7 December 2022
Channel «شعر روضه حضرت زهرا» created
ر
17:34
روضه - حضرت زهرا
ر
روضه 27.01.2020 11:48:46
ناحله الجسم یعنی !
نحیف و دلشکسته میری .
جوونی اما مادر پیری .
بهونه ی سفر میگیری .......😭

امشب شب یتیمی ماست من آروم آروم میخونم توهم آروم آروم زیر لب بگو وای مادرم وای مادرم .........

باکیه العین یعنی .بارون غصه ها میباره
چشای مادر ما تاره .دیگه علی شده بیچاره .......😭

مردم مدینه هی گفتید به زهرا یاشب گریه کن یاروز گریه کن از امشب دیگه راحت شدید دیگه صدای زهرای مرضیه نمیااااد دیگه صدای مادر نمیاد .........😭

منهدت الرکن یعنی، توون برات نمونده بانو
کی قلبتو سوزونده بانو، کی بالتو شکونده بانو

معصبه الراس یعنی .بستی سری رو که پر درده .
رنگ رخ تو مادر زرده .تو کوچه کی جسارت کرده .....😭

قربونت برم مادر روزای آخر همش از بابام علی رو میگرفتی مگه چه اتفاقی افتاد مادر تو کوچه های مدینه .......
جوری لگد خوردی که .نمیتونی بلند شی از جات.....
آخ مادرم همش دست به دیوار میگرفتی😭
مادر مادر مادر .........


جوری لگد خوردی که.نمیتونی بلند شی از جات .
جای غلافِ رو بازوهات.
داری میری کنار بابات......😭

مادر داری زینبت رو تنها میگذاری مادر شرمنده ام مادر توکوچه‌های مدینه دیدم دارن میزنن تورو مادر مادر مادر نتونستم کاری کنم مادر مادر مادر .......

هیچکسی ای وای من .نگفت تو کوچه به اون کافر .
نزن زنو جلوی شوهر .
بمیره زینبت ای مادر ...😭
وااای مادرم واااای مادرم 2
بمیرم برات مادر 😭......

من ایستاده بودم .دیدم که مادرم را .دشمن
گهی به کوچه .گهی به خانه میزد .....😭
الهی بشکنه اون دستی که به تو سیلی زد ...
الهی بشکند دست مغیره که بین کوچها بی مادرم کرد ......
ر
17:34
روضه - حضرت زهرا
ات
ا ت 04.10.2022 14:32:01
خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا
چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا
دیگه داریم میرسیدم اینقده رو خاکا نشین
بذا تا گوشوارت و جمع کنم از روی زمین
فضه داره با ناله هاش اتیش به جونم میزنه
هر کی با هر چی دستشه مادر ما رو میزنه
قنفذ از راه همان لحظه که امد میزد
تازه میکرد نفس را و مجدد میزد
ر
17:35
روضه - حضرت زهرا
م
مداح اهل بیت جواد سلیمی 07.01.2020 14:58:00
🏴 #مرثیه_جدید_و_جانسوز_حضرت_زهرا(س) 🏴

مقتل نوشته.....


ای دختر نبیِّ خدا ، فاطمه سلام
ای همسر ولیِّ خدا ، فاطمه سلام

آتش گرفته سینه ی من با نوای تو
مادر دلم گرفته دوباره برای تو

بر روضه های پُر غم تو گریه می کنم
بر ناله ها و ماتم تو گریه می کنم

مقتل نوشته تا زِ ولایت بُریده اند
آتش به درب خانه ی طاها کشیده اند

مقتل نوشته است لگدها به در زدند
بر قلب بی قرار علی هم شرر زدند

مقتل نوشته تا که شما را کتک زدند
بر زخمهای سینه ی حیدر نمک زدند

مقتل نوشته دست علی را که بسته اند
با تازیانه بازویتان را شکسته اند

مقتل نوشته تا که شما خورده ای زمین
شد کشته محسن تو زِ بیدادِ ظلم و کین

مقتل نوشته کوچه و سیلی و مجتبی
دستی پلید و صورت نیلی و مجتبی

مقتل نوشته دومیِّ پست ، بی هوا
سیلیِ محکمی زده بر صورت شما

مقتل نوشته که زِ علی رو گرفته ای
بانو همیشه دست به پهلو گرفته ای

مقتل نوشته بعدِ پدر قد خمیده ای
در آن سه ماه روی خوشی را ندیده ای


♦️ مرتضی شاهمندی ♦️

@javadslimi63 👈
@javadslimi63 👈
ر
17:37
روضه - حضرت زهرا
ک
کانال ‌متن روضه 07.12.2022 02:17:26
|⇦•تنگِ غروبه، تنگِ غروبه...
#روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۰ به نفس کربلایی حسین طاهری•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
تنگِ غروبه، تنگِ غروبه
از کوچه تا خونه حسن سینه میکوبه

ای دادِ بیداد، ای دادِ بیداد
گوشواره تو گوشش شکست پیشِ من افتاد

وای مادرم...

آتیش به جونم میزنه
تا از فدک دَم میزنه

ببین چه جوری بی حیا
سیلیِ مُحکم میزنه

وای مادرم...

* خدا براتون نیاره مادرتون جلوتون زمین بخوره...*

ای قد خمیده، ای قد خمیده
تو زیر دست و پا منم رنگم پریده

غیرت نداره، غیرت نداره
عمداً میاد رو چادرِ تو پا میذاره

یه روز شکست پهلویِ تو
یه روز شکست بازویِ تو

چشمِ بابامو دور دیده
که دست بلند کرد رویِ تو

مَردکِ پست که عُمری نمکِ حیدر خورد
نعره زد بر سرِ مادر به غرورم بر خورد

ایستادم به نوکِ پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.

#اللّٰهُمَّ‌عَجِّل‌لِوَلیِّڪ‌الفَرَج
#کربلایی_حسین_طاهری
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net

✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net

✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net

✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net

🛒 فروشگاه فرهنگی↶
https://eitaa.com/babolharam_shop
ر
17:50
روضه - حضرت زهرا
ا
اشعار عبدالمحسن 03.12.2022 15:15:45
حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
ماتت فاطمه مابین المغرب و عشاء
روح حضرت زهرا علیهاالسلام بین مغرب و عشاء به ملکوت اعلی پیوست

شعری که توفیق شد قبل مجلس با رفقا نوشتیم

#ساعت_سخت
ساعت سخت عروج مادر است
ساعت مرگ امید حیدر است
یا بن زهرا ،در غروب نور حق
چشمهای خون شده سوی در است
مادرتو رو به قبله ، بی نفس
با تنی زخم و کبود و لاغر است
مرتضی گریان و می خندد عدو
لحظه ی خوشحالی آن کافر است
زخمهایی که زده کاری شده
رد پایش بروی آن پیکر است
آه با صورت زمین خورده علی
لرزه بر زانوی مرد خیبر است
آه امشب بین مغرب تا عشاء
روضه های مادرت زجرآور است
گفتم از زجر و دلم ویرانه شد
روضه ی دختر شبیه مادر است
جای دست زجر روی صورتش
زینتی های کبود دختر است
روضه خوان با روضه خوان ها گریه کرد
قلب هر بیتی برایت مضطر است

✍حاج علی پاکدامن
      حسین بیدگلی
      علی رضوانی
      علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
روضه - حضرت زهرا pinned this message
روضه - حضرت زهرا pinned this message
16 December 2022
ر
19:28
روضه - حضرت زهرا
مگه يادم ميره من بودم و يه گل پر پر 
مگه يادم ميره من بودم و يه گل پر پر
مـــگه يادم ميره زخم روي  صورت مادر
مگه يادم ميره من بودم و يه گل پر پــر
مگه يادم ميره خون آبه ي بال كبــــــــوتر
مگه يادم ميره زخم روي صورت مـــــــادر
ديگه راحت شدم از غـــم دنيــــــــــا
راحت از ديدنِ قاتل زهــــــــــــــــرااااا
مگه يادم ميره من بودم و يه گل پر پر
مگه يادم ميره خون آبه ي بال كبــوتر
مگه يادم زخم روي صورت مــــــــادر
نشسته رو لبام لخته لخته پاره ي دل اي خدا
مي ريزه از چشمام غربت چندين ساله كوچه ها
دم اخر دلم شعله ور شدنت مي شود از چشم ترم
تو دستاي منه چادر خاكي زهرا مادرم
ديگه اين كوچه ها شاهد نداره
ديگه روي دلم غم نمياره
مگه يادم ميره من بودم و كوچه ي غم ها
مگه يادم ميره دستي سياه كه ميره بالا
مگه يادم ميره روي زمين ناله ي زهراااااا
مگه يادم ميره خون آبه بال كبوتر
مگه يادم ميره زخم روي صورت مادر
..........
اي ماهي دريا برايت گريه كرده
پيغمبر و زهرا برايت گريه كرده 
12 April 2023
ر
14:47
روضه - حضرت زهرا
گر نگاهی به ما کند زهرا
درد ها را دوا کند زهرا

بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش
کآنچه خواهی عطا کند زهرا

خاصه امشب که از تَجلی خویش
دهر را پُر ضیاء کند زهرا

می تپد قلب احمد از شادی
چشم حق بین چو وا کند زهرا

بضعه مصصطفی بود، آری
جلوه چون مصطفی کند زهرا

خانه ی وحی را ز رخسارش
رشک غار حرا کند زهرا

نه عجیب گر به شأن او گویند
خاک را کیمیا کند زهرا

این مقام کنیز او باشد
تا دگر خود چها کند زهرا

از کمال عبادت و طاعت
حکم بر ما سوی کن زهرا

چهره پوشد زمرد نا بینا
تا بدین حد حیا کند زهرا

در طرفداری از خدا و رسول
به علی اقتدا کند زهرا

جان خود را و محسن خود را
درره دین فدا کند زهرا

روز محشر که از شفاعت خویش
حشر دیگر به پا کند زهرا

همچو مرغی که دانه برچیند
دوستان را جدا کند زهرا

چون بگیرد قماط اصغر را
حشر را کربلا کند زهرا

همچنان کز برای همسایه
نیمه شبها دعا کند زهرا

چه شود با دعای خود از ما
ذات حق را رضا کند زهرا

چه شود گر ز رحمت بسیار
حاجن ما روا کند زهرا

چه شود گر بر مؤید هم
نظری از وفا کند زهرا
14:47
محمد بحر بی پایان رحمت گوهرش زهرا
علی فلک نجات آفرینش لنگرش زهرا

رسول الله می نازد که دارد دختری چون او
کتاب الله می نازد که باشد کوثرش زهرا

به معراج نبوت گر بگیری اوج می بینی
که گردون هاست در این راه و باشد محورش زهرا

خلایق راست قرآن داور و، قرآن از آن بالد
که در تفسیر و در تعبیر باشد داورش زهرا

علی در غزوه ها یار محمد بود و می بودی
در امواج غم و اندوه تنها یاورش زهرا

همای قله قاف ولایت، ملک هستی را
گرفته زیر پر زیرا بود بال و پرش زهرا

درست ام ابیهاگر شود تفسیر می بینی
که هر پیغمبری بود از نخستین مادرش زهرا

سلام حق سلام انبیا بر شخص پیغمبر
سلام شخص پیغمبر به تنها دخترش زهرا

عبور ناقه اش چون روز محشر افتد از محشر
کند محشر به پا محشر که گردد محشرش زهرا

گریزد از قیامت تیره گی تا مرز تاریکی
چو گردد با خدایی نور خود روشنگرش زهرا

ولایت چیست بشنو آسمان کل خوبی ها
که با شد مهر و ماه و آفتاب و اخترش زهرا

محمد جان جان عالم است و هیچ می دانی؟
که باشد جان شیرین در درون پیکرش زهرا

خدا در دیده ی ظاهر نمی گنجد اگر گنجد
به چشم خواجه لولاک باشد مظهرش زهرا

رسول الله را باشد دو قرآن، صامت و ناطق
کتاب صامتش قرآن، کتاب دیگرش زهرا

درود هر زن آزاده و هر مرد آزاده
بر آن بانو که باشد در ولایت رهبرش زهرا

ولایت همچو قرآن محمد جاودانی شد
به یمن همت دخت ولایت پرورش زهرا

محمد حی سرمد را بود پیغمبر خاتم
که در هر عصر و هر نسلاست پیغام آورش زهرا

عبادت سنگرش زهرا نبوت محورش زهرا
ولایت همسرش زهرا امامت مصدرش زهرا

محمد شهر علم و در علی ابن ابیطالب
زهی شهری که باشد زینت بام درش زهرا

درخت سبز توحید و نبوت کیست؟ پیغمبر
امامان شاخه ها و شیعیان برگ و برش زهرا

جز اینم، گر بود ایمان نداردم بهره از ایمان
که دین، هم اولش زهرا بود هم آخرش زهرا

بیا حج ولایت کن، که این حج تا ابد باشد
صفا و مروه و سعی و منی و مشعرش زهرا

علی سنگر نشین جنگ ها بود و عجب دارم
که شد بعد از پیمبر حامی بی سنگرش زهرا

تک تنها کنار آستان خانه پشت در
خدا داند خدا داند چه آمد بر سرش زهرا

غلاف تیغ خصم دون زکار انداخت دستش را
بلی این بود پاداش جهاد اکبرش زهرا

برای یاری حیدر فشاری دید پشت در
که رفت از دست آنجا هم صدف هم گوهرش زهرا

دریغا کز جفای اهل دوزخ پایمال آمد
بهشت وحی و پرپر شد گل نیلو فرش زهرا

گل لبخند روید ز آفتاب حشر ای میثم
اگر بر خلق افتد سایه ای از چادرش زهرا
24 July 2023
ر
11:08
روضه - حضرت زهرا
ش
شعر روضه حضرت زهرا 24.07.2023 11:08:49
ناحلة الجسم یعنی/ نحیف ودل شکسته میری/ جوونی اما مادرپیری/ بهونه ی سفرمیگیری/ ---- باکیة العین یعنی/ بارون غصه ها میباره/ چشای مادرما تاره/ دیگه علی شده بیچاره/ ------ منحدة الرکن یعنی/ توون برات نمونده بانو/ کی قلبتو سوزونده بانو/ کی بالتو شکونده بانو/ ----- معصبة الاراس یعنی/ بستی سری روکه پردرده/ رنگ رخ تومادر زرده/ توکوچه کی جسارت کرده؟/ ----- جوری لگد خوردی که/ نمی تونی بلند شی ازجات/ جای قلافه رو بازو هات/ داری می ری کنار بابات/ ---- هیچ کسی ای وای من/ نگفت تو کوچه به اون کافر/ نزن زنو جلوی شوهر/ بمیره زینبت ای مادر
26 July 2023
ر
15:15
روضه - حضرت زهرا
کتاب الهجوم‌علی بیت فاطمه
17 September 2023
ر
20:37
روضه - حضرت زهرا
ا
اشعار عبدالمحسن 17.09.2023 05:56:52
....والاثر الباقی کمثل الدملجی »
آثار غلاف بر بازوی حضرت زهرا علیهاالسلام مثل بازو بندی مانده بود😭

#غلاف_تیغ
السلام علیک یا مظلومة الشهیده
يا صدیقة الطاهره علیهاالسلام

شد بین کوچه قاتل اکبر ،غلاف تیغ
قاتل برای بضعه ی داور ،غلاف تیغ
دیدند دست فاطمه بر دامن علی ست
شد چاره ی سپاه ستمگر غلاف تیغ
چل بی حیا زدند به کوثر ولی شده
راه جدا نمودن یاور غلاف تیغ
شد بعد تازیانه و کعب نی و لگد
چاره برای قنفذ کافر ، غلاف تیغ
با کینه های بدر و احد با غضب زده
بر بازوی عزیز پیمبر، غلاف تیغ
از بعد غسل نیمه شب ِ فاطمه شده
علت برای ناله ی حیدر غلاف تیغ
دستش رسیده بر ورم بازویی که کرد
آن را میان کوچه مکدّر،غلاف تیغ
وقت گذر ز کوچه برای دل حسن
چون سیلی است شعله ی آذر، غلاف تیغ
در مقتل ِ حسین شود گوئیا بر او
بدتر ز تیر و نیزه و خنجر ، غلاف تیغ

