30 July 2022
Channel «شعر - امام حسین - عاشورا» created
ر
08:45
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 27.07.2022 05:39:16
سبکهای شب عاشورا:

#سبک_10_محرم (دهتایی)
#سبک_20_محرم (دهتایی)
#سبک_30_محرم (دهتایی)
#سبک_40_محرم (دهتایی)
#سبک_50_محرم (دهتایی)
#سبک_60_محرم (دهتایی)
#سبک_71_محرم (دهتایی)
#سبک_81_محرم (دهتایی)
#سبک_91_محرم (دهتایی)
#سبک_132_محرم واحد
#سبک_177_محرم(دهتایی)
#سبک_187_محرم(دهتایی)
#سبک_210_محرم(دهتایی)
#سبک_230_محرم(دهتایی)
#سبک_249_محرم(دهتایی)
#سبک_268_محرم(دهتایی)
#سبک_280_محرم واحد
#سبک_295_محرم(دهتایی)
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
سبکهای روز عاشورا:
توجه داشته باشید که بعضی از اشعار شب عاشورا قابل استفاده در روز عاشورا است که باید بعضی کلمات ویرایش شود برای این مورد به حقیر اطلاع دهیدتا سبک را آماده کنم.
#سبک_10_محرم (دهتایی)
#سبک_20_محرم (دهتایی)
#سبک_40_محرم (دهتایی)
#سبک_71_محرم (دهتایی)
#سبک_91_محرم (دهتایی)
#سبک_130_محرم واحد
#سبک_131_محرم زمینه مقتلی
#سبک_133_محرم واحد
#سبک_134_محرم زمینه وشور مقتلی
#سبک_187_محرم(دهتایی)
#سبک_210_محرم(دهتایی)
#سبک_220_محرم زمینه وشور مقتلی
#سبک_230_محرم(دهتایی)
#سبک_250_محرم(دهتایی)
#سبک_271_محرم زمینه وشور
#سبک_275_محرم واحد
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
سبکهای شام غریبان
#سبک_61_محرم (دهتایی)
#سبک_278_محرم (دهتایی)
#سبک_279_محرم (دهتایی)
#سبک_281_محرم لطمه زنی
#سبک_296_محرم(دهتایی)
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
صبح یازدهم
#سبک_135_محرم واحد
#سبک_136_محرم زمینه
ر
10:16
روضه - امام حسین
چ
چکیده ی آه(سبک و شعر) 26.07.2022 21:08:13
#شب_عاشورا
#گودال
#لطمه_زنی
#امام_حسین_سلام_الله_علیه

#بند_اول

تنها گیرت آوردن و
بغض علی تو سینه شون
انگار ثوابه کشتنت
ریختن سر تو بی امون


(گیر افتادی تو گودال
دور تو میگردیدن
هر کی با چیزی میزد
یه عده میخندیدن)

🖤حسین غریب مادر🖤

#بند_دوم

اومد کار و تموم کنه
گردوند تنت رو با لگد
سر که جدا نمیشدش
هر چی با ضربه که میزد


(موهات تو چنگش بودو
خنجرشم کند بودو
حرفای ناجور میزد
زبوشم تند بودو)

🖤حسین غریب مادر🖤

#بهنام_واحدی_جهاد

@chekideye_ah
ر
10:19
روضه - امام حسین
ات
ا ت 20.08.2021 14:25:58
وصیت مادرمون بود
نیمه شبا برات یه ظرف آب بیارن
افتاده بودی ته گودال
حتی نشد یه قطره آب برات بیارن
ر
10:21
روضه - امام حسین
ات
ا ت 10.09.2021 20:02:41
خواب دیدم تو حرمت
مقبل با محتشمت
میخونم شعر غمت
{یا ایها الرسول یا ایها الرسول}
این بی سر حسین توست
زخمی تن حسین توست
بی لشکر حسین توست
{یا ایها الرسول یا ایها الرسول}
♪♪♪
ای کشته گرسنه و تشنه
ابی عبدالله
حلقومتو سپردی به دشنه
ابی عبدالله
هر دفعه صدا زدی مادر
ابی عبدالله
خنجر زدن سیاهی لشکر
ابی عبدالله
سید مظلوم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
♪♪♪
غرق خون قتلگاه
رو خاک و داد یه شاه
زهرا میکنه نگاه
{زینب به سر زنان}
میلرزه عرش بری
تنها و تشنه تری
با صورت روی زمین
{زینب به سر زنان}
ای ابروی عالم بالا
ابی عبدالله
ای کشته حسادت دنیا
ر
10:22
روضه - امام حسین
ات
ا ت 18.08.2021 18:36:44
غریب گیر آوردنت

تشنه سر بریدنت
غریب گیر آوردنت

با اسبا رفتن رو تنت
غریب گیر آوردنت

چقدر با نیزه زدنت
غریب گیر آوردنت

با نیزه زد تو دهنت
غریب گیر آوردنت

رو نیزه ها نشوندنت
غریب گیر آوردنت
--
رو خاکها کشوندنت
وای بمیره خواهرت
لشگری ریخت روی سرت

تو رو خیلی بد زدن
با نیزه چقدر زدند
به پهلوت چقدر زدن

یکی بی هوا می زد
یکی با عصا می زد
یه مادری صدا می زد

رو خاک های کربلا
نداری کفن چرا
به غیر از یه بوریا

لشگریان خیره سر
چند نفر به یک نفر
فاطمه می کند نظر

به قتلگاه کشوندنت
جلو چشای خواهرت
جلو چشای مادرت

به پیش دیده خواهرت
به قتلگاه کشوندنت
کو تن و پیرو همنت
ر
10:22
روضه - امام حسین
ات
ا ت 18.08.2021 18:31:34
لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟
لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟
فاطمه گشته خون جگر،چند نفر به یک نفر؟
خواهر دل شکسته اش،همره دختران او
زند به سینه و به سر،چند نفر به یک نفر؟
بین زمین وآسمان،جنت و عرش وکهکشان
پر شده است این خبر:چند نفر به یک نفر؟
حور وملک به زمزمه-وای غریب فاطمه-
حضرت خضر نوحه گر،چند نفر به یک نفر؟
آه و فغان مادرش،به قلب سنگی شما
مگر نمی کند اثر؟چند نفر به یک نفر؟
عمو رمق نداردو، همه هجوم می برید!
مرد نبردید اگر؟چند نفر به یک نفر؟
یاد مدینه زنده شد،روضه ی رنج فاطمه
که ناله زد به پشت در،چند نفر به یک نفر؟
1 August 2022
ر
07:13
روضه - امام حسین
ر
روضه 30.08.2019 12:38:19
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردن دیر رسیدم من
یه گوشه گودال مادرو دیدم من
که رفته بود حال دیر رسیدم من
صدا زدی من رو خودم شنیدم من
صدای رگهات بود دیر رسیدم من
افتان و خیزان و نفس بریدم من
پیراهنو بردن دیر رسیدم من
با بوسه از رگهات به خون تپیدم من
میون خاک و خون دیر رسیدم من
غریب مادر... غریب مادر
ر
07:13
روضه - امام حسین
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:15:57
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خودم دیدم زبالای بلندی
که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم
همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها
پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را
خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
ر
07:25
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 27.05.2022 12:51:10
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
10:32, 32.9 MB
امروز
هیئت مصباح تهران(هیئت مرحوم حاج حسن جمالی😭)
بانوای:حاج علی پاکدامن

در دسته ی عزای تو ماتم‌ گرفتیم
بر سینه و بر سر زنان این دم‌گرفتیم

پای پیاده هر قدم ما‌ گریه کردیم
یاد بقیع خلوت تو غرق دردیم

ای کاش امروز ،بودیم مدینه
در پیش قبرت ،با آه سینه

قبرت ندارد ،یک روضه خوانی
در زیر آفتاب، کو سایه بانی

شیخ الائمه ....
🌸🌸🌸🌸🌸
این آفتاب، بر قبر تو دل را حزین کرد
یاد شه کربوبلا شد سینه پردرد

در کربلا،جدت حسین رأسش جدا شد
جسمش سه روز در گوشه ی مقتل رها شد

بوده ست رأس خونین ارباب
بر روی نیزه در زیر آفتاب

بوده دو لعل زخمی اصغر
بر روی نیزه در پیش مادر

✍حاج علی پاکدامن
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
5 August 2022
ر
10:13
روضه - امام حسین
د
دو خط شعر 03.08.2022 16:43:52
افتادم تو قتلگاه یوما یوما یوما
موندم زیر دست و پا یوما یوما یوما
حال و روزمو نیگا یوما یوما یوما

کجایی ، ببینی ، تو مقتل حسینت غریبه
عزیز ، بوتراب ، روی خاکا خد التریب

یوما انا المظلوم / یوما انا المحروم
...........
گیر افتادم بخدا یوما یوما یوما
تیر میاد هی بی هوا یوما یوما یوما
با سنگ و چوب و عصا یوما یوما یوما

دورمو ، گرفتن ، یه عده لاابالی مست
قراره، سرمن ، بینشون بچرخه دست به دست

یوما اناالغریب / یوما انا الصلیب
..............
اومد شمر بی حیا یوما یوما یوما
مادر جان جلو نیا یوما یوما یوما
نیگا نکن تو رو خدا یوما یوما یوما

برو که ، موقعه ، سربریدن من الانه
لباسی ، که دوختی ، تکه‌هاش تو دست سنانه

یوما انا العطشان ، یوما انا العریان

Taheri_sher
7 August 2022
ر
06:23
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 27.07.2022 05:39:29
#قتلگاه
#روز_عاشورا

رأست بریده است ولی از قفا چرا
هر جات زخمی است ولی با عصا چرا
انگشترت اگر چه رسیده به ساروان
انگشت تو شده ست ز دستت جدا چرا
هر سو نشانه از بدنت مانده و شده
هر عضو تو ز جای خودش جابه جا چرا
این پیکری که کلّ محیطش شده ست زخم
رفته به زیر مرکب ده بی حیا چرا
این پاره پاره پیکر ِ بی غسل و بی کفن
گردیده در میان بیابان رها چرا
رأس تو را اگر چه ز کینه بریده اند
دیگر شده ست سربه سر نیزه ها چرا

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
روضه - امام حسین pinned this message
ر
11:20
روضه - امام حسین
ک
کتیبه و پرچم باب الحرم 07.08.2022 09:15:12
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

غزل‌مصیبت شبِ عاشورا امام حسین علیه السلام

می‌کُشی این خواهرِ غم‌دیده را با روضه‌ها
جانِ من حرفی نزن از عصرِ داغِ دردِ ما

امشبی را پیشِ من قرآن بخوان فردا غروب
می‌شوی قاریِ قرآنم به رویِ نیزه‌ها

امشب اینجا در حرم هستی قرارِ قلب من
عصرِ فردا می‌زنی پیشِ دوچشمَم دست‌و‌ُپا

امشب اینجا در کنارِ زینب و اصحابِ عشق
عصرِ فردا خَنجری سر می‌برد آه از قفا

امشب اینجا می‌نشینی و نگاهت می‌کنم
عصرِ فردا پیکرت در زیرِ سُمِّ اسب‌ها

امشب اینجا ساکت و آرام پیش مَحرمَم
عصرِ فردا معجرم را می‌کشد آن بی‌حیا

امشب اینجا دخترت خوابیده رویِ دستِ تو
عصرِ فردا با لگد‌ها می‌رود از کربلا

امشب اینجا ندبه و قرآن بخوان با احترام
عصرِ فردا می‌خوری بر رویِ نِی سنگِ جفا

#حسین_ایمانی
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
ر
11:21
روضه - امام حسین
ک
کتیبه و پرچم باب الحرم 07.08.2022 09:14:46
#امام_حسین_ع_شهادت
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه

این طرف بین عبا اکبر تو افتاده
آن طرف ساقی آب آور تو افتاده

زینت دوش نبی بین همه وسعت دشت
ته گودال چرا پیکر تو افتاده

کاش میمردم و اینگونه نمیدیدم که
همه اعضای تو دور و بر تو افتاده

جلوی پای تو باید سر من می افتاد
جلوی پای من اما سر تو افتاده

کربلا سنگ ندارد همه جایش رمل است
چقَدَر سنگ به دور و بر تو افتاده

میخورد بعد تو بر روی من و روی رباب
سنگ هایی که روی پیکر تو افتاده

بین میدان متحیر شدنت را دیده
جلوی خیمه اگر همسر تو افتاده

طعنه ی قاتل تو قاتل احساسم شد
گفت زیر لگدم دلبر تو افتاده

گُر گرفت آتش دامان غزال حرمت
گرگ از بس که پی دختر تو افتاده
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
ر
11:25
روضه - امام حسین
ک
کربلایی مجید مرادزاده(غلامِ قنبر) 30.08.2020 08:35:13
😭😭😭😭😭حق روضه ادا شود

#زمینه_روضه_مقتل_عاشورا_
🎼#سبک_تسبیحات
#قتل_الحسین_ع

☑️بنداول
قتل الحسین بکربلا
ذُبِحَ العطشانُ به نینوا

السلام
علیک یا قاطع البرهان
علیک سیدنا العطشان
علیک سیدنا العریان
....
السلام علی الخدالتریب
السلام علی الشیبِ الخضیب«۱»
سلامّ مِن حبیب الی الغریب«۲»
عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيب«۳»

