19 September 2017
توکلی مدیریت ۹۱۲ created group «محرم-روضه» with members توکلی مدیریت ۹۱۲ and ا ت
ت۹
13:48
توکلی مدیریت ۹۱۲
شب #سوم #رقیه

امشب که با تو انس به ویران گرفته ام
ویرانه را به جای گلستان گرفته ام

امشب شب مبارک قدر است و من تو را
بر روی دست خویش چو قرآن گرفته ام

پاداش تشنه کامی و اجر گرسنگی
گل بوسه ایست کز لب عطشان گرفته ام

از بس که پابرهنه به صحرا دویده ام
یک باغ گل زخار مغیلان گرفته ام

از میزبانی ام خجلم سفره ام تهی ست
نان نیست جان زمقدم مهمان گرفته ام

زهرا به چادرش زعلی می گرفت رو
من از تو رو به موی پریشان گرفته ام

من بلبل حسینم و افتادم از نوا
چون جغد، آشیانه به ویران گرفته ام

بر داغدیده شاخۀ گل هدیه می برند
من جای گل، سرِ تو به دامان گرفته ام

(میثم) مدار خوف زموج بلا که من
دست تو را به دامن طوفان گرفته ام

(غلامرضا سازگار)
13:49
شب #سوم #رقیه

ویران‌نشین شدم که تماشا کنی مرا
مثل قدیم در بغلت جا کنی مرا

گفتم می‌آیی و به سرم دست می‌کشی
اصلاً بنا نبود ز سر وا کنی مرا

آن شب که گم شدم وسط نیزه‌دارها
می‌خواستم فقط که تو پیدا کنی مرا

از آن لبی که دور و برش خیزرانی است
یک بوسه‌ام بده که سر و پا کنی مرا

با حال و روز صورت تغییر کرده‌ات
هیچ انتظار نیست مداوا کنی مرا

معجر نمانده است ببندم سر تو را
پیراهنت کجاست که بینا کنی مرا

وقتی که ناز دخترکت را نمی‌خری
بهتر اسیر زخم زبان‌ها کنی مرا

حالا که آمدی تو؛ به یاد قدیم‌ها
باید زبان بگیری و لالا کنی مرا

عمّه ببخش دردسر کاروان شدم
امشب کمک بده که مهیّا کنی مرا

(احسان محسنی‌فر)
13:49
شب #سوم #رقیه

از دردهایم با تو میگویم پدرجان
از گوشواره از النگویم پدرجان

تنها نشانی مانده آن هم جای زخم است
دشمن شبیخون زد به گیسویم پدرجان

**

دیشب گلت از روی ناقه بر زمین خورد
انگار که در کوچه ها مادر زمین خورد

از زخمهای صورتم بابا گمانم
فهمیده ای که دخترت با سر زمین خورد

*


درد شدید مفصل زانو بماند
سوز ورمهای سر بازو بماند

دیشب نبودی حرمله بدجور میزد
لبها بماند...گوشه ی ابرو بماند

*

هی لا به لای رد شدنها سنگ خوردیم
از هیزها از بد دهنها سنگ خوردیم

در بین کوچه از جوان و کودکان و
بالای بام از پیر زنها سنگ خوردیم

*


مرد یهودی سوی چشمان مرا برد
خولی لگد زد نیمی از جان مرا برد

بابا! تلفظ کردن نام تو سخت است
بدجور مشت زجر دندان مرا برد

(امیررضا قدیری)
13:50
شب #سوم #رقیه

دلخورم از شام آهم را تماشا كرده اند
چشمه­ ي چشمِ مرا از گريه دريا كرده اند

سخت بابا به غرورِ دخترت بر خورده است
با من از بس مردمِ بي خير بد تا كرده اند

كوچه گردي، ريسمان، نانِ تصدق، كعب نِي
خيلي از اين بدترش را بد دهان ها كرده اند

هر كجا در راه افتادم سرم آورده اند
با لگد، كاري كه با پهلويِ زهرا(س) كرده اند

صورتي از من نمانده بسكه خوردم پشتِ دست
هق هقم را از سرِ لج سخت دعوا كرده اند

آه، دندان هايِ من يك در ميان افتاده اند
بي هوا تا آستينِ غيظ بالا كرده اند

تا به حدِّ مرگ بعد از آنكه هر بارم زدند
از سرِ نو از خدا مرگم تمنّا كرده اند

ريشه ريشه فرشِ سرخِ گيسوانم ريخته
بر سرم با پا يهودي ها تقلّا كرده اند

شاميان نازِ يتيمانه نمي دانند چيست!
غيرِ اَخم و قهر و تندي كاري آيا كرده اند؟

دخترت را زَجر كُش كردند هَرزه چشم ها
غربتم را سنگ و خاكستر تسلّي­ا كرده اند

خوب شد بابا عمو با ما نيامد تويِ كاخ
تا نبيند پاي ماها را كجا وا كرده اند

مهربانِ من رفيقِ تازه پيدا كرده اي
خيزرانها بر لبِ تو جشن بر پا كرده اند

زيور آلاتِ حرم بازيچه هايِ دختران
چند سر اسباب بازيِ پسرها كرده اند

(علیرضا شریف)
13:56
شب #سوم #رقیه

دستگیر عالمم اما دو دستم بر سر است
من چهل منزل رخم نیلی و چشمانم تر است

گر به من گویند بابا را نخوان سیلی نخور
صورتم سازم سپر گویم که بابا بهتر است

شام را ویران کنم ورنه رقیه نیستم
ذکر صبح و شام اینان سب جدم حیدر است

غائبین کوچه بر من عقده خالی میکنند
هرکه دیدم گفت رویت مثل روی مادر است

می شود فهمید از این حمله ی مرکب سوار
آمده گیسو کشد کی در شکار معجر است

یک نسیم از این همه طوفان که من دیدم اگر
در گلستانی فتد بر یک اشاره پر پر است

قد و بالای سه ساله دختری زانو بغل
از کف یک چکمه زجر حرامی کمتر است

گر زمین گیرم به عمه اقتدا خواهم نمود
چاره ی دردم فقط یک بوسه ای از حنجر است

وجه تشبیه سر من با سر تو این بود
هر دو صورت سوخته گیسو پر از خاکستر است

(قاسم نعمتی)
23 September 2017
ت۹
19:43
توکلی مدیریت ۹۱۲
#امام #زمان

اگه باشی
دلم دیگه نمیلرزه
همین اشکام
به لبخند تو می ارزه
بذار سایت
همیشه رو سرم باشه
قرار ما
شب جمعه حرم باشه (2)
به قربونت
نگاهی اطلسی داری
واسم آقا
همش دلواپسی داری (2)
دلم تنگه
هوای کربلا دارم
خوشیم اینه
دلی پیش رضا دارم
حرم گفتم
هوای کربلا کردم
هوایی تر
فقط دور تو میگردم (2)
به غیر از تو
واسه من تیکیه گاهی نیست
پناهم باش
که جز روضت پناهی نیس (2)
غلط گفتم
که چیزی توی کاسم نیست
تورا دارم
تورا دارم حواسم نیست (2)
سلام آقا
که الان روبروتونم
من ایستادم
زیارت نامه میخونم(2)
سلام آقا
یه عمریه بدهکارم
سلام آقا
بدم اما دوست دارم
24 September 2017
ت۹
16:35
توکلی مدیریت ۹۱۲
امام #زمان(عج)- #مناجات محرمی

به اشک‌های آن پدر که بی پسر شده بیا

به گریه‌ های دختری که بی پدر شده بیا

به آن شهید پاره‌تن که بی‌کفن رها شده

به نـالـه هـای مادرانِ خونجگـر شده بیا
16:37
امام #زمان(عج)-مناجات شب #تاسوعا



به بزم ماتم جدّت ، بیا اباصالح

شده محرّم جدّت ، بیا اباصالح

شعار صبح ظهور تو یالثارات است

به زیر پرچم جدّت ، بیا اباصالح

به اشک چشم محبان سیدالشهدا

که ریخت در غم جدّت ، بیا اباصالح

هنوز خون گلوی حسین می جوشد

به حُرمت دَم جدّت ، بیا اباصالح

چقدر خجلت بابا ز کودکش سخت است

به اشک نم نم جدّت ، بیا اباصالح

به لحظه ای که به زانو ، کشان کشان آمد

کنار علقمه ، جدّت ، بیا اباصالح

نوای " انکسر ظهری " اَش به گوش آید

به قامت خم جدّت ، بیا اباصالح

قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا

به ذبح اعظم جدّت ، بیا اباصالح

به جا به جا شدن آیه های یک سوره

به جسم در هم جدّت ، بیا اباصالح

یکی لباس تنش برده و یکی دیگر

ربوده خاتم جدّت ، بیا اباصالح

دعای آخر او در میان گودالی

نموده زَمـزَمه جدّت : بیا اباصالح
16:40
امام #زمان(عج)-#مناجات محرمی



الا ای قبله گاه دل كجایی؟

محرّم شد... نمی خواهی بیایی؟

بیا یك بار تا دورت بگردم

بیا كه مُردم از داغ جدایی

بیا یك سر به جمع سینه زن ها

كه شاید بشنوم از تو صدایی

فدای ناله های آتشینت

میان روضه های نینوایی

كنار قتلگه یا خیمه گاهی!

نمی دانم كجای كربلایی!

هوای روضه های صبح گاهت

دل دیوانه را كرده هوایی

شود آیا برای روضه خواندن

مرا هم یک دهه دعوت نمایی؟
ت۹
16:55
توکلی مدیریت ۹۱۲
#رقیه شب #سوم

سرم رفته از بس سرم داد زدن
نگو که چرا موم سفیده آخه
خودت رو یه لحظه بذار جای من
خواب دیدم که، تنت رو زمین
نفس میزدی، گلوتو برید
گریه کردم، همون که زدت
اومد منو زد، موهامو کشید
او می کشید و من می کشیدم
او می دوید و من می دویدم

خدا خواسته من مثل زهرا بشم
زیر کوله بار غمت تا بشم
رمق تو تنم نیست عزیز دلم
ببخشم نمیشه به پات پا بشم
چند روزی هست، میلرزه پاهام
دیگه نمازام، نشسته شده
افتادم من، گمون بکنم
که هردوتا پام، شکسته شده
من، روی ناقه، از جا پریدم
او می دوید و من می دویدم

کجا بودم حالا کجا اومدم
تا رفتی دیگه دل به دریا زدم
تو اون قصه ی غارت خیمه ها
سرم رو شکستم که معجر ندم
بعد غارت، ندیدی ما رو
چجور می‌برن، به زورِ طناب
بعد غارت، ندیدی ما رو
نگم که چی شد، تو بزم شراب
با دست بسته، هرجا رسیدم
هرچی بگی از، مَردم شنیدم

شاعر: سید جواد پرئی
ت۹
17:26
توکلی مدیریت ۹۱۲
شب #سوم #رقیه

کاش زجر من و اینقدر رو خار نکشونه
آخه عموم رو نیزه ها نگرونه
نزن من و حالم بده
خودم میام هولم نده
نزن من و حالم بده
خودم میام هولم نده
تا به من رسید بابا،بابا،بابا
موهام و کشید بابا،بابا،بابا
دست من و بست بابا،بابا،بابا
پهلوم و شکست بابا،بابا،بابا



شبیه مادرت شدم بابا
وای به دل امام حسن


کاشکی پسر ارشد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا
کاشکی راه رفتن بلد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا
شاهد فحش و لگد نبودم ای خدا ای خدا ای خدا
اونقدر کشیدم داد و هوار ای خدا ای خدا ای خدا
دستاتو واسش بالا نیار بی حیا بی حیا بی حیا
رو چادر مادر پا نذار بی حیا بی حیا بی حیا
17:28
امام #زمان شب #سوم #رقیه

دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید
دیدم که بر دردم دوا دارد می آید
دیدم که با شال عزا و چشم گریان
مولایمان صاحب عزا دارد می آید
تو بانی این روضه ای دریاب ما را
آغوش خود بگشا گدا دارد می آید
آقا نمی بینی مگر در غیبت تو
خیلی سر شیعه بلا دارد می آید

آقا سوالی داشتم از سمت گودال
آوای وا اُمّا چرا دارد می آید

بُنَیَّ قَتَلوکَ وَما عَرَفوکَ وَمِن الْماءِ مَنَعُوکَ.

آقا بگو جدّت مراقب باشد آخر
یک خنجر تیز از قفا دارد می آید
امشب ناله ها لاینقطع باید باشه
همراه با آن قافله با دست بسته
یک خانم چادر سیا دارد می آید
پشت سرش یک دختر ناز سه ساله
با قامتی که گشته تا دارد می آید
می گوید عمه یک نظر بر نیزه ها کن
بابای من همراه ما دارد می آید…….
17:31
#مقتل #سوم #رقیه

منبع: المنتخب فی جمع المراثی و الخطب، طریحی، ص ۱۳۶-۱۳۷

متن عربی : … فقالت: ما هذا الرّأس ؟ قالوا لها: رأسُ أبیک. فرفعته من الطّشت حاضنه له وهی تقول: یا أباه ! مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدک؟ یا أبتاه ! مَن ذا الذی أیتمنی على صغر سنّی ؟ یا أبتاه ! مَن بقی بعدک نرجوه ؟ یا أبتاه ! مَن للیتیمه حتّى تکبر ؟ یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات ؟ یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات ؟ یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات ؟ یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات ؟ یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات ؟ یا أبتاه ! مَن بعدک ؟ واخیبتنا ! یا أبتاه ! مَن بعدک ؟ واغربتنا ! یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى ، یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا . یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء .ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف , وبکت بُکاءاً شدیداً حتّى غشی علیها ، فلمّا حرّکوها , فإذا بها قد فارقت روحها الدُنیا

ترجمه: … وقتی سر بریده امام حسین را برای رقیه سلام الله علیها آوردند گفت این سر کیست؟ به او گفتند: سر پدرت حسین است. سر را با احتیاط از داخل طشت برداشت و به سینه چسبانید و با گریه های سوزناک خود خطاب به سر چنین گفت: پدر چه کسی تو را به خون آغشته کرد؟ چه کسی رگ های گردنت را برید؟ پدر چه کسی در خردسالی یتیمم کرد؟ پدر دختر یتیم تو به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدر جان زنان بی پوشش چه کنند؟ پدرجان زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟ پدر جان چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟ پدر جان چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟ پدر جان چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟ پدر جان بعد از تو چه کسی با ماست؟ وای بر ما بعد از تو وای از غریبی! پدر جان کاش فدایت می شدم. پدر جان ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. پدر جان کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. سپس لب ها را بر لب های پدرش امام حسین نهاد و چنان گریست که همان لحظه بیهوش شد و وقتی او را حرکت دادند دریافتند که از دنیا رفته است
17:38
#رقیه #سوم
وقتی سر تو بر روی یک نیزه جا گفت
تا سر رفت رو نیزه
شلاق سراغ من و عمه را گرفت
آن نیزه ای که زیر سر تو نشسته است
آخر تو را ز دست من و عمه ها گرفت
از شمر
سادات ببخشند
از شمر سهم مادریم را گرفتم
یک پهلوی شکسته

"سهمت چیه خانم جان؟"

یک پهلوی شکسته توان مرا گرفت
امان از محله ی یهودی ها
از بین نیزه پیرزنی گیسوی مرا
با بغض چندساله ی تو بی هوا گرفت
از خطبه های عمه دلم قرص شد پدر
باید دهان عمه ی مان را طلا گرفت
چشم عمو به داد من و معجرم رسید

حیف از دو گوشوراه که یک بی حیا گرفت

از سنگ پشت بام سرم درد میکند
از ضجه های بی اثر من صدا گرفت
امان از اون ناله ای که آه بگیره
گفتم دعا کنم کمر زجر بشکند
با یک دل شکسته چه دیدی دعا گرفت
من هر چقدر ناله زدم بیشتر زدند
از من نفس، عدوی تو با ضرب پا گرفت
ای حسین……..
مجنون شبیهه طفل تو شیدا نمیشود
خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود
17:39
یا امام #زمان شب #سوم
روزا بی قراری
شبا گریه داری
بمیرم برات که، کسی رو نداری
سرت رو ، روشونش بذاری
روزا گریه دارم
روزا بی قرارم
شبا گریه کارم
برا دیدن تو، لیاقت ندارم
سرم رو کف پات میذارم
یا امام زمان آقا جان
اگه کور ِ کورم
اگه از تو دورم
میخوابم امشبی که ، تو دریای نورم
دلم رو با اشکام بشورم
تو آقای مایی
می دونم میآیی
شهیدامون امشب،با تو کربلایی
میآیی تو صاحب عزایی
امام زمان
نوایی نوایی ،اَمون از جدایی
بریم خرابه
نوایی نوایی ،اَمون از جدایی
چشام تار ِ تار ِ،باباجون کجایی
خرابه شده کربلایی
دلم خونه خونه
دلم تنگه تنگه
هنوز داره یک شب
با بچه ات میجنگه
تو موهام پر از خورده سنگه
دلم خونه خونه
دلم تنگه تنگه
هنوز داره یک شب
با بچه ات میجنگه
17:41
#رقیه #سوم
خونابه های لبتو می شورم با اشکام بابا
خاکسترهای سرتو می گیرم با دستام بابا

خدا نگه داره عمه رو اگه نبود می مردم می مردم
سپر برای تنم می شد وقتی کتک می خوردم می خوردم

باشه بذار چشام تو غربت بباره
باشه بذار بگن که بابا نداره

کجایی بابا شده نماز من شکسته
کجایی بابا شده قیام من نشسته
کجایی بابا بیا ببین تیممم به روی خاک صورتت با دست بسته

ای بابا حکایتی شده مویم
ای بابا شکستگی ابرویم
ای بابا ببین کبوده بازویم

باشه کوچه به کوچه روی نیزه ها رفتی
خونه ی ما نیومدی

باشه کنج تنور و طشت طلا رفتی
خونه ی ما نیومدی

کجایی بابا عزا گرفته دختر تو
می خونه روضه خودش برای خواهر تو

تو بازار شام دیدم که می فروشن
یه گوشوارم رو با انگشتر تو

ای بابا ببین دیگه زمین گیرم
ای بابا سه سالمه ولی پیرم
ای بابا شبیه زهرا می میرم
25 September 2017
ت۹
18:47
توکلی مدیریت ۹۱۲
حضرت #زهرا

ناحلة الجسم یعنی
نحیف و دلشکسته میری
جوونی اما مادر پیری
بهونه ی سفر می گیری

باکیة العین یعنی
بارون غصه ها می باره
چشای مادر ما تاره
دیگه علی(ع) شده بیچاره

منهدة الرکن یعنی
توون برات نمونده بانو
کی قلبتو سوزونده بانو
کی بالتو شکونده بانو

معصبة الراس یعنی
بستی سری رو که پر درده
رنگ رخ تو مادر زرده
تو کوچه کی جسارت کرده

جوری لگد خوردی که
نمی تونی بلند شی از جات
جای غلافه رو بازوهات
داری میری کنار بابات

هیچ کسی ای وای من
نگفت تو کوچه به اون کافر
نزن زن رو جلوی شوهر
بمیره زینبت، ای مادر

وای مادرم
وای مادرم
توکلی مدیریت ۹۱۲ invited Deleted Account
ت۹
19:18
توکلی مدیریت ۹۱۲
#زینب #اسارت
باور نمی کنم سر بازار بردنت !

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت

از سینه ی حسین، تو را چکمه ای گرفت

از کربلا به کوفه، به اجبار بردنت

پای سفر نداشتی ای داغدار درد !

با یک سر بریده، به اصرار بردنت

پهلو کبود! گریه کنان تازیانه ها

با خاطراتی از در و دیوار بردنت

فهمیده بود شمر غرورت شکسته است

از سمت قتلگاه علمدار بردنت

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و...