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
روضه - حضرت زهرا pinned this message
ر
20:48
روضه - حضرت زهرا
مقتل نوشته است لگدها به در زدند
بر قلب بی قرار علی هم شرر زدند

مقتل نوشته تا که شما را کتک زدند
بر زخمهای سینه ی حیدر نمک زدند

مقتل نوشته دست علی را که بسته اند
با تازیانه بازویتان را شکسته اند

مقتل نوشته تا که شما خورده ای زمین
شد کشته محسن تو زِ بیدادِ ظلم و کین

مقتل نوشته کوچه و سیلی و مجتبی
دستی پلید و صورت نیلی و مجتبی

مقتل نوشته دومیِّ پست ، بی هوا
سیلیِ محکمی زده بر صورت شما

مقتل نوشته که زِ علی رو گرفته ای
بانو همیشه دست به پهلو گرفته ای

مقتل نوشته بعدِ پدر قد خمیده ای
در آن سه ماه روی خوشی را ندیده ای
.
20:48
مگه يادم ميره من بودم و يه گل پر پر
مگه يادم ميره خون آبه ي بال كبــــــــوتر

ديگه راحت شدم از غـــم دنيــــــــــا
راحت از ديدنِ قاتل زهــــــــــــــــرااااا

مگه يادم ميره من بودم و كوچه ي غم ها
مگه یادم میره روی زمین چادر زهرا
مگه يادم ميره دستي سياه كه ميره بالا
30 September 2023
روضه - حضرت زهرا pinned this message
3 October 2023
ر
15:58
روضه - حضرت زهرا
ر
روضه 02.10.2023 16:00:19
#روضه_حضرت_زهرا

رو گرفتی که کبودی تو پیدا نشود
باعث رنجش زخم دل مولا نشود

سر سجاده دعا کرده حسن آهسته
بی کسی کاش نصیب دل بابا نشود

ز دهان زن همسایه شنیده زینب
حال او بسکه وخیم است مداوا نشود

بشکند دست مغیره که به قنفذ میگفت
آنقدر ضربه شدید است که او پا نشود

پسرش دید غم کوچه و غصب فدکش
به گمانم که دگر عقده ی او وا نشود

چه سرش آمده مرگش ز خدا می خواهد
گذرش کاش دگر سمت گذرها نشود

حال او زار و خراب است بمیرم ای وای
دیگر از بستر بیماری خود پا نشود

علی بهرامی نیا
@rozeh_gram
ر
22:52
روضه - حضرت زهرا
ر
روضه 03.10.2023 21:19:44
#حضرت_زهرا

پیش شوهر زن اگر گریه کند عیبی نیست
مرد اگر گریه کند در بر همسر سخت است

دوش دیدم، که زینب به حسینم می گفت
که تماشای کتک خوردن مادر سخت است

یک زن و آنهمه نامرد خدا صبر دهد
چقدر دیدن این صحنه به شوهر سخت است

پشت در بودم و ای کاش، میگفت یکی
که زن حامله را ضربه این در سخت است

@rozeh_1
29 October 2023
ر
10:04
روضه - حضرت زهرا
این شبا حال و هوای خونمون خیلی عجیبه
التماست میکنم بیشتر بمون علی غریبه
من که از فضه شنیدم بهتری الحمدلله
در زدم دیدم خودت پشت دری الحمدلله
حلالم کن این همه دردو طاقت آوردی
به خاطر علی زمین خوردی
میبینمت به هم میریزم
اگه زهرا عجل وفاتی رو نمیخوندی
اگه دو هفته دیگه میموندی
نوزده سالت میشد عزیزم
من تنها من مظلوم ازت میخواهم نرو خانم
من تنها من مظلوم ازت میخواهم بمون خانم
مردمی که عمری چشم دیدن ما رو ندارن
برا خونشون میان از اینجا هیزم بر میدارن
میدونستی بی حیایی که تو رو از من گرفته
نامه داده کشتن خانومم رو گردن گرفته
توی نامه اش نوشته بین کوچه غوغا شد
محکم زدم انقدر که در وا شد
امیر زهرا پشت در بود
توی نامه اش نوشته زهرا رو تا شناختم
لگد زدم بچه اش رو انداختم
از کینه قلبم شعله ور بود
نمیشم من دیگه آروم ازت میخواهم بمون خانوم
جای شکرش باقیه همین که محسن رو ندیدی
از گلوی پسرت تیر سه شعبه نکشیدی
نه سرش از تن جدا شد و نه روی نیزه ها رفت
دوباره گریز روضه ها به سمت کربلا رفت
دیگه دنیا بدون تو به ما نمیسازه
هنوز میبینمت چشمات بازه
برا تو میخونم لالایی
به اصرار عمه منم یه جرعه آب خوردم
ببین برای تو هم آوردم
ولی تو روی نیزه هایی
من این پایین تو اون بالا
علی بالام لالا لالا
29 November 2023
روضه - حضرت زهرا pinned this message
5 December 2023
ر
22:24
روضه - حضرت زهرا
ا
اشعار عبدالمحسن 30.11.2023 18:31:54
😭😭😭
زبان حال حضرت علی علیه السلام با میخ
گریز به پایین پا...

#میخ

میخ، با فاطمه ام بد کردی
دشمنی با گل احمد کردی
لحظه ی حمله ی آن نامردان
یاری ثانی مرتد کردی

میخ، در جنّت دنیا بودی
حافظ خانه ی زهرا بودی
از چه این گونه خیانت کردی
کاش در سینه ی اعدا بودی

میخ، با دشمن من هم دستی
سینه ی فاطمه را بشکستی
گل نشکفته ی او را پرپر
راه را بر نفس او بستی

میخ، شش ماهه ی ما را کشتی
پسر شیر خدا را کشتی
یک حسین و حسن دیگر را
محسن آل عبا را کشتی

نشدی میخ، چرا شرمنده
شده ای قاتل این پرونده
رفتی و قسمت زهرا کردی
زخم بر سینه و درد دنده

فاطمه خورد زمین، واویلا
بین اشرار لعین، واویلا
من خودم روی زمین می خوردم
وقت تدفین جنین، واویلا

فضّه را خواند ولی من رفتم
یک تنه بین چهل تن رفتم
تازیانه، لگد و کعب نی
وسط کینه ی دشمن رفتم

خانه ام غرق غم و ماتم بود
خون جگر، نور دل خاتم بود
غیرت الله منم، دیدم که
کلّ ِخانه پُر ِ نامحرم بود

خوب شد بود عبا همراهم
مرهمی شد به دل ِپُر آهم
چاره ام بود عبا، شد با آن
مخفی از دیده ی ظلمت، ماهم

گریز...
از عبا خواندم و با اشک و آه
رفت قلبم حرم ثارلله
شاه، پیش تن اکبر عمری
منتظر مانده به راه ِخونخواه

چید بر روی عبا اکبر را
اکبرش نه،صد و ده اصغر را
اکبرش را که جوانان بردند
باید او هم ببرد خواهر را

منتقم نیست قراری دیگر
در دل خسته ی آل حیدر
یک دعا بهر ظهور خود کن
العجل، مرهم زخم مادر

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
15 December 2023
ر
01:54
روضه - حضرت زهرا
ر
روضه 14.12.2023 00:37:05
#حضرت_زهرا

نشود باز دگر چشم تر زهرایم
نشد آن روز شوم من سپر زهرایم

تا عصابه به سرش بست یقین دانستم
که شکسته شده در کوچه سر زهرایم

بی اثر بود هر آن قدر که گفتم آن روز
پای بردار لعین از کمر زهرایم

بس که نامرد،در سوخته را داد فشار
سوخت از شعله ی در بال و پر زهرایم

لگدی زد به دل فاطمه،شد سقط جنین
آب شد از غم محسن جگر زهرایم

یک طرف محسن و یکسو من و یکسو طفلان
مات و مبهوت به هر سو نظر زهرایم

کربلا بر بدن یوسف من سنگ زنند
تا که فریاد زند من پسر زهرایم

محمود اسدی
@rozeh_gram
17 December 2023
ر
23:56
روضه - حضرت زهرا
بسترت را جمع کن٬ یک روز دیگر هم بمان
التماسم را نکن رد٬ فاطمه پیشم بمان
 بی تو یک لحظه تو میدانی که میمیرم ٬بمان
ای جوانم ٬تکیه گاهم ٬سرد و دلگیرم٬ بمان