قُتِلَ الحسینِ بکربلا
ذُبِحَ العطشانُ به نینوا
معانی
۱_سلام بر آن گونه خاک آلود شده😭😭😭
۲_سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،😭😭😭
۳_سلام بر آن دندان مباركى كه با چوب (خيزران) كوبيده شد😭😭😭😭

زیارت ناحیه ی مقدسه


☑️بند دوم

آه ای داداش
واویلا ازین غم جانکاه
افتادی میون قتلگاه
زینت دوش رسول الله
.....
افتادی از مرکب برادرم
زیر بارون تیغ ونیزه ها
هر کس با قصد غربت می زدت
یکی تیر وسنگ و یکی عصا
قتل الحسین بکربلا
ذُبِحَ العطشانُ به نینوا
☑️بندسوم
از روی تل
جور قوم کافر و دیدم
خنجر روی حنجر و دیدم
وقتی میبرید سرو دیدم
.....
حرومی پاشو رو سینه گذاشت
خنجر کندش رو بیرون کشید
برگردوند تن تو با چکمه و
دیدم سر تو از قفا برید
قُتل الحسین بکربلا
ذُبِحَ العطشانُ به نینوا
💠💠💠1⃣0⃣1⃣1⃣💠💠💠
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
⛈ 🦋 https://t.me/joinchat/AAAAAD8M1o1kf3xMJGroSQ 🦋⛈
✬~✿❁࿐❈~✿❁࿐

آدرس ایتا
https://eitaa.com/majid_moradzadeh


@Karbalaee205ادمین شعروسبک
ر
17:27
روضه - امام حسین
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع

امشب شه دین به خیمه گاه است
فردا به میان قتلگاه است
امشب علم به دست علمدار کربلاست
فردا تنش به علقمه در خون شناور است
17:30
خدا کند نرود امشب و سحر نشود
که روز ما زشب تار تیره تر نشود

چه فتنه ها که به دنبال این سحر نبود
خدا کند نرود امشب و سحر نشود

---- خدا کند که بــه حشر انتها شود امشب
که حشر واقعه کربلا دگر نشود

شب اسارت پرده نشین خاص خداست
چه می شود که اگر صبح پرده در نشود

شب شهادت نوباوگان فاطمه است
خدا کند که سحر گاه جلوه گر نشود

خدا کند نرود امشب و نیاید صبح
که داغ زینب مظلومه تازه تر نشود

خدا کند نشود صبح باز تا زینب
زداغ مرگ دو فرزند خون جگر نشود

خدا کند نشود صبح این شب عاشور
که یادگار حسن را کفن ببر نشود

خدا کند نشود صبح تا گلوی علی
نشان تیر دستم در کف پدر نشود

خدا کندکه فتد تیر حرمله از کار
ویا هرانچه زند تیر کارگر نشود

شب وداع علی اکبر است با لیلی
وداع مادر و فرزند مختصر نشود

گمان به مردن لیلی بود زداغ علی
خدا کند که زداغ پسر خبر نشود

خدا کند نشود صبح تا به دشت بلا
به خاک و خون تن عباس غوطه ور نشود

سر حسین ز پیکر جدا شود فردا
خوش است ظلمت امشب بگو بسر نشود

خدا کند ندمد صبح تا که فردا شب
خیام ال علی طعمه شرر نشود

ولی اگر نبود آب خون این شهدا
نهال دین خداوند بارور نشود

قیام حق به قیام حسین پیوند است
قیام حق نشود این قیام اگر نشود
روضه - امام حسین pinned this message
ر
18:03
روضه - امام حسین
ک
کتیبه و پرچم باب الحرم 07.08.2022 13:40:28
#امام_حسین
#شب_دهم_محرم
#گودال_قتلگاه

از تشنگی و زخم به جسمش توان نبود
دورش به غیرِ لشگر آوازه خوان نبود

از پشتِ سر به پشت سرش سنگ میزدند
حتی برای ثانیه ای در امان نبود

هربار گفت "واعطشا" سنگ و نیزه خورد
این رسم میزبانیِّ از میهمان نبود

تنگی جا و یک بدن و کوهی از سالح
جایی برای آمدن دیگران نبود

دردِ هزار و نهصد پنجاه زخم تیغ
مانند درد زخم زبان سنان نبود

افتاده بود زیر قدم های یک سپاه
مردی که لایق قدمش آسمان نبود

ای داد از مصیبت انگشتری که داد
ای کاش سیدالشهدا مهربان نبود

با یک لباس کهنه سوی قتلگاه رفت
اما غروب بر تن پاکش همان نبود

شاهی که سایه اش به سر کائنات بود
روی تن بدون سرش سایبان نبود

کنج تنور کوفه سرش بوی نان گرفت
در شام، بوی نانِ سرش بود و نان نبود
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
روضه - امام حسین pinned this message
روضه - امام حسین pinned this message
ر
23:41
روضه - امام حسین
ات
ا ت 19.08.2021 18:07:57
شمر مرو به قتلگاه فاطمـه می کند نگاه
مبُـر گلـوی بی گناه فاطمـه می کند نگاه
تیغ مـزن به بی پناه فاطمـه می کند نگاه
پنجه مکش به نای شاه فاطمـه می کند نگاه
ر
23:44
روضه - امام حسین
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:15:20
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدبه چشمم خواب شب راراه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد حسان
آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده
ر
23:52
روضه - امام حسین
ک
کتیبه و پرچم باب الحرم 07.08.2022 23:51:57
#روضه_امام_حسین

بنویسیدتنى زيرلگدپیدابود
شمرملعون به روی سینه ی اوبا پا بود

بنویسید نگاه حرمله خيره بر اوست
که نگاه خسته اش به آسمان هاوا بود

بنویسیدميان لشكری بلوا شد
سره پیراهن كهنه بخدا دعوا بود

بنویسیدبراى ذبح سر آمده اند
شمر ملعون و سنان مقصدشان اینجا بود

بنویسیدکه غارت شده پیراهن او
مادری شاهداین واقعه در آنجا بود

به سرنعش حسین بود که آمدمادر
ناله زدفاطمه ،غش کردبه جسمی بی سر

_آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی)
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
روضه - امام حسین pinned this message
9 August 2022
ر
09:48
روضه - امام حسین
ا
اشعار قاسم نعمتی 08.08.2022 18:49:35
فرازی از زیارت ناحیه مقدسه
روضه از زبان بقیت الله الاعظم

من روضه خوان ِ غربت ِ آقای عالمم
بی تابِ سربریدة ماهِ محرمم

با گریه هر غروب من از حال می روم
با هر فرازِ ناحیه گودال می روم

صبح وغروب ،ندبه کنان گریه می کنم
این روضه را به مادرمان هدیه می کنم

برنیزه تکیه داد وز جایش بلند شد
دردش گرفته بود صدایش بلند شد

فرمود: زنده ام به کجا حمله می کنید
نامردها به خیمه چرا حمله می کنید

کارِ مرا تمام نکرده کجا ؟سنان!!!!
اینجا کنارِ لشگری از گرگ ها بمان

با یالِ غرق خون شده برگشت ذوالجناح
با زین واژگون شده برگشت ذوالجناح

اینجا به بعد ضربه زدن ها شروع شد
اینجا به بعد شیون زنها شروع شد

دیدم خودم به چشم ترم وای وای وای
بیرون زدند اهلِ حرم وای وای وای

دنبالِ ذوالجناح هراسان وبی پناه
با عمه آمدند به بالای قتلگاه

جدِ مرا محاصره کردند یک سپاه
دیدم چگونه عمه ما می کند نگاه

هرکس رسید نیزة خود را شکست ورفت
یک استخوان ز سینة آقا شکست و رفت

یک عده بر تمام تنش سنگ می زدند
یک عده بر لباسِ تنش چنگ می زدند

در آن میانه حرمتِ آئینه ها شکست
وقتی که شمر آمد وبر سینه اش نشست

از دستِ او محاسنِ جدم رها نشد
هرچه کشید خنجرِ خود، سر جدا نشد

تا که زرویِ پیکرِ بی سر بلند شد
فریاد یا بُنَیَ ز مادر بلند شد

اینجا به بعد گریة من رنگِ خون شود
گیسو به دست شمر ز مقتل برون رود

اینجا به بعد زخمِ دلِ ما نمک زدند
باور کنید عمة مارا کتک زدند

راه فرار از حرم آنروز بسته شد
با چوبّ نیزه پهلوی زنها شکسته شد

آن شب زنانِ سوخته یاور نداشتند
آن شب بنات فاطمه معجر نداشتند
#قاسم_نعمتى
@karimegharib
10 August 2022
ر
17:19
روضه - امام حسین
ا
اشعار قاسم نعمتی 22.09.2018 13:41:54
السلام علی من دفنه اهل القری
قطعه روضه دفن شهدای کربلا

از روی دلسوزی دهاتی های اطراف
تاصبح دور پیکر تو گریه کردند
همراه حیوانات صحرا دور گودال
باگریه های مادر تو گریه کردند
*
از تکه های چادری بر خاک پیداست
بازور خواهر را جدا کردند از تو
تا وقت بوده پیکرت را جمع کرده
بر جای دست خواهر تو گریه کردند
***
پیرِ قبیله گفت کی؟سر را بریده
در مکتب ما ذبح کردن حکم دارد
چون گیسوی آشفته گشته وضع رگها
بر حال و روز حنجر تو گریه کردند
****
دربین پیکرها دوتایش فرق دارد
یک پیکری پامال قدری قد کشیده
آن دیگری پیچیده بین یک عبا بود
بر اربا اربا اکبر تو گریه کردند
****
نزدیک نخلستان صدا آمد بیایید
یک پیکر بی دست اینجا بر زمین است
پای فرات و باصدای موج دریا
بر ساقی آب آور تو گریه کردند
***
پرپشت خیمه مشتی از زنها نشستند
بالای قبر کوچکی که زیر و رو شد
ناخواسته جای رباب دست بسته
بهر علی اصغر تو گریه کردند
***
از راه زین العابدین آمد صدا زد
من صاحب اسرار این گودال هستم
بوسه به بوسه پیکرت را شرح می داد
آنها همه دور و بر تو گریه کردند
***
فرمود مردم تکه بوریا بیارید
باید کنار هم بچینم این بدن را
دیدند پیداکرد یک انگشتِ خونین
بر دست بی انگشتر تو گریه کردند
***
#قاسم_نعمتی
#دفن_شهدا
@karimegharib
21 August 2022
ر
18:35
روضه - امام حسین
از وقتی که به کام من ، یه ذره تربتت نشست
دست خودم نبود تویِ دلم محبتت نشست

عمری از اون روز تا حالا ، گریه می کنم ...
تا نبریم به کربلا ، گریه میکنم ...

گریه میکنم ...
تو اشک بده منم برات ، گریه می کنم ...
بارون میشم روی لبات ، گریه می کنم ...
برات قتیل العبرات ، گریه می کنم ...

« حسین وای ...»

یه وقتی عذرمو نخوای ، درسته که خیلی بدم
به درد هیچی نخورم ، سینه زنی که بلدم

با یا حسین با زینبا ، سینه میزنم ...
با ضربِ نعل مرکبا ، سینه میزنم ...

سینه میزنم ...
تا سینه ام بشه کبود ، سینه میزنم ...
به یاد مقتل از وجود ، سینه میزنم ...
که شمر رو سینۀ تو بود ، سینه میزنم...

« حسین وای ... »

اینا همش کار دله ، اگه کبوده بدنم
با لَاطِمَاتِ الْخُدُودِت من چرا لطمه نزنم؟

به یاد مادر به صورتم ، لطمه میزنم ...
بر خورده بد به غیرتم ، لطمه میزنم ...

لطمه میزنم ...
از بین کوچه تا حرم ، لطمه میزنم ...
من ارثِ زینب میبرم ، لطمه میزنم ...
فقط نه اینجا محشرم ، لطمه میزنم ...