در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت




در پیش گریه های تو این گریه ها کم است

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
19:19
#زینب #حسین
يادش به خير بال و پرش ميشدم خودم

سايه به سايه همسفرش ميشدم خودم

يك عمر مادر و پدر ميشدم خودم

جايِ همه فدايِ سرش ميشدم خودم



نام ِ حسين حكم ِ قسم را گرفته بود

يك شب نديدنش نفسم را گرفته بود



حالا فقط به پيرُهنش فكر ميكنم

ميسوزم و به سوختنش فكر ميكنم

دارم به دست و پا زدنش فكر ميكنم

بسكه به نيزه و دهنش فكر ميكنم ...



با روضه ي برادرم از هوش ميروم

با ضجه هايِ مادرم از هوش ميروم



واي از محاسن تو و انگشتهاي شمر

واي از لب و دهان تو و جاي پاي شمر...
19:23
اشعار شب #چهارم محرم

روضه دو #طفلان حضرت #زینب سلام الله علیها

***

جانبازی یادشان ندهی گریه میکنم

اذن جهادشان ندهی گریه میکنم

اصلا بیا و مصلحت اندیشی هم نکن

آشفته ام بیا و پریشان ترم نکن

اینها برای یاری تو قد کشیده اند

خود را برای کرببلا پروریده اند

سنگ تو را مدام به سینه زدند حسین

اینها برای روز دهم امدند حسین

قول میدهم که اَخم به ابرو نیاورم

قول میدهم که دست به زانو نیاورم

قول میدهم که ناله کنم از درون حسین

قول میدهم زخیمه نیایم برون حسین

دست محبتت ز سر این دو بر ندار

دق میکنم حسین بخدا سربه سر نذار

تا من هنوز دست به مویم نبرده ام

تا من هنوز از سر غصه نمرده ام

مانند قاسمت هم عسل نوش شان نما

لطفی نما حسین و کفن پوشش شان نما

لطفی کن و اجازه بده ای برادرم

لطفی کن و اجازه بده جان مادرم

بگذار تا فدایی راه شما شوند

بگذار تا شهید سر از تن جدا شوند

بگذار تا فدایی راه ولی شوند

بگذار قطعه قطعه شبیه علی شوند

بگذار تا که دایی خودرا صدا زنند

بگذار روی دست شما دست و پا زنند

ای دلخوشی من پسرانم فدای تو

هستی زینبی سر و جانم فدای تو
19:24
اشعار شب #چهارم #محرم

اشعار شهادت دو #طفلان حضرت #زینب سلام الله علیها

***

آورده ام که نذر علی اکبرش کنم

نذر علی نشد سپر حنجرش کنم

گل های باغ زندگی ام را یکی یکی

نذر دهان خشک علی اصغرش کنم

در راه او برای خدا دلخوشی خود

نذر دل شکسته ی آب آورش کنم

آورده ام گل پسران ام برای چه ؟؟

آورده ام تا که فدای سرش کنم

اصلا بزرگ کردم شان من به این امید

سربازهای کوچک این لشگرش کنم

او دست رد به سینه ی خواهر نمیزند

میخواست یادی هم فقط از مادرش کنم
19:25
#حسین #زینب

چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت

از پـیــرهـن نــداشـتـنـت گریه ام گرفت

بـا دیـده هـای سـرخِ جگـر مثـل مـادرم

هنگام دست وپا زدنت گـریـه ام گـرفت

جـایـی بـرای بـوسـه بــرادر نـیـافــتم

از نیـزه هـای در بـدنت گـریه ام گـرفت

تا دیـدم آن سـواره ولـگـرد نـیـزه دار

بــر تـن نـمـوده پـیـرهنت گریه ام گرفت

وقـتـی شنـیـدم از پسـرت ای امام اشک

یـک بـوریـا شـده کـفـنـت گریه ام گرفت
26 September 2017
ت۹
09:55
توکلی مدیریت ۹۱۲
حضرت #زهرا امام #حسن
روز روشن بود و دیدم دل آسمون گرفت

دومی میون کوچه سر راهمون گرفت

برگه ی فدک رو از تو دست مادرم کشید

یه کاری کرد که همون جا رنگ صورتم پرید

نه فقط عدو حیا زجد اطهرم نکرد

دیوار مدینه هم رحمی به مادرم نکرد

آسمون دور سرم می چرخید و هیچ کی نبود

رنگ روی من سفید و رنگ مادرم کبود

مادرم مدد گرفت زاسم شاه عالمین

یا علی گفت و بلند شد آروم از روی زمین

گفت حسن جون پسرم تو محرم راز منی

مبادا زین قصه با بابایت حرفی بزنی

بعد از اون جسارتی که شد به ناموس خدا

من شدم عصای دست مادرم تو کوچه ها

#خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا

چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا

دیگه داریم میرسیم اینقده رو خاکا نشین

بذار تا گوشواره تو بردارم از روی زمین
09:57
امام #حسن #بقیع
مرغ دل ما گشته گرفتار بقیع
قــــربان بقیع و اشک زوار بقیع
شـبها که در بقیع را می بندند
من گـریه کنم به پشت دیوار بقیع
09:59
حضرت #زهرا
لگدی خورد به در،،در که نه،،دیوار شکست..
خانه لرزید و تمام تن تب دار شکست..

سمت دیوار و در آنقدر هجوم آوردند..
عاقبت پهلوی آن مادر بیمار شکست..

توی آتش نگران بود و به خود میپیچید..
استخوانهای ضعیف تنش انگار شکست..

کاش درهای مدینه وسطش میخ نداشت..
سینه ی زخمی او با نوک مسمار شکست..

فضه دل خون شد و بابغض صدا زد:ثانی..
پای خود را به تن فاطمه نگذار،،شکست..

چه کند باغم نامردیه این شهر،،علی..
سینه اش پرشده از غصه تلمبار،،شکست..

پیش چشمش چه کتک ها که به زهرا نزدند..
هی کتک خورد و... دل حیدر کرار شکست..
ت۹
10:19
توکلی مدیریت ۹۱۲
امام #حسن حضرت #زهرا

گل پرپر، بیا مادر ، سرم و بذار رو زانوت
بیا اما ، جون بابا ، دستت و نگیر به پهلوت
من به آرزوم رسیدم، به سوی تو پر کشیدم
من همون جا جون دادم که ، چادر خاکیت و دیدم
من که تنها، بین غمها، هی غم و غصه می خوردم
زهر کینه ، تو مدینه ، اگرم نبود می مردم
این برام شد یه معما ، که چرا تو اوج غمها
تو همش به من میگفتی : نگی از کوچه به بابا
کردم از غم، ناله هر دم، دوست و دشمن شررم زد
خنده های قاتل تو ، صد تا زخم بر جگرم زد
گوشه ی غریبی شد جام ، کشیدن سجاده از پام
پیش چشمم روی منبر، ناسزا گفتن به بابام
اگه اون روز، روز پر سوز، یکمی بودم بزرگتر
توی کوچه ، میشدم من ، سپر تن تو مادر
میمیرم روزی هزار بار، وقتی یادم میاد ای یار
بی هوا زد تو رو دشمن ، با صورت خوردی به دیوار
28 September 2017
ت۹
21:28
توکلی مدیریت ۹۱۲
علی #اصغر

ای یگانه کودک یکتا پرست
وی به طفلی مست صهبای الست

گر چه شیر مادرت خشکیده است
شیر رحمت از لبت جوشیده است

غم مخور ای بهترین همراز من
غم مخور ای آخرین سرباز من

غم مخور ای کودک خاموش من
قتلگاهت می شود آغوش من

غم مخور ای کودک دُردی کشم
من خودم تیر از گلویت میکشم

در حرم زاری مکن از بهر آب
چون خجالت میکشم من از رباب

می برم تا آنکه سیرابت کنم
با خدنگ حرمله خوابت کنم

مخفی از چشم زنان دلپریش
می کنم قبر تو را با دست خویش

صورتت را می گذارم روی خاک
تا ز خاک آید ندای عشق پاک
21:29
#اصغر
#رباب
بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است
دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است

کم خیره شو به نیزه، علی را نشان نده
گهواره نیست دست خودت را تکان نده

با دست های بسته مزن چنگ بر رخت
با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت

بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده انظار می شود

ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود
از روی نیزه راس عزیزت رها شود

یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده

گرچه امید چشم ترت نا امید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد

پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست دست خودت را تکان مده

با خنده خواب رفته تماشا نمی کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی کند

بس کن رباب زخم گلو را نشان مده
قنداقه نیست دست خودت را تکان مده

دیگر زیادت این غم سنگین نمی رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود

بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود
این گریه ها برای تو اصغر نمی شود
21:30
#اصغر

فرشته های دنیا رو صدا کن
چشای نازتو رو به خدا کن

عمو رفته بَرامون آب بیاره
واسه دلشوره ی بابا دعا کن

چشات خورشید و لبخند و ستاره
زمین از خونِ سرخت لاله زاره

برای غربتِ تو گریه کردن
تمامِ مَشک های پاره پاره

به چشمات خواب برمی گرده لالا
به شب مهتاب برمی گرده لالا

شنیدی که می گن مَرده و قولش
عمو با آب برمی گرده لالا

سوار قایقِ مهتاب شد رفت
دلِ بی طاقتش بی تاب شد رفت

کنار رود و مَشکِ تیر خورده
عمو از خجالت آب شد رفت
21:31
#اصغر

ببین مادر ز گریه آب رفته
که از جسم و تن من تاب رفته

به نیزه دار گفتم بچه داری؟؟؟
کمی آرام تازه خواب رفته
21:32
#اصغر
تا که بر روی زمین خیمه ی سقا افتاد
پدرت از نفس و مادرت از پا افتاد

ناخنت خون شده و چهره ی مادر زخمی
آن قدر چنگ زدی تا به رخش جا افتاد

به همه رو زدم اما چه کنم، خندیدند
چشم‌ها تا که به چشم تر بابا افتاد

خواستم بوسه بگیرم ز لبان خشکت
گذر حرمله افسوس به این جا افتاد

حنجر نازکی انگار ترک خورد و شکست
کودکی بال زد اما ز تقلّا افتاد

دست و پا می‌زدی و هلهله ها می‌آمد
عرق شرمِ پدر وقت تماشا افتاد

همه ی آرزویم بود زبان باز کنی
ولی انگار که یک فاصله این جا افتاد
توکلی مدیریت ۹۱۲ invited Deleted Account
توکلی مدیریت ۹۱۲ converted this group to a supergroup
محرم-روضه converted a basic group to this supergroup «محرم-روضه»
ت۹
23:00
توکلی مدیریت ۹۱۲
سلام وعرض ادب خدمت ذاکرین عزیز
داشتم برا خودم یکسری اشعار رو دسته بندی میکردم
که همیشه همراهم داشته باشم
گفتم اگه دوستان ذاکر تمایل داشته باشن استفاده کنن
روی تگ ها(#)که بزنین اشعار با همون مضمون توی لیست اشعار میاد ومیتونین استفاده کنین




اگه دوستان تمایل داشته باشند توی این امر خیر شریک باشن وسهمی ببرن وقدمی برداشته باشن توی همه جلسات این ایام سهمی داشته باشند
میتونن توی خصوصی به بنده با آی دی زیر
@ivotman
اطلاع دهند تا دسترسی جهت گذاشتن اشعار داده شود



اللهم عجل لولیک الفرج
توکلی مدیریت ۹۱۲ pinned this message
توکلی مدیریت ۹۱۲ invited Deleted Account
29 September 2017
ت۹
16:15
توکلی مدیریت ۹۱۲
#عباس

اي قد بلند، در دلِ صحرا بلند شو

اي قد خميده، اي قَدِ طوبا بلند شو




بعد از تو نيست قُوَتِ قلبي به خواهرم

بعدِ تو ميشوم تك و تنها بلند شو




از خيمه گاه تا به كنار تو آمدم

ناله زدم مُدام كه سقا بلند شو




دور و برم ببين همه در حالِ شادي اند

پايان بده به خنده و هورا بلند شو




بنگر كه دشمنان همه نزديكتر شدند

آرامش دلِ همه زن ها بلند شو




راضي نشو كه گريه كنم اينهمه در اين

دشتي كه هست غرق ِ تماشا بلند شو




يك دشت چشمشان به من و اهل خيمه ها

تا كه نرفته خيمه به يغما بلند شو




دستِ تو روي خاك ولي دستِ دخترم

از ترس رفته است به بالا بلند شو




حالا كه مادرم به كنار تو آمده

حدِّاقل به خاطر زهرا بلند شو
16:24
#عباس

با خنده پای اهل جفا می خورد زمین
ساقی میان علقمه تا می خورد زمین

کارش تمام می شود آن کس که عاقبت
سرلشگرش کنار لوا می خورد زمین

باید که دختران حرم گریه سر دهند
وقتی عمو به دست قضا می خورد زمین

چیزی نمی کشد که عدو حمله می کند
آن لحظه هر کسی به جفا می خورد زمین

سر نیزه های لشگریان می رود هوا
شاه غریب کرب و بلا می خورد زمین

طفلی سه ساله بین تکاپوی نیزه ها
با ضربه های سخت عصا می خورد زمین

یک خواهری محجّبه بالای تپّه ای
تا می دود به سمت اخا می خورد زمین
16:27
#عباس #دشتی
الا مادر به قربون جمالت
رخ چون بدر و ابروی هلالت
شنیدم کام عطشان جان سپردی
گل ام البنین شیرم حلالت
شنیدم دستهایت را بریدند
شنیدم چشم نازت را دریدند
چوطفلان این سخنها را شنیدن
همه از هم خجالت میکشیدند
مسلمانان حسین مادر نداره
غریب است و کسی بر سر نداره
زجور ساربان بی مروت
دگر انگشت و انگشتر نداره
گل احساس را از من مگیرید
شمیم یاس را از من نگیرید
همه دار و ندارم را بگیرید
فقط عباس را از من مگیرید
16:32
#سلام #ناحیه

السلام علی ساکن کربلا

*أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ*

سلام بر آن لب های ترک ترک خورده

*أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ*

سلام بر اون گریبان هایی که پاره پاره شد ...

*أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ*


*أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ...*

*أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ....*


*أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى ....*

بابی المستضعف الغریب یا اباعبدالله
30 September 2017
ت۹
01:07
توکلی مدیریت ۹۱۲
#مقتل #عاشورا

تو نيزه ميخوري تن من درد ميكشد

تو تشنه اي و من جگرم داد ميزند

هر وقت به قتلگاه تو نزديك ميشوم

اين شمر بد دهن به سرم داد ميزند
01:08
#مقتل #عاشورا #حسین #زینب
تورا زدند نگفتم كه خواهري سخت است

مرا زدند تو گفتي برادري سخت است




چگونه شمر سرت را شكست من ديدم

به رويِ سينه يِ پاكت نشست من ديدم



هر آنچه داد زدم كه نبر رسيدم من

به خنده داد جوابم دگر بريدم من




هنوز در تهِ گودال تار ِ گيسو هست

هنوز نيزه شكسته ميان پهلو هست



همين كه پيكر تو مورد تهاجم شد

ز دست و پا زدنت دست و پايِ من گم شد




مرا به حرمله يا شمر يا سنان نسپار

مرا به خاطر مادر به ساربان نسپار
01:09
#مقتل #عاشورا
با اینکه زنده ای! چه حریصانه نیزه دار

دارد لباس های تو را در می آورد



پا بر زمین مکش،که کمان دار ِسنگ دل

می خندد و ادای تو را در می آورد



دارد نگاه مات من از متن تیغ ها

تفسیر بوریای تو را در می آورد



در حیرتم که سنگ به من می خورد ولی

بالای نی صدای تو را در می آورد



زخم لبت هم اشک مرا در می آورد

هم گریه ی خدای تو را در می آورد



وقت نماز افسری از خورجین خویش

عمامه و عبای تو را در می آورد
01:10
#مقتل #عاشورا
بي هوا نيزه اي به پهلو خورد

نفسش رفت و برنگشت اي واي

جلويِ خواهرش چهل تا نعل

از تن شاه ميگذشت اي واي
01:12
#مقتل #عاشورا
آنقدر تشنه بود لبهايش

دستِ آخر به شمر هم رو زد

نفسش را عجيب بند آورد

نيزه اي كه سنان به پهلو زد
01:13
#زینب
نكند كوفه تو را پير كند

زير ِ پا چادر ِتو گير كند



نكند خنده به غمهات كنند

سر ِ بازار تماشات كنند



نذر كردم كه نريزد پَر ِ تو

دست گردان نشود معجر ِتو
ت۹
09:40
توکلی مدیریت ۹۱۲
#مقتل #زینب #حسین
بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد
همین که پیکرت افتاد خواهرت افتاد

تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی
هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد

همینکه از طرف جمعیت دو تا چکمه
رسید اول گودال،مادرت افتاد

تورا به خاطر درهم چه درهمت کردند
چنانکه شرح تن توبه آخرت افتاد

ولی به جان خودت خواهرت مقصر نیست
درآن شلوغی اگر بارها سرت افتاد

خبر رسید که انگشتر تورا بردند
میان راه،النگوی دخترت افتاد

کنارخیمه رسیده است لشگرکوفه
و خواهر توبه یاد برادرت افتاد
09:43
#مقتل #اباالفضل

لما رأى وحدته ع أتى أخاه و قال يا أخي هل من رخصة؟
وقتی كه ابالفضل تنهائى برادر را ديد آمد خدمت حضرت امام حسین و گفت: يا أخاه! آيا رخصت جهاد به من مى‏دهى؟

فبكى الحسين ع بكاء شديدا
امام حسين عليه السلام گريه شديدى كرد

ثم قال يا أَخِي أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِي وَ إِذَا مَضَيْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِي ‏
بعد فرمود: اى برادر! تو پرچمدار منى، اگه تو شهيد بشی لشكر من از هم می پاشد

فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِي وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَيَاةِ وَ أُرِيدُ أَنْ أَطْلُبَ ثَأْرِي مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِينَ.
عباس علیه السلام عرضه داشت: آقا سينم تنگ شده و از زندگى خسته شده ام. ميخواهم از
اين منافقین خونخواهى كنم.

فَقَالَ الْحُسَيْنُ ع فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِيلًا مِنَ الْمَاءِ
امام حسين عليه السلام فرمود: مقدارى آب از براى اين كودكان طلب كن.

فذهب العباس و وعظهم و حذرهم فلم ينفعهم
ابا الفضل رفت و آن مردم گمراه را موعظه نمود و از اين جنايت بر حذر داشت، ولى اثرى نكرد.:

فرجع إلى أخيه فأخبره
عباس به سوى امام حسين مراجعت و آن حضرت را آگاه نمود.

فسمع الأطفال ينادون العطش العطش
ناگاه شنيد كه كودكان فرياد ميزنند العطش! العطش!

فركب فرسه و أخذ رمحه و القربة و قصد نحو الفرات
حضرت عباس عليه السلام بر اسب خود سوار شد و نيزه و مشك را برداشت و متوجه‏ فرات گرديد.

فأحاط به أربعة آلاف ممن كانوا موكلين بالفرات
تعداد چهار هزار نفر كه موكل آب فرات بودند آن بزرگوار را محاصره كردند.

و رموه بالنبال فكشفهم
او را تير باران می کردند ولى او لشكر را شكافت

و قتل منهم على ما روي ثمانين رجلا حتى دخل الماء.
و بنا بآنچه كه روايت شده تعداد هشتاد نفر از دشمن را كشت تا بر سر آب رسيد.

فلما أراد أن يشرب غرفة من الماء ذكر عطش الحسين و أهل بيته فرمى الماء
وقتى خواست مشتى آب بياشامد بياد تشنگى امام حسين و اهل بيت آن حضرت افتاد و آب را ريخت.

و ملأ القربة و حملها على كتفه الأيمن و توجه نحو الخيمة
پس از اينكه مشك را پر از آب كرد و بدوش راست خود انداخت متوجه خيمه‏ها گرديد.

فقطعوا عليه‏ الطريق و أحاطوا به من كل جانب
دشمنان سر راه بر آن حضرت گرفتند و از هر طرفى او را محاصره نمودند.

فحاربهم حتى ضربه نوفل الأزرق على يده اليمنى فقطعها
حضرت عباس عليه السلام با آنان جنگید تا اينكه نوفل بن ازرق دست راست آن حضرت را قطع كرد.