یار تنهایی من٬ تنها ترینم فاطمه
باش تا جبران کنم٬ ای بهترینم فاطمه

این سه ماه آخرت پیر شدی٬ آب شدی
هی زمین خوردی و تب کردی و بیتاب شدی
از همه شهر بریدی و تو سیراب شدی
این همه دردولی باز تو مهتاب شدی

همه ی عمر علی٬ حرف دلت چیست بگو؟
قاتل محسن من فاطمه جان کیست بگو؟

میخ در,لکه ی خون,کوچه, حسن کشت مرا
نیمه شب,باز حسن..لفظ نزن..کشت مرا
شستن هر ساعت این پیرهن کشت مرا
حرف غسل دادن و تابوت و کفن کشت مرا

پیش چشمم آیه های کوثرم سوخت خدا۰۰۰
پشت در داد زدم که همسرم سوخت خدا۰۰۰

بعده تو از لیله ی تار متنفر شده ام
از سکوت خیل اشرار متنفر شده ام
دیگر از واژه ی مسمار متنفر شده ام
فاطمه از درو دیوار متنفر شده ام

شرمنگینم من ز رویت ای بهاره مرتضی
تو حلالم بکن ای دارو نداره مرتضی
18 December 2023
ر
07:23
روضه - حضرت زهرا
مادر
به تپش های دل حیدر
به جوونی علی اکبر
پر قنداق علی اصغر
ما رو تنها نزاری محشر
2 May 2024
ر
18:41
روضه - حضرت زهرا
می زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت
زن را کسی مقابل شوهر نمی زند

بیش از همه به حالت زینب دلم بسوخت
مادر کسی برابر دختر نمی زند
9 July 2024
ر
16:04
روضه - حضرت زهرا
بابا تو در نوشتن قرآن به خانه مشغولی
بیا که سوره ی کوثر به کوچه افتاده
16:05
مردک پست که عمری نمک حیدر خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد
ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم زد شد و‌ بر مادر خورد
آه زینب تو‌ ندیدی به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر‌خورد
16:06
خونمون این طرفه اینقده رو خاکا نشین
بزار تا گوشوارتو بردارم از روی زمین
19 July 2024
ر
00:46
روضه - حضرت زهرا
خدا لعنتت کنه عمر
کربلا نتیجه عداوت تو بود
تو زدی به صورت برادرم با عمود
ای وای حسین
00:46
حاج محمد علی قاسمی – خدا ازت نگذره
Not included, change data exporting settings to download.
03:07, 7.7 MB
مادرم زنده نمیمونه
خدا لعنتت کنه عمر


https://t.me/Diplomatic313
00:46
حاج محمد علی قاسمی – لطمه زنی ( خدا لعنتت کنه عمر )
Not included, change data exporting settings to download.
09:54, 23.1 MB
#لطمه_زنی ( خدا لعنتت کنه عمر )
ظهر شهادت
حضرت زهرا سلام الله علیها ۱۴۴۴
با مداحی #حاج_محمد_علی_قاسمی
سه‌شنبه ۶ دی ماه ۱۴۰۱

#حضرت_زهرا_لطمه_زنی
@KhaadimAlHusayn
00:46
حاج محمد علی قاسمی – شور ( کربلا نتیجه عداوت تو بود )
Not included, change data exporting settings to download.
02:04, 5.2 MB
#شور ( کربلا نتیجه عداوت تو بود )
ایام فاطمیه دوم ۱۴۴۴
با مداحی #حاج_محمد_علی_قاسمی
دوشنبه ۵ دی ماه ۱۴۰۱
سوگوارهٔ حدیث غربت، قم

#امام_حسین_شور
@KhaadimAlHusayn
5 August 2024
ر
22:25
روضه - حضرت زهرا
روضه جان سوز تر از غربت او هم می شد؟
میخ ! کوتاه بیا ، همسرم از پا افتاد
17 October 2024
ر
12:39
روضه - حضرت زهرا
زبان حال امیرالمومنین حین غسل بی بی:

من صف اول هر غزوه به میدان رفتم
ولی اندازه ی تو زخم ندارم زهرا


#شاه _بیت_حضرت_زهرا_س
#یومآه

@abololo
4 November 2024
ر
17:35
روضه - حضرت زهرا
#التماس_مولا
#گریزکربلا


زهرا بمان و زندگي ام را به هم نريز
سنگ صبور من! نرو از پيشم اي عزيز

باور نمي كنم كه دلم را تو بشكني
با رفتنت به زخم غرورم نمك زني

گريه نكن محدثه ، غمگين نكن مرا
با رفتنت غريب تر از اين نكن مرا

با درد ِ دنده هاي ِ شكسته جدال كن
تقصير دستِ بسته ي من شد حلال كن

زهرا بمان و چهره ي غم را عبوس كن
زهرا بمان و زينب مان را عروس كن

حرف از سفر زدي و تبسم حرام شد
پيراهن حسين شنيدم تمام شد

باشد برو كه كرببلا گريه مي كنيم
با هم كنار طشت طلا گريه مي كنيم
17:36
#مادر۱۸ساله

کسی در سن هجده سالگی پهلو نمی‌گیرد
کسی در خانه اش از مَحرَم خود رو نمی‌گیرد

جوان وقت نشستن از کسی یاری نمی‌خواهد
و تا برخواست از جا دست بر زانو نمی‌گیرد

ولی زهرای من این روز ها یک دست بر پهلو
و دست دیگرش را هم به روی گونه می‌گیرد

نمی بینم که بنشاند به زانو کودکانش را
بغل می گیرد اما یاری از بازو نمی‌گیرد

به دستی میکِشد بر گیسوی طفلان خود شانه
به دست دیگر اما موج را از مو نمی‌گیرد

شاعر: محمدحسین ملکیان
ر
17:48
روضه - حضرت زهرا
م
مدح امیرالمومنین 20.02.2018 14:36:50
از بار داغ تو زهرا علی شکست
آری قسم به عالی اعلا علی شکست

ای آخرین انیس علی رفته ای زد دست
بعد از تو بی حبیبه و تنها علی شکست

از هق هق حسین و حسن آتشین دلش
وز ناله های زینب کبری علی شکست

رفتی وغصه های دلت را نگفته ای
از غصه های مخفیت اما علی شکست

با دست بسته علی را کشیده اند
اما ز دست خسته زهرا علی شکست

کاش آن دعای آخر تو حق نمی شینید
کز استجابتش همه شبها علی شکست

(سامان) اگر که جان دهی از این سخن رواست
از بار داغ دختر طه علی شکست

#مدح_امیرالمومنین
#علی_شکست🖤
#فاطمیه 🖤
#سید_عباس_موسوی
#سامان
@madhamiralmomenin🖤
ر
17:59
روضه - حضرت زهرا
م
مدح امیرالمومنین 30.12.2020 07:00:02
🏴🕯🏴🕯🏴

داغت مرا همین دو شبه پیر کرده است
دیدی عبا به پای علی گیر کرده است؟

دیدی چقدر روی زمین خورد مرتضی؟
دیدی چگونه جسم تو را بُرد مرتضی؟

دیدی چگونه جان خودش را به خاک کرد؟
دیشب علی توان خودش را به خاک کرد؟

خانه خراب خانه تکانی نمی‌کند
کاری به غیر فاتحه خوانی نمی‌کند

قبرت مرا دوباره زمین‌گیر کرده است
داغت مرا همین دو شبه پیر کرده است

نامحرمان که باز کنار تو آمدند
دیدم برای نبشِ مزار تو آمدند

با ذوالفقار همدم دردم علی رسید
با دستمال زرد نبردم علی رسید

گفتند او دوباره که برگشت در رَوید
شیرخدا به معرکه برگشت در رَوید

تا آمدم مقابل من هیچکس نبود
اینبار هم مقابل من هیچکس نبود

اما به جان فاطمه دیگر چه فایده؟
حیدر شده‌است حیدر خیبر چه فایده؟

رویم چقدر بعد تو تغییر کرده است
داغت مرا همین دو شبه پیر کرده است

جای طناب مانده بر این دست وای من!
دستم چگونه چشم تو را بست وای من!