« حسین وای ... »
👍 1
17 July 2023
ر
05:14
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 14.07.2023 22:56:10
سروده ی شب عاشورا در کربلا😭😭😭

#مقتل
#در_بین_گودال
#روز_عاشورا

ای بی پناه کربلا در بین گودال
رفتی به زیر دست و پا در بین گودال
یک جای سالم که نداری خورده از بس
نیزه به جای نیزه ها در بین گودال
یک پیرمرد بد دهن آمد تو را زد
با بغض حیدر با عصا در بین گودال
آمد سنان و شد تداعی داغ کوچه
زد بر تو سیلی بی هوا در بین گودال
هر استخوان سینه ی تو جابه جا شد
از چکمه ی یک بی حیا در بین‌ گودال
هرنقطه ای که بوسه زد احمد شده زخم
با بوسه ی تیغ جفا در بین گودال
یک گوشه افتاده تن صدپاره ی تو
یک گوشه انگشت جدا در بین گودال
هر کس به تو زخمی زده هم با سلاحش
هم با زبان ِ ناسزا در بین گودال
با ضربه های خنجر کُندی به زحمت
رأست جدا شد از قفا در بین گودال
چل نعل تازه آمد و چل سو تنت رفت
شد عضوعضوت جا به جا در بین گودال
در کربلا هر کافری غسل و کفن شد
اما تن تو شد رها در بین‌ گودال

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
22 July 2023
ر
11:36
روضه - امام حسین
فرازهایی از مقتل حضرت سید الشهدا بر اساس نقل سید بن طاووس در لهوف

ثُمَّ إِنَّ شِمْرَ بْنَ ذِی الْجَوْشَنِ حَمَلَ عَلَى فُسْطَاطِ الْحُسَیْنِ فَطَعَنَهُ بِالرُّمْحِ ثُمَّ قَالَ عَلَیَّ بِالنَّارِ أُحْرِقُهُ عَلَى مَنْ فِیهِ فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ ع یَا ابْنَ ذِی الْجَوْشَنِ أَنْتَ الدَّاعِی بِالنَّارِ لِتُحْرِقَ عَلَى أَهْلِی أَحْرَقَکَ اللَّهُ بِالنَّارِ وَ جَاءَ شَبَثٌ فَوَبَّخَهُ فَاسْتَحْیَا وَ انْصَرَفَ. قَالَ الرَّاوِی:وَ قَالَ الْحُسَیْنُ ع ابْغُوا لِی ثَوْباً لَا یُرْغَبُ فِیهِ أَجْعَلْهُ تَحْتَ ثِیَابِی لِئَلَّا أُجَرَّدَ مِنْهُ فَأُتِیَ بِتُبَّانٍ فَقَالَ لَا ذَاکَ لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَیْهِ الذِّلَّةُ فَأَخَذَ ثَوْباً خَلَقاً فَخَرَقَهُ وَ جَعَلَهُ تَحْتَ ثِیَابِهِ فَلَمَّا قُتِلَ ع‏جَرَّدُوهُ مِنْهُ ثُمَّ اسْتَدْعَى الْحُسَیْنُ ع بِسَرَاوِیلَ مِنْ حِبَرَةٍ فَفَرَزَهَا وَ لَبِسَهَا وَ إِنَّمَا فَرَزَهَا لِئَلَّا یُسْلَبَهَا فَلَمَّا قُتِلَ ع سَلَبَهَا بَحْرُ بْنُ کَعْبٍ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ تَرَکَ الْحُسَیْنَ ص مُجَرَّداً فَکَانَتْ یَدَا بَحْرٍ بَعْدَ ذَلِکَ تَیْبَسَانِ فِی الصَّیْفِ کَأَنَّهُمَا عُودَانِ یَابِسَانِ وَ تَتَرَطَّبَانِ فِی الشِّتَاءِ فَتَنْضَحَانِ دَماً وَ قَیْحاً إِلَى أَنْ أَهْلَکَهُ اللَّهُ تَعَالَى.قَالَ وَ لَمَّا أُثْخِنَ الْحُسَیْنُ ع بِالْجِرَاحِ وَ بَقِیَ کَالْقُنْفُذِ طَعَنَهُ صَالِحُ بْنُ وَهْبٍ الْمُرِّیُّ عَلَى خَاصِرَتِهِ طَعْنَةً فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ ع عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ وَ هُوَ یَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ قَامَ ص.قَالَ الرَّاوِی:وَ خَرَجَتْ زَیْنَبُ مِنْ بَابِ الْفُسْطَاطِ وَ هِیَ تُنَادِی وَا أَخَاهْ‏ وَا سَیِّدَاهْ وَا أَهْلَ بَیْتَاهْ لَیْتَ السَّمَاءَ أَطْبَقَتْ عَلَى الْأَرْضِ وَ لَیْتَ الْجِبَالَ تَدَکْدَکَتْ عَلَى السَّهْلِ. قَالَ وَ صَاحَ شِمْرٌ بِأَصْحَابِهِ مَا تَنْتَظِرُونَ بِالرَّجُلِ قَالَ وَ حَمَلُوا عَلَیْهِ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ فَضَرَبَهُ زُرْعَةُ بْنُ شَرِیکٍ عَلَى کَتِفِهِ الْیُسْرَى وَ ضَرَبَ الْحُسَیْنُ ع زُرْعَةَ فَصَرَعَهُ وَ ضَرَبَهُ آخَرٌ عَلَى عَاتِقِهِ الْمُقَدَّسِ بِالسَّیْفِ ضَرْبَةً کَبَا ع بِهَا لِوَجْهِهِ وَ کَانَ قَدْ أَعْیَا وَ جَعَلَ یَنُوءُ وَ یُکِبُّ فَطَعَنَهُ سِنَانُ بْنُ أَنَسٍ النَّخَعِیُّ فِی تَرْقُوَتِهِ ثُمَّ انْتَزَعَ الرُّمْحَ فَطَعَنَهُ فِی بَوَانِی صَدْرِهِ

ترجمه:
پس از آن شمر بن ذى الجوشن به خیمه‏هاى حسین علیه السّلام حمله کرد و گفت: آتش به من دهید تا خیمه‏ها را با هر کس که در آن است به آتش کشم.حسین علیه السّلام فرمود: «فرزند ذى الجوشن! تو آتش را خواستى تا اهلم را آتش زنى، خدا تو را در آتش بسوزاند».شبث آمد و امام او را نکوهید و او شرمنده بازگشت.راوى گوید: حسین علیه السّلام فرمود: (ایتونی بثوب لا یرغب فیه أجعله تحت ثیابی، لئلّا أجرّد منه)، «پیراهن کهنه‏اى به من دهید تا زیر لباسم پوشیده مرا از آن برهنه نکنند».پیراهن تنگى آورده شد، فرمود: «این نه، زیرا این لباس اهل ذلّت است».بعد پیراهن کهنه‏اى را بگرفت و پاره‏اش کرد و زیر لباسش پوشید و بعد از شهادت وى را از آن هم برهنه کردند و بردند.بعد امام علیه السّلام شلوارى حبرى بخواست و آن را جدا جدا و تقطیع نموده و پوشید، و بدین ترتیب آن را از حیّز انتفاع بیرون کرد و سوراخش نمود تا از بدنش نربایند، ولى ‏بعد از شهادتش بحر بن کعب آن را ربود و حسین علیه السّلام را برهنه گذارد.بعد از عاشورا، دو دست بحر بن کعب در تابستانها چون دو تکّه چوب خشک، خشک شده و در زمستانها در حالى که دو دست او مرطوب بود از آن چرک و خون جارى مى‏گردید تا آن که خدا هلاکش فرمود.چون جراحات زیاد بر حسین علیه السّلام وارد گردیده و چون خارپشت «۱» باقى ماند، ملعونى خبیث به نام صالح بن وهب المزنى لعنة اللَّه علیه، ضربتى سخت با نیزه بر تهیگاه امام زد که حسین علیه السّلام از آن ضربت از روى اسب بر گونه راست بر زمین فرود آمد «۲» بعد برخاست، صلوات اللَّه علیه.راوى گوید: زینب علیها السّلام از در خیمه بدر آمد و ندا مى‏کرد: واى برادرم، واى سیّدم، و اى اهل بیتم، کاشکى آسمان بر زمین فرود آمدى، و اى کاش کوهها در بستر هامون فرو پاشیدى.شمر به لشکر بانگ زد: در باره این مرد به انتظار چه هستید؟ بعد از هر سوى به امام حمله کردند.زرعة بن شریک- لعنة اللَّه علیه- ضربه‏اى بر کتف چپ امام زد، امام نیز ضربه‏اى بر او وارد کرد که هلاک شد.دیگرى با شمشیر ضربه‏اى بر دوش امام وارد آورد که امام به چهره بر زمین افتاد و بعد از این ضربت به زحمت مى‏نشست و بر روى زمین افتاد و خیزان می ‏رفت.
11:36
سلب امام حسین (علیه السلام) بعد از شهادت

منبع: لهوف، سید بن طاووس : ص ١٧٧.

ثُمَّ أقبَلوا عَلى سَلَبِ الحُسَينِ عليه السلام، فَأَخَذَ قَميصَهُ إسحاقُ بنُ حوبةَ الحَضرَمِيُّ لَعَنَهُ اللّه، فَلَبِسَهُ ، فَصارَ أبرَصَ ، وَامتَعَطَ شَعرُهُ ... وَ رُوِيَ أَنَّهُ وُجِدَ فِي قَمِيصِهِ مِائَةٌ وَ بِضْعَ عَشْرَةَ مَا بَيْنَ رَمْيَةٍ وَ طَعْنَةِ سَهْمٍ وَ ضَرْبَةٍ.
وَ قَالَ الصَّادِقُ ع وُجِدَ بِالْحُسَيْنِ ع ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ طَعْنَةً- وَ أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ ضَرْبَة وأخَذَ سَراويلَهُ بَحرُ بنُ كَعبٍ التَّيمِيُّ لَعَنَهُ اللّه، ورُوِيَ أنَّهُ صارَ زَمِنا مُقعَدا مِن رِجلَيهِ .
وأخَذَ عِمامَتَهُ أخنَسُ بنُ مَرثَدِ بنِ عَلقَمَةَ الحَضرَمِيُّ لَعَنَهُ اللّه، وقيلَ: جابِرُ بنُ يَزيدَ الأَودِيُّ لَعَنَهُ اللّه، فَاعتَمَّ بِها، فَصارَ مَعتوها، وأخَذَ نَعلَيهِ الأَسوَدُ بنُ خالِدٍ
وأخَذَ خاتَمَهُ بَجدَلُ بنُ سُلَيمٍ الكَلبِيُّ لَعَنَهُ اللّه، فَقَطَعَ إصبَعَهُ عليه السلام مَعَ الخاتَمِ، وهذا أخَذَهُ المُختارُ، فَقَطَعَ يَدَيهِ ورِجلَيهِ ، وتَرَكَهُ يَتَشَحَّطُ في دَمِهِ حَتّى هَلَك.
وأخَذَ قَطيفَةً لَهُ عليه السلام ـ كانَت مِن خَزٍّ ـ قَيسُ بنُ الأَشعَثِ لَعَنَهُ اللّه ُ
وأخَذَ دِرعَهُ البَتراءَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ لَعَنَهُ اللّه، فَلَمّا قُتِلَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ، وَهَبَهَا المُختارُ لِأَبي عَمرَةَ قاتِلِهِ .
وأخَذَ سَيفَهُ جُمَيعُ بنُ الخلقِ الأَودِيُّ، وقيلَ : رَجُلٌ مِن بَني تَميمٍ ، يُقالُ لَهُ : الأَسوَدُ بنُ حَنظَلَةَ لَعَنَهُ اللّه ُ .
وفي رِوايَةِ ابنِ سَعدٍ : أنَّهُ أخَذَ سَيفَهُ الفلافِسُ النَّهشَلِيُّ ، وزادَ مُحَمَّدُ بنُ زَكَرِيّا : أنَّهُ وَقَعَ بَعدَ ذلِكَ إلى بِنتِ حَبيبِ بنِ بُدَيلٍ ، وهذَا السَّيفُ المَنهوبُ لَيسَ بِذِي الفَقارِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ كانَ مَذخورا ومَصونا مَعَ أمثالِهِ مِن ذَخائِرِ النُّبُوَّةِ وَالإِمامَةِ ، وقَد نَقَلَ الرُّواةُ تَصديقَ ما قُلناهُ وصورَةَ ما حَكَيناهُ .

ترجمه : آن گاه ، به تاراج كردن جامه هاى امام حسين عليه السلام روى آوردند . اسحاق بن حَوبه حضرمى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، پيراهن امام عليه السلام را برد و آن را پوشيد ؛ امّا پيسى گرفت و مويش ريخت . . . روایت شده که در پیراهن حضرت صد و ده و اندی جای تیر و شمشیر و نیزه پیدا شد. امام صادق فرمود: در پیکر حسین علیه السلام جای سی و سه نیزه و سی و چهار زخم شمشیر بود.
بحر بن كعب تَيمى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، شلوار امام عليه السلام را به غارت برد و نقل شده كه از دو پا ، فلج و زمينگير شد .
اَخْنَس بن مَرثَد بن علقمه حضرمى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، عمامه امام عليه السلام را برداشت و گفته شده كه جابر بن يزيد اَوْدى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، عمامه را برد و به سرش پيچيد و سبك مغز و كم عقل گرديد . اسود بن خالد هم كفش هاى امام عليه السلام را تاراج كرد و بَجدَل بن سُلَيم كلبى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، انگشتر امام عليه السلام را برداشت . او انگشت ايشان را كه انگشتر داشت ، قطع كرد . [بعدها ]مختار ، او را دستگير كرد و دست و پاهايش را بريد و او را وا نهاد تا در خونش بغلتد و هلاك شود .
قطيفه خز امام عليه السلام را قيس بن اشعث ـ كه خدا لعنتش كند ـ غارت كرد و زرهِ كوتاه (تن پوشِ) امام عليه السلام را عمر بن سعد ـ كه خدا لعنتش كند ـ برداشت و هنگامى كه عمر بن سعد به قتل رسيد ، مختار ، آن را به قاتل وى ، ابو عمره ، بخشيد .
جُمَيع بن خلق اَوْدى ، شمشير امام عليه السلام را برد و گفته شده كه مردى از بنى تميم ، به نام اسود بن حنظله ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، آن را به تاراج برد در روايت [محمّد] ابن سعد نيز آمده است كه فلافِس نَهشَلى ، شمشير ايشان را برد و محمّد بن زكريّا افزوده است كه پس از آن ، شمشير به دست دختر حبيب بن بُدَيل افتاد .
اين شمشيرِ به تاراج رفته ، غير از شمشير ذو الفقار است كه با ديگر چيزهاى مشابهش ، جزو گنجينه نبوّت و امامت ، مصون و محفوظ ، نگاهدارى مى شود . راويان نيز در تصديق همين نقل ، مطالبى مشابه آن ، گزارش كرده اند .
11:38
کیفیت اسب دوانیدن بر پیکر سید الشهداء

منبع: سید بن طاووس، الملهوف ١٨٢ .

ثُمَّ نادى عُمَرُ بنُ سَعدٍ في أصحابِهِ : مَن يَنتَدِبُ لِلحُسَينِ عليه السلام فَيُوطِئَ الخَيلَ ظَهرَهُ ؟ فَانتَدَبَ مِنهُم عَشَرَةٌ ، وهُم : إسحاقُ بنُ حَوبَةَ الَّذي سَلَبَ الحُسَينَ عليه السلام قَميصَهُ ، وأخنَسُ بنُ مَرثَدٍ ، وحَكيمُ بنُ طُفَيلٍ السَّبيعِيُّ ، وعُمَرُ بنُ صَبيحٍ الصَّيداوِيُّ ، ورَجاءُ بنُ مُنقِذٍ العَبدِيُّ ، وسالِمُ بنُ خَيثَمَةَ الجُعفِيُّ ، وصالِحُ بنُ وَهبٍ الجُعفِيُّ ، وواحِظُ بنُ غانِمٍ ، وهانِئُ بنُ ثُبَيتٍ الحَضرَمِيُّ ، واُسَيدُ بنُ مالِكٍ لَعَنَهُمُ اللّه ُ ، فَداسُوا الحُسَينَ عليه السلام بِحَوافِرِ خَيلِهِم ، حَتّى رَضّوا ظَهرَهُ وصَدرَهُ . قالَ الرّاوي : وجاءَ هؤُلاءِ العَشَرَةُ حَتّى وَقَفوا عَلَى ابنِ زِيادٍ لَعَنَهُ اللّه ُ ، فَقالَ اُسَيدُ بنُ مالِكٍ أحَدُ العَشَرَةِ: نَحنُ رَضَضنَا الصَّدرَ بَعدَ الظَّهرِ بِكُلِّ يَعبوبٍ شَديدِ الأَسرِ فَقالَ ابنُ زِيادٍ لَعَنَهُ اللّه ُ : مَن أنتُم ؟ قالوا : نَحنُ الَّذينَ وَطِئنا بِخُيولِنا ظَهرَ الحُسَينِ حَتّى طَحَنّا حَناجِرَ صَدرِهِ .قالَ : فَأَمَرَ لَهُم بِجائِزَةٍ يَسيرَةٍ . قالَ أبو عُمَرَ الزّاهِدُ: فَنَظَرنا إلى هؤُلاءِ العَشَرَةِ ، فَوَجَدناهُم جَميعا أولادَ زِنىً، وهؤُلاءِ أخَذَهُمُ المُختارُ ، فَشَدَّ أيدِيَهُم وأرجُلَهُم بِسِكَكِ الحَديدِ ، وأوطَأَ الخَيلَ ظُهورَهُم حَتّى هَلَكوا.

ترجمه: سپس عمر بن سعد ، ميان يارانش ندا داد كه : چه كسى حاضر است بر حسين ، اسب بدواند؟ از يارانش ، اين ده تن حاضر شدند : اسحاق بن حَوبه ـ كه پيراهن امام عليه السلام را به تاراج برده بود ـ ، اخنس بن مرثد ، حَكيم بن طُفَيل سبيعى ، عمر بن صبيح صَيداوى ، رجاء بن مُنقِذ عبدى ، سالم بن خَيثمه جُعفى ، صالح بن وَهْب جُعفى ، واحِظ بن غانِم ، هانى بن ثُبَيت حضرمى و اسيد بن مالك . اينان ـ كه خدا لعنتشان كند ـ با سُم اسب هايشان ، حسين عليه السلام را چنان لگدكوب كردند كه پشت و سينه اش را خرد كردند .اين ده تن ، [پس از پايان كار] آمدند و در برابر ابن زياد ـ كه خدا لعنتش كند ـ ايستادند و از ميان آنان ، اسيد بن مالك گفت :ما بوديم كه پشت و سپس سينه[ى او] را با همه اسب هاى بزرگ و تيزتك ، خرد كرديم .ابن زياد ـ كه خدا لعنتش كند ـ گفت : شما كه هستيد؟ گفتند: ما كسانى بوديم كه بر پشت حسين ، اسب دوانديم تا آن كه سينه و گلوى حسين را آسياب كرديم .ابن زياد ، فرمان داد جايزه اندكى به آنان بدهند .ابو عمر زاهد مى گويد : ما به اين ده تن نگريستيم و همه آنان را زنازاده يافتيم . مختار ، آنان را دستگير كرد و با زنجيرهاى آهنين ، دست و پاهايشان را بست و بر پشتشان اسب دواند تا به هلاكت رسيدند .


منبع: تذكرة الخواصّ، سبط ابن جوزی: ص ٢٥٤

تذكرة الخواصّ : قالَ عُمَرُ [بنُ سَعدٍ] : مَن يوطِئُ الخَيلَ صَدرَهُ ؟ فَأَوطَؤُوا الخَيلَ ظَهرَهُ وصَدرَهُ ، ووَجَدوا في ظَهرِهِ آثارا سودا، فَسَأَلوا عَنها ، فَقيلَ : كانَ يَنقُلُ الطَّعامَ عَلى ظَهرِهِ فِي اللَّيلِ إلى مَساكِنِ أهلِ المَدينَةِ .
ترجمه: تذكرة الخواصّ : عمر [بن سعد] گفت : چه كسى اسب بر سينه او (حسين) مى دوانَد ؟

ترجمه: آنان بر پشت و سينه ايشان ، اسب دواندند و در پشت ايشان ، لكّه هاى كبودى يافتند. چون در اين باره پرسيدند ، گفته شد : او بر پشت خود ، شبانه، گندم به درِ خانه بينوايان مدينه مى برد.
11:39
زيارت ناحيه مقدسه (گوشه اي از هتك حرمت به سيد الشهدا از زبان امام زمان (عج):
المزار الكبير ابن مشهدي، ص ٤٩٦، بحار الأنوار، علامه مجلسي، ج ١٠١ ص ٣١٧.

السَّلامُ عَلى مَن هُتِكَت حُرمَتُهُ، السَّلامُ عَلى مَن اُريقَ بِالظُّلمِ دَمُهُ، السَّلامُ عَلَى المُغَسَّلِ بِدَمِ الجِراحِ، السَّلامُ عَلَى المُجَرَّعِ بِكَأساتِ الرِّماحِ، السَّلامُ عَلَى المُضامِ المُستَباحِ، السَّلامُ عَلَى المَهجورِ فِي الوَرى، السَّلامُ عَلى مَن تَوَلّى دَفنَهُ أهلُ القُرى، السَّلامُ عَلَى المَقطوعِ الوَتينِ، السَّلامُ عَلَى المُحامي بِلا مُعينٍ.

ترجمه: سلام بر كسى كه حُرمتش را هتك كردند ! سلام بر كسى كه خونش را ستمكارانه ريختند ! سلام بر شسته شده به خونِ زخم ! سلام بر نوشيده از كاسه نيزه ها ! سلام بر ستم ديده حق بُرده شده اى كه حقّش را حلال شمردند ! سلام بر مهجور شده ميان مردم ! سلام بر آن كه روستانشينان ، عهده دار به خاك سپردنش شدند ! سلام بر آن كه رگ قلبش بُريده شده ! سلام بر حمايتگر بدون ياور !پ
11:39
تاراج خیام امام حسین (علیه السلام) پس از شهادت آن حضرت

منبع: مقتل الحسين للخوارزمي: ج ٢ ص ٣٧، الفتوح ابن اعثم كوفي: ج ٥ ص ١٢٠.

أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَيمَةِ، ومَعَهُم شِمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ، فَقالَ : اُدخُلوا فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ .فَدَخَلَ القَومُ َأَخَذوا كُلَّ ما كانَ بِالخَيمَةِ حَتّى أفضَوا إلى قُرطٍ كانَ في اُذُنِ اُمِّ كُلثومٍ ـ اُختِ الحُسَينِ ـ فَأَخَذوهُ وخَرَموا اُذُنَها، حَتّى كانَتِ المَرأَةُ لَتُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها حَتّى تُغلَبَ عَلَيهِ . وأخَذَ قَيسُ بنُ الأَشعَثِ قَطيفَةً لِلحُسَينِ عليه السلام كانَ يَجلِسُ عَلَيها فَسُمِّيَ لِذلِكَ قَيسَ قَطيفَةٍ وأخَذَ نَعلَيهِ رَجُلٌ مِنَ الأَزدِ يُقالُ لَهُ: الأَسوَدُ، ثُمَّ مالَ النّاسُ عَلَى الوَرسِ وَالخَيلِ وَالإِبِلِ، فَانتَهَبوها.

ترجمه: مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى: دشمنان پيش آمدند تا به گرد خيمه ها حلقه زدند. شمر بن ذى الجوشن نيز با آنها بود. او گفت: به درون خيمه ها برويد و جامه ها و متاعشان را بگيريد.
مردم وارد شدند و هر چه در خيمه ها بود برداشتند تا جايى كه گوشواره امّ كلثوم خواهر حسين عليه السلام را هم گرفتند و گوشش را دريدند. حتّى جامه رويينِ زنان را به زور مى‌كشيدند و مى‌بردند. قيس بن اشعث قطيفه اى را برداشت كه حسين عليه السلام بر روى آن مى‌نشس. او از اين رو «قيسِ قطيفه» ناميده شد. همچنين مردى از قبيله اَزد به نام اسود، كفش هاى ايشان را برداشت و سپس مردم به سوى وسايل زنان و اسبان و شترها رفتند و آنها را به تاراج بردند.
23 July 2023
ر
16:56
روضه - امام حسین
افتاده بین قتلگاه تو چنگ کینه سپاه

نداره دیگه جون پناه پناه عالم

باور نداره زینب اما داره میبینه

رو سینه داداشش شمر لعینِ

بالای گودال هی میره از حال

پیر شده زینب قد هزار سال

سالار زینب

فریاد واویلا حسین رحمی به حال ما حسین

زینب شده تنها حسین بی یار و مَحرَم

خوب شد ندیدی اتیش به چادرم رسیده

سپاه کوفیا تا حرم رسیده

پاشو که زینب با این شرافت باید بپوشه رخت اسارت

نمیشه باورم تویی ایا برادرم تویی

حسین مادرم تویی ای خفته در خون

دونه دونه میبوسم اعضاء پیکرت رو

پیدا نکردم اما داداش سرت رو

ای پاره پیکر خدا نگهدار

هستی خواهر خدا نگهدار

سالار زینب
24 July 2023
ر
11:07
روضه - امام حسین
از آب هم مضايقه کردند کوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و مي مکيد
خاتم ز قحط آب سليمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عيوق مي رسد
فرياد العطش ز بيابان کربلا
آه از دمي که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خيمه سلطان کربلا
11:07
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان
بر پيکر شريف امام زمان فتاد
بي اختيار نعره هذا حسين زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول
رو در مدينه کرد که يا ايهاالرسول
اين کشته فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست
اين نخل تر کز آتش جان سوز تشنگي
دود از زمين رسانده به گردون حسين توست
اين ماهي فتاده به درياي خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست
11:07
کنار طشت طلاست فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید! بر لب و دندان من

با چه دلی می زنی برلب من خیزران
کز همه دل می برد نغمه ی قرآن من

گر چه تحمل کنم ضربه ی چوب تو را
تاب مرا می برد گریه ی طفلان من
11:07
یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من
یا بگو بیرون روند از مجلست طفلان من

یا نزن شرمی نما از روی زهرا مادرم
یا بزن مخفی ز چشم خواهر گریان من

ای ستمگر هر چه می خواهی بزن اما بدان
بوسه گاه مصطفی باشد لب عطشان من
11:07
کفنی داشت زخاک و کفنی داشت زخون
تا نگویند حسین بی کفن است
11:07
بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت
تنها به روی سینه صحرا نبینمت

امشب بیا که بوسه زنم بر گلوی تو
شاید بمیرم از غم و فردا نبینمت

می ترسم از نگاه به گودال آن طرف
دارم دعا به زیر لب آنجا نبینمت

غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد
من نذر کرده ام که به نیها نبینمت

امشب برای من تو دعا کن که شام بعد
بی سر به روی دامن زهرا نبینمت
11:07
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردن دیر رسیدم من
یه گوشه گودال مادرو دیدم من
که رفته بود حال دیر رسیدم من
صدا زدی من رو خودم شنیدم من
صدای رگهات بود دیر رسیدم من
افتان و خیزان و نفس بریدم من
پیراهنو بردن دیر رسیدم من
با بوسه از رگهات به خون تپیدم من
میون خاک و خون دیر رسیدم من
غریب مادر... غریب مادر
26 July 2023
ر
15:10
روضه - امام حسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

برای دلخوشی نوکران این درگاه
دروغ روضه بخوانم دروغ بسم الله

دروغ روضه بخوانیم شمر آبش داد
سنان رسید ولی با ادب جوابش داد

دروغ روضه بخوانیم دست و پا نزده
حسین، فاطمه را تشنه لب صدا نزده

دروغ روضه بخوانیم سر بریده نشده
دروغ روضه بخوانیم زیر و رو نشده

دروغ روضه بخوانیم حرف بد نزده
شبیه فاطمه اصلا به او لگد نزده

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
ر
23:45
روضه - امام حسین
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 30.09.2017 10:17:23
#گودال #عاشورا
تقصیر من است زیر و رویت کردند
ای کاش گلوت را نمی بوسیدم

تو را چه نامرتب ذبح کردند
به پیش چشم زینب ذبح کردند

تو را با سم مرکب زجر دادند
تو را با خشکی لب ذبح کردند
27 July 2023
ر
05:36
روضه - امام حسین
و الشّمر جالسٌ نفس انبیا گرفت
خورشید تیره گشت و دوباره هوا گرفت

دارد تمام عرش خدا می خورد زمین
و الشمر جالسٌ همه عالم عزا گرفت

والشمر جالسٌ همه جا زیر و رو شده
خنجر به روی حنجر آقای ما گرفت

و الشمر جالسٌ تن صد چاک روی خاک
و الشمر جالسٌ نفس مصطفی گرفت

زهرا کنار گودی گودال آمده
و الشمر جالسٌ دل خیرا لنسا گرفت

و الشمر جالسٌ سر او را گرفت و بعد …
زینب به روی تل دم وا احمدا گرفت

زینب به روی تل به سر و سینه می زند
آنقدر ناله زد نزنیدش, صدا گرفت
ر
17:55
روضه - امام حسین
#ناحیه مقدسه

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ
سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد

أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ،
سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، سلام بر آن لب هاى خشکیده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ،


أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ،
سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف


أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ،
سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)،

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانیان،

أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ،
سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ،
سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها،


أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ،
سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان ،
سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن،


أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ،
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،
سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،
سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد،


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ،
سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ،
سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ
سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ،
سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى،
سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد،


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى،
سلام بر آنکه اهل قریه ها دفنش نمودند،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ،
سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین،
سلام بر آن مدافعِ بى یاور،



أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،
سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،


أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،
سلام بر آن گونه خاک آلوده،



أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،
سلام بر آن بدنِ جامه به غنیمت رفته ،



أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ،
سلام بر آن دندان هایی که با چوب خیزران زده شده ،


أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،
سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته،


أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ،تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ،
سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان ها(ىِ کربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند،


———————————————————————————-

فَجاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الاْیعازِ لَهُمْ الاْیعادِ إِلَیْهِمْ ،
پس تو نیزباآنان به جهاد برخاستى پس ازآنکه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودى آنها رابه عـذابِ الهى تهدید نمودى،


وَ تَأْکیدِ الْحُجَّةِ عَلَیْهِمْ ،
و حجّت را بر آنها مؤکّد فرمودى،


فَنَکَثُوا ذِمامَک َ وَ بَیْعَتَک َ ،
ولى عهد و پیمان وبیعت تو را شکستند،


وَ أَسْخَطُوا رَبَّک َ وَ جَدَّ ک َ ،
و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند


وَ بَدَؤُوک َ بِالْحَرْبِ ،
و با تو ستیز آغازیدند،

فَثَبَتَّ لِلطَّعْنِ وَالضَّرْبِ ،
پس توبه جهت زد و خورد و پیکار استوار شدى،
وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُـجّارِ ،
ولشکریان فاجر راخورد و آسیا نمودى،


وَاقْتَحَمْتَ قَسْطَلَ الْغُبارِ ،
ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتى،


مُجالِداً بِذِى الْفَقارِ ، کَأَنَّک َ عَلِىٌّ الْمُخْتارُ ،
وچنان با ذوالفقار جنگیدى، که گویا علىّ مرتضى هستى،



فَلَمّا رَأَوْک َ ثابِتَ الْجاشِ، غَیْرَ خآئِف وَ لا خاش ، نَصَبُوا لَک َ غَوآئِلَ مَکْرِهِمْ ،
پس چون تورابا قلبى مطمئن، بدون ترس و هراس یافتند، شرورِ مکر و حیله شان رابرتو برافراشتند


وَ قاتَلُوکَ بِکَیْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ،
واز درِ نیـرنگ و فساد باتو قتال نمودند،
17:55
وَ أَمَرَ اللَّعینُ جُنُودَهُ ، فَمَنَعُوک َ الْمآءَ وَ وُرُودَهُ ،
وآن ملعون لشکریانش رافرمان داد، تاتورا ازآب و استفاده آن منع نمودند،


وَ ناجَزُوک َ الْقِتالَ ، وَ عاجَلُوک َ النِّزالَ ، وَ رَشَقُوک َ بِالسِّهامِ وَ النِّبالِ ،وَ بَسَطُوا إِلَیْک َ أَکُفَّ الاِصْطِلامِ، وَ لَمْ یَرْعَوْا لَک َ ذِماماً، وَ لاراقَبُوا فیک َ أَثاماً، فی قَتْلِهِمْ أَوْلِیآءَک َ ، وَ نَهْبِهِمْ رِحالَک َ ،
و با توقتال نمودند، و به جنگ و مبارزه با تو شتافتند، و تیرهاو خدنگهابسوى توپرتاب نمودند، و براى استیصال و ناچار نمودن تو دست دراز کردند، و حُرمتى براى تو مراعات نکردند، و ازهیچ گناهى درموردتو خوددارى ننمودند، چه درکشتن آنهادوستانت را، و چه درغارت اثاثیه خیمه هایت،


وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِى الْهَبَواتِ ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاَْذِیّاتِ ،
(بارى)تودرگَرد وغُبارهاى جنگ پیش تاختى، وآزارواذیّتهاى فراوانى تحمّل نمودى،


قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِک َ مَلآئِکَةُ السَّماواتِ،
آنچنانکه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شکیبائى توبه شگفت آمدند،


فَأَحْدَقُوا بِک َ مِنْ کُلّ ِالْجِهاتِ ، وَ أَثْخَنُوک َ بِالْجِراحِ ،
پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند،


وَ حالُوا بَیْنَک َ وَ بَیْنَ الرَّواحِ ، وَلَمْ یَبْقَ لَک َ ناصِرٌ ،
و راه خلاص ورفتن برتو بستند، تاآنکه هیچ یاورى برایت نماند،


وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِک َ وَ أَوْلادِک َ ، حَتّى نَکَسُوکَ عَنْ جَوادِک َ،
ولى توحسابگر(عمل خویش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمایت مینمودى، تاآنکه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند،


فَهَوَیْتَ إِلَى الاَْرْضِ جَریحاً ، تَطَؤُک َ الْخُیُولُ بِحَوافِرِها، وَ تَعْلُوکَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها ، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبینُک َ ،وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُک َ وَ یَمینُک َ ،
پس بابدن مجروح برزمین سقوط کردى، درحالیکه اسبها تورابا سُم هاى خویش کوبیدند،وسرکشان باشمشیرهاى تیزِشان برفرازت شدند، پیشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود ،

تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلى رَحْلِک َ وَ بَیْتِک َ ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِک َ عَنْ وُلْدِک َ وَ أَهالیک َ ،
پس گوشـه نظرى به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندى، در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشـغول بودى ،

وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً ، إِلى خِیامِک َ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باکِیاً ،
اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت ، شیـهه کشان و گریـان، بجانبِ خیمه ها رو نمود ،


فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً ، وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک َ مُبادِرات،
پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند،و زینِ تورابراو واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند، بر صورت ها طپانچه مى زدندو نقاب ازچهره هاافکنده بودند، وبصداى بلندشیون میزدند، و ازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند،


وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ،
درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،


وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِک َ ،
وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود،


قابِضٌ عَلى شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ ،
بادستى مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد،
ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ ،
(وبادست دیگر)باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامى کرد،


قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ،
تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد،


وَ خَفِیَتْ أَنْفاسُک َ ،
نَفَسهاىِ مبارکت درسینه پنهان شد ،



وَ رُفِـعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُک َ ،
وسرِمقدّست برنیزه بالارفت،

وَ سُبِىَ أَهْلُک َ کَالْعَبیدِ ،
اهل وعیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند،


وَ صُفِّدُوا فِى الْحَدیدِ ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیّاتِ ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، یُساقُونَ فِى الْبَراری وَالْفَلَواتِ ، أَیْدیهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَى الاَْعْناقِ ، یُطافُ بِهِمْ فِى الاَْسْواقِ ،
و در غُل و زنجیرآهنین برفرازجهازِ شتران دربند شدند، گرماى (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان مى سوزاند ، در صحراها و بیابانها کشیده می شدند، دستانشان به گَردَنها زنجیرشده، درمیان بازارها گردانده می شدند،
——————————————————
17:55
فَقامَ ناعیک َ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّک َ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ، فَنَعاک َ إِلَیْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ ، قآئِلا یا رَسُولَ اللهِ قُتِلَ سِبْطُک َ وَ فَتاک َ ، وَ اسْتُبیحَ أَهْلُک َ وَ حِماک َ ، وَ سُبِیَتْ بَعْدَک َ ذَراریک َ ، وَ وَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِک َ وَ ذَویک َ ،
پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِجدّت رسول خدا «که رحمتِ بى پایانِ خداوندى براو و آلِ اوباد» ایستاد، وبااشکِ ریزان خبرِمرگِ تورابه وى داد، و اینگونه گفت که: اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان وحَریمَت مُباح گردید، پس ازتو فرزندانت به اسیرى رفتند، و وقایع ناگوارى به عترت و خانواده ات وارد شد،


فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ ، وَ بَکى قَلْبُهُ الْمَهُولُ ، وَ عَزّاهُ بِک َ الْمَلآئِکَةُ وَ الاَْنْبِیآءُ،
پس(از شنیدنِ این خبر) رسول خدا مضطرب و پریشان گردید، و قلبِ هراسناکَش بگریست، و فرشتگان وانبیاء (بخاطـر مصیبتِ تو) او را تسلـیت و تعـزیت گفـتند،


وَ فُجِعَتْ بِک َ اُمُّک َ الزَّهْرآءُ،
و مادرت زهـراء (ازانـدوهِ مصیبـتِ تو) دردنـاک شد ،


وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلآئِکَةِ الْمُقَرَّبینَ،
و دستـه هاىِ ملائکه مقـرّبین در آمد و شد بودند،


تُعَزّی أَباک َ أَمیرَالْـمُـؤْمِنینَ ،
پـدرت امیرمؤمنـان را تعزیت می گفتند،


وَ اُقیمَتْ لَک َ الْمَـاتِمُ فی أَعْلا عِلِّیّینَ ،
مجالسِ ماتم وسوگوارى براىِ تو در اعلاعلیّین برپا شد،


وَ لَطَمَتْ عَلَیْک َ الْحُورُ الْعینُ،
و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند،

وَ بَکَتِ السَّمآءُ وَ سُکّانُها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّانُها ، وَ الْهِضابُ وَ أَقْطارُها، وَ الْبِحارُ وَ حیتانُها، وَ مَکَّةُ وَ بُنْیانُها، :خل وَ الْجِنانُ وَ وِلْدانُها ، وَ الْبَیْتُ وَ الْمَقامُ، وَ الْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَ الْحِـلُّ وَ الاِْحْرامُ ،
(در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشت ها و نگـهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریا ها و ماهیانش، شهرمکّه و پایه هایش، فردوس ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگى گریستند،
روضه - امام حسین pinned this message
ر
18:01
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:48
#حضرت_زینب
#شب_دهم_محرم
#شب_عاشورا

عکس امشب که خوش احوال تو را می بینم
عصر فردا ته گودال تو را می بینم

آمدم تا که دلی سیر کنارت باشم
شانه بر مو بزنی، آینه دارت باشم

چقدَر پیر شدی!؟ از حسنم پیر تری!
از من خسته به والله! زمین گیر تری!

مادرم بود که آگاه ز تقدیرم کرد
من اگر پیر شدم، پیری تو پیرم کرد

عصر فردا به دل مضطر من رحمی کن
ته گودال به چشم تر من رحمی کن

من ببینم که تو بی پیرهَنی می میرم
تکیه بر نیزه ی غربت بزنی، می میرم

آه از سینه ی پر خون بکِشی می میرم
از دهان نیزه ای بیرون بکشی، می میرم

سر گودال من از هول و ولا خواهم مرد
زود تر از تو در این کرب و بلا خواهم مرد

پنجه ی کینه به مویت برسد من چه کنم!؟
نیزه ای زیر گلویت برسد من چه کنم!

بوسه ی فاطمه بر حنجر تو می بینم
خنجری کُند به پشت سر تو می بینم

بین گودال و حرم، عطر فروشم فردا
تن عریان تو را با چه بپوشم فردا!؟

چادرم هست، ولی همسفرم شک دارم!
تا دم عصر بماند به سرم، شک دارم!

مُردم از غم، بروم فکر اسیری باشم
قبل از آن، فکر مهیّای حصیری باشم

وحید قاسمی

@rozeh_1
ر
18:01
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:48
#حضرت_زینب
#شب_دهم_محرم
#شب_عاشورا

بین گودال و حرم،عطر فروشم فردا
تن عریان تو را با چه بپوشم فردا؟

من ببینم که تو بی پیرهنی می میرم
تکیه ی بر نیزه ی غربت بزنی، می میرم

چقدر دلهره و غم سرِ پیری دارم!
پدرم گفت که یک روز اسیری دارم

پدرم گفت که یک روز بلا می بینم
سرِ نی، زلف پریشان تو را می بینم

وحید قاسمی

@rozeh_1
ر
18:02
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:48
#حضرت_زینب
#شب_دهم_محرم
#شب_عاشورا

من از آتش‌زدن بال و پرت می‌ترسم
شب به پایان برسد از سحرت می‌ترسم

این جماعت همه در فکر عذابت هستند
آه از آتش روی جگرت می‌ترسم

غم چشمان تو با قبل تفاوت دارد
بی من زار نرو از سفرت می‌ترسم

اصلا امشب چقدر توصیه داری آقا
دارم از این‌همه اما اگرت می‌ترسم

چشم من خورد به اکبر جگرم سوخت حسین
من ز پاشیدن جسم پسرت می‌ترسم

تیرهایی که سه‌شعبه‌ست مهیا کردند
از تهاجم سوی چشم قمرت می‌ترسم

رحم بر طفل صغیر تو ندارند اینها
خیلی از تیر و گلوی ثمرت می‌ترسم

زنده‌ای و بسوی خیمه‌ی تو می‌آیند
ته گودال ز چشمان ترت می‌ترسم

سیدپوریا هاشمی

@rozeh_1
ر
18:02
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:48
#امام_حسین
#شب_دهم_محرم
#شب_عاشورا

نیرو نمانده است به بازو برادرم
تا نیزه های در بدنت را درآورم

ای عمر من چگونه تنت اینچنین شده
بالا بلند قامت تو چون نگین شده

با تیغ و تیر پیرهنت ریز ریز شد
از نعل های تازه تنت ریز ریز شد

ای پاره پاره تن به زمین ریختی حسین
از دست های من به زمین ریختی حسین

یک لحظه قلب من متحیر شد و شکست
بردند نیزه ها بدنت را به روی دست

دستی سیاه پیرهنت را ربوده است
هر نیزه قسمتی ز تنت را ربوده است

نشناختم اگر که تو را حق بده حسین
آه ای مرملٌ بدما حق بده حسین

چون چاره نیست از بدنت دور می شوم
با تازیانه ها ز تنت دور می شوم

زخمی ترین بدن به که بسپارمت حسین؟
تنهاترین من به که بسپارمت حسین؟

از لحظه ای که گرگ صفت ها رها شدند
خلخال ها روانه ی بازارها شدند

غربت ببین چگونه سفر می برد مرا
فریادهای حرمله سر می برد مرا

خولی برای بردن تو کیسه جور کرد
گویا هوای کوفه و نان تنور کرد

حسن کردی

@rozeh_1
ر
18:04
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:48
#امام_حسین
#شب_دهم_محرم
#شب_عاشورا

مقتل نوشته روی تنت پا گذاشتند
در زیر دست و پا ، زده ای دست و پا حسین

مقتل نوشته پیکر تو نرم گشته بود
با هر نسیم جسم تو شد جابجا حسین

مقتل نوشته حد حرم را چهل زراع
رفته تن بدون سرت تا کجا حسین

مقتل نوشته ضربه به پهلوی تو زدند
حتما شبیه مادرتان بی هوا حسین

مقتل نوشته راس تو را بد بریده اند
چون از جلو بریده نشد از قفا حسین

مقتل نوشته دست به گیسوی تو زدند
یک عده گرگ های بی حیا حسین

مقتل نوشته دست تو از مچ بریده شد
با خنجری شکسته و با ضربه ها حسین

مقتل نوشته زیر گلو نحر گشته بود
پهنای نیزه شد به گلوی تو جا حسین

هر ضربه را برای رضای خدا زدند
شمشیر ، نیزه ، سنگ و حتی عصا حسین

قاسم نعمتی

@rozeh_1
ر
18:05
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:49
#امام_حسین
#گودال_قتلگاه

از اسب واژگون شدی اما بلند شو
خورشید خاک خورده ی صحرا بلند شو

گیرم که شمر روی تن تو نشسته است
بر هم بزن قواعد و از جا بلند شو

باجسم چاک چاک مزن چنگ روی خاک
تنها امید خیمه ی زن ها بلند شو

دارند می زنند به تو پیر مرد ها
از دست شان بگیر عصا را بلند شو

تا اسب ها به روی تنت تاختند ،شمر
با ریشخند گفت :که حالا بلند شو!!!

«از آب هم مضایقه کردند کوفیان»
ای تشنه ی مقطع الاعضا بلند شو

مادر رسیده آبرویش را بخر حسین
یک یاعلی بگو و ازین جا بلند شو

این خاک ها مناسب این خواب ناز نیست
آتش گرفته خیمه ات آقا!! بلند شو!!...

علی اصغر یزدی

@rozeh_1
ر
18:06
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:49
#امام_حسین
#گودال_قتلگاه

روی زمین افتادی و بال و پرت رفت
نا باورانه نیزه در نیزه سرت رفت

تو زینت دوش نبی بودی ولی حیف
خوردی زمین و زیر مرکب پیکرت رفت

عمامه و خُود و سپر ،شمشیر، حتی
در آن هیاهو یادگار مادرت رفت

ترکیب انگشتان دستانت به هم خورد
وقتی به دست ساربان انگشترت رفت

باور ندارم قسمتی از مقتلت را
باور ندارم که اسارت خواهرت رفت

دیگر چرا در آن بیابان پیکرت ماند ؟؟
دیگر چرا در مطبخ خولی سرت رفت...

یادت میاید دفن کردی اصغرت را ؟؟
بر روی نیزه ها چرا پس اصغرت رفت؟؟

حالا که نزدیک فراتی...با خبر باش!!
از کربلا لب تشنه آخر دخترت رفت...

علی اصغر یزدی

@rozeh_1
ر
18:07
روضه - امام حسین
ر
روضه 27.07.2023 12:49:49
#امام_حسین
#گودال_قتلگاه

لب تشنه غرق خون شدی آخر! زبانم لال
پا میکشی بر خاکِ دور و بر! زبانم لال

سرنیزه ها در پیکرت محکم فرو رفتند
محکم! چنانکه زرد شد پیکر! زبانم لال

میکرد اثر زهری که بر سرنیزه ها دادند
هر لحظه میشد حال تو بدتر! زبانم لال

شمر(لع) آمد و شد قتلگاهت گوشۂ گودال
زد بیهوا بر حنجرت خنجر! زبانم لال

افتاد بی رحمانه موهایِ تو در دستش
افتاد یک گوشه تنت بی «سر»! زبانم لال

انگشتِ تو افتاد زیر تیغِ یک نامرد
شد غرقِ در خونِ تو انگشتر! زبانم لال

یک لحظه بین خاک و خون چشمت تکانی خورد
از داغ تو افتاد تا خواهر! زبانم لال

می بُرد با خود خاطراتِ خوبِ مادر را
پیراهنت را بُرد! ای مادر! زبانم لال...

رفتند و برگشتند! دیدم حرمله(لع) هر بار...
انداخت نعلِ تازه ای دیگر! زبانم لال

مرضیه عاطفی

@rozeh_1
28 July 2023
ر
01:06
روضه - امام حسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 27.07.2023 18:47:10
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه #روز_یازدهم


آه ، ای بی کفنِ کرببلا وای‌حسین
تنت اینجاست سرت رفته کجا وای‌حسین

خاک عالم به سرم خاک نکردند تو را
خاک آلود تنت گشته رها وای‌حسین

آنقدر  دور تو شمشیر و سنان ریخته است
شده گودال تو چون کوه منا وای‌حسین

پدرت از زرهِ قیمتی عَمْر گذشت
از لباست نگذشتند چرا وای‌حسین

چادر سوخته ای دارم اگر بگذارند
میکشم بر تن تو جای عبا وای‌حسین

روز جمعه نه ، تو را روز دوشنبه کشتند
قاتل مادرمان کشت تو را وای‌حسین

هرکجا مادر تو بوسه زده نیزه زدند
جایی یک بوسه نداری به خدا وای‌حسین

قطعه قطعه شدی و بعد از آن ذبح شدی
قتلِ صبرت به خدا کُشت مرا وای‌حسین

تو کریمی غم انگشتریت را نخورم
بگو انگشت تو افتاده کجا وای‌حسین

من که یک عمر فقط با تو سفر می رفتم
حال با شمر روم شام بلا وای‌حسین

کعب نی میخورم اما چه کنم این نامرد؟
بین مردم نبرد اسم مرا وای‌حسین

روی نی حرف بزن ، آیه بخوان ، کاری کن
نشود خواهرت انگشت‌نما وای‌حسین


@raziolhossein
ر
01:07
روضه - امام حسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 27.07.2023 06:29:30
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

السلام ای بدن بی سر گرما دیده
السلام ای سر مجروح کلیسا دیده

با چه وضعی ته گودال کشاندند تورا
ما شنیدیم ولی زینب کبری دیده

ای به قربان نگاهش که از این دشت بلا
هر بلایی به سرش آمده زیبا دیده

زینت دوش نبی بودی و بی وجدان ها
سر بریدند و گرفتند تو را نادیده

ای که شد مهریه ی مادر تو آب فرات
ترک روی لبت را لب دریا دیده؟!

خنجر انداخت مسیحی و مسلمان برگشت
به گمانم ته گودال مسیحا دیده

ای عزیزی که تنت پیش همه عریان شد
بر سر پیرهنت فاطمه دعوا دیده

دختری که همه ی دلخوشی اش بابا بود
عوض دیدن بابا ، سر بابا دیده

#یامظلوم

@raziolhossein
ر
19:08
روضه - امام حسین
ر
روضه 28.07.2023 11:11:52
#حضرت_زینب
#شام_غریبان

تمام حجم تنت را سوارها بردند
به زیر مرکبشان نیزه دارها بردند

به این دوچشم پرازاشک دیدم از روی تل
تورابه هرطرف دشت بارها بردند

برای کشتن تو بیقرار بودند و
قرار قلب مرا بیقرارها بردند

مسیح نیزه نشین منی که راس ات را
به بزم مستیه شمشیردارها بردند

لباس و جوشن وانگشترو عبایت را
حیا نکرده و بی بند و بارها بردند

غریب و بی کس و بی یار بودی و دیدم
چه وحشیانه تو را همقطارها بردند

فقط نه جسم تورا بلکه از قبیله ی من
چقدر مرد و زن و شیرخوارها بردند

محمد کابلی

@rozeh_1
ر
19:09
روضه - امام حسین
ح
حدیث اشک 28.07.2023 12:21:49
آن نیزه ای که در دهنش رفت، دید و بعد
با چشم های بسته فقط می شنید و بعد
با ضربه ی سنان همه گفتند کشته شد
اما هنوز سینه ی او می تپید و بعد
مویه کُنان و مویکَنان سمت قتلگاه
از خیمه گاه خواهر او می دوید و بعد
گفت: »ابن سعد جای حسینم مرا بکش
از زنده ماندنش نشدم نا امید« و بعد
لشگر برای قاتل او راه باز کرد
چکمه به پا رسید سواری پلید و بعد
تا روی سینه ی پسر فاطمه نشست
قد علی و احمد و زهرا خمید و بعد
با ضربه ی دوازدهم کنده شد سرش
در قتلگاه باد سیاهی وزید و بعد
پیغمبران و جن و ملک ضجه میزدند
در لحظه ی اذان سر او را برید و بعد
لشکر به سمت خیمه ی زن ها روانه شد
سهم مخدرات حرم تازیانه شد
#گروه_شعر_یا_مظلوم
#گودال_قتلگاه
#گودال
#محرم۱۴۰۲
@hadithashk
23 August 2023
ر
11:53
روضه - امام حسین
عمریست به خوان تو نمک گیر شدم
هر شب سر سفره تو من سیر شدم

هرکس به رهی جوانی خود طی کرد
من هم در خانه شما پیر شدم
16 June 2024
ر
10:49
روضه - امام حسین
شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی

(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)

اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی

(ویاهنگامی که ازغریبی یا شهیدی خبری شنیدید، برمن ندبه کنید)

فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی

(من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند)
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی

(و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند)

لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی

(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید)

کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی

(که چگونه برای کودک خردسالم،آب خواستم و آنان رحم نکردند)

وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین

(و به جای آب، با تیر جفا او را سیراب کردند)

یا لرزئ مصاب هدّ ارکان الحجون

(وه! چه فاجعه غم انگیز و دردناک که براثر آن کوه‌های بلند مکه به لرزه درآمد.)

ویلهم قد جرحوا قلب، لرسول الثقلین

(وای بر آنها که با این کار خود، قلب مبارک رسول را جریحه دار کردند)

فالعنواهم ماستطعتم شیعتی فی­کل حین

(ای شیعیان من هرچه توان دارید درهر زمان آنها را لعنت کنید)
19 June 2024
ر
11:06
روضه - امام حسین
غیر از این خاک بلاکَش، وطنی نیست تو را
جز سنان و نی و خنجر، چمنی نیست تو را

گفتم از خاتم انگشت تو را بشناسم
تو که انگشت نداری، یمنی نیست تو را

تو پس از قتل حسن، گفتی غارت زده ام
حال غارت شده ای، پیرهنی نیست تو را

استخوان های تنت مثل دلت نرم شده
جز من و مادرمان، سینه زنی نیست تو را

بسکه اسب از بدنت رد شده چون خاک شدی
تا رسیدم به تو دیدم، بدنی نیست تو را

بوریا بود بهانه، که بدن جمع شود
ورنه جز خاک بیابان، کفنی نیست تو را
1 July 2024
ر
21:33
روضه - امام حسین
ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰه ای در دﺳﺖ در ﮔﻮدال ﻣﯽ رﻓﺖ
وای اﮔﺮ آن ﻧﯿﺰه را آﻗﺎی ﻋﻄﺸﺎن ﺧﻮرده ﺑﺎﺷﺪ...
21:42
ﺑﯿﻦ آن ﺧﺎﮐﯽ ﮐﻪ ﺷﺎه  ﺗﺸﻨﻪﻟﺐ از ﺣﺎل رﻓﺖ
ﻧﺎﮔﻬﺎن از ذواﻟﺠﻨﺎح اﻓﺘﺎد،  ﺗﺎ ﮔﻮدال رﻓﺖ 

ﻣﺎدر ﭘﻬﻠﻮ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻃﺎﻗﺖ دﯾﺪن ﻧﺪاﺷﺖ 
اﯾﻦ ﺗﻦِ ﺳﺮ ﻧﯿﺰهﺧﻮرده ﭘﺸﺖ و رو ﮐﺮدن ﻧﺪاﺷﺖ
3 July 2024
ر
21:02
روضه - امام حسین
روایت سفارش حضرت زهرا به ابن اصدق اینگونه روضه خواندن:

ایها العینان فیضا•••واستهلا لا تغیضا
لم ٱمرضه فأسلو... لا ولا کان مریضا


‌ای دو چشم اشک ببارید و به شدت گریه کنید و خشک نشوید.

فرزند من مریض نبود (بر اثر بیماری از دنیا نرفت) این را سؤال کنید و قبل از این واقعه نیز بیمار نبود.
10 July 2024
ر
11:35
روضه - امام حسین
راحت کشتنت
آروم آروم طی چند ساعت کشتنت
سر فرصت تو رو با دقت کشتنت
راحت کشتنت
چقدر غریبی تو
غریب کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
کم کم کشتنت
واسه گندم ری دِرهم کشتنت
خواهرت نمیشناخت
مبهم کشتنت
کم کم کشتنت
همه لشکر اومدن
با هم کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
با صبر کشتنت
تو رو با قصد ثواب
کامل کشتنت
بی هوا زدن
چه نا غافل کشتنت
چند تا بی مروتِ
قاتل کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
آخر کشتنت
پیش چشم زینب و
مادر کشتنت
کینه داشتن از بابات
حیدر کشتنت
از چیزی که فکرمه
بدتر کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
یارالی حسین خسته ای بی رمقی بی حالی حسین
تک و تنها وسط گودالی حسین
جای نعله رو تنت پامالی حسین
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
عطشانی حسین داره خون میریزه از پیشانی حسین
بین این همه شهید عریانی حسین
روی نی تو قاری قرآنی حسین
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
11:41
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:38, 765.3 KB
ر
12:31
روضه - امام حسین
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
01:00, 1.1 MB
15 July 2024
ر
14:47
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 14.07.2023 22:56:10
سروده ی شب عاشورا در کربلا😭😭😭

#مقتل
#در_بین_گودال
#روز_عاشورا

ای بی پناه کربلا در بین گودال
رفتی به زیر دست و پا در بین گودال
یک جای سالم که نداری خورده از بس
نیزه به جای نیزه ها در بین گودال
یک پیرمرد بد دهن آمد تو را زد
با بغض حیدر با عصا در بین گودال
آمد سنان و شد تداعی داغ کوچه
زد بر تو سیلی بی هوا در بین گودال
هر استخوان سینه ی تو جابه جا شد
از چکمه ی یک بی حیا در بین‌ گودال
هرنقطه ای که بوسه زد احمد شده زخم
با بوسه ی تیغ جفا در بین گودال
یک گوشه افتاده تن صدپاره ی تو
یک گوشه انگشت جدا در بین گودال
هر کس به تو زخمی زده هم با سلاحش
هم با زبان ِ ناسزا در بین گودال
با ضربه های خنجر کُندی به زحمت
رأست جدا شد از قفا در بین گودال
چل نعل تازه آمد و چل سو تنت رفت
شد عضوعضوت جا به جا در بین گودال
در کربلا هر کافری غسل و کفن شد
اما تن تو شد رها در بین‌ گودال

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ر
18:26
روضه - امام حسین
#مقتل

اربابِ من و تو از جنگیدن خسته شد

"  فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ سَاعَةً وَ قَدْ ضَعُفَ عَنِ الْقِتَال"
خسته شد آقا
"فَبَیْنَا هُوَ وَاقِفٌ "
همین که ایستاده
"إِذْ أَتَاهُ حَجَرٌ فَوَقَعَ عَلَى جَبْهَتِه"
سنگی به پیشانیِ ابی عبدالله خورد
"فَأَخَذَ الثَّوْبَ لِیَمْسَحَ الدَّمَ عَنْ جَبْهَتِهِ"
این پیراهن عربی رو بالا زد، خونِ پیشانی رو پاک کنه
"فَأَتَاهُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ عَلَى قَلْبِه"
یه تیر سه شعبه به قلبِ مبارک خورد... حضرت فرمود:
"بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه"...

*هر کاری کرد ابی عبدالله تیر رو از جلو در بیاره نشد
"ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ فَأَخْرَجَهُ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمُ کَأَنَّهُ مِیزَابٌ"


--------


نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

هوا زجور مخالف چو قیر گون گردید
عزیز فاطمه از اسب … سرنگون گردید

بلندمرتبه شاهی ز صدرِ زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

امام باقر میگن اسب حضرت هی دور‌ آقا می‌چرخه هی سر و گردن خودش رو‌خپن آبی عبدالله آغشته می‌کنه و هی میگه :
الظلیمه الظلیمه من امه قتلت ابن بنت نبیها

صیحه کنان و شیعه زنان اومد سمت خیمه ها
تا زنان حرم نگاهشون به این اسب بی صاحب، زین واژگون،آغشته به خون افتاد، بیرون دویدند:

خرجن من الخدور، ناشرات الشعور، علی الخدود لاطمات و للوجوه سافرات، و بالعویل داعیات، و بعد العز مذللات، الی المصرع الحسین، مبادرات.

به صورت هاشون لطمه میزنن، موی پریشان کردند، به سرو‌سینه میزنن.

ام کلثوم ناله میزنه:
وامحداه،‌واابتاه، واسیداه، واجعفراه، واحمزتاه، هذا الحسین بالعرا، صریع بکربلا.


-----------

زینب دلش تاب نیاورد اومد بالای گودی قتلگاه دیدعمر سعد با یه عده دارن عزیز دلشون هدف تیر و شمشیر و نیزه و‌ سنگ قرار میدن.

اومدن جلو بی بی یه ناله ای کشیدن، فرمودند:
ایقتل ابوعبدالله و‌انت تنظر الیه
روش رو از بی بی گردوند

بار‌ دوم بی بی ناله زدن:
و یحکم اما فیکم مسلم
باز هم کسی جواب زینب رو‌ نداد.

یه جمله داره مقتل جون منو آتیش زده:
عمر سعد وقتی اضطراب زینب رو‌دیدم دستور داد:
انزلوا الیه و‌ اریحوه
همه وارد گودی قتلگاه بشین کار حسین رو تمام کنین.

ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰه ای در دﺳﺖ در ﮔﻮدال ﻣﯽ رﻓﺖ
وای اﮔﺮ آن ﻧﯿﺰه را آﻗﺎی ﻋﻄﺸﺎن ﺧﻮرده ﺑﺎﺷﺪ...

---------

مقتل میگه ۴۰‌نفر چکمه دار و شمشیر دار ریختن تو‌ گودال، روی سینه ابا عبدالله

لذا امام زمان توی ناحیه مقدسه میگن:
بالانقباض والانبساط شمالک و یمینک

یعنی این نامردا بر سینه شریف و مبارک تو‌پا میگذاشتن در حالی که در حال احتضار بودی و بر روی پیشانی مبارکت عرق مرگ نشسته بود.
دست های مبارکت در حرکت بودند، یکی در انقباض و یکی در انبساط دست و پا می‌زدی.

تدیر طرفا خفیا الی رحلک‌ و بیتک
چشم هایت رو به روی خیمه ها و اهل بیت و‌عیالت برمیگرداندی و به اون ها نگاه میکردی.
-----------


آخر سر از بین همه شمر پیشی گرفت، وارد گودی قتلگاه شد.
آخ بمیرم و این بخش مقتل رو نخونم.
و رکب علی صدره
یه لگدی به ابی عبدالله زد.
و الشمرجالس علی صدره
مولف سیفه علی نحره
قابض علی شیبته بیده

با یه دست محاسن شریفش را گرفته با دست دیگر ۱۲ ضربه...

-----------


در حدیثی از امام صادق روایت شده که وقتی اون‌ملعون روی سینه ی ابی عبدالله نشست، خدا به ملک‌الموت امر کرد روح این مظلوم رو قبضه نما.

ملک الموت گفت از کجا شروع کنم این که جای سالمی در بدن ندارد.
خطاب رسید ساکت باش من خودم‌ حسین رو قبض روح میکنم به ید قدرت خود.

بعد از بطن عرش دیدن ندا رسید این آیات تلاوت میشد:

یا ایتها النفس المطمئنه
ارجعی الی ربک راضیه مرضیه
فادخلی جنتی و الدخلی فی عبادی

چیزی نگذشت، ای کاش کسی بود جلویِ چشم زینب رو بگیره، یه وقت نگاه کنه...*

سری به نیزه بلند است در برابرِ زینب
خدا کند که نباشد سَرِ برادرِ زینب

*صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا مَظلوم یَا أَبَاعَبْدِ اللَّه .. به نیابت ازهمه ی شهدامون با همۀ وجودت ناله بزن، بگو: یاحسین!...
9 August 2024
ر
09:25
روضه - امام حسین
این دو سه قطره ی اشکی که فدایت کردم...

سببی شد که ”شب جمعه” صدایت کردم....

”مادرت” آمده با چادر خاکی به حرم....

که چنین من هوس ”کرب و بلایت” کردم....


#السلام_علیک_یااباعبدلله
25 October 2024
ر
11:17
روضه - امام حسین
د
دو خط شعر 28.01.2024 12:11:26
میشه بهم بگی
سپردیمون به کی
محرمامو دیدم روی ، نیزه یکی یکی
هنوز نخوردم آب
که دارم اضطراب
من و تو می رسیم به هم ، تو مجلس شراب
زینب تو با خولی ، مسافر بازاره
کی بین این نامردا ، هوای مارو داره
((حسین غریب مادر))



دیدم که افتادی
به زیر دست و پا
چیزی نموند ازت زیرِ ، نیزه شکسته ها
هنوز میسوزم از
آتیش خیمه ها
بچه یتیمارو زدن ، مشت و لگد چرا
مگه سفر رو ناقه ، بدون محمل میشه
مگه سفر با ناموس ، بین اراذل میشه
((حسین غریب مادر))



موسفیدای دِه
به تو عصا زدن
کشیده کار تو دیگه ، به دست و پا زدن
والشمر جالسٌ
دلش چقدر پُره
تو حاضری که جون بدی ، خنجر نمیبُره

مادر آب واسه تو ، یه ظرف آب آورده
دیر رسیده انگاری ، یکی سرت رو برده
((حسین غریب مادر))
4 November 2024
ر
20:37
روضه - امام حسین
بارون نبارید آسمون
بادی بهت نزد

خورشید مراعاتت نکرد
سوخته تنت چقدر

با احترام خاکت نکرد
آخر بنی‌اسد

از بس که مونده بود تو سینه آه تو
عَمداً عبورمون دادن از قتلگاه تو

خدا می‌دونه که چقدر گوشواره گم شده
رباب داره دق می‌کنه گهواره گم‌ شده
رقیه پیدا شده و دوباره گم شده
ر
23:28
روضه - امام حسین
#شب_جمعه
#نریمانی


مظلوم بودی و، از آب فرات محروم بودی و
تنها بودی و، فکر خیمه زنها بودی و
تشنه بودی و، زیر هجمه ی دشنه بودی و

یکی ته گودال لباستو پرت کرد
شلوغی خیمه حواستو پرت کرد

عذاب کردنت؛منع آب کردنت
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت

به خون گلوت خضاب کردنت
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت

نمیبرم از یاد نگاه آخر رو
حق بده نشناسم پیکر بی سر رو

*أاَنتَ اَخی.. بعضیا میگن نشناخت...
از گودال بیرون اومد،اما دید از وسط گودال یه صدایی بلند شد،اُخَیَّ اِلَیَّ.‌..*

تمومه حسین روبرومه حسین
خودت بگو که پیکرت، کدومه حسین

اومد تو گودال این نیزه شکسته ها رو کنار زد...گفت :داداش...

تمومه حسین روبرومه حسین
خودت بگو که پیکرت، کدومه حسین

هنوز دیدنت آرزومه حسین
خودت بگو که پیکرت کدومه حسین..کدومه حسین

با یارب یارب کشتی مادرو
با مادر مادر کشتی خواهرو
با بی رحمی زد تیر آخرو
حسین جانم!

آه..ای..مادر!
من بمیرم،میکشی آه،با فرود هر نیزه
من بمیرم دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه
نیزه رو نیزه،چشای هرزه
5 November 2024
ر
11:37
روضه - امام حسین
ات
ا ت 21.08.2021 18:10:08
اما حضرت زينب سلام الله عليها مي فرمايند
عصر یازدهم وقتی اهلبیت رو میخواستند از کنار شهدا عبور بدن ,

ديدم حال امام سجاد متغير شده، سئوال كردم، چی شده عزیز دلم،چرا بدنت داره می لرزه،

صدا زد عمه،اینها مارو مسلمون نمی دونند،چرا؟

فرمود:ببین عمه جان بدن های اولیاء خدا رو روی زمین گذاشتند،بدن های خودشون رو دفن کردند؛

فرمود:نگران نباش؛اون حدیث معروف رو خوندند:"وَ يَنْصِبُونَ لِهَذَا الطَّفِّ عَلَماً "این جور نمیمونه... این جور نمیمونه...


آي محبین ابی عبدالله وقتی عزیزی رو از دست میدین اون رو غسل میدن, كفن میکنن, با احترام دفن میکنن
اما بميرم آن زماني كه امام سجاد براي تدفين بابا اومد صدازد : كمي بوريا بیارید....
يا حسين *
مگر به کربلا کفن ،به غیر بوریا نبود
مگر حسین تشنه لب ،عزیز مصطفی نبود
مگر کسی که کشته شد،تنش برهنه می کنند
مگر که پاره پیرهن،به پیکرش روا نبود
سرش به نوک نیزه ها،تنش به خاک کربلا
کفن برای او به جز،شکسته نیزه ها نبود

اما يا امام سجاد كاش به همين بسنده كرده بودند،

اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ
اسب هاشون رو نعل تازه زدند بر بدن ابي عبدالله، بازم ناله بزن بگو يا حسين...


کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند کسان، جسم حسین بی‌کفن است»

«استخوانی اگر از سینه او باقی ماند

آن هم از ضرب سم اسب، شکن در شکن است»


*بابا رسم ِ توي ما مسلمونها طرف راست صورت ميت رو روي خاك مي گذاريم، اما امام سجاد چه كند؟ می خواست صورت به صورت باباش بذاره،اما حسین.......... سر در بدن ندارد

بنی اسد بیایید کفن با خود بیارید

مگر خبر ندارید حسین کفن ندارد

گل ولاله بیارید سر قبرش گذارید

مگر خبر ندارید حسین مادر ندارد


توی مسلمون ها رسمه اگه دندونی چیزی می‌شکنه همراه با بدن دفن میکنن دیدن آقا تو صحرا داره دنبال یه چیزی میگرده
سوال کردن چی شده آقا
صدا زد آخه جسارت کرده ساربان...نه انگشتی نه انگشتری...

خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد

آیا نگفتم در بیاور خاتمت را
راضی شدی انگشترت را ساربان برد


یه وقت هم
بنی اسد نگاه كنه ببینه امام سجاد از قبر بالا نمیاد،
نگاه كردند دیدن این لبهاش رو گذاشته روي رگ های بریده
حسین......

زیر بغل هاش رو گرفتن
خودش با دست خودش خاك رو بدن باباش ریخت،دیدن نشسته داره ،با انگشت سبابه داره می نویسه: هذا قبر الحسین بن علی، الذی قتلوه عطشانا،حسین...*
ر
11:41
روضه - امام حسین
ات
ا ت 19.08.2021 18:07:57
به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من

سر تو رو بردند، دیر رسیدم من






یک گوشه گودال ، مادر رو دیدم من

که رفته بود از حال، دیر رسیدم من

صدا زدی من رو ، خودم شنیدم من

صدای رگ هات بود، دیر رسیدم من





عمامه ات رو بردند ، دیر رسیدم من

شمشیر ات رو بردند ، دیر رسیدم من

انگشتر اش هم بردند…


پیراهن رو بردند ، دیر رسیدم من

با بوسه از رگ ها ، به خون تپیدم من

میان خاک و خون ، دیر رسیدم من

عزیز خواهر غریب مادر

عزیز خواهر غریب مادر
ر
11:43
روضه - امام حسین
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:15:57
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خودم دیدم زبالای بلندی
که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم
همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها
پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را
خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
11:43
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدبه چشمم خواب شب راراه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد حسان
آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده
ر
11:43
روضه - امام حسین
ات
ا ت 19.08.2021 17:52:41
یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من
یا بگو بیرون روند از مجلست طفلان من
یا نزن شرمی نما از روی زهرا مادرم
یا بزن مخفی ز چشم خواهر گریان من
11:43
طفل صغیری ز حسین گم شده، ساربان
قامت زینب ز اَلَم خم شده، ساربان

شام غریبان حسین امشب است
ای خدا، ای خدا
11:43
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب

باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
11:43
خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد

آیا نگفتم در بیاور خاتمت را
راضی شدی انگشترت را ساربان برد
11:43
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذولجناح دگر تاب استقامت داشت

کشید پا ز رکاب آن خلاصه ایجاد
به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد

هوا ز جور خالف، چون قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد
اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد
11:43
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین

از جنان تا قتلگه زهرا صدا مى ‏زد حسین
از جنان تا قتلگه حیدر صدا می زد حسین
11:43
آندم بریدم از زندگی دل
که آمد به مسلخ شمر سیه دل

او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل

او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل

او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل

او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل

او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل
11:43
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست

خاک عالم به سرم کز اثر تیغ و سنان

جای یک بوسه من بر همه اعضای تو نیست

شمر لب تشنه چه سان رشته عمر تو گسیخت
11:43
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا
21 November 2024
ر
22:44
روضه - امام حسین
#عاشورا_شور
#قتلگاه_شور

یکی دستور میداد
غارتش کنید
خواهرش داد میزد
راحتش کنید

دافع البلایا
سنان سیلی میزنه به کعبه الرزایا
دافع البلایا
غریب گیر آوردنش ، چه کار کنم خدایا

خون تو شد مباح
زخمی      بی پناه



دسته جمعی باهم
میزدن شدید
یه نفر میگفتش
جایزم بدید

حرف‌ بد شنیدم
گشتم ولی دور و برم یه محرمم ندیدم
حرف بد شنیدم
به سختی نیزه از تنه برادرم کشیدم


کشته بی گناه 
زخمی  بی پناه

#هیئت_خرابه_شام
19 May 2025
ر
04:47
روضه - امام حسین
كان الحسين مرملاً بالدماء
مسلوب العمامة والرداء
سلبوه كل شيء

اجتمعوا تارة على ضرب.
ولكن هنا المصيبة اعظم واكبر.
ثم اجتمعوا على سلبه.
فلم يبقى له حتى قميص.
اهدته اياه امه فاطمة
يا الله!
يقول الملعون جئت لاسلب الحسين فلم ار شيئا الا خاتم في خنصره.
الا بالمنادلة ايوا حسين.
04:52
قال الراوي :
فوالله لا أنسى زينب بنت علي و هي تندب أخاها الحسين بصوت حزين وقلب كئيب :

« يا محمداه ، صلى عليك مليك السماء ، هذا حسين مرمل بالدماء ، مقطع الأعضاء ، مسلوب العمامة والرداء ، محزوز الرأس من القفا. ونحن بناتك سبايا.

إلى الله المشتكى ، وإلى محمد المصطفى ، وإلى علي المرتضى ، وإلى فاطمة الزهراء ، وإلى حمزة سيد الشهداء.

يا محمداه!
هذا حسين بالعراء ،
تسفي عليه ريح الصباء ،
قتيل أولاد البغايا.

واحزناه! واكرباه عليك يا أبا عبد الله.

بأبي من لا هو غائب فيرتجي ، ولا جريح فيداوى.

بأبي المهموم حتى قضى.

بأبي العطشان حتى مضى ... »

فأبكت ـ والله ـ كل عدو وصديق.

نام کتاب : زينب الكبرى عليها السلام من المهد الى اللحد نویسنده : القزويني، السيد محمد كاظم جلد : 1 صفحه : 265
5 July 2025
ر
04:41
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 14.07.2023 22:56:10
سروده ی شب عاشورا در کربلا😭😭😭

#مقتل
#در_بین_گودال
#روز_عاشورا

ای بی پناه کربلا در بین گودال
رفتی به زیر دست و پا در بین گودال
یک جای سالم که نداری خورده از بس
نیزه به جای نیزه ها در بین گودال
یک پیرمرد بد دهن آمد تو را زد
با بغض حیدر با عصا در بین گودال
آمد سنان و شد تداعی داغ کوچه
زد بر تو سیلی بی هوا در بین گودال
هر استخوان سینه ی تو جابه جا شد
از چکمه ی یک بی حیا در بین‌ گودال
هرنقطه ای که بوسه زد احمد شده زخم
با بوسه ی تیغ جفا در بین گودال
یک گوشه افتاده تن صدپاره ی تو
یک گوشه انگشت جدا در بین گودال
هر کس به تو زخمی زده هم با سلاحش
هم با زبان ِ ناسزا در بین گودال
با ضربه های خنجر کُندی به زحمت
رأست جدا شد از قفا در بین گودال
چل نعل تازه آمد و چل سو تنت رفت
شد عضوعضوت جا به جا در بین گودال
در کربلا هر کافری غسل و کفن شد
اما تن تو شد رها در بین‌ گودال

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ر
04:41
روضه - امام حسین
ا
اشعار عبدالمحسن 14.07.2023 22:55:55
#قتلگاه
#روز_عاشورا

رأست بریده است ولی از قفا چرا
هر جات زخمی است ولی با عصا چرا
انگشترت اگر چه رسیده به ساروان
انگشت تو شده ست ز دستت جدا چرا
هر سو نشانه از بدنت مانده و شده
هر عضو تو ز جای خودش جابه جا چرا
این پیکری که کلّ محیطش شده ست زخم
رفته به زیر مرکب ده بی حیا چرا
این پاره پاره پیکر ِ بی غسل و بی کفن
گردیده در میان بیابان رها چرا
رأس تو را اگر چه ز کینه بریده اند
دیگر شده ست سربه سر نیزه ها چرا

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
15 July 2025
ر
16:21
روضه - امام حسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا #گودال


تجسم کن که در گودال اربابی زمین خورده
ز پا افتاده و لشکر لباسش را ز تن برده

تجسم کن هزار و نهصد و پنجاه زخمش را
لبان تشنه و خشک و دوباره..آه…زخمش را

تجسم کن به خاک است و نشان از این و آن دارد
و یک نیزه به پهلو و یکی در سینه و یک در دهان دارد

تجسم کن که با پا زیر و رو کردند آقا را
تجسم کن حسینِ بی کس و تنهای تنها را

تجسم کن هجوم اسب ها را بر سر و سینه
هزاران سنگ بر پیشانی و دندان آئینه

تجسم کن سر ذبح سرش جنجال بر پا شد
برای کشتنش بین سنان و شمر دعوا شد

تجسم کن که شمر آمد بِبُرد حنجر او را
تجسم کن…تجسم کن…تجسم..خواهر اورا

تجسم کن ذبیحی را که طفلش سخت ترسیده
تجسم کن تنی را که به زیر نعل پاشیده

الهی من بمیرم…مادرش بوده ست در گودال
الهی من بمیرم..دید جسمش می شود پامال


#آرمان_صائمی

@raziolhossein
24 July 2025
ر
04:37
روضه - امام حسین
نزدیک سه ساعت
افتادی تو گودال
اینقدر نیزه خوردی
که رفتی تو از حال

نیزه رو فرو کرد تو دهنش
یه عده حرومی با پا زدنش😭

بدنو برگردوند و نشست
سینه عزیز زهرا شکست😭
27 July 2025
روضه - امام حسین pinned this message
10 August 2025
روضه - امام حسین pinned this message
روضه - امام حسین pinned this message
7 February 2026
ر
18:31
روضه - امام حسین
(دلت تو قتلگاه، به حال شمر سوخت
مگه می‌شه، به حال ما نسوزه)۲

خدا کنه تنِ کسی مثه تو
رو خاک داغ کربلا نسوزه

تو دست ساربانو هم گرفتی
که دست خالی نره از کنارت

لعنت به دنیایی که توش تو باید
به شمر و حرمله بیفته کارت

لعنت به دنیا، لعنت به هرچی تشنگی
لعنت به هرچی، ساعت که یا حسین نگی

لعنت به دنیا، لعنت به هرچی فاصله
دور از تو بودن، خیلی برا من مشکله

ای حسین حسین...

(قربون تو برم که ریزه‌خوارات
بدون تاج و تخت، همه امیرن)۲

جای کفن برا قبر و قیامت
تو فکر خریدنِ حصیرن

دنیا بمونه واسه اهل دنیا
ما همه مشتاق امام حسینیم

شکر خدا با گوشه چشم مادر
سینه‌زنِ داغ امام حسینیم

رحمت به گریه، رحمت به هرچی چشم‌تر
رحمت به روضه، تو روضه‌ها مارم بخر

رحمت به بیرق، رحمت به اون شال عزا
جونم فدای، زوار خاک کربلا

تو رفتی زیر دست و پا که مارو
زمونه رو دست خودش بگیره

بالانشین می‌شه جلوی مردم
کسی که پای عشق تو بمیره

داغ تو روی دل هرکسی موند
خوشی زندگی، بهش حروم شد

قربون تو برم که گریه کردن
میون روضه‌ی تو، آبروم شد

دل‌گیره دنیا، بعد از تو واسه نوکرات
ماهارو کُشته، حال و هوای کربلات

دل‌گیره گودال، مثل غروب کربلا
می‌گم حسین جان، تو روضه رو به کربلا

غروب شد، خورشید نشست
شمر ولی، از تنت پا نشد

اذان شد، نمازش را بست
راه حلقت ولی وا نشد

یک زن تنهام چطور،شمرو ازت جدا کنم؟
پاشو اذون مغربه، من به کی اقتدا کنم؟

اونی که از گودال، سرتو حالا برد
روی سر زینب، صداشو بالا برد