

در این برزخ ناامیدی فقط
به لطف تو امیدوارم حسین

دلم را درآشوب دنیای درد
به چشمان تو می سپارم حسین

لباس پرآوازه ی نوکری
بود پرچم افتخارم حسین

چه بالا چه پایین بدون غمت
چه لطفی ست در روزگارم حسین

#حسن_کردی

@raziolhossein
15:59
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


هوا هوای حسینیه ها شب جمعه
رسیده این دل من تا خدا شب جمعه

شب زیارت مخصوص سیدالشهدا
شب زیارت ارباب ما شب جمعه

حوائج همگی مستجاب خواهد شد
رواست حاجت دل با دعا شب جمعه

"حسین" گفتم و در بین روضه می شنوم
صدای مادر سادات را شب جمعه

خدا کند که همین روزها حرم باشم
خدا کند برسم کربلا شب جمعه

حرم بیایم و بر سینه مُهر غم بزنم
کنار مرقد شش گوشه از تو دم بزنم

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
16:05
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
884×1280, 302.2 KB
حسین جان

ماه صیام آمد و من در خیال خود
با بوسه بر ضریح تو افطار می‌کنم

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
16:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×704, 46.7 KB
.
یارضیع‌الحسین

تکلیف نشد روزه به "طفل" و به "مسافر"
ای "طفل مسافر" تو چرا آب نخوردی؟

@raziolhossein
16:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×500, 30.5 KB
.
#یارضیع‌الحسین‌

تکلیف نشد روزه به "طفل" و به "مسافر"
ای "طفل مسافر" تو چرا آب نخوردی...


@raziolhossein
16:10
#مناجات
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


دلبر دلش گرفته دلدار گريه كرده
عاشق هميشه وقت ديدار گريه كرده
.
به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود
از توبه گنهكار ، غفار گريه كرده
.
درد مريض را جز درد آشنا نفهميد
گاهى طبيب هم با بيمار گريه كرده
.
شرمنده از گناهان دانى مثال ما چيست؟
خانه خراب زيرِ آوار گريه كرده
.
شب زنده دارها را طورى دگر خريدند
طوبى برآنكه تا صبح بيدار گريه كرده
.
يك شهر را دعاى يك مست زنده كرده
مستى كه در مناجات هشيار گريه كرده
.
در كسوت گدايى حرفى بلد نبوديم
سائل هميشه جاىِ اصرار گريه كرده
.
با گريه طفل هرچه كه خواسته گرفته
حاجت گرفته كودك ، هربار گريه كرده
.
مارا فقط دعاى زهرا نجات داده
مادر براى طفلش بسيار گريه كرده
.
بر حال مادر ما در بين آتش و خون
ديوار دم گرفته ، مسمار گريه كرده
.
كفاره گناهِ مارا حسين داده
ارباب بين گودال خونبار گريه كرده
.
يك ياحسين گفته وا كرده روزه اش را
آن تشنه كه زمانِ افطار گريه كرده
.
آب فرات آخر تا خيمه ها نيامد
با مشك از خجالت صدبار گريه كرده
.
كف مى زدند لشكر ، قلب رباب مى سوخت
او بينِ خنده هاى اغيار گريه كرده
.
زير عبا چه چيزى پنهان نموده ارباب
سرخ است چشمهايش انگار گريه كرده
.
گهواره بعد اصغر ، در دست ابن سعد است
گهواره در حراجِ بازار گريه كرده
.
.
#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
1 😢 1
16:10
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


همه ی دشت جز سراب نبود
باوجود فرات آب نبود

به هوای حسین ساکت بود
خبری اصلا از رباب نبود

همه گفتند بچه خوابیده
تو نگو مرده بود! خواب نبود!

صورت کوچکش ورم‌ کرده
کاش شب بود آفتاب نبود

حکم شد سوی لشگرش ببرند
حکم رب بود بی حساب نبود

همه باهم بلند خندیدند..
خواهش شاه بی جواب نبود

وسط خطبه تیرشان امد
احتیاجی به این شتاب نبود

یک نفر هم نگفت بی انصاف
کشتن طفل که ثواب نبود

از چه‌ پشت لبش چنین سرخ است؟
کودکی موقع خضاب نبود

کاش وقت غروب پشت حرم
نیزه دنبال آن جناب نبود

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
8 April 2022
ش
04:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه وحضرت نرگس هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
04:58
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_رمضان


‎نفس به سینه مبدل به آه خواهد شد
‎بدون تو همه عمرم تباه خواهد شد

‎فدای آن رمضانی که با تو می آید
‎و با حضور تو شامش پگاه خواهد شد

‎اگرچه ماه خدا؛ باز بی تو خاموش است
‎به نور روی تو این ماه، ماه خواهد شد

‎کنار سفره این افتتاح خوشحالم
‎که در کنار تو ماه افتتاح خواهد شد

‎فدای چشم رحیمت! دل سیاهم را
‎اگر نگاه کنی بی گناه خواهد شد

‎قدم گذار به چشمم که با رسیدن تو
‎نصیب چهره من گرد راه خواهد شد

‎به هر که گفت رهایت کنم به او گفتم
‎گدا همیشه در این خانه شاه خواهد شد

‎دخیل دامن شش ماهه حسین شدیم
‎بساط گریه دوباره به راه خواهد شد

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
1
04:59
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1029×1280, 164.4 KB
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج …

از داغ غمـت کمـر خمیده‌ست ،بیا
یکبار دگر «جمعه» رسیده‌ست ،بیا
ای بـا خبـر از راز دل بیمـارم
تا عمر به آخر نرسیده‌ست ،بیا

.
05:01
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

دردیم همه طبیب هم دردکجاست
جمعیم همه جمال آن فردکجاست

مردم همه ادعای مردی کردند
آن سیصدوسیزده نفرمردکجاست


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
05:01
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

عالم به غم نشسته و در آرزوي تست
دنيا در آستانة ديدار روي تست

كم كم ظهورِ دورِ تو نزديك مي شود
اين فصل غم بهارِ رسيدن به كوي تست

آقا به قبر مخفيِ زهرا قسم بيا
دلهاي خسته همدمِ بغض گلوي تست

دستان زينب است به سوي خدا بلند
اي چشم شيعه چشم رقيه به سوي تست

اي جان فداي حال دعا و تَضَرّعت
بازآ كه شيعه دربدر كو به كوي تست

اين دردها كه بي تو سرِ شيعه آمده
تنها نه از وقاحت و بغض عدوي تست

شايد كه از گناه ، بلا مي رسد بما
شايد هميشه نامة ما روبروي تست

من بارها ز آبرويت خرج كرده ام
شيعه كسي است كه سبب آبروي تست

من با دلِ تو فاصله را كم نكرده ام
مَحروم تا به كي دلم از گفتگوي تست

آماده مي كنم دل خود را براي تو
خوش آن دلي كه بسته به يك تار موي تست

مشتاق ديدنِ پسر فاطمه كسي است
كز هر غمي كه ديد پيِ جستجوي تست

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1