دَر هَم شکسته آه عزیزم حلال کن
پشتم شکسته آه عزیزم حلال کن

دیدی که خانواده‌ی من را نظر زدند
این زندگی ساده‌ی من را نظر زدند

توآمدی به خانه‌ی من حیف شد خراب
گرمی آشیانه‌ی من حیف شد خراب

یک خانه داشتم که همان قتلگاه شد
شرمنده‌ام که گوشه‌ی چشمت سیاه شد

بین یتیمهات علی گیر کرده است
داغت مرا همین دو شبه پیر کرده است

من ماندم و سکوت حسن، آهِ زینبت
بغض حسین؟ اشک شبانگاه زینبت

چادر نماز و معجر آتش گرفته‌ای
دیوار خونی و درِ آتش گرفته‌ای

گفتی حسین و حرف گلو را به زینبت
من آمدم سپرده‌ام او را به زینبت

راحت بخواب آب کنار حسین هست
زینب نرفته خواب، کنار حسین هست

پیش حسین دخترت از حال می‌رود
با نیزه‌دار تا تَهِ گودال می‌رود

صبح آمده‌ است و علی دیر کرده است
داغت مرا همین دو شبه پیر کرده است

🏴🕯🏴🕯🏴

#مدح_امیرالمومنین 🥀
#حضرت_زهرا علیها‌السلام 🥀
#شهادت 🥀
 #حسن_لطفی

@madhamiralmomenin 🖤
https://telegram.me/madhamiralmomenin
Channel title changed to «شعر - حضرت زهرا»
ر
20:28
روضه - حضرت زهرا
#علی_کرمی

منم مشکل‌گشا و کار بَر من مشکل افتاده
بیا دست اجل وا کن، گره را دیگر از کارم

به‌جای دست‌هایم کاش می‌بستند چشمَم را
نمی‌دیدم شده نقشِ زمین تنها طرفدارم

شده روز علی با روی زهرای جوان هم‌رنگ
تفاوت نیست بین روز من با روی دلدارم

لعنت بر آن‌که زندگی‌ام را خراب کرد

*

کِی تو دل آسوده داری؟!
هر چی غصّه بوده داری
من بازوی بسته، ولی تو
بازوی خون‌آلوده داری

دنبالم اومدی بی‌مَعطلی
از غمات چیزی نگفتی ولی
حقّ تو نبود یه چند تا غلام
با غلاف بگیرنِت از علی

تو حورایی تو رو من می‌شناسم
بنفشه دیدمِت، گُلبرگ یاسم
شب غسلت داره حیدر می‌میره
کبود از دنیا می‌ری، درده واسه‌م

آیینه‌ی شکسته زود رفتی
یاس اومدی، امّا کبود رفتی

*

این مرگ پلّه‌پلّه‌ی تو غصه‌خوردنی‌ست
این دنده‌ها ز روی لباسَت شمردنی‌ست

با درد دنده‌های شکسته جدال کن
تقصیر دستِ بسته‌ی من شد، حلال کن

ثانیه‌های رفتنِ تو تند می‌شود
دارد نفَس‌نفَس‌زدنَت کُند می‌شود

*

نتونستم تو رو خندونِت کنم
هر چی که دارَمو قربونت کنم
من طبیب عالَمم ولی بدون
نتونستم تو رو درمونِت کنم

تو بخوای بازم جَوونه می‌زنم
جای تو جارو به خونه می‌زنم
این‌جوری دخترتو نگاه نکن
من خودم موهاشو شونه می‌زنم

نکنه غصّه اونو پیر بکنه
یه حروم‌زاده اونو اسیر کنه
نکنه یه روز شبیه مادرش
توی ازدحام کوچه گیر کنه

حسین...
20:33
#مهدی_رسولی

می‌میرم برات تو فقط گریه نکن
پیش بچه‌هات تو فقط گریه نکن
می‌خندم برات تو فقط گریه نکن

این اولین باره می‌لرزه دست و پام
این اولین باره که مرگمو می‌خوام
این آخرین باره که می‌بینی حَسَنو
این آخرین باره یه حرفی بزنو

چیزی نشده فقط یه کم
خاکی شده چادر من گریه نکن

چیزی نشده فقط یه کم
سنگین شده سرم حسن گریه نکن

---------
بارون نبارید آسمون
بادی بهت نزد

خورشید مراعاتت نکرد
سوخته تنت چقدر

با احترام خاکت نکرد
آخر بنی‌اسد

از بس که مونده بود تو سینه آه تو
عَمداً عبورمون دادن از قتلگاه تو

خدا می‌دونه که چقدر گوشواره گم شده
رباب داره دق می‌کنه گهواره گم‌ شده
رقیه پیدا شده و دوباره گم شده
20:39
#مهدی_رسولی

(باور بکنم یا نکنم قصد سفر کردی
باور بکنم یا نکنم محاله برگردی) ۲

باور بکنی یا نکنی اَبرَمو می‌بارم
باور بکنی یا نکنی من بی‌تو می‌میرم

بگذار بگویمت به فریاد
چون طفل علی به گریه افتاد

بگذار بگویمت به فریاد
مولای سخن به لکنت افتاد

کلمینی
یه کمی حرف بزن علی نمیره
کلمینی
حرف رفتن نزن علی می‌میره

نفس‌های تو به شمارش افتاده
می‌بینی علی رو به خواهش افتاده

تو برای همه گره‌گشا بودی
همدم تو گره به کارش افتاده

باور بکنم یا نکنم قصد سفر کردی
باور بکنم یا نکنم محاله برگردی

باور بکنی یا نکنی من بی تو می‌میرم
باور بکنم یا نکنم همینه تقدیرم

خواهش بکنم یا نکنم دلت به موندن نیست
خواهش بکنم یا نکنم رمق به این تن نیست

خواهش بکنی یا نکنی اَبرَمو می‌بارم
خواهش بکنم یا نکنم می‌ری کَس و کارم

جراحت دلم دوباره سر وا کرد
روزی که خونه رو خون تو دریا کرد

سپرم رو شکست غلاف اون شمشیر
ذوالفقارم ولی فقط تماشا کرد

حالا چه بمونی چه بری من از تو شرمندم
حالا چه بمونی چه بری دیگه نمی‌خندم

حالا چه بمونی چه بری خونه‌ام عزادار
خون تو و خون محسن که روی دیوار
20:41
#حسن_خلج

ای نورِ قلب عاشقم، شمع این خانه تویی
زهرا زهرا مرو مرو، لطف كاشانه تویی

ای مرغِ پَر شكسته‌ی افتاده كنج قفس
از فَرط غصه فاطمه، درس ینه مانده نفس

ممنونم اگر نروی ، می‌میرم اگر بروی زهرا مرو
ای نخلِ بریده ثمر، ای مادرِ كشته پسر
20:48
#مهدی_رسولی

صدام می‌لرزه
تکون بده دستتو، دست و پام می‌لرزه
ببین تن تموم بچه‌هام می‌لرزه

سَرت شکسته
مگه چجوری زدنت؟ پَرت شکسته

می‌بارم مثل آسمون برات
می‌کشی منو با اشک بی‌صدات

علیه نشسته بالای سرت کَلِمینی
بگو تو کوچه چی اومد به سرت کَلِمینی؟

شبای فاطمیه از غربتت
صورتم کبوده مثل صورتت
20:49
#نریمانی

انگار نه انگار ، دیروز همینجا یکی خورد به دیوار
انگار نه انگار ، دیروز یه زن رو زدن بینِ انظار

انگار نه انگار دیروز یه بچه شهید شد با مسمار…
دیروز آتیش امروز غربت فردا اما میرسه منتقم زهرا
20:50
#کریمی