فحمل القربة على كتفه الأيسر فضربه نوفل فقطع يده اليسرى من الزند
آن بزرگوار مشك را بدوش چپ انداخت و نوفل دست چپ وى را هم از بند جدا كرد.

فحمل القربة بأسنانه
حضرت عباس عليه السلام بناچار مشك را به دندان گرفت.

فجاءه سهم فأصاب القربة و أريق ماؤها
ناگاه تيرى به طرف آن بزرگوار آمد و به مشك آب اصابت نموده آب روى زمين ريخت

ثم جاءه سهم آخر فأصاب صدره
سپس تير ديگرى آمد و بر سينه مباركش جاى گرفت!

فانقلب عن فرسه
پس از اين جريان بود كه از بالاى اسب خود به زمين سقوط كرد

و صاح إلى أخيه الحسين أدركني
و فرياد زد: يا اخا ادركنى.

فلما أتاه رآه صريعا فبكى
وقتى امام حسين عليه السلام آمد و آن حضرت را ديد كه از پاى در آمده است گريان شد

و قال الحسين ع الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِي وَ قَلَّتْ حِيلَتِي.
امام حسين فرمود: يعنى الان پشتم شكست و راه چاره‏ام قليل و اندك شد .

منبع مقتل : بحار الأنوار، ج‏45، ص: 41
09:52
Haj Meysam Motiee – مقتل : برادر من تو علمدار منی ، اگر بروی لشکرم از هم می پاشد
Not included, change data exporting settings to download.
17:38, 16.1 MB
مقتل خوانی
09:55
تاراج #خیام امام #حسین علیه السلام پس از شهادت آن حضرت
#عاشورا

متن:
أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَيمَةِ، ومَعَهُم شِمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ، فَقالَ : اُدخُلوا فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ .فَدَخَلَ القَومُ َأَخَذوا كُلَّ ما كانَ بِالخَيمَةِ حَتّى أفضَوا إلى قُرطٍ كانَ في اُذُنِ اُمِّ كُلثومٍ ـ اُختِ الحُسَينِ ـ فَأَخَذوهُ وخَرَموا اُذُنَها، حَتّى كانَتِ المَرأَةُ لَتُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها حَتّى تُغلَبَ عَلَيهِ . وأخَذَ قَيسُ بنُ الأَشعَثِ قَطيفَةً لِلحُسَينِ عليه السلام كانَ يَجلِسُ عَلَيها فَسُمِّيَ لِذلِكَ قَيسَ قَطيفَةٍ وأخَذَ نَعلَيهِ رَجُلٌ مِنَ الأَزدِ يُقالُ لَهُ: الأَسوَدُ، ثُمَّ مالَ النّاسُ عَلَى الوَرسِ وَالخَيلِ وَالإِبِلِ، فَانتَهَبوها.
ترجمه:
مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى: دشمنان پيش آمدند تا به گرد خيمه ها حلقه زدند. شمر بن ذى الجوشن نيز با آنها بود. او گفت: به درون خيمه ها برويد و جامه ها و متاعشان را بگيريد.
مردم وارد شدند و هر چه در خيمه ها بود برداشتند تا جايى كه گوشواره امّ كلثوم خواهر حسين عليه السلام را هم گرفتند و گوشش را دريدند. حتّى جامه رويينِ زنان را به زور مى‌كشيدند و مى‌بردند. قيس بن اشعث قطيفه اى را برداشت كه حسين عليه السلام بر روى آن مى‌نشس. او از اين رو «قيسِ قطيفه» ناميده شد. همچنين مردى از قبيله اَزد به نام اسود، كفش هاى ايشان را برداشت و سپس مردم به سوى وسايل زنان و اسبان و شترها رفتند و آنها را به تاراج بردند.
منبع مقتل : مقتل الحسين للخوارزمي: ج ٢ ص ٣٧، الفتوح ابن اعثم كوفي: ج ٥ ص ١٢٠.
ت۹
10:17
توکلی مدیریت ۹۱۲
#گودال #عاشورا
تقصیر من است زیر و رویت کردند
ای کاش گلوت را نمی بوسیدم

تو را چه نامرتب ذبح کردند
به پیش چشم زینب ذبح کردند

تو را با سم مرکب زجر دادند
تو را با خشکی لب ذبح کردند
10:31
#شب #عاشورا

خدا کند نرود امشب و سحر نشود
که روز ما زشب تار تیره تر نشود

چه فتنه ها که به دنبال این سحر نبود
خدا کند نرود امشب و سحر نشود

خدا کند که بــه حشر انتها شود امشب
که حشر واقعه کربلا دگر نشود

شب اسارت پرده نشین خاص خداست
چه می شود که اگر صبح پرده در نشود

شب شهادت نوباوگان فاطمه است
خدا کند که سحر گاه جلوه گر نشود

خدا کند نرود امشب و نیاید صبح
که داغ زینب مظلومه تازه تر نشود

خدا کند نشود صبح باز تا زینب
زداغ مرگ دو فرزند خون جگر نشود

خدا کند نشود صبح این شب عاشور
که یادگار حسن را کفن ببر نشود

خدا کند نشود صبح تا گلوی علی
نشان تیر دستم در کف پدر نشود

خدا کندکه فتد تیر حرمله از کار
ویا هرانچه زند تیر کارگر نشود
10:31
#شب #عاشورا

امشب عزیز فاطمه مهمان خواهر می شود
فردا میان قتلگه در خون شناور می شود

امشب درون خیمه گه دارد هزاران گفتگو
فردا در این صحرا سرش دلدار خنجر می شود

امشب به سقا بس سخن گوید ز سوز تشنگی
فردا تمام باغ او لب تشنه پرپر می شود

امشب چو شمعی پر شرر تا صبح می سوزد ولی
فردا ز جور کوفیان بی عون جعفر می شود

امشب همه پروانه ها دور و برش پر می زنند
فردا فدای راه حق بی شیر اصغر می شود

امشب یتیم مجتبی بنهاده سر دوش عمو
فردا ز سم اسبها صد پاره پیکر می شود

امشب تمام دیده ها رو جانب لیلا بود
زیرا که چون فردا شود مجنون اکبر می شود

امشب مناجات حسین تا عرش اعلا می رود
فردا سرش از تن جدا مهمان مادر می شود

امشب کند زینب دعا هرگز نگردد صبحدم
فردا ز جور خصم دون بی یار و یاور می شود

امشب ز راز دشت خون زینب حکایت می کند
فردا کنار علقمه او بی برادر می شود

امشب برای روز نو در کف نمانده چاره اش
فردا سر جانان جدا از تیغ و خنجر می شود
10:34
#شب #عاشورا #دودمه

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع

قل هوالله بزاید زلبش، رمز احد
لم یلد گوید و لم یولد و الله صمد
ت۹
17:35
توکلی مدیریت ۹۱۲
#شب #عاشورا

بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت
تنها به روی سینه صحرا نبینمت

امشب بیا که بوسه زنم بر گلوی تو
شاید بمیرم از غم و فردا نبینمت

می ترسم از نگاه به گودال آن طرف
دارم دعا به زیر لب آنجا نبینمت

غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد
من نذر کرده ام که به نیها نبینمت

امشب برای من تو دعا کن که شام بعد
بی سر به روی دامن زهرا نبینمت
1 October 2017
ت۹
19:15
توکلی مدیریت ۹۱۲
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدبه چشمم خواب شب راراه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد حسان
آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده
19:15
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خودم دیدم زبالای بلندی
که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم
همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها
پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را
خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
29 October 2017
ت۹
19:46
توکلی مدیریت ۹۱۲
از تل زینبیه که زینب نظاره کرد
با چشم خود به سوی مدینه اشاره کرد

جدم بیا ببین که چگونه حسین را
دشمن که با سیوف خودش پاره پاره کرد

بر روی سینه ای شه دین شمر جلوس کرد
سر از بدن جدا شد و زینب نظاره کرد

آمد صدای مادری از قتلگاه به گوش
نفرین بر آن کند که ستم بی شماره کرد

اسبان به روی آن بدن پاره تاختند
این خاک و را مدفن ماه وستاره کرد

خواهر پی برادر خود بین نیزه ها
با حال زار بوسه به رگهای پاره کرد

این خاک را مدفن اولاد احمدست
چشم دلم به سوی حریمش اشاره کرد
30 October 2017
Deleted removed Deleted Account
21 December 2017
Deleted removed Deleted Account
8 February 2018
ت۹
19:07
توکلی مدیریت ۹۱۲
در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند 
اینگونه مقدّر شده سادات ببخشند 

این روضه ی ناموسی و این قصه ی کوچه 
تکرار مکرر شده سادات ببخشند 

دیوار که تقصیر ندارد به گمانم 
هر چه شده از در شده سادات ببخشند 

مادر که زمین خورده و بابا که شکسته 
ششماهه که پرپر شده سادات ببخشند 

مظلومه ی دنیاست ولی قاتل زهرا 
مظلومیِ حیدر شده سادات ببخشند 

دل سوخت ازین غصه که بین همه تقسیم 
ارثیّه ی مادر شده سادات ببخشند 

ارثیّه ی پهلوی لگد خوردهء مادر 
سهم علی اکبر شده سادات ببخشند 

گهوارهء ششماهه ی زهرا به گمانم 
وقف علی اصغر شده سادات ببخشند 

سهمیّه ی رخسار کبودش به خرابه 
تقدیم به دختر شده سادات ببخشند 

البتّه رسیده است به او ارث، اضافه 
چشمی که مکدر شده شده سادات ببخشند 

ظلمی که به زهرا شده، تکرار به نوعی 
با زینب مضطر شده سادات ببخشند 

در شام خدا داند و زینب که به نیزه 
با سنگ چه با سر شده سادات ببخشند 
30 August 2019
ات
18:48
ا ت
ر
روضه 23.08.2019 12:42:25
#رقیه

غریب رو نیزه اصلا خبر داری

که دخترت دق کرد با گریه و زاری

تو کوچه و بازار ما ها رو می چرخوند

اونی که تو گودال با پا برت گردوند

از رو بلندی خودم میدیدم

با نیزه اومد گودال

با نیزه میزد به پیکر تو

میرفتی هر دم از حال

غریب مادر

*تو رفتی زجر اومد خون به دل ما شد

تازه غریبیمون دوباره معنا شد

از گوش اطفالت گوشواره دزدیدن

ما گریه می کردیم اونا میخندیدن

بعد اسارت رو دستای من

رد طناب وای وای

سوالم اینه مگه جای من

بزم شرابه وای وای

*تو دستای قاتل مونده رد خونت

خودم میدیدم که شکسته دندونت

اشکای من واسه یه داغ سنگینه

اگه زمینگیرم دلیل اون اینه

او می کشید و من می کشیدم

من ناله قاتل خنجر

او می برید و من می بریدم

من از حسین دل اون سر
18:48
ر
روضه 23.08.2019 12:46:39
http://kenar-alghame.blogfa.com/post/546


شب سوم چک شوند
18:48
ر
روضه 23.08.2019 13:09:38
ganjineh_maddahi_v1.7.1.apk
Not included, change data exporting settings to download.
8.7 MB
ات
18:48
ا ت
گ
گریز روضه مناسبت ها 19.09.2018 09:57:31
شب دهم و بعد از واقعه عاشورا.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
908.0 KB
📜 متن PDF روضه و گریزهای #شب_دهم_محرم

#روز_عاشورا_و_بعد_از_آن
#آماده_پرینت
#انتشار_برای_اولین_بار


🔹گروه فرهنگی جواز نوکری

📝 نشر مطلب فوق صدقه جاریه می باشد
🔸 https://t.me/javazenokari_com
ات
18:48
ا ت
?
🎧 کانال مداحی 🎤 26.08.2019 17:48:40
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:58, 2.0 MB
🎬 ببینید #یک_دقیقه_اشک

🎼 به سمت گودال از خیمه دویدم ....
🎤 #حاج_محمود_کریمی
🌙 #استقبال_از_ماه_محرم

🔹کانال #مداحی :
🆔 @madahi
ات
18:48
ا ت
ر
روضه 30.08.2019 12:38:19
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردن دیر رسیدم من
یه گوشه گودال مادرو دیدم من
که رفته بود حال دیر رسیدم من
صدا زدی من رو خودم شنیدم من
صدای رگهات بود دیر رسیدم من
افتان و خیزان و نفس بریدم من
پیراهنو بردن دیر رسیدم من
با بوسه از رگهات به خون تپیدم من
میون خاک و خون دیر رسیدم من
غریب مادر... غریب مادر
ات
18:48
ا ت
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 29.08.2019 15:49:31
#شب_دهم_محرم_الحرام
#امام_حسین_علیه_السلام
#روضه_قتلگاه

تو زمین خوردی اسمان افتاد
مادرت باز ناگهان افتاد
جلوی چشم این و ان افتاد
دور و اطراف دشمنان افتاد
پیر و دلخون و قدکمان افتاد

مثل طعمه اسیر گرگی تو
زیر یک چکمه بزرگی تو

کفنت تکه پیرهن شده بود
خواهرت بود سینه زن شده بود
قاتلت بس که بد دهن شده بود
یاحسین گفتن قدغن شده بود
کربلا قبر یک بدن شده بود

نیزه را پشت و رو چه بد میزد
به سرت پشت هم لگد میزد

زیر پاهای نامسلمان ها
در دهانت شکسته دندان ها
بدنت زیر سنگ باران ها
به فدای سرت شود جان ها
علت اشک دیده گریان ها

بی تو امسال بدترین سال است
مرگ من در کنار گودال است

دست و پا میزدی بمیرم من
فکر یک تکه ای حصیرم من
توسرت کو که پس بگیرم من
بین خولی و شمر اسیرم من
میزنندم اگرچه پیرم من

تشنه جان دادی عشقم اخر سر
با خودت جان من بگیر و ببر

به سرت سنگ میزنند ای وای
به تنت سنگ میزنن ای وای
دهنت سنگ میزنند ای وای
به پرت سنگ میزنند ای وای
به برت سنگ میزنند ای وای

سرت از نیزه بر زمین افتاد
پای سر نیزه خواهرت جان داد

چشمه خون شدی وضو کردند
نیزه در حنجرت فرو کردند
پیکرت را پر از رفو کردند
در همان لحظه گفتگو کردند
گردنت را که پشت و رو کردند

حنجرت زیر خنجری کند است
نفست مثل نبض من تند است

#محمد_حبیب_زاده
@mohammadhabibzade110
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:51:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×758, 163.0 KB
به لطف حضرت منان اپلیکیشن ذات الاحزان با
65 روضه و مقتل
433 شعر مرثیه
185 زمینه
262 مدح و مناجات
66 زمزمه
136 نوحه
و 78 دودمه آماده بهره برداری مداحان و ذاکرین آل الله می باشد.

اپلیکیشن ذات الاحزان کاری از مجموعه ذاکرین ری می باشد.

شما عزیزان میتوانید برنامه را از سایت بازار و یا به صورت مستقیم از لینک زیر دانلود نمائید

دانلود به صورت مستقیم: 👇
http://zatolahzan.ir/storage/app/zatolahzan.apk

دانلود از بازار: 👇
https://cafebazaar.ir/app/ir.zatolahzan.zatolahzan_006

باتشکر از شاعران عزیز آل الله و دوستانی که در این امر مارا یاری نمودند.

ان شاءالله مورد مرضی مادر سادات قرار بگیره

#اپلیکیشن #شعر_مداحی #ذات_الاحزان #app #نرم_افزار #بازار #نرم_افزار_اشعار_مداحی #آموزش_مداحی #مداحی #ویژه_مداحان #محرم #شعر_محرم #اپلیکیشن_مداحی #آموزش_ردیف #صدا_سازی #بهداشت_صوت_و_حنجره #تقبل_منا
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:43:47
صل الله علیک یااباعبدالله

عاشورا زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها

وااای
تویی تو یادگار مادر
زینب ببین چه زارو مضطر
(پیکر تو شده چه پرپر2)

واای
خیری از این دنیا ندیده
واغربتا زینب چه دیده
(بوسه زده حنجر بریده2)

وااای
چی اومده سر حسین
جداشده سرحسین
(امون از پیکر حسین2)

واای
امون از قصه گودال
زهرا میره ببین که از حال
(سیلی و گریه اطفال2)

بعد تو
چی میاد برسرمن
می سوزه معجر من
(امون ازناله ی برادر من2)

داداش
دعا بکن که مضطرمن
برای تو خونجگرمن
(نگاهی کن برچشم ترمن2)

داداش
حسین من برو خداحافظ
صدپاره تن برو خداحافظ
عریان بدن برو خداحافظ
ات
18:48
ا ت
زمزمه روضه ای.m4a
Not included, change data exporting settings to download.
00:57, 877.9 KB
ات
18:48
ا ت
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:42:28
مسعودنصری:
السلام علیک یااباعبدالله
السلام علیک یا عبدالصالح یاابالفضل

شب تاسوعازبانحال

عباس
برخیمه ها هستی پناهم
میر لشکرم میر سپاهم
(هست من تو تکیه گاهم2)

عباس
برای من هستی امیدم
حیدر من قامت رشیدم
(از غم تو بببن خمیدم2)

عباس
یل منی امیر لشگر
تویی داداش امیدآخر
(جدا دستت زپیکر2)

عباس
پاشو تموم لشگرمن
کسی نمونده در برمن
(ای ساقی آب اورمن2)

عباس
از غمت پشتم شکسته
غبار غم بروم نشسته
(این قلب من بببن شکسته2)

عباس
پاشو ای میر وپهلوونم
بدون تو زنده نمونم
(داغت آتیش کشیده جونم2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:42:28
السلام علیک یااباعبدالله

شب هشتم زبانحال

علی
نخواب بروی خاک تیره
نرو ببین دلم میگیره
(اگه بری حسین میمیره2)

علی
به قدتو دارم میدوزم
ازغم تو دارم میسوزم
(گریه شده که حال وروزم2)

علی
پاشو عصای پیری من
روح منی برای این تن
(سرتو بزار بروی دامن2)

علی
پاشو ببین حاله بابارو
طاقت ندارم درویه ترو
(علی بمون بیا نرو2)

علی
اروم نمیشم شد گریه کارم
صورت به صورت ببین میزارم
(طاقت دوریت ببین ندارم2)

علی
ببین میلرزه پیکرمن
خونی شده چشم ترمن
(اربآ اربا اکبر من2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:41:59
السلام علیک یااباعبدالله

شب هفتم
زبانحال به رباب

رباب
توی دلش یه کوهه درده
روی لبش یه آهه سرده
(میگه بچم برمیگرده2)

رباب
گل شما خزونی گشته
لاله ی تو ار غوانی گشته
(اصغرت آسمونی گشته2)

مگو
اصغرمن آروم جونم
کجاس همون رونق خونم
(برای او نوحه میخونم2)

زبانحال امام حسین علیه السلام به علی اصغرعلیه السلام

علی
مرو سرباز آخر من
قران و ای گل پرپرمن
(لا لا ای اصغرمن2)

علی
ای گل نخورده آبم
باغم تو دادی عذابم
(شرمنده ی رویه ربابم2)

علی

خون تو تویه آسمونه
دله بابات ببین چه خونه
(رباب برات لالا میخونه2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:41:59
السلام علیک یااباعبدالله

شب ششم زبانحال

قاسم
شدی جلوم ببین که پرپر
بببن شدم چه زارومضطر
(شدی چقدرشبیه اکبر2)

قاسم
غبار غم به دل نشسته
استخونات چرا شکسته
(اززروزگار شدم چه خسته2)

قاسم
توی رگات خون حسن
به زیر پای اسب دشمن
(تو نداری حتی یه جوشن2)

قاسم
بی زرهی چرا عمو جون
پیکر تو شده پرخون
(یه باربگو بازم عموجون2)

مثله
علیه اکبرم شدی تو
مدافع حرم شدی تو
(شبیه مادرم شدی تو2)

قاسم
به غریبی مبتلا شدی تو
اسیرغم هر بلا شدی تو
(شبیه مجتبی شدی تو2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:41:45
السلام علیک یااباعبدالله

شب پنجم زبانحال

عمه
غربت عمو پبچیدتوگوشم
برم فدائیه عموشم
(ببین توی جوش وخروشم2)

عمه
عموی من چقدر غریبه
تنها شده چه بی حبیبه
(جونم فداش شیبه الخضیبه2)

وااای
کنار تو جون مسپارم
غریبی و ببین میبارم
(برای رفتن لحظه شمارم2)


آقام
سروری و شاهه بی نظیرم
سربازتم تویی امیرم
(تونباشی بزار بمیرم2)

وااای
خسته امو شدم چه دلگیر
واللهه من از زندگی سیر
(شهید بشم بببن شده دیر2)

وااای
ترسی ندارم زتیر عدو
جون میدم روسینه ی عمو
(خون گلوشو میکنم وضو2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:41:45
السلام علیک یااباعبدالله

شب چهارم زبانحال

داداش
الهی داغتو نبینم
ببین چقدر زاروحزینم
تو دست رد نزن به سینم

داداش
بزار برن دوتا گلهام
نزار بباره اشک چشمام
فقط ازت همینو میخوام

داداش
گل پسرام شدن هوایی
میرسه باز بوی جدایی
(بزار برن بشن فدایی2)

داداش
بشن فدا تا قطره خون
به پات باشن تاآخرجون
(ببین شدن مثال مجنون2)

داداش
لبریز اشکو دردن آقا
آماده ی نبردن آقا
(قربونیت بگردن آقا2)

داداش
وقتشه که فدا شن آقا
به غمت مبتلا شن آقا
(شهید کربلا شن آقا2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:41:12
مسعودنصری:
السلام علیک یااباعبدالله

شب سوم زبانحال

بابا
سه سالمه ببین چه پیرم
از دیوار کمک می گیرم
(بی تو من بابا می میرم2)

بابا
میشه باهام حرف بزنی
من الذی ایتمنی
(ازچه توخونین دهنی2)

بابا
تا زجر بی حیارو دیدم
چه وضعی من ازخواب پریدم
(روخاک صحرامن دویدم2)


بابا
جونم رو به لبام رسوندن
مو سرمو بابا سوزوندن
(منو غریب گیرآوردن2)

بابا
صورت من ببین کبوده
این کمرم ببین خمیده
(زجر به خدا خیلی پلیده2)

بابا
موهای من همش سفیده
موقع رفتنم رسیده
(رنگ منو ببین پریده2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 25.08.2019 22:40:37
السلام علیک یااباعبدالله

شب دوم ورودیه کربلا

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها به امام حسین علیه السلام

داداش

دلشوره دارم دلشوره داری
میخوای من تنها بزاری
(برای من داری میباری2)

داداش
بیا بریم دلبر زینب
پشت وپناه و یاور زینب
(سایت باشه بر سرزینب2)

داداش
توی چشام ابر بهاره
برای تو ببین میباره
(به جز توهیچکسی نداره2)

داداش
اسیر میشم دربه درم من
زدوریت خونجگرم من
(خون میباره چشم ترمن2)

داداش
زمین کربلا غمینه
عدو به سینه ات میشینه
(الهی دخترت نبینه2)

زبانحال امام حسین علیه السلام به بی بی زینب سلام الله علیها

زینب
(اینجا میشه صحرای محشر
حسین تو به خون شناور
(حسین تو میشه که پرپر2)

زینب
کرببلا وادی غربت
لباس من هستش شهادت
(زینب میری بند اسارت2)

زینب
جون وتو رقیه دختر
گره بزن بندای معجر
(کرببلاس منزل آخر2)

زینب
ببین میشم غریب وتنها
عصر دهم سرم به نی ها
(سرم به نی تنم رو خاک صحرا2)
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 24.08.2019 07:02:13
زمزمه -دهه اول محرم
طلیعه ماه:
شد وقت ماتم ، آمد مه غم ، علم بیارید ، آمد محرم
از غم کبابم ، چشمام پراشکه ، عزا به پا شد ، بر شاه عالم
تو بهشت فاطمه مرتضی ، روضه میخونن یا بُنیّ
گل من بمیرم که سر ، تو رو بریدن یا بُنیّ
حضرت مسلم :
کاسه ی چشما ، پر خون و پر آب ، غریب و تنهاست ، سفیر ارباب
در شهر کوفه ، مسلم غریبه ، از بهر آقا ، گردیده بی تاب
میزنه پشت دست با گریه ، میگه نیا فرزند زهرا
میکشن خاک و خون تنت رو ، زخمی و تشنه بین صحرا
--------------------------------------
شب دوم:
صدا صدای ، یه کاروونه ، حضرت عباس ، با آقامونه
قافله میره ، سوی شهادت ، غرق مصیبت ، هفت آسمونه
دخترا خواهرا مادرا ، امروز همه با احترامن
آخر کارشون ای خدا ، اسیرن و راهی شامن

به روی سرها ، سایه ی آقاست ، رکاب زینب ، پاهای عباس
رقیه روی ، دوش ابالفضل ، کنار قاسم ، اکبر لیلاست
میرسه روزیکه غرق خون ، تموم تن ها اربأ ارباست
زینب و سکینه میبینن ، پیکر ارباب روی خاکاست
-- - - - - - - - - - - -
شب سوم :
از فرط غصه ، چشمام پر آبه ، بابام رسیده ، کنج خرابه
زخمیه پلکت ،خاکیه موهات ، خونیه لبهات ، دلم کبابه
نبودی ببینی چجوری ، پای پیاده ما رو بردن
ندیدی دخترات خواهرات ، از دشمنات کتک میخوردن

واسه دل من ، خیلی عزیزی ، کم مونده بود که ، برم کنیزی
گفتم به عمه ، کنیز چی هستش ، اما برامن ، نگفته چیزی
پاسبان حرم کجایی ، چشم تو روشن عمو جونم
تو بزم شراب حرامی ، ما رو میبردن عمو جونم
- - - - - - - - - - - - -
شب چهارم :
حرف از غریبی ، میزدی دیشب ، برا تو جونم ، رسیده بر لب
برات آوردم ، دوتا فدائی ، نگو غریبی ، سالار زینب
بمونن میبینن میشکنه ، از خونواده ی تو حرمت
میبینن تموم خیمه ها ، آتیش میگیره میشه غارت

دیدیم من و تو ، سیلی به مادر ، نزار ببینن ، اینها برادر
نزار ببینن ، دشمن میدزده ، از دست زنها ، خلخال و معجر
پسرهام فدای مادری ، که دست و پهلوشو شکستند
فدای آقای غریبی ، که هر دوتا دستاشو بستند
-----------------------------------
شب پنجم :
چشمام پراشکه ، دلم پر آهه ، عموم غریبه ، تو قتلگاهه
گرگا رسیدن ، یوسف به چاهه ، پناه عالم ، خود بی پناهه
رها کن دستمو عمه جون ، ببین عمو یاور نداره
زخمی و بی کس و مضطره ، غریبه و مادر نداره

تن شریفش ،گردیده پامال ، زخمی و بی کس ، میون گودال
دور عمومو ، دشمن گرفته ، رمق نداره ، افتاده بی حال
تو مثل بابایی برامن ، بشم فدای تو عموجون
دشمن بی حیا با نیزه ، زده به نای تو عموجون
- - - - - - - - - - - - - - -
شب ششم :
از خیمه سر زد ، طلعت قاسم ، اومد به میدون ، حضرت قاسم
کینه باباش ، به قلب دشمن ، شکسته میشه ، حرمت قاسم
بی زره با کفن اومده ، فدائی راه خداشه
مرکبا سینه شو میشکنن ، غریبه و مثل باباشه

عمو ز خیمه ، اینجا دویده ، اشکش به خاک ، صحرا چکیده
بلای عظمی ، اومد سر تو ، شد همچو انگور ، تنت لهیده
از فرس بر زمین خوردی و ، گفتی عمو عمو فتادم
مرکبا سینه تو شکستند ، مادر من اومد به یادم
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
شب هفتم :
میون خیمه ، قحطی آبه ، بی جون و تشنه ، طفل ربابه
ناله ش بلنده ، خوابی نداره ، نوشیدن شیر ، براش سرابه
طفلکم دستاتو وا کن و ، دعا بکن بباره بارون
اصغرم ای گل مضطرم ، طاقت بیار میاد عمو جون

میره بسوی ، لشکر اعدا ، رمق نداره ، رو دست بابا
میاد برای ، دیدن اصغر ، از توی جنت ، محسن زهرا
بچه شو رو دستش گرفت و ، به دشمنا نصیحت آورد
واویلا اما با سه شعبه دست حسین یه هو تکون خورد
- - - - - - - - - - - - - - - - -
شب هشتم :
قربون قد و ، موی کمونت ، دل برده از من ، صوت اذونت
دلخوشی هر ، پدر جوونه ، ببین که جونم ، بسته به جونت
اکبر خوش قد و قامتم ، برای من عزیزترینی
به راه خدایم تو اما ، برای هدیه بهترینی

چشم تو روشن ، ای ام لیلا ، قامت اکبر ، شد اربأ اربأ
با لب تشنه ، دهن پر از خون ، بر پهلوی او ، نیزه ی اعدا
به زانو رسیدم در برت ، توون بابا رو گرفتی
میبرم تو رو با یک أبا ، تموم صحرا رو گرفتی
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
شب نهم :
عطش فتاده ، بر پای خیمه ، میاد مصیبت ، برای خیمه
مشکی به روی ، دست سکینه ،اومد بسوی ، سقای خیمه
عمو جون کاری کن تشنه ایم ، رقیه مون طاقت نداره
شیرخواره تشنه و گریونه ، خدا کنه طاقت بیاره

حسین شنیده ، صدای عباس ، صدای ادرک ، أخای عباس
دستش جدا شد ، فرقش دوتا شد ، حسین میبوسه دستای عباس
رقیه م میدونه که باید ، بپوشه جامه ی اسارت
مردای خیمه ها میرن و ، دشمن میافته فکر غارت
- - - - - - - - - - - - - - - - -
شب دهم :
وداع :
دار و ندارم ، باغ و بهارم ، میری و میره ، صبر و قرارم
سالار زینب ، بعد از تو میشه ، مملو غصه ، این روزگارم
آروم آروم برو جان من ، بعد از تو میشه خیمه غارت
میدونی
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 24.08.2019 07:02:13
که میشه بعد تو ، نصیب من بند اسارت
قتلگاه :
غریب مث تو ، هیشکی ندیده ، قاتل سرت رو ، از پشت بریده
میاد نوای ، غریب مادر ، زهرا اومد با ، قد خمیده
الهی بشکنه دستی که ، گرفته طره ی موی تو
دیگری اومد و ز کینه ، با نیزه زد به پهلوی تو



شاعر: مرتضی مظاهری
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 24.08.2019 07:02:13
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:05, 150.6 KB
18:48
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 07.08.2019 19:51:21
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

غزل مناجات کربلا و عرفه و روضه حضرت عباس علیه السلام

نمی دانم چرا امّا مرا دادی پناهْ ارباب
خریدی آبروی این غلامِ روسیاه ارباب

تو ستّارالعیوبی می کنی مانند محبوبی
دوباره می شوم در خیمه یِ تو روبه راه ارباب

گنهکارم قبول آقا ولیٖکـَن دوستت دارم
بریز این بار سنگین گناهم با نگاه ارباب

دلم پَر می زند تا کربلا روز دعای توست
دلم کرده هوای روضه های قتلگاه ارباب

تمام آنچـه از عرفان گدا دانسته یک خط است
خدایی می شود قلبم به شرط اشک و آه ارباب

اگر چه روسیاهم دوستت دارم حسین من
به جز ساعات روضه لحظه هایم شد تباه ارباب

الهی باالحسینْ العفو سینه زنْ پشیمان است
سفارش کن مرا حقِّ زمین گیریِ ماه ارباب

قمر در علقمه نقش زمین شد خواهرت لرزید
ببین خلخال و آویزه به چنگـال سپاه ارباب

سری بر نیزه پهلو زد که اردوی تو بر هم ریخت
بَر وُ روی گل یاس حریمت شد سیاه ارباب

تمنّـا می کنم امضای حکم اربعینم را
حرم می آیم اینبار از نجف همراهِ ماه ارباب

#عرفه
#مناجات
#امام_حسین
#کربلا
#روضه
#حضرت_عباس
#امام_زمان
#ما_با_ولایت_زنده_ایم
#حسین_ایمانی
@sehreashk
ات
18:48
ا ت
ث
ثقلین 26.09.2016 21:32:01
حضرت علی اصغر_ع.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
532.6 KB
18:48
ث
ثقلین 23.09.2016 21:53:45
اشعار زمزمه ده شب محرم.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
323.2 KB
18:48
ث
ثقلین 15.08.2016 23:20:29
گودال سرخ.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
1.0 MB
18:48
ث
ثقلین 16.07.2016 21:08:15
لهوف سید بن طاووس.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
1.7 MB
18:48
ث
ثقلین 16.07.2016 21:08:38
مقتل مقرم.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
2.2 MB
18:48
ث
ثقلین 16.07.2016 21:08:55
مقتل ابی مخنف.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
1.9 MB
18:48
ث
ثقلین 05.01.2016 09:11:54
گریزهاي مداحی.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
2.1 MB
ات
18:48
ا ت
م
ملاقات با صبح 27.07.2019 22:20:52
👈 شش نفر در تاریخ بسیار گریه کرده اند!!

#اول:
حضرت ادم برای قبولی توبه اش انقدر گریه کرد که رد اشک بر گونه اش افتاد

#دوم:
حضرت یعقوب به اندازه ای برای یوسف خود گریه کرد که نور دیده اش را از دست داد.

#سوم:
حضرت یوسف در فراق پدر انقدر گریه کرد که زندانیان گفتند یا شب گریه کن یا روز.

#چهارم:
فاطمه زهرا سلام الله علیها در فراق پدر انقدر گریه کرد که اهل مدینه گفتندما را به تنگ اوردی با گریه هایت…یا شب گریه کن یا روز…

#پنجم:
امام سجاد علیه السلام بیست تا چهل سال در مصیبت و عزای پدرش گریه کرد.
هر گاه اب و خوراکی برایش میاوردند گریه میکردند ومی گفتند هرگاه قتلگاه فرزندان فاطمه سلام الله علیها را به یاد میاورم گریه گلویم را میفشارد

#ششم:
اما یه نفر خیلی گریه کرده و هنوز هم گریه می کند…

#امام_زمان_غریبم
من اصلِ انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهاے فراوانم از شما.....

#برشوره_زار_معصیتم_گریہ_مے_کنے

اَللّهُــــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــــکَ الفَـــــرَج

@tasharrofha
3 September 2019
ات
00:31
ا ت
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 10.09.2018 17:55:53
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مثنوی - ظهر عاشورا - امام حسین علیه السلام

افـتاد زمین یارِ من و می دیدم
"آمد به سرم هر آنچه می ترسیدم"

افتاد زمین و گـرگها در راهند
یکجا همه یِ هستِ مرا می خواهند

افتاد زمین و خـنجری کُـند رسید
سر را به هزار زحمت از پشت برید

افتاد زمین مـُقطّعُ الاعضاء شد
در لحظه یِ دست و پا زدن غوغا شد

افتاد زمین و هـر کسی می آمد
با حَربه یِ مخصوص خودش او را زد

یک عده به سویِ پیکرش سنگ زدند
یک عده به گیسویِ سَرَش چنگ زدند

با نیزه دهان و کـتفِ او خونین شد
ظالم که رسید سینه اش سنگین شد

با ضربِ لگد پیکـرِ او چرخـید و...
پشتِ سرِ هم خنجرِ خود کوبید و...

بدجور سَر از بدن جدا شد بَعدش...
سرهایِ جدا به نیزه ها شد بَعدش...

دستورِ هجوم بر حرم شد ابلاغ
سهمِ گـُلِ اربابِ کـرم شد شلاق

آن سو بـدنی زیرِ سُمِ مـَرکب بود
این سو هدفِ مشت و لگد زینب بود

آن سو سُمِ اسب نعلِ نو می گیرد
این سو گُلِ دردانه یِ او می میرد

روضه پس از این عجیب تر خواهد شد
با دزدِ سَرَت... که همسفر خواهد شد؟!

برخـیز که بچه هایِ تو می ترسند
برخیز که این حرامیان می رقصند

ای کشته یِ بی سرِ حرم ثارالله
با زینبِ خود بخـواه دیدارِ ماه

#محرم_عاشورای_حسین
#حسین_ایمانی
@sehreashk110
ات
00:32
ا ت
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 10.09.2018 17:56:04
شب عاشورا وشعر مقتلی👆
8 September 2019
ات
15:37
ا ت
ا
امام هشت مرجع تخصصی اشعارمذهبی 08.09.2019 15:02:33
#اشعار_و_مناسبتهای_ویژه_ماه_های_محرم_و_صفر
#حضرت_ابوالفضل_العباس_ع

متن شعر حضرت ابوالفضل العباس (ع)شب تاسوعا -(دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن )
@emam8com


دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن
گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن

مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست
تو در این معرکه ی درد مرا یاری کن

تیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا
به هوای سر زلفش تو هواداری کن

تیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست
عشق! ساکت منشین با دل من زاری کن

چشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند
قطره ی اشک تو در غربت من جاری کن

بانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه
لااقل بهر من سوخته دل کاری کن

آب را تا به در خیمۀ اصغر برسان
بعد آن بر من بی دست عزاداری کن

شاعر: #سید_محمد_جوادی

این مطلب در سایت :
https://emam8.com/article/57850/



کاملترین و بروزترین اپلیکیشن شعر و سبک مداحی را از اینجا دانلود کنید 👇👇👇

http://em8.ir/dl
9 September 2019
ات
18:24
ا ت
بد جور دلشکسته ای و گریه می‌کنی
از اشک چهره شسته ای و گریه می‌کنی

بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم
بر خاکها نشسته ای و گریه می‌کنی

امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن
امشب عجیب خسته‌ای و گریه می‌کنی

خونِ جگر برای شما قوت شب شده
با ناله عهد بسته‌ای و گریه می‌کنی

زنجیرها که پشتِ تو را زخم کرده‌اند
هر روز بینِ دسته‌ای و گریه می‌کنی

هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز
یک گوشه نشسته‌ای و گریه می‌کنی

آبی بزن به صورتِ مادر،زِ دست رفت
چون مادرت شکسته‌ای و گریه می‌کنی
10 September 2019
ات
08:51
ا ت
خ
خادم المادحین شبستان اهل بیت علیهم السلام 10.09.2018 17:55:53
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مثنوی - ظهر عاشورا - امام حسین علیه السلام

افـتاد زمین یارِ من و می دیدم
"آمد به سرم هر آنچه می ترسیدم"

افتاد زمین و گـرگها در راهند
یکجا همه یِ هستِ مرا می خواهند

افتاد زمین و خـنجری کُـند رسید
سر را به هزار زحمت از پشت برید

افتاد زمین مـُقطّعُ الاعضاء شد
در لحظه یِ دست و پا زدن غوغا شد

افتاد زمین و هـر کسی می آمد
با حَربه یِ مخصوص خودش او را زد

یک عده به سویِ پیکرش سنگ زدند
یک عده به گیسویِ سَرَش چنگ زدند

با نیزه دهان و کـتفِ او خونین شد
ظالم که رسید سینه اش سنگین شد

با ضربِ لگد پیکـرِ او چرخـید و...
پشتِ سرِ هم خنجرِ خود کوبید و...

بدجور سَر از بدن جدا شد بَعدش...
سرهایِ جدا به نیزه ها شد بَعدش...

دستورِ هجوم بر حرم شد ابلاغ
سهمِ گـُلِ اربابِ کـرم شد شلاق

آن سو بـدنی زیرِ سُمِ مـَرکب بود
این سو هدفِ مشت و لگد زینب بود

آن سو سُمِ اسب نعلِ نو می گیرد
این سو گُلِ دردانه یِ او می میرد

روضه پس از این عجیب تر خواهد شد
با دزدِ سَرَت... که همسفر خواهد شد؟!

برخـیز که بچه هایِ تو می ترسند
برخیز که این حرامیان می رقصند

ای کشته یِ بی سرِ حرم ثارالله
با زینبِ خود بخـواه دیدارِ ماه

#محرم_عاشورای_حسین
#حسین_ایمانی
@sehreashk110
12 July 2020
ات
17:19
ا ت
ا
امام هشت مرجع تخصصی اشعارمذهبی 08.09.2019 15:02:33
#اشعار_و_مناسبتهای_ویژه_ماه_های_محرم_و_صفر
#حضرت_ابوالفضل_العباس_ع

متن شعر حضرت ابوالفضل العباس (ع)شب تاسوعا -(دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن )
@emam8com


دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن
گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن

مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست
تو در این معرکه ی درد مرا یاری کن

تیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا
به هوای سر زلفش تو هواداری کن

تیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست
عشق! ساکت منشین با دل من زاری کن

چشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند
قطره ی اشک تو در غربت من جاری کن

بانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه
لااقل بهر من سوخته دل کاری کن

آب را تا به در خیمۀ اصغر برسان
بعد آن بر من بی دست عزاداری کن

شاعر: #سید_محمد_جوادی

این مطلب در سایت :
https://emam8.com/article/57850/



کاملترین و بروزترین اپلیکیشن شعر و سبک مداحی را از اینجا دانلود کنید 👇👇👇

http://em8.ir/dl
ات
17:19
ا ت
ای مشک، تو لااقل وفاداری کن
من دست ندارم، تو مرا یاری کن

من وعده ی آب تو به اصغر دادم
یک جرعه برای او نگهداری کن

ای مشک، نگاه کن به بالای سرم
زهرا است نشسته آبروداری کن
18 August 2020
ات
16:24
ا ت
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 30.09.2017 01:07:37
#مقتل #عاشورا

تو نيزه ميخوري تن من درد ميكشد

تو تشنه اي و من جگرم داد ميزند

هر وقت به قتلگاه تو نزديك ميشوم

اين شمر بد دهن به سرم داد ميزند
16:24
#زینب
نكند كوفه تو را پير كند

زير ِ پا چادر ِتو گير كند



نكند خنده به غمهات كنند

سر ِ بازار تماشات كنند



نذر كردم كه نريزد پَر ِ تو

دست گردان نشود معجر ِتو
16:24
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 30.09.2017 10:17:23
#گودال #عاشورا
تقصیر من است زیر و رویت کردند
ای کاش گلوت را نمی بوسیدم

تو را چه نامرتب ذبح کردند
به پیش چشم زینب ذبح کردند

تو را با سم مرکب زجر دادند
تو را با خشکی لب ذبح کردند
16:24
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:15:57
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خودم دیدم زبالای بلندی
که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم
همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها
پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را
خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
ات
16:24
ا ت
ر
روضه 30.08.2019 12:38:19
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردن دیر رسیدم من
یه گوشه گودال مادرو دیدم من
که رفته بود حال دیر رسیدم من
صدا زدی من رو خودم شنیدم من
صدای رگهات بود دیر رسیدم من
افتان و خیزان و نفس بریدم من
پیراهنو بردن دیر رسیدم من
با بوسه از رگهات به خون تپیدم من
میون خاک و خون دیر رسیدم من
غریب مادر... غریب مادر
ات
17:03
ا ت
م
مرثیه 12.08.2020 22:27:11
#امام_حسین
#ورود_به_محرم

شکر خدا که بوي محرم گرفته ام
در کوچه هاي سينه زني دم گرفته ام

شکر خدا عبادت من روضه هاي توست
در دل دوباره هيئت ماتم گرفته ام

گاهي کنار روضه ات از دست مي روم
با چشمهاي پر شفق و غم گرفته ام

اين آبروي نوکري هيئت تو را
از دستمال مشکي اشکم گرفته ام

ديگر هراس روز قيامت نمي برم
وقتي دخيلي از پر پرچم گرفته ام

با تربت تو کام دلم را گشوده اند
عمري اگر که بوي محرم گرفته ام

گفتم ميان روضه از اعجاز چشمهات
ديدم رسيده ام به حوالي کربلات

یوسف رحیمی

@marsiyeeh
21 August 2020
ات
12:22
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 19.08.2020 21:31:52
|⇦• #روضه و توسل به جناب حر سلام الله علیها به کلام حجت الاسلام حامد کاشانی •✾•
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
چه کردی حسین جان .. میتونست نگاه ِمثل شمر به او بشه .. یه قدم برداشت برا سیدالشهدا نمیدونم با دلش چه کرد ، روز عاشورا که شد میدیدن این مثلِ مار گزیده به خودش می تابه .. بعضی ها بهش گفتن ترسیدی؟! اینهمه جنگ رفتی ، این که جنگی نیست .. اینجا مگه چند نفرند ؟! جنگ ها رفتیم که هم اندازه ایم لشکر مقابلِ لشکرِ تو فرمانده بودی .. گفت خودمُ بینِ بهشت و جهنم میبینم .. رو نداره بیاد .. مگه برا منم جا هست اصلا ..

از شبِ نهم به بعد صدای العطش اطفال بلنده .. من دلِ زینبشُ لرزوندم .. فکر اصلا نمیکرد . تصمیم گرفت گفت میرم رو میزنم دیگه .. رفعت الی الکریم .. میرم درِ خونه کریم .. امیدم نداشت اصلا از سوالش معلومه .. داشت میرفت یه جوری این آسمونُ نگاه کرد گفت«اللّهم انّی تبت فتب علی فقد ارعبت قلوب اولیائک و اولاد بنت نبیک» خدایا من دل لرزوندم ، دلِ ناموسِ رسول خدا رو لرزوندم ..اومد مقابل حضرت سرشم بلند نکرد ، گفت السلام علیک یا اباعبدالله .. اینطوری هم میخری ؟! هل من توبه ؟! امیدِ توبه برا من هست ؟! فرمود : «نعم یتوب اللّه علیک و یغفر لک ما اسمک» .. خوش آمدی .. منتظرت بودم .. هرکس خواست بره میدان باید به پای حضرت می افتاد این یکی استثناییِ .. گفت میشه من برم ؟! گفت تو برو .. تو زود برو .. صدای العطش تو رو اذیت میکنه .. رفت میدان خطبه خواند ، جنگید .. سپرش رو نوشتن کل قنفذ شد انقدر بهش نیزه پرتاب کردن .. بد بود برا اونا فرمانده لشکر بیاد این طرف به جا اینکه تیر بزنن با کینه و غضب نیزه میزدن که سپر مبارکش مثه خارپشت شد نه از تیر که از نیزه ..

زمین که افتاد ننوشته اند که صدا کنه امام حسینُ به خطر بیفته بیاد وسطِ میدان . یه لحظه چشمشُ باز کرد .. دید سرش در آغوشِ سیدالشهداست .. اول از دلش درآورد .. فرمود «انت الحرّ کما سمّتک امّک، أنت الحرّ ان شاء اللّه فی الدّنیا و الآخرة».. تو آزاد مردی .. مادرت درست اسم گذاشته ..

من ندیدم تو کربلا امام حسین برای شهیدی مداحی کرده باشه جز اینجا .. اینجا بالاسرش نگاه کرد دید این حر اگه اونور بود به غنیمت میرسید .. اینور نیزه ها به بدنش خورده .. حر با حالت شرم از دنیا رفت .. تو شهدای کربلا چندتا اینجور بیشتر نداریم ، یکی حرِ با شرم از دنیا رفت ، یکی قمر بنی هاشمِ ...

سیدالشهدا هم براش مایه گذاشت بالاسرش زبان گرفت .. لنعْمَ الْحُر حر بنی ریاح .. آزادمرد تویی فقط حر بنی ریاحی .. صبور عند مختلف رماحی .. نیزه زدن صبر کردی .. حسین جان بمیرم برات .. سر تائب رو به آغوش گرفتی براش خواندی .. ساعاتی گذشت خودش موند تو قتلگاه کسی نبود .. کسی بالاسرش نبود..

داشت ذکر میگفت .. سیکنه خاتون میفرماید ، در لهوفِ .. جده ام زهرای اطهر رو خواب دیدم اونجا برای حر شما خواندی اینجا حضرت سیکنه میفرماید مادرت برات میخواند .. واذبیحا .. وا غربتا .. وا حسینا .. بنیَ .. قتلوکَ .. قدرتُ نشناختن و ما عرفوک ...

↫ ﴿بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه﴾
ــــــــــــــــــ
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#حجت_الاسلام_حامد_کاشانی
#شب_چهارم_محرم
#روضه_حضرت_حر_علیه_السلام
#ویژه_ایام_محرم

•┄┅══༻○༺══┅┄•
✅ وب سایت↶
www.babolharam.net

↜سروش↶
http://sapp.ir/babolharam_net

↜ایتا↶
https://eitaa.com/babolharam_net

↜تلگرام↶
https://t.me/babolharam_net
ات
12:26
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 20.08.2020 11:03:51
|⇦• ای وارثِ حقیقی مشک و علم سلام ..
#مناجات با امام زمان روحی له لفدا اجرا شده شب اول محرم ۹۸ به نفس حاج محمد رضا طاهری •✾•
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
ای وارثِ حقیقی مشک و علم سلام
مولایِ هرچه آینه هرچه حرم سلام

امسال هم نیامدی و در فراقِتان
آمد دوباره ماهِ عزا ، ماه غم سلام

عرض ادب به محضرِ نورانی شما
عرض درود و تسلیتُ باز هم سلام

از راه دور از حرم زخم دارِ دل
دستی به رویِ سینه تورا می دهم سلام

ای سایۀ مبارک تو بر سرم زیاد
هرچند بی بضاعت و هرچند کم سلام

ماه محرم است پرم از غزل ، عطش
ای بیت های گمشدۀ محتشم سلام

یه ذره از روضه رسده محتشم ها نوشتن .. همۀ روضه ها تو دل امام زمانِ .. یه بخشیش رو حضرت روضه خوانی میکنه .. تو سلام میدی اقا هم سلام میده ..

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ
أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ
السَّلامُ عَلى البَدَنِ السَّلِيْبِ

از ما نثارِ مقدم تو هر قدم درود
از تو نثار سینه زنان هر قدم سلام

دم در آقا بهتون خوش امد میگه .. اومدی مادرمو یاری کنی خوش اومدی .. هرکسی میخواد حضرت زهرا رو یاری کنه بسم الله .. فرمود ابوبصیر میخوای مادرمو یاری کنی ؟.. گفت چطور من با این بضاعت کم یاری حضرت صدیقه؟ چه کاری از دستم بر میاد؟.. فرمود تو روضه جد غریبِ ما بشین ناله بزن گریه کن ..
از همین شب اول بگو اومدم مادرتو یاری کنم .. گریه کن ابی عبدالله باید مثل مادرش زهرا ناله بزنه .. فرمود وقتی بی بی میخواد وارد بهشت بشه .. میگن بهشت رو برای تو آزین بستیم واردشو .. عرضه میداره من وارد نمیشم .
چرا فاطمه جان؟
عرضه میداره خدایا قبل از اینکه وارد بهشت بشم میخوام پسرمُ همونطوری که کشتن ببینم .. خطاب میرسه نگاه کن فاطمه جان .. رسول خدا میفرمایند یه وقت میبینیم ابی عبدالله وارد محشر میشه سر در بدن نداره .. از رگ بریده داره خون میاد .. پیغمبر میگه یه وقت فاطمه داد میزنه با داد فاطمه من داد میزنم با داد زدن من ملائکه داد میزنن .. همه میگن ای حسین ...

↫ ﴿بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه﴾
____
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#حاج_محمد_طاهری
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#شب_اول_محرم
#مناجات_دعا
#ویژه_ایام_محرم
•┄┅══༻○༺══┅┄•

✅ وب سایت↶
www.babolharam.net

↜سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam_net

↜ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_net

↜تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_net

↜اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
ات
18:00
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 25.08.2019 07:03:18
|⇦• روضۀ جنابِ حر و دو طفلانِ حضرتِ زینب سلام الله علیها اجرا شده شبِ چهارم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ حاج محمد طاهری✨
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
حُرّم که از کمندِ تو سر در می آورم
در شعله هایِ بی کسی ات پر می آورم

نفرینِ تو کتابِ دعاهایِ خیر بود
دارم به معجزاتِ تو باور می آورم

*منم امشب میخوام مثل حر بگم .. آقا :*

یا ایها العزیز! بِکُش یا مرا ببخش ..
هم تیر هم کتابِ مطهر می آورم

*یه وقت ابی عبدالله نگاه کرد دید از دور ، (فرماندۀ قدرقدرتی رو انتخاب کرده مشاور یزیدِ ملعون گفت فقط یه نفر می تونه مقابل حسین بایسته اونم حرِ ) حالا این فرمانده قدرقدرت به چه حالی داره میاد سمتِ خیمه هایِ حسین .. تا ابی عبدالله نگاه کرد دید داره حر با اون حال داره میاد فرمود عباسم زود برو استقبالش .. دستشُ بگیر بیارش .. ابی عبدالله فرمود سرتو بالا بگیر ارفع راسک .. سرتو بالا بیار خجالت نکش .. حالا که اومدی دیگه خجالت نکش ..گفت آقا تو منو بخشیدی اما :*

علیا مخدره زِ من آزرده خاطرند
رویم سیاه روی به کوثر می آورم

*معلومه رضایتِ زینبم شرط لازمه .. اومد پشتِ خیمه بی بی .. خانم جان! می دونم قلبتُ آزردم .. اما اومدم ازت اجازه بگیرم جونمُ فدایِ حسین کنم .. یه وقت صدایِ ناله زینب بلند شد ، حر خوش آمدی .. به موقع آمدی .. حر ؛ حسینم غریبه ...*

زینب اگر حلال کند عمر خویش را
از جان و دل ، به پات به آخر می آورم

جبرانِ آن دلی که شکستم نمی شود
هر چند سر به زیر شده سر می آورم

*گمان نکنید فقط حر دلِ امامُ شکسته ؛ من هر موقع این روضه رو می خونم میگم حداقل حر عاقبت به خیر شد .. در راه ارباب و مولاش به شهادت رسید. منِ بیچاره چقدر دل امام زمانُ شکوندم .. هر موقع حجت خدا منو تو گناه دیده سرشُ پایین انداخته فرموده تو دیگه چرا؟ تو که گریه کن جد غریبِ مایی ..*

در خون اگر به یاریِ تو دست و پا زنم
یک ذره انتظار تو را برمی آورم

با عرشیان به سیر توام خوش به حالِ من
من عاقبت به خیر توام خوش به حالِ من

*حر رفت .. همه صحابه رفتن .. از بنی هاشمم علی اکبر رفت .. قاسمم رفت .. حالا نوبت نوبت این مادر شهیده .. به یادِ همه پدر و مادرای شهدا ..

دست دو تا بچه هاشُ گرفته زینب .. آی مادرای شهدا ، امشب شب شماست .. هر چی ابی عبدالله فرمود خواهرم من ازت تقاضا می کنم این بچه ها تو خیمه بمونن ، گفت حسین جان یعنی منو قابل نمی دونی؟ .. لیلا سهمشُ داده .. نجمه قاسمش رو آورده .. ابی عبدلله هر چی زینب میگه ، سید الشهدا علیه السلام می فرماید نه!
اما می دونه چطور باید دل حسینُ به دست بیاره ... نشست تو خیمه گفت داداش ، تا الان بهت اینطوری نگفته بودم ، تورو به حقِ مادرم زهرا ...*

↫ ﴿بابُ الْحَرَم اولین پایگاهِ متنِ روضه﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#حاج_محمد_طاهری
#روضه_حضرت_حر_علیه_السلام
#روضه_دوطفلان_حضرت_زینب
#شب_چهارم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
#ویژه_ایام_صفر
┄┅═✧❁۞══۞❁✧═┅┄
✅ وبلاگ↶
babolharam.mihanblog.com

✘سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam.ir

✘ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_ir

✘تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_mihanblog_com

✘اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam.ir
22 August 2020
ات
17:10
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 02.02.2020 08:57:33
|⇦•واگویه خوانی و مناجات با امام زمان روحی له الفدا اجرا شده محرم 1394 به نفس حاج حسین سازور تقدیم روح ملکوتی امام راحل و همۀ شهدا مخصوصاً شهدایِ پیروزیِ انقلاب •✾•
┅═•┄⊰↭⊱•┄═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.

┅═•┄⊰↭⊱•┄═┅
اَللّهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ یا اباصالح ..

حالا که بی پناه شدم یابن فاطمه
محتاجِ یک نگاه شدم یابن فاطمه

با دستِ خویش آبرویِ خویش بُرده ام
بیچارۀ گناه شدم یابن فاطمه

تا خواستم زمین بخورم با دعایِ تو
هر بار رو به راه شدم یابن فاطمه

عمرم به سر رسید ، ولی تو نیامدی
خیره به قبلگاه شدم یابن فاطمه ..

*تو مجلسِ ما محاسن سفید هست الحمدالله ، جوان هست ، نو حوان هست .. یه نفسِ شما بگیره کارِ همه درست میشه ..*

ای کاش همچنان شهدا وقت رفتنم
بینم چو قرصِ ماه شدم یابن فاطمه

هر بار وقتِ گریه به غمهای مادرت
در زمرۀ سپاه شدم یابن فاطمه

یادِ غریبیِ علی و بُغضِ در گلو
سر در میانِ چاه شدم یابن فاطمه

مادر میانِ کوچه صدا زد حسن بیا
محتاجِ تکیه گاه شدم یابن فاطمه

اما بدونِ کرب و بلا شعر ناقص است
دلخون شبیهِ آه شدم یابن فاطمه

با گریه بر حسین عزیزِ تو می شوم
با آنکه روسیاه شدم یابن فاطمه

هنگامِ روضه چشمِ مرا گریه باز کرد
راهیِ قتلگاه شدم یابن فاطمه

چادر سیاه فاطمه بر خاک می خورد
تقصیر بوسه هاست که خنجر نمی بُرد

یابن الحسن .. یابن الحسن ..

همه جا بروم به بهانۀ توست
که مگر برسم درِ خانۀ تو
همه جا دنبالِ تو می گردم
که تویی درمانِ همه دردم

یا اباصالح مددی مولا ..

@hajhoseinsazvar

↫ ﴿بابُ الْحَرَم اولین پایگاهِ متنِ روضه
________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#hardrevenge
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#حاج_حسین_سازور
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#ویژه_ایام_محرم
#مناجات_دعا
#فاطمیه
•┄┅══○◉↭◉○══┅┄•

✅ وبلاگ↶
babolharam.mihanblog.com

✘سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam_net

✘ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✘تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_net

✘اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
23 August 2020
ات
17:56
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 06.08.2019 08:47:57
|⇦• نجوا با امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شبِ اول ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ حاج محمدرضا طاهری✨
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
شکر خدا که باز عزادارتان شدیم
یعنی دوباره گرمیِ بازارتان شدیم

پرچم زدیم ، تکیه زدیم و علم زدیم
شکرِ خدا که کارِگر کارتان شدیم

از بامتان اگرچه هر از گاه می پریم
بیخود نیامدیم گرفتارتان شدیم

این ماه بار عام غذاهایِ حضرتی ‎ست
مثل همیشه نان ‎خورِ دربارتان شدیم

از دولت حسین و زِ الطافِ روضه‎ هاست
این که دوباره لایق دیدارتان شدیم

باید چگونه شکر کنیم این مقام را
با گریه ‎هایِ هر شبمان یارتان شدیم

*شب اولیه باید تیرِ خلاصُ بزنیم .. آقا .. ازتون معذرت می خوام ..*

” وَالشِمرُ جالسٌ ” نفسِ مادرت گرفت
ما را ببخش باعثِ آزارتان شدیم ...

↫ ﴿بابُ الْحَرَم اولین پایگاهِ متنِ روضه﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#حاج_محمد_طاهری
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#شب_اول_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┄┅═✧❁۞══۞❁✧═┅┄
✅ وبلاگ↶
babolharam.mihanblog.com

✘سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam.ir

✘ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_ir

✘تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_mihanblog_com

✘اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam.ir
ات
19:02
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 01.06.2020 16:45:13
|⇦• #روضه و توسل به امام مجتبی(ع) ویژۀ ایام تخریب بقیع به نفس حاج محمدرضا طاهری •✾•
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
وقتی از بغض هوا دور و برم سنگین است
شبنمِ اشک به مژگانِ ترم نزدیک است

میکشم منتِ زهری که به دادم برسد
آنقدر سایۀ غربت به سرم سنگین است

*خوش به حال اون چشمی که امشب برا امام حسن اشک باره .. گفت وارد شد تو خونۀ فاطمه دید امام مجتبی و ابی عبدالله دارن با هم زور آزمایی میکنن .. رسول خدا نگاه کردید ، باباش داره میگه جانم حسین .. مادرش میگه جانم حسین .. یه وقت دیدن پیغمبر میفرماید جانم حسن .. مادر معترض ؛ باباجان شما خودتون به ما فرمودین بچۀ کوچک تر سزاوارِ تشویقِ .. چه طور داری داداش بزرگه رو تشویق میکنی ؟!..
فرمود فاطمه جان دیدم باباش میگه حسین .. تو میگی حسین .. نگاه کردم دیدم همه ملائک تو آسمون دارن میگن حسین .. دیدم پسرم حسن غریبه ...

سینۀ تشت تحمل نکند حق دارد
آنقدر روضۀ داغِ جگرم سنگین است

محنت و داغ چهل سال چنان پیرم کرد
کولۀ آه به وقتِ سفرم سنگین است

*گفت آقا من باباتم تو این سن دیده بودم ، اینطور محاسنش سفید نشده بود ؟!.. فرمود اگه اون چیزی که من دیدم بابامم دیده بود زودتر از من محاسنش سفید میشد ..*

دوستانم همه از من بدشان می آید
*بعضی ها رو آقا یواشکی میکشید کنار ، یکیش حجر بن عدي بود (شهید شد تو راه امیرالمومنین فرمود تو که دیگه از مایی تو چرا با کنایه با ما حرف میزنی ..) همه طعنه ها یه طرف .. همه زخم زبان ها یه طرف اما :

دوستانم همه از من بدشان می آید
طعنۀ قنفذ و سب پدرم سنگین است

*برا امام حسن باید داد بزنی .. چون این آقا یه بار نتونست داد بزنه .. همه ش زانوهاشُ بغل میگرفت .. هی زیر لب میگفت بد زد نانجیب ..*

نگذارید چُنین حسرت مُردن بکشم
من بمانم به خدا دردسرم سنگین است

جگرم مثل فدک ریخته صد تکه شده
سینه ام را نفس پُر شررم سنگین است

*از اینجا دیگه روضه خیلی سخته من از سادات معذرت می خوام .. از امام زمان معذرت می خوام .. خودش فرمود عبدالزهرا چرا روضۀ ما رو نمی خوانی؟ گفت آقا من یه عمرِ غلام و نوکر و روضه خوانِ شمام هرچی از روضۀ شما به من رسیده من خوندم .. مسموم کردن شما رو گفتم ، پاره هایِ جگر داخلِ تشت رو گفتم .. تیرباران کردنِ بدن رو گفتم .. فرمود عبدالزهرا همه اینا که گفتی روضۀ من هست اما روضۀ ما اهل بیت اون ساعتی بود که دستم تو دستِ مادرم .. تو کوچه ها داشتم میومدم ..*

مثل مادر که به کوچه دهنش خونی شد
چقدر خوب دهانِ حسنش خونی شد ..

امام رضا علیه السلام فرمود بچه هایِ ما مو به مو از بزرگترایِ ما ارث بردن .. بگم صدا گریه ت بلند شه؟!.. گوشۀ خرابه وقتی سرُ آوردن تا دست کشید رو این لبایِ بابا گفت لبایِ تو خونی باشه لبایِ رقیه سالم؟؟؟ دیدن دستشُ مشت کرد .. هی تو دهانِ خودش میزنه ..

شب و روزش شده با غم سپری راحت نیست
و چهل سال فقط خون جگری راحت نیست

گیر افتادن در آتش و لج بازیِ میخ راحت نیست
دیدنِ روسریِ شعله وری راحت نیست

آه مادر .. مادر ..

تاولُ گونۀ انسیۀ حورا ، ای وای
به خدا سوختن مویِ سری راحت نیست

آه با داس و تبر رو به سویِ یاسِ کبود
دیدنِ حملۀ سیصد نفری راحت نیست ..

*اگر این است تاثیر شنیدن
شنیدن کی بود مانندِ دیدن ..
چند جا امام حسن دید مادرشُ دارن میزنن ..*

کدوم خانم!
کدوم خونه رو میگی روضه خوان؟
کدوم سیلی!
کدوم کوچه رو میگی روضه خوان؟
کدوم صورت!
کدوم مادرُ میگی روضه خوان؟

چشمایِ اهلِ آسمون تر بود ، ای وای ..
دستِ حسن تو دستِ مادر بود ، ای وای ..
یه شهر روبه رویِ کوثر بود ، ای وای ..

مدینه هست شهری که ، به اشکا میخندن
همون جا که مردا ، به زن راه میبندن ..

گفت :
بردم پناه هرچه به دیوار بیشتر
او پیشتر رسیدُ و رَهَم بیشتر گرفت

↫ ﴿بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه﴾
__________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#hardrevenge
#Terrorist_America
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#حاج_محمد_طاهری
#روضه_امام_حسن_علیه_السلام
#تخریب_بقیع
#ویژه_ایام_صفر

•┄┅══༻○༺══┅┄•
✅ وب سایت↶
www.babolharam.net

↜سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam_net

↜ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_net

↜تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_net

↜اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
24 August 2020
ات
10:43
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 26.08.2019 13:44:59
|⇦• #قسمت_اول نجوا با امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شبِ پنجم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ سید مجید بنی فاطمه✨
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
«السلام علیک یا نورالله یا اباصالح المهدی»

چشم به راهی خیلی سخته
تا به کی میخوای نیایی
چقد دنبالت بگردم
یه کلام بگو کجایی ..

تو قنوتی تو رکوعی
تو سجودی تو دعایی
شایدم الانِ تنها
وسط بیابونایی ..

گل نرگس کی میایی؟ ..

تویِ قلبت واسه ی ما
یه جا دست و پا کن آقا
تو بخوای می تونی مارو
بین خوبا جا کن آقا ..

کسرِ شان تِ می دونم
بگی نوکر من اینه
یه کاری با این دلم کن
که اینم به دل بشینه ..

کاری باری اگه داری
نوکرت نمرده آقا
اگه امری هست بفرما
میذارم به رویِ چشمام

*گفت رفیقم همچین که تو جبهه تیر خورد نفسایِ آخرش بود ، سرشُ گرفتم رو پاهام گذاشتم .. دیدم لبایِ خشکش مثلِ ماهی بهم میخوره .. اشاره کرد رفیق سرمو بذار رو زمین باشه (گفتم چرا عزیز دلم من رفیق تو بودم چرا آخه این حرفُ میزنی؟) گفت یادته می رفتیم تو روضه ها ، یه شب از آقام امام زمان قول گرفتم ، گفتم آقا من کسی رو ندارم شهدایِ کربلا رو همشونُ ابی عبدالله سرشونُ به دامن گرفت .. شما امام حی و حاضرید. دوس دارم وقت جون دادن سرم رو پاهایِ شما باشه .. سرمُ بذار زمین بلکه آقام بیاد .. مهدی فاطمه قولش رد خور نداره .. (یه چی بگم تو دلت این حرارتُ بیشتر کنم؟) فقط تو این خانواده یه نفر خجالت زده شد .. اونم همون آقایی بود که اهل خیمه گفتن حرف عمو نشد نداره .. هر جا نشستی همه با هم : یا صاحب الزمان ..

↫ ﴿بابُ الْحَرَم اولین پایگاهِ متنِ روضه﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#سید_مجید_بنی_فاطمه
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#شب_پنجم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┄┅═✧❁۞══۞❁✧═┅┄
✅ وبلاگ↶
babolharam.mihanblog.com

✘سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam.ir

✘ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_ir

✘تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_mihanblog_com

✘اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam.ir
ات
10:50
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 26.08.2019 13:51:49
|⇦• #قسمت_پایانی روضه و توسل به حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده شبِ پنجم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ سید مجید بنی فاطمه✨
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈•
ملائکه برات گریۀ مدام می کنند
برایِ روضه خوانیِ تو اهتمام می کنند

چقدر لقمه حلال وقف روضه می شود
چقدر خرج این محرم الحرام می کنند

چه مشکل است روضه ها برایِ یازده امام
چه آه و ناله ها برایِ یک امام می کنند

چه حیف عده ای برایِ جز تو گریه می کنند
چه حیف اشکهایِ خویش را حرام می کنند

*گریه گرچه غم است ، اما گریۀ برا حسین همه غم های عالمُ از دل برمیداره .. *

اساس روضه های تو حسین وحدت آور است
مذاهب جهان همه به تو سلام می کنند

در آن زمان اگر کسی به یاریت به پا نخواست
در این زمان تمام مسلمین قیام می کنند

اگر تو را نداشتم که محترم نمی شدم
به احترام تو به من هم احترام می کنند

حسین جان ، به قدر لحظه ای مرا رها نکن
اگر مرا رها کنی همه رهام می کنند

خوشا به حال عده ای که از دو ماه قبل ازین
برای اربعین حسین ثبت نام می کنند

سخاوتت به گوشِ قاتلان تو رسیده است
که در کنار قتلگاه ازدحام می کنند

هنوز چشم تو به سوی خیمه هاست ای حسین
مقابل تو رو به جانب خیام می کنند

بعضیا شب اولشونه ان شالله پیرمرد بشیم در خونۀ حسین .. الحمدلله دونه دونه موهامون داره در خونۀ تو سفید میشه .. بچه هامون دارن یواش یواش قد می کشن .. الحمدلله در خونه تو بودیم باباها نون حلال دادن برا بساط حسین .. آی جوونا اگه خوب گریه می کنی مرد باش برو خونه دست و پای مادرتُ ببوس .. آخه امام صادق فرمود اگه حسین شنیدی گریه ت گرفت بدون مادرت به اندازۀ یه نگاهم خطا نکرده .. امشب بگو حسین جان به حق مادرت منم راه بده تو این قافله .. منم می خوام فداییت بشم .. منم میخوام شهید راه تو بشم آقا .. اجازه بدین من بی مقدمه روضه بخونم .. آخه روضۀ عبدالله بن الحسن یه جایی میره من همش می ترسم بگم .. اکثرا جوونن حتی بزرگترا که الان در مجلس حضور دارن، بعضی موقعها شاید بگن بابا اینا جوونن اذیت میشن تو روضه .. آی خواهر ، برادر نگاه نکن ببین با چه شکلی داره میاد تو جلسه ، ببین برا کی اومده .. وهب نصرانی بود اما حسین نگاهش کرد وقتی اومد پیش امام حسین دیگه حسینی شد ..

وقتی وداع کرد ابی عبدالله ، تو اون گرما ، در اون اضطراب .. عباسشُ کشتن، علی اکبرشُ جلو چشمش قطعه قطعه کردن .. به شیرخوارشم رحم نکردن .. اومد وداع کنه همه بچه هارو به زینب سپرد گفت زینب تازه کارت شروع می شه .. اما فقط یه نفرو دستشُ گرفت تو دست زینب گذاشت اونم عبدالله بود .. گفت خواهرم این تنها یادگارِ حسنِ منه .. این پسرِ شیر جملِ .. این بچه ، خونِ حسن تو رگاش جریان داره .. این بچه از شمشیر و خنجر باکی نداره .. دستش تو دست زینب بود ، همچین که شنید و از دور می دید عموشُ دوره کردند ..

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

تیر به قلب حسین زدن .. صورتشُ با سنگ متلاشی کردن .. تو گودال داره غلت می خوره .. صدای اهل خیمه بلند شد یه وقت دیدن این بچه نگاه کرد گفت عمه ، عمویِ منه! .. دستشُ از دست عمه جدا کرد .. دوید سمت گودال .. دید عمو رو زمین افتاده .. نانجیب شمشیرُ بلند کرد ، این بچه خودشُ انداخت رو بغلِ عمو .. دستشُ آورد جلو به عمو نخوره .. یه وقت دیدن دست به پوست آویزان شده .. (روضه بگم؟) یه تیراندازِ ماهر اگه صد تا تیر هم داشته باشه، تیرِ آخری رو خوب دقت می کنه .. سه تا تیرِ سه شعبه آورده با خودش کربلا .. یه دونه شُ به چشمایِ عباس زد .. یه دونه شو به گلویِ علی اصغر .. تیر آخرِ .. حسین عبدالله رو تو سینه بغل گرفته .. (ابی عبدالله دو تا بچه تو بغلش بال بال زدند .. یکی علی اصغر بود ..) حرمله نشست .. یه نقطه رو نشونه گرفت. گفتن حتماً میخواد بزنه به حسین .. چنان تیر به سینۀ عبدالله .. این بچه به حسین دوخته شد ..

عمو جونم تویِ گودال
دیدم افتادی جون دادی
میونِ این همه نیزه
منم رو سینه ت افتادم ..

سپر میشم برا جسمت
جدا شد از تنم دستم
حلالم کن اگه راهِ
نفس هایِ تو رو بستم ..

چه گودالی، چه جنجالی، چرا عمامه تو بردن؟
خودت که داری جون میدی، برا چی خنجر آوردن؟

هر کی صدا منو میشنوه بگو : حسین ..

↫ ﴿بابُ الْحَرَم اولین پایگاهِ متنِ روضه﴾
________________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#سید_مجید_بنی_فاطمه
#روضه_عبدالله_ابن_حسن
#شب_پنجم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┄┅═✧❁۞══۞❁✧═┅┄
✅ وبلاگ↶
babolharam.mihanblog.com

✘سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam.ir

✘ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_ir

✘تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_mihanblog_com

✘اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam.ir
ات
19:59
ا ت
به تن گره خورده زره شده است و به روی بدن گره خورده

ببین که در گودال

به بوی سیب بوی یاسمن گره خورده

تمام شد دوری تن حسین به جسم حسن گره خورده

که جسم عبدالله چونان کفن به جسم بی کفن گره خورده

به لکنت افتاده چقدر نیزه به هم در ..خورده

چقدر سم سطور بهدر میاتن هم همه به پیروهن گره خورده

دوباره غوغا شد عزیز فاطمه بیش از همیشه تنها شد

زخون ثارالله زمین تشنه لبه قتلگاه دریا شد

به غیره نیزه و تیر چقدر رد سم اسب

که قسمت تن ارباب ضربه ی

و بعد عبدالله سر بریدن راس حسین دعوا شد

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و ماوای تو نیست
25 August 2020
ات
16:51
ا ت
م
مداح اهل بیت جواد سلیمی 05.09.2019 12:01:21
#شب_ششم_محرم
#مناجات_امام_زمان_علیه_السلام
مناجات 1


🔸ای داغدار اصلی این روضه ها بیا
🔸صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا

صاحب عزا کجایی...
یا بن الحسن...


🔸تنها امید خلق جهان یابن فاطمه
🔸ای منتهای آرزوی اولیاء بیا


ای آقایی که آمدنت آرزوی همه عالمه...
آرزوی همه اولیاء خداست...


امام صادق فرمودند:

لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی

(منبع: الغیبة النعمانی، ص 246)


اگه پسرم مهدی رو درک کنم تمام عمرم بهش خدمت میکنم...

ولی امام صادق این تعبیر رو داره...
من چی بگم آقا...


🔸بالا گرفته ایم برایت دو دست را
🔸ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا


کی میای آقای خوبم...
میترسم اون روزی که شما میای...
دیگه من زنده نباشم...
زیر خاکها باشم...


🔸هفته به هفته می گذرد با خیال تو
🔸پس لا اقل به حرمت خون خدا بیا


آقا جانم... امام زمان...
امشبم اومدیم خدا رو به ابی عبدالله قسم بدیم...
فرج شما رو نزدیک کنه

یا صاحب الزمان.
ات
16:51
ا ت
ا
اتچ بات 05.12.2016 13:32:23
⚫️روضه و توسل جانسوز_ویژه وفات حضرت سکینه سلام الله علیها _استاد شیخ حسین انصاریان⚫️
◾️▪️🔲▪️◾️
اسب عربی که خیلی تیزهوشه مخصوصا اگر تمرینشم دیده باشند؛چرا من هر چی با محبت رکابش رو میکشم اسبم حرکت نمیکنه؟باید یه مانعی جلوی مرکبم باشه،خم شد؛چون سر و گردن اسب جلو تره راکب که نشسته جلو رو میبینه اما اگر مانعی باشه باید خم بشه یه مقدار عقب گردن رو نگاه کنه،ابی عبدالله خم شد،دید دختر سیزده سالش دست اسب رو گرفته،نمیذاره بره ...." پیاده شد،روی خاک نشست،سکینه رو بغل دست خود نشوند،آنقدر ابی عبدالله با ادبه که سکوت کرد ببینه بچش چی میگه؟بابا کجا میخوای بری؟عزیز دلم میدان؛بابا از صبح تا حالا که میرفتی برمیگشتی،این بارم برمیگردی؟نه عزیز دلم دیگه برنمیگردم ....."
┏━━━◾️▪️🔲▪️◾️━┓
@babolharam_mihanblog_com
┗━━━ ◾️▪️🔲▪️◾️━┛
بابا حالا که میخوای بری و نیای میشه من یه درخواست از شما داشته باشم؟آره عزیز دلم،میدونه یاران همه رفتند،اکبر رفته،عباس رفته،دیگه مردی رو ندارن که از اینا دفاع کنه تنها برادر بیمارشه؛فکر میکنه بابا هم که بره تو این بیابون ما بین سی هزار دشمن گرفتار میشیم،گفت بابا قبل از اینکه بری میدان میشه ما رو به مدینه برگردونی؟نه عزیزدلم،یه ضرب المثلی رو براش گفت:
یعنی سکینه ی من،من دیگه دستم بسته،شما رو نمیتونم برگردونم ..." دختر دیگه ادامه نداد حرفشو،حالا بابا شروع کرد به حرف زدن،سکینه جان میشه من از تو یه تقاضا بکنم؟از جا پرید،بابا رو بغل گرفت،صورت بابا رو بوسید،سر بابا رو رو سینه گذاشت،بابا شما از من چی میخوای عزیز دلم؟من از تو میخوام اینقدر مقابل چشم من اشک نریزی عزیزم ...‌."
سکینه جان این گریه های تو داره دل منو آتیش میزنه ...."
"لاتحرقی قلبی بدمعک حسرتا مادام منی الروح فی جسمانی..."
این جمله ی آخر میدونید یعنی چی؟یعنی اینکه سکینه ی من تا لحظه ی آخر مقابل من گریه نکن،دیگه نگفت بعد من گریه نکن،یعنی بعد من هر چی خواستی گریه کن؛دیگه من نیستم جیگرم آتیش بگیره،دیگه بابا رو ندید تا وقتی اومد دید عمه یه بدن قطعه قطعه رو بغل گرفته ....."
"عمتی نعش هذا من؟"عمه این بدن قطعه قطعه ی کیه؟عزیزم این بدن قطعه قطعه ی پدرت حسینه ........

┏━━━◾️▪️🔲▪️◾️━┓
@babolharam_mihanblog_com
┗━━━ ◾️▪️🔲▪️◾️━┛

🎵نشر همراه با لینک صدقه جاریه🎵

#استاد_شیخ_حسین_انصاریان
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#روضه_حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
◾️▪️🔲▪️◾️
✅وبلاگ باب الحرم: babolharam.mihanblog.com
🔗عضو کانال "باب الحرم"اولين پایگاه متن روضه و اشعار مذهبی شوید.
لینک زیر را لمس کنید👇👇👇👇👇
https://telegram.me/babolharam_mihanblog_com
🆔@OnlySeydALI
🆔@MGomnam
ات
16:51
ا ت
ا
اتچ بات 05.12.2016 16:57:36
⚫️روضه و توسل جانسوز_ویژه وفات حضرت سکینه سلام الله علیها _استاد حجت الاسلام میرزامحمدی⚫️
◾️▪️🔲▪️◾️
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ
* تا دم مرگ اینو دائما هر وقت مشرف میشی به زیارت میگی "آقاجان نکنه این زیارت آخرین زیارت ما باشه ..." به خدا اربعین که اومدن آخرین زیارتشون شد" دیگه نتونستن کربلا برگردن ..." انقده کنار این قبور مطهر ناله زدن،سه روز اونقده ضجه زدن که امام سجاد فرمود: دیدم عمه ها و خواهرام دارن جون میدن" دستور دادم سوار شن به سمت مدینه حرکت کنیم " همه سوار شدن" اما دیدن سکینه هنوز از کنار قبر بابا جدا نشده ...."

الله اکبر ، روز یازدهمم آخرین نفری که از گودال جدا کردن همین دختر بود ..."چی جوری جداش کردن؟؟ من از شما می پرسم ، مگه یه بچه ی 13 ساله چقدر نیرو لازم داره که او رو از کنار بدن بابا جدا کنن؟؟؟ اما نوشتن :*فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب،فجروها عن جسد ابیها ....*
┏━━━◾️▪️🔲▪️◾️━┓
@babolharam_mihanblog_com
┗━━━ ◾️▪️🔲▪️◾️━┛
به خدا نمی شه بعضی عبارات رو ترجمه کرد،اما خیلی ساده بگم،یعنی این نازدانه رو کشون کشون از کنار گودال بردن ....." اربعینم که وقتی آخرین نفر،خواست با تربت بابا خداحافظی کنه،دید دیگه کسی نمونده باهاش حرف بزنه رو کرد به خاک گرم کربلا،فرمود: اَلا یا کربلا نُودِعکِ جِسماً بَلا کَفَنٍ وَ غُسلٍ دَفِینا ....."

قافله رسید به مدینه،روز جمعه بود وارد مدینه نشدن" بشیر آمد وارد مدینه شدهی صدا زد "یا اَهْلَ یَثْربَ لامُقامَ لَکْمْ بِها" تو خونه هاتون دیگه نمونید ...." چرا ؟؟؟ آخه:*قُتِلَ الْحُسَیْن فَاَدْمُعی مِدْرارٌ .....*فقط یه جلوش رو اشاره کرد" چه جوری کشتنش؟؟ اَلجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءمُضَرَّجٌ ، وَالرَّأسُ عَلَی الْقَناهِ یُدارُ ...."

قافله به استقبال آمدن به دنبال بشیر آمدن بیرون مدینه به استقبال قافله ی ابی عبدالله ...." چی جوری وارد مدینه شدن بماند، هر کی رفت سراغ یه بانویی" زن ها اومدن نزد سکینه . همه کنار قبر پیغمبر جمع شدن دیدن دختر علی زینب سلام الله علیها ؛یه پیراهن پاره پاره،یه پیراهن غرق به خون،سوراخ سوراخ رو، رو قبر پیغمبر پهن کرد" سفره ی روضه رو پهن کرد ... دیدن دیگه نمی شه با زینب حرف زد ... اومدن سراغ سکینه ... گفتن آی بانو از کربلا تا مدینه کجا به شما بیشتر سخت گذشت؟ فرمود هیچ جا برا ما مجلس یزدید نمی شد .... سر بریده ی بابای غریبم میان تشت ... همه مشغول لهو و لعب،خوشگذرانی و می گساری بودن،ما رو به طنابی بسته بودن ......

ای حسین .........

┏━━━◾️▪️🔲▪️◾️━┓
@babolharam_mihanblog_com
┗━━━ ◾️▪️🔲▪️◾️━┛

🎵نشر همراه با لینک صدقه جاریه🎵

#حجت_الاسلام_میرزامحمدی
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#روضه_حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#اسارت_خاندان_اهل_بیت_علیهم_السلام
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
◾️▪️🔲▪️◾️
✅وبلاگ باب الحرم: babolharam.mihanblog.com
🔗عضو کانال "باب الحرم"اولين پایگاه متن روضه و اشعار مذهبی شوید.
لینک زیر را لمس کنید👇👇👇👇👇
https://telegram.me/babolharam_mihanblog_com
🆔@OnlySeydALI
🆔@MGomnam
27 August 2020
ات
11:33
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 27.08.2020 00:40:36
|⇦•یا به جایی خبر مرگِ پسر را..
#روضه و توسل به حضرت علی اکبر سلام الله علیها اجرا شده روز هشتم محرم ۹۸ به نفس استاد حاج منصور ارضی •✾
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
یا به جایی خبر مرگِ پسر را نبرید
یا که بردید به تشییع پدر را نبرید

*آخه امام صادق فرمود به زبون خودتون روضه بخونید*

پدری داغ جوان دید ملامت نکنید
رویِ زانو اگر افتاد شکایت نکنید

رمقی نیست تکانی بدهید پایش را
پس بگیرید همه زیر بغل هایش را

نکند ناله که زد تن برایش بزنید
جلوی چشم همه زشت صدایش بزنید

آی مردم جگرِ سینه زنان غم دارد
غم سنگین شبِ هشت محرم دارد

غم آن لحظه که ارباب به شهزاده رسید
ولدی گفت نشستُ ز جگر ناله کشید

*تو مقتل ابن مقرم نقل کرده اونجا میگه ابی‌عبدالله وقتی رسید بالاسرِ علی اکبر فزع کرد .. یعنی هی داد میزد ولدی ..*

ای جوان مرگ که مشغولِ عبادات خودی
پیش پای پدر خویش چرا پا نشدی؟!

*دید یه تقلایی داره میکنه داره تقلا میکنه که انگار نفسش بالا نمیاد حضرت بغلش کرد با انگشت انداخت تو دهنش لخته‌ی خونُ که در آوورد روایت میگه یه شیهه ای کشید .. راحت شد .. سرشُ گذاشت رو سینه ش یه وقت دید یکی میگه پاشو ، پاشو همه‌ی لشکر دارن هلهله میکنن .. دارن همه میخندن .. دید اصلا ابی‌عبدالله انگار توی این عالم نیست گفت پاشو وگرنه موهامُ سر برهنه میکنم .. نمیدونم چیشد یهو ابی‌عبدالله پاشد حرف ورقش برگشت ، صدا زد جوانان بنی هاشم بیایید .. *

خنده ها بیشتر و جسم تو کمتر شده است
نیستی و همه دشت پیمبر شده است


زرهت حرز علی داشت دریدند چرا
گرگ ها چنگ به رویِ تو کشیدند چرا

داغ سنگین تو را شانه به تاب نداشت
تشنه بودی پدرِ تشنه‌ی تو آب نداشت

سنگ پرتاب شده سمت تو خورده به سرم
پهلویت را که دریدند در آمد پدرم

نیزه نگذاشت که آه تو پایان برسد
جان به لب های تو ای محتضر آسان برسد

مانده ام با تو و اینگونه گرفتار شدن
رشته رشته شده ای مثل عبای تن من

↫ ﴿بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه﴾
ــــــــــــــــــ
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#hardrevenge
#Terrorist_America
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#روضه_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#شب_هشتم_محرم
#ویژه_ایام_محرم

•┄┅══༻○༺══┅┄•
✅ وب سایت↶
www.babolharam.net

↜سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam_net

↜ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_net

↜تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_net

↜اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
ات
16:10
ا ت
جنگ نمایانی کرد جیگرش داره میسوزه .. برگشت جلو خیمه صدا زد بابا جیگرم داره میسوزه ابی عبدالله زبان رو دهان علی گذاشت یعنی بابا تو تشنه ای من از تو تشنه ترم .. دوباره رفت،
زد به دل میدون ..
با همه فرق میکنه علی اکبر...

دیدن دیگه نمیتونن حریفش بشن مثل باباش حسین ، مثل پدر بزرگش علی ، مثل عموش امام حسن ،
زد تو دلِ دشمن همونجا کوچه باز کردند..
من امشب آروم میگم ببینم کیه که میتونه جلوی خودشو نگه داره ..

همچین که زد تو دل دشمن یه نانجیبی شمشیر به فرقش زد ..
یکی نیزه به پهلوش زد ..
این اسب جنگ دیده است تعلیم دیده است میدونه وقتی سوار دستشُ دور گردن بندازه یعنی باید برگرده به سمت خیمه ها ..

همچین که دستشو انداخت دور گردن عقاب ، خون از سر علی ریخت جلو چشم اسبُ گرفت ..
عوض اینکه بره سمت خیمه ها رفت تو دل دشمن .. یه وقت حسین نگاه کرد دید شمشیرا بالا میاد ..
هی میگفت وای پسرم .. از خیمه میگن ابی عبدالله چنان دوید هی میخورد زمین بلند میشد ..
هی میگفت ولدی ..
وقتی اومد کنار علی دید علی داره پاهاشو رو خاکا میکشه ..
16:11
امام صادق علیه السلام فرمود بهترین لحظه برای بابا اون لحظه ای که میبینه جوونش جلوش راه میره ، قد میکشه ..
گفتند آقا بدترین لحظه چه لحظه ایه؟ فرمود اون لحظه ای که بابا خودش بچه شو تو قبر بذاره ..
بدترین لحظه برای بابا اون لحظه ای که دست و پا زدن بچه شو ببینه ..

اینا همه برات مقدمه بوده روضه زیاد شنیدی میخوام زودی روضه بخونم

ای عصایِ پیریِ بابا بلند شو
از جا به خاطرِ دل لیلا بلند شو

تا در کنار پیکر تو جان نداده ام
آرام جانم از دلِ صحرا بلند شو

ای با ادب به مویِ سپیدم نگاه کن
روی مرا زمین نزن از جا بلند شو

یعقوبِ دل شکسته به بالینت آمده
ای یوسف مقطع الاعضاء بلند شو

از باب امر نیست عزیزِ دلم ببین
بابات دارد از تو تمنا میکند بلند شو

فکری برای آبرویم کن غیورِ من
ای پاسدار زینب کبری بلند شو

آیینه داره مادر پهلو شکسته ام
چه بر سر تو آمده زهرا...بلند شو

↫ ﴿بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه﴾
ــــــــــــــــــ
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#hardrevenge
#Terrorist_America
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#روضه_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#شب_هشتم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
28 August 2020
ات
18:59
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 15.08.2020 20:00:37
|⇦• #روضه و توسل به اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب عاشورا محرم ۹۸ به نفسِ حاج سید مهدی میرداماد •✾•
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
نمیشه باورم که وقت رفتنه
تموم این سفر بارش رو شونۀ منه

*امشب دسته جمعی باید روضه بخونیم .. باورت میشه دهه‌ی محرم تموم شد؟ باورت میشه فردا سر اربابِ ما مثل این ساعت تو تنور خولیِ ؟! حالا بمیریم هم کمه ..*

نمیشه باورم که وقت رفتنه
تموم این سفر بارش رو شونه‌ی منه

کجا میخوای بری؟ چرا منو نمیبری؟
حسین این دم آخری چقدر شبیه مادری

باید جوابتُ ، با نفسم بدم
بدون من نرو ، تورو به کی قسم بدم؟!

قرارمون چیشد! که بی قرار هم باشیم
حسین هرچی که پیش اومد باید کنار هم باشیم

کجا میخوای بری؟ چرا منو نمیبری؟
حسین این دم آخری چقدر شبیه مادری

من رویِ خاکُ تو ، سوار مرکبی
من توی قلبِ تو ، اما تو چشم زینبی

آهسته تر برو ، بذار منم باهات بیام
حسین دیگه نمیکشه پاهام که پا به پات بیام

کجا میخوای بری؟ چرا منو نمیبری؟
حسین این دم آخری چقدر شبیه مادری

یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
*شب حرف زدن نیست فقط شب زمزمه است شب زبان حال و ناله است*

یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
کاشکی پشتِ خیمه شیرخوار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی

یار نداشتی رمقی برای پیکار نداشتی
جز حرم غصه ای انگار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی

کار از کار گذشت ؛
مرکب از تنِ تو هربار گذشت ..

یار نداشتی کفنی غیر همین خار نداشتی
حتی با زخم تنت کار نداشتی
پیرُهن نداشتی دستار نداشتی

یار نداشتی ولی این غصه رواین بار نداشتی
یارِ بین در و دیوار نداشتی
تیر و نیزه بودُ مسمار نداشتی

کار از کار گذشت
قصه بین در و دیوار گذشت
روضه با داغیِ مسمار گذشت ..

*فردا وقتی تیر و تو قلبش زدن ، هر کاری کرد تیرُ از رو به رو در بیاره نشد .. اربابِ ما رو اسب خم شد .. تیر و از کمر در آورد .. از سینه مثل ناودون خون میریخت .. دو دستی خون هارو به محاسنش میمالید .. چی زیر لب میگفت ، میگفت منو امروز نکشتن .. من کشتۀ روز دوشنبه ام .. (کدوم دوشنبه؟) منو اون روزی کشتن ، که مادرم باردار رفت پشت در .. یکی نگفت این دختر رسول خدا هست ..*

سر نداشتی تشنه بودیُ برادر نداشتی
جایِ سالمی تو پیکر نداشتی
من بمیرم که تو مادر نداشتی

سر نداشتی بینِ لشکر بودی لشکر نداشتی
بال و پر زدی ولی پر نداشتی
کاشکی تو خرابه دختر نداشتی

*دیگه از فردا روضه ها تمومه از فردا این روضه ها شروع میشه خودتونُ آماده کنید ..*

کار از کار گذشت
زینب از میون انظار گذشت
از سر کوچه و بازار گذشت

*چی برات روضه بخونم شب عاشورا ..از وداع بگم؟! امشب از اون شباست که به هر چشمی اشک نمیدن شاید شبای دیگه اشک داشته باشی اما شب عاشورا شب سنگینیِ اگه اشکم نداری یه آه بکش .. دستتُ بذار روسرت به یاد اون ساعتی که زینب دستشُ رو سرش گذاشت ..

با خواهر وداع کرد ،‌با پسر وداع کرد ،‌با زن ها وداع کرد ، با شهدا وداع کرد با اصحاب وداع کرد حالا میخواد بره میدان؛ یک مرتبه دید ذوالجناح حرکت نمیکنه .. آخرین باری که ذوالجناح حرکت نکرده بود برا هفت هشت روز قبل بود روز دوم وقتی قافله رسید کربلا دید ذوالجناح حرکت نمیکنه ، وقتی سوال کرد اسبُ عوض کرد فهمید اینجا همون کربلا ست .. باید همینجا بمونیم ..

فردا هم ذوالجناح حرکت نکرد .. یک نگاه کرد دید با همه خداحافظی کرده الا دختر .. بیا پایین بابا .. کارت دارم بابا .. بی خداحافظی میخوای بری .. یه عمو بی خداحافظی رفت ما بیچاره شدیم تو دیگه بی خداحافظی نرو بیا پایین .. اومد پایین از اسب نشست رو زمین دخترُ بغل کرد آروم در گوشش گفت بابا یه دست رو سرم میکشی ..! بابا یه بار منو میبوسی ..! آروم دست کشید روی سر سکینه .. انگشتر بابا رو حس کرد این بمونه تو ذهنت کار دارم.

اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد
بزرگی کن ببوس این دخترِ کوچکتر خود را

به دنبال مسافر آب میریزند معذورم
کنون ریزم به پایت آبِ چشمان خود را

↫ ﴿بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه﴾
ــــــــــــــــــ
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#Terrorist_America
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#سید_مهدی_میرداماد
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_دهم_محرم
#شب_عاشورا
#ویژه_ایام_محرم

•┄┅══༻○༺══┅┄•
✅ وب سایت↶
www.babolharam.net

↜سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam_net

↜ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_net

↜تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_net

↜اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
ات
19:00
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 09.09.2019 08:50:04
|⇦•#روضه و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده شبِ عاشورا سال 1397 به نفسِ کربلایی حسین سیب سرخی•✾•
•┄┅═══••↭••═══┅┄•
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
•┄┅═══••↭••═══┅┄•

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...

عصرِ فردا ز اهل بیت رسول
زَهرِچشمی شدید می گیرند

*این ناله هاتون رو آزاد کنید،به یک چشم بهم زدن شب عاشورا رسید،زن و مرد ناله بزنن،شیون کنند،آه بکشید آی نوکرا...*

وقتِ تاراجِ خیمه های حرم
چند کودک ز ترس می میرند
دور کن از زنان و دخترها
هر چه خلخال در حرم داریم
خواهرم داخلِ وسایلِ خود
روسری اضافه هم داریم؟
عصر فردا بدون شک اینجا
میزند گرد و باد و خاکستر
با صبوری به معجرت حتماً
گره ی محکمی بزن خواهر
__________
شبِ آخر ، بگذارید ، پر من باز شود
بیش تر روی تو، چشم تر من باز شود
حرف حجران مزن اینقدر ، مراعاتم کن
دست بردار ، دل مضطر من باز شود
جانِ زینب، برو از کرب و بلا ، زود برو
مگذاری گره ی معجر من باز شود
آه راضی نشو، بنشینم و گیسو بکشم
آه راضی نشو ، مویِ سر من باز شود
پایِ دشمن به روی پیکرِ تو باز شود
روی دشمن به رویِ معجر من باز شود
جانِ من ، حِرز بیانداز مگذار
جایِ این بوسه ی پیغمبرِ من باز شود
جانِ زینب ، برو مگذار ، غروبِ فردا
سمتِ گودال ، رَهِ مادرِ من باز شود
حیف از این زیر گلو نیست خرابش بکنند
پس اجازه بده تا حنجر من باز شود
لااقل قول بده ،زود خودت جان بدهی
بلکه راهِ نفسِ آخرِ من باز شود
__________
بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد
همینکه پیکرت افتاد، خواهرت افتاد
تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی
هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد
همین که از طرف جمعیت دو تا چکمه
رسید اولِ گودال، مادرت افتاد
تورا به خاطر دِرهَم ،چه دَرهَمَت کردند
چنان که شرحِ تَنِ تو به آخرت افتاد
ولی به جانِ خودت خواهرت مقصر نیست
در آن شلوغی اگر بارها سرت افتاد
خبر رسید که انگشترِ تو را بردند
میان راه، النگویِ دخترت افتاد
کنار خیمه رسیده است لشکر کوفه
و خواهرِ تو به یادِ برادرت افتاد

*ای دستات رو بیار بالا،این دست ها فقط نگاهِ ابی عبدالله رو میخواد،اُفتاده بود تویِ گودال،ولی برا همه دعا می کرد...امشب خیلی ها گرفتارن،خیلی ها التماس دعا گفتن،این دستات رو بیار بالا یه جوری صدا بزن،صدات برسه امشب حرمِ حسین،بلند صدا بزن:حسین....

↫ ﴿بابُ الْحَرَم اولین پایگاهِ متنِ روضه﴾
________
‼️کپی برداری به جهت کسب درآمد (تهیۀ جزوه و سی دی و نرم افزارهایِ پولی) از مطالبِ کانال #جایز نبوده و حق الناس محسوب میشود.

#کربلایی_حسین_سیب_سرخی
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_عاشورا
#شب_دهم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•

✅ وبلاگ↶
babolharam.mihanblog.com

✘سروش JOin↶
http://sapp.ir/babolharam.ir

✘ایتا JOin↶
https://eitaa.com/babolharam_ir

✘تلگرام JOin↶
https://t.me/babolharam_mihanblog_com

✘اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam.ir
19 August 2021
ات
17:29
ا ت
ک
کانال ‌متن روضه 19.08.2021 03:04:19
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈

|⇦•نگات کردم...
#قسمت_اول / #روضه و توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده شب شام غریبان محرم ۹۹ به نفس حاج میثم مطیعی•ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
نگات کردم
صورتمو به سمت قتلگات کردم
با گریه و ناله حسین! صدات کردم
ببخش اگه تو مقتلت رهات کردم

*اسباشون رو نعل تازه زدند...اگه زینب می موند کنارت از دنیا می رفت...رسالتی دارد...منُ ببخش...*

چون چاره نیست می روم و می گذارمت
ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت...

*حسین...بگو... شاید محرم سال بعد نباشی...شب آخره.‌‌...شب آخر اَجر میدن...امشب مادرش میخواد امضا کنه...*

نگات کردم
صورتمو به سمت قتلگات کردم
با گریه و ناله حسین! صدات کردم
ببخش اگه تو مقتلت رهات کردم

غریب بودی
بدونِ حر و مسلم و حبیب بودی
زیرّ سُم اسبایِ نانجیب بودی
برات بمیرم خدُّالتریب بودی

یا ثارالله و ابن ثاره...
حرمله کرد پیرهنتُ پاره

"ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
ما روضه حسین شنیدیم و زنده ایم"

نمونده جز گریه برام چاره
یا ثارالله و ابنَ ثاره...

حرمله کرد پیرهنتُ پاره
یا ثارالله و ابن ثاره...

یا ثارالله و ابن ثاره...

خداحافظ
از کربلای گریه و غمِت رفتم
از دهه‌ی اولِ ماتمت رفتم
به روستاییا سپردمت رفتم

*السلام علی مَن دَفَنَه اهلُ القُری...اهلِ قُری به دادش رسیدن...اهل روستا اومدن کمک...*

خداحافظ
از کربلایِ گریه و غمِت رفتم
از دهه‌یِ اولِ ماتمت رفتم
به اهل قریه من سپردمت رفتم...

خداحافظ
ببین با تازیونه آشنام کردن

*اولین باره می بینم...برا خواهرت عجیبه...تا حالا کسی با ما این کار رو نکرده بود...*

با سیلی خواهرت رو احترام کردن
جدا نشد زینب ازت؛ جدام کردن!

*انقدر لگد به ما زدن...انقدر تازیانه به ما زدن...انقدر به دخترات زدن...عباس کجایی؟!حسین...*

به جز تو خواهرت کیو داره
یا ثارالله و ابن ثاره...

چشام فقط برا تو می‌باره
یا ثارالله و ابن ثاره...

یا ثارالله و ابن ثاره

کجا بودید؟!
لحظه‌ای که امامتون صداتون کرد
هِی گریه کرد و زیرِ لب دعاتون کرد
وقتی که دست و پا می‌ زد نگاتون کرد

کجا بودید؟!
با ناسزا بچه‌ها رو که می‌ بردن...

*اینا از گل نازک تر نشنیدن...چرا بهشون فحش میدین؟*

کجا بودید؟!
با ناسزا بچه‌ها رو که می‌ بردن...
سر روی نیزه‌ها رو که می‌بردن...
با گریه گوشواره‌ها رو که می‌بردن

*اومد سراغ دختر امام حسین...گریه می کرد.‌‌..گوشواره رو که از گوشش می کشید...فقط یه سوالی ازش کرد...تو که داری گوشواره من رو به زور می بری...دیگه چرا داری گریه می کنی؟گفت:دلم می سوزه...گفت:لااقل این کار رو نکن...گفت اگه من نبرم یکی دیگه میاد می بره...حسین....*

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.
#hardrevenge
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#حاج_میثم_مطیعی
#شام_غریبان
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net

✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net

✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net

✓اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
ات
17:39
ا ت
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 30.09.2017 01:07:37
#مقتل #عاشورا

تو نيزه ميخوري تن من درد ميكشد

تو تشنه اي و من جگرم داد ميزند

هر وقت به قتلگاه تو نزديك ميشوم

اين شمر بد دهن به سرم داد ميزند
17:39
#زینب
نكند كوفه تو را پير كند

زير ِ پا چادر ِتو گير كند



نكند خنده به غمهات كنند

سر ِ بازار تماشات كنند



نذر كردم كه نريزد پَر ِ تو

دست گردان نشود معجر ِتو
ات
17:43
ا ت
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 29.10.2017 19:46:49
از تل زینبیه که زینب نظاره کرد
با چشم خود به سوی مدینه اشاره کرد

جدم بیا ببین که چگونه حسین را
دشمن که با سیوف خودش پاره پاره کرد

بر روی سینه ای شه دین شمر جلوس کرد
سر از بدن جدا شد و زینب نظاره کرد

آمد صدای مادری از قتلگاه به گوش
نفرین بر آن کند که ستم بی شماره کرد

اسبان به روی آن بدن پاره تاختند
این خاک و را مدفن ماه وستاره کرد

خواهر پی برادر خود بین نیزه ها
با حال زار بوسه به رگهای پاره کرد

این خاک را مدفن اولاد احمدست
چشم دلم به سوی حریمش اشاره کرد
28 August 2021
ات
05:36
ا ت
امام زمان.docx
Not included, change data exporting settings to download.
185.2 KB
05:36
روضه روز عاشورا-حسین-عاشورا.docx
Not included, change data exporting settings to download.
125.1 KB
05:36
روضه شب اول-مسلم.docx
Not included, change data exporting settings to download.
80.8 KB
05:36
روضه شب پنجم-عبدالله بن حسن.docx
Not included, change data exporting settings to download.
62.3 KB
05:36
روضه شب چهارم-فرزندان زینب.docx
Not included, change data exporting settings to download.
82.9 KB
05:36
روضه شب دوم-ورودیه.docx
Not included, change data exporting settings to download.
138.2 KB
05:36
روضه شب دهم-حسین-عاشورا.docx
Not included, change data exporting settings to download.
78.7 KB
05:36
روضه شب سوم-رقیه.docx
Not included, change data exporting settings to download.
130.9 KB
05:36
روضه شب ششم- قاسم بن حسن.docx
Not included, change data exporting settings to download.
138.4 KB
05:36
روضه شب نهم-عباس-تاسوعا.docx
Not included, change data exporting settings to download.
50.0 KB
05:36
روضه شب هشتم-علی اکبر.docx
Not included, change data exporting settings to download.
24.1 KB
05:36
روضه شب هفتم- علی اصغر.docx
Not included, change data exporting settings to download.
85.7 KB
05:36
روضه شب یازدهم-شام غریبان.docx
Not included, change data exporting settings to download.
41.2 KB
05:36
سینه زنی روز عاشورا-حسین-عاشورا .docx
Not included, change data exporting settings to download.
126.8 KB
05:36
سینه زنی شب اول-مسلم.docx
Not included, change data exporting settings to download.
100.6 KB
05:36
سینه زنی شب پنجم-عبدالله بن حسن.docx
Not included, change data exporting settings to download.
62.3 KB
05:36
سینه زنی شب چهارم-فرزندان زینب.docx
Not included, change data exporting settings to download.
46.7 KB
05:36
سینه زنی شب دوازدهم-سجاد.docx
Not included, change data exporting settings to download.
24.1 KB
05:36
سینه زنی شب دوم-ورودیه.docx
Not included, change data exporting settings to download.
111.3 KB
05:36
سینه زنی شب دهم-حسین-عاشورا.docx
Not included, change data exporting settings to download.
98.4 KB
05:36
سینه زنی شب سوم-رقیه.docx
Not included, change data exporting settings to download.
105.5 KB
05:37
سینه زنی شب ششم- قاسم بن حسن.docx
Not included, change data exporting settings to download.
114.4 KB
05:37
سینه زنی شب نهم-عباس-تاسوعا.docx
Not included, change data exporting settings to download.
23.2 KB
05:37
سینه زنی شب هشتم-علی اکبر.docx
Not included, change data exporting settings to download.
24.1 KB
05:37
سینه زنی شب هفتم- علی اصغر.docx
Not included, change data exporting settings to download.
138.7 KB
05:37
سینه زنی شب یازدهم-شام غریبان.docx
Not included, change data exporting settings to download.
59.5 KB
05:37
شب دهم و بعد از واقعه عاشورا.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
908.0 KB
05:37
گریز.docx
Not included, change data exporting settings to download.
128.6 KB
05:38
گریزهاي مداحی.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
2.1 MB
05:38
گودال سرخ.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
1.0 MB
1 September 2021
ت۹
03:45
توکلی مدیریت ۹۱۲
B
Berati Graphic 19.04.2020 00:16:24
سلام خدمت همه محبان اهل بیت علیهم السلام
تمامی کار ها جهت نشر برائت
برای شادی دل امام زمان ارواحنافداه قابل نشر و کپی برداری می باشد

*اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک*
*اللهم عجل فرج مولانا صاحب الامر و العصر و الزمان و عجل خزی اعدائه*
*«اللّهُمَّ الْعَنْ أبَا الشُّرُورِ وَ أتباعَهُ فِی کُلِّ لَمْحَهٍ بِقَدْرِ ما فِی عِلْمِکَ مِنَ الأزَلِ إلَی الأبَدِ»*
@BeratiGraphics
ت۹
04:12
توکلی مدیریت ۹۱۲
خ
خِرقهٔ تَزویر ( ۲ ) 30.01.2021 14:31:49
🌹بسم الله الرحمن الرحیم

👈🏻 مباحثی که تا کنون در این کانال ارائه شده، با عناوین ذیل قابل مشاهده است:

#حافظ
#مولوی
#مولویه
#سعدی
#شمس_تبریزی
#حلاج
#ابراهیم_ادهم
#فضیل_عیاض
#حسن_بصری
#سفيان_ثوری
#غزالی
#احمد_غزالی
#خواجه_عبدالله_انصاری
#سهل_تستری
#ابوبکر_شبلی
#حارث_محاسبی
#ابوطالب_مکی
#ابوسعید_ابوالخیر
#بایزید_بسطامی
#شبستری
#جامی
#خیام
#سهروردی
#عین‌القضاة_همدانی
#ابن_عربی
#عبدالقادر_گیلانی
#ابوالحسن_خرقانی
#عطار نیشابوری
#جنید_بغدادی
#معروف_کرخی
#مالک_دینار
#عباد_بن_کثیر
#ابونصر #سراج
عبدالرحمن #سلمی
#سنایی
#شاهد_بازی
#عقل_ستیزی
#شرع_گریزی
#سلوک_شیطانی
#ورزش_باستانی
#تنوعی
#شباهت_تصوف_به_مکاتب_باطل
#مدعیان_دروغین
#نمیري
#شلمغانی
#ذهبیه
#گنابادی
#قادریه
#میرزا_بابا
سید جلال الدین #آشتیانی
#ملاصدرا
سید علی #قاضی
سید هاشم #حداد
سید محمد حسین #طهرانی
آقای #دولابی
آیت الله #بهجت
آیت الله #جوادی_آملی
آقای #صمدی_آملی
آقای #حسن_زاده_آملی
سید حسن #آقامیری
آقای #دینانی
دکتر #قمشه_ای
جناب #فرحزاد
آقای عبدالکريم #سروش

@tazvir2
ت۹
12:22
توکلی مدیریت ۹۱۲
ب
بُت شِناسی 30.08.2021 06:33:45
با سلام و عرض ادب

دوستان کانال تحت ریپورت است و ما کسی را حذف نکردیم. چون که کانال ریپورت بسیار شده بطور اتوماتیک وار از کانال خارج می شوید.

از دوستان تقاضا داریم برای شکستن ریپورت کانال را به دوستان دیگر معرفی کنند. از عزیزانی که این متن را به اشتراک می گذارند سپاسگزاریم.

@BotShenasi
ت۹
12:22
توکلی مدیریت ۹۱۲
گ
گروه هنری آدینه 31.08.2021 18:35:02
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
01:59, 40.9 MB
🏴 #دهه_سوم_محرم ۱۴۰۰
#شب_دوم
📍هیات #کربلائیهای_مشهد

🎞 کفرخوانی در هیئت ممنوع!!
🎤 #استاد_معاونیان

🎥 کاری از #گروه_هنری_آدینه
📱09155001118
@AdinehArt
26 May 2022
ات
00:18
ا ت
(
(اموزش مداحی همراه با سبک ها) 20.05.2022 07:43:50
•تمام عمر به یادِ غمت ..
#روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت علی اصغر علیه السلام

تمام عمر به یادِ غمت عزادارم
همیشه خون به‌دل از خونِ روی دیوارم

*خدا برا هیچ مردی نیاره .. علی چه طاقتی داشتی جلو چشمت ناموست رو زدن ..*

برای غربتِ من اشک ریختی شب و روز
چقدر گریه به چشمان تو بدهکارم

پس از تو خنده به من میشود حرام، بمان
*خوش به حالِ اونایی که بلدن برا خانم داد بزنن .. آخه روزایِ آخر دیگه صداش بالا نمی اومد .. يُغْشَى عَلَيْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ (1) هی بیهوش میشد هی بهوش میومد ..*

پس از تو خنده به من میشود حرام، بمان
من از خوشیه زمانه فقط تو را دارم

روزای آخر دیگه دست به دیوار راه می رفت .. هنوزم این خانم غریبه والا .. کجای عالم دیدی به تشییع هفت نفره باشه .. گفت اسماء دوست دارم بدنم رو تو یه چیزی پنهان کنند و به شانه بگیرن .. میخوام بگم خانم؛ مگه از شما دیگه بدنی مانده بود«حَتَّى صَارت کَالْخَیَال‏»!! (2) تو که دیگه آب شده بودی مادر ..

بمان که جز تو کسی نیست فکر بی کسی ام
بمان تمام سپاهم! بمان علمدارم!

من از مدینه و دیوار و کوچه یک همسر
و یک پسر ز در و میخ آن طلبکارم

تو سوختی و فقط سهم من تماشا شد
دگر ز شرم تو مانند ابر می بارم ..

*رحمت خدا به مستمعی که برا خانم بلند بلند گریه کنه .. دیگه حسن شبای آخر سر به دیوار میذاشت صدا میزد جوان نَنَه .. خودت باید روضه خوان باشی ..( زبان حال بگم!) درد اینه خودش گیسوانِ بچه هاش رو شانه زد .. خودش بچه هاش رو شستشو داد .. گفت فضه تنورِ خانه رو روشن کن میخوام برا بچه هام نان بپزم .. میخوام چند روز بچه هام دست پختِ مادرشون سرِ سفره باشه .. (ذوقیه این حرفا ..)*

سپر برای تو دادم،خودت شدی سپرم
دگر پس از تو زتیغ و غلاف بیزارم

*اهل گریه کجا نشستن بگم صدا ناله ت بلندشه ..*

سپید بختی مان را نظر زدند آخر
عروس خانه من تا ابد عزادارم

شاعر : #علی_اکبر_نازک_کار

*گفت علی:*

پای نامحرم میان خانۀ ما باز شد
باتمام قدرتم مانع شدم اما نشد

علی من همونی بودم که از نابینا صورتم رو میپوشوندم (3) .. اما پشت در گفت اگه علی بیرون نیاد خونه رو با اهلش آتش میزنم .. (4)

آنچنان محکم به در زد سخت پهلویم شکست
بعد از آن زهرا برای تو دگر زهرا نشد ..

ریسمان را باز میکردم مغیره سر رسید
*گذشتگان و اسیرانِ خاک فیض ببرن .. گفت اگه علی رو رها نکنی گیسوانم رو پریشان میکنم، نفرین میکنم .. سلمان میگه هنوز نفرین نکرده دختر پیغمبر دیدم ستون های مسجد شروع کرد به لرزیدن .. گرد و غبار بلند شد هرجور بود علی رو رها کردن .. شب حمعه ست بریم کربلا .. اینجا سلمان جلو آمد عرضه داشت شما دختر رحمت للعالمینی .. به اهل مدینه و شیرخواره هاش رحم کن بی بی .. اما میخوام بگم بی بی جان کربلا پسرت شیرخوارش رو دست گرفت ..

ببینید رویِ دستم بی قراره
سراغِ آبُ با چشماش میگیره
همه درنده ها سیرابند و اما
داره از تشنگی بچه م میمیره

حرمله میگه من میخوام
سر از تنش جدا کنم ..
وقتی که پرپر میزنه
هی باباش رو نگاه کنم ..

دلمون خیلی هوای کربلا کرده .. ۲ ساله اربعین نرفتیم جگرمون داره میسوزه حسین .. آرزو داریم امسال بیاییم کربلات آقا ..

یه جوری حرمله زد با سه شعبه
سرِ نازِ تو رویِ دوشم افتاد
صدای شیونی از خیمه اومد
گمانم مادرت از قصه جون داد

*گفت علی جان، پسرم :*

ز داغ تو آتش به خلقت کشیدم
در این دشت بسیار محنت کشیدم
خودم قبر کندم، خودم دفن کردم
خودم تیر را از گلویت کشیدم
به قدری که زه را کشید آن کمان دار
همان قدر من آهِ حسرت کشیدم
منی که جهان میکشد منتم را
از این مردم پست منت کشیدم!
زدند و بریدند با خود نگفتند
برای تو شش ماه زحمت کشیدم

صدا زد اگه به من رحم نمی کنید به این طفل رحم کنید .. يا قَومِ، إن لَم تَرحَموني فَارحَموا هذَا الطِّفلَ، فَرَماهُ رَجُلٌ مِنهُم بِسَهمٍ فَذَبَحَهُ .. (5) هرچی نفس داری بگو حسین ..

منبع:
1)مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ج‏3، ص: 362
2)دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۳۲
3)مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص91
4)بحار الأنوار ،علامه مجلسی، ج‏30، ص290
5)تذكرة الخواص‏؛ سبط ابن جوزی: ص252


#سید_محمد_جوادی
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#روضه_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#کانال_آموزش_مداحی_همراه_باسبک
🆔 @asdjw
🆔 @asdjw
27 May 2022
ات
17:05
ا ت
ا
اشعار عبدالمحسن 27.05.2022 12:51:10
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
10:32, 32.9 MB
امروز
هیئت مصباح تهران(هیئت مرحوم حاج حسن جمالی😭)
بانوای:حاج علی پاکدامن

در دسته ی عزای تو ماتم‌ گرفتیم
بر سینه و بر سر زنان این دم‌گرفتیم

پای پیاده هر قدم ما‌ گریه کردیم
یاد بقیع خلوت تو غرق دردیم

ای کاش امروز ،بودیم مدینه
در پیش قبرت ،با آه سینه

قبرت ندارد ،یک روضه خوانی
در زیر آفتاب، کو سایه بانی

شیخ الائمه ....
🌸🌸🌸🌸🌸
این آفتاب، بر قبر تو دل را حزین کرد
یاد شه کربوبلا شد سینه پردرد

در کربلا،جدت حسین رأسش جدا شد
جسمش سه روز در گوشه ی مقتل رها شد

بوده ست رأس خونین ارباب
بر روی نیزه در زیر آفتاب

بوده دو لعل زخمی اصغر
بر روی نیزه در پیش مادر

✍حاج علی پاکدامن
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
10 April 2023
ات
21:05
ا ت
.
یا لطیف

السلام علیک یا صاحب الزمان عج

تا دلم از کرده های خویش نادم می شود
بیش تر از پیش چشمم گریه‌لازم می شود

"اشک"،بال پر زدن در وادی معراج هاست
گریه‌کُن در روضه جبریلِ عوالم می شود

شمع باشی یا که پروانه..،چه فرقی می کند
سوخت هرکس که درونش "عشق" حاکم می شود

هر که سنگ طعنه های خلق را تاب آورد
حتم دارم شیشه هم باشد،مقاوم می شود

گرچه هِی در می زنم..،کشکول من را پُر نکن
دست سائل تا که خالی شد..،مزاحم می شود

این خرابت را بیا و لطف کن..،بیرون نکن
قول خواهد داد که یک روز سالم می شود

تا گناهی می کنم،زهرا وساطت می کند
پُشت مادر،طفلِ بازیگوش قایم می شود

آه ای ماهِ هزار و چند صد ساله بگو
سهم ما تا کِی سیاهیِّ مُداوم می شود

هر زمان "ناحیّه" می خوانم تصور می کنم
روح من تا کربلایش با تو عازم می شود

گریه..،تنها در میان روضه ی جدَّت "حسین"...
اشک هرچه می دهی خرج مراسم می شود
▪️
▪️
لااقل "این‌جسمِ‌عریان‌مانده" را..،دفنش کنید
نامروَّت ها کسی این‌قدر ظالم می شود

آن ردا و آن عبا و آن عمامه بس نبود...
کهنه پیراهن مگر جزو غنایم می شود!؟

#محرم۱۴۰۱
#یا_حسین

@bardiamohamadi70