30 May 2019
ش
18:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


از هر چه هست و نیست دگر بی نیاز شد
دست کسی که پیش کریمان دراز شد

در لطف با گدا، چه کسی بهتر از حسین؟
لب تر نکرده ایم در خانه باز شد

حیّ علی الکریم که وقت تصدّق است
یا ایّها العقیق! رکوع نماز شد

آری، ز سجده بر گل آدم شفا نیافت
فطرس ز خاکبوسی تو پاکناز شد

کشتی تو پر است ز کشتی شکسته گان
این رحمت شماست که دریا نواز شد

گفتند گریه پای تو، معراج می برد
یه قطره اشک بال شد و در فراز شد

گفتند مرگ را چو به بازی گرفته بود
با اشتیاق عشق، تنت زخم باز شد

ای نی سوار، زینب تو چاره ای نداشت
بی تو سوار بر شتر بی جهاز شد...

#علی_ناظمی

@raziolhossein
31 May 2019
ش
00:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#شب_جمعه


بیا بندگی کن که عزّت رسید
شبِ جمعه ی ماه رحمت رسید

شبِ جمعه ی ماه خوب صیام
که از او دل ما به طاعت رسید

شبِ جمعه ی ماه رحمت کزو
دل اهل طاعت به دعوت رسید

رها کن خودت را ز هر تیرگی
که وقت رهایی ز ظلمت رسید

بخوان ای دل من خدا را کزو
تو را نغمه های اجابت رسید

در این آخرین لحظه های عبور
دل من به اوج سعادت رسید

گرفت از کرم دامنِ کبریا
دو دستم ، چو وقت کرامت رسید

نکردیم ما بندگی صد دریغ
به دل گرچه نور هدایت رسید

نبودیم یادِ امام زمان
که دلها به هجران حضرت رسید

بیا یادی از روی مهدی کنیم
که از او به جانها حلاوت رسید

چو بردیم نام دل انگیز او
ز هر سو نسیم طراوت رسید

رسد در حریم ولایش یقین
دلی را که نقشِ ارادت رسید

دوباره تو را فرصتی داده اند
مده از کف آن را ، چو فرصت رسید

غنیمت شمار ای دل بی قرار
تو را بار دیگر غنیمت رسید

بخوان بار دیگر تو جوشن کبیر
شبِ خوب ماه عبادت رسید

ز انبوه جُرم و خطا توبه کن
که شب های اشک و ندامت رسید

بزن بر دل و سینه را پاک کن
به چشمت اگر اشک خجلت رسید

صداقت طلب کن ز پروردگار
که دل سمت حق از صداقت رسید

شبِ جمعه و جان من کربلاست
دلم در هوای زیارت رسید

چو پروانه وا کرده ام بال و پر
دلم در حریم شهادت رسید

به یاد عطش جانم آتش گرفت
دوباره به دل داغ عترت رسید

دلم رفته در قتلگاه حسین
همانجا که ما را روایت رسید

جدا شد سر از پیکر پاک او
به دل تیر غم زین حکایت رسید

سرش روی نی ، پیکرش روی خاک
خِیامش در آنجا به غارت رسید

دل زینب از غصّه ها غرقِ غم
که نوبت به هجر و اسارت رسید

چه دلها که خون شد ز آل رسول
چه غم ها که بر آل عصمت رسید

ازین قصّه ی غُصه دار فًلک
تو را "یاسر" اکنون مرارت رسید

#محمود_تاری

@raziolhossein
00:59
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


من دلم را به هوای تو نگه داشته ام
کن قدم رنجه که جای تو نگه داشته ام

ترسم از اشک غمت چشم من افتد از کار
خانه ای را که برای تو نگه داشته ام

خاکسار توام و سر نکنم خم بر خلق
پاس خاک کف پای تو نگه داشته ام

روزگاری است که باغ دلم افسرده و باز
این چمن را به صفای تو نگه داشته ام

بر سر هر مژه ام ای به لب آب شهید
قطره ی اشک عزای تو نگه داشته ام

تا شود در کفنم مهر قبول طاعات
مهری از کرببلای تو نگه داشته ام

معرفت یافته ام از عرفاتت که هنوز
گوش جان را به دعای تو نگه داشته ام

گوش من پر بود از نغمه عاشورایت
اندر این ضبط صدای تو نگه داشته ام

تو بپا داشته ای پرچم دین را و خدا
گوید ای دوست لوای تو نگه داشته ام

تو مرا از نظر لطف میانداز حسین
من نه گر پاس وفای تو نگه داشته ام

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
ش
09:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
10:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

با روزه مرا صبور کن ، بسم الله
از خاطر من عبور کن ، بسم الله

افطار و سحر تو را تبسم کردم
ای جانِ جهان ! ظهور کن ، بسم الله

#رضا_اسماعیلی

@raziolhossein
10:27
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


دلمرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما
قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما

ماه خدا دومرتبه بی ماه روی تو
دارد بشارت رمضان می دهد به ما

برگرد! ای که لحظه ی افطار، عاقبت
یک روز دست های تو نان می دهد به ما

روزی سه بار غرق غریبی و بی کسی ست
حسی که بی تو وقت اذان می دهد به ما

این ماه، فرصتی ست که باز عاشقت شویم
ماه خدا دوباره زمان می دهد به ما

امسال میهمان جد تو هستیم، جان حسین
نامی که اشک های روان می دهد به ما

حالا که سفره، سفره ی عشق است پس خدا
هرچه بخواهد این دلمان می دهد به ما

بی شک حواله همه امسال کربلاست
مزدی که آخر رمضان می دهد به ما

#محمد_بیابانی

@raziolhossein
ش
10:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


عمری است که دم به دم علی می گویم
درحال نشاط و غم علی می گویم

تا حال علی گفته ام انشاالله
درباقی عمر هم علی می گویم

#مرحوم_محمد_حسین_صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
2 June 2019
ش
05:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


مرتكب شد روسياهي اشتباه ديگري
اشتباهي مرتكب شد روسياه ديگري

نامه ي اعمال من پر بود از كار گناه
ثبت شد در كارهاي من گناه ديگري

غافلم يا قابل التوبه نگاهم ميكني
دائمأ از چاله افتادم به چاه ديگري

خسته ام از دست نفس سركش و آلوده ام
باز هم افتاده ام از پرتگاه ديگري

واي اگر افتد كسي از چشم محبوب خودش
ميشود من را بسازي با نگاه ديگري

دوست دارم باز هم عبد خودت باشم فقط
پيش پاي من بيا بگذار راه ديگري

با تمام روسياهي من ندارم اي خدا
جز حسين ابن علي سوی تو راه ديگري

پس ندارم در دوعالم يا اله العالمين
غير بزم روضه ها اصلأ پناه ديگري

#محسن_صرامی

@raziolhossein
05:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
688×844, 159.3 KB
#بیست‌وهفتم ماه مبارک رمضان سالگشت ارتحال بزرگ مرزبان تشیع #علامه‌محمدباقرمجلسی رحمه الله تعالی می باشد، با صلواتی یادشان را گرامی بداریم...
🍃☘🍃

#علامه_مجلسی
05:33
✳️ #علامه_مجلسی


در دهه عاشورا در عالی قاپو در حضور شاه از هیئات عزاداران پذیرایی می کرد و خوش آمد می گفت. روز عاشورا می بینند ایشان نیامد.

💠 خود شاه عهده دار پذیرایی می شود و یکایک هیئات می آمدند تا هیئت حمّال ها وارد می شوند.

✳️ شاه می بیند: علّامه مجلسی با لباس سیاه بلند در میان آنها مشغول سینه زدن است.
شاه فردا با جمعی به منزل علّامه مجلسی رفته و علّت را جویا می شود.

❇️ علّامه می گوید: روز تاسوعا که مشغول خوش آمد گفتن بودم در هنگام ورود دسته حمّال ها در میان آنها پیرمرد قوزداری بود که وقتی سینه می زد خیلی قیافه مضحکی پیدا می کرد. من بی اختیار تبسّمی کردم.

🔆 شب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را در خواب دیدم. سلام کردم. حضرت عنایت نفرمود.
فرمودند: چرا امروز به سینه زن حسین من تبسّم کردی؟ عرض کردم: آقا عمدی نبود. فرمود: اگر عمدی بود که حسابت پاک بود. برای جبران کار امروزت فردا برو در دسته حمّال‌ها و سینه بزن.



📗 "ما سمعت ممن رأیت"، تالیف استاد سید مجتبی بحرینی؛ ص 65-66

@raziolhossein
05:47
#علامه_مجلسی

آنان‌که راه عترت وقرآن گرفته اند
تونیستی وازنفست جان‌گرفته اند

#غلامرضا_سازگار

۲۷رمضان سالروز وفات علامه مجلسی صاحب کتاب روایی شریف و معتبر بحارالانوار

@raziolhossein
ش
09:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


چهارده صده بگذشته ازشهادت تو
هنوز کعبه بود کعبه ولادت تو
هزار قرن دگرهم نمی رود ازیاد
زمامداری و داد تووعدالت تو
بزرگی و شرف عزت و عدالت را
بشر ندید مگردوره خلافت تو
تنت به دیدن اشک یتیم می لرزید
اگر چه لرزه به گردون فکند هیبت تو
درود برتوو براشک های نیمه شبت
سلام برتوو برغیرت و شجاعت تو
امیر بودن و دور فقیر گردیدن
زهی تواضع و قدرو جلال و عزت تو
خزانه های الهی در اختیارت بود
نبود جز زره واسب و تیغ ثروت تو
که دیده برسر دوش رسول بت شکنی
برد به شانه خود مشک آب پیرزنی
*
که دیده در کره خاک زیر تابش ماه
زمامدار جهان راز دل کند با چاه
یتیم داری و فرمان روایی عالم
چگونه شرح دهم لااله الا الله
چهارده صده برحضرتت رسیده ستم
زدشمنان ستمکارو مردم گمراه
چهارده صده تو ناشناس تاریخی
کسی نگشته زقدرو جلالتت آگاه
چهارده صده جاری ست خون شیعه تو
به پای دوستی تو بدون جرم وگناه
چهارده صده تاریخ شاهد است علی
که روزگارعدالت بدون توست سیاه
چهارده صده بیداد در جهان حاکم
چهارده صده چشم عدالت است به راه
چهارده صده اسلام داغدیده توست
گواه ناله و فریاد ناشنیده توست
*
زمامداری تو عدل و داد راآراست
هنوز پرچم سبز عدالتت بر پاست
چهارده صده فریاد می زند شیعه
هزار قرن اگر بگذرد علی مولاست
چهارده صده شهر مدینه می گوید
علی کسیست که اول فدائیش زهراست
هنوز آهن تفتیده روی دست عقیل
ندا دهد که کجا می روید عدل اینجاست
هنوز وصف علی هست زینت قرآن
هنوز نام علی بر سر زبان خداست
چهارده صده گردیده حق به دور علی
قسم به حق که حقیقت بدون او تنهاست
چهارده صده محراب کوفه می گوید
که ای تمام خلایق علی امام شماست
خدای عزوجل راز با علی گوید
چهارده صده اسلام یا علی گوید
*
تو جان پاک محمد توروح قرآنی
تو هرکجا که خدا حاکم است سلطانی
تو صومی و تو صلاتی تو حجی و تو زکوة
تو محشری تو بهشت و صراط و میزانی
اگر خدات بگویم به کفر محکومم
اگر بخوانمت انسان تو فوق انسانی
مقام و قدرو جلال تورا نداند کس
خدای داندو پیغمبرش خودت دانی
زمینیان و سماواتیان به فرمانت
چنان که ذات خداوند را به فرمانی
تو شیرحق تو یدالله فوق ایدیهم
تونوح کشتی خلقت به موج طوفانی
تو در کتاب خداود باء بسم الله
تو کوثری و تو یاسین تو آل عمرانی
تو در زمین و سماوات بی همانندی
تو سر غیب تو اعجوبه خداوندی1
*
درود عدل خدا بر زمامداری تو
تمام عمر زمان دور شهریاری تو
نوشته برکمر کوه های سر به فلک
سلام کوه به صبرو به بردباری تو
تو آن بلند مقامی در آشیانه خاک
که آسمان شده مبهوت خاکساری تو
فقیر شهر شده بارفاقت تو امیر
یتیم فخر کند بر یتیم داری تو
چهارده صده بوده است لحظه لحظه روان
هماره دررگ اسلام خون جاری تو
هنوز بانفس لیلة المبیت ، علی
خدا سلام فرستد به جان نثاری تو
چه چاه ها که زآه شب تو شد لبریز
چه نخل ها شده سرسبزاشکباری تو
قیام بی شب قدقامتت قیام نشد
جهان تمام شد و وصف تو تمام نشد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3 June 2019
ش
12:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#وداع_با_ماه_مبارک

من و دعای پیمبر چه ماه خوبی بود
کنار سفره ی حیدر چه ماه خوبی بود

که دیده بر سر یک سفره نوکر و ارباب
و همنشینیِ مادر چه ماه خوبی بود

من و غریب مدینه ، چه خلوتی، به به
به میزبانیِ کوثر چه ماه خوبی بود

به افتتاح و ابوحمزه و کمیل و مجیر
شدیم جوشنِ یکسر چه ماه خوبی بود

بخاطر شب قدرش گناه ما بخشید
و یک تولد دیگر چه ماه خوبی بود

چقدر گریه به غمهای کربلا کردیم
برای چادر و معجر چه ماه خوبی بود

شدیم یاور مظلومه ای به گودالی
که بوسه داشت به حنجر چه ماه خوبی بود

گریستیم به لبهای خشک سقا تا...
گلوی اکبر و اصغر چه ماه خوبی بود

شبی خرابه نشینِ سه ساله ای بودیم
سر پدر، شب دختر، چه ماه خوبی بود

سری زدیم گهی در تنور و گاهی دیر
سری زدیم به یک سر، چه ماه خوبی بود

ز کوچه های مدینه عبور میکردیم
کمک شدیم به مضطر چه ماه خوبی بود

برای پاره جگرها چه خوب گرییدیم
امان ز گریه ی خواهر چه ماه خوبی بود

گهی میان مناجاتهای نخلستان
شدیم همدم حیدر چه ماه خوبی بود

برای ماه محرم ببند بارم را
رسیده ماه به آخر چه ماه خوبی بود

و کاش چون پسر مهزیار ميگفتند:
بیا به خیمه ی دلبر چه ماه خوبی بود

وداع ماه مبارک چه سخت و جانفرساست
شبیه روضه سختِ وداعِ کرب و بلاست

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
ش
12:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


مـسـیح بر فلـک و مـرتـضـی عــلی به تـراب
ازین مقایسه گردیده قلب شیعه کبـاب

به خواب رفتم ودیدم که جیرئیل امین
به جایگاه قضاوت نشسته است به خواب

سوال خود بر جبریل بردم‘ او لختی
سکوت کرد وتامل نمود و داد جواب

کـه قدر هـر دو  بـه مــیزان عـدل سـنجـیدند
علـی  گــران تـر  از  او  بـود  در هـمـه ابـواب

وعدل هر دو به میزان عرش سنجیدند
قیاس ‘سنجش یک قطره بود با گرداب

بمـاند کـفه ی  مـیزان   مرتـضـی  بـه  تــراب
بـه آسـمـان  چهـارم مسـیـح   شد پرتاب

مسـیح کفـه ی خـورشـید را گرفـتـه به کــف
به جستجوی علی هست تا به یـوم حسـاب

#میرزاابوالحسن‌جلوه

@raziolhossein
12:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1275, 288.5 KB
یارب بعبادات رسول‌الثقلین
یارب بغزا کننده بدر و حنین
عصیان مرا دونیم کن در عرصات
نصفش بحسن ببخش نصفش بحسین


@raziolhossein
12:45
#مناجات
#دوبیتی

یارب بعبادات رسول‌الثقلین
یارب بغزا کننده بدر و حنین

عصیان مرا دونیم کن در عرصات
نصفش بحسن ببخش نصفش بحسین


@raziolhossein
ش
13:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#غزل


محبت علی و فاطمه ، حسین و حسن
محبتی که پدر داده یادمان این است

محبتی که سرانجام در حساب و کتاب
رسد به روز قیامت به دادِمان این است

فقط ز درسِ الفبا حُ سِ ی ن را بلدیم
هزار شکر که سطح سوادمان این است

چه فرق می کند اصلاً عجم ، عرب ، غیره...
که اهل روضه شدیم و نژادمان این است

یکی زیارت دنیا یکی شفاعت حشر
تمام خواهشِ دلهای خادمان این است

بقیع می شود آباد مثل کرببلا
خدا گواست که ما اعتقادمان این است

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
13:24
#مناجات
#وداع_با_ماه_رمضان


 یک قطره اشک شرم مرا "یم" حساب کرد
کوثر حساب کرد، و زمزم حساب کرد 

آه یکى گرفت ، به پاى همه نوشت
ما باهم آمدیم که با هم حساب کرد 

با این خدا هر آنکه طرف شد ضرر نکرد
یک دم صدا زدیم, دمادم حساب کرد

کارم اگر نداشت پس اینجا چه میکنم
منت سرم گذاشت مرا هم حساب کرد

معلوم بود آبرویم را نمیبرد
از اولش گناه مرا کم حساب کرد

اول بنا نداشت حسابم کند ولى
وقتى که دید فاطمه دارم، حساب کرد

ما را اگر خدا نخرد، میخرد على
باید به روى شاه دو عالم حساب کرد 

این گریه قابلیت غفران نداشت که...
پس روى گریه هاى محرم حساب کرد

فرمود "بالحسین" بگو،گفتم و خرید
یعنى مرا دومرتبه آدم حساب کرد

چیزى نمانده بود که بیرونمان کنند
ممنون حیدریم که درهم حساب کرد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
13:29
#امیرالمومنین_مدح


ایکه فلک بندۀ فرمان توست
کلکِ قضا کاتب دیوان توست

شمس که روشنگرِ گیتی بود
مقتبس از شمسۀ ایوان توست

ماه که خلق‌اند از او مستنیر
پرتوی از شمع شبستان توست

جنت و انهار و لحوم و ثمار
یک طَبَق از سفرۀ احسان توست

خانۀ معمورِ دل عارفان
زآن بود آباد که ویران توست

مجمعِ اضدادِ صفاتی، علی
عقل فرومانده و حیران توست

ذات تو را صعب ندانم وجوب
آنچه غریب آمده، امکان توست

عزمِ تو این فسخ عزائم کند
لوح و قلم زآنکه به فرمان توست

حاکمِ محشر تو و صفّ حساب
محکمه و مسند و میزان توست

شمسِ حقیقت تویی و هرکه راست
نورِ حقیقت، همه خواهان توست

دولتِ فانی ز فلان و فلان
سلطنت باقی حق زآن توست

مدحت این بنده نزیبد تو را
تا که خدای تو ثناخوان توست

در صفتت غایت افکار ما
آنچه نماید ز تو، سلمان توست

السن خلق است در اینجا، کلیل
وصف تو در عهدۀ ربّ جلیل!

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
ش
23:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#وداع_با_ماه_رمضان

ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد
لحظه‌ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسمان چشم های عاشقان ابری شده
مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود
از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیا دیروز بود این سفره را انداختند
طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم
زود دارد افتتاح ما به پایان می رسد

بی سر و پا آمدم،حالا سراپا ثروتم
آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد
این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان
تا که آوای فغان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای مژگان من نمناک شد
دیدم از دریای رحمت موج غفران می رسد

تا که گفتم "بالحسین،العفو"،دستم را گرفت
لطف او بر ما پس از ذکر "حسین جان" می رسد

هر شب اینجا پا به پای ما خدا هم روضه خواند
ناله ی واویلتا از عرش رحمان می رسد

در میان نهری از خون،جان زینب بی سلاح
چکمه پوشی سنگ دل با تیغ برّان می رسد

خواهرش بالای تل دارد تماشا می کند
مادرش با قدّ خم،موی پریشان می رسد

کاش می شد زودتر از کربلا دورش کنند
دارد از صحرا صدای نعل اسبان می رسد

عطر سیب پیکرش گودال را پر کرد و بعد
بویی از پیراهن یوسف به کنعان می رسد

وعده ی ما اربعین،پای پیاده از نجف
کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد

#مصطفی_هاشمی_نسب

@raziolhossein
23:10
#وداع_با_ماه_رمضان


افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکبار چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ این گله بُد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت

شد زیر و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی‌قدری ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهی که شب قدر در او بود نهان، رفت

برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان
آن روز که این ماه مبارک ز میان رفت

تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سیاهی چو دخان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قدِ مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت

چون اشک غیوران به سراپرده مژگان
دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت

#صائب

@raziolhossein
4 June 2019
ش
04:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#وداع_با_ماه_رمضان
#دوبیتی

ماه رمضان می رود و توشه ندارم
در مزرعه ی عفو خدا خوشه ندارم

با روزه خدایی نشدم، باز امیدی
جز گریه ی بر صاحب شش گوشه ندارم


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
04:42
#وداع_با_ماه_رمضان


بهترین فصل دعا بود نمی‌دانستم
مرغ آمین* همه جا بود نمی‌دانستم

یا كریم دل من سی شب و سی روز تمام
در قفس بود و رها بود نمی‌دانستم

«ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم»
لطف، بی‌چون و چرا بود نمی‌دانستم

عابر كوچۀ دلتنگی و حیرت بودیم
خانه‌ی دوست كجا بود؟ نمی‌دانستم

و خدا را به علی! باز قسم خواهم داد
صحبت از عشق خدا بود نمی‌دانستم


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
ش
09:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#وداع_با_ماه_رمضان


حیف که از دست ما ماه خدا می‌رود
ماه مناجات و نور، ماه دعا می‌رود
ماه سحرخیزی اهل صفا می‌رود
ماه وصال علی، ماه ولا می‌رود
ماه خدا رفت رفت، جلوۀ بدرش به خیر
زمزمـه‌های شب و لیلۀ قدرش به خیر

بود به روی خدا، چشم تماشای ما
خواندن جوشن کبیر، صوت دل‌آرای ما
هر شب و هر روز بود، بزم خدا جای ما
زمـزمۀ افتتاح، سـرزد از آوای مـا
حیف که مانند برق، این مه معبود رفت
دیـر ز راه آمد و، خنده زد و زود رفت

ماه خداوند رفت، ماند به دل آه ما
دست خداوندگار بود به همراه ما
نور به افلاک داد، ذکر هوالله ما
ذکر هوالله ما، اشک سحرگاه ما
نـالۀ العفو مـا از رمضان دل ربود
گاه دعای سحر، گاه ابوحمزه بود

زآینۀ دل گرفت ماه خداوند، زنگ
سلسلۀ زلف وصل، بود سحرها به چنگ
عبد خدا بود و صلح، دیو هوا بود و جنگ
یافت زخون علی صورت این ماه، رنگ
محفل قرب خدا کوی علی بود و بس
روی جمیل خدا روی علی بود و بس

کیست علی؟ کیست؟ کیست؟ سر مگوی خدا
آنکـه هیـاهوی اوست، معنی هـوی خـدا
دست و زبان گوش و چشم روی نکوی خدا
داشته شصت و سه سال، دیده به سوی خدا
نور به او متکی، خلق به او زنده بود
عالم و آدم نبود، او به خدا بنده بود

ارض و سماوات را در همگان یک علی است
هم به مکان یک علی، هم به زمان یک علی است
هم به جهان یک علی، هم به جنان یک علی است
بلکه خداوند را در دو جهان یک علی است
قادر منان یکی است، خالق داور یکی است
بعـد خداونـدگار، احمد و حیـدر یکی است

حاصل لوح و قلم، نام علی بود و بود
نقش وجود و عدم، نام علی بود و بود
بعد خدا دم به دم، نام علی بود و بود
ذکر خداوند هم نام علی بود و بود
مدح علی هم همان مدح محمّد بوَد
احمـد حیـدر بـود حیـدر احمد بوَد

علی به نص صریح، نفس پیمبر بود
علی کنـار نبی، ساقی کوثر بود
علی تمام نماز، نه بلکه برتر بود
نمـاز بی مهر او، گنـاه اکبـر بود
عبد مؤید علی است، جمال سرمد علی است
نه، جان پیغمبر است، تمام احمد علی است

این دو ز صبح ازل، کنار هم زیستند
جدا ز هم تا ابد، نبوده و نیستند
خدای داند فقط که بوده و کیستند
که بوده و کیستند؟ چه بوده و چیستند؟
دو نـاشناس وجـود دو نـور غیب و شهود
به هر دو از حق سلام به هر دو از ما درود

علی است آقای من، علی است مولای من
علی است دنیای من علی است عقبای من
جحیم با مهر اوست، جنت اعلای من
اگر روم در بهشت، سوای او، وای من
مرده بُدم با دمی زنده شدم از دمش
«میثمم» و می‌دهم جان به ره میثمش

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5 June 2019
ش
03:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عید_فطر
#دوبیتی

عید فطر است الهی که به کامت باشد
جرعه ای از می توحید به جامت باشد

اولین جمعه ی بعد از رمضان هم ایکاش
آخرین جمعه ی دوری ز امامت باشد

#اسماعیل_پورجهانی

@raziolhossein
03:24
#امام_زمان_مناجات
#عید_فطر
#دوبیتی

اى روح بلند عرش اعلى برگرد
سرسبزترين بهار دنيا برگرد

يك ماه پر از عطر حضورت بوديم
اى "صاحب عيد"،جان زهرا برگرد

#محمدمهدی_عبدالهی

@raziolhossein
03:24
#امام_زمان
#عید_فطر

یک ماه اگر خدا خدا می کردیم
ما بهر ظهور تو دعا می کردیم

ای کاش نماز عید فطر خو د را
در پشت سر تو اقتدا می کردیم

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
03:24
#امام_زمان_مناجات
#عید_فطر


ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان
از درد ما که باخبری صاحب الزمان

ما ندبه های پشت سر مرکب توایم
پایان راه در به دری صاحب الزمان

دیدی نیامدی و نشد زائرت شوم؟!
شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان

عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟!
ای که امید چشم تری صاحب الزمان

عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست
ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟!

حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است
بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان

ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست
آقای سامرا نظری صاحب الزمان

امشب دعا به حال دل تنگ ما نما
از کربلا که میگذری صاحب الزمان

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
03:24
#عید_فطر
#دوبیتی

صدشکر که غرق نور ایمان شده ایم
مستوجب آمرزش یزدان شده ایم

سی روز تو میزبان ما بودی و باز
بر سفرۀ عید فطرمهمان شده ایم

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
03:24
#امام_زمان_مناجات
#عید_فطر
#دوبیتی

گفتی دلمان در آرزویت باشد
چشمان امیدمان به سویت باشد

عید رمضان هم آمد اما ای ماه
عید دل ما رؤیتِ رویت باشد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
03:24
#امام_حسین
#عید_فطر
#دوبیتی

ماه رمضان می رود و توشه ندارم
در مزرعه ی عفو خدا خوشه ندارم

با روزه خدایی نشدم، باز امیدی
جز گریه ی بر صاحب شش گوشه ندارم

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
03:24
#امام_زمان
#عید_فطر



انیس و مونس دل های بی قراری تو
برای اهل وِلا ، لطف کردگاری تو
به چشم دشمن بدکار ، ذوالفقاری تو
برای هر دو جهان شاه و ، شاهکاری تو

تو را به چادر زهرا قسم شها برگرد
دوای سینه خیرالنسا بیا برگرد

شکوه کعبه تویی،مکه و منایی تو
صفای مروه تویی،زمزم و صفایی تو
صلاة و قبله تویی،مظهر خدایی تو
رکوع و سجده تویی،بهترین دعایی تو

متی تری ؟ که به صف ایستاده ایم همه
متی نری ؟ که به پایت فتاده ایم همه

بیا که خاتمه هستی تو بر مصیبت من
تو آگهی به خدا، از درون و نیت من
فراریم ز دروغ و تویی حقیقت من
من از تبار یقینم ، بیا بصیرت من

جهان پر است از اهریمنان و جُز غم نیست
کسی به غیر خودت منجی دو عالم نیست

برای لغزش آلوده سِتر یعنی تو
نماز نافله و شفع و وتر ؛ یعنی تو
گلاب و مشک تویی، اصل عِطر یعنی تو
برای منتظران عید فطر یعنی تو

بیا که عید نداریم بی عیادت تو
بیا که حاجت ما نیست جز زیارت تو

#سیداحمدهاشمی_شهیدی

@raziolhossein
03:24
#عید_فطر
#دوبیتی

یارب ضمیرمان همه خوش اعتقاد کن
با مژده ظهور دل شیعه شاد کن

بر هر چه بنده از شرر آزاد کرده ای
امشب عذاب آن دو نفر را زیاد کن

#علی_سلطانی

@raziolhossein
03:24
#تک_بیتی

وعدهٔ عاشق ِ خسران زدهٔ ماه ِ خدا
عصرِ روزِ عرفه ؛صحنِ حسین؛کرببلا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
03:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 359.8 KB
03:24
#عید_فطر


حیف که از دست ما ماه خدا می‌رود
ماه مناجات و نور، ماه دعا می‌رود
ماه سحرخیزی اهل صفا می‌رود
ماه وصال علی، ماه ولا می‌رود
-ماه خدا رفت رفت، جلوۀ بدرش به خیر
-زمزمـه‌های شب و لیلۀ قدرش به خیر

بود به روی خدا، چشم تماشای ما
خواندن جوشن کبیر، صوت دل‌آرای ما
هر شب و هر روز بود، بزم خدا جای ما
زمـزمۀ افتتاح، سـرزد از آوای مـا
-حیف که مانند برق، این مه معبود رفت
-دیـر ز راه آمد و، خنده زد و زود رفت

ماه خداوند رفت، ماند به دل آه ما
دست خداوندگار بود به همراه ما
نور به افلاک داد، ذکر هوالله ما
ذکر هوالله ما، اشک سحرگاه ما
-نـالۀ العفو مـا از رمضان دل ربود
-گاه دعای سحر، گاه ابوحمزه بود

زآینۀ دل گرفت ماه خداوند، زنگ
سلسلۀ زلف وصل، بود سحرها به چنگ
عبد خدا بود و صلح، دیو هوا بود و جنگ
یافت زخون علی صورت این ماه، رنگ
-محفل قرب خدا کوی علی بود و بس
-روی جمیل خدا روی علی بود و بس

کیست علی؟ کیست؟ کیست؟ سر مگوی خدا
آنکـه هیـاهوی اوست، معنی هـوی خـدا
دست و زبان گوش و چشم روی نکوی خدا
داشته شصت و سه سال، دیده به سوی خدا
-نور به او متکی، خلق به او زنده بود
-عالم و آدم نبود، او به خدا بنده بود

ارض و سماوات را در همگان یک علی است
هم به مکان یک علی، هم به زمان یک علی است
هم به جهان یک علی، هم به جنان یک علی است
بلکه خداوند را در دو جهان یک علی است
-قادر منان یکی است، خالق داور یکی است
-بعـد خداونـدگار، احمد و حیـدر یکی است

حاصل لوح و قلم، نام علی بود و بود
نقش وجود و عدم، نام علی بود و بود
بعد خدا دم به دم، نام علی بود و بود
ذکر خداوند هم نام علی بود و بود
-مدح علی هم همان مدح محمّد بوَد
-احمـد حیـدر بـود حیـدر احمد بوَد

علی به نص صریح، نفس پیمبر بود
علی کنـار نبی، ساقی کوثر بود
علی تمام نماز، نه بلکه برتر بود
نمـاز بی مهر او، گنـاه اکبـر بود
-عبد مؤید علی است، جمال سرمد علی است
-نه، جان پیغمبر است، تمام احمد علی است

این دو ز صبح ازل، کنار هم زیستند
جدا ز هم تا ابد، نبوده و نیستند
خدای داند فقط که بوده و کیستند
که بوده و کیستند؟ چه بوده و چیستند؟
-دو نـاشناس وجـود دو نـور غیب و شهود
-به هر دو از حق سلام به هر دو از ما درود

علی است آقای من، علی است مولای من
علی است دنیای من علی است عقبای من
جحیم با مهر اوست، جنت اعلای من
اگر روم در بهشت، سوای او، وای من
-مرده بُدم با دمی زنده شدم از دمش
-«میثمم»و می‌دهم جان به ره میثمش

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:24
#امام_حسین
#دوبیتی

ای رحمتِ واسعه !؛ ببین غم داریم
در نامه‌ی خود مُهرِ تو را کم داریم

ماه رمضان تمام شد ؛ حالا ما
امّید ، به سفره‌ی محرم داریم....

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
ش
13:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#عید_فطر
#دوبیتی


توشه بده در آخر این شهرُالله
پابوسیِ صحن حضرت ثارالله

ذکر وسط قنوت عیدم این است؛
"عَـجِّـل لِوَلیـِّکَ الفَــرَج یا الله"

#روح_الله_نوروزی

@raziolhossein
6 June 2019
ش
15:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

چشمی که دریا می شود شبهای جمعه
محبوب زهرا می شود شبهای جمعه

توبه همان اشک است، با اشکی که دارم
این دیده زیبا می شود شبهای جمعه

گرچه گنهکارم، ولی با دست زهرا
این نامه امضا می شود شبهای جمعه

درد فراق کربلا، درد گناهم
این دو هم آوا می شود شبهای جمعه

خیلی دلم حال و هوای گریه دارد
در سینه غوغا می شود شبهای جمعه

از اول هییت همیشه رسم این است
با روضه معنا می شود شبهای جمعه

عطر حرم تا بر مشام من می آید
دردم مداوا می شود شبهای جمعه

فرقی به فرزندان زهرا نیست اما
باب الحسین وا می شود شبهای جمعه

هرجا که نامی از حسین آید یقیناً
عرش معلا می شود شبهای جمعه

با روضه های شاه بی لشکر همیشه
غم خانه بر پا می شود شبهای جمعه

چون قامت زهرا خمید از زخم حنجر
هر قامتی تا می شود شبهای جمعه

اصلاً نميخواهم دگر روضه بخوانم...
...مادر که تنها می شود شبهای جمعه

شبهای جمعه سوختن را دوست دارم
گریه به شاه بی کفن را دوست دارم

#رضا_باقریان

@raziolhossein
7 June 2019
ش
07:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
07:18
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

کمتر رُخِ خويش را زِمن پنهان كن
بيمارِ تواَم درد مرا درمان كن

اين آرزويم بَرآر، تا آخر عُمر
يك جمعه مرا به خيمه ات مهمان كن

#داود_تيموری

@raziolhossein
07:18
#امام_زمان_مناجات
🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃

از من مرنج گر وسط دل نشاندمت
سائل عزيز خویش به ویرانه می‌برد

#محمد_سهرابی
@raziolhossein

🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂
ش
10:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


برای دیدن روی تو ناله ها دارم
خوشم اگر چه غریبم ولی تو را دارم

تمام سوز دل من ز ناله های شماست
ز درد هجر تو سوز ی در این صدا دارم

گدائی در این خانه آبروی من است
به نام توست اگر ذره ای بها دارم

به نامۀ عملم نیست جز گناه گناه...
ولی به وقت سخن کوهی ادعا دارم

الا امیر سحر ای مسافر صحرا
امید وصل تو را بین هر دعا دارم

به کام خویش چشیدم غم جدایی را
نشان رحمتی از یار آشنا دارم

مرا میان قنوت سحر مَبر از یاد
که احتیاج شدیدی بر این دعا دارم

به آه نیمه شب تو قسم عنایت توست
اگر زبان مناجات با خدا دارم

بیا و نامه اعمالِ من مرور نکن
که بر جبین عرق شرم از شما دارم

بدست خود بده خرج زیارت ما را
هوای بوسه ای از خاک کربلا دارم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
10:47
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


حضور دارد و ما فکر غیبتش هستیم
غریب مانده و غافل ز غربتش هستیم

سراغ از او نگرفتیم! او سراغ گرفت!
گله نکرده ز ما گرچه رعیتش هستیم


چقدر همتمان بوده محرمش باشیم؟!
چقدر مونس شبهای خلوتش هستیم؟!

همیشه و همه جا او هوای مارا داشت
همیشه و همه جا زیر منتش هستیم

قرار بود بسوزیم ما! ولی نگذاشت
علی الدوام اسیر رفاقتش هستیم!

خدا کند که به ما کربلا افاضه کند...
که سالهای زیادی به حسرتش هستیم

چه کربلاست که عالم به هوش می آید
چه کربلاست که فکر زیارتش هستیم

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
8 June 2019
ش
17:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🙏, 25.7 KB
17:08
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

مرغ دل من گشته گرفتار بقیع
قربان بقیع و اشک زوار بقیع

شبها که در بقیع را می بندند
من گریه کنم به پشت دیوار بقیع

@raziolhossein
17:09
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

ای ماه متاب آفتابست اینجا
آیینه ی جان بوتراب است اینجا

آهسته گذر کن از شبستان بقیع
آرام دل علی به خواب است اینجا

@raziolhossein
17:09
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

با بی‌کسی و غربت و غم می‌سازيم
با شيون و آه دم‌به‌دم می‌سازيم

سوگند به آن چهار آقای غریب
يک روز در این خاک، حرم می‌سازيم

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
17:15
#امام_حسن
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

ای که محبت تو شده بهترین عمل
آخرشبی ضریح تو را میکنم بغل

پایین پات لحظهءبوسیدن ضریح
مردن برای ماشود احلی من العسل

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
17:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×905, 163.4 KB
#تخریب_بقیع

اینها که همیشه جنگ را باخته اند
تخریب کنند گوئیا ساخته اند

زود است که بشنویم درشهر رسول
بین الحرمین ، راه انداخته‌اند

#ان‌شاالله
17:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
655×315, 58.3 KB
خورشید! چه میشود بخوابی یک روز
یا راه به آسمان نیابی یک روز
تو هرچه بخواهی می دهم تا اینکه
بر قبر امام من نتابی یک روز

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:18
#تخریب_بقیع
#دوبیتی

روزی رسد که درد دو عالم دوا شود
شهر نبی تجلی عشق و صفا شود

صحن چهار امام بقیع چون شلوغی
شب های جمعه حرم کربلا شود

#علی_سلطانی

@raziolhossein
10 June 2019
ش
12:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تخریب_بقیع
#دوبیتی


گر‌چه از دست محبان این زیارت دور ماند
قبرشان ویران شد و آوازشان مشهور ماند

آنچه مانده در جهان حبِ علی وآل اوست
خاک را بر نور پاچیدند اما نور ماند

#حامد_آقایی

@raziolhossein
11 June 2019
ش
16:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
617×400, 71.3 KB
اولین ضریح ائمه بقیع علیهم السلام

@raziolhossein
13 June 2019
ش
20:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

هر کسی از کربلا شد دور، غربت میکشد
عرش هم شب های جمعه آه حسرت میکشد

ایستاده پشت درب آستان صحن تو
صورتش را آسمان دارد به تربت میکشد

اینکه عالم بر ضریح تو پناه آورده است
گوییا تصویری از صبح قیامت میکشد

مجلس روضه فراوان و ضریح تو یکی است
وحدت عشق است در اینجا به کثرت میکشد

همنشین جُون و أسلم میشود روز جزا
هر که با اخلاص پای روضه زحمت میکشد

چشم اهل روضه اوراق لهوف سید است
چون که روی دوش خود بار مصیبت میکشد

ماه های روی نیزه، آفتاب روی خاک
باز آه مادری را سمت هیأت میکشد

پیش چشمت آب را بر خاک میریزد کسی
آتشی بر جان ما نوبت به نوبت میکشد

گریه کن بر روضه ی " مُنّو عَلَی بنِ المصطفی"
آب دارد از کویر خشک منت میکشد


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
ش
20:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

دلم از ازل آشنای حسین است
سرم تا ابد خاک پای حسین است

من و شکر این موهبت ، کی توانم
وجودم پر از غصه های حسین است

خنک کی شود تا ابد این حرارت
دل شیعه ماتم سرای حسین است

رضا شد قضای خدا را عجب نیست
رضای الهی رضای حسین است

پدر گفت از اول به گوشم که باشم
گدای کسی که گدای حسین است

محب شه کربلا هر که باشد
یقین دوستدارش خدای حسین است

بهشتی که حق وعده داده به خوبان
قسم می خورم کربلای حسین است

الهی که لال از جهان پر نگیرد
زبانی که گرم ثنای حسین است

"مرا کیست یاری نماید" ، هنوزم
به گوش فلک این ندای حسین است

بود عاشق واقعیش کسی که
روی ناقه ها در قفای حسین است

شب جمعه شد باز مرغ دل من
هوایی ایوان طلای حسین است

#علی_سلطانی

@raziolhossein
14 June 2019
ش
10:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
10:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

یعنی که دمی کنار ما می آید؟
یعنی دم احتضار ما می آید؟

یعنی پسر حضرت زهرا؛وقتی...
مردیم؛ سر مزار ما می آید؟

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
10:39
#امام_زمان_مناجات


در تنور غمش قرارم سوخت
نه قرارم که روزگارم سوخت

زل زدم بس به جاده‌ی خورشید
عاقبت چشم انتظارم سوخت

هجر آتش به دفترم انداخت
قلم و طبع تازه کارم سوخت

جاده‌ی عاشقی شرر بار است
اول راه کوله بارم سوخت

من و امید هم‌قطار شدیم
در تب خوف، هم‌قطارم سوخت

روز وصلت نمی‌رسد از راه؟
ساعت ثانیه شمارم سوخت

فصل بی آبی است ای باران
در بیابان گلِ بهارم سوخت

صحبت از آب شد کباب شدم
جگرم سوخت چشم تارم سوخت

آه از آن دم که مادری می‌گفت
از عطش طفل شیرخوارم سوخت

یادگار از تو داشتم مادر
وسط شعله یادگارم سوخت

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
10:39
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

با رايت فتح و نصر خواهد آمد
بنيان‌كن كاخ و قصر خواهد آمد

«والشّمس»! جمال دوست خواهد تابيد
«والعصر»! ولیّ عصر خواهد آمد
#ان‌شاالله

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
16 June 2019
ش
22:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
869×869, 30.0 KB
با یاد غم حمزه کسی صابر نیست
افسوس که آن حریم را حائر نیست
فرمود پیمبر که جفا کرده به من
هر زائر من که حمزه را زائر نیست

#سیدرضاموید

قال النبی:

"من زارني ولم يزر عمّي حمزه فقد جفانی
22:57
#حضرت_حمزه
#دوبیتی

با یاد غم حمزه کسی صابر نیست
افسوس که آن حریم را حائر نیست

فرمود پیمبر که جفا کرده به من
هر زائر من که حمزه را زائر نیست

#سیدرضاموید

قال النبی:

"من زارني ولم يزر عمّي حمزه فقد جفانی

@raziolhossein
23:01
#حضرت_حمزه
#دوبیتی

یک عبا بر قامت حمزه پیمبر می کشید
یک عبا در کوچه حیدر روی مادر می کشید

یک عبا هم کربلا در روز عاشورا حسین
پیش نعش اکبرش بر روی خواهر می کشید

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:04
#حضرت_عبدالعظیم
#دوبیتی

ای همدم ولی خدا ، سیدالکریم
پور کریم آل عبا ، سیدالکریم

هر آنکسی که زائر قبر شما شده
گویا که رفته کرببلا ، سیدالکریم

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
23:04
#حضرت_عبدالعظیم
#دوبیتی

ای با عظمت! عبد عظیم! ادرکنی
وی سدره مقام و ری مقیم! ادرکنی

از نسل حسن کریم آل اللّهی
یا حضرت سیّد الکریم! ادرکنی

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
23:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
523×740, 118.0 KB
#یا_سید_الکریم

ای مامن اهالی ری سایه سار تو
بوی حسین می‌شنوم از مزار تو

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
23:04
#حضرت_عبدالعظیم
#سیدالکریم
#دوبیتی

به لوح سینه ی من "مبتلا" نوشته شده
دو خط به عشق شما با طلا نوشته شده

خوشا به حال کسی که به ری سفر کرده
ولی به نامه ی او کربلا نوشته شده

#سید_احمد_هاشمی_شهیدی


@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
17 June 2019
ش
02:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 202.8 KB
با نور تو راه مستقیمی داریم
در صحن تو جنةالنعیمی داریم

دلتنگ کریم اهل‌بیتیم ولی
صد شکر که سَیّدالکریمی داریم

#یوسف_رحیمی

.
02:08
#حضرت_عبدالعظيم
#دوبیتی

با نور تو راه مستقیمی داریم
در صحن تو جنةالنعیمی داریم

دلتنگ کریم اهل‌بیتیم ولی
صد شکر که سَیّدالکریمی داریم

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
18 June 2019
ش
12:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حمزه
#حضرت_عبدالعظيم
#دوبیتی


مـرا بـا اشکْ، الفـت از قدیم است
که مرغ دل به صحن غم، مقیم است

محبـّیـن، خـونْ، زِ ابـرِ دیـده بـاریـد
عزای (حمزه) و (عبدالعظیم) است

@raziolhossein
ش
23:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#ردالشمس
#دوبیتی

خورشیدم و بانور علی می آیم
بازمزمه و شور علی می آیم

امروز نیامدم بدستور علی
هر روز بدستور علی می آیم
...

خورشیدم و درپی ظفر میگردم
بانور علی است جلوه گرمیگردم

هروقت علی گفت بیا. می آیم
هروقت بگوید برو. برمیگردم

.....

این معجز ردشمس از حیدر بود
روی علی ازشمس فروزانتر بود

چون روی علی دو باردر روزی دید
فرداش فروغ شمس زیباتر بود

......

ردالشمس شددرآسمان گردیدم
ازجانب شمس این ندا بشنیدم

بافخر به ماه و به کواکب می گفت
امروز دومرتبه علی را دیدم

.....

هرجا که حق بود زتو تکریم میشود
جنت به روی ماه تو ترسیم میشود

باردشمس گشت عیان برتمام خلق
افلاک با نگاه تو تنظیم میشود

#محمد_علی_قاسمی

@raziolhossein
23:36
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#جنگ_خندق


«هل من مبارز»... نعره دنیا را تکان می‌داد
در خندقی خود کنده، شهر از ترس جان می‌داد

اینک سوار کفر، زیر رقص شمشیرش
لبخند شیطان را به پیغمبر نشان می‌داد

«یک مرد آیا نیست؟»... این را کفر می‌پرسید
آن روز ایمان مدینه امتحان می‌داد

هرکس قدم پس می‌کشید و با نگاه خود
بار امانت را به دوش دیگران می‌داد

با شانه خالی کردن مردان پوشالی
کم کم رجزها مزهٔ زخم زبان می‌داد

«رخصت به تیغم می‌دهی؟»... این را علی پرسید
مردی که خاک پاش بوی آسمان می‌داد

فرمود نه بنشین علی جان! تو جوان هستی
آری همیشه پاسخش را مهربان می‌داد


«هل من مبارز»... نعره گویا از جگر می‌زد
فریاد او بر قامت شهری تبر می‌زد

او می‌خروشید و رجز می‌خواند و بر می‌گشت
او مثل موجی بود که بر صخره سر می‌زد

کم کم هوا حتی نفس را بند می‌آورد
نبض مدینه پشت خندق تندتر می‌زد

زن‌ها میان خانه‌ها شیون به‌ پا کردند
انگار تک‌تک خانه‌ها را نعره در می‌زد

فریاد بغض بچه‌های شهر را بلعید
ساکت که می‌شد، دیو فریادی دگر می‌زد

یکبار دیگر اذن میدان خواست از خورشید
لب‌های شیرین علی حرف از خطر می‌زد

فرمود: «نه» هرچند که قلب علی را دید
مثل عقابی در قفس که بال و پر می‌زد


«هل من مبارز»... باز زانوی علی تا شد
این بار دیگر اذن میدان یک تمنا شد

فرمود پیغمبر: «علی جان! یا علی! برخیز»
خندید، بند از دست‌های شیر حق وا شد

شمع شهادت شعله‌ور بود و خدا می‌دید
پروانه در آتش بدون هیچ پروا شد

برقی زد آهن، پاره شد بند دل دشمن
تا تیغه‌های ذوالفقار از دور پیدا شد

تا انعکاس صورتش بر ذوالفقار افتاد
ابرو گره زد تیغ روی تیغ زیبا شد

مثل عقابی در نگاه عَمرو می‌چرخید
فرصت برای تیز پروازی مهیا شد

اینک رجزها تن به لالی داده بودند و
طوفانی از نام علی در دشت برپا شد

اعجاز یعنی ضربهٔ دست علی آن روز
دشمن اگر که رود، او مانند موسی شد

تا لا فتی الّا علی را آسمان می‌خواند
لا سیف الّا ذوالفقار این گونه معنا شد

در وصف این ضربت خدا حتی غزل دارد
آری علی با ضربتی عالی اعلا شد

#مهدی_مردانی

@raziolhossein
20 June 2019
ش
16:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


قرار سوته دلان است کربلای حسین
فضای کوچه دل پر شد از هوای حسین

حسینُ مِنّیِ طاها به روشنی فهماند
رضای حضرت حق هست در رضای حسین

خدا به غیر خدایی هر انچه که دارد
تمام را هبه کرده فقط برای حسین

زمانه با همه پیچ و تاب نتواند
بگیرد از سر ما شور نینوای حسین

چه غم ز درد غریبی بود کسی را که
به اشک معرفتش گشته اشنای حسین

به روز حشر ندارند حسرت انها که...
گذاشتند جوانی خود به پای حسین

قرار نیست کسی تا ابد درون دلم
بیاید و بنشیند دمی به جای حسین

منی که نامه سیاهم چه میشود روزی
سپید مو بشوم پای روضه های حسین

خدا گواست که این قلب تنگ و نا ارام
همیشه میشود ارام با نوای حسین

#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


ملک دلم همین که به نام حسین شد
عبدی گناهکار غلام حسین شد

آرامشی نداشت وجودم به هیچ وجه
تا که به اذن فاطمه رام حسین شد

قند مکرر اسم "حسین" است، والسلام
شیرین ترین کلام، کلام حسین شد

«با یک سلام صبح به ارباب بی کفن »
روزم پر از جواب سلام حسین شد

یادم نمی رود که خدا هر زمان ز من
قهرش گرفت، واسطه نام حسین شد

یک شب دوباره نوکری آمد به خواب من
حرفش دوباره حرف مرام حسین شد

نوکر از آب خوردن خود آب می شود
بین دو نهر؛ آب، حرام حسین شد

#امیر_عظیمی

#@raziolhossein
18:49
#امام_حسین_مناجات

اینکه افتاده به سمتِ تو مسیرم کافیست
تا قیامت شده ای نِعمَ الاَمیرم، کافیست

جز حسین بن علی عشقِ دگر نیست مرا
در همین حد که به عشقِ تو فقیرم کافیست

شاعر و خادم و مداح ندارد فرقی
اینکه یک نوکرِ ناچیز و حقیرم کافیست!

من اگر با کرم و لطف و عطایت آقا
حاجتِ دیدنِ "شش گوشه" بگیرم کافیست

دستِ دل را به ضریحت برسانم روزی
آنقَدَر گریه کنم تا که بمیرم کافیست


#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
18:52
#امام_حسین_مناجات


ای مسیحا که کنی زنده دو صد عیسی را
ای که چشم تو کند کار دو صد موسی را

تو حسینی که خدا گشته بهای دم تو
تو حسینی که شدی آینه، بی‌همتا را

گفته احمد که حسین از من و من از اویم
جان شیرین شده‌ای جان و تن طاها را

گفته‌ای هر چه پسر هست علی بگذاری
تا کنی زنده به دنیا علم مولا را

تا که بر روی لبم نام تو را می‌گویم
می‌کنم شاد دل مادرتان زهرا را

کربلا آخر دنیای همه‌نوکرهاست
دم آخر برسان آخر دنیا ما را

تا که ناکام از این عالم خاکی نروم
کن نصیبم سحری جنت پایین پا را

شوق وصل است که در دیده‌ی ما می‌جوشد
قسمت دیده‌ی ما کن نظر دریا را

زودتر کار مرا دست علمدار انداز
نیست معلوم ببینم سحر فردا را

کشته‌ی اشک، بده اشک، بده سوز جگر
تا که از داغ تو پر خون بکنم دل‌ها را

جان به قربان ترک‌های لب تشنه‌ی تو
آب کرده لب خشک تو قد سقا را

چه کشیدی تو در آن لحظه که دیدی آقا
پر نموده تن اکبر همه‌ی صحرا را

طالب خون تو کی می‌رسد از راه حسین
تا کند پر ز حسینیه همه دنیا را

#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
18:55
#امام_حسین
#گودال_قتلگاه
#شب_جمعه


دیده را در لحظهٔ آخر به زینب دوخته
این که از فرط عطش لعل لبانش سوخته

آنچه بوده قیمتی از او به غارت برده اند
بر لباسش رحم کن مادر برایش دوخته


#حامد_آقایی

@raziolhossein
21 June 2019
ش
04:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
04:45
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

یعنی که دمی کنار ما می آید؟
یعنی دم احتضار ما می آید؟

یعنی پسر حضرت زهرا؛وقتی...
مردیم؛ سر مزار ما می آید؟

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
24 June 2019
ش
23:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 62.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
23:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×789, 195.5 KB
#یا_جعفر_بن_محمد_الصادق

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
23:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 336.6 KB
آن فرقه ای که تیشه به نخل فدک زدند
صبر رئیس مذهب ما را محک زدند

اورا زخانه نیمه شب برد خصم دون
از کوچه ای که مادر اورا کتک زدند

.
25 June 2019
ش
00:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×700, 192.0 KB
#امام_صادق_شهادت

به پای خس چوگلی زردوخسته افتادم
بدست خصم دنی دست بسته افتادم
چوتازیانه ی ابن ربیع را دیدم
بیاد مادر پهلوشکسته افتادم

.
00:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
566×800, 91.7 KB
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صادِقاً مُصَدَّقاً فِى الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ

تاب دویدن ز پی اسب ندارند
پیر محاسن سپید و طفل سه ساله

شهادت شیخ الائمه امام صادق علیه السلام تسلیت باد

@raziolhossein
00:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1225×1280, 227.5 KB
#امام_صادق

گلزار بقیع مدفنی را کم داشت
در هجر امام شیعیان ماتم داشت
می ریخت ز تابوت امام صادق
خاکی که مدینه بر سر عالم داشت

.
00:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 135.7 KB
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#یاجعفر_بن_محمد

مائیم و هدایت امام صادق
مدیون روایت امام صادق
ای کاش که در مدینه بودیم همه
در روز شهادت امام صادق

▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
28 June 2019
ش
06:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2 July 2019
ش
00:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌺, 49.7 KB
00:31
#حضرت_معصومه_ولادت

ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک
ای همه روح مطهّر عید میلادت مبارک
ای رخت مرآت مادر عید میلادت مبارک
ای گل باغ پیمبر عید میلادت مبارک
-ای قم از خاکت معطّر عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

ای سلام چارده معصوم بر جان و تن تو
نام تو معصومه و، عصمت گلی از دامن تو
بضعۀ موسایی و قم گشته طور اَیمن تو
پا به چشم قم نهادی قلب قم شد گلشن تو
-یافت این خاک از تو زیور عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

نور از هرسو به ایوان طلایت سجده آرد
حور بر خاک قدوم زائرت صورت گذارد
جود با کلِّ وجودش هرچه دارد از تو دارد
دانش از گلدسته‌هایت بر سر فیضیّه بارد
-علم را صحن تو سنگر عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

دخت و اخت و عمۀ‌ سه حجت داور تویی تو
پارۀ تن بر رسول و احمد و حیدر تویی تو
فلک استقلالِ مُلک شیعه را لنگر تویی تو
گر در جنّت ز قم وا می‌شود، آن در تویی تو
-بضعۀ یاسین و کوثر!عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

قبه‌ات را اقتدار قبة الخضراست، آری!
تربت تو تربت گمگشتۀ زهراست، آری!
زائر تو زائر صدیقۀ کبراست، آری!
صورتت را صورت انسیةالحوراست، آری!
-نخل «میثم»از تو پُر بَر، عید میلادت مبارک
-دختر موسی‌بن‌جعفر!عید میلادت مبارک

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:31
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

گفتند گلي عرش مقام آمده است
آئينه نور ذوالكرام آمده است

از يُمن قدوم حضرت معصومه
لبخند به لب هاي امام آمده است

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
00:32
#حضرت_معصومه_ولادت

رحمت بی وقفه ای ایجاد شد
آمد و عرش خدا آباد شد
خانه ی موسی بن جعفر شاد شد
غصه و غم از دلم آزاد شد
اشکِ شادی روی مژگان آمده
خواهر شاه خراسان آمده

می چکید آیات توحید از رخش
بوی ناب یاس پیچید از رخش
شاه هشتم بوسه می چید از رخش
می دمید انوار خورشید از رخش

بس که در عصمت مقامش داده حق
حضرت معصومه نامش داده حق

ذکرِ بر روی لبانش یا رب است
بانوی معصومه ی این مکتب است
وصف او مانند وصف زینب است
نزد حق از بس که والا مرتبه است

حجت حق، جان فدایش می شود
عرش حق مست دعایش می شود

در حریم او دعا می آورند
عقده بر عقده گشا می آورند
حاجت کرب و بلا می آورند
ناتوان، بهر شفا می آورند

معجزاتش سهل و رایج هست او
دختر باب الحوائج هست او

از گناه و معصیت طاهر شدم
تا میان صحن او حاضر شدم
روی خاک افتادم و شاکر شدم
چهارده معصوم را زائر شدم

چون مرادم بانوی قم می شود
قبر زهرا هم تجسم می شود

بی نوا آمد مقام از او گرفت
پادشاهی را غلام از او گرفت
اعتبار و احترام از او گرفت
آبرویی مستدام از او گرفت

زائرانش را بهشتی می کند
عاری از هر نوع، زشتی می کند

ما فقیر رحمت معصومه ایم
ریزه خوار و رعیت معصومه ایم
زیر بار منت معصومه ایم
خاک پای حضرت معصومه ایم

روز و شب بر او توسل می کنیم
بر خدای او توکل می کنیم

آمد و قم میزبان عشق شد
بر سرش گل ها نشان عشق شد
آمد و مرثیه خوان عشق شد
روضه خوان قدکمان عشق شد

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
00:32
#حضرت_معصومه_مدح

خواهر خورشید هشتم ماه هشتم می‌شود
روشنایی بخش شام تار مردم می‌شود

غیر ذات چهارده تن هیچکس معصوم نیست
مانده‌ام معصومه پس معصوم چندم می‌شود؟

دختر موسی، کلیم الله ها می پرورد
در حریمش لال مشغول تکلم میشود

چشمه عصمت به دست حضرت معصومه است
او بخواهد دختر بدکاره خانم می‌شود

یاکریمانِ کریمان نیز حاجت می‌دهند
نذر، بعضی وقتها یک مشت گندم می‌شود

هیچ اندوهی نمی‌ماند برای زائرش
بغض می‌آرند در صحنش تبسم می‌شود

مرجع تقلید باشی یا من بی دست و پا...
دست و پایت در حریم قدسی‌اش گم می شود

مرقد او هست لنگرگاه کشتی نجات
موج زائرها می‌آیند و تلاطم می‌شود

از بلاهای زمین و آسمان آسوده است
هر کسی در عصر غیبت ساکن قم می‌شود

#آرش_براری

@raziolhossein
00:32
#حضرت_معصومه_ولادت

قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))
هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر
موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم
شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو
پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها
شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف
از سر گنبد او حسرت گندم دارد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
00:32
#حضرت_معصومه_ولادت

ذیقعده ماه فیض خداوند اکبر است
میلاد پارة تن موسی ابن جعفر است

میلاد دخت هفت امام بزرگوار
یا لیلة ولادت زهرای دیگر است

از ثامن الحجج بستانید رو نما
کورا نظاره بر گل رخسار خواهر است

آیینة تمام نمای رضاست این
معصومه یا که زینب صدیقه منظر است

آن فاطمه بتول رسول خدا بود
این فاطمه بتول بتول مطهر است

گر بنگرد ذبیح به اوج جلال او
گوید هزار مرتبه این فوق هاجر است

برتر ز آفتاب و نکوتر ز قرص ماه
ذیقعده را ز بیت ولایت دو اختر است

آن روز اول مه و این روز یازده
آن خواهر خجسته و اینش برادر است

این است کوثری که قم از فیض اوست پر
آخر مگر نه دختر ساقی کوثر است

این است فاطمه که ثواب زیارتش
در اصل با زیارت زهرا برابر است

یک دختر، این همه عظمت، این همه جلال
الحق که جای گفتن الله اکبر است

بر آن پدر درود که این است دخترش
بر مادری سلام که معصومه پرور است

جز عمه اش که زینب کبراست در جلال
از دختران فاطمه در هر زمان سر است

قم چون مدینه تربت او مسجد الرسول
زهرای آن سلالة زهرای اطهر است

تنها نه خاکیان به حریمش نهاده رو
یک آسمان ملائکه مسکین این در است

گو پادشاه ملک جهان باش یا گدا
آن را که نیست خاک درش خاک بر سر است

ریزند عرشیان به زمین دسته دسته گل
گلدسته هاش تا که به قم سایه گستر است

نعلین خود چو موسی عمران ز پا در آر
کاینجا مزار دختر موسی ابن جعفر است

وقتی نسیم می کند از شهر قم عبور
از عطر آن روان مسیحا معطر است

چون باب خویش بر همه باب الحوائج است
چون مادرش شفیعة فردای محشر است

بی مهر او که مهر تمامی عترت است
طاعات جن و انس و ملک نخل بی بر است

اقرار می کنم که به پایش نمی رسد
با آنکه سر به سر سخنم عقد گوهر است

ما را به شهر قم چه نیازی است بر بهشت
قم بیت یازده خلف پاک حیدر است

خواهی جلال زائر قم را بیا ببین
در هر قدم هزار بهشت مکرر است

“میثم” خدا کند که شود مدفن تو قم
همسایگی فاطمه از خلد بهتر است


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:32
#حضرت_معصومه_ولادت


آن كه در شـأن نزول خود به كوثـر رفته است
فاطمه نامش شده از بس به مـادر رفته است

از مقام نجمه چيزي كم نخواهد شد كه هيچ
افتخارش نيز شد مادر به دختر رفته است

عجز خود را در بيان كردن ، نموده آشكار
هركسي در وصف اين بانو به منبر رفته است

سر درآوردم به ناگـاه از دل سُلـطانِ طـــوس
هر زمان ذهنم فرو در فكر خواهر رفته است

با "فداها" گفـتنِ موسيِ بن جعفر ، شك نكن
شأن او بسيار از مــريـم ، فراتر رفته است

او تحمّـل كـرده ما را ســالهاي سـال ، چون
وقت كظم غيض به موسي بن جعفر رفته است

زائر او رتبه اش با زائر سُلطـان يكي ست
چونكه اين خواهر تماماً به برادر رفته است

با سروري بي نظير آمد برون از آن حرم
هر دلي كه وقت پابوسي مُكــدّر رفته است

مرقدش ، خاصيّتش اين است، زائر دفعتــاً
پـايْ بـوس يازده فــرزند حيـــدر رفته است

نه فـقـط او را زيارت كــرده زائــر ، باطــناً
---در مدينه خانه ي زَهراي اطهر رفته است

پيش از محشر ، به جنّات خُدا داخل شده
هركسي يك بار حتّي سمت اين در رفته است

در طريق وصـل چون ما راه رفتن خوب نيست
خوشبحال آنكه در اين راه با سر رفته است

دم به دم در قــبر مهمانـــند او را اهل بيت
هر كسي بر آستانْ بوسي مكرّر رفته است

كفش را از پا در آر اينجا كه اين محدوده را
هر سحر پيش از اذان جبريل با پَر رُفته است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
00:32
#صلوات

هرچند دعای عاشقان پر دارد
زیبایی پرواز کبوتر دارد

در پرده بود اجابت ،اما صلوات
بفرست که آن حجاب را بردارد

#محمد_جواد_غفورزاده
#شفق

@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_ولادت


شجر نور، نوبر آورده
بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت
بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش
صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام
یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی
بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله
زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد
که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام
عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده
آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش
بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر
صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را
با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور
که به معصومه آمده مشهور

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_ولادت

عصمت داور است این دختر
گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب
بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او
بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟
از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف
تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر
سورة کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا
موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران
در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن
شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد
بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارة تن احمد
بضعة حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا
بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام
نقش گلبوسه دارد از سه امام

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_مدح

دختر فاطمه هستی و منم نوکرتان
اهل بیتم به فدای پدر و مادرتان

نگذارید که دل بسته جایی بشویم
بگذارید بمانیم به دور و برتان

کاش در صحن تو می شد که کبوتر باشیم
تا که هرروز بگردیم به دور سرتان

از طفولیت خود عالمه بودی بانو
فیض بردند بزرگان همه از محضرتان

چون علی دگری خلق نشد هیچکسی
نیست هم کفو شما تا بشود همسرتان

عصمت فاطمه در تو متجلی شده است
که شدی وارث معصومیت مادرتان

با ورود تو به قم شهر قیامت شده بود
صف کشیدند ملائک همه در محشرتان

صاحب خانه تویی ما همه مهمان توایم
آمدی تا بشود کشور ما کشورتان

آنقدر دور و برت پر شده بود از محرم
باد هم دست نینداخته بر معجرتان

لحظه آخرتان جای برادر خالی است
همدم و هم‌نفسی نیست دم آخرتان

#آرش_براری


@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

در صبر و وفا حليمه اي آمده است
در علم و عمل فهيمه اي آمده است

در گلشن پُر نور امام كاظم
معصومه اي و كريمه اي آمده است

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_ولادت

بياريـد بالا دو دست دعا را
بخوانيد يك بار ديگر خُدا را

به نصّ كلام الهي ، به قرآن
تسلّي دهد ذكر او قلب ما را

خُدا در(إلَيهِ الوَسيلَه)به ما گفت:
بگيــريم دامـان آل عـبا را

كه ما با توسّل به اين خانواده
گـرفـتيم امـان از قضا هر بلا را

به قُربان اين چارده نور رفتيم
نديديـم با اين كه دشت مِنا را

رئوف ازل خواست ظاهر شود كه
به ما داد علي بن موسي الرّضا را

كه رأفت به معنا و مفهوم كامل
ببينـد در ايران به خـود اعتلا را

و با نيّت اينكه در خطّه ي قـم
ببيـنيم الطــافِ خيرُ النّسـا را

ز فيض قـدمهاي معصومه آورد
به اين شهر ايمان و حُجب و حيا را

سپس گفت هر زائري دوست دارد
زيارت كنـد بضعةُ المُـصطفي را

مشـرّف به درگاه معصومه گردد
كه او مظهر است عصمت كبريا را

نجف قالب كوچكش هست قم ، پس
---ببينــد اينجا شـه لافتيٰ را

بكوبيد با در زدن در حـريمـش
در خانه ي حضرت مُجتــبي را

به مهمان سرايش بياييد تا باز
ببينــيد يك جلوه از "هَلْ اَتيٰ"را

دُرست است درباره ي عصمت او
اگر پـيك وحي آورد "إنّـمـا" را

شـده شهر قم مأمن فاطميّون
كه او مادري كرده اهل ولا را

نشستيم در خلوت دنج صحنش
كه ما در بهشت عاشقيم انـزوا را

همه اوست ، ما كمتر از هيچ بايد
بريــزيم دور اين هـمه ادّعـا را

وضويي بگيريم با آب حوضش
كه بخشند نورِ خُـدا چهره ها را

به زر احتياجي نداريم َمـردم
ببوسيم تا سنگ ايوانْ طلا را

به بوي ضريحش ز سر هوش ما رفت
كه هستيم اين گونه مست و سُكارا

بگرديم هر قدر در شهر قمصر
نَـبوئيم عطري چنين غم زُدا را

بچسبيم بر پرده هاي رواقش
بگيريم سر رشته هاي شفا را

نبودند اگر در جـوار حـريمش
نبود آن چنان قدر،فيضيّه ها را

پس از طوس بايد بيارند تا قم
تـمامِ غـريبــانِ درد آشنا را

حسينيّه ها بي شُمارند دورش
نـداريم اگر حـسـرت كربلا را

كرم ديده ايم از مُحرّم دمـادم
گرفتيم از او چونكه اذن عزا را

به يك ياحسين آمده اشك چشمش
گرفته از او هر كه رزق بُكـا را

نمانده ست چيزي به ماه محرّم
بـخوان روضه ي كُشته ي سرجُدا را

بخوان از همان دم كه زينب در آورد
از آن پيكر غرق خون نيزه ها را

برو سائل بي نوا خادمـش شو
كه قارون كند گنج عشقش ، گدا را

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

از خاک در عشق تیمم گیرید
در دست گلی غرق تبسم گیرید

از یمن قدوم حضرت معصومه
عیدی زکف امام هشتم گیرید

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
00:33
#حضرت_معصومه_ولادت
#حضرت_معصومه_مدح


در حرم نه،زائرت دارد اقامت در بهشت
قیمتی تر می شود با تو عبادت در بهشت

روز محشر نه،به تأیید زیارت نامه ات
می کنی از زائران خود شفاعت در بهشت

از زیارت نامه ات فهمیده ام این راز را
هرکسی خوانْد از تو،خواهد رفت راحت در بهشت

هرچه می خواهم عنایت می کنی یکباره،چون؛
زود خواهد شد دعاها استجابت در بهشت

خوش به حال خادمانت که چنان خیل مَلَک
پیش تو هستند هی مشغول خدمت در بهشت

صبح می آیم نمی‌گویم که کِی دل می کَنم
چون که معنایی نخواهد داشت مدّت در بهشت

خوش به حالش مسجد اعظم گواهی می دهد
اینچنین دارد «بروجردی» عمارت در بهشت

خوش به حال کفتر صحنت که دائم پیش توست
فرق دارد داستان های حسادت در بهشت

ساعتی در زیر درب ساعتت محو توام
گرچه بی معنی ست با این فرض ساعت در بهشت

بین حوض صحن افتاده ست عکس گنبدت
گوییا افتاده اینجا عکس جنت در بهشت

معتقد هستم فقط با «اِشْفَعی لی فاطمه»
می کنی بعد از قیامت هم قیامت در بهشت

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
00:35
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

امشب که گلی نجمه به بر آورده
بر ماه جهانیان قمر آورده

گویند به گوش هم، در افلاک و زمین
حق، حضرت زهرای دگر آورده


@raziolhossein
00:36
#حضرت_معصومه_مدح


دل ‌مرده است و پر به فراسو نمی‌زند
مردی که سر به خانه‌ی بانو نمی‌زند

جبریل، صحن آینه را مثل خادمی
با هیچ چیز جز مژه جارو نمی‌زند

وقتی که این حرم پر از الطاف مادری‌ست
پس با مزار مادرمان مو نمی‌زند

یک گوشه از فضائلتان «إشفِعی لَنا»ست
زائر که بی‌جهت به شما رو نمی‌زند

صد بار در بزن که در این شهر هر کسی
بر سینه دست رد بزند... او نمی‌زند

#حامد_تجری

@raziolhossein
00:36
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

در صبر و وفا حليمه اي آمده است
در علم و عمل فهيمه اي آمده است

در گلشن پُر نور امام كاظم
معصومه اي و كريمه اي آمده است

۰۰

گفتند گلي عرش مقام آمده است
آئينه نور ذوالكرام آمده است

از يُمن قدوم حضرت معصومه
لبخند به لب هاي امام آمده است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:39
#حضرت_معصومه_مدح


این جا فروغ عشق و صفا موج می‌زند
نور خدا به صحن و سرا موج می‌زند

این جا که طور جلوه و سینای ایزدی است
از هر کرانه نور خدا موج می‌زند

این جا مطاف اهل زمین است و آسمان
وز شهپر فرشته، فضا موج می زند

لبّیک از زبان اجابت توان شنید
در این فضا که نور دعا موج می‌زند

این جا که رشک هشت بهشت است و هفت چرخ
از شش جهت فروغ ولا موج می‌زند

از جلوه‌ی جلال تو ای مظهر کمال!
نور صفا در آینه‌ها موج می‌زند

در کوی تو که ساحل امن است و عافیت
دریای بی‌کران صفا موج می‌زند

ای کعبه‌ی امید! که در بارگاه تو
نور امید در همه جا موج می‌زند

دستی به دست‌گیری دل‌ها دراز کن
وین عقده‌ها ز کار دل خسته باز کن

#محمدعلی_مجاهدی #پروانه

@raziolhossein
00:39
#حضرت_معصومه_مدح


ای حــج دل بــر گــرد حائـر تـو
وی چـــارده معصــوم، زائـر تــو

گنج خــدا پنهان بــه سینۀ قم!
معصومـــه! زهــرای مدینـۀ قم!

درّ یتیـــم گنــجِ مهـــر عصمت!
انسیه‌الحــورا، سپهــر عصمت!

ســــر تـــا قـــدم آیینـــۀ ولایت
قـــــرآن روی سینـــۀ ولایــــت

زهــرای مرضیــه است مـادر تو
مریــم توســل جستـه بر در تو

جبـــریل اگــر رو جـانب قــم آرد
در وصف تو یذهب عنکــــم آرد

آینـــــۀ روی امـــــام هفتــــــم
روح دو پهلـــوی امـــام هفتـــم

فیضیه را بر تربتت سجود است
فیضیـــۀ تـــو عالـم وجـود است

زهــرا کتـــاب الله، کوثـرش تــو
قم مسجـدالحرام و هاجـرش تو

نـــور جهانتـــاب ائمـــه‌ای تـــو
معصــومه‌ای بــاب ائمـــه‌ای تو

بــا آن که در قلب زمیــن نهانی
بــاب‌المــــراد اهــــل آسمانـی

زهــرا و زینب و تــو یــک جمـالید
مــرآت حسـن ذات ذوالجلالیــد

توحیـــد، دریــا و تــو دُر نـــابش
زهـراست خورشید و تو آفتابش

عصمت گلـی از نقش دامـن تو
پیــراهن زهـــراست بــر تـن تو

بـالای هـر گلـدستۀ تــو جبریل
زیبـد که بگشایـد زبان به تهلیل

بایــد در ایــوان تــو بــا حــلاوت
روح‌الامیـن قــرآن کنــد تــلاوت

صحنین تــو برتــر ز عـرش اعلا
قبـر تـو قبـر زینب است و زهــرا

ایوان تــو ای دخت پـاک موسی
دارالسلام مریم است و عیسی

شفیعـــۀ فــردای محشـری تو
نایبــــۀ عمّــــه و مـــادری تـــو

خورشیــد را نـور رخت وضـو داد
ذی القعـــده را میـــلادت آبــرو داد

آیینـــــۀ بـــــرادری و بـابــــی
یـک مـــاه در بیـــن دو آفتـــابی

در سیــر مصحف رخـت، بـــرادر
یـــاد آورد از قــدر و نور و کوثر

پدرکه چون جان به برت کشیده
بوی بهشت از نفست شنیده

زیبـد که‌ ای یـاس بهشت طاها
گویــد پــــدر دربـــاره‌ات فـداها

بستــان علــم و حکـمت ائمــه
شـایستـــۀ تــو عـصمت ائمــه

مـدح تــو از نطـق بشـر نیـــاید
جــــز از بــــرادر و پـــدر نیـــاید

باید ز طــوس آیـد امـام هشتم
وصف تــو را گویـــد به مردم قم

بالاتـری از مدح خلـق عالـم
اوصاف تو کجا و وصف «میثم»؟

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:39
#حضرت_معصومه_مدح
#دهه_کرامت


امام کل گنبدهاست گر تَحْتُ الْحَنَک دارد
که در پشت سرش معصومه فوجی از ملک دارد

جهان را می کند روشن ولی با نور این گنبد
یقین دارم به نور افشانی اش خورشید شک دارد

جهان کوچکی دارد ولی از هر نظر کامل
که زیر گنبدش هم چرخ دارد هم فلک دارد

کسی که مبدأ میل جهان را می دهد تغییر
برای طعم این تغییر،دریایی نمک دارد

اگر که این همه گلدسته دارد معنی اش این است
به زُوّار گرفتارش فقط قصد کمک دارد

حریمش عُشِّ آل الله گشت و هرکه او را خواند
یقینا روی لب یا لَیْتَنا کُنّا مَعَک دارد

کریمه،عالمه،یا ساجده یعنی که این خانم
فقط با چارده معصوم فصل مشترک دارد

یکی با دیدن گنبد یکی با بوسه بر مرقد
برای زائرانش نسخه های تک به تک دارد

منم در زیر پای زائرانش خسته و بی تاب
اگر دیدی که سنگی در حرم قدری تَرَک دارد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
00:39
#حضرت_معصومه_مدح
#دهه_کرامت


جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود
خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود

قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است
عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود

عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است
در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود

در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است
در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود

حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است
در زلال مهر او دلها مطهر میشود

در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ
هر که انکار مقامش کرد کافر میشود

نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم
باغ جانم از نسیم او معطر میشود

تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او
عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
00:39
#حضرت_معصومه_مدح
#دهه_کرامت

كعبه خودش كه قبله ي مردم نميشود
قبله بدون قبله ي هشتم نميشود

آنكه نگشت دور كريمه به قصد حج
در اين مسير اهل تلاطم نميشود

در قم خلاصه گشته حرم هاي اهلبيت
اينجا به جز بهشت تجسم نميشود

با آنكه زائر تو شود وارد بهشت
حتي بهشت گوشه اي از قم نميشود

هر كس كه در شلوغي اين شهر دست خود
داده به دست پنجره ات گم نميشود

#محسن_صرامی

@raziolhossein
00:39
#حضرت_معصومه_مدح
#امام_رضا_مدح
#دهه_کرامت

به غمِ عشق مبتلا شده ام
از غمِ عافیت رها شده ام

بارها سنگ عاقلی خوردم
تا که از عاشقی جدا شده ام

بی نیاز از تمام خلق شدم
درِ این خانه تا گدا شده ام

ذره بودم به روی خاک ولی
با نگاه شما طلا شده ام

دائماً در مسیر قم مشهد
عبد معصومه و رضا شده ام

هرکسی پیش پایتان خم شد
گر گدا بود، شاه عالم شد

سایه ی چادرِ تو بر سر ماست
حرمِ تو بهشت دیگر ماست

عطرِ یاسِ حوالی حرمت
علّتِ مستی مکرّرِ ماست

حرم تو حریم فاطمه است
این حرم پس مزارِ مادر ماست

همه ی دلخوشی من این است
تو بگویی به خلق نوکر ماست

روز و شب جلدِ این حرم بودست
سال ها می شود کبوتر ماست

دست ما را بگیر ای بانو
که "رضایت" امید آخر ماست

بغض راه گلوم را سد کرد
دل تنگم هوای مشهد کرد

آمدم بین این همه فریاد
رو به روی بهشتی از فولاد

السلام علیک یا سلطان
من فقیرم فقیرِ مادرزاد

روسیاهم ولی به خود گفتم
او رئوف است... هرچه باداباد

تو که با دشمنان نظر داری
دوستان را نمی بری از یاد

دست خالی ردم مکن مولا
قسمت می دهم به جان جواد

زائری رو سیاه آمده است
به امید پناه آمده است

سائلم سائلِ مدام شما
خورده تقدیر من به نام شما

مادر من کنیزِ مادرتان
پدرم نوکر و غلام شما

چه بگویم که الکن است زبان؟!
من کجا گفتن از مقام شما؟!

دست برسینه جبرئیل امین
ایستاده به احترام شما

زائرانت کبوترند ولی
من کلاغی به روی بام شما

می شود بین این همه نجوا
بشنوم پاسخ سلام شما؟!

هرکسی پیش پایتان خم شد
گر گدا بود شاه عالم شد

در حرم روزیم فراوان شد
دردهایم نگفته درمان شد

بس که پابوسِ عشق آمده ام
وطن دومم خراسان شد

هرکسی با تو نیست مومن نیست
دوستی تو مرز ایمان شد

جرعه ای آب تا که نوشیدم
لبم آتش گرفت... سوزان شد

یادم آمد حدیث یابن شبیب
چشم هایم اسیر باران شد

"ان جدی حسین عطشانا"
باز حرف از امیرِ عطشان شد

گفتم از تشنگی ... ببخش مرا
حال روزِ شما پریشان شد

همه ی هستی ام ز هست شماست
رخصت کربلا به دست شماست

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
00:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×450, 91.6 KB
خوشبخت قوم و طایفه، ما مردم قمیم
جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

خدام حرم مطهر حضرت معصومه
۱۳۱۳ه.ق

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
00:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح


قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))
هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر
موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم
شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو
پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها
شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف
از سر گنبد او حسرت گندم دارد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح


چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 

قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می‌شود
 
فهمیده‌ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب‌ساز می‌شود 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست
قلب تپنده حرم قم، حریم توست 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه شهود و تجلی معطر است 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه است
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است 

صحن تو غرق بوی گل یاس می‌شود
اینجا حضور فاطمه احساس می‌شود 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی‌اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
 
فرمود آشیانه امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می‌رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می‌شدم 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می‌آورم دو دست دعا إشفعی لنا

روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه‌ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه‌ای 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده 

سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌ زده
 
از چشمه‌های فیض تو سیراب می‌شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده 

شب‌های جمعه طوف حرم می‌کنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره‌ی کربلای ما


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح


رواق دختر موسى بن جعفر است این جا
حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا

درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
ببوس با ادب آن را که آن در است این جا

زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى
وجود حضرت معصومه گوهر است این جا

ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع
که جاى گفتن الله اکبر است این جا

مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ
براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا

حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على
یگانه دختر زهراى اطهر است این جا

ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
که مورد نظر حىّ داور است این جا

مسیح زنده شود در حریم این بانو
عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا

ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر
که درّ تاج سر هفت کشور است این جا

فروغ روضه‌ی او پرتو افکن است به مهر
چرا که مطلع خورشید انور است این جا

اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى
که مهر و ماه هم از ذرّه کم‌تر است این جا

از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
که خاک درگه او زیب افسر است این جا

کند به درگه او سجده صبح‌دم خورشید
که از فروغ ولایت، منور است اینجا

اگر تجلى حق بینى از در و دیوار
عجب مدار که دخت پیمبر است این جا

تبارک الله از این روضه ی بلند رواق
که از تصوّر و از وصف برتر است این جا

برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او
که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا

از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو!
که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا

مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت
چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا

زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود
که نور حق به جمالت برابر است این جا

ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود
مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا

سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد
چرا که دختر موسى بن جعفر است این‌جا
#حیدر_تهرانی_معجزه (فرزند مرحوم #مرشد_چلویی_ساعی)


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح
#دوبیتی

آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه

یا فاطمه اشفعي لنا فی الجنة
باب الکرم شفاعتی معصومه

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح
#دوبیتی

مانند کویر، تشنه‌‌ی دریاییم
بی تو ـ به خدا! ـ همه تک و تنهاییم

انگار کنار قبر زهرا هستیم
هر وقت زیارت شما می‌آییم

#حسین_جعفری

@raziolhissein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح


اى دختر عقل و خواهر دین!
وى گوهر درج عزّ و تمکین!

عصمت شده پاى‌بند مویت
اى علم و عمل مقیم کویت!

اى میوه‌ی شاخسار توحید!
همشیره‌ی ماه و دخت خورشید

وى گوهر تاج آدمیّت!
فرخنده نگین خاتمیّت

شیطان به خطاب «قم» براندند
پس تخت تو را به قم نشاندند

کاین خانه بهشت و جاى حوّاست
ناموس خداى، جایش این جاست

اندر حرم تو عقل مات است
زین خاک که چشمه‌ی حیات است

جسمى که در این زمین، نهان است
جانى است که در تن جهان است

این ماه منیر و مهر تابان
عکسى بُوَد از قم و خراسان

ایران شده نوربخش ارواح
مشکاة صفت به این دو مصباح

از این دو حرم دِلا! چه پرسى؟
حق داند و وصف عرش و کرسى

هر کس به درت به یک امیدى است
محتاج تر از همه «وحیدى» است


#آیت_الله_وحید_خراسانی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح
#عاميانه

مريمِ قبيله ي خُـدا ، سلام
دختره تمام خوبيا ، سلام
به نيابت از امام رضا ميگيم :
اي حبيبه ي امام رضا ، سلام

الـسّـلام اي بركاتـت عـلوي
السّلام اي كرمت مُجتَـبوي
السّلام اي جَـلَواتِ فاطـمه
السّلام اي سَكناتت رضوي

اي كه داري به گدا لطف زياد
لقب كريمه خـيلي بِـت ميــاد
با بهشت معادله ، زيــارتت
اين حديثو فرموده امام جواد

تو حساب كتابِت از همه جُداست
شأن تو خدا ميدونه تا كُجاست ؟
ثواب زيارتـت تو شـهر قــم
ثواب زيارت امـام رضاست

دلمــون خوشه مُجاور توأيم
گـرد و خاك دورِ حائر توأيم
حرم تـو عُـشّ آل فاطـمه س
خوشبحال ما كه زائر توأيم

عرض حاجتاي مارو ميشنوي
صوت ربـّـنـاي مارو ميشنوي
اعتـقـادمونــه كه ، نگـفـته هـم
إشــفعي لَناي مارو ميشـنوي

باز داره شـباي بي ماه ميرسه
روزاي بي كـسيِ شاه ميرسه
روزيِ اشـــك مارو يادت نـره
فــاطمـيّه داره از راه ميـرسـه

بده چــشما واسه زهرا تر نَشَن
توي روضه ش دلا خونجگر نَشَن
قول ميديم آستين بگـيريم يه دهن
تا كه نامحـرما با خـبر نَشَـن

گــريه بر غُـربت مولا ميكنـيم
دستارو با صورت آشنا ميكنيم
جيگرامون به خدا تير ميكِشه
وقـتي يادِ غُـسل زهرا ميكنيم

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح


فضای نابِ این حرم چقدر شاعرانه است
بهانه ای برای گریه های بی بهانه است

سراسرش پر است از شمیم یاس،..این حرم
پناه عاشقان آن مزار بی نشانه است

رهاتر از همیشه ام میان صحن آینه
شبیه آن کبوتری که در هوای دانه است

به تو پناه میبرد ...دو قطره اشک میچکد..
همان زمان که زایرتو شاکی از زمانه است

کریمه ای و لطف توست جاریِ حیات ما
کریمه ای و مهر تو همیشه بی کرانه است

به اهل بیت ارادتی عجیب دارد اهل قم
همان ارادتی که تا همیشه جاودانه است

شبیه توست حسرتم زیارت برادرت
دلم دوباره سمت بارگاه او روانه است

#احمدجواد_نوآبادی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه


منم غلام سراي حضرت معصومه
سگ امام رضاي حضرت معصومه

هزار شكرخدا را كه اهل قم هستم
به سر مراست لواي حضرت معصومه

به پادشاهي عالم مقام خود ندهد
كسي كه گشت گداي حضرت معصومه

كريمه است زنسل كريم و صد حاتم
بود گداي عطاي حضرت معصومه

اگر توراست هواي زيارت زهرا
برو به صحن و سراي حضرت معصومه

فداي او همه هستم كه موسي جعفر 
بگفت من به فداي حضرت معصومه

برادرش همه دم ياد مادرش ميكرد
چو مي شنيد صداي حضرت معصومه

#عبدالحسین

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه
#دوبیتی

هر دَم به ضَريح بي نِشانَت اي ماه
بسته ست دَخيل قَلب مَن با هر آه

عمري ست تَپش هاي دِلَم مي گويد:
« يا فاطِمة اِشفَعي لَنا عِندَالله »...

@raziolhossein
00:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
992×582, 64.5 KB
#حضرت_معصومه
#دوبیتی

إی واسطه فیض خدافی الجنه
وی کوثرهفتمین ولافی الجنه
بردرگه تو دست نیازآوردیم
یافاطمه اشفعی لنافی الجنه

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه
#دوبیتی

با روی سیاه و بار سنگین گناه
با خجلت و شرمساری و حال تباه

در حضرت معصومه گزیدیم پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عند الله


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مناجات


دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم
مگر که پاسخ این ((اشفعی لنا))بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم

#مجیدتال

@raziolhossein
00:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
633×633, 115.7 KB
#السلام_علیک_یا_بنت_موسی_بن_جعفر

ای ماه! تو نور خود ز دنیا مستان
یک لحظه محبتت ز دلها مستان
«همسایگی» تو نعمت‌ست ای بانو
این نعمت«همسایگی»ازما مستان


#عبدالزهرا

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه
#دوبیتی


ای ماه! تو نور خود ز دنیا مستان
یک لحظه محبتت ز دلها مستان

«همسایگی» تو نعمت‌ست ای بانو
این نعمت«همسایگی»ازما مستان


#عبدالزهرا

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه
#دوبیتی


بس در حرم تو سوز و آهم دادند
تخفیف به نامۀ گناهم دادند
با اذن تو، ای فاطمۀ معصومه
در وادی فاطمیه راهم دادند
_

از کفش کنِ تو طور موسی پیداست
در هیبت تو زینب کبری پیداست
ای از حرم تو باز ، باب الزهراء
از تربت تو تربت زهرا پیداست
___


کاش از حرمت صدای ما را ببرند
پیغام بسوی قبر زهرا ببرند
ما عقدۀ بانوی مدینه داریم
ما را سرِ قبر مخفی آیا ببرند


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح


حس عجیبی میرسد سویم که گاهی
سمت حریمت میشوم باگریه راهی

هرگز نخواهم رفت جایی جز حریمت
ازین حرم بهتر مگر دارم پناهی؟

با لطف بی اندازه ات دادی نجاتم
هروقت میرفتم مسیری اشتباهی

کافیست یک لحظه نگاهت را بگیری
آنوقت خواهم رفت تا اوج تباهی

با اشک میخوانم زیارتنامه ات را
شاید کمی کم کرد از این روسیاهی

باشم گدای غیراز این خانه؟نه ،هرگز
اصلا مگر داریم بیش ازین گناهی

من دوست دارم که گدای تو بمانم
چشمان خیسم میدهد این را گواهی

مادر به من میگفت این خانم کریمه ست
قطعا ضرر کردی که از او کم بخواهی


#احمدجواد_نوآبادی


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه
#دوبیتی


کرم ازدست تو ای دست عطا میچسبد
در شبستان تو قرآن و دعا میچسبد

بارها تجربه کردم به خدا در حرمت...
بیشتر از همه جا ذکر "رضا" میچسبد

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه



هم آفتابی و هم سایه بر سرم داری
یک آسمان کرم و لطف دم به دم داری

تو آیتی ز بهشتی که آمدی ایران
به روی دوش خودت بیرق کرم داری

امامزاده ی موسی بن جعفری اما
برای فاطمه در شهر قم حرم داری

برای بخشش هر چه گناه، ای بانو
به روی نامه ی اعمال ما قلم داری

تو مثل عمه ی سادات بر فراز حرم
به عشق گنبد سلطان خود علم داری

به زیر پای تو گل ریخت قم ولی پیداست
برای روضه ی زینب همیشه غم داری

نه ازدحام حرامی، نه بزم نامحرم
چه قدر دور و برت چشم محترم داری

شراب بود و کباب و رباب هم بود
یزید گفت به مطرب بزن، چه کم داری؟!

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه
#دوبیتی


عمریست که سرنوشتِ ما دستِ شماست
پاکیزگیِ سرشتِ ما دستِ شماست

"یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه"
ای بانوی قم! بهشتِ ما دستِ شماست

#عادل_حسین_قربان


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه


تو کیستی؟ سلاله ی زهرای اطهری
معصومه ای، کریمه ی آل پیمبری

ممدوحه ی ائمّه و محبوبه ی خدا
احمد خصایل استی و صدّیقه منظری

باب الکرم سلاله ی باب الحوائجی
امّ العفاف دختر موسی بن جعفری

امروز قبله ی دل خوبان روزگار
فردا همان شفیعه ی فردای محشری

تو سوّمین ملیکه ی اسلام فاطمه
آیینه دار زینب و زهرای اطهری

یک مام تو خدیجه دگر مام فاطمه
پاکیزه تر زمریم و حوّا و هاجری

مریم پی زیارتت آید اگر به قم
اقرار می کند که همانا تو برتری

بر نُه سپهرِ عصمت و تقوی ستاره ای
در هفت بحر نور فروزنده ی گوهری

هم چار نجل پاک رضا را تو گوهری
هم هشتمین ولیّ خدا را تو خواهری

مصباح علم و دانش و توحید و معرفت
مصداق هل اتی ثمر نور و کوثری

عمر کم تو خاطره ی عمر فاطمه است
یادآور مقاومت و صبر مادری

گویند باز می شود از قم در بهشت
تو خود بهشت قرب خداوند اکبری

مادر نگشته، بانوی خلق دو عالمی
شوهر نکرده، مادر آغاز و آخری

بانو ولی چه بانو، بانوی نه سپهر
دختر ولی چه دختر، اسلام پروری

بر هشت آفتاب ولایت ستاره ای
در نه سپهر نور مه نور گستری

پیراهن تو عصمت، تقوی ست چادرت
زهد مجسمّی و عفاف مصوّری

در بحر بی کرانه ی ایمان دُرِ کمال
در آسمان زهد فروزنده اختری

باب المراد دختر باب الحوایجی
اخت الوقار دخت بتول مطهری

زهرا بهشتِ روح لطیفِ محمّد است
اولاد او همه شجر نور و تو بری

گویند سایه ی حرمت بر سر قم است
قم را نه، بلکه مُلک جهان را تو محوری

زانو زنند خیل فقیهان به محضرت
آری تو شهر فقه و احادیث را دری

روزی اگر به خطبه گشایی زبان خویش
باور کنند خلق که در نطق حیدری

اسلام را به منطق گرمت مروّجی
توحید را به نیروی علمت بیانگری

عطر تو بر مشام محمّد اگر رسد
با خنده بوسدت که بهشت مکرّری

از نخل های سبز فدک می رسد ندا
این باغ از آن توست که زهرای دیگری

«میثم» اگر ثنای تو گوید محال نیست
زیرا تو در قصیده سراییش رهبری

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه


پیوسته در حوالی بامت کبوترم
سنگم زنند هر چه ، از اینجا نمی پرم

بی بی ، قسم به جان رضایت مرا ببین
در آستان عرشی ات از خاک کمترم

از قم دری گشوده به باغ بهشت ، یا
عطر بقیع مادرتان دارد این حرم

معصومه ای و فاطمه ای ، اشفعی لنا
چشم انتظار لطف تو در روز محشرم

تا شاهد ارادت و اخلاص من شود
یک بیت از قصیده ی حافظ می آورم :

" نامم ز کارخانه ی عشاق ، محو باد
گر جز محبت تو بود شغل دیگرم"

بی مهر تو نفس کشیدن عمرم حرام باد
حاجت به غیر کوی تو جایی نمی برم

#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه


آیتى از خداست معصومه
لطف بی ‏انتهاست معصومه

جلوه‏اى از جمال قرآن را         
چهره‏اى حق نماست معصومه

عطر باغ محمدى دارد
زاده مصطفى است معصومه

پرتوى از تلألوء زهرا
گوهرى پربهاست معصومه

ماه عفت نقاب آل كسا
دختر مرتضى است معصومه

اخترى در مدار شمس شموس
یعنى اخت الرضاست معصومه

زائران! یک در بهشت اینجاست
تربتش باصفا است معصومه

در توسل به عترت و قرآن
باب حاجات ماست معصومه

از مدینه به قصد خطه طوس
رهروى خسته پاست معصومه

تا زیارت كند برادر خود
فكر و ذكرش دعاست معصومه

روز و شب عاشق بیابان گرد
خواهرى باوفاست معصومه

یا مگر اوست زینب دگرى
كز برادر جدا است معصومه

تا بدانى كه نیمه ره جان داد
بنگر اكنون كجاست معصومه

از وطن دور و از برادر دور
حسرتش غم فزاست معصومه

گر چه نشكسته سینه و پهلویش
در دلش داغ‏هاست معصومه

داغ زهرا و داغ اجدادش
وارث كربلاست معصومه

هر حسینیه بیت اوست حسان
چون كه صاحب عزاست معصومه‏

#مرحوم_حبیب_چایچیان_حسان


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح
#دوبیتی


جز درگه معصومه مرا نیست پناه
بردوش دلم کوله ای ازبار گناه

چشمم به شفاعت شما باشدوبس
یافاطمه اشفعی لنا عندالله

#مصطفی_نظری_طهرانی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_سرود


باز است از حریم تو چندین در بهشت
هم دختر بهشتی و هم خواهر بهشت

قم در هجوم حادثه ها ایمن از بلاست
پر کرده دور شهر تو را مرمر بهشت

در انحنای چشم همه جلوه می کند
در این حریم زاویه ی دیگر بهشت

از لطف حوض توست اگر منعکس شده ست
در چشم خلق صورت واضح تر بهشت

در ساحل مرام تو پهلو گرفته ست
افتاد اگر کنار حرم لنگر بهشت

روزی اگر به دیدن تو قد علم کند
اصلا بعید نیست بسوزد پر بهشت

از آن زمان که قم حرم اهل بیت شد
تشبیه شد به صحن تو سر تا سر بهشت

#مجتبی_خرسندی


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه



" این بارگاه قدس که از عرش برتر است
آرامگاه دختر موسی بن جعفر است "

جانم فدای گنبد زردش که سال هاست
خورشید از تشعشع نورش ، منّور است

بر شانه های گرم حرم تکیه کرده مست
این دو مناره که به بلندای محشر است

در چشم ما ، زمرّد و درّ و عقیق و لعل
گر چه رواق ها همه از سنگ مرمر است

جایی که شهر قم ، حرم آل فاطمه ست
تولیّتش به عهده ی او تا به محشر است

عطر مزار گم شده را پخش می کند
قبری که عکس واضحی از قبر مادر است

او خواهر امام رضا نه ، که عشق اوست
اصلاً بگو که دار و ندار برادر است

از اشتیاق آمدنش سمت شهر طوس
فهمیده ام امام رضا ، جان خواهر است

مثل برادرش شده ، یعنی که پلک هاش
زخمی ز فرط گریه بر آقای بی سر است

با گریه خو گرفته کنارش دو چشم ما
جایی که اشک دیده ی او روضه پرور است

خیلی شبیه حال رباب است حال او
از بس به یاد خشکی لب های اصغر است

زهر جفا چه ها که نکرده ست با دلش
در این دقایقی که نفس های آخر است

هر چند داغ دیده و هجران کشیده ، باز
شکر خدا که روی سرش ، دست مَعجر است

یک لحظه رو به جانب گودال کن ببین
زینب هنوز خیره به رگ های حنجر است

شلاّق و کعب نیزه و سیلی به یک طرف
زخم زبان شمر ز هر چیز بدتر است

#محمد_قاسمي


@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه


روزگارم با گدایی از شما سر می شود
با زیارت حالِ من هر بار بهتر می شود

کیمیا گرد و غبارِ سنگفرشِ صحنِ توست
هرچه می آید در اینجا قیمتی تر می شود

خاک را گوشه نگاهی از شما زر می کند
یک کلاغِ رو سیاه اینجا کبوتر می شود

"من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم"
سگ اگر در کهف تو آید مطهّر می شود

دور تا دور ضریحت سائلان صف بسته اند
رزق و روزی گدا اینجا مقدّر می شود

در حضور گنبدت خورشید سوسو میزند
آسمان با نورِ این گنبد منوّر می شود

زائرِ قبرِ کریمه زائرِ قبر رضاست
زائرِ قبرِ تو محبوبِ برادر می شود

می شود تسکین دردم عطرِ یاسِ این حرم
هر زمانی که دلم بی تابِ مادر می شود

گریه در گریه به یادِ آن مزارِ بی نشان
زائرِ تو زائرِ زهرای اطهر می شود

دم به دم در این حرم رزق مکرر می رسد
"فیض قبر مادری از قبر دختر می رسد"

آمدی با حضورت عاشقی آسان شده
قم به یُمنِ مَقدمِ تو وادی ایمان شده

چادرت را تا تکاندی مثلِ دریا شد کویر
روزیِ ما روز و شب از لطفِ تو باران شده

مهرِ تو سایه زده روی سرِ ما سالهاست
فخرِ ما همسایگی با خواهرِ سلطان شده

هر زمان که سینه ای پر درد آوردم حرم
دردهایم با سلامی محضرت درمان شده

دستِ خالی بر نمی گردد یقیناً از بهشت
زائری که آمده در محضرت مهمان شده

گرچه عمرِ تو شبیه فاطمه کوتاه بود
گرچه سهمِ تو از این دنیا فقط هجران شده

آمدی و بر سرِ تو اهل قم گل ریختند
ببین جمع عاشقانت ناقه ات پنهان شده

اذن روضه می دهی بانو؟! بگویم از غمت؟!
یادِ زینب کرده ای؛ چشمانِ تو گریان شده

دست بسته؛ در میان سایه ی نامحرمان
دختر خورشید کوچه کوچه سرگردان شده

جای گل از کربلا تا شام در هر کوی و بام
سنگ و خاکستر نثار قاری قرآن شده

***

بارها از کار قلب من گره وا کرده ای
رخصت کرب و بلایم را تو امضا کرده ای


#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
00:52
#حضرت_معصومه_مدح


ای بـه قـم آفتـــاب قلـب جهـان
دخـت مـــوسی سـلالـۀ قــــرآن

عمه و دخت و خواهر سه امام
مـــــادر کـــــل عــــالـم امکــــان

تــو بــه چشـــم ائمـه زهـــرایی
بعـد زهـرا بـه قدر و عزت و شان

زینـــب دوم بنــــــی الــــــزهـــرا
عمـــۀ چــــــار حجــــت یـــــزدان

هـــم وجـــودت کـــریمـۀ عتــرت
هـــــم ولایـــت حقیـقت ایمــــان

فیـض فیضیـه از کــرامت تـوست
شهـر قـم از تو گشته مهد امان

حـــــــرم یـــــــازده ولــــی خـدا
حــرم تــوست ای سپهــر مکـان

مـــدح تـــو ای ملیکـــۀ هستـی
وصـــف تــــــو ای یگـــــانـۀ دوران

نـه تـوان بـا هـزار دسـت نوشت
نــه تـــوان گفت بــــا هــزار زبـان

صحـن تـو مسجـد الرسول همه
حـــرم امـن تــوست کعبــۀ جـان

پـــدر و مـــــــادرم بـــــه قـربانت
نـه، همــه جـــان عــالمت قربان

کــــوثـر کــــوثـر رســـــول خـــدا
عصــمـت عصــمـت الله منّــــــان

قـــم جـــلال مدینـــه پیــدا کـرد
تـــا نهـــــادی قــدم بـه دیـدۀ آن

گشــت روز ورود تـــــــو در قـــم
روز عیــــد کــــرامت و احســــان

روز عیــد نـــــــزول رحمــت هـــا
روز عفــــو و عنــــایـت و غفـــران

اهـــل قـــم از بـــرای استقبــال
همـه بـا دستـه گـل شدند روان

مــرد و زن دور محملـت گشتنـد
اشــک شوق همـه ز دیـده روان

قـم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بس که گشت گل باران

همـه گفتنـد فــاطمه در حشــر
پــای بنهــــاده ای گنـــه کــاران

حــرمت شیعیـــان قـم ز تـو کرد
ستــم اهــــل شــــام را جبــران

کاش زینب به قم سفر می کرد
تــا نمی دیــد آن همـــه طغیــان

اهــل قــم کـی بـــرند مهمان را
گـه بـه بـــزم شـراب و گه زندان

جــای تــو بیـت مـــوسی خـزرج
جــای زینـب بـــه گـوشۀ ویـــران

دور تــو عـــالمان فقــه و اصــول
دور او ابن سعد و شمر و سنان

دور تو دسته های گل در دست
دور او سنـگ بـــود و زخــم زبان

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
3 July 2019
ش
00:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

گل وا شد و شد فاطمه ی معصومه
زیبا شد و شد فاطمه ی معصومه

علم و ادب و نور و کرامت امشب
یکجا شد و شد فاطمه ی معصومه

#سید_مجتبی_شجاع


@raziolhossein
01:02
#حضرت_معصومه_مدح



ای دُر یمِ عصمت یا حضرت معصومه
ای فاطمه ی عترت یا حضرت معصومه
ای خاک رهت جنّت یا حضرت معصومه
ای سایه ی تو عفّت یا حضرت معصومه
قم از تو یم رحمت یا حضرت معصومه
محتاج دمت حکمت یا حضرت معصومه

تو در حرم موسی انسیّه ی حورایی
انسیّه ی حورایی محبوبه ی یکتایی
محبوبه ی یکتایی ممدوحه ی طاهایی
ممدوحه ی طاهایی ریحانه ی بابایی
ریحانه ی بابایی آیینه ی زهرایی
در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه

تنها نه محیط قم، ایران به تو می نازد
عصمت به تو می نازد، ایمان به تو می نازد
عترت به تو می نازد، قرآن به تو می نازد
تفسیر و اصول و دین، عرفان به تو می نازد
جنّ و ملک و حور و انسان به تو می نازد
بانوی همه خلقت یا حضرت معصومه

شمس و قمر و النجم، جنّ و ملک و انسان
جنّ و ملک و رضوان، حور و پری و غلمان
هم حوری و هم غلمان هم مالک و هم رضوان
هم عالم و هم حاکم هم بنده و هم سلطان
دارند به تو چشمِ، لطف و کرم و احسان
گیرند زتو حاجت یا حضرت معصومه

نبوَد عجب ای بانو شاهی به گدا بخشی
وز گرد حریم خود بر روح شفا بخشی
بر روح، شفا بخشی بر سینه صفا بخشی
حاجات خلایق را از لطف و عطا بخشی
بر خلق زمین بخشی بر اهل سما بخشی
داری زحق این قدرت یا حضرت معصومه

ای کعبه ی اهل دل ایوان طلای تو
ای سرمه ی حور العین خاک کف پای تو
قم نه همه ی عالم مرهون عطای تو
فیضیّه بُود دائم در ظلّ همای تو
گردد درِ جنّت باز از صحن و سرای تو
یک بذل تو صد جنّت یا حضرت معصومه

ای بانوی نُه افلاک ای مادر اهل قم
ای خاک حریم تو تاج سر اهل قم
ای کوثر فیض تو در ساغر اهل قم
آید زنسیمت جان در پیکر اهل قم
گلدسته ی صحنینت روشن گر اهل قم
ای قم حرم امنت یا حضرت معصومه

آنانکه به شهر قم بر عرض ادب آیند
آنانکه به پای جان رو سوی تو بنمایند
در صحن تو روگردان از جنّت اعلایند
هر گام که ای بانو در صحن تو پیمایند
هر زائر قبر تو هم زائر زهرایند
نازند بدین رتبت یا حضرت معصومه

ای دسته گل زهرا زیحانه ی اهل البیت
ریحانه ی اهل البیت دُردانه ی اهل البیت
زوّار حریم تو پروانه ی اهل البیت
قبر تو بوُد کعبه در خانه ی اهل البیت
قم گشته زفیض تو کاشانه ی اهل البیت
نازند به تو عترت یا حضرت معصومه

ای چشم رضا دیده در حُسن تو زهرا را
هم صورت زهرا را هم زینب کبری را
خاک حرمت دارد اعجاز مسیحا را
دل می بری از رفعت صد مریم عذرا را
معصومه ای ای بانو ذرّیه ی طاها را
ای فاطمه در فطرت یا حضرت معصومه

تو جان سجود استی تو روح قیام استی
موسای محمّد را تورات تمام استی
دخت صلوات ستی فرزند سلام استی
فخریّه ی اجداد و آباء عظام استی
الحق که یکی مریم از هفت امام استی
ای فاطمه را زینت یا حضرت معصومه

تو پاکی و معصومه من عبد گنه کارم
تو بحر کرم داری من دست تهی دارم
سرمایه ی من تنها اشکی است که می بارم
گر اهل بهشت استم گر مستحق نارم
هم بنده ی این کویم هم «میثم» این دارم
ممنونم از این منّت یا حضرت معصومه

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
01:04
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی


یزدان به بشر آینه ای انور داد
یک عالِمه و کریمۀ دیگر داد

امروز خدا به دست جبریل امین
یک دستۀ گل به موسیِ جعفر داد

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
01:06
#حضرت_معصومه_ولادت


رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت
چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را
به نام فاطمه آورده است زینب را

و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد
دخیل های ضریح برادری وا شد

ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد
برای شاه خراسان چه زینبی آورد

مقامش آینه ای از مدارج پدر است
عجیب نیست که باب الحوائج پدر است

برای تشنه لبان باده را به خم آورد
مزار مادر خود را به شهر قم آورد

عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده
که سنگ مادر سادات را به سینه زده

چه باشکوه به دستان خود علم دارد
از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد

من فراری از این و آن بریده کجا
پناه چادر سر تا فلک کشیده کجا

مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست
به مدح فاطمه ها بهتر از علی ها نیست

تویی تو فاطمه مدح تو نیز قرآن است
برادرت به حقیقت علی ایران است

#مجیید_تال

@raziolhossein
01:14
#حضرت_معصومه_ولادت


چه افتخاری از این خوبتر که دختر شد
به نام فاطمه پیوند خورد و محشر شد

که آمد و به پدر شادی دوچندان داد
رسید و مایه ی آرامش برادر شد

هم از تمامی مردان سرش سرآمدتر
هم از تمام زنان قبیله اش سر شد

سرودن از حرمش لذتی مضاعف داد
چه لذتی که نوشتیم و صدبرابر شد

به لطف آنکه به طوف حریم او رفتیم
زیارت حرم طوس هم میسر شد

حرم نه جای کسی مثل من که این درگاه
محل آمد و رفت دوصد پیمبر شد

به ذرّه پروریش بس همینکه جبرائیل
در آسمان کریمانه اش کبوتر شد

مدینه فاطمه اش را شبی به ایران داد
و قم برای ابد با مدینه خواهر شد

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
ش
17:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح


شبی جان ناقابل خویشتن را
برِ دخت موسی بن جعفر رساندم

جبین ادب را پی جبهه‌سایی
بدان آستان مطهّر رساندم

دل خسته را تا که آرام گیرد
به آرام قلب پیمبر رساندم

چسان شکر گویم خدا را؟ که در قم
سلام برادر به خواهر رساندم

#قاسم_رسا

@raziolhossein
17:11
#حضرت_معصومه_مدح
#دوبیتی

مانند کویر، تشنه‌‌ی دریاییم
بی تو ـ به خدا! ـ همه تک و تنهاییم

انگار کنار قبر زهرا هستیم
هر وقت زیارت شما می‌آییم

#حسین_جعفری

@raziolhossein
ش
19:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_ولادت
#حضرت_معصومه_مدح


بر درگهی سلام که ذلت ندیده است
آن را خدا چو عرش عزیز آفریده است

بر حضرتی سلام که از حُسنِ تربیت
در روزگار از عظمت یک پدیده است

بر نخله‌ای سلام که در لاله‌زار علم
از شاخه شاخه‌اش گل عرفان دمیده است

بر هاجری سلام که در کعبۀ عفاف
اوصاف او ز قبلۀ هفتم رسیده است

بر مریمی سلام که موسای اهل بیت
او را به نور عشق و دعا پروریده است

بر دختری سلام که چون جده‌اش بتول
او را خدا ز رجس و پلیدی بریده است

معصومه‌ای که پاس حریمش دهد فلک
معصوم نیست لیک به عصمت رسیده است

بر ماه آسمان امامت ستاره است
بر نور دیدگان علی نور دیده است

در اهل بیت فاطمۀ دیگر است او
او را خدا ز خیل زنان برگزیده است

خورشید تابناک خراسان عشق را
این ماه قم به چرخ وجاهت سپیده است...

بر خواهری سلام که گردون مثال او
جز زینبش به عاطفه دیگر ندیده است

زینب قدش ز داغ برادر شکسته شد
او هم قدش ز هجر برادر خمیده است

بر هجرتش سلام که هجر برادرش
او را ز شهر وحی به ایران کشیده است

آمد برای دیدن روی رضا ولی
او را ندید و بر لب او جان رسیده است

ای در حجاب نور خود از دیده‌ها نهان!
کو دیده‌ای که روی تو بی‌پرده دیده است؟

دامان سبز هر ملکی باغ گل شده است
از چشم زائرت چو گل اشک چیده است

امشب به شوق بوسه به درگاه عزتت
مرغ دلم به سوی حریمت پریده است

خوانم تو را به زمزمۀ «إشفعی لنا»
لطفی که بر ولای تو ما را عقیده است

بر درگهت نهاده «مؤید» سر نیاز
جایی ز درگه تو که بهتر ندیده است

#سیدرضاموید

@raziolhossein
ش
20:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_ولادت
#دوبیتی

ماییم و محبت تو یا معصومه
الطاف و عنایت تو یا معصومه

از ساحت ثامن الحجج میخواهیم
عیدی ولادت تو یا معصومه

@raziolhossein
4 July 2019
ش
11:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح


تو مجموعه‌ی لطف‌ و جود و عطایی
تو یک چشمه از جوشش هَل اَتایی
تو دریاچه نه ؛ بَحر بی انتهایی
چه‌گویم‌که‌هستی؟چه‌گویم‌چه‌هایی؟
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو زهرا خصالی تو زهرا جمالی
تو زهرا مَآبی تو زهرا جلالی
تو زهرا سِرشتی تو زهرا مثالی
تو در دوره‌ی خویش خیرالنّسایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تویی راحت جان موسی بن جعفر
تویی روح و ریحان موسی بن جعفر
تویی یاس بُستان موسی بن جعفر
تو بنت الامامی تو بنت الهُدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو عَذراترین مریم اهل بیتی
تو در هر دمی همدم اهل بیتی
در اسرار حق، مَحرم اهل بیتی
تو تندیس آن چارده مُقتدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

هُمای بهشتی و عرش آشیانی
که در عُشّ دین صاحب آستانی
تو باب الرّضایی تو بابُ الجَنانی
بهشت خداوند در خاک مایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو مانند کلثوم، زینب ترینی
خدیجه وقار اَستی و بی‌قرینی
وفادار مانند اُمّ البنینی
تو منظومه ی جمع معصومه هایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

چه گویم؟که بابا ثنای تو گفته
((فداها ابوها))برای تو گفته
به مدحت ولیّ خُدای تو گفته
که در حشر تو شافع شیعه هایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

در اطراف صحنت غُباریم بانو
به درگاه تان خاکساریم بانو
به لطفت در این شهر داریم بانو
عجب کاظمینی؛عجب کربلایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو نَفس نفیس اَنیس النّفوسی
تو همشیره‌‌ی شخصِ شَمس الشّموسی
درِ خانه ات از پی خاکبوسی
رسیدند صدها چو شیخ بهایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

از این در چو بُردیم فیض دوچندان
طمع‌کار گشتیم ما مستمندان
به اقرار ما فرقه‌ی دردمندان
تو با درد هر بینوا، آشنایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

اگرچه در این خاک کم غم ندیدم
در این شوره زار آب زمزم ندیدم
به من درد دادند و مرهم ندیدم
ولی از قُمم نیست مِیل جُدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

به این خسته حال مجاور نظر کن
تو ای روح شعرم به شاعر نظر کن
به من هم به عنوان زائر نظر کن
تو رُخصت دهی۰ می‌شوم نینوایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
11:06
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

.
شبها که در حسینیه ها گریه می کنیم
با روضه های کرب و بلا گریه می کنیم
.
تطهیر می شود دلِ آلوده از گناه
تا در عزای خونِ خدا گریه می کنیم
.
خانه تکانیِ دلِ ما در مُحرَّم است
از غُصّه تا شَویم رَها، گریه می کنیم
.
گریه برای یوسُفِ زَهرا فَریضه است
مانندِ او به صُبح و مَسا گریه می کنیم
.
زهرا برای تَک تَکِ مان می کُند دعا
تا سینه می زنیم وَ یا گریه می کنیم
.
روزِ نُهُم که ذکرِ اَبَاالفَضل اَفضل است
در ماتمِ دو دستِ جُدا گریه می کنیم
.
روزِ دَهُم که واردِ گودال می شویم
همراهِ مادرِ شُهدا گریه می کنیم
.
روزی به سَیِّدُالشُّهَداء خَنده کرده اند
عُمری به سَیِّدُالشُّهَداء گریه می کنیم
.
وقتی که حرفِ غارتِ خَلخال می شود
این داغ را بدونِ صدا گریه می کنیم
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
11:07
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

ای زائر روضهٔ پر انوار حسین
بشنو سخنی ز قدر و مقدار حسین

از سوزن مژگان، ملک آرد بیرون
خاری که رود به پای زوار حسین

@raziolhossein
11:07
#امام_حسین_مناجات


من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آن‌چه کند از تو ام جدا نکند

صفای دل توئی و دل زهر چه داشت صفا
صفا ندارد اگر با غمت صفا نکند

جواب ناله دل‌های خسته بر لب تو است
که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند

هزار مرتبه حیف از نماز مرده بر او
که زنده ماند و جان در رهت فدا نکند

رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر
تو را به قطره اشکی ز خود رضا نکند

رهایی همه عالم بود به دست کسی
که هر چه بر سرش آید تو را رها نکند

کشیدم از دو جهان آستین که دولت عشق
مرا به جز در این آستان گدا نکند

کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود
چگونه از کرم خود نگه به ما نکند

گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم
بمیرم و نروم کربلا خدا نکند

تو درد داده‌ای و تو طبیب درد منی
به جز تو درد مرا هیچ‌کس دوا نکند

هزار مرتبه میثم اگر رود سردار
به جز علی و به جز آل را ثنا نکند

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5 July 2019
ش
17:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
17:41
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


آقای ما بیا و دعا کن برای ما
جز تو نمیرسد به کسی این صدای ما

ما تحبس الدعا شده از فرط غفلتیم
یاربنا بگو گل زهرا به جای ما

ما غایبیم و حاضر عالم فقط تویی
ای اوج التماس دل مبتلای ما

بستم دخیل گریه به شبهای جمکران
بشنو صدای گریه و این های های ما

یابن الحسن پناه تمام غریب ها
بنگر به استغاثه و ذکر و دعای ما

در ندبه های هفته به هفته به نام تو
آغاز می شود همه ی روضه های ما

شبهای جمعه "زائر" جدت اگر شدی
مُهری بزن به تذکره کربلای ما

#محمد_قاجار_زائر

@raziolhossein
17:41
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

یک روز نسیم خوش خبر می آید
بس مژده به هر کوی و گذر می آید

عطر گل عشق در فضا می پیچد
می آیی و انتظار سر می آید

@raziolhossein
17:41
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد
بنشسته سر راهش ، شايد ز سفر آيد

تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش
كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن
بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

از ديده نهان اما اندر دل من جايش
او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش
كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما
تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد

"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم
یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

#علامه_میر_جهانی

@raziolhossein
7 July 2019
ش
00:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#دهه_کرامت


دوباره عرض ادب عرض احترام از دور
دوباره سهم یکی می شود سلام از دور

(سلام حضرت سلطان،مرا نمی طلبی؟)
ببین چقدر فرستاده ام پیام از دور

منی که دست به سینه گذاشتم هر صبح
سلام داده ام از روی پشت بام ، از دور ...!

اویس نیستم اما نسیم رحمت تو
همیشه درد مرا داده التیام از دور

نگاه نافذ تو آهوی خیال مرا
به یک اشاره ی کوتاه کرده رام از دور

به رغم فاصله ، گلدسته های تو انداخت
کبوتر دل تنگ مرا به دام از دور

دلم هوایی دیدار توست از نزدیک
اگرچه لطف تو بوده است مستدام از دور

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
ش
02:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح
#دهه_کرامت


درد و درمان ما امام رضاست
راحت جان ما امام رضاست

ما غلامان حضرتش هستیم
شاه و سلطان ما امام رضاست

گرچه سلمان او نشد باشیم
عشق و ایمان ما امام رضاست

جان نوکر چه قابلی دارد
جان و جانان ما امام رضاست

آیه آیه کلام او نور است
تلو قرآن ما امام رضاست

جان ایران ماست معصومه
قلب ایران ما امام رضاست

قول داده به داد ما برسد
مرگ آسان ما امام رضاست

کاش آن لحظه ها رضا برسد
وقت مردن به داد ما برسد


بندگی بی بلا نمی چسبد
عاشقی بی خدا نمی چسبد

نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز
نیمه شب بی بکا نمی چسبد

به همان مهربانی اش، به خدا
زندگی بی رضا نمی چسبد

این شلوغی خودش صفا دارد
حرمش بی گدا نمی چسبد

یاد داده خودش به ابن شبیب
گریه بی کربلا نمی چسبد

روزی ام کن بلا کشیدن را
با رضا تا خدا رسیدن را


تو کریمِ کریم ها هستی
شاه ما از قدیم ها هستی

نه به فکر کبوتران تنها
یاد این یا کریم ها هستی

تو امام الرئوف دنیایی
تو امام رحیم ها هستی

راه دادی به راه گم کرده
تو به فکر رجیم ها هستی

ما یتیمان آل طاهائیم
تو که یار یتیم ها هستی

دست ما را بگیر آقا جان
تو کریمِ کریم ها هستی

ما نداریم غیر این درگاه
بارها داده ای تو بر ما راه


در جوار شما چه غم داریم
دین و دنیا کنار هم داریم

ما کنار تو دلخوشیم آقا
با تو ای مهربان چه کم داریم؟

لذتی از بهشت بالاتر
حس و حالی که در حرم داریم

سر این سفره میهمان توایم
بابی از برکت و کرم داریم

سمت باب الجواد می آییم
قدی از احترام خم داریم

پدر و مادرم فدای شما
ای امامم، سرم فدای شما


می رسد دائما عطا از تو
ابتلا از من و دوا از تو

شب میلاد در حرم دیدیم
دم به دم می رسد شفا از تو

یک سلام از حریم قم با من
سفر مشهد الرضا از تو

هر چه برکت رسیده بر دل ما
یا که از قم رسیده یا از تو

و دو رکعت نماز بالا سر
از من و، رحمت و رضا از تو

ای کرامت نمی ز بارانت
می رسد رزق کربلا از تو

کاش درد مرا دوا بدهی
عیدی ام را تو کربلا بدهی

#وحید_محمدی


@raziolhossein
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح


با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم
تا محضر زلال‌ترین کوثر آمدم

قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم

گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم‌تر از همیشه بر این باور آمدم

اینک مدینةالنبی‌ام، مشهدالرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم

از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم

حسی کبوترانه گرفته‌ست جان من
«پایین پای» تو شده هفت آسمان من


در این حریم قدسی سرتاسر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه

گرد و غبار صحن تو را می‌خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه

پر می‌کشد از این همه قلب شکسته: آه
سر می‌زند از این همه چشم تر: آینه

عکس ضریح توست که در قاب چشم‌هاست
یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه

گم کرده دارم، آمده‌ام با نگاه تو
پیدا کنم تمام خودم را در آینه

لبریز روشنی‌ست تمام رواق‌ها
آیینگی‌ست جان کلام رواق‌ها


روی تو را ستارهٔ اشراق خوانده‌اند
خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده‌اند

دست تو را که خالق لطف و کرامت است
روزی‌رسان انفس و آفاق خوانده‌اند

باران مهربانی بی‌وقفهٔ تو را
شأن نزول سورهٔ انفاق خوانده‌اند

در مذهب نگاه تو غم حرف اول است
چشم تو را پیمبر عشاق خوانده‌اند

هفت آسمان و رحمت شمس الشموسی‌ات
ذرات خاک و لطف انیس النفوسی‌ات

#سیدمحمدجوادشرافت

@raziolhossein
19:42
#امام_رضا_مدح

تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم
اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم
مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بی سبب نیست در ایوانِ طلا می چرخیم
ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم

چقدر ذکرِ علی در حرمت می چسبد
ما در این خاک ، خراسانِ نجف را دیدیم

هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی
بر سرِ سفره ی تو خوان نجف را دیدیم

وقتِ نقاره شده از تو خبر می گویند
ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می گویند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:42
#امام_رضا_مدح

هوای دولتِ مشرق سفیر ِباران شد
و چترهای دل ما سریر ِباران شد
كویر سربه‌هوای به آسمان محتاج،
دچار مرحمت سربه‌زیر باران شد
قناتِ مرده‌ی ما را دوباره احیا كرد
و دشت‌های ترك‌خورده، سیرِ باران شد
و چشم‌ها -كه همه در مسیر او خیس‌اند-
شگفت بدرقه‌ای در مسیر باران شد
چه رنگ‌ها كه به هم دستِ بیعت آوردند
كمانی از بركات غدیرِ باران شد

ترانه‌های بهاری دل مرا برده‌ست‌
صدای سوت قطاری، دل مرا برده‌ست

مسافرم به دیاری؛ ببند بار مرا
به عزم دیدن یاری، ببند بار مرا
سفر، شروع فراق است، باخبر هستم
اگرچه دوست نداری؛ ببند بار مرا
بیان قصّه دراز است؛ اندكی بنشین
بگویمت به چه كاری ببند بار مرا؟
مرا هوای گُلی در سر است، می‌بینی
برای منصب خاری، ببند بار مرا
ببین درون دلم شوق و بی‌قراری را
به قصد كسب قراری ببند بار مرا

تمام راه، من و جاده حرف‌ها زده‌ایم
غریب گرچه، ولی سر به آشنا زده‌ایم

پس از سلام، جواب سلام لازم نیست؟
برای زخمی راه التیام لازم نیست؟
رسیدنم به تو واجببترین نیازم بود
وگرنه باقی درخواست‌هام، لازم نیست
برای حاجی احرام بسته‌ی حَرَمت
دگر زیارت بیت‌الحرام لازم نیست
كبوترانه، هوای تو را به پر دارم
برای كفتر جَلدت كه دام لازم نیست
اگرچه زشت و سیاهم، ولی مگر آقا
در این عمارت شاهی، غلام لازم نیست؟!

اگرچه ساكن اینجام، خانه‌ام آن‌جاست
كبوتری شده‌ام كآشیانه‌ام آن‌جاست

چه بارگاه قشنگی! چه مرقدی داری!
عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری!
که گفته است غریبی میان ما؟ وقتی
همیشه دوروبرت رفت‌وآمدی داری
جناب گل‌پسر هفتم از قبیله‌ی یاس
شمیم روح‌نواز محمّدی داری
به آبروی تو شرمنده آبرومندست
رئوف هستی و الطاف بی‌حدی داری
میان این همه خوبان که دورتان جمع‌اند
خودم که معترفم نوکر بدی داری

و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد
ضریح نیست؛ که کندویی از عسل دارد

سپاس آن که به دنیا ابا الجوادم داد
سپس گداشدن خانه‌زاد یادم داد
ورودم از در باب الجواد واسطه‌ای‌ست
همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد
به من چه شاعرم اصلاً خودش که می‌دانست،
نه دعبل‌ام نه فرزدق نه باسوادم، داد
جهان سراغ ندارد رئوف‌تر از او
هنوز کاسه‌ی دستم نشان ندادم داد
در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند
فدای آن‌که چنین حُسن انتخابم داد

کشید دست مرا ثامن‌الحجج رفتم
فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم...

#مصطفی_صابر_خراسانی
#صابر_خراسانی

@raziolhossein
19:42
#امام_رضا_مدح

سنگ بی ارزش کنار تو زبرجد میشود
سنگ قبر دوستانت نیز مرقد میشود

تو تمامی صفات خوب را داری ولی
"رأفتت" بین صفت هایت سرآمد میشود

ذات قدسی تو هرگز قابل ادراک نیست
هرکه در ذاتت تفکر کرد مرتد میشود

عالم آل یهود از علم تو مغلوب شد
پس اسیر عالم آل محمد میشود

گنبدت از بسکه جذاب است ای شمس الشموس
صبح ها خورشید هم مجذوب گنبد میشود

بندگی را از کبوترهای جلد آموختم
در حرم عبد فراری هم مقید میشود

گرچه با چشمم ندیدم، با دلم حس کرده ام
از کنار زائران تو ملک رد میشود

زائرت هرجا رود حتی اگر حاجی شود
در کنار کعبه هم دلتنگ مشهد میشود

زائرت هرقدر در مشهد بماند، عاقبت
باز بین رفتن و ماندن مردد میشود

وقت مرگ و قبر و محشر چشم بر راه توام
تو نیایی خوب من اوضاع من بد میشود

#آرش_براری

@raziolhossein
19:42
#امام_رضا_مدح

باید از بندگی تو به خدایی برسیم
بعد ازاین حبس کشیدن به رهایی برسیم

بی طبیبانگی تو به خدا ممکن نیست
بعد یک عمر دویدن به دوایی برسیم

بی خودی بود اگرسعی و تلاشی کردیم
بی نگاه تو محال است به جایی برسیم

مگر از جانب تو فیض عظیمی برسد
ما هم از دولت وصلت به نوایی برسیم

انبیاء پشت در خانه ی تو منتظرند
ما که هستیم دگر بهر گدایی برسیم؟

شاعری خوب بلد نیستم اما آخر ...
عجبی نیست که ما هم به عبایی برسیم


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
19:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×701, 120.4 KB
#امام_رضا

گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم
از روز الست با رضا، گفتم چشم

من آمده بودم به ولايت برسم
گفتي "انا من شروطها" گفتم چشم

.
19:43
#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم
از روز الست با رضا، گفتم چشم

من آمده بودم به ولايت برسم
گفتي "انا من شروطها" گفتم چشم

#مرتضی_آخرتی

@raziolhossein
19:44
#امام_رضا_مناجات

آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته
درد دل باتوسخنها بر زبانم ریخته

بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم
گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخته

جنس من جوراست کوهی ازگناه آورده ام
آبرویم پای اجناس دکانم ریخته

دوره گردم آبرویم میفروشم میخری
پیش سلطان ترسم ازسودوزیانم ریخته

پهن کردم سفره ای ازعرش کنج خانه ات
روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته

گوشه ای ازپنجره فولادزنجیرم کنی
من سگی بیمارم آنجا استخوانم ریخته

مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا
دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته

من نمیبینم توهردفعه بقل کردی مرا
عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته

صحن گوهرشادچیزی کم نداردازبهشت
بوی سیب ازهرکجایی می تکانم ریخته

درمیان صحنهایت عشق من باب الجواد
صدهزاران بوسه اینجاازدهانم ریخته

هرکسی کرببلایی گشت مدیون شماست
این حکایت درمیان دوستانم ریخته

آخرماهی جواب ناله هایم رابده
جان بابای غریبت کربلایم رابده

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
8 July 2019
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

از کوی تو ای قبلۀ عالم! نرویم
با دست تهی و دل پُر غم نرویم

از درگه تو که کعبۀ امّید است
نومید کسی نرفته، ما هم نرویم

سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح

باید از بندگی تو به خدایی برسیم
بعد ازاین حبس کشیدن به رهایی برسیم

بی طبیبانگی تو به خدا ممکن نیست
بعد یک عمر دویدن به دوایی برسیم

بی خودی بود اگرسعی و تلاشی کردیم
بی نگاه تو محال است به جایی برسیم

مگر از جانب تو فیض عظیمی برسد
ما هم از دولت وصلت به نوایی برسیم

انبیاء پشت در خانه ی تو منتظرند
ما که هستیم دگر بهر گدایی برسیم؟

شاعری خوب بلد نیستم اما آخر ...
عجبی نیست که ما هم به عبایی برسیم


#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات

حرفِ من حرف دلای بی کَسه
یه امام رضا دارم واسم بَسه

میدونم صدام به آقام میرسه
یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت
لونه حتی رویِ شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمی داد
مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدام
بچه ی محله ی امام رضام

دنیا بی صحن و رواقش قفسه
یه امام رضا دارم برام بسه

حرف من حرف دلای بی کسه
یه امام رضا دارم برام بسه

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات


ساقیا بوی نسیم سحری ما را بس
در همین حد که نمودی نظری ما را بس

حاجت ازدل نگذشته تو روا می سازی
از گرفتاری ما باخبری ما را بس

مثل هر بار اگر باز بزرگی بکنی
بار افتاده ی ما را بخری ما را بس

شوری اشک ، چشیدیم و نمک گیر شدیم
داده ای نیمه شب چشم تری ما را بس

ناخداگاه مقیم در این خانه شدیم
جای دادی به گدایی گذری ما را بس

فاطمه دید و پسندید و خرید ،این همه عمر
با تولّای علی شد سپری ما را بس

شیعه حیدر کرار شدیم و برِ ما
همسر فاطمه کرده پدری ما را بس

بوسه دارد کف نعلین علی که نورش
می کند در رخ ما جلوه گری ما را بس

جان ارباب قسم ، این دلمان تنگ شده
یک سفر کرببلا هم ببری ما را بس

همه را مثل جوادت تو بغل می گیری
چقدر خوب تو کردی پدری ما را بس

عاقبت حاجت ما نیز روا خواهد شد
خاک ما گوشه ای از کرببلا خواهد شد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

نزدیکیِ این کویر،آبادی هست
از عالم غیب،دست امدادی هست

روزی که پزشکها جوابت کردند
لبخند بزن؛ پنجره فولادی هست

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
19:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 390.4 KB
#امام_رضا

این بــار گُنه حــال مــرا بـَدکـــرده
انگـــار کـه اربــاب مــرا رَدکـــرده

یارّب دلِ من پیش حسین است ولی
بـدجــور دلـم هـوای مَشهدکـــرده

.
19:45
#امام_رضا_مناجات

ماییم و انس و الفت تو یا اباالجواد
در جان ماست محنت تو یا اباالجواد

با اذن فاطمه به دل ما رسیده است
سرمایه محبت تو یا اباالجواد

این قلبهای ما که بنام تو می تبد
جامی است از ولایت تو یا اباالجواد

ای نیت تو یاری زوار خسته ات
قربان قصد قربت تو یا اباالجواد

بیمار لاعلاج نداری در این مطب
محشر کند طبابت تو یا اباالجواد

هر شاخه گل ز گلش بالای مرقدت
داروی درد امت تو یا اباالجواد

صحن و رواق و باب و ضریحت بهشت ما
دارالشفاست تربت تو یا اباالجواد

باب الجواد روزی هر صبح و شام ماست
کو دوری از ضیافت تو یا اباالجواد

آنچه ز وصف جنت اعلا شنیده ایم
بالاتر است جنت تو یا اباالجواد

ما دل بریده ایم ز دولت مدارها
ماییم و صبح دولت تو یا اباالجواد

هر کس که بعد مشهد تو کربلا نرفت
از دست داده فرصت تو یا اباالجواد

با اينهمه هنوز غریبی امام من
ای جان فدای غربت تو یا اباالجواد

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

این بــار گُنه حــال مــرا بـَدکـــرده
انگـــار کـه اربــاب مــرا رَدکـــرده

یارّب دلِ من پیش حسین است ولی
بـدجــور دلـم هـوای مَشهدکـــرده

#محمد_حسین_رحیمی

@raziolhossein
19:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×902, 159.6 KB
#امام_رضا

ما سوی تو از روز الست آمده ایم
با جلوه و جان حق پرست آمده ایم
ما را به کرامتی دگر مهمان کن

امروز همه کاسه به دست آمده ایم
#سیدهاشم_وفائی
19:45
#امام_رضا_مدح

به اين دليل كه كـويش، گـداش بيشتر است
رضا مساحت صحن و سراش بيشتر است

شبانه روز مي آيند عـرضِ حاجت ها
به آن ديار كه سُلطان، عطاش بيشتر است

اگرچه دور و بـرش بيـشتر گـدا دارد
شُـمارِ مـردم حاجت رواش بيشتر است

به هر كسي كه گداي رضـا نمي گويـند
گدا كسي ست كه خُوف و رَجاش بيشتر است

به تخت و بخت رسيدن به قيل و قال نشد
سكوت پيش بزرگـان صداش بيشتر است

كسي كه شيوه ي دل بُردن از علي آموخت
مُسلّـم است كه دلداده هاش ، بيشتر است

به جاي اذن دُخول اشك ريختم چون كه
عـيارِ گريه در ايوانْ طلاش بيشتر است

مقام مـكـّه سر جاي خود ، به كعبه قسـم
بهشتِ مُلـكِ خراسان صفاش بيشتر است

خُدا ، سريع از آن بنده مي شـود راضـي
كه وقت ذكر ، دَمِ يا رضاش بيشتر است

رضاست بضعه ي پيغمبر و يقين دارم
ثـواب گـفتنِ جانم فـداش بيشتر است

از او كسي كه گرفته بـرات ، حـس كرده
حُسين ، عطرِ رضا در هواش بيشتر است

به شاهِ طوس اگر چشمي اقتدا بـكنـد
براي شاه شـهيدان ، بُكاش بيشتر است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ما سوی تو از روز الست آمده ایم
با جلوه و جان حق پرست آمده ایم

ما را به کرامتی دگر مهمان کن
امروز همه کاسه به دست آمده ایم

#سیدهاشم_وفائی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی


سلطان سریر ارتضا را عشق است
آیینه ی روشن صفا را عشق است

هرچند که خوبان جهان بسیارند
در بین همه فقط رضا را عشق است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات


من اگر خوب یا بدم آقا
در این خانه را زدم آقا
جان زهرا مکن ردم آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه آلوده و خطا کارم
رو سیاه از گناه بسیارم
به همه گفته ام رضا دارم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای شده بین اهلبیت کرم
رافت و مهربانی تو علم
مهربان تر زمادر و پدرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ضامن آهوی بیابانی
به من روسیاه احسانی
مثل آن پیرمرد سلمانی
*یا امام الرئوف ادرکنی*

از تو نوری به سینه می خواهم
دل پاکی زکینه می خواهم
کربلا و مدینه می خواهم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی به نازنین پسرت
که کرم کن به سائلان درت
چه شود بر من اوفتد نظرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاک این نامه سیاهم کن
غرق در رحمت الاهم کن
به جوادت قسم نگاهم کن
*یا امام الرئوف ادرکنی*

گرچه روی سیاه آوردم
کوله بار گناه آوردم
به حریمت پناه آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

این شنیدم که ای گل زهرا
دوست داری تو زائر خود را
گر بدم ،زائر توام آقا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

روی در این مقام آوردم
من زخواهر پیام آوردم
به برادر سلام آوردم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

رفتم اما بدان که منتظرم
لحظه مردنم بیا به برم
تا گذارم به دامن تو سرم
*یا امام الرئوف ادرکنی*

ای که گفتی حدیث "یابن شبیب"
گریه کردی برای شاه غریب
به تن غرقه خون و "خد تریب"
*یا امام الرئوف ادرکنی*

پاره پاره ززهر شد جگرت
بر روی خاک حجره بود سرت
به سرشک دو دیده پسرت
*یا امام الرئوف ادرکنی*

جمع کردی تو فرش حجره چرا
یاد کردی مگر زکرببلا
یاد آن سر که شد جدا زقفا
*یا امام الرئوف ادرکنی*

#عبدالحسین_میرزایی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات


هرسو که رو نهادم و هرجا قدم زدم
دیدم کشد امام رضا سوی مشهدم

روزم سیاه رو سیه و نامه ام سیاه
زوار قبر او همه خوبندو من بدم

آنقدر لطف و مرحمتش داد رو به من
تا باز آمدم در این خانه را زدم

گفتم امام رانده مرا دیگر از درش
از بس رؤف بود صدایم زد آمدم

صد بار دید جرم و خطای مرا ولی
یکبار هم نکرد از این آستان ردم

وقتی که با امام رؤف آشنا شدم
گررو کنم به درگه بیگانه مرتدم

اول رساند دست مرا برضریح او
آنگه گرفت دست ، خداوند سرمدم

گفتم گناه کارم و آلوده دامنم
گفتا بمال صورت خودرا به مرقدم

این است هست و نیست و دارو ندار من
پرونده از گنه پرو خالی بود یدم

آلوده دامنم ولی اعلام می کنم
من میثم محمد و آل محمدم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مناجات

ای فدای تو زندگانی ها
ایه ی ختم مهربانی ها

در حضور تو هیچ حرفی نیست
دیگر از رنج و ناتوانی ها

بوسه بر سنگ فرش صحن شما
هست معراج اسمانی ها

جای پایت هنوز مشهور است
به قدمگاه کهکشانی ها

یا امام الرئوف طی شده است
پای عشق شما جوانی ها

اسم تو ابروی هر شعر است
نه صدای کریم خوانی ها

دل کبوتر نمی شود بی تو
روزها سر نمی شود بی تو


پرچمت سایه بان ایران است
گنبدت اسمان ایران است

صوت نقاره خانه ی حرمت
جلوه ای از اذان ایران است

سر تعظیم بر ولایت تو
عزت مردمان ایران است

اثر رد پات بر این خاک
سرخی زعفران ایران است

السلام علیک یا سلطان
دائمأ بر زبان ایران است

پاره پیکر رسول الله
حرمت روح و جان ایران است

قلم یک دله به من دادی
این غزل را سله به من دادی


ماه ذی القعده ماه رحمت توست
عالمی زیر دین رأفت توست

هر زمان امدم حرم گفتم
این زیارت فقط به دعوت توست

روز و شب جبرئیل و خیل ملک
منتظر در صف زیارت توست

محور اعتقاد مردم ما
بر مدار تو و ولایت توست

نان و ابی اگر به جا داریم
همه از سفره کرامت توست

جامعه خواندم و به من فرمود
که رضای خدا رضایت توست

امدم در پناه چشمانت
مستمند و فقیر احسانت


با تو مشهد چه بی نظیر شده
غرق در نور و دلپذیر شده

شب جمعه حرم دعای کمیل
توبه ام ذکر یا مجیر شده

یا سریع الرضا به حق رضا
در دعا خوب دست گیر شده

ای که از مهربانیت حتی
دشمنت خوار و سر به زیر شده

ای که با یک اشاره چشمت
عکس در پرده مثل شیر شده

بی خیال از نیاز دنیایم
چون دلم پیش تو فقیر شده

چند وقتی نمی پرم اقا
سفر کربلام دیر شده

خواستم شعر کربلا نرود
دیدم اما رضا رضا نشود


گفتی یابن الشبیب گریه کنید
بر حسین غریب گریه کنید

بر حسین و غریبی اش باید
صبح و شب بی شکیب گریه کنید

اب خوردید یاد لبهایش
هر کجا بود عجیب گریه کنید

گفتی یابن الشبیب تنها بود
پس بر ان بی حبیب گریه کنید

تا به صورت به روی خاک افتاد
شده خدالتریب گریه کنید

ناگهان روی سینه سنگین شد
حنجر و عطر سیب گریه کنید

اخرین لحظه های گودالش
یاد شیب الخضیب گریه کنید

جد ما را به نیزه ها بردند
پیکرش را جدا جدا بردند

#حسن_کردی

@raziolhossein
19:45
#امام_رضا_مدح


با زبانی که الکن از گفتن،باز هم می شوم غزلخوانت
گرچه دورم ولی تو خورشیدی،ای فدای جمال تابانت!

با نسیمی که می شود جاری،گفته ام با توسل و زاری
ای صبا گر سر حرم داری،لطف کن دست من به دامانت

گفتم ای باد جای من لب باش از سر صبح تا دل شب باش
جان من بوسه ای مرتب باش،تا بریزد به پای مهمانت!

چشمهای تری که اینجایند،همه پا تا به سر تمنایند
دستها دلشکسته می آیند،به وصال ضریح جانانت

پادشاها!فقیر آمده ایم،همگی مستجیر آمده ایم
تشنه تشنه کویر آمده ایم،به امید نگاه بارانت

لحظه ها لحظه های دلهره اند،دم به دم پا به پای دلهره اند
میوه ها میوه های دلهره اند،چشم انگور گشته گریانت

به خود از روی درد می پیچی،زهر مأمون چه کرد می پیچی؟
سبز بودی به زرد می پیچی!چه بلایی رسیده بر جانت؟!

نیمه شب بین راه می افتی!شمس من پیش ماه می افتی!
می کشی از دل آه می افتی!پدر و مادرم به قربانت!

تا زمین خوردی آسمان خون شد!نُه فلک از غم تو محزون شد
تا تنت کنج طوس مدفون شد!قلب هر شیعه شد خراسانت....

#امیرکیاشمشکی

@raziolhossein
19:48
 
#امام_رضا_ولادت

ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید 
شب را در این بهشت الهی سحر کنید 
با زائرین این حرم الله سر کنید 
مدح رضا چو آیة قرآن ز بر کنید 
عید بزرگ شیعة آل پیمبر است 
میلاد هشتمین حجج الله اکبر است 

ای دل بگیر جان و به جانان نظاره کن 
بر چهرة حقیقت ایمان نظاره کن 
یک لحظه بر تمامی قرآن نظاره کن 
در دست نجمه نجم فروزان نظاره کن 
میلاد پارة تن زهرا و احمد است 
شمس الشموس عالم آل محمد است 

این مظهر جمال خداوند اکبر است 
آیینة تمام نمای پیمبر است 
خورشید نجمه یا مه افلاک پرور است 
قرآن روی سینة موسی ابن جعفر است 
بر خلق آسمان و زمین مقتداست این 
جان رو نما دهید که روی خداست این 

روشن هزار سینة سینا به نور او 
چشم هزار موسی عمران به طور او 
صف بسته اند خیل رسل در حضور او 
دل بحر بی کرانه ای از شوق و شور او 
ریزد برات عفو خدا از نظاره اش 
دوزخ بهشت می شود از یک اشاره اش 

هر قامتی که سرو لب جو نمی شود 
هر صورتی که وجه هوالهو نمی شود 
هر پادشه که ضامن آهو نمی شود 
هر کس که نام اوست رضا، او نمی شود 
در طوس پارة تن احمد بود یکی 
آری رئوف آل محمد بود یکی 

ای خلق خاک پای تو یا ثامن الحجج 
جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج 
قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج 
ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست 
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست 

گردون هماره دور زند در طریق تو 
خورشید خشت گوشة صحن عتیق تو 
با آن همه کرامت و لطف دقیق تو 
خود را شمرده اند گدایان رفیق تو 
دستی که دست لطف خدا می شود تویی 
شاهی که خود رفیق گدا می شود تویی 

یکسان بود به وقت عطای تو خاص و عام 
فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام 
سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام 
پیش از سلام زائر خود را کند سلام 
پیوسته دست بر سر زوار می کشی 
تو کیستی که ناز گنه کار می کشی 

پاییز بوستان دل ما بهار توست 
در شهر طوسی و همه عالم دیار توست 
گل بوسة امام زمان بر مزار توست 
شیعه به هر کجا که رود در کنار توست 
چشم و چراغ و محفلم اینجاست یا رضا 
هر جا سفر کنم دلم اینجاست یا رضا

شرمنده ام از این که بپرسند کیستم 
از ذره کمترم نتوان گفت چیستم 
در پرتو کرامت خورشید زیستم 
روزی که نیستم به کنار تو نیستم 
با یک دم تو صبحدم عید می شوم 
در آفتاب صحن تو، توحید می شوم 

گل از نسیم صبح بهشت تو بو گرفت 
خورشید پیش روی تو از شرم رو گرفت 
ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت 
بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت 
من دور گندم کرم تو کبوترم 
ردّم نکن که از همه بی آبروترم 

ای نقش دیده و دل ما جای پای تو 
روح الامین کبوتر صحن و سرای تو 
مضمون بده که از تو بگویم برای تو 
"میثم" کجا و گفتن مدح و ثنای تو 
راهم بده که ذاکر ناقابل توام 
انگار اینکه خاک ره دعبل توام

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح
#امام_رضا_مناجات

دوباره پای من و آستان حضرت تو
سر ارادت و خاک سرای جنت تو
وباز سفره لطف تو و عنایت تو
کویر دست من و بارش کرامت تو

امام مشرقی عالم وجود رضا
سحاب رحمت حق آسمان جود رضا

دوباره مثل همیشه رساندیم آقا
میان این همه دلداده خواندیم آقا
خودم نیامده ام .. تو کشاندیم آقا
سلام داده نداده . . . تکاندیم آقا

شکستم و به نگاه تو سلسبیل شدم
و پشت پنجره فولادتان دخیل شدم

میان صحن تو برگ برات می‌دادند
مداد عفو گنه را دوات می‌دادند
به زائران شکسته ثبات می‌دادند
شراب کوثر و آب حیات می‌دادند

من آمدم که مریض مرا شفا بدهی
من آمدم که به من اذن کربلا بدهی

همینکه می‌رسم.. از چشم‌های بارانی
هزار حاجت ناگفته را تو می‌خوانی
در انتظار تو هستم...خودت که میدانی
درست مثل همان پیرمرد سلمانی

نشسته‌ام به تمنای چشم‌هایت من
بیا که سربگذارم به زیر پایت من

شنیده‌ام که خودت در زمان پر زدنت
بروی خاک رها گشت پیکر و بدنت
هزار لاله روان شد ز گوشه دهنت
غریب بودی و خون شد تمام پیرهنت

ز سوز زهر اگرچه به خویش پیچیدی
ولی زمان غروبت جواد را دیدی

اگرچه جز پسرت کس نبود در بر تو
ولی ندید تنت را به خاک خواهر تو
به زیر سم ستوران نرفت پیکر تو
اسیر پنجه سرنیزه‌ها نشد سر تو

حسین گفتم و قلبت شکست آقا جان
به دل غبار محرم نشست آقا جان

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_مدح

باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»

هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند

بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند

«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند

هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند

دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند

از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»

#سیدحسن_رستگار

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح

سنگ بی ارزش کنار تو زبرجد میشود
سنگ قبر دوستانت نیز مرقد میشود

تو تمامی صفات خوب را داری ولی
"رأفتت" بین صفت هایت سرآمد میشود

ذات قدسی تو هرگز قابل ادراک نیست
هرکه در ذاتت تفکر کرد مرتد میشود

عالم آل یهود از علم تو مغلوب شد
پس اسیر عالم آل محمد میشود

گنبدت از بسکه جذاب است ای شمس الشموس
صبح ها خورشید هم مجذوب گنبد میشود

بندگی را از کبوترهای جلد آموختم
در حرم عبد فراری هم مقید میشود

گرچه با چشمم ندیدم، با دلم حس کرده ام
از کنار زائران تو ملک رد میشود

زائرت هرجا رود حتی اگر حاجی شود
در کنار کعبه هم دلتنگ مشهد میشود

زائرت هرقدر در مشهد بماند، عاقبت
باز بین رفتن و ماندن مردد میشود

وقت مرگ و قبر و محشر چشم بر راه توام
تو نیایی خوب من اوضاع من بد میشود

#آرش_براری

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_مناجات


آن خالقي که بر تن بي روح جان دهد      
مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد

شخص کريم، جودِ بلاشرط مي کند
آري خدا هر آنچه دهد رايگان دهد

هر نعمتي که داد خدا، بي سوال داد      
وصل تو را که خواسته ام بي گمان دهد

از خلقت تو خواست خداوند لامکان 
ما را کنار رحمت عامش مکان دهد

گر جان دهم به يک نگهت سود با من است     
کالاي خويش را که بدين حد گران دهد؟
 
بي امتحان مرا به غلامي قبول کن 
رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد
 
دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من       
دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد
 
می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما
ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟

آن پرچمي که بر سر بام حريم توست     
راه بهشت را به محبان نشان دهد

قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است 
در انتظار اين که به پاي تو جان دهد

روز جزا که در صف قرآن و عترتيم            
ما را امام ثامن ضامن امان دهد

#مرحوم_حبیب_الله_چایچیان

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح

ماه را در شب هجران برسانید فقط
مژده ای در دل طوفان برسانید فقط
به کویری که ندیده است به خود برگ و بری
خبر از بارش باران برسانید فقط
من همان گمشده ام ،راه بلدها من را
به در خانه جانان برسانید فقط
همه درهای جهان را به روی ما بستند
دست ما را به خراسان برسانید فقط
گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را
به عزیز دل ایران برسانید فقط
شب عید است و خراسان چه قیامت شده است
مرغ دل باز هوایی زیارت شده است

چاره آخر ما پنجره فولاد رضا
می کند معجزه پنجره فولاد رضا
گفت تا زائر دلسوخته ای : جان جواد
همه را داد شفا پنجره فولاد رضا
ملجا خوب و بد مردم ایران اینجاست
دردها کرده دوا پنجره فولاد رضا
آی شش گوشه ندیده نشو مایوس بیا
می دهد کرببلا پنجره فولاد رضا
به تلافی مسلمان شده سلمان بود
که به ما داد خدا ،پنجره فولاد رضا
پشت این پنجره ها معجزه ناممکن نیست
شک ندارم که تمام گره ها واشدنی است

کرده وابسته مرا حال و هوای حرمت
خیر دیدم به خدا از همه جای حرمت
روز و شب اهل یقین دور سرت میگردند
همه صاحب نفسانند گدای حرمت
بهترین ثانیه ها با تو رقم خواهد خورد
بهترین خاطره ها خاطره های حرمت
حال آدم وسط صحن تو جا می آید
به خدا مست کننده است هوای حرمت
بطلب باز من بی سر و پا را سلطان
شده بدجور دلم تنگ برای حرمت
حرمت تکیه گه من شده از کل وجود
به ضریحت برسان دست مرا زود به زود

شکر لله شدم نوکر خانه زادت
گشته آرام همیشه دل من با یادت
تو پناه منی و نسل من و اجدادم
من گرفتار تو و نسل تو و اجدادت
به تو هر روز سلامی ندهم میمیرم
من اگر خوب اگر بد به تو کردم عادت
در میان همه دلباختگانت مشهور
به شب معجزه ها گشته شب میلادت

جمع شد در حرم تو همه زیبایی ها
هیچ جا بین جهان نیست شبیه اینجا


زائر تو به جهان رغبتش از یادش رفت
زندگی و همه ی لذتش از یادش رفت
هر که آرامش اطراف ضریحت را دید
به خدا آرزوی جنتش از یادش رفت
سائلی آمده بود از تو بگیرد حاجت
تا سلامی به تو داد حاجتش از یادش رفت
در ِ این خانه نداری است که قیمت دارد
بُرد کرد آنکه همه ثروتش از یادش رفت
هر که شد چشم به راه تو شب اول قبر
به خدا زیر لحد وحشتش از یادش رفت
خیره شده چشم همه ، نعمت ازین بهتر چیست
ترسی از مرگ میان دل زوارت نیست


#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_مناجات

ذکرِ یا ذَالکـَرم که یادَت هست
اِزدِحـامِ حـرم که یادَت هست
هِق هِق مادرم که یادَت هست
این دو چشمِ ترم که یادَت هست

هر کجـا روزگارِ مـن شده بَد
بسـته اَم بار وُ آمـدم مشـهد

حـرم تو پناهـگاهِ من است
مشهدَت مثلِ کربلا وَطن است
یا رضـا ذکـرِ هر رَگِ بدن است
سائِلَم...صاحِبَم...اَباالحَسن است

یا اَبَاالـجـودِ وَ الکـَرم سلطان
با تو ایران شده حرم سلطان

تو به ایـرانِ مـا صـفا دادی
تو به این خاک جلوه ها دادی
تو به ما اذنِ روضـه را دادی
آخـرِ روضـه ... کـربلا دادی

با نـگـاهِ تو تا خـدا رفتم
هر شبِ جمعه کربلا رفتم

هر شبِ جمعه با قُعود وُ قیام
می کنـم شـاهِ عشق را اِکرام
روبه قبـله به رویِ زانوهـام
می دهم بَر شهیدِ تشنه سلام

مُهر وُ امضاء که می رسد از طوس
یک شبِ جمعـه می رسـم پابوس

وقـتِ پابوسیِّ امامِ خـودم
می گذارم مَن احترامِ خودم
به خدا...پیش از سلامِ خودم
از تو گویم...به جایِ نامِ خودم

از تو می گویم‌ اِی پنـاهِ شرف
در حـریمِ حسـین وُ شاهِ نجف

اِی به دستِ تو سرنوشت من
از اضـافه گِـلـَت سِـرشتِ من
با تو زیباست رویِ زشتِ من
حَـرمت یا رضـا بهـشتِ من

یک زیارت برایِ من بِنِـویس
ندبه در جمعه هایِ من بِنِویس

#حسین_ایمانی

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح

به نام قبله ایرانیان به نام حرم
به نام خادم و جاروکش و غلام حرم
به نام پنجره فولاد و لطف بسیارش
به نام این همه خیر علی الدوام حرم
به نام هر که حسادت کند به اقبال ِ
کبوتران بهشتی روی بام حرم
کسی نبود که ما را دهد پناه اما
هزار مرتبه قربان این مرام حرم
فدای میکده ی ما تمام میکده ها
هزار سال گذشت و پر است جام حرم
هزار رنگ عوض کرد روزگار اما
حرم به این همه وسعت ندیده این دنیا

تو بیمه کرده ای آقا تمام ایران را
خدا نگیرد ازین مملکت خراسان را
به روی هر کس و ناکس در حرم باز است
نشد که بشکنی آقا غرور مهمان را
سلام بر حرمی که میان خود جا داد
میان آن همه مومن ، گناهکاران را
سلام بر تو همیشه گره گشایی کرد
سلام بر تو عوض کرد حال انسان را
به جز هوای حرم که به ما نمی سازد
به عالمی نفروشیم زیر ایوان را
برای عرض ارادت به ما وجود بده
برات مشهد ما را تو زود به زود بده

حرم پناه امیر و رعییت است آقا
همیشه دور و بر تو قیامت است آقا
پی علاج به جایی به جز حرم نروم
دوای هر غم و دردی زیارت است آقا
کنار پنجره فولاد تو همه دیدند
رسیدن به محالات ، راحت است آقا
میان آن حرمی که پر از ملائکه هست
نفس کشیدن ما هم عبادت است آقا
خدا کند که بمیرم نبیند این چشمم
که روبروی ضریح تو خلوت است آقا
کسی شبیه تو با من نکرد همراهی
همیشه از حرمت دست پر شدم راهی

منم امام رضایی منم خراب شما
نیازمند دعاهای مستجاب شما
منم همان که شب و روز می خورد غبطه
به سنگ های کف صحن انقلاب شما
خدا کند بشود قسمتم که جان بدهم
شبیه حضرت معصومه در رکاب شما
سلام داده ام آقا به سویتان هر شب
چه کرده ام نشنیدم شبی جواب شما
میان چاه زمانه نشسته ام عمری
خدا کند که به دادم رسد طناب شما
چه غم ازین همه غربت چه غم ز بی یاری
دلم خوش است همیشه تو دوستم داری

ندیده ایم کسی را به مهربانی تو
فدای این همه الطاف آسمانی تو
چشیده آهوی آواره هم مرامت را
بگو به کی نرسیده است نان رسانی تو
بزرگ و کوچک ایران تمامشان دارند
چه خاطرات قشنگی ز میزبانی تو
بگیر تا به ابد دست آن جماعت که
نداده اند به ما یاد جز نشانی تو
بیا و قسمت ما کن لیاقت ریان
شویم محرم اسرار روضه خوانی تو
شکسته ایم و زمین گیر ،بال می خواهیم
دلی محرمی و اشک و حال می خواهیم

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح
#امام_رضا_مناجات


اگر می تراود زِ لبها علی
اگر نعره دارم سراپا علی
ندارد دلم قبله الا علی
که دیدم خدا را فقط با علی
خدا عالی است و مُعَلیٰ علی
بگو بعدِ بسمه تعالیٰ علی

اگر کوچه ی ما چراغانی است
اگر سقفِ این شهر بارانی است
اگر زُلفِ ما در پریشانی است
اگر حالِ ما باز طوفانی است
که ایران تمامش خراسانی است
که ما خاک هستیم بالا علی

اگر روزگاریست حالم بَد است
اگر لحظه هایم پریشان شده است
گره ها سراغم اگر آمده است
اگر غم به امروز ما سر زده است
علاجش فقط دیدن مشهد است
بخوان زیرِ ایوان طلا یا علی

بهشت است و نور است در این فضا
که سوءُ القَضا گشت حُسنُ القَضا
سراپا پُرم از دَمی جان فزا
چه امشب چه فردا چه روزِ جزا
علی ابن موسی الرضا المرتضیٰ
مرا کافی اینجا و آنجا علی

فقیری که اینجا به زحمت رسید
زیارت نخوانده به عزت رسید
سلامی نکرده سلامت رسید
دعایی نگفت و عجابت رسید
عنایت رسید و عنایت رسید
فقیر تو بود و شد آقا علی

حرم پُر شده از کبوتر رضا
ولی ما کلاغیم و بی پَر رضا
به ما حق بده پشتِ این در رضا
نداریم ما جای دیگر رضا
گرفته حرم بوی مادر رضا
نداریم جز تو به_زهرا_علی

شبی آمدم مثلِ بیچاره ها
نشستم کمی پیشِ فواره ها
گره خورده بودم چو آواره ها
اسیرِ قفس ها و دیواره ها
که ناگاه با بانگِ نقاره ها
براتِ مرا کرد امضا علی

چه بی منت اینجا دوا می دهند
نجف را در این صحنها می دهند
بگو کاظمین و... تو را می دهند
مدینه و یا سامرا می دهند
و پایینِ پا کربلا می دهند
امیری حسینٌ و مولا علی

اگر مُرده ام باز جانم دهید
اگر خواب هستم تکانم دهید
مریضم حرم را نشانم دهید
من از آنِ مولایم آنم دهید
کمی در حرم استخوانم دهید
مرا جای دیگر مبادا علی...

چه می چسبد اینجا جوابت دهند
و جا گوشه ی انقلابت دهند
در آن صحن باشی و آبت دهند
سرت رویِ زانو و خوابت دهند
و در خواب هم آفتابت دهند
چه می چسبد آری به رویا علی

اگر چشم اینجا به امید توست
سرِ سالِ ما هم شبِ عیدِ توست
در این سینه ها نورِ توحیدِ توست
فقط روشناییِ خورشید توست
و این روضه ها گیرِ تاییدِ توست
بخوان تا مُحَرم تو ما را علی

منم روبرویت علیک السلام
پُر از آرزویت علیک السلام
من و گفت و گویت علیک السلام
تو و اشک رویت علیک السلام
به یاد عمویت علیک السلام
تو هم داده ای دل به سقا علی

بخوان روضه ها را به اِبنِ الشَبیب
زِ تیری مَهیب و زِ شَیبُ الخَضیب
زِ آهی غریب و زِ خَدِالتَریب
زِ اَمَن یُجیبِ یتیمی غریب
بگو وا حسن وا حسینا علی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_مناجات

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم
من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام
من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین
جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام
اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو  

#علی_انسانی

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

بیمارم و دنبال شفا آمده ام
محتاجم و در پی عطا آمده ام

سوگند به تک تک کبوترهایت
با آرزوی کرب و بلا آمده ام

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح

جایی که میگیرند دست ناتوان را
پیر زمین افتاده دارد آسمان را
تطهیر شد هرکس که وا شد پایش اینجا
دیدند مردم حکمت آب روان را
سگ های اطراف حرم را میپذیرند
تحویل میگیرند وقتی آهوان را
یکبار می آیم سه دفعه او میاید
یعنی که تضمین میدهد سود کلان را

من از رفاقت با کریمان سود بردم
هر موقعی رفتم خراسان سود بردم

صدشکر برگ دعوتم داده همیشه
پیش همه حیثیتم داده همیشه
حج فقیران آمدم دارا شدم من
محتاج بودم ثروتم داده همیشه
مستانه گشتم صحن هارا فیض بردم
جنت به جنت نعمتم داده همیشه
طعم غذای حضرتی مانده به کامم
آقا دراین صف نوبتم داده همیشه

من پای این سفره غذارا دوست دارم
ته مانده لطف رضارا دوست دارم

سلمانی شهرش سلیمان شد در آخر
از یمن او قبرش گلستان شد در آخر
خیلی فلج آمد به اینجا راه افتاد
خیلی مریض آمد که درمان شد درآخر
یکبار آمد درحرم یکبار رو زد
بی خانمان طوس سلطان شد در آخر
وقتی که در پای ضریحش گریه کردیم
جان دادن ما نیز آسان شد در آخر

گفته میاید در کنار ما سه دفعه
چه عزتی داده به ما آقا سه دفعه

داریم کل خیرها را در کنارت
دیدیم ما عرش خدارا در کنارت
باید که دور تو قیامت باشد اینقدر
وقتی نشاندی هرگدارا در کنارت
خیراز دو دنیایش ببیند حق زینب
هرکس که آوردست مارا در کنارت
حس میکنم پیش رضا پیش حسینم
حس میکنم کرببلا را در کنارت

گفتم حسینو تا به اینجا آمدم من
از کربلاییهای راه مشهدم من

ای روضه خوان با دیده تر روضه خواندی
هرخطبه ای گفتی در آخر روصه خواندی
ابن الشبیب آمد به پابوست برایش
از غربت ارباب بی سر روضه خواندی
گفتی از آن سرنیزه هایی که رسیدند
گفتی ازان صدپاره پیکر روضه خواندی
از خیمه هایی که پراز نامحرمان شد
با ماجرای قحط معجر روضه خواندی

گفتی نمازش را نشسته خواند عمه
درگوشه گودال تنها ماند عمه

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:48
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

میلاد رضا خسرو طوس آمده است
آیینه حق شمس شموس آمده است

جبریل زعرش حق به بیت موسی
با خیل ملک به پای بوس آمده است


@raziolhossein
19:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#سید_محمد_جواد_شرافت
.
19:49
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#سید_محمد_جواد_شرافت

@raziolhossein
19:50
#امام_رضا_ولادت

برای نجمه برای موسی
چه شاه بیتی خدا سروده
چگونه وصف کسی کنم که
خدا به مدحش زبان گشوده
همان که در لطف و مهربانی
کسی به آقاییش نبوده
هوای بالاسر ضریحش
دوباره خواب از سرم ربوده

علی دوباره اباالحسن شد
به نام شمس الشموس آمد
بگو به شاه نجف، مبارک!
جناب سلطان طوس آمد

منی که لبریز التماسم
دگر سرازپا نمیشناسم
شدم همان آهوی رمیده
نفس نفس کو به کو دویده
رضا خودش دست این گدارا
گرفته و تا حرم کشیده
گمان کنم خواهرش دوباره
برای سلطان مراخریده
شبیه آن پیرزن که خودرا
کشیده با قامت خمیده
به زور تا این حرم رسیده
صدای نقاره حرم را
دوباره با گوش جان شنیده

و التماسی نجیب دارد
نگاه هایی غریب دارد
ولی امیدی عجیب دارد
گره زده دست های خود را
به پنجره چون که نا امیدی
مریض اورا جواب کرده
و او شفاخانه ی رضا را
بدون شک انتخاب کرده
که پیرزن روی لطف آقا
برای کارش حساب کرده

دراین هیاهو به چشم خیسم
نشسته آواز بی کلامی
رسیده ام تا رسانده باشم
به شاه ، از خواهرش سلامی
رسیده بر خاکِ پای شاهی
دوبار پیشانی غلامی
دم گهرشاد سجده کردم
ببین عجب مسجدالحرامی

کسی که مِهر رضا ندارد
یقین که اصلن خدا ندارد
کسی که باب الجواد ، دیده
نظر به سعی و صفا ندارد

نخست در این حرم بخوانم
دعای تعجیل در فرج را
چراکه آل سعود ملعون
به دوش بردند بار کج را
اگر چه بر روی اهل ایران
همیشه بستند راه حج را
نمی فروشیم ما به عالم
زیارت ثامن الحجج را

که قبله ی مردمان ایران
فقط بُوَد جانب خراسان
رضاست شرط و شروط ایمان
رضاست تفسیر اصل قرآن
طواف عشاق شیعه باشد
قدم زدن روبروی ایوان

شبیه آن خاک مرده ای که
به خانه ی کیمیا رسیده
دوباره دستم به دست های
ضریح مشکل گشا رسیده
غریب ، نه آشنا رسیده
گدا به نان و نوا رسیده
به دست دعبل عبا رسیده

ولی دراین لحظه ی زیارت
به من ازین سفره کرامت
برات کرب و بلا رسیده

سلام آقای مهربانم
سلام ای راحت روانم
سلام ای جان! سلام جانان!
ببین که بر لب رسیده جانم

اجازه دارم کمی برایت
به یاد کرب و بلا بخوانم

تویی که یا بن الشبیب گفتی
از آن امیر غریب گفتی........

مریضی لا علاج دارم
به کربلا احتیاج دارم

#مجید_تال

@raziolhossein
19:50
#امام_رضا_ولادت

تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم
اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم
مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بی سبب نیست در ایوانِ طلا می‌چرخیم
ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم

چقدر ذکرِ علی در حرمت می‌چسبد
ما در این خاک ، خراسانِ نجف را دیدیم

هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی
بر سرِ سفره‌ی تو خوانِ نجف را دیدیم
-
ما رسیدیم که بر مرمرتان رو بکشیم
آمدیم با مژه مان صحن تو جاروبکشیم
-

با خودش جامِ تو مستانه شدن هم دارد
بردنِ نام تو دیوانه شدن هم دارد

دلِ ما کاش شود کاسه‌ی سقاخانه
سنگ ظرفیتِ پیمانه شدن هم دارد

هر کبوتر که نشسته است دگر باز نَگشت
صحنِ تو خاصیتِ خانه شدن هم دارد

جایِ آئینه و کاشی به خودت غرقم کن
لطفِ تو از همه بیگانه شدن هم دارد

زائرانِ تو همه عینِ زیارت نامه‌اند
کششِ نورِ تو پروانه شدن هم دارد
-
وقتِ نقاره شده از تو خبر می‌گویند
ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می‌گویند
‌-

یک کلاغ آمده اینجا که کبوتر بشود
عمرِ ما کاش فقط پیشِ رضا سر بشود

بگذارید همین دفعه طوافش بکنم
طاقتم نیست که هنگامه‌ی محشر بشود

دامنش پُر شد و با دستِ پُر از اینجا رفت
پیش از آن لحظه که چشمانِ گدا تر بشود

به لبم نام جواد است و کَرَم می‌بارد
وای اگر وقتِ دعا نوبتِ مادر بشود

آمدن‌های مرا ضربدر سه بکنید
چه شود دیدنِ تو چند برابر بشود
-
مرگ می‌چسبد اگر در نظرم می‌آیی
جای هربار سه دفعه به سرم می‌آیی
-

بارم اُفتاد زمین تا که شوم بارِ شما
بیشتر ساخت مرا عشق گرفتارِ شما

می‌بَرَد تا ابد از یاد پریدن‌ها را
هر کبوتر که نشیند لبِ دیوارِ شما

بوسه با پنجره فولاد به شش‌گوشه زدم
بوسه‌ای در عوضِ آنهمه زوارِ شما

کربلا هم چقدر حسرت خادم‌هایی
که بیایند هرازگاه به دیدارِ شما

چاره‌ی اینهمه بیچاره فقط چار علیست
چارده تَن همه دیدیم در این چارِ شما
-
شامِ میلاد تو هر چند زِ مشهد دورم
چشم بر راهم و سلمانیِ نیشابورم
-

باز در نیمه‌ی شب چشمِ کسی بینا شد
کودکِ گم شده در خوابِ خوشش پیدا شد

مادری آرزویش بچه‌یِ زیبایی بود
گفت جبریل به گوشش گره‌هایت وا شد

دستِ لرزانِ زنی پیر کمی بالا رفت
از شهیدش خبر آمد چقدر غوغا شد

باز در پیشِ ضریحِ تو مریضی اُفتاد
زیرِ لب گفت رضا گفت رضا تا پا شد

خادمی آینه کاریِ حرم را تا دید
گفت با بغض حسن گریه کُنَش زهرا شد
-
لطفِ آقاست اگر مستِ امام حسنیم
"ما حسینی شده‌ی دستِ امام حسنیم"
-

من اویسم نَفَست از قَرَن آورد مرا
تا تراشیده شوم تا یَمن آورد مرا

مادرم بارِ نخستی که مرا با خود داشت
تا ضریحت برسم سینه‌زن آورد مرا

حاجت کرببلا داشت ، به ما بخشیدی
به هوایِ حرمِ بی کفن آورد مرا

چقدر اُنس گرفتیم به درهایِ حرم
همه گفتیم که آقای من آورد مرا

در گوهرشاد دلم رفت به بین‌الحرمین
باد تا بویی از آن پیرهن آورد مرا

وای از پیرهنش ، پیرهنش را بُردند
حیف انگشتر و سنگِ یمنش را بُردند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:50
#امام_رضا_مناجات

دلمُرده ي مَحضيم به ما جان برسانيد
مـا را به حَرمـخٰانه ي جانان برسانيد

مائـيم و غم هجر و تمنّاي وصـالـش
ايـن دلهُــره را زود به پـايـان برسانيد

ما را كه فقيريم و يتيمـــيم و اسيريم
تا كويِ كَرمـخٰانه ي سُلطان برسانيد

تا اوسـت وليْ نعمتِ ما ، تك تك ما را
هر وعده سرِ سُفره ي احسان برسانيد

از لوح و قلم ، وحي بگيريد به نـامش
در مِدْحـَت او ســوره به قـرآن برسانيد

تا پرده اي از معجزه ي شاه بخوانيم
مضـمون ز سراپرده ي شيران برسانيد

بر دامنه ي پنجـــره فــولاد ببنـديد---
يك رشته كه يك شهر به درمان برسانيد

پس در خور شــأنيّــت بـالايِ ضــريحش
صد دسته گُل از روضه ي رضوان برسانيد

اي مردم مُسـتأصَل و درمانده ي عالم
خـود را به دلِ مـشـهدِ ايـران برسانيد

از جانـب ما هـم شبِ ميلاد ، ســلامي
بر محضــرِ آقــايِ خُراسان برسانيد

تا چشم رضـا را به تأسّـي بنشينيم
بايد كه به ما ديده ي گـريان بـرسانـيد

مَرزوقِ رضـائيم و توقـّع،همه اين است
از اشـك به ما رزقِ فــراوان برســانيد

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:50
#امام_رضا_مناجات

ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان
معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان

هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی
رسد آخر به نوایی مددی حضرت سلطان

تو نگفته بدهی حاجت و این رسم رئوف است
مهد احسان و عطایی مددی حضرت سلطان

چه شهیدان که گرفتند برات از حرم تو
که حبیب شهدایی مددی حضرت سلطان

روضه‌های سحر کوی تو دارد چه صفایی
صاحب هر چه بکائی مددی حضرت سلطان

قبله ی کعبه تویی جملۀ شاهان سگ کویت
کی تو حج فقرایی مددی حضرت سلطان

پرچم سبز سر گنبد تو هادی عشق است
چون کند قبله نمایی مددی حضرت سلطان

تحت آن قبه ی زردت که بود عرش الهی
گریه دارد چه صفائی مددی حضرت سلطان

بی خود از خود شده دل هر دمی آید به حریمت
بشود کرببلائی مددی حضرت سلطان

زیر ایوان طلایت چو نجف غرق غرورم
شهریار دو سرائی مددی حضرت سلطان

#قاسم_نعمتی
.

@raziolhossein
19:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 179.9 KB
ششم ذی القعده
سالروز بزرگداشت احمد بن موسی الکاظم (ع)
برادر حضرت امام رضا(ع)

ایینه ی روشن رضاشاه چراغ
شیراز گرفته نور ,با شاه چراغ
سوگندبه جان خواهرت معصومه
دست من دامان تو یاشاه چراغ
#کمیل_کاشانی
9 July 2019
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


کار‌ من و ضریح تو بالا گرفته است
قلبم میان پنجره‌اش جا گرفته است

اذعان کنند در حرمت کل زائران
هرکس که قطره خواسته، دریا گرفته است

کم خواستن ز دست تو؟این غیر ممکن است
چشمم طلای گنبدتان را گرفته است

هرکس که حاجتی ز شما خواست، عاقبت
با یک قسم به حضرت زهرا گرفته است

هرکس که آمده به حریمت،دو حالت است
یا حاجتش روا شده و یا گرفته است

دیدم که جبرئیل برای شفای او
یک گوشه جا برای مسیحا گرفته است

دیدم که در میان حرم، کودکی فلج
خوشحال می‌دود که ز تو پا گرفته است

یک کور لاعلاج، شفا خواست از شما
باور نکردنی شده، اما گرفته است

دیدم کنار میکدۀ آب خالی‌ات
یک پیرمرد، روضۀ سقا گرفته است

یک کربلا نرفته به من گفت یک شبی
از خادم ضریح تو امضاء گرفته است


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
00:37
#امام_رضا_مناجات

قرار ما حرم توست يا امام رضا
اميد ما كرم توست يا امام رضا

خوشا به حال دل عاشقى كه در همه حال
كبوتر حرم توست يا امام رضا

قسم به قبلهء هفتم،كه كعبهء فُقر
حريم محترم توست يا امام رضا

تو بوستان هميشه بهارى و خورشيد
گل سپيده دم توست يا امام رضا

به عجز خم نشود،منّت از فلك نكشد
سرى كه در قدم توست يا امام رضا

خط امان بنويسد براى اهل نظر
قلم اگر قلم توست يا امام رضا

ضريح سبز تو اى از مدينه دور،هنوز
طلايه دار غم توست يا امام رضا

دلش قرار ندارد(شفق)كه ميگويد:
قرار ما حرم توست يا امام رضا

#محمدجوادغفورزاده #شفق

@raziolhossein
ش
20:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح
#دوبیتی

رو کن به سوی قبله‌ی دل‌ها در قم
باشد حرم عترت طاها در قم

ای عاشق قبر فاطمه! تربت او
پنهان به مدینه گشت و پیدا در قم

........

در کشور ما بُوَد به تقدیر اله
یا حضرت معصومه! رضا مهر و تو ماه

گویند تویی شفیعه‌ی روز جزا
یا فاطمة! اشفعی لنا عندالله

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
20:51
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

دل را به تو داده آمده تا مشهد
با روی گشاده آمده تا مشهد

آن کس که فلج بود و شفایش دادی...
این بار پیاده آمده تا مشهد

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
ش
22:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


عشق رسوایی محض است که حاشا نشود
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم
هر کسی در به در خانه ی لیلا نشود

دیر اگر راه بیفتیم، به یوسف نرسیم
سرِ بازار که او منتظر ما نشود

لذت عشق به این حسِّ بلا تکلیفی ست
لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟

من فقط رو به روی گنبد تو خم شده ام
کمرم غیر درِ خانه ی تو تا نشود

هر قَدَر باشد اگر دورِ ضریح تو شلوغ
من ندیدم که بیاید کسی و جا نشود

بین زوّار که باشم کرمت بیشتر است
قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود

مُرده را زنده کُنَد خوابِ نسیم حرمت
کار اعجاز شما با دَمِ عیسا نشود

امن تر از حرمت نیست، همان بهتر که
کودکِ گمشده در صحن تو پیدا نشود

بهتر از این؟!که کسی لحظه ی پابوسیِ تو
نفس آخر خود را بکِشد پا نشود

دردهایم به تو نزدیک ترم کرده طبیب
حرفم این است که یک وقت مداوا نشود!

من دخیلِ دلِ خود را به تو طوری بستم
که به این راحتی آقا گره اش وا نشود

بارها حاجتی آورده ام و هر بارش
پاسخی آمده از سمت تو، الّا نشود

امتحان کردم و دیدم میان حرمت
هیچ ذکری قسم حضرت زهرا نشود

آخرش بی برو برگرد مرا خواهی کُشت
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
10 July 2019
ش
03:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×401, 71.6 KB
بهشت است و نوراست در این فضا
که سوءُ القَضا گشت حُسنُ القَضا
سراپا پُرم از دَمی جان فزا
چه امشب چه فردا چه روزِجزا
علی بن موسی الرضاالمرتضیٰ
مرا کافی اینجا و آنجاعلی

#حسن_لطفی
.
03:42
#امام_رضا_ولادت

نور از کاینات می بارد
یا که نقل و نبات می بارد
تا سحر بر سر زمین از عرش
لوح سبز برات می بارد
بارش رحمت الهی بین
جلوه های صفات می بارد
گوش جان باز کن که از ملکوت
نغمه های حیات می بارد

تا فرو بارد از افق برکات
بفرستید تا سحر صلوات

جان اندوه بر لب است امشب
آن شب قدر ، امشب است امشب
درِ میخانه ی جنون باز است
جام مستی لبالب است امشب
نور در نور و سور در سور است
بزم شادی مرتب است امشب
دل موسی بن جعفر ، آباد است
غرق در ذکر یارب است امشب

نجمه خورشید در بغل دارد
روح امید در بغل دارد

هر طرف عطر آشنا آمد
هدیه از جانب خدا آمد
علی سوم از تبار علی
که پس از مرتضی رضا آمد
در رگ وحی ، نور جاری شد
نفس و نفس انما آمد
خاتم معرفت در انگشتش
شرف الشمس اولیا آمد

آمد و ضامن غریبان شد
قبله ی عشق در خراسان شد

هشتمین مقتدا امام رضا
شرط ایمان ما امام رضا
ای که خورشید می شود هر روز
خاکبوس تو یا امام رضا
سنگ با یک اشاره ی تو طلا
دردها را دوا امام رضا
بر سر سفره ات نشسته فقیر
ای غریب آشنا امام رضا

حرم پاک تو بهشت من است
مِهر تو مُهر سرنوشت من است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

گل کرده بهار سبزِ تقدیر و قضا
پُر شد ز شمیم عطر توحید فضا

لبهاست پر از ذکر و سلام و صلوات
حقا که رئوف اهل بیت است رضا


#محمود_ژوليده

@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_ولادت

بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای 
وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای 
در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای 
یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای 
از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای 
گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟ 
با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای 
در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای 
**** 
این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است 
این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است 
این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است 
تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است 
این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است 
این پسر قرآن بابا روی دست مادر است 
ایـن شـه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست 
این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست 
****
بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این 
بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این 
قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این 
من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این 
جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این 
شمع جمع انبیا در بزم امکان است این 
لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل 
بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل 
**** 
ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش 
آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش 
ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش 
حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش 
جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش 
عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش 
موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین 
آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین 
**** 
چار صحن او پناه چار رکن عالم است 
گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است 
گنبد زرین او خورشید ماه مریم است 
پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است 
در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است 
شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است 
خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند 
انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند 
**** 
سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب 
آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب 
جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب 
از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب 
پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب 
باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب 
بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند 
از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند 
**** 
از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو 
بار خیل انبیا افتاده در دربار تو 
من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟ 
خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو 
می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو 
گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو 
هر چه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا 
من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا 
**** 
رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟ 
از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی 
زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی 
همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی 
نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی 
قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی 
این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما 
عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما 
**** 
کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا 
در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا 
من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا 
تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا 
بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا 
هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا 
تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت 
میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت 
**** 
من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا 
بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا 
با تولای شما دادند شیرم یا رضا 
وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا 
بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا 
لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا 
هر چه بودم هر چه هستم«میثم»کوی توام 
از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام 


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_مناجات
#دهه_کرامت
#دوبیتی

از بند غم و غصه رها خواهم شد
ممنون شفیعه جزا خواهم شد

با رحمت بانوی قم انشاءالله
من زائر مشهد الرضا خواهم شد

#عبدالزهرا
@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ازباده عشق تا سبويم دادي
چون باد صبا راه به كويم دادي

اي شمس شموس ازازل تا به ابد
ممنون توام كه آبرويم دادي

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
03:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×1038, 165.1 KB
از بند غم و غصه رها خواهم شد
ممنون شفیعه جزا خواهم شد
با رحمت بانوی قم انشاءالله
من زائر مشهد الرضا خواهم شد

#عبدالزهرا
.
03:42
#امام_رضا_مناجات


ای عشق من و دین من و دنیایم
ریزه خور سفره ات همه آبایم
آلوده و دلخوشم به این یک مصرع
من نوکرم و رضا بود آقایم
*
روشن شده دل ز جلوه شمس شموس
حج فقرای من شده وادی طوس
چون قطره ام و غرق در این دریایم
من نو کرم و رضا بود آقایم
*

با عشق تو بود زندگی کردم من
با حب تو بود بندگی کردم من
مهر تو بود مهر عبادتهایم
من نوکرم و رضا بود آقایم
*
از آب قم است اگر نمک گیر شدم
از گندم خانه رضا سیر شدم
مدیون دو قرص قمر موسایم
من نوکرم و رضا بود آقایم
*

طوف حرم تو اوج آمالم شد
لطف تو همیشه شامل حالم شد
از کودکیم گفته به من بابایم
من نوکرم و رضا بود آقایم
*
بی قدرم و تو عزت و جاهم دادی
در گوشه أمن خود پناهم دادی
ممنون نگاه مادرت زهرایم
من نوکرم رضا بود آقایم
*

به به، به من و سعادتم آقاجان
شد گدایی تو عادتم آقاجان
این است که پابوس شما می آیم
من نوکرم و رضا بود آقایم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_مناجات

نجل حبل المتین امام رضاست
همه ی حرف دین امام رضاست

گر بپرسي ز كعبه ، مي گويد:
قبله ی هفــتمین امام رضاست

هم که شرط ورود در دِژِ حق
هم که حصن حصین ، امام رضاست

با غلامان خویش هم سفره
با خدا همنشین امام رضاست

ابـتدای مســیر فهمــیدیــم
انتهای یقـین امام رضاسـت

از(بهشت رضاش)معلوم است
که بهشت آفرین امام رضاست

كُلّ ايران ، رَعیتَّش هستند
شاه این سرزمین امام رضاست

به خدایی که واحد است و احد
بی مَثَل ، بی قرین امام رضاست

واژه ی دل شکن ،امام حسین
واژه ی دلنشین ،امام رضاست

ای فراری از این حرم ، فردا
کار ما با همین امام رضاست

آنكه جاروي صحن جامع اوست
بال روح الامين ، امام رضاست

آنكه يك بار هم نشد بزند
روي ما را زمين ، امام رضاست

آنکه با رأفتش نظر دارد
بر منِ بدترین امام رضاست

آنکه در حشر زائرانش را
می کند دستچین امام رضاست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
03:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 217.7 KB
این کشور ما ریزه خوره الطافِ
یک خواهر و دو برادرش میباشد

#امام_رضا_مدح
#حضرت_معصومه_مدح
#تک_بیتی
@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

وقتي كه هزارها ترنم كردند
گلها وشكوفه ها تبسم كردند

با آمدن رضا ملائك از عرش
يك باغ شكوفه نذر مردم كردند

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
03:42
#امام_رضا_ولادت

به دامان آسمان دُر و گُوهر،داشت
ستاره دسته دسته گل به بَر،داشت
ز لبخند ملاٸک،نور می ریخت
سحر از وقتِ موعودی ،خبر داشت
قسم بر فجر،در صبحِ مدینه
خدا از چهره ٔخود پرده،برداشت

عیان شد از قضا،الله اکبر
گل روی رضا الله اکبر

خدا را نجمه امشب مظهر آورد
دوباره،آمنه،پیغمبر آورد
علیِ دیگری از کعبه،آری
حسن یا که حسینِ دیگر آورد
همان مادر که صد مریم کنیزش
مسیحایی مسیحا پرور آورد

عروس فاطمه(س)،قُرص قَمر زاد
به مدحش هرچه گویم،خوبتر زاد

الا ای حضرت سلطان هشتم
که عشقت بُرده خواب از چشمِ مردم
زند بر شانه هایت بوسه خورشید
به تعظیم تو داٸم ماه و انجُم
بهشت ارزانی آنکه بگیرد
ز دستِ لطفِ تو یک دانه گندم

تو مولای سریرِ اِرتضایی
اَبا الجودی،علی موسی الرضایی

امیدِ اولین و آخرینی
تو وجه الله بر روی زمینی
نه تنها عالم آل محمد(ص)
رٸوفِ اهل بیتِ طاهرینی
به نامت،سِکّهٔ لطف و کرامت
تو حَبل الهی و حِصنِ حَصیِنی

تمامِ ماسِوا ، مَحوِ جَمالت
همه سر گشتهٔ جاه و جَلالت

زمین و آسمان،پروانهٔ تو
کریمان،مستمندِ خانهٔ تو
حیات جاودانی دارد آنکه
لبی تَر کرده از پیمانهٔ تو
نگاهِ آرزویِ هشت،جَنَّت
به سوی صَحنِ سقا خانهٔ تو

نگهبان حَریمت،اَشجَعُ الناس
عموی مهربانی مثلِ عباس(ع)

جدایی از شما،عینِ عذاب است
دُعا پای ضریحت مُستجاب است
حریمِ امنِ تو،اهل گُنَه را
بهشتِ بی حساب و بی کتاب است
به استقبال زَوّارِ حریمت
به دست انبیا، عطر و گلاب است

تو را حُور و مَلک گَرمِ طوافند
در ایوان طلا در اعتکافند

کسی در کوی تو دیگر گدا نیست
نگفته میدهی گفتن رَوا نیست

اگر که هر دو عالم را ببخشی
که با ز اندازهٔ جودِ شما نیست
اگر اِذنِ زیارت از تو باشد
زمشهد فاصله تا کربلا نیست

گرفتارم،اسیری مُستمندم
بُود نامِ تو ذکر بَند بَندَم

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

میلاد رضا خسرو طوس آمده است
آیینه حق شمس شموس آمده است

جبریل زعرش حق به بیت موسی
با خیل ملک به پای بوس آمده است

@raziolhossein
03:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 495.9 KB
#امام_رضا_ولادت

خیز و به دل مرده حیاتی بفرست
بر روز معادت حسناتی بفرست

امشب که ولادت غریب الغرباست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست
.
03:48
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

خیز و به دل مرده حیاتی بفرست
بر روز معادت حسناتی بفرست

امشب که ولادت غریب الغرباست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا
@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

هنگام سرور مومنین است امشب
عالم همه چون خلد برین است امشب

تبریک بگو به خواهرش معصومه
میلاد امام هشتمین است امشب

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_ولادت


به گنبد وعلم حضرت رضا صلوات
به جلوه حرم حضرت رضا صلوات

زگرمی نفسش مرده زنده می گردد
به معجزات دم حضرت رضا صلوات

فرشتگان سما کفشدار این حرم اند
به رتبه خدم حضرت رضا صلوات

گدایی در او را به سلطنت ندهم
به رحمت و کرم حضرت رضا صلوات

جواز کرببلا میدهد به زوارش
به جوهر قلم حضرت رضا صلوات

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_ولادت

به دامان آسمان دُر و گُوهر،داشت
ستاره دسته دسته گل به بَر،داشت
ز لبخند ملاٸک،نور می ریخت
سحر از وقتِ موعودی ،خبر داشت
قسم بر فجر،در صبحِ مدینه
خدا از چهره ٔخود پرده،برداشت

عیان شد از قضا،الله اکبر
گل روی رضا الله اکبر

خدا را نجمه امشب مظهر آورد
دوباره،آمنه،پیغمبر آورد
علیِ دیگری از کعبه،آری
حسن یا که حسینِ دیگر آورد
همان مادر که صد مریم کنیزش
مسیحایی مسیحا پرور آورد

عروس فاطمه(س)،قُرص قَمر زاد
به مدحش هرچه گویم،خوبتر زاد

الا ای حضرت سلطان هشتم
که عشقت بُرده خواب از چشمِ مردم
زند بر شانه هایت بوسه خورشید
به تعظیم تو داٸم ماه و انجُم
بهشت ارزانی آنکه بگیرد
ز دستِ لطفِ تو یک دانه گندم

تو مولای سریرِ اِرتضایی
اَبا الجودی،علی موسی الرضایی

امیدِ اولین و آخرینی
تو وجه الله بر روی زمینی
نه تنها عالم آل محمد(ص)
رٸوفِ اهل بیتِ طاهرینی
به نامت،سِکّهٔ لطف و کرامت
تو حَبل الهی و حِصنِ حَصیِنی

تمامِ ماسِوا ، مَحوِ جَمالت
همه سر گشتهٔ جاه و جَلالت

زمین و آسمان،پروانهٔ تو
کریمان،مستمندِ خانهٔ تو
حیات جاودانی دارد آنکه
لبی تَر کرده از پیمانهٔ تو
نگاهِ آرزویِ هشت،جَنَّت
به سوی صَحنِ سقا خانهٔ تو

نگهبان حَریمت،اَشجَعُ الناس
عموی مهربانی مثلِ عباس(ع)

جدایی از شما،عینِ عذاب است
دُعا پای ضریحت مُستجاب است
حریمِ امنِ تو،اهل گُنَه را
بهشتِ بی حساب و بی کتاب است
به استقبال زَوّارِ حریمت
به دست انبیا، عطر و گلاب است

تو را حُور و مَلک گَرمِ طوافند
در ایوان طلا در اعتکافند

کسی در کوی تو دیگر گدا نیست
نگفته میدهی گفتن رَوا نیست

اگر که هر دو عالم را ببخشی
که با ز اندازهٔ جودِ شما نیست
اگر اِذنِ زیارت از تو باشد
زمشهد فاصله تا کربلا نیست

گرفتارم،اسیری مُستمندم
بُود نامِ تو ذکر بَند بَندَم

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_ولادت


ای رأفت تو رأفت ذات خدا رضا
از پای تا به سر علی مرتضی رضا

نامت از آن رضاست که در عرصه ی حساب
حق نیست بی‌رضای تو از کس رضا، رضا

هر کس که بیشتر کرمش می‌رسد به خلق
او بیشتر برد به درت التجا رضا

عیسی صفای روح گرفته در این حرم
موسی ستاده بر در تو با عصا رضا

از روضه ی مقدس تو می وزد نسیم
تا باغ خلد، با نفس انبیا رضا

جوشد زبس اجابت از این آستان قدس
گم می‌شود کنار ضریحت دعا، رضا

آغوش خود گشوده برای خوش‌آمدش
از هر دری که سوی تو آید گدا، رضا

خود پیشتر ز خواندن اذن دخول من
بر من نگاه کردی و گفتی بیا رضا

در کوی تو ز بس که رئوفی تو، زائرت
داند ثواب، اگر چه بیارد خطا، رضا

من شرم می‌کنم که بیایم در این حرم
تو می‌زنی مرا ز کرامت صدا، رضا

آید به گوش دل ز طپش‌های سینه‌ام
دائم صدای زمزمه ی یا رضا رضا

در آستان قدس تو انگار می‌کنم
گردیده قسمتم سفر کربلا رضا

نشناختم، امام زمان زائر تو بود
کردم سلام و داد جواب مرا رضا

با آنکه شهریار همه عالمی، کسی
مثل تو نیست با فقرا آشنا رضا

یک بار اگر کند به خراسان زیارتت
بر بازدید زائرت آیی سه جا رضا

اول به خُلد فاطمه گوید جواب او
هر کس صدا زند ز ره صدق «یا رضا»

مولای من به جان جواد الائمه‌ات
دست مرا بگیر، برای خدا رضا

دست مرا گرفتی و سوگند می‌خورم
آقاتری از اینکه نمایی رها رضا

زوار چون به سوی حریمت سفر کنند
باید که جان دهند به گنبد نما رضا

هر کس به عمر خود شده مأنوس با کسی
«میثم» گرفتـه انس بـه مهـر شما، رضا

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_ولادت
#دهه_کرامت
#دوبیتی


ایران که بهشت در دل قم دارد
در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور
خورشید به خورشید تبسّم دارد

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_مدح

دین من ایمان من حب‌الرضاست
جان من جانان من حب‌الرضاست

نامۀ اعمال من حب‌الحسین
محشر و میزان من حب‌الرضاست

بر روی سنگ مزارم حک کنید
خلد من رضوان من حب‌الرضاست

سیر باغ و بوستان خواهم چه کار
باغ من بستان من حب‌الرضاست

دل بریدم هم ز غلمان هم ز حور
حور من غلمان من حب‌الرضاست

کوثر من مهر زهرا و علی است
روح من ریحان من حب‌الرضاست

ای مفسرهای عالم بشنوید
معنی قرآن من حب‌الرضاست

دیگر از تاریکی قبرم چه باک
مشعل تابان من حب‌الرضاست

نیست کارم با دوا و با طبیب
درد من درمان من حب‌الرضاست

هر چه گفتم در ثنایش گفته‌ام
نخل من دیوان من حب الرضاست

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:48
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ما عاشقت از روز الستیم رضا
دل داده ی مشهد تو هستیم رضا

با آرزوی زیارت شش گوشه
بر پنجره ات دخیل بستیم رضا

#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
03:48
#حضرت_معصومه_مدح
#دهه_کرامت

دوای درد بی‌درمان اگر خواهی بیا اینجا
که یابی درد بی‌درمان عالم را دوا اینجا

گرت دردی بُود در دل وگر باشد تو را مشکل
بیا دست دعا بردار سوی کبریا اینجا

بیا بر درگه اخت‌الرّضا دست توسّل زن
که یابی استجابت را پذیرای دعا اینجا

مکن ازدرد و رنج و ابتلا یادی در این وادی
که خندد مبتلا در هر نفس بر ابتلا اینجا

مشام جان اگر خواهی معطّر گرددت باری
بیا تا بشنوی بوی بهشت جان‌فزا اینجا

گدای درگه معصومه‌ی پاکیزه گوهر شو
که از قید تعلّق‌ها تو را سازد رها اینجا

بزن دست توسّل را به درگاه عطای او
که باشد بحر جود و معدن لطف و عطا اینجا

گدای درگه او شو که گردد شامل حالت
هزاران گونه لطف و رحمت و جود و سخا اینجا

گدای درگه معصومه شو تا در شرف یابی
شهان را بر در لطف و عطایش جبهه‌سا اینجا

بنازم بارگاه دختر موسی ‌بن جعفر را
که خاکش می‌دهد آیینه‌ی جان را جلا اینجا

بُود این وادی رحمت که هر ساعت ز هر جانب
به گوش آید صدای جان‌فزای ربّنا اینجا

در این بیت مقدّس با ادب بنشین که اهل دل
زیارت کرده مهدی را نه یک ره، بارها اینجا

دراین بیت مقدّس چون شوی واصل مشو غافل
که باشد بارگاه بضعه‌ی خیر‌النّسا اینجا

اگر از تربت گم گشته‌ی زهرا نشان جویی
گشا چشم بصیرت را که یابی بر ملا اینجا

به جز این درگه رحمت کجا پویی؟ که را جویی؟
طبیب اینجا، حبیب اینجا، دوا اینجا، شفا اینجا

در این درگه که لطف حق بُود بر جمله ارزانی
چرا بیرون نگردد ز آستین دست دعا اینجا؟

چرا بر خود نبالد 《احمدی》 کاو را عطا کرده
به لطف حضرت معصومه‌اش طبع رسا اینجا

یقین دارم که از احسان دخت موسی کاظم
قبول افتاده شعرش ز ابتدا تا انتها اینجا

#صفرعلی_احمدی_افغانی

@raziolhossein
03:49
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

از عرش سلام سرمدي آوردند
آيينه ي حُسن سرمدي آوردند

با آمدن رضا از باغ بهشت
يک دسته گل محمدي آوردند


@raziolhossein
03:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1119, 258.8 KB
#امام_رضا_ولادت

از دامن نجمه کوکبی خواسته شد
از رونق آفتاب و مه کاسته شد
برمسند دین نشست با جامه ی سبز
گل بود به سبزه نیز آراسته شد

#قاسم_رسا

.
03:49
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

از دامن نجمه کوکبی خواسته شد
از رونق آفتاب و مه کاسته شد

برمسند دین نشست با جامه ی سبز
گل بود به سبزه نیز آراسته شد

#قاسم_رسا

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مدح


نشسته ام به رواقی به گوشه ی حرمش
رها رهای رها زیر ابشار غمش

یقین به چشمه تسنیم دوست متصل است
که نور می چکد از روزن سپیده دمش

چه سال ها که هم آوای نوبتی خوانان
رسیده است به گوشم طنین زیر و بمش

به کاظمین و به مشهد سلام و عرض ادب
به حس و حال غریبانه ی شبیه همش

دم مسیح خراسان به لطف حق گرم است
برایتان چه بگویم ز لطف دم به دمش

چوپا گذاشت به ایران هزار چشمه شکفت
 هزار جان گرامی فدای هر قدمش

هوای روضه ی رضوان اگر به سر داری
بیا به سمت خراسان و روضه ی ارمش

به پادشاه و گدا و به عارف و عامی
خبر دهید که عام است سفره کرمش

گره گشوده ز کارم به طرفه العینی
به نام پاک جوادش چو داده ام قسمش

تو چنگ برده و بردار هر چه می خواهی
که شاه توس گشاده است کیسه ی درمش

هر آنچه داده به من لطف بیکران بوده است
که راضی ام به زیادش که قانعم به کمش

چه افتخاری از این افتخار بالاتر
که شاعرش شده ام زیر سایه علمش

چه می شود که شبی نامه ی سیاه مرا
بگیرد و  بنوازد به گوشه قلمش

سپاه منتقمانش همیشه بیدارند
یکی خبر برساند به اولیای دمش

نمی کنیم دل از این حرم از این درگاه
قسم به مادر بی بارگاه و بی حرمش....

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_ولادت
#دوبیتی

درمزرع دل بذر وفا پاشیدند
گلهای امید وآرزو روئیدند

با آمدن امام هشتم ، ازعرش
خنده به لب موسی جعفر دیدند

///////

این عطر حضوری که زدور آوردند
ازسبزترین باغ بلور آوردند

دیدند چو قدسیان رخ شمس شموس
ازعرش صدا زدند ، نورآوردند

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مدح


چاره آخر ما پنجره فولاد رضا
می کند معجزه ها پنجره فولاد رضا

گفت تا زائر دلسوخته ای : جان جواد
همه را داد شفا پنجره فولاد رضا

ملجا خوب و بد مردم ایران اینجاست
دردها کرده دوا پنجره فولاد رضا

آی شش گوشه ندیده نشو مایوس بیا
می دهد کرببلا پنجره فولاد رضا

به تلافی مسلمان شدن سلمان بود
که به ما داد خدا ،پنجره فولاد رضا

پشت این پنجره ها معجزه ناممکن نیست
شک ندارم که تمام گره ها واشدنی است

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مناجات


درمشهدالرضا ز رضا من رضا شدم
هم زائر امام رئوف هم خدا شدم

هرگز که استطاعت حج را نداشتم
یعنی به طوس زائر کوی منا شدم

حج منی و کعبه‌ی دلهای عاشقی
من با امام رضا ز عالم جدا شدم

هرگه هوای کرببلا میزند به سر
من با رضا به کرببلا آشنا شدم

ای‌روضه‌خوان‌کرببلاروضه‌ای‌بخوان
با روضه‌ات روانه‌ی کرببلا شدم


#مرتضی_محمودپور

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مناجات


میان صحن های تو ز فکر این و آن فارغ
شبیه کودکی هستم ز غوغای جهان فارغ

تمام حرف هایم را فقط با اشک میگویم
اشارات نظر داریم و هستم از زبان فارغ

کلاغ رو سیاهی پر زده بین کبوتر ها
کنار پنجره فولاد تو از آشیان فارغ

کبوتر زائرت باشد ز گنبد بر نمی‌خیزد
که تا خورشید بالا رفت و شد از آسمان فارغ

مرا با عیب راهم دادی و با اشک می خندم
شبیه بنده ای که میشود از امتحان فارغ

زمینم؟ آسمانم؟ مشهدم؟ عرشم؟ کجا هستم؟
دخیلت هستم و میگردم از کون و مکان فارغ

اذان صبح ، نقاره دلم را زیر و رو کرده
چنان پر شور و سرمستم که هستم از اذان فارغ

شفا میخواهم و از آب سقاخانه می‌نوشم
منم از لطف هر که غیر تو ، ای مهربان فارغ

میان دست ها حاجت نمانده چون کریمی تو
ز حاجت سینه ی مرد و زن و پیر و جوان فارغ

چگونه صید کردی قلب صیاد خراسان را؟
که صیاد خراسان از شکار آهوان فارغ

(کمان را زه بریده ، تیر را پیکان و پر کنده
سپر افکنده ، خود را کرده از تیر و کمان فارغ)

#احمد_ایرانی‌نسب

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مناجات


برده بالا مرا امام رضا
از کجا تا کجا امام رضا

باز نام شما وسط آمد
باز آمد گدا، امام رضا

در مفاتیح قلب ما حک شد
ذکر رفع بلا امام رضا

سعی کردم ز تو جدا نشوم
بس که داری صفا امام رضا

عمدۀ خاطرات زندگیم
خاطراتیست با امام رضا

ذکر لبهای اوست معصومه
ذکر معصومه یا امام رضا

در حرم بعد هر شفا دادن
حرف نقّاره ها امام رضا

برده ای بارها دل از دل ما
پای گنبد طلا امام رضا

پسر فاطمه گره خورده
جان ما با شما امام رضا

طول و عرض حرم مجال تو نیست
وسعتت تا خدا امام رضا

هست روی لب هر ایرانی
همۀ هست ما امام رضا

شب هر جمعه در دعای کمیل
یا سریع الرضا امام رضا

مشهد و کربلا دل از ما برد
او جدا، او جدا، امام رضا

او کریم است یک قدم بردار
می دهد کربلا امام رضا

داده میلیون براتِ کرببلا
کرده محشر به پا امام رضا

اربعین کربلا پیاده نشد
غم مخور هست تا امام رضا

روی قولت حساب کرده دلم
وقت مرگم بیا امام رضا

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

يك لحظه مرا جدا زدرگاه مكن
دل را تو گرفتار غم و آه مكن

ازپنجره ضريح خود دست مرا
سوگند به فاطمه كه كوتاه مكن

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
👍 1
03:51
#امام_رضا_مدح


آیینه‌ام دهید که رو سوی او کنم
با دل، حدیث دلبر آیینه‌رو کنم

چشم از خطای قافیه پوشید، شاعران!
فرصت دهید تا غزلم را شرو... کنم

زمزم کجاست؟ تشنه‌ی غسل زیارتم
کوثر بیاورید که با آن وضو کنم

ای محض مهربانی! یا ایّها الرّئوف!
تا رأفت است خُلق تو، من با که خو کنم؟

رویم سیه ولیک تو هرگز به رو میار
دستم تهی ولیک تو مپسند رو کنم

تو آبروی پهنه‌ی خاکی، عجیب نیست
کز خاک کوی تو، طلب آبرو کنم

نقّاره‌ها حضور تو را جار می‌زنند
نوبت نمی‌دهند که من های و هو کنم

گلدسته‌ها به دیدن تو قد کشیده‌اند
قدّم نمی‌رسد، گل روی تو بو کنم

تو آرزوی هشتم هر هفته‌ی منی
یعنی شبانه‌روز تو را آرزو کنم

چشمم به چشم‌های شما، دست بر ضریح
«کفران نعمت است، بهشت آرزو کنم»

ای کاش! بود دعبل و می‌خوانْد روضه‌ای
تا من به اشک، روضه‌ی تو شست‌وشو کنم

#جواد_هاشمی_تربت
#صائب_تبریزی

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_ولادت


رسد ندای تفاخر ز خاک بر افلاک
چنان که ماه ز حسرت کند گریبان چاک
ستارگان همه امشب برید سجده به خاک
به احترام عزیز دل شه لولاک
جهان تمام بهشت است، از جحیم چه باک
شد از صحیفه ی اعمال نام دوزخ پاک

یم شرف ز صدف دُرِّ ناب آورده
که نجمه در دل شب آفتاب آورده

سپهر مجد و کرامت! قمر مبارک باد
کلیم طور ولایت! شجر مبارک باد
شب امید! نسیم سحر مبارک باد
بهشت آل محمّد (ص)! ثمر مبارک باد
عروس فاطمه نور بصر مبارک باد
امام موسی کاظم پسر مبارک باد

میان سینه و دست تو یک جهان جان است
ببوس صورت او را که کلّ قرآن است

الا که آینه ی کبریاست این مولود
برید سجده که روی خداست این مولود
تمام آینه ی مصطفاست این مولود
حقیقت علی مرتضاست این مولود
امام سلسله ی انبیاست این مولود
گل بهشت محمّد (ص)، رضاست این مولود

به نجمه و به گل سرخ دامنش صلوات
به سیّد رسل و پاره ی تنش صلوات

رضا که شامل ما لطف بی نهایت اوست
رضا که ارض و سما بنده ی هدایت اوست
رضا که عین رضای خدا رضایت اوست
رضا که کشور ما در کف حمایت اوست
رضا که تالی وحی خدا روایت اوست
رضا که کلّ ولایت همان ولایت اوست

رضا که از کرمش شیعه آبرومند است
رضا که زائر او زائر خداوند است

بگو که سنگ حوادث از آسمان بارد
بگو که سیل بلا رو به این دیار آرد
بگو به فتنه گری خصم، لحظه بشمارد
به حقِّ حق که به جز خویش را نیازارد
شکست خورده ی بیدادگر چه پندارد
بگو که کشور ما ثامن الحجج دارد

بگو که پادشه کشور قضا اینجاست
بگو که مملکت حضرت رضا اینجاست

مزار بضعه ی پاک پیمبر است اینجا
فروغ دیده ی زهرای اطهر است اینجا
بهشت قرب خداوند اکبر است اینجا
چه ازدحام عجیبی است محشر است اینجا
قسم به کعبه که از کعبه بهتر است اینجا
حریم زاده ی موسی ابن جعفر است اینجا

اگر چه خاک خراسان دیار غربت اوست
شفای چشم وطن از غبار تربت اوست

کبوتر تو به مرغ بهشت ناز کند
به چار صحن تو هفت آسمان نماز کند
بهشت با حرمت روز و شب نیاز کند
به شوق زائرت آغوش خویش باز کند
کرم به دامن تو دست خود دراز کند
مرا گدایی کوی تو سرفراز کند

تو که پناه به کویت دهی دو عالم را
قبول کن به غلامی خویش «میثم» را

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
1
03:51
#امام_رضا_مناجات


بر آستان رضا روی التجا دارم
نظر گشا و ببین التجا کجا دارم

بر این مقامِ خدا داده افتخار کنم
که در حریم رضا رتبه‌ی گدا دارم

غبار درگه شمس الشّموس عین شفاست
برای چاره هر درد، از این دوا دارم

ز صاحبان کرم نیست چشم اکرامم
امید مکرمت از حضرت رضا دارم

مرا چه بیم ضلالت ز کوره راه جهان؟
که از ولایت او نور رهنما دارم

قسم به تربت پاکش که کعبه دل‌هاست!
غلام اویم و در خدمتش وفا دارم

ز معصیت نگران و به مهر او خرسند
چه حالتی است که در خوف و در رجا دارم؟

به مهر آل علی پروریده جان و تنم
عجب که مسم و در قلب، کیمیا دارم

ز توس دل نتوانم گرفت و رفت ولی
به سر هوای تماشای کربلا دارم

ز دل نمی‌رودم یاد نینوای حسین
که روز و شب ز فراقش چو نی، نوا دارم

اگر نمردم و رفتم به آستان‌بوسش
از این زمانه به او باز شکوه‌ها دارم

به رستخیز، «مؤید»! چو از لحد خیزم
به دست، نامه و بر لب رضا دارم

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مناجات

روزگارم با گدایی از شما سر می شود
با زیارت حالِ من هر بار بهتر می شود

کیمیا گرد و غبارِ سنگفرشِ صحنِ توست
هرچه می آید در اینجا قیمتی تر می شود

خاک را گوشه نگاهی از شما زر می کند
یک کلاغِ رو سیاه اینجا کبوتر می شود

"من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم"
سگ اگر در کهف تو آید مطهّر می شود

از زیادی گدا در این حرم فهمیده ام
رزق و روزی گدا اینجا مقدّر می شود

در حضور گنبدت خورشید سوسو میزند
آسمان با نورِ این گنبد منوّر می شود

می شود تسکین دردم عطرِ یاسِ این حرم
هر زمانی که دلم بی تابِ مادر می شود

گریه در گریه به یادِ آن مزارِ بی نشان
زائرِ تو زائرِ زهرای اطهر می شود

زائرِ قبرِ کریمه زائرِ قبر رضاست
زائرِ قبرِ تو محبوبِ برادر می شود

از حوالی درِ ایوان طلا تا رد شدم
بازهم با پای قلبم راهی مشهد شدم

بی سر و سامانی من در حرم سامان گرفت
یا رضا گفتم و غم های دلم پایان گرفت

مادرم یک عمر ما را با شما مانوس کرد
هر چه در دنیا گرفت از محضرِ سلطــان گرفت

سال ها از سفره ات نان و نمک برداشتیم
باید از دست کریمت هم نمک هم نان گرفت

با رئوفان و کریمان کارها دشوار نیست
با وجود تو خدا بر شیعیان آسان گرفت

رو به روی پنجره فولاد دیدم زائری
کوله باری درد آورد از شما درمان گرفت

آنطرف تر نوجوانی در میانِ زائران
با خودش تردید آورد از شما ایمان گرفت

تشنه بودم جرعه ای از آب سقا خانه را
تا که نوشیدم وجود نیمه جانم جان گرفت

یادم آمد روضه ها با مطلع یابن الشبیب
روضه خواندم چشم هایم خیس شد؛ باران گرفت

دست برسینه میان صحن ... فَبکِ لِلحُسَین
باز هم دست گدا را حضرتِ عطشان گرفت

سال های سال قلبِ من به عشقت مبتلاست
پنجره فولادِ تو راهِ ورودِ کربلاست

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
03:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×749, 161.0 KB
#امام_رضا_مناجات

ما عاشق سر گشته ی ایوانِ طلاییم
ما نوکر دربارِ غریبَ الغُرباییم
تا صبحِ قیامت اَ گَرَم زنده بمانیم
درمانده و مسکین معین الضعفاییم

#رضا_ترابی_گلیده

.
03:51
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ما عاشق سر گشته ی ایوانِ طلاییم
ما نوکر دربارِ غریبَ الغُرباییم

تا صبحِ قیامت اَ گَرَم زنده بمانیم
درمانده و مسکین معین الضعفاییم

#رضا_ترابی_گلیده

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_ولادت
#رباعی

از دامن نجمه گل طوبی سر زد
از شهر مدینه نور طاها سر زد
از نسل محمد و علی و زهرا
عیسی نفسی ز بیت موسی سر زد

#ناد_علی_کربلایی
*
از عشق شه طوس براتم دادند
وز آتش قهر حق نجاتم دادند
در مدح رضا چو لب گشودم به سخن
دستور به ذکر صلواتم دادند

#طالع
*
میلاد رضا امام امجد آمد
هشتم ولی خدای سرمد آمد
یعنی گل باغ علوی شمس شموس
در جلوه به گلشن محمد آمد

#مردانی
*
گلزار جهان رشک برین است امشب
خشنود قلوب مومنین است امشب
در عرش برین فرشتگان می گویند
میلاد امام هشتمین است امشب

#ناد_علی_کربلایی
*
از دامن نجمه کوکبی خواسته شد
از رونق آفتاب و مه کاسته شد
برمسند دین نشست با جامه ی سبز
گل بود به سبزه نیز آراسته شد

#قاسم_رسا

*
نوری زفروغ حی سرمد آمد
گنجینه ی علم آل احمد آمد
با آمدن امام هشتم گفتند
آئینه ی رافت محمد آمد

#سید_هاشم_وفایی
*
میلاد مبارک غریب الغربا
مسعود و مبارک است بر اهل ولا
یا رب به مقام این گل مصطفوی
کن قسمت ما زیارت کرب وبلا

#نورالدین_رسولی
**
بر خیز که حضرت رضا می آید
سلطان سریر ارتضی می آید
ای تشنه ی آب چشمه ی رحمت حق
سرچشمه ی رحمت خدا می آید

#قاسم_رسا
*
امشب که صفا در همه جا می ریزد
چون برگ خزان گناه ما میریزد
از یمن ولادت رضا رحمت حق
در بزم محبان رضا میریزد

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مدح


رسیدم دوباره به درگاه شاهی
چه شاهی که دارد ز شاهان سپاهی...

سلام ای غریبی که در صبح محشر
ندارم به جز مُهر مِهرت گواهی...

شلوغ است دورت ولی شد فراهم
عجب خلوتی، خلوت دل‌بخواهی

چو آیینه از بس که دل‌نازکی تو
توان تا حریمت رسیدن به آهی

تو آیینه آیینه، نوری و نوری
تو مهری چه مهری تو ماهی چه ماهی

تو را مهر گفتم؟ تو را ماه خواندم؟
عجب کسر شأنی عجب اشتباهی

که مهر است در محضرت مرده‌شمعی
که ماه است پیش رخت روسیاهی

گرفته‌ست خورشید اذن دمیدن
ز نقاره‌خانه دم هر پگاهی

تویی شرط توحید و بی‌تو یقیناً
همه نیست توحید جز لاالهی

اگر ابر لطفت به محشر ببارد
نماند ثوابی نماند گناهی

به لطف تو کاه ثواب است کوهی
به بذل تو کوه گناه است کاهی

لب درۀ نفس لغزیده پایم
نگه دار دست مرا با نگاهی

منم آن گنهکار امیدواری
که دارد ز لطف تو پشت و پناهی

ندانم چگونه برآیم ز شکرش
اگر راه دادی مرا گاه‌گاهی

الهی مرا از حریمش مکن دور
مرا از حریمش مکن دور الهی

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
03:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
702×702, 139.9 KB
#امام_رضا

محبوب رضاست هر که دل ریشتر است
از کعبه صفای این حرم بیشتر است
اینجاست طبیبی که ندارد نوبت
هر دل که شکسته تر بود پیشتر است

#سید_رضا_مؤید
03:51
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

محبوب رضاست هر که دل ریشتر است
از کعبه صفای این حرم بیشتر است

اینجاست طبیبی که ندارد نوبت
هر دل که شکسته تر بود پیشتر است

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مدح


عمريست مدیحت تو گفتم
ديريست فضليت تو گفتم

گفتم كه عجيب مهرباني
از شدت رأفت تو گفتم

گفتم كه پناه اهواني
از حرز و ضمانت تو گفتم

از حصن امان و از ولايت
از شرط امامت تو گفتم

اي بحر معارف و معالم
از چشمه ي حكمت تو گفتم

از عادت تو به جود و احسان
از ابرسخاوت توگفتم

گفتم كه هزار هزار حج است :
از فضل زيارت تو گفتم

گفتم كه به كور : چشم دادي
اعجاز و كرامت تو گفتم

هر گوشه كه نا اميد ديدم
از شهد شفاعت تو گفتم

هر چند كه پست و روسياهم
از پاكي و عصمت تو گفتم

گفتم كه به قاتلان زهرا
خصمي و برائت تو گفتم

من گفتم و گفتم از تو سلطان
با من توچه گويي اي سليمان؟

@raziolhossein
03:51
#امام_رضا_مدح


نسیم قدسی یکی گذر کن
به بارگاهی که لرزد آنجا
خلیل را دست ذبیح را دل
مسیح را لب کلیم را پا


نخست نعلین ز پای برکن
سپس قدم نه به طور ایمن
که در فضایش ز صیحه لَن
فتاده بیهوش هزار موسی


ز آستانش ملایک و روح
رسانده بر عرش صدای سبّوح
به خاک راهش چو شاﺓ مذبوح
رُسُل به ذلت همی جبین سا


نسیم جنت وزان ز کویش
شراب تسنیم روان ز جویش
حیات جاوید دمیده بویش
به جسم غلمان به جان حورا


فلک به گردش پی طوافش
ملک به نازش ز اعتکافش
ز سربلندی ندیده قافش
صدای سیمرغ نوای عنقا


مهین مطاف شه خراسان
امین ناموس ضمین عصیان
سلیل احمد خلیل رحمن
علی عالی ولی والا


بگو که «نیّر» در آرزویت
کند ز هر گل سراغ بویت
مگر فشاند پری به کویت
چو مرغ جنت به شاخ طوبی

#مرحوم_نیر_تبریزی

@raziolhossein
03:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 240.2 KB
السلام علیک یا معین الضعفا

ای حرمت ملجا درماندگان
دور مران از در و راهم بده

.
03:51
#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

برشهنشاه جهان خسرو خوبان صلوات
برامید دل ما مردم ایران صلوات

گرچه شاه است ولی مامن وحج فقراست
برغریب الغربا شاه خراسان صلوات

#مجید_یزدانی

@raziolhossein
03:52
#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

مشهد چه شکوه و کبریایی دارد
این کعبه عجب بُرو بیایی دارد

هر روز در ایوانِ طلا می گویم
ایوانِ نجف عجب صفایی دارد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
07:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح


سلامٌ علی آل طاها و یاسین
سلامٌ علی آل خَیرِ النَّبِیِّین

سلامٌ علی روضةٌ حَلَّ فیها
امامٌ یُباهِی بِهِ المُلکُ وَ الدّین

امام به حق شاه مطلق که آمد
حریم درش قبله‌گاه سلاطین

شه کاخ عرفان، گل شاخ احسان
دُرِ دُرج امکان، مه برج تمکین

علی بن موسی‌الرّضا کز خدایش
رضا شد لقب چون رضا بودش آیین

ز فضل و شرف، بینی او را جهانی
اگر نَبْوَدَت تیره چشم جهان‌بین

اگر خواهی آری به کف دامن او
برو دامن از هر چه جز اوست برچین

#عبدالرحمن_جامی

@raziolhossein
ش
15:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح


به پاییزم زدم عطر بهاری خراسان را
به امیدی که فروردین کند مهر تو آبان را

خراسان دل ما تشنه ی باران لطف توست
که حاصل خیز کردی با قدم هایت بیابان را

خنک شد از نسیم لطف تو شب های تابستان
بهاری کرد گرمای حریم تو زمستان را

به شوق خواندن ابیاتی از مدح و ثنای توست
تورق می کنم هر روز اگر که چند دیوان را

چنان بودن کنار پنجره فولاد شیرین است
که بیماران نمی خواهند در آن عرصه درمان را

جواب هر یک ما از جوار تو سه بار آمد
که تنها دیده باشیم از تو الطاف #سه_چندان را

غبار کفشداری های تو حکم طلا دارد
کسی ارزش نداده این چنین اجناس ارزان را

پس از مشهد به سمت کربلا رفتیم و لطف تو
برای ما رقم زد بهترین آغاز و پایان را

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
15:44
#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

از تربت تو عسل, شفا می گیرد
با نام تو اوفتاده, پا می گیرد

خورشید, تب آلوده میاید هرصبح
از توس , برات کربلا می گیرد

#میلاد_عرفان_پور

@raziolhossein
15:45
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ما و کرم تو یا امام هشتم
محتاج دم تو یا امام هشتم

بیچاره و درمانده کجا را دارد
غیر از حرم تو یا امام هشتم

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
11 July 2019
ش
20:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


پای هرروضه ی توگریه نمودن زیباست
از  گدایان  سر  کوی  تو بودن زیباست

جز در خانه ی تو هیچ کجا بهتر نیست
نوکر هیچ کسی جز تو نبودن زیباست

داشت فطرس به تمامی ملائک میگفت
در حوالی  حرم  بال گشودن زیباست

هرکه را طبع روان است به آن میگویم
بر تو و کرببلا شعر سرودن زیباست

هیچ کس مثل تو محبوب دل عالم نیست
هرکه دیوانه ی عشق تو نشد آدم نیست

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
20:31
#امام_حسین_مناجات


یک عمر آزگار صدایت زدم حسین
پنهان و آشکار صدایت زدم حسین

هرجا به هر دیار صدایت زدم حسین
بی حد و بی شمار صدایت زدم حسین

گفتند نام توست دوای مریض ها
گشتم امیدوار صدایت زدم حسین

اکسیر عشق بود که ما را نجات داد
بودم گناهکار صدایت زدم حسین

پایم رسید کرببلا گریه ام گرفت
با چشم آبدار صدایت زدم حسین ...

از خیمه تا به گودی گودال آمدم
های های ... زار زار ... صدایت زدم حسین

دستی به روی پهلو و دستی به روی سر
در حال انکسار صدایت زدم حسین...

یک صبح تا غروب خدای تو شاهد است
بیش از هزار بار صدایت زدم حسین

این حرف آخر است چه بهتر که نشنوی ...
... افتاد ، روی خار... صدایت زدم حسین

#جعفر_ابوالفتحی

@raziolhossein
20:31
#مناجات
#امام_حسین
#شب_جمعه


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده
قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده
بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟!
آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و
وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

همه ی دار و ندار دل رسوای من است
این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد
بر زبان همه، حالا خبرم افتاده

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم
روزی ام دست امیران کرم افتاده

بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم
به سرم شور نجف، شور حرم افتاده

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که
سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد
باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا
به سوی مجلس روضه گذرم افتاده

مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت:
خنجری کند به جان پسرم افتاده

چقدر چشم طمع بر زره و پیرهنِ
تشنه ی در دلِ خون غوطه ورم افتاده

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
20:31
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


السلام ای تشنه کام کربلا 
السلام ای خامس آل عبا 

ای لبانت بوسه گاه فاطمه 
ای خجل از تو فرات و علقمه 

بر لب دریا لبت خشکیده بود 
از عطش کی اصغرت خوابیده بود 

کودکانت جملگی بی تاب آب 
دور از چشم یتیمان تو خواب 

آب دریا بود مهر مادرت 
حسرتش می سوخت حلق اصغرت 

تا به روز حشر آب از تو خجل 
پای عقل ماست از صبرت به گل 

#غلامعلی_رجائی

@raziolhossein
20:31
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

هرکس به ره حسین بشتافته است
آقایی عالمین را یافته است

در خلق ، حسین بن علی ، بی همتاست
این تافته را خدا جدا بافته است

#سید_روح_الله_موید

@raziolhossein
20:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 428.9 KB
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسين
·
فسق لب بوسه نچیدن ز ضریح تو بود
در مقامی که به پایت زند اکبر بوسه

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
12 July 2019
ش
03:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
03:34
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

دنیا زده به عزت دنیا نمیرسد
حیران غیر دوست به صحرا نمیرسد

باید بفکر بود که او فکر ما کند
مجنون بیخیال به لیلا نمیرسد

ثابت شد از جوانی از دست داده اش
عشق کسی به عشق زلیخا نمیرسد

ازبس اسیر قصه دنیا شدیم ما
در قلب ما به صاحب ما جا نمیرسد

با این همه گناه که ما مرتکب شدیم
خیلی عجیب نیست که آقا نمیرسد

روزی که عمر ما بشود وقف عشق او
امر ظهور به اگر اما نمیرسد

این اعتقاد ماست که بی گریه برحسین
حاجات ما به نوبت امضا نمیرسد
***
سرها به نیزه رفت ولی مانده ام چرا
نوبت به دفن کردن تن ها نمیرسد...

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
03:34
#امام_زمان_مناجات

ای جوانی که پیرِ دورانی
پیرِ دوران و چون جوانانی

از جمالت، جلال می‌بارد
جلوه‌ی تامِ نور یزدانی

من چه گویم که تو همان باشی
هر چه گویم تو بهتر از آنی

بی تو قرآن، کتاب گمراهی است
تو زبانِ بیانِ فرقانی

بی‌تو اسلام و كفر هر دو یکی است
تو ملاکِ ثبوتِ ايمانی

ماهتابی، چقدر زيبايی
آفتابی و لیک پنهانی

صاحب الأمر و الزّمان، مهدی
روحبخش دلم، تو جانانی

شعر و حال و حوائج «حامد»
خوانده‌ای، دیده‌ای و میدانی.

#حمدرضا_معاونیان

@raziolhossein
03:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×771, 116.2 KB
#امام_زمان

حق را به بزرگی حجج باید خواند
یا اینکه به صاحب مُهَج باید خواند

تا منتقم حسین آید از راه
«عجل لویک الفرج» باید خواند

#عبدالزهرا

.
03:34
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

حق را به بزرگی حجج باید خواند
یا اینکه به صاحب مُهَج باید خواند

تا منتقم حسین آید از راه
«عجل لویک الفرج» باید خواند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
03:35
#امام_رضا_ولادت
#امام_زمان
#دوبیتی

غافل نشو شاید نظری شد امشب
شاید که مبارک سحری شد امشب

شاید که به خاطر امام هشتم...
از یوسف زهرا خبری شد امشب

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
13 July 2019
ش
08:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


از زماني كه به درگاه تو راهم دادند
آبرو مند شدم عزت وجاهم دادند

به مقامي كه نبردند سلاطين راهي
من مسكين بخدا رفتم و راهم دادند

تاشدم معتكف كوي تو اي شمس شموس
مژده روشني شام سياهم دادند

گرمي وشور طلب كردم ازاينجا چون شمع
چشمه اشك غم و آتش آهم دادند

خواستم با تو بگويم كه خجالت زده ام
عرق شرم به عنوان گواهم دادند

درحريم تو خدا را به تو دادم سوگند
نامه عفو گنه بهر گناهم دادند

چه غم از تابش خورشيد قيامت دارم
تا كه درسايه مهر تو پناهم دادند

سوخت درآتش غم جان«وفائي» وسرود
درغم آل علي حال تباهم دادند

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
ش
08:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#عامیانه


کاشکی می شد کبوتری رو گنبد طلا بشم
زائر اون صحن و سرای پاک و با صفا بشم

وقت نماز رو سجادم با گریه میگم ای خدا
یعنی میشه که خادم آقا امام رضا بشم

وقتی دلم پر می زنه میره تا گنبد طلا
حس می کنم آقا می خواد همیشه با خدا بشم

دنیای بی امام رضا برای من جهنمه
خدا نیاره روزی که من از آقام جدا بشم

می خوام کنار ضریحش مثل یه روستایی برم
میخوام که ساده دل باشم تا زود حاجت روا بشم

اگر که بی قیمتم و کسی من و نمی خره
باید توی حرم خاک قدوم زائرا بشم

زائر زیاد داره ولی میگن غریب الغرباست
چی می شه مونس دل غریب آشنا بشم

میگن که این صاحبخونه به سائلاش لطف می کنه
دلم می خواد تا عمر دارم تو حرمش گدا بشم

تنگه دلم برای یک سحر نشستن تو حرم
دخیل پنجره فولاد با روضه ی سقا بشم

"پنجره فولاد رضا برات کربلا میده"
کاش لایق زیارت حسین سر جدا بشم

آقام برا ابن شبیب روضه خون کربلا شد
منم می خوام روضه خون ذبیح باالقفا بشم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
ش
11:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


آیینه‌ام دهید که رو سوی او کنم
با دل، حدیث دلبر آیینه‌رو کنم

چشم از خطای قافیه پوشید، شاعران!
فرصت دهید تا غزلم را شرو... کنم

زمزم کجاست؟ تشنه‌ی غسل زیارتم
کوثر بیاورید که با آن وضو کنم

ای محض مهربانی! یا ایّها الرّئوف!
تا رأفت است خُلق تو، من با که خو کنم؟

رویم سیه ولیک تو هرگز به رو میار
دستم تهی ولیک تو مپسند رو کنم

تو آبروی پهنه‌ی خاکی، عجیب نیست
کز خاک کوی تو، طلب آبرو کنم

نقّاره‌ها حضور تو را جار می‌زنند
نوبت نمی‌دهند که من های و هو کنم

گلدسته‌ها به دیدن تو قد کشیده‌اند
قدّم نمی‌رسد، گل روی تو بو کنم

تو آرزوی هشتم هر هفته‌ی منی
یعنی شبانه‌روز تو را آرزو کنم

چشمم به چشم‌های شما، دست بر ضریح
«کفران نعمت است، بهشت آرزو کنم»

ای کاش! بود دعبل و می‌خوانْد روضه‌ای
تا من به اشک، روضه‌ی تو شست‌وشو کنم

#جواد_هاشمی_تربت


(مصراعی که در گیومه آمده وامی از #صائب_تبریزی است)

@raziolhossein
ش
20:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت


امشبی‌که‌ خانه‌ی موسی‌بن‌جعفر روشن است
آسمان عرش هم چندین برابر روشن است

بضعه‌ی‌طاهاست این مولود شیرین و ملیح
که به یُمنِ مَقدمش‌ چشم پیمبر روشن است

جلوه فرموده علی دوم از آل علی
بی‌گمان امشب دل اولادِ حیدر روشن است

چشم ظاهر را ببند و چشم باطن باز کن
تا ببینی پهنه‌ی گیتی سراسر روشن است

نورباران است صحن از همّت خُدّام او
این‌حرم‌ این‌روزها یک جور دیگر روشن است

چشمهای زائران را خوش نوازش می‌کند
چون‌چراغ گنبدش با نور کوثر روشن است

در قیاس با حرمهای ائمّه ؛ روز و شب
مشهد سلطان ما چندین برابر روشن است

می رود هر صبح پابوس رضا از این جهت
این قدر رخساره ی خورشید انور روشن است

جمع اضداد است اینجا برخلاف سنگ صحن
در رواق با صفایش رنگ مرمر روشن است

دود ذاتاً تیرگی دارد ولی در این حرم
مثل دود عود رنگ روی مِجمر روشن است

از اباصلتش شنیدم در کنار مرقدش
بخت هرکس که بر این در هست نوکر روشن است

گر تمام اهل ایران پیش او کُرنِش کنند
شک نکن یک ذرّه‌ که فردای کشور روشن است

مثل پیشانی زوّار امام هشتمین
نامه‌ی اعمال ما در روز محشر روشن است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
14 July 2019
ش
07:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مناجات


برای نجمه برای موسی
چه شاه بیتی خدا سروده
چگونه وصف کسی کنم که
خدا به مدحش زبان گشوده
همان که در لطف و مهربانی
کسی به آقاییش نبوده
هوای بالاسر ضریحش
دوباره خواب از سرم ربوده

علی دوباره اباالحسن شد
به نام شمس الشموس آمد
بگو به شاه نجف، مبارک!
جناب سلطان طوس آمد

منی که لبریز التماسم
دگر سرازپا نمیشناسم
شدم همان آهوی رمیده
نفس نفس کو به کو دویده
رضا خودش دست این گدارا
گرفته و تا حرم کشیده
گمان کنم خواهرش دوباره
برای سلطان مراخریده
شبیه آن پیرزن که خودرا
کشیده با قامت خمیده
به زور تا این حرم رسیده
صدای نقاره حرم را
دوباره با گوش جان شنیده
و التماسی نجیب دارد
نگاه هایی غریب دارد
ولی امیدی عجیب دارد
گره زده دست های خود را
به پنجره چون که نا امیدی
مریض اورا جواب کرده
و او شفاخانه ی رضا را
بدون شک انتخاب کرده
که پیرزن روی لطف آقا
برای کارش حساب کرده

دراین هیاهو به چشم خیسم
نشسته آواز بی کلامی
رسیده ام تا رسانده باشم
به شاه ، از خواهرش سلامی
رسیده بر خاک پای شاهی
دوبار پیشانی غلامی
دم گهرشاد سجده کردم
ببین عجب مسجدالحرامی

کسی که مِهر رضا ندارد
یقین که اصلن خدا ندارد
کسی که باب الجواد ، دیده
نظر به سعی و صفا ندارد

نخست در این حرم بخوانم
دعای تعجیل در فرج را
چراکه آل سعود ملعون
به دوش بردند بار کج را
اگر چه بر روی اهل ایران
مدام بستند راه حج را
نمی فروشیم ما به عالم
زیارت ثامن الحجج را

که قبله ی مردمان ایران
فقط بُوَد جانب خراسان
رضاست شرط و شروط ایمان
رضاست تفسیر اصل قرآن
طواف عشاق شیعه باشد
قدم زدن روبروی ایوان

شبیه آن خاک مرده ای که
به خانه ی کیمیا رسیده
دوباره دستم به دست های
ضریح مشکل گشا رسیده
غریب ، نه آشنا رسیده
گدا به نان و نوا رسیده
به دست دعبل عبا رسیده

ولی دراین لحظه ی زیارت
به من ازین سفره کرامت
برات کرب و بلا رسیده

سلام آقای مهربانم
سلام ای راحت روانم
سلام ای جان! سلام جانان!
ببین که بر لب رسیده جانم

اجازه دارم کمی برایت
به یاد کرب و بلا بخوانم

تویی که یا بن الشبیب گفتی
از آن امیر غریب گفتی........

مریضی لا علاج دارم
به کربلا احتیاج دارم

#مجیید_تال

@raziolhossein
15 July 2019
ش
03:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مدح
#امام_رضا_مناجات


تا که سلطان ها شمایید و گدایانیم ما
در مسیر طوس آهوی بیابانیم ما
پشت سقاخانه ات دنبال درمانیم ما
سربلندیم و سرافرازیم و بارانیم ما

زیر دین گنبد شاه خراسانیم ما



دست ما خالی که باشد زود بالا می رود
پای مجنون بشکند هم سوی لیلا می رود
غالبا ” لن ” که بیاید صحبت از ” لا ” می رود
لا الهِ ما اگر دنبال الّا می رود

علتش این است که با تو مسلمانیم ما



نیست ما را پیش دریا منت جو هیچ وقت
با طبیبان نیست ما را میل دارو هیچ وقت
غیر مشهد دست ما جایی نزد رو هیچ وقت
گر میسر نیست ما را قرب آهو هیچ وقت

تا دم محشر همان کلب نگهبانیم ما


سجده هایم یا رضا و ربنایم یا رضا
می زنم هر شب صدایت کن صدایم یا رضا
می شود آمین دعایت با دعایم یا رضا
دیر شد آقا چه شد پس کربلایم یا رضا

ناخوش احوالیم آقا دیده گریانیم ما



سر در این خانه ها با ما و پرچم با خودت
دسته ی سینه زنی با ما ولی دم با خودت
روزی اشک تمام نوکران هم با خودت
واقعاً دلواپسیم آقا محرم با خودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما



رفته رفته ناله‌ی مظلوم دارد می رسد
مادری با کودکی معصوم دارد می رسد
آه آه خواهری مهموم دارد می رسد
خنجر کندی روی حلقوم دارد می رسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما



چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب
روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب
جای او شمر آمده بالا سرش یابن شبیب
آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما

#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
16 July 2019
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات

.
ای مهربان جُز کویِ تو جایی ندارم
مَجنونِ شَهرم جُز تو لیلایی ندارم
.
یا ضامِنِ آهو رضا شاهِ خُراسان
دل مُرده ام، جُز تو مسیحایی ندارم
.
عُمری دَخیلِ اَشک به نامِ تو بستم
جُز پَنجره فولاد مَاوایی ندارم
.
راهِ هَوایی باز و بالِ من شکسته
راه زَمینی باز و من پایی ندارم
.
دیروز و امروزَم خَراب است و اُمیدی
جُز قولِ تو بر روزِ فردایی ندارم
.
دارم وَصیَّت، روی قَبرَم حَک نَمایند:
"جُز ضامِنِ آهو مَن آقایی ندارم"
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
18 July 2019
ش
20:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


من كيم خار گلستان تو يابن الزهرا
زده ام دست به دامان تو يابن الزهرا

همچنان قطره كه افتاده به دريای عظيم
گشته غرق يم احسان تو يابن الزهرا

سر به درگاه تو سودم ز تو خواهم چشمی
كه بود يكسره گريان تو يابن الزهرا

ميزبان كشت تو را با دو لب تشنه ولی
خلق عالم شده مهمان تو يابن الزهرا

عشق و آزادی و ايثار و وفا گرديدند
چار كودک به دبستان تو يابن الزهرا

آب می نوشم و از سوز جگر می گويم
به فدای لب عطشان تو يابن الزهرا

به پريشانی ايام گرفتار شود
هر دلی نيست پريشان تو يابن الزهرا

با لب تشنه شدی در ره دين قربانی
جان عالم همه قربان تو يابن الزهرا

سر زينب نه سزد سينه ی گردون شكند
پای آوازه ی قرآن تو يابن الزهرا

مادرت فاطمه می كرد تماشا كه يزيد
چوب زد بر لب و دندان تو يابن الزهرا

سينه ی چاک تو از نيزه ی خولی به چه جرم
چاک شد همچو گريبان تو يابن الزهرا

زخم شمشير نهادند به جای مرحم
بر روی داغ جوانان تو يابن الزهرا

بر سر نيزه فقط ذكر خدا می گفتی
زهی از رتبه ی ايمان تو يابن الزهرا

همه از درد گريزند، مرا دردی ده
كه بود در خور درمان تو يابن الزهرا

گرد ره، خاک زمين، خون بدن گرديدند
سه كفن بر تن عريان تو يابن الزهرا

آبرو بر همه ی خلق جهان می بخشد
گردی از گوشه ی ايوان تو يابن الزهرا

كرم و لطف تو نازم كه از اول روييد
نخل «ميثم» به گلستان تو يابن الزهرا

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
20:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 202.3 KB
#شب_جمعه

رسم است در دنیا کنار قبر مادر
آید پسر باچشم تر شب های‌جمعه

اما ببین با پهلوی بشکسته زهرا
آید سر قبر پسر شب های جمعه

.
20:42
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

آن روز كه به داغ ِغمت مبتلا شديم
دل خون تر از شقايق دشتِ بلا شديم

ما يادمان كه نيست ولي راستي حسين
با درد غربت تو كجا آشنا شديم؟!

ممنون از اينكه آمدي آقاي ما شدي
ممنون از اينكه نوكر اين خانه ما شديم

شكر ِخدا كه فاطمه مارا خريده است
شكر خدا كه خرج بساط شما شديم

غربت سراي ماست عزاخانه ي شما
با گريه بر تو بود عزيز خدا شديم

مارا خدا به عشق تو ميبخشد عاقبت
ما عاقبت به خير تو در روضه ها شديم

#مصطفي_متولي

@raziolhossein
19 July 2019
ش
04:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
04:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×850, 141.0 KB
#امام_زمان

ای فاطمه را شمیم! کی می‌آیی؟
جان‌بخش‌تر از نسیم! کی می‌آیی؟

"یَابنَ الشُّهُبِ الثاقِبَه" کی می‌تابی؟
"یَابنَ النَّبَإِ العظیم" کی می آیی؟

#محمدجواد_غفورزاده
.
04:18
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

ای فاطمه را شمیم! کی می‌آیی؟
جان‌بخش‌تر از نسیم! کی می‌آیی؟

"یَابنَ الشُّهُبِ الثاقِبَه" کی می‌تابی؟
"یَابنَ النَّبَإِ العظیم" کی می آیی؟

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
04:18
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

می شود این شب هجران سحر ان شاءلله
می رسد صبح سفید ظفر ان شاءلله

مژده ای منتظران چشم شما روشن باد
به مه طلعت آن منتظر ان شاءلله

سر بازار ستادیم همه چشم به راه
کآید از یوسف زهرا خبر ان شاءلله

آی اثنی عشریون همه جان بر سر دست
کآید آن حجت ثانی عشر ان شاءلله

شیعه آن گمشده طفلی ست که می بینم باز
بنشیند به کنار پدر ان شاءلله

عید روزی است که زهرا به کنار کعبه
بزند خنده به روی پسر ان شاءلله

عید روزی ست که از طایفه آل سعود
تیغ مهدی نگذارد اثر ان شاءلله

عید روزی است که از مشرق صبح امید
قرص خورشید زند باز سر ان شاءلله

پرچم ان علیا ولی الله شود
بر سر بام حرم مستقر ان شاءلله

منتظر باش که با صبح ظهورش میثم
نخل امید دهد باز بر ان شاءلله


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
04:18
مرحوم کافی – به خدا آی شیعه ها آقامون میاد
Not included, change data exporting settings to download.
03:02, 2.2 MB
#امام_زمان عجّل الله فرجه الشریف
#هذا_یوم_الجمعه

#کلیپ_صوتی

"به خدا آی شیعه‌ها آقامون میاد."

خدا رحمتش کند؛ ناله‌اش زبان حال ما و روزگار پر از درد ماست...

#مرحوم_شیخ_احمد_کافی

.
04:21
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی


بر حنجر خشکِ شیعه خنجر بس نیست؟
بر آل علی ظلمِ ستمگر بس نیست؟

جا دارد از این هجر گریبان بدریم
ای صاحب صبر ، صبر دیگر بس نیست


#حامد_آقایی

@raziolhossein
04:22
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

یک روز به هیأت سحر می‌آید
با سوز دل و دیدهٔ تر می‌آید

یک‌روز به انتقام هفتاد و دو شمس
با سیصد و سیزده قمر می‌آید

#عباس_احمدی

@raziolhossein
20 July 2019
ش
23:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 57.4 KB
انالله وانا الیه راجعون

مراسم تشییع و تدفین وختم
خــادم الحسیـــن علیه السلام
خطیب دلسوخته،حجت الاسلام
شیخ محمدرضا خورشیدی
به شرح ذیل اعلام می گردد
ــــــــــــــــــــ
تشییع:
یکشنبه،سی ام تیرماه

قم،چهارراه سجادیه
مسجدامام زین العـــابدین
علیه السلام ساعت۱۸رسمی
به طرف حرم علی بن جعفر
ــــــــــــــــــــ
مراسم ختم اول
یکشنبه،سی ام تیر ماه
همان مسجد،بلافاصله
بعد نماز مغرب و عشا
آقایان و بانوان

@raziolhossein
23 July 2019
ش
12:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×749, 161.0 KB
#امام_رضا_مناجات

ما عاشق سر گشته ی ایوانِ طلاییم
ما نوکر دربارِ غریبَ الغُرباییم
تا صبحِ قیامت اَ گَرَم زنده بمانیم
درمانده و مسکین معین الضعفاییم

#رضا_ترابی_گلیده

.
12:32
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

ما عاشق سر گشته ی ایوانِ طلاییم
ما نوکر دربارِ غریبَ الغُرباییم

تا صبحِ قیامت اَ گَرَم زنده بمانیم
درمانده و مسکین معین الضعفاییم

#رضا_ترابی_گلیده

@raziolhossein
12:32
#امام_رضا_مناجات


مرا کشانده به مشهد هوای دیدن تو
زِ راه دور رسیدم برای دیدن تو

مرا به دِرهم و دینار وا مکن زِ سرت
از این به بعد گدایم، گدای دیدن تو

همیشه روزی رَعیَت به دست سلطان است
چه چیز پُر کُنَدْ ای دوست جای دیدن تو؟

کبوتر حرم و صحن و گنبدت زیباست
ولی ندارد عزیزم صفای دیدن تو

تَب وصال تو افتاده در دلم چه کنم؟
در این سفر شده ام مبتلای دیدن تو

بِریز خونم و زُلف از رُخَتْ کنار بزن
من آمدم که بِمیرم به پای دیدن تو

طواف کعبه ی ما بوسه از ضریح شماست
گرفته دست دلم را دعای دیدن تو

از این حرم شهدا بَرگه ها گرفتند و
شدند عازم کربُبَلای دیدن تو

به گریه ها و نماز تو در شلمچه قسم
تمام جبهه ی ما شد مِنای دیدن تو

قسم به جان جوادت مرا خدایی کن
به دست خویش مرا باز کربلایی کن

#قاسم_نعمتی
.

@raziolhossein
12:32
#امام_رضا_مناجات

خیرت رسید و آدم عاصی بقاگرفت
پست و حقیر عالم امکان بها گرفت

رو بر تو کرد با همه ی روسیاهی اش
ازگوشه چشم نافذتان او شفا گرفت

آقا ردش نکن که امیدش فقط تویی
باصد امید کوبه ی بیت الولا گرفت

جانی دوباره در تن بی جان او نشست
تا عشقتان میان دلش را فرا گرفت

یاایهالرءوف و زلطف مجسمت
بی دست و پاترین بشردست و پا گرفت

بخشیده شد تمام گناه و خطای او
وقتی قدم در آن حرم باصفا گرفت

شبنم ز دیده ی تر او بر زمین چکید
بازائرین تو چو دم یارضا گرفت

یا ایهاالکریم و به عشق نگاه تو
بنگر دراز دست خودش این گدا گرفت

قربان نام تو که گره را گشایش ست
باید که نام اطهرتان را طلا گرفت

هرکس زآب دلکش این بارگه چشید
دیگر کجا نشانه ز آب بقا گرفت

من از لبان عاشق رندی شنیده ام
اینجا ز رأفت تو شود کربلا گرفت

بی شک نشسته در دلتان مهر نوکری
کو در حرم نوای شه سر جدا گرفت

گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما
یابن الشبیب گریه ی تو هر کجا گرفت

ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم
هرجا کسی زماتم جدت عزا گرفت

شعرم تمام، حرف دلم ناتمام ماند
نوکر زیاده تر ز سرش از شما گرفت

#رضا_آهی
.

@raziolhossein
12:32
#امام_رضا_مناجات

دوباره مرغ این سینه به فکر سِیر در طوس است
خدا را شکر می گویم که این دل با تو مأنوس است

رجب...ذی القعده... می چسبد زیارت کردنت آقا
زیاراتی که منصوص و زیاراتی که مخصوصه است

چنان که قبل ذی الحجه رسیده ماه ذی القعده
بدون طوف در مشهد طواف کعبه منحوس است

‌"برو" یعنی "بمان پیشم"، "نمی خواهی نمی آیم"
تکلم کردن عاشق پر از افعال معکوس است

میان زندگیِ تک تک ما را که می گردی
عطایای تو ملموس و کرامات تو محسوس است

سگ ولگرد در مشهد، نگاهش خورد بر گنبد
به یمن این نظر کردن، مقرّب تر ز طاووس است

عَسیٰ أنْ تَکْرَهوا شیئًا...هُوَ خیرٌ لَکم... باشد...
...شده روزی من خیری، که در دوری و افسوس است

مرا بیست و سه ی ذی القعده دعوت کن دلم تنگ است
تمام حاجتم این روزها یک اذن پابوس است

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
12:34
#امام_رضا_مدح


حریم طوس مگر طور وادی سیناست
که ماه روی رضا جلوه گاه روی خداست

پیمبران به طواف و فرشتگان در سعی
رواق صحن نو و کهنه مروه است و صفاست

به خاک او حجر الاسود استلام کند
غبار او به رخ زمزم آبروافزاست

بگو به موسی عمران به کوه طور مرو
وگرنه با «ارنی»، «لن ترانی»ات اولی است

ز کوه طور بیا خدمت رضا در طوس
که در جمال خدایی او خدا پیداست

چه اختلاف لطیفی به موقع اعجاز
میان موسی عمران و زادۀ موساست

برای خلقت آن اژدهای هول انگیز
همیشه تکیۀ موسی بر آن بلند عصاست

ولی امام نگاهی به نقش پرده نمود
ز هیبت نظرش شیر زنده شد برخاست

یکی به فیض عصا و یکی به نور نگاه
ببین تفاوت ره از کجاست، تا به کجاست

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
12:34
#امام_رضا_مناجات

هربار میبخشی مرا، من نصف جان میشم
از بس خجالت میکشم، آب روان میشم

صد سال پیش از کوچه ما رد شدی اما
هر وقت میبوسم زمین را آسمان میشم

یک عمر گریه قیمت ما را مشخص کرد
این روزها دارم چقدر ارزان گران میشم

عاشق شدیم و تجربه کردیم پیری را
من در بهار زندگی دارم خزان میشم

پروانه ای را دیدم و گفتم شبی منهم
مانند این پروانه رسوای جهان میشم

یک استخوان انداختن مال تو چیزی نیست
اما نباشد من که پوست و استخوان میشم

پیش تو که هستم زبانم بند میاید
اما کنار عکس تو بلبل زبان میشم

فرقی ندارد مال من اصلا کجا باشم
آهو نشد باشد سگ این کاروان میشم

من با گدایان سر کویت ولو با من
نامهربان باشند،باشد مهربان میشم

نان آور این خانه ما هم شما هستید
بیهوده من دارم اسیر لقمه نان میشم

من وقت میوه چیدنم فصل زمستان است
یعنی به لطف گریه در پیری جوان میشم

چون داستان مرد سلمانی بین راه
یک روز میاید که من هم داستان میشم

#علی_اکبر_لطیفیان
.
@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات

به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست
اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست

به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف
کبوتر دل من جلد هیچ جایی نیست

بدون پَرتُوِنور تو ای جناب ضُحی
فقط سیاهی محض است روشنایی نیست

سرت همیشه شلوغ است وهیچ سلطانی
به خواب صاحب همچین برو بیایی نیست

اگر که نوکر این درگهم حساب کنی
مرا به شاهی عالم هم اِعتنایی نیست

خدا گواست که دردستهای محتاجم
به جز به محضرتان کاسهٔ گدایی نیست

همه قبیلهٔ من رفته اند قربانت
به غیر تیر نگاهت که آشنایی نیست

بدون آبرویی که شما به من دادید
به قدر پول سیاهم مرا بهایی نیست

دلم گره به ضریح تو خورده میدانم
به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست

هزار سال نمیخواهم آن بهشتی را
که دل سپردهٔ این گنبد طلایی نیست

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات


یا غریب الغـربا،بـده در راه خدا
یا معین الضعفاء،بـده در راه خدا

تـو پنـاه همـه‌ای،پســر فاطمـه‌ای
نظری کن به گدا بـده در راه خدا

 من اگـر روسیهم غرق بحـر گنهـم
 تو زدی مرا صـدا بـده در راه خدا

 نگشـایی در اگـرنروم جـای دگر
 به جـوادت ابـدا  بده در راه خدا

 من گنهکار و بدم نه تو می‌کنی رَدَم
نه شوم از تو جدابـده در راه خدا

 بـه هـوای کرمت آمدم در حرمت
غمـم از دل بزدا  بده در راه خدا

من تهی‌دست و فقیر از خجالت سربه‌زیر
تـو امـام و مقتــدا  بـده در راه خدا

بـه امـامتت قسم به کرامتت قسم    
به مقــام شهـداء بده در راه خدا

یابن‌الطور وعادیات پسـر والذاریات
یـابن‌مصباح‌الهدی بده در راه خدا

نگهی به «میثمت» که گدای حرمت 
بــوده‌ام از ابتــدا  بـده در راه خدا

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات


غرق عصیانم ولی پای تو گیرم لااقل
عاشق روی تو ای ماه منیرم لااقل

تا مسیر عاشقی سمت خراسان شماست
من هم از آوارگان این مسیرم لااقل

کاشکی می شد که یک ساعت نشانِ خدمتِ
خادمان افتخاری را بگیرم لااقل

گر نشد توفیق تا من کشتۀ عشقش شوم
دلخوشم از اینکه بر عشقش اسیرم لااقل

ساکن صحن رضا بودن اگر ممکن نشد
کاش می شد در رواق او بمیرم لااقل

من ندارم جز گدایی بر درش سرمایه ای
باز هم شکرانه دارد من فقیرم لااقل

وعده داده در سه جا آید به دیدارم رضا
می شود در روز محشر دستگیرم لااقل

تا ابد این حیدری بودن برای ما بس است
هر که هستم عبد مولای غدیرم لااقل

شد علی نامش که جاویدان شود یاد علی
عمر ما خورده گره با یاد اولاد علی

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات

دل خراب من و وعده های احسانت
ذلم شکسته چو ایینه های ایوانت

دوباره شوق تغزل حرم نشینم کرد
غزل غزل دل ناقابلم به قربانت

قرار بود ملک باشم و نشد حالا
کبوتری شده ام عاشق و غزل خوانت

مرا که بود هوای بلند پروازی
چه غبطه هات که نخوردم به حال دربانت

اگرچه سیر جهان بود در سرم اما
کبوترانه شدم ساکن خراسانت

چه سرمه ها که برای فرشته ها اینجا
درست میشود از خاک پای مهمانت

طنین دلکش نقاره خوانه ات میگفت
وزیده است دوباره نسیم درمانت

مسیح زندگی هرچه ناامیدی تو
پناه میبرم از شر غم به چشمانت

کویر سوخته جان مرا بیا بنواز
به معجزات نگاهت به عطر بارانت

زدم گره غم خود را به پنجره فولاد
بیا گره بگشا دست من به دامانت


#حسن_کردی

@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات


آره تنهايى رو خيلى دوست دارم
مخصوصا وقتى تو مونسم باشى
اون روزى كه هيچكى نيست دور و برم
تو رو جون مادرت قسم، باشى

اگه قسمتم نشه حرم بيام
يه سلام عرض مى كنم از دور آقا
لحظه هاى آخرم منتظرم
مثل سلمانىِ نيشابور آقا

من با هيچى مثل رفت و آمد از
صحن سقاخونه حظ نمى كنم
يه دقيقه موندن تو حرم و
باهمه دنيا عوض نمى كنم

حرمت اينقده جاى خوب داره
كه يه گوشه ى مشخص ندارم
وقتى فكر و ذكر من امام رضاست
ديگه فرصت واسه هيچكس ندارم

همه لحظه هايى كه از عمر من
توى اين حرم گذشتُ دوست دارم
كفشامم فهميدن از بس اومدم
خيلى كفشدارى هشتُ دوست دارم

#علی_زمانیان

@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات


مستحقم بده در راه خدا آقاجان
آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام
رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما
حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است
داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد
مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم
بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما
چه کنم با هوس کرببلا آقاجان
**

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت
مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم
قربون کفترای صحن رضا...آقاجان

#حسن_کردی


@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مناجات


اگر چه غرق گناهم اگر خطادارم
ولی به رافت تو من امیدهادارم

ببین به شانه من کوهی از پشیمانی ست
نبین به نامه اعمال خود چها دارم

یقین که در حرمت پا نمی نهم به زمین
که من ز بال ملک فرش زیر پا‌ دارم

هنوز مورد لطف و عنایتت هستم
هنوز در حرم تو برو بیا دارم

مریز آبرویم را تو ای امام رئوف
که گفته ام به همه من امام رضا دارم

اگر گهی ز درت میروم ز بی خردیست
وگرنه من به جز از کوی تو کجا دارم؟؟

ز بی محبتیم نیست گر دلت شکنم!!
نه اینکه دوست ندارم تورا، چرا دارم!

مرا ز نوکری کوی خود مکن محروم
که از غلامی تو دارم آنچه را دارم

اگر که از تو نگیرم بگیرم از چه کسی
منی که حاجت رفتن به کربلا دارم

همیشه مهر تو بامن چنان نموده شها
که بی خیال ز خوفم فقط رجا دارم

عنایتی تو به این عبد بی نشانت کن
چو آهویت سگ خود را بیا ضمانت کن

#عبدالزهرا

@raziolhossein
12:37
#امام_رضا_مدح


طوس از نفس تو باغ رضوان شد
هر جا که قدم زدی گل افشان شد

از صبح ازل به شوق دیدارت
خورشید ، مسافر خراسان شد

منظومه ی شمسی آستین افشاند
خاک قدمت ستاره باران شد

تا بوسه زند به پای هر زاير
در صحن تو جبرییل دربان شد

صحن تو به عرش می زند پهلو
ایوان طلات مشرق جان شد

جاروکش آستان قدس تو
تاج سر اهل علم و عرفان شد

هرگز نشنیده ام کسی جز تو
در غربت ، ضامن غریبان شد

آرام گرفت در کنار تو
چون زلف تو هر دلی پریشان شد

از «سلسلة الذهب» دلم فهمید
عشق به تو از شروط ایمان شد

سلمانی پیر شهر نیشابور
هر خواسته داشت از شما آن شد

دستی که دخیل برضریحت بست
هر درد که داشت زود درمان شد

یا حضرت ثامن الحجج ، مولا
ایران ز تو بود اگر که ایران شد

مهمانی و میزبان نواز آری
با لطف تو رزق ما فراوان شد

در خاطره اش همیشه می ماند
هر کس که به سفره ی تو مهمان شد

هر زخم به مرهم تو شد ترمیم
هر سخت به دست مهرت آسان شد

هرگاه به کشورم شکست افتاد
با لطف تا کارها به سامان شد

در باغ تو زاغ با امید آمد
با یک نفست هزار دستان شد

خوشبخت کسی که در تمام عمر
بر عشق تو پایبست پیمان شد

آقایی او «کمیل» ، تضمین است
هر کس که گدای کوی سلطان شد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
12:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
653×625, 163.0 KB
#السلام‌علیک‌یاعلی‌ابن‌موسی‌الرضا

بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من


#سیدرضاموید
12:37
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من

#سیدرضاموید

@raziolhossein
12:38
#استقبال_ماه_محرم
#دوبیتی

دلی لبریز ِ از احساس دارم
به چشمم خوشه ی الماس دارم

از امشب تا خود ماه محرم
چهل شب روضه ی عباس دارم

#علی_علی_بیگی

@raziolhossein
ش
16:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


منِ ناقابل و این لطفِ فراوان نه عجب
سائلِ خسته و آقاییِ سلطان نه عجب

من درِ خانۀ اربابِ کرم آمده ام
دادنِ مُلک دو دنیا به گدایان نه عجب

حاجتم نیست بمن مُلک و مَلک بخشیدن
لیک لبخند تو ای شاه خراسان نه عجب

زندگی را بتو مدیونم و خود میدانم
بندگی خواستن از درگه سلطان نه عجب

با رضا حرفِ دلم، جان جواد این جمله است:
سر بپای تو چو آهوی گریزان نه عجب

دیدنِ گنبد و گلدسته چه زیباست، ولی
دیدن روی تو ای خسرو خوبان نه عجب

بگذارید که کلبِ درِ این خانه شوم
سگ اصحابِ بهشتی شدن اینسان نه عجب

از تو و جدِّ تو و مادر تو نیست بعید
حرفِ مِنّا شدنم با تو، چو سلمان نه عجب

هم‌نشینیِ سحر با تو چه حالی دارد
روضه خوانِ تو شوم با دلِ سوزان نه عجب

بدنِ بی سرِ ارباب اگر بی کفن است
بر سرِ نیزه رود قاری قرآن نه عجب

چه بگویم ز غمِ عمَّتیَ المَضروبَه
این که در شام شود جزوِ اسیران نه عجب

آن که در کوفه به زندان بلا می افتد
با سه ساله برود گوشۀ ویران نه عجب


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
16:36
#امام_رضا_شهادت


این زهر کاری کرد من از نا فتادم
در کوچه مثل مادرم از پا فتادم

با احتیاط از درد، خود را میکشدم
تا خانه چندین بار چون زهرا فتادم

در خانه گفتم زود درها را ببندید
تا داخل حجره شدم، درجا فتادم

پیراهنم را از عطش بالا گرفتم
یاد آمد از جدّ غریبم تا فتادم

نیزه نخورده پیکرم میسوخت از درد
یادِ تن صد چاک عاشورا فتادم

یاد هزار و نهصد و پنجاه زخمش
بیخود ز خود گشتم، ز پا آنجا فتادم

گر چه سر من را جدا از تن نکردند
یاد سرِ بر نیزه در نجوا فتادم

تا که جوادِ من سرم از خاک برداشت
یاد علیِ اکبر لیلا فتادم

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
24 July 2019
ش
01:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
550×461, 48.4 KB
قدیمی ترین عکس از حرم امام رضا علیه‌السلام

@raziolhossein
ش
14:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


من کیستم گدای گدایان این درم
گر پا نهم به جای دگر خاک بر سرم

روزی اگر بناست از این در جدا شوم
از هم جدا شوند سر و جان و پیکرم

محتاج دام و شیفته ی دانه ی توام
هر چند در حریم تو کم از کبوترم

زوار عارفند به حقّ تو یا رضا
ای وای من که از همه بی معرفت ترم

بر پادشاهی دو جهان ناز می کنم
از آن خوشم که بر در این خانه نوکرم

مهر تو گشت شیره ی جان و روان روح
از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

فیض زیارت تو و آلوده ای چو من
گر لطف تو نبود نمی گشت باورم

هر کس که دشمن است تو را دشمنش منم
حتّی اگر بود پدرم یا برادرم

از صدق و پاکی پدر و مادرم بود
گر عاشق پیمبر و آل پیمبرم

یک عمر از تو گفتم و خواهم که وقت مرگ
خیزد رضا رضا ز نفس های آخرم

پای مرا ببند که پابند خود کنی
دست مرا بگیر که مسکین این درم

من «میثمم» که با همه بیدست و پائیم
جز دار عشق تو نبود دار دیگرم

#غلامرضاسازگار

@Raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

سلام گرم مرا چون ز راه دور شنیدی
کـرم نمـودی و بهـر زیارتت طلبیدی

برای آنکه گل از اشک دیده بر تو بیارم
دل مـرا تـو شکستی، غم مرا تو خریدی

بـه نـامه سیه‌ام لحظه‌ای نگاه نکـردی
مـرا صـدا زدی و پـرده مـرا ندریـدی

چگونه راه به من دادی ای رئوف رئوفان
مگـر سیـاهی پـرونده مـرا تو ندیدی

در آستان تو من روی آورم به چه رویی
که من چو خار سیه رویم و تو یاس سفیدی

نیاز بـر کـه بیارم؟- تو حاجتی تو نیازی
امید بـر کـه ببندم- تو آرزو تـو امیدی

چـه رازهای نهانی که بود در دل تنگم
نگفتـه بـودم و دیدم تمام را تو شنیدی

به حیرتم که نکرد این همه گنه ز تو دورم
من از تو هر چه بریدم، تو از کرم نبریدی

چه می‌شود گره از کار «میثمت» بگشایی
مگـر نـه قفـل مهمـات را فقط تو کلیدی

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره دربزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدا ی را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مبادآنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت بگل ندارم باز
خوشم که گاه گداری بباغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان بمن برسد
معاشران بخدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند
که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد
که در مجاورت گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست
مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح

شاهی که حق اورا به جز رافت ندادَش
شد باب حاجات همه باب المرادش

اینجا گناهان را همه بخشوده گیرند
دیگر چه فرقی می کند کم یا زیادش

از رحمت این شاه هرکس گشته مایوس
باید که بنویسند حکم ارتدادش

جور دگر اورا پذیرایی نماید
وارد شود هرکس که از باب الجوادش

با او هم اینکه شیعه آباد است دنیاش
هم اینکه تضمین میشود یوم المعادش

برگو محبش را امام مهربانش
در روز محشر میرسد حتما به دادش

از خوف ما بیشتر رجا داریم محشر
چون ضامنی همچون رضا داریم محشر

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1021×655, 184.8 KB
#امام_رضا_مناجات

بر سینه ز مهر تو نشانی دارم
از خشم خدای خود امانی دارم
دیگر نهراسم از جهنم زیرا
هم چون تو امام مهربانی دارم

#عبدالزهرا

.
14:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×902, 158.5 KB
#امام_رضا

بگذار زشنبمی چو گل ترگردیم
ازعطر ولایتت معطر گردیم

گویند که ایام کرامت شده است
آقا نکند دست تهی برگردیم


#سید_هاشم_وفایی

.
14:34
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

بر سینه ز مهر تو نشانی دارم
از خشم خدای خود امانی دارم

دیگر نهراسم از جهنم زیرا
هم چون تو امام مهربانی دارم

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح

حریم طوس مگر طور وادی سیناست
که روی پاک ، جلوه گاه نور خداست

چو کعبه ساحت قدسش مطاف اهل یقین
رواق صحن نو و کهنه مروه است و صفاست

پیمبران به طواف و فرشتگان در سعی
یکی به ذکر نماز و دگر به فکر دعاست

شرف برد به مقامش مقام ابراهیم
غبار او به رخ زمزم آبرو افزاست

به خاک او حجر الاسود استلام کند
که پاره ی تن پیغمبر خدا این جاست

چنان که در عرفاتت گنه ببخشایند
نگاه او قلم محو جرم و عفوخطاست

غبار خاک قدم های زائر حرمش
صبا برد به شفاخانه ها که محض شفاست

شعار نور خدا جلوه ی جمال نبی
کمال علم علی نور دیده ی زهراست

هماره این در رحمت به سوی مردم باز
که حج ملّت ایران و کعبه ی فقراست

بگوبه موسی عمران ب کوه طور مرو
وگرنه با(ارنی)(لن ترانتیت)اولی است

زکوه طوربیاخدمت رضا درطوس
که درجمال خدایی اوخداپیداست

چه اختلاف لطیفی ب موقع اعجاز
میان موسی عمران و زاده ی موساست

برای خلقت آن اژدهای هوا انگیز
همیشه تکیه ی موسا برآن بلند
عصاست

ولی امام. نگاهی به نقش پرده فکند
زهیبت نظرش شیرزنده شد برخاست

یکی به فیض عصاو یکی به نور نگاه
ببین تفاوت ره ازکجای تا به کجاست

زمین ببوس «ریاضی» که این فضای بهشت
حریم حرمت سلطان دین، امام رضاست

#محمدعلی_ریاضی_یزدی

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

بگذار زشنبمی چو گل ترگردیم
ازعطر ولایتت معطر گردیم

گویند که ایام کرامت شده است
آقا نکند دست تهی برگردیم

#سید_هاشم_وفایی
@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح

کعبه ی اهل ولاست صحن و سرای رضا
شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا

در صف محشر خدا مشتری اشک اوست 
هر که در اینجا کند گریه برای رضا

کیست پناه همه جز پسر فاطمه؟ 
چیست رضای خدا غیر رضای رضا؟

بر سر دستش برند هدیه برای خدا 
ریزد اگر دُرّ اشک، دیده به پای رضا

زهر جفا ریخت ریخت، شعله به کانون دل
خونِ جگر بود بود، قوت و غذای رضا

نغمه ی قدّوسیان بود به آمین بلند 
حیف که خاموش شد صوت دعای رضا

یاد کند گر دَمی ز آن جگرِ چاک چاک 
خون جگر جوشد از خشت طلای رضا

آر در باب الجواد می شنوم دم به دم 
یا ابتای پسر، وا ولدای رضا

بوسه به قبرش زدم، تازه زطوس آمدم 
باز دلم در وطن کرده هوای رضا

گر برود در جنان یا برود در جحیم 
بر لبِ میثم بُوَد مدح و ثنای رضا

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده
مهمان تو با دیده ی گریان رسیده

سرمایه ای که داده بودی باختم من
یا ذالکرم هنگامه ی احسان رسیده

حرف دل هر نوکری اینست عمری
هر چه رسیده از سوی سلطان رسیده

باور کن آقا تا حرم خود را کِشیدم
از این جدایی بر لبانم جان رسیده

افتاده بارم آمدم دستم بگیری
با چشم گریان عبد سرگَردان رسیده

مانند زهرا مادرت سائل نوازی
لطف تو بر داد گنهکاران رسیده

هنگام جان دادن قرار ما دوتا شد
جانِ خودت صبرم دگر پایان رسیده

تو سفره دار گریه کن های حسینی
با گریه هایت روضه تا ایران رسیده

من آمدم رزق عطایم را بگیرم
از تو برات کربلایم را بگیرم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح


مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم
کرامت تو به بالای دست می بردم

اگر جدا کنی از خود مرا، کم از صفرم
و گر کنار تو باشم فزون تر از عددم

گدایی درت از خلق، بی نیازم کرد
که در سؤال کسی جز تو را صدا نزدم

هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز
فزونی کرمت سوی این حرم کشدم

زکثرت کرمت ای رئوف اهل البیت
خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم

زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی
بجای آنکه گذاری به سینه دست ردم

مرا میان سگان درت پناه بده
و گر نه گرگ گنه حمله کرده می دردم

بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک
به لطف خویش امام رئوف می خردم

مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا
اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم

نهاده ام به روی خویش نام «میثم» را
بهانه ایست قبولم کند، اگر چه بدم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

سوگند به انکه این کرامت دادت
ما را نبری امام رضا از یادت
تا اینکه گره ز کار او باز کنی
دل خورده گره به پنجره پولادت

در خیمه ی آه و زمزمه گریه کنیم
در هیأت عاشقان همه گریه کنیم
از «یابن شبیب» گفتنت فهمیدیم
باید به حسین فاطمه گریه کنیم

ای کاش که قسمتم مکرر می شد
با آینه اشک من برابر می شد
در کنج رواق صحن گوهر شادت
یک شب دل خسته ام کبوتر میشد

ذکر تو به هر بهانه می گیرد دل
در صحن تو آشیانه می گیرد دل
از سفره ی اشک زایران تو , رضا
سهمیه ی آب و دانه میگیرد دل

آورد نسیم صبح تا بوی رضا
پر زد دل بیقرار من سوی رضا
یارب به کرامت تو سوگند ، ببخش
آهوی٭ «کمیل» را به آهوی رضا

٭ آهو : عیب ، نقص


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

من اگر آلوده یا غرق گناهم یارضا
با همه گفتم که تو دادی پناهم یا رضا

وای برمن بازهم توبه شکستم مثل قبل
عذرخواهم شرمسارم روسیاهم یارضا

من زپا افتاده ام ای شاه دستم را بگیر
گرچه گمراهم ولی کن سربه راهم یارضا

جان زهرا از سرکویت مرانم چونکه من
بی پناهم بی پناهم بی پناهم یارضا

نیستم من لایق یک دم نگاه تو‌ ولی
تو بیا از رافتت بنما نگاهم یارضا

قطره ها در کوی تو کمتر ز دریا نیستند
زین سبب من با غلامی تو شاهم یارضا

خوش نباشد بی تو در روز قیامت حال من
با تو اما روبه راهِ روبه راهم یارضا

روضه یابن الشبیبت را که میخوانم فقط
یاد جسم بی سری در قتلگاهم یارضا

روز عالم شد از این غصه چو شب یابن شبیت
سر بریدند جد مارا تشنه لب یابن شبیب

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

مارا خدا با لطف او هربار بخشید
مولا سفارش کرده و دادار بخشید

راضی به کم بودیم افزونتر عطاکرد
مشتی طلب کردیم او خروار بخشید

زهرا نظر کرد و رضا بر سینه ما
مهر و ولای عترت اطهار بخشید

با کوله باری از گنه رفتیم مشهد
ما جرممان بسیار و او بسیار بخشید

فردا چگونه او حساب از ما ستاند
امروز اگر اینگونه بیمقدار بخشید؟!

آلوده تر از پیش بودیم و ولی او
مثل همیشه فرصت دیدار بخشید

ما کربلاها از دل مشهد گرفتیم
بر ما رضا طوف حسین بسیار بخشید

ای شاه مشهد درد این دل را دوا کن
مارا دوباره زائر کرببلا کن


@Raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات


چه غم گر گنهکار و نامه سیاهم
علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش
کرم کرد و داد از عنایت پناهم

ز فعلم نپرسید ، کاهل خطایی
برویم نیاورد من روسیاهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت
نگویید دیگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من
رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

کنم ناز دیگر به طوبی و سدره
که در بوستان ولایت گیاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم
به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت
عطا کرد ، سوز دل و اشک و آهم

اگر خوار بودم ، اگر پست بودم
رضا داد قدرم ، رضا داد جاهم

اگر کوه عصیان بود روی دوشم
اگر گشته کاهیده تن مثل کاهم

شدم خاک پای امام رئوفی
که بر شهریاران کند پادشاهم

گدایم گدایم گدایم گدایم
گدای علی بن موسی الرضایم

#غلامرضاسازگار

@aziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

 این جا ره امید کسی سد نمی شود
کس نا امید از حرمت رد نمی شود

این جا دعا به مرز اجابت رسیده است
راه دعای اهل دعا سد نمی شود

مهمان این حریم بهشتی، بهشتی است
حال کسی که با تو بود بد نمی شود

بین همه ز رأفت تو صحبت است وکس
مانند تو به مهر زبانزد نمی شود

ای انعکاس مهر چنان تو کسی دگر
آئینه دار خُلق محمدّ نمی شود

حسرت بَرد کسی که به چندین بهار عمر
بهر زیارت تو مقیّد نمی شود

هرکس رسیده است به جائی ز لطف توست
بی التفات تو که مؤید نمی شود

بی بهره از ولایت تو روز رستخیز
مستوجب عنایت ایزد نمی شود

بسیار رفته است «وفائی» سفر ولی
جائی دگر به خوبی مشهد نمی شود

#سیدهاشم_وفایی


@Raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح

کتیبه های حریم تو مصحف نورند
کبوتران تو در چشم اهل دل حورند

نوشته بر در صحنت حدیث زیبایی
که زائرین تو در حشر با تو محشورند

نجات، دور سر دوستانتان گردد
هلاکت است بر آنان که از شما دورند

به زائرین تو نازم که با غم دو جهان
به یک نگه که به قبرت کنند مسرورند

به راهیان حریم تو می برم حسرت
که گرم عمره ی مقبول و سعی مشکورند

فرشتگان الهی برای کسب شرف
به خاک بوسی این آستانه مأمورند

هزار عیسی مریم در این حرم زائر
هزار موسی عمران مقیم این طورند

سیاه روزی وهابیان ببین که ز تو
هزار معجزه دیدند و باز هم کورند

گدایی سر کوی تو فوق سلطنت است
خوش آن گروه که در این مقام مشهورند

ندا دهند در این بقعه روز و شب «میثم»
که نارها همه از فیض این حرم نورند

#غلامرضاسازگار

@Raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

اگرچه با گنه خویش دادم آزارت
دلم خوش است که گشتم گدای بازارت

به رافت توبنازم که بردرحرمت
ستاده ای و دعا میکنی به زورات

خوشا سعادت آن زائری که وقت وداع
تواز قفاش بگویی خدانگهدارت

زبس رئوفی و آقایی و کریم استی
گدابه قطره اشگی شده خریدارت

به جای آنکه جوابم کنی جوابم ده
کجا پناه برد زائر گنهکارت

نوشته ام به کف دستهای خالی خود
سلام از کم من برعطای بسیارت

هزارموسی عمران به طور مدهوشت
هزار عیسی مریم به چرخ بیمارت

به دست خالی میثم نگاه کن مولا
عنایتی کرمی ای کرم سزاوارت

#غلامرضاسازگار
@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح


آي؛جگرگوشه ي طاها، رضـا
رئـوف خـاندانِ زهـرا، رضـا
مثل علي شأن تو والا، رضـا
سَيّدِ اهل بيت موسيٰ، رضـا

ما همه جا تحت پنـاه توايم
بنـده ي در بند نگـاه توايم

غير تو در دهر مُرادي که دید؟
اَباالحَسن،اَباالجوَادي که دید؟
با تو خطا در اعتقادي که دید؟
در حرمت روی كسادي دید؟

بقيع هر چه ساكت و خلوت است
در عوضش گرد تو جمعيّت است

اَمر ، به فرمان خدا دست توست
دردي اگر هست دوا دست توست
بخشش ما روز جـزا دست توست
حساب ما كتاب ما دست توست

"عِنْـدَ تَطايِـرِ الكُـتُـب" در جزا
دست به دامان تو هستيم ما

مايه ي دلگرمي ما كيست ؟ تو
شخصِ مُعين الضُّعَفا كيست ؟ تو
محاسِن دين خُدا كيست ؟ تو
حـجّ تمام فُـقرا كيست ؟ تو

وصف تو را همين كه بشنيده است
قبله نما سمت تو چرخيده است

اشاره ات معجزه ها كرده است
سنگِ مرا شِمش طلا كرده است
به لال ها ، بيان عطا كرده است
تكلّمت كار عـصـا كرده است

نقش و نگار پرده چون شير شد
مأمون غش كرده و تحقير شد

سر به كف پات كشيدن خوش است
طعم طعام تو چشيدن خوش است
با تو به اصل دين رسيدن خوش است
سلسلةُ الذَّهَب شنيدن خوش است

با سَنـَدِ خود از خُـدا گفته اي
گر "أنَا مِنَ شُرُوطِها" گفـته اي

غمزه ي تو"کُنْ فَیَکُونْ"می کند
فـال مرا پُر از شُگُون مي كند
از دل من، غصّه بُرون مي كند
ذهن مرا بست جُنون مي كند

تا به سويت راهنمايي شَـوَم
همـنفس شيـخ بهايي شَـوَم

محل بده اين همه اِصرار را
پر بـده اين مُـرغ گرفـتار را
خوب ببـين حـالِ منِ زار را
عفو كن اين عبد خطاكار را

"آمدم اي شاه پناهم بده"
"خطّ اماني ز گناهم بده"

به "اَقْـرَحَ جُفونَنا"يت قسم
به"اَسْبَلَ دُموعَنا"يت قسم
به سينه سوزيِ صدايت قسم
به جـدّ سر ز تن جدايت قسم

عنايتي به سائل خويش كن
اشك مرا بيشتر از پيش كن

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح


ذکر پابوس شما از لب باران می ریخت
ابر هم زیر قدم های شما جان می ریخت

هر چه درد است به امید دوا آمده بود
از کفِ دست دعای همه درمان می ریخت

عطر در عطر در ایوان حرم می پیچید
باد بر دوش همه زلف پریشان می ریخت

نور در آینه های حَرَمت گُل می کاشت
از نگاه در و دیوار گلستان می ریخت

روی انگشت همه بال دعا پَر می زد
از ضریح لب تو آیة احسان می ریخت

چشم در قاب مفاتیح تو را خط می بُرد
روی اسلیمی دل ذکر تو توفان می ریخت

بس که در کوچه دیدار غریب آمده بود
از شبستان شما شام غریبان می ریخت

روز برقامت خورشید فلک شب در ماه
نور از چشمه خورشید خراسان می ریخت

مرحوم #غلامرضا_شکوهی

@raziolhossein
14:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 228.6 KB
بهتر ز‌بهشت خطه ی‌‌طوس رضاست
جنت به خدا قسم زمین بوس رضاست
مردم همه سوی حرمش می آیند
زیرا که زیارتی مخصوص رضاست

#امام_رضا
#دوبیتی
14:34
#امام_رضا_مدح
#دوبیتی

بهتر ز‌بهشت خطه ی‌‌طوس رضاست
جنت به خدا قسم زمین بوس رضاست

مردم همه سوی حرمش می آیند
زیرا که زیارتی مخصوص رضاست

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

با اینکه بر حق تو جاهل بوده سائل
بر تو اراداتش که کامل بوده سائل

همیشه لطفت شاملش بود و نفهمید
عمری ز الطاف تو غافل بوده سائل

مهر تو شد با او عجین از آن دمیکه
در دست بابایت علی گِل بوده سائل

بر کوی تو یک عمر نوکر بوده نوکر
بر درگهت یک عمر سائل بوده سائل

از رافتت اشکش اگر جاری نگردد
یعنی که بیمقدار سنگدل بوده سائل

گفتی فقط گریه به شاه بی کفن کن
یک عمر گریه کرد و عامل بود سائل

با دست خالی از درت رفتن محال است
گر دست خالی رفت کاهل بوده سائل

ریزه خور تو عالم پیدا و غیب است
از درگهت با دست خالی رفتن عیب است

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مدح

شعر زیارت مخصوصه امام رضا(ع)

کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید

داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم

باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست

در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما

شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد

در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید

ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن

آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد

آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست

یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات

اگر که روی براین بارگاه آوردم
دوباره برحرم تو پناه آوردم

تهی است گرچه دودستم ،ولی به همراهم
دوکاسه اشک ودلی غرق آه آوردم

نفس کشیدن دراین حریم تسبیح است
زفیض لطف تو روبراله آوردم

نبسته ای توبرویم درحرم ،امّا
مرا ببخش که بار گناه آوردم

چگونه شرم نریزد زچشم خونبارم
زمن تو گل طلبیدی، گیاه آوردم

دخیل گریه به خاک حریم تو بستم
به بی پناهی خود من گواه آوردم

طبیب دل نگه تو شفای حال من است
اگر حضور تو حال تباه آوردم

سیاه نامۀ مارا سفید کن از لطف
که نامۀ عملم راسیاه آوردم

رهی دراز و بسی سخت پیش رو دارم
ولا و مهر تو را زاد راه آوردم

بپاس اینکه شفاعت کنی «وفائی» را
ببین که ملتمسانه نگاه آوردم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
14:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×929, 150.1 KB
#امام_رضا
#دوبیتی

باید که دلی به قدرِ یک دشت دهد
آری که همان ستاره ی هشت دهد

آنقدر رضارضارضا می گویم
تااینکه بلیط رفت وبرگشت دهد
.
14:34
#امام_رضا
#دوبیتی

باید که دلی به قدرِ یک دشت دهد
آری که همان ستاره ی هشت دهد

آنقدر رضارضارضا می گویم
تااینکه بلیط رفت وبرگشت دهد

@raziolhossein
14:34
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

روزی به طبیب عشق از صدق و صفا
گفتم که بگو درد مرا چیست دوا

گفتا که اگر دوای دردت طلبی
بشتاب به دربار شه طوس رضا

@raziolhossein
14:35
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

با ذکر قبول صلوات آمده ایم
دنبال رسول صلوات آمده ایم

امشب به زیارت تو از باب جواد
با اذن دخول صلوات آمده ایم

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
927×1280, 329.1 KB
#امام_رضا

حالا كه نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آن جا كرمت را بفرست
گفتم كه مریضم و دوا می خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست

#علی_اکبر_لطفیان
.
14:35
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

حالا كه نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آن جا كرمت را بفرست

گفتم كه مریضم و دوا می خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست

#علی_اکبر_لطفیان
@raziolhossein
14:35
#امام_رضا_مدح
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

از غیب صدای رفت و آمد آید
کعبه به طواف شهر مشهد آید

در طوس ، مدینه را زیارت کردیم
از مرقد او بوی محمد آید

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:35
#امام_رضا_مدح
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

می خواست که زنده از شمیم تو شود
یا زائر جنت النعیم تو شود

آدم اگر از بهشت گندم می خورد
می خواست کبوتر حریم تو شود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
842×1279, 169.1 KB
زیارت مختصر امام رضا علیه السلام
14:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 134.1 KB
#یا‌امام‌رضا

از گریه پرم شبیه اقیانوسم
محتاج سفر به نقطه پابوسم

ای کاش میان زائرانش بودم
جامانده ای از زیارت مخصوصم

.
14:35
#امام_رضا
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

از گریه پرم شبیه اقیانوسم
محتاج سفر به نقطه پابوسم

ای کاش میان زائرانش بودم
جامانده ای از زیارت مخصوصم


@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_مناجات

دامن آلوده و بار گناه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام

هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آورده ام

هر که آرد تحفه ای در محضر مولای خود
من دو دست خالی و کوه گناه آورده ام

در کرم شه را گدا باید گدا را نیز شاه
من گدا دست گدایی سوی شاه آورده ام

بر کبوترهای صحنت هدیه ی ناقابلی است
گندم اشکی که در این بارگاه آورده ام

ناله ام در سینه، اشگم در بصر، سوزم به دل
نامه ای چون دود آه خود سیاه آورده ام

نی عجل با کوه عصیان عفو، نازم را کشد
رو به سوی مظهر عفو اله آورده ام

ذرّه بودم زائر شمس الشّموسم کرده اند
قطره ای بودم به این دریا پناه آورده ام

گر چه هستم قطره ای ناچیز، یک دریای اشک
هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده ام

هر فقیری هست دست خالیش سرمایه اش
من فقیرم دست خالی را گواه آورده ام

«میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو
سر به خاک زائرت از گرد راه آورده ام

#غلامرضاسازگار

@Raziolhossein
14:39
#امام_رضا_مدح


ای جلوه گر از مرقد تو نور محمد
ای وجه خداوند ، در آیینه ی مرقد

مشهد شده از برکت تو معجزه باران
باران شده هر ابر که آمد سوی مشهد

نازل شده در شان شما آیه ی تطهیر
ساکن شده در حصن شما آیت سرمد

ای سلسله در سلسله ، فریاد طلاکوب
ای قافله در قافله ، فرش تو زبرجد

شیر روی پرده ز اشارات تو جان یافت
آهو به تمنای تو در دام قدم زد

صد چشمه ی جاری شده آغوش گشوده
بر قطره ی اشکی که به پابوس تو آمد

دریای کراماتی و هنگام تلاطم
جزر تو کرم گشته و احسان تو شد مد

ای تا ابد ، از روز ازل ، خلق جهانی
در صحن "عتیق و نو" ی تو مانده مردد

سوگند خورند آینه ها هیچ گدایی
با دست تهی از در این خانه نشد رد

عمریست که من سنگم و تو آینه یعنی
تو خوبتر از خوبتر از خوبی و من بد

چشمی به سوی سیم و زر خلق ندارم
حالا که خدا داده مرا اینهمه گنبد

بگذار خداحافظی ام زود بمیرد
در دار سلام تو شوم زنده مجدد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_مناجات


ای ضامن غریبان یاثامن الائمه
پناه بی پناهان یاثامن الائمه

چشم امید سویت گرد وغبار کویت
دوای دردمندان یاثامن الائمه

گیرم که خوب یا بد هر کس که بر تو رو زد
نمیشود پشیمان یاثامن الائمه

من قطره ام تو دریا من بنده ام تو مولا
من مور و تو سلیمان یاثامن الائمه

ماو هدایت تو باشد ولایت تو
شرط قبول ایمان یاثامن الائمه

ای مشهد الرضایت ایوان باصفایت
خوشتر ز باغ رضوان یاثامن الائمه

ای قبله گاه ایمان قبر تو در خراسان
شد کعبه فقیران یاثامن الائمه

من زارک کمن زارالله فوق عرشه
کوی تو عرش رحمان یاثامن الائمه

یکبار اگر مزارت هر کس کند زیارت
سه جاست بر تو مهمان یاثامن الائمه

با زائرت رفیقی با سائل همنشینی
سلطان ندیدم اینسان یاثامن الائمه

خیلی گناه کردم نامه سیاه کردم
جرم مرا بپوشان یاثامن الائمه

خورده گره به کارم جز تو کسی ندارم
امید ناامیدان یاثامن الائمه

دیدی که روسیاهم دادی دوباره راهم
کردی کرم فراوان یاثامن الائمه

الحق اباالجوادی لب وا نکرده دادی
حاجات مستمندان یاثامن الائمه

از بسکه مهربانی همیشه ازدحام است
دور تو از گدایان یاثامن الائمه

عالم به خود ندیده شاهی کند ضمانت
بر آهوی بیابان یاثامن الائمه

من روی رافت تو خیلی حساب کردم
ای پادشاه خوبان یاثامن الائمه

آقا به جان زهرا این سائل درت را
نومید برنگردان یاثامن الائمه

فقیر بی نوایم محتاج کربلایم
از مرحمت کن احسان یاثامن الائمه

به گریه جوادت در موقع وداعت
لطفی به این پریشان یاثامن الائمه

دردا که زهر مامون زد بر دلت شراره
رسید بر لبت جان یاثامن الائمه

بر خاک حجره خود لب تشنه سر نهادی
می گفتی ای حسین جان یاثامن الائمه

به جای خواهر تو کردند نوحه خوانی
بر تو زنان نوغان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اماجنازه ات را
کردند لاله باران یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما پس از شهادت
نشد تن تو عریان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما نشد تن تو
پامال سم اسبان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما سرت نیفتاد
به دست نیزه داران یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما تنت کفن شد
با آیه های قرآن یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما ندید خواهر
جسم تو در بیابان یاثامن الائمه

تویی غریب اما غریب تر حسین است
آن سید شهیدان یاثامن الائمه

#عبدالحسین

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_روضه

نم نم کنار حجره دربسته میرسید
کم کم به قتلگاه خودش خسته میرسید

مانند شخص مار گزیده به پیچ و تاب
فریاد یا جواد چه پیوسته میرسید

پهلو بخاک حجره که از درد میگذاشت
آهی بیاد پهلوی بشکسته میرسید

از کام تشنه و جگر پاره پاره اش
انگار حرف روضه سر بسته میرسید

این جسم خسته زیر سم اسبها نرفت
اما صدای حمله یک دسته میرسید

خواهر نبود یار برادر شود ولی
یک خواهری به مقتلی آهسته میرسید

اینجا جواب زمزمه یابنیی از...
یک نوجوان ز پشت در بسته میرسید

اما صدای یا ولدی بی جواب ماند
هرچند صوت یک پدر خسته میرسید

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_روضه

ای باده ی طهور، از این باده سر نکش
آتش به حالِ درهم ماه صفر نکش

عالم بدون روی تو تاریک و تیره است
خورشید مشرقین، عبا روی سر نکش

پنجاه بار، در وسط این گذر نیفت
پنجاه بار، بر دل عالم شرر نکش

اینقدر پیش چشم همه، یاد مادرت
در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش

بال و پر هزار مَلک فرش راه توست
شمسُ الشموس، روی زمین بال و پر نکش

دیگر شبیه مارگزیده به خود مپیچ
دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش

خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب
وقت وداع، دردِ فراق پسر نکش

با قطره قطره بارش چشم بهاری ات
تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش

هرکار هم کنی پسرت پا نمی شود
بس کن حسین، این همه آه از جگر نکش

بس کن حسین، زینبت از هوش می رود
پنجه به خاک در برِ او اینقدر نکش

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_مناجات



شبی از داغ دل برآشفتم
با مژه دُرّ اشک می‌سفتم
اشک از دیده سُفتم و گفتم:
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

......

هشتمین حجّت خدایی تو
به همه دردها دوایی تو
همه را قبله‌ی دعایی تو
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

....

از همه رسته با تو پیوستم
با تو پیوسته از همه رستم
ز عنایت رها مکن دستم
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

.....

من که حال تباه آوردم
یک جهان اشک و آه آوردم
به حریمت پناه آوردم
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

....

همه شب سر بر آستان توام
«محرمم»، ریزه‌خوار خوان توام
به امید خط امان توام
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی


#محرم_خراسانی

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا

یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین
در کربال شکسته شده حرمت حسین
شد زخم از مصیبت او پلک چشم ما
خنده رود ز لب چو شود صحبت حسین
بر تن نداشت جد غریبم توان و تاب
یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب
٭٭٭
یابن الشبیب نیزه به حلقوم دیده شد
چون گوسفند سر ز تن او بریده شد
یابن الشبیب پیکر جد غریب ما
در زیر نعل اسب به هر سو کشیده شد
یابن الشبیب چکمه به پهلوی او زدند
در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند
٭٭٭
یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت
یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت
از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند
یک جای سالمی به تمام بدن نداشت
یابن الشبیب تَر َک روی آئینه دیدهای؟
جای سم ستور به یک سینه دیدهای؟
٭٭٭
یابن الشبیب گریه به جز داغ او مکن
این حرف را به پیش کسی بازگو مکن
ناموس جد ما روی تل با اشاره گفت
ای بی حیا حسین مرا زیر و رو مکن
یابن الشبیب تیغ به حنجر کشید شمر
رگها وگوشتهای گلو را برید شمر
٭٭٭
یابن الشبیب آتش قلبم زبانه زد
نامحرمی به عمه ی ما تازیانه زد
هر دختری بهانه ی بابا گرفته بود
دشمن حیا نکرده و باهر بهانه زد
یابن الشبیب لاله ی پژمرده دیده ای
یابن الشبیب طفل کتک خورده دیده ای

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


شکسته آمده در رأس ساعتی مخصوص
دوباره زائری و عرض حاجتی مخصوص

به چشم اشک و به دل خنده و به لب شِکوه
رسیده است به وقت زیارتی مخصوص

برای توست که با خشت قلب ساخته اند
شمال شرقی ایران عمارتی مخصوص

به روضه خوانی نقاره و به گریه ی حوض
گرفته اند در این صحن هیئتی مخصوص

رسیده ام که بگویند مشهدی هستم
به روی من بگذارند قیمتی مخصوص

امام من تویی و شرح کاملی دادی
امام را تو خودت در روایتی مخصوص

تو نیز طعم خوش منحصر به خود داری
حسینی و حسنی،طعم غربتی مخصوص

برای گرگ هم این مرتبه قرار بده
میان این همه آهو ضمانتی مخصوص

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_روضه

روضه شد مُجمل و كوتاه"نشست و برخاست"
رفـت در قـصـر به اكـراه نشـست و برخاسـت

وقتِ برگشت ، سـرش زيرِ عـبا پنهـان بـود
بـاز با يك غم جانكاه نشست و برخاست

ياد آن لحظه كه مادر به زمين افتـاد و---
پـسري ديد كه با آه نشست و برخاست

تا رسـد بر درِ خـانه ز جـفاكاريِ زهـر
بارها در وسـط راه ، نشـست و برخاسـت

وسط حجره ي خود گاه به خود مي پيچيد
و به شوق پسرش گاه نشست و برخاست

مـثلِ خورشيد ، روان جانب مغرب مي شُد
آنكه پيش قـدمش ماه ، نشست و برخاست

غبطه بر شـأن اباصلت ، مـسيحا مي خورد
داشـت چون با ولي الله ، نشست و برخاست

كس نديده ست سرِ خوان كـسي سائل را
كه سرِ سفره ي اين شاه نشست و برخاست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
14:39
#امام_رضا_مناجات

(هر بار کارم زار شد
گفتم علی موسی الرضا)
وقتی گره در کار شد
گفتم علی موسی الرضا


آهویم و در دام تن
وقتی به گرداگرد من
غم حلقه ی پرگار شد
گفتم علی موسی الرضا

ای بضعه ی مدفون به طوس
ای آسمانت خاک بوس
نامت امان از نار شد
گفتم عای موسی الرضا

باب حرم اذن دخول
اادخل یاابن الرسول
تا فرصت دیدار شد
گفتم علی موسی الرضا

بر زائرانت ای صنم
گفتی سه جا سر می زنم
من نیز بختم یار شد
گفتم علی موسی الرضا

ای شاهد بزم ازل
ای نامت احلی من عسل
چه لذتی تکرار شد
گفتم علی موسی الرضا

صد رنگ و بو دادی مرا
تو آبرو دادی مرا
یک بار چون اظهار شد
گفتم علی موسی الرضا

دیوارها شد پنجره
با اشک خود بستم گره
چشمم پر از گفتار شد
گفتم علی موسی الرضا

ای عرش از تو منجلی
ای اسم اعظم یا علی
مکشوف این اسرار شد
گفتم علی موسی الرضا

هر بار با یاد غریب
با روضه ی ابن شبیب
این دیده گوهر بار شد
گفتم علی موسی الرضا

.(مصرع اول از آقای غفور زاده شفق است)

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
25 July 2019
ش
13:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


رأفت در آستان تو تفسیر می شود
دل با خیال حسن تو تسخیر می شود

صدها هزار نامه ی آلوده از گناه
با یک نگاه عفو تو تطهیر می شود

پیش از اجل به خانه ی چشمم قدم گذار
تعجیل کن فدات شوم دیر می شود

حتیّ سکوت در حرم تو عبادت است
اینجا نفس به یاد تو تکبیر می شود

اینجا اگر کبوتر دل آید از بهشت
اطراف گندم تو زمین گیر می شود

در میهمانسرای تو مهمان چو پا نهد
از میوه های باغ جنان سیر می شود

دیوانه می شود دل عاقل در این حرم
دیوانه ای که عاشق زنجیر می شود

صیّاد را به نیم نگه صید می کنی
آهو به یک ضمانت تو شیر می شود

بیداری اش به عرش خدا با ملایک است
خوابی که در حریم تو تعبیر می شود

«میثم» بگو به کوری دشمن، ثنای دوست
کاین جا قلم به دست تو شمشیر می شود

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


همان‌قَدَرکه‌ ز اهل زمانه مایوسم
امیدوار به الطاف خسرو طوسم

هنوزهم‌که‌هنوزاست‌مثل‌کودکی‌ام
تمام سال پُر از اشتیاق پابوسم

حواس‌اوهمه‌جا‌به‌من‌است‌؛پس‌غم‌نیست
اگر کسی نگذارد محل به افسوسم

مرا صدازده‌ آقا دراین‌شب‌به‌خصوص
دلم‌خوش‌است‌که‌از؛زائرانِ‌مَخصوصم

من‌وزیارت‌ِاو؛خواب یاکه بیدارم؟
غلام‌این‌همه‌ بخشندگیِ مَلمُوسم

همین‌که‌درحرمش‌شد‌صدای‌من‌آزاد
چشید طعمِ اجابت؛دعایِ محبوسم

سگ‌ِسیاهم‌وخُدّام‌؛جای سنگ زدن
نموده اند نوازش به بال طاووسم

اگرنفس‌نکشم در هوای آبی صحن
همان‌صنوبر بیچاره‌ام‌که‌می‌پوسم

مرا ز طعن زَراندوزها کُجا باکی‌ست؟
که‌کاسه‌لیسی‌‌این‌سُفره‌است‌قاموسم

به لطف او که اَمینُ‌اَلله ست دور شده
گزند از سر دنیا و دین و ناموسم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
18:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#دوبیتی

بیمارم ومن از تو شفا میخواهم
من نوکری کوی تورا میخواهم

یا حضرت ثامن الحجج ادرکنی
یک تذکره کرببلا می خواهم

#محمد_خرمفر

@raziolhossein
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


زیر ایوانِ طلا چشم ترم مخصوص ِ توست
جَلد خود کردی مرا! بال و‌ پرم مخصوص ِ توست

ضامن آهو شدی! پشتم به عشقت گرم شد
آبروداریِ روزِ محشرم مخصوص توست

رو زدم بر غیر و تا درها به رویم بسته شد
زائرم کردی و گفتی: این حرم مخصوص توست

رد نکردی از درِ باب ٱلجوادِ(ع) خود مرا
آمدم آقا! امیدِ آخرم مخصوص توست

مشهدت حجّ فقیران است و اطرافِ ضریح
هر چه می بینم تویی! دور و برم مخصوص توست

چشم هایش قطره قطره اشک، بعد از هر نماز...
دست بر سینه سلام ِ مادرم مخصوص توست

لااقل ایکاش امشب زائرت بودم! ولی-
نیستم...امّا حسابم کن! کرم مخصوص توست!

#م_عاطفی

@raziolhossein
26 July 2019
ش
00:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت


زَهری که سوزانده تَمامِ پِیکرَم را
خاکِستری کَرده هَمه بال و پرَم را

یک آشِنایی هَم دَر این غُربَت ندارم
تا که گُذارد روی دامانَش سرَم را

حَتّی جَوادم نیست با دَستش بگیرد
اَشکِ روان گردیده از چَشمِ ترَم را

می خواستم این لحظه ی آخَر بِبینَم
یِک بارِ دیگر روی ماهِ خواهرَم را

با صورتم خوردم زَمین بَر خاک‌ِ کوچه
هَر بار هَم خواندم به ناله مادرَم را

اَمّا طَناب اینجا به دَستانَم نَبَستند
مَردی نَزَد سیلی کنارم همسرَم را

هیزُم نیاوردَند پُشتِ خانه ی مَن
اینجا نَسوزاندَند دیوار و درَم را

از زَهر پیچیدم به خود بر خاکِ حُجره
دیگر نَپیچیدَند دَرهَم حَنجرَم را

عَمّامه ام مانده، عَبا مانده، کَسی نیست
تا که بَرَد پیراهَن و اَنگُشترَم را

آتَش گِرفتم، سوختَم، اَمّا ندیدم
پای بِرَهنه، بِینِ آتَش، دُخترَم را

پِلکَم شُده مَجروح، از وَقتی شِنیدم...
...آن ماجَرای غارَتِ اَهلِ حَرَم را

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
ش
08:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
08:50
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_مناجات


جان بر لب است از غم جانان دعا كنيد
شايد به سر رسد شب هجران دعا كنيد

با چشمه هاي خالي و خشكيده نگاه
در حسرت رسيدن باران دعا كنيد

روزي هزار بار دعاي فرج كم است
در آرزوي يار فراوان دعا كنيد

هر جا كه ميرويد نجف مكه كربلا
اينجا كنار شاه خراسان دعا كنيد

يا ايهاالرئوف! شما واسطه شويد
ما بي كسيم حضرت سلطان! دعا كنيد

ما آمديم اذن محرم به ما دهيد
آقا براي ماه عزامان دعا كنيد

ما گريه مي كنيم كه يك روز جان دهيم
از داغ خشكي لب عطشان دعا كنيد

#محمد_علی_بيابانی

@raziolhossein
08:54
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان
شرم دارم خجلم من ز شما آقا جان

با چه رویی بنویسم ز غم دوری تو
که گناهان من آزرده تو را آقا جان

مهربانانه به یاد همه ی ما هستی
آه از غفلت روز و شب ما آقا جان

صحن چشمان ترم منتظر مقدم توست
قدمی رنجه نما ، بهر خدا آقا جان

صبح آدینه قلم کوی تو را می پوید
می شود همسفر باد صبا آقا جان

قلم و دست غلامانه ی من می لرزد
با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان

#مرتضی_روح_افزا

@raziolhossein
08:55
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

لبيک به جحفه، پی حج خواهم گفت
حاجات به ثامن الحجج خواهم گفت

تا هست تپش به نبض من، یا الله
عجل لوليك الفرج خواهم گفت


#علی_انسانی

@raziolhossein
08:55
#امام_رضا_شهادت
#دوبیتی

کنج حجره از جفا روحی فداک افتاده ای
پیش زهرا با لبانی چاک چاک افتاده ای

بارها خواندی که افتاد از روی مرکب حسین
روضه خوانِ روی خاکی روی خاک افتاده ای


#حامد_آقایی

@raziolhossein
ش
13:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات



من گدای حرم سلطانم
همه جادرحرم سلطانم
در هوای حرم سلطانم

یا غریب الغرباادرکنی
....

پیش تو حال تباه آوردم
نامه ی جرم وگناه آوردم
به حریم تو پناه آوردم

یاغریب الغربا ادرکنی

.........
نظری بردل بیمارم کن
باغلامان خودت یارم کن
دراین خانه گرفتارم کن

یاغریب الغربا ادرکنی

......

من به عشق توهیاهودارم
هرچه دارم زتومه رو دارم
ذکریاضامن آهودارم

یاغریب الغربا ادرکنی

......

زگدایت توهواداری کن
جان زهراتومرایاری کن
تو رهایم گرفتاری کن

یاغریب الغربا ادرکنی

.......
دیده ی خشک مرادریاکن
دل شیدای مراشیداکن
کربلاونجفم امضا کن

یاغریب الغربا ادرکنی

........
دل به یادتوصفایی دارد
حرمت حال و هوایی دارد
جلوه ی کرببلایی دارد

یاغریب الغربا ادرکنی
.......

توغریب الغربایی آقای
تومعین الضعفایی آقا
تو که حج فقرایی آقا

یاغریب الغربا ادرکنی
........

عاقبت پاره شدازغم جگرت
درغریبی چه نیامد به سرت
ولی آمددم آخرپسرت

یاغریب الغربا ادرکنی

........
وای درکرببلاجای پسر
پدرآمدسربالین پسر
ناله ی واولدازدزجگر

یاغریب الغربا ادرکنی
......

من که دلداده ی تکبیرتوام
(ای پسر من پدرپیرتوام
پدرپیروزمین گیرتوام )

یاغریب الغربا ادرکنی

......

(ای جگر گوشه من ای پسرم
هیچ دانی که چه آمد به سرم)
خون دل میرودازچشم ترم

یاغریب الغربا ادرکنی


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
👍 1
13:57
#امام_رضا_مناجات


با تو هوای عالم امکان عوض شده
وجه خدا رسیده و انسان عوض شده

چندین هزارسال خراسان خرابه بود
با تو بهشت گشته، بیابان عوض شده

وقتی به مشهد تو رسیدم نسیم گفت:
پرونده سیاه گناهان عوض شده

ایران کسی سراغ طبیبان نمی رود
با این ضریح شیوه درمان عوض شده

هدهد به آهوی تو نگاهی نمود و گفت
احساس میکنم که سلیمان عوض شده

اینجا گدا برای همیشه غنی شود
در این حریم معنی احسان عوض شده

‏…

گنبد طلای تو به دلم نور می دهد
بعد از زیارت تو دل و جان عوض شده

من زائرت شدم که ملک خادمم شده
آقا شدم به لطف تو مهمان عوض شده

نقاره میزنند کسی خنده می کند
حاجت گرفته، دیده گریان عوض شده

آقا حریم مرقدتان کل کشور است
فأخلع بگو که وادی ایران عوض شده

#حسین_ایزدی

@raziolhossein
13:57
#امام_رضا_مناجات


دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم باز
خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان به من برسد
معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند
که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد
که در مجاورتِ گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست
مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
ش
23:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


باید که تو را حضرت باران بنویسند
آرامش بعد از شب طوفان بنویسند

در صحن گهرشاد تو باید بنشینند
از غربت دلهای پریشان بنویسند

توشاه جهانی وجهان زیر پر توست
حیف است تو را شاه خراسان بنویسند

ما در پی گنجیم وخدا قسمتمان کرد
بر سکه ی ما«حضرت سلطان» بنویسند

از بحر کرامات تو دریا نشِناسان
مشکل بتوانند که آسان بنویسند

ای کاش که از خط تو الهام بگیرند
از منظر چشمان تو قرآن بنویسند

ما«جامعه» خواندیم و به این درک رسیدیم
باید که امامان زامامان بنویسند


#احمدعلوی

@raziolhossein
29 July 2019
ش
21:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🕌, 36.9 KB
21:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×837, 176.7 KB
#امام_جواد_مناجات

ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید حرمین کاظمین آری یاد

درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین«باب‌حوائج» است و آن«باب‌مراد»

#جواد_هاشمی_تربت

.
21:16
#امام_جواد_مناجات
#دوبیتی

ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید حرمین کاظمین آری یاد

درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین«باب‌حوائج» است و آن«باب‌مراد»

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
21:16
#امام_جواد_مناجات


دلم در هوای جواد الائمه
گرفته نوای جواد الائمه

بهشت صفا هر که خواهد ، ببیند
به صحن و سرای جواد الائمه

بلند است بر بام قصر سخاوت
هماره لوای جواد الائمه

بزرگی بوسد زمین ادب را
که افتد به پای جواد الائمه

رها شد " اباصلت" از کنج زندان
ز فیض دعای جواد الائمه

به " یحیی ابن اکثم" عصا کرد اقرار
که دارم ولای جواد الائمه

دل سنگ شد آب حتی
ز غمناله های جواد الائمه

گل باغ طاها ، جوانمرگ زهرا
بمیرم برای جواد الائمه

نوای " کمیل" است گاه توسل :
گدایم گدای جواد الائمه


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت


چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد
دست و پا می زنی و در به رویت می بندد

سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد
نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد

اینچنین ناله نکن عرش خدا می لرزد
در خراسان دلت قلب رضا می لرزد

پسرت نیست سر از خاک تو را بردارد
کمی از رنج غریبیِ شما بردارد

از ترک های لبت درد عطش می بارد
چقدر حجره به گودال شباهت دارد

افتابت به لب بام تماشایی شد
تا سه روز از بدنت خوب پذیرایی شد

دل خورشید به تنهایی تان می سوزد
چهره ات گفت که عمرت چه جوان می سوزد

#حسن_کردی

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت


در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟
یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد

ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر
بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد

این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد
دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟

شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل
گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد

گه نام باب برد و گهی آب آب کرد
لب‌تشنه داد جان و جوابش کسی نداد

آن کس که اَنفُس از نَفس او نَفس گرفت
زد همچنان نفس نفس و از نفس فتاد

#علی_انسانی

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت

در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم
ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم

پیر و جوان نداشت که یک نور واحدید
در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم

کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند
در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم

گودال و بام ، مرز قبول شهادتند
راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم

شمشیر و زهر هردو جگر پاره می کنند
دل خون و دل کباب ، تو ماندی حسین هم

در روضه های کرببلا جانگدازتر
داغ از غم رباب ، تو ماندی حسین هم

هرگز نمیرد آنکه از او زنده ایم ما
پس با همین حساب ، تو ماندی حسین هم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت


بر شعله ی جگر، نم باران می آورند
باران نبود، دیده ی گریان می آورند

با هلهله کنار حرم دف نمی زنند
در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند

فکری برای غربت یوسف نمی کنند
این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند

دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است
مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است

تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی
رخت سیاه بر سر افلاک می کشی

حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن
نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن

خاکی شده تمام عبایت بلند شو
هر طور هست روی دو پایت بلند شو

در آسمان چشم یتیمان قمر بمان
ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان

رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد
از سرفه کردنت دل عالم کباب شد

خون جگر به دامن زهرایی ات نریز
ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز

این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش
حالا که می پری، پر خود را زمین نکش

خنده بس است در وسط خانه بس کنید
افتاده بین حجره غریبانه بس کنید

ای حامل امام به قدش نظاره کن
پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن

تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن
در بین راه پله کمی احتیاط کن

دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام
او را رها کن و برو از روی پشت بام

این پشت بام از ته گودال بهتر است
در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است

از روی پشت بام کسی رد نمی شود
یا این که لااقل فرسی رد نمی شود

رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد
با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد

این جا کسی برای اسیری نمی رود
جسم امام بین حصیری نمی رود

این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد
نیت برای بردن شال کمر نکرد

یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد
داغی شبیه غارت خون خدا نشد

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


نشسته اند ملائک بر روی بام جواد
پیمبران همگی بنده و غلام جواد
شدم جواد پس از این به احترام جواد
که بهتر از همه نام هاست نام جواد

جواد مرهم درد بدون تسکین است
چقدر نام جواد الائمه شیرین است

شدی جواد همیشه فقیر تو باشیم
فقیر های میان مسیر تو باشیم
شدی بزرگ که ما هم حقیر تو باشیم
خدا کند که همیشه اسیر تو باشیم

بیا و رخ بنما شاه تا که مات شویم
فقط تو لب تر کن تا همه فدات شوی

کسی غریب تر از تو نبوده است اصلاً
غریب خانه خود بوده ای بمیرم من
شهید کرد تو را زهر فتنه یک زن
شهادت تو شبیه است به امام حسن

چه کرد با جگر پاره تو همسر تو
نگاه کن چقدر ضعف کرده پیکر تو

میان حجره نمانده کسی کنار تنش
نبود هیچ کسی وقت دست و پا زدنش
چه کرده زهر هلاهل که خشک شد دهنش
چرا به گوش کنیزان نمی رسد سخنش

کسی به خواسته آخرش جواب نداد
چرا کسی به جواد الائمه آب نداد

کنیز های تو در حق تو جفا کردند
تو ناله می زدی آنها سروصدا کردند
تن تو را به روی بام ها رها کردند
کبوتران همه روی تو بال وا کردند

شنیده ام بدنت زیر آفتاب نبود
و اهل بیت تو در مجلس شراب نبود

تن حسین هم افتاده بود در گودال
تنش به زیر سم اسب رفت و شد پامال
برای غارت جسم حسین شد جنجال
چه دید خواهرش از روی تل که رفت از حال؟

حسین در ته گودال دست و پا میزد
حسین عمه سادات را صدا میزد

#آرش_براری

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت

بردار از خاک کف حجره سرت را
از بی کسی کمترصدا کن مادرت را

اینجا جواب ناله هایت نیشخند است
اصلاً نمی فهمند چشمان ترت را

آه جگر سوزت امانت را بریده
اتش زدی با سرفه ات دوروبرت را

حتی توان ایستادن هم نداری
قوّت نداری وا کنی بال و پرت را

باید که تنها در غریبی بگذرانی
در خانه ی خود لحظه های آخرت را

در پیش رویت آب را روی زمین ریخت
می بینی آقا دشمنی همسرت را ؟

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت

میان حجره غریبانه دست و پا میزد
همان که روضه اش آتش به جان ما میزد

میان اشهد خود گاه یا رضا میگفت
و گاه مادر مظلومه را صدا میزد

تمام حاجت او انتقام سیلی بود...
....از آن که مادرشان را به کوچه ها میزد

صدای ناله ی او: آه سوختم ،جگرم
شراره ها به دل حضرت رضا میزد

صدای هلهله و تشنگی و کاسه آب
گریز روضه او را به کربلا میزد

دلش گرفت برای کسی که در گودال
عدو به پیکر او نیزه بی هوا میزد

همین که چشم به هم میگذاشت او می دید
که روی نیزه سر شیر خواره را میزد

همان که سر شاه را جدا کرده
سه ساله را طرفی برده و جدا میزد

برای اینکه نبیند دوباره این ها را
میان حجره غریبانه دست و پا میزد


#مهدی_نظری

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت

شرحی کنار سوره کوثر گذاشتی
بر روی صفحه لاله پرپر گذاشتی

طرز نفس نفس زدنت میکشد مرا
آقا چه شد به روی زمین سر گذاشتی؟

جانی نداشتی و به هنگام هلهله
سر را به روی دامن مادر گذاشتی

کمتر به در بزن سر خود را دلم شکست
با قطره های خون که روی در گذاشتی

یک آب گفتی و بغلش چند یاحسین
پهلوی آب روضه ی دلبر گذاشتی

کف میزدند دور تو گرچه کنیزها
کِی یک گلوی تشنه به خنجر گذاشتی؟

با این تنی که رفته غریبانه روی بام
غصه برای چند کبوتر گذاشتی؟

خواهر نداشتی بخورد سیلی از همه
جایی برای روضه معجر گذاشتی


@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت

از بس که پای تا سرم آتش گرفت و سوخت
شیرازه های پیکرم آتش گرفت و سوخت

آتش ز جان سوخته ام شعله می کشد
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت

از کودکی ز خاطره ی رنج مادرم
تا پای مرگ خاطرم آتش گرفت و سوخت

زهرم دهید باز، مگر راحتم کنید
در کنج حجره بسترم آتش گرفت و سوخت

مثل کبوتری که فقط بال و پر زند
این بازمانده ی پرم آتش گرفت و سوخت

از احتضار من پسرم شد به اضطرار
وای از دلش که در برم آتش گرفت و سوخت

خواهر نداشتم که عزاداری ام کند
از راه دور دخترم آتش گرفت و سوخت

جسم مذاب را چه غم از هُرم آفتاب
خورشید هم ز پیکرم آتش گرفت و سوخت

این چند ساعتی که عطش را چشیده ام
با یا حسین، حنجرم آتش گرفت و سوخت

دل پای مرگ حضرت لیلا به ناله گفت:
مجنون منم که دلبرم آتش گرفت و سوخت

انگار می شنیدم عزای رباب را
می گفت: کام اصغرم آتش گرفت و سوخت

با این که جان تازه و جسم جوان من...
از کینه های همسرم آتش گرفت و سوخت...

بالای تربتم بنویسید: عمر من...
از غصّه های مادرم آتش گرفت و سوخت

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
👍 1
21:17
#امام_جواد_مناجات

امام الهدی یا جواد الائمه
ولی خدا، یا جواد الائمه

سپهر کرم، ابر رحمت، یم جود
محیط سخا، یا جواد الائمه

چگویم به وصفت که فرموده آن را
بقرآن خدا، یا جواد الائمه

به کشتیّ ایمان در امواج طوفان
توئی ناخدا، یا جواد الائمه

چه در هفت گردون چه در هشت جنّت
توئی مقتدا، یا جواد الائمه

سماواتیان راست مدح تو، بر لب
به صبح و مسا، یا جواد الائمه

بود نقش خاک ره کاظمینت
رخ اولیاء یا جواد الائمه

ز شاهیست عارم که در آستانت
گدایم گدا، یا جواد الائمه

بود بی ولای تو طاعات عالم
سراسر هبا، یا جواد الائمه

اگر بود واقف ز علمی که داده،
تو را کبریا یا جواد الائمه

نه بگشودی اندر برت پور اکثم
لب خویش را، یا جواد الائمه

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد
دل از تو جدا، یا جواد الائمه

بغیر از خدا هر که گوید ثنایت
بود نارسا، یا جواد الائمه

خدا داد پاسخ به هر بینوا کو
تو را زد صدا، یا جواد الائمه

ببازار محشر ولای تو آرم
بروز جزا، یا جواد الائمه

ثنای تو گویم عطا از تو جویم
به هر دو سرا، یا جواد الائمه

رهایی به مهر تو خواهم که گشتم
اسیر هوا، یا جواد الائمه

خوش آن ملتجی را که در آستانت
کند التجاء، یا جواد الائمه

جوادی، جوادی، گدایم، گدایم
عطا کن، عطا، یا جواد الائمه

بخوان جانب کاظمینم وز آنجا
ببر کربلا، یا جواد الائمه

بمانم، بمیرم سپس زنده گردم
به مهر شما، یا جواد الائمه

به جان پیمبر به زهرای اطهر
به بابت رضا، یا جواد الائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت
مگردان جدا، یا جواد الائمه

گرفتم که راندیّ و راهم ندادی
روم در کجا، جواد الائمه

تهی دستم و هستیم هست، تنها
گناه ورجا، جواد الائمه

قدم گشته خم، پا فرو مانده در گل
ز بار خطا، جواد الائمه

به یاد تو اشک از بصر می‌فشانم
به صبح و مسا، جواد الائمه

دریغا که از یار نامهربانت
کشیدی چه‌ها، جواد الائمه

تو را کشت، آخر به فصل جوانی
ز زهر جفا، جواد الائمه

به هنگام مرگ تو می‌زد به هم کف
بجای عزا، جواد الائمه

تو را کشت، اما لب تشنه آخر
ندانم چرا؟ جواد الائمه

ز بس ناله کردی در آن حجره تنها
فتادی از پا، جواد الائمه

تنت بیکفن ماند بر خاک از چه
در آن کوچه‌ها، جواد الائمه

ولی دیگر از جسم پاکت نشد سر
جدا از قفا، جواد الائمه

به قربان جسمی که گردید او را
کفن بوریا، جواد الائمه

به قربان آن سر که می‌خواند قرآن
به طشت طلا، جواد الائمه

به قربان آن رخ که شد شسته با خون
به دشت بلا، جواد الائمه

ببین نخل «میثم» که بر داده عموی
بوصف شما، جواد الائمه

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت

به وسعت همه عالم، به من جفا کردند
خبر نداشت کسی با دِلم، چه ها کردند

به میهمانی هِرمان و هجرَم، آوردند
به دردِغربتِ این شهرم آشنا کردن
د
چِقدر پُشتِ سَرم ناروا سُخَن گفتند
چقدر طعنه، چه بَد با امام ،تا کردند

برای کُشتنِ من طَرحشان قدیمی بود
هر آنچه باپدرم،با امام رضا کردند

ز سوز زَهر دِلم گُر گرفت، افتادم
وَحُجره را به من خَسته کربلا کردند

فقط بُریدنِ با تیغ و مو گرفتن نیست
که بند بند مرا با عَطَش جُدا کردند

هر آنچه آه کشیدم، به طشت کوبیدند
به آب آبِ منِ تشنه ، خنده ها کردند

ز دست وپا زدنم، نه دلی به رحم آمد
نه بر سِرِشکِ غریبی اَم، اِعتنا کردند

به خانه ای که پُر از عِطر ذکرو قرآن بود
تمام کف زده وهلهله به پا کردند

در انتظارِ جوانمرگ گشتَنَم ،ماندند
عجیب، حُرمت نان ونمک ،اَدا کردند

مرا کِشانده روی پُشت بام آوردند
در آفتاب، غریبانه ام رَها کردند

به روی پیکر من گرچه پیرهن هَم بود
کبوتران پَرِخودرا به سایه وا کردند

رسیده است به ما،ارث بَر زمین خُوردن
پس از سه روز، مرانَقشِ کوچه ها کردند


 #علیرضا_شریف

@raziolhossein
21:17
#امام_جواد_شهادت


غیر خوناب جگر این جگرم آب نخورد
دل من آب شد از غم ،اگرم آب نخورد

خشک شد چشمه چشمم زعطش آنسان که
گریه کردم، مژه از چشم ترم آب نخورد.

به فدای لب عطشان شه کرببلا
پسر شاه خراسان اگرم آب نخورد

عطش ارثی است که از جد غریبم بردم
لب دریا ،لب دریای کرم آب نخورد

دست و پا در وسط حجره غریبانه زدم
ولی از سنگ و دم تیغ سرم، آب نخورد

بر روی سینه من پای کسی باز نشد
بین خون باز دگر بال و پرم آب نخورد

عوض آب شده ذکر لبم، وای حسین
نرود روضه او از نظرم آب نخورد

کار از کار که بگذشت، شد آب آزاد
همه لب تشته ولی یک نفرم آب نخورد

چون دل سوختگان شد جگر آب کباب
دید بی گریه کس از اهل حرم آب نخورد

آب دادند سکینه،به زمین ریخت و گفت
من چسان آب بنوشم پدرم آب نخورد

خیره بر مشک چنین زمزمه میکرد رباب
که الهی که بمیرم پسرم آب نخورد

سینه پرشیر، و گهواره طفلم خالی
خاک عالم به سرم تاج سرم آب نخورد

خبر علقمه را تا که شنید ام بنین
گفت شکر تو خدایا پسرم آب نخورد


#عبدالحسین

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_شهادت


شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا
عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم
چه سفره دار کریمی چه خوانی و چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟


*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_شهادت


من جوادم که خدا خوانده جواد
من چه کردم به تو اى بد بنیاد

عوض آنکه مرا یار شوى
بر دل غم زده غم خوار شوى

رفتى و در به روى من بستى
با کنیزان همگى بنشستى

گفتى از آب مرا منع کنند
شادى و هلهله آن جمع کنند

تو که آتش به دلم افکندى
حال استاده ‏اى و مي خندى!

حجره در بسته و من تنهايم
به خدا من پسر زهرايم

تن بى تاب مرا تاب بده
جگرم سوخت مرا آب بده

بدن زارِ منِ تشنه جگر
بعد قتلم به روي بام ببر

تا که لب تشنه به زیر خورشید
جان سپارم چون حسین شاه شهید

#غلامعلی_رجبی

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_شهادت

اُفتاده است رویِ زمین و برابرش
لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او
اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او
از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن
خاکی شده است حیف لبان مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید
از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد
کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای
تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر
با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش
****
سخت است فکر این غم و سخت است باورش
مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش


#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_شهادت


بر شعله ی جگر، نم باران می آورند
باران نبود، دیده ی گریان می آورند

با هلهله کنار حرم دف نمی زنند
در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند

فکری برای غربت یوسف نمی کنند
این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند

دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است
مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است

تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی
رخت سیاه بر سر افلاک می کشی

حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن
نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن

خاکی شده تمام عبایت بلند شو
هر طور هست روی دو پایت بلند شو

در آسمان چشم یتیمان قمر بمان
ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان

رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد
از سرفه کردنت دل عالم کباب شد

خون جگر به دامن زهرایی ات نریز
ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز

این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش
حالا که می پری، پر خود را زمین نکش

خنده بس است در وسط خانه بس کنید
افتاده بین حجره غریبانه بس کنید

ای حامل امام به قدش نظاره کن
پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن

تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن
در بین راه پله کمی احتیاط کن

دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام
او را رها کن و برو از روی پشت بام

این پشت بام از ته گودال بهتر است
در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است

از روی پشت بام کسی رد نمی شود
یا این که لااقل فرسی رد نمی شود

رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد
با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد

این جا کسی برای اسیری نمی رود
جسم امام بین حصیری نمی رود

این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد
نیت برای بردن شال کمر نکرد

یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد
داغی شبیه غارت خون خدا نشد



#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_شهادت


برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش
تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش

ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن
پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش

بر تار گیسوان تو جای لب رضاست
این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش

اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا
صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش

اینان به دست و پا زدنت خنده می کنند
طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش

بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست
پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش

شکر خدا که نیست تماشا کند رضا
گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش

در کربلا پدر به پسر التماس کرد
برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

بس کن حسین لشکر کفر در نظاره است
زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش

کار عباست بردن این جسم زینبا
با گوشه های معجر خود بر زمین مکش



#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_شهادت


رسیده جان به لب اطهرت ؛ اَبَالهادی!
نشسته پیک اجل در بَرَت ؛ اَبَالهادی!

دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی
کبود شد همه ی پیکرت ؛ اَبَالهادی!

لباس شمر به تَن کرد و منع آبت کرد
چه کرد با دل تو همسرت ؛ اَبَالهادی!

شبیه فاطمه دستی گرفته ای به کمر
مگر خدای نکرده پَرَت ... ؛ ابالهادی!

میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و…
بریده شد نفس آخرت ؛ اَبَالهادی!

مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد
صدای خسته ی بی جوهرت ؛ اَبَالهادی!

کنیزها بدنت را کِشان کِشان بردند
گرفته بر لبه ی در سَرَت ؛ اَبَالهادی!

سه روز بر تَن تو آفتاب می تابید
ولی بریده نشد حنجرت ؛ اَبَالهادی!

دگر به زیر سُم اسب های تازه نَفَس
ندید جسم تو را دخترت ؛ اَبَالهادی!

اگر چه دور و برت خیره سر فراوان بود
ولی نظاره نشد خواهرت ؛ اَبَالهادی

چه خوب شد که در آن همهمه کسی نرسید
برای غارت انگشترت ؛ اَبَالهادی!

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
21:18
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


كمتر از هيچم اگه زياد ميخوام
از خوده باب المراد،مراد ميخوام
ميدونم كمم نميزارن آخــه
حاجتامو از امام جواد ميخوام
---------------------------
عشق من به اين آقا اراديه
فارغ از تعصّب نژاديه
مطمئنّم كه رضا ميخَردش
هركي مثل من امام جواديه
---------------------------
نميرم مثل گداها هـر كُــجا
رو نمي زنم به بنده هات خُـدا
شنيدم جواد به اون كسي ميگن
كه خودش ميگرده دنـبــال گـدا
---------------------------
حالا كه ميشنوه خواهش منو
كاش خودش درد و دوا بشه منو
واسه چي رو بزنم به اين و اون؟
عــمّه شون كرده سفارش منو
---------------------------
گريه دَرمونمه پس گريه ميخوام
تو مُحـرّم يه نفس گريه ميخوام
همه چيم خلاصه ميشه توي اشك
به دادِ چشام برَس گريه ميخوام
---------------------------
دوس دارم مُحـرّما گريه كُـنم
جايِ باباتون رضـا گريه كُنم
قول ميدم اشكم اگه زياد بشه
به نيابت از شما گريه كُـنم
---------------------------
دين من يقين مو ازت ميخوام
مشهد و مدينه مو ازت ميخوام
ميدونم رو مو زمين نميزني
رزقِ اربعين مو اَزت ميخوام


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
30 July 2019
ش
01:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

سه روز گر چه روی بام خانه ماند تنش
کبوتران همه کردند سایه بر بدنش

زبام خانه تنش گرچه روی خاک افتاد
ولی نشد زسم اسب توتیا بدنش

لبش ز سوز عطش گرچه بود خشکیده
ولی نخورد دگر چوب بر لب و دهنش

هزار شکر که خواهر نداشت تا بیند
میان حجره در بسته دست و پا زدنش

غریب بود و سرش از بدن نگشت جدا
غریب بود و به غارت نرفت پیرهنش


#عبدالحسین

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت

شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم
کسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم

من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردم
که از هر ناله می جوشد هزاران درد پنهانم

میان حجرۀ دذر بسته مثل شمع، می گریم
مگر با قطرۀ اشکی شود تر چشم گریانم

تمام عمر با تنهائی و غربت گرفتم خو
ولی وقت شهادت مادرم زهراست مهمانم

که دیده صید، دست و پا زند، صیاد کف بر کف
اَلا صیاد من صید توام دیگر مسوزانم

اَلا ای آه، از زندان تنگ سینه بیرون شو
که من با ناله داد خویش از صیاد بستانم

گهی نام محمّد بر لبم گه یا رضا گویم
کهی رو به مدینه گه بود سوی خراسانم

شریک زندگی گردیده قاتل، خانه ام مقتل
انیسم اشک چشم و حجرۀ در بسته زندانم

مرا کشتی دگر شادی مکن ای دختر مأمون
گرفتم نیستم فرزند پیغمبر، مسلمانم

زسوز خود سرودن سوز دل دادم تو را (میثم)
که خورده نظم تو پیوند با اشک محبّانم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت

زَهرى اُفتاده بجانم كه نمانَداثرم
دست وپاميزنم ونيست كنارم پدرم

جِگرم پاره شُد، اَمّا به دِلِ تَشت نريخت
خواهرى نيست مَرا لَختِه ببيند جِگرم

زَهر در آب نمود و آب را زَهرَم كرد
روزه بودَم من و اِفطار به دِل زَد شَررَم

مى كِشَم سينه و دِل را به زَمين ميخَندد
فَرقى انگار ندارد كه چه آيد بِسَرَم

آب آوَرد زَنى ، يادِ هِلال اُفتادم
كَربَلا آن به آن ميگُذَرَد از نَظَرَم

خاكِ اين حُجره كُجا و تَهِ گودال كُجا
به تَنَم نِيزِه نَخُورده است وجُدانيست سَرَم

پِدَرَم بود ، مَرا بِينِ عَبا مى پيچيد*
گرچِه پاشيده زِهم نيست تَنَم دورو بَرَم*


#سعید_خرازى

@raziolhossein
01:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
450×643, 143.1 KB
یاجوادالائمه ادرکنی

تا نفس هست در حجره مبندید به من
مرگ را با لب تشنه مپسندید به من

گریه بر بی کسی ام گر نشود دردی نیست
مادرم فاطمه اینجاست نخندید به من

#حیدر_توکلی

.
01:23
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

تا نفس هست در حجره مبندید به من
مرگ را با لب تشنه مپسندید به من

گریه بر بی کسی ام گر نشود دردی نیست
مادرم فاطمه اینجاست نخندید به من

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


ماییم در پناه تو یا حضرت جواد
محتاج یک نگاه تو یا حضرت جواد
هستیم عذر خواه تو یا حضرت جواد
قربان روی ماه تو یا حضرت جواد
ما زنده از عطای جوادالائمه ايم
يك عمر خاك پای جوادالائمه ایم

هر کس که خاک پای تو شد سرفراز شد
از منت عطای همه بی نیاز شد
حرزت در این زمانه ی غم چاره ساز شد
گفتیم یا جواد و در بسته باز شد
غیر از جواد واژه ای اندازه ی تو نیست
لطفی شبیه لطف پر اوازه ی تو نیست

بر این دل شکسته ام ای جان نگاه کن
ماییم و این زمانه ی بحران نگاه کن
بر حال روزگار پریشان نگاه کن
اقا به جان شاه خراسان نگاه کن
ای مرهم همیشگی خسته جانی ام
لطفی نداشت بی کرمت زندگانی ام

ای در شکوه نام تو درمان درد ها
سر میرسد کنار تو کتمان دردها
هرچند بر دلم زده باران دردها
درمان اگر تویی که به قربان دردها
اقا تمام زندگی ام زیر دین توست
در دل همیشه حرف تو و کاظمین توست

دست جواد خسته ی بخشش نمی شود
وقت عطا معطل خواهش نمی شود
اقام جز به نور ستایش نمی شود
مدحش به صد کتاب نگارش نمی شود
درمانده ایم و خنده ی مولا علاج ماست
این اشک شوق در شب دنیا سراج ماست

وقتی که غم به شانه سرازیر می شود
حتی جوان ز زندگی اش سیر می شود
در عنفوان زندگی اش پیر می شود
لبخند دشمنان به دلش تیر می شود
مثل پدر دلش به غریبی دچار شد
زهرا زا داغ عمر کمش داغدار شد

جان می دهد غریب ترین غریب ها
دف می زنند دور سرش نانجیب ها

افتاده بود و طاقت برخواستن نداشت
جز خاک و خون نشانه ی دیگر به تن نداشت

از بس که در غریبی خود دست و پا زده
تنها و خسته جان نفسش بند امده

می سوزد از عطش ولی ابش نمی دهند
هستند اهل خانه،جوابش نمی دهند

خون می چکد ز لعل لب اسمانی اش
گویا خنک شده جگر یار جانی اش

از خاک تا به بام تنش را کشیده اند
حالا کبوتران خدا سر رسیده اند

بی احترام شد بدن حجت خدا
اما سرش نشانه نشد روی نیزه ها

هرچند تا سه روز تنش افتاب خورد
از نعل تازه کی بدنش خاک و اب خورد؟

هرچند خاک و خون ز لبانش جدا نشد
دیگر به خیزران لب او اشنا نشد

#حسن_کردی

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت

آتش گرفته خانه ی دل ، آه مادر
می سوزم از زهر هلاهل ، آه مادر

عمر مرا چون تو به برگ گل نوشتند
با دست خونین مقاتل ، آه مادر

دلهای سنگ دشمنان هم سوخت بر من
من دشمنی دارم به منزل ، آه مادر

بازا که سر بگذارد این دریای غربت
با گریه بر دامان ساحل ، آه مادر

لب تشنه هستم ، قتلگاهم کربلا شد
قاتل نشسته در مقابل ، آه مادر

مشکل ندارد، تشنه مردن ، لیک عطشان
در زیر خنجر هست مشکل آه مادر

مادر رضایت را خبر کن تا ببیند
آتش فتاد او را به حاصل آه مادر

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت


کسی خبر نشد از غربت نهانی من
نیامده به سرم بهر همزبانی من

فقط غریب مدینه غم مرا فهمد
که همسرم شده در خانه خصم جانی من

کجایی ای پدرم؟حال و روز من بینی
کمی تو گریه کنی بهر ناتوانی من

برای مادرم انقدر گریه کردم تا
غم جوانی اش امد سر جوانی من

بیا و خوب ببین کوچه ی بنی هاشم
به جلوه آمده در وقت قد کمانی من

بیا و در رخ من روی مادرت را بین
کبود گشته چو او روی ارغوانی من

میان هلهله ها گمشده نوای دلم
ز بسکه کف زنند وقت روضه خوانی من

هزار بال کبوتر نیابتا ز حسین
رسید تا که کند کار سایه بانی من

سلام بر بدن بی سر عزیز خدا
سلام بر تن عریان سیدالشهدا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت


سوخت از زهر هلاهل جگرم مادر جان!
تیره شد روز به پیش نظرم مادر جان!

من در این حجره ‏ى در بستۀ خود مى ‏پیچم
کس نداند که چه آمد به سرم مادر جان!

نکشد گر که مرا زهر جفا، خواهد کشت
خنده‏ ى همسرِ بیدادگرم مادر جان!

من جوادم که به یاد تو سخن مى‏ گویم
چون تو را از همه مشتاق ترم مادر جان!

همچو شمعى اثر زهر ستم آبم کرد
سوخت پروانه صفت بال و پرم مادر جان!

همسرم پشت در خانه به دست افشانى
من به یاد تو و مسمارِ درم مادر جان!

چون تو در فصل جوانى ز جهان سیر شدم
که زده داغ تو بر جان شررم مادر جان!

به لب خشک منِ غمزده آبى برسان
کز عطش سوخته پا تا به سرم مادر جان!

شعر (ژولیده) گواهى دهد از غربت من
دوست دارم که بیایى به برم مادر جان!


#مرحوم_ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت


عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار
همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید
به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف
دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین
همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد
بر نفسهای بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است
بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری
تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود
لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی...
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت


سر را زِ خاکِ حُجره اگر بَر نداشتی
تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

خواهر نداشتی كه اگر بود می‌شكست
وقتی كه بال می‌زدی و پَر نداشتی

از طوس آمدند بِگِریند در غمت
یاری به غیرِ چند كبوتر نداشتی

وقتی كه زهَر بر جگرَت چَنگ می‌كشید
جُز یاحسین ناله‌یِ دیگر نداشتی

ختمی گرفته‌اند برایَت كنیزکان
لبخند می‌زدند و تو باور نداشتی

تو تشنه كام و آب زمین ریخت قاتلت
چشمت به آب بود و از آن بَر نداشتی

كف می‌زدند دور و بَرَت تا كه جان دهی
كف میزدند و تاب به پیكر نداشتی

كف می‌زدند ولیكن به روی دست
دستِ زِ تن جُدایِ برادر نداشتی

شُكرِ خدا كه پیرهنی بود بر تنت
یا زیرِ نیزه‌ها تنِ بی سر نداشتی

شُكرِ خدا كه لحظه‌ی از هوش رفتنت
خواهر نداشتی ، غمِ معجر نداشتی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:23
#امام_جواد_شهادت

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود
اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده
با گریه هات هیچ مدارا نمی شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب
با آب گفتن تو کسی پا نمی شود

این قدر پیش چشم کنیزان به خود مَپیچ
با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود

گیسو مکش به خاک ؛دلی زیر و رو شود
در این اتاق عاطفه پیدا نمی شود

باور کنم به در نگرفته است صورتت؟
این جای تنگ و این قد و بالا...نمی شود!

با ضرب دست و پا زدنت طشت می زنند
جز هلهله جواب مهیا نمی شود

با غربتی که هست تو غارت نمی شوی
نیزه به جای جای تنت جا نمی شود

خوبیِ پشت بام همین است ای غریب
پای کسی به سینه تو وا نمی شود

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت


با داغ او شادي براي ما نـمــانــده
يك روز خوش باقي در اين دنيا نمانده

آنقدر گفته العطش در حجره اش كه
بر لب توانِ گــفتنِ "بابا" نمانده

حجره شده گودال و زهرا هم رسيده
پس لحظه ي جان دادنش تنها نمانده

از گونه هاي خاكي اش شد دستگيرم
تنـــها سرش بر دامن زهرا نمانده

آتش گرفته سينه اش از زهر امـــّا
شكر خدا بر سينه ، ردّ پا نمانده

سَمّ از درون با اينكه جسمش را دريده
ديگر دهان زخم هايش وا نمانده

مانده ست بي غسل و كفن بر بام خانه
امّا برهنه در دل صحرا نمانده

انداختند او را اگرچه بين كوچه
ديگر به زير سُمّ مركب ها نمانده

ردّ هزار و نهصد و پنجاه و يك زخم
بر قامت بالا بلندش جا نمانده


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت

نيش و كنايه هاست كه از يار مي خورم
از دست يار زهر شرر بار مي خورم

اصلا به جنگ و نيزه و لشكر نياز نيست
وقتي ميان خانه ز دلدار مي خورم

دارم ز همسري كه ز من جز صفا نديد
چوب كدام تندي رفتار مي خورم

شعله شود بلند از اين زخم بر جگر
تا آب از دو چشم گهر بار مي خورم

از اين صداي هلهله آزار مي كشم
با جان خسته غصه ي بسيار مي خورم

پهلو شكسته مادر كم سن و سال من
ديگر بيا كه حسرت ديدار مي خورم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت

یارب از کینه همسر جگرم می سوزد
من از این یار ستمگر جگرم می سوزد

دیده پراشک و لبم خشک و رخم برروی خاک
سینه ام گشته پر آذر جگرم می سوزد

همچو مرغی که پرش سوخته از اتش زهر
کنج حجره زده پرپر  جگرم می سوزد


بر روی خاک زمین پا نکشم پس چه کنم
که من تشنه لب آخر جگرم می سوزد

شرر زهر جفایش فراموشم شد
چون ز شادیش فزونتر جگرم می سوزد

به جوانی نه که از دوره طفلی به خدا
از غم وغصه دیگر جگرم می سوزد

خود جوانمرگ رضایم ولی در دم مرگ
به جوانمرگی مادر جگرم می سوزد

یاد آن کوچه و آن سیلی وآن روی کبود
یاد آن سینه و آن در جگرم می سوزد

یاد آن لحظه که گم کرد ره خانه خود
به پریشانی مادر جگرم می سوزد

مادرم نقش زمین گشت علی آه کشید
زشرار دل حیدر جگرم می سوزد

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت

تشنه ی آب و عاطفه هستی
از نگاهت فرات می ریزد
از صدایِ گرفته ات پیداست
عطش از ناله هات می ریزد

نفست بند آمده؛ ای وای
عاقبت زهر کار خود را کرد
عاقبت زهر، زهر خود را ریخت
جامه های عزا تنِ ما کرد

تشنگی سویِ چشمتان را بُرد
سینه ی پُر شراره ای داری
کاش طشت مدینه اینجا بود
جگر پاره پاره ای داری

چقدر چهره ات شکسته شده!
تا بهاری، چرا خزان باشی!؟
به تو اصلاً نمی خورد آقا
که امامِ جوان مان باشی!

گیسوانت چرا سپید شده؟
سن و سالی نداری آقاجان!
دردِ پهلو گرفته ای نکند !؟
که چنین بی قراری آقاجان؟

تک و تنها چه کار خواهی کرد؟
همسرت کاش بی قرارت بود!؟
چقدر خوب می شد آقاجان
لااقل زینبی کنارت بود

باز هم غیرت کبوترها !
سایه بانت شدند ای مظلوم
بال در بالِ هم، سه روز تمام
روضه خوانت شدند ای مظلوم

کاظمینِ تو هر چه باشد، باز
آفتابش به کربلا نرسد
آخر روضه ات کفن داری!
کارت آقا به بوریا نرسد

جای شکرش همیشه می ماند
حرفی از خیزران و سلسله نیست
شکر، در شهر کاظمین شما
خیره چشمی به نام حرمله نیست


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت


خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد
یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

از روی خاک حجره سر خاکی تو را
بر دارد و به گوشه دامن مکان دهد

می خواهی آب آب بگویی نمی شود
گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد
می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست
وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت

لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود

پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود

از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
حتي نفس نفس زدنش هم عذاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
فرياد استغاثه ی او بي جواب بود

يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد 
هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
آري دعاي خسته دلان مستجاب بود

غربت براي آل علي تازگي نداشت
در آن ديار كشتن مظلوم باب بود

اما فداي بي كفن دشت كربلا
آن کشته ای كه زخم تنش بي حساب بود

هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت
هم داغديده ی شرر آفتاب بود

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت

آتش زهر اگر شعله به پیکر میزد
شعله بر جان و دلش کینه همسر میزد

نوجوان بود ولی سیر شد از زندگیش
بسکه آذر به دلش یار ستمگر میزد

گله از دشمنی دشمن و بیگانه نداشت
ناله از کینه و بی مهری همسر میزد

همسرش پشت در حجره به دست افشانی
مادرش فاطمه بر سینه و بر سر میزد

طائر باغ رضا بود ولی کنج قفس
همچو مرغی که پرش سوخته پرپر میزد

همچو جدش طلب آب زدشمن میکرد
ناله واعطشا تا دم آخر میزد

تشنه لب بود ولی کی عوض آب روان
خصم بر پیکر او نیزه و خنجر میزد

کی دگر همچو حسین تشنه به زیر خنجر
دست و پا پیش دو چشم تر خواهر میزد


#عبدالحسین

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_شهادت


از شـرار زهــر کـیـنـه پـیـکــرم آتـش گــرفـت
از جـفـای همسـرم خـاکـستـرم آتـش گـرفـت

هـمــدم نــا آشنــایــم قــاتــل جـــانــم شـده
از جسـارت هـای او پـا تـا سـرم آتـش گـرفـت

بــا کـنیـزان خـنده بـر لـب دارد و کـف می زنـد
قلب من از خنده هـای همسرم آتـش گـرفـت

در مـیـان حجـره ام پــا می کـشم روی زمـیـن
از شــرار آه سیــنــه، بــسـتـرم آتـش گـرفـت

روضه ی شهـر مـدیـنـه ذکـر لـب هـایـم شـده
خـاطـرم از غـصّـه هـای مــادرم آتـش گـرفـت

یــاد آن روزی بـسـوزم کــه ابَــر مــرد حـنـیـن
بـا قـد خـم نــالـه می زد کـوثـرم آتـش گرفـت

آن قـدَر گـــریــه نــمــودم از غـم سـنـگـیـن او
ای خـدایـا پـلک چـشمـان تـرم آتـش گـرفـت

تـشـنـگـی تــاب و تــوانــم را رُبــوده ای خــدا!
می بـرم نــام حسین و حنجـرم آتـش گـرفـت

روز عـاشورا حسین می گـفـت در زیـر لـبـش
حـنـجـر خـشک عـلـیّ اصـغــرم آتـش گـرفـت


#محمد_فردوسی

@raziolhossein
01:28
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد
شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

دائم ز کار خلق گره باز می‌کند
دست گره‌گشای تو یا حضرت جواد

زیباترین دعای سماواتیان بود
مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

پیش از شب ولادتم ای آشنای دل
دل بود آشنای تو یا حضرت جواد

چون آیه‌های نور، پدر بوسه می‌زند
بر روی دلربای تو یا حضرت جواد

زوار پا نهند به بال ملایکه
در صحن باصفای تو یا حضرت جواد

پر می‌زند کبوتر دل‌ها ز هر طرف
پیوسته در هوای تو یا حضرت جواد

جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است
رخ بر در سرای تو یا حضرت جواد

تو کیستی؟ همیشه جواد الائمه‌ای
من کیستم؟ گدای تو یا حضرت جواد

باید هزار زادۀ اکثم به وقت بحث
صورت نهد به پای تو یا حضرت جواد

مامون در آتش حسدش آب می‌شود
چون بشنود صدای تو یا حضرت جواد

بخشی به قاتل پدرت حرز مادرت
ای جان ما فدای تو یا حضرت جواد

بگشای لب که لحظه به لحظه اجابت است
دلدادۀ دعای تو یا حضرت جواد

هرکس زده است دست توسل به دامنی
ما را بود ولای تو یا حضرت جواد

قبر مطهر تو در آغوش کاظمین
دل‌های ماست جای تو یا حضرت جواد

بالله قسم هر آنچه بگوییم نارسات
بر قامت رسای تو یا حضرت جواد

هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا
یک لحظه بی‌رضای تو یا حضرت جواد

این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم
از یار بی‌وفای تو یا حضرت جواد

با تو هر آنچه شد ستم و ظلم بی‌حساب
داند فقط خدای تو یا حضرت جواد

تو در میان حجره زدی ناله و گریست
قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

آتش گرفت حجرۀ دربسته چون دلت
از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

قلب تو پاره‌پاره شد و شهر کاظمین
گردید کربلای تو یا حضرت جواد

بالله قسم رواست که مرغان آسمان
گریند در عزای تو یا حضرت جواد

با آن همه وفا و محبت که داشت او
شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

«میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا
شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:30
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

جان دارد و زير آفتاب افتاده
لب تشنه شده به ياد آب افتاده

بغداد چو كوچه ی بنی هاشم شد
بر خاک گُل ابوتراب افتاده

@raziolhossein
ش
19:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


هر چه در حجره زدم داد به من آب نداد
لبم از زمزمه افتاد به من آب نداد

هر چه گفتم جگرم سوخت به من رحم نکرد
پاسخ این همه فریاد به من آب نداد

دست و پا بسکه زدم خسته و بي حال شدم
رفت هستم همه بر باد به من آب نداد

اب ابم جگر فاطمه را اتش زد
تا شود مادر من شاد به من آب نداد

پیش لب تشنه کسی آب نریزد به زمین
داد از این همه بیداد به من آب نداد

لب خشكيده من ديد وبه حالم خنديد
كف زنان در برم استاد به من اب نداد

گفتم آبم بدهی یا ندهی میمیرم
كربلايي شده بغداد به من آب نداد

نوحه آخر من واعطشا وای حسین
کردم از روضه او یاد به من آب نداد

خیره بر حنجر طفل و گله از حرمله داشت
نشود خانه اش آباد به من آب نداد

دید نامرد سر کوچک طفلم زعطش
بر روی شانه ام افتاد به من آب نداد

بی حیا آخر عمری به چه روزم انداخت
رو زدم بهر تو نوزاد به من آب نداد

ماندم اخر به چه رويي به حرم برگردم
كاش آبي به تو ميداد به من آب نداد

#عبدالحسین

@raziolhossein
19:13
#امام_جواد_مدح

به نام تو بهشتی می کنم حال جهنم را
خدا را شکر که آموختم من اسم اعظم را

بدون جلوه ات در کودکی ، باور نمی کردند
تکلم های در گهوارهٔ فرزند مریم را

نٙوٙد ساله برای طفل نُه ساله تواضع کرد
تو خٙم کردی برای دست بوسی قامت خٙم را

یکی از قاتلانت علم تو در خردسالی بود
که رسوا کردی آخر با سؤالی ابن اکثم را

حسن از حیث همسر با تو همدرد است اما او
چو زینب خواهری دارد که از دل می بٙرٙد غم را

اگر تشنه میان حجرهٔ دربسته افتادی
به یاد جد خود با اشک بنشان آتش سٙم را

**

شما رفتید و صدها سال لازم شد که بنویسند
برای هر جواب مسأله «الله أعلم» را

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
19:13
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

دلخسته و بی شکیب بودن سخت است
هم صحبت نانجیب بودن سخت است

هر مرد غریب مأمنش خانه اوست
در خانه خود غریب بودن سخت است

@raziolhossein
19:13
#امام_جواد_شهادت

غریب و بی کس و بی آشنایم ای مادر
به درد و غصه و غم مبتلایم ای مادر

رسیده لحظه آخر ولی کسی نبود
که سوی قبله کشد دست و پایم ای مادر

به کنج حجره زبس آب آب گفتم من
بیا ببین که گرفته صدایم ای مادر

نگویم اینکه بگرید به حال من یارم
بگو که کف نزند در عزایم ای مادر

اگر چه تشنه دهم جان به کنج حجره ولی
به یاد تشنه لب کربلایم ای مادر

تنم سه روز به بام و ولی کبوترها
کنند سایه به قد رسایم ای مادر


#عبدالحسین

@raziolhossein
19:13
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

در سینه دوباره ابتلا می آید
غم باز به اُردوی ولا می آید

دلهای شکسته کاظمینی شده است
اینجاست که بوی کربلا می آید

#محمود_ژوليده

@raziolhossein
19:13
#امام_جواد_شهادت


غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود
مرهم زخم دلت؛زخم زبانها نشود

جگرت سوخته از زهرو دلم می سوزد
جگر سوخته با خنده مداوا نشود

به لب تشنه ی تو همسر تو می خندید
طعنه می زد که دگر ابن رضا پا نشود

بازهم شکر که با نیزه نخوردی به زمین
خاطرت جمع سرِ راس تو دعوا نشود

هلهله بود به دور تو ولی حرمله نه
به روی سینه ی تو پای کسی وا نشود

دور ناموس تو را جمع حرامی نگرفت
دخترت در ملاعام تماشا نشود

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت


معبود من خدای من ای حیّ داورم
دیگر به لب رسیده نفس های آخرم

همچون رضا به حجره ی در بسته جان دهم
در شهر غربت از پدرم ارث می برم

پیچم چو شخص مار گزیده به خویشتن
آتش گرفته یکسره از پای تا سرم

در بسته، دل شکسته، بدن خسته از ملال
این غم کجا برم که مرا کشت همسرم

ای ام فضل می شنوی ناله ی مرا
یک جرعه آب چیست که ریزی به حنجرم

آنکَس که کشت باب مرا دخترش تویی
نبود جز این ز نسل پدر کشته باورم

رویم بود به قبله و چشمم بود به در
ای کاش نازنین پسرم بود در برم

طاقت نمانده تا بزنم دست و پا دگر
بهتر که دست و پا نزنم نزد مادرم

هر چند سال ها پدرم خورد خونِ دل
یارب ببین من از پدرم خون جگر ترم

از سوز زهر و سوز عطش سوخت جان من
آبم نداد قاتل و شد آب پیکرم

«میثم» بگو به خلق که ساقیّ روزگار
یک عمر ریخت خون دلم را به ساغرم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت


آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی
مردِ غریبِ حُجره‌یِ دربسته کیستی

این حُجره هم به ناتوانی تو گریه می‌کند
پیری بر این جوانیِ تو گریه می‌کند

در خانه‌ی امام  چرا دست می‌زنند
با ناله‌ات مدام  چرا دست می‌زنند

ای یاکریم بال و پَرَت را زمین مزن
آه ای جوانِ خانه سرت را زمین مزن

اصلا صدای تو به صدایی نمی‌رسد
این آب آب آب به جایی نمی‌رسد

اُفتاده‌ای زِ دامن زهرا به رویِ خاک
کمتر بکش محاسن خود را به روی خاک

کِل می‌کشند گریه‌ی زهرا درآورند
کف می‌زنند دادِ رضا را درآورند

 تو هرچه می‌کنی  جگرت را چه می‌کنی
با حال و روزِ خود پسرت را چه می‌کنی

با خود چه داشت زهر ، تنت را کبود کرد
باور نمی کنم دهنت را کبود کرد

جانم حسن شبیه حسن روضه‌های توست
"نامرد بِینِ کوچه مزن" روضه‌های توست

اما به این صدای غریبانه خنده کرد
بر ناله‌ی تو کُلفَتِ این خانه خنده کرد

می‌کوبد آه پا به زمین پیش مادرت
می‌ریزد آب را به زمین پیش مادرت

رفتی به روی بام ولیکن هزار شُکر
گیرم سه روز و شام ولیکن هزار شُکر

گیرم به پشت بام ولی سایبان که هست
چندین کفن برای تو با دوستان که هست

گیرم سه روز و شب ولی آخر پسر رسید
اینبار هم پسر به کنار پدر رسید

شکر خدا عقیق تو را ساربان نبرد
رنگ لبان خشک تو را خیزران نبرد

آقا قسم که پیرهنت را نمی‌کِشند
با نیزه‌ای شکسته تنت را نمی‌کِشند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت

دوستان بر من و رنج و محنم گریه کنید
بهر مظلومی و تنها شدنم گریه کنید

نیست یک روز که من یاد مدینه نکنم
بر غریبیم که دور از وطنم گریه کنید

هر کجا روضه جانسوز حسین است و رباب
بر من و بهر عمویم حسنم گریه کنید

یاد آن لحظه که گفتم جگرم می‌سوزد
با همین زمزمه دل‌شکنم گریه کنید

بهر این روضه که مجبور شدم مثل حسین
تا که بر قاتل خود رو بزنم گریه کنید

جای آن عده که در پشت در حجره من
خنده کردند به پرپر زدنم گریه کنید

پسرم نیست که از خاک سرم بردارد
بر من و سوختن و ساختنم گریه کنید

بر روی بام تنم را به چه وضعی بردند
همره فاطمه پیش بدنم گریه کنید

در همان لحظه که افتاد تنم در کوچه
کاش بودید که بر زخم تنم گریه کنید

هر چه بود عاقبت کار کفن شد بدنم
همه بر جد بدون کفنم گریه کنید

#عبدالحسین

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت

به لطف خــدايِ جوادالائــمّه
گدايم ، گـــدايِ جوادالائــمّه

غريبم نخوانيد ياايّهاالنّاس
شدم آشنايِ جوادالائــمّه

رسيدم به آزادگي تا دلم شد
اسيــرِ ولايِ جوادالائـــمّه

ازآن صورت گندمين عطر گندم
گرفتــه هوايِ جوادالائـــمّه

رضايِ خُدايِ امامِ رضا را
بِـجُوْ در رضـايِ جوادالائـــمّه

اگر عاشقي هر نفس مثل سايه
برو در قفايِ جواد الائـــمّه

تو و جنّت و قصر و حور،آي زاهد
من و خـاك پــايِ جوادالائــمّه

مَلَـك در لباس كبوتر مي آيد
به ايوانْ طلايِ جوادالائـــمّه

نه تنها فلك،عرش هم تكيه داده
به گلدسته هايِ جوادالائــمّه

شميم دل انگيز مشهد مي آيد
ز صحن و سرايِ جوادالائـــمّه

در اين آخر ماه ذي القعده بايد
بسوزم برايِ جوادالائـــمّه

مرا بيمه ام مي كند تا مُحرّم
لباسِ عــزايِ جوادالائـــمّه

زني بود و ظلم و دَف و پايكوبي
عطش بود و نايِ جوادالائـــمه

در حجره را بسته اند، آه خانه
شده كــربلايِ جوادالائــــمّه

بريده بريده ، شكسته شكسته
مي آيد صدايِ جوادالائــــمّه

دم العطش شد دم وا حسينا
عوض شد نوايِ جوادالائـــمّه
.
شبيه حسين ، آه آبـــش ندادند
صدا زد ، بميرم جوابش ندادند

كنيزان شنـيدند آهش بلند است
جوابي به حــالِ خـرابش ندادند

اگر منع كردند از شُـرب آبش
ولي جا به بزم شرابـش ندادند

تنش را رها بر روي بام كردند
ولي تيغ و نيزه عذابش ندادند

دم آن همه كفـتر باوفـــا گرم
كه تحـويل بر آفتابش ندادند

تنش از سر بام در كوچه افتاد
ولي نعل ها پيچ و تابش ندادند

دگر سنگها بغض خود را نشانِ
گُلِ رويِ از خون خضابش ندادند

زماني كه تشيـيع شد،رهگذرهـا
عذابي به عاليـجنابش ندادند

ولي آه ، در گوديِ قتله گــاهي
غروبي ، غريبي پس از بي سپاهي

تنــش زير سُمّ ستوران رهــا شد
به بغض علي يكصد و ده هجا شد

همين كه سرش رفت روي سنان ها
نشستند در موج خون آسمان ها

در آمد ز عمق جگـر ، آه زنــها
كه در بين گودال مي گفـت تنها---
---زني قد خميده : بُنـيّ بُـنـيّ
گُل سر بُـريده : بُـنيّ بُـنيّ

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
19:14
#امام_جواد_شهادت

ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی
عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی

آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است
یابن الرضا !تو ضامن آهو نمی شوی ؟

جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند
آقای بندگان سیه رو نمی شوی

از کودکی به فکر تقاس مدینه ای
تو بی خیال قصه پهلو نمی شوی

باشد میان خون و رگت شور انتقام
راضی به گریه در غم بانو نمی شوی

سلطان سپرده دل به غضب های حیدریت
ارثیه رضاست به تو قلب مادریت

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:15
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

بد جور به اشک و ناله اش خنديدند
پرپر زد و دور بدنش رقصيدند

ای كاش كه يک ذره حيا ميكردند
بالای سرش رئوف را ميديدند

@raziolhossein
19:15
#امام_جواد_شهادت

از بس نفس نفس زده و آب آب کرد
لبها پر از ترک شد و دیگر جواب کرد

بر خاک می کشند تنش را کنیزها
تاریخ را روایت این صحنه آب کرد

دف می زنند دور سرش پر ز هلهله است
لبخندهای همسرش او را کباب کرد

او را کشان کشان به روی بام می برند
تیزی سنگ و خاک رخش را خضاب کرد

پرشد تمام پله ز خونابه ی سرش
از بس که سجده بر سر عالیجناب کرد

حتما کبوتر از حرم توس بوده که
خود را سپر به پیکره ی آفتاب کرد

نه آفتاب طاقت بوسیدنش نداشت
آن بوسه ای که بر لب ارباب باب کرد

شکر خدا سرش نه به تاراج می رود
نه تیر و نیزه ای بدنش را خضاب کرد
☆☆☆☆
گیرم سر حسین به تاراج می برید
دشمن چه کار با سر طفل رباب کرد

گیرم غنیمت است سر شیرخواره هم
باید به معجر سر طفلی حساب کرد؟


#احمد_شاکری

@raziolhossein
19:15
#امام_جواد_شهادت


از دیده ام گرفت نگاه تو خواب را
انداخت دوری ات به دلم اضطراب را

خون مرا به عالم و آدم حلال کرد
عشقت حرام کرد اگر خورد و خواب را

جز سر به آستان تو دادن، بزرگی ات
از ما گرفت فرصت هر انتخاب را

ما را محبت تو به اینجا کشانده است
کاری نداشتیم گناه و ثواب را

از راه دور در طلب لطف آمدیم...
در می‌زنیم خانه عالیجناب را

آورده هر که قطره اشکی به محضرت
برده ست با خود ادعیه مستجاب را

حتی به پادشاهی عالم نمی‌دهیم
یک تار موی طایفه بوتراب را...

وقتی که حب آل علی نیست هر نفس
بت خانه ای بساز و بسوزان کتاب را

ای مهربان محض بیا با تبسمی
بردار از تمام جهنم عذاب را

لب تشنه بین حجره هر آیینه دیده ای
آن صورت شکسته در خون خضاب را...

بودند دیو دد همه سیراب و بشکند
دستی که ریخت روبروی تشنه آب را

بر بام خانه جسم تو و روی نیزه ها
خورشید سوخت صورت طفل رباب را

بس کن رباب...گریه عباس را ببین
بس کن رقیه قصه بزم شراب را...

در کوفه رسم بود که در پیش باغبان
از گل درآورند به چکمه گلاب را...

#مهدی_امامی

@raziolhossein
19:15
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

در حجره ميان روضه ها مي سوزى
با غصه ى ظهر كربلا مى سوزى

شمع تنت آب مى شود هر لحظه
با ذكر رضا رضا رضا مى سوزى

#رضا_محمدی

@raziolhossein
19:15
#امام_جواد_شهادت


به دیوار قفس بشکسته ام بال و پر خود را
زدم تنهای تنها ناله های آخر خود را

درون شعله همچون شمع سوزان آتشی دارم
که آبم کرده و آتش زدم پا تا سر خود را

قفس را در گشوده، صید را آزاد بگذارید
که در کنج قفس نگذاشت جز مشتی پر خود را

کنیزان لحظه ای آرام، شاید بشنوم یکدم
صدای نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

لبم خشکیده یارم گشته قاتل حجره در بسته
مگر با قطره اشکی تر نمایم حنجر خود را

بزن کف، پایکوبی کن، بیفشان دست، امّ الفضل
که کشتی در جوانی شوهر بی یاور خود را

بیا و این دم آخر به من ده قطرۀ آبی
که خوردم سال ها خون دل غم پرور خود را

چه گوئی ای ستمگر در جواب مادرم زهرا
اگر پرسد چرا لب تشنه کشتی شوهر خود را

اجل بالای سر، من در پی دیدار فرزندم
گهی بگشوده ام گه بسته ام چشم تر خود را

به یاد شعله های نالۀ ابن الرّضا (میثم)
سزد آتش زنی هم نخل، هم برگ و بر خود را

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:16
#امام_جواد_شهادت


هم جوادي و هم جوان هستي
پير جمع پيمبران هستي

هم شكوه زمين خاكي ما
هم ستون هاي آسمان هستي

اشهد و ان صاحب كرمي
اشهد و ان مهربان هستي

خالق جمله ي پر از جود
بيشتر پيش ما بمان هستي

پدرت شهره بر رئوفي شد
شك ندارم تو هم همان هستي

خون زهرا به رگ رگت جاري ست
دائمأ فكر ديگران هستي

تشنه هستي ولي يقين دارم
شاكي از دست خيزران هستي

پيكرت روي بام بود اما
هر چه باشد شما جوان هستي

من فداي پر كبوترها
كه ز خورشيد در امان هستي

بام خانه كجا و آن گودال
دور از چشم ساربان هستی

#محسن_صرامی

@raziolhossein
19:16
#امام_جواد_مناجات
#دوبیتی

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست
پایان هرچه خواستم از او "نداد" نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح
جایی به باصفائی باب المراد نیست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:16
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


خون شد از غم، دل خدا جویم
درد بسیار و نیست دارویم
می‌فشانم سرشک و می‌گویم
یا جواد الائمّه! ادركنی

سینه‌ای پُرشرار دارم من
دل و جانی فكار دارم من
از جهان با تو كار دارم من
یا جواد الائمّه! ادركنی

روزگارم ز غم، تباه شده
قلبم از معصیت، سیاه شده
راه من منتهی به چاه شده
یا جواد الائمّه! ادركنی

خسته و دل‌شكسته و زارم
گره افتاده است در كارم
جز به كویت كجا پناه آرم؟
یا جواد الائمّه! ادركنی

ای همه خلق، بنده‌ی راهت!
من ندانم به جز یداللّهت
باز هم آمدم به درگاهت
یا جواد الائمّه! ادركنی

ای كه روح عبادتی ما را!
عذرخواه قیامتی ما را
جان زهرا! عنایتی ما را
یا جواد الائمّه! ادركنی

تشنه‌ام، تشنه؛ بر من آب بده
گنهم را ببر، ثواب بده
به گدای درت جواب بده
یا جواد الائمّه! ادركنی

ای مسیحا نفس! حیاتم بخش
خائفم از گنه، براتم بخش
زین پریشان‌دلی، نجاتم بخش
یا جواد الائمّه! ادركنی

یاد كوی تو می‌كنم امشب
گفتوگوی تو می‌كنم امشب
رو به سوی تو می‌كنم امشب
یا جواد الائمّه! ادركنی

حسرت قبر توست بر دل ما
دوری كربلاست مشكل ما
زین دو، رنج و غم است حاصل ما
یا جواد الائمّه! ادركنی

عزّت عالمین می‌خواهم
سفر كاظمین می‌خواهم
طوف قبر حسین می‌خواهم
یا جواد الائمّه! ادركنی

من كه چون شمع برفروخته‌ام
از غم غربت تو سوخته‌ام
چشم بر رحمت تو دوخته‌ام
یا جواد الائمّه! ادركنی

همسرت كرد نامراد، تو را
ساخت مسموم از عناد، تو را
ای كه خوانده پدر، جواد، تو را!
یا جواد الائمّه! ادركنی

من «مؤیّد»، اسیر دام توام
مترنّم به ذكر نام توام
گر قبولم كنی، غلام توام
یا جواد الائمّه! ادركنی

#سيد_رضا_مؤيد
@raziolhossein
19:16
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت

ذکر لب های خسته ام این است:
یا جواد الائمه ادرکنی
چِقَدَر این کلام شیرین است:
یا جواد الائمه ادرکنی

تا حرم پای دل مرا آوَرد
کاظمینت چقدر زیبا بود
در حرم ذکر ما فقط این است:
یا جواد الائمه ادرکنی

مادری بغض کرده بود اما
تا نگاهش به گنبدت افتاد
زیرلب گفت ذکر تسکین است:
یا جواد الائمه ادرکنی

چِقَدَر کم ارادتیم، ببخش
با تو دنبال جنتیم، ببخش
زائرت را بهشت تضمین است
یا جواد الائمه ادرکنی

قصد روضه نداشتم اما
تا کمی چشم بسته ام، دیدم
روضه هایت چقدر سنگین است
یا جواد الائمه ادرکنی

خانه ات قتلگاه شد آخر
دور جسمت کنیزها... ای وای
بسکه این ام فضل بی دین است
یا جواد الائمه ادرکنی

ما که یک عمر داغدار تو ایم
تا زمانی که منتقم برسد
ختم ذکر غروب آدینه است:
یا جواد الائمه ادرکنی

#محمدرضا_نادعلیان

@raziolhossein
19:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1263, 139.9 KB
نگران محرم و صفریم
یا جواد الائمه ادرکنی

@raziolhossein
19:17
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

هرچند كه زخم جگرش خوب نشد
صد شكر لبش شكسته از چوب نشد

هر چند به روی بام افتاد ولی
مانند حسين تنش لگد كوب نشد

@raziolhossein
19:19
#امام_جواد_شهادت


میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت

درست مثل فدک پاره پاره شد جگرش
شبیه مادر خود حال رو به راه نداشت

میان حجره کسی وقت احتضار نبود
چرا که فاطمه هم طاقت نگاه نداشت

بگو به آب که پاکی همیشه دعوی اوست
به تشنه ای نرسیدن مگر گناه نداشت

سپاه حرمله در پشت در به صف بودند
حسین بود و عطش ، یک نفر سپاه نداشت

نبود نیزه به دیوار تکیه زد یعنی
پناه عالمیان بود و خود پناه نداشت

برای کشتن او زهر بی اثر می ماند
میان سینه اگر داغ قتلگاه نداشت

برای غربت او چشم هیچ کس نگریست !!
کبوتر حرمش اشک ذوالجناح نداشت


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
19:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1126×749, 163.4 KB
#امام_جواد_شهادت

ای ولی نعمت ایران پسرت را کشتند
تسلیت شاه خراسان پسرت را کشتند

هر چه گفتا جگرم سوخت ندادند آبش
عاقبت با لب عطشان پسرت را کشتند

.
31 July 2019
ش
16:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


بیا یکدم تماشا کن ببین حال پریشانم
بود ذکر لبم هر دم بیا بابا رضا جانم

بیا دامن کشان و بر سر دامن سرم بگذار
که باشد یکسره بابا به درب حجره چشمانم

زسوز زهر می غلتم ازاین پهلو به آن پهلو
به مانند غریب کربلا بنگر که عطشانم

اگر در حجره ی در بسته ماندم من ولی بابا
خیالت جمع در زیر سم مرکب نمی مانم

بخود پیچیده ام اما تنم را برنگرداندند
دراین ساعات آخرهم به یاد جسم عریانم

کنیزان کف زدندو من به یاد شام افتادم
دراین حجره به غیر از روضه ی عمه نمی خوانم

زنان شام دور عمه ی ما هلهله کردند
به یاد عمه ام در کوچه و بازار گریانم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
16:23
#امام_جواد_شهادت


تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید
هر دم هزار نوبت، جانم ز تن برآید

بس کوه غصه بردم، بس خون دل که خوردم
پیوسته از لبم جان جای سخن برآید...

از بی‌وفایی یار، این بود قسمت من
من گریه‌کن بمیرم، او خنده‌زن برآید

دیگر نمانده هیچم تا کی به خود بپیچم
ای مرگ همتی کن تا جان ز تن برآید

امروز بین حجره، فردا کنار کوچه
فریاد غربت من از این بدن برآید

نیکوست زهر دشمن در راه دوست کز من
هم ساختن به آتش، هم سوختن برآید

از بس‌که رفتم از تاب، از بس‌که گشته‌ام آب
فریاد آه آهم از پیرهن برآید

جا دارد از غم من هنگام دفن این تن
خون در لحد بجوشد اشک از کفن برآید

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
ش
17:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


سوخت در حجره ی در بسته همه بنیادم
کس در این حجره نباشد برسد بر دادم

نفسی نیست مرا بس که به خود پیچیدم
پا به سر آتش و خاموش بود فریادم

جگرم سوخت ولی یاد مدینه هستم
آن در سوخته پیوسته دهد بر بادم

یادم از خد تریب آمده و از گودال
تا به حجره رخ خود روی زمین بنهادم

خنده ها پشت در حجره دلم سوزاندند
یاد غارت شدن اهل حرم افتادم

همه با خنده سوی غارت طفلی رفتند
گوش خونی شده هرگز نرود از یادم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
17:35
#امام_جواد_شهادت


از دل حجرۀ تاریک که بسته است درش
می‌رسد ناله‌ای و دل شده خون از اثرش

چیست؟این نالۀ سوزنده و از سینۀ کیست؟
صاحب ناله مگر سوخته پا تا به سرش

این فروغ دل زهراست که خون‌ست دلش
این جگر گوشۀ موساست که سوزد جگرش

این جواد است که از تشنگی و سوزش زهر
جان سوزان بود و نالۀ جانسوز ترش

خانه‌اش قتلگه و همسر او قاتل اوست
بارالها تو گواهی که چه آمد به سرش

همسر مرد برایش پر و بال است ولی
همسر سنگدل او بشکسته است پرش

آتش زهر چنان کرده به جانش تأثیر
که کند هر نفس سوخته‌اش تشنه ترش

شهر بغداد بود شاهد مظلوم دگر
پسری را که دهد جان ز ستم چون پدرش

کاش می‌بود غریب الغربا در آنجا
تا زمانی نگرد غربت تنها پسرش

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
1 August 2019
ش
00:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


جان می دهد غریب ترین غریب ها
دف می زنند دور سرش نانجیب ها

افتاده بود و طاقت برخواستن نداشت
جز خاک و خون نشانه ی دیگر به تن نداشت

از بس که در غریبی خود دست و پا زده
تنها و خسته جان نفسش بند امده

می سوزد از عطش ولی ابش نمی دهند
هستند اهل خانه،جوابش نمی دهند

خون می چکد ز لعل لب اسمانی اش
گویا خنک شده جگر یار جانی اش

از خاک تا به بام تنش را کشیده اند
حالا کبوتران خدا سر رسیده اند

بی احترام شد بدن حجت خدا
اما سرش نشانه نشد روی نیزه ها

هرچند تا سه روز تنش افتاب خورد
از نعل تازه کی بدنش خاک و اب خورد؟

هرچند خاک و خون ز لبانش جدا نشد
دیگر به خیزران لب او اشنا نشد

#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
00:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


افتاده بود تشنه لب و آه می کشید
فریاد بی کسیش به جائی نمی رسید

او رحمت رحیم جواد الائمه بود...
می داد از کرامت خود بر همه امید

هرکس که رفت محضر او دیده می شود
در سایه ی عنایت او درد ناپدید

من درک کرده ام خودم این نکته را که هست
نام جواد بر همه ی قفلها کلید

دریای جود و عاطفه و ناجی غریب
قبله... مراد... شهره به مِهر است و من مرید

وقتی جواد قافیه شد با مراد ما
ما را برای خویش مریدانه آفرید

برشانه داشت بارغم غربتی قدیم
روی لبش ترانه ی یاحی و یاشهید

مجموعه ای ز مقتل اولاد فاطمه است
پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید

باید به پای روضه ی این سرور صبور
سر را شکست ... گریبان ز غم درید

کف می زدند با نفس آتشین او
چندین کنیز پست زنا زاده ی پلید

شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام
آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید

سر را گذاشت گوشه ی حجره به روی خاک
گریان به سمت قبله غریبانه پا کشید

نه دیده ی ملائکه نه دیده ی فلک
از این غریب تر به خدا محتضر ندید

#مجتبی_روشن_روان

@raziolhossein
00:51
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

ما در غم و محنت تو گفتیم...حسین
با گریه به غربت تو گفتیم...حسین

وقتی که شنیدیم تو هم... تشنه لبی..
در اوج مصیبت تو گفتیم ...حسین

***

با یاد شما به شور و شینم...هر شب
دلتنگ حریم کاظمینم...هر شب

در فکر غریبی تو هستم...هر روز
گریه کن روضه ی حسینم...هر شب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
00:54
#امام_جواد_شهادت


بی مهری اش کاشانه را دلگیر کرده
غم را میان سینه ام تکثیر کرده

غربت میان شهر، جای خود بماند
غربت در این خانه دلم را پیر کرده

خیلی برای قتل من زحمت کشیده
خیلی برای کشتنم تدبیر کرده

با تیغ... نه... اما به من زهری که داده
کار هزاران ضربه ی شمشیر کرده

مثل امام مجتبی چیزی نگفتم
پاره جگر این زهر را تفسیر کرده

سر روی پای خواهری باشد چه خوب است
خواهر ندارم تا بگویم دیر کرده

من آبرودارم دراین خانه نرقصید
این سوت و کِل خیلی مرا تحقیر کرده

فریاد من شد العطش، با خنده هایش
فریاد من را سخت بی تأثیر کرده

حرف از عطش شد یاد جدم می کنم باز
داغش دل و جان مرا تسخیر کرده

بستند، تنها آب را بر روی جدم
آبی که گرگ تشنه را هم سیر کرده

یاد وداع عمه ام از قتلگاهش
این لحظه ها فکر مرا درگیر کرده

زینب مدینه خواب هجران دیده و شمر
در کربلا این خواب را تعبیر کرده

عمه برادر را اگر نشناخت حق داشت
وقتی که هر عضو تنش تغییر کرده

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
ش
03:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
برای دریافت سبکهای شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام از کانال نوحه رضیع الحسین استفاده نمائید

🔽🔽🔽

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
ش
14:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

زدست خاتم پیغمبران نگین افتاد
که جسم پاک تو از بام بر زمین افتاد

از این غمت دل من رفت کربلا، دیدم
بلتد مرتبه شاهی زصدر زین افتاد


@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
14:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


از جفاى همسر بى مهر فرياد اى پدر!
كز دل و جانم برآورده است فرياد اى پدر!

در جوانى گوهر عمر مرا از من گرفت
تا كه مأمون دختر خود را به من داد اى پدر!

آن چه با من كرد ام الفضل دون كى مى كند
همسرى با همسرش اين گونه بى داد اى پدر؟!

يك طرف زهر جفا و يك طرف سوز عطش
غنچه ى نشكفته ات را داد بر باد اى پدر!

بيشتر از زهر كين از تشنه كامى سوختم
سوختم چون صيدى اندر دام صياد اى پدر!

بس كه فرياد از عطش كردم كه تاثيرى نداشت
شد درون سينه ام خاموش فرياد اى پدر!

آخر آمد بر سرِ من محنتى كه بارها
چهره ام بوسيدى و كردى از آن ياد اى پدر!

روز مرگم شد بيا بر غربت من گريه كن
چون كه گفتى ذكر خوابم شام ميلاد اى پدر!

در خراسان من به ديدارت شتابان آمدم
نك بيا از بهر ديدارم به بغداد اى پدر!

گر نمى آيى مرا بر سر من آيم در برت
مرغ روحم چون شود از بند آزادى اى پدر!

در جوار تو «مؤيد» از پى عرض سلام
قاصد دل را به كوى من فرستاد اى پدر

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
ش
20:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


حُجره‌ی سوخته‌اش کاش دری دیگر داشت
این جوان کاش به بالایِ سرش خواهر داشت

چه شده چند کنیز از پسِ در میخندند
یک‌نفر این طرف و چند نفر میخندند

خنده کردند بگویند تقلا کافی است
ناله‌ی واحسن و وای حُسینا کافی است

طَشت  دَف شُد که نفهمند کسی می‌سوزد
بِینِ این حجره‌ی بسته نفسی می‌سوزد

طَشت را پیشِ لبانش بگذارند ای کاش
کاسه آبی به دهانش بگذارند ای کاش

ظرف از آب پُر اما به زمین می‌کوبند
می‌زند داد ولی پا به زمین می‌کوبند

خنده‌ی بد دهنی میرسد از هلهله ها
ناسزاهای زنی می‌رسد از هلهله ها

خواست بالی بزند غم پَرِ او را سوزاند
خواست آهی بکِشد حَنجر او را سوزاند

گفت آبی و نشد تا که بگوید جگرم
زهر وقتی نفَسِ آخرِ او را سوزاند

می‌کشد پا به زمین تا که بفهمند همه
جگرِ شعله ورش پیکرِ او را سوزاند

خواهری حیف ندارد که به دادش برسد
عوَضَش بی کَسی اش مادرِ او را سوزاند

 تا بگِریند برایش دو سه همسایه که هست
 رویِ این بام تنش مانده ولی سایه که هست

روی این بام تنش مانده ولی عریان نه...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
20:24
#امام_جواد_شهادت
#دوبیتی

مظلوم ٺر از جواد بغداد نداشٺ
آن مظهر داد، ٺاب بیداد نداشٺ

مےخواسٺ ڪہ فریاد ڪند تشنہ لبم
از سوز عطش طاقٺ فریاد نداشٺ

@raziolhossein
2 August 2019
ش
03:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

شرار زهر جفا تا به پیکرش افتاد
دوباره خنده به لبهای همسرش افتاد

به ام فضل بگو کف مزن مکن شادی
که در شماره نفسهای آخرش افتاد

نهاد سر به روی خاک و دست و پا میزد
چه آتشی به دل درد پروش افتاد

به خاک حجره خودش را کشید با زحمت
رسید پشت در و یاد مادرش افتاد

به یاد مادر پهلو شکسته ای ،که به در ....
...چنان زدند لگد پیش شوهرش افتاد

هنوز نقش زمین بود پشت در زهرا
که درب سوخته ناگاه بر سرش افتاد
....
به جای واعطشا واحسین بر لب داشت
که یاد تشنگی جد اطهرش افتاد

به پیش دیده او ظرف آب را تا ریخت
به یاد آن عموی آب آورش افتاد

به یاد مشک پر آب و هجوم تیر عدو
به یاد ضرب عمودی که بر سرش افتاد

شباهتش به حسین غریب کامل شد
ز بام پیکر پاک و مطهرش افتاد

چه خوب شد که خواهر نداشت مثل حسین
که روی خاک ببیند برادرش افتاد

برادری ته گودال بر زمین افتاد
سنان که خورد به پهلوش ، خواهرش افتاد

به قتلگه تنش افتاد بر زمین یکبار
هزار مرتبه از روی نی سرش افتاد

چرا ز نیزه نیفتد سر پدر وقتی
که از بلندی آن ناقه دخترش افتاد

.
#عبدالحسین

@raziolhossein
ش
03:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

بايد از روضه گفت سربسته
روضه باز است و حجره در بسته
به كدامين گناه در قتل اش
ام رذل اينچنين كمر بسته

سرش افتاده است بر شانه
دست و پا ميزند غريبانه
سوخت از داغ اين امام غريب
جگر آشنا و بيگانه

وسط هلهله دل اش غم داشت
روضه اش بوئي از محرم داشت
ياد جد غريب خود افتاد
روضه ي او برادري كم داشت

دل آن بي حيا نشد آرام
بدنش را كشيد تا سر بام
دوسه روزي پس از شهادت هم
شد رها روي بام جسم امام

قلم اينجا كمي سخن دارد
حضرت اش سايه بر بدن دارد
تن اش عريان نشد خدا را شكر
روضه خوان گفت پيرهن دارد

مثله شد اين بدن نشد هرگز
شده بي پيرهن نشد هرگز
ده سواره تن اش نكوبيدند
پس جسارت به تن نشد هرگز

جگرش پاره شد ولي سر داشت
تا نفس داشت سر به پيكر داشت
سارباني نبود اطراف اش
دست و انگشت سالم آخر داشت

جد او را ولي چه بد كشتند
فقط از كينه و حسد كشتند
ظالمی با دوازده ضربه
عده اي مست بي خرد كشتند


#محسن_صرامی

@raziolhossein
ش
05:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد
#دوبیتی

حرم می رفت دنبال مرادش
دعا می خواند در حد سوادش

پدر هر وقت عرض حاجتی داشت
مشرف می شد از باب الجوادش


#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
ش
05:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
11:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


حُجره‌ی سوخته‌اش کاش دری دیگر داشت
این جوان کاش به بالایِ سرش خواهر داشت

چه شده چند کنیز از پسِ در میخندند
یک‌نفر این طرف و چند نفر میخندند

خنده کردند بر این زخم دوایی نرسد
خنده کردند صدایش به صدایی نرسد

طَشت  دَف شُد که نفهمند کسی می‌سوزد
بِینِ این حجره‌ی بسته نفسی می‌سوزد

طَشت را پیشِ لبانش بگذارند ای کاش
کاسه آبی به دهانش بگذارند ای کاش

ظرف از آب پُر اما به زمین می‌کوبند
می‌زند داد ولی پا به زمین می‌کوبند

خنده‌ی بد دهنی میرسد از هلهله ها
ناسزاهای زنی می‌رسد از هلهله ها

خواست بالی بزند غم پَرِ او را سوزاند
خواست آهی بکِشد حَنجر او را سوزاند

گفت آبی و نشد تا که بگوید جگرم
زهر وقتی نفَسِ آخرِ او را سوزاند

می‌کشد پا به زمین تا که بفهمند همه
جگرِ شعله ورش پیکرِ او را سوزاند

خواهری حیف ندارد که به دادش برسد
عوَض‌اش بی کَسی‌اش مادرِ او را سوزاند

 تا بگِریند برایش دو سه همسایه که هست
 رویِ این بام تنش مانده ولی سایه که هست

روی این بام تنش مانده ولی عریان نه...

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#دوبیتی

تقوا به هراس از گنه داشتن است
چون منتظران، دیده به ره داشتن است

در دوره‌ی آخرالزّمان، دین‌داری
آتش به کف دست نگه داشتن است

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
3 August 2019
ش
02:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


بدان ردای خلافت فقط سزای علی‌ست
که جایگاه پیمبر فقط برای علی‌ست
.
که حرف های علی جملگی صدای خداست
که حرف های خدا نیز با صدای علی‌ست
.
خوشم که بین من و او شباهتی‌ست بزرگ
خوشم به این که خدایم همان خدای علی‌ست
.
نیاز نیست به اثبات اقتدار خدا
همین بس است برایم که مقتدای علی‌ست
.
‌قسم به جان علی آیه های قرآن را
اگر درست بخوانیم ماجرای علی‌ست
.
مگر نه اینکه "یدالله‌ فوق ایدیهم" ؟
مگر نه اینکه یدالله دست های علی‌ست؟
.
به کفر می‌کشد آیا سوال ساده‌ی من؟؟
"خدا" برای چه هم نام و هم هجای "علی"ست؟
.
قسم به صاحب عرش عظیم ! عرش عظیم،
بعید نیست بفهمیم بوریای علی‌ست
.
به نخ نمایی پیراهنش نگاه نکن
ستون اصلی عالم نخ عبای علی‌ست
.
صفای خانه‌ی پروردگار را بنگر
که ابتدای‌ علی بود و انتهای علی‌ست
.
پس از ولادت او سر به آسمان سایید
زمین از اینکه زمانی‌ست زیر پای علی‌ست
.
هوایی کس و ناکس نمی‌شوم هرگز
مرا هوای کسی نیست تا هوای علی‌ست
.
بگو به آنکه فراری‌ست سمت کوه از جنگ
میان معرکه جای تو نیست! جای علی‌ست
.
بگو سوار جمل را فرار بیهوده‌ست!
که در قفای شتر اسب تیزپا‌ی علی‌ست
.
خروج کرده از اسلام هرکسی گفته‌ست:
مگر ملاک مسلمان شدن ولای علی‌ست؟؟!
.
قسم به غربت طولانی اش دل شیعه
هنوز هم که هنوز است آشنای علی‌ست
.
هنوز یک نفر از خاندان مولا هست
کسی که شادی زهراست(س) ، دلگشای علی‌ست
.
همان که یوسف گمگشته‌ی زمانه‌ی ماست
همان عزیز که پشت سرش دعای علی‌ست
.
#علیرضانورعلیپور


@raziolhossein
ش
13:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

در باغ بهشت،زمزمه جاری شد
لبخند به لبهای همه جاری شد

ذکر صلوات در زمین راه افتاد
تا عقد علی و فاطمه جاری شد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


تبریک وصالشان ز دادار رسید
از سفره ی شان به خلق بسیار رسید

بر عالمیان ملک علی می باشد
امروز ملیکه اش به دربار رسید

حق فاطمه هست و مرتضی حق دار است
ای شکر خدا که حق به حق دار رسید

دلدار علی نداشت دلدار آمد
غمخوار علی نداشت غمخوار رسید

در شام زفاف خود چه انفاقی کرد
با رخت عروسی به گرفتار رسید

صد حیف که این وصل دوامش کم بود
صد حیف خلافت به جفاکار رسید

از گوشه ی چشم شعر خون می ریزد
ای وای که قافیه به مسمار رسید

#محمد_حسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_حضرت_زهرا_و_امیرالمومنین


امشب شب ساغر زدن با ساقی کوثر شده
امشب عروس آسمان خاک در حیدر شده
امشب علی محو رخ صدیقه اطهر شده
امشب به بیت فاطمه غلمان ثنا گستر شده
امشب شب آمرزش خلق از سوی داور شده
زیرا امیر المومنین داماد پیغمبر شده
جن و بشر و حور و ملک گویند امشب با علی
دامادیت ، دامادیت ، بادا مبارک یا علی

مهر و مه اینجا اختری ، گردون هلالی میکند
یا آسمان با اختران بذل لئالی می کند
دل در سرای فاطمه سیر خیالی میکند
طوطی جان در بزم او شیرین مقالی می کند
روح الامین مداحی مولی الموالی میکند
حور و ملک را با دمش حالی به حالی میکند
ریزد چو باران از سما آیات رحمت بر زمین
در مجلس دامادی مولا امیر المومنین

جبریل نازل از سما گردیده بر فخر بشر
آورده پیغام از خدا کی بهترین پیغامبر
ما از ازل این عقد را بستیم در لوح قدر
تو در زمین این خطبه را انشاد کن بار دگر
گیتی ز انجم پر شد با وصل این شمس و قمر
او مادر است و این بود بر یازده مولا پدر
این وصل ، وصل کوثر و ساقی کوثر میشود
این عقد ، عقد حیدر و زهرای اطهر میشود

وصل دو دریا حاصلش دولولوی مرجان شود
کز هر دو تا شام ابد روشن چراغ جان شود
بر پای آن در راه این جان جهان قربان شود
او دین ز صلحش زنده و این کشته قرآن شود
مرجان حسن کز حسن او جان مشعل تابان شود
لولو حسین است و از او دل شعله سوزان شود
مرجان که دیده آنچنان لولو که دیده اینچنین
آدم گدای کوی او عالم فدای روی این

ای فاطمه بنت اسد ناموس حی ذوالمنن
امشب عروس خویش را بنگر کنار بوالحسن
بر روی حیدر خنده کن بر دست زهرا بوسه زن
بنشین و بنشانش ببر مانند جان خویشتن
گردیده در بیت الولاماه رخش پرتو فکن
گوش خدا یعنی علی تا بشنود از او سخن
تهلیل گو ، تقدیس کن تسبیح خوان دل باخته
در سر به شوق فاطمه شوری دگر انداخته

امشب خدیجه در جنان لبخند دیگر می زند
روحش بشوق دیدن داماد خود پر می زند
در خانه شیر خدا با مصطفی سر می زند
گه بوسه بر دست علی ساقی کوثر می زند
گه خنده بر ماه رخ زهرای اطهر می زند
گاهی تبسم بر گل روی پیمبر می زند
ارواح پاک انبیا دور سرای فاطمه
خوانند از بهر علی مدح و ثنای فاطمه

آدم ستاده بر در بیت امیر المومنین
خواند ثنای فاطمه با نوح شیخ المرسلین
خنجر بکف دارد خلیل ان شاهد شور آفرین
تا از ذبیحش شر برد در مقدم آن نازنین
استاده موسی روی پا افتاده عیسی بر زمین
داود مداحی کند با نغمه های دل نشین
یوسف به حسن دلربا خدمتگذاری می کند
یعقوب با ذکر علی شب زنده داری می کند

می خواست تا آید عروس آن شب به بیت شوهرش
پر شد ز افواج ملک هم ایمنش هم ایسرش
جبریل از پیشش رود و میکال از پشت سرش
پا در رکاب ناقه و جا در دل پیغمبرش
رضوان شده جاروب کش با زلف خود در معبرش
سبحانه سبحانه خالی است جای مادرش
حیدر به شوق مقدمش دل بیقراری می کند
استاده در پشت در و لحظه شماری می کند

بگرفت دست مرتضی تا پرده از رخسار او
نقش تبسم شد عیان از لعل گوهر بار او
یار دو عالم را ببین گردیده زهرا یار او
غم خوار عالم را نگر شد فاطمه غم خوار او
افکنده چشمی جانب بیت و در و دیوار او
یاد آمد از حرق در و از قصه ایثار او
گردید دور مرتضی آهسته گفتا با علی
من آمدم تا جان خود سازم فدایت یا علی

در حجله بنهادند پا آن دخت عم این ابن عم
آن روح از سر تا بپا این جان از سر تا قدم
آن وحی را خیر تاکلام این بیت را صاحب حرم
بنهاد دست هر دو را ختم رسل در دست هم
گفتا بزهرا کاین علی شوی تو باشد دخترم
گر او شود از تو رضا راضیست حی ذوالکرم
پس با علی گفتا علی انسیه الحور است این
سر خدا ، روح نبی ناموس تو زهراست این

امشب امانت میدهم من بر تو جان خویش را
بگذاشتم در دست تو روح و روان خویش را
روح و روان خویش ر ا تاب و توان خویش را
پاینده میبینم د راو ، نام و نشان خویش را
در دامن او یافتم من دودمان خویش را
چون جان نگهدای علی ، جان جهان خویش را
هرکس بیازارد و را خسته دل زار مرا
آنکس که آزارد مرا آزرده دادار مرا

ای بوده پیش از پیشتر ناموس داور فاطمه
ای مدحت از سوی خدا تطهیر و کوثر فاطمه
ای دست بوست مصطفی ای کفو حیدر فاطمه
ای زینب کبری تو را پاکیزه دختر فاطمه
ای بر حسین بن علی آزاده مادر فاطمه
ای یازده فرزند تو بر خلق رهبر فاطمه
در شام قدر وصل تو روشن دل عالم شده
مدح تو ذکر علی شیرینی "میثم " شده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

تا گل به نسیم راه در می‌آید
از خاک بوی گیاه در می‌آید

امشب به ستاره‌ها بگو که لبخند زنید
خورشید به عقد ماه در می‌آید

_____

بر هر چه به غیر عشق می‌تاخت علی
با خوب و بد زمانه می‌ساخت علی

از غم خبری نداشت تا وقتی که
بر فاطمه‌اش نظر می‌انداخت علی

#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می کند
امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می کند
یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می کند
با چشم دل در صورت او سیر معنا می کند
امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان
خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوش دل زمین؛ خرم زمان

در دست اسرافیل بین، صورش شده ساز و دُهُل
با نور، دعوت نامه بفرستاده هادیّ سُبُل
امضا، ز ختم المرسلین؛ گیرندگان، خیل رُسل
هر کس که آید همرهش نی دسته گل؛ یک باغ گل
در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا
ای غصّه و ای غم برو؛ ای شوق و ای شادی بیا

از بهر این ساعت زمان لحظه شماری کرده است
وز بهر این وصلت زمین نابردباری کرده است
چشم فلک شب تا سحر اختر شماری کرده است
ایوب دهر از شوق امشب، بی قراری کرده است
دست خدا ، وجه خدا را خواستگاری کرده است
امشب علی ،آن عدل کل بر عقل کل داماد شد
شاگرد ممتاز نَبی، داماد بر استاد شد

خوان کرم مخلوق را دعوت به مهمانی کند
صد نعمت از رحمت خدا بر خلق ارزانی کند
وز طور موسی آمده تا آن که در بانی کند
آید خلیل، آرد ذبیحِ خود که قربانی کند
یوسف گرفته مِجمر و اسپند گردانی کند
کرّوبیان در هلهله، قدوسیان در همهمه
عیسی به دنبال علی، مریم کنار فاطمه

امشب به ملک اهل دل مولی الموالی، والی است
بر سینه غم دست رد، شب موسم خوشحالی است
شام سیه بختی شد و روز همایون فالی است
کوثر، کنار ساقی کوثر علیّ عالی است
زهرا به خانه بخت شد، جای خدیجه خالی است
امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کرد
آن دل گر از غم مرده بود، از خنده ی خود زنده کرد

میخانه باز و هر کسی جام مکیّف می زند
ناهید، پا می کوبد و تندر به کف دف می زند
رنگین کمان چون مشتری خود را در این صف می زند
لبخند وصل امشب چه خوش کوثر به مصحف می زند
آری نه تنها خاکیان ، هر آسمان کف می زند
منشین غمین امشب دلا، شادی دل کن بر ملا
خیز و مِس خود کن طلا، آیینه ات را ده جلا

عقد علی و فاطمه در آسمان ها بسته شد
در آسمان ها بسته شد در کهکشان ها بسته شد
زین نرگس و سوسن دگر چشم و زبان ها بسته شد
راه یقین ها باز شد، پای گمان ها بسته شد
بازاریانِ حُسن را ، دیگر دکان ها بسته شد
خورشید و ماه و آسمان، آیینه گردانی کنند
چون در زمین خورشید و ماهی نورافشانی کنند

بزمی که حق آراسته الحق تماشایی بُوَد
جبریل مأمورست و فکر مجلس آرایی بود
میکال از عرش آمده گرم پذیرایی بود
چشم کواکب خیره گر از چرخ مینایی بود
درشهر یثرب لاجرم، خوش گِرد هم آیی بُوَد
خیل مَلک از عرش، سوی فرش فرش آورده اند
بهر جلوس انبیا پَرهای خود گسترده اند

امشب ز شادی هر وجودی خویش را گم کند
گردون تماشای زمین با چشم اَنجُم می کند
دریای لطف سرمدی، بی حد تلاطم می کند
اهل زمین را آسمان غرق تَنَعُّم می کند
هر غنچه بهر وا شدن چون گل تبسم می کند
امشب که گاه شادی بی حدّ و بی اندازه شد
با دست جانان دفتر عشق علی، شیرازه شد

امشب صدف، بر گوهری، یک بحر گوهر می دهد
یک گوهر اما از دو عالم پر بهاتر می دهد
صرّاف کل، دردانه ای بر دُرج حیدر می دهد
خود دست دختر را پدر بر دست شوهر می دهد؟
نی نِی ، فلک خورشید را بر ماه انور می دهد؟
تبریک گو بر مصطفی، جبریل از دادار شد
زهرا امانت باشد و حیدر امانت دار شد

امشب علی در خانه خود شمع محفل می برد
کشتی عصمت، نا خدا را سوی ساحل می برد
مشکل گشای عالمی، حل مسائل می برد
انسان کامل را ببین، با خود مکمل می برد
هم آن به این دل می دهد؛ هم این از آن دل می برد
با نغمه ی جادویی اش، داوود مداحی کند
با خامه مانی کِی توان این نقش طراحی کند؟

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان
خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان
شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان
لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان
شیعه مبارک باد گو، بر یازده فرزندشان
ای شیعه، دست افشان شو و تبریک بر دل ها بگو
بر پای خیز و تهنیت بر مهدی زهرا بگو

ای ساقی کوثر کنار خود بهشتی رو ببین
قامت قیامت را نگر طوبا ببین مینو ببین
زین پس هلال خویش را در آن خَم ابرو ببین
هم روز را در چهره او، هم شب در آن گیسو ببین
هم لاله زار رو ببین ، هم نافه بارِ مو ببین
هر چند ماهِ رُخ عیان امشب به تو آسان کند
روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند


#علی_انسانی

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

شاد است دل ولية الله و ولی
پیوند مبارکی‌ست، زهرا و علی

بالای سر عروس نه در دل حق
قند آب شد آن زمان که فرمود: بلی


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
13:49
#امیرالمومنین_مدح


گرچه مـقـامِ رَفْعَت او را كسي نداشت
هنگام خشم، رأفت او را كسي نداشت

شمشير خويش را به عدو داد وقت جنگ
پس شك نكن،مروّت او را كسي نداشت

وقت ركوع بود كه فهــميد آن فقــــير
يك خَرْدَل از سخاوت او را كسي نداشت

بُت هاي كعبه بر قدمش سجده كرده اند
يعني شكوه و هيبت او را كسي نداشت

از قامت رشيد پسرهاي او بِـفَـــهم
"قدْ قامتِ" قيامتِ او را كسي نداشت

هرشب هزار ركعت او تا به عرش رفت
يك لحظه از عبادت او را كسي نداشت

با اينكه شاه بود و جهان زيرِ سُلطه اش
آزاديِ رَعـيّـــتِ او را كسي نداشت

بر كفش وصله دار خودش وصله زد علي
در بُرهه اي كه ثروت او را كسي نداشت

انشاء كرده خطبه ي بي نقطه،بي الف
اقرار كن ، فصاحت او را كسي نداشت

محضِ دعـــايِ فاطمه نورش طلوع كرد
روزي كه درك عصمت او را كسي نداشت

ناموس كردگار، بلي گفت اگر به او
چون غيرِ او لياقت او را كسي نداشت

محراب كوفه ، بهر علي قتــله گاه شد
چون طاقتِ عدالت او را كسي نداشت

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

با اذن پدر جان جهان گفت: بلی!
بخشیده نبی ولای خود را به ولی

پیوند زمین و آسمان است! همه
تبریک بگویید به زهر و علی

#محمد_فرخ_طلب

@raziolhossein
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


صدای به هم خوردن بال و پر بود
گمانم که جبریل آن دور و بر بود

نگاهش به در بود مهمان بیاید
صدای در آمد ، علی پشت در بود

علی بود امّا نه مثل همیشه
که رخسارش از شبنم شرم تر بود

گُل افتاد بر گونه ی حیدر امّا
مگر خواستگاری از او خوبتر بود؟!

علی خواست لب وا کند،لب فروبست
نگفت و محمّد خودش با خبر بود

فداها ابوها ، نگاهش به زهراست
به نوری که در خانه اش جلوه گر بود

به زهرا که قالو بلی خواند و خندید
به زهرا که شاد از قضا و قدر بود

علی رفت و زهرا جهیزیّه می خواست
علی مردِ میدان و جنگ و خطر بود

زره داشت ، شمشیر و اسب و دگر هیچ
که داراییِ او همین مختصر بود

زره شد جهیزیّه ی عشق اما
از آن روز زهرا برایش سپر بود

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1
13:49
#ازدواج_حضرت_علی_و_حضرت_زهرا


درود!طلعت خورشید روزگار علی
سلام مادر آب و سلام یار علی

کسی که گفته نیاید بهار با یک گل
خبر نداشته اصلاً ز نو بهار علی

کلید جنت و فردوس زیر لفظی بود
برای عقد تو از سمت کردگار علی

عروس خانه ی حیدر مبارکت باشد…
شروع زندگی مشترک کنار علی

سپر فروخت برای عروسی ات مولا
خبر شدند دو عالم ز شاهکار علی

طبق طبق سبد یاس جبرئیل آورد
به افتخار شما و به افتخار علی

دخیل بخت ببند ای ملیکه با چشمت
به چشم های سراسر امیدوار علی

قسم به (واقعه)،(کوثر)پسند کرده (نباء)
و جای باطن (قدر) است در جوار علی

سه بار جلوه گری کن ز صبح تاخود شب
سه بار دیدن این جلوه هاست کار علی

بدون اذن تو دستی به قبضه زد نه نزد
که هست فاطمه مِن بعد ذوالفقار علی

رضایت است سکوت اختیار کردی تو!
که انتخاب گذاری به اختیار علی

خدا کند نظر تنگ چشمتان نزند…
خدا کند نرود طاقت و قرار علی

#علیرضا_وفایی_خیال

@raziolhossein
13:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1242, 139.3 KB
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا

خورشید شدی که ماه کامل برسد
باید که دلت به صاحب دل برسد

بانوی علی شدی! همین کافی بود
تا رخت عروسی ات به سائل برسد!

.
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

خورشید شدی که ماه کامل برسد
باید که دلت به صاحب دل برسد

بانوی علی شدی! همین کافی بود
تا رخت عروسی ات به سائل برسد!

@raziolhossein
13:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1139×1280, 253.8 KB
شراب عشق نوش مرتضی شد
که زهرا یاس پوش مرتضی شد

علی را دید همتایی ندارد
خدا خود ساقدوش مرتضی شد

حسن لطفی
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

شراب عشق نوش مرتضی شد
که زهرا یاس پوش مرتضی شد

علی را دید همتایی ندارد
خدا خود ساقدوش مرتضی شد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
13:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×1010, 180.5 KB
علی و جلوه‌ی پروردگاری
ندارد هیچ غیر از ذوالفقاری

به کوریِ فلانی و فلانی
خدا می‌رفت با او خواستگاری
(حسن لطفی)
.
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

علی و جلوه‌ی پروردگاری
ندارد هیچ غیر از ذوالفقاری

به کوریِ فلانی و فلانی
خدا می‌رفت با او خواستگاری

#حسن_لطفی

@raziolhossein
13:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1200×1280, 125.4 KB
علی در رزم و آتش با خدا بود
شُکوهِ معجزاتش با خدا بود

مگو چیزی ندارد که عروسیش...
تماماً سور و ساتَش با خدا بود
(حسن لطفی)

#سالروز_ازدواج_حضرت_زهرا_و_مولا_علی
.
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

علی در رزم و آتش با خدا بود
شُکوهِ معجزاتش با خدا بود

مگو چیزی ندارد که عروسیش...
تماماً سور و ساتَش با خدا بود

#حسن_لطفی

@raziolhossein
13:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1041×1280, 90.7 KB
۶ ذی الحجه؛
سالروز ازدواج آسمانی
عـ﷽ـلی💞فـا﷽ـطمه
بر همگان مبارک

لباس یاس بر تن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند, زهرا بلی گفت
غلط گفتم بلی نه،یا علی گفت

.
13:49
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا

لباس یاس بر تن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند, زهرا بلی گفت
غلط گفتم بلی نه،یا علی گفت

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


درود!طلعت خورشید روزگار علی
سلام مادر آب و سلام یار علی

کسی که گفته نیاید بهار با یک گل
خبر نداشته اصلاً ز نو بهار علی

کلید جنت و فردوس زیر لفظی بود
برای عقد تو از سمت کردگار علی

عروس خانه ی حیدر مبارکت باشد…
شروع زندگی مشترک کنار علی

سپر فروخت برای عروسی ات مولا
خبر شدند دو عالم ز شاهکار علی

طبق طبق سبد یاس جبرئیل آورد
به افتخار شما و به افتخار علی

دخیل بخت ببند ای ملیکه با چشمت
به چشم های سراسر امیدوار علی

قسم به (واقعه)،(کوثر)پسند کرده (نباء)
و جای باطن (قدر) است در جوار علی

سه بار جلوه گری کن ز صبح تاخود شب
سه بار دیدن این جلوه هاست کار علی

بدون اذن تو دستی به قبضه زد نه نزد
که هست فاطمه مِن بعد ذوالفقار علی

رضایت است سکوت اختیار کردی تو!
که انتخاب گذاری به اختیار علی

خدا کند نظر تنگ چشمتان نزند…
خدا کند نرود طاقت و قرار علی


#علیرضا_وفایی_خیال

@raziolhossein
20:10
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی


از عرش فرشته ها اگر می آیند
به جشن دل پیامبر می آیند

زهراست عروس و شاه داماد علی
این دو چقدر به یکدگر می آیند

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
ش
20:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


ماه هر شب تا سحر محو تماشای علی‌ست
تازه در این خانه زهرا ماه شب‌های علی‌ست

چشم دنیا روشن از ماه جمال مرتضاست
چشم زهرا روشن از روی دلارای علی‌ست

با شگفتی‌های دنیای علی بیگانه‌ایم
این‌که دنیا پیش او هیچ است دنیای علی‌ست

بارها با اشک خود زخم علی را بسته است
گرمی این دست‌ها تنها مداوای علی‌ست

روز وانفساست محشر، شیعیان لاتحزنوا
این که محشر خاک پای اوست زهرای علی‌ست

یا "علی" امضا کند یا "فاطمه" فرقی که نیست
آخرش امضای زهرا عین امضای علی‌ست

#عباس_شاه_زیدی

@raziolhossein
20:33
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

از بحر ِخطر موجِ نجاتی بفرست
مرغِ دل خود را عتباتی بفرست

تا صحن مدینه و نجف پر بگشا
بر حيدر و زهرا صلواتی بفرست

#مجتبی_دسترنج

@raziolhossein
20:39
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


ابرهای رحمت حق درّ و گوهر ریختند
نقد هستی را به خاک پای حیدر ریختند

شب نشینان فلک از چشم گوهر بار خویش
بهر فیض خاکیان از شوق گوهر ریختند

در چنین شب آرزومندان ز شور اشتیاق
صد هزاران دل به پابوسی دلبر ریختند

ساقیان بزم عشق و شور و مستی از شعف
عاشقان را شهد شیدائی به ساغر ریختند

در شب تزویج زهرا با علی از آسمـــان
قدسیان گل بر سر زهرا و حیدر ریختند

تا که چشم مهر و مه افتاد بر انوارشان
بر نثار راه آنان نقره و زر ریختند

در فلک خیل ملائک بال بر هم می زدند
پیش پای شمع دل پروانه سان پر ریختند

در بهشت آرزو از یمن این پیوند نور
حوریان گل در کنار حوض کوثر ریختند

از درخت سبز طوبی بر محبّان علی
برگه آزادی از غوغای محشـر ریختند

ای «وفائی» ماه و خورشید فلک از آسمان
در قدوم مهر و ماه عشق اختر ریختند

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
ش
20:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی


شکفتنِ گلِ لبخندتان مبارک‌باد
زمانِ وصل به دلبندتان مبارک‌باد

عروس: فاطمه؛ داماد: ساقی کوثر
ندا رسید که پیوندتان مبارک‌باد

#عادل_حسین_قربان

@raziolhossein
4 August 2019
ش
01:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

زهرا که شبیه یاس نوخواسته شد
تا گفت بلی... غم علی کاسته شد

در مجلس عقدشان ملائک گفتند:
"گل بود به سبزه نیز آراسته شد"

#حامد_عسگری

@raziolhossein
ش
03:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا



علی از فاطمه قبل از تولد خواستگاری کرد
پیمبر عقدشان را ظاهرا امروز جاری کرد

علی در قبضه ی زهرا، علی با جذبه ی زهرا؛
جوابش را به تصمیم خودش در اصل آری کرد

علی از خانه راه افتاد و زهرا در پسِ خانه؛
به رسم نوعروسانش نشست و بیقراری کرد

خود تصویر آمد سمت چشم آینه اما؛
نگاهش در دل آیینه هم آیینه داری کرد

به عقد خود درآورد انسیه، زهرا و حورا را
تمام خانه اش را اینچنین آیینه کاری کرد

خیالش داشت راحت می شد از گمراهی مردم
همینکه عقد را خواندند شیطان گریه زاری کرد

قدم برداشت زهرا با علی این سو و ازآن سو؛
بدون زین،اثاث خانه اش دُلْدُل سواری کرد

علی اصل نبوت را و زهرا هم ولایت را
علی خود را و زهرا خویش را اینگونه یاری کرد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
03:57
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی


با اذن پدر جان جهان گفت: بلی!
بخشیده نبی ولای خود را به ولی

پیوند زمین و آسمان است! همه
تبریک بگویید به زهرا و علی!


#محمد_فرخ_طلب_فومنی

@raziolhossein
03:58
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


خدا برای علی آستین که بالا زد
ز اوج عرش در خانه ء نبی را زد

بدون واسطه ناز کنیز خویش کشید
تمام کون و مکان را به نام زهرا زد

برای اینکه بخندد عروس؛روی حریر
هرآنچه خواست نوشتند و مهر و امضازد

نوشت حیدر و زهرا همیشه مال همند
کنار صفحه ء این روز را خودش تا زد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
03:59
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


شروع نامه‌ام نامی کریم است
که بسم‌الله الرحمن الرحیم است

به آن نامی کزان عالم برافروخت
بشر اسماء حُسنی را بیاموخت...

به آن نامی که بر ما روح بخشید
ز نورش زُهره زهرا درخشید

چه زهرایی؟ که معنی‌بخش اسماست
همانا اسم اعظم، اسم زهراست

خدا گر مدح او نازل نمی‌کرد
کتاب خویش را کامل نمی‌کرد

به نام کوثرِ قرآن ستودش
که لفظی بهتر از کوثر، نبودش

حساب نام یازهرا به ابجد
برآید یا علی و یا محمد

که زهرا ز آن‌دو هست و آن‌دو، زهرا
جدایی نیست آری مهر و مه را

کسی‌که کُفوِ آن نور جلی بود
علی بود و علی بود و علی بود

خوش آن روزی که با اذن خداوند
به دلخواه پیمبر یافت پیوند

جهان رحمت و علم و کرامت
به دنیای جمال و عشق و عصمت

رسیدش در شب جشن عروسی
عروس آسمان، بر خاکبوسی

به سائل داد چون پیراهنش را
به حکم «لن تنالو البر حتی...»

اگرچه خانهٔ زهرا گِلین بود
حریم افتخار مسلمین بود

محبت، پایهٔ کاشانه او
شرف، خشت بنای خانه او

جهاز بانوی دنیا و عقبا
بُد از پشم و سفال و لیف خرما

سفالین کوزه‌ای و مشکی از پوست
اساس چشم‌گیر خانهٔ اوست!

سپهر، آیینه‌دار هستی‌اش بود
رهین آسیای دستی‌اش بود

حصیری گرچه فرشِ زیر پا داشت
به روی سر، همه نور خدا داشت

شُکوه آسمان‌ها صیت او بود
گواه «فی بیوتٍ» بیت او بود

سلام هر شب و صبحِ پیمبر
شُکوه خانه‌اش کردی فزون‌تر

سلام، ای وحی منزل در کلامت
که حق از کودکی گفته سلامت

به وحدت داده هر مویت شهادت
ورم کرده‌ست پایت از عبادت

زیارت‌گاه انجُم، خاک پایت
زیارت‌نامهٔ حوران، ثنایت

تویی یاسین تویی طاهای قرآن
تویی رمز اشارت‌های قرآن

زنان را با عمل، ارشاد کردی
جهاد المرأه را فریاد کردی...

خدا را بنده‌ای یک‌دانه بودی
پدر را دل‌خوشی در خانه بودی

دو تن بودید او را پشتوانه
تو در خانه، علی بیرون ز خانه

رسالت را گلستانی، بهاری
امامت را نگهبانی، قراری

خروش بی‌امان مسجدی تو
رسول خطبه‌خوان مسجدی تو

چو تو از دین طرفداری که کرده‌ست؟
امام خویش را یاری که کرده‌ست؟

خروشت حامی جان علی شد
کلامت تیغ بُرّان علی شد

الا، ای راز رحمت در دو دنیا
تویی مشکل‌گشای هر دو دنیا

نخستین زن که در جنت در آید
تو هستی، کز قیامت محشر آید

چو در صحرای محشر پا گذاری
شفاعت را چو خورشیدی بر آری

ملائک صف به صف در چار سویت
علی و مصطفی در پیش رویت

مهار ناقه‌ات در دست جبریل
خلایق محو این اکرام و تجلیل

به حیرت، کاین هیاهو چیست، یارب؟
کسی کاین‌سان در آید، کیست یارب؟

که از درگاه عزت در چپ و راست
ندا آید که این زهراست! زهراست!

در آن‌جا شیعیانت می‌درخشند
نه تنها دوستانت را ببخشند،

که می‌بخشد خدای مهربانت
گناه دوستانِ دوستانت

در آن روزی که عالم بی‌قرارند
رسولان نیـز امید از تو دارند

در آن غوغا که بهر کس، مَفَر نیست
ز بیم جان، پدر فکر پسر نیست

زهر سو بانگ وانفسا بلند است،
ز ما فریاد یازهرا بلند است

تو دستِ دست‌گیری چون برآری
«مؤید» را مبادا واگذاری!

#سيدرضا_مؤيد

@raziolhossein
04:01
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

از واژه اگر ریسه ببندید کم است
از شوق دو چشم آسمان غرقِ نم است

شاباش دهید و دائما گل ریزید
دست علی و فاطمه در دست هم است

#ن_قادری

@raziolhossein
5 August 2019
ش
21:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 55.8 KB
21:14
#امام_باقر_مناجات
#دوبیتی

ای سائل مهر تو نجوم ادرکنی
ای قاتل تو هشام شوم ادرکنی

قبرت به بقیع ، قبله ی حاجات است
یا حضرت باقر العلوم ادرکنی

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
21:14
#امام_باقر_شهادت


ای پنجمین امام که معصوم هفتمی
از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»

بر درد جهل خلق، ز عالم طبیب‌تر
نامت غریب و قبر، ز نامت غریب‌تر

وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش
باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش

آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت
دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت

گلدسته‌ای نداشت حرم، مرقدی نبود
صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود


این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟
غم‌های عهد کودکی از یاد کی رود

آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود
یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود

از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه
اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه

تو دیده‌ای چه‌ها به اسارت به عمه شد
در شهر شوم شام، جسارت به عمه شد

تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای
بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته‌ای

تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای
بر روی خار، همره طفلان دویده‌ای

دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را
داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را


#علی_انسانی

@raziolhossein
21:14
#امام_باقر_شهادت

نینوا را سوزاند
ناله‌ام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند

به عبا پیچیدم
میکشم آه ، همین آه عبا را سوزاند

بازهم سوخت لبم
کفِ آبی ، عطشم کربُبلا را سوزاند

کربلا گفتم باز
جگرم را نَفَسم را ، سر و پا را سوزاند

شد غروب و گودال
دیدم آتش همه‌جا را ، همه‌جا را سوزاند

خیمه‌ای اُفتاد و
بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند

مشعلی روشن شد
دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند

شعله تا بالا رفت
گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند

وای از نامحرم
حرمله باز دلِ عمه‌ی ما را سوزاند...

نینوا را سوزاند


#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:14
#امام_باقر_شهادت

در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام
بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام

از غروب روز عاشورای سال شصت و یک
بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام

حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا
عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام

در منا آب گوارا دست زائر ها دهید
حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام

زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!
من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام

شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام
بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام

خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست
مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام

کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام
یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام

آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام
آن قدر در پای خود خار مغیلان دیده ام

چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است
آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام

خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت
خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام

یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من
عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام

با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ
عمۀ هم بازی ام را کنج ویران دیده ام


#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
21:14
#امام_باقر_شهادت

هر جا کلاس درس شما برگزار شد
با شور و شوق روح الامین رهسپار شد

هر حرف غیر حرف شما فانی است، شکر
حرف شماست بین کتب ماندگار شد

یا باقرالعلوم، فقط با کلام توست
افکار پوچ مرجئه* بی اعتبار شد

ای قیمتی ترین گهر دین بگو چرا
سهمت مزار خاکی از این روزگار شد؟

آن زین زهر خورده چه ها کرده با شما
آثار مرگ در بدنت آشکار شد

آقا شنیده ایم که ازدست زهر زود
جسمت ورم کرده دلت داغدار شد

جسمت ورم که کرد دلت رفت کربلا
آن خاطرات له شده رویت هوار شد

بر تن سری نبود ولی جدتان حسین
ده اسب تازه نعل به سمتش قطار شد

از دستباف فاطمه بر پیکر حسین
پودی نماند و پیرهنش تار تار شد

تقصیر شمر بود که سر روی نیزه رفت
زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
21:14
#امام_باقر_شهادت

روزی که بادهای مخالف امان نداد
هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد

خورشید بود و سایه‌ی شوم غبارها
خورشید بود همسفر نیزه دارها

دیدی به روی نیزه سر آفتاب را
دیدی گلوی پرپر طفل رباب را

دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود
تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود

در موج خیز شیون و ناله دویده ای
تا شام پا به پای سه ساله دویده ای

گل زخمهای سلسله یادت نمی رود
هرگز غروب قافله یادت نمی رود

هم ناله با صحیفه‌ی ماتم گریستی
یک عمر پا به پای محرم گریستی

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
21:14
#امام_باقر_شهادت

بسكه تصويري از اندوه به هر مرحـله داشت
خوشيِ كودكي از خاطر او فاصله داشت

بــه حسـابي كه پـسر آيــنه دار پـدر است
او هم از كوفه و از شـام، فراوان گِـله داشت

صنــم سلسله مويي كه دل ما با اوست
سالها دور گــلويش اثـر از سلسله داشت

چون ولي بود بَـلا ديد ، ولي سنگين تر
پاي او بيشتر از عمّه ي خود، آبلـه داشت

بعد پنجاه و سه سال از غمِ جانسوز عطش
جگر سوخته ، با آب خُنــك مسئله داشت

دل او محفل يك روضـه ي زهـــرايي بود
اُنـس با فاطمه ي سوخــته ي قافله داشت

كينه از شمر به دل داشت ولي بيش از آن
نفرت از خولي و بُغضي به دل از حرمله داشت

شام ديده ست كه در بـزم شرابِ اُمَــوي
نطق كوبنده ي او حالت يك زلزله داشت

لب به نفرين نگشود اين نوه ي شاه كرم
بسكه در صبر همانند حسن حوصله داشت

آه برعكس همه ، موقعِ طفليش ، اين مَـــرد
خاطرات بدي از سـاز و كف و هلهله داشت

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

منکه داغ بی حساب رو دلمه
غصه و درد و بلا حاصلمه
منو کشت زهر جفا گرچه ولی
خاطرات کودکی قاتلمه

دیگه حالا لحظه رفتنمه
دیگه وقت درد دل گفتنمه
یادگاری دارم از کرببلا
جای کعبه نی هنوز رو تنمه

از غریب و آشنا جفا دیدم
توی زندگی فقط بلا دیدم
هنوزم جلو چشامه به خدا
کی می دونه کربلا چها دیدم

من حال مضطر جدمو دیدم
لحظه ی آخر جدمو دیدم
رنگ آسمون همینکه تیره شد
روی نیزه سر جدمو‌ دیدم

من دیدم که اسبا نعل تازه شد
کینه ی دشمنا بی اندازه شد
تن جدمو دیدم به زیر پا
که چجوری تشییع جنازه شد

صبر آل طاها رو محک زدن
همگی به زخم ما نمک زدن
بعد از اون که کشته شد عموی ما
به خدا خیلی مارو کتک زدن

تو‌ دلم یه دنیا درده بی حساب
چقدر فاطمه رو دادن عذاب
مارو بازار که کشوندن بمونه
مارو بردن وسط بزم شراب

من دیدم آینه سلاله رو
من دیدم خرون باغ لاله رو
گوشه ی خرابه بین شهر شام
من دیدم جون دادن سه ساله رو


#عبدالزهرا

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت


کودکی باغی از ریاحین است
آسمانش ستاره آذین است

کودکی فصل خوب خاطره هاست
و پر از روزهای شیرین است

روزهایی شبیه یک رویا
مملو از خوابهای رنگین است

ولی انگار خاطرات شما
راوی زخم‌های دیرین است

توی تصویر چار سالگی ات
کودکی بغض کرده غمگین است

با سوالی که ذبح شش ماهه
راه و رسم کدام آیین است؟

یا سوالی شبیه اینکه چرا
عمه پیشانی‌اش پر از چین است

چه بگویم خودت که می‌دانی
روضه‌ی قتلگاه سنگین است

دستهایی که می‌رود بالا
دستهایی که رو به پایین است


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

ذكره لبامه يا امام بـاقر
رمزه دعامه يا امام بـاقر
تا وقتي با توأم يقينم اينه
خُدا باهامه يا امام بـاقر
—-------------------------
جُـز كرمت چيزي تو خاطرم نيست
جـز تو كسي پــناهِ "آخِــرم"نيست
چه سرّيه شــب شهــادته تـــو
توي بقـــيع يه دونه زائــرم نيست
—------------------------—
چه جوري غم نصيبي تو ببينم ؟
اين روزا بي شكــيبي تو ببينم
با اين همه سينه زن و سينه چاگ
بازم بايد غريبي تو ببينم
—------------------------—
توي بقيع سنــگ نشون نداري
يه گريه كُن يه روضه خون نداري
با اينكه عالَـمــه به زيره سايه ت
رو مــرقدت يه سايبون نداري
—------------------------—
روم نمي شه بگم كه روضه خونم
با غــم تو دلا رو مي ســـوزونم
اجازه هست حالا ك مُسلميّه س
روضه هاي كودكي تو بخونم؟
—------------------------—
چهار سالت بود ديدي قحط آب و
تشنگي و درداي بي حساب و
چي بروزه دلت اومد ، كه ديدي ؟
تــلظّيِ شيرخواره ي رباب و ...
—------------------------—
چهار سالت بود راه چاره گُم شد
تو گرد و خاك يه مَشك پاره گُم شد
خودت بگو موقع غارت كه شــد
گوشواره ي چند تا ستاره گُم شد
—------------------------—
چهار سالت بود ، كوفيا رسيدن
كربلا رو به خاك و خون كشيدن
جوون هاتونو اربــاً اربا كردن
همبــازيهاي تو رو سر بُريدن...


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

عاقبت آه کشیدم نَفسِ آخر را
نفسِ سوخته از خاطره‌ای پرپر را

روضه‌خوانیِ مرا گرم نمودی امشب
روضه‌یِ آنهمه گُل ، آنهمه نیلوفر را

آخرین حلقه‌یِ شب‌هایِ محرّم هستم
شُکر اِی زَهر ندیدم سحری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده‌است
باورم نیست تماشایِ تَنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدنِ سوختنِ چـارقَدِ دختر را

غارتِ خود و عَلَم ، غارتِ گهواره و مَشک
غـارتِ پیرهن و غارتِ انگشتر را

ذوالجَناحی که زِ یالَش به زمین خون می‌ریخت
نیزه‌هایی که رُبودند سَرِ اکبر را

آه در گوشه‌ی ویرانه که دِق مرگ شدیم
تا که همبازیِ من زد نَفسِ آخـر را

کمکِ عمّه شدم تا بدنَش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهان کرد تَنی لاغر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش ، تکّه‌ای از معجر را

#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

امان از محنت تـو یابن الزهرا
شکسته حرمت تو یابن الزهرا

مزار تو چه خاموش و غریب است
«فدای غربت تـو» «یابن الزهرا»

#محمد_مبشری

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

پا به پای پدر سفر کردم
در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و
با رقیه پدر پدر کردم

عمه ام تا به رویِ خاک افتاد
دیده ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز
گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه ام آن روز
از دلِ نیزه ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت
از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد
پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم
که از این زهر، خون، جگر کردم

#رضا_باقريان

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی
با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی
می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد
اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
با ناله های وا عطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت


نگاه کودکی ات دیده بود قافله را
تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،
ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر
به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می برد پا به پای خودش
نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری
تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت
پیوسته ملک سائل زوار بقیعت

جان و دل وماشمع شب تار بقیعت
تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

من غصّه دار غصّه های بی قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم

من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره های لاله گونم

من تشنگی را در حرم احساس کردم
یاد دو دست خونی عبّاس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند
دیدم سر جدّ غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه
خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گرچه کنون مسموم از زهر هشامم
من کشته ی ویرانه ای در شهر شامم

من روضه خوانی در منا برپا نمودم
خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوی مدینه
سنگ مدینه می زدم هر دم به سینه

حالا که نقش زهر کین در سینه مانده
از جسم پاک من فقط یک اسم مانده

یارب قرارم را ز نیرنگش ربوده
در مجلس مستی مرا دعوت نموده

زهر عدو خون کرده قلب آتشین را
گریان نموده چشم زین العابدین را

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود
مانند اجدادش غریب اندر وطن بود

او وارث لبهاى خشک و چوب خورده است
با عمه‏ اش منزل به منزل ره سپرده است

او آخرین سرمایه ‏ى کرببلا بود
آئینه‏ ى خورشید روى نیزه ‏ها بود

او دیده غسل دخترى را مخفیانه
طعنه شنیده باصداى تازیانه

او زائر پیشانى در خون نشسته است
او محرم راز و نیاز دست بسته است

با سنگ‏هاى کوفیان او آشنا ابود
با خطبه خوان کوفه و شام هم نوا بود


@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت


من که عمری ستم از خصم ستمگر دیدم
هرچه دیدم همه از دشمن حیدر دیدم

امت اینگونه به ما مزد رسالت دادند
ظلم بی حد عوض اجر پیمبر دیدم

حاصل زندگیم جمله همین بود همین
کز همان کودکیم داغ مکرر دیدم

کودکی بیش نبودم که در کرببلا
دسته گلهای نبی را همه پرپر دیدم

بدن بی کفن زینت آغوش نبی
پاره پاره زدم نیزه و خنجر دیدم

ناله واعطشا را ز حرم بشنیدم
اربا اربا بدن قاسم و اکبر دیدم

دشمن آن لحظه که بر خیمه ما آتش زد
دختری خسته دل و سوخته معجر دیدم

ز حسین از قد خم گشته چو زینب پرسید
گفت خواهر به خدا داغ برادر دیدم

دشمن آندم که جدایش ز برادر می کرد
روی رگهای گلو بوسه خواهر دیدم

هرچه در کرببلا دیده ام از رنج وبلا
حق گواه است که در شام فزونتر دیدم

دل شب گوشه ویرانه و مظلومانه
سربابا به روی دامن دختر دیدم

دیدنش سخت بود نه که شنیدن سخت است
به سر نیزه سر کوچک اصغر دیدم

سنگ در دست زن پست یهودی که گرفت
به زمین خوردن آن راس مطهر دیدم

#عبدالحسین

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت

لحظه آخر است می سوزم
از غم بیشمار کرببلا
گوش کن روضه مرا که منم
آخرین یادگار کرببلا

من ز آغاز کودکی تا حال
غربت و غصه و جفا دیدم
همره کاروان خون خدا
دشت خونین نینوا دیدم

دم به دم در فرات چشمانم
ماتم کربلا مجسم بود
چشم من لحظه ای نیاسوده
همه عمر من محرم بود

کودکی چهارساله بودم که
داغ جانسوز کربلا دیدم
راس جدم حسین را هر دم
وای من روی نیزه ها دیدم

چه کشیدم در آن غروبی که
نیزه ها ازدحام میکردند
سنگ ها بر لبی ترک خورده
دسته دسته سلام میکردند

از همان کودکی به همراه
مادرم روی ناقه ها بودم
گاه مثل سه ساله های حسین
نیمه شب زیر دست و‌پا بودم

همرهِ عمه سه ساله خود
بار غم را به شانه میبردم
همه عمر آرزو کردم
کاش کنج خرابه میبردم

کربلا تا به کوفه شام بلا
زجرهایی کشیده ام که مپرس
بر روی ناقه های بی محمل
صحنه ها دیده دیده ام که مپرس

مادرم روی ناقه با یکدست
بغلم کرده بود واویلا
با یکی دست دیگرش چادر
روی سر برده بود واویلا

هر کجا کودکی زمین میخورد
زجرها بی حساب میدادند
هر که می کرد خواهش بابا
تازیانه جواب میدادند

دست ها بسته بود و نامردان
می‌کشیدند دست قافله را
وای از سوز گریه های رباب
تا که میدید روی حرمله را
.

#محمد_علی_قاسمی

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

ای اهل ولا دراین عزا گریه کنید
باعرش نشینان خدا گریه کنید

چون گریه کننده ای ندارم به بقیع
ده سال برایم به منا گریه کنید

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
21:16
#امام_باقر_شهادت


حریم سینه ی من در شراره افتاده
در انعکاس نگاهم ستاره افتاده

زحجله گاه لبم خون تازه می ریزد
دگر نفس زدنم در شماره افتاده

شکست هجمه ی بغض گلو گرفته ی من
به یاد خاطره هایی دوباره افتاده:

به یاد کرب وبلا و غروب عاشورا
خزان به جان تباری بهاره افتاده

به پیش چشم ترم پیکر سلاله ی عشق
به زیر مرکب صدها سواره افتاده

کفن به وسعت دشت و میان یک صحرا
قدم قدم بدن پاره پاره افتاده

هجوم دست پلید و نگاه بی پروا
و زینبی که پِی راه چاره افتاده

…از آن زمانه که همبازی رقیه شدم
ز خون مرثیه بر دل نگاره افتاده

خرابه بود و من و دختری که بر پایش
نشان آبله ها بی شماره افتاده

نشان پنجه به رویش حکایت از آن داشت
زگوش نازک او گوشواره افتاده

نفس زد و گل سرهای او به خاک افتاد
و باز در دل عمه شراره افتاده

#هاشم_طوسیان

@raziolhossein
1
21:17
#امام_باقر_شهادت

تو که بر چشم خلق جا داری
نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد
ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب
ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی
سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش
بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی
عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند
با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو
سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند
سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها
دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم
روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمد
کودکیِ تو را رقم می زد

#علی_صالحی

@raziolhossein
21:17
#امام_باقر_شهادت

دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم
گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما
همیشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث می برند ومن
بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام! زخم دلم که برای حالا نیست
من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شکسته ام بردار
من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید
میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پیش است
همیشه یک سر بر نیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت
ولی ز شام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم و اصغر ز نیزه می افتاد
غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام
ز روی دست رقیه طناب بردارم

#مهدی_نظری

@raziolhossein
ش
23:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


هجوم ِ موجِ بلا را به چشم خود دیدم
غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم

به سر زنان پیِ عمه به روی تل رفتم
ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم

میانِ آن همه نیزه به دست در گودال
سنان ِبی سروپا را به چشم خود دیدم

به زورِ نیزه زِرِه را ز تن در آوردند
مُرَملٌ بدماء را به چشم خود دیدم

زقتلگاه همه دستِ پُر که می رفتند
به دوشِ خولی عبا را به چشم خود دیدم

زمان حملة آن ده سوارِ تازه نفس
غبارِ رویِ هوارا به چشم خود دیدم

میانِ پنجة هر نعل تازه و میخش
لباسِ خون ِ خدارا به چشم خود دیدم

سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد
تنِ به خاک ،رها را به چشم خود دیدم

میانِ طایفه ها رأسها که قسمت شد
سرِهمه شهدا را به چشم خود دیدم

عمو که خورد زمین رویِ حرمله واشد
تمام واقعه هارا به چشم خود دیدم

به پشتِ خیمه به دنبال ِ قبر اصغربود
شکارِ رأسِ جدارا به چشم خود دیدم

فرارِ دختری آتش گرفته در صحرا
میانِ هلهله را به چشم خود دیدم

گذشته از همه اینها به شهرِ بد نامان
زمانِ قحطِ حیارا به چشم خود دیدم

میانِ مجلسِ نامحرمان وبزمِ شراب
ورودِ آل عبا را به چشم خوددیدم

ضریحِ صورتِ جدم دوباره ریخت به هم
شتابِ چوبِ جفارا به چشم خود دیدم

عزیز کردة زهرا کنیزِ مردم نیست
اشارة دو سه تا را به چشمِ خود دیدم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
23:20
#امام_باقر_شهادت


بار بلا به شانه کشیدم به کودکی
از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه
دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که در مقابل من عمه را زدند
فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی
من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که درخرابه سر آمد میان مان
چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد
بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست
این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست
من آستین صبر جویدم به کودکی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
23:20
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

غم آمده در عزای تو گریه کند
با زمزم اشکهای تو گریه کند

ای کعبه ، تو را چگونه آتش زده اند؟
ده سال منی ، برای تو گریه کند

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت


طفل باشی غم بسیار ببینی سخت است
غنچه باشی ستم خار ببینی سخت است

غربت و غارت و داغ و عطش و در به دری
نصف روز این همه آزار ببینی سخت است

اربا اربا تن داماد و اذان گوی حرم
به زمین دست علمدار ببینی سخت است

روی تل بر سر و سینه زدن و بی کسیِ.......
دختر حیدر کرار ببینی سخت است

زیر پا و ته گودال امان از گودال
یک تن و آن همه اشرار ببینی سخت است

بعد از آن بوسه لب عمه ما خونی بود
مثل او حنجر خونبار ببینی سخت است

بین یک خیمه آتش زده بابایت را
با تن خسته و تبدار ببینی سخت است

سر هجده پسر فاطمه را بر سر نی
با دو تا چشم گهربار ببینی سخت است

روضه ام حرف رباب است اگر حرمله را
در همه عمر تو یکبار ببینی سخت است

به خدا هیچ کجا سخت تر از شام نبود
عمه ات را سر بازار ببینی سخت است

پایکوبی و کف و هلهله و خنده و رقص
دور یک مشت عزادار ببینی سخت است

بین نامحرم و بر ناقه و طفلت به بغل
مادرت را که گرفتار ببینی سخت است

پرده پوشان حریم علی وفاطمه را
وسط مجلس اغیار ببینی سخت است

طفل باشی ولی همبازی خود را دیگر
خسته و دست به دیوار ببینی سخت است

نیمه شب به رخت زجر که سیلی بزند
همه جا را پس از آن تار ببینی سخت است

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت


لاله زارى كه به خون بود شناورديدم
هم سَرِبى بَدن و هم تنِ بى سرديدم

حَسَن ع ازواقعه ى كوچه نه شب داشت نه روز
آنچه را ديدحسن ع منكه مكرّر ديدم

غارتِ خيمه به سختىِ امان نامه نبود
من جِگر خون شُدَنِ ساقىِ لشگرديدم

مى دَويدم ، كه نِگاهم به مَزارى اُفتاد
عدّه اى را زِ پِىِ ، غارتِ گوهر ديدم

نِيزه دارى به پَسِ خيمه زمين راميگشت
كز دلِ خاك در آوردَنِ اصغر ديدم

#سعید_خرازی

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت


مانند شمعي پيكر تو بي صدا سوخت
در شعله هاي سركـشِ زهر جفا سوخت

قـرآن ناطـق بـودي و با خود نگفتيـم
اي مُصحف توحيد آياتت چرا سوخت؟

حجّش قبول آن كس كه پاي روضه ي تو
در آفتاب داغ صحراي منا سوخت

بسيار در شهر مدينه سوخت قلبت
امّا بميرم بيـش از آن در كربلا سوخت

بوي حُسين از آهت آمـد بر مشامم
از بس دلت در ماتم خون خُدا سوخت

مانند زينُ العابدين ، روح تو عُمـري
وقت عبور از روضه ي شام بلا سوخت

افـتادنت را ديد از بالاي ناقه
باباي تو خيلي پس از اين ماجرا سوخت

ذهن تو پنجاه و سه سال اي نوح گريه
وقت مُجسّـم كردنِ طشتِ طلا سوخت

شلّاق نامردي تو را دنبال مي كرد
آن ساعتي كه خيمه ي آل عبا سوخت

آتش گرفتي از درون وقتي كه ديدي
همبازي تو دامنش در شعله ها سوخت

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

دل او آشنا با سوختن بود
هماره با غریبی هم سخن بود

کفن شد با لباس خویش اما
به یاد آن شهید بی کفن بود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت


امام باقر:
من پنجمين امامم و تو دومين امام
اي جد مادري حسن بن علي سلام

امام حسن:
من دومين قعودم و تو پنجمين قيام
اي علم حق شكافته با دست تو سلام

امام باقر:
اي جد من بقيع شد آرامگاه ما
با سوز زهر سوخت دل بي گناه ما

امام حسن:
فرزند من اگر چه كه ناله كشيده اي
در طشت پاره جگرت را نديده اي

امام باقر:
جدا كسي مصيبت من را نخوانده است
از بعد كربلا جگر اصلا نمانده است

امام حسن
فرزند من چه گويم از آن درد بي حساب
بستند بازوي پدرم را به يك طناب

امام باقر:
جدا سخن مياوري از دست و از طناب
دست شما كه بسته نشد پشت دست باب

امام حسن:
بستند گردن پدرم را به ريسمان
بردند تا به مسجدش او را كشان كشان

امام باقر:
جدم به سوي مسجد اگر رفت با طناب
ديگر كسي نبرد تورا مجلس شراب

امام حسن:
فرزند من بلا كه فقط دست بسته نيست
دردي شبيه مادر پهلو شكسته نيست

امام باقر:
جدا اگر چه روح تو از ظلم خسته شد
يا كه دوبار حرمت مادر شكسته شد
در پيش چشم تو كه روي خارها نرفت
افتاد پشت در،سر بازارها نرفت

امام حسن:
آن روزها كه شهر وفا شهر كينه بود
شمشير برسر پدرم در مدينه بود

امام باقر:
شكر خدا كه ضربه به او بي حيا نزد
با دست بسته رفت ولي دست و پا نزد
من ديده ام به پيكر مظلوم كربلا
زخم هزار و نهصد و پنجاه ضربه را

امام حسن:
الحق كه نيست غير همين حرف آخرم
روزي نيامده ست چو روز برادرم

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت


تو یکسره در چشم لشکر بودی و من نه
چون صاحب خلخال و زیور بودی و من نه

فهمیدم آن لحظه که نامحرم تو را می زد
از چند صورت مثل مادر بودی و من نه

ما هر دو از بازار شامی‌ها گذر کردیم
با این تفاوت که تو دختر بودی و من نه

در معرض چشم حرامی بوده‌ایم اما
آن لحظه تو محتاج معجر بودی و من نه

حاجت گرفتی در خرابه من دلم میسوخت
آنشب تو درآغوش یک سر بودی و من نه

#مجید_تال

@raziolhossein
23:25
#امام_باقر_شهادت
#بقیع
#دوبیتی

نه گنبد نه حرم نه آستانی
نه خادم تا از او پرسی نشانی

زیارت نامه ی این چار قبر است
عزا و اشک و آه و نوحه خوانی

__

دل آیینه گریان بقیع است
غم و اندوه مهمان بقیع است

مدینه شمع روشن کن که هر شب
شب شام غریبان بقیع است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
23:26
#امام_باقر_شهادت


دیدم به دو چشم تر ای کاش نمی دیدم
بر خاک تن بی سر ای کاش نمی دیدم

از کودکی ام دایم غم دیدم و رنج و درد
یک کوه بلا یکسر ای کاش نمی دیدم

باسنگ و سنان و تیر با چوب و عصا،شمشیر
زد خصم برآن پیکر ای کاش نمی دیدم

دیدم که چسان قاتل بیرون شده از مقتل
در دست گرفته سر ای کاش نمی دیدم

از دور خودم دیدم می دیدم و لرزیدم
خون می چکد از حنجر ای کاش نمی دیدم

تنها نه فقط خلخال بردند ز پای طفل
بردند ز سر معجر ای کاش نمی دیدم

دیدم به سر نیزه هجده نی و هفده سر
ای وای سر اصغر ای کاش نمی دیدم

از حلق نمی شد جا دیدم که زپهلو رفت
بر نی سر آب آور ای کاش نمی دیدم

تا قافله را بردند بازار یهودی ها
شد عمه ی ما مضطر ای کاش نمی دیدم

در گوشه ی ویرانه آن دختر دردانه
گردید چو گل پرپر ای کاش نمی دیدم

از بس که عدو سیلی زد بر رخ او؛ گردید
رویش چو رخ مادر ای کاش نمی دیدم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
6 August 2019
ش
01:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


چقدر ناله ی بی جان و بی صدا داری
به زیر لب تو فقط ذکر ربنا داری

گمان کنم که رسیده زمان پرزدنت
که زهر کینه اثر کرده و نوا داری

چه کرده با تو که اینگونه محتضر شده ای
"شهادتین"به لب های خود چرا داری ؟؟

نفس کشیدنت آقا چه سخت تر شده است
میان هر نفس خسته ات دعا داری

کشانده پای تو را روبه قبله ، زهر جفا
گمان کنم که شما درد بی دوا داری

کنار بستر تو مادری عزا دارد
که گشته غرق غم و نوحه و عزاداری

لبان خشک تو ذکر " حسین " می گویند
دوباره گریه و مرثیه را بنا داری

هنوز هم تو به یاد سه ساله غمگینی
هنوز هم به دلت داغ کربلا داری

تو در لباس اسارت چه صحنه ها دیدی...
چه زخم ها که تو از کعب نیزه ها داری

دل شکسته ی من وقف ماتم تو شده
شما هوای دل خسته ی مرا داری

به خواب دیده ام آقا که مرقدی زیبا
شبیه صحن و سرای امام رضا داری

کبوتر دل من پرکشیده چون زائر
به قصد مرقد خاکی حضرت باقر

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
01:18
#امام_باقر_شهادت


ای ولــیّ‌الله داور، السـلام
ای سلامت از پیامبر، السلام
حجّت خلاق اکبـر، السلام
زادۀ زهـرای اطهر، السلام

-السلام ای باقـر آل‌رسـول
-چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی بـر تو فرستاده سلام
وی به زین‌العابدین، ماه تمام
هفتمین معصومی و پنجم امام
مکتبت تا صبح محشر، مستدام

-تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را
-روح می‌بخشد مرامت، حلم را

ای سـلام ذات حـیّ داورت
بر تو و نطـق فضیلت‌پرورت
علم آرد سجده بر خاک درت
حلم گردیده است بر دور سرت

-نسل نوری هم ز باب و هم ز مام
-خـود امام و مـادرت بنـت الامام

کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟
تو هم از نسل حسینی، هم حسن
تو امـامت را روانـی در بـدن
ای ولایـت را چـراغ انجمـن

-علم تو، علـم خداونـد جلیل
-وحی باشد بر لبت بی‌جبرییل

از درخـت علم، بَـر داریم ما
وز تو صد دریا گهر داریم ما
بس حـدیث معتبـر داریم ما
از شما کی دست برداریم ما؟

-یابن زهرا سر برآور باز هم
-«جابر جُعفی» بپرور باز هم

یابن زهرا گر چه با بغض تمام،
حرمتت گردید پامال «هشام»،
بر تنت آزار آمد صبح و شام،
تو امامـی، تو امامی، تو امام

-نور از هر سو که خیزد، دیدنی است
-چهرۀ خورشیـد کی پوشیدنی است؟

تو خـزانِ بـاغ زهـرا دیده‌ای
تو تن بی‌سر به صحرا دیده‌ای
گـردن مجـروح بابا دیده‌ای
بر فراز نیـزه سرهـا دیده‌ای

-کاش می‌دیدم چه آمد بر سرت
-یا چه کرده کعب نی با پیکرت؟

تو چهل‌منـزل اسارت دیده‌ای
از ستمکاران جسـارت دیده‌ای
خود عزیزی و حقارت دیده‌ای
تشنگی و قتل و غارت دیده‌ای

-چارساله، کـوه ماتم برده‌ای
-مثل عمه، تازیانه خورده‌ای

شـام بـود و مجـلس شوم یزید
چشم تو چوب و لب خشکیده دید
گـه سکینه ناله از دل می‌کشید
گاه زینب جامـه بـر پیکـر درید

-چشم بر رگهای خونین دوختی
-سـوختی و سـوختی و سوختی

ای دل شیعـه چـراغ تــربتت
دیده‌هـا دریـای اشک غـربتت
سالهـا بـر دوش کـوه محنتت
روز و شب پامال می‌شد حرمتت

-ظلم دیـدی در عیـان و در خفا
-تـا شـدی مسمـوم از زهر جفا

ای به جانت از عدو رنج و عذاب
هم به طفلی، هم به پیری، هم شباب
قلبت از زهـر ستـم گردیــد آب
قبــر بـی‌زوّار تــو، در آفتــاب

-وسعت صحن تو مُلک عالم است
-لالۀ قبـر تو اشک «میثم»است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
01:19
#امام_باقر_شهادت


چه تفاوت بکند ناله کند یا نکند
که دل سوخته را ناله مداوا نکند

چه تفاوت بکند پا بکشد یا نکشد
کاش می‌شد خودش اینقدر تقلا نکند

زهر اینبار چه دارد متورم شده است
زهر با این تنِ بیمار مدارا نکند

این جوانی که کنار پدر اُفتاده زمین
چه کند گریه اگر بر سر بابا نکند

اینهمه جای جراحات برای شام است
زهر هرچند که سخت است چنین تا نکند

نفس آخر و با روضه‌ی ویرانه گریست
نشد او یادِ غمِ عمه‌ی خود را نکند

یادش اُفتاد که هم بازی او می‌اُفتاد
سنگ رحمی به سر دختر نوپا نکند

گفت دستم...سر زنجیر به دستش بستند
کاشکی صحبتی از آبله‌ی پا نکند

کاش می‌شد که سرِ بام کسی ننشیند
کاش می‌شد که کسی سنگ مهیا نکند

چادر عمه پناهش شد و نالید : سرم....
چه کنم تا که مرا زجر تماشا نکند
....
زن غساله چه فهمید که می‌گفت به خود
بهتر این است که این مقنعه را وا نکند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
07:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


جان فدای تو حضرت باقر
دل سرای تو حضرت باقر
تو چون اجداد خود کریم استی
من گدای تو حضرت باقر
ریزه خوارم به خان احسانت
پدر و مادرم به قربانت
—------—
ای به قربان قبر ویرانت
دل عشاق شمع سوزانت
شب که در بر روی همه بسته است
مادرت فاطمه است مهمانت
دور قبر تو نیست زواری
تا کند در غمت عزاداری
—---------
سوخت عمری دلت ززهر هشام
تا که کار تو زهر کرد تمام
بود سوزنده تر تو را از زهر
داغ کرببلا و کوفه و شام
تا که بنمود زهر شعله ورت
خاطراتش نرفت از نظرت
—------
ای دلت داغدار عاشورا
دیده ات اشکبار عاشورا
آخرت داغ کربلا می کشت
آخرین یادگار عاشورا
دیده ای آنچه هیچ دیده ندید
روضه هایی که هیچ کس نشنید
—----------
تو به طفلی به کربلا بودی
شاهد سوز خیمه ها بودی
در فرار از هجوم آتش ها
چون گلی زیر دست و پا بودی
ذکر لبهات واحسینا بود
کعب نی بر شما تسلا بود
—------—
تو به خیمه شراره را دیدی
غارت گوشواره را دیدی
بین سرها که رفت بر سرنی
سر یک شیرخواره را دیدی
تو بدنهای بی کفن دیدی
تو سر دور از بدن دیدی
—-------
آه از آن دم که همره پدرت
داد دشمن زقتلگه گذرت
با تماشای آن تن بی سر
رفت از حال باب خونجگرت
گفت بر خاک این بدن از چیست
پدر من مگر مسلمان نیست
—------—
گشت در کربلا به ماه حرام
سر بریده عزیز خیرالانام
به خدا جز تو کس نمیداند
پدرت از چه گفته بود الشام
او نگفت آنچه را بیا تو بگو
روضه های نگفته را تو بگو
—------------
تو بگو شامیان چها کردند
دورتان هلهله به پا کردند
به غم همرهان خسته دلت
رقص کردند و خنده ها کردند
تو بگو از محله های یهود
زآن سری که دگر به نیزه نبود
—-------
بسته شد دستهای کوچک تو
همچنان عمه های کوچک تو
مثل عمه رقیه ات آقا
شد پراز خار پای کوچک تو
بگو بر یاس رنگ لاله زدند
بسکه سیلی به آن سه ساله زدند
—-------

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
07:48
#امام_باقر_شهادت


ای جان جهان امام باقر
وی قبله جان امام باقر
وی کهف امان امام باقر
وی فوق بیان امام باقر
وی نور عیان امام باقر

مولای زمان امام باقر

تو باقر علم کبریایی
تو اینه خدا نمایی
تو قبله جان انبیایی
حق است که حجت خدایی
ما یکسره درد و تو دوایی

ما جسم و تو جان امام باقر

تو مظهر رب العالمینی
تو هستی زین العابدینی
عیسی مسیح افرینی
سر تا قدم ایت مبینی
سلطان جهان امام دینی

در کون و مکان امام باقر

ای دوستی تو اعتبارم
من ارزوی مدینه دارم
تا روی به درگه تو ارم
تا چهره به تربتت گذارم
شاید به بقیع جان سپارم

با اشک روان امام باقر

ای قله عرش خاک پایت
ای جان جهانیان فدایت
گلواژه وحی در صدایت
تو پادشهی و ما گدایت
چشم همه بر دره سرایت

از پیر و جوان امام باقر

افسوس که حرمتت دریدند
بعد از نبی از شما بریدند
در شام غریبی تو دیدند
ننگ ابدی به خود خریدند
بر قتل تو نقشه ها کشیدند

پنهان و عیان امام باقر

بودی ز حقوق خویش محروم
تا شد جگرت به زهر مسموم
با یاد تو ای امام مظلوم
گردید قلوب شیعه مغموم
از قبر غریب توست معلوم

صد رنج نهان امام باقر

گریه به عزای تو ثواب است
دل ها ز مصیبتت کباب است
قبر تو میان افتاب است
از کینه دشمنان خراب است
این حرمت ال بوتراب است

کی بود گمان امام باقر

تو جور و جفای شام دیدی
خاکستر و سنگ و بام دیدی
بر نیزه سر امام دیدی
خوشحالی خاص و عام دیدی
بیداد و ستم مدام دیدی

از خورد کلان امام باقر

ای وصف تو بار نخل میثم
وی خاک رهت به زخم مرحم
وی ریزه خور عطات ادم
وی لطف و کرامتت مُسَلَّم
در حشر ز اتش جهنم

ما را برهان امام باقر


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
07:52
#امام_باقر_شهادت


زخمیِّ زهری بود و بر غم مبتلا بود
زهر جگرسوزی که بر دردش دوا بود

پنجاه سالِ عمر او با درد بگذشت
پنجاه سال، او روضه‌دار کوچه‌ها بود

تب می‌نمود و یاد مادر گریه می‌کرد
او خوب با سردرد و سیلی آشنا بود

لب‌تشنه بود و زهر، آتش زد به جانش
چون یادگاریِّ حسین و مجتبی بود

عادت به «لایَومَ کَیَومُک» داشت حرفش
یعنی گریز حرف‌هایش کربلا بود

در خاطرش مانده شلوغی‌های گودال
جدِّ غریبش را که زیر دست و پا بود

جدِّ غریبی که لباسش را ربودند
غسل و کفن، زخم زیاد و بوریا بود

جدِّ غریبی که سرش منزل به منزل
گاهی به نیزه، گاه در طشت طلا بود

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
ش
20:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


دیده در کودکی اش داغ کبوترها را
تبر و سوختن جان صنوبرها را

راوی مقتل سرخی ست که می سوزاند
شرح ان صفحه به صفحه همه دفترها را

تیغ بی مهر عطش بود و لب کودک ها
دیده او چهره ی شرمنده ی مادر ها را

عمه را دیده که در بی کسی عصر حرم
گره بر روی گره می زده معجر ها را

انکه خود درد کشیده ست فقط می فهمد
پای پر ابله و گریه ی دختر ها را

مقتل از جانب او گفت که عمه جانش
دیده بر زیر گلو کندی خنجر ها را

ناگهان در وسط هلهله ها می چیدند
روی سرنیزه ی بی رحمی خود سرها را


#حسن_کردی

@raziolhossein
1
7 August 2019
ش
01:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


من ز طفلی غم و اندوه مکرر دیدم
کربلا بود که لرزیدن دختر دیدم

سخت تر زآنچه حسن دیده در آن کوچه ی تنگ
من در این دشت بلا چند برابر دیدم

همره عمه به بالای بلندی رفتم
در کف شمر دنی کاکل و خنجر دیدم

موقع سوختن خیمه صدا زد عمه
زنده شد در نظرم آنچه پس در دیدم

یارب ای کاش نیاید به سر هیچ کسی
صحنه هایی که به این چشم زخون تر دیدم

عده ای در پی ششماهه به پشت خیمه
نیزه ها را به زمین در پی یک سر دیدم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی


تو را غرق محن کردند اما..
غریبت در وطن کردند اما...

غریبانه تو جان دادی، ولیکن
تو را غسل و کفن کردند اما...

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:59
#امام_باقر_شهادت


ازشرار زهر کین پا تا سرم آتش گرفت
آه ای مادر بیا بال و پرم آتش گرفت

هر نفس از سینه ام شعله زبانه میکشد
سوختم از تب تمام پیکرم آتش گرفت

روز من با خاطرات کربلا شب می شود
بسکه گریه کرده ام پلک ترم آتش گرفت

هر طلوعی را غروبی عاقبت پایان دهد
ای امان از آن غروبی که حرم آتش گرفت

شعله بر جان همه اهل حرم افتاده بود
دختری فریاد میزد معجرم آتش گرفت

بعد داغ کربلا و تشنگی بچه ها
هر کجا که آب دیدم حنجرم آتش گرفت

#نوید_طاهری

@raziolhossein
20:01
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی


امان از محنت تو یابن زهرا
شکسته حرمت تو یابن زهرا

مزار تو چه خاموش و غریب است
«فدای غربت تو» «یابن زهرا»

#محمد_مبشری

@raziolhossein
20:03
#امام_باقر_شهادت


آن روزهایِ شعله ور یادم نرفته
دستان تبدارِ پدر یادم نرفته

دریا همان نزدیکی اما تشنه بودیم
بیتابی و چشمانِ تر یادم نرفته

شش ماهه را تیر سه شعبه بُرد با خود
داغِ عجیب ِ این خبر یادم نرفته

گهواره را بردند بعدِ گوشواره
هول و وَلایِ دور و بر یادم نرفته

افتاد خیمه دستِ یک عدّه حرامی
آن لحظهٔ پر دردسر یادم نرفته

بعد از جسارت ها اسارت ها کشیدیم
یک تکه نانِ مختصر یادم نرفته

یکریز در آغوش عمه بغض کردیم
زخم زبانِ رهگذر یادم نرفته

یک گوشه خوابید و صدایش درنیامد
اشک رقیه تا سحر یادم نرفته

دیدم به عینه روضه ها را پیشِ چشمم
لحظاتِ تلخِ آن سفر یادم نرفته!

#م_عاطفی

@raziolhossein
20:04
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

هم ریختن خون خدا را دیدی
هم آتشِ بین خیمه ها را دیدی

یک عمر به هر سو که نگاهت افتاد
یک گوشه ی داغ ماجرا را دیدی

#حسن_اسحاقی

@raziolhossein
8 August 2019
ش
00:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


باقر علم مصطفا هستم
وارث حلم انبیا هستم
ساکن عرش کبریا هستم
از اهالی کربلا هستم

سینه ام‌از غم و بلا چاک است
سنگ روی مزار من خاک است

نورم از نور حضرت زهراست
پدرمن شفیع روز جزاست
عشق من در تمامی دلهاست
جدمن آفتاب عاشوراست

سینه ام مملو از تب عشق است
مکتبم چونکه مکتب عشق است


قطره قطره شبیه بارانم
من امام حدیث و قرآنم
ازهمان کودکی پریشانم
بسکه باگریه روضه میخوانم

اشک جاری و سوزو گریه منم
چونکه همبازی رقیه منم

همه خاطرات من درد است
زندگی و حیات من درد است
دفترم که دوات من درد است
تاقیامت بساط من درد است

آفتاب غمم غروب نداشت
عمرمن لحظه های خوب نداشت

من خودم مشک پاره را دیدم
گلوی شیرخواره رادیدم
غارت گاهواره را دیدم
تن روی قناره را دیدم

اربا اربای اکبر آبم کرد
زخم پهلوی او کبابم کرد

علم افتاد و عمه جان افتاد
ناگهان دیدم آسمان افتاد
تازیانه به جانمان افتاد
روی جسم همه نشان افتاد

قسمتم زخم خار صحرا شد
روی عمه شبیه زهرا شد

می شود نیزه دیدو اشک‌نریخت؟
روی مقتل رسید و اشک نریخت؟
میشود دل برید و اشک نریخت؟
از گلو بوسه چید و اشک نریخت؟

دیدم از تل تنی که لرزان شد
وقتی افتاد نیزه باران شد

من خودم قتل شاه را دیدم
خیمه بی سپاه را دیدم
عمه بی پناه را دیدم
من خودم قتلگاه رادیدم

پدرم‌را اسیر تب دیدم
روزهارا تمام، شب دیدم

گریه های رباب را دیدم
ناقه بی رکاب رادیدم
کل بزم شراب رادیدم
محمل بی حجاب رادیدم

دردلم زخمهای دشنام است
قاتل من خرابه شام است

روی دست گلی سربابا
دختری مثل مادر بابا
پای اوبود منبر بابا
سربه اوگفت دختر بابا

می برم باخودم تورابابا
چشم خود را ببند با بابا

#مهدی_نظری

@raziolhossein
ش
17:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


یک عمر داغ کربلا یادش نمیرفت
دلشوره هایِ عمّه را یادش نمیرفت

درس و حدیثش مانعِ روضه نمیشد
برپاییِ بزم عزا یادش نمیرفت

بر دوش ِ دل، بار مصیبت داشت عمری
جان دادن خون خدا یادش نمیرفت

بالاسرِ هر پیکر بر خاک خفته
لبخندِ شمرِ(لع) بی حیا یادش نمیرفت

بردند بی صبرانه بعد از گوشواره-
گهواره را بینِ عبا... یادش نمیرفت

تب داشت بابا! سوخت خیمه! زجر(لع) آمد!
زد تازیانه بیهوا! یادش نمیرفت

هنگام غارت بود و در بین شلوغی...
افتاد زیر دست و پا یادش نمیرفت

لعنت بر آن دستی که هجده نیزه آورد
سرهای روی نیزه ها یادش نمیرفت

کنج خرابه...زیر نور ماه...آرام...
شب-گریه هایِ بیصدا یادش نمیرفت

¤
در کنج حجره، داشت جان میداد امّا
کهنه حصیر و بوریا یادش نمیرفت!

#م_عاطفی

@raziolhossein
17:37
#امام_باقر_شهادت



پنجمین نور خدای قادرم
یادگار کربلا من باقرم

من ز طفلی غم روی غم دیده ام
زخم زنجیر پدر هم دیده ام

دیدم آری نوگلی پژمرده بود
نی ز بی آبی که سیلی خورده بود

من به خیمه جسم اکبر دیده ام
یک عبا را پر زپیکر دیده ام

من خودم دیدم یکی سر می برد
یکنفر خلخال دختر می برد

کاش می مردم نمیدیدم ولی
پشت خیمه نیزه بود ویک علی

من خودم دیدم به صدآه وفغان
عمه را درمجلس نامحرمان

سرخ مویی بود باما درستیز
بین ما میگشت دنبال کنیز

شامیان پستند و نامرد و بدند
عمه را،ازهرطرف سنگش زدند

غصه های کودکی مانده به یاد
زجر خیلی کودکان را زجر داد

دختری که بعد بابا زار شد
مثل زهرا،دست بر دیوار شد

دختری که تازیانه خورده بود
غیر ناخن،جمله اعضایش کبود

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
17:41
برای دریافت سبکهای شهادت حضرت امام باقر علیه السلام از کانال نوحه رضیع الحسین استفاده نمائید

🔽🔽🔽

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
ش
22:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت
شهادت_امام_محمد_باقر_تسلیت_باد 🏴

هر چه شنیده اید غریبانه دیده ام
باور نمی کنید چه رنجی کشیده ام

کوفه به شام را در ایام کودکی
همپای عمه ام رقیه دویده ام

@raziolhossein
9 August 2019
ش
01:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_مدح
#امام_باقر_شهادت


ای نام تو قرارِ دلِ بیقرارها
حرف تو ماندگارترین یادگارها

درک بشر به فهم مسائل نمی رسید
از علم تو شکسته تمام حصارها

تعبیرهای ناب تو راه عبور ماست
ای معتبرتر از همه ی اعتبارها

سیل فرشتگان خدا پای درس تو
شاگردی ات بزرگترین افتخارها

از هر طرف به مادر سادات می‌رسی
محوِ سلاله ی تو تمام تبارها

ای سومین امام ستمدیده ی بقیع
قربان خاک قبر تو سنگ مزارها

از کوچه های شام تو هم شکوه ای بکن
ای بازمانده ی سفرِ نی سوارها

اصلا خودت بگو چقدَر بین ازدحام
خورده ست بر سرت لگد نیزه دارها

بی شک تو هم میان بیابان دویده ای
مثل رقیه رفته به پای تو خارها

با آنکه تو مراقب او بوده ای، ولی
از دستهای زجر، کتک خورده بارها

ای وای از آن دمی که به دست حرامیان
از گوشها کشیده شود گوشوارها

#محسن_مراد_نوری

@raziolhossein
1
01:28
#امام_باقر_شهادت


از سوزِ زَهر، پیکَرَم آتش گرفت و سوخت
یا رَب، زِ پای تا سَرَم آتش گرفت و سوخت
.
مَسمومم و زَبانه کِشد شُعله از تَنَم
از این شَراره بَستَرَم آتش گرفت و سوخت
.
من یادگارِ کرب و بَلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطِرَم آتش گرفت و سوخت
.
می سوخت بِينِ تَب تَنِ بابا به خيمه ها
همواره قَلبِ مُضطَرَم آتش گرفت و سوخت
.
هنگامه ی غُروب که غارت شُروع شد
هَرکَس که بود دَر حَرَم آتش گرفت و سوخت
.
یک زَن نمانده بود که شُعله به تَن نداشت
چادُر نَمازِ مادَرَم آتش گرفت و سوخت
.
مَعجَر دِگَر به روی سَرِ دُختَری نماند
دیدم که موی خواهَرَم آتش گرفت و سوخت
.
خنده دِگَر نَدید کَسی بَر لَبِ رُباب
تا جایِ خوابِ اَصغَرَم آتش گرفت و سوخت
.
دَر کوفه تا كه رَاسِ حُسينِ شَهيد را
دیدم به نِیزه، حَنجَرَم آتش گرفت و سوخت
.
می سوزم از مَدینه و آن خاطراتِ تَلخ
از آن زمان که مادَرَم آتش گرفت و سوخت
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein1
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


ایندم آخر خود دیده چو دریا کردم
دائما یاد،ز روی گل طاها کردم

زهر سوزاند تمام بدنم را،اما
یاد از غربت و مظلومی بابا کردم

نرود هیچ زمان از نظرم روز دهم
از تماشای پدر شیون و غوغا کردم

چار ساله به دلم داغ روی داغ ولی
ناله بر بی کسی زینب کبرا کردم

کربلا سخت ولی سخت تر از آن کوفه
چقدر صبر در آن وادی غم ها کردم

تا که در طشت سر جد مرا آوردند
مردم و زنده شدم تا که تماشا کردم

به دلم آنهمه غم بود ولی ابن زیاد
چوب زد تا که به لبهاش،خدایا کردم

بعد کوفه به یقین سخت تر از شام نبود
مرگ خود را ز خداوند تمنا کردم

تا در آن بزم،عدو اسم کنیزی آورد
گریه ها بر غم ذریه ی زهرا کردم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
06:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
06:15
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

ای آفتاب زهرا عَجّل علی ظهورک 
تنهای شهر و صحرا، عجّل علی ظهورک 

گم گشته وجودی، هم غیب و هم شهودی 
در دیده و دل ما، عجّل علی ظهورک 

بی تو غریب، قرآن، بی تو اسیر، عترت 
بی تو علی است، تنها، عجّل علی ظهورک 

نه طاقتی نه صبری، تا چند پشت ابری؟ 
ای مهر عالم آرا عجّل علی ظهورک 

دنیا در انتظار است، خون قلب روزگار است 
پا در رکاب بنما، عجّل علی ظهورک 

 کند دعات، زهرا زند صداتحیدر 
الغوث یابن زهرا ! عجّل علی ظهورک 

زخمِ به خون نشسته، پیشانیِ شکسته 
دارند با تو نجوا، عجّل علی ظهورک
 
خون دو دیده گوید، دست بریده گوید 
بر انتقام بازآ، عجّل علی ظهورک 

هم عمّه ها پریشان، هم جدّ توست عطشان 
هم چشم ماست دریا، عجّل علی ظهورک 

بر "میثمت" نگاهی، از لطف گاه گاهی 
ای چشم حق تعالی! عجّل علی ظهورک

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein

 
ش
12:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

بر مِـنّـــتِ ارباب تمنا داریم
خـاریـم و ؛ سـَری مـیـاڹِ گــلـهــا داریم

والـلّـه تمامِ آبــــــروی خــود را
از نــوڪـریِ حـُـــسِـــیــنِ زهـرا داریم

#عبدالزهرا
@raziolhossein
12:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
#یوم‌الترویه

عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

.
12:57
#یوم‌الترویه
#دوبیتی

عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد

با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

@raziolhossein
12:57
به مناسبت حرکت کاروان سیدالشهدا علیه السلام از مکه به سمت کربلا

#یوم_الترویه

مپرس از من چه مظلومانه رفتند
کبوترها به شب از لانه رفتند

حرامی ها چه با این زمره کردند؟
که حج خود بدل بر عمره کردند

صفا و مروه آن شب بی صفا شد
که روح کعبه از کعبه جدا شد

به شب از خانه، صاحب خانه می رفت
پی یک شمع صد پروانه می رفت

حرم شد از حرم یک باره خالی
شده آواره مولا با موالی

نگویم می رود مهمان کعبه
رود از جسم کعبه جان کعبه

نه بیت و حِجر و زمزم گریه می کرد
که سنگین دلْ حَجَر هم گریه می کرد

مقام از هجر، سوزی در جگر داشت
که مولایش ز چشمش پای بر داشت

به سوی حج اکبر رو گذارد
که مُحرم اصغری شش ماهه دارد  

روان با شوق دل سرو روان ها
کنار محمل مادر جوان ها

ز محمل می رود چون پرده بالا
تبسم می کند بر نجمه، لیلا

که هر کس خواست پیغمبر ببیند
بگو آید رخ اکبر ببیند

تفاخر، با تبسم گشت چون جفت
نگاه نجمه با لیلا سخن گفت

که بنگر در برم سرو چمن را
در این وجه حسن، بنگر حسن را

رباب آسا، رباب اندر خروش است
دلش غوغا کنان و لب خموش است

جوانان گرد مهدش جمع آیند
همه شش ماهه را از هم ربایند

ندانم از چه دستی آب خورده ست
که یک غنچه دل صد باغ برده ست

ادب را گرد او صف می کشیدند
صدای عمه را تا می شنیدند

به شب، مه چاکر و روز، آفتابش
به کف قاسم عنان، اکبر رکابش

کنار دیده از گریه یمی داشت
دمی چشم از حسینش برنمی داشت

خلاف بخت او، چشمش نمی خفت
دل او با برادر، فاش می گفت:

غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای وصل بی بال و پرم کرد

اگر چه شد عجین با غم گِل من
ولی در این سفر، لرزد دل من

از آن ترسم به غم دم ساز گردم
تو را بگذارم و خود باز گردم

خسان شادابی گلشن بگیرند
همه بود و نبود من بگیرند

کریم از خوشه چین خرمن نگیرد
الهی حق تو را ازمن نگیرد

اگر چه این سفر باشد خدایی
ولی آید از آن بوی جدایی

بیا و در کنارم ره سپر باش
به نخل آرزوی من ثمر باش

مگر با چشم و دل سیرت ببینم
ز گلزار رخ تو گل بچینم



#علی_انسانی

@raziolhossein
12:57
#یوم_الترویه

کعبه محروم شد ز دیدارت
یـابـن زهـرا خدا نگهدارت

کربـلا مـی‌روی و یـا کوفه؟
یا به شام اوفتد سر و کارت؟

چه شود ای امام جود و کرم
یک نگاه دگـر کنـی به حرم

ای ز جــام بـلا شــده سـرمست
دست و دل شسته از هر آن چه‌ که ‌هست

چه شتابان روی به دیدنِ دوست
جای گل سر گرفته‌ای سر دست

از حریمت برون شدی مولا
عازم حج خـون شدی مولا

هشتِ ذیحجه مردم عالم
همه رو آورند سوی حرم

تو دل شب ز بیت امـن خدا
سر به صحرا نهی قدم به قدم

کعبه تا صبح ناله سر می‌کرد
پســر فاطمــه مــرو برگرد

کعبه با سوز و اشک و ناله و آه
بـر نمـی‌دارد از تـو چشم نگاه

سفر تیر و نیـزه و عطـش است
طفل شش ماهـه را مبـر همراه

از سفیدی حنجرش پیداست
این پسر ذبح سیدالشهداست

نظری کن به غنچه یاست
ثمـر سرخ بـاغ احسـاست

اصغـرت را بگیـر از مـادر
بسپارش به دست عباست

چون صدایت زند جوابش ده
از سـرشک دو دیده آبش ده

نالـه‌ای بـر لـب سـلاله تـوست
کـه شبیـه صـدای نالـه توست

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
12:57
#یوم_الترویه

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


#محمدحسین_بهجت_تبریزی
#شهریار

@raziolhossein
12:57
#یوم_الترویه

آقا چه شد كه حج شما نيمه كاره ماند
شبهاي شهر مكه چرا بي ستاره ماند

 بار سفر مبند، دلم شور مي زند
 گويا قيامت است،مَلك صور مي زند

 من خواب ديده ام، سرتان را به ني زدند
 گرگان تشنه، زوزه كشان لب به مِي زدند

 ديدم نسيم شانه به گيسوت مي زند
 مَرهم به زخم گوشه ي ابروت مي زند

 اينجا بمان كه حرمت كعبه تويي حسين
 آقا مرو، كه عزت كعبه تويي حسين

 حالا كه مي روي سفري پرخطر حسين
 پس لااقل سه ساله ي خود را مبر حسين

 پاشيدم آب پشت سر محمل رباب
 با ظرف اشك ديده ي خونين جگر حسين


 اين ساربان به درد مسيرت نمي خورد
 يك ساربان اهل نظر را ببر حسين

 او نقشه ها كشيده كه دور وبر شماست
 چشمش مدام خيره به انگشتر شماست

 با بردنش نمك به جگر مي خورد حسين
 شش ماهه ي تو زود نظر مي خورد حسين

 با اينكه مست ذكر خوش يارب توأم
 اما هنوز مضطرب زينب توأم

 يعقوب چشم آينه ها پير مي شود
 اين شهر بي حضور تو دلگير مي شود

 دارد ز ديده قافله ات دور مي شود
 كم كم بساط  روضه ي ما جور مي شود

#وحیدقاسمی

@raziolhossein
12:57
#یوم_الترویه

هر دم به گوشم می‌رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا، دیگر ندارد فاصله

از کعبه‌ی گل آمده، تا کعبه‌ی دل می‌رود
این کاروان غم فزا؛ منزل به منزل می‌رود

یک زن میان محملی، بر ناقه در تاب و تب است
عباس و اکبر دور او، این زن خدایا زینب است

لحظه به لحظه می‌شود درد و غمش در دل فزون
گوید حسینش زیر لب، انّا الیه راجعون

نجمه نمی‌گیرد نگاه از روی ماه قاسمش
با اشک حسرت میزند، شانه به موی قاسمش

در مهد آغوش رباب؛ رفته علی‌اصغر به خواب
بوسد گلوی نـاز او؛ امّا دلش در اضطراب

وقتی رقیه پرده محمل به بالا می‌برد
دل می‌برد از قافله، چون نام بابا می‌برد

@raziolhossein
13:02
#امام_حسین
#یوم_الترویه

می‌خواست کفر، افکند از جوش، کعبه را
تا اهل دین، کنند فراموش، کعبه را

بگرفت جا به دامن کرب‌وبلا، حسین
با درد و غم نمود هم آغوش، کعبه را

شد زنده دین حق ز قیامش اگر چه، کرد
اندر عزای خویش سیه‌پوش، کعبه را

خون خدا به کرب‌وبلا موج می‌زند
بینم ولیک، ساکت و خاموش، کعبه را

بوی خوشی، که می‌وزد از تربت حسین
گویی که برده تا ابد از هوش، کعبه را

بنگر مقام و رتبه، که در پیش کربلا
شد حلقۀ ارادت، در گوش، کعبه را

از بس که اشک ریخته، در ماتم حسین
چون زمزم است، چشمۀ پر جوش، کعبه را

یا نیست جز خیال شه کربلا، به سر
یا خاطرم نموده فراموش، کعبه را

#حسین_آهی

@raziolhossein
13:04
#امام_حسین
#یوم_الترویه


اى مُحرمان مَحرم! بار سفر ببندید
احرام حجّ خونین بار دگر ببندید

من خود خلیل عشق و چاووش کربلایم
چاووش کربلا را بار سفر ببندید

عشق خداى خوانَد ما را به حجّ برتر
دامان عشقبازى نک بر کمر ببندید

ما را رضاى جانان،اصل‌است و غیر از این‌فرع
از آنچه او نخواهد، باید نظر ببندید

بر پرده‌هاى محمل، آیات خون نویسید
بر گردن شترها زنگ خطر ببندید

در حجره‌هاى جنّت ماییم و وصل حوران
از حِجر، دل بگیرید؛ چشم از حَجَر ببندید

هر کس شهید باشد، جاوید زنده باشد
با پنجۀ شهادت بر مرگ در ببندید

در پیش تیغ و پیکان، جان را به کف بگیرید
وز سوز تشنه‌کامى، دل در شرر ببندید

بر موج آب دریا داغ عطش گذارید
وز داغ نوجوانان زخم جگر ببندید

اى دختران معصوم! دل از پدر ببرّید
وى مادران مظلوم! چشم از پسر ببندید

عبّاس و اکبر من! بر گرد خواهر من
بر هر که جز محارم، راه نظر ببندید

تقدیر ما «مؤیّد»! باشد چو در شهادت
هرگز نمی‌توانید دست قدر ببندید


#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
13:05
#امام_حسین
#یوم_الترویه


از کعبه رو به کرببلا می‌کند حسین
وآنجا دوباره کعبه بنا می‌کند حسین

گر ساخته‌ست خانه‌اى از سنگ و گل،خلیل
آن جا بنا ز خون خدا می‌کند حسین

روزى که حاجیان به حرم روى می‌نهند
پشت از حریم کعبه چرا می‌کند؟ حسین

آن حجّ ناتمام که بر عمره شد بدل
اتمام آن به دشت بلا می‌کند حسین

آنجا وقوف در عرفات ار نکرده است
فریاد معرفت همه جا می‌کند حسین

آنجا اگر که فرصت قربانیاش نبود
اینجا هر آنچه هست،فدا می‌کند حسین

آنجا که سعى بین صفا در دویدن است
این جا به قتلگاه، صفا می‌کند حسین

آنجا حنا حرام بُوَد بهر حاجیان
اینجا ز خون خویش حنا می‌کند حسین

وقتى به خیمه‌گاه رود از پى وداع
اینجا دوباره حجّ نسا می‌کند حسین

بعد از هزار سال به همراه حاجیان
هر سال رو به سوى منا می‌کند حسین

از چار سوى کعبه ز گل‌دسته‌ها هنوز
هر صبح و ظهر و شام ندا می‌کند حسین

بشنو دعاىِ در عرفاتش که بنگرى
با سوز دل هنوز دعا می‌کند حسین

سر داده‌است و حکم شفاعت گرفته‌است
بر وعده‌اى که داده، وفا می‌کند حسین

در اوج منزلت که «مؤیّد»! از آن اوست
گاهى نگاه سوى گدا می‌کند حسین

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
13:07
#امام_حسین
#یوم_الترویه


این قافله را راحله جز عشق و وفا نیست
در سینهٔ آیینه، جز آیین صفا نیست
جز در بَرِ یکتا قدِ این فرقه دو تا نیست
حتّی جرس قافله، غافل ز خدا نیست

رکن و حَجَر و حِجر، ز هجر است پریشان
زمزم ز دو چشم آب بریزد پیِ ایشان

اینان که روانند، همه روح و روانند
این سلسله هر یک‌تنشان جان جهانند
این طایفه از طفل و جوان، پیر زمانند
این قافله شب تا به سحر، نافله‌خوانند

بازار جهان این همه سرمایه ندارد
گلزار جِنان این قَدر آرایه ندارد

این قافله جز عشق، ره‌آورد ندارد
عشقی که به جز سوز و غم و درد ندارد
یک آینه، بر چهرهٔ خود گَرد ندارد
جز شیرزن و غیر جوانمرد ندارد

مُحرِم شده از کعبهٔ گِل، راه فتادند
از گِل به سوی کعبهٔ دل، روی نهادند

اینان همه از خانهٔ خود، دربدرانند
بر باغ دل فاطمه، یکسر ثمرانند
اینان پسر عشق و، محبّت پدرانند
با شور حسینی به نوا، جامه‌درانند

دین را به فداکاری این طایفه، دِیْن است
وین قافله را قافله‌سالار، حسین است

این قافله را بانگ جرس، گریه و ناله‌ست
این قافله نی، باغ گُل و سوسن و لاله‌ست
از نور، به گِرد رُخشان حلقهٔ هاله‌ست
در محمل خود، حاجیه بانوی سه‌ساله‌ست

با سورهٔ عشق آمده، هفتاد و دو آیه
چون ماه و ستاره پی هم، سایه به سایه

این طفل، به غیر از دُرِ دُردانه نبوده‌ست
دردانهٔ من، با موی بی‌شانه نبوده‌ست
جایش به جز از دامن و بر شانه نبوده‌ست
گنج است، ولی گوشهٔ ویرانه‌ نبوده‌ست

این دختر من، نازترین دختر دنیاست
دختر نه، که در مِهر و وفا، مادر باباست

ای کعبه ببین، غرق صفا مُحرِمشان را
ای کوفه چه کردی بدنِ مُسلمشان را؟
ای ماه ببین ماه بنی‌هاشمشان را
ای سَرو ببین سروِ قدِ قاسمشان را

ای صبح کجا آمده صادق‌تر از اینان؟
ای عشق بگو نامده عاشق‌تر از اینان

چاووش عزا همره من روح الامین است
ای خصم اگر تیر و کمانت به کمین است
در دستت اگر کعب نی و نیزهٔ کین است
سردار سپاهم پسر اُمّ بنین است

آورده‌ام از جان شما تاب بگیرد
چشمی که ز چشمان شما، خواب بگیرد

ای قوم هوس! عشق، هواخواه حسین است
سرهای سران، خاک به درگاه حسین است
خورشید فلک، مشتری ماه حسین است
ای روبَهیان، شیر به همراه حسین است

آن فضل که در قافله‌ام نیست،کدام است؟
عبّاس، ترازوی مرا سنگ تمام است

ای روشنی چشم و، چراغ دل زینب
کشتی نجات همه و ساحل زینب
وی ماه رخت روشنی محفل زینب
دوری مکن از دیده و از محمل زینب

دارد سفر ما سفر دیگری از پی
من روی شتر راه کنم طی، تو سر نی

#علی_انسانی

@raziolhossein
13:08
#امام_حسین
#یوم_الترویه


بار بربندید آهنگ سفر دارد حسین
نیّت رفتن در آغوش خطر دارد حسین

خنجر نامردمی خوردن ز اهل کوفه را
خوب می‌داند که میراث از پدر دارد حسین

وای من! مابین رود دجله و رود فرات
لب ز شن‌های بیابان خشک‌تر دارد حسین

اهل‌بیتش را ببین همراه خود آورده است
چون‌که از پایان کار خود خبر دارد حسین

تا بگوید شرط دینداری فقط آزادگی‌ست
روی دستش غنچه‌ای بی‌بال و پر دارد حسین

بانگ بر زد پیکری بی‌دست «اَدرک یا اَخا!»
ناگهان دیدند دستی بر کمر دارد حسین

کوه صبر است او که هم داغ برادر دیده است
هم تک و تنهاست، هم داغ پسر دارد حسین

بر فراز نی نگاهش را به صحرا دوخته‌ست
آه اگر از اهل‌بیتش چشم بردارد حسین

کاروانی نیزه و شمشیر و خنجر پیش رو
کاروانی اشک و ماتم پشت سر دارد حسین

تا که حج ناتمام خویش را کامل کند
ترک سر کرده‌ست، احرامی دگر دارد حسین

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
ش
23:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 58.8 KB
23:24
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دوبیتی

فلک جنگید تا مهمان بمیرد
شبیه ابرها گریان بمیرد

تمام کاسه های آب خون شد
خدا می خواست...او عطشان بمیرد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
23:25
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_مسلم


زلف همه‌ی خلق گرفتار حسین است
حال همه آشفته و بیمار حسین است

باید که خلائق همگی اشک بریزند
وقتیکه خداوند عزادار حسین است

امن است همیشه حرمش،چونکه سگ کهف
مشغول نگهبانی دربار حسین است

هرگز به کس و ناکسی «ارباب» نگفتیم
زیرا فقط این لفظ سزاوار حسین است

هر خانه که گهگاه در آن روضه بگیرند
همسایه دیوار به دیوار حسین است

در روز جزا کار کسی نیست شفاعت
در روز جزا کار فقط کار حسین است

کفاره ما را پسر فاطمه پرداخت
تا روز ابد شیعه بدهکار حسین است

حق گفت که رجعت کند از خاک به افلاک
زیرا که خدا تشنه دیدار حسین است

از خواهر او روضه مکشوفه نخوانید
سربسته بگویید، از اسرار حسین است

در کوفه بی مهر و وفا حضرت مسلم...
...انگار فقط یار وفادار حسین است

رفته سر مسلم به سر دارالاماره
الحق و والانصاف که سردار حسین است

جمع‌اند به دور بدنش مردم بازار
مسلم همه جا گرمی بازار حسین است

#آرش_براری

@raziolhossein
23:25
#حضرت_مسلم
#مسلمیه

بنویسید مرا یار حسین
کشته و مرده ی دیدار حسین
اولین بی سر بازار حسین
مسلم کوفه ،علمدار حسین

او دلش خواست سفیرش باشم
من دلم خواست اسیرش باشم

قفس از کوفه و پر از مسلم
زخم از کوفه جگر از مسلم
خاک پا از تو و سر از مسلم
کس نپرسد چه خبر از مسلم

کوچه ها بی کسی ام را دیدند
غم دلواپسی ام را دیدند

مردم کوفه غلام طوعه
بس که بالاست مقام طوعه
یاریم کرد کلام طوعه
کوفیان باز مرام طوعه

روح مردانه در این پیرزن است
پیره زن نه بخدا شیرزن است

عهد بستند شکستند همه
مردمش پول پرستند همه
تشنه خون تو هستند همه
كوفيان سنگ به دستند همه

کاروانت نشود سرگردان
به مدینه همه را برگردان

تکه تکه بدنم گفت نیا
پاره ی پیرهنم گفت نیا
به سر میخ تنم گفت نیا
خاک و خون دهنم گفت نیا

مرکب جنگ همه زین کردند
سر تو جایزه تعیین کردند

ترسم از گمشدن دخترهاست
ترسم از سوختن معجرهاست
ترسم از وا شدن زیور هاست
ترسم از غارت انگشترهاست

حرمله نقشه کشیده ست حسین
دو سه تا تیر خریده ست حسین

شرر ای کاش به جانت نزنند
نیزه ها سر به دهانت نزنند
کوفیان زخم زبانت نزنند
وای سیلی به زنانت نزنند

پیش زینب بدنت را نکشند
گرگ ها پیرهنت را نکشند

#حامد_خاکی

@raziolhossein
23:25
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


به روی دارم و دارم به لب نوا ، برگرد
اگر چه نامه نوشتم بیا ، میا ، برگرد

دو دست بسته ، لب پاره ، دیده گریان
همه به ناله بگویند ، یکصدا ، برگرد

به غیر سنگ لب بام و تیغ و نیزه و تیر
غریبه اند همه ، نیست آشنا برگرد

مدینه باز در این کوفه می شود تکرار
دوباره فاطمه ای بین کوچه ها ، برگرد

میا که حرمله با تیر ، بر سر دوشت
زند به حنجر شش ماهه ، بی هوا ، برگرد

سنان به دست ، همه اهل کوفه همدستند
کنند دست علمدار تو جدا ، برگرد

میا که سهم سرت سنگ می شود اینجا
و اجر قاری قرآن شود ادا ، برگرد

بلند مرتبه شاهی و ترسم از این است
تنت به خاک بیابان شود رها ، برگرد

به تازیانه جدا می کنند در گودال
ز جسم بی سر تو ، دختر تو را ، برگرد

میا که پیرهن کهنه میشود غارت
و نیست بر تو کفن غیر بوریا برگرد

میار زینب خود را ، و گرنه می گردد
به کوفه همسفر شمر بی حیا ، برگرد

به روی دارم و این است حرف آخر من
میا به کوفه، در این شهر بی وفا ، برگرد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
23:25
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


سالار کاروان پر از یاسمن، حسین
جمع صفات و خاتمه ی پنج تن، حسین
دلدار مصطفی و علی و حسن، حسین
برگرد و سوی کوفه نیا جان من حسین

کم در میان کوفه عذابم نداده اند
با کام تشنه گشتم و آبم نداده اند
از بس که بین کوچه جوابم نداده اند
دل خوش شدم به یاری یک پیرزن حسین

با تیغ و نیزه بال و پرم را شکسته اند
دندان و کام شعله ورم را شکسته اند
از پشت بام فرق سرم را شکسته اند
نامردی است مسلک شان غالبا حسین

شام بلند غفلت شان سر نمی شود
چیزی برایشان زر و زیور نمی شود
این جا دلی برای تو مضطر نمی شود
برگرد و سر به وادی این ها نزن حسین

دیگر بریدم از دل تاریک کوفیان
از کوچه های خاکی و باریک کوفیان
جان رقیه ات نشو نزدیک کوفیان
چون می درند از بدنت پیرهن حسین

باید نظر به قامت آب آورت کنی
فکری برای تشنگی اصغرت کنی
قدری نظاره بر جگر خواهرت کنی
شاه غریب گشته و دور از وطن حسین

این جا نمک به زخم عزادار می زنند
زن را برای درهم و دینار می زنند
طفل اسیر را سر بازار می زنند
غیرت میان کوفه شده ریشه کن حسین

می ترسم این که بین بیابان رها شوی
بر خاک داغ بادیه عطشان رها شوی
غارت شوی و با تن عریان رها شوی
برگرد تا رها نشوی بی کفن حسین

ای وای اگر که اسب کسی سرنگون شود
یا از فراز نیزه سری واژگون شود
گودال قتلگاه اگر غرق خون شود
ضجه زند عقیله که خونین بدن حسین

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
23:25
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


از شرمِ وعدۀ ظفرش در شراره بود
دیگر جز آهِ سرد کشیدن، چه چاره بود

تابی به تن نداشت که خود را کند خلاص
یک تن پیاده، وآن همه لشکر، سواره بود

بگرفته بود راه بیابان، امیر عشق
امّا سفیر، بر سر دارالاماره بود

حتّی خیالِ اینکه نیاید به کوفه، شاه
در جسم ناتوانش، جانی دوباره بود

از بامِ قصر، ـ با چه دلی ـ جانب حجاز
با آن نگاهِ بی رمقش در نظاره بود

می‌خواست باادب دهد او را سلام و حیف
دستی نداشت، عرض ادب با اشاره بود

این آفتاب عشق که در ابر غربت است
دیشب چو ماه، بین هزاران ستاره بود


🔸

رد می‌شد و شنید که بابا و دختری
وقت وداعشان سخن از گوشواره بود

با خویش _ دید _ زمزمه‌ها داشت حرمله
از چشم ساقی و گلوی شیرخواره بود...

#فقیر_تهرانی

@raziolhossei
23:25
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


با دلی سوخته  ای ماه تمام
از روی بام دهم بر تو سلام

ای فدای دل بشکسته تو
مسلمم قاصد پر بسته تو

خواهشم را بشنو نور دوعین
جان زینب تو میا کوفه حسین

کوفه شهریست پر از درد حسین
کوفه را نیست یکی مرد حسین

کوفه یک شهر پر از نیرنگ است
میهمان داریشان با سنگ است

کوفه از خون به رخم رنگ زده
کوفه بر مسلم تو سنگ زده

سنگ ها کاش به مسلم بزنند
ولی یک سنگ به زینب نزنند

کوفه سیلی زدنش آیین است
دست کوفی به خدا سنگین است

کوفه بر کشتن تو می نازد
اسب ها بر بدنت می تازد

ترسم اینجا به بر خواهر تو
برود بر سر نیزه سر تو

ترسم از تیر غمت چاره شود
گلوی اصغر تو پاره شود

مرحم زخم دل اینجا نمک است
قسمت اهل و عیالت کتک است

لاله هایت همه پژمرده شوند
اهل بیتت همه افسرده شوند

چون گلت را به بر خار برند
زینبت را سر بازار برند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
23:25
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


عشق تو را به قیمت جان می خرم حسین
بالای دار نام تو را می برم حسین

با دست بسته و لب پاره به روی دار
کوفه میا شده سخن آخرم حسین

گفتم سر تو باد سلامت به کوچه ها
هرچه زدند سنگ جفا بر سرم حسین

از آن همه سپاه دل شب کسی نشد
یک تن به غیر پیر زنی یاورم حسین

خواهی اگر به کوفه بیایی بیا ولی
همراه خود میار تو اهل حرم حسین

ترسم که حتک حرمت زینب شود میا
اینجا که بوده خواهر تو محترم حسین

دادند آب گرچه به لبهای خشک من
در فکر تشنگی علی اصغرم حسین

راس بریده ام به سر نیزه ها زدند
شکر خدا ندید دگر دخترم حسین

در فکر سم اسب و تن بی سر تو ام
در کوچه ها کشند اگر پیکرم حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


از چشمِ شورِ شهر كوفه آخرش افتاد
در كوچه اوّل پيكرش بعدش سرش افتاد

بالَش به عشق مادر ارباب در آتــش
اوّل به شدّت سوخت و بعدش پرش افتاد

دندان ارباب دو عالم ريخت بين طشت
دندان مسلم چون ز روی منبرش افتاد

با اينكه می لرزيد از فردای زينب ها
لرزه به كوفه از دمِ "يا حيدرش" افتاد

"روز نُهُم" مسلم اسير خدعه هاشان شد *
"روز دهم" هم زير سُم ها دخترش افتاد **

شكر خدا او زودتر از بچّه هايش رفت
ارباب ما كه پيش جسم اكبرش افتاد

كوفه ميای مسلمش را بيشتر حس كرد
چشمش كه بر حلق علی اصغرش افتاد

از اسب خود افتاد وقتی در دل گودال
در خيمه با صورت گمانم خواهرش افتاد


* نهم ذی الحجه شهادت حضرت مسلم
** دهم محّرم شهادت حميده خاتون دختر مسلم

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


من پیک عشق هستم و نامه بر حسین
اول فدایی حرم خواهر حسین

لب تشنه ام ولی نزنم لب به آبها
سیراب میشوم فقط از ساغر حسین

گرد و غبار چهره ام امضا نموده است
مسلم جبین نسوده به غیر از در حسین

فطرس کجاست تا ببرد این پیام را؟
باید سلام من برسد محضر حسین

دلواپسم برای النگوی دخترش
دلواپس ربودن انگشتر حسین

مثل تنور لحظه به لحظه گداختم
نقشه کشیده اند برای سر حسین

خولی و شمر از عددی حرف میزنند
حرف ازدوازده شد و از حنجر حسین

روی قناره تشنه ی صوت حجازی ام
تا که علم شود نوک نی منبر حسین

پایین پای اکبر او مدفن من است
در کوفه نیست مقبره ی نوکر حسین

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

زِراه آمده از خانه ی خدا برگرد
اگر خودم به تو گفتم بیا  نیا برگرد

 تو را به حیدر کرار بگذر از کوفه
برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد

برای قامت اکبر٬ دو تا عبا بردار
که جا نمی شود این تن به یک عبا برگرد

خدا به خیر کُند شمر چکمه پوشیده
در انتظارِ تو اِستاده بی حیا برگرد

یزید٬ به دستش گرفته چوب منتظر است
که بر لبت بزند ضربه با عصا برگرد

اگر به کوفه بیایی رُباب می بیند
که می رود سرِ طفلش به نیزه ها برگرد


#سعید_خرازی

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

در كوفه به جز سنگ، دگر بار نيايد
كاري ز درختش كه به جز دار نيايد

بيهوده نگاهت به سوي كوفه نباشد
از داخل اين شهر، طرفدار نيايد

اين عاقبتِ من كه عزيز آمده بودم
اي كاش در اين شهر كسي خار نيايد

من مُردم و غم نيست اگر كوچه‌نشينم
ناموسِ تو  اي كاش به بازار نيايد

پرسيده‌ام از سفره‌ي مهماني اين شهر
جز بوي كتك موقع افطار نيايد...


@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

محمل صبرم ز اشک دیده در گل مانده است
از که جویم نسخه درمان که دل درمانده است

خانه بر دوشم هر آن کس که مرا در کوفه دید
یا که در بسته به رویم یا که از خود رانده است

سوختم از نیشخند مردم اما بیشتر
خنده های حرمله قلب مرا سوزانده است

از سه شعبه دایه می سازند و از نی گاهوار
وای از آن طفلی که مادر در بغل خوابانده است

تیر و نیزه هر کدامش قبله گاهی یافته
کوفه سوی اکبر ت هر نیزه را چرخانده است

قول سوغاتی به دخترها پدرها می دهند
گوشواره خواستن هاشان مرا ترسانده است

بس که مشتاق تماشای اسیری منند
کوچه کوچه پیکرم را دشمنت گردانده است

تا که راه زینبت در کوفه گل باران شود
خون سرخم کوچه های کوفه را پوشانده است

سهم من چندین اگر سنگ است از این بام ها
باقی اش آقا برای کودکانت مانده است

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


کوفه با مردان خیلی مرد ، بد تا می کند
با حسینت بی برو برگرد ، بد تا می کند

آی مسلم دردهایت را به نا اهلان مگو
کوفه با مردان اهل درد بد تا می کند

بعد حیدر گرمی از دلهای مردم رفته است
کوفه از وقتی که شد دلسرد ، بد تا می کند

نخل میثم را ببین و بعد لب وا کن که شهر
با کسی که لب به حق وا کرد ، بد تا می کند

جرم هانی از تو گفتن بود، این شهر فریب
با کسی که از تو نام آورد ، بد تا می کند

با تو بد تا کرد دنیا ، مطمینم تا ابد
با دل ما غصه ات ای مرد ، بد تا می کند

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

اینان که حرف بیعت با یار میزنند
آخر میان کوچه مرا دار میزنند

اینجا میا که مردم مهمان نوازشان
طفل تو را به لحظه دیدار میزنند

این کوفه مردمش ز مدینه شقی ترست
یعنی کسی که باشد عزادار میزنند

دیدم برای آمدنت روی اُشتران
چندین هزار نیزه فقط بار میزنند

اینجا برای کشتن طفل سه ساله ات
هر لحظه حرف سیلی و مسمار میزنند

فتوای: خون نسل علی شد حلال را
هر شب به روی مأذنه ها جار میزنند

آقا نیا که آخرش این شور چشم ها
تیری به صحن چشم علمدار میزنند

سر بسته گویمت که پریشان زینبم
حرف از اسیر کوچه و بازار میزنند

می ترسم از دمی که یتیمان تو حسین
پائین پای نیزه ی تو زار میزنند

این کوفه آخرش به تو نیرنگ میزند
حتی به رأس اصغر تو سنگ میزنند

#مهدی_نظری

@raziolhossein
23:28
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

وقتی نَفَس از سینه بالاتر نیاید
جز هِق‌هِق از این مردِ غمگین بر نیاید

خیلی برایِ آبرویم بد شد اینجا
آنقدر بد دیدم که در باور نیاید

در را خودم بر رویِ دشمن باز کردم
گفتم به طوعه تا که پشت در نیاید

سوگند خوردم در مدینه بعدِ زهرا
خانومِ خانه پشتِ در دیگر نیاید

دیر است اما کاش می‌شد تا عقیله
شهرِ تنور و خار و خاکستر نیاید

بر پُشتِ دستم می‌زنم دیدی چه کردم
هرکس بیاید مادرِ اصغر نیاید

ای کوفه باتو آرزویم رفت از دست
بی آبروها آبرویم رفت از دست

در کوچه‌ها بر خاکها رویم کشیدند
در را شکستند و به پهلویم کشیدند

در پیشِ زنهاشان غرورم را شکستند
با پا زدنهاشان غرورم را شکستند

از بس که زخمم می‌زدند از حال رفتم
بینِ جماعت بودم و گودال رفتم

عمامه‌ی من را که غارت کرد نامرد
با نیزه‌ای آمد جسارت کرد نامرد

دو کودکم دیدند بر جانِ من اُفتاد
دو کودکم دیدند دندانِ من اُفتاد

طفلانِ من دیدند طفلانت نبینند
آقا جسارت را به دندانت نبینند

با سنگهای خود سرِ من را شکستند
انگشتِ بی انگشترِ من را شکستند

ای کاش می‌شد لحظه‌ی آخر  نیاید
یا ساربان دنبالِ انگشتر نیاید

وای از دلِ زینب چه می‌آید سرِ او
وقتی که انگشتر زِ دستت در نیاید

یا لااقل دنبالِ این هشتاد خانوم
نامحرمی با خیزرانِ تَر نیاید

بالا سرت وقتی که گودالت شلوغ است
هرکس بیاید کاشکی مادر نیاید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:29
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست
بینِ این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست
هیچ کس نیست که مشغولِ تماشایم نیست
نفسی مانده و جانی به سَر و پایم نیست

من که شرمنده ام ای تشنه به اندازه ی شهر
چشم بر راه توام بر سرِ دوازه ی شهر

یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند
یک تن امّا همه از رسم وفا زخم زدند
بی کس ام دیده ولی در همه جا زخم زدند
سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند

زخم بر من زده و کرده تماشا کوفه
امتحان کرده نوکِ نیزه ی خود را کوفه

آنکه دیروز نظر بر نظرم می انداخت
دیدی امروز چه خون بر جگرم می انداخت
چوب آتش زده از دور و برم می انداخت
شاخه ی شعله ور و نخل سَرمَ می انداخت

خواستم تا بپرم از بدنم بال اُفتاد
کارم آخر به تهِ گودی گودال اُفتاد


وای اگر یک نفر اینجا تک و تنها گردد
آنقدر داغ ببیند که قدش تا گردد
بعد از آن دشنه و سرِ نیزه مهیا گردد
آنقدر زخم زنندش که معمّا گردد

به سَرَم آمده و باز همان خواهد شد
وای بر من که سرت سهمِ سنان خواهد شد

رسم این است که اوّل پَرِ او می ریزند
بعد از او دور و بر پیکر او می ریزند
بعد با خنجر خود بر سرِ او می ریزند
بعد از آن هم به سر خواهر او می ریزند

آخرش هم همه بر روی تنش می کوبند
نعل تازه زده و بر بدنش می کوبند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:29
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

کوفه نیا به اصغرت رحم کن
به قاسم و به اکبرت رحم کن

جماعتی قصد سرت کرده اند
سرور مسلم، به سرت رحم کن

خنجر تیز کوفیان آخته
پسر عمو به حنجرت رحم کن

به اسب خود نعل قوی می زنند
به استخوان پیکرت رحم کن

دختری از پدر طلا خواسته
به گوش های دخترت رحم کن

صحبت شان با اسرا سیلی است
حسین جان، به خواهرت رحم کن

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
23:29
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

بنویسید مرا یار اباعبدالله
اولین بنده ي دربار اباعبدالله
منتظر مانده ي دیدار اباعبدالله
من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله

عاشق آن است که دیدار کند یارش را
بارها جان بدهد دید اگر دارش را
باز آماده کند جان دگر بارش را
فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را

  هرکه افتاد پی کار اباعبدالله

من پرم را به روي دست گرفتم، دیدم
جگرم را به روي دست گرفتم دیدم
سپرم را به روي دست گرفتم دیدم
تا سرم را به روي دست گرفتم دیدم...

  راهم افتاده به بازار اباعبدالله

وقت هجران به گریبان چه نیازي دارم
به دل بی سر و سامان چه نیازي دارم
با لب پاره، به دندان، چه نیازي دارم
به سرشانه ي اینان چه نیازي دارم

تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید
زیر پایش مژه ی چشم ترم را ببرید
محضرش دست به دست این جگرم را ببرید
گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

 باز هستیم بدهکار اباعبدالله

سنگ ها خوب نشستند به پاي لب من
لب من ریخت و پیچید صداي لب من
طیب الله به این لطف و وفاي لب من
بعد از این آب حرام است براي لب من

بس که لبریزم و سرشار اباعبدالله

مانده از جلوه والاي تو حیران، مسلم
جان خود ریخت به پاي تو به یک آن، مسلم
عید قربان شهان، هست فراوان مسلم
من به قربان تو نه... جان هزاران مسلم

 تازه قربان علمدار اباعبدالله

به ولاي تو نداده ست اذان، هیچ کسی
وا نکرده ست به شأن تو دهان، هیچ کسی
مثل مسلم نبوَد دل نگران، هیچ کسی
به خداوند که در هر دو جهان، هیچ کسی...

  مثل من نیست گرفتار اباعبدالله

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
23:29
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

در پیشِ تو از شرم ، آبم کرد کوفه
من آبرو دارم خرابم كرد کوفه

لبریزِ خون کردند رویم را ، عزیزم
بُردند اینجا آبرویم را عزیزم

مجبور بودم بچه‌هایم را سپردم
با دستِ خود دستِ حرامی‌ها سپردم

باور نمی‌کردم مرا از پا درآورد
من مَرد بودم کوفه اشکم را درآورد

باور نمی‌کردم برایم چال کندند
اینجا برای کُشتنم گودال کندند

من فکر می‌کردم وفا دارند افسوس...
یا لااقل قدری حیا دارند افسوس...

در کوچه‌هایش که غم یکریز دارد
دیوار‌هایش سنگهای تیز دارد

در شامِ کوفه آفتابت را نیاور
جانِ علی‌اصغر ، رُبابت را نیاور

من فکر می‌کردم تو را چاره بیارند
شش‌ماهه آید چند گهواره بیارند

تا تَرکه‌های خیزران می‌سازد این شهر
از چوبِ گهواره کمان می‌سازد این شهر

کوفه هوایِ میهمانش را ندارد
دندان که تاب خیزرانش را ندارد

از شانه‌ات پایین نیاور دخترت را
این راه پُر خار است جانش را ندارد

در دستشان هم وزنِ او زنجیر دارند
زنجیر تنگ است استخوانش را ندارد

یک پا به ماه است آه همراهت ، نیاریش
یک پا به ماه است و توانش را ندارد

ای وای از تیرِ سه‌شعبه بدتر اینکه
جُز حرمله دستی کمانش را ندارد

معجر برای دخترت کم دارد این شهر
من خورده‌ام سیلیِ محکم دارد این شهر

گیسوی من از کوچه‌هایش خاک خورده
لبهایم از سیلیِ محکم چاک خورده

اینجا که می‌آیی کمی معجر بیاور
از دستِ خود انگشترت را در بیاور

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

گرچه بي سر ز سر بام ، به خاك افتادم
"فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم"١

دستْ بستند مرا چون كه نمي دانستند
"بنده ي عشقم و در هر دو جهان آزادم"٢

مَرد بودم به چنين وضع شهيدم كردند
بعدِ من ، واي بر احوالِ دلِ اولادم !

كوفه را خوب كه با چشم بصيرت ديدم
بود يك شهر پُر از گرگِ به ظاهرْ آدم

در خيالات خود اين قوم خرابم كردند
غافل از اين كه من از عشق حسين آبادم

ضربه ي سختِ عمودي كه سرم را بشكافت
به هواي سرِ ســـقّاي تو رفت از يادم

مَنْـعَم از آب نكردنـــد ولي آخـــر كار
تشنه لب مثل تو اي تشنه جگر،جان دادم

شد سرم بر سر دروازه ي شهر آويزان
تا "سران" را بفرستي به مُــبارك بادم


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

من رسول آيه هاي سرخ قرآن توام
من مسلمان هم اگر باشم مسلمان توام

سر به زير انداختم آواره ي عشقت شدم
اولين مرد گريبان پاره ي عشت شدم

بچه هايم را فداي بچه هايت ميكنم
با همين لبهاي خوني هم صدايت مي كنم

هيچكس در شهر كوفه خوب با من تا نكرد
در زدم اما به رويم هيچكس در وا نكرد

با همين دستان خالي دامنت را خواستم
در قنوتم از سفر برگشتنت را خواستم

دور از اين شهرِ هزار آيينِ بي منظور شو
هر كجا خواهي برو اما ز كوفه دور شو

نيزه هاشان را به روي پيكرم كوبيده اند
بارها با چكمه هاشان بر سرم كوبيده اند

غم به غير از سينه ام جاي دگر محبوس نيست
كوفه جاي امن بر آوردنِ ناموس نيست

كوفيان پستند زينب را نياور با خودت
بد نظر هستند زينب را نياور با خودت

ترس من از سم مركب ها و از پامال هاست
ترس من از گير افتادن ته گودال هاست

دخترانت آرزو دارند كوفه امن نيست
خواهرانت آبرو دارند كوفه امن نيست

جان مسلم ها فداي ناله هاي آخرت
ترس من اين است بي معجر بماند خواهرت



#حامد_خاکی

@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#عامیانه


من مثِ نامه‌ی سربسته شدم
مثل یک دل، دلِ بشکسته شدم
در زدم تو خونَه‌شون رام ندادن
اِنقَدَر قدم زدم خسته شدم
*
بالای بام می‌زنم صدات، حسین
کاش باشم منم تو کربلات، حسین
دو تا قربونی آوردم با خودم
بچّه‌هام فدای بچّه‌هات، حسین
*
عوض حنجرِ تو من چی بدم؟
نذر انگشتر تو من چی بدم؟
اگه بچّه‌هاتُ بازار بیارن
جواب مادرت‌ُ من چی بدم؟
*
کوفه لحظه‌لحظه تغییر می‌کنه
مهمونُ از زندگیش سیر می‌کنه
خیلی از موهام سفید شد، این روزا
نگرونی آدمُ پیر می‌کنه
*
بعد از این دیگه منُ سفیر نکن
دختراتُ توی کوفه پیر نکن
حالا که می‌خوای بیای، بیا ولی
زن و بچّه‌تُ دیگه اسیر نکن
*    
واسه تو، شب تا سحر در می‌زنم
وا نکردن، در دیگر می‌زنم
دارم از دل‌نگرونى می‌میرم
خودمُ این در و اون در می‌زنم
*
"نیا" گفتنم برا دخترته
گریه‌هام براى انگشترته
با سرِ شکسته، سربسته می‌گم
اون که دارى میاریش خواهرته
*
چه‌جورى به فکر جونت نباشم؟
یا که گریونِ جَوونت نباشم؟
همه‌آماده‌ی کشتنِ تواَن
چه جورى دل نگرونت نباشم؟

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

نکرده است به عهدش کسی وفا مسلم
رسیده ای به سرانجام ماجرا مسلم

علی ندیده وفا از اهالی این شهر
نشسته ای به امید وفا چرا مسلم؟

نماز مغرب اگر صدهزارتا باشند
دوباره یک نفری موقع عشا مسلم

دوچشم مردم این شهر کور خواهد شد
اگر اشاره کند برقی از طلا مسلم

ببین که مردتر از مردهاست پیرزنی
امید نیست به این قوم بی حیا مسلم

شب نجات تو از دست شبه مردان است
هزار شکر که دیگر شدی رها مسلم

نمانده راهی و تو بی پناهی و باید
فقط بلند کنی دست بر دعا مسلم

رسیده ای به سرانجام و حیله ی کوفی
ببین خیال تو را برده تا کجا مسلم

اگر چه از سر دارالعماره می افتی
سرت نمی رود اما به نیزه ها مسلم

هزار شکر خدا را دگر نمی ماند
تن تو روی زمین زیر دست و پا مسلم

ولی قرار شده تشنه لب شهید شوی
به احترام لب شاه کربلا مسلم

#مجتبی_خورسندی

@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما
تا بگيرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهيّ سر دار شدم
اي علي زاده ببين ميثم تمار شدم

باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا
موقعي كه وسط كوچه كشيدند مرا

هيچ كس نيست دگر دور و بر مسلم تو
بسته شد مثل علي بال و پر مسلم تو

سر عباس و علي هات سلامت آقا
گر شكستند در اين كوچه سر مسلم تو

قسمت اين بود ؛ لبِ تشنه شهيدم بكنند
پيش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشك و دو چشمم تر و قلبم سوزان

زده اند آتش بر خشك و تر مسلم تو

به فداي سر يك موي عزيزان تو باد
جان هر دو پسر دربه در مسلم تو

كاش مي شد بنويسم كه نيايي اينجا
كه مي آيد به سر تو چه بلايي اينجا

حاصل اين سفرت بي علي اصغر شدن است
بي برادر شدن و بي علي اكبر شدن است

همه ي ترسم از اين است كه مضطر بِشَوي
مثل اين نائب دل سوخته ؛ بي سر بِشَوي

واي اگر گَرْد بر آيينه ي تو بنشيند
شمر با چكمه روي سينه ي تو بنشيند

واي اگر كار به توهين و جسارت بكشد
واي اگر خواهرتان بار اسارت بكشد

واي اگر اهل و عيال تو زمين گير شوند
دختركهات پس از رفتن تو پير شوند

بدنم نقش زمين است ميا كوفه حسين
خواهش مسلمت اين است ميا كوفه حسين

#محمد_قاسمی


@raziolhossein
23:30
#امام_حسین_مناجات


روایت است که رحمت کند خدای حسین
هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین

روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است
دل گرفته و مهموم غصه های حسین

روایت است که آیاتی از کتاب الله
فقط برای حسین است و ماجرای حسین

روایت است زیارت کند خدایش را
کسی که رفت زیارت به کربلای حسین

روایت است بگیری عنان اشک از چشم
مگر زبیم خدا و مگر برای حسین

روایت است که یاری کننده زهراست
کسی که گریه نموده است در رثای حسین

روایت است که این اشک را نگه دارد
برای روز مبادایمان خدای حسین

ببار چشم و خودت را نشان بده امشب
چرا که هست رضای خدا رضای حسین

بگیر مجلس روضه بریز آب روان
که مرهم است به هر زخم سید عطشان


@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

سر کرده‌ام چه سخت سحرهای شهر را
طی کرده‌ام تمام گذرهای شهر را

هرجا که رفته ام به در بسته خورده ام
کوبیده ام تمامی درهای شهر را

گفتند با تو اند ولی کیسه های زر
تغییر داده است نظر های شهر را

تمرین رقص و هلهله و جشن میکنند
آماده میکنند هنر های شهر را

آن باغ های سبز که گفتند، سنگ بود
برداشت کرده اند ثمرهای شهر را

آهنگری شلوغ ترین شغل کوفه است
تعمیر میکنند سپرهای شهر را

فطرس کجاست تا برساند به دست تو...
...این آخرین سلام و خبرهای شهر را


@raziolhossein
23:30
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

به شهر كوفه بجز غصه چيز ديگرنيست
نصيب خواهر تو جز دو ديده ی ترنيست

از آن زمان كه شدم ميهمان اين مردم
هزار فاجعه ديدم كه جای باور نيست

چه گويمت كه خودم گفته ام بيا اما
چه كوفه ای كه ز شهرمدينه كمترنيست

ميا به كوفه كه اينجا به دست هرفردش
به غيرنيزه وشمشير و تير و خنجرنيست

ميا كه در دل اين مردمان نامردش
به جز حسادت و كينه ز آل حيدرنيست


#محمد_حسن_بیات_لو


@raziolhossein
23:33
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دودمه

لبِ این بام فقط نامِ تو بُردَم آقا،
جانِ زینب برگرد

دُخترم را به نگاهِ تو سپردم آقا،
جان زینب برگرد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
23:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه

اينجا كسى براى تو پا در ركاب نيست
كابوس هاست در نظر من كه خواب نيست

يك مرد نيست تا كه بگويد به كوفيان
كه كشتن حسين به قرآن ثواب نيست

‎يك مشك بهر روز مبادا نگاهدا
‎در كربلا براى على اصغر آب نيست

‎از سنگ هاى مردم اين شهر خوانده ام
‎قرآن روى نيزه ى تو بى جواب نيست

‎برگرد ياحسين كه دست سه ساله را
‎آنقدر كوچك است كه تاب طناب نيست


@raziolhossein
23:35
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#تک_بیت

باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا
موقعی كه وسط كوچه كشيدند مرا


@raziolhossein
23:35
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

کوفیان در دلشان کینه ی زهراست نیا
مسلمت را بنگر بی کس و تنهاست نیا

کار این بی صفتان سبّ عمویم علی است
بینشان بغض علی واضح و پیداست نیا

خواستم آب بنوشم که لبم مانع شد
تشنگی وجه شباهت به تو مولاست نیا

لب و دندان من از سنگ شکست و خون شد
لب و دندان تو در نقشه ی اعداست نیا

همه ی غصه ام این است که سنگت بزنند
نیزه و سنگ زدن حرفه ی اینجاست نیا

گر بیایی همه ی اهل حرم می بینند
کمرت تاشده از غصه ی سقاست نیا

پسرانم به فدای پسران تو شوند
حیف از زندگی اکبر لیلاست نیا

ترس دارم که بیایی و ببیند زینب
ته گودال سر نعش تو دعواست نیا

گر بیایی همه ی جن و ملک می شنوند
که «بنیّ...» به لب حضرت زهراست نیا

سر من را که بریدند و به میخی بستند
فکر و ذکرم سر و گیسوی تو آقاست نیا

لااقل دختر خود را تو به همراه نیار
کوفه جولانگه خولی و شبث هاست نیا

ترس دارم ز روی نیزه ببینی آخر
حرمله همسفر زینب کبراست نیا

«دخترم را بغلش کن که کنیزی نرود»
نا مسلمانیِ این شهر هویداست نیا

#مهدی_علی‌قاسمی

@raziolhossein
23:35
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دوبیتی

وَ (مُسلم) عاشقِ پَندِ عَلے بود
حُسینے بود و دلبَندِ عَلے بود

هـَمہ گُفتَند فَرزَندِ (عَقیل) است
وَلے اِنگار فَرزَندِ عَلے بود...
.
#محسن_کاویانی


@raziolhossein
23:36
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


به کوفه نیست صفایی خدا کند که نیایی
الا که خون خدایی خدا کند که نیایی

به طوف بیت خدایی؟به وادی عرفاتی؟
به مروه یا که صفایی؟ خدا کند که نیایی

دعا برای تو کردم با همین لب پاره
الا که روح دعایی خدا کند که نیایی

ببین که خون به دلم من زروی تو خجلم من
نوشته ام که بیایی خدا کند که نیایی

ببین که کوفه دو رنگ است به دستشان همه سنگ است
چه عهدی و چا وفایی؟خدا کند که نیایی

میار اصغر خود را که جای طفل تو دارم
برای تو دو فدایی خدا کند که نیایی

به کوچه ها همه فکر مخدرات تو هستم
به کوفه نیست حیایی خدا کند که نیایی

تمام غصه ام این است خواهر تو نبیند
به زیر تیغ جفایی خدا کند که نیایی

تمام غصه ام این است خواهر تو نبیند
مرمل بِ دمایی خدا کند که نیایی

تمام غصه این است بر تنت نگذارند
نه پیرهن نه ردایی خدا کند که نیایی

شنیده ام که یک عده نعل تازه خریدند
برای عقده گشایی خدا کند که نیایی

به کوفه نیست به غیر از تنور خانه خولی
برای راس تو جایی خدا کند که نیایی

علی اصغر تو طاقت سه شعبه ندارد
اسیر حرمله هایی خدا کند که نیایی

امان زشام غریبان امان زخیمه سوزان
چه آتشی چه بلایی خدا کند که نیایی

تمام غصه ام این است دختر تو نبیند
میان تشت طلایی خدا کند که نیایی

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:36
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


اگرکه نامه من محضرت بیاید چه
خبر زآمدن لشگرت بیاید چه

چقدر از روی هربام سنگ میخوردم
شکستگی سر من سرت بیاید چه

هزاربار لگدخورد پیکرم اما
به زیر پای کسی پیکرت بیاید چه

ازآن سه شعبه و سرنیزه ها که میسازند
یکی سراغ علی اصغرت بیاید چه

اذان نگفته دهانم زمشت ها خون شد
همین بلا سر پیغمبرت بیاید چه

کسی به پهلوی من نیزه ای نزد اما
هجوم نیزه سوی اکبرت بیاید چه

کلاه خود من افتاد اگر فدای سرت
عمود بر سر آب آورت بیاید چه

نبود خواهرم اینجا میان نامحرم
میان هلهله ها خواهرت بیاید چه؟

کسی به فکر جسارت به دختر من نیست
اگرکه زجر پی دخترت بیاید چه

خودت بپرس ز خواهر که برسر بازار
زمان گم شدن معجرت بیاید چه

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
23:37
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


می‌نویسم رویِ هر دیوار واویلا حسین
می‌نویسم با لبی خونبار واویلا حسین
هرقدم تکرار در تکرار واویلا حسین
می‌نویسم زیرِ این آوار واویلا حسین
بِینِ کوفه بِینِ این  آزار  واویلا حسین


من که دنیایم تویی ؛ معنایِ دنیایم علیست
من که غمهایم تویی آشوبِ شبهایم علیست
دردِ امروزم تویی اندوهِ فردایم علیست
آمدم در کوفه و گفتم که آقایم علیست
بارها گفتم علی ، اینبار : واویلا حسین


از علی گفتم ولیکن قلبِ طفلانم شکست
از علی گفتم ولی یک سنگ دندانم شکست
از علی گفتم ولی پهلوم میدانم شکست
آنقدر خوردم که این بازویِ بی جانم شکست
میزنم با دستِ بسته  زار  واویلا حسین


دستگیرم کرده‌اند از بام میبینم تو را
با تَنی پُر خون همین احرام میبینم تو را
می‌رسی با دختری آرام میبینم تو را
بِینِ کوفه در میانِ شام میبینم تو را
آه آه از زینب و انظار  واویلا حسین


کوفه و در سینه‌ها بُغضِ غدیرش را ببین
وایِ من زنجیرهای سخت‌گیرش را ببین
کوچه‌ها را بامهایش را اسیرش را ببین
بوریایش را ببین تکه حصیرش را ببین
دارم اینجا قبلِ تو یک کار : واویلا حسین


جز غمت اینجا کسی دیشب پناهم داد  نه
غیر طوعه هیچ کس در خانه راهم داد  نه
پاسخی بر التماسم بر نگاهم داد  نه
نه به من ، جا بر دو طفل بی گناهم داد  نه
دخترم را بر حرم بسپار واویلا حسین


هرکه اینجا بود_ حتی اندکی_ میزد مرا
آن یکی می‌بُرد من را  این یکی میزد مرا
پیرمردی میکشید و کودکی میزد مرا
کاشکی جایِ یتیمت  کاشکی میزد مرا
دخترت هست شب است و خار واویلا حسین


یک نفر آمد نوک نیزه به پهلویم کشید
یک نفر با چکمه‌اش بدجور بر رویم کشید
خنجرش را کافری آمد به اَبرویم کشید
حلقه‌ی زنجیر آورد و به بازویم کشید
ناله‌ام شد با تَنی خونبار واویلا حسین


مَردم اما گریه‌ام تقصیرِ تیرِ حرمله است
جانِ تو ذهنم فقط درگیرِ تیر حرمله است
بین کوفه صحبتِ تاثیرِ تیر حرمله است
گرچه عُمری تیر دیدم ، تیر ، تیر حرمله است
دیدم و گفتم ولی دشوار واویلا حسین


جان من حتی برای آب اینجا رو مزن
یا برای کودکی بی تاب اینجا رو مزن
شرمگین از مادری بی خواب اینجا رو مزن
پیش این لبخندها ارباب اینجا رو مزن
رو مزن ، آبی ولی بردار واویلا حسین


آب نه از صبح تا حالا فقط غم خورده‌ام
آتش و سنگ و عصا و نیزه درهَم خورده‌ام
هرچه خوردم کم نیاوردم ولی کم خورده‌ام
با دو دستِ بسته سیلی‌های محکم خورده‌ام
وای من از کوچه و بازار واویلا حسین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:37
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


آقا بیا بگذر ز خِیرِ این سفر برگرد 
وقتی ندارد کوفه غیراز دردسر برگرد

ازاین گلوی زیر تیغم میدهم سوگند
آقا به پهلوی شکسته پشت در، برگرد
 
از بی کسیِ،کوچه گردکوفه معلوم است
پا در رکابت نیست اینجا یک نفر،برگرد

باوَعدهء یک کیسه ء جُو،راه افتادند
بانیزه و شمشیر، باسنگ وتَبَر ،برگرد

بازارشهرکوفه و زینب س زبانم لال
خیلی برای خواهرت دارد خطر برگرد

دست اَرازِل ،تانرفته سمت معجرها 
دست زن وبچه بگیر و زودتر برگرد

اشک یتیمیِ حَمیده دخترم کافیست 
دختر ندارد طاقت داغ پدر ،برگرد

اندازهء اصغر ع کُلاخود وزِره داری؟
تیر سه پر،شش ماهه می فهمد مگر؟! برگرد!

تاقدوبالایِ علی اکبر ع، نخورده است
ازتیزیِ مِقراضها ،چشم و نظر !!برگرد

خواهی نبینی که،سرعباس ع ،می اُفتد
در زیر پای اسبها ،بین گذر برگرد

کوتاه کن، مویِ بلند دخترت،امّا
تا فرصتی باقیست،راهی هست اگر،برگرد

لبهای خشک وضربه های چوب درپیش است
تَه ماندهء جام شراب و طشت زَر برگرد

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
10 August 2019
ش
00:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دودمه


بين اين مردم خداوندا سپر شد لازمم
كوفيان من مسلمم (٢)
امدم اينجا ولى از اعتمادم نادمم
كوفيان من مسلمم (٢)


در ميان كوچه ها شد مثل گريه، خنده ام
يا حسين شرمنده ام (٢)
ياد طفل بى گناهت اصغرم تا زنده ام
يا حسين شرمنده ام (٢)


سوى پيشانى من شد سنگ از هر سو روان
اى امان از كوفيان (٢)
اين جماعت شد خيانت در امانت كارشان
اى امان از كوفيان (٢)


اب را پس مى زنم ياد گلوى اصغرت
من به قربان سرت (٢)
كوفيان شمشير مى سازند بهر اكبرت
من به قربان سرت (٢)


غصه ام اين است سوى كوفه مى ايد حسين
كاش برگردد حسين (٢)
كاش مى زد بر پيام كوفه دست رد حسين
كاش برگردد حسين (٢)


مرتضى را كه رها كرديد بين كوچه ها
كوفيان واى از شما (٢)
حال مى جنگيد عليه خامس ال عبا
كوفيان واى از شما (٢)


گر بيفتد پيكرم من باز هم سوى توام
ياحسين بن على (٢)
بر سر دارالعماره من دعاگوى توام
ياحسين بن على (٢)


پيكرم از پشت بام افتاده پايت ياحسين
من فدايت ياحسين (٢)
اشك مى ريزم براى بچه هايت ياحسين
من فدايت ياحسين (٢)


هيچ ميدانى چه كارى با دل ما كرده اى؟
ياحسين و ياحسين (٢)
كودكانت را چرا با خويشتن اورده اى؟
ياحسين و ياحسين (٢)


#پیمان_طالبی

@raziolhossein
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


آه، بدجور مرا کوفه به هم ریخت حسین
همه ی شهر به یکباره سرم ریخت حسین

باورم نیست که آواره شدم در این شهر
نیست پنهان ز تو، بیچاره شدم در این شهر

تو نبودی که ببینی چه شبی سر کردم
تا سحر گریه به تنهایی حیدر کردم

باورم نیست که آواره ی صحرا شده ای
باورم نیست که تو یکه و تنها شده ای

کاش اینجا نرسی، کوفه پر از نیرنگ است
کوچه هاشان همگی مثل مدینه تنگ است

رفته از کف همه تاب و توانم چه کنم
نامه دادم که بیا، دل نگرانم چه کنم

نگرانم نکند زینبت اینجا برسد
تو نباشی و خودش بی کس و تنها برسد

چقدَر نقشه شوم است که در سر دارند
نکند دخترکان معجر نو بر دارند

وعده زیور و خلخال به هم می دادند
وعده غارت گودال به هم می دادند

نگرانم چه کنم، پیرهنت را بردار
آه آقای غریبم کفنت را بردار

چند تا مشک پر از آب بیاور حتما
آه لب تشنه شدم، آب ندادند به من

کوفه در فکر اسیرند چه بد خواهد شد
خیزران دست بگیرند چه بد خواهد شد

کوفه از قهقه ی حرمله ها سرمست است
کمر قتلِ غریبانه ی مهمان بسته است

#وحید_محمدی


@raziolhossein
00:36
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


شکسته پر شده آقا دگر کبوتر تو
به غیر سایه‌ی غم نیست یاور تو

شب است کوچه به کوچه غریب می‌گریم
که رفت آبروی من به پیش مادر تو

اگر که زنده بمانم ز شرم می‌میرم
بایستم به چه رویی بگو برابر تو

اگر خبر نرسد که نیا به کوفه حسین
خدا کند خبر من رسد به محضر تو

خدا کند که بیاید بلا فقط سر من
مباد کم بشود تار مویی از سر تو

برای تک‌تک‌تان نقشه‌ها به سر دارند
تمام کوفه مهیاست در برابر تو

ذخیره آنقدر آقا شده است نیزه و تیر
برای قامت عباس امیر لشگر تو

چه قدر مأذنه از نیزه ساخته دشمن
که بشنوند اذان علی اکبر تو

سه‌شعبه دایه شده تا که شیر نوشاند
سه‌جرعه از سه پر خود برای اصغر تو

مرا غلام صدا می‌زند چه غم، ای کاش
کسی کنیز نگوید دگر به دختر تو

کنار خانه‌ی خولی صداش می‌آمد
تنور کرده مهیا نهان کند سر تو


#موسی_علیمردانی

@raziolhossein
00:40
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


بر یارهایِ مختصرت گریه میکنم
چون هست آخرین سفرت گریه میکنم

رفته ست پیکرم سرِ دارالاماره و
خون می شود چنین جگرت؛ گریه میکنم

اینها هنوز در دلشان کینۂ علی ست(ع)
هر شب به غربتِ پدرت گریه میکنم

برگرد! می شناسمِشان که در آفتاب؛
از داغ های ِ مستمرت گریه میکنم

بد چشم زخم می خورَد و رو به علقمه
از حالِ حضرت قمرت گریه میکنم

جان می دهد مقابلِ تو! گریه میکنی...
من هم برای چشم ِ ترت گریه میکنم

«أدرک أخاک» میشنوی بعدِ سال ها
از «مُنکسِر» شدنِ کمرت گریه میکنم

شش ماهه با عطش چه هماغوش می شود
محض تلظّیِ پسرت گریه میکنم

لب تشنه ام! فدای سرت أیهاالامیر
چون می رود به نیزه سرت، گریه میکنم

سهم ِ یکی پیرهن و دیگری عبا...
بر ازدحام ِ دور و برت گریه میکنم

هستند کوفیان همه خنجر به دست و من
بر حال سختِ محتضرت گریه میکنم

در خاک و خون به خواهرِ خود خیره میشوی
بر خیمه های شعله ورت گریه میکنم!

#م_عاطفی

@raziolhossein
ش
06:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


تنهاترین غریب کجایی پسر عمو
کشته مرا هوای جدایی پسر عمو

زخمی ترین ستاره ی دارالاماره ام
آماده ام برای رهایی پسر عمو

فریاد می زنم که به اینجا سفر نکن
دیگر مرا نمانده صدایی پسر عمو

امشب همه فدایی و فردا همه فرار!!
در عهد کوفه نیست وفایی پسر عمو

از بچه های فاطمه فرمان نمی برند
اینجا اسیر جور و جفایی پسر عمو

یک پیر زن به داد دل خسته ام رسید
بر زخم من رسانده دوایی پسر عمو

شرمنده ام از این که نوشتم بیا حسین
دارم به لب دعا که نیایی پسر عمو

راهی شده دلم به تمنای دیدنت
با کاروان کرببلایی پسر عمو

بختش بلند آنکه دلش جای عشق توست
مسلم ستاره ای به بلندای عشق توست

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
06:55
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


پسرفاطمه افتاده ز پا یاور تو
پیکرم باد به قربان سر و پیکر تو

با تو اینقدر بگویم که دگر کوفه میا
می زند موج؛دورویی،نشود باور تو

کوچه هایش چقَدَر مثل مدینه تنگ است
بود ذکر لب من نام خوش مادر تو

جان زینب تو میا کاش ز ره برگردی
بیم دارم به اسارت برود خواهر تو

بعد تو نیّت این کوفی بی دین این است
که بریزند به خیمه به سرِ دختر تو

مثل تسبیح که پاره شود ازهم آقا
ترسم آن است بریزد به زمین اکبر تو

قصد دارند بخندند به زانو زدنت
قصدشان است ببینند دوچشم تر تو

خولی از بهر سرت نقشه کشیده برگرد


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
06:58
#امام_زمان_مناجات
#عرفه

اي امير عرفه دست من و دامانت
جان به قربان تو و گردش آن چشمانت

اي امير عرفه ذكر لبت را قربان
حال پر سوز و غم نيمه شبت را قربان

اي امير عرفه روح مناجات توئي
مشعر و سعي و صفا مروه و ميقات توئي

اي امير عرفه حالِ مناجات بده
بر گداي حرمت وقت ملاقات بده

اي امير عرفه گرچه سراپا دردم
گر بيائي به خدا دور سرت مي گردم

اي امير عرفه ديدۀ پر آب بده
دل بيتاب مرا با نگهي تاب بده

اي امير عرفه فيض دمت را قربان
دل دريايي لبريز غمت را قربان

اي امير عرفه تنگ غروب است بيا
سر زدن بر فقرا سرزده خوب است بيا

اي امير عرفه حاجي زهرا برگرد
جان زهرا دگر از خيمۀ صحرا برگرد

اي امير عرفه خنده بزن بر رخ من
جان زينب بده روز عرفه پاسخ من

اي امير عرفه! ذكر مدام است بيا
كار اين عاشق دلخسته تمام است بيا

اي امير عرفه ديدن رويت عشق است
مردن امشب به خدا بر سر كويت عشق است

اي امير عرفه جان گل ياس بيا
آخر مجلس ما روضۀ عباس بيا

اي امير عرفه در عرفاتي امروز
يا كه در علقمه ی شاه فراتي امروز

اي امير عرفه شرح بده خود بر من
سر عباس كجا ضرب عمود آهن!!

#مجتبی_روشن_روان

@raziolhossein
07:02
#امام_حسین_مناجات
#عرفه


با تَضرع ایستاد و رو به رویش حرف زد
با خدای خویش از راز مگویش حرف زد

دست بر زیر محاسن برد و گفتا: پیشکش
از خطوط صورت و زیر گلویش حرف زد

هربلایی بود را روز ازل با جان خرید
جان چه قابل، جان به کف از آبرویش حرف زد

از گلستانش ،جوانش از هر آنچه داشت گفت
از گل ششماههء خوش رنگ و بویش حرف زد

هق هق مولای ما آن دشت را شرمنده کرد
از علی اکبر و از خلق وخویش حرف زد

در مناجاتش گریزی زد میان قتلگاه
از همان سینه که می آیند رویش حرف زد

سينه ي خود را براي سم مركب ها گذاشت
لحظه اي كه از جنايات عدويش حرف زد

ماجرا را دید تا آنجا که بین راه شام
دختر آمد پای نیزه با عمویش حرف زد:

با عمو میگفت اینجا هستی و ما را زدند؟
از لبس از گونه اش از تار مویش حرف زد

یاد ضرب سنگ ها و خون پیشانیش بود
وقتي از نوع نماز و از وضويش حرف زد

شرح داد و شرح داد و شرح داد و شرح داد
از تمام ماجرا و مو به مويش حرف زد

#مجتبی_شکریان
#محمدمهدی_روحی
#محمود_گیو


@raziolhossein
07:03
#امام_حسین
#مناجات
#عرفه


لبیک که در دل عرفات است و منایم
لبیک که از خویش نمودند جدایم
لبیک که سر تا به قدم محو خدایم
لبیک که امروز ندانم به کجایم
پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم
گه در جبل الرحمه و گه مسجد خیفم

آن وادی سوزنده که دل راهسپارش
پیداست دو صد باغ گل از هر سرخارش
دارند همه رنگ خدائی زعبارش
هر کس به زبانی شده همصحبت یارش
قومی به مناجات و گروهی به دعایند
از خویش سفر کرده در آغوش خدایند

این جا عرفات است و یا روح من آن جاست
هم شده آتشکده هم دیده دو دریاست
پای جبل الرّحمه یکی زمزمه بر پاست
این زمزمه فریاد دل یوسف زهراست
این سوز حسین است که خود بحر نجات است
می سوزد و مشغول دعای عرفات است

دیشب چه شبی و چه مبارک سحری بود
ما غافل و در وادی مشعر خبری بود
در محفل حجاج صفای دگری بود
اشک شب و حال خوش و سوز جگری بود
هر سوخته دل تا به سحر تاب و تبی داشت
اما نتوان گفت که مهدی چه شبی داشت

ای مشعریان دوش به مشعر که رسیدید
آیا اثر از گمشدهۀ شیعه ندیدید؟
آیاد دل شب نالۀ مهدی نشنیدید
آیا زگلستان رخش لاله نچیدید؟
آن گمشده مه تا به سحر شمع شما بود
دیشب پسر فاطمه در جمع شما بود

امروز به هر خیمه بگردید و بجوئید
گرد گنه از آینۀ دیده بشوئید
در داخل هر خیمه بگردید و بجوئید
یابن الحسن از سوز دل خسته بگوئید
شاید به منی چهرۀ دلدار ببینید
از یار بخواهید رخ یار ببینید

امروز که حجاج به صحرای منایند
از خویش جدایند و در آغوش خدایند
لب بسته سراپا همه سرگرم دعایند
در ذکر خدا با نفس روح فزایند
کردند پر از زمزمه و ناله منی را
یک قافله بگرفته ره کرب و بلا را

این قافله از عشق به جان سلسله دارند
این قافله با قافله ها فاصله دارند
این قافله جا در دل هر قافله دارند
این قافله تا مسلخ خون هر وله دارند
این قافله تا کعبۀ جان خانه بدوشند
از خون گلو جامۀ احرام بپوشند

هفتادو دو حاجی همه با رنگ خدائی
از مکه برون گشته شده کربلائی
از پیر و جوان در ره معشوق فدایی
جسم و سرشان کرده زهم میل جدائی
اصغر که پدر بوسه زند بر سرو رویش
پیداست شهادت زسفیدی گلویش

خیزید جوانان که علی اکبرتان رفت
ریحانۀ ریحانۀ پیغمبرتان رفت
از مکه سوی کرب و بلا رهبرتان رفت
گوئید به اطفال علی اصغرتان رفت
ای اهل منا شمع دل ناس کجا رفت
از کعبه بپرسید که عبّاس کجا رفت

ای اهل منی کعبه پر از نور و صفا بود
دیروز حسین بن علی بین شما بود
سیلاب سرشکش به رخ و گرم دعا بود
از روز ازل کعبۀ او کرببلا بود
امروز به هجرش همه گریان بنشینید
فردا سر او را به سر نیزه ببینید

در مکّه بپرسید ز زن های مدینه
زینب به کجا رفت کجا رفت سکینه
کلثوم چرا ناله برآورده ز سینه
کو دختر مظلومۀ زهرای حزینه
ای دخترکان یکسره با شیون و ناله
خیزید و بپرسید کجا رفته سه ساله

زین قافله روزی به مدینه خبر آید
کرببلا و بلا زینب خونین جگر آید
با آتش هفتادو دو داغ از سفر آید
از منبر و محراب نبی ناله برآید
تا حشر از این شعله بلرزد دل (میثم)
تنها نه دل (میثم) جان همه عالم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ش
07:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


کوفه شد چشم و مرا گرم تماشا شده است
یار بی یاور تو بی کس و تنها شده است

بین این شهر زبانزد شده نیرنگ میا
صحبت از غارت انگشترت آقا شده است

قدر یک دشت به همراه عبا داشته باش
سخن از ریختن یوسف لیلا شده است

من ازآن خنده ی تلخ عدویت دانستم
کز برای سر شش ماهه چه غوغا شده است

نعل تازه به سم مرکبشان می کوبند
صحبت از تنگی گودال در اینجا شده است

تا که طفل تو نرفته به کنیزی برگرد
حرف نامحرم و دردانه ی نوپا شده است

مثل آن کوچه که زهرای جوان گیر افتاد
مسلم آزرده در این کوچه چو زهرا شده است

من شنیدم که به دیوار سر فاطمه خورد
در دلم روضه ی صدیقه ی کبرا شده است

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
07:45
#امام_حسین
#کعبه_وکربلا


گفت با کرب و بلا کعبه من از تو برترم
تو بیابانیّ و من بیت خدای اکبرم

کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای
من همه خون خدا می جوشد از بام و درم

کعبه گفتا مرد و زن بر گرد من آرد طواف
من مَطاف مسلمین از کِهتر و از مِهترم

کربلا گفتا چه گویی هر شب آدینه من
میزبان انبیا از اوّلین تا آخرم

کعبه گفتا انبیا بر گرد من گردیده اند
تو کجا و من کجا تو دیگری من دیگرم

کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ای است
آن منم، زیرا مزار زاده ی پیغمبرم

کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده
این شرافت بس، که من خود زادگاه حیدرم

کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو
من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم

کعبه گفتا من صفا و مروه دارم در کنار
وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم

کربلا گفتا منم در خیمه گاه و قتلگاه
سعیِ هفتاد و دو ثارالله را یاد آورم

کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین
سالها و قرن ها جوشد ز دامان کوثرم

کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین
زمزم تو آب و من خون خدا را ساغرم

کعبه گفتا بوده دَحوُ الارض در دامان من
من همانا بر تمامِ آفرینش محورم

ناگهان از حقّ ندا آمد، حرم خاموش باش
تو کجا و کربلا هر چند هستی محترم

هستی تو خلقت تو از طفیل کربلاست
چند می گویی که من از کربلا بالاترم

کربلا دارد به کلّ آفرینش افتخار
کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم

من مزار پاک هفتاد و دو ثاراللّهیم
من هم آغوش ابوالفضل و علیِّ اکبرم

مضجع العشّاق فرموده علی نام مرا
شاهدم این دامن سرخ شهادت پرورم

اشگ زهرا ریخته در دامن گلزار من
عِطر جنّت می دمد از لاله های پرپرم

ذره ای از خاک من، درد خلایق را دواست
خون ثارالله می جوشد زهر نخل ترم

اینکه می بوسند با هم انبیا و اولیا
دست عبّاس است کافتاده به خاک معبرم

گر چه در قلبم فرات و دجله می جوشد مدام
آب آب تشنه گان افکنده بر جان آذرم

در بغل دارم فرات و تا قیامت شرمگین
از رباب و حنجر خشک علیِّ اصغرم

نخل «میثم» نخله ای باشد ز نخلستان من
بیت بیت آتشین آن بود برگ و برم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
07:46
برای دریافت سبکهای شهادت حضرت مسلم علیه السلام از کانال نوحه رضیع الحسین استفاده نمائید

🔽🔽🔽

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
ش
22:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


در شهر غم نشان ز هوای بهاره نیست
حتی در آسمان کبودش ستاره نیست

گرچه سفیر لایق رویت نبوده ام
دیگر به کوفه نیز امیدی دوباره نیست

درها به روی باغ نگاهم که بسته شد
دیدم درون باطنشان جز شراره نیست

دعوا سر بریدن راس ستاره هاست
فرقی میان مقتل و دارالاماره نیست

سنگی که خورد بر لب و دندان مسلمت
بدتر ز نعل مرکب صدها سواره نیست

آغوشت ای حسین پناه رقیه است
سهمت ز زندگی بدن پاره پاره نیست

#حسين_جعفری

@raziolhossein
11 August 2019
ش
04:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


از آه من،کبود دل آسمان بوَد
در کوفه مسلم از غم تو نیمه جان بوَد

کوفه میا که جسم تو عریان شود حسین
چشمم به یاد آمدنت خون فشان بوَد

آقا چقدر دلنگرانم برای تو
دلواپسی ام از نگه ساربان بوَد

طفل رباب می شود می شود اینجا دو تا حسین
دیدم به دست حرمله تیر و کمان بوَد

افتادن مرا زن و بچه ندیده اند
دور تو پیش دیده ی زینب،سنان بوَد

کوفه میا به چشم دل،انگار دیده ام
راس بریده ات به کف این و آن بوَد

آقا میا که جای سه ساله به کوفه نیست
اینجا سخن ز مجلس نامحرمان بوَد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
11:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


نگاه ما به تو از هر کجا زیادتر است
چرا که عفو تو از جرم ما زیاد تر است

به ناامیدی از این در نرفتم و دیدم
که خواجه گفت امید عطا زیاد تر است

تمام عمر اگر سوختم در آتش خوف
ولی به حکم محبت رجا زیاد تر است

منی که در پی آسایشم، نمی فهم
که در مسیر تقرب بلا زیاد تر است

اگرچه در عرفاتند حاجیان اما
نگاه تو طرف کربلا زیاد تر است

گریز روضه دوباره رسیده تا گودال
چرا که در دل آن روضه ها زیاد تر است

سر حسین اگر از جلو بریده نشد
غم بریدن آن از قفا زیاد تر است

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
11:58
#امام_زمان_مناجات
#عرفه


گل، فزون است، ولی آن گل، بی‌خار کجاست؟
خیمه بسیار بوَد، خیمۀ دلدار کجاست؟

دل آوارۀ من، خانه به دوشِ یار است
ای حرم با من دلخسته بگو، یار کجاست؟

عرفات و جبل الرّحمه، بگویید به من
کعبۀ روح مرا وعدۀ دیدار کجاست؟

شب، شب مشعر و چشم همگان بیدار است
جگرم خون شده، یارب!دل بیدار کجاست؟

یوسف فاطمه!بازار تو، گرم است ولی
آنکه ما را ببرَد بر سر بازار کجاست؟

تا بیاییم سر راه تو با گوهر اشک
سینۀ سوخته کو؟ چشم گهربار کجاست؟

حاجیان در عرفاتند و ز هم می‌پرسند
حاجی فاطمه کو؟ رهبر احرار، کجاست؟

ای جوانان مدینه!ز شما می‌پرسم
که علی اکبر و عباس علمدار کجاست؟

نه رباب و نه ز گهوارۀ اصغر، خبر است
طفلِ شیرِ حرم حیدر کرار کجاست؟

«میثم»از کثرت عصیان چه هراست، بشنو
عفو، فریاد برآرد که گنهکار کجاست؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
12:04
#امام_حسین_مناجات


ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین
چشمه ی آب حیاتی لک لبیک حسین

ز ازل بندگیم نوکری خانه ی توست
حقاً ارباب صفاتی لک لبیک حسین

بین طوفان گنه غرق شدم کاری کن
ای که کشتی نجاتی لک لبیک حسین

کاش سر تا به قدم گریه شوم آب شوم
تو قتیل العبراتی لک لبیک حسین

باز از قافله کرب و بلا جا ماندم
کن عطا برگ براتی لک لبیک حسین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
13 August 2019
ش
14:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

گلنغمۀ شادی از منادی آمد
از سوی مدینه بانگ شادی آمد

با آمدن طنین بال جبریل
عطر نفس امام هادی آمد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
14:34
#امام_هادی_ولادت

باز دلم در هوايِ حضرت هادي
پرزده تا سامرايِ حضرت هادي

مي كِـشدم سمت بارگاه رفيعش
جَذْبه ي گنبدْ طلايِ حضرت هادي

پَر زده ام تا كــه آشيانه بگيــرم
گوشه ي صحن و سرايِ حضرت هادي

بارِ سفر بسته از دلم ، غمِ عالَم
در دلِ بيتُ الــولايِ حضرت هادي

جامعه را خط به خط،به چشم كشيدم
با نَفَسِ دلگُشـــايِ حضرت هادي

بلكه هدايت شَوَم ، مُدام مي اُفتم
مُلتمــسانه به پايِ حضرت هادي

چاييِ شيرينِ مُوكبِ دَمِ صحن است
دارويِ دارُ الشّـــفايِ حضرت هادي

زاده ي إبنُ الرّضاست،حضرت حق هم
---هست رضا، با رضايِ حضرت هادي

نيمه ي ذي الحجّه مي رسد،چه قشنگ است
---ذبح شَدن ، در مِــنايِ حضرت هادي

نيمه ي ماه است و بين ماه هويداست
عكــسِ رُخِ دلــرُبايِ حضرت هادي

بُرده دل از حضرت جوادُ الائمّـــه
چهره ي چون مرتضايِ حضرت هادي

اي به فداي لبــش كه غنچـه ي بوسـه
---كـــاشته بر گونه هايِ حضرت هادي

"فاطمــه" آورده گُـل براي "سمــانه"
در عــوضِ رو نــمايِ حضرت هادي

گرچه زمينش كشيده است در آغوش
مســـندِ عرش است جايِ حضرت هادي

كوريِ چشمان شورِ خصم،بلند است
---قامـتِ سبـــزِ لوايِ حضرت هادي

كاش كه "سائل"شبي كنار ضريحش
شعــر بخواند برايِ حضرت هادي


#محمد_قاسمی
@raziolhossein
14:34
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی
بر پایه اصول را بنا باید کرد
بر هادی راه اقتدا باید کرد

پیش از نجف و قدم به وادی غدیر
تعظیم به سوی سامرا باید کرد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
14:34
#امام_هادی_ولادت

دلم امشب گدای سامراست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علیّ النقیٍ الهادی
حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست

«مهبط الوحی و معدن الرحمه»
دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست

« من عصاکم فقد عصی الله »است
که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا
شرح و تفسیر وال من والاست

«قد نشرتم شرایع الاحکام»
راه غیر از شما فریب و خطاست

«قولکم صدق ، فعلکم حقٌّ
امرکم متبع » که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین
نفس جاری تو عین دعاست

«من اتاکم نجی» ، برای همه
آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو
به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است
سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت
عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما
تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکة السباع ، ای وای
روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است
هرکه بیچاره ی تو شد آقاست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
14:34
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم

هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم


#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
14:34
#امام_هادی

در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم
ایها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم

نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم
ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم

نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم
صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم

آسمان چشم هایم را کمی ابری کشیدم
زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم

خاک های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل
رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم

خانه ات آباد ای مرد غریب ای مرد تنها
خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم

آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت
از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم

بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد
سمت خورشید خراسان جمله ای کوتاه گفتم

گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی
من ندانسته شما را تو شما را ماه گفتم

آنقدَر درگیر مضمون بودم و روباه پرده
که حواسم پرت شد آن شیر را روباه گفتم

شعر هرگز دست هایم را نمی بندد برایت
من به پیش پایت ای دریاترین با آه افتم


#رضا_خورشیدی_فرد

@raziolhossein
14:35
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

پیغام بشارت از منادی آمد
هنگامه ی شوق و شور و شادی آمد
بفرست به شکرانه پیاپی صلوات
در بیت جواد امام هادی آمد

از روز ازل زمین غلام هادی است
مرهون کرامت امام هادی است
" العبد و ما فی یده مِنْ مولاه"
یعنی سند دلم به نام هادی است


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
14:35
#امام_هادی

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
14:35
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

هردم به دم امام هادی صلوات
هم بر کرم امام هادی صلوات

ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام هادی صلوات


#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:35
#امام_هادی

از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است
*
واژه هایی که نیست در شانت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان
وصف آیینه کار آیینه ست
*
امرکم رشد، ما تهی دستیم
فعلکم خیر، ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
پیش پایت فقیر و مسکین است
*
و بکم یمسک السما مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
بموالتکم...، ولای شما
اصل و فرع و تمامی دین است
*
کربلا گرچه قسمت ما شد
حسرت سامرا به دل مانده
دعوتم کن برای پابوسی...
از تو گفتن همیشه شیرین است...



#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
14:36
#امام_هادی_ولادت

شمیم عطر رحمت می وزد از کوچه ها امشب
دوباره دیده شد در آینه وجه خدا امشب

میان گاهواری که ملک گهواره جنبان است
به جلوه آمده روی علیِ مرتضی امشب

بخوان چندین فراز از جامعه در نیمه ای از شب
که حال دیگری دارد مناجات و دعا امشب

چرا باید به دارو و دوا و نسخه دل بندم
چرا که نام هادی می شود درد و دوا امشب

ز یمن مقدم مولود زهرا حضرت هادی
شده آیینه بندان خانه ی ابن الرضا امشب

شبیهِ کنج ایوانِ طلا، در کنج این هجره
نشستن پای گهواره عجب دارد صفا امشب

دخیل دامن این نازدانه شهرِ پیغر
نمایان شد که فرقی نیست در شاه و گدا امشب

نه اینکه در مدینه کوچه های شهر روشن شد
چراغان می شود از نور او عرض و سما امشب

شب میلاد، ساقی پر کند جام مرا از می
چه شوری در زمین و آسمان گشته به پا امشب

شده عرش برین شهر مدینه، لیک می دانم
خبرهایی است در هر جای جایِ سامرا امشب

دمِ بابُ الجواد آنگونه خیلِ زایران دیدم
که گفتم هست این میخانه هم دارالشفا امشب



#رضا_باقریان

@raziolhossein
14:36
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

هردم دل مرده را حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست

ایام ولادت امام هادی ست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست


#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:36
#امام_هادی_ولادت


جلوه ای از جبروت آوردند
سوره ای از ملکوت آوردند

اَبری از جنس بهار و باران
به سر این بَرَهوت آوردند

به درِ خانه ی آقا یک شهر
همگی دست قنوت آوردند

به تماشای تو آدم را باز
از بهشتش به هبوط آوردند

از سرِ سفره ی زهرا امشب
محضِ لبخند تو قوت آوردند

آب و آیینه و قرآن این است
نوه یِ شاهِ خراسان این است

قبله خوب است همین در باشد
علیِ آلِ پیمبر باشد

چارمین نادِعلی را گفتند
باید این نام مکرر باشد

چار دیواری کعبه یعنی
چارسو جانب حیدر باشد

جامعه خواندم و گفتند که آن
با مفاتیح برابر باشد

بگذار از لب بامت نرویم
دل ما مثل کبوتر باشد

گیسویی دین و دلِ ما برده
خاصه وقتی که معطر باشد

آی همنامِ رضا آمده است
مغزِ بادامِ رضا آمده است

زلف تو کاش مجعد نشود
دل در این شام مُردد نشود

تو علی هستی و مانند علی
هیچکس صاحبِ مسند نشود

هست تاسامره و سردابش
حالِ ما شکر خدا بد نشود

جز نسیمی که پُر از عطر شماست
کاش از کوچه ی ما رد نشود

دلِ من رفت به کویَت گفتم
رفتِ تو کاش که آمد نشود

گره ام دستٍ تو بود و واشد
کار دستِ تو نباشد نشود

صدو ده مرتبه ممتد گفتیم
یاعلی ابن محمد گفتیم

دیدنت جامه دریدن دارد
یا که انگشت بریدن دارد

مژه ام خاکِ مسیرت را خورد
الحق این سُرمه،کشیدن دارد

ارزشش داشت پریشان باشیم
نازِ این زلف خریدن دارد

دلِ من میتپد آقا چه کنم
آهویی میلِ رمیدن دارد

ما رسیدیم و زمین اُفتادیم
بوسه از خاکِ تو چیدن دارد

آنچه گفتند در اوصافِ شما
دیدن و دیدن و دیدن دارد

علیِ عالیِ اعلیٰ هادیست
دهمین معنیِ زهرا هادیست

مثل یک آینه ام می شکنم
که تَرَک خورده ترین قلب منم

سامرایِ تو بنا شد اما
من پریشانِ امام حسنم

بعد تو وقف بقیع،کاش شود
عمر من صرفِ حرم ساختنم

حضرت هادی ما مهدی کو
من اویسم به هوایِ قرنم

گریه ام را به محرم برسان
کشته ی روضه ی یک پیرهنم

خواهری گفت که ای وای حسین
مادری گفت که ای بی کفنم

کاروان آه که آمد از راه
هرکه دارد هوسش بسم الله


#حسن_لطفی

@raziolhossein
14:36
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

امشب به سما دُرِّ هما میریزد
چون برگ خزان گناه ماه میریزد

از یمن ولادت امام هادی
رحمت ز حریم کبریا میریزد

@raziolhossein
14:36
#امام_هادی_ولادت

امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده
گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده
یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده
چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده
از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده
نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم


کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا
رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی
قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا
هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا
هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا
آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم



از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او
نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او
در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او
دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او
جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او
عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم


چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش
یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش
نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش
قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش
شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش
بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم


باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره
مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره
تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره
سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره
ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره
هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم


ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو
ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو
روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو
نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو
دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو
در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم


تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم


من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی
ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی
گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی
علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی
لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی
باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم


تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی
تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی
در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی
بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند
برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی
ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم


ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر
جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری!
جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری
از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری
«میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری
باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
14:37
#امام_هادی_ولادت

لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشد عبادتش

افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نا امید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو را نشان خدمت آل محمد است

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
14:37
#امام_هادی
#دوبیتی


در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم

هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم

#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
14:38
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

یک جلوه ی دلپذیر تکرار شده است
لبخند مهی منیر تکرار شده است

بر دست محمد است انوار علی
آیینه ای از غدیر تکرار شده است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×384, 43.4 KB
#امام_هادی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

.
1
14:38
#امام_هادی_مدح
#دوبیتی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:38
#امام_هادی_ولادت
#امام_هادی_مدح

ای دهم حجّت خدای ودود
هادی ملک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو
هادیان بندۀ هدایت تو

ای فدایّی تو اب و اُم ما
ای تو ابن الرّضای دوّم ما

همه عالم یم عنایت تو
اولیا تشنۀ ولایت تو

ای تو باب المراد اهل البیت
نور چشم جواد اهل البیت

آفتاب رخ هو القیّوم
همه ی حسن چارده معصوم

معرفت سایه ای ز قامت تو
نور، یک جلوه از کرامت تو

روی تو آیت هوالموجود
به وجود تو بسته کلّ وجود

حلم ها لاله ای ز گلشن تو
علم ها خوشه ای ز خرمن تو

روح، قربانی تن پاکت
تن، غباری به دامن خاکت

بال جبریل فرش مجلس تو
گل نرگس نثار نرگس تو

ابر بارنده فیضی از جامت
شیر درّنده در قفس رامت

چشم دشمن به لطف و رحمت تو
متوکّل حقیر عزّت تو

نور الانوار کلّ اجدادی
سیّدی یا علیّنا الهادی

جامعه سطری از عبارت تو
انبیا عاشق زیارت تو

در خراسان، مدینه، سامرّا
نجف و کاظمین و کرب و بلا

زائرین هر کجا که مهمانند
جامعه با دم تو می خوانند

کیست ابن الرّضای دوّم، تو
در امامان علیّ چارم، تو

به مزار مطهّر تو سلام
به عروس و به خواهر تو سلام

بوی احمد دمد ز یاسمنت
از رواق مقدّس حسنت

زده بر سر هوای سامره ام
خاک پای گدای سامره ام

سامره آفتاب سینه ی من
کربلای من و مدینۀ من

سامره شهر نور، شهر شرف
سامره باغی از بهشت نجف

سامره در زمین بهشت اله
آسمان دو آفتاب و دو ماه

تو ولیّ خدای دادگری
تو جوادالائمّه را پسری

تو ز هر وصف خوب، خوب تری
تو به یک چهره چارده قمری

تو علیّ علیّ و فاطمه ای
تو چراغ هدایت همه ای

به دعای تو سنگ گل آرد
به ولای تو ابر می بارد

هم تو گفتیّ و هم خداست گواه
من اطاکم فقد اطاع الله

تو زعیمی تو رهبری تو امام
حق بود از تو با تو در تو مدام

ذکر حق چیست ذکر خیر شما
کیست میزان حق به غیر شما

بی دمت آدمی نمی ماند
به خدا عالمی نمی ماند

طایر وحی از تو دانه گرفت
در ریاض تو آشیانه گرفت

من اتاکم نجی سرود سرود
به شما خاندان درود درود

شمع بزم اخوّتید شما
اهلبیت نبوّتید شما

در زمین در سپهر در افلاک
هر که شد بی شما هلاک هلاک

چشم دل بی چراغتان کور است
شاهد من کلامُکم نور است

به خداوندی خدا سوگند
به محمّد به انبیا سوگند

به کتاب و به مکّه و به حرم
به صفا و به مروه و زمزم

به مدینه به خاک قبر رسول
به مزاری که گم شده ز بتول

به شهیدان بدر تا امروز
به شهادت به مرگ ظالم سوز

این کلام خدای دادار است
مهرتان خلد و بغضتان نار است

روح قرآن بود بیان شما
جان «میثم» فدای جان شما

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14:38
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی

بر جامعه و پیام نورش صلوات
بر هادی و بر شب حضورش صلوات

او راست نبیره ای نهان از دیده
بفرست به تعجیل ظهورش صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
14:39
#امام_هادی_ولادت


لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشد عبادتش

افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نا امید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو را نشان خدمت آل محمد است

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
14:39
#امام_هادی
#د‌وبیتی


وقتی که تمامی ملائک، مولا
از حسن تو گویند یکایک، مولا

این ذره کجا و آفتابی چون تو
«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
14:39
#امام_هادی_ولادت

امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده
گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده
یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده
چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده
از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده
نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم


کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا
رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی
قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا
هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا
هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا
آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم



از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او
نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او
در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او
دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او
جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او
عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم


چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش
یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش
نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش
قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش
شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش
بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم


باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره
مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره
تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره
سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره
ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره
هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم


ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو
ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو
روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو
نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو
دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو
در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم


تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم


من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی
ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی
گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی
علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی
لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی
باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم


تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی
تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی
در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی
بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند
برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی
ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم


ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر
جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری!
جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری
از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری
«میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری
باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14:39
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی


پاینده اگر جلال قربان و غدیر،
تابنده وگر جمال قربان و غدیر،

میلاد تو نازیم! که در بین دو عید
شد حلقه‌ی اتّصال قربان و غدیر

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
14:39
 #امام_هادی_ولادت

دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین
چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین
ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین
فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین
عروس حضرت زهرا بهار شادی آورده
برای شیعیان امشب امام هادی آورده

دو چشم دل ز هم بگشا که حسن دادگر بینی
در ابناء بشر آیینۀ خیر البشر بینی
در آغوش جواد ابن الرّضا قرص قمر بینی
بیا تا نخل سر سبز ولایت را ثمر بینی
دوباره شیعه را از نور حق دل منجلی آمد
که از سوّم محمّد (ص) در جهان چارم علی آمد

فروغ حسن غیب ذات سبحانه پیدا شد
یگانه لالۀ ریحانه را ریحانه پیدا شد
همه گیرید جان بر کف رخ جانانه پیدا شد
به گرد شمع رویش یک جهان پروانه پیدا شد
زمین، در سینه خورشید خداوندت مبارک باد
جواد ابن الرّضا میلاد فرزندت مبارک باد

موحّد گشته دل با یاد بسم الله ابرویش
زبور، انجیل، قرآن را بخوان در مُصحف رویش
جواد ابن الرّضا چون شاخۀ گل می کند بویش
دل پیغمبران یکسر اسیر طُرّۀ مویش
چه خوانم مهر یا مه یا چراغ انجمش خوانم
همان بهتر که خود ابن الرّضای دوّمش خوانم

به سیرت مظهر واجب به صورت صورت امکان
به رخ و الشّمش و مو و اللّیل و دل عرش استوی الرّحمان
فیوضاتش رسد هم بر ملک پیوسته هم انسان
عبارات و کلام روح افزایش اخ القرآن
به بازار ولایت پوسف زهراست این مولود
یم دو گوهر است و دُرّ نُه دریاست این مولود

علی نام و محمّد (ص) صورت است و بوالحسن کنیت
بیانش دُرّ، دلش دریا، کفش باران، دمش رحمت
کلامش نور و مهرش دین و حبّش معنی طاعت
ولیّ خالق منّان امام عالم خلقت
امامت جاودان از او قیامت را امان از او
حقیقت را زبان از او طریقت را نشان از او

به کویش بندگی کن خواهی ار عبد خدا گردی
بخوان اوصاف او تا با پیمبر هم صدا گردی
مبادا لحظه ای در عمر خود از او جدا گردی
بکوش انسان که در خطَّ تولاّیش فدا گردی
بقا خواهی فنا در مکتب سرخ ولایت شو
جمال هادی آل محمّد (ص) بین هدایت شو

خرد را آبرو با آبرویش بستگی دارد
وجود عالم هستی به مویش بستگی دارد
حیات جاودان بر آب جویش بستگی دارد
شفای دردها بر خاک کویش بستگی دارد
وجود ما به مهر آن امامی مفتخر گردد
که شیر وحشی از آهو به گردش رام تر گردد

زهی بحری که همچون عسکری در دل گهر دارد
زهی ماهی که از خورشید رویی خوب تر دارد
به پیشانی فروغ حجّت ثانی عشر دارد
به صلب خویش مولانا امام منتظر دارد
سلام ما به ابناء و به آباء گرام او
خوشا آن کس که شد آن هادی عترت امام او

خوشا آنکو کنار تربتش اشک رجا دارد
شرار ناله، سوز سینه، حال التجا دارد
بدل حال مناجات و به لب ذکر دعا دارد
خداوندا دلم پیوسته شوق سامرا دارد
امامی گز نگاهش درد انس و جان دوا گردد
عجب نبود که «میثم» هم از او حاجت روا گردد

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
14 August 2019
ش
16:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_ولادت
#امام_هادی_مدح


آمده تا سخن از چشم خود آغاز کند
دهمین پنجره را سمت خدا باز کند

تا که یک پرده، خدا را به من ابراز کند
جگر شیر بیارید که اعجاز کند

دهمین مرتبه امروز، قیامت آمد
علیِ آخرِ دنیای امامت آمد

ردّ پایش همه جا قبله‌نما می‌‌سازد
خطّی از جامعه‌اش، جامعه را می‌‌سازد

خادم خانه‌اش از خاک، طلا می‌‌سازد
کرمش نیز به شدت به گدا می‌‌سازد

بی‌سبب نیست اگر عادتش‌احسان شده‌است
نوۀ ارشد آقای خراسان شده است

گوشۀ صحن عجب حال و هوایی دارم
برسرم سایۀ ایوان طلایی دارم

از سر سفرۀ او نان و نوایی دارم
سامرایی‌ام و عادت به گدایی دارم

سامرا، کرب و بلایی به نظر می‌آید
این دو شش‌گوشه، به دنیا چقدر می‌آید


#مجید_تال

@raziolhossein
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_علیه‌السلام



ای قبله‌گاه اهل ولا سامرای تو
بالاترین عبادت شیعه ولای تو

هم نور داده بر همه درس هدایتت
هم رهنمای ماست سراج‌الهدایِ تو

آیینة رسول خدایی و دیده‌اند
روی خدا به روی محمّدنمای تو

بیگانه با خداست به حقّ خدا قسم
آن‌کو در این جهان نبود آشنای تو

نزدیک‌تر ز جان منی ای عزیز دل
هرچند دورم از حرم با صفای تو

وقتی قدم به برکۀ شیران گذاشتی
صورت گذاشت شیر درنده به پای تو

دستی ز دل برآر و دعا کن به جان ما
ای جان گرفته جانِ دعا با دعای تو

حتّی اگر به گرد حرم آورم طواف
باشد دلم به جانب صحن و سرای تو

بیمار کن مرا که شفا یابم از دمت
ای چشم صد مسیح به دارالشّفای تو

کوری، به از ندیدن روی خدا نما
لالی، به از نگفتن مدح ثنای تو

بالاتری از این که بگویند سیّدی
باشد هزار حاتم طایی گدای تو

ای از ازل به عالم و آدم امامتت
ما را گدای سامره کن از کرامتت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
15 August 2019
ش
04:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1029×1280, 134.4 KB
نوری به شبِ تار و سیاهش ندهند
در سایه ی امن حق پناهش ندهند
هرکس که نداشت "مهر حیدر" در دل
محشر که شود، بهشت راهش ندهند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
ش
18:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#د‌وبیتی


به دستم جز ولایت مشعلی نیست
که جز حیدر امام اوّلی نیست

بخوان قرانِ ناطق را که والله...
امیرالمومنینی جز علی نیست

#م_عاطفی

#@raziolhossein
16 August 2019
ش
02:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_مدح

ای چارمین علیِّ ولیّ و دهم امام
وی بر فراز عرش ولایت تو را مُقام

وه! ای به کنیه بوالحسن و در لقب نقی
خورشید و ماه، آینه‌دار تو صبح و شام

خصمانِ تو که یکسره خصم ولایتند
انداختند سنگ شقاوت تو را به جام

می‌خواستند تا تو نباشی و بستُرند
از لوح روزگار تو را نقش هرچه نام

پس زهر سینه‌سوز به کام تو ریختند
پس تیغ کینه‌ساز کشیدند از نیام

«هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده‌شد به‌عشق»
ای زنده همیشه و ای جان مستدام

ای با همه جوانیِ خود آنچه خضر دید
در آینه پدید، تو دیده به خشت خام

ای رهنمای گمشدگان، هادی‌البشر
وی این لقب به نام تو ظرفیتش تمام

ماییم و زخم‌های گرانی که تا ابد
در سینه‌های‌مان نپذیرند التیام

زخم عمیق سینه سوزان کربلا
این خون‌چکان که تازه نماید علی‌الدوام

ماییم و انتظار، اماما، که کی کشد
از آستین نوادۀ تو تیغ انتقام

#حسین_منزوی


@raziolhossein
ش
09:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
17 August 2019
ش
01:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی

پاینده اگر جلال قربان و غدیر،
تابنده وگر جمال قربان و غدیر،

میلاد تو نازیم! که در بین دو عید
شد حلقه‌ی اتّصال قربان و غدیر

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
01:43
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


جوابم شد بلي، ألحمدلله
برایم شد «ولی» ألحمدلله

به دستور خداوند و پیمبر
امامم شد علی ألحمدلله!

#م_عاطفی

@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


با نام علی شیعه مدد خواهد شد
بی مهر علی زمانه بد خواهد شد

هرکس که علی دوست بُوَد در محشر
از روی پل صراط رد خواهد شد


#عبدالزهرا

@raziolhossein
ش
02:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


اسلام چون کودکی بود در اول راه مانده
مانند ماهی هلالی در اول ماه مانده

خورشید امادرآمد با ماه بر منبر آمد
امروز اگر ماه کامل بر بام درگاه مانده

ظهر است و آن آبگیرش آری غدیر است و شیرش
دیگر چه باک است اگر دشت در مکر روباه مانده

گشتیم و جز او ندیدیم گشتیم و دیگر نگردید
غیر از علی هیچ کس نیست تا این زمان شاه مانده

از دشمنانش نمانده است غیر از تباهیّ و از او
هذا علیٌ کنار من کنتُ مولاه مانده

هم عادِ عاداه خوانده هم والِ والاه دیده
هرکس که بیراه رفت و هر کس به دلخواه مانده

ایراد کوتاهی ماست تقصیر گمراهی ماست
خرما اگر بر نخیل و دستی که کوتاه مانده

ما آسمان را ندیدیم تنها سلونی شنیدیم
از کوه بالا نرفتیم از ما فقط کاه مانده

بسم اللهِ سوره ی ناس قدر است و ما قدرنشناس
گوشی نماند و صدایش عمریست در چاه مانده

عصر از غدیرش گذشتیم شب شد به چاهش کشیدیم
زآن شب نمانده است چاهی زآن شب ولی آه مانده

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
02:30
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

امروز روز عید خدا روز یا علی است
فریاد جنّ و انس و ملک یکصدا علی است
نزدیک و دور شیعه به هرجاست با علی است
شور و دعا و زمزمه و ذکر ما علی است
ای جبرئیل مدحت مولا علی بگو
پرواز کن به دور علی یا علی بگو

عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
آوای وحی و مژدۀ رحمت خجسته باد
اکمال دین، تمامی نعمت خجسته باد
این قول احمد است چه نیکو روایتی
یوم الغدیر افضل اعیاد امّتی

عید غدیر عید خدا و پیمبر است
عید غدیر عید تولّای حیدر است
عید غدیر عید امامان سراسر است
عید غدیر از همه اعیاد برتر است
عیدی شیعه، آیۀ اکمال دین شده
مولا علی امام همه مسلمین شده

ما دل به مهر حیدر کرّار باختیم
با نای جان نوای ولایت نواختیم
چون شمع در شرار محبّت گداختیم
با خطبۀ غدیر علی را شناختیم
تا شیعه ایم بار ولایت به دوش ماست
این خطبه تا قیام قیامت به گوش ماست...

تنها تویی به ختم رسل جان و جانشین
تنها تو را رسول خدا خوانده کلِّ دین
تنها تویی تو دست الهی در آستین
تنها تویی امیر تمامیّ مؤمنین
بر منبر رسول، سلونی تو گفته ای
در بستر رسول، به جایش تو خفته ای

قرآن کتاب م دح و خدا مدح خوان توست
قرآن نیازمند به نطق و بیان توست
هم تو زبان حقیّ و هم حق زبان توست
جاویدی و هماره زمان ها زمان توست
قرآن به وصف توست که تکمیل می‌شود 
كى غير تو معلم جبریل می‌شود؟

حج و زکوة و صوم و صلوة و قیام، تو
حمد و رکوع و سجده، تشهد، سلام، تو
سعی و صفا و مروه تو، ركن و مقام، تو
تکبیر تو، طواف تو، بیت الحرام، تو
ای در تمام ملک خدا ذکر خیر تو
مولود کعبه، رکن حرم کیست غیر تو؟

دنیا هزار چهره بیاراست یاعلی
با صد کرشمه وصل تو را خواست یاعلی
کی در دلت محبت دنیاست یاعلی
از کفش وصله‌دار تو پیداست یاعلی
دیدم همه حکومت دنیات در نظر
حتـی ز آب بینـی بز بود پست‌تر...

مولای اولیای خدا کیست جز علی
دست گره گشای خدا کیست جز علی
مصداق "هل اتا"یِ خدا کیست جز علی
ممدوح "انّما"ی خدا کیست جز علی
انصاف کو مروّت و مردانگی کجاست؟!
آیا لباس کعبه بر اندام بت رواست؟!

غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد؟
غیر از علی که صاحب "علم الکتاب" شد؟
غیر از علی که هم سخن آفتاب شد؟
غیر از علی که روی زمین بوتراب شد؟
غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد؟
غیر از علی که قاتل خود را پناه داد؟

غیر از علی که خوانده محمّد برادرش؟
غیر از علی که حضرت زهراست همسرش؟
غیر از علی که زینب کبری است دخترش؟
غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش؟
مرد نبرد خیبر و ننگ اُحد کجا؟!
حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟!

آن مدعی که چون بز کوهی فرارکرد
ننگ فرار را به جهاد اختیار کرد
ترک نبی به معرکهء کارزار کرد
خود را نهان به پیچ و خم کوهسار کرد
می دید رزم تو به یسار و یمین علی
می گفت بر شجاعت تو آفرین علی
 
وقتی که او به جنگ احد گفت الفرار
آورد جبرییـــل بــرای تــو ذوالفقــار
بر لیلة المبیت تو حق کرده افتخار
تو یار یار بودی از اول نه یار غار
تو بر دفاع ختم رسل پا فشرده ای
دور رسول گشته نود زخم خورده ای...

ممدوح جبرئیل به ارض و سما علی است
در ذوالفقار زمزمهء لافتی علی است
قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا علی است
دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است
مرد غدیر پیرو خطّ سقیفه نیست
با غصب منبر نبوی کس خلیفه نیست

مرد فرار فاتح خیبر نمیشود
بیگانه با رسول، برادر نمیشود
جز تو كسى كه نفس پیمبر نمیشود
جز تو به شهر علم نبی، در نمیشود
بگذار تا رود به سر دارها سرم
من خاک پای "میثم" تمار حیدرم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
1
02:30
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

سر چیست اگر در آستان بگذارد
باید که به پای عشق جان بگذارد
مجنونِ علی همین همان بگذارد
از هرچه که هست بیش از آن بگذارد
این بیت به روی دیدگان بگذارد:

"هرکس که علی علی علی می‌گوید
پا بر سرِ دوشِ آسمان بگذارد"


در مصحف خویش حَیِ سرمد فرمود
در عیدِ غدیرِ خم محمد فرمود
یک روز دو روز نَه که ممتد فرمود
فرمود به اصحاب و مجدد فرمود
باید که شبیه آلِ احمد فرمود
 
مولاست علی و با علی حق میخواست
منت به سر هر دو جهان بگذارد


شد منبرشان از همه جا بالاتر
بر دستِ نبی دست خدا بالاتر
گویید : علی... یکصدا... بالاتر
تکبیر بگویید شما ....بالاتر

آنقدر خدا دست علی بالابرد
تا دست به دست این جوان بگذارد


این تیغ بنازم که دو سر می‌ریزد
می‌چرخد و باز کُرک و پر می‌ریزد
با جوهر خویش هِی جگر می‌ریزد
از جمع سپاه بیشتر می‌ریزد
از هر نفرش دوتا نفر می‌ریزد

صد بار سپاه را بهم می‌دوزد
یک تیر اگر که در کمان بگذارد


از در بگرفت و گفت خود : یاحیدر
تا کَند تمامِ قلعه از جا حیدر
گفتند همه وقتِ تماشا : حیدر
لاحول ولا قوه الا حیدر
تا گفت خداوندِ تعالی حیدر

هرگز نرسد به تار و مارت هرچند
از جان ملک الموت توان بگذارد


این غُلغله چیست در مصاف اُفتاده
دشتی سپر و تیغ و قلاف اُفتاده
سرها به روی قله‌ی قاف اُفتاده
این همهمه در وقتِ طواف اُفتاده
بر سینه‌ی کعبه گر شکاف اُفتاده

تا منکر مرتضی طَوافش بکند
حق خواست که بر کعبه نشان بگذارد


از عشق تو شُکر باده را فهمیدیم
دلداده‌ی بی اراده را فهمیدیم
اجر دو قدم پیاده را فهمیدیم
ما از نجفِ تو جاده را فهمیدیم
معنیِ حلال زاده را فهمیدیم

فرمود حسین تو : فقط می‌خواهد
تا نام علی به کودکان بگذارد


بر سیره‌ی مرتضی به جان پابندیم
سربندِ علی و فاطمه می‌بندیم
ما بر گُل روی مرگ هم می‌خندیم
ما گورِ حرامزاده‌ها را کندیم
گفتیم و جهان از این سخن آکندیم

یک روز رسد که ذوالفقارش را حق
بر دامنِ صاحب الزمان بگذارد


آیینه شدیم زیر بارانِ نجف
خاکیم ولی اسیرِ طوفان نجف
ما دُر شده‌ایم در بیابانِ نجف
دستیم همه دست به دامانِ نجف
تا نعره زنیم پیشِ ایوان نجف

"هرکس به ولایت علی شک دارد
بامادرخویش درمیان بگذارد"

#حسن_لطفی
@raziolhossein
02:30
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی
#عید_غدیر


در نمره کتابِ فضل او بی عدد است
آنکس که نشد محب او بی خرد است

فرمود نبی علی مع الحق، الحق
چون حضرت حق جَله جلالَهْ احد است

#حامد_آقایی

@raziolhossein
02:32
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


خمار جام غدیرم شراب می خواهم
طهوری از نفس بوتراب می خواهم
جوانه ای شده ام، آفتاب می خواهم
سلام می دهم آقا جواب می خواهم
«سلام ساقی کوثر، سلام قرص قمر
زمین که لطف ندارد از آسمان چه خبر؟! »

خوشست خلوت اگر یار یار من باشد
چه خوب می شود اینجا کنار من باشد
تمام عمر علی سایه سار من باشد
به روز واقعه، او افتخار من باشد
اگر نگار من امروز لب فروش شود
دکان میثم شعرم رطب فروش شود

ابوتراب، که کارش تراب پروری است
شعاع ماه رخش آفتاب پروری است
دو وزن ابروی او شعر ناب پروری است
نگاه ساقی کوثر شراب پروری است
«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند»

دوباره وقت کرم کاسه ی نیاز شدن
در آستان طلوعش چو غنچه باز شدن
به شوق بوسه به دستش ترانه ساز شدن
به روی دوش همه اشتران جهاز شدن
بدان امید که ذی الحجّه در هوای علی
شویم منبر و باشیم زیر پای علی

غدیر برکه ی مستی بی حد است، علی
حدیث روز ولایت زبانزد است، علی
کتاب ناطق و قرآن ایزد است علی
علی محمد و اصلان محمد است علی
پس از رسول علی مقتدای اسلام است
پسر عموی رسالت، صدای اسلام است

علی برای رسالت دلیل خواهد شد
ولایتش گهری بی بدیل خواهد شد
محبّ حضرت حیدر خلیل خواهد شد
کسی که دشمن او شد، ذلیل خواهد شد
علی خلاصه ی حمد است، ناسپاس نشو
نباش یار معاویّه، عمر و عاص نشو

کسی که پای قیامش، سجود باید کرد
هنوز در پی کشفش، شهود باید کرد
در آسمان نگاهش صعود باید کرد
به پادگان ولایش ورود باید کرد
کنار برکه ی ایمان دوباره جام شده است
به امر عالی اعلا، علی امام شده است

قلم فروش، دریغا غزل شناس شده
مگس نشسته به کندو، عسل شناس شده
عدم مقام گرفته ازل شناس شده
و آنکه جنگ نکرده، جمل شناس شده
کسی که بر سر این راه شاخص است علیست
که هست حقّ و مع الحق، مشخص است علیست

شما که از دل جبهه خبر نداشته اید
برای کشتن فتنه جگر نداشته اید
خراش مختصری نیز برنداشته اید
به هر چه غیر خدا کم نظر نداشته اید
شنیده اید علی یک تنه سپاه شده؟
برای ماندن اسلام جان پناه شده؟

شنیده اید علی سوره تکاثر بود
تهی از آنچه شمایید و از خدا پر بود
نگاه او به دو عالم پر از تدبّر بود
و درک او بخدا خارج از تصوّر بود
کسی به غیر علی این همه کمال نداشت
میان سینه ی خود چشمه ای زلال نداشت

چه اشتباه بزرگی ز دستتان سر زد
چه زود عهد غدیر از خیالتان پر زد
به قلب های شما دست شرک منبر زد
سپاه کفر طنابی به دست حیدر زد
همین که جمع پلید سقیفه شور گرفت
برای کشتن زهرا مغیره دور گرفت

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


باده بده ساقیا! ولی ز خُمِّ غدیر
چنگ بزن مطربا! ولی به یاد امیر
تو نیز ای چرخ پیر! بیا ز بالا به زیر
دادِ مسرّت بده، ساغر عشرت بگیر

بلبل نطقم چنان قافیه پرداز شد
که زُهره در آسمان به نغمه دمساز شد
محیط کون و مکان، دایرۀ ساز شد
سَرور روحانیان هو العلیّ الکبیر

وادی خمّ غدیر، منطقۀ نور شد
یا ز کف عقل پیر، تجلّی طور شد؟
یا که بیانی خطیر ز سرّ مستور شد؟
یا شده در یک سریر قِرانِ شاه و وزیر؟

چون به سرِ دست شاه، شیر خدا شد بلند
به تارک مهر و ماه، ظلِّ عنایت فکند
به شوکت و فرّ و جاه، به طالعی ارجمند
شاه ولایت پناه، به امر حق شد امیر

فاتح اقلیمِ جود به جای خاتم نشست
یا به سپهرِ وجود نیّر اعظم نشست؟
یا به محیط شهود مرکز عالم نشست؟
روی حسود عنود سیاه شد همچو قیر

جلوه به صد ناز کرد لیلی حسن قِدَم
پرده ز رُخ باز کرد بدْر منیر ظُلَم
نغمه‌گری ساز کرد معدن کلِّ حِکم
یا سخن آغاز کرد عنِ اللَّطیفِ الخبیر:

به هر که مولا منم، علیست مولای او
نسخۀ اسما منم، علیست طغرای او
سرِّ معمّا منم، علیست مَجْلای او
محیط انشا منم، علی مَدار و مدیر

طور تجلّی منم، سینه سینا علیست
سرِّ انا اللّه منم، آیت کبرا علیست
درّۀ بیضا منم، لؤلؤ لالا علیست
شافع عقبی منم، علی مُشار و مُشیر

حلقۀ افلاک را، سلسله جنبان علیست
قاعدۀ خاک را، اساس و بنیان علیست
دفتر ادراک را، طراز و عنوان علیست
سید لولاک را، علی وزیر و ظهیر

دایرۀ کن فکان، مرکز عزم علیست
عرصۀ کون و مکان، خطّۀ رزم علیست
در حرم لا مکان، خلوت بزم علیست
روی زمین و زمان به نور او مُستَنیر

یوسف کنعان عشق، بندۀ رخسار اوست
خضر بیابان عشق، تشنۀ گفتار اوست
موسی عمران عشق، طالب دیدار اوست
کیست سلیمان عشق بر درِ او؟ یک فقیر

ای به فروغ جمال آینۀ ذوالجلال
«مفتقر» خوش مقال مانده به وصف تو، لال
گرچه بُراق خیال در تو ندارد مجال
ولی ز آب زلال، تشنه بُوَد ناگزیر


#آیت_الله_غروی_اصفهانی

@raziolhossein
02:32
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#د‌وبیتی


خورشید طلوع کرده از لبخندش
نور است و هزار رشته در پیوندش

دیدند در آسمان دستان رسول
دست علی است و یازده فرزندش




در آینه مهر و مه ، شکوفایی کرد
دستان علی ، بلند بالایی کرد

آن روز خداوند ، خودش از مردم
با سوره ی " مائده " پذیرایی کرد



جبرییل مکرر این صلا را سر داد
بلغ ، بلغ ، ندا به پیغمبر داد

فرمان خداست بر سر دست بگیر
آن دست که در رکوع انگشتر داد



گل نغمه ی سرپرست بر می آید
این جوش خم از الست بر می آید

شق القمری دوباره ، یا رد الشمس
هر کار از این دو دست بر می آید




باید که هزار رفت و آمد بشود
باید که مبلغش محمد بشود

باید که علی به جانشینی برسد
این خواسته ی خداست باید بشود



بر دست نبی آیت انوار خداست
جبریل مدیحه خوان ، کرار خداست

فرمود علی ابوتراب است ولی
همسایه ی دیوار به دیوار خداست



بتخانه ی شرک را شکستی ای دست
بر خندق جهل ، راه بستی ای دست

هر جا که نشان "فوق ایدیهم" بود
معنای "ید الله " تو هستی ای دست



در سجده ی شکر آفتاب افتاده
جای قدم ابوتراب افتاده

عمریست که از حلاوت نام علی
حتی دهن کویر آب افتاده


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
02:33
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


درظهر غدير تا كه موسای نبی
بوسه به رخ منور هارون زد
چشمان حسودان و بخيلان عرب
از شدت غم ، از حدقه بيرون زد

از مشرق دستهای پر مهر نبی
خورشيد ولايت و امامت تابيد
با شوق ملائک همه فرياد زدند:
« تا كور شود هر آنكه نتواند ديد»

فرمود نبی به امر معبود وَدود
بر امت من علی امام است امام
اين مژده ی من به شيعيانش، دوزخ
بر شيعه ی مرتضی حرام است حرام

گُل كرد سپيده ی تبسم به لبش
تا آيه ی «اكملتُ لكُم» نازل شد
فرمود: خوشا به حالتان ای مردم
با حُب علی دين شما كامل شد

فرمود خدا ولايت حيدر را
بر آدم و نسل بعد او واجب كرد
در روز ازل كليد فردوسش را
تقديم ِ علی بن ابيطالب كرد

فرمود: برادرم علی مَحرم ماست
از عالم غيب مثل من آگاه است
قرآن چقدر مدح و ثنايش را گفت
او نقطه ی زير باء بسم الله است

فرمود كه يادگار من بين شما
تا روز حساب، عترت و قرآن است
بايد كه به هر دوشان تمسک جوييد
اين راه نجات اصلی انسان است

ذكر صلوات عرشيان می آمد
تا رفت به سوی آسمان دست ِ علی
از عرش بلند و يک صدا می گفتند:
اَلحَق كه اميرمومنان است علی

جبريل به خدمت علی آمد و گفت
تبريک؛ كه اين مقام زيبنده ی توست
ای حضرت بوتراب درهر دو جهان
هارونی ِ اين قوم برازنده ی توست

جبريل به جانشين پيغمبر گفت
ای مظهر افتادگی و آقايی
مردم اگر امروز امامت خوانند
عمريست امام عالم بالايی

از فتنه ی بين كوچه ها می ترسم
از سيلی و بغض يک پسر می ترسم
دلواپس غربت تو هستم آقا
از آتش و ميخ پشت ِ در می ترسم

با ديدن اين بركه و گودال غدير
يكباره به ياد كربلا افتادم
در گودی قتلگاه خود را ديدم
بر پای حسين سر جدا افتادم

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
02:34
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


شهادت می دهم حبل المتین عین الیقین هستی
صراط مستقیم حقی و یعسوب دین هستی
شهادت می دهم دست خدا در آستین هستی
شهادت می دهم مولا امیرالمومنین هستی

علی! حکم ولی اللهی‌ات در عرش امضا شد
خدا دستور داد و مصطفی مأمور اجرا شد

تمام عمر بودی گوش به فرمان پیغمبر
پیمبر جان تو بود و تو بودی جان پیغمبر
هزاران بار رفتی که شوی قربان پیغمبر
خدا مدح تو را گفته است در قرآن پیغمبر

خدا در شأن و مدح تو هزاران آیه نازل کرد
"علی بین نماز انگشتری تقدیم سائل کرد"

علی! چشم خدا هستی و یک لحظه نخوابیدی
علی! خشم خدا هستی و از ظالم نترسیدی
شهادت می دهم اول خدا را تو پرستیدی
خودت گفتی خدا را با دو چشم خویش می دیدی

شهادت می دهم اول تو سجده بر خدا کردی
نخستین مرد بودی که به احمد اقتدا کردی

شهادت داد هرکس به ولای تو مسلمان است
ولای تو نشان قطعی تکمیل ایمان است
کسی که از محبینت نباشد عبد شیطان است
علی حب تو شرط لازم عفو گناهان است

خدا هرگز نمی بخشد بدون تو گناهی را
بدون تو نمی بیند کسی عفو الهی را

قسیم النار و الجنه تو هستی ساقی کوثر
ولی الله اعظم هستی و داماد پیغمبر
نداری هیچ همتایی به جز صدیقه اطهر
علی ابن ابیطالب امیر المومنین حیدر

نه این حرف پیمبر نیست این حکم خداوند است
امیرالمؤمنینی به علی تنها برازنده است

به احمد وحی آمد که علی مولا الموالی شد
چه وحیی بود جبرائیل هم حالی به حالی شد
امیرالمومنین حیدر شد و اوضاع عالی شد
هر آنچه بود در مشت خدا امروز خالی شد

علی تصویر شفاف خدا در صفحه دنیاست
علی مولا علی مولا علی مولا علی مولاست

امام جن و انسان است علی بن ابی طالب
به روز حشر میزان است علی بن ابی طالب
پناه بی پناهان است علی بن ابی طالب
ولی امر و سلطان است علی بن ابی طالب

به گوشم میرسد امروز از هر سو "علیٌ حق"
ملائک ذکر میگویند" علیٌ هو علیٌ حق"

علی عالی اعلا، یل حق، حیدر کرار
علی شمشیر اسلام است بر فرق سر کفار
کسی جرات ندارد که بجنگد با تو در پیکار
علی مولاالموالی و علیٌ قاهر القهار

امام العارفین خیر الوصیین منتهی الآمال
بگو حیدر مدد ذکر علیٌ افضل الاعمال

#آرش_براری

@raziolhossein
02:34
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

قدمتی که شاه دارد را گداهم داشته
حکمتی که فقر دارد را غنی هم داشته
تازمین خوردیم با نام تو سرپا میشدیم
دردهامان از طفولیت دوا هم داشته
سجده بر پای تو کردن منشا توحید ماست
یاعلی در باطنش یا ربنا هم داشته
باز شد آغوش کعبه تا تورا دیده علی
پس بگو کعبه در اینجا اشنا هم داشته
رد شدی از کوچه و قومی مسلمانت شدند
کیمیای اصل را این خاک پا هم داشته

پیچش عمامه ات تا کهکشانها میرسد
یاعلی تنها به داد ناتوانها میرسد

یاعلی و یاعلی و یاعلی و یاعلی
مرتضی یعسوب دین کرار علی مولا علی
هرچه خوبی هست را دادست او یکجا به ما
هرچه خوبی هست را داریم یکجا با علی
انبیا را دیده هرکس که علی را دیده است
نوح ابراهیم یوسف یونس و عیسی علی
اسم اعظم را که میگویند بر لبهای ماست
السلام ای حق مطلق عالی اعلی علی
هرچه میبینم تفاوت نیست بین این دوتا
هم علی زهرا شده هم میشود زهرا علی

وصله ی روی عبایت آبروی خلقت است
به تماشای عباداتت عبادت دعوت است

.برق چشمان تو گه جبراست گاهی اختیار
با سرانگشت تو میگردد مدار روزگار
وقت رد الشمس آمد تو فقط یک اخم کن
دست و پا گم میکند از هیبتت لیل و نهار
در نجف خاکی شدن یعنی که معراجی شدن
جلوه ی نورخدا دارند ذرات غبار
بی همای رحمتش آوازه ای دیگر نداشت
ای تمام آبروی شعرهای شهریار
لا کریم الا علی لا فیض الا نوکری
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

نور پیشانیت نوری داد بر آفاق ما
دست خالی آمدیم ای حضرت رزاق ما

پشت تو هرکس که راه افتاد سلمان میشود
سائل خورشید هم یکروز تابان میشود
من نمیخواهم عقیقت را!فقط راهم بده
آنکه آمد زیر سقف تو سلیمان میشود
آخر معراج احمد هم تو پیدا میشوی
آخر معراج هم پیش تو مهمان میشود
من نمیگویم خدایی تو ولی آخر چرا
باصدای تو خدا حتی نمایان میشود
لطف اگر لطف تو باشد دست اگر که دست تو
قنبر بی خانمان یکروزه سطان میشود

از همان اول فقط دل برشما دادیم بس
تا که در بند توایم آزاد آزادیم و بس

ازهمین حالا هجوم غصه ها سر میرسد
روز شادی میرود روز  عزا سر میرسد
هر سلامی میکنی بی اعتنا رد میشوند
طعنه مردم جدا غربت جدا سر میرسد
همسرت را پیش چشمت تازیانه میزنند
لحظه ی افتادن خیرالنسا سرمیرسد
آتش در میرود تا خیمه ها روز دهم
بعد بلوای مدینه کربلا سر میرسد
آنزمانیکه ته گودال می افتد حسین
یک نفر با کهنه خنجر بی هوا سر میرسد

شهر تو با دخترت افسوس بد تا میکند
آل عصمت را به چه وضعی تماشا میکند


#سیدپوریا_هاشمی_نسب

@raziolhossein
02:34
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


هوالغنی الحمید هو العلی الکبیر
هو الغفور الرحیم هو اللطیف الخبیر
هوالولی الودود هو السمیع البصیر
هو الرئوف الکریم هو الولی القدیر
که در تمام وجود گرفته عید غدیر
عیدی بس جانفزا عیدی بس دلپذیر
عید خدای جلی عید ولای علی
عید رسول خدا عید بزرگ علی


عید تمام نعم نعمت بی حد شده
ملک خدا سر به سر خلد مخلد شده
شادتر از خلق خود، خالق سرمد شده
آیة اکمال دین هدیه به احمد شده
معرف شیر حق رسول امجد شده
بلکه محمد علی، علی محمد شده
ثنای حیدر کنید علی علی سر کنید
بَلّغ ما اُنزل اِلیکَ از بر کنید


ندای اکمال دین عیدی خاص خداست
حیات دین خدا از این مبارک نداست
تمام عالم پر از علی علی یک صداست
وجودش از هم جدا هر که ز حیدر جداست
علی سراج المنیر علی طریق الهداست
طریق تا انتها سراج از ابتداست
عروج حق تا علی است تمام دین یا علی است
بخوان بخوان جبرئیل بگو که مولا علی است


زعیم خلق جهان علی است آری علی است
رسول را جان جان علی است آری علی است
کتاب حق را زبان علی است آری علی است
خطاب حق را بیان علی است آری علی است
امام پیش از زمان علی است آری علی است
بهشت را میزبان علی است آری علی است
جان پیمبر یکی است ساقی کوثر یکی است
چه باک از دشمنان بگو که حیدر یکی است


ندای قرآن علی نظام قرآن علی است
حروف قرآن علی کلام قرآن علی است
صلاة قرآن علی صیام قرآن علی است
پیام قرآن علی امام قرآن علی است
قوام قرآن علی نظام قرآن علی است
تمام دین نه، بگو تمام قرآن علی است
قیام یعنی علی قعود یعنی علی
رکوع یعنی علی سجود یعنی علی


امیر پیش از وجود امیر شد در غدیر
سفیر ملک ازل سفیر شد در غدیر
به خاتم الانبیا وزیر شد در غدیر
مدار شد در غدیر مدیر شد در غدیر
مشار شد در غدیر مشیر شد در غدیر
بشیر شد در غدیر نذیر شد در غدیر
الا تمام ملل به ذات حی ازل
علی است خیر البشر علی است خیرالعمل


امام ما کیست کیست فاتح خیبر علی است
فاتح خیبر علی جان پیمبر علی است
جان پیمبر علی ساقی کوثر علی است
ساقی کوثر علی مظهر داور علی است
مظهر داور علی اول و آخر علی است
اول و آخر علی حیدر، حیدر علی است
شیعه فقط حیدری است ز خصم حیدر بری است
هر که علی را فروخت دوزخ را مشتری است


مشام خصم علی کجا و بوی بهشت
علی است بوی بهشت علی است روی بهشت
شیعة او راست پا بر سر کوی بهشت
علی است خلق بهشت علی است خوی بهشت
شیعه کند کار خضر بر لب جوی بهشت
آی علی دوستان پیش به سوی بهشت
نجاتتان سرنوشت بهشت تان در سرشت
بهشت یعنی غدیر غدیر یعنی بهشت


سقیفه آن سو برو غدیر از آن ماست
غدیر توحید ما غدیر ایمان ماست
غدیر پیوند ما غدیر پیمان ماست
غدیر در روز حشر صراط و میزان ماست
غدیر تفسیر نور غدیر فرقان ماست
غدیر فردوس ماست غدیر رضوان ماست
مپرس ما کیستیم چه بوده و چیستیم
به جان مولا قسم سقیفه ای نیستیم


بت شکن کعبه بر دوش نبوت یکی است
برادر مصطفی روز اخوت یکی است
امیر خیبر ستان به دست قدرت یکی است
علی اگر شد امام تمام امت یکی است
رسول اگر حکم کرد حکم رسالت یکی است
اگر دوبین نیستی غدیر و بعثت یکی است
هماره این یاد ماست فیض خداداد ماست
حرا و خم غدیر کعبه میلاد ماست


اگر چه بین دو یار سه یار شد فاصله
فقط به شأن علی است روایت منزله
محمد است و علی حلقة یک سلسله
هر که جدا از علی است جداست از قافله
نامة اعمال اوست نوشتة باطله
به دوزخش نیست جز شرار آتش صله
"میثم" اگر میثمی، میثم تمار باش
دل بِبُر از جان و سر در طلب یار باش

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
02:34
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیریم

دستان تو حالا شده بالاترین دست
جبریل بوسه می زند بر اینچنین دست

خلق ازل ، کارِ ابد بر عهده یِ توست
ای اولین دستِ خدا ، ای آخرین دست

آن دست ها را آنقدر بالا گرفتند
تا داد یزدان با امیرالمؤمنین دست

یادِ تو و دست تو افتادم وقتی
در علقمه افتاد بر روی زمین دست

هر سه حکایات نگاهت را نوشتند
پس آفرین آب، آفرین مشک، آفرین دست

این دست ها که پیش روی ما باز است
از پشت ، بسته میشود روزی همین دست

پشت و پناه محکمی بودند این ها
زهرا توقع داشت در کوچه از این دست

دست مغیره ، دست زهرا ، دادِ بی داد
افتاد دست بدترین ها بهترین دست

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:34
#امیرالمومنین_مدح
#غدیریم

امیرُالحق، امیرُالعشق، امیرُالمومنینی تو
خدایی یا بشر؟ حیدر! نه آنی تو، نه اینی تو

تو را خواندند بی‌همتا و رقصیدند در آتش
علی! تقصیر اینان چیست؟ وقتی این‌چنینی تو

زبان شاعرانت می‌شوم، می‌پرسم از خالق:
چگونه آفریدت؟ کاین‌چنین شورآفرینی تو

گواهی می‌دهد خاتم، که خاتم‌بخشِ عشّاقی
الا یا ایها السّاقی! سخاوت را نگینی تو

من از میلاد تو در کعبه، از معراج، دانستم:
علیِ آسمان‌‌ها اوست، اعلای زمینی تو

تو را نفسِ نبی خواندند و حیرانم، غدیر خم
امیر است او؟ امیری تو؟ امین است او؟ امینی تو؟

من از گمراهی بعضی به حیرت آمدم، آخر
گواهی داد حتی دشمنت، که بهترینی تو

فقط بر «لافتی الا علی» باید پناه آورد
چو با «لاسیف الا ذوالفقار»ت در کمینی تو

در ایمان و نبرد و هر فضیلت، اولین هستی
فقط در بازگشت از جنگ، حیدر! آخرینی تو

چه جای حیرت؟ او باید که شیر کربلا باشد
اگر استاد پیکار یل ام‌البنینی تو

امیدت شاید از این چاه کندن، آه! روزی بود
که از نخلی برای کوثرت، خرما بچینی تو

تو را با دست‌های بسته می‌بردند و می‌پرسم:
دلیل خلق عالم! پس چرا تنهاترینی تو؟

فراری‌های خیبر، پیش یک زن، نعره زن، اما
بمیرم فاتح خیبر! بلاگردان دینی تو

چه حکمت‌هاست در این قصه؟ ای مولای نازک دل!
که هر روز، این در و این کوچه را باید ببینی تو
.
«یمین» را می‌شمارم، تا صد و ده می‌رسم، یعنی:
که معنای یمین، مولای اصحاب‌الیمینی تو

تو فاروقی، تو فرقانی، تو میثاقی، تو میزانی
صراط‌المستقیمی تو، امام‌‌المتّقینی تو

قسیمُ النّار و الجنّت، امیر هیبت و غیرت
امانی تو، امینی تو، علی! حِصن حصینی تو

تو شیر حق، تو کراری، ولی‌‌الله و قهاری
درِ علم نبی و نفس ختم‌المرسلینی تو

یداللهی و سیف‌الله، روح‌الله و سرّالله
امین‌اللهی و یعسوبی و حبل‌المتینی تو

مع‌الحقی و وجه‌الله، نورالله و عین‌الله
چه می‌ماند دگر از حق؟ همین است او، همینی تو

همه یک سو، تویی ساقی، تو در عین‌البقا، باقی
علی! عین‌الحیاتی تو، علی! عین‌الیقینی تو

خراب آباد شعر من کجا؟ ناز قدمهایت؟
چرا اینگونه شاها! با گدایان می‌نشینی تو؟

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
1
02:34
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

بركه ! ذكر سَمَكَت تا به سما بالا رفت
چون كه بر دست نبي،دست خدا بالا رفت

ظاهراً روي جهاز شتران بود ولي
كس نفهميد علي تا به كجا بالا رفت !

صبحِ زيرِ بغلِ شيرِ خدا كرد طلوع
بسكه آن روز يَدِ شمسِ ضُحيٰ بالا رفت

خطبه اي خواند محمّد كه همه مات شدند
خطبه اي خواند كه شأن خُطبا بالا رفت

اوّلين بارِ نبي بود كه در شصت و سه سال
تا بگويد سخن اين قدر صدا بالا رفت

كرد در حقّ علي هر چه دعا در آن روز
گفت "الهي بِعلي" موجِ دعا بالا رفت

وقت بيعت شد و دست همه پايين آمد
دست زهراش در آن واقـعه تا بالا رفت

"أَشـــهدُ اَنَّ عَليّاً ولـي اللهِ " بـِـلال
بال وا كرد و چونان بادِ صبا بالا رفت

ذهن بر خاك كف پاش تيمّم ها كرد
تـــا عيـــار ادب ما شُعــــرا بالا رفت

چون كه مؤمن به ولاي علي و آلش شد
اين همه ارزش يك قطعه طلا بــالا رفت

گَبر هم وقت نيازش به علي رويْ آورد
بسكه در صحن نجف ، خواسته ها بالا رفت

واژگون شد عَلَم مُنكِر او هر جا بود
در عوض پرچم حيدر همه جا بالا رفت

هركسي دور شد از وادي او خورد زمين
هركسي گفت از او مدح و ثنا، بالا رفت

مُنـتقل شد عوض مكّه به "واديّ سلام"
روح آن شيعه كه در كوي منا بالا رفت

از همان روز كه شش ماهه ي او را كشتند
آه شش ماهه ي شاه شهدا بالا رفت

از همان روز كه باب الحرمش سوخته شد
آتش از هر طرف كرب و بلا بالا رفت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:34
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

دل ها اگر که بال برایِ تو می زنند
هر شب سری به سمتِ سرای تو می زنند
جبریل می شوند تمامِ کبوتران
وقتی که بال و پر به هوای تو می زنند
از وصله های کهنه یِ نعلینِ خاکی ات
پیداست سر به سویِ خدایِ تو می زنند
هرشب فرشته ها که به معراج می روند
دستی به ریشه های عبای تو می زنند
بینند اگر خیال تو را بُت تراش ها
تا روزِ حشر تیشه برای تو می زنند

بر سینه ام نوشته خدا والی الولی
یا مظهر العجائب و یا مرتضیٰ علی

وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد
وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد
فصل ظهورِ نَفْسِ رسالت رسیده است
می خواهد از خدای به گامش توان دهد
باید سه روز صبر کند در غدیرخم
تا که به رویِ منبری از دل اذان دهد
می خواست حق که آینه ای در برابر ِ...
... آئینه ی تمام نمایش مکان دهد
می خواست حق که عین نبی را عیان کند
می خواست حق که دست خودش را نشان دهد

شوری میان عرصه ی محشر بلند شد
دست علی به دست پیمبر بلند شد

وقتی غضب کند همه زیر و زِبَر شوند
جنگ آورانِ معرکه ها در به در شوند
وقتی غضب کند همه در خاک می روند
گیرم که صد سپاه بر او حمله وَر شوند
چشمش اگر به پهنه یِ میدان نظر کند
گردن کشانِ دهر همه بی سپر شوند
از ضربِ ذوالفقار،خدا فخر می کند
سرهای بی شمار جدا بیشتر شوند
فرقی نمی کند که یسار است یا یمین
آن قدر سر زند که دو سر،سر به سر شوند

این مردِ تکیه گاهِ نبردِ پیمبر است
این شیر،شیرِ حضرتِ حق است حیدر است

عطری بده که غنچه ی نیلوفرم کُنی
تا در حضورِ خویش شبی پرپرم کُنی
اصلاً مرا نگاهِ تو در صبحِ روزِ عهد
پروانه آفرید که خاکسترم کُنی
دُرِّ نجف دلم شده شاید به دست خویش
روزی مرا بگیری و انگشترم کُنی
من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم
بهتر همان که آینه ی دیگرم کُنی
نان جوئی به دست تو دیدم چه می شود....
....هم سفره ی غلام خودت،قنبرم کُنی
همراه ظرفِ خالیِ شیر آمدم که باز
دستی کشی به رویِ سرم سرورم کُنی

آقا نظر به چشم تر مادرم نما
بوی محرم آمده عاشق ترم نما

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:35
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام
#د‌وبیتی

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست
حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست

بر رشته ی محکم ولایت صلوات
بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست


@raziolhossein
02:35
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


سنگ است دلم عشق علي سنگ نوشته
مي‌سوزم از اين عشق چو اسفند برشته

با جوهر اشك و قلم بال فرشته
بر لوح دل خسته ام اين جمله نوشته:

جز مهر علي در دل من خانه ندارد
"كس جاي در اين خانه ی ويرانه ندارد"

فهميدم از اين راز كه در كعبه شكاف است
هرجا كه بود نام يدالله مطاف است

اين گفته نه بيهوده و اين دم نه گزاف است
در روز جزا شيعه‌ات از نار معاف است

چون غير علي در دو جهان هيچ نديدند
"مردان خدا پرده ی پندار دريدند"

تا نام تو پيچيد در آن شبه جزيره
شد پاك از اين خاك گناهان كبيره

زد چنگ به دامان تو هر ايل و عشيره
شد ثابت و سيار در اوصاف تو خيره

جز ساقي كوثر ز كسي جام نگيريم
"ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم"

زان باده كه در روز غديريه به خم بود
پيداي تو شد هر كه در آن حادثه گم بود

فرياد ملائك بابي انت و ام بود
زان راز كه در آيه اكملت لكم بود

بيتي است امامت در اين خانه تويي تو
امروز امير در ميخانه تويي تو

آن بازوي خيبر شكنش رفت چو بالا
با دست شريف پدر ام ابيها

دادند دو دريا چو به هم دست تولا
شد ولوله و غلغله در عرش معلا

گفتند ملائك همگي عيد مبارك
اين عيد به هر پيرو توحيد مبارك

اي عقل در اوصاف تو حيران و مردد
وصف تو نگنجيده به هفتاد مجلد

عالم همه گم گشته آن موي مجعد
محبوب ابوالقاسم محمود محمد

نامش همه جا هست بگوييد كجا نيست
"كس نيست كه آشفته آن زلف دوتا نيست"

هركس كه ز حب تو به لب ناد علي داشت
در جام دل خويش صفايي ازلي داشت

آسودگي از شرك خفي شرك جلي داشت
گمراه نگرديد هر آن كس كه ولي داشت

از نام علي كاخ ستم در خطر افتاد
"با آل علي هركه در افتاد ور افتاد"

تا صورت پيوند جهان بود علي بود
يعني هدف از عالم موجود علي بود

تسكين دل آدم و داود علي بود
از آيه انفاق چو مقصود علي بود

اي محو جمال تو صاحب خانه
"مقصود تويي كعبه و بتخانه بهانه"

اي كاش شود ميثم و سلمان تو باشم
تا روز جزا دست به دامان تو باشم

در هردوجهان ريزه خور خوان تو باشم
كافر شوم از خويش و مسلمان تو باشم

كرديم نثار قدم تو دل و دين را
"تقديم كرديم همان را و همين را"

افسوس كه با نام تو كردند خرافات
در دايره تنگ جنايات و مكافات

يك عده پي شطح و گروهي پي طامات
در كاخ نشستند به عنوان خرابات

ما با تو نشستيم و از اين قوم بريديم
"ما چون ز دري پاي كشيديم، كشيديم"

#عباس_احمدی

@raziolhossein
02:36
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام


پیام نور به لب های پیک وحی خداست
بخوان سرود ولایت که عید اهل ولاست

خم از غدیر خم و می ، می ولای علیست
و گرنه صحبت ساقی و جام و باده خطاست

غدیر ، عید خدا،عید احمد، عید علی
غدیر عید نیایش غدیر عید دعاست

غدیر صبح سپید همه سپیدی ها
غدیر ، نور خدا، دشمن سیاهی هاست

غدیر سید اعیاد و اشرف ایام
غدیر خوبتر از عید روزه و اضحی است

غدیر سلسله دار کمال دین تا حشر
غدیر آینه دار علی ولی الله است

غدیر عید همه عمر با علی بودن
غدیر جشن نجات از عذاب روز جزاست

غدیر بر همه حق باوران تجلی حق
غدیر ببر همه گم گشتگان چراغ هداست

غدیر کعبه مقصود شیعه در عالم
غدیر جنت موعود خلق در دنیاست

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر
غدیر میوه توحید اولیا همه جا است

غدیر آیینه لا اله الا هو
غدیر ایت سبحان ربی الاعلی است

غدیر هدیه نور از خدا به پیغمبر
غدیر نقش ولای علی به سینه ماست

غدیر بر کعبه اهلل سما و اهل زمین
غدیر قبله خلق زمین و خلق سماست

غدیر یک سند زنده یک حقیقت محض
غدیر خاطره ای جاودانه و زیباست

غدیر روشنی چشم پیروان علی
غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست

غدیر با همگان هم سخن ولی خاموش
غدیر با همه کس آشنا ولی تنهاست

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه
غدیر آیه توبیخ عاد من عاداست

هنوز از دل تفتیده غدیر بلند
صدای مدح علی بانوای روح فزاست

هنوز گوهر وصف علی بود در گوش
هنوز لعل لب مصطفی مدیحه سراست

هنوز لاله اکملت دینک روید
هنوز طوطی اتممت نعمتی گویاست

هنوز خواجه لولاک را نداست بلند
که هر که را پیمبر منم علی مولاست

چنانکه من همگان را به نفس اولایم
علی وصی من از نفس او به او اولاست

علی علیم و علی عالم و علی اعلم
علی ولی و علی والی و علی اولاست

علی حقیقت روح و تمام عالم جسم
علی سفینه نوح و همه جهان دریاست

علی مدرس جبریل در شناخت حق
علی معلم آدم به علم الا سماست

علی تمامی دین ، بغض او تمامی کفر
علی ولی خدا ، خصم او عدوی خداست

علی بود پدر امت و بردار من
علی سغیر خدا و علی امیر خداست

علیست حج و علی کعبه و علی زمزم
علی سفا و علی مروه و علی مسعاست

علی صراط و علی محشر و علی میزان
علی بهشت و علی کوثر و علی طوباست

علی چو شخص پیمبر هماره بی مانند
علی چو ذات اللهی همیشه بی همتاست

علی شهید و علی شاهد و علی مشهود
علی پناه و علی ملجا و علی منجاست

علی اذان و اقامه ، علی رکوع و سجود
علی قیام و قعود علی سلام و دعاست

علی حقیقت توحید بر زبان کلیم
علی تجلی طور و علی ید بیضاست

علی وصی و دم و لحم و نفس پیمبر
علی ابوالحسنین است و شوهر زهرا

علی است حق و حقیقت بدور او گرد
علی است عدل و عدالت به خط او پویاست

علی محمد و فرقان و نور و کوثر ،قدر
علی مزمل و یاسین و یوسف و طاهاست

علی به قول محمد در مدینه علم
ز در درآی که راه خطا همیشه خطاست

حدیث منزله را از نبی بگیر و بخلق
بگو مخالف هارون مخالف موسی است

بود وصی نبی آنکسی که نفس نبی است
گرفتم (اینکه حدیث)غدیر یک رویاست

کننده در خبیر بود وصی رسول
نه انکه کرد فرار از جهاد ، عقل کجاست

کسی که گفت سلونی ، سزد امامت را
نه آن کسی که بلولا ، به جهل خود گویاست

کسی که جی نبی خفت جانشین نبی است
نه آنکه راحتی جان خویش را می ساخت

چگونه قاتل زهرا امام خلق شود
مدینه مرد شرف نیست یا علی تنهاست

چگونه مهر بورزند به آن ستم گستر
که دود آتش او دور خانه زهراست

چگونه غیر علی را امام خود داند
که او سراپا آیینه رسول خداست

حدیثی از دو لب مصطفی مراست به یاد
به آب زر بنویسم اگر رواست رواست

خدا گواه است پی دشمن علی نروم
حلال زاده رهش از حرام زاده جداست

کسی که بت شکند بر فراز دوش نبی
برای حفظ خلافت ز هر کسی اولاست

گواه من به خلافت همان وجود علی است
که آفتاب بتایید آفتاب گواه است

بود امامت او در کتاب حق معلوم
چنان که صورت خورشیددر فضا پیداست

به دیدگان خدا بین مرتضی سوگند
کسی که غیر علی دید دیده اش اعماست

عبادت ثقلینت اگر بود فردا
تو را بدون ولایت به ویل و اویلاست

به آن نبی که علی را وصی خود فرمود
به آن نبی که تمامش ثنای آن مولاست

ثواب نیست ثوابی که بی ولای علی است
نماز نیست نمازی که بی علی برپاست

شکسته باد دهانی که بی علی باز است
بریده باد زبانی که بی علی گویاست

تمرد است بدون علی اگر طاعت
تاسف است سوای علی ، اگر تقواست

به آیه آیه قران به حق پیغمبر
که راه غیر علی مرگ و نیستی و فناست

خدا گواست که هر کس رهش جدا زعلی است
بسان لشکر فرعون راهی دریاست

اگر تمام خلایق جدا شوند از او
خدا گواست که راه تمام خلق خطاست

به جای حور به بوزینه دست داده و بس
کسی که غیر علی را امام ورهبر خواست

به صد هزار زبان روح مصطفی گوید
که ای تمام امت علی امام شماست

من و جدا شدن از مرتضی خدا نکند
که هر که گشت جدا از علی جدا زخداست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
641×733, 170.0 KB
#یاعلـےمــدد

بر خود که مرید حیدرم می نازم
همـراه خدا به دلبـــرم می نازم

دیدم که حرام زاده شد دشمن تو
بردامـن پـــــــاک مـادرم می نازم

.
02:36
#امیرالمومنین_مدح #غدیری‌ام
#دوبیتی

بر خود که مرید حیدرم می نازم
همـراه خدا به دلبـــرم می نازم

دیدم که حرام زاده شد دشمن تو
بردامـن پـــــــاک مـادرم می نازم

@raziolhossein
02:36
AUD-20180825-WA0001.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
04:44, 1.8 MB
🔈 سخنرانی علامه امینی رضوان الله تعالی علیه در بیان مظلومیت مولانا امیرالمومنین علیه السلام

@raziolhossein
02:37
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

نام تو احسن الاسماست علی یاحیدر
زینت عرش معلاست علی یاحیدر

مهر تو مهر قبول عمل امروزم
هم امان نامه فرداست علی یاحیدر

بو ذرت خاک سیه را چو زر ناب کند
قنبرت را دم عیساست علی یاحیدر

در تو می دید خدا صورت خود را ، آری
چهره در آینه پیداست علی یاحیدر

بردن و خواندن آیات برائت به حرم
شیر مردی چو تومیخواست علی یاحیدر

تا به دست تو شود غیر خدا نفی ابد
ذوالفقارت شبیه لاست علی یاحیدر

دست،بالای دست است اگرچه بسیار
دست تو از همه بالاست علی یاحیدر

هر نفس،هر طپش قلب علی یازهراست
ضربان دل زهراستعلی یاحیدر

نیست باکم زحساب و زکتاب محشر
کار اگر دست تو مولاست علی یاحیدر

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:37
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

از نسیم نغمه ی "من کنت مولا" در غدیر
باغ توحید و رسالت شد شکوفا در غدیر

جبرئیل عشق مست جذبه ی اشراق گفت
با امین وحی پیغام تولا در غدیر

فیض "اتممتُ علیکم نعمتی " شد بر زمین
از ثری شد غرق نعمت تا ثریا در غدیر

بر فراز دست پیغمبر در آن روز بزرگ
پرچم سبز ولایت گشت بر پا در غدیر

دست ها وقتی که با دست علی میثاق بست
داشت لبخند رسول حق تماشا در غدیر

"وال من والاه " شد از لطف آمین مستجاب
" عاد من عاداه " شد بر آسمان ها در غدیر

جوش می زد " خم" در آن غوغای " اکملت لکم"
شد علی ساقی این جام گوارا در غدیر

هر که در روز  ازل نوشید از خم الست
گشت از جام ولایت جرعه پیما در غدیر

برکه شد دریا ز موج اشک شوق عرشیان
شد بهشت آرزو دامان صحرا در غدیر

مقصد از ایجاد هستی خلقت مولا علی است
کشف شد بر خلق ، راز این معما در غدیر

انبیا مُهر نبوت از علی دریافتند
فصل ناب وحی شد تفسیر و معنا در غدیر

زد قدم موسی عصا در دست بر تجدید عهد
ز آسمان آمد پی تبریک عیسی در غدیر

قدسیان دیدند سوز ماتم ابلیس را
ناله اش پر کرد گوش کهکشان را در غدیر

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:37
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


پاي مرا به ساحت قُدس حرم كشيد
یعنی مرا ز لطف به دارالكرم كشيد
از روي مِهر دست بروي سرم كشيد
بعدش به نامه ي عمل من قلم كشيد

پاكم كه كرد ، گفت بگو بي حد و عدد
"من كلب آستان توأم يا علي مدد"

اي دل بيا و حشمت دادار را ببين
ايوانْ طلاي حضرت كرار را ببين
در صحن او زيارت ابرار را ببين
سلمان و حُجر و مالك و عمّار را ببين

هركس ابوذرانه پي يار ميرود
چون ميثم عاقبت به سرِ دار ميرود

وقت اذان صبح نجف ، آه مي كشم
همراه آه ، ناله ي جانكاه مي كشم
حسرت براي سجده به درگاه مي كشم
گر نعره ي علي ولي الله مي كشم

اين نعره ام به كوري اهل سقيفه است
بيزاري از سقيفه نشينان ، وظيفه است

اي دل بگو فضائل مولا شنيدني ست
مدح و ثناي همسر زهرا شنيدني ست
اوصاف نفس خالق يكتا شنيدني ست
القاب جانِ حضرت طاها شنيدني ست

اي دل مناقب اسدالله را بگو
يك گوشه از مقام يدالله را بگو

سعي و صفا عليست به سعي و صفا قسم
ركن و منا عليست به ركن و منا قسم
ذكر و دعا عليست به ذكر و دعا قسم
درد و دوا عليست به درد و دوا قسم

دُرّ نجف اگر كه چنين صاف و صيقلي ست
ذكرش به عشق فاطمه يامرتضي علي ست

حبل المتين علي ست به حبل المتين قسم
يعسوب دين علي ست به يعسوب دين قسم
حقّ اليقين علي ست به حقّ اليقين قسم
عرش آفرين علي ست به عرش آفرين قسم

از نور روي اوست كه عرش آفريده شد
از خاك پاي اوست كه فرش آفريده شد

سِرّ خفي يكي ست و نور جلي ، يكي ست
با حق كسي كه گفته از اوّل بلي ، يكي ست
از عالم اَلَـست به عالم ولي ، يكي ست
ذات خداكه هست احد پس علي ، يكي ست

آن هم امام اول ما بچّه شيعه هاست
شُكر خُدا كه نامِ عـلي در اذان ماست

خوشبخت كيست آنكه به پايش نثار شد
خوشبخت كيست آنكه به عشقش دچار شد
خوشبخت تر كسي كه به تیرش شكار شد
در زير سُـمّ مَركب حيـدر غُـبـار شد

دُلدُل به مرتبت ز بُراق جَنان سر است
نَعلي كه خورده بر سُمِ او كيمياگر است

بي او نبي كه ميل پيمبر شدن نداشت
زهرايش ، اشتياق به كوثرشدن نداشت
بي او كسي اجازه ي بهتر شدن نداشت
هر نوكري لياقت قنبر شدن نداشت

قنبر چه كرد ؟ صاحبش اورا بغل گرفت
جاي شراب ناب ز ساقي عسل گرفت

هركس كه در مقابل او خَـم نمي شود
گر عمر نوح هم كند آدم نمي شود
حرفي به حرف عشق ، مُقّدم نمي شود
بي عشق او بهشت فراهم نمي شود

خواهي كه بگذري به سهولت از اين مسير
روي پل صراط دم يا علي بگير

#محمد_قاسمي
@raziolhossein
02:37
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#د‌وبیتی

برخيزو ببين جوشش فيض ازلي را
برختم رسل مرحمت لم يزلي را

مي خواست نبي دست خدا را بفشارد
بر دست نبي داد خدا دست علي را


@raziolhossein
02:38
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد
کتاب عشق با نام علی شیرازه میگیرد

من از "الیوم اکملت لکم" اینگونه فهمیدم
خدا با مهر او دین مرا اندازه میگیرد

زمین خرسند از گمنامی ما میشود, باشد
که در اوج فلک مداح او اوازه میگیرد

جهان هر چند جولانگاه خصم مرتضی باشد
خدا اما گلویش را درِ دروازه میگیرد

علی میگویم و هر لحظه از این عشق سرشارم
دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد

#حسن_کردی

@raziolhossein
02:38
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

تمامِ جمعیّت ، انگار مات و مبهوت است
زمین شبیه زمین نیست ، مثلِ لاهوت است

مهم ترین خبر از جبرئیل نازل شد...
ولایت از سخنی بی بَدیل حاصل شد

بلند گفت پیمبر به گوشِ کلِّ جهان ،
بلند گفت به عالَم در این زمان و مکان :

«علی ، امامِ شما ، منتخب به دستِ خداست
و بعدِ رفتنِ من ، جانشینِ من به شماست

هر آنچه گفت علی ، وحیِ مُنزَلِ محض است
هر آنچه ضِدِّ علی شد ، وجودِ او نقض است

شبیهِ نسبتِ "هارون" و حضرتِ "موسی"
علی ، خلیفه ی من میشود برای شما...

علی تمامیِ جانِ من است ، ای مردم!
مباد قدر و مقامش شَوَد به دنیا گُم

همیشه دست به دامانِ مرتضی باشید
همیشه پشتِ سَرَش ، بنده ی خدا باشید

قدم جلوتر از او ، حاصلش مکافات است
سخن ، مقابلِ دستورِ او اضافات است

اَنَا مَدِینَةُ العِلْم و... علی بُوَد بابَش
فراتر از همگان ، جایگاهِ اصحابش...

تمام نعمتِ عالم از آنِ شخصِ علی است
ولایتش ابدی و امامتش ازلی است

به گوشِ مردمِ دنیا خبر ز ما ببرید:
بدونِ حُبِّ علی ، در عذاب در به درید...»

چقدر بیعت و تبریک و چهره های ریا
شروع شد سر ناسازگاری دنیا

شروع شد غمِ حیدر ، شروع شد دردش
علی و شهرِ نَبی ، مردمانِ نامردش...

چقدر خون به دلِ مَردِ کوچه ها کردند
پس از پیمبرِ خاتم به او چه ها کردند...

نشست گوشه ی خانه ، کشید از دل آه
که غصب گشت خلافت ، به دستِ یک روباه

کسی که دستِ همه ، لقمه ی غذا میداد
میانِ کوچه به دستانِ او طناب افتاد...

#پوریا_باقری

@raziolhossein
02:38
#امیرالمومنین_مدح
#عید_غدیر



بسم علی حضرت رحمان علی
باطن نورانی قرآن علی
نفس علی روح علی جان‌علی
منکر تو نیست‌ مسلمان علی

بنده الله شدم‌ با علی
یا علی یا علی‌ و یا علی

کیست علی آینه دار خدا
جان‌ نبی بود و نگار خدا
بوده به دستش همه کار خدا
در دل ما هست کنار خدا

ای نجفت کعبه دلها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

هرکه نشد خوار درت خوار شد
حب تو میزان شد و‌ معیار شد
خال لبت کعبه ی سیار شد
شیعه تو اصل و نسب دار شد

خورده به قنبر نسب ما علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

صدق تویی صادق و اصدق تویی
حیدری و قادر مطلق تویی
فاتح کارزار خندق تویی
حکم رسول است فقط حق تویی

پس همه باطلند الا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

گوش بفرمان لبت آفتاب
حب تو ایمان  شد و بغصت عذاب
باتو حساب بدی ام بی حساب
جای نبی در شب هجرت بخواب

گفت نبی بین خطرها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

سنگ تو بر سینه زدن دین ما
نوکریت مذهب و آیین ما
سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما
کاش بیایی دم تلقین‌ ما

زود به دادم برس آنجا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

روی جهاز شتران‌ ماه شو
روشنی آخر این راه شو
کوری آن‌ چند نفر شاه شو
رخ‌بنما و ولی الله شو

نیست کسی غیر تو مولا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

آه که هنگام‌ عداوت شد و..
بر ولی الله خیانت شدو..
پشت علی خلوت خلوت شدو..
پشت در خانه قیامت شدو..

گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی..
یاعلی و یاعلی و یاعلی..


#سید_پوریا_هاشمی


@raziolhossein
02:38
#امیرالمومنین_مدح


کسی نیامده او را علی جواب کند
علی به سمت گدایان خودش شتاب کند
کسی که روی علی ذره ای حساب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
علی فقط که علی نیست، چارده نور است
از او جدا شدن از هفت پشت ما دور است

برای دایره ی شاعران بی تکرار
شده ست خطبه ی بی نقطه، نقطه ی پرگار
در اولین خم زلفش اسیر شد عطار
هزار شاعر مضمون سرا هزاران بار
خیال وصف علی را قلم به دست شدند
شراب عشق علی را نخورده مست شدند

علی، علی ست و زهرا شناسنامه ی اوست
شروع او حسن است و حسین ادامه ی اوست
صفات خاص ملایک صفات عامه ی اوست
من از خودم که نمی گویم، این چکامه ی اوست
برای او و خدا، دل، شریک قایل نیست
میان عاشق و معشوق،هیچ حایل نیست

که گفته روی زمین قرن هاست گم شده ایم؟
نه! ما مجاور کوی صد و دهم شده ایم
مسافر نجف و کربلا و قم شده ایم
مبلغ جریان غدیر خم شده ایم
غدیر از نظر شیعه عید الاعیاد است
خدا ولایت خود را به شیعیان داده ست

به هر که عاشق او شد اسیر می گویند
به دست های علی دستگیر می گویند
و اهل عرش، علی را امیر می گویند
هنوز جن و ملک از غدیر می گویند
جماعت این دو سه خط را ولی نمی فهمند
که چیزی از درجات علی نمی فهمند

علی که بود؟ نه می دانم و نه می دانی
محب او چه عرب باشد و چه ایرانی
چه آشکار سلامش کند چه پنهانی
چه در سلامت کامل چه در پریشانی
جواب می شنود از علی: سلام علیک
اگر مرید مرامش شدی بگو لبیک

به پاست تیر و علی روی پاست وقت نماز
نماز اوست زکات و گداست غرق نیاز
دهان کعبه از این کارهای او شده باز
که در نهایت ایجاز می کند اعجاز؟
به جز علی، که هر انگشت او هنرمند است
برای او در خیبر به تار مو بند است

اگر که دشمن او تیغ را غلاف کند
علی که جنگ ندارد، چرا مصاف کند؟
عمر به خوبی او باید اعتراف کند؟!!
رواست کعبه نجف را اگر طواف کند
کجا شبیه به نهج البلاغه آمده است؟
کتاب های جهان را کسی ورق زده است؟

ستاره ای ست برای خودش ابوریحان
ولی کنار علی می شود ابوحیران
که گفته نام علی نیست داخل قرآن؟!
هزار بار بخوان از شروع تا پایان
قسم به نقطه ی زیرین باء بسم الله
علی ست معنی قرآن، سخن کنم کوتاه

ستاره روزنی از وصله ی عبای علی ست
روایت است سماوات زیر پای علی ست
به عرش رفته محمد، پی خدای علی ست
به نقل قول، صدای خدا صدای علی ست
قرار شعر بر این شد سخن شود کوتاه
چه "یاعلی" بنویسم چه "فی امان الله"

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
1
02:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1254, 164.7 KB
#امیرالمومنین
#برائت

بر هرکه امیرت نشمارد لعنت
بر آنکه غمت به دل نیارد لعنت
ای شاه نجف! ما که دوستت داریم
بر هرکه تورا دوست ندارد لعنت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:39
#امیرالمومنین
#برائت
#دوبیتی

بر هرکه امیرت نشمارد لعنت
بر آنکه غمت به دل نیارد لعنت

ای شاه نجف! ما که دوستت داریم
بر هرکه تورا دوست ندارد لعنت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:39
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


هر دل که جدا از تو شود دل شدنی نیست
ایمان به جز از راه تو حاصل شدنی نیست

عقلی که گره خورد به عشق تو یقینأ
از سنگ غم حادثه زایل شدنی نیست

هر قدر عبادت شده از اول خلقت
با ضربت تیغ تو معادل شدنی نیست

با ایه اکملت لکم گفت خداوند
دین جز به تولای تو کامل شدنی نیست

ما رو به تجلای شما اهل نمازیم
این قبله به هر سو متمایل شدنی نیست

بی مهر تو ما را چه نمازی چه طوافی؟
بی مهر تو یک رکعت قابل؟...شدنی نیست

ای ابر خطا پوش کرم کن که در این شهر
رحمت به جز از چشم تو نازل شدنی نیست

#حسن_کردی

@raziolhossein
02:40
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

گفتم که خدایابرکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات من بود مهرعلی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

#محمد_علی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
ش
07:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

جبریل، گل تبسّم آورد از عرش
راهی غدیر شد، خُم آورد از عرش

از باغ دل‌انگیز ولایت «اَلیَوم
اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم» آورد از عرش

.........

دل تشنۀ جامی از غدیر خم بود
در وادی اوصاف تو سردرگُم بود

خوانند تو را فاتح خیبر، اما
بالاتر از آن فتح دل مردم بود

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
ش
12:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


تا زمین قدم برداشت آسمان نوشت علی
آسمان كه بر پا شد كهكشان نوشت علی
كهكشان كه بر پا شد یك جهان نوشت علی
این جهان كه معنا شد بیكران نوشت علی
بیكرانه ها پر شد لامكان نوشت علی
با هر آنچه كه می شد با همان نوشت علی
با قلم نوشت علی با زبان نوشت علی
و سپس هر آنچه داشت در توان نوشت علی
روی صورتِ انسان روی جان نوشت علی
با غبار او روی چشممان نوشت علی
آنقدر نوشت از او تا جهان پر از او شد
تا كه دست حق رو شد ذكر عاشقان هو شد

پس دو مرتبه روی صورتم نوشت علی
دوست داشت پس روی قسمتم نوشت علی
در رگم كه جاری شد غیرتم نوشت علی
پا شدم زمین خوردم همتم نوشت علی
تا كمی ضعیف شدم قوتم نوشت علی
آمدم ذلیل شوم عزتم نوشت علی
پس خدا خودش روی قیمتم نوشت علی
روی بیرق سبز هیئتم نوشت علی
آنقدر نوشت علی روی سرنوشت من
تا فقط علی باشد خانه ی بهشت من
روز اول خلقت با علی حساب شدم
در قنوت او بودم تا كه مستجاب شدم

زیر پای او ماندم تا غبار ناب شدم
بر سرم چنان تابید تا كه آفتاب شدم
آنقدر كه او تابید از خجالت آب شدم
در غدیر چشمانش من هم انتخاب شدم
آنقدر نگاهم كرد تا كه من خراب شدم
زیر جوشش چشمش ماندم و شراب شدم
مِی شدم پیاله شدم مست بوتراب شدم
هی علی علی گفتم در علی مذاب شدم
می نویسم از عشقم می نویسم از دردم
غیر دور چشمانش هیچ جا نمی گردم

بین محفل ذكرش دُرِّ ناب می ریزند
پای هر علی گفتن هی ثواب می ریزند
روی ما فرشته ها هی شراب می ریزند
توی جام خالی ما هی شراب می ریزند
روی چشممان خاك بوتراب می ریزند
در شب سیاه ما آفتاب می ریزند
روی ما دعاهای مستجاب می ریزند
در حساب فردامان بی حساب می ریزند
كبریا كه می بخشد این همه به عشق او
چون علی به ما آموخت لااله الا هو...


#رحمان_نوازی

@raziolhossein
ش
13:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام


اگر نوبهارم، اگر زمهریرم
اگر آبشارم، اگر آبگیرم

اگر تیره مانند شب‌های ابری
اگر مثل خورشید، روشن‌ضمیرم

تپش‌جوش اگر مثل امواج دریا
عطش‌نوش اگر مثل خاک کویرم

اگر هرچه هستم،سحر،شب،طرب، غم
فقیرم، فقیرم، فقیرم، فقیرم

همینم که هستم، همین روح خاکی
اگر بر گلیمم، اگر بر حریرم

رها از حصار نفس‌گیر حرصم
مگیرید خرده اگر بر حصیرم

لبالب ز شعرم، لبالب ز آتش
اگر لب گشایم، اگر گُر بگیرم...

گزیر و گریزی مرا نیست از عشق
«که بر عهد و پیمان روز غدیرم»

علی بوده تا بوده ورد زبانم
«شناسند مردان، صغیر و کبیرم»

اگر خفته‌ام، با علی هم‌خیالم
اگر می‌روم، با علی هم‌مسیرم

مرام علی را فقط دوست دارم
کلام علی را فقط می‌پذیرم

اگر بی‌علی شاد باشم، بگریم
اگر بی‌علی زنده هستم، بمیرم

علی بوده در بیقراری، قرارم
علی بوده در گم‌شدن، دستگیرم

اگر از کلامم نظر برندارد
به شش‌گوش گیتی نیابی نظیرم

علی عزّتم داده گر عزّتی هست
اگرنه حقیرم، حقیرم، حقیرم



@raziolhossein
13:43
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام


اگر نوبهارم، اگر زمهریرم
اگر آبشارم، اگر آبگیرم

اگر تیره مانند شب‌های ابری
اگر مثل خورشید، روشن‌ضمیرم

تپش‌جوش اگر مثل امواج دریا
عطش‌نوش اگر مثل خاک کویرم

اگر هرچه هستم،سحر،شب،طرب، غم
فقیرم، فقیرم، فقیرم، فقیرم

همینم که هستم، همین روح خاکی
اگر بر گلیمم، اگر بر حریرم

رها از حصار نفس‌گیر حرصم
مگیرید خرده اگر بر حصیرم

لبالب ز شعرم، لبالب ز آتش
اگر لب گشایم، اگر گُر بگیرم...

گزیر و گریزی مرا نیست از عشق
«که بر عهد و پیمان روز غدیرم»

علی بوده تا بوده ورد زبانم
«شناسند مردان، صغیر و کبیرم»

اگر خفته‌ام، با علی هم‌خیالم
اگر می‌روم، با علی هم‌مسیرم

مرام علی را فقط دوست دارم
کلام علی را فقط می‌پذیرم

اگر بی‌علی شاد باشم، بگریم
اگر بی‌علی زنده هستم، بمیرم

علی بوده در بیقراری، قرارم
علی بوده در گم‌شدن، دستگیرم

اگر از کلامم نظر برندارد
به شش‌گوش گیتی نیابی نظیرم

علی عزّتم داده گر عزّتی هست
اگرنه حقیرم، حقیرم، حقیرم

#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein
ش
19:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

از حب علی اگر کسی غافل شد
یک عمر عبادتش همه باطل شد

در روز سقیفه بود یا روز غدیر ؟
فرمود خدا دین شما کامل شد

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
18 August 2019
ش
01:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام



چیزی به جز نامت برای ما سند نیست
جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان
اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت
بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست

گیرم بخواهم بشمرم فضل على را
اندازه ی فضل و کراماتش عدد نیست

وقتى شنیدم مادر شیر است نامش
فهمیدم اصلا فاطمه ، بنت اسد نیست

به وصف ذاتش آیه اى نزدیک تر از
این آیه هاى قل هو الله احد نیست

این قلب من میل نجف دارد دوباره
راهی برای این دلی که می طپد نیست ؟

ما تجربه کردیم چندین بار ، دیدیم
پشت در این خانه هم انگار بد نیست

این آبروداری که ماها می شناسیم
هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست ...

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
01:20
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی


گرفته یا علی لبهای ما را
ندارد هیچ کس مولای ما را
اگر می شد غزل می گفتم اما
«دوبیتی» بسته دست و پای ما را



من آوای جلی را دوست دارم
دعای «ینجلی »را دوست دارم
«دوبیتی» جا ندارد تا بگویم
چقدر آقا علی را دوست دارم



خدا نام ولی را برد بالا
پیام ینجلی را برد بالا
تمام دست ها بودند آنجا
ولی دست علی را برد بالا



خدایا ذکر مان را یا علی کن
سرود بکرمان را یا علی کن
غم امروز و فردا خوردنی نیست
تمام فکرمان را یا علی کن



جهان مثل علی مولا ندارد
علیّ عالی اعلا ندارد
خدا گفتن به او کفر است اما
خدامی داند او همتا ندارد



به هر جا رفت دل حرف از علی بود
که قبل از آب و گل حرف از علی بود
از آن روزی که آدم شعر می گفت
مفاعیلن فَعِل حرف ازعلی بود



به بام کعبه بانگ یا علی بود
امام بت شکن مولا علی بود
همان بت هم که یک روزی خدا بود
دلش خوش بود یکجا با علی بود

#مهدی_صفی_یاری

@raziolhossein
👍 1
01:21
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟

به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان

تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی

نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی، «کَشَفَ الدّجی» به جمال تو
تو محمدی و به این سبب «بَلَغَ العُلی» به کمال تو
حسنی و حسین و فاطمه، «حَسُنَت جمیع خصال» تو

صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی

تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...

تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی

برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی


نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی

چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لـنـا» شوی
چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی

شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی»

نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محمدی

و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی

که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء»
که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی»
که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایه‌ی ماسوا
که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا

نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی

به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی


بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده

به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی

اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت

تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟


#احمد_علوی

@raziolhossein
01:21
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

جز خدا وقتی نداری انتظاری از خدا
جز خدایی هیچ چیزی کم نداری از خدا

«لافَتی الّا علی لا سَیف الّا ذولفقار»
این حدیثی شد که داری یادگاری از خدا

کوچه های شهر می گویند هر شب دیده اند
ماه را سرگرم گردش در مداری از خدا

مِهرتو وقتی نباشد مُهر هم بت می شود
نیست بر سجاده چیزی جز غباری از خدا

اصل تو هستی و دنیا با فروع سست خویش
جعل کرده نسخه های بی شماری از خدا

بی تو شاید عقل بشناسد خدایی را ولی
هست در آیینه اش تصویر تاری از خدا

سوختی و صبر کردی، نه فقط یک چند سال
ساختی یک عمر با این خلق عاری از خدا

دور از معیار تو ماندیم و با خود ساختیم
باب میل خویشتن پروردگاری از خدا

اوج مظلومیّت ات ایمان کوفی وار ماست
وای از فردای ما و شرمساری از خدا

#امیر_اکبرزاده

@raziolhossein
01:21
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

به نام خاک ديار خدا ، به نام نجف
به نام حضرت سلطان دين امام نجف

به نام خاک زمينی که جمع اضداد است
که پادشاه وگدا می شود غلام نجف

دليل خلقت آدم ، دليل خلق زمين
به احترام علی بود و احترام نجف

گمان کنم که خدا از ازل به دست خودش
نوشته واژه ی الله را به بام نجف

به جای می خود ساقی به کام او افتاد
وبا حضورعلی شدجهان به کام نجف

علی عليه السلام است کعبه ی سيار
که واجب است کنی سجده در تمام نجف

بشر کنار ، که حتی بعيد نيست اگر
که کعبه هم بزند بوسه بر مقام نجف

در آرزوی غبارش بمير ، چونکه خدا
به دست فاطمه داد اختيارتام نجف

به روی کافر و مومن در حرم باز است
که رد هيچ کسی نيست در مرام نجف

خودش سبوست ولی مست کربلا شده است
که بوی سيب رسيده است بر مشام نجف

سلام کرده به سمت نجف تمام زمين
ولی به کرببلا می رسد سلام نجف

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
01:21
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

...می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد
با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت
دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد
پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است
پله در پله از آن مأذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت اینبار ز پایان سفر می گویم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم

راز خلقت همه پنهان شده در عین علیست
کهکشانها نخی از وصله ی نعلین علیست

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش
بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هرچه در عالم بالاست تصرف کرده
شب معراج به من سیب تعارف کرده

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما
واژه در واژه شنیدند صدا را اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصه ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
01:21
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام


جبرئیل وحی طبعم باز بال و پر گرفته
باز بال و پر گرفته زندگی از سر گرفته

زندگی از سر به عشق ساقی کوثر گرفته
ساقی کوثر که فیضش خلق را در برگرفته

شهریار ملک جان ها رهبر فرد جهان ها
حکمران آسمان ها شمع سوزان زمان ها

خیز و از خم غدیر او بزن جام بلا را
--
قدسیان را بر سر از شوق علی (ع) شور افتاده
آسمان گل بوسه بر خاک غدیر خم نهاده

یپک حق در محضر احمد به تعظیم ایستاده
رخ نموده لب گشوده دل ربوده حال داده

از خدا بر لب پیامش بر نبی ذکر سلامش
با علی (ع) عشق مدامش ذکر خاص و فیض عامش

در حضور مصطفی سر داده مدح مرتضی را
--
نخل طوبی در زمین و آسمان بر می فشاند
آسمان بر خاک، دامن دامن اختر می فشاند

یا امین وحی در بزم علی (ع) پر می فشاند
نقل بلغ بر سرو روی پیمبر (ص) می فشاند

مصطفی لب باز کرده حرف دل ابراز کرده
دم به دم اعجاز کرده مدح مولا ساز کرده

کرده خوشبو با مدیحش غنچه ی معجز نما را
--
وادی تفتیده صحرا و گرما بیش از حد
منبر از چوب جهاز اشتران گوینده احمد (ص)

مستمع حجاج و عنوان سخن فرمان سرمد
داده انصار و مهاجر را ندا شخص محمد (ص)

کی بقاتان آرزویم وی گرائیده به سویم
بشنوید اینک بگویم هر که من مولای اویم

خوانده مولا از برای او علی (ع) شیر خدا را
--
گر به قدر عمر دنیا کس کند حق را عبادت
روز و شب او را بود ذکر و نماز و روزه عادت

در صفا و مروه اش حاصل شود فیض شهادت
بی تولای علی (ع) هرگز نمی بیند سعادت

دشمن دادار باشد کافری غدّار باشد
حق از او بیزار باشد تا ابد در نار باشد

یا رب از خط ولای او جدا مگذار ما را
--
ای مهاجر ای همه انصار پاک و حق پرستم
خوب می دانید یاران من همان پیغمبر(ص) استم

کز پی ارشادتان با حق از اول عهد بستم
این علی (ع) که دست خیبر گیر او باشد بدستم

پای تا سر داور است این هستی پیغمبر (ص) است این
مسلمین را رهبر است این حیدر است این حیدر است این

خوب بشناسید این تنها وصی مصطفی را
--
این علی (ع) مخلوق اول بوده خلاق مبین را
این علی پیش از خلایق خوانده رب العالمین را

این علی دارد زمام آسمان ها و زمین را
این علی استاد و مرشد بوده جبریل امین را

این علی حق الیقین است این علی حبل المتین است
این علی فتح المبین است این علی حصن حصین است

این علی پیش از ولادت بوده رهبر انبیا را
--
این علی با حق و حق برگرد او گردد هماره
این علی از حق و حق از او نمیگیرد کناره

این علی از خاک برافلاکیان دارد نظاره
این علی جان گیرد و جان می دهد با یک اشاره

این علی غیب و شهود است این علی شمع وجود است
این قعود است این رکوع است این سجود است

این علی کامل کند با مهر خود دین شما را
--
بی ولای مرتضی نخل عبادت بر ندارد
آتش است و حاصلی جز دود و خاکستر ندارد

بی کس است آن کس که در روز جزا حیدر ندارد
سر فراز است آن که دست از دامن او بر ندارد

باش یا الله یا رب با علی همراه یا رب
وال من والاه یا رب عاد من عاداه یا رب

کن اجابت از برای ابن عمم این دعا را
--
یا علی ای بر سر دستت زمام آسمان ها
ای خدائی داده حی لامکانت در مکان ها

ای به گردون گوی چوگان ولایت کهکشان ها
نقل تو نقل سخنها ذکر تو ورد زبان ها

تو علی مرتضائی حیدری خییر گشائی
عبد پا تا سر خدائی نه خدائی نه جدائی

کبریائی کن که عالم در تو بیند کبریا را
--
ای کف پای تو را گلبوسه از مهر نبوت
ناقه ات را ساربان گردیده ایثار و فتوت

نقش سّم دلدلت تصویری از عدل و مروت
بسته حق بین تو و خیر البشر عقد اخوت

سایه ی تیغت عدالت آیه عشقت رسالت
پایه ی قصرت جلالت مایه ی حبت اصالت

نسبتی نبود به هم مهر تو و نسل خطا را
--
من نه مغرور از نماز و روزه و حج و زکاتم
نیست جز مهر تو و اولاد تو خط نجاتم

با تو بودم با توهستم در حیات و در مماتم
گشته گم در بحر غفران تو کوه سیاتم

ای به دامان تو دستم هر که بودم هر چه هستم
(میثمم) دل بر تو بستم بر سر راهت نشستم

دست گیر از لطف، این افتاده و بی دست و پا را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
01:21
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


تا علی هست با نسب تر نیست
صحبت از جانشین دیگر نیست
هیچ کس با علی برابر نیست
مرد میدان سخت خیبر نیست
دست بالای دست حیدر نیست

تکیه ی بر تخت کبریا داده
به جنون درس ابتلا داده
اذن افشایِ راز را داده
در ازل دست با خدا داده
دست بالای دست حیدر نیست

تیغِ طوفان سوار می گوید
قبضه ی کهنه کار می گوید
فاتح کارزار می گوید
تا ابد ذوالفقار می گوید
دست بالای دست حیدر نیست

نه فقط ذوالفقار می گوید
کعبه با افتخار می گوید
عاشقی روی دار می گوید
قنبر شهریار می گوید
دست بالای دست حیدر نیست

خسته از فتنه ها نشد جنگید
فارغ از روح و کالبد جنگید
تا که جان داشت،تاکه شد،جنگید
با نود زخم در اُحُد جنگید
دست بالای دست حیدر نیست

این مثل از زبان اغیار است
دست بالایِ دست بسیار است
شرح نقدش، هزار طومار است
شک نکن! عالمی خبر دار است
دست بالای دست حیدر نیست

در نجف، گبر و صوفی و هندو
مست از لا اله ألا هو
چه بگویم از آن خَم ابرو
می شود دست دشمنانش رو
دست بالای دست حیدر نیست

باغ در چنگ خاروخس افتاد
برق تیغش پیِ هرس افتاد
سر به سر، سر به پیش و پس افتاد
ملک الموت از نفس افتاد
دست بالای دست حیدر نیست

فارغ از قیل و قال می گویند
نطفه های حلال می گویند
مستند، با مثال می گویند
از «بحار» و «خصال» می گویند
دست بالای دست حیدر نیست

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
01:22
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

لب تشنه ایم جامِ علی را بیاورید
امشب مِیِ مدامِ علی را بیاورید

ترسم بنایِ خانه دل زیر و رو شود
ای وای اگر که نام علی را بیاورید

بینِ مزار هم کفن خویش می درم
یک بار اگر سلامِ علی را بیاورید

بازارِ شاعران و ادیبان بهم زنید
یک واژه از کلامِ علی را بیاورید

جبریل هم رسیده گره هاش وا شود
آقای من غلام علی را بیاورید

موسی نی ایم قصه اگر لن ترانی است
یک جلوه از تمام علی را بیاورید

ما را خمار باده نوشتند باعلی
ما را حلال زاده نوشتند باعلی

گیرم خدا دوباره دو دنیا بیاورد
اما محال باشد علی را بیاورد

او اول است از همه  باید پیمبرش
این دست را بگیرد و بالا بیاورد

عزم جهاد می کند و وقت رفتنش
یک کاسه آب حضرتِ زهرا بیاورد

یک دَم بس است از دو دَمِ ذوالفقارِ او
تا حالِ صد سپاه کمی جا بیاورد

اُفتاده از نفس ملک الموت می رسد
تا ذوالفقار محضرِ مولا بیاورد

وقت نبرد اوست و جبریل آمده
تا دستمالِ زردِ علی را بیاورد

یکدم سرِ سپاهِ عرب می زند علی
ای نازِ ضربِ شصست عجب می زند علی

مست است هرکه نعره ی او شورِ یا علیست
مرد است هرکه قبله ی او مرتضی علیست

حجش قبول هرکه به ایوان طلا رسید
بختش بلند هرکه گره خورده با علیست

معراج رفته بود ببیند خدا کجاست
معراج دید و گفت ببین تا کجا علیست

گفت از علی مع الحق و از حق مع العلی
من مانده ام علیست خدا یا خدا علیست

ظهر غدیر نقشِ عقیقِ رسول شد
مولا علیست تا که خدا هست تا علیست

ما شاهرگ به پای علی میزنیم شُکر
شرحِ تمام غیرت ما خونِ ما علیست

شکر خدا که حرمت این خانه داشتیم
عمریست با علی سر دیوانه داشتیم
__
بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است
بالای آستانِ نجف نام فاطمه است

حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است
سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است

این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست
هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است

فهمیده ام که روزی این شهر دست کیست
دیدم به هر دکانِ نجف نامِ فاطمه است

جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است
ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است

ما را علی به فاطمه اش هدیه داده است
بر برگه ی امانِ نجف نام فاطمه است

سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است
انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:22
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

جهان مثل علی مولا ندارد
علیّ عالی اعلا ندارد

خدا گفتن به او کفر است اما
خدامی داند او همتا ندارد


#مهدی_صفی_یاری

@raziolhossein
01:22
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است
مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه
«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است
«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا
چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

احمد(ص) به خدا غیر علی(ع) یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست
«تا بوده علی(ع) بوده و تا هست علی(ع) هست»

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است ازین حالت مول
ا
شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»
این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو...

مخصوص علی(ع) هست علی(ع) شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند...

...از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
«با خشم علی(ع) هرکه در افتاد ور افتاد»

احمد(ص) زند آیا نفسی غیر علی(ع)...؟نه
بالا برود دست کسی غیر علی(ع)...؟ته

«من کنتُ» که بر حیدر کرار (ع)رسیده است
حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است

#مجید_تال

@raziolhossein
01:22
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

از ازل بر حسب ظرف توانهای همه
ریخت مهر تو خداوند به جانهای همه

جلوه ای کرد خدا نام نهادند "علی"
تا که انگشت بماند به دهانهای همه

همه ی نسل من ای دوست علی ع دوست شدند
می درخشد قمرت بین زمانهای همه

حرف جود و کرمت صحبت دیرینه شهر
نقل انگشتری ات ورد زبانهای همه

باور ما همه این است که تو حق هستی
بی خیال همه ی حدس و گمانهای همه

تو عبایت بتکاندی و در خیبر کند
شد تکانت به خدا فوق تکانهای همه

تا تو در طایفه ات اکبر واصغر داری
چه نیازیست به این خرد و کلانهای همه

گل پسرهای تو آقای جوانان بهشت
به فدای پسران تو جوان های همه

پسرت در رجزش گفت انا بن الحیدرع
به فنا رفت دگر نام و نشانهای همه

از فلانی و فلانی و فلانی بری ام
تو فقط رهبر مایی نه فلانهای همه


#اسماعیل_روستایی

@raziolhossein
01:22
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

کسی که جام سعادت به دست آدم داد
به قدر ظرفیت هر کسی از این غم داد

چگونه آنکه ندارد به دل غم حیدر
شود به او نسب دودمان آدم داد

خدا ز چهره دنیاییش نقاب انداخت
میان کعبه علی را نشان عالم داد

هدف علیست، نبی با روایت لولاک
به منکران وصی اش جواب محکم داد

غدیر واقعه بی نظیر تاریخ است
که حق ولایت خود را به شخص اعلم داد

اگر بهشت وصال علی نبود چرا
خدا به منکر او وعده ی جهنم داد

چگونه رد کند از در گرسنه را هیهات!
کسی که لقمه خود را به قاتلش هم داد

کلاغ را چه به عشق علی، ولی چه کنم
جلای صحن طلاییش کار دستم داد

#علی_اکبر_نازک_کار
‌‌
@raziolhossein
01:22
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

کعبه خلوت گه اسرار فراوان علی ست
بیت حق جلوگر از عارض رخشان علی ست

در جهان مرد عمل باش علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه میزان علی ست

دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علی ست

ای ابوبکر مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علی ست

کشتن مَرحب و بگرفتن درب خیبر
خاطرات خوش دیباچۀ دوران علی ست

دور شو ای پسر عبدود از دیدۀ او
که شجاعان عرب پشۀ میدان علی ست

این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علی ست

گر چه «خوشزاد» ز دیدار نجف محروم است
در عوض ریزه خوره سفرۀ احسان علی ست

#سیدحسن_خوشزاد

@raziolhossein
1 👍 1
01:23
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

در عرش خدا آنچه به پیغمبر گفت
تا ختم کلام گفت و باز از سر گفت
در یکصد و بیست بار , معراج رسول
بیش از همه از ولایت حیدر گفت

تنها نه علی مدد پیمبر می گفت
جبریل علی علی مکرر می گفت
فرمود پیمبر شب معراج , خدا
با من سخن از زبان حیدر می گفت

مولاست علی کمال مطلق با اوست
آرامش این چرخ معلق با اوست
بشناس حقیقت خدا را با او
زیرا که علی است با حق و حق با اوست

بر صفحه ی دل مهر ولايت داریم
سینه سپر تیغ ملامت داریم
هر روز برای ما غدیری دگر است
سرمست خمیم و جوش بیعت داریم

دریاست دلش ، آب حیات است علی
بر خلق ، سفينة النجات است علی
وقتی که نبی " لحمک من لحمی" گفت
شایسته ی ذکر صلوات است علی

مرحب شکنی که فتح خیبر با اوست
آرامش خاطر پیمبر با اوست
در فضل و کرامتش همین بس باشد
گویم اگر اختیار محشر با اوست

روزی که به پا شود فغان از آتش
بیرون نبرد خصم تو جان از آتش
دلبسته ی عشق تو علی می ماند
در سایه ی عرش در امان از آتش

آنان که علی مرتضی را دیدند
آئینه در آئینه خدا را دیدند
آغوش گشود کعبه مانند صدف
تا گوهر ناب لافتی را دیدند

قران که به سینه ی پیمبر آمد
در مدح کمال و جود حیدر آمد
" قد افلح مومنون " به لب داشت علی
از کعبه چو روی دست مادر آمد

با نور خدا ز یک سرشت است علی
عنوان کتیبه ی بهشت است علی
فرمود نبی : در آسمان ها دیدم
بر صورت هر چیز نوشته است علی

ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﯼ ﺍﻟﺘﺠﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ
ﻋﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﻔﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ
ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺧﻠﯿﻞ ﺑﺖ ﺷﮑﻦ ﮔﻠﺸﻦ ﺷﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﯽ

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
01:23
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

شهرنبوی غیرتودوازه ندارد
مانندعلی هیچکس آوازه ندارد

گفتم به فلک اجردم نادعلی چیست
گفتاکه ثوابی است که اندازه ندارد

#محمد_خرم_فر

@raziolhossein
01:23
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


مست از سبوی دلبرم، از این چه بهتر!
سرخوش ز جام کوثرم، از این چه بهتر!

چیزی ندارم محضر حیدر بیارم
غیر از دو چشمان ترم، از این چه بهتر!

از اول عمرم عبای وصله دارش
سایه کشیده بر سرم، از این چه بهتر!

مِهر علی شد مُهر تأییدی برای
دامان پاک مادرم، از این چه بهتر!

قنبر غلام حضرت پروردگار و...
...من هم غلام قنبرم، از این چه بهتر!

پوزه کشیدن بر درش چیز کمی نیست
کلب سرای حیدرم، از این چه بهتر!

من را نگاه فاطمه عبد علی کرد
با لطف زهرا نوکرم، از این چه بهتر!

وقت سحر با "یا علی" در سجده هایم
از رب خود دل می برم، از این چه بهتر!

او فاتح قلب من است و من اسیرِ
زلف امیر خیبرم، از این چه بهتر!

وقتی قسیم النار و الجنة علی شد
مشتاق روز کیفرم، از این چه بهتر!

هجر نجف خاک غریبی بر سرم کرد
در به درم...غم می خرم، از این چه بهتر!

مرد است و قولش، او خودش گفته می آید...
...در لحظه های آخرم، از این چه بهتر!

#علی_سپهری

@raziolhossein
01:23
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

از دور معلوم است در صحرا دوتا دست
انگار شد در آسمان پیدا دوتا دست

دست نبی وقتی که در دست علی رفت
فهمیده ام دارد خدا تنها دوتا دست

اینگونه در سرّ یداللهی نشان داد
کامل ترین نوع تجلی را دوتا دست

آئینه در آیینه ، رخ در رخ ، و حالا
شد بهترین تصویر در دنیا دوتا دست

امروز با دستان مولا دست دادند
فردا ولی بستند از مولا دوتا دست

از یک طرف جمعیت و از یک طرف هم
زهرا گرفته شوهرش را با دوتا دست

جبران آن دستان بالا رفته حالا
در علقمه افتاد از سقا دوتا دست

پس کار از بس سخت شد که عاقبت برد
شش ماهه را در کربلا بالا دوتا دست

#علی_کاوند
@raziolhossein
01:23
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


ذات خداوند را مظهر اسما علی است
مظهر اسما علی آیت عظما علی است

مظهر داور علی است نفس پیمبر علی است
باب حسین و حسن شوهر زهرا علی است

گفت رسول خدا به امر پروردگار
به هر که مولا منم امیر و مولا علی است

تمام علم کتاب به باء بسم الله است
به نقطه با قسم که نقطه با علی است

هادی خضرنبی در دل صحراست او
ناجی نوح نبی به موج دریا علی است

در کف موسی عصا اگر که شد اژدها
آنکه کند بی عصا معجز موسی علی است

مرده اگر زنده شد از نفس عیسوی
آنکه دم جانفزا داد به عیسی علی است

هستی هستی همه زهست پیغمبر است
هستی او فاطمه هستی زهرا علی است

بین همه راه ها صراطه مستقیم
بین همه شاه ها شاه دو دنیا علی است

شانه ختم رسل جای ید الله بود
آنکه برآن جای دست نهاد پا را علی است

موسی حتی به طور روی خدارا ندید
کسی که در طور دل دید خدا را علی است

گفت نبی من و تو دو باب این امتیم
شیعه به خود ناز کن که بر تو بابا علی است

نه ذکر عالم همه نه نغمه فاطمه
ذکر خود مرتضی به هر غمی یا علی است

نبی در اوج کمال به قاب قوسین رفت
کسی که همراه او بود در آنجا علی است

آنکه در عین خضوع بین نماز و رکوع
خاتم شاهنشهی داد گدا را علی ست

بهشت باشد حسین قسیم و قاسم علی
کوثر زهرا بود ساقی و سقا علی است

با همه بار گنه چه غم به روز حساب
که اندر آن گیر و دار حساب ما با علی است

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
01:23
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


ز الف اول امام از بعد پیغمبر علی است
آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق
بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است

ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است

ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم
ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است

ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است

ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق
حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است

خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار
خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است

د داماد نبی دست خدا دارای دین
داعی ایجاد موجودات از داور علی است

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است

ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است

ز زبر دست و زکی و زاهد و زهد آفرین
زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است

س سعید و سید و سرور سلونی انتساب
سرّ لا رطب و لا یابس سَر و سرور علی است

ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف
شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است

ص صدیق و صبور و صالح و صاحب کرم
صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است

ض ضرغام شجاعت پیشه‌ی روشن ضمیر
ضاربی کز ضربش المضروب لایُخبر علی است

ط طبیب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب
طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است

ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است

ع عین ‌الله و علی جاه و علّام الغیوب
عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است

غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین
غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علی است

ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم
فارِس میدان مردی فاتح خیبر علی است

ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار
قاضی روز قیامت خواجه‌ی قنبر علی است

ک کنز علم ما کان و علوم ما یکون
کاشف سرّ و علن از اکبر و اصغر علی است

ل لطفش شامل احوال کل ما خلق
لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است

م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف و انجیل را مصداق و المصدر علی است

ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است

و واجب منزلت ممکن نما والا گهر
واقف از ما وقع و از ما وقع یک سر علی است

هـ هو الهادی المضلین فی الصراط المستقیم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است

ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او
یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است

آدم و نوح سلیمان و خلیل بی‌خلل
موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است

جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی
مِی علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است

گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری «صغیر»
یاور خلق جهانی گر تو را یاور علی است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
01:24
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

تقدیر به سرنوشت خود می بالید
آن روز خدا که حق به حقدار رسید

با دست نبی دست علی بالا رفت
تا کور شود هرآنکه نتواند دید

#علی_اکبر_نازک_کار


@raziolhossein
01:24
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

آفتاب ظهر روزهجدهم
ديد ساقي ايستاده پاي خم

باخدايش عشق بازي مي كند
صحبت ازافشاي رازي مي كند

كيست اين ساقي رسول خاتم است
صاحب تفسيراسم اعظم است

دورتادورسرش خيل ملك
درطواف او تمام نه فلك

جبريل اين بار جور ديگري است
بحث اتمام ره پيغمبري است

وقت تكميل رسالت آمده
گاه تنزيل ولايت آمده

تا لب پيك الهي باز شد
شرح صدر مصطفي آغاز شد

در كناربركه بار انداختند
منبربالابلندي ساختند

با جلال وعزت پيغمبري
باشكوه واقتدارديگري

رفت تاپايان رساندراه را
سازد آگه بنده ی گمراه را

ير جهاز اشتران قد راست كرد
خطبه اش رااين چنين آغازكرد

ايها الناس اي مسلمانان خموش
وحي منزل را فرا داريد گوش

ايها الحجاج حج كامل کنید
روي برحق پشت برباطل كنيد

ايهالناس اين منم ختم رسل
صاحب نور رسالت عقل كل

من رسول ا... اعظم احمدم
تاج مخلوقات حي سرمدم

آمدم تا خير را نازل كنم
راه كل انبياء كامل كنم

اينكه دستش روي دستان من است
نفس قدسي من وجان من است

اين علي با شد امام المتقين
شيرميدان ها، بوارالكافرين

دست بوس محضرش روح الامين
دست پنهان خدا در آستين

مظهرعين اليقين حق اليقين
بهترين مخلوق رب العالمين

اين علي فاروق حق و باطل است
هركه رو گرداند از او جاهل است

اين علي بر شانه هايم پا گذاشت
ذره اي ترديد در قلبش نداشت

برفراز شانه هايم تانشست
همچو ابراهيم بت ها راشكست

لنگر هفت آسمان حيدر بود
مقتداي انس و جان حيدر بود

صاحب تيغ دودم تنها علي است
محرم صاحب حرم تنها علي است

هم بود يار و انيس فرشيم
هم بودخلوت نشين عرشيم

جزعلي نفس رسول ا... كيست
صورت انساني ا... كيست

مادوتا يك روح در دو پيكريم
شاهكار دست حي داوريم

مادوتا منشق ز نور مطلقیم
دست حق باماست ماهم باحقيم

اولين مردمسلمان است علي
اولين قاري قرآن است علي

حال تكليفم ادا بايد شود
صحبت از سر خدا بايد شود

هركه رامن مقتدا و رهبرم
او شهادت مي دهم پيغمبرم

هركه را مولاي بي همتا نبي است
بعداز اين مولاي او تنها عليست

شد ولي اولين و آخرين
حضرت حيدرامير المؤمنين

آي مردم نيت قربت كنيد
با وصي مصطفي بيعت كنيد

آي مردم گفته ی رب كريم
بشنويد... هذا صراط المستقيم

هر كه شك بر او نمايدكافراست
منكراو منكرپيغمبر است

هركه بر گرداند از او روي خويش
آتش قهرخدا دارد به پيش

اي خدا با دوستانش دوست باش
ياور هركس كه يار اوست باش

اي خدا دارو ندارمن عليست
يارصاحب اقتدارمن عليست

آنچه بايد مصطفي مي گفت گفت
يرهمه خلق خدا مي گفت گفت

جملگي دست دعا برداشتند
ليك درسر فتنه هاي داشتند

از سر شانه عبا انداختند
اهل كينه رنگ خود را باختند

روي لب گفتند بخیِ ياعلي
زيرلب گفتند حرفي باعلي

حال بر دست پيعمبرشاد باش
بعداز آن آماده بيداد باش

آنكه اول بهر بيعت مي دويد
نقشه ی قتل پيغمبر را كشيد

عقده بدرو احد ابراز شد
فتنه اي با نام دين آغاز شد

وقت آن شد تا سوابق روشود
روي اصلي منافق روشود

مردم از راه حقيقت گم شدند
شاخه هاي گل همه هيزم شدند

دربهشت قرب احمد آمدند
درميان خانه زهرا را زدند

دستهايی كه به روي دست بود
خالق هستي هرچه هست بود

باعمامه دورگردن بسته شد
امت واحد هزاران دسته شد

ناله زهراي ا طهر مي رسيد
خويش را دنبال حيدر مي كشيد

بوسگاه مصطفي آتش گرفت
فاطمه سرتا به پا آتش گرفت

چادري كه برتر از سجاده بود
زير پاي اين و آن افتاده بود

فاطمه مي گفت بابا مي زدند
مرتضی مي گفت زهرا مي زدند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:24
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام #دوبیتی

تا قافیه شعر امیر است و غدیر است
برخیز که هنگام مراعات النظیر است

من ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا
آنانکه نمردند بمیرند که دیر است
#دوبیتی

@raziolhossein
01:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×723, 58.6 KB
#جاااانم_علی🌷🌷

دائم به سرم فکر علی نیست که هست
هرشب به لبم ذکر علی نیست که هست

دیگر چه سعادتی بود بهتر از این
در سینه ی من مِهر علی نیست که هست

.
01:24
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

دائم به سرم فکر علی نیست که هست
هرشب به لبم ذکر علی نیست که هست

دیگر چه سعادتی بود بهتر از این
در سینه ی من مِهر علی نیست که هست

@raziolhossein
01:25
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیریم


اي كه جز خانه تو خلوت ما نيست كه نيست
هر چه گشتيم دراين ميكده جا نيست كه نيست
من كه جز نام تو نامي نشنيدم بي شك
جز صداي تو در اين دهر صدا نيست كه نيست
كاسه اي اشك و دو جرعه نفسي با يادت
شهر ما را به جزاين آب و هوا نيست كه نيست
صبح در شهرتو يك مشت گدا آمد و شب
هرچه گشتيم نديديم،گدا نيست كه نيست
بسكه اخبار غديرت همه جا پيچيده است
خبري جز خبرت هيچ كجا نيست كه نيست
بر جهاز شتران حرف پيمبر اين بود
دست بالاتراز اين دست خدا نيست كه نيست
آنكه محمود صدا كرده صدا بايد زد
و فقط بوسه به دستان خدا بايد زد


بايد اين خطبه ميان همگان پخش شود
سينه سينه ضربان در ضربان پخش شود
بايد اين چشمه كه امروز به راه افتاده ست
مثل رودي كه بود در جريان پخش شود
چون نسيمي كه شده پيك بهاران خدا
اين خبر از پدران در پسران پخش شود
مادرم خواست كه با شير محبت دادن
نمك عشق تو در هر شريان پخش شود
چهارده قرن گذشته است ولي جا دارد
خبرش صدر خبرهاي جهان پخش شود
اين خبر را به مؤذن برسان تا هر روز
بر سر مأذنه مابين اذان پخش شود

از شبم كاش نگيري نفسي ماه مرا
أشهد أن عليً ولي اللهِ مرا


ما كه عمري دل در عشق اسيري داريم
چه غم از آتش دوزخ كه مجيري داريم
روزي ام را در اين خانه نوشته است خدا
بي سبب نيست كه چشم و دل سيري داريم
راست گفتند كه راه تو به خورشيد رسد
چه كسي گفته جز اين راه مسيري داريم؟
آب نه عين سرابند پس از تو"أديان"
ما فقط آب در اين خاك كويري داريم
همه ديدند پيمبر چه وزيري دارد
همه گفتند از اين پس چه اميري داريم
بعد هر ياعلي ام زمزمه يازهراست
بهتر از اين چه مراعات نظيري داريم

همرديف دل دريا كه به غير از درياست
بهترين قافيه خانه مولا زهراست


سفره را باز كن اي شاه گدا آماده ست
به يتيمان بگو امروز غذا آماده ست
سوره مائده نازل شد و ما فهميديم
لب اين بركه غذاي دل ما آماده ست
چه غديريست،چه عيديست،براي بخشش
بيشتر از همه اعياد،خدا آماده است
اختيار سر ما دست دو ابروي تو هست
بكِش آن تيغ دو دم را كه منا آماده ست
دردم اين است كه اي خواجه مرا دردي نيست
ورنه در دست طبيبانه دوا آماده ست
باز هم بوي محرم همه جا را پر كرد
هر كه دارد هوس كرببلا آماده ست

اي كه بر دشمني ات بغض وحسد گشت شريك
پسرت گفت: گناهم؟، همه گفتند :أبيك

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
01:25
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


پیمبر آیا ؟که نه وصی شد ، مُحمّد آیا ؟ که نه علی شد
درون آیینه نور تابید و روحِ آیینه صیقلی شد

ازل به نور نبی است روشن ، ابد به نور علی معیّن
اَلست، یعنی سوال از انسان علی که آمد سخن بلی شد

یکی به قرآن یکی به برهان یکی به آیه یکی به نامه
که این به نهج البلاغه غم برد و آن به قرآن سینجلی شد

به باطن امر ظاهر آمد ، به وحی منزَل مفسّر آمد
نبی به آیات وحی مُرسل ، علی به نهج سخن ولی شد

کتاب و عترت نمی تواند جدایِ از یکدگر بماند
صدا زمانی صدا شد آری که از سکوت آمد و جلی شد

کجاست همت کجاست غیرت؟ غریب ماند این کتاب حکمت
چنانکه صاحب سخن به غربت ، بنا نبود این شود ولی شد

چو علم خواهی به شهر آی و کلون دروازه را بکوبان
که هرکه از در درون نیامد برون در ماند و جنگلی شد

که راه را سیدِ رضی رفت و غیرِ این راه نیست راهی
که هرکه گمراه ابوحنیفه ، که هرچه بیراهه حنبلی شد

علی شناسی نشان دین است و حرف پایان شاعر این است
علی ولی شد علی ولی شد علی ولی شد علی ولی شد

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
01:25
#امیرالمؤمنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است
ارض و سما گوشه ی ملک وسیع علی است

یاد گرفتم من از محضر ابن الجواد
عبد و مطیع خداست، هر که مطیع علی است

چشم بصیر علی، چشم بصیر خداست
گوش سمیع خدا، گوش سمیع علی است

هیچ زمانی زره بر کمر خود نبست
راوی این ماجرا، تیغ سریع علی است

رهبر هر مکتبی عزت آن مکتب است
سینه سپر کن بگو، عزت شیعه علی است

منکر او تا ابد مُلحد و سردرگم است
شاهد این حرف ها، عید غدیر خم است

*

حضرت ختمی مآب، دست علی را گرفت
ولوله ای در میانِ همگان پا گرفت

بعد به امر خدا، پیش نگاه همه
دست علی را خودش یک تنه بالا گرفت

با همه ی قوتش، خطبه ای از عشق خواند
از نفس و خطبه اش مکتب حق پا گرفت

گفت علی بعد من، رهبر این امت است
در دل هر شیعه ای حب علی جا گرفت

امر مهمی است که، ختم رسل یک به یک
از همه ی جمعیت، بیعت و امضا گرفت

باید از این ماجرا گفت به هر بی خبر
باید از این راه گفت بیشتر و بیشتر

*

ریخت به هم نهضتش جهل فراگیر را
کرد عیان صولتش کفر اساطیر را

غیر علی هیچ کس حضرت فاروق نیست
خطبه به خطبه شکست پایه ی تزویر را

تیر ندانست او مست خدا بود و بس
برد ز هوش و حواس، معرفتش تیر را

وای از آن لحظه که در وسط کارزار
سر بدهد مرتضی نعره ی تکبیر را

غرق به خون در اُحد، پای نبی ایستاد
در کف خود می فشرد، قبضه ی شمشیر را

فوق ایادیِ خلق هست یَدُالله اوست
نیست حریفش کسی، چون أسَدُ الله اوست

*
راه نجات خدا، سلسله ی موی اوست
حلقه ی وصل دعا، حلقه ی گیسوی اوست

پور ابیطالب است، سجده بر او واجب است
قبله ی اهل یقین، در دو جهان روی اوست

مرده به پا می شود، شمس عقب می رود
کل جهان واله از یک خم ابروی اوست

مدح علی را بس است، این که میان زنان
حضرت خیرالنساء، همدم و بانوی اوست

جوشن حیدر فقط، نفس بتول است و بس
ذکر لب فاطمه، قدرت بازوی اوست

او که خودش پایه ی اصلی اسلام بود
همدم هر سائل و مونس ایتام بود

*

یثرب احمد چه شد این همه خاموش شد؟!
بیت ولی خدا از چه سیه پوش شد؟

جهل سقیفه گرفت جای اولوالامر را
بیعت روز غدیر، زود فراموش شد

یک نفر این جا فقط پای علی سوخته
همدم این عاشقی، نقشِ به بازوش شد

آه از این فاجعه، زیر در خانه اش
در وسط شعله ها فاطمه بیهوش شد

سوخت و پیروز شد، در دل تاریخ ها
تا به ابد عزت فاطمه منقوش شد

صبر کنید اهل دل، می رسد آقایمان
منتقم فاطمه، حضرت صاحب زمان

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
01:25
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری_ام
#دوبیتی


آن روز که خم ، به دست دو دریا رفت
فردوس به خاک بوسی صحرا رفت

فر یاد فلک به " اِکفِیانی " برخواست
تا دست محمد و علی بالا رفت


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:25
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری_ام


ساقی شبیه ساقی کوثر نیامده
جز او کسی به جای پیمبر نیامده
جز او برای فاطمه همسر نیامده
از کعبه جز علی احدی در نیامده
یعنی کسی به پاکی حیدر نیامده

هر کس غلام فاطمه شد، در پناه اوست
شاهی که عرش ِ دوش ِ نبی جایگاه اوست
در معرکه سلاح ِ نبردش نگاه اوست
این گیسوی سیاه که تنها سپاه اوست
بر شانه چون سیاهی لشکر نیامده

ابروش وقت جنگ کم از ذوالفقار نیست
دنیا به جنگش آمده و بی‌قرار نیست
در مکتبش ضعیف‌کشی افتخار نیست
کرّار در مبارزه اهل فرار نیست
این کارها به فاتح خیبر نیامده

اولاد مرتضی همه ذاتاً مطهّرند
قرآن ناطقند و شفیعان محشرند
شاهان روزگار، غلامان قنبرند
خدّام عرش، گوش به فرمان حیدرند
دور و برش که قحطی نوکر نیامده

هرگز نمی‌شود عَلَم عشق سرنگون
عشقش کشیده‌است دلم را به خاک ‌و خون
پایان کار عاشق او چیست جز جنون؟
او گرد ِ خاک پای علی شد که تا کنون
سردار مثل مالک اشتر نیامده

گرچه نبی نبود، وصی ِ نبی که بود
مسند نشین ِ بی‌بدل ِ این اریکه بود
مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود
باید خدا شوی که بفهمی علی که بود
کاری که از بنی‌بشری بر نیامده

در حال احتضار ولی فکر قاتل است
مولای ما نمونه‌ی انسان کامل است
دل جای او نباشد اگر، کمتر از گل است
طوف بدون عشق علی دور باطل است
این سعی باصفاست؛ به کافر نیامده

بر راه کفر سد زده دیوار تیغ او
اصلاً هدایت است فقط کار تیغ او
هو، حق، علی مدد، همه اذکار تیغ او
دیدیم هر که رفت به دیدار تیغ او
با سر فرار کرده... ولی سر نیامده

استاد در فنون نبردی ابوتراب
فرمانروای کشور دردی ابوتراب
حتی به مور ظـلم نکردی ابوتراب
گفتم هزار مرتبه مردی ابوتراب
با تو هزار مرد برابر نیامده

دشمن هم از عنایت تو بی‌نصیب نیست
در کشور تو هیچ غریبی غریب نیست
بیچاره‌ای که در دل زارش شکیب نیست
با اینکه فکر آیه «أمّن یجیب» نیست
از بارگاه لطف تو مضطر نیامده

شد در غم تو چشم هزاران یتیم، تر
بعد از تو می‌شوند یتیمان یتیم تر
من از ازل اسیر تو ام یا قدیم تر؟
ای خانواده‌ات همه از هم کریم تر
از سفره‌ی تو پر برکت تر نیامده

#حامد_تجری

@raziolhossin
01:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1025×1280, 309.1 KB
قلب دریا را نظر برساحل است
هرکه گُم کرده علی را،جاهل است

صدهزاران روزه و حج و نماز
هرسه اش بی حُبِّ حیدر،باطل است
.
01:25
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری_ام
#دوبیتی

قلب دریا را نظر برساحل است
هرکه گُم کرده علی را،جاهل است

صدهزاران روزه و حج و نماز
هرسه اش بی حُبِّ حیدر،باطل است

@raziolhossein
01:25
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری_ام


تو را از آسمان آورد، تا که روشنای این زمین باشی
خدا می خواست تا تفسیری از نورِ مبین باشی

تو را آورد و با تو عشق را معنای دیگر داد
خودت عشقی خدا می خواست تا عشق آفرین باشی

فراتر از بشر هستی نمی گویم خدا هستی
"خدا می خواست آن باشی، خدا می خواست این باشی"

امام المتقین باشی اساس و رکن دین باشی
امامت را نگین باشی خدا را همنشین باشی

یداللهی و دستی نیست بالاتر ز دست تو
"خدا میخواست تا دستِ خودش در آستین باشی"

شبی که غرق وحشت بود جسم و جانِ بزدل ها
تو ماندی تا که آن شب جای ختم المرسلین باشی

پر است از نام حیدر معرکه مولا به یک لحظه
چگونه میتوانی در یسار و در یمین باشی

الا ای دلبر زهرا بخوان "من کنت مولا" را
فقط تو می توانستی نبی را جانشین باشی

خلاصه می شود تفسیرِ قرآن در همین جمله
خدا میخواست تنها تو امیرالمومنین باشی

نمی دانم چرا اینگونه مجنون و پریشانم
گهی محزون و غمگینم؛ زمانی شاد و خندانم

الا یا ایهاالساقی بیا با ما مدارا کن
بریز از باده ی کوثر که امشب مست و حیرانم

چه گویم از کمالاتت که تو فوق کمالاتی
و من هم چیزی از شان و مقامِ تو نمی دانم

اذان گفتم پس از ذکرِ خدا و نام پیغمبر
به نام تو رسیدم تازه فهمیدم مسلمانم

علی اول علی آخر علی ظاهر علی باطن
بدونِ تو همه کفرم و با تو عین ایمانم

به وقت رزم با هر ضربه ی تیغ دودم مولا
نبی می گفت: "یا حیدر" خدا می گفت: "ای جانم"

غدیرِ تو شده اذنِ ورودِ ما به عاشورا
همانگونه که قبل از اربعین پیش تو مهمانم

شبی در خواب می دیدم که من هم زائرت هستم
نشستم گوشه ی صحنت امین الله می خوانم

حریمت برده دل ها را نجف کی می بری ما را؟!
خودت می دانی آقا جان که من دلتنگ ایوانم...

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
01:26
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


نفس نفیس مصطفی یا علی 
کعبه گرفت از تو صفا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

تو در زمین و آسمان رهبری 
عقده گشای دل پیغمبری 
تو شهر علم نبوی را دری 
پشت نبی روی خدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

یاد تو ذکر لب خاموش من 
مدح تو هنگام سخن نوش من 
لحمک لحمی است دُر گوش من 
از لب ختم الانبیا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

وجه خداوند تعالی تویی 
غیر نبی بر همه اولا تویی 
شیر خدا علی اعلا تویی 
یار نبی در همه جا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای حرم از مقدم تو محترم 
مادر تو زاده تو را در حرم 
مکه ز میلاد تو رشگ ارم 
جان جهانت به فدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ما زترابیم و تویی بو تراب 
ما همگان ذره و تو آفتاب 
آیه ی مدح تو بود در کتاب 
نص صریح انما یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

بعد نبی حضرت خیرالانام 
فاطمه را کیست بجز تو امام 
ای بتو از قادر منان سلام 
تویی تویی تو مقتدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

گاه سخن نوش محمد تویی 
یار و هم آغوش محمد تویی 
بت شکن دوش محمد تویی 
به بیت ذات کبریا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

با که نبی همدم و همراز بود؟ 
بیت که بر بیت خدا باز بود؟ 
دین زنبرد که سر افراز بود؟ 
نبی که را گفته ثنا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

کی به احد جان نبی را خرید؟ 
کی به احد جز تو نود زخم دید؟ 
بدر به شمشیر که فتح آفرید؟ 
جز تو که بد شیر خدا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

جز تو خدا را که ید و عین بود؟ 
مهر که غیر از تو بما دین بود؟ 
بازوی کی، بازوی ثقلین بود؟ 
در صف پیکار و غزا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای که خرد گشته بوصف تو گم 
آیه اکملت لکم دینکم 
مدح چه کس بوده به صحرای خم؟ 
از تو نمی شوم جدا یا علی 


یاعلی و یاعلی و یاعلی

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:26
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است

@raziolhossein
01:26
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


غم ها که به سر آمد  آغاز ظفرها شد
الوعده وفا! روز  دندان به جگرها شد
چشمان پیمبر هم  معطوف گذرها شد
حجاج رسیدند و  پایان سفرها شد

وا کرده بغل برکه  برروی مسافرها
گویا که خدا داده  سوغات به زائرها

انقدر جهاز آمد  کوهی شد و بالا رفت
چشمان همه سویش  من باب تماشا رفت
احمد به فراز آن  هم شانه مولا رفت
موسی سوی طور آمد  بر عرش مسیحا رفت

موقوفه ی حیدر بود هر خط بیاناتش
یک جمله به توصیفش یک جمله به اثباتش

میگفت که ای مردم  فرمانده لشگر کیست
هرچند پیمبر نیست  هارون پیمبر کیست
سرمایه اسلام و  از اهل جهان سر کیست
شمشیر رسول الله  کرار دلاور کیست

انگشتر ایمان را  همواره نگین بوده
بر شانه من رفته  معراج نشین بوده

یا رب بعلی بوده  یک عمر دعای من
هروقت زمین خوردم  بوده ست عصای من
جانم به علی بند است  جان داده برای من
بی واهمه در بستر  خوابیده بجای من

وقتی به رکوع آمد  طعنه به سلیمان زد
خیبر جلویش پا شد   وقتی که به میدان زد

مغرور نبود اصلا  هرچند شجاعت داشت
از زندگی اش دل کند  با مرگ رفاقت داشت
با نان جوین خوش بود  از بس که قناعت داشت
حرفی نزد از مردم  هرچند شکایت داشت

باید به دل مومن  عشقی ازلی باشد
برهرکه امامم من  مامومِ علی باشد

من میروم ای امت  زیر نظرش باشید
تنها نشود یک وقت  مثل سپرش باشد
روزی نرسد داغی  روی جگرش باشید
با آتش و با هیزم  در پشت درش باشید

روزی نرسد باشد  در بین شما تنها
در پیش نگاه او  سیلی بخورد زهرا

کاری نکنید از درد  شبها بشود بیدار
از درد کبودی ها  از زخم نوک مسمار
زینب ببرد ارث از  این سوختن و آزار
یثرب برسد تا شام  کوچه برسد بازار

یک سر بروی نیزه  یک خواهر جان بر لب
وای از اثر شلاق  وای از کمر زینب

#سیدپوریا_هاشمی_نسب

@raziolhossein
01:26
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

درمانده ای و اگر به دنبال نجات
دل خسته ای و چشم به راه برکات

تا حال دلت خوب شود پس بفرست
بر شمس جمال شاه مردان صلوات

#حسن_کردی

@raziolhossein
01:26
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


و بدانید که تا زنده ام و جان دارم
به خدای علی و فاطمه ایمان دارم

#شیعه ی_رافضی ام از سه نفر‌ بیزارم
کور خواندید که دست از سرشان بردارم

علوی ام،سر ناموس خدا حساسم
من مُرید پسر حضرت حق،عباسم

لب به آبشخور کفتار نخواهد زد شیر
آب خوردم فقط از چشمه ی جوشان غدیر!

از خدا خواسته ام اهل #برائت باشم
نه که با عامّه دنبال رفاقت باشم

مانده حرف پدرم تا به ابد در گوشم
غیرتم را به دو مثقال طلا نفروشم

سایه اش تا به ابد از سر من کم نشود
گردنم پیش کسی غیر #علی خم نشود

بهتر آن است سخن وصف مخاطب باشد
شعر من درد دل مادر زینب باشد

پشت کردی به #سقیفه که بگویی حق کیست
حق علی باشد و رفتار علی جز‌ حق نیست

خطبه خواندی به همه درس شهامت دادی
امر کردی به خودت اذن شهادت دادی

ای همه دل خوشی زندگی ام لبخندت
مادرم! کاش که من هم بشوم فرزندت

رو سیاهم ولی از حُب‌ِّ علی شعله ورم
تو قبولم کنی از قید خودم می‌ گذرم

عاقبت تکیه به شمشیر پدر خواهم داد
و به خونخواهی پهلوی تو سر خواهم داد

#شایان_مصلح

@raziolhossein
01:26
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

جبرییل مکرر این صلا را سر داد
بلغ ، بلغ ، ندا به پیغمبر داد

فرمان خداست بر سر دست بگیر
آن دست که در رکوع انگشتر داد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:30
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


غدیر، خاطری از گل شکفته‌تر دارد
غدیر، یک چمن آلاله زیر پر دارد

غدیر، از سفر حجّة الوداع هنوز
هزار خاطرۀ ناب در نظر دارد

غدیر، چشم به راه حضور مهمانی‌ست
که جان عاشق و چشم خدانگر دارد

چه میهمان عزیزی، که در مدینۀ وحی
غم هدایت و آزادی بشر دارد

غدیر گفت: خدایا چگونه اقیانوس
به سوی «برکۀ خم» نیّت سفر دارد؟...

غدیر، جلوۀ سینا به خود گرفته، مگر
از اتفاق شگفت‌آوری خبر دارد؟

غدیر دید، که یکصد هزار دل لرزید
دل است و صحبت دلبر در او اثر دارد

غدیر و صبر و سکوت نبی مسَلّم بود
که پرده‌دار حرم، بیم پرده‌در دارد

در این مکاشفه، ناگاه دست غیب آمد
که از حقیقت اسلام پرده بردارد

امین وحی خدا گفت: یا رسول الله
بگو که شمس جمال تو یک قمر دارد

کنون که چلّه‌نشینان همسفر جمع‌اند
بگو که جامعه، حاجت به راهبر دارد

بگو به حکم صریح خدا علی مولاست
به هرکسی که ولای پیامبر دارد

عبادت دو جهان، ناز ضرب شصت علی‌ست
بگو کدام جوانمرد، این هنر دارد

حدیث منزلتش را بخوان در این صحرا
تلاوت از لب تو لذّت دگر دارد

بگو به عارف و عامی مراقبت بکنند
از این نهال، که هم سایه، هم ثمر دارد

غدیر و آیۀ «یا اَیُّها الرَّسول» و علی
چه ارتباط عمیقی به یکدگر دارد

دلش رضا نشود جز به دوستی علی
«مگر کسی که دل از سنگ سخت‌تر دارد»...

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
01:31
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


لب تشنه ام ، به ساقی کوثر خبر دهید
لب تشنه ام دوباره ، مکرّر خبر دهید

ما هر کجا غلام علی رفت می رویم
قلاده بسته ایم ، به قنبر خبر دهید

منبر بدون ذکر علی غیر چوب نیست
این نکته را به راکب منبر خبر دهید

نسل نبی ز کوثر و ساقی کوثر است
باید به هر مخالف ابتر خبر دهید

بی ذوالفقار خانۀ کعبه شکاف خورد
این را به اهل خندق و خیبر خبر دهید

در خواب بود و آیه برایش رسیده بود
این هدیه را به صاحب بستر خبر دهید

در دست مرتضی است کلید بهشت و نار
این فضل را به دشمن حیدر خبر دهید

«شمشیر را به خاطر او در غلاف کن»
این امر را به مالک اشتر خبر دهید

این راه عشق ، گاه ، بیابان نشینی است
این را به پیروان ابوذر خبر دهید

**

زمزم فرات نیست ، به شش ماهه رحم کرد
شرمنده شد رباب ، به هاجر خبر دهید

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
01:31
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

نزدیک به هم شمس و قمر دیدن داشت
اسلام چو میداد ثمر دیدن داشت

وقتی که نبی دست علی بالا برد
آن لحظه قیافه‌ی..... دیدن داشت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
01:31
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


نشست بر سر دست نبی به منبر دست
زدند دست شعف آسمانیان بر دست

(روایت است که در حجه الوداع رسول
خبر رسید که جبریل نامه آورده است

نوشته بود بگو دست کیست دست خدا
نوشته بود بگو آنچه را که در پرده است)

برای بیعت او دست ها بلند شدند
شد آسمان و زمین ناگهان سراسر دست

کدام دست یداللهی است این دستی
که پیش آن نمی آید به چشم دیگر دست

رسول رفت به معراج و دید در پرده
نشسته است کسی سیب نیمه ای در دست

گرفته است به تحقیق دست موسی را
شده است در "ید بیضا" اگر منور دست

خلیل هم متوسل به او شد آن وقتی
که برد پیش گلوی پسر به خنجر دست

کدام دست؟ همان دست بی محابایی
که برد یک تنه بر چارچوب خیبر دست

کدام دست؟ که پرورده آنچنان پسری
که پای عهد بشوید ز دست آخر دست

به یک اشارت شق القمر چنان کرده
که مانده است در اعجاز دست او تردست

به کارگاه ازل هرکه رفته می داند
"ابو تراب" نشسته است آب و گل در دست

ز چیره دستی ساقی بس آن که هیچ کسی
نیافته است به جز او به راز کوثر دست

گرفته ام چو گدا دست خود به امیدی
که او بگیرد از این دست روز محشر دست..

#علی_فردوسی

@raziolhossein
01:31
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد
که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد

کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست
دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست

نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی...

نوشتم شمس... دیدم گنبدش زیباتر از آن است
نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است

به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است
نوشتم عرش...دیدم مرتضی اعلی تر از آن است

شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم
صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم

من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد
همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد

سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند
علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند

چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را

کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی...
گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی....
...به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز
کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز

نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت
زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت

نفس ها حبس شد...، در سینه ها خوف و رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد

زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود
همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود؟!

نبی فرمود بسم الله،ای ارض و سما بشنو!
گواهی باش ای تاریخ! پیغام مرا بشنو

دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه اتمام حجّت میکنم آری

تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است؟
بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است؟

نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم!
نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم!

نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد

نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد
علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد

برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست
شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست

شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟
طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول))

الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضی ها
الهی که بسوزد پنبه ی در گوش بعضی ها

پیمبر گفت آری انتظار آمد به سر دیگر
ازین دنیای فانی بسته ام بار سفر دیگر

وصیت می کنم هرکس که من مولای او هستم
بداند این علی هارون و من موسای او هستم

که عقبی بی علی فانی و دنیا باعلی باقی
غدیر خم به جوش آمد...الا یا ایها الساقی!

امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر
عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر

علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر
علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر

((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب... یعنی...
جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی...
...خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد
خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد

پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟
علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت

برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است
دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است

میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست
اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی ست

ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت
هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت

عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته
که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته...

علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را

#مجید_تال

@raziolhossein
01:31
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی


خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی

بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی

@raziolhossein
01:34
#اميرالمؤمنين_مدح
#غدیری‌ام

هر كس تو را نداشت لياقت نداشته ست
هر كس نشد فدات ، سعادت نداشته ست

در چشم اهل معرفت از خار كمتر است
هر كس كه رنگ و بوي ولايت نداشته ست

فيـــضي نبــرده از بركـاتِ محبّتــت
از دشمنت ، دلي كه برائت نداشته ست

بي امتحان مِهر علي ، يك تن از رُسُل
بر دوش خويش مُهر نبوّت نداشته ست

جايي كه تو نمونه ي انسان كاملي
گوساله ، حقّ غصب خلافت نداشته ست

بي نام تو نواي اذان بدتر از غِـــناست
در كشوري كه شيعه حكومت نداشته ست

در آستان بيت گِلين ات نوشــته اند
اين شاه ، تاج و تخت و عمارت نداشته ست

مردي در اين جهان به ابالفضل تان قسم
اندازه ي تو رحم و مروّت نداشته ست

آواي "لافتيٰ"ست كه پيچيده هر طرف
يعني كسي به جز تو فتوّت نداشته ست

از طرز ضربه هاي تو فهميده ايم كه
دستي شبيه دست تو قدرت نداشته ست

تنها ، به قلب كفر زدن كار حيدر است
اينگونه ، هيچ كس دل و جرأت نداشته ست

سرها چه مي شود كه چنين پَرت مي شوند؟
گر ضربه هات سرعت و شدّت نداشته ست

سـرتاسـر نقــاط جهان را گرفته اي
نامي به قدر نام تو بركت نداشته ست

تنهـــا ، به بارگاه سليماني شماست
جايي كه مور ، حسّ حقارت نداشته ست

بيچاره آن كسي ست كه برگشته از نجف
بيچاره تر كسي ست كه رُخصت نداشته ست

شب هاي جمعه ، جز نجف و كربلا، خدا
جايي به سر هواي زيارت نداشته ست

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:35
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

خدا را شکر ایامم به کام است
امیرالمومنین بر من امام است

و هرکس که نمیداند بداند
نفس بی حب او شرعا حرام است


@raziolhossein
01:35
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام

ز طریق پیروی على، نه اگر بشر به خدا رسد
به چه دل نهد؟ به که رو کند؟ به چه سو رود؟ به کجا رسد؟

ز خدا طلب دل مقبلى، به على بجوى توسلى
که اگر رسد به على دلى، به على قسم به خدا رسد

ازلى ولایت او بود، ابدى عنایت او بود
ز کف کفایت او بود ز خدا هر آنچه به ما رسد

به على اگر برى التجا، چه در این سرا چه در آن سرا
همه حاجت تو بشود روا، همه درد تو به دوا رسد

على اى تو یاور و یار ما، اسفا به حال فکار ما
نه اگر به عقده کار ما، مدد از تو عقده گشا رسد

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
01:35
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی



بر معرفت علی کسی را ره نیست
هر کور دلی محرم این درگه نیست

سربسته بگویمت: علی سِرِّ خداست
از سر خدا به جز خدا آگه نیست


#مرحوم_سید_مصطفی_آرنگ

شادی روح شاعر اهلبیت سید مصطفی آرنگ صلواتی هدیه نمائید
@raziolhossein
01:37
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

از نام علی خوشتر و زیباتر نیست
والله که دشمنش به جز کافر نیست

در آتش دوزخت بسوزان یارب
هر دل که در آن محبت حیدر نیست


#عبدالزهرا
@raziolhossein
01:37
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
06:10, 2.9 MB
#امیرالمومنین_مدح


یاعلی نام تو بردم نه همی ماند و نه غمی بابی انت و امی

#شعرخوانی...
#شهریار

@raziolhossein
01:37
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

نیست دین غیر حبّ و بغض،رفیق!
هان!ولایت به جز برائت نیست

یا علی یا خلیفۂ غاصب
وحدتی بین نور و ظلمت نیست...

#حسین_نادری

@raziolhossein
01:38
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


سپاه پلکهایش چند لشکر را تکان می داد
علی با خطبه خوانی قلب منبر را تکان می داد

به وقت زُهد سلمان را کرم می کرد و حاتم را؛
عیار راستگویی اش اباذر را تکان می داد

خودش نه پلک بر هم می زد و اینگونه بی پیکار
دل هر مالکی مانند اشتر را تکان می داد

به یک ضربه سرش را می بُرید از تن به آسانی
به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می داد

و جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس می داد
علی بن ابیطالب فقط سر را تکان می داد

همیشه بعد دیدار علی از بس تحیُر داشت
یکی باید می آمد دوش قنبر را تکان می داد

میان گرد و خاک جنگ تا او را ببیند هم
علی بود آن که از جایش پیمبر را تکان می داد

نه در دنیا دل ما را که نام مرتضی قطعاً
به وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان می‌داد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
01:38
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

نُه چرخ که بر فراز هم نُه طبق است
از دفتر مدح مرتضی یک ورق است

دیدار حق ار طلب نمائی حق را
در شخص علی ببین که مرآت حق است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
01:38
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

برد پیمبر به شانه پای علی را
تا که ببینند خلق جای علی را

روز قیامت پناهگاه ندارد
هرکه ندارد به دل ولای علی را

در شب معراج می‌شنید پیمبر
جای صدای خدا صدای علی را

وجه خدا را ببین به صورت حیدر
ای که ندیدی رخ خدای علی را

از دو لب مرتضی کمیل چشیده...
لذت شیرینی دعای علی را

دست علی را به دست فاطمه دادند
تا به ابد دارد او هوای علی را

هست برازنده‌اش ردای خلافت
فاطمه چون دوخته قبای علی را

فاطمه تا آخرش کنار علی بود
خواهر خونی ذوالفقار علی بود

روشنی روز جلوه روی حیدر
هست شب قدر بین گیسوی حیدر

رو به علی سجده میکنند ملائک
قبله و محراب هست ابروی حیدر

تکیه به دستان مرتضی زده اسلام
مظهر دست خداست بازوی حیدر

کوه ترک خورد در جهاد ولیکن
هیچ نلرزیده است زانوی حیدر

هیچ گزندی نمیرسید به احمد
جای نبی امن بود پهلوی حیدر

پشت علی گرم بر حمایت زهراست
دختر پیغمبر است بانوی حیدر

خلق شد از هوی مرتضی دم عیسی
زنده شود مرده از دم هوی حیدر

گفت که میزان، علی‌است در صف محشر
کار همه هست با ترازوی حیدر

روز جزا سر در بهشت نوشته است
هرکه محب علی‌است اهل بهشت است

دست ملائک به دامن تو دخیل است
خاک قدم های تو طلای اصیل است

دوست مولا بزرگوار و عزیز است
دشمن حیدر همیشه خار و ذلیل است

راه تو تنها "صراط" راست حق است
هرچه به غیر از تو راه هست "سبیل" است

سرد شده با ولای‌ات آتش نمرود
"حصن ولایت" نگاهبان خلیل است

چشمه کُر دست توست ساقی کوثر
چشمه‌ی فیض بقیه آب قلیل است

جمع شده در علی صفات خداوند
نام علی مظهر جلیل و جمیل است

ذکر علی داروی مریضی روح است
هرکه صدایت نزد حسود و بخیل است

شأن تو هم شأن احمد است علی جان
وصف تو وصف محمد است علی جان

مستی نام تو را شراب ندارد
ذکر کمالات تو حساب ندارد

ذکر تو آرامش تمام قلوب است
هیچکسی با تو اضطراب ندارد

جار زدم عبد تو شدم همه مُردند
حرف حسابی ما جواب ندارد

گردن مارا بزن به دار نينداز
رشته مو طاقت طناب ندارد

محرم اسرار سر به مهر خدایی
فاطمه چون پیش تو حجاب ندارد

پلک زدی تا گناه خلق نبینی
چشم خدا هیچ گاه خواب ندارد

حد گناهکار اگر به دست تو باشد
زانیه هم ترسی از عذاب ندارد

شعر نگفتم که از تو اجر بگیرم
شاعر تو کار با ثواب ندارد

اجر من این است نوکر تو بمانم
مدح تو را در تمام عمر بخوانم

#آرش_براری

@raziolhossein
01:38
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

خورده پيشاني جبريل به درگاه علی
نيست راهي سوي معراج به جز راه علی

والدم ماه رجب ، والده ام ذي الحجة
والدينم به فداي علی و ماه علی



@raziolhossein
01:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
960×639, 126.4 KB
#نجف

هیچ تعریفی تو را زین بهْ نمی‌دانم
که شد
در تو پیدا، گوهر پاک امیرالمومنین

#صائب_تبريزى

@raziolhossein
01:39
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

بیهوده نگرد ! کیمیا ذکر علی ست
آن معجزه ی گرانبها ذکر علی ست

با دیدنِ ایوان نجف فهمیدم
دارویِ تمام دردها ذکر علی ست

#وحید_قاسمی
@raziolhossein
01:39
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

گر جمع شود غم به دلم...یک دنیا
افتد گره گر به مشکلم...یک دنیا

تا مهر علی به سینه دارم غم نیست
گر صف بکشد مقابلم ... یک دنیا
*
تو دين مرا اگر چه ياري کردي
در مکتب عشق جان نثاري کردی

ابلاغ ولايت علي گر نکني
انگار نه انگار که کاري کردي
*
بايد که به مومنين پيامم برسد
بر جمله ي مسلمين پيامم برسد

آن روز به حاضرين پيمبر فرمود:
بايد که به غائبين پيامم برسد
***
گر دم ز ولایش نزنم می میرم
گر پر به هوایش نزنم می میرم

در هر نفسی علی علی می گویم
یک لحظه صدایش نزنم می میرم

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
01:39
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

ویران گر بنیاد تباهی است غدیر
بر، نامه ی انبیا گواهی است غدیر

از جمعه و عید فطر و قربان برتر
تاج سر اعیاد الهی است غدیر

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
01:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 530.8 KB
#امیرالمومنین_غدیر

کسم علی ست در آن بی کسی که می خوانند:
به عزت و شرف لا اله الا الله

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
01:39
#امیرالمومنین
#غدیری‌ام
#سادات
#دوبیتی

سادات که ميوه های باغ فدکند
زيباوقشنگ وخوشگل و بانمکند

هستند ستــاره سمـاوات عــلـــی
هـرچند زيــادند،ولــی بـاز تکند

@raziolhossein
01:40
برای دریافت سبکهای عید سعید غدیر از کانال تصنیف رضیع الحسین استفاده نمائید

🔽🔽🔽

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
01:40
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


هو اللّطيفُ الخَبير ، هو العليُّ الكَبير
هو السّميعُ البَصير ، هو الوليُّ القَدير

قسم به اسماء ذات، قسم به جمع صفات
كه از ازل تا ابد ، علي ست تنها امير

رسول گفته ست اگر ، انا البَشير النَّذير
طبق همين قاعده ست ، علي سراجُ المُنير

اگر به ذات علي ، فكر كند لحظه اي
در آورد سر ز جهل ، عارف روشن ضمير

رفيق - دست نياز مكن به هر سو دراز
كسي بجز دست حق نيست تورا دستگير

در عوض پرده ي خانه ي خشت و گِلين
وقت توّسل برو دامن او را بگير

بايست باحال زار ، رو بروي مُستجار
بگو به صاحب حرم ، أنَا بِكُم مُستجير

پير غم عشق او جوان تر از هركسي ست
در اين حساب و كتاب خضر نبي نيست پير

سايه به سايه برو ، پشت سر نور او
كه وقت رفتن به عرش علي ست تنها مسير

به دست پر بركت علي رقم مي خورد
قسمت شيخِ كَبير ،نصيبِ طفلِ صغير

چه غم اگر بكشند دست و سر و پاي من
كه گوشه چشم علي ست جابرُ عَظمِ الكَسير

وليّ ذات خداست، خليفه ي مصطفاست
كسي كه در نُه فلك ، مُدبّر است و مُدير

به هر كجا پا نهد مي آفرينـد بهشت
بعد غديرش مخوان ، وادي خُم را كوير

به صبح نورانيِ عيد ولايت قسم
كه مُنكر حقّ اوست سياه رو تر ز قير

بر سر دست نبي چو دست او شد بلند
بر تن نحس عمر زد از حسادت كهير

حاكم مُطلق علي ست نه آن خَسي كه مُدام
درون مُرداب جهل ، شبيه خر كرده گير

به حُكمِ عقل سليم بگو به آن بي شعور
نيست شغال سياه ، حريف شير دلير

به كفو بي مثل او قسم كه در هفت چرخ
علي ندارد شبيه علي ندارد نظير

از غضبش صحنه ي جحيم شد دلخراش
از گُل لبخـند او ، بهشت شد دلپذير

چگونه وصفش كنم با كلماتي حقير ؟
شعر همان ست كه فؤاد گفت و صغير

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
01:41
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


تمام عالم امکان در اختیار علیست
کُرات و حرکتشان نیز در مدار علیست

به تیر غمزه کند گبر را ز اهل بهشت
خوشا به حال هرآنکه دلش شکار علیست

نماز خوانم اگر من به عشق جنت نیست
اگر که عاشق حق گشته ام ز کار علیست

به «مَنْ یَمُتْ یَرَنی» میخورم قسم قلبم
برای لحظه دیدار بیقرار علیست

حقیقتاً که «خدا» نام اصلی اش باشد
وَ نامهای دگر اسم مستعار علیست

در این زمانه کسی گر بپای او مانَد
به روز حشر یقین دان که همجوار علیست

قلم گر از تو نویسد مذاب خواهد شد
فضائل تو هزاران کتاب خواهد شد

شراب خواری ما اینچنین رقم خورده است
پیاله گوش و کلامت شراب خواهد شد

به روز حشر که رد میشود همه اعمال
فقط محبت حیدر ثواب خواهد شد

ستون عرش خدا هم به لرزه در آید
به وقت رزم چو پا در رکاب خواهد شد

اگر دوباره بیاید کسی چو پیغمبر
مگر دوباره کسی بوتراب خواهد شد؟

اگر که خادم این در شدم یقین دارم
غلام کوی تو عالیجناب خواهد شد

"به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و" آفتاب خواهد شد

#مهدی_ستارزاده

@raziolhossein
01:41
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی



دل عاشق عترت محمد باشد
همسايۀ عصمت محمد باشد

انكار امامت علي اي مردم
انكار نبوت محمد باشد
*

من معتقدم كه ذهن كوچك دارد
از آن همه عشق سهم اندك دارد

در دايره ولايت قرآن نيست
هر كس به ولايت علي شك دارد
*

پيمان خداست عهد و پيمان علي
فرمان خداست عهد و فرمان علي

آن روز كه دست ها فراوان بودند
اسلام سپرده شد به دستان علي
*

يك روز هواي نافله خواهم كرد
با غير علي مقابله خواهم كرد

دنيا هم اگر برابرم صف بكشد
با نام علي مباهله خواهم كرد


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

از آن آغاز قلبم صیقلی شد
دلم با حب حیدر منجلی شد

بود ذکر لبم هر روز و هر شب
خدا را شکر مولایم علی شد

@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام

تو را از آسمان آورد، تا که روشنایِ این زمین باشی
خدا می خواست تا تفسیری از نورِ مبین باشی

تو را آورد و با تو عشق را معنای دیگر داد
خودت عشقی خدا می خواست تا عشق آفرین باشی

فراتر از بشر هستی نمی گویم خدا هستی
"خدا می خواست آن باشی، خدا می خواست این باشی"

امام المتقین باشی اساس و رکنِ دین باشی
امامت را نگین باشی خدا را همنشین باشی

یداللهی و دستی نیست بالاتر زِ دست تو
"خدا می خواست تا دستِ خودش در آستین باشی"

شبی که غرقِ وحشت بود جسم و جانِ بزدل ها
تو ماندی تا که آن شب جای ختم المرسلین باشی

پر است از نام حیدر معرکه، مولا به یک لحظه
چگونه میتوانی در یَسار و در یمین باشی

الا ای دلبر زهرا بخوان "مَن کُنتُ مولا" را
تو تنها می توانستی نبی را جانشین باشی

خلاصه می شود تفسیرِ قرآن در همین جمله
خدا میخواست تنها تو امیرالمومنین باشی

نمی دانم چرا اینگونه مجنون و پریشانم
گهی محزون و غمگینم؛ زمانی شاد و خندانم

الا یا ایهاالساقی بیا با ما مدارا کن
بریز از باده ی کوثر که امشب مست و حیرانم

چه گویم از کمالاتت که تو فوق کمالاتی!!
و من هم چیزی از شأن و مقامِ تو نمی دانم

اذان گفتم پس از ذکرِ خدا و نام پیغمبر
به نام تو رسیدم تازه فهمیدم مسلمانم

علی اول علی آخر علی ظاهر علی باطن
بدونِ تو همه کفرم و با تو عین ایمانم

به وقت رزم با هر ضربه ی تیغ دودم مولا
نبی می گفت: "یا حیدر" خدا می گفت: "ای جانم"

غدیرِ تو شده اذنِ ورودِ ما به عاشورا
همان طوری که قبل از اربعین پیش تو مهمانم

شبی در خواب می دیدم که من هم زائرت هستم
نشستم گوشه ی صحنت، امین الله می خوانم

حریمت برده دل ها را نجف کی می بری ما را؟!
خودت می دانی ای مولا که من دلتنگ ایوانم

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
01:44
#امیرالمومنین_مدح


چون قلم از سر قدم ساز از خموشی‌گفتگو
گر نمیخواهی سیه‌رویی چو دفتر داشتن

رستگاری جوی تا در حشر گردی رستگار
رستگاری چیست در دل مهر حیدر داشتن

همچو احمد پای تا سرگوش باید شد ترا
تا توانی امتثال حکم داور داشتن

امر حق فوریست باید مصطفی را در غدیر
از جهاز اشتران ناچار منبر داشتن

بایدش دست ‌خدا را فاش بگرفتن به‌دست
روبهان را آگه از سهم غضفر داشتن

ذات حیدر افسر لولاک را زیبدگهر
تاج را نتوان شبه بر جای‌گوهر داشتن

بر زمین نام علی از نوک ناخن بر نگار
تا توانی نقش دل برگل مصوّر داشتن

ذره‌یی از مهر او روشن ‌کند آفاق را
چند باید منت از خورشید خاور داشتن

رقصد از وجد و طرب خورشید در وقت‌کسوف
زانکه خواهد خویش را همرنگ قنبر داشتن

علم ازو آموز کاسانست با تعلیم او
نه صحیفه آسمان را جمله از بر داشتن

گیتی ار کوهی شود از جرم بالله می‌توان
کاهی از مهر تو با آن ‌کُه برابر داشتن

کی تواند جز تو کس در نهروان هفتاد نهر
جاری از خون بداندیشان‌ کافر داشتن

کی تواند جز تو کس یک ضربت شمشیر او
از عبادت‌های جنّ و انس برتر داشتن

کی‌تواند جز توکس در روزکین افلاک را
پرخروش از نعرهٔ الله اکبر داشتن

کی تواند جز تو کس در عهد مهد از پردلی
اژدهایی را به یک قوّت دو پیکر داشتن

شه ‌چو اسکندر جوان و خواجه همچون خضر پیر
ای سکندر لازمست این خضر رهبر داشتن

نه خجل ‌گردم ز مدح او که دانم ذره را
نیست امکان مدح مهر چهر خاور داشن


#قاآنی

@raziolhossein
01:44
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

ای اهل عالم روز بیعت با امیر است
در این بیابانی که نام آن غدیر است

گفتا نبی هر کس که من مولای اویم
بر او علی بن ابیطالب امیر است

#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
01:45
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی


ای دل به هوای حضرت صاحب باش
دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف
دلخوش به علی ابن ابی طالب باش
****

توحید، ولایت علی می باشد
اسلام، محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی
در سایه ی خدمت علی می باشد‌


#سیدمحمد_ميرهاشمی

@raziolhossein
01:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×768, 112.7 KB
اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس
شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس

در بین تمامِ خوب رویانِ جهان
عشقست"علیّ بن ابیطالب" و بس

@raziolhossein
01:47
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس
شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس

در بین تمامِ خوب رویانِ جهان
عشقست"علیّ بن ابیطالب" و بس

@raziolhossein
01:47
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی


نبی تکیه کلامش یا علی بود
همیشه التیامش یا علی بود

خدا هم در شب معراج با او
سلام و والسلامش یا علی بود

#حسن_کردی

@raziolhossein
01:48
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


ای دین زدگان علی بود راه نجات
ای گم شدگان علی صراط ست صراط

دین بعد غدیر،طبق ایات خدا
کامل شده با ولای حیدر،صلوات

#حسن_کردی

@raziolhossein
01:49
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


گل نغمه ی سرپرست بر می آید
این جوش خم از الست بر می آید

شق القمری دوباره ، یا رد الشمس
هر کار از این دو دست بر می آید

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:50
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

آن روز که خم ، به دست دو دریا رفت
فردوس به خاک بوسی صحرا رفت

فریاد فلک به " اِکفِیانی " برخواست
تا دست محمد و علی بالا رفت

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:51
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

صدای کیست چنین دلپذیر می‌آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟

صدای کیست که این‌گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر می‌آید؟

چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‌آید

خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید:‌ کسی دستگیر می‌آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هرچه در اوست
به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید

علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری نذیر می‌آید

کسی به سختی‌سوهان،به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می‌آید

کسی که مثل کسی‌نیست،مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید

خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر می‌آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‌آید

خبر دهید به یاران:‌ دوباره از بیشه
صدای زندۀ یک شرزه شیر می‌آید

خُم غدیر به دوش از کرانه‌ها، مردی
به آبیاریِ خاکِ کویر می‌آید

کسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‌آید

کسی حماسه‌تر از این حماسه‌های‌سبُک
کسی که مرگ به چشمش حقیر، می‌آید

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب
کسی سراغ منِ گوشه‌گیر می‌آید

کسی به کلبۀ شاعر، به کلبۀ درویش
به دیده‌بوسیِ عید غدیر می‌آید

شبیهِ چشمه کسی جاری و تپنده، کسی
شبیهِ آینه روشن‌ضمیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رَوَد سر به زیر می‌آید

شبیه آیۀ قرآن نمی‌توان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟
به این محلّه خبرها چه دیر می‌آید!

بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه‌گاه قیامت، اسیر می‌آید

بیا که منکِر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیرِ عشق همیشه امیر می‌آید

#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein
01:53
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


ساقی بریز باده مرا هی به‌ساغرا
هی شعله زن به جانم و هی بر دل آذرا

زان باده‌ای که خورد از آن باده جبرئیل
تا شد امین وحی خداوند اکبرا

زان باده‌ای که آدم از آن توبه‌اش قبول
زان باده‌ای که نوح شد از وی مبشّرا

زان باده‌ای که قطره‌ای از وی به جام ریخت
گلشن نمود آذر، بر پور آذرا

زان باده‌ای که موسیِ عمران ز جرعه‌اش
در دست او عصا شده درّنده اژدرا

زان باده‌ای که عیسی مریم چو خورد از آن
مستانه شد مصاحب خورشید انورا

مور اَر خورد شود چو سلیمان به حشمتا
سازد تمام ملک جهان را مسخّرا

این باده چیست دانی؟ یا سازمش بیان
کز دل رود قرار و برد هوشت از سرا

مقصود من ز باده بود حبّ مرتضی
سرّ خدا علی،‌ اسدالله حیدرا

هی‌هی،کنون که عیدغدیرخم است،‌«قُم»!
خم خم بیار باده، نخواهیم ‌ساغرا

اندر غدیر خم خبر آمد ز کردگار
بر مصطفی که ای به همه خلق مهترا

البتّه باید این دم حق را کنی عیان
یعنی کنی علی را بر خلق ظاهرا

در نصب وی بکوش که آنی‌ست امر حق
می‌باید از جهاز شتر ساخت منبرا

بر دست گیر دست یدالله و گو به خلق
کین بر شماست سید و مولا و سرورا

برگو به مؤمنان همه شادی کنید باز
بر کوری دو چشم حسود بد اخترا

بندم زبان خامه ز تفسیر این سخن
گو بس بود مفصّل و دفتر محقّرا

یک ذرّه از محبت حیدر به روز حشر
با جرم انس و جن همه گردد برابرا

حبّ علی اگر به دل کافر اوفتد
گردد شفیع، یکسره بر اهل محشرا

بر حنظل از محبت حیدر شود قرین
شکّر شود چو حنظل و حنظل چو شکّرا

کمتر سخای او به جهان، رزق ممکنات
کمتر عطای او به جزا، حوض کوثرا

بالله پس از خدا، تو خداوند عالمی
نه غالی‌ام تو را وُ نه منکر به داورا

در حیرتم خدا به چه می‌شد شناخته
گر شخص کاملِ تو نبودش مظهّرا

هم دست کردگاری و هم روی کردگار
هم سرِّ کردگاری و هم عین داورا

باشد کتاب فضل تو چندین هزار باب
یک باب او بیان شده در باب خیبرا

وصف تو نیست رجعت خورشید آسمان
مدح تو، نِی دریدن در مهد اژدرا

با یک اشاره شیر فلک بر دری ز هم
زیر و زبر کنی به هم این چرخ و چنبرا

حکم قضا به امر رضای تو برقرار
کار قدر به امر تو گردد مقدّرا

بی‌حکم تو نمیرد، یک‌نفس، در جهان
بی امر تو نزاید یک طفل مادرا

بی اذن تو نبارد یک قطره بر زمین
بی رأی تو نیاید از بحر گوهرا

بی امر تو نریزد یک برگ از درخت
بی حکم تو نخیزد یک مو ز پیکرا

بی یاد تو نجنبد جنبنده‌ای ز جا
بی قهر تو نسوزد سوزنده‌ اخگرا

یک شمّه‌ای ز خُلق تو هر هشت باغ‌خلد
یک ذرّه‌ای ز نور تو این هفت اخترا

یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی
خواندن تو را به یاری از هرچه بهترا

هستم دخیل قنبرت ای شاه لافتی!
فریاد رس تو ما را فضلاً لِقنبرا

شاها! امیدوار چنانم که خوانی‌ام
از سُلک چارکران و غلامان آن درا

بعد از ثنا به یاد من آمد حسین تو
آن تشنه لب، شهید به‌ خون غرق پیکرا

لب تشنه بود بر لب شط فرات بود
آب فرات یکسره‌اش مهر مادرا

بی‌کس حسین،غریب حسین،بی‌نوا حسین
نه مادرش به سر،نه پسر،نی برادرا

اما برادرش سر و دستش ز تن جدا
عباس تشنه کام علمدار لشکرا

اما پسر که بود شبیه پیمبرا
شد پاره پاره از دم شمشیر و خنجرا

کردند تشنه لب همه اصحاب او شهید
از کوچک و بزرگ،‌ چه اکبر چه اصغرا

اموالشان تمام به تاراج کینه رفت
از گوهر و لباس و زر و زیب و زیورا

زن‌های بی‌برادر و و اطفال بی‌پدر
یک‌یک سرِ برهنه، ‌نه چادر نه معجرا

زینب کجا و مجلس آل زنا کجا
زینب کجا و بزم یزید ستمگرا

#وفایی_شوشتری

@raziolhossein
01:54
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

تا که نَبرد به دین من دشمن دست
باید ندهد کسی به اهریمن دست

امروز شود دین شما کامل اگر
بر دست علی دهید بعد از من دست


#حامد_آقایی

@raziolhossein
02:00
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


آنکه را حُبِّ علی نیست به دل، از ما نیست
هرکه شد شیفته ی عشق علی ، تنها نیست

سائل و ریزه خور و خادمِ درگاهِ توأیم
جز علی هیچکسی بر دل ما مولا نیست

مدد از حیدر کرار فقط می جوییم
أغنیا را غمِ افزون و کمِ دنیا نیست

گشته بازنده ی دنیا و قیامت قطعا
آنکه بر لوح دلش حُبّ علی پیدا نیست!

ما مسلمان شده ی مکتب آلُ اللّهیم
زندگی بی علی و آل علی زیبا نیست

#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
02:01
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

دست، دستی که به شوق یار بالا می‌رود
لحظه‌ی تقدیم جان صدبار بالا می‌رود

دست گاهی میثم تمّار می‌سازد ز خود
یاعلی می‌گوید و از دار بالا می‌رود

گاه؛ دستی بال خواهد داد بر جسم شهید
روی نیزه جعفر‌ِطیّار بالا می‌رود

- کیست با مرحب بجنگد؟- بین یک لشگر فقط
دست‌های حیدر‌کرار بالا می‌رود

غیر دست مرتضی دست که در روز غدیر
روی دست احمد مختار بالا می‌رود؟!

دست باران هر زمان کوتاه باشد از زمین
گل نخواهد رُست، تنها خار بالا می‌رود

از فراز منبر اسلام بعد از مصطفی
شیر حق وقتی نباشد مار بالا می‌رود

دست حیدر بسته بود و دست قنفذ باز بود
سمت زهرا دست بدکردار بالا می‌رود

مانده‌ام آن دست‌و‌بازوی ورم‌کرده چطور
در قنوت فاطمه هر‌بار بالا می‌رود؟!


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
02:02
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


گرچه در دفتر من صحبتِ مولاست فقط
هر چه گفتم نَمی از ساحلِ دریاست فقط

یک «علی» گفتم و عمری‌ست، دهانم عسلی‌ست
ذکر شیرینیِ حلوا به مَثَل‌هاست فقط

احترامِ همه‌ی خلق، به جایش؛ اما
نوکر خانه‌ی آقاست، که آقاست فقط

همه‌ی جاذبه‌ها روی زمین معترفند
نجفِ اشرفِ مولاست، که زیباست فقط

هر که دنبال طلا رفته خبردار شود
هر چه گنج است، در ایوانِ مُطَلاّست فقط

آی سائل به کجا رو زده‌ای غیرِ حرم ؟!
زود برگرد، که حاجات تو اینجاست فقط

نه فقط در نجفش؛ در همه جای عالم
دستِ گلدسته‌ی مولاست، که بالاست فقط

بسکه بر سینه‌ی خود سنگِ علی را زده‌ایم
ذکر «حیدر» دمِ دُرّ نجفِ ماست فقط

کاش می‌شد قلم عفو، بگیرد دستش
برگه‌ی نوکری‌ام گیر یک امضاست فقط

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
02:07
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

دوباره موعدِ اتمام حجّت
شنیدم گفت پیغمبر به امّت

که بعد از من به دستور خداوند؛
علی دارد فقط حقّ ولایت!

#م_عاطفی

@raziolhossein
02:18
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

خورشید طلوع کرده از لبخندش
نور است و هزار رشته در پیوندش

دیدند در آسمان دستان رسول
دست علی است و یازده فرزندش

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
ش
07:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 148.6 KB
الا یا اهل العالم

این است شور کودکی و عشق پیری ام
برسینه ام نوشته شده من «غدیری ام»

#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#قاسم_نعمتی
#من_غدیری_ام

@raziolhossein
ش
08:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح

به خنده گفت بگویید رودخانه ی ساکن
چه فرق دارد با ذات برکه ی متعفن؟!

به خنده گفت در این عرصه ی سراب بگردید
کجاست راه نجاتی از این توهم مزمن؟!

و بعد گفت نترسید چون که ساحل امنی
عطا نمود خداوند کبریای مهیمن

نگاه کرد به حیدر ، پیمبرانه سپس گفت
کسی که حب تو را دارد از بلا شده ایمن

تویی که ساحل امنی تویی که راه نجاتی
تویی که دست به دامان توست کافر و مومن

و دستهای علی را فشرده بود که می گفت
تمام ناشدنی ها به دست های تو ممکن

علی امانت من هم تویی و هم قرآن
بدون حب تو دین خداست نامتوازن

خدا سپرد به ذات علی صفات خودش را
علی ست اول و آخر ، علی ست ظاهر و باطن

بلال پیش بیا ظهر شد بدان اما
بدون نام علی باطل است اذان موذن

و ذات آنکه نگفته علی ولی خداست
چه فرق دارد با ذات برکه ی متعفن؟!


#مجتبی_حاذق

@raziolhossein
ش
09:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


گاهی نگاه کن همه جا را هدف کجاست
باید به هوش باشی در این جاده، طَف کجاست

بعضی خواص را بِنِگر دورِ مصطفی
تا پِی بَری به ظاهر و باطن، شرف کجاست

تنها علی کنارِ نبی تیغ می‌زند
ای اِبنِ تِیمیه تو بگو، ناخَلَف کجاست

آنها همیشه پشت نبی حرف می‌زدند
معلوم شد در این جَرَیان، آن طرف کجاست

این هم مثالِ واضِحی از جایگاهشان
واضح ببین که بر روی این موج، کَف کجاست

در روزِگارِ سخت مشخص شود فقط
نسلِ زنا کجا و امیرِ نجف کجاست

دوشِ نبی محل عروجِ علی است، پس...
روشن شده که جایِ شَهِ لوکَشَف کجاست

مرد آن بُوَد که دیده نگردد به کارِ خِیر
حالا ببین میانه‌ی دریا صدف کجاست

#رضا_باقریان

 @raziolhossein
ش
19:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر

آن دل که در او نیست ولایت دل نیست
پیش نظر اهل نظر قابل نیست

اکملتُ لکم بر همه عالم فهماند
بی حب علی دین خدا کامل نیست

#مجتبی_عسگری

@raziolhossein
19 August 2019
ش
00:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


بی روی علی شعر من آرایه ندارد
بی اذن علی، نطق، درون‌مایه ندارد
بی نام علی قرآن یک آیه ندارد
بی حبّ علی دین به‌خدا پایه ندارد
عمری پدرم گفت که فرزند خلف باش
یعنی که فقط بندۀ سلطان نجف باش

یاسین رخ و رحمان دل و توحید مقام است
با حکم غدیر آمده، پس کار تمام است
"سلطان جهانش به چنین روز غلام است"
ذکر لب مولا صلوات است و سلام است
هم‌شأن علی کیست؟ اگر هست بیاید!
بالاتر از این دست محال است بیاید

هم جاذبه هم دافعه دارد، به تعادل
توصیف گر روی گل او شده بلبل
نقل‌است که شاعر شده حافظ به توّسل
"لاحَولَ و لاقُوّة الّا" به تغزّل
ایجاز رباعی‌ست، بلندای قصیده‌ست
از دفتر اشعار خدا، بیت گزیده‌ست

خورشید شده آینه گردان جمالش
خوردند ملائک همگی غبطه به حالش
گشتم، به خدا نیست کسی مثل و مثالش
میراث محمّد، صلواتی ست که آلش
کس نیست به جز فاطمه و حیدر و اولاد
با آل علی هرکه در افتاد بر افتاد

تاریخ عرب، فاتح خیبرشکن‌اش خواند
او بود که پیغمبر اسلام، "من"اش خواند
صدآیۀ نازل نشده از دهنش خواند
استادسخن،فاطمه، صاحب سخنش خواند
کو آنکه قدم جای قدومش بگذارد
جز او احدی خطبۀ بی‌نقطه ندارد

برده ست خدا نام از او داخل انجیل
موسی به لبش نادعلی داشت لب نیل
داده‌ست به فرمان علی گوش، ابابیل
پیغامبری را علی آموخت به جبریل
این‌ها همگی هیچ، بگو معجزه‌اش چیست
اعجاز علی اینکه کسی مثل علی نیست

عدل علوی، دست عقیل است در آتش
گیرم بزند دشمن او پشت در آتش
لطفش به گنهکار چو آبی‌ست بر آتش
شاعر! نزند دست بر این شعر تر، آتش
در آتش سوزنده و بی‌سایۀ محشر
بر چادر زهرا متوسّل شو و بگذر

عشق علی و فاطمه تکرار ندارد
جز فاطمه عالم گل بی‌خار ندارد
جز با در این خانه، گدا کار ندارد
این خانه دری دارد و دیوار ندارد
در کوچۀ باریک علی آه...چه‌ها شد
هر بار گدا حاجتی آورد، روا شد

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
00:21
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح

چو ارادۀ خدا شد به کمال خودنمایی
به غدیر خم درآمد به لباس مرتضایی

ز جمال شاه مردان، بنمود جلوه یزدان
به جلال ذوالجلالی، به کمال کبریایی

ره دین،امور داور، همه شد ولای حیدر
به هدایت پیمبر، به عنایت خدایی

شه دین خدیو ایمان، گُهر محیط احسان
دُر دُرج علم و عرفان، مه برج رهنمایی

به خدا ولیّ مطلق،به نبی وصیّ برحق
به جهانیان محقَّق، همه دفع بینوایی

به مقام ارجمندش به کلام دل‌پسندش
که نیابد از کمندش دل عاشقان رهایی

دل عارفان رهبر ز شراب عشق حیدر
چه سبوکشان سراسر زده جام آشنایی

ز لبش کلام یزدان بشنیده گوش ایمان
به دلیل عقل و برهان چو زنی نوای نایی

به دلی که از درایت بود آیت ولایت
به رسیده از بدایت به سعادت نهایی

شه «قُل کَفی» کفایت،مَه إنّما حمایت
که به کشور ولایت زده کوس پادشایی

به‌درش هزارکسری چه سکندر و چه دارا
بگرفته با مدارا همه حلقۀ گدایی

ز صفا ملاذ اعظم ز وفا مغیث آدم
به کفش مدار عالم ز سر ستوه رایی

شب‌وروز مهر و ماهش به طواف‌بارگاهش
ز غبار خاک راهش به امید روشنایی

نه‌حرم چوطرف‌کویش،نه‌صفا به لطف‌رویش
نه‌بهشت و رنگ‌وبویش،چونجف به دل‌گشایی

ز نسیم خاک مُشک و ز شمیم خلق نیکو
به چمن دهد ز هرسو چو دمن فرح‌فزایی

به خلاف طبع اشیاء چو کند اشاره مولی
ز ارادۀ توانا به زمین دهد سمایی

به ره ولیّ‌اکبر که رسی به حیّ داور
چو به‌جای پا نهی‌سر،چه‌غم از برهنه‌پایی

بر گنج علم داور که به قلب اوست مضمر
کتب سلف سراسر سخنی بود هوایی

چو صلا زد از سلونی به درونی و برونی
به دلایل شؤونی ننموده خود ستایی

ز جمال اوست پیدا ز جلال او هویدا
جلوات حق تعالی به کمال دلربایی

به جز آن سه یار دیگر به خلافت پیمبر
که شنیده بوم بی‌پر، بزند دم از همایی؟

به خدای حیّ ذالمن، که زبان افصح من
به ثنای اوست‌الکن چو«صبوری»و«سنایی»

ز گدا ثنای سلطان نسزد به هیچ عنوان
نرسد اگر ز یزدان مدد سخن سرایی

به حریم خاص رحمان نگری لقای سبحان
چو «شکیب» اگر به ایقان ز در علی درآیی


#شکیب_اصفهانی

@raziolhossein
ش
06:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

هَر حَنجَره ای که از عَلی دَم بزند
آتَش به دِلِ عالَم و آدَم بزند

این آرزوی ماست که هِنگامِ مَمات
مولا زِ کَرَم سَری به ما هَم بزند


@raziolhossein
06:10
#امیرالمومنین_مدح


ای قبله گاهِ مسلمین، مولا امیرالمومنین
ای کعبه ی اهلِ یقین، مولا امیرالمومنین

نفسِ محمّد یاعلی، روحِ مجرّد یاعلی
مهرِ تو بی حَد یاعلی، مولا امیرالمومنین

ای مُرشدِ روحُ الاَمین، تنها تویی حَبلُ المَتین
ای مصطفی را جانشین، مولا امیرالمومنین

پیدا وجود، از تو شده، نابود، بود از تو شده
هر چه شهود، از تو شده، مولا امیرالمومنین

هستی تو بابِ آلِ حق، تمثالِ تو تمثالِ حق
قالَ علیُ قالَ حَق، مولا امیرالمومنین

هم آب هم دریا تویی، هم خاک هم صحرا تویی
خَلّاقِ دو دنیا تویی، مولا امیرالمومنین

بر بی کسان یاور تویی، بر عاشقان دلبر تویی
اوّل تویی، آخر تویی، مولا امیرالمومنین

هم غائب و حاضر تویی، هم باطن و ظاهر تویی
در هر هُنر ماهر تویی، مولا امیرالمومنین

روحِ جهادی مرتضی، بابُ المُرادی مرتضی
والانِژادی مرتضی، مولا امیرالمومنین

شد هر نبی مدهوشِ تو، معراج، راهَش دوشِ تو
باغِ جنان آغوشِ تو، مولا امیرالمومنین

پیرِ بلال و بوذری، مقداد و میثم پروری
بر مالک اَشتر سَروری، مولا امیرالمومنین

زهرا نگین و تو رکاب، زهراست مَه، تو آفتاب،
ای صاحبِ روزِ حساب، مولا امیرالمومنین

سینه بُود چاکِ نجف، خاکم بُود خاکِ نجف
مَستم من از تاکِ نجف، مولا امیرالمومنین

قلبم به غمها مُبتلاست، دیوانه ی ایوان طلاست
دل هم نجف هم کربلاست، مولا امیرالمومنین

گرچه گُنهکارم علی، تنها تو را دارم علی
خیلی گرفتارم علی، مولا امیرالمومنین

از نسلِ سلمانم علی، گر غرقِ عصیانم علی
محتاجِ احسانم علی، مولا امیرالمومنین

#رضا_رسول_زاده
@raziolhossein
ش
06:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر
#دوبیتی
#غدیری‌ام


دل عاشق عترت محمد باشد
همسايۀ عصمت محمد باشد

انكار امامت علي اي مردم
انكار نبوت محمد باشد
........

من معتقدم كه ذهن كوچك دارد
از آن همه عشق سهم اندك دارد

در دايره ولايت قرآن نيست
هر كس به ولايت علي شك دارد
........

پيمان خداست عهد و پيمان علي
فرمان خداست عهد و فرمان علي

آن روز كه دست ها فراوان بودند
اسلام سپرده شد به دستان علي
.......

يك روز هواي نافله خواهم كرد
با غير علي مقابله خواهم كرد

دنيا هم اگر برابرم صف بكشد
با نام علي مباهله خواهم كرد

#ايوب_پرندآور

@raziolhossein
07:04
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


تو را تا دیده‌ام محو جمال کبریا دیدم
تو را غرق مناجات خدا، از خود رها دیدم

تو را در سجدهٔ باران و بر سجّادهٔ صحرا
به هنگام قنوت برگ‌ها، در «ربّنا» دیدم

تو در هفت آسمان سیر و سفر می‌کردی امّا من
تو را در سرزمین وحی، سرگرم دعا دیدم

کنار «حجر اسماعیل» در سرچشمهٔ زمزم
صفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم

«تو را دیدم که می‌چرخید گرد خانه‌ات کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم»

تو را در دامن مادر، تو را در دست پیغمبر
تو را مولود کعبه، قبلهٔ اهل ولا دیدم

تو را فرمان بر «یا ایها المدثر» از اول
تو را «السابقون السابقون» از ابتدا دیدم

تو را پابند پیمان الست از مطلع هستی
تو را عاشق‌ترین دلدادهٔ «قالو بلا» دیدم

تو افکندی حجاب از روی «کَرّمنا بنی‌آدم»
که سیمای تو را آیینهٔ ایزدنما دیدم

تو آدم را فراخواندی به علم «عَلَّمَ الأسماء»
تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدم

اگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضا
سرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدم

نه تنها از تو شد عیسی مسیحادم، که از اوّل
تو را هم عهد و پیمان با تمام انبیا دیدم

سلیمان از تو حشمت یافت هنگام نگین‌بخشی
تو را روح قناعت، اسوهٔ فقر و غنا دیدم

زدی خود را به آب و آتش ای شمس جهان‌آرا
تو را پروانهٔ پیغمبر از غارحرا دیدم

به جولان‌گاه احزاب و نبرد خندق و خیبر
به دستت تیغ «لا سیف» و به شأنت «لا فتی» دیدم

به یک ضربت که در خندق زدی، در برق شمشیرت
جهانی را به لب «اَهلاً و سَهلاً مَرحَبا» دیدم

تلاوت کردی «آیات برائت» را به زیبایی
تو را خورشید بام کعبه در «اُمُ القُری» دیدم

تو را در مسجد و محراب، در میدان و بر منبر
تو را در بی‌نهایت، در کجا در ناکجا دیدم

چه می‌دیدم خدایا روز فتح مکّه با حیرت
خلیل بت‌شکن را روی دوش مصطفی دیدم

«و سُبحانَ الّذی أسری بِعَبدِه» را که می‌خواندم
تو را در لیلةُ المعراج، با بدرُالدُّجا دیدم

سراغ آیهٔ «اَلیَوم اَکملتُ لکُم» رفتم
تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم

شکوه و عزّت هستی! کمال عشق و سرمستی!
چه گویم من که روی دست پیغمبر چه‌ها دیدم

تو را در سایۀ باغ «اَلَم نَشرح لَکَ صَدرَک»
شکوفا یافتم، مصداق «مِصباحُ الهُدی» دیدم

گل روی تو را در «سَبِّح اسم ربَّکَ الاعلی»
تَجَسُّم کردم آری، تا جمال کبریا دیدم

تو را در سورۀ «حامیم تنزیلٌ منَ الرَّحمن»
تو را در آیهٔ تطهیر و در «قُل اِنَّما» دیدم

تو را در نون «اَلرَّحمن» و عین «عَلَّمَ القُرآن»
تو را در یای «یاسن» ترجمان طا و ها دیدم

تو را در «قُل کَفی بِاالله» در «وَالتّین وَالزَّیتون»
تو را در «لیسَ لِلانسانَ اِلّا ما سَعی» دیدم

نه تنها هست اوج رفعتت در «قاف و القرآن»
تو را در سورهٔ وَالشَّمس و طور و وَالضُّحی دیدم

تو را با چهرهٔ پوشیده و خرما و نان بر دوش
کنار زاغه‌های شهر کوفه بارها دیدم

نوازش از تو می‌دیدند فرزندان شاهد هم
تو را با گوهر اشک یتیمان آشنا دیدم

به مسکین و یتیم از بس محبّت کردی و احسان
تو را در سورهٔ انسان و متن «هل أتی» دیدم

چه می‌دیدم خدا را در سکوت محض نخلستان
تو را هر نیمه‌شب، در گریه‌های بی‌صدا دیدم

شبی که شمع بیت‌المال را خاموش می‌کردی
تو را با بی‌ریایی، خفته روی بوریا دیدم

چو راز غربت خود را به گوش چاه می‌گفتی
چو نیلوفر کشیدم قد، تو را ای ماه تا دیدم

تو را پشت در آتش زده، با زهرةُالزّهرا
صبور و مهربان، در تیرباران بلا دیدم

اگر نامردمان دست تو را بستند، آن‌ها را
اسیر پنجۀ تقدیر، در «تَبَّت یَدا» دیدم

در ایوان نجف، در کوفه، در محراب مسجد هم
شهادت‌نامهٔ «فُزتُ وَ رَبَ الکَعبه» را دیدم

پس از آن لیلة القدری، که شد شقُّ القَمَر، هرشب
تو را در جوهر خون شهیدان خدا دیدم

تو را یاری‌گر خون خدا، با عترت یاسین
تو را دلجوی یاس ارغوان، در نینوا دیدم

تو را در آسمان نیلگون ظهر عاشورا
تو را در سایه‌روشن‌های شام و کربلا دیدم

شب شام غریبان و پرستوهای سرگردان
تو را دلسوخته در شعله‌زار خیمه‌ها دیدم

اگر خورشید دشت کربلا از نوک نی سر زد
تو را در موجی از آیات تسلیم و رضا دیدم

تو را با کاروان اهل‌بیت وحی در غربت
تو را در حیرت از خورشید در تشت طلا دیدم

کسی از آستانت دست خالی برنمی‌گردد
که در آیینهٔ آیین تو مهر و وفا دیدم

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
07:06
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی

از خم غدیرخم ، می ناب بزن
مهر علوی بر دل بیتاب بزن

هرگاه که شد ،بسته به رویت درها
برخیز و در خانه ی ارباب بزن
.......

ای دل به هوای حضرت صاحب باش
دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف
دلخوش به علی ابن ابی طالب باش
......

توحید، ولایت علی می باشد
اسلام، محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی
در سایه ی خدمت علی می باشد

#سید_محمد_ميرهاشمی

@raziolhossein
07:13
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


نشست بر سر دست نبی به منبر دست
زدند دست شعف آسمانیان بر دست

(روایت است که در حجه الوداع رسول
خبر رسید که جبریل نامه آورده است

نوشته بود بگو دست کیست دست خدا
نوشته بود بگو آنچه را که در پرده است)

برای بیعت او دست ها بلند شدند
شد آسمان و زمین ناگهان سراسر دست

کدام دست یداللهی است این دستی
که پیش آن نمی آید به چشم دیگر دست

رسول رفت به معراج و دید در پرده
نشسته است کسی سیب نیمه ای در دست

گرفته است به تحقیق دست موسی را
شده است در "ید بیضا" اگر منور دست

خلیل هم متوسل به او شد آن وقتی
که برد پیش گلوی پسر به خنجر دست

کدام دست؟ همان دست بی محابایی
که برد یک تنه بر چارچوب خیبر دست

کدام دست؟ که پرورده آنچنان پسری
که پای عهد بشوید ز دست آخر دست

به یک اشارت شق القمر چنان کرده
که مانده است در اعجاز دست او تردست

به کارگاه ازل هرکه رفته می داند
"ابو تراب" نشسته است آب و گل در دست

ز چیره دستی ساقی بس آن که هیچ کسی
نیافته است به جز او به راز کوثر دست

گرفته ام چو گدا دست خود به امیدی
که او بگیرد از این دست روز محشر دست..


#علی_فردوسی

@raziolhossein
07:14
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


تا عشق ، به سرزمینِ دل غالب شد
معشوق ، علی بن ابیطالب شد

تا کلّ جهان عاشقِ این عشق شوند
تبلیغِ غدیر خم به ما واجب شد

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
07:18
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


اوج اهداف نبوت بی علی بی فایده است
بندگی جز با توسل بر ولی بی فایده است

روز و شب در سجده گویی: "یا اله العالمین"
در کنار آن نگویی یا علی بی فایده است

"اشهد ان علی..." را بر سر هر ماذنه
گر نمی گویی به آوای جلی بی فایده است

منقبت های علی را بر همه باید رساند
بهر تبلیغ ولایت تنبلی بی فایده است

سنت احمد تماما دست اولاد علی است
اجتهاد شافعی و حنبلی بی فایده است

بی ولای مرتضی اصلا سراغ حج نرو
چون به جا آری هزاران حج، ولی بی فایده است

باطن بی مرتضی بوی تعفن می دهد
گرچه باشد ظاهر آن صیقلی بی فایده است

من یقین دارم که حبّ اهل بیت مصطفی
جز به لعن دومی و اولی بی فایده است

بر سر اصل تبرّی با کسی صحبت نکن
گفت و گو با مرد جاهل، کَل کَلی بی فایده است

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
ش
18:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

شبیه مشعلی آتش بگیرد
نمیدانم! ولی آتش بگیرد

بدونِ او نمیخواهم! الهی...
بهشتِ بی علی آتش بگیرد!

#أشهد_أن_علی_ولی_الله
#م_عاطفی
@raziolhossein
18:42
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

اینکه از دستِ پیمبر دستِ او بالاست کیست
اینکه جمعش با نبی یک شعرِ بی همتاست کیست
اینکه در پایِ تنورِ خانه‌اش زهراست کیست
اینکه در قابِ خدا تصویرِ او تنهاست کیست

کیست این و کیست این و کسیت این ، تنها علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


باز تکلیفِ مرا این جام روشن می‌کند
این شرابِ کهنه من را فارغ از من می‌کند
این جنون آواره‌ام در کوی و برزن می‌کند
مدحِ او من را نه ، حافظ را هم الکن می‌کند

از ازل تا به ابد...مولا علی مولا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


آسمان اینقدر پُر باران مگر هم می‌شود
ای خدا مانندِ تو انسان مگر هم می‌شود
جمع خشم و عشق و تیغ اینسان مگر هم می‌شود
در دو تَن_زهرا و او_یک جان مگر هم می‌شود

مصطفی شد  مرتضی یعنی که شد زهرا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


حضرت اردیبهشت سالها و ماه‌ها
روزها با نخلها و شب انیسِ چاه‌ها
پیشِ تو همسُفره می‌گردد گدا با شاه‌ها
می‌شود پیدا پس از تو چاه‌ها از راه‌ها

 از علی نازل شدیم و رفتن ما تا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


حق علی و او حق و این دو تسلسل می‌شود
حق بده جبریل هم در محضرش هُل می‌شود
او صراط الله او راهِ تکامل می‌شود
شانی از وَالعادیاتش مدح دُل‌دُل می‌شود

درکِ ما گُم شد وَ ما‌ اَدراکَ ما مولا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی



تا به میدان آمدی لشکر نفهمیدم چه شد
تَن دوتا شد سرجدا شد سر نفهمیدم چه شد
تا گرفتی از درش خیبر نفهمیدم چه شد
آنچنان کَندی در از جا  در نفهمیدم چه شد

 آنچنان لرزید خیبر گفت واویلا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


ذوالفقارت آمد و بسیارها جامانده‌اند
چشمها از ضرب تندت بارها جامانده‌اند
زیرِ ضربِ تیغِ تو سردارها جامانده‌اند
عمرو عاصان رفته و شلوارها جامانده‌اند

 گفت عزائیلِ حیران بینِ این غوغا:علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


تیر بر پای تو خورد و از نمازت فیض برد
در رکوع آمد گدا از دستِ بازت فیض برد
آفرینش از قنوتِ چاره سازت فیض برد
عَمرو وَد از نازشصتِ تن نوازت فیض برد

 شد کمیل ومیثم وسلمان و بوذرها علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


پیرزن چشم انتظارت بار نانش را ببر
مرکب طفلان ، به پشتت کودکانش را ببر
با جُزامی نان بخور غم از گریبانش ببر
یک تبسم کن به زهرا باز جانش را ببر

با حسین و با حسن گفتیم ما : بابا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


هرکجا که می‌رسد انگار محشر می‌رسد
زودتر از هر گدا آقا دمِ در می‌رسد
هرچه دارد سفره‌اش نصفش به نوکر می‌رسد
بیش از خود او به حال و روزِ قنبر می‌رسد

 کار ما با قنبر است و کارِ قنبر باعلی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


 باده از الله‌اکبر تا علیکم می‌خورَد
حسرتِ نان جو اَش را سخت گندم می‌خورد
زخمها و زخمها از جهلِ مردم می‌خورد
ناسزاها را بجای  هر تبسم می‌خورد

این نماز عشق باشد شد سجودِ ماعلی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

اینکه بر دوشِ پیمبر از شرافت پا گذاشت
رویِ دوشِ خویش عمری کیسه‌ی خرما گذاشت
اینکه دنیا را خدا آورد پیشش جا گذاشت
لقمه لقمه نان دهانِ مردِ نابینا گذاشت

 می‌خورَد اما همیشه خونِ دلها را علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی


کربلا او آمد در پیشِ آب‌آور نشست
کربلا او بود و بالایِ سرِ اکبر نشست
کربلا او دید تیری را که بر اصغر نشست
کربلا او ناله زد تا تیر تا خنجر نشست

می دود دنبال زینب عصر عاشورا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
18:44
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#دوبیتی


دستان خدا همین که بالا آمد
لبیک علی ، به روی لب ها آمد

هم فاطمه لاحول و لا ... بر لب داشت
هم حال حلال زادگان جا آمد

......

ماییم فقط گوش به فرمان غدیر
صد شکر که هستیم مسلمان غدیر

اکملتُ لکم گفته خدا پس عشق است
اعیاد تمامشان به قربان غدیر
.......


بر اهل سقیفه تا قیامت لعنت
بر دشمن این بیت کرامت لعنت

فریاد بزن فاطمه خوشحال شود
بر منکر این عید ولایت لعنت

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
18:45
#امیرالمومنین_غدیر
#دوبیتی #غدیری‌ام


بر اهل سقیفه تا قیامت لعنت
بر دشمن این بیت کرامت لعنت

فریاد بزن فاطمه خوشحال شود
بر منکر این عید ولایت لعنت

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
23:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 113.4 KB
❁﷽❁

اوصاف علـے بہ هر زبان باید گفٺ
ایـن ذڪر بہ پیدا و نهان باید گفٺ

در جشـن ولے عهدے مسعودِ عـلے
تبریڪ بہ صاحب الزمـان باید گفٺ

#عیدغدیر_بر_شیعیان💝🌿
#حضرٺ_مهدے_مبارڪ_باد💝🌿

@raziolhossein
20 August 2019
ش
01:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 18.08.2019 01:40:43
برای دریافت سبکهای عید سعید غدیر از کانال تصنیف رضیع الحسین استفاده نمائید

🔽🔽🔽

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
ش
03:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی

با رحمت و لطفِ خویش درگیرم کن
از باده ی نابِ ازلی سیرم کن

یاربّ قَسَمَت به نامِ حیدر دادم
با عشق و محبتِ علی پیرم کن...

#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
ش
04:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح

هر لحظه تقیه کن! ولی لعنت کن
بر مستحق لعن، بلی لعنت کن

دستور ائمه است در هر حالی
بر دشمن مرتضی علی لعنت کن

#عبدالزهرا

@raziolhossein
04:50
#امیرالمومنین_مدح

در ظلمت و تاریکی شب، ماه علیست
از سر خداست آنکه آگاه علیست

در روز غدیر حق به عالم فهماند
ای خلق! فقط خلیفة الله علیست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
04:54
#امیرالمومنین_مدح


اول ِ ابتدایِ آغاز است
درِ جنت برای او باز است
در مسیرش ملک به پرواز است
همه ی کارهاش اعجاز است
وقت پیکار شیر میدان است
او که همبازی یتیمان است

نقطه ی تحت باء بسم الله
شرف لااله الا الله
آسمان پیش قامتش کوتاه
در خیبر برای او پر کاه
دشمن از پیش و پس اگر دارد
ذوالفقار علی دو سر دارد

دست و بازوی او نمک دارد
به همه نیت کمک دارد
عشق ما ریشه در فدک دارد
به ولایت هرآنکه شک دارد
برود کعبه را طواف کند
و نگاهی بر آن شکاف کند

هر زمان فاطمه کنار علیست
هر کجا هست،بخت یار علیست
ملک الموت، ذوالفقار علیست
جبر حتی در اختیار علیست
آن همه اختیار داشت ولی
بر سر نفس، پا گذاشت علی

گفت"یا فاتح" و قرار گرفت
نفس خود را در اختیار گرفت
بعد در دست، ذوالفقار گرفت
جان کفار را دو بار گرفت
بار اول به چشم و ابرویش
بار دوم به تیغ و بازویش

ما همه قنبریم و غم بَر اوست
هم دلاور هم اینکه دلبر اوست
خصلت جمله انبیا در اوست
اوست از اول و در آخر اوست
پیش پاهاش کوه خم شده است
هر که با اوست محترم شده است

در کمیاب اگر که در صدف است
در نایاب، ریگی از نجف است
جلوی خانه اش همیشه صف است
شاهراه بهشت، اینطرف است
هر که دور ضریح مولا گشت
بی هراس از پل صراط گذشت

سعدی و مولوی و بیدل را
حافظ و عنصری و دعبل را
صایب و انوری و مقبل را
همه ی شاعران قابل را
خوانده ام، نزد او کم آوردند
هرقدَر بیت محکم آوردند


گوش خلق از علی علی پر شد
سنگ راهش یکی یکی دُر شد
راه رفت و خدا تصور شد
با علی راه ما میان بر شد
تا که پا روی عدل نگذاریم
به ولای علی نظر داریم

به خدا عالم یگانه علی ست
حاکم شهر و مرد خانه علی ست
برترین خلقت زمانه علی ست
عدل الله را نشانه علی ست
جورج جرداق وصف او کرده
سند از اهل سنت آورده

عشق را در غدیر یافته ایم
و علی را وزیر یافته ایم
سندی بی نظیر یافته ایم
بین دست امیر یافته ایم
آنچه داریم از علی ازلی ست
گل ما خاک زیر پای علی ست

با تمامی سربه زیری ها
سربلندیم ما غدیری ها
ختم گردد به خیر، پیری ها
دست ما را اگر بگیری، ها
هیچ سرداری از علی سر نیست
دست بالای دست حیدر نیست

راه شیری غبار راه علی ست
ریگ های نجف سپاه علی ست
به خدا که خدا گواه علی ست
شب به شب کوفه در پناه علی ست
کوفه دل را شکست یا سر را؟!
هیچ یک را ! نماز حیدر را


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
ش
06:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


از منتهای فضل، چه گوید به ما علی
ما بندیانِ "نفس" کجا و کجا علی

"رندی" ببین که از قبَلِ مسند و مقام
برگشت و تکیه زد به "مقامِ رضا" علی

غیرت نگر که با همهٔ اختیارِ خویش
راهی نرفت جز به رضای خدا علی

آزادگی ببین که در ایّامِ کارزار
شمشیر برنداشت به حبّ ِ هوی علی

وامانده بود قلعهٔ مفتوحه را دهان
روزی که کَند ریشهٔ در را ز جا علی

آثاری از یزیدِ زمان در زمین نبود
می‌بود اگر به واقعه‌ٔ کربلا علی

هیچ اعتنا نکرد به زنجیرِ زور و زر
یعنی به چند سلسله زد پشت‌پا علی

هرگز علی نخواست بگیرد دوتا خدا
هرگز خدا نخواست بیارد دوتا علی

ای دل مدد بخواه که گیرد به روزِ عجز
یک دست را محمد و یک دست را علی

یا صاحب الولایت و یا قاهر العدو
یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی.

#مرتضی_لطفی

@raziolhossein
06:35
🌹اسعدالله ایامکم 🌹

🔖 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومين عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ - الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَم
🌺
از آن آغاز قلبم صیقلی شد
دلم با حب حیدر منجلی شد

بود ذکر لبم هر روز و هر شب
خدا را شکر مولایم علی شد
🌺

🌹عيد سعيد غدير خم، عيد ولايت بر شما مبارک🌹

.
06:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×843, 148.1 KB
یاصاحب الزمان

روز عید است همه دیدن سادات روند
ای بزرگ همه سادات کجا خیمه زدی

#قاسم_نعمتی
ش
20:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


قدر علی و آلِ وی از داورش بپرس
عشقش چه میکند به دل؟ از قنبرش بپرس

هرکس که نیست مهر علی در نهادِ او
از او مپرس علتش از مادرش بپرس

#سید_رضا_موید


@raziolhossein
21 August 2019
ش
15:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 110.5 KB
15:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1275, 177.3 KB
#امام_کاظم_ولادت

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی
تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار
15:03
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی

تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
15:03
#امام_کاظم_ولادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر


ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم
تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم

سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو
روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم

گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق
هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم

زائران دختر تو زائران فاطمه اند
تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم

ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست
درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم

بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور اند
در حقیقت اهل جمهوری ایران تو ایم

بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند
حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم

شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف
امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم

بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود
دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم

ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم
پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم

قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_
بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم

عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای
ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم

مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد
تو به دنیا آمدی مستی ما تمدید شد

#مجید_تال

@raziolhossein
15:04
#امام_کاظم_ولادت


صالح ترین عبد خدا موسی بن جعفر
حق است هرکس هست با موسی بن جعفر
ما بنده و آقای ما موسی بن جعفر
محتاج‌ها گویند یا موسی بن جعفر

در پای جودش اغنیا محتاج هستند
قربانیش در ماه حج حجاج هستند

مستیم مست باده باب الحوائج
هستیم ما دلداده باب الحوائج
قربان خانواده باب الحوائج
آقاست آقا زاده باب الحوائج

با بچه هایش صاحب سرمایه هستیم
با مشهد و شیراز و قم همسایه هستیم

بال ملائک هست فرش زیر پایش
ایزد مسخّر کرده هستی را برایش
هستند در ایران ما فرزندهایش
معصومه‌اش آمد به دنبال رضایش

انوار او تقسیم شد بر مشهد و قم
او را زیارت میکنم در مشهد و قم

او آیت عظمای آیات خدا بود
شب تا سحر گرم مناجات خدا بود
مات رخش شد عرش او مات خدا بود
واضح ترین تصویر از ذات خدا بود

او جلوه رب بود اما بندگی کرد
انسان کامل بود و ساده زندگی کرد

«والکاظمین الغیض»، صبرش حد ندارد
خوب است و در بین صفاتش بد ندارد
در مومنینش یک نفر مرتد ندارد
در صحبتش با خادمان «باید» ندارد

خاری رَوَد در پای فرزند عزیزش
اخمی نخواهد کرد بر روی کنیزش

تابوده این بوده ست «آقا؛ تو، گدا؛ من»
مدح تورا گفتن کجا آقا کجا من؟
تو جان بخواه و مابقی کار با من
بدکاره آمد محضرت شد پاک دامن

با دیدنت ذکر خدا ورد لبش شد
از تو سرودن کار هر روز و شبش شد

تو آمدی از عرش بر دامان مادر
دست تو را دادند بر دستان مادر
مثل طلای خالص است ایمان مادر
جان امام کاظم است و جان مادر

وقت ولادت مادرت تکبیر می‌گفت
این عالمه بهر زنان تفسیر می‌گفت

در عشق حق عاشق ترین عاشق تو هستی
مجرای فیض عالمی، رازق تو هستی
مخلوقی اما مظهرخالق تو هستی
تنها وصی حضرت صادق تو هستی

علم لدنّی پدر در سینه توست
جود و کرامت عادت دیرینه توست

تا پای جانت پای قرآن ایستادی
در فتنه ها، ای کوه ایمان ایستادی
رودرروی بدعتگذاران ایستادی
با رنج و زحمت کنج زندان ایستادی...

...تا یازده رکعت نماز شب بخوانی
در کنج زندان روضه زینب بخوانی

جان ها فدای آستان عمه جانت
دارد میآید کاروان عمه جانت
ای کاش بودم در زمان عمه جانت
تا می‌شدم قربان جان عمه جانت

تا روضه گودال ها چیزی نمانده
تا غارت خلخال ها چیزی نمانده

#آرش_براری


@raziolhossein
15:04
#امام_کاظم_ولادت
#عامیانه

اون كه خـوب بنده نـوازي بَلده
دست رد هيچوقت به سينه م نزده
واســه ي همينه كه ذكـره لبـم
هميشه (موسي بن جعفر مدده)

چـه شرافتي تـو نامِ كاظمه !
آره ، كـظمِ غيظ ، مَرامِ كاظمه
هر كسي كه دلش اهل بيتيه
خيلي مديونه امامِ كاظمه

شايد اين حرفا يه جور تذكّـره
برا اونكه دل به غُصه مي سپُره
زشته نا اميدي واسه كسي كه
از سَرِ اين سُفره روزي ميخُوره

اگه ميگن خاك ما مثلِ طلاست
آسمون مون اگـه رنگ خُداست
يه دليل داره ، آخه كشوره مـا
مِلكِ طِلقِ باباي امام رضاست

ما كه توي خيل عاشقاش گُميم
فـقيرايِ صحن مشهد و قُـميم
سر هر سفره اي هم كه بشينيم
كاسه ليســايِ امام هـفتميم

توي مشهد پسرش امام رضا
سايه داره رو سـره كشـورِ ما
قم هم از بركت بي بي معصومه
شده سرپناه ، برا فـاطـميـا

نوكراي علوي رو دوس داريم
خادماي رضوي رو دوس داريم
ولي ما كه تو قُميم يه جور ديگه
سيّداي موسوي رو دوس داريم

توي كاظمين ، برام قــدم زدن
يعني پُشتِ پا به هرچي غم زدن
"يا امام رضا" تو صحـنِ پدرت
چه قَـدَر مي چسبه از تو دم زدن

كي ميگه تو دير گِـرِه وا مي كني؟
كي ميگه امروز و فـردا مي كني؟
مطمئنم همين الان آقـاجون
كاظمين منو امـضا مي كني...

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
15:04
#امام_کاظم_ولادت

هر آنکه بر دلِ خود مُهرِ مِهرِ عترت داشت
قرین لطفِ خدا بود و بس سعادت داشت

ولای آل محمّد، رهِ نجات بُوَد
هر آنکه داشت ولایت، اجلّ نعمت داشت

سفینه های نجاتند و رهنمای بشر
که هرکدام به کف، مشعل هدایت داشت

چگونه وصف کنم خاندان پاکی را
که با گواهی داور ، مدال عصمت داشت

خدا ستوده به قرآن و گفته مدحتشان
بیان نموده که این دودمان، طهارت داشت

بر آستانۀ ایشان ، نهاده سر، خورشید
خوشا کسی که بر این در، سرِ ارادت داشت

من و محبّت این خاندان ! خدا را شکر
که مهرشان ز ازل در دلم اقامت داشت

دلم دوباره هواییِّ کاظمین شده
که آن دیار، مرا رنگ و بوی جنّت داشت

با یاد بارگهی که ربوده دل از عرش
به یاد آن حرمی که به بر، دو حجّت داشت

دو نورِ دیده، دو دریای بی کرانِ کرم
دو گل، که برگ و بر از گلشن رسالت داشت

به کاظمینِ جوادین، شهره گردیدند
طوافِ مرقدِ ایشان چقدر لذّت داشت!

دلم به سینه تپد با ولای آن سرور
که از صفای وجودش، جهان طراوت داشت

امام موسیِ جعفر، ولیّ جنّ و بشر
عزیز صادق و هر گفته اش صداقت داشت

به یک پیام ، رُباید ز بشر حافی دل
ز بسکه در سخنش نورِ معنویّت داشت

فرو برندۀ خشم است و روحِ بخشایش
به دشمنانِ قسم خورده هم عطوفت داشت

امام مفترض الطاعتی که در هر حال
به خاک بندگیِ حق، سر اطاعت داشت

کسی که سجدۀ طولانی اش به خلوت شب
به سجده های علیّ ولی ، شباهت داشت

نماز، محوِ خضوع و خشوعِ او می گشت
گهِ نماز، ز خود تا خدای، هجرت داشت

به یک اشارۀ خود، نقش پرده را جان داد
به شیر پرده نشین، حضرتش ولایت داشت

بداد حکم که حمله به ساحری آرد
که بر امامِ زمانش ، سرِ اهانت داشت

درید شیر، تنِ ساحری، نمک به حرام
که پشت کرده به خورشید و رو به ظلمت داشت

خلیفه دید چو این صحنه ، رنگِ رخ را باخت
چو بید، لرزه بر اندامِ خود ز وحشت داشت

ز عجز گفت بدان مقتدای آزاده
الا! که بخشش و عفوت به دهر شهرت داشت

بگو به شیر، پس آرَد دوباره ساحر را
اگر چه در بَرِتان قصد بر جسارت داشت

امام گفت به هارون : اگر عصای کلیم
که اژدها شد و اعجاز را دلالت داشت

هر آنچه خورد از آثار سِحر، پس می داد
بر این قضیّه ، همین شیر نیز، رخصت داشت

شکسته سحرِ دو فرعون از دو موسی شد
که هر کدام فزون از عدد، فضیلت داشت

فدای موسی کاظم، تمامِ هستیِ من
که با چنین جبروتی ، هزار محنت داشت

به جور گشت جدا از حریمِ پیغمبر
ز ظلمِ خصم، به جدّش بسی شکایت داشت

ز خانواده و یارانِ خود جدا افتاد
مکان به قعر سیه چال ، از عداوت داشت

شکنجه های فراوان کشید در زندان
به ساقِ پاش ز زنجیرِ کین، جراحت داشت

ز فرطِ ظلمت زندان و ظلم زندانبان
ز پیشگاه خدا، خواهشِ شهادت داشت

هزار حیف که مسموم شد ز زهر ستم
دلی شکسته ز بیدادها، به غربت داشت

اگرچه وقت شهادت، غریب و بی کس بود
به سمتِ شهر مدینه، نگاهِ حسرت داشت

پس از شهادتِ او ریخت گل به روی تنش
اگرچه بسته به زنجیر بود، حُرمت داشت

هزار شکر، سلیمان بر او کفن آوَرد
زمانِ دفن به همراه خود جماعت داشت

هزار شکر ، تنش زیر سمّ اسب نرفت
نه ساربانِ پلیدی، خیال غارت داشت

فدای آنکه شکستند استخوانهایش
"هزارونهصد و پنجاه و یک "جراحت داشت

به صبح روز قیامت ، گواه من باشید
که "ایزدی" ز فلان و فلان ، برائت داشت

#امیر_ایزدی

@raziolhossei
15:04
#امام_کاظم_ولادت
#امام_کاظم_مناجات


ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر 
ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر

ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا 
ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر

ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش
ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر

ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا 
وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر

دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم
هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر

کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی زدشمن
همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر

می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری 
در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر

در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر 
چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر

پیش هفو و پای جود ونزد احسانت بود کم
هرچه باشد حاجتم بسیاریا موسی بن جعفر

هر که بودم با تو بودم هر که هستم با تو هستم 
در گلستان شمایم خار یا موسی بن جعفر

ای که دشمن داد دشنام و نوازش کردی از او 
دوستم دستی به سویم آریاموسی بن جعفر

نیست آن قدرم که گردم زائرصحن وسرایت 
خاک زوّارت مرابشماریاموسی بن جعفر

هدیه هر کس از برای یار آرد گوهری را 
این من واین چشم گوهرباریا موسی بن جعفر

من به عالم گفته ام خاک دراین آستانم
لطف کن پابرسرم بگذار یا موسی بن جعفر

از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری
ای به خلق عالمی غمخواریاموسی بن جعفر

با کدامین جرم شد ساییده ساق پات مولا
ازچه دیدی روزوشب آزادیاموسی بن جعفر

بر تو می گریم که زندان تو حتّی
روز روشن بوده تیرتر زشام تار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که از زنجیر و کند و تازیانه 
برتن پاکت بود آثار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که درخاک وطن ذرّیه ات را
گردغربت مانده بررخساریاموسی بن جعفر

برتو می گریم که بود ی روزه و هنگام مغرب 
کردی ازخون جگرافطاریا موسی بن جعفر

برتو می گریم که از خرمای زهرآلود دشمن
بود در قلبت شرارنار یا موسی بن جعفر

برتو می گریم که تابوت تو بود از تخته در 
در میان کوچه و بازار یا موسی بن جعفر

کند بر پا غل به گردن ، اشک بررخ ، زهردردل 
شدنصیب حضرتت هرچاریاموسی بن جعفر

من نمی دانم در آن زندان چه دیدی
لیک دانم مرگ خودرادیده صدباریا موسی بن جعفر

#حضرت_موسی_بن_جعفر
#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
15:04
#امام_کاظم_ولادت

مژده‏ اى دل که به ماتاج سرى داد خدا
شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا

شجرطیبه ى گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا

تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولارا گهرى داد خدا

اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبى را پسرى داد خدا

ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد
که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا

بهر آزادى ابناء بشر باردگر
به بشر رهبر فریادگرى داد خدا

تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل
مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا

شادمانم من ژولیده که از رحمت خود
به من بى هنر امشب هنرى داد خدا


#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#ژولیده_نیشابوری


@raziolhossein
15:05
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

با آمدن ستاره باران آمد
گفتند که مورها; سلیمان آمد

با ذوق امامزاده ها میگفتند
در اصل پدربزرگ ایران آمد

#علی_رضوانی

@raziolhossein
15:05
#امام_کاظم_ولادت

بی تو کس تا خدا نخواهد رفت
تا خدا هم دعا نخواهد رفت

تا که "باب الحوائجی" آقا
جای دیگر گدا نخواهد رفت

واگر تو نخواهی این کعبه
سمت قبله نما نخواهد رفت

بی توسل به نام زیـــبایت
هیچ کس ‘کربلا’ نخواهد رفت

شیعه،" ذی حجّه '، بی تولدتان
پیشواز عـــزا ،نخواهد رفت

چه کسی گفته با تو این" مِس" دل
در هوای" طلا" نخواهد رفت؟

راه حج بسته ...کاظمین که هست..
زائرت تا منا نخواهد رفت

بی ولای شما، کلیـــم الله
دست او بر عصا نخواهد رفت

بی تو کس تا به کُـنـْه معرفت
"نقطه ی تحت با"نخواهد رفت..

#موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
15:05
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

زیر علم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یک شب حرم امام کاظم بودن

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
15:05
#امام_کاظم_ولادت


از جوار عرش سرزد آفتاب دیگری
وا شد از ابوا به روی خلق، باب دیگری

انّه شُرباً طهوراً طیّباً لاریب فیه
آمد از میخانه‌ی كوثر، شراب دیگری

بال وا كن لحظه‌ای در زیر باران شهود
از فراز عرش می‌بارد سحاب دیگری

بوی پیراهن شنیدم، دیده بستم تا مگر
یوسف شعرم ببیند باز خواب دیگری

ای غزل! امشب به دریای مدیحش دل بزن
دارد این امواج، گوهرهای ناب دیگری

ما خدا را در جمال چارده تن دیده‌ایم
خوانده‌ام این حرف‌ها را در كتاب دیگری

جمله از شهر و دیار و آب و خاكی دیگرند
این یكی هم می رسد از خاك و آب دیگری

بوی احمد، بوی زهرا، بوی حیدر، بوی عشق
بشنوید از این چمن، عطر گلاب دیگری

حضرت خورشید هفتم، آن كه چشم روزگار
با وجود او ندارد انتخاب دیگری

شك ندارم جبرییل امشب برای عرشیان
وصف او را می‌كند با آب و تاب دیگری

ماه كی بعد از نگاهش آفتابی می‌شود؟
می‌رود از شرم، شب‌ها در حجاب دیگری

شش كتابش را خدا آورد و امشب هم گشود
از كتاب معرفت، فصل الخطاب دیگری

یا نمی‌داند بلندای مقامش تا كجاست
یا ندارد منكرش حرف حساب دیگری

مثل بغدادش خرابم كرده درد اشتیاق
بسته بالم را فراقش با طناب دیگری

یا بگو باب الحوائج یا بگو باب المراد
نام او حیف است بردن با خطاب دیگری


#عباس_شاه‌زیدی_خروش

@raziolhossein
15:05
#امام_کاظم_ولادت
#تک_بیت

این حرف بینِ مردمِ این خاک رایج است
چشمانِ ما به سفره یِ باب الحوائج است

#حسن_لطفی


@raziolhossein
15:05
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1047×1280, 123.5 KB
ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید «حرمین کاظمین» آری یاد
درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین باب حوائج است و آن باب مراد


#جواد_هاشمی

@raziolhossein
15:05
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید «حرمین کاظمین» آری یاد

درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین باب حوائج است و آن باب مراد


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
15:06
#امام_کاظم

دل هر کس به دلبر افتاده
دست ساقی کوثر افتاده

سروکار دلش در این دنیا
با شفیعان محشر افتاده

من بدم لیک در دل زارم
مهر اولاد حیدر افتاده

آنکه دنبال گوشه ی چشمش 
میثم افتاده قنبر افتاده 

تازه در کشورم خدا را شکر
شیعه از شمس اظهر افتاده

با حساب رضا و معصومه
ماه افتاده اختر افتاده

میشود گفت اینچنین ایران
دست موسی ابن جعفر افتاده
.
#سید_حجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
15:06
#امام_کاظم_ولادت
#امام_کاظم_مدح

ای آفتاب حُسن به زیبائی‌ات سلام
وی آسمان فضل به دانائی‌ات سلام
در صبر شاخصی به شکیبائی‌ات سلام
تنها تو کاظمی که به تنهائی‌ات سلام

هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفو آتش خشمت فرو نشست


ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نماز
واجب بُود درود به جان تو در نماز

آن‌سان که نور عشق خدا در وجود توست
از صبح تا به ظهر، زمان سجود توست


تو عبد صالح و به کفَت قدرت خداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست

قدرت از آن توست که بر ابر پیل‌وار
فرمان دهی و شیعۀ خود را کنی سوار...


ای کشتی نجات به دریای حادثات
دارند شیعیان به شما چشم التفات
لب‌تشنه‌ایم تشنۀ یک جرعۀ فرات
بر ما ببخش از کرم خویشتن برات

در آستان قدس رضا نور عین تو
دل پر زند به سوی تو و کاظمین تو


چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست
چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست
سر تا به پای دردم و درمانم آرزوست
پا تا به سر نیازم و احسانم آرزوست

بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضا
سوگند می‌دهم به جگرگوشه‌ات رضا

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
15:06
#امام_کاظم_ولادت

وجود آمده رشک بهشت، سرتاسر
به یمن مولد مسعود موسی جعفر

امام کلّ اعاظم، ولی حقّ کاظم
که کظم غیضش یادآورد ز پیغمبر

به جعفر بن محمّد عطا شده پسری
که بوده است به پیر خرد هماره پدر

هزار موسی عمران فدای آن موسی
که بود گوشة حبسش ز طور نیکوتر

امام هفتم، کز هشت خلد و نُه افلاک
رسد نداشکه ده عقل را تویی رهبر

خدیو هستی کز یک اشاره‌اش آید
قدر به جای قضا و قضا به جای قدر

چراغ دودۀ احمد که دیدة دل را
فروغ اوست به هر صبح و شام روشنگر

به عزم طوف حریم مقدّسش دارند
هماره قافلۀ دل، به کاظمین سفر

چگونه وصف امامی کنم که در قرآن
خدای عزّ و جلّ آمدش ثنا گستر

شرف بس است همین خاک پاک ایران را
که زیر سایة فرزند اوست این کشور

گرفته شهر قم از دخت او شرف آنسان
که خاک پاک مدینه ز دخت پیغمبر

بود بهشت خراسان، ز مقدم پسرش
چنانکه خاک نجف راست فیض از حیدر

اگر ولاش نباشد، عبادت ثقلین
به صاحبش ندهد سود در صف محشر

گدای درگه اویند اسفل و اعلی
رهین منّت اویند ز اصغر و اکبر

هم اوست باب حوائج هم اوست باب مراد
مراد و حاجت خود را بگیر از این در

خوش آن غبار که بر خاک او رسید و نشست
خوش آن نسیم که از کوی او نمود گذر

خوشا دلی که بگردد به گرد تربت او
خوشا کسی که بگیرد مزار او در بر

زمام سلطنتم گر دهند، نستانم
مرا خوش است گدایی به کوی آن سرور

اگر به جههۀ خورشید پای بگذارم
گمان مبر که از این آستان بگیرم سر

ز اهلبیت نگردد جدا دلم آنی
جدا کنند اگر جان هماره از پیکر

چراغ بزم عزای حسینیان «میثم»!
مه جمال منیرش بود به ماه صفر

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
15:06
#امام_کاظم_ولادت


ايراني ام ، رعيّـتِ موسي بن جعفرم
من شهـروندِ دولتِ موسي بن جعفرم

دنـبال هيـچ فرقه و حذبي نمي روم
در حيطه ي ولايتِ موسي بن جعفرم

مأمومم و به كوري مأمون پرست ها
دل داده ي امامتِ موسي بن جعفرم

در اوج فقـر رو به سُليمان نمي زنـم
وقتي گداي ساحتِ موسي بن جعفرم

هم شُـغل با مَن اند تـمام ملائكـه
مشغول تا به خدمتِ موسي بن جعفرم

امروز،زير سايه ي الطـافِ دخترش
در حشر،جـزو أُمّتِ موسي بن جعفرم

با اين حُسين گفتن و زينب شنـيدنم
پيوسته در حمايتِ موسي بن جعفرم

مديون شدن به مردم دنيا بُـود گِـران
بر من كه زير منّتِ موسي بن جعفرم

با اينكه خاك پاي سگش هم نمي شوم
دربست وقفِ خدمت موسي بن جعفرم

ديديد اگـر كه بعد غديرم هـنوز شــاد
خوشحال از ولادتِ موسي بن جعفرم

بعد از غدير اگر كه به "ابـواء"* پر زدم
چون تشنه ي كرامتِ موسي بن جعفرم

يوسف ميا به جلوه گري پيش من كه من
ديوانه ي ملاحـتِ موسي بن جعفرم

گر پُشت هم به كعبه كنم روبه قبله ام
وقتي كه در زيارتِ موسي بن جعفرم

از اينكه با امام رضا آشنا شـدم
ممنونِ لطفِ حضرتِ موسي بن جعفرم


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
15:06
#امام_کاظم_مدح

واژه در واژه همه عمر غزل خوان بودی
سندِ محکمِ زیبایی قرآن بودی
چارده سال غریبانه به زندان بودی
همه ی عمر سرِ سفره ی باران بودی

حضرتِ گل چه قدَر خار که بر تَن داری
دوستی با همه و این همه دشمن داری

" کاظِم الغَیظ " شکوفا شدنِ لبخندی
الگویِ مهر و محبَّت به زن و فرزندی
شال و عمّامه شبیهِ پدرت می بندی
همه بیگانه ولی با همه خویشاوندی

هیچ مسکین و اسیری نرود از یادت
" بِشرِ حافی " شود آنکس که شود آزادت

خانه ات نورِ علی نور ... فقط زیبایی است
شعر در شعر بهشت است غزل آرایی است
پسرِ خانه عجب حیدرِ خوش سیمایی است
دخترِ حضرتِ موسی چه قدَر بابایی است

بنویسید سرِ خُم به سلامت باشد
حضرتِ فاطمه ی قم به سلامت باشد

مردمِ شهر به این واقعه اذعان دارند
همه از رایحه ی چشمِ تو باران دارند
سرِ این سفره نشستند اگر نان دارند
و مسلمانِ تو هستند که ایمان دارند

گوش کن گوش صدایِ جرسی می آید
دارد انگار از آن دور کسی می آید ...

کیست این مثلِ علی در دلِ شب آهسته
کیسه بر دوشِ شکسته دلِ قامت خسته
خانه خانه همه ی شهر به او وابسته
او که حتی دلِ دشمن هم از او نشکسته

شهر خاموش شد و نقشِ تو بر ماه افتاد
ماه هم کوچه به کوچه پیِ تو راه افتاد

کفر افتاد به پایِ تو مسلمان برگشت
مور آمد در این خانه سلیمان برگشت
زنِ بدکاره تو را دید و پشیمان برگشت
آه... وقتی که نگهبانِ تو گریان برگشت

دستِ یک شهر به دامانِ عبایت افتاد
اشک حلقه زد و زنجیر به پایت افتاد

مثلِ یک معجزه ای خوب که معلوم شدی
سوره شمسی و از نور که محروم شدی
روز ، زندانی شب بود که محکوم شدی
سوختن ارثیه ات بود که مسموم شدی

جگرت سوخت غمِ کرب و بلایی ها را
دشتِ لب های تو خشکاند لبِ دریا را

تو کریم بن کریمی پُرِ احسان هستی
پسرِ خاکی و از مادرِ باران هستی
جانِ عالم به فدایت که خودت جان هستی
پدرِ واقعیِ کشورِ ایران هستی

گندمی گونه ای و خوشه ی گندم داری
یک رضا مشهد و یک فاطمه در قم داری


#ابراهیم_زمانی

@raziolhossein
15:17
#امام_کاظم_ولادت
#تک_بیت

آنان که عاشق علی و فاطمه شدند
مدیون خانواده ی موسی بن جعفرند


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
15:18
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی


ای چشم و چراغ کاظمین! ادرکنی
ای فاطمه را نور دو عین! ادرکنی

ای خفته به خاک غربت! آیند مدام
پابوس تو زوّار حسین، ادرکنی

#محسن_حافظی


@raziolhossein
15:19
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

فیض تو به ما ز والدینت برسد
ازمشهد وقم، دو نورعینت برسد

دلتنگ زیارت توهستم چه شود!
دستم به ضریح کاظمینت برسد

#علی_کرمی

@raziolhossein
15:19
#امام_کاظم_ولادت


انفجار نور در عرش خدا رخ داده است
هفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده است

عشق در انوار حق او چو حیدر منجلیست
عالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیست

این مسیحا انقلابی تازه از پیغمبرست
حیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرست

لافتی ای تازه از نام آوری های علیست
ذوالفقارش برلبست و دُری از قلب نبیست

آیه هایش در دل قرآن تلاوت میشود
آیه های نور بر صادق عنایت میشود

امشب از گهواره ی ناهید می آید خبر
از میان حاله ی خورشید می آید خبر

در کنار بسترش موسی بن عمران آمده
آسیه زانو زده ، مریم خرامان آمده

با مسیح آمد محمد ، با محمد فاطمه
با حسن آمد حسین و پادشاه علقمه

شد اذان گویش علی و تا به أشهد میرسید
از پر قنداقه اش انگار باران میچکید

خنده هایش فاطمی و گریه هایش زینبیست
در کرامت چون حسن در عشق مانند علیست

رحمت از دست حسن وارش چوباریدن گرفت
سوره ی والشمس بر عالم تراویدن گرفت

دوخته پیراهنش را فاطمه خیرالنساء
اینچنین شد کاظمین او شبیه کربلا

#ن_غریبی

@raziolhossein
15:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
890×1280, 157.7 KB
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر خنده ی خورشید مشارق صلوات
بر آینه ی جمال خالق صلوات

از مکه و از مدینه گل می بارد
بر دسته گل امام صادق صلوات

#میثم_مومنی_نژاد
15:20
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر خنده ی خورشید مشارق صلوات
بر آینه ی جمال خالق صلوات

از مکه و از مدینه گل می بارد
بر دسته گل امام صادق صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
15:20
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

من عبد و غلام والدینت هستم
تا روز ابد به زیر دینت هستم

تو باب حوائجیّ و من محتاجم
مشتاق سفر به کاظمینت هستم

#حمیدرضا_گل‌رخی

@raziolhossein
15:20
#امام_کاظم_مناجات


نمیدانم چرا هر وقت قلبم زار و مضطر شد
دخیل گوشه ای از مرقد "موسی ابن جعفر" شد

جهان در چشم من تاریک تر بود از شب بی ماه
که بردم نام آقا را و دنیایم منوّر شد

به فکر گنبد زرد و سرای دلکشش بودم
که یکباره دو تا دستم مبدّل به دو تا پر شد

گشودم دیده ی خود را... فقط این جمله را گفتم
خدا را شکر چشمم با ضریح او برابر شد

همین که دیده هایم با ضریح او برابر شد
همین که درد و دلهایم به آه و گریه منجر شد

نمیدانم چرا مردم همه گفتند "یا زهرا"
نمیدانم چرا روضه شروع از نام "مادر" شد

شبیه مادرش زهرا از او یک سایه باقی ماند
تنش در بند " سندی ابن شاهک" بس که لاغر شد

چه با عزت از آن زندان پر از درد خارج شد
چه با عزت تنش تشییع بر یک لنگه ی در شد

کسی فریاد زد " هذا امام الرافضی" ای وای ...
به روی دست یک بد ذات تابوتش شناور شد

#جعفر_ابوالفتحی

@raziolhossein
15:20
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

طور من است مرقد ِ موسای کاظمین
قربان آن دو گنبد ِ زیبای کاظمین

بعداز غدیر و جلوه مستانه نجف
تعظیم می کنیم به آقای کاظمین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
15:20
#امام_کاظم_مدح


هفتمین خورشید آفاق هدایت کاظم است
چشمه ی سیال فیض بی نهایت کاظم است

معنی روشن تر از خورشید قاموس جهاد
زندگی را تا نهایت از بدایت کاظم است

سالکان پایمرد وادی اخلاص را
با زلال کوثر حق در سقایت کاظم است

پیشوایی کز نفوذ حکمت و تدبیر او
منسجم گردیده ارکان هدایت کاظم است

«کاظمین الغیظ و عافین عن الناس» از کتاب
گفت پیر معرفت مصداق آیت کاظم است

بر فراز منبر دین محمد چون علی
استقامت را به تفسیر و روایت کاظم است

کاروان مانده در ظلمات را تا ملک نور
معنی ارشاد و مفهوم هدایت کاظم است

غیرت آموزی که از ناموس قرآن کریم
کرده با ایثار جان خود حمایت کاظم است

روز و شب درپهنه ی هستی چراغ افروزراه
تا به اقلیم سعادت با درایت کاظم است.

#عباس_خوش‌عمل_کاشانی

@raziolhossein
15:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×400, 53.9 KB
یا باب الحوائج ...

این حرف بینِ مردمِ این خاک رایج است
چشمانِ ما به سفره یِ باب الحوائج است

#حسن_لطفی
.
15:21
یا باب الحوائج ...

این حرف بینِ مردمِ این خاک رایج است
چشمانِ ما به سفره یِ باب الحوائج است

#حسن_لطفی
15:21
#امام_کاظم_ولادت

هر دم به دم امام کاظم صلوات
هم بر کرم امام کاظم صلوات

ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام کاظم صلوات

ای کاش که قسمت بشود بفرستیم
ما در حرم امام کاظم صلوات

#عبدالزهرا

@raziolhossein
15:21
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر آینه جمال داور صلوات
بر نور دو‌دیده پیمبر صلوات

بفرست تو با امام صادق امشب
ناز قدم موسی جعفر صلوات

#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبداالزهرا

@raziolhossein
15:22
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی

تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
15:22
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

بعد از #غدیر ما همه بودیم متحد
وحدت از آن بخواه که او اختلاف کرد...


@raziolhossein
15:22
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

جهان ز نور خدائي منور است امشب‏
شب نشاط و سرور مکرر است امشب‏

بگو به حضرت صادق دلا مبارک باد
شب ولادت موسي ابن جعفر است امشب

#موسی_بن_جعفر_ولادت

@raziolhossein
15:23
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر احمد و آلش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست

اندر شب میلاد امام کاظم
بر ماه‌ جمالش صلواتی بفرست

#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا

@raziolhossein
ش
16:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

هرگاه غمت به سینه با ناز آید
جان بر تن غمدیدۀ من باز آید

تا صحن و رواق کاظمینت با شوق
مرغ دل خسته ام به پرواز آید

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
ش
17:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

عید آمده از شور و صفا باید گفت
از منقبت آل عبا باید گفت

میلاد سعید موسی جعفر را
تبریک به حضرت رضا باید گفت

#عبدالحسین

@raziolhossein
ش
21:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_ولادت


چو اشک دیدۀ عشّاق‌حق،دل‌ها مصفّا شد
قلوب شیعیان از روشنى چون طورسینا شد

اگر بینى فضاى آفرینش گشته عطر آگین
گل روى امام موسى کاظم شکوفا شد

قدم زد در جهان مولاى عالم موسى جعفر
که از یمن قدومش،غرق زیور،عرش اعلا شد

چه خورشیدى زمین و آسمان را کرده نورانى
چه ماه پر فروغى در سپهر مجد، پیدا شد

ز چرخ چارمین با موکب عزّ و شرف امشب
پى عرض ادب سوى زمین نازل مسیحا شد

نه تنها دیدۀ آل محمّد شد به او روشن
که چشم چرخ‌پیر از دیدن آن ماه،بینا شد

در این فرخنده میلاد وصىّ هفتم طاها
نزول رحمت بى‌منتهای ذات یکتا شد

نه تنها آشنایانش،که در سر تا سر گیتى
هر آن‌کس واقف از اوصاف او گردید شیداشد

حمیده مادر والا مقام و ارجمند او
بنازد زان که او هم مادر فرزند زهرا شد

به پاس مقدمش از جانب ربّ غفور امشب
براى دوستدارانش، برات عفو، امضاء شد

به آن باب‌الحوائج «ملتجى» شد هر گرفتارى
یقین‌دارم که از کار و دلش هر عقده‌اى وا شد

#ملتجی

@raziolhossein
21:37
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

در ساحل سخاوت دریای کاظمین...
مائیم و خاک پای مسیحای کاظمین

با دست‌های خالی از اینجا نمی‌رویم
ما سائلیم... سائل آقای کاظمین!

@raziolhossein
22 August 2019
ش
00:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_ولادت


شد غزل آغاز در مدح رحيم ديگري
هفتمين بار است مستم از نسيم ديگري

هر كجا او هست آنجا ميشود عرش خدا
گوشه ي طور است در سجده كليم ديگري

با كدامين نام بايد نام تو خواند و نوشت
حضرت باب الحوائج يا كريم ديگري

نيست غير از كاظمين ات هيچ جا در عالمين
در كنار هم دو گنبد در حريم ديگري

نيست هرگز بر علي ابن ابي طالب قسم
جز شما هرگز صراط مستقيم ديگري

باز هم در ميزند اين خانه را در باز كن
هم فقيري هم اسيري هم يتيم ديگري

نيمي از دل گم شده از عمد در صحن رضا
گم شده در كاظمين انگار نيم ديگري

#محسن_صرامی

@raziolhossein
ش
09:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_ولادت


جبرییل امشب جمال حق تعالی را ببین
بر روی موسی گل لبخند عیسی را ببین
روح شو روح‌مسیحای مسیحا را ببین
موسی عمران بیا موسای زهرا را ببین
سیر دیدار جمال حضرت دادارکن
طور صادق را ببین والطور را تکرار کن

ای کلیم الله تماشا کن کلام الله را
برفراز دست خورشید ولایت ماه را
نورانوار نهم ، هفتم چراغ راه را
درزمین وآسمانها رهبری آگاه را
روح رحمان جان قرآن نخل طور است این‌پسر
گوهر رخشنده شش بحر‌نوراست این پسر

این پسر بدرالمنیرو این پسر شمس الضحاست
این پسر باب الکرم باب الولا باب العطاست
این پسر باب المراد انبیا و اولیاست
این پسر هم مصطفی هم مرتضی هم مجتباست
نی‌عجب زهرا اگر گیرد زنامش احترام
یاحسین ابن علی برحضرتش گوید سلام

درسپهر معرفت ماه تمام است این پسر
کاظمینش قبله بیت الحرام است این پسر
شعله های ناررا بردا سلام است این‌پسر
درزمین برآسمانی ها امام است این پسر
ازمحمدبرجمال نازنیش آفرین
دم به دم از خالق جان آفرنیش آفرین

ماه ذی حجه است محو آفتاب روی او
جنس آدم قبضه ای از خاک پای کوی او
چشم عیسی از فراز آسمانها سوی او
عروه الوثقای‌ارباب کرامت موی او
آیه عفو الهی برلب خندان اوست
کشور ایران زیارتگاه فرزندان اوست

ای جمال چهارده معصوم در رخسارتو
وحی ساعد خیزدازلبهاب گوهربارتو
آفرینش در پناه سایه دیوار تو
روح پاک انبیاو اولیا زوارتو
آسمان چشم انتظار ذکر یارب یاربت
حضرت معبود مشتاق مناجات شبت

هفتمین مرآت حسن حی سرمد کیست تو
صاحب خلق و خصال وخوی احمد کیست تو
انبیا راهم موید هم‌موید کیست تو
نفس پاک صادق آل محمد کیست تو
خاک زوارحریمت کیمیا می پرورد
خالق دادار درصلبت رضا می پرورد

ای در شش بحر و بحر پنج در روحی فداک
آسمان در صحن تو بنهاده پیشانی به خاک
با غبارکاظمینت روح هر ناپاک پاک
بی ولایت می شود رحمت عذاب دردناک
میثم آلوده ای عبدوثنای گوی شماست
هرکه بوده هر که باشد سائل کوی شماست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ش
12:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم
#دوبیتی

شهری که شبش به عشق پر نور شده
بر آن دو نگین رکاب ، منظور شده

از بس ز امام آن کرامت دیدند
آن خاک به کاظمین مشهور شده


#حامد_آقایی

@raziolhossein
ش
22:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

با همین سوز که دارم بنویسید حسین
هرکه پرسید ز یارم بنویسید حسین

ثبت احوال من از ناحیۀ ارباب است
همۀ اهل و تبارم بنویسید حسین

خانۀ آخرتم هست قدمگاه حبیب
سر در قصر مزارم بنویسید حسین

هرکه پرسید چه دارد مگر از دار جهان
همۀ دار و ندارم بنویسید حسین

من دلم را ز شکیبایی زینب دارم
همۀ صبر و قرارم بنویسید حسین

هیچ شعری ننویسید به روی کفنم
با گِلِ تربت یارم بنویسید حسین

تا نپرسند ز من هیچ سؤال آن دو مَلک
به روی سینۀ زارم بنویسید حسین

گلشن و باغ و بهشتم همه در هیئت اوست
همۀ باغ و بهارم بنویسید حسین

روی پیشانی من هرچه که بیمار شدم
با همه حال نزارم بنویسید حسین

هر که پرسید که در چلّه نشینی چه کنم؟...
اربعین با که گذارم؟ بنویسید حسین

دست بر شاکلۀ هیئتیِ من نزنید
گفت یارم به عذارم بنویسید حسین

آری از کرب و بلایش نتوان دست کشید
حاجت قافله دارم، بنویسید حسین

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
22:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1178, 176.4 KB
#شب_جمعه
یکباﺭﻩ ﺩﻟﻢ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻮﻳﺲ ﻛﻼمے
دﺭ ﻭﺻﻒ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭ ﺷﺎﻩ ﻣﻘﺎمے
دستے ﺑﻪ ﺭﻭے ﺳﻴﻨﻪ ﻧﻬﺎﺩﻡ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ازمن به حسین بن علے عرض ‌سلامے

السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب
22:07
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

یکباﺭﻩ ﺩﻟﻢ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻮﻳﺲ ﻛﻼمے
دﺭ ﻭﺻﻒ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭ ﺷﺎﻩ ﻣﻘﺎمے

دستے ﺑﻪ ﺭﻭے ﺳﻴﻨﻪ ﻧﻬﺎﺩﻡ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ازمن به حسین بن علے عرض ‌سلامے

@raziolhossein
22:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×879, 77.5 KB
#شب_جمعه

گیسو پریش و چاک گریبان، به سر زنان
با قامتی خمیده و با اشک بی امان

شبهای جمعه فاطمه فریاد میزند
"از آب هم مضایقه کردند کوفیان"

#سجاد_شاکری
.
22:07
#امام_حسین
#شب_جمعه
#دوبیتی

گیسو پریش و چاک گریبان، به سر زنان
با قامتی خمیده و با اشک بی امان

شبهای جمعه فاطمه فریاد میزند
"از آب هم مضایقه کردند کوفیان"

#سجاد_شاکری

@raziolhossein
23 August 2019
ش
04:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
19:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#میثم_تمار
#دوبیتی

به مناسبت شهادت حضرت میثم علیه السلام


میثم که دل از به غیر دلبر برداشت
خود یک تنه در کوفه دو صد محشر داشت

دانی که چه رتبه داشت در نزد علی؟
آن رتبه که سلمان برِ پیغمبر داشت

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
19:45
#میثم_تمار
#دوبیتی

به مناسبت شهادت جناب میثم رضوان الله تعالی علیه

چون نخل در ایستادگی، خفتن توست
دل، مشتری شیوه‌ی در سفتن توست

هر چند رطب‌های تو شیرین باشد
شیرین‌تر از آن، علی علی گفتن توست

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
19:45
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی
#میثم_تمار
#دوبیتی

آیینه اش از غبارها تار نبود
بر لوح دلش به غیر دلدار نبود

بر دار زبان او بریدند ولی
از گفتن عشق دست بردار نبود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:45
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی
#میثم_تمار
#دوبیتی

فرجام دل پریش را میدانست
خونخواری زخم نیش را میدانست

همسایه ی نخل ها که شد فهمیدند
او قصه ی مرگ خویش را میدانست


چون نخل ، در ایستادگی ، خفتن توست
دل مشتری شیوه ی در سفتن توست

هر چند رطب های تو شیرین باشد
شیرین تر از آن علی علی گفتن توست



هر چند بریده بار و برگت دیدند
آزرده ز شلاق تگرگت دیدند

با زمزمه ی "فمن یمت " ، " انت معی"
هر لحظه در آرزوی مرگت دیدند



۱_ امیرالمومنین فرمودند: فمن یمت یرنی...هر کس بمیرد مرا میبیند
۲_ امیرالمومنین خطاب به میثم تمار فرمودند: انت معی فی درجتی .....تو در قیامت با من هستی در درجه من....

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:45
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی
"میثم از زبان میثم"
#میثم_تمار

طبع و سخن و لوح و قلم گشته گهربار
در مدح گل باغ علی، میثم تمار

آن شیردل بیشه سر سبز ولایت
آن عاشق و دل باخته مکتب ایثار

در چرغ کمال علوی، اختر دانش
بر باب علوم نبوی، صاحب اسرار

پرسید از آن شیفته آل محمد
فخر دو جهان، شیر خدا حیدر کرار

کای دوست! چه حالی است تو را گر ز ره کین
در راه ولایت ببَرندت به سرِ دار؟

هم دست تو، هم پای تو از تیغ شود قطع
آرند زبان از دهنت فرقه اشرار

گفتا که اگر دادن جانم به ره توست
جانم به فدای تو! به هر لحظه دو صد بار

گویند که در کوفه حبیب‌بن‌مظاهر
برخورد به او خنده‌زنان بر سر بازار

فرمود که ای یار علی! در همه احوال
بینم که در این راه کشی محنت بسیار

در پاسخ او میثم تمار چنین گفت:
ای پور مظاهر! زهی از دولت بیدار!

بینم که ز خون سر تو چهره شود سرخ
در راه حسین‌بن‌علی، رهبر احرار

مردم سخن هر دو شنیدند ولی حیف
لبخند تمسخر زده با حالت انکار

چندی نگذشت از سخن آن دو که دیدند
صدق سخن هر دو نفر گشت پدیدار

میثم ز سر دار بلا سر به در آورد
چون ماه فروزنده ز آغوش شب تار

دو پا و دو دستش ز بدن، قطع و زبانش
گویا به ثنای علی و عترت اطهار

فریاد زد: ای مردم! دانید علی کیست؟
احمد چو علی هست و علی، احمد مختار

دانید علی کیست؟ همان کس که به فرداست
مهرش ثمر جنت و بغضش شرر نار

دانید علی کیست؟ علی، جان رسول است
قرآن محمد به فصاحت کند اقرار

دانید علی کیست؟ علی محور توحید
دانید علی کیست؟ علی نقطه پرگار

بالله! که با طاعت کونین نباشد
بر خصم علی جز شرر نار، سزاوار

از منطق او کاخ ستم شد متزلزل
گفتی که مگر خطبه مولا شده تکرار

می‌رفت که در کوفه فتد شور قیامت
وز تخت شود زاده مرجانه نگون‌سار

با خشم رسیدند و بریدند زبانش
کز پیش از این ظلم، علی بود خبردار

بعد از سه شب و روز از این وقعه جان‌سوز
زد نیزه به پهلوش عبیداللَّـه غدار

در راه علی کشته شدن آرزویش بود
جان داد شجاعانه در این ره به سرِ دار

نگذشت مگر اندکی از کشتن میثم
تا واقعه کرب و بلا گشت پدیدار

شد نوبت جان‌بازی فرزند مظاهر
ماه اسدی، آن اسد بیشه پیکار

از یوسف زهرا بگرفت اذن شهادت
چون صاعقه زد بر جگر لشکر کفار

پوشید ز جان دیده و کوشید به صد جهد
تا نقش زمین گشت به خاک قدم یار

گردید ز خون سر او سرخ، محاسن
آن سان که به او گفته بُدی میثم تمار


افسوس! که شد پیکر آن حافظ قرآن
آزرده چو برگ گلی از نیش دو صد خار

قاتل سر نورانی او برد به کوفه
گرداند چو خورشید به هر کوچه و بازار

می‌رفت به هر ره‌گذر و کوی و بیابان
طفلی پی آن قاتل و آن سر به دل زار

قاتل به تحیر شد و پرسید از آن طفل
آیی ز چه همراه من؟ ای طفل دل‌افکار!

آن کودک دل سوخته در پاسخ او گفت:
این است سر باب من، ای جانی خون‌خوار!

این حافظ قرآن و حمایت‌گر دین است
کُشتی ز چه او را به هوای دو سه دینار

فرزند حبیب! ای گل گلزار مظاهر!
فریاد مزن؛ سوز دل خویش نگه دار

دیدی تو سر پاک پدر لیک ندیدی
طشت زر و چوب ستم و لعل گهربار

کن گریه بر آن سر که شکستند به چوبش
نفرین به یزید و به چنین شیوه و رفتار

کن گریه بر آن سر که به چشمان پر از اشک
در بین عدو عترت خود دید گرفتار

«میثم»! جگر شیعه در این آتش غم سوخت
هر مصرع اشعار تو شد یک شرر نار

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
24 August 2019
ش
06:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌
#مباهله


امر نُبی است بهر نَبی، میر مسلمین
روز عظیم و عزّت خیرالوَراست این
آورده چار یار و خود این یار راستین
یعنی گواه عاشق صادق در آستین
هستی شده است چشم که بیند مباهله
کامل‌ترین رسیده و آورده تکمله

شاعر نیامده است که دیوان نشان دهد
ساحر نبوده است که ثُعبان نشان دهد
آمد به خارزار، گلستان نشان دهد
با مصحفش تکامل انسان نشان دهد
زین مرد اُسوه، حق به یقین خوب‌تر نداشت
محبوب‌تر نداشت و مجذوب‌تر نداشت

مردی رسد که چشم فضیلت به راه اوست
لبریز از فروغ هدایت نگاه اوست
یوسف در آرزوی فتادن به چاه اوست
خود حق‌‌پناه و خیل رسل در پناه اوست
شاید مسیح چهره بساید به درگهش
آید یکی ولی همه هستی به همرهش

می‌آید آن‌که منطق و برهان بیاورد
بهر کویر سوخته، باران بیاورد
امن و امان بیاورد، ایمان بیاورد
برتر ز هر چه معجزه، قرآن بیاورد
در عزم جزم «کَالجَبَلِ الرّاسِخ» آمده
دینش به هر چه دین، پس از این ناسخ آمده

این پنج تن، تجسّم باور به داورند
عالم تمام پیکره، این پنج تن سرند
این پنج هر یکی به جهانی برابرند
گفتم برابرند! غلط بود، برترند
شوی و دو پور مادر سادات آمدند
خم‌خانه‌های پیر خرابات آمدند

این آینه که در دل او جز صفا نبود
یک لحظه از عطوفت و رحمت جدا نبود
این عبد، بنده‌ی احدی جز خدا نبود
دستور اگر نبود، به نفرین رضا نبود
قلب نبی است منزل آیات مُنزِله
آورده روشنی به چراغ مباهله

بوحارثا! برو ز مسیحا سؤال کن
تورات را ببین و ز موسی سؤال کن
معنای لفظ «اَنفُسَنا» را سؤال کن
این کیست در کنار نبی؟ ها! سؤال کن
او حیدر است و نفسِ نفیسِ نبی، علی است
وین دو مبین به غیر یکی، ور نه اَحوَلی است

اُسقُف ز صحنه لرزه به جانش فتاده بود
هستی به پا، به گفتن آمین ستاده بود
لب را اگر رسول به نفرین گشاده بود
خاک مسیحیان همه بر باد داده بود
نفرین ولی نکرد و بر این راز پرده به
روح دعاست احمد و نفرین نکرده به

باطل که نور و جلوه‌ی حق دید، رنگ باخت
آمد یقین به معرکه، تردید رنگ باخت
فانوس‌واره در بر خورشید رنگ باخت
تثلیث در برابر توحید رنگ باخت
اسلام دین برتر و آیین سرمد است
خُلق عظیم و ختم رسولان محمّد است

امروز روز احمد و تثبیت مرتضاست
در دست مِهرِ دست خدا، دست مجتباست
وآن نازدانه‌ای که در آغوش مصطفی است
باشد حسین فاطمه، سلطان قلب‌هاست

وآن بانویی که چرخ به تعظیم او خم است
خیرالنّسای عالم و بانوی مریم است

#علی_انسانی

@raziolhossein
06:52
#امیرالمؤمنین‌
#مباهله


ختم رسل ز فرط عنایات کامله
بر پاپ‌های نجران بنْوشت مرسله

کای قوم دور مانده ز شرع و صراط دین!
تا کی ز حق ببایدتان بُعد و فاصله؟

آمد دمی که جهل ز سرها کنید دور
شد وقت آن که کید ز دلْتان شود یله

مأمورم از خدای احد تا که با شما
یک کار از سه کار نمایم معامله

یا دین حق قبول و یا جزیه‌ام دهید
یا آن که با شما بنمایم مقابله

چون شد وصول نامه بر آن قوم ناصواب
از آن رسیله سخت افتاد ولوله

آراستند مجلس شوری كه اندر او
بتْوان مگر كنند همی حلّ مسأله

کردند یک دو روزی با هم مکابره
افتاد در میانه‌ی آن‌ها مجادله

در آن گروه ده دله یک نفس پاک بود
کاو بود با رسول و خداوند یک‌دله

گفت: ای گروه! چند نمایید قیل و قال؟
تا چند و کی ببایدتان این مماطله؟

در امر هو کنید چرا این مسامحه؟
در دین حق کنید چرا این مساهله؟

باللَّـه! که این محمّد باشد همان کز او
معدوم می‌شود همه ادیان باطله

هان! بنگرید جمله بر اخبار انبیا
هان! بنگرید جمله بر آیات منزله

این است آن که موسی گفته است در حقش
باشد شبان و هر چه بُوَد در جهان، گله

این است آن یگانه پیمبر که بر مسیح
مریم شد از دمش به یکی نفخه حامله

گفتند پس ببایدمان سوی او کنیم
زآنسان که خضر سوی بقا طیّ مرحله

هشتاد تن که سیّد و عاقب بر آن گروه
بودند شیخ و راهبر و میر قافله

زآن پس سوی مدینه چو حاجی سوی حرم
کردند طیّ مرحله با زاد و راحله

کوته کنیم قصّه ز بعد سه روز چون
کردند با رسول گرامی مقابله

بس نکته‌ها شنیده و گفتند و عاقبت
کردند ابلهانه قبول مباهله

آن گه رسول و دختر و داماد و دو پسر
گشتند حلقه‌وار به یک جایْ سلسله

قرآن تمام از الف، آن گاه تا به یا
گردید جمع یک‌جا چون بای بسمله

باری؛ نکرده نفرین، دیدند آن گروه
افتاده در زمین و فلک، شور و غلغله

آماده از سحاب در آفاق، رعد و برق
افتاده در جبال ز تب، لرزه زلزله

نزدیک شد نجوم درافتد از آسمان
نزدیک شد که چرخ بماند ز هروله

از ترس گشت رُخْشان مانند زعفران
وز بیم گشت دلْشان پرخون چو آبله

سوی سحاب رحمت یزدان روان شدند
افراخت بیم در دلشان چون که مشعله

در نزد بوتراب نهادند رخ به خاک
زآنسان که او به نزد خدا گاه نافله

شاهنشهی که خصم خود اندر گه جدال
پا در کمند بنْهد و گردن به سلسله

آن کس که کم ز مزرعه‌ی قدرتش بُوَد
از دانه، خرمن مه و از خوشه، سنبله

هشتند بار جزیه ز ذلّت به دوش خویش
مشرک هماره بار مذلّت کشد؛ بله

از بعد این چکامه، «غمگین»! کجا رواست
کز طبع خویشتن بنمایی دگر گله؟

در مدح آل احمد و احباب او مدام
می‌کوش بهر کسب شرف نز پی صله

#غمگین_اصفهانی

@raziolhossein
06:52
#امیرالمؤمنین‌
#مباهله


شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت
از فاطمه و‌ ابالحسن باید گفت
تا خاطره ی مباهله گم نشود
پیوسته سخن سخن سخن باید گفت

آیات چو آفتاب از خاور نور
نازل شده بر سینه ی پیغمبر نور
ابناء و نساء و انفس اقدس حق
یعنی حسنین و علی و کوثر نور

آن پنج وجود صاحب عصمت حق
یعنی همه عصاره ی خلقت حق
کردند فنا بنای اسقف بازی
با هیمنه ی شگفت و با هیبت حق

مهری که به شأنش آمد از حق لولاک
روشن شده از جلوه ی رویش افلاک
با یک زن و یک مرد و دو کودک آمد
تا ریشه ی تثلیث برآرد از خاک

دُردی کش جام درد باید بودن
آگاه دل از نبرد باید بودن
چون شیر خدا حقیقت حق محور
در جنگ عقیده مرد باید بودن

آن روز دو صف مقابل هم بودند
تحلیل گر دلایل هم بودند
آن سو همه در تجزیه ی یکدیگر
این سوی ولی مکمل هم بودند

فرمانده ی جنگ، مصطفی بود آنروز
سردار سپاه، مرتضی بود آن روز
لشگر حسنین و فاطمه پشتیبان
درعرصه، سلاحشان دعا بود آن روز

آن روز نه سنگ و چوب و نه سنگر بود
نه نیزه ی جان شکار و نه خنجر بود
پیروزی پنج تن به اهل نجران
از باور بالنده ی بارآور بود

باذکر علی الدوام،آن پنج نفر
کردند به پا قیام، آن پنج نفر
با باور خود به مشرکین حجت را
کردند به حق تمام، آن پنج نفر

فرمود نبی علی ولی الله است
خورشید ولایت و دلیل راه است
زهرا است دل من و حسن دلبندم
عشق است حسین و عشق حق دلخواه است

مهر آمد و پشت شب بیداد شکست
اندیشه تثلیثی شیاد شکست
هنگام مباهله ز اعجاز رسول
هم اسقف و هم صلیب فولاد شکست

اسقف که گل روی محمد را دید
افتاد صلیبش از کف و جامه درید
گفتا که به حق و راستی در انجیل
حق کرده وجود اقدست را تایید

تنها نه که بر مسیح ترفند زدیم
بر گریه خلق خسته لبخند زدیم
ای ختم رسل ببخش ما را که دگر
دل را به ولایت تو پیوند زدیم

با آنکه گرفتار توهم هستیم
در پیچ و خم خیال خود گم هستیم
از عاقبت مباهله میترسیم
کوتاه سخن، اهل تفاهم هستیم

پیش تو صلیب را شکستن عشق است
بر خاک، به درگهت نشستن عشق است
زُنار بلند عقل خود را با صِدق
بر رشته دامن تو بستن عشق است

با اهل جدل مجادله باید کرد
با تیغ زبان مقابله باید کرد
بر منطق وحی سر اگر نسپردند
بی چون و چرا مباهله باید کرد

#احد_ده_بزرگی

@raziolhossein
06:52
#مباهله

محمّد، با خودش آورد، محبوبش، حبیبش را
حسن، آن باغ حُسنش را، حسین و عطر سیبش را

زنی از راه می‌آید، که دارد آرزو مریم،
به رویش وا کند، یک لحظه چشمان نجیبش را

کنار نفسِ خود، دارد می‌آید احمد و ساقی
فقط داند، دلیلِ مستی و حال عجیبش را

رسید از راه، روح‌الله و سرّالله و سیف‌الله
شنید از آسمان، عیسی‌ابن‌مریم هم، نهیبش را

نگاهی می‌کند یعسوب و می‌ترسند ترسایان
چه کس، این‌گونه بیرون کرده از میدان، رقیبش را؟

بپرس از خیبر، ای نجران! که لرزان با تو واگوید:
چه خواهد شد اگر حیدر، کِشد تیغ مهیبش را
.
«پدر» با ما، «پسر» با ما، دَمِ «روحُ‌القدس» با ماست
بگو در پای حیدر، افکنَد ترسا، صلیبش را

به پای «ایلیا» اُفتند یا در نار، می‌بخشد
قسیمُ النار والجنت، به هر نفسی، نصیبش را

فقط «دست خدا» کافی است، بی‌تیغ دودم، حتی
به آنی رو کند، دست کلیسا و فریبش را

چه می‌فهمد؟ زبانِ آن‌که بخشیده است، جانش را
کلیسایی که با انجیل، پر کرده‌ست، جیبش را

نبودی یا رسول الله! آن روز و در آن کوچه
ببینی، حال و روزِ حیدر و یاس غریبش را

نبودی با علی، آن روز بر بالین بانویش
که آمینی بگویی، یا امین! «أمّن یُجیب»ش را

خدا تنها خبر دارد، چه حالی دارد، آن وقتی
که بیند عاشقی، بیمار در بستر، طبیبش را

#قاسم_صرافان


@raziolhossein
06:52
#امیرالمؤمنین‌
#مباهله


وضو بگیرم و در حال روزه با تکبیر
کنم مباهله با دشمنان حی قدیر

زبان حق شوم و آیة مباهله را
به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر

ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه
به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر

محمد وعلی و فاطمه، حسین و حسن
که پنج در عددند و یکی چو حی قدیر

پی مباهله کردند روی در صحرا
یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر

فتاد چشم نصارا به آن خدارویان
که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر

مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند
که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر

همه به خاک قدوم پیمبر افتادند
که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر

به حضرت تو نصاری تمام تسلیم اند
که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر

هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی
که می کنند در این آیه حیله و تزویر

کنند فضل علی را به دشمنی انکار
خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر

چرا شدند فراری از این حقیقت محض
چرا به سلسلة نفس خود شدند اسیر

قسم به جان علی منکر مباهله را
خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر

گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید
کجا به تابش انوار آن کند تأثیر

فضائل علی از حد بود فزون چه زیان
که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

علی کسی است که در جنگ بدر شد پیروز
خدا به جنگ احد می دهد به او شمشیر

علی است فاتح احزاب و فاتح خیبر
علی است تیرالهی به قلب خصم شریر

علی است بت شکن کعبه روی دوش رسول
علی به بیشة اسلام شد خروشان شیر

علی به جای نبی خفت و جان گرفت به دست
کسی نیافت چو او این چنین مقام خطیر

حدیث منزله چون آفتاب می تابد
به این دلیل علی بعد مصطفاست امیر

وصی احمد مرسل کسی بود "میثم"
که در تمام فضایل ورا نبود نظیر

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
ش
11:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌
#هل‌اتی

ای بر دل عشّاق، امیر! ادرکنی
مات رخ تو شاه و وزیر! ادرکنی

ای در تو عطای هل‌اتی! من بی‌تو،
مسکین و یتیمم و اسیر، ادرکنی

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
11:23
#مباهله


ناگهان صومعه لرزید از آن دقّ‌ الباب
اهل آبادی تثلیث پریدند از خواب

رجز مأذنه‌ها لرزه به ناقوس انداخت
راهبان را همه در ورطۀ کابوس انداخت

قصۀ فتنه و نیرنگ و دغل پیوسته‌ست
نان یک عده به گمراهی مردم بسته‌ست

ننوشتند که باران نمی از این دریاست
یکی از خیل مریدان محمد، عیسی است

لاجرم چاره‌ای انگار به جز جنگ نماند
قل تعالَوا... به رخ هیچ کسی رنگ نماند

به‌رجز نیست در این‌عرصه یقین شمشیرست
بر حذر باش که زنّار، گریبان‌ گیر است

کارزارش تهی از نیزه و تیر و سپر است
بهراسید که این معرکه خون‌‌ریزتر است

بانگ طوفانیِ القارعه طوفان آورد
آنچه در چنتۀ خود داشت به میدان آورد

با خود آورد به هنگامه عزیزانش را
بر سر دست گرفته‌ست نبی جانش را

عرش تا عرش ملائک همه زنجیره شدند
به صف‌ آرایی آن چند نفر خیره شدند

پنج تن، پنج تن از نور خدا آکنده
آفتابان ازل تا به ابد تابنده

دفترم غرق نفس‌های مسیحایی شد
گوش کن، گوش کن این قصه تماشایی شد

با طمانیۀ خود راه می‌آمد آرام
دست در دست یدالله می‌آمد آرام

دست در دست یدالله چه در سر دارد
حرفی انگار از این جنگ فراتر دارد

ایها الناس من از پارۀ تن می‌گویم
دارم از خویشتن خویش سخن می‌گویم

آن‌که هر دم نفسم با نفسش مأنوس است
آن‌که با ذات خدا «عزّوجل» ممسوس است

من علی هستم و احمد من و او خویشتنیم
او علی هست و محمد من و او خویشتنیم

نه فقط جسم علی روح محمد باشد
یک تنه لشکر انبوهِ محمد باشد

دیگر اصلا چه نیازی‌ست به طوفان، به عذاب
زهرۀ معرکه را اخم علی می‌کند آب

الغرض مهر رسولانۀ او طوفان کرد
راهبان را به سر سفرۀ خود مهمان کرد

مست از رایحۀ زلف رهایش گشتند
بادها گوش به فرمان عبایش گشتند

می‌رود قصۀ ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
11:24
#مباهله


گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است
این بس مرا که سایۀ مهر تو برسر است

دولت به کام و محنت گردون حرام باد
تا ساغرت بگردش و تا می به ساغر است

ای دل چرا به غیر خدا تکیه می‌کنی؟
امّید ما و لطف خدا از که کمتر است؟

بهر دو نان خجالت دونان چه می‌کشی؟
ای دل صبور باش که روزی مقدّر است

خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول
الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است

فرخنده نامه‌ای که موشّح به نام اوست
زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است

نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس
زیب اذان و زینت محراب و منبر است

پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب
در حال سجده روی به درگاه حیدر است

شمس ضحی، امام هدی، نور هل اتی
چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است

در آیۀ مباهله این مهر و ماه را
جانها یکی و جلوۀ جان از دو پیکر است

وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال
وجه خدا و جلوۀ الله اکبر است

نازم به دست او که یکی ناز شست او
از جای کندن در سنگین خیبر است

با اشک چشم، ابر کرم بر سر یتیم
با برق تیغ، صاعقه‌ای بر ستمگر است

جز راه او بسوی خداوند راه نیست
یعنی که شهر علم نبی را علی،در است

بر تارک زمان و مکان تاج افتخار
در آسمان فضل: درخشنده اختر است

قبرش درون دیدۀ آدم که چشم او
در خاک هم بنور جمالش منوّر است

آوازش از ورای زمان‌ها رسد بگوش
تصویرش از فراز افق‌ها مصوّر است

کمتر ز ذرهّ ایم و فزون تر ز آفتاب
ما را که خاک پای علی بر سر افسراست

وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم
وز هرچه گفته اند و شنیدیم برتر است

شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام
حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است

طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد
شاخ نبات خواجۀ شیراز و شکّر است

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
👍 1
11:26
#مباهله


شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت
از فاطمه و اباالحسن باید گفت
تا خاطرۀ مباهله گم نشود
پیوسته،سخن،سخن، سخن باید گفت

آیات چو آفتاب از خاور نور
نازل شده بر سینۀ پیغمبر نور
ابناء و نساء و انفس اقدس حق
یعنی حسنین و علی و کوثر نور

آن پنج وجود صاحب عصمت حق
یعنی همه عصار خلقت حق
کردند فنا بنای اسقف بازی
با هیمن شگفت و با هیبت حق

مهری که به شأنش آمد از حق، «لولاک»
روشن شده از جلوۀ رویَش، افلاک
با یک زن و یک مرد و دو کودک آمد
تا ریشۀ تثلیث برآرد از خاک

دُردی کش جام درد باید بودن
آگاه دل از نبرد باید بودن
چون شیر خدا حقیقت حق محور
در جنگ عقیده مرد باید بودن

آن روز دو صف مقابل هم بودند
تحلیلگر دلایل هم بودند
آن سو همه در تجزیۀ یکدیگر
این سوی ولی، مکمّل هم بودند

فرماندۀ جنگ، مصطفی بود آنروز
سردار سپاه، مرتضی بود آن روز
لشکر، حسنین و فاطمه، پشتیبان
در عرصه، سلاحشان دعا بود آن روز

آن روز نه سنگ و چوب و نه سنگر بود
نه نیزۀ جان شکار و نه خنجر بود
پیروزی پنج تن به اهل نجران
از باور بالندۀ بارآور بود

با ذکر عَلَی الدّوام، آن پنج نفر
کردند به پا قیام، آن پنج نفر
با باور خود به مشرکین حجّت را
کردند به حق تمام، آن پنج نفر

فرمود نبی، علی ولی الله است
خورشید ولایت و دلیلِ راه است
زهراست دل من و حسن، دلبندم
عشق است،حسین و عشق‌حق دلخواه‌است

مهر آمد و پشت شب بیداد شکست
اندیشه تثلیثی شیّاد شکست
هنگام مباهله ز اِعجاز رسول
هم اسقف و هم صلیب فولاد شکست

اسقف که گل روی محمد را دید
افتاد صلیبش از کف و جامه درید
گفتا که به حق و راستی در انجیل
حق کرده وجود اقدست را تایید

با اهل جدل مجادله باید کرد
با تیغ زبان مقابله باید کرد
بر منطق وحی سر اگر نسپردند
بی چون و چرا مباهله باید کرد

شعر از مه و مهر شب‌شکن باید گفت
از فاطمه و اباالحسن باید گفت
تا خاطرۀ مباهله گُم نشود
پیوسته،سخن،سخن،سخن باید گفت

#احمد_ده_بزرگی

@raziolhossein
11:27
#مباهله


ای مهرتان به گردن افلاک سلسله
ای وصف‌تان، حدیث کساء، نور، منزله
بر من عطا کنید ز لطف و کرم صله
تا واکنم زبان به حدیث مباهله
زیرا که این حدیث، حدیثی مؤیّد است
متن کتاب وحی خداوند سرمد است

در این حدیث، جلوه کند نور پنج تن
در این حدیث، گفته خدا با نبی سخن
در این حدیث، نفس نبی گشته بوالحسن
در این حدیث، ذات خداوند ذوالمنن
وصف علی و فاطمه را می‌کند بیان
خود قصّه‌ی مباهله را می‌کند عیان

اینجا خدا مؤیِّد و حیدر مؤیَّد است
نفس رسول دوش به دوش محمد است
ممدوح ذات پاک خداوند سرمد است
دستش در این مباهله در دست احمداست
زهراست سمت دیگر پیغمبر خدا
سر تا به پاست حیدرِ پیغمبر خدا

نور نبی طلوع نموده ز چار سو
دو سوی او، دو آینۀ حُسنِ ذات هو
دو سیّد شباب بهشتی به پیش رو
با ذات حق، نفس به نفس گرم گفت‌و‌گو
تعبیر گشته از طرف ذات کبریا
ابناءنا و انفسنا و نساءنا

تا رفت دست‌شان برود سوی آسمان
لرزید جان اسقف اعظم در آن میان
می‌دید مرگ خویش به نفرین‌شان عیان
فریاد زد که آی تمام مسیحیان!
اینان اگر به شکوه لبِ خویش وا کنند
ما را به قعر آتش دوزخ رها کنند

این پنج تن تجلّیِ انوار داورند
یک روح واحدند که در پنج پیکرند
این پنج تن نه پنج نفر، پنج محورند
یک قرص آفتاب و دو ماه و دو اخترند
دیدم به چشم خویش که این پنج‌تن یکی‌ست
زهرا،علی،رسول،حسین و حسن یکی‌ست

این آیه در فضیلت آل پیمبر است
حرف از نساءناست که زهرای اطهر است
زهرا که در کتاب خداوند کوثر است
از هرچه گفته‌اند و نگفتند برتر است
زهراست گوهری که خدا قدردان اوست
قرآن کتاب مدح و نبی مدح‌خوان اوست

دراین مباهله، که چو خورشید منجلی است
معلوم شد علی‌ست نبی و نبی علی است
دارای این مقام، نه دوم نه اوّلی است
والله در کنار پیمبر، علی ولی است
در ملک بی حدود ولایت اگر کس است
یک آیۀ مباهله بر عالمی بس است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
11:28
#مباهله


ز خصم تا که ببندی زبان پُر گِله را
اقامه کن همه شب تا به صبح، نافله را

از این جماعت پرگوی مدّعی نرسد
کسی به خیر، که سر می‌بَرند حوصله را

مسیح بود تو گویی که با حواریّون
رسیده بود که پایان دهد مجادله را

به شرح واقعه عهدین را کند تفسیر
هم او که می‌شکند بندهای سلسله را

کسی‌که آیت عشق‌است و عقل می‌فهمد
ورای علم لدنّی، علوم حاصله را

علیّ و فاطمه همراه با حسین و حسن
چهار نور، از انوار ناب کامله را

روانه کرد به محراب تا که بشناسند
چهار رکن نماز نبی و عائله را

به شأن پنج تن آورد جبرئیل از عرش
شگفت آیۀ قرآنی مباهله را

رها کن این همه دلداده را ز دلتنگی
ببین اسیر نگاهت، هزار قافله را

#عباس_خوش‌عمل

@raziolhossein
11:29
#امیرالمؤمنین
#دوبیتی

دل را به فروغ ازلی بشناسند
حق را به اطاعت ولی بشناسند

در روز جزا که ناشناسند همه
ما را به ولایت علی بشناسند

#محمد_مبشری

@raziolhossein
11:30
#مباهله


این ذکر مباهله است، گویا و جلی‌ست
حق اول ‌و آخر‌ است، حق لم یزلی‌ست

اثبات به حق بودن اسلام و رسول
جان حسنین و جان زهرا و علی‌ست
......
اصل همۀ اصول بوده‌ست علی
راه و روش وصول بوده‌ست علی

ایات مباهله به من فهماندند
نَفس و نَفَس رسول بوده است علی

#هاشم_کرونی

@raziolhossein
11:32
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 27.3 KB
11:32
#امام_حسین_مناجات


غم تا غم يار است، از غم خير ديديم
از گريه و از آه و ماتم خير ديديم

هر وقت دم داديم تو بر ما دميدى
ما بين دم دادن دمادم خير ديديم

ما در همين عالم به لطف روضه تو
اندازه خير دو عالم خير ديديم

ماه خدا جاى خودش را دارد اما
ما بيشتر ماه محرم خير ديديم

از جاى جاى  کربلا که هيچ حتى
از عکس هاى کربلا هم خير ديديم

خير کثيرى که خدا فرمود گريه ست
آيا از ين گريان شدن کم خير ديديم؟!

ما گريه کن هاى تو با هم گريه کرديم
ما گريه کن هاى تو با هم خير ديديم

با ياد يک معصوم وقتى گريه کرديم
از چهارده معصوم ديدم خير ديديم

حج پيمبر را به پاى ما نوشتند
ما از رسول الله اعظم خير ديديم

گر رفت عاشورا وليکن اربعين هست
ما از صفر مثل محرم خير ديديم

#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
11:32
#امام_حسین_مناجات


من را نگاهِ تو اگر از یاد بُرده بود
چیزی نداشتم همه را باد بُرده بود

دیوانه ی حسینم از آن دم که مادرم
من را کنارِ پنجره فولاد بُرده بود

ما را رضا به کرببُلا بُرد و قبل از آن
ما را حسین صحنِ گوهرشاد بُرده بود

ما را حسین دست گرفته تمامِ عُمر
ما را وَگَرنَه این همه بیداد بُرده بود

از شیر مادرم نه که پیش از تولدم
دل را حسین ، خانه اش آباد بُرده بود

مجلس تمام می شود و مادر تو را
از هوش ، روضه هایِ پُر از داد بُرده بود
***
مدیون زینب است امامت وَگَرنَه غَم
جان از وجودِ حضرتِ سجاد بُرده بود

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:32
#امام_حسین_مناجات


شمع هستم در عزای تو برای من بس است
اشک میریزم برای تو برای من بس است

من به هر چیزی که دادی و ندادی راضی‌ام
تا ابد هستم گدای تو برای من بس است

با دعایت زندگیم میشود ختمِ به خیر
تا قیامت یک دعای تو برای من بس است

دِرهم و دینار دنیا آخرت بی‌ارزش است
تربتی از کربلای تو برای من بس است

با تو حتی در هوای پادشاهی نیستم
زنده هستم در هوای تو برای من بس است

از تمام اهل دنیا بی وفایی دیده ام
باوفا! تنها وفای تو برای من بس است

کاش که راضی شوی از نوکری نوکرت
نوکرم آقا رضای تو برای من بس است

هروله کردن میان روضه ها سعی صفاست
روضه های با صفای تو برای من بس است

احتیاجی نیست تا مرثیه‌ی مکشوفه خواند
بی کسیِ بچه‌های تو برای من بس است

#آرش_براری

@raziolhossein
11:33
#امام_حسین_مناجات


شکر خدارا که مبتلای حسینم
از همه بیگانه آشنای حسینم

سنگ کسی را به سینه هیچ نکوبم
سینه زن بزم روضه های حسینم

چشم امیدم به دست هیچ کسی نیست
گرچه گدایم ولی گدای حسینم

همره اصحاب کهف بود سگی هم
من سگ اصحاب با وفای حسینم

فاطمه فرمود با من است حسابش
هر که کند گریه در عزای حسینم

آه که بین دو نهر آب، بریدند
بالب تشنه سر از قفای حسینم

آه که یک تن نبود لحظه آخر
تا بکشد سوی قبله پای حسینم

#عبدالحسین

@raziolhossein
11:33
#امام_حسین_مناجات


امید آخر دل های بی قرار حسین
مرا هزار امید است و هر هزار حسین

به کوه امنیت و بندگی رسید سریع
به کشتی توهرآن کس که شدسوار حسین

تویی که شان نزول تبارک الهی
خدا به خلقت تو کرده افتخار حسین

خدا به طالع ما مهر نوکری زده است
به غیر نوکریت نیست کار و بار حسین

غلام و نوکر و مداح و شاعر و خادم
گذاشتی سر ما اسم مستعار حسین

گناهکارم و در بین خلق محترمم
غلامی تو به من داده اعتبار حسین

ازاین محبت واین عشق واین حسینیه ها
هزار شکر که لایمکن الفرار حسین

اگرحبیب به عشقت دوبارجان داده ست
هزار جان بده تا من هزار بار حسین....

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
11:34
#امام_حسین_مناجات


حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را

غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمی‌دهم به سرور بهشت این غم را

غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را

زمان به یاد عزایت محرم است حسین
اگرچه شور دگر داده ای محرم را

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را

گدای دولت عشقم که فرق بسیار است
گدای دولت عشق و گدای درهم را

به نیم قطرۀ اشک محبّتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را

محبّت تو بود رشتۀ نجات مرا
رها نمی‌کنم این ریسمان محکم را

گناهکارم و یک عمر چشم گریانم
به زخم‌های تو تقدیم کرده مرهم را

به یُمن گریه برای تو روز محشر هم
خموش می‌کنم از اشک خود جهنم را

سخن زسوز دلت با که می توان گفتن
که سوختی دل بیگانگانه را و مَحرم را

نشست تخت سلیمان به خون چو یاد آورد
حدیث قتلگه و ساربان و خاتم را

سپهر از چه نشد پاره پاره آن ساعت
که نقش خاک زمین دید عرش اعظم را

روا نبود که امّت به سر بریدن تو
دهند اجر رسالت رسول خاتم را

بنات فاطمه را بانگ العطش بر چرخ
به جای آب بجوشد زسینه خون یم را

لب از ثنات نگیرد دمی، اگر ببُرند
هزار مرتبه دست و زبان «میثم» را

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
11:35
#امام_حسین


نوشتم اوّل خط بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بندۀ‌ تو نخواهد گذاشت هرجا سر

قسم به معنی«لا یُمکِنُ الفِرار »از عشق
که پر شده‌ست جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! «ما رَأَیتُ اِلّا» تن
به آسمان بنگر! «ما رَأَیتُ اِلّا» سر

سری که گفت: من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلّق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

همان سری که «یَُحِّب‌ُالجَمال»محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عبّاس «أَجِنَّنی»گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم أُمِّ وهب را به پارۀ تن گفت:
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش،به آرزوش رسید
گذاشت لحظۀ آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آنکه حُسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

سری که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

امام غرق به‌خون بود و زیر لب می‌گفت:
به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر

میان خاک، کلام خدا مُقَطَّعه شد
میان خاک، الف لام میم طاها سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازۀ اسب
چه خوب شد که نبوده‌است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد،حتی سر

صدای آیۀ «کَهفُ‌الرَّقیم» می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد،بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چه قدر زخم که با یک نسیم وا می‌شد
نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصّه و درد و گلایه را به که گفت
به چوب، چوبۀ‌ محمل؛ نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
11:35
#امام_حسین_مناجات


دلت که خیمه ی ارباب شد صفا دارد
نوای نای تو آهنگ نینوا دارد

نمی رود ز در دولتش کسی محروم
چقدر خانه ی مولا برو بیا دارد

تو قدر نوکری خویش را نمی دانی
و گرنه خواجه بسی لطف با گدا دارد

خداست مشتری لحظه لحظه ی آن کس
که شرحه شرحه دلش سوز کربلا دارد

بهشت قیمت یک قطره اشک بر مولاست
چقدر گوهر شهوار غم بها دارد

تو نیستی که فقط سوگوار مولایی
فرشته هم به جنان حالت عزا دارد

قسم به قصه ی جانسوز کربلای حسین
به پای روضه اگر جان دهیم جا دارد

#کمیل_کاشانی
@Raziolhossein
11:35
#امام_حسین_مناجات


برپا شده است در دلِ من خیمهٔ غمی
جانم! چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان
غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

بر سیلِ اشک خانه بنا کرده ام ولی
این بیت سست را نفروشم به عالمی

گفتی شکار آتش دوزخ نمی شود
چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی

دستی به زلف دستهٔ زنجیرزن بکش
آشفته ام میان صفوفِ منظّمی

می خوانی ام به حکم روایات روشنی
می خواهمت مطابق آیات محکمی

ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد
تقویم اگر نداشته باشد محرّمی...

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
11:36
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_محرم

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند
چشم تمام آینه ها گریه می کند

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است
گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است
دارد به اشک آه و دعا گریه می کند

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ای
دارد کنار دست جدا گریه می کند

گودال سرخ روز عطش نعره می کشد
از روضه های خون خدا گریه می کند

#علی_اشتری

@raziolhossein
1
11:36
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_محرم

بوی سيبِ حرم از سمتِ سحر می آيد
قطعِ اين فاصله از دستِ تو بر می آيد 

روز و شب كارِ شما گريه شده می دانم
باز از دامنتان بویِ جگر می آيد 

كاشكی قدر بدانيم جوانی ها را
زود بر شاخه در اين فصل ثمر می آيد 

تا نشستيم در اين حلقه سرِ مجلسمان
مادرت دست شكسته به كمر می آيد 

روزها سايه نشينِ قَدمش خورشيد است
هر كه در سايه ی اين بيرق اگر می آيد 

می رسد جمعه ای و پيشِ‌تو دم می گيريم
عاقبت غُربتِ اين جمع به سر می آيد 

تا كه آبی بزند بر لبِ ‌لب تشنه ی ما
مادرِ سينه زنان زود ز در می آيد 

كفنم پيرهنِ مشكیِ من كاش شود
رنگِ مشكی به كفن هم چقدر می آيد

علت اول دیوانگی ماست حسین
باز از مستیِ ديوانه خبر می آيد 

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
11:38
#امام_حسین


تو کیستی که گرفتی به هر دلی وطنی
که نه در انجمنی نه برون ز انجمنی

جگرخراش عقیقی خراش بر جگری
سخن‌گداز و سخن آفرین و خوش سخنی

به هر صدف گهری و به هر گهر چمنی
که در نظر مه و منظور چشم مرد و زنی

محمّدی نه،علی نه،حسن نه،پس تو که یی؟
تویی حسین که بویت وزد به هر چمنی

به‌بوی، همچو محمّد، به‌خوی، همچو علی
بدین مظهر داور به خُلق چون حَسنی

تو آن حسین غریبی که روز عاشورا
جهان مصالحه کردی به کهنه پیرهنی

تو آن حسین وحیدی که زد لبان تو را
یزید چوب، همی گفت خوش لب و دهنی

تو آن حسین شهیدی که در کنار فرات
شدی شهید و نکردی ز آب، تر دهنی

تو آن حسین غریبی که زیر خنجر شمر
به فکر درد و غم شیعیان خویشتنی

بلی بلی تو همانی که روز عاشورا
دو صد مجادله کردی نبرده یک کفنی

تو آن حسین غریبی که خانۀ خولی
سرت میان تنور و جداست از بدنی

خموش «ناصردین»! شو که زینب مضطَر
بگفت نیست به‌دوران ستم‌کشی چو منی

#ناصرالدین_شاه

@raziolhossein
11:39
#امام_حسین_مناجات


دل بشکستۀ من، کرب و بلای تو بُوَد
غرض از خلقت من گریه برای تو بُوَد

به تو و آبرویت، نزد خداوند قسم
که همه آبرویم اشک عزای تو بود

ای که در حق تو گفتند «قتیل‌العَبَرات»
اشک ما قطره‌ای از بحر عطای تو بود

به دعایی که لب تشنه به مقتل، خواندی
هر که گرید به تو، مرهون دعای تو بود

جز تو مصباح هدا کیست؟که مصباح هدا
سر خونینِ بریده ز قفای تو بود

مرهم زخم تو در گریۀ پیوستۀ ماست
چون نگرییم؟ که این گریه دوای تو بود

اوّلین گریه کنِ تو، پدر ما، آدم
اوّلین نوحه‌سرای تو، خدای تو بُوَد

در حرم، دور حرم گشته و گفتیم حسین
به خدا کعبۀ ما، صحن و سرای تو بود

جان حجّاج به قربان تو و حجّ تو باد
ای که عبّاس، ذبیحی به منای تو بُوَد

زخم‌های بدنت بر جگر ماست هنوز
سینۀ سوختۀ ماست که جای تو بود

تویی آن خون خدا، ای پسر خون خدا
که خداییِ خداوند، بهای تو بود

چه کند سلطنت هر دو جهان را «میثم»
پادشاه است فقیری که گدای تو بود

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
25 August 2019
ش
01:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه‌السلام


آزاده نیست هر که گرفتار او نشد
آز حر بپرس، فیض نگاه حسین را

یوسف گمان کنم که خریدار او شود
بیند اگر غلام سیاه حسین را

خورشید، آفتابی اگر شد به او بگو
یک شب ببین به علقمه ماه حسین را

آمد ز روی نی، سرشان تا به شهر شام
ایثار را ببین و، سپاه حسین را

مهتاب با ستاره چه زیبا شود ببین
در شام، طفلِ چشم به راه حسین را

#علی_انسانی

@raziolhossein
01:29
#امام_حسین_مناجات


مهر تو را به عالم امکان نمی‌دهم
این گنج پُر بهاست، من ارزان نمی‌دهم

گر انتخاب جنّت و کویت به من دهند
کوی تو را به جنّت و رضوان نمی‌دهم

نام تو را به نزد اجانب نمی‌برم
چون اسم اعظم است،به دیوان نمی‌دهم

جان می‌دهم به شوق وصال تو یا حسین!
تا بر سرم قدم ننهی، جان نمی‌دهم

ای خاک کربلای تو مهر نماز من
آن مهر را به ملک سلیمان نمی‌دهم

ما را غلامی تو بُوَد تاج افتخار
این تاج را به افسر شاهان نمی‌دهم

دل جایگاه عشق تو باشد نه غیر تو
این خانۀ خداست به شیطان نمی‌دهم

گرجرعه‌ای زآب فراتت شود نصیب
آن جرعه را به چشمۀ حَیوان نمی‌دهم

تا سر نهاده‌ام چو «مؤید» به درگهت
تن زیر بار منت دونان نمی‌دهم

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
01:30
#امام_حسین_مناجات


ای سایه‌ات همیشه به روی سرم حسین
معنای واقعیّ اصول‌الکرم حسین

یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند
تسکین دردهای دل مضطرم حسین

یادم نمی‌رود که همه عزتم تویی
من پای سفرۀ تو شدم محترم حسین

لطفی که کرده‌ای تو به من مادرم نکرد
ای مهربان‌تر از پدر و مادرم حسین

من سال‌هاست دربه‌در روضۀ توأم
داغ تو را به جان و دلم می‌خرم حسین

در کوچه‌های سینه‌زنی سالیان سال
در حسرت هوای حرم می‌پرم حسین

کابوس من شده غم دوریّ کربلا
در خواب هم ذکر لب من حرم حسین

تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت
مانند خواهری که صدا زد دلم حسین

اینجا کجاست؟ خواهرت افتاد از نفس
رحمی نما به سینۀ شعله ورم حسین

اینجا عجیب بوی فراق تو می‌رسد
یک دم نگاه کن تو به چشم ترم حسین

زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا
یک ذرّه حق بده نشود باورم حسین

#حسین_صیامی

@raziolhossein
ش
23:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


مهر تو پشتوانه ایمان نوکر است
نوکر تمام عمر بدهکار این در است

چشمان خیس عالم و آدم گواه ماست
اینکه چقدر نام شما گریه آور است

یک قطره صاف در غم تو اشک ریختن
با سجده های شام تهجد برابر است

ای سرّ ایه "فتلقی" چه روشن است
ادم به گریه بر تو نجاتش مقدر است

با چشم های پاک فقط می شود گریست
این اشک و عشق از اثر شیر مادر است

با تو خدا معادله ها را بهم زده
وقتی زیارت تو ز حج هم فراتر است

خوشبخت آنکه با غم تو زندگی کند
خوشبخت تر کسی که در این خانه نوکر است

#حسن_کردی

@raziolhossein
23:04
#محرم
#غزل_مجلسی
#امام_حسین_مناجات


نيّت اگـر سـوختن به پاي حسين است
طالب اين اشك ها خُـداي حسين است

طبق روايت حُسين كُشته ي اشك است
اشكي اگر ريختم براي حسين است

در همه جا گفتـگوست از حَسناتـش
در همه جا صحبت از وفايِ حسين است

يك سر و گردن سر است از همه در حشر
هركه سرش خاك زيرِ پاي حسين است

سر به هوا كِي شود از عشق مَجـازي؟
آن كه سرش گرم در هواي حسين است

چون حرمش عرش و روضه اش حرم اوست
عرش خدا خيمه ي عزاي حسين است

جامه ي اِحرام حاجـيان مُـحـرّم
پيـرُهن مشكي عـزايِ حسين است

خوب نظر كن به چارگوشه ي عالم
هركه غريب است آشناي حسين است

خرج عزاي حُسين كن نَفَـست را
اي كه دَمِ گرمت از عطاي حسين است

نيســتم اندازه ي گـدايي كـويش
گر كه به او وصلم از دعاي حسين است

منّـتي از پرچـم كسي به سرم نيست
روي سـرم سايه ي لواي حسين است

آخرِ سر بازگشت من به سوي اوست
چون گِـلم از خاك كربلاي حسين است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
23:04
#امام_حسین_مناجات
#غزل_مجلسی

نه بود خواندن از آن حدّ روضه خوان اي كاش
نه مي گُــذشت از آن دشت كاروان، اي كاش

نه مي گُـذشت از آن دشــت كاروان و نه بود
در آن مسير كـسي سدّ راهشان ، اي كاش

كسي كه داشت مكان نـزد لامكان ز اَلَست
نمي گرفت بـه واديِ طَـف مكـان ، اي كاش

كنار كُـشته ي اكبر ، خُـدايِ فاطمه گفت :
نمي شكافت دگر پهلوي جوان ، اي كاش

و گـفـت : لحظه ي تشييع پيكـر قاسـم
صدا نداشت تَرَكهاي اُستخوان ، اي كاش

فُـرات با دل سـقّــايِ آبـرو و ادب
شبيه مَشـكْ كمي بود مهربان اي كاش

به جاي آبِ گـوارا ، سـه شعبه ي مسموم
نمي رسيد به يك طفلِ نيمه جان ،اي كاش

دمي كه خونِ دلـش را به آسـمان پاشيد
نشسته بود به خون قلب آسمان ،اي كاش

بر آن بدن كه "مُحمّد" مُدام بـوسـيـدش
نمي زدند دو صد تـيغ همزمان اي كاش

و در بـرابـر زينب نمي زد آن گـونه...
سنان به سينه ي آقاي ما سنان ،اي كاش

تمام آنچه كه مي شد ربوده شد ز تنش
نمي رسيد به گـودال سـاربان ،اي كاش

براي عمـّه ي ما بعـد از آن پـريشــاني
نـبود صحـبتي از قـامتِ كـمان ، اي كاش
...
در آن دمي كه حواسم به روضه معطوف است
مرا نگاه كُــند صـاحب الـزّمان ، اي كاش

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
23:04
#امام_حسین_مناجات


رحمت بر آنکه با تو من را آشنا کرد
اسم‌تورا بردم مرا زهرا دعا کرد

هرکس به یک‌ نوعی به درد روضه ات خورد
کشتی تو برآب افتاد و‌ چه ها کرد

حر ریاحی با تو شد حر حسینی
در محضر تو میتوان مس را طلا  کرد


ماه خدا یک شعبه اش ماه حسین است
خیلی جوان در ماتمت رو به خدا کرد

در دسته سینه زنی یادم نرفته
بابای من‌ آمد مرا وقف شما کرد

جانم‌ به این‌ آقا!که هر چه توبه کردم
بی معطلی برروی من آغوش وا کرد


سوگند بر زهرا که‌ محتاج کسی نیست
دستی‌ که  بار روضه ات را جابه جا کرد

یابن الشبیبی گفت‌ و دلها زیر و رو شد
این‌حرف سلطان روضه ها را کربلا کرد

لعنت برآنکس که سرت را ذبح کرد و
لعنت برآنکس که تورا عریان رها کرد

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
23:04
#امام_حسین_مناجات


عرشیان‌ جارو کش مشتاق دربار تواند
سربلندان دو عالم سر به دیوار  تواند

مرد و زن پیر و جوان دارند خدمت میکنند
در محرم ها همه مردم‌ پی کار تواند

بی تو از اسلام که نه از خدا حرفی نبود
تا قیامت پس همه ادیان‌ بدهکار تواند

وتر‌ موتور خدایی ای حسین ابن علی
سیزده معصوم دیگر هم عزادار تواند

گریه ما باعث تسکین قلب فاطمه ست
گریه کن های تو آقا جزو انصار تواند

نوکران تو دعا کردند و‌ حل شد مشکلم
مستجاب الدعوه اند آنانکه بیمار تواند

ما که باشیم اسم زائر روی ما باشد حسین
انبیا و‌ اولیا در بین‌ زوار تواند

قبر تو جنات تجری تحتها الانهار ماست
سینه زنها دم به دم مشتاق دیدار تواند

زینب افتاد و سرت افتاد از نی بر زمین
آه با آزار زینب فکر آزار تواند

#سید_پوریا_هاشمی


@raziolhossein
23:04
#امام_حسین_مناجات


قبل از شروع خلقت تابیده آفتابش..
لب تشنه ای که عمریست  دلها شده کبابش

گفتیم السلام و فورا علیکم آمد
جانم به این سلام و جانم به این جوابش

تکلیف را ادا کرد با نفس مطمئنه
پس‌ میکند خداوند  با ارجعی خطابش

هرکس که عمر خود را خرج‌حسین کرده
یوم‌الحساب پاک‌است پیش خدا حسابش

حرف امام خیر است حتی زمان نفرین
حر دُرِّ کربلا شد تنها به یک‌ عتابش

راه هزار ساله طی میشود به آنی
از برکت حسین و کشتی پر شتابش

کم از حرم ندارد  این روضه های آقا
ما در حرم نشستیم  در محضر جنابش

پیش نگاه اطفال مستانه موج میزد
ما با فرات قهریم  با قطره های آبش..

یا رب چه بود حکمت کز داغ این مصیبت
ارباب رفت گودال  آواره شد ربابش

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
23:04
#امام_حسین_مناجات


من فقیری بینوایم دوستت دارم حسین
سائل کرببلایم دوستت دارم حسین

رند عالم سوزم اما تا به اسمت می رسم
نوکری بی دست و پایم دوستت دارم حسین

هر که هستم خوب یا بد، دوزخی، اهل بهشت
بی خدایم، با خدایم دوستت دارم حسین

من بهشت بی تو را پس دادم آقا سال هاست
ساکن بزم عزایم دوستت دارم حسین

تربت تو جای خود‌دارد غبار زائرت
بارها داده شفایم دوستت دارم حسین

این که در داغ تو اشکی دارم و سینه زنم
مادرت کرده دعایم دوستت دارم حسین

لطف زینب شاملم شد اکبرت دستم گرفت
با غم تو آشنایم دوستت دارم حسین

در میان هروله بر سینه می کوبم اگر
با رقیه همنوایم دوستت دارم حسین

لنگ لنگان خویش را تا پای نیزه می رساند
ای پدر بشنو صدایم دوستت دارم حسین

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
23:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
748×734, 56.5 KB
#محرم
#پیراهن_مشکی

طوقی دلم به گنبدت زائر شد
پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد

پیک از طرف فاطمه آورده خبر
پیراهن مشکی شما حاضر شد

#ميلاد_حسني

.
23:04
#محرم
#پیراهن_مشکی
#دوبیتی

طوقی دلم به گنبدت زائر شد
پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد

پیک از طرف فاطمه آورده خبر
پیراهن مشکی شما حاضر شد

#ميلاد_حسني

@raziolhossein
23:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 27.3 KB
23:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 128.3 KB
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دوبیتی

فلک جنگید تا مهمان بمیرد
شبیه ابرها گریان بمیرد

تمام کاسه های آب خون شد
خدا می خواست...او عطشان بمیرد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
23:10
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_مسلم


زلف همه‌ی خلق گرفتار حسین است
حال همه آشفته و بیمار حسین است

باید که خلائق همگی اشک بریزند
وقتیکه خداوند عزادار حسین است

امن است همیشه حرمش،چونکه سگ کهف
مشغول نگهبانی دربار حسین است

هرگز به کس و ناکسی «ارباب» نگفتیم
زیرا فقط این لفظ سزاوار حسین است

هر خانه که گهگاه در آن روضه بگیرند
همسایه دیوار به دیوار حسین است

در روز جزا کار کسی نیست شفاعت
در روز جزا کار فقط کار حسین است

کفاره ما را پسر فاطمه پرداخت
تا روز ابد شیعه بدهکار حسین است

حق گفت که رجعت کند از خاک به افلاک
زیرا که خدا تشنه دیدار حسین است

از خواهر او روضه مکشوفه نخوانید
سربسته بگویید، از اسرار حسین است

در کوفه بی مهر و وفا حضرت مسلم...
...انگار فقط یار وفادار حسین است

رفته سر مسلم به سر دارالاماره
الحق و والانصاف که سردار حسین است

جمع‌اند به دور بدنش مردم بازار
مسلم همه جا گرمی بازار حسین است

#آرش_براری

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم
#مسلمیه

بنویسید مرا یار حسین
کشته و مرده ی دیدار حسین
اولین بی سر بازار حسین
مسلم کوفه ،علمدار حسین

او دلش خواست سفیرش باشم
من دلم خواست اسیرش باشم

قفس از کوفه و پر از مسلم
زخم از کوفه جگر از مسلم
خاک پا از تو و سر از مسلم
کس نپرسد چه خبر از مسلم

کوچه ها بی کسی ام را دیدند
غم دلواپسی ام را دیدند

مردم کوفه غلام طوعه
بس که بالاست مقام طوعه
یاریم کرد کلام طوعه
کوفیان باز مرام طوعه

روح مردانه در این پیرزن است
پیره زن نه بخدا شیرزن است

عهد بستند شکستند همه
مردمش پول پرستند همه
تشنه خون تو هستند همه
كوفيان سنگ به دستند همه

کاروانت نشود سرگردان
به مدینه همه را برگردان

تکه تکه بدنم گفت نیا
پاره ی پیرهنم گفت نیا
به سر میخ تنم گفت نیا
خاک و خون دهنم گفت نیا

مرکب جنگ همه زین کردند
سر تو جایزه تعیین کردند

ترسم از گمشدن دخترهاست
ترسم از سوختن معجرهاست
ترسم از وا شدن زیور هاست
ترسم از غارت انگشترهاست

حرمله نقشه کشیده ست حسین
دو سه تا تیر خریده ست حسین

شرر ای کاش به جانت نزنند
نیزه ها سر به دهانت نزنند
کوفیان زخم زبانت نزنند
وای سیلی به زنانت نزنند

پیش زینب بدنت را نکشند
گرگ ها پیرهنت را نکشند

#حامد_خاکی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


به روی دارم و دارم به لب نوا ، برگرد
اگر چه نامه نوشتم بیا ، میا ، برگرد

دو دست بسته ، لب پاره ، دیده گریان
همه به ناله بگویند ، یکصدا ، برگرد

به غیر سنگ لب بام و تیغ و نیزه و تیر
غریبه اند همه ، نیست آشنا برگرد

مدینه باز در این کوفه می شود تکرار
دوباره فاطمه ای بین کوچه ها ، برگرد

میا که حرمله با تیر ، بر سر دوشت
زند به حنجر شش ماهه ، بی هوا ، برگرد

سنان به دست ، همه اهل کوفه همدستند
کنند دست علمدار تو جدا ، برگرد

میا که سهم سرت سنگ می شود اینجا
و اجر قاری قرآن شود ادا ، برگرد

بلند مرتبه شاهی و ترسم از این است
تنت به خاک بیابان شود رها ، برگرد

به تازیانه جدا می کنند در گودال
ز جسم بی سر تو ، دختر تو را ، برگرد

میا که پیرهن کهنه میشود غارت
و نیست بر تو کفن غیر بوریا برگرد

میار زینب خود را ، و گرنه می گردد
به کوفه همسفر شمر بی حیا ، برگرد

به روی دارم و این است حرف آخر من
میا به کوفه، در این شهر بی وفا ، برگرد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


سالار کاروان پر از یاسمن، حسین
جمع صفات و خاتمه ی پنج تن، حسین
دلدار مصطفی و علی و حسن، حسین
برگرد و سوی کوفه نیا جان من حسین

کم در میان کوفه عذابم نداده اند
با کام تشنه گشتم و آبم نداده اند
از بس که بین کوچه جوابم نداده اند
دل خوش شدم به یاری یک پیرزن حسین

با تیغ و نیزه بال و پرم را شکسته اند
دندان و کام شعله ورم را شکسته اند
از پشت بام فرق سرم را شکسته اند
نامردی است مسلک شان غالبا حسین

شام بلند غفلت شان سر نمی شود
چیزی برایشان زر و زیور نمی شود
این جا دلی برای تو مضطر نمی شود
برگرد و سر به وادی این ها نزن حسین

دیگر بریدم از دل تاریک کوفیان
از کوچه های خاکی و باریک کوفیان
جان رقیه ات نشو نزدیک کوفیان
چون می درند از بدنت پیرهن حسین

باید نظر به قامت آب آورت کنی
فکری برای تشنگی اصغرت کنی
قدری نظاره بر جگر خواهرت کنی
شاه غریب گشته و دور از وطن حسین

این جا نمک به زخم عزادار می زنند
زن را برای درهم و دینار می زنند
طفل اسیر را سر بازار می زنند
غیرت میان کوفه شده ریشه کن حسین

می ترسم این که بین بیابان رها شوی
بر خاک داغ بادیه عطشان رها شوی
غارت شوی و با تن عریان رها شوی
برگرد تا رها نشوی بی کفن حسین

ای وای اگر که اسب کسی سرنگون شود
یا از فراز نیزه سری واژگون شود
گودال قتلگاه اگر غرق خون شود
ضجه زند عقیله که خونین بدن حسین

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


از شرمِ وعدۀ ظفرش در شراره بود
دیگر جز آهِ سرد کشیدن، چه چاره بود

تابی به تن نداشت که خود را کند خلاص
یک تن پیاده، وآن همه لشکر، سواره بود

بگرفته بود راه بیابان، امیر عشق
امّا سفیر، بر سر دارالاماره بود

حتّی خیالِ اینکه نیاید به کوفه، شاه
در جسم ناتوانش، جانی دوباره بود

از بامِ قصر، ـ با چه دلی ـ جانب حجاز
با آن نگاهِ بی رمقش در نظاره بود

می‌خواست باادب دهد او را سلام و حیف
دستی نداشت، عرض ادب با اشاره بود

این آفتاب عشق که در ابر غربت است
دیشب چو ماه، بین هزاران ستاره بود


🔸

رد می‌شد و شنید که بابا و دختری
وقت وداعشان سخن از گوشواره بود

با خویش _ دید _ زمزمه‌ها داشت حرمله
از چشم ساقی و گلوی شیرخواره بود...

#فقیر_تهرانی

@raziolhossei
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


عشق تو را به قیمت جان می خرم حسین
بالای دار نام تو را می برم حسین

با دست بسته و لب پاره به روی دار
کوفه میا شده سخن آخرم حسین

گفتم سر تو باد سلامت به کوچه ها
هرچه زدند سنگ جفا بر سرم حسین

از آن همه سپاه دل شب کسی نشد
یک تن به غیر پیر زنی یاورم حسین

خواهی اگر به کوفه بیایی بیا ولی
همراه خود میار تو اهل حرم حسین

ترسم که حتک حرمت زینب شود میا
اینجا که بوده خواهر تو محترم حسین

دادند آب گرچه به لبهای خشک من
در فکر تشنگی علی اصغرم حسین

راس بریده ام به سر نیزه ها زدند
شکر خدا ندید دگر دخترم حسین

در فکر سم اسب و تن بی سر تو ام
در کوچه ها کشند اگر پیکرم حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


با دلی سوخته  ای ماه تمام
از روی بام دهم بر تو سلام

ای فدای دل بشکسته تو
مسلمم قاصد پر بسته تو

خواهشم را بشنو نور دوعین
جان زینب تو میا کوفه حسین

کوفه شهریست پر از درد حسین
کوفه را نیست یکی مرد حسین

کوفه یک شهر پر از نیرنگ است
میهمان داریشان با سنگ است

کوفه از خون به رخم رنگ زده
کوفه بر مسلم تو سنگ زده

سنگ ها کاش به مسلم بزنند
ولی یک سنگ به زینب نزنند

کوفه سیلی زدنش آیین است
دست کوفی به خدا سنگین است

کوفه بر کشتن تو می نازد
اسب ها بر بدنت می تازد

ترسم اینجا به بر خواهر تو
برود بر سر نیزه سر تو

ترسم از تیر غمت چاره شود
گلوی اصغر تو پاره شود

مرحم زخم دل اینجا نمک است
قسمت اهل و عیالت کتک است

لاله هایت همه پژمرده شوند
اهل بیتت همه افسرده شوند

چون گلت را به بر خار برند
زینبت را سر بازار برند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


من پیک عشق هستم و نامه بر حسین
اول فدایی حرم خواهر حسین

لب تشنه ام ولی نزنم لب به آبها
سیراب میشوم فقط از ساغر حسین

گرد و غبار چهره ام امضا نموده است
مسلم جبین نسوده به غیر از در حسین

فطرس کجاست تا ببرد این پیام را؟
باید سلام من برسد محضر حسین

دلواپسم برای النگوی دخترش
دلواپس ربودن انگشتر حسین

مثل تنور لحظه به لحظه گداختم
نقشه کشیده اند برای سر حسین

خولی و شمر از عددی حرف میزنند
حرف ازدوازده شد و از حنجر حسین

روی قناره تشنه ی صوت حجازی ام
تا که علم شود نوک نی منبر حسین

پایین پای اکبر او مدفن من است
در کوفه نیست مقبره ی نوکر حسین

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

زِراه آمده از خانه ی خدا برگرد
اگر خودم به تو گفتم بیا  نیا برگرد

 تو را به حیدر کرار بگذر از کوفه
برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد

برای قامت اکبر٬ دو تا عبا بردار
که جا نمی شود این تن به یک عبا برگرد

خدا به خیر کُند شمر چکمه پوشیده
در انتظارِ تو اِستاده بی حیا برگرد

یزید٬ به دستش گرفته چوب منتظر است
که بر لبت بزند ضربه با عصا برگرد

اگر به کوفه بیایی رُباب می بیند
که می رود سرِ طفلش به نیزه ها برگرد


#سعید_خرازی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


از چشمِ شورِ شهر كوفه آخرش افتاد
در كوچه اوّل پيكرش بعدش سرش افتاد

بالَش به عشق مادر ارباب در آتــش
اوّل به شدّت سوخت و بعدش پرش افتاد

دندان ارباب دو عالم ريخت بين طشت
دندان مسلم چون ز روی منبرش افتاد

با اينكه می لرزيد از فردای زينب ها
لرزه به كوفه از دمِ "يا حيدرش" افتاد

"روز نُهُم" مسلم اسير خدعه هاشان شد *
"روز دهم" هم زير سُم ها دخترش افتاد **

شكر خدا او زودتر از بچّه هايش رفت
ارباب ما كه پيش جسم اكبرش افتاد

كوفه ميای مسلمش را بيشتر حس كرد
چشمش كه بر حلق علی اصغرش افتاد

از اسب خود افتاد وقتی در دل گودال
در خيمه با صورت گمانم خواهرش افتاد


* نهم ذی الحجه شهادت حضرت مسلم
** دهم محّرم شهادت حميده خاتون دختر مسلم

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

در كوفه به جز سنگ، دگر بار نيايد
كاري ز درختش كه به جز دار نيايد

بيهوده نگاهت به سوي كوفه نباشد
از داخل اين شهر، طرفدار نيايد

اين عاقبتِ من كه عزيز آمده بودم
اي كاش در اين شهر كسي خار نيايد

من مُردم و غم نيست اگر كوچه‌نشينم
ناموسِ تو  اي كاش به بازار نيايد

پرسيده‌ام از سفره‌ي مهماني اين شهر
جز بوي كتك موقع افطار نيايد...


@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

محمل صبرم ز اشک دیده در گل مانده است
از که جویم نسخه درمان که دل درمانده است

خانه بر دوشم هر آن کس که مرا در کوفه دید
یا که در بسته به رویم یا که از خود رانده است

سوختم از نیشخند مردم اما بیشتر
خنده های حرمله قلب مرا سوزانده است

از سه شعبه دایه می سازند و از نی گاهوار
وای از آن طفلی که مادر در بغل خوابانده است

تیر و نیزه هر کدامش قبله گاهی یافته
کوفه سوی اکبر ت هر نیزه را چرخانده است

قول سوغاتی به دخترها پدرها می دهند
گوشواره خواستن هاشان مرا ترسانده است

بس که مشتاق تماشای اسیری منند
کوچه کوچه پیکرم را دشمنت گردانده است

تا که راه زینبت در کوفه گل باران شود
خون سرخم کوچه های کوفه را پوشانده است

سهم من چندین اگر سنگ است از این بام ها
باقی اش آقا برای کودکانت مانده است

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه


کوفه با مردان خیلی مرد ، بد تا می کند
با حسینت بی برو برگرد ، بد تا می کند

آی مسلم دردهایت را به نا اهلان مگو
کوفه با مردان اهل درد بد تا می کند

بعد حیدر گرمی از دلهای مردم رفته است
کوفه از وقتی که شد دلسرد ، بد تا می کند

نخل میثم را ببین و بعد لب وا کن که شهر
با کسی که لب به حق وا کرد ، بد تا می کند

جرم هانی از تو گفتن بود، این شهر فریب
با کسی که از تو نام آورد ، بد تا می کند

با تو بد تا کرد دنیا ، مطمینم تا ابد
با دل ما غصه ات ای مرد ، بد تا می کند

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

اینان که حرف بیعت با یار میزنند
آخر میان کوچه مرا دار میزنند

اینجا میا که مردم مهمان نوازشان
طفل تو را به لحظه دیدار میزنند

این کوفه مردمش ز مدینه شقی ترست
یعنی کسی که باشد عزادار میزنند

دیدم برای آمدنت روی اُشتران
چندین هزار نیزه فقط بار میزنند

اینجا برای کشتن طفل سه ساله ات
هر لحظه حرف سیلی و مسمار میزنند

فتوای: خون نسل علی شد حلال را
هر شب به روی مأذنه ها جار میزنند

آقا نیا که آخرش این شور چشم ها
تیری به صحن چشم علمدار میزنند

سر بسته گویمت که پریشان زینبم
حرف از اسیر کوچه و بازار میزنند

می ترسم از دمی که یتیمان تو حسین
پائین پای نیزه ی تو زار میزنند

این کوفه آخرش به تو نیرنگ میزند
حتی به رأس اصغر تو سنگ میزنند

#مهدی_نظری

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

وقتی نَفَس از سینه بالاتر نیاید
جز هِق‌هِق از این مردِ غمگین بر نیاید

خیلی برایِ آبرویم بد شد اینجا
آنقدر بد دیدم که در باور نیاید

در را خودم بر رویِ دشمن باز کردم
گفتم به طوعه تا که پشت در نیاید

سوگند خوردم در مدینه بعدِ زهرا
خانومِ خانه پشتِ در دیگر نیاید

دیر است اما کاش می‌شد تا عقیله
شهرِ تنور و خار و خاکستر نیاید

بر پُشتِ دستم می‌زنم دیدی چه کردم
هرکس بیاید مادرِ اصغر نیاید

ای کوفه باتو آرزویم رفت از دست
بی آبروها آبرویم رفت از دست

در کوچه‌ها بر خاکها رویم کشیدند
در را شکستند و به پهلویم کشیدند

در پیشِ زنهاشان غرورم را شکستند
با پا زدنهاشان غرورم را شکستند

از بس که زخمم می‌زدند از حال رفتم
بینِ جماعت بودم و گودال رفتم

عمامه‌ی من را که غارت کرد نامرد
با نیزه‌ای آمد جسارت کرد نامرد

دو کودکم دیدند بر جانِ من اُفتاد
دو کودکم دیدند دندانِ من اُفتاد

طفلانِ من دیدند طفلانت نبینند
آقا جسارت را به دندانت نبینند

با سنگهای خود سرِ من را شکستند
انگشتِ بی انگشترِ من را شکستند

ای کاش می‌شد لحظه‌ی آخر  نیاید
یا ساربان دنبالِ انگشتر نیاید

وای از دلِ زینب چه می‌آید سرِ او
وقتی که انگشتر زِ دستت در نیاید

یا لااقل دنبالِ این هشتاد خانوم
نامحرمی با خیزرانِ تَر نیاید

بالا سرت وقتی که گودالت شلوغ است
هرکس بیاید کاشکی مادر نیاید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

کوفه نیا به اصغرت رحم کن
به قاسم و به اکبرت رحم کن

جماعتی قصد سرت کرده اند
سرور مسلم، به سرت رحم کن

خنجر تیز کوفیان آخته
پسر عمو به حنجرت رحم کن

به اسب خود نعل قوی می زنند
به استخوان پیکرت رحم کن

دختری از پدر طلا خواسته
به گوش های دخترت رحم کن

صحبت شان با اسرا سیلی است
حسین جان، به خواهرت رحم کن

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست
بینِ این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست
هیچ کس نیست که مشغولِ تماشایم نیست
نفسی مانده و جانی به سَر و پایم نیست

من که شرمنده ام ای تشنه به اندازه ی شهر
چشم بر راه توام بر سرِ دوازه ی شهر

یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند
یک تن امّا همه از رسم وفا زخم زدند
بی کس ام دیده ولی در همه جا زخم زدند
سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند

زخم بر من زده و کرده تماشا کوفه
امتحان کرده نوکِ نیزه ی خود را کوفه

آنکه دیروز نظر بر نظرم می انداخت
دیدی امروز چه خون بر جگرم می انداخت
چوب آتش زده از دور و برم می انداخت
شاخه ی شعله ور و نخل سَرمَ می انداخت

خواستم تا بپرم از بدنم بال اُفتاد
کارم آخر به تهِ گودی گودال اُفتاد


وای اگر یک نفر اینجا تک و تنها گردد
آنقدر داغ ببیند که قدش تا گردد
بعد از آن دشنه و سرِ نیزه مهیا گردد
آنقدر زخم زنندش که معمّا گردد

به سَرَم آمده و باز همان خواهد شد
وای بر من که سرت سهمِ سنان خواهد شد

رسم این است که اوّل پَرِ او می ریزند
بعد از او دور و بر پیکر او می ریزند
بعد با خنجر خود بر سرِ او می ریزند
بعد از آن هم به سر خواهر او می ریزند

آخرش هم همه بر روی تنش می کوبند
نعل تازه زده و بر بدنش می کوبند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

بنویسید مرا یار اباعبدالله
اولین بنده ي دربار اباعبدالله
منتظر مانده ي دیدار اباعبدالله
من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله

عاشق آن است که دیدار کند یارش را
بارها جان بدهد دید اگر دارش را
باز آماده کند جان دگر بارش را
فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را

  هرکه افتاد پی کار اباعبدالله

من پرم را به روي دست گرفتم، دیدم
جگرم را به روي دست گرفتم دیدم
سپرم را به روي دست گرفتم دیدم
تا سرم را به روي دست گرفتم دیدم...

  راهم افتاده به بازار اباعبدالله

وقت هجران به گریبان چه نیازي دارم
به دل بی سر و سامان چه نیازي دارم
با لب پاره، به دندان، چه نیازي دارم
به سرشانه ي اینان چه نیازي دارم

تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید
زیر پایش مژه ی چشم ترم را ببرید
محضرش دست به دست این جگرم را ببرید
گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

 باز هستیم بدهکار اباعبدالله

سنگ ها خوب نشستند به پاي لب من
لب من ریخت و پیچید صداي لب من
طیب الله به این لطف و وفاي لب من
بعد از این آب حرام است براي لب من

بس که لبریزم و سرشار اباعبدالله

مانده از جلوه والاي تو حیران، مسلم
جان خود ریخت به پاي تو به یک آن، مسلم
عید قربان شهان، هست فراوان مسلم
من به قربان تو نه... جان هزاران مسلم

 تازه قربان علمدار اباعبدالله

به ولاي تو نداده ست اذان، هیچ کسی
وا نکرده ست به شأن تو دهان، هیچ کسی
مثل مسلم نبوَد دل نگران، هیچ کسی
به خداوند که در هر دو جهان، هیچ کسی...

  مثل من نیست گرفتار اباعبدالله

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

در پیشِ تو از شرم ، آبم کرد کوفه
من آبرو دارم خرابم كرد کوفه

لبریزِ خون کردند رویم را ، عزیزم
بُردند اینجا آبرویم را عزیزم

مجبور بودم بچه‌هایم را سپردم
با دستِ خود دستِ حرامی‌ها سپردم

باور نمی‌کردم مرا از پا درآورد
من مَرد بودم کوفه اشکم را درآورد

باور نمی‌کردم برایم چال کندند
اینجا برای کُشتنم گودال کندند

من فکر می‌کردم وفا دارند افسوس...
یا لااقل قدری حیا دارند افسوس...

در کوچه‌هایش که غم یکریز دارد
دیوار‌هایش سنگهای تیز دارد

در شامِ کوفه آفتابت را نیاور
جانِ علی‌اصغر ، رُبابت را نیاور

من فکر می‌کردم تو را چاره بیارند
شش‌ماهه آید چند گهواره بیارند

تا تَرکه‌های خیزران می‌سازد این شهر
از چوبِ گهواره کمان می‌سازد این شهر

کوفه هوایِ میهمانش را ندارد
دندان که تاب خیزرانش را ندارد

از شانه‌ات پایین نیاور دخترت را
این راه پُر خار است جانش را ندارد

در دستشان هم وزنِ او زنجیر دارند
زنجیر تنگ است استخوانش را ندارد

یک پا به ماه است آه همراهت ، نیاریش
یک پا به ماه است و توانش را ندارد

ای وای از تیرِ سه‌شعبه بدتر اینکه
جُز حرمله دستی کمانش را ندارد

معجر برای دخترت کم دارد این شهر
من خورده‌ام سیلیِ محکم دارد این شهر

گیسوی من از کوچه‌هایش خاک خورده
لبهایم از سیلیِ محکم چاک خورده

اینجا که می‌آیی کمی معجر بیاور
از دستِ خود انگشترت را در بیاور

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:10
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

گرچه بي سر ز سر بام ، به خاك افتادم
"فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم"١

دستْ بستند مرا چون كه نمي دانستند
"بنده ي عشقم و در هر دو جهان آزادم"٢

مَرد بودم به چنين وضع شهيدم كردند
بعدِ من ، واي بر احوالِ دلِ اولادم !

كوفه را خوب كه با چشم بصيرت ديدم
بود يك شهر پُر از گرگِ به ظاهرْ آدم

در خيالات خود اين قوم خرابم كردند
غافل از اين كه من از عشق حسين آبادم

ضربه ي سختِ عمودي كه سرم را بشكافت
به هواي سرِ ســـقّاي تو رفت از يادم

مَنْـعَم از آب نكردنـــد ولي آخـــر كار
تشنه لب مثل تو اي تشنه جگر،جان دادم

شد سرم بر سر دروازه ي شهر آويزان
تا "سران" را بفرستي به مُــبارك بادم


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
23:12
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دودمه

لبِ این بام فقط نامِ تو بُردَم آقا،
جانِ زینب برگرد

دُخترم را به نگاهِ تو سپردم آقا،
جان زینب برگرد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:13
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#تک_بیت

باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا
موقعی كه وسط كوچه كشيدند مرا


@raziolhossein
23:13
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دوبیتی

وَ (مُسلم) عاشقِ پَندِ عَلے بود
حُسینے بود و دلبَندِ عَلے بود

هـَمہ گُفتَند فَرزَندِ (عَقیل) است
وَلے اِنگار فَرزَندِ عَلے بود...
.
#محسن_کاویانی


@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

من رسول آيه هاي سرخ قرآن توام
من مسلمان هم اگر باشم مسلمان توام

سر به زير انداختم آواره ي عشقت شدم
اولين مرد گريبان پاره ي عشت شدم

بچه هايم را فداي بچه هايت ميكنم
با همين لبهاي خوني هم صدايت مي كنم

هيچكس در شهر كوفه خوب با من تا نكرد
در زدم اما به رويم هيچكس در وا نكرد

با همين دستان خالي دامنت را خواستم
در قنوتم از سفر برگشتنت را خواستم

دور از اين شهرِ هزار آيينِ بي منظور شو
هر كجا خواهي برو اما ز كوفه دور شو

نيزه هاشان را به روي پيكرم كوبيده اند
بارها با چكمه هاشان بر سرم كوبيده اند

غم به غير از سينه ام جاي دگر محبوس نيست
كوفه جاي امن بر آوردنِ ناموس نيست

كوفيان پستند زينب را نياور با خودت
بد نظر هستند زينب را نياور با خودت

ترس من از سم مركب ها و از پامال هاست
ترس من از گير افتادن ته گودال هاست

دخترانت آرزو دارند كوفه امن نيست
خواهرانت آبرو دارند كوفه امن نيست

جان مسلم ها فداي ناله هاي آخرت
ترس من اين است بي معجر بماند خواهرت



#حامد_خاکی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#عامیانه


من مثِ نامه‌ی سربسته شدم
مثل یک دل، دلِ بشکسته شدم
در زدم تو خونَه‌شون رام ندادن
اِنقَدَر قدم زدم خسته شدم
*
بالای بام می‌زنم صدات، حسین
کاش باشم منم تو کربلات، حسین
دو تا قربونی آوردم با خودم
بچّه‌هام فدای بچّه‌هات، حسین
*
عوض حنجرِ تو من چی بدم؟
نذر انگشتر تو من چی بدم؟
اگه بچّه‌هاتُ بازار بیارن
جواب مادرت‌ُ من چی بدم؟
*
کوفه لحظه‌لحظه تغییر می‌کنه
مهمونُ از زندگیش سیر می‌کنه
خیلی از موهام سفید شد، این روزا
نگرونی آدمُ پیر می‌کنه
*
بعد از این دیگه منُ سفیر نکن
دختراتُ توی کوفه پیر نکن
حالا که می‌خوای بیای، بیا ولی
زن و بچّه‌تُ دیگه اسیر نکن
*    
واسه تو، شب تا سحر در می‌زنم
وا نکردن، در دیگر می‌زنم
دارم از دل‌نگرونى می‌میرم
خودمُ این در و اون در می‌زنم
*
"نیا" گفتنم برا دخترته
گریه‌هام براى انگشترته
با سرِ شکسته، سربسته می‌گم
اون که دارى میاریش خواهرته
*
چه‌جورى به فکر جونت نباشم؟
یا که گریونِ جَوونت نباشم؟
همه‌آماده‌ی کشتنِ تواَن
چه جورى دل نگرونت نباشم؟

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

نکرده است به عهدش کسی وفا مسلم
رسیده ای به سرانجام ماجرا مسلم

علی ندیده وفا از اهالی این شهر
نشسته ای به امید وفا چرا مسلم؟

نماز مغرب اگر صدهزارتا باشند
دوباره یک نفری موقع عشا مسلم

دوچشم مردم این شهر کور خواهد شد
اگر اشاره کند برقی از طلا مسلم

ببین که مردتر از مردهاست پیرزنی
امید نیست به این قوم بی حیا مسلم

شب نجات تو از دست شبه مردان است
هزار شکر که دیگر شدی رها مسلم

نمانده راهی و تو بی پناهی و باید
فقط بلند کنی دست بر دعا مسلم

رسیده ای به سرانجام و حیله ی کوفی
ببین خیال تو را برده تا کجا مسلم

اگر چه از سر دارالعماره می افتی
سرت نمی رود اما به نیزه ها مسلم

هزار شکر خدا را دگر نمی ماند
تن تو روی زمین زیر دست و پا مسلم

ولی قرار شده تشنه لب شهید شوی
به احترام لب شاه کربلا مسلم

#مجتبی_خورسندی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما
تا بگيرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهيّ سر دار شدم
اي علي زاده ببين ميثم تمار شدم

باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا
موقعي كه وسط كوچه كشيدند مرا

هيچ كس نيست دگر دور و بر مسلم تو
بسته شد مثل علي بال و پر مسلم تو

سر عباس و علي هات سلامت آقا
گر شكستند در اين كوچه سر مسلم تو

قسمت اين بود ؛ لبِ تشنه شهيدم بكنند
پيش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشك و دو چشمم تر و قلبم سوزان

زده اند آتش بر خشك و تر مسلم تو

به فداي سر يك موي عزيزان تو باد
جان هر دو پسر دربه در مسلم تو

كاش مي شد بنويسم كه نيايي اينجا
كه مي آيد به سر تو چه بلايي اينجا

حاصل اين سفرت بي علي اصغر شدن است
بي برادر شدن و بي علي اكبر شدن است

همه ي ترسم از اين است كه مضطر بِشَوي
مثل اين نائب دل سوخته ؛ بي سر بِشَوي

واي اگر گَرْد بر آيينه ي تو بنشيند
شمر با چكمه روي سينه ي تو بنشيند

واي اگر كار به توهين و جسارت بكشد
واي اگر خواهرتان بار اسارت بكشد

واي اگر اهل و عيال تو زمين گير شوند
دختركهات پس از رفتن تو پير شوند

بدنم نقش زمين است ميا كوفه حسين
خواهش مسلمت اين است ميا كوفه حسين

#محمد_قاسمی


@raziolhossein
23:15
#امام_حسین_مناجات


روایت است که رحمت کند خدای حسین
هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین

روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است
دل گرفته و مهموم غصه های حسین

روایت است که آیاتی از کتاب الله
فقط برای حسین است و ماجرای حسین

روایت است زیارت کند خدایش را
کسی که رفت زیارت به کربلای حسین

روایت است بگیری عنان اشک از چشم
مگر زبیم خدا و مگر برای حسین

روایت است که یاری کننده زهراست
کسی که گریه نموده است در رثای حسین

روایت است که این اشک را نگه دارد
برای روز مبادایمان خدای حسین

ببار چشم و خودت را نشان بده امشب
چرا که هست رضای خدا رضای حسین

بگیر مجلس روضه بریز آب روان
که مرهم است به هر زخم سید عطشان


@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

سر کرده‌ام چه سخت سحرهای شهر را
طی کرده‌ام تمام گذرهای شهر را

هرجا که رفته ام به در بسته خورده ام
کوبیده ام تمامی درهای شهر را

گفتند با تو اند ولی کیسه های زر
تغییر داده است نظر های شهر را

تمرین رقص و هلهله و جشن میکنند
آماده میکنند هنر های شهر را

آن باغ های سبز که گفتند، سنگ بود
برداشت کرده اند ثمرهای شهر را

آهنگری شلوغ ترین شغل کوفه است
تعمیر میکنند سپرهای شهر را

فطرس کجاست تا برساند به دست تو...
...این آخرین سلام و خبرهای شهر را


@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه

اينجا كسى براى تو پا در ركاب نيست
كابوس هاست در نظر من كه خواب نيست

يك مرد نيست تا كه بگويد به كوفيان
كه كشتن حسين به قرآن ثواب نيست

‎يك مشك بهر روز مبادا نگاهدا
‎در كربلا براى على اصغر آب نيست

‎از سنگ هاى مردم اين شهر خوانده ام
‎قرآن روى نيزه ى تو بى جواب نيست

‎برگرد ياحسين كه دست سه ساله را
‎آنقدر كوچك است كه تاب طناب نيست


@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

به شهر كوفه بجز غصه چيز ديگرنيست
نصيب خواهر تو جز دو ديده ی ترنيست

از آن زمان كه شدم ميهمان اين مردم
هزار فاجعه ديدم كه جای باور نيست

چه گويمت كه خودم گفته ام بيا اما
چه كوفه ای كه ز شهرمدينه كمترنيست

ميا به كوفه كه اينجا به دست هرفردش
به غيرنيزه وشمشير و تير و خنجرنيست

ميا كه در دل اين مردمان نامردش
به جز حسادت و كينه ز آل حيدرنيست


#محمد_حسن_بیات_لو


@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه

کوفیان در دلشان کینه ی زهراست نیا
مسلمت را بنگر بی کس و تنهاست نیا

کار این بی صفتان سبّ عمویم علی است
بینشان بغض علی واضح و پیداست نیا

خواستم آب بنوشم که لبم مانع شد
تشنگی وجه شباهت به تو مولاست نیا

لب و دندان من از سنگ شکست و خون شد
لب و دندان تو در نقشه ی اعداست نیا

همه ی غصه ام این است که سنگت بزنند
نیزه و سنگ زدن حرفه ی اینجاست نیا

گر بیایی همه ی اهل حرم می بینند
کمرت تاشده از غصه ی سقاست نیا

پسرانم به فدای پسران تو شوند
حیف از زندگی اکبر لیلاست نیا

ترس دارم که بیایی و ببیند زینب
ته گودال سر نعش تو دعواست نیا

گر بیایی همه ی جن و ملک می شنوند
که «بنیّ...» به لب حضرت زهراست نیا

سر من را که بریدند و به میخی بستند
فکر و ذکرم سر و گیسوی تو آقاست نیا

لااقل دختر خود را تو به همراه نیار
کوفه جولانگه خولی و شبث هاست نیا

ترس دارم ز روی نیزه ببینی آخر
حرمله همسفر زینب کبراست نیا

«دخترم را بغلش کن که کنیزی نرود»
نا مسلمانیِ این شهر هویداست نیا

#مهدی_علی‌قاسمی

@raziolhossein
👍 1
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


به کوفه نیست صفایی خدا کند که نیایی
الا که خون خدایی خدا کند که نیایی

به طوف بیت خدایی؟به وادی عرفاتی؟
به مروه یا که صفایی؟ خدا کند که نیایی

دعا برای تو کردم با همین لب پاره
الا که روح دعایی خدا کند که نیایی

ببین که خون به دلم من زروی تو خجلم من
نوشته ام که بیایی خدا کند که نیایی

ببین که کوفه دو رنگ است به دستشان همه سنگ است
چه عهدی و چا وفایی؟خدا کند که نیایی

میار اصغر خود را که جای طفل تو دارم
برای تو دو فدایی خدا کند که نیایی

به کوچه ها همه فکر مخدرات تو هستم
به کوفه نیست حیایی خدا کند که نیایی

تمام غصه ام این است خواهر تو نبیند
به زیر تیغ جفایی خدا کند که نیایی

تمام غصه ام این است خواهر تو نبیند
مرمل بِ دمایی خدا کند که نیایی

تمام غصه این است بر تنت نگذارند
نه پیرهن نه ردایی خدا کند که نیایی

شنیده ام که یک عده نعل تازه خریدند
برای عقده گشایی خدا کند که نیایی

به کوفه نیست به غیر از تنور خانه خولی
برای راس تو جایی خدا کند که نیایی

علی اصغر تو طاقت سه شعبه ندارد
اسیر حرمله هایی خدا کند که نیایی

امان زشام غریبان امان زخیمه سوزان
چه آتشی چه بلایی خدا کند که نیایی

تمام غصه ام این است دختر تو نبیند
میان تشت طلایی خدا کند که نیایی

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


اگرکه نامه من محضرت بیاید چه
خبر زآمدن لشگرت بیاید چه

چقدر از روی هربام سنگ میخوردم
شکستگی سر من سرت بیاید چه

هزاربار لگدخورد پیکرم اما
به زیر پای کسی پیکرت بیاید چه

ازآن سه شعبه و سرنیزه ها که میسازند
یکی سراغ علی اصغرت بیاید چه

اذان نگفته دهانم زمشت ها خون شد
همین بلا سر پیغمبرت بیاید چه

کسی به پهلوی من نیزه ای نزد اما
هجوم نیزه سوی اکبرت بیاید چه

کلاه خود من افتاد اگر فدای سرت
عمود بر سر آب آورت بیاید چه

نبود خواهرم اینجا میان نامحرم
میان هلهله ها خواهرت بیاید چه؟

کسی به فکر جسارت به دختر من نیست
اگرکه زجر پی دخترت بیاید چه

خودت بپرس ز خواهر که برسر بازار
زمان گم شدن معجرت بیاید چه

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


می‌نویسم رویِ هر دیوار واویلا حسین
می‌نویسم با لبی خونبار واویلا حسین
هرقدم تکرار در تکرار واویلا حسین
می‌نویسم زیرِ این آوار واویلا حسین
بِینِ کوفه بِینِ این  آزار  واویلا حسین


من که دنیایم تویی ؛ معنایِ دنیایم علیست
من که غمهایم تویی آشوبِ شبهایم علیست
دردِ امروزم تویی اندوهِ فردایم علیست
آمدم در کوفه و گفتم که آقایم علیست
بارها گفتم علی ، اینبار : واویلا حسین


از علی گفتم ولیکن قلبِ طفلانم شکست
از علی گفتم ولی یک سنگ دندانم شکست
از علی گفتم ولی پهلوم میدانم شکست
آنقدر خوردم که این بازویِ بی جانم شکست
میزنم با دستِ بسته  زار  واویلا حسین


دستگیرم کرده‌اند از بام میبینم تو را
با تَنی پُر خون همین احرام میبینم تو را
می‌رسی با دختری آرام میبینم تو را
بِینِ کوفه در میانِ شام میبینم تو را
آه آه از زینب و انظار  واویلا حسین


کوفه و در سینه‌ها بُغضِ غدیرش را ببین
وایِ من زنجیرهای سخت‌گیرش را ببین
کوچه‌ها را بامهایش را اسیرش را ببین
بوریایش را ببین تکه حصیرش را ببین
دارم اینجا قبلِ تو یک کار : واویلا حسین


جز غمت اینجا کسی دیشب پناهم داد  نه
غیر طوعه هیچ کس در خانه راهم داد  نه
پاسخی بر التماسم بر نگاهم داد  نه
نه به من ، جا بر دو طفل بی گناهم داد  نه
دخترم را بر حرم بسپار واویلا حسین


هرکه اینجا بود_ حتی اندکی_ میزد مرا
آن یکی می‌بُرد من را  این یکی میزد مرا
پیرمردی میکشید و کودکی میزد مرا
کاشکی جایِ یتیمت  کاشکی میزد مرا
دخترت هست شب است و خار واویلا حسین


یک نفر آمد نوک نیزه به پهلویم کشید
یک نفر با چکمه‌اش بدجور بر رویم کشید
خنجرش را کافری آمد به اَبرویم کشید
حلقه‌ی زنجیر آورد و به بازویم کشید
ناله‌ام شد با تَنی خونبار واویلا حسین


مَردم اما گریه‌ام تقصیرِ تیرِ حرمله است
جانِ تو ذهنم فقط درگیرِ تیر حرمله است
بین کوفه صحبتِ تاثیرِ تیر حرمله است
گرچه عُمری تیر دیدم ، تیر ، تیر حرمله است
دیدم و گفتم ولی دشوار واویلا حسین


جان من حتی برای آب اینجا رو مزن
یا برای کودکی بی تاب اینجا رو مزن
شرمگین از مادری بی خواب اینجا رو مزن
پیش این لبخندها ارباب اینجا رو مزن
رو مزن ، آبی ولی بردار واویلا حسین


آب نه از صبح تا حالا فقط غم خورده‌ام
آتش و سنگ و عصا و نیزه درهَم خورده‌ام
هرچه خوردم کم نیاوردم ولی کم خورده‌ام
با دو دستِ بسته سیلی‌های محکم خورده‌ام
وای من از کوچه و بازار واویلا حسین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


شکسته پر شده آقا دگر کبوتر تو
به غیر سایه‌ی غم نیست یاور تو

شب است کوچه به کوچه غریب می‌گریم
که رفت آبروی من به پیش مادر تو

اگر که زنده بمانم ز شرم می‌میرم
بایستم به چه رویی بگو برابر تو

اگر خبر نرسد که نیا به کوفه حسین
خدا کند خبر من رسد به محضر تو

خدا کند که بیاید بلا فقط سر من
مباد کم بشود تار مویی از سر تو

برای تک‌تک‌تان نقشه‌ها به سر دارند
تمام کوفه مهیاست در برابر تو

ذخیره آنقدر آقا شده است نیزه و تیر
برای قامت عباس امیر لشگر تو

چه قدر مأذنه از نیزه ساخته دشمن
که بشنوند اذان علی اکبر تو

سه‌شعبه دایه شده تا که شیر نوشاند
سه‌جرعه از سه پر خود برای اصغر تو

مرا غلام صدا می‌زند چه غم، ای کاش
کسی کنیز نگوید دگر به دختر تو

کنار خانه‌ی خولی صداش می‌آمد
تنور کرده مهیا نهان کند سر تو


#موسی_علیمردانی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم
#مسلمیه


آقا بیا بگذر ز خِیرِ این سفر برگرد 
وقتی ندارد کوفه غیراز دردسر برگرد

ازاین گلوی زیر تیغم میدهم سوگند
آقا به پهلوی شکسته پشت در، برگرد
 
از بی کسیِ،کوچه گردکوفه معلوم است
پا در رکابت نیست اینجا یک نفر،برگرد

باوَعدهء یک کیسه ء جُو،راه افتادند
بانیزه و شمشیر، باسنگ وتَبَر ،برگرد

بازارشهرکوفه و زینب س زبانم لال
خیلی برای خواهرت دارد خطر برگرد

دست اَرازِل ،تانرفته سمت معجرها 
دست زن وبچه بگیر و زودتر برگرد

اشک یتیمیِ حَمیده دخترم کافیست 
دختر ندارد طاقت داغ پدر ،برگرد

اندازهء اصغر ع کُلاخود وزِره داری؟
تیر سه پر،شش ماهه می فهمد مگر؟! برگرد!

تاقدوبالایِ علی اکبر ع، نخورده است
ازتیزیِ مِقراضها ،چشم و نظر !!برگرد

خواهی نبینی که،سرعباس ع ،می اُفتد
در زیر پای اسبها ،بین گذر برگرد

کوتاه کن، مویِ بلند دخترت،امّا
تا فرصتی باقیست،راهی هست اگر،برگرد

لبهای خشک وضربه های چوب درپیش است
تَه ماندهء جام شراب و طشت زَر برگرد

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


پسرفاطمه افتاده ز پا یاور تو
پیکرم باد به قربان سر و پیکر تو

با تو اینقدر بگویم که دگر کوفه میا
می زند موج؛دورویی،نشود باور تو

کوچه هایش چقَدَر مثل مدینه تنگ است
بود ذکر لب من نام خوش مادر تو

جان زینب تو میا کاش ز ره برگردی
بیم دارم به اسارت برود خواهر تو

بعد تو نیّت این کوفی بی دین این است
که بریزند به خیمه به سرِ دختر تو

مثل تسبیح که پاره شود ازهم آقا
ترسم آن است بریزد به زمین اکبر تو

قصد دارند بخندند به زانو زدنت
قصدشان است ببینند دوچشم تر تو

خولی از بهر سرت نقشه کشیده برگرد


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


تنهاترین غریب کجایی پسر عمو
کشته مرا هوای جدایی پسر عمو

زخمی ترین ستاره ی دارالاماره ام
آماده ام برای رهایی پسر عمو

فریاد می زنم که به اینجا سفر نکن
دیگر مرا نمانده صدایی پسر عمو

امشب همه فدایی و فردا همه فرار!!
در عهد کوفه نیست وفایی پسر عمو

از بچه های فاطمه فرمان نمی برند
اینجا اسیر جور و جفایی پسر عمو

یک پیر زن به داد دل خسته ام رسید
بر زخم من رسانده دوایی پسر عمو

شرمنده ام از این که نوشتم بیا حسین
دارم به لب دعا که نیایی پسر عمو

راهی شده دلم به تمنای دیدنت
با کاروان کرببلایی پسر عمو

بختش بلند آنکه دلش جای عشق توست
مسلم ستاره ای به بلندای عشق توست

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


آه، بدجور مرا کوفه به هم ریخت حسین
همه ی شهر به یکباره سرم ریخت حسین

باورم نیست که آواره شدم در این شهر
نیست پنهان ز تو، بیچاره شدم در این شهر

تو نبودی که ببینی چه شبی سر کردم
تا سحر گریه به تنهایی حیدر کردم

باورم نیست که آواره ی صحرا شده ای
باورم نیست که تو یکه و تنها شده ای

کاش اینجا نرسی، کوفه پر از نیرنگ است
کوچه هاشان همگی مثل مدینه تنگ است

رفته از کف همه تاب و توانم چه کنم
نامه دادم که بیا، دل نگرانم چه کنم

نگرانم نکند زینبت اینجا برسد
تو نباشی و خودش بی کس و تنها برسد

چقدَر نقشه شوم است که در سر دارند
نکند دخترکان معجر نو بر دارند

وعده زیور و خلخال به هم می دادند
وعده غارت گودال به هم می دادند

نگرانم چه کنم، پیرهنت را بردار
آه آقای غریبم کفنت را بردار

چند تا مشک پر از آب بیاور حتما
آه لب تشنه شدم، آب ندادند به من

کوفه در فکر اسیرند چه بد خواهد شد
خیزران دست بگیرند چه بد خواهد شد

کوفه از قهقه ی حرمله ها سرمست است
کمر قتلِ غریبانه ی مهمان بسته است

#وحید_محمدی


@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


بر یارهایِ مختصرت گریه میکنم
چون هست آخرین سفرت گریه میکنم

رفته ست پیکرم سرِ دارالاماره و
خون می شود چنین جگرت؛ گریه میکنم

اینها هنوز در دلشان کینۂ علی ست(ع)
هر شب به غربتِ پدرت گریه میکنم

برگرد! می شناسمِشان که در آفتاب؛
از داغ های ِ مستمرت گریه میکنم

بد چشم زخم می خورَد و رو به علقمه
از حالِ حضرت قمرت گریه میکنم

جان می دهد مقابلِ تو! گریه میکنی...
من هم برای چشم ِ ترت گریه میکنم

«أدرک أخاک» میشنوی بعدِ سال ها
از «مُنکسِر» شدنِ کمرت گریه میکنم

شش ماهه با عطش چه هماغوش می شود
محض تلظّیِ پسرت گریه میکنم

لب تشنه ام! فدای سرت أیهاالامیر
چون می رود به نیزه سرت، گریه میکنم

سهم ِ یکی پیرهن و دیگری عبا...
بر ازدحام ِ دور و برت گریه میکنم

هستند کوفیان همه خنجر به دست و من
بر حال سختِ محتضرت گریه میکنم

در خاک و خون به خواهرِ خود خیره میشوی
بر خیمه های شعله ورت گریه میکنم!

#م_عاطفی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل
#مسلمیه
#دودمه


بين اين مردم خداوندا سپر شد لازمم
كوفيان من مسلمم (٢)
امدم اينجا ولى از اعتمادم نادمم
كوفيان من مسلمم (٢)


در ميان كوچه ها شد مثل گريه، خنده ام
يا حسين شرمنده ام (٢)
ياد طفل بى گناهت اصغرم تا زنده ام
يا حسين شرمنده ام (٢)


سوى پيشانى من شد سنگ از هر سو روان
اى امان از كوفيان (٢)
اين جماعت شد خيانت در امانت كارشان
اى امان از كوفيان (٢)


اب را پس مى زنم ياد گلوى اصغرت
من به قربان سرت (٢)
كوفيان شمشير مى سازند بهر اكبرت
من به قربان سرت (٢)


غصه ام اين است سوى كوفه مى ايد حسين
كاش برگردد حسين (٢)
كاش مى زد بر پيام كوفه دست رد حسين
كاش برگردد حسين (٢)


مرتضى را كه رها كرديد بين كوچه ها
كوفيان واى از شما (٢)
حال مى جنگيد عليه خامس ال عبا
كوفيان واى از شما (٢)


گر بيفتد پيكرم من باز هم سوى توام
ياحسين بن على (٢)
بر سر دارالعماره من دعاگوى توام
ياحسين بن على (٢)


پيكرم از پشت بام افتاده پايت ياحسين
من فدايت ياحسين (٢)
اشك مى ريزم براى بچه هايت ياحسين
من فدايت ياحسين (٢)


هيچ ميدانى چه كارى با دل ما كرده اى؟
ياحسين و ياحسين (٢)
كودكانت را چرا با خويشتن اورده اى؟
ياحسين و ياحسين (٢)


#پیمان_طالبی

@raziolhossein
23:15
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


کوفه شد چشم و مرا گرم تماشا شده است
یار بی یاور تو بی کس و تنها شده است

بین این شهر زبانزد شده نیرنگ میا
صحبت از غارت انگشترت آقا شده است

قدر یک دشت به همراه عبا داشته باش
سخن از ریختن یوسف لیلا شده است

من ازآن خنده ی تلخ عدویت دانستم
کز برای سر شش ماهه چه غوغا شده است

نعل تازه به سم مرکبشان می کوبند
صحبت از تنگی گودال در اینجا شده است

تا که طفل تو نرفته به کنیزی برگرد
حرف نامحرم و دردانه ی نوپا شده است

مثل آن کوچه که زهرای جوان گیر افتاد
مسلم آزرده در این کوچه چو زهرا شده است

من شنیدم که به دیوار سر فاطمه خورد
در دلم روضه ی صدیقه ی کبرا شده است

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
23:20
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


در شهر غم نشان ز هوای بهاره نیست
حتی در آسمان کبودش ستاره نیست

گرچه سفیر لایق رویت نبوده ام
دیگر به کوفه نیز امیدی دوباره نیست

درها به روی باغ نگاهم که بسته شد
دیدم درون باطنشان جز شراره نیست

دعوا سر بریدن راس ستاره هاست
فرقی میان مقتل و دارالاماره نیست

سنگی که خورد بر لب و دندان مسلمت
بدتر ز نعل مرکب صدها سواره نیست

آغوشت ای حسین پناه رقیه است
سهمت ز زندگی بدن پاره پاره نیست

#حسين_جعفری

@raziolhossein
23:20
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


از آه من،کبود دل آسمان بوَد
در کوفه مسلم از غم تو نیمه جان بوَد

کوفه میا که جسم تو عریان شود حسین
چشمم به یاد آمدنت خون فشان بوَد

آقا چقدر دلنگرانم برای تو
دلواپسی ام از نگه ساربان بوَد

طفل رباب می شود می شود اینجا دو تا حسین
دیدم به دست حرمله تیر و کمان بوَد

افتادن مرا زن و بچه ندیده اند
دور تو پیش دیده ی زینب،سنان بوَد

کوفه میا به چشم دل،انگار دیده ام
راس بریده ات به کف این و آن بوَد

آقا میا که جای سه ساله به کوفه نیست
اینجا سخن ز مجلس نامحرمان بوَد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
23:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 130.2 KB
23:52
#امام_حسین
#محرم


ذی‌الحجّة تمام شد، محرّم آمد
از گردش دهر، ماه ماتم آمد

شادی ز زمانه رخت بربست و برفت
چون موسم سوگواری و غم آمد

#عبدالعلی_نگارنده

@raziolhossein
23:52
#ورود_به_محرم


ماه غم و اشک و نافله در راه است
آرام، فرات! قافله در راه است

ای آب کمی فکر علی اصغر باش
کمتر بخروش حرمله...

#مجید_تال

@raziolhossein
23:52
#شب_دوم
#ورود_به_کربلا


آخرش چشم تر تو خواهرت را میکشد
غربت نا باور تو خواهرت را میکشد

آن سیاهی مقابل ازدحام دشمن است
خلوت دور و بر تو خواهرت را میکشد

هم جوان هم نوجوان هم کودک و هم پیرمرد
سن و سال لشکر توخواهرت را میکشد

من خودم غمگینم ولبریزم از دلشوره ها
اضطراب دختر تو خواهرت را میکشد

بر تمام اسب هاشان آب دادی منتها
تشنگی اصغر تو خواهرت را میکشد

شد رکابم پای او هنگام پایین آمدن
غیرت آب آور تو خواهرت را میکشد

کرد اسفندی برایم دود و دستم راگرفت عمه جان اکبر تو خواهرت را میکشد

باورش سخت است پایان قرار ما دوتاست
روزهای آخر تو خواهرت را میکشد

بی گمان این خاک تعبیرِهمان خواب من است
بر فراز نی سر تو خواهرت را میکشد

ازهمه شمشیرها سهمی به جسمت میرسد
پاره های پیکر تو خواهرت را میکشد

روزگاری بوسه اش می زد پیمبر آه آه
سرنوشت حنجر تو خواهرت را میکشد

واقعاًسخت است فکرش را نمیخواهم کنم
ناله های مادر تو خواهرت را میکشد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
23:52
#شب_دوم_محرم
#ورود_به_کربلا


علت اين حج ناتمام بزرگ است
از طرفي هم سپاه شام بزرگ است
بغض فرو خورده ي امام بزرگ است
پشت سر كاروانش آب نپاشيد
آه نمك بر دل كباب نپاشيد

ماند، وگفتند حاضر است كه باشد
رفت، وگفتند عابر است كه باشد
گريه ندارد مسافر است كه باشد
آب نپاشيد مي رود كه نيايد
دل به بيابان تشنه زد كه نيايد

رفت و پي اش آمدند نامه رسان ها
باز همان وعده ها و خط و نشان ها
كندي شمشيرها و نيش زبان ها
آب نباشيد كه به آب نياز است
كوفه اگر مقصد است راه دراز است!

قافله اي مي رسد غبار ندارد
قافله سالار آن قرار ندارد
از همه يك جور انتظار ندارد
هركسي از بين راه، راه جدا كرد
گاه به او دل سپرد گاه جدا كرد

صلح كه هرگز! جهاد هم برسد هيچ
لشگر ابن زياد هم برسد هيچ
اين كه نسيم است، باد هم برسد هيچ
آب نريزيد، جام ها پر خون است
عقل نشسته، ميانه دار جنون است

نسبت اين دو سپاه، يك به هزار است
مشك هنوز آنطرف به دست سوار است
با ترك لب چقدر مثل انار است
از سر مشكش عمو ولي نگذشته
آب هنوز از سر علي نگذشته

دشت پر از بوي نافه مي شود امروز
گرگ از آهو كلافه مي شود امروز
بر هنر عشق اضافه مي شود امروز
اين سر آزاد عشق بود كه افتاد
در سر ما باد عشق بود كه افتاد

سوختنِ در چرا به چشم نيامد؟
خطبه ي حيدر چرا به چشم نيامد؟
گريه ي اصغر چرا به چشم نيامد؟
پاسخ چندين هزار مسئله سرخ است
آب بريزيد دست حرمله سرخ است

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
23:52
#شب_دوم_محرم
#ورود_به_کربلا


عباس آمده است و علی اکبر آمده است
وقتی رباب هست علی اصغر آمده است

جمعند خانواده زهرا کنار هم
اینجا برادری است که با خواهر آمده است

یک سو رسیده لشکری از کوفه سی هزار
یک سو عزیز فاطمه بی لشکر آمده است

صفین دیده اند که با دیدن حسین
آه از نهاد این همه لشکر برآمده است

از بس شبیه، هرکه رسیده است گفته است
ایمان بیاورید که پیغمبر آمده است

حرف از فدک که نه سخن از غصب مهریه است!
با بچه های فاطمه آب آور آمده است

گیرم فرات بخل کند چشم ما که هست
رودی کشیده ایم که از کوثر آمده است

زینب پیاده شد، وسط دشت رفت و گفت
اینجا چقدر خار مغیلان درآمده است

شاید به شام می رسد این ره که هر زنی
در این مسیر با دو سه تا معجر آمده است

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
23:52
#شب_دوم_محرم
#ورود_به_کربلا


عزیز فاطمه بر کربلا خوش آمده ای
خلیل آل علی بر منا خوش آمده ای

هنوز کعبه ز هجران تو سیه پوش است
شکوه مروه، صفای صفا، خوش آمده ای

فرشتگان ز قدوم مبارکت بوسند
بیا امیر ملائک بیا خوش آمده ای

ز نور تو همه جا کربلاست یابن علی
چه گویمت ز کجا تا کجا خوش آمده ای

زند به پای تو قوم بنی اسد بوسه
که ای عزیز به دیدار ما خوش آمده ای

فدای غیرت عبّاست ای امام غریب
یگانه خامس آل عبا خوش آمده ای

قدم به خاک مَنِه روی چشم ما بگذار
امام عشق ولیّ خدا خوش آمده ای

#ولی_الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
23:52
#ورود_به_محرم

سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت
دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت
روزی اشک تمام نوکران هم باخودت
واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت
از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد
مادری با کودکی معصوم دارد میرسد
آه آه خواهری مهموم دارد میرسد
خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد
از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب
روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب
جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب
آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب
انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما

#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
23:52
#شب_دوم_محرم
#ورود_به_کربلا


فغان می زد که یارب، خاک این صحرا نبود ای کاش
و آغوشش به روی کاروان ها وا نبود ای کاش

زمین کربلا برخواست برپا، نیزه ها را دید
و باخود گفت امروز مرا فردا نبود ای کاش

یقین تکلیف طفلان با عطش اینگونه روشن بود
فراتی هست این جا،پیش رو اما نبود ای کاش

فرات مست را می دید و خاک کربلا می گفت
رقیه انتظارش از عمو بالا نبود ای کاش

دو جفت گوشواره لااقل از آن سوی معجر
به لاله های گوش دختری پیدا نبود ای کاش

سه شعبه تیر را می دید و باخود زیر لب می خواند
ربابی هست این جا که، چنان لیلا نبود ای کاش

چه می شد که نبود اصغر در این لشگر اگر هم بود
سفیدی گلویش این قدر زیبا نبود ای کاش

هزاران مرد تیر انداز را می دید و هی می گفت
علمدار حسین این قدر بی پروا نبود ای کاش

نقاب و معجر و خلخال،با خود آرزو می کرد
اگر هم بود،بعد از ظهر عاشورا نبود ای کاش

#مهدی_رحیمی

@raziolhossein
23:52
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم


لحظۀ پر زدن ما به نظر نزدیک است
راه عرش از دل صحرا چقَدَر نزدیک است

در دل خیمه بیایید همه جمع شوید
همه را سیر ببینم که سفر نزدیک است

مادرم زودتر از ما زده خیمه اینجا
چقَدَر بوی گل یاس پدر نزدیک است

تا سری هست به سجده بگذارید امروز
لحظۀ بال درآوردن سر نزدیک است

تا توانید به ششماهۀ من بوسه زنید
بوسه های لب یک تیر سه پر نزدیک است

گریه ای کرد و غریبانه به زینب فرمود:
دخترم پیش تو باشد که خطر نزدیک است

گفت آسوده بخوابید همین شبها را
وقت بیداری شب تا به سحر نزدیک است

گریه کرد و به علمدار اشاره فرمود:
که فدای تو شوم درد کمر نزدیک است

بر سر و روی یتیمان حسن دست کشید
گفت قاسم که: عمو مرگ مگر نزدیک است

قد و بالای جوانش جگرش را سوزاند
ای خدا صبر بده داغ پسر نزدیک است

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
23:52
#امام_حسین_مناجات
#محرم


 یک جهان روضه و یک ماه محرم داری 
آه، آقای غریبم چقدر غم داری 

تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات 
باز هم روضه ی نا خوانده به عالم داری 

این همه زائر دلسوخته ی خاکت را 
از ازل داشته ای تا به ابد هم داری 

روضه خوان هات زیادند، یکیشان قرآن 
مطلع فجر خدا سوره مریم داری 

درد دل کن که نماند به دلت چون پدرت 
خواهرت هست کنارت، تو که مَحرم داری 

بهترین نوحه ما هست «غریب مادر» 
صاحب روضه بگو، بهتر از این دم داری؟ 

تا که نومید نگردد ز درت محتاجی 
تو هم انگشت هم انگشتر خاتم داری 

وقت تدفین تو ای شعر غریبی، پسرت 
دید در وزن تنت چند هجا کم داری

#محسن_عرب_خالقی

@raziolhossein
23:52
#امام_حسین
#محرم


هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست

خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست

پریده رنگ ز رخسار احمد و حیدر
شراره ی دل زهرا، صدای وا ولداست

سرشک دیده ی زهرا، روان ز قلب افق
قد خمیده ی زینب، هلال ماه عزاست

قسم به جان حسین ای هلال خون برگرَد
که در تو زخم علمدار کربلا پیداست

بگو فرات نجوشد که آب تشنه لبان
در این طلیعهّ خون اشک دیده ی سقاست

بگو به لاله نروید که چند روز دگر
ورق ورق به روی خاک، لاله ی لیلاست

بگو به مهر نتابد که راس پاک حسین
فراز نیزه چو خورشید روز عاشوراست

ز گوش دخترکی خون روان بود گویا
که گوشواره ی او یادگاری زهراست

حسین بود خدایی، خدا حسینی بود
از آن زمان که جهان وجود را آراست

سرشک دیده ی میثم هماره جاری باد
که اشک دائم او وقف سیدالشهداست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
23:53
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم


دوباره ماه محرّم، دوباره بوی حسین
دوباره بر سر هر كوچه گفت‌وگوی حسین...

حسین، وارث كشف و شهودِ غار حراست
چه های ‌و هوی محمّد، چه های‌ و هوی حسین

نبسته‌اند به روی حسین، هرگز آب
فرات، آب ننوشید از گلوی حسین

فرات، تشنۀ لب‌های تفته‌جوشَش بود
فرات، آب شد از شرم، روبه‌روی حسین

قتیل قبله همیشه به یاد می‌مانَد
بیا كه مُهر نماز است، خاک كوی حسین

چنین كه در دل من، داغ كربلا جاری‌ست
شهید می‌شوم از هُرم آرزوی حسین

طلوع می‌كند آخر طلیعۀ موعود
مسیر قبله عوض می‌شود، به سوی حسین

#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein1
23:53
#امام_حسین
#اشک


روشن شد از چراغ حسینیه طور اشک
خورشید غبطه می خورد اینجا به نور اشک

داود های مرثیه از راه می رسند
با آیه های تشنه لبی از زبور اشک

یک شب به رونمایی این شعرها بیا
در محفل صمیمی ما با حضور اشک

بعد از هزار سال نشد مرهمی شود
از کوچه باغ زخم تن تو عبور اشک

لَن تَبرُدَ مُصیبتُکَ فی قلوبنا
گرم است از حرارت داغت تنور اشک

در خواب نامت آمد و گفتم نگریمت
اما شدم دو مرتبه مغلوب زور اشک

راز شفای نذری ات این است مادرت
در طبخ آن به جای نمک ریخت شور اشک

آورده اند... روی شما را زمین زدند
اینجا شکست چون دل راوی غرور اشک

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
23:53
#ورود_به_محرم
#امام_زمان_مناجات_محرمی


شبهای ماتم آمد آقا سرت سلامت
بوی محرم آمد آقا سرت سلامت

آورده مادرم باز پیراهن عزا را
شبهای ماتم آمد آقا سرت سلامت

یک دستمال گریه امشب تو مرحمت کن
اشکی چو زمزم آمدآقا سرت سلامت

ما گریه سر گرفتیم با روضه خوانی تو
بزمی فراهم آمد آقا سرت سلامت

بگذار دم بگیریم در این دهه بمیریم
از اشک این دم آمد آقا سرت سلامت

از عرش مادر تو با سوز یا بنی
با قامتی خم امد آقا سرت سلامت

اصغر اگر بخواب است دل شوره با رباب است
آن وعده کم کم آمد آقا سرت سلامت

شال عزا که بستی قلب مرا شکستی
یعنی محرم آمد  آقا سرت سلامت


@raziolhossein
23:53
#امام_حسین
#محرم


بار دگر دل را غبار غم گرفته 
چون قلب ختم الانبیا ماتم گرفته 

گویی که رنگ از چهرة گردون پریده 
مه سینه و خورشید پیراهن دریده 

ختم رسل در هاله ماتم نشسته 
بر چهرة زهرا غبار غم نشسته 

گر شعله جوشد از دل هامون عجب نیست 
گر خون بریزد از هلال خون عجب نیست 

ای اهل ماتم جامة ماتم بپوشید 
ای اشک ها از دیدة عالم بجوشید 

ای اختران از دامن افلاک ریزید 
ای مهر و مه خون گشته و بر خاک ریزید 

در سوز دل دارم پیام کربلا را 
انگار می بینم تمام کربلا را 

انگار می بینم زمین دریای خون است 
رخسار وجه الله اعظم لاله گون است 

انگار می بینم که هفتاد و دو سرباز 
دل هایشان بهر شهادت کرده پرواز 

انگار می بینم که طفل شیرخواره 
بر دوش بابا پر زند از گاهواره 

انگار می بینم حبیب افتاده بر خاک 
در مقدم محبوب خود با جسم صدچاک 

انگار می بینم که حر "العفو" گوید 
نزد حسین  از اشک خجلت چهره شوید 

انگار می بینم که مُحرم گشته عباس  
دور حرم دائم حرم را می دهد پاس 

انگار می بینم به گل های مدینه 
در تشنگی سقا شده چشم سکینه 

انگار می بینم که جسم گلعذاران 
با تیر و تیغ و نیزه گشته لاله باران 

انگار می بینم که گرگانی هم آهنگ 
بر جسم اکبر می زنند از هر طرف چنگ 

انگار می بینم زنان داغ دیده 
دارند شیون دور سرهای بریده 

ای ماه خون برگرد، خون کردی دلم را 
آتش زدی هم ریشه و هم حاصلم را 

ای ماه خون سیلاب خونم در دو عین است 
یک دشت دشمن تشنة خون حسین  است 

ماه حرام است و دلم غرق ملال است 
بر خصم، خون یوسف زهرا حلال است 

ماهی که گل های خدا با جسم صدچاک 
ریزند چون آیات قرآن بر روی خاک 

ماهی که دل ها هم چنان صهبای خون است 
ماهی که در هر دیده صد دریای خون است 

ماهی که شادی هم به ماتم رشک دارد 
قربان آن چشمی که دائم اشک دارد 

ماهی که طفل از نوک پیکان شیر نوشد 
حتی جوان آب از دم شمشیر نوشد 

ماهی که این امت ز پیغمبر  بریدند 
هجده جوان هاشمی را سر بریدند 

تنها نه این ماه امام عالمین است 
بالله تمام ماه ها، ماه حسین  است 

هر سال، سال یوسف زهراست، آری! 
هر روز، روز سرخ عاشوراست، آری! 

"میثم" رخ اسلام گلگون حسین  است 
آب درخت نور از خون حسین  است 

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
23:53
#ورود_به_کربلا


لشکری می رسد از راه خدا رحم کند
بد دهن، بد دل و بد خواه خدا رحم کند

از همان دور صدای بدشان می آید
ناسزا و بد و بیراه خدا رحم کند

یک طرف چند هزار آدم بی رحم کثیف
یک طرف غربت یک شاه خدا رحم کند

و فَدَیناه بِذبحی که لبانش خشک است
تشنه سر می بردَش آه خدا رحم کند

حاجی آماده ی قربانی و دَه روز دگر
می رسد آخر شش ماه خدا رحم کند

ارباً اربا شدن یک قد رعنا سخت است
نکند لشکر گمراه...؟! خدا رحم کند

با عمودی که در این لشکر شب می بینم
آخرش می شکند ماه خدا رحم کند

#داود_رحیمی

@raziolhossein
23:53
#امام_حسین_مناجات
#محرم

عــزاداريِ ما ، پايان ندارد
فراقِ درد و غم امكان ندارد
به ما در عهد ذر گفتند،اي عشق
---كه دردِ عشق تو درمان ندارد

نفس دادي كه با دَم زنده باشيم
به عشق نوحه و دَم زنده باشيم
نـدارد نسبتي با ما كـسي كه
بـرايت چشم خون افشان ندارد

فدايش باد ، جان هاي گرامي
كسي كه نزد تو كرده غلامي
به جانِ جُوْن كه جان آفرين ست
كسي كه غيـرِ تو جانان ندارد

خُدارا شُكر از اينكه هر كُجاييم
پُـر از حال و هواي كربلاييم
بدون ذكر تو در سينه ي مــا
هـواي تـازه اي جريان ندارد

ندارد هيـچ خيري بي تو قرآن
نمي سـازد زهيري بي تو قرآن
لب ما تا كه با ذكر تو گرم است
هـواي خـواندنِ قرآن ندارد

به جز عشقت تمنّايي نداريم
به جز اين آستان جايي نداريم
سـرِ ديوانه هاي روضـه ي تو
خيال روضه ي رضوان نـدارد

بنوشد قطره اي از اشكِ مارا
جهنّم مي شود برداً ســلاما
بنازم قـدرتِ اشكِ غمت را
كه سيل آساترين باران ندارد

به رغم سوگوارنت كه شادنـد
به روز حشر غمگين ها زيادند
كسي كه با غمـت بيگانه باشد
به محشر صورتِ خندان ندارد

به خود گفتم تصوّر كن چنين است
همان كه زينت عرش برين است
تنش عـريان نيفتاده به گودال
سري بر نيزه سرگردان ندارد

تصوّر كن كه او را خاك كردند
همه بهرش گريبان چاك كردند
تصوّر كن شب (شام غريبان)
سرش جا در تنورِ نـان ندارد

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
23:53
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم


راه را باز نماييد ...محرم آمد
دم بگيريد که هنگامه ي ماتم آمد

دست بر سينه نهاده ...همه تعظيم کنيد
مادري دست به پهلو، کمري خم آمد

نوکران، سينه زنان، موي کنان، مويه کنيد
سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

امشبي را که شب درد دل با يار است
سفره ي دل بگشاييد محرم آمد

پيرهن مشکي ما حوله احرام عزاست
در حسينه ارباب خدا هم آمد

چشم ما گريه کنان وصل به چشم زهراست
زين سبب سلسله ي اشک منظم آمد

بر سياهي عزا ديده ي ما روشن شد
بزم دلداگي يار فراهم آمد

روز محشر که همه خلق خدا حيرانند
رتبه ي زائر ارباب مقدم آمد

قدر بال مگسي اشک بشويد دل ما
قطره ايي پاک تر از چشمه ي زمزم آمد

عرضه بر دوست کنم نوکري يک ساله
که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

فاطمه منتظر آمدن ما بوده
لشگر گريه کنان شه عالم آمد


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
23:53
#ورودیه
#دودمه

زینب اما نَه بگو شیرِ خدا آمد فرود
خیمه را برپا کنید--خیمه را برپا کنید

حضرتِ کرببلا در کربلا آمد فرود
خیمه را برپا کنید--خیمه را برپا کنید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:53
#ورود_به_کربلا
#زمزمه


مهمان ز حجاز آمد
با عزّت و ناز آمد
کوتاه کن این قصّه
کز راه دراز آمد

روح حرمین آمد
یعنی که حسین آمد
___

شد موسم مهمانی
امّا به بیابانی
لبّیک به لب آیند
هفتاد و دو قربانی
___
آیند غریبانه
شمع و گل و پروانه
هم پیر و جوان دارند
هم کودک و دردانه
____
ای کرببلا! امشب
خوش باش از این مطلب
بر خاک تو پا بگذاشت
ناموس خدا زینب
___
این کوه منای ماست
میثاق خدای ماست
ما اهل بلا هستیم
این کرببلای ماست


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein1
23:53
#امام_حسین_مناجات
#امام_حسین_مصیبت
#حضرت_زینب_مدح


همیشه بوده ایم در پناه زینب و حسین
نشسته ایم تا ابد به راه زینب و حسین

محرم و صفر شده تمام سال یک طرف
و یک طرف دگر همین دو ماه زینب و حسین

به کربلاست زینب و حسین هست در دمشق
که فرق نیست بین بارگاه زینب و حسین

بدون شک که مستجاب میشود دعا اگر
خدای را قسم دهی به جاه زینب و حسین

برادری و خواهری که پشت گرمی همند
حسین و زینبند تکیه گاه زینب و حسین

به غیر از این که بوده اند از علی و فاطمه
چه بوده نزد کوفیان گناه زینب و حسین

علی فدای عمه و عون فدای دایی اش
فدای یک دگر شده سپاه زینب و حسین

فقط حسین نیست بین قتلگاه و خاک و خون
که کربلا شده است قتلگاه زینب و حسین

یکی ز زخم پیکری یکی ز داغ دیگری
بلند شد دگر ز سینه اه زینب و حسین

یکی سر بریده اش یکی قد خمیده اش
شدست این نشانه ها گواه زینب و حسین

یکی میان قتلگه یکی کنار خیمه ها
شدست دوخته بهم نگاه زینب و حسین


@raziolhossein
23:53
#ورود_به_محرم


چشمی که در این روضه ها ابر ببار است
روز قیامت هم به تو امیدوار است

ظرف زمان سینه زنها فرق دارد
ماه محرم اول فصل بهار است

هرکس علامت میکشد بختش بلند است
بر شانۀ زخمش نشان افتخار است

سوگند بر زهرا که فردا سود کرده
امروز هرکس با تو گرم کسب و کار است

در زیر این پرچم همه باهم عزیزند
حتی غریبی که در این گوشه کنار است

من اختیارم را فقط دادم به زینب
نوکر همیشه از خودش بی اختیار است

آنکه پیاده میرود تا کربلا را
در اصل بر بال ملایک او سوار است

بی کربلا نوری ندارد زندگیمان
خیر و خوشی ماهمه دران دیار است

مارا عزادار شما گفتن روا نیست
وقتی که زهرا در غم تو سوگوار است

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
23:53
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم

آمده ماه غم و ماه عزا بسم الله
از دل عرش خدا داده ندا بسم الله
نوکرانِ پسرِ شیر خدا بسم الله
درِ این خانه بگیرید نوا بسم الله

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

ماه غم ماه عزا ماه محرم آمد
ماه درد و محن و اشک دمادم آمد
ناله ی فاطمه از عرش معظم آمد
با همین گریه و این شور و عزا بسم الله

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

بزم عشق است به پا،با دل و جان باید رفت
وسطه روضه او مویه کنان باید رفت
دیدنِ شاه غریب سینه زنان باید رفت
سین زنهای غم خون خدا بسم الله

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله


تا قیامت علم شاه به پا خواهد بود
تا ابد زائر او ذات خدا خواهد بود
اربعین وعده ی ما کرببلا خواهد بود
رود این قافله سوی حرم ثارالله

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

#عبدالزهرا

@raziolhossein
23:53
#شب_دوم_محرم
#ورودیه

رویِ زانویِ برادر پا اگر بگذاشته
آفتاب انگار منّت بر قمر بگذاشته
دستها را رویِ دوشِ دو پسر بگذاشته
آنکه رویِ شانه‌ی عباس سر بگذاشته

دورِ او از عون و جعفر اکبر و قاسم پُر است
شُکر گِردش از جوانانِ بنی‌هاشم پُر است


جبرئیل اینجاست تا خانوم فرمایش کند
تا حسینَش هست او احساسِ آرامش کند
تاکه آرام است دنیا درکِ آسایش کند
تا بیاید عمه‌جان باید عمو خواهش کند

تاکه عباس است خانم خواب راحت می‌کند
او فقط در سایه‌ی او استراحت می‌کند


دست او که نیست دل غم رویِ غم می‌ریزَدَش
َنامِ اینجا را مَبَر  وقتی بهم می‌ریزَدَش
چشم‌ها خونِ جگر در هر قدم می‌ریزَدَش
بیشتر او را بِهَم طفلِ حرم می‌ریزَدَش

خیمه برپا می‌کنند و روضه برپا می‌کند
می‌نشیند گوشه‌ای هِی وای زهرا می‌کند


ناله زد تا زد قدم : دیدی چه آمد بر سرم
گفت در بینِ حرم : دیدی چه آمد بر سرم
چیست اینجا غیرِ غَم دیدی چه آمد بر سرم
مادرم ای مادرم دیدی چه آمد بر سرم

گفت با دلواپسی با آه : برگردان مرا
مُردم از دلشوره از این راه برگردان مرا


این حرم گهواره دارد جانِ زینب بازگرد
مادری بیچاره دارد جانِ زینب بازگرد
زینبی آواره دارد جانِ زینب بازگرد
درد وقتی چاره دارد جانِ زینب بازگرد

وای از این سرزمین شیرِ رُبابت خُشک شد
تیرهاشان را ببین شیرِ رُبابت خُشک شد

- - -

داد زد شامِ دهم ای وای میبینی چه شد
بچه‌ها را کرده گُم ای وای میبینی چه شد
نعلِ تازه زیرِ سُم ای وای میبینی چه شد
وَیلَنا مِن بَعدِ کُم ای وای میبینی چه شد

گفت با طفلانِ در آتش علیکم بالفرار
زود گیرَد مویِ سر آتش علیکم بالفرار


میزند رویِ سرش دیگر نمی‌دانم چه شد
بوسه زد بر حنجرش دیگر نمی‌دانم چه شد
خاک خورده معجرش دیگر نمی‌دانم چه شد
مانده او با مادرش دیگر نمی‌دانم چه شد

ناقه‌اش عریان ولی جمعِ بنی‌هاشم نبود
با حرامی بود اما اکبر و قاسم نبود

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:53
#شب_دوم_محرم
#ورودیه


تاکه فرمود رسیدیم عَلَم را کوبید
یک علمدار بر این خاک قدم را کوبید
بر رویِ سینه‌ی خود تیِغ دودَم را کوبید
بینِ این دشت ستونهایِ حرم را کوبید

بیرق افراشته شد ، باد تکانش میداد
کیست این مرد که یک دشت نشانش میداد


زانویش خم شده و هست مُهَیا خانوم
با ادب گفت علمدار بفرما   : خانوم
آمد از محملِ خود حضرت زهرا ، خانوم
دست بگذاشت رویِ شانه‌یِ سقا  خانوم

گِرد او پنج برادر همه می‌چرخیدند
پنج تن دورِ سرِ فاطمه می‌چرخیدند


چو بزرگیش قسم در همه‌ی عالم نیست
پرده‌ی محملش از پرده‌ی کعبه کم نیست
گرچه در سایه‌ی عباس نشان از غم نیست
شُکر مَحرم پُر و یک دیده‌ی نامحرم نیست

گرچه مانند عمو دور و بَرِ زینب بود
هرچه غم بود فقط بر جگرِ زینب بود


مادرش آه   امان از دلِ زینب میگفت
همه‌ی راه   امان از دلِ زینب میگفت
گاه و بی گاه امان از دلِ زینب میگفت
سخت جانکاه امان از دلِ زینب میگفت

رفت در پیشِ برادر که برادر چه کنم
جگرم سوخته ، با ناله‌یِ مادر چه کنم


میزَند شور دلم تاب ندارد اینجا
دل پریشانی‌ام آداب ندارد اینجا
جانِ من جان رُباب آب ندارد اینجا
بچه بیدار شده خواب ندارد اینجا

به لبش پیشِ تو لبخند نمی‌آید وای
گریه‌ی اصغرمان بند نمی‌آید وای


حرفِ این دخترکان است از اینجا برویم
ساربان تا که نرفته است بگو تا برویم
کوچه‌ی مادرمان خانه‌ی زهرا برویم
باشد آقا همه‌اش حرفِ تو اما برویم

دست ما نیست  عطش بِین حرم اُفتاده
مُردم از غم چه کنم  بد به دلم اُفتاده


همه‌ی فکر و حواسم به تو باشد برگرد
قبل از آنکه به سَرَت شمر بیاید برگرد
به عروسِ تو قسم حرمله آمد برگرد
کاش بر تیر خودش زهر نمیزد برگرد

کاش دوریِ شما قسمت خواهر نشود
زینبت کاش که بی پنج برادر نشود


عزم کردی نروی کاش خزان برگردد
لااقل گو که از آن جمع سنان برگردد
زودتر از همه آن تیر و کمان برگردد
چشمِ آن جمعیت از سمتِ زنان برگرد

سایه‌ی روی سرم از سرِ اطفال مَرو
تا‌که من زنده‌ام آقا لبِ گودال مَرو

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:53
#ورودیه
#دوبیتی

هزاران درد و داغ آورده با خود
خزانی را به باغ آورده با خود
نسيم از هر سوی صحرا که آمد
فقط بوی فراق آورده با خود

دل آشفته ام دريای خون است
نگاهم از غم تو لاله‌گون است
بگو با من چرا ذکر تو امروز
فقط «اِنّا اِليهِ راجِعُون» است

تمام دشت را گشتم هراسان
پريشان‌تر شد اين قلب پريشان
چه سِرّی دارد اين گودال، آخر
که می‌لرزد دلم با ديدن آن

#یوسف_رحیمی


@raziolhossein
23:53
#ورودیه
#شب_دوم_محرم


 او تا رسید گریۀ دنیا شروع شد 
سینه زنی عالم بالا شروع شد 

این حس مادرانه كه دست خودش نبود 
دلشوره های زینب كبری شروع شد 

وقت مرور خاطره های گذشته شد 
اشك حرم میانۀ صحرا شروع شد 

ذكر حدیث پیرهن سرخ كودكی 
حرف از لباس یوسف زهرا شروع شد 

وقتی لباس حنجر او را خراش داد 
صحبت ز طشت و حضرت یحیی شروع شد 

"واللهِ هاهنا ذُبِح طفلُنا الرَّضیع" 
دیگرلهوف خوانی آقا شروع شد 

"واللهِ هاهنا سبِی...روضه خوان بس است" 
شرمندگی حضرت سقا شروع شد 

یك تیغ كند كار خودش را تمام كرد 
غارت نمودن تنش اما شروع شد 

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
23:53
#ورودیه


چه صحنه‌ها که در این دشت خار می‌‌بینم
چه روی داده که دائم غبار می‌‌بینم

چه روی داده از آن لحظه‌ای که آمده‌ایم
تو را به غصه و ماتم دچار می‌‌بینم

از آن زمان که رسیدم دلم به شور افتاد
خدا گواست چه در این دیار می‌‌بینم

بگو کجاست؟ که اینجا دلم گرفته حسین
سه ساله را ز چه رو بی قرار می‌‌بینم

هنوز دیر نگشته، بیا و برگردیم
وگرنه، گرد تنت نیزه‌دار می‌‌بینم

تمام دلهره‌ام این شده زمین نخوری
وگرنه روی تنت ده سوار می‌‌بینم

خدا کند نشود جسم تو لگدکوبی
چو زخم‌های تو، غم بی شمار می‌‌بینم

اگر برند مرا بین کوچه و بازار
سر تو را وسط رهگذار می‌‌بینم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
23:53
#ورود_به_کربلا


خدا کند به دلت آب هم تکان نخورد
نشسته ام غباری به پلکتان نخورد

تو خوب باش فدای سرت، سر زینب
تو باش باغ دلم سیلی از خزان نخورد

امیر امر نموده به بادها امروز
که روسری ز سر دختران تکان نخورد

دلت نیامد و من هم دلم نمی آید
مسیر روضه به شش ماهه ناگهان نخورد

خدا کند که بگیرد دعای من امروز
خدا کند که مسیرت به ساربان نخورد

اگر چه مادرمان روضه خوانده از گودال
سرت به نیزه و شمشیر توامان نخورد

و کاش عمر دهم پای ناقه ی عریان
دوباره چشم من آنجا به این سنان نخورد

بمان کنار عزیزم که دخترت روزی
هزار ضربه ی سیلی از این و آن نخورد

کنار چشم رباب و میان بزم شراب
خدا کند که لبت چوب خیزران نخورد


#احمد_شاکری

@raziolhossein
23:53
#ورود_به_کربلا


زمانِ رو شُدنِ دستِ روزگار هم آمد
زمانِ دعوتِ مهمان به کارزار هم آمد

به میزبانی ِشان لشگر پیاده رسید و
ز شام و کوفه سپس لشگر سوار هم آمد

خدا به خیر کند صحنه را رباب نبیند
که چلِّه چلِّه کمانگیر و نیزه دار هم آمد

رسید قافله و محضِ پیشواز سه ساله
فقط نه بازوی نیلی که چشم تار هم آمد

مصیبتیست ز هر سمت ، جسمِ یوسف زهرا
که سنگ گَر زِ یمین آمد از یسار هم آمد

صدای یا ابتای رقیه کُشت مرا که...
صدای " عمه عَلَیکُنَّ بِالفََرار " هم آمد

سری به نیزه و دِیر و تنور رفت و پس از آن
به بزم آلت لهو و مِی و قمار هم آمد

صدای نالۀ زینب مدینه رفت نه تنها
که تا به شش جهتِ عرش کردگار هم آمد
*

برای مستمعت روضه خوان بگو سندش را
فقط نه شوشتری گفته در بِحار هم آمد


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
23:53
#ورودیه
#شب_دوم_محرم

آینه در آینه تابید  عالم شد علی
نَفسِ خود را دید خود را دید خاتم شد علی
اولین صبحِ ظهورِ حَیِ اعظم شد علی
حق تماشا کرد  خود را تا مجسم شد علی

با علی جان میدهیم  با علی تب می‌کنیم
حرفِ مولا می‌زنیم و مشقِ زینب می‌کنیم


آنکه اقیانوسِ آرامِ علی شد زینب است
آنکه او آغاز و انجامِ علی شد زینب است
آنکه او معنایِ اسلامِ علی شد زینب است
آنکه آمد زینتِ نامِ علی شد زینب است

ما نمی‌فهمیم از این اوج  این اعجاز هیچ
شعرها را ساده‌تر می‌گویم اما باز هیچ...


او هزاران شیرزن بود او فقط زینب نبود
او ظهورِ پنج تَن بود او فقط زینب نبود
سوختن در سوختن بود او فقط زینب نبود
او حسین و او حسن بود او فقط زینب نبود

شد تمام آیه‌ی قالوبلا وقتی رسید
با نزولش کربلا شد کربلا وقتی رسید


شرحِ لیلی را اگر منزل به منزل گفته‌اند
شرحِ این تشریف را جمعِ مقاتل گفته‌اند
کعبه را با بودنش در راه ، محمل گفته‌اند
گَردِ صحرا نه غبارِ پرده را دل گفته‌اند

به حسینش که دل زینب به‌دست اکبراست
پرده‌ها‌ی محملِ زینب به‌دست اکبراست


کَشتیِ کربُبلا در کربلا پهلو گرفت
خواست تا پایین بیاید آسمان زانو گرفت
تا بیاید جبرئیل از شهپرش جارو گرفت
او نه از عباس ، جان عباس از بانو گرفت

پایِ او بر زانویِ مردانه‌ی عباس بود
بعدِ بابا دستِ او برشانه‌ی عباس بود


دورِ خود تا دید اکبر را خیالش جمع شد
عون و عبدلله و جعفر را خیالش جمع شد
دید در گهواره اصغر را خیالش جمع شد
بِینِ خمیه چند دختر را خیالش جمع شد

دید فوجِ دشمنان را گفت عباسم که هست
نیزه و تیغ و سنان را گفت عباسم که هست


ناگهان بی‌حال شد گودال را وقتی که دید
روضه‌اش اطفال شد گودال را وقتی که دید
ماتِ استقبال شد گودال را وقتی که دید
حرمله خوشحال شد گودال را وقتی که دید

آمد و اُفتاد بر پایِ برادر : بازگَرد
جانِ خواهر جانِ من نَه جانِ مادر بازگَرد



شامِ غم شد وای اکبر را نمی‌بیند چرا
عون و عبدالله و جعفر را نمی‌بیند چرا
پشتِ خیمه قبرِ اصغر را نمی‌بیند چرا
بِینِ حجمِ شعله دختر را نمی‌بیند چرا

خیمه از شعله اُفتاد و عزیزی سوخت سوخت
زیرِ آن خیمه خداوندا مریضی سوخت سوخت


بسکه اُفتاده زمین در پا توانی نیست نیست
می‌دَود سمتِ برادر حیف جانی نیست نیست
دیر شد تا او بیایَد ساربانی نیست نیست
وای از انگشت و انگشتر نشانی نیست نیست

زیرِ تیغ و نیزه می‌گردد جوابی حیف نیست
ناقه و چشمِ حرامی و...رکابی حیف نیست

#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:53
#ورود_به_کربلا

با صد جلالت و شرف و عزت و وقار
آمد به دشت ماریه ناموس کردگار

فرش زمین به عرش مباهات میکند
گر روی خاک پای گذارد "ملک سوار"

چه ناقه ای چه ناقه نشینی چه محملی
مریم رکاب گیر و خدیجه است پرده دار

حتی حسین تکیه بر این شانه میزند
خلقت زنی ندیده بدین گونه استوار

بیش از همه خدای مباهات میکند
که شاهکار خلقت او کرد شاهکار

تا هست مستدام حسین است مستدام
تا هست پایدار حسین است پایدار

کوهی اگر مقابل او قد علم کند
مانند کاه میشود و میرود کنار

با خشم خویش میمنه را میزند زمین
با چشم خویش میسره را میکند شکار

آنگونه که علی به نجف اعتبار داد
زینب به دشت کرب و بلا داد اعتبار

پنجاه سال فاطمه ی اهل بیت بود
زینب که هست فاطمه هم هست ماندگار

تا اینکه فرش راه کند بال خویش را
جبریل پای ناقه نشسته به انتظار

حتی هزار بار بیایند کربلا
زینب پی حسین می آید هزار بار

کار تمام لشگریان زار میشود
زینب اگر قدم بگذارد به کارزار

روز دهم قرار خدا با حسین بود
اما حسین زودتر آمد سر قرار

محمل که ایستاد جوانان هاشمی
زانو زدند یک به یک آنهم به افتخار

افتاد سایه قد و بالاش روی خاک
رفتند از کنار همین سایه هم کنار

طفلان کاروان همه والشمس و والقمر
مردان کاروان همه واللیل و والنهار

عبدند ، عبد گوش به فرمان زینبند
از پیرمرد قافله تا طفل شیرخوار

رفتند زیر سایه عباس یک به یک
با آفتاب غنچه گل نیست سازگار

از این به بعد هیچ نمازی شکسته نیست
وقتی قدم گذاشته زینب به این دیار

از فرش تا به عرش چه خاکی به سر کنند
بر روی چادرش بنشیند اگر غبار

از خواهری چو زینب کبری بعید نیست
معجر به پای این تن عریان کند نثار

یک عده گوشواره ولی دختر علی
یک گوش پاره برد از اینجا به یادگار

خیلی زدند "تـا" شود اما تکان نخورد
سر خم نمیکند به کسی کوه اقتدار

او که فرار کرد عدو از جلالتش
فریاد میزند که علیکن بالفرار

ترسم که انبیاء بیفتند بر زمین
دستی اگر خدای نکرده به گوشوار ....

پرده نشین کوفه،بیابان نشین شده
با دختر بتول چه ها کرد روزگار !

" قومی که پاس محملشان جبرئیل داشت
گشتند بی عماری و محمل، شترسوار "

آن بانویی که سایه او هم حجاب داشت
با رفت و آمد سربازارها چه کار؟!!!!

چشم طنابهای اسارت به دست اوست
زینب به شام رفت ولیکن به اختیار

در یک محله زخم زبان خورد بی عدد
در یک محله سنگ گران خورد بیشمار

دردی به درد طعنه شنیدن نمیرسد
یا رب مکن عزیز کسی را بدان دچار

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
23:58
#امام_زمان_مناجات
#شب_دوم_محرم


چه مي شود كه سرانجام، آن زمان برسد
و قطره نيز به درياي بيكران برسد

محرم است بيا تا كه چشم مرده ما
براي گريه در اين روضه ها به جان برسد

چقدر نزد تو با آبروست دستي كه
براي خرجي اين ماه بر دهان برسد

شبيه فاطمه خوشحال مي شوي وقتي
براي مجلس جد تو ميهمان برسد

به كربلاي شب دومت ببر ما را
خبر رسيده قرار است كاروان برسد

به عرش مي رسد آقا صداي ناله ي تو
اگر به روضه ي گودال، روضه خوان برسد

حسين آمده و راس او قرار شده
به شمر و حرمله و خولي و سنان برسد

#محمد_علي_بياباني

@raziolhossein
23:58
#ورودیه
#شب_دوم_محرم

...این قافله را راحله جز عشق و وفا نیست
در سینهٔ آیینه، جز آیین صفا نیست
جز در بَرِ یکتا قدِ این فرقه دو تا نیست
حتّی جرس قافله، غافل ز خدا نیست

رکن و حَجَر و حِجر، ز هجر است پریشان
زمزم ز دو چشم آب بریزد پیِ ایشان

اینان که روانند، همه روح و روانند
این سلسله هر یک‌تنشان جان جهانند
این طایفه از طفل و جوان، پیر زمانند
این قافله شب تا به سحر، نافله‌خوانند

بازار جهان این همه سرمایه ندارد
گلزار جِنان این قَدر آرایه ندارد

این قافله جز عشق، ره‌آورد ندارد
عشقی که به جز سوز و غم و درد ندارد
یک آینه، بر چهرهٔ خود گَرد ندارد
جز شیرزن و غیر جوانمرد ندارد

مُحرِم شده از کعبهٔ گِل، راه فتادند
از گِل به سوی کعبهٔ دل، روی نهادند

اینان همه از خانهٔ خود، دربدرانند
بر باغ دل فاطمه، یکسر ثمرانند
اینان پسر عشق و، محبّت پدرانند
با شور حسینی به نوا، جامه‌درانند

دین را به فداکاری این طایفه، دِیْن است
وین قافله را قافله‌سالار، حسین است

این قافله را بانگ جرس، گریه و ناله‌ست
این قافله نی، باغ گُل و سوسن و لاله‌ست
از نور، به گِرد رُخشان حلقهٔ هاله‌ست
در محمل خود، حاجیه بانوی سه‌ساله‌ست

با سورهٔ عشق آمده، هفتاد و دو آیه
چون ماه و ستاره پی هم، سایه به سایه

این طفل، به غیر از دُرِ دُردانه نبوده‌ست
دردانهٔ من، با موی بی‌شانه نبوده‌ست
جایش به جز از دامن و بر شانه نبوده‌ست
گنج است، ولی گوشهٔ ویرانه‌ نبوده‌ست

این دختر من، نازترین دختر دنیاست
دختر نه، که در مِهر و وفا، مادر باباست

ای کعبه ببین، غرق صفا مُحرِمشان را
ای کوفه چه کردی بدنِ مُسلمشان را؟
ای ماه ببین ماه بنی‌هاشمشان را
ای سَرو ببین سروِ قدِ قاسمشان را

ای صبح کجا آمده صادق‌تر از اینان؟
ای عشق بگو نامده عاشق‌تر از اینان

چاووش عزا همره من روح الامین است
ای خصم اگر تیر و کمانت به کمین است
در دستت اگر کعب نی و نیزهٔ کین است
سردار سپاهم پسر اُمّ بنین است

آورده‌ام از جان شما تاب بگیرد
چشمی که ز چشمان شما، خواب بگیرد

ای قوم هوس! عشق، هواخواه حسین است
سرهای سران، خاک به درگاه حسین است
خورشید فلک، مشتری ماه حسین است
ای روبَهیان، شیر به همراه حسین است

آن فضل که در قافله‌ام نیست،کدام است؟
عبّاس، ترازوی مرا سنگ تمام است

ای روشنی چشم و، چراغ دل زینب
کشتی نجات همه و ساحل زینب
وی ماه رخت روشنی محفل زینب
دوری مکن از دیده و از محمل زینب

دارد سفر ما سفر دیگری از پی
من روی شتر راه کنم طی، تو سر نی

#علی_انسانی

@raziolhossein
23:58
#ورودیه
#شب_دوم_محرم


لحظهء پر زدن ما به نظر نزدیک است
راه عرش از دل صحرا چقَدَر نزدیک است

در دل خیمهء بیایید همه جمع شوید
همه را سیر ببینم که سفر نزدیک است

مادرم زودتر از ما زده خیمه اینجا
چقَدَر بوی گل یاس پدر نزدیک است

تا سری هست به سجده بگذارید امروز
لحظهء بال درآوردن سر نزدیک است

تا توانید به ششماههء من بوسه زنید
بوسه های لب یک تیر سه پر نزدیک است

گریه ای کرد و غریبانه به زینب فرمود:
دخترم پیش تو باشد که خطر نزدیک است

گفت آسوده بخوابید همین شبها را
وقت بیداری شب تا به سحر نزدیک است

گریه کرد و به علمدار اشاره فرمود:
که فدای تو شوم درد کمر نزدیک است

بر سر و روی یتیمان حسن دست کشید
گفت قاسم که: عمو مرگ مگر نزدیک است

قد و بالای جوانش جگرش را سوزاند
ای خدا صبر بده داغ پسر نزدیک است

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
23:58
#ورودیه
#شب_دوم_محرم


کربلا اینجاست، بسم الله الرحمن الرحیم
خیمه ها برپاست، بسم الله الرحمن الرحیم

کربلا اینجاست، بسم الله الرحمن الرحیم

بار بگشایید یاران چون قرار ما و دوست
در همین صحراست، بسم الله الرحمن الرحیم

ههُـنا مَـوضِـعُ کَـربٍ وَ بَـلا، این سرزمین
قتلگاه ماست، بسم الله الرحمن الرحیم

خیمه¬گاه بزم عشاق خدا در دشت خون
تا ابد برپاست، بسم الله الرحمن الرحیم


@raziolhossein
26 August 2019
ش
00:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود
#شب_دوم_محرم


گلهای اهل بیت به گلزار می رسند 
موعودیان به موعد دیدار می رسند 

اینجا زمان وصل چه نزدیک حس شود 
دلدادگان  وصل به دلدار می رسند 

این حاجیان که نیمه شب از کعبه آمدند 
آخر همه به کوچه و بازار می رسند 

این کاروان به قافله سالاریِ حسین 
دارند با امیر و علمدار می رسند 

گاهی دم از شریعه و گودال می زنند 
گاهی به تلّ خاکی و هموار می رسند 

ناگاه با برادر خود گفت خواهری 
این نخل ها به دیدۀ من تار می رسند 

این باغهای کوفه چرا نیزه داده اند 
این میوه ها چه زود سرِ بار می رسند 

یک دختر جلیله به بابا خطاب کرد 
این نامه ها که از در  و دیوار می رسند 

آن هیجده هزار نفر که نوشته اند 
آقا بیا، کجا به تو ای یار می رسند 

یک مادری به نغمه لالایی اش سرود 
حتماً به داد کودک گهوار می رسند 

ناگه سه ساله بر سرِ دوش عمو گریست 
این خارها به پای من انگار می رسند 

حالا حسین یک یکشان را جواب داد 
اینجا به هم حقایق و اسرار می رسند 

اینجا زمین قاضریه، دشت کربلاست 
جایی که تیرهای هدف دار می رسند 

اینجا به غیر نیزه تعارف نمی کنند 
از شام و کوفه لشگر جرار می رسند 

سر نیزه ها به پیکر من بوسه می زنند 
شمشیرهای تشنه و قدار می رسند 

ذبح عظیم پیش تماشای زینب است 
شمر و سنان به قهقهه این بار می رسند 

حلق علی و قلب من و سینة یتیم 
این نقطه ها به حرمله انگار می رسند 

اینجا ترحمی به یتیمان نمی شود 
زیور فروش های تبه کار می رسند 

سرهایتان به سنگ، همه آشنا شود 
بس هدیه ها که از در و دیوار می رسند 

جمعی برای بردن خلخال و گوشوار 
جمعی برای غارت گهوار می رسند 

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
ش
00:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورودیه
#شب_دوم_محرم



دلشوره ای افتاده در جانم برادر 
غمگینم و سر در گریبانم برادر 

حس بدی دارم، عجب دشت عجیبی ست! 
مبهوت خاک این بیابانم برادر 

یك دشت مرد اجنبی دور و بر ماست 
این جا مزن خیمه، هراسانم برادر 

در كاروانت دخترانِ بی شماری ست 
می ترسم از آینده؛ حیرانم برادر 

جایی برای بازی طفلان تو نیست 
دلواپسِ خار مغیلانم برادر 

صحرای محشر پیش این صحرا بهشت است 
خشكیده لب های غزل خوانم برادر 

دست دخیل خارهایِ دشت رفته 
سمت ضریح پاكِ دامانم برادر 

بادی جسارت كرد و خلخالم تكان خورد 
تشویش دارم‌؛ دل پریشانم برادر 

آن نامه های بار اُشتر را نشان ده 
با  حُر بگو در كوفه مهمانم برادر 

با زینبت دنیا سرِ سازش ندارد 
مظلومه ی معروفِ دورانم برادر 

از كودكی با دردِ چشمم خو گرفتم 
در گریه كردن، پیر كنعانم برادر 


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
00:17
#ورودیه
#شب_دوم_محرم


باز این چه نواست، وز کجا می‌آید؟ 
کاین نغمه به گوش آشنا می‌آید 

یا رب چه غبار دلنشینی است که باز 
بر لوح دل از خاطره ها می‌آید؟ 

این کیست، که از قِصۀ پر غُصۀ او 
غم های دگر، به انتها می‌آید؟ 

این کیست، که بر پردۀ دل چنگ زند 
کز شور غمش، دل به نوا می‌آید؟ 

این کیست، که از شتاب چرخ عمرش 
گرد غم و طوفان عزا می‌آید؟ 

این کیست، که از شعار آزادی او 
بر گوش مجاهدان، ندا می‌آید؟ 

این کیست، که هر کس شنود نامش را 
با چشم تر و، نوحه سرا می‌آید؟ 

این کیست، که هر جا گذرد، همچو بهار 
بوی گل سرخ، از فضا می‌آید؟ 

این کیست، که حج خویش، ناکرده تمام 
لبیک به لب، به نینوا می‌آید؟ 

خون در دل عاشقان حق، می‌جوشد 
یک لاله عذار حق نما می‌آید 

از شهر نبی، مسافری سرگردان 
با قافله اش، به کربلا می‌آید 

این عاشق سرگشته، حسین است، حسین 
کاینجا به مشیت خدا می‌آید 

این ذبح عظیم است، که از بیت خدا 
با جمله عزیزان به منا می‌آید 

اکبر به شتاب، از پی ثار الله 
با قلب حسین، پا به پا می‌آید 

قاسم که درین سفر بجای حسن است 
آید به نظر که مجتبی می‌آید 

عباس به پاس محمل خواهر خویش 
چون سایۀ زینب، ز قفا می‌آید 

گر جنگ و ستیز است، خدایا، در پیش 
پس دختر زهرا به کجا می‌آید؟ 

کس نیست ( حسانا ) که بپرسد ز رباب 
با اصغر شش ماهه، چرا می‌آید؟ 

#حبیب_چایچیان #حسان

@raziolhossein