ببین می توانی بمانی، بمان
عزیزم تو خیلی جوانی، بمان

تو هم مثل من نیمه جانی، بمان
زمین گیر من آسمانی، بمان

اگر می شود، می توانی، بمان
چه شد با علی همسفر ماندنت؟

چه شد پای حرفِ پدر ماندنت؟
چه شد ماجرایِ سپر ماندنت؟

پس از قصه ی پشت در ماندنت ...
ندارد علی هم زبانی، بمان

بدون تو غم، بی عدد می شود
برای علی بی تو بد می شود

نرو كه غرورت لگد می شود
و این سنگ، سنگ لحد می شود

چه كم دارد این زندگانی؟ بمان
چرا اشك را آبرو می كنی؟

چرا چادرت را رفو می كنی؟
چرا استخوان در گلو می كنی؟

چرا مرگ را آرزو می كنی؟
تو باید غمم را بدانی، بمان
21:03
#نریمانی

یادم نمی‌رود همه داد می‌زدند
طوری بزن که علی بی پسر شود

آخ به یک ضربت، دوسیلی خورد زهرا
یکی از ضرب دست و آن یک ز دیوار
21:03
#نریمانی

علی رو حلال کن، واسه زخمِ بازو
علی رو حلال کن، واسه دردِ پهلوت

علی رو حلال کن، واسه دستِ بستش
نتونست که بر داره،اون در رو از روت

کاش کوچه‌ای نبود، کاش خانه در نداشت
کاش غربت مرا، هیچکس خبر نداشت

(هرچه ناله میزدم، مادر مرا نزن
بی‌مروّت زبون، باز دست بر نداشت)۲

کاشکی فدک نبود، حرمت نمک نبود
کاش این زمین شوم، از فلک اثر نداشت

****

بابا عمه رو زدند
بابا بابا بابا، شامیا بدن

به جرم اینکه ندارم پدر، زدند مرا
شبیه مادر در پشت در، زدند مرا

ای‌حسین....
ر
22:16
روضه - حضرت زهرا
ردایش دور پا پیچیده می شد
جهانش پیش دیده تیره می شد

ز سر عمامه ی خود بر زمین زد
گریبان چاک و لطمه برجبین زد

نشست وگفت شه با حال خسته
ز جا برخیز ای پهلو شکسته
5 November 2024
ر
11:37
روضه - حضرت زهرا
ات
ا ت 22.08.2021 18:11:11
ناحلة الجسم یعنی/ نحیف ودل شکسته میری/
جوونی اما مادرپیری/ بهونه ی سفرمیگیری/

---- باکیة العین یعنی/ بارون غصه ها میباره/ چشای مادرما تاره/ دیگه علی شده بیچاره/ ---

--- منحدة الرکن یعنی/ توون برات نمونده بانو/ کی قلبتو سوزونده بانو/ کی بالتو شکونده بانو/ --

--- معصبة الاراس یعنی/ بستی سری روکه پردرده/ رنگ رخ تومادر زرده/ توکوچه کی جسارت کرده؟/ ---

-- جوری لگد خوردی که/ نمی تونی بلند شی ازجات/ جای قلافه رو بازو هات/ داری می ری کنار بابات/ --


-- هیچ کسی ای وای من/ نگفت تو کوچه به اون کافر/ نزن زنو جلوی شوهر/ بمیره زینبت ای مادر
11:37
شمع من سوسو مزن حیدر خجالت می کشد
دست بر پهلو مزن حیدر خجالت می کشد

خواستی برخیزی از جا به علی خود بگو
هی به فضه رو مزن حیدر خجالت می کشد

جان من بر لب رسید از سرفه هایت جان من
خانه را جارو مزن حیدر خجالت می کشد

من خودم گیسوی زینب را مرتب می کنم
شانه بر گیسو مزن حیدر خجالت می کشد

در میان بسترت وقتی که می آیم بمان
اینچنین زانو مزن حیدر خجالت می کشد

این علی دیگر علی خیبر و خندق که نیست
بوسه بر بازو مزن حیدر خجالت می کشد
6 November 2024
ر
15:57
روضه - حضرت زهرا
زمزمه روضه به سبک
سلام آقا من الان روبروتونم



مروزهرا... همه دار و ندار من
مروزهرا... گل هجده بهارمن
مرو زهرا
مرو زهرا ... جوونِ مو سپیدِ من
مرو زهرا....بمون تنها امید من
مرو زهرا
خداحافظ ... پناهِ حیدرِ بی یار
خداحافظ... گرفتارِ در و دیوار
خداحافظ
خداحافظ... ببین میلرزه زانوهام
خداحافظ ... ببین غربت رو توو چشمام
خداحافظ
حلالم کن ... زمین خوردی به پای من
حلالم کن ... کتک خوردی برای من
حلالم کن
حلالم کن ... نشد کاری کنم زهرا
حلالم کن ... دیدم افتادی زیر ِ پا
حلالم کن
خودم دیدم... که گیر افتادی زیر در
خودم دیدم ... شدی زیر لگد پرپر
خودم دیدم
خودم دیدم ... مغیره خیلی بد میزد
خودم دیدم ... که قنفذ با لگد می زد
بگو زهرا ... چیه جریانه پیراهن
چرا دائم ... می گی مظلوم حسین من
حسین جانم
برو اما... قراره ما دم ِ گودال
همون لحظه ... که میشه پیکرش پامال


سلام آقا . هوای کربلا دارم
بدم اما . می دونی که دوست دارم
حسین جانم

مسیر ما . گرفته رنگ عاشورا
بخرمارا . بحق مادرت زهرا
حسین جانم


#قاسم_نعمتی
#فاطمیه
@karimegharib
11 November 2024
ر
17:02
روضه - حضرت زهرا
ا
اشعار عبدالمحسن 09.11.2024 15:07:25
#مسمار_داغ
السلام علیک یا انسیة الحوراء
یا فاطمه الزهرا علیهاالسلام

مسمار ِ داغ ، داغ مرا بیشتر نکن
بین شراره ،قلب مرا پرشرر نکن
دیوار یک طرف،در ِ افتاده یک طرف
در این میان مرا تو دگر خون جگر نکن
بشکسته با لگد یکی از دنده های من
از بین استخوان شکسته گذر نکن
یک سوم از سلاله ی زهراست پشت در
خود را برای ریشه ی آنها تبر نکن
شش ماه در هوای شکوفایی گلم
شش ماه ِ انتظار مرا بی ثمر نکن
دل را که خسته از غم هجر پدر شده
ماتم سرای داغ عظیم پسر نکن
حالا که من شدم سپر ِ جان مرتضی'
او را میان بغض عدو بی سپر نکن
رحمی نما به حیدر و او را میان غسل
با دیدن جراحت من محتضر نکن

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ر
17:04
روضه - حضرت زهرا
ا
اشعار عبدالمحسن 09.11.2024 22:33:40
#سخت_شده
السلام علیک یا فاطمة الشهیده

لحظه های آخر😭😭😭

حیدر بِنِگر که بودنم‌ سخت شده
با این همه درد، ماندنم سخت شده
از بس که نمانده نا دگر در تن من
بر روی زمین نشستنم سخت شده
شرمنده که پیش تو زمین‌گیر شدم
در پای تو هم پاشدنم سخت شده
از همسر رو گرفته ات، خرده مگیر
با روی کبود، دیدنم سخت شده
اندوه گران فاطمه غربت توست
بر داغ تو غصّه خوردنم سخت شده
دشمن به بهانه ی عیادت آمد
بر دشمن من نمردنم سخت شده
از فضّه کمک گرفته ام پیش عدو
چرخاندن کلّ گردنم ،سخت شده😭
با این همه زخم در تنم، آه؛ علی
با دست تو غسل دادنم سخت شده
ای محرم بی کس و غریبم،حیدر
در قبر ،نهادن تنم سخت شده

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
14 November 2024
ر
04:50
روضه - حضرت زهرا
ای کاش میشکستند این دست دیگرم را
اما به جای این دست آن دستِ بسته وا بود

با کفش های خاکی در خانه ام قدم زد
آن خانه ای که فرشش بال فرشته ها بود

ای کاش ماجرا را حیدر ندیده باشد
وقتی سرم به در خورد، فضّه علی کجا بود؟

امروز را نبینید، این بی حیا لگد زد
دیروز پشت این در جمعیتِ گدا بود

دیشب برای مردم تا صبح گریه کردم
ای کاش یک نفر هم یک دم به فکر ما بود

طفلان من به جای مردم گرسنه بودند
افطار خانه ی ما در سفره ی شما بود

تازه میان کوچه قلبم به درد آمد
حیدر برهنه سر بود حیدر برهنه پا بود

از بس که قطره قطره بر پای تو چکیدم
تابوت من سبک‌تر حتی ز بوریا بود
ر
05:16
روضه - حضرت زهرا
براتون باز نون تازه پختم
دلآشوب منو پهلوم نباشین
میخوام فردای تشییع جنازه
تو سفره نون تازه داشته باشین

دلم میخاد حسن قرآن بخونه
تو وقتایی که خونه سوت و کوره
سپردم فضه رو وقتی که خوابین
بره خون رو دیوارو بشوره

یه حرفایی تو این مدت شنیدم
براتون هیچکدومو رو نکردم
حلالم کن علی جان درد دارم
یه مدت خونه‌تو جارو نکردم 
 
کبوده صورتم؛ سردرد دارم
منی که آبروی آسمونام
نفس کم میکشم این چند روزه
میترسم جابجا شه استخونام 
 
دلم شوره حسن رو میزنه آه
بمیرم کوه صبره کوه درده
تا خوابم میبره میره توکوچه
بازم دنبال گوشوارم میگرده

توکوچه سیلی از نامرد خوردم
توکوچه چادر من رو کشیدن
شماها میشنوین اما حسن دید
شنیدن کی بود مانند دیدن
 
حامد عسگری
15 November 2024
ر
06:28
روضه - حضرت زهرا
به سمت زهرا از، حجره دویدم من
عُمَر جلوتر بود، دیر رسیدم من

فاطمه افتادو، ناله کشیدم من
لگد به پهلوش خورد، دیر رسیدم من

دیر رسیدم,دیر رسیدم,دیر رسیدم

صدایی از بین، شعله شنیدم من
سینۀ زهرا سوخت، دیر رسیدم من

دود فراگیر بود، خوب ندیدم من
محسن من سقط شد، دیر رسیدم من

رو بدن زهرا، عبا کشیدم من
فاطمه از حال رفت، دیر رسیدم من

صدای سیلی از، کوچه شنیدم من
چشم پر از خون شد، دیر رسیدم من

خیلی خجالت از، حسن کشیدم من
عصای مادر بود دیر رسیدم من

صورت زهرا سوخت، آه کشیدم من
شکست گوشواره، دیر رسیدم من
20 November 2024
ر
13:20
روضه - حضرت زهرا
عمر كوتاه گلم پيرم كرد
فاطمه رفت و ز جان سيرم كرد

من كه با گريه تكلم كردم
اي بقيع فاطمه را گم كردم

بعد زهرا تو بگو سنگ لحد
چه كسي حرف مرا ميشنود

من كه با غصه قرين خواهم شد
بعد او خانه نشين خواهم شد
ر
23:08
روضه - حضرت زهرا
#روضه

به این ور می‌خوابه با پهلو شکسته است
به این ور می‌خوابه بازو ورم کرده

یا الله
میگن هر کی پهلوش بشکنه نفسش بالا نمیاد.

خانوم ما شنیدیم وقتی نفس عمیق میکشیدین خون‌از پهلوتون میومده.
21 November 2024
ر
07:10
روضه - حضرت زهرا
این کوچه س یا - قتلگاهه
آخ مادرم - پا به ماهه

آخ مادرم - چشماش تاره
دست خستش - رو دیواره

دستاش رد شد از رو سرم
افتاد رو خاکا مادرم

هر جوری هس مادرمو
باید تا خونه ببرم

ای مادر بی سپرم...

هر چی کوچه - باریک تر شد
دنیا واسم - تاریک تر شد

هر چی دستاش - می رفت بالا
سیر میشدم - از این دنیا

اومد راه کوچه رو بست
غرورم توو کوچه شکست

یادم مونده که مادرم
روی خاکِ کوچه نشست

ای مادر بی سپرم
22 November 2024
ر
09:05
روضه - حضرت زهرا
الهي مادرم زهرا جوان است
چرا پس قامتش همچون كمان است؟
چرا از زندگاني سير گشته؟
چرا در نوجواني پير گشته
چرا يك دست بر پهلو گرفته؟
چرا از كودكانش رو گرفته؟
چرا از ديدگان گوهر فشاند؟
نمازش را چرا بنشسته خواند؟
نمي دانم براي چيست يارب؟
كه صورت مي كند پنهان ز زينب؟
نمي دانم چه رخ داده خدايا
كه مي گيرد به پهلو دست خود را
3 December 2024
ر
02:23
روضه - حضرت زهرا
یک نفس میکشی و
جان مرا می گیری
طلب مرگ نکن
زود شفا می گیری
6 December 2024
ر
16:12
روضه - حضرت زهرا
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 28.11.2024 06:03:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



درون سینه‌ ی شان کینه در تلاطم بود
عزیز من وسط دود و شعله ها گم بود

کنار خانه ی ما چند ماه بعد هجوم
برای خانه ی اهل مدینه هیزم بود

مدینه آتش خود را به جان من انداخت
دلیل گریه ی من خنده های مردم بود

برای دیدن تاثیر ضربه اش آمد
کجا عیادت ضارب سر ترحم بود؟

محله ی خودمان هم محل به من نگذاشت
سلام کردم و هر بار بی علیکم بود

مراسم شبِ هفتِ زن جوانم آه
درست مثل همان خلوتی سوم بود

سه ماه آخرش از بس ضعیف و لاغر شد
عروس خانه ی من بین بسترش گم بود

اگر چه بغض بدی داشت در گلوی خودش
ولی به روی لبش پیش من تبسم بود

خودش نگفت به من از جراحت پهلوش
لباس تازه ی خونیش در تکلم‌ بود

دلیل گریه ی شبهای آخر زهرا
حسین و چکمه ی شمر و‌ چهل عدد سُم‌ بود


#یامظلوم

@raziolhossein
ر
16:15
روضه - حضرت زهرا
اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است
بخند..،خنده ی تو التیام دردِ من است
منم، عمیق‌ترین زخمِ پایدار ؛ علی
منم، غریب‌ترین مردِ روزگار ؛ علی
پُر است غربت من از همین تَجَلّی ها
چِقَدر بی‌مَحَلی دیدم از مَحَلّی ها
به رغمِ بی رَمَقی ، عزمِ همکلامی کن
تو لااقل به منِ مرتضی سلامی کن
دلیل شادی من! همنشین غم شده ای
شبیه پیرزنِ سالخورده خم شده ای
مرا به ماتم دستاس‌ها دچار نکن
خودم برای تو نان می پَزَم..،تو کار نکن
تنورِ گرم ، برای پرت خطر دارد
برای سوخته هر شعله ای ضرر دارد
شکوه کاخ امیدش خراب شد حیدر
تو آب رفته ای..،از شرم آب شد حیدر
غروب آمد و خورشیدوار دور شدی
رشیده بودی و یک دفعه جمع و جور شدی
بیا به خواهش من گوش کن..،بلند نشو
به التماس حسن گوش کن..،بلند نشو
هنوز چشم حسن مثل ابر می بارد
هنوز تکّه ی آن گوشواره را دارد
میان کوچه..،همین اوج ماجرایش بود:
تمام صورت تو نصفِ دست‌هایش بود
چه ضربه ای به تو زد آن حرام‌زاده‌ی پست
سه ماه رد شده امّا هنوز رَدَّش هست
سه ماه می شود این صحن ، بی رواق شده
سه ماه می شود این خانه ، بی چـراغ شده
ببخش فاطمه جان..،پشت در تک افتادی
تمام هستی خود را برای من دادی
یکی نگفت به دیوار..،بی‌پناهی تو
یکی نگفت به مسمار..،پابه‌ماهی تو
شکست آینه ات..،سنگ شد مصمم تر
اشاره کرد به قنفذ..،مغیره! محکم تر
حریمِ سبز تو را باغ یاس خواهم کرد
برای ماندن تو التماس خواهم کرد
قسم به خشکی هر لحظه ی زبانِ حسین
نمی شود که بمانی..،تو را به جان حسین!
تو را به جان حسینی که بعد چندین‌ سال
کشان،کشان بدنش می رسد تهِ گودال
زمان غارت او ، احترام می میرد
یکی لباس تنش را به زور می گیرد
خدا کند که نبینی سنان چه خواهد کرد
غروب روز دهم..،ساربان چه خواهد کرد
بردیا محمدی
ر
16:17
روضه - حضرت زهرا
ت
ترنم بارانم "اشعار بردیا محمدی" 05.12.2024 17:26:03
یا لطیف

یا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللّهُ الَّذی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ

آنکه خوانده خداش مُمتَحَنَش
چل نفر خسته اند از زدنش

لگد دومی به پهلو خورد
آه از ضربه‌ی کمرشکنش

مقتل آورده است: مادر سوخت
عالم آتش گرفت از این سخنش

فاطمه بین شعله ، گیر افتاد
چنگ انداخت "در" به پیرهنش

بی پناه است جان‌پناه علی
میخ رفته به جنگ تن به تنش

غرق خون است باغ سبزِ نبی
له شده زیر چکمه ها چمنش

فاطمه زیر دست و پا..،کوشید
نام حیدر نیفتد از دهنش

وسط کوچه گوشواره شکست...
این بلا را که دیده ؟! جز حسنش

به عیادت نیامده اَحَدی
اُف به همسایه‌ها..،به مرد و زنش

خیره به خونِ بستر است حسین
کُشته ما را نگاهِ بی کفنش
▪️
▪️
دوره اش می کنند در گودال
تک و تنها..،به دور از وطنش

نوکِ مسمار می شود نیزه...
وای از وضعِ درهم بدنش

#یا_زهرا
#یا_حسین
#فاطمیه

@bardiamohamadi70
23 March 2025
ر
19:51
روضه - حضرت زهرا
بر غربتم نظاره کن – کمتر به من اشاره کن
ز آه خود دلم مسوزان – کمتر تو از من رو بگردان
علی علی علی غریبه
هنگام ره رفتن چرا – زینب شده تورا عصا
چرا قدت خمیده می شد – پایت چرا کشیده می شد
علی علی علی غریبه
غم در دلم نشسته بود – روزی که دستم بسته بود
دیدم ز قرآن کوثر افتاد-دیدم گلم پشت در افتاد
علی علی علی غریبه
19:51
می میرم اگر ابولحسن گریه کند
یک کوه غرور پیش من گریه کند
یارب مددی که حیدر آرام شوم
سخت است که مرد پیش زن گریه کند
10 August 2025
روضه - حضرت زهرا pinned this message
روضه - حضرت زهرا pinned this message
24 October 2025
ر
01:44
روضه - حضرت زهرا
ا
اشعار عبدالمحسن 06.12.2024 19:16:42
😭😭😭😭

گریه های دخترت، دارد عذابم می دهد
یاد غسل پیکرت، دارد عذابم می دهد

هر کجای خانه ام، یادآور ِداغت شده
خون روی بسترت، دارد عذابم می دهد

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
01:44
ا
اشعار عبدالمحسن 06.12.2024 23:01:48
😭😭😭😭
یادم برود اگر پر ِسوخته را
زهرا چه کنم این جگر سوخته را

از کوچه فراری ام ولی در خانه
باید چه کنم میخ ِ در ِسوخته را

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
4 November 2025
ر
05:56
روضه - حضرت زهرا
افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است
برکت این زندگی از روضه های فاطمه است 

درس توحیدم بوَد زهرا شناسی، زین سبب
می پرستم آن خدایی که خدای فاطمه است 

چشم دل واکردم و دیدم که قرآنِ خدا
آیه هایش یک به یک مدح و ثنای فاطمه است

هیچ کس با پای خود در مجلس روضه نرفت
هرکجا روضه بوَد، مهمانسرای فاطمه است

گرچه باشد قبر او بین قلوب شیعیان
عالم امکان ولی دولتسرای فاطمه است

شعر از مهدی علی قاسمی
05:56
بود و نبودم زهرا
چرا ورم گرفته بازوت
میریزه خون همش از پهلوت
ترک نشسته روی ابروت
یاس کبودم زهرا
داره می‌سازه حیدر تابوت
چرا می‌خندی تو بر تابوت

امان از دل حیدر

سه ماهه رو می‌گیری
ببین سه ماه ناآرومم
چه پرپری گل معصومم

کنار من بمون خانومم

درد دل من زهرا
دیگه بدون تو با چاهه
نصیب من همیشه آهه
غم نبودن جان کاهه

امان از دلِ زینب ..
14 November 2025
ر
18:30
روضه - حضرت زهرا
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 08.11.2025 17:52:29
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

شده ام بی کس و بی یار خدایا چه کنم
شده روزم چو شبِ تار خدایا چه کنم

من که عمری گره از کاره همه وا کردم
شده ام سخت گرفتار خدایا چه کنم

خانه ام گشته عزا خانه زهرای جوان
زینبم گشته عزادار خدایا چه کنم

ترسم این است شود عمر علی طولانی
بعدِ زهرا گلِ بی خار خدایا چه کنم

بعد زهرا یلِ خیبر به چه روزی افتاد
وای از این طعنه اغیار خدایا چه کنم

شب که آیم به مزارش نگرانم نشود...
زینب غمزده بیدار خدایا چه کنم

از حسن چادرِ خاکی شده پنهان کردم
مانده ام با در و دیوار خدایا چه کنم

لخته خونِ روی پیرهنش را شستم
مانده ام با سرِ مسمار خدایا چه کنم
.....

تا ستون حرم افتاد زمین زینب گفت
بعد عباس علمدار خدایا چه کنم

بی اباالفضل روی ناقه نشستن سخت است
بین نامحرم و انظار خدایا چه کنم

دید این قافله را قافله سالاری نیست
شمر شد قافله سالار خدایا چه کنم

زینب پرده نشین را به اسیری بردند
من کجا کوچه و بازار خدایا چه کنم

#عبدالحسین

@raziolhossein
23 November 2025
ر
12:10
روضه - حضرت زهرا
السَّلامُ عَلَیَّ ذَاتَ الاحزان طَوِیلَهُ
فِی مُدَّه یِ القلیله
المخفیه ی قَبْرِهَا
الْمَمْنُوعَه یُ ارثها
الْمَجْهُولَه یِ قَدَّرَهَا
وَ الْمَکْسُورَه یُ ضِلْعُهَا
المقتوله ی وَلَدَهَا
12:16
خداحافظ ای کوچه های مدینه
خداحافظ ای میخ پهلو و سینه

خداحافظ بستر من خسته
خداحافظ یار خانه نشسته

خداحافظ ای نمازنشسته
خداحافظ گوشواره شکسته

خداحافظ دردبازو و سینه
خداحافظ ای کوچه های مدینه

خداحافظ ای شهر اندوه و کینه
خداحافظ ای چادر خاکی

خداحافظ ای گریه های شبانه
خداحافظ ای شهر پیغمبر

خداحافظ ای نخل های مدینه
خداحافظ ای خانه ی مهروصفا

خداحافظ غریب مدینه خداحافظ علی
24 November 2025
ر
17:43
روضه - حضرت زهرا
#حضرت_زهرا_شهادت
#غسل
#فاطمیه


بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته

بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن
تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته

ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش
تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته

همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته

حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته

بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب
بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته

روم شب ها سراغ او، به قبر بی چراغ او
کنم زاری ز داغ او، ولی آهسته آهسته

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
28 November 2025
ر
22:19
روضه - حضرت زهرا
وای من و وای من و وای من
میخ درو سینه ی زهرای من وای من
در وسط کوچه تو را میزدند
کاش به جای تو مرا می زدند
26 February 2026
ر
12:07
روضه - حضرت زهرا
ای نور قلب عاشقم
شمع این خانه تویی
زهرا زهرا مرو مرو
لطف کاشانه تویی

ای نخل بریده ثمر
ای مادر کشته پسر
از پیش من مرو
ای مرغ پر شکسته افتاده کنج قفس
از فرط غصه فاطمه در سینه مانده نفس

ممنونم اگر نروی
میمیرم اگر بروی
زهرا مرو مرو
12:07
دارد شادی به خانه اش
قنفذ از رفتن تو😭
مُردم مُردم به هر نفس
من از جان کندن تو

ای بانوی لاغر من
برخیز و بشین بر من
ای یاس من مرو

ممنونم اگر نروی
میمیرم اگر بروی
زهرا مرو مرو
12:16
زهراجان
هرکجا بیند قنفذ، سلامم میکند😭
این سلامش از هزاران زخم کاری بدتر است
12:22
در دل آتش تنفر مانده است
رد پاها روی مادر مانده است😭
12:25
در بسترت به چشم من انگار زینبی😭
آدم سه ماهه این همه لاغر نمی